پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين روانشناسی زن و مرد :: نسخه کامل http://migna.ir/Psychology/women_men Sun, 15 Oct 2017 19:17:45 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Sun, 15 Oct 2017 19:17:45 GMT روانشناسی زن و مرد 60 آقا! چرا همسرت شاد نیست؟ http://migna.ir/vdcf0ydj.w6d0eagiiw.html ميگنا: ارتباط موثر با همسرتان بسیار مهم است. برخی از زوج‌ها فکر می‌کنند رابطه‌ آنها همیشه عالی و عاشقانه خواهد ماند چون در همین سالهای آغازین زندگی مشترک‌شان، همه چیز خوب پیش رفته است. اما واقعیت این است که زمان، تعیین کننده‌ شادی نیست، بلکه احساس شادی و خوشبختی متداوم، نیاز به عادت‌ها خوب مداوم، عشق و فداکاری از هر دو طرف دارد.  بعضی از خانم‌ها ترجیح می‌دهند احساسات‌ خود را پیش خودشان نگه دارند و بروز ندهند چون این طور به نظر می‌رسد که برای همسرشان چندان مهم نیست. اما این واقعیت ندارد! اگر رفتارهای همسرتان شما را شاد و راضی می‌کند، پس باید این احساس را بروز دهید و در این مورد با همسرتان حرف بزنید. اگر شما به عنوان یک شوهر فکر می‌کنید همسرتان آنطور که باید شاد نیست، ممکن است کارهایی انجام بدهید که علت شاد نبودن همسرتان باشد. ۱. به او توجه نمی‌کنید وقتی بعد از یک روز طولانی کاری به خانه برمی‌گردید، تمام چیزی که نیاز دارید استراحت کردن، تلویزیون تماشا کردن و خوابیدن است. این رفتار بسیار طبیعی است اما توجه و تمرکز روی رابطه‌‌ای که با همسرتان دارید، باید الویت شما باشد. یک زن وقتی همسرش به او توجه نمی‌کند، دچار اندوه می‌شود و این اتفاقی است که وقتی شما تلویزیون، موبایل و یا هر چیز دیگری را به وقت گذراندن به همسرتان ترجیح می‌دهید می‌افتد. کلید یک رابطه‌ی خوب، ارتباط است. با همسرتان گفتگو کنید و راههایی برای تقویت رابطه‌‌تان بیابید تا هر دوی شما شاد باشید. ۲. به نظر او احترام نمی‌گذارید برای آقایان خیلی اهمیت دارد که بتوانند تصمیم‌های بزرگ برای خانواده‌‌شان بگیرند، اما به همین اندازه هم مهم است که بلد باشید نظر همسرتان را چطور در تصمیم‌های‌تان داخل کنید. به استراتژی‌ها و عقاید راه حل‌هایی که همسرتان برای مسائل روزمره ارائه می‌دهید گوش کنید. اجازه دهید او هم در تصمیم گیری‌ها نقش داشته باشد، از کوچک‌ترین چیزها (مثل انتخاب رستوران برای شام) گرفته تا چیزهای مهم‌تر (مانند شعل). به او اعتماد کنید تا متوجه شوید وقتی همسرتان شاد و راضی است چقدر زندگی‌تان ساده‌تر و بهتر می‌شود. ۳. همه چیز یکنواخت شده است بعد از اینکه دوران شیرین ماه عسل به پایان می‌رسد، روزمرگی و یکنواختی کم کم روی روابط شما سایه می‌افکند و ظاهرا دیگر تمایلی به تجربه‌ی چیزهای جدید ندارید. این یکنواختی و بیخیالی می‌تواند هر کسی را دلزده و ناراحت کند، پس نگذارید روند یکنواخت زندگی، شادی زندگی‌تان را نابود کند. برای همسرتان وقت بگذارید، چالش‌های جدید را امتحان کنید، هدف‌های جدید تعیین کنید و ماجراجویی را شروع کنید. به پیاده روی بروید و دست در دست هم از دیدنی‌ها لذت ببرید، با هم به موزه و پارک بروید و هر کاری که می‌توانید برای افزودن چاشنی به زندگی‌تان انجام دهید.     ۴. مسئولیت‌ها و تعهداتی در کارتان می‌پذیرید بدون اینکه درموردشان با همسرتان حرف بزنید به عنوان یک مرد که تمام روز کار می‌کند، ممکن است قرارها و وظایف اجتماعی زیادی داشته باشید؛ اما اگر همسرتان را هرگز در برنامه‌های کاری‌تان وارد نکنید، او احساس طرد شدن و مورد قبول نبودن خواهد کرد. قرارها و کارهای اجتماعی‌تان را تعدیل کنید و سعی کنید از همسرتان هم دعوت کنید همراهی‌تان کند. اگر مدام بدون همسرتان برنامه بگذارید، هم او و هم خودتان ناراحت خواهید بود. ۵. با او معاشقه نمی‌کنید تماس جسمی روزانه در هر رابطه‌ای مهم است. برای اینکه لبخند رضایت را بر لبان همسرتان ببینید، دستش را بگیرید، موهایش را نوازش کنید، برایش گل بخرید، در خانه شکلات قایم کنید تا او پیدا کند و برایش پیام‌ها محبت آمیز و عاشقانه بفرستید. اگر گفتن جمله‌ «دوستت دارم» سخت است، به روش‌های دیگری این را به او نشان دهید؛ روی یک کاغذ بنویسید و برایش بفرستید. اگر همسرتان ابراز علاقه‌ی شما را احساس کند، حال بهتری داشته و شاد خواهد بود. ۶. نسبت به مسائل مالی، بی‌توجه هستید خرج‌ها و هزینه‌های زندگی را مدیریت کنید و شرایط مالی‌تان را برای یک زندگی شاد با همسرتان تنظیم کنید. اگر برای بدهی‌هایی که دارید فکری نکنید، همسرتان شاد نخواهد بود. هوشمندانه‌تر خرج کنید تا هر دوی شما شادتر باشید.   ۷. در کارهای خانه کمک نمی‌کنید خانم‌ها نگران کارهای روزانه‌ی خانه هستند: مراقبت از بچه‌ها و رسیدگی به آنها، انجام کارهای بیرون از خانه و بسیاری از مسئولیت‌های دیگر برای همسرتان هم استرس برانگیز و خسته کننده است. کارهای خانه را تقسیم کنید و ببینید همسرتان چقدر خوشحال خواهد شد. نیازهای همسرتان را بدانید و در مورد چیزهایی که لازم دارد تا شادتر باشد با او حرف بزنید. اگر هر دوی شما شاد باشید، رابطه‌ خیلی بهتری خواهید داشت.  ترجمه از هدی بانکی- برترین ها ]]> روانشناسی زن و مرد Sun, 15 Oct 2017 12:19:43 GMT http://migna.ir/vdcf0ydj.w6d0eagiiw.html چهار حرف راستی که بهتر است به شوهرتان نگویید http://migna.ir/vdcae6ny.49nu615kk4.html برخی روان شناسان معتقدند، زن باید از برخی از سخنان راست که شوهرش را آزرده خاطر می کند بپرهیزد. ۴ مورد از این راست های شوهر آزار بدین قرار است: ۱- فلانی که اومده بود خواستگاریم خیلی مهربون بود. هر عاقلی می گوید، حرف شما درست است؛ چون هر آدمی حسنی دارد؛ اما زخم این سخن در وجود شوهر شما التیام ناپذیر است. ۲- بدم میاد ازت. طبیعی است که هر رابطه ای پست و بلند دارد، اما وقتی حالتان بد می شود، جملاتی از این قبیل فقط رابطه شما را برای مدتی خراب می کند و دیگر هیچ. ۳- چکار داری؟ بیان گذشته، آن هم با جزئیات و موبه مو، آن هم برای آدم مو از ماست کش، کاری کشنده است؛ اما پنهان کردن گذشته و سانسور آن هم زندگی خراب کن! ۴- از اون آبجی ات(مادرت) بدم میاد!... افکار منفی خود را درباره افراد برای خود نگه دارید. بخصوص اگر این افکار درباره دوستان یا بستگان شوهرتان باشد. سودی که ندارد هیچ، زندگیتان را هم تلخ نمی کند. آری جز راست نباید گفت؛اما هر راست نشاید گفت .البته دروغ گفتن حتی اگر کوچک باشه بنیان خانواده رو نابود می کنه... منبع: خبرآنلاین ]]> روانشناسی زن و مرد Sun, 08 Oct 2017 18:33:25 GMT http://migna.ir/vdcae6ny.49nu615kk4.html چگونه اعتمادِ از دست رفته‌ همسرمان را برگردانیم؟ http://migna.ir/vdcjiyex.uqe8hzsffu.html میگنا: رفتن اعتماد از رابطه به معنای ورود بدبینی و شک به زندگی مشترک است که به مرور زمان منجر به از بین رفتن صمیمیت و محبت زوجین می شود اختلافات شروع و شعله ور می گردد. هنگامی که زن و یا مرد به شریک زندگی خود اعتماد نداشته باشد قادر نخواهد بود با دیدی روشن و فارغ از بدبینی امور و سوتفاهمات شان را برطرف کنند در این حالت نمی توانند گفت و گویی موثر داشته باشند، زیرا یکی از پایه های گفت و گوی موثر شنیدن فعال است.   بدین معنا که زوجین ابتدا صحبت های یکدیگر را به خوبی گوش کنند ولی چنانچه اعتماد در رابطه نباشد زوجین در هنگام گفت و گو فقط به ذهنیات منفی خود در مورد شریک زندگی می اندیشند و قادر نخواهندبود در زمان حال بوده و به خوبی جملات و کلمات همسر خود را شنیده و تحلیل کننده به همین دلیل سریع عصبانی شده و واکنش های نامناسب و خشن از خود بروز می دهند.   سرد شدن روابط تکرار این رفتارها به مرور زمان زن و مرد را نسبت به یکدیگر سر و آنها را از هم  دور می سازد. در این زمینه مراجعه به یک روان شناس جهت بهبود رابطه زوجین و حل مشکلات کمک شایانی به زوجین می کند و زن و مرد می توانند با توسل با تکنیک هایی رفتارهایی که سبب تحریک و از بین رفتن رابطه شان شده است را به کمک درمانگر و روان شناس شان کشف و جهت بهبود رابطه تلاش کنند و آموختن یکسری مهارت ها و رعایت برخی نکات می تواند کمک شایانی به زوجین کند در اولین قدم درست ترین کار شاید این باشد که مطمئن شد آیا واقعا مشکلی حقیقی سبب از بین رفتن اعتماد زوجین شده است و یا اینکه حاصل ذهنیت منفی خودمان و یا شریک زندگی مان است؟ و اینکه آیا هنوز همسرتان به شما اعتماد دارد یا خیر؟ براساس نظر روانشناسان دو راه ابتدایی برای از بین بردن یا کاهش اعتماد در یک رابطه وجود دارد: دو راه برای از بین بردن یا کاهش اعتماد * اول: این که قرارداد و توافقی را که با همسرتان دارید لغو کنید. فقط کافی است به یکی از قول های خود عمل نکنید تا اعتماد همسرتان نسبت به شما کمرنگ شود. * دوم: ضربه زدن و سوءاستفاده به طرق مختلف به همسر گاهی اوقات تنها یک ضربه کوچک می تواند اعتماد طرف مقابل را از بین ببرد و این ضربه زدن می تواند در ابعاد مختلف باشد از یک ناهماهنگی کوچک که سبب تحقیر وی در جمع شده است تا آسیب های بزرگتر. بدیهی ست که معمولا مجموع ضربه های کوچک و قول های زیر پا گذاشته شده هستند که در نهایت منجر به بوجود آمدن مسائل بغرنج می شوند و روابط میان زن و مرد را تاریک می کند.    گاهی نظر برخی زنان و مردها این است که زیر پا گذاشتن یک قول ساده نباید چندان مهم باشد که منجر به برهم خوردن روابط شود و یا گاهی برخی از زوجین انتظار دارند بدون هیچ توجیهی همسرشان آنها را درک کند و توضیحی در مورد علت زیرپا گذاشتن قول نخواهد در این صورت بهتر است به زمانی فکر کنید که با همسرتان برای یک مسئله توافق کرده بودید و به یکدیگر قول هایی داده بودید اما بعد از مدتی همسرتان قولش را زیر پا می گذارد و هر دو شما می دانید مقصر چه کسی است حال به این بیاندیشید که در این حالت خواسته شما از او چیست؟ (زمانی که خود را در موقعیت احساسی شریک زندگی تان قرار دهید در ک وی برایتان سهل تر خواهدشد) در مواقعی که یکی از زوجین احساس کند نادیده گرفته شده است مایل نیست به بهانه ها و دلایل طرف مقابل گوش کند و هرچه شخص خاطی بیشتر توجیح کند طرف مقابل بیشتر ناراحت می شود.   همه انسان ها جایز خطا هستند و گاهی در شرایطی قرار می گیرند که برخلاف میل قبلی شان مجبور می شوند دست به اعمالی بزنند که چندان خوشایند به نظر نمی آید در صورتی که برحسب اتفاق زوجی توافقی را زیر پا بگذارند باید هرچه سریعتر جهت رفع کدورت و بازگرداندن اعتماد از بین رفته بکوشند برای برگرداندن اعتماد طرف مقابل می توان با گذراندن یک برنامه چهار مرحله ای به شریک زندگی نشان داد که ناراحتی وی منجر به دلشکستگی و آزردگی دو طرف می شود. برنامه هدفمند برای برگرداندن اعتماد طرفین 1. مسئولیت رفتار و عملکردتان را بپذیرید: در ابتدا بهتر است هر کدام از زوجین که قراری را زیر پا گذاشته و یا دست به عملی زده که منجر به ناراحتی دیگر شده است مسئولیت عمل خود را بپذیرد این تنها راهی است که باعث می شود طرف مقابل به حرف های دیگری گوش فرا دهد. پذیرش مسئولیت عمل و رفتارتان و اعتراف به اشتباه دریچه ای تازه برای از بین بردن کدورت هاست. متاسفانه برخی از افراد هنگامی که مرتکب اشتباهی می شوند چه در زندگی مشترکشان و یا در زندگی اجتماعی و شغلی به جای پذیرش سعی در توجیه و انکار اشتباه خود دارند و با این عمل طرف مقابل خود را عصبانی و رنجیده خاطر می سازند. شاید گاهی لازم باشد غرور ها کنار رفته و تک تک افراد با خود و شریک زندگی شان صادقانه برخورد کنند آنچه اهمیت دارد نگرش افراد به حفظ زندگی است اینکه فرد غروراش را اولویت زندگی خود سازد و یا حفظ روابط عاطفی را؟!   2. عذرخواهی کنید: این رفتار کمک بسیاری می کند. افرادی وقتی که ضربه ای می خورند یا از چیزی ناراحت می شوند، انتظار شنیدن یک معذرت خواهی از ته دل را دارند. یک عذرخواهی صمیمانه می تواند اعتماد از بین رفته را بازگرداند از آنجایی که افراد کمی مایل به انجام این کار هستند این کار ارزش و قدرت بیشتری پیدا کرده است. یک عذرخواهی از ته دل چیزهای زیادی را تغییر می ده. از دید همسرتان این کار منجر به بالا رفتن شخصیت تان می شود. برعکس برخی که تصور می کنند با عذرخواهی تحقیر می شوند. نباید فراموش کرد که تمامی افرادی که از نظر عقلی رشد یافته اند آموخته اند زمانی که سهوا و یا عمدا مرتکب اشتباه می شوند بهترین رفتار عذرخواهی کردن و پذیرفتن اشتباه است. نکته مهمی که زنان در این مورد باید رعایت کنند توجه به این مسئله است که مردان زمانی که ناراحت و دلخور می شوند نیاز دارند زمانی را تنها باشند و زمانی که زن عذرخواهی می کند نباید سریعا منتظر واکنش مثبت از شریک زندگی خود باشد باید به مردها فرصت داد که مسائل را تجزیه و تحلیل کنند و از سوی آنچه مردان باید مدنظر قرار دهند، این است که زنان نیاز دارند چنانچه همسرشان اشتباه کرد سریعا از ایشان عذرخواهی کرده و مورد حمایت عاطفی قرار گیرند در این مواقع تنها گذاشتن زنان به آنها احساس عدم امنیت داده و رنجیده خاطرشان می سازد. 3. اشتباهاتتان را جبران کنید: ممکن است اشتباه شما قابل جبران نباشد ولی پرسیدن این سوال تاثیر شگفت انگیزی در نگرش شریک زندگی تان ایجاد خواهدکرد. از همسرتان بپرسید آیا از دست شما کاری بر می آید که حال وی بهتر شود؟ یا آیا الان چیزی از من می خواهی؟ با این سوالات همسرتان درک می کند شما واقعا به فکر او هستید و از اتفاق پیش آمده ناراحتید. فقط پرسیدن سوال مهم نیست به پاسخ وی خوب گوش کنید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای رضایت وی انجام دهید. 4. متعهد شوید: و در مرحله آخر برای بدست آوردن اعتماد همسرتان نیاز است که به قول و قرارتان متعهد شوید. با یک تعهد جدید می توانید دل همسر خود را به دست آوردید البته تعهداتی که بتوانید به آن عمل کنید. فراموش نکنید تعهداتی معقول که قادر به انجامش باشید و عدم انجام آنها سبب خدشه دار شدن روابطتان نشود. بکار بردن چهار مرحله ذکر شده سبب تحکیم روابط زوجین می شود. در کنار تمامی مسائلی که ذکر شد یکی از رفتاهایی که سبب خشم فرد آسیب دیده می شود این است که زن و یا مردی که اشتباه کرده کار خود را بی اهمیت جلوه داده. در واقع این فرد کار خود را بی اهمیت جلوه نمی دهد آنچه برایش بی اهمیت است احساس ناخوشایندی است که در شریک زندگی اش برانگیخته فارغ از این که با این ترفند نمی تواند شریک زندگی خود را آرام سازد بلکه بی احترامی به احساس شریک زندگی منجر به خشم و عصبانیت بیشتر در طرف مقابل می شود. پذیرش احساسات شریک زندگی یکی از مهم ترین راه های تحکیم روابط و صمیمیت پایدار زوجین است.- - ستاره حمیدی ماهنامه دنیای زنان ]]> روانشناسی زن و مرد Wed, 04 Oct 2017 20:28:19 GMT http://migna.ir/vdcjiyex.uqe8hzsffu.html آقایان! لطفا همسرتان را به بقیه ترجیح دهید! http://migna.ir/vdcgyz9t.ak9xx4prra.html شما انتخاب کرده‌اید که از این به بعد با همسرتان زندگی کنید و با او پیمان محبت و فاداری بسته‌اید. این عهد و پیمان نه تنها ارجمند و مقدس است بلکه، پایبندی به این قول، کلید ایجاد روابطی محکم و پابرجاست. پس اگر دوست دارید روابط شما، همیشگی باشد، باید همسرتان را به این شش نفر در زندگی‌تان ترجیح دهید:     ۱. فرزندان‌تان البته شب‌هایی خواهند بود که فرزند کوچولوی‌تان بین شما و همسرتان وول بخورد اما به طور کلی، اگر وقت گذاشتن برای فرزندتان به معنی صرف وقت کمتری برای همسرتان است، پس وقت آن رسیده که تجدید نظر کنید و همسرتان را در اولویت قرار دهید. خیلی مهم است که به عنوان یک پدر، به طور جدی مسئولیت پذیر باشید اما ایمکه اجازه بدهید نقش پدری‌تان، به قیمت کمرنگ شدن مسئولیت‌های‌تان به عنوان یک شوهر تمام شود، ارزشش را ندارد. اگر در شرایطی قرار گرفتید که مجبور شدید بین حمایت از فرزندتان و حمایت از همسرتان یکی را انتخاب کنید، همسرتان را برگزینید.     ۲. زنان مجازی استفاده از پورنوگرافی به عنوان جایگزین روابط صمیمی حقیقی با همسرتان، این قدرت را دارد که به روابط شما به شیوه‌های گوناگونی آسیب بزند؛ می‌تواند رضایت شما از ظاهر همسرتان را کم کند، مغزتان را جوری تنظیم کند که فقط با پورنوگرافی برانگیخته شوید و سایر جنبه‌های مهم رابطه با همسرتان را بی‌ارزش تلقی کنید و نادیده بگیرید. اجازه ندهید تصاویر روی اسکرین، چنین آسیبی به رابطه‌ی شما و همسرتان بزنند. ۳. یک زن دیگر البته نیازی به گفتن ندارد اما بسیارند کسانی که این نکته‌ی ظاهرا ساده را فراموش می‌کنند، پس ارزش یادآوری کردن را دارد. هیچ زن دیگری را نباید به همسرتان ترجیح دهید. یعنی به بهترین دوست دختر دوران بچگی‌تان چیزهایی را نگویید که به همسرتان نمی‌گویید! مراقب زمان‌هایی با یک زن دیگر می‌گذرانید باشید، چون حتی روابط ساده و به دور از گناه با زنان دیگر، گاهی می‌تواند بدون اینکه بفهمید از کنترل‌تان خارج شود. ۴. مادرتان هیچ کدام از اعضای خانواده‌تان نباید، نسبت به همسرتان در الویت باشند. به عنوان یک شوهر، این وظیفه‌ شماست که طرف ِ همسرتان باشید، و فرقی هم نمی‌کند چه کسی در مقابل او قرار گرفته است (حتی مادرتان). این رویکرد نیاز به تلاش دارد و شاید لازم باشد توافقاتی را با خود تمرین کنید تا عمیقا به این درک و باور برسید که با همسرتان در یک تیم باشید.     ۵. دوستان شما نباید بعد از ازدواج، ارتباط با دوستان خود را قطع کنید، اما باید بدانید که هیچ رابطه‌ای (هر چقدر قدیمی و صمیمی) نباید ارزشی بیشتر از رابطه‌ی شما با همسرتان داشته باشد. ۶. دوستان مجازی زمان‌های طولانی گوشی به دست نشستن و چت کردن، کار ساده‌ای است. حتی اگر همسرتان هم در همین اتاق باشد و شما مشغول گوشی‌تان و بالا و پایین کردن صفحات و کامنت گذاشتن برای دوستان و آشنایان باشید که حتی خیلی از آنها را ملاقات هم نکرده‌اید، زمان ارزشمندی را که می‌توانید در کنار همسرتان بگذرانید از دست می‌دهید.   مطمئنا سپری کردن لحظات در کنار همسرتان بسیار مهم‌تر و زیباتر از وقت گذاشتن برای آنهایی است که حتی نقش کوچکی هم در زندگی‌تان ندارند. مراقب باشید، دوستان مجازی‌تان، توجه و انرژی‌تان را جذب نکنند!   ترجمه از هدی بانکی برترین ها ]]> روانشناسی زن و مرد Sun, 24 Sep 2017 12:53:17 GMT http://migna.ir/vdcgyz9t.ak9xx4prra.html یک تکنیک فوق العاده برای بازگرداندن آرامش به زندگی زناشویی http://migna.ir/vdcbzzba.rhb8fpiuur.html همچنین متخصصان متوجه شدند که میزان تعهد هر کدام از طرفین به ازدواج بسته به تجارب او در داخل یا خارج از رابطه زناشویی در طی زمان تغییر می کند و معمولاً یکی از همسران در خصوص ادامه زندگی مشترک تردیدهایی پیدا می کنند. در اینجا وظیفه روانشناس این است که به زوج کمک کند بهترین رابطه ای که می توانند با یکدیگر برقرار کنند را به آنها پیشنهاد دهد. یکی از کمک هایی که می توان به این گونه زوج ها انجام داد تکنیک «روز ویژه» است. تکنیک روز ویژه چیست؟ یکی از روش های مورد استفاده برای حل تعارض میان زوج ها تکنیک روز ویژه (caring days) است. در این روش مبنا بر این است که تقویت کننده ها و پاداش های دریافتی از سوی همسر نه تنها درجه خشنودی و رضایت زندگی زناشویی را بالا می برد بلکه میزان پاداش اعطایی به آن همسر را نیز تعیین می کند. بنابراین اگر هر یک از زوجین بتوانند رویدادهایی هرچند کوچک را که برای هر کدام خوشایند است و در حال حاضر در رابطه انجام نمی شوند شناسایی کرده و به حداکثر برسانند و رویدادهای ناخوشایند را نیز معلوم کنند و کاهش بدهند، نسبت پاداش به هزینه افزایش چشمگیری پیدا می کند. در این شرایط هر همسر نه تنها احساس خشنودی بیشتری می کند بلکه بیشتر علاقه مند می شود به طرف مقابلش پاداش فراوان تری بدهد. در ازدواج های ناموفق و شکست خورده هر همسر به خاطر حمایت از خود می کوشد تا هزینه های رابطه را به حداقل برساند اما در راستای تبادل پاداش ها تلاش نمی کند بنابراین عکس این قضیه صادق است. مراحل انجام تکنیک «روز ویژه» ۱-مرحله بستن قرارداد بین زوج: در این مرحله بین هر یک از زوجین قرارداد بسته می شود که هر کدام از همسران (مثلاً از طریق حفظ راز) در طی انجام این تکنیک علیه همسرش تبانی و همدستی نخواهد کرد و همچنین انتظار می رود که هر دو نفر در این فرایند درگیر شوند و در خلال دوره معینی تغییر کنند. ۲-مرحله انجام تکنیک«روز ویژه» از هر یک از زوجین خواسته می شود که هر کدام ۸ تا ۱۰ رفتاری را که دوست دارد طرف مقابل انجام دهد بنویسد سپس برگه هر زوج در اختیار زوج دیگر قرار می گیرد و از هر کدام خواسته می شود از فهرستی که همسرش نوشته سه مورد را انتخاب کرده و در هفته پیش رو به صورت روزانه انجام دهد. هر شخص باید رفتار محبت آمیز خود را مستقل از طرف مقابل اجرا نماید. ميگنا دات آي آر،بدین ترتیب او تعهدی به نام «خطر کردن مثبت» را به نمایش می گذارد و متعهد می شود حتی اگر همسرش به وظیفه اش عمل نکرد، تکلیف خود را انجام دهد. هر همسر تعداد موارد و نوع رفتار محبت آمیزی که هر روز به دیگری ارائه می دهد به عنوان «شاخص تعهدات» و رفتارهای محبت آمیزی که هر روز دریافت می کند به عنوان «شاخص لذت» ثبت کرده و در جلسه بعد به درمانگر ارائه می دهد. ملاک خواسته ها در «روزهای ویژه» تمامی درخواست ها در روزهای ویژه باید با ملاک های زیر هماهنگ باشند: در تمام درخواست ها باید از جمله مثبت استفاده شود. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به من بی اعتنایی نکند» بگوییم «از من بپرسد روزم را چطور گذراندم». درخواست ها به صورت اختصاصی و شفاف مطرح شوند و از کلی گویی پرهیز شود. به عنوان مثال به جای اینکه بگوییم :‌«شب خونه باشد» بگوییم «ساعت ۸ برای شام در خانه باشد». باید مصادیق و نمونه های کوچکی از رفتارهایی باشند که روزانه دست کم یکبار امکان انجامش وجود داشته باشد و رفتارهای دور از انتظار و غیر واقع بینانه نباشند. مثلا به جای اینکه بگوییم :‌«به بچه ها یاد بده اسباب بازی شان را در مکان مناسبی بگذارند» می توانیم بگوییم «وقتی از سر کار برگشتی لطفا کمک کن بچه ها اسباب بازی شان را در جای مناسب بگذراند» نباید موضوع مورد اختلافی درخواست شود که اخیراً رخ داده و هنوز بر سر آن توافقی صورت نگرفته است. نمونه ای از فهرست درخواستی برای روز ویژه درخواست های خانم -صبح پیش از اینکه از بستر خارج شویم،به من سلام کند. -از من بپرسد چه موسیقی و چه آهنگی را دوست دارم و در ماشین همان را بگذارد. -وقتی در سرکار به او زنگ می زنم جوابگوی تلفن من باشد. -به من بگوید که دوستت دارم. -وقتی از سر کار می آید وسایلش را سرجایش بگذارد. -به من بگوید چه لباسی برای مهمانی برای من مناسب تر است. -نظرم را در مورد مطالبی که می نویسد بپرسد. -وقتی دارم چیزی می گویم با دقت به من نگاه کند. -بعد از رفتن مهمان ها در مرتب کردن خانه به من کمک کند. درخواست های مرد -خوش رو باشد و وقتی از خواب بیدار شدیم بگوید که از دیدنم خوشحال است. -وقتی مریض هستم برایم آب پرتقال بگیرد. -در ساعات کار به من زنگ بزند. -از من بخواهد که جزئیات کارم را برایش شرح دهم -وقتی رانندگی می کنم حواسش به حرف زدن من باشد. -به من بگوید که به من اهمیت می دهد. -از من بپرسد که آخر هفته دوست دارم چکار کنم و کاری که من دوست دارم انجام بدهد. -از من بخواد که در مورد کارم و مشکلاتی که در طول روز داشتم براش حرف بزنم. وقتی درخواست­ها و خواسته های همسران شفاف و روشن و بدون نیش و کنایه زدن به یکدیگر بیان شود، به مرور زمان شاهد ایجاد روابط صمیمانه تر و دلپذیرتر زوج ها خواهیم بود.این روش را در چند روز آینده زندگی زناشویی خود به کار ببرید و شاهد بهبود هرچه بیشتر روابط خود و همسرتان باشید. - عطیه رضایی - روانشناس بالینی سپیده دانایی ]]> روانشناسی زن و مرد Sat, 26 Aug 2017 10:03:17 GMT http://migna.ir/vdcbzzba.rhb8fpiuur.html تفاوت های تنهایی در زنان و مردان http://migna.ir/vdca00ny.49n6u15kk4.html وقتی اوضاع برای زن ها خوب پیش نمی رود، افسردگی آرام آرام در زندگی شان خانه می کند، اما مردها در زمان هجوم احساسات ناخوشایند، اغلب به خشم پناه می برند. ساختار مغز خانم ها و آقایان تفاوت هایی با هم دارد. تفاوت هایی که در مواجهه آنها با اتفاقات موجب می شود که هر کدام از این دو جنس رفتار و واکنش های متفاوتی نسبت به یک موضوع مشترک از خود نشان بدهند اما شاید برای تان جالب باشد که بدانید این دو جنس، با یک دنیا تفاوتی که دارند، چطور با تنهایی روبرو می شوند و کدام شان بهتر با این احساس ناخوشایند مبارزه می کنند. کدام یک تنهاترند؟ تحقیقات انجام شده نشان می دهند زن ها در هر سن و با هر سبک زندگی، بیشتر از مردها احساس تنهایی می کنند؛ اما جای تعجب دارد که این نتیجه در مورد مجردها صادق نیست. در حالی که زن های متاهل بیشتر از مردهای متاهل از هجوم احساس تنهایی شکایت می کنند، مردهای مجرد بیشتر از زن های مجرد با این احساس دست و پنجه نرم می کنند.   میگنا: این که چرا زن های مجرد کمتر از مردهای مجرد با احساس تنهایی درگیرند و چرا خانم های متاهل بیشتر احساس تنهایی می کنند، در بررسی های پژوهشگران مشخص نشده است؛ اما با توجه به عادات اجتماعی خانم ها و آقایان تا حدودی می توان دلیل این تفاوت ها را حدس زد. واقعیت این است که زن ها اجتماعی تر از مردها هستند و به دوستان نزدیک و صمیمی شان بیشتر از روابط عاشقانه اهمیت می دهند؛ به همین دلیل وقتی خانم ها همسری ندارند، به خاطر دایره ارتباط قوی دوستانه و فامیلی که برای خود ساخته اند، کمتر احساس تنهایی می کنند. خانم ها به این روابط اجتماعی صمیمانه اهمیت بیشتری می دهند. وقتی به هر دلیلی از این شبکه حمایتی فاصله می گیرند، بیشتر از مردها احساس تنهایی می کنند. با توجه به این که اغلب زن ها بعد از ازدواج تا اندازه ای از دوستان صمیمی شان فاصله می گیرند و درگیر مناسبت های خاص زندگی مشترک می شوند، بیشتر از زمان تجردشان احساس تنهایی می کنند. این ضربه های تنهایی در زنان بیشتر عوارض خود را نشان می دهد. تئوری تنهایی تنهایی تجربه بلااستثنای تمام آدم ها بوده و از جنبه علمی همیشه مورد کنکاش و بررسی محققان علوم مختلف بوده است. کنت کرامر و جوان باری از دانشگاه ساسکاچون کانادا در سال 1999 تحقیقی بر روی هفت مورد از متداول ترین مقیاس های تنهایی انجام دادند. آنها دریافتند که با چهار فاکتور در ارتباط هستند: انزوای اجتماعی، انزوای احساسی، تاثیر منفی یا عواطف و انزوای خانوادگی. ریچارد بوت استاد روانشناسی و متخصص روان درمانی می گوید:» به تعداد کسانی که درباره تنهایی تحقیق کرده اند، تئوری در این زمینه وجود دارد. اکثر آنها بر این باورند که تنهایی ابعاد مختلفی دارد که شامل: کمبود مهارت های اجتماعی، مشکلات موقعیتی – برای مثال انزوای جغرافیایی یا اجتماعی - داشتن انتظارات غیر واقعی از خود و دیگران، سابقه وابستگی ناکارآمد، مثل مشکل در ایجاد اعتماد و محبت در ابتدای تشکیل خانواده، برخی سبک های فکری در مورد جهان و حل مشکلات، اعتقادات خاص درباره علل اتفاقات و سایر رفتارهای مردم می شود اما تجربه شخصی از تنهایی در قلب موضوع است و گاهی اوقات آن قدر شدید است که افراد تنها به هیچ چیز دیگری نمی توانند فکر کنند.»   کدام شان با تنهایی بهتر کنار می آیند؟ شواهدی در مورد این که کدام جنس از پس مبارزه با احساس تنهایی و مهار کردنش بهتر بر می آید وجود ندارد و می توان گفت که هر یک از دو جنس، به شکل متفاوتی سعی می کنند با این احساس کنار بیایند. وقتی سروکله احساس تنهایی پیدا می شود، مردها به گروه های دوستی پناه می برند و خودشان را در جمع های شلوغی از دوستان و آشنایان گم می کنند؛ در حالی که زن ها برای پیدا کردن رابطه ای صمیمانه به هر دری می زنند و به جای این که سراغ جمع های شلوغ دوستانه بروند و به خوش گذرانی جمعی فکر کنند، روابطی را که عنصر صمیمیت در آن پررنگ تر از خوش گذرانی است، جستجو می کنند. وقتی مردها به عنوان عضوی از جمع های شلوغ به رسمیت شناخته می شوند و به این جمع ها دعوت می شوند، کمتر احساس تنهایی می کنند؛ در حالی که دورهمی های دسته جمعی نمی تواند چیزی از تنهایی خانم ها کم کند. به عبارت دیگر، کمیت آدم هایی که اطراف مردها جمع می شوند می تواند تنهایی شان را از آنها بگیرد در حالی که زن ها به کیفیت روابط، بیشتر از کمیت آنها اهمیت می دهند. معیار مردها برای تنها بودن یا نبودن، حضورشان در گروه های بزرگ دوستی است اما زن ها اگر دوست صمیمی نداشته باشند، خود را تنها ارزیابی می کنند. یک توصیه شاید این توصیه برای تان عجیب به نظر برسد، اما واقعیت این است که کم خوابی شما هم می تواند باعث تنهاتر شدن تان شود. زمانی که به خاطر کم خواب بودن، گیج، خسته و بی حوصله به نظر می رسید، نه خودتان انرژی پیوند خوردن با دیگران را دارید و نه آنها انگیزه ای برای روبرو شدن با شما دارند. شمایی که بیشتر وقت ها دمغ هستید، می توانید انگیزه آدم های اطراف تان را برای ساختن لحظات خوش مشترک،از بین ببرید و به خاطر روی فرم نبودن تان، هر روز تنها تر شوید. مغزتان کور می شود تنهایی بیشتر از آن که یک واقعیت بیرونی باشد، احساسی است که در درون ما ریشه می دواند و چشم های مان را به روی پتانسیل های ارتباطی اطراف مان می بندد. طلاق، مرگ عزیزان و تغییر محل زندگی، از شایع ترین رخدادهای بیرونی هستند که احساس تنهایی را به آدم ها هدیه می دهند اما این اتفاق ها بدون کمک فردی که در معرضش قرار می گیرد، نمی توانند تنهایی مزمن را ایجاد کنند و فرد را در تنهایی اش غرق کنند. پژوهش ها نشان می دهند وقتی فردی به تنهایی مزمن مبتلا می شود، کمتر رویدادهای مثبتی را که اطرافش اتفاق می افتد، می بیند و مغزی که این تنهایی را در خود پرورش می دهد، در برابر دیدن تصاویر و رویدادهای مثبت مقاومت نشان می دهد.   گروهی دیگر از پژوهشگران دریافته اند که احساس تنهایی باعث می شود که آدم ها، دنیای اطراف شان را تهدیدآمیزتر ببینند و انگار با یک ذره بین خیالی به دنبال پیدا کردن نشانه های منفی که این تصور را تایید می کند، می گردند. وقتی فردی گرفتار احساس تنهایی می شود، راحت تر به خودش دروغ می گوید و برای تایید تنها بودنش، واقعیت را وارونه جلوه می دهد. تنهایی را ضربه فنی کنید اگر کمی دیر بجنبید تا احساسی که در یک لحظه و با یک بهانه کوچک سراغ تان آمده در وجودتان خانه کند و از پس معرفی شما به عنوان تنهاترین آدم روی زمین بربیاید شاید تنهایی شما تا اندازه ای یک واقعیت بیرونی باشد که اشتباهات خودتان آن را ایجاد کرده و بعد هم مغزتان به آن پر و بال داده و هر روز بیشتر شما را در این احساس که از واقعیت کوچکی سرچشمه گرفته، غرق کرده؛ اما چه تنهایی شما واقعی باشد و چه خیالی، شاید با رعایت این نکات بتوانید هر روز کمرنگ ترش کنید و امیدوار باشید که یکی از این روزها، برای همیشه از زندگی تان بیرون برود. آدم ربا شوید ممکن است تا اندازه ای احساس تنهایی شما از واقعیت های بیرونی ناشی شده باشد و به عبارت دیگر، شما واقعا در محیط زندگی تان تنها باشید اما واقعی بودن تنهایی تان به این معنا نیست که باید یک عمر با آن زندگی کنید. شما می توانید با کمی دقیق شدن روی نیازهای ارتباطی آدم های اطراف تان، آنها را به سمت خود جلب کنید و پایگاه های عاطفی را که شما را از تنهایی نجات می دهند، آرام آرام بسازید. برای مثال، می توانید به دوستی که تنهاست پیشنهاد دهید هر هفته چند ساعت فرزندش را به خانه شما بیاورد و به کارهای عقب مانده اش برسد. می توانید در یک کلاس با آدم هایی که علایق شان با شما مشابه است ثبت نام کنید، می توانید موقعیت خانه تان را عوض کنید و به دوستان یا اقوام تان نزدیک تر شوید، یا مهمانی های دوستانه و خانوادگی برپا کنید. این اتفاق ها می تواند شما را به دنیای پر جنب و جوش اجتماع و آدم ها بازگرداند.   از لاک تان بیرون بیایید به خاطر شلوغ بودن سرتان، پشت میز کار غذا نخورید و از فرصت نیم ساعته ای که برای نشستن کنار همکاران تان در وقت ناهار دارید، استفاده کنید. به جای تنها سفر رفتن، با تورهای مسافرتی به گردش بروید و به جای ثبت نام در باشگاه بدنسازی، سراغ یک ورزش گروهی بروید. کافی است تغییرات کوچکی در این زندگی ایجاد کنید تا تنهایی تان هر روز کمرنگ تر شود. باور کنید بازگشت به همین راحتی است. دیوارها را بردارید تنهایی می تواند شما را به دور باطلی وارد کند و با پیامدهایی که در رفتارتان ایجاد می کند، به تشدید این وضعیت آزار دهنده کمک کند. آدم های تنها، تحریک پذیرتر، منفی باف تر و بهانه گیرتر از دیگران هستند. از آنجا که این آدم ها از روابط اجتماعی که به اصلاح رفتارهای اشتباه شان کمک می کند، محروم هستند، زبان آدم های دور و برشان را خوب نمی فهمند و همیشه ایرادگیر و منتقد جلوه می کنند؛ به عبارت دیگر، تنهایی می تواند شما را به فردی غیرقابل تحمل که حضورش در جمع با آوردن انرژی های منفی همراه است، تبدیل کند. قطعه گم شده را پیدا کنید وقتی خلأ داشتن دوست های صمیمی یا همسری را که شریک روزهای خوب و بدتان باشد، حس می کنید یا این که از خانواده و آدم های دوست داشتنی زندگی تان به هر دلیل فاصله می گیرید، احساس تنهایی خودش را به زندگی شما تحمیل می کند؛ اما با تمام این اوصاف، وقتی یک دنیا احساس منفی در وجود شما سرگردان شده، ممکن است ندانید که کدام یک از این دلایل شما را به دام تنهایی انداخته است. برای بیرون آمدن از لاک تنهایی، بهترین کار، ارزیابی وضعیت تان است. شما باید قطعه گم شده زندگی تان را پیدا کنید و بفهمید که دقیقا چرا به این احساس دچار شده اید. هیچ کس به اندازه خود شما نمی تواند برای خارج کردن تان از این وضعیت قدم بردارد و شما هم بدون ارزیابی دقیق وضعیتی که در آن قرار دارید و زیر ذره بین گذاشتن احساسات تان، نمی توانید با تنهایی مبارزه کنید.   *ماهنامه همشهری تندرستی ]]> روانشناسی زن و مرد Fri, 25 Aug 2017 08:46:32 GMT http://migna.ir/vdca00ny.49n6u15kk4.html رازهای خوشبختیِ زوج های موفق http://migna.ir/vdcjvmex.uqevozsffu.html ما به سراغ زوج های خوشبخت رفتیم و از آنها علت موفقیت زندگی مشترک شان را جویا شدیم. سوال ما از آنها این بود: «راز خوشبختی تان را در یک جمله برایمان بگویید.» آنها نیز پاسخ های جالب و متنوعی به ما دادند که در اینجا برخی از کاربردی ترین های آنها را برایتان آورده ایم. امیدواریم این جملات برای زندگی مشترک شما نیز به کار آیند.  1. همه چیزتان را با هم شریک شوید، به خصوص احساس تان را. در غیر این صورت هیچگاه به تفاهم نخواهید رسید.  2. هر وقت اتفاق بدی برایتان افتاد، به یاد بیاورید که این نیز می گذرد.   3. همسرتان را در آغوش بگیرید، او را هر روز صبح ببوسید. نزدیکی و صمیمیت فیزیکی در رابطه شما تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.     4. اگر چه بچه دار شدن استرس آور است اما یادتان باشد که آنها هم روزی بزرگ می شوند.     5. مشکلات کوچک را رها کنید و اجازه دهید که آنها راه خودشان را بروند. آنچه باید ذهن شما را درگیر کند، مسائل بزرگ است. به خودتان مدام یادآوری کنید که رابطه شما ارزشی فراتر از اتفاقات کوچک را دارد.    6. یخچال تان را پر از خوراکی های مورد علاقه همسرتان کنید.    7. برای خودتان وقت بگذارید و کارهایی که دوست دارید را انجام دهید. اگر شما برای رشد و پیشرفت خودتان وقت نگذارید، شریک زندگی خوبی نخواهید بود و به تبع رابطه ایده آلی نخواهید داشت. پس هر رابطه ای جدا از تلاش مشترک، نیاز به تلاش شخصی نیز دارد.    8. سر مسائلی که شما را ناراحت می کند، با همسرتان بحث نکنید.   9. از سازش با همسرتان نترسید. همیشه سعی کنید که نظرات هر دو را در ترازو بگذارید و آن طرفی که سنگین تر است را انتخاب کنید. به عنوان مثال اگر شما از 10 تا 5 تا دوست دارید که برای شام به بیرون از خانه بروید، اما همسرتان به اندازه 9 تا دوست دارد که در خانه بماند، پس بهتر است که شما کوتاه بیایید و نظر او را بپذیرید.     10. هر چند وقت یک بار همسرتان را سورپرایز کنید. به عنوان مثال برای او بلیط مسافرت یا بدون هیچ دلیلی هدیه بخرید. شاید کاری که می کنید کوچک باشد اما تلاش شما برای خوشحال کردن او ارزشی ماندنی خواهد داشت که از خاطره همسرتان هیچگاه پاک نمی شود.    11.خوب باشید. شاید گاهی برایتان سخت باشد که خودتان را خوب نشان دهید اما یادتان باشد که همسرتان تنها فردی است که شما انتخاب اش کرده اید تا تمام عمرتان را با او سپری کنید، بنابراین تا جایی که می توانید لطف و مهربانی خود را نثارش کنید.     12.صبور باشید. شما و همسرتان در دو مکان مختلف با شرایطی متفاوت بزرگ شده اید، پس اگر می خواهید که تا همیشه در کنار هم باشید، باید برخی از اختلافات تان را تحمل کنید.     13.برای اتفاقات خوب جشن بگیرید و قدر آنها را بدانید.     14.به دنبال فعالیت های مشترک و هیجان انگیز بگردید و آنها را در کنار هم انجام دهید. دوچرخه سواری، آشپزی یا باغبانی... این یکی از روش های موثری است که پیوند میان شما را محکم تر می سازد.   15. به همسرتان بگویید که چه می خواهید. او از ذهن شما بی خبر است. بنابراین اگر ناراحت هستید، اگر احساس افسردگی می کنید یا حتی دوست دارید که مدتی تنها باشید، تمام آنها را به زبان آورید.    16. مهم نیست که چقدر سرتان شلوغ است، هر چند وقت یک بار با هم قرار ملاقات بگذارید و خوش بگذرانید. برای شما واجب است که گاهی با هم خلوت کنید، به خصوص اگر فرزندی دارید. یک پیاده روی ساده یا خوردن غذا در رستوران هم می تواند شما را به هدف تان برساند.      17. گاهی که همسرتان در خانه نیست، برای او یادداشتی بگذارید و به یادش بیاورید که هنوز هم برای شما عزیز است.    18. زمانی که همسرتان برای شما کاری انجام می دهد، خوشحالی و قدردانی خود را به او نشان دهید. در این صورت اشتیاق او برای خوشحال کردن شما نیز بیشتر می شود. 19. همسرتان را برای رسیدن به آرزوهایش تشویق کنید. از او حمایت کنید تا به جایگاهی که در سر دارد، برسد.   20. قبل از این که او را قضاوت کنید، خودتان را جای او بگذارید. از انتقادهای منفی و بی جا نیز تا حد ممکن خودداری کنید.     21. یکدیگر را بخندانید. لازم نیست که هر چیزی را جدی بگیرید.    22. پول و وقت تان را محتاطانه تر خرج کنید.   23. اگر چه شما دوستان مشترک دارید اما دوستان خودتان را نیز از دست ندهید و گاهی با آنها بدون همسرتان خوش بگذرانید.     24. وظیفه همسرتان نیست که شما را از ناراحتی در آورد. شما در وهله اول خود باید برای شادی تان تلاش کنید.    25. اعتماد طرف مقابل تان را جلب کنید و خودتان نیز به او اعتماد کنید.  26. در بحث ها حالت تهاجمی به خود نگیرید. سعی کنید که مسائل را با مهربانی و عشق حل کنید. همسر شما دشمن شما نیست، بلکه همراه و همدل شماست.     27. همیشه به یاد داشته باشید که چرا همسرتان را دوست دارید و به او جواب مثبت داده اید.    -- ترجمه از پردیس بختیاریبرترین ها ]]> روانشناسی زن و مرد Tue, 22 Aug 2017 06:30:00 GMT http://migna.ir/vdcjvmex.uqevozsffu.html زن هاى وسواسى http://migna.ir/vdchx-nk.23nzkdftt2.html میگنا: یک زن وسواسى خیال مى کند شوهرش به طور مشروع یا غیرمشروع به او خیانت مى کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى خواهد بگیرد، با منشى خود سر و سرى دارد، به فلان دختر دل بسته است، چون دیر به منزل مى آید لابد دنبال عیاشى مى رود، چون با فلان زن صحبت کرد به اونظر دارد، چون فلان خانم به او احترام کرد لابد با هم رابطه دارند، چون نسبت به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى کند مى خواهد او را بگیرد، چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى شود محبوبه اش را به گردش برده است، چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى شود زن اوست، چون فلان دختر از او تعریف کرد که مرد خوش تیپ و خوش اخلاقى است معلوم مى شود عاشق و معشوقند، چون فلان وقت به حمام رفت معلوم مى شود خیانت کرده است، چون اجازه نمى دهد نوشته ها و نامه هایش را بخوانم معلوم مى شود نامه هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت شده معلوم مى شود معشوقه دیگرى دارد، چون به من دروغ گفت معلوم مى شود خیانتکار است، چون در فال شوهرم نوشته بود: با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند معلوم مى شود زن دیگرى دارد، چون دوستم به من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت حتماً در آنجا زنى دارد، چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى کند معلوم مى شود هووى من است. خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان را به اثبات مى رسانند، حس بدبینى به تدریج در آنها تقویت شده به یقین تبدیل مى گردد، از بس در این باره فکر مى کنند از در و دیوار قرینه مى تراشند، شبانه روز فکر و ذکرشان همین مطلب است، با هر که مى نشینند دم از خیانت و بى وفایى مى زنند، با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان مى گذراند، آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى کنند. ایراد و ناسازگارى شروع مى شود، اوقات تلخى و بد اخمى مى کند، به کارهاى خانه و فرزندانش نمى رسد، هر روز قهر و دعوا مى کند، به خانه پدر و مادرش مى رود، به شوهرش بى اعتنایى مى کند، مثل سایه اورا تعقیب مى کند، جیب و بغلش را مى گردد، نامه هایش را با حرص و ولع مى خواند، تمام اعمال و حرکاتش را کنترل مى کند، هر حادثه بى ربطى رادلیل محکمى بر خیانت شوهرش به حساب مى آورد. با اینگونه رفتار زندگى را به خودش و شوهر بیچاره و فرزندان بى گناهش تنگ مى کند، خانه را که باید محیط صفا و مودت و آسایش باشدبه زندان سخت بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى کند، در آتشى که روشن کرده خودش معذب است و شوهر و فرزندان بیگناهش را نیز مى سوزاند، هر چه مرد دلیل بیاورد، سوگند یاد کند، التماس و گریه کند و بخواهد عدم خیانت خویش را اثبات کند ممکن نیست آن زن وسواسى حسود دنده کج قانع گردد. خوانندگان محترم به طور حتم از این گونه افراد سراغ دارند لیکن در عین حال بد نیست به داستانهاى زیر توجه فرمائید:  «خانمى در دادگاه حمایت خانواده میگوید:تعجب نکنید که چرابعد از 12 سال زندگى مشترک و وجود سه بچه قد و نیم قد تصمیم به جدایى گرفته ام، حالا دیگر مطمئنم که شوهرم به من خیانت میکند، چند روز پیش در خیابان تخت جمشید او را با یک خانم شیک سلمانى رفته دیدم، حتماً معشوقه او و متولد خرداد ماه بود، من هر هفته مجله اى را که فال مفصلى دارد مى خوانم، بیشتر هفته ها در فال شوهرم نوشته است:با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند، من متولد بهمن هستم پس منظورش زن دیگرى است. به علاوه اصلاً حس مى کنم که شوهرم دیگر محبتهاى گذشته راندارد، و به آرامى اشکهایش را پاک مى کند. شوهرش میگوید: خانم شما بگویید چه کنم؟ کاش این مجله ها فکر اینطور خوانندگانشان را مى کردند، و کمتر از این دروغها سر هم مى کردند، باور کنید روزگار من و بچه هایم از دست این فکرها سیاه شده است، اگر در فال من نوشته باشد:در این هفته پولى مى رسد بلائى به روزگارم مى آورد که پولها را چه کردى؟ یا اگر نوشته باشد:نامه اى به دستت مى رسد که واى به حالم، فکر مى کنم حالا که این زن با استدلال رفتارش عوض نمى شودهمان به که از هم جدا شویم (1) ». مردى در دادگاه گفت:«یکماه پیش از یک مهمانى به خانه بازمى گشتم، یکى از همکارانم را که به همراه همسرش به آن مهمانى آمده بودبا اتومبیل به منزلشان رساندم، صبح روز بعد همسرم از من خواست که او را به خانه مادرش ببرم، قبول کردم و به اتفاق سوار اتومبیل شدیم، در راه همسرم به صندلى عقب نگاه کرد در حالى که یک سنجاق سر را به من نشان مى داد پرسید این سنجاق متعلق به کدام زن است؟من که از ترس یادم رفته بود چه کسى سوار اتومبیلم شده نتوانستم توضیحى بدهم، او را به خانه مادرش رساندم، شب که براى بردنش رفتم برایم پیغام فرستاد که دیگر حاضر نیست به خانه باز گردد، علت را پرسیدم از پشت در گفت:بهتراست با همان زنى که سنجاق سرش در اتومبیل بود زندگى کنى (2) ». زن جوان ضمن طرح شکایت اظهار داشت: «شوهرم اغلب شبها به عنوان اینکه در اداره اش کار دارد دیر بخانه مى آید، همین امر موجب ناراحتى من شده است، مخصوصا موقعى که چند تن از زنهاى همسایه گفتند شوهرت دروغ مى گوید:شبها به جاى کار اضافى در اداره در جاى دیگر سرگرم خوشگذرانى است سوءظن مرا نسبت به او بیشتر نموده، حاضر نیستم با مردى که به من دروغ مى گوید زندگى کنم. در این هنگام شوهر زن چندین نامه از جیب خود بیرون آورد و در روى میز رئیس دادگاه قرار داد و خواهش کرد نامه ها را با صداى بلند بخواند تا همسرش متوجه شود که دروغ نگفته ام و بى جهت همه شب با دادو فریاد و اعتراضات بیجاى خود اعصاب مرا ناراحت مى کند. در این هنگام رئیس دادگاه شروع به خواندن نامه ها نمود، یکى از نامه ها حکم اضافه کار بود که به موجب آن به جوان مزبور ابلاغ شده بود که از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر در برابر دریافت دستمزد چهار ساعت کاراضافى باید انجام دهید، نامه هاى ادارى دیگر نیز ثابت مى نمود که باید براى شرکت در کمیسیون هاى مختلف در ساعات مقرر حضور یابد. زن جوان جلو میز رئیس دادگاه آمد پس از دیدن نامه ها گفت:من هر شب که شوهرم مى خوابید جیبهایش را جستجو مى کردم ولى هیچیک از این نامه ها را ندیدم. رئیس دادگاه گفت:ممکن است آنها را در کشوى میز گذاشته و به خانه نیاورده باشد. مرد جوان گفت: سوءظن همسرم به قدرى مرا رنج مى دهد که دچار سوءظن شده ام، و شبها در اثر ناراحتى خوابم نمى برد، فکر مى کنم همسرم حاضر نیست با من زندگى کند. در این موقع زن جوان خودش را به شوهرش رسانید و در حالیکه از شدت شوق گریه مى کرد پوزش خواست و از دادگاه خارج شدند». (3) دکتر دندان پزشک به دادگاه شکایت نموده گفت: «همسرم بى نهایت حسود است، من پزشک دندان هستم، خانمها نیز به من مراجعه مى نمایند، همین مطلب باعث حسادت همسرم مى شود و هر روز بر سر این موضوع با هم نزاع داریم، او معتقد است من نباید زنها را معالجه کنم، من هم نمى توانم به خاطر حسادتهاى بیجاى او مریضهاى همیشگى خودم را زدست بدهم، من همسرم را دوست دارم او هم مرا دوست دارد ولى این فکربیجا زندگى را بما تنگ کرده است... چند روز پیش ناگهان وارد مطب شد، دستم را گرفت و بزور خارج نمود، به خانه رفتم و بین ما دعوا شد، گفت:   براى دیدن تو به مطب آمدم، در اطاق انتظار کنار دختر خانمى نشستم، صحبت از طرز کار من شده، آن دختر بدون اینکه همسرم را بشناسد به او گفته بود:مرد خوب و خوش تیپى است. گفته یک دختر سبب شده که مرا باخفت و خوارى به منزل ببرد». (4) زنى به شوراى داورى شکایت نموده گفت:«یکى از دوستانم گفت: شوهرت به خانه زنى رفت و آمد دارد، او را تعقیب کردم متوجه شدم حقیقت دارد، به قدرى ناراحت شدم که به خانه پدرم رفتم، اکنون از شما مى خواهم که شوهر خطاکارم را تنبیه کنید. شوهر در ضمن تایید سخنان زن گفت:براى خرید دارو به داروخانه رفتم، در ضمن خرید متوجه شدم:زنى که براى خرید شیرخشک به داروخانه آمده پولش کم است، به او کمک کردم، بعدا که فهمیدم زن بیوه و بیچاره اى است به کمکهایم ادامه مى دادم. داوران پس از تحقیق متوجه حسن نیت شوهر شدند و آنها را آشتى دادند». (5) مطلب مذکور مشکل بزرگى است که براى بسیارى از خانواده هااتفاق مى افتد، دبخت خانواده ایکه به چنین بلائى گرفتار شوند، روزخوش ندارند، آب خوش از گلویشان پایین نمى رود، بیچاره کودکان بیگناهى که در یک چنین محیط بدبینى و نزاع و کینه توزى زندگى مى کنند، آنچه مسلم است اینکه آثار سوئى در روح آنها خواهد گذاشت، در این محیط عقده هایى پیدا مى کنند که معلوم نیست در آینده سر از کجا در آورد.  زن و مرد اگر با همین حال صبر کنند و به زندگى ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود، و اگر در مقابل یکدیگر سر سختى و لجاجت نشان بدهند کارشان به طلاق و جدایى منتهى خواهد شد، در آنصورت نیز زن ومرد هر دو بدبخت مى شوند، زیرا مرد از یک طرف خسارتهاى زیادى راباید متحمل شود، از طرف دیگر معلوم نیست به این آسانیها بتواند همسرمناسبى پیدا کند، بر فرض اینکه همسرى انتخاب کرد معلوم نیست بهتر ازاین باشد، زیرا ممکن است عیب بدبینى را نداشته باشد لیکن امکان داردعیب یا عیبهاى دیگرى را داشته باشد که به مراتب بدتر از عیب بدگمانى باشد، به علاوه، فرزندانش بدبخت و دربدر خواهند شد، و آنگهى با مشکل بزرگترى که عبارتست از ناسازگارى نامادرى با فرزندان مواجه خواهدشد.  مرد اگر فکر کند این زن وسواسى را طلاق مى دهم و از شرش نجات پیدا مى کنم، آنگاه با زن بى عیب و نقصى وصلت مى نمایم و با خاطرآسوده زندگى را آغاز میکنم باید بداند که این فکر خامى بیش نیست وچنین موفقیتى خیلى بعید است، بر فرض اینکه این را طلاق بدهى و با زن دیگرى ازدواج کنى باز هم با مشکلات تازه اى روبرو خواهى شد. طلاق گرفتن سبب آسایش و خوشبختى زن نیز نخواهد شد، زیرا گر چه از شوهرش به خیال خود انتقام گرفته لیکن خودش را بدبخت نموده است، معلوم نیست به این آسانیها شوهرى پیدا کند، شاید تا آخر عمر بیوه بماند و از نعمت انس و مودت و تربیت فرزند محروم گردد، بر فرض اینکه خواستگارى هم برایش پیدا شد معلوم نیست از شوهر سابقش بهتر باشد، شاید ناچار شود با مردى که همسرش مرده یا طلاق گرفته وصلت کند، آنوقت مجبور است در فراق فرزندان خودش بسوزد و بچه هاى دیگران رابزرگ کند، و دهها مشکل دیگر که برایش تولید خواهد شد، بنابراین نه قهر و دعوا مى تواند زن و مرد را از این بن بست خطرناک نجات دهد نه طلاق و جدایى، لیکن راه سومى نیز وجود دارد که بهترین راه است. راه سوم اینست که زن و مرد دست از لجاجت و سرسختى برداشته با عقل و تدبیر رفتار کنند، مخصوصا مرد مسئولیت بیشترى دارد، تقریبامى توان گفت که کلید حل این مشکل در دست او قرار دارد، اوست که اگرقدرى بردبارى و از خود گذشتگى بخرج دهد هم خودش را بدرد سرنمى اندازد، هم همسر بیمارش را از این مهلکه نجات خواهد داد.   اکنون روى سخن با مرد است آقاى محترم! اولا بدین نکته توجه داشته باش که همسر تو در عین وسواسیگرى ترا دوست دارد، به زندگى و فرزندانش علاقه مند است، ازجدایى وحشت دارد، از اوضاع اسفناک زندگى شما قالبا در عذاب وشکنجه است، اگر شما را دوست نمى داشت حسادت نمى کرد، نمى خواهد اوضاع چنین باشد لیکن چه کند بیمار است؟ بیمارى فقط دل درد و آپاندیس و زخم معده و رماتیسم و سرطان نیست، بلکه امراض عصبى نیز بخش مهمى از بیماریها بشمار مى روند، خانم شما گر چه دربیمارستان روانى بسترى نیست لیکن به طور تحقیق یک بیمار روانى است، اگر قبول ندارى به یک روانپزشک مراجعه کن، با یک چنین خانمى با دیده دلسوزى و ترحم باید نگاه کرد نه با دیده انتقام و کینه جویى، به حال زار و افکار پریشانش ترحم کن، کسى با بیمار دعوا و داد و قال و کشمکش نمى کند، در مقابل بى ادبیها و ناسازگارى هایش عکس العمل شدید نشان نده، دعوا و داد و فریاد راه نینداز، به کتک و دشنام متوسل مشو، به دادگاه حمایت خانواده مراجعه نکن، قهر و باد نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، هیچیک از این کارها نمى تواند بیمارى این خانم را معالجه کند بلکه شدیدترش مى گرداند، رفتار تند و نامهربانیهاى ترا دلیل بر صدق عقیده اش مى گیرد. راه کار اینست که تا مى توانى اظهار محبت کنى، ممکن است از وسواسی گریها و ناسازگاریهاى او بتنگ آمده قلبا منزجر شده باشى لیکن چاره اى نیست باید به طورى اظهار محبت کنى که یقین پیدا کند که شش دانگ دل تو مسخر اوست و شخص دیگرى در آنجا راه ندارد. دوم: سعى کن با هم تفاهم نمایید، چیزى را از او مخفى نکن، بگذار نامه هایت را حتى قبل از خودت بخواند، کلید کمد اختصاصى یا صندوق اسناد و مدارک را در اختیارش قرار بده اگر میل داشت بدانها مراجعه کند، بگذار جیب و بغلت را بررسى کند، اجازه بده تمام اعمال و حرکاتت را تحت نظر بگیرد، از این قبیل کارها نه تنها اظهار ناراحتى نکن بلکه آنرا یک امر عادى و از لوازم صفا و صداقت خانوادگى محسوب بدار، بعد از مشاغل روزانه اگر کارى ندارى زودتر به منزل بیا. و اگر کارى پیش آمد کرد قبلا به همسرت بگو: من به فلان جا مى روم و در فلان ساعت برمیگردم، سعى کن از موعد مقرر تخلف نشود، چنانچه اتفاقا نتوانستى سرموعد حاضر شوى هنگام مراجعت علت تاخیر را به صراحت بیان کن، مواظب باش در تمام این مراحل کوچکترین دروغى از تو صادر نشود، وگرنه بد گمانى او تشدید خواهد شد، در کارها با وى مشورت کن، هیچ عملى را ازاو مخفى نکن بلکه کارهاى روزانه ات را برایش شرح بده، صداقت و راستى را هیچگاه از دست نده، خواهش کن در هر جا نقطه ابهامى دارد که اسباب بدگمانى او مى شود بدون پروا توضیح بخواهد، و عقده ایرا در دل نگیرد. سوم: ممکن است جنابعالى شخص پاک و حتى از قصد خیانت هم منزه باشى لیکن بدگمانیهاى زنها نیز غالبا بى منشا نیست، لابد در اثرغفلت و صداقت، عملى از تو صادر شده که در روح او اثر گذاشته و رفته رفته تولید سوءظن نموده است، لازم است در اعمال و رفتار کنونى و گذشته ات دقت نمایى و عامل اصلى و منشا بدگمانى همسرت را یافته و در رفع آن کوشش کنى، اگر با خانمهاى بیگانه خیلى شوخى و شیرین زبانى مى کنى این عمل را ترک کن. چه ضرورتى دارد خانمها ترا جوانى خوش اخلاق و خوش تیپ بشمارند لیکن همسرت بدبین شده زندگى داخلى شما به بدترین وجوه بگذرد؟ چه لزومى دارد با خانم منشى خودت شوخى و خنده بکنى تا همسرت خیال کند با او سر و سرى دارى؟ اصلا درصورتیکه همسرت بدبین است چه ضرورتى دارد که منشى زن استخدام کنى؟ در مجالس با خانمهاى بیگانه گرم نگیر، زیاد به آنها توجه نکن، پیش همسرت از آنها تعریف نکن، اگر به زن بیوه بیچاره اى مى خواهى احسان کنى چه بهتر که قبلا با همسرت مشورت کنى بلکه مى توانى این عمل خیر را به وسیله او انجام دهى. نگو: مگر من اسیر و برده هستم که اینقدر مقید زندگى کنم؟ نه خیر اسیر و برده نیستى لیکن مرد عاقل و با تدبیرى هستى که با همسرت پیمان وفا و همکارى بسته اى، بدین جهت باید زن دارى کنى و با عقل و تدبیر بیمارى او را بر طرف سازى، باید با فداکارى و رفتارعاقلانه، خطر بزرگى را که متوجه کانون مقدس خانوادگى شما شده مرتفع کنى، در اینصورت هم به همسر بیمارت بزرگترین خدمت را نموده اى هم فرزندان بیگناهت را از سرگردانى و غم و اندوه نجات داده اى، هم خودت را از ضررهاى روحى و مادى رها کرده اى، البته مردى که در یک چنین موقع حساسى فداکارى کند در نزد خدا هم پاداش بزرگى خواهد داشت. حضرت على علیه السلام فرمود:در هر حال با زنها مدارا کنید. باخوبى با آنها سخن بگویید تا افعالشان نیکو گردد. (6) امام سجاد علیه السلام فرمود:یکى از حقوقى که زن بر شوهر دارداینست که جهالت و نادانیهاى او را ببخشد. (7) رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر مردیکه با همسربد اخلاقش بسازد خداوند متعال، در مقابل هر دفعه که صبر کند، به مقدارثواب صبر حضرت ایوب علیه السلام، به او ثواب عطا خواهد کرد. (8) اکنون باید چند مطلب را به خانمها یادآورى کنم. مطلب اول- خانم محترم، موضوع خیانت شوهرت، مثل همه موضوعات دیگر، احتیاج به دلیل و برهان دارد، مادامیکه خیانت او با ادله قطعیه باثبات نرسیده شرعاً و وجداناً حق ندارى وى را متهم سازى، آیاسزاوار است به صرف یک احتمال، شخص بیگناهى را مورد تهمت قراردهى؟ اگر کسى بدون دلیل و برهان ترا متهم کند آیا ناراحت نمى شوى؟ مگر با یک یا چند شاهد سفیهانه و غیر عقلایى مى توان موضوع مهمى مثل خیانت را باثبات رسانید؟ خداوند بزرگ در قرآن مجید میفرماید:اى کسانیکه ایمان آورده ایداز بسیارى از گمانها اجتناب کنید، زیرا بعض گمانها گناه است. (9) امام صادق علیه السلام فرمود:بهتان زدن به شخص بیگناه از کوههاى بزرگ سنگین تر است. (10) رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر کس به مرد مؤمن یا زن مؤمنه تهمت بزند خدا در قیامت او را بر تلى از آتش نگه میدارد تا به کیفراعمالش برسد. (11)  خانم محترم، دست از نادانى و احساسات خام و عجله بردار، متین و عاقل باش، موقعیکه عصبانى و ناراحت نیستى در گوشه اى خلوت کن، قرائن و شواهد خیانت شوهرت را در نظر بگیر، بلکه روى کاغذ یادداشت کن، سپس وجوه و احتمالات قضیه را در مقابل آن بنویس، آنگاه مانند یک قاضى درستکار و با انصاف، در مقدار دلالت آنها تامل کن، اگر دیدى یقین آور نیستند باز هم مانع ندارد، تحقیق کنى لیکن موضوع را مسلم وقطعى نگیر و به صرف سوءظن و توهم بى دلیل زندگى را به خودت وشوهرت تلخ نکن.  مثلا وجود یک سنجاق سر در اتومبیل چندین علت مى تواند داشته باشد: 1-متعلق باشد به یکى از خویشان شوهرت مانند:خواهر، خواهرزاده، برادرزاده، عمه و عمه زاده، خاله و خاله زاده. ممکن است یکى از آنها را سوار ماشین کرده و سنجاق مال او باشد. 2-شاید مال خودت باشد، و قبلا که به ماشین سوار شده اى از سرت افتاده باشد. 3-شاید یکى از دوستان یا خویشانش را با خانمش سوار ماشین کرده و سنجاق متعلق به آن خانم باشد. 4-شاید خانم درمانده اى را سوار کرده به منزلش برساند. 5-شاید یکى از دشمنانش عمدا سنجاق را در ماشین انداخته تا ترا بدبین نموده اسباب بدبختى شما را فراهم سازد. 6-شاید منشى خودش یا یکى از همکارانش را سوار کرده وسنجاق متعلق به او باشد. 7-احتمال هفتم اینست که معشوقه اش را سوار نموده عیاشى رفته باشد:این احتمال به طور حتم از سایر احتمالات بعیدتر است و نباید زیاد بدان ترتیب اثر داد. در هر صورت احتمالى بیش نیست، نباید آنرا یک دلیل قطعى و مسلم فرض کرد، و سایر احتمالات را به کلى نادیده گرفت، وداد و فریاد و بى آبروئى راه انداخت. اگر شوهرت دیر به منزل مى آید دلیل خیانتش نیست، شاید اضافه کار داشته باشد، شاید کار فوق العاده اى پیدا کرده، شاید به منزل یکى از دوستان یا همکاران یا خویشانش رفته باشد، شاید در یک جلسه علمى یا دینى شرکت نموده باشد، شاید براى تفریح سالم و قدم زدن دیر به منزل آمده باشد.  اگر خانمى از شوهرت تعریف کرد و او را جوان خوش تیپى شمرد تقصیر او چیست؟خوش اخلاقى دلیل خیانت نیست، چه کند اگر بد اخلاق باشد کسى به او مراجعه نمى کند، انتظار دارى بد اخلاقى کند تا همه او رابد اخلاق شمرده یک فرسخى از او فرار کنند؟ اگر به زن بیوه و یتیمانش احسان مى کند دلیل خیانتش نمى شود، شاید آدم خیرخواه و دلسوزى باشد و از باب نوع پرورى و دستگیرى از بیچاره گان و براى رضاى خدا به آنها احسان کند. اگر شوهرت جعبه یا کمد مخصوصى دارد یا اجازه نمى دهدنامه هایش را بخوانى دلیل خیانتش نیست، زیرا بسیارى از مردها ذاتامحافظه کار و راز نگهدارند، و دوست ندارند کسى از امورشان مطلع شود، شاید شغلش ایجاب میکند کارهایش را مخفى بدارد، شاید ترا راز نگهدارنمى داند. به هر حال، یک دلیل احتمالى بیش از یک احتمال نتیجه نمى دهد، نباید آنرا یک دلیل قطعى بدون تردید محسوب داشت. مطلب دوم-در هر جا سوءظن پیدا کردى فورا موضوع را باشوهرت در میان بگذار، به قصد کشف حقیقت، نه به عنوان اعتراض، رسما و بدون پروا بگو: من نسبت به فلان کار بد گمان هستم، خواهش میکنم واقع مطلب را بیان بفرمایید تا خاطرم آسوده گردد، آنگاه خوب به حرفهایش گوش بده، و در اطراف آنها تامل کن، اگر بدگمانى تو بر طرف شد که چه بهتر، لیکن اگر قانع نشدى مى توانى بعدا در اطراف قضیه تحقیق کنى تا حقیقت برایت روشن گردد، اگر در ضمن تحقیق به موضوعى برخورد کردى که شوهرت دروغ گفته و مطلب را بر خلاف واقع توضیح داده صرف این دروغ را دلیل خیانت او نگیر، زیرا ممکن است شخص بیگناهى باشد لیکن چون از بدگمانى تو اطلاع داشته عمدا مطلب را بر خلاف واقع گفته مبادا سوءظن تو زیاده گردد، بهتر است در این مورد هم باز به خودش مراجعه کنى و علت خلافگوئیش را بپرسى، البته مردکار خوبى نکرده که مرتکب دروغ شده و بهتر بود حقیقت را مى گفت زیراچیزى از صداقت بهتر نیست. لیکن اگر او اشتباه کرد تو نادانى و جهالت بخرج نده، بلکه با تصمیم قاطع از او بخواه که دیگر دروغ نگوید، اگرتوضیح خواستى و شوهرت نتوانست توضیح قانع کننده اى بدهد، عجز ازجواب را یک دلیل مسلم و قطعى خیانت مشمار، زیرا ممکن است مطلب را واقعا فراموش نموده باشد، یا اینکه چون از بدگمانى تو اطلاع داشته دست و پاى خویش را گم کرده نتوانسته جواب قانع کننده اى بدهد. دراینجا سخن را کوتاه کن و در یک موقع مناسب مطلب را در میان بگذار وعلت قضیه را بپرس. و اگر اظهار داشت:واقع را فراموش نموده ام از اوبپذیر زیرا انسان محل سهو و نسیان است، اگر باز هم تردید داشته باشى مى توانى از راههاى دیگر در صدد تحقیق بر آیى. مطلب سوم- موضوع بد گمانى خودت را با هر کس در میان نگذار، زیرا ممکن است واقعا دشمن شما یا حسود باشد، بدین جهت گفتار ترا تایید و چندین قرینه دروغ نیز بدان بیفزاید تا زندگى شما را از هم بپاشد، ممکن است شخص نادان و زود باور و بى تجربه اى باشد و به قصددلسوزى گفته ترا تایید نماید بلکه شواهد پوچ دیگرى بدان اضافه نموده ذهن ترا خرابتر گرداند، بنابراین صلاح نیست با افراد نادان و بى تجربه مشورت نمایى، حتى مادر و خواهر و خویشانت، البته مشورت خوب است، اگر در جایى ضرورت پیدا کرد یکى از دوستان عاقل و کاردان و باهوش وخیرخواه را در نظر بگیر و مطلب را با او در میان بگذار و از افکارش استفاده کن.  مطلب چهارم-اگر شواهد و دلائل خیانت شوهرت قطعى نبود، ودوستان و خویشانت نیز تصدیق کردند که دلائل مزبور قانع کننده نیست وشوهرت بیگناه است، و شوهرت نیز با دلیل و برهان و قسم و التماس عدم خیانت خودش را اثبات میکند لیکن با همه اینها بدگمانى ووسواسیگریهاى تو برطرف نمى شود یقین بدان که بیمار هستى، وبدبینى ات در اثر بیمارى عصبى و روانى پیدا شده است. لازم است به یک روانپزشک حاذق مراجعه نمایى و از دستوراتش پیروى کنى.  مطلب پنجم-راه کار تو همان بود که گفته شد، داد و فریاد و بهانه وناسازگارى نه تنها مشکلت را حل نمى کند بلکه مشکلات دیگرى بدان اضافه خواهد کرد. به دادگاه حمایت خانواده نیز مراجعه نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، آبروى شوهرت را نریز. از این قبیل کارها نتیجه خوبى نخواهى گرفت، ممکن است کار به لجبازى و عناد بکشد و شوهرت ناچارشود ترا طلاق بدهد و زندگى را از هم بپاشد. در آنصورت نیز تو نتیجه خوبى نخواهى گرفت و تا آخر عمر قرین تاسف خواهى شد، مواظب باش تصمیم خطرناکى نگیرى دست بخودکشى و انتحار نزن، زیرا به وسیله این عمل زشت خودت را نابود مى سازى در آخرت نیز به عذاب دوزخ معذب خواهى شد، حیف نیست انسان براى یک فکر بیجا بزندگى خودش خاتمه بدهد؟آیا بهتر نیست با عقل و بردبارى قضیه را اصلاح کنى؟ مطلب ششم-اگر بدگمانى تو بر طرف نشد و احتمال میدهى یایقین دارى که شوهرت به زنهاى دیگر نظر دارد باز هم تقصیر تو است، زیرامعلوم مى شود آنقدر هوش و کاردانى و عرضه نداشته اى که شش دانگ قلب شوهرت را مسخر گردانى تا جایى براى زنهاى دیگر نماند، هنوز هم دیرنشده، دست از نادانیگرى و لجبازى بردار و با اخلاق خوش و رفتار نیک واظهار محبت چنان در قلب شوهرت جاى باز کن که جز تو کسى را نبیند وجز تو کسى را نخواهد. منبع: امینی، ابراهیم؛ (1367)، آئین همسرداری یا اخلاق خانواده ]]> روانشناسی زن و مرد Thu, 17 Aug 2017 08:19:15 GMT http://migna.ir/vdchx-nk.23nzkdftt2.html چرا شوهرتان همیشه بیمار است؟ http://migna.ir/vdchqmnk.23nzzdftt2.html زنان و مردان در زمان بیماری واکنش‌های متفاوتی از خود بروز می‌دهند از این رو پزشکان باید در مورد چگونگی تفاوت نشانه‌های بیماری در زنان و مردان اطلاعات کافی داشته باشند. مطمئنا همه‌ ما تجربه‌ بیماری و درد را داریم، اما گاهی شاید به دلایلی متوجه شویم که به عنوان زن یا مرد، تجربه‌‌های‌مان از بیماری، با جنس مخالف‌مان متفاوت است، و کنجکاو شده‌ایم که بدانیم آیا این موضوع واقعیت دارد؟ و اگر چنین است به راستی دلیلش چیست؟ ظاهرا اینکه مردها قویتر هستند یا زنها، نبردی است که هرگز پایان ندارد. یک تئوری معروف وجود دارد که می‌گوید در مواجهه با ویروس، مردها بیشتر مریض می‌شوند، یا حداقل، بیماری آنها را بیشتر تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما زنها با وجود مریضی هم به کار و زندگی و فرزندان‌شان می‌رسند.    آیا مردها بیشتر از زنها مریض می‌شوند؟ این ادعا پشتوانه‌ علمی قاطعی ندارد، اما برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که سلول‌های ایمنی زنان و مردان در مقابل حمله‌ ویروس، متفاوت است.  به تازگی مطالعه‌ای که روی موش‌ها انجام شده، یافته‌های جدیدی به آنچه قبلا گفته می‌‌شد افزوده است؛ نتایج نشان می‌دهد بعضی از بیماری‌ها واقعا تاثیر شدیدتری روی مردها دارند و این فیزیولوژی، تا حدود نسبتا زیادی، توجیه کننده‌ی این ادعاست که مردها بیشتر از زنها مریض می‌شوند، و این موضوع چنانچه پیش از این تصور می‌شد، ربطی به مسائل روانشناسی ندارد.  در این تحقیق که نتایج آن در نشریه‌ Brain, Behavior and Immunity منتشر شده، آزمایشاتی روی موش‌ها صورت گرفت و معلوم شد این موش‌های نر نسبت به موش‌های ماده، در مواجهه با باکتری‌های بیماری‌زا که علائمی مشابه آنفلوآنزا داشتند، واکنش‌های بیشتر و شدیدتری از بیماری نشان دادند. همچنین موش‌های نر، نوسانات بیشتری در دمای بدن، میزان تب و علائم التهابی داشتند و دوران نقاهت آنها نیز طولانی‌تر بود. البته مطالعاتی که روی حیوانات آزمایشگاهی انجام می‌شود لزوما درمورد انسان‌ها هم صدق نمی‌کند، بنابراین ممکن است اغراق‌هایی در این نتایج وجود داشته باشد! اما کارشناسانی که روی ارتباط جنسیت با سیستم ایمنی کار می‌کنند می‌گویند یافته‌ها، سوالاتی از روی کنجکاوی ایجاد می‌کنند. مطالعاتی که روی سلول‌های انسانی انجام شده نشان می‌دهد سلول‌های ایمنی مردها، گیرنده‌های فعال‌تری در برابر پاتوژن‌هایی خاص دارد. به گفته‌ دانشمندان همیشه هم حضور میکروب یا ویروس نیست که ما را مریض می‌کند، بلکه واکنش سیستم ایمنی ما نیز این میان نقش دارد و تحقیقات هم نشان می‌دهد مردها، با واکنش شدیدتری، سلول‌های ایمنی خود را به ناحیه‌ عفونت فرا می‌خوانند، که باعث می‌شود به طور کلی، بیشتر احساس ناخوشی و بیماری کنند. دلیل این امر هنوز کاملا مشخص نیست، اما فرضیه‌ای که وجود دارد می‌گوید، تستوسترون و استروژن، به شیوه‌های مختلفی روی گیرنده‌های سیستم ایمنی اثر می‌گذارند. مطالعه‌ جدید انجام  شده روی موش‌ها، ارتباطی میان هورمون‌های جنسی و بیماری نشان نداد، اما چندین تحقیق و بررسی دیگر این امر را ثابت کرده‌اند. مثلا پژوهشی که در سال ۲۰۱۵ روی سلول‌های انسانی انجام شد، نشان داد ترکیبات استروژنی باعث شده بودند، ویروس آنفلوآنزا به سختی بتواند نمونه‌ آزمایش را آلوده کند. مردهای قوی، سیستم ایمنی ضعیف‌تری دارند! تئوری دیگری که حاصل مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۰ در دانشگاه کمبریج است هم می‌گوید، مردها سیستم ایمنی ضعیف‌تری دارند زیرا تمایل‌شان برای رفتارهای مخاطره‌آمیز بیشتر است. پژوهش دیگری هم نشان می‌دهد زنان به این دلیل که راحت‌تر می‌توانند پاتوژن‌ها را به بچه‌های خود منتقل کنند، قدرت دفاع طبیعی بیشتری در برابر آنها دارند. البته این ویژگی‌های ایمنی، شامل تمام انواع بیماری‌ها نمی‌شود. در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۶ در Nature Reviews Immunology منتشر شد آمده است، مردها نسبت به یک سری از بیماری‌ها مستعدتر هستند (مثلا سرطان‌هایی غیر از سرطان‌های اندام‌های تولید مثلی)، در حالیکه زنها نسبت به یک سری دیگر از بیماری‌ها آسیب‌پذیرترند، مانند بیماری‌های خودایمنی. مثلا در مورد بیماری آنفلوآنزا، مطالعات نشان داده که مردها چندان اهل شستشوی مرتب دست‌ها نیستند و یا تمایل زیادی به مراجعه‌‌های روتین به پزشک ندارند. البته الگوهای فرهنگی و اجتماعی نیز روی رفتارهای ما اثر می‌گذارد، بنابراین نتیجه‌گیری‌ها باید براساس ترکیبی از عوامل گوناگون باشند. تفاوت نشانه های بیماری در زنان و مردان پروفسور «جیوانلا باجو» از بیمارستان پادوا در ایتالیا می‌گوید وقتی که مردان دچار سکته قلبی می‌شوند، درد قفسه سینه که در دست چپ احساس می‌شود یک نشانه استاندارد است، این درحالی است که زنان دچار تهوع و درد در ناحیه شکم می‌شوند. وی ادامه می‌دهد: زنان اغلب به دلیل تفاوت نشانه‌هایی که از خود بروز می‌دهند، درمان مورد نیاز را دریافت نمی‌کنند. به گفته وی هنوز اطلاعات دانشمندان در مورد تفاوت‌های مرتبط با جنسیت بسیار اندک است. و اما تجربه‌ متفاوت زنان و مردان از درد! محققان مدتهاست که می‌دانند زنان و مردان، درد را به صورت متفاوتی تجربه می‌کنند. آنطور که یافته‌ها نشان می‌دهند زنها، نسبت به مردها، درد را در قسمت متفاوتی از مغزشان پردازش می‌کنند و حساسیت بیشتری نسبت به درد دارند که می‌تواند توجیه کننده‌ این واقعیت باشد که زنان، از بیماری‌های مزمنی چون آرتریت و فیبرومیالژیا بیشتر رنج می‌برند، اما با این حال شیوه‌‌ی درمان برای هر دو یکسان است. تحقیقات جدید نیز نشان می‌دهد سلول‌های ایمنی که به واسطه‌ی درد فعال می‌‌شوند در زنان و مردان تفاوت دارد، و این اکتشافی است که می‌تواند باعث شود درمان‌های موثرتری برای زنان و مردان، درنظر گرفته شود. چرا بیماری‌های محیطی، زنان را بیشتر از مردان تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ بیماری‌های محیطی به طور کلی در میان زنان، شایع‌تر از مردان هستند. چرا؟ هیچکس دقیقا نمی‌داند اما عوامل گوناگونی می‌توانند باعث شوند زنان تا حدودی مستعدتر باشند. در خانه زنان معمولا بیشتر از مردان کارهای مربوط به نظافت منزل و مدیریت محیط خانه را انجام می‌دهند که این می‌تواند زنان را بیشتر در معرض مواد سمی و شیمیایی پاک‌کننده قرار دهد. در محل کار زنان در ابتلا به بیماری‌های مربوط به محل کار، مستعدتر هستند. هر چند موارد زیادی وجود دارد که شرایط برای هر دو یکسان است اما مثلا خانم‌ها بیشتر در سالن‌های زیبایی کار می‌کنند، یا مثلا در صنایح اتومبیل سازی ممکن است مواد سمی وجود داشته باشد و محیط برای محافظت و ایمنی کارکنان به اندازه‌‌ای که برای مردان موثر است برای زنان نباشد. لوازم آرایشی و بهداشتی زنان طبیعتا بیشتر از لوازم آرایشی استفاده می‌کنند، مثلا سشوار، عطر و خوشبوکننده، میکاپ صورت و محصولات مربوط به پوست و مو، که خیلی از آنها حاوی مواد شیمیایی مضر هستند. تفاوت‌های فیزیولوژیکی زنان و مردان  تحقیقات نشان داده که دست کم در برخی موقعیت‌ها، زنان در مواجهه با مواد سمی، واکنش متفاوتی نسبت به مردان در مواجهه با همان مواد دارند. مثلا تعدادی از پژوهش‌ها نشان داده که وقتی زنان و مردان در معرض مواد سمی مشابه در محل کار قرار گرفته بودند (در ساختمانی که موجب سندرم بیماری ساختمان یا Sick Building Syndrome شده بود)، زنان به طور پیوسته، علائم بیشتری را گزارش کردند. برخی از تفاوت‌های فیزیولوژیکی زنان و مردان می‌تواند توجیه کننده‌ی این حالت باشد. زیرا زنان به طور میانگین چربی بدن‌شان ۱۰ درصد بیشتر از مردان است و توانایی بیشتری برای ذخیره‌ی سموم محلول در چربی دارند. و در نهایت تفاوت‌های هورمونی هم می‌تواند روی شیوه‌ واکنش فرد نسبت به مواد شیمیایی اثر بگذارد.- ترجمه هدی بانکیوب‌سایت نبض ما ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Wed, 02 Aug 2017 10:27:26 GMT http://migna.ir/vdchqmnk.23nzzdftt2.html چه مرداني دست بزن دارند؟ http://migna.ir/vdcjyiex.uqevyzsffu.html ميگنا: کم نیستند زنانی که از پرخاشگری‌های شوهران خود و کتک خوردن‌های گاه و بیگاه گلایه دارند و چه بسا اغلب زنان در دادگاه خانواده اصلی‌ترین علت طلاق خود از شوهرشان را کتک خوردن بیان می‌کنند. وقتی گفته می‌شود مردی دست بزن دارد و همسرش را کتک می‌زند یعنی این فرد برای رسیدن به خواسته‌های خود به زور و پرخاشگری متوسل شده تا حرف خود را به کرسی بنشاند. اما واقعا چرا یک مرد باید علیه همسر خود اقدام به چنین رفتارهای فجیعی کند؟ آیا مردها حق دارند به دلیل عصبانیت، همسرشان را کتک بزنند؟ یا شوهری که «دست بزن» دارد، چه باید کرد؟ این افراد قادر به خودکنترلی نبوده و در هنگام عصبانیت توانایی درست فکر کردن را از دست داده و دست به انجام کارهایی می‌زنند که در حالت عادی آن‌ها را انجام نمی‌دهند. اگر زنی دائما از شوهرش کتک می‌خورد و این امر به یک معضل بزرگ در خانواده تبدیل شده است و همسرش نیز این عدم خودکنترلی را باور دارد جای نگرانی نیست، زیرا می‌توان با مراجعه به روانشناس و روانپزشک راهکارهای مقابله با خشم و اصول خودکنترلی را یاد گرفت. دکتر پژمان قائم مقامی، روان پزشک: این گروه خشن! خشونت های خانگی معمولا توسط آقایان علیه خانم ها اعمال می شود و این اتفاق فقط منحصر به فرهنگ ما نیست بلکه به دلیل شرایط فیزیولوژیکی مردان که از لحاظ جسمانی از خانم ها قوی ترند و نیز به دلیل فرهنگ مردسالاری که در بیشتر کشورهای دنیا وجود داشته و دارد، در همه جای دنیا همین طور است. معمولا فردی که علیه خانواده اش خشونت بروز می دهد فردی با شخصیت ناپخته، مجهول، با اعتماد به نفس پایین و از لحاظ عاطفی فردی وابسته است. این افراد در بیشتر موارد در دوران کودکی و نوجوانی خود مورد خشونت و سوءاستفاده جسمی قرار گرفته اند یا حتی در زندگی فعلی خود، در محل کار یا سایر مجامعی که در آن حاضر می شوند، مورد خشونت قرار می گیرند و چون توان مقابله یا اظهارنظر در آن محیط را ندارند، خشمشان را بر سر خانواده شان خالی می کنند که به «جابجاسازی خشونت» معروف است. یکی از شایع ترین علل پدیده خشونت خانگی، سوءمصرف مواد است. فرد معتاد، چه در زمان نشئگی و چه به دلیل عوارض مخرب و ماندگار اعتیاد بر مغز، مستعد رفتارهای تکانشی و خشونت است. از جمله این مواد می توان به الکل و انواع مخدرها و محرک ها اشاره کرد. همه این مواد باعث رفتارهای خشونت آمیز می شوند وقتی «کتک» سنگ محک عشق می شود یکی دیگر از علل بروز خشونت خانگی که عجیب هم هست، ابراز خشونت برای آزمودن عشق و وفاداری همسر است! در این مورد فرد از لحاظ عاطفی به هسمرش وابسته است. اما بر سرش فریاد می زند تا ببیند آیا همسرش همچنان او را دوست خواهدداشت یا خیر! بعد یک پله جلوتر می رود و او را کتک می زند تا ببیند آیا خانمش بعد از کتک خوردن هم به زندگی با او ادامه می دهد یا خیر! البته معمولا افرادی با اختلال شخصیت مرزی با اختلال شخصیت سادیستیک با چنین روش خشونت آمیزی محبت طرف مقابلشان را می سنجند و این عمل کاملا غیرطبیعی است. در این مورد هم ممکن است فرد در دوران کودکی در محیط خانوادگی خشنی رشد کرده باشد یا پذیرش چنین رفتاری با مادرش داشته و او هم به عنوان الگو، این رفتار را آموخته و این باور غلط در ذهنش جای گرفته که “زن خوب، زنی است که مثل مادر من بسوزد و بسازد”. قربانی نشوید! این تفکر «سوختن و ساختن» یا اینکه می شنویم بعضی خانم ها می گویند «چاره ای جز تحمل ندارم!» همگی باورهای غلطی هستند که شکل گرفته اند. بسیاری خانم ها با این تصور که «اگر طلاق بگیرم، آینده فرزندانم خراب می شود»، «خواستگاری خواهرم به هم می خورد» یا «خانواده من طلاق را به هیچ دلیلی نمی پذیرند» خود را به خاطر دیگران قربانی می کنند. اما این تفکر بسیار غلط است.بچه ها به آرامش، بیش از هرچیز دیگری نیاز دارند و اگر قرار باشد فرزند در محیطی پر از خشم، فریاد و خشونت باشد و هر روز شاهد دعوای والدین و کتک خوردن مادرش و گاهی خودش هم خورد خشونت (کلامی یا فیزیکی) قرار بگیرد، آسیب می بیند. چه بسا مادری که مدام مورد خشونت قرار می گیرد، خود دچار جابجایی خشونت شود و خشمش را سر فرزندانش خالی کند؛ پس بچه ها از هر دو طرف مورد خشونت قرار می گیرند و مسلما آسیب بیشتری می بینند، بنابراین باید سعی شود به هر نحوی که هست (با کمک مشاور و با حضور هر دو والد یا به صورت تک والد) محیط خانه آرام شود تا فرزند در معرض خشونت های کلامی و فیزیکی نباشد. یادتان باشد فردی که این خشونت ها را می پذیرد و خود را مجاب می کند به خاطر بچه و… متحمل خشونت های همسرش شود، مسلما شخصیت وابسته ای دارد که دل کندن از همسرش برایش سخت است. او فکر می کند نمی تواند بدون همسرش زندگی کند یا نگران است که اگر از مشاور کمک بگیرد، نکند طلاق به عنوان اولین راهکار به او پیشنهاد می شود. این خانم هم ممکن است همین خشونت را در کودکی خود بین والدینش دیده باشد و تحمل خشونت از سوی مادر، برایش الگوسازی شده باشد، بنابراین خشونت را می پذیرد و دنبال کمک نخواهد رفت؛ پس این فرد هم نیازمند مشاوره و سایر حمایت هاست. مغز بچه تان کوچک نماند! تحمل دعوا و خشونت خانگی برای بچه ها، چند برابر بزرگسالان سخت است. ضمن اینکه اگر کودک در مراحل رشد مغز و شکل گیری شخصیت با چنین پدیده ای روبرو باشد، تاثیرات جبران ناپذیری به جسم و روانش وارد می شود. نتایج تحقیقات نشان داده صدماتی به مادرهای مغز کودکانی که مورد خشونت (حتی خشونت کلامی) قرار می گیرند، وارد می شود و مغز کوچک تری نسبت به هم سن و سال هایشان خواهند داشت و مستعد ابتلا به بسیاری بیماری ها از جمله افسردگی هستند، بنابراین نباید فکر کنیم که «سوختن و ساختن» به نفع فرزندمان است؛ حتی اگر در بدترین شرایط و به عنوان آخرین راه، کار زوج به طلاق بکشد، رشد کودک کنار یکی از والدین اما در یک محیط آرام بهتر از حضورش کنار هر دو والد اما همراه با خشونت خانگی است. گول نخورید!  برخی افراد بعد از انجام خشونت و رفتارهای تکانشی، دچار احساس گناه می شوند و بعد از گذشت هیجان و خشونت، تازه متوجه می شوند که چه اشتباهی کرده اند و برای کاهش عذاب وجدانشان، سعی می کنند با ابراز محبت افراطی، اقدام به تلافی رفتار بدشان کنند. به این ترتیب خانم با این تصور که همسرش او را دوست دارد و منظور خاصی از کتک زدن یا فحش دادن و… نداشته و «فقط عصبانی بوده و رفتارش این طور است»(!)، راضی می شود و همسرش را می بخشد اما متاسفانه این رفتار از سوی همسرش دوباره و دوباره تکرار می شود و باز شوهر به دلیل عذاب وجدان ابراز محبت می کند و دوباره همسرش او را می بخشد و این چرخه مدام تکرار می شود. در صورتی که رفتار صحیح این است که وقتی شوهر پشیمان شد و برای عذرخواهی و ابراز محبت نزد همسرش رفت، خانم بگوید: “اگر می خواهی زندگی مان ادامه پیدا کند و این مشکلات حل شود، باید از مشاور کمک بگیریم”. خشونت را تحمل نکنید به هیچ وجه نباید اجازه دهید خشونت علیه شما یا فرزندتان ادامه پیدا کند و قرار نیست شما هزینه بدرفتاری همسرتان را با جسم و روانتان بپردازید یا «بسوزید و بسازید!» همچنین وقتی همسرتان خشونت خود را نمی پذیرد و به هیچ قیمتی حاضر به مراجعه و کمک گرفتن از مشاور، روان شناس یا روان پزشک نیست، مشورت کردن با مشاور یا روان پزشک می تواند به فرد یاد بدهد که چگونه احتمال بروز خشونت را در دفعات آینده کاهش دهد و در صورت مفید نبودن اقدامات در نهایت مشخص می کند که باید به زندگی مشترک ادامه بدهید یا خیر. گاهی خشونت آنقدر شدید است که جان زن و فرزند در معرض خطر است، در این موارد فرد به هیچ وجه نباید شرایط را تحمل کند و باید به سرعت و از طریق مراجعه به پزشکی قانونی، بهزیستی یا سایر اورژانس های اجتماعی و در نهایت دادگستری، کمک بگیرد تا مشخص شود فرد مشکل روان پزشکی خاص، اعتیاد و در نهایت صلاحیت سرپرستی خانواده اش را دارد یا خیر. برای درمان اقدام کنید در خشونت های ناگهانی و تکانشی شدید، گاهی عوامل خارجی مثل حضور اقوام و آشنایان می تواند به عنوان یک عامل بازدارنده، کمک کننده باشد و مانع از ابراز خشونت فرد شود اما در خشونت های کلامی، کمک گرفتن از حامیان آشنا صلاح نیست و باید حتما از مشاور و روان شناس کمک گرفت. در ادامه این روند، مهم ترین درمانی که پیشنهاد می شود، خانواده درمانی است، یعنی همه اعضای خانواده، با توجه به سن فرزندان، باید در فرایند درمان شرکت داشته باشند و کمک کنند برطرف کردن مشکلات همراه از جمله اعتیاد به الکل و مواد با اختلال های شخصیتی مختلف از جمله دیگر کارهایی است که در جلسات درمان انجام می شود در نهایت اینکه بهتر است این نوع درمان ها به صورت گروهی باشد؛ یعنی مشاور، روان پزشک و در کنارش یک سازمان حمایتگر (مثل بهزیستی) یا در صورت لزوم مراجع قانونی با هم فعالیت کنند تا فرایند درمان با موفقیت پیش برود. به این ترتیب کنار خانواده درمانی و دارودرمانی، ابزارهای قانونی تهدیدکننده و ممانعت کننده از بروز مجدد خشونت (مثل حکم قاضی بر لزوم درمان فرد) می توانند مانع بروز خشونت فرد و باعث پیشرفت پروژه درمان شوند. قوی بودن شخصیت بالغ در مردان جالب است بدانید سه طیف از شخصیت در طول روز با افراد کار می‌کند که از کودکی یعنی از بدو تولد تا هفت سالگی در انسان شکل گرفته است. زمانی که به راحتی حرف می‌زنیم، می‌خندیم و شوخی می‌کنیم یا به راحتی گریه می‌کنیم در واقع شخصیت کودک ما در آن لحظه کار می‌کند و فعال است و زمانی که غرایز برایمان مهم است، تصمیمی گرفته و ریسک می‌کنیم و یا از خود پرخاشگری نشان می‌دهیم در آن لحظه شخصیت بالغ فعال است و نهایتا زمانی که از کسی حمایت می‌کنیم و جمله‌ای میگوییم تا کسی خوشحال شود آن لحظه شخصیت والد افراد کار می‌کند که برای بعضی از افراد این طیف شخصیتی در طول روز متفاوت است. اما مرجان محمدیان دکترای روانشناسی عمومی نيز در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به این که غالب شخصیت مردان بالغ است، اظهار داشت: مردانی که این طیف شخصیت در آن‌ها ضعیف است افرادی هستند که آرام بوده و خیلی ریسک نمی‌کنند و در واقع حرکات آن‌ها شبیه زنان است و خیلی ملایم هستند، اما این که برخی از مردان دست بزن دارند می‌تواند چند علت داشته باشد. یکی از علت‌ها این است که غالب شخصیت مردان بالغ است و پرخاشگری در شخصیت بالغ نمود می‌کند، اما مانند یک نمودار در کنار آن است یعنی اگر شخصیت بالغ یک مرد در درجه بالایی قرار دارد در کنار آن شخصیت والد و کودک هم می‌تواند بالا باشد یعنی خیلی مرد شوخ طبعی باشد. وی با بیان این که دست بزن داشتن می‌تواند تثبیت یعنی یک اختلال در شخصیت بالغ باشد، ادامه داد: مردانی که تثبیت در شخصیت بالغ دارند خیلی خود رای و خود محور بوده و به خودشان خیلی توجه می‌کنند و غرایز خودشان برایشان مهم است بنابراین دیگران را در نظر ندارند مثلا ناهار باید راس ساعت حاضر و آماده باشد وگرنه به داد و هوار می‌انجامد که نشان از تثبیت در شخصیت بالغ آن‌ها دارد. این روانشناس در بیان شکل گیری تثبیت در مردان گفت: پسرانی که در سن دو تا پنج سالگی یک اتفاق مهیج برایشان افتاده یا حتی خیلی نازپرورده بوده و یا برعکس خیلی کم توجهی دیده‌اند، می‌توانند تثبیت در آن مرحله را داشته باشند. در مقابل مردانی که دست بزن دارند چه رفتاری باید نشان داد؟ هر گونه رفتار و برخورد غیر منطقی با شوهرانی که دست بزن دارند می‌تواند موجب تشدید این وضعیت و بدتر شدن بنیان خانواده شود و متاسفانه بسیاری از زنان نیز با پنهان کاری این نوع رفتار‌ها سعی در بهبود وضعیت دارند که کاری غیر اصولی است، زیرا نه تنها اصل مشکل از بین نمی‌رود بلکه می‌تواند در دراز مدت به بدتر شدن وضعیت موجود هم دامن بزند. محمدیان افسردگی را یکی دیگر از عوامل دست بزن داشتن برخی مردان دانسته و عنوان کرد: زمانی که انتقال دهنده عصبی در مغز یعنی میزان سروتونین (این ماده نزد افکار عمومی به عنوان جاری کنندهٔ «احساس خوب» شناخته شده است) کاهش یابد افراد تحریک پذیر شده و تمرکز خود را از دست می‌دهند بنابراین خود کنترلی از بین رفته و در نتیجه شاهد افزایش شدت پرخاشگری و کتک کاری بین زن و شوهر می‌شویم. باید شرح حال کاملی از مردانی که دست بزن دارند توسط روانشناس یا روانپزشک گرفته شود تا مشخص شود در گذشته و دوران مجردی هم این نوع رفتار‌ها را داشته‌اند البته ناگفته نماند در زنان هم وقتی افسردگی شدید شده و سروتونین کاهش یابد این نوع پرخاشگری‌ها دیده می‌شود. خانواده‌ها باید بدانند که نباید عواملی را که سبب خشم و پرخاشگری در این نوع مردان می‌شود، تحریک کنند و نشانه‌ها و حالات خشم را در فرد به خوبی شناسایی کنند تا بتوانند با مدیریت صحیح او را آرام کرده و در زمان مناسب با کمک گرفتن از افراد متخصص نسبت به رفع این تعارضات اقدام کنند.   روانکاوی عاملی مهم در شناخت دست بزن داشتن مردان به گفته این دکترای روانشناسی عمومی یکی دیگر از عوامل دست بزن داشتن برخی مردان به دوران کودکی و ناخود آگاه ذهن باز می‌گردد که حتی خود فرد هم ممکن است آن را به یاد نیاورد که می‌تواند ناشی از تحقیرهای مادر در کودکی شکل گرفته باشد مثلا مادر قهر کرده و پسر بچه خود را ندیده است و در نتیجه یک خشم درونی از زن می‌تواند این حالت را بوجود آورد. شناخت علل روانی در ارائه راهکار و مقابله با حالات خشم و کتک کاری بسیار موثر است، زیرا برخی مردان به علت‌های فوق‌الذکر نسبت به همسر خود نوعی همزاد پنداری و همسانی با مادر خود را پیدا می‌کنند که درصدد جبران آن خشمی هستند که خودشان نیز به یاد ندارند. وی با تاکید بر این که برای ریشه‌یابی علت کتک زدن مردان باید شرح حال از آن‌ها گرفته شود، تصریح کرد: باید علت‌های روانی این امر بررسی شود که آیا فرد از ابتدا این گونه بوده و ارتباطش با سایرین چگونه است و ریشه آن شناخته و درمان و راهکارهای لازم به این افراد ارائه شود. وی در پاسخ به این سوال که آیا مردانی که دست بزن دارند خطرناک هستند؛ بیان کرد: یکی از علت‌هایی که می‌تواند دست بزن داشتن مردان را نمایان کند و در واقع خیلی نمود داشته و خطرناک است، زندگی با مردانی است که بیمار روانی بوده و دچار روان پریشی هستند و اصطلاحا به آن‌ها سایکوتیک گفته می‌شود مانند اسکیزوفرنی‌ها که از نوع پارانوئید باشند یا دو قطبی‌ها و حتی شخصیت‌های مرزی و اختلالاتی که ریشه‌های خیلی درونی دارند. محمدیان یاد آورشد: این افراد حتما باید به روانشناس و روانپزشک مراجعه کرده و با دادن شرح حال اقدامات لازم درمانی را دریافت کنند و در صورتی که از قبل این حالات در شخص وجود نداشته می‌تواند از افسردگی و عوامل محیطی باشد که انتقال دهنده عصبی را در مغز کم می‌کند و در نهایت موجب می‌شود که شخص خود کنترلی را از دست بدهد که ناگفته نماند استفاده از مواد روانگردان نیز می‌تواند چنین مشکلاتی را در افراد ایجاد کند. باید به این نکته توجه داشته باشیم که خشم و پرخاشگری در همه افراد وجود دارد، اما دامنه آن متفاوت بوده و اگر فرد هیچ نوع کنترلی بر روی این نوع رفتارهای خود نداشته باشد با کوچکترین ناملایمت یا مخالفت در زندگی به پرخاشگری و کتک زدن همسر یا فرزندان خود روی می‌آورد که بهتر است با مدیریت صحیح و کمک از روانشناسان و روانپزشکان با این اختلال رفتاری مقابله کرد. - گزارش از زهرا رحیمی- باشگاه خبرنگاران هفته نامه زندگی مثبت ]]> روانشناسی زن و مرد Mon, 31 Jul 2017 18:53:01 GMT http://migna.ir/vdcjyiex.uqevyzsffu.html این مطلب را همراه با شوهرتان بخوانید! http://migna.ir/vdcayyny.49n6a15kk4.html بلد نیستند شاید سخت باشد که باور کنید، ولی واقعیتش این است که خیلی از آقایان کاری را انجام نمی‌دهند چون بلد نیستند. آقایان به‌اندازه خیلی از خانم‌ها در خانه پدر و مادرشان تمرین نداشته‌اند و مثلا در شستن ظرف‌ها، تکنیک‌هایی که خانم‌ها بلدند را بلد نیستند و دستشان حسابی کند است. درنتیجه کاری که یک خانم در ده دقیقه انجام می‌دهد را یک‌ساعته انجام می‌دهند تازه با کلی خستگی. تازه غر هم می‌خورند که چرا این‌قدر طولش می‌دهند یا این‌که چرا از روش‌های بهتری استفاده نمی‌کنند. خب بلد نیستند! اگر مسئله خانه شما هم همین است، بهتر است آقا خیلی روراست بخواهد که روش سریع‌تر و ساده‌تر کارها را یاد بگیرد و خانم هم خیلی باحوصله به او یاد بدهد. بعد هم‌زمان کافی برای تمرین هست. یادتان باشد این مشارکت به نفع هردوی شما و درنهایت به نفع فرزندتان است. پس‌ازآن به‌عنوان ابزاری برای اذیت کردن هم استفاده نکنید. خانم‌ها شیطنت نکنید، هوس نکنید در مهمانی تعریف کنید که همسرتان چه‌کاری را بلد نبوده، هرچقدر هم که به نظر خودتان بامزه باشد! یادشان می‌رود باور کنید، خیلی از آقایان چون عادت به کار خانه ندارند، یادشان می‌رود که باید کارهای خانه انجام شود. مثلا تا انبوه ظرف کثیف روی اعصابشان نرود، دست به ظرف‌ها نمی‌زنند. تا وقتی یک نیمروز کامل دنبال وسایلشان نگردند،‌ متوجه نمی‌شوند که روی میزشان بازار شام شده و خلاصه،‌ مثل خانم‌ها حواسشان به کارهای خانه نیست. وقتی این دسته از آقایان همسر خانم‌هایی می‌شوند که انتظار دارند مرد خودش بفهمد و دوست ندارند دائم تذکر بدهند، اوضاع خراب می‌شود. البته مگر آدم چقدر می‌تواند تذکر بدهد و یادآوری کند؟ پس چاره چیست؟ بهترین کار این است که یک برنامه‌‌ریزی درست‌وحسابی داشته باشید. اگر کارهای خانه و کارهای هر دوی شما در طول روز برنامه مشخصی دارد، می‌توانید یک برنامه‌‌ریزی هفتگی داشته باشید. مثلا معلوم باشد که چهارشنبه‌ها عصر وقت مرتب کردن میز کار است. اگر برنامه این‌قدر مشخص نیست یا این‌که خودتان دوست ندارید مثل مدرسه برنامه هفتگی داشته باشید، یک تابلو در خانه نصب کنید،‌ جایی که هر دو ببینید،‌ مثلا در آشپزخانه. یک تخته وایت‌بورد کوچک یا حتی یکی از شیشه‌های خانه که رو به نورگیر است می‌تواند گزینه خوبی باشد. بعد هر دو، هرروز هر کاری که به ذهنتان رسید در خانه باید انجام شود را روی آن بنویسید. این‌طوری هر زمان که هرکدام وقت خالی پیدا کنید، می‌توانید یکی از آن کارها را انجام دهید و جلوی آن‌یک تیک بزنید یا رویش خط بکشید. بودن این تخته یا شیشه یا هر جایگزینی که برای آن پیدا کنید یادآور خوبی است. وقتی آدم یک کار را ببیند که دو سه روز است روی تابلو مانده، آن را انجام می‌دهد، غر و نق هم در کار نیست. فکر می‌کنند کار خانه زنانه است ازآنجاکه متاسفانه کم نیستند آقایانی که با نسبت دادن زنانه بودن به یکسری از کارها، ویژگی‌ها و رفتارها، آن کارها را در بین دوستان خود تحقیر می‌کنند، بسیاری از آقایان از انجام رفتاری که آن را زنانه می‌دانند هراس دارند. آن‌ها می‌ترسند بقیه به آن‌ها بگویند زن‌ذلیل، ضعیف، مردی که کارهای زنانه انجام می‌دهد و ... آقایان محترم! اگر ته ذهنتان چنین نگرانی دارید، بهتر است با خودتان روراست باشید. به خودتان دروغ نگویید و این نگرانی را در عمق ذهنتان کشف کنید. بعد یک‌بار دیگر به آن نگاه کنید و ببینید آیا واقعی است یا یک ترس قدیمی است که از دوران نوجوانی به‌جای مانده. الان شما خانواده‌دارید و دیگر لازم نیست نگران تایید یا عدم تایید همسالان خود باشید. شما تعیین می‌کنید مسیر و روش زندگی‌تان چه باشد و کسی نمی‌تواند روی این تصمیم تاثیر بگذارد، مگر این‌که این اجازه را به او بدهید. خانم‌های عزیز هم در این مورد جلوی زبانشان را می‌گیرند و مردشان را تحقیر نمی‌کنند. اگر خواست خودش در این مورد با شما درد دل کند، می‌توانید به او روحیه بدهید و استقلالش را تحسین و تشویق کنید. کار خانه را کار خودشان نمی‌دانند همان‌طور که خیلی از خانم‌ها در خانه‌هایی بزرگ‌شده‌اند که یاد گرفته‌اند همه کارهای خانه با زن است، آقایان زیادی هم در چنین خانه‌هایی بزرگ‌شده‌اند و تصورشان این است که کارهای خانه‌ بر عهده زن است، حتی اگر خانمشان بیشتر از آن‌ها بیرون از خانه مشغول و گرفتار باشد. آقایانی که این‌طور فکر می‌کنند، تغییر نظر نمی‌دهند مگر این‌که خودشان بخواهند. مگر نه؟ پس، آقایان محترم،‌ لطفا یک‌بار دیگر به این موضوع فکر کنید و ببینید این باور شخصی خودتان است یا این‌که فقط این‌طور یاد گرفته‌اید. خانم‌ها یادتان باشد در این مورد، صحبت کردن به همسرتان کمک می‌کند تا باور واقعی خودش را پیدا کند و در مورد تغییر نظرش تصمیم بگیرد. با غر زدن یا دعوا کردن، فقط اوضاع بدتر می‌شود. می‌توانید زمان‌هایی که خودتان دو نفر هستید،‌ بدون این‌که دیگران،‌ به‌خصوص والدینتان یا فرزندانتان بخواهند تیم دفاع از یکی از طرفین تشکیل بدهند و اوضاع را خراب‌تر کنند، درباره این موضوع صحبت کنید و به هم کمک کنید نقطه‌نظر یکدیگر را بهتر درک کنید. خانم‌ها فکر نکنید که به‌مرورزمان خودش از پشت چشم نازک کردن شما می‌فهمد، نه، اصلا آدمیزاد زبان را برای همین اختراع کرد، وگرنه که همه با اشاره و رفتار منظورشان را به هم می‌رسانند. نی نی سایت ]]> روانشناسی زن و مرد Sat, 29 Jul 2017 20:14:16 GMT http://migna.ir/vdcayyny.49n6a15kk4.html پژوهش هایی درباره‌ خیانت؛ خیلی دور، خیلی نزدیک http://migna.ir/vdcf0jdj.w6dytagiiw.html این پژوهش ها در هشت گروه دسته بندی شده اند: •    انواع مختلف خیانت؛ •    تفاوت جنسیت در خیانت؛ •    میزان تحصیلات و خیانت؛ •    تاثیر ژنتیک بر خیانت؛ •    شخصیت و خیانت؛ •    دلایل خیانت؛ •    عواقب خیانت؛ •    خیانت و درمان ها. دانش موجود در ارتباط با این هشت گروه مطالعه در این مقاله خلاصه خواهندشد.     مقدمه امروزه خیانت از دلایل مهم طلاق هاست. براساس گزارش پژوهش ها، 90 درصد همه طلاق ها به خیانت مربوط می شوند. یک دست ترین داده ها درباره خیانت از «پیمایش اجتماعی عمومی» به دست می آیند که «بنیاد ملی علوم امریکا» از سال 1972 برای پیگیری نظرات آمریکایی ها درباره رفتارهای اجتماعی آن را انجام می دهد. داده های این پیمایش نشان می دهد هر سال حدود 10 درصد از زوج ها، 12 درصد از مردان و 7 درصد از زنان، رابطه جنسی بیرون از ازدواج داشته اند؛ اما تحلیل جزیی داده ها از 1991 تا 2006 تغییرات غافلگیرکننده ای را آشکار می کند. پژوهشگران دانشگاه واشنگتن چنین یافته اند که میزان خیانت در طول زندگی بین مردان بالای 60 سال از 20 درصد در سال 1991 به 28 درصد در سال 2006 افزایش یافته است. برای زنان بالای 60 سال این میزان از 5 درصد در سال 1991 به 15 درصد در سال 2006 افزایش یافته است. (این افزایش ها در سراسر جهان مشهود است) در نتیجه این موضوع، خیانت به مساله مهمی در متون روان شناسی تبدیل می شود که توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب می کند. خیانت همچنین از چشم اندازهای مختلف در متون روان شناسی بررسی شده، مانند دلایل، انواع، نشانه ها، میزان تحصیلات، تفاوت های جنسیتی، درمان، شخصیت زوج ها و... . هدف اصلی این مقاله خلاصه کردن این پژوهش ها در گروه های مشخص و ارائه مفهوم و دسته بندی پژوهش هایی است که در این باره انجام شده اند. تعریف خیانت خیانت اغلب به نقض توقع انحصار جنسی اشاره دارد. خیانت ممکن است رفتارهای مختلفی را شامل شود، از قبیل «داشتن رابطه بیرون از ازدواج»، «آمیزش جنسی»، «بوسه»، «نوازش بدنی»، «روابط احساسی فراتر از دوستی»، «دوستی»، «روابط اینترنتی»، «استفاده از هرزه نگاری» و نمونه های دیگر. در اغلب فرهنگ ها، در زمان رابطه های نزدیک و صمیمی، معمولا نوعی توقع ابرازشده یا ضمنی برای انحصار وجود دارد، مخصوصا در مسائل جنسی. خیانت به عنوان بی وفایی از طریق اتکاناپذیربودن و پشت کردن به عهد به شریک رابطه به رغم تعهد و انحصار، تعریف شده است. خیانت جنسی توسط یکی از زوجین در ازدواج اغلب هرزگی و بی عفتی خوانده می شود. این که یک عمل خیانت آمیز شامل چه چیزی می شود درون فرهنگ ها تنوع دارد و به نوع رابطه موجود بین افراد وابسته است. حتی در یک رابطه باز، ممکن است خیانت اتفاق بیفتد، اگر یکی از زوجین رابطه خارج از مرزهای تفهیم شده رابطه عمل کند. پژوهش های مختلف درباره خیانت انجام شده اند که می توان آن ها را به هشت گروه تقسیم کرد.     انواع مختلف خیانت یک گروه از پژوهش ها درباره خیانت روی انواع مختلف خیانت تمرکز دارد؛ شامل: روابط یک شبه، ارتباطات احساسی، روابط طولانی مدت و هرزه گردی، روابط بیرون از ازدواج، آمیزش جنسی، بوسه، نوازش، دوستی، روابط اینترنتی و استفاده از هرزه نگاری؛ اما بیشتر متون موجود خیانت را به  دسته های مشخص تری تقسیم می کنند، شامل خیانت جنسی، خیانت عاطفی، ترکیب خیانت عاطفی و جنسی و خیانت اینترنتی. علاوه بر این ها، در هر کدام از این دسته های کلی، زیرگروه های مختلف وجود دارند؛ برای مثال، خیانت عاطفی ممکن است شامل یک رابطه کاری یا تماس تلفنی از راه دور باشد. خیانت جنسی ممکن است شامل استفاده از کارگران جنسی، روابط با همجنس و انواع مختلف رفتارهای جنسی باشد. «بئاتریس»، نوع دیگری از خیانت را بررسی می کند: خیانت آنلاین که به عنوان فرایندی تعریف می شود که در آن افرادی که در رابطه های متعهدانه طولانی مدت هستند، به دنبال تماس های رایانه ای آنلاین با جنس مخالف باشند. «مکنزی» خیانت را به سه دسته تقسیم کرد: خیانت جنسی، خیانت عاطفی و خیانت با سرمایه گذاری کامل. طبق آنچه «مکنزی» می گوید، خیانت جنسی شکلی از رابطه با فردی خارج از ازدواج است که کاملا یا در وهله اول، ماهیت جنسی دارد و وابستگی احساسی کم است یا اصلا نیست.   درواقع، در پژوهش او خیانت جنسی صرفا محدود به آمیزش جنسی تعریف نشده و شامل هر نوع رفتار جنسی است که اعتماد انحصار جنسی در یک ازدواج را زیر پا می گذارد، از قبیل بوسه های رمانتیک و نوازش های شدید؛ همچنین شامل رفتارهایی است که در آن ها اصلا تماس فیزیکی وجود ندارد، مانند س ک  س تلفنی یا آنلاین، با توجه به این حقیقت که فرد متخلف، در حال خرج کردن تمایلات جنسی اش خارج از ازدواج است. تفاوت های جنسیتی در خیانت پژوهش ها در این زمینه به دو قسمت تقسیم می شوند: گروه اول روی تفاوت ها بین جنسیت ها، در نوع واکنش نشان دادن در مواجهه با خیانت زوج دیگر تمرکز می کنند.   این تفاوت های جنسیتی در واکنش به خیانت جنسی یا عاطفی زوج به خوبی مستند شده و فرضیه های تکاملی درباره شان مطرح شده است. با توجه به مساله تکاملی مربوط به عدم اطمینان از والد، مردان بیشتر از زنان از خیانت جنسی زوجشان ناراحت می شوند. همچنین، نگرانی انطباقی مربوط به سرمایه گذاری والدینی و انحراف منابع باعث می شود زنان بیشتر از مردان از خیانت عاطفی زوجشان احساس ناراحتی کنند. بخش دیگری از متون مربوط به تفاوت های جنسیتی و خیانت به تفاوت میزان شرکت در خیانت بین زنان و مردان مربوط است. بعضی پژوهشگران با قدرت اعلام می کنند که مردان بیشتر درگیر خیانت می شوند تا زنان، به میزان قابل توجهی شرکای جنسی بیشتری خارج از رابطه اولیه شان دارند و گرایش آسان گیرتری به رابطه جنسی بیرون از ازدواج دارند و نیز میل شدیدی به خیانت دارند؛ در عین حال، دیگر پژوهش ها چنین مطرح می کنند که میزان خیانت در مردان و زنان به طور فزاینده ای به سمت برابری می رود و تفاوتی از نظر رفتار بینشان نیست.   میزان تحصیلات و خیانت پژوهش های مختلف نتایج مختلفی درباره تاثیر میزان تحصیلات روی خیانت گزارش می کنند. «اتکینز» و همکارانش در سال 2001 چنین دریافتند که احتمال بیشتری وجود دارد که افراد با تحصیلات بالا درگیر روابط جنسی بیرون از ازدواج شوند. آن ها چنین نتیجه گرفتند که رابطه معناداری بین طلاق و میزان تحصیلات وجود دارد و همبستگی بین تحصیلات و خیانت صرفا برای زوج هایی که طلاق گرفته اند معنادار است. در پژوهش ملی دیگری، «فورست» و «تنفر» نتیجه گرفتند که تحصیلات همبستگی معناداری با خیانت در زنان متاهلی دارد که از نظر سطح مدرک با زوج شان تفاوت دارند. به طور دقیق تر، آن ها دریافتند اگر یک زن متاهل تحصیلات بیشتری از همسرش داشته باشد، احتمال این که او در ازدواج وفادار نباشد بیشتر است، در مقایسه با زنی که میزان تحصیلات کم تری از همسرش دارد. در مجموع، داده های پژوهش های قبلی نشان داد که احتمال خیانت در افراد با تحصیلات بالا بیشتر است. تاثیرات ژنتیک در خیانت برخلاف حیوانات، تاثیر ژنتیک روی خیانت بین انسان ها مبهم است. «چارکاس» و «اولسنر» نشان دادند که خیانت و تعداد شرکای جنسی هر دو تحت تاثیر ژنتیک هستند. به طور دقیق تر، خیانت (41 درصد) و تعداد شرکای جنسی (38 درصد) ارثی هستند. آن ها همچنین دریافتند که همبستگی بین این دو ویژگی شدیدا (47 درصد) معکوس است. رویکردها به خیانت توسط عوامل تاثیرگذار مشترک و منحصر بفرد محیطی، اما نه ژنتیکی، تعیین می شوند. این پژوهشگران در یک پژوهش در سطح ژنوم ها توانستند سه محدوده ارتباط ضمنی اما غیرمعنادار با خیانت و تعداد شرکای جنسی روی کروموزوم های 3، 7 و 20 با امتیاز ماکزیمم 246 بیابند. نتیجه مربوط به ارث پذیری خیانت جنسی و تعداد شرکای جنسی در پژوهش «چارکاس» و همکارانش در سال 2004 نظریه تکاملی رفتار جنسی انسان را تقویت کرد. اغلب مباحث درباره خیانت نظری هستند اما چنین مطرح می کنند که تاثیر ژنتیک باید صفر باشد.   شخصیت و خیانت پژوهش های بسیاری جنبه های شخصیتی خیانت را بررسی کرده اند. پژوهش های اولیه چنین گزارش دادند که تا سن 40 سالگی، 50 درصد از همه مردان متاهل و بیش از 25 درصد از همه زنان متاهل در رفتارهای جنسی خارج از ازدواج شرکت داشته اند. بعد از سه دهه، همچنان تقریبا 50 درصد از مردان در روابط عاطفی یا جنسی بیرون از ازدواج شرکت داشته اند، در حالی که 40 درصد از زنان در چنین روابطی بوده اند. «الگوی پنج عاملی» برای توصیف تعاملات در ازدواج به عنوان رابطی بین دو شخصیت به کار رفته است. شخصیت زوجین چگونه ممکن است انواع خیانت ها را پیش بینی کند؟ در یک فراتحلیل از 45 پژوهش، عوامل شخصیتی که پایه رفتارهای پرخطر جنسی را شکل می دهند بررسی شد و نتیجه نشان داد که توافق پذیری بالا و وجدان بالا به طور قابل اتکایی با ریسک جنسی کم تر همبسته اند. توافق پذیری پایین همبستگی منفی با ریسک بیشتر جنسی، شامل چندین شریک جنسی برای وجدان پایین و همبستگی مثبت با رابطه جنسی بدون حفاظت داشت. خیانت ارتباط معناداری با توافق پذیری پایین و وجدان پایین دارد. «اشمیت» و «باس» دریافتند که افراد دارای میزان بالای توافق پذیری و وجدان در انحصار رابطه هم بالاتر بودند، یعنی احتمال کم تری وجود داشت که وفادار نباشند. اخیرا «شکلفورد» و «بیسر» الگویی را براساس پنج عامل بزرگ شخصیت ارائه کردند تا احتمال خودگزارش شده تجربه روابط بیرون از ازدواج را پیش بینی کند. آن ها 107 زوج را انتخاب کردند که حداکثر یک سال از ازدواج شان گذشته بود. آن ها نوعی تایید برای یک مدل تصادفی بین زوج هایی که به طور خاص توافق پذیری پایینی داشتند و زوج هایی که به طور خاص غیرقابل اتکا بودند، یعنی وجدان پایینی داشتند، یافتند که در آن ها امکان بالایی برای تجربه روابط بیرون از ازدواج در طول یک سال پیش رو تخمین زده شد. دلایل خیانت متون مربوط به خیانت نشان می دهد دلایل مختلفی برای عدم وفاداری وجود دارد، از قبیل میزان تحصیلات، شخصیت، فرصت، شیوه وابستگی، سطح درآمد و اشتغال، نژاد، فرهنگ، دین و رضایت زناشویی. «دریگوتاس» و همکارانش این دلایل خیانت را به پنج دسته تقسیم کردند: تمایل جنسی، رضایت عاطفی، زمینه اجتماعی، گرایش ها و هنجارها و انتقام یا خصومت. پژوهش های مربوط به مسائل تمایلات جنسی روی نیاز به تنوع جنسی و میزان بهره وری ممکن از زوج، به عنوان دلایل مرسوم برای خیانت، متمرکز شده اند. پژوهش های مربوط به رضایت عاطفی روی رضایت زناشویی تمرکز کرده اند. عوامل زمینه ای اجتماعی اغلب به میزان تحصیلات، شخصیت، فرصت، شیوه وابستگی، سطح درآمد و اشتغال، نژاد و فرهنگ مربوط بوده اند. مرور متون نشان می دهد که پژوهش درباره نوع رویکرد به خیانت مشخص می کند، شریک جنسی با رویکردهای جنسی لیبرال، با احتمال بیشتری درگیر خیانت می شوند. سرانجام، خیانت به عنوان انتقام، به طور سنتی دلیلی مرسوم برای عدم وفاداری بین زوج هاست.   عواقب خیانت بعضی پژوهش ها نشان داده اند که فقط درصد کمی از زوج هایی که تجربه خیانت دارند، می توانند رابطه شان را بعد از آن نجات دهند. همچنین همه ازدواج هایی که دچار خیانت می شوند، به طلاق منجر نمی شوند. اغلب پژوهش ها درباره عواقب خیانت، نتایجی منفی نشان می دهند؛ مانند: خشم، از دست رفتن اعتماد، کاهش اعتماد به نفس شخصی و جنسی، صدمه به عزت نفس، ترس از طرد و افزایش شدید توجیهات برای ترک زوج. «اسپنیر» و «مارگولیس» در سال 1983 و «هورویتز» در سال 2001 چنین نتیجه گرفتند که زوج هایی که به خاطر خیانت طلاق می گیرند، احساس افسردگی کمتری می کنند تا زوج هایی که به دلایل دیگر به ازدواج خود پایان می دهند. زوجی که خیانت کرده طلاق را آغاز کرده اما احتمال بیشتری وجود دارد که زوج وفادار دچار افسردگی شود. وقتی که فرد خیانت زوجش را کشف می کند، باید درباره بخشیدن او و کنار هم ماندن یا تمام کردن رابطه، تصمیم بگیرد. «شکلفورد» و همکارانش دریافتند که زنان و مردان که با مسائل انطباقی متفاوتی در تاریخچه تکاملی خود در ارتباط با انواع مختلف خیانت مواجه بوده اند، واکنش های مختلفی به خیانت زوج خود داشته اند. بخشیدن خیانت جنسی برای مردان سخت تر از خیانت عاطفی است و احتمال بیشتری و جود دارد که آن ها بعد از خیانت جنسی زوج رابطه را بر هم بزنند. خیانت و درمان یک گروه از پژوهش ها درباره خیانت، به درمان می پردازد. از منظر بالینی، «اتکینز» و همکارانش در بررسی به این نکته پرداختند که فهمیدن خیانت در طول یک فرایند، به جای یک اتفاق لحظه ای، ممکن است به زوج ها کمک کند. آن ها دریافتند که زوج های بی وفا در طول درمان بیشتر از زوج های وفادار علائم بهبود نشان می دهند؛ در عین حال، آن ها نشان دادند زوج هایی که رابطه ای بیرون از ازدواج داشتند و آن را به عنوان یک راز نگه نداشتند، بهبود بیشتری در رضایت نسبت به دیگران داشتند. همچنین، آن ها نتیجه گرفتند که طرف خیانت کار بیشتر از طرف مقابل که درگیر خیانت نبوده تحت فشار است و هر دو پیشرفت های مشابهی در روند درمان دارند. در مقابل، «گوردون» و همکارانش چنین نتیجه گرفتند که طرفی که درگیر خیانت نبوده، در طول درمان بیشتر تحت فشار است و نیز در مقایسه با طرف درگیر در خیانت، بهره بیشتری از درمان می برد. در پژوهش های اخیر درباره درمان و خیانت یک مطالعه مورد طراحی شد تا کارآمدی رویکرد قدم به قدم بر مبنای بخشش در کمک به زوج هایی که مشغول بازیابی خود پس از خیانت هستند را بیابد. در این رویکرد اولین قدم در بهبود، مواجهه با تاثیر و نفوذ خیانت است. قدم دوم به معنا و چارچوب خیانت می پردازد و قدم سوم به زوج کمک می کند بعد از خیانت، به زندگی ادامه دهند. در پایان درمان، اغلب شرکت کننده ها سطح بالایی از بخشش در واکنش به خیانت داشتند. در یک پژوهش کاوشی دیگر، «اتکینز» و همکارانش درمان خیانت را با استفاده از زوج درمانی رفتاری سنتی و زوج درمانی رفتاری یکپارچه آزمایش کردند. شرکت کننده هایشان 19 زوج بودند که تجربه خیانت داشتند. آن ها سطح پریشانی و فشار و روند درمان را در زوج هایی که تجربه خیانت داشته اند، با زوج هایی که به دلایل دیگر برای درمان آمده بودند، مقایسه کردند. آن ها نتیجه گرفتند که در مرحله پیش از درمان، زوج هایی که تجربه خیانت داشته اند، رنج بیشتری می برند تا دیگر زوج ها. در پایان درمان، نتیجه در زوج های خیانت دیده با زوج های بدون خیانت یکسان بود. «کیس» روی یک الگوی درمانی خیانت براساس فرایند چندبعدی عذرخواهی و بخشش تمرکز کرد که در آن همسر از طریق تکالیفی مشخص به سمت بازیابی اعتماد حرکت می کند. این پژوهش نتیجه گرفت که بسیاری از زوج ها بعد از تجربه خیانت در رابطه شان، به سمت متعادل کردن رابطه پیش می روند.   نتیجه گیری ها و پیشنهادات برای پژوهش های آینده در متون روان شناسی خیانت از چشم اندازهای مختلف بررسی شده است. به نظر می رسد که مانند سایر سوژه های مطالعات انسانی، پژوهش های خیانت نیز سوالات بی پاسخ مانده ای دارند. با توجه به اهمیت این مساله برای زوج درمان ها و روان شناسان اجتماعی، پژوهش های بیشتری در آینده نیاز است تا دانش ما درباره خیانت بالا ببرد و کمک کند از مشکلات نابودکننده ازدواج پرهیز کنیم. همسر مرد خیانت کار، ممکن است بخشی از منابع را به زنی دیگر ببازد. شوهر زن خیانت کار ممکن است ظرفیت تولید مثلی همسرش را لااقل برای یک چرخه فرزندآوری از دست بدهد. او همچنین با ریسک سرمایه گذاری بلند مدت در کسی که زاده رقیبش است، مواجه است. با توجه به شیوع خیانت و هزینه های مربوط به خیانت و طلاق، یک مساله تجربی مهم این است که چه چیز بین زوج هایی که طلاق می گیرند و زوج هایی که بعد از خیانت با هم می مانند، تفاوت ایجاد می کند؛ بنابراین، پِژوهش بیشتری در روان شناسی اجتماعی درباره خیانت لازم است. به طور کلی مشخص می شود که چندین خلا در بررسی متون مربوط به خیانت شناسایی شده و فرصت را برای پژوهش های آینده مهیا کرده است.   با توجه به نقش مهم خیانت در شکست ازدواج ها، باید پژوهش های بیشتری درباره دیگر حیطه هایی که ممکن است به احتمال خیانت مربوط باشد، انجام شود؛ برای مثال، پژوهش بیشتری برای بررسی تفاوت بین کسانی که در مقابل خیانت آسیب پذیرند و کسانی که درگیر خیانت نمی شوند باید انجام شود و بررسی شود کدام ویژگی های شخصیتی ممکن است به خیانت منجر شوید و از این طریق، قدمی در راه پیش بینی خیانت برداشته شود؛ در عین حال، پیش از بررسی ارتباط بین صفات شخصیتی و پیش بینی خیانت پژوهش بیشتری در این زمینه لازم است. پژوهش های بین ملیتی مثل پژوهش در این باره که نارضایتی شغلی طور ممکن است با احتمال خیانت مربوط باشد، خلا دیگری در این متون است؛ بنابراین پژوهش بیشتری با تمرکز بیشتر بر نشانه های خیانت نیز پیشنهاد می شود. فرد چگونه می تواند نشانه های احتمال وقوع خیانت را در همسرش شناسایی کند تا بتواند ازدواجش را نجات دهد؟ همچنین پژوهش های بیشتری درباره انواع مختلف خیانت مانند خیانت در محیط کار و راه های  مواجهه با آن ها و نیز این که چگونه خیانت عاطفی ممکن است به خیانت ترکیبی تبدیل شود، یعنی خیانت جنسی نیز به آن اضافه شود، پیشنهاد می شود. کارهای بیشتری نیز لازم است انجام شود تا مشخص شود آیا فرصت های خیانت برای دو جنس متفاوت است یا خیر؟ * دکتر زارع، دکترای خود را در رشته زوج درمانی از دانشگاه ملی مالزی دریافت کرده است. وی درباره آسیب های زندگی زناشویی از جمله خیانت و طلاق تحقیقات مختلفی را انجام داده است که برخی از آن ها در کنفرانس ها و مجلات معتبر بین المللی ارائه شده است. عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی بخش دیگری از فعالیت های ایشان است.- - بهاره زارع، روانشناس ماهنامه سپیده دانایی ]]> روانشناسی بالینی Tue, 25 Jul 2017 12:18:06 GMT http://migna.ir/vdcf0jdj.w6dytagiiw.html علت تمايل كمتر مردان به دريافت خدمات مشاوره و روان‌درمانی http://migna.ir/vdcdns0o.yt0f56a22y.html برخی از افراد به‌خصوص مردان کمتر تمایل دارند که زمانی که نیاز به مشاور دارند، مشاوره یا روان‌درمانی بگیرند. اما چرا؟ پاسخ به این سوال را می‌توان از منظرهای مختلف و دلایل گوناگون داد، اما در این مطلب فقط به یکی از دلایل آن اشاره می‌شود که داشتن «بینش شهودی روزمره» است. ما ایرانیان به دلیل تفکر خودمدارانه باور داریم که کلید حل مشکلات دیگران در اختیار ماست و راه‌حل بسیار آسان‌تر از آن چیزی است که علم روانشناسی با تحقیقات فراوان به آن رسیده است. این اندیشه محوری خودمدارانه که برخاسته از زندگی عملی روزمره است بینش شهودی روزمره می‌نامند. حتما شما هم جملاتی شبیه این شنیده‌اید: «من اینقدر تجربه دارم که میتونم مشکلات همه زن و شوهرها رو حل کنم«؛ «من اینقدر تجربه دارم که دیگران میان و از من مشاوره می‌گیرند» و «من خودم روانشناسم»، «اون چیزهای که روانشناس میخاد در مورد مشکل زناشویی مون بگه من همش رو بهتر بلدم»؛ «من بهترین تربیت رو بلدم چه نیازی به روانشناس هست» و.... اینها مصادیق بینش شهودی روزمره است. بینش شهودی روزمره مجموعه‌ای از باورها و اعتقاداتی است که مستقیما به علت فعالیت روزمره انسان و به پشتوانه سنت‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه ایجاد و گسترش می‌یابد و بدون تردید صحیح انگاشته می‌شود! با این تعریف بینش روزمره مشابه شعور عوام یا عقل سلیم قرار دارد که نقطه اتکای اصلی این نیز، زندگی روزمره است. اکنون همین بینش روزمره و اعتماد قطعی به آن است که برخی را به این باور رسانده که اگر توانسته‌اند راهنمای کوچکی به زن و شوهری بکنند و تجربه‌ای دارند پس می‌توانند همه مشکلات زندگی خود را حل کنند! اما در واقعیت همین فرد با همسرش به صورت روزمره اختلاف دارد! ارتباطش با فرزندش به شدت مشکل پیدا کرده! در زندگی خودش احساس کمبود می‌کند! اما در نهایت معتقد است «من خودم یه پا روانشناسم و اصلا مشاوره را قبول ندارم!» * محمد ترکمان، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی شفاآنلاين ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 15 Jul 2017 14:51:03 GMT http://migna.ir/vdcdns0o.yt0f56a22y.html تاثیر افسردگی بر مغز زنان و مردان متفاوت است http://migna.ir/vdcjatex.uqevizsffu.html ميگنا: به گزارش مدیکال ساینس، این مطالعات نشان می‌دهد معمولا افسردگی در مردان پیوسته است، در حالی که افسردگی در زنان بیشتر به صورت دوره‌ای مشاهده می‌شود. این مطالعه همچنین نشان می‌دهد احتمال بیشتری وجود دارد که افسردگی در مردان به اعتیاد یا خودکشی منتهی شود. محققان 82 داوطلب دختر و 24 داوطلب پسر مبتلا به افسردگی 11 تا 18 سال را مورد بررسی قرار دادند. محققان داوطلبان را در مقابل کلمات شاد یا غم‌انگیزی قرار دادند و در این حال مغز آنان را اسکن کردند و دریافتند بخش های مغزی که در زنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد، با مردان متفاوت است. این مطالعه همچنین نشان می‌دهد احتمال ابتلای دختران در 15 سالگی به افسردگی تقریبا دو برابر پسران است. نوسانات هورمونی و عوامل ژنتیکی در این امر دخیل هستند و دختران را بیشتر مستعد افسردگی می‌کنند. محققان معتقدند پیشگیری از افسردگی و درمان آن باید از نوجوانی آغاز شود و تشخیص زود هنگام در تغییر مسیر بیماری بسیار حائز اهمیت است. مطالعات دیگری از محققان دانشگاه لندن شرقی نشان می‌دهد ماده خاکستری در لوب لیمبیک مغز بیماران مبتلا به افسردگی کمتر از افراد عادی است. محققان با استفاده از الگوریتم های توسعه یافته توسط هوش مصنوعی دریافتند الگوی مغزی بیماران مبتلا به افسردگی با افرادی که به این بیماری مبتلا نیستند، متفاوت است. علاوه بر ماده خاکستری، حجم ماده سفید مغز نیز تحت تاثیر افسردگی قرار دارد. محققان معتقدند اسکن MRI مغز قادر به تشخیص قطعی افسردگی است، از طرفی با استفاده از این روش می‌توان کارایی داروهای مختلف و روند درمان بیماری را بررسی کرد. محققان در تلاشند با استفاده از اسکن، الگوی مغزی بیماری های عصبی دیگر از جمله اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی را نیز بررسی کنند. حدود 350 میلیون نفر در سراسر جهان به افسردگی مبتلا هستند و این اختلال مهمترین عامل ناتوانی در سراسر جهان محسوب می شود. نتایج این مطالعه در نشریه Frontiers in Psychiatry منتشر شده است. مترجم: سپیده کاشانی-ايرنا      ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 12 Jul 2017 13:47:26 GMT http://migna.ir/vdcjatex.uqevizsffu.html همسرتان درحال خیانت به شماست، اگر... http://migna.ir/vdccmiq0.2bqso8laa2.html از نگاه دیگران شما در یک رابطه سال و ایده آل به سر می برید اما خودتان احساس می کنید که یک جای کار می لنگد. احساس می کنید اشکالی وجود دارد، و ناگهان خود را در حال بررسی موبایل و جیب های او می یابید. در همین زمان است که تلخی واقعیت شما را غافلگیر می کند: بله! او به شما خیانت می کند. بسیاری از ما این تجربه دردناک را داشته ایم. در این مواقع از خود می پرسیم: آیا اشتباهی از من سر زده است؟ آیا به اندازه کافی خوب نبوده ام؟ آیا نشانه هایی وجود داشت که آنها را نادیده رفتم؟  از آنجا که این موضوع در رابطه عاطفی بسیار حساس است، بهتر است که تنها با دیدن یک یا دو نشانه زود قضاوت نکنید. اگر بیش از 3 نشانه خیانت را به طور مکرر در همسرتان دیدید، آنوقت باید هر چه سریع تر با او در این رابطه صحبت کنید.     در ادامه نشانه هایی که ممکن است دلیل بر خیانت همسرتان به شما باشد را برایتان آورده ایم.     تلفن همراه اش را از شما دور می کند تلفن همراه یکی از خصوصی ترین اشیا هر فرد است. اگر همسرتان در حال خیانت به شما باشد، مطمئنا رد پای آن را در تلفن همراهش خواهید دید. بنابراین اگر همسرتان در نشان دادن تلفن همراهش به شما خودداری کرد، باید به او شک کنید. این روزها کار کردن زیاد با تلفن همراه امری طبیعی است که تقریبا تمام افراد به آن دچارند اما زمانی که شما در اطراف همسرتان هستید و او گوشی خود را کنار می گذارد  یا آن را خاموش می کند، پس بی شک او در حال پنهان کردن چیزی از شماست.   اکانت شبکه های اجتماعی اش را غیرفعال یا شما را از آن حذف می کند  گاهی ممکن است که شبکه های اجتماعی حوصله همسرتان را سر برده باشد و بخواهد که مدتی از آن دور شود، در اینصورت ایرادی ندارد و نباید خیلی به دلیل آن گیر دهید اما زمانی که او شما را از لیست دوستانش حذف می کند، باید به او شک کنید. مطمئنا این کار او طبیعی نیست و او چیزی یا کسی را از شما پنهان می کند.     در کنار شما عصبی است آدمها به دلایل مختلف ناراحت و عصبی می شوند اما اگر دیدید که شریک زندگی تان تنها در زمان هایی که کنار شماست بداخلاق، عصبی و بهانه گیر می شود، آنوقت به دنبال دلیل اصلی آن باشید. شاید که او بخواهد در مورد موضوعی با شما صحبت کند.     ناگهان به سفر می رود   دلایل زیادی برای سفر وجود دارد، سفرهای کاری، سفرهای تفریحی برای دور شدن از استرس زندگی روزمره و... هیچکدام از اینها جای نگرانی ندارد اما اگر همسر شما بدون برنامه ریزی قبلی و هماهنگی با شما ناگهان چمدان سفر خود را بست، توصیه ما به شما این است که پیگیر دلیل آن باشید.   البته احتمال این که او شما را نیز تشویق به سفر کند نیز وجود دارد. در این شرایط اگر که او بر این کار اصرار کرد، بدون این که ذره ای از دوری شما دلتنگ و ناراحت باشد، باید به این رفتار او شک کنید. شاید او به دنبال پیدا کردن فضایی برای خیانت به شما است.    شما را به خیانت متهم می کند   اگر همسر شما در حال خیانت به شما باشد، احتمال این که این موضوع را برعکس ببیند و بی دلیل شما را به این کار متهم کند، نیز وجود دارد. در واقع او با این کار می خواهد که کارهای خودش را پنهان و حواس شما را به جای دیگری پرت کند. افراد خیانت کار و دروغگو همه را به چشم خودشان می بینند.     بی دلیل خوشحال است   شما از دور می ببینید که همسرتان گلی را بویید و لبخند زد یا که بی دلیل خوشحال است، در این شرایط باید منتظر باشید تا او خبر خوبش را به گوش شما نیز برساند اما اگر چنین اتفاقی نیافتد، باید به دنبال دلیل شادی او باشید. مطمئنا او دلیلی جز شما برای شادی اش پیدا کرده است.     رابطه جنسی شما کم شده است    اگر تا به حال همسرتان بود که به سمت تان می آمد اما حال نیازهای شما را، زمانی که به سمت اش دست دراز می کنید، پس می زند، باید دلیلش را بپرسید. شاید دلیل آن استرس کاری، اختلال هورمونی یا حتی بیماری های روانی باشد اما دلایل دیگری هم وجود دارد که ممکن است رابطه شما را به اتمام برساند، پس هر چه سریع تر به دنبال علتش باشید.   با شما سر سازش ندارد   افراد خیانتکار به هیچ صراطی مستقیم نیستند. زمانی که بحثی بین شما بوجود می آید، آنها کوچک ترین تلاشی برای حل آن نمی کنند و احساسات شما را کاملا نادیده می گیرند. اگر شما نیز احساس کردید که همسرتان ناگهان لجباز شده و به حرف های شما کوچک ترین اهمیتی نمی دهد، هوشیار باشید زیرا اینها نشانه ای از خیانت است. مسلما بحث و دعوا در هر رابطه ای طبیعی است اما اگر یک طرف رابطه تلاشی برای حل آن نکرد یا به بیانی سر سازش نداشت، باید به آن شک کنید.     از نقشه هایش عقب می کشد    اگر با همسرتان برنامه ای ریخته اید و منتظر او نشسته اید تا بدان عمل کنید اما او ذره ای تمایل به آنها را ندارد یا آنها را کنسل می کند، باید به طور جدی با او گفتگو کنید. کنسل کردن برنامه ها یا کنار کشیدن از آنها نه تنها توهین به رابطه عاشقانه شماست بلکه بی احترامی نیز محسوب می شود.    در برنامه های آینده اش جایی ندارید    اگر شریک زندگی تان بدون شما به میهمانی رفت یا که برای رفتن به خانه پدر و مادر خود تنهایی را ترجیح داد، احتمال این که در آینده اش نیز شما جایی نداشته باشید، زیاد است. در واقع او برنامه زندگی اش را، مهم نیست که کوتاه مدت است یا بلند مدت، بدون شما می بیند و دوست ندارد که شما را در آن شریک کند. آیا فکر کرده اید که شاید پای فرد دیگری در میان است؟    خبر خیانت‌اش را از دیگران شنیده اید اگر دوست، آشنا یا حتی غریبه ای برای اولین بار به شما پیغام و خبر داد که همسرتان در حال خیانت به شماست، بهتر است که از همسرتان دفاع و گوشی را قطع کنید اما اگر این پیغام ها تکرار شد باید فکر دیگری کنید. از آنجا که این موضوع جای نگرانی دارد، بهتر است که هر چه سریع تر با همسرتان گفتگو کنید. در نهایت، اگر چه همسرتان با اعتمادترین فرد زندگی شماست اما اگر تعدادی از نشانه های بالا را به طور مکرر در رفتارهای او دیدید، تا دیر نشده وارد عمل شوید.  برترينها ]]> روانشناسی اجتماعی Wed, 05 Jul 2017 11:52:10 GMT http://migna.ir/vdccmiq0.2bqso8laa2.html دلیل علمی رفیق‌باز بودن مردها http://migna.ir/vdcauuny.49n6u15kk4.html از علل مشاجرات معمول میان همسران، همین گلایه از صرف وقت با دوستان و به اصطلاح «رفیق‌باز» بودن مردها است. بسیاری از زنان از همسر خود انتظار دارند وقت آزاد خود را بیشتر با خانواده گذرانده و از جمع‌های دوستی دوران مجردی‌شان فاصله بگیرند. این خواسته که در موارد بسیاری انتظار به حق و به جای یک همسرِ نگران کانون خانواده است، می‌تواند سبب سوءتفاهم و کدورت شود. بعضا علاقه مردان به همنشینی با دوستان خود، به فرار از جمع خانواده، بی‌مسئولیتی و بی‌قیدی آن‌ها نسبت داده می‌شود. این نوع نگاه ممکن است به بروز شک، اضطراب و بدبینی منجر شده و مردان را با اتهام بی‌وفایی و خیانت مواجه کند. ممکن است بسیاری از مردان نیز از دلیل علاقه خود به معاشرت با دوستان هم‌جنس و احیانا مجرد بی‌خبر باشند یا خود را به دلیل چنین خواسته‌ای سرزنش کنند. بنا به یک تحقیق جدید، احتمال کاهش استرس مردان هنگام هم‌نشینی با هم‌جنس‌های خود، بیشتر از زمان بیرون رفتن با جنس مخالف یا صرف وقت با خانواده است. بر اساس این پژوهش، که لابد از این پس به عنوان بهانه مورد اشاره‌ مردان بسیاری قرارخواهد گرفت، حضور در یک گروه باعث می‌شود عوارض اضطراب مردها را کمتر آزار دهد. دانشمندان دانشگاه گوتینگن آلمان با مطالعه نوعی از میمون‌ها موسوم به باربِری مِکاک (Barbary macaque) که رفتارهای اجتماعی‌شان بسیار به انسان شبیه است، دریافتند سطح هورمون استرس مردانه در میمون‌های نَر، هنگام معاشرت با شریک زندگی یا دیگر اعضای خانواده به سرعت افزایش می‌یابد. اما همین میمون‌ها میان گروهی از نرهای دیگر بسیار آرام‌تر بودند. محققان همچنین کشف کردند که بیماری‌های مرتبط با استرس، تنها میان میمون‌های ماده یا زوج‌ها شایع است. این تحقیق که در مجله PNAS منتشر شده است به این نکته نیز توجه کرده که نَرها چگونه از یکدیگر مراقبت می‌کنند. میان انسان‌ها این مراقبت به شکل «هوای هم را داشتن» و رفتارهایی موسوم به «مرام و معرفت» دیده می‌شود، و در میمون‌ها به صورت جدا کردن حشرات و کَک‌ها از موی بدن یکدیگر. به گفته کریستوفر یانگ از گروه تکامل اجتماعی نخستی‌سانان در همین دانشگاه، اگر نخستی‌سانان نَر در گروه‌هایی با چند حیوان نرِ دیگر زندگی کنند، معمولا بین آن‌ها درگیری شدیدی بر سر دسترسی به ماده‌ها در می‌گیرد، اما نرهای گروه می‌توانند با چند همگروهیِ نر دیگر روابط دوستانه‌ای برقرار کنند. میمون‌های نَر دوستی‌های اجتماعی مشابه انسان برقرار می‌کنند که استرس‌های زندگی روزمره را در آنان کاهش می‌دهد. به نظر می‌رسد دانستن این نکته علمی ساده می‌تواند درک زنان از رفتار همسران خود، و همچنین آگاهی مردان از نیازهای روحی‌شان را ارتقا بخشد. مردان می‌توانند گهگاه با معاشرت با دوستان و همکاران، برای ساعاتی دغدغه وظائف خانوادگی را فراموش کرده و از طریق کاهش سطح استرس، کیفیت زندگی خود را بالا ببرند. البته جلب اعتماد همسر محترم، پیش‌نیاز مهم چنین امری است. منبع: نی نی سایت ]]> روانشناسی زن و مرد Mon, 26 Jun 2017 21:28:40 GMT http://migna.ir/vdcauuny.49n6u15kk4.html بیشترین انگیزه خیانت همسران http://migna.ir/vdcae6ny.49n6u15kk4.html میگنا: اگر سعی کنیم برخی موضوعات را به شکلی کارشناسانه نگاه کنیم، حساسیت‌ها نیز کمتر خواهد شد. قدرنشناسی نکته‌ای است که در بدو امر ساده به نظر می‌رسد اما شکاف‌هایی ایجاد می‌کند که کم کم به حفره‌ای عمیق همچون طلاق عاطفی منتهی می‌شود. این جدایی ذهنی به‌تدریج رنگ واقعیت می‌گیرد و بالاخره یکی از زوجین موضوع طلاق را پیش می‌کشد. ضمن اینکه عده‌ای نیز گمان می‌کنند که مصداق خیانت تنها به خیانت‌های جنسی محدود می‌شود درحالی‌که مشاوران خانواده آن را به ٣ دسته طبقه‌بندی می‌کنند: ١- خیانت کلامی: زن یا مرد به ‌صورت تلفنی یا اینترنتی با فردی غیرهمجنس گرم می‌گیرد و پایه‌های انحراف به این ترتیب چیده می‌شود. ٢- خیانت ذهنی: عده‌ای در فکر و تخیلات‌شان مدام به شخصی دیگر می‌اندیشند و از آنجا که زاده ذهن‌شان است، آن فرد را شخصی ایده‌آل می‌پندارند. این زنگ خطری برای یک زندگی مشترک است چرا که شخص دایماً شریک زندگی‌اش را با فرد ذهنی مقایسه می‌کند و در ارتباط با همسرش به مشکل برمی‌خورد و رابطه سرد می‌شود. ٣- خیانت رفتاری: منظور از خیانت رفتاری، ارتباط برقرار کردن با شخصی غیرهمجنس خارج از سیستم خانواده است. قطعا در این نوشته کوتاه نمی‌توان تمام عوامل خیانت را بررسی کرد اما تمام مشاوران خانواده به یک نکته تأکید دارند. این سوال را از خود بپرسید که چقدر به حرف طرف مقابل گوش می‌دهید؟ هر چقدر ارتباط کلامی طرفین کمتر شود، احتمال طلاق عاطفی بیشتر خواهد بود. زنان باید توجه داشته باشند، فیزیولوژی مرد به او اجازه نمی‌دهد در آن واحد چند کار را انجام بدهد. به‌ویژه وقتی همسرتان به خانه می‌آید، در حال حمل افکار بیرون خانه است. این زمان، زمان مناسبی برای صحبت کردن با او نیست. بسیاری از زنان از این موضوع گلایه می‌کنند که همسر ما به حرف ما گوش نمی‌دهد و برای ما اهمیت قائل نیست. در حالی که اگر مرد در حال انجام کاری دیگر باشد، به لحاظ ساختار ذهنی خود نمی‌تواند حرف شما را گوش کند. بنابراین زمان صحبت کردن با مرد باید زمان فراغت او باشد. نکته‌ای هم که مردان به آن توجه نمی‌کنند دوباره موضوعی است مرتبط با فیزیولوژی زنان. بخش عمده‌ای از ابراز احساسات همسرتان از طریق هم‌کلامی مرتفع می‌شود. متأسفانه مرد خانه تنها بدون اینکه به همسرش نگاه کند، سر تکان می‌دهد و منتظر است تا حرفش تمام شود و پی کارش برود، در حالی که هم‌کلامی، شنیدن مکانیکی کلام از سوی مرد نیست بلکه گوش سپردن به زن است. زنان در بسیاری موارد حتی راه حل نمی‌خواهند. فقط از همسر خود تقاضا دارند تا به آن‌ها توجه کند و درست و مؤثر به حرف‌شان گوش بسپارد. مهارت «گوش دادن» و «گوش سپردن» متأسفانه بین ما ایرانی‌ها جایی ندارد. ما استاد حرف زدن‌ایم؛ آدم‌هایی شده‌ایم که خودخواهانه فقط حرف می‌زنیم و حاضر نیستیم دقایقی را برای گوش دادن صرف کنیم. همین امروز به رفتار خود دقت کنید! اگر توانستید بین صحبت‌های کسی دیگر اظهار نظر نکنید، راه حل ندهید، بین کلامش ندوید یا او را بی‌وقفه قضاوت نکنید! اگر توانستیم... روزنامه شهروند ]]> روانشناسی اجتماعی Thu, 15 Jun 2017 11:29:07 GMT http://migna.ir/vdcae6ny.49n6u15kk4.html خواسته های اشتباه خانم ها از آقایان http://migna.ir/vdchvznk.23nzidftt2.html برقراری رابطه عاطفی با جنس مخالف ساده نیست. اگر شما بدانید که از شریک زندگی تان چه می خواهید و آن را صادقانه طلب کنید، کارتان راحت می شود اما آیا واقعا آنچه می خواهید به نفع شما و رابطه تان خواهد بود؟ شاید لازم باشد که بیشتر و عمیق تر در مورد خواسته هایتان بیاندیشید سپس آنها را به زبان آورید.     در ادامه مطلب، خواسته های اکثر زنان از شریک زندگی شان را که ممکن است پس از مدتی مشکل ساز شود و رابطه عاشقانه را به بن بست رساند، برایتان آورده ایم تا اگر شما هم همچین تقاضایی دارید، بار دیگر عاقلانه در مورد آنها بیاندیشید.     حسود باشد همه ما دوست داریم که شریک زندگی مان حس مالکیت نسبت به ما داشته باشد اما آیا این احساس منطقی است؟ مطمئنا اگر با لبخند به گوشی تان نگاه کنید، او از شما دلیل اش را می پرسید یا اگر بخواهید با دوستان تان بیرون روید، از شما نام تک تک آنها را خواهد پرسید، این موارد مشکلی ایجاد نمی کند اما اگر در این کار افراط شود، همه چیز تغییر خواهد کرد.       خانم ها معمولا فکر می کنند که حسادت نشانه دوست داشتن است اما اگر همسرتان از شما بخواهد که با دیگران ارتباطی نداشته باشید یا مدام از شما برای هر قدمی که بر می دارید سوال کند، آیا می توانید طاقت بیاورید؟ این رفتارها نه تنها نشانه ای از عشق و علاقه نیست بلکه پرچم قرمزی برای رابطه شماست.   بنابراین کنترل کردن حس حسادت کلید موفقیت هر رابطه ای است. همه ما در روابط خود این احساس را تجربه می کنیم و طبیعی است اما اگر این حس تبدیل به مشکوک شدن، تهمت زدن و دروغ بستن به شما شود، خبر خوبی برایتان نخواهد بود.      فرمان زندگی شما را به دست گیرد   هنوز هم هستند آقایانی که در را برای شما باز می کنند، هزینه رستوران تان را می دهند و در تصمیم گیری ها کنارتان هستند اما این رفتارها نیز مرزی دارند. اگر شریک زندگی تان مدام در حال کنترل کردن شما باشد، لذت می برید؟ اغلب خانم دوست دارند که مرد زندگی شان آنها را تحت کنترل خود نگه دارند اما مطمئنا اگر مدام به شما بگویند که چه بپوشید و چه نپوشید، چگونه فکر کنید و چگونه حرف بزنید، پس از مدت زمان کوتاهی خسته و کلافه خواهید شد. بنابراین تنها در شرایطی بگذارید شریک زندگی تان شما را کنترل کند که به شما به عنوان یک انسان احترام لازم را می گذارد. در غیر این صورت، اگر به شیوه لباس پوشیدن شما، حرف زدن تان، اعتقادات تان و آنچه آرزو دارید اعتماد ندارد، زمان آن است که به رابطه خود خاتمه دهید.     مطیع شما باشد برخی از خانم ها دوست دارند که مرد زندگی شان تمام و کمال در اختیار آنها باشد، خودش را با برنامه های او هماهنگ کند و تنها به خواسته و نیازهای او توجه کند، اما این نوع رابطه دوامی نخواهد داشت.  بسیاری از خانم ها تصور می کنند عاشق مردی هستند که خواسته های آنها را هر چه سریع تر فراهم می کند اما واقعیت چیز دیگری است. مردی که برای خود ارزشی قائل نشود، بعد مدتی از چشم شریک زندگی اش نیز خواهد افتاد. بنابراین هر فردی باید تعادل زندگی خود را حفظ کند. یک مرد نه باید یک دنده و لجباز باشد و نه مطیع مطلق. یک رابطه خوب دو طرفه است بدین معنی که هر دو طرف رابطه باید نیازهای یکدیگر را برطرف کنند در عین اینکه به اعتقادات خود نیز پایبندند. بی شک هیچ زنی عاشق یک مرد بی اراده نخواهد شد.      پولدار باشد  چه کسی از پول بدش می آید؟ همه ما طالب یک زندگی راحت و مرفه هستیم اما به شرط این که پول برایمان شادی، سلامتی و در یک کلمه خوشبختی آورد. بسیاری از خانم ها دوست دارند که همسرشان صاحب یک کارخانه بزرگ یا چندین شرکت باشد اما آیا این را قبول می کنند که همسرشان را در خانه نبینند؟ اولویت اول این دسته از مردان کار است، پس باید تمام عواقب آن را نیز به جان بخرند.   شما باید خودتان را بشناسید، آیا فردی هستید که بتوانید دوری شریک زندگی تان را تحمل کنید؟ آیا بی او حس حسادت شما برانگیخته نخواهد شد؟    در نهایت اگر به دنبال یک مرد پولدار می گردید، باید تمام خوبی و بدی های آن را نیز در نظر بگیرید اما یادتان یاشد که پول خوشبختی نمی آورد.     ماجراجو باشد حتما هیجان انگیز است که شریک زندگی تان یک آفرودباز حرفه ای باشد یا دوست داشته باشد که پیاده تمام نقاط بکر جهان را کشف کند اما آیا می توانید این مرد را محدود کرد؟ شروع یک رابطه عاطفی احتیاج به تعادل دارد. زنان مردان شجاع را دوست دارند اما از این که مدام نگران آنها و خطراتی که تهدیدشان می کنند باشند، متنفرند.  خوب است که به علایق یکدیگر احترام بگذارید، به عنوان مثال بسیاری از زوج ها هستند که باهم به ماجراجویی می پردازند، اما باید قبل از هر کاری محدودیت ها را برای خود مشخص کنید تا هیچکس آسیب نبیند.     اندام خوبی داشته باشد    اگر چه ظاهر اهمیت زیادی دارد اما نباید اولویت اول زندگی تان باشد. شاید در ابتدا شروع رابطه ظاهر طرف مقابل شما را تحت تاثیر قرار دهد اما در دراز مدت همه چیز تغییر می کند.    آیا به این فکر کرده اید که ظاهر خودتان ممکن است بعد از بارداری تغییر شکل دهد و دیگر ایده آل شما و شریک زندگی تان نباشد. پس بهتر است که به دنبال مردی باشید که بیش از ظاهر، مهربان و همدل است.    همیشه در کنارتان باشد طبیعی است که دوست داشته باشید تمام وقت تان را در کنار همسرتان بگذرانید اما نباید به خصوصی ترین فضای او که تنهایی است، تجاوز کنید. آنچه مهم است کمیت رابطه نیست، کیفیت آن است. ممکن است شما تمام ساعات روز را در کنار همسرتان بگذرانید، بی آنکه با او گفتگو کنید یا این که تنها دو ساعت در روز را در کنارش باشید اما از زمین و زمان سخن بگویید، شما کدام را ترجیح می دهید؟ یک فرد زندگی خودش را دارد و نمی تواند هر آنچه شما می خواهید را نیز برایتان فراهم کند، به همین دلیل انتظارات بیهوده را کنار بگذارید و کمی واقع بین تر باشید. به جای این که ساعات بیشتری را در کنار شریک زندگی تان باشید، سعی کنید که کیفیت رابطه تان را بالا ببرید.    رمانتیک باشد  آقایان خوب می دانند که چگونه دل زن مورد علاقه شان را به دست آورند. یک هدیه گران قیمت، یک شاخه گل یا دعوت به یک رستوران رمانتیک... اما اینها برای خانم هایی که به دنبال رابطه ای رمانتیک می گردند کافی نیست. مساله اینجاست که در واقع رمانتیک بودن تنها در هدیه خلاصه نمی شود بلکه احساسی که کلمه ها دارند می توانند آن حس خاص را منتقل کند.    ساده است، خانم ها می خواهند که کلامی و غیر کلامی از طرف شریک زندگی شان مورد تحسین و ستایش قرار بگیرند. آنچه آنها را بیش از همه تحت تاثیر قرار می دهد، احساسی است که در کلمات شان نهفته است. بدون ابراز کلامی و رفتاری عشق، دسته های گل و هدیه های مجلل، هیچ ارزشی نخواهند داشت.    مستقل باشد  خوب است که هر مردی مستقل باشد و به هیچ کس دیگری از جمله همسرش هم محتاج نباشد اما برای بسیاری از خانم ها این رفتار ایده آل نیست. استقلال، هر فردی را جذاب می کند اما برای یک رابطه عاطفی همیشه کارساز نیست. آنچه یک مرد را در چشم یک زن منحصر بفرد می کند، استقلال در کنار وابستگی است. هر زنی دوست دارد که مرد زندگی اش به او وابسته باشد، بنابراین تعادل کلید موفقیت هر رابطه بلند مدتی است.   کامل و بی نقص باشد   چند بار در ذهن خود به دنبال مردی ایده آل بوده اید؟ چند بار از اطرافیان تان شنیده اید که مرد زندگی شان ایده آل است؟ طبیعی است که ما به دنبال فردی بی عیب و نقص باشیم اما خیالپردازی بیش از حد دردسرساز می شود.     بهتر است که از خوب بیدار شوید زیرا نه تنها همچین مردی وجود ندارد بلکه اگر هم وجود داشت، شما او را نمی خواستید. این ضعف های ماست که ما را تبدیل به انسان کرده است، به همین دلیل اگر دیدید که مرد مقابل تان هیچ گونه عیب و ایرادی ندارد، مطمئن باشید که آنها را در مقابل شما پنهان می کند. بنابراین نه به دنبال مردی ایده آل، بلکه به دنبال مردی باشید که ایده آل شما باشد.  منبع: برترین ها ]]> روانشناسی زن و مرد Thu, 15 Jun 2017 08:07:33 GMT http://migna.ir/vdchvznk.23nzidftt2.html حرف دل آقایان به خانم ها را در اینجا بخوانید http://migna.ir/vdcjaoex.uqeyvzsffu.html ما نمی توانیم ذهن شما را بخوانیم آقایان قادر به خواندن ذهن خانم ها نیستند بنابراین انتظار نداشته باشید که ناراحتی شما را، بی آنکه در مورد آن کلامی به زبان آورید، تشخیص دهند. اگر مشکلی هست یا ناراحت نشوید یا این که در مورد آن با شریک زندگی تان سخن بگویید.-   با گریه کار خود را پیش نبرید  زمانی که خانم ها گریه می کنند، آقایان دیگر کاری جز گوش دادن به حرف خانم ها یا بند آوردن گریه آنها نخواهند داشت، بنابراین بهتر است که به جای گریه با آرامش حرف خود را بزنید. گریه سلاح خوبی نیست زیرا تنها در کوتاه مدت جواب می دهد.     هر چه می خواهید، به زبان آورید همانطور که گفتیم آقایان بلد نیستند فکر خانم ها را بخوانند، بنابراین اگر چیزی از آنها می خواهید بهتر است که به زبان آورید. آنها در بازی حدس زدن همیشه شکست می خورند.   با «بله» یا «خیر» جواب دهید اگر مرد زندگی تان سوالی از شما پرسید که جواب آن آره یا خیر است، بهتر است که بدون توضیحات اضافه جواب صریح خود را در یک کلمه بدهید. گفتن «نمی دانم» یا «خودت می دانی» کار به جایی نمی برد.    به دنبال راه حل باشید، نه همدردی زمانی که با مرد زندگی تان در مورد مشکلی صحبت می کنید، او به تنها چیزی که می اندیشد یافتن راه حل است. اما اگر فردی را می خواهید که با شما همدردی کند، بهتر است که حرف هایتان را به دوستان صمیمی تان بزنید. آنها بهتر از هر کس دیگری می توانند این حس را به شما منتقل کنند.    مشکلات گذشته را وسط نکشید آقایان آنچه در 6 ماه گذشته اتفاق افتاده را به یاد ندارند بنابراین بحث کردن در مورد آن عادلانه نیست. در این شرایط آنها هیچ راهی ندارند جز این که با شما موافقت کنند.      نپرسید که چاقم یا لاغر  اگر از همسرتان می پرسید که چاق است یا لاغر و انتظار دارید که او حقیقت را به شما بگوید، پس چرا از شنیدن جواب ناراحت می شوید؟    منظور ما را وارونه برداشت نکنید    معمولا هر جمله ای دو معنی دارد و خانم ها اکثر مواقع بدترین منظور را برداشت می کنند. پس بهتر است قبل از هر برداشت و سوتفاهمی از همسرتان بخواهید که بیشتر توضیح دهد یا این که مثبت اندیش تر باشید.    یا خودت کاری را انجام بده یا تماما به من بسپار  اگر از مردی خواستید که وسیله ای را تعمیر کند یا کاری را برای شما انجام دهد به شیوه آن کاری نداشته باشید. بالای سر آنها ایستادن و دستور دادن باعث می شود که آنها کار را رها کرده و به خودتان محول کنند.    تنها در زمان های پیام بازرگانی صحبت کنید آقایان وقت کافی برای تماشای برنامه مورد علاقه شان را ندارند، بنابراین اگر دیدید که همسرتان در حال تماشای یک بازی فوتبال یا فیلم مورد علاقه اش است، با او صحبت نکنید. بهتر نیست اگر تا شروع پیام بازرگانی صبر کنید؟    به آنها آدرس ندهید   اگر مردی پشت فرمان ماشینی نشسته است، بهتر است که کل فرمان را به او بدهید. آنها از این که شما مدام به آنها بگویید از این سمت یا آن سمت برو، بیزارند.   رنگ صورتی، صورتی است دانستن تنها چند رنگ اصلی برای آقایان کافی است. آنها علاقه ای ندارند که تونالیته های مختلف رنگ ها را بشناسند، بنابراین رنگ صورتی چرک با صورتی ملیح برای آنها هیچ فرقی ندارد.    «هیچی» معنی دیگری جز خودش نمی دهد اگر مردی از شما پرسید که مشکل چیست و شما جواب دادید «هیچی»، دیگر انتظار نداشته باشید که او به دنبال جواب دیگری باشد. او هیچ معنی دیگری از این کلمه برداشت نخواهد کرد.     اگر به دنبال جواب نیستید، سوال نکنید اگر واقعا به دنبال پاسخی نمی گردید، بهتر است که از آقایان سوال نپرسید. در این شرایط اگر با خودتان صحبت کنید بهتر است.    هر چه دوست دارید بپوشید و به شیوه لباس پوشیدن ما هم گیر ندهید خیلی برای آقایان فرقی نمی کند که شما چه لباسی به تن کنید. بنابراین آنها خودشان هم دوست ندارند که شما به شیوه لباس پوشیدن آنها گیر دهید. آنها با هر لباسی که احساس راحتی بیشتری کنند، ارتباط برقرار می کنند.    اگر دوست ندارید در مورد فوتبال بدانید، سوال نکنید حتما می دانید که اکثر آقایان عاشق ورزش و فوتبال هستند، اما اگر شما علاقه ای به آن ندارید احتیاجی نیست که به عنوان مثال بپرسید کدام تیم قهرمان شد. این کار تنها آنها را آزار می دهد.     شما به اندازه کافی لباس دارید شما از نظر آقایان یک دنیا لباس دارید اما اگر خودتان احساس می کنید که کافی نیست و دوست دارید که هر هفته به خرید بروید، مشکلی نیست اما مرد زندگی تان را مجبور نکنید تا هر بار شما را همراهی کند.    من از هیکل ام راضی ام  همه آقایان مثل هم نیستند. همه آقایان نمی توانند که شکم 6 تکه داشته باشند بنابراین مرد زندگی تان را همانگونه که هست دوست بدارید زیرا که او نیز از ظاهرش راضی است.- *ترجمه پردیس بختیاریبرترین ها ]]> روانشناسی زن و مرد Thu, 11 May 2017 05:04:17 GMT http://migna.ir/vdcjaoex.uqeyvzsffu.html اعتماد بنفس بیش از حد آقایان از کجا آب می‌خورد؟ http://migna.ir/vdcexv8e.jh877i9bbj.html کارشناسان در جدیدترین تحقیقات خود دریافتند وجود سطوح بالاتری از هورمون تستوسترون در بدن آقایان باعث می‌شود تا آن‌ها بیشتر به انجام کارهای سخت و سنگین به لحاظ فیزیکی علاقه‌مند شوند، همچنین این مردان بیشتر کار‌ها و تصمیم گیری‌های سریع را بدون فکر کردن انجام می‌دهند.   نتایج این مطالعه نشان می‌دهد این هورمون حتی بر شیوه تصمیم‌گیری مردان نیز موثر است و افزایش آن می‌تواند باعث تمایل آن‌ها به انجام کارهای ریسک پذیر و حتی بدون دوراندیشی شود.   کارشناسان آمریکایی این نتایج را با تحقیق روی دو گروه داوطلب و اندازه‌گیری میزان هورمون تستوسترون و بررسی قدرت تصمیم‌گیری آنان بدست آورده اند.   وجود هورمون تستوسترون برای سلامت مردان از قبیل تولید اسپرم، شکل گرفتن توده استخوانی، افزایش حجم عضلات، احساس قدرت و توانایی بالای کارهای فیزیکی مفید است.   این یافته‌ها حاصل تحقیقات مشترک پژوهشگران دانشگاه‌های کالیفرنیا، وارتون و وست یونیورسیتی است.   کارشناسان همچنین دریافتند مردانی که دارای سطوح پایین‌تری از هورمون تستوسترون هستند، در کار‌ها و تصمیم گیری‌ها حساب شده‌تر اقدام می‌کنند و در برخورد با اطرافیان آرامش بیشتری از خود نشان می‌دهند.   تصمیم گیری‌های سریع، یکدنده بودن و گوش ندادن به حرف دیگران و اصرار بر انجام کارهای مورد علاقه در مردانی که دارای سطوح بالاتر هورمون تستوسترون هستند، بیشتر مشاهده می‌شود.   کارشناسان بر این اساس امیدوار هستند راه حل‌های درمانی به ویژه برای آن دسته از مردان که دارای ضعف در اعتماد به نفس، ناتوانی در تصمیم گیری و انجام کارهای فیزیکی سنگین هستند، پیدا کنند تا کیفیت زندگی‌شان را بالا ببرند.   تحقیقات بسیاری نشان داده است افزایش بیش از حد هورمون تستوسترون در بدن مردان می‌تواند باعث پرخاشگری و بروز رفتارهای خشونت‌زا شود. در چنین حالتی فرد ممکن است مبتلا به اختلالات روانشناختی نیز باشد و لازم است تحت مشاوره با متخصص قرار گیرد.   اما به طور کلی هر سطحی از این هورمون در بدن مردان باعث می‌شود در تصمیم‌گیری جدی‌تر و سریع‌تر عمل کرده و از پذیرش نظر دیگران خودداری کنند.   منبع: Dailymail     ]]> روانشناسی زن و مرد Tue, 09 May 2017 11:07:28 GMT http://migna.ir/vdcexv8e.jh877i9bbj.html خانم‌ها عاشق چه تیپ شخصیتی ازمردان می‌شوند؟ http://migna.ir/vdcg739t.ak9zy4prra.html مرد‌ها مانند هم نیستند، علاوه بر تفاوت‌های ظاهری، نژادی و قومیتی مرد‌ها دارای تیپ‌های شخصیتی مختلفی نیز هستند، پس اگر می‌خواهید در آشنایی، ازدواج و داشتن یک زندگی خانوادگی نمونه موفق باشید باید آقایان را بیشتر بشناسید.  مردهای بازیگوش و طرفدار هیجان و ماجراجویی  این تیپ از مردان علاقه شدیدی به انجام ماجراجویی دارند و معمولاً کوله پشتی و سایر وسایل برای گردش و هیجان را آماده در خانه دارند. این تیپ ازمردان دوران نوجوانی پرهیجانی را پشت سرگذاشته اند که حتی در برخی موارد حاوی اتفاقات نامطلوبی نیز است.   این تیپ شخصیتی از مردان از همسر خود انتظار دارند که مانند آن‌ها به گشت و گذار و ماجراجویی علاقه‌مند باشد و آن‌ها را درباره اینکه مدت زمان زیادی را خارج از خانه و دردامنه کوه‌ها و جنگل‌ها سپری می‌کنند مواخذه نکند.   این افراد معمولاً دیر ازدواج می‌کنند و خاطرات زیادی از ماجراجویی‌های خود دارند که برای همسرشان تعریف کنند.   مردان عاشق پیشه، احساساتی و هنرمند این دسته از مردان نیز معمولاً در زمینه کارهای هنری فعال هستند یا به طور کلی احساساتی و رومانتیک هستند. آن‌ها با وجود جدی بودن در کار تخصصی خود در زمینه احساسات بسیار منعطف و با گذشت هستند و همسران آن‌ها می‌توانند از داشتن یک زندگی عاشقانه و توام با آرامش لذت ببرند.   این مردان در ابراز احساسات عاشقانه به همسران خود بسیار توانا هستند و کارهایی مانند خرید گل به مناسبت‌های مختلف را هیچ گاه فراموش نمی‌کنند.   اگر می‌خواهید با یک مرد هنرمند ازدواج کنید آگاه باشید که نمی‌توانید روحیات او را تغییر دهید و از او فردی دیگر بسازید، باید خود را با معیار‌ها و ایده آل‌های او هماهنگ کنید.    مردان هنرمند معمولاً در کسب و کار خود موفق و صاحب سبک هستند، اما برخی از آن‌ها دارای روحیاتی ویژه هستند که این می‌تواند در صورت عدم دوراندیشی به اختلاف با همسر و خانواده منجرشود.   مردان ثروتمند و موفق این گروه از مردان مورد علاقه بسیاری از خانم‌ها هستند و در اکثر نقاط جهان و از تمام قومیت‌ها زنان دوست دارند با مردی موفق و به ویژه ثروتمند ازدواج کنند.   زنان این مردان را شوهرانی پولدار و دوست داشتنی و پدرانی خوب و مفید برای فرزندان خود می‌بینند.   کارشناسان هشدار می‌دهند با وجود رویایی بودن ازدواج با یک مرد ثروتمند، اما همیشه پول خوشبختی نمی‌آورد و مهم تفاهم، دوستی، عشق و علاقه بین زوجین است.   مردهای موفق و ثروتمند نیز به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند، برخی از آنها ثروت خود را به صورت ارث بدست آورده و برخی دیگر با کوشش و تلاش، آن دسته از افراد که با کوشش و تلاش به جایگاه پیروزی و موفقیت رسیده اند با وجود مهربان بودن، در برخی مواقع بسیار سخت گیر و مقرراتی هستند و کار، جزئی جدا نشدنی از زندگی آنها است و ممکن است پس از ازدواج مجبور باشید روزهای زیادی را به تنهایی سپری کنید، زیرا همسرتان در حال مسافرت یا کار بر روی یک پروژه جدید کاری است.   مردانی که نقش پدر را ایفا می‌کنند این گروه ازمردان نیز به طور غریزی دارای حس کنترل، رهبری، مدیریت و مسئولیت پذیری هستند، روی آنها می‌توان حساب کرد و بسیاری از مشکلات را با کمک آنها حل کرد.   بسیاری از دختران در دنیا تمایل دارند با مردی که خصوصیات اخلاقی و حتی سنی مشابه پدرشان دارد ازدواج کنند، برخی از این دختران پدران خود را ازدست داده اند یا به یک مرد جوان نمی‌توانند برای ساخت خانواده اعتماد کنند و بیشتر تمایل دارند تا با مردی مسن ازدواج کنند.   این نوع ازدواج می‌تواند خوب یا بد باشد، اختلاف سنی زیاد با همسر در سالهای بعد می‌تواند مشکل ساز باشد بویژه اگر مرد دچاربیماری شود، همچنین حالت کنترل، نظارت، بازبینی و حتی شکاک بودن مرد می‌تواند برای زن غیر قابل تحمل باشد.   درصد کمی از ازدواج‌های زنان جوان با مردان سالمند به سالهای طولانی می‌انجامد به همین دلیل قبل از تصمیم گیری حتماً با متخصص مشاوره انجام دهید.   مردانی که حرف حرف خانمشان است  این دسته از مردان نیز از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند، آنها معمولاً در دفاع از خود ضعیف هستند و حتی اگر با موضوعی مخالف باشند نمی‌توانند آن را بازگو کنند.   این مردان به طور کامل مطیع همسران خود هستند و شخصیتی مهربان، فرمان پذیر و پدری دلسوز هستند، اما در پیچ و خم زندگی امکان دارد شرایطسختی برای خانواده به وجود بیاید و تحقیقات روانشناسی نشان داده است که این مردان قادر به تصمیم گیری درست نیستند مگر آنکه مورد مشاوره و راهنمایی قرار بگیرند.   اگر می‌خواهید با چنین مردی ازدواج کنید، حتماً قبل از آن مشاوره ازدواج انجام دهید، توصیه می‌شود زنانی که دارای قدرت رهبری و اعتماد به نفس بالا هستند، می‌توانند در مشکلات روی پای خود بایستند و تصمیم گیری‌های صحیح انجام دهند با این تیپ شخصیتی از مردان ازدواج کنند.   مردان نابغه و دانشمند نابغه بودن همیشه به معنای داشتن شغل عالی و درآمد بالا نیست، برخی از افراد بسیارباهوش ساعت‌ها مطالعه و انجام پژوهش درآزمایشگاه را به داشتن یک شغل راحت با درآمد عالی ترجیح می‌دهند.   این افراد در ازدواج و انتخاب همسربسیار سخت گیر هستند وتوقع دارند که همسرآن‌ها نیزبه تحقیقات علمی علاقه‌مند باشد و از صحبت کردن در باره موضوعات تخصصی حتی در مهمانی و جمع‌های خانوادگی خسته نشود.   این مردان زمان زیادی را صرف کار خود می‌کنند ومعمولاً در انجام کارهای خانه به همسر خود کمک نمی‌کنند، کارشناسان توصیه می‌کنند زنانی که به مطالب علمی علاقه‌مند هستند و یا خود دراین نوع زمینه‌ها فعال هستند و برای انجام کارهای خانه و تربیت فرزند می‌توانند مستقل باشند با این نوع مردان ازدواج کنند.   همسران این مردان معمولاً نیازبه انجام حجم بالایی از فعالیت‌های خانه داری و کار و حتی سامان دهی به وسایل و ابزارهای کار همسر خود را دارند.   منبع: the30club.wordpress   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 26 Apr 2017 22:18:29 GMT http://migna.ir/vdcg739t.ak9zy4prra.html ذهن همسرتان را بخوانید http://migna.ir/vdcizqa5.t1auv2bcct.html زن و مرد از دو جنس مختلف با روحیات متفاوت هستند و برای آن که بتوانید با موجودی که تا این حد با شما متفاوت است زندگی خوبی داشته باشید باید او را بشناسید.   این ویژگی های زنانه را بشناسید تا بیشتر پی به خصوصیات زنان ببرید:   1.پیوندجویی   روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر فقط یک فرق بین زن‌ها و مردها باشد این است که برای زن‌ها ارتباط برقرار کردن با دیگران مهم‌ترین چیز است و برای مردها استقلال و اقتدار. این‌که زن‌ها خیلی بیشتر به ارتباط با دیگران اهمیت می‌دهند، از همان کودکی شروع می‌شود. حتماً همه‌ی شما دیده‌اید دخترها عروسک را به‌عنوان اسباب‌بازی اصلی انتخاب و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ‌روان‌شناس‌ها به این ویژگی زنانه «پیوندجویی» می‌گویند.   پیوند با خانواده‌ی پدری   زن‌ها از مردها پیوندجوتر هستند و برای رابطه با دیگران اهمیت بیشتری از مردان قائل‌اند. یکی از مهم‌ترین کسانی که زن‌ها برای رابطه با آنها انرژی می‌گذارند، خانواده‌ی پدری‌شان است. از خواهر، مادر، برادر و پدر گرفته تا بچه‌های خواهر‌ و برادرها و دایی و عمو و عمه و خاله همه و همه می‌توانند در دایره‌ی دغدغه‌های یک زن قرار بگیرند و از همه‌ی آنها خبر بگیرند. معمولاً مردها این رفتار همسران‌شان را در تقابل با قدرت خودشان می‌دانند و برای همین از زن‌ها می‌خواهند بین خانواده و شوهرشان به یکی اولویت بدهد. معلوم است می‌خواهند آن یکی هم خودشان باشد. در صورتی که رابطه با خانواده‌ی پدری، فقط به خاطر ویژگی پیوندجویی خانم‌هاست. همان ویژگی که آنها را به شوهران‌شان هم وصل کرده است!   رازداری نکردن   یکی از مسائلی که بین مردها و زن‌ها همیشه اختلاف است مرز بین چیزی است که باید بیرون از خانه گفته شود و چیزهایی که نباید گفته شود. زن‌ها به خاطر ویژگی پیوندجویی معمولاً هم‌ مرزها را بازتر می‌گیرند و هم تعداد آدم‌هایی که می‌توان چیزهایی را که در ذهن مردها خصوصی است به آنها گفت. یک زن ممکن است در اتوبوس بین شهری سر درددل را به یک کنار دستی غریبه باز کند و خصوصی‌ترین چیزهای زندگی‌اش را به او بگوید. اتفاقی که در مورد مردان تقریباً غیرممکن است.   2. عاطفی بودن   زن‌ها عاطفی‌تر از مردها هستند. این یک باور عمومی است که اتفاقاً پایه‌های علمی هم دارد. البته روان‌شناس‌ها کمی جزئی‌تر در این مورد اظهار نظر می‌کنند. آنها می‌گویند مردها می‌توانند جنبه‌های عقلانی و احساسی یک ماجرا را از هم جدا کنند، اما زن‌ها حتی در یک بحث منطقی زود احساساتی می‌شوند. عصب‌شناس‌ها می‌گویند دلیل این قضیه می‌تواند این باشد که مرکز عاطفه در مرد‌ها فقط در نیکره‌ی راست مغز آنهاست در صورتی که مراکز عاطفه در زن‌ها هم در سمت چپ و هم در سمت راست مغز پراکنده است. حتماً می‌دانید سمت چپ مغز مسئول تکلم و تفکر منطقی است. برای همین احتمالاً خیلی از مردها تعجب می‌کنند چرا وقتی یک بحث منطقی را با زنان‌شان پیش می‌برند، آنها ناگهان احساساتی می‌شوند. البته در مقابل خانم‌ها هم از این‌که مرد‌ها حتی در یک بحث احساسی می‌توانند خونسردی خودشان را حفظ کنند و با منطق خودشان پیش بروند تعجب می‌کنند.   اگر بخواهیم کلی‌تر نگاه کنیم، مخصوصاً مردهایی که زنان موفقی دارند، ممکن است به این اشتباه بیفتند که چون همسرشان در جمع آدم‌هایی است که خیلی خوب از پس خودشان و کارهای‌شان برمی‌آیند دیگر نیازی به حمایت عاطفی ندارد. اما روان‌شناسی زنان دقیقاً بر عکس این را می‌گوید. حتی زنانی که اسطوره‌ی اعتماد به نفس هستند در مقابل شما دوست دارند زنانه رفتار کنند و از حمایت عاطفی‌تان برخوردار شوند. دعوای همیشگی زنان و مردان در به جمله آوردن جمله «دوستت دارم» توسط مردها ریشه در همین تفاوت جنسیتی دارد.   زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید     3. خوش‌صحبتی   مردان معمولاً از این شکایت دارند که همسران‌شان خیلی حرف می‌زنند. برای همین در مورد زیاد حرف زدن زنان هم تا دل‌تان بخواهد لطیفه و پیامک درست شده است. روان‌شناسان هم موافق‌اند زن‌ها و مردها هم در میزان صحبت کردن و هم در شیوه‌ی صحبت کردن با هم فرق دارند.   عصب‌شناس‌ها می‌گویند مردان برای حرف زدن فقط از نیمکره‌ چپشان استفاده می‌کنند اما زن‌ها از هر دو نیمکره. روان‌شناسان رشد می‌گویند تجهیزات سخن گفتن (مثلاً تارهای صوتی) در زن‌ها زودتر از مردان رشد می‌کند.   روان‌شناس‌های تکاملی هم می‌گویند، در طول قرن‌ها مردها یاد گرفته‌اند ساکت‌تر باشند و زن‌ها یاد گرفته‌اند که بیشتر حرف بزنند. آنها می‌گویند هزاران سال پیش زنان به صورت گروهی با زنان دیگر حرکت می‌کردند و در حالی‌که بچه‌های‌شان را در بغل داشتند پا را از محدوده‌ی غار فراتر نمی‌گذاشتند. اگر آنها با همدیگر رابطه برقرار می‌کردند احتمال بقای‌شان بیشتر بود. اما مردها باید خاموش در بالای تپه به انتظار شکار می‌نشستند. اگر آنها حرف می‌زدند شکار فرار می‌کرد و بقای‌شان به خطر می‌افتاد.   گذشته از میزان حرف زدن مشکلاتی که تفاوت در ‌نحوه‌ی حرف زدن خانم‌ها و آقایان ایجاد می‌کند خودش را به شکل‌های متفاوتی در محیط خانواده نشان می‌دهد که در ادامه‌ با ذکر مثال آن‌ها را توضیح می‌دهیم.   گزارش توصیفی خانم‌ها   روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر دو دسته‌بندی کلی در مورد گزارش روزمره باشد یکی گزارش توصیفی و یکی گزارش علمی است. زن‌ها معمولاً از حرف زدن‌شان گزارش توصیفی و با جزئیات، اما مردها از گزارش علمی و منطقی استفاده می‌کنند. این تفاوت از همان بچگی هم در مورد دختر‌ها و پسر‌ها وجود دارد. حتماً یادتان هست خواهرتان چه‌طور با آب‌وتاب در مورد اتفاق‌های مدرسه برای مادرتان حرف می‌زد اما شما به عنوان یک پسر حس می‌کردید اتفاق خاصی در مدرسه نیفتاده است که قابل تعریف کردن باشد. در واقع نه گزارش توصیفی زن‌ها نشانه‌ی پرحرفی آنهاست و نه تیتروار ردیف کردن وقایع روزانه‌ی مردها، نشانه‌ی‌ بی‌توجهی‌شان. بهترین راهکار برای مردها این است که بگذارند زن‌ها طبق طبیعت‌شان رفتار کنند و حرف خودشان را بزنند و آنها گوش بدهند. همین! مخصوصاً زن‌های خانه‌دار، که بیشتر تنها هستند، بیشتر به گوش دادن مردها نیاز دارند. گاهی همین گوش ندادن آن‌قدر برای خانم‌ها مسئله می‌شود که آنها را به وادی طلاق می‌کشاند.   ضمن این‌که زن‌ها حرف می‌زنند تا صرفاً حرف زده باشند، مردها همیشه دنبال راه‌حل می‌گردند و برای همین حرف زن‌ها را قطع می‌کنند تا راه حل دهند و مکالمه را تمام کنند و این همیشه زن‌ها را عصبانی می‌کند.   غیر مستقیم حرف‌زدن خانم‌ها   سبک بیان زن‌ها و مردها با هم فرق می‌کنند. مردها حرف‌شان را شفاف و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها غیرمستقیم می‌خواهند منظورشان را برسانند. یونگ، روان‌شناس مشهور در یکی از کتاب‌هایش زن‌ها را به عنکبوت تشبیه می‌کند. می‌گوید آنها برای رسیدن به مقصودشان آن‌قدر نقطه‌های مختلف را با تارهای‌شان به هم وصل می‌کنند که گاهی خودشان در تار خودشان گیر می‌افتند. البته‌ شیوه‌ی حرف زدن زن‌ها خیلی هوشمندانه است. وقتی همسر شما غیرمستقیم حرف بزند، حتی اگر شما با او مخالفت کنید، رابطه موقتاً به هم نمی‌خورد. همه‌ی اینها به همان پیوندجویی و عاطفی بودن زن‌ها مربوط است که در فصل‌های قبل هم به آنها اشاره شد. در واقع مردها نباید فکر کنند که حرف‌های زن‌ها کلمه به کلمه همان است که می‌گویند. آنها باید با توجه به فضای عاطفی و اتفاق‌های قبلی حرف زن‌ها را رمزگشایی کنند. ممکن است معنای حرف همسر شما دقیقاً عکس آن چیزی باشد که می‌گوید یا می‌خواهد. معمولاً باید پشت حرف‌های او دنبال «جلب حمایت عاطفی» و «شرح وظایف خودتان به عنوان یک شوهر» باشید!   مبالغه‌ی زنان   زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید. این جدل به جای این‌که چیزی را حل کند زن‌ها را غمگین‌تر یا عصبانی‌تر می‌کند. بهتر است به حرفش گوش دهید و بگذارید حرفش را بزند تا آرام شود.   4.شم زنانه   زن‌ها و مردها زبان بدن متفاوتی دارند. زن‌ها لبخند بیشتری می‌زنند. فضای شخصی کمتری لازم دارند و معمولاً نزدیک‌تر به هم می‌ایستند. زن‌ها حالت بدنی متفاوتی می‌گیرند و معمولاً دست‌های‌شان را به حالت مۆدبی به هم قفل می‌کنند یا حالت دست به سینه می‌گیرند و پاهای‌شان را هم به هم نزدیک‌تر می‌کنند و موقع نشستن آنها را به یک طرف می‌گیرند.   اما از همه‌ی اینها مهم‌تر این است که زن‌ها توانایی کشف نشانه‌های زبان بدن دیگران را دارند. چیزی که روان‌شناس‌ها به آن می‌گویند «رمزگشایی». زن‌ها بیشتر از شما می‌توانند از حالت صورت و بدن‌تان بفهمند چه منظور یا احساسی دارید. بنابراین سعی نکنید به آنها دروغ بگویید! ضمن این‌که چون توانایی شما در این مورد کمتر است سعی کنید ذره ذره زبان بدن همسرتان را یاد بگیرید تا بتوانید ذهن او را بخوانید. حالا که توانایی طبیعی‌تان در این مورد کمتر است، لااقل خودتان، خودتان را تربیت کنید!   5.حسادت زنانه   زنان دوست دارند آخرین کسی باشند که به قلب شوهرشان وارد می‌شوند. بعد از آن هم به وسیله‌های مختلفی می‌خواهند در را پشت سرشان ببندند و نگذارند کسی وارد شود. برای زن‌ها حتی از اولین لحظه‌ی آشنایی مهم این است آیا این مرد تا آخر عمر به من وفادار خواهد ماند یا نه.   عصب‌شناس‌ها می‌گویند «احساس خاص بودن» و این‌که «من تنها زنی هستم که در زندگی شوهرم وجود دارد» تأثیر فوق‌‌العاده‌ای روی شیمی و مغز زنان می‌گذارد.   روان‌‌شناس‌های تکاملی می‌گویند نیاز به تعهد مردها در طول سالیان دراز ایجاد شده است. زن‌ها برای منتقل‌کردن ژن‌ها به بچه‌های‌شان باید مردی را انتخاب می‌کردند که در دوره‌ی بارداری و شیر دادن به بچه از او مراقبت کند. مردان متعهد با احتمال بیشتری این کار را انجام می‌دهند.   انحصارطلبی زن‌ها آن‌قدر قوی است که حتی می‌تواند باعث یک اضطراب دائمی و ترس از خیانت شوهرشان شود. زن‌ها از ابزارهای زیادی برای بسته ماندن در پشت سرشان استفاده می‌کنند. بعضی از آنها شوهرشان را امتحان می‌کنند، بعضی از آنها مرتب در مورد زن‌های دیگر از شوهرشان می‌پرسند، بعضی از آن‌ها شوهرشان را بازخواست می‌کنند، بعضی مرتب وسایل شخصی مثل موبایل همسرشان را چک می‌کنند، بعضی از آنها محدودش می‌کنند و بعضی حتی شوهرشان را مجبور می‌کنند محیطی را که «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت» را عوض کنند.   اگر خیانت جنسی زن برای مردان یک فاجعه باشد، خیانت عاطفی مردها برای زن‌ها فاجعه است، بنابراین حسادت زن‌ها هم بیشتر از نوع عاطفی است تا جنسی. بهترین راه برای شما به عنوان یک مرد یک جمله است: «همسرتان را حساس نکنید.»   تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی   6.تنوع‌طلبی زنانه   زن‌ها در بسیاری از موارد از مردها تنوع‌طلب‌ترند. از مبلمان منزل گرفته تا لباس و آرایش. عصب‌شناس‌ها می‌گویند این به جنسیت آنها برمی‌گردد. در مغز مردها برای هر چیزی تقریباً یک مرکز در یک نیمکره وجود دارد، اما مغز زن‌ها حالت عمومی‌تری دارد و برای هر کار چندین مرکز پراکنده در دو نیمکره وجود دارد. غیر از این جسم پینه‌ای که دو نیمکره را به‌هم متصل می‌کند در زن‌ها ضخیم‌تر‌ است. همین می‌تواند باعث تنوع‌طلبی آنها شود.   علاوه بر این، تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی.   روان‌شناسان می‌گویند احساسات گسترده‌ی زنان و تفاوت‌های مغزی‌شان باعث می‌شود حسابی تنوع‌طلب باشند. تنوع‌طلبی خانم‌ها معمولاً خودش را در پوشش، آرایش، گرایش به مد، پاساژگردی و تغییر مبلمان نشان می‌دهد. چیزی که شما به‌عنوان یک مرد ممکن است حوصله‌اش را نداشته باشید. ممکن است شما این رفتارها را پای ولخرجی، بی‌ملاحظگی یا بیکاری همسرتان بگذارید اما در واقع آنها دارند طبق طبیعت تنوع‌طلب خودشان رفتار می‌کنند. اگر می‌خواهید آنها را درک کنید به عشق ماشین‌های همجنس خودتان نگاه کنید که دل‌شان می‌خواهد هر ماه ماشین یا وسایلش را عوض کنند. ]]> روانشناسی زن و مرد Tue, 25 Apr 2017 08:12:45 GMT http://migna.ir/vdcizqa5.t1auv2bcct.html چگونه با همسر رفیق باز رفتار کنیم؟ http://migna.ir/vdcipqa5.t1auq2bcct.html میگنا: همسرش به طور معمول بعد از ساعات کاری با دوستانش در جایی که ‌ بعد از سال‌ها رفت و آمد دوران مجردی، پاتوق آنها محسوب می‌شود، قرار می‌گذارد و تا ساعت‌های پایانی شب وقتش را با آنها می‌گذراند و روزهای تعطیل هم با همان دوستان که البته بیشتر آنها مجرد هستند، به بیرون شهر برای تفریح و به قول خودش عوض کردن آب و هوا می‌روند و او که انتظار داشته برای این روزهای تعطیل برای خود و همسرش برنامه‌ای تفریحی بریزد و اسباب تفریح دونفره‌شان را جمع کند. حالا مجبور است طی یک وظیفه به قانون درآمده هر هفته بساط خوشگذرانی شوهرش را مرتب کند و در سبدی بچیند و به دستش بدهد و خودش در تنهایی‌ منتظر گذران ساعت‌ها باشد و از همه سخت‌تر این‌که طوری رفتار کند که دیگران متوجه نشوند او روزهای تعطیل تنهاست تا او را به بی‌عرضگی و نداشتن قابلیت ‌ جذب همسرش‌ به خانه و خانواده متهم نکنند.   مزیت‌های داشتن دوست خوب بر هیچ کسی پوشیده نیست اما جایگاه همین دوستی و رفاقت باید در زندگی مشترک زوجین تعریف شود به‌گونه‌ای که مسلط بر زندگی نشده و زندگی را تحت‌الشعاع خویش قرار ندهد، برخی از مردها به جهت آزادی که دارند، رفیق‌باز هستند. هر کسی را به منزل می‌آورند و براساس غفلتی که دارند یک زمان به خودشان می‌آیند که در دام فساد گرفتار شده‌اند. به قماربازی یا استعمال مواد مخدر یا میگساری عادت کرده و به شب‌نشین‌های خانمان‌برانداز قدم می‌گذارند و همین امر باعث سردی در زندگی شده و مقدمات پاشیده شدن آن را فراهم می‌آورد.   باید بر این نکته تاکید کرد در خانواده‌ای که مرد آن رفیق‌باز باشد همه چیز زندگی را فدای رفیقش می‌کند و همسرش را آزار می‌دهد و فرزندان از پدر بیزار می‌شوند و در نهایت کانون گرم خانواده از هم می‌پاشد.  ناپختگی زن و شوهر‌ دلیل اصلی رفیق‌بازی همسران   فردی که در زندگی مشترک در انجام وظایف زناشویی و همسرداری کوتاهی می‌کند، خواسته یا ناخواسته باعث می‌شود که همسرش بیشتر از گذشته اوقات فراغت خود را با دوستانش سپری کند.   در این حالت ممکن است مرد یا زن رشد یافته باشند، اما چون همسرشان در ایفای نقش همسری ضعف‌هایی دارد، فرد با بودن بین دوستانش احساس آرامش بیشتری کند. در واقع وقتی یک مرد یا زن نتواند نقش‌آفرینی صحیحی در خانه داشته باشد، کانون خانواده سرد می‌شود و یکی از زوجین ترجیح می‌دهد نیاز عاطفی‌اش را در جمع دوستانش و ‌گاه متاسفانه با نشاط‌های کاذب تامین کند. البته کوتاهی همسر فقط یکی از دلایل رفیق‌بازی است، به عبارت دیگر رفتار نادرست همسر می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد.اما در کل، ناپختگی زن و شوهر یکی از مهم‌ترین دلایل توجه بیش از حد زن یا شوهر به دوستان خود و بی‌توجهی نسبت به همسر است.   شاید شما مقصر رفیق بازی همسرتانید   فردی که در زندگی مشترک در انجام وظایف زناشویی و همسرداری کوتاهی می‌کند خواسته یا ناخواسته باعث می‌شود که همسرش بیشتر از گذشته اوقات فراغت خود را با دوستانش سپری کند. در این حالت ممکن است مرد یا زن رشد یافته باشند اما چون همسرشان در ایفای نقش همسری ضعف‌هایی دارد، فرد با بودن بین دوستانش احساس می‌کند آرامش بیش تری دارد. در واقع وقتی یک مرد یا زن نتواند نقش آفرینی صحیحی در خانه داشته باشند، کانون خانواده سرد می‌شود و یکی از زوجین ترجیح می‌دهد نیاز عاطفی‌اش را در جمع دوستانش و‌گاه متاسفانه با نشاط‌های کاذب تامین کند.   البته کوتاهی همسر تنها یکی از دلایل رفیق بازی است به عبارت دیگر این رفتار نادرست می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد.  رفیق بازی مساوی با طلاق عاطفی   بد‌ترین پیامد داشتن رابطه بیش از اندازه با دوستان یا به اصطلاح عامیانه‌تر «رفیق بازی» این است که فاصله بین افراد بیشتر و بیشتر می‌شود و هر یک از زوجین ترجیح می‌دهند کمترین ارتباط را با یکدیگر داشته باشند.   در پی این نوع رفتار‌ها به مرور زمان آن عاطفه و احساسی که اوایل ازدواج وجود داشته است از بین می‌رود و در ‌‌نهایت ممکن است به طلاق عاطفی منجر شود.  دوران مجردی پایان یافته است   بهتر است بدانید بعد از ازدواج دوران مجردی پایان یافته است و خیلی چیز‌ها در زندگی شما با ازدواج تغییر می‌کند. روابط دوستانه یکی از مواردی است که با این دوران تغییر می‌کند و‌‌ همان طور که گفته شد وقت آزاد و اولویت بندی افراد با این تغییر شرایط عوض خواهد شد، اما یک راهکار دیگر هم وجود دارد؛ شما دیگر مثل گذشته زمان آزاد زیادی نخواهید داشت اما حذف کلی و قطع رابطه با دوستان هم درست نیست.   به همین دلیل یکی از راهکار‌ها این است که در مورد روابط خود خوب فکر کنید. آنهایی که برایتان مهم‌تر است را در ذهن مشخص و برای تمدید روابط با آن‌ها برنامه ریزی کنید. شما می‌توانید دوستان جدیدی هم پیدا کنید. دوستانی که زوج باشند و شما بتوانید همراه با همسرتان در کنار آن‌ها وقت بگذرانید، اما تمام این شرایط زمانی امکان پذیر است که زوجین با یکدیگر به نتیجه و تفاهم رسیده باشند و قبل از هر تصمیم گیری با یکدیگر گفتگو کنند.    اولین قدم: اصلاح رابطه خود   همسری که تلاش می‌کند عادت ناپسند رفیق بازی را از سر همسرش بیندازد ولی موفق نمی‌شود، به این دلیل است که ارتباط بین آن‌ها کمرنگ شده است. در این مواقع ممکن است زن یا شوهر به دلیل دلسوزی‌های زیادی که به هم دارند با شریک زندگیشان، با جملات امری یا دستوری برخورد کنند. این نوع صحبت کردن به طور خاص با روحیات جنس مذکر به هیچ وجه سازگار نیست. خانم‌ها باید بدانند در صورتی که به خاطر عمل اشتباه شوهرشان، مرتب به او دستور بدهند، نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه فاصله عاطفی آن‌ها از هم زیاد می‌شود.  استفاده از جملات محبت آمیز را فراموش نکنید   فرض کنید مردی به خانه دیر می‌آید. همسرش هم نگران شده و به خاطر دلسوزی می‌گوید «باز که دیر آمدی و خبر ندادی؟» یا «تو همیشه دیر می‌آیی». این گونه جمله‌ها با اینکه توهین نیست ولی به مرد شوک وارد می‌کند و ممکن است مرد هم در جواب بگوید «اصلا خوب کاری کردم، که دیر آمدم» یا «از این به بعد دیر‌تر هم خواهم آمد!» همین طور که می‌بینید استفاده از جملاتی نظیر این جمله‌ها، ممکن است باعث قطع ارتباط عاطفی زوجین شود. حالا اگر خانم به همسرش بگوید «نگرانت بودم» یا «دلتنگت شده بودم». این جملات برای مرد‌ها یک بار عاطفی دارد و باعث می‌شود آن‌ها درباره این عملشان بیشتر فکر کنند و درباره آن تصمیم جدیدی بگیرند. استفاده از جملات مثبت، یکی از مهارت‌های ارتباط مطلوب است. این را هم بدانید که اگر این مشکل برطرف شد، باید خاطرات آن را در زباله‌دان تاریخ زندگیتان بیندازید و هیچ وقت نه به آن‌ها فکر و نه آن روز‌ها را یادآوری کنید.   منبع: بیتوته     ]]> روانشناسی زن و مرد Sat, 22 Apr 2017 21:06:07 GMT http://migna.ir/vdcipqa5.t1auq2bcct.html خانم ها نسبت به ديو حسادت مستعد هستند http://migna.ir/vdcd9k0o.yt0zn6a22y.html اين موضوع با يك حسادت بسيار ساده، همچون يك لباس جديد، يك انگشتر الماس، چهره و پوست بهتر و زيباتر، شوهري كه به موقع به خانه مي آيد و غيره شروع مي شود. حسادت از چنين مسائل و موضوعات كوچك و جزئي شروع مي شود و رشد مي كند تا اينكه به يك ديو تمام عيار و به تمام معني تبديل مي شود. حسادت باعث تحريف بينش و آگاهي مي شود و از كاهي كوهي مي سازد و باعث به وجود آمدن دلخوري و حس رقابت و چشم و هم چشمي ميان اعضاي خانواده مي شود. اين حس از طريق زنان به ديگر اعضاي خانواده همچون خانوادة همسر، شوهران و حتي بچه ها انتقال مي يابد تا اينكه بالاخره تمام خوشبختي يك خانواده را ازبين مي برد. بسيار مؤثرتر و مفيدتر از نوشتن يك نامه تشكر آميز دو صفحه اي است كه يك هفته بعد فرستاده مي شود! ]]> روانشناسی زن و مرد Wed, 12 Apr 2017 14:30:34 GMT http://migna.ir/vdcd9k0o.yt0zn6a22y.html 10 سورپرایز پدر شدن http://migna.ir/vdccepq0.2bqx48laa2.html تقریبا هر مردی که تازه پدر شده، کمی بعد از اینکه بچه به دنیا می‌آید، با یک ضربه شدید چشمانش به روی واقعیت باز می‌شود: او یک پدر است با مسئولیت‌های جدید، فشارهای تازه و انتظارات نویی که باید با آن‌ها زندگی کند. برای بعضی این تکان اساسی، خیلی زود نمایان می‌شود، درست قبل از اینکه بیمارستان را ترک کنند! اما ممکن است دیگران تا چند روز با واقعیت برخورد جدی نداشته باشند. به هر حال دیر یا زود همه ما خواهیم فهمید که زندگی‌مان برای همیشه تغییر کرده. دو حس در یک زمان اگر یک چیز باشد که ماه‌های اول پدر شدن را از سال‌های بعد از آن جدا کند، احساسات متضاد و گیج‌کننده‌ای است که سراغتان می‌آید. یک طرف حس مردانگی، غرور و قدرت خلق یک زندگی جدید است و طرف دیگر احساس ناامیدی و درمانگی است، وقتی نمی‌توانید نیازهای فرزند خود را برآورده و گاهی حتی درک کنید! کشف شکل جدیدی از عشق هرگز نمی‌توان عشق همه جانبه‌ای که به فرزندتان دارید را با احساس عشق و علاقه به هر کس دیگری مقایسه کنید. احتمالا موریس سنداک بهتر از هر کس دیگری توانسته این احساس را به تصویر بکشد. در بخشی از کتاب «جایی که موجودات وحشی هستند»، وقتی هیولاها از مکس می‌خواهند که آن‌ها را ترک نکند، به مکس می‌گویند:« آنقدر دوستت داریم که می‌خواهیم بخوریم و تمامت کنیم»! عشق و نفرت یک روز، خیلی غیرمنتظره و ناگهانی به فرزندتان نگاه می‌کنید و می‌فهمید آن اشتیاق و علاقه شدیدی که روز قبل داشتید، با یک احساس پوچی جایگزین شده. این بچه را می‌شناسید؟ به او اهمیت می‌دهید؟ احساس می‌کنید می‌خواهید همه آن چیزهای پدرانه را بقچه کرده و کنار بگذارید و جای دیگری یک زندگی جدید را شروع کنید. احتمالا احساس بعدی که سراغتان می‌آید احساس گناهی باور نکردنی به خاطر داشتن چنین افکاری است. با این اوصاف، خیال می‌کنید اگر سر تا پا در عشق به فرزندتان غرق نشده باشید، پدر بدی هستید؟ خیر. این احساس دوگانگی یک بخش کاملا عادی از پدر بودن است و شما در طول 50 سال آینده ده‌ها بار دیگر هم این احساس را خواهید داشت. حس تلخ افسردگی با اینکه اکثر مردم فکر می‌کنند افسردگی پس از زایمان یک اتفاق زنانه است، بعضی از آقایان هم بعد از تولد فرزندشان دچار افسردگی می‌شوند. غمگینی مردان مثل افسردگی خانم‌ها ناشی از تغییرات هورمونی نیست. اما ممکن است برای برگشت به حالت طبیعی به تلاش بیشتری نیاز داشته باشد. روزهایی که به تازگی پدر می‌شوید، همه توجه بیشتری به شما نشان داده و احتمالا کمی هم مرخصی دریافت می‌کنید اما بعد از چند هفته دوباره کار سخت شروع می‌شود. پرداخت هزینه‌ها و صورت‌حساب‌ها، بیداری‌های شبانه و لباس‌های جدید شسته شده در اطراف خانه را هم اضافه کنید. این‌ها برای افسرده کردن هرکسی کافی است. انواع ترس‌های تازه چند ماه اول پدر شدن را می‌توان به سادگی با این ترس‌ها خراب کرد: ترس از اینکه نتوانید با انتظارتان از مفهوم پدر شدن کنار بیایید. که نتوانید فرزند یا خانوده‌تان را از خطر حفظ کنید. که نتوانید به قدر کافی نیازهای خانواده را فراهم کنید. که ندانید با فرزندتان چکار کنید. که خیلی زیاد (یا حتی خیلی کم) شبیه پدر خودتان شوید. که یک اشتباه وحشتناک از شما سر بزند. این ترس‌ها بخشی کاملا طبیعی از روند پدر شدن است. با افزایش مهارت‌ها می‌توانید بعضی از این ترس‌ها را از بین ببرید. بقیه هم معمولا با گذشت زمان حل می‌شوند. تغییر در رابطه زن و شوهری قبل از به دنیا آمدن بچه زمان زیادی را با همسرتان می‌گذراندید و رابطه بینتان را تقویت می‌کردید. اما به محض اینکه سر و کله بچه پیدا می‌شود، همه چیز تغییر می‌کند: حالا فقط بچه است که همه تمرکز و توجه را به خودش جلب کرده. به سختی زمان کافی برای خوابیدن پیدا می‌کنید چه برسد به انجام کارهایی که شما و همسرتان را به جای اول برگرداند. ممکن است گاهی سعی کنید حتی شده چند دقیقه در روز برای صحبت درباره چیزی غیر از بچه، بهانه بتراشید. بی‌اعتنایی‌های نوزاد احتمالا نوزاد در شش تا هشت هفته اول زندگی، به تلاش‌های شما برای ایفای نقش پدری هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد: نه لبخندی، نه خنده‌ای و نه هیچ عکس العملی به شیوه‌های دیگر. در حقیقت او فقط می‌تواند گریه کند. شور و شوق نوزاد را نوعی رفراندوم درباره ارزش خود به عنوان پدر درنظر بگیرید. اگر کنار بکشید، نوزاد شما هم همین کار را خواهد کرد. پس یک کم دیگر طاقت بیاورید. ارزش صبر کردن را دارد. راه‌های جدید دوست داشته شدن در طول چند ماه بعد، همانطور که نشانه‌های رفتاری نوزاد را یاد می‌گیرید و با نیازهای او آشنا می‌شوید، فرزندتان هم یاد می‌گیرد که دوستتان داشته باشد و می‌توان گفت این شگفت‌انگیزترین راه دوست داشتن است. و وقتی نوزاد برای اولین بار با آوای خاص کودکانه شما را صدا می‌زند یا برای شما آغوش باز می‌کند یا وقتی روی سینه‌تان خوابش می‌برد و بدون آگاهی دست روی شانه‌تان می‌گذارد، آن وقت است که معنی واقعی زندگی را پیدا می‌کنید. برنامه‌ریزی‌های تازه قبل از اینکه پدر شوید، بیرون رفتن از خانه برایتان به معنی برداشتن کیف پول و سوئیچ ماشین و چک کردن اجاق گاز بود. اما حالا رفتن دو دقیقه‌ای به سوپر مارکت به سفری تبدیل شده که برای انجام آن درحد سفر به کوه‌های اورست به برنامه‌ریزی نیاز دارید. البته فرض می‌کنیم درست موقع خارج شدن از خانه، بوی ناخوشایندی از پوشک نوزاد بیرون نزده! بحث‌های غریب اما ساده اگر کسی به شما بگوید که طی ماه‌های گذشته با چه اشتیاقی درباره ریختن استفراغ نوزاد روی لباس، نوع و جنس پوشک بچه، میزان جذب و نگهداری آن‌ها، مارک شیر خشک و ... با دوستانتان بحث‌های طولانی کردید، حتما به رفتار احمقانه خود می‌خندید. اما باور کنید شما این کار را کردید و خیلی هم از آن لذت می‌بردید!   نی نی سایت ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 11 Apr 2017 11:18:43 GMT http://migna.ir/vdccepq0.2bqx48laa2.html تفاوت قهر و آشتی در خانم‌ها و آقایان؛ کدام فراموشکارتر هستند؟ http://migna.ir/vdceen8e.jh87wi9bbj.html کارشناسان دانشگاه آکسفورد در جدیدترین پژوهش‌های خود دریافتند زنان هنگامی که با دوستان خود قهر می‌کنند یا دچار اختلاف و سوء تفاهم با آن‌ها می‌شوند معمولاً حالت برون گراتری به نسبت آقایان دارند و حتی با یک تماس تلفنی نیز می‌توانند آشتی کنند و مسئله را حل و فصل کنند. خانم‌ها معمولاً سریعتر آشتی می‌کنند و ناراحتی خود را بیان می‌کنند و با شنیدن دلایل قانع کننده به سرعت مجاب می‌شوند و خطای فرد را فراموش می‌کنند. کارشناسان دانشگاه آکسفورد با تحقیق روی زنان دریافتند بسیاری از آن‌ها با استفاده از شبکه‌های مجازی یا ایمیل و حتی تلفن مشکلات خود را مطرح کرده و با هم آشتی می‌کنند. در عوض آقایان برای برطرف کردن کدورت و ناراحتی از دست دیگران باید فرد را به طور حقیقی در دنیای واقعی ببینند و با او صحبت کنند تا بتوانند مشکل و احساس خود را بیان کنند و برای ادامه دوستی یا قطع دوستی تصمیم بگیرند. برخلاف زن‌ها که به سرعت ناراحتی و دعوا را فراموش می‌کنند، مردان اینطور نیستند و تا مدت‌ها ناراحتی و اختلاف در ذهن آن‌ها روشن باقی می‌ماند که این می‌تواند حتی تا سال‌ها نیز به طول بیانجامد. مرد‌ها در بیان احساسات خود ضعیف‌تر از زنان هستند و بروز احساساتی، چون گریه، اشک، بغض و قهر در آن‌ها کمتر رخ می‌دهد. کارشناسان اعتقاد دارند یکی از دلایل بالا بودن نرخ ابتلا به انواع بیماری‌های قلبی عروقی در مردان در مقایسه با زنان عدم توانایی آن‌ها در بروز احساسات و داشتن هیجان و استرس بالا است که در دراز مدت با افزایش تولید هورمون استرس می‌تواند به بیماری‌های قلبی عروقی منجر شود. قهر و آشتی خانم‌ها با همدیگر در زمینه‌های مختلف خانوادگی، کاری، تحصیلی و مواردی از این دست رخ می‌دهد، اما آن‌ها حتی از راه دور قادر به برطرف کردن مشکلات از طریق تماس‌های تلفنی یا حتی ارسال یک اس ام اس هستند، اما آقایان تا زمان رویارویی واقعي با فردی که وی وارد اختلاف شده‌اند، نمی‌توانند به بیان مشکلات خود بپردازند و معمولاً مورد اختلاف را هیچگاه فراموش نمی‌کنند. منبع: msn ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 04 Apr 2017 06:35:49 GMT http://migna.ir/vdceen8e.jh87wi9bbj.html تفاوت‌های روان شناختی خانم‌ها و آقایان در خرید http://migna.ir/vdcefx8e.jh87zi9bbj.html ميگنا: یکی از مولفه‌ها در هیجان‌خواهی، داشتن تجربه‌های حسی جدید است. نمره خانم‌ها در این بخش از آقایان بیشتر است. یعنی خانم‌ها تمایل دارند تا تجربه‌های حسی جدید داشته باشند و این موضوع به رضایت خاطر آنها منجر می‌شود. به نظر می‌رسد گردش در مراکز خرید یکی از مواردی است که می‌تواند این تجربه حسی جدید و البته رضایت‌خاطر را برای خانم‌ها تأمین کند. پس تعجبی ندارد که خانم‌ها نسبت به آقایان زمان بیشتری را در مراکز خرید سپری کنند. البته تصور نکنید که این مساله گردش در مراکز خرید محدود به ایران است. در سایر کشورها نیز زمانی که خانم‌ها در بازار صرف می‌کنند، بیشتر از آقایان است. نظرسنجی‌ها و بررسی‌ها در سایر کشورها نشان داده است که خانم‌ها تمایل کمتری به خرید چیزهایی که آزمایش خود را پس نداده‌اند، دارند اما در عوض بیشتر پیش می‌آید که آقایان چیزی بخرند که اطلاعی در مورد آن ندارند.  هرچند آقایان شکایت دارند که خانم‌ها کمتر اهل پس‌انداز هستند، اما در واقعیت و با توجه به نتایج بررسی‌ها مشخص شده است که اگر قرار به پس‌انداز باشد و خانم‌ها بخواهند همکاری کنند، می‌توانند از خریدهایشان بگذرند و همکاری خوبی برای پس‌انداز کردن داشته باشند.  بررسی‌ای که در سال ۲۰۰۲ انجام شده است، نشان داده که سبک خرید خانم‌ها و آقایان تفاوت‌هایی اساسی دارد. خانم‌ها معمولا با سرعت کمتری خرید می‌کنند، دقت‌شان بیشتر است و البته کالاهای خریداری شده توسط آنها ارزان‌تر است اما در عوض آقایان سرعت بیشتری در زمان خرید داشته و دقت‌شان کمتر است و البته کالاهای گران‌تری نیز می‌خرند. می‌بینید که به‌‌رغم اینکه اسم خانم‌ها در خرج کردن بد رفته اما اگر آقایان بازار بروند، می‌توانند از خانم‌ها جلو بزنند.  پژوهش خانم غفاری در سال ۲۰۰۹ نشان می‌دهد که در روش‌های خرید جدید در ایران، این آقایان هستند که گوی سبقت را از خانم‌ها ربوده‌اند. غالب خریداران اینترنتی در ایران را آقایان جوان با تحصیلات دانشگاهی تشکیل می‌دهند.  طبق‌نظر بازاریاب‌ها و البته متخصصان امر تبلیغات، خانم‌ها انگیزه و تمایل بیشتری برای خرید داشته و اصولا سرمایه‌گذاری بیشتری برای تأثیرگذاری روی آنها صورت می‌گیرد.  یک قدم از تفاوت تا اختلاف با وجود این تفاوت‌ها البته تعجبی ندارد که در ایام نزدیک عید اختلافات بین همسران نیز در این مورد تشدید شود. در چند حوزه معمولا اختلافات شدت می‌گیرد. مواردی که برای بسیاری از همسران آشناست: –  اختلاف‌نظر در مورد میزان خرید و یا قیمت کالاهای خریداری شده. – اختلاف‌نظر در مورد میزان وقتی که قرار است برای خرید صرف شود. –  توجه به محدودیت‌های مالی خانواده و برنامه‌ریزی‌های بلند‌مدت –  اختلاف‌سلیقه در مورد خریدها  مدیریت تفاوت‌ها و اختلافات حالا با این اختلافات چه می‌توان کرد که در روزهای پایانی سال، اختلاف و دعوا اوقات ما را تلخ نکند؟  اول از همه یادتان باشد هر اختلاف‌نظری را در مرحله اول به عنوان یک مسئله در نظر داشته و از مهارت حل مسئله برای رفع آن می‌توانید استفاده کنید. طرز فکر هرکدام از ما در رابطه با لزوم خرید با دیگری متفاوت است. البته هیچ‌کدام از ما توانایی ذهن‌خوانی ندارد، پس بهتر است در مورد تصورات خود با همسرمان صحبت کنیم تا بتوانیم به جمع‌بندی مناسبی در این مورد برسیم.  واقعیت این است که چشم و هم‌چشمی بلایی است که می‌تواند اوقات لذت‌بخش ما را به شدت خراب کند. کسانی که اعتماد به‌نفس کمتری دارند، بیشتر درگیر این مسئله می‌شوند. به جای خرج‌کردن پول برای خریدهای بیجا، شاید بهتر باشد آن را صرف مراجعه به متخصص برای حل مسائلی از این‌ دست کنید.  برای داشتن برنامه‌ریزی مالی درست و درنظر گرفتن آینده لازم است مهارت‌هایی را کسب کنید.  درست است که تفاوت‌هایی در سبک خرید خانم‌ها و آقایان وجود دارد، اما به این معنی نیست که این تفاوت‌ها را نمی‌شود کم کرد و یا اینکه این تفاوت‌ها باید همیشه منبع استرس و فشار باشند. شما می‌توانید هم این تفاوت‌ها را کم کنید و هم البته از آنها برای نشان‌دادن علاقه خود به همسرتان استفاده کنید.  گاهی اوقات اگر کمی دقیق شویم، می‌بینیم که بیشتر دلخوری‌ها و بداخلاقی‌های ما بر سر میزان کمی پول و خرج‌کردن یا نکردن آن بوده است. migna.ir در این مواقع بد نیست از خود سؤال کنیم که ارزش آرامش ما و همسرمان به چه میزان است، آیا ارزش دارد به‌خاطر این میزان پول این‌قدر دلخوری ایجاد کنیم؟  نتایج خرید‌نکردن برخی اقلام و یا خریدی متفاوت با سلیقه خود را بیش از اندازه ارزیابی نکنید. قطعا اگر کمی بگذرد خودتان نیز می‌بینید که کمتر مهمانی متوجه می‌شود که شما سوهان عسلی نداشته‌اید و یا شیرینی خریداری شده با سلیقه شخص شما جور نبوده است.لينك ورود به كانال روانشناسي ميگنامنبع: سپیده دانایی ]]> روانشناسی زن و مرد Wed, 08 Mar 2017 07:05:39 GMT http://migna.ir/vdcefx8e.jh87zi9bbj.html چطور یک رابطه عاطفی را تمام کنیم؟ http://migna.ir/vdcjv8ex.uqeytzsffu.html بسیاری از افراد به هر دلیلی مجبور می شوند که از یک ارتباط عاطفی دست بکشند، اما ممکن است عقلی آنرا بپذیرند ولی احساسی نتوانند این کار را انجام دهند. جدا شدن از دیگران مانند نگهداشتن و مراقبت از رابط عاطفی نیازمند مهارت و سواد آن کار است. زیرا سواد به شما کمک می کند تا هم به خود آسیب نزنید و هم به دیگری. صحفه حوادث روزنامه ها نمونه های از مواردی است که فرد به هر دلیلی باید از یک رابطه دست می کشیده، دست به رفتارهای انتقام گیرانه یا خودآزاری و غیره می زند و مشکلات متعددی برای خود و اطرافیان بوجود می آورد در حالیکه اگر مهارت مدیریت عواطف داشته بود در چنین شرایطی خود را قرار نمی داد. سواد عاطفی تمام کردن یک رابطه احساسی سخت و ناراحت کننده است. اما فرد، دارای مهارت و دانش کارهایی انجام می دهد که عبور از این بحران برای خود و شریکش آسانتر شود. همانطوریکه در ابتدای ارتباط سعی میکردید مراقب باشید تا به او صدمه ای وارد نشود. پس در قطع کردن این ارتباط به این روند خود ادامه دهید ولی نه در یک ارتباط احساسی- منطقی بلکه در رابطه ی کاملا منطقی.- - احترام برقرار است حتی در جدایی مسئولیت تصمیمی که گرفتید را بپذیرید و طرف مقابل را نیز از تصمیم خود باخبر کنید. وقتی تصمیم به جدایی می گیرید این حق فرد مقابل است که از این مسئله آگاه باشد و بتواند خود را برای این شرایط آماده کند. محترمانه رفتار کنید سعی کنید در پایان دادن به ارتباطتان محترمانه رفتار کنید. مسلما از بسیاری از رفتارهای فرد مقابل ناراحت هستید و یا به هر دلیلی فکر می کنید شما دو نفر مناسب هم نیستید ولی در نهایت فرد مقابل انتخاب شما بوده است. پس بی احترامی به او بی احترامی به خودتان است. مشکلاتی که در پایان دادن به ارتباط دارید، لیست کنید و جایگزینهای مناسب را پیدا کنید، بعنوان مثال اگر وابستگی زیادی دارید روی وابستگی خود کار کنید تا جدایی را بهتر تحمل کنید. مدیریت بحران انجام دهید همانگونه که بسیاری از مشکلات و بحرانها نیازمند مدیریت و برنامه ریزی است . این موضوع هم نیازمند راهبردها و مهارتهایست که بتوانید بحران را به سلامتی پشت سر بگذارید و به خودتان امید دهید که انتخابهای بهتری می تواند در انتظار شما باشد. خودتان را ثابت کنید بسیاری از مشکلاتی که پیش روی افراد قرار میگیرد لازم است فرد تامل کند و با افزایش مهارتهایش اعتماد به نفس لازم را کسب کند یعنی به خودش ثابت کند که می تواند مشکلات پیش روی خود را حل کند و اطمینان به خود را افزایش دهد ولی مسلما در ابتدای مسائل سخت و طاقت فرسا باشد. - مرور کردن خاطرات در بعضی از جداییها افراد مداوم نکات مثبت فرد مقابل را با خود مرور می کنند و احتمال بازگشت در رابطه را بوجود می آورند. بنابراین لازم است نکات منفی و مسائلی که موجب جدایی شده را مورد توجه قرار دهید تا از آسیبهای و پشیمانی های مجدد در امان باشید. اشتباهات خود را به بپذیرید در مشکلات پیش آمده هر دو طرف به نسبتی مقصر هستند و هیجانات منفی مختلفی را تجربه می کنند، اشتباهات خود را بپذیرید، هرچند که خواستار قطع ارتباط خود هستید از طرف مقابل عذرخواهی کنید و بجای اینکه طرف مقابل را متهم کنید و به فکر انتقام باشید در جهت بهترکردن حال بدتان و تغییر خلق تلاش کنید. در پایان دادن به یک رابطه عاطفی مسئله ویژه که هر دو طرف باید به آن توجه ویژه داشته باشند داشتن فرزند است. که در بدرفتاریهای والدین نسبت به همدیگر فرزند صدمه جدی می بیند در حالیکه باید هر دو توجه داشته باشند که شما هنوز پدر و مادر فرزندتان هستید و از کودک بعنوان وسیله برای رسیدن به خواسته های خود و انتقام گیری استفاده نکنند و حق کودک است که در عین جدایی پدر و مادر خود را داشته باشد. خداحافظی کردن: زمانیکه قرار است فرد عزیزی را در زمان کوتاه یا طولانی نبینید از او خداحافظی می کنید در قطع کردن ارتباط هم بهتر است از یکدیگر خداحافظی کنید این کار به هر دو نفر کمک می کند که پایان یافتن ارتباط را بپذیرند.-زهرا خسروجردی- تبیان ]]> روانشناسی زن و مرد Tue, 28 Feb 2017 13:29:40 GMT http://migna.ir/vdcjv8ex.uqeytzsffu.html چرا مردها در زندگي مثل پدرشان رفتار مي کنند؟ http://migna.ir/vdcgtz9t.ak9zy4prra.html disableBothrt(446540,'fa') آنها نه‌ تنها خوبي‌ها و توانايي‌هاي او را به ارث مي‌برند بلکه حتي اگر خودشان هم بي‌خبر باشند، ويژگي‌هاي ناخوشايندش را با خود به خانه بخت مي‌برند، چرا که اين ويژگي ها از کودکي به شکل الگوي رفتاري يک مرد براي آنها درآمده و اين الگوها تقريبا هيچ وقت تغيير نخواهند کرد و هر چه سن فرد بيشتر شود، شباهت بيشتري به پدرش پيدا مي کند. پس مراقب باشيد و قبل از جواب مثبت دادن، براي شناخت پدر شوهر آينده‌تان تلاش کنيد! به ازدواج بدبين است؟ شايد زندگي گذشته اين مرد باعث بي‌اعتماد شدنش به خانم‌ها و گريزان بودنش از تشکيل خانواده شده است. روان شناسان مي‌گويند اگر در زندگي پسر پدر نقشي خوب و موثر داشته باشد اما ارتباط کودک با مادرش بد و مخرب باشد، پسر بچه تنها از نعمت داشتن يک الگوي هم‌جنس خوب بهره‌مند است؛ چنين فردي در بزرگسالي در ايفاي نقش مردانه مشکلي ندارد اما از نزديک شدن به جنس مخالف خود مي‌ترسد. عجيب نيست اگر پسري که با اين الگو زندگي کرده از ازدواج گريزان شود يا بعد از تشکيل خانواده به همسرش اعتماد کامل را نداشته باشد. شما را به خانواده اش ترجيح مي دهد؟ فرض کنيد خواستگاري داريد که خانواده‌اش مخالف ازدواج او با شما هستند و او به شما خواهد گفت که در راه عشقتان همه را کنار مي گذارد و از خانه پدري اش بيرون مي زند تا زندگي مستقلي داشته باشد و بتواند با شما ازدواج کند. فکر مي کنيد اين مرد بلوغ کافي براي ازدواج را دارد؟ شايد حرف‌هاي اين مرد چندان هم بي‌اساس نباشد و او براي رسيدن به دختري که دوستش دارد، بتواند از همه دل بکند اما زندگي در کنار چنين مردي زياد هم آسان نيست. بر اساس نظر روانشناسان اگر مادر کودک در زندگي او چهره‌اي مثبت داشته باشد اما پدر حمايتگر و مايه افتخار پسر نباشد، فرد در بزرگسالي نمي‌تواند نقش‌هاي مردانه را به خوبي برعهده بگيرد. چنين پسري به راحتي دل به يک دختر مي‌بندد و حتي از اينکه براي ازدواج با او از همه ببرد نمي‌ترسد، چراکه فکر مي‌کند همه دختر‌ها مثل مادرش هستند و آسان به زني که سر راهش قرار مي‌گيرد، اعتماد مي‌کند. اما زندگي کردن با چنين پسري به‌خاطر ناتواني‌اش در حمايت از شريک زندگي و ايفاي نقش‌هاي مردانه آسان نخواهد بود. شکاک و بي‌اعتماد است؟ بسياري از آسيب‌هايي که در کودکي به روان و شخصيت فرد مي‌رسد به سادگي در بزرگسالي جبران نمي‌شود. يکي از شديد‌ترين اين آسيب‌ها با ايجاد فاصله‌اي ميان کودک و والدينش ايجاد مي‌شود و گاهي تا پايان زندگي با فرد همراه مي‌ماند. روان شناسان معتقدند اگر کودک از نعمت داشتن پدر و مادر خوبي که الگوي ارزشمندي برايش باشند، بي‌بهره باشد، نه در بزرگسالي قهرماني دارد که از او الگو بگيرد و با او همانندسازي کند و نه توانايي نزديک شدن به جنس مخالف و اعتماد کردن به او را دارد. به عبارت ديگر چنين پسري نه از پس ايفاي درست نقش‌هاي مردانه برمي‌آيد و نه مي‌تواند با غيرهمجنس خود رابطه موثري برقرار کند. همسر و پدري ايده‌آل است؟ اگر بخت با همسرتان يار بوده و در کودکي زير سايه پدر و مادر خوبي که رابطه‌اي همدلانه و صميمي با يکديگر و با او داشته‌اند، پرورش يافته باشد مسئوليت‌پذير بار ‌آمده و سادگي به توانايي‌هايش شک نمي کند. او مي‌تواند با ديد باز همسر آينده‌اش را انتخاب کند و ازدواجي موفق داشته باشد. چنين مرد مسئوليت‌پذيري مي‌تواند از شريک زندگي‌اش حمايت کند و در آينده پدري خوب براي فرزندش باشد. در تصميم گيري ضعيف است؟ فرزند پدري که هميشه در مقابل پسرش مي‌ايستد و عبارات «نکن»، «نمي‌شود»، «نمي‌تواني» و... را مدام به زبان مي‌آورد در همه ابعاد زندگي‌اش ترديد و نگراني را با خود به همراه مي‌آورد. تصميم گرفتن براي چنين پسري سخت است و هميشه و در انجام هر کاري با نگاهي به پدر به دنبال تاييد او مي‌گردد. چنين پسري حتي براي کمک کردن به همسرش هم سعي مي‌کند از الگوي پدر پيروي کند و اگر پدرش ميانه‌اي با اين موضوع نداشته باشد در مقابلش هيچ قدمي براي کم کردن بار مسئوليت همسرش برنمي‌دارد.  به همين دليل است که پسر تمام رفتارهاي پدرش را دروني مي‌کند و آنها را تا سال‌هاي سال با خود به همراه مي‌آورد. شايد پسر هرگز از اين الگوپذيري و شباهت غيرقابل انکاري که به پدرش پيدا مي‌کند باخبر نباشد يا شايد تا مدت‌ها از رفتارهاي پدرش انتقاد کند و هرگونه شباهتي به او را انکار کند اما در عالم واقعيت، پسر را تا حدودي مي‌توانيم نمونه کپي شده پدر بدانيم و از رفتارهاي درست و خوب گرفته تا اشتباهات پدر را در زندگي‌اش ببينيم. تک والد بزرگ شده؟ با همه اينها که گفتيم پس تکليف بچه هايي که پدرشان را از دست داده اند و با مادرشان بزرگ شده اند چيست؟ در اين موارد بچه ها بسيار سردرگم تر از وضعيت عادي هستند. به همين دليل ازدواج با زن ها يا مردهاي تک والد کمي به تامل نياز دارد. منظور از تک والد اين نيست که فرد درکنار مادر و ناپدري يا پدر و نامادري بزرگ شده باشد. منظور، رشد کردن در فضايي است که يک والد همزمان نقش هاي پدري و مادري را به دوش گرفته است. چنين فرزندي شناخت دقيقي از الگوهاي ارتباطي با جنس مخالف ندارد، نمي داند به عنوان يک مرد چه وظايفي به عهده اش قرار گرفته و از آن مهم تر، وقتي خودش صاحب فرزند شد چطور بايد با فرزندش رفتار کند. اين بچه ها اگر حساس و باهوش و متعهد باشند، معمولا در سنين نوجواني و جواني شروع به دقت در الگوهاي رفتاري جنسيت خودشان مي کنند و سعي دارند از روي رفتارهاي مردان فاميل، به الگوي درستي برسند. اما يادتان باشد همه بچه ها اين قدر مسئول و باهوش نيستند و احتمال اين که خواستگار شما هيچ الگويي از نقش هاي مردانه نداشته باشد بسيار قوي است!       ]]> ازدواج خانواده Sat, 18 Feb 2017 09:00:49 GMT http://migna.ir/vdcgtz9t.ak9zy4prra.html مردی که این نشانه ها را دارد، خیانت نمی کند! http://migna.ir/vdcaiwny.49nw615kk4.html او سپاسگزار شماست اگر همسرتان شکرگزار شما باشد، نشان دهنده آن است که او از رابطه عاطفی خود رضایت و اعتماد به نفس کافی را دارد. اگر او نسبت به جایگاه شما و خودش در این رابطه احساس خوبی نداشته باشد، هیچگاه از شما بابت حضوری که در این رابطه دارید، تشکر نخواهد کرد و این نشانه ای از عشقی است که نسبت به شما دارد.   او صادق است   اگر همسرتان فرد صادقی است که تمام حرف هایش را با شما در میان می گذارد، از اعتماد خود به او شک نکنید. اعتماد و معاشرت اساس و بنیان روابط سالم و پایدار است.   راز نگفته ای میان شما وجود ندارد  مشکلات کوچک اگر حل نشوند، به مرور زمان تبدیل به مشکلات بزرگ تر و پیچیده تری خواهند شد. در واقع، رازهایی که زوجین از هم پنهان می کنند، می تواند یکی از همین دلایل باشد. زمانی که همسرتان با شما سر مسائلی چون پول، بدهی یا حتی مشکلاتی که با پدر و مادرش دارد صحبت می کند، در واقع به شما نشان می دهد که نه تنها دوست تان دارد بلکه در مورد مسائلی که ممکن است شما را ناراحت و عصبانی کند نیز سخن می گوید. بنابراین مطمئن باشید که او هیچ چیز را از شما پنهان نخواهد کرد.   از کل زندگی او باخبرید  زمانی که همسرتان تمام لحظه هایش را با شما سپری می کند، بدین معنی است که شما را در اولویت زندگی اش قرار داده است. بنابراین چرا او باید رابطه با فرد دیگری را آغاز کند وقتی که شما او را بهتر از هر فرد دیگری می شناسید؟ مردی که به جای واژه «من» یا «تو» از «ما» استفاده کند، فردی است که برای رابطه با شما ارزش زیادی قائل است و تحت هیچ شرایطی شما را از دست نخواهد داد.  اگر دوست دارید که همسرتان با شما احساس راحتی کند، نسبت به گذشته اش جبهه نگیرید و اجازه دهید که او آزادانه در مورد آن حرف بزند. اگر مرد شما وفادار باشد، به اشتباهات گذشته اش پی برده و از انجام آنها پشیمان است. بنابراین با حرف زدن در مورد گذشته خود در واقع می خواهد که از اشتباهاتش درس بگیرد. پس به او این آزادی عمل را دهید تا نه چیزی از گذشته او برای شما مبهم باشد و نه حرفی در دل او نگفته.      هیچ علائم غیرطبیعی در رفتار او وجود ندارد  اگر همسر شما هیچ رفتار غیر طبیعی از خود نشان نمی دهد، به عنوان مثال کاملا عشق قدیمی اش را کنار گذاشته و کوچیک ترین ارتباطی نیز با او ندارد یا که تمام وقت اش را با شما سپری می کند و دوست ندارد که تنهایی جایی برود، در این صورت دلیلی برای شک کردن به او نیز وجود ندارد.    او دوست شماست نزدیکی زوجین فقط فیزیکی نیست. مهم نیست که شما صبح تا شب در یک خانه با همسرتان زندگی می کنید، مهم صمیمیتی است که میان رابطه شما برقرار است. او نه تنها باید برای شما یک همسر بلکه باید یک دوست صمیمی باشد. آنچه میان دو دوست حاکم است احترام، اعتماد و علاقه ای است که هیچ گاه از بین نمی رود.     او به راحتی اعتراف می کند   اگر همسر شما فردی قابل اعتماد باشد، هر آنچه از او بخواهید را به سادگی بیان می کند. در واقع محدودیتی برای موضوعاتی که در مورد آنها با هم سخن می گویید، وجود ندارد. مردی که احساسات و نگرانی هایش را به راحتی با شما در میان می گذارد، همسری قابل اعتماد است.  در نهایت، قبل از این که ذهن تان به سمت این که همسرتان در حال خیانت به شماست، برود، بهتر است به نشانه هایی که در بالا به آنها اشاره کرده ایم، دقت کنید. اگر باز هم احساس کردید که به او شک دارید، نگرانی های خود را با او در میان بگذارید. اما این را هم از یاد نبرید که او بنا به دلایلی شما را انتخاب کرده است، پس نگرانی بی جا نداشته باشید و از تک تک لحظه های زندگی خود نهایت لذت را ببرید.برترین ها ]]> روانشناسی زن و مرد Sat, 11 Feb 2017 07:06:26 GMT http://migna.ir/vdcaiwny.49nw615kk4.html ارزیابی علمی عاشق شدن در خانم‌ها http://migna.ir/vdcb0wbf.rhb90piuur.html میگنا: دانستن اینکه چه اتفاقی می‌افتد که عاشق می‌شوید، تحقیقی بسیار جذاب و جالب در علوم اعصاب، بیوشیمی و روانشناسی است و درک مکانیک‌های زیرلایه عشق می‌تواند برای تقویت زندگی اجتماعی و احساسی هر فرد بسیار مفید باشد. نقش شیمی در عشق عشق فقط یکسری موادشیمیایی نیست، بلکه شیمی مغز نقش بسیار مهمی در علت بروز این احساسات در افراد بازی می‌کند. وقتی ما چیزهای خوب را حس می‌کنیم، معمولاً مقدار زیادی دوپامین در آن نقش دارد. دوپامین ماده‌شیمیایی است که مغز وقتی فرد چه زن و چه مرد هر نوع لذت، ازجمله عشق، را تجربه می‌کند، ترشح می‌کند. دوپامین همچنین میزان تولید تستوسترون را در بدن بالا می‌برد. افزایش میزان تستوسترون در بدن است که باعث می‌شود وقتی فرد نزدیک به کسی است که دوستش دارد، عرق کند و در عشق‌های جدید میل جنسی بالایی داشته باشد. وقتی زن‌ها عاشق می‌شوند، بدن آنها هم نورپینفرین و هم فنیل‌اتیلامین تولید می‌کند. این مواد تمرکز را بالا می‌برد و حس شادی و رضایت در فرد ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که زن‌ها وقتی عاشق می‌شوند معمولاً فقط روی آن مرد متمرکز می‌شوند و بقیه چیزها را کنار می‌گذارند. به همین خاطر است که همه، چه زن‌ها و چه مردها، وقتی منتظر یک پیام تلفنی هستند، هوشیاری‌شان بالاتر می‌رود یا برای خوابیدن دچار مشکل می‌شوند یا دیگر نمی‌توانند درمورد کس دیگری فکر کنند. و ماده آخر اُکسی‌توسین است. اُکسی‌توسین در زمان‌های مختلفی تولید می‌شود، ازجمله حین عشق‌بازی و رابطه‌جنسی. این ماده در بدن خانم‌ها به مراتب بیشتر از آقایان تولید می‌شود. این ماده حین ارگاسم در بدن آقایان تولید نمی‌شود، بلکه در این زمان میزان دوپامین در بدنشان به شدت بالا می‌رود. به همین دلیل است که آقایان فقط به این دلیل که با کسی رابطه‌جنسی برقرار کرده‌اند نمی‌توانند عاشق او شوند. اُکسی‌توسین موانع احساسی را از بین می‌برد و باعث می‌شود افراد احساس راحتی بیشتری داشته باشند. اُکسی‌توسین است که آن حس وابستگی به فردی دیگر را در زمان عاشقی در ما ایجاد می‌کند. طوریکه وقتی فرد موردنظر کنارمان نباشد، مقدار کافی از آن را تولید نمی‌کنید و به همین دلیل مقدار بیشتری می‌خواهید. به همین دلیل است که حتی گاهی اوقات احساس می‌کنیم به آن فرد معتاد شده‌ایم. دوپامین، تستوسترون، اُکسی‌توسین، نورپینفرین و فنیل‌اتیلامین همه در کنار هم برای پشتیبانی از عشق همکاری می‌کنند. لذت جنسی و وابستگی احساسی هم همین موادشیمیایی را تولید می‌کند. این موادشیمیایی باعث می‌شود توجه بسیار بیشتری به منبع آنها داشته باشید و همچنین وادارتان می‌کنند که میزان بیشتری از این مواد را طلب کنید. عشق (و البته رابطه‌جنسی) درست مثل دارو روی مغز کار می‌کنند. ولی حتی اگر می‌دانستید چطور همه این موادشیمیایی را به درستی در مغز زن موردعلاقه‌تان ایجاد کنید، باز هم برای اینکه او را عاشق خودتان کنید کافی نیست. چون عشق فقظ شیمی نیست. عملکردی از سابقه و اولویت‌های فردی هم هست. روانشناسی بر شیمی برتری می‌یابد یک دلیل عمده برای اینکه نمی‌توانیم فقط از شیمی مغز برای عاشق کردن یک دختر استفاده کنیم این است که همه زن‌ها به یک ترکیب شیمیایی به طریق یکسان واکنش نمی‌دهند. روانشناسان به این «سبک و استایل وابستگی» می‌گویند و اگر دقیقاً ترکیب مشابهی در موادشیمیایی مغز ترشح شود باز تعیین‌کننده ارتباط او با شما نخواهد بود. بااینکه علوم سخت (بیولوژی و شیمی) به شما می‌گویند که می‌توانید در برخی اعمال دخیل باشید، موادشیمیایی خاصی ترشح کنید و تاثیرات مشخصی را دریافت کنید، ولی علوم نرم (روانشناسی) می‌گوید اتفاقی به مراتب شخصی‌تر و متفاوت‌تر در حال افتادن است. شاید عبارت سبک وابستگی به گوشتان نخورده بود ولی احتمالاً تاحدودی با آن آشنایی دارید. بعنوان مثال، تابحال برایتان پیش آمده که چند روزی ارتباطی فوق‌العاده صمیمی و پوشور با دختری برقرار کنید و بعد از چند روز یکدفعه غیبش بزند؟ یا تابحال یک ارتباط عادی را شروع کرده‌اید که ناگهان خیلی جدی می‌شود؟ اینها نمونه‌هایی از دو سبک وابستگی متفاوت هستند. اعمال دقیقاً یکسان (چند جلسه قرارملاقات) به دو نتیجه کاملاً متفاوت (یکی فرار می‌کند و دیگری وابسته‌تان می‌شود) منجر می‌شود. به طور کلی چهار سبک وابستگی وجود دارد. یکی از اینها به شدت مسموم است، دو مورد می‌توانند مشکل‌ساز باشند و چهارمی سبک وابستگی صحیح است. ما ممکن است با یک سبک وابستگی یک زن یکجور واکنش دهیم و با سبک وابستگی زنی دیگر جوری دیگر. ولی به طور عمده، سبک وابستگی فقط نوعی واکنش به هر کسی است که نسبت به او احساس علاقه می‌کنیم. وقتی با سبک‌های مختلف وابستگی آشنا شدید، آنوقت ارتباطات سابقتان معنا و مفهوم بیشتری برایتان پیدا می‌کنند. – ایمن: این همان رابطه‌ای است که دوست دارید در آن بمانید. یک فرد مطمئن با اینکه به دیگری تکیه کند یا کسی بر او تکیه کند مشکلی ندارد. همینطور خیلی راحت می‌تواند تنها بماند. درنتیجه، دختری که سبک وابستگی او طبیعی است هیچوقت صبح تا شب دم آپارتمان شما منتظر نمی‌نشیند تا چند دقیقه‌ای شما را ببیند. همینطور وقتی همه‌چیز بین شما عاشقانه و رمانتیک می‌شود کنار نمی‌کشد. بااینکه ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشد، هیچوقت برای جلب توجه شما از روش‌های نادرست استفاده نمی‌کند. – مضطرب: دخترانی که سبک وابستگی مضطربانه دارند اعتمادبه‌نفسشان پایین است و به تنهایی احساس ایمنی نمی‌کنند. این دخترها مخالف صمیمیت نیستند ولی سطح بسیار بالاتری از صمیمیت را طلب می‌کنند که برای یک رابطه درست و سالم غیرعادی است. اگر تابحال با دختری ارتباط داشته‌اید که از همان ابتدای رابطه با شما طوری رفتار می‌کند که فردی بسیار جدی و خاص هستید، احتمالاً با این سبک وابستگی آشنایی دارید. شاید او عاشقتان نشود ولی روز‌به‌روز حساسیت بیشتری نسبت به شما پیدا می‌کند. – بی‌اعتنا: این دسته از دخترها به دنبال رابطه نیستند چون تنها بودن را ترجیح می‌دهند. به همین دلیل، وقتی احساس وابستگی یا کشش احساسی زیاد حس می‌کند، واکنش طبیعی او عقب کشیدن و رفتن به داخل لاک خودش است. شاید به شما احساس داشته باشد ولی از آن مهمتر این است که دلش نمی‌خواهد حسی به شما پیدا کند. به همین دلیل هر کاری از دستش برمی‌آید برای سرکوب احساساتش انجام می‌دهد. بااینکه شاید موفق شوید که او را به دست آورید ولی بهتر است انرژی‌تان را صرف کسی کنید که برای عشق ورزیدن به شما آمادگی بیشتری دارد. – ترسان: افراد ترسان معمولاً نوعی ضایعه روحی و احساسی را در کودکی تجربه کرده‌اند که نه تنها آنها را نسبت به هر نوع وابستگی بی‌تمایل کرده است بلکه باعث شده است که آنها از رابطه و وابستگی ترس و واهمه داشته باشند. آنها خود را لایق محبت و علاقه شما نمی‌دانند. حتی ممکن است انگیزه شما را برای دوست داشتنشان سوال کنند. این افراد باید به تنهایی روی خودشان کار کنند تا قدرت احساسی لازم را برای شروع رابطه پیدا کنند. شما قادر به اصلاح آنها نیستید و از بودن با آنها هم هیچ چیزی نصیبتان نخواهد شد. توجه داشته باشید که دو سبک وابستگی وسطی – مضطرب و بی‌اعتنا – می‌توانند عناصر سبک وابستگی ایمن فرد باشند. مثلاً دختری ممکن است ایمن باشد ولی بیشتر از حد معمولی خودش را به شما نزدیک کند یا برای استقلال فردی خود بیشتر از حد معمول ارزش قائل است ولی در عین حال می‌تواند به دیگران هم وابسته شود. ولی سبک وابستگی ترسان بسیار مسموم است. چرا باید بخواهید کسی عاشقتان شود که شک دارد قصد فریب او یا سوء‌استفاده کردن از او را دارید؟ سه مورد اول می‌توانند عاشق شما شوند ولی چهارمی همیشه فاصله خود را با شما حفظ خواهد کرد. هر چقدر هم که شیمی یک زن به او بگوید که باید عاشق شما شود ولی غلبه بر شخصیت او که از طریق سبک وابستگی‌اش نمایش داده می‌شود، ممکن است دشوار باشد. اینجاست که روانشناسی بر شیمی برتری می‌یابد. علم چه راهکاری برای شما دارد؟ دانستن درمورد شیمی و سبک‌های وابستگی هیچ زنی را عاشق شما نمی‌کند. ولی اینکه بدانید عشق به چه ترتیب عمل می‌کند می‌تواند احتمال پیدا کردن زنی که مناسب شما باشد را بیشتر کند و پیوندی معنادار برایتان بسازد که برای هر دو شما سالم و رضایت‌بخش باشد. عمل ساده‌ لمس و نوازش کردن همسر می‌تواند شما دو نفر را به هم نزدیک‌تر کند. اینکه بدانید شیمی شما دو نفر می‌گوید چه بکنید، به صورت ناخودآگاه به ذهن خودآگاه و منطقی شما کمک می‌کند که روند رابطه را تسریع بخشید یا در صورت لزوم ترمز کنید. درک سبک‌های وابستگی خانم‌ها هم به شما کمک می‌کند نیازهای او را برایش برآورده کنید یا تصمیم بگیرید که چه نوع دختری را برای خودتان انتخاب کنید. علم مربوط به عاشق شدن دخترها یک حقه جادویی نیست. فقط عمل ساده‌ی توجه به عادت‌ها، رفتارها و اولویت‌ها با توجه همزمان به نقش علم در امور احساسی است. یادتان باشد، شما نمی‌تواند مغز او را هک کنید و باعث شوید که عاشقتان شود ولی می‌توانید از دانشتان درمورد نحوه کارکرد مغز او برای بالاتر بردن جذابیت خودتان برای او استفاده کنید. با صرف زمان و انرژی کافی این جذابیت می‌تواند تبدیل به عشق شود، با همه‌ی پیچیدگی‌های عجیب، خاص و هیجان‌انگیزش.- منبع مقاله : theartofcharm.com مترجم : زینب آرمند- مردمان ]]> روانشناسی زن و مرد Fri, 27 Jan 2017 07:35:00 GMT http://migna.ir/vdcb0wbf.rhb90piuur.html چرا اغلب زنان خواب خوبی ندارند؟! http://migna.ir/vdccsmq1.2bqo18laa2.html میگنا: بنابر تحقیق جدید، ساعت درونی یا شبانه‌روزی زنان سریع‌تر از مردان حرکت می‌کند. به گفته مؤلف راهببر مطالعه، دکتر دائن بویوین، استاد روان‌پزشکی در داشگاه مک‌گیلمانتریل: «انگار زنان در یک منطقه زمانی درونی متفاوت عمل می‌کنند. زنان در زمان زیست‌شناختی دیرتری می‌روند که بخوابند، زیرا ساعت درونی آنها به عقب کشیده شده است.» مطالعه نشان داد که شیوه خواب زنان در طول ۲۴ ساعت شبانه‌روز هم از مردان پیشی می‌گیرد. به گفته بیونی این دو یافته توضیح می‌دهند که چرا چرخه خواب-بیداری زنان حدود دو ساعت پیش از مردان روی می‌دهد. بنابر اعلام بنیاد ملی خواب ایالات متحده، احتمال اینکه زنان حداقل در مورد چند روز از هفته از بی‌خوابی و خواب‌آلودگی روزانه شکایت کنند، بیشتر از مردان است. آنچه این مطالعه جدید را بی‌همتا می‌سازد آنست که محققان حساب فازهای چرخه قاعدگی زنان و استفاده آنها از قرص‌های ضد بارداری را هم کردند. به گفته مؤلفان مطالعه، تفاوت‌های گزارش شده در مورد خواب به تغییرات هورمونی که می‌توانند بر خواب اثرگذار باشند، ربطی نداشت. مانیکا مالامپالی، نایب‌رئیس امور علمی در جامعه تحقیق سلامت زنان واشنگتن، گفت: «اگرچه این مطالعه کوچک است، قطعاً به دانش ما در مورد تفاوت‌های جنسیتی خواب در زمینه ریتم شبانه‌روزی می‌افزاید.» ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Fri, 13 Jan 2017 07:20:08 GMT http://migna.ir/vdccsmq1.2bqo18laa2.html حکایت تفاوت زنان و مردان در دنیای اقتصاد http://migna.ir/vdcdzk0s.yt0n56a22y.html میگنا: تغییرات رنگ ها را می توانید در دنیای تجارت حس کنید. دیگر در این فضا تنها کت و شلوارهای شق و رق و رسمی مردان دیده نمی شود، زنان نیز وارد کارزار شده اند. زنان در آمریکا کنترل نزدیک به پنج تریلیون دلار از سرمایه گذاری های را بر عهده دارند و پتانسیل بالایی برای پیشرفت آنان در آینده وجود دارد. امروزه زنان بیشتر از 51 درصد نیروی کار شرکت های بازرگانی را تشکیل می دهند و حضور آن ها در شرکت های تازه پا گرفته تقریبا دو برابر مردان است. به صورت عمومی پذیرفته شده است که زنان باید مشکلات مالی بیشتری در مقایسه با مردان داشته باشند. حقیقت این مسئله ناعادلانه و توجیه ناپذیربودن آن است، اما در این باور هم شکی نیست. آمار نشان می دهد در شاخه های مختلف تجاری و اقتصادی 78 درصد زنان با کاری برابر با مردان درآمد کمتری به دست می آورند. این پذیرش عمومی ریشه تمامی مشکلاتی است که شکاف «جنسیتی اقتصادی» را به وجود آورده است.   شکاف جنسیتی دیگری نیز وجود دارد که می تواند در دنیای اقتصاد حتی از تفاوت در پرداخت ها هم برای زنان گران تر تمام شود و بر شغل و آینده کاری آن ها تاثیر بگذراد؛ این تفاوت شکاف جنسیتی در سرمایه گذاری است. آمار سال 2015 کمپانی «مدیریت سرمایه گذاری بلک راک» از زنان و مردان شاغل نشان می دهد 63 درصد از مردان شاغل سرمایه گذاری را در دوران بازنشستگی خود آغاز کرده اند، در حالی که این آمار در زنان 53 درصد است. به طور متوسط حساب بازنشستگی مردان 50 درصد از حساب زنان پرتر است. با توجه به آمار پزشکی که نشان می دهد زنان بین پنج تا شش سال بیشتر از مردان زنده می مانند، دوران بازنشستگی برای زنان مشکلی بزرگ و بلندمدت خواهدبود. ممکن است بسیاری از زنان روی حساب های شخصی بازنشستگی مردان خود تکیه داشته باشند، اما با دیدی واقع بینانه باید گفت بسیاری از آنان این انتخاب را نخواهندداشت؛ زیرا اینجاست که آمار ازدواج و طلاق خود را نشان می دهد. تقریبا 40 تا 50 درصد ازدواج های اول در آمریکا به طلاق خواهدانجامید؛ در نتیجه زنان اقتصادی نباید روی پول مردان خود حساب باز کنند. همین طور آمار نشان می دهد زنان مستقل مسن تر، در مقایسه با مردان، از نظر روانی به خرج های سنگین تری نیاز دارند و فارغ از لازم بودن ذخیره کردن پول، پول های خود را بیشتر خرج کرده، کمتر ذخیره می کنند.این ترکیب خطرناک متشکل از درآمد پایین تر، خرج بیشتر، ذخیره کمتر و حساب بازنشستگی لاغرتر در مقایسه با مردان به ناامنی مالی زنان خواهدانجامید. با توجه به این حقیقت نگران کننده ضروری است بپرسیم چرا این شکاف جنسیتی وجود دارد و درباره آن چه باید کرد؟ شکاف جنسیتی پرداخت: از نظر آماری به ازای هر یک دلاری که مردان به خانه می برند زنان 70 سنت به دست می آورند. این گزاره یعنی زنان به طور متوسط حداقل 530 هزار دلار کمتر در دوران زندگی کاری خود سرمایه کسب می کنند؛ پس به همین مقدار، میزان سرمایه گذاری آنان نیز کاهش می یابد. باید در برابر این بی عدالتی در جامعه فرهنگ سازی کرد، اما در عین حال کارهایی هست که خود زنان نیز می توانند به صورت شخصی انجام دهند: «خواستار افزایش حقوق شوید!» این بهترین سرمایه گذاری شخصی شما در دوران زندگی کارتان خواهدبود و راهی ساده برای شروع مبارزه برای آینده مالی ایمن تر به شمار می رود.   مسئولیت های خانوادگی: در مقایسه با مردان، زنان ساعت کاری خود را کاهش می دهند تا بتوانند وقت بیشتری برای تربیت فرزندان یا مراقبت از پدر و مادرها داشته باشند و گاهی این فداکاری را بدون گاه به آینده مالی خود و عواقب بلندمدت احتمالی انجام می دهند. به یاد داشته باشید کارنکردن به معنای دریافت کمتر است و دریافت کمتر، یعنی سرمایه گذاری کمتر، در این زمینه نیز جامعه باید حرکتی رو به جلو داشته باشد و مردان مسئولیت های خانوادگی بیشتری را قبول کنند. طلاق: حتی در یک طلاق منصفانه که دو طرف با رضایت این کار را انجام دهند زنان ضربه بیشتری متحمل می شوند و بار بیشتری را به دوش می گیرند، به ویژه اگر پای تربیت فرزند هم درمیان باشد. یک طلاق می تواند در مقایسه با مردان ضربه بیشتری به آینده کاری زنان وارد کند و در محیط کار مشکلات بیشتری برای آنان به وجود آورد. این مشکلی است که نباید بر آن تمرکز کرد، اما اندیشیدن به آن در پس ذهن می تواند زنان را برای واکنش بهتر به آن آماده کند و آینده مالی بهتری را برایشان تضمین کند. هزینه زندگی: با در نظر داشتن واقعیت باید اعتراف کرد در مقایسه با مردان، زندگی زنان هزینه بیشتری دارد. برای شروع کمد لباس، لوازم آرایشی و بهداشتی زنان را با مردان مقایسه کنید تا اعتراف به این قضیه کار دشواری نباشد. فارغ از همه این ها، زنان برای خانه و ماشین هم خرج های گران تری روی دستشان می ماند. در مقایسه مردان آن ها وام هایی با بهره بالاتر را هم دریافت و به راحتی آن ها را خرج می کنند. نگاهی از سر آینده نگری به تمامی عمر می تواند به صورت بالقوه بسیاری از این هزینه ها کم کند. شکاف جنسیتی سرمایه گذاری: زنان، در مقایسه با مردان، بیشتر به ذخیره کردن پول عادت دارند، اما این ذخیره را کمتر به سرمایه گذاری تبدیل می کنند و پول های نقد آن ها برای وسایلی صرف می شود که دوست دارند بخرند، و این گونه در زمینه سرمایه گذاری بین زنان و مردان شکافی عمیق ایجاد شود؛  همه این ها در حالی است که مردان، در مقایسه با زنان، سرمایه گذاران بهتری نیستند.   زنانی که با سرمایه مشابه با مردان به دنیای سرمایه گذاری پای می گذارند بسیار موفق تر هستند و سود بیشتری کسب می کنند. زنان بیشتر به مشاوران حرفه ای رجوع می کنند و مشورت پذیرتر هستند، در حالی که مردان خودشان تصمیم می گیرند؛ این امر عاملی است که زنان را سرمایه گذاران موفق تری می کند. زنان با پول احساسی تر رفتار می کنند و این ویژگی مثبتی برای یک سرمایه گذار است ؛ زیرا زنان نگرانی بیشتری دارند و در نتیجه همه  جوانب امور را با موشکافی بیشتری می سنجند، بیشتر دقت می کنند و در نتیجه انتخاب بهتری دارند.کانال میگنا ماهنامه آینده روشن ]]> روانشناسی زن و مرد Fri, 30 Dec 2016 07:31:31 GMT http://migna.ir/vdcdzk0s.yt0n56a22y.html تفاوت تمایل جنسی در زن ها و مردها http://migna.ir/vdcgnn9w.ak9yn4prra.html بررسی‌ها نشان داده است که مردها در برقراری رابطه جنسی بسیار راحت‌تر و صریح‌تر از زن‌ها هستند. زن ها به جنبه های احساسی و عاطفی بیشتر اهمیت می دهند و تقریبا تحت تاثیر فرهنگ و محیط زیست خود هستند. * مردها به رابطه جنسی بیشتر فکر می کنند در تحقیقات مشخص شده که اکثر مردهای زیر 60 سال، حداقل روزی یکبار به رابطه جنسی فکر می کنند. اما فقط یک چهارم زن ها گفته اند که به این موضوع زیاد فکر می کنند. این خیالبافی ها با بالا رفتن سن مردها و زن ها، کمتر می شود اما باز هم مردها دوبرابر زن ها در این مورد خیالبافی می کنند. * مردها در ایجاد رابطه جنسی مشتاق تر هستند مردها هنگام شروع یک رابطه، یا زمانی که در یک رابطه هستند، همیشه بیش از زن ها خواهان رابطه جنسی هستند. البته همین اشتیاق گاهی اوقات باعث می شود، گرفتار رفتارهای جنسی پرخطر و با شرکای جنسی مختلف شوند. همچنین خودارضائی در مردها بسیار بیشتر از زن هاست. * تمایل جنسی زن ها بیشتر تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است محققان به بررسی طرز تفکر و تمایل زن ها به رابطه جنسی پرداختند و متوجه شدند که تمایل جنسی زن ها، بیش از مردها تحت تاثیر محیط زندگی شان قرار می گیرد. همچنین تفکر آنها بیش از مردها به مرور زمان تغییر می کند. همچنین زن ها معمولا بیش از مردها گرایش های مذهبی دارند و مذهب روی رفتار جنسی شان تاثیر مستقیم داشته و آنها را خوددارتر از مردها می کند. اما بین رابطه جنسی و گرایش های مذهبی در مردها چندان رابطه معناداری دیده نمی شود. درضمن زن ها در خصوص مسائل جنسی تحت تاثیر افکار دوستان خود قرار می گیرند. در توضیح اینکه چرا زن ها در خصوص مسائل جنسی بیش از مردها، تحت تاثیر محیط زیست خود هستند، فرضیه هایی وجود دارد. برخی معتقدند مردها در جامعه بیش از زن ها قدرت دارند، یا توقعات شان از رابطه جنسی با زن ها متفاوت است. اما دکتر لومان، محققی که در این زمینه تحقیق می کند، این موضوع را به مسائل زیست جامعه شناسی، مربوط می داند. او می گوید،" مردها در تلاش هستند به هر ترتیبی که شده مواد ژنتیکی خود را به نسل بعد منتقل کنند. اما از آنجایی که زن ها باردار شده و باید از کودکی مراقبت نمایند، در انتخاب شریک جنسی خود بسیار دقت می کنند و البته سعی می کنند مردی را که از منابع بیشتری برخوردار است، انتخاب کنند تا بتوانند از کودک شان به خوبی حمایت کنند. * زن ها برای رسیدن به رضایت جنسی کمتر از مردها، راهی مستقیم انتخاب می کنند زن ها برای برقرار کردن رابطه جنسی، ابتدا باید حرف های عاشقانه بشنوند و وقتی وارد داستانی کاملا رومانتیک شدند، به برقراری رابطه جنسی متمایل می شوند. تمایل جنسی زن ها بسیار درونی و احساسی است. در واقع زن ها اول دوست دارند بشنوند و ارتباط احساسی برقرار کنند و بعد رابطه جنسی داشته باشند. اما برای مردها، خود رابطه جنسی، نوعی ارتباط است و با این زبان به همسران شان، ابراز عشق و علاقه و صمیمیت می کنند. مردها هنگام برقراری رابطه جنسی، بسیار زودتر از زن ها، به رضایت می رسند اما زن ها تقریبا به زمانی دو برابر از مردها نیاز دارند. البته گاهی مواقع هم پیش می آید که هرگز به این رضایت دست نمی یابند. * داروهای افزایش تمایل جنسی در زن ها و مردها بسیار متفاوت عمل می کنند بررسی ها نشان داده است که داروهای افزایش تمایل جنسی در زن ها به اندازه مردها موثر نیستند. از آنجایی که تمایل جنسی مردها نسبت به زن ها، مستقیم تر بوده و به بیولوژی، بیشتر مرتبط است، آنها برای مشکلات جنسی خود می توانند از دارو کمک بگیرند. اما در زن ها اینگونه نیست. بنابراین پزشکان برای درمان مشکلات جنسی زن ها، از دارو بسیار کم استفاده می کنند.  -زندگی آنلاین ]]> روانشناسی زن و مرد Wed, 28 Dec 2016 10:34:05 GMT http://migna.ir/vdcgnn9w.ak9yn4prra.html با این شیوه گفتگو، همسرتان را از دست می دهید http://migna.ir/vdcirwap.t1a3u2bcct.html میگنا: معمولا در دوران نامزدی و سال های اول زندگی مشترک زن و شوهر از این که حتی ساعت ها با یکدیگر گفتگو کنند لذت می برند و هنگام گفتگو برای این که علاقه شان را به یکدیگر نشان دهند و رضایت یکدیگر را جلب کنند نهایت سعی و تلاش شان را می کنند اما بعضی از زوج ها وقتی چند سال از زندگی مشترک شان زیر یک سقف می گذرد، سر هر موضوعی حتی ساده ترین و پیش پا افتاده ترین موارد هم کارشان به بحث، کشمکش دلخوری و در نهایت دعوا و قهر کشیده می شود. اگر شما هم از آن دسته زن و شوهرهایی هستید که زیاد با همسرتان بحث می کنید و کارتان به کشمکش و جدل می کشد، حتما گمان می کنید با این روش مشکلات تان حل می شود و روزی به نتیجه دلخواه تان خواهید رسید اما تا به حال به این فکر کرده اید که اصلا چرا بیشتر گفتگوهای تان منجر به بحث و دعوا می شود و با وجود این همه بحث و کشمکش چرا مشکلات تان تمامی ندارد؟ فروغ شجاعی کارشناس ارشد روانشناسی، پژوهشگر و متخصص در حوزه کودک و خانواده با سابقه چندین ساله در زمینه زوج درمانی معتقد است در مشاجرات لفظی بین زن و شوهرها معمولا موضوع مورد اختلاف باعث بحث و کشمکش نمی شود بلکه شیوه گفتگو نحوه بیان نظرات و لحن افراد است که سبب رنجش و موضع گیری می شود و در نهایت کار زوجین را به بحث و دعوا می کشاند. او در این باره به نکات جالبی اشاره می کند که در ادامه می خوانیم.   وجود تعارض در رابطه طبیعی است یکی از اشتباهات رایج بین بیشتر زوج ها این است که فکر می کنند زوج های خوشبخت هرگز با یکدیگر تعارض ندارند و مشاجره ای بین آنها رخ نمی دهد. در صورتی که این مسئله فقط و فقط یک تصور غلط است. مگر رابطه بدون تعارض هم می شود؟ وجود تعارض بین زوج ها امری طبیعی است چرا که یک زوج از دو خانواده متفاوت با سبک های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی و حتی سبک های فرزندپروری اعمال شده متفاوت هستند. هر کدام از آنها ویژگی های شخصیتی، عادات، رفتار، انتظارات، نیازها، تمایلات منحصر به خودشان را دارند.   از این رو نحوه نگرش و تحلیل شان از مسائل و همچنین شیوه پاسخ دهی و رفتارشان با یکدیگر متفاوت خواهد بود. تحقیقات نشان داده خواهر و برادرهای تنی و حتی دو قلوهای همسان هم از نظر شخصیتی با یکدیگر تفاوت دارند پس چطور می توان انتظار داشت یک زوج با توجه به موارد ذکر شده دارای سلایق، خواسته ها و انتظارات یکسان باشند؟ چگونگی بحث و گفتگو را دریابید تفاوت در ویژگی ها، علایق، نیازها، دیدگاه ها و ... طی رابطه، خواه ناخواه تعارض ایجاد خواهد کرد؛ پس وجود تعارض در رابطه خط قرمز نیست بلکه چگونگی بحث درباره اختلافات و خواسته هاست که زوج ها را دچار اختلاف می کند و رفته رفته آنها را به سوی دلزدگی، سردی عاطفی و در پایان به طلاق می کشاند. در اینجا با ارائه مثال هایی به چند مورد از خطرناک ترین اشتباهات رایجی که معمولا زوجینی که رابطه زناشویی پر تنشی دارند در شیوه بحث و گفتگو آنها را مرتکب می شوند، اشاره می کنیم. آغاز خشونت بار آغاز تهاجمی و پرخاشگرانه گفتگو که معمولا همراه با کنایه، سرزنش و توهین است، یکی از بدترین روش های گفتگو بین زوج هاست. چنانچه بحثی با این نشانه ها آغاز شود، به طور حتم نتیجه ای جز مشاجرات خانمانسوز در پی نخواهد داشت. مثال (1): زوجی را فرض کنید که قرار است شب مهمان داشته باشند و کارهایی را که باید انجام شود با یکدیگر تقسیم کرده اند. طبق قرار، انجام خرید بیرون از منزل به عهده زن و تمیز کردن آشپزخانه به عهده مرد است. زن بیرون می رود تا خریدها را انجام دهد و در این فاصله مرد باید کف آشپزخانه را تمیز کند اما به جای آن تلویزیون را روشن می کند و به تماشای فوتبال تمی نشیند. زن پس از خرید به خانه بر می گردد و می بیند مرد کف آشپزخانه را تمیز نکرده و در حال تماشای فوتبال است. زن می گوید: «تو همیشه آدم خودخواه و وظیفه نشناسی هستی، هر کاری را به تو می سپارم به بدترین نحوه ممکن انجام می دهی، من دیگر امیدی به تغییر تو ندارم.» این جملات تنها خشم را به طرف مقابل منتقل می کند و در پی آن کار به بحث ها و جدل های جدی کشیده می شود و دلخوری های عمیقی بین زوجین به وجود می آید. بهتر است در چنین موقعیتی زن به شوهرش بگوید: «من انتظار داشتم وقتی رسیدم خونه تو هم کاری رو که قرار بود انجام بدی، تموم کرده باشی ولی الان ناراحتم از دستت. ممنون می شم هر چه زودتر کاری رو که باید انجام می دادی رو تموم کنی.»   حضور چهار مهاجم خطرناک چهار عنصر مخرب در رابطه و گفتگو وجود دارد. اصولا این مهاجمان تخریبگر همسو با یکدیگر برای تخریب رابطه می تازند. این چهار مهاجم عبارتند از ایرادگیری، بی احترامی، حالت دفاعی و دیوار سنگی. ایرادگیری از همدیگر زوج ها در زندگی و رابطه با همسرشان می توانند از بعضی از رفتارهای او گلایه داشته باشند ولی ایرادگیری عاملی است مخرب که روی رابطه شان تاثیرات منفی زیادی می گذارد. البته توجه داشته باشید که گلایه با ایرادگیری متفاوت است. گلایه ابراز ناراحتی فرد از یک عمل خاص است. در مثال (1): زنی که از خرید برمی گردد اگر بگوید: «من از این که تو کف آشپزخانه را تمیز نکردی ناراحت هستم.» از عملکرد همسرش گلایه کرده و به نحوه رفتار و عملکرد او انتقادی وارد کرده ولی اگر بگوید: «تو همیشه آدم بی مسئولیتی هستی و کارهایی که به تو می سپارم را انجام نمی دهی.» از همسرش ایراد گرفته و با مورد خطاب قرار دادن او، همسر را نشانه گرفته است. در ایرادگیری، کل شخصیت طرف مقابل زیر سوال می رود که سهم مهلکی برای ارتباط است. بی احترامی به یکدیگر این عمل با تمسخر، کنایه، پشت چشم نازک کردن، پوزخند، سرزنش و اهانت همراه است.   مثال (2): زنی به شوهرش می گوید: «لباس هایت را از روی زمین جمع کن، خانه را تازه مرتب کرده ام.» مرد در جواب او می گوید: «حالا نه این که تو خیلی هم تمیزی؟ شدی پوست و استخوان از بس بشور بساب کردی (همراه با پوزخند).» این نحوه گفتگو، حس تنفر را در طرف مقابل ایجاد می کند. زمانی که چنین حسی منتقل می شود، حل مشکل سخت تر و گاهی ناممکن می شود. بی احترامی افکار منفی درباره شریک زندگی را تشدید می کند. بهتر است در این موقعیت شوهر در پاسخ به زنش بگوید: «بگذار کارم تمام شو د، لباس ها را جمع می کنم.» حالت دفاعی گرفتن زمانی که هنگام بحث یکی از زوجین به سوی دیگری هجوم می آورد و زوجی که مورد تهاجم قرار گرفته عقب نشینی یا معذرت خواهی نمی کند بلکه حالت دفاعی به خود می گیرد به طور غیرمستقیم به طرف مقابل می گوید: «مشکل من نیستم بلکه تو هستی.» در مثال (2) اگر زن در جواب مرد بگوید: «خب آخه من دستم درد می کنه نمی تونم زیاد کار کنم.» یا بگوید: «من خونه رو تمیز نمی کنم؟ هفته پیش کل خونه رو خونه تکونی نکردم؟» حالت دفاعی تعارض تشدید می شد و بحث و جدل بالا می گیرد. کشیدن دیوار سنگی دور خود مثال (3): شوهری را در نظر بگیرید که هر زمان از سر کار بر می گردد با ایرادگیری های همسرش روبرو می شود و برای فرار از این موقعیت ناخوشایند خود را پشت روزنامه، مجله، لپ تاپ یا گوشی همراهش مخفی می کند، مانند فردی که پشت سنگرش خود را محفوظ کرده باشد. این رفتار مردان امروزی که هنوز به خانه نرسیده لپ تاپ شان را روشن می کنند یا خود را با گوشی و تبلت شان سرگرم می کنند تا صفحات اجتماعی شان را چک کنند به خوبی بیانگر این حالت است. در این زمان هر قدر زن اعتراض کند و داد و فریاد بزند، تغییری در حالت مرد ایجاد نمی شود، گویی مرد گوش هایش را بسته و نمی شنود. این حالت تا جایی ادامه پیدا می کند که زن ناامید می شود و اتاق را ترک می کند. یکی دیگر از نشانه های مردی که دیواری سنگی به دور خود کشیده است این گونه نمایان می شود که وقتی زن با او حرف می زند، به این طرف و آن طرف نگاه می کند، چشم به زمین می دوزد و علائمی که نشان دهنده شنونده فعال است را به طرف مقابل نمی دهد. این حالت در مردان بیشتر از زنان دیده می شود.   پیامدهای بحث و کشمکش بیش از حد شاید بعضی از زن و شوهرهایی که زیاد با هم دعوا و مشاجره لفظی دارند برای فرار از پذیرش اشتباهات و ایجاد تغییر برای بهبود کیفیت رابطه توجیه شان این باشد که دعوا، بحث و کشمکش نمک زندگی است و زندگی بدون اینها نمی شود اما باید این نکته را بدانید که وقتی شدت و میزان گفتگوهای پرتنش و بحث و جدل های کلامی ناخوشایند در زندگی مشترک بالا می رود هم به شما و هم رابطه تان آسیب های جدی و جبران ناپذیری وارد می شود. هم جسم و هم روان تان پریشان می شود افراد هنگامی که در یک بحث تنش زا قرار می گیرند به سرعت ضربان قلب شان بالا می رود، همچنین آدرنالین خون شان افزایش پیدا می کند و در مواردی هم بدن شان به شدت عرق می کند. هنگامی که بدن در این حالت قرار می گیرد، توانایی فرد در پردازش اطلاعات کاهش می یابد و حل مشکل به طور منطقی دشوار خواهد شد. چنانچه فرد مدام از نظر جسمانی در این حالت قرار بگیرد، از نظر عاطفی دچار پریشانی خواهدش د و بدن او به مرور زمان فرسوده خواهد شد. تحقیقات نشان داده زوج هایی که یکدیگر را تحقیر می کنند بیشتر از سایر افراد دچار بیماری های عفونی مثل سرماخوردگی، آنفلوآنزا و ... می شوند. اقدامات جبرانی هم کارساز نخواهد شد اقدامات جبرانی به اقداماتی گفته می شود که زوج ها برای جلوگیری از تشدید تنش ضمن بحث در پیش می گیرند تا وقفه ای در بحث حاصل شود. گاهی اوقات زوج های خوشبخت به طور تجربی یا ناخودآگاه اقدامات کودکانه، شوخ طبعانه یا هر آنچه کلام و رویکردی آشتی جویانه را مخابره کند، بسیار ظریف در پیش می گیرند و اصولا در این راستا موفق عمل می کنند ولی در زوج های ناموفق گاهی این اقدامات جبرانی در بحث ها و گفتگوها حتی خیلی بیشتر هم استفاده می شود ولی حضور چهار مهاجم (ایرادگیری، بی احترامی، حالت دفاعی و کشیدن دیوار سنگی) به قدری در رابطه پررنگ است که دیگر جایی برای دیدن و شنیدن این اقدامات باقی نماند و همه اقدامات جبرانی با شکست مواجه می شود. خاطرات گذشته هم تحریف می شود وقتی رابطه زوج ها به سمت منفی شدن حرکت می کند نه تنها زندگی مشترک امروز و آینده آنها تحت تاثیر قرار می گیرد بلکه گذشته آنها هم در معرض خطر قرار می گیرد؛ یعنی گاهی خاطرات شیرین گذشته آنها تحریف می شود و به خاطره ای تلخ و رنج آور تبدیل می شود یا این که تنها بدترین قسمت های یک خاطره در ذهن آنها تداعی می شود؛ مثلا اگر به یک زوج موفق بگویید که یکی از خاطرات دوران نامزدی خود را تعریف کنند، آنچنان غرق در شور و هیجان می شوند که گویی تمام این اتفاقات چند لحظه پیش رخ داده است.   با غرور و سرمستی از احساسات، ایستادگی ها و تلاش های شان برای به هم رسیدن صحبت می کنند ولی یک زوج ناموفق اگر تا چند سال پیش فیلم جشن عروسی خود را می دیدند و به صحنه ای که به خاطر حواس پرتی شوهر که پایش روی دامن عروس مانده و عروس کمی تعادلش را از دست داده می خندیدند، امروز دیدن آن صحنه در فیلم یا تداعی آن، احساس بدی را در هر دو یا یکی از آنها ایجاد می کند؛ مثلا زن با خشم، غضب و دلخوری از آن خاطره یاد می کند و معتقد است شوهرش از عمد این کار را کرده است. ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است اگر شما هم جزء آن دسته زن و شوهرهایی هستید که نشانه هایی که گفته شد در رابطه شان به وفور دیده می شود و هنگام بحث و گفتگو مهاجمان خطرناکی که نام بردیم دائما با یکدیگر در حال جنگ و جدل و رو کم کنی هستند باید آگاهانه و با دیدی بازتر به رابطه تان بیندیشید. به یاد داشته باشید تا زمانی که همه چیز واقعا پایان نگرفته، چیزی تمام نشده است. همیشه برای نجات زندگی مشترک امیدی هست. موثرترین و کارآمدترین توصیه ای که به شما می کنیم این است که از متخصصان حوزه خانواده کمک بگیرید تا با شناسایی مشکل، پیدا کردن علل و ریشه مشکلات و همچنین ارائه راهکارهای مفید و کاربردی در راه بهبود رابطه تان شما را یاری بخشند. مردان بیشتر در معرض خطرند مردان در گذشته برای حفظ بقا و تامین نیازهای خود و خانواده شان شکار می کردند. هر مردی که شکارچی بهتری بوده از بقای بهتری برخوردار بوده. در گذشته یک شکارچی خوب بودن در گروی گوش به زنگی و به دنبال آن افزایش ترشح آدرنالین خون بوده است. پس از گذشت قرن ها هنوز بدن مردها در مقابل پیام جنگ همان گونه عمل می کند. در گذشته یک ببر درنده پیام جنگ را به مرد شکارچی می داده و بدن آن مرد در پاسخ به این پیام جنگ، آدرنالین ترشح می کرده. جالب است بدانید که در زندگی امروزه، یک زن ایرادگیر و سرزنش کننده امروزی پیام جنگ را به مرد امروزی می دهد و بدن او هم در پاسخ به این پیام همان واکنشی را که مرد شکارچی سابق به ببر درنده نشان می داد، از خود نشان می دهد. در واقع بدن مرد چه در مقابل ببر درنده و چه در برابر زن ایرادگیر و سرزنشگر واکنش یکسان نشان می دهد. مرد در مقابل پیام جنگ که از طریق ایرادگیری، سرزنش و اهانت ارسال می شود یا وارد جنگ می شود و مشاجره می کند یا حالت فرار به خود می گیرد یعنی به دور خود دیوار سنگی می کشد. زنان از نظر تکاملی وظیفه مراقبت و شیردهی به کودک را بر عهده داشته اند و زمانی که این وظیفه را به خوبی انجام می دادند هورمون اکسی توسین در خون شان افزایش پیدا می کرده است.   البته داشتن آرامش شرط لازم برای ترشح هورمون اکسی توسین در بدن زن است. از این رو زنان برای این که بتوانند سطح اکسی توسین را در خون شان بالا نگه دارند زودتر خود را از شرایط استرس زا می رهانند تا هر چه سریع تر به آرامش برسند. از این رو معمولا زنان در حین مشاجره یا پس از آن، به مسائل روزمره و برنامه های حال و آینده شان فکر می کنند و زودتر از مردان خود را از حالت پر تنش و استرس زای مشاجره می رهانند. از این رو کشمکش های زناشویی، مردها را بیشتر از زنان از توان می اندازد. بنابراین، خانم های عزیز باید بیشتر برای بهبود کیفیت رابطه شان تلاش کنند تا بحث، جدل، کشمکش و گفتگوهای پرتنش را به حداقل برسانند.کانال میگناماهنامه همشهری تندرستی ]]> روانشناسی زن و مرد Fri, 23 Dec 2016 08:30:00 GMT http://migna.ir/vdcirwap.t1a3u2bcct.html آنچه آقایان در رابطه می خواهند اما نمی گویند! http://migna.ir/vdcfvydm.w6d1eagiiw.html میگنا: گاهی کاملا روشن و واضح است که در دل آقایان چه می گذرد، اما گاهی هم اتفاق می افتد که آنها آنچه در دل شان دارند را پنهان می کنند. دلایل این موضوع می تواند گوناگون باشد، شاید او حوصله غر زدن های شما را ندارد یا این که از عکس العمل شما می ترسد، در هر صورت این شمایید که در این شرایط باید باهوش باشید و بدانید که در دل طرف مقابل تان چه می گذرد.    در اینجا چند مورد از کارهایی که آقایان دوست دارند به شما بگویند اما نمی گویند را برایتان آورده ایم.      او فرزند بیشتری می خواهد   آقایان عاشق فرزند هستند، به خصوص آنهایی که در خانواده های پرجمعیت تری بزرگ شده اند. شاید برای شما دو فرزند کافی باشد اما ایده آل او 4 یا حتی 5 بچه است. با تمام این اوصاف، او هیچ گاه این موضوع را به روی شما نمی آید و منتظر می ماند تا خود شما به او پیشنهاد دهید. پس اگر شما هم خانواده ای پر جمعیت را می پسندید، درنگ نکنید.  غر زدن را تمام کنید  آقایان از غر زدن های خانم ها بیزارند. اگر چه شما مجبورید یک کار را هزار بار به گوشش بخوانید تا انجام دهد اما این را هم بدانید که با غر زدن تنها او را بیشتر از خودتان می رانید.   باور کنید که زیبایید   شما از نظر همسرتان زیبایید، پس چرا خودتان این حقیقت را نمی پذیرید. شاید معیار شما از زیبایی با معیار طرف مقابل تان فرق کند اما آنچه همسرتان از شما می خواهد این است که باور کنید از نظر او واقعا زیبا و جذاب هستید.اجازه دیدن کانال های ورزشی را به او بدهید  ورزش یا حتی بازی های کامپیوتری تمام استرسی که مردها در طول روز یا حتی هفته به دوش کشیدند را از بین می برد. این که او آخر هفته ها یا حتی در زمان های بیکاری دوست دارد که زمان خود را صرف دیدن فیلم یا بازی مورد علاقه اش صرف کند اصلا بدین معنی نیست که تمایلی به شما ندارد. او تنها می خواهد زمانی را در تنهایی و تنها برای خودش سپری کند. بنابراین به او لبخند بزنید و اجازه دهید که فعالیت مورد علاقه اش را انجام دهد تا پس از آن انرژی بیشتری برای شما داشته باشد.    از او برای تغییر دکوراسیون نظر نخواهید   همسر شما خیلی برایش مهم نیست که رنگ پرده خانه تان قرمز باشد یا فرش اتاق تان، یا حتی اهمیتی نمی دهد که قاب عکس ها را روی کدام دیوار آویزان کنید. پس وقت خودتان را با مشورت با او هدر ندهید و آنچه دل خودتان می خواهد را در دکوراسیون خانه پیاده کنید.   زمان بیشتری را در تنهایی با او سپری کنید     همان قدر که دخترها عاشق صمیمیت و تنهایی با عشق زندگی شان هستند، پسرها هم دوست دارند که زمان زیادی را با فرد مورد علاقه شان در تنهایی بگذرانند اما در گفتن چنین خواسته ای، جرات زیادی ندارند. فرقی نمی کند که در تنهایی تان فیلم ببینید یا که قهوه بنوشید، آنچه تحت هر شرایط برای او مهم است، تنهایی اش با شماست. پس زمان بیشتری را به او و تنها به او اختصاص دهید.    از تلاش برای تغییر دادن او دست بردارید    یادتان باشد زمانی که رابطه تان را با همسرتان آغاز کردید، او همان فردی بوده که اکنون می بیند پس دلیلی ندارد که او را تغییر دهید زیرا شما او را همانگونه که بوده پذیرفته اید. با اصرار برای تغییر دادن شخصیت او، شما تنها او را عصبانی تر می کنید. پس به جای اصرار بیهوده، تنها برای برآوردن نیازهای خودتان، سعی کنید او را بیشتر بشناسید و او را همان گونه که هست بپذیرید.   غیبت نکنید    آقایان، برعکس خانم ها، خیلی اهل غیبت نیستند. به همین دلیل، از زمان هایی که شما با دوستان تان پشت دیگران حرف می زنید، بیزارند. پس این اخلاق بد را کنار بگذارید. اگر کلامی خوشایند ندارید که بر زبان آورید، بهتر است سکوت کنید.    رابطه زناشویی تان را بیشتر کنید   آقایان از رابطه زناشویی سیر نمی شوند. اگر برای این کار اصرار نمی کنند، دلیل اش  این است که دوست ندارند را شما را وادار به کاری که تمایل زیادی به آن ندارید، کنند. به همین دلیل، اگر می خواهید دل او را بیشتر به دست آورید، گاهی شما برای شروع این کار پیش قدم شوید.    زمان بیشتری را با دوستان تان بگذرانید    درست برعکس خانم که فکر می کنند آقایان زمانی که با دوستان شان هستند، آنها را از یاد می برند، آقایان دوست دارند که همسرشان زمان بیشتری را با دوستان شان بگذرانند زیرا آنها به این مسئله خوب واقف اند که برخی از نیازهای خانم ها تنها در کنار جنس موافق شان رفع خواهد شد. بنابراین فکر نکنید که همسرتان از این موضوع که شما با دوستان تان قرار شام را بگذارید، دلخور می شود.    کاری را که خوشحال تان را می کند، انجام دهید   اگر چه آقایان اکثر اوقات دوست دارند که طبق نظر همسرشان عمل کنند اما آنچه برای خود خانم ها می پسندند این است که هر کاری را که خودشان دوست دارند و واقعا شادشان می کند، انجام دهند. به عنوان مثال اگر از کار خود راضی نیستید، تغییرش دهید. او این کار را بیشتر از غر زدن می پسندد.    کمتر آرایش کنید   اگر چه آرایش به عنوان معیاری برای زیبایی خانم ها در جامعه رسم شده است، اما آقایان چهره بدون آرایش خانم ها را بیشتر ترجیح می دهند. ممکن است آنها خیلی این موضوع را به روی تان نیاورند اما سعی کنید زمانی که پیش او هستید، کمتر آرایش کنید زیرا که او زیبایی طبیعی شما را بیشتر می پسندند.   برای خود دسر سفارش دهید    همسرتان دوست دارد که شما برای خودتان کیک شکلاتی سفارش دهید. زیرا می داند که اگر او به تنهایی سفارش دسر دهد، شما حتما مقداری از دسر او را خواهید خورد، و از آنجا که دوست دارد تمام دسر خود را به تنهایی بخورد، بهتر است که برای خود یک دسر جداگانه سفارش دهید.-برترین ها ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 19 Nov 2016 21:27:08 GMT http://migna.ir/vdcfvydm.w6d1eagiiw.html وقتی مردی به شما میگوید “دوستت دارم،” در اصل به چه فکر میکند؟ http://migna.ir/vdcjxaet.uqeoozsffu.html ميگنا- وقتی مردی به نقطه‌ای می‌رسد که احساسش را برای دختر موردعلاقه‌اش ابراز می‌کند، معانی ضمنی متفاوتی با آن همراه خواهد بود. کلمات به تنهایی فقط کلمات هستند، چیزی که به آنها معنا و مفهوم می‌دهد، تعهدی است که آن مرد بعد از گفتن آن کلمات می‌پذیرد. شادی و خوشبختی تو خوشبختی من است دوست داشتن کسی یعنی احساساتتان را به او وصل کنید. یعنی در شادی‌اش سهیم باشید و برای اینکه بتواند با درد و غصه‌هایش کنار بیاید از قدرت خودتان به او بدهید. همانطور که رابرت ای. هایلاین می‌گوید، «عشق وضعیتی است که در آن خوشبختی طر‌ف‌مقابل برایتان لازم و ضروری می‌شود.» فکر می‌کنم کامل و ایدآلی، هرچند می‌دانم که نیستی مطمئناً هیچکس کامل نیست. وقتی مردی زنی را واقعاً دوست داشته باشد، همه چیز درمورد آن زن برای او زیبا می‌شود. و نه فقط زیبایی ظاهری، حتی طریقه راه رفتن و حرف زدن او برایش جذاب می‌شود. این مرد می‌داند که این زن هم نقص‌هایی دارد ولی برایش مهم نیست چون عشق یعنی بدی‌های آن فرد را هم در کنار خوبی‌هایش بپذیرید. حرف‌هایم را با عمل به تو ثابت می‌کنم همانطور که «دوستت دارم» فقط کلمه هستند، قول‌ها و وعده‌ها هم اگر عملی نشوند چیزی جز کلماتی نیستند به زبانتان آمده‌اند. مرد عاقل می‌داند کسی که به وعده‌های خود عمل نمی‌کند شایسته احترام نیست، کسی شایسته احترام است که به قول‌های خود وفا کند. من به تو احترام می‌گذارم هیچوقت نمی‌توانید عاشق کسی شوید که احترامی برای او قائل نیستید. وقتی کسی را واقعاً دوست دارید، احترام شما به او بیشتر و عمیق‌تر خواهد شد. شما به افکار، احساسات و نظرات او احترام می‌گذارید. در تصمیم‌گیری‌هایی که روی هر دو شما اثر دارد حتماً اینها را در نظر می‌گیرید. و مهمتر اینکه، هیچوقت طوری که اعتماد بینتان را خدشه‌دار کند رفتار نمی‌کنید. من به تو اعتماد دارم یک وجه بسیار مهم دیگر عشق اعتماد است. نقل‌قولی وجود دارد که می‌گوید، «عشق یعنی به طرفتان قدرت از بین بردن خودتان را بدهید ولی اعتماد داشته باشید که او اینکار را نمی‌کند.» اعتمادی که همراه با عشق می‌آید فقط به این معنی نیست که اطمینان داشته باشید او به شما خیانت نمی‌کند. اعتماد به این است که او هم همان تعهدات را نسبت به شما دارد.اعتمادی که باعث می‌شود بتوانید در روزهای سختی به او تکیه کنید و برعکس. اعتمادی که می‌گوید او با شما صادق است و شما هم همینطور. از هیچ تلاشی بخاطر تو فروگذار نمی‌کنم عشق فقط یک کلمه نیست، فقط یک اسم نیست، یک فعل است. برای اینکه واقعاً وجود داشته باشد باید عملی شود. نیاز به تلاش دارد. نیاز به پشتکار دارد. در نسل ما عشق ما را یاد آتش‌بازی می‌اندازد. تصویری بسیار زیبا و جذاب ولی غیرقابل پیش‌بینی و بسیار کوتاه در ذهنمان ایجاد می‌کند. چیزی که فقط خاطره‌اش در ذهن‌هایمان می‌ماند. نسل قدیمی‌تر آتش روشن می‌کردند. آتش آنها با یک شعله بسیار کوچک شروع می‌شد و کم‌کم زبانه می‌کشید و بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد. انسان عاقل تلاشی که برای بزرگ کردن و نگه داشتن آن شعله لازم است را درک می‌کند. هر اتفاقی هم که بیفتد، من کنارت هستم عاشق کسی بودن و به او تعهد داشتن به این معنی نیست که فقط در خوشی‌ها کنار او باشید. این یک کار پاره‌وقت نیست. یا هستید یا نیستید. این یعنی هم روزهای آفتابی کنارش باشید و هم در روزهای بارانی چتر روی سرش شوید. وقتی بیمار است از او مراقبت کنید، وقتی نیاز دارد کمکش کنید و مشکلات زندگی را با هم و در کنار هم پیش ببرید. تعهد اصلاً ساده نیست. تعهد یعنی روی تمام گفته‌هایتان بایستید، حتی اگر مدت زیادی از گفتن آنها گذشته باشد. می‌توانم آینده‌ام را با تو تصور کنم وقتی مردی عاشق زنی می‌شود، زندگی‌اش دیگر فقط برای خودش نیست. من و تو دیگر تبدیل به ما می‌شود و وقتی شروع به فکر کردن درمورد آینده‌اش می‌کند، او را کنار خود می‌بیند. عاشق یک زن شدن یعنی بتوانید زندگی‌تان را با تمان لذت‌هایش با او متصور شوید. نمی‌دانم واقعاً زندگی بدون تو چطور خواهد بود ممکن است وقتی یک پیام محبت آمیز از طرف او دریافت می‌کنید این فکر به سراغتان بیاید یا وقتی دست در دست هم خیابان‌ها را طی می‌کنید. ممکن است یکدفعه به ذهنتان خطور کند که واقعاً زندگی‌تان قبل از اینکه این زن وارد آن شود چطور بوده است. البت خیلی خوب است که هرازگاهی نگاهی به گذشته داشته باشیم و از تجربیاتمان درس بگیریم ولی با حضور این فرد در زندگی‌تان به یکباره تمام توجهتان فقط و فقط معطوف به آینده‌تان با او خواهد شد. گذشته‌ات هیچ اهمیتی برای من ندارد، فقط می‌خواهم آینده‌ات من باشم بلوغ به ما می‌آموزد که همه ما گذشته‌ای داشته‌ایم که بخش‌هایی از آن ممکن است بهتر از گذشته دیگران بوده باشد. نکته اینجاست که بااینکه ما همیشه گذشته‌مان را به دنبال خود می‌کشیم، قرار نیست آن گذشته تعریف‌کننده ما باشد. و وقتی کسی را دوست داریم، مطمئناً گذشته او هم تعریف‌کننده او نخواهد بود. ما شروع به ساختن دنیای خودمان با این فرد می‌کنیم. خاطرات خودمان، سنت‌های خودمان، زندگی خودمان با همدیگر. متوجه می‌شویم که کسی که او بوده است، کسی نیست که الان هست. البته اشکالی ندارد که هر ازگاهی نگاهی به پشت سر بکنیم ولی اگر قرار باشد برای مدتی طولانی روی آن متمرکز شوید، مطمئناً به هم خواهید ریخت. عشق به هیچ سختی‌ و مشکلی فکر نمی‌کند، تا بالاتر از توان و قدرت خود تلاش می‌کند و هیچ بهانه‌ای برای غیرممکن‌ها نمی‌آورد چون همه چیز را برای خود قانونی و ممکن می‌داند. — توماس کمپیس - منبع مقاله : gulfelitemag.com  مترجم : زینب آرمند- منبع: مردمان ]]> روانشناسی زن و مرد Sun, 16 Oct 2016 14:44:05 GMT http://migna.ir/vdcjxaet.uqeoozsffu.html تفاوتهای زنان و مردان در عشق ورزیدن http://migna.ir/vdcbzzbf.rhbwzpiuur.html بااینکه در اکثر فرهنگ‌ها جا افتاده است که روش عشق ورزیدن مردها و زن‌ها با هم متفاوت است و زن‌ها در ابراز عشق و محبت در روابط عاشقانه بهتر عمل می‌کنند، روانشناسان اعتقاد دارند که تحقیقات چندان این ایده را تایید نمی‌کنند.   یک تحقیق جدید که به تازگی در ژورنال Personality and Social Psychology به چاپ رسیده است، مشخص می‌کند که با اینکه مردها به اندازه زن‌ها به ابراز علاقه متمایل هستند، محققان چند تفاوت جالب‌توجه بین زنان و مردان در نحوه ابراز احساساتشان را عنوان می‌کنند. الیزابت شوئنفلد، محقق این تحقیق و پژوهشگر دانشگاه تگزاس دریافته است که مردها با شروع رابطه‌جنسی و یا انجام مشترک فعالیت‌ها عشق خود را نشان می‌دهند، زنان احساسات خود را با ادعای کمتر و سازگاری بیشتر نشان می‌دهند. محققان با هر ۱۶۸ زوج شرکت‌کننده در این تحقیق که همه ازدواج اولشان بود، درمورد فعالیت‌ها و ارتباطاتشان با همدیگر طی دو ماه اول زندگی و بعد به صورت سالیانه طی ۱۳ سال بعد از شروع ازدواجشان، مصاحبه کردند. تقریباً همه زوج‌ها سفیدپوست بودند و بیش از نیمی از آنها تحصیلات عالی داشتند. برخلاف کلیشه‌های جنسیتی متداول، آخرین یافته‌ها نشان داده است که هرچه مردان همسرشان را بیشتر دوست داشته باشند، محبتشان بیشتر شده و محیطی ایجاد خواهند کرد که زوج می‌توانند انواع و اقسام فعالیت‌ها را در کنار هم انجام دهند، چه فعالیت‌های تفریحی و چه فعالیت‌های مربوط به کارهای خانه. ولی، به نظر می‌رسد عشق هیچ تاثیری بر میزان مسئولیتی که مردها از کارهای خانه به گردن می‌گیرند ندارد و به نظر نمی‌رسد با عشق بیشتر تمایل آنها به سبک‌تر کردن کارهای همسرشان بیشتر شود. ولی هرچه بیشتر همسرشان را دوست داشته باشند، احتمال اینکه شروع‌کننده رابطه‌جنسی با او باشند بیشتر خواهد بود ولی این مسئله درمورد خانم‌ها صادق نیست و آنها هرچقدر هم که شوهرانشان را دوست داشته باشند، احتمال اینکه اولین قدم را برای رابطه‌جنسی بردارند بسیار کم است. یافته‌ها نشان می‌دهد که اگر زنی احساس کند شوهرش او را دوست ندارد، به جای اینکه علاقه خود را به او نشان دهد یا در فعالیت‌های مشترک بیشتری با او شرکت کند، خود را بیشتر با روحیات و خواسته‌های او تطبیق خواهد داد. تحلیل‌های چندلایه در این تحقیق نشان داده است که برخلاف انتظارات تئوریک، هر دو جنسیت به یک اندازه به ابراز عشق و محبت خود تمایل دارند. ولی زن‌ها عشقشان را با انجام رفتارهای منفی و مخالف کمتر نشان می‌دهند و مردها با پیشقدم شدن برای رابطه‌جنسی، مشارکت در برنامه‌های تفریحی و همکاری با همسرشان در کارهای خانه عشقشان را ابراز می‌کنند. کارشناسان دیگر عنوان می‌کنند که بر تفاوت‌های جنسیتی در ازدواج معمولاً بیش از اندازه تاکید می‌شود. استیو یاپ، محقق دپارتمان روانشناسی دانشگاه ایالتی میشیگان می‌گوید، «تفاوت‌های جنسیتی خیلی زیادی بین مردها و زن‌ها به طور کل وجود ندارد. اگر به کل این تحقیق نگاه کنید، تفاوت‌های جنسیتی اصلاً به چشم نمی‌آیند.» یاپ، که بر روی خوشبختی و ازدواج تحقیق می‌کند، دریافته است که بااینکه ازدواج باعث شادی و خوشبختی بیشتر نمی‌شود، ولی از آنها در برابر زوال شادی که در میانسالی اتفاق می‌افتد، محافظت می‌کند. او می‌گوید، تعداد بسیار کمی از تفاوت‌های جنسیتی از نظر علمی به اثبات رسیده‌اند، مثل قوی‌تر بودن مردها از نظر فیزیکی، تمایلات جنسی قوی‌تر آنها و تمایل بیشترشان به خشونت. او همچنین متذکر می‌شود که حتی این سه خصوصیت با تجربه و ارتباطات اجتماعی قابل اصلاح است.- منبع مقاله : medicaldaily.com  مترجم : زینب آرمند ]]> روانشناسی زن و مرد Sun, 16 Oct 2016 08:38:21 GMT http://migna.ir/vdcbzzbf.rhbwzpiuur.html دختران قدرت یادگیری بیشتری دارند یا پسران؟ http://migna.ir/vdcgwt9w.ak97y4prra.html یک روانشناس گفت: تفاوت های زیادی بین تربیت و رشد مغز دخترها و پسرها با یکدیگر وجود دارد میگنا: زهرا اصغرپور روانشناس گفت: کودکان به رفتارهای والدین توجه کرده و هنگام بازی نقش مشابه والدین همجنس خود را انتخاب می کنند به طوریکه در بازی دخترها نقش مادر و پسرها شغل پدر را انتخاب می کنند. دخترها در زمان کودکی به سراغ بازی‌هایی مانند خاله بازی و عروسک بازی می روند اما پسرها بیشتر بازی با تفنگ و ماشین را انتخاب می کنند. وی بیان کرد: دختران نسبت به پسران به مسائل و موارد به صورت عینی و جزئی نگاه می کنند به طور مثال دخترها مسائل ریاضی را با شکل یاد می گیرند اما پسرها به صورت کلی با مسائل روبه رو می شوند. این روانشناس با اشاره به اضطراب دانش آموزان ابراز داشت: دانش آموزان دختر اضطراب های خود را با صحبت کردن با دوستان و خانواده اما پسرها این حالت را با تحرك بدنی تخلیه می كنند. اصغرپور درخصوص مسئولیت پذیری دخترها اظهار داشت: دخترها در هر شرایط روحی، استرس، شكست و نظم، مسئولیت شان را به تعویق نمی اندازند، اما پسرها با اولین استرس و اضطراب، به دلیل فشار زیاد و درگیری شدید با موضوعی كه ذهن شان را آزار می دهد، مسئولیت هایشان را فراموش می کنند. وی با بیان اینکه تفاوت مغزها در یادگیری تاثیر دارد، اذعان داشت: درمغز دخترها نیمکره چپ و راست با همدیگر ارتباط دارند، اما در مغز پسرها این دو نیمکره از ارتباط اندکی با یگدیگر برخوردارند. این روانشناس درباره خصوصیات دخترها عنوان کرد: دانش آموزان دختر می توانند کارهای همچون حرف زدن، کار با رایانه، انجام تکلیف و خوردن را در یک زمان انجام دهند اما پسرها فقط یک کار را می توانند انجام دهند. اصغر پور افزود: با توجه به مباحث بالا بین دانش آموزان دختر و پسر تفاوت در یادگیری وجود دارد که این نشان دهنده این است که دخترها نسبت به پسرها فعال تر و درس خوان تر هستند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 20 Sep 2016 12:02:38 GMT http://migna.ir/vdcgwt9w.ak97y4prra.html حمایت از همسر برای درمان افسردگی http://migna.ir/vdcguz9w.ak97y4prra.html ميگنا: احساس‌‌های غم و ناراحتی در مقابل از دست‌دادن عزیزان یا شغل، یک پاسخ عادی است. با این‌حال، وقتی این احساس‌‌های نامناسب، افراطی و مخل کارآیی می‌‌شود، از آن‌‌ها به‌عنوان «اختلال خلق» یاد می‌‌شود. درواقع افسردگی به‌ قدری متداول است که گاهی از آن به‌عنوان «سرماخوردگی روان‌پزشکی» یاد می‌‌شود. به‌طورکلی افسردگی طبیعی و متعادل در انسان، واکنشی است نسبت به یک عامل بیرونی که فرد از آن آگاه است و محرومیت آن ‌را آگا‌هانه درک می‌‌کند.    ماجرای سحر و سیاوش سحر و سیاوش، 10 سال است که زندگی مشترک خود را در نهایت عشق و علاقه شروع کرد‌ه‌اند. روفیا بعد از نخستین بارداری خود دچار افسردگی پس از زایمان شد که با مدتی دارودرمانی و پیگیری، این مشکل رفع شد.   همین اتفاق در زایمان دوم سحر هم رخ داد؛ با این تفاوت که با تولد فرزند دوم دغدغه‌‌های زندگی آن‌ها بیشتر شد و سحر و سیاوش وقت کمتری برای پرداختن به خودشان داشتند.   سحر گمان می‌‌کرد که با ر‌ها کردن این مشکل، به مرور رفع می‌‌شود؛ غافل از این‌که عدم پیگیری درمان، باعث شد که او بیش از پیش در این ورطه فرو رود و با این‌که الان 2 سال از زایمان دوم او گذشته است، حالات روحی سحر بسیار به‌هم ریخته است.   او اصلاً حوصله و توان کافی برای رسیدگی به امور منزل را ندارد، کودکش به خوبی وزن نگرفته، به ظاهر خود اصلاً نمی‌‌رسد، وقت و بی‌وقت گریه می‌‌کند و از همه بدتر رابطه‌اش با همسرش کلاً مختل شده است و الان ماه‌‌هاست که هیچ رابطه عاطفی و جنسی با او ندارد. سیاوش بسیار نگران است و آرزوی آن را دارد که به روز‌های نخست زندگی‌اش باز گردد.   بازتاب افسردگی در زندگی مشترک متأسفانه اختلال افسردگی، فقط زندگی خود فرد را درگیر نمی‌‌کند، بلکه اطرافیان هم به شدت تحت‌تأثیر این شرایط قرار گرفته و خصوصاً در افراد متاهل، زندگی همسر نیز بسیار متشنج و دچار مشکل می‌‌گردد.   وقوع افسردگی آن هم وقتی به درازا کشیده می‌شود، قادر است قوی‌ترین روابط زناشویی و خانوادگی را تحت‌تأثیر خود قرار دهد. هنگامی‌که یکی از زوجین دچار افسردگی می‌شود، طرف دیگر ضمن این‌که ممکن است دچار کشمکش‌‌های درونی و یأس شود و تصور کند که بدترین حادثه در دنیا برای او اتفاق افتاده است، اما بایستی قادر باشد که این موقعیت را مدیریت کند و طرف مقابل خود را در حل این مشکل یاری نماید.   سیاوش برای حفظ زندگی‌اش باید کاری بکند توصیه‌‌های زیر به‌طور کلی می‌تواند به سیاوش کمک کند تا به بهبود روابط زناشویی خود با سحر بپردازد:   1. به یاد داشته باشید که زن و مرد متفاوت از یکدیگر هستند و در مواجه‌شدن با تجربه‌‌های تلخ، روش‌ها و رفتار‌های متفاوت دارند.   2. زمان مشخصی را برای با یکدیگر بودن و صحبت‌کردن با یکدیگر اختصاص دهید تا به این طریق، به احساس مشترکی دست یابید.   3. همسرتان را تشویق کنید که به انجام کار‌های روزمره و همیشگی بپردازد.   4.فرصت‌هایی را فراهم کنید تا با یکدیگر برخی کار‌های مورد علاقه مانند قدم زدن، دیدن فیلم و... را انجام دهید.   5. حداقل به مدت یکسال، از انجام تغییرات اساسی در زندگی‌تان پرهیز کنید.   6. به همسرتان فرصت دهید ناراحتی، اندوه و حتی عصبانیت خود را بروز دهد؛ بدون آن‌که شما به مقابله بپردازید.   سیاوش باید از سحر حمایت کند برای تسریع جریان درمان سحر نیز به سیاوش توصیه می‌شود که:   1. علایم و نشانه‌های افسردگی را بشناسید تا بتوانید به درستی در خصوص همسر خود قضاوت کنید. مهم‌ترین این نشانه‌ها عبارتند از ناراحتی و ‌اندوه مزمن، کج‌خلقی و بی‌علاقگی، بی‌علاقه شدن به فعالیت‌هایی که قبلاً برایش لذت‌بخش بوده، کناره‌گیری از اقوام و دوستان، منفی‌بافی، بحث و جدل، تغییرات حائز اهمیت در عادت خوردن یا خوابیدن، سست و بی‌انرژی بودن و یا گرایش به مواد مخدر و....   2. از ناچیز شمردن شرایط همسرتان خودداری کنید. افسردگی یک بیماری جدی است؛ بنابراین تمام صبحت‌ها و تهدید‌های همسرتان از جمله تهدید به خودکشی را جدی بگیرید.   3. به همسر خود کمک کنید. منظور از کمک‌کردن به فرد افسرده این نیست که طوری رفتار کنید که او مجبور شود افسردگی‌اش را پنهان کند، یا دروغ بگوید و یا برای او عذر و بهانه‌ای جور کنید.   4. همسرتان را در تقاضای کمک از دیگران تشویق کنید. او را متقاعد کنید که به دنبال درمان رفتن، نشانه ضعف و ناتوانی نیست. پیشنهاد کنید که به هنگام مراجعه به درمان‌گر او را همراهی کنید. اگر در برابر رفتن نزد مشاور مقاومت کرد، به او انجام یک‌سری آزمایش کامل نزد پزشک خانوادگی‌تان را پیشنهاد کنید. احتمالاً این پیشنهاد را راحت‌تر خواهد پذیرفت و به این ترتیب یک قدم به درمان نزدیک‌تر می‌شود.   5. از همه مهم‌تر؛ عشق و محبت بی‌قید و شرط خود را از او دریغ نکنید و همواره در طی فرآیند معالجه‌ همسرتان او را به طور کامل حمایت کنید.    سیاوش نباید این نکات را فراموش کند در طول درمان سحر نیز به موارد زیر توجه داشته باشید: 1. هرگونه کمک و حمایتی را که همسرتان به آن نیازمند است، برایش مهیا کنید. در زمان‌بندی و برنامه‌ریزی به او کمک کنید و به او روحیه و امید دهید.   2. مطمئن شوید تمام دارو‌هایش را طبق تجویز پزشک مصرف می‌کند. کمکش کنید که با شما در خصوص احساساتش صحبت کند. به هیچ‌وجه او را تحت فشار قرار ندهید.   3. بدانید که تأثیر روش‌های درمانی نیازمند گذشت زمان است. اگر دارو‌هایی تجویز شده است، این دارو‌ها به طور فوری علایم بیماری را از بین نخواهد برد و گاهی اوقات چندین دارو و درمان مختلف باید آزمایش شوند تا مؤثرترین آن‌ها شناسایی شود.   4. از همسرتان بخواهید که فعال و پرجنب و جوش باشد. با هم به پیاده‌روی بروید. با هم به تماشای یک فیلم یا برنامه شاد بپردازید و یا به دیدن موزه و یا رستوران بروید.   5. غذا‌های سالم بخورید، مثال‌ها و نمونه‌های خوب را در حرف‌هایتان مطرح کنید و او را به سمت نگرشی مثبت سوق دهید.   سیاوش باید مراقب خودش هم باشد لازم به ذکر است که در این دوره سیاوش نیز باید مراقب سلامت جسمی‌ و روحی خود نیز باشد برای این منظور باید به نکات زیر توجه کند:   1. اگر به کمک دیگران نیاز دارید حتماً آن را مطرح کنید. افسردگی همسرتان عوارضی نیز برای شما به دنبال خواهد داشت. سعی نکنید همه کار‌ها را به تنهایی انجام دهید. استرس و فشار زیاد، سبب احساسی بی‌رغبتی، بیهودگی و کم‌حوصلگی در شما می‌شود.   2. بپذیرید که شما به تنهایی نمی‌توانید همسرتان را معالجه کنید.   3. نگرانی‌ها و احساسات خود را به زبان بیاورید و از سکوت و ریختن در درون خود، خودداری کنید؛ زیرا با این کار زمینه بی‌میلی، کم‌حوصلگی و بیماری خود را مهیا می‌کنید. در عوض با همسرتان صحبت کنید زیرا ارتباط و گفت‌وگو در کاهش اثرات این بیماری مؤثر است. هر چند باید توجه داشت که این گفت‌وگو‌ها و ارتباطات، عاری از هرگونه علامت و سرزنش پیدا و پنهان باشد.-   مریم عطاریان-مهرخانه ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 24 Aug 2016 06:26:58 GMT http://migna.ir/vdcguz9w.ak97y4prra.html تفاوت مردان و زنان در استفاده از واژه‌ها http://migna.ir/vdchkxnx.23nqzdftt2.html پژوهش‌گران ۱۰ میلیون پست فیسبوک را مورد بررسی قرار داده‌ و به این نتیجه رسیده‌اند که زنان در پست‌های فیسبوکی نسبت به مردان از واژه‌های گرم‌تر و متعاد‌ل‌تری استفاده می‌کنند؛ از طرف دیگر مردان متاسفانه در پست‌های خود بیشتر از دشنام و واژه‌هایی که بیان‌کننده خشم‌اند بهره می‌برند و زبان آن‌ها استدلالی است. این پژوهش در ادامه پژوهش‌هایی انجام شده که تحت ذیل «تفاوت مردان و زنان در استفاده از زبان» قرار دارند و تا پیش از این محققان زیادی به سراغ آن رفته‌اند. به همین دلیل در این مطلب می‌خواهیم کمی در مورد تفاوت مردان و زنان در استفاده از واژه‌ها صحبت کنیم و در نهایت ببینیم نمود این تفاوت‌ها در فضای مجازی و شبکه اجتماعی فیسبوک چگونه است.آیا زنان بیشتر حرف می‌زنند یا مردان؟ پاسخ این سوال یک باور قدیمی را در خود نهفته دارد؛ این‌که زنان به طور متوسط در روابط اجتماعی خود از تعداد واژه‌های بیشتری نسبت به مردان استفاده می‌کنند. اما تا چه اندازه این باور درست است؟ در سال ۲۰۱۳ وب‌سایت دیلی میل گزارشی از کتاب پژوهشی لوان بریزنداین (LouannBrizendine) موسس و مدیر دانشگاه کالیفرنیا، با نام مغز زنان (The Female Brain) منتشر کرد. در این کتاب ادعا شده که زنان روزانه از ۲۰ هزار کلمه برای حرف زدن استفاده می‌کنند؛ درصورتی که این رقم برای مردان چیزی حدود فقط ۷ هزار کلمه است! بعدها پژوهش‌گران آمریکایی دلیل اثبات این ادعا را وجود پروتئینی با نام Foxp2، معروف به پروتئین زبان، اعلام کردند. با این همه در پژوهش دیگری که در مجله science به چاپ رسید، دکتر مهل (Mehl) این نظریه را رد کرد و مدعی شد توانسته با استفاده از یک دستگاه ضبط و با داده‌های دقیق ثبت کند که تفاوتی میان تعداد کلمات مورد استفاده زنان و مردان در طول روز وجود ندارد . با توجه به مطالعات گوناگون هنوز به طور قطع نمی‌توان ادعا کرد که زنان از تعداد کلمات بیشتری نسبت به مردان استفاده می‌کنند اما به هر روی، پژوهش‌های مختلف نشان از تفاوت عمده‌ی در استفاده از واژگان میان مردان و زنان دارد. اگر محققان در مورد کمیت به نتیجه نرسیده‌اند اما می‌توان گفت که توافقی در مورد کیفیت واژگان وجود دارد.     واژگان زنانه، واژگان مردانه  مردان نسبت به زنان تحمل کمتری از خود هنگام خرید نشان می‌دهند. این تفاوت‌ها فقط در این مورد صادق نیست بلکه مطالعات حاکی از تفاوت عمده‌‌ای میان کارکردهای مغز زنان و مردان است که بسیاری از آن در استفاده از واژگان و کاربرد لغات نهفته است. در سال ۲۰۱۳ پژوهشی در مورد تفاوت‌های مغز مردان و زنان انجام شد و طی آن ۱۰۰۰ اسکن مغزی انجام شد. در آن پژوهش‌گران به این نتیجه رسیدند که تفاوت‌های عمده‌ای میان کارکرد مغز زنان با مردان وجود دارد و آن‌ها را در ۱۲ دسته عمده دسته‌بندی کردند که یکی از آن‌ها مربوط به استفاده از زبان بود. آن‌ها در این بررسی به این نتیجه رسیدند که زنان نسبت به واژه‌ها و صداها حساس‌ترند و به طور نرمال در یادگیری زبان توانایی بیشتری دارند و از این رو، به همین دلیل هم مردان در ابراز کلامی احساسات ناتوان و نابلدند علاوه بر این، ژیوفانگ ژیا (Xiufang Xia) از دانشگاه علم و فناوری کوئینگدائو در چین در مقاله‌ای با عنوان «تفاوت‌های جنسیتی در استفاده از زبان» به نتایج جالبی در این زمینه دست یافته است. او در مقاله خود به بررسی تفاوت‌های مردان و زنان در استفاده زبان و واژه‌ها در سطوح مختلف می‌پردازد. برای مثال او معتقد است مردان و زنان از واژه‌های مختلف با کیفیات گوناگون در دیالوگ‌های خود استفاده می‌کنند و آن‌ها را به ۵ دسته مختلف تقسیم می‌کند که با هم در ادامه آن‌ها را بررسی می‌کنیم: 1. واژه‌های مربوط به رنگ‌ها: واژه‌های خاصی در فرهنگ لغات زنان وجود دارد که مردان به طور معمول کمتر از آن استفاده می‌کنند. واژه‌های مربوط به رنگ‌ها از این دسته از کلمات‌اند. زنان برای توصیف بسیاری از چیزها از کلمات رنگ‌ها استفاده می‌کنند.2. صفات: در زندگی رومزه زنان از صفات بیشتری مانند ستایش‌برانگیز، جذاب، دوست‌داشتنی، خارق‌العاده و ... نسبت به مردان استفاده می‌کنند. برای مثال وقتی زنی از یک رستوران خارج می‌شود ممکن است بگوید: «وعده غذایی مجللی بود»، اما یک مرد در این حالت می‌گوید: «وعده غذایی خوبی بود». این‌که زنان از صفات بیشتری برای توصیف مسائل و احساسات خود استفاده می‌کنند نشان می‌دهد آن‌ها به محیط خود حساس‌تر و در بیان عواطف خود راحت‌ترند.3. قیدها: همچنین میان مردان و زنان در استفاده از قیدها تفاوت وجود دارد. زنان از تعداد متنوع‌تر و بیشتری از قیدها مثل به طرز وحشتناک، خیلی زیبا، کاملا و ... استفاده می‌کنند.4. فحش و دشنام: زنان نسبت به مردان از واژه‌های زشت و فحش کم‌تر استفاده می‌کنند. زنان معتقدند استفاده از چنین کلماتی نه تنها دیگران را معذب می‌کند و بوی بی‌فرهنگی می‌دهد، بلکه رابطه آن‌ها با افراد دیگر را از بین می‌برد. زنان معمولا در استفاده از واژگان دقیق‌تر و محتاط‌ترند.5. ضمایر: زنان ترجیح می‌دهند هنگام توصیه چیزی به فردی، از ضمیر اول شخص جمع استفاده کنند در حالی که مردان در چنین موقعیتی از ضمیر اول شخص مفرد بهره می‌برند و هنگام توصیه به فرد دیگر از دوم شخص مفرد استفاده می‌کنند. برای مثال:زنان: باید عجله کنیم. مردان: باید عجله کنی. با تمام این اوصاف اکثر پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه، در حوزه رفتارها و زندگی روزمره انجام شده است. به همین دلیل برمی‌گردیم سر موضوع اول و در مورد پژوهشی صحبت می‌کنیم که درباره تفاوت واژگانی که مردان و زنان در فیسبوک استفاده می‌کنند است.   در فیسبوک چه می‌گذرد؟ یافته‌های پژوهشی که براساس تحلیل واژه‌های موجود در پست‌های فیسبوکی ۶۵ هزار کاربر این شبکه اجتماعی انجام شده، نشان می‌دهد که زنان در پست‌های فیسبوک خود نسبت به مردان از واژه‌های گرم‌تر و متعادل‌تری استفاده می‌کنند، در حالی که مردان در پست‌های فیسبوکی خود بیشتر از دشنام و واژه‌هایی که بیان‌کننده خشم‌ است بهره می‌برند و زبان آن‌ها زبانی استدلالی است. این پژوهش «زنان گرم‌تر و کمی جسورتر از مردان‌اند: جنسیت و زبان در فیسبوک» نام دارد و متوسط سن افرادی که پست‌های آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته ۲۶ سال است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که نوشته‌های زنان بازتاب‌دهنده مهربانی و ادب است در حالی که جملات مردان حاوی خشونت و مسائل غیرشخصی است. بسیاری از موضوعاتی که زنان درباره آن‌ها نوشته‌اند شامل واژه‌های مانند «شگفت‌انگیز»، «خوشحال»، «تولد»، «دختر»، «نوزاد»، «هیجان‌زده» و «سپاس‌گزار» است. زنان هنگامی که در مورد زندگی اجتماعی و خانوادگی خود می‌نویسند بیشتر از واژه‌هایی که توصیف‌کننده احساسات مثبت است مانند «عشق» و قیدهای پرقدرت مانند «خیلیییییییی» و «مسخره» استفاده می‌کنند. در عوض، مردان بیشتر در مورد موضوعاتی بحث می‌کنند که به پول و کار مربوط است و واژه‌های آن به سیاست، ورزش، رقابت و فعالیت‌هایی نظیر تیراندازی یا بازی‌های کامپیوتری گره خورده است. مردان به طور معمول بیشتر از کلماتی نظیر «آزادی»، «آزادی اجتماعی»، «پیروزی»، «شکست»، «جنگ» و «دشمن» استفاده می‌کنند. در بررسی‌های انجام‌شده چه در حوزه زندگی رومزه و چه در فضاهای اجتماعی، تفاوت عمده‌ای در کارکردهای زبان در این مردان و زنان مشاهده می‌کنیم؛ تفاوت‌هایی که در هر دو حوزه قابل درک و در مواردی مشترک‌اند. ]]> روانشناسی زن و مرد Sat, 11 Jun 2016 11:56:09 GMT http://migna.ir/vdchkxnx.23nqzdftt2.html آنچه باید درباره خودمانی شدن با همسرمان بدانیم http://migna.ir/vdcgyx9w.ak9u34prra.html عبدالحسین ترابیان؛ روان شناس با بیان تعریف علمی صمیمیت بین همسران به بیان راهکارهایی برای افزایش این مهارت در زندگی مشترک می پردازد. - صمیمیت دقیقا یعنی چه؟ صمیمیت به احساس نزدیکی، رودربایستی نداشتن و شریک شدن در دنیای خصوصی دیگری گفته می شود. افرادی که با یکدیگر صمیمی می شوند، می توانند بدون کنترل کردن یکدیگر با هم ارتباط برقرار کنند، حرف دلشان را به یکدیگر بگویند و ارتباطی عاشقانه، دوستانه و لذت بخش با همدیگر داشته باشند. شکل پخته صمیمیت که در ارتباط بین زن و شوهر دیده می شود، شامل هشت قسمت است: «همکاری صمیمانه زوج ها با هم؛ تعهد و پایبندی آن ها به یکدیگر و نسبت به زندگی مشترک؛ رضایت از رابطه عاطفی، احساس استقلال زن و شوهر برای ارتباط با خانواده و دوستان؛ اعتماد به نفس و عزت نفس زن و شوهر، میزانی که زوج ها می توانند عقاید و نگرش های خود را ابراز، اختلاف نظرهای خود را حل و فصل و احساسات و عواطف خود را برای یکدیگر بیان کنند.» اصلا صمیمیت مهم است؟ صمیمیت باعث می شود ارتباط بین زن و شوهر محکم تر شود و آن ها به یکدیگر وفادارتر و متعهدتر باشند. زن و شوهرهای صمیمی بیشتر با هم می سازند، از زندگی مشترک خود راضی تر هستند و زندگی شان دوام بیشتری دارد و دلیلش این است که صمیمیت، حال کلی رابطه را خوب می کند و وقتی حال کلی رابطه خوب شود، معمولا توجه بیشتری به یکدیگر خواهند داشت و کمتر از هم دلخور خواهند شد. حالا که اهمیت صمیمیت با همسر برایتان روشن شد، راهکارهای رسیدن به آن را بررسی می کنیم. تنهایی تصمیم نگیرید شما و همسرتان یک گروه هستید؛ بنابراین تا جایی که می توانید با هم و در کنار هم باشید. باید احساس کنید که با همسرتان کامل می شوید و دو بخش از وجود یک نفر هستید، پس وقتی نیمۀ دیگر وجودتان حضور ندارد، تصمیم گیری نکنید. شرایط را با هم بسنجید و با هم تصمیم گیری کنید درباره همه چیز، خواه موارد کوچک و خواه بزرگ باشد. خود را مشتاق سازش و سازگاری نشان دهید. در برقراری ارتباط خیلی دقت کنید هرچه شما صریح تر و روشن تر افکار، احساسات، نیازها و خواسته هایتان را با همسرتان در میان بگذارید، رابطه صمیمانه تری خواهید داشت. همچنین باید سعی کنید به همسرتان و نیازهایش توجه کنید، آنچه را می گوید درست و کامل بشنوید، در برابر انتقادهایش به سرعت موضع دفاعی نگیرید و هنگام بروز مشکلات و سوءتفاهم ها فقط وی را مقصر و مسئول ندانید تا بخش بزرگی از راه رسیدن به صمیمیت با همسرتان را پیموده باشید. کنار هم بودن های دو نفره را هرگز از دست ندهید یکی از کارهایی که به افزایش صمیمیت شما منجر می شود، تلاش برای ساختن یک فضای دونفره و خصوصی است. گاهی قید بودن در کنار دوستان و خانواده و حضور در جمع را بزنید و فضایی بسازید که فقط شما و همسرتان در آن حضور داشته باشید. اگر فرزند دارید، گاهی چندساعتی از یک فرد معتمد بخواهید که از فرزندتان مراقبت کند تا شما و همسرتان با هم وقت بگذرانید. در این فضای دونفره مهم نیست که شما دقیقا چه کارهایی انجام می دهید، مهم با هم بودن شماست. با هم بیرون رفتن، تفریح و مسافرت کردن، مشارکت در فعالیت هایی همچون آشپزی، تعمیر وسایل منزل و نظافت می تواند نمونه کارهایی باشد که در این فضای دونفره، شما و همسرتان انجام می دهید. مرز صمیمیت را بشناسید متاسفانه بعضی از همسران برداشت های اشتباهی از صمیمیت دارند و مرتکب اشتباهاتی می شوند. برخی از همسران برای ایجاد صمیمیت از الفاظ محبت آمیز و خودمانی بیشتر استفاده می کنند؛ اما باید بین صحبت صمیمانه و صحبت کردن خارج از چارچوب و شأن خانواده تفاوت قائل شد. این که افراد به بهانه صمیمی بودن از هر لفظی که به زبانشان می آید، بدون توجه و فکر استفاده کنند واقعا خطرناک است. شما و همسرتان هرچه قدر هم با یکدیگر صمیمی باشید نباید حتی وقتی تنها هستید با یکدیگر خارج از حوزه ادب صحبت کنید. آنچه باعث می شود زوج ها مرز بین صمیمیت و بدون فکر صحبت کردن را از بین ببرند، گاهی تنها با برخی شوخی های روزمره و به اصطلاح کل کل کردن ها شروع می شود. این شوخی ها ادبیات محاوره ای خاص خود را دارد که بین برخی از نوجوانان و دوستان درکوچه وخیابان رد و بدل می شود و بیشتر بیانگر شخصیت نازل اجتماعی است. استفاده از این الفاظ اصلا در شان و حرمت رابطه زناشویی نیست.     روزنامه خراسان ]]> روانشناسی زن و مرد Tue, 07 Jun 2016 06:00:10 GMT http://migna.ir/vdcgyx9w.ak9u34prra.html زنان حسود و حساس در مقابل مردان خونسرد! http://migna.ir/vdcewz8x.jh8fwi9bbj.html شناختن جنس مخالف و تفاوت های آن ها از جمله بحث برانگیزترین و البته جالب ترین موضوعاتی است که همواره به آن توجه شده است. رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در بسیاری از صفت ها و جنبه های مختلف به صورت فطری، با هم تفاوت دارد. زن و مرد تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، رفتار می کنند.  یکی از عمیق ترین این تفاوت ها، تفاوت در شیوه ارتباط برقرار کردن زن و مردن با دیگران است. در مورد این که چرا این تفاوت ها وجوددارد، نظریه های مختلف مطرح شده که در این مطلب از آن ها صرف نظر کرده ایم. در این مقاله بیشتر می خواهیم بدانیم که دقیقا باید حواستان به کدام تفاوت های ارتباطی باشد. 1- تفاوت های ارتباطی میل به پیوندجویی زنانه ، اقتدارطلبی مردانه برای زن ها ارتباط برقرار کردن با دیگران همه چیز است و برای مردها حفظ استقلال و اقتدارشان در زندگی و در روابط شان با دیگران، اصل اساسی است. روان شناس ها به این ویژگی زن ها، که خیلی بیشتر به ارتباط با دیگران اهمیت می دهند، میل به «پیوندجویی» می گویند، پیوندجویی زنان به شکل های مختلفی خودش را نشان می دهد، از جمله در ارتباط برقرار کردن بیشتر با خانواده پدری و وقت بیشتر گذراندن با دوستان صمیمی خود. همچنین زن ها به خاطر ویژگی پیوندجویی معمولا مرزهای گسترده تری با دیگران دارند و تعداد کسانی که مسائل خصوصی شان را به آن ها می گویند، بیشتر است. در مقابل، احساس قدرت داشتن و تکیه گاه بودن، دو مولفه برجسته از مردانگی یک مرد است و یک مرد واقعی را در زندگی شان و مهم تر از همه در ارتباطاتش معنا می کند. مردان بنا به ذاتشان اقتدارطلب هستند و این روحیه اقتدارطلبی آن ها، دقیقا همان ویژگی مقبول و جذاب برای خانم هاست. مردها از ابتدای کودکی یاد می گیرند که رقابت طلب باشند تا موفق شوند، چون هورمون تستوسترون یا هورمون مردانه، آن ها را برای این رقابت جویی آمده می کند. البته این رقابت جویی گاهی به پرخاشگری در ارتباطات منجر می شود. رقابت طلبی مردان در روابط مخصوصا در روابطشان با همسر، خود را به شکل نصیحت پذیر نبودن و راه حل دادن سریع برای تصمیم گیری در مشکلات نشان می دهد. یکی از دعواهای اساسی همسران، که در آن زن به رازدار نبودن و مرد به سنگدل بودن متهم می شود، دقیقا از همین تفاوت سرچشمه می گیرد. 2- تفاوت های احساسی عاطفی بودن زنانه، عقلانی بودن مردانه زن ها عاطفی تر از مردها هستند. این یک باور عمومی است که اتفاقا پایه های علمی هم دارد. محققان می گویند مردها می توانند جنبه های عقلانی و احساسی یک ماجرا را از هم جدا کنند، اما زن ها حتی در یک بحث منطقی زود احساساتی می شوند، برای همین احتمالا خیلی از مردها تعجب می کنند که چرا وقتی یک بحث منطقی را با همسرشان پیش می برند، آن ها ناگهان احساساتی می شوند. البته در مقابل، خانم ها هم از این که مردها حتی در یک بحث احساسی می توانند خونسردی خودشان را حفظ کنند و با منطبق خودشان پیش بروند، تعجب می کنند. 3- تفاوت مهارت های کلامی خوش صحبتی زنانه، سکوت مردانه مردان معمولا از این شکایت دارند که همسرانشان خیلی حرف می زنند. روان شناسان هم موافقند که زن ها و مردها هم در میزان صحبت کردن و هم در شیوه صحبت کردن با هم فرق دارند. گذشته از میزان حرف زدن، مشکلاتی که تفاوت نحوه حرف زدن خانم ها با آقایان ایجاد می کند، به شکل های متفاوتی از جمله در توصیف های بلندبالای خانم ها در شرح اتفاقاتی که در طول روز برای آن ها پی می آید، غیرمستقیم حرف زدن و با ابهام صحبت کردن و مبالغه زیاد در مورد یک پیشامد خود را نشان می دهد. در مقابل مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روان شناسان آن را ثابت کرده است. چیزی که مهم تر است، شیوه متفاوت حرف زدن مردهاست که موضوع دعواهای بسیاری بین زن ها و شوهرها هم هست. این شکل های متفاوت حرف زدن مردان در تلگرافی و تیتروار حرف زدن آن ها، صریح و روشن حرف زدن مردان در صحبت کردن و امر و فرمایشی صحبت کردن مردان خود را نشان می دهد. سبک بیان زن ها و مردها نیز با هم فرق می کنند. مردها حرفشان را شفاف و بدون کنایه و ابهام می زنند، اما زن ها غیرمستقیم می خواهند، منظورشان را برسانند. یونگ، روان شناسان مشهور در یکی از سمینارهایش گفته است وقتی یک مرد می خواهد صحبت کند از «الف» مستقیما به «ب» می سد. اما اگر یک زن بخواهد در مورد «ب» صحبت کند، از «الف» به «پ» می پرد و بعد به «دال» و بعد به «ز» و آن قدر این تارهای معنایی را به هم می تند که گاهی خودش در تارهایی که بافته گرفتار می شود. همه این ها به همان پیوندجویی و عاطفی بودن زن ها مربوط است. زن ها به خاطر عاطفی بودنشان بیشتر از اغراق در جمله هایشان استفاده می کنند. 4- تفاوت در مهارت های غیرکلامی شهود زنانه، کج بودن دوزاری مردانه زن ها و مردها زیان بدن متفاوتی دارند، زن ها توانایی کشف نشانه های زبان بدن دیگران را دارند. چیزی که روان شناس ها به آن می گویند «رمزگشایی». زن ها بیشتر از مردان می توانند از حالت صورت و بدن کسی بفهمند که چه منظور یا احساسی دارد. مردها در این مورد خیلی ضعیف تر عمل می کنند. آن ها کمتر از زن ها از روی چهره به قصد یا احساس پشت آن مطلع می شوند.درواقع اصطلاح شمّ زنانه از همین تفاوت گرفته شده است. 3- تفاوت در ارتباطات عاطفی حسادت و حساسیت زنانه، خونسردی مردانه زنان دوست دارند آخرین کسی باشند که به قلب شوهرشان وارد می شوند. بعد از آن هم به هر وسیله ممکن در را پشت سرشان می بندند و نمی گذارند کسی وارد حریم زندگی آن ها شود. حتی از اولین لحظه آشنا شدن برای یک زن مهم این است که آیا این مرد تا آخر عمر به من وفادار خواهد ماند یا نه؟ انحصارطلبی زن ها آن قدر قوی است که حتی می تواند باعث اضطرابی دائمی و ترس از خیانت شوهرشان شود. در مقابل، حساسیت مردان در روابط کمتر است و نوع آن با حساسیت زنانه متفاوت است. آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند، اما برای خانم ها همه چیز نسبتا عاطفی است؛ به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخالت می دهند و در تصمیم گیری های خود به آن ها توجه می کنند، اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند. - عطیه رضاییدانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی   ]]> روانشناسی زن و مرد Sat, 28 May 2016 03:05:48 GMT http://migna.ir/vdcewz8x.jh8fwi9bbj.html زنان چطور مچ همسر خیانت‌کارشان را می‌گیرند! http://migna.ir/vdcc4mq1.2bqeo8laa2.html اما این موضوع تا چه حد صحت دارد؟ آیا آقایان بیشتر از خانم‌ها دروغ می‌گویند یا می‌توان گفت که جنس مرد بیشتر از جنس زن دروغگوست؟ -اصلا دلایل دروغگویی مردان در چیست؟ این سوالات را با دکتر فاطمه موسوی‌راد، روانشناس، در میان گذاشتیم و جواب‌های جالبی از او شنیدم. وي می‌گوید: اینکه مردان بیشتر دروغ می‌گویند یا زنان یک مساله ثابت شده نیست. یعنی تحقیقات علمی انجام نشده که ثابت کند میزان دروغگویی در کدام جنسیت بیشتر است اما چه دلیلی باعث می‌شود که خانم‌ها چنین صفتی را به همسران‌شان و در کل مردان نسبت دهند؟ باید توجه داشته باشید که شما وقتی متوجه دروغگویی کسی می‌شوید، می‌توانید او را دروغگو خطاب کنید و تا زمانی که پی به دروغ کسی نبرید آن شخص برای شما یک فرد صادق است. نکته همین جاست! يکسری مسائل باعث می‌شود دروغگویی آقایان عیان‌تر باشد و به قولی دست‌شان بیشتر رو شود و شاید به همین علت بعضی از خانم‌ها این طور قضاوت می‌کنند که مردان دروغگوتر هستند یا به طور کلی بیشتر به همسران‌شان دروغ می‌گویند. در عوض خانم‌ها به خاطر مهارت‌های کلامی که دارند سخن‌شان تاثیر بیشتری دارد و قابل باورتر است. آنها با استفاده از همین مهارت‌های کلامی و توجه به جزییات که از خصایص زنان است، می‌توانند صحبت‌شان را به خوبی القا کنند. از طرفی مردان چون مهارت کلامی خوبی ندارند و به جزییات هم توجه ندارند، اگر دروغی بگویند خیلی زود لو می‌روند. به دلیل همین ویژگی است که اگر مردی بخواهد خیانت کند همسرش خیلی زود متوجه این امر می‌شود. مردان نمی‌توانند از مهارت‌های کلامی به خوبی استفاده کنند و از طرفی دقت کافی به جزییات ندارند و به همین دلیل مشت‌شان خیلی زود توسط همسرانشان باز می‌شود. اما اگر متقابلا زنی قصد خیانت به همسرش را داشته باشد، او یا خیلی دیر متوجه این موضوع می‌شود یا احتمال دارد که هرگز به این موضوع پی نبرد. چون زنان هم در کلام اقناع کننده هستند و هم جزییات را خوب می‌بینند. به دلیل همین ویژگی است که مردان کنترل‌گری بیشتری را نسبت به همسرانشان اعمال می‌کنند. اگر زنان بخواهند موضوعی را از همسرانشان پنهان کنند، می‌توانند خیلی استادانه این کار را انجام دهند و شاید همسرشان هرگز متوجه آن نشوند. مهارت‌های کلامی به زنان اجازه می‌دهد که وقتی می‌خواهند مساله‌ای را القا کنند، با سفسطه و راه‌های مختلفی که به کار می‌برند، موفق باشند. البته همیشه موارد استثنایی نیز وجود دارد و ممکن است خانمی بگوید که همسرش بسیار هم زیرک و سفسطه باز است. در حقیقت برخی از مردان ممکن است به خاطر تحصیلات، تجربه یا شغل‌شان با مهارت‌های کلامی آشنا باشند اما در اغلب موارد این هنر خانم‌هاست! علاوه بر این، همان‌طور که اشاره شد، زنان بیشتر از مردان به جزییات توجه دارند. اما برخی از خانم‌ها زیادی به این جزییات اهمیت می‌دهند و آنها را در زندگی خیلی بزرگ و پررنگ می‌بینند. اینجاست که این خصیصه باعث اختلاف میان زوج‌ها می‌شود. به عنوان نمونه شرایطی را تصور کنید که آقا ساعت 7 عصر به خانه برسد! او هر روز ساعت 5:30 از محل کارش خارج می‌شود و ساعت 6 به خانه می‌رسد اما امروز با یک ساعت تاخیر به خانه می‌رسد و با این سوال همسرش مواجه می‌شود که این یک ساعت را کجا بوده است؟ ممکن است این آقا به دیدار مادرش رفته باشد یا با همکارش گردشی در شهر کرده باشد. اما چون همسرش به رفت‌وآمد او به خانه مادرش حساس است یا نسبت به رابطه صمیمی او با همکارانش قبلا به او هشدار داده است، بدون فکر و در آنی، اقدام به دروغگویی می‌کند و در جواب می‌گوید که برای اضافه کار یک ساعت بیشتر در شرکت محل کارش مانده است. غافل از آنکه خانم قبلا با شرکت تماس گرفته و از نبود او در آنجا اطمینان دارد! آقا حواسش نیست که همسرش به جزییات توجه می‌کند و حالا او یک فرد دروغگوست. اما در حقیقت ریشه این دروغگویی در حساسیت همسرش نسبت به موضوع و فرار کردن شوهر از تنش و بحث بر سر آن موضوع است.     ]]> روانشناسی اجتماعی Sun, 01 May 2016 18:37:24 GMT http://migna.ir/vdcc4mq1.2bqeo8laa2.html اين اشتباهات را خانم ها هیچوقت نمی بخشند! http://migna.ir/vdcdo50s.yt09o6a22y.html هم خانم‌ها و هم آقایون اشتباهاتی در رابطه مرتکب می‌شوند که آرامش و عشق رابطه را بر هم می‌زند. این اشتباهات از طبیعت آنها و تفاوت بین فیزیولوژی مرد و زن ریشه می‌گیرد. بخشیدن اشتباهات کوچک و دوباره شروع کردن کار سختی نیست. ولی بعضی اشتباهات هست که می‌تواند رابطه را برای همیشه خراب کند. هم خانم‌ها و هم آقایون هر دو ممکن است دچار چنین اشتباهاتی شوند. اشتباه چیزی نیست که مخصوص یک جنسیت خاص باشد. فقط مردها نیستند که اشتباه می‌کنند. خانم‌ها هم ممکن است دچار اشتباهاتی شوند که بخشیدن آن کار سختی است. مثلاً اگر مردی با زن دیگری به همسر خود خیانت می‌کند، زنش هیچوقت او را نخواهد بخشید. بااینکه خیلی از زن‌ها ممکن است تصمیم بگیرند دوباره از نو با شوهرشان شروع کنند ولی دیگر هیچ چیز بین آنها مثل قبل نخواهد شد. حتی چیزهای کوچک برای آقایان مثل پنهان کردن چیزی از همسرشان یا انجام کاری خلاف میل او می‌تواند اشتباه بزرگی باشد. برای مردها این چیزها چندان چیز خاصی نیست ولی برای زن‌ها اینطور است. در زیر به شش مورد از اشتباهات آقایان که خانم‌ها هیچوقت نمی‌بخشند و از آن نمی‌گذرند اشاره می‌کنیم:  خیانت: این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که خانم‌ها هیچوقت از آن نمی‌گذرند. اگر بخاطر زنی دیگر به همسرتان خیانت کرده باشید، رابطه‌تان پایان خواهد یافت. بی‌بند و باری جنسی: این مورد هم مثل خیانت برای خانم‌هایی که به مردی متعهد هستند قابل‌قبول نیست. زن‌ها هم مثل مردها دوست ندارند شریک زندگی‌شان را با کسی تقسیم کنند! پنهان کاری: پنهان کردن چیزی از همسرتان شما را به مشکل بزرگی خواهد انداخت. ممکن است به شما شک کند و سوء‌تفاهم‌ها بیشتر شود. دروغ گفتن: دروغ گفتن اشتباه دیگری است که زن‌ها نمی‌بخشند. مثلاً اگر به همسرتان بگویید که سر کار بوده‌اید ولی در واقعیت خانه دوستتان مشغول‌ خوش‌گذرانی بوده باشید، حسابی به دردسر خواهید افتاد. این چیزهای کوچک روی اعتماد او به شما تاثیر خواهد گذاشت. حمایت نکردن او: زمان‌هایی هست که همسرتان به حمایت شما نیاز دارد. اگ صرفنظر از اینکه حق با اوست یا نیست، کنار او نباشید، رابطه‌تان به خطر خواهد افتاد. در آن لحظه باید از او حمایت کنید. اگر حق با او نبود، بعداً که آرامتر شد برایش توضیح دهید. فراموش کردن روز تولدش: این یکی از بزرگترین اشتباهاتی است که مردها مرتکب می‌شوند. زن‌ها چنین اشتباهاتی را نمی‌بخشند. حتی اگر شما را ببخشد، هر روز و هر شب به شما سرکوفت خواهد زد.   ]]> روانشناسی زن و مرد Wed, 27 Apr 2016 07:08:31 GMT http://migna.ir/vdcdo50s.yt09o6a22y.html آیا دوستی مردها واقعی تر است؟ http://migna.ir/vdcjhmet.uqemmzsffu.html زن ها معمولأ حتی در صمیمانه ترین روابط، در درون با هم بیشتر رقیب هستند تا دوست. در بعضی از دوستی ها این احساس رقابت تحت کنترل است ولی در بیشتر مواقع دیر یا زود غول حسادت بیرون آمده و جنگ تمام عیار آغاز می شود. در روابط مردانه کمتر حسادت وجود دارد و اگر دلخوری پیش بیاید مردها یکدیگر را راحت تر می بخشند و مسئله را فراموش می کنند در حالیکه زنها بر سر مسئله ای جزیی تا آخر عمر دیگر حاضر نیستند یکدیگر را ببینند. مردها کمتر در دوستی خیانت میکنند یعنی با همسر رابطه پنهانی پیدا نمی کنند در صورتیکه این مورد در دوستی دخترها بسیار رایج است و خیلی از دوستیها و ازدواجها بخاطر رابطه عاشقانه بین شوهر و دوست صمیمی زن بهم می خورد و چه زندگی ها که منجر به طلاق میشود . مردها اسرار یکدیگر را بهتر نگه میدارند حتی اگر با هم اختلاف هم پیدا کنند هیچوقت اسرار دوستشان را لو نمیدهند. در صورتیکه زنها حتی در زمانیکه ادعای دوستی هم دارند این احتمال وجود دارد که اسرار دوستشان را به دیگران بگویند چه برسد که دلخوری هم پیدا شود آن وقت است که همه چیز را بر ملا میکنند و آبروی یکدیگر را تا آنجا که میتوانند از بین می برند . ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 21 Apr 2016 09:50:55 GMT http://migna.ir/vdcjhmet.uqemmzsffu.html چرا مردان خرید کردن با زنان را دوست ندارند؟ http://migna.ir/vdcdff0s.yt09s6a22y.html به گزارش ميگنا دنیای خرید مردان و زنان از آسمان تا زمین تفاوت دارد، خرید کردن حال و هوای اکثر زنان را به طور معجزه آسایی بهتر می کند حتی وقتی کسالت داشته باشند روحیه آنها با خرید عوض می شود در صورتی که مردان از خرید غیر ضروری اغلب بیزارند و خیلی وقت ها نیاز تعویض و تنوع را در خود حس نمی کنند در واقع گاهی با لباس سر کار به عروسی یا عزا می روند این در حالی است که یک خانم هرگز این کار را انجام نمی دهد! و برای هر زمان و مکانی از لباس خاصی استفاده می کند، با این تفاسیر چگونه ابن دو  موج معکوس میتوانند در کنار هم و شانه به شانه به خرید بروند؟‌ براساس یک همه پرسی اینترنتی مشخص شده که زنان به طور متوسط 399 ساعت و 46 دقیقه در سال به خرید می روند یعنی به ازای 63 سال عمر متوسط یک زن تقریباً 8/5 سال از آن در خرید معمولاً سپری می شود همچنین در تحقیقی که بر روی ۲۰۰۰ انگلیسی در سال ۲۰۱۳ انجام گرفت، مشخص شد که مردها بعد از ۲۶ دقیقه خرید خسته می‌شوند اما این زمان برای خانم‌ها حداقل 2 ساعت است. این تحقیق نشان داده است که ۸۰ درصد از آقایان به هیچ عنوان خرید کردن با همسر خود را دوست ندارند و ۴۵ درصد از خانم‌ها نیز به هر قیمتی که شده سعی می‌کنند با همسرشان به خرید نروند چون تقریباً نیمی از خریدهای در بین زوجین به دعوا و مشاجره منتهی می‌شود. تفریح یا وظیفه؟! دکتر محسن میر محمد صادقی روانشناس و عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم شناختی گفت: یک مسئله اصلی و اختلاف برانگیز که ریشه های روانشناسی دارد تفاوت های جدی بین نگرش های زن و مرد است که باعث اختلاف در عمل می شود، وقتی که دو نفر می خواهند یک کار مشترک را انجام دهند باید نگاه یکسانی به آن مقوله داشته باشند.- برای آقایان، خرید کردن یک کار است که با هدف مشخص مانند یک وظیفه انجام می شود در صورتی در خانم ها جنبه تفریح و علاقه قوی تر است، طبیعتاً کاری که از روی اجبار و وظیفه باشد افراد بیشتر  سعی در کوتاه کردن آن دارند ولی کاری که به عنوان سرگرمی باشد،  دلیلی ندارد که زود تمام شود.   سمیرا درویشی کارشناس ارشد روانشناس بالینی در همین راستا بیان کرد: خرید کردن برای خانم ها شادی آفرین و خوشایند است و اینکه دنیای خرید کردن خانم ها  با آقایان تفاوت دارد بسیاری از زنان برای تفریح  به خرید می روند ولی مردان برعکس می باشند. وقتی حوصله مردان سر می رود دکترابراهیمی مقدم روانپزشک در خصوص تفاوت خرید کردن مردان با زنان اظهارداشت: آقایان معمولاً در اولین اقدام خرید خود را انجام می دهند و این در حالی است که خانم ها معمولاً در ارتباط با خرید یک سری وسواس های خاص از خود نشان می دهند که این از حوصله بسیاری از مردها خارج است. دکتر صادقی در همین خصوص عنوان کرد: خانم ها برای خرید وقت زیادی را می گذارند و اجناس را مدام با هم مقایسه می کنند، حتی اگر در اولین مغازه ای که می روند چیزی را بپسندند و هر چه قدر آن کالا مناسب باشد باز هم باید جاهای دیگر را بگردند و این با رویکرد آقایان در مورد خرید کردن تناقض دارد. مردان کم می آورند خانم ها اگر خرید هم نکنند و فقط به مغازه ها بروند و ویترین ها را ببینند می تواند حال آنها را خوب کند این در حالی است  که روحیه مردانه مردها در صورتی که همسر آنها چیزی را می خواهد خود را موظف به خرید آن می کنند و در غیر این صورت احساس مردانگی شان زیر سوال می رود، برای همین ترجیح می دهند در صورتی که چیزی احتیاج دارند به خرید بروند.  وی افزود: از طرف دیگر جنبه استرس زا بودن و فشاری است که روی مردها  هنگام خرید وجود دارد  که ناشی از احساس انجام وظیفه آنها می باشد ولی در زنان خرید یک حالت آرامش بخش ایجاد می کند. مورد دیگر اولویت هایی است که طرفین دارند برای مردها قیمت و کارایی مهم است در حالی برای زن ها تناسب و زیبایی اولویت دارد البته این به آن معنا نیست که آنها به جنبه های دیگر توجه نمی کنند. چه موقع خرید برای مردان بی معنی می شود؟ درویشی در خصوص اینکه چرا آقایان ترجیح می دهند تنها به خرید بروند گفت: به طور کلی شیوه خرید کردن خانم ها و آقایان با هم تفاوت دارد اینکه خانم ها به صورت دسته جمعی به خرید می روند، اما اغلب آقایان تمایل دارند به تنهایی به خرید بروند و اولین چیزی که مورد پسند آنها باشد را می خرند و به اینکه ممکن است انتخاب های بهتری هم وجود داشته باشد فکر نمی کنند و برعکس، خانم ها تا مطمئن نشوند که بهترین را انتخاب  کرده اند خرید نمی کنند.  دکتر صادقی در همین خصوص بیان کرد: مسئله دیگرکه می توان به آن اشاره کرد بحث تصمیم گیری ها است آقایان ترجیح می دهند به تنهایی خرید کنند و از دیگران هم همین انتظار را دارند یعنی اساساً خرید کردن مشترک برای آنها کار معناداری نمی باشد و نظر مردها این است که شما یک چیز نیاز دارید برو تهیه کن چرا مرا دنبال خود می بری؟ و این کاری نیست که جمعی باشد لذا بهتر است فردی انجام شود. طبیعی است که وقتی فرد از ابتدا نگاهش این باشد که این همراهی غیرضروری است وقتی  خرید طولانی شود تحمل آن برای آقا سخت تر می شود و می خواهد زودتر آن را به پایان برساند. مردان چه موقع خرید می کنند؟ دکتر ابراهیمی مقدم در خصوص این موضوع که مردان چه موقع به خرید می روند گفت: شخصیت مردها به گونه ای است که تا چیزی کار می کند نیازی به تعویض آن نمی بینند.البته این بیشتر در مورد البسه و وسایل خانه است و مواردی چون اتومبیل استثنا محسوب می شود. همچنین مردها مدت ها از یک لباس و کفش استفاده می کنند با اینکه شاید کهنه شده باشد ولی خانم ها تمایل بیشتری به تنوع در این موارد از خود نشان می دهند. چشم هم چشمی نکنید خانم ها با توجه به نوع نگاه و حساسیت های خاصی که به حرف های دیگر خانم ها دارند سعی و تلاش می کنند انواع لباس های متنوع را برای زمان ها و موقعیت های مختلف داشته باشند مخصوصاً اگر خدای نکرده بحث چشم و هم چشمی هم مطرح باشد طبیعی است که در این جور مواقع لازم است خانم ها تعداد دفعات بیشتری به خرید بروند در حالی که بسیار مشاهده شده که مردها با همان لباسی که به عروسی می روند به محل کار و یا حتی عزاداری می روند بنابراین خیلی احساس نیاز به خریدن در خود احساس نخواهند کرد. لطفاً از همسرتان انتقاد نکنید  صادقی عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم شناختی در خصوص تاتیر رابطه بین زوجین بر خرید کردن اظهار داشت نکته قابل توجه دیگر،نوع رابطه زوجین است، ممکن است رابطه شکننده ای بین آنها وجود داشته باشد و در زندگی مشترک مشکل داشته باشند و وقتی هیچ نقطه تفاهمی باهم ندارند  بدیهی است از خرید کردن با هم اجتناب می کنند.  وی ادامه داد: مسائلی که باعث بروز رابطه شکننده می شود شامل انتقادات زیاد خانم حین خرید است برای نمونه تکرار زیاد این جمله به همسر خود که در خرید کردن برای شما وقت کافی نمی گذارد و بیان آن به عنوان یک مشکل، باعث تشدید موضوع می شود. همچنین آقایان مقایسه شدن با سایر مردها را دوست ندارند. حال اگر خانم شوهر خود را با دیگران یا ایده ال های ذهن خود مقایسه کند باعث دور شدن زوجین از یکدیگر می شود و هر گاه صحبت خرید پیش می آید مسائل آزاردهنده در ذهن فرد تداعی می شود که سعی می کند با بهانه های مختلف از آن دوری کند. این کار مردان را فراری می کند وی در خصوص قدردانی کردن بیان کرد: تشکر نکردن خانم موردی است که حائز اهمیت است چون اگر یک رفتار مثبت مورد تشویق و توجه قرار گیرد سبب می شود رفتار فرد برای انجام مجدد آن تقویت شود. به علاوه ربط دادن خرید به مشکلات دیگر اشتباه است موجب حل نشدن موضوع می شود. مشورت کردن ممکن است معنای متفاوتی بین زوجین داشته باشد، برای نمونه خیلی وقت ها خانم با همسر خود در مورد خرید یک کیف یا کفش مشورت می کند که آیا مناسب است یا نه؟ و منظور خانم از مشورت کردن تایید گرفتن است ولی آقا متوجه این مسئله نمی باشد و شروع به بیان ایرادات کالای مورد نظر می کند و موجب آزردگی خانم می شود و دفعه  بعدی که خانم نظر همسر خود را جویا می شود مرد جواب نمی دهد و سپس زن بیان می کند که چرا حوصله نداری؟ چرا وقت نمی گذاری؟ و گفتن این قبیل جملات باعث بروز مشکلات و اختلافات بیشتر می شود در حالی که برداشت آقا این است که اگر من جواب دهم همسرم ناراحت می شود پس بهتر است هیچ چیزی نگویم. متناسب با جیبتان خرید کنید  دکتر ابراهیمی مقدم روانپزشک تصریح کرد: زوجین بهتر است اول بودجه مشخصی را برای خرید کردن خود اختصاص دهند و این طور نباشد که هر چه زمان بیشتری در بازار بمانند خرید بیشتری انجام دهند. زمان مناسب خرید را باید پیدا کرد طبیعی است بعد از اینکه مرد از محل کار برگشته و خسته است زمان را برای خرید کردن مناسب نمی بیند ولی در یک زمان که فرد خسته نباشد و استراحت مناسب داشته است و البته از نظر اقتصادی احساس آرامش خاطر  کند، رغبت بیشتری از خود نشان خواهد داد.  دکتر صادقی روانشناس در همین راستا بیان کرد: انتظارات مالی بالا که ممکن است یک خانم از همسر خود داشته باشد، وقتی که همسرش توان برطرف کردن آن را نداشته باشد، با توجه به اینکه خرید برای مرد وظیفه محسوب می شودو باید به نتیجه برسد تا آرامش بگیرد و در این حالت ممکن است احساس نامطلوبی پیدا کند که نتوانسته کار خود را به درستی انجام دهد و از خرید دوری می کند ممکن است خانم داخل مغازه ای برود و قصد خرید کالایی گران را نداشته باشد و هدف خانم گردش و تفریح باشد اما تصور آقا چیز دیگری است. در همسرتان انگیزه ایجاد کنید دکتر صادقی در خصوص این موضوع که چگونه همسرتان را در خرید با خود همگام کنید تصریح کرد: آگاهی از تفاوت ها و تلاش برای رفع اختلافات کمک کننده است. البته این مسئله هم مانند مسائل دیگر به طور کامل قابل حل نیست که ما به جایی برسیم که طرفین رضایت صد درصد داشته باشند و رابطه به شکل کاملاً مطلوب باشد ولی هر قدمی در راه نزدیک شدن برداریم باید غنیمت شمارده شود. اگر خانم در فکر خود این ذهنیت را دارد که همسرش باید 5 ساعت به همراهش به خرید بیاید اگر بخشی از آن هم برآورده شد به آن توجه نشان دهد تا مرد تشویق شود. به علاوه اگر خانم یک مقدار سریع تر خرید را انجام دهد تاثیر زیادی در همسر خود می تواند داشته باشد و این ها همه کارهایی است که  باعث نزدیک تر شدن زوجین  به هم می شود. وقتی ما یک ایده آلی برای خود در نظر می گیریم و فقط رسیدن به آن ما را راضی می کند معلوم است که هیچ گامی در آن راه برنمی داریم اما اگر بپذیریم که پیشرفت در مسیر اهمیت دارد می تواند موضوع را در حد خودش بهتر کند.  وی افزود: گفت و گو کردن در زمینه خرید مانند هر مسئله ی دیگر لازم است اگر دلیل کار را واضح توضیح دهیم می تواند در ین زمینه کمک کننده باشد، علاوه براین از طرف مقابل بخواهیم ما را کمک و همراهی کند. در همسر خود انگیزه ایجاد کنیم برای نمونه تو خوش سلیقه ای یا می خواهم تو آن را بپسندی و انتظارات را در شروع پایین بیاوریم. به علاوه مشخص کردن هدف و اولویت بسیار حائز اهمیت است اینکه چه چیز برای ما اهمیت بیشتری دارد؟! خرید یا رابطه با همسر؟! اگر رابطه مهم است باید تفاوت ها را بپذیریم و توقعات خود را کم کنیم  و آماده باشیم از یکسری از خواسته های خود در مقابل بدست آوردن رابطه با همسر بگذریم. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 07 Mar 2016 15:45:53 GMT http://migna.ir/vdcdff0s.yt09s6a22y.html اگر به رابطه تان شک دارید، این 30 سوال را از خودتان بپرسید http://migna.ir/vdcf0xdm.w6dvtagiiw.html «اگر یاد بگیرید آرامش خود را حفظ کنید و منتظر پاسخ باشید، ذهنتان می‌تواند به هر سوالی جواب دهد.» — ویلیام اس. باروز یکی از بهترین‌ درس‌هایی که در زندگی گرفتم از مادربزرگم بود. او به من یاد داد هیچوقت از سوال کردن نترسم. اغلب با چشمان گرم و بادامی رنگش به من نگاه می‌کرد و می‌گفت، «بهترین راه یاد گرفتن سوال کردن است. هرگز درمورد چیزی ظاهری تصمیمگیری نکن.» امروز که بزرگ شده‌ام، حقیقت چیزی که یادم داد برایم اثبات شده است. زیبایی سوال کردن مداوم در این است که این معمولاً سریع‌ترین راه برای روشن شدن موضوع است. باعث می‌شود به دنبال پاسخ بروید. تشویقتان می‌کند در زندگی‌تان فعال‌تر باشید. وقتی دانشجو بودم فقط می‌توانستم در تابستان و تعطیلات عید پیش خانواده‌ام بروم. وقتی در خانه بودم در همسایگی مان فقط یک دوست بود که از بودن با او واقعاً لذت می‌بردم. ما از دوران راهنمایی همدیگر را می‌شناختیم و من او را واقعاً مثل خواهر کوچکتر خودم می‌دانستم. سال دوم دانشگاه که بودم، با من تماس گرفت و گفت به من علاقه دارد و گفت که دوست دارد با هم وارد رابطه شویم. حسابی گیج شده بودم. واقعاً نمی‌دانستم چطور ممکن است چنین حسی پیدا کرده باشد. او که تعجب من را حس کرده بود از من خواست درموردش فکر کنم و تابستان که به خانه برگشتم درمورد آن صحبت کنیم. باقیمانده آن ترم مدام به این فکر می‌کردم که واقعاً باید چکار کنم. یک شب، جمله مادربزرگم در ذهنم طنین انداخت. من چه می خواستم؟ تنها در اتاقم در خوابگاه نشسته بودم. یک نفس عمیق کشیدم و از خودم سوالات خیلی مهمی پرسیدم که باید به آنها جواب می‌دادم ولی همیشه از آن طفره می‌رفتم. آیا من هم همان حس را نسبت به او داشتم؟ آیا واقعاً دوست داشتم با او رابطه شروع کنم؟ با سوال کردن از خودم کم‌کم صدای درونی‌ام را شنیدم. برایم مشخص شد بااینکه دوستش داشتم ولی عاشقش نبودم. شروع کردن یک رابطه بخاطر ترس از از دست دادن او برای هر دوی ما ناعادلانه بود و باعث می‌شد با دروغ زندگی‌مان را ادامه دهیم. آن تابستان برایم خیلی سخت بود. وقتی احساس واقعی‌ام را به او گفتم، به طور قابل‌درکی ناراحت شد، اما دوستی‌مان برجا ماند چون هر دوی ما متوجه شدیم که خیلی خوب با هم صادق هستیم و این چیز متداولی نیست. امروز خیلی وقت‌ها فکر می‌کنم اگر آن جمله مادربزرگ به ذهنم نیفتاده بود و از روی ترس واکنش می‌دادم و درمورد احساسات واقعی‌ام سوال نمی‌کردم، چه اتفاقی می‌افتاد. اگر درمورد رابطه‌ای که در آن هستید تردید دارید، مطمئن باشید پاسخی که می‌خواهید درون خودتان است. فقط ممکن است اجازه داده باشید که ترس صدای درونی‌تان را خفه کند. در زیر ۳۰ سوالی را برایتان آورده‌ام که پرسیدن آنها از خودتان کمکتان می‌کند وضعیت رابطه‌تان را برای خودتان روشن کنید. یادتان باشد هیچکدام از این سوال‌ها جواب درست یا غلط ندارد. همه چیز به خودتان بستگی دارد. ۱. آیا کاملاً به هم اعتماد دارید؟ ۲. آیا به نیمه گمشده داشتن اعتقاد دارید و اگر اینطور است آیا فکر می‌کنید نیمه‌گمشده هم هستید؟ ۳. آخرین باری که گفتید «دوستت دارم» کی بوده؟ اگر خیلی وقت است این را نگفته‌اید دلیلش چیست؟ ۴. آیا از صمیمیتی که با هم دارید راضی هستید؟ ۵. چندوقت‌یکبار با هم می‌خندید؟ ۶. آیا فکر می‌کنید برای رابطه‌تان فداکاری‌های شخصی کرده‌اید و این فداکاری‌ها جوابی از طرف او نداشته است؟ ۷. آیا وقتی به او فکر می‌کنید، لبخند می‌زنید؟ ۸. آیا وقتی طرفتان به نظر دیگران جذاب می‌آید احساس خطر می‌کنید و چرا؟ ۹. آیا تصور می‌کنید او بزرگترین مدافع و حامی شماست؟ ۱۰. درمورد نگرش او نسبت به مسائل مادی چه فکر می‌کنید؟ ۱۱. آیا از وقت گذراندن با دوستان و خانواده او لذت می‌برید؟ ۱۲. آیا یکی از شما مدام خشم خودش را می‌خورد؟ ۱۳. وقتی بعد از مدتی که از شما دور بوده است به خانه برمی‌گردد چه حسی دارید؟ ۱۴. آیا او بهترین دوستتان است؟ ۱۵. آیا رازی دارید که اگر او بفهمد احساس می‌کنید او را از دست خواهید داد؟ ۱۶. آیا فکر می‌کنید قبولتان دارد؟ ۱۷. کی فهمیدید که عاشق شده‌اید و وقتی به آن فکر می‌کنید چه حسی دارید؟ ۱۸. آیا بهترین و بدترین وضعیت‌های همدیگر را دیده‌اید؟ ۱۹. آیا تابحال به خیانت کردن فکر کرده‌اید؟ چرا؟ چرا نکرده‌اید؟ ۲۰. آیا به آینده‌ای که ممکن است با هم داشته باشید خوش‌بینید؟ ۲۱. آیا فکر می‌کنید رابطه‌تان براساس برابری است؟ ۲۲. آخرین برنامه خوشگذرانی عاشقانه‌ای که داشته‌اید کی بوده است؟ ۲۳. اگر طرفتان دوستانی از جنس مخالف خود داشته باشد اذیت می‌شوید؟ چرا؟ ۲۴. آیا سیستم اعتقادی همدیگر را می‌پذیرید؟ ۲۵. آخرین باری که درمورد آینده‌ای که می‌توانید با هم داشته باشید حرف زدید کی بوده؟ آیا نظراتتان یکسان بوده یا خیر؟ ۲۶. آیا احساس می‌کنید بدون به زبان آوردن کلمه‌ای می‌توانید با هم ارتباط برقرار کنید؟ ۲۷. شادترین خاطره‌ای که با هم داشته‌اید کی بوده؟ بدترین آن چطور؟ آیا خاطرات خوبتان بیشتر از خاطرات بدتان بوده یا برعکس؟ ۲۸. فکر می‌کنید چه چیز ممکن است رابطه‌تان را بر هم بزند؟ آیا فکر می‌کنید چنین اتفاقی بینتان بیفتد؟ ۲۹. درمورد آخرین گفتگوی عمیقی که با هم داشتید چه فکر می کنید؟ ۳۰. آیا عشقتان را به همدیگر نشان می‌دهید، اگر نه چرا؟ اگر می‌خواهید وضعیت رابطه‌تان برایتان روشن شود، بهترین منبع درون خودتان است. فقط کافی است نترسید و این سوالات را از خودتان بپرسید. بعد به پاسخ آن سوالات اعتماد کنید. - زینب آرمند ]]> روانشناسی زن و مرد Thu, 03 Mar 2016 15:23:05 GMT http://migna.ir/vdcf0xdm.w6dvtagiiw.html خصوصیات زنانه که مردان از آنها متنفرند!! http://migna.ir/vdcfy1dm.w6dtcagiiw.html خانم ها نسبت به مردها بسیار حساس هستند و تا حدودی بعضی مواقع به مردها پیله می کنند به همین دلیل از خود آقایون سوال کردیم که اگر قرار باشد یک چیز در خانم‌ها انتخاب کنند که از آن بدشان می‌آید، چه چیز را انتخاب می‌کنند؟ و ۱۰ موردی که در زیر می‌بینید، از جمله متداول‌ترین پاسخ‌ها بودند.--- 1. اینکه زن‌ها چطور می‌توانند حتی ساده‌ترین چیزها را هم پیچیده کنند: شاید این اولین باری نباشد که این را می‌شنوید، خانم‌ها عادت دارند وقتی چیزی را نمی‌خواهند، اما نمی‌توانند بگویند چرا، موضوع را پیچیده کنند. برای آنها پیچیده کردن مسائل خیلی راحت‌تر از توضیح دادن است. ۲. کمبود اعتمادبه‌نفس در خانم‌ها: چطور ممکن است مردی زنی را تحسین کند که قادر به تحسین کردن خودش نیست؟ ۳. زن‌هایی که فکر می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند: این هم درست مثل مورد قبلی است. همیشه باید تعادل وجود داشته باشد. ۴. میل شدید زن‌ها برای تغییر دادن مردها: خیلی از زن‌ها با این تصور وارد یک رابطه می‌شوند که می‌توانند نقص‌های جزیی فردمقابل خود را عوض کنند. و بااینکه ممکن است در بعضی مسائل درست باشد، اما هیچ چیز برای یک مرد بدتر از این نیست که زن زندگی‌اش خصوصیات او را نپذیرد. ۵. حسادت خانم‌ها: داشتن حسادت در یک رابطه تاحدی می‌تواند سالم باشد اما متاسفانه وقتی این حسادت تا جایی پیش می‌رود که روابط مرد با اجتماع اطرافش را دچار مشکل می‌کند، او را از زن زندگی‌اش دورتر می‌کند. ۶. زن‌هایی که بیش از حد وابسته هستند: مردی که احساس کند در رابطه خود اسیر شده است، هر کاری که دستش برمی‌آید انجام می‌دهد تا آزادی خود را دوباره به دست‌ آورد. ۷. زنانی که در ابتدای یک رابطه سعی می‌کنند به جای طرف خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند: هیچ اشکالی ندارد که بعد از گذشت چند سال از یک رابطه که زن می‌فهمد مردش چه می‌خواهد و چه چیزهایی را دوست دارد به جای او انتخاب کند اما مطمئناً این کار در ابتدای یک رابطه چندان مورد پسند مردان نیست. ۸. زنانی که خصوصیات زنانه ندارند: از دید آقایان زن در هر مقام و منصبی که باشد، باید زنانگی و ظرافت خود را حفظ کند (مثل طرز لباس پوشیدن و نحوه صحبت کردن) و این تنها چیزی است که مردان را وادار به تحسین خانم‌ها می‌کند. ۹: زنانی که قدرت مراقبت از خودشان را ندارند: مردان کمی در دنیا هستند که بدون جذب شدن به طرف زنی، عاشق او شوند. ۱۰. زنانی که به شدت مادی‌گرا هستند: برای بیشتر آقایون اینکه زنی فقط به دنبال خریدن آخرین مدل لباس یا رفتن به مسافرت‌های تفریحی باشد به هیج عنوان جذاب نیست. زندگی خیلی فراتر از مادیات صرف است.- منبع : جام نیوز ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 27 Feb 2016 12:09:28 GMT http://migna.ir/vdcfy1dm.w6dtcagiiw.html اشتباهاتی که زن‌ها در مقابل مردان مرتکب‌ می‌شوند http://migna.ir/vdchxmnx.23nmidftt2.html هرقدر هم درمورد تفاوت‌های خانم‌ها و آقایان بگوییم، کم گفته‌ایم. گاهی حتی ساده‌ترین رفتارهای این دو جنس که می‌خواهند با آرامش زیر یک سقف زندگی کنند، زمینه را برای جنگ‌های زن و شوهری فراهم می‌کند. حتما برای شما هم پیش آمده که یک گفت‌وگوی ساده درمورد وقت‌گذرانی آخر هفته، باعث کلافگی همسرتان شود و در اوج ناباوری، جرقه جنگی بزرگ را میان شما روشن کند. احتمالا در چنین شرایطی، توپ را توی زمین همسرتان می‌اندازید و او را به کم‌تحملی و غیرقابل پیش‌بینی بودن متهم می‌کنید. اما اگر شناخت دقیق‌تری از این جنس عجیب به دست بیاورید، نه تنها درک چنین اتفاقی برای‌تان آسان می‌شود، بلکه می‌توانید از وقوع آن هم پیشگیری کنید. ما به شما برای به‌دست آوردن چنین شناختی کمک‌می‌کنیم. مردها در ذهن‌شان فکر می‌کنند برای شما هم حتما پیش آمده که وقتی سوالی را از همسرتان درمورد یک موضوع مهم می‌پرسید، با سکوت و تردید او در پاسخ‌دادن روبه‌رو می‌شوید. احتمالا تا به حال فهمیده‌اید که مردها چنین آموزش دیده‌اند که باید تمامی جواب‌ها را بدانند و ترس، عدم اطمینان یا تردید خود را به شما نشان ندهند. نتیجه چنین حالتی آن است که مردها مراحل مختلف فرایند تفکر را درونی کرده و تا موقعی که به نتیجه یا راه‌حلی نرسیده‌اند، پاسخی به شما نمی‌دهند. به یاد دارم مردی می‌گفت: «ما مردها احتیاج داریم روی مسائل کمی بیشتر تامل کنیم. در ضمن مردها این کار را هم در سکوت انجام می‌دهند.» واقعیت این است که مردها فرایند تفکر را درونی کرده و فقط نتیجه پایانی را با شما در میان می‌گذارند و همین تفاوت به ظاهر کوچک با شما می‌تواند جرقه بسیاری از مشکلات را در زندگی مشترک‌تان بزند. مردها راه‌حل‌مدارند ممکن است برای زن‌هایی که عادت کرده‌اند در لحظه بلندبلند فکر کنند و در همان زمان تصمیم‌شان را بگیرند، شیوه برخورد آقایان با مشکلات عجیب و حتی غیرقابل تحمل به‌نظر برسد اما این سکه روی دیگری دارد و بد نیست بدانید که مردها هم به این تفاوت با چنین چشمی نگاه می‌کنند. واقعیت این است که مردها راه‌حل‌مدار هستند. آنها ترجیح می‌دهند فقط هنگامی خود را ابراز کنند که پاسخ یا راه‌حل را از قبل بدانند. از آنجا که این کار را هم در سکوت انجام می‌دهند، هنگامی که نظری از آنها می‌خواهید یا راجع به رابطه‌تان سوالی می‌کنید، این‌طور جواب می‌دهند: «بگذار راجع به آن فکر کنم. مردها دوست ندارند جوابی به شما بدهند که اشتباه باشد. هنگامی که برای نوشتن این کتاب با مردها مصاحبه می‌کردم، همیشه در مقابل پرسش‌هایم کمی وقت می‌خواستند، انگار که باید حتما پاسخ درستی بدهند. این بود که سریعا می‌گفتند: «اجازه دهید کمی راجع به آن فکر کنم.» اشتباه‌هایی که زن‌ها مرتکب‌می‌شوند یکی از بزرگ‌ترین اشتباهاتی که ما زن‌ها در مقابل آقایان انجام می‌دهیم این است که با صدای بلند فکر می‌کنیم. همین اتفاق باعث می‌شود که یک مرد در جلسه مشاوره به‌راحتی بگوید: «از اینکه همسرم دهانش را باز می‌کنه و هرچی توی سرش می‌گذره را با صدای بلند بیرون می‌ریزه بدم میاد!» یا اینکه این موضوع را به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مشکلاتی که با همسرش دارد، مطرح کند: «می‌دونید چه چیزی من را خیلی عصبانی می‌کنه؟ وقتی زن‌ها از یک‌یک مراحل حل مشکل با صدای بلند می‌گذرند. تمام کارهایی که باید آن روز انجام بدهند را لیست می‌کنند. این باعث می‌شه از اتاق فرار کنم.» نظیر این گفته‌ها را بارها در مصاحبه‌هایم با مردها شنیده‌ام. مشکل تفاوت‌هایی است که بین مردها و زن‌ها وجود دارد. مردها «راه‌حل مدار» و زن‌ها «فرایند مدار» هستند. زن‌ها یک‌یک مراحل تفکر خود را با صدای بلند طی می‌کنند. ممکن است زن‌ها حتی متوجه نباشند که چنین رفتاری می‌کنند. مردها چطور واکنش نشان می‌دهند؟ واکنش اغلب مردها در مواجهه با زن‌های فرایند مدار درست به این شکل است: «زن‌ها واقعا زیاد حرف می‌زنند!» منظور واقعی یک مرد از این حرف، این است که زن‌ها بیش از آنچه مردها دوست دارند و مایل هستند بشنوند، افکار و احساسات خود را به زبان می‌آورند. برای ما زن‌ها این حالت کاملا طبیعی است، درحالی که برای مردها کمی زیادی به‌نظر می‌رسد. آنها نمی‌توانند شاهد تمام روند حل مسئله باشند و از زن‌ها هم انتظار دارند که مثل خودشان در خفا فکر کنند، تصمیم بگیرند و تنها در حضور جمع این تصمیم را «اعلام»کنند. برو سر اصل مطلب تا به حال برای‌تان پیش آمده هنگامی که دارید افکار و احساسات خود را ابراز می‌کنید، شوهرتان در صندلی خود «وول» بخورد و درحالی که بی‌صبر و کم‌طاقت شده به شما بگوید :«عزیزم می‌شه زودتر بروی سر اصل مطلب؟» در این شرایط چه فکری درمورد همسرتان و نگاهی که به شما دارد، می‌کنید؟ در چنین شرایطی احتمالا احساس می‌کنید نمی‌خواهد به صحبت‌های شما گوش کند و برای احساسات‌تان اهمیتی قائل نیست، اما احساس واقعی او این است که شما او را با این صحبت‌های طولانی شکنجه می‌کنید. اما نگران نباشید. اگر درک بهتری از آنچه در ذهن خودتان و همسرتان می‌گذرد پیدا کنید و تفاوت‌های میان مریخی‌ها و ونوسی‌ها را بشناسید، تحمل موضوع و پیدا کردن راه‌حل میانه برای‌تان آسان‌تر خواهد‌شد. شاید حال که می‌دانید مردها راه‌حل مدار هستند، بتوانید موضوع را بهتر درک کنید. مردها در هر مورد به‌دنبال «اصل مطلب» و «لپ کلام» هستند. آنها دوست دارند احساس واقعی شما را ظرف تنها بیست‌وپنج کلمه یا حتی کمتر بشنوند. آنچه مردها نمی‌توانند درک کنند، این است که صرف صحبت درباره احساسات برای ما زن‌ها بخشی از فرایند حل‌وفصل آن احساسات است و اینکه خود صحبت کردن به ما کمک می‌کند تماس و درک بهتری از احساسات‌مان داشته باشیم. مردها می‌خواهند این فرایند را اول در سرشان طی کنند و بعد به نتیجه و راه‌حل برسند اما زن‌ها فرایند ‌مدارتر بوده و حین همان صحبت کردن به راه‌حل‌می‌رسند. اشتباه‌هایی که نباید مرتکب شد زن‌ها با صدای بلند از مشکلات‌شان شکایت می‌کنند و فراموش می‌کنند، بگویند: برای یافتن راه‌حل چندان هم عاجز و درمانده نیستند. به همین خاطر مردها، زن‌ها را متهم می‌کنند که نق‌نقو هستند و زیاد از حد گله و شکایت دارند. برخی زن‌ها در پاره‌ای اوقات بازی «قربانی» را انجام می‌دهند. مدام نق می‌زنند و برای تغییر شرایط زندگی یا حل مشکلات‌شان تلاش نمی‌کنند و برخی دیگر مسئولیت مشکلات خود را به‌عهده می‌گیرند. گرچه ممکن است با صدای بلند هم از آن شکایت کنند، درحالی که مردها گله و شکایت خود را «درون‌ریزی» می‌کنند. مردها چه برخوردی می‌کنند؟ هنگامی که مردی شاهد است زنی افکار و احساسات منفی خود را با صدایی بلند بیرون می‌ریزد، نمی‌داند این روشی است برای تخلیه روانی و احساسی او. مردها حتی نمی‌توانند درک کنند چگونه همسرشان با همین حرف زدن در جهت حل‌وفصل مشکل خود قدم برمی‌دارد. این حالت مردها را سرد کرده و باعث می‌شود فرض را بر این بگذارند که همسرشان تا ابد به صحبت کردن ادامه خواهد داد، چون نمی‌توانند راه‌حلی برای مشکل خود بیابند، احساس می‌کنند مسئول هستند مشکل را حل کنند و به کمک اوبشتابند. به تفاوت‌ها احترام بگذارید خودتان مشکل را حل کنید شاید این تفاوت‌ها آزاردهنده باشد اما وقتی بدانید که موضوع، اخلاق شخصی شریک زندگی شما نیست و در میان همه هم‌جنس‌هایش دیده می‌شود، با آرامش می‌توانید راه‌حلی پیدا کنید. ما این سه راه را پیشنهاد می‌کنیم: -   نحوه تفکر با صدای بلند که خصیصه زنان است را برای همسرتان توضیح دهید. به او بگویید او و نحوه تفکرش درباره مسائل را هم درک می‌کنید. منظورم این نیست که زن‌ها نباید با صدای بلند فکر کنند، اما صحبت با همسرتان در این باره می‌تواند شرایط را راحت‌ترکند. -  هنگامی که راجع به مشکلی با همسرتان صحبت می‌کنید، به او وقت بدهید به راه‌حلی برسید. تصور کنید با همسر خود مشغول برنامه‌ریزی برای تعطیلات‌تان هستید و می‌خواهید به این نتیجه برسید که آیا پنجشنبه شب حرکت کنید یا جمعه صبح؟ روش نادرست: با صدای بلند فکر می‌کنید و مزایا و مضرات هر یک را به تفصیل برمی‌شمرید و این فشار را به همسرتان می‌آورید که فورا به شما جواب دهد. روش درست: اطلاعات را با همسرتان در میان می‌گذارید و از او می‌پرسید که: «آیا دوست داری راجع به آن صحبت کنیم یا ترجیح می‌دهی کمی فکر کنی و جوابت را بعدا به من بدهی؟» این حالت به همسرتان فرصت می‌دهد بدون احساس جبر و ترس از اینکه مبادا پاسخ غلطی بدهد، با وقت کافی، راجع به اطلاعات داده شده تامل کند. دادن این حق انتخاب به همسرتان که چه وقت پاسخ دهد، در او این احساس را به‌وجود می‌آورد که آزاد است، به‌علاوه از طرف شما هم احساس کنترل و تحت‌فشار بودن نخواهدداشت. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 31 Jan 2016 05:13:18 GMT http://migna.ir/vdchxmnx.23nmidftt2.html