هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل نیاز به حمایت روانی دارند/ مرگ تدریجی دو خانواده
کد مطلب: 41402
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۳۹
 
اين اطلاع‌رساني بايد طوري باشد که مردم بدانند اگر شخصي مثل قاتل آتنا گناهي مرتکب شده، اين گناه دامنگير زن و بچه و خانواده‌اش نيست. در اين حادثه هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل آتنا نيازمند دريافت حمايت‌هاي رواني و عاطفي هستند.»
هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل نیاز به حمایت روانی دارند/ مرگ تدریجی دو خانواده

روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت: سایه ترس بر پارس‌آباد مغان سنگینی می‌کند؛ ترسی که اهالی را بر آن داشته تا هر لحظه درباره آتنا و قاتلش صحبت کنند.

شايعاتي که از اعترافات احتمالي قاتل آتنا خبر مي‌دهد و زمزمه‌هايش از گوش هيچ‌کدام از اهالي در امان نمي‌ماند. «اسماعيل از همسرش طلاق گرفته، معتاد است، در پارکينگ خانه‌اش مواد قايم مي‌کرده، بعد از همسر اولش با زن ديگري ازدواج مي‌کند و...» خبرهايي که دردش بيشتر از همه خانواده آتنا و خانواده قاتل را رنج مي‌دهد. مردمي که بي‌خبر از حال خانواده‌ها، درد را به خانواده مقتول تزريق مي‌کنند و بي‌توجه به وضعيت آنها قضاوتشان مي‌کنند. خانواده‌هايي که بازماندگان اين اتفاق هستند و ناديده گرفته شده‌اند؛ پدر آتنا که خواستار سنگسار شده و خانواده قاتل که از دست آزارهاي مردم شهر، شبانه آنجا را ترک کرده‌اند. وضعيتي که آسيب‌هاي رواني را در درازمدت عميق مي‌کند و هيچ قانون حمايتي‌اي شرايط رواني آنها را تضمين نمي‌کند.


اطلاع‌رساني نادرست و واکنش‌هاي احساسي
در حوادث و بحران‌ها معمولا به آنچه بي‌توجهي مي‌شود، وضعيت بازماندگان است، به‌طوري‌که پدر آتنا خواستار سنگسار مي‌شود و خانواده قاتل، شبانه شهر را ترک مي‌کنند.
درهمين‌ميان ليلا ارشد، مددکار اجتماعي به «وقايع‌اتفاقيه» مي‌گويد: «تا وقتي نگاهي وجود دارد که مي‌گويد بايد همه‌چيز را پنهان کنيم، اطلاع‌رساني نکنيم و مردم نشنوند، مردم را در شرايطي قرار مي‌دهيم که احساساتي برخورد کنند و احساساتي تصميم بگيرند؛ تا زماني که اطلاع‌رساني کافي نباشد مردم خودشان تصميم مي‌گيرند که چطور رفتار کنند. وظيفه دولتمردان و پليس اين است که اتفاق‌هاي اين‌چنيني را با جزئيات و هر لحظه براي مردم مخابره کنند تا مردم در تصميم‌گيري‌ها مداخله نکنند.
اين اطلاع‌رساني بايد طوري باشد که مردم بدانند اگر شخصي مثل قاتل آتنا گناهي مرتکب شده، اين گناه دامنگير زن و بچه و خانواده‌اش نيست. در اين حادثه هم خانواده آتنا و هم خانواده قاتل آتنا نيازمند دريافت حمايت‌هاي رواني و عاطفي هستند.» ارشد با اشاره به اينکه اگر مردم را «خودي» بدانيم و آنها را در جريان اتفاقات و حوادث بگذاريم، گفت: «مردم احساس مي‌کنند کاري در حال انجام و اين اتفاق در حال پيگيري است. همه‌جاي دنيا اتفاقات لحظه‌به‌لحظه مخابره مي‌شود ولي در ايران مردم وقتي در جريان اتفاق قرار مي‌گيرند که فرد مجرم دستگير شده باشد. در محله‌اي که آتنا زندگي مي‌کرده، اهالي محل به محض ربوده‌شدن او در جريان قرار گرفتند و پليس و رسانه‌ها چندين روز بعد اين اتفاق را مخابره کردند. در اين شرايط احساسي، طبيعي است که مردم نسبت به مسئولان بي‌اعتماد شوند و خودشان تصميم بگيرند.»

جاي خالي قوانين حمايتي براي بازمانده‌ها
اين مددکار اجتماعي در ادامه با اشاره به جاي خالي قوانين حمايتي و نبود آموزش براي کودکان و همچنين خانواده‌هاي قرباني مي‌گويد: «جرياني که براي آتنا و ستايش اتفاق افتاد، بسيار تلخ و دردناک بود؛ ما بايد از نهادهاي قانون‌گذار بخواهيم که آموزش و مهارت را براي کودکانمان داشته باشيم. علاوه‌براينکه قانون‌هاي حمايتي براي کودکان که آسيب‌پذيرترين قشر هستند، لازم است، اين قوانين بايد براي خانواده‌ها و بازماندگان اين قبيل اتفاقات اجرايي شود. درهمين‌راستا براي جلوگيري از اين اتفاقات بايد بانک اطلاعاتي جامع و کاملي از کودک‌آزاري و خشونت‌هاي اين‌چنيني داشته باشيم تا نظارت و مراقبت از اين افراد موجب جلوگيري از تجاوز و آزارهاي بعدي شود. قاتل آتنا سابقه‌دار بود و پيش‌ازاين چند نفر ديگر را کشته بود؛ اگر اين بانک را داشتيم هيچ‌وقت آتنا قرباني نمي‌شد و الان زنده بود. به‌هر‌حال آتنا کشته شده و ديگر نيست و خانواده هر دو طرف نيازمند دريافت خدمات روان‌شناسي و مددکاري اجتماعي هستند. خانواده‌ها دراين‌شرايط نيازمند توجه و مشاوره هستند. در بسياري از اوقات آنها هيچ نقشي در اتفاقات رخ‌داده ندارند ولي آسيبي که متوجه آنها مي‌شود، خيلي بيشتر خواهد بود. توجه به بازمانده‌ها فقط در موارد مشابهي مثل آتنا و ستايش نيست. در حادثه پلاسکو و زلزله بم نيز ما شاهد اين وضعيت بوديم؛ بازمانده‌هايي که فکر مي‌کردند چون کار بدي کرده‌اند، عزيزانشان را از دست داده‌اند و براي تقاص رفتارها و کارهاي بدشان زنده مانده‌اند.»


فقط مي‌خواهم قاتل اعدام شود
پدر آتنا فقط يک چيز مي‌خواهد و آن اعدام است. «حال مادرش خوب نيست. حال هيچ‌کداممان خوب نيست. خواسته ما اين است که قاتل سريع اعدام شود. اميدوارم هرچه زودتر پيگيري پرونده را تمام کنند و قاتل دخترم را به ‌سزاي اعمالش برسانند.» مادر آتنا هم حال خوشي ندارد. «شايد باورتان نشود در اين يک ماه که بچه گم شده بود، از ساعت ٦ صبح بيدار مي‌شدم و تا شب همه شهر را مي‌گشتيم. با خواهرهايمان براي پيداکردن آتنا مي‌رفتيم و حتي به يافتن ردي از او خوشحال بودم. سطل‌هاي زباله را هم گشتم بلکه ردي از دخترم پيدا کنم و نشد تا اينکه به من خبر دادند جسدش را در خانه اسماعيل پيدا کرده‌اند.» او از تلاش براي پيداکردن آتنا گفته است: «عکس‌هاي آتنا را همه‌جاي شهر چسبانديم و از همه مردم درخواست کمک کرديم. به‌همين‌خاطر است که مردم تحت‌تأثير قتل بي‌رحمانه دخترم قرار گرفتند. من خانواده اسماعيل را نمي‌شناسم اما آن‌طور که نزديکانم مي‌گويند، مادر و خواهر اسماعيل در مراسم دعايي که هر شب براي دخترم مي‌گرفتيم که پيدا شود، آمده بودند و مادرش بسيار دعا کرده بود رباينده آتنا پيدا شود. آتنا تازه پيش‌دبستاني را تمام کرده بود و آرزو‌هاي بزرگي داشت. هربار که مي‌ديد پدرش به‌خاطر دستفروشي به زحمت مي‌افتد، مي‌گفت: من ديگر بزرگ شدم؛ چند سال ديگر صبر کنيد درس مي‌خوانم و شغلي پيدا مي‌کنم؛ ديگر لازم نيست پدرم دستفروشي کند. خودم کار مي‌کنم و همه‌چيز را درست مي‌کنم.»


مردم حساب ما را از او جدا کنند
مادر متهم در گفت‌و‌گو با ايسنا گفته بود: «با اينکه پسر من قاتل است اما خوشحالم که خودمان توانستيم جسد را پيدا کنيم و به پليس براي روشن‌شدن قضيه کمک کنيم. همسايه‌ها ما را خيلي اذيت مي‌کنند. من به امام‌جمعه پارس‌آباد گفته‌ام که روي منبر هم بگويد که خانواده ما به‌جز پسرم هيچ نقشي در قتل آتنا نداشته است. ما مي‌خواهيم او را محاکمه کنند. ما عذاب‌وجدان داريم براي کارهايي که پسرم انجام داده و مي‌خواهيم مردم حساب ما را از او جدا کنند. مردم آمده‌اند در خانه ما را شکسته‌اند و وقتي ما را مي‌بينند، ناسزا مي‌گويند. بالاخره ما در اين شهر زندگي کرده‌ايم و مي‌خواهيم در همين شهر به زندگي‌مان ادامه بدهيم.» يکي از برادران متهم نيز درباره کاري که برادرش کرده، گفته بود: «دراين‌مدت هيچ‌کدام از اعضاي خانواده ما حال خوبي نداشتند، ما خانواده آبروداري هستيم؛ حتي خود من عکس تلگرامم را دراين‌مدت عوض کرده و عکس آتنا را گذاشته بودم و ما هم مثل مردم شهر به‌دنبال اين بچه مي‌گشتيم و حالا خودمان هم از اين مسئله ناراحت هستيم و شکايت داريم. ما خودمان داغدار هستيم و غمي که ما تحمل مي‌کنيم، بسيار سنگين‌تر از وضعيتي است که پدر و مادر آتنا دارند. ما ديگر هيچ‌چيز نداريم و فشار زيادي را تحمل مي‌کنيم.»


جاي خالي مراقبت‌هاي اجتماعي
درهمين‌ميان رئيس انجمن مددکاري ايران درباره حادثه تلخ مرگ آتنا با بيان آنکه آتنا اولين قرباني چنين حوادثي نبوده و آخرين آن هم نيست به ايسنا گفت: «به بهانه وقوع چنين حوادثي در کشور بايد ارائه آموزش‌هاي خودمراقبتي و همچنين فرهنگ‌سازي درزمينه ارائه آموزش‌هاي سلامت جنسي در دستور کار قرار گيرد زيرا با عدم اطلاع‌رساني در اين حوزه نمي‌توانيم شاهد سلامت جنسي در کشور باشيم. وقتي به‌سمت توسعه حرکت مي‌کنيم، وقوع برخي پديده‌هاي اجتماعي ازجمله پديده‌هايي با ماهيت آسيب‌هاي اجتماعي اجتناب‌ناپذير است، به‌طوري‌که آتنا نه اولين فرد قرباني در‌اين‌زمينه و نه آخرين آن است.» رئيس انجمن مددکاري ايران در ادامه با تأکيد بر آنکه بايد به کودکان آموزش دهيم که چگونه از خود مراقبت کنند، گفت: «آموزش خودمراقبتي به کودکان، مستلزم ارائه اطلاعات بهنگام به آنهاست؛ براي مثال، بايد به کودکان درباره محافظت از اعضاي بدنشان يا تعرض، در هر دو جنسيت (دختر و پسر) آموزش‌هاي لازم را ارائه کنيم. متأسفانه ارائه آموزش خودمراقبتي در کشور تابو است، درحالي‌که بايد بدانيم آموزش چنين مسائلي صرفا و لزوما به‌معناي ترويج ارتباط جنسي نيست.»
او با بيان آنکه حادثه قتل آتنا توسط يکي از نزديکان مورد اعتماد خانواده او صورت گرفت که اين مسئله نياز به بررسي دارد، گفت: «بسياري از خانواده‌ها در برابر تعرض جنسي کودکان خود به‌خاطر حفظ آبرو سکوت مي‌کنند، درحالي‌که با ارائه آموزش‌هاي لازم و فرهنگسازي‌هاي صحيح روي اين مسائل سرپوش گذاشته نخواهد شد.»
چلک با تأکيد بر آنکه بايد به والدين، مربيان و ساير کساني که با کودکان سروکار دارند نيز آموزش‌هاي کافي و لازم درباره انواع کودک‌آزاري و مراقبت‌هاي اجتماعي ارائه شود، ادامه داد: «بايد منابع اجتماعي به افراد معرفي شوند. اين در حالي است که درحال‌حاضر در بسياري از مواقع، اين منابع اجتماعي در دسترس افراد نيستند و افراد چگونگي مراقبت جنسي از خود را نمي‌دانند. مي‌بينيم که حتي در يک شهر کوچک هم نظارت، کنترل اجتماعي و مسئوليت اجتماعي وجود ندارد، تا جايي که خانواده اين کودک پنج تا 6 ساعت پس از اين حادثه نمي‌دانستند فرزندشان کجاست و اين ساعات، همان زمان طلايي آسيب به کودک بوده است. حادثه تلخ مرگ آتنا فرصتي است که يک‌بار ديگر بر ارائه آموزش‌هاي خودمراقبتي در کشور تأکيد کنيم.»


دستگاه‌هايي که باید خودمراقبتي را آموزش دهند
او در ادامه به برخي رويکردهاي تربيتي اشتباه از سوي خانواده‌ها اشاره کرد و گفت: «درحال‌حاضر، شاهد آن هستيم که چنانچه چند کودک در خانه‌اي در حال بازي‌کردن باشند، خانواده‌ها آنها را در يک اتاق گذاشته و در را روي آنها مي‌بندند، درحالي‌که منطق تربيت صحيح اين نيست بلکه خانواده بايد اجازه دهد کودکان در محيطي باز فعاليت کنند و سروصداهاي آنها را نيز تحمل کنند و هر چند‌وقت يک‌بار نيز به محل بازي آنها سر بزنند.» چلک با تأکيد بر آنکه بايد مراقبت از اعضاي بدن را به کودکان خود آموزش دهيم، تصریح کرد: «بايد به کودکان در‌اين‌زمينه آموزش داده شود و به آنها گفته شود چه کسي و در چه شرايطي مي‌تواند حريم ممنوعه آنها را ببيند يا لمس کند. بايد فضاي امني را براي کودک ايجاد کنيم تا اگر توسط يکي از نزديکان مورد آزار جنسي قرار گرفت به‌راحتي مسئله را به والدين خود اطلاع دهد.
در راستاي کاهش آسيب‌هاي اين‌چنيني بهزيستي، آموزش‌وپرورش، سازمان تبليغات اسلامي، صداوسيما و رسانه‌ها نيز مي‌توانند بسيار مؤثر عمل کرده و در ارائه آموزش‌هاي خودمراقبتي فعاليت کنند.» چلک درباره آنکه برخي حجاب نامناسب آتنا را علت بروز چنين حادثه‌اي مي‌دانند، گفت: «کودکان کمتر از 6 سال کودکان غير‌مميزه هستند و با طرح مسائلي مبني‌بر آنکه عدم رعايت حجاب از سوي اين کودک باعث وقوع چنين حادثه‌اي شده، موافق نيستم زيرا معتقدم بايد نوع نگاهمان را در اين حوزه تغيير دهيم و بپذيريم فرد متجاوز به آتنا اختلال رواني داشته و سابقه‌دار نيز بوده است.»

کلمات کليدی: آتنا،آتنا اصلاني،كودك آزاري
Share/Save/Bookmark
 
 


وقتي از شادي به هوا مي پري، مواظب باش کسي زمين رو از زير پاهات نکشه