امتیاز مثبت
۲
 
 
چه کلمه هایی از ایران به غرب راه پیدا کردند؟
کلمات فارسی که انگلیسی‌ها استفاده می‌کنند!
کد مطلب: 37704
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۳
 
به وقت سال ۲۰۱۶میلادی در میان سیل کلماتی که هر روز از زبان های خارجی به زبان فارسی راه پیدا می کنند این بار به سراغ کلماتی رفتیم که از زبان فارسی به زبان های دیگر صادر شده اند.
کلمات فارسی که انگلیسی‌ها استفاده می‌کنند!
عده ای همیشه معتقدند در مقابل هجمه زیاد کلمات خارجی برای محافظت از زبان فارسی حتما باید به فکر کلمات معادل بود و از طرفی گروهی هم هستند که با معادلسازی این واژه ها آن هم به این شکل و شمایل مخالف اند. اما نکته مهم اینجاست که برخلاف تصور بیشتر ما این مبادلات  بین زبانی همیشه یک جریان یک طرفه نیست و در کنار کلمات وارداتی از زبان های مختلف کلماتی هم که از زبان فارسی به  زبان های دیگر صادر شده اند کم نیستند.

در گزارش زیر به سراغ کلماتی در زبان انگلیسی رفتیم که ریشه ای فارسی دارند کلماتی که از اینجا به آن سوی مرزها رفته اند و برگشته اند و حالا خودمان هم باور نمی کنیم که خاستگاه شان روزی از همین زبان فارسی خودمان بوده است.

Sugar/شکر

خود واژه شکر در زبان فارسی از زبان سنسکریت ریشه گرفته بعدها از زبان فارسی به عربی با عنوان«سکر»  و از عربی به اروپا و بعد به زبان انگلیسی راه پیدا کرده است.

Orange/نارنگ

این کلمه در زبان انگلیسی که معنی پرتقال و رنگ نارنجی می دهد قبل از اینکه به این زبان راه پیدا کند از کلمه نارنج در عربی و نارنگ یا همان نارنگی خودمان در فارسی گرفته شده است که ریشه آن در زبان سنسکریت است.

Candy/قند

تلفظ کلمه candyیا همان شکلات انگلیسی  را اگر در نظر بگیرید آن هم با احتساب اینکه در زبان انگلیسی تلفظ حرف قاف کار چندان راحتی به نظر نمی آید از کَندی گفتن هم می شود به نزدیکی تلفظ آن با اصل کلمه «قندی»در فارسی که معنای چیزهای شیرین را می دهد پی برد.

Lemon/لیمو

این میوه از قرن ۱۵میلادی به انگلستان وارد شده اما قبل از آن،کلمه لیمو در زبان های دیگری مثل ایتالیایی، فرانسوی ،اسپانیایی هم ورود کرده، طبق اطلاعات موجود  ریشه آن از زبان فارسی گرفته شده است و از آنجا به جاهای دیگر راه پیدا کرده است. برای همین از این به بعد  وقتی کافی شاپ می رویم  و می خواهیم به جای سفارش دادن شربت آبلیمو با لهجه غلیظ لیموناد سفارش دهیم زیاد هوای خارجی بودن برمان ندارد چون این واژه از بن  یک واژه خودمانی است.

Sandal/صندل

خیلی هایمان وقتی می خواهیم از جایگزین صندل به جای واژه دمپایی استفاه کنیم تا بلکه با این جایگزینی شکل وشمایل و شخصیت بیشتری به پاپوشمان ببخشیم تصورمان این است که صندل یکی از همان واژه های فرنگی است که از کشورهای دور و بر به زبانمان ورود پیدا کرده است. خواستیم بگوییم در حین استفاده از این واژه اصلا خودتان را برای استفاده از یک واژه خارجی  سرزنش نکنید چون صندل یک واژه کاملا پارسی است که بعد از صدور به یک زبان خارجی هنوز هم اصالت آریایی خودش را حفظ کرده است.

Kiosk/کوشک

کیوسک یا دکه جفتش برای ما فرقی نمی کند  هر دو فارسی اند. چون کیوسک جزو کلمه هایی است که ریشه ایرانی دارد و از کلمه«کوشک»در زبان فارسی  یا در فارسی میانه از «گوشه»گرفته شده است.کلمه کوشک در معماری ایرانی به اتاقک هایی گفته می شده است که در مکان های عمومی قرار می گرفتند و  فروشنده کالا یا ارائه دهنده اطلاعات در آن قرار می گرفته و مشغول خدمات رسانی می شده است. کوشک کلمه ای است که از زبان فارسی به اروپا رفته و بعد از گشت و گذار و تغییرات صورت گرفته مجددا با تلفظ«کیوسک»به آغوش وطن بازگشته است.

Bazaar/بازار

این کلمه هم دیگر ساختار و تلفظش به گونه ای است که  احتیاجی به  معرفی یا شرح و بسط ندارد. این کلمه از زبان پهلوی گرفته شده. علاوه بر ایران در مناطقی همچون بخش هایی از خاورمیانه،آفریقا و اروپا از کلمه بازار در زبانشان استفاده می کنند.که اصل تلفظ خود بازار«وازار» در زبان فارسی میانه و«واچار» در فارسی باستان بوده است.

Pajamas/پا جامه

حکایت این کلمه هم مثل صندل است اینکه خیلی موقع ها برای شخصیت دادن به شلوارهای راحتی در منزلمان  به جای استفاده از کلمه زیر شلواری از پیژامه استفاده می کنیم و باز خیال می کنیم که از یک واژه انگلیسی استفاده کرده ایم  در حالی که از اساس کلمه پیژامه یک واژه فارسی است.ماجرای این کلمه به این شکل است که واژه«پا جامه»بعد از اینکه از زبان ما به زبان انگلیسی و فرانسوی راه پیدا کرد تلفظش از«پاجامه» به «پیژامه»تغیر پیدا کرد و مجددا با همین تلفظ جدید به زبان فارسی برگشت.

Jungle/جنگل

کلمه جنگل جزو کلمه هایی است که  ریشه آن از  زبان سنسکریت که زبان قدیم آریاییان بوده گرفته و  نسل به نسل منتقل و از آن به زبان های دیگر صادر شده است.

Chemical/کیمیا

این واژه هم از کلمه کیمیا در زبان فارسی گرفته شده است. با اینکه خاستگاه کلمه کیمیا از بین النهرین و هند بوده  و حتی برخی ریشه آن را متعلق به یونان باستان هم می دانند اما چیزی که درباره کیمیا وجود دارد اینجاست که دانش کیمیا از ایران برخاسته و بعد از آن و از راه سرزمین های عربی به اروپا راه پیدا کرده  و  حتی علاوه بر زبان انگلیسی، کلمه شیمی در فارسی را فرانسوی شده خود واژه کیمیا می دانند.

Devil/دیو

Devilدر انگلیسی یا همان شیطان به زبان خودمان طبق گفته برخی از کارشناسان ریشه در زبان اوستایی دارد و از واژه دیو در زبان فارسی باستان گرفته شده است.

Caravansary/caravan/کاروانسرا

سراپای این دوکلمه هم کاملا داد می زنند که واژه هایی وطنی هستند که هر دو کلمه کاروان و کاروانسرا کلماتی اند که از زبان پهلوی برگرفته شده اند.

Saffron/زعفران

کلمه زعفران هم یکی دیگر از همین کلمه های صادراتی است که با توجه به سابقه ایران در کشت زعفران از زمان های قدیم،  استفاده نشدنش در زبان های دیگر جای تعجب داشت.

 
Nav ناو: واژه ایرانی به معنی کشتی است و ازهمین ریشه ناوبان – ناوخدای (ناخدا) مشتق می شود. درانگلیسی Navigate (کشتی رانی) وNavigable (قابل کشتی رانی) Navigator (ملاح) Navy blue (آبی سیر) و Naval (وابسته به نیروی دریانی) ازهمین ریشه آمده اند.

 

Caravan/کاروان

Arch/قوس: درانگلیسی به مفهوم قوس می باشد. درفارسی "ارک" اراک واریکه داریم که به معنای مرکز قلب وحتی قوس به کار رفته اند .  واژه اراک ایرانشهر به معنی دل ایرانشهر بوده است. ازهمین ریشه کلمات Archreology (قوس شناسی وسپس معماری )  گرفته شده است.

King/ پادشاه : این واژه انگلیسی و  Konig آلمانی و  واژه های مشابه درسوئدی دانمارکی نروژی فنلاندی وایسلندی از ریشه Kay پهلوی وKavi اوستایی است. درزبان پشتو خنتما (نجیب زاده وبزرگوار) ودرزبان ترکی خان به احتمال زیاد بااین ریشه ها قرابت دارند. به این کلمات دقت کنید تا پی به شباهت آنها ببرید.   کی – کیان Kikg- Kigam KONIG- خان – خنتما – کان.

dinar دینار: پول عربی که ریشه ایرانی اوستایی دارد. (دَریک ) نام پول زمان هخامنشیان که درکتاب مقدس تورات وانجیل یاد شده است. مدتی هم یونانیان مسکوک خود را به صورت دریک به کار می برده اند. هردو ریشه ایرانی دارند ریشه Darik بعدا به صورت Dram ودراخما Drachmaدر زبان یونانی وانگلیسی درآمده است.

better/best از ریشه بهتر و بهشت فارسی هستند . اینکه این دو صفت برتر و برترین در انگلیسی بی قاعده اند علت همین است.

Pepper این واژه ازفلفل ایرانی گرفته شده است. این واژه به شکلPiper درلاتین Poivre درفرانسه peppe ایتالیا و پیری دریونانی است.

Spinach/اسفناج: این واژه ایرانی درزبان های دیگربه صورت گوناگون یافت می شود ازجمله درفنلاند Pikatia پیناتیا در انگلیسی و فرانسه Spinach ودرزبان های دیگر اروپایی کم وبیش تغییراتی کاربرد دارد. جالب این است که بدانیم اسفناج خود معرب سپاناج فارسی است .

Candy کلمه قند واژه ای است پارسی همان طور که شکر واژه ای است ایرانی. پس ازساخته شدن شکردرایران که به اعتراف عمومی ریشه آن ایرانی وفارسی است کلمه قند به همین نام به وجود آمد کم وبیش ریشه های مشابهی مثل کندو را درزبان فارسی می یابیم. یکی از واژه های انگلیسی که ریشه مشابهی با قند دارد عبارتست از: Candy (شیرینی ). زیرا شیرینی ولذت دراین واژه با کلمه قند سنجیده شده است. به گفته محمودی بختیاری کاندیدای وکالت درزمان قدملباس سفید رنگ شکری می پوشیده وبه همین ترتیب خود را نامزد انتخابات می کرده و بدین گونه واژه Candidate (کاندیدا نامزد) ساخته شد.

sugar به معنی شکر نه تنها در فارسی بلکه در عربی (سُکَّــر) و در همه ی زبان های جهان وارد شده است.

Nuphar نیلوفر زردNenophar- نام گل زیبای نیلوفر است که درزبان های دیگر اروپا ازجمله فرانسه – یونانی و نیز در ترکی دیده می شود.

Orange نارنج وترنج درپارسی کهن به نارنج و پرتقال اطلاق می شده اند درفرانسه Orang در ژاپنی Orenzi ودرزبان های ترکی ،کردی ، آسوری وبسیاری اززبان های دیگر دنیا وارد شده است.

Ginger/زنجبیل: درزبان انگلیسی Zenzero ایتالیایی.

Lemon لیمو: ریشه لیمو درغالب زبان های دنیا ازجمله ترکی، فرانسه اسپانیولی ،ایتالیایی و..به کارمی رود .همچنین کلمه Limonade که ازلیمو گرفته شده است. Lemon آب نبات ترش Lemon juice آب لیمو و … .

کلمه بوته که ریشه ای پارسی واصیل است درزبان های اروپایی به گونهBotanic (علم گیاه شناسی) وارد شده است و به نظر می رسد که واژه ی Pon فنلاندی نیز کوتاه شده آن باشد. درزبان ترکی نیز واژه بوته را داریم.در عربی به صورت بوتَق وارد شده و این واژه Botanic تقریبا بین المللی است ودرتمام زبان های اروپایی به کارمی رود.


alcohl یا همان الکل نیز هر چند عربی است اما فراموش نکنیم کاشف الکل زکریای رازی ایرانی بود و در دوره  او چون زبان عربی زبان نوشتار جهان اسلام از جمله ایران بود این دانشمند به جای اینکه یک اسم فارسی روی کشف خود بگذارد یک اسم عربی گذاشت .

کلمات کليدی: کلمات فارسی،انگلیسی‌
Share/Save/Bookmark
مرجع : مهر
 
 


دکتر حمید شفیع زاده
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵-۰۴-۳۱ ۰۹:۴۴:۳۲
در(father:patar ) مادر(mother:matar ) برادر(brother:bratar ) دختر(doughter:doughitar) دوست(friend:frian ) سال(year:yare ) پیروز شدن(Win:van ) آمدن( come:gam ) ستاره (star:_setar) برف (snow:snijh ) بخار آب یخ(vapor:vafra ) یخ (ice:isi) نو (new:nava ) تکه (bit:bit) تازه ( fresh:frasha ) راه (way:vya ) جاده ( path:path ) بازو (arm:arma ) خوردن (have:hvare) جنبیدن (move:mu) ربودن (rape:rap ) دیدار کردن(meet:mith ) ازدواج

با اردک فارسی، ترکی، کردی و لری Goose با غاز فارسی، اوز عربی، عاز ترکی و کردی Dog با سگ Mouse با موش فارسی ( موگ ارمنی) Camel شتر و Camelot ـ شتر کوچک از جمل عربی گرفته شده‌است. Giraffe همان ریشه زرافة فارسی است. Canary قناری Jackal شغال Bavri سگ آبی که اوستایی است و ریشة مسترک با Beaver انگلیسی دارد. میانه، متوسط(medium : maidi) گاو(cow : gāw) دانستن ( wit,witness : vid) سوم (third : thrita ) دزدی کردن (thieve : tevi ) تشنه (thirsty : tershna )
Abbasi:سکه و واحد وزن ایرانی و افغانی. ریشه شناسی: عباس + ی (پسوند فارسی). مربوط به شاه عباس اول (مرگ ۱۰۰۷).(البته خود کلمه عباس کلمه‌ای عربی است) Abkar:سازنده یا فروشندهٔ مشروب. ریشه شناسی:آب(فارسی باستان pi-) +کار (از فارسی میانه) Abkari:ریشه شناسی: "Abkari" ساختن یا فروختن مشروبات سکر آور. Absinthe:ریشه شناسی: شاید از «اسپند» فارسی.شراب الکلی از مخلوط شراب با افسنطین. Ace:ریشه شناسی: فارسی. کارت بازی ایرانی مانند پوکر و با همان استدلال. Achaemenid:ریشه شناسی: یونانی شدهٔ نام فارسی باستان (62229)
 

زندگی مثل آب توی لیوانه ترک خورده میمونه بخوری تموم میشه نخوری حروم میشه