شهريار زرشناس:
جان‌شناسي بايد گفت نه روان‌شناسي!
کد مطلب: 39967
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۰
 
روان شناسي مدرن يک چيز مهم را فراموش کرده و آن، اينکه انسان مدرن موجودي از خود بيگانه است و نياز به اين دارد که بيش از هرچيز به خود برگردد. بايد در مفهوم موفقيت تأمل کنيم، آيا هدف زندگي جمع‌آوري ثروت، پيشبرد پروژه‌ها، انباشت سود و... است؟
جان‌شناسي بايد گفت نه روان‌شناسي!
رسالت: به گزارش روابط عمومي کانون انديشه جوان، چندي پيش پنجمين نشست کتابنوش به همت کانون انديشه جوان در مرکز تبادل کتاب، با حضور شهريار زرشناس و کامران صحّت برگزارشد. در آغاز، برگزار کنندگان نشست، ضمن عذرخواهي بابت عدم حضور دکتر فياض در اين برنامه، اعلام داشتند که با تلاش بسيار توانستيم از شهريار زرشناس، جهت حضور دراين برنامه دعوت کنيم.

در ادامه نشست، شهريار زرشناس در پاسخ به سؤال مجري برنامه، مبني بر اينکه آموزه‌هاي روان شناسي موفقيت براي زندگي امروز چيست؟ به ريشه‌يابي واژه روانشناسي پرداخت و گفت: در ميان واژه‌هاي يوناني، «روان» مدنظر نيست بلکه «جان» است؛ ما يک روح داريم و يک چيز ديگري به نام جان داريم. جان يا نفس با روح متفاوت است و اگر بخواهيم اسم دقيقي براي اين دانش بگذاريم جان‌شناسي بايد گفت نه روان‌شناسي! يا همان علم‌النفس. روان شناسي به عنوان يک رشته دانشگاهي در سال 1879 تأسيس شد و از 1990 به بعد نقش مهمي در زندگي بشر بر عهده گرفت چون حوزه‌هايي مانند روانشناسي شخصيت، روانشناسي باليني و مشاوره به وجود آمد و اينها در فرآيندهاي زندگي بشر سهيم شدند. انسان مدرن با مشکل جدي تطبيق ساخت وجودي بشر با شرايط پيچيده و دشوار زندگي شهري مدرن روبه روست و اين مسئله او را نيازمند سلسله مهارتهايي مي‌کند و از اين رو نياز پيدا مي‌کند که سراغ روانشناس برود.

عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي بيان داشت: در ادامه روان شناسي پاپيولار مطرح شد که سه زيرشاخه دارد؛ يکي کتابهايي است که اضطراب و افسردگي را در آدمها درمان کنند، ديگري کتابهايي که سعي مي‌کنند مجموعه‌اي از مهارت‌هاي علني را به مخاطب بدهند و ضريب سازگاري را در اينها بالا ببرند، سومي هم کتابهايي هستند که مشخصاً کتابهاي موفقيت ناميده مي‌شوند که مثلاً چطور از تکنيک‌هاي روان شناسي مدرن استفاده کنيم تا پولدار شويم.

نويسنده کتاب نهيليسم، در انتقاد از روانشناسي مدرن خاطرنشان کرد: هسته اصلي مفهوم سلامت در روان شناسي مدرن سازگاري با شرايط زندگي مدرن است، روان شناسي مدرن يک چيز مهم را فراموش کرده و آن، اينکه انسان مدرن موجودي از خود بيگانه است و نياز به اين دارد که بيش از هرچيز به خود برگردد. بايد در مفهوم موفقيت تأمل کنيم، آيا هدف زندگي جمع‌آوري ثروت، پيشبرد پروژه‌ها، انباشت سود و... است؟ آيا بزرگترين چيزي که بشر مدرن به آن احتياج دارد مفهوم بورژوايي و ليبرالي موفقيت است؟ آيا مفهوم سازگاري است که در روانشناسي مدرن مطرح مي‌شود؟ يا انسان مدرن به چيز ديگري نياز دارد؟ اين کتاب‌ها ممکن است تکنيک‌هايي داشته باشند که چطور گفتگو کنيد تا طرف مقابل را جذب کنيد و روي آن بيشتر تأثير بگذاريد و فروشتان را بالا ببريد. ولي روان شناسي مدرن حقيقت بشر را فراموش کرده و وجهه نظر انتقادي‌اش را نسبت به جامعه و زندگي مدرن تا حدّ زيادي از دست داده است، فقط اين فراموشي را تزئين مي‌کند و يا سعي مي‌کند فشار و رنج و آزار و آفات و عوارضش را کمتر کند و مشکل روان شناسي مدرن اين است که يک حقيقتي براي انسان قائل نيست که بخواهد انسان را به اين حقيقت برگرداند.

وي اضافه کرد: تعريفي که روان شناسي مدرن براي خود کرده اين است که بشر را با شرايطي که دارد سازگار کنم و اگر خيلي از اين شرايط رنج مي‌برد دوز رنج او را کم کنم و اگر خيلي مضطربش مي‌کند اضطراب او را کاهش دهم. کل پروژه درمان در روان شناسي مدرن حول کاهش آسيب‌هايي است که شرايط نابسامان زندگي مدرن بر انسان وارد مي‌کند و کاري به ارتقاء سلامت به معناي حقيقي، بازگشت به اصالت‌ها، کمال و... ندارد و حتي اگر از کمال حرف مي‌زنند مقصودشان کمال نيست و جوهر حرفشان سازگاري است و زيرشاخه‌هاي آن هم همين مشکل را دارند. اگر قرار باشد کار ما فقط اين باشد که با جامعه ناسالم سازگار شويم، اين کتابها به درد ما مي‌خورد اما اين مدل، ظرفيتها و انرژي‌هاي انسان را سرکوب مي‌کند و اجازه نمي‌دهد فعالانه و به طريقي سالم آزاد شوند.

زرشناس به هدف غلط کتابهاي روان شناسي امروز اشاره کرد و اظهار داشت: در شرايطي که امکان‌هاي برابر وجود ندارد، نمي‌شود از نقطه صفر و فقط با تکنيک موفقيت و يادگيري چهار روش شرايط را تغيير دهيد. دانش بايد ما را با حقيقت آشنا کند نه اينکه بر دامنه توهمات ما بيفزايد. آنچه براي شرق دور مهم بود آرامش و معنويت و سازگاري با نظام هستي و خلقت بود نه سازگاري با اجتماع نابسامان و بيمار مدرن، و در آن مسير مي‌توانستيد به بعضي دستاوردهاي مادي هم برسيد. مشکل اين کتابها اين است که هدف را غلط انتخاب مي‌کنند و موفقيت را پولدار شدن مي‌دانند و تکنيک ‌هايشان هم عمدتاً تجاري است در حالي که پول را براي چيز بزرگتري مي‌خواهيم و اين تکنيک‌ها هرجايي قابل استفاده نيست. منطق جامعه مدرن سودانگاري بورژوايي فزاينده است که انسان را دچار حرص مي‌کند و اضطراب توليد مي‌شود. کامران صحّت، ديگر سخنران اين نشست در ابتدا به اين موضوع اشاره داشت که مردم به مرور به منفعت توجه داشتند و لذا در انتخاب کتاب اين موضوع مدنظرشان بود که منفعت من از خواندن اين کتاب چيست؟ در نتيجه دنبال کتابهايي بودند که خيلي ساده‌تر بگويد چطور موفق شوند و همين موجب شد اين مباحث جذاب شود و براي مردم مسيري که انسانهاي موفق طي کردند مهم بود. درنتيجه کتابهايي با اين مضامين فروش خوبي در بازار دارد. صحّت که نظر متفاوتي درباره موفقيت داشت در مخالفت با صحبت‌هاي زرشناس گفت: هيچ کتابي به اجبار نگفته بيا موفق و پولدارت کنم، مردم در نهايت به اين نتيجه رسيدند که با روشهاي ديگري مي‌توان به موفقيت رسيد. درست است که اين کتابها براي غرب نوشته شده اما از نظر بومي مشکل اين است که نويسندگان ما نتوانستند آموزه‌هاي ديني را به زبان مردم آموزش دهند و به همين دليل مردم به سمت کتابهايي که در غرب توليد مي‌شود، رفتند. وي افزود: هر کتابي تفسير دارد و شايد تفسيرهاي ما دچار ايراد است، بهتر است جزئيات را هم ببينيم براي اينکه بتوانيم به يک قالب موفق براساس آنچه که خودمان تصور داريم برسيم. رويکرد کتابها با نگاه بازاري به سمتي خواهد رفت که مخاطب تمايل دارد. صحّت در پاسخ به اين سؤال که «انتخاب وابسته به چيست؟» بيان داشت: هر انسان بايد راجع به انتخاب خود دانش کافي داشته باشد، ضمن اينکه در دوره‌هاي مختلف هم نگاه ما به انتخاب متفاوت مي‌شود. روانشناسي مي‌گويد حرکت کنيد، تعريف شما چيز ديگري بوده و بايد موفق شويد. صحت در جمع‌بندي صحبتهاي خود اظهار داشت: يک وقت هست که در مورد شهروند موفق حرف مي‌زنيم و يک وقت هست در مورد دانشمند موفق حرف مي‌زنيم، در دنيا موفقيت يک اِلمان پرسنلايز هست يعني براي هر فرد تعريف مي‌شود. کتابنوش، مراسم بازنمايي کتاب با هدف رواج کتاب و کتابخواني در بين مخاطبان و همچنين بازخواني و برجسته‌سازي کتب مهم و تاثيرگذار مي‌باشد که به همت کانون انديشه جوان در مرکز تبادل کتاب برگزار مي شود.

آشنايي با شهریار زرشناس
شهریار زرشناس پژوهشگر ایرانی حوزه ادبیات، فرهنگ، سیاست و فلسفه و عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است. شهریار زرشناس در سال  ۱۳۴۴در خانواده آملي در تهران متولد شد.  از نویسندگان ماهنامة سوره در دوران سردبیری شهید آوینی، سردبیر ماهنامه های “مشرق” در دهه هفتاد و فرهنگ عمومی در سالهای اخیر است. تاکنون بیش از بیست اثر مکتوب از او به چاپ رسیده‌است. کتاب‌هایی چون “اشاراتی دربارة لیبرالیسم در ایران”، “توسعه”، “جامعة مدنی”، “سرمایه‌سالاری”، “نیمة پنهان آمریکا”، “مبانی نظری غرب مدرن”، “واژه‌نامة فرهنگی، سیاسی”، “نگاهی کوتاه به تاریخچة روشنفکری در ایران (دو مجلد)” و “نیهیلیسم” است.
وی پس از آنکه تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد در رشته فلسفه به پایان رساند، مقطع دکترا را در رشته روانشناسی در کشور کرواسی ادامه داد، اما به دلیل عدم پذیرش موضوع پیشنهادی پایان‌نامه از پایان تحصیل بازماند. وی بعدها نشان عالی فرهنگ از شورای عالی انقلاب فرهنگی و درجه دکتری گرفت.
کلمات کليدی: روان شناسي، جان‌شناسي،شهريار زرشناس،عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي
Share/Save/Bookmark
 
 


بهنام
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۱۱-۱۷ ۱۹:۳۸:۳۴
با سلام
جناب آقای زرشناس اگر واقعا روانشناسی خوانده بودید قطعا با مفاهیم سلامت به معنای حقیقی،اصالت و کمال در رویکردهای وجودی و انسانگرایی آشنا می شدید. مگر رویکرد وجودی ویکتور فرانکل، رولو می و آیروین یالوم درباره چیزی به غیر از پی بردن به حقیقت وجودی صحبت می کنند؟ مگر کل رویکرد شخص محور کارل راجرز در چیزی به غیر از اصالت خلاصه می شود؟ این دو رویکرد به معنای واقعی کلمه چه در نظریه و چه در کاربست درمانی با این مفاهیم سروکار دارند. چرا به عنوان یک پژوهشگر کل یک رشته را بدون اطلاعات کافی زیر سوال می برید و اذهان عمومی را منحرف می کنید؟
بهنام (66833)
 

نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند...