پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين آموزش و پرورش :: نسخه کامل http://migna.ir/Other/Education-and-Training Sun, 22 Oct 2017 20:21:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Sun, 22 Oct 2017 20:21:58 GMT آموزش و پرورش 60 تعریف «مشاور» در نظام تعلیم و تربیت http://migna.ir/vdcdox0o.yt0xx6a22y.html در واژه‌شناسی (ترمینولوژی) آموزش و پرورش در تعریف واژه مشاور/Counselor آمده است: فردی حقیقی یا حقوقی واجد صلاحیت‌های حرفه‌ای، تخصصی، اخلاقی و آگاه به اصول مشاوره که در یکی از رشته‌ها و گرایش‌های روان‌شناسی و مشاوره حداقل در سطح کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده و تجربیات لازم را کسب کرده است و بر اساس آیین‌نامه تشخیص صلاحیت مشاوران، صلاحیتش احراز شده و در یکی از رشته‌ها و گرایش‌های مشاوره (خانواده، شغلی، تحصیـلی، توانبخشـی، عمومی و...) مراجعان را در حل مشکلات‌شان یاری می‌کند.  فرد متخصص در مشاوره، آن که با او مشورت می‌کنند، رایزن، مشورت کننده، کنکاش کننده. مشاور مدرسه/School Counselor: مشاور متخصصی که حداقل در سطح کارشناسی ارشد در یکی از زمینه‌ها و گرایش‌های روان‌شناسی و مشاوره (خانواده، شغلی، تحصیـلی، عمومی و...) فارغ‌التّحصیل شده و تجربیات لازم را کسب کرده است و با ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره‌ای مراجعان (دانش‌آموز، خانواده و اولیای مدرسه) را بیشتر در حل مشکلات سازگاری، تحصیلی، شغلی، تربیتی، اجتماعی، آموزشی و خانوادگی یاری می‌کند. فرد متخصص در مشاوره مدرسه مشاور مدرسه استثنایی/Special Education School Counselor: فرد متخصص و واجد صلاحیت‌های اخلاقی، حرفه‌ای و آگاه به اصول مشاوره که در تمام دوره‌های تحصیلی در مدارس استثنایی، در زمینه‌های خانوادگی، تحصیلی، شغلی و رفتاری، به ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره به دانش‌آموزان و والدین آنان می‌پردازد. مشاوره/Consultation: فعالیت تخصصی - حرفه‌ای نظام‌یافته، آگاهانه، مستمر، هدفمند، تعاملی و داوطلبانه، برای تجزیه و‌ تحلیل مشکل و یافتن راه‌حل‌های مناسب از طریق ایجاد رابطه حسنه، رو‌در‌رو، پویا و آزاد بین مراجع و مشاور، که در فرآیند آن مراجع در یک جو مملو از تفاهم، هم‌دلی و صادقانه به طرح مشکل می‎پردازد و پس از تجزیه و‌تحلیل موضوع، با کمک مشاور و با بهره‌گیری از امکانات محیطی، خودشناسی بیشتر و عمیق‌تر، ارتقای مهارت‌ها و فعال‌سازی نیروهای بالقوه خود، به بهبود شیوه‌های مقابله‌ای با مشکلات آماده می‎شود و در نهایت به تصمیم‌گیری مناسب و حل مشکلش می‌پرداد. به عبارت دیگر، مشاوره خدمت یاری دهنده‌ای است که هدف آن کمک به رفع مشکلات، ایجاد سازگاری مطلوب، پرورش خود رهبری و تضمین سعادت و خوشبختی در مراجع است. ارائه کمک تخصصی به مراجعان برای توانمند کردن آنها در برخورد با مشکلات شخصی، همکاری کردن و رأی و نظر تخصصی دیگران را برای انجام دادن کاری خواستن، عمل یا فرآیند مشورت کردن، باهم مشورت کردن، کنکاش کردن، رایزنی. مشاوره تحصیلی/Educational Counseling: نوعی از خدمات مشاوره‌ای برای آگاه کردن دانش‌آموزان در امور تحصیلی یا حل مشکلات آموزشی و شخصی آنان که در نهایت به تصمیم‌گیری مناسب و حل مشکل آنان منجر می‌شود. مفهوم/Concept/Meaning: اطلاعات سازمان‌یافته فرد در باره یک موجود یا گروهی از موجودات، اشیا (درخت، توپ) رویدادها (روز تولد) ایده‌ها (حقوق برابر، مساوات) یا فرآیندها (تفکّر، مطالعه). به عبارت دیگر، مفهوم نوعی سازمان ذهنی است که نه تنها پدیده‌های عینی، بلکه پدیده‌های انتزاعی را نیز در بر می‌گیرد. دست‌ه‏ای از خواص یا روابط مشترک میان گروهی از اشیا یا اندیشه‏‌ها، فهمیده شده، دانسته شده، قابل فهمیدن، آنچه به فهم و ادراک درآید. مفهوم بین رشته‌ای/Interdisciplinary Concept: روشی که هنگام تحقیق در مسئله یا موضوع خاص، دیدگاه‌های رشته‌های علمی گوناگون را به‌صورت نظام‌مند با یکدیگر تلفیق می‌کند. مفهوم ذهنی/ Conceptual Meaning: تمام واژه‌ها، عناصر و ویژگی‌هایی که در ذهن وجود دارد و فرد به آن باور دارد و هنوز عینی نشده است. این مجموعه از فردی به فرد دیگر تغییر می‌کند و حتی ممکن است برای یک فرد نیز در زمان‌های مختلف متفاوت باشد؛ بنابراین نمی‌تواند مقصود تعریف را برآورده سازد. مربوط به ذهن درونی، باطنی؛ مقابلِ عینی مفهوم عینی/Objective Meaning: مجموع تمام ویژگی‌هایی که همه مصادیق آن واژه را به‌طور مشترک دارا هستند؛ بنابراین عبارت «دایره» می‌تواند درون مفهوم عینی خود دارای یک ویژگی فراگیر دایره‌ها باشد (برای مثال، این که دایره دربرگیرنده سطحی از صفحه است که مساحت آن از مساحت سطح محصور توسط هر شکل بسته دیگر در صفحه با محیط برابر، بزرگ‌تر است)، که ممکن است حتی به کاربرنده عبارت هم کاملاً از آن بی خبر باشد. دانستن همه ویژگی‌های مشترک اشیا مورد اشاره یک عبارت، نیاز به دانشی بی پایان (همه چیزدانی) دارد و از آ‎نجا که کسی این چنین دانشی ندارد، مفهوم عینی نمی‌تواند معنای عمومی یک واژه باشد که به‌دنبال توضیح آن هستیم. آنچه با یکی از حواس پنجگانه قابل حس باشد؛ واقعی؛ حقیقی، محسوس؛ مقابلِ ذهنی یا غیبی.-منبع: فارس ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 22 Oct 2017 11:10:22 GMT http://migna.ir/vdcdox0o.yt0xx6a22y.html نقش معلم در بهداشت روانی دانش آموز http://migna.ir/vdccmsq0.2bqio8laa2.html ميگنا: نقش الگویی معلم و نفوذی که او در انضباط دادن به رفتارهای دانش آموزان دارد، امری بدیهی است. آموزگار از ویژگی الگودهی در دانش آموزان برخوردار است که این مهم می تواند در رشد شخصیت و بهداشت روانی دانش آموزان تاثیرات عمیقی باقی بگذارد. واژه بهداشت و سلامتی همیشه فکر آدمی را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است و بهداشت در یک تقسیم کلی به دو دسته بهداشت جسمی و بهداشت روانی تقسیم شده است. بیشتر معلمان با بهداشت جسمانی شاگردان آشنا هستند اما همواره جای این سوال وجود دارد که همان اندازه که به بهداشت فردی آنان اهمیت می دهند به بهداست روانی دانش آموزان هم توجه می کنند. در تقویم اجرایی آموزش و پرورش از 18 تا 24 مهر ماه در هر سال تحصیلی به نام هفته بهداشت روان نامگذاری شده است که در مدارس برای آشنایی دانش آموزان با شعار جهانی بهداشت روان و عوامل موثر در بهداشت روانی افراد جامعه به ویژه در مدارس اقدامات گسترده ای انجام می شود. بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با عملکرد فردی، اجتماعی و آسیب های روانی اجتماعی دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است. این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه های متعدد بهداشت روانی در سه بخش پیشگیری، درمان و توان بخشی می شود. سبحان کیان یکی از روانشناسان البرزی در این زمینه به ایرنا گفت: سازمان جهانی بهداشت روانی را به توانایی سازگاری با دیدگاه های خود، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی تعریف کرده است. وی با بیان اینکه همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم باید روح خویش را نیز مقاوم تر سازیم تا زندگی بهتری داشته باشیم ، خاطر نشان کرد: بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است زیرا در زندگی چگونه بودن خیلی مهم تر از بودن یا نبودن است. وی از ایجاد فرصت برای شکوفایی استعداد ها، توانایی ها، کنار آمدن با خود و دیگران به عنوان اهداف مهم و اساسی بهداشت روان یاد کرد.به همین دلیل است که اولیای مدرسه در سلامت روان دانش آموزان دارای نقش های حرفه ای هستند. کیان با اشاره به اینکه مسئولیت معلمان فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا ساختن شاگردان به مسائل اجتماعی و اخلاقی ختم نمی شود، افزود: معلمان در تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگار ، تامین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش آموزان مسئولیت دارند. وی بیان کرد: معلم با محبت و توجه دانش آموزان را در مسیر صحیح هدایت می کند و چگونگی برقراری روابط درست عاطفی ، سازگاری با دیگران ، مسئولیت پذیری و راه های مبارزه با کینه توزی را به آنها می آموزند. مریم اسدی از دیگر روانشناسان البرز است گفت: بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است که عواملی از جمله برآورده نشدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل مذهبی و اجتماعی، رسانه های جمعی و ... در آن نقش تاثیر گذاری دارد. وی بیان کرد: اما درباره دانش آموزان نقش اولیای مدرسه بسیار موثر و سرنوشت ساز است. وی تصریح کرد: معلم نباید تمام تلاش خود را صرف نمره گرفتن دانش آموزان کند بلکه معلمان در مدارس باید بکوشند به هر فرد به اندازه توانایی او مسئولیت دهد چون دانش آموزان نیاز به پرورش فکر و روان نیز دارند. وی یادآورشد: معلمی که در ارتباط به شخصیت و نیازهای کودکان توجه کافی داشته باشد و کارها را بر اساس استعداد و تمایلات میان شاگردان تقسیم کند ، نقش بهتری را در بهداشت روانی آنان ایفا خواهد کرد. وی پذیرفته شدن کودک توسط معلم را یک اصل ضروری در فرایند یادگیری و پیشرفت در حوزه علمی دانست و افزود: معلم باید قادر به بیان و ابزار احساسات خویش باشد تا دانش آموزان بتوانند او را به عنوان یک فرد قابل اعتماد بپذیرند. این روانشناس البرزی مهمترین شرط معلم خوب از لحاظ بهداشت روانی را دوست داشتن کودکان ، آزرده نشدن از رفتار کودکان ، داشتن صبر و حوصله و خوش رویی برشمرد و اضافه کرد: شاگردان یک معلم باید به مرحله ای از سطح اعتماد برسند که به راحتی مشکلات خود را مطرح کنند. اسدی تاکید کرد: کودکان در مدرسه می آموزند با زندگی آنچنان که هست مواجه شوند و خود را با آداب و رسوم و ارزش های جامعه منطبق سازند و به نیازهای دیگران نیز توجه کنند. معصومه قدیری روانشناس البرزی بیان کرد: سازمان بهداشت جهانی از بهداشت روان به عنوان توانایی کامل برای ایفای نقش های روانی و جسمی یاد می کند. وی تصریح کرد: معلم تاثیر گذار بر بهداشت روانی دانش آموزان باید دارای 7 ویژگی مهم باشد. وی اضافه کرد: یک معلم خوب باید از لحاظ روانی سالم باشد، به کودکان احترام بگذارد و آنها را دوست داشته باشد. قدیری خاطر نشان کرد: یک معلم باید رابطه میان تعلیم و تربیت و بهداشت روانی را بداند و بکوشد تا در مواقع بحرانی و مسائل خاص خانوادگی و اجتماعی به کودک کمک کند و نسبت به رشد جسمی و روحی کودکان نیز اطلاعات لازم را داشته باشد. وی ادامه داد: معلمان باید در زمینه اختلالات روانی و رفتاری کودکان مجهز به اطلاعات علمی باشد و در کلاس درس با دانش آموزان به گونه ای رفتار کند که رنجش خاطر برای کسی پیش نیاید و دیگر شاهد تنبیه و یا فرار دانش آموزان در مدارس کشور از جمله البرز نباشیم. - خبرنگار: مهین مالمیر- ايرنا ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 18 Oct 2017 06:36:14 GMT http://migna.ir/vdccmsq0.2bqio8laa2.html 10 پیشنهاد به پدر و مادرهایی که فرزند دانش آموز دارند http://migna.ir/vdciuua5.t1arp2bcct.html با آغاز سال تحصیلی، بی مناسبت نیست بدون هیچ مقدمه ای، چند پیشنهاد را با پدر و مادرها در میان بگذاریم: 1 - بهترین راه برای درس خوان و مهم تر از آن، کتاب خوان شدن فرزندان تان این است که خودتان هم کتاب بخوانید. همه مطالعات روانشناسی و حتی تجربیات فردی نشان می دهند که کودکان بیشتر از رفتارهای شما الگوبرداری می کنند تا از حرف ها و امر و نهی های شما. حتی اگر اهل مطالعه نیستید، می توانید کتابی را در دست بگیرید و تظاهر به مطالعه کنید. این کار به ویژه برای کودکان پیش دبستانی بسیار اثرگذار است. 2 - از باورهای قدیمی دست بکشید. زمانی تمام خوشبختی فرزندان در این تعریف می شد که حتما به دانشگاه بروند و سپس با مدرکی که می گیرند، در یک جای خوب استخدام شوند. اما امروز این الگو دیگر جواب نمی دهد. اولاً دانشگاه رفتن بسیار آسان تر از قبل شده و ثانیاً دانشگاه تضمین کننده آینده نیست. بسیاری از افراد موفق در ایران و جهان، یا دانشگاه نرفته اند، یا دانشگاه را رها کرده اند یا در شغلی غیرمرتبط با رشته تحصیلی شان فعالیت کرده اند. در آینده نیز اهمیت دانشگاه باز هم کمتر خواهد شد؛ بسیار کمتر از آنی فکرش را بکنید. استخدام ها و کارآفرینی ها، نه بر پایه مدرک تحصیلی که بر اساس مهارت های فردی خواهد بود کما این که هم اکنون نیز در بخش خصوصی، چنین روندی وجود دارد با این الگوی فکری، دیگر به بچه هایتان برای کسب نمرات بالا فشار نیاورید؛ آینده بچه هایتان الزاماً از میان نمره های بالا نمی گذرد. بگذارید آنها در حد توان خود درس بخوانند و نمره بگیرند. در عوض آنها را با زندگی واقعی و مهارت های کاربردی بیشتر آشنا کنید. 3 - به جای فشار بر روی بچه ها برای کسب نمرات بهتر، آنها را به کوشش بیشتر تشویق کنید: "پسرم! دخترم! همین اندازه که می بینم تلاش می کنی برایم ارزشمند است. تو تلاشت را بکن، بعد از آن دیگر مهم نیست چه نمره ای می گیری." فرزند شما نباید احساس کند دوست داشته شدنش، تابعی از نمراتی است که در مدرسه می گیرد. 4 - اگر فرزندتان در امتحانی مثلاً 12 (یا حتی نمره کمتر)گرفت، این ادبیات پیشنهاد می شود: خب! تو در 12 بخش عملکرد خوبی داشتی؛ آفرین. آن 8 نمره ای که نگرفتی، دارند با تو حرف می زنند که نقطه ضعف کارت کجاست. بهتر است، روی این بخش ها بیشتر کار کنی؛ چه خوب شد که 12 گرفتی و فهمیدیم گیر کار کجاست؟ من هم در دوران دانش آموزی گاهی نمرات پایین می گرفتم؛ اشکالی ندارد. 5 - بچه ها را هرگز و هرگز و هرگز با دیگران مقایسه نکنید. این کار تزریق سم در روح آنهاست. بچه ها را با خودشان مقایسه کنید: "تو نسبت به قبل، تلاش کمتری داشتی، یا بیشتر تلاش کردی." 6 - هیچ اشکالی ندارد در طول سال، گاهی به بچه هایتان اجازه دهید مدرسه نروند؛ مثلاً یک بار صبحی که خیلی خسته اند و یک بار هم زمانی که امتحان کلاسی دارند و درس شان را نخوانده اند. باور کنید آسیب اضطرابی که متحمل می شوند، بیشتر از نرفتن شان به مدرسه است؛ البته که قرار نیست این پیشنهاد به یک رویه دائمی تبدیل شود. نکته مهم این است که آنها باید با شما احساس راحتی کنند، حتی در نرفتن به مدرسه. 7 - در انجمن اولیا و مربیان مصوب کنید که از معلمان، به ویژه در مقطع ابتدایی خواسته شود تا حد امکان از دادن تکلیف شب خودداری کنند یا به حداقل بسنده کنند. همچنین برای روزهای تعطیل تکلیف ندهند. کودکان در ساعات غیر مدرسه، باید بیشتر بازی کنند یا به ارتباطات خانوادگی و اجتماعی بپردازند تا تکرار آنچه در مدرسه آموخته اند. 8 - کیف بچه ها را تا حد امکان سبک کنید. حتی اگر لازم باشد، کتاب های قطور را به دو یا سه قسمت تقسیم و جدا جدا سیمی کنید. به ستون فقرات بچه ها رحم کنید. 9 - بچه ها به ویژه در فصل های مدرسه، بیشتر تحت فشار هستند؛ بنابر این به همدلی و همراهی والدین نیاز بیشتری دارند تا استرس های مدرسه را تخلیه کنند. برایشان وقت بگذارید، حرف بزنید، شوخی کنید و گاهی با هم بیرون بروید. بچه ها باید بدانند که شما پناهگاه شان هستید. 10 - و مهم از همه: کودکی و نوجوانی، شادترین دوران زندگی هر انسان است که دیگر تکرار نمی شود؛ هر کاری که می کنید، ملاک تان این باشد که شادی کودکی و نوجوانی را تباه نکنید. این سخن، به معنای ولنگاری تربیتی نیست؛ اتفاقاً تأکید بر تربیت اصولی کودکان و نوجوانان است زیرا تربیتی که شادی را از دوران کودکی و نوجوانی بزداید، اساساً تربیت نیست، بلکه نابودی امروز و فردای آنهاست. هیچ کس حق ندارد شادی را از ساحت کودکی و نوجوانی بزداید، حتی پدر و مادرها و معلمان ، حتی پدر و مادرها و معلمان، حتی پدر و مادرها و معلمان.- جعفر محمدی - عصر ایران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 24 Sep 2017 13:35:17 GMT http://migna.ir/vdciuua5.t1arp2bcct.html بررسی نظام آموزشی ۹ کشور/ جدول آموزشی کشورها http://migna.ir/vdcaywny.49nu615kk4.html اکنون دانش‌آموزان بعد از حدود 3 ماه تعطیلی اول مهر باز سر درس و مشق می‌نشینند؛ اما این اتفاق فقط راجع به ایران صدق نمی‌کند و در واقع بسیاری از کشورها یا به تازگی سال تحصیلی‌شان آغاز شده یا مانند ایران در آستانه سال تحصیلی و آموزشی هستند. در زیر به بررسی سال تحصیلی کشوهای آمریکا، کانادا، آلمان، سوئد، ایتالیا و انگلیس، امارات، ترکیه و ژاپن می‌پردازیم. این جدول را می‌توانید دانلود کنید:   برنامه آموزشی کشورها    1. آمریکا * شروع آموزش کودکان از قبل 6 تا پایان 17 سالگی  کودکان در کشور آمریکا معمولاً مدرسه را از قبل سن 6 سالگی آغاز می‌کنند؛ آموزش و پرورش رسمی در آمریکا به طور کلی از سن 5، 6 سال تا 16 سالگی الزامی است که البته در برخی ایالت‌ها این سنین می‌تواند کمی متفاوت باشد.‌ تحصیل در مدارس به چند سطح تقسیم شده است.  * طول دوره آموزش ابتدایی تا دیپلم  در آمریکا تحصیلات مدرسه در سطح ابتدایی (سطح 5‌ -کودکستان) آغاز می‌شود، سپس با مدرسه راهنمایی (کلاس ششم تا هشتم ) ادامه یافته و در سالِ پایانیِ دبیرستان (کلاس نهم تا دوازدهم) به پایان می‌رسد. دانش‌آموزان آمریکایی بعد از آموزش در دوره ابتدایی و دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شوند و مدرک دیپلم دریافت می‌کنند. * شروع سال تحصیلی  سال تحصیلی در ایالات متحده معمولا کوتاه‌تر از سال تحصیلی در کشورهای اروپایی است؛ بیشتر مدارس سال تحصیلی خود را با سیستم ترمیک سازماندهی می‌کنند؛ هر سال تحصیلی شامل دو ترم است. شروع ماه سپتامبر برابر با آغاز سال تحصیلی در کشور آمریکا است و 26 ژوئن سال 2018 برابر با آخرین روز تقویم آموزشی مدارس است که برابر با 10 شهریور تا 5 تیرماه است.  * ساعت شروع کلاس‌ها کلاس دانش‌آموزان ابتدایی از 8:30 صبح شروع می‌شود و تا ساعت 15 و گاهاً 15:30 ادامه دارد؛ دانش‌آموزان دبیرستانی نیز از ساعت 7:30 صبح سر کلاس درس حاضر هستند و تا ساعت 14 یا 14:30 هیچ دانش‌آموزی حق ترک کلاس را ندارد. در هر 45 دقیقه، دانش‌آموزان 5 دقیقه می‌توانند استراحت کنند و نیم ساعت هم برای ناهار آنها در نظر گرفته شده است؛‌ در زمان استراحت شیر به عنوان میان‌وعده به دانش‌آموزان داده می‌شود.  2. کانادا * شروع آموزش کودکان از سن 6 تا پایان 17 سالگی  بر اساس قانون آموزش و پرورش در کانادا، کودکان از سن 6 تا پایان 18 سالگی باید به مدرسه بروند؛ کودکانی که مایل باشند می‌توانند آموزش مهد کودک را از سن 4 سالگی آغاز کنند تا با آمادگی کامل وارد مدرسه شوند.  دوره آموزشی در کانادا نیز به دو دوره ابتدایی و متوسطه تقسیم می‌شود؛ دانش‌آموزان کانادایی دوره ابتدایی را در سن 6 سالگی آغاز می‌کنند و در 13 سالگی از این دوره فارغ‌التحصیل می‌شوند؛ آنها دبیرستان را در سن 14 سالگی آغاز می‌کنند و در ابتدای 18 سالگی نیز از این دوره فارغ‌التحصیل می‌شوند. * ساعت شروع کلاس‌های درس  کلاس‌ها در این کشور معمولاً 8 تا 9 صبح آغاز می‌شود و 14:30 یا 15:30 پایان می‌یابد؛ برنامه‌های ورزشی و فعالیت‌های فوق‌العاده برای بعد از ساعت آموزشی تدوین شده است ضمن اینکه لباس فرم در مدارس دولتی این کشور معنا نمی‌دهد و تنها در مدارس خصوصی دانش‌آموزان لباس فرم بر تن می‌کنند. * برنامه تغذیه سالم برای حل معضل چاقی دانش‌آموزان  تا مدتی قبل مدارس کانادا برنامه‌ای برای ناهار دانش‌آموزان نداشتند و روال اینگونه بود که اکثر دانش‌آموزان ناهار را همراه خود می‌آوردند و یا در نهایت از بوفه مدرسه تهیه می‌کردند؛‌ اما الان چندین استان کانادا مانند نیوفاندلند و لابرادور برنامه‌های ناهار سالم را در مدارس اجرا کرده‌اند تا بتوانند با تشویق کودکان به خوردن غذاهای سالم برای مشکل چاقی قدم بردارند. * شروع سال تحصیلی  سال تحصیلی از اوایل سپتامبر آغاز می‌شود و تا نیمه یا اواخر ژوئن ادامه دارد که برابر با 10 شهریور تا اوایل تیرماه است. * برنامه‌‌ریزی برای تعطیلات تابستانی دانش‌آموزان  کودکان با اینکه در تعطیلات تابستانی به مدرسه نمی‌روند اما اردوگاه‌های زیادی برای آنها تدارک دیده شده است؛ دانش‌آموزان می‌توانند در این اردوگاه‌ها انواع فعالیت‌های ورزشی را داشته باشند تا مانع خانه‌نشینی آنها و سرگرم شدنشان با وسایل الکترونیکی شود. * آموزش اجباری  تحصیلات تا سن 16 سالگی در تمام استان‌های کانادا اجباری است؛ در انتاریو تحصیلات اجباری تا پایان دوره متوسطه است.  3. آلمان * شروع آموزش مدرسه از سن 6 سالگی تا پایان 17 سالگی  تمام دانش‌آموزان 6 تا 17 ساله آلمانی از صبح دوشنبه تا پایان وقت جمعه سر کلاس درس هستند و در تقویم آموزشی همه مدارس این کشور شنبه و یکشنبه روز تعطیل است.  * شروع سال تحصیلی  سال تحصیلی از اوایل سپتامبر آغاز می‌شود و تا نیمه یا اواخر ژوئن ادامه دارد که برابر با 10 شهریور تا اوایل تیرماه است. * ساعت شروع کلاس در مدارس  دانش‌آموزان به طور معمول رأس ساعت 8 صبح درس را آغاز می‌کنند و تا ساعت 13:30 در مدرسه هستند؛ برای هر 45 دقیقه آموزش 5 دقیقه وقت استراحت در نظر گرفته شده است.  * مدارس دولتی انتخاب اول خانواده‌ها اکثریت دانش‌آموزان آلمان در مدارس دولتی حضور دارند و کل نظام آموزشی این کشور برای همه نوع قشر کودکی حتی کودکان بی‌سرپرست و بی‌خانمان در دسترس است.  4. سوئد * شروع سن آموزشی کودکان از سن 7 تا 16 سالگی  سن تحصیلی برای کودکان سوئدی از 7 سالگی شروع می‌شود و تا پایان 16 سالگی ادامه دارد؛ در واقع کودکان معمولا تحصیل در مدرسه‌ ابتدایی را در پاییز سالی که ٧ ساله می‌شوند، شروع می‌کنند؛ دوره‌ ابتدایی ٩ ساله است و آموزش سطح ابتدایی اجباری است. کودکان معمولا تحصیل در مدرسه‌ ابتدایی را در پاییز سالی که ٧ ساله می‌شوند، شروع می‌کنند.  * یک سالگی سن شروع پیش‌دبستانی  کودکان زیر 7 سال، از سن یک سالگی می‌توانند پیش‌دبستانی را آغاز کنند؛ پیش‌دبستانی‌ها محیطی را فراهم می‌کنند که رشد و یادگیری دانش‌آموزان را تحریک می‌کند. تمام کودکان قبل از وارد شدن به دوره اجباری تحصیلی باید پیش‌دبستانی را پشت سر بگذارند. دوره‌ دبیرستان برای رشته‌های سراسری سه ساله است و تحصیل در دبیرستان اختیاری است. * حق تحصیل برای پناه‌جویانی که به سوئد پناه برده‌اند در سوئد حضور در مدرسه برای تمام دانش‌آموزان دوره ابتدایی اجباری است؛ حتی دانش‌آموزان دیگر کشورها حق تحصیل در مدارس سوئد را دارند،‌ صرفنظر از اینکه آنها قصد اقامت دارند یا می‌خواهند به کشور خودشان باز گردند. پناه‌جویان نیز همانند سایر کودکان حق تحصیل در مدارس این کشور را دارند با این تفاوت که قانون حضور اجباری در مدارس برای آنها اعمال نمی‌شود.  * ساعت شروع کلاس در مدارس  دانش‌آموزان به طور معمول رأس ساعت 8:15 صبح درس را آغاز می‌کنند و تا ساعت 15:30 در مدرسه هستند؛ ضمن اینکه هر 45 دقیقه دانش‌آموزان 7 دقیقه استراحت می‌کنند. * تاریخ آغاز سال تحصیلی  شروع سال تحصیلی در کشور سوئد از آگوست استارت می‎خورد و تا پایان ژوئن ادامه می‌یابد که برابر با 11 مرداد تا 10 تیرماه است. 5. ایتالیا * شروع سن آموزشی از 6 تا پایان 18 سالگی  کودکان از ابتدای 6 سالگی در ایتالیا به مدرسه می‌روند و تا پایان 18 سالگی تحصیلات مدرسه را به پایان می‌رسانند تا برای ورود به دانشگاه آماده باشند؛ دانش‌آموزان ایتالیایی هنگام ورود به دانشگاه 19 ساله هستند و این در حالیست که سن رایج ورود به دانشگاه 18 سالگی است.  * تحصیلات اجباری  تا پایان 14 سالگی تحصیلات برای همه کودکان ایتالیایی اجباری است و همه کودکان این کشور باید تا آغاز 15 سالگی به تحصیلی بپردازند؛ دولت‌ها برای کاهش آمار بی‌سوادی تحصیلات را اجباری می‌کنند.  * ساعت شروع کلاس‌های مدرسه  دانش‌آموزان در ساعت 8 صبح در کلاس درس حضور دارند و تا قبل از ساعت 14 هیچ دانش‌آموزی حق ترک کلاس درس را ندارد.  * تاریخ آغاز سال تحصیلی  شروع سال تحصیلی در کشور ایتالیا بین 5 تا 15 سپتامبر است و نهایتاً 15 سپتامبر همه ایالت‌های ایتالیا کار خود را آغاز کرده‌اند؛ بین 7 تا 16 ژوئن نیز کلاس‌‌های آموزشی تمام مدارس به پایان رسیده است و بچه‌ها خود را برای تعطیلات تابستانی آماده می‌کنند. در واقع مدارس ایتالیا از 15 شهریور لغایت 25 شهریور آغاز می‌شوند و 17 خرداد تا نهایتا 27 خرداد تمام می‌شوند. * فعالیت‌های آموزشی بعد از ساعت مدرسه  دانش‌آموزان باید حداقل 30 ساعت درس رسمی را طی یک هفته آموزش ببینند؛‌ مدارس برای دانش‌آموزانی که مایل به فعالیت‌های غیردرسی هستند بعدازظهرها کلاس آموزشی کامپیوتر، موسیقی و ورزشی را فراهم می‌کند. 6. انگلیس * آموزش کودکان از 5 تا پایان 15 سالگی  تحصیل در کشور انگلیس از 3 سالگی آغاز می‌شود و به مدت 14 سال ادامه می‌یابد. دو سال اول دانش‌آموزان روزی دو و نیم ساعت به تحصیل مشغول می‌‌شوند؛ بعد از این دوره، 6 سال تحصیلات ابتدایی و 5 سال تحصیلات دبیرستانی انجام می‌پذیرد. * تحصیلات اجباری  آموزش تا پایان 16 سالگی برای دانش‌آموزان انگلیسی اجباری است و آنها تا قبل این سن، حق ترک مدرسه و تحصیل را ندارند؛  تقریبا تمام دانش آموزان پس از ترک مدرسه به دانشگاه می‌روند. * تاریخ آغاز سال تحصیلی  تقریبا همه مدارس کشور انگلیس بین یک تا 5 سپتامبر فعالیت آموزشی خود را آغاز می‌کنند؛ تعطیلات تابستانی نیز از 21 جولای آغاز می‌شود که آغاز آن برابر با 10 تا 15 شهریور است و پایان آن یک مرداد می‌شود.  * ساعت شروع کلاس‌های مدرسه  دانش‌آموزان در ساعت 8 صبح در کلاس درس حضور دارند و تا قبل از ساعت 14 هیچ دانش‌آموزی حق ترک کلاس درس را ندارد.  * فعالیت‌های آموزشی بعد از ساعت مدرسه  دانش‌آموزان معمولا 32 ساعت در هفته را صرف آموزش درس‌های رسمی می‌کنند؛ دیگر آموزش‌ها نظیر کلاس‌های کامپیوتر، موسیقی و ورزشی برای بعد ا ساعت مدرسه و در روزهای تعطیل تدارک دیده شده است. 7. امارات * آموزش کودکان از 5 سالگی تا 17 سالگی تحصیل ابتدایی در امارات از سن 6 سالگی آغاز می‌شود و تا 17 سالگی ادامه می‌یابد؛ سیستم آموزشی امارات مشتمل بر 4 مقطع آموزشی طی مدت زمان 14 سال است. کودکان 4 تا 5 ساله‌ به کودکستان‌ها می‌روند، 6-11 ساله‌ها به مدارس ابتدایی، نوجوانان 12-14 ساله به مدارس مقدماتی متوسطه و نوجوانان  15-17 ساله در مدارس تکمیلی متوسطه حضور می‌یابند.  ممکن است برخی مدارس برای ثبت‌نام دانش‌آموزان، علاوه بر دریافت مدارک مرسوم، اقدام به برگزاری آزمون ورودی نیز کنند. * تاریخ آغاز سال تحصیلی  اکثر مدارس امارات سال تحصیلی را در ماه سپتامبر آغاز می‌‌شوند و تمام مدارس دبی در ماه‌های جولای و آگوست تعطیل است؛ آغاز مدارس در این کشور برابر با 10 شهریورماه است.  * فعالیت‌های آموزشی بعد از ساعت مدرسه  مدارس دبی به دو دسته ملی و بین‌المللی تقسیم می‌شوند؛ مدارس ملی برای ساکنین اصلی و بومیان کشور امارات و مدارس بین المللی برای اتباع خارجی مانند آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها ، هندی‌ها، ایتالیایی‌ها و ... آماده شده‌اند به همین دلیل مدارس دبی دارای امکانات وسیع در زمینه ورزش و هنرهای خلاق هستند که بخش عمده‌ای از آنها برای بعد از ساعت آموزشی مدارس تدوین شده است.  * ساعت شروع کلاس‌های مدرسه  دانش‌آموزان در ساعت 8:30 صبح در کلاس درس حضور دارند و تا قبل از ساعت 14 هیچ دانش‌آموزی حق ترک کلاس درس را ندارد.  8. ترکیه  * شروع آموزش کودکان از سن 6 تا 17 سالگی   سیستم آموزش ملی ترکیه شامل دو قسمت اساسی به نام آموزش رسمی و آموزش غیر رسمی است؛ آموزش پایه برای دانش‌آموزان ترکیه‌ای از سن 6 سال آغاز می‌شود و در 17 سالگی به پایان می‌رسد و شامل آموزش پیش‌دبستانی، راهنمایی و متوسطه می‌شود.  * شروع سال تحصیلی  دانش‌آموزان ترکیه‌ای از اواسط ماه سپتامبر مدرسه خود را آغاز می‌کنند و سال تحصیلی‌شان تا اواخر ژانویه نیز به طول می‌انجامد که آغاز مدارس آنها برابر با حدود 25 شهریور ماه در ایران است.  * دوره 4 ساله متوسطه  در ترکیه مقطع متوسطه شامل 4 سال تحصیل در دبیرستان‌ها است؛ بعضی از دبیرستان‌ها علاوه بر این 4 سال، یک سال را نیز به آموزش زبان‌های خارجی می‌پردازند.  * ساعت شروع کلاس‌های مدرسه  دانش‌آموزان در ساعت 8:30 صبح در کلاس درس حضور دارند و تا قبل از ساعت 13:30 هیچ دانش‌آموزی حق ترک کلاس درس را ندارد.  9. ژاپن * شروع آموزش کودکان از پایان سن 6 تا 17 سالگی براساس مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش، دوره پیش دبستانی از سن 4 سالگی شروع و تا پایان 5 سالگی به اتمام می‌رسد؛ دبیر شورای عالی آموزش و پرورش نیز سن آغاز رسمی تحصیل کودکان را 6 سال تمام اعلام کرده است.  سیستم آموزشی در این کشور 12 ساله است و دانش‌‌‌آموزان تا پایان 17 سالگی مشغول تحصیل در مدرسه هستند.  * ساعت شروع کلاس‌های مدرسه  کلاس آموزشی در ژاپن از 8 صبح تا 15 بعدازظهر طول می‌کشد اما در روزهای مختلف متفاوت است؛ دانش‌آموزان ژاپنی معمولاً وقت آزاد و زنگ‌تفریح‌های بیشتری نسبت به سایر کشورها دارند. باشگاه‌های ورزشی حتی برای دانش‌آموزان ابتدایی گاهی بچه‌ها را صبح خیلی زود به مدرسه کشانده و باعث می‌شود تا 6 یا 7 عصر هم آنجا بمانند. * شروع سال تحصیلی  سال تحصیلی در ژاپن از اواسط ماه آوریل شروع شده و تا آخر مارس طول می‌کشد و به سه ترم تقسیم می‌شود که اولی از آوریل تا جولای، دومی از سپتامبر تا دسامبر و سومی از ژانویه تا مارس می‌باشد؛ آغاز مدرسه در این کشور برابر با تاریخ 25 فروردین ماه در ایران است.  * ساعت ناهار در مدارس ژاپن همه بچه‌های دبستانی و حدود 10 درصد از دانش‌آموزان دوره متوسطه در مدرسه غذا می‌خورند؛ دانش‌آموزان ژاپنی در کلاس درس غذای خود را صرف می‌کنند؛ ضمن اینکه هیچ بوفه یا کافه‌تریایی در مدارس ژاپن وجود ندارد و خود آنها به آماده کردن و سرو غذا کمک می‌کنند. * قوانین مدارس ژاپن بر اساس قوانین این کشور، دانش‌آموزان ژاپنی باید با فروتنی، خلاقیت، اطاعت، احترام و ادب خود دل معلم خود را شاد کنند. * کلاس‌های تمیز در ژاپن سوجی (پاکسازی مقدس) به زمان  15 دقیقه‌ای در روز گفته می‌‌شود که همه فعالیت‌های بچه‌ها متوقف شده و همه به تمیز کردن مدرسه کمک می‌کنند؛ معمولاً معلمین و مدیران هم کمک کرده و به بچه‌ها ملحق می‌شوند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 23 Sep 2017 05:08:44 GMT http://migna.ir/vdcaywny.49nu615kk4.html آغاز سال تحصیلی ۱۳ میلیون دانش‌آموز و پیش به سوی حل «مثنوی هفتاد من کاغذ» مشکلات آموزش و پرورش http://migna.ir/vdcgzz9t.ak9xq4prra.html به گزارش فارس، سال تحصیلی 97-96 از فردا شنبه اول مهرماه بعد از تعطیلات تابستانی، با حضور 13 میلیون دانش‌آموز و حدود یک میلیون فرهنگی در 105 هزار مدرسه در سراسر کشور آغاز می‌شود. امسال وزارت آموزش و پرورش در حالی سال تحصیلی جدید را آغاز می‌کند که برنامه‌های اجرایی امسال در دستان دو وزیر برنامه‌ریزی شد؛ به این شکل که هسته اصلی برنامه‌های امسال در دوران وزارت فخرالدین احمدی دانش آشتیانی برنامه‌ریزی و تدوین شد و اجرای نهایی و عملیاتی بخشی از آن، به دوره وزارت سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش دولت دوازدهم واگذار شد. امسال دانش‌آموزان در حالی سال تحصیلی خود را آغاز می‌کنند که غم جانکاه در گذشت 7 دانش‌آموز هرمزگانی در حادثه واژگونی اتوبوس در جاده داراب شیراز، قلوبشان را آزرده ساخته و دوستان این نوجوانان فقید، جای خالی آنها را احساس می‌کنند اما قرار است امسال آیین‌نامه اردوهای دانش‌آموزی تغییر یابد تا دیگر شاهد حوادث تلخ در اردوهای دانش‌آموزی نباشیم. جدا از گرفتاری‌ها و مشکلات مزمنی که آموزش و پرورش همواره با آن دست به گریبان است، امسال قرار است سالی سرشار از نشاط و پویایی برای دانش‌آموزان باشد و سند تحول که طی سال‌های گذشته روند کندی داشت، با سرعت بیشتری در دستگاه تعلیم و تربیت اجرا شود. امسال کاروان یک میلیونی فرهنگیان نیز در شرایطی وارد سال تحصیلی جدید می‌شود که بنا به گفته وزیر آموزش و پرورش، این وزارتخانه، هزار میلیارد تومان به فرهنگیان بدهکار است و آنها معوقات عقب افتاده زیادی دارند اما قرار است در سال تحصیلی جدید این معوقات به صفر برسد. * سرانه مدارس؛ کابوس سنگین و هرساله مدیران! مدارس هر ساله از بیماری مزمن و قدیمی عدم پرداخت سرانه رنج می‌برند و برای رهایی از شرایط سخت کمبود سرانه، دست به دامان اولیای دانش‌آموزان می‌شوند. اما امسال قرار است که هوای مدارس را بیشتر داشته باشند و از نظر سرانه هم فکرهایی اندیشیده شده است. *8 میلیون دانش‌آموز در دوره ابتدایی/5 میلیون دانش‌آموز در دوره‌های متوسطه اول و دوم امسال در دوره ابتدایی، حدود 8 میلیون دانش‌آموز و 3 میلیون دانش‌آموز در متوسطه اول و نزدیک به 2 میلیون دانش‌آموز در متوسطه دوم تحصیل می‌کنند. رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه این تعداد دانش آموزان در دوره ابتدایی 60 درصد کل دانش‌آموزان را شامل می‌شود، گفت: امسال 54 میلیارد تومان اعتبار برای گسترش پیش‌دبستانی‌ها در نظر گرفته‌ایم. *130 هزار دانش‌آموز با نیازهای ویژه/ 55 هزار دانش‌آموز در سیستم آموزش تلفیقی 130 هزار دانش‌آموز با نیازهای ویژه در کشور تحصیل می‌کنند که 55 هزار نفر از آنها در سیستم آموزش تلفیقی قرار دارند. مجید قدمی رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور از طرح خدمات حمایتی در تمام مدارس استثنایی و پرداخت هزینه های درمانی، دارویی و توانبخشی دانش‌آموزان استثنایی در سال تحصیلی 97-96 خبر داده است. *توزیع 138 میلیون کتاب درسی/ 280 عنوان کتاب جدید کتب درسی: در سال تحصیلی جدید، 138 میلیون نسخه کتاب درسی توزیع شده است و 280 عنوان کتاب جدید نیز به چرخه محتواهای آموزشی امسال اضافه شده است. حجت‌الاسلام والمسلمین محی الدین بهرام محمدیان رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی با اعلام عدد فوق، از انتشار 4 عنوان کتاب با نام‌های، «انسان و محیط زیست»، «مدیریت فرهنگی»، «طراحی، تولید و هنر» به عنوان کتاب‌های جدید در سال تحصیلی 97ـ96 خبر داد و افزود: حقوق شهروندی و حقوق اساسی از موضوعاتی است که در کتاب‌های جدید درسی گنجانده شده است، * وجود 105 هزار مدرسه و 564 هزار کلاس درس در کشور/30 درصد مدارس نیاز به بازسازی دارد فضاهای آموزشی: براساس اظهارات محمدتقی نظرپور معاون عمرانی وزیر آموزش و پرورش، 564 هزار کلاس درس در قالب 105 هزار مدرسه آماده حضور دانش‌آموزان است. وی ادامه داد: بیش از 96 هزار کلاس درس نیاز به مقاوم‌سازی دارد و 68 هزار کلاس ناامن وجود دارد که باید تخریب شود؛ ضمن اینکه هزار کلاس خشت و گلی و یک هزار و 700 کلاس کانکسی در کشور وجود دارد. *ایجاد 1146 مدرسه جدید در کشور/ ساخت 4918 کلاس جدید نظرپور خاطر نشان کرد: 30 درصد مدارس کشور نیاز به مقاوم‌سازی دارند؛ ضمن اینکه در سال تحصیلی جدید هزار و 146 فضای آموزشی جدید با 4 هزار و 918 کلاس درس، به مجموعه فضاهای آموزشی کشور اضافه شده است. *پوشش 98 درصدی دانش‌آموزان دوره ابتدایی/نرخ پوشش 82 درصدی در متوسطه دوم پوشش تحصیلی دانش‌آموزان: امسال نرخ پوشش در مقطع ابتدایی، حدود 98 درصد است و تعداد دانش‌آموزان کلاس اولی نسبت به سال گذشته، رشدی برابر با 2.4 درصد داشته است. به گزارش فارس،‌علی زرافشان معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش و پرورش بیان داشت: کمترین بازماندگان از تحصیل در دوره اول متوسطه است که تلاش می‌کنیم، جذب این افراد واجد شرایط را به صددرصد برسانیم. وی از پوشش واقعی دانش‌آموزان در متوسطه دوم، معادل 82 درصد و رسیدن نرخ پوشش گروه سنی 15 تا 17 سال نیز به 87 درصد خبر داد. * آمار متناقض بازماندگان از تحصیل! تعداد دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل به درستی مشخص نیست و روایت‌های مختلفی وجود دارد. برخی از وجود 140 هزار دانش‌آموز ابتدایی خارج از مدرسه خبر می‌دهند و برخی نیز عنوان می‌کنند 13 درصد دانش‌آموزان 15 تا 17 ساله به مدرسه نمی‌روند. * 30 درصد دانش‌آموزان در فنی و حرفه‌ای و کاردانش براساس داده‌های آماری مرکز «سناد»، امسال در فرایند هدایت تحصیلی، حدود 30 درصد دانش‌آموزان پایه دهمی در دوره متوسطه دوم، در رشته علوم تجربی ثبت‌نام کرده‌اند، حدود 26 درصد در رشته علوم انسانی و حدود 30 درصد در شاخه‌های فنی و حرفه‌ای و کاردانش ثبت نام کرده‌اند. سید محسن حسینی مقدم مدیرکل دفتر آموزش‌های فنی و حرفه‌ای آموزش و پرورش گفت: امسال نیز 54 میلیارد تومان اعتبار برای تجهیز هنرستان‌ها در نظر گرفته شده است؛ ضمن اینکه در بودجه سال جاری مبلغ 200 میلیارد تومان تسهیلات بانکی به هنرستان‌های کشور اعطا خواهد شد. * فعالیت 33 هزار معلم ورزش/ اختصاص 150 میلیارد تومان برای توسعه فضای ورزشی مدارس توسعه فعالیت‌های ورزشی و ایجاد شور و نشاط، همواره از مهمترین دغدغه‌های دانش‌آموزان، والدین و مسئولان بوده است. مدارس بسیاری از نبود حیاط مناسب برای انجام فعالیت‌های ورزشی و نیز امکانات اولیه برای انجام امور ورزشی و تفریحی رنج می‌برند. مهرزاد حمیدی معاون تربیت بدنی و سلامت وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه در حال حاضر 33 هزار معلم تربیت بدنی در مدارس وجود دارد، گفت: 150 میلیارد تومان به امر تجهیزات ورزشی مدارس اختصاص یافته است. وی از توزیع 48 میلیارد تومان تجهیزات ورزشی در مدارس خبر داده است. * اکثر پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان تخریبی است/نیازمند 15 هزار میلیارد تومان بودجه هستیم دانشگاه فرهنگیان: مرکز اصلی تأمین نیروی انسانی و معلم برای بدنه آموزش و پرورش است. محمود مهرمحمدی سرپرست دانشگاه فرهنگیان اظهار داشت: اکثراً فضای کالبدی پردیس‌ها تخریبی قلمداد می‌شوند و بر اساس ارزیابی‌های طرح و برنامه دانشگاه فرهنگیان برای حل مشکل عمرانی 15 هزار میلیارد تومان نیاز است در حالی که اصلا بودجه عمرانی نداریم. * یک میلیون دانش‌آموز در شهرستان‌های استان تهران/800 کلاس جدید در سال تحصیلی جدید عبدالرضا فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان‌های استان تهران از تحصیل حدود یک میلیون دانش‌آموز و پیش دبستانی در این اداره کل تحصیل خبر داد. فولادوند با بیان اینکه امسال از جهت فضای آموزشی مشکلی نداریم، عنوان کرد: در سال تحصیلی جدید، 800 کلاس درس جدید به فضای آموزشی مدارس اضافه می‌شود. * یک میلیون و صد هزار دانش‌آموز در شهر تهران/73 دصد معلمان تهرانی زن هستند آموزش و پرورش شهر تهران بزرگترین اداره کل در سطح کشور است و خود به مانند وزارتخانه کوچکی در دل آموزش و پرورش فعالیت می‌کند. عباسعلی باقری مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران اظهار داشت: ما میزبان یک میلیون و صد هزار دانش‌آموز در شهر تهران هستیم که 900 هزار دانش‌آموز در مدارس دولتی تحصیل می‌کنند. وی با بیان اینکه تعداد دانش‌آموزان تهران از جمعیت برخی استان‌ها بیشتر است، افزود: 73 درصد کارکنان آموزش و پرورش تهران را زنان تشکیل می‌دهند. به گزارش فارس، با توجه به آمار و ارقام مسئولان مختلف آموزش و پرورش در حوزه‌های گوناگون، به رغم وجود مشکلات زیاد در این وزارتخانه عریض و طویل، در کل، روند روبه رشدی را در آموزش و پرورش شاهد هستیم، اما همگان نیک می‌دانیم که مدیریت و راهبری این دستگاه عظیم، نیازمند مدیریت همراه با تدبیر و دوراندیشی زیاد و پرهیز از اعمال هر نوع نگاه سلیقه‌ای و حزبی است. در کنار این عامل نرم افزاری، تأمین اعتبارات لازم از سوی دولت و اختصاص به موقع آن نیز یکی از مهم‌ترین عوامل رشد و اعتلای وزارت آموزش و پرورش است و جا دارد مسئولان ارشد نظام در نوع نگاه خود به این وزارتخانه تجدید نظر کرده و این توجه را در عمل عیان ساخته و مورد امعان نظر افزون‌تری قرار دهند؛ چراکه سرمایه گذاری برای امر تعلیم و تربیت کشور ذخیره و اندوختن ثروت بی پایانی از نیروی انسانی مورد نیاز دستگاه‌های مختلف در آینده است و هدایت صحیح دانش‌آموزان، سبب ساز حرکت این ثروت عظیم در مسیر رسیدن به سر منزل مقصود و در نهایت توسعه و پیشرفت کشور است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 22 Sep 2017 11:54:29 GMT http://migna.ir/vdcgzz9t.ak9xq4prra.html ریسک یک‌ سال جلو افتادن تحصیلی فرزندتان چقدر است؟! http://migna.ir/vdcc1pq0.2bqsx8laa2.html تمام والدین تلاش دارند تا بهترین شرایط را برای رشد استعدادهای فرزند خود فراهم کنند ولی برخی والدین حساسیت بیشتری نسبت به تحصیل فرزندشان دارند و به روش‌های مختلف برای پیشرفت او روی می‌آورند. یکی از روش‌های پیشرفت تحصیلی، «جهش تحصیلی» است؛ به عبارت دیگر دانش‌آموز با سرعت بیشتری دوره تحصیلی را طی می‌کند که این روش برای دانش‌آموزان درسخوان و باهوش است. در حقیقت والدین بعد از مشاهده خصوصیاتی چون «هوش بالا»، «سریع‌الانتقال بودن» و «سخت‌کوشی» فرزندشان، به فکر جهش تحصیلی می‌افتند و برای انجام آن اقدام می‌کنند؛ هر چند که صرف باور خانواده به آمادگی فرزند برای جهش تحصیلی کافی نیست و باید مراحل قانونی طی شود؛ اما در اصل ماجرا چقدر خانواده‌ها با فرصت‌ها و تهدیدهای «جهش تحصیلی» آشنا هستند؟! *مراحل جهش تحصیلی جهش تحصیلی یکی از راه‌های توجه به استعداد دانش‌آموزان با درجه هوش و یادگیری بالاست که سال‌هاست در کشور ما اجرا می‌شود. دانش‌آموز در ابتدا از سوی مدرسه به اداره آموزش و پرورش منطقه معرفی شده و سپس به اداره آموزش و پرورش استثنایی برای انجام مراحل سنجش معرفی می‌شود. دانش‌آموز برای جهش تحصیلی باید در کارنامه خود سطح خیلی‌ خوب را در تمام دروس کسب کرده باشد؛ پس از آنکه دانش‌آموز در ارزیابی تخصصی امتیاز لازم را کسب کند، با نامه آموزش و پرورش استثنایی به مدرسه مراجعه کرده و می‌تواند در امتحانات پایه بالاتر در شهریورماه شرکت کند. سالانه حدود 900 تا 1000 دانش‌آموز متقاضی تحصیل به صورت جهشی در کشور هستند که از این تعداد در سال گذشته حدود 550 نفر توانستند جهش تحصیلی را انجام دهند اما 450 نفر دیگر در اوان کودکی، طعم شکست را چشیدند. در این آزمون پیشرفت تحصیلی و آزمون هوشی توأمان مدنظر قرار می‌گیرد. *شرایط جهش تحصیلی جهش تحصیلی پایه اول و دوم ممنوع است و معمولاً از پایه‌های «دوم به چهارم»، «سوم به پنجم» و «چهارم به ششم» انجام می‌شود. البته جهش‌ چند پایه هم وجود دارد که موارد معدودی در کشور اتفاق می‌افتد. جهش تحصیلی در پایه اول متوسطه اول و دوم هم ممنوع است. دانش‌آموزان شهر تهران سالانه بیشترین میزان جهش تحصیلی را در کشور دارند. در این میان، شنیدن سخنان افرادی که خود یا کودکشان جهش تحصیلی را تجربه کرده‌اند خالی از لطف نیست. *مادر یک کودک جهشی خوانده: دیگر حاضر نیستم دخترم جهش تحصیلی داشته باشد مادر یک دانش‌آموز جهشی خوانده در مورد خصوصیات تحصیلی دختر خود گفت: نه اینکه بگویم دخترم نابغه است اما خیلی زودتر از هم‌سن و سالان خود دروس را یاد می‌گرفت و این مسئله کاملاً محسوس بود بنابراین به پیشنهاد معلم او تصمیم گرفتیم که پایه سوم را جهشی بخواند.   وی ادامه داد: دی ماه همان سالی که پایه دوم بود، یک روز درمیان در کلاس ریاضی شرکت می‌کرد؛ اواخر پایه دوم ابتدایی بود که مدرسه دخترم وی را به آموزش و پرورش معرفی کرد و سپس برای شرکت در آزمون‌ به آموزش و پرورش استثنایی معرفی شدیم. این مادر با بیان اینکه رشد جسمی دخترم نیز برای آزمون گیرندگان اهمیت داشت، اضافه کرد: تست‌های هوش به صورت کتبی و شفاهی از او گرفته شده است و پس از قبولی، سال گذشته که کلاس چهارم بود هم شاگرد اول کلاس شد. وی با تأکید بر اینکه دیگر حاضر نیستم دخترم جهش تحصیلی داشته باشد، گفت: بخش اصلی استرس من برای رد شدنش و هدر رفتن زحماتش بود، در واقع رد شدن دخترم یک ریسک بود که تأثیر بدی در روحیه‌اش می‌گذاشت که خوشبختانه اتفاق نیفتاد. ساینا.خ دختر جهشی خوانده این مادر است که گفت‌وگویی با او نیز داشتیم، وی با بیان اینکه یک تابستان را برای جهش تحصیلی گذاشته و تفریح نکرده است، گفت: یک تابستان به من سخت گذشت اما از جهت اینکه یک پایه جلو افتادم خیلی خوب بود؛ دوست داشتم جهشی بخوانم تا از بقیه دوستانم جلو بیفتم. ساینا که دوست دارد پزشک شود و ریاضی‌اش از بقیه درس‌هایش بهتر است، ادامه داد: من همه درس‌ها را خوانده بودم و امتحانی که گرفتند برای من خیلی آسان بود سال گذشته هم با چند نفر از دوستانم که باهم جهشی خواندیم، همکلاس بودم. *یک کارشناس: معایب جهش تحصیلی بر محاسنش غلبه دارد  برخی کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند جهش تحصیلی مانع از بروز خلاقیت‌های کودک می‌شود و تحت فشار قرار گرفتن او زمینه مشکلات روحی را برای او ایجاد می‌کند و از سوی دیگر برخی نادیده گرفتن استعداد دانش‌آموزی که توانایی جهش تحصیلی دارد را بی‌عدالتی می‌دانند. فرامرز محمدی‌پویا مدرس دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل تعلیم و تربیت در گفت‌وگو با فارس در تحلیلی دو سوی این استدلال‌ها را بررسی کرد و اظهار داشت: جهش تحصیلی هم تهدیداتی دارد و هم فرصت‌هایی ایجاد می‌کند از جمله فرصت‌ها و مزایای این روش توجه به دانش‌آموزانی است که سریع‌تر یاد می‌گیرند و استعداد بالاتری از سایر دانش‌آموزان دارند؛ استعداد بیشتر می‌تواند منجر به خلاقیت شود اما محصور بودن در پایه‌ای که پایین‌تر از سطح اوست، خلاقیت دانش‌آموز را از بین می‌برد. وی افزود: دانش‌آموز مستعد در حصار سن تقویمی زندانی می‌شود و و جهش تحصیلی راهی برای برون‌رفت از این شرایط برای او محسوب می‌شود. محمدی‌پویا با بیان اینکه این طرح معایب و ایراداتی دارد که بر مزایای آن می‌چربد، اضافه کرد: از جمله ایرادات آن که مربوط به مرحله انتخاب دانش آموز بوده، این است که بهره هوشی در نظر گرفته شده برای پذیرش، 120 تعیین شده است در حالی که به نظر می‌رسد اکنون این حد بسیار پایین است و با در نظر گرفتن اینکه متوسط آی‌کیوی طبیعی 105 تا 107 است دیگر فردی با آی‌کیوی 120 نمی‌تواند تیزهوش باشد و باید سطح آن را بالاتر ببریم. کارشناس مسائل تعلیم و تربیت گفت: ایراد دیگر که به ماهیت جهش تحصیلی بازمی‌گردد این است که ما در جهش تحصیلی صرفاً به هوش تحصیلی توجه می‌کنیم و سایر انواع هوش‌ها را نادیده می‌گیریم و دانش‌آموزانی که از لحاظ سنی طبیعتاً سایر انواع هوش‌هایشان رشد یافته‌تر است در کنار یک دانش‌آموز جهشی خوانده قرار می‌گیرند و این مسئله آسیب‌زاست. وی این ایراد را بنیادی‌ترین تهدید برای جهش تحصیلی دانست و بیان داشت: اینکه صرفاً هوش تحصیلی برای جهش تحصیلی ملاک قرار داده می‌شود و توجه ناچیزی به سایر جنبه‌های هوش می شود در واقع نادیده گرفتن سایر ساحت‌های تربیتی است که در سند تحول بنیادین در نظر گرفته شده است. محمدی‌پویا راهکار جایگزین این طرح آموزش انفرادی به دانش‌آموزان مستعد دانست و خاطر نشان کرد: این روش و استفاده از ظرفیت دانش‌آموزان با استعداد برای پیشبرد اهداف تحصیلی در کلاس درس، راه جایگزین است منتها زیرساخت‌های آن در آموزش و پرورش فراهم نیست. *پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش: در ایران بررسی تجربی درباره جهش تحصیلی صورت نگرفته است زکریا حسینی پژوهشگر سیاست‌گذاری آموزش و پرورش با بیان اینکه در خصوص غلبه معایب جهش تحصیلی بر محسنات آن نمی‌توان اظهار نظر قاطع کرد، گفت: در ایران در مورد این مسئله بررسی تجربی صورت نگرفته است، در تحقیقی تحت عنوان «بررسی تطبیقی الگوهای شناسایی و هدایت دانش آموزان مستعد در 6 کشور» که به تازگی در بنیاد ملی نخبگان صورت گرفته به انواع جهش تحصیلی در 6 کشور اشاره شده است اما تاکنون چنین مطالعه‌ای در ایران انجام نشده تا بتوان درباره این مسئله اظهارنظر کرد. وی با اشاره به گزاره‌هایی که در خصوص معایب و محاسن جهش تحصیلی مطرح می‌شود، عنوان کرد: منطق کلی آزمون جهش تحصیلی محل تردید نیست و شاید بتوان راهکاری برای جبران معایب مطرح شده ارائه کرده و برخی روش‌ها را اصلاح کنیم اما در هر حال برای اظهار نظر قاطع، تحقیق دقیق لازم است. به گزارش فارس، هرچند نحوه انتخاب دانش‌آموزان برای جهش تحصیلی مورد بازبینی قرار گرفته و نسبت به گذشته بهتر شده است اما معایبی چون احتمال تحمیل شکست رد شدن در آزمون در سن کم به دانش‌آموز و فشار بالای آموختن معلوماتی که برای یک سال طراحی شده‌اند در سه ماه، قرار گرفتن دانش‌آموز جهشی خوانده در کنار دانش‌آموزانی که از نظر هوش شناختی و عاطفی از او جلوتر هستند می‌توانند دلایل بازنگری در شیوه‌ جهش تحصیلی فعلی باشند تا راهکارهایی برای کاهش مضرات پیش‌بینی شود و یا راه‌های جهش تحصیلی «نو» شوند، قطعاً در این مسیر انجام یک تحقیق میدانی و تجربی از دانش‌آموزانی که به صورت جهشی تحصیل کرده‌اند بسیار راه‌گشا خواهد بود.    منبع: خبرگزاري فارس ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 31 Jul 2017 15:33:39 GMT http://migna.ir/vdcc1pq0.2bqsx8laa2.html کودکانی که فرصت کودکی ندارند! http://migna.ir/vdcf1mdj.w6dy1agiiw.html به گزارش ميگنا زهرا نژادبهرام- جامعه شناس، در روزنامه شرق نوشت: ویژگی‌های برجسته دوره کودکی را می‌توان در قالب سه مبحث احترام، کسب مهارت و نشاط تبیین کرد.  احترام نخستین و ارزشمندترین عامل برای طی دوره کودکی است. کودکی که با مفهوم احترام به خود و شخصیتش دچار چالش شود، قادر نیست مفهوم احترام‌گذاشتن را درک کند و آموزه‌های احترام برای او حکم فرمول‌های شیمی و ریاضی را دارد که باید به ذهن بسپارد اما کاربرد آن را شاید هیچ‌وقت تجربه نکند. احترام به کودک که امروزه در کنوانسیون حقوق کودک به‌جدیت بر آن تأمل شده و کشور ما نیز در سال‌های اخیر به آن پیوسته است، نخستین سند برای هویت‌بخشی به کودکان در میان میثاق‌نامه‌های بین‌المللی است. این مهم به این معناست که جامعه بشری به آن درجه از رشد و بلوغ رسیده است که کودک را فارغ از صغر سنی به‌عنوان یک انسان موردتکریم قرار دهد و به هویت و شخصیت او حرمت گذارد. جامعه بشری با درک این مهم بر مبنای حرمت حقوق انسان، به این باور رسیده که کودک صرف‌نظر از محدودیت‌های آموزشی و تجربه‌های زندگی انسانی است که باید جامعه را بسازد بنابراین ضروری است با مفهومی به بلندای احترام، حقوق او محترم شمرده و تکالیف جدی از سوی جامعه برای پاسداشت این حقوق برای او در نظر گرفته شود. اگر کودکی را به سه بخش زیر تقسیم کنیم؛ کودکی نخست (از تولد تا حدود دوسالگی) کودکی میانه (از دوسالگی تا شش‌سالگی) کودکی پایانی (از شش‌سالگی تا 12سالگی) گستره مفهوم کودکی بیش از هر چیز نمایان می‌شود. کودک که برگرفته از عاطفه و تشخیص است، در طول این سه دوره در تلاش است همه مبناهای هویتی خود را جست‌وجو و برای آنها فرصت‌های بروز ایجاد کند. کودک در این دوره‌ها به فراخور شرایط سنی و آموزش‌های اجتماعی که برگرفته از خانواده، جامعه و نظام آموزشی است، مانند یک ناظر، ابعاد این رویکردها را مشاهده می‌کند تا زیربناهای هویتی خویش را بنا کند. حال اگر مبنای همه این آموزش‌ها احترام به انسان و کودک به‌طور اخص باشد، طبیعتا مفهوم کودکی بر فرازی بلند از اعتماد تکیه می‌کند و شخصیت کودک بر این اساس شکل می‌گیرد. ازاین‌روست که جوامع بشری به این درک رسیده‌‌اند که کودک موجودی حقیر و بی‌مفهوم نیست بلکه سرشتی دقیق و حساب‌شده دارد که هر نوع آموزه‌ای را قادر به نشر است و باید برای کودکی هویت قائل شد و مبانی رفتار با او را بازنگری کرد. کودکی، مفهومی حاشیه‌ای در نظام آموزش‌وپرورش  ما در نظام آموزشی کشور، موضوع احترام به کودک به حاشیه رانده شده و آنچه بیش از هر چیز مطمع نظر مسئولان و برنامه‌ریزان این نظام است، نمرات درسی فارغ از هویت و شخصیت کودک است. به کودک فرصت کودکی داده نمی‌شود چراکه حجم برنامه‌ریزی‌های درسی آن‌چنان است که به جز نظم و مقررات سنگین برای حضور در کلاس‌های درس برای کسب نمرات و تشویق به‌واسطه کسب رتبه‌های رنگارنگ که هویت و موجودیت نظام آموزشی و مراکز آموزشی را تقویت کند، قابل‌مشاهده نیست. در برابر این نظام، اگر تابع آن نباشی یا در مسیری دیگر حرکت کنی، چیزی جز تحقیر از سوی مسئولان مراکز آموزشی برای احتمالا عدم دریافت نمرات مناسب مقیاس دیگری برای سنجش انسانی و موفقیت تبینن وجود ندارد. کودکی در آموزش‌وپرورش به حاشیه رفته است؛ آنچه مهم و اساسی جلوه می‌کند، درس‌های به‌هم‌پیچیده غیرقابل‌استفاده است. کودک از جنب‌وجوش و شور در کلاس درس محروم است، کودک از نیازهایش به‌دور است، کودک از حس بازی به‌دور است، کودک از حس دوست‌داشتن به‌دور است، کودک از شیطنت به‌دور است. این، همه آموزش‌ها به کودکان است و انتظار داریم کودکی را در این کلاس‌ها تجربه کنیم!؟ کارشناسان آموزش‌وپرورش معتقدند آموزش‌های دوره کودکی باید با حفظ شرایط و ویژگی‌های این دوره طراحی شود و در قالب بازی و تمرین گروهی مفاهیم انتقال داده شود نه به صورت صورتک‌هایی از انسانی به آنها نگاه شود تا برخی مفاهیم را با فشار در ذهن جا دهند؛ پس کودکی و حال‌و‌هوای آن کجاست!! در سطور قبلی به نشاط اشاره داشتیم که از ویژگی‌های کودکی است اما اگر مفهوم نشاط و زمینه بروز آن برای مربیان و برنامه‌ریزان به شلوغ‌کردن و به‌هم‌ریختن نظم کلاس تعبیر شود، آن موقع می‌توان آن را تسری داد و فرصت بروز آن را برای کودک فراهم کرد؟ نشاط و شیطنت‌های دوره کودکی و میل به عبور از خطوط نظم‌آفرین، خاصه کودکی است و کودکی که این دوره را طی نکند، همواره به دنبال کسب این موارد در آینده که به انسانی جامعه‌ساز بدل می‌شود، خواهد بود! ازاین‌روست که نشاط و سرزندگی و فعالیت غیرقابل‌انکار و انرژی گسترده کودک را با ارائه روش‌های متناسب باید احترام گذاشت و مانع بروز آن نشد اما آن را مدیریت کرد. در نظام آموزشی کشور، مفهوم کودکی در لابه‌لای نظم‌های پیش‌ساخته ذهنی کارشناسان جا مانده و آنها به عنوان عناصری که فقط باید بخوانند و بنویسند، درنظر گرفته شده‌اند. نگاهی به تعاریف آموزش‌وپرورش در میان نویسندگان و فیلسوفان، تفاوت مفهومی آنچه اتفاق می‌افتد با آنچه باید باشد، به‌روشنی قابل‌درک است. ژان ژاک روسو، نویسنده کتاب ایمل می‌گوید آموزش‌وپرورش، هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی) و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد. جان دیویی معتقد است آموزش‌وپرورش دوباره‌ساختن یا سازمان‌دادن تجربه ‌است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و فرد را برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، بهتر قادر کند. امیرحسین آریانپور، آموزش‌وپرورش را فرایند هدایت و جهت‎دهی عمدی تجارب انسانی می‌داند و در آموزه‌های دینی اسلامی به‌روشنی بر مفهوم تعلیم و تعلم تأکید شده و حتی نخستین آیه قرآن، قسم به قلم است و بزرگان دینی ضمن پاسداشت مفهوم کودکی، مفاهیم و آموزه‌های تربیتی را به‌روشنی موردتوجه قرار داده‌اند. رفتار پیامبر به‌عنوان رسول خدا با کودکان یا ائمه اطهار با آنها، جملگی بیانگر وجود نگرش‌های منطبق بر خصوصیات دوره کودکی برای آموزش‌وپرورش بوده است.  داستان معروف رطب‌نخوردن پیامبر در انتقال آموزه منع رطب برای کودک یا نمازخواندن درحالی‌که فرزندانشان بر گردن ایشان نشسته‌اند، مفاهیمی صرف برای شنیدن نیست بلکه مؤید رویکرد اسلام و آموزه‌های دینی در عمل و گفتار نسبت به کودک و مفهوم کودکی است. پذیرفتن این رویکرد نیازمند بازخوانی مجدد نظام آموزشی کشور در جدانیفتادن از کار ویژه آموزش برای کودکان است. در این میان، کسب مهارت به‌عنوان سومین ویژگی قابل‌توجه است. آموزش کودک در کنار دو مفهوم قبلی، بنایی برای کسب مهارت‌های زندگی جمعی برای ورود به جامعه است و این مهارت‌ها در بستر تعامل و گفت‌وگو با کودک شکل می‌گیرد. مهارت‌هایی نظیر پذیرفتن دیگری، اعتماد، احترام‌گذاشتن و غیره از مهم‌ترین آموزه‌هایی است که باید نقش اصلی آن در دوره کودکی در عین پذیرش نشاط و احترام حاصل شود. در نظام‌های آموزشی نظیر کشور ما انتظار از کودک، اطاعت است، مفهومی که ضمن تسری تحقیر، فرصت نوآوری و شکل‌گیری شخصیت متناسب با توانایی‌های فردی و مهارت‌های اکتسابی را از کودک می‌گیرد. به اعتقاد دکتر فکوهی، نظام‌های آموزشی از کودکان و نوجوانان «اطاعت» و «سربه‌زیری» و «آموختن» آنچه به آنها آموزش داده می‌شود را می‌خواهند، کودکان نیز چنین کاری را به‌ظاهر انجام می‌دهند، اما درواقع هیچ‌یک از این موارد را در خود درونی نمی‌کنند. بنابراین در سطح گفتمانی و در سطح رفتارهای قابل‌کنترل مستقیم می‌توانند خود را کاملا مطیع نظام آموزشی نشان دهند، درحالی‌که درون خود به شیوه‌های بی‌شماری، گفتمان‌ و رفتارهای دیگری را رشد می‌دهند. نظارت‌های رسمی و خطر بالارفتن انحرافات با این رویکرد به نظر می‌رسد کارکرد نظام آموزشی برای پذیرش و حفظ شرایط طبیعی کودکی در هاله‌ای از ابهام گرفتار آمده و نه‌تنها نتوانسته با نگاه اصلی خود که هژمونی اطاعت و سیطره‌پذیری را به کودک حفظ کند بلکه با چالشی بنیانی که تفاوت‌ها را روزبه‌روز بیشتر می‌کند، روبه‌رو شده است. ناصر فکوهی مردم‌شناس در همین راستا معتقد است «نظام آموزشی تلاش می‌کند این دوگانگی را از میان بردارد. اما این کار را با توسل به ابزارهای هژمونیک و الزام‌آوری انجام می‌دهد که تنها در کوتاه‌مدت، آن هم به شرط افزایش میزان الزام به‌طور دائم، مؤثرند. اما اگر میزان الزام ثابت بماند یا کاهش یابد یا دیدگاهی میان یا درازمدت را در نظر بگیریم، میزان کارایی آموزش رسمی نه‌تنها به نزدیک صفر می‌رسد، بلکه به نظر من حتی به صورت منفی عمل می‌کند؛ به این معنا که گفتمان‌های درونی‌شده و رفتارهای واقعی در واکنش به گفتمان و رفتار «توصیه‌شده» به صورتی تصنعی، واکنش منفی نشان می‌دهند.  به عبارت دیگر در بسیاری موارد اگر الزام‌های آموزشی وجود نداشته باشد، ما با «انحراف»های کمتری در سطح نظام اجتماعی برخورد خواهیم کرد، زیرا نظام اجتماعی دارای نظام‌های آموزش غیررسمی، عرف و اخلاق عمومی و دینی است که گفتمان‌ها و رفتارها را اصلاح می‌کند، اما با گسترش دامنه نظارت و قدرت آموزش رسمی، این ابزارهای سنتی از کار افتاده یا کارایی‌شان کاهش یافته و بنابراین خطر بالارفتن «انحرافات» بیشتر می‌شود».[1] در نهایت برای حفظ کودکی، نیازمند عدالت آموزشی و پرورشی برای کودکان هستیم تا تصویر انسانی آنها را فارغ از تمام مفاهیم ازپیش‌ساخته برای ذهن مدیران و برنامه‌ریزان در فضایی متعادل نظاره کنیم که وارثان اصلی جوامع، آنها هستند. ازاین‌روست که مفهوم احترام به کودک و کنوانسیون حقوق کودک معنا‌دار می‌شود. کودک باید حس کودکی را انتقال دهد و کلیه آموزش‌ها باید بر مبنای حفظ این دوره برای او تبیین شود. نگاهی به تجارب آموزشی در نظام‌های مختلف، مؤید این نکته است که آموزه‌های به‌کار‌گرفته‌شده در متون دینی برای حرمت کودکان و آموزش مهارت‌ها به آنها که به‌روشنی در منابع دینی اسلام وجود دارد، در آنها عملیاتی شده، هرچند که در بزرگ‌سالی همچون همه جوامع، آنها نیز با افرادی متهم و مجرم روبه‌رو هستند. در بیشتر جوامع توسعه‌یافته، تلاش برای ایجاد درک درست از دوره کودکی در نظام اجتماعی و انتظار برای تربیت انسان‌های توسعه‌یافته که فرصت‌های تازه‌ای برای جامعه و خود خلق کنند، دور از ذهن نیست. تجربه توسعه‌یافتگی جوامع با تکیه بر فرصت پذیرش کودکی به‌عنوان یک اصل اجتناب‌ناپذیر در زندگی اجتماعی قابل‌تأمل است. طی دوره کودکی با همه ابعاد آن نظیر فرهنگ کودکی، اقدام کودکی و... که در مفاهیم انسان‌شناسانه به آن توجه شده، مؤید این نکته است که اگر مسیر طبیعی رشد انسان طی شود، امکان دسترسی درست به مفاهیم اصلی انسانی وجود دارد.  تجربه کشورهایی که به کودکان و کودکی به مفهوم یک واقعیت انکارناپذیر و قابل‌توجه نگریسته‌اند، مؤید این واقعیت است که امید به توسعه و رشد برای آن کودکان، مفاهیمی دور از ذهن نیست و همه چیز در خدمت حس خوب زندگی برای آنان است، نه همه‌چیز برای حس خوب موفقیت احتمالی در بزرگ‌سالی. ازاین‌رو لازم است دست‌اندرکاران نظام آموزشی در زمانی کوتاه، مفاهیم کلیدی را استخراج کنند و فضای سرد و کسل‌آور آموزش را در پیوند با پذیرش مفاهیم اصلی هویت‌ساز انسانی نظیر کودکی، امنیت، نشاط و غیره تغییر دهند.   [١] http://www.anthropology.ir/node/٨٥٧١ ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 18 Jul 2017 05:21:27 GMT http://migna.ir/vdcf1mdj.w6dy1agiiw.html ائتلاف خانه و مدرسه علیه بچه ها / زمان تغییر فرا نرسیده است؟! http://migna.ir/vdcexx8e.jh8zei9bbj.html انقلاب اینترنت آغاز شده، روش توسعه اقتصادی در اغلب کشورها تغییر کرده،دهکده جهانی مارشال مک لوهان عینیت یافته، دانش روان شناسی مرزهای جدیدی را در نوردیده و روش های آموزشی دو سه دهه پیش به موزه سپرده شده است. در این میان آیا زمان آن نرسیده است که سیستم آموزشی کهنه و نخ نما شده آموزش و پرورش و آموزش عالی سنت گرای کشور ما هم تکانی بخورد و بروز شود؟! دیگر وقت آن رسیده که به جای مشق شب و تشویق و ترویج حفظیات و تعیین هدفی موهوم با عنوان «قبولی در کنکور دانشگاه»، روش های آموزشی و تربیت کودکان و نوجوانان را تغییر و نوسازی کنیم، با بهره گیری از سیستم های نوین آموزش و پرورش دانش آموزانی بار آوریم که قدرت «تفکر و تصمیم گیری» داشته باشند، "مسؤولیت پذیری" را بیاموزند، بدانند که این کشور و کره زمین متعلق به آنهاست و باید در "حفظ محیط زیست" شان بکوشند، "حقوق مدنی و شهروندی" را یاد بگیرند.  به جرأت می توان گفت که سیستم فرسوده کنونی آموزش و پرورش کشور مهم ترین کاری که انجام می دهد، از بین بردن اعتماد به نفس، خلاقیت و عزت نفس فرزندان این ملت است. در این سیستم موارد مهمی که دانش آموزان نمی آموزند، مسئولیت پذیری، شیوه زندگی، نگاه به گذشته و خواندن تاریخ و برنامه ریزی برای آینده خود و کشورشان است. خروجی این روش کهنه آموزشی، فارغ التحصیلانی با عدم توانایی در ایجاد ارتباطات اجتماعی سالم، رفع مشکلات شخصی، عدم برخورد درست و مدیریت شده با ناملایمات زندگی، عدم مشارکت در برنامه ها و فعالیت های اجتماعی و حفاظت از محیط زیست و پیرامون خود است. نتیجه این می شود که دانش آموز ایرانی، حتی از عمل کردن به حداقل وظیفه خود هم گریزان است، مانند نظافت کردن و جمع کردن آشغال های کلاس خود قبل از ترک محل (کاری که در ژاپن امری معمولی است).  کتاب های درسی به روز نیستند، روش آموزش و علم معلمان به روز نیست، درس هایی که سر کلاس تدریس می شود کاربردی نیست و بیشتر وقت دانش آموزان با پرداختن  به حفظیات و تلاش برای نمره گرفتن و معدل بالا داشتن به هر قیمت تلف می شود تا شاید لبخندی بر لبان والدین نشیند و بالاخره سوژه ای باشد برای صحبت های مرسوم رفت و آمدهای خانوادگی. به غیر از ضعف سیستم آموزش و پرورش، نگرش و فرهنگ نازل والدین هم بی تاثیر نیست. والدین به صورتی بیهوده و کلیشه ای تلاش می کنند که فرزندانشان را در قالب باورهای رسوب شده در ذهنیات خود جاسازی کنند و رشد دهند. پدر و مادر از کودکی کلمات دکتر و مهندس را در ذهن کودکش جا می اندازند. دانش آموزی که با این پیش زمینه فکری از خانه به مدرسه می آید و فراموش می کند که کشوری که می خواهد به رشد و توسعه برسد، به جز پزشک و مهندس، به آموزگار و استاد دانشگاه، کارگر ماهر، تکنیسین آموزش دیده، افسر درجه دار پلیس و ارتش، قاضی و وکیل، تعمیرکار رادیو و تلوزیون، مدیر بانک و بیمه، تعمیر کار خودرو و تاسیسات ساختمان و دهها شغل دیگر نیاز دارد. چشم و هم چشمی بلای جان والدین این نسل شده است و در این میان، عده ای هم از آب گل آلود ماهی می گیرند و با انتشار کتاب ها و ÷تشکیل کلاس های مختلف تقویتی، آمادگی کنکور و تست و غیره کسب و کار سودآوری برای خود راه می اندازند.   نظام آموزشی ما به این پرسش ، پاسخ نمی دهد که چرا باید ارزش یک دانش آموز به عنوان یک «انسان» با نمره درس های به دردنخور و معدلش سنجیده و سایر  بخش های استعدادهایش نادیده گرفته شود؟ این سیستم فرسوده آموزش و پرورش طوری دختر و پسر و کودک و نوجوان این دیار را بار می آورد که او هویت خود را در نمرات کلاس اش جستجو می کند، بی آنکه بداند همین دروس حفظ شده پس از مدتی کوتاه فراموش خواهد شد.  وقت آن است و البته دیر هم شده است که تغییر را شروع کنیم، اصل تغییر را پذیرفتن انتخاب نیست، ضرورت است. جهانی که در آن زندگی می کنیم پر است از الگوهای موفق آموزشی، از ژاپن و چین و مالزی گرفته تا دانمارک و فنلاند و کانادا ؛ استفاده از تجربه دیگران، کار عقلاست.   - عصر ایران؛ سعید منصور افشار ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 11 Jul 2017 04:47:50 GMT http://migna.ir/vdcexx8e.jh8zei9bbj.html پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در مدارس http://migna.ir/vdcenx8e.jh8zwi9bbj.html ميگنا: آسیب‌های اجتماعی به مفهوم رفتاری است که به طریقی با انتظارهای مشترک اعضای یک جامعه سازگاری ندارد و بیشتر افراد  آن را ناپسند و نادرست می‌دانند در واقع هر جامعه از اعضای خود انتظار دارد از ارزش‌ها و هنجارها تبعیت کنند اما همواره عده‌ای پیدا می‌شوند که پاره‌ای از این ارزش‌ها و هنجارها را رعایت نمی‌کنند، جامعه افرادی که هماهنگ و همساز با ارزشها و هنجارها باشند سازگار یا همنوا و اشخاصی را که بر خلاف آنها رفتار می‌کنند ناسازگار یا ناهمنوا می خواند از میان افراد نابهنجار کسی که رفتار نابهنجارش زودگذر نباشد ودیرگاهی دوام آورد، کجرو یا منحرف نامیده می‌شود و رفتار او را انحراف اجتماعی یا آسیب اجتماعی می‌خوانند. جامعه شناسی و جرم‌شناسی متوجه آن دسته از نقض هنجارهاست که توسط عده‌ی زیادی از مردم گناه تلقی می‌گردد، از این رو انحراف یا آسیب اجتماعی به رفتارهایی اطلاق می‌گردد که هنجارهای اجتماعی را نقض کرده و در نتیجه از نظر تعداد بسیا‌ری از مردم قابل نکوهش است. نکته‌ای که بسیاری از کارشناسان بر آن تاکید دارند اهمیت نقش آموزش وپرورش در بخش پیش‌گیری از آسیب‌های اجتماعی است، وظیفه‌ای که به گفته متخصصان نقد بسیاری به کم کاری‌های آموزش وپرورش در این حوزه وارد است. آموزش وپرورش گسترده‌ترین دستگاه فرهنگی کشور است که به طور مستقیم جمعیتی بزرگ را تحت پوشش قرار داده است. ضمن آنکه این مجموعه ابزارهای لازم برای تنظیم و یا کنترل آسیب‌های اجتماعی را دارد و می‌تواند از ساعاتی که دانش آموزان در مدرسه حضور دارند استفاده کرده و برای مقابله با آسیب‌ها برنامه‌ریزی کند. آموزش وپرورش می‌تواند پدر و مادرها را در قالب انجمن اولیا و مربیان جمع کند و برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی فرزندان‌شان، آگاه‌سازی داشته باشد. در این باره اما مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی معتقد است که پیش‌گیری اولیه رویکرد اصلی آموزش و پرورش در مدیریت آسیب‌های اجتماعی است. وزارت آموزش وپرورش، در جهت مدیریت آسیب‌های اجتماعی، برنامه‌های مختلفی را در سطح مدارس اجرا می‌کند که محور و رویکرد آن‌ها، پیشگیری اولیه است که در قالب‌های متنوع آموزشی، فرهنگی و ترویجی، از قبیل کارگاه‌های آموزشی، جشنواره‌ها، نمایشگاه ها، محصولات فرهنگی- آموزشی، طراحی و به اجرا در می آید. پیشگیری اولیه به این معناست که تلاش کنیم مهارت‌ها و توانمندی‌های کودکان و نوجوانان را برای مراقبت از خود در برابر رفتارهای پرخطر و آسیب‌های اجتماعی ارتقاء بدهیم. یکی از ضرورت‌های مهم برای تکمیل رویکرد پیشگیری اولیه برای محافظت و مراقبت از کودکان و نوجوانان، استقرار نظام مراقبت اجتماعی از کودکان و نوجوانان به ویژه نوجوانان در معرض خطر و پرخطر است و برای تحقق این موضوع همکاری دستگاه‌های فرهنگی و اجتماعی، خانواده‌ها و رسانه‌ها با وزارت آموزش و پرورش در جهت گسترش خدمات پیشگیرانه و مراقبتی در سطح مدارس دارای اهمیت زیادی است. مدرسه به عنوان یک محیط آموزشی اگر نتواند وظایف تربیتی خود را به نحو مطلوب انجام دهد و بدون توجه به وظایف علمی و اجتماعی خود و بی‌علاقگی نسبت به درک نیازهای روحی نوجوان، فقط به آموزش کلیشه‌ای صرف بپردازد قطعاً به پایگاهی برای کج‌روی و انحراف دانش آموزان تبدیل خواهد شد. از این رو مسئولان آموزشی باید به نوجوان آموزش دهند که چگونه با واقعیت‌ها روبرو شوند. موسسات آموزشی نقش موثری در بهداشت روانی و فراهم آوردن محیطی سالم در جهت رشد فکری و شکوفایی اندیشه‌ها دارند که برای ایفای چنین نقشی معلمان و مسئولان مدارس باید از سلامت روانی کافی برخوردار باشند. به همین دلیل باید از همکاری و همفکری اولیای کودکان، خود بچه‌ها و مسئولان مدارس به صورت مشترک استفاده شود و در هر واحد آموزشی یک شورا و یا انجمن برای بررسی و برنامه‌ریزی مسائل تربیتی و فکری دانش آموزان آن مدرسه تشکیل شود تا به موقع و به جا پیش‌گیری‌های لازم به عمل آید. به هر حال باید بپذیریم آموزش وپرورش به عنوان اصلی‌ترین نهاد اجتماعی بیشترین تاثیر تربیتی را بر روی یکایک افراد جامعه دارد به شرطی که به موقع و به جا، بتواند کارکرد جامعه پذیری و در کنار آن پیش گیری از آسیب های اجتماعی را بدون هیچ وقفه و خللی به شکلی مطلوب و مناسب به انجام رساند. دانش آموزان با موضوعات مختلفی همچون گروه‌های خلافکار، خشونت، مصرف الکل، دارو و مواد مخدر، مشکلات جنسی و دیگر رفتارهای پرخطر و بالقوه آسیب‌زا درگیر هستند. علاوه بر این دانش آموزان در زندگی روزمره با استرس‌زاهای محیطی مانند از دست دادن والدین در اثر طلاق، خشونت خانواده، مصرف یا سوء مصرف الکل و مواد مخدر توسط والدین یا یکی از اعضای خانواده، آزار جسمی و جنسی و طردشدگی مواجه هستند. هدف عمده مداخله های مبتنی برمدرسه فراهم آوردن موقعیت و تجاربی است که در بستر آن توانایی‌ها و شایستگی‌های مقابله‌ای و مدیریتی کودکان در مواجهه با پیچیدگی‌های محیط و شرایط نامساعد زندگی روزمره  افزایش یابد. برنامه‌های نوین بهداشت روان و مداخلات پیشگیرانه مدرسه‌محور به نتایج متنوعی از قبیل افزایش حضور در مدرسه، بهبود عملکرد تحصیلی، کاهش ترک تحصیل و کاهش رفتارهای ضد اجتماعی و مصرف دارو، الکل و مواد منجر می‌شوند. در واقع می توان چنین استنباط نمود که ریشه‌ اغلب آسیب پذیری‌های اجتماعی دانش آموزان را باید در عدم آشنایی کافی آنها با مهار‌ت‌های اجتماعی دانست؛ به طوری که نقطه‌ کوری در رشد شخصیت دلخواه و اجتماعی جوانان وجود دارد و آن این است که متاسفانه جوانان امروز خود را نشناخته‌اند و به توان و قدرت فراوان خود باور ندارند،به علاوه از شرایط وموقعیت اجتماعی خود آگاهی ندارند. بنابراین بررسی نقش آموزش مهارتهای اجتماعی در کاهش آسیب های اجتماعی در مدارس ضروری است. توجه به مهارتهای اجتماعی در برنامه ریزی درسی، نشان دادن تاثیرات مخرب دوستان نالایق و ناشایست و چگونگی قطع ارتباط با آنان، آموزش مهارت‌های زندگی نظیر دوست‌یابی و خود‌شناسی و کشف خود در محتوای آموزشی، اجازه‌ی ابراز وجود به دانش آموزان از طریق دادن مسئولیت و استفاده از دیدگاه‌های آنان در مدرسه، تقویت عزت نفس و احترام دانش آموزان توسط معلم، تقویت ارزشهای دینی دانش آموزان توسط معلمان، تقویت ارزشهای دینی در خانواده، آموزش نه گفتن از کودکی در خانواده‌ها از طریق اهمیت دادن به اظهارنظر وی و شروع از موارد کوچک و غیرمهم؛ جزو مواردی هستند که باید به دانش آموزان آموزش داده شوند. علی رحمانی-روانشناس و حقوقدان پايتخت ما ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 09 Jul 2017 04:43:51 GMT http://migna.ir/vdcenx8e.jh8zwi9bbj.html قبل از فرستادن فرزندتان به اردوهای تابستانی باید بدانید http://migna.ir/vdcjv8ex.uqev8zsffu.html از چندسالگی بچه‌ها را به اردوهای تابستانی بفرستیم؟ در پاسخ به این سؤال که شاید سؤال شما هم باشد، واقعیت این است که نمی‌شود برای همه بچه‌ها یک سن قطعی را تعیین کرد، چون این موضوع به عوامل مختلفی مانند ویژگی‌های روانی و خلقی فرزند شما، میزان تنوع اردوهای تابستانی، امکانات خانواده و چندین عامل دیگر بستگی دارد. اما به طور کلی از آنجا که ایجاد فرصت‌های گاه و بیگاه برای دور شدن موقتی دانش‌آموزان کودک و نوجوان از فضای خانه و خانواده و تجربه زندگی در اردوها که مسئولیت‌پذیری بیشتری را از طرف آن‌ها ایجاب می‌کند مفید است، در صورت در نظر گرفتن سایر شرایطی که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد، می‌توانید حتی از سال‌های ابتدایی تحصیل هم فرزندتان را به اردوهای تابستانی بفرستید. قبل از فرستادن فرزندمان به اردوهای تابستانی به چه نکاتی باید توجه کنیم؟ اردوهای تابستانی مانند سایر موقعیت‌هایی که در زندگی وجود دارند، هم می‌توانند دربردارنده فرصت باشند و هم دربردارنده تهدید. اگر شما به دنبال تبدیل آن به فرصتی ناب برای فرزندتان هستید لازم است به چند مطلب توجه کنید: فرزندتان کودک است یا نوجوان؟ همان‌طور که گفتیم نمی‌شود یک سن مشخص را برای همه بچه‌ها تعیین کرد ولی به طور کلی توصیه می‌شود که اردوهای کوتاه‌مدت مانند اردوهای یک‌روزه برای بچه‌های کلاس­های ابتدایی و اردوهای بلندمدت‌تر برای نوجوانان در مقاطع سنی بعدی در نظر گرفته شوند. برنامه اردو چقدر مناسب فرزند شما است؟ فرزند شما ویژگی‌های خلقی و هوشی و همین‌طور علایق و توانمندی‌های خاص خودش را دارد. بنابراین مهم است که قبل از فرستادن فرزندتان به یک اردوی تابستانی مثلاً یک اردوی علمی تفریحی رباتیک، به میزان تناسب بین ویژگی‌ها و علایق او و برنامه‌های خاص این اردو توجه ویژه داشته باشید. اردو چه فایده‌ای غیردرسی برای فرزند شما دارد؟ آیا اردویی که برای فرزندتان در نظر دارید، می‌تواند او را با یک بُعد تازه از زندگی آشنا کند؟ آیا فرصت کسب تجربه‌های تازه در زمینه‌های مختلف ارتباطی، هیجانی و فکری را برای او فراهم می‌کند؟ آیا می‌تواند به شناخت بیشتر او از توانمندی‌ها و نقص‌هایش کمک کند؟ به طور کلی آیا این اردو می‌تواند برای فرزند شما فرصت‌سازی کند؟ مسئولین همراه اردو را ملاقات کنید. با اینکه اغلب اردوهای تابستانی از سوی نهادهای معتمدی مانند وزارت آموزش‌وپرورش و یا مراکز فرهنگی ورزشی تحت نظارت برگزار می‌شوند اما شما به عنوان والدین باید قبل از اردو درباره مسئولینی که فرزند شما را در اردو همراهی می­کنند، اطلاعات کسب کنید؛ به صورت حضوری آن‌ها را ملاقات کنید، از آن‌ها درباره برنامه‌های اردو اطلاعات بگیرید، درباره سابقه حرفه‌ای‌شان تحقیق کنید، شماره تماسشان را داشته باشید و... منبع: نی نی سایت ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 26 Jun 2017 18:20:22 GMT http://migna.ir/vdcjv8ex.uqev8zsffu.html آموزش و پرورش ایران در محاصره پنج ابرنیروی مخرب http://migna.ir/vdcf10dj.w6dyxagiiw.html عصر ايران- دکتر رضا مهدی عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری: نتایج مجموعه مطالعاتی که طی سالیان اخیر با مشارکت دانشجویان علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی انجام شده و تجربه زیسته، نشان می‌دهد که در کمال تأسف، نظام آموزش و پرورش ایران در محاصره پنج نیروی مخرب و خطرناک است که در این نوشته، این فشارها و نیروهای آسیب‌زا به اختصار معرفی شده‌اند. 1- توقعات و انتظارات نامناسب و غیر واقع‌بینانه خانواده‌ها و والدین از فرزندان خود که دانش آموزان را به رشته‌های علمی و مسیرهای شغلی خاصی هدایت می‌کند که با استعداد و علایق خود دانش آموزان همخوانی نظام مند مثبتی ندارد. این فشار و نیروی مخرب در ادامه مسیر زندگی، تمام هستی دانش آموزان را با مخاطره مواجه می‌کند. 2- سد کنکور و هدایت ناصواب دانش آموزان به سمت مهارت و تمرین تست‌زنی و چشم‌پوشی از دانش افزایی و کسب مهارت‌ها و قابلیت‌های مورد نیاز برای زندگی عادی و به‌هنجار. بر اثر این نیرو و فشار مخرب، دانش آموزان از روزهای ابتدایی ورود به مدرسه، درک مفاهیم و یادگیری عمیق و مسئله‌محور را با یادگیری سطحی و رفع تکلیفی و تست‌زنی معاوضه می کنند. 3- تنگناهای فزاینده و دائمی مالی و مسائل و مضایق ناشی از آن که نظام آموزش و پرورش را به یک سازمان هزینه‌ای دائما بدهکار تقلیل داده و اکثر وقت اغلب مدیران نظام آموزشی صرف تأمین مالی و رفع مسائل مالی می‌شود. این فشار مخرب، تجلی و تصویر بیرونی نظام آموزش و پرورش و تأثیرپذیری دانش آموزان و خانواده ها را نیز به حداقل ممکن می‌رساند. 4- فشار ناشی از حافظه‌محوری و کهنگی و ضعف روش‌های یاددهی- یادگیری که هر گونه ابتکار و اندیشه را در مسیر توسعه همه‌جانبه ذهنی، عملی، فنی، بدنی و حتی دینی را از دانش آموزان سلب می‌کند. 5- بیکاری جوانان و عدم امکان دسترسی آسان به فرصت‌های مناسب شغلی که موجب هدایت ناخواسته دانش آموزان و حتی خانواده‌ها به ادامه تحصیل دانش آموزان در دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی می‌شود. متأسفانه این نیروی مخرب حتی در دوره تحصیلات دانشگاهی نیز دانشجویان را رها نکرده و موجب ادامه سلسله‌وار تحصیلات تا آخرین مدرک تحصیلی ممکن می‌شود. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 25 Jun 2017 11:22:29 GMT http://migna.ir/vdcf10dj.w6dyxagiiw.html جهش تحصیلی (باید ها و نبایدها) http://migna.ir/vdcd5x0o.yt0fz6a22y.html مقدمه: معمولا اولیا دانش‌آموزان تصور اغراق‌آمیزی از باهوش بودن فرزند خود دارند، لذا درخواست دارند که فرزند آنها سریع‌تر مسیر رشد را طی کند، البته باید تاکید کرد دانش‌آموزان متقاضی جهش تحصیلی باید علاوه بر شرایط رشد هوشی از نظر اخلاقی واجتماعی نیز رشد کرده باشند تا جهش تحصیلی برای آنها مناسب باشد، در غیر این صورت این موضوع می‌تواند به دانش‌آموز آسیب بزند. سوالی که بسیاری از والدین در این خصوص دارند این است که آیا با توجه با هوش و ذکاوت سرشاری که فرزندم دارد جهش تحصیلی می تواند مفید باشد یا در آینده مشکلاتی را برای او فراهم می نماید. ویژگی کودکان تیز هوش 1- نسبت به یادگیری حریصند و مطالب را با سرعت می‌آموزند 2-اعتماد به نفس‌شان بالاست . 3-کتاب خواندن را دوست دارند و همیشه مشغول مطالعه‌اند. 4-دایره لغات وسیعی دارند و تمرکزشان به‌اندازه‌ای است که نه هنگام حرف زدن و نه هنگام یادگرفتن رشته افکارشان پاره نمی‌شود. 5-آنها روابط میان امور به ظاهر نامربوط را درک می‌کنند و هر آنچه آموخته‌اند با یافتن شباهت و تفاوت‌ها به آموخته‌های جدید ربط می‌دهند. 6-اینها کودکانی کنجکاو و جستجوگرند و پرسش‌های کاوشگرانه دارند. 7-این افراد می‌توانند با سرعت و بدون تمرین زیاد مسائل را به حافظه بسپارند. 8-در حالی که علایق و سرگرمی‌های آنها همیشه این حس را به اطرافیان می‌دهد که آنها فراتر از سن‌شان رفتار می‌کنند. توجه: کودکی که چنین ویژگی‌هایی دارد بهترین گزینه برای جهش تحصیلی است و کودکی با توان ذهنی عادی اشتباه‌ترین گزینه برای این کار می باشد. موافقان جهش تحصیلی :  دانش‌آموزان تیزهوش و سرآمد را به این بهانه که سن تقویمی‌شان کم بوده و ممکن است با همکلاسی‌های بزرگ‌تر از خود دچار مشکل شوند را نباید از رشد و پیشرفت باز داشت.  دانش‌آموزان تیزهوش که مطالب درسی را سریع‌تر و عمیق‌تر از هم‌سن و سال‌های خود می‌آموزند بتدریج در سیستم مدارس عادی که نحوه تدریس معلم و محتوای کتاب‌ها انعطاف ندارد، دچار بی‌انگیزگی می شوند و استعدادهایشان هدر می رود.  مساوات در آموزش بدین معنا ست که باید به دانش‌آموزان اجازه داد تا به نسبت استعدادهای خود پیشرفت کنند و به هیچ وجه منطقی نیست که دانش‌آموزان تیزهوش را در حصار سن تقویمی‌شان محدود کنیم.از نظر آنها توزیع کودکان براساس تراز سنی کار درستی نیست بلکه باید به توانایی‌های هوشی آنان توجه داشت.  کودکانی که ضریب هوشی بالا دارند نیازهای ویژه دارند که در مدارس عادی کمتر به آن توجه می‌شود. مخالفان جهش تحصیلی : توان این دانش‌آموزان در یادگیری سریع مفاهیم از آنها موجودی می‌سازد که بیشتر مواقع در نگرش‌های خود نسبت به دیگران احساس تکبر و ممتاز بودن می‌کنند.  چون جهش تحصیلی در دوره سه ماه‌ تابستان صورت می‌گیرد یادگیری‌های این دانش‌آموزان سطحی است و غنا و عمق ندارد به همین علت احتمال این که آنها در سال تحصیلی جدید به ‌اندازه دانش‌آموزان دیگر که مطالب درسی را در 9 ماه خوانده‌اند آماده نباشند وجود دارد.  جهش تحصیلی نوعی تسریع در آموزش است و مانع از اکتشافات فردی کودکان ونوجوانان می‌شود. تحت فشار قرار دادن کودک برای یادگیری قبل از موعد مناسب حتی وقتی که ابزارهای ذهنی لازم در او رشد کرده کار درستی نیست.  رشد کودکان ابعاد عقلی، شناختی، علمی و عاطفی را همزمان در برمی‌گیرد پس این که یک کودک را از لحاظ علمی رشد دهیم و به بقیه ابعاد وجودی‌اش توجه نکنیم، کار اشتباهی است. دانش‌آموزان جهش کرده یک یا چند سال کوچک‌تر از دانش‌آموزانی هستند که با هم همکلاس می‌شوند، ممکن است از نظر سازگاری‌های عاطفی و اجتماعی دچار مشکل شوند و با از دست دادن حس اعتماد به نفس، انگیزه‌های تحصیلی‌شان نیز کمرنگ شود و نتوانند برتری تحصیلی خود را در پایه‌های بالاتر همچنان حفظ کنند. بچه‌ها با هر توان ذهنی حق دارند تفریح کنند، به مهمانی بروند و با هم سن و سال‌های خود بازی کنند که مشغول‌کردن آنها در تابستان و وادار نمودن آنها به گذراندن یک پایه تحصیلی در سه ماه، امتیاز با جمع بودن و تجربه‌کردن زندگی اجتماعی را از این بچه‌ها می‌گیرد. دانش‌آموزی که عادت کرده در پایه‌ تحصیلی خود سرآمد و نسبت به همکلاسان دیگرش از نظر هوش بالاتر باشد، وقتی که با جهش در کنار دانش‌آموزان مقاطع تحصیلی بالاتر قرار می‌گیرد در سطح پایین‌تر یاحداقل هم سطح آنها قرار خواهد گرفت و با مشکلات روحی فراوان و سرخوردگی مواجه می‌شود که کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و بی میلی به تحصیل از جمله آن ها است.  کودکانی که با دو پایه جهشی درس خواندن در کنار افرادی که از نظر سنی و جثه‌ای از آنها بزرگتر هستند قرار می‌گیرند، سازگاری و هم‌خوانی کافی با آنها ندارند که این ناسازگاری گودال های عمیق را در روان آن ها ایجاد می کند. طرح شهاب و جهش تحصیلی: طرح شهاب که به دنبال شناسایی استعدادهای برتر در مدارس ابتدایی در پایه چهارم در حال اجراست، استعدادهای ویژه را شناسایی کرده و بدون جلب توجه و بی‌آن‌که میان دانش‌آموز با استعداد و سایرین تبعیض قائل شوند زمینه را برای شکوفا نمودن استعداد هایشان فراهم می آورد. اگر این طرح جدی گرفته شود و معلمان در اجرای آن همکاری کنند آن‌وقت بی‌آن‌که لزوما به جهش تحصیلی نیاز باشد دانش‌آموزان با استعداد در سراسر کشور شناسایی می‌شوند و سیستم آموزشی آنها را در مسیر پرورش استعدادها سوق می‌دهد؛ یعنی همان چیزی که همه خانواده‌های صاحب فرزند با استعداد خواهان آن هستند. شرایط استفاده از جهش تحصیلی: دانش‌آموزانی که پایه اول و دوم ابتدایی را تمام کرده‌اند می‌توانند جهش از پایه سوم به چهارم یا چهارم به پنجم یا پنجم به ششم را داشته باشد، همچنین بر اساس دستورالعمل موجود این جهش تحصیلی فقط یک‌بار می‌تواند اتفاق بیافتد. برای جهش تحصیلی فقط کارنامه ای پر از نمرات خوب کافی نیست، هر چند آموزش و پرورش نخستین شرط برای جهش کردن را کسب نمرات خیلی خوب در تمامی دروس می داند، با این که این شرط لازم است اما کافی نیست چرا که همیشه کسب نمرات ممتاز نشانی از استعداد برتر دانش آموز نیست و نمی توان تنها نمرات را معیار پذیرش دانش آموزان برای حضور در دوره های جهشی تحصیلی بنا کرد. اداره آموزش و پرورش استثنائی پس از برگزاری آزمون های هوش و استعدادیابی، سطح و وضعیت دانش آموزان را می سنجند که هر دانش آموز پس از کسب نمره قبولی در آزمون ها می توانند در سه ماه تابستان، درس های یک سال تحصیلی را بخوانند و در امتحانات شهریور شرکت کنند و در صورت قبولی، از ابتدای مهر در کلاس یک پایه بالاتر حاضر شوند. ● اصرار و اجبار والدین ممنوع در جهش تحصیلی، استعداد حرف اول را می زند، استعداد هم لزوما با نمره خوب گرفتن هم معنی نیست، اما برخی والدین این دو موضوع را با هم اشتباه می گیرند و در حالی که استعدادهای ویژه فرزند برایشان مسجل نیست برای جهش تحصیلی او اصرار می کنند؛ اصرار هم به مسئولان مدرسه و هم به دانش آموز برای بیشتر خواندن و قوی کردن بنیه علمی اش. اما استعداد نه با اصرار به وجود می آید و نه با کلاس های پی در پی و داشتن معلم خصوصی، بلکه استعداد توانی است که با آدم ها آفریده می شود و فقط تمرین و پشتکار آن را پرورش می دهد. توانایی فرزندتان را شناسایی کنید نحوه درس خواندن هر دانش آموز با دیگری متفاوت است که این تغییرات دنباله رو استعداد و توانایی های فردی آن هاست و به همین منظور نمی توان حضور دانش آموزان در دوره های تحصیلی جهشی را درست یا نادرست دانست ولی به هر حال که شرکت در این دوره تنها برای بیش از یک پایه تحصیلی توصیه نمی شود و بهتر است خانواده ها توانایی های فرزندشان را در نظر بگیرند و آن ها را به همان سمت و سو هدایت کنند. والدین می توانند با استفاده از مشاوران و مسئولان با تجربه نسبت به نوع تحصیل فرزندشان اقدام کنند. والدین باید واقع بینانه نسبت به توانایی های فرزندانشان راهنمایی های لازم را به آن ها ارائه دهند تا مسیر زندگی و آینده شان دچار بی برنامگی و خیالات واهی برای رسیدن به دستاوردهایی بسیار بزرگتر از توانمندی های دانش آموزان نباشد. کلام آخر با وجود همه این نگرانی‌ها و شائبه‌ها هنوز هم والدین بسیاری از دانش‌آموزان، مشتاق تحصیل جهشی فرزندانشان هستند. البته در سال‌های اخیر این تقاضا نسبت به گذشته کمتر شده است بویژه بعد از اجرای نظام آموزشی جدید که به 3‌ـ‌3‌ـ‌6 موسوم است. کتاب‌های تازه تالیف نظام آموزشی به‌اندازه‌ای سنگین و پیچیده است که خانواده‌ها به ویژه برای کلاس پنجم ابتدایی تمایلی برای جهش فرزندانشان ندارند چون نگرانند که آنها در تابستان از پس درک کتاب‌های حجیم و پیچیده جدید برنیایند و گرفتار دلزدگی و بی‌انگیزگی شوند. ‌لذا والدین محترم زیاد به دنبال آن نباشند که فرزندانشان در یک پایه تحصیلی جهش داشته باشند و بهتر انست که بگذارند مراحل رشد فرزندانشان سیر طبیعی خود را طی نماید وتوانمندی ها و قابلیت های فردی به مرور زمان شکوفا گردد. نادر اسدی کارشناس ارشد روان شناسی و مدرس آموزش خانواده منابع : - خباز ، مریم .روزنامه جام جم ، 28/3/93 ، صفحه جامعه. ضريب هوشي 120 شرط جهش تحصيلي -سازمان آموزش و پرورش استثنایی ، دستورالعمل اجرایی دانش آموزان متقاضی جهش تحصیلی فصلنامه تعلیم تربیت .(1373) -نشریه علمی کاربردی مرکز تحقیقات آموزشی . سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش . سال دهم . شماره ۱ -مجدفر ، مرتضی .اصلانی ، ابراهیم .سلیقه دار ، لیلا ..(1394)دست نامه شهاب .تهران .انتشارات مدرسه نصری ، قدسیه . (1384) -پایان نامه بررسی تأثیر جهش تحصیلی دانش آموزان ابتدایی بر پیشرفت تحصیلی آنان در سال های بعد از جهش . دانشگاه آزاد تهران مرکز ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 25 Jun 2017 10:03:48 GMT http://migna.ir/vdcd5x0o.yt0fz6a22y.html «دانش آموز» یا «باربر»؟ مسأله این است! http://migna.ir/vdcd5f0o.yt0ff6a22y.html دانش آموزان ایرانی، تبدیل شده اند به باربرهای روزانه! آنها مجبورند هر روز کیف های سنگین شان را به دوش کشند و قامت شان زیر این بار اجباری، خمیده شود. اگر دانش آموزی در خانه دارید، به احتمال قوی بارها و بارها برایتان پیش آمده است که با بلند کردن کیف مدرسه فرزندتان، از وزن بالای آن شگفت زده شده اید و وقتی محتویات درونش را بررسی کرده اید، دیده اید که چیزی جز کتاب، دفتر، لوزام التحریر و تغذیه روزانه در کیف نیست. این معضل در برخی مدارس که دانش آموزان را ملزم به استفاده از کتاب های کمک درسی و تست می کنند، وخیم تر است؛ دانش آموز مجبور است هر روز 5 - 4 کتاب مربوط به برنامه روزانه، 3 - 2 کتاب کمک آموزشی (که معمولاً بزرگ تر و حجیم تر از کتب درسی هستند)، 5 - 4 دفتر، لوازم التحریر، تغذیه روزانه و خود کیف را حمل کند. البته این تعداد بسته به پایه تحصیلی و برنامه های مدرسه می تواند متفاوت باشد ولی هر چه هست، غالباً بین باری که حمل می شود و توانایی جسمانی دانش آموزان، تناسب منطقی وجود ندارد. چنین وضعی نه تنها از منظر خستگی جسمی، می تواند در نشاط و توان یادگیری دانش آموز، اثرات منفی داشته باشد، بلکه آنها را مستعد ابتلا به انواع بیماری های مرتبط با ستون فقرات و مفاصل در بزرگسالی می کند.قطعاً اگر این وضعیت اصلاح نشود، در دهه های آینده، با انبوهی از بزرگسالان مبتلا به کمر درد و گردن درد و پا درد مواجه خواهیم شد. عصر ایران در این باره چند پیشنهاد را مطرح می کند و در انتظار دریافت نظرات مردم و کارشناسان نیز هست:1 - چه نیازی هست کتابی به حجم بیش از 200 صفحه (مانند کتاب تفکر و سبک زندگی پایه هشتم که 208 صفحه است) به دانش آموزان تحمیل شود؟ اگر واقعاً لازم است 200 صفحه مطلب خوانده شود، بهتر است این کتاب به 3 جلد تقسیم شود تا دانش آموز به جای حمل 200 صفحه، تنها حدود 70 صفحه را با خود ببرد و بیاورد. پیشنهاد می شود آموزش و پرورش خود را ملزم کند که کتاب های درسی، بسته به پایه های تحصیلی، از تعداد صفحات مشخصی بالاتر نرود و در صورت نیاز، کتاب ها، در دو یا سه جلو چاپ شوند. با اجرایی شد این طرح، دفترهای مرتبط با کتاب ها نیز کم حجم تر می شوند. فقط با همین یک پیشنهاد، وزن کتاب و دفترهایی که بچه ها حمل می کنند، به یک سوم تا یک دوم کاهش می یابد.2 - سال هاست که در جهان، کتاب ها را با کاغذهای مخصوصی که وزن کمتری نسبت به کاغذ تحریر دارند، چاپ می کنند. این کاغذها که به "بالکی" یا "سبکبال" معروف هستند و چند ویژگی دارند:- بسیار سبک هستند؛ هم حمل شان آسان است و هم فرد در موقع مطالعه، راحت تر است.- به رنگ طبیعی چوب هستند و برای سفید کردن شان از مواد شیمیایی استفاده نمی شود.- رنگ طبیعی شان باعث می شود انعکاس نور به حداقل برسد و چشم کمتر خسته شود و در دراز مدت کمتر آسیب ببیند. خستگی کمتر چشم می تواند مدت مطالعه کتاب را افزایش دهد.- زودتر به چرخه طبیعت برمی گردد. شاید با توجه به رنگ این نوع کاغذ، گفته شود که برای برخی کتاب ها که عکس های رنگی جزو لاینفک آن است، مانند کتاب هنر یا کتاب های ابتدایی ، مناسب نیستند. در صورت وارد بودن این سخن، می توان گفت که هر چقدر از کتاب ها را که می شود، با کاغذ بالکی چاپ کنند و در صورت نیاز، از کاغذ تحریر استفاده شود. مهم این است که وزن کیف بچه ها تا حد ممکن، کاهش یابد.3 - مصیبتی که سال هاست مانند طاعون به جان آموزش و پرورش افتاده، ورود مؤسسات کمک آموزشی و آزمون به بسیاری از مدارس است. این حضور نامبارک بر کیف بچه ها نیز سنگینی می کند. تأکید می شود که ورود محصولات این مؤسسات به مدارس ممنوع شود که اگر چنین شود، گذشته از حذف آسیب های آموزشی و روانی این مؤسسات -که بدان خواهیم پرداخت- کیف بچه های معصوم نیز سبک تر خواهد شد.4 - پیشنهاد چهارم، قطعاً نمی تواند عمومیت داشته باشد ولی تا اصلاح چاپ کتاب های درسی، مدارس و والدینی که امکان تهیه و نگهداری دو سری کتاب برای بچه ها دارند، می توانند از این راهکار اورژانسی و موقت استفاده کنند، بدین گونه که هر دانش آموز یک دست کتاب در خانه و یک دست در مدرسه داشته باشد تا مجبور به حمل روزانه آن نشود. البته این پیشنهاد، نه راه حل است و نه می توان در همه جا آن را اجرا کرد ولی در صورت امکان می تواند عجالتاً درصد کمی از بچه ها را از حمل بار سنگین معاف کند، کما این که در تعداد اندکی از مدارس، این تجربه در حال اجراست. قطعاً راهکارهای بهتری هم وجود دارد؛ مثلاً اگر کلیت نظام آموزشی اصلاح شود، اساساً نیازی به این همه "کتاب بازی" و "باربری" نخواهد بود یا در صورت گسترش فناوری اطلاعات و کاهش هزینه های آن، می توان کتاب های فیزیکی را به حداقل ممکن رساند، همچنین با حذف یا کاهش مشق شب - که از آفات نظام آموزشی است- می توان کل کتاب و دفترها را در مدرسه گذاشت و ... ؛ لذا آنچه پیشنهاد شد، ناظر به وضعیت امروز آموزش و پرورش است و می تواند در شرایط کنونی اجرایی شود و کودکان و نوجوانان ایرانی را از حمل بار اضافی معاف و از ابتلا به انواع آسیب های بدنی مصون کند. اگر مسوولان آموزش و پرورش به سلامت دانش آموزان، ذره ای اهمیت بدهند، حتماً باید به این پیشنهادات یا پیشنهادات مشابه، ترتیب اثر دهند و بچه ها را از باربری روزانه نجات دهند. عصر ایران؛ جعفر محمدی ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 14 Jun 2017 19:17:23 GMT http://migna.ir/vdcd5f0o.yt0ff6a22y.html وضعیت سلامت روان دختران دانش‌آموز/ آموزش و پرورش چه برنامه‌هایی دارد؟ http://migna.ir/vdcbs8ba.rhb88piuur.html به گزارش مهرخانه، مسأله سلامت روان در دنياي پيچيده و متغير امروزي با چالش‌هايي روبه‌رو شده است و باید در برنامه‌ريزي‌هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي این چالش‌ها را به درستی مدنظر داشت. اهمیت توجه به سلامت روان نسل جوان و نوجوان و به‌خصوص دختران نوجوان كه پرورش‌دهندگان نسل آينده هستند، بيشتر احساس مي‌شود. مطالعات نشان مي‌دهد اگر دانش‌آموز مشكلات و تضادهاي رواني داشته باشد، قدرت سازگاري با محيط مدرسه، معلمان، دوستان، خانواده و جامعه را نخواهد داشت و مشكلات او روزبه‌روز گسترده‌تر مي‌شود. شواهد موجود و يافته‌های مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد كه شيوع و فراواني مسائل و مشكلات روان‌شناختي به‌خصوص در بين نوجوانان در حال گسترش است و همین امر ضرورت توجه به دوره نوجوانی را بیشتر نشان می‌دهد.ضرورت توجه به سلامت روانی نوجوانان ورود به دوره نوجواني با تحولات بسيار عميقي از نظر زيستي، رواني و اجتماعي همراه است كه موجب برهم خوردن تعادل و توازن جسماني و رواني آنها می‌شود و به همین دلیل از این دوران به‌عنوان دوران بحران، طوفان، استرس، دوره زايش دوباره و هويت‌طلبي ياد كرده‌اند. عدم تعادل و بي‌ثباتي عاطفي يكي از بارزترين ويژگي‌هاي دوره نوجواني است و اين درحاليست كه بسياري از آسيب‌هاي رواني در دوران بزرگسالي ادامه مشكلات دوران كودكي و نوجواني است. در كنار تلاشي كه براي سلامت جسمي دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد، بايد عوامل آسيب‌رسان به ساختار روحي و رواني آن‌ها را بهتر درك كرد تا بتوان راه‌حل مناسبی براي پيشگيري و جبران این عوامل آسیب‌زا پیدا کرد زیرا اگر دوره نوجواني بدون مشكل سپري شود، نوجوان به بزرگسالي سالم تبديل خواهد شد.حدود یک‌سوم از دختران دانش‌آموز حالتی از افسردگی دارند شيوع اختلالات رواني در دوره پيش از نوجواني بسيار نادر است و در هر دو جنس تفاوتي ندارد؛ در حالي‌كه در دوره نوجواني این اختلالات با شيب بسيار تندي افزایش می‌یابد. در اين ميان، دختران نسبت به پسران از شيوع بالاتر اختلال رواني برخوردار هستند زیرا نسبت به عوامل مختلف روانی و اجتماعی آسیب‌پذیری بیشتری دارند. استرس، افسردگي و اضطراب از شايع‌ترين اختلالات در اين دوران هستند و عواملی مانند مسایل بیولوژیکی، نقش جنس، استرس‌های محیطی، محدود بودن منبع رضایت و محدودیت مشارکت اجتماعی دختران را می‌توان از دلایل بروز این اختلالات به‌شمار آورد. بیشترین مشکل دختران دانش‌آموز عدم تعامل مثبت با خانواده و معلمان است که این موضوع آن‌ها را از نظر روحی، مستعد اضطراب و افسردگی می‌کند. به‌طوری که طبق آمار حدود یک‌سوم دختران دانش‌آموز حالتی از افسردگی را دارند که حتماً باید برای درمان و همچنین پیشگیری از این معضل فکر اساسی شود.اختلال اضطرابی دانش‌آموزان اختلال اضطرابی نیز از شایع‌ترین اختلالات در میان دختران دانش‌آموز است. این اختلال باعث می‌شود دانش‌آموز اضطراب را بیش از آن‌چه طبیعی و برای ادامه زندگی لازم است، تجربه کند و دچار علائمی مانند بی‌قراری، احساس تحت فشار بودن، مشکل در تمرکز، خستگی، تحریک‌پذیری، بی‌صبری و بی‌خوابی شود. همچنین، افرادی که به اختلالات خلقی مبتلا می‌شوند گرفتار مسایلی مانند افسردگی، خوشی غیرمعمول، پرحرفی و پرش افکار خواهند شد. این اختلالات بر عملکرد دانش‌آموز تأثیر می‌گذارد و افت تحصیلی و روحی او را به همراه دارد. مشکلات دانش‌آموزان برای تثبیت هویت خود در سن بلوغ مشکل دیگری که دختران دانش‌آموز دوره متوسطه با آن درگیر هستند این است که در سن بلوغ می‌خواهند هویت خود را ثبت کنند و خودی را که دوست دارند به دیگران نشان دهند. این وضعیت حالت سردرگمی به دنبال دارد و آنها انتظار دارند جدی گرفته شوند، به آن‌ها اهمیت داده شود، با آن‌ها گفت‌وگو شود، در خانواده از آن‌ها مشورت خواسته شود، در مدرسه در گروه‌های تیمی باشند و به عنوان یک نفر از یک گروهی که مورد پذیرش است، شناخته شوند. زمانی که این خواسته‌ها با چالش مواجه می‌شود، اختلالات افسردگی و اضطرابی در این دختران افزایش پیدا می‌کند و سلامت روانی آنها به خطر می‌افتد. وزارت آموزش و پرورش در رابطه با وضعیت سلامت روانی دانش‌آموزان وظایفی برعهده دارد و این وظایف را از طریق اجرای طرح‌هایی بایستی به انجام برساند. در ادامه این گزارش به برخی از طرح‌هایی که مسؤولان این وزارت‌خانه خبر از انجام آن داده‌اند اشاره می‌کنیم. طرح آسیب‌شناسی روانی – اجتماعی دانش‌آموزان طرح آسیب‌شناسی روانی – اجتماعی دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه دوم یکی از طرح‌هایی بود که به همکاری معاونت امور زنان و خانواده و دفتر مشاوره وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی 94-95 به مرحله اجرا درآمد. در قالب این طرح آزمون نئو و سلامت روانی و رفتاری ویژه دانش‌آموزان دختر برگزار شد و آنها به فرم‌های سلامت روان پاسخ دادند. مهناز احمدی‌دستجردی؛ مدیرکل امور زنان و خانواده وزارت آموزش‌وپرورش در رابطه با نتایج برگزاری این طرح گفت: "ما پس از جمع‌آوری آمارها و تجزیه و تحلیل آنها نتایج را در اختیار معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به عنوان مجری طرح قرار دادیم اما فعلاً از اعلام نتایج معذوریم تا مجری طرح آنها را اعلام کند. براساس نتایج این طرح باید برنامه‌های آموزشی متناسب در استان‌ها طراحی و اجرا شود. مثلاً اگر در استانی افسردگی و در استان دیگر پرخاشگری آمار بالایی دارد باید برنامه‌های متناسب با این مسأله به تدوین شود و به مورد اجرا درآید". تاکنون اطلاع‌رسانی در این زمینه از طرف معاونت امور زنان صورت نگرفته است.سند ائتلاف نظام مراقبت اجتماعي از دانش‌آموزان(طرح نماد) یکی دیگر از طرح‌های موجود در خصوص ارتقای سلامت روانی دانش‌آموزان، «سند ائتلاف نظام مراقبت اجتماعي دانش‌آموزان» است. شوراي عالي رفاه و تأمين اجتماعي، در آذر ماه سال ١٣٩٤، این سند را به عنوان ميثاق همكاري‌هاي چندجانبه بين وزارت آموزش و پرورش، قوه قضاييه، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي آموزشي، وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي، كميته امداد حضرت امام خميني(ره)، ستاد اجرايي فرمان حضرت امام خميني(ره)، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، نيروي انتظامي و سازمان بهزيستي كل كشور، تصويب كرد. اين سند براي هم‌افزايي و يكپارچه‌سازي ظرفيت‌ها و گسترش همكاري‌ها براي استقرار نظام مراقبت اجتماعي دانش‌آموزان تدوين شده است. چارچوب اين ائتلاف، با تأكيد بر سه محور شناسايي، آموزش و مداخله طراحي شده و فعاليت‌هاي ترويجي و مكمل را نیز در برمی‌گیرد. نادر منصوركيايي، مديركل دفتر مراقبت در برابر آسيب‌هاي اجتماعي وزارت آموزش و پرورش در توضيح سند ائتلاف سه محور اصلی آن را ذکر می‌کند که شامل موارد زیر است: 1.شناسايي و غربال‌گري در مدارس از طريق شواهد ميداني، آزمون‌هاي استاندارد رواني، آزمون‌هاي خطرپذيري، شواهد كلينيكي و چك‌ليست‌ها؛ 2.آموزش‌هاي رشدمدار شامل آموزش و توانمندسازي معلمان و والدين، توليد برنامه درسي پيشگيري مربوط به هر دوره تحصيلي و منابع كمك‌آموزشي آن، برگزاري و اجراي دوره‌هاي آموزشي رشد مدار پيشگيري و اجراي فعاليت‌هاي مكمل و ترويجي؛ 3.مداخلات وضعي و رواني - اجتماعي؛ شامل اقدامات مداخله‌اي براي كاهش عوامل مخاطره‌آميز (از جمله اقدامات انتظامي و مناسب‌سازي فضاها)، برگزاري جلسات و دوره‌هاي آموزشي براي خانواده‌ها (به ويژه موارد لازم‌التوجه)، خدمات و حمايت‌هاي رواني - اجتماعي، خدمات مددكاري به خانواده‌ها، معاضدت‌هاي حقوقي و مالي مورد نياز، مشاوره‌هاي خانوادگي و فردي، معاضدت‌هاي تحصيلي و درمان و بازتواني. البته این‌که این سند در قالب چه برنامه‌هایی به اجرا رسیده و چه نتایجی در پی داشته و آیا تأثیری در وضعیت سلامت روان دانش‌آموزان، به‌ویژه دانش‌آموزان دختر داشته است یا خیر، مشخص نیست. تهیه نیمرخ سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی دانش‌آموزان مسعود شكوهي، مدير كل امور تربيتي و مشاوره وزارت آموزش وپرورش در پایان سال‌ تحصیلی گذشته اعلام کرد براي اقدام زودهنگام به منظور شناسایی عوامل خطر و رفتارهای پرخطر و عوامل حمايتي در مدارس با استفاده ابزارهاي استاندارد جهت ترسيم نيم‌رخ رواني - اجتماعي دانش‌آموزان دوره متوسطه اول، اجراي طرح‌هاي توانمندسازي رواني - اجتماعي و تحصيلي دانش‌آموزان، آموزش آداب و مهارت‌هاي زندگي و مهارت‌هاي صحيح ارتباطي به منظور شخصيت‌سازي، سالم‌سازي فرآيند رشد فردي آنها، تقويت سازوكارهاي خودكنترلي، آموزش مهارت‌هاي اجتماعي بر مبناي نتايج تحليل آزمون‌هاي غربال‌گري و نيازسنجي‌هاي جامع در دستور وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته است. با توجه به نکات مذکور، نسبت میان این طرح و سند ائتلاف نظام مراقبت مشخص نبوده و این‌که آیا این طرح در راستای آن سند یا طرحی موازی با سایر طرح‌هاست، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. همچنین مشخص نیست که این طرح تا چه مرحله به اجرا درآمده و چه نتایجی در پی داشته است.طرح همیار مشاور در مدارس متوسطه دوره اول طرح دیگری که آموزش و پرورش در رابطه با ارتقای سلامت روانی دانش‌آموزان اجرا می‌کند، طرح همیار مشاور در مدارس متوسطه دوره اول است که اين طرح با رويكرد آموزش هم‌سالان و مشاركت دانش‌آموزان نوجوان انجام مي‌شود. دلیل این امر هم این است که نوجوانان در این سن، بیشتر تحت‌تأثیر هم‌سالان خود هستند و برای طرح مسایل و مشکلات خود و دریافت کمک، ابتدا به گروه هم‌سالان مراجعه می‌کنند. دانش‌آموزان همیار مشاور از بین دانش‌آموزان داوطلب انتخاب می‌شوند و در کارگاه‌های آموزشی و توجیهی شرکت می‌کنند. مسؤولیت این دانش‌آموزان شامل تسهیل‌گران راهنمایی و مشاوره، ایجاد فضای یادگیری مثبت و مناسب با مأموریت‌های مدرسه، قوام‌بخشی فرهنگ عمومی و کارکردهای مشاوره‌ای و راهنمایی در مدرسه، کمک به رشد مهارت‌های فردی و اجتماعی دانش‌آموزان، یاری‌رسانی به همسالان خود در زمینه‌های بهداشت روان، تحصیلی و شغلی، ارجاع دانش‌آموزان نیازمند خدمات بهداشت روان، راهنمایی و مشاوره به مشاور مدرسه، همکاری با مشاور مدرسه در اجرای برنامه‌های بهداشت روان و همکاری با تشکل‌های دانش‌آموزی در مدرسه است. منابع - مقاله بررسي وضعيت سلامت رواني دانش‌آموزان دختر دبيرستاني شهرستان قم؛ عباس حبيب زاده؛ مجله دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی، سال پانزدهم، شماره 3، پاییز 1393. - بررسي ميزان شيوع افسردگي، اضطراب و استرس در دانش آموزان دختر دبيرستاني شهر مشهد و ارتباط آن با برخي از رفتارهاي مرتبط با سلامت؛ معصومه كردي، سهيلا محمدي ريزي، محمدتقي شاكري، مرتضي مدرس غروي، جواد صالحي فدردي؛ مجله طلوع بهداشت (دو ماهنامه علمی پژوهشی دانشکده بهداشت یزد)؛ سال سیزدهم، شماره پنجم، آذر و دی ماه 1393.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 14 Jun 2017 12:23:10 GMT http://migna.ir/vdcbs8ba.rhb88piuur.html 4 اشتباه تحصیلی که والدین مرتکب می‌شوند http://migna.ir/vdcjtoex.uqeyizsffu.html ميگنا: تحصیل فرزندان یکی از دغدغه‌های مهم والدین، به‌خصوص در ایرانی‌هاست. والدین به هر دری می‌زنند تا بتوانند فرزندانی موفق و سربلند به جامعه تحویل دهند ولی وسواس زیاد در این راه مشکلاتی برای دانش‌آموزان و گاهی خانواده ایجاد می‌کند. در این مطلب به 4 اشتباه رایج که والدین از روی ناآگاهی انجام می‌دهند، اشاره می‌کنیم.     تلاش برای جهشی زدن دانش‌آموز گاهی والدین، دانش‌آموز را وارد چرخه اشتباه تحصیلی می‌کنند. این اشتباه، جهشی خواندن دانش‌آموز است. این کار اصلا سودی برای دانش‌آموز ندارد. گاهی دیده می‌شود خانواده‌ها برای آماده کردن کودک تمام تابستان را به فرستادن کودک به کلاس‌های تقویتی اختصاص می‌دهند حتی گاهی در روزهای تعطیل مانند عید نیز وقت خود را صرف سروکله زدن با کودک برای خواندن دروس کلاس بالاتر می‌کنند، ولی باید به این نکته توجه داشت جهشی خواندن الزاما به این معنا نیست که دانش‌آموز تیزهوش است. والدین باید بدانند که فرزندشان، همان‌طور که هوش شناختی دارد، دارای هوش هیجانی و معنوی نیز است. همه اینها باید کنار هم رشد و تکامل پیدا کنند. تحصیل صرفا به معنای نمره کسب کردن و گذراندن پایه‌های تحصیلی نیست.  دانش‌آموز در هر پایه‌ای از تحصیل باید مهارت‌های روانی، اجتماعی، حرکتی و... را کسب کند و بتواند آنها را ارتقا دهد. معمولا کودکان در سال‌های اولیه تحصیلی یعنی پایه‌های دوم و سوم ابتدایی کلاس‌ها را جهشی می‌خوانند. از طرفی، جهشی خواندن در بازی‌های کودکانه نیز تاثیر منفی دارد.  بازی‌های کودکانه در هر سنی متفاوت است، مثلا یک کودک کلاس دوم شاید دوست داشته باشد با عروسک‌های خود بازی کند ولی اگر یک کودک 9-8 ساله وارد کلاس پنجم شود شاید شرایط به گونه دیگری شود و کودک باید این حس را در خود سرکوب کند. در واقع، کودکی از او گرفته می‌شود و باید با سرعت بیشتری وارد بزرگسالی شود.  حتی توقع‌ جمع از کودک بالاتر می‌رود و به‌طور ناخودآگاه اطرافیان از او می‌خواهند رفتاری بزرگ‌تر از سن خود نشان دهد. از نظر فیزیولوژیکی نیز باید این نکته را در نظر گرفت که سلول‌های عصبی با افزایش سن کامل می‌شوند. زمانی که سلول‌های عصبی دانش‌آموز کامل نشده و از لحاظ قد، وزن و... از همکلاسی‌های خود عقب‌تر است، ممکن است اعتماد به‌نفس او کمتر شود. البته این کودکان در آینده هم ممکن است دچار مشکلاتی شوند.   از سوی دیگر، نمی‌توان گفت الزاما هر کودکی که جهشی می‌خواند در آینده دچار مشکل می‌شود ولی والدین حتما باید به این نکته توجه کنند تلاش برای اینکه کودک یکی-دو سال زودتر وارد دانشگاه یا بازار کار شود، چه معنایی دارد و چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا این کار ارزش دارد که کودک از نظر روانی آسیب ببیند؟ انسان زمانی به پختگی لازم می‌رسد که همه چیز در زمان مناسب کنار هم قرار بگیرد. تلاش برای شناسنامه گرفتن در نیمه اول سال مورد بعدی بحث شناسنامه گرفتن کودکانی است که در نیمه دوم متولد می‌شوند. والدین این کودکان معمولا نگران هستند از اینکه سن تقویمی کودک متناسب با سال تحصیلی نباشد؛ یعنی کودکی که 8 ساله است، وارد کلاس اول می‌شود. به همین دلیل همیشه با این مشکل مواجه هستیم که خانواده در تلاش‌اند تا زودتر شناسنامه بگیرند ولی درست است که کودک ممکن است یک سال از نظر سنی عقب بیفتد ولی در یک سال توانایی‌ها و مهارت‌های زیادی را آموزش می‌بیند که عملکرد او را بالا می‌برد. جسم کودک نیز به رشد کامل می‌رسد. والدین نباید کودک خود را با دیگران مقایسه و توجه کنند اتمام تحصیلات یک سال زودتر یا دیرتر به معنای پیشرفت یا پسرفت از زندگی و تحصیلات نیست. رقابت برای ثبت‌نام کودک در کلاس‌های تقویتی متفاوت فرستادن کودک به کلاس‌های تقویتی عمدتا باید برای جبران کم‌کاری‌های دانش‌آموز در مواقعی باشد که کودک مثلا در درس ریاضی یا دیکته ضعیف است، اما در رویکرد دیگر والدین قصد دارند کودک را وارد عرصه رقابتی کنند. تلاش‌های خانواده معمولا در فصل تابستان و بعد از اتمام امتحانات شروع می‌شود، درست وقتی که کودک باید استراحت و تفریح کند. گاهی دیده می‌شود دانش‌آموز بعد از اتمام کلاس خصوصی ریاضی وارد کلاس پیانو یا نقاشی و... می‌شود.  در این مواقع بحث چشم و هم‌چشمی مطرح می‌شود و در این کار هیچ هدفی دنبال نمی‌شود اما والدین باید توجه کنند که هیچ‌گاه برای فرستادن فلان کلاس تقویتی به کودک اصرار نورزند. دانش‌آموز باید همه کلاس‌ها را در حد مقدماتی و اولیه تجربه کند و سپس با والدین و کمک روان‌شناسان و مشاورها به سوی آنچه که دوست دارد، سوق داده شود. مثلا در کلاس‌های ورزشی توصیه می‌شود دانش‌آموز به‌تدریج در همه کلاس‌ها مثل بسکتبال، فوتبال و... ثبت‌نام کند تا متوجه شویم اصلا استعداد ورزشی دارد؟ و اگر دارد، به کدام ورزش علاقه‌مند است؟ متاسفانه والدین گاهی عقاید خود را به کودک تحمیل می‌کنند، مثلا مادری که دوست داشته پیانو بزند، کودک خود را به کلاس پیانو می‌فرستد.  قابل‌توجه اینکه 7 نوع هوش وجود دارد؛ هوش موسیقی، هوش طبیعی، ریاضی، میان‌فردی، کلامی، فیزیکی و بصری. همه هوش‌ها در انسانی که از نظر ذهنی سالم است، وجود دارد ولی میزان آن نوسان (شدت و ضعف) دارد. والدین باید کودکان را نزد مشاور ببرند تا تست‌های استعدادیابی انجام شود. در این تست‌ها مشخص می‌شود که کودک در کدام یک از درس‌های عملی، حفظی یا فنی و... قوی‌تر است سپس با توجه به آن می‌توان کودک را در جهت درستی هدایت کرد. کلاس‌های تقویتی که برای کودک انتخاب می‌شود باید با میل و علاقه او باشد. تلاش برای ثبت‌نام دانش‌آموز در مدارس یا کلاس‌های تقویتی خاص مورد دیگری که توصیه می‌شود خانواده‌ها نسبت به آن دقت داشته باشند، انتخاب مدرسه یا کلاس‌های تقویتی خاص است. برای انتخاب مدرسه والدین باید خودشان وارد مدرسه شوند و فضای آن را ببینند. از سوی دیگر، با دانش‌آموزانی که در سال‌های قبل در همان مدرسه تحصیل کرده‌اند، صحبت کنند. باید کادر آموزشی، رویکرد تحصیلی و شرایط حاکم بر مدرسه بررسی شود. همیشه نباید تاکید روی این موضوع باشد که دانش‌آموز را در مدرسه غیرانتفاعی ثبت‌نام کنید.   بعضی از مدارس دولتی عملکرد بسیار بهتری نسبت به مدارس غیرانتفاعی دارند. به تعداد دانش‌آموزان در یک کلاس درس نیز توجه کنید. آزمایشگاه‌ها، سالن غذاخوری و... شاخص‌های یک مدرسه خوب محسوب می‌شوند. گاهی والدین فکر می‌کنند اگر فرزندشان را در یک مدرسه نمونه که فاصله زیادی هم با منزل مسکونی دارد، ثبت‌نام کنند، دانش‌آموز پیشرفت زیادی خواهد داشت، در حالی که این اتفاق نخواهد افتاد. مدرسه باعث نبوغ کودک نمی‌شود، بلکه توانمندی‌هاست که موجب پیشرفت دانش‌آموز می‌شود. این کار اتفاقا در انتخاب کلاس‌های تقویتی نیز دیده می‌شود. دانش‌آموز یا کودک مجبور است مدت زیادی در تردد باشد و از این کلاس در فلان نقطه شهر به کلاس دیگری در فلان نقطه شهر برود. والدین باید توجه کنند با توجه به ترافیک در شهرهای بزرگ و راه‌های دور اگر دانش‌آموز مدت طولانی در مسیر رفت‌وآمد به خانه و مدرسه بماند، توانایی لازم برای یادگیری در او کاهش خواهد یافت. بهتر است از همان روزهای تابستان به فکر انتخاب مدرسه باشید. همچنین در انتخاب کلاس‌های تقویتی دقت کنید تا فاصله آن زیاد از خانه دور نباشد. هفته نامه سلامتدکتر پریناز بنی‌سی- دکترای مدیریت آموزشی، عضو هیات‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 15 May 2017 12:38:32 GMT http://migna.ir/vdcjtoex.uqeyizsffu.html مدارس غیر انتفاعی و عقب گردی جامعه در آمریکا و ایران http://migna.ir/vdchk6nk.23nvidftt2.html میگنا: پیامدهای جداسازی دانش‌آموزان از یکدیگر و تنوع مدارس را گامی در کاهش کیفیت مدارس دولتی، گرایش بعضاً اجباری خانواده‌ها به سوی مدارس غیر دولتی آن هم به دلیل امکانات نامطلوب مدارس دولتی و به دنبال آن بی‌انگیزگی دانش‌آموزان و معلمان می‌دانند و میدان نابرابری در رقابت علمی جهت شکوفایی نبوغ و استعدادهای نهفته دانش‌آموزان عنوان می‌کنند. عده‌ای معتقدند که با تنوع مراکز آموزشی فقط عده خاص و مشخصی از گروه‌های اجتماعی جامعه از امکانات بهتر آموزشی بهره‌مند می‌شوند و همان دانش‌آموزان نیز در آینده، شاکله وجودی ورودی‌های رشته‌های خاص مراکز آموزش عالی را تشکیل می‌دهند و مابقی دانش‌آموزان به دلیل سطح علمی پایین‌تر و عدم توانایی رقابت با دیگران، آن هم به دلیل تسهیلات آموزشی کمتر، دچار یأس و ناامیدی شده و انگیزه کافی را برای ادامه تحصیل از دست می‌دهند و این خود از عوامل ایجاد فاصله طبقاتی به ویژه در مسائل فرهنگی و آموزشی می‌شود..... چندسال پیش در امریکا طرحی پیشنهاد شد که مدارس غیر انتفاعی تاسیس شود.. این طرح هنوز در مراحل اولیه خود بود که با موج عظیم مخالفت جامعه متخصصین مواجه شد.. کشمکش و بحث وجدل بالا گرفت و اجرای طرح برای همیشه لغو شد. و اما دلایل متخصصین و جامعه علمی چه بود؟ آنها ادعا داشتند که زیربنای ترقی و پیشرفت هر کشور آموزش و پررش آن است و اگر این امر آلوده به مسائل مادی و منفعتی سودجویان همیشه در کمین شود؛ عقب گردی جامعه شروع خواهد شد و دیگر آموزش در حاشیه قرار خواهد گرفت. شاید ظواهر قضیه برای جلب رضایت اولیا حفظ شود ولی همواره سایه منافع مادی آموزش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.. پروسه آموزش فقط در سایه رقابت و سخت گیری هدفمند قابل اجراست . آنها معتقد بودند اگر ثروتمندان و فقرا توسط این مدارس جدا شوند اعتماد به نفس افراد ضعیف جامعه از بین خواهد رفت و طیف وسیعی از استعدادها هـرز خواهد رفت و امریکا باید قیدابرقدرتی دنیا را برای همیشه بزند. در هیچ جامعه پیشرفته امروزی، مدرسه غیرانتفاعی،تیزهوشان و نمونه وجود ندارد. تمام این مدارس و این نوع غربالگریها جامعه را صدها سال به عقب برخواهد گرداند. رقابت بی معنی می شود. القای حس تیزهوش بودن، ثروتمند بودن،نمونه بودن و نهایتا القای حس فقیر بودن و در عین حال خنگ و بی ادب بودن برای دانش آموزان مدارس دولتی سمی مهلک برای جامعه ایران است. *** این متنی بود که در شبکه های اجتماعی بازخورد قابل توجهی داشت و البته برام عجیب بود که مگه میشه در آمریکا و جهان غرب مدارس غیرانتفاعی نداشته باشند، بنابراین شروع کردم به جستجوی اینترنتی و متوجه شدم البته که در آمریکا و بسیاری از کشورهای توسعه یافته مدارس غیرانتفاعی تحت عنوان مدارس خصوصی داریم و بعضا نیز امکانات بهتری در این مدارس یافت میشود ولی نکته مهمی که متوجه شدم تفکیک مدارس در آمریکا و کشورهای غربی به مدارس غیر دولتی، مدارس خصوصی،مدارس ایالتی، مدارس مستقل، مدارس آزاد ،مدارس کاتولیک و … به معنی تفکیک غنی و فقیر نیست و بعضا هزینه و بودجه بسیاری از این مدارس از طریق سازمان ها و نهاد های عمومی تامین میشود و تفاوت امکانات و نحوه آموزشی به زشتی تفکیک دارا و ندار در ایران نیست و اصولا در آنجا اعتقادی به تربیت دانش آموز تیزهوش و المپیادی و نخبه از دانش آموزان معمولی ندارند اگر استعداد و پتانسیل فوق العاده ای در کسی نهفته باشد بطور اتوماتیک نمایان شده مسیر برای بروز و بکارگیری آن فراهم است درست برعکس سیستم غلط آموزشی امروزی ایران که در مدارس غیرانتفاعی با رونمایی از انواع و اقسام امکانات رفاهی و آموزشی بستر سودآوری بیشتر را فراهم میکنند و در مدارس دولتی با حضور حداکثری دانش آموزان در کلاس های سی چهل پنجاه نفره با اخذ پول های اضافه و برگزاری کلاس های فوق العاده کمبودها و نیازها و طمع مالی خودشان رو پر میکنند و همه را به سمت کلاس های کنکور ، تیزهوشان ، المپیاد و … با اخذ پول های گزاف سوق میدهند در حالیکه نتیجه و برایندی از کل سیستم آموزشی و دانشگاهی عاید دنیای کار نمیشود و اگر نخبه و تیزهوش واقعی نیز احیانا وجود داشته باشد یا هنرش از بین میرود یا در نهایت از ممکلت میرود….. بیچاره کودکان و نوجوان نسل امروز که بجای کودکی تبدیل به مهره های والدینی شده اند که اسیر این سیستم غلط آموزشی شده اند و ناکامی ها و عقده های درونی و آرزوهای دست نیافتی شان را در فرزند خویش دنبال میکنند. برخی کارشناسان امور تربیتی برای جلوگیری از سرخوردگی نوجوانان و خانواده های آنان پیشنهادی که داده اند ایسنت که برای فراهم نمودن عدالت و فرصت برابر آموزشی و جلوگیری از آسیب های روان یو اجتماعی جامعه مانند بسیاری از کشورهای دیگر، آموزش یکسان تا پایان دوره متوسطه برای همه بچه های ایرانی رایگان اجرا گردد و اینگونه تقسیم بندی های تبعیض آموز آموزشی که به صرف دوپینگ آموزشی خانواده ها با کمک موسسات آزاد سودجو برای مهارت تست زنی و پر کردن ذهن بچه ها از محفوظات فرار صورت می پذیرد به بعد از پایان دوران دانش آموزی و شکل گیری هویت و شخصیت نوجوانان در سطح آموزش عالی و دانشگاهها موکول گردد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 12 May 2017 07:26:47 GMT http://migna.ir/vdchk6nk.23nvidftt2.html معلمی تنها شغلی است که آرزویش را دارم http://migna.ir/vdcgwu9t.ak9zw4prra.html ميگنا: استاد بهمن بیگی بنیانگذار آموزش و پرورش عشایر کشور است كه با تلاش ها و پیگیری های بسيار در راستای پیکار با بی سوادی و ترویج فرهنگ سوادآموزی در بین ایلات عشایر ایران؛ موفق شد تا بنای عظیمی را پی نهد که حاصل آن نسل بزرگی از روشنفکران بود که در کسوت معلم، پزشک، مهندس، حقوقدان، جامعه شناس، و ... سهم مهمی از پیشرفت های فرهنگی و اجتماعی کشور را طی نیم قرن اخیر به خود اختصاص دادند. تلاش‌های بهمن‌بیگی مورد توجّه دانش‌مندان، اندیشمندان و دانشگاهیان داخل و خارج از کشور قرار گرفت و او برای کوشش پیگیر خود در راه سوادآموزی به هزاران نفر کودک ترک‌زبان، عرب‌زبان، لر، کرد، بلوچ و ترکمن در سال 1973 موفق به دریافت جایزه‌ بین‌المللی سوادآموزی سازمان یونسکو شد. به مناسبت فرا رسيدن روز معلم  اين متن زيبا كه نگاه زنده ياد استاد محمد بهمن بيگي به معلم و مدیر مدرسه است را تقديم شما مي كنيم: معلمی تنها شغلی است که آرزویش را دارم اما نه هر کسی مدرک معلمی گرفته، معلم است و نه هر کسی مهر نظام پزشکی گرفته است،پزشک خوب و بد در هر جا و در هر لباسی وجود داشته و خواهد داشت اگر به اختیارم بود اولا بهترین ها، باهوشترین ها، خلاق ترین ها، دلسوز ترین ها، توانمند ترین ها را به کسوت معلمی در می آوردم اگر به اختیارم بود بالاترین امکانات رفاهی و والاترین شان اجتماعی و برترین دستمزدها و پاداش ها را نصیب معلمان می کردم اگر به اختیارم بود خیلی ها را می گفتم توان معلم بودن بیش از ظرفیت شماست بفرمایید حرفه ای دیگر اگر به اختیارم بود تمامی معلمان را به صورت دوره‌ای و دقیق ارزیابی می کردم آنان که جنم این کار را داشتند برای ادامه تحصیل به معتبرترین کالج های جهان می فرستادم حداقل برای چهار سال تا پیشرفته ترین سیستم های آموزشی دنیا را تجربه کنند اگر به اختیارم بود از کلاس اول تا ششم ابتدایی هر معلم با دانش آموزان اش به کلاس بالاترین می فرستادم و پایان شش سال ابتدایی تمام استعدادهای هر دانش آموز را جداگانه ثبت و ضبط می کردم با تیمی کارشناسی و خبره رشته های پیشنهادی برای هر دانش آموز را به ترتیب اولویت پیش روی دانش آموز و خانواده اش می گذاشتم اگر به اختیارم بود تنها گروهی که از جنگیدن برای دفاع از کشور معاف می کردم معلمان بودند اگر به اختیارم بود بزرگترین نشان خدمت کشور را به برترین معلم سال می دادم اگر به اختیارم بود بهترین معلمان و باتجربه ترین آنها را با خدمت بالای بیست سال و با بالاترین دستمزدها برای دانش آموزان ابتدایی انتخاب می کردم اگر به اختیارم بود کسب مقام مدیریت یک مدرسه ابتدایی را سخت ترین و والاترین مقام مدیریتی کشور می کردم اگر به اختیارم بود معلم برترین شخصیت تاریخ سرزمین ام بود - - ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 01 May 2017 09:19:13 GMT http://migna.ir/vdcgwu9t.ak9zw4prra.html معرفی انواع آموزش/ از آموزش الکترونیکی تا آموزش همدلی http://migna.ir/vdceze8e.jh87pi9bbj.html در واژه‌نامه تخصصی (ترمینولوژی) آموزش و پرورش در خصوص واژه آموزش/Training؛Instruction؛Teaching آمده است: هرگونه فعالیت هدفمند یا تدابیر از پیش طراحی شده‌ای که به‌منظور انتقال معلومات، کسب یا توسعه مهارت‌ها، تغییر‌ نگرش، افزایش دانش و تعامل بین معلم و دانش‌آموز به‌صورت کنش متقابل جریان می‌یابد و منجر به یادگیری می‎شود؛ به‌گونه‌ای که این معلومات و مهارت‌ها به‌کار آیند و موجب تحوّل و دگرگونی در رفتار و زندگی مخاطب، شوند.  اسم مصدر از آموختن، عمل آموختن، یاد دادن، تعلیم و تعلم در برابر تربیت، بیرون آوردن چیزهای نهفته یا بالقوّه از درون شخص.  آموزش الکترونیکی/E-Learning: یادگیری الکترونیکی آموزش اختیاری/Optional Training؛Elective: بخشی از جریان تربیت که شرکت متربیان در آن داوطلبانه و آزادانه است. آموزش داوطلبانه، انتخابی یا غیرتجویزی آموزش از راه‌دور [مدرسه]/Distance Learning: مدرسه‌ای که در آن، بر اساس برنامه‌های مصوب وزارت آموزش‌ و‌ پرورش، برای تمام یا بخشی از موضوعات درسی دوره‌های راهنمایی و متوسطه، آموزش‌های غیرحضوری و نیمه حضوری برگزار و تمامی یا بخشی از ارتباط بین معلّمان و دانش‌آموزان و یادگیرندگان از طریق یک رسانه مصنوعی یا فناوری اطلاعات و ارتباطات، صورت می‌گیرد. آموزش از راه‌دور/Distance Education؛Learning: مجموعه روش‌ها و شیوه‌هایی که فارغ از زمان و مکان، زمینه و امکان یادگیری از راه‌دور را برای آموزش گیرندگان فراهم می‌آورد. بدین مضمون که در این نظام به جای آموزش رو در رو از امکان و روش‌های دیگر یادگیری نیمه حضوری و غیرحضوری استفاده می‎شود و تمام یا بخشی از ارتباط بین معلّمان و یادگیرندگان از طریق یک رسانه مصنوعی، خواه الکترونیک یا چاپی، مثل نوارهای دیداری و شنیداری، تلویزیون، رادیو، صفحه، بزرگ‌نما، اورهد و مانند آنها، همراه با نشست‌های آموزشی حضوری و پرسش و پاسخ، صورت می‎پذیرد.  این شیوه آموزشی را آموزش برخط (Online) نیز می‎نامند که اساس آن ارسال متن‌ها، تصاویر، گفتار آموزشی، تمرین‌ها، سؤال‌های امتحانی و نگهداری نتایج دوره آموزشی شامل نمرات و مطالب مهم آن است. برای تکمیل این نوع آموزش، می‌توان از تصاویر متحرک، شبیه‎سازی، امکانات صوتی تصویری و غیره استفاده کرد. در واقع، آموزش از راه‌دور، آموزش بر مبنای فناوری است که به‌صورت دوره‌های هم‌زمان (Synchron) یا غیر هم‌زمان (Asynchron) ارائه می‎شود و به‌طور هم‌زمان (Log in) می‎شود. در آموزش هم‌زمان، همه کاربران به‌طور مستقیم با یکدیگر در ارتباط هستند، در حالی که در آموزش ناهم‌زمان، ارتباط با تأخیر برقرار می‎شود، مانند ارتباط با پست الکترونیکی. دانشگاه بدون دیوارآمریکا (Without Wall Univ)، دانشگاه باز انگلیس (Open univ)، دانشگاه رادیویی آلمان (Funk College)، دانشگاه رادیو تلویزیون سوئد (TRU) و دانشگاه پیام‌نور ایران، نمونه‌های خوبی از نظام‌های آموزش از راه‌ دور هستند. آموزش برخط، آموزش مجازی، آموزش الکترونیکی. آموزش آزمایشگاهی/Laboratory Training: انجام یک فعالیت عملی و فراگیری علم و دانش در یک آزمایشگاه در مراکز آموزشی. آموزش تجربی یا عملی. آموزش برای همه[‏EFA‏]‏/Education for All: یکی از برنامه‌های توسعه بخش آموزش‌ و‌ پرورش که در سال 2000 میلادی در مجمع جهانی آموزش در شهر «داکار» سنگال، 164 کشور عضو سازمان یونسکو اجرای آن را تعهّد کرده‌اند. هدف از اجرای آن توسعه کمی و کیفی آموزش عمومی‌ بر اساس هجده شاخص مورد اجماع کشور‌های عضو است. اکنون این برنامه جزء اصلی‌‏ترین فعالیت‌های یونسکو در حوزه آموزش محسوب می‎شود که از شش آرمان (توسعه آموزش‌های پیش دبستان، کامل شدن پوشش تحصیلی دوره ابتدایی، افزایش پنجاه درصدی فعالیت‌های سواد‌آموزی، رفع نابرابری‏‌های جنسیتی، آموزش مهارت‌های زندگی و ارتقای کیفیت آموزش) و چهار گروه هدف (کودکان پیش از دبستان، جمعیت لازم‌التّعلیم آموزش پایه، کودکان خارج از مدرسه و بزرگسالان بی‌سواد) تشکیل شده است. این برنامه تا سال 2015 ادامه داشت و کلیه کشور‌ها از جمله جمهوری اسلامی ایران متعهّد شده‌اند، زمینه تحقق اهداف مربوط را فراهم کنند. آموزش همگانی یا عمومی. آموزش جامع/Comprehensive Education: آموزش فراگیر آموزش سیار/Mobile Education: یکی از انواع شیوه‌های آموزشی که برای جبران کمبود مراکز ثابت در نقاط دور دست و فاقد مرکز آموزشی(که مستلزم هزینه سنگین احداث مرکز است و سرمایه‌گذاری کلان در آن نقاط مقرون به صرفه نیست) و نیز ایجاد و ارتقای مهارت برای کلیه اقشار جامعه، با اعزام واحدهایی تحت عنوان تیم‌ها یا مراکز سیار کارآموزی، طراحی، تأسیس و راه‌اندازی می‎شود.  هر یک از این واحدها از ترکیب یک یا چند مربی در رشته‌های متنوّع آموزشی با تجهیزات مربوط تشکیل شده و از مراکز ثابت به نقاطی که داوطلب کارآموزی به‌اندازه کافی وجود داشته باشند، اعزام می‌شوند و آموزش‌های مربوط را در منطقه مورد نظر اجرا کرده و سپس به محل ثابت خود باز می‌گردند و به نقطه هدف بعدی عزیمت می‌کنند. از ویژگی‌های برجسته این نوع آموزش، انعطاف‌پذیری و به صرفه بودن آن است. لازم به ذکر است که تجهیزات و ابزار تیم‌های اعزامی باید با توجه به شرایط اقلیمی و جغرافیایی هر منطقه از کشور تهیه شود. واحد آموزشی سیار آموزش فرد‌به‌فرد سوادآموزی/Individualized Literacy Education: یکی از شیوه‌های آموزش که در آن آموزش دهنده (حقیقی یا حقوقی) با توافق آموزش گیرنده، به‌صورت داوطلبانه یا خرید خدمات آموزشی، در محل کار یا محیط زندگی آموزش گیرنده حاضر می‌شود و برای آموزش سواد به او اقدام می‌کند. آموزش کارکنان/Staff Training؛Instruction: نوعی از آموزش‌های تخصّصی و حرفه‌ای که با اهداف مشخّص و با انجام یک سلسله عملیات منظم، متوالی و پیوسته، به‌منظور ارتقای سطح دانش و آگاهی، کسب یا ارتقای سطح مهارت‌های شغلی، کسب رفتارهای مطلوب و متناسب با ارزش‌های پایدار در کارکنان سازمان، پیش‌بینی و اجرا می‎شود و علاوه بر معلومات و آموزش‌های قبلی، کارایی آنان را در موقعیت شغلی، به‌ویژه در بدو ورود به سازمان و خدمت مؤثر، افزایش می‌دهد به گونه‌ای که توانایی‌ها، مهارت‌ها و دانش را افزاش داده، عملکرد شغلی را تسهیل و بهبود می‌بخشد و به انجام درست کارها، تقویت نگرش و رفتار اجتماعی آنان کمک می‌کند. دامنه این نوع آموزش به قدری وسیع و گسترده است که از فراگیری یک حرفه یا فن ساده شروع شده و با احاطه کامل بر علوم و فنون بسیار پیچیده، شایستگی در امر سرپرستی و مدیریّت در سازمان‌ها و همچنین به چگونگی رفتار و برخوردهای مناسب در مقابل مسائل انسانی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسعه پیدا می‌کند. آموزش ضمن خدمت یا کارآموزی کارمندان. آموزش متوسطه/Secondary Education: آموزشی که در مدارس متوسطه و در ادامه آموزش ابتدایی و راهنمایی تحصیلی انجام می‎شود و در بیشتر کشورها تقریباً در سن یازده سالگی شروع می‎شود و در ادامه دوره ‌ابتدایی یا راهنمایی می‎آید. آموزش مهارت‌های زندگی/Life Skills Training: فرآیند انتقال مجموعه‌ای از توانایی‌ها که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم و فرد را قادر می‌سازد تا مسئولیت‌های زندگی و نقش اجتماعی خود را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواست‌ها، انتظارات و مشکلات روزانه، به‌ویژه در روابط بین فردی، به شکل مؤثرتری رو به رو شود. آموزش و بهسازی/Training and Development: کلیه مساعی و تلاش‌های سازمان‌یافته یادگیری که در جهت ارتقای سطح دانش، نگرش، آگاهی، مهارت‌ها و توانایی‌های تخصصی و حرفه‌ای کارکنان و همچنین هماهنگ و همسو کردن آرزو‌ها، علایق و نیازهای آتی آنان با نیازها و اهداف سازمان و ایجاد رفتار مطلوب در یک سازمان به‌عمل می‎آید و آنان را برای انجام وظایف و پذیرش مسئولیت‌های شغلی خود آماده می‌کند. آموزش و توسعه آموزش همسالان/Peer Education: یکی از رویکردهای موفق در امر آموزش برای پیشگیری از رفتارهای پرخطر که در آن رویکرد، فرض بر این است که همسالان ویژگی‌هایی دارند که آنها را قادر می‌سازد از یکدیگر تأثیر مثبت و بیشتری بپذیرند. آموزش هنر/Art Training: تمامی فعالیت‌ها‏یی که به آموزش کلاسیک، آکادمیک و رسمی هنر مربوط می‎شود. هنرآموزی آموزش‌عالی/Higher Education: یکی از سطوح نظام آموزشی فراتر از سطح متوسطه که منجر به مدرک رسمی می‎شود و شرط ورود به آن، داشتن مدرک تحصیلی دوره پیش‌دانشگاهی یا پایان تحصیلات چهار ساله متوسطه است. دانش آموختگان این سطح از آموزش به اخذ مدرک کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکترای حرفه‌ای، دکترای تخصّصی یا فوق تخصّص نایل می‌شوند. آموزش‌های استثنایی/Special Education؛ Education for Specific purposes: نوعی از آموزش‌ و‌ پرورش ویژه با واحد سازمانی حقیقی و اداری خاص، برای آن دسته از دانش‌آموزانی که دارای اختلالات رفتاری، ناتوانی‌های ذهنی، جسمی یا اختلال یادگیری هستند؛ این آموزش‌ها شامل همه دوره‌های تحصیلی می‎شود. آموزش‌های برنامه‌ای/Programmed Instruction: یک نوع نظام یا روش آموزش انفرادی مهارت‌ها و نگرش‌ها که کوشش می‌کند یادگیری را با استفاده از فناوری‌های نوین، از جمله نظام‌های آموزشی رایانه‌ای، تلویزیون، رادیو و سایر رسانه‌های ارتباط جمعی با نیازهای شاگردان، هماهنگ سازد. این روش بر اساس مجموعه‌ای از هدف‌های رفتاری پی‎ریزی شده است و در واقع، کاربردی کردن روان‌شناسی یادگیری در تدریس است. در این روش، مواد آموزشی به واحدهایی کوچک تقسیم می‎شود که چهارچوب یا گام نامیده می‎شود؛ این گام‌ها براساس دانش قبلی شاگرد تنظیم شده و هر گام دانش‌آموز را به هدف نهایی نزدیک‌تر می‌سازد. آموزش‌های بزرگسال/Adult Education: نوعی برنامه آموزشی یا آموزش سازمان‌یافته‌ای که به‌منظور آگاه سازی و مهارت آموزی افراد بزرگسال که بنا به دلایلی از جمله کِبر سن نمی‌توانند در نظام آموزشی رسمی حضور داشته باشند تا آنان بتوانند در جهت تکامل و تعالی خویش حرکت کرده و در تعیین سرنوشت جامعه خود از لحاظ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی مشارکت فعال داشته باشند. بنابراین تعریف، آموزش بزرگسالان شامل سوادآموزی، کارآموزی حرفه‌ای و شغلی، آموزش ضمن خدمت، آموزش مسائل خانواده و هر نوع آموزشی می‎شود که باعث تکامل فرد بزرگسال در جامعه گردد. آموزش‌های پاره‌وقت/Part-Time Education: روش یا نوعی از آموزش که دانش‌آموزان و داوطلبان آزاد، علاوه بر گذراندن دروس پایه تحصیلی، دروس عمومی مربوط به پایه تحصیلی خود را در یکی از مؤسّسات یا واحدهای آموزشی رسمی می‌گذرانند و در پایه تحصیلی متناظر، با رعایت مفاد مصوبه مربوط، از نظام آموزش‌ و‌ پرورش، کارنامه قبولی دریافت می‌کنند. آموزش‌های پایه/Basic Education: طیف وسیعی از فعالیت‌ها و اقدامات آموزشی با هدف افزایش سطح و کیفیت آموزش ابتدایی، افزایش توجه عمومی به امر آموزش ابتدایی و بالا بردن سطح مدارس آموزش ابتدایی برای تبدیل شدن به مراکز یادگیری برای سطوح مختلف جامعه. آموزش‌های اساسی، آموزش‌های اصلی یا بنیادی آموزش‌های پودمانی/Modular Education: مجموعه‌ای مدون از دانش، معلومات و مهارت‌ها یا فعالیت‌های آموزشی که برای دستیابی به هدفی معین طراحی شده و با استفاده از آنها می‌توان مهارت و توانایی خاص و مستقل شغلی را در افراد ایجاد کرده و اجرای یک مرحله مفید از کار یا انجام بخشی از وظایف شغل را به‌صورت مستقل امکان‌پذیر و تسهیل کرد. بدین ترتیب هر پودمان آموزشی خود واحد کامل و درس مستقل است که یادگیری محتوای آن، فارغ از هر درس دیگری امکان‌پذیر است و نتایج آن به‌طور مستقل کاربرد دارد؛ و در عین حال در کنار سایر پودمان‌های مرتبط، منجر به ایجاد یک مهارت جدید‌تر، جامع‌تر و کاربردی‌تر نیز می‎شود. یک واحد مدولی یک بخش قابل قبول و منطقی از یک کار یا شغل معین است که شروع و پایان مشخّص داشته و معمولاً به اجزای دیگری قابل تقسیم نیست. واحدی کردن آموزش یا آموزش گام به‌گام. گاهی «مدول» به‎معنی واحد یا استاندارد اندازه‌گیری، پیمانه کردن یا بخش کردن به‌کار می‌رود.  آموزش‌های تخصّصی/Special؛Professional Education: بخشی از جریان تربیت که در راستای تکوین و تعالی پیوسته وجوه اختصاصی هویت متربیان که تنها برای بخشی از افراد جامعه لازم یا شایسته است، بر بنیاد تکوین وجوه مشترک هویت ایشان انجام می‎شود تا متربیان مرتبه‌ای از آمادگی را برای تحقق مراتب زندگی پاک و مؤمنانه در ابعاد مختلف به‌دست آورند و برای وصول به آن مرتبه و تشکیل جامعه صالح و پیشرفت مداوم آن بر اساس نظام معیار اسلامی از آمادگی لازم برخوردار باشند. آموزش‌های مهارتی یا حرفه‌ای آموزش‌های ترکیبی/Integrated Education؛Synthetic Learning: یادگیری‎های ترکیبی آموزش‌های ترمیمی/Compensatory؛Supplementary Training: آموزش‌های جبرانی آموزش‌های توجیهی/Induction Training؛Programs: نوعی از آموزش‌ها که به‌منظور بازآموزی، تکمیل و ارتقای مهارت و تعلیم تخصّص‌های پیشرفته، همگام با تغییرات تکنولوژی و آشنایی کارکنان تازه وارد یا مبتدی با سازمان، سیاست‌ها و رویّه‌های جدید، طراحی و اجرا می‎شود. آموزش‌های جبرانی/Remedial Education: آموزش‎های ویژه‌ برای دانش‌آموزانی که در برنامه‌های آموزشی و کارهای مربوط مدرسه در حد انتظار پیشرفت نداشته‌ و به اهداف آموزشی و پرورشی دست نیافته‌اند. دانش‌آموزان می‌توانند به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت از طریق معلّم جبرانی یا معلّم مربوط در کلاس درس، حضور یافته و از این طریق کمک‌های آموزشی دریافت کنند. آموزش‌های ترمیمی  آموزش‌های جوار/Interplant Training؛Vestibule Training: نوعی آموزش در مراکز آموزشی مشترک چند شرکت، مؤسسه اقتصادی، کارگاه یا کارخانه که هدف آن آموزش منابع انسانی آن مؤسّسات اقتصادی، در محیط کار در حین خدمت و استفاده از وسایل و ابزار آلات حقیقی است. در این مرکز کارآموزی، آموزش‌هایی به شرح زیر انجام می‎شود: 1. آموزش کارکنان مبتدی به‌منظور تأمین نیروی انسانی ماهر مورد‌نیاز واحدهای مربوط. 2. آموزش کارکنان شاغل به‌منظور بازآموزی، تکمیل و ارتقای مهارت و تعلیم تخصّص‌های پیشرفته و همگام با تغییرات تکنولوژی. 3. آموزش کارکنانی که تغییر شغل می‌دهند.  این مراکز از لحاظ تجهیزات آموزشی، مستقل از جریان تولید بوده و یک واحد به تنهایی یا چند واحد به‌صورت مشترک می‌توانند آن را تأسیس و اداره کنند؛ این نوع مراکز از لحاظ فضای آموزشی می‌بایستی متناسب با تعداد رشته‌های آموزشی مورد‌نیاز و نیز تعداد کارآموزان، طراحی و ایجاد شود و مشخصات کارگاه‌ها‏ی عملی و کلاس‌های تئوری و تجهیزات رشته‌های آموزشی برابر استانداردهای سازمان آموزش فنّی و حرفه‌ای بوده و به تصویب کمیته آموزش در صنایع برسد. ارزشیابی و برگزاری آزمون پایان دوره و در نهایت صدور گواهی این نوع مراکز، با ادارات کل آموزش فنّی و حرفه‌ای است و در نهایت، گواهی نیز از طرف اداره‌کل مذکور صادر می‎شود. آموزش‌های دهلیزی، آموزش‌های کارگاهی یا کارخانه. آموزش‌های حرفه‎ای/ Vocational Training؛Instruction: آن قسمت از برنامه‌های آموزشی مدرسه که بیشتر به پشتیبانی علمی و آماده کردن دانش‌آموزان برای ورود به اشتغال در حِرَف یا مشاغل مورد نظر و زندگی در جامعه مربوط می‎شود؛ این آموزش‌ها می‌تواند قسمت اصلی برنامه‌درسی یا بخشی از دوره فارغ‌التّحصیلی یا قسمتی از سایر دروس باشد. آموزش شغلی، می‌تواند با ارائه اطّلاعاتی درباره مشاغل گوناگون از قبیل کشاورزی، کسب‌و‌کار، بازاریابی، مراقبت‌های بهداشتی و خدمات، تکنولوژی، مواد غذایی و صنعت، انتخاب درست شغل، آموزش مهارت‌های مورد‌نیاز و کسب و نگهداری مشاغل از طریق راهنمایی‌های کلامی، فیلم‌ها، تجربه‌کاری، فنون مصاحبه و پرکردن فرم‌های استخدامی، به دانش‌آموزان کمک کند. آموزش‌های شغلی یا تخصّصی. آموزش‌های حضوری/In Person Training: کلیه فعالیت‌هایی که به‌منظور تسهیل فرآیند یادگیری با نگاه فردی به آموزش و یادگیری، طرح‎ریزی می‎شود و بین معلم و یک یا چند فراگیر به‌صورت کنش متقابل جریان می‌یابد یا آموزشی که با حضور آموزش دهنده و آموزش گیرنده در یک مکان (کلاس) و زمان معین، به‌صورت رو‌در‌رو ارائه می‎شود و در آن کنش و واکنش متقابل و چهره به چهره بین یاد‌دهنده و یادگیرنده وجود دارد؛ این رویکرد دارای پیشینه محکمی است و به روش‌های پیموده و اثبات شده، طرح‌ها و برنامه‌های درسی آزمون شده خود اتّکا می‌کند. آموزش‌های مدرسه‌ای یا چهره به چهره. آموزش‌های خارج از مدرسه/Out-of-school Training: مجموعه آموخته‌های نظری و عملی که هر فردی می‌تواند، بدون الزام به حضور در کلاس‌های متعارف، آنها را به شیوه‌های مختلف در بیرون از محیط مدارس کسب کند؛ این آموخته‌ها می‌تواند مورد نظر قرار گرفته و ارزش تحصیلی آنها بر اساس دروس متعارف تعیین شود. آموزش‌های خودیاری فنّی/Self Assistant Training: آموزش‎هایی که به‌منظور ارتقای فرهنگ و مهارت‌های فنّی جامعه صورت می‌گیرد تا آحاد جامعه بتوانند از هر نوع وسیله، ابزار، دستگاه‌ها و وسایل خانگی مورد استفاده خود حداکثر بهره‌برداری را به‌عمل آورند. بر این اساس افراد علاقه مند و متقاضی در فرصت‌های کوتاه زمانی، آموزش‌های لازم را برای نگهداری و شناسایی عیوب و رفع نقص‌های جزئی لوازم خانگی می آموزند؛ این آموزش‌ها با استفاده از اینترنت، تلویزیون، بروشورهای آموزشی، کلاس‌های یک روزه و... انجام می‌گیرد. آموزش های فنّی همگانی آموزش‌های دوزبانه/Bilingual Education: شکلی از آموزش که اغلب، انتقال اطلاعات به دانش‌آموزان و موضوعات درسی به دو یا چند زبان مختلف انجام می‎شود، به‌ویژه کودکی که در خانواده تک زبانه بزرگ شده است، ولی هنگام ورود به آموزش رسمی در مدرسه با زبان دومی مواجه می‎شود که زبان آموزش است. ایجاد توانایی در فرد برای استفاده روزمره از دو زبان، به‌مثابه زبان مادری. آموزش‌های رسمی و عمومی/General and Formal Education: آموزش‌ و پرورش آموزش‌های رسمی/Formal Education؛Training: بخشی از جریان تربیت و مجموعه آموزش‌های سازمان‌یافته (دارای مخاطبان مشخص و اهداف، ساختار)، دارای ساختار سلسله مراتبی منظم، محتوا و برنامه‌های معین، پایه‌های تحصیلی، اهداف و مکان مشخص، قوانین، مقرّرات، توالی زمانی، بلند‌مدت و از پیش تعیین شده‌ای که معمولاً شخص، آن را در مدارس و دیگر مؤسّسات آموزشی، اعم از دولتی و غیر‌دولتی، کسب کرده و گواهی‌نامه موفقیت (مدرک معتبر) و مورد قبول وزارت آموزش‌ و‌ پرورش، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری یا دیگر مؤسّسات دولتی را دریافت می‌کند. این آموزش از سطح ابتدایی تا دانشگاه و از آموزش عمومی تا آموزش تخصصی را شامل می‎شود و فرد با اتمام موفقیت‌آمیز یک دوره، به سطوح بالاتر ارتقا می‌یابد. به عبارت دیگر؛ آموزش رسمی یا مدرسه‌ای شامل آن قسمت از نظام آموزشی می‎شود که از کودکستان آغاز و تا آموزش‌عالی ادامه می‌یابد. آموزش‌های سازگار با قانون و برابر با مقررات یا شیوه‎های پذیرفته شده، معمول، متداول، به‌صورت جدی، مقابل آموزش‌های غیر رسمی، خودمانی یا دوستانه. آموزش‌های رقابتی/Competitive Learning؛Education: نوعی از آموزش که معمولاً دانش‌آموزان برای کسب موفقیت و رسیدن به اهداف مشخّصی با یکدیگر رقابت می‌کنند. از ویژگی‌های این روش آن است که دانش‌آموزان از یاد دادن به یکدیگر اجتناب کرده و علیه همدیگر فعالیت می‌کنند و به اصطلاح پیروزی خود را در شکست دیگری می‌دانند. در این شیوه به هنگام ارزشیابی و امتحان، معلّم به مثابه یک نگهبان ظاهر می‎شود و مراقب است تا دانش‌آموزان تقلّب نکنند. آموزش‌های روابط شغلی/Job Relations Training: یکی از برنامه‌های آموزشی که ضمن آن، مدیران با دانش، رفتار سازمانی و روابط انسانی آشنا و از برخی فنون حلّ مشکلات انسانی در سازمان آگاه می‌شوند. آموزش‌های روابط سازمانی یا حرفه‌ای آموزش‌های شغلی/Job؛Vocational Training: نوعی از آموزش‌های مبتنی بر یادگیری که هدف آن ایجاد دگرگونی نسبتاً دائمی در رفتار، آشنایی بیشتر با ویژگی‌های شغل مورد نظر و افزایش توانایی فرد در انجام دادن وظایف و بهبود عملکرد خود است. آموزش‌های حرفه‌ای آموزش‌های ضمن خدمت/In-Service Training: نوعی از برنامه‎های آموزش کوتاه‌مدت، سازمان‌یافته و هدفمندی که به‌منظور تکمیل اطلاعات، افزایش آگاهی، بهبود نظام‌دار و پیوسته فعالیت‌ها و بالا بردن دانش حرفه‌ای کارکنان در سه محور اساسی «توسعه دانش»، «بهبود مهارت‌ها» و «ایجاد یا تغییر‌نگرش‌ها» و متناسب ساختن دانش، مهارت و بینش آنان با نیازهای شغل مورد تصّدی آنان که با توجه به پیشرفت‌های به‌دست آمده و نیز پذیرش مسئولیت‌های آتی در فرآیند انجام کار، تنظیم و اجرا می‎شود و از نظر رفتاری به انجام بهینه وظایف و مسئولیت‌های محوّله و رفع کمبود‌ها، ایجاد آمادگی در سازمان و در نهایت رفاه حال آنان و ارتقای سازمان محل خدمتشان کمک می‌کند. به این ترتیب هدف از آموزش ضمن خدمت، ایجاد توانایی بیشتر در تولید و ارائه خدمات، افزایش کارایی در شغل کنونی و کسب شرایط بهتر برای دست یافتن به مدارج بالاتر است. آموزش‌های ضمن خدمت شامل آموزش‌های «ضمن خدمت عام» و «ضمن خدمت خاص» است. الگوی آموزش ضمن خدمت می‌تواند، هم در نظام آموزشی متمرکز عملی شود و هم در نظام غیر‌متمرکز و اداره آن هم می‌تواند توسط یک یا چند مؤسّسه از انواع مؤسّسه‌های عمومی، فنی، تخصصی و هم زیر نظر نمایندگان آموزش عمومی یک کشور انجام گیرد. آموزش ضمن خدمت به هر صورت که اجرا شود (کوتاه‌مدت، بلند‎مدت، حضوری، غیرحضوری، قبل از شروع یا در حین انجام کار) در صورتی که مبتنی بر نیازها و پیش دانسته‌های کارکنان باشد، به کسب دانش، مهارت و نگرش سطح بالاتر و رشد فکری، حرفه‌ای و شخصیّتی کارکنان منجر می‎شود و در نهایت باعث بهبود شاخص بهره‌وری و افزایش کمی و کیفی تولید و بهبود خدمات خواهد شد. آموزش‌های حین اشتغال به‎کار آموزش‌های ضمن خدمت پودمانی/In-Service Modular Training: شکلی از آموزش‌ها‏ی ضمن خدمت که تخصّص‌های شغلی در قالب مهارت‌های آموزشی مستقل و جدا از هم، بر اساس توانایی‌های عملی تک تک فراگیران و نیازهای واقعی شغل و استقلال در هر مهارت، سازماندهی و آموزش داده می‎شود؛ به گونه‌ای که به کمک آنها اجرای یک مرحله مفید از کار به‌صورت مستقل ممکن شود. مدولار آموزش‌های ضمن خدمت خاص/Special In-Service Training؛Programs: نوعی از آموزش‌های ضمن خدمت که برحسب مورد برای رفع کمبودهای آموزشی یا ارتقای مهارت کارکنان یک سازمان به‌صورت یک برنامه خاص تهیه، تدوین و اجرا می‎شود. برنامه‌این آموزش بر اساس سفارش دستگاه اجرایی مورد نظر، توسط سازمان آموزش دهنده تهیه، تدوین و اجرا می‎شود. آموزش‌های ضمن خدمت عام/General In-Service Training؛Programs: آموزش‌هایی که بر اساس استانداردها و برنامه‌های از پیش تعیین شده توسط سازمان مجری در طول سنوات خدمت کارکنان، به‌صورت عمومی‌برای همه کارکنان آن سازمان پیش‌بینی و اجرا می‎شود. آموزش‌های حین کار/On-The-Job Training: نوعی از آموزش که هنگام کار کردن و در فرآیند انجام وظایف، به‌منظور ایجاد یا افزایش مهارت لازم در شغل و بر اساس استانداردهای مصوب ارائه می‎شود. در این دوره کارمندان از فعالیت و انجام وظیفه منفک نمی‎شوند و حقوقشان نیز پرداخت می‎شود. کوتاه بودن مدت آموزش، مهیا بودن ابزار و امکانات آموزشی در محیط واقعی کار، صرفه‌جویی در وقت کارکنان و جلوگیری از رکود یا توقف در کار و انجام وظیفه، که به‌طور دقیق مفهوم آموزش حین کار را می‌رساند، از ویژگی‌های خاص این نوع آموزش‌هاست؛ این نوع آموزش را آموزش ضمن کار هم می‌گویند که مفهوم واقعی نوع آموزش را نمی‌رساند. آموزش‌های ضمن کار آموزش‌های علمی - عملی/Scientific – Practical Training: آموزش های فنّی و حرفه‌ای. آموزش‌های علمی - کاربردی/Scientific - Applied Training؛ Education: آموزش فنّی و حرفه‌ای. آموزش‌های علمی/Academic Training: آموزش‌هایی که با توجه به اهداف آموزش‌ها‏ی دوره متوسطه، ضمن تکمیل آموزش‌ها‏ی عمومی، با فراهم آوردن مبانی و زمینه‌های فراگیری علوم نظری، فرد را از طریق تقویت روحیه استدلال و تفکّر، با مبانی علوم و فنون آشنا و برای طی مدارج عالیه آماده می‌سازد. آموزش‌های عملی/Practical Training: آموزش‌هایی که فرد را بر مبنای تعلیم مهارت‌هایی که جنبه کاربردی و عملی دارد، برای احراز شغل یا حرفه معینی آماده می‌کنند یا بر کارایی و توانایی، فنون و حِرف افراد شاغل می افزاید. آموزش‌های فنّی و حرفه‌ای.  آموزش‌های عملی- نظری/ Theoretical and Practical Training: نوعی از آموزش که در آن، بر یادگیری توأم با فعالیت و آموختن مهارت‌های تخصصی و چگونگی انجام کارها به شکلی مؤثر و کارا تأکید می‎شود. آموزش‌های عمومی/General Education: آموزشی که در انتخاب موضوعاتش هیچ نوع تخصصی برای آماده کردن دانش‌آموزان جهت کار در یک بخش خاص در نظر گرفته نمی‎شود و هرکس در داخل یک نظام آموزشی از طریق تأمین شرایط، حق برخورداری مساوی از تحصیلات و امکانات، توفیق یکسان دارد.  نوع وسیع‌تربیت، آموزش مهارت‌ها یا تجاربی که هدف آن رشد و تکامل دیدگاه‌ها، توانایی‌ها و رفتارهایی است که مورد پذیرش جامعه است که فرد آن را از پرداختن به مسائل شخصی و اجتماعی به‌دست می‎آورد و او را برای مواجهه با مشکلات و سازگاری با مقتضیات زندگی قادر می‌سازد. آموزش‌های همگانی آموزش‌های غیر‌رسمی/Non Formal؛Informal Training: نوعی از آموزش‌های سازمان‌یافته و پایدار که در خارج از نظام آموزشی متعارف یا نظام آموزش و پرورش رسمی (مدرسه‌ای و دانشگاهی)، به‌صورت مستقل یا به‌عنوان جزیی از یک فعالیت گسترده‎تر، سازماندهی شده و برای ارایه خدمت به گروهی خاص و با هدف‌های آموزشی مشخّص طراحی می‌شود که به‌صورت پیوسته یا گسسته از نظر زمانی قابل اجراست و برای حصول به یادگیری در زمینه‌های گوناگون عقیدتی- سیاسی، سوادآموزی، بهداشت، تعاون، کمک‌های اوّلیه، تنظیم خانواده، کسب مهارت‌های فنّی و حرفه‌ای، صنعت، کشاورزی و خدمات برای بارور ساختن ساعات فراغت و غیره، طراحی و ارائه و به دو نوع تقسیم می‎شود؛ آموزش‌های غیر‌رسمی که منجر به مدرک تحصیلی نمی‎شود ولی منجر به صدور گواهی‌نامه می‌گردد. این نوع آموزش‌ها را در انگلیسی (NonFormal Training) و نیز آموزش غیر‌رسمی که عموماً غیرمستقیم از طریق خانواده، رسانه‌ها، بازار، مساجد و غیره منتقل می‎شود و فاقد زمان‎بندی، مدرک تحصیلی یا گواهی‌نامه، مخاطب خاص و محل ویژه است؛ این نوع آموزش را در ادبیات انگلیسی (Informal Training) می‌گویند. آموزش‌های غیرحضوری/Distance Training؛Education: آموزشی‌هایی که به‌منظور انتقال مفاهیم و افزایش یادگیری در نظام آموزشی، اعم از دولتی و غیر‌دولتی، بدون الزام به حضور فیزیکی و شرکت در کلاس درس، با استفاده از رسانه‌های نوشتاری، صوتی، تصویری و الکترونیکی، وسایل ارتباطی یا از طریق کلاس‌های رفع اشکال جمعی صورت می‌گیرد یا آموزش گیرندگان با استفاده از مطالب خود‌آموز مانند کتاب‌های خودآموز، فیلم، تلویزیون و نظایر آن، آموزش‌های مورد‌نیاز خود را فرا می‌گیرند. آموزش‌های مجازی، الکترونیکی یا آموزش از راه دور آموزش‌های فراگیر/Inclusive Training: فرآیند آموزشی - تربیتی جامع، انعطاف‎پذیر و گام به‌گام که زمینه دستیابی به تخصّص را برای هر فرد در چارچوب توانایی‌ها و علایق شخصی وی فراهم می آورد. مهم‌ترین وجوه امتیاز آموزش فراگیر بر دیگر ساختارهای آموزشی آن است که اوّلاً در جریان تحصیل برای هر فرد، زمینه و مجال انتخاب درس وجود دارد، ثانیاً تحصیلات نظری و فنّی را به‌صورت متوازن با یک دید و یک تأکید مورد توجه قرار می‌دهد که مشخّص‌ترین ویژگی آموزش‌های فراگیر، همان جامعیت برنامه‌های درسی آن است. آموزش‌های جامع، در بر گیرنده همه مجموعه مورد نظر. آموزش‌های فعال/Active Learning: نوعی از روش‌های یادگیری هدفمند، آگاهانه و اثربخش که از روی علاقه‎مندی، اراده قبلی، انگیزه درونی، آمادگی زیاد و با حداقل دخالت عوامل خارجی انجام می‌گیرد. به عبارت دیگر؛ در این روش، معلم، کتاب درسی یا هر وسیله دیگر آموزشی فقط عوامل تسهیل کننده یادگیری است که فراگیر در فرآیند آن نقش فعال و تعیین کننده‌ای دارد و در حقیقت عمل یادگیری در کنترل خود اوست. آموزش‌های کاری، مؤثر، کنش‎گر. آموزش‏‌های فنی و حرفه‌ای عام/ General Technical and Vocational Education: نوعی از آموزش فنی و حرفه‌ای که در آن، بر اساس رویکرد تخصص‎گرایی نرم، دانش‌آموزان می‌توانند شایستگی‏‌های لازم برای ورود به یک حرفه (و نه یک شغل تخصصی) را در دوره متوسطه به دست آورند. آموزش‏‌های فنی و حرفه‌ای/ Technical and Vocational Education: نوعی از برنامه‌های آموزشی که در سطوح بالاتر از دوره متوسطه و پایین‌تر از دوره آموزش‌عالی، برای تربیت منابع انسانی طبقه میانی سازمان‌ها (تکنسین‌ها، مدیران، رده‌های میانی) و آمادگی تصّدی مشاغل، کسب و کار معین و حِرف گوناگون طراحی و اجرا می‎شود و کارآیی دانش آموختگان را برای انجام کاری که به آنان محول شده است تا سطح مطلوب افزایش می‌دهد و موجب کاهش هزینه و افزایش کیفیت زندگی می‎شود. این نوع از آموزش‌ها جنبه کاربردی و عملی دارد و با هدف ارتقای شاخص‌های کمی و کیفی، اعتلای دانش، افزایش توان فارغ‌التّحصیلان دوره‌های نظری در حل مسائل کاربردی، رشد استعدادهای بارز و به فعلیت در آوردن استعدادهای نهفته آنان طراحی و اجرا می‎شود که در کشورمان به دو صورت «پودمانی» و «کاردانی»، و به روش آموزش‌های رسمی (‏Formal‏) و غیر‌رسمی (‏NonFormal‏) (شامل آموزش‌های متوسطه فنّی و حرفه‌ای و کاردانش، کاردانی فنّی و حرفه‌ای و علمی - کاربردی، ضمن خدمت و مدیریّت حرفه‌ای تخصّصی و آموزش‌های کوتاه‌مدت) در سه سطح آموزش کارگر ماهر، نیمه ماهر و تکنیسین انجام می‎شود.  آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در سطح آموزش کارکنان ماهر و نیمه ماهر، عمدتاً به‌صورت 70 درصد عملی و 30 درصد نظری به کارآموزان ارائه می‎شود و ‏علاوه بر آموزش عمومی، به مطالعه و بررسی تکنولوژی، فنون و علوم وابسته به آنها و تحصیل مهارت‌های فنّی و دانش حرفه‌ای در بخش‌های اقتصاد و زندگی اجتماعی می‌پردازد، اهداف گسترده آموزش فنّی و حرفه‌ای، آن را از آموزش حرفه‌ای که محدود به مهارت‌های خاص و دانش لازم برای یک حرفه به‌خصوص یا گروهی از حِرَف است، جدا می‌کند. آموزش‌های علمی ـ کاربردی، دوره تحصیلی با هدف آموختن فن یا حرفه و پدید آوردن مهارت شغلی خاص در افراد. آموزش‌های مادام‌العمر/Life Long Education: فرآیند یادگیری دراز‌مدت برای تمام سطوح و اشکال آموزش‌ و‌ پرورش، انواع آموزش‌های غیر‌رسمی و کلیه فرصت‌های یادگیری، اعم از رسمی و غیر‌رسمی، معمولاً پس از اتمام دوره‌های تعلیم‌ و‌ تربیت اجباری و آموزش بزرگسالان، که از بدو تولد انسان و از نهاد خانواده آغاز و تا لحظه پایان زندگی ادامه دارد؛ از جمله برای آن عده از افرادی که در هر سطحی دست از آموزش‌های رسمی کشیده، به دنیای کار وارد شده و به طریقی مسئولیت‌های افراد بزرگسال را پذیرفته‌اند؛ این وضعیت ممکن است پس از پایان تحصیلات در هــر دوره‌ای پیش آید که مستلـزم بازگشت دوبــاره بــه نهادهای آموزش رسمی یا غیر‌رسمی است. این آموزش، به‌منظور حمایت از توسعه دانش محور در سال 1996 توسط کشورهای عضو سازمان توسعه همکارهای اقتصادی مطرح و شکل گرفت. در فرآیند یادگیری مادام‌العمر که هدف اصلی ارتقای زندگی و رسیدن به سعادت است، اولویت با مهارت‌های تحلیلی، یعنی توانایی جست‌و‌جوی اطّلاعات، سازماندهی مطالب، تشکیل فرضیه‌های قابل آزمون، بررسی و ارزیابی شواهد و حل مسائل است. آموزش‌های مداوم، آموزش تا پایان زندگی، آموزش در سراسر زندگی.  آموزش‌های مبتنی بر صلاحیت/Competency-Based Training: آموزشی‌هایی که تمام یا بخشی از محتوای آن با هدف ارتقای شایستگی‎ها، توانمندی‎ها و مهارت‎های مرتبط با شغل یا حرفه مشخص طراحی، برنامه‌ریزی و به‌صورت تخصصی و حضوری یا غیر حضوری آموزش داده می‎شود. آموزش‌های مبتنی بر وب/ Web-Based Instruction؛Training: آموزشی‌هایی که تمام یا بخشی از محتوای آن در «شبکه جهانی وب» طراحی، برنامه‌ریزی و به‌صورت مجازی از طریق آن آموزش داده می‎شود. آموزش‌های مجازی[نظام]/ Virtual Education System: نظام آموزشی که دانش‌پژوهان و استادان از طریق آن می‌توانند بدون حضور فیزیکی در کلاس درس در یک موقعیّت یا یک کلاس درس مجازی، همه امور مربوط به تحصیل و فرآیند آموزش را با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، انجام دهند؛ چنین نظامی در واقع به این معنی است که دانش‌پژوهان و استادان می‌توانند بدون محدود شدن به زمان یا مکان خاصی از طریق اینترنت ثبت‌نام کنند، در کلاس درس حاضر شوند و از امکانات آموزشی آن استفاده، در آزمون‌ها شرکت نمایند و از نتایج آن آگاه شوند و در هر لحظه و در هر مکانی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده یا از بانک سؤالات امتحانی و محتوای کلاس‌های برگزار شده استفاده کنند. آموزش‌های الکترونیکی، از راه‌دور، غیرحقیقی، غیر واقعی، مقابل حقیقی. آموزش‌های مداوم/Continuing؛Life Long Education: آموزش‌های مادام‌العمر آموزش‌های مکاتبه‌ای/ Correspondence Training: شیوه‌ای از آموزش‎های عملی که در آن، مخاطبان از راه ارسال بسته‌های آموزشی از قبیل کتاب‌ها، نوارها و جزوه‌های درسی و آموزشی به‌وسیله پست یا فناوری‌های جدید، آموزش می‌بینند. آموزش‌های مهارتی/Skill Training: مهارت آموزی آموزش‌های نیمه حضوری/Part-Time Training؛ Education: شیوه‌ای از آموزش که بخشی از آن در کلاس درس، برای رفع اشکال و آموزش حضوری و بخشی دیگر آن از طریق رسانه‌های آموزشی یا ارسال منابع درسی از قبیل کتاب‌ها، جزوه‌ها، چند رسانه‌ای‌ها یا فناوری اطلاعات و ارتباطات و نظایر آن انجام می‎شود. آزمون این دوره‌ها، تلفیقی از آزمون‌های پستی، اینترنتی و حضوری است. آموزش‌های همدلی/Empathy Training؛ Education: نوعی از آموزش که عموماً برای افزایش تعامل، فهم مشترک و ارتباط همدلانه بین افراد انجام می‎شود. آموزش تفاهم، هم‎فکری، صمیمیت، یک رأیی و هم‌اندیشی و اتحاد. آموزش‌های همگانی/Public Education: آموزش عمومی    آموزش‌های یادگیرنده محور/Learner Centered Instruction: یکی از روش‌های فعال و مؤثر آموزشی که بر شناخت ویژگی‌ها، نیازها، علایق و توانایی‌های دانش‌آموزان مبتنی است و به طور عمده دانش‌آموزان مشتاق و علاقه‌مند را مورد توجه برنامه‌ریزی قرار‎داده و برنامه‌درسی آن به خودکنترلی بیشتر افراد کمک می‌کند.   آموزش‌های یکپارچه/Integrated؛Unified Learning: فرایند یادگیری یک موضوع از ابعاد و جوانب مختلف که در برنامه‌درسی ملّی به ارتباط عناصر اهداف درسی و تربیتی و عرصه‌های چهارگانه یادگیری گفته می‎شود. آموزش‌های کامل، بی عیب و نقص   ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 26 Mar 2017 10:35:14 GMT http://migna.ir/vdceze8e.jh87pi9bbj.html شیوه‌نامه هدایت تحصیلی دانش‌آموزان ابلاغ شد+دانلود شیوه‌نامه http://migna.ir/vdceox8e.jh87oi9bbj.html فارس: شیوه‌نامه هدایت تحصیلی دانش‌آموزان دوره متوسطه جهت اجرا به آموزش و پرورش استان‌ها ابلاغ شد. از آنجا که یکی از مهم‌ترین وظایف آموزش و پرورش در قبال دانش‌آموزان، ایجاد بستر رشد خود آگاهی، کشف استعدادها و طرح‌ریزی تحصیلی و شغلی برای ورود به دنیای بزرگسالی است، عدم توجه به آن می‌تواند خسارات جبران ناپذیری در آماده‌سازی نیروی انسانی در پی داشته باشد. تأکید سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر کسب شایستگی‌ها و مهارت‌های لازم برای دانش‌آموزان به منظور انتخاب رشته است و زمینه تحصیلی مناسب نیز موید این نگاه فرآیندی به مقوله هدایت تحصیلی دانش‌آموزان است. از آنجا که اعتقاد بر این است که نتیجه فرآیند هدایت تحصیلی باید به طراحی مسیر زندگی دانش‌آموزان با انتخابی آگاهانه و آزادانه منجر شود، لذا برای اجرایی شدن مصوبه نهصد و بیست و هفتمین (927) جلسه شورای عالی آموزش و پرورش، شیوه‌نامه هدایت تحصیلی دانش‌آموزان متوسطه جهت اجرا به استان‌ها ابلاغ شده است. متن کامل شیوه‌نامه را می‌توانید دانلود کنید:   شیوه‌نامه هدایت تحصیلی دانش آموزان     ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 17 Mar 2017 06:37:28 GMT http://migna.ir/vdceox8e.jh87oi9bbj.html آشنايي با فعالیت‌های پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش http://migna.ir/vdcfmydj.w6dxcagiiw.html به گزارش فارس، صبح یک روز زمستانی به ساختمان پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش رفتیم. جایی که دكتر علیرضا عصاره مرد سرد و گرم کشیده این وزارتخانه حدود 2 سالی است سکان‌ هدایت آن را بر عهده دارد.- موهای جو گندمی او حکایت از تجربه‌های تلخ و شیرین سال‌ها فعالیت در حوزه تعلیم و تربیت این سرزمین دارد، او که دکترای برنامه‌یزی درسی دارد و دانشیار دانشگاه است، معاونت آموزشی دانشگاه شهید رجایی و فعالیت در انجمن اولیا و مربیان را در کارنامه خود داراست و پژوهش‌هایی مانند «پیشگیری از اعتیاد در دانش‌آموزان و نیز بررسی قومیت‌های مختلف را انجام داده است و در حال تحقیق در خصوص موضوع «خانه و مدرسه و رابطه مطلوب بین این دو است». او از نحوه  فعالیت پژوهشگاهی که به عنوان قلب این وزارتخانه مهم مسئول طراحی و برنامه‌ریزی طرح‌ها و برنامه‌هایی تربیتی و پرورشی 13 میلیون دانش‌آموز است، توضیح داد و اینکه باید همه پژوهش‌های آن برای رسیدن به نتیجه مطلوب و دلخواه بر اساس تحقق‌های مستدل علمی و مبتنی بر رویکردها و شاخص‌های فرهنگی کشورمان باشد و مهمتر اینکه «کاربست» و کاربردی بودن این طرح‌ها در اولویت قرار می‌گیرد.    پژوهشگاه مطالعات وزارت آموزش و پرورش (RIE) در سال 73 ایجاد شد و سپس این پژوهشگاه در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی ادغام شد و متشکل از پژوهشکده‌های «تعلیم و تربیت»، «برنامه‌ریزی درسی و نوآوری آموزشی»، «دانش‌آموزان با نیازهای ویژه»، «خانواده و مدرسه» است و دو مرکزی به نام‌های «تیمز و پرلز» و «مرکز آموزش‌های دو زمانه» را در خود جای داده است. مرکز ملی مطالعات تیمز TIMSS و پرلز PIRLS سرپرست پژوهشگاه آموزش و پرورش در خصوص مرکز «تیمز و پرلز» اظهار داشت: این مرکز پژوهش‌های تطبیقی انجام می‌دهد و رقابتی بین بیش از 50 کشور که عضو آن هستند، وجود دارد. «تیمز» دانش‌آموزان را در دو درس ریاضی و علوم تجربی مورد مقایسه قرار می‌دهد و علت اهمیت این دو درس این است که زبان فناوری روز دنیا بر همین دو درس استوار است. وی ادامه داد: تیمز، دانش‌آموزان 58 کشور عضو را با هم در این دو درس مقایسه می‌کند و اگر دانش‌آموزان حائز رتبه‌های اول شوند، نشان دهنده شاخص فناوری و پیشرفت آن است. عصاره افزود: در خصوص «پرلز» نیز مربوط به آموزش خواندن یعنی سواد است؛ امروز مشخص شده است دانش‌آموزانی که نمره ریاضی و علوم تجربی خوبی دارند، حتماً این موضوع با خواندن رابطه مستقیمی دارد و بر عکس اگر خواندن آنها ضعیف باشد، در «تیمز و پرلز» نیز ضعیف هستند. *پژوهش نقش مستقیمی در توسعه کشور دارد رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش گفت:‌ پژوهش و اهمیت آن در تصمیم‌گیری، امروز در دنیا به عنوان یک فاکتور بسیار مهم مورد قبول جامعه جهانی است؛ معتقد هستیم تحقیق با توسعه یک رابطه هم‌بسته نزدیک دارد؛ یعنی کشورهایی که میزان سرمایه‌گذاری آنها در پژوهش بالاست، تأثیر مستقیمی در توسعه آنها دارد. وی اضافه کرد: سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش نیز روی توسعه هر کشور تأثیر دارد؛ برای نمونه امروز این موضوع یکی از بالاترین دغدغه‌های سرانه در دنیاست که به عنوان یک شاخص معرفی می‌شود؛ این شاخص رابطه‌اش با آموزش و پرورش بسیار نزدیک شده است؛ برای نمونه سنگاپور به خاطر رتبه‌ای که مثلاً در درس‌های ریاضی و علوم دارد، یکی از بزرگترین درآمدهای سرانه در دنیا را از آن خود کرده است یا کشورهای مالزی و فیلیپین، کشورهایی هستند که روی آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری کرده‌اند. عصاره بیان داشت: کشور فنلاند به دلیل اینکه در آموزش و پرورش کارهای اساسی انجام داده‌ است، الان به عنوان یک کشور توسعه یافته است و «کلاس‌های درسی فنلاندی»، عنوان کتابی است که در این خصوص بحث کرده است. وی گفت: تحقیق در خصوص «تیمز و پرلز» که در پژوهشگاه به عنوان یک مرکز وجود دارد، روی بهتر شدن آموزش و پرورش و توسعه‌ ملی که یک کار کمی و کیفی است، برنامه‌ریزی آموزشی را تأثیر بهتری دارد. *تیمز و پرلز در کدام مقاطع صورت می‌گیرد و روند انجام آن چگونه است؟ عصاره افزود: تیمز در پایه چهارم و هشتم و هر 5 سال یکبار این تحقیق و برای 57 کشور انجام می‌شود و از منطقه نیز کشورهایی وجود دارند و «پرلز» آموزش سواد خواندن است. *مطالعه بر روی دانش‌آموزان دو زبانه   سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با اشاره به مرکز «آموزش‌های دو زبانه در پژوهشگاه»،گفت: مرکز آن در تبریز است و کارش مطالعه در شهرها و مناطق دو زبانه و عشایری است؛ مناطق دو زبانه مناطقی هستند که دانش‌آموزانی که زبان مادری‌شان غیر از زبان فارسی است، تحصیل می‌کنند؛ برای نمونه می‌توان به زبان ترکی، عربی در خوزستان، گیلکی، مازنی و کردی اشاره کرد و دانش‌آموزی که یکی از این زبان‌ها، زبان مادری‌اش است، هنگام ورود به مدرسه دچار مشکلات در یادگیری می‌شود. عصاره اضافه کرد: برای اینکه دانش‌آموزان را در این مناطق با زبان فارسی آموزش دهیم، مرکز آموزش‌های دوزبانه را ایجاد کرده‌ایم و این موضوع را مورد تحقیق قرار می‌دهد تا دانش‌آموزان این نواحی معادل دانش‌آموزان فارسی‌زبان باشند. وی با بیان ضرورت ایجاد «پژوهشکده مدیریت در پژوهشگاه»، افزود: با توجه به سیاست‌هایی که نوعاً انقباضی بوده است، نتوانسته‌ایم این نیازها را تأمین کنیم؛ چرا که نیازهای پژوهشگاه به عنوان یک پشتوانه پژوهشی باید تمام معاونت‌های وزارتخانه را پوشش دهد؛ برای نمونه آموزش متوسطه برای برنامه‌ریزی کامل متوسطه اول و دوم برنامه‌ریزی می‌کند. وی عنوان کرد: اخیراً در ادامه مناطق دو زبانه، پیش‌دبستانی نیز کم‌کم راه می‌افتد و الان آموزش پیش‌دبستانی و ابتدایی وجود دارد و مطالعاتی که انجام گرفته است، مشخص می‌کند کشوری که دارای آموزش پیش‌دبستانی است، بسیار موفق‌تر در دوره‌ ابتدایی و دبیرستان ظاهر می‌شود. عصاره با اشاره به چرایی این موفقیت یادآور شد: در پیش‌دبستانی سعی می‌کنیم زبان فارسی را بین دانش‌آموزان قومی جا بیندازیم و برای رفتن به مدرسه آماده می‌کنیم و مشخص است که در کشور ما داشتن آموزش پیش دبستانی بر رشته‌ زبان ادبیات فارسی و علاقه‌مندی آنها در رشته اجتماعی تأثیر دارد و مؤظف هستیم معاونت پیش‌دبستانی و ابتدایی را با تحقیقات خود پوشش دهیم. *انعقاد قرارداد بین پژوهشگاه و معاونت آموزش ابتدایی سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش متذکر شد: در حال حاضر کارهای مربوط به پیش‌دبستانی در پژوهشکده دانش‌آموزان با نیازهای ویژه انجام می‌شود؛ البته در حال انعقاد قراردادی با معاونت آموزش ابتدایی هستیم که با توجه به دانش‌آموزان پیش‌دبستانی، تحقیقات ملی را انجام دهیم. وی ابراز داشت: همه ارکان پژوهشگاه یک وظیفه کلی را برای وزارت آموزش و پرورش معین می‌کند که آن نیز بررسی پژوهش‌گرایانه مسائل مربوط به ستاد این وزارتخانه است؛ البته در استان‌ها نیز هسته‌ پژوهش داریم و یکی از معاونان مدیران کل در کشور، معاون پژوهشی است و راهکارها و ابزار لازمه پژوهش را مدیریت می‌کند. *55 درصد شخصیت بچه‌ها در 5 سالگی ساخته می‌شود *پژوهشکده خانواده و مدرسه چه فعالیت‌هایی انجام داده است؟ عصاره تأکید کرد: خانواده و مدرسه دو نهاد هستند و تحقیقات در دنیا مشخص کرده است که  حدود 55 درصد شخصیت بچه‌ها در 5 سالگی شکل می‌گیرد و تا 65 درصد نیز تا 8 سالگی شکل می‌گیرد و بقیه آن نیز (35درصد) تا 25 سالگی شکل می‌گیرد. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش  افزود: شاکله شخصیت بچه‌ها در خانواده شکل می‌گیرد و اگر رفتار والدین با کودکان رفتار متناسب باشد، شخصیت 65 درصدی آنها با همین رفتار شکل می‌گیرد و ما در دانشگاه و جامعه شهروند خوبی خواهیم داشت. وی بیان داشت: نگاه علمی می‌گوید: «بچه‌ها تا 5 سالگی 90 درصد خلاقیت دارند و تا 8 سالگی‌اش به 97.4 درصد می‌رسد و از 8 سالگی تا 45 سالگی بچه‌ها فقط 2.5 درصد رشد خلاقیت دارند و بعد از آن نیز چیز دیگری خلاقیت نیست». عصاره خاطرنشان کرد: رقبای متناسب خانواده‌ها با بچه‌ها باید به گونه‌ای باشد که این 90 درصد خلاقیت شکوفا شود؛ بچه‌ها تا 5 سالگی دائم سؤال می‌کنند، در این شرایط خانواده‌ای که با مسائل تعلیم و تربیت آشنا است، پاسخ درست را به آنها می‌دهد. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با اشاره به نقل قولی از «پیاژه» روانشناس معروف دنیا که می‌گوید «هر وقت بچه‌هایم از من سؤال می‌کردند، از آنها سؤال می‌کردم نظر خودتان چیست؟»، گفت: این کار برای بالا بردن تفکر است، اما والدینی که آشنا نباشند او را سرکوب می‌کنند. وی تصریح کرد: باید خلاقیت را که بضاعتی است که خداوند به کودکان ما داده است را پرورش دهیم و باید به این امکان را فراهم کنیم و به جای سرکوب کودک، استعداد آنها فوران می‌شود و رفتار خلاق و ساحت شخصیت کودکان توسعه پیدا می‌کند. عصاره گفت: پژوهشکده خانواده و مدرسه‌ها، به تمام مواردی که باید خانواده را در جریان تعلیم و تربیت بچه‌ها قرار دهیم تا نوع رفتار متناسب با اینها را انجام دهند، توجه می‌کند. حال، چرا کودک پیش دبستانی با ابتدایی و دانش‌آموز دبستانی با متوسطه فرق می‌کنند و باید پژوهش لازم در این خصوص انجام شود؟ * خانواده، مدرسه نخست است  سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش یادآور شد: خانواده مدرسه نخست است و باید مربیان و والدین باید هماهنگ باشند؛ برای نمونه به دانش‌آموز بیان می‌کنیم راستگویی خوب است، نوع لباس پوشیدن خوب است، اما وقتی او به خانواده می‌رود، آنجا به نکات مدرسه توجه نمی‌کند و دانش‌آموز دچار پارادوکس می‌شود. وی با بیان اینکه امروز سرمایه‌گذاری در آموزش و پرورش سنگین‌ترین سرمایه ملی را می‌طلبد، گفت: در حال حاضر کلاس‌‌های آموزشی خانواده در وزارتخانه‌ داریم و نیز مراکز مشاوره است و والدین در خصوص مشکلات احتمالی دانش‌آموزان مشاوره می‌کنند. عصاره اظهار داشت: با تحقیقات خود به همکاران در کل کشور مشاوره می‌دهیم؛ اینکه چطور انجمن اولیا و مربیان ایجاد کنند و چه موادی را به خانواده‌ها انتقال دهند تا مدرسه در سایه اولیا و مربیان نقش اساسی خود را ایفا کند، در انجام این، پژوهشکده، خانواده و مدرسه رسالت بزرگی دارد. * چه تعداد نیروی انسانی و محقق در این پژوهشگاه فعالیت می‌کنند؟ سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش گفت: این پژوهشگاه حدود 50 تا 60 هیأت علمی داشته است که به علت بازنشسته شدن تعدادی، این تقلیل پیدا کرده است و از استاد تمامی تا دانشیاری، استادیاری و تا سطح مربی و افرادی نیز به عنوان پژوهشگر و کارشناس در اینجا فعالیت می‌کنند.   *میزان مراودات و تبادلات علمی با مراکز علمی کشور چگونه است؟ وی یادآور شد: این تعداد افراد خاص کارهای پژوهشی است، اما با دانشگاه‌ها، سیاست‌گذاران و مسئولان، جلسه داریم تا از دانسته‌های کل جامعه استفاده کنیم. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش اضافه کرد: اولویت‌های پژوهش آموزش و پرورش را در سال 95 و 96 بررسی کردیم و با تمام معاونت‌های ستادی و ادارات کلی که زیر نظر وزارتخانه و حتی در شهرستان‌هاست جلسه گذاشتیم. هسته پژوهشی را به پژوهشگاه آوردیم و بحث کردیم، پژوهش‌ها را با توجه به امکانات مالی انجام داده‌ایم که یکی از کارهای مناسب انجام شده، تجمیع نیازهای قسمت‌های مختلف آموزش و پرورش است که جمع‌آوری شده است. عصاره تأکید کرد: سه نوع تحقیق در اینجاست؛ تعدادی تحقیق را به محققان داده‌ایم؛راهکار دوم این است که به محققان بیرون اعلام کرده‌ایم و گفته‌ایم در سایت خودمان پروپوزال بدهند؛ 53 تحقیق داخلی و 53 تحقیق برون‌سازمانی داریم؛ البته در قبال این کارها وجهی به افرادی می‌دهیم. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش افزود: سومین کار این است که با همه دانشگاه‌های ایران که رشته علوم تربیتی دارند، قرارداد بسته‌ایم.  وی ابراز داشت: در حال حاضر 54 پژوهش به محققان خودمان و 53 پژوهش برای پایان‌نامه‌ها و همین تعداد برای محققان برون سازمانی خود داده‌ایم تا این کار را به حداکثر نیازهای پژوهشی برسانند. * تحقیق در خصوص بهینه‌سازی نیروی انسانی   *در خصوص استفاده بهینه از نیروی انسانی در آموزش و پرورش تحقیقی انجام داده‌اید؟ سرپرست پژوهشگاه آموزش و پرورش گفت: بله، تحقیقی صورت گرفته است. در این خصوص نظام تربیت معلم مد نظر است و بر روی آن کار می‌شود و با سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و دانشگاه فرهنگیان کار می‌کنیم و نیز با بعضی مراکز مطالب به اشتراک انجام می‌شود. *چقدر این تحقیقات ضمانت اجرایی دارد؟  عصاره ابراز داشت: هنوز به جمع کشورهایی که ابتدا پژوهش انجام می‌دهند و در ادامه از آن استفاده می‌کنند و نام آن «کاربست» است، نرسیدیم؛ در این خصوص باید صادقانه اعتراف کنیم کشور باید تلاش بیشتری کند و ما در جایگاه خودمان برای استفاده از یافته‌های پژوهشی به یک وضعیت سامان نرسیده‌ایم. وی با تشریح دلایل این موضوع یادآور شد: دلیل این است که تحقیق کار زمانبری است و محصول آن نیز ممکن است قابل توجه نباشد، نکته دوم این است که فاصله عمل و نظر وجود دارد؛ حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا پژوهشگاه سرپا است؛ البته مطالعات فوری نیز داریم؛ مثلاً وزیر آموزش و پرورش می‌خواهد ببیند پنج‌شنبه تعطیل باشد یا موارد مربوط به دروس متوسطه، که این مطالعات فوری نیز در پژوهشگاه انجام می‌شود. *  آیا آسیب‌های اجتماعی از اولویت اصلی تحقیق در آموزش و پرورش است؟ وی گفت: بحث جدی است؛ یک زمان این را برای اصحاب علم می‌گویند تا آنها فکری‌ برای آن کنند، اما زمانی انتشار اطلاعات موضوعی، مردم و جامعه را به نگاه منفی می‌اندازد. *آیا گزارش میدانی از موضوع آسیب‌های اجتماعی در پژوهش‌های خود دارید؟ سرپرست پژوهشگاه آموزش و پرورش متذکر شد: این موضوع به نوع تحقیق برمی‌گردد؛ تحقیقات کیفی شامل مصاحبه، مشاهدات و در تحقیقات کمی نیز پرسشنامه‌ای به فرد داده می‌شود؛ بنابراین ضمانت علمی تحقیقات ما بالاست. *هنوز در خصوص ارزشیابی توصیفی به جمع بندی نهایی نرسیده‌ایم *تحقیق در خصوص نمرات توصیفی و میزان کارایی آن به کجا رسید؟ عصاره گفت: این نیز بخشی از همان مطالعه است؛ الان در تمام کشورهای پیشرفته ارزشیابی توصیفی انجام می‌شود. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ابراز داشت: در این ارزشیابی دیگر به دانش‌آموز برگه نمی‌دهیم اما از طریق مشاهده رفتار دانش‌آموز، صلاحیت او را توصیف می‌کنیم؛ البته نکته‌ای وجود دارد و اینکه مجریان ارزشیابی توصیفی باید به اهداف، روش انجام و به استفاده از این ارزشیابی آشنا شوند. عصاره خاطرنشان کرد: هنوز تحقیقات ما جواب نداده است و هنوز به جمع‌‌بندی نرسیده‌ایم؛ البته اطلاعات غیر رسمی می‌گوید که ما در اینجا باید دوره‌های ضمن خدمت برای معلمان درگیر با ارزشیابی توصیفی در نظر بگیریم. *آیا آماری از رضایت معلمان و خانواده‌ها از ارزشیابی توصیفی دارید؟ وی گفت: باید قبول کنیم در اطلاع‌رسانی عمومی مبتنی بر دلایل کم کار کرده‌ایم؛ چرا که نظام آموزش و پرورش در حال تحول است و باید به آن توجه خاصی شود؛ البته کارهای میدانی و بررسی‌هایی صورت گرفته است، اما این آمار هنوز نمی‌تواند تکلیف نهایی ما را در این خصوص روشن کند. به نظر شخصی خودتان و از نظر علمی آیا موافق تعطیلی پنج‌شنبه‌ها هستید؟ سرپرست پژوهشگاه آموزش و پرورش افزود: اگر ما حجم درس‌ها را که الان خیلی زیاد است و بین 5 روز توزیع کردیم و ساعات درسی محدود است؛ این تعداد ساعات بتواند آن چیزی را که می‌خواهیم دانش‌آموز به آن برسد، این بازده خوبی است؛ یعنی دانش‌آموز باید 75 درصد به لحاظ کیفی یادگیری خود را از آن دوره مقطعی به دست آورد تا بگوییم به صلاحیت کیفی ما رسیده است. وی با بیان اینکه بنده به لحاظ علمی می‌گویم ما چاره‌ای نداریم جز اینکه به ارزشیابی توصیفی عمل کنیم، بیان داشت: دلیل این بهتر بودن این است که این نظام، بهترین نظام ارزشیابی است و شناخته شده است و این به نتیجه تحقیق ما کمک می‌کند؛ اگر دانش‌آموز بتواند در روز پنج‌شنبه از ابزار لازم برای کارهایی که 4 روز آن برای کلاس و یک روز برای اردو و کارهای فوق برنامه در مدارس است، استفاده کند، مشخصاً برای ما خوب است. * تعطیلی پنج‌شنبه مدارس بدون توجه به اوقات فراغت مطلوب نیست سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش افزود: اما اگر مدرسه را برای غنی‌سازی اوقات فراغت آماده نکنیم و صرفاً مدرسه را در پنج‌شنبه تعطیل کنیم، معلوم است که از نظر آموزشی یک روز از روزهای آموزشی را برداشته‌ایم و اگر اوقات فراغت را جایگزین نکنیم، نتیجه لازم را نمی‌گیریم. *دانش‌آموز باید در مدرسه احساس آرامش کند *آیا تحقیقی صورت گرفته است که چرا دانش‌آموز از مدرسه گریزان است؟ عصاره با اشاره به چرایی این موضوع تأکید کرد: برای اینکه دانش‌آموز در خانه آزادی‌های مشخصی دارد، اما در مدرسه دو حالت دارد؛ باید تعلق خاطر دانش‌آموز به مدرسه را ایجاد کنیم تا وقتی به مدرسه آمد، احساس آرامش کند و آن را خانه دوم خود بداند و اگر سؤالی داشت، بپرسد و جرأت بیان حرف غیر معقول خود را داشته باشد. وی توضیح داد: باید درس‌هایی که دانش‌آموز می‌خواند جزئی از زندگیش باشد نه اینکه برنامه‌ درسی را به او بدهیم که هیچ ارتباطی با زندگیش نداشته باشد؛ در نتیجه برای تألیف کتب درسی نیاز سنجی کرده و براساس آن برنامه‌ریزی می‌کنیم. سرپرست پژوهشگاه آموزش و پرورش عنوان کرد: اگر دانش‌آموز مدرسه را به اندازه خانه دوست داشته باشد، این را احساس تعلق به مدرسه می‌گویند؛ این احساس با برنامه‌ درسی، نوع مدیریت، رفتار معلم و فضای آموزشی ما رابطه دارد و تمام هدف ما این است تا دانش‌آموزان وقتی مطلبی را می‌خوانند به مدرسه تعلق داشته باشد. *معلم باید هنر معلمی داشته باشد عصاره خاطرنشان کرد: الان شاید درصد قابل توجهی از دانش‌آموزان وقتی مدرسه تعطیل می‌شود، خوشحال می‌شوند و باید این رویه عوض شود، باید معلم هنر معلمی داشته باشد و دانش‌آموز را جذب کند و کلاس را برای همه طرز تفکرها آماده کند، این به سادگی به دست نمی‌آید و از طریق به کارگیری نیروها و دوره‌های ضمن خدمت فشرده و روزانه به دست می‌آید. وی افزود: باید فضای مدرسه طوری باشد که دانش‌آموز به شادی کشاند؛ ضمن اینکه معلم، مدیر و نظام مدرسه باید این طور بوده و با نیازهای دانش‌آموز هماهنگ باشد. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با اشاره به ویژگی‌های یک معلم، یادآور شد: اول اینکه معلم آموزش محتوایی و دانش درس دادن داشته باشد؛ ممکن است چهار عمل اصلی را بداند، اما معلوم نیست که در انتقال مطالب موفق باشد و دانش رسانه‌ای داشته باشد. *کار پژوهشی در خصوص ارتباط دانش‌آموز با معلمان و به‌کارگیری الفاظ بعضاً نامطلوب ارتباطی آنها با والدین، صورت گرفته است؟ وی تصریح کرد: کارهای زیادی انجام شده است؛ نظام آموزش و پرورش یک سیستم است یعنی معلم هست، حقوق، مدیر، مدرسه، همه این‌ها وجود دارد و باید در کنار هم باشد. عصاره عنوان کرد:‌ در خصوص پرداخت‌ حقوق‌ها مشکل وجود دارد و معلمان ناراضی هستند؛ در نتیجه معلم ناراضی در محل کار، انگیزه لازم ندارد؛ بنابراین باید این را با احتیاط عمل کرد که برای سال‌های آینده اگر این عوامل درست باشد حتما معلمان نیاز به آموزش ضمن خدمت دارند و به توسعه علم در دوره فوق‌لیسانس و دکتری نیاز دارند. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش متذکر شد: اگر اعتقاد داشته باشیم هر چقدر دانش معلم بالا برود، این سرمایه‌گذاری به دانش‌آموز برمی‌گردد و نقش مهمی دارد، در نتیجه حتماً معلم و نظام تحصیلی باید همه مؤلفه‌هایش درست کار کند تا این تأثیرپذیری از رفتار را شاهد باشیم. وی گفت: هیچکس دلسوز‌تر از والدین برای دانش‌آموز نیست؛ برای نمونه دانش‌آموز مثلاً باید در منزل تحت نظارت والدین فعالیت داشته باشد، اما امروز می‌گویند باید کمترین استفاده را در محفوظات داشت و بیشترین استفاده را در تفکر و اندیشه‌ورزی دانش‌آموز داشته باشیم. *هنوز محفوظات در کتاب‌ها حرف اول را می‌زند، آیا پژوهشی در این خصوص دارید و این روند تغییری پیدا می‌کند؟ عصاره خاطر نشان کرد: یکی از اهداف نظام تحول این بوده است تا نظام را از حافظه محوری به رشد محوری و اندیشه‌محوری بیاورد، اما سؤال این است که آیا کتاب‌های تازه تدوین شده با معلمان هماهنگی دارد؟ رئیس پژوهشگاه آموزش و پرورش عنوان کرد: به نظر بنده یک معلم باید حداقل یک لیسانس داشته باشد و به اضافه 2 سال در تربیت معلم برای کسب دانش معلمی تحصیل کرده باشد؛ در مقابل خانه، مدرسه اول است و والدین باید برای رفتار فرزند خود به روز باشند و تا زمانی که این نیازها به حد خود نرسد، کمبودهایی متصور است.  *انجام پژوهش در خصوص اعتیاد/نتایج اعلام نمی‌شود *در خصوص آسیب‌های اجتماعی و خودکشی برخی دانش‌آموزان با توجه به اینکه عوامل غیر از آموزش و پرورش نیز  دخیل است،  چه پژوهشی در این موضوع شده است؛ مانند اعتیاد و ....  عصاره ابراز داشت: حد بعضی از مسائل پایین است اما یادمان باشد همه مسائل اجتماعی را نباید آموزش و پرورش حل کند؛ برای نمونه خودکشی یک نابسامانی خانوادگی است و ما مسئول آن نیستیم؛ البته ممکن است که دانش‌آموزی که قصد خودکشی دارد در مدرسه اثری نیز بر روی دیگران داشته باشد و باید روی آن کار کرد، اما اینها مسائل اجتماعی و حتی وراثتی است و بر روی موضوع اعتیاد، پژوهشی در حال انجام است و تحقیق انجام می‌شود و به بنا به مصلحت نمی‌توان نتایج را اعلام کرد. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش یادآور شد: تحقیقی در خصوص زمینه‌های پیشگیری در خصوص اعتیاد در دوره ابتدایی و متوسطه انجام شد و باید با کمک سازمان پژوهش و برنامه‌آموزشی این تحقیق را در کتاب درسی ببریم،اما این سؤال مطرح است که آیا این موضوع  را در کتب درسی بردیم؟؛  در این خصوص سازمان پژوهش جواب می‌دهد،  هر نهادی اعلام می‌کند باید مطالب مربوط به حوزه ما را در کتب درسی بیاورید؛ مانند محیط زیست؛  در نتیجه آنها می‌گویند اگر این همه مطالب را در کتب درسی ببریم، حجم کتاب درسی بالا می‌رود. *لطفاً به صورت مشخص بیان کنید که آیا تحقیقی در خصوص اعتیاد انجام داده‌اید؟  وی بیان داشت: بله، انجام داده‌ایم و سازمان پژوهش در خصوص پیشگیری از اعتیاد تحقیق کرده است، اما هنوز  مطالب مربوط به آن را در کتب درسی آن را نیاورده‌اند. * آیا اولویت‌بندی برای ورود مطالب در کتب درسی وجود دارد؟ مثلاً اعتیاد که نسبت به موارد دیگر مهمتر است. عصاره افزود: برای نمونه در درس علوم تجربی رسالت مان این است که دانش‌آموز برای زنده ماندن خود باید مطالبی را یاد بگیرد؛ البته نیاز است اول دانش‌آموز خواندن و نوشتن را بداند و به فهم لازم برسد. *آماده سازی محتوای مربوط به آسیب اعتیاد برای ورود به کتب درسی *منظورم این است که ابتدا باید دانش‌آموز آسیب‌های مختلف اجتماعی را بشناسد و بین بازگو کردن مختصات آنها اولویت  باشد، حال نیاز الان چیست؟ سرپرست پژوهشگاه آموزش و پرورش متذکر شد: خوشبختانه در حال انجام شدن است؛ برای نمونه در اعتیاد موارد آن وجود دارد؛ اینکه در دوره‌ها و دروس مختلف پیش‌بینی شده است، اما نظام ما با آماده کردن کتاب‌های دهم، یازدهم و دوازدهم آنقدر فشار به آن وارد است؛ یعنی اینکه مطالب کتب را به روز کند؛ در نتیجه وقتی نمانده است تا مطالب جدید را اضافه کنند. وی در توضیح دلایل این موضوع خاطر نشان کرد: سال آینده باید کتب یازدهم آماده شود و در سازمان پژوهش باید کتب زیادی بنویسند؛ بنابراین مواردی است که در کشور باید روزمره و فوری مطلب آماده کنیم، این موضوع، مقداری ما را از مسائل بنیادین باز می‌دارد؛ البته بحث پیشگیری از اعتیاد از جمله برنامه‌های سازمان پژوهش هست و در کتب درسی در آینده مطالبش می‌آید. *روی ضریب دشواری و سازماندهی برنامه درسی کار می‌کنیم/تحقیق روی اثربخشی کتب درسی *در خصوص سختی محتوای کتب، پژوهشی صورت گرفته است که آیا مطالب قابل فهم برای دانش‌آموز هست یا خیر و اینکه والدین می‌گویند باید پا به پای فرزندمان مطالب را بیان کنیم؟  عصاره گفت: روی ضریب دشواری و سازماندهی برنامه درسی همکاران خبره ما کار می‌کنند، اما ارزشیابی مشخصی که بتواند کتاب‌های هر دوره را بررسی کند، تا الان انجام نگرفته است، اما در پژوهشگاه این کار را به اتفاق همکاران در سازمان پژوهش در حال انجام دادن هستیم؛ یعنی ارزشیابی کتاب‌های درسی را گروهی از محققان ما انجام می‌دهند. وی بیان داشت: پروپوزال دوره‌های تحصیلی را داریم و در پژوهشگاه  بررسی میزان اثربخشی و یادگیری دانش‌آموزان و بازخورد مطالب را به شکل علمی آغاز کردیم. *تشکیل ستاد بررسی موضوع خودکشی در بین برخی دانش‌آموزان عصاره تأکید کرد: در خصوص موضوع خودکشی ستادی تشکیل شده و بنده عضو آن ستاد بودم، اما این بررسی بیشتر، بررسی میدانی بوده است و تصمیم گرفتیم در این خصوص تحقیقاتی انجام دهیم و در ابتدای کار هستیم. سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با اشاره به موضوع خودکشی در برخی دانش‌آموزان افزود: خودکشی مسئله‌ای است که به نظام خانواده و جامعه برمی‌گردد؛ممکن است در آموزش و پرورش بتوانیم مطالبی را محرمانه در خصوص خودکشی اعلام کنیم، اما اینکه کل موضوع خودکشی فردی را به آموزش و پرورش نسبت دهیم، این طور نیست؛ بلکه یک نظام آن به جامعه، دیگری به مسائل حقوقی و دیگر اینکه اشکالات در خانواده وجود دارد؛ مانند اعتیاد پدر و اینکه ما باید در مواجه با آن چه کار کنیم. *اما بعضی اوقات درگیر کردن و اجبار دانش‌آموزان به گرفتن نمره بالا  موجب اضطراب مفرط و در نتیجه خودکشی می‌شود، حال در این خصوص چه کار کرده‌اید؟  عصاره گفت: در همین کمیسیون میزان ارتباط خودکشی و ارتباط با آموزش و پرورش بررسی می‌شود و معتقد هستیم اگر منِ معلم به کلاسی که می‌روم، معلم باشم و ضمن دانش‌ محتوای خود، معلمی‌ام نیز خوب باشد و بتوانم سیستم را طوری کنم که دانش‌آموز  به جای حضور مستمر در کلاس به طبیعت و جامعه برود و مطالب را در آنجا بیاموزد، امر خوبی است. وی ابراز داشت: الان با دو محور مواجهیم؛ یکی مربوط به کارهایی که بعضی از معلمان در برخورد با دانش‌آموزان انجام می‌دهند و این‌ها را جزء ناهنجاری‌های اجتماعی قرار می‌دهیم؛ ممکن است این برخورد در شخصی منجر به خودکشی شود که بررسی و تحقیق در خصوص آن در حال انجام است و در مرحله ابتدایی است. رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش تصریح کرد: از زمان وزارت فانی کار این کمیسیون آغاز به کار کرده است و اعضای آن افراد روانشناس و افراد اجرایی هستند، اما ترکیبی که تشکیل شده، ترکیب خوبی است. *آغاز پژوهش در خصوص خودکشی دانش‌آموزان عصاره اضافه کرد: این به مرحله‌ای رسیده است و به دلیل حساسیت و مهم بودن مسئله، الان سرعت کار نیز بیشتر شده است؛ در اینکه آیا این پژوهش آغاز شده، باید بگوییم در حال شروع شدن است. *در نتیجه آیا می‌توانیم این خبر را اعلام کنیم  که پژوهش و تشکیل کمیسیون برای بررسی خودکشی در دانش‌آموزان در آموزش و پرورش انجام شده و این موضوع در حال بررسی است؟ وی خاطر نشان کرد: بله، این دغدغه وزارت آموزش و پرورش است و باید اضافه کنیم موضوع خودکشی به آموزش و پرورش فقط تعلق ندارد و به کل جامعه مربوط است، اما در خصوص مسائل مربوط به خودکشی و ارتباط با آموزش و پرورش در حال تحقیق و پژوهش هستیم. *در خصوص مهمترین اولویت‌های آینده پژوهشگاه بگویید. *تهیه سند راهبردی در پژوهشگاه رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش متذکر شد: اینکه تا می‌توانیم پژوهش‌های خود را کاربردی کنیم و امسال این اولویت را داشتیم و برای آینده نیز سند راهبردی تهیه کردیم که این سند ویژگی‌هایی دارد و برای ما سند استراتژیک است؛ یعنی چه طور تا 10 تا 15 سال آینده در پژوهشگاه حرکت کنیم و فقط صحبت نباشد و برنامه مدونی برای آینده داشتیم. عصاره عنوان کرد: به نظرم مهمترین و اساسی‌ترین برنامه پژوهشگاه این است که اولاً اولویت‌ها را مشخص کند و اینکه چه چیزی مهمتر و اساسی‌ است.  وی تأکید کرد: مهمترین اولویت این است که این نظام جدید که وارد نظام آموزشی شده است، شوق یادگیری را برای دانش‌آموز ایجاد کند و احساس خوب و مفیدی برای مدرسه رفتن در او ایجاد شود که این موضوع را در اولویت قرار داده‌ایم و برای معاونت‌های مختلف وزارتخانه وظایفی در بر دارد. عصاره خاطرنشان کرد: کارهای اساسی مربوط به کتاب‌های درسی، نحوه مدیریت در مدارس و رضایت‌مندی معلم از جمله مهمترین اولویت‌های ماست که در سند بنیادین نیز آمده است و ارزشیابی برنامه درسی الان در پژوهشگاه در حال انجام است.  ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 26 Feb 2017 07:23:26 GMT http://migna.ir/vdcfmydj.w6dxcagiiw.html در نقد پولی سازی آموزش و پرورش http://migna.ir/vdcjaiet.uqehmzsffu.html اگر هدف، بهسازی کلی آموزش و پرورش یک کشور باشد، راه و روش آن خصوصی سازی یا پولی سازی آموزش و پرورش نیست. پولی سازی آموزش و پرورش به دنبال تحمیل الگوهای – کامیاب یا ناکامیاب – بازار بر آموزش و پرورش است ام به قرینه تجربه های جهانی جنبش بهسازی بازار بنیاد آموزش و پرورش، می توان پذیرفت که الگوهای بازار بنیاد در آموزش و پرورش کارساز نیستند و به بهبود کیفی آموزش و پرورش نمی انجامند. اینکه یک یا چند مدرسه در سطح یک شهر، با گذاشتن آزمون ورودی و جذب دانش آموزان «خوب»، نمره ها و رتبه بندی آزمونی بالا تحویل دهد معنایش این نیست که راه بهسازی آموزش و پرورش پدیدار و کشف شده است. پولی سازی آموزش و پرورش بر بنیاد ایجاد رقابت میان دانش آموزان، آموزگاران و مدرسه ها و امکان گزینش مدرسه به پدر – مادر دانش آموز پیش می رود و این دو بنیاد در بهسازی آموزش و پرورش در سطح یک کشور، ناتوان از بهسازی آموزش و پرورش اند.   آموزشی کیفی – با تعریف و شاخص هایی کیفی همچون پرورش شهروند آشنا به حقوق بشر، آشنا به حقوق و وظیفه های شهروندی، سنجش گر و اخلاقی – در فضای رقابت انجام نمی گیرد. فضای رقابت می تواند نمره های آزمونی بالاتر پدید آورد اما نمی تواند شهروند شایسته پرورش دهد. و به ویژه نباید فراموش کرد که آموزش و پرورش به دنبال ارائه یک دوره آموزشی عمومی است که پایه گذاری بنیادهای اندیشگی و اخلاقی استوار در وجود دانش آموز را پی می گیرد و نه شقه شقه کردن جامعه را. «هر چقدر پول بدهی آش می خوری» به هیچ رو، بنیاد درستی برای «آموزش و پرورش» و پرورش شهروندان آینده یک جامعه نیست و این سخنی است که شمار چشمگیری از منتقدان آموزشی جهانی آموزش و پرورش – که به هیچ رو رویکرد چپ و ایدئولوژیک هم ندارند – به آن اشاره کرده اند. «پنجاه افسانه و دروغی که مدرسه های دولتی آمریکا را تهدید می کنند» عنوان یکی از کتاب هایی است که در سال 2014 در آمریکا منتشر شد. نویسندگان این کتاب، دیوید برلینر و جین گلاس هستند که هر دو استاد دانشگاه هستند و به همراه 21 تن از دانشجوین دوره های دکترای خود، آن را به نگارش در آورده اند. عنوان دومین افسانه ای که در این کتاب مطرح و نقد شده، این است: «مدرسه های خصوصی از مدرسه های دولتی بهترند».   نویسندگان کتاب، برای اثبات دیدگاه های خود استدلال های گوناگونی آورده اند اما در پایان این بخش از کتاب، سخنان خود را چنین جمع بندی کرده اند: «با اینکه دانش آموزان مدرسه های خصوصی از نظر آموزشی از دانش آموزان با پیشینه خانوادگی همانند در مدرسه های دولتی،عملکرد بهتری ندارند، درک و حساسیت پدر – مادران درباره زمینه های دیگر زندگی مدرسه ای، خانواده های برخوردار را به گزینش مدرسه های خصوصی، و در نهایت، افزایش جداسازی نژادی/قومی و اجتماعی – اقتصادی وا می دارد. این روند پیوسته، به بهبود فرصت های آموزشی دانش آموزان با درآمد متوسط و پایین – یعنی همان «رها شدگان» در مدرسه های دولتی – کمکی نخواهد کرد. افزون بر این، دانش آموزان ثروتمندتر را از گروه های گوناگون فقیرتر جدا می سازد و هدف های جامعه دموکراتیک را نابود می کند. جامعه هنگامی شکوفا می شود که در طبقه، نژاد، و مرزهای قومی، یکپارچگی وجود داشته باشد. «پاسی سالبرگ، اندیشه ور سرشناس آموزشی فنلاند و نویسنده کتاب ارزنده «درس های فنلاندی» در یادداشتی در سال 2015 می نویسد: «این استدلال که راه حل های بازار – بنیاد، کیفیت آموزش مدرسه ای را بهبود می بخشند استخر رو به گسترش داده های سنجش پذیر جهانی و پژوهش های آکادمیک درباره پداگوژی [آموزشگر] خوب، بهبود مدرسه و سیستم های آموزشی با عملکرد بالا را نادیده می گیرد. سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) که هماهنگ کننده پژوهش های مهم آزمون های جهانی پیزا (PISA) است این نکته را آشکار می سازد. این سازمان در تازه ترین گزارش خود از آزمون های پیزای 2012 به 4 نکته مهم زیر اشاره می کند:   1. امکان گزینش مدرسه برای پدر – مادران، و رقابت میان مدرسه ها به هنگام ثبت نام، اثری در عملکرد بهتر سیستم ندارد. 2. خود رهبری مدرسه ها، در جریان برنامه درسی و ارزشیابی ها، در بهبود عملکرد آنها اثر می گذارد. 3. درصد دانش آموزان ثبت نام شده در مدرسه های خصوصی، ربطی به کیفیت کلی سیستم ندارد. 4. رایانه ها، نتایج دانش آموزان را بهبود نمی بخشند. این شواهد از سراسر کشورهای OECD، نشان می دهند که سیاست های آموزشی بازار – بنیاد، بهترین راه بهبود عملکرد آموزشی یک کشور نیست. نتیجه همانند، در پژوهش درباره کشورهای آمریکا، شیلی، استرالیا و سوئد تکرار می شود. در این کشورها راه حل های بازار، برای بهسازی های مدرسه، در مقیاسی بزرگ تجربه شده اند.» دایان راویچ، تاریخدان آموزشی سرشناس آمریکایی و نویسنده چند کتاب پرفروش و معروف درباره آموزش و پرورش، خصوصی سازی را روندی می بیند که آموزش و پرورش را از فراگیر بودن و پرداختن به همه جنبه های پرورش دانش آموز، دور می سازد و آن را تنها معطوف به آزمون و نتیجه آزمون ها می سازد.   راویچ در یکی از نوشته های خود در روزنامه لس آنجلس تایمز در سال 2010 با عنوان «خصوصی سازی آموزش و پرورش زیان بخش است» نوشت: «مدرسه هنگامی بهتر کار می کند که آموزگاران با همکاری یکدیگر، دانش آموزان شان را یاری نمایند و برای رسیدن به هدف های مشترک بکوشند، نه هنگامی که برای نمره بالاتر و پاداش بیشتر با یکدیگر رقابت کنند. دولت اوباما، از خصوصی سازی آموزش و پرورش آمریکا پشتیبانی می کند و تیشه به ریشه حرفه آموزش می زند.» استفن جی بال و دبره یودل، دو تن از استادان دانشگاه لندن نیز در سال 2007، پژوهشی را درباره روند خصوصی سازی مدرسه های دولتی در سراسر جهان و پیامدهای آن انجام دادند. آنان این پژوهش را «خصوصی سازی پنهانی مدرسه های دولتی» نامیدند. از جمله پیامدهای خصوصی سازی آموزش و پرورش که در پژوهش آنها آمده، می توان به این موارد اشاره نمود:   1. دو دسته شدن مدرسه ها؛ مدرسه های خوب و مدرسه های پس مانده شده. مدرسه های خوب، متقاضی زیاد خواهند داشت و می توانند به گزینش دانش آموزان دست بزنند اما مدرسه های پس مانده، بی آن که ورشکسته شوند در شرایط امکانات مالی ضعیف، دشواری در جذب دانش آموزان و آموزگاران و عملکرد ضعیف، به کار خود ادامه خواهند داد. یعنی در واقع، برخلاف هواداران خصوصی سازی، این سیاست در آموزش و پرورش به ایجاد رقابت و ورشکستگی نمی انجامد.   2. خصوصی سازی با خود، پای نقش ها و رابطه های تازه ای را به درون آموزش و پرورش باز می کند که به سپهر اخلاقی آموزش آسیب می رسانند: مشتری، مصرف کننده، رقیب، مدیریت کننده، مدیریت شونده، پیمانکار، ارزیاب، بازرس، کنترل گر، خصوصی سازی نقش ها، وابستگی ها و پیوندهایی را بیرون می گذارد – یا به حاشیه می راند – که اعتماد را می ساختند. 3. خصوصی سازی اخلاق رقابت را جایگزین اخلاق خدمت می سازد؛ همان روندی که ریچارد سنت «فرسایش منش» (comosion of character) می نامند. 4. آموزگار به یک تکنسین تبدیل می شود. در فضای رقابت، اجتماعی بودن زندگی مدرسه ای افت می نماید و روابط حرفه ای، فردی می شوند، چرا که فرصت ها برای همبستگی ها و گفتمان حرفه ای کاهش می یابد. 5. خصوصی سازی به گسترش بازارهای محلی بر اساس ارزش مادی دانش آموزان می انجامد. در پیوند با خصوصی سازی و پیامدهای آن، همچنین دکتر محمدرضا سرکار آرانی و دکتر عباس معدن دار آرانی در کتاب «آموزش و توسعه» آورده اند: «خصوصی سازی باعث حل همه مشکلات اجتماعی حوزه آموزش نمی شود. گرچه بعضی از سیاست های اصلاحی باعث شده که مدارس کاراتر شده و حق انتخاب والدین افزایش یابد ولی بدیهی است که نابرابری های اجتماعی نیز می تواند از این طریق تشدید شود.   از یک سو، مدارس علاقه مند هستند که دانش آموزان باهوش، پر انگیزه و توانا را جذب کنند، چرا که این فراگیران باعث می شوند عملکرد مدرسه بهتر جلوه کند و در جذب مشتریان بعدی موثر افتد و از سوی دیگر، دانش آموزان فقیر توان ثبت نام در مدارس خصوصی معروف را ندارند چرا که هم باید شهریه زیادی بپردازند و هم عملکرد آموزشی آنان، شهرت اجتماعی مدرسه را خیلی تقویت نمی کند. به نظر می رسد که گسترش روند خصوصی سازی تعارضی بین حقوق شهروندی و حقوق مصرف کننده ایجاد می کند. حقوق شهروندی بر این امر اتکا دارد که همه افراد در دسترس به حقوق اجتماعی همچون حق آموزش یا بهداشت برابر هستند و لذا گسترش روند خصوصی سازی آموزش، باعث نادیده گرفتن حق برابر افراد در دسترس یکسان به مدارس پیشرو می شود. از سوی دیگر، حقوق مصرف کننده این حق را به افراد می دهد که در مقابل پرداخت پول بیشتر به کالایی که عرضه آن محدود است دسترسی پیدا کنند (و نباید فراموش کرد که آموزش نیز کالایی است همچون سایر کالاها که با درجات متفاوتی از کیفیت و کمیت ارائه می شود.) پس بر بازار مبتنی بر اقتصاد آزاد، کسانی می توانند بیشتر به آن دسترسی داشته باشند که بتوانند پول بیشتری بپردازند. پژوهشی که در دانشگاه بیرمنگام انجام شده نشان می دهد که مفهوم حق مصرف کننده لزوما آن گونه که در سایر بخش های مصرفی مطرح است، در مورد آموزش صادق نیست. یافته های این پژوهش نشان می د هد که گرچه سیاست های خصوصی سازی باعث افزایش استفاده بهینه از منابع آموزشی شده است ولی تاثیر چندانی بر فرآیند آموزش و یادگیری و افزایش استانداردهای آموزشی نگذاشته است. از سوی دیگر، به تعبیر بارتلت، روند خصوصی سازی آموزش، حتی حق مصرف کننده را نیز تامین نمی کند چرا که تعداد مدارس با کیفیت، کم و ظرفیت پذیرش دانش آموزان در آنها اندک است و بسیاری از والدین که پول هم دارند، موفق نمی شوند فرزندان خود را در مدارس مشهور ثبت نام کنند.   به علاوه پژوهش لووسس و هاردمن نشان می دهد که حتی در بسیاری از کشورهای پیشرفته، والدین تمایل چندانی به حضور مستمر و فعال در مدرسه نداشته و بیشتر مایل هستند که شوراهای محلی این وظیفه را به عهده بگیرند. این امر باعث شد که برای نمونه در انگلستان و در دوره تونی بلر از تاکید افراطی بر حق مصرف کننده، یعنی والدین، کاسته و راهبردهای متعادل تری اتخاذ شو د. همانگونه که بارتلت تاکید می کند، سیاست تجاری کردن آموزش، صرف نظر از فایده رسانی به بخش خصوصی فعال در بازار، نتوانسته است چندان باعث ارتقا و اعتلای استانداردهای آموزشی شود. آنچه بیشتر مشاهده می شود، ظاهرسازی برای جذب بیشتر والدین است.» «آموزش جهانی «EI» (Ejucation International)، تشکل و نهاد جهانی متشکل از حدود 400 نهاد صنفی – آموزشی است و کشورهای جهان که حدود 32 میلیون آموزگار و دست اندرکار آموزش و پرورش را در سراسر جهان نمایندگی می کنند، در گزارش سال 2004 خود درباره خصوصی سازی آموزش و پرورش چنین آورد: «در توجیه خصوصی سازی در آموزش، کمابیش گفته می شود که مدرسه های خصوصی با هزینه ای کمتر از مدرسه های دولتی، کار بهتری را ارائه می دهند.» بیشتر «استدلال های» پشتیبانان این دیدگاه، با این پرسش اساسی روبرو هستند که اغلب، نام نویسی دانش آموزان برای مدرسه های خصوصی و دولتی، به کلی متفاوت است در حالی که مدرسه های دولتی ناگزیر به پذیرش همه کودکان هستند، مدرسه های خصوصی می توانند دانش آموزان را گلچین کنند. مدرسه های خصوصی، که سنت وار، شاگردانی با موفقیت تحصیلی برتری پرورانده اند اغلب از امکانات بهتر و آموزگارانی که بهتر آموزش دیده و بیشتر دستمزد می گیرند، برخوردارند. این مدرسه ها، بیشتر گرایش دارند که دانش آموزانی را جذب کنند که سطح  اجتماعی – اقتصادی خانوادگی بالاتری دارند و از منطقه های شهری یا نیمه شهری هستند. در شیلی که دولت سامانه آموزشی را تمرکززدایی و خصوصی کرد و سامانه ای با بن های آموزشی [یا کوپن های آموزشی، همان طرح میلتون فریدمن] راه اندازی کرد، موفقیت تحصیلی دانش آموزان در ریاضیات و زبان اسپانیایی، در طول دهه 80 میلادی با آزمون هایی ملی، ارزیابی شد. نتیجه این بود که بازسازی های آموزشی، به نابرابری های بزرگ تر انجامیده است. بدون اینکه به بهبود کیفیت همه جانبه یاری رسانده باشد. در گفتگوهای میان آموزگاران و در درون سازمان های صنفی آنها، نگرش نیرومندی دیده می شود که آموزش و پرورش، کنشی بی همتاست و نسبت میان دانش آموز و آموزگار، نمی تواند به خریدار و فروشنده فرو کاسته شود. نگاهی به تاریخ هم نشان می دهد که آموزگاران بزرگ، هرگز خود را همچون فروشنده کالای آموزش نمی نگریسته اند.   بی گمان سقراط، خود را همچون فروشنده آموزش به شاگردانش نمی شمرده بلکه آموزش را کنش – واکنشی میان آموزگار و دانش آموز می دیده که به ردش هر دو طرف کمک می کند. به آموزش و پرورش کیفی، نباید همچون جریانی مصرفی نگریست. آموزش و پرورش کیفی، فرآیند کنش – واکنش میان آموزگاران و دانش آموزان است.» باری این نگارنده هم اکنون چندین سال است که ادبیات جهانی پولی سازی آموزش و پرورش را دنبال می کند و با ارزیابی های منفی، شمار زیادی از اندیشه وران آموزشی جهانی آشناست. روی هم رفته می توانم بگویم که رویکرد پولی سازی در بهسازی آموزش و پرورش در بهترین حالت، یک بی راهه است اما شوربختانه برنامه خصوصی سازی آموزش، توجهی به نمونه های ناکام بهسازی های آموزشی بازار – بنیاد ندارد و مشغول پیش بردن طرح های خود است.ورود به کانال میگنـــا *ماهنامه صنعت و توسعه - مهدی بهلولی، عضو کانون صنفی معلمان تهران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 29 Dec 2016 11:15:44 GMT http://migna.ir/vdcjaiet.uqehmzsffu.html وظایف مشاوران در مدارس؛ از هدایت تحصیلی تا ارتقای علمی/ لزوم تغییر نگرش نسبت به نقش مشاوران http://migna.ir/vdcefe8x.jh8owi9bbj.html میگنا: مشاوره رابطه ای است منحصر به فرد که در آن به مراجعه کننده فرصت یادگرفتن، احساس کردن، فکر کردن، تجربه کردن و تغییر دادن به شیوه ای متناسب با خود داده می شود و بر نیاز فرد به رشد، سازگاری، تصمیم گیری و حل مشکل تاکید دارد. مشاوره و راهنمایی در مدارس یکی از شاخص های مدنیت و پیشرفت های علمی جامعه است. بررسی ها نشان می دهد که وظایف متعددی بر عهده مشاوران مدارس است که از جمله می توان به اطلاع رسانی و راهنمایی، حمایت، پیشگیری و ارتقای بهداشت روانی،امور اجرایی و دفتری، توانایی به کارگیری آزمون های روان شناختی، ایجاد یک شبکه محکم میان کارکنان مدرسه و سایر متخصصان مراکز خارج از مدرسه، والدین و دانش آموزان، حفظ اسرار مراجعان، ارجاع به موقع و مناسب، نظارت بر فعالیت های فوق برنامه، برقراری ارتباط مناسب و توام با علاقه با والدین، مشاوره گروهی، هدایت تحصیلی دانش آموزان، ضبط و ثبت ارجاعات اشاره کرد. دیدگاه و نگرش غلط مديران به نقش مشاوران علی پورروستا مشاور یکی از مدارس در این زمینه با بیان این که با توجه به مشکلاتی که در اجرای وظایف مشاوران وجود دارد، می توان آن ها را به 5 دسته طبقه بندی کرد؛ گفت: نگرش مدیران و مسئولین نسبت به مشاوره، در جایگاه مشاور در مدرسه نقش کلیدی دارد. مدیران پذیرا تسهیل کننده و کمک کننده به ارتقای جایگاه مشاور در مدارس هستند. از آنجا که فعالیت ها و تلاش مشاور در مدرسه، تظاهر خاصی ندارد این مشاور تصریح کرد: ممکن است چندین ساعت در روز برای مشاوره با دانش آموزان وقت گذاشته شود ولی چون جایی مطرح نمی شود، مدیر و همکاران دیگر تصور می کنند که مشاوران بیکار هستند اما معلمی که بسته اوراق امتحانی زیر بغلش است، ممکن است نمود بیشتری داشته باشد. وی با بیان این که نگرش مثبت مدیر و آگاهی آنان از فعالیت های مشاوره نقش کلیدی در ارائه خدمات بهتر به جامعه هدف دارد؛ افزود: عدم توجیه مدیر مدرسه در مورد کار مشاوره باعث می شود که هر زمان مشاور را بیکار ببینند، کارهایی خارج از وظایف وی مثل اداره کلاس بدون معلم به او بدهند و در تصمیم گیری های مهم و مدرسه در ارتباط با دانش آموزان، از مشاور نظرخواهی نشود. پورروستا با اشاره به این که بعضاً مشاهده می شود مدیران مدارس نگرش و دیدگاه محدود و تک بعدی به مشاوره دارند افزود: بعضی مدیران نگرش انضباطی و پلیسی دارند که مشاور باید کشف کند که کدام دانش آموز نظم مدرسه و کلاس را به هم ریخته یا در دعوای بین دو دانش‌آموز کدامیک مقصرند. وی ادامه داد: بعضی نگرش تحصیلی دارند و معتقدند وظیفه مشاوره شناسایی دانش آموزان از لحاظ تحصیلی ضعیف و رفع مشکل آن هاست و توجه و اهمیتی به مسایل تربیتی،سازشی و روانی دانش آموزان ندارند. این مشاور دومین مانع بر سرراه مشاور را نگرش دانش آموزان به مشاوران دانست و گفت: عدم آگاهی دانش‌آموزان از نقش مشاور مدرسه، حوزه فعالیت ها، توانمندی ها و اینکه مشاور در چه زمینه ای می تواند به آن ها کمک کند، عدم اعتماد به رازداری مشاور مدرسه باعث نگرش منفی و عدم مراجعه به مشاور می شود. وی یکی دیگر از موانع را نگرش مشاوران به خود و رشته خود مطرح کرد و ابراز داشت: بعضی از مشاوران کار مشاوره را قبول ندارند یا در بکارگیری مشاوره در مدارس اعتماد به نفس کافی را ندارند بنابراین نمی توانند مشاور خوبی باشند و موقعیت مشاوره را دچار مشکل می کنند. پورروستا چهارمین مانع را آمیختن نقش مشاور با نقش های دیگر عنوان کرد و گفت: نقش مشاور در مدارس با نقش مربی تربیتی، مربی بهداشت و معاون پرورشی بعضا اشتباه در نظر گرفته می شود، از سوی دیگر حجم کار مشاور در مدارس بسیار بالاست. این مشاور مدرسه در ادامه مهمترین مانع مشاوره در مدارس را نگرش اجتماع بیان و خاطر نشان کرد: جامعه از مشاوره انتظارات بالا و غیر واقع گرایانه دارد. مثلا توقع دارند که یک مشاور در ظرف یک ساعت، یک فرد بی انگیزه و بی علاقه به تحصیل را به درس خواندن وادارد یا دانش آموز پرخاشگر را با نیم ساعت مشاوره به یک دانش آموز مطیع و آرام تبدیل سازد وگرنه مشاور و مشاوره به درد نمی خورند. سید محمد اکبری یکی دیگر از مشاوران در این زمینه گفت: گروهی همواره نیاز به مشاوره دارند، اکثریت گروهی ما انسان ها در این دسته قرار می گیریم همیشه نیاز داریم کسی ما را متوجه موقعیت و وضعیت خویش بکند و اینکه از بیرون نگاهی به ما بشود تا نتیجه ی تاثیرات بیرونی را برایمان روشن بکند. وی افزود: عده ای برای اینکه کسی ایشان را از این آزادی رها بکند پول خرج می کند و هزینه می دهد و انتظار دارد در قبال این هزینه به او بگویند که چه کار بکند و یا نکند. این مشاور ابراز داشت: حق انتخاب داشتن و آزادی برای این عده یک نوع بیماری است و از مشاور خویش انتظار دارد که او را با دستورالعمل ها معالجه کند. اکبری با بیان این که گروهی از مشاورین متأسفانه صرفاً برای کسب در آمد اقدام به مشاور دادن غلط و دورغ می کنند، یادآور شد: مشاور در حالی که تنها وظیفه اش روشنگری است اغلب مسائلی که درخواست مشاوره زیادی دارد، تربیت فرزندان و ازدواج است. وی تأکید کرد: یک مشاوره اشتباه می تواند بنیان زندگی فرد و اساس جامعه را مورد تهدید خویش قرار دهد، از آنجایی که همه پدیده های اجتماعی اغلب به این جهت که بدون تماس برهم تاثیر می گذارند این مشاوره بی پایه و دروغ می تواند جامعه انسانی را دچار مشکل بکند. وی در ادامه افزود: این مشاوره بی اساس در مقام توهین به انسان نیز می باشد، انسانی که با آزادی ،امکانات و اهداف خویش سعی داشت از مقام حیوانی رهایی پیدا کند، تجویز نسخه صدرصد درمانی برای "چالش های انتخاب های شخصی" دروغ است. رودابه خلیلی کیا نیز در این رابطه گفت: این افراد زمانی که وارد بازار کار می شوند به دلیل نداشتن دانش، تجارب کافی و نگذراندن دوره های تخصصی بر پیکره این حرفه صدمه و لطمه های جبران ناپذیری وارد می کنند. وی ادامه داد: ضربه ای که این افراد می توانند به قشر حساس و آسیب پذیر یعنی جوانان و نوجوانان بزنند خطرناک است چرا که این گروه در دوره ای سیر می کنند که نیاز به مشاوران باتجربه و با دانش کافی نیاز دارند. این مشاور کودکان بیان داشت: متأسفانه کار برخی از مشاوران کاغذبازی و پر کردن سیاه های است که عملا تأثیری برای دانش آموزان در مدارس ندارد. در پایان باید خاطر نشان کرد که اگر نگرش غلط خود مشاور به مشاوره وجود داشته باشد، باعث می شود که آن ها بیشتر پند و اندرز بدهند و کمتر از تکنیک های علمی مشاوره و روانشناسی استفاده کنند، همینطور بعضاً مشاهده می شود که بعضی از مشاوران نسبت به رشته و وظایفشان آشنا نیستند و این می تواند به ماهیت مشاوره در مدارس ضربه وارد سازد. کانال میگنا- پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان سیده زینب حیدری ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 15 Dec 2016 15:01:33 GMT http://migna.ir/vdcefe8x.jh8owi9bbj.html تاثیر فاصله طبقاتی بر دانش آموزان و روحیه آنها http://migna.ir/vdcdzs0s.yt0nn6a22y.html ميگنا: تاثیرات محیطی بر افراد جامعه ازجمله مقولاتی است که دارای سابقه می باشد و از سوی اندیشمندان و مسئولان مورد توجه ویژه قرار گرفته است به این علت که تحولات محیطی و ویژگی های محیطی بر روی نگرش و تغییرات رفتاری تاثیرات بسزایی می تواند داشته باشد. همزمان با شکل گیری شخصیت اجتماعی کودک، محیط های آموزشی بیشترین نقش را در فرآیند تأثیرپذیری افراد از طریق آموزش های مستقیم و غیر مستقیم به عهده میگیرند و البته این سیر (تأثیر گذاری و تأثیرپذیری درمحیط آموزشی) تا سنین بزرگسالی همراه فرد خواهد بود.. کودکان با ورود به مدرسه دیدگاه جدیدی در مورد خود و خانواده شان پیدا می کنند و این دیدگاه بر اثر برخورد با همکلاسی ها و خانواده هایشان شکل می گیرد. اگر تفاوتی در خانواده ها وجود داشته باشد کودک به خوبی درک می کند و به علت ناپختگی دچار تفکرات و برداشت های سطحی در مورد خانواده اش می شود. خصوصا اگر این تفاوت در وضعیت مالی باشد و همکلاسی اش از وسایلی گرانبها استفاده کند کودک دچار اندوه و احساس ناتوانی می شود. متاسفانه امروز فاصله طبقاتی در جامعه بسیار زیاد شده است و درآمدها عادلانه و به یک اندازه نیستند. این مساله در جامعه و در کوچه و خیابان مشهود است و نمود آن در مدرسه نیز بروز می کند. با وجود طرح آموزش همگانی بسیاری از مدارس بر روی مسایل تشریفاتی تاکید دارند و در اصطلاح می گویند که مدارس بازاری شده اند. این پدیده ریشه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارد و بررسی علل و عوامل آن نیاز به بحث گسترده دارد. اما وجود آن را در جامعه باید بپذیریم و ببینم چه کاری می توانیم انجام دهیم تا فرزندانمان از آن آسیب نبینند. راهکارهایی برای والدین و معلمین مدرسه فرزندتان را به دقت انتخاب کنید. به زرق و برق و تبلیغات چشم گیر توجه نکنید. اصولی برای انتخاب مدرسه وجود دارد که در مدارس دولتی و عادی نیز دیده می شود. مسیولین مدارس طبق قوانین آموزش و پرورش عمل کنند و از دریافت هزینه های نامعقول خود داری کنند. گم شدن اختلاف طبقاتی دانش آموزان از امتیازات پوشش یکسان در مدارس دانش آموزان با هر لباسی نمی توانند وارد مدرسه شوند و مدیران بیشتر مدارس، دانش آموزان را ملزم به تهیه لباس های فرم با رنگ های یکسان و هم شکل می کنند. از مزایای این طرح می توان به حمایت از تولید ملی و فرهنگ سازی برای آن، برچیده شدن لباس های غربی با واژه های نامناسب، از بین بردن رقابت منفی در تهیه لباس های متنوع و کاهش فقر و غنا و قیمت پایین این لباس ها با توجه به تولید انبوه آن اشاره کرد. مدارس هم باید دقت داشته باشند تا از لحاظ هزینه در خصوص تهیه لباس فرم برای دانش‌آموزان به خانواده‌ها فشار زیادی وارد نکنند و تهیه لباس با هماهنگی اولیای دانش‌آموزان انجام شود. دانش آموزان باید لباس يكسان و متحد الشکل بپوشند و والدین نباید اجازه داشته باشند فرزندشان را با لباس های گرانقیمت نمایش دهند. دانش آموزان اجازه دارند فقط وسایل ضروری و با قیمت و ارزش مشخص را به مدرسه همراه خود بیاورند و از آوردن وسایل لوکس و غیر ضروری خودداری کنند.معلمان و کارکنان مدارس تفاوتی بین والدین قایل نباشند و آنها را بر اساس وضعیت مالی قضاوت نکنند.اگر کودکی دارای خانواده ای با سطح فرهنگی متفاوت است مورد مواخذه قرار نگیرد بلکه با صبر و حوصله سعی کنید او را با همکلاسی هایش هماهنگ کنید. ارزش انسان در برابر مادیات را به کودکان آموزش دهید. در مورد عدالت و مفاهیم انسانی در خانه و مدرسه به زیان کودک صحبت کنید.علل تفاوت ها را به گونه ای که برای کودک قابل درک باشد برایش بازگو کنید.فاصله طبقاتی در مدارس خطرناک است یک روان‌شناس گفت: یکی از مسائل آسیب‌زای جدی برای کودکان، قرار گرفتن آن‌ها در کنار دانش‌آموزان با سطح مالی مطلوب است. «کاظم سلامت» اظهار کرد: برخلاف دیدگاه و تفکرات کهنه که به احتیاجات روانی کودک بها داده نمی‌شد، امروزه مشاهده می‌شود که والدین همه تلاش خود را به کار می‌گیرند تا همه نیازهای زیستی و روانی فرزندان خود را به هر شکل ممکن هم که شده برآورده کنند و خود این توجه ذاتاً اتفاق خوبی محسوب می‌شود، چون زمینه را برای رشد استعدادهای مختلف کودکان و دانش‌آموزان فراهم کرده و باعث می‌شود این استعدادها در سطوح مختلف شکوفا شود. متأسفانه گاهی تلاش برای شکوفایی استعداد دانش‌آموزان به طور ناخواسته موجب تخریب وضعیت روانی فرزندان‌مان می‌شود. مثلاً می‌توان گفت عموم کودکانی که در محلات فقیر، حومه شهرها یا مناطق روستایی و دورافتاده سکونت دارند از سطح امکانات آموزشی پائینی برخوردارند و مدارس آن‌ها بیشتر دارای ساختمان‌های فرسوده، مستهلک و غیراستاندارد است. حتی در برخی مناطق، ساختمانی برای مدرسه وجود ندارد و کلاس‌ها در مکان‌هایی مانند مسجد، کپر، چادر و... تشکیل می‌شود که حداقل استاندارد مکان‌های آموزشی را نیز ندارد، این در حالی است که کلاس‌های پرجمعیت، چند پایه و کادر آموزشی بی‌تجربه از دیگر خصوصیات محل‌های اقامت کودکان مناطق محروم بشمار می‌رود. همین کمبودها باعث می‌شود والدین بکوشند تا کودکانشان در مدارس شهرها و مناطق مرفه‌نشین و طبقات بالا ثبت‌نام شوند. هرچند که خود نیز متحمل هزینه‌های زیادی می‌شوند اما تصور می‌کنند این تلاش برای فرزندشان نتیجه مطلوبی خواهد داشت. بدون استثنا در همه مناطق، کودکان خانواده‌های فقیر نسبت به کودکان طبقات مرفه امکان کمتری برای حضور در مدرسه دارند و این مسأله باعث می‌شود حتی آموزش رایگان بار مالی قابل ملاحظه‌ای بر والدین این کودکان تحمیل کند. مثل هزینه ایاب و ذهاب، هزینه خرید لوازم التحریر و پوشاک، در نتیجه والدین این کودکان باید فداکاری بیشتری برای تأمین هزینه تحصیل آن‌ها انجام دهند از سوی دیگر توانایی دانش‌آموزان نیز بدون شک تحت‌تأثیر موقعیت اجتماعی اقتصادی خانواده قرار دارد. این روان‌شناس یادآور شد: انواع سخن‌های شناختی، خود تصوری، روابط گروهی، رابطه معلم و شاگرد، کسب تجارت، بیان احساسات و خزانه لغات عمیقاً تحت‌تأثیر طبقه اجتماعی است که کودک در آن رشد کرده، به زبان ساده کودکان والدین طبقه پایین به‌علت شرایط خاص محیطی و آموزشی که داشتند توانمندی‌های متفاوتی در مقایسه با کودکان طبقه بالا در خود شکل داده‌اند و در اکثر موارد قادر به برابری با کودکان طبقات بالاتر نیستند.در واقع سطح آرزوهای دانش‌آموزان خانواده‌های ثروتمند و مرفه متفاوت از خانواده‌های فقیر و کم درآمد است. از این‌رو مشکل از همین نقطه آغاز می‌شود و این نابرابری‌های طبقاتی و حتی ذهنی کودکان می‌تواند آثار مخربی بر روی روحیه تحصیلی آن‌ها بگذارد. والدین با سطح مالی بالاتر انتظار دارند فرزندانشان مدارج عالی تحصیلی را طی کنند و در بهترین مراکز آموزش عالی پذیرفته شوند، از این‌رو بهترین امکانات آموزشی و کمک آموزشی را برای آنها فراهم می‌آورند. وی خاطرنشان کرد: در حالی‌که خانواده‌های طبقات پائین اجتماعی دورنمای کوتاهی از آموزش و پرورش دارند و از فرزندان خود انتظار آنچنانی برای ورود به دانشگاه ندارند و در همان حدی که سواد خواندن و نوشتن را داشته باشند، کافی می‌دانند. در نتیجه به‌علت فقدان یا پائین بودن انگیزش اجتماعی خانوادگی اغلب این دانش‌آموزان در کسب مدارج عالی تحصیلی موفق نمی‌شوند و به سوی مشاغل سطح پایین نیز کشیده می‌شوند. در کنار ورود و نظارت بیشتر دولت و اولیاء آموزش بر بحث فاصله طبقاتی در مدارس باید نوعی بستر و فرهنگ‌سازی برای به حداقل رساندن آسیب‌های ناشی از این مقوله بین عموم جامعه به‌ویژه اولیاء دانش‌آموزان شکل بگیرد. نتیجه: درک فاصله طبقاتی برای دانش اموزان آسیب زا است و والدین و معلمان باید از اثرات وارد شدن این آسیب ها به کودکان مراقبت کنند.لينك كانال ميگناسلامتي/پارسينه/ميگنا ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 12 Dec 2016 05:06:10 GMT http://migna.ir/vdcdzs0s.yt0nn6a22y.html آیا می‌دانید «تأییدیه تحصیلی» چیست؟ http://migna.ir/vdciyrap.t1a3v2bcct.html در واژه‌نامه تخصصی (ترمینولوژی) آموزش و پرورش در خصوص واژه تأییدیه تحصیلی/ approval؛ qualifiction confirmation آمده است: ورقه‌ای که در آن مندرجات مدارک تحصیلی دانش‌آموزان یا دانشجویان دوره‌های مختلف تحصیلی، با امضای شخص مجاز و مُهر رسمی سازمان تأیید شده باشد.  گواهینامه آموزشی؛ نوشته‌ای که در آن درستی مطلبی یا صلاحیت کسی در موردی تأیید شده باشد. تأییدیه گذراندن واحد/approval of course credit completion؛ confirmation: ورقه یا فرایندی که در آن نمرات کسب شده دانش‌آموز یا دانشجوی دوره‌های مختلف تحصیلی با مهر و امضا، تأیید شده است. گواهی کسب نمرات تبحر/expertise؛ proficieny: توانایی و مهارت بسیار زیاد در یک موضوع، زمینه خاص یا انجام یک عمل یا تسلط کامل به یک علم خاص یا رشته‌ای از علوم و فنون. دریا شدن در علم، علوم بسیار دانستن، بسیار عالم شدن، بسیار علم و دانش و غوطه‌وری در بحر علوم، بسیار دانا بودن، در علمی مهارت بسیار داشتن،‌ تأمل و توسع. تبصره/ provision؛ footnote؛ note: توضیحی که بر یک ماده از قانون، اساسنامه، مرام‌نامه یا بخشنامه افزوده می‌شود. تبصره به مفهوم حقوقی آن، از ساخته‌های قانون‌گذار ایرانی است و به نظر برای «ایضاح» ماده قانونی یا «توضیح و تشریح» آن به‌کار می‌رود. بر وزن «تفعله» مصدر باب «تفعیل» از ریشه «بصر» که در زبان فارسی بنا به تصریح  اهل لغت در معانی ایضاح، توضیح و تشریح کردن مطلب، بینا کردن و بیناگردانیدن و شناسا کردن به کار رفته است، پند گرفتن، امری را واضح و روشن ساختن. تراکم جمعیت/population density: انبوهی جمعیت در یک ناحیه جغرافیایی، شاخصی که رابطه بین وسعت منطقه، محیط زندگی و تعداد جمعیت را معین می‌کند و برای مطالعه چگونگی توضیح و پراکندگی جمعیت بر روی زمین که اصطلاحاً «توزیع مکانی جمعیت» نامیده می‌شود، از شاخص‌های مختلفی چون میزان تراکم جمعیت و غیره استفاده می‌شود. انباشته شدن، انبوه شدن، به‌هم فشردگی، روی هم جمع شدن، متراکم سازی. تراکم دانش‌آموز/student density: تعداد دانش‌آموزان مشغول به تحصیل در یک آموزشگاه یا دوره تحصیلی که به نسبت تعداد کلاس‌های دایر و به ترتیب تراکم دانش‌آموز در کلاس، آموزشگاه و دوره تحصیلی محاسبه می‌شود. انبوهی یا به هم فشردگی داش‌آموز در یک کلاس.-به نقل از: خبرگزاری فارس ]]> اخبار کنکور و تحصیلات تکمیلی Fri, 02 Dec 2016 09:52:57 GMT http://migna.ir/vdciyrap.t1a3v2bcct.html آموزش و پرورش شناختی؛ آموزش در خدمت زندگی http://migna.ir/vdcgzx9w.ak9yw4prra.html از اواخر دهه 50 قرن بیستم میلادی که دانشی به عنوان علوم شناختی پدید آمد و نگاه محققان به ذهن، معطوف به بررسی بازنمایی های ذهنی و نحوه پردازش آنها شد، این دانش میان رشته ای در بسیاری از ابعاد زندگی اجتماعی از جمله آموزش و پرورش ورود کرده است. از گذشته نه چندان دور، آموزش و پرورش ما به صورت آموزش و پرورش رفتاری بوده است و در آن براساس خط تولید به دانش آموزان نگاه شده است، به گونه ای که در این رویکرد به افراد به شکل یک سیستم مبتنی بر محرک و پاسخ، ورودی و خروجی ، مشابه یک سیستم کارخانه برخورد شده است. در این سیستم، ابتدا یک سری سرفصل ها و کتب درسی بدون توجه به استعداد و مهارت های هر فرد در مقاطع مختلف تحصیلی مشخص شده و همه دانش آموزان بر اساس آن سنجیده می شوند، در صورتی که در آموزش و پرورش شناختی که اکنون کم و بیش در بسیاری از کشورها به کار گرفته شده است، هدف اصلی به واقع تفاوت های فردی، پرورش و شکوفا کردن توانایی های درونی افراد است. در حال حاضر، در کشور ما رویکرد شناختی با درصد کمی در مقطع ابتدایی در حال پیاده سازی است، در حالی که باید به تمامی بخش های آموزش و پرورش تسری داده شود. بر این اساس، مقوله آموزش و پرورش شناختی و آشنایی با ویژگی ها و ضروریات آن دستمایه برپایی میزگردی تخصصی در ایرنا قرار گرفت که با حضور دکتر 'مهدی دوایی' عضو گروه ذهن، مغز و تربیت پژوهشکده علوم شناختی، دکتر' محسن میرمحمد صادقی' عضو هیات علمی پژوهشکده علوم شناختی و دکتر 'محمود تلخابی' عضو هیات علمی پژوهشکده علوم شناختی برگزار شد. **علوم شناختی چیست دکتر محمود تلخابی اساسا علوم شناختی را به عنوان واکنشی تعریف کرد که دانشمندان ذهن و رفتار در نیمه اول قرن بیستم به جهت گیری ها نشان دادند. وی افزود: در نیمه قرن بیستم، انقلابی صورت می گیرد که از آن به عنوان 'انقلاب شناختی' یاد می کنند و در واقع، توافقی بین دانشمندان این حوزه اتفاق می افتد مبنی بر این که اگر بخواهیم رفتار انسان را به درستی تبیین کنیم باید بدانیم که در دنیای ذهن و مغز او چه می گذرد، بنابراین به شکل یک پروژه در دنیا آغاز می شود که در آن، بسیاری از نهادها و بنیادهای علمی، به سمت ابزارها و فناوری هایی جهت گیری پیدا می کنند تا برای بشر روشن کنند که ذهن و مغز انسان چگونه کار می کند. تلخابی افزود: این دستاورد منجر به شکل گیری حوزه مطالعاتی جدیدی به نام علوم شناختی شد که حاصل پیوند رشته های متعددی از جمله روانشناسی شناختی، فلسفه ذهن، علوم اعصاب، زبان شناسی، هوش مصنوعی و انسان شناسی است؛ همه این رشته ها در پیوند با هم یک پرسش بنیادی دارند که وعده علوم شناختی است و آن، آشکار کردن نحوه عملکرد ذهن و مغز است و اینکه ما بفهمیم چگونه به آگاهی دست پیدا می کنیم. **اهمیت علوم شناختی در تدریس و تربیت تلخابی گفت: به تعبیر یکی از اساتید، گفت وگو درباره آموزش، بدون شناخت ذهن و مغز، مانند این است که شما بدون این که هیچ تصویر و مفهومی از 'دست' داشته باشید، بخواهید برای آن 'دستکش' تهیه کنید؛ قرار است در آموزش، فرصت هایی را ایجاد کنیم که برای رشد و توسعه شخصی بچه ها تدارک دیده شده باشند و این تدارک باید مبتنی بر طرحی باشد که از دنیای ذهن و مغز وجود دارد؛ بنابراین در هر آموزش شناختی عمدتا دو مفهموم اساسی و بنیادی داریم که باید به آن بپردازیم . به گفته تلخابی، یک مفهوم کلیدی، مربوط به یادگیرنده است و به عبارت دیگر، فهم این است که انسان چگونه یاد می گیرد؛ می دانیم که یادگیری، یکی از عالی ترین کارهایی است که ذهن و مغز ما انجام می دهد، زیرا در فرآیند یادگیری، تقریبا کل مغز درگیر است . وی با بیان این که یکی از مشکلات در سیستم های یادگیری دنیا، تغییر دادن و جابجا کردن مفهوم یادگیری نزد دست اندرکاران است، ادامه داد: در ساده ترین شکل، اگر یک متن را دراختیار من قرار دهید و من آن را بخوانم و بعد چند سوال را درباره آن به من بدهید و بتوانم به سوالات شما پاسخ دهم، شما تایید می کنید که من این مطلب را یاد گرفته ام در صورتی که یادگیری فراتر و متفاوت است. اگر به مفهوم نخست پی ببریم می توانیم راجع به مفهوم دوم هم صحبت کنیم مبنی بر این که مغز چگونه یاد می دهد و به عبارت دیگر، برای اینکه معلم بتواند وظیفه معلمی خود را به درستی انجام دهد باید از چه توانایی های شناختی برخوردار باشد. وی ادامه داد: یک معلم وقتی وارد کلاس می شود در دو سطح به شناخت و آگاهی نیاز دارد، یک سطح مربوط به دانش آموزان می شود و یک سطح هم مربوط به شناخت حالات خود اوست که در دنیای ذهن خودش چه می گذرد؛ بنابراین اگر فردی وارد جمع ما شود و بلافاصله شروع به توضیح دادن کند، چون از دنیای ذهن و حالات ذهنی، نیازها، علائق و تجربیات ما بی خبر است، عملا کار تدریس انجام نمی دهد و بر این اساس تربیت معلمان حرفه ای و توانمند به لحاظ شناختی اهمیت دارد. **عمق یادگیری، از مباحث آموزش شناختی تلخابی ادامه داد: یادگیری می تواند در سطحی ترین شکل خود، صرفا براساس یکی از مولفه های شناختی اتفاق بیافتد و آن مولفه 'حافظه ' است. حافظه، یکی از مهم ترین کارکردهای شناختی است که می تواند تنها یک سامانه یادگیری تلقی شود و سه مولفه شامل 'درون داد' ،'فرآیند' و 'برون داد' دارد به این معنی که شما چیزهایی را درون آن می ریزید، که آن را می گیرد، پردازش و سپس ذخیره می کند و هرگاه شما خواستید آن را به شما منعکس می کند؛ ولی در نگاه شناختی، تمایز اصلی در این است که بتوانیم بقیه سامانه های شناختی مان مثل 'تفکر'، 'حل مساله' ، 'برنامه ریزی' و 'خلاقیت' را درگیر کنیم . به گفته عضو هیات علمی پژوهشکده علوم شناختی، وقتی شما مسیر یادگیری را در دیگر سامانه های ذهنی مغز می چرخانید و به آن عمق می بخشید، یعنی جایی که ادراک اتفاق می افتد، مقایسه و مقابله و تجزیه و تحلیل اتفاق می افتد و افراد در مواجهه با ادعاها تا زمانی که استدلال نکنند، آن را نمی پذیرند و در جست و جوی شواهد بیشتر برمی آیند تا بفهمند آنچه مطرح می شود درست است یا نیست، خواهید دید که ماجرای یادگیری با چیزی که الان روی می دهد، کاملا متفاوت است. وی ادامه داد: از اولین علائم آموزش شناختی، راهبردهای عمیق کردن یادگیری از طریق پیوند با دیگر مولفه های تفکری است که در ذهن و ضمیر انسان وجود دارد. **ویژگی گروه های دخیل در آموزش و پرورش شناختی/ والدین، معلمان و دانش آموزان دکتر محمود تلخابی در خصوص ویژگی های دانش آموزان، والدین و معلمان در آموزش و پرورش شناختی گفت: تصور اولیا از فراهم کردن فرصت تربیتی برای فرزندان این است که آنها علاوه بر حضور در مدرسه، بعد از ظهرها نیز در کلاس های کمک درسی مختلف شرکت کنند و والدین صرفا مشغول خدمت رسانی برای جابه جا کردن آنها از کلاس های مختلف باشند. وی بیان کرد: این تفکر باید در اولیا تغییر کند، آنها باید بدانند که ما فرزندان را به دنیا نمی آوریم که کشان کشان از این کلاس به آن کلاس ببریم، بچه ها به دنیا آمده اند که زندگی کنند و والدین باید با خود فکر کنند آیا توانسته اند فرصت زندگی کردن را برای آنها فراهم کنند. وی با بیان این که بچه ها انسان هستند و علایق، انگیزه و تمایلات و ترجیحات دارند، ادامه داد: والدین اولین و تاثیرگذارترین گروه برای تغییر آموزش و پرورش از رویکرد کنونی به آموزش و پرورش شناختی هستند، و در کنار آنها کتاب درسی و معلم تاثیرگذار هستند. تلخابی تصریح کرد: تا زمانی که مطالبات جامعه از آموزش تغییر نکند، وضعیت آموزش در هیچ کشوری تغییر نمی کند، بنابراین تغییر مطالبات مردم به عهده آموزش و پرورش نیست و واقعا نمی تواند از عهده آن برآید، مطالعات نیز نشان می دهد در کشورهایی که آموزش توسعه یافته دارند، مطالبات دقیق مردم از آموزش و پرورش مشخص شده است. وی گفت: در مورد نقش معلمان در آموزش و پرورش شناختی نیز، ما به معلمان یادگیرنده نیاز داریم؛ گزارش ها نشان داده است که یک معلم ژاپنی در طول سال تحصیلی، چیزی حدود 100 جلد کتاب می خواند، اما معلمان و استادان ما در طول سال تحصیلی تعداد محدودی کتاب می خوانند. تلخابی بیان کرد: اولین و مهمترین خصوصیت معلم در آموزش و پرورش شناختی این است که به بچه ها نشان دهد که خود یک یادگیرنده دائمی است و دائما می خواند و یاد می گیرد، ما به چنین معلمانی نیاز داریم. وی در رابطه با خصوصیات دانش آموزان در آموزش و پرورش شناختی افزود: در این آموزش و پرورش آدم های خود یادگیرنده، خود ارزیاب،خود راه بر، کسانی که می دانند دنبال چه هستند و برای به دست آوردن آن چه کارهایی باید انجام دهند، تربیت می شوند؛ در این صورت نقش معلمان زمینه سازی و زمینه چینی برای تحقق آن انگیزه ها و انتظاراتی است که بچه ها از زندگی شان دارند. تلخابی گفت: باید دانش آموزان را از اسارت آزمون ها و معیارهای هنجاری که آدم ها را با هم مقایسه می کند، رها کنیم. وی یادآور شد: اگر این اتفاق در این سه ضلع مثلث والدین، دانش آموزان و معلمان بیفتد، می توان گفت که معیارهایی از جنس آموزش شناختی در کشور می تواند محقق شود. دکتر مهدی دوایی در خصوص ویژگی آموزش و پرورش شناختی افزود: در اصل در آموزش و پرورش شناختی معلم ها، دانش آموزان و والدین به رشد عقلانی، رشد فکر، تفکر و عقل ورزی اولویت می دهند، و اولویت دادن به نگرش نسبت به دانش، توجه به رابطه زبان و تفکر، توجه به باورها ( یکی از چیزهایی که بر باورها اثر می گذارد کلمه و زبان است ) تقویت واژه های مثبت اعم از انصاف ، ایثارگری، و گذشت صورت می گیرد. دکتر محسن میرمحمدصادقی نیز در این خصوص گفت: در رویکرد شناختی دو مسئله یکی نگرش همه جانبه و دیگری نگرش طیفی مهم است، وقتی بحث آموزش و پرورش در خصوص بچه ها مطرح می شود، گفته می شود به توانایی های مختلفشان نگاه شود و همه جانبه باشد و بعد هم توانایی ها همه در یک طیف دیده شود، پس قبول و رد و درست و غلط را باید کنار بگذاریم و ببینیم در این طیف چگونه حرکت می کنند. **ضرورت های آموزش و پرورش شناختی میرمحمدصادفی توضیح داد: در آموزش و پرورش شناختی باید نگرشمان را همه جانبه کنیم و در همه ابعاد و جوانب جامعه آن را ببینیم و افراد مختلف که درگیر آن هستند باید با هم هماهنگ باشند، متاسفانه در کشورمان با این روش فاصله داریم، هنوز اولیا با این روش توجیه نیستند و با نگرشی که باید به این مفاهیم داشته باشیم، فاصله داریم؛ در کلینیک های روانشناسی متاسفانه دانش آموزان را بدون در نظر گرفتن نگرش و مهارت، به سمت رشته هایی به ضرب شرکت در آزمون ها و گرفتن معلم خصوصی سوق می دهند. وی ادامه داد: برای دستیابی به آموزش و پرورش شناختی باید نگاه همه جانبه داشته باشیم، اگر بچه ها در آموزش و پرورش شناختی حضور پیدا می کنند، باید تربیت پدر و مادر نیز با آموزش و پرورش شناختی هماهنگی داشته باشد؛ اگر در آموزش و پرورش از علوم شناختی صحبت می شود، باید در خانه نیز رویکرد بر تغییر نگرش به شناختی باشد و نباید رویکرد رفتاری باشد. میرمحمدصادقی گفت: در بسیاری از مدارس اگر بخواهیم رویکرد شناختی را مطرح و در قالب پروژه ای در مدارس انجام دهیم، بسیاری از اولیا با آن مخالفت می کنند، طبیعتا این تغییر در آموزش و پرورش، قدم به قدم انجام خواهد شد و نمی توان گفت که یک روزه همه چیز شناختی می شود؛ این تغییر نگرش است که باید اتفاق بیفتد، استفاده از تجربیات کشورها نیز می تواند یکی از گام های مثبت در این مسیر باشد. **تقویت توانایی های شناختی، هدف آموزش و پرورش شناختی دکتر دوایی بیان کرد: رویکرد شناختی به خصوص بحث های تربیتی آن، به جنس ذهن و مغز می پردازد و این که روی ظرفیت ذهن چطور می توانیم کار کنیم، چطور مغز می تواند برخی چیزها را در خود نگه دارد و برخی را نیز بیرون اندازد. میرمحمد صادقی نیز با اشاره به این که توانایی های شناختی در واقع به آن توانایی های اصلی مغز بر می گردد، یعنی مواردی مثل توجه و ادراک، که در سطح پایین تری قرار دارد، حوزه هایی مثل حافظه که در سطوح میانی و مواردی همچون حل مسئله، استقلال و هوش که در سطوح بالاتر قرار می گیرد، افزود: در آموزش و پرورش شناختی در واقع هدف این نیست که افراد را الزاما به یک نقطه از پیش تعیین شده برسانیم بلکه با توجه به مفهوم تفاوت های فردی، هدف اصلی این است که توانایی های درونی فرد پرورش پیدا کند و شکوفا شود و بتواند از آن حداکثر استفاده را داشته باشد و آنچه یاد می گیرد تبدیل به یک دانش عمیق شود. وی گفت: بنابراین در آموزش و پرورش شناختی، مسیر یادگیری تا حد زیادی یک مسیر شخصی سازی شده و فردی است و طبیعتا ارزشیابی ها نیز در این مسیر خواهد بود و طرح درس ها در کلاس به این سمت می رود که تا حد امکان فردی شود و این تفاوت ها در نظر گرفته شود. وی ادامه داد: نکته اصلی نیز همین است؛ ما چون نگاهمان به دنیای درون ذهن فرد است و آنچه فرد یاد می گیرد، می تواند از آنچه ما می گوییم متفاوت باشد، بنابراین طبیعتا باید به تفاوت ذهن توجه داشته باشیم و یک نقطه افتراق جدی آموزش و پرورش شناختی با روش دستورالعمل گرا و روش رفتارگرا این است که به این تفاوت ها توجه می کند و در همه ابعاد، خودش را نشان می دهد. اخلاق در آموزش و پرورش شناختی به گفته دوایی، یکی از گزاره های مهم در رویکرد شناختی و آنچه برای بحث های تربیتی دنبال می کنیم، این است که رشد اخلاقی، تابعی از رشد عقلانی است؛ این که چه کسی بیشتر اخلاقی عمل می کند، کسی که بر اساس رشد عقلانی عمل کرده باشد، و رشد عقلانی همان رویکرد شناختی است . وی بیان کرد: رویکرد شناختی در بحث های تربیتی و یادگیری عمدتا به دنبال آن است که رویکردی مشترک با حیوان نباشد و بتواند خود را متمایز کند. در بحث های تربیتی، قدرت شناخت و عقلانیت نقطه عطف این تفاوت است. دکتر دوایی ادامه داد: در آموزش و پرورش شناختی، شناخت بالقوه دانش آموزان مهم است و کمک کردن به آن برای بالفعل شدن است؛ یکی از مواردی که در آموزش و پرورش شناختی مطرح و دنبال می شود، شناخت استعدادها و شناخت توانایی ها است. وی گفت: در مدارس شناختی این امر دنبال می شود که یک مفهوم از چند طریق آموزش داده شود، چرا که هر فرد از طریقی یاد می گیرد، اگر برنامه های درسی ما به صورتی باشد که روش های مختلفی برای تدریس داشته باشیم، هر کدام با توجه به پازل ذهنی خودشان، پازل مناسب روش تدریس را می یابند و پازل ذهنی تنظیم می شود و یادگیری اتفاق می افتد. وی تصریح کرد: آموزش و پرورش شناختی برخلاف آموزش وپرورش رفتارگرانه که با تنبیه و تشویق همراه است و آن را دنبال می کند و اولویت را دانش، مهارت و نگرش می داند، اولویت را از نگرش شروع کرده و بعد مهارت و دانش را مد نظر قرار می دهد ، یکی از کارهایی که می تواند نگرش را بالا ببرد همین توجه به تفاوت های فردی است. دوایی افزود: این امر در تربیت دینی هم بسیار اهمیت دارد، به طوری که اصرار داریم اگر در ابتدا کاری کنیم که فرزندانمان از احکام دینی خوششان بیاید و بعد شروع به کار کردن کنند، خودشان خود به خود احکام را دنبال کرده و یاد می گیرند. **دامنه رویکرد شناختی در آموزش و پرورش کشور تلخابی در خصوص دامنه رویکرد شناختی در آموزش و پرورش در کشور گفت: تعیین درصد برای این کار بسیار دشوار است ، اما در چند سال اخیر وزارت آموزش و پرورش برای ورود به آموزه های رویکرد شناختی و هم در برنامه های درسی و هم در تغییر کتاب های درسی، هم در تنوع روش های آموزشی و هم در تغییر سیستم ارزشیابی در دوره ابتدایی پیشگام تر بوده است و اینها علامت هایی است که نشان می دهد کمی به آنچه در حوزه آموزش شناختی مطرح هست، نزدیک شده است. وی گفت: اما متاسفانه در حال حاضر کیفیت اجرای آموزه های شناختی از یک مدرسه به مدرسه دیگر بسیار متفاوت است، یعنی مطالعه جامع ملی در این زمینه در کشور اتفاق نیفتاده است و نمی توان گزارش داد که مدارس ابتدایی ما در چه سطحی است، اما با تجربه شخصی می توانم بگوییم که دوره ابتدایی، آمادگی و ظرفیت بیشتری برای ورود به تحول آموزشی بر اساس معیارهای شناختی پیدا کرده است. **نقش ستاد توسعه علوم و فناوری های شناختی در حوزه آموزش و پرورش شناختی به گفته دبیر کارگروه آموزش و پرورش شناختی ستاد توسعه علوم و فناوری‌های شناختی معاونت علمی ریاست جمهوری، این ستاد می خواهد در دو بخش به توسعه علوم شناختی کمک کند، یک بخش مربوط به حوزه زیرساخت و پژوهش است که شامل کارهای پژوهشی و توسعه زیرساخت آزمایشگاهی کشور برای فناوری های علوم شناختی است؛ بنابراین بخشی از کاری که گروه آموزش و پرورش انجام می دهد، ذیل گروه پژوهش است و پروژه های پژوهشی از طریق فراخوان و اعلام نیاز از پژوهشگران دعوت به همکاری می کند تا ما فهم و دانش بومی از آموزش شناختی در کشور تولید کنیم و این پیامد علوم شناختی در حوزه تعلیم و تربیت برای جامعه ایران است. دکتر تلخابی با بیان این که تاکنون چند پروژه در این زمینه تعریف شده که یک یا دوتای آن به اتمام رسیده و 5 پروژه پژوهشی در حال اجراست که تا پایان سال، بخشی از آنها کامل می شود، افزود: همچنین ما علاوه بر اعلام اولویت های سالانه، با دانشگاه های مختلف ارتباط برقرار می کنیم و با دانشجویان دکتری نشست برگزار می کنیم. وی ادامه داد: کاری که در حوزه آموزش و ترویج اتفاق می افتد کمی متفاوت تر است و خودش دو مولفه دارد یکی اینکه مردم به طور عمومی چگونه با آگاهی از عملکرد ذهن و مغزشان می توانند بهتر و سالم تر زندگی کنند و به تعبیر ساده، این که چگونه یاد بگیریم از ذهن و مغزمان مراقبت کنیم؛ اخبار و گزارش هایی زیادی داریم که برای در امان ماندن چشم یا پوست چه کارهایی انجام دهیم ولی گویا خیالمان راحت است که جای مغزمان امن است و نمی شود به آن آسیبی زد، اما واقعیت این است که امروزه ابزارهای بسیار نرمی برای آسیب زدن به دنیای مغز و ذهن وجود دارد . به گفته دکتر تلخابی، بخش دوم فعالیت های ترویجی علوم شناختی، کمی اختصاصی تر است و این که نهادهای آموزشی در کشور با آگاهی از علوم شناختی می توانند کار خودشان را بهتر انجام دهند. این عضو پژوهشکده علوم شناختی ادامه داد: در حال حاضر سیاست ستاد علوم شناختی این نیست که برنامه ای برای تغییر سیستم وزارت آموزش و پرورش تهیه کند، چرا که نه در توان ستاد است و نه چنین ایده ای وجود دارد چون وزارت آموزش و پرورش، انواع مولفه ها و اجزا و سیستم ها را برای بهسازی خودش دارد؛ اما هرجا که گفت و گو امکان پذیر باشد، ستاد در حوزه آموزش، با برگزاری نشست، کنفرانس، انتشار کتاب و مشارکت با جامعه آموزش و پرورش، آشنایی با رویکردهای علوم شناختی را دنبال می کند. وی خاطرنشان کرد: ستاد از سوی دیگر، اسناد و مستندات پژوهشی خود را به سمت و سویی می برد که با نیازهای واقعی آموزش و پرورش همسو شود؛ در همین راستا نشست های متعددی بین مدیران دستگاه آموزش و پرورش و ستاد علوم شناختی هماهنگ می شود، نیازهای آنها شنیده می شود و بخشی از کارهایی را که در این حوزه می توان انجام داد، ستاد انجام می دهد. به گفته دکتر تلخابی، وعده ای که ستاد می تواند به آموزش و پرورش بدهد، تولید دانش آموزش شناختی و کمک به توسعه این آموزش در کشور است و از کتاب هایی که در این حوزه چاپ می شود و یا کنفرانس هایی که در این زمینه برگزار می شود، حمایت می کند، همچنین بازآموزی هایی که برای دست اندرکاران آموزش و پرورش اتفاق می افتد، در ستاد درحال انجام است.  خبرگزاری ایرنا  لینک ورود به کانال میگنا ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 25 Nov 2016 08:09:11 GMT http://migna.ir/vdcgzx9w.ak9yw4prra.html معرفی ۴۷ نوع مدرسه/ از مدارس بين المللي تا مدرسه ماندگار http://migna.ir/vdcji8et.uqehvzsffu.html واژه‌نامه و اصطلاحات تخصصی(ترمینولوژی) آموزش و پرورش برای نخستین بار در سال 1393 به سفارش شورای عالی آموزش و پرورش گردآوری شد. در بخش اول آن، معانی انواع مدارس را مورد بررسی قرار می‌دهیم. مدرسه/school: سازمان آموزشی و تربیتی که معمولاً در یک ساختمان قرار دارد و بر مبنای معیارهای رسمی و استانداردهای معین تأسیس می‌شود و با نظارت آموزش و پرورش، مسئولیت اجرای برنامه‌های مصوب، ارائه انواعی از آموزش‌ها و تربیت دانش‌آموزان و هنرجویان را در سطح یا دوره تحصیلی مشخص بر عهده دارد و پس از پایان دوره به آنان، مدرک رسمی اعطا می‌کند. از مهم‌ترین مؤسسات و نهادهای اجتماعی، تربیتی و آموزشی، اصلی‌ترین رکن تعلیم و تربیت و تابعی از جامعه که در آن تجربه‌ها و فرایندهای تعلیم و تربیت رخ می‌دهد و به منظور تربیت صحیح دانش‌آموزان در ابعاد دینی، اخلاقی، علمی، آموزشی، اجتماعی و کشف استعدادها و هدایت و رشد متوازن معنوی و جسمانی آنان در سطح تحصیلی معین، تأسیس می‌شود. مدرسه در چارچوب اهداف، وظایف، ضوابط، معیارها، دستورالعمل‌ها و تحت نظارت وزارت آموزش و پرورش، بر اساس اهداف مصوب عهده‌دار اجرای برنامه‌های آموزش رسمی و مصوب در دوره‌های مختلف تحصیلی بوده و تمام یا بخشی از هزینه آن به نحوی از محل بودجه عمومی دولت تأمین می‌شود و پس از پایان دوره تحصیلی به دانش‌آموزان یا هنرجویان آن، مدرک رسمی اعطا می‌کند. آنجا که درس دهند و درس خوانند، آموزشگاه، مکتب، دبستان، دبیرستان، جای تدریس، جای آموختن علوم و فنون. 1- مدارس ابتدایی/primary schools: دبستان 2- مدارس اتباع خارجی/schools for foreign؛other nationalities: مدارسی که بر اساس قرارداد یا موافقت‌نامه‌های فرهنگی بین دولت جمهوری اسلامی ایران با سایر دول و به وسیله سفارتخانه‌های کشورهای خارجی در ایران به عنوان مؤسس، با موافقت وزارت امور خارجه و تصویب شورای عالی آموزش و پرورش، مشروط به موافقت با عمل متقابل، برای تحصیل فرزندان اتباع خود در ایران، برابر مقررات خاص خود، دایر می‌شود. مدارسی برای تحصیل فرزندان افراد کشورهای خارجی که در ایران زندگی می‌کنند.  3- مدارس استاندارد/standard schools: مدارسی که بر اساس مقررات ملی ساختمان، ضوابط و معیارهای رسمی و استاندارد فضاهای آموزشی و تربیتی، متناسب با نیازها و ویژگی‌های دانش‌آموزان و شرایط محیطی، به صورت ایمن و مقاوم، ساخته شده است. مدارس معیار 4- مدارس استثنایی/special need schools؛ school for special needs students: مدارسی که متناسب با شرایط و نیازمندی‌های دانش‌آموزان با نیازهای ویژه آموزشی و پرورشی و توانبخشی(نابینا، ناشنوا، نیمه‌شنوا، عقب مانده ذهنی، عقب مانده تحصیلی و ناسازگار و حتی تیزهوش) تأسیس و تجهیز شده و حداقل یک گروه از دانش‌آموزان استثنایی در یک دوره تحصیلی در آن مشغول به تحصیل بوده و از نظر تشکیلات مدرسه، اداره آن توسط یک مدیر انجام پذیرد. مدارس خاص دانش‌آموزان با نیازهای ویژه 5- مدارس اقلیت‌های مذهبی/religious minority schools: مدارسی که بیشتر دانش‌آموزان آن را فرزندان اقلیت‌های مذهبی تشکیل می‌دهند و در آموزش مطالب دینی، برابر مذهب خود عمل می‌کنند.  مدارس خاص مربوط یا منسوب به جمعیت کم که دارای نژاد، مذهب یا آداب و روسم خاصی باشند. 6- مدارس ایثارگران/ ISARGARAN schools: نوعی از مدارس که به منظور ارائه خدمات آموزشی و پرورشی متناسب با شرایط و ویژگی‌های رزمندگان، جانبازان، آزادگان و سایر مشمولان تأسیس و فعالیت می‌کنند. 7- مدارس ایرانی خارج از کشور/schools abroad: مدارس ایرانی که در کشورهای خارجی برای آموزش و پرورش فرزندان کارگزاران نظام جمهوری اسلامی در آن کشورها تأسیس و بر اساس مقررات ابلاغی از سوی ایران و نیروهای اعزامی از کشورمان اداره می‌شوند. مدارسی برای تحصیل فرزندان ایرانیان خارج از کشور. 8- مدارس بزرگسالان/adult schools: مدارس یا واحدهای آموزشی که معمولاً بعد از ساعات آموزش‌های رسمی مدارس، عصر یا ساعاتی از شب، برای ادامه تحصیل افراد بزرگسالی تأسیس می‌شود که بنا به دلایلی از جمله داشتن کبر سن، شرایط تحصیل در مدارس روزانه را ندارند. مدارس شبانه 9- مدارس بین‌المللی/international schools: مدارسی که برای آموزش و پرورش اتباع خارجی مقیم ایران و تأمین فرصت‌های تحصیلی برای فرزندان ایرانیان مقیم کشورهای خارجی که به صورت موقت در ایران مقیم هستند، در دوره‌های مختلف تحصیلی و به صورت دولتی یا غیردولتی تأسیس و بر اساس مقررات دولت جمهوری اسلامی و زیر نظر وزارت آموزش و پرورش(مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور) اداره می‌شوند. 10- مدارس بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور/ iranian international complex schools abroad: مدارسی که به منظور آموزش و پرورش و تأمین فرصت‌های تحصیلی برای فرزندان ایرانیان مقیم کشورهای خارجی و دانش‌آموزان مسلمان دیگر کشورها و کلیه مسلمانان علاقه‌مند به تحصیل در این مدارس، در دوره‌های مختلف تحصیلی و به صورت دولتی یا غیردولتی تأسیس و بر اساس مقررات دولت جمهوری اسلامی و زیر نظر وزارت آموزش و پرورش(مرکز امور بین‌الملل و مدارس خارج از کشور) اداره می‌شوند. مجتمع‌های بین‌المللی ایران در خارج از کشور 11- مدارس تجربی/ pilot program schools: مدارسی که در آن طرح‌ها و برنامه‌های مصوب به صورت آزمایشی اجرا می‌شود و سپس در صورت طی کردن موفقیت‌آمیز این مرحله و تأیید کارشناسی، از طریق ارزشیابی علمی، به کل آموزش و پرورش تعمیم داده می‌شود.  12- مدارس تطبیقی/comparative schools: مدارسی برای آماده کردن دانش‌آموزان ایرانی که مدتی از عمر و زمان تحصیل خود را خارج از کشور گذرانده، زبان فارسی نمی‌دانند و مایل به ادامه تحصیل در مدارس ایرانی هستند. 13- مدارس حرفه‌ای/vocational schools: مدارسی که با عنایت به بافت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مناطق و به منظور استفاده از منابع و سرمایه‌های انسانی موجود و زمینه‌سازی برای تصدی مشاغل و حِرف گوناگون و مورد نیاز جامعه و حضور مؤثر در فعالیت‌های اجتماعی، متناسب با وضعیت جسمی و علاقه‌مندی دانش‌آموزان، در رشته‌های حرفه‌ای و مهارتی تأسیس و زیر نظر آموزش و پرورش اداره می‌شود. 14- مدارس خیّرساز/charity made schools: مدارسی که کل هزینه‌های احداث و تجهیز آن توسط خیّر یا خیّرین تأمین شده باشد و آنان به نوعی تمایل به مشارکت در اداره امور مدرسه و استمرار حمایت مالی را داشته باشند. این نوع مدرسه‌ها به پیشنهاد کتبی خیّر و تصویب شورای آموزش و پرورش شهرستان یا منطقه زیر نظر هیأت امنا اداره می‌شود. خیّرینی که با تأمین حداقل معادل نیمی از هزینه‌های مدرسه دولتی موجود، تمایل به مشارکت در بازسازی، توسعه، تجهیز و اداره مدرسه را دارند، نیز مشمول این تعریف می‌شوند. 15- مدارس خیریه/charity schools: مدارس غیردولتی که توسط اشخاص حقیقی یا مؤسسات خیریه تأسیس و راه‌اندازی شده و در آن هیچ نوع شهریه‌ای از دانش‌آموزان دریافت نمی‌شود. 16- مدارس دولتی/public؛ governmental schools: مدارسی که از طرف دولت و با هزینه دولتی تأسیس و تجهیز شده باشد و کلیه امور آموزشی، پرورشی، مالی و اداری آن را دولت تقبل کند و از شاگردان آن بابت حق تعلیم پولی نگیرند یا مبلغی اندک بگیرند. مقابل مدرسه غیردولتی، مدرسه ملی و مدرسه غیرانتفاعی. مدارس منسوب و متعلق به دولت یا وابسته به حکومت 17- مدارس دونوبته/two-shift schools: مدارس یا واحدهای آموزشی که دو گروه از دانش‌آموزان یا دو دوره جداگانه، به ترتیب در دو نوبت صبح و بعدازظهر به تحصیل می‌پردازند، صرف نظر از اینکه هر دو نوبت زیرنظر یک یا دو مدیر اداره شود و برنامه روزانه آموزشی و پرورشی آنان طبق آیین‌نامه مصوب برای هر گروه یا دوره به طور جداگانه تنظیم و اجرا شود. 18- مدارس رسمی/formal؛ public schools: مدارسی که بر اساس قانون و مقررات از طرف دولت تأسیس و پس از پایان دوره آموزشی به دانش‌آموزان خود، گواهی‌نامه رسمی پایان دوره اعطا می‌کند. مدارس مطابق با قانون و مقررات؛ مقابل غیر رسمی 19- مدارس شاهد و ایثارگران/ISARGARAN and SHAHED schools: مدارسی که برابر اساسنامه و مصوبه 632 شورای عالی آموزش و پرورش، به منظور ارائه خدمات آموزشی و پرورشی، متناسب با شرایط رزمندگان، جانبازان، آزادگان و سایر مشمولان واجد شرایط فعالیت می‌کند و همه یا درصدی از دانش‌آموزان آن را فرزندان خانواده‌های شهدا، جانبازان و ایثارگران تشکیل می‌دهد. 20- مدارس شاهد/SHAHED schools: نوعی از مدارس دولتی که به منظور ارائه خدمات به فرزندان شهدا، آزادگان و جانبازان بالای 50 درصد و ایثارگران واجد شرایط تأسیس و طبق مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش فعالیت می‌کند. مدارسی برای بازماندگان شهیدان: فرزندان شهدا، ایثارگران و جانبازان. 21- مدارس شبانه‌روزی/boarding schools: نوعی از مدارس دولتی که به منظور ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی، توسعه امکانات آموزشی و پرورشی و همچنین توسعه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای در رشته‌هایی که نیاز به حضور مستمر و مداوم دانش‌آموز دارد، با رعایت مفاد اساسنامه مربوط، پیش‌بینی امکانات خوابگاهی و تغذیه رایگان در دوره‌های تحصیلی راهنمایی و متوسطه برای دانش‌آموزان روستاهای پراکنده و کم‌جمعیت، تأسیس و به صورت شبانه‌روزی اداره می‌شود که در آن دانش‌آموزان طی سال تحصیلی با هم‌شاگردی‌های خودشان درس می‌خوانند و زندگی می‌کنند. در بعضی موارد آموزگاران و کارکنان این نوع از مدارس نیز با دانش‌آموزان در یک محل زندگی می‌کنند. 22- مدارس ضمیمه/attached dependent schools: مدارسی که تعداد دانش‌آموزان آن به حد نصاب تشکیل یک مدرسه مستقل نمی‌رسد و به همین دلیل تحت مدیریت مدرسه مستقل دیگری، که به مدرسه ضمیمه‌دار تعبیر می‌شود، با دوره تحصیلی متفاوت اداره می‌شود. مدارس وابسته، مدارسی که به دیگر مدارس پیوست شده باشد، در مقابل مدارس ضمیمه‌دار، مفرد ضمایم. 23- مدارس ضمیمه‌دار/schools with dependent bronches: مدارسی که حداقل یک مدرسه یا کلاس ضمیمه آن باشد. مقابل مدارس ضمیمه  24- مدارس عادی دولتی/public schools: مدارس عمومی که دانش‌آموزان، بر اساس ضوابط مصوب شورای عالی آموزش و پرورش، به صورت رایگان در آن تحصیل می‌کنند و هزینه‌های آن از محل بودجه عمومی دولت تأمین می‌شود و دانش‌آموزان برای ادامه تحصیل در آن مجبور به پرداخت هیچگونه وجهی نیستند. مدارس معمولی؛ مدارسی که هیچ نوع برتری و امتیازی نسبت به سایر مدارس ندارد؛ در مقابل مدارس خاص. 25- مدارس عالی/college: مؤسسه آموزش عالی که در آن، رشته یا رشته‌های معینی، معمولاً در سطح کارشناسی، آموزش داده می‌شود و در آن دانش‌آموزان درس می‌خوانند که دوره دوم متوسطه را گذرانده باشند. دانشگاه، مرکز تحصیلات عالی. 26- مدارس عام‌المنفعه/charity schools: مدارس غیردولتی که توسط اشخاص حقیقی یا حقوقی، مؤسسات، نهادها و شرکت‌ها تأسیس و اداره می‌شوند و مؤسسان و اعضای هیأت امنای آنها، طبق اساسنامه ثبت شده در هیچ یک از اموال، دارایی‌ها و درآمدهای مدرسه ذی‌نفع نیستند.  مدارس خیریه 27- مدارس عشایری/nomadicschools: مدارسی که به منظور ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی برای دانش‌آموزان و فرزندان عشایر کوچ‌رو و ثابت تشکیل می‌شود و معمولاً به صورت تک‌معلمی در مناطق عشایری فعالیت می‌کنند. 28- مدارس غیرانتفاعی/non-governmental schools؛ private schools: مدارس غیردولتی که مطابق اهداف، ضوابط، برنامه‌ها، دستورالعمل‌های عمومی، از طریق مشارکت‌های مردمی و با نظارت وزارت آموزش و پرورش، تأسیس و اداره می‌شود. منظور از غیرانتفاعی بودن آن است که درآمد حاصله عمدتاً، صرف هزینه‌های جاری و توسعه آتی اینگونه مدارس می‌شود نه انتفاع شخصی. مدرسه غیردولتی که با دریافت شهریه از دانش‌آموزان اداره می‌شود. 29- مدارس غیردولتی/non governmental schools: مدارس غیرانتفاعی 30- مدارس قرآن/quranic schools: مدارسی که در آن دانش‌آموزان مستعد و علاقه‌مند علاوه بر برنامه‌های رسمی و ساعات مقرر در جداول درسی دوره‌ها و رشته‌های تحصیلی، حدود شش ساعت آموزشی در هفته(حداقل دو ساعت در ابتدایی و سه ساعت در راهنمایی و متوسطه معارف)، شایستگی‌ها و مهارت‌های تکمیلی قرآنی را فرا می‌گیرند و پس از فارغ‌التحصیلی، گواهی‌نامه قرآنی دریافت می‌کنند. مدارس آموزش قرآنی 31- مدارس کپری/tent schools: نوعی از مدارس ثابت ساخته شده که عموماً سقف آن از حصیر یا مصالح محلی و دیوار آن بر پایه گلی استوار است. مدارس غیر استاندارد 32- مدارس ماندگار/perduring schools: مدارس یا واحدهای آموزشی قدیمی با بنای تاریخی، حداقل پنجاه ساله و دارای استحکام کافی که طی فرآیند مشخص و مطابق معیارها و ضوابط خاص با تأیید شورای عالی آموزش و پرورش، به عنوان مدارس ماندگار شناخته شده و به صورت هیأت امنایی اداره می‌شود. 33- مدارس متوسطه/secondary؛ high schools: دبیرستان 34- مدارس مرجع/reference schools: نزدیک مدرسه استثنایی به مدرسه ضمیمه استثنایی در آموزشگاه عادی که وظیفه نظارت بر ارائه خدمات تخصصی آموزشی، پرورشی و توانبخشی آن کلاس را به عهده دارد. 35- مدارس مستقل/independent schools: مدارسی که تمام کلاس‌های دایر آن فقط مربوط به یک دوره تحصیلی است و از نظر ضوابط و تشکیلات مدرسه، با مسئولیت یک مدیر یا معاون آموزگار اداره می‌شود. 36- مدارس معین/auxiliary schools: مدارس استثنایی که علاوه بر وظایف معمول، وظیفه هماهنگی، نظارت و پشتیبانی از فعالیت‌های آموزشی، پرورشی و توانبخشی دانش‌آموزان استثنایی تحت پوشش آموزش‌های تلفیقی ـ فراگیر را بر عهده دارند. مدارس کمکی، یاری‌گر، یاری دهنده 37- مدارس ملی/national schools: مدارسی که هزینه شخص یا اشخاصی را می‌پردازند و در مقابل تعلیم، از دانش‌آموزان یا دانشجویان، پول دریافت می‌کنند. 38- مدارس میانه/middle schools: آن دسته از مراکز آموزشی بین آموزش ابتدایی و متوسطه که دانش‌آموزان پس از پایان دوره ابتدایی در آن ثبت‌نام و تحصیل می‌کنند. این دوره در بعضی از کشورها به نام دوره راهنمایی و در بعضی دیگر، مرحله اول متوسطه شناخته می‌شود. گروه سنی این دوره را بیشتر نوجوانان یازده تا چهارده ساله تشکیل می‌دهند. در اکثر کشورها شناسایی استعدادهای دانش‌آموزان و آمادگی برای ادامه تحصیل در رشته‌های مختلف مورد مطالعه قرار می‌گیرد. مدارس راهنمایی 39- مدارس نمونه/top؛ exemplary schools: مدارسی که طبق آیین‌نامه مصوب شورای عالی آموزش و پرورش، شاگردان مستعدتر و باهوش‌تری را بر اساس ملاک‌های مشخصی از مناطق انتخاب و پذیرش می‌کند. 40- مدارس نمونه دولتی/top governmental schools: مدارس یا واحدهای آموزشی و پرورشی دوره‌های راهنمایی تحصیلی و متوسطه که، به منظور ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی با اولویت مناطق کمتر برخوردار، تأسیس و با گزینش دانش‌آموزان مستعد و علاقه‌مند از طریق آزمون و بهره‌گیری از معلمان کارآمد و مجرب و تأمین امکانات مناسب، زمینه ارتقای آموزشی و پرورشی آنان را فراهم می‌آورد و بسته به مراتب جمعیت و سطح علمی، تعداد متفاوتی از دانش‌آموزان را پذیرش می‌کند و جزو مدارس خاص به حساب می‌آید. 41- مدارس نمونه مردمی/exemplary؛ top public schools: آن دسته از آموزشگاه‌ها و مدارس وابسته به آموزش و پرورش که با استفاده از کمک‌ها و مشارکت‌های مردمی، با فراهم کردن امکانات و تجهیزات مناسب‌تر و با هدف ارائه خدمات آموزشی و پرورشی بهتر به دانش‌آموزان مستعد، تأسیس و زیرنظر ادارات آموزش و پرورش، مطابق ضوابط و اساسنامه مربوط فعالیت می‌کند. 42- مدارس وابسته/dependent schools: مدارسی که بر اساس مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش، توسط سایر وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مراکز دولتی و نهادهای عمومی تأسیس و اداره می‌شود. مدارس مرتبط یا منسوب به سایر سازمان‌ها و نهادها 43- مدارس ورزش/sport schools: مدارسی که در آن دانش‌آموزان مستعد و علاقه‌مند به ورزش، علاوه بر برنامه رسمی دوره‌های مختلف تحصیلی، یک رشته یا مهارت ورزشی را نیز انتخاب و طبق ضوابط و مقررات لازم آن را فرا می‌گیرند. 44- مدارس هوشمند/smart schools: مدارسی که به منظور بهبود و ارتقای کیفیت نظام آموزشی، تسریع فرایند تعلیم و تربیت، به صورت کاملاً نظام یافته، با بهره‌گیری هوشمندانه از پژوهش، نهاد رسانه، کلیه فرایندها، اعم از مدیریت، نظارت، کنترل، آموزش، منابع آموزشی و کمک آموزشی، ارزشیابی، اسناد، امور دفتری و ارتباطات و مبتنی بر(فاوا) طراحی شده است. در واقع مدرسه هوشمند، مدرسه فیزیکی است که کنترل و مدیریت آن، مبتنی بر فناوری رایانه و شبکه انجام می‌گیرد، محتوای اکثر دروس آن الکترونیکی و نظام ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است. در چنین مدرسه‌ای یک دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت برای موضوعات اصلی، منابع و قابلیت‌های خود را توسعه و تغییر می‌دهد و به مسئولان مدرسه اجازه می‌دهد تا با توجه به تغییرات به وجود آمده و افزایش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، آنها را برای کسب اطلاعات جدید آماده کنند؛ در اینگونه مدارس که امکان اطلاع‌رسانی صوتی و تصویری، ارتباط با مربیان، ارائه انتقادها و پیشنهادها، پرسش و پاسخ و سایر موارد ضروری وجود دارد، سیستم بر روی کامپیوتر مرکزی مدرسه نصب می‌شود و با اتصال به تعدادی از خطوط تلفن، در طول شبانه‌روز، امکانی را فراهم می‌آورد تا دانش‌آموزان و اولیای آنان، معلمان و کادر مدرسه در تعامل همیشگی و پویا، برنامه خود را به پیش‌ برند، لذا می‌توان گفت مدارس هوشمند هیچوقت تعطیل نیست و دانش‌آموز با داشتن یک رایانه در منزل همیشه با مدرسه خود در ارتباط خواهد بود. مدارس مجهز به فاوا 45- مدارس هیأت امنایی/board directed schools: مدارسی که با تأکید بر جلب و توسعه مشارکت‌های مردمی، تقویت نظام مدیریتی و اجرایی مدرسه و ارتقای کیفیت فعالیت‌های آموزشی و تربیتی، با شرایط و ضوابط خاص، به صورت هیأت امنایی اداره می‌شود. 46- مدارس یادگیرنده/learning schools: مدارسی که به صورت سازمان یافته، یادگیری همه اعضایش اعم از کادر مدیریتی، آموزشی، اداری، پشتیبانی، شاگردان و حتی والدین آنان را با مشارکت فعال همه عوامل سهیم و موثر تسهیل می‌کند و خود را به طور مستمر دگرگون و همواره زمینه‌های یادگیری فزون‌تر در ایجاد کسب و انتقال دانش و مهارت و اصلاح رفتار، را فراهم می‌سازد. سازمان یادگیرنده 47- مدارس یک‌نوبته/single shift schools: مدارسی که تمام کلاس‌های دایر آن فقط مربوط به یک دوره تحصیلی است و از نظر ضوابط و تشکیلات مدرسه، با مسئولیت یک مدیر یا معاون آموزگار، اداره می‌شود.   خبرگزاری فارس ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 23 Nov 2016 13:37:30 GMT http://migna.ir/vdcji8et.uqehvzsffu.html جای خالی نشاط در کوله‌های دانش‌آموزی http://migna.ir/vdcftydm.w6d1cagiiw.html پیشتر حرف از کمبود مدرسه بود، از مدارس سه شیفته و چهار شیفته، از کمبود شدید معلم و از تنگنای گلوگیر امکانات در مدارس؛ حالا هم گرچه اوضاع بهتر شده، مدارس نوساز به همه جا سرک کشیده و معلمان تازه نفس در مویرگ‌های کشور تزریق شده ولی باز هم حرف از کمبود است، حتی در جلسه علنی مجلس که وزیر جدید آموزش و پرورش سعی می‌کرد از نمایندگان خانه ملت رای اعتماد بگیرد. دانش آشتیانی البته فقط همان حرف‌های وزرای قبلی را تکرار می‌کرد وقتی که گفت وزارتخانه‌ای که قصد کرده در بالاترین کرسی‌اش بنشیند مثل یک موزه مقدس دست‌نخورده باقی مانده وهرکسی که آمده فقط گوشه و کنارآن را کم و زیاد کرده است. او این را هم گفت که از بودجه‌ای که سالانه به آموزش و پرورش می‌رسد5 /98 درصدش صرف حقوق پرسنلی می‌شود و 5/1 درصد باقیمانده‌اش که امسال 400 میلیارد تومان است می‌ماند برای هزار و یک کارنکرده در نظام آموزشی از جمله برای کیفیت بخشی به سیستم تعلیم و تربیت. تصویری که او ازآموزش و پرورش در ذهن همگان ساخت گرچه تازگی نداشت اما ساختاری سنتی و پرمشکل است که بیش از همه دانش‌آموزان را تحت تاثیر قرارمی دهد، کودکان و نوجوانان و جوانانی که آمده‌اند درخانه دوم درس زندگی بگیرند و امروز روز آنهاست. حرف بچه‌ها را نمی‌شنویم مدرسه در تسخیر بزرگ‌ترهاست، آنها فرمان می‌دهند و اطاعت می‌خواهند؛ خانه هم در تسخیر بزرگ‌ترهاست که بازهم فرمان می‌دهند و مشتاق اطاعت‌اند. این گونه خانه و مدرسه جای تنگی برای بچه‌ها می‌شود، دو فضا که حرف دانش‌آموز را نمی‌شنوند و اگر می‌شنوند با سانسور و یکی درمیان. امین رضا لطفعلی‌زاده، قائم‌مقام اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان که مراوده‌اش با دانش‌آموزان همیشگی است، اما می‌گوید این شنیده نشدن‌ها و این نیازهای پاسخ داده نشده بالاخره یک روز از جایی سر باز می‌کند، به تعبیرش، روزی درشرایطی بد و زمان و موقعیتی نامناسب. او می‌گوید نیازبچه‌ها فقط درس خواندن نیست، بلکه حرف زدن درباره آنچه می‌خواهند و دوست دارند در کنار تخلیه هیجانات و انرژی انباشته درونشان، اصلا آماده شدنشان برای زندگی، نیاز اصلی آنهاست که شوربختانه در خانه و مدرسه نادیده گرفته می‌شود. حرف‌های او حرف‌های ابراهیم سحرخیز، کارشناس آموزش و پرورش هم هست هرچند با ادبیاتی متفاوت. او لزوم برقراری جدی خدمات مشاوره را به میان می‌کشد البته نه تنها مشاوره‌های تحصیلی که مشاوره‌های تربیتی، آن هم از دوره ابتدایی که سال‌های سرنوشت ساززندگی است. به گفته او در این مشاوره هاست که سفره دل دانش‌آموزان باز می‌شود و حرف‌هایشان شنیده و اینچنین است که احساسات منفی و مثبت انباشته در آنها تخلیه می‌شود. اما چون کم گوش‌شنوا و دستی یاری‌رسان پیدا می‌شود، دانش‌آموزان ما تنها مانده‌اند با دنیایی از پرسش‌های ریز و درشت و چند راهه‌های ناشناخته و سرهایی که این روزها بیشتر از همیشه روی صفحه گوشی‌های تلفن همراه هوشمند خم شده است. لطفعلی‌زاده به همین علت است که می‌گوید چه درخانه و چه در مدرسه اثرات زندگی مدرن برنیازهای دانش‌آموزان مغفول مانده و در روش‌های سلبی تنها سعی شده تا نوجوانان و جوانان از تکنولوژی‌ها دور نگه داشته شوند. وقتی سحرخیز نیز اضافه می‌کند که در مدارس همواره به علت مشکلات بودجه‌ای، برنامه‌های پرورشی ازجمله ورزش‌های مدرسه‌ای و قهرمانی مهجورمانده، تنها نتیجه‌ای که می‌شود گرفت پهن شدن سایه کسالت بر سر دانش‌آموزان در طول دوران تحصیل است، وضعیتی مشکل‌ساز که انگیزه‌ها را ضعیف می‌کند، علاقه‌ها را می‌کشد و تصویر مدرسه در ذهن‌ها را خط خطی می‌کند .  تقویت گروه‌های دوستانه نسخه‌ای کارساز کودکان می‌دوند، زمین می‌خورند، تنقلات می‌خورند، دست گردن هم می‌اندازند و قدم می‌زنند، نوجوانان توپی شوت می‌کنند، طنابی می‌زنند، در صف بوفه از سر و کول هم بالا می‌روند، دبیرستانی‌ها جمع‌های چند نفره راه می‌اندازند، سر درگوش هم نجوا می‌کنند، قرار و مدارهای خارج مدرسه‌ای می‌گذارند و در شبکه‌های مجازی گروه راه می‌اندازند تا با این جست‌وخیزها و تلاش‌ها نیاز به بودنشان با هم سن و سال‌های خود را که حرفشان را می‌فهمند و دنیایی مشابه دارند ارضا کنند. مدرسه می‌توانست جای خوبی برای تشکیل گروه‌های دوستانه بی‌خطر باشد، به قول لطفعلی‌زاده جایی برای تشکیل گروه‌های امن برای نشان دادن توانمندی‌های دانش‌آموزان و پاسخ به نیازهایی که در دل و جان هر نوجوان و جوان بیتوته کرده است. اما مدرسه تا به حال به این گروه‌های دوستانه بی‌خطر بها نداده و از انرژی‌ای مولد و کارسازی که در وجود دانش‌آموزان انباشته شده استفاده نکرده است. حتی به تعبیر ابراهیم سحرخیز اگر شورا، انجمن یا تشکل دانش‌آموزی هم تشکیل شده، برنامه‌ریزی شده و آینده‌نگر نبوده و نتوانسته از ظرفیت عظیم دانش‌آموزی برای پیشبرد مقاصد آموزشی و تربیتی استفاده کند. به همین دلایل است که می‌گوییم نیازهای دانش‌آموزان بر زمین مانده و مشکلاتشان که فقط درسی و آموزشی نیست درمان نشده، درحالی که اگر دانش‌آموزان ساماندهی شوند، باور کنند که در اداره امور مدرسه نقش دارند و به عنوان یک عنصر مسئولیت‌پذیر از آنها توقع می‌رود، رفتارشان بهتر از آن چیزی خواهد بود که هست. مدرسه کم داریم، هنوز مدارس دو شیفته آزارمان می‌دهد، همچنان کلاس‌های کپری روی زمین علم است، آموزش‌هایمان مخزنی است و متکی بر نمره و محفوظات، اقتصاد آموزش و پرورش‌مان ورشکسته است و کل این تشکیلات دچار خمودگی و فرسودگی است؛ همه اینها درست، ولی اگر فقط می‌توانستیم شور و نشاط را به مدرسه بیاوریم و افسردگی را از 13 میلیون دانش‌آموز دور کنیم کنار آمدن با مشکلات ظاهری و فیزیکی آسان‌تر بود . تحصیل با لذت، گمشده نظام آموزشی فاطمه قربان معاون پیشین وزیر آموزش و پرورش تعلیم و تربیت مناسب برای هر کشور فرصتی مغتنم است برای توجه به این حیطه در سیاست‌های حاکمیتی اغلب کشورهای جهان که جایگاه مخصوصی دارد. در کشور ما ولی از سال‌های دور تاکنون کیفیت بخشی به نظام آموزشی اولویت اصلی دولت‌ها نبوده و در نتیجه سیستم آموزشی ما دچار مشکلات ساختاری است، ازجمله این که مدارس فقط شکل و شمایل آموزشی دارند و از برنامه‌های پرورشی فاصله گرفته‌اند. طبیعی است در این فضا به روحیات و احساسات دانش‌آموزان کم‌توجهی می‌شود و آنها فقط برای یادگیری علوم و انباشتن محفوظات آماده می‌شوند. براساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مدرسه باید مکانی برای احساس لذت باشد، جایی که دانش‌آموزان با رغبت یاد می‌گیرند و تجربه می‌کنند نه مثل امروزکه مدرسه جایی است برای طرح مباحث خشک و بی‌انعطاف. همین است که دانش‌آموزان اندکی پس از شروع سال تحصیلی دچار روزمرگی می‌شوند، چون دریافته‌اند مدرسه جایی برای تحقق آرزوها و پاسخ به امیال آنها نیست. این مهم‌ترین مشکل و رفع آن مهم‌ترین نیاز دانش‌آموزان است که اگر برطرف نشود بهداشت روانی نوجوانان و جوانان ما را به مخاطره می‌اندازد. مریم خباز- جام جم ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 21 Nov 2016 04:55:40 GMT http://migna.ir/vdcftydm.w6d1cagiiw.html ضربه کمبود مشاور به سلامت روان دانش‌آموزان http://migna.ir/vdcdxz0s.yt0nz6a22y.html ميگنا: مشکلات روانی و رفتاری دانش‌آموزان به شکل‌های مختلف ظاهر می‌شود. برخی از آنان دچار افت تحصیلی می‌شوند، برخی دیگر از نظر اجتماعی منزوی و گوشه‌گیر می‌شوند، عده‌ای اعتماد به نفس ضعیفی دارند، برخی هم در برقراری ارتباط با همسالان و اطرافیان مشکل دارند، قلدری و نافرمانی می‌کنند و به قوانین و مقررات جامعه پایبند نیستند. بسیاری از دانش‌آموزان که عملکرد درسی ضعیفی دارند از مشکلاتی همچون نداشتن هدف و انگیزه، اعتماد به نفس پایین و اضطراب امتحان رنج می‌برند یا با روش‌های صحیح مطالعه و اصول برنامه‌ریزی آشنا نیستند یا غیبت‌های بی‌دلیل دارند و در کلاس درس تمرکز ندارند، بیقراری می‌کنند و در جمع حاضر نمی‌شوند و در نتیجه، این آشفتگی ذهنی‌شان را با افت تحصیلی نشان می‌دهند. در کنار این مشکلات، مسائلی وجود دارد که بیش از هر چیز ذهن مسئولان مدارس را به خود مشغول کرده، مشکلاتی ازجمله استفاده کم از کتابخانه و نداشتن مطالعات غیردرسی، گذراندن اوقات فراغت به پوچی و بیهودگی، تعارض شدید با والدین، داشتن باورهای غیرمنطقی، اضطراب ناشی از ورود به دانشگاه، ناتوانی در ابراز وجود، کم‌تحرکی و ورزش نکردن، بی‌حوصلگی، ناسازگاری در محیط آموزشگاه، بی‌انضباطی، بی‌توجهی به درس و تکلیف و معلم، نداشتن خلاقیت، ناآگاهی از استعداد و توانایی‌های خود، عادات غذایی نامناسب، نمره گرایی، اختلال در خواب و دیر خوابیدن، وابستگی، بی‌دقتی و حواس‌پرتی، توقع زیاد و بیجا و بحران هویت. با این حال اما بعضی مسائل ومشکلات دانش‌آموزان دامنه‌ای وسیع‌تر از آنچه گفته شد دارد، مثل اعتیاد و سوءمصرف مواد. طبق آماری که مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام کرده‌اند در سال‌های 91-89 میزان رشد شیوع اعتیاد میان افراد زیر 18 سال صددرصد بوده و حتی بیش از 60 درصد افرادی که مواد مخدر مصرف می‌کنند، شروع مصرفشان از دوره دانش‌آموزی بوده است. به فهرست این مشکلات باید خطر شیوع ایدز در دانش‌آموزان از راه جنسی و استفاده نامناسب از رایانه، تلفن همراه و تبلت را نیز اضافه کرد که شبیخون فرهنگی را دامن زده است. در این وضع واضح است که هر دانش‌آموزی در معرض رفتارهای پرخطر و آسیب‌های جدی روحی، روانی، رفتاری، اخلاقی و اجتماعی قرار دارد و اگر پیشگیری‌ها، آموزش‌ها و درمان‌های بموقع از سوی افراد متخصص ارائه نشود و دانش‌آموزان هدایت و مشاوره نشوند صدمات جبران‌ناپذیری بر فرد، خانواده و اجتماع وارد می‌شود. بنابراین دانش‌آموزانی از سلامت روانی برخوردار هستند که اولا خود را فردی ارزشمند و قابل احترام بدانند و به توانایی‌های خود اطمینان داشته باشند و در مرحله بعد بتوانند بدون دغدغه خاطر با واقعیات زندگی مواجه شوند و سوم آن که با آرامش خیال، احساس امنیت و با شوق و امید زندگی کنند. اما دانش‌آموزی که با بحران یا مشکل روانی مواجه است توانایی ایستادگی در برابر فشارهای وارده را ندارد و در حل مشکلات به شیوه منطقی و سنجیده ناتوان است و بدیهی است برای حل مشکل و برقراری تعادل مجدد به مشاوره نیاز دارد. مشاوران از عوامل مـؤثر تأمین بهداشت روانی دانش‌آموزان در مدارس هستند. آنها می‌توانند محدودیت‌های روانی ـ فیزیکی دانش‌آموزان را شناسایی کنند، میان دانش‌آموزان و پدر و مادرشان رابطه‌ای صحیح برقرار کنند، روش‌های حل مساله و تصمیم‌گیری را به آنها بیاموزند، به همکاری‌های اجتماعی تشویق‌ و کاری کنند تا دانش‌آموز با محیط خانه و مدرسه منطبق شده و به فردی درسخوان و علاقه‌مند به پیشرفت تبدیل شود. در واقع مشاور مدرسه با آگاهی از ارتباط تنگاتنگ با دانش‌آموز، معلمان و والدین، مشکلات تحصیلی با زمینه‌های روانی ـ اجتماعی دانش‌آموزان را شناسایی می‌کند و برای آنها راه‌حل‌های مناسب ارائه می‌دهد. علاوه بر این مشاوران مدارس با شناخت استعداد و علائق دانش‌آموزان در زمینه‌های گوناگون می‌توانند آنان را به رشته‌های تحصیلی مناسب راهنمایی کنند و آنان را در انتخاب رشته مناسب به طور مستقیم و انتخاب شغل در آینده به طور غیرمستقیم یاری دهند. با وجود این نقش سازنده، اما تعداد مشاوران در مدارس کشورمان تناسبی با نیاز دانش‌آموزان ندارد. سال گذشته حدود 13 میلیون دانش‌آموز و 17 هزار مشاور در مدارس حضور داشتند که می‌شود وجود یک مشاور به ازای 764 دانش‌آموز و سهم هر دانش‌آموز از مشاوره فقط هفت دقیقه در ماه. به عبارت دیگر اگر فرض کنیم هر مدرسه 150 دانش‌آموز دارد هر مشاور باید به پنج مدرسه خدمات ارائه دهد و ناگفته پیداست که در این وضع آنها فقط می‌توانند به تشکیل پرونده و پاسخگویی به بخشنامه‌ها و امور اداری مشغول شوند و اگر فرصتی باقی بماند احوالپرسی و سلام علیکی با دانش‌آموزان داشته باشند. به همین علت است که کارشناسان نسبت به تبعات و آسیب‌های ناشی از کاستی‌های مشاوره و راهنمایی در مدارس هشدار می‌دهند و خواستار توجه و رسیدگی مسئولان هستند. باید پذیرفت وجود راهنمایی و مشاوره با آینده تک‌تک دانش‌آموزان، فرزندان ملت و حتی خود مسئولان گره خورده است و نبود یا کمبود مشاور در مدارس موضوعی نیست که بشود با ساده‌انگاری از کنارش گذشت. امروزه مدرسه‌ای که مشاور ندارد این پیام را منتقل می‌کند که برای آینده تحصیلی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی ندارد و دانش‌آموزان این مدارس کسی را ندارند که در مسیر تحصیل و زندگی یار و یاور و راهنمایشان باشد. در خانه هم با توجه به اشتغال والدین در خارج از منزل امکان یاری رساندن به فرزندان و برقراری رابطه مطلوب به حداقل کاهش یافته است. بنابراین احساس تنهایی و فریاد هل من ناصر ینصرنی دانش‌آموزان در این دنیای پرهیاهو و با این کمبود مشاور در مدارس ره به جایی نمی‌برد مگر این که مسئولان آموزش و پرورش خود فریاد دادرسی سردهند و برای جذب دانش‌آموختگان توانمند و خلاق و با استعداد ولی بیکار رشته‌های مشاوره و روان‌شناسی برنامه جامعی ارائه دهند. -- دکتر الیاس بیگدلی .مشاور جام جم ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 05 Nov 2016 04:50:51 GMT http://migna.ir/vdcdxz0s.yt0nz6a22y.html بهترین سیستم های آموزشی دنیا چگونه اند؟ http://migna.ir/vdcewf8x.jh8vni9bbj.html میگنا: کشورهای مختلف ساز و کارها و شیوه های متفاوتی را برای آماده سازی دانش آموزان برای ورود به دنیای واقعی در نظر می گیرند. یکی مثل ژاپن راه و رسم زندگی و کار و احترام به والدین را در مدارس به کودکانش آموزش می دهد و دیگری مانند آمریکا دختربچه ها را برای موفقیت در مسابقات زیبایی آماده می کند. در گوشه و کنار دنیا سیستم های آموزشی خاص و نوآورانه ای وجود دارد که تجربه متفاوتی را از تحصیل در مدارس برای کودکان و نوجوانان رقم می زند.   فنلاند؛ یادگیری فارغ از استرس امتحان و نمره سیستم آموزشی فنلاند بارها به عنوان بهترین سیستم آموزشی دنیا انتخاب شده است و دانش آموزان فنلاندی اغلب در زمینه های علمی و فرهنگی سرآمد هستند. این مسئله حاصل اصلاحاتی اساسی است که حدود 40 سال پیش در مدارس این کشور اتفاق افتاد. در حالی که اکثر کشورهای دنیا محوریت خود را روی ارزیابی دانش آموزان از طریق آزمون های مداوم قرار داده اند، دانش آموزان فنلاندی 40 سال است که از استرس امتحان و نمره رها شده اند. سیستم آموزش و پرورش فنلاند صددرصد دولتی است و در قیاس با آمریکا، 30 درصد کمتر برای هر دانش آموز هزینه می کند اما مدل آموزشی متفاوت و کارآمدی را طراحی کرده که با کمترین هزینه، به بهترین نتیجه می رسد. آموزش رسمی برای کودکان فنلاندی از هفت سالگی شروع می شود؛ این در حالی است که در اکثر کشورها کودکان تحت عنوان پیش دبستانی یا غیره از پنج سالگی به مدرسه فرستاده می شوند. فنلاندی ها تا به 10 سالگی پا نگذارند، هیچ مشق شب یا امتحانی را تجربه نمی کنند و در شش سال اول، اصلا مورد ارزیابی قرار نمی گیرند. این فقدان رقابت و فشار آکادمیک به کودکان اجازه شکوفایی داده و یاد گرفتن را به آنها آموزش می دهد. دانش آموزان فنلاندی به جای این که نگران قبول شدن در امتحان ها باشند، فرصتی برای بروز استعدادهای شان پیدا می کنند. تنها آزمون اجباری کودکان فنلاندی در سن 16 سالگی و بعد از پایان دبیرستان از آنها گرفته می شود که چیزی شبیه به کنکور خودمان است، البته نه با این ساز و کار استرس زا و آسیب رسان. فنلاند از نظر سطح علمی دانش آموزان یک دست ترین دانش آموزان دنیا را دارد. کلاس ها به شکلی دسته بندی شده که دانش آموزان با استعدادتر دائما با کم استعدادترها در تعامل باشند و توانایی های خود را به آنها منتقل کنند. مسئله بعدی، کم تعداد بودن کلاس های آموزشی فنلاند است. هر کلاسی حداکثر 16 دانش آموز دارد و همه آنها می توانند به آسانی از امکانات آموزشی مدارس بهره مند شوند. مجموع این عوامل کنار هم باعث شده که 66 درصد از فارغ التحصیلان دبیرستان های فنلاند به دانشگاه بروند که این بالاترین نرخ ورود به دانشگاه در اروپاست. انگلیس و کانادا؛ چرت صبحگاهی آزاد است! شاید باور نکنید که در بعضی از مدارس دنیا بچه ها می توانند بدون استرس صبح زود بیدار شدن، تا هر ساعتی که دل شان خواست در رختخواب بمانند. چند وقت پیش یک مدرسه در لندن پیدا شد که به نوجوان ها اجازه می داد دیرتر به مدرسه بیایند. این سیاست گذاری خاص بر مبنای پژوهشی بود که نشان می داد اگر نوجوانان فقط 25 دقیقه دیرتر به مدرسه بیایند، هشیاری و گیرایی و تمرکزشان تا حد قابل توجهی بالاتر می رود و دیگر نیازی نیست خودشان را به زور قهوه و کافئین سرپا نگه دارند.   به همین دلیل آکادمی UCL در لندن ساعت شروع کلاس هایش را به 10 صبح تغییر داد. گردانندگان این آکادمی تاکید داشتند که یکی دو ساعت اضافه تر در رختخواب ماندن، یک عادت لاکچری نیست بلکه یک ضرورت است. البته این اولین باری نبود که یک مدرسه زمان شروع کلاس هایش را به تعویق می انداخت؛ قبل از این هم در سال 2009 یک مدرسه کانادایی به تین ایجرهای خوش خواب اجازه داد ساعت یازده و نیم به مدرسه بیایند. به گفته مدیر این مدرسه، در نتیجه این سیاست، دانش آموزان وقت شناس تر شدند و حضور مرتب تری سر کلاس های درس داشتند. همچنین این دانش آموزان به شرکت در بحث ها علاقه بیشتری نشان دادند و درس ها هم سریع تر پیش می رفت. مدرسه دیگری در کانادا هم بعد از اجرای این برنامه شاهد یک تغییر باور نکردنی بود؛ آمار غیبت های دانش آموزان به یک سوم کاهش پیدا کرد. هر چند این مسئله هنوز به یک سبک مرسوم در کانادا یا انگلستان تبدیل نشده اما در تعدادی از مدارس این دو کشور پیاده شده و نتایج مطلوبی هم گرفته است. چین؛ ریاضی می خوانم، پس هستم! درس ریاضیات در انگلستان یکی از منفورترین درس ها در همه پایه های تحصیلی است اما دانش آ»وزان چینی درست برعکس انگلیسی ها هستند و اتفاقا به مهارت های شان در علم ریاضیات شهرت پیدا کرده اند. دلیل این تفاوت به توقعات فرهنگی چینی ها بر می گردد که بر نگرش آنها نه فقط نسبت به ریاضیات، بلکه به کل فرآیند آموزش تاثیر گذاشته است. به عنوان مثال، اعمال سیاست تک فرزندی باعث شده که توقع والدین از فرزندان شان بالاتر برود و انتظار داشته باشند فرزندان شان بهترین نتایج را در طول دوران تحصیل شان کسب کنند. ریاضیات هم یکی از مهم ترین موضوعات آموزشی است و دانش آموزان آنقدر روی این حوزه کار می کنند که از پایه در این زمینه توانمند می شوند. چینی ها برای تدریس ریاضیات متد کاملا متفاوتی دارند. معلم ها مسائل ریاضیات را در قالب مثال ها و کیس ها و سناریوهای جذابی تدریس می کنند. معماهایی را طرح می کنند و کل کلاس به صورت گروهی درگیر حل معماها می شوند. چینی ها فارغ از رشته تحصیلی شان واحدهای مرتبط با ریاضیات را در طول دوران دبیرستان می گذرانند و حدود 15 ساعت در هفته را به یادگیری درس ریاضی در کلاس و خانه اختصاص می دهند. نتیجه این تمرکز، ملتی است که در دنیا به توانایی هایش در علم ریاضیات شهره شده است. هلند و مدارس استیو جابزی هلند جایی است که تکنولوژی قرن بیست و یکمی را به معنای واقعی وارد سیستم آموزشی خود کرده است. این مدل آموزشی «آموزش دوران مدرن» نام دارد و به راه اندازی مدارس آی پدی یا مدارس استیو جابزی در هلند منجر شده است. در این مدارس آی پدها و اپلیکیشن ها به کلی جایگزین کتاب ها و تخته سیاه ها می شوند. این مدارس ادعا می کنند در آماده سازی دانش آموزان برای رویارویی با دنیای مدرن، بهترین هستند.   در اکثر مدارس دنیا همراه داشتن تلفن همراه سر کلاس های درس ممنوع است اما در مدارس استیو جابزی یک لحظه هم لازم نیست آی پدتان را از خودتان جدا کنید. از آنجا که هر دانش آموزی آی پد خودش را دارد، انگار از یک معلم خصوصی بهره می گیرد. این مدارس از تقسیم بندی های سنی سنتی هم تبعیت نمی کنند و دانش آموزان را به دو گروه سنی 4 تا 7 سال و 8 تا 12 سال تقسیم کرده اند. دانش آموزان مدارس استیو جابزی هم در کلاس های واقعی حضور دارند و هم در کلاس های مجازی. در چنین مدارسی معلم ها به جای این که جلوی کلاس بایستند و درس بدهند، نقش مربیانی را بازی می کنند که کودکان را در مسیر یادگیری شان هدایت می کنند. والدین هم می توانند از طریق یک اپ فعالیت فرزندانشان را کنترل کنند که البته این بخش قضیه ممکن است برای بعضی ها خوشایند نباشد. ساعت های درسی در این مدارس شناور است و حتی می تواند در تعطیلات هم ادامه پیدا کند. ادغام کارمندی و دانش آ»وزی در استودیو اسکول های انگلیسی چند سالی است در انگلستان نسل جدیدی از مدارس به نام استودیو اسکول یا مدارس استودیویی به وجود آمده است که کار و تحصیل را با هم در می آمیزد. این مدارس دولتی هستند، اما از ساختارهای سنتی آموزش فاصله گرفته اند و بر خلاقیت و آموزش مهارت های زندگی تمرکز کرده اند. دانش آ»وزان در این مدارس به جای نشستن روی نیمکت های کلاس و گوش دادن به معلم شان، در گروه های کوچک روی پروژه های عملی کار می کنند. فضای این مدارس طوری طراحی شده که حس محیط کار را به دانش آموزان القا کند. اسباب و ادوات کاری در استودیو اسکول ها کنار ابزارهای سنتی مدارس قرار گرفته اند. این سیستم آموزشی جدید طوری طراحی شده که دانش آموزان را برای زندگی واقعی خارج از کلاس های درسی آماده کند. مدرسه پابرهنه ها «مدرسه پابرهنه ها» یک سازمان جهانی است که در زمینه فراهم کردن امکانات آموزشی برای مناطق فقیرنشین واقع در توسعه نیافته ترین کشورهای دنیا فعالیت می کند. کلاس های برگزار شده توسط این سازمان بعدازظهرها تشکیل می شود تا دانش آموزان بتوانند در طول روز کار کنند. مدرس ها از میان خود روستاییان انتخاب می شوند و منتخب ها بعد از گذراندن دوره های لازم، مشغول به تدریس می شوند.     آنچه کار این مدارس را نوآورانه جلوه می دهد، باور آنها به دانش غریزی است که در وجود روستانشینان محروم وجود دارد. از نظر گردانندگان این مدارس، سواد را می توان در مدارس آموخت، اما تحصیلات از خانواده، سنت ها، فرهنگ، محیط زندگی و تجربیات شخصی نشأت می گیرد. در نتیجه در این مدارس هر فردی به عنوان منبع دانش در نظر گرفته می شود، چه دانش آ»وز باشد، چه معلم، چه با سواد و چه بی سواد. این مدارس شاید مدارک معتبری را به فارغ التحصیلانش اهدا نکند اما به افراد این امکان را می دهد که در فرآیندی کاربردی، مهارت های فردی شان را ارتقا دهند. عجایب 16 گانه سیستم های آموزشی دنیا سیستم های آموزشی مدارس در هر یک از کشورهای دنیا سر و شکل متفاوتی را به خود می گیرد و این تفاوت ها از سن ورود به مدرسه گرفته تا طول ساعات درسی و سرفصل های آموزشی را شامل می شود اما گاهی تفاوت ها آنقدر حیرت انگیز می شود که باور کردنش سخت به نظر می رسد. در ادامه با چند مورد از عجیب و غریب ترین رسم و رسوم آموزشی دنیا آشنا شوید. * در استرالیا مدارسی هستند که مباحث آموزشی را از طریق سیگنال های رادیویی به دانش آموزان ساکن روستاهای دور افتاده منتقل می کنند. * در هند مدرسه ای به نام سیتی مونتسوری وجود دارد که بزرگترین مدرسه دنیاست و بیش از 32 هزار دانش آموز دارد. * چین کشوری است که بچه ها در آن بیشترین حجم مشق شب را انجام می دهند. نوجوانان شانگهای بیش از 14 ساعت در هفته را صرف انجام تکالیف خانگی شان می کنند. * کودکان پاکستانی به آموزش رایگان دسترسی ندارند و آ»وزش اجباری فقط برای سنین 5 تا 9 سال است. * فرانسه کوتاه ترین سال آموزشی و بلندترین روزهای تحصیلی را دارد. * کودکان کانادایی اغلب سرفصل های درسی شان را به دو زبان انگلیسی و فرانسه یاد می گیرند. * در برزیل ناهار وعده بسیار مهمی است؛ بنابراین همه مدارس ساعت هفت شروع می شود تا کودکان حتما ناهار را در خانه و با خانواده شان بخورند.   * قدیمی ترین مدرسه شبانه روزی دنیا در انگلستان وجود دارد و در سال 1567 تاسیس شده است. * دانش آموزان روسی تحت هر شرایطی مدرسه را در روزی به نام «روز دانش» در اول سپتامبر آغاز می کنند حتی اگر این روز آخر هفته یا تعطیل باشد. * کودکان کنیایی مجبور نیستند به مدرسه بروند اما اغلب آنها به میل خودشان این کار را انجام می دهند. * بنگلادش به خاطر سیل های مداوم حدود 100 مدرسه روی قایق دارد. این مدارس به اینترنت و کتابخانه مجهز هستند و از انرژی خورشیدی استفاده می کنند. * یکی از سرفصل های آموزشی در مدارس ایسلندی، آموزش گره زدن طناب است. * تعداد کامپیوترهای موجود در کشور غنا آنقدر کم است که کامپیوترها به صورت نوبتی در مدارس جابجا می شوند. * مرتفع ترین مدرسه دنیا مدرسه ای در تبت است که در ارتفاع 5373 متری از سطح دریا قرار گرفته است. * تعداد زیادی از مدارس آلمانی همچنان نام حامیان نازیسم در جنگ جهانی دوم را به خود گرفته اند. * در آمریکا مدارسی وجود دارد که به کودکان زبان الویش یا زبان کارکترهای «ارباب حلقه ها» را آموزش می دهد.- هفته نامه چلچراغ ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 13 Oct 2016 13:15:27 GMT http://migna.ir/vdcewf8x.jh8vni9bbj.html سه رکن اساسی آموزش و پرورش http://migna.ir/vdccpsq1.2bq4e8laa2.html آموزش و پرورش سه رکن اساسی دارد: خانواده،مدرسه و اجتماع. در جامعه ای که سازندگی انسان در آن مطرح است رابطه این سه رکن نزدیک است و در همکاری مداوم با هم قرار دارند. خود را جدا از یکدیگر نمی دانند. درهای مدرسه به روی اجتماع و به روی خانواده باز است. آموزش در همه لحظات روز و در همه جا انجام می شود. همه بزرگترها نسبت به همه کوچکترها احساس مسئولیت و وظیفه می کنند و در رفتارها و گفتارها و راهنماییها رشد نسل جوان سالم و فعال را مدنظر دارند. جهت اول ما، خانواده بود. ما می گفتیم خانواده یک دژ است و مدرسه دژ دیگر. اگر این دو رکن با همکاری یکدیگر محیطی سالم با ارزشهای انسانی متعالی برای تربیت نسل جوان فراهم آورند می توان در برابر زهر محیط ایستادگی کرد. بسیاری از خانواده ها می پذیرفتند و در این زمینه همکاری فراوان می کردند. برنامه زندگی و تحصیل فرزندانشان را متعادل می ساختند. آنها را با سختی و زحمت آشنا می کردند. سرگرمیها را ساده و سالم انتخاب می کردند. خود دوست و همراه فرزندان باقی می مانند، محیط خانواده را از آلودگیها دور نگاه می داشتند. برنامه های رادیویی و تلویزیونی را تا حد امکان درست انتخاب می کردند. فرزندانشان را به درست دیدن و اندیشیدن تشویق می کردند. آنها را به مطالعه منظم و صحیح وامی داشتند. کتاب های مناسب برای فرزندانشان تهیه می کردند و سرگرمیهای آموزشی متناسب در اختیار آنان می گذاشتند. شور و مشورت دائم با ایندسته از خانواده ها در مجموعه کار مدرسه، از طریق شوراها و هیئت پرورشی نیز انجام می گرفت و همواره سازندگی خاصی داشت. جهت دوم ما مدرسه بود. محیط مدرسه در واقع بطور مداوم تصفیه می شد. مدرسه خود یک محیط اجتماعی بود بنابراین می بایست ارزشهای اصیل بر آن حاکم شود. می بایست انسانیت و اخلاق بر کل و جزء مدرسه و روابط افراد در آن حاکم شود. بزرگ و کوچک در جهت آن کار کنند و در تمام نظام مدرسه، در کلاسها، در دروس، در برنامه های داخل و خارج مدرسه، در روابط بین افراد، در اوقات روز، همه جا محیطی سرشار از انسانیت و صفا و پاکی حاکم شود. در این زمینه نیز تا حدود زیادی موفق بودیم، بخصوص که محتوای دروس، برنامه های کتابخانه ها، فعالیتهای گوناگون مجموعه کار ما را از پند آموزی صرف به کار و عمل در جهت هدفهای سودمند کشانده بود. ما نه تنها می بایست خود نمونه مطلوبی از آنچه می گفتیم باشیم بلکه می بایست مسیر رسیدن به ارزشهای والا را نیز صادقانه برای شاگردان مطرح کنیم و نشیب و فرازهای آن را درست نشان دهیم تا بدانند که تنها در اثر تلاش مداوم به آن خواهند رسید. دانش آموزان فهمیده بودند که محیط مدرسه با محیط خارج از آن تفاوت دارد. خواندن ترانه های مبتذل را در مدرسه نمی پسندیدند. آوردن وسایل تجملی به مدرسه را شاگردان خود طی مقرراتی ممنوع کرده بودند. سادگی در لباس، روپوش و سادگی در ظاهر برای دانش آموزان مطلوب بود. حرکات تقلیدی مبتذل را محیط مدرسه قبول نداشت. کسی نمی توانست با مال و منال خانواده اش به همکلاسیها فخر بفروشد، زیرا خریدار نداشت. با کار و علم و عمل، نظر معلم جلب می شد و... جهت سوم ما دانش آموزان بودند. بالا بردن قدرت تشخیص و تمیز آنها هدف بود. ذهن آنها می بایست منتقد و موشکاف بار آید تا بتوانند در مقابل زهر محیط با هشیاری و آگاهی مقابله کنند و خود با اعتقاد لازم راه صحیح را بجویند و بیابند. این کار از نقد داستان، کتاب و نقاشی شروع می شد و به نقد اعمال و رفتارهای گوناگون در محیط مدرسه و اجتماع می رسید. همه بزرگترها در این کار شرکت داشتند ولی بالاخص معلمان کتابخوانی، معلمان هنر و معلمان کلاس تعلیمات دینی بیشتر در این زمینه کار می کردند. معلم کتابخوانی، برای کلاس، کتابهایی از شرح حال بزرگان دین و علم و خادمان بشریت یا داستانهای واقعی از زندگی مردم ایران می خواند و از این طریق معیارهای شخصیت واقعی و یا نمونه هایی از ظلم و ستم را به دانش آموزان ارائه می داد. در کلاسهای بالاتر گاه دعوت از نویسندگان و شعرا و یا والدینی که در رشته های معینی در تلاش بودند به عمل می آمد. این برخوردها به گسترش دید و اندیشه دانش آموزان کمک می کرد. گاه در چنین جلساتی دانش آموزان به گونه ای مستدل و با ذکر نمونه اثر یک نویسنده یا شاعر را به نقد می گرفتند. در کلاسها امکان گرفتن اشتباه معلم، رد نظر او یا به بحث، گذاشتن آن، بحث و تبادل نظر روی موضوعهای مختلف از کارهای رایج بود. - عنوان کتاب: جستجو در راه ها و روش های تربیت نوشته: توران خمارلو (میرهادی) کتاب سوم از تجربه های مدرسه فرهاد نشر دیدار ]]> آموزش و پرورش Mon, 29 Aug 2016 06:11:29 GMT http://migna.ir/vdccpsq1.2bq4e8laa2.html دفاعیات آموزش و پرورش از فارسی‌سازی واژگان «زیست شناسی» http://migna.ir/vdcd5z0s.yt0j96a22y.html ميگنا: دفتر تالیف کتب درسی امسال در اقدامی واژگانی چون فتوسنتز، میتوکندری، اپی گلوت، متابولیسم، سانتروزوم، اگزوسیتوز و پیرنوئید در درس زیست شناسی پایه دهم را معادل سازی فارسی کرده که واکنش‌هایی را به دنبال داشته است. " روزی که واژه‌های فارسی کاسبرگ، گلبرگ، جام‌گل، پرچم، آوند، هاگ و هاگدان و نظایر به جای واژه‌های خارجی سپال، پتال، کالیکس، اِستامِن، وِسِل، اسپور و اسپورانژیوم، پیشنهاد شدند استفاده از آنها برای کسانی که به آن لغات خارجی عادت کرده بودند دشوار بود اما امروز همه بدون کم‌ترین دشواری از آنها استفاده می‌کنند. هشتاد سال قبل این واژه‌ها به همت استادانی مانند شادروان حسین گل‌گلاب ساخته و پیشنهاد شد . امروز نیز اساتیدی باتجربه مانند حسن ابراهیم‌زاده، مرحوم حسن دیانت‌نژاد، محمود کرمی، پروین رستمی، شایسته سپهر،  علی فرازمند،  سارا غروی، وحید نیکنام، ولی‌الله مظفریان، مرتضی عطری و بسیاری استادان دیگر در کارگروه‌های مختلف واژه‌گزینی زیست‌شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با بحث و مشورت در صدها جلسه، در کنار اساتید زبان و ادبیات فارسی و نیز متخصصان زبان شناسی برای واژه های جدیدی که در علم زیست‌شناسی پدید آمده معادل‌های فارسی پیشنهاد کرده‌اند. تعدادی از این واژه ها از امسال در کتاب درسی پایه دهم به کار رفته است. شاید استفاده از این واژه‌ها به جای واژه‌های خارجی که ما به آنها عادت داشته‌ایم، در آغاز کار قدری دشوار باشد، اما این دشواری زودگذر است و ایرانیانی که می‌خواهند زبان فارسی زبان علم شود آن را تحمل خواهند کرد. بیان مفاهیم علمی با استفاده از واژه‌های فارسی به فهم بهتر آن مفاهیم کمک خواهد کرد. البته نباید انتظار داشت که افراد غیرمتخصص نیز بتوانند معنی آن واژه‌ها را دریابند، همان‌طور که در زبان انگلیسی هم مردم عادی معنی اصطلاحات علمی تخصصی را که بسیاری از آنها در زبان‌های یونانی و لاتین ریشه دارند نمی‌دانند. " گروه درسی زیست شناسی دفتر تالیف کتب درسی ضمن تاکید بر مطالب یاد شده، امسال در اقدامی واژگانی چون فتوسنتز، میتوکندری، اپی گلوت، متابولیسم، سانتروزوم، اگزوسیتوز  و پیرنوئید در درس زیست شناسی پایه دهم را معادل سازی فارسی کرده است که واکنش هایی را به دنبال داشت. علت معادل سازی واژگان خارجی در این درس را از مدیرکل دفتر تالیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش جویا شدیم. معتقدیم زبان علم باید زبان فارسی باشد محمود امانی طهرانی در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه ما در مقابل این پرسش که « زبان آموزش در ایران چه باید باشد؟» به این پاسخ  جدی رسیده‌ایم که زبان آموزش، زبان فارسی است اظهار کرد:  باید به این پرسش نیز به روشنی پاسخ داد که « آیا می‌خواهیم زبان علم، زبان فارسی باشد یا خیر؟» و ما معتقدیم زبان علم نیز باید زبان فارسی باشد. وی افزود: زبان زنده پویای توانمند، یک زبان کامل است نه یک زبان ناقص. اگر زبان فارسی ناقص شد و به عنوان مثال در محاورات روزمره از فارسی و در حیطه‌های علمی از زبان بیگانه چون انگلیسی استفاده کردیم، بتدریج جایگاه زبان فارسی تقلیل پیدا می‌کند و محکوم به فنا می‌شود و این اتفاقی است که در پاره‌ای از کشورهای دنیا رخ داده است. مدیرکل دفتر تالیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه معتقدیم زبان فارسی، زبان  بسیار توانمند و پرقدرتی است و روزی زبان دیوانی و رسمی منطقه بزرگی از آسیا بوده است گفت:  تاکید و دلبستگی داریم  زبان فارسی را توانمند نگه داریم و این مسئولیت ملی تمام ایرانیان است که به این مسئله توجه داشته باشند. سه علت واژگان سازی فارسی امانی طهرانی ادامه داد: در راستای این توانمندسازی مبحث واژگان مطرح است. نخستین علت برای واژگان سازی فارسی، فرهنگی و هویتی است. دومین علت، ترجیح آموزشی است. به این معنا که واژگان فرنگی بخودی خود برای فرزندان ما معنادار نیستند. واژه‌ای چون «هومئوستازی» هیچ گونه بار معنایی برای فرد به وجود نمی‌آورد که جایگزین آن «هم ایستایی» است. در زبان انگلیسی «هومئو» یعنی همان و پسوند « ستازی» به معنای وضعیت ثابت و ایستا است، این واژه برای کودک انگلیسی زبان معنادار است. این واژه باید در فارسی به گونه ای معادل سازی شود که ریشه و پسوند آن برای کودک ما معنادار باشد ولو اینکه نیاز به توضیح واژه جدید باشد. وی با بیان اینکه رجحان قانونی و عقلی علت سوم واژگان سازی است گفت: وقتی میخواهیم معادل سازی کنیم عقل حکم می کند نظر برجسته ترین کارشناسان حوزه تخصصی را به کار بگیریم. سازوکار فرهنگستان  این است که از گروههای متخصص در کنار یکدیگر استفاده می‌کند و آنها با توجه به معنای زبان بیگانه در زبان مبداء و همچنین ظرفیت واژگانی فارسی که داریم واژه‌ای را پیشنهاد می‌کنند و بعد آن را برای صاحبنظران حوزه ارسال می‌کنند و از آنها نظرخواهی می کنند. مدیرکل دفتر تالیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: از نظر قانونی نیز مصوبات فرهنگستان با توجه به جایگاه فرهنگستان و دستور رئیس جمهور برای همه دستگاه‌ها لازم الاجراست. چرا واژگان معادل سازی شده  مفهوم قابل هضمی برای دانش آموزان ندارند؟ امانی طهرانی در پاسخ به اینکه بسیاری از این واژگان معادل سازی شده خودشان مفهوم قابل هضمی برای دانش آموزان ندارند گفت: ممکن است پاره‌ای از این واژگان آشنایی و قرابت معنایی در ذهن ایجاد نکنند. نخست آنکه واژگان سطح تخصصی اصولا برای عامه مردم در ابتدای کار آشنا نیستند. به عنوان مثال آیا در ابتدا چه دانش آموز انگلیسی زبان و چه فارس با معنای واژه «میتوکندری» آشناست؟ وی در فضای کتاب درسی با آنها آشنا می‌شود. تمام واژه‌های خارجی در حوزه تخصصی با ارائه توضیحات معنادار می‌شوند. همانطور که در گذشته هم بسیاری واژه‌ها معادل سازی شدند و در گذر زمان چنان جا افتاده‌اند که امروز دیگر کمتر کسی معادل انگلیسی آنها را می‌داند. واژگانی چون  خونگرم و خونسرد،  هاگ و هاگ دار، باشگاه، دانشگاه و دانشکده، زیست شناسی، کاسبرگ، گلبرگ و .. از این جمله هستند. هرچند در همان زمان این معادل سازی مورد انتقاد و مخالفت برخی دانشمندان و کارشناسان بوده اما امروز این واژگان نهادینه شده‌اند. وی افزود: یکی از واژه‌های جدید زیست شناسی «اپیگلوت» است که واژه «بر چاک نای» برای آن انتخاب شده است. اپیگلوت دریچه ای است که ورودی حنجره را می‌پوشاند و از دو بخش «اپی» به معنای بالا و بر و «گلوت» به معنای تشکیل شده است. معادل فارسی اپیگلوت از دو بخش «بر » و «چاک نای» یعنی شکاف بالای نای ساخته شده است و برای دانش آموز ما قابل فهم تر است. زمانی که فرزندان ما با این کلمه و  بن آن آشنایی پیدا کنند هم معنای آن را بهتر درک می‌کنند و زبان فارسی آنها تقویت می‌شود. همچنین واژه‌ای چون «آبکافت» از «هیدرولیز» معنادار تر است. همچنین به جای« اسفنکتر»  معادل «بَنداره» در نظر گرفته شده است، بندار صفت فاعلی از بند آوردن است که با پسوند ‌ "ه " اسم‌ساز ترکیب شده است و به معنی بندآورنده است. در کنکور سراسری و کتاب‌های درسی هر دو واژه خارجی و فارسی درج می‌شوند مدیرکل دفتر تالیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه اگر زبانی واژه سازی نکند می میرد، برخی پرسش‌هایی درباره تکلیف داوطلبان کنکور سراسری برای برخورد با این واژگان گفت: کتاب درسی فعلی مبنای طرح سوالات در کنکور است، اما همانطور که امسال و تا دو سه سال بعد واژه انگلیسی را در پرانتز در کتاب می‌آوریم تا واژه جا بیافتد در کنکور سراسری نیز همینگونه عمل خواهیم کرد. امانی طهرانی با بیان اینکه این تغییرات از امسال شروع نشده است و ما مدت‌هاست این کار را انجام می‌دهیم، البته تعداد واژگان معادل سازی شده در هفتم و هشتم متوسطه اندک بود و احساس نشد اما در  زیست شناسی پایه دهم چون این واژگان پرتعدادتر بودند حساسیتی ایجاد کرد در حالی که این اقدام سابقه قبلی دارد و جالب است تعداد واژگان تولید شده فرهنگستان در بخش زیست شناسی بیشتر و پرتعدادتر است. این واژگان سازی در دروس دیگر از جمله فیزیک و شیمی نیز انجام شده است همانطور که به جای «ممنتو»  از  «تکانه» استفاده می‌شود.   واژگان فارسی بتدریج در کتب دانشگاهی وارد می‌شوند وی درباره کاربرد و ورود این واژگان به آموزش عالی و اینکه آیا دانش آموزان در دانشگاه با مشکل مواجه نخواهند شد؟ گفت: در دانشگاه نیز همینطور است و امروز بسیاری واژگان فارسی وارد کتب دانشگاهی شده اند و به عنوان مثال در کتب دانشگاهی از «بردار » به جای «وکتور» استفاده می‌شود یا از «برآیند» به جای «ریزاستنت» استفاده می‌شود.  این واژگان جدید نیز در دانشگاه جا خواهند افتاد. مدیرکل دفتر تالیف کتب درسی ابتدایی و متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش با اشاره به برخی اعتراض‌های غیرمنطقی گفت: برخی مطرح کرده بودند واژه جدید باید ابتدا جا بیفتد بعد وارد کتاب ها بشوند، در حالی که واژگان علمی بستری جز کتاب درسی ندارند و باید ابتدا در کتاب‌های درسی نهادینه و بعد وارد جامعه شوند. امانی طهرانی ادامه داد: ایراد دیگری که وارد می‌کنند تضعیف دانش آموزان در فراگیری واژه‌های بین‌المللی است، معتقدم این ایراد به جا نیست. تولید واژگان ملی برای زبان مادری در کشورهای مختلف رایج است و حتی در المپیادهای بین‌المللی نیز دانش‌آموزان ما به زبان انگلیسی آزمون نمی دهند و سوالات برای آنها به زبان مادری ترجمه می‌شود. واژگان فارسی لطمه‌ای به توانایی دانش آموزان وارد نمی‌کنند وی ادامه داد: کافی است کتاب‌های درسی قدیمی که در دارالفنون نگه داری می‌شوند را مرور کنید. این کتب  مخلوطی از واژگان ثقیل عربی و فرانسوی بوده و واقعا غیرقابل استفاده اند اما امروز با زحمات انسان های فراوانی چون دکتر حسابی و گل گلاب سبب شده فارسی امروز ما به زبان علم نزدیک و ملموس شوند و باید از این کارها پشتیبانی کنیم. این موضوع بسیار دقیق انجام شده است و توجیهات متعدد علمی و فرهنگی دارد و لطمه‌ای به توانایی فرزندان نمی‌زند و توانمندی آنها را توسعه می‌دهد.       ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 22 Aug 2016 12:12:35 GMT http://migna.ir/vdcd5z0s.yt0j96a22y.html شیوه های آموزش مسئولیت پذیری به نوجوان http://migna.ir/vdcewo8x.jh8fei9bbj.html مسئولیت پذیری از جمله مباحثی است که امروزه نظر بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت، روان شناسی، جامعه شناسی و حقوق را به خود جلب کرده است. همچنین پاره ای از آیات قرآن کریم و روایات از امامان معصوم نیز بر این نکته اشاره دارند که انسان نه تنها در برابر خداوند مسئول است و باید او را از سر خلوص و پاکی پرستش کند بلکه در قبال خویش و جامعه نیز باید مسئولیت هایی را بپذیرد. اگر قبول کنیم که جامعه برای پیشرفت و بهبود بیش از هر چیز به اعضایی نیاز دارد که حس مسئولیت قوی داشته باشند و در انجام وظایفی که بر عهده دارند کوتاهی نکنند لازم است که به پرورش خصیصه ی مسئولیت پذیری در افراد اقدام کنیم. آموزش مسئولیت، نفیس ترین هدیه ای است که می توانیم به فرزندانمان ارزانی داریم. چنین آموزشی آنان را قادر می سازد که از خویشتن مراقبت کنند و در آینده به عنوان بزرگسالانی مسئول وظایف خویش را به عهده بگیرند. مسئولیت چیست؟ واژه مسئولیت از نظر لغوی به معنای توانایی پاسخ دادن و در عرف به مفهوم تصمیم گیری های مناسب و موثر است. از نظر تعلیم و تربیت اسلامی مسئولیت عبارت است از احساس تعهد جهت اجرای دستورات قوانین، مقررات، پند و اندرزهای دینی و رعایت هنجارهای اجتماعی که با قوانین و مقررات دینی و عقل سلیم هماهنگ است. نحوه آموزش مسئولیت پذیری آموزش مسئولیت پذیری باید با هدایت و راهنمایی همراه باشد و به تدریج به آزاد شدن از کنترل والدین منجر شود به گونه ای که: کودک و نوجوان آزادی انتخاب در برخی از حوزه های زندگی را کسب کند. با تصمیم گیری های شخصی، تندرستی خود را در معرض خطر قرار ندهد. مسئولیت و پیامد انتخاب خود را بپذیرد. بتواند مشکلاتی را که در اثر انتخاب نادرست خودش به وجود آمده است، حل کند. اصول پرورش حس مسئولیت پذیری در نوجوانان اصل اول: شناخت نوجوان تمام کسانی که در امر آموزش و پرورش نوجوانان سهیم هستند باید به ویژگی های عقلانی، عاطفی، جسمانی و اجتماعی آن ها آگاه باشند تا بر اساس ویژگی های فوق اقدام به آموزش مسئولیت پذیری در نوجوانان نمایند. اصل دوم: برآوردن نیازهای زیستی و روانی نوجوانان پرورش حس مسئولیت پذیری در نوجوانان اقتضا می کند وضعیتی فراهم شود که در سایه ی آن نیازهای زیستی و روانی آن ها برآورده شود. اصل سوم: پرورش قوای ذهنی نوجوانان برای اینکه نوجوانان بتوانند مسئولیت بپذیرند و به خوبی آن را انجام دهند باید قوای ذهنی و شناختی آن ها شکوفا شود. اصل چهارم: عزت نفس برای تشویق نوجوانان به قبول مسئولیت انجام فعالیت های مختلف، لازم است که به عزت نفس آنها توجه نمود و کرامت و ارزشمندی شخصیت ایشان را حفظ نمود. اصل پنجم: تقویت تقوای الهی تقوای الهی مانع نیرومندی است که انسان را از ارتکاب گناه باز می دارد و مهم ترین عامل برای انجام مسئولیت انسان در برابر خداوند خویش، جامعه و طبیعت می باشد، لذا باید در تقویت تقوای نوجوانان که خدمتگزاران و مسئولان آینده جامعه هستند، کوشید. اصل ششم: تقویت اعتماد به نفس اعتماد به نفس از مهم ترین عوامل جهت انجام مسئولیت انسان نسبت به خویش و جامعه ی بشری است. کسی که از اعتماد به نفس برخوردار است به خوبی می تواند استعدادهای خود را شکوفا ساخته و به پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی روی آورد.نوجوانی که به توانایی های خود پی برده باشد و متکی به قابلیت ها و توانمندی های خویش باشد به آسانی مسئولیت های زندگی اجتماعی را می پذیرد. اصل هفتم: شناخت ارزش های حاکم در جامعه اولیا و مربیان باید نوجوانان را با ارزش های مرسوم جامعه آشنا ساخته تا بر طبق آن ارزش ها، رفتار خویش را شکل دهند. اصل هشتم: نظم و انضباط گاهی نوجوانان به دلیل بی انضباطی یا بی نظمی ممکن است احساس بی کفایتی و بی ارزشی نمایند و اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و سرانجام در انجام مسئولیت خویش موفق نشوند. لذا به منظور پرورش حس مسئولیت پذیری در آن ها باید نظم و انضباط در وجود آن ها تقویت شود. - راهبردهای عملی جهت آموزش مسئولیت پذیری به نوجوانان والدین به نوجوان این فرصت را بدهند که خودش به تنهایی مهارت های تازه ای را فرا بگیرد. جهت ابراز شخصیت نوجوانان به آنها مسئولیت هایی در حد توانایی شان واگذار نمایید. پدران و مادران باید با سپردن مسئولیت های جزئی، نوجوانان را برای زندگی اجتماعی و قبول مسئولیت های بزرگ آماده نمایند. باید به نوجوانان اجازه داد که نظرات و عقایدشان را بیان کنند و هر کجا لازم است دست به انتخاب بزنند. والدین نوجوانان را با نتایج طبیعی و منطقی اعمالشان مواجه سازند که این روش مسئولیت رفتار نوجوان را به عهده خودش می گذارد و به او فرصت می دهد که از حوادث اجتماعی و طبیعی درس بگیرد. مسئولیت انجام تکالیف درسی نوجوان را به خود او واگذارید. حق انتخاب نوجوان را در انتخاب های مختلف محفوظ نگه دارید تا نوجوان خود انتخاب کند و مسئولیت انتخاب های مختلف را خود برعهده بگیرد. نوجوان را در شرایطی قرار دهید که بتواند تصمیم بگیرد. نوجوان را از نگرش های دیگران آگاه سازید زیرا انتخاب های وی از نیازها، حقوق و مسئولیت های دیگران متاثر می شود. برای افزایش مسئولیت پذیری، والدین باید بازخورد مناسب را در مورد اثربخش بودن پاسخ های مناسب به نوجوانان بدهند. در انجام کارها توسط نوجوانان، اعتماد به نفس و عزت نفس آن ها را بالا ببرید. والدین باید انتظارات خود را از فرزندشان مشخص نمایند و آن ها را به نحوی بیان نمایند که نوجوان به خوبی درک نماید. پیامدهای ناشی از عدم رعایت محدودیت ها را به نوجوانان بیان نمایید. به هنگام ناتمام ماندن کارهای نوجوانان از سرزنش کردن آنها پرهیز کنید. از تصمیم گیری به جای نوجوان، خودداری نمایید. اعطای پاداش، وقتی که بخشی از کارش را با موفقیت انجام داد. به عهد و وعده ای که به نوجوان می دهید وفا کنید. به شیوه ای صحیح و منطقی به نوجوان محبت نمایید. بین فرزندان خود تبعیض روا مدارید و بین آنها به عدالت رفتار کنید. در عمل و گفتار الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. تواناییها و استعدادهای نوجوان را به خود او بشناسانید و وی را جهت شکوفایی استعدادهایش تشویق و ترغیب نمایید. به سئوالات آنان به شیوه ای منطقی پاسخ دهید. در مورد مسائل مختلف امور خانواده او را طرف مشورت قرار دهید. - - - نویسنده: سید صادق نبوی مجله پیوند، شماره 402 و 403 ]]> بلوغ و نوجوانی Wed, 10 Aug 2016 07:19:54 GMT http://migna.ir/vdcewo8x.jh8fei9bbj.html ویژگی‌های تحصیل در هنرستان‌هاي فني حرفه اي و كاردانش http://migna.ir/vdcipqap.t1ayu2bcct.html مدیرکل فنی‌وحرفه‌ای وزارت آموزش‌وپرورش با اشاره به اینکه در شاخه فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش دانش آموزان با یک شغل آشنا می‌شوند به تشریح ویژگی‌های این رشته‌ها و شرایط تحصیل در آنها پرداخت.مدیرکل فنی‌وحرفه‌ای وزارت آموزش‌وپرورش با اشاره به اینکه در شاخه فنی‌وحرفه‌ای و کاردانش دانش آموزان با یک شغل آشنا می‌شوند به تشریح ویژگی‌های این رشته‌ها و شرایط تحصیل در آنها پرداخت. به گزارش تسنيم، دانش‌آموزان پایه نهم از روز شنبه 19 تیر ماه به مدت 2 هفته فرصت دارند تا با حضور در مدارس و استفاده از نظرات مشاوران اقدام به انتخاب رشته تحصیلی کنند. تا سال گذشته هدایت تحصیلی دانش‌آموزان در پایه دهم انجام می‌گرفت اما مطابق با سند تحول بنیادین این فرآیند از امسال به پایه نهم منتقل شده و  فرصت بیشتری برای دانش‌آموزان فراهم آمده است تا در دوره متوسطه دوم مدت زمان بیشتری را در رشته تخصصی خود به تحصیل بپردازند. مطابق آیین نامه جدید هدایت تحصیلی، آزمون عملکرد تحصیلی 35 امتیاز و یک سوم تأثیرگذاری را به خود اختصاص داده است و مباحثی همچون استعداد، رغبت و توانایی دانش‌‌آموز سهم عمده‌ای را در انتخاب رشته دانش‌آموز خواهد داشت. محسن حسینی مقدم مدیرکل دفتر آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای وزارت آموزش‌وپرورش دررابطه با انتخاب رشته دانش‌آموزان و ویژگی‌ رشته‌‌های فنی‌وحرفه‌ای اظهار کرد: برنامه آموزش همراه با تولید در هنرستان‌ها دنبال می‌شود تا دانش‌آموزان با یادگیری دروس اقدام به تولید کرده و پولی که از فروش محصولات هنرستان‌ها به دست می‌آید صرف خرید مواد اولیه هنرستان شده و مابقی نیز میان هنرجویان تقسیم می‌شود. وی افزود:‌ این فرهنگ را در آموزش‌وپرورش ایجاد کرده‌ایم تا اگر قرار است هدیه‌ای را به مهمانان بدهند از تولیدات دانش‌آموزان هنرستانی باشد و نام هنرستان و دانش آموز بر روی تولید او حک می‌شود. مدیرکل دفتر آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای وزارت آموزش‌وپرورش ادامه داد:‌ دانش‌آموزی که رشته فنی را انتخاب می‌کند در دوران تحصیل با مجموعه‌ای از مشاغل آشنا می‌شود به عنوان مثال در رشته امور دامی با دام‌های کوچک، بزرگ، پرورش مرغ، ماهی و زنبورداری آشنا می‌شوند و در شاخه کاردانش دانش‌آموز یک شغل را انتخاب می‌کند. حسینی مقدم گفت:‌ دانش‌آموز در رشته‌های کاردانش با یک شغل آشنا شده و دائم تکرار و تمرین داشته و کارورزی می‌کند تا به عنوان کارگر ماهر فارغ‌التحصیل و وارد بازار کار شود اما در شاخه فنی‌وحرفه‌ای پس از فارغ التحصیلی وارد دانشگاه و بعد از اخذ مدرک فوق دیپلم به عنوان تکنسین وارد بازار کار می‌شود. وی با اشاره به اینکه تا پایان برنامه ششم توسعه باید 48.26 درصد دانش‌آموزان متوسطه وارد هنرستان‌ها شوند، افزود:‌ برای سال تحصیلی 95-96 حدود 41 درصد دانش‌آموزان را به این سمت هدایت خواهیم کرد و سهم هر استان در این رابطه مشخص شده است. مدیرکل دفتر آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای وزارت آموزش‌وپرورش ادامه داد:‌ برای ایجاد رشته‌های جدید در هنرستان‌ها به تقاضامحور بودن توجه می‌کنیم  یعنی بررسی می‌شود بازار کار چه نیازهایی دارد و براین اساس رشته‌های جدید تعریف می‌شوند. حسینی مقدم تصریح کرد: یکی از مزیت‌های شاخه کاردانش این است که رشته‌های مورد نیاز هر منطقه و استان، ایجاد و دانش آموزان در آن فارغ التحصیل می‌شوند به عنوان مثال یک استان درخواست ایجاد رشته گردشگری را دارد که این رشته را در هنرستان‌های استان راه‌اندازی کرده و دانش‌آموزان مورد نیاز را فارغ التحصیل می‌کنیم. وی گفت:‌ در شاخه کاردانش 150 رشته براساس نیاز و تقاضای مناطق مختلف کشور تعریف شده است؛ هم‌اکنون از حدود 4 میلیون دانش‌آموز دوره متوسطه دوم 80 درصد در 20 رشته تحصیل می‌کنند. مدیرکل دفتر آموزش‌های فنی‌وحرفه‌ای وزارت آموزش‌وپرورش افزود: دانش‌آموزان شاخه فنی‌وحرفه‌ای می‌توانند در دوره کاردانی پیوسته دانشگاه‌ها شرکت کنند و برای شرکت در کنکور سراسری باید دوره پیش دانشگاهی را طی کرده و در شاخه نظری در کنکور شرکت کنند. حسینی مقدم با اشاره به اینکه هم‌اکنون یکی از دغدغه‌های خانواده‌ها این است که آیا دانش‌آموزان هنرستانی می‌توانند در کنکور سراسری شرکت کنند یا خیر مطرح کرد:‌ زمانی که دیپلم 12 ساله شود این دانش‌آموزان می‌توانند با فارغ التحصیلان شاخه نظری در کنکور شرکت کنند اما باید توجه داشت که هدف اصلی ما تربیت تکنسین است یعنی این دانش‌آموزان بعد از اخذ مدرک کاردانی وارد بازار کار شوند و پس از آن ادامه تحصیل دهند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 09 Jul 2016 09:28:28 GMT http://migna.ir/vdcipqap.t1ayu2bcct.html علل گرایش دانش آموزان به رشتۀ علوم تجربی http://migna.ir/vdcefn8x.jh8fxi9bbj.html سالانه قریب 500 هزار نفر داوطلب درگروه آزمایشی تجربی در کنکور شرکت می کنند،به طوری که تعداد داوطلبین دو گروه آزمایشی علوم انسانی و علوم ریاضی روی هم رفته کمتر از این میزان است. استقبال دانش آموزان از رشتۀ علوم تجربی در مرحلۀ انتخاب رشته در دورۀ دوم متوسطه نیز آموزش و پرورش را با چالش مواجه کرده است.بی شک دلایل متعددی در اقبال عمومی دانش آموزان و والدین آنها به این رشته وجود دارد، ولی مهمترین آنها را وجود رشته های علوم پزشکی را در گروه آزمایشی علوم تجربی می توان عنوان نمود به ویژه رشته های پزشکی، دندان پزشکی و داروسازی طرفداران زیادی دارد. عامل گرایش دانش آموزان به این رشته ها نخست امکان اشتغال و نیز میزان درآمد بالا در این رشته ها است. البته در تمام دنیا درآمد رشته های پزشکی زیاد است ولی در ایران این فاصلۀ درآمد، چشمگیرتر از اغلب کشورهاست.حتی درآمد پزشکان ایرانی چند برابر همتایان اروپایی و آمریکایی شان است در حالیکه درآمد یک مهندس در اروپا یا آمریکا چندین برابر همان مهندس در ایران است. آلمان، به عنوان ثروتمندترین کشور اروپایی با تولید ناخالص داخلی حدودا ۴۰۰۰ میلیار دلار یعنی تقریبا ۱۵ برابر ایران است ؛ اما حقوق ماهانه یک پزشک، حدودا ۴۰۰۰ یورو است که تقریبا 16 ملیون تومان می شود، که ۴۰ درصد مالیات هم باید بپردازد و از این نظر تقریبا زیر متوسط تحصیل کردگان جامعه و در حد متوسط همه شاغلین دریافتی دارد. در حالی که در ایران پزشکانی هستند که تقریبا 70 میلیون تومان کارانه دریافت می کنند. این سیاست آلمان  برای تقویت حضور استعدادها در بخش های واقعی و مولد اقتصادی (صنعت، موسسات تحقیق و توسعه و ...) و دلایل دیگر اتخاذ شده است که نتیجۀ آن هم تولید ناخالص 15 برابری نسبت به ایران است. در سال های اخیر با اجرای طرح تحول سلامت میزان کارانۀ پزشکان افزایش چشم گیری پیدا کرده و  میزان بودجۀ وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی نیز ارتقاء قابل توجهی یافته است به طوری که در سال 1394 میزان بودجۀ وزارت بهداشت نسبت به سال 93 افزایش دوبرابری پیدا کرد و این در حالی بود که میزان تعرفۀ خدمات پزشکی نیز به همین نسبت افزایش یافته بود. تأثیر این درآمدهای گزاف در خود وزارت بهداشت باعث ایجاد تفاوت قابل ملاحظه در دریافتی پرستاران و پزشکان شده و نارضایتی جامعۀ پرستاری و سایر عوامل درمانی را به دنبال داشته است به طوری که امروزه مهاجرت فزآیندۀ پرستاران به کشورهای غربی و عربی از نتایج این تصمیم است. در آموزش و پرورش نیز گرایش به انتخاب رشتۀ تجربی بسیار بیشتر از سایر رشته ها شده است. وجود این رشته های پرطرفدار، رقابت در عرصۀ کنکور را شدیدتر کرده و بستر فعالیت مؤسسات آموزشی آزاد جهت ماهیگیری از این آب گل آلود را فراهم تر کرده است. در این  میان کم نیستند افراد یا مؤسساتی که با وعدۀ بردن افراد به بهشت یعنی تضمین قبولی آنها در رشته های دلخواه شان با روش ها و برنامه های عجیب و غریب از جهل مردم درآمدهای هنگفتی کسب می کنند. اما در میان دلایل متعدد گرایش به رشتۀ تجربی دلیلی که یکی از دانش آموزان دلیلی ارائه داد که به نظرم جالب تر می نمود، نظر ایشان این بود که من برای انتخاب رشته، فردی را که در رأس آن شغل و رشته نشسته را در نظر می گیرم. اگر فرد توانمندی بود پی میبرم که آیندۀ آن شغل و رشته نیز خوب خواهد بود. در حال حاضر، وزیر بهداشت توانمندترین عضو کابینه هستند به طوری که پیشنهادات ایشان اغلب مورد قبول دولت قرار می گیرد و همیشه به بهبود وضعیت شغلی افراد زیرمجموعۀ خود می اندیشد و در مقابل می بینم که نیروهای تحت مدیریت برخی وزرا هر روز احساس فنا و فلاکت  بیشتری می کنند،پس بهتر است رشته ای را انتخاب کنم که در رأس آن فرد توانمندی قرار دارد تا آینده شغلی ام تضمین شود. البته توانمندی وزیر وقتی بیشتر قابل درک است، که اولویت اصلی دولت به جای توسعۀ صنایع و ایجاد اشتغال در کشور درمان بیماری آنهاست در حالی که دلیل عمدۀ گسترش بیماری جسمی و روانی در بین مردم بیکاری و ناامیدی از یافتن شغل متناسب با استعداد و علایق آنهاست. در این میان گرایش به علوم انسانی بسیار کمتر است و این نشان می دهد عدم توجه به رشد متوازن درآمد مشاغل مختلف در یک جامعه چه تأثیر اسفاکی بر انتخاب های تحصیلی و شغلی دانش آموزان می گذارد. این امر در فرآیند هدایت تحصیلی آنها بسیار مشهود است و یکی از چالش های آموزش و پرورش توزیع متوازن دانش آموزان در رشته های مختلف است. -- دکتر قربان کیانیصدای معلم ]]> اخبار کنکور و تحصیلات تکمیلی Thu, 30 Jun 2016 23:46:30 GMT http://migna.ir/vdcefn8x.jh8fxi9bbj.html جهش تحصیلی از ابتدا تا به انتها / فرزندتان می تواند "جهشی" بخواند؟ http://migna.ir/vdcgxw9w.ak9ux4prra.html شاگرد اول ها دانش آموزانی هستند که تلاش و پشتکار را ضمیمه استعدادهایشان کرده و موفق می شوند که اراده نقش به سزایی در این باره دارد. در این بین بسیاری از دانش آموزان ترجیح می دهند که پایه های درسی را یکی در میان طی کرده و به کلاس های بالاتر جهش کنند که اغلب به افت تحصیلی دچار نیستند. به هر حال در مورد این بچه ها نظرات زیاد است؛ دانش آموزانی که عده ای این جهش ها را به نفع آنها و عده ای دیگر، آن را به ضررشان می دانند. جهش تحصیلی از ابتدا تا به انتها  برای جهش تحصیلی فقط کارنامه ای پر از نمرات خوب کافی نیست، هر چند آموزش و پرورش نخستین شرط برای جهش کردن را کسب نمرات ممتاز می داند، با این که این شرط لازم است اما کافی نیست چرا که همیشه کسب نمرات ممتاز نشانی از استعداد برتر دانش آموز نیست و نمی توان تنها نمرات را معیار پذیرش حضور دانش آموزان برای حضور در دوره های جهشی تحصیلی بنا کرد.   اداره آموزش و پرورش استثنائی پس از برگزاری آزمون های هوش و استعدادیابی، سطح و وضعیت دانش آموزان را می سنجد که 8 دانش آموز پس از کسب نمره قبولی در آزمون ها می توانند در سه ماه تابستان، درس های یک سال تحصیلی را بخوانند و در امتحانات شهریور شرکت کنند و در صورت قبولی، از ابتدای مهر در کلاس یک پایه بالاتر حاضر شوند.   دوره های جهشی دانش آموزان مستعد را طلب میکند در جهش تحصیلی استعداد مهم ترین عامل در نظر گرفته می شود اما استعداد لزوما به معنای کسب نمره ممتاز نیست، برخی والدین این دو موضوع را با هم اشتباه می گیرند و در حالی که استعدادهای ویژه فرزند برایشان تایید شده نیست بدون در نظر گرفتن عوامل مختلف برای جهش تحصیلی او اصرار می کنند. استعداد با اصرار کلاس های پی در پی و اقدامات دیگر به وجود نمی آید بلکه استعداد توانی است که با آدم ها آفریده می شود و فقط تمرین و پشتکار آن را پرورش می دهد.   کودکان تیزهوش بهترین گزینه برای جهش تحصیلی هستند چرا که ویژگی های بارزشان آن ها را برای این گروه انتخاب می کند، آنها نسبت به یادگیری حریصند و مطالب را با سرعت می آموزند، اعتماد به نفس شان بالاست، کتاب خواندن را دوست دارند و همیشه مشغول مطالعه اند، دایره لغات وسیعی دارند و تمرکزشان به اندازه ای است که نه هنگام حرف زدن و نه هنگام یادگرفتن رشته افکارشان پاره نمی شود، آنها روابط میان امور به ظاهر نامربوط را درک می کنند و هر آنچه آموخته اند با یافتن شباهت و تفاوت ها به آموخته های جدید ربط می دهند.   اینها کودکانی کنجکاو و جستجوگرند و پرسش های کاوشگرانه دارند. این افراد می توانند با سرعت و بدون تمرین زیاد مسائل را به حافظه بسپارند، در حالی که علایق و سرگرمی های آنها همیشه این حس را به اطرافیان می دهد که آنها فراتر از سن شان رفتار می کنند.   بی شک کودکی با توان ذهنی عادی اشتباه ترین گزینه برای جهش تحصیلی به شمار می آید ؛ اگر این چنین شود هم تلاش های والدین به هدر می رود و هم تحمیل فشارهای خارج از  آستانه تحمل دانش آموز، او را از درس زده می کند.   مخالفت با جهشی خوان ها گاهی منطقی است معصومه عبدی روانشناس در خصوص پیامد های جهش تحصیلی بیان کرد: جهشی درس خواندن برای بیش از یک پایه تحصیلی توصیه نمی شود چرا که دانش‌آموزی که عادت کرده در پایه‌ تحصیلی خود سرآمد و نسبت به همکلاسان دیگرش از نظر هوش بالاتر باشد، وقتی که با جهش در کنار دانش‌آموزان مقاطع تحصیلی بالاتر قرار می‌گیرد در سطح پایین‌تر یا حداقل هم سطح آنها قرار خواهد گرفت و با مشکلات روحی فراوان و سرخوردگی مواجه می‌شود که کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و بی میلی به تحصیل از جمله آن ها است.   وی در ادامه بیان کرد:لازم است که والدین هیچ وقت فرزندشان را با سایرین مقایسه نکنند چرا که هر فردی استعداد و توانایی های خاص خود را دارد، پس بهتر است والدین همکاری بیشتری در این زمینه داشته باشند.   عبدی عنوان کرد:کودکانی که با دو پایه جهشی درس خواندن در کنار افرادی که از نظر سنی و جثه‌ای از آنها بزرگتر هستند قرار می‌گیرند، سازگاری و هم‌خوانی کافی با آنها ندارند که این ناسازگاری گودال های عمیق را در روان آن ها ایجاد می کند.   فردین منصوری روانشناس تربیتی اظهار داشت:دانش آموزانی که تجربه تحصیلات جهشی را داشته اند معمولا روحیات متفاوتی دارند و اغلب خود را برتر از سایر هم پایه های خود می دانند و خود را در کانون توجه قرار می دهند همچنین در خصوص نگرش و رفتار هایشان نسبت به دیگران احساس تکبر و ممتاز بودن می کنند.   مخالفان جهش تحصیلی نیز درست همین موضوع را محور مخالفت خود قرار می دهند، چون باور دارند توان این دانش آموزان در یادگیری سریع مفاهیم از آنها موجودی می سازد که بیشتر مواقع در نگرش های خود نسبت به دیگران احساس تکبر و ممتاز بودن می کنند.   برخی دیگر نیز نظرات مخالف نظرات فوق را دارند و بر این باورند که دوره های جهشی می تواند به پرورش استعداد و توانایی های دانش آموزان بیافزاید و تلاش و پشتکارشان را دوچندان کند که همه این موضوعات قابل بحث است و در شرایط متفاوت نتایج مختلف را به دنبال دارد.   توانایی فرزندتان را شناسایی کنید نحوه درس خواندن هر دانش آموز با دیگری متفاوت است که این تغییرات دنباله رو استعداد و توانایی های فردی آن هاست و به همین منظور نمی توان حضور دانش آموزان در دوره های تحصیلی جهشی را درست یا نادرست دانست ولی به هر حال که شرکت در این دوره تنها برای بیش از یک پایه تحصیلی توصیه نمی شود و بهتر است خانواده ها توانایی های فرزندشان را در نظر بگیرند و آن ها را به همان سمت و سو هدایت کنند. والدین می توانند با استفاده از مشاوران و مسئولان با تجربه نسبت به نوع تحصیل فرزندشان اقدام کنند.   والدین باید واقع بینانه نسبت به توانایی های فرزندانشان راهنمایی های لازم را به آن ها ارائه دهند تا مسیر زندگی و آینده شان دچار بی برنامگی و خیالات واهی برای رسیدن به دستاوردهایی بسیار بزرگتر از توانمندی های دانش آموزان نباشد.   گزارش از صهبا دقیانوس   ]]> آموزش و پرورش Sat, 11 Jun 2016 21:58:42 GMT http://migna.ir/vdcgxw9w.ak9ux4prra.html برنامه مداخله‌ای مقابله با قلدری دانش آموزان در مدرسه http://migna.ir/vdca0one.49nii15kk4.html لازم است پیش از توضیح برنامه مداخله‌ای مقابله با قلدری، برای مشخص نمودن کودکان و افراد جوانی که ممکن است درگیر مسائل قلدری/ قربانی باشند، رهنمودهایی داده شود. یک یا (معمولاً) چندین نشانه در زیر فهرست شده است که ممکن است نشان‌دهنده دانش‌آموزانی باشد که قلدری را آغاز کرده یا توسط همسالانشان مورد آزار و اذیت قرار دارند. تعدادی دیگر از نشانگان ممکن است نشان‌دهنده دانش‌آموزانی باشد که خودشان توسط یک یا چند دانش‌آموز دیگر مورد قلدری قرار می‌گیرند. این قبیل نشانگان باید به طور جدی با جزئیات هر چه بیشتر در موقعیتها، مورد فهم و پی‌گیری قرار گیرد. اگر مسائل قلدری/ قربانی به طور موثق مورد تأیید قرار گرفت، باید براساس خطوط تعریف شده در بخش دوم، مورد مقابله قرار بگیرد. در بعضی از بخشهای زیرین، میان نشانه‌های «اولیه» و «ثانویه» تفاوت گذاشته شده است. این افتراق هر چند که ممکن است همیشه، کاملاً مشخص نباشد اما مفید است. تا حد زیادی «نشانه‌های اولیه به طور مستقیم و به وضوح با موقعیتهای قلدری/ قربانی همبسته است». نشانه‌های ثانوی نیز غالباً نشان‌دهنده چنین موقعیتهایی می‌باشد، اما ارتباط آن مستقیم و قوی نیست. زمانی که فقط نشانه‌های ثانوی در یک کودک ظاهر شود نیاز بیشتر به این است که برای اثبات مباحث مربوط به مسائل قلدری، موقعیت با جزئیات بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. آنچه در زیر با عنوان ویژگیهای عمومی به آن اشاره شده، می‌تواند به عنوان نشانه‌های ثانویه مورد توجه قرار بگیرد. نشانه‌های اولیه با دو ستاره (-) و نشانه‌های ثانویه با یک ستاره (*) مشخص شده‌‌اند. در این قسمت توصیفات عمومی قلدری یا قربانی باید یادآوری شود: موقعی که دانش‌آموزی مکرر و بیشتر اوقات در معرض عکس‌العملهای منفی یک یا بیش از یک دانش‌آموز قرار می‌گیرد، قلدری آغاز شده و مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد و همچنین به طور تلویحی در قلدری عدم توازن قدرت (براساس عدم تقارن قدرت در رابطه متقابل) باید مدنظر باشد: دانش‌آموزی که در معرض عکس‌العملهای منفی قرار دارد، در حفاظت از خودش مشکل دارد و گاهی اوقات در مقابله با دانش‌آموز یا دانش‌آموزانی که وی را مورد آزاد و اذیت قرار می‌دهند، دچار درماندگی می‌شود. برای قضاوت در مورد وخیم بودن یک نشانه خاص، همچنین باید فراوانی آن را همراه با دیگر نشانه‌ها مورد توجه قرار داد. برای مثال تعدادی از دانش‌آموزان گاهی اوقات توسط همسالانشان مورد شوخی قرار می‌گیرند، اما به عنوان یک اصل هنگامی باید با آن برخورد جدّی شود که اکثر رخ دهد (به عنوان یک شیوه ناخوشایند و خطرناک که غالباً اتفاق می‌افتد). نشانه‌های احتمالی قربانی قلدری الف) در مدرسه کودکان یا افراد جوانی که مورد قلدری قرار می‌گیرند ممکن است یک یا (معمولاً) تعدادی از نشانه‌های زیر را ظاهر سازند: نشانه‌های اولیه - مکرر به شیوه‌ای ناخوشایند، از طریق نامیده شدن با القاب توهین‌آمیز، ریشخند، کوچک شمرده شدن، دست انداختن، مرعوب ساختن، خوار کردن، تهدید کردن، مورد امر و نهی قرار گرفتن، تحت سلطه‌ قرار داشتن و مطیع بودن؛ مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. - مورد تمسخر قرار گرفته و به صورت غیردوستانه در معرض طعنه قرار می‌گیرند. - مورد پیله قرار گرفتن، تحت فشار اطرافیان بودن، کنار زده شدن، مشت و لگد و ضربه خوردن، به طوری که قادر به دفاع مناسب از خود نمی‌باشند. - درگیر بودن در جر و بحث و دعوا، به طوری که کاملاً بی‌دفاع بوده و آشکارا خود را گوشه‌گیر می‌سازند. - کتابهایشان، پولشان یا دیگر وسایل‌شان آسیب دیده و یا به اطراف پرت می‌شود. - دارای کوفتگی، کبودشدگی، زخمها، بریدگیها بوده و لباس‌شان پاره است، طوری که نمی‌توانند توضیح منطقی برای آن داشته باشند (و نیز تعدادی از نشانه‌های عمومی زیر را دارند) نشانه‌های ثانویه * اغلب در موقع ناهار تنها و جدا از همسالان خود هستند. به نظر نمی‌آید که یک دوست خوب در کلاس داشته باشند، طوری که در میان دانش‌آموزان غریبه و منزوی‌اند. * در بازیهای تیمی به عنوان آخرین نفر انتخاب می‌شوند. * در زنگ تفریح سعی می‌کنند در کنار معلم یا دیگر افراد بزرگسال قرار بگیرند. * در موقع صحبت کردن در کلاس مشکل دارند و اضطراب مفرط و ناامنی را در خود نشان می‌دهند. * دچار درماندگی، ناشادی، افسردگی و ترس شدید هستند. * وخیم‌تر شدن تکالیف مدرسه را به طور ناگهانی یا به تدریج نشان می‌دهند. ب) درخانه نشانه‌های اولیه - موقعی که از مدرسه به منزل می‌آیند لباسها و کتابهایشان پاره است (و تعدادی از ویژگیهای عمومی فهرست شده در بخش «ج» را دارا می‌باشند) - کبودی، زخم، بریدگی، خراشیدگی که توضیح طبیعی ندارد مشاهده می‌شود (و تعدادی از ویژگیهای عمومی فهرست شده در بخش «ج» را دارند) نشانه‌های ثانوی بعد از مدرسه با هیچ یک از همکلاسیها یا دیگر همسالان خود همراه نبوده و وقت کمی را با هم‌کلاسیهایشان در منزل یا در زمین بازی صرف می‌کنند. * یک دوست خوب ندارند که اوقات آزاد خود را با او سپری کنند (در بازی، خرید از مغازه، ورزش، گروه سرود، صحبت کردن با تلفن، غیره). * به ندرت یا هیچ وقت، به مهمانی دعوت نشده و یا خودشان علاقه‌ای به شرکت در مهمانیها ندارند (زیرا که حدس می‌زنند کسی نمی‌خواهد با آنها باشد). * بی‌میلی و دودلی را در رفتن به مدرسه در موقع صبح نشان می‌دهند و علایق آنها ضعیف است. مکرر دچار دردهای گوارشی می شوند (به خصوص در صبح). * برای رفت و آمد به مدرسه، مسیرغیرمنطقی را انتخاب می‌کنند. * خواب شان نا آرام بوده و رویاهای بد می‌بینند و ممکن است در خواب گریه کنند. * علایق خود را به تکالیف مدرسه‌ای از دست می‌دهند و دچار افت تحصیلی می‌شوند. * ناشادی، غمگینی و افسردگی را ظاهر ساخته و یا تغییرات خلقی غیرقابل انتظار، همراه با زودرنجی و طغیان ناگهانی را نشان می‌دهند. * پول زیادی را از خانواده درخواست کرده و یا سرقت می‌کنند (برای اطاعت از فرد قلدر). ج) نشانه‌های عمومی قربانیان احتمالی دانش‌آموزان قربانی در انواع موقعیتهای توصیف شده، مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و تعدادی از رفتارها یا عکس‌العملهای خاص که در بالا فهرست شده است را نشان می‌دهند، به علاوه این که آنها یک یا چندین نشانه از ویژگیهای عمومی زیر را نیز ظاهر می‌کنند (در عین حال که تعدادی از نشانه‌های بالا را دارا هستند). * ممکن است از نظر جسمانی نسبت به دیگر همسالانشان ضعیف‌تر باشند (به خصوص در مورد پسران). * ممکن است «اضطراب بدنی» داشته باشند از آسیب دیدن یا صدمه زدن به خودشان می‌ترسند، در فعالیتهای ورزشی بازی و دعوا، از ناتوانی جسمانی و ضعف هماهنگی فیزیکی، دچار رنج هستند (به خصوص در مورد پسران). * حساس، محتاط، ساکت، گوشه‌گیر، منفعل، مطیع و کمرو بوده و به آسانی به گریه می‌افتند. * فزون مضطرب، ناایمن، ناشاد و درمانده بوده و نسبت به خود نگرش منفی دارند (عزت نفس پایین)، در یک حسّ آنها علائمی را به دیگران انتقال می‌دهند که افرادی بی‌ارزش و بی‌کفایتی هستند، به طوری که نمی‌توانند با حمله یا اهانت مقابله به مثل نمایند و به راحتی مورد آماج قرار می‌گیرند. * اغلب ارتباط آنها با بزرگسالان (والدین، معلمان) بهتر از همسالان می‌باشد. * از نظر پیشرفت درسی ممکن است خوب، متوسط، ضعیف باشند اما به هر حال در دوره دبیرستان دچار افت تحصیلی می‌شوند (اما نه ضرورتاً). د) خصوصیات تحریک‌آمیز قربانیان تعداد کثیری از قربانیان آزار و اذیت (قربانیان منفعل)، یک یا چند ویژگی فهرست شده در بخش «ج» را نشان می‌دهند، با این وجود، گروه دیگری از مقوله قربانیان، قربانیان تحریک کننده هستند که میزانی از ترکیب انواع الگوهای واکنشی و فزون اضطرابی و پرخاشگری را ظاهر می‌کنند. مسائل قلدری/ قربانی در قربانی تحریک کننده اغلب مربوط به خصوصیتی است که در حقیقت بیشتر دانش‌آموزان یا شاید همه آنها به سبب آن، گرفتار آزار و اذیت می‌باشند. چنین قربانیانی ترجیح می‌دهند با دانش‌آموزان منفعل هم‌بازی شوند، شاید به این خاطر که نسبت به همسالانشان از نظر جسمانی ضعیف‌تر بوده (به خصوص اگر پسر باشند) و دچار اضطراب بدنی می‌باشند. عموماً فزون مضطرب، ناایمن، ناشاد و درمانده بوده و نسبت به خود نگرش منفی دارند. به علاوه در چنین قربانیانی (به خصوص اگر پسر باشند) نشانه‌های زیر می‌تواند مورد مشاهده قرار بگیرد. * ممکن است تندخو باشند و موقع حمله یا خود را عقب کشیده و یا با دعوا عکس‌العمل نشان دهند. * ممکن است بیش‌فعال، ناآرام بوده و دچار مشکل تمرکز باشند و معمولاً پاسخ آنها، تهاجمی همراه با ایجاد تنیدگی بوده و دارای عادات ناپخته و غیرمنطقی است. * ممکن است به صورتی فعّال نفرت و بیزاری را نسبت به بزرگسالان و معلمان نشان دهند. * احتمالاً سعی می‌کنند دانش‌آموزان ضعیف‌تر را مورد قلدری قرار دهند. - نشانه‌های احتمالی مرتکب قلدری کودکان یا افراد جوانی که درگیر اعمال قلدری بروی دیگر دانش‌آموزان هستند، رفتارهایی را مرتکب می‌شوند که در بخش «الف» به عنوان نشانه‌های اولیه مورد توصیف قرار گرفت. در مدرسه مرتکبان قلدری به طور مشخص رفتارهای زیر را نیز ظاهر می‌کنند: انجام شوخیهای ناخوشایند (مکرر)، گوشه کنایه و متلک زدن، تهدید و ارعاب، نامیدن با القاب نامناسب، به مسخره گرفتن، هل دادن، پرت کردن به گوشه‌ای و آسیب‌زدن به وسایل دیگر دانش‌آموزان و غیره (مراجعه کنید به نشانه‌های اولیه در بخش (الف). آنها ممکن است این قبیل رفتارها را نسبت به بیشتر دانش‌آموزان نشان دهند، اما به طور عمده دانش‌آموزان ضعیف‌تر و بی‌دفاع‌تر را برای اهداف‌شان انتخاب می‌کنند. به علاوه برخی از قلدران از مریدان و ستایشگران خود برای انجام فعالیتهای زورگویی و آزار و اذیت استفاده نموده و در عین حال موقعیت خود را نیز حفظ می‌کنند. احتمالاً پسران بیشتر از دختران اقدام به قلدری می‌کنند، در عین حال این را باید مورد توجه قرار داد که شناسایی قلدری در دختران دشوار است: دختران مرتکب قلدری خیلی کمتر اقدامات خود را در مقابل دیگران انجام می‌دهند بلکه بیشتر به صورت پنهانی است، بدین معنا که ایجاد اذیت و مزاحمت از طریق تهمت زدن، شایعه پراکنی و بهره‌برداری کردن از روابط دوستانه به نفع خود در کلاس، انجام می‌پذیرد (برای مثال، محروم کردن یک دختر از بهترین دوستش). در چنین زمانی، آن باید مورد تأکید قرار بگیرد که در حال حاضر شناخت کمتری درباره خصوصیات مشخص دختران مرتکب قلدری وجود دارد. علاوه بر رفتارها و عکس‌العملهای فهرست شده در بالا، دانش‌آموزان مرتکب قلدری احتمالاً یکی یا بیشتر از ویژگیهای عمومی مورد اشاره در زیر را خواهند داشت: * ممکن است از نظر جسمانی نسبت به دیگر همکلاسیها و به خصوص قربانیانشان، قوی‌تر باشند و نیز از نظر سنی مشابه و یا تا اندازه‌ای بزرگتر از قربانیان بوده و در فعالیتهای فیزیکی در بازی، انواع ورزش و زد و خورد از برجستگی و کارآمدی خاصی برخوردارند (به خصوص پسران). * نیاز قوی به سلطه و تحت کنترل درآوردن دیگر دانش‌آموزان داشته و تهدید و قدرت خودشان را به شیوه‌ای که می‌خواهند، ابراز می‌نمایند؛ آنها ممکن است درباره برتری غیرواقعی یا واقعی خود نسبت به بیشتر دانش‌آموزان لاف بزنند. * دارای خلق تند بوده، به راحتی خشمگین و برانگیخته می‌شوند و آستانه تحمل شکست در آنها پایین است؛ آنها در تبعیت از قوانین و تحمل ناملایمات دچار مشکل‌اند و ممکن است تلاش نمایند تا از طریق تقلب برای خود امتیاز کسب کنند. * آنها معمولاً تضـاد ورز، گستاخ و نسبت به بزرگسالان پرخاشگر هستند (معلمان و والدین) و ممکن است موجب وحشت در افراد بزرگسال نیز بشوند (بستگی دارد به سن، توانایی جسمانی افراد جوان)؛ و در خارج از موقعیتهای دشوار در مورد کاردانی و توانایی خودشان صحبت می‌کنند. * ظاهراً بی‌رحم و خشن بوده و در مقایسه با دیگر دانش‌آموزان، همدلی کمی را نسبت به قربانی نشان می‌دهند. * فزون مضطرب و ناایمن نبوده و به طور خاص نسبت به خودشان نظر مثبت دارند (عزت‌نفس‌شان متوسط و بالای از آن است). * در مقایسه با همسن و سالهای خود، در سنین پایین‌تر، درگیر رفتارهای ضداجتماعی شامل: کاری را دزدکی انجام دادن، تخریب، مصرف نوشیدنی الکلی و معاشرت با گروههای ناباب می‌شوند. * ممکن است در میان هم کلاسیهای خود از محبوبیت متوسط، بالا یا پایینی برخوردار باشند، اما آنها، اغلب از طرف تعداد محدودی از همسالان خود در دبیرستان، به سبب اعمال قلدری بر روی دانش‌آموزان مورد حمایت قرار می‌گیرند و این احتمالاً در میان جمعیت مدرسه ابتدایی کمتر مشاهده می‌شود. * هر چند پیشرفت درسی مرتکبان قلدری در مقطع ابتدایی می‌تواند در حد متوسط، بالا یا زیرمتوسط باشد اما در مقطع تحصیلی بالاتر، دچار افت تحصیلی شده و نسبت به مدرسه نگرش منفی پیدا می‌کنند. در مورد قلدری چه کار می‌توانیم بکنیم؟ با یک دید کلی درمی‌یابیم که اولین هدف در یک برنامه مداخله، می‌تواند ارزیابیهای خاص باشد، با وجود این، قبلاً نیز به آن اشاره نموده‌ام که از سالها پیش این برنامه مداخله‌ای با تمام جزئیاتش به 540 معلم در 20 مدرسه مختلف در سوئد ارسال شد و به آنها فرصت داده شد تا نقطه نظرات خود را در ارتباط با اهداف ارزیابی مداخله‌ای (در یک پرسشنامه) بیان نموده و تمایل خود برای استفاده از برنامه مداخله‌ در کلاس گزارش کنند. به طور خلاصه 87 درصد معلمان برنامه مداخله‌ای را خوب یا خیلی خوب ارزیابی کردند. migna.ir بعد، بیشتر از دو سوم معلمان برنامه‌ریزی کردند تا حداقل تعدادی از اهداف مداخله‌ای را در کلاس اجرا استفاده کنند و 25 درصد دیگر پذیرفتند که آنها نیز همین کار را انجام دهند. سودمندی نتایج آن، در انطباق با واقعیات زندگی روزانه‌ی مدرسه مورد تأیید قرار گرفت و معلمان احساس نمودند که هم احتمال و هم تمایل وجود دارد که اهداف برنامه مداخله‌ای را در کلاس و مدارس خود اجرا و متحقق سازند. مشابه همین نتایج تقریباً از گروه 500 نفری معلمان نروژ نیز بدست آمد. مرور برنامه مداخله شرایط عمومی • آگاهی و درگیر شدن ارزیابیها در سطح مدرسه • اجرای پرسشنامه زمینه‌یابی • برگزاری سخنرانیهای متعدد در رابطه با مسائل قلدری/ قربانی در مدرسه • نظارت بهتر در ساعات تنفس و زمان ناهار • بهبودی سازی امکانات زمین بازی در مدرسه • برقراری تماس تلفنیش • برگزاری جلسات والدین با اولیای مدرسه • تشکیل گروه معلمان برای رشد محیط اجتماعی در مدرسه • برگزاری جلسات توسط والدین ارزیابیها در سطح کلاس • ایجاد مقررات در کلاس برای مقابله با قلدری: روشن‌سازی، تحسین و تشویق، حمایتها و ضمانت اجرایی • بحث و گفتگوهای منظم در کلاس • ایفای نقش و تهیه مقاله • یادگیری با روش مشارکتی • افزایش فعالیتهای مثبت در کلاس • برگزاری جلسات سخنرانی با حضور معلمان - والدین/ کودکان ارزیابیها در سطح فردی • صحبتهای جدی با مرتکبان قلدری و زورگویی و کودکانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند • گفتگوی جدی با والدین دانش‌آموزانی که درگیر رفتارهای زورگویی و آزار و اذیت هستند • معلمان و والدین از روش تصویرسازی استفاده کنند • کمک گرفتن از دانش‌آموزان بی‌طرف • کمک و حمایت از والدین (تشکیل پرونده، غیره) • بحث و گفتگوهای گروهی برای والدین دانش‌آموزانی که درگیر مسائل زورگویی، پرخاشگری و آزار و اذیت می‌باشند. • تغییر کلاس یا مدرسه مجموعه‌ گزارشهای ارائه شده در بالا، بیانگر اهداف ارزیابیهای به عمل آمده در یک برنامه مداخله‌ای گسترده می‌باشد. همه‌ی آنها می‌تواند در یک برنامه‌ریزی انجام شده برای مقابله با مسائل قلدری/ قربانی سودمند باشد. در عین حال، ما هم اکنون می‌دانیم که براساس تجربیات و تحلیلهایی که [در اختیار داریم]، ممکن است اهمیت این ارزیابیها برای افراد بیشتر از نتایج مورد انتظار روشن شود. هدفها هدفهای عمده برنامه مداخله‌ای «به طور ایده‌آل، کاهش هر چه بیشتر احتمال و حذف کامل وجود مسائل قلدری در شرایط مدرسه‌ای و خارج از مدرسه و پیشگیری از گستردگی مسائل جدید است». طبیعی است که توجه در درجه اول معطوف به چیزی باشد که قلدری مستقیم خوانده می‌شود. با توجه به تذکرات پیشین، قلدری مستقیم در ارتباط است با حملات آشکار دانش‌آموزانی به یکدیگر که ممکن است به صورت کلامی، ژست وحالت، ابزاری با انواع حالتهای صورت یا برخوردها فیزیکی باشد. همچنین پیشگیری از قلدری غیرمستقیم نیز باید شامل اهداف ما باشد. دانش‌آموزی که در معرض قلدری غیرمستقیم قرار دارد از گروه همسالان محروم می‌شود و مسائلی را در رابطه با دوستان و دیگر دانش‌آموزان در کلاس دارد. آشکار است که رابطه میان قلدری مستقیم و غیرمستقیم در دانش‌آموزانی که در معرض قلدری مستقیم قرار دارند، موجب منزوی شدن و طرد توسط همسالانشان در آنها می‌گردد. اما دانش‌آموزان کمی هم هستند که بدون اینکه در معرض حملات آشکار دیگر دانش‌آموزان قرار گرفته باشند، تنها و منزوی هستند. همچنین برنامه مداخله‌ای باید اشکال ناپیداتر قربانی کردن را نیز در برگیرد. اهداف مورد توصیف در بالا باید به صورت منفی تنظیم و بیان شوند: کاهش مسائل و نگرانیها و حذف و پیشگیری از مسائل قلدری/ قربانی. همچنین در ماهیت و به طور ذاتی باید اهداف به صورت مثبت نیز بیان گردد: دست‌یابی به بهترین روابط میان همسالان در مدرسه، و ایجاد شرایطی برای کاهش احتمالی بروز آزار و اذیت و قلدری در طول سال و بهبود بخشی عملکرد دانش‌آموزان در مدرسه و خارج از مدرسه (الویوس، 1978). برای قربانیان آزار و اذیت بدین معناست که احساس امنیت در مدرس، افزایش اعتماد به نفس و احساس نداشتن تفاوت با دیگر دانش‌آموزان و انتخاب حداقل یک یا دو نفر دوست از میان همسالانشان، ایجاد گردد. برای مرتکبان قلدری، بهبودی عملکرد، ناظر است بر کاهش هر چه بیشتر پاسخهای پرخاشگرانه در محیط، و ابراز خود به شیوه‌هایی که از نظر اجتماعی بیشتر قابل قبول است. این امر موجب کاهش و تعدیل میزان بروز پاسخهای تهاجمی و منفی قلدری گردیده و از سوی دیگر در همان زمان، رفتارهای مثبت مورد تقویت قرار خواهد گرفت. آگاهی و مشارکت برای واقعیت بخشیدن به چنین اهدافی در برنامه مداخله‌ای در مدرسه، دو شرط کلی از اهمیت خاصی برخوردار است: (1) آگاه شدن از گستردگی مسائل قلدری/ قربانی توسط بزرگسالان در مدرسه و تا حدی در منزل؛ (2) اینکه بزرگسالان تصمیم بگیرند خودشان را درگیر سازند، به طوری که تغییر جدی را در شرایط ایجاد کنند. نتایج تحقیقات اولیه آشکارا نشان داده است که قلدری از مسائل قابل توجه در مدارس سوئد می‌باشد (به همان صورت در بسیاری از مدارس کشورهای دیگر) و این که هیچ مدرسه‌ای نمی‌تواند از خطر قلدری در امان باشد. در هر زمانی تعدادی از دانش‌آموزان که با هم هستند، به خصوص موقعی که به عنوان عضو گروه خود انتخاب نمی‌شوند و موقعی که افراد بزرگسال حضور ندارند، احتمالاً گرایشهای آنها در جهت بروز رفتارهای قلدری افزایش می‌یابد. این یک فرض کلی منطقی است. اما برای کار متمرکز بر روی مسائل در یک مدرسه خاص، نیاز به این است که اطلاعات با جزئیات بیشتری درباره موقعیت ویژه‌ای که در یک مدرسه وجود دارد، جمع آوری شود. یک روش خوب برای تحقق این امر اجرای پرسشنامه‌ قلدری/ قربانی به طور معمول می‌باشد. نتایج حاصل از اجرای پرسشنامه می‌تواند در گسترش مسائل قلدری/ قربانی در مدرسه داده‌های قابل توجهی را به دست دهد که آن نیز با مداخله معلمان و صحبت با دانش‌آموزان درگیر و با میزان آگاهی والدین از رفتار فرزندان خود و تجربیات مربوط به مدرسه همراه است. علاوه بر آن، نتایج حاصل از گزارشها، می‌تواند مشخص کننده تعداد دانش‌آموزانی (پسران/ دختران) باشد که در پایه‌های کلاسی مختلف درگیر این مسائل هستند. این نکته نیز آموزنده می‌باشد که نتایج حاصل از مدارس مختلف، می‌تواند قابل مقایسه با یکدیگر باشد. مشخص کردن گستره مسائل قلدری/ قربانی در مدارس خاص، می‌تواند نقطه شروع خوبی برای برنامه‌های مداخله‌ای باشد. حتی اگر میزان بروز قلدری در مدارس بسیار محدود باشد، نباید از آن خشنود بود و بایستی در برنامه مداخله‌ای نهایی در مدرسه، از هر جهت آن را اصلاح و حذف کرد. ثبت میزان مسائل قلدری/ قربانی در هر مدرسه خاص بستگی به توجه معلمان و والدین و میزان علاقه آنها به فعالیتهای مداخله‌ای دارد. درگیر شدن بزرگسالان در مقابله با مسائل قلدری/ قربانی از پیش شرطهای اساسی در برنامه‌های مداخله‌ای است و مهم این است که بزرگسالان نباید به قلدری به عنوان بخشی از زندگی فرزندان خود نگاه کنند و متقاعد شوند که تا حد زیادی مسائل قلدری مربوط به گروههای خاص می‌باشد. در همان موقع قصد من این بود که شناخت مربوط به علت واقعی مسائل قلدری و اقدامات متقال مناسب را هم که تا حد زیادی در دست‌یابی به نتایج مطلوب تأثیرگذار خواهد بود، افزایش دهم. ارزیابی در سطح مدرسه همان‌طوری که در مرور کلی برنامه مداخله‌ای نشان داده شد، ارزیابیهای مقابله با قلدری می‌تواند در سطح مدرسه، کلاس و به طور انفرادی، اجرا گردد. در اصل، گروه هدف در سطح مدرسه می‌تواند به همه جمعیت دانش‌آموزان مربوط باشد، و هیچ تمرکز خاصی بر دانش‌آموزانی که از نظر رفتارهای قلدری/ قربانی مورد شناسایی و توجه قرار بگیرند، نیست. ارزیابیها معطوف به گسترش نگرشها و ایجاد شرایطی است که گسترش قلدری در مدرسه را کاهش دهد. بخشی از این ارزیابی هدفهای اضافی را در جهت پیشگیری از گسترش مسائل جدید قلدری/ قربانی را شامل می‌شود. «ارزیابیها در سطح کلاس»، می‌تواند به همین شکل توصیف شود، به جز اینکه کل دانش‌آموزان کلاس را به عنوان یک گروه مدنظر قرار می‌دهند. «هدف ارزیابیها در سطح انفرادی» مربوط است به تغییر رفتار یا شرایطی که هر یک از دانش‌آموزان در آن قرار دارند. اهداف در اینجا دانش‌آموزانی هستند که در مسائل قلدری/ قربانی درگیر بوده و مورد شناسایی قرار گرفته و یا خواهند گرفت. ارزیابی در سطح مدرسه اولین مبحث ما می‌باشد. سمینار روزانه در مدرسه زمانی که تصمیم گرفته می‌شود تا ارزیابیهای منظم برای مقابله با قلدری انجام گیرد، برگزاری جلسات روزانه سخنرانی به طور منظم در رابطه با مسائل مربوط به قلدری مفید خواهد بود. علاوه بر اهمیت شرکت معلمان، باید روان‌شناس مدرسه، مشاور و پرستار مدرسه، والدین و دانش‌آموزانی که می‌توانند بخشی از فعالیتها را برعهده بگیرند، انتخاب شوند و بهتر است همه شرکت کنندگان برای آمادگی سخنرانی، این کتاب را مطالعه کنند. اگر نتایج حاصل از اجرای پرسشنامه قلدری/ قربانی بر روی دانش‌‌آموزان در دسترس بود، ارزشمند خواهد که همراه با جزئیات مربوط در جلسه سخنرانی ارائه شده و مورد بحث قرار گیرد. همچنین استفاده از نوار ویدئویی خاص مربوطه به قلدری (موبینگ ، 1983) مهم می‌باشد که می‌توان این نوار ویدئویی از طریق تماس با مولف کتاب تهیه نمود. هدف از سخنرانی باید رسیدن به یک طرح عملی بلندمدت برای مدرسه باشد. این برنامه‌ریزی باید همراه با جزئیات، به حد کافی مشخص و ملموس باشد، و زمان کافی برای بحث در مورد ارزیابیهایی که برای اجرا در یک مدرسه خاص انتخاب می‌شوند، پیش‌بینی شود. ممکن است نیاز باشد که برخی از ارزیابیها، با توجه به شرایط مدرسه، تغییر کند. حتی اگر لازم است معلمان مختلف بر مؤلفه‌های تاحدودی متفاوت برنامه برای استفاده در کلاسهای خود متمرکز شوند، مطلوب خواهد بود که بر سر ارزیابیها و اصول توافق حاصل شود. البته اگر مدرسه‌ای بتواند از طریق چنین سخنرانیهایی تا حدی احساس تعهد و مسؤولیت‌پذیری را برای برنامه انتخاب شده ایجاد کند، بسیار سودمند خواهد بود. نظارت در خارج از ساختمان مدرسه بیشتر رفتارهای قلدری در مدرسه رخ می‌دهد نه در راه آمدن به مدرسه یا رفتن از آن (ص 21). همان‌طور که قبلاً گزارش شد، در صورت نظارت جدّی معلم در ساعات زنگ تفریح و وقت ناهار، رخداد رفتارهای قلدری در آن مدارس کمتر خواهد بود، بر همین اساس مهم است که تعدادی از افراد بزرگسال همراه با دانش‌آموزان در موقع زنگ تفریح و ناهار، نظارت کافی را بر فعالیتهای دانش‌آموزان داشته باشند (حتی برای موقعی که بسیاری از دانش‌آموزان بدون ناظر می‌خواهند مدرسه را ترک کنند). یکی از تدابیر پیشگیرانه این است که برای اطمینان خاطر در یک مدرسه باید یک طرح نظارتی عملی را در موقع ناهار و تعطیلی کامل مورد پیش‌بینی قرار داد. آشکارا، کافی نیست که معلمان یا دیگر بزرگسالان فقط در ساعات تنفس حضور داشته باشند: آنها باید مداخله سریع همراه با جزئیاتش را در شرایط بروز قلدری یا در موقعیتهایی که احتمال وقوع رفتارهای آزار و اذیت وجود دارد، مورد آماده‌سازی قرار داده باشند. از نظر اطمینان، حتی موقع ظهور آزار دیدگی هر چند به صورت یک شوخی ساده، نباید بدون قید و شرط پذیرفته شود. این قبیل اتفاقات باید در رفتار دانش‌آموزان به عنوان، سؤال به شدت مورد توجه بوده و پی‌گیری شود. با توجه به تن صدا، حالات چهره و در اوضاع و احوالی که فعالیتها انجام می‌گیرد، باید تصمیم گرفته شود که آیا آن رخداد با آن ویژگیها، قلدری بوده است یا خیر. قواعد هدایت کننده فعالیتها برای مداخله در آغاز یا پایان قلدری باید فراهم شود. مداخله توسط بزرگسالان تعیین کننده و از جنبه نگرشی بسیار مهم و اثرگذار می‌باشد و آن این است. «ما رفتارهای قلدری را نمی‌پذیریم». این قبیل مداخلات، پیامهایی را به صورت هشدارهای واضح، هم برای مرتکبان قلدری و هم برای دیگر دانش‌آموزانی که ممکن است درگیر فعالیتهای قلدری باشند، ارسال می‌کند. مداخله بزرگسالان، همچنین به طور ضمنی جنبه‌های مختلف احتمال وقوع آزار و اذیت قربانیان قلدری را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. اگر معلم ناظر برای اجتناب از درگیر شدن در کل مسأله قلدری فقط در داخل ساختمان در موقع زنگ تفریح حضور داشته باشد، این بدین معناست که در واقع او با این تصمیم خود، دانش‌آموزان قربانی را به سبب ترحم، رها می‌کند، به عبارت دیگر از مداخله خودداری می‌نماید و با این رفتار خود به طور تلویحی و به آرامی از قلدری چشم‌پوشی می‌کند. این هشدارها باید به وضوح به دانش‌آموزان مرتکب قلدری که فعالیتهای خود را بدون توجه به خطرات و پیامدهای منفی آن ادامه می‌دهند، رسانده شود. موقعی که برخی از معلمان در رابطه با نظارت جسارت‌آمیز در ساعات تنفس و تعطیلی، نگرش منفی داشته و دوست ندارند که مانند یک مأمور انتظامی عمل کنند. به آنها از دید دانش‌آموزان، به عنوان ناظران ضعیف نگریسته می‌شود. این نگرش با این واقعیت که نظارت دقیق و هشیارانه فرد بزرگسال می‌تواند به طور مؤثری، شرایطی را که دانش‌آموزان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، اصلاح کند، انطباق ندارد. حتی اگر این قبیل ناظران تمایلی نداشته باشند که در نهایت منجر به ایجاد تغییر در ویژگیهای شخصیتی پرخاشگرانه مرتکبان قلدری بشوند، نتایج غیرقابل انتظار را به دنبال خواهد داشت که قابل پیش‌بینی نیست و اگر هم نظارت موقع تنفس و تعطیلی افزایش یابد، جهت رفتارها نمی‌تواند مورد ارزیابی و درک و فهم قرار بگیرد. این جا تأکید من بر این نکته است که نمی‌توان امر مداخله را در هر وضعیتی انجام داد و این منطقی است که این نقطه نظر به معلمان انتقال داده شده و مورد بحث و گفتگو قرار گیرد، این بسیار مهم است که مدرسه باید ناظران بزرگسان خوبی را برای دانش‌آموزان با استفاده از معلمان و یا دیگر افراد فراهم کند. برای ایجاد امنیت در دانش‌آموزان، بزرگسالان ناظر باید اطلاعاتی را درباره حوادثی که در زمان زنگ تفریح و تعطیلی رخ می‌دهد جمع‌آوری کنند. معلمی که مشاهده‌گر قلدری یا اقدام برای قلدری است، علاوه بر مداخله، باید پیشامد مذکور را به معلم دانش‌آموزان درگیر گزارش کند. در چنین صورتی گرایشهای مربوط به ارتکاب قلدری می‌تواند مورد کشف قرار گرفته و در همان مراحل اولیه خنثی‌سازی شود. گزارشهای پیشین نشان داده است که با کنترل کارآمد قلدری دانش‌آموزان بزرگتر بر روی دانش‌آموزان می‌توان از وقوع بسیاری از رفتارهای قلدری را که در زمانها و مکانهای خاص مورد برنامه‌ریزی و اقدام قرار خواهند گرفت، پیشگیری نمود. برای مثال، می‌توان دانش‌آموزان بزرگتر و جوان‌تر را در زنگ تفریح و یا با تخصیص زمین بازی جدا، نظارت کرد. در صورت دیگر جداسازیها در محوطه مدرسه، احتمال افزایش رخداد قلدری و کم کردن شانس مداخله، باید مراقبت ویژه‌ای به عمل آمده و یا احتمال بروز، از میان برداشته شود. همچنین برای مقابله با بروز قلدری باید شرایط و لوازم مطلوب و جذابی فراهم شود که موجب بروز فعالیتهای مثبت گردد. یکی از عوامل احتمالی بروز قلدری در برخی از دانش‌آموزان این است که به سبب کسلی و بی‌حوصلگی، برای ایجاد هیجان بیشتر، مرتکب رفتارهای قلدری می‌شوند. به علاوه فراهم‌سازی و یک برنامه‌ریزی خوب در زمین بازی، گیرایی بیشتری را برای بزرگسالان ایجاد می‌کند تا در فعالیتهای دانش‌آموزان مشارکت کنند. ارتباط تلفنی زمانی که دانش‌آموزی در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد، طبیعی است که مسأله با والدین، معلم یا هر دو در میان گذاشته شود. با این وجود با کمال تأسف دانش‌آموزی که مورد قلدری قرار می‌گیرد معمولاً دچار اضطراب مفرط و ناامنی شده و به سبب ترس تلافی‌جویانه توسط دانش‌آموزان زورگو، ممکن است جسارت این را نداشته باشند که درباره آن موقعیت چیزی به کسی بگوید هر چند که اگر بزرگسالان در آن جا بودند، تا حدی وارد عمل می‌شدند. همچنین احتمال آن نیز هست که توسط قربانی آزار و آذیت و یا والدین در رابطه با مسأله توجه و نظارت، به معلم کلاس اتهام زده شود، اما باید آن را به دست فراموشی سپرد و یا توجیه کرد. در چنین موقعیتهایی «ارتباط تلفنی» می‌تواند بسیار مفید باشد. یک فرد قابل اعتماد همراه با روان‌شناس مدرسه، مشاور و یا یک معلم علاقه‌مند در هر هفته، چند ساعتی به طور ناشناس در مورد شرایطی که می‌خواهند، با دانش‌آموزان یا والدین صحبت کنند. به عنوان اولین کار دراین تماس شخصی، خوب گوش کردن مهم است و باید تلاش نمود تا یک تصویری از آن موقعیت به دست آورد. در مواردی که تماس شخصی به نظر می‌رسد نیاز به بحث گسترده دارد و به همین سبب باید دانش‌آموز یا والد را ترغیب کرد که در تلفن بیشتر صحبت کند. در خیلی از موارد که تا حدی هدف دست نیافتنی به نظر می‌رسد و باید در کنار تماس تلفنی، حضوری نیز صحبت شود. این تماس تلفنی را ممکن است معلم یا فرد دیگری انجام دهد. بسیار مهم است که در این گونه شرایط، با ارتباط شخصی، مسأله پیگیری شود، و نباید اجازه داد که موضوع ادامه پیدا کرده و به صورت نشانگان جدی در بیاید و باید با شیوه‌هایی که وجود دارد موضوع را حل کرد. اگر فردی به صورت قوی ارتباط تلفنی را برقرار کند، احتمالاً نیاز کمی برای برقراری ارتباط شخصی وجود خواهد داشت. برای تشویق دانش‌آموز درگیر که تحت حمایت افراد مهم یا معلم یا شخص تلفن کننده قرار می‌گیرد، ممکن است تماس تلفنی کافی باشد. در صورتی که یک ارتباط باز و خوب میان معلمان، دانش‌آموزان و والدین باشد به احتمال زیاد نیازی به ارتباط تلفنی نخواهد بود. اما در مدارس و کلاسهایی که موقعیت کمتر مساعد است، ترتیب دادن چنین تماسهایی به دانش‌آموزان یا والدینی که قادر نیستند و یا تمایل ندارند که به طریق شیوه‌های معمول در مدرسه حضور بیابند، می تواند کمک کننده باشد. همچنین این نوع روش ارتباط برای والدین دانش‌آموزان زورگو و قلدر که به دنبال کمک‌‌اند، سودمند است و می‌توان توصیه‌هایی را در مورد چگونگی نظارت بر رفتار فرزندانشان ارائه نمود. در مدارسی که تعداد دانش‌آموزان آن کمتر است، ارتباط تلفنی کافی نیست. و برقراری ارتباط با روشهای معمول بهتر است. اگر مدرسه‌ای تصمیم گرفت ارتباط تلفنی را تثبیت کند بایستی والدین دانش‌آموزان در جریان قرار بگیرند. تشکیل جلسه عمومی برای مقابله مؤثر با مسائل قلدری/ قربانی، ارتباط نزدیک میان خانه و مدرسه بسیار مطلوب خواهد بود. این همکاری می‌تواند تحت عنوان جلسه عمومی میان همه والدین در مدرسه و یا به صورت گروههایی کوچکتر (کودکان و والدینشان با تعداد کمتر) برای شرکت در جلسات کلاسی، سازماندهی شوند. در کنار بحث و گفتگوهای انفرادی میان معلم کلاس و والدین، می‌توان برای دیگر احتمالات از ارتباط تلفنی استفاده کرد. انجام چنین ارتباطهایی هم زمان و در دوره‌های زمانی مختلف، برای مقابله با قلدری در مدرسه امری توجیه‌پذیر است. آن همچنین برای دانش‌آموزانی که در تعدادی از ارتباطات میان مدرسه و خانه شرکت می‌کنند، مناسب خواهد بود. اگر یک مدرسه‌ای تصمیم بگیرد که تلاش برای مبارزه با زورگویی قلدری را تشدید کند، باید والدین دانش‌آموزان در جریان بوده و برای شرکت در این تصمیم‌گیری دعوت شوند. یک روش خوب برای مطرح کردن این موضوع، طرح آن در یک جلسه عمومی است. اگر دانش‌آموزان به پرسشنامه قلدری پاسخ داده باشند، نتایج (برای مدرسه و در سطوح کلاسی مختلف) می‌تواند در این قبیل موقعیتها طرح شود. آن همچنین برای روان‌شناس مدرسه و یا کسان دیگری که دعوت شده‌اند مناسب خواهد بود که برای ایجاد یک رویکرد کلی، مطالبی را در زمینه گستره سازوکارها و علل قلدری، ارائه نمایند. حاضران در جلسه باید در گفتگوهای مربوط به برنامه‌ریزی جهت اقدام و ارزیابیهای خاص در مدارس، که برای تحقیق این امرو تلاش برای مقابله با قلدری تأکید می‌نمایند فعالانه شرکت کنند. همچنین مدرسه باید والدین و معلمان را که هم اکنون درگیر حتی مسائل جزئی زورگویی و قلدری و موارد خاص اجتماعی هستند، مطلع کند. این می‌تواند موجب افزایش تماس والدین با تعدادی از معلمان گردد. مدرسه باید والدینی را که احساس می‌کنند فرزندشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته و یا دیگر دانش‌آموزان را مورد زورگویی و تهدید قرار می‌دهد، تشویق کند تا با معلمان تماس برقرار نمایند رویکرد باز و مثبت مدرسه نسبت به این مسأله ممکن است تشکیل جلسات غیرضروری را موجب گردد که معلمان احساس فشار کنند امّا، طبیعی است که این افزایش تماس، شروع خوبی است برای همکاری نزدیکتر میان مدرسه و والدین و این که قلدری و موضوعات مهم مربوط به آن مرکز محور توجه قرار بگیرد. نکات طرح شده در جلسه عمومی و اطلاعات مربوط به برنامه‌ریزی جهت مقابله با قلدری، بعد از جلسه، برای والدین ارسال شود. اگر تصمیم گرفته شد که جلسه عمومی در کلاس برگزار گردد باید والدین در جریان باشند. در این شیوه به والدینی که نمی‌توانند در جلسه عمومی شرکت نمایند، فرصت داده خواهد شد که در فعالیتهای آینده مشارکت کنند. تشکیل گروههای معلمی برای توسعه‌ی قلمرو اجتماعی یا محیط اجتماعی - فرهنگی مدرسه مهم است که اقدام علیه قلدری در مدرسه یا جامعه، اقدامی نمایشی، عجولانه و کوتاه‌مدت نباشد که اقدامی عجولانه‌تر جایگزین آن شود. با توجه به اینکه زورگویی و قلدری می‌تواند هنگام با هم بودن توسط چندین فرد ظاهر شود، باید آمادگی همیشگی برای برخورد با چنین تنیدگیهایی در محیط مدرسه، وجود داشته باشد. باید برای مداخله، شوق و علاقه را حفظ کرد. به علاوه همان طور که قبلاً تذکر داده شده است، ضروری است که معلمان، والدین و دانش‌آموزان شناخت کافی را درباره روشهای مناسب برای برخورد با این‌گونه مسائل کسب نمایند. یکی از روشهای دست‌یابی به این اهداف وادار کردن معلمان برای عضویت در گروه توسعه اجتماعی مدرسه است. تعداد گروه 5 تا 10 نفر بوده و می‌توانند با توافق، به طور منظم در هفته یک بار برای چندین هفته دور هم جمع شوند. این جلسات می‌تواند برای بحث و تبادل‌نظر در مورد مسائل مختلف مدرسه و انتقال تجربیات و یادگیری از موفقیتها و شکستهای یکدیگر برگزار گردد. طبیعتاً برای شروع، یکی از فعالیتهای مورد تمرکز می‌تواند مربوط به جنبه‌های مختلف زورگویی و قلدری باشد: مسأله به طور کلی، همراه با مسائل قلدری/ قربانی و انواع مقوله‌های مربوط به نتایج پرسشنامه، مشاهدات معلمان و به خصوص مسائل در ارتباط با ارزیابیهای مناسب و افزایش همکاری جهت برنامه‌ریزی در مدرسه مورد بحث و گفتگو قرار گیرد. شرکت کردن در چنین گروهی، برای معلمانی که مسائل زورگویی و قلدری را در طول سال در میان دانش‌آموزان خود کمتر مشاهده کرده‌اند، بسیار ارزشمند خواهد بود؛ به خصوص بیشتر معلمانی که مسؤولیت نظارت در ساعات تنفس را برعهده داشته و با مسائل احتمالی در حیاط مدرسه مواجه خواهند گردید. لازم به یادآوری است که برای معلمان شرکت کننده در این جلسات، بررسی مسائل قلدری بسیار سودمند خواهد بود. ارتباط میان معلمان و مدرسه و مسائل عمومی مربوط به تدریس، از زمینه‌هایی است که می‌تواند مورد ملاحظه و بررسی قرار گیرد. بعد از بحث و گفتگو در مورد یک یا چند موضوع، بازگشت به موضوع اصلی قلدری منطقی خواهد بود. آن نیز فرصتی است برای بررسی وضعیت کنونی مدرسه، چگونگی موفقیت‌آمیز بودن ارزیابیهای به عمل آمده و این که چه تلاشهای اضافی، لازم می‌باشد. دعوت روان‌شناس مدرسه (یا مشاور و یا مددکار اجتماعی) به برخی از این جلسات ضروری است. به خصوص اگر در یک یا چند کلاس مسائل جدی قلدری رخ داده و به صورت موفقیت‌آمیز برطرف نشده باشد، چنین حضوری ارزشمند خواهد بود. تعداد افراد هر گروه توسعه اجتماعی نباید بیش‌تر از حد و حداکثر شامل 10 - 12 نفر معلم باشد. به همین سبب در مدارسی که تعداد معلمان بیشتر می‌باشد، لازم است چند گروه تشکیل شود در چنین مواردی مفید آن خواهد بود که گروههای مختلف برای تبادل اطلاعات و یکپارچه‌سازی نقطه نظرات مربوط به تجربیات کسب شده، جلسات سخنرانی خود را در روزهای خاص و با هماهنگی یکدیگر برگزار کنند. به دلیل استفاده از نظرات مختلف افراد، برای شرکت همه معلمان در یکی از گروههای توسعه محیط اجتماعی می‌توان مزایای اقتصادی و عملی در نظر گرفت که این امر منطقی می‌باشد. برای هدفمند بودن فعالیت چنین گروههایی ضروری است که معلمان براساس علاقه خاص به این گروهها بپیوندند. پس از بررسی عملکرد چنین گروههایی، می‌توان گروههای دیگر را نیز با این شرایط هماهنگ ایجاد کرد. البته احتمال آن هست که یک گروه، از چندین روش مختلف در عملکرد خود استفاده کند. ولی برای نقطه شروع، با روش یکسان کار کردن، طبیعی خواهد بود. همچنین در جهت بهبودبخشی رهبری و سازماندهی درون گروهی با تصمیم مدرسه، تعدادی از افراد گروه می‌تواند کنار گذاشته شود. برای دست‌یابی مطلوب به اهداف، لازم است که محدوده جهت و ساختار سخنرانی گروههای مذکور مشخص شود. گروههای توسعه محیط اجتماعی می‌تواند ابزاری مهم در جهت تلاش مقابله‌ای با قلدری در مدرسه باشد. آنها می‌توانند تجربیات ارزشمند جدیدی را کسب نموده و آن را به معلمانی که درگیر فعالیتهای مربوط هستند، ارائه کنند. معلمانی که در تلاش خودشان درگیر مسائلی هستند، می‌توانند خود را به عنوان بخشی از گروه حمایتی مدرسه‌‌ای تلقی نمایند؛ و می‌توانند از مشوقها و حمایتهای دیگر افراد بهره‌مند شوند. در جلسات گروه، گستره محیط اجتماعی مدرسه می‌تواند مشخص شود، این فعالیتها برای کارهای درونی مدرسه و به همان صورت، واقعی‌سازی اهداف اصلی طرح مورد مطالعه بسیار مهم است. گروههای توسعه اجتماعی همچنین می‌توانند زمینه‌های معمول در میان معلمانی که درگیر مقابله با قلدری در مدرسه هستند، ارتقا دهند. آشکارا اگر بزرگسالان در محیط مدرسه بخواهند به صورت موفقیت‌آمیز و نسبتاً پایدار به کنترل موقعیتهای مشابه بپردازند ضروری است به صورت متقابل عمل کنند. انواعی از رفتار از یک رخداد به رخدادی دیگر و از معلم به معلمی دیگر که مورد توجه دانش‌آموزان قرار خواهد گرفت شاید، اثرات احتمالی ارزیابیها را ضعیف کند. بنابراین با سهیم شدن معلمان در نکته نظرات یکدیگر، به رشد هر چه بیشتر رفتارهای مقابله با موقعیتهای بروز قلدری در میان بزرگسالان، به مدرسه کمک خواهد کرد. بعلاوه اجرای یک طرح به صورت فراگیر، احساس امنیت را در هر معلم افزایش خواهد که تأثیر آن در عملکردشان بسیار معنادار خواهد بود. تشکیل گروههای مطالعه در جلسات والد - معلم تلاش برای ایجاد یک نگرش مشترک در رابطه با قلدری، در میان کارکنان مدرسه و والدین بسیار مهم است. اگر معلمان و والدین با روش منطقی مشابه، نسبت به زورگویی و قلدری عکس‌العمل نشان دهند، نتایج مطلوب به دست آمده به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. یک روش طبیعی برای دست‌یابی به این امر، این است که والدین (همچنین معلمان) به تدریج دانش و اطلاعات خود را نسبت به مسائل و اقداماتی که می‌توانند در مورد قلدری انجام دهند، افزایش دهند. جلسات والد - معلم یک وظیفه مهم است که باید مورد توجه قرار گیرد. والدین و معلمان می‌توانند مجموعه جلسات مشترکی را برگزار نموده و مطالب این کتاب و دیگر یافته‌ها را در زمینه مسائل قلدری/ قربانی مورد بحث و گفتگو قرار دهند. همچنین دیگر معلمان و نمایندگان مدرسه می‌توانند به تعدادی از این جلسات دعوت شوند و در مورد کارهایی که مدرسه می‌خواهد در این زمینه انجام دهد، مطلع شوند. یک گروه فعال از این نوع می‌تواند عملکردهای مشابه را برای والدین محقق سازد، همان‌طوری که گروههای توسعه اجتماعی نیز این کار را می‌توانند برای معلمان انجام دهند. - والدین دانش‌آموز قلدر چه کاری می‌توانند بکنند؟ هر چند که مسؤولیت اولیه مربوط به مسائل قلدری/ قربانی در مدرسه، متوجه اولیای مدرسه است، اما والدین نیز می‌توانند تا حد زیادی به اصلاح این موقعیت کمک کنند. کودکانی که جهت‌گیری پرخاشگری‌شان به طرف همسالان (و بزرگسالان) می‌باشد، آشکارا احتمال درگیر شدن آنها در رفتارهای ضداجتماعی از قبیل بزهکاری و سوء مصرف مواد افزایش می‌یابد. بنابراین مهم است که در جهت کمک به تغییر خصومت و نگرشهای منفی و جهت‌گیری رفتار در محیط تلاش شود. چندین پیشنهاد در رابطه با این که والدین در مورد فرزندان خود که مرتکب قلدری می‌شوند، چه کاری می‌توانند انجام دهند، ارائه می‌شود. تعدادی از این توصیه‌ها با آن چه که قبلاً به عنوان مقررات، تحسین و پاداش و تنبیهات بدانها اشاره شده است، مربوط است. والدین باید به وضوح در رابطه با وخامت ارتکاب قلدری با فرزند خود صحبت کنند و این که آنها این قبیل رفتارها را در آینده تحمل نخواهند کرد. اگر والدین و مدرسه پیوسته عکس‌العملهای منفی برای این قبیل رفتارها نشان دهند، احتمال آن خواهد بود که رفتار کودک تغییر پیدا کرده و به میزان قابل توجهی احتمال بروز آن نوع رفتارها کاهش یابد. پرخاشگری کودکان و نوجوانان مسائلی را در سازگاری با مقررات به وجود می‌آورد زیرا که موجب به هم ریختگی و سازمان نایافتگی می‌شود. این زمینه، این امر را ضروری می‌سازد که والدین در مورد تلاش بر روی پذیرش یک یا چند قانون ساده خانوادگی کار کرده و در مورد تحقق آن در زندگی خانوادگی به توافق برسند. این مقررات بهتر است نوشته شده و در یک مکان مشخص در منزل نصب گردد. ضروری است هر وقت که کودک مطابق با آن مقررات رفتار کند مورد تحسین و قدردانی بیشتر قرار بگیرد. وقتی تغییر رفتار پرخاشگرانه آسان است که کودک احساس کند که او را دوست دارند و منزلت مناسبی در میان افراد خانواده دارد. اگر یک کودک مقررات مورد توافق را بشکند، بسیار مهم که با تنبیهات و پیامدهای منفی روبه‌رو شود. در رابطه با مباحث مربوط به مقررات خانوادگی، طبیعی است که سوالاتی در زمینه پیامدهای احتمالی موقع تخطی از قوانین مطرح شود. قبل از آشکار شدن موضوع، والدین باید تعداد قابل توجهی از انواع پیامدها را مورد توجه قرار داده باشند. پیامدها بایستی با میزان ناراحتی یا ناخوشایندیها همبسته باشد، اما تنبیه جسمانی نباید مورد استفاده قرار بگیرد. به عنوان یک قاعده کلی، موقع وقوع رفتارهای قلدری و یا دیگر رفتارهای ناخواسته، بزرگسالان کاری انجام نمی‌دهند و یا نمی‌دانند که کودک یا نوجوانشان چه کار دارند می‌کنند. بنابراین مهم است که والدین تلاش کنند دوستان فرزندانشان را بشناسند و این که معمولاً چه کاری دارند می‌کنند. یک شیوه مناسب در این زمینه صرف وقت زیاد با یکدیگر به عنوان یک دوست می‌باشد. بودن والدین و فرزند با یکدیگر فرصتی را فراهم می‌کند که با هم تجربیات مثبت مشترکی داشته باشند و می‌توانند در این موقع شخصیت فرزندشان را شناخته و واکنشهای مناسبی را نشان دهند. در چنین روشی ممکن است هر چه بیشتر روابط مبتنی بر اعتماد و اطمینان گسترش یابد و این موجب می‌گردد که کودک بیشتر راغب شود به حرف والدینش گوش کند و تحت تأثیر والدین خود قرار بگیرد. والدین هم ممکن است بتوانند با پرخاشگری کمتری به فرزندشان کمک نموده و الگوهای واکنشی مناسبی را نشان دهند. شاید فعالیت، توانایی جسمانی و نیاز به تسلط در بسیاری از مرتکبان قلدری، استفاده از بعضی شیوه‌ها را سودمندتر می‌سازد، برای مثال: رشد جرات و جسارت همراه با رعایت مقررات، فوتبال یا هاکی روی یخ. شاید کودک استعداد خاصی داشته باشد که والدین آن را می‌توانند مورد تشویق و رشد قرار دهند. والدین فرد قربانی چه کار می‌توانند بکنند؟ اگر والدین متوجه شوند که فرزندشان مورد آزار و اذیت و تهدید قرار می‌گیرد و مدرسه نیز آنها را از این وضع مطلع نساخته است، آنها باید تا آن جایی که امکان دارد هر چه زودتر با معلم کودک تماس بگیرند، هدف باید رسیدن به یک همکاری با مدرسه در مورد مسأله و پی‌گیری خطوط مورد بحث در بالا باشد. از آن‌جایی که یک قربان تیپیک «قربانی منفعل» دانش‌آموزی است مضطرب، ناایمن و با اعتماد به نفس پایین  و دارای دوستانی محدود یا بدون دوست، آن برای والدین مهم است که در جهت کمک به بهبود سازگاری فرزند خود تلاش کنند. یکی از این روشها، افزایش اعتماد به نفس در کودک قربانی است بدین طریق که والدین باید استعدادهای بالقوه فرزند خود را رشد داده و در او نسبت به خودش نگرش مثبت ایجاد نمایند. حداقل در میان پسران، قربانی از نظر جسمی، اغلب ضعیف‌تر از دانش‌آموزان هم قطار خود بوده و حتی ممکن است دچار نوعی «اضطراب بدنی » باشند بنابراین بهتر است که در صورت تمایل دانش آموزان به این رفتارها نسبت به آموزش انواع فعالیتهای فیزیکی، از قبیل درگیر شدن در فعالیتهای مختلف ورزشی اقدام شود. حتی اگر این فعالیتها در سطح محدودی انجام گیرد، موجب هماهنگی جسمانی و کاهش اضطراب بدنی و افزایش اعتماد به نفس در آنها خواهد شد. این موجب خواهد گردید که کودک به صورتهای مختلف به محیط خود پیام بفرستد، طوری که ممکن است موجب اصلاح روابط میان همسالان گردد. حتی از طریق انجام بعضی از ورزشها و یا فعالیتها براساس استعداد خاص توسط قربانی، در موقع برخورد با همسالان مرتکب قلدری، این احساس در مرتکبان ایجاد می‌شود که دیگر نمی‌توانند مانند قبل با قربانی رفتار کنند. یک محیط جدید برای دختر یا پسری که فقط براساس مجموعه ادراکات منفی مورد ارزیابی قرار نگرفته باشد، بسیار مهم است زیرا که می‌تواند برای همکلاسیهای جدید خود ارزشمند  باشد. این یک شانس تازه‌ای برای دانش‌آموز قربانی فراهم می‌کند. این تجربه به خصوص وقتی می‌تواند برای کودک بسیار مهم باشد که بتواند در میان گروه جدید حداقل یک دوست پیدا کند. برای اصلاح کودک در مدرسه، والدین می‌توانند کودک را تشویق کنند که به صورتی فعالانه همراه با آرامش و دوستی با دیگر دانش‌آموزان در گروه، ارتباط برقرار نمایند. بسیار سودمند است که حداقل دو چیز مشترک وجود داشته باشد، برای مثال علایق یا گرایشهای شخصیتی مشابه. یک نقطه شروع می‌تواند این باشد که دانش‌آموز دیگر نیز تنها و از گروه همسالانش جداست. از آنها که طرد اجتماعی کودکان غالباً بدون مهارت بوده و آنها نیز برای برقراری ارتباط تلاش نمی‌کنند، برای والدین مهم است (یا برای مثال، روان‌شناس مدرسه) که به کودک از طریق توصیه‌های عینی و ملموس و جزئیات کمک کنند که چگونه آغازگر ارتباط باشند. آنها همچنین باید میزانی از حمایت و تشویق را در نظر داشته باشند، زیرا که موجب خواهد گردید تا در شکستهای اولیه این تمایل در کودک ایجاد شود که با تحقیر و بی‌اعتنایی مقابله کند و این امر به مداخله مؤثر والدین کمک خواهد کرد. اگر والدین متوجه شوند که دختر و یا پسرشان تحت آزار و اذیت و تهدید قرار گرفته و یا از گروه همسالان طرد شده‌اند، طبیعتاً باید برای جلوگیری از ناامیدی فرزندشان، تلاش خود را بیشتر کنند. اگرچه هدف از این اقدام افزایش توانایی مناسب کودک در برقراری ارتباط است، اما ممکن است به طور ناخواسته پیامدهای منفی را در طولانی مدت به دنبال داشته باشد. یک نگرش حمایت مفرط از سوی والدین می‌تواند انزوا گرایی از همسالان را در کودک تقویت کند و دلبستگیهایی نسبت به بزرگسالان ایجاد نماید که واقعاً می‌تواند مانع فرایندهای برقراری و تثبیت ارتباط با همسالان گردد. برای مقابله با این زمینه مهم است که والدین برای استمرار حمایت دائمی از کودک خود در مقابل تنیدگیهای احتمالی، آنها را در ارتباطات و فعالیتهای بیرون از خانواده درگیر سازند. در چنین مواقعی والدین باید تلاش کنند که یک تبیعت جویی محتاطانه اتفاق بیفتد، با یک محدوده معین و مهندسی شرایط برای رشد مثبت. براساس مباحث پیشین، رفتار تحریک‌آمیز خود قربانی، ممکن است در ارتکاب قلدری دخیل باشد. به عنوان یک تکلیف مهم در این قبیل موارد، والدین (و معلمان) باید با دقت به کودک کمک کنند که الگوی واکنشی را کسب کند که در محیط با میزان کمتری موجب تحریک و عصبانیت شود. می‌توان به قربانی کمک کرد که «مهارتهای اجتماعی» خودش را اصلاح کرده و درک بهتری از «مقررات اجتماعی غیررسمی » را در میان گروه همسالانش کسب کند. علاوه بر جنبه تحریک برانگیزی و انفعالی بودن قربانیان، به طور معمول، صفات مشخصی از قبیل، احساس ناامنی، اعتماد به نفس پایین را دارا بوده که طبیعتاً موجب تبیعت‌جویی از توصیه‌ها و پیشنهادهای به عمل آمده از بالا برای قربانی منفعل را به دنبال خواهد داشت. قربانی تحریک کننده، با این وجود، اغلب خلق نوسانی دارد و مانند فرد قلدر، ممکن است در تسلیم شدن به مقررات مشکل داشته باشد. همچنین ممکن است برخی از ارزیابیهای مورد بحث برای تغییر رفتاری قلدری به نحوی مناسب مورد استفاده قرار گیرد. اغلب مؤلفه‌های «بیش فعالی» در رفتار تحریک برانگیزی قربانی وجود دارد. در چنین موارد دشواری، نیاز به کمک اضافی دیگر متخصصان از قبیل روان‌شناس و روان‌پزشک ضروری خواهد بود. - مقررات کلاس در مورد قلدری ارزیابی شرایط کلاس بسیار مهم است که معلم و دانش‌آموزان برای کمک به مقابله با مسائل قلدری/ قربانی و بهبودبخشی شرایط اجتماعی در کلاس، در مورد تعدادی از مقررات ساده به توافق برسند. اگرچه که همیشه تعدادی از مقررات عمومی مدرسه یا رهنمودهای رفتاری وجود دارد، اما بسیار مهم است که مجموعه‌ای از مقررات کمکی خاص در زمینه قلدری مستقیم و غیرمستقیم ایجاد شود. این مقررات ضروری است به صورت عینی و با روشهای احتمال بیان شوند. مجموعه مقررات پیشنهادی زیر یک فهرست نهایی نیستند اگرچه به اعتقاد ما این مقررات خاص بسیار سودمند است. و بهتر است که دانش آموزان را به درگیر شدن در بحث پیرامون این قواعد ترغیب کنیم. در این صورت آنها به احتمال زیاد مسؤولیت بیشتری را برای پذیرش این قواعد از سوی خود و دیگران احساس خواهند کرد. جلسات کلاس (زمان گردهمایی، مراجعه کنید به جلسات کلاس در زیر) می‌تواند محل مناسبی برای بحث و تبادل نظر درباره چنین مسائلی باشد. مقرراتی که در کلاس مورد توافق همگان قرار می‌گیرد، باید در تابلو اعلانات یا جاهای دیگری که قابل رویت هستند در معرض دید قرار بگیرند آن برای معلم بسیار مفید خواهد بود که در مورد این مقررات فکر کرده و احتمالاً جایگزینیهای جدیدی را مورد توجه قرار دهد و این بررسی باید قبل از ارائه در کلاس انجام گیرد. گفتگوهای مقدماتی می‌تواند در جهت توسعه محیط اجتماعی، به گروههای مورد اشاره در بالا کمک کند. در زیر سه نمونه از مقررات که می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد ارائه می‌گردد: 1-نباید رفتارهای زورگویی و قلدری را در دیگر دانش‌آموزان مورد تایید قرار دهیم. 2- باید تلاش کنیم به دانش‌آموزانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند کمک کنیم. 3- باید دانش‌آموزانی را که به آسانی کنار زده می‌شوند تحت نظر داشته باشیم. مقررات سه گانه ذکر شده در بالا برای مقابله با قلدری مستقیم (همراه با حمله‌های آشکار و نسبت به قربانی) و قلدری غیرمستقیم مثل انزوای اجتماعی و اخراج از گروه همسالان کمک کننده خواهد بود. انواع رفتارهای در ارتباط با این مقررات باید برای دانش‌آموزان روشن گردد. روشن‌سازی می‌تواند به شیوه‌های متفاوتی انجام گیرد. نوار ویدئویی (موبینگ، 1993) که قبلاً مورد اشاره قرار گرفته می‌تواند به عنوان مبنی بحث برای دانش‌آموزان نشان داده شود. این نوارهای ویدئویی جنبه‌های مختلف مسائل قلدری / قربانی را با ارائه مثالهایی به تصویر کشیده است. راه دیگر انتخاب یک قطعه ادبی مخصوص کودکان و نوجوانان است تا بتوان آن را با صدای بلند در کلاس خواند (اسکینر ، 1992 را ببینید). معلم این موضوعات را باید محتاطانه از میان تعدادی از نوشته‌ها و کتابها که این گونه مسائل و اساس ادراک نادرست مفاهیم مربوط به زورگویان، قلدران و قربانیان آزار و اذیت و پیامدهای نه زیاد واقع گرایانه را مورد توصیف و توضیح قرار داده است، انتخاب نماید. برای مثال قلدر ممکن است به عنوان دانش‌آموزی که بسیار فزون مضطرب و ناایمن با شأن پایین و بی‌رحم است، توصیف شود و یا انحراف بیرونی در قربانی ممکن است به عنوان علت اصلی مورد آزار و اذیت قرار گرفتن، نشان داده شود. migna.ir حتی این برداشت ممکن است در بعضی از موارد به صورت فردی واقعیت داشته باشد، این قبیل توصیفها معمولاً برای مبحث کلی در مورد مسأله، نقطه شروع ضعیفی است. هدف از خواندن قطعه منتخب با صدای بلند این است که همدلی دانش‌آموزان در مورد قربانیان قلدری افزایش یابد و بعضی از سازوکارهای درگیر تا حدی نشان داده شود، بدون این که روشهای جدید آزار و اذیت (قلدری) آموخته شود. «ایفای نقش» ساده درباره قلدری می‌تواند روشی سودمند و درگیرانه برای رسیدن به همان اهداف باشد. برای شروع می‌توان از موقعیتهای ملموس از کلاس یا دیگر موقعیتهایی که بیشتر مسائل اتفاق می‌افتد، استفاده کرد. در طول ایفای نقش، همچنین احتمال آن هست که به صورت طبیعی، توسط دانش‌آموزان، چگونگی مقابله و خنثی‌سازی تنیدگیهای مربوط به محرومیت اجتماعی و زورگویی و جلوگیری از قلدری در حال وقوع به نمایش گذاشته شود. هر چقدر این فعالیت دانش‌آموزان واقع گرایانه‌تر انجام گیرد، ارزش آن در انتقال شرایط ارتکاب زورگویی و قلدری واقعی‌تر خواهد بود. ایفای نقش باید توسط مباحث کلاس پی‌گیری شود و این در شرایطی است که رابطه میان بازی و واقعیت نمایانده شود. با توجه به مطالب پیشین، معانی مقررات باید تا آن جایی که امکان دارد به وضوح به دانش‌آموزان در کلاس توضیح داده شود. به تدریج یک درک مشترک از چگونگی تفسیر مقررات پدید خواهد آمد و بدین طریق به آسانی می‌توان حوادث قلدری را در یک زمینه مناسب طرح کرد. توضیحی عینی و ملموس مقررات، به خصوص می‌تواند برای دانش‌آموزان پرخاشگری که مرتکب قلدری می‌شوند، اهمیت داشته باشد. تحقیقات و تجربیات نشان می‌دهد که این قبیل دانش‌آموزان همیشه از گستره آسیب و رنجی که دیگران به سبب رفتارهای آسیب‌رسان آنها متحمل می‌شوند، آگاه نیستند. همچنین صحبت درباره مجموعه مقررات، احتمالاً می‌تواند بر نگرشهای مرتبط با قلدری در میان هنجارهای دانش‌آموزان اثرگذار باشد. از میان دیگر موضوعات، مشارکت انفعالی است که در زورگویی و قلدری می‌تواند مورد بحث قرار گیرد. بعضی از دانش‌آموزان به ندرت آغازگر قلدری نسبت به دیگران هستند، اما به سبب خواست یک نفر دیگر به آسانی با قلدر همراه می‌شوند. این دانش‌آموزان باید بفهمند که حتی مشارکت انفعالی به عنوان همدست تلقی می‌شود و نسبت به آن چه که اتفاق می‌افتد دارای مسؤولیت فردی می‌باشند. کنار کشیدن خود از مسؤولیت به بهانه بودن با دیگر بچه‌ها نمی‌تواند قابل قبول باشد، اغلب دانش‌آموزانی که تحت فشار هستند فکر می‌کنند که اگر آنچه را که خود یا دیگر دانش‌آموزان قلدر انجام می‌دهند به معلم یا والدین بگویند، یک نوع غیبت و بدگویی است. معلم باید با توضیح کافی به چنین عقایدی، واکنش نشان داده و آن را تعدیل نماید و آن را به عنوان یکی از مجموعه مقررات (شماره 1) قرار دهد و آن این که: قلدری به هیچ وجه پذیرفتنی نمی‌باشد و اگر یک دانش‌آموز، دانش‌آموز دیگری را به ارتکاب قلدری تشویق کند، به تبعیت از مقررات (شماره 2) کلاس، «آنچه درست و قابل قبول است» باید مورد توجه قرار بگیرد. این غیبت نیست اما نشان دهنده ترحم و جانبداری از فرد ضعیف‌تری است که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. جهت‌گیری اصلی در قانون شماره 3 تمرکز بر مقابله با تنیدگیها، ممانعت از درگیریها و انزوای اجتماعی است. این دانش‌آموزان یقیناً می‌توانند روشهایی را پیشنهاد کنند تا دانش‌آموزان دوست خود را که به آسانی از زمین و بازی کنار زده می‌شوند، در فعالیتهای مورد توافق درگیر سازند. همچنین می‌توان به دانش‌آموزان به صورتی منطقی توضیح داده شود که تنها کودکان و جوانان نیستند که برخورد خوبی نداشته یا در تلاش برای برقراری ارتباط با دیگران عکس‌العمل مناسبی را نشان نمی‌دهند. دلایل آن می‌تواند آموزش ضعیف و یا تکرار تجربیات منفی باشد، در نتیجه گاهی اوقات سماجته در یک رفتار موجب می‌شود که این قبیل دانش‌آموزان منزوی شده و نسبت به دانش‌آموزان همسال خود نگرش سوء ظن و عدم اعتماد پیدا کنند. تحسین کردن تشویق و توجه دوستانه از طرف معلمان می‌تواند بر روی رفتار دانش‌ تأثیر بسیار مهمی بگذارد. مطالعات در آمریکای شمالی نشان می‌دهد که معلمان در موقعیت یک کلاس معمولی، از تحسین کمتر استفاده می‌کنند. تشویق و تحسین قابل قبول، هم به خاطر ارتباط دانش‌آموزان با یکدیگر و هم تکالیف مدرسه، انتظار می‌رود که آثار مطلوبی بر جوّ کلاس داشته باشد. از این طریق دانش‌آموزان انتقاد مربوط به رفتار غیرقابل قبول را آسان‌تر می‌پذیرند و برای تغییر آن تلاش می‌نمایند و حس قدردانی را تجربه می‌کنند و تقریباً این احساس در همه دانش‌آموزان به وجود می‌آید. به خصوص این در مورد فردی که دانش‌آموزان دیگر را مورد قلدری قرار می‌دهد ممکن است حقیقت داشته باشد. ضمن گذشت از دانش‌آموزانی که پرخاشگر هستند و در رفتار مشکل دارند. در مورد آنها، آنچه مستحق هست باید انجام گیرد. معلم می‌تواند دانش‌آموزان را به صورت انفرادی یا گروهی و یا کل کلاس را به دنبال تبعیت از قواعد رفتارهای مثبت تحسین و تشویق کند. رفتارهایی مثل مداخله کردن زمانی که یک یا چند دانش تلاش می‌کنند یکی دیگر را مورد قلدری و آزار و اذیت قرار دهند؛ برای شروع و یا مشارکت در فعالیتهایی که همه دانش‌آموزان کلاس بدون کنار گذاشتن حتی یک نفر، در آن درگیر هستند؛ برای اقدام به کشاندن دانش‌آموزان منزوی به سوی فعالیتهای مشترک و به طور کلی برای نشان دادن رفتار دوستانه و کمک کننده. به خصوص دانش‌آموزان پرخاشگر و دانش‌آموزانی که به آسانی تحت تأثیر قرار می‌گیرند، زمانی که تحت شرایطی که طبیعتاً موجب عصبانیت در آنها می‌شود، واکنش پرخاشگرانه نشان ندهند و یا در زورگویی و قلدری مشارکت نداشته باشند، باید مورد تحسین قرار بگیرند. تنبیهات در رابطه با تغییر رفتار دانش‌آموزان پرخاشگر معمولاً درک خیرخواهانه معلم (یا دیگر بزرگسالان) ارائه بی‌حد و حساب تشویق و تحسین کافی نیست. تحقیق و تجربه نشان داده است که همچنین در مواقعی باید از عوامل بازدارنده، به شکل پیامدهای منفی در رابطه با رفتارهای ناخوشایند استفاده کرد (پاترسون و دیگران؛ 1976؛ پاترسون، 1982؛ والکر و دیگران، 1976). بهترین نتایج به دست آمده عبارت است از ترکیبی از تشویق و تحسین برای فعالیتهای مثبت و تنبیهات دوامدار برای رفتارهای پرخاشگرانه و رفتارهایی که موجب شکستن قواعد می‌شوند. در مباحث کلاس مربوط به مقررات مقابله با قلدری، طبیعتاً می‌توان سوالاتی را در مورد چگونگی تنبیهات و تناسب آن با مقررات شکسته شده، طرح کرد، ضروری است که معلم همچنین دانش‌آموزان را در این بحث و گفتگو درگیر کند. معمولاً اهمیت داردکه از تنبیهاتی استفاده شود که به آسانی قابل اجراست. تنبیهات باید بدون ایجاد خشم و عصبانیت، تا حدی موجب ناراحتی بشود. در صورت امکان، رفتار و فرد باید مورد افتراق قرار بگیرد. پیامد منفی نباید مستقیماً بر علیه فرد باشد، اما آشکارا باید پیام غیرقابل قبول بودن رفتار از قبیل قلدری بر روی همسال را انتقال دهد. از این رو معمولاً برای معلم مناسب است که با بیانی روشن علت رفتار و یا واکنش نسبت به آن را از دانش‌آموز مورد سؤال قرار دهد. انتخاب تنبیه از نظر اندازه باید منطبق با سن و جنس و شخصیت دانش‌آموز باشد. آنچه می‌تواند یک تجربه ناخوشایند برای یک دانش آموز تلقی شود، ممکن است برای دانش‌آموز دیگر خوشایند و آرام‌بخش باشد. بالاخره باید تا حد زیادی بخشی از فعالیتهای معمول مدرسه از قبیل تکلیف خانه بوده و از سوی دیگر نباید به طور عادی از آن به عنوان تنبیه استفاده کرد. برخی از تنبیهات احتمالی عبارتند از: صحبت جدّی با دانش‌آموز، نرفتن به حیاط مدرسه در زنگ تفریح؛ وادار کردن دانش‌آموز به اینکه یک یا دو ساعت را در یک کلاس دیگر بنشیند؛ شاید با دانش‌آموزان کوچکتر؛ در تعدادی از ساعات تنفس در نزد معلم تحت نظارت بماند؛ فرستادن دانش‌آموز برای صحبت کردن جدی در مورد مقررات و محروم کردن از برخی از امتیازات؛ بهتر آن است که با والدین دانش‌آموز تماس برقرار کرده و برای جلب کمک نسبت به تغییر رفتار دانش‌آموز، آنها را از وضعیت مطلع نمود. از چند جهت دشوار است که دانش‌آموز پرخاشگر یاد بگیرد به قواعد تن در دهد. آنها اغلب برانگیخته هستند و به دیگران به دیده حقارت نگاه می‌کنند. شرایط خانوادگی‌شان می‌تواند کاملاً به هم ریخته باشد، بنابراین موقعی که توافقها و احتمالاً مقررات منزل را می‌شکنند، به ندرت واکنشهای منفی را از طرف والدینشان دریافت می‌دارند. گاهی اوقات رفتار آنها همراه با خشونت، عصبانیت شدید یا تنبیه جسمانی پذیرفته می‌شود. تحت چنین شرایطی این نوع شخصیت رشد می‌کند و با احتمال خطر بالایی، در آینده با قانون و مقررات در جامعه دچار تعارض می‌شود (الویوس، 1979؛ لویر ، 1983؛ مگ نیوسان و دیگران، 1983؛ رابینز ، 1978). این زمینه نشان می‌دهد که نه تنها ارزیابیهای مقابله با مرتکبان قلدری بلکه برای شناسایی قربانیان آزار و اذیت امری ضروری است، اجرای نظام مقررات در مدرسه به صورت پیوسته می‌تواند به طور واقعی به دانش‌آموزان پرخاشگر کمک کننده باشد؛ ممکن است به آنها در مورد لحاظ قرار دادن حق و حقوق دیگران و بعدها نشان دادن رعایت هر چه بیشتر مقررات در جامعه آموزش داده شود. جلسات کلاس بنابراین مهم است که در رابطه با موضوعاتی که اشاره شد، در کلاس جلسه بحث و تبادل‌نظر برگزار گردد. برای گسترش و روشن‌سازی مقررات کلاس برای مقابله با زورگویی و قلدری و تعیین تنبیه برای شکستن قانون، برای دست‌یابی به نتایج نهایی همچنین ضروری است که ارزیابی شرایط در کلاس به طور منظم پی‌گیری شود. همه اینها می‌تواند در جلسات کلاسی که هم معلم و هم دانش‌آموزان حضور دارند، انجام شود (ساعت گردهم‌آیی اجتماعات). محتوا و ساخت یک جلسه بحث و گفتگو در کلاس، به سن و بلوغ دانش‌آموزان بستگی دارد. با وجود این یک بخش عمده‌ای از گردهم‌آیی کلاس می‌تواند به طور خاص در مورد روابط اجتماعی در کلاس ومدرسه باشد، به طوری که از ابعاد مختلف روابط متقابل میان دانش‌آموزان و بزرگسالان مورد بحث قرار گیرد. برای تشویق به افزایش صمیمیت و به همان ترتیب ارتباط چشمی در میان اعضای گروه، جلسه کلاس ممکن است بدین صورت سازمان یافته باشد که به یک شیوه‌ای دانش‌آموزان و معلم بر روی صندلی به صورت دایره و نیم‌دایره بنشینند. (گلاسر ، 1969؛ نیسن ، 1979). به طور طبیعی معلم رهبر گروه است. جلسات گفتگو باید به طور منظم، شاید در هفته یک بار و حتی بهتر است در آخر هفته تشکیل شود (اما نه در ساعت آخر). بدین صورت فعالیتهای هفته گذشته می‌تواند مورد بازنگری و بحث قرار گرفته و برای جلسه بعدی برنامه‌ریزی شود. بهتر است وقت بیشتری در آغاز جلسه، به بحث و گفتگو درباره قلدری اختصاص داده شود. این به حفظ علاقه و آگاهی از مسأله کمک خواهد کرد و ممکن است طولی نکشد در کنترل رفتارها و نگرشها اثرگذار باشد. با بررسی منظم هفتگی، انتظار می‌رود که تا حد قابل توجهی فشار گروه بر روی دانش‌آموزانی که تمایل به زورگویی و قلدری دیگران دارند، اعمال گردد. این امر نیز به خوبی شناخته شده است که این نوع کنترل اجتماعی توسط هر دو گروه همسالان و بزرگسالان همیشه به کار گرفته می‌شود، اغلب به عنوان یک روش بر روی رفتار پرخاشگرانه و ضد اجتماعی کودکان تأثیر می‌گذارد (الویوس، 1978). گاهی اوقات بهتر است روان‌شناس یا مشاور مدرسه در این جلسات کلاس شرکت کنند، هر چند جلسات کلاسی در بیشتر مدارس سطح کشور فراگیر است، اما در زمینه مقابله با زورگویی و قلدری موفقیت کمی داشته‌اند و آن مهم است که این جلسات با تأکید بر عنوان مربوط به مقابله با مسائل قلدری برگزار گردد که یکی از موضوعات مهم زندگی آموزشگاهی است. یادگیری مشارکتی یادگیری مشارکتی یک روش گسترش یافته تدریس به خصوص در آمریکا است. این مفهوم از نظر معنای ظاهری نشانگر کار گروهی است اما کار گروهی با یک روش خاص. تحقیقات نسبتاً زیادی (جانسون ، 1983) نشان داده است که این روش نه تنها در یادگیری و پیشرفت، که در زمینه‌های دیگر نیز تأثیرگذار است. دانش آموزانی که در گروههای مشارکتی شرکت می‌کنند، بیشتر پذیرفته شده و نسبت به یکدیگر نظرشان مثبت می‌شود که این موجب کمک مؤثر و حمایت از یکدیگر می‌گردد و پیش‌داوری به سوی اعضای گروه از نژادها و ملیّتهای مختلف در میان این کودکان کمتر از کودکان دیگر رشد می‌کند. اگرچه دست‌یابی به نتایجی از این نوع در اکثر کلاسها ممکن است عموماً مطلوب باشد امّا در این زمینه، من یادگیری مشارکتی را از زاویه‌‌ای محدودتر برای پیشگیری و مقابله با مسائل قلدری/ قربانی در نظر می‌گیرم. در یادگیری مشارکتی، دانش‌آموزان در گروههایی کوچک و بر روی یک تکلیف مشترک کار می‌کنند. اندازه گروه می‌تواند از دو تا شش دانش‌آموز باشد و بسته به نوع تکلیف متفاوت باشد. اعضای گروه به صورت یک دایره و تقریباً نزدیک هم می‌نشینند تا این که بدون مزاحم شدن برای گروههای دیگر، با هم صحبت کنند. معلم به دانش‌آموزان به روشنی توضیح می‌دهد که در گروه چه فعالیتی باید انجام دهند و این که چگونه عملکردشان مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. در چنین زمانی، اهمیت دارد که هر یک از اعضای گروه قادر باشند نتایج یا راه حلهای مسأله را ارائه کنند (افراد مسؤول). به علاوه هر عضو گروه مسؤول است تا برای یادگیری هر یک از اعضا تکلیف تعیین کنند. یک ویژگی اساسی روش مشارکتی این است که معلم تکلیف را تقسیم می‌کند، بنابراین یک «وابستگی متقابل مثبت» میان اعضای گروه ایجاد می‌شود. به این امر می‌توان از طریق چندین روش متفاوت دست یافت. برای مثال معلم می‌تواند از گروه بخواهد که یک پاسخ مشترک یا مقاله مکتوب را ارائه کند. هر یک از اعضای گروه می‌تواند با اعلام نام خود به عنوان منتخب گروه، گزارش را ارائه کرده و توضیح دهد. در این قبیل موقعیتها به خصوص بسیار مهم است که هر یک از اعضا باید قادر به تحمل فشار باشند و این یکی از نتایج کار گروهی است. معلم می‌تواند به صورت تصادفی یکی از بهترین دانش‌آموزان را برای هر گروه انتخاب کند و توضیح دهد که چگونه گروه می‌تواند به جواب موردنظر دست یابد. همچنین معلم می‌تواند با استفاده از انواع پاداش و امتیازها در گروه، یک وابستگی متقابل مثبت را میان اعضا ایجاد کند. برای مثال گروههایی که برای یادگیری کلمات جدید زبان بیگانه کار می‌کنند، می‌توانند مورد ارزیابی قرار گرفته و به نسبت کل تعداد کلماتی که همه اعضای گروه با هم کار کرده‌اند، تقویت شوند همچنین می‌توان از ریاضیات تکالیفی را تعیین کرد که دانش‌آموزان در گروههای کوچکتر بر روی آن کار کنند، اما ارزیابیهای انفرادی نیز برای نمره گذاری فردی باید انجام گیرد و پس از آن نمرات و امتیازات براساس این که چگونه اعضای گروه به سطح خاص پیشرفت رسیده‌اند، داده شود. همچنین بعضی از معلمان پاداشها را به صورت وقت آزاد یا پذیرش بعضی از فعالیتهای جالب برای گروهها، در نظر می‌گیرند و این زمانی است که همه اعضای گروه تعداد معینی از تکالیف را انجام داده باشند. گاهی اوقات ممکن است هدف گروه این باشد که به جای حل مسائل هفته‌های قبل، به حل انواع معینی از مسائل هفته جاری بپردازند. مهم است که ارزیابیهای ساده و همیشگی از چگونگی عملکرد گروهها به طور جداگانه انجام گیرد. این می‌تواند به روشنی به اعضای گروه توضیح داده شود که چگونه یک گروه باید در یک سطح به خوبی عمل کند و اگر عملکردشان پایین‌تر از آن باشد بایدکار را بر روی آن تکالیف ادامه دهند. برای یک ترکیب خوب از دانش‌آموزان با سطوح پیشرفت مختلف، معلم باید مسؤولیت توزیع دانش‌آموزان در گروه را داشته باشد. با توجه به تمایلات احتمالی زورگویی و قلدری، مهم است که معلم از شناخت خود در روابط اجتماعی میان دانش‌آموزان، برای ایجاد گروهها استفاده کند. اگر معلم درباره روابط اجتماعی در کلاس احساس عدم اطمینان می‌کند، می‌تواند از دانش‌آموزان بخواهد نام سه نفر از همکلاسیهای خود را که دوست دارد با آنها کار کند، به روی کاغذ بنویسند با این روش به راحتی معلوم می‌شود که کدام دانش‌آموز با یکدیگر کار خواهد کرد. معلم می‌تواند یک گروه مثبت و دوستانه از دانش‌آموزان را در کنار دانش‌آموزان منزوی تشکیل دهد. همچنین این احتمال وجود دارد به دانش آموز گفته شود که ترجیح می‌دهد با کدامیک از دانش‌آموزان به عنوان عضو یکی از گروهها و یا به همان صورت به عنوان یک زوج از دیگر گروههایی که معلم انتخاب می‌نماید کار کند. انتخاب اعضای گروه با توجه به دانش‌آموزانی که دیگران را مورد قلدری قرار می‌دهند بسیار اهمیت دارد. به عنوان یک قاعده کلی، به هیچ‌وجه مناسبت نیست که زورگوی قلدر و یک قربانی در یک گروه قرار بگیرند. عاقلانه نیست اجازه داده شود چندین زورگوی قلدر یا یک قلدر یا یک دنباله رو (قلدر انفعالی) با هم کار کنند. در عوض معلم باید تلاش کند که با قراردادن دو دانش‌آموز قوی و قابل اعتماد که زورگویی را نخواهند پذیرفت، قلدری را تحت کنترل قرار دهد. بعدها ممکن است یک زورگوی قلدر با یک قربانی در یک گروه قرار بگیرند. هر چند این بدیهی است، با وجود این دانش‌آموز قلدر تا حدی معینی رفتار خود را تغییر داده و یا قربانی حالا یک یا دووابسته در گروه دارد که در مقابل آزار و اذیتهای احتمالی، از او جانبداری خواهند کرد. معلم باید آنچه را که در درون و بیرون گروه اتفاق می‌افتد از نزدیک پیگیری کند و همچنین احتمال به وجود آمدن بسیاری از مسائل را از نظر دور داشته و آماده باشد تا بدان خاتمه دهد. نمی‌توان به صراحت مشخص کرد که در طولانی مدت، پیشرفت کدام گروه از دانش‌آموزان در نهایت چگونه خواهد بود. به طور معمول باید یک سطح مشخص از کارشان را با هم حفظ کنند و آن مهم است که اعضای گروه از دلایل یکدیگر به خوبی اطلاع داشته باشند. در چنین زمانی، بهتر است به دانش‌آموز فرصت داده شود که در طول نیمسال یا کل سال تحصیلی با یک دانش‌آموز دیگرکار کند. این امر می‌تواند موقعیتهای تعارضی و تنش‌زا را در کلاس کاهش داده و رضایت‌مندی و نزدیکی را در دانش‌آموزان افزایش دهد. در کلاسهایی که مسائل قلدری/ قربانی وجود دارد، بهتر است که تصمیم گرفته شود که چگونه یک گروه مشخص تا آخر بایستی دوام داشته باشد، ضروری است تا دانش‌آموزان درگیر در چنین مسائلی، از نظر چگونگی رعایت مسائل گروهها در طولانی‌مدت، تحت‌نظر ویژه باشند. لازم است تأکید شود که یادگیری مشارکتی فقط یکی از چندین روش تدریس ویژه می‌باشد که ممکن است معلم بخواهد از آن استفاده کند. به علاوه لازم است تأکید شود که نمی‌تواند جانشینی برای جلسات سخنرانی در کلاس باشد و باید چنین جلسات و مقررات مقابله با قلدری در کلاس را گسترش داد. برای به دست آوردن جزئیات بیشتر در مورد رویکردهای یادگیری مشارکتی می‌توان به آثار جانسون و دیگران (1984) و سالیوان (1983) مراجعه کرد. فعالیتهای مثبت گروهی مباحث مربوط به ماهیت قلدری بر مسائل تمرکز دارد. اما فعالیتهای مثبت مشترک در این قبیل کلاسها به صورت با هم بودن و پیوستگی در بعضی از فعالیتهای گروهی به صورت بازی می‌تواند تأثیر بسیار مهمی بر روابط میان دانش‌آموزان بگذارد و موجب احساس همبستگی و اتحاد گردد. این قبیل فعالیتها می‌تواند شامل شرکت در مهمانی، سفرهای زمینی روز شنبه یا رفتن به اردو باشد. اگر والدین دانش‌آموزان بتوانند در این قبیل فعالیتها همراه باشند بسیار سودمند خواهد بود. اگرچه هدف این فعالیت برای دانش‌آموزان سودمند است، معلم باید بداند که فعالیتهای مذکور ممکن است بر روی برخی از دانش‌آموزان اثر معکوس داشته باشد. مورد آزار و اذیت قرار گرفتن یا طرد شدن از گروه در این گونه موقعیتها، ممکن است یک تجربه دردناک باشد. به همین سبب مهم است که شیوه‌های ظریف مطمئن بکار گرفته شود تا همه دانش‌آموزان در فعالیتهای تفریحی شرکت داشته باشند. تشکیل جلسه عمومی همراه با شرکت دانش‌آموزان مسائل زورگویی و قلدری و توسعه محیط اجتماعی مثبت کلاس از موضوعات مهم جلسات عمومی است که ممکن است دانش‌آموزان نیز دعوت شوند. برگزاری این جلسات در طول سال و مسائل مورد بحث هر چند که باید ادامه یابد، اما بهتر آن است که از نام بردن زورگویان قلدر و قربانیان آزار و اذیت خودداری شود. معلم باید در نوشتن دعوت‌نامه نیز این نکته را رعایت کند. این به عنوان یک روال، مانع استفاده از اصطلاحات در رابطه با مباحث مربوط به موضوع شده و در شرایط کلی و یا ویژه یک کلاس یا یک مدرسه خاص تأثیرگذار نخواهد بود. به عنوان یک نقطه احتمالی شروع، بهتر است همراه با سوالاتی درباره زورگویی و قلدری، مشاهدات معلم یا معلمان نیز بیان گردد. یک شروع مناسب دیگر این است که از یک نوار ویدئویی استفاده شود (موبینگ، 1983). در بحث و گفتگوی مربوط به ماهیت قلدری طبیعتاً چیزهایی که والدین، معلمان و دانش‌آموزان انجام می‌دهند می‌تواند در خنثی کردن مسائل مؤثر باشد. در چنین شرایطی، پیشنهادها، و طرحهای ارائه شده از طرف والدین باید مورد هدایت قرار گیرد (نه فقط در رابطه با والدین کودکان قلدر و زورگو و قربانیان، مراجعه کنید به ارزیابی فردی در زیر). در میان شرایط دیگر، والدین باید با صراحت کامل نشان دهند که رفتارهای زورگویی و قلدری فرزندانشان به هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست. باید با دانش‌آموزان قلدر به خصوص در رابطه با مورد آزار و اذیت قرار دادن هم کلاسیهای خود صحبت کنند. آنها باید از کودکان سوال کنند که آیا در کلاس کسی به طور مستقیم هدف آزار و اذیت قرار دارد و کسی اغلب طرد می‌شود. آنها همچنین ممکن است تلاش نمایند میزان همدردی را نسبت به کودک قربانی احتمالی، ارزیابی کنند. مایل باشند در مورد اصلاح موقعیت برای دانش‌آموزان در معرض خطر، کارهایی را انجام دهند. همچنین لازم است که والدین در رابطه با سوالات مطرح شده و مسؤولیت‌پذیری در قبال مرتکب منفعل در اقدامات آزار و اذیت، و به همین صورت گزارش افرادی که اقدام به قلدری می‌کنند با فرزندان خود صحبت و اطلاع‌رسانی، کنند که آن یک سخن چینی یا غیبت نمی‌باشد. بالاخره والدین باید توجه کنند که آیا می‌توانند فرزند خود یا دوستان آنها را تشویق نمایند. که به نوعی به دانش‌آموز قربانی آزار و اذیت کمک کنند. مثلاً ممکن است پیشنهاد شود که چنین دانش‌آموزانی برای مدتی از دعوت به تماشای فیلم، اردو یا منزل همکلاسیها محروم شوند. صحبت درباره این موضوعات به والدین کمک می‌کند تا به این امر علاقه‌مندتر شده و آگاهی بیشتری را در مورد زندگی مدرسه‌ای فرزندشان داشته باشند. البته این رشد مثبت، در کنار اهداف کلی مربوط به همکاری نزدیک میان مدرسه و خانه محسوب می‌شود. هر چند منطقی نیست که درباره یک دانش‌آموز خاص در جلسه عمومی صحبت شود، این موضوعات می‌تواند بعد از پایان جلسه به صورت محرمانه مورد بحث قرار گیرد. آشکارا یک گفتگوی جامع موجب می‌شود هم معلم و هم والدین بتوانند در ارتباط با چگونگی روابط فردی دانش‌آموزان با همسالان تصمیم‌گیری کنند.migna.ir این گونه مباحث بهتر است بعدها از طریق جلسات دو نفره یا تماسهای تلفنی انجام گیرد. در صورت تمایل برای دست‌یابی به یک نتیجه، موضوع می‌تواند مورد پیگیری قرار بگیرد و در مورد شرایط، توافق متقابل انجام پذیرد. در این قبیل موارد، معمولاً شایسته است که دیگر دانش‌آموزان و والدین نیز در این تکلیف درگیر شوند. (ببیند ارزیابی فردی را). در جلسه عمومی و نیز گفتگوی فردی مهم است که معلم با ابراز نگرش خود، والدین را تشویق نماید در مورد تجربیات فرزندان خود در مدرسه صحبت کنند. حتی اگر ترس والدین در مورد آزار و اذیت قرار گرفتن فرزندشان بی‌اساس است، ضروری است والدین به صورت آزادانه در مورد این نوع ترسها صحبت کند. با وجود این، متأسفانه اغلب مواردی بوده است که حتی والدین کودکانی که واقعاً قلدری کرده‌اند، وقتی خواسته‌اند از وضع کودکشان در مدرسه آگاه شوند، از طرف معلم پذیرفته نشده‌اند. تنها کافی نیست که معلم، نگرش حمایت‌گرانه خود را نسبت والدین شرکت کننده در مباحث احتمالی مسائل قلدری/ قربانی ابراز کند. نظام تعلیم و تربیت در سوئد در حقیقت مدارس را ملزم کرده، به طور فعال در چنین فعالیتهایی شرکت نمایند. به نقل از نظام مذکور، «مدارس باید در صورت لزوم برای تسهیل‌سازی همکاری، خودشان با والدین تماس بگیرند» و «مسؤولیت اطمینان از برقراری تماس برعهده مدرسه است» این متن به وضوح نشان می‌دهد که این روند تنها محدود به دانش‌آموزان و نتایج تحصیلی نمی‌شود بلکه می‌تواند در تمام موقعیتهای مدرسه کاربرد داشته باشد. در رابطه با این موضوع، پاسخهای تقریباً 1000 والد در مطالعه شهر برگن جالب به نظر می‌رسد. بیشتر والدین ابراز کرده بودند تمایل زیادی دارند در صورت درگیر بودن فرزندشان در مسائل قلدری/ قربانی، از طرف مدرسه به آنها اطلاع داده شود، حتی اگر معلمی مظنون به وقوع قلدری از سوی آنها باشد. این یافته‌ها مشخص کرد والدین در مورد واقعیت ارتکاب رفتارهای قلدری یا مورد آزار و اذیت و تهدید قرار گرفتن فرزندان خود اطلاعات کمی دارند و یا خیلی کم در مورد آن با فرزندان خود صحبت می‌کنند. این یکی از زمینه‌هایی است که مدرسه می‌تواند تا حد زیادی به اصلاح موقعیت بپردازد و در چنین زمانی، مطلوب آن خواهد بود که والدین در صورتی که مظنون باین هستند که فرزندانشان در مدرسه مسأله دارد با مدرسه تماس بگیرند. احتمالاً برای دست‌یابی به نتایج موردنظر و خوب، باید مدرسه و والدین آماده مبادله اطلاعات بوده و به حرف یکدیگر گوش دهند. زورگویی و قلدری مسأله‌ای است که بر روی بسیاری از دانش‌آموزان تأثیرگذار است و همان طوری که در بالا اشاره شد نیازمند مشاوره فردی منظم می‌باشد. - نویسنده: دان الویوس مترجم: نادر باقری     منبع مقاله : الویوس، دان؛ (1392)، شناخت دنیای کودکان، ترجمه‌ نادر باقری؛ مشهد: مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، شرکت به‌نشر، چاپ دوم   ]]> روانشناسی اجتماعی Sun, 15 May 2016 14:26:33 GMT http://migna.ir/vdca0one.49nii15kk4.html جزئیات رتبه‌بندی معلمان http://migna.ir/vdcd950s.yt09x6a22y.html سیدحسن حسینی مدیر کل امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با  فارس در پاسخ به این پرسش که «آیا طرح رتبه بندی شامل فرهنگیان با کمتر از 6 سال خواهد شد؟»، اظهار داشت: بخشنامه‌ای در تاریخ اول مهر 1394 در خصوص رتبه‌بندی داشتیم. وی افزود: بر اساس این بخشنامه هر فرهنگی که شرایط مندرج در آن مطابق نظر سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و شورای توسعه را داشته باشد می‌تواند به یکی از رتبه‌های پایه، ارشد، خبره و عالی برسد.  حسینی با اشاره به مثالی در این خصوص گفت: اگر سابقه خدمتی فردی در اول مهر 1394 معادل 5 سال و 6 ماه باشد، اکنون که بیش از 6 ماه از بخشنامه گذشته است شامل طرح رتبه بندی معلمان خواهد شد. مدیر کل امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که «وزیر آموزش و پرورش چندی پیش در خصوص اعمال رتبه بندی برای معلمان با کمتر از 6 سال سابقه خبر داده بود و آیا این موضوع صحیح است؟»، عنوان کرد: منظور وزیر آموزش و پرورش همان مثالی بود که عنوان کردم، زیرا بر اساس مصوبه رتبه بندی، افراد کمتر از 6 سال سابقه مشمول این طرح نمی‌شوند. حسینی افزود: برای رسیدن به رتبه پایه، 6 سال؛ رتبه ارشد، 12 سال؛ رتبه خبره، 18 سال و رتبه عالی، 24 سال سابقه تجربی نیاز است و پس از آن باید ضوابط مربوط به رتبه بندی مطابق بخشنامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز شامل این افراد شود. ]]> آموزش و پرورش Tue, 26 Apr 2016 07:27:59 GMT http://migna.ir/vdcd950s.yt09x6a22y.html هشداری روانشناسی درباره تنبیه بدنی کودکان! http://migna.ir/vdcjamet.uqemozsffu.html مدارس در دوره های گذشته پر از صحنه هایی بود که تنبیه بدنی وجود داشت بابت هر کدام از رفتارهای ناپسند دانش آموز تنبیه بدنی سخت گرفتار وی می شد در دوره های بعد این تنبیه های بدنی جای خود را به تنبیه های کلامی و یا نوشتاری دادند اما امروزه سیاست دیگری در آموزش و پرورش در پیش گرفته شده است و ابعاد مثبت و منفی را به بار آورده است.از آنجا که تنبیه در عمده مدارس دنیا غیرقانونی و ممنوع شمرده می شود و در سال های گذشته قوانین زیادی در حمایت از حقوق دانش آموزان در مدارس به تصویب رسیده است و مبنی بر آن دبیران نمی توانند تکالیف یا جریمه های سنگین به دانش آموزان بدهند و مسوولان مدارس نیز نمی توانند دانش آموزی را برای همیشه اخراج کنند، کنترل و برخورد با دانش آموزان خاطی بسیار سخت شده است.به نوعی می توان گفت اقداماتی که برای حل معضلات قدیمی چون تنبیه بدنی، جریمه، تکالیف زیاد و اخراج از مدرسه در نظر گرفته و اعمال شده، معضل دیگری را در مدارس پدید آورده که به نوعی مایه نگرانی و آزار توام اولیا و مربیان شده است.در کنار قوانین سختگیرانه ای که هرگونه برخورد با دانش آموزان خاطی را از طرف دبیران و مسوولان مدرسه ممنوع می سازد، شرایط دیگری چه در محیط خانواده ها و چه در محیط های مختلف اجتماعی به وجود آمده است که به طور فزاینده ای بر تربیت، اخلاق و روح و روان دانش آموزان تاثیرگذار است.یعنی از طرفی قدرت بازدارندگی و برخورد مربیان با دانش آموزان خاطی کاسته شده و از سوی دیگر، زمینه های مختلفی برای پرورش روحیه زیاده خواهی، پرخاشگری، گستاخی و بی انگیزگی دانش آموزان در تحصیل علم و ادامه تحصیل بیش از پیش فراهم شده است.در چنین شرایطی دانش آموز با علم به این که تنبیه بدنی او در مدرسه جرم است، کسی حق ندارد از او تکلیف یا جریمه بیش از اندازه یا حتی معقول بخواهد و اخراج و محرومیت او از تحصیل نیز امری محال به نظر می رسد، به خود اجازه می دهد تا اندک قوانین و سختگیری های موجود در مدارس را نادیده انگارد و به همه چیز حتی حرمت معلم تعدی کند. باید اضافه کرد که فشار مسوولان بالاتر در آموزش و پرورش مبنی بر بالا رفتن راندمان و پایین آمدن افت تحصیلی باعث شده است تا مدیران مدارس، دبیران خود را تحت فشار مضاعف قرار دهند تا درصد قبولی کلاس را به هر شکل ممکن بالا ببرند. بدیهی است این موضوع از دید تیزبین دانش آموزانی که حقیقتا به دنبال تحصیل نیستند، پوشیده نمی ماند و عامل مضاعفی می شود بر گستاخی و هتاکی بیشتر آنها در ارتباط با دبیران و اولیای مدرسه.متاسفانه یکی دیگر از عوامل بازدارنده نیز که در سال های گذشته همواره تکیه گاه مدارس در برخورد با دانش آموزان خاطی بود، این روزها کارآیی خود را از دست داده است، خانواده که روزگاری موثرترین نقش را در شخصیت اجتماعی دانش آموزان داشت، متاسفانه اکنون بی تفاوت است.دانش آموزان خاطی را ممکن است در سال های اولیه تحصیل بتوان با استفاده از قدرت بازدارندگی خانواده مهار کرد، اما این تکیه گاه با بالا رفتن پایه درسی دانش آموزان خاطی به سستی می گراید و چه بسا با نهایت تاسف باید پذیرفت که در برخی مواقع اصولا خود خانواده، دلیل گستاخی و جسارت دانش آموز در مدرسه و اجتماع می شود.از این رو از جمله قوانین جدیدی که در انگلستان برای مبارزه با دانش آموزان خاطی به تصویب رسیده، تکیه بر خانواده و نقش بازدارنده و تاثیرگذار این نهاد مقدس است.در این حالت دولت معتقد است که اولیای دانش آموزان خاطی باید پاسخگوی رفتار و کردار آنها باشند و مسوولیت رفتار زشت و زننده آنها را در مدارس بپذیرند. براساس این قانون اولیای دانش آموزان خاطی جریمه نقدی می شوند و موظف می شوند رفتار دانش آموز خود را در مدرسه تحت کنترل درآورند. براساس گزارشی که سایت بی.بی.سی بتازگی در این باره منتشر کرده، مسوولان مدرسه حق دارند والدین دانش آموزی را که به دلایل اخلاقی و درسی با هنجارهای مدرسه هماهنگ نیست و موجب رنجش دبیران یا دیگر دانش آموزان می شود، جریمه نقدی کنند و تا زمانی که این جریمه از طرف آنها پرداخت نشود، مدرسه حق دارد دانش آموز خاطی را در کلاس و محیط مدرسه نپذیرد.هشداری روانشناسی درباره تنبیه بدنی کودکاندکتر مونا صابرپور معتقد است: کودکی که تنبیه بدنی می‌شود اگر ژن اختلال رفتاری خاصی را هم در وراثت خود نداشته باشد با تنبیه بدنی، دچار بروز اختلالات رفتاری می‌شود و سرآغاز آشنایی با مکانیزم‌های گوناگون رفتاری کودک شناخت و تسلط به تاثیرات وراثتی است بنابراین درک اختلالات دوران کودکی باید به نگرشی متکی بر مشاهده تاثیرات محیطی و وراثت تاکید کنیم تا بتوانیم به عوامل اختلالات رفتاری کودکان پی بریم.مساله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، روش تربیتی فرزندان است. پدر و مادر سخت‌گیر یا پدر و مادری که از فرزندان خود غافلند، هر دو فرزندانی با اختلالات رفتاری دارند که این امر هیچگونه ارتباطی با نقش وراثت در بروز اختلال رفتاری کودکان ندارد.نشانه‌های اختلال رفتارییکی از راه های درست و اصولی رساندن فرزندانمان به چنین آرمان شهری سرشار از آگاهی و دانایی و در واقع، شناخت مستقیم و غیرمستقیم روحیه و کشش روحی و روانی شان توسط معلمان است.به عبارتی دیگر، یک مربی زمانی می تواند در امر تدریس موفق و توانا باشد که ضمن شناخت تمامی جنبه های رفتاری و اخلاقی و روحی شاگردانش، ارتباطی دوستانه و صمیمی با آنها ایجاد کند.کارشناسان روان شناسی، جملگی بر لزوم چنین شناخت و ارتباطی با دانش آموزان و در حالت کلی با همه نوآموزان در هر گروه سنی و اجتماعی تاکید دارند و معتقدند که یکی از راه های موثر برای رسیدن اولیای مدرسه به این گونه شناخت ها و رابطه های خوب، بهره مندی از “تشویق و تنبیه” است.در مورد فلسفه نیاز به ابزار تشویق و تنبیه و نیز، چگونگی به کارگیری آن با شکل ها و قالب های مختلف توسط مربیان آموزشی و پرورشی، بحث و آرای فراوانی دیده، شنیده و ارایه شده است.همه ما بچگی‌مان را خوب به یاد داریم خصوصا آن زمانی که به مدرسه می‌رفتیم. سختگیری‌های آن زمان و خشونت‌های معلم‌مان هیچ‌گاه از یادمان نمی‌رود. در آن سال‌ها اصل بر این بود که دانش‌آموز باید درسش را بخواند؛ اگر نمی‌خواند یا قوانین مدرسه را رعایت نمی‌کرد، بشدت تنبیه می‌شد. یکی از سخت‌ترین کلاس‌ها، کلاس انشا بود. وای به حالمان اگر انشا نمی‌نوشتیم باید گوشه کلاس یک پا می‌ایستادیم یا با خط‌کش تنبیه می‌شدیم. از نظر پدران و مادرانمان نیز تنبیه کار خوبی بود. آنها معتقد بودند تنبیه ما را سر عقل می‌آورد و همیشه یک مثلی داشتند که می‌گفتند: چوب معلم گله هر کی نخوره خله.تا همین چند سال پیش تنبیه در برخی ازنقاط کشور مرسوم بود، یعنی دانش‌آموزان در دوران ابتدایی و راهنمایی به‌واسطه درس‌نخواندن یا شیطنت‌های خاص دوران خود برخی مواقع با تنبیه بدنی از سوی مسوولان مدارس مواجه می‌شدند. همین دوسه سال پیش بود که در اخبار روزنامه‌ها خواندیم در یکی از استان‌های مرزی کشور دانش‌آموزی کتابش را با خود به همراه نمی‌آورد. معلم کلافه از تکرار بی‌نظمی این دانش‌آموز با کتاب بر سر نوجوان می‌کوبد. غافل از این‌که تیغه سفت کتاب فرق سر نوجوان را نشانه رفته است. نوجوان از فرط سردرد راهی بیمارستان می‌شود و سرانجام جان می‌سپارد. امروزه این تنبیهات پراکنده در حالی در برخی از استان‌های کشور مشاهده می‌شود که مسوولان آموزش و پرورش کشور هرگونه تنبیه بدنی را در مدارس منع کرده و هشدار داده‌اند که با متخلفان برخورد خواهد شد. به هر حال تنبیه دانش‌آموزان در گذشته اگر چه در زمان خود تلخ و ناگوار بود، ولی امروزه به‌عنوان خاطرات خوش دوران مدرسه یاد می‌شود.تنبیهات امروزیدر مدارس ایران اگرچه امروزه دیگر تنبیه بدنی وجود ندارد، ولی انواع دیگری از تنبیه مانند جریمه‌های نوشتاری مشاهده می‌شود. در خیلی از مدارس هم تنبیهات روحی توسط معلم‌ها صورت می‌گیرد. شیوه امروزی و مدرن تنبیه بدنی شامل تبعیض بین دانش‌آموزان، لحن گفتاری و رفتاری توهین‌آمیز به دانش‌آموز خاطی یا ضعیف درسی است که بسیار دردناک‌تر از تنبیهات جسمی است. اثر روحی روانی توهین همیشه با دانش‌آموز می‌ماند و در بزرگسالی به گره‌های کوری تبدیل می‌شود که بازکردنش به ساعت‌ها مشاوره و روانکاوی نیاز دارد.امروزه ریشه تنبیه بدنی در مدارس ایران خشکانده شده است و معلمانی که اعتقاد به این نوع تنبیه دارند، باید خود را با شرایط جدید وفق داده و سازگار کنند. با این اوضاع نسل بعدی هیچ‌گاه نمی‌تواند به خاطر بیاورد که چگونه از معلمان خود کتک خورده است.تشویق و تنبیه موقعی موثر است که در ارتباط با مسائل تربیتی بوده و آگاهانه انجام گیرد. در هر تشویق و تنبیه باید علت و نتیجه تربیتی آن برای مربی و شرایط و نیازهای دانش آموز مورد توجه قرار گیرد. از تشویق و تنبیه می توان به عنوان بهترین محرک در راه پیشبرد اهداف تربیتی استفاده کرد.تشویق شکلها و کاربردهای فراوانی در مدرسه دارد. یک لبخند، یک تبریک، یک تشکر و یک هدیه کوچک و خیلی چیزهای دیگر می تواند محرک مناسبی برای بسیاری از دانش آموزان باشد.در هر تنبیهی معلم یا مدیر باید بداند که برای چه تنبیه می کند و چه نتایج و اثراتی روی دانش آموزان دارد. دانش آموز نیز باید بداند به خاطر چه رفتاری تنبیه می شود . البته باید دانست که تنبیه فقط جلوی انجام عمل ناخواسته را به طور موقت می گیرد. برای آنکه رفتار دانش آموز تغییر کند ، باید همراه با تنبیه ، رفتار درست را نیز به او نشان داد.برخورد جدی آموزش و پرورش با تنبیه بدنی دانش‌آموزانمعاون رسانه‌ای وزارت آموزش و پرورش معتقد است: قانون اجازه تنبیه بدنی دانش‌آموز را به هیچ عنوان به همکاران فرهنگی نمی‌دهد.رسول پاپایی معاون رسانه‌ای وزارت آموزش و پرورش در گفت و گو با خبرنگار شفقنا زندگی درخصوص بررسی فیلم پخش شده تنبیه بدنی شاگرد هنرستان فنی حرفه‌ای باهنر در شهرستان علی گودرز گفت: قانون اجازه تنبیه بدنی دانش‌آموز را به هیچ عنوان به همکاران فرهنگی نمی‌دهد. آموزش و پرورش به کرات از طریق بخش‌نامه‌های متعدد این موضوع را به اطلاع فرهنگیان رسانده و اگر موردی خلاف آن مشاهده شود تخلف است و مورد بررسی قرار خواهد گرفت.وی در خصوص نحوه برخورد با دانش‌آموز متخلف گفت: در برخورد با قصور و عدم انجام مسئولیت دانش‌آموختگی قانون به همکاران فرهنگی در ابتدا اجازه‌ی تذکر و اخطار شفاهی به صورت خصوصی، در جمع و سپس تغییر کلاس می‌دهد و در نهایت اگر این روند توسط دانش‌آموز ادامه پیدا کند اخراج موقت وی از مدرسه و مدارس حوزه مربوطه را در پی دارد.پاپایی اشاره کرد: اگر این موضوع شدت یابد و اخطارهای در نظر گرفته شده مؤثر نباشد دانش‌آموز از تحصیل در کلیه مدارس محروم می‌شود.وی اظهار داشت: این قوانین و ضابطه‌ها برای آگاه‌سازی به صورت کتابچه و بخش‌نامه به همکاران فرهنگی ابلاغ شده است. در مقابل نیز اگر معلمی از حد و مرز قانون گذر کرد و دانش‌آموز را با تنبیه بدنی مجازات کرد دانش‌آموز و اولیایی او می‌توانند از طریق ادارات ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات رفتار همکار فرهنگی را مورد پیگرد قرار دهند.پاپایی با اشاره به این که این مرکز پاسخگویی در تمامی ادارات آموزش و پرورش در کل کشور مستقر است، ادامه داد: به نسبت شدت وارده از طرف معلم به دانش‌آموز، مسئولیت پیگیری این موضوع به مراجع ذی‌ربط و دستگاه‌های مرتبط واگذار می‌شود که یکی از این ادارات اداره ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات است.جايگزين هايي براي تنبيهوالدين بايد به جاي تنبيه به دليل انجام رفتارهاي نامطلوب، تا حد امکان به تشويق به خاطر انجام دادن رفتارهاي مطلوب کودک بپردازند و از اين طريق او را راهنمايي کنند. البته انجام رفتارهاي جبراني والدين در کوتاه مدت، نمي تواند آثار هيجاني نامطلوب ناشي از تنبيه را از ميان ببرد. در واقع براي ايجاد امنيت خاطر مجدد در کودک، بايد صبر و شکيبايي کرد؛ زيرا اين رفتارها طي زمان شکل گرفته و اصلاح آن نيز نيازمند صرف وقت است. همچنين با در پيش گرفتن روشي ثابت، قانون مند و مبتني بر عشق ورزي به کودک بايد رفتارهاي جايگزين را در شخصيت کودک نهادينه کرد. همان گونه که در متن سوال نيز به آن اشاره شد کودک 5 ساله نياز شديد خود به دريافت محبت را با جذب شدن به هر گونه عطوفت ارائه شده از سوي ديگران نشان مي دهد؛ بنابراين باز هم تاکيد مي شود که در گام نخست با افزايش ابراز محبت و توجه به کودک، رابطه خود با او را بازسازي کنيد و سپس با آموزش رفتارهاي مطلوب و تشويق کودک، او را راهنمايي کنيد.استفاده از روش هاي جايگزين تنبيه بدنيالبته مسلماً تنبيه کودک نيز گه گاه ضرورت مي يابد؛ بنابراين بهتر است به جاي استفاده از شيوه هاي نامناسبي مثل فرياد کشيدن، کتک زدن، تحقير کردن و تمسخر کودک از روش هايي مانند محروم کردن موقتي کودک از برخي امتيازها و کارهاي مورد علاقه استفاده کنيد. به طور مثال اگر شما در طول روز به کودک تان اجازه مي دهيد که ۲ ساعت به تماشاي تلويزيون بپردازد، در صورتي که مرتکب کار ناپسندي شده است مي توانيد به جاي تنبيه بدني ساعت تماشاي تلويزيون را کاهش دهيد يا اگر قصد داشته ايد او را به پارک ببريد با توضيح دلايل تنبيه به او بگوييد که به دليل انجام رفتارهاي ناپسند امروز اورا به پارک نخواهيد برد. اين نکته را هم مد نظر داشته باشيد که تنبيهات محروميتي را فقط در قبال اشتباهات عمدي به کار گيريد، به طور مثال اگر کودک شما هنگام جمع کردن سفره ليوان آب را روي زمين مي اندازد، به هيچ عنوان او را تنبيه نکنيد.* آموزش فراموش نشود: وقتي کودکي کار اشتباه و خطرناکي انجام مي دهد، وظيفه ما به عنوان والدين فقط اين نيست که سرش فرياد بکشيم؛ مثلاً اگر کودکي با بي احتياطي وسط خيابان مي پرد، به جاي فرياد زدن و سرزنش کردنش، نحوه رد شدن صحيح از خيابان را به او آموزش دهيد.* عصباني شويد: بعضي از کودکان خيلي لجباز هستند؛ به گونه اي که انجام روش هاي ذکر شده، تاثيري بر آن ها ندارد، در اين صورت اگر شما مقداري عصباني شويد اشکالي ندارد و همين که شما به کودکتان با قاطعيت بگوييد: «ديگه دارم از دستت عصباني مي شم!» مقاومتش را در هم مي شکنيد.* از کودک رفع مسئوليت نکنيد: نکته بعدي اين است که نگذاريد تنبيه کودک راهي باشد براي فرار از مسئوليت، مثلا اگر او در حين جمع کردن اسباب بازي هايش، کار بدي انجام داد، او را تنبيه کنيد و دوباره بعد از تنبيه او را مجبور کنيد کارش را ادامه دهد؛ زيرا ممکن است او ياد بگيرد براي فرار از مسئوليت، کار بدي انجام دهد تا تنبيه شود و در حين تنبيه استراحت کند.* جبران اشتباه: از کودکتان بخواهيد کار بدش را جبران کند؛ مثلا به خاطر حرف بدي که زده است معذرت خواهي کند يا اگر تمام ظرف ها را ريخته، آن ها را جمع کند.* تمرين رفتار مثبت: حتما شما هم به خاطر داريد هنگامي که در مدرسه کلمه اي را غلط مي نوشتيم، معلم مجبورمان مي کرد مثلا املاي درست آن کلمه را ده بار بنويسيم، اين روش هم به همين صورت است مثلا اگرتمام اتاقش را نامرتب کرد از او بخواهيد علاوه بر اتاقش قسمت ديگري از خانه را هم مرتب کند.* تحسينش کنيد: هنگامي که کودک به جاي کار اشتباهش کار درست و شايسته اي انجام داد او را تشويق کنيد و برايش جايزه اي کوچک در نظر بگيريد.* قاطع باشيد: قاطع باشيد و از حرف خودتان کوتاه نياييد، مثلا اگر قرار شد کودکتان اتاقش را تميز کند بايد تمامش را خودش تميز کند.باید دانست که تنبیه حربه اولیه ای است که ممکن است در جایی مناسب و در جایی نامناسب و زیان آور باشد . به هرحال از تنبیه نباید به عنوان اولین وسیله استفاده کرد ولی اگر مجبور به استفاده از آن شویم باید به صورت موقت از آن استفاده کنیم تا به روش بهتر و مناسب تر دسترسی پیدا کنیم و تشویق علاوه بر آنکه سبب افزایش میل به کار، رضایت خاطر و تقویت روحیه افراد می شود ، وسیله ای برای شکل گیری و بهسازی شخصیت آنها نیز به حساب می آید.تشویق می تواند بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی افراد را برطرف کند. علاوه براینها تشویق وسیله مناسبی برای به وجود آوردن نگرش مثبت، دوست داشتن متقابل ، قدردانی و ارزش دادن به انسانهاست ، پاداش و تشویق مطمئن ترین و اساسی ترین ابزار انگیزش همه انسانها منجمله دانش آموزان و معلمان می باشد که کاربرد آن باید در صدر همه فعالیتهای مدیران قرار گیرد.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 23 Apr 2016 11:15:11 GMT http://migna.ir/vdcjamet.uqemozsffu.html نیمه اردیبهشت پایان زمان ثبت نام برای مدارس فرهنگ http://migna.ir/vdcd590s.yt09x6a22y.html مسعودثقفی سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران در گفتگو با خبرنگار حوزه آموزش و پرورش گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران جوان با بیان اینکه ضوابط نسبت به سال گذشته تغییری نداشته است،گفت: ضوابط پذيرش دانش‌آموزان متقاضي ورود به پايه دهم دبيرستان‌هاي فرهنگ شهر تهران در سال تحصيلي 96 ـ 1395 اعلام شد. بر این اساس پذيرش دانش‌آموزان متقاضي ورود به دبيرستان‌هاي فرهنگ شهر تهران( ويژه رشته ادبيات و علوم انساني) از طريق آزمون ورودي صورت مي گيرد . ثبت‌نام داوطلبان براي ورود به پايه دهم دبيرستان‌هاي فرهنگ از تاريخ 95/1/28 لغايت 95/2/14 با مراجعه به سامانه www.azmoon.tehranedu.ir امكان پذير است . گفتنی است كه متقاضيان مجاز مي باشند هنگام ثبت نام بدون محدوديت منطقه اي ، دو اولويت را به ترتيب علاقه از بين دبيرستان هاي فرهنگ در سطح شهر تهران انتخاب نمايند . همچنين لازم به ذكر است كه آزمون ورودي دبيرستان هاي فرهنگ شهر تهران روز پنجشنبه 95/2/23 رأس ساعت 9 صبح برگزار خواهد گرديد. داوطلبان براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانند راهنماي ثبت نام را به دقت مطالعه نموده و سپس اقدام به ثبت نام نمايند. ضوابط و شرایط آزمون ورودی دبیرستان های فرهنگ به شرح زیر است: دانش آموزان این مدارس از بین دانش آموزان پایه نهم براساس آزمون ورودی انتخاب می شوند. اشتغال به تحصیل در پایه نهم در سال تحصیلی 95-94 کسب حداقل معدل 17 در امتحانات نوبت اول پایه نهم سال تحصیلی 95-94 داوطلبان علاوه بر قبولی در آزمون ورودی دبیرستان های فرهنگ ، جهت ثبت نام در دبیرستان مورد پذیرش می بایست به کسب حداقل معدل 17 در امتحانات پایه نهم نیز شده باشند.در غیر این صورت قبولی آنها در آزمون ورودی کان لم یکن تلقی می شود و اجازه ثبت نام در دبیرستان فرهنگ را نخواهند داشت. ]]> آموزش و پرورش Tue, 19 Apr 2016 06:44:19 GMT http://migna.ir/vdcd590s.yt09x6a22y.html فنون ایجاد انگیزش در دانش آموزان http://migna.ir/vdcewe8x.jh8p7i9bbj.html بهترین راه ایجاد انگیزش در دانش آموزان نسبت به یادگیری بهبود شرایط یادگیری و افزایش سطح کیفیت روش های آموزشی است. از این طریق دانش آموزان در یادگیری به موفقیت بیشتر می رسند و این کسب موفقیت علاقه و انگیزش آن ها را نسبت به یادگیری مطالب تازه افزایش می دهد.  در زیر روش ها و فنون دیگری که معلم یا استفاده از آن ها می تواند سطح انگیزش دانش آموزان را بالا ببرد شرح داده شده است. 1- هدف های آموزشی خود را در آغاز درس به دانش آموزان بگویید و از آن ها بخواهید تا برای خود نیز هدف های یادگیری انتخاب کنند. ترغیب و هدایت یادگیری در دانش آموزان مستلزم بیان صریح هدف های آموزشی و نوع رفتارها یا مهارت هایی است که قرار است آن ها بیاموزند. پژوهش های انجام شده نشان داده اند دانش آموزانی که از هدف های درس و آموزش مطلع نمی شوند، به خوبی دانش آموزانی که معلم پیش از آغاز درس دقیقا به آن ها می گوید چه انتظاراتی از آن ها دارد، در پیشرفت درسی موفق نمی شوند. علاوه بر این باید ضمن دادن اهداف آموزشی به دانش آموزان، در آن ها نسبت به نتایج یادگیری انتظارات مثبتی ایجاد کنید. 2- در شرایط مقتضی از تشویق های کلامی استفاده کنید. گاهی تشویق های کلامی مؤثرتر از تقویت های ملموس است. استفاده از اظهاراتی مانند خوب، عالی و آفرین پس از عملکرد دانش آموز از تدابیر موثر انگیزشی است. به یاد داشته باشید که معلم نباید بیش از اندازه لازم دانش آموزان را مورد ستایش قرار دهد تشویق بیش از حد اثرش ر از دست می دهد. 3- از آزمون ها و نمرات، به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در دانش آموزان استفاده کنید. می توانید با اجرای مکرر آزمون ها، سطح انگیزشی دانش آموزان را بالا ببرید و از آن ها به عنوان وسیله ای برای دادن بازخورد به دانش آموزان در رابطه با نحوه عملکرد و میزان یادگیری شان استفاده کنید، نه به عنوان وسیله ای جهت تنبیه دانش آموزان. 4- مطالب آموزشی را از ساده به دشوار ارائه دهید. ارائه مطالب درسی به صورت متوالی، موجب می شود که یادگیرندگان ابتدا در یادگیری مطالب ساده به اندازه کافی موفقیت به دست آوردند. این کسب موفقیت اولیه انگیزش یادگیرنده را برای یادگیری های بیشتری افزایش می دهد و بر آمادگی او می افزاید. 5- از ایجاد رقابت و چشم و هم چشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید. به این منظور شما به عنوان معلم می توانید در بحث های کلاسی و در جریان بحث، پس از گفتن نام دانش آموزی معین، به طرح سوال بپردازید، نه اینکه ابتدا سوال را طرح کنید و بعد از دانش آموزان بخواهید تا هر که به طور داوطلبانه به سوال او جواب بدهد. در این صورت تعداد کمی از دانش آموزان مستعد و قوی کلاس به سوال های معلم پاسخ می دهند و تنها آن ها مورد تقویت و تشویق واقع می شوند. 6- هنگام آموزش مطالب تازه از مثال های آشنا و هنگام کاربرد مطالب آموخته شده از موقعیت های تازه استفاده کنید. وقتی که می خواهید مطلب تازه ای را به دانش آموزان بیاموزید، آن را با استفاده از مثال ها و موارد ملموس و آشنا برای دانش آموزان توضیح دهید. این اقدام به جریان یادگیری سرعت می بخشد و سطح علاقه مندی دانش آموزان را افزایش می دهد. اما هنگامی که می خواهید کاربرد مطالب آموخته شده را نشان دهید، آن ها را در موقعیت های تازه و بدیع به کار ببرید. استفاده از موقعیت های تازه از یکنواختی مطلب و حالت کسل کنندگی آن می کاهد و به علاقه یادگیرنده در استفاده از چیزی که آموخته است می افزاید. 7- علاوه بر توضیح و تشریح کلامی تا جایی که ممکن است از روش های دیگر آموزشی نیز استفاده کنید و دانش آموزان را به مشارکت در یادگیری تشویق نمایید. بحث گروهی، بازی های آموزشی، گزارش انفرادی و گروهی به وسیله دانش آموزان، گزارش مطالب دروسی مانند تاریخ به صورت نمایش زنده و هر تدبیر دیگری که دانش آموزان را در فعالیت یادگیری شرکت دهد، به مقدار زیادی انگیزه آن ها را بالا می برد. کسل کننده ترین روش آموزشی آن است که معلم تمام وقت کلاس را به خود اختصاص دهد و فرصت هیچ گونه فعالیت و اظهارنظری را به یادگیرندگان ندهد. یکی از بهترین راه های ایجاد انگیزه در یادگیرندگان، مشارکت دادن آن ها در فعالیت های کلاسی است. ]]> روانشناسی يادگيری Fri, 01 Apr 2016 09:35:34 GMT http://migna.ir/vdcewe8x.jh8p7i9bbj.html مروری بر وضعیت «امور پرورشی مدارس» از آغاز تا کنون http://migna.ir/vdcaiwne.49nii15kk4.html - محمد تاجیک:هشتم اسفند 1359، نهاد امور تربیتی در مدارس کشور به همت شهیدان رجایی و باهنر تأسیس شد؛ این نهاد از بدو شکل‌گیری تا به امروز مجموعه وسیعی از عملکردها و وظایف متعدد و گوناگونی را به عهده داشته است و تحقق امر تربیت را منوط به حضور مربی و فعالیت‌های رسمی غیر کلاسی در کنار آموزش‌های کلاسی می‌داند. تربیت و ادب‌آموزی در جامعه از دیرزمان مورد توجه بوده است؛ از پیدایش ابتدایی‌ترین کلاس‌های درس در مکتبخانه‌ها تا سیر تکاملی امروزی همواره آموزش در کنار پرورش و همسان و همزاد یکدیگر قرار داشته است. با نگاه به اهداف و اصول ایجاد نهاد امورتربیتی، علل اصلی تشکیل این نهاد انقلابی، عبارتند از انتقال ارزش‌های دینی و فرهنگی انقلاب اسلامی به مدارس، تربیت و بازسازی دانش‌آموزان در فضایی انقلابی و اسلامی، زمینه سازی برای ورود نگرش‌های دینی و ارزش‌های انقلاب اسلامی به نظام آموزش و پرورش و حفظ مدارس از آفات فرهنگی، سیاسی و شناخت و پرورش استعدادهای دانش‌آموزان در رشد دینی، عقلی، اجتماعی و عاطفی آنان و حفظ ارزشهاست. بنابراین مهم‌ترین اهداف تشکیل امور تربیتی را می‌توان حراست هوشمندانه از مرزهای اعتقادی، حفظ دستاوردها و تبیین ارزش‌های انقلاب در مدارس دانست و این مجموعه در طی سال‌های شکل‌گیری خود تلاش گسترده‌ای را در جهت رفع کاستی‌ها و پرورش مذهبی و انقلابی دانش‌آموزان به انجام رسانده است. به یاد داشته باشیم فعالیت‌های امور تربیتی باید همراه و هم قدم با نظام پرورشی پویا و به روز باشد تا بتواند نسبت به رسالت و نقش خویش و اهداف بنیادین این نهاد تأثیرگذار جامعه عمل بپوشاند و به همین دلایل است که طرح امور تربیتی همه ارکان آموزش و پرورش را با محوریت معلمان، کتاب‌های درسی، نظام ارزشیابی، خانواده و دانش‌آموز در برمی‌گیرد. برگزاری و تشکیل گروه‌های سرود و تئاتر دانش‌آموزی، تزئین محافل آموزشی با نمادهای پیروزی انقلاب اسلامی و ده‌ها فعالیت این چنینی گواه تغییرات شگرف در فعالیت‌های پرورشی بود؛ از پس این نگرش‌ها و فعالیت‌ها بوده که هزاران استعداد هنری از دل مدارس به جامعه معرفی شد و میدان شکوفایی و رقابت دانش‌آموزی در قاب نوشتار و گفتار و در مناسبت‌های ملی و دینی تجلی پیدا کرد. این همه فعالیت‌ انجام شده در طول چند دهه در مدارس همگی قابل ستایش و احترام است، فارغ از اینکه در مقطعی، تشکل امور تربیتی در مدارس و نظام آموزش و پرورش مورد فراموشی قرار گرفت و در سال 80 انحلال آن رقم خورد اما با درایت و هوشیاری مقام معظم رهبری، قانون احیای معاونت پرورشی در سال 84 به تصویب مجلس رسید و در سال 85 به تأیید شورای نگهبان رسید و در حال حاضر معاونت پرورشی در وزارت آموزش و پرورش تنها معاونتی است که قانون مجلس را داراست.- * فعالیت‌های فرهنگی و پرورشی در گذر زمان مهدی علی‌اکبرزاده مدیرکل فرهنگی و هنری وزارت آموزش‌ و پرورش در گفت‌وگو با فارس، در پاسخ به این پرسش که «فعالیت‌های امور تربیتی در مدارس چقدر به‌روز است؟»، اظهار داشت: در برنامه‌های فرهنگی و هنری و فعالیت‌های اردویی تمام تلاش بر این است که آنچه دانش‌آموزان متناسب با اقتضائات روز می‌خواهند، در شرایط کنونی در اختیار آنها قرار گیرد. وی ادامه داد: در خصوص فعالیت‌های فرهنگی و هنری تلاش شده است رشته‌های جدید متناسب با نیازهای دانش‌آموزان برای مسابقات ایجاد شود؛ برای نمونه در مسابقات 8 گانه، رشته‌هایی مانند وبلاگ‌نویسی، طراحی بازی‌های رایانه‌ای و طراحی نشریه الکترونیکی نداشتیم، اما در حال حاضر این رشته‌ها متناسب با پیشرفت و دانش اطلاعات فناوری در بین رشته‌ها گنجانده شده است و زمینه‌ای برای شرکت دانش‌آموزان در این مسابقات و شناسایی استعداد و محک زدن آنها می‌شود. علی‌اکبرزاده افزود: در خصوص فعالیت کانون‌های فرهنگی و تربیتی، رشته‌های جدید را متناسب با نیاز دانش‌آموزان در این کانون‌ها ایجاد کرده‌ایم و با توجه به اینکه مفیدترین وظیفه‌ای که کانون‌ها انجام می‌دهند مربوط به غنی کردن اوقات فراغت دانش‌آموزان است، هر سال با شعار «یک دانش‌آموز، یک مهارت» سعی می‌کنیم، مهارت‌های روز را برای دانش‌آموزان در فضاهای پرورشی مهیا کنیم تا دانش‌آموزان در آن شرکت کرده، رشته موردعلاقه خود را آموزش ببینند و مهارتی را فرا گیرند. مدیرکل فرهنگی و هنری وزارت آموزش‌ و پرورش با اشاره به اردوگاه‌ها گفت: ‌در جامعه کنونی و پیشرفت فناوری، دانش‌آموزان فضاهای پرورشی را می‌خواهند که آنها را از این‌جهت تغذیه فکری دهد، بنابراین سعی می‌کنیم در اردوگاه‌ها، فضاهایی را تدارک ببینیم که این نیاز دانش‌آموزان را برطرف کند. وی اضافه کرد: برای نمونه سعی می‌شود سایت‌های مختلف رایانه ایجاد شود تا از این طریق دانش‌آموزان در آنجا فعالیت‌های فنی و مهارتی داشته باشند و فضاهایی ایجاد کرده‌ایم تا آنها با بازی‌های به‌روز مواجه شوند. علی‌اکبرزاده تصریح کرد: برای نمونه سعی شده است بازی‌هایی مثل پینت‌بال را در بعضی اردوگاه‌ها که به‌روز هستند، داشته باشیم یا اردوگاه‌ها به سیستم تیراندازی الکترونیکی مجهز شوند و دانش‌آموزان با ابزار روز با این مهارت موردعلاقه آشنا شوند؛ البته در کل کشور این بازی‌ها اجرا نمی‌شود و تنها در برخی از اردوگاه‌ها اجرا شده است. مدیرکل فرهنگی و هنری وزارت آموزش‌ و پرورش با بیان اینکه آموزش‌های مهارتی در 1200 کانون ما توصیه شده است، گفت: در 800 تا 900 کانون این آموزش‌ها عملیاتی شده است و به‌طور آزمایشی در چند اردوگاه دانش‌آموزی، بازی پینت‌بال را سفارش داده‌ایم که در حال اجراست. وی با اشاره به فضاهای اردوگاه‌ها افزود: باید متناسب با نیازهای دانش‌آموزان اردوگاه‌ها را تجهیز کنیم؛ برای نمونه نمازخانه و مسجد اردوگاه به شکلی رنگ‌آمیزی شود که متناسب با سلایق و علاقه امروزی دانش‌آموزان باشد. باید بپذیریم امروز به دلیل اقتضائات فکری و روحی نوجوانان و جوانان که برگرفته از شرایط حاکم بر جامعه‌ است نیازمند بازنگری در روش‌های تربیتی مدارس و محافل علمی خود هستیم. در کنار رشد روز افزون فناوری‌های ارتباطی و مجازی در جامعه و توجه به نکات مثبت آن، رواج این فناوری‌ها به خصوص در بین نوجوانان و جوانان، این پدیده‌ها را مانند شمشیر دولبه‌ای نشان می‌دهد که در صورت عدم مدیریت، عواقب بسیار سوئی را به دنبال دارد. وابستگی شدید دانش‌آموزان به گوشی‌های همراه هوشمند، صفحات اینستاگرام، تلگرام و دیگر شبکه‌های اجتماعی، تمایلات و دل مشغولی‌های جدیدی را برای نوجوانان ایجاد کرده است؛ دنیای دیگری که در آن همه چیز در دسترس است و این در دسترس یودن، در صورت عدم هدایت و کنترل صحیح، می‌تواند عواقب ناگواری را در پی داشته باشد و بر این اساس ضرورت برنامه ریزی حساب شده در این مسیر به خوبی احساس می‌شود. *سلیمی: آموزش و پرورش عمدتاً منحصر به بخش آموزش شده است حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا سلیمی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس،‌ در پاسخ به این پرسش که «آیا امور تربیتی و روش‌های آن در آموزش و پرورش موفق بوده است؟»،‌ اظهار داشت: امور تربیتی با هدف هویت بخشی به دانش‌آموزان و هویت اسلامی ـ‌ ایرانی شکل گرفت. وی ادامه داد: به نظر می‌رسد در طول زمان فعالیت‌های امور تربیتی به مرور با یک کندی مواجه شده است؛ درگذشته انگیزه بیشتری در بخش امور تربیتی مشاهده می‌کردیم اما متأسفانه امروز آن انگیزه‌ها رو به افول نهاده است. حجت‌الاسلام و المسلمین سلیمی افزود: نباید به اقدامات شکلی و آماری اکتفا کنیم؛ چرا که واقعیت این است که هدف ما هویت‌بخشی دینی، اسلامی و ایرانی به دانش‌آموزان بوده است و اینکه در این بخش چقدر موفق بوده‌ایم، خروجی آموزش و پرورش این را نشان می‌دهد که در حدی که باید، موفق نشده‌ایم و نیاز به تلاش بیشتری در این راستا داریم. عضو کمیسیون آموزش مجلس تصریح کرد: محدودسازی در فعالیت‌های امور تربیتی با اقدامات ظاهری نمی‌تواند تکاپوی نیازهای واقعی نوجوانان و جوانان باشد؛‌ یکی از مشکلات این بوده است که امروز نگاه به امور تربیتی به عنوان یک نگاه دست دوم مطرح است و امور تربیتی را به عنوان اولویت اول در آموزش و پرورش به حساب نمی‌آوریم. وی خاطر نشان کرد: آموزش و پرورش عمدتاً منحصر به بخش آموزش شده و «پرورش» در آموزش و پرورش به کما رفته است که این نگاه باید عوض شود. با عنایت به مجموعه فعالیت‌های انجام شده در طول 3 دهه که از عمر امور تربیتی در مدارس می‌گذرد و توجه به اقدامات و برنامه‌ریزی‌های مختلف صورت گرفته در ارکان نظام فرهنگی و پرورشی که قابل ستایش است، باید بدانیم دوران نگا‌ه‌های بسته و قالب‌های خشک و رسمی به سر آمده است. در عصر انفجار اطلاعات، پیروز میدان تبلیغ، شناختن صحیح مخاطبان و پردازش اصولی نیازها و خواسته‌های آنان است؛ تبیین ناپخته اصول و اهداف دینی و انقلابی برای نسل تشنه و علاقه‌مند نوجوان جامعه و نگاه سلیقه‌ای و به دور از کار کارشناسی نه تنها بازدهی نداشته بلکه دلزدگی و بیزاری در نسل چهارم انقلاب ایجاد می‌کند. امروز در عصری به سر می‌بریم که سودای دانستن و ابزارهای نوین ارتباطی در دورترین نقاط کشور رسوخ کرده است و راه‌های نوین ارتباطی مانند شبکه‌های اجتماعی مختلف، وبلاگ‌نویسی و رسانه‌های مجازی همه و همه میدان یکه‌تازی و انتقال داده‌های مختلفند. پیروز میدان، ابزار و ساختاری است که با اتکا به دانش بومی و تلفیق درست با علوم روز و استفاده صحیح از نظرات صائب متخصصان و کارشناسان امور تربیتی، روانشناسان تعلیم و تربیت و بازشناسی علائق و نیازهای دانش‌آموزان سعی در انجام فعالیت‌های تربیتی کند.- * صافی: در مدرسه نمره بیست را به دانش‌آموزی بدهید که 6 بُعد او تربیت شده است احمد صافی پیشکسوت تعلیم و تربیت در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، در خصوص امور تربیتی در آموزش و پرورش اظهار داشت: دشوارترین و ظریف‌ترین کارها بحث تربیت است؛ چرا که محور و موضوع تربیت در مدارس دانش‌آموز است و دانش‌آموز هسته اصلی جریان تعلیم و تربیت را تشکیل می‌دهد و به این دلیل نیز تربیت کردن کار دشواری است. وی ادامه داد: تربیت مراقبت از جریان رشد است و رشد بهترین بحثی است که امروز در جهان مطرح است و کسانی که می‌توانند به رشد انسان کمک کنند، مربیان هستند؛ مربی و معلم می‌تواند هماهنگ با هم و یا نقش‌های خاصی را جدا از هم ایفا کنند. صافی افزود: به همین دلیل می‌گویند کار تربیت قیمتی کردن دست و مغز انسان است؛‌ اگر خطاط، نقاش و صنعتگر برجسته می‌خواهیم باید دست انسان را قیمتی کنیم و اگر فیزیک‌دان، شیمی‌دان، ریاضی‌دان، هنرمند، شاعر و پزشک، مدیر، پدر و مادر خوب می‌خواهیم باید فضا را برای این افراد مساعد کنیم. پیشکسوت تعلیم و تربیت یادآور شد: تربیت می‌تواند تربیت اجتماعی باشد یا تربیت عاطفی، اخلاقی، سیاسی و به معنی پرورش علمی باشد؛ به همین دلیل تأکید شده است باید کاری کنیم، تربیت در آموزش و پرورش اساس شود. وی اضافه کرد: عده‌ای معتقدند آموزش پیش‌نیاز تربیت است؛ یعنی از طریق آموزش می‌توانیم زمینه‌ای فراهم کنیم تا فرد تربیت شود و برای اینکه کسانی تربیت شوند نیاز به مربیانی داریم که این کار را انجام دهند. صافی گفت: در مراکز تربیت معلم رشته‌های متعددی درست شد که یکی از رشته‌ها تربیت مربی امور تربیتی بود. پیشکسوت تعلیم و تربیت تأکید کرد: مهمترین نقش مربیان امور تربیتی این بوده است که دانش‌آموزان را به مراسم مذهبی تشویق کنند و ارتباط آنها را با خالق هستی تقویت کنند و در اردوهای مختلف، استعدادهای دانش‌آموزان را شکوفا کنند؛ چرا که اوقات فراغت آنها بسیار مهم است. وی تصریح کرد: دستگاه تعلیم و تربیت برای اینکه بتواند بر اوقات فراغت آنها تکیه کند، احتیاج به مربی دارد و یکی از مهمترین نقش مربیان این است که اوقات فراغت دانش‌آموزان را تضمین کنند. صافی با بیان اینکه هر کسی در آموزش و پرورش آمده است فعالیت و زحمت کشیده است، چه آنهایی که در آموزش کار کرده‌اند و چه افرادی در کار تربیت بوده اند، افزود: مهمترین نقشی که می‌توان ایفا کرد اجتماعی کردن دانش‌آموزان است. پیشکسوت تعلیم و تربیت گفت: اگر بتوانیم دانش‌آموزان را اجتماعی کنیم بزرگ‌ترین نقش را داشته‌ایم؛ بنده وقتی برای معلمان و مربیان صحبت می‌کنم می‌گویم در مدرسه نمره بیست را به دانش‌آموزی بدهید که 6 بُعد او تربیت شده است. وی خاطر نشان کرد: یکی از این بُعدها تربیت بدنی است، دیگری رشد عاطفی، رشد اجتماعی، اخلاقی ، مذهبی و رشد علمی است و باید دست‌های آنها را قیمتی کنیم و حرف دانش‌آموزان این است که ای پدر و مادر و مربی دوستت داریم و تکریمت می‌کنیم؛ چرا که تو می‌توانی زمینه‌سازی کنی که ما چگونه زیستن، اندیشیدن و اجتماعی شدن را یاد بگیریم و چگونه بتوانیم موفق شویم. به گزارش فارس، و در آخر، یادمان باشد اگر به معلم امور تربیتی به عنوان حیاط خلوت نظام تعلیم و تربیت و کلاس پرکن ساعات اضافه مدارس نگاه کنیم، فرار از کلاس درس و سرگرمی بدون هدف دانش‌آموز در زنگ پرورشی و بطالت گذراندن آن کوچک‌ترین تاوان بی‌توجهی ما برای امر بی‌بدیل امور تربیتی در مدارس است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 04 Mar 2016 16:56:21 GMT http://migna.ir/vdcaiwne.49nii15kk4.html وقتی دانش آموزان مورد آزار روانی قرار می‌گیرند‌ http://migna.ir/vdciz5ap.t1awq2bcct.html  گاهی اوقات کودکان درمعرض آزارهای روانی قرار می‌گیرند؛ این اتفاق ممکن است در مدرسه، توسط معلمان یا همکلاسی‌های کودک روی دهد. امروزه در علم روانشناسی، به آزار روانی یک فرد از جمله کودکان در مدارس یا در مجموعه‌های اجتماعی،اداری، فرهنگی و... موبینگ (Mobbing) گفته می‌شود.به گزارش روزنامه ایران، آزار و اذیت روانی یا موبینگ، اشکال متفاوتی دارد که آزار و اذیت روانی کودکان بخصوص در مدارس یکی از انواع آن است. در واقع آزار و اذیت روانی تنها مخصوص بزرگسالان نیست بلکه کودکان نیز ممکن است گرفتار این امر شده باشند. اما تفاوت بزرگسالان با کودکان در این موضوع، این است که بزرگسالان در برابر آن از خود مقاومت نشان می‌دهند اما کودکان همیشه نمی‌توانند با چنین موقعیت هایی به آسانی مقابله کنند. البته عده‌ای به‌طور آشکارا و عده‌ای هم مخفیانه تحت آزار روانی قرار می‌گیرند.همچنین باید گفت که بسختی می‌توان درباره این مسأله راه حل صحیحی یافت زیرا والدین بندرت از موضوع آزار و اذیت روانی کودکانشان اطلاع پیدا می‌کنند. معلمان نیز معمولاً کمتر به این امر توجه می‌کنند یا اصلاً متوجه این موضوع نمی‌شوند یا حتی ممکن است معلمان و مربیان خود سبب آزار روانی کودکان باشند. نتایج تحقیقات نشان داده که بسیاری از دانش آموزان به علت نداشتن امنیت روانی در مدرسه دچار ناراحتی‌های روحی و جسمی می‌شوند و این امر بسیار قابل تأمل است. ‌ دلایل آزار و اذیت روانی کودکانیکی از روش های آزار روانی کودکان این است که هنگامی که کودک در یک مجموعه عمومی مانند مدرسه به‌سر می‌برد ممکن است کودکان دیگر با یکدیگر گروهی را تشکیل دهند و اگر دانش آموزان این گروه حالتی تهاجمی داشته باشند، بسادگی شرایط آزار و اذیت روانی یا تحقیر و تمسخر کودکان ضعیف‌تر یا تنها فراهم می‌شود. در واقع این مشکل بیشتر متوجه تعدادی از دانش آموزانی می‌شود که راحت تر نقش قربانی را به عهده می‌گیرند. البته اغلب، کودکانی که ضعیف یا کوچکتر از بقیه هستند یا از عینک استفاده می‌کنند، بیشتر مورد آزار روانی دیگر کودکان قرار می‌گیرند. اما فقط این افراد نیستند بلکه دیده می‌شود که گاهی کودکانی از ادیان دیگر، یا افرادی که در مناطق نامناسب شهر زندگی می‌کنند نیز مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. ‌ راهکارهایی برای نجات کودکان از آزار روانیدر واقع از آنجا که مدرسه باید محلی امن برای درس خواندن و پرورش دانش آموزان باشد و آنها باید از امنیت روانی برخوردار باشند، پس حتماً باید اقداماتی در مدرسه برای از بین بردن آزار و اذیت روانی دانش آموزان چه از جانب معلمان و مربیان و چه از جانب همکلاسی‌های کودک صورت گیرد. در همین رابطه بهتر است قوانین و مقرراتی به‌وجود آید و همه دانش آموزان و معلمان ملزم به رعایت آن باشند. معلمان و اولیای مدرسه نیز بایستی به ایجاد امنیت روانی دانش آموزان توجه کرده و در این زمینه با جدیت برخورد کنند. همچنین والدین و معلمان نیز می‌توانند کودکان قربانی را برای به‌دست آوردن اعتماد به نفس و قدرت لازم یاری کنند. در ادامه باید گفت کودکانی که توسط همکلاسی‌ها یا کودکان دیگر در باشگاه‌های ورزشی مورد آزار روانی یا موبینگ قرار می‌گیرند، باید فعال تر و زرنگتر باشند و از حالت کسالت و خمودگی خارج شوند. وقتی این کودکان فعال تر می‌شوند، کمتر مورد طعنه و تمسخر و تهاجم دیگر کودکان قرار می‌گیرند. همچنین این کودکان نباید اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و باید از تنهایی و انزوا بیرون بیایند.گاهی کودکی که مورد آزار و اذیت روانی قرار می‌گیرد، تصور می‌کند که این شرایط عادی است و به همین دلیل هم درصدد دفاع کردن از خود بر نمی‌آید. حتی در آزار و اذیت روانی کودکان بسیار دیده می‌شود که قربانی حتی خجالت می‌کشد و احساس می‌کند که چیزی برای دفاع کردن از خود ندارد و هنگامی که کودکان به وی طعنه می‌زنند، او ساکت می‌ماند و یا حتی با یک لبخند عکس العمل نشان می‌دهد. در واقع این کودکان باید کمرویی را کنار گذاشته و با افرادی که به آزار و اذیت روانی آنان می‌پردازند، با جدیت برخورد کنند.-منبع: مجله آلمانی «گزوندهایت مگزین» ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 27 Jan 2016 06:28:19 GMT http://migna.ir/vdciz5ap.t1awq2bcct.html تاثیر استفاده از میزهای ایستاده بر ارتقای قدرت یادگیری دانش آموزان http://migna.ir/vdciurap.t1aw32bcct.html تحقیقات قبلی نشان داده که میزهای ایستاده تأثیرات مثبتی بر سلامت فیزیکی داشته، مدت زمان نشستن را کاهش داده و خطرات ناشی از عدم تحرک در ساعات طولانی را کم می‌کند. اما آیا میزهای ایستاده می‌تواند تأثیرات روانی مثبتی هم به همراه داشته باشد؟ تحقیقات جدید نشان می‌دهد که این میزها باعث می‌شود که دانش آموزان تمرکز و عملکرد بهتری داشته باشند. در تحقیقات قبلی که بیشتر بر میزان مصرف انرژی تمرکز داشت، معلمان اعلام کرده بودند بچه‌هایی که از میزهای ایستاده استفاده می‌کنند میزان دقت و توجه آنها در کلاس بیشتر است. محققان در همین زمینه، ۳۴ دانش آموز سال اول دبیرستان را که از میزهای ایستاده استفاده می‌کردند مورد آزمایش قرار دادند. آنها در ابتدای سال آزمایش‌هایی روی آنها انجام داده و در انتهای آن سال هم با استفاده از طرحی آزمایشی، مزیت‌های عصب شناختی را مورد بررسی قرار دادند. آنها از چهار تست کامپیوتری شده به منظور ارزیابی عملکردهای اجرایی استفاده کردند که همان مهارت‌های شناختی ما هستند و برای سبک و سنگین کردن کارها و وظایفمان از آنها استفاده کرده، آنها را به مراحلی ‌تقسیم کرده و تا زمانی که آن را کاملا به انجام برسانیم در ذهن خود نگه می‌داریم. محققان می‌گویند که این قابلیت‌ها همراستا با بسیاری از مهارت‌های آکادمیک است که دانشجویان برای مدیریت زمان، حفظ کردن رویدادها، خلاصه کردن آنچه که آموخته‌اند، حل مسائل و سازماندهی افکار از طریق نوشتن استفاده می‌کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که چنین عملکردهایی بیشتر در مناطقی در بخش قدامی مغز تنظیم می‌شود. به معنای دقیق کلمه، آنها از یک ابزار قابل حمل تصویربرداری مغزی به نام طیف سنجی عملکردی نزدیک مادون قرمز استفاده کردند تا بتوانند تغییرات را در بخش قدامی مغز بررسی کنند. آنها دریافتند استفاده مداوم از میزهای ایستاده با ارتقای چشمگیر عملکردهای اجرایی و بالا رفتن ظرفیت‌های حافظه‌ی فعال مرتبط است. (منبع: medicinenet)تقویت عملکرد شناختی دانش‌آموزان با استفاده از میزهای ایستاده نتایج یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که استفاده از میزهای ایستاده در کلاس‌های درس، عملکرد شناختی دانش‌آموزان را تقویت می‌کند. به گزارش پایگاه اینترنتی یورک آلرت، نتایج مطالعه محققان دانشگاه تگزاس حاکی از آن است که میزهای ایستاده در کلاس های درس که به دانش آموزان امکان می دهد براساس تمایل خود بایستند و یا بنشینند، فواید عصبی شناختی برای آنان دارد. 'رانجا مهتا' استادیار دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه تگزاس و همکارانش در این مطالعه دانش آموزان سال اول یک دبیرستان را که از میزهای ایستاده استفاده می کردند، یک بار در ابتدای سال تحصیلی و بار دیگر در انتهای سال تحصیلی مورد بررسی قرار دادند. مهتا با به کار گیری یک طرح آزمایشی، فواید عصبی شناختی را با استفاده از چهار آزمایش رایانه ای برای بررسی عملکرد اجرایی دانش آموزان بدست آورد. عملکردهای اجرایی، به آن دسته از مهارت های شناختی اطلاق می شود که همه ما از آنها برای تجزیه و تحلیل وظایف، تجزیه آنها به مراحل مختلف و حفط این مراحل در ذهن تا زمان انجام آنها، استفاده می کنیم. این مهارت ها با توسعه بسیاری از مهارت های آکادمیک ارتباط مستقیم دارند که به دانش آموزان اجازه می دهند زمان خود را به طور موثر مدیریت کنند، حقایق را به ذهن بسپارند، آنچه می خوانند را درک کنند، از عهده حل مسائل چند مرحله ای برآیند و افکار خود را در نوشتن سازمان دهی کنند. از آنجا که این عملکردها تا حد زیادی در مناطق قدامی مغز تنظیم می شوند، محققان در این آزمایش با استفاده از یک دستگاه قابل حمل تصویربرداری از مغز و قرار دادن حسگرهایی در پیشانی دانش آموزان، تغییرات مرتبط را در عملکرد قدامی مغز بررسی کردند. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده مداوم از میزهای ایستاده با تقویت قابل توجه عملکرد اجرایی و توانایی های حافظه مغز ارتباط دارد. همچنین در این آزمایش تغییراتی در الگوهای مرتبط با فعالیت مغز مشاهده شد. از سوی دیگر، در مطالعات قبلی که عمدتا بر تحرک و مصرف انرژی در دانش آموزان تمرکز داشتند، آموزگاران شاهد افزایش تمرکز و رفتار بهتر دانش آموزانی بودند که از میزهای ایستاده استفاده می کردند. به گفته محققان، استفاده از میزهای ایستاده عملکرد عصبی شناختی را تقویت می کند که با نتایج مطالعات قبلی در زمینه برنامه های ورزشی در مدرسه سازگار است. پژوهشگران گام بعدی تحقیقاتی خود را مقایسه مستقیم فواید عصبی شناختی استفاده از میزهای ایستاده نسبت به برنامه ورزشی در مدرسه خواهد بود. براساس این گزارش، با توجه به اهمیت افزایش تحرک و فعالیت فیزیکی، تقویت تکامل شناختی و بهبود نتایج درسی، تداوم تحقیقات در زمینه فواید میزهای ایستاده در مدارس برای سیاستگذاران، متخصصان بهداشت عمومی و مدیران مدارس به منظور لحاظ تغییرات محیطی ساده و پایدار در کلاس های درس موثر خواهد بود/ ايرنا ]]> اخبار علمی و فناوری Tue, 19 Jan 2016 11:45:39 GMT http://migna.ir/vdciurap.t1aw32bcct.html همه اش تقصیر مدرسه است؟! لزوم اتحاد بین خانه و مدرسه http://migna.ir/vdcdzx0s.yt0ko6a22y.html كمتر خانواده ای پیدا می شود که روی تربیت فرزندان خود حساسیت نداشته باشد اما همیشه داشتن حساسیت نشانه این نیست که در مورد رشد روانی فرزندانمان همه چیز را می دانیم. خانواده های زیادی هستند که از عدم پیشرفت تحصیلی نوجوانان خود گله می کنند و وقتی از آنها دلیل این موضوع را می پرسید همان جوابی را می دهند که فرزند نوجوانشان به آنها داده است. جواب هایی مثل «معلم فرزندم اصلا خوب نیست.»، «مدرسه فرزند نوجوان من شرایط استاندارد ندارد.» یا «همکلاسی های فرزندم او را اذیت می کنند.» و هزاران دلیل که به نوعی از عوامل بیرونی و خصوصا مدرسه ریشه می گیرد، اما جواب به این سوال که چرا با وجود تلاش های بی وقفه خانواده ها و هوش نسبی فرزندانمان، مدرسه باعث بروز ناسازگاری های جدی در آنها می شود، به تامل بیشتری نیاز دارد. فرزند شما از مدرسه بر می گردد و قیافه اش درهم است. از او می پرسید: «امتحانت چطور بود؟» او خیلی ناراحت به نظر می رسد. آنقدر نقشش را خوب بازی می کند که به سادگی از سوال اولتان می گذرید. نزدیکش می شوید و با ملایمت از او می خواهید دلیل ناراحتی اش را بیان کند. او در حالی که چهره مظلومی به خودش گرفته برای شما از معلم بداخلاق کلاسش تعریف می کند که چندان دل خوشی از او ندارد. آن طور که فرزندتان تعریف می کند معلمش بین او دیگر بچه ها تفاوت می گذارد و آنقدر با او لج است که این آزردگی و کینه را روی نمره های فرزندتان انعکاس می دهد. به حرف های فرزندتان با دقت گوش می دهید و دلتان می گیرد. وقتی فرزندتان توانست شما را به خوبی تحت تاثیر بگذارد نوبت رو کردن برگه امتحانی می رسد. نمره افتضاحی که به دلیل کینه بین فرزند شما و معلمش بوده شما را خیلی متاثر می کند و اینجاست که جنگ بین شما و معلم فرزندتان همه چیز را خراب تر می کند. واقعیت همین چیزی است که برایتان گفتیم اما در این مواقع بهتر است مراقبت نوع حرف هایی که می زنید، باشید. هرگز با معلم فرزندتان مخالفت نکنید. مخالفت شما ممکن است با سکوت شما هم تایید شود حتی اگر حرفی به زبان نیاورید. مثلا خانواده ممکن است از معلم در حضور نوجوان انتقاد نکنند ولی مرتبا با مدیر یا مسئولان در مدرسه درباره اشکال های معلم حرف بزنند. البته گاهی ممکن است معلم فرزند شما با او منصفانه رفتار نکند ولی شما به عنوان والدین باید کمی پخته تر عمل و این مساله را طوری حل و فصل کنید که معلم از چشم نوجوان نیفتد و اقتدار او را دستکم نگیرد. با این کار شما توانسته اید تا حد زیادی به نوجوانتان یاد بدهید که خود او مسئول نمره های بدش است و نباید دیگران را مقصر بداند. هرگز مدرسه فرزندتان را در حضورش بی کفایت جلوه ندهید و با این کار به اختلاف های بین او و مسئولان مدرسه دامن نزنید. خانواده هایی هستند که فرزندان خود را به اطاعت از فرامین مدرسه مجبور می کنند و درواقع هرگز پای صحبت و احساس های فرزندانشان در رابطه با موضوع های مدرسه نمی نشینند. این خانواده ها نیز به اندازه خانواده هایی که در شکایت های فرزندانشان حامی  آنها هستند، در برزو مشکل های بین نوجوانان و مسئولان مدرسه مقصرند. این موضوع طبیعی است که فرزند و نوجوانتان در محیط مدرسه دچار ناسازگاری و اختلاف نظرهایی با مدیر، معلم و... شود اما نوع واکنش شما در این زمینه تاثیر زیادی در بهبود اوضاع دارد. متاسفانه در سال های اول شروع مقطع دبیرستان، معلمان آن طور که باید نیازهای دانش آموزان را تامین نمی کند و بیشتر روی نظم و انضباط آنها تاکید دارند تا موضوع های دیگر. معلمان مدرسه بی نقص نیستند و ممکن است معلم یک کلاس به دلیل حقوق کم یا یک درگیری خانوادگی استرس و فشار کاری اش را به فرزندتان منتقل کنند. در این مورد باید با مشاور مدرسه صحبت کنید و ترجیحا از فزندتان بخواهید مشکل خود را مستقیما با مشاور مطرح کند. مشاوران مدرسه می توانند واسطه خوبی در این مورد باشند و به عنوان یک میانجی خوب عمل کنند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 17 Jan 2016 11:04:45 GMT http://migna.ir/vdcdzx0s.yt0ko6a22y.html جاي خالي كتاب "طراحي مسير زندگي" در برنامه درسي مدارس http://migna.ir/vdcbawbf.rhbafpiuur.html متن زير نظرات محمد مصطفوي دكتراي مشاور تحصيلي و شغلي مي باشد كه به بررسي و تبيين جالي خالي كتاب"طراحي مسير زندگي" در برنامه رسمي آموزش و پرورش مي پردازد:-دقت نظر در اهداف آموزش و پرورش به صراحت نشان مي دهد، هدف از 9 سال آموزش عمومي دانش آموزان از طرفي، ايجاد بستري مناسب در آمادگي دانش آموزان براي كسب و تضمين مهارت هاي بين فردي و درون فردي اعم از شناخت خود، محيط، ديگران و معبود با تركيبي هماهنگ در ساحت هاي 6 گانه تربيتي (ساحت اقتصادي، اجتماعي ، زيستي و تربيت بدني، اعتقادي، علمي و فناورانه و زيبايي شناختي و هنر) به عنوان كمال مطلوبي است، كه نتيجه اش تربيت انساني، شجاع، با ايمان، سخت كوش، باهوش، متخصص و با نشاط و پرشور است و از طرفي ديگر نيز در پايان 9 سال تحصيل، دانش آموزان بايد بتوانند با شناخت جامع در 4 حيطه ذكر شده (خود، محيط، ديگران و معبود) به تصميم سازي و تصميم گيري نهايي براي ورود به شاخه و رشته تحصيلي و كسب آموزش هاي نيمه تخصصي بپردازند. اما آنچه آموزش و پرورش امروز ما را بيش از پيش به چالش كشيده است، توجه ناكافي به مقوله هاي ذكر شده و مهم جلوه دادن اهداف ديررس و آرمانگرا به جاي جهان بيني متناسب با فطرت است. مثلاً ترسيم دورنمايي همانند پزشك، مهندس، پول زياد، راحتي و آسايش دروغين مقوله هاي امروزي ما در بحث آموزش و پرورش و فضاي عمومي خانواده و جامعه است . به عبارتي اگر از والدين و يا معلمان، فلسفه حضور دانش آموزان در مدرسه را سوال كنيم چيزي جزء كسب يك شغل پردرآمد و يا جايگاه اجتماعي ويژه (كه البته دومي در مرتبة پايين تري قرار دارد ) پاسخ ديگري نخواهيم شنيد، طرز تفكري كه متاسفانه فضاي رقابتي حافظه محوري و اضطراب گونه را به همراه داشته و نتيجه آن نيز چشمگير نبوده است، مثلاً انتظار مي رود دانش آموز با تحصيلات 9 ساله بتواند حداقل يك مكالمه ساده انگليسي در فضاي بين المللي داشته باشد، اما دريغ از آن كه حتي دكتراي تخصصي هم از اين وضعيت بي بهره اند، ‌تاكيد بر مدرك گرايي، بالا و پايين ديدن افراطي جايگاه مشاغل در كشور و بي توجهي به مقوله كسب شايستگي هاي اساسي زندگي پيامدهايي همچون توسعه قارچ گونه مراكز و موسسات كنكور و موازي كه تنها به فكر راه هاي تقويت حافظه و آموزش تست زني و جادوگري در كسب فرصت بيشتر براي كم نياوردن وقت در سرجلسه كنكور است، نبوده و البته اين موضوع به همين جا ختم نخواهد شد، اكنون ليسانس ،‌ فوق ليسانس و دكتري هم جزء اهداف اين موسسات قلمداد شده اند و فاجعه آميزتر اينكه ذوق، خلاقيت، پشتكار و احساس نياز و رضايت از دانستن و يادگيري جاي خود را به گرفتن مدارك بالا با هر قيمت ممكن داده است و اين واقعيت ها ما را بايد به ريشه مشكلات بدون هيچ گونه متفاوت و توجيهي رهمنون سازد . آموزش و پرورش در ايران يك رسالت ايدئولوژيك دارد و آن توجه به مفاهيم انسان ساز قرآن مجيد و تربيت صحيح و هماهنگ انسان در تمامي ابعاد است اما سوال اين است،‌ آيا در واقعيت هم موضوع همين گونه است؟ آيا دانش آموزان ما به مسيري هدايت شده اند كه متفكر، نوانديش، پرسش گر و انتقادگر باشند؟ يا اينكه همه تلاش مي كنند به هر طريقي كه شده است وارد رشته هاي پول ساز شوند؟ - در اين جا لازم مي دانم نگاهي به 6 ساحت تربيتي به عنوان سند ادعايمان داشته باشيم. اولين بخش از ساحت تربيتي مبني بر اعتقاد و جهان بيني است، يعني كمك به دانش آموزان در توجه به ذات اقدس خداوند در تمام جهت گيري فردي و اجتماعي و اعتقاد به اين باور كه هميشه او پشتيبان و راهنماي زندگي در تمامي سطوح خواهد بود، چيزي كه در جريان راهنمايي و مشاوره مي توان از آن به عنوان اطمينان بخشي و حمايتگري در رسيدن به معناي زندگي نام برد. اما دريغ و صد افسوس كه جهت گيري هاي ما به گونه اي نيست تا دانش آموزان به خلق معناي زندگيشان دست يابند. بلكه هدف جاي معنارا غصب كرده است. اصلي كه بنا به گفته روانشناسان و مشاوران بي توجهي به آن تحمل، تاب آوري، پذيرش و مسئوليت را در زندگي غير ممكن مي سازد. در ساحت اجتماعي رعايت نظم و قانون، مسئوليت پذيري، آمادگي جهت تشكيل خانواده ، توسعه آزادي فردي و برقراري رابطه سازنده و مناسب مد نظر است. در ساحت اقتصادي مهم ترين اهداف : تدبير امر معاش و زندگي اقتصادي ، درك و فهم مسائل اقتصادي خود و جامعه ، كسب شايستگي تحصيلي – شغلي و انتخاب آگاهانه شغلي است در ساحت زيستي و بدني، پاسخ مسئولانه به نيازهاي جسمي و رواني خويش، بصيرت نسبت به سبك زندگي، حفاظت و ارتقاي سلامت و ايمني افراد جامعه بر اساس معيار اسلامي مورد توجه است. همچنين در ساحت زيبايي شناختي و هنري درك زيبايي هاي جهان آفرينش، خلق آثار هنري پرورش حواس و تخيل روان شناختانه و درك معناي پديده ها و زندگي اهداف مهم و اساسي در شناسايي رغبت، استعداد و توانمنديهاست و البته و صد البته مهم ترين روش هاي حل تعارض و رسيدن به شادكامي و امنيت رواني در بستر همين ساحت پايه گذاري شده است. در ساحت علمي و فناورانه بيشتر بر برنامه ريزي و اجراي آگاهانه فعاليت ها براي دست يابي به خود و جامعه در مسير آينده قابل توجه است، خلق روش هاي نوين و ابزارهاي روان شناختي بومي شده در درك واقعيت هاي انساني و برنامه ريزي هاي تسهيل گرايانه مسائل اساسي اين ساحت است . در حوزه اجتماعي – سياسي شناخت خود، ديگران، تحمل پذيري،‌كنترل اجتماعي و مشاركت گروهي مد نظر مي باشد حال سوال اين است چه كسي و با چه فرايندي اين اصل مهم امكان پذير است؟ اولا خارج از هر گونه سوگيري بايد بپذيريم يكي از مهمترين وظايف مشاوره، ارائه خدمات مشورتي به تمامي اركان مدرسه است . مشورت در حيطه آموزشي،‌پرورشي، فردي، حمايتي، خانوادگي، تحصيلي و شغلي و منظور از مشورت هم يكپارچه سازي فعاليت ها و خدمات تخصصي همه همكاران مدرسه مانند مشاوره سازگاري - تحصيلي و شغلي مي باشد. يعني مثلاً آنچه دانش آموز در حوزه اعتقادي و جهان بيني مي آموزد در خلق معنا و نگرش زندگي بكار گيرد و نسبت به تعيين اهداف زندگي نقش فعال و سازنده اي با مشاركت مشاور داشته باشد. در حوزه اجتماعي نيز آموخته هاي تاريخي ، جغرافيايي و مدني، گروهي و جامعه محور دانش آموزان را با نحوه تعامل بين فردي و گروهي، سازگاري اجتماعي، مسئوليت پذيري، جذب و دفع فرهنگي و تاريخي گره بزنيم . در ساحت فرهنگي، هنري و زيباشناختي مشاوران به دانش آموزان در درك رغبت ها، توانايي ها، استعداد هاي ذاتي چه در جهت گيري و نحوه ترسيم معناي زندگي، ساخت من خلاقانه، شناخت ارزش هاي زندگي كمك مي كنند . در ساحت زيستي، بايد بدانيم دانشمندان حوزه روانشناختي همچون كرچمر، شلدون ،كتل و ...يكي از مهم ترين زير ساخت هاي شخصيتي را توجه به وضعيت بدني و جسماني و نحوه تغذيه مي دانند،‌ عدم پذيرش جسم و زيباييهاي مرتبط بر آن،‌ اعتماد به نفس دانش آموزان را به قهقرا مي برد . حتي مهم تر اينكه شناخت جسم مهمترين پايه تصميم گيري مسير تحصيلي – شغلي است؛ چرا كه توجه به استعداد بدني (قد،‌ قدرت ، ظرافت ، واكنش سريع) مي تواند موفقيت در انجام شغل را تضمين كند. در ساحت علمي و فناورانه نيز اصل بر شناخت، تدبر، استفاده از تكنولوژي، آمادگي براي دنياي در حال تغيير و يادگيري مادام العمر است، چيزي كه در مشاوره شغلي و تحصيلي از آن به عنوان سازگاري با دنياي مدرن و دائم التغيير فضاي كسب و كار نام مي برند و توجه به اين اصل يعني تضمين رضايت دروني و بيروني و مشاوران با هماهنگ سازي آموزش هاي كسب شده دانش آموزان و ترسيم وضعيت روان شناختي جهان ، اجتماع و محيط زندگي به سازگاري و ارتقا و درنهايت تربيت انسان هاي شايسته كمك شايان مي كنند. در ساحت اقتصادي نيز مهمترين هدف آشنايي با مشاغل مشروع، كسب آمادگي هاي شغلي، شناخت دنياي كسب و كار، كار آفريني، روش كسب روزي حلال و توجه به توليد اثر بخش و مولد به جاي توجه به مصرف گرايي و دلال گونه و همچنين پول شويي است، اهميت دادن به مقوله مشاوره شغلي يعني دريافت اين ساحت مقدس و اثر گذار در ارتقاي سلامت و سعادت فردي و اجتماعي است. تلفيق آموخته هاي دروس رسمي و ايجاد آمادگي هاي روانشناختي وظيفه اصلي مشاوران در اين حيطه است . به راستي، حال اين يكپارچي با چه متد و استراتژي امكان پذير است ؟ بعضي ها معتقد به كاركرد پنهان آموزش و پرورش در اين حوزه و مقوله اند؟ اگر اين اصل را بپذيريم چند نكته مهم قابل تأمل مي باشد : 1- آيا بصيرت بخشي و ايجاد تفكر سيستمي در جمع آوري داده ها و آموخته ها به خودي خود امكان پذير است . 2- آيا يكپارچه سازي، فرآيند و روش علمي خاص خود را ندارد كه بايد به صورت پنهان و خودبخودي اتفاق بيافتد . 3- آيا مسئله تصميم سازي و تصميم گيري و ارتقاي سلامت رواني، تحصيلي و يا شغلي از اهميت ويژه برخوردار نيست كه بايد به عنوان كاركرد دوم مدنظر قرار گيرد؟ و سوال مهم تر اينكه آيا روح سند تحول بنيادين اعتقاد به مشاوره فرايندي و هدايت تحصيلي تدريجي با بكارگيري همه اركان آموزش و پرورش مدنظر نيست؟ به راستي كه اين امر با توجه به ساختار آموزش و پرورش كه همه چيز در فضاي ساعت رسمي اتفاق مي افتد، منافات دارد. لذا بايد به ضرورت حضور مشاوران با يك ساعت درسي مشخصي از دوره پيش دبستاني تا پايان متوسطه اذعان كرد و پذيرفت كه اختصاص 2 ساعت از برنامه درسي هفتگي به درس تحت عنوان "طراحي مسير زندگي " از مهم ترين اهداف آموزش و پرورش است . گامي كه اگر به درستي انجام شود داراي فوايد زيادي از جمله : - ايجاد فضايي آرام، ايمن و همراه با پرسشگري جهت خودشناسي و ديگر شناسي - بستري مناسب براي درك مفاهيم اساسي نظير خيرخواهي، همدلي، مسالمت جويي، بسط آينده روشن و درك موقعيت اجتماعي و مشاركت محلي - درك ويژگي هاي جسماني و روان شناختي و بصيرت نسبت به سبك زندگي - كسب شايستگي هاي لازم جهت تكوين هويت حرفه اي و شغلي و كمك به دانش آموزان در انتخاب شاخه و رشته تحصيلي متناسب با استعداد، رغبت، توانايي از يك طرف و امكانات و نيازهاي جامعه از طرفي ديگر - برنامه ريزي و كمك به دانش آموزان براي دستيابي به آينده مطلوب است. اميدواريم كه اين ضرورت در بطن آموزش و پرورش به درستي درك گردد و بيش از پيش از ارتقاي توانمندي هاي دانش آموزان با الگوي انسان در تراز جمهوري اسلامي ايران باشيم . -- ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 28 Dec 2015 13:34:13 GMT http://migna.ir/vdcbawbf.rhbafpiuur.html بایسته‌های تربیت اسلامی دانش آموزان http://migna.ir/vdcae6ne.49nyw15kk4.html قرآن کریم مهم‌ترین منبع علوم آسمانی است، از آنجا که شناخت کامل همه‌جانبه، که همه‌ی ابعاد وجودی انسان را مورد توجه قرار دهد، برنامه‌ای الهی دارد، با توجه به سخنان خدای متعال در ارتباط با راه‌و‌رسم زندگی کامیاب و تعالی روح و معنویت بشر، به آسانی می‌توان دریافت که گنجینه‌ای الهی است. توجه و دقت در این سرمایه‌ی بزرگ علم و معرفت انسان را به اوج تکامل در بُعد علمی و عملی می‌رساند و راز و رمز‌های سعادت دنیا و آخرت را می‌گشاید. حضرت محمد صلّی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام نیز با استفاده از آیات و روایات و علم الهی دستورات تعالیم اسلامی را به گونه‌ای برای مسلمانان تبیین کرده‌اند. این موضوع، با توجه به تمام جنبه‌های زندگی دنیا و تعالی روح در قرآن کریم، به خوبی بیان شده است و اما علوم دینی اسلامی، که دین رسمی کشور ایران است و دستورات جامع با توجه به شناخت همه‌جانبه‌ای که از انسان دارد، چه جایگاهی در ساختار آموزشی کشور مسلمان‌نشین ایران دارد. در این مقاله، تلاش ما بر این است که با توجه به دستورات اسلامی بر تربیت کودک، جایگاه تربیت اسلامی را با استفاده از منابع غنی و معتبر اسلامی، قرآن، احادیث و روایات در ساختار آموزشی در دوران ابتدایی کشور ایران اسلامی مورد بررسی قرار می‌دهیم. نظام‌های تربیتی، با توجه به ملاک‌ها و مقاصد مورد نظرشان، اهداف خاصی را تبیین می‌کنند و تلاش خود را جهت رسیدن به اهداف تعیین‌شده معطوف می‌دارند. در کشورهای اروپایی، نظام آموزشی بر پایه‌ی رویکرد سکولاریسم و غیردینی است، ساختار آموزشی آن‌ها نیز بر مبنای سعادت و خوشبختی زندگی دنیوی طراحی شده است و معنویات و تعالی روح انسان را مغفول دانسته‌اند و تأکید آن‌ها بر پیشرفت علم و تکنولوژی و امکانات رفاهی است. آن نیز در تربیت اسلامی، هدف اساسی و غایی تربیت، تعالی روح و قرب الهی است که همراه با سعادت زندگی در جهان مادی است. آیات شریفه‌ی مذکور نیز بر این نکته تأکید دارد: «یعلمهم الکتاب و الحکمه و یزکیهم» (سوره‌ی بقره، آیه‌ی 29)، «نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی» (سوره‌ی نحل، آیه‌ی 89) و «ولارطب ولا یابس الا فی کتاب مبین» (سوره‌ی انعام، آیه‌ی 59). جهت رسیدن به این اهداف، نظام آموزشی اسلامی برنامه‌ای جامع و دقیق طراحی کرده تا ظرفیت‌های وجودی و استعدادهای نهفته‌ی انسان به فعلیت برسد. خداوند متعال خود آفریننده‌ی انسان است و از همه‌ی ظرفیت‌های وجودی و استعدادهای درونی انسان آگاه است، اهمیت ویژه‌ی تربیت اسلامی از آن جهت است که مطابق با فطرت الهی انسان برنامه دارد، علوم اسلامی بهترین منابع تربیتی را در بر دارند. تربیت مقدس است، زیرا که گوهر وجودی انسانیت را شکوفا و انسان را از خودشناسی به خداشناسی می‌رساند؛ «إنَّ فی خلق السّماوات و الارض و اختلاف الّیل و النّهار لآیاتٍ لاولی الالباب؛ مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد‌ و‌ رفت شب‌ و‌ روز، نشانه‌های روشنی برای خردمندان است.» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 190) برنامه‌ای جامع و غنی، با توجه به مراحل رشد و نیازهای آینده، دارد و حتی قبل از ازدواج ملاک‌های انتخاب همسر، که فرزندان از والدینی نیکو برخوردار گردند، در اولین روز زندگی سفارش به خواندن دعاهایی می‌کند؛ محتوای بسیار غنی و شیوا دارد که تکالیف والدین و آینده‌ی فرزندان را یادآور می‌شود. برنامه‌ی دوران بارداری را مشخص می‌کند، از لحظه‌ای که کودک به دنیا می‌آید وظایف پدر و مادر را مشخص می‌کند و مرحله به مرحله جهت تربیت و آینده‌ی کودک برنامه دارد. خداوند متعال در سوره‌ی فرقان یکی از ویژگی‌های بندگان راستین را توجه خاص به تربیت فرزند و خانواده‌ی خویش می‌داند تا آنجا که آن‌ها برای خود در برابر آن‌ها احساس مسئولیت می‌کنند. این‌چنین اسلام، مسلمانان را راغب می‌کند تا با شوق و امید به آینده‌ی نور چشمان خود تلاش کنند و زندگی هدفمند داشته باشند، از الطاف الهی برخوردار گردند، در ضمن رشد معنوی آخرت خود را آباد می‌گردانند. مسلمانان تلاش می‌کنند هر آنچه در توان دارند، در تربیت فرزندان و همسران و آشنایی آن‌ها با احکام اسلامی و راه‌و‌رسم زندگی اسلامی؛ از جمله خودشناسی، اخلاص حق و عدالت فروگذار نکنند و در آنجا که از اسباب مادی ناامید می‌شوند، با خلوص و به امید گشایش امور خنای خویش را می‌خوانند، حاجات و نیاز خود را می‌طلبند. در آیه‌ی شش سوره‌ی التحریم، خیرخواهی برای اعضای خانواده و تربیت دینی آنان را تکلیفی بایسته بر عهده‌ی مؤمنان دانسته، روی سخن را به همه‌ی مؤمنان کرده است و دستوراتی درباره‌ی تعلیم و تربیت همسر و فرزندان و خانواده به آن‌ها می‌دهد. نگه‌داری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هرگونه آلودگی، در فضای خانه و خانواده است. به تعبیر دیگر، حق زن و فرزند تنها با تأمین هزینه‌ی زندگی و مسکن و تغذیه‌ی آن‌ها حاصل نمی‌شود، مهم‌تر از آن تغذیه‌ی روح و جان آن‌ها و به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح است. تعلیم و تربیت مربیان بزرگ مسلمان ایرانی از جمله سعدی، غزالی، خواجه نصیر و ابن سینا نیز مبنی بر اصول اسلامی برگرفته از قرآن و سنت است و حیات طیبه‌ی انسان را در دین و دین‌باوری و علم و معرفت دینی و پروردن دین لحاظ کرده‌اند. سعدی شاعر بزرگ می‌گوید: علم از بهر دین پروردن است، نه از بهر دنیا خوردن است (بوستان، باب 7، ص 153). نظام آموزشی در اسلام نظامی مرحله‌ای و تدریجی و بر مبنای محبت است. قرآن کریم در آیه‌ی 54 سوره‌ی اعراف این مطلب را ذکر نمود: «ان ربکم الذی خلق السماوات والعرض فی سنه ایام» همانا پروردگار شما الله است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید. این آیه متذکر آن است که انسان مطابق با فطرت خود باید گام‌به‌گام و با درایت و هوشیاری حرکت کند، پیش رود، ژرف‌اندیش باشد، آهسته و پیوسته حرکت کند تا مرارت‌های زندگی او را از پای در نیاورد و ثمره‌ی کار را بهره‌برداری کند. امیر مؤمنان علی علیه السلام در لحظات واپسین مرگ به فرزندشان امام حسن سفارش می‌کنند: « انهاک عن التسریع بالقول و الفعل؛ فرزندم تو را از شتاب‌زدگی در حیطه‌ی گفتار و عمل باز می‌دارم» و در روایت دیگری نیز می‌فرماید: «الظفر بالجزم والجزم باجاله الرای بتحصین الاسرار؛ پیروزی در گرو جزم و احتیاط است و راز احتیاط به کار انداختن اندیشه و جوهر اندیشه‌ی نگه‌داری راز است.» (نهج‌البلاغه، قصارالحکم، ص 48) قرآن روش محبت، بخشش، مدارا، ایثار و عطوفت را یادآور می‌شود و می‌گوید فضل و رحمت و بردباری اولین مربی انسان، خدای متعال، از انسان دریغ نمی‌شود و پیامبر اسلام، که به صراحت قرآن «رحمه للعالمین» انسان خطاکار ناآگاه سزاوار عفو و بخشش می‌داند. آن حضرت می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ؛ به برکت رحمت الهی در برابر آنان (مردم) نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند. پس آن‌ها را ببخش و برای آن‌ها آمرزش بطلب» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 159) و به مردم خطاب می‌کند: «لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ؛ به یقین رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (سوره‌ی توبه، آیه‌ی 128) با توجه به این آیات روشن، به صراحت می‌توان دریافت که محبت بخشش و گذشت مؤثرترین شیوه‌ی تربیتی است که عمیق‌ترین و اساسی‌ترین روش تربیتی محسوب می‌شود، اسلام این روش را برگزیده است. در مورد فراریان جنگ «احد» که جبهه را رها کردند و گناه بزرگی را مرتکب شدند، خداوند می‌فرماید: «وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ؛ و خداوند آن‌ها را بخشید، خداوند آمرزنده و بردبار است. می‌بخشد.» (سوره‌ی اسرا، آیه‌ی 9) به پیامبرش نیز دستور داده است که با دوستان و حتی دشمنان با مهر و محبت و لطف و مدارا برخورد کند. روش تربیتی اسلام مبنی بر محبت است و فرهنگ اسلامی به آن توجه خاصی نموده و دستور داده که پدر و مادر باید بر اساس محبت فرزندان را تربیت کنند. کودک نیازمند محبت والدین است. کودکی که از این فیض الهی بهره‌مند گردد، لبریز از محبت می‌گردد. طبق ایده‌ی روان‌شناسان، کودک باید قبل از سن 7 سالگی لبریز از محبت گردد، این پر شدن روح از محبت و محبت در دوران کودکی در آینده‌ی کودک تأثیر بسزایی دارد از جمله آرامش درون، عزت نفس، اعتماد به نفس، شخصیت متعادل در مهرورزی به دیگران، پیشگیری از انحرافات و آمادگی جهت زندگی اجتماعی است و اما اگر این نیاز ذاتی کودک برآورد نشود، در مراحل دیگر قابل جبران نیست. اسلام شیوه‌ی محبت را با توجه به نکاتی از جمله افراط‌ و‌ تفریط و چگونگی استفاده از این روش را در مراحل مختلف مد نظر دارد. خداوند در سوره‌ی «منافقون» مسلمانان را از دلبستگی و وابستگی به فرزندان بر حذر می‌دارد. یک روش مهرورزی و محبت به کودکان آموزش همراه بازی است؛ در رغبت و بر انگیختن کودک و شادمانی و افزایش سطح هوشیاری و یادگیری تأثیر بسزایی دارد، سبب شکوفایی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت در کودکان است. والدین باید بهترین و اولین هم‌بازی کودک باشند و در نظام آموزشی نیز باید به بازی کودکان اهمیت دهند و والدین باید شرایط سالم برای بازی آن‌ها فراهم سازند و خود به عنوان هم‌بازی در آن شرکت داشته باشند. آنان باید کاری کنند که بازی به صورت تجربه‌ای لذت‌بخش در ذهن کودک باقی بماند؛ زیرا زندگی او در بازی، شکل واقعی به خود می‌گیرد. در بازی با کودک، والدین نباید خواست و اراده‌ی خود را به کودک تحمیل کنند. آنان باید همپا و هم‌ردیف او قرار بگیرند. در شیوه‌ی تربیت دینی نیز بر این مسئله تأکید فراوان شده است تا جایی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: «هر کس کودکی پیش اوست، باید برای او کودکی کند.» محیط مناسب از جهت امکانات رفاهی و امنیت جسمی و روحی کودک ضروری است. والدین، مربیان و اشخاصی که کودک با آن‌ها تعامل دارد باید اشخاص سالم و آموزش‌دیده باشند و بر روان‌شناسی اسلامی کودک نیز آگاهی داشته باشند و اسلام از این جهت سفارشاتی برای انتخاب همسر دارد و وظایفی را بر عهده‌ی والدین قرار داده است. حضرت لقمان در آیات 18 و 19 سوره‌ی لقمان چند نکته‌ی اخلاقی مهم را به فرزندش سفارش می‌کند: «با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان و مغرورانه بر روی زمین راه مرو. در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن و در سخن گفتنت نیز رعایت اعتدال نما و از صدای خود بکاه و فریاد مزن.» قرآن کریم، در آیه‌ی 111 سوره‌ی یوسف، ژرف‌اندیشی را ذکر کرده و صاحبان خرد و عقل و اندیشه را مورد خطاب قرار داده است: «همانا برای صاحبان عقل عبرت کامل خواهد بود. این قرآن نه سخنی است که فراتوان باشد، لیکن کتاب آسمانی پیش از خود را هم تصدیق کرده و هر چیزی را مفصل بیان می‌کند و برای اهل ایمان هدایت و رحمت خواهد بود.» در آیه‌ی مذکور ژرف‌اندیشی و عبرت‌آموزی مورد توجه قرار گرفته است. حضرت علی علیه السلام در نهج‌البلاغه خطبه‌ی 185 (ترجمه‌ی دشتی) نیز به تبعیت از قرآن، انسان را به تأمل درباره‌ی مخلوقات گوناگون دعوت نموده است و از او می‌خواهد که در این موارد بیندیشد و حقیقت را درک کند: «اُنظُرُوا الی النَّملَهِ فی صِغَرِ جُثَّتِها و لَطافَهِ هَیئَتِها؛ به مورچه و کوچکی جثه‌ی آن بنگرید که چگونه لطافت خلقت او با چشم و اندیشه‌ی انسان درک نمی‌شود.» به هر حال، تفکر در مخلوقات و چگونگی زندگی آن‌ها یکی از راه‌های تقویت فکر و اندیشه و از روش‌های مؤثر تربیتی به حساب می‌آید که در تحول عقیده‌ی انسان نقش بسزا دارد و پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله هم از این شیوه در تعلیم و تربیت مردم استفاده کرده است. توسل، دعا، توکل، خداجویی و اخلاص و پیراسته‌سازی نیز از روش‌های تربیتی اسلامی است که خودسازی و خودشناسی را به همراه دارد، پیامبر و امامان معصوم مظاهر صفات الهی و متخلق به صفات الهی گردیده‌اند، واسطه‌ی فیض گردیدند اسوه‌های نیکوی اسلامی هستند. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «دعا کنید من دعای شما را به اجابت می‌رسانم و در باب توکل به خدا، که اعتماد به نفس انسان را به دنبال دارد نیز می‌فرماید خدا متوکلان را دوست دارد.» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 159)؛ «کسی که به خدا توکل کند خدا او را بس است.» (سوره‌ی طلاق، آیه‌ی 3)؛ خداجویی فطرتی است که انسان از خودشناسی به خداشناسی می‌رسد. اخلاص آثار تربیتی از جمله عزت نفس و شناخت گوهر وجودی را به دنبال دارد، این آیه‌ی شریفه متذکر این مطلب است: «فاعبدو والله مخلصین له الدین» (سوره‌ی بینه، آیه‌ی 50) کودک باید پیشوایان دینی خود را بشناسد با سیره‌ی نبوی و امامان معصوم علیهم السلام آشنا شود، هماهنگ با شناخت و درک ایشان و عشق به آن بزرگواران به رشد و کمال انسانی نایل گردد. اخلاص و پیراسته‌سازی از گناه از هر گونه آلودگی و رها شدن از زنجیرهای تمایلات حیوانی و عزت نفس در آیاتی از قرآن ذکر شده است؛ از جمله: «کلا بل ران علی قلوبهم ما کانو یکسبون» (سوره‌ی مطففین، آیه‌ی 14) و آیه‌ی ششم از سوره‌ی شمس: «فلاح و رستگاری انسان در گرو بالندگی و تکمیل نفس و آراسته به زیورهای اخلاقی است و پیامبر اسلام هدف از بعثت خویش را آراسته شدن به ملکات و مکارم اخلاق دانسته‌اند.» رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان و دانش‌آموزان در نظام آموزشی باید رعایت گردد، تجربه نشان داده است که عدم رعایت این امر چه عواقب سویی در پیش دارد؛ از جمله حسادت، دشمنی، عدم همکاری و... وظیفه‌ی والدین و اولیای نظام آموزشی اجرای عدالت میان کودکان است. در آموزه‌های اسلامی بر رعایت عدالت و مساوات در برخورد عاطفی با کودکان تأکید کرده است. قصه‌گویی روش آموزشی دیگری است که در قرآن کریم کاربرد داشته، داستان زندگی پیامبران که مایه‌ی عبرت‌آموزی است؛ به نحوی زیبا و جذاب بیان کرده است که زمینه‌ی تفکر و عبرت‌آموزی و رشد انسان را به دنبال دارد و به پیامبر خود، که امانت‌دار اسرار الهی است، دستور می‌دهد: «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ این داستان‌ها را برای آن‌ها بازگو کن، شاید بیندیشند و بیدار شوند.» (سوره‌ی اعراف، آیه‌ی 176) نتیجهنظام کشور جمهوری اسلامی با رسمیت دین مبین اسلام و اندیشه‌های دینی و اعتقادی در تربیت اسلامی انسان باید نقش اساسی و برنامه‌ی جامع و دقیق جهت تربیت کودکان در برنامه‌ی درسی و برنامه‌ی پنهان به نحوی مؤثر داشته باشد که کودکان مسلمان ایرانی از ایمان و اعتقادات غنی و جامع برخوردار گردند؛ به دلیل ناآگاهی از اصول و احکام صحیح اسلام یا برداشت ناصحیح از معارف و احکام اسلام در مقابل فرهنگ بیگانه، کمبود و نقص احساس ننمایند و دچار بیگانگی نشوند. اهمیت ویژه‌ی تربیت اسلامی از آن جهت است که مطابق با فطرت الهی انسان برنامه دارد، علوم اسلامی بهترین منابع تربیتی را در بر دارند، تربیت در قدسی؛ زیرا که گوهر وجودی انسانیت را شکوفا و انسان را از خودشناسی به خداشناسی می‌رساند. «إنَّ فی خلق السّماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیاتٍ لاولی الالباب» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی 190) مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد‌و‌رفت شب‌و‌روز، نشانه‌های روشنی برای خردمندان است. اسلام هر مرحله از زندگی را جهت آموزش تدریجی و اصول خاصی؛ از جمله ادب، تکریم کودک، اخلاق، تعامل اجتماعی، فن و...؛ در نظر دارد اما بنای تربیت از کودکی گذاشته می‌شود. کودک بر مبنای فطرت پاک آفریده شده و آماده‌ی پذیرش هر گونه تربیت و آموزش است. بنابراین دوران کودکی دورانی بسیار حساس است، فطریات کودک در این دوره بر اساس تربیت و آموزش انجام‌شده جوانه می‌زند و در مراحل دیگر شکوفا می‌شود. آموزش‌های ابتدایی دینی نیز باید در این دوران و با دقت بسیار آغاز شود تا کودک به بلوغ فکری برسد، رشد شخصیت داشته باشد و بتواند امور خود را به طور صحیح و بنا بر موازین اسلامی و انسانی کنترل نماید. احترام و تکریم شخصیت انسان یکی از شیوه‌های تربیتی آیین حیات بخش اسلام است و آموزه‌های قرآنی بر پایه و اصول احترام به انسان و کرامت انسانی بنا نهاده شده است. بر طبق موازین یادشده از قرآن کریم، نظام آموزشی کشور اسلامی ما بنا بر تحقیقات و مصاحبات به عمل آمده در برنامه‌ی درسی و پنهان در رابطه با تربیت دینی دچار نواقص و کمبودهایی است. از آنجا که دین رسمی پذیرفته‌شده در کشور ایران اسلام است که از منابع غنی و جامع برخوردار است، هر گونه کاهلی و تساهل در امور دینی، عواقب جبران‌ناپذیری در تربیت و شخصیت کودکان دارد؛ از جمله نظام آموزشی باید بنا بر اصول اسلامی برنامه‌ی آموزشی را تنظیم نماید تا کودکان در آینده دچار سستی در ایمان، اعتقادات و فرهنگ اسلامی نشوند. 1. مدرسه محیطی با تمامی امکانات رفاهی نه فقط برای آموزش علم، بلکه از آن مهم‌تر جهت رشد و تعالی شخصیت کامل بر مبنای دین اسلام باشد. 2. برنامه‌ی دروس خسته‌کننده و کسالت‌بار نباشد و تنها بر روش سخنرانی انجام نگیرد. 3. رابطه‌ی صمیمانه بین مربی و متربی برقرار باشد و احترام مربی حفظ شود؛ زیرا در ابتدا باید آرامش و آسودگی خاطر کودکان حفظ گردد. 4. تدریس با روش عملی، نمایشنامه، بازی، قصه‌گویی و تحقیق مناسب با شرایط و امکانات آموزشی انجام گیرد. 5. تداخل امکان‌پذیر برخی از دروس با دقت و توجه به عدم سردرگمی و گیج شدن دانش‌آموز؛ مانند تاریخ و جغرافیا توأم و همراه با قصه‌گویی. 6. برانگیختن رغبت، حس کنجکاوی، شوق و ایجاد سؤال مناسب در ذهن دانش‌آموز جهت یادگیری و یافتن جواب سؤالات. 7. تعالی و رشد شخصیت دانش‌آموز و شناخت خود جهت رسیدن به آن درجه از رشد و تکمیل شخصیت انسانی، آن‌گونه که دانش‌آموز بتواند در زندگی شخصی و اجتماعی موفق باشد. 8. گزینش مربیان برگزیده و متعالی و دلسوز با مهارت. 9. توجه به شرایط کودک و تفاوت‌های فردی. 10. کنترل کلاس‌ها و تدریس و مربیان توسط فرد ارشد و متخصص در مدارس. 11. استفاده از رسانه‌ها و برنامه‌ی کودک هماهنگ با آموزش‌و‌پرورش برای یادگیری کودک. 12. شناسایی نخبگان و ارتقا به کلاس‌های بالاتر بعد از گذراندن آزمون‌های طراحی‌شده‌ی مناسب.منابع:1. قرآن کریم 2. نهج‌البلاغه، ترجمه‌ی دشتی 3. بوستان سعدی-منبع مقاله : برهان     ]]> آموزش و پرورش Sat, 21 Nov 2015 11:10:32 GMT http://migna.ir/vdcae6ne.49nyw15kk4.html چرا ما به تحصیل نیاز داریم؟ http://migna.ir/vdcaaane.49neo15kk4.html اغلب گفته می‌شود که دانش قدرت است. اگر چه همیشه در مورد این موضوع بحث وجود داشته است اما اهمیت تحصیل نمی‌تواند انکار شود. بنابراین بیایید ببینیم که چرا تحصیل برای ما مهم است. در یک اقتصاد که دانش با ارزش‌ترین متاعی است که یک فرد و یک کشور می‌توانند عرضه کنند، بهترین شغل‌ها از آن بهترین تحصیل کرده‌ها خواهند بود – حالا چه آنها در آمریکا زندگی کنند یا هندوستان و یا چین – رئیس جمهور آمریکا، باراک اوباما، واشینگتن (بیست و پنجم ماه جولای سال 2009) اهمیت تحصیل به طور آشکار توسط رئیس جمهور باراک اوباما تأکید شده است. او به صورت صریح بیان کرد که تحصیل به شدت برای نگهداشتن شغل و ایجاد یک دوره‌ی شغلی شکوفا، ضروری و حیاتی است. در کنار این، در حدود 35ر4 بیلیون دلار در امتیازات رقابتی به عنوان بخشی از مسابقه به مبتکرترین در نظر گرفته شد تا اصلاحات تحصیلی را تقویت کند. اما محدود کردن تحصیل صرفاً به هدف ایمن ساختن یک شغل پردرآمد یک توهین به اهمیت آن در زندگی‌های انسانی است. بنابراین، چه عوامل دیگری آن را بسیار حیاتی ساخته‌اند؟ ضروریت تحصیل : تحصیل در خیلی چیزها به ما کمک می‌کند اما مهم‌ترین آنها این است که به فرد قدرت فکر کردن، سوال کردن و دیدن ماورا بدیهیات را می‌دهد. انسان‌ها با یک تمایل طبیعی برای سوال کردن به دنیا می‌آیند. تحصیل بهترین راه برای ارضای کنجکاوی ما بدون خفه کردن اشتیاق سوزان یادگیری و کشف بیشتر است. در اینجا برخی دلایل بدیهی برای تحصیل کردن یک فرد آورده شده‌اند. تحصیل افق دید ما را گسترش می‌دهد و به ما درک بهتری از دنیای اطراف‌مان و این که چگونه چیزها کار می‌کنند می‌دهد. دنیا به تحصیل نیاز دارد چون آن پایه‌ی یک جامعه‌ی متمدن و سازماندهی شده است. تحصیل به مردم کمک می‌کند که منطقی‌تر فکر کنند و از خیال‌های باطل در زندگی دوری کنند. تحصیل اختلافات اجتماعی و اقتصادی را کاهش می‌دهد و اجازه می‌دهد که جریان به طور مساوی تقسیم شود. آن به پیشرفت‌های تکنیکی در زمینه‌های علم و تکنولوژی آزادی عمل می‌دهد. مطالعات نشان می‌دهد که افراد تحصیل کرده طول عمر بیشتری دارند. آنها دوست دارند که با ورزش بیشتر و انجام تمرینات بدنی بیشتر به سبک زندگی سالم‌تر منجر شوند. بسیاری از آنها دلالت رژیم غذایی و سبک زندگی را بر سلامتی خود درک می‌کنند که این امر آنان را قادر می‌سازد که انتخابهای سالم‌تری داشته باشند. به طور متوسط، افراد تحصیل کرده مشاغل پرمعنی‌تر و جالب‌تری نسبت به افراد تحصیل نکرده دارند. آنها معمولاً در وضعیتی هستند که در کار خود تصمیم گیرنده‌اند. این منجر به رضایت شغلی بیشتر می‌شود که در نهایت باعث کیفیت زندگی بهتر می‌شود. افراد تحصیل کرده عزت نفس بالاتری دارند. زندگی آنها تقریباً به خوبی برنامه ریزی شده است و جهت مشخصی دارد. آنان مهارت‌های حل مشکل بهتری دارند و متعاقباً به اداره‌ی تصمیمات روزمره‌ی خود مجهزترند. کودکان والدین تحصیل کرده به امکانات تحصیلی بهتری دسترسی دارند. این کودکان رشد شناختی بالاتری نسبت به کودکان والدین تحصیل نکرده دارند. افراد تحصیل کرده موقعیت بهتری نسبت به سهم دادن مثبت‌ها در جامعه و حتی نسبت به محیط زیست دارند چون آنها مفهوم انتخاب‌ها و اعمال‌شان را درک می‌کنند. در کشورهای در حال توسعه، تحصیل به عنوان وسیله‌ای برای کم کردن فقر و تنگدستی و سبب تغییر اجتماعی دیده می‌شود. آن یک داروی سحر آمیز برای حل تمام مشکلات نیست. اما مطمئناً آن می‌تواند نردبانی برای بالا رفتن از فقر و تنگدستی، محرومیت، جهل و نادانی، ظلم و ستم و جنگ و نزاع باشد. هر کس می‌تواند صفحات تاریخ را ورق بزند و جوامع اولیه و زندگانی بربری و وحشیانه آنها را دوباره بررسی کند. این بهترین راه برای درک نیاز به تحصیل است. بسیاری از سیستم‌های تحصیلی غیر مفید و مدرن در باز کردن چشم‌های مردم موفق شده‌اند ولی آنها ذهن‌های مردم را بسته‌اند. خیلی مهم است که نیازها را بررسی و آنالیز کنیم و سیستم حمایتی را تعبیه کنیم تا آینده‌ی بهتر را برای نسل‌های آینده مطمئن سازیم. هدف آن باید قدرت دادن به ذهن و روح باشد تا به پتانسیل کامل خود برسند. این که سیستم‌های ما به آن هدف برسند یا مانع آن شوند، یک بحث دیگر است.   ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 11 Nov 2015 10:55:32 GMT http://migna.ir/vdcaaane.49neo15kk4.html این درس ها به چه دردی می خورد؟ http://migna.ir/vdcbzfbf.rhbf0piuur.html کشورهای پیشرفته دنیا برای سیستم آموزشی دانش آموزان قوانین مشترکی وضع کرده اند. هدف کلی نظام های آموزشی این است که نسل جوانی را برای فعالیت عرصه اجتماعی آماده کنند که کارایی، تاثیرگذاری موثر و بهره وری بالایی داشته باشند، اما کشورهایی وجود دارند که نتوانستند با وجود تلاش هایشان برای تغییر نظام آموزشی کاری از پیش ببرند و مشکلاتی دارند که چالش های زیادی را در کشور پدید آورده است. ایران یکی از این کشورهاست که سیستم آموزشی پرنقصی دارد. سیستم آموزشی در کشورها براساس 2 عامل مهم برپا می شود. برپایی سیستم آموزشی براساس عوامل فرهنگی و مسائل علمی. فرهنگ یکی از موارد اصلی است که باعث می شود سیستم آموزشی کشور از آن بهره بگیرد. در بعضی از فرهنگ ها سنت ها قوی عمل می کنند و سیستم آموزشی مجبور است از آموزش هایی صرف نظر کند. در جامعه ما نیز نقش پررنگ دین و سنت ها را در سیستم آموزشی مان مشاهده می کنیم. گرچه فرهنگ پیشینه و اعتبار هر ملتی است ولی تا حدی زیادی محدودکننده سیستم آموزشی است.در کشورهای غربی تاکید سیستم آموزشی روی مسائل علمی است. در این کشورها اصلا توجهی به سنت ها نمی شود. سیستم آموزشی آمریکا که کشوری مهاجرنشین محسوب می شود و تمدن قدیمی ندارد تا بتواند باورها، اعتقادات و سنت ها را در نسل جدید احیا کند سیستم موفقی است چون به راحتی قابلیت تغییر را دارد. این کشور با تئوری های جدید پیش می رود و به نیازهای نسل جدید اهمیت می دهد.انتخاب دروس اشتباه ما هنوز به خوبی نمی دانیم چه دروسی برای دانش آموزان لازم است. برزگسالانی که مراحل آموزشی را طی کرده اند بعد از سال ها از خودشان سوال می کنند مثلا دروسی مثل هندسه، جبر و... چه فایده ای برای ما داشت؟ اصلا چه نیازی به خواندن و دانستن آن ها داشتیم و نقش آن دروس در زندگی روزمره ما چیست؟ البته نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که دروس مختلف باعث خلاق و کنجکاو شدن ذهن می شود و بعضی از دانش آموزان در آینده شکل هایی مرتبط با آن پیدا می کنند ولی چرا سیستم درسی را انتخاب نمی کنیم که علاوه بر خلاقیت ذهن در زندگی همه دانش آموزان کاربرد داشته باشد یا دانش آموز از همان ابتدا بتواند دروس مورد علاقه اش را انتخاب کند؟همراه نبودن دانش نظری و عملی دانش نظری باید با دانش عملی همراه شود. کشورهای غربی این کار را با موفقیت انجام داده اند. یعنی اگر کسی رشته کشاورزی را انتخاب می کند معنایش این نیست که بعد از اتمام درس وارد اداره شده و پشت میز بنشیند. چنین فردی حتما باید حین و بعد از اتمام تحصیلات وارد مزرعه شود و از این اطلاعات قوی برای تولید استفاده کند. استرالیا در صنعت کشاورزی به خوبی توانسته دانش نظری را با دانش عملی همراه کند و در این زمینه به موفقیت بزرگی برسد. تا چند سال قبل طرحی به نام طرح کاد وجود داشت و دانش آموزان ضمن یادگیری دانش نظری، حرفه عملی آن را نیز انجام می دادند. این طرح نیز به دلایل زیاد موفق نبود.دانش آموزان غیرفعال اگر به کلاس های درسی مان دقت کنیم، متوجه می شویم که از دوران کودکی سیستم به این منوال بود که معلم ها می گفتند و دانش آموزان می نوشتند و آن را می آموختند و دانش آموزان نمی توانستند و نمی توانند نظری بدهند، در عقاید خود، ایستادگی کنند یا راه تازه ای را بروند. فضای آموزشی ما باید این اجازه را بدهد که دانش آموزان طرح جدید بدهند و ابداع داشته باشند.دخالت خانواده ها هرگاه صحبت از مشکلات سیستم آموزشی به میان می آید توجه ها به سوی معلم و مسئولان معطوف می شود. در حالی که خانواده ها نیز در نقصان سیستم آموزشی نقش بزرگی دارد. گاهی اوقات خانواده ها هستند که راه های نادرست را به فرزندانشان تحمیل می کنند چون می خواهند آمال سرخورده خود را در فرزندانشان مشاهده کنند. مثلا می گویند آرزوی ما این است که تو دکتر، مهندسی یا خلبان شوی بدون اینکه به استعداد و علایق کودکشان توجه کنند. ممکن است کودکشان هیچ علاقه ای به رشته پزشکی، فیزیک و... نداشته باشد و استعداد او در زمینه هنری باشد و بتواند نقاش خیلی خوبی شود. به بازنگری آموزشی نیاز داریم بازنگری در دروس آموزشی باید به یک فرایند مستمر تبدیل شود نه یک فرایند مقطعی. باید به هر درسی با دقت توجه کنیم و ببینیم که این درس چه فایده ای برای دانش آموز دارد و در آینده چه کاربردی در زندگی اش خواهد داشت. نکته بسیار عجیب و جالبی که در دروس تحصیلی ما وجود دارد این است که دانش آموزان بلافاصله بعد از امتحان درس را کاملا فراموش می کنند. مثلا دانش آموز سال ها درس عربی و انگلیسی می خواهند ولی قادر نیست یک جمله ساده را ادا کند. به ندرت در جامعه ایرانی دانشجویی می بینیم که بتواند بعد از فارغ التحصیلی به راحتی انگلیسی صحبت کند مگر اینکه خودش و خارج از محدوده تحصیلی اقدام به این کار کند ولی در پاکستان، هندوستان و... دانش آموزان خیلی خوب انگلیسی حرف می زنند. به نظر من یا طراحی درس نادرست است یا معلم مشکل دارد. چرا آموخته ها باید تا این اندازه پراکنده باشد؟ اولین ویژگی علم حالت انباشتی بودن است یعنی دانش روی دانش های قبلی بنا شود.به آینده نگاه کنیم باید آینده نگر باشیم. انسان باید در آینده بنشیند و به حال نگاه کند. خودمان را در 20 سال دیگر تصور و مسیر درست را مشخص کنیم. اگر برنامه ریزی درست باشد و خطاهای قبلی را تکرار نکنیم و از تجربیات کشورهای دیگر استفاده کنیم، حتما موفق می شویم و حتی یک فرد بیکار نخواهیم داشت.-کارشناس: دکتر محمدمهدی لبیبی - جامعه شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی تنظیم کننده: پرنیان پناهی     ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Wed, 07 Oct 2015 12:34:48 GMT http://migna.ir/vdcbzfbf.rhbf0piuur.html سرگرداني 8 ساله «شهاب» درآسمان آموزش و پرورش http://migna.ir/vdcevz8x.jh8x7i9bbj.html از حدود 10 سال پيش يعني سال 84 ، صحبت از اجراي طرحي ملي به ميان آمدکه هدف آن شناسايي وهدايت استعدادهاي برتر دانش آموزي بود.حدود 2سال بعددر سال 86 اين موضوع عملياتي شد و طرحي با عنوان" شهاب " در هيئت امناي بنياد ملي نخبگان وشوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و طي آن آموزش وپرورش موظف شد با هماهنگي معاونت علمي رياست جمهوري ، اين طرح را به صورت فراگير در مدارس سراسر کشور اجرايي کند.اين طرح حدود 4 سال بعد از تصويب يعني در سال 89 از سوي رئيس جمهوري ابلاغ شد؛هرچند با ابلاغ رئيس جمهوري نيز در آن سال ، "شهاب"  عملياتي نشد . در واقع تا سال 90  هيچ اقدام جدي در خصوص اجراي طرح شهاب انجام نشد و به گفته معاون مرکز ملي پرورش استعداد هاي درخشان و مسئول کميته علمي - فني طرح شهاب ،اين طرح صرفا در حد تشکيل جلسات پيش رفت . سر انجام در سال 90 شوراي راهبري وستاد مرکزي طرح شهاب  تشکيل شد و اجراي اين طرح مهم و راهبردي از سال 91 به سازمان استعدادهاي در خشان واگذار شد و سازمان استعداد هاي درخشان نيز در سال 92-91  کار شناسايي استعداد هاي برتر دانش آموزي رابه صورت آزمايشي در 7 استان ودر 3 دوره تحصيلي اجرا کرد.يک سال پس از آن يعني در سال  تحصيلي 93-92  اجرا ي اين طرح بارديگر دچار وقفه شد. به گفته محمد نستوه مسئول کميته علمي - فني طرح  ؛ دليل ايجاد وقفه در اجراي اين طرح مهم، آن بود که وزير وقت گستره اجراي طرح را وسيع گرفته بود به طوري که  تصميم برآن بود که طرح در همه استان ها وهمه دوره ها  اجرايي شود امابا تغيير دولت ، به طور کل اجراي طرح دچار وقفه شدو در سال  94-93   تعداد 32 منطقه  آموزشي ،  2 هزارو 579 مدرسه  و 130 هزار دانش آموز تحت پوشش طرح شهاب قرار گرفتند و در قالب اين طرح حدود 13 هزار نيروي اجرايي و آموزگار نيز آموزش ديدند . اين در حالي است که اکنون بايد 800 منطقه آموزشي تحت  پوشش اين طرح قرار گيرد .  به هر ترتيب در شرايطي که سال ها  از  تصويب اين طرح  بسيار مهم و راهبردي مي گذرد و با آن که انتظار مي رفت اين طرح  اکنون به صورت فراگير و در گستره وسيعي از  کشور اجرايي شده باشد، متاسفانه اجراي آن روند بسيار کندي  به خود گرفته است و اکنون به درستي مشخص نيست که  اهداف طرح مبني بر اجراي  وسيع و گسترده آن در مناطق آموزشي سراسر کشور و پوشش تمامي دانش آموزان  از جمله دانش آموزان مناطق محروم چه زماني محقق خواهد شد . اجراي اين طرح طي اين سال ها در حالي با فراز ونشيب هاي متعدد همراه بوده که اين طرح بسيار مهم، قرار است با ايجاد فضايي براي رشد و بالندگي استعداد هاي دانش آموزان، زمينه شکوفايي اين استعدادها را در مرحله دانش آموزي در کشور فراهم و انقلابي در آموزش و پرورش کشور ايجاد کند. اين طرح، طرحي عدالت محور است و در صورت اجراي درست ودقيق  زمينه شناسايي و هدايت استعداد هاي  برتر دانش آموزي را حتي در دور افتاده ترين مناطق کشور فراهم مي کند.  براي اجراي اين طرح بايد ابتدا به معلمان مدارس آموزش هاي خاصي ارائه شود تا توانايي شناخت استعدادهاي برتر دانش آموزان و نخبه گزيني را کسب کنند در واقع  با اجراي اين طرح قرار نيست دانش آموز از بدنه مدرسه جدا شود بلکه سعي مي شود استعدادها و توانايي هاي وي در همان فضا با ارائه آموزش هاي ويژه تقويت شود و خانواده ها نيز در جريان استعداد فرزند خود قرار گيرند. به تازگي دکتر الستي معاون فرهنگي بنياد ملي نخبگان از کمبود بودجه طرح شهاب خبر داد و گفت : يکي از مسائل مهم در اجراي اين طرح، موضوع اعتبارات آن است. قرار بود در دور اول اين طرح اعتبارات آن از سوي بنياد و در سال هاي آتي اعتبارات از طريق وزارت آموزش و پرورش تامين شود. در حالي که تاکنون تمامي اعتبارات طرح طي 3سال گذشته از محل بودجه بنياد ملي نخبگان تامين شده است. الستي طرح شهاب را يکي از طرح‌هاي ملي دانست که کاملا منطبق بر سند راهبردي نخبگان است وافزود : بر اساس برآوردهاي ما ،بنياد نخبگان 9 ميليارد تومان طي 3سال اخير براي اجراي طرح هزينه کرده است و متاسفانه تاکنون نيز نتوانستيم در سازمان برنامه و بودجه رديف مستقلي براي اجراي طرح شهاب در آموزش و پرورش تعريف کنيم.  البته  اين اظهارات در حالي مطرح مي شود که طبق گفته مسئول کميته علمي - فني طرح شهاب،  اين طرح در حال حاضر با مشکل مالي مواجه  نيست . وي تصريح کرد:در سال  تحصيلي 95-94  آموزش وپرورش  850  ميليارد تومان اعتبار به اين طرح اختصاص داده است  . نستوه در عين حال دليل کندي پيشرفت طرح را  گستردگي آن دانست و گفت:دليل کندي طرح در واقع به سال هاي اوليه تصويب و اجراي آن بر مي گردد به نحوي که در اين  مقاطع به دليل وجود برخي نواقص و عدم تامين منابع مالي و نيز تغيير دولت، اجراي طرح دچار وقفه شداما طرح شهاب از مواردي است که نمي توان در اجراي آن شتاب کرد و ما نيز تصميم داريم اجراي اين طرح را به صورت آرام انجام دهيم، براين اساس پيش بيني ما اين است که حداقل يک دوره 10 ساله براي اجرا و استقرار کامل طرح  نياز است . شايان ذکر است که طرح شناسايي و هدايت استعدادهاي برتر ، يک طرح رصد وپايش دائمي است که طي آن تاکيد بر تقويت خلاقيت و نوآوري جايگزين تاکيد بر محفوظات خواهد شد و تلاش مي شود دارندگان استعدادهاي درخشان با هدايت آموزگاران خود به رشد و کمال دست يابند . ضمن اين که با اجراي اين طرح دانش آموزان مستعد مناطق محروم و روستاها نيز امکان بهره مندي از حمايت ها را پيدا مي کنند . در اين طرح منظور از استعدادهاي برتر تنها در طيف آموزشي و درسي نيست بلکه در حوزه هاي هنري، ورزشي و... هم دانش آموزان و استعدادهاي برتر شناسايي و حمايت مي شوند و بر اساس آنچه در اهداف  اوليه طرح عنوان شده است طرح شهاب بايد براي حدود20 سال آينده نتيجه خود را نشان دهد.   مهم ترين نکات در اين طرح منظور از استعدادهاي برتر تنها در طيف آموزشي و درسي نيست بلکه در حوزه هاي هنري، ورزشي و... هم دانش آموزان و استعدادهاي برتر شناسايي و حمايت مي شوند. با اجراي اين طرح دانش آموزان مستعد مناطق محروم و روستاها نيز امکان بهره مندي از حمايت ها را پيدا مي کنند. در سال  تحصيلي 95-94  آموزش وپرورش  850  ميليارد تومان اعتبار به اين طرح اختصاص داده است.  -شناسايي استعدادهاي برتر دانش آموزي در 8 حوزه استعدادي انجام مي شود حاجيان - معاون مرکز ملي پرورش استعداد هاي درخشان ودانش پژوهان جوان گفت : شناسايي استعدادهاي برتر دانش آموزي در قالب طرح "شهاب" در 8 حوزه استعدادي از جمله حوزه هاي کلامي، رياضي، هنري،فضايي، حرکتي، اجتماعي، علوم‌تجربي و فرهنگ ديني توسط معلمان آموزش ديده ، انجام و نتايج به رده‌هاي بالاي آموزشي اعلام مي‌شود. --طرح شهاب با ارزشيابي توصيفي در آموزش وپرورش تلفيق مي شود پارسا - مسئول کميته علمي -فني طرح شهاب از تلفيق اين طرح باسيستم ارزشيابي توصيفي در آموزش وپرورش در آينده خبر داد . وي در گفت و گو با خراسان افزود : در صدد هستيم طرح شناسايي استعداد هاي بر تردانش آموزي (شهاب) را در آينده جزو آموزش معلمان در دانشگاه فرهنگيان قرار دهيم به نحوي که اجراي اين طرح جزو حوزه وظايف ذاتي معلمان تلقي شود و صرفا به عنوان يک طرح مطرح نباشد و در عين حال اين طرح با ارزشيابي توصيفي در آموزش وپرورش تلفيق شود. ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Sat, 19 Sep 2015 05:05:16 GMT http://migna.ir/vdcevz8x.jh8x7i9bbj.html تکالیف درسی، مکمل‌های یادگیری http://migna.ir/vdcfj1dm.w6dy1agiiw.html     هر چند هدف و مقصود نهایی از دادن تکلیف تعمیق یادگیری دانش‌آموزان و ایجاد رغبت بیشتر در آنها، در کسب آموخته‌ها و توانمندی‌های جدید است اما گاه ماهیت تکلیف و نیز در برخی موارد شیوه ارائه یا نظارت آن توسط معلم به گونه‌ای است که شرایطی خارج از مقاصد تعیین شده ایجاد می‌کند.   هنگامی که دانش‌آموز نمی‌داند چگونه می‌تواند تکالیفش را به درستی انجام دهد یا انجام آن را از توان خود خارج می‌بیند، یا وقتی معلم برای نظارت و بررسی تکالیف انجام شده دانش‌آموزان از شیوه‌های تحقیرآمیز و ترساننده استفاده می‌کند یا با بی‌تفاوتی از آن می‌گذرد و در برخی موارد هم به شکلی نادرست و حساب نشده کار بررسی تکالیف را به دانش‌آموزانی نامقبول می‌سپارد، این عوامل در کنار دیگر عواملی که به ضعف ماهیت یک تکلیف مربوط می‌شوند ممکن است در نهایت به سردی و گریزان شدن دانش‌آموز از انجام تکلیف بیانجامد و یک فرصت مهم و اثرگذار آموزشی از بین برود.   بر این اساس تبحر و توانایی معلم در تعیین تکالیف مناسب، نحوه ارائه آن و نیز نحوه بررسی و نظارت بر آن، بسیار تخصصی و مهم است. در شماره‌های گذشته به نکاتی در خصوص انواع تکالیف و ظرافت‌هایی درباره آن اشاره شد. این نوشته ادامه همان مطالب است.    از تدریس تا تکلیف     از میان انواع شیوه‌های تدریس، شیوه‌های اکتشافی جذابیت و کاربردهای فراوانی دارند. در این روش‌ها، غالبا دانش‌آموز بر اساس اطلاعات و توانایی‌های که دارد با محتوا و مفاهیم تازه‌ای آشنا می‌شود و به تبع آن به کشف تازه‌هایی در ذهن خود نیز نائل می‌شود. نمونه ساده آن هنگامی است که دانش‌آموز می‌تواند با کنار هم قرار دادن حروف انگلیسی، کلمه تازه‌ای بنویسد یا از طریق شنیدن یا خواندن دعاهایی متوجه انواع صفات خداوند شود.   برای این منظور گاهی لازم است دانش‌آموز پیش از ورود به کلاس درس، در مورد دانسته‌های خود تفکر کند یا با مطالعه یا انجام فعالیت‌هایی، بر اطلاعات و محفوظاتش بیفزاید تا با ورود به کلاس، توانایی مواجهه و کشف مطالب جدید را داشته باشد. در نقطه مقابل نیز گاهی ممکن است پس از خروج از کلاس و با آموخته شدن مفاهیم جدید، او به تجربه کردن دنیای تازه‌ای از فعالیت‌ها ترغیب شود تا به واسطه آن بتواند یادگیری آغاز شده را دنبال و گاه کامل‌تر کند.   در هر حالت به فعالیت‌هایی که دانش‌آموز باید آنها را در خارج از کلاس انجام دهد، تکلیف گفته می‌شود. تکالیف دسته اول، تکالیف آماده‌سازی نام دارند زیرا دانش‌آموز را برای دریافت مفهومی جدید یا مهارتی ویژه آماده می‌کنند. دسته دوم از تکالیف که با تنوع و ظرافت خاص تعیین و طراحی می‌شوند تکالیف خلاقیتی نامیده می‌شوند.   نکته مهم درباره این دو نوع تکلیف این است که به شیوه اکتشافی وابسته نیستند و ممکن است در سایر روش‌های تدریس هم استفاده از تکالیف آماده‌سازی و نیز خلاقیتی، یادگیری دانش‌آموزان را تقویت و تعمیق کند.    آمادگی برای یادگیری تازه     هنگامی که لازم است دانش‌آموزان برای دریافت درس جدید آمادگی‌های قبلی کسب کنند، از تکالیف آمادگی استفاده می‌شود. برای این منظور، راه‌ها و شیوه‌های متفاوتی وجود دارد. ساده‌ترین راه آن این است که معلم از دانش‌آموزان بخواهد برای جلسه بعد، پیش از ورود به کلاس، یک بار از روی درس جدید در کتاب خود بخوانند. در این حالت ساده، آشنایی کلی دانش‌آموز با محتوای درس جدید مورد نظر است. البته در چنین حالتی، امکان استفاده از روش تدریس اکتشافی وجود ندارد زیرا دانش‌آموز با مطالعه متن درس، کاملا با مفهوم جدید روبرو شده است. در شکل‌های خلاقانه و متنوع‌تر آن، نمونه‌هایی در ادامه می‌آید:   در کلاس تاریخ، دوره دوم متوسطه: در درس تاریخ دوره دوم متوسطه، معلم تصمیم دارد ظهور اسلام در عربستان را به شیوه پیش سازمان‌دهنده تدریس کند. به همین دلیل، به عنوان تکلیف از دانش‌آموزان می‌خواهد برای جلسه آینده، درس را مطالعه کنند. او برای این منظور نمونه یک چارت را آماده کرده که در آن به مفاهیم مهم و اساسی اشاره شده است. معلم از دانش‌آموزان می‌خواهد هر یک از عبارات اشاره شده در چارت را در متن درس پید اکنند و سپس مفاهیم مهم دیگری را که در درس آمده است به آن اضافه کنند.   ظهور اسلام در عربستان: موقعیت جغرافیایی شبه جزیره عربستان، وضعیت سیاسی شبه جزیره عربستان، ویژگی‌های اجتماعی مردم عربستان در زمان ظهور و اسلام و ...   در کلاس زبان انگلیسی دوره دوم متوسطه، پایه دهم: قرار است دانش‌آموزان با زمان فعل گذشته کامل (ماضی بعید) آشنا شوند. به همین منظور، معلم چند صفحه از یک کتاب داستان به زبان انگلیسی را که در کتابخانه مدرسه موجود است و در آنها انواع فعل‌های ماضی را که در میان آنها ماضی بعید هم دیده می‌شود کپی می‌گیرد و به بچه‌ها می‌دهد.   سپس از آنها می‌خواهد با مطالعه این صفحات، افعال را به صورت جداگانه بنویسند و تلاش کنند با توجه به جمله، معنای زمانی آنها را حدس بزنند. در این فعالیت، دانش‌آموزان ضمن مرور دوباره افعال گذشته، متوجه تفاوت بین فعل گذشته ساده و گذشته کامل (ماضی بعید) می‌شوند و آماده دریافت بهتر این تفاوت در کلاس درس می‌شوند.   گاهی نیز با ترغیب دانش‌آموز به مطالعه درس، پیش از حضور در کلاس می‌توان زمینه بکارگیری روش‌های تدریسی چون اعضای تیم یا برگزاری طرح همیار معلم را مهیا کرد. در کنفرانس‌های دانش‌آموزی نیز آماده‌سازی دانش‌آموزان قبل از ارائه کنفرانس، از نوع تکلیف آماده‌سازی است. برای تاثیرگذاری و موفقیت بیشتر بهتر است همه دانش‌آموزان برای کنفرانس دادن به خواندن درس تشویق شوند و در کلاس، تعدادی از آنها مطابق برنامه مورد نظر معلم یا به صورت تصادفی، برای این کار انتخاب شوند. در این صورت امکان افزایش یادگیری همه دانش‌آموزان بیشتر خواهد بود.   نکته حائز اهمیت این است که زمانی تکلیف آماده‌سازی سودمند و کارا خواهد بود که رهنمودها، راهنمایی‌ها و دستورالعمل‌های لازم در مورد چگونگی و چرایی انجام تکالیف کاملا برای دانش‌آموز تبیین شود و در ضمن ابتکار عمل، قدرت تخیل و روش شخصی وی نیز حفظ شود.   تکالیف خلاقیتی   به گزارش شماره 33 رشد معلم، منظور ما از خلاقیت این است که در یک کار یا یک مساله به تعداد دانش‌آموزان یا افراد حاضر انواع و روش‌های گوناگونی وجود دارد. همین تنوع موجب جذب بیشتر یادگیرنده به یادگیری و تعمیق آن می‌شود. در مجموع زمانی که دانش‌آموز بتواند مفاهیم و مهارت‌های کسب شده در کلاس درس را با هم ترکیب کند و در راهی متفاوت به کار بندد، به تجربه تکلیف خلاقیتی دست زده است. تکالیف خلاقیتی ممکن است به صورت کتبی یا شفاهی یا به صورت انجام کار صورت پذیرند.   نکته طلایی آن است که با تنوع بخشیدن به تکالیف می‌توان زمینه تثبیت، آماده‌سازی، تداوم و خلق مفاهیم و مهارت‌ها را در فرآیند تعلیم و تربیت فراهم کرد.     ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 12 Jul 2015 06:18:29 GMT http://migna.ir/vdcfj1dm.w6dy1agiiw.html