جمعه ۳۱ فروردين ۱۴۰۳ - 19 Apr 2024
تاریخ انتشار :
يکشنبه ۳ آبان ۱۳۹۴ / ۲۲:۲۷
کد مطلب: 33640
۰

احساسات مخرب بعد از جدایی

«دیروز دوستم رو دیدم که خیلی حالش بد بود گفت بعد از دوهفته تازه از خونه بیرون زده، بعد از به هم خوردن نامزدیش ندیده بودمش شاید ده کیلو وزن کم کرده بود. می گفت نمیدونه بعد از دوسال آشنایی و پنج ماه نامزدی حالا چطوری دوباره بشه دختر دوسال و نیم پیش. بااینکه خودش به هم زده بود و می گفت کارش درست بوده خیلی گیج بود و یه دنیا غصه داشت. حتی شیوه ی زندگی نرمال به یادش هم نمی آمد. واقعا نیاز به کمک داشت»


راهکارهای بسیاری برای بازگشت به وضع عادی باید انجام داد. در نهایت بعد از عبور از این گذرگاه دشوار، فرد توانمند و قوی تر می شود. چرا پایان دادن به رابطه دردناک است، وقتی می دانیم ادامه اش بی فایده است؟


تمام کردن رابطه یا طلاق دردناک است چون بیانگر نوعی فقدان ناگزیر است. نه فقط از دست دادن یک رابطه بلکه فقدان رویاهای مشترک با کسی دیگر و تعهد به او که تمام شدنش احساس رها شدگی ترسناکی دارد. روابط عاشقانه با پتانسیل بالایی از امید و هیجان برای آینده ای مشترک شروع می شوند و وقتی با شکست روبرو می شوند استرس، سوگ و ناامیدی عمیقی به بار می آورند. بهبودی از اندوه تمام شدن رابطه یا طلاق بسیار دشوار است اگر چه فرد می داند و می تواند به خودش یادآوری کند بالاخره موفق به عبور از این وضع ناراحت کننده خواهد شد ولی بهتر شدن حال فرد زمان می برد و باید صبور بود.

طبیعی است اگر حالمان بد است

روابط عاشقانه با پتانسیل بالایی از امید و هیجان برای آینده ای مشترک شروع می شوند و وقتی با شکست روبرو می شوند استرس، سوگ و ناامیدی عمیقی به بار می آورند

این طبیعی است اگر احساس اندوه، عصبانیت، خستگی، ناامیدی و گیجی داشته باشیم. این احساسات ممکن است شدید باشند و نسبت به آینده اضطراب داشته باشیم. همه این واکنش ها را باید پذیرفت تا در طول زمان به تدریج کاهش یابند. حتی اگر ازدواجی که به طلاق رسیده یا رابطه ی به انتها رسیده سالم نبوده و فرد را به ناکجا آباد می برده، باز هم جدایی برای فرد بسیار وحشتناک است. انتظار می رود فرد تا مدتی با خوشبینی کمتری رفتار و احساس کند و مثل قبل خوب و بی نقص کار نکند یا با دیگران آنطور که سابق به آنها اهمیت می داد رفتار نکند و اهمیت چندانی به افراد و اطراف قائل نشود. باید پذیرفت که هیچکس سوپرمن نیست و به خودتان فرصت بدهید تا دوباره با تامل خودتان را جمع و جور کنید.
به تنهایی با بحران دست و پنجه نرم نکنید

تشریک احساسات و اندوه با خانواده و دوستان کمک بزرگی برای خروج از این بحران است.توجه داشته باشید که قرار گرفتن در گروه هایی که همین مشکل را داشته اند به نام گروه های خودیاری، و صحبت با آنها مفید است. منزوی ماندن سطح استرس را بالا می برد باعث افت تمرکز، اختلال در کار و روابط دیگر و در نهایت ضربات جدی به سلامت جسم و روان فرد است.از اینکه از دیگران برای برون رفت از موقعیت فعلی کمک بگیرید نهراسید.


از چه کسانی می توان کمک گرفت؟

کسانی که شما را حمایت می کنند، به شما ارزش و انرژی می دهند، مثبت اندیشند و واقعا به شما گوش می دهند. این مهم است که برای بیان صادقانه وضعیتی که با آن درگیر بودید و از آن گذر کردید احساس آزادی کنید و نترسید از اینکه مخاطب تان بد قضاوت تان کند نقدتان کند یا با راهکارهای عجیب تاریخ گذشته عذابتان بدهد. از دوستان قابل اعتماد و خانواده کمک بگیرید.

مخصوصا افرادی که تجربه جدایی یا طلاق دردناک داشته اند می توانند خیلی مفید واقع شوند. آنها حس شما را می فهمند و می توانند به شما اطمینان بدهند که امید برای بهبود و رابطه های جدیدتر وجود دارد. اگر کمک گرفتن یا ایجاد ارتباط با آشنایان دانا و با تجربه برایتان راحت نیست از بیرون کمک بگیرید مثلا از مشاوران یا گروه های حمایتی و خودیاری استفاده کنید. تنها چیز مهم اینست که شما در نهایت جایی داشته باشید که بتوانید در آن به راحتی خودتان را بروز بدهید.


سوگواری برای جدایی حق شماست

سوگواری یک واکنش طبیعی به فقدان است و جدایی و طلاق فقدان های متعددی در بر دارند.
فقدان همراهی و اشتراک تجارب که می توانسته مطلوب یا نامطلوب باشد.
فقدان حمایت که می توانسته مالی، فکری، اجتماعی و یا عاطفی باشد.
فقدان امید، طرح، نقشه و رویاهایی برای آینده که از همه فقدان ها دردناک تر است.

به خودتان اجازه بدهید که درد این فقدان ها را حس کنید. اگر چه ممکن است بترسید که تحملش از توان شما خارج باشد و بترسید که مبادا تا ابد در این اندوه بمانید ولی نگران نباشید چون سوگواری و پذیرفتن این درد و اندوه برای فرایند بهبود لازم است و درد این سوگواری همان چیزی است که به شما کمک می کند تا از چسبیدن به اندوه از دست رفتن رابطه عبور کنید. در نهایت مهم نیست اندوهش چقدر بزرگ است چون تا ابد دوام نمی آورد و نخواهد ماند.


با احساس خود نجنگید

طبیعی است که احساسات متناقض زیادی تجربه کنید مثل عصبانیت، نفرت، غم، آرامش، ترس، گیجی. این احساسات را درون خود تشخیص بدهید با وجودیکه این احساسات گاهی خیلی دردناک می شوند تلاش برای سرکوب یا نادیده گرفتنشان تنها جریان سوگواری برای فقدان را طولانی تر می کند. با اینکه بیان احساس در این شرایط دشوار است ولی باید راهی پیداکنید تا به دیگران بگویید که سوگوارید زیرا این بیان شما را از احساس تنها ماندن با اندوه تان دور می کند و به بهبود سریعتر کمک می کند. نوشتن احساسات و مکتوب کردنش مثل خاطره نویسی نیز مفید است.


شجاع باشید

اگر بتوانید انتخاب و رفتارتان را بررسی کنید و علت انتخاب شریکتان را بفهمید به علت جدایی پی خواهید برد و می فهمید کجا اشتباه کردید تا دفعه بعد اشتباه نکنید.به میزان تقصیر خود در جدایی اعتراف کنید و بفهمید چگونه تصمیماتتان بر رابطه تاثیر گذاشت از اشتباه بیاموزید تا تکرار نشود

بیان احساسات شما را از اندوه خلاص می کند. چسبیدن به احساسات آزاردهنده منفی مثل سرزنش، خشم و نفرت و تحلیل بیش از حد آنها و جاماندن در انها مانع بازگشت به زندگی عادی و بهبود و حرکت بسوی آینده است.

شجاع باشید و به بخاطر بسپارید هنوز آینده را دارید. سخت است ببینید کاخ آرزوهایتان فروریخت. همانطور که برایش سوگواری می کنید با این حقیقت که در نهایت این نیز بگذرد و آینده ای جایگزین امید از دست رفته خواهد شد به خودتان شجاعت بدهید. بین واکنش نرمال به سوگ و افسردگی تفاوت است.

سوگ جدایی اگرچه می تواند فلج کننده باشد اما بعد از مدتی شروع به سبک شدن می کند و کم کم روز بروز احساس بهبود و بازگشت به زندگی می کنید ولی اگر چنین پیشرفتی حس نمی کنید احتمالا افسرده شده اید.


از خودتان مراقبت کنید

جدایی یک اتفاق پراسترس است که زندگی انسان را زیروزبر می کند بعد از چنین تغییر بزرگی فرد از نظر روحی و جسمی بسیار آسیب پذیر می شود. برای بهبود با خودتان جوری رفتار کنید که انگار آنفولانزا گرفته اید.خوب استراحت کنید برای خود استرس جدید نسازید تصمیمات مهم مثل تغییر شغل یا شهر سکونت یا شروع یک رابطه جدید دیگر نگیرید کارهای آرامش بخش کنید مانند قدم زدن در طبیعت، گوش دادن به موسیقی دلخواه، حمام آب گرم، مطالعه کتابهای مورد علاقه، تمرینات یوگا و ماساژ گرفتن. دوستان جدید بیابید کلاس بروید فعالیتهای اجتماعی داوطلبانه در نهادهای عمومی مثل مدرسه و بیمارستان و مساجد انجام دهید. و در نهایت تفریح کنید تا در اینجا و اکنون بمانید وبه تلخی گذشته نچسبید.


از جدایی تان درس بگیرید

اگر بتوانید انتخاب و رفتارتان را بررسی کنید و علت انتخاب شریکتان را بفهمید به علت جدایی پی خواهید برد و می فهمید کجا اشتباه کردید تا دفعه بعد اشتباه نکنید.به میزان تقصیر خود در جدایی اعتراف کنید و بفهمید چگونه تصمیماتتان بر رابطه تاثیر گذاشت از اشتباه بیاموزید تا تکرار نشود. نگاه به گذشته کمک می کند خودتان را بشناسید به خاطر اشتباهات خود را آزار ندهید فقط مشکلاتتان را شناسایی کنید تا رفعشان کنید.احساسات منفی را نقطه شروعی برای تغییر در نظر بگیریدو حواستان باشد احساساتتان در کنترل شما باشد نه شما در کنترل احساسات.

 -
سعیده سلیمانی / کارشناسی ارشد روانشناسی و مشاور خانواده
نام شما

آدرس ايميل شما
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود
  • نظرات پس از تأیید مدير حداكثر ظرف 24 ساعت آينده منتشر می‌شود

پنج اقدامی که والدین باید در مواجهه با کودکان کابوس زده انجام دهند!
«آلیس در سرزمین عجایب»؛ اختلال روانی عجیب
سندروم مسأله با پدر / آسیب‌های بی‌مهری پدران به دختران
روانشناسی که دنیای سرمایه گذاری را ۱۸۰ درجه تغییر داد
چرا گاهی نمی‌توان بخشید و فراموش کرد؟!
مغز چطور خاطرات ماندگار می‌سازد؟
روانشناسی جمع‌آوری اشیا و یا کلکسیونر شدن
دربارۀ تاثیرات عجیب «ترس از پشیمانی»
چگونه با ذهن آگاهی حواس کودکان مان را جمع کنیم؟
تقاضا برای سلب اختیار تشخیص اختلال اسکیزوفرنی توسط روانشناسان بالینی!
چرا نباید برای جلب محبت یا عشق التماس کنیم؟
ویژگی‌های یک اردو مطالعاتی خوب چیست؟
ميزان هوش، با توانايى تغيير كردن، اندازه گيرى ميشود. آلبرت انشتين