امتیاز مثبت
۰
 
 
تکنیک های غلبه بر افسردگي
کد مطلب: 11758
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۱۰
 
يكي از رايج ترين اختلالات عصر حاضر كه به شدت نيز رو به افزايش است، افسردگي است. احساس افسردگي نوعي غم دروني به دنبال يك پيشآمد بسيار ناخوشايند بيروني است و افسرده فردي كه انگيزه اش در پائينترين سطح ممكن قرار داشته و قدرت انطباق خويش را با محيط كاملاً از دست داده است.


*  علل:

در مورد علل افسردگي دلايل بيشماري را مي توان برشمرد، اما مهمترين اين عوامل را مي توان در قالب چندين نظريه اينچنين بيان نمود:

بر طبق نظريه اريك فروم، دور شدن از طبيعت دروني انسان دليل بسيار مهمي براي افسردگي است. انسانها با دوري از اصل خويش و درگير شدن در فضاي  پر هرج و مرج اطراف، دچار ناكامي هاي بسيار گشته و به سرعت در دام افسردگي اسير مي شوند.

فرويد بر اين عقيده است كه ناديده گرفتن نهاد و يا عدم تطبيق منطقي ميان نهاد و واقعيت است كه آدمي را به سوي افسردگي مفرط مي كشاند. تعارض ها و سركوبي و ناكامي اميال و خواسته هاي دروني دليل محكمي است در جهت ايجاد فضايي مناسب براي افسردگي..

نظريه آدلر تاكيد بسيار بر وجود عقده حقارت دارد. عقده حقارت باعث توقف در رشد و اين امر گام ابتدايي براي شروع افسردگي است.

گلاسر عدم وجود حس دوست داشتن و احساس ارزشمندي را دليل محكمي براي ايجاد افسردگي مي داند. با اين تعريف كه انسان در صورت وجود حس خوشايند دوست داشتن و دوست داشته شدن و نيز احساس ارزشمندي در قبال خويش و ديگران مي تواند خود را از افسردگي برهاند، در نبود اين احساسات دچار ناكامي و خلق و خوي افسرده مي گردد.


نظريه اريك برن بر اين اساس است كه دليل اصلي افسردگي بخاطر عدم برقراري رابطه انساني و مطلوب در روابط بين فردي است. افراد زمانيكه نمي توانند با محيط و افراد گرداگرد خويش تعاملي صحيح داشته باشند به نوعي انزواي دروني مي رسند كه خود پايه اصلي افسردگي است.

گشتالت گرايان نيز بر اين عقيده اند كه عدم درك درست از زندگي ، مي تواند منجر به افسردگي گردد. آن زمان كه انسان از خود ، اطرافيان و محيط شناختي نداشته، و نتواند جريانات پيرامون خويش را بخوبي درك نمايد، دچار احساس نااميدي و در صورت تداوم افسردگي مي گردد.

و اما نظريه اليس، وجود اشكال در تفكر منطقي و هيجاني؛ در رابطه با افرادي صدق مي كند كه در نوع نگرش خويش نسبت به مسائل شخصي و پيراموني و يا تجربه هيجانات مختلف در طول زندگي دچار مشكل مي باشند. اين دسته از افراد دچار نوعي سردرگمي فكري و در نهايت تجربه رسيدن به بن بست و  مبتلا به بيماري افسردگي خواهند شد.


*  نشانه ها:

در خصوص نشانه هاي افسردگي آنچه كه بيشتر نمود پيدا مي كند علايم و مشخصه هاي زير است:  
احساسات منفي نسبت به خويشتن و اطرافيان، كم اشتهايي يا پراشتهايي رواني، عدم توجه به ظاهر خود، عدم رغبت به انجام كارهاي منزل و بطور كلي روزمره، از دست دادن هدف در زندگي يا در واقع نوعي احساس سردرگمي و كلافگي، انزواطلبي مفرط، احساس غم و اندوه، توجه به موسيقي هاي بسيار آرام و..



*  تكنيك ها:

تكنيك هاي درماني براي بيماري افسردگي كاملاً بر مبناي نظرياتي است كه در بخش علل اين بيماري مطرح گرديد. اين فنون به شرح زير است:  
-  آشتي با طبيعت (تكنيك رفتاري، برگرفته از نظريه اريك فروم) :  
بازگرداندن مراجع به طبيعت به هر نحو ممكن، كه باعث ايجاد علاقه و انگيزه در وي براي ادامه حيات گردد. گاه با توجه به محيط طبيعي اطراف، آموختن ويا ادامه يك هنر..  
-  آسانسور خالي (تكنيك بازگشت به گذشته، برگرفته از نظريه فرويد) و استفاده از مكانيزم هاي دفاعي :  
تكنيك اول، بازگرداندن مراجع پس از يك رلكسيشن، درست به زماني كه اتفاق ناخوشايند اصلي پيش آمده است. اين مهم با حمايت و مراقبت كامل درمانگر از مراجع در حين بازگشت انجام مي گيرد. در اين فن لايه هاي تاريك ذهني مراجع يك به يك كنار رفته و پرونده اتفاقات مبهم گذشته بسته مي شود.  اين خود در بهبود وضعيت كنوني شخص كاملاً مؤثر است.

-  منِ خلاقه (برگرفته از نظريه آدلر) :  
بر اساس نظريه آدلر ايجاد يك هدف در زندگي مراجع او را از احساس ياس و نااميدي مفرط مي رهاند و تا حدودي با زندگي آشتي مي دهد. ميل رسيدن به اين هدف در واقع تحريك كننده قوه خلاقيت و ابتكار مراجع خواهد بود.

-  عدم پذيرش هر گونه عذر و بهانه (برگرفته از نظريه گلاسر) :  
رد نمودن هر نوع بهانه براي عدم حضور در جلسات درماني و يا انجام هر عمل خلاف نظر درمانگر در طي مدت زمان درمان..

-  آموزش مهارت هاي زندگي و بين فردي (برگرفته از نظريه اريك برن) :  
اين آموزش ها شامل كليه رفتارهايي است كه به نوعي اعتماد به نفس را در مراجع بالا مي برند. نه گفتنِ صريح در قبال خواسته هاي بيجاي ديگران و ابراز احساسات معطوف به افراد بسيار نزديك از اين دست هستند.

-  قاعده من و تو (برگرفته از نظريه گشتالت) :  
بر طبق اين تكنيك بايستي مراجع فرا بگيرد بجاي مقصر دانستن ديگران خود را مسئول كليه كارهاي خويش بداند.با اين تعبيركه تمامي مهره هاي شطرنج بايد توسط خود مراجع جابجا شوند.

-  حذف قاعده همه يا هيچ (برگرفته از نظريه اليس) :  
افراد در زمانيكه از لحاظ تفكر منطقي و هيجاني دچار مشكل باشند قدرت جداسازي و تجزيه و تحليل درست را از دست مي دهند و بر اين اساس اتفاقات پيرامون يا تصميم هاي خويش را كاملاً غير منطقي و به دور از ميانه روي اتخاذ مي كنند. بر طبق اين تكنيك قاعده همه يا هيچ بودن بتدريج حذف و مراجع وجود تعادل درتفكر و زندگي روزمره را تمرين مي كند.   
تكنيك هاي مهم ديگري نيز وجود دارند، مانند:  
-  صندلي داغ
پرسش هاي بسيار زيادي كه از سمت درمانگر بدون ارتباط به موضوع خاصي مطرح و در شناخت هرچه بيشتر مراجع و استفاده از تكنيك صحيح براي درمان مؤثرند.

-  صندلي خالي
استفاده از شخصي خيالي كه در نزديكي مراجع قرار مي گيرد و با او وارد گفتگو مي شود. اين امر به مراجع كمك مي كند تا در طي جلسات درماني افكار و احساسات خود را در جهت اصلاح نوع برخورد با محيط به زبان بياورد.

-  فن مخالفت
ابراز مخالفت با عقايد مراجع و نفي سخنان او به گونه اي كه وي را تحريك كند تا باور خويش را اصلاح كند. لازم به ذكر است كه، اين فن در ابتداي كار درمانگر بطور حتم مفيد نخواهد بود. زيرا شرط ابتدايي براي درمان ايجاد حس اطمينان و همدلي با مراجع است،  وليكن در طي جلسات بعدي و با كسب تجربه، درمانگر مي تواند از اين فن در مورد مراجعين استفاده كند.

آنچه در باب افسردگي از ابتدا با توضيح علل وقوع آن، تا انتها كه شناخت تكنيك هاي درماني مقابله با اين بيماري است شرح داده شد، چكيده اي است درباره مهمترين و شايع ترين اختلال رواني حاكم بر جامعه امروزي..  
اميد است بتوان طي مقالات بعدي گسترده تر در باب شناخت علل و راه هاي درماني آن سخن گفت.





محمد مصطفوي - اختصاصی میگنا                                        

کلمات کليدی: تکنیک -افسردگي
Share/Save/Bookmark
 


تا خدا بنده نواز است به خَلقش چه نیاز؟ / می کشم ناز یکی تا به همه ناز کنم