پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين هوا و فضا (نجوم) :: نسخه کامل http://migna.ir/Science-and-Medicine/Astronomy Fri, 24 Feb 2017 00:27:46 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Fri, 24 Feb 2017 00:27:46 GMT هوا و فضا (نجوم) 60 یک بمب خبری از فضا: کشف ٧ زمین واره! http://migna.ir/vdchwznk.23nvkdftt2.html به نقل از اسپیس، این سیارات فراخورشیدی که به دور ستاره‌ای به نام تراپیست-1 می‌گردند 39 سال نوری از زمین فاصله دارند و انتظار می‌رود در آینده نزدیک اخبار موثق و دقیق‌تری از وجود حیات در آنها منتشر شود. چنین کشفی خارج از منظومه شمسی نادر است. همچنین شباهت سیاره های کشف شده به زمین از لحاظ اندازه و دمای سطح بدان معناست که احتمالا در سطح آنها آب وجود دارد. بنابراین از وجود حیات پشتیبانی می کنند. ویژگی های برادران زمین اعلام شد سیاره های کشف شده به دور ستاره کوتوله ای به نام Trappist-1 می چرخند. همچنین تخمین زده می شود در سطح همه آنها آب وجود داشته باشد! سه مورد از سیاره های کشف شده شرایط بسیار مساعدی برای حیات دارند. به طوریکه دانشمندان معتقدند این سه سیاره حاوی اقیانوس هایی از آب هستند و حیات از قبل در آنها تشکیل شده است. همچنین سیاره های کشف شده مانند زمین ترکیبی صخره ای دارند و ابعادشان نیز شبیه کره خاکی ماست. دمای سطح ٦ مورد از سیاره های کشف شده نیز صفر تا١٠٠ درجه سانتیگراد تخمین زده می شود. ستاره تراپیست-1 یک ستاره کوتوله سرد بوده و تنها کمی از مشتری بزرگتر است. میزان نور خورشید 2000 برابر آن است. پروفسور میشاییل گیلون از دانشگاه لیژ بلژیک به عنوان مسئول این پروژه تحقیقاتی در نشست ناسا اعلام کرد: ما انتظار داریم که تا چند سال آینده به اطلاعات دقیق‌تری در رابطه با این منظومه دست پیدا کنیم و امیدواریم که بتوانیم نشانه‌هایی از حیات موجودات زنده در این سیارات بیابیم. وی افزود: در حال حاضر سه سیاره از این مجموعه شانس بیشتری برای داشتن حیات دارند و نام آنها به ترتیب تراپیست-1 بی، تراپیست-1سی و تراپیست-1دی است. فاصله تمام این سیارات از ستاره این منظومه کمتر از فاصله عطارد به خورشید است و سیارات این منظومه شدیدا متراکم و به هم نزدیک هستند. نکته جالب توجه در رابطه با تراپیست-1 دی این است که این سیاره در بهترین فاصله از ستاره این منظومه قرار داشته و این فاصله، محدوده مناسب برای امکان وجود آب مایع در آن را فراهم می‌کند و شانس زیادی برای امکان وجود حیات در آن به وجود می‌آورد. دو سیاره دیگر که نزدیکترین فاصله از ستاره این منظومه را دارند روزهای شدیدا گرم و شب‌های شدیدا سردی دارند که البته این موضوع، امکان وجود حیات در آنها را به حداقل می‌رساند. محققان اعلام کرده‌اند در ادامه تحقیقاتشان در رابطه با جنس این سیارات و جرم و چگالی آنها تحقیق خواهند کرد. نزدیکی این منظومه به زمین امیدها را برای دست یافتن نسل حاضر به حیات فرازمینی، شدیدا افزایش داده است. اطلاعات مربوط به این منظومه امروز در ژورنال علمی آنلاین Nature منتشر شده است. تا به حال هیچ منظومه ای کشف نشده بود که این تعداد سیاره مشابه زمین (از لحاظ اندازه و شرایط) داشته باشد. دانشمندان ناسا ادعا می کنند طی بازه ای ١٠ ساله وجود حیات یا نبود آن را در هر یک از سیارات مشخص می کنند. ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 23 Feb 2017 11:19:41 GMT http://migna.ir/vdchwznk.23nvkdftt2.html اگر در فضا بمیرید، چه بر سر بدنتان خواهد آمد؟ http://migna.ir/vdciv3ap.t1a3u2bcct.html هنگامی‌که خدمه‌ی آپولو ۱۱ قرار بود پس از یک گردش ۲۲ ساعته سطح ماه را ترک کنند، دو متن سخنرانی روی میز کار رئیس جمهور وقت آمریکا، ریچارد نیکسون، قرار داشت. در متن سخنرانی جایگزین که برای پیشامدهای ناگوار محتمل آماده شده بود، آمده است: «سرنوشت این‌گونه مقدر کرده بود که مردانی که برای اکتشاف صلح‌جویانه به ماه عزیمت کردند، روی ماه بمانند تا در صلح و آرامش چشم بر جهان فروبندند.» آیا امکان داشت باز آلدرین و نیل آرمسترانگ بقیه‌ی عمر خود را در حال خیره شدن به نور آبی زمین از فاصله‌ی ۴۰۰ هزار کیلومتری بگذرانند؟   مرگ در فضا از هنگامی که بشر در سفینه‌های فضایی قرار گرفت و به فضا رفت، تاکنون ۱۸ نفر از جمله ۱۴ فضانورد ناسا از دست رفته‌اند. این آمار با توجه به تاریخچه‌ی پرتاب انسان با استفاده از موشک به فضا، بدون اینکه بدانیم چه چیزی در انتظار ما است، آمار نسبتا پایینی است. زمانی که در مأموریتی مرگ‌ومیر وجود داشت، کلیه‌ی خدمه از بین رفته‌اند و هیچ‌کس زنده نمانده است. اما هرچه به مأموریت ارسال انسان به مریخ نزدیک‌تر می‌شویم، احتمال مرگ انسان‌ها در این مأموریت، چه در مسیر رسیدن به مریخ و چه در زمان اقامت در مریخ با آن شرایط سخت محیطی یا هر دلیل دیگری بیشتر می‌شود. حادث شدن هر مشکلی در مریخ، مثل مشکلات فنی یا کمبود غذا، می‌تواند منجر به رها شدن خدمه‌ی مأموریت در تبعید و سرگردانی شود.   هیچ راه حل جایگزینی در ناسا مورد بحث قرار نگرفته و ایده‌های گروه‌های خصوصی مانند مریخ یک (Mars One) نیز فعلا در حد یک رؤیا است. اما یک مأموریت حمل انسان مدتی است در حال بررسی بوده و احتمالا تا اوایل دهه‌ی ۲۰۴۰ انسان قدم بر مریخ خواهد گذاشت. ناسا برای مأموریت «سفر به مریخ» حدود سه سال زمان برای رفت و برگشت در نظر گرفته، که زمان زیادی برای رخ دادن مشکلات بی‌شمار محتمل است.   پائول ولپ، زیست‌شناس اخلاق‌گرای دانشگاه اموری، می‌گوید: «سؤال واقعا جالب این است که اگر در یک مأموریت فضایی به مریخ یا ایستگاه فضایی، مرگی رخ دهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر بازگرداندن جسد به زمین ماه‌ها یا سال‌ها طول بکشد، یا اصلا برگرداندن آن به زمین غیرممکن باشد، چه خواهد شد. امروزه فضانوردان با استفاده از فضاپیماهای روسی سایوز (Soyuz) به فضا فرستاده می‌شوند، سپس چند ماه درایستگاه فضایی بین‌المللی می‌مانند. از آنجا که فضانوردان در هنگام پرتاب در سلامت کامل به سر می‌برند، مرگ در ایستگاه فضایی می‌تواند به علت یک تصادف هنگام یک پیاده‌روی فضایی رخ دهد.     کریس هادفیلد، فضانورد کانادایی و فرمانده سابق ایستگاه فضایی بین‌المللی، می‌گوید: «در بدترین سناریو، ممکن است اتفاقی در حین پیاده‌روی فضایی رخ دهد. ممکن است ناگهان در معرض یک شهاب‌سنگ بسیار کوچک قرار بگیرید و نتوانید هیچ کاری برای جلوگیری از اصابت آن به خود انجام دهید. این برخورد می‌تواند باعث ایجاد یک حفره در لباس فضایی شما و در عرض چند ثانیه باعث ناتوانی و در نهایت نابودی شما شود. این فضانورد فرضی تنها ۱۵ ثانیه تا از دست رفتن هشیاری‌اش زمان دارد. پیش از اینکه یخ بزند، به احتمال زیاد در اثر خفگی یا کاهش فشار ناشی از خلأ می‌میرد. ۱۰ ثانیه قرار گرفتن در فضای خلأ باعث تبخیر آب موجود در پوست و خون او می‌شود، در حالی که بدن او همچون بالونی پر از هوا منبسط می‌شود. ریه‌ها از بین می‌روند و اگر تا این لحظه نمرده باشد، پس از ۳۰ ثانیه فلج می‌شود. احتمال مرگ در ایستگاه فضایی بین‌المللی کم است و تاکنون هرگز اتفاق نیافتاده است. اما اگر روزی چنین اتفاقی رخ دهد، فضانوردان بازمانده چه باید بکنند.   برای بدترین اتفاق آماده باشید تری ویرتس، فضانورد شاتل و ایستگاه فضایی بین‌المللی، در دو مأموریت اعزامی به ایستگاه فضایی و یک مأموریت شاتل حضور داشته است. او در مجموع ۲۱۳ روز در فضا سپری کرده است. اما این فضانورد می‌گوید تاکنون هیچ‌گونه آموزشی در خصوص نحوه‌ی رفتار با یک جسد در فضا ندیده است. او می‌گوید: «من مقدار کمی آموزش پزشکی برای نجات جان افراد دیده‌ام، اما در این مورد چیزی نیاموخته‌ام. بیانیه‌ی رسمی ناسا به وبسایت Popular Science در این زمینه ناامید کننده است: ناسا برای همه‌ی خطرات احتمالی راه دور، طرح‌های احتمالی تهیه نکرده است. واکنش ناسا در برابر هر وضعیت پیش‌بینی نشده‌ی فضایی در یک فرآیند مشترک و هم‌زمان بین اداره‌ی عملیات پرواز، اداره‌ی عملکرد و بهداشت انسانی، رهبری ناسا و شرکای بین‌المللی ما تعیین می‌شود. تری ویرتس می‌گوید: «در طول سابقه‌ی ۱۶ ساله‌ام به عنوان فضانورد، به یاد نمی‌آورم تاکنون با هیچ فضانوردی در خصوص احتمال مرگ صحبت کرده باشم. همه می‌دانیم که این یک احتمال است، اما در این مورد تا الان بحث نشده است.»   سیاست ناسا در خصوص مرگ که همان پاک کردن صورت مسئله به دلیل عدم مواجهه تاکنون است، ممکن است بهنجار نباشد. فرمانده هادفیلد می‌گوید: «سایر شرکای بین‌المللی که نیروهای خود را برای شرکت در مأموریتهای ایستگاه فضایی بین‌المللی آموزش می‌دهند، از جمله آژانس فضایی ژاپن (JAXA) و آژانس فضایی اروپا (ESA)، پیش‌بینی‌های لازم را برای پیشامد مرگ یکی از خدمه در فضا کرده‌اند».   او می‌گوید. ما به این پیش‌بینی‌ها شبیه‌سازی احتمالی می‌گوییم که در آن در مورد اینکه با جسد چه کنیم، بحث می‌شود». هادفیلد در کتاب خود «راهنمای زندگی برای فضانوردان» در مورد این شبیه‌سازی‌های مرگ بحث می‌کند. او صحنه را این‌چنین ترسیم می‌کند: «واحد کنترل مأموریت: ما هم‌اکنون پیام ایستگاه را دریافت کردیم: کریس مرده است. بلافاصله افراد شروع به کار روی این مشکل می‌کنند. حالا باید با جسد چه کنیم؟ هیچ کیف جسدی در ایستگاه وجود ندارد، پس آیا باید آن را در یک لباس فضایی در یک کمد قرار دهیم؟ اما با بوی تعفن آن چه کنیم؟ آیا باید آن را در یک سفینه‌ی تدارکاتی به زمین بازگردانیم و اجازه دهیم به همراه سایر زباله‌ها با ورود به جو زمین بسوزد؟ یا آن را در حین یک پیاده‌روی فضایی در فضا رها کنیم. همان‌طور که هادفیلد اشاره می‌کند، یک جسد در فضا می‌تواند مشکلات متعدد تدارکاتی ایجاد کند. این واقعیت که جسد یک خطر برای سلامتی و محیط است، قطعا بزرگ‌ترین نگرانی در مورد آن است و پیدا کردن فضایی برای نگهداری آن، نگرانی دوم است. از آنجا که ناسا فاقد یک پروتکل برای مرگ ناگهانی در ایستگاه فضایی است، احتمالا فرمانده‌ی ایستگاه در مورد اینکه با جسد چه کنند، تصمیم خواهد گرفت. هادفیلد می‌گوید: «اگر فضانوردی حین مأموریت خارج از سفینه بمیرد، من ابتدا او را به داخل سفینه می‌آورم. احتمالا جسد را در همان لباس تحت فشار نگه خواهم داشت. جسدها در لباس فضایی سریع‌تر تجزیه می‌شوند و ما نمی‌خواهیم بوی تعفن گوشت فاسد شده را خارج از لباس تحمل کنیم و مسموم شویم. پس ما آن‌ها را در لباس فضایی خود در محلی سرد داخل ایستگاه نگه خواهیم داشت تا هم سریع‌تر تجزیه شود و هم بوی بد آن فضا را در برنگیرد.در زیردریایی‌ها اگر یکی از خدمه فوت شود و امکان بازگرداندن او به سطح زمین وجود نداشته باشد، جسد را در نزدیکی اژدرها که مکانی سرد و مجزا از محل اقامت خدمه است، نگهداری می‌کنند. خدمه‌ی ایستگاه فضایی بین‌المللی زباله‌ها را در سردترین مکان ایستگاه فضایی ذخیره می‌کنند. آن‌ها با این کار از ورود باکتری‌ به زباله‌ها جلوگیری می‌کنند و باعث می‌شوند بوی بد به یک مشکل تبدیل نشود. هادفیلد می‌گوید: «من احتمالا جسد را تا زمانی که یک سفینه به خانه برگردد، در آنجا نگه می‌دارم تا احتمالا در صورت امکان در صندلی سوم سفینه‌ی سایوز قرار گیرد». همچنین می‌توان آن‌ها را درون یکی از محفظه‌های هوای ورودی ایستگاه نگهداری کرد. تشییع جنازه‌ی منجمد خشک ناسا شاید طرح‌های احتمالی ویژه برای یک مرگ ناگهانی نداشته باشد، اما در حال کار در این زمینه است. در سال ۲۰۰۵ آن‌ها تحقیقی به یک شرکت سوئدی فعال در زمینه‌ی دفن سازگار با محیط به نام پرومسا (Promessa) سفارش دادند. این مطالعه به طرحی به نام «بازگرداندن جسد» انجامید که هنوز نیاز به آزمایش دارد. این سیستم از تکنیکی به نام پرومشن (Promession) یعنی انجماد خشک جسد استفاده می‌کند. به جای تولید خاکستر از سوزاندن سنتی جسد، در این روش جسد منجمد یه یک میلیون قطعه‌ی کوچک از گوشت یخ‌زده تبدیل می‌شود.  در طول این تحقیق، محققان شرکت پرومسا، سوزان ویگ ماساک و پیتر ماساک با دانشجویان طراح همکاری کردند تا در مورد اینکه این فرآیند در سفر به مریخ چگونه اجرا خواهد شد، فکر کنند. در زمین، فرآیند انجماد خشک از نیتروژن مایع برای انجماد بدن استفاده می‌کند؛ اما در فضا یک بازوی روباتیک، جسد را خارج از سفینه در یک کیسه به حالت معلق نگه می‌دارد. جسد به مدت یک ساعت در انجماد خلأ بیرون از سفینه باقی می‌ماند تا شکننده شود، سپس بازو با ایجاد ارتعاش باعث در هم شکستن جسد به بقایایی خاکستر مانند می‌شود. این فرآیند می‌تواند به لحاظ تئوری یک فضانورد ۹۰ کیلوگرمی را به اندازه‌ی یک چمدان ۲۲ کیلوگرمی درآورد که می‌توان آن را برای سال‌ها در یک سفینه‌ی فضایی نگهداری کرد.   انجماد خشک جسد اگر روش انجماد خشک به عنوان یک گزینه انتخاب نشود، می‌توان از گزینه‌ی رها کردن جسد به فضای بی‌انتهای خلأ استفاده کرد. در حالی که سازمان ملل متحد مقرراتی برای رهاسازی زباله در فضا تصویب کرده است، جسد انسان احتمالا مشمول این مقررات نمی‌شود. کاترین کانلی، از دفتر حفاظت سیاره‌ای ناسا می‌گوید: «در حال حاضر هیچ‌گونه مقررات مشخصی در سیاست‌های حفاظت سیاره‌ای، چه در سطح ناسا و چه در سطح بین‌الملل، وجود ندارد که در مورد دفن یک فضانورد مرده به‌صورت رهاسازی در فضا بحث کرده باشد».   اما در این مورد خاص، قوانین فیزیک ممکن است بر قوانین بشری غالب شوند. تنها در صورتی اجساد از تعقیب مسیر سفینه‌ای که از آن رها شده‌اند، منحرف می‌شوند که آن‌ها را به یک موشک کوچک ببندیم و به جهتی دیگر بفرستیم. در غیر این صورت، پس از گذشت سال‌ها و جمع شدن اجساد، سفر به مریخ ناخوشایند و وحشت‌آور خواهد بود.   مراسم دفن ساکنان مریخ خطرات مرگ در مسیر رسیدن به مریخ در مقایسه با اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ در خود مریخ ناچیز است. ایلان ماسک و شرکت تحت مالکیت او اسپیس ایکس (SpaceX) آشکارا هشدار داده‌اند که «اگر می‌خواهید به مریخ سفر کنید، برای مرگ آماده باشید». حال این سوال پیش می‌آید که اگر شخصی در سیاره‌ی سرخ بمیرد، چگونه باید دفن شود؟   اگر کسی در سفینه‌ی فضایی در مسیر رسیدن به مریخ بمیرد، نگهداری جسد او در فضایی سرد یا فرآیند انجماد خشک می‌تواند به عنوان یک راه حل خوب مورد استفاده قرار گیرد. اما در مریخ سردخانه‌ای وجود ندارد، و سفینه‌های فضایی معمولا فضای اضافه‌ای برای نگهداری اجساد ندارند.   مرگ در مریخ پس کاشفان مریخ باید با اجساد چه کنند؟ هادفیلد می‌گوید: «به عقیده‌ی من اگر یکی از خدمه در حین اقامت در مریخ بمیرد، ترجیح می‌دهیم به جای اینکه جسد او را به خانه بازگردانیم، آن را همان‌جا دفن کنیم».   این کار منطقی به نظر می‌رسد، چراکه مسیر بازگشت بسیار طولانی است؛ اما این راه حل، شما را با مشکلات ناشی از آلودگی بالقوه روبرو خواهد کرد. قانون حتی مریخ‌نوردها را به همراه نداشتن میکروب‌های زمین روی سیاره‌ی خاکی جدید ملزم کرده است. فضاپیماها قبل از پرتاب، بارها و بارها پاکسازی و بررسی می‌شوند تا از مناطق قابل سکونت بالقوه در برابر نفوذ میکروب‌های زمینی محافظت شود. اما میکروب‌های روی یک مریخ‌نورد در مقایسه با باکتری‌هایی که در یک جسد وجود دارند، ناچیز هستند.   این مسئله، مشکل حفاظت سیاره‌ای را حساس‌تر می‌کند؛ اما تصور یک قبرستان مریخی چندان دور از ذهن نیست. خانم کانلی از ناسا می‌گوید: «در خصوص دفع مواد آلی (از جمله اجساد) در مریخ، تا زمانی که همه‌ی میکروب‌های زمینی از بین بروند، محدودیتی اعمال نمی‌کنیم، بنابر این سوزاندن اجساد ضروری خواهد بود. با این حال حفاظت سیاره‌ای نیازمند اسنادی در خصوص دفن خواهد بود تا از عدم آشفتگی مأموریتهای آینده اطمینان حاصل شود».   اما لزوما با همه‌ی مردگان به عنوان یک بار اضافه رفتار نمی‌شود. بعضی از اجساد درواقع نجات‌دهنده‌ی زندگی افراد خواهند بود. بدترین سناریو فضا ممکن است یک مرز نهایی باشد، اما همیشه این‌گونه نبوده است. بشر هزاران سال را صرف پیمودن مناطق دشوار و قرار گرفتن در معرض انواع موقعیت‌های عجیب و خطرناک برای اکتشاف بوده است. در راه این هدف هزاران نفر جان خود را از دست داده‌اند و در مواردی این مردگان بودند که درواقع جان رفقای خود را نجات داده‌اند. ذهنتان منحرف نشود، منظور ما فداکاری‌های قهرمانانه‌ی مرگ‌آور نیست، بلکه منظور ما آدم‌خواری است!   حتی یک ثانیه فکر نکنید چنین چیزی در فضا امکان ندارد. در کتاب مریخی، نویسنده، اندی وایر، در صحنه‌ای خدمه‌ی سفینه‌ی آرس را به تصویر می‌کشد که تصمیم می‌گیرد برای نجات جان مارک واتنی به مریخ برگردد. یوهانسون، اپراتور سیستم‌های سفینه‌ی آرس و کوچک‌ترین عضو خدمه‌ی مأموریت (که به کمترین میزان کالری نیاز دارد) به پدرش می‌گوید که گروه یک نقشه‌ به عنوان آخرین راه برای رسیدن به مریخ در صورت عدم ارسال تدارکات توسط ناسا برای آن‌ها در نظر دارد. او توضیح می‌دهد: «همه می‌میرند به‌جز من، آن‌ها همه با خوردن قرص فورا خواهند مرد و دیگر نیازی به مصرف کردن غذا نخواهند داشت». پدرش می‌پرسد: «پس تو چگونه زنده خواهی ماند»؟ او می‌گوید: «تنها منبع غذا استفاده از تدارکات نیست.»   در حالی که نقشه‌ی خدمه برای مبادرت به خودکشی برای نجات یک عضو گروه دور از ذهن به نظر می‌رسد، کاملا هم بی‌سابقه نیست. زیست‌شناس اخلاق‌گرا، پائول ولپ، می‌گوید: «این یک سنت دیرینه است. انسان‌ها برای نجات سایرین خود را به کشتن داده‌اند و در واقع از دیدگاه مذهبی این موضوع کاملا پذیرفته شده است. نمی‌توانیم قرعه‌کشی کنیم که قصد داریم چه کسی را بکشیم و بخوریم، اما در مقاطع مختلف زمانی، افرادی را دیده‌ایم که برای نجات جان دوستان خود روی نارنجک پریده‌اند».   ولپ می‌گوید: «مکتب فکری آدم‌خواری برای حفظ حیات بر دو نوع تقسیم شده است. یکی از این مکاتب می‌گوید حتی اگر برای جسد احترام بسیار زیادی قائل باشیم، حفظ حیات در اولویت قرار دارد و اگر تنها راه زنده ماندن شخصی خوردن یک جسد باشد، قابل قبول است؛ هرچند مطلوب نیست.»   مریخ دارای منظره‌ای بسیار خشک و مرده است. اگر چیزی مانع از تأمین غذای مأموریت شود، گزینه‌ی دیگری به عنوان جایگزین وجود نخواهد داشت. اما هیچ‌یک از آژانس‌های فضایی، سیاستی رسمی در خصوص آدم‌خواری اهالی مریخ ندارند؛ البته تا کنون نداشته‌اند!   سفری به خلأ تاریخچه‌ی سفر به فضا در مقایسه با تاریخچه‌ی وجود انسان بسیار کوتاه است؛ اما در همین مدت اندک توانسته مرزهای اکتشاف خود را تا هزاران سال گسترش دهد، و بدون شک ما این راه را با وجود خطرات آن ادامه خواهیم داد. هر فضانورد یا گردشگر فضایی که آرزوی سوار شدن بر یک سفینه برای سفر به مریخ در سر داشته باشد، در نهایت مجبور است با حقیقت مرگ، چه ناگهانی و چه آرام، دست و پنجه نرم کند.   ناسا شاید برای فضانوردانی که با آپولو به ماه رفتند، یک طرح احتمالی رسمی منتشر نکرده باشد، اما قطعا برای از دست دادن خدمه‌ی آن مأموریت آماده بوده است. ویلیام سافایر، نویسنده‌ی متن سخنرانی‌های رئیس‌جمهور سابق آمریکا، ریچارد نیکسون، در زندگی‌نامه‌ی خود از پرتاب بسیار حساس و شکننده‌ی آپولو ۱۱ یاد کرده است. او نوشته: «می‌دانستیم که فاجعه به شکل یک انفجار ناگهانی رخ نخواهد داد. ممکن بود فاجعه به شکل گیر افتادن فضانوردان در ماه با وجود ارتباط آن‌ها با مرکز کنترل مأموریت اتفاق افتد و در نهایت منجر به مرگ آرام آن‌ها در اثر گرسنگی شود یا آن‌ها به‌عمد ارتباط خود را قطع کنند که حسن تعبیری برای خودکشی است.» در حقیقت ناسا برای قطع ارتباط با فضانوردان گیر افتاده و تجویز یک مراسم رسمی دفن در دریا برای آن‌ها برنامه داشت. اما حتی با وجود این فرض وحشت‌آور، همه می‌دانستند که آن‌ها به ماه قدم خواهند گذاشت. در بخشی از متن سخنرانی جایگزین نیکسون آمده است: «افرادی دیگر راه آن‌ها را ادامه خواهند داد و راه بازگشت به خانه را خواهند یافت. جست‌و‌جوی انسان متوقف نخواهد شد. اما این مردان پیشگامان ما بودند و همواره در قلب ما، بهترین خواهند ماند.»   با ورود ما به عصر جدیدی از اکتشافات فضایی که قطعا پر از پرتاب‌های موشک و مأموریتهای انسانی خواهد بود، فکر کردن به مرگ بر اندیشه‌ی هر یک از اعضای خدمه و تصمیم‌گیرندگان مأموریت سایه خواهد انداخت.   تری ویتس فضانورد شاید هرگز در یک گپ معمولی هنگام نوشیدن قهوه با دوستانش درباره‌ی مرگ صحبت نکرده باشد؛ اما قطعا می‌دانست هنگام پرتاب به فضا چه خطراتی در انتظارش هستند. او می‌گوید: «هر تلاش بزرگی با خطر همراه است و من اعتقاد دارم به خطرش می‌ارزد. ما آگاهانه خطرات اجتناب ناپذیری را که با آن‌ها روبرو هستیم، می‌پذیریم».   فضانورد شاتل، مایک ماسیمینیو، مانند بیشتر اکتشاف‌گران، بی‌درنگ می‌گوید قبول این خطرات ارزشمند است. او می‌گوید: «این خطرات در راه افزایش آگاهی ما هستند. من فکر می‌کنم پذیرفتن این خطرات ارزشش را دارد. اکتشاف همیشه با جان‌فشانی همراه بوده است و مطمئنم همواره این‌گونه خواهد بود.» گزینه‌های واقع‌بینانه برای یک عضو فوت شده در مأموریت یعنی آدم‌خواری، نگهداری در زباله‌دان سرد سفینه، انجماد خشک و تبدیل به یک میلیون دانه‌ی یخ‌زده، همگی فاقد شأن و منزلت همراه با شکوه پروازهای فضایی هستند. اما ولپ معتقد نیست که بشر کار سختی در تنظیم واقعیت‌های تلخ رفتار پس از مرگ در فضا داشته باشد. ما پذیرفته‌ایم که کاشفان زمین هم در صورت مرگ در زمین، ممکن است از داشتن یک مراسم تشییع آبرومند محروم شوند. ولپ کوه اورست را به عنوان نظیر زمینی مأموریتهای آینده‌ی مریخ می‌بیند. اگر کسی در اورست بمیرد، جسد او همان‌جا خواهد ماند؛ تا ابد.   هر سال حدود ۸۰۰ نفر تلاش می‌کنند به قله‌ی اورست قدم گذارند و هر سال تعدادی از آن‌ها در این راه جان خود را از دست می‌دهند. و سپس ۸۰۰ نفر دیگر در سال بعد برای همین هدف تلاش می‌کنند. این افراد می‌خواهند اولین باشند، بهترین باشند و چیزی شگفت‌انگیز و نادر کشف کنند. این عزم بلند با خطر پرداخت قیمت نهایی، یعنی جان، همراه است.   ولپ می‌گوید: «اگر به فکر صعود به اورست باشید، باید بدانید که اگر جان خود را از دست دهید، همان‌جا باقی خواهید ماند». در اورست هیچ روش تجملی برای مراسم دفن و هیچ راهی برای بازگرداندن منطقی جسد به خانه برای تشییع وجود ندارد. بیش از ۲۰۰ جسد در این کوه وجود دارند و بعضی از آن‌ها در روزهایی که پوشش برف سبک‌تر است، قابل دیدن هستند. هر کس به این کوه صعود می‌کند، باید به‌یاد داشته باشد که با این کار برای شانس رسیدن به قله، جان خود را به خطر می‌اندازد و شانس داشتن یک مراسم تشییع آبرومند را از خود می‌گیرد. ولپ می‌گوید: «همه به سادگی این را می‌پذیرند. این بخشی از صعود به اورست است.»    شاید شما هم مثل ما فکر نمی‌کردید این بحث تا این حد جنجالی و چالش برانگیز باشد. سرنوشت ما پس از مرگ در فضا ممکن است پیچیده‌تر از آن باشد که تاکنون تصور می‌کردیم. نظر شما چیست؟   منبع:زومیت     ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 30 Jan 2017 19:40:05 GMT http://migna.ir/vdciv3ap.t1a3u2bcct.html فاصله گرفتن زوجین از یکدیگر با برنامه های مجازی http://migna.ir/vdcbggbf.rhb9gpiuur.html وابستگی به نرم‌افزارهای به ظاهر بی‌آزار تلگرام ،لاین، وایبر و.. که قرار است دوری فاصله‌ها را جبران کنند، زندگی مشترک را به باد می‌دهند. شبکه‌های اجتماعی که هر روز به تعداد آنها اضافه می‌شود، سرمان شلوغ‌تر شده است. نمی‌توان تلگرام و وایبر داشت و از اینستاگرام غافل بود یا هر دوی اینها را داشت، اما لاین و تانگو را مورد بی‌مهری قرار داد. ما می‌خواهیم همه جا باشیم و در حقیقت هیچ کجا به صورت واقعی نیستیم. مشکل از جایی شروع می‌شود که در زندگی و خانواده خط قرمزی برای استفاده از ابزارهای تکنولوژی نداریم. از صبح که چشم باز می‌کنیم، به جای آن‌که کنار پنجره برویم و به آسمان نگاه کنیم و خدا را شاکر باشیم‌، پنجره تلفن همراهمان را چک می‌کنیم تا در وایبر و فضاهای دیگر، پیغام‌های شبانه دوستان را بخوانیم. اگر اینترنت دائم نداشته باشیم تا رسیدن به سر کار و وصل شدن به وای‌فای کلافه‌ایم. وقتی به خانه برمی‌گردیم هم به جای گذراندن وقت با عزیزترین افراد زندگی‌مان، مشغول خواندن لطیفه‌های بعضا تکراری، جملات معروف انسان‌های بزرگ و پیام‌ها و گروه‌هایی می‌شویم که شاید یک ربع وقت صرف آنها کردن، خالی از لطف و تنوع نباشد، اما بیشتر از آن فراموش کردن یک مساله مهم است؛ “وقت با هم بودنمان کمتر از آن است که فکرش را می‌کنیم”. زوجین حیران در دنیای پر از وسوسه تلگرام به نظر می‌رسد امروزه این‌گونه فناوری‌های ارتباطی که از طریق موبایل و به سهولت در دسترس همگان است باعث سرد شدن فضای خانواده و روابط زوجین و همچنین فرزندان می‌شود. در گذشته نزدیک، خانواده‌ها دور هم می‌نشستند و در دنیای واقعی از حال یکدیگر باخبر می‌شدند و اگر مشکل یا غصه‌ای داشتند با همدیگر مطرح کرده به گونه‌ای آن را برطرف می‌کردند. پدران و مادران از وضعیت، احوالات و شادی‌ها و نگرانی‌های فرزندانشان خبر داشتند و فرزند می‌دانست که پدر و مادر نظاره‌گر رفتار او هستند. اکنون شرایط به گونه‌ای شده است که جمع یک خانواده سه یا چهار نفره امروزی اگر چه در کنار هم نشسته‌اند اما هرکدام مسیر و افکار خود را در فضایی غیرقابل مقایسه با یک خانواده گرم و معتقد و با اصالت پیش می‌برد. این کوچکترین خروجی تکنولوژی‌های ارتباطی دنیای مدرن است. تنهایی ما به بهانه فناوری! دکتر سلطان یزدی متخصص روانشناسی میگوید: از دیدگاه روانشناسی اعتیاد به استفاده از نرم‌افزارهای ارتباطی شبیه اعتیاد به مواد مخدر است و جالب اینکه ویژگی‌های روانی معتادان به این دو هم با یکدیگر تشابه زیادی دارد، به این  ترتیب همانطور که هیچ معتادی به دوز مشخصی از مواد مخدر وابسته نمی‌ماند و در طول دوره اعتیاد، مواد مخدر مصرفی‌اش را افزایش می‌دهد، معتادان به نرم‌افزارهای ارتباطی هم با گذشت زمان، میزان حضورشان در فضای مجازی را بیشتر و بیشتر می‌کنند. این روانشناس ادامه داد : هرچه زنان یا مردان زمان بیشتری را به حضور در فضای مجازی اختصاص دهند وقت کمتری برای ارتباط با شریک زندگی و خاطره ساختن در کنار او دارند. درواقع هر چه زمان کمتری را با هم بگذرانید، وقت کمتری را صرف شناخت یکدیگر می‌کنید و کمتر برای بررسی و حل چالش‌های زندگی وقت اختصاص می‌دهید، بنیان زندگی مشترک‌تان، سست‌تر و احتمال از هم گسستن آن بیشتر و خداحافظ گفتن‌تان به یکدیگر، آسان‌تر می شود. فضای مجازی وقت شما را می خورد! وی بیان کرد: در یک زندگی مشترک موفق، هر دو طرف باید بخشی از ساعات طول روز را در کنار یکدیگر بگذرانند. وابستگی بیش از حد به شبکه های اجتماعی و ناتوانی در مدیریت زمان به واسطه وقت‌گذرانی با نرم‌افزارهای ارتباطی چه توسط مرد چه زن‌، باعث می‌شود زوجین نتوانند به وظایف اصلی‌شان در محیط خانواده عمل کنند و این وضعیت سطح نارضایتی اعضای خانواده و چالش‌های میان آنها را افزایش می‌دهد و پیوندهای عاطفی شان را کمرنگ می‌کند. شاهد سکوت های خطرناکی هستیم! وقتی رابطه بین زوجین چندان مطلوب نیست و از یکدیگر محبتی نمی بینند معمولا برای برطرف کردن نیازها و مطرح کردن سلایق و علایق خود ، خود را سرگرم تلگرام و لاین و.. می کنند و اطلاعاتشان را بدون هزینه ای در اختیار غریبه ها و حتی جنس مقابل خود می گذارند. این رفتار ممکن است باعث سوء تفاهم و احساسات منفی زوجین نسبت به یکدیگر شود. دکتر سلطان یزدی تاکید کرد: رابطه هایی که به خیانت می انجامند معمولاً از صمیمیت های کوچک مجازی آغاز می‌شوند یعنی همان وقت که نام خانوادگی شما به نام کوچک تان تبدیل می شود ، فعل‌های خطاب تان مفرد می شوند ، در ساعت هایی غیر عادی با طرف مقابل چت می کنید ، راز می‌گویید و راز می شنوید ، گوشی برای درد دل کردن پیدا می‌کنید و گوشی برای درد دل شنیدن می شوید و سرانجام آرام آرام حس می کنید وابسته به کسی شده اید که از او یک عکس و یک اسم دارید. وایبر و لاین را چک نکنیم؟ مگر می شود؟ این متخصص روانشناسی در خصوص روشی برای جلوگیری از بروز مشکلات خانوادگی تصریح کرد : عدم استفاده مطلق از نرم افزارهای ارتباطی اینترنتی محال است چرا که امروزه حتی بسیاری از مسایل کاری وابسته به این نوع نرم افزارها است اما برای اینکه در کنار این استفاده بتوان زندگی خانوادگی مطلوبی را داشت باید مواردی را رعایت کرد ، از جمله اینکه چه زنان چه مردان به یک کارگاه آماتور برای شریکشان تبدیل نشوند. چک کردن مدام کارها و روابط همسران توسط یکدیگر به مرور زمان حس بی اعتمادی و شک را در بین اعضای خانواده ایجاد می کند که می تواند زمینه ساز بسیاری از مشکلات و اختلافات باشد. شما منهای هم دکتر سلطان یزدی گفت‌: وقتی زن یا مرد می بیند که همسرش متن یا عکس جنس مخالف خود را لایک کرده است به شدت احساس نارضایتی می‌کند و بدبین می‌شود ، حتی اگر این لایک کردن و ابراز احساسات غیر عمدی باشد میتواند منجر به خشم زوجین شود. همچنین مواردی مثل بدگویی کردن از شریک زندگی  و اعلام مجردی نمودن در فضاهای مجازی، وقتی متاهل هستند و از رابطه با همسرشان خارج نشده اند ، از مواردی است که باعث بزرگ ش دن مشکلات خانوادگی در کنار استفاده از نرم افزارهای مختلف اینترنتی می شود. رفتارهایی که خیانت همسر را می رساند! دکتر سلطان یزدی در پایان خاطر نشان کرد‌: تفریح‌های خارج از خانه را در کنار همسرتان زیاد کنید وقتی به تفریح می‌روید ، اینترنت وسایل تان را قطع کنید و به خودتان قول بدهید حتی نیم نگاهی به صفحه نمایشگر تبلت یا تلفن همراه تان نمی اندازید. با دستگاه‌های ارتباطی مثل تلفن همراه و تبلت در محل‌های پر رفت و آمد و شلوغ خانه کار کنید و از رفتن به گوشه‌های دنج خانه برای بررسی پیام‌هایتان بپرهیزید چون هر چه مکانی که در آن پیام می‌خوانید و چت می‌کنید، امن‌تر باشد، زمان بیشتری به این نوع فعالیت‌ها اختصاص می‌دهید و واکنش همسرتان را به این مسیله بر می انگیزید. اگر هزاران دوست همیشه آنلاین هم پیدا کنیم، نمی‌توانند جای یک گفت‌وگوی صمیمانه با همسرمان را بگیرد. اگر خودمان گرفتار این دنیا شویم و ندانیم چگونه وقت و روابط را مدیریت کنیم، دومین قربانی بعد از ما، فرزندانمان هستند که از دستشان می‌دهیم. چند روز پیش در یکی از همین شبکه‌ها، مطلبی به طنز نوشته شده بود که فرد نوجوانی می‌گفت: امروز اینترنتم قطع شده و مجبور شدم با خانواده وقت بگذرانم، به نظرم آدم‌های خوبی هستند؛ هرچند این مطلب طنز بود، اما تلخی این واقعیت را به رخ ما می‌کشید.- باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 04 Nov 2016 21:14:50 GMT http://migna.ir/vdcbggbf.rhb9gpiuur.html باران اسیدی چیست؟! http://migna.ir/vdceff8x.jh8xni9bbj.html باران اسیدی نتیجه آلودگی هواست. وقتی که هر نوع سوختی سوزانده می‌شود مقدار زیادی مواد شیمیایی مختلف تولید می‌نماید. دود حاصل از یک آتش سوزی و یا بخارت بیرون آمده از اگزوز اتومبیل تنها شامل ذرات دوده خاکستری نیستند که می‌توانند دیده شوند. آن‌ها شامل گازهای غیر قابل رویتی نیز هستند که برای محیط زیست می‌توانند مضر‌تر از آلاینده‌های قابل رویت باشند. ایستگاه‌های تولید نیرو، کارخانجات و ماشین‌ها همگی سوخت می‌سوزانند و بنابراین همگی تولید کننده گازهای آلاینده هستند. بعضی از این گاز‌ها (به ویژه اکسیدهای نیتروژن و دی اکسید گوگرد) با قطرات ریز آب ابر‌ها واکنش کرده و تشکیل اسیدهای سولفوریک و نیتریک را می‌دهند. بارانی که از این ابر‌ها فرو می‌ریزد در واقع اسید خیلی ضعیفی است و این دلیلی است که چرا این باران، اسیدی نامیده می‌شود. اسیدیته باران اسیدی چقدر است؟ اسیدیته بر حسب پی اچ اندازه گیری می‌شود. این مقیاس اعداد صفر تا ۱۴ را شامل می‌شود. بیشترین اسیدیته صفر است و ۱۴ نشانه بیشترین قلیاییت (مخالف اسیدیته) می‌باشد. ما پی اچ ۷ هر چیزی را خنثی می‌نامیم که نشانه این است که آن چیز نه اسیدی و نه قلیلیی است. اسیدهای خیلی قوی در تماس با پوست آن را می‌سوزانند و بعلاوه فلزات را هم تخریب می‌کنند. باران اسیدی خیلی خیلی ضعیف‌تر است و در تماس با پوست آن را نخواهد سوزاند. باران همیشه تا حدی اسیدی است زیرا همواره در اختلاط با اکسیدهای هوا به سر می‌برد. باران غیر آلوده پی اچ بین ۵ و ۶ دارد. وقتی که آب با اکسیدهای نیتروژن و دی اکسید گوگرد آلوده‌تر می‌شود، اسیدیته آن زیاد می‌شود و پی اچ به حدود ۴ می‌رسد. باران‌های اسیدی نیز به ثبت رسیده‌اند که پی اچ ۲ داشته‌اند. سرکه پی اچ ۲. ۲ و آبلیمو پی اچ ۲. ۳ (دو و سه دهم) دارد. حتی قوی‌ترین باران اسیدی ثبت شده پی اچ برابر سرکه یا آبلیمو دارد و ما می‌دانیم که آن‌ها مضر نیستند. پس چرا در باره باران اسیدی نگران هستیم؟ تاثیرات باران اسیدیباران اسیدی می‌تواند فواصل طولانی را در اتمسفر طی کند و نه تنها کشور به کشور بلکه قاره به قاره را بپیماید. باران اسیدی می‌تواند شکل برف، مه یا غبار خشک بگیرد. باران اسیدی می‌تواند مایل‌ها از منبع آلودگی فاصله بگیرد اما در محل ریزش به خاک، درختان، ساختمان‌ها و آب آسیب می‌زند. تمامی جنگل‌های دنیا در حال از بین رفتن هستند و ماهی‌ها از چنین جریانی پیروی می‌کنند. در اسکاندیناوی دریاچه‌های مرده‌ای هستند که کاملا شفاف هستند و هیچ گیاه و یا موجود زنده دیگری در آن‌ها وجود ندارد. بسیاری از ماهی‌های آب شیرین بریتانیا در معرض تهدیدند و گزارش‌هایی دال بر اینکه بسیاری از ماهی‌ها، تغییر شکل یافته از تخم بیرون آمده‌اند وجود دارد. این امر موجب می‌شود که حیوانات و پرندگانی که از ماهی‌ها تغذیه می‌کنند هم مورد تاثیر قرار بگیرند. آیا مسئول همه این‌ها باران اسیدی است؟ متخصصین پژوهش‌های فراوانی را برای اینکه متوجه شوند باران اسیدی چقدر روی محیط زیست اثر می‌گذارد، انجام داده‌اند. جنگــــــل‌هاشاید فکر شود که باران اسیدی باعث می‌شود که درخت‌ها آرام‌تر رشد کنند و یا حتی بمیرند اما از نظر متخصصین و دانشمندان موضوع فقط این نیست. مشخص شده که مقدار یکسان از باران اسیدی در بعضی جا‌ها بیش از جاهای دیگر تاثیر می‌گذارد. در جنگل‌ها به مجرد بارش، باران اسیدی از طریق برگ‌های درختان چکیده و در خاک زیر، جریان می‌یابد. مقداری از آن راهش را به سوی انهار یافته و در ‌‌نهایت وارد رودخانه‌ها و دریاچه‌ها می‌شود. بعضی از خاک‌ها به خنثی سازی اسید کمک می‌کنند زیرا خاصیتی دارند که در اصطلاح «ظرفیت بافری» نامیده می‌شود. خاک‌های دیگر مختصرا اسیدی شده و به ویژه مستعد باران اسیدی می‌شوند. باران اسیدی از راههای گوناگون روی درختان اثر می‌گذارد. این راه‌ها عبارتند از: انحلال و شستشوی مواد مغذی و معدنی خاک که به رشد گیاه کمک می‌کنند. مواد مضری همچون آلومینیم را به داخل خاک‌‌ رها می‌کند. با از بین بردن پوشش حفاظتی مومی برگ‌ها، به آن‌ها آسیب رسانده و مانع می‌شود که آن‌ها به خوبی فتوسنتز نمایند. ترکیبی از این تاثیرات درختان را ضعیف می‌کند و گیاهان دیگر نیز ممکن است به همین گونه آسیب ببینند. دریاچه‌ها و رودخانه‌هاکاملا آشکار است که سکونت گاه‌های آبی توسط باران اسیدی تحت تاثیر قرار می‌گیرند. باران اسیدی روی زمین جریان یافته و خود را به رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و مرداب‌ها می‌رساند. همچنین باران اسیدی می‌تواند مستقیما روی این حوزه‌ها فرو بریزد. با افزایش اسیدیته دریاچه، آب زلال‌تر شده و تعداد ماهی‌ها و حیوانات آبزی کاهش می‌یابد. بعضی از گونه‌های گیاهان و حیوانات بهتر از دیگران در آب‌های اسیدی زنده می‌مانند. بعد از ماهی‌هایی همچون کپور، قزل آلا و قنات، ماهی‌هایی همچون می‌گوی آب شیرین، صدف و حلزون بیش از دیگران تحت تاثیر اسیدی شدن قرار می‌گیرند. تخم‌ها و نوزادان ماهی‌ها بیشترین تاثیر را می‌پذیرند و اسیدیته آب می‌تواند موجب تغییر شکل نوزادان شده و باعث شود که تخم‌ها به گونه مناسبی باز نشوند. اسیدیته آب تنها تاثیر مستقیم روی گونه‌ها ندارد، بلکه مواد سمی همچون آلومینیم را از خاک به درون آب‌ها‌‌ رها کرده و به ماهی‌ها و دیگر حیوانات آبزی آزار می‌رساند. دریاچه‌ها، رودخانه‌ها و برکه‌ها هر یک اکوسیستم شکننده خود را دارند و دارای گونه‌های مختلفی از گیاهان و حیوانات هستند که برای بقا وابسته به یکدیگرند. اگر یک گونه ماهی ناپدید شود، حیواناتی که از آن تغذیه می‌کنند نیز به تدریج از بین خواهند رفت. اگر ماهی مرده برای تغذیه گونه‌های ویژه‌ای از حشرات بزرگ مورد استفاده قرار گیرد، جمعیت حشره به سرعت رشد خواهد کرد و این امر به نوبه خود بر جمعیت حشرات کوچک و پلانکتون‌هایی که مورد تغذیه حشرات بزرگ‌تر هستند اثر می‌گذارد. ساختمان‌هاآب و هوا، آب، باد، یخ و برف همگی کمک می‌کنند که فرآیند فرسایش اتفاق بیفتد اما متاسفانه باران اسیدی سرعت فرسایش را زیاد‌تر هم می‌کند. مجسمه‌ها، ساختمان‌ها، وسایط نقلیه، لوله‌ها و کابل‌ها همگی از این قضیه متاثر خواهند شد. چیزهای ساخته شده از ماسه سنگ و سنگ آهک بیشترین تاثیر را خواهند پذیرفت و این نوع سنگ‌ها به ویژه مستعد بوده و به‌‌ همان اندازه باران اسیدی از آلودگی هوای حاصله از گاز‌ها آسیب خواهند دید. باران اسیدی از کجا می‌آید؟ تا همین اواخر آلودگی هوا محلی قلمداد می‌شد. در اواخر ۱۹۵۰ بود که برای اولین بار در اسکاندیناوی جنوبی این مشکل دیده شد و بعد از آن بود که مردم باور کردند که مبدا این آلودگی در دوردست‌ها و در بریتانیا و اروپای شمالی است. عکس العمل اولیه برای مقابله با آلودگی صنعتی هوا ساخت دودکش‌های بلند‌تر بود. متاسفانه این کار گازهای آلاینده را به داخل ابر‌ها هل داد و اجازه داد که انتشارات روی باد شناور شوند. باد آلودگی را صد‌ها مایل دور‌تر برد و آن‌ها را بصورت باران اسیدی فرو فرستاد. در این مسیر بریتانیا عامل دست کم ۱۶ درصد باران اسیدی نروژ به حساب آمد. بیش از ۹۰ درصد آلودگی اسیدی نروژ از دیگر کشور‌ها می‌آید. آلاینده‌ترین کشورهای اروپایی آلمان، انگلستان، لهستان و اسپانیا هستند که هریک در ۱۹۹۴ بیش از یک میلیون تن از انتشارات گوگرد را به خود اختصاص داده‌اند. امروزه دولت‌ها شروع کرده‌اند که باران اسیدی را یک مشکل بزرگ زیست محیطی ببینند و گامهایی را برای کاهش مقدار انتشارات گوگرد و نیتروژن بردارند.چه می‌تواند انجام شود؟ کاهش انتشاراتسوزاندن سوخت‌های فسیلی هنوز از ارزان‌ترین راه‌های تولید الکتریسیته است و بهتر است مردم در جستجوی راه‌هایی باشند که سوخت را بدون آنکه آلودگی زیادی تولید نماید، بسوزاند. دولت‌ها نیاز دارند که پول بیشتری را صرف کنترل آلودگی کنند حتی اگر این کار به قیمت بالا رفتن قیمت برق تمام شود. گوگرد می‌تواند توسط اسپری کردن ترکیبی از آب و سنگ آهک پودری به داخل دودکش، از دود شسته شود. ماشین‌های جدید مبدل‌های کاتالیتیکی دارند که سه ماده شیمیایی خطرناک را از گازهای خروجی حذف می‌کند. انرژِیدو منبع دیگر که امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرند انرژی‌های هیدروالکتریک و هسته‌ای هستند. این‌ها سوخت‌های پاک هستند اما چه تاثیر دیگری روی محیط زیست ما دارند؟ منابع دیگر، انرژِی خورشیدی و آسیاب‌های بادی هستند اما اینکه این‌ها در جاهایی که نه خیلی بادگیر و نه خیلی آفتابی هستند، چقدر قابل اعتماد باشند، جای سوال دارد؟ منابع انرژِی گوناگون منافع و هزینه‌های مختلفی دارند و دولت‌ها قبل از اتخاذ تصمیم برای بکار گیری آن‌ها باید همه مزایا و قیمت‌های بهره گیری از آن‌ها را مورد سنجش قرار دهند. ذخیره و نگهداری از منابعتخفیف‌های بیشتر در قیمت‌های حمل و نقل با وسایط نقلیه عمومی، مردمی که همیشه عادت به استفاده از اتومبیل‌های شخصی دارند را تشویق می‌کند که استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی را جایگزین اتومبیل‌های شخصی نمایند. هر شخصی می‌تواند با خاموش کردن چراغ‌هایی که مورد استفاده نیستند و استفاده از وسایل کاهنده مصرف برق که برق مورد استفاده را کم می‌کنند، آلودگی‌های حاصله از نیروگاه‌ها را کم کند. پیاده روی، دوچرخه سواری و تقسیم اتومبیل‌ها (جهت کاستن از تعداد اتومبیل‌های تک سرنشین) آلودگی ناشی از اتومبیل‌ها را کاهش خواهد داد. بازسازی آسیب‌های حاصله از باران اسیدیاضافه کردن سنگ آهک پودری به رودخانه‌ها و دریاچه‌ها، آب را در فرآیندی به نام آهک زنی خنثی می‌کند. هرچند آهک زنی پدیده‌ای گران است و اثرات موقت دارد و باید تا زمان توقف باران اسیدی ادامه داشته باشد! مردم نروژ و سوئد با موفقیت از آهک زنی استفاده کرده‌اند تا به بازسازی دریاچه‌ها و رودخانه‌های کشورشان کمک کنند. یک برنامه آهک زنی عمده امروزه (زمان تهیه گزارش) در ولز در حال اجرا است. *نکته: جای خالی تعیین مقدار اکسیدهای ازت در معاینات فنی اتومبیل کشور ما به خوبی احساس می‌شود!منبع:http: //www. ncsu. edu/project/bio۱۸۳de/Black/chemreview/chemreview_reading/acid_rain. html     ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 01 Nov 2015 14:18:40 GMT http://migna.ir/vdceff8x.jh8xni9bbj.html کامل‌ترین نقشه سه‌بعدی جهان تا به امروز http://migna.ir/vdciqqap.t1au52bcct.html این نقشه کروی از ابرخوشه‌های کهکشانی، به درک بیشتر از چگونگی توزیع ماده در جهان منجر شده و بینش‌های کلیدی را در مورد ماده تاریک بعنوان یکی از بزرگترین معماهای فیزیک ارائه خواهد داد. محققان دپارتمان فیزیک و ستاره‌شناسی دانشگاه واترلو و موسسه فیزیک نجومی پاریس و موسسه ملی تحقیقات علمی فرانسه این نقشه را تولید کرده‌اند. مناطق آبی روشن و سفید روی این نقشه، نمایشگر انبوهی کهکشان‌ها هستند. منطقه قرمز رنگ نیز ابرخوشه‌ «تراکم شپلی» (SCl 124) است که بزرگترین مجموعه کهکشان در جهان همسایه است. آگاهی از موقعیت و حرکت ماده در جهان، به فیزیکدانان نجومی کمک خواهد کرد که انبساط جهان را پیش‌بینی کرده و مکان و میزان ماده تاریک را شناسایی کنند. دانشمندان مشاهده کرده‌اند که کهکشان‌ها بطور متفاوتی از هم حرکت می‌کنند، زیرا انبساط جهان یکنواخت نیست. این تفاوت‌ها، «سرعت‌های عجیب» نامیده می‌شوند. کهکشان راه‌شیری و همسایه آن آندرومدا، با سرعت دو میلیون کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند. مدل‌های پیشین بطور کامل برای این حرکت رصد‌ شده، اختصاص نیافته بودند. این انحراف‌ها در حرکت کهکشان‌ها، ابزار ارزشمندی برای تعیین توزیع ماده و ماده تاریک در بزرگترین مقیاس ممکن هستند. ماده تاریک، بیشتر حجم جهان را دربرگرفته است و یک شکل فرضی از ذره ماده است که نور را بازتاب یا انتشار نمی‌دهند، از این رو نمی‌توان آن را بطور مستقیم مشاهده یا اندازه‌گیری کرد. ویژگی‌های ماده تاریک تنها بطور غیرمستقیم و از طریق تأثیرات گرانشی آن بر ماده مرئی و نور، قابل استنباط است. گام بعدی دانشمندان، افزودن نمونه‌های دقیق‌تر از این تفاوت‌ها برای ارتقای نقشه با همکاری دانشمندان استرالیایی است. این نقشه در مجله Monthly Notices of the Royal Astronomical Society منتشر شده است. - ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 29 Apr 2015 06:11:42 GMT http://migna.ir/vdciqqap.t1au52bcct.html یک سپر نامرئی در اطراف زمین کشف شد http://migna.ir/vdcee78w.jh8vzi9bbj.html به گزارش مهر، این کشف مهم توسط گروهی از دانشمندان دانشگاه کلورادو صورت گرفته و پیش بینی می شود با استفاده از آن روند مطالعات علمی مرتبط با فضای خارج زمین دستخوش تغییر شود. به گفته دانشمندان این دانشگاه، سپر تازه کشف شده در ارتفاع 11 هزار کیلومتری زمین مستقر بوده و مانع از اصابت الکترونهای قاتل به زمین می شود که تقریبا با سرعت نور در حرکت هستند. پیش از این مشخص شده بود که این ذرات برای سلامت فضانوردان و ماهواره های فعال در اطراف زمین تهدید جدی به شمار می آیند. همچنین مشخص شده که این ذرات باعث خوردگی سیستمهای فضایی در جریان وزش توفانهای شدید خورشیدی می شوند. دانشمندانی که موفق به شناسایی این سپر حفاظتی شده اند پیش از این تصور می کردند که الکترونهای به شدت باردار که با سرعت خیره کننده 100 هزار مایل بر ثانیه در اطراف زمین سیر می کنند به نحوی وارد اتمسفر زمین شده و در برخورد با مولکولهای هوا نابود می شوند. اما مشاهدات اخیر دانشمندان دانشگاه کلورادو که با استناد به کاوشگر فضایی ناسا به دست آمده نشان می دهد اساسا این ذرات راهی به مرزهای زمین پیدا نمی کنند. ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 01 Dec 2014 11:48:03 GMT http://migna.ir/vdcee78w.jh8vzi9bbj.html قدرتمندترین شی‌ء کائنات چیست؟ http://migna.ir/vdcfeed0.w6demagiiw.html به گزارش ایسنا، انفجار پرتو گاما درخشان‌ترین منبع نور در جهان است که نخستین بار در زمان جنگ سرد بصورت تصادفی کشف شد؛ اواخر دهه 1960 میلادی آمریکا از مجموعه‌ای از ماهواره‌های نظامی برای نظارت بر فضا و یافتن شواهدی از پرتو گاما از آزمایش هسته‌ای شوروی سابق استفاده کرد.  اما ماهواره‌ها موفق به یافتن پرتو گاما از منابعی در فاصله میلیون‌ها و میلیاردها سال نوری دورتر شدند.   وقتی ستارگانی 150 برابر اندازه خورشید منفجر می‌شوند، در مدت چند ثانیه چنان انرژی در فضا منتشر می‌کنند که خورشید در کل عمر 10 میلیارد ساله خود قادر به تولید این مقدار است که این میزان انرژی معادل 10 تریلیون تریلیون میلیارد مگاتن بمب است!   این انفجارها، پرتوهای تابشی پر انرژی موسوم به فوران‌های پرتو گاما (GRBs) را تولید می‌کند که به گفته اخترشناسان، قدرتمندترین شیئ در کائنات بوده و می‌توانند شانس یافتن حیات احتمالی در سیارات دیگر را از بین ببرند؛ حتی می‌توان عنوان کرد که نادر بودن حیات در سیارات دیگر ناشی از پاکسازی جهان هستی توسط فوران‌های پرتو گاما است.   آرایه میلیمتری بزرگ آتاکاما ESO در صحرای آتاکاما شامل 66 تلسکوپ رادیویی به قطر 12 و هفت متر است که برای کار در طول موج زیر میلی‌متری طراحی شده‌اند و می‌تواند برای مشاهده فوران‌های پرتو گاما مورد استفاده قرار گیرد.   فوران‌های پرتو گاما (GRBs) یک انفجار خیره‌کننده از تابش متشکل از پرتوهای گاما هستند که معمولا چند ثانیه تا چند دقیقه یا حتی چند ساعت بطول می‌انجامند.   بر روی زمین، پرتو گاما از تجزیه رادیواکتیو عناصر تولید شده و برای موجودات زنده بسیار خطرناک است.   این پرتوهای فوق‌العاده شدید از اشعه گاما توسط قدرتمندترین نوع انفجار ستاره‌ای یعنی یک فرانواختر (hypernova) تولید می‌شوند.   فرانواختر نسخه جذاب از یک ابرنواختر انفجار عظیم نور و انرژی در زمان انفجار یک ستاره ابر پر جرم  است؛ در زمان این انفجار، حجم انبوهی از پرتو گامای مضر با سرعت بسیار بالا به فضا پرتاب می شود.   این پرتوی مضر قادر به پاکسازی و استریل کردن جهان است و اگر در زمان تکامل یک جامعه روی دهد، در اینصورت شانس یافتن هوش فرازمینی در سیارات دیگر کمتر از حد تصورات قبلی خواهد بود که به این مسئله تناقض فرمی (Fermi paradox) گفته می‌شود.   باتوجه به درخشندگی بسیار زیاد، امکان مشاهده فوران‌های پرتو گاما از فواصل فوق العاده دورتر فراهم می‌شود. یک کهکشان منفرد، در هر 100 هزار تا یک میلیون سال یک انفجار داشته که در معیارهای کیهانی پدیده نادری محسوب می‌شود.   کهکشان راه‌شیری هرگز شاهد فوران‌های پرتو گاما نبوده و به احتمال زیاد یک فوران احتمالی در این کهکشان در فاصله 7500 سال نوری دورتر قرار دارد که فاصله ایمن برای زمین محسوب شده و در عین حال از درخشندگی کافی برخوردار است.       ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 10 Nov 2014 10:25:07 GMT http://migna.ir/vdcfeed0.w6demagiiw.html شهاب سنگی که جنگل‌ها را بارور کرد http://migna.ir/vdcfyyd0.w6detagiiw.html شهاب سنگی که باعث انقراض دایناسورها شد به نابودی گیاهان گلدار همیشه سبز نیز انجامید، اما گیاهان برگریز به علت سازگاری بیشتر با تغییرات سریع و شدید آب و هوایی باقی ماندند.به گزارش تسنیم به نقل از terradaily، شصت و شش میلیون سال پیش، یک جرم آسمانی به قطر تقریبی ده کیلومتر به شبه جزیره یوکاتان، واقع در مکزیک، با نیروی مخربه صد تراتن تی‌ان‌تی اصابت کرد و حفره‌ای به وسعت بیش از 150 کیلومتر به جای گذاشت.بسیاری از پژوهشگران بر این باورند بر اثر این رویداد مهیب، اتفاقات هولناکی در سراسر جهان به وقوع پیوست: سونامی‌های بزرگ، آتش‌سوزی‌های جنگلی، زمین‌لرزه‌های عظیم و انفجارهای آتشفشانی همگی دست در دست یکدیگر دادند تا نسل دایناسورها از میان برود و بستر حیات پستانداران مهیا شود، اما براستی چه بر سر گیاهانی آمد که دایناسورها از آنها تغذیه می‌کردند؟فرضیه‌های متفاوتی وجود دارد: بعضی از آنها تاکید دارند چنین رویداد سهمگینی، همه موجودات زنده روی زمین را بدون استثنا به نیستی محکوم کرد، اما در نقطه مقابل، فرضیه دیگری وجود دارد که معتقد است بعضی از گونه‌ها به علت داشتن ویژگی‌های سازش‌پذیر توانستند به حیات خود ادامه دهند.برای نمونه، مطالعات اخیر در دانشگاه آریزونا نشان می‌دهد شهاب سنگی که باعث انقراض دایناسورها شد به نابودی گیاهان گلدار همیشه سبز نیز انجامید، اما گیاهان برگریز به علت سازگاری بیشتر با تغییرات سریع و شدید آب و هوایی باقی ماندند.پژوهشگران از اصول بیومکانیک کمک گرفتند و با مطالعه فسیل نهاندانگان (گیاهان گلدار به استثنای مخروطیان) موفق شدند زیست بوم نوعی جمعیت گیاهی متنوع و رایج را طی یک دوره دو میلیون ساله که متاثر از تحولات عظیم زمین‌شناسی بود، بازسازی کنند.به این منظور، حدود هزار نمونه فسیل گیاهی متعلق به یک میلیون و 400 هزار سال آخر دوره کرتاسئوس و 800 هزار سال اول دوره پالئوژن مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌ها به منطقه‌ای در جنوب ایالت داکوتای شمالی مربوط بود که اواخر دوره کرتاسئوس، یک دشت سیلابی پست به حساب می‌آمد و کانال‌های متعدد رودخانه‌ای از آن رد می‌شد.شواهد حکایت از این دارد که در بازه زمانی ذکر شده، نهاندانگان برگریز که رشد سریعی داشتند جای همپایان همیشه سبز خود را که به کندی رشد می‌کردند گرفتند. اگر نگاهی به نهاندانگان همیشه سبز نظیر راج و پیچک بیندازید، متوجه می‌شوید آنها غالبا در سایه و به کندی رشد می‌کنند و برگ‌های تیره‌ای دارند. بعلاوه می‌بینید در سراسر جهان تعداد جنگل‌های پوشیده از گیاهان همیشه سبز چندان زیاد نیست، در حالی که گونه‌های برگریز فراوانی بیشتری دارند.به این ترتیب، پژوهشگران دریافتند نابودی گیاهان همیشه سبز تصادفی نبود، زیرا شیوه ذخیره‌سازی منابع غذایی در گیاهان تعیین‌کننده نوع عملکرد آنها در موقعیت‌های بحرانی است. بعد از برخورد شهاب‌سنگ، دمای هوا به علت انباشته شدن اتمسفر از گرد و غبار ناشی از اصابت به طرز چشمگیری پایین آمد. در نتیجه، گیاهان برگریز که رشد سریع‌تری داشتند و تغییرات آب و هوایی به نفع آنها بود گسترش یافتند و جای گیاهان همیشه سبز را گرفتند. گیاهان برگریز استراتژیک‌تر عمل کردند و بقای آنها تا امروز تضمین شد.      ]]> اخبار علمی و فناوری Fri, 03 Oct 2014 11:51:27 GMT http://migna.ir/vdcfyyd0.w6detagiiw.html یک سیاره دیگر به جمع شبیه‌ترین‌های زمین پیوست http://migna.ir/vdcdk90x.yt0k96a22y.html به گزارش ایسنا، محققان دانشگاه نیوساوت‌ولز در استرالیا با بررسی تغییرات ناشی از گرانش این سیاره در زمان حرکات ستاره میزبان موفق به شناسایی سیاره Gliese832c شدند. این کشف با استفاده از ابزار طیف‌نگار Echelle بر روی تلسکوپ Anglo-Australian در استرالیا، طیف‌نگار سیاره‌یاب کارنگی بر روی تلسکوپ ماژلان II در شیلی و طیف‌نگارHARPS تلسکوپ رصدخانه جنوبی اروپا در شیلی انجام شد. ابر زمین تازه کشف شده Gliese832c جرمی 5 برابر جرم زمین دارد، اما شرایط دمایی آن تقریبا شبیه سیاره ما بوده و و دارای تغییرات فصلی مشابه فصل‌های زمین است. این سیاره بیگانه در منطقه قابل سکونت ستاره Gliese832 در فاصله 16 سال نوری از زمین واقع شده است که فاصله مناسب برای داشتن آب به شکل مایع محسوب می‌شود؛ یک دور چرخش کامل این سیاره بدور ستاره میزبان 36 روز بطول می‌انجامد. ستاره میزبان (Gliese832) یک کوتوله قرمز، بسیار کم‌نورتر و سردتر از خورشید است، به همین دلیل سیاره Gliese832c انرژی ستاره‌ای معادل زمین دریافت می‌کند که باعث می‌شود این سیاره بیگانه در جمع سه سیاره شبه‌زمین جای بگیرد. ستاره Gliese832 میزبان سیاره بیگانه شبه‌مشتری به نام Gliese832b است که در سال 2009 شناسایی شد؛ سیاره Gliese832c نیز که به تازگی کشف شده است، به فهرست سیارات بیگانه قابل سکونت اضافه شده و این رقم به 23 سیاره افزایش پیدا کرد. ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 28 Jun 2014 10:57:19 GMT http://migna.ir/vdcdk90x.yt0k96a22y.html هسته اصلی ماه زمینی است + عکس http://migna.ir/vdcdko0x.yt0kj6a22y.html به گزارش باشگاه خبرنگاران، پژوهشگران آثاری از یک جهان دیگر را کشف کرده اند که بر اثر برخورد آن با زمین میلیاردها سال پیش کره ماه شکل گرفت. تجزیه سنگ هایی که توسط سرنشینیان فضاپیمای آپولو از کره ماه جمع آوری و به زمین منتقل شده آثاری از یک "سیاره" دیگر به نام تئا را نشان می دهد. پژوهشگران می گویند که کشف آثار به جا مانده از این سیاره نشان می دهد که فرضیه شکل گیری ماه بر اثر یک برخورد فضایی عظیم درست است. پژوهشگران می گویند: کشف آثار به جا مانده از این سیاره نشان می دهد که فرضیه شکل گیری ماه بر اثر یک برخورد فضایی عظیم درست است. این فرضیه علمی که از سالهای دهه ۱۹۸۰ پذیرفته شده معتقد است که سیاره ماه بر اثر تصادمی بین کره زمین و سیاره تئا و حدود چهار میلیارد و ۵۰۰ هزار سال پیش به وجود آمده است. نام تئا از یکی از خدایان افسانه ای یونان به عاریه گرفته شده که مادر سلنه خدای ماه تلقی می شد. این طور تصور می شود که سیاره تئا براثر برخورد با کره زمین از هم پاشیده و پس از ترکیب شدن بخش هایی از ذرات آن با ذراتی که از کره زمین جدا شده بود سیاره ماه شکل گرفته است. این ساده ترین توجیه برای نحوه پیدایش ماه است و شبیه سازی های کامپیوتری از تغییرات منظومه خورشیدی این فرضیه را تایید می کند. مشکل اصلی این فرضیه این بود که از زمان بازگشت فضاپیمای آپولو تاکنون پژوهشگران موفق نشده بودند آثار به جا مانده از سیاره تئا را روی سنگ های کره ماه پیدا کنند. ---- تمام پژوهش های قبلی اینطور نشان می دادند که منشاء همه سنگ های سطح کره ماه زمین است در حالیکه شبیه سازیهای کامپیوتری نشان می دادند که بخش اعظم مواد و جرم کره ماه باقی مانده های سیاره منهدم شده تئا است. به گفته دکتر دانیل هروارتز از دانشگاه گوتینگن آلمان و سرپرست این پژوهش، تاکنون هیچکس برای تائید فرضیه تصادم تئا با کره زمین شواهد قطعی پیدا نکرده بود. اما برخی می گویند که این تفاوت ممکن است محصول موادی باشد که بعد از شکل گیری ماه، کره زمین به سطح خود جذب کرده است. پروفسور الکس هالیدی از دانشگاه آکسفورد از جمله دانشورانی است که از تفاوت بسیار اندک بین ترکیب سنگ های ماه و کره زمین اظهار تعجب می کنند. دکتر دانیل هروارتز تفاوت سنگ های کره ماه با سنگ های کره زمین را براساس روشی سنجیده که ترکیب ایزوتوپی اکسیژن موجود در سنگ ها را اندازه گیری می کند و تناسب انواع اکسیژن موجود در آن را نشان می دهد. ما نمی دانیم که سیاره ماه به چه صورتی شکل گرفته است. ما به اعزام پژوهشگران به کره ماه نیاز داریم تا بتوانند سنگ ها را در اعماق آن سیاره بررسی کنند. پژوهش هایی که در مورد ترکیب مواد موجود درکره مریخ و یا اجرام آسمانی خارج از منظومه خورشیدی انجام شده، نشان داده است که تناسب این ترکیب در هر یک از سیارات و اجرام آسمانی متفاوت است و این معیار اکنون به یک شاخص یا اصطلاحا اثر انگشت برای تشخیص ترکیبات هر سیاره بدل شده است. یک فرضیه آلترناتیو و بحث برانگیز که از سوی پروفسور راب د مییر از دانشگاه گرونینگن هلند مطرح شده معتقد است که در یک مقطعی تحت تاثیر انباشت مواد رادیو اکتیو درعمق دو هزار و ۹۰۰ کیلومتری هسته زمین پوسته و قشاع این سیاره منفجر و به فضا پرتاب شده است و جرم کره ماه از به هم چسبیدن این ذرات شکل گرفته است. ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 19 Jun 2014 23:11:21 GMT http://migna.ir/vdcdko0x.yt0kj6a22y.html دستگیری ستارگان زمین‌خوار توسط دانشمندان http://migna.ir/vdcjhoe8.uqexazsffu.html به گزارش ایسنا، تعدادی از ستارگان خورشیدمانند زمین‌خوار هستند و در طول رشدشان مقادیر عظیمی از مواد صخره‌ای سازنده سیاره‌های خاکی مانند زمین، مریخ و ناهید را می‌بلعند. «تری مک»، دانشجوی نجوم دانشگاه واندربیلت، و تیم علمی‌اش مدلی ارائه داده‌اند که اثر چنین رژیم غذایی را روی ترکیب شیمیایی ستاره تعیین می‌کند؛ محققان از این مدل برای تحلیل یک جفت ستاره دوقلو بهره برده‌اند که هر دوی آن‌ها دارای سیاره‌های اختصاصی‌شان هستند. تری نشان داده که می‌توان مشخصه شیمیایی یک ستاره را به طور دقیق و عنصر به عنصر مدلسازی و چگونگی تغییر این ویژگی را توسط هضم سیارات زمین‌مانند تعیین کرد. این توانایی درک منجمان از فرآیند شکل‌گیری سیاره‌ای را به طور قابل‌توجهی افزایش داده و به تحقیقات بعدی با موضوع سیارات فراخورشیدی زمین‌مانند کمک خواهد کرد. دانشمندان حاضر جفت دوقطبی سیاره‌دار به نام‌های HD 20781 و HD 20782 را بررسی کردند. این جفت دوقطبی خاص نخستین جفت کشف‌شده هستند که در آن، هر دوی ستارگان دارای سیارات خاص خود هستند. یکی از آن‌ها دارای دو سیاره به اندازه نپتون بوده و دیگری یک سیاره به اندازه مشتری دارد. محققان دریافتند هر یک از این دوقلوها باید 10-20 جرم زمینی حاوی مواد صخره‌ای را برای تولید ویژگی‌های شیمیایی‌شان مصرف کرده باشند. به ویژه، ستاره دارای سیاره به اندازه مشتری، 10 زمین را بلعیده در حالی که ستاره دارای دو سیاره به اندازه نپتون 20 جرم به اندازه زمین را خورده است. یافته‌های جدید موید این نکته است که ترکیب شیمیایی یک ستاره و ماهیت سیستم سیاره‌اش به یکدیگر مرتبط هستند. جزئیات این مطالعه در مجله Astrophysical منتشر شد. ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 21 May 2014 11:48:49 GMT http://migna.ir/vdcjhoe8.uqexazsffu.html حیات در بزرگترین قمر "منظومه شمسی" + عکس http://migna.ir/vdcf1jd0.w6djeagiiw.html به گزارش باشگاه خبرنگاران، پژوهشگران مي گويند "گانيمد" بزرگترين قمر مشتري را رصد کردند. دانشمندان آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا مدعی‌اند گانیمد ، بزرگ‌ترین قمر مشتری شاید بر خلاف تصورات پیشین، دارای یک اقیانوس منفرد بزرگ نباشد بلکه از ساندویچی با لایه‌های متناوب یخ و آب ساخته شده باشد. تحقیقات جدید ناسا روی لایه های یخی گانیمد قمر مشتری نشان می دهد که زیر این لایه های یخی امکان حیات وجود دارد. بر اساس مدل‌های کامپیوتری درباره چگونگی عملکرد آب شور تحت فشار بالایی است که شاید در زیر بسته یخی"گانیمد"وجود داشته باشد و چنین موضوعی شانس یافتن حیات در جایی فراتر از زمین را در منظومه شمسی تقویت می‌کند. گانیمد نه تنها بزرگ‌ترین قمر مشتری بوده بلکه با داشتن قطری برابر با ۵۲۶۸ کیلومتر، بزرگ‌ترین قمر منظومه شمسی نیز به شمار می‌آید. با چنین اندازه‌ای، این جرم کیهانی نه تنها عظیم‌تر از ماه است بلکه اندکی از سیاره عطارد نیز بزرگ‌تر بوده و تمامی سطح آن از یخ پوشیده شده است. تیم علمی ناسا به دنبال بررسی دقیق چگونگی عملکرد آب روی گانیمد بر اساس ترکیب آن بود. با استفاده از آزمایش‌های انجام‌شده و مدلسازی کامپیوتری، آن‌ها دریافتند افزودن نمک آب را غلیظ‌تر می‌کند و این که آب در اقیانوس بی‌نهایت عمیق گانیمد، خود را در لایه‌های مختلف طبقه‌بندی می‌کند. بر اساس یافته‌های جدید، این اقیانوس مانند یک ساندویچ سازمان‌یافته‌ است و لایه‌های آن مبتنی بر شوری هستند و شورترین لایه‌ها در عمق وجود دارند و کم‌نمک‌ترین آن‌ها نیز در بخش فوقانی جای گرفته‌اند. ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 07 May 2014 18:00:24 GMT http://migna.ir/vdcf1jd0.w6djeagiiw.html ناسا پنجاه و سومین سالگرد سفر به فضا را جشن گرفت http://migna.ir/vdcbzab5.rhbaspiuur.html   به گزارش ایسنا، «یوری گاگارین» فضانورد شوروی سابق در 12 آوریل 1961 آغازگر سفرهای انسان به فضا بود؛ کمتر از یک ماه بعد ( 5 می 1961) «آلن شپرد» فضانورد آمریکایی نیز راهی فضا شد تا نام خود را بعنوان نخستین فضانورد آمریکایی ثبت کند.  «آلن شپرد» توسط کپسول مرکوری (Mercury-Redstone3) راهی فضا شد؛ در طول این پرواز که 15 دقیقه بطول انجامید، کپسول فضایی با سرعت 8262 کیلومتر به ارتفاع 187.5 کیلومتری بالای زمین رسید.  برخلاف پرواز «یوری گاگارین» که کاملا خودکار بود، «شپرد» برای نخستین‌بار هدایت یک فضاپیما را برعهده گرفت.  این سفر شروعی بر بیش از نیم قرن برنامه فضایی ناسا محسوب می‌شود که 8 سال بعد به گام نهادن انسان بر ماه و در ادامه به برنامه شاتل فضایی، ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) و اکتشافات در مریخ منجر شد.   تاریخچه سفرهای فضایی انسان: 12 آوریل 1961 – «یوری گاگارین» نخستین مسافر فضا 5 می 1961 – «آلن شپرد» نخستین فضانورد آمریکایی 15 ژوئن 1963 – «والنتینا ترشکوا» نخستین فضانورد زن 21 ژوئیه 1969 – «نیل آرمسترانگ» گام نهادن نخستین انسان بر سطح ماه 7 ژوئن 1971 – Salyut 1 نخستین ایستگاه فضایی سرنشین‌دار 12 آوریل 1981 – آغاز برنامه شاتل فضایی (STS-1)  20 نوامبر 1998 – آغاز ساخت ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) برای اقامت فضانوردان 15اکتبر 2003 - «یانگ لی‌وای » نخستین فضانورد چین   «آلن شپرد» نخستین فضانورد آمریکایی  تصویر تهیه شده از مدار زمین توسط «آلن شپرد» در سال 1961 ]]> اخبار علمی و فناوری Tue, 06 May 2014 15:52:54 GMT http://migna.ir/vdcbzab5.rhbaspiuur.html فيس بوك روي خط فرصت يا تهديد http://migna.ir/vdcjyye8.uqexxzsffu.html لايک جبراني!! «واااااي مثل هميشه خوشگل» ، «چقدر ناز افتادي توي اين عکس» « ناز بودي نازتر شدي عزيزم» «خرابتم رفيق»، «مي ترکي اگه لايکم نکني پسر».... يک عکس با يه ژست لوس، زيرش 50 نفر لايک کرده اند به همان تعداد هم نوشته هايي با اين نوع مضامين نوشته اند. حامد مي گويد: ديگر عضويت و فعاليت در فيس بوک جالب نيست،«خودماني بگم ديگه خز شده. طرف عکسش رو مي ذاره با ژستاي مسخره، آن وقت هر کي از راه مي رسه لايک مي کنه. نه اين که از آن عکس خوششان آمده، نه... يه کار جبرانيه، همه عکس همديگر را واسه جبران پاسخ دادن به محبت همديگر لايک مي کنن.» نسترن هم مي گويد: اوايل در فيس بوک با دوستانم در مورد موضوعات روز جامعه و يا حتي دنيا همفکري مي کرديم و به نوعي با هم تبادل اطلاعات داشتيم اما کم کم اين روند خوب تبديل شد به نوشتن چند تا جمله بي مزه، گذاشتن عکس هاي شخصي که به نظرم جاي طرح کردنش اصلا فيس بوک نيست. به همين خاطر ديگه خيلي وقته فيس بوکم را به روز نکردم و هيچ پستي نگذاشتم. آسيب هاي اجتماعي فيس بوکي اگر چه فيس بوک خيلي زود بين جوانان جا باز کرد اما بروز برخي آسيب ها باعث شد مسئولان به فکر برخورد سلبي و فيلتر کردن فيس بوک بيفتند. اين موضوع بيش از همه براي جوانان ايجاد نارضايتي کرد اما عملا واکنشي جدي را به دنبال نداشت. به ويژه آن که برخي از کارشناسان همواره اين نظر را مطرح کرده اند که اين شبکه ها مي توانند ايجاد کننده هر نوع آسيب اجتماعي باشند. به گفته يک آسيب شناس اگر چه شبکه هاي اجتماعي ابزاري براي برقراري ارتباط ميان افراد محسوب مي شوند و به کاربران اجازه مي دهند تا توليدات فرهنگي و فکري خود را در اختيار ديگران نيز قرار دهند اما به همان اندازه نيز خطرسازند. مجيد ابهري مي گويد: مهم  ترين عوارض عضويت در شبکه هاي اجتماعي جعل هويت و وارونگي آن است همان طور که در فيس بوک بسياري از افراد خود را با جنسيت دروغين به ديگران معرفي مي  کنند و بعضي از جوانان با باور کردن اين دروغ ها با پاي خود به دام آسيب هايي مي افتند که در اين شبکه مجازي در کمين اين افراد است. وي ادامه مي دهد: فيس  بوک همچنين مي تواند به تهاجم فرهنگي دامن بزند و جلوگيري از شکوفايي استعداد جوانان مهم  ترين فعاليتي است که در قالب تهاجم فرهنگي صورت مي گيرد. وي در مورد نقش فيس بوک در جامعه امروز مي گويد: شبکه هاي اجتماعي از قبيل وي چت، توئيتر، فيس بوک و يوتيوب شبکه هايي هستند که قدمت زيادي در جوامع دارند اما متاسفانه مثل بسياري از ابزارهاي ديگر، اين فناوري هم بدون بسترسازي فکري و فرهنگي، وارد جامعه ايران شده  است. فيس بوک! قانوني يا غير قانوني درست سال گذشته بود که عضويت تعدادي از وزيران و مسئولان ارشد دولت يازدهم در فيس بوک خبرساز و جنجالي شد. اين اقدام به ويژه در صفحه فيس بوک دکتر ظريف با استقبال زيادي از جانب مردم و از جمله جوانان مواجه شد و اين سوال مطرح شد که آيا مسئولان و مقامات مي توانند به شبکه هاي اجتماعي و سايت فيس بوک دسترسي داشته باشند و آيا اين کار غير قانوني نيست؟ مطابق با آن چه در قانون آمده است عضويت در شبکه هاي اجتماعي ازجمله فيس بوک جرم نيست اما از آن جا که اين سايت در کشور ما فيلتر شده است استفاده از فيلتر شکن براي دسترسي به اين سايت خلاف قانون است.به گفته کاظمي معاون مبارزه با جرايم پليس فتا براساس قانون جرايم رايانه اي موضوعي به اسم مجازات افراد به دليل عضويت در فيس‌بوک وجود ندارد و حتي اگر افراد از طريق فيس‌بوک اطلاعاتشان مورد سوء استفاده قرار گيرد و به دادسراي جرايم يارانه اي مراجعه کنند، شکايت آنان مورد پي گيري قرار مي گيرد اما هيچ گاه با اين افراد به عنوان متهم برخورد نمي شود و بر اين اساس عضويت در فيس بوک جرم نيست مگر آن که افراد بخواهند از اين فضا سوءاستفاده کنند.اين اظهارات در حالي است که به گفته دبير کارگروه تعيين مصاديق  محتواي  مجرمانه، محتواهاي مجرمانه فيس بوک زياد است و امکان تفکيک آن وجود ندارد. دبير کارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه در گفت وگو با نسيم مي گويد: فيس بوک داراي محتواهاي مجرمانه زيادي است که امکان تفکيک محتواي غيرمجرمانه از آن وجود ندارد. قاضي عبدالصمد خرم آبادي با اشاره به برخي مشکلات امنيتي و اجتماعي شبکه اجتماعي فيس بوک توضيح مي دهد: برخي مسئولان و حتي افراد غيرمسئول در حالي از رفع فيلترينگ اين شبکه سخن مي گويند که انگار از خطرات آن آگاه نيستند. وي مي افزايد: شبکه فيس بوک از ۲ لحاظ مشکل دارد، اولا در اين شبکه به دليل گستردگي محتواي مجرمانه، امکان تفکيک بين محتواي مجرمانه و غيرمجرمانه وجود ندارد ثانياً اين سايت به ابزاري براي جمع آوري اطلاعات توسط سازمان هاي جاسوسي آمريکايي و صهيونيستي بدل شده است. خرم آبادي با بيان اين که "مارک زوکر برگ" به عنوان مالک شبکه فيس بوک، يک شخصيت شناخته شده صهيونيست است، ادامه مي دهد: سازمان هاي مسئول صهيونيستي در دنيا، از وي به عنوان چهارمين شخصيت تاثيرگذار صهيونيست ياد مي  کنند. حضور وي در شصتمين سالگرد تاسيس رژيم صهيونيستي و همچنين بازديد شيمون پرز از دفتر مرکزي فيس بوک در آمريکا، به خوبي نشان دهنده نوع شخصيت مالک اين شبکه است. وي تصريح مي کند: اسناد فوق سري منتشر شده از سوي ژوليان آسانژ (متولي سايت ويکي ليکس) و اسنودن (جاسوس فراري آمريکا به روسيه) نشان مي دهد که سازمان هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا و اسرائيل، چگونه همه ارتباطات مردم دنيا را رصد کرده و آن را تحليل مي کنند به طوري که مي توان گفت، اهميت فيس بوک براي سازمان هاي امنيتي و جاسوسي کشورهاي غربي بيشتر از سفارتخانه هاي آنان است. دبير کارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه با تاکيد بر اين که اطلاعات شهروندان هر کشور جزو اسرار مهم هر کشور است، خاطرنشان مي کند: ارزش اين اطلاعات کمتر از انبارهاي مهمات نيست. شايد بتوان گفت اطلاعات يک يا چند شهروند به تنهايي ارزشي ندارد اما به طور حتم کسب اطلاعات جمع کثيري از مردم،  مي تواند ضربه  زننده باشد. وي همچنين از همه نخبگان در زمينه فناوري اطلاعات درخواست کرد تا مردم را با خطرات شبکه هاي اجتماعي خارجي آشنا کنند. زيرا جدا از بحث هاي امنيتي،  تاثيرات مخرب اجتماعي اين شبکه ها نيز قابل توجه است به طوري که نتايج ۲ تحقيق جداگانه نشان مي دهد که يک سوم طلاق ها در انگليس و يک پنجم طلاق ها در آمريکا تحت تاثير شبکه هاي اجتماعي رخ مي دهد. «آي تي من» هاي خلاق دست به کار شوند اما آيا نخبگان با ديدگاه هاي دبير کارگروه تعيين مصاديق محتواي مجرمانه و ممنوعيت آن ها به صرف توجه به مسائل امنيتي و تاثيرات مخرب اجتماعي موافق هستند؟ به گفته يک مدرس ارتباطات و استاد روابط عمومي الکترونيک هر پديده اي که با فناوري همراه است مضرات و محسناتي دارد و اين که تشخيص بدهيم يا پيش قضاوت کنيم که کدام يک از اين ها مضرات و يا کدام يک محسنات است، دقيقا به خود ما بر مي گردد. محمد سلطاني فر مي گويد: ما بايد اين فضا را به خوبي بشناسيم و بر اساس شناخت و سوادي که از اين حوزه پيدا مي کنيم آن را مورد بررسي قرار دهيم. وي ادامه مي دهد: معتقدم که اگر هر يک از اين پديده ها به خوبي مورد شناسايي و ارزيابي قرار نگيرد قطعا مي‌تواند تبديل به يک تهديد بشود، اما اگر ابعاد مختلف هر پديده اطلاعاتي را به خوبي بشناسيم و بدانيم چگونه مي توانيم منافع خودمان را به وسيله آن محقق کنيم مي تواند به عنوان يک فضاي کاملا قابل استفاده با محسنات بسيار بالا باشد. وي ادامه مي‌دهد: فيس بوک هم به همين شکل است؛ اگر فضايمان را صرفا بدون در نظر گرفتن اطلاعات و امکاناتي که در آن است دنبال کنيم، قاعدتا نگاه دقيق و کارشناسانه اي نخواهيم داشت، از اين رو نگاه ما بايد همراه با اطلاعات و شناخت کافي باشد تا بتوانيم نسبت به فضاهاي مختلف تصميم گيري کنيم.وي خاطرنشان مي کند: متاسفانه اين پديده در ابتدا بدون شناخت، مورد هجمه و هجوم قرار گرفت و در نهايت نتوانست آن گونه که بايد و شايد کاربرد خود را در زمينه‌هاي مختلف به ما نشان بدهد. همين عامل تهديد کننده هم باعث شد که ما حدود و ثغور آن را نشناسيم و اين مسئله به دست کساني بيفتد که از آن استفاده غير مشخص کردند. اين اتفاقات شرايطي را به وجود آوردکه فيس‌بوک تبديل به يک امکان بسيار ضعيف و يک عنصر تهديد شد.يک کارشناس امور فرهنگي و استاد دانشگاه نيز در اين باره معتقد است: ما مي توانيم به اين موضوع دو رويکرد داشته باشيم، يا به صورت يک رسانه به آن نگاه کنيم و يا به عنوان يک فرصت ارتباط اجتماعي. دکتر اميني مي‌گويد: نگاه به اين موضوع به عنوان يک فرصت اجتماعي مضرات قابل ملاحظه اي خواهد داشت، چرا که قابل کنترل نيستند يا سخت کنترل مي شوند و هر کسي با ديدگاهي خاص وارد آن مي شود. از اين فرصت بسياري از شبکه هاي مادر که به سازمان‌هاي غربي يا اطلاعاتي يا تبليغات غربي وصل هستند، سوءاستفاده مي کنند. حتي اگر در آن سهمي را براي ما به عنوان بازيگر قرار دهند. البته اين سهم را در آن شبکه اجتماعي به عنوان يک سهم فعال قرار نمي‌دهند بلکه با شناسايي نشاني ها، عکس ها و ارتباطات، به نوعي تمايلات جامعه را مورد سنجش قرار مي دهند و در مورد آن برنامه ريزي مي کنند. از اين نگاه، باور ما اين است که شبکه هاي اجتماعي ايجاد شده در فضاي مخابراتي شبکه هايي هستند که تحت مديريت عده اي خاص با سرمايه گذاري خاص شکل مي گيرند، از اين ديد شايد ورود در اين جريان بايد با ملاحظاتي همراه باشد و دولت ها سينه چاک وارد اين قضايا نشوند و براي ورود به اين حيطه ملاحظات لازم را انجام دهند. اين کارشناس مسائل فرهنگي خاطرنشان مي کند: اما اگر به اين مقوله به عنوان يک رسانه نگاه کنيم قاعدتا بايد قوانين و مقررات حاکم بر رسانه بر آن حاکميت کند.سوءاستفاده هايي که اکنون از اين مقوله مي شود به همين دليل است که گاهي به عنوان رسانه طرح مي‌شود اما به عنوان يک رسانه، مديريت و قانون مندي و هدفمندي بر آن حاکم نيست. وي تاکيد مي‌کند: اين نوع شبکه ها مي توانند يک رسانه کارآمد باشند اما شرط و شروطي براي آن ها متصور است. از جمله اين که بستر بومي داشته باشد و بر آن ها قوانين حاکم باشد. علاوه بر اين ما مي توانيم با بستر خودمان فرصت هايي مثل فيس بوک و مانند آن ايجاد کنيم. امروزه خلاقيت هاي جوانان و «آي تي من» هاي ما به اندازه اي است که مي توانند فرصت ها را تعريف و براي ساختارهاي مخابراتي زمينه سازي و آينده نگري کنند. حتي برخي از کشورهاي هم پيمان و همراه و هم ايده مي توانند طي چارچوبي اين فرصت ها را ايجاد کنند. به عنوان مثال ما مي توانيم با کشورهايي مانند مالزي و بعضي از کشورهايي که به نوعي رعايت مسائل فرهنگي و اجتماعي و سياسي آن ها با ما تشابه دارد به منظور قدرتمند شدن در يک عرصه بزرگ فعاليت کنيم ضمن آن که ساختارهاي رسمي ما مي توانند از اين مسئله به عنوان يک فرصت براي شبکه اجتماعي داخلي بهره‌برداري کنند. زمان بازنگري در قانون استفاده برخي مسئولان نظام از فيس بوک و مخاطب قرار دادن مردم از طريق اين رسانه و در مقابل ممنوعيت استفاده از اين شبکه اجتماعي اکنون اين سوال را در ذهن مردم و به ويژه جوانان ايجاد کرده است که مفهوم اين دوگانگي رفتاري در يک مقوله مشترک چيست؟ آيا اين رفتار متناقض نمي‌تواند شرايط استفاده از اين ابزار را با مشکل بيشتري مواجه کند؟ سلطاني فر در اين خصوص معتقد است که دوگانگي رفتاري ممنوعيت قانوني فيس بوک و استفاده همزمان مسئولان، بر کاربردهاي مثبتي که اين رسانه مي تواند داشته باشد تاثير بسيار زيادي دارد چرا که مردم نمي توانند تکليف خود را در برخورد با اين مسئله به خوبي مورد شناسايي قرار دهند. اين مدرس روابط عمومي الکترونيک تاکيد مي کند: ما بايد در برخورد با همه پديده ها و فناوري ها روندي يک سويه را به عهده بگيريم. وي خاطرنشان مي کند: البته اين نوع برخورد مسئولان و گرايش آن ها به استفاده از فيس بوک به نوعي مخالفت با روندي است که در فرآيند اين قوانين شکل مي گيرد و توجه دادن به اين نکته است که قانون بايد تغيير کند. وي مي افزايد: اين مسئولان امکاناتي که از اين طريق در اختيار آن ها قرار مي گيرد را به خوبي شناخته اند و به همين دليل حاضر نيستند از اين ابزار به راحتي عبور کنند. سلطاني فر با بيان اين که اکنون زماني است که بايد در روند قانون بازنگري صورت گيرد، مي گويد: سال هاي پيش قانوني به حوزه ويدئو تحميل شد که همان زمان به نظر اقدامي صحيح مي آمد. اما اکنون اگر چه ممنوعيت ويدئو وجود دارد ولي خود ويدئو از رده خارج شده است. از اين رو اگر ما خودمان را با پديده هاي امروز تطبيق ندهيم دچار مشکلات عديده تعارض با قانون مي شويم. فيس بوک حريم شخصي نيست اما برخي از کاربران اينترنت و مشتري هاي شبکه هايي مانند فيس بوک معتقدند، از آن جا که اين فضاي اجتماعي حريم خصوصي به حساب مي آيد، دولت نبايد براي آن ها ايجاد مشکل کند و يا با اقداماتي دسترسي آن ها را به اين حريم خصوصي با مشکل مواجه کند. اما سلطاني فر برخلاف اين ديدگاه فيس بوک را فضاي خصوصي نمي داند و توضيح مي دهد: فيس بوک فضايي عمومي است. البته اگر چه اين شبکه اجتماعي، در برخي از موارد خصوصي مي‌شود اما وقتي در اختيار عموم قرار مي گيرد، ديگر حالت خصوصي ندارد. وي البته تاکيد مي کند: به هر صورت در مورد هيچ کدام از اين موارد چه خصوصي و چه نيمه خصوصي، دولت حق ورود ندارد. اميني نيز در اين خصوص معتقد است که وقتي اطلاعات اين وب سايت اجتماعي در معرض ديد قرار مي گيرد، از فرآيند شخصي بودن خارج مي شود. اين کارشناس فرهنگي مي‌افزايد: اين چه امکان شخصي است که افراد و گروه‌هاي ديگر هم مي توانند از آن استفاده کنند و در منظر جمعيت قرار مي گيرد! وي با طرح اين سوال که چرا بعضي از فرصت هاي رسانه اي ما که در دنيا فعال بود، تعطيل شد؟ مي گويد: اين امر نتيجه اثراتي بود که ما، در بعضي از کشورها به جا مي گذاشتيم. چرا شبکه سيماي فرانسوي و اسپانيايي ما توسط ماهواره هاي آن ها کنترل و قطع شد؟ اين يک دعواي حقوقي نبود بلکه يک اثرگذاري بود. هيچ دولت و حکومتي حاضر نيست آثار و تبعات يک فرهنگ و قدرت بيگانه در جامعه او نفوذ کند. وي مي افزايد: البته وظيفه اي برعهده دولتمردان است. آن ها بايد فرصت و بستر بومي استفاده از اين ابزار و شبکه ها را فراهم کنند تا بتوانيم در فرآيند ارزش هاي خودمان استفاده کنيم و اين کار را بايد با هر هزينه اي انجام بدهيم، در غير اين صورت صرفا با نهي کردن نمي‌توانيم جلوي اين کار را بگيريم. اميني همچنين با بيان اين که شبکه اجتماعي نيازمند مديريت است مي گويد: از آن جا که سازمان دهي و مديريت در سطح کلان است و بودجه مي خواهد، پس بايد از پشتوانه اي رسمي برخوردار باشد. البته نمي‌توان توقع داشت که همه کارها به عهده دولت باشد اما به هر حال دولت بايد وارد شود. وي مي افزايد: تاکنون هيچ کدام از دولت هاي جمهوري اسلامي نتوانسته اند در فرهنگ سازي تحول جدي ايجاد کنند و اين مسئله يک آسيب شناسي جدي مي‌خواهد. وي تصريح مي کند: اگر نخبگان، فعالان و فرهيختگان کشور از طرف دولت پشتيباني شوند ما مي توانيم زمينه ها و فرصت هاي لازم را براي تاثير بر جامعه خودمان ايجاد کنيم. به هر صورت فيس بوک يکي از مشهورترين شبکه هاي اجتماعي است و در کشورهاي توسعه يافته افراد در اين شبکه هاي اجتماعي با هويت حقيقي خود وارد مي شوند و به همين دليل آسيب هاي اجتماعي به مراتب کمتر متوجه جامعه مي شود اما در کشور ما اين فضا به گونه ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد و افراد با هويت مجازي وارد آن مي شوند و در برابر پيام هايي که مي فرستند هيچ تعهدي ندارند. بنابراين اگر قرار است که از شبکه هاي اجتماعي استفاده مطلوب ببريم بايد اين شبکه ها بومي  شوند و افراد با شناسنامه مشخصي وارد فضاي اين شبکه ها شوند و در صورت تخلف در برابر قانون مشخصي پاسخ گو باشند در غير اين صورت، هويت هاي مجازي همواره فضاهاي شبکه هاي اجتماعي و فيس بوک را به عرصه تهديد تبديل خواهد کرد. خراسان ]]> اخبار علمی و فناوری Tue, 22 Apr 2014 15:20:32 GMT http://migna.ir/vdcjyye8.uqexxzsffu.html ستارگان نمکی‌تر عمر کمتری دارند! http://migna.ir/vdcdoo0x.yt0sf6a22y.html به گزارش ایسنا، «سیمون کمپبل» از محققان اخترفیزیک دانشگاه موناش با استفاده از نتایج مطالعات منتشر شده در دهه 1980 میلادی، تحقیقاتی را آغاز کرد که 9 سال بطول انجامید. مطالعات قبلی که از داده‌های با کیفیت پایین استفاده کرده بودند، تفاوتهای احتمالی بین جمعیت ستارگان را در خوشه ستاره‌ای NGC6752 در فاصله 13 هزار سال نوری توصیف می کردند؛ این مطالعات نظریه‌ای در خصوص خوشه‌های کروی مطرح می‌کنند که نشان می‌دهد، بسیاری از ستارگان در گروه‌های ستاره‌ای دارای تاریخچه تکاملی مشابه هستند. یک گروه از محققان چند ملیتی از کشورهای استرالیا، آلمان و دانمارک به رهبری «کمپبل»، مطالعه‌ای انجام دادند که مشاهده سدیم با استفاده از تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT)‌ شیلی را تأیید می‌کند و اکنون محققان بدنبال یافتن اهداف نجومی بیشتر برای کشف علت این پدیده هستند. «کمپل» تأکید می‌کند: تست سدیم یک ردیاب ایده آل محسوب می‌شود، چراکه این ستارگان کم جرم از گرمای کافی برای تحت تأثیر قرار دادن فراوانی سدیم خود برخوردار نیستند. خوشه ستاره‌ای NGC6752 سومین خوشه درخشان است که از زمین و با چشم غیر مسلح قابل مشاهده بوده و بارها مورد مطالعه قرار گرفته است؛ این خوشه جنوبی نخستین بار در سال 1826 توسط «جیمز دانلوپ» فهرست بندی شد. با توجه به نزدیک بودن و وجود گرد و غبار در اطراف این خوشه ستاره‌ای، محققان این خوشه را برای بررسی سدیم مورد مطالعه قرار دادند. نمونه‌ای از 100 ستاره این خوشه که احتمالا دارای یک میلیون ستاره در مرزهای خود است، مورد بررسی قرار گرفت که نتایج رصدهای قبلی را تأیید می‌کند؛ بر این اساس 30 درصد از ستارگان در هر مرحله از حیات دارای مقادیر کم سدیم هستند. محققان بدنبال انجام رصدهای بیشتر در خوشه‌هایی مانند M2‌ و M5‌ با استفاده از داده‌های تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT)‌ برای یافتن نشانه‌های بیشتر سدیم هستند؛ خورشید نیز بدلیل دارا بودن مقادیر کم سدیم در ترکیبات خود، احتمالا عمر طولانی خواهد داشت. نتایج مطالعه کشف سدیم در این خوشه ستاره‌ای در مجله Nature‌ منتشر شده است. ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 30 Mar 2014 09:26:20 GMT http://migna.ir/vdcdoo0x.yt0sf6a22y.html چرا ستاره‎ها چشمک می‎زنند؟ http://migna.ir/vdciu3ar.t1arq2bcct.html هنگامی که ستاره‎ها پیوسته در شب می‎درخشند، ما نیز گاهی اوقات کنار پنجره می‎نشینیم تا به آسمان بالای سرمان اندکی نگاه کنیم. ستاره‎های بسیار کوچک که در آسمان بالای سرمان چشمک می‎زنند، حتی بدون استفاده از هیچ وسیله‎ای نیز لذتی را برای چشمان ما به ارمغان می‎آورند، چه برسد به این که از تلسکوپ‎ها و دوربین‎های دو چشمی نیز جهت دیدن آن‌ها استفاده نماییم. آسمان شب مانند یک بوم نقاشی بزرگ به نظر می‎رسد، گویی که با آبی مایل به ارغوانی روشن رنگ آمیزی و با نقطه‎های سفید روشن طرح دار گشته است در حالی که این نقاط سفید رنگ، چشمک می‎زنند و می‎درخشند تا تمام آسمان را روشن نمایند. چرا ستاره‎ها چشمک می‎زنند؟ در واقع چشمک زدن ستاره‎ها، یک پدیده‎ی علمی به حساب می‎آید که به عنوان سوسوزنی نجومی یا سوسوزنی اختری نیز شناخته می‎گردد. سوسوزنی یک اصطلاح عمومی به شمار می‎رود که به منظور توصیف تغییرات سریع در درخشندگی قابل رؤیت یا رنگ یک شیء درخشان در دور دست، هنگامی مورد استفاده قرار می‎گیرد که از میان جو کره‎ی زمین مشاهده می‎گردد. حرکت باد، هوای متلاطم و درجه‎ی حرارت متغیر در جو کره‎ی زمین، برخی از آن عوامل اصلی به شمار می‎روند که نقشی را در شکست پرتوهای نوری ایفا می‎نمایند. به منظور درک این پدیده، نخست باید برخی از مفاهیم اساسی را در علم نجوم بدانید. ستاره‎ها نور را به صورت پرتوهای نوری از خود ساطع می‎کنند. آن‌ها برای ما، قابل رؤیت می‎باشند، به دلیل آن که این پرتوهای نوری از میان چند لایه از اتمسفر که زمین را احاطه می‎نماید، سفر می‏کنند. جو کره‎ی زمین از چند لایه‎ از گازها ساخته می‎شود که در میزان چگالیشان متفاوت می‎باشند. بنا بر این، هنگامی که پرتوهای نوری که ستاره‎ها از خود ساطع می‏نمایند، از میان اتمسفر حرکت می‏کنند، پرتوهای نوری ذکر شده دچار شکست می‎شوند، به عنوان مثال، آن‎ها خم می‎گردند. درجه‎ی شکست بستگی به چگالی اتمسفر دارد. به دلیل وجود چند لایه‎ برای چگالی‎های مختلف، این پرتوهای نوری ساطع شده به صورت تصادفی چند بار و در جهت‎های تصادفی دچار شکست می‎گردند. این مورد منجر به اثر "چشمک زدن" می‏گردد که صرفاً تفسیری از پرتوی شکسته شده توسط چشم ما به شمار می‎رود. اثر مربوط به پدیده‌ی سوسوزنی نجومی همیشه در نزدیکی افق واضح‎تر از نزدیکی سمت الرأس می‌باشد. این موضوع به این سبب می‎باشد که ستاره‎های نزدیک به افق ظاهراً بیشتر چشمک می‎زنند زیرا آن‎ها باید از یک فاصله‎ی طولانی‎تری از جو کره‌ی زمین سفر نمایند. بنا بر این، دورترین ستاره‎ها به علت شکست بیش از حد در پرتوهای نوری، ظاهراً حداکثر چشمک زدن را به نمایش می‎گذارند. چنان چه در مورد این که چرا سیاره‎ها معمولاً چشمک نمی‎زنند، کنجکاو هستید، پس باید بدانید که سیاره‌ها نسبتاً به زمین نزدیک‎تر می‎باشند. بنابراین، چشمک زدن آن‌ها به دلیل فاصله‎ی کوتاه‎ترشان از کره‌ی زمین، قابل مشاهده نیست و این بدان سبب می‎باشد که در این فاصله‎ی کوتاه‎تر، تنها فضای اندکی برای شکست قابل رؤیت موجود می‎باشد یا حتی گاهی اوقات هیچ فضایی در این بین برای شکست نور وجود ندارد. تألیف و ترجمه: حمید وثیق زاده انصاری ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 10 Mar 2014 13:12:26 GMT http://migna.ir/vdciu3ar.t1arq2bcct.html با چه سرعتی در حال چرخش حول محور زمین هستیم؟ http://migna.ir/vdciwqar.t1ar52bcct.html به گزارش ایسنا، سرعت چرخش هر منطقه حول محور زمین معمولا بین 0 تا 1689 کیلومتر در ساعت متغیر است؛ بطور مثال کشوری نزدیک به خط استوا با سرعت 40 هزار کیلومتر در روز و انگلیس با سرعت 965 کیلومتر در ساعت حول محور زمین در حال چرخش است. برای تعیین سرعت، فاصله هر نقطه بر 23 ساعت و 56 دقیقه و چهار ثانیه تقسیم می‌شود تا عدد 1689 کیلومتر در ساعت بدست ‌آید. سپس بوسیله ضرب سرعت در خط استوا توسط کسینوس عرض جغرافیایی در هر نقطه، سرعت با توجه به چرخش محاسبه می‌شود. تغییرات در سرعت چرخش حول محور زمین به ارتفاع هر منطقه بستگی دارد، اما این اثر در تعیین سرعت چرخش تقریبا جزئی است. تعیین سرعت چرخش حول محور زمین ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 27 Feb 2014 17:57:28 GMT http://migna.ir/vdciwqar.t1ar52bcct.html اثر گلخانه اي چیست؟ +تصاویر http://migna.ir/vdcdfx0x.yt0x56a22y.html تا حالا تو تابستان سوار اتومبیلی که تو آفتاب مونده شدید؟ چرا اینقدر داخل اتومبیل گرمه در حالیکه هوای بیرون به آن گرمی نیست؟ تا حالا توی زمستان داخل یک گلخانه رفته اید؟ با اینکه هوای بیرون سرد است هوای داخل گلخانه بنظر گرمتر می آید. علت اینها را می توان در پدیده ای دانست که به آن اثر گلخانه ای می گویند. اشعه خورشید وارد گلخانه می شود. با گیاهان و خاک که تیره است برخورد کرده و قسمتی از آن جذب آنها می شود. حال آنها انرژی جذب شده را می توانند دوباره تابش کنند، اما بصرت اشعه فروسرخ(اشعه با طول موج بلندتر). اینطوری انرژی به تله می افتد. چون اشعه فرو سرخ از شیشه ( یا پلاستیک) نمی تواند عبور کند. برای همین گلخانه گرم شده دمای آن بالا می رود. این اتفاق برای زمین هم می تواند بیافتد. هرچه میزان گازهای گلخانه ای مانند دی اکسید کربن در هوا بیشتر باشد، اثر گلخانه ای شدیدتر است.-گرم شدن زمين يعني چه؟ مي‌دانيم كه كره زمين به طور طبيعي در اثر تابش خورشيد گرم مي‌شود، اما اينجا منظور ما از گرم شدن زمين، پديده ديگري است.اين پديده نسبتا جديد عبارت است از تغيير دماي زمين در اثر فعاليتهاي بشري كه با تغييرات طبيعي آن فرق دارد. در طول 100 سال گذشته، كره زمين به طور غيرطبيعي 4/0 درجه سانتيگراد گرمتر شده كه اين موضوع دانشمندان را نگران كرده‌است. آنها حدس مي‌زنند فعاليت‌هاي صنعتي در ايجاد اين مشكل بسيار موثر است و به گرم شدن كره زمين كمك مي‌كند. منظور از«گرم شدن زمين» افزايش ميانگين دماي زمين است. «تغيير آب و هوا» در اثر اين افزايش دما به وجود مي‌آيد. گرم شدن زمين موجب تغيير الگوي بارش، افزايش سطح آب درياهاي آزاد و كاهش سطح آب درياچه‌ها و تاثيرات وسيع بر گياهان، حيات وحش و انسانها مي‌شود. اثر گلخانه اي چيست؟ گازهاي گلخانه اي چه گازهايي هستند؟ به مجموعه‌اي از گازها كه مقداري از انرژي خورشيد را در جو زمين نگه مي‌دارند و باعث گرم شدن جو مي‌شوند‍‍، گازهاي گلخانه‌اي مي‌گويند. گازهای گلخانه‌ای نامی آشنا برای اغلب ماست. اگر از ما بخواهند که نام یکی از این گازها را بر زبان بیاوریم، این نام احتمالا دی‌اکسید کربن خواهد بود. تقریباً همه کسانی که با اصطلاح "گازهای گلخانه‌ای" آشنا هستند، دی‌اکسید کربن را به عنوان معرف این گروه از گازها می‌شناسند. البته این دیدگاه نادرست هم نیست، اما دی‌اکسید کربن تنها یکی از گازهای گلخانه‌ای است که انسان تولید می‌کند. بخار آب(H2O)، دي اكسيدنيتروژن یا گاز خنده (NO2)، دي اكسيدكربن (CO2) ، متان (CH4) و ازت گازهاي گلخانه‌اي اصلي هستند. اگر اين گازها در جو نبودند، انرژي گرمايي خورشيد مجددا به فضا بر مي‌گشت و به اين ترتيب هواي زمين 33 درجه سانتيگراد سردتر از الان مي‌شد. اثر گلخانه‌اي به افزايش دماي كره زمين در اثر وجود گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين گفته مي‌شود. آيا مي دانيد چرا به اين گازها، گازها‌ي‌ گلخانه‌اي مي‌گوييم؟ این گازها به این دلیل گازهای گلخانه‌ای نامیده می‌شوند که فضای گلخانه‌ها را در اطراف زمین ایجاد می‌کنند. در گلخانه‌ها نور خورشید وارد محیط می‌شود اما به دلیل جداره شیشه‌ای، بخشی از آن دوباره به درون گلخانه برمی‌گردد. به این ترتیب فضای داخل گلخانه از بیرون گرمتر می‌شود. در جو زمین هم اتفاق مشابهی روی می‌دهد. وقتی اشعه‌های خورشید به سطح زمین می‌رسند، بخشی از آنها جذب می‌شود و سطح زمین را گرم می‌کند، زیرا سطح زمین بسیار سردتر از خورشید است. در نتیجه امواج را با طول موج بلندتری نسبت به خورشید منتشر می‌کند. اشعه‌های خورشید هم پس از برخورد با زمین با طول موج بلندتری منتشر می‌شوند. از طرف دیگر جو زمین امواج با طول موج بلندتر را راحت‌تر جذب می‌کند. به این ترتیب این امواج بازگشتی از زمین جذب اتمسفر می‌شود. جذب این امواج سبب گرم شدن جو می‌شود. این عمل به خودی خود مضر نیست. اما زمانی که گازهای گلخانه‌ای در سر راه این امواج بازگشتی قرار می‌گیرند، مضرات بیشتر می‌شود. نقش اثر گلخانه‌ای طبیعی در تعادل گرمایی زمین این واقعیت که سیاره زمین با لایه ضخیمی از یخ پوشیده نشده است، به‌علت نقش طبیعی اثر گلخانه‌ای است. سطح زمین همان اندازه که با انرژی دریافتی از خورشید گرم می‌شود، با مکانیسم اثر گلخانه‌ای نیز گرم می‌شود. نقش جو برای زمین همانند پتو می‌باشد که در فضایی که پوشش می‌دهد مقداری از گرمای آزاد شده از جسم را حفظ می‌کند و باعث افزایش دما می‌شود. چنانچه جوی در کار نبود و دمای میانگین سطح زمین حدود بود. در حالیکه به خاطر وجود جو و اثر گلخانه‌ای ، این دمای میانگین می‌باشد. اثر گلخانه‌ای افزوده پدیده‌ای که دانشمندان محیط زیست را نگران می‌کند، اثر گلخانه‌ای طبیعی نیست، بلکه پدیده‌ای به نام اثر گلخانه‌ای افزوده می‌باشد که با افزایش غلظت گازهای کم مقدار در هوا که IR گرمایی را جذب می‌کنند، سبب می‌شود. مقدار بیشتری از انرژی IR گرمایی منتشره مجددا به سمت زمین هدایت شود و از این راه میانگین دمای سطح زمین از است، مانند اینکه چند پتو را روی هم بیاندازیم. آيا شما تا حالا يك گلخانه ديده ايد؟ گلخانه يك اتاق شيشه‌اي است كه نور خورشيد از شيشه‌هاي آن به داخل مي‌تابد و هواي گلخانه را گرم مي‌كند. اما شيشه‌هاي گلخانه اجازه نمي‌دهند كه اين هواي گرم از گلخانه خارج‌شود. جو يا هوايي كه در اطراف ماست، شبيه يك گلخانه است. گازهاي گلخانه‌اي در جو درست مثل شيشه‌هاي گلخانه عمل مي‌كنند. نور خورشيد پس از عبور از لايه‌هاي گازهاي گلخانه‌اي وارد جو زمين مي‌شود. زماني كه نور خورشيد به سطح زمين مي‌رسد، مقداري از انرژي گرمايي آن توسط خاك، آب و ساير موجودات جذب مي‌شود. مقداري هم در جو زمين مي‌ماند و باقيمانده آن به فضا برمي‌گردد. اگر مقدار گازهاي گلخانه‌اي در جو از حد طبيعي آن بالاتر باشد، انرژي كمتري به فضا برمي‌گردد، در نتيجه جو زمين گرم تر مي‌شود و به دنبال آن دماي كره زمين بالا مي‌رود. اثر گلخانه‌اي، كره زمين را به اندازه‌اي گرم نگه مي دارد كه ما انسان ها بتوانيم بر روي آن زندگي كنيم. اما اگر اثر گلخانه اي شدت يابد، ممكن است دماي زمين به قدري زياد شود كه ما و بقيه گياهان و جانوران نتوانيم گرماي آن را تحمل كنيم. تغيير آب و هوا يعني چه و اثرات آن چيست؟ اصلا «هوا» و «آب و هوا» با هم چه فرقي دارند؟ هر وقت آسمان صاف باشد و گرماي ملايمي به ما برسد و باد به شدت نوزد، مي گوييم هوا خوب است. هر وقت آسمان گرفته باشد، باد تند بوزد يا برف و باران ببارد و ما را دچار زحمت كند، مي گوييم هوا بد است. معمولا اخبار هواشناسي ما را از چگونگي وضع هوا آگاه مي‌سازد. هواي برخي مناطق كره زمين معتدل است، يعني باران به اندازه كافي مي بارد و هوا زياد گرم يا سرد نمي‌شود. هواي بعضي جاها سرد است يعني برف مي‌بارد و دماي هوا سرد مي‌شود. جاهايي هم هست كه بسيار گرم و خشك است. هر كدام از اين جاها يك نوع آب و هوا دارد. براي تعيين آب و هواي هر منطقه، تغييرات دماي هوا و مقدار باران و برف را در طول سال اندازه گيري مي‌كنند. شما هم مي‌توانيد اندازه تغييرات دماي هوا و مقدار باران و برف را در محل سكونت خودتان به دست آوريد. اما براي اين كه آب و هواي جاهاي گوناگون را بشناسيم، بايد اين مقادير را چندين سال پشت سرهم اندازه گيري كنيم. در نقشه ايران، جاي شهرهاي بابلسر، شهركرد، بندرعباس و طبس را پيدا كنيد. آب و هواي هر يك از اين شهرها نمونه آب و هواي يك ناحيه از كشور ماست. در حال حاضر شرايط آب و هوايي جاهاي مختلف در اثر گرم شدن كره زمين در حال تغيير است. مثلا شهري مثل تهران را در نظر بگيريد، تهران در نزديكي رشته كوه البرز قرار دارد. بنا به تعريف آب و هوا، تهران بايد هواي سرد باراني يا برفي داشته باشد، اما مي‌بينيد كه به علت تغيير آب و هوا، از هواي سرد باراني يا برفي چندان خبري نيست! انسانها چگونه آب و هوا را تغيير مي‌دهند؟ شايد باور نكنيد كه انسان ها هم مي‌توانند آب و هواي زمين را تغيير دهند. دانشمندان مي‌گويند اكثر فعاليت‌هاي انسان‌ها گاز گلخانه‌اي توليد مي‌كند. پس از انقلاب صنعتي و اختراع انواع ماشين آلات صنعتي، انسانها بافعاليت هاي كشاورزي و صنعتي چهره زمين و آب و هواي آن را دگرگون ساختند. با شروع انقلاب صنعتي روش زندگي مردم عوض شد. قبل از آن مقدار گازهاي گلخانه اي در جو كم بود، اما با رشد جمعيت و افزايش استفاده از نفت و زغال سنگ تركيب گازهاي اتمسفر نيز تغيير كرد. بطوريكه در حال حاضر، غلظت گازهاي گلخانه اي از حدود 270 واحد به 367 واحد رسيده است. ما براي انجام كارهاي خود به انرژي نياز داريم و اين انرژي را از غذا تامين ‌مي‌كنيم. همچنين براي روشنايي و گرم كردن خانه‌هايمان به انرژي نياز داريم. اتومبيل‌ها براي حركت به سوخت نياز دارد. ماشين‌هاي صنعتي نيز به انرژي نياز دارند. اكثر انرژي‌هاي لازم براي موارد فوق به طور مستقيم يا غير مستقيم از سوخت‌هاي فسيلي مثل نفت و گاز و زغالسنگ بدست مي‌آيد.اينهاسوختهايي هستند كه سوزاندن آنها گاز گلخانه‌اي آزاد مي‌كند!!! با افزایش میزان آلاینده‌های جوی و پدید آمدن اثر گلخانه‌ای ، دانشمندان پیش‌بینی کرده‌اند که میانگین دمای هوا در نتیجه افزایش میزان دی‌اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه‌ای ، به اندازه چند درجه افزایش خواهد یافت و این افزایش دما ، روی آب و هوا ، محیط زیست و اکوسیستم‌های مختلف کشورهای جهان تأثیر خواهد گذاشت. دانشمندان معتقدند که گرم شدن کره زمین از مدتها پیش در جریان بوده است و بطور عمده ، علت افزایش دما به اندازه دو سوم یک درجه سانتی‌گراد از سال 1860 به بعد ، افزایش گازهای گلخانه‌ای می‌باشد. آيا مي‌دانيد كه چه وقتي گازهاي گلخانه‌اي را به هوا مي‌فرستيد؟ هر وقت كه: · تلويزيون تماشا مي كنيد، · با كامپيوتر بازي مي كنيد، · از كولر يا فن كوئل استفاده‌ مي‌كنيد، · از استريو ضبط استفاده مي كنيد، · چراغ را روشن مي كنيد، · لباسهايتان را مي شوييد يا اطو مي‌كنيد، · سوار اتومبيل مي شويد، · غذايتان را در مايكروويو گرم مي كنيد، · از بخاري گازي يا نفتي استفاده مي كنيد، · به توليد گازهاي گلخانه‌اي در هوا كمك مي‌كنيد. چرا؟ چون شما براي انجام اين كارها به برق و سوخت نياز داريد. آيا مي‌دانيداين برق و سوخت از كجا تامين مي‌شود؟ خوب، نيروگاه ها زغال سنگ و نفت را مي سوزانند تا برق توليد كنند و پالايشگاهها نيز براي تصفيه نفت خام و توليد نفت و بنزين، سوخت مصرف مي‌كنند. سوزاندن نفت و زغالسنگ هم گاز گلخانه‌اي توليد مي‌كند. پس هر چه شما بيشتر برق مصرف كنيد، نيروگاهها از سوخت بيشتري استفاده مي‌كنند و در نتيجه گاز گلخانه‌اي زيادتري توليدمي‌شود. مکانیسم اثر گلخانه‌ای سطح و جو کره زمین بطور عمده توسط نور خورشید گرم می‌شود. بیشترین گستره نورخورشید که به زمین می‌رسد، در محدوده نور مرئی قرار دارد. از کل نور ورودی خورشید از تمام طول موجها ، حدود 50 درصد به سطح زمین می‌رسد. 20% بوسیله گازها (UV) بوسیله ازن و IR بوسیله CO2 و H2O و قطره‌های آب در هوا جذب می‌شود و 30% دیگر بوسیله برف و یخ و آب و بدون آنکه جذب شود، منعکس شده ، به فضا بر می‌گردد. زمین مانند هر جسم گرم دیگر ، انرژی منتشر می‌‌کند. انرژی منتشر شده از زمین نور زیر قرمز است که در گستره 4 تا 50µm قرار دارد. این ناحیه ، زیر قرمز گرمایی نام دارد. بعضی از گازها در هوا می‌توانند زیر قرمز گرمایی با طول موجهای خاصی را جذب کنند. بنابراین تمام زیر قرمز منتشر شده از سطح و جو زمین ، مستقیما به فضا باز نمی‌گردد و در فاصله کوتاهی پس از جذب آن بوسیله مولکولهای معلق در هوا مانند CO2 به‌صورت کاتوره‌ای منتشر و مجددا به سطح زمین هدایت و از نو جذب شده ، باعث گرم شدن بیشتر سطح زمین و هوا می‌شود. متان هم يك گاز گلخانه‌اي است. متان چگونه توليد مي‌شود؟ وقتي كه شما: · زباله هايتان را به محل دفن زباله مي فرستيد، · حيواناتي مثل گاو، گوسفند و ... را براي توليد لبنيات و گوشت پرورش مي‌دهيد، · در شاليزار برنج مي‌كاريد، · زغالسنگ استخراج مي‌كنيد. اتومبيل ها و كارخانه‌هايي هم كه مايحتاج روزانه ما را توليد مي‌كنند، مقادير زيادي از انواع گازهاي گلخانه‌اي را به هوا مي‌فرستند. چرا نمي‌خواهيم زمين گرمتر بشود؟ بعضي وقتها مسائل كوچك مي‌توانند به مشكلات بزرگي تبديل شوند! مثلا به مسواك زدن دندانهايتان فكر كنيد. اگر شما يك روز مسواك نزنيد، هيچ اتفاق خاصي نمي‌افتد، اما آيا مي‌دانيد اگر يك ماه دندانهايتان را مسواك نزنيد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اين همان چيزي است كه براي زمين نيز اتفاق مي‌افتد. اگر دماي هوا فقط چند روز، بالاتر از حد طبيعي باشد، چندان مهم نيست- چون دماي زمين تقريبا ثابت مي‌ماند. اما اگر دماي هوا مدت زيادي بطور مداوم بالا برود، كره زمين با مشكلاتي مواجه خواهد شد. دماي متوسط زمين در طول قرن گذشته تقريبا 5/0 درجه سانتيگراد افزايش يافته‌است؛ دانشمندان انتظار دارند كه در طول 100 سال آينده متوسط دماي زمين 5/1 تا 5/3 درجه سانتيگراد افزايش يابد. شايد فكر كنيد "اين كه چيزي نيست"، اما همين مقدار مي‌تواند آب و هواي زمين را به طور بي سابقه‌اي تغيير دهد. زمانيكه اين پديده رخ دهد، ممكن است تغييرات بزرگي در سطح آب اقيانوسها، مزارع كشاورزي و هوايي كه تنفس مي‌كنيم يا آبي كه مي‌نوشيم، رخ دهد. چه اتفاقي ممكن است بيفتد؟ در صورتيكه آب و هوا تغيير كند، آب و هواي جايي مثل شهركرد كه هواي سرد و كوهستاني دارد گرمتر مي‌شود يا مثلا هواي بندر عباس گرم و خشك تر مي‌شود. البته ممكن است تغيير آب و هوا براي شهركردي ها خوشايند باشد، اما همه تاثيرات ناشي از آن خوشايند نيست. زيرا ممكن است اين تغييرات با افزايش بلاياي طبيعي مثل سيل و طوفان همراه باشد. اگر دماي كره زمين زياد شود، تعداد روزهاي گرم سال افزايش مي‌يابد و در نتيجه بيماريهاي ناشي از گرما مثل گرمازدگي و مالاريا زياد مي‌شود. بد نيست بدانيد كه معمولا كودكان و سالمنداني كه در كشورهاي فقير زندگي مي‌كنند، بيشتر در معرض خطر ابتلاء به اين بيماريها قراردارند. زيرا اين كشورها سرمايه لازم براي مبارزه با اين بيماريهارا ندارند. با گرم شدن آب و هوا و تاثير آن بر مزارع كشاورزي، منابع غذايي انسانها كاهش مي‌يابد، آب بيشتري بخار مي‌شود و در نتيجه انسانها با كمبود آب شيرين مواجه خواهندشد. اين تغييرات بر روي حيوانات و گياهان هم تاثير منفي مي‌گذارد. اگر اين تغييرات به آرامي اتفاق بيفتد، جانوران و گياهان خود را با آن وفق مي‌دهند، اما اگر اين تغييرات خيلي سريع اتفاق بيفتد، حيات وحش با خطرات جدي روبرو مي‌شوند. مثلا پرندگان و جانوراني كه در فصلهاي مختلف سال به جاهاي ديگر مهاجرت مي‌كنند، ممكن است مكان مناسبي را براي مهاجرت پيدا نكنند و يا غذايي براي خوردن نداشته‌باشند. مقدار آب درياها در اثر ذوب شدن يخهاي قطبي افزايش مي‌يابد و از سوي ديگر بر اثر افزايش دما، آب درياها و اقيانوسها منبسط مي‌شود. اگر آب اقيانوس منبسط شود، فضاي بيشتري را اشغال مي‌كند و در نتيجه سطح آب درياها بالا مي‌آيد. سطح آب دريا ممكن است در قرن آينده چند سانتيمتر يا حداكثر 1 متر بالا بيايد. در اينصورت مردمي كه خانه‌هايشان در كنار ساحل دريا قرار دارد و جزيره‌نشينان، خانه‌هاي خود را از دست مي‌دهند و مزارع ساحلي هم به زير آب مي‌روند. در اثر بالا آمدن آب دريا منابع آب شيرين نيز غيرقابل استفاده مي‌شوند. پیش از دخالت انسان در طبیعت، جو زمین همیشه بخشی از امواج خورشید را در خود نگه می‌داشت که سبب می‌شد هوای کره خاکی ما به اندازه مناسبی برای زیست، گرم باشد. پس از آنکه انسان‌ها وارد ماجرا شدند، با تولید گازهای گلخانه‌ای میزان جذب اشعه‌های خورشید را افزایش دادند. تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد در طول یکصد سال گذشته میانگین دمای هوا در نزدیکی سطح زمین بین 0.18 تا 0.74 درجه سانتیگراد افزایش یافته است. هیئت بین‌الدولی تغییرات آب و هوایی (IPCC) که مرجعی معتبر در زمینه تغییرات آب و هوایی و تاثیرات گرمایش جهانی است، در گزارشی اعلام کرد: «بیشتر افزایش دمایی که از اواسط قرن بیستم در کره زمین مشاهده شده، مربوط به گازهای گلخانه‌ای است که انسان‌ها تولید کرده‌اند.» یکی از خواص گازهای گلخانه‌ای انعکاس امواج با طول موج بلند است. این اتفاق هم برای امواجی که از خورشید می‌آیند می‌افتد هم برای امواج بازگشتی از زمین. بخش خطرناک جریان در مورد امواج بازگشتی از زمین روی می‌دهد. گازهای گلخانه‌ای این امواج را دوباره به سطح زمین برمی‌گردانند. به این پدیده اثر گلخانه‌ای می‌گویند. نقش اصلی را در میان گازهای گلخانه‌ای بر خلاف تصور خیلی‌ها، بخار آب بازی می‌کند. این گاز گلخانه‌ای 36 تا 76 درصد از تاثیرات گلخانه‌ای زمین ناشی از همین گاز است. 9 تا 26 درصد به دلیل وجود دی‌اکسید کربن، 4 تا 9 درصد به خاطر متان، و 3 تا 7 درصد به دلیل وجود ازن در جو است. تفاوت در درصدها به این دلیل است که نمی‌توان گفت این گازها تنها به صورت مجزا نقش دارند و گاهی در ترکیبات دیگر هم نقش گلخانه‌ای خود را ایفا می‌کنند. (عدد کوچکتر مربوط به گاز به تنهایی است و عدد بزرگتر در ترکیب با مواد دیگر.) گازهای دیگر هم اثر دارند، اما نقش این گازها پررنگ‌تر است. انسان و تولید گازهای گلخانه‌ای اکثر فعالیت‌های امروزی انسان‌ها گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. با شروع انقلاب صنعتی روش زندگی مردم عوض شد. قبل از آن مقدار گازهای گلخانه ای در جو کم بود، اما با رشد جمعیت و افزایش استفاده از نفت و زغال سنگ ترکیب گازهای اتمسفر نیز تغییر کرد و غلظت گازهای گلخانه ای از حدود 270 واحد به 367 واحد رسید. hamshahrionline-greenhouse-effect سهم آلاینده‌ها و تولیدکنندگان گازهای گلخانه‌ای در سال 2000 میلادی استفاده از سوخت‌های فسیلی چون زغال سنگ میزان دی‌اکسید کربن جو را افزایش می‌دهد. گله‌داری و کشاورزی فعالیت‌هایی است که تولید متان را بالا می‌برد. استفاده از فلوئوروکربن‌ها در یخچال‌ها اثر گلخانه‌ای را تشدید می‌کند. این روزها انسان‌ها در زمان تماشای تلویزیون، بازی با کامپیوتر، استفاده از کولر، فن‌کوئل و استریو ضبط صدا، روشن کردن چراغ شستن لباس‌ها یا اتو کشیدن آنها، گرم کردن غذا در مایکروویو و استفاده از بخاری گازی یا نفتی گازهای گلخانه‌ای تولید می‌کنند. چون برای انجام این کارها به برق و سوخت نیاز است و تولید این انرژی‌ها نیز خود به سوخت‌های فسیلی نیاز دارد. روش پیشگیری از مکانیسم گلخانه‌ای افزوده •جایگزین کردن سوختهایی مثل نفت و زغال سنگ در نیروگاهها با گازهای طبیعی برای کاهش CO2. •حذف کردن شیمیایی CO2 خروجی از نیروگاهها توسط دوغابی از کلسیم سیلیکات. •حذف متان از طریق واکنش با رادیکالهای آزاد هیدروکسیل. •دفن بهداشتی زباله‌ها برای کاهش انتشار متان از واپاشی غیرهوازی زباله‌ها. •گازهایی مثل کلروفلوئوروکربنها ، دی‌اکسید نیتروژن و سایر آلاینده‌ها هم در ایجاد اثر گلخانه‌ای افزوده تأثیر دارند. ]]> هوا و فضا (نجوم) Fri, 14 Feb 2014 08:45:12 GMT http://migna.ir/vdcdfx0x.yt0x56a22y.html سبزی فضایی سالم‌تر است یا سبزی ورامین؟ http://migna.ir/vdcb8gb5.rhb5zpiuur.html دانشمندان روس تایید کردند که خوردن گیاهان مختلفی که در ایستگاه فضایی بین‎المللی کشت شده‌اند، هیچ اشکالی ندارد. به گزارش پاپ ساینس، مواد غذایی کشت شده در ایستگاه فضایی بین المللی شامل نخود فرنگی، گندم پایه کوتاه و سبزیجات ژاپنی هستند. یکی از دانشمندان شرکت کننده در این پروژه به نام مارگاریتا لوینسکیچ از موسسه مشکلات زیستی، در مصاحبه با صدای روسیه تاکید کرد که آنها ظاهری عالی دارند و هیچ نکته عجیبی در آنها دیده نمی‌شود: «این گیاهان به خوبی رشد کرده‌اند، کاملا معمولی هستند و هیچ تفاوتی با گیاهانی که روی زمین رشد می‌کنند، ندارند». جالب‏تر اینکه کیهان‌نوردان (فضانوردان روس) هم از آنها خورده‌اند. بروس باگبی می‌گوید: «همچنین کیهان نوردان و فضانوردان ما، خوردن گیاهان تازه‌ای را که خود پرورده بودند تجربه کردند و هیچ مشکلی هم پیش نیامد». باگبی استاد کشاورزی دانشگاه ایالتی یوتا است و در پژوهش‌های کشت گیاهان در فضا شرکت داشته است. هدف برنامه‌های کشت در فضا این است که ببینند آیا مردم می‌توانند بخشی از غذای خود را در دوره‌های حضور طولانی مدت در فضا کشت کنند یا خیر. سازمان‌های فضایی امیدوارند که سبزیجات تازه، نه تنها غذای جسم فضانوردان، که حفظ روحیه و شادابی آنها را نیز تامین کنند. یکی از دانشمندان پروژه ناسا به نام هاوارد لوین می‌گوید: «مراقبت همه روزه از یک گیاه، آرامش روانی لازم را برای فرد تامین می‌کند، و کمی از دلتنگی فضانوردان برای زمین می‌کاهد». گیاهان ایستگاه فضایی بین المللی در گلخانه‌ای به نام لادا کشت می‌شوند، که نام خود را از الهه روسی بهار گرفته است. لادا «ماژول‌های ریشه» دارد که فضانوردان می‌توانند تا پیش از مصرف شدن همه مواد مغذی خاک، چندین نسل از محصولات گیاهی را در آنها بکارند. در این مقطع، فضانوردان ماژول‌ها را به زمین باز می‌گردانند تا مورد آزمایش قرار گیرد. زیست شناسان در زمین ماژول را بررسی می‌کنند تا ببینند که آیا هیچ میکروب مضری در آن رشد کرده یا خیر. آنها همچنین ماژول و برگ‌ها را بررسی می‌کنند تا ببینند که آیا هیچ آلاینده‌ای از محیط ایستگاه فضایی همراه آنها به زمین آمده یا خیر. باگبی می‌گوید: «ما همین نوع آزمایش‌ها را به طور مرتب برای گیاهان کشت شده در زمین هم انجام می‌دهیم». به گزارش آژانس خبری روسی ریا نووستی، لادا اکنون نیاز به پاره‌ای تعمیرات دارد. وقتی این تعمیرات به پایان برسند، فضانوردان خواهد توانست در آن برنج، گوجه فرنگی و فلفل بکارند؛ که هیچ کدام از آنها تا کنون در فضا کشت نشده‌اند. برنج مزیت دیگری هم دارد: توالی ژنوم آن به طور کامل تعیین شده است، در نتیجه دانشمندان خواهند توانست برنج فضایی را با برنج زمینی مقایسه کنند تا ببینند که فضا چه تاثیری بر ژ‌ن‌ها می‌گذارد. توجه: عکس آغازین مطلب مربوط به سفر خانم انوشه انصاری، اولین گردشگر فضایی ایرانی است که در سفر خود به ایستگاه فضایی بین‎المللی در سال 2006/1385، یک بوته جو را در ماژول ریشه لادا در دست گرفته است./خبرآنلاین ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 06 Feb 2014 14:14:02 GMT http://migna.ir/vdcb8gb5.rhb5zpiuur.html پرونده سیارات بیگانه کشف شده 2013 http://migna.ir/vdce7w8w.jh8z7i9bbj.html ایسنا:  داده‌های جدید تلسکوپ فضایی کپلر نشان می‌دهد، حدود 17 درصد از ستارگان کهکشان راه‌شیری در مدار خود دارای سیارات بیگانه‌ای شبه‌زمین هستند؛ راه‌شیری میزبان دست کم 100 میلیارد ستاره است و از هر شش ستاره، یک ستاره میزبان سیارات بیگانه شبیه زمین است. در این گزارش مهمترین سیارات بیگانه فراخورشیدی که طی سال 2013 شناسایی شدند را مرور می‌کنیم. ژانویه 2013  شبیه‌ترین سیاره به زمین تاکنون اخترشناسان ناسا مدعی کشف شبیه‌ترین سیاره به زمین و بهترین نامزد میزبانی حیات توسط تلسکوپ فضایی کپلر شدند. سیاره شبه زمین KOI 172.2 با قطری 1.5 برابر زمین در منطقه قابل سکونت ستاره میزبان واقع شده که به معنای احتمال وجود آب به شکل مایع و داشتن گرانشی شبیه زمین است؛ طول یکسال در این سیاره 242 روز است. کشف 42 سیاره بیگانه توسط منجمان آماتور گروهی از منجمان آماتور با استفاده از داده‌های تلسکوپ فضایی کپلر موفق به کشف 42 سیاره فراخورشیدی شامل 15 سیاره با قابلیت بالقوه سکونت و یک سیاره بزرگ در ابعاد سیاره مشتری به نام PH2b شدند. کوچکترین سیاره فراخورشیدی اخترشناسان موفق به شناسایی یک سیاره کوچک در ورای منظومه شمسی شدند که کوچکترین نمونه در میان بیش از 800 سیاره فراخورشیدی کشف‌شده محسوب می‌شود. سیاره کپلر-37b یکی از سه سیاره حاضر در مدار یک ستاره زرد رنگ مشابه خورشید است که در صورت‌فلکی بربط در فاصله 210 سال نوری از زمین واقع شده است. فوریه 2013سیاره نوزاد در رحم ستاره‌ایبا بررسی هزاران تصویر نزدیک مادون‌قرمز، اخترشناسان موفق به کشف سیاره در حال شکل‌گیری در اطراف یک ستاره بسیار جوان شدند. سیاره نوزاد درون یک دیسک گازی در اطراف ستاره جوان HD100564 رصد شد؛ این ستاره در فاصله 335 سال نوری و در صورت فلکی مگس واقع شده است. ژوئن 2013کشف مستقیم سیاره بیگانه در فاصله 300 سال نوری  توپ غول‌پیکر گازی HD 95086 b در اطراف یک ستاره جوان در فاصله 300 سال نوری از زمین کشف شد؛ این سیاره پنج برابر بزرگتر از سیاره مشتری به طور مستقیم توسط رصدخانه جنوب اروپا مشاهده شد. سیاره فراخورشیدی اینشتین اخترشناسان برای نخستین بار با استفاده از نظریه نسبیت خاص «آلبرت اینشتین» موفق به کشف یک سیاره فراخورشیدی شده‌اند. سیاره کپلر-76b با نام مستعار سیاره اینشتین، 25 درصد بزرگتر از مشتری است و در طبقه ابرمشتری داغ (hot Jupiters) جای می‌گیرد. دو ریز نپتون در یک خوشه ستاره‌ایاخترشناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی کپلر موفق به شناسایی دو سیاره بیگانه کمی کوچکتر از نپتون در محیط خشن خوشه ستاره‌ای باستانی NGC6811 در فاصله 3300 سال نوری با زمین شدند. سیارات کپلر-66b و کپلر-67b کوچکتر از نپتون و بزرگتر از زمین هستند که در مدار ستارگان شبه خورشید در حال چرخش هستند. اوت 2013 کم‌جرمترین سیاره فراخورشیدیبا استفاده از داده‌های مادون‌قرمز تلسکوپ سوبارو، اخترشناسان موفق به کشف کم‌جرمترین سیاره فراخورشیدی در اطراف یک ستاره شبیه خورشید شدند. فاصله سیاره GJ 504b با ستاره میزبان بیش از 43 برابر میانگین مسافت بین زمین و خورشید بوده و وزن آن حدود چهار برابر جرم سیاره مشتری است. اکتبر 2013  سیاره‌ای شش برابر زمین با جوی مملو از آب یک سیاره غیرطبیعی شش برابر زمین که در فاصله 40 سال نوری خارج از منظومه شمسی واقع شده است، با وجود جو غنی از آب، بدلیل دمای بسیار بالا قابل سکونت نیست. سیاره Gliese 1214 b در فاصله 40 سال نوری از منظومه شمسی در صورت‌فلکی مارافسای قرار داشته و در اطراف ستاره‌ای سردتر از خورشید در حال چرخش است. سیاره‌ غول‌پیکر 2500 برابر زمیناخترشناسان موفق به کشف سیاره‌ MOA-2011-BLG-322 شدند که اندازه آن 2500 برابر زمین و هشت برابر مشتری است. این سیاره غول پیکر در مدار ستاره‌ای در فاصله 25 هزار سال نوری از زمین در حال چرخش است. سیاره‌ آواره‌ای فاقد ستاره میزبانسیاره شناور آزاد PSO J318.5-22 در مدار هیچ ستاره میزبانی در حال چرخش نیست؛ این سیاره در فاصله 80 سال نوری از زمین قرار گرفته و جرم آن شش برابر سیاره مشتری است. سیاراتی با کوتاهترین مدار شناخته‌شده اخترشناسان موفق به کشف شش کاندیدای جدید سیاره‌ای شدند که فاصله آنها با ستاره میزبان بقدری کم است که تقریبا در دوره‌های کمتر از 12 ساعت بدور ستاره در حال گردش هستند. نوامبر 2013 دوقلوی داغ زمین در ورای منظومه شمسی اخترشناسان برای نخستین بار موفق به کشف سیاره‌ای در ورای منظومه شمسی شدند که از لحاظ اندازه مشابه زمین بوده و دارای مقادیر یکسان آهن و سنگ است. سیاره کپلر-78b در اطراف ستاره‌ای کوچکتر از خورشید در حال چرخش بوده و در صورت‌فلکی ماکیان در فاصله 400 سال نوری قرار دارد. ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 30 Dec 2013 08:10:25 GMT http://migna.ir/vdce7w8w.jh8z7i9bbj.html عکس/ چرا خورشید را زرد می بینیم؟ http://migna.ir/vdcgtz9x.ak9qz4prra.html به گزارش مهر، این تصویر که براساس تصاویر رصدخانه دینامیک خورشیدی ناسا تولید شده از برد وسیعی از طول موجهایی استفاده کرده که این تلسکوپ از آن استفاده می کند. رصدخانه دینامیک خورشیدی طول موجها را به یک تصویر تبدیل می کند که برای چشم انسان قابل مشاهده باشد و نور آن به رنگین کمانی از رنگها تبدیل شده است. عکاسی از خورشید با یک دوربین استاندارد یک تصویر آشنا برای انسان رقم می زند: یک دایره بدون ویژگیهای متمایز و زرد که به نظر می رسد هنگامی که نزدیک به افق می شود اندکی به رنگ قرمز در می آید چرا که نور از اتمسفر زمین عبور کرده و در نتیجه طول موجهای آبی را پیش از آنکه به لنز دوربین برسد از دست داده است. در حقیقت خورشید نور را در تمام رنگها از خود ساطع می کند، اما از آنجا که زرد روشنترین طول موج خورشید است ما این رنگ را با چشم غیر مسلح و یا دوربین مشاهده می کنیم.وقتی که همه رنگهای قابل مشاهده با هم یکی می شوند دانشمندان آن را نور سفید می نامند، ما طیف قابل مشاهده از نور را مشاهده می کنیم چرا که خورشید از یک گاز داغ تولید شده که نور تولید می کند. اما وقتی صحبت از طول موجهای کوتاه تر به میان می آید، خورشید نور شدید ماورا بنفش و اشعه ایکس از خود ساطع می کند زیرا خورشید با انواع بسیاری اتم پر شده است که هرکدام از آنها، هنگامی که به یک دمای خاص می رسند نور یک طول موج خاص را ساتع می کنند. خورشید نه تنها دربرگیرنده اتمهای مختلفی چون هلیوم، هیدروژن و آهن است، بلکه انواع مختلف اتمها با بارهای الکتریکی مختلفی که از آنها با عنوان یون یاد می شود نیز در خورشید وجود دارند. هرکدام از یونها نیز هنگامی که به یک دمای خاص می رسند، می توانند نور را در یک طول موج خاصی ساطع کنند. تلسکوپهای خورشیدی از این اطلاعات طول موجها به 2 روش استفاده می کنند. روش اول، ابزارهای خاصی چون طیف سنج طول موجهای بسیاری از نور را به طور همزمان مشاهده می کنند و می توانند مدت زمان هر کدام از طول موجهای نور را انداره گیری کنند. در روش دوم، طول موجهای متفاوت اطلاعاتی را درباره مولفه های متفاوت سطح خورشید و اتمسفر آن ارائه می دهند از این رو دانشمندان از آنها برای تکمیل اطلاعات خود از ستاره منظومه ما که دائما درحال تغییر است استفاده می کنند. دانشمندان با بررسی تصاویر خورشید از طول موجهای مختلف توسط ابزارهایی چون رصدخانه دینامیک خورشیدی، طیف نگار منطقه واسط ناسا، رصدخانه رابط سطح خورشید و رصدخانه خورشیدی و هلیوسفر ناسا و سازمان فضایی اروپا ، می توانند به بررسی این موضوع بپردازند که چگونه ذرات و گرما در اتمسفر خورشید حرکت می کنند. ]]> اخبار علمی و فناوری Fri, 20 Dec 2013 15:20:26 GMT http://migna.ir/vdcgtz9x.ak9qz4prra.html تصویری باورنکردنی از زباله های فضایی http://migna.ir/vdcawonu.49nww15kk4.html مهر:  میش نجر عکاس آلمانی با همکاری موسسه سیستمهای هوافضایی در دانشگاه فناوری براونشوایگ که به وی در ردگیری زباله های فضایی کمک کرده، تصویری ارائه کرده که نشان دهنده تبدیل شدن زباله های فضایی به یک مشکل جدی است. در حال حاضر 22 هزار شی در مدار زمین هستند که ردگیری آنها در زمین ساده است و جدا از این، تعداد بیشماری جرم کوچکتر وجود دارد که می تواند به فضاپیماها در سفرهای داری سرنشین و ماهواره های ارزشمند صدمه بزنند. براساس یک اطلاعات آرشیوی هر گوی مینیاتوری در این تصویر نشان دهنده یک شی در مدار فضایی زمین است. به طور کلی تخمین زده شده است که تعدد زباله های فضایی زمین به 370 هزار قطعه می رسد که در مدار زمین شناور بوده و با سرعت 35 هزار و 405 کیلومتر در حرکت هستند. از آنجا که سن پیشرفتهای فضایی انسان به 54 سال می رسد، تمدن بشری فضای بالای اتمسفر زمین را با بقایای موشکها و سایر قطعاتی که در طول پرتاب موشک از آن رها می شود آلوده کرده است. بسیاری از این زباله های فضایی به زمین برمی گردند اما اکثر آنها هنگام بازگشت دوباره می سوزند. یکی از منابع مهم زباله های فضایی در گذشته آزمایش سلاحهای ضد ماهواره بود که توسط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1960 انجام می شد. رویدادهای تصادفی نیز در این رابطه با این مشکل نقشی برعهده داشت. برای مثال در فوریه 2007 یک تقویت کننده Briz-M روسیه در مدار برفراز جنوب استرالیا منفجر شد. اخیرا نیز ماهواره GOCE که از آن با عنوان فراری فضا یاد می شود سقوط آتشین روی زمین داشت. این ماهواره در مسیری بین آسیای شرقی و غرب اقیانوس آرام تا قطب جنوب سقوط کرد و منجر به هیچ صدمه ای نشد. ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 14 Dec 2013 19:36:19 GMT http://migna.ir/vdcawonu.49nww15kk4.html زمین تا ۱.۷۵ میلیارد سال دیگر قابل سکونت است! http://migna.ir/vdcf1edy.w6d1xagiiw.html زمین حداقل تا ۱.۷۵ میلیارد سال دیگر قابل سکونت است؛ البته با تغییرات آب‌وهوایی فعلی این زمان کوتاه‌تر خواهد بود و در جهنم آخرالزمانی تنها میکروارگانیسم‌ها ساکن زمین هستند. محققان دانشگاه ایست آنگلیا در انگلستان می‌گویند سیاره ما حداقل برای 1.75میلیارد سال دیگر میزبان حیات خواهد بود. زیست‌اخترشناسان این دانشگاه با بررسی فاصله میان زمین و خورشید و تخمین درجه حرارتی که در آن آب مایع روی زمین بخار خواهد شد به این رقم دست پیدا کرده‌اند.این محققان برای تخمین سال‌هایی که زمین ما میزبان حیات خواهد بود از شرایط سیارات فراخورشیدی شناخته شده ای استفاده کرده‌اند که در کمربند حیات واقع شده‌اند. نتایج این پژوهش که توسط اندرو راشبی از دانشکده محیط‌ زیست دانشگاه ایست آنگلیا رهبری شده در نشریه Astrobiology به چاپ رسیده است. راشبی می‌گوید: «ما از مفهوم کمربند حیات برای بررسی امکان ادامه حیات در سیاره زمین استفاده کردیم. این مفهوم با توجه به فاصله هر سیاره از ستاره مادر آن به ما نشان می‌دهد تا چه دمایی آب مایع در سطح سیاره موجود خواهد بود. ما از مدل تکامل ستاره‌ای نیز استفاده کردیم تا ببینیم زمین تا چند سال دیگر در کمربند حیات قرار خواهد داشت. بررسی‌های ما نشان می‌دهد این سیاره از همین حالا تا چیزی بین 1.75 (بدبینانه ترین حالت) و3.25 میلیارد سال دیگر (خوشبینانه ترین حالت) قابل سکونت خواهد بود. پس از آن آنقدر دمای زمین بالا می‌رود که آب دریا و اقیانوس‌ها نیز بخار خواهد شد و هیچ جانداری از خطر انقراض مصون نخواهد ماند. مطمئنا این زمان برای ادامه حیات انسان‌ها و دیگر گونه‌های پیچیده حیات کوتاه‌تر خواهد بود و تعامل میان انسان و طبیعت که به تغییرات آب‌وهوایی مخرب منجر شده به آن شتابی بیشتر خواهد داد. در حقیقت در پایان این زمان میکروارگانیسم‌های گرمادوست و میکروب‌های مقاوم در برابر گرما تنها ساکنان روی زمین خواهند بود».«اگر همین زمان را به عقب برگردیم، می‌بینیم که حیات روی زمین حدود ۴ میلیارد سال پیش با تک‌سلولی‌ها آغاز شده، حشرات حدود 400میلیون سال پیش حیات را آغاز کرده‌اند، دایناسورها 300میلیون سال پیش و گیاهان گلدار حدود 130میلیون سال پیش به جمع جانداران روی زمین اضافه شده‌اند. با این حال از حیات انسان مدرن (نیاکان اولیه ما) روی زمین بیش از 200هزار سال نمی‌گذرد. می‌بینید که زندگی هوشمند چه راه طولانی را برای رسیدن به ظهور باید طی کند. بنابراین شناخت بازه قابل سکونت بودن هر سیاره برای ما بسیار بااهمیت است چون کمک می‌کند بهتر بتوانیم احتمال وجود حیات هوشمند در دیگر سیارات را تخمین بزنیم. در حال حاضر می‌دانیم ظهور انسان در سیاره ما به چیزی حدود 75درصد زمان قابل سکونت بودن زمین نیاز داشته و به همین علت حیات هوشمند در سیارات دیگر نیز نمی‌تواند تنها طی چندین میلیون سال شکل بگیرد». در حال حاضر حدود 1000 سیاره فراخورشیدی زمین‌مانند شناخته شده است. راشبی و همکارانش روی 7 عدد از این سیارات و همچنین سیاره مریخ که در منظومه شمسی واقع شده کار کرده‌اند. بررسی‌های آنها نشان می‌دهد هر چقدر جرم ستاره‌ای که سیارات واقع شده در کمربند حیات به دور آن گردش می‌کنند کمتر باشد، سیاره سال‌های طولانی‌تری قابل سکونت خواهد بود. او می‌‌گوید: «به عنوان مثال کپلر 22b بین 4.3 تا 6.1 میلیارد سال قابل سکونت خواهد بود یا گلیز 581d می‌تواند حدود 10 برابر عمر منظومه شمسی ما میزبان حیات باشد و بین 42.4 تا 54.7 میلیارد سال گرم و مطبوع باقی بماند. در حال حاضر هنوز سیاره‌ای را کشف نکرده‌ایم که درست مانند زمین باشد. اخترشناسان دارند در فاصله 10 سال نوری از زمین به دنبال این سیاره می‌گردند؛ اما اگر پیدا هم بشود رسیدن به آن با فناوری‌های کنونی به صدها سال زمان نیاز خواهد داشت. شاید اگر زمانی ناچار به ترک زمین شویم، سیاره سرخ همسایه بهترین مکان برای جابجایی باشد. مریخ نیز در کمربند حیات واقع شده و تا 6میلیارد سال دیگر (پایان عمر خورشید) قابل سکونت باقی خواهد ماند»./خبرآنلاین ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 03 Oct 2013 12:36:01 GMT http://migna.ir/vdcf1edy.w6d1xagiiw.html زمین در چند سالگی آبی شد http://migna.ir/vdcf10dy.w6d1tagiiw.html به گزارش مهر، "جودیت کوگن" از دانشگاه بون آلمان، می گوید گفته می شود 600 میلیون سال نخست زندگی زمین که "هادئن" خوانده می شود، زمین غیر قابل سکونت و دوزخی بوده است. با این حال کوگن و همکارانش توانستند سنگهایی را در گرینلند بیابند که نشانه های شیمیایی از گوشته زمین از حدود 4.1 میلیارد سال پیش دارد یعنی زمانی حدود 400 میلیون سال پس از شکل گیری زمین. بر اساس مدل ها، در آن زمان فلزاتی مانند طلا و پلاتین که قادر به حل شدن در آهن مذاب هستند احتمالا در هسته غنی از آهن و در حال شکل گیری زمین فرو رفته اند. از آنجا که این فلزات در گوشته زمین بسیار فراوان هستند دانشمندان این نظریه را مطرح کرده اند که احتمالا سیارک و شهاب سنگ ها در حدود 3.9 میلیارد سال پیش با زمین برخورد کرده اند و جای فلزاتی که هسته ذوب شدند را دوباره در گوشته پر کردند. اعتقاد بر این است که این رویداد فرضی که اکنون Late Veneer خوانده می شود، موجب شده زمین به حداکثر میزان آب خود البته به شکل یخ دست یابد. نمونه های سنگی کوگن حاکی از آن است تا 4.1 میلیارد سال پیش، گوشته سیاره ما دارای مواد معدنی آهن دوست مانند طلا و پلاتین بوده یعنی Late Veneer و شکل گیری اقیانوس های زمین احتمالا بسیار پیش تر از تصورات پیشین روی داده است. کوگن معتقد است این رویداد حدود 4.3 میلیارد سال پیش روی داده است چرا که سنگهای آن دوره که وی موفق به کشف آنها شده در زمانی که شکل گرفته اند که گوشته زمین غنی از مواد معدنی آهن دوست بوده است. وی می گوید تحقیقاتش آغاز حیات بر روی زمین را نیز به عقب می برد و نشان می دهد که حیات پیش از تصورات کنونی بر روی زمین آغاز شده است. نتایج این تحقیقات درنشریه Nature Geoscience منتشر شده است. ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 01 Sep 2013 20:50:20 GMT http://migna.ir/vdcf10dy.w6d1tagiiw.html 10 حقیقت جالب درباره جواهر منظومه شمسی http://migna.ir/vdccoiqs.2bqoi8laa2.html سیاره زحل که نام خود را از خدای کشاورزی رومی‌ها گرفته، ششمین سیاره در مدار خورشید و دومین سیاره بزرگ منظومه شمسی پس از سیاره مشتری است. زحل مطمئنا یک سیاره سلطنتی است که با هزاران حلقه باریک زیبا در اطرافش به عنوان جواهرات آراسته شده و از آن به عنوان جواهر منظومه شمسی نام برده می‌شود. در این گزارش به 10 واقعیت جالب در مورد سیاره زحل اشاره شده که ممکن است تاکنون ناگفته باقی مانده باشند. - از آنجایی که سیاره زحل بیشتر از گاز ساخته شده و هلیوم در آن بیشترین سهم را داشته، انسان نمی‌تواند مانند زمین بر روی آن بایستد. - حلقه‌های زحل غول‌پیکر اما نازک هستند. جالب است بدانید که حلقه‌های اصلی این سیاره می‌توانند در فاصله بین زمین و ماه گسترده شوند اما ضخامت آنها کمتر از یک کیلومتر است. - فقط حلقه‌های زحل هستند که با استفاده از تلسکوپهای زمینی قابل مشاهده هستند. - زحل از 53 قمر دارای اسم و 16 قمر احتمالی که در صف انتظار برای تائید بوده، برخوردار است. - اولین فضاپیمایی که به سیاره زحل سفر کرده، پایونیر 11 بود که در سال 1973 پرتاب شده و در سال 1979 به زحل رسید. - در حالی که یک روز زمینی 24 ساعت است، یک روز در زحل 10 ساعت و 39 دقیقه طول می‌کشد. - سرعت گردش زحل در مدار خود 9977 کیلومتر بر ساعت بوده که باعث تحدب این سیاره در استوا و مسطح بودن قطبهای آن شده است. می‌توان گفت که زحل مسطح‌ترین سیاره منظومه شمسی است. - تیتان بزرگترین قمر مریخ و تنها قمری است که از جو قابل توجه با قطر 595 کیلومتر، 10 برابر ضخیمتر از جو زمین برخوردار است. - از آنجایی که زحل نسبت به زمین از خورشید دورتر است، یک گردش آن به دور خورشید به اندازه 30 سال زمینی طول می‌کشد. - زحل تنها چهار بار توسط فضاپیماهای پایونیر 11 در سال 1979، وویجر 1 در سال 1980، وویجر 2 در سال 1981 و کاسینی در سال 2004 مورد بازدید قرار گرفته است. جالب است بدانید که کاسینی به داخل مدار مریخ رفته و تصاویری از حلقه‌ها و قمرهای آن ثبت کرده بود. ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 31 Aug 2013 09:57:31 GMT http://migna.ir/vdccoiqs.2bqoi8laa2.html باز هم خشم خورشید دامن گیر زمین شد! http://migna.ir/vdceww8z.jh8ozi9bbj.html به گزارش باشگاه خبرنگاران طوفانی بسیار قدرتمند از اوایل روز سه‌شنبه در خورشید در گرفته که در پی آن نتیجه ابرهای بسیار بزرگی از ذرات خورشیدی داغ به سوی زمین شلیک خواهند شد با توجه به مدل‌های تحقیقاتی و برسی های صورت گرفته این ابرها با سرعت 917 هزار و 326 متر بر ثانیه که برای این نوع فوران‌ها سرعتی عادی به شمار می‌روند، از خورشید به سوی زمین شلیک می شوند. در حال حاضر ذرات ابر خورشیدی که ناشی از طوفان در ستاره خورشید بوده به سمت زمین در حرکت هستند و پس از دو تا سه روز به زمین رسیده و منجر به بروز طوفان‌های ژئومغناطیسی می شوند که به دلیل قدرت کمی که دارد این طوفان جدید به نظر چندان مخرب نمی‌آید زیرا ذرات مستقیما با زمین برخورد نخواهند کرد و با فاصله بسیار نزدیکی از کنار زمین عبور خواهند کرد. طوفان خورشیدی چیست؟ طوفان های خورشیدی جریانی از ذرات یونی یا پلاسما هستند که دارای انرژی قابل توجهی باشند که از طرف خورشید به فضا و در جهت های مختلف ساطع می‌شوند. ذراتی که از این توفان با زمین برخورد می کنند از خورشید و خارج ازمنظومه شمسی سرچشمه می گیرند که به آنها پر تو های کیهانی می گویند این ذرات باردار، تشکیل شده از پروتون، الکترون و ذرات آلفا که مربوط به هسته هلیوم است می باشد و به صورت پیوسته به بیرون از خورشید جریان دارند. این ذرات نسبت به میدان مغناطیسی خورشید واکنش دارند که طبق تخمین های زده شده شدت میدان مغناطیسی خورشید در فاصله زمین حدود یک هزارم میدان زمین است. تاثیرات توفان های خورشیدی بر زمینطوفان های خورشیدی در لحظه برخورد با سطوح فوقانی جو زمین می تواند در ارتباطات رادیویی،‌سیگنال‌های GPS و شبکه برق اختلال ایجاد کرده و زندکی الکتریک انسان را دچار مشکل کند. اما در پس این مشکلات موجب شکل‌گیری پدیده‌ زیبای شفق شمالی برروی زمین خواهند شد که ساکنان مناطق قطبین می توانند آن را رصد کرده و لذت ببرند.  ]]> اخبار علمی و فناوری Fri, 30 Aug 2013 09:34:17 GMT http://migna.ir/vdceww8z.jh8ozi9bbj.html واکنش جالب رهبر انقلاب به گزارش‌های مردمی از رؤیت هلال (علمی) http://migna.ir/vdcgu79q.ak97w4prra.html به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام علیرضا موحدنژاد یک آخوند عجیب و خاص است. او در سال ۱۳۴۱ در تهران به دنیا آمد، دیپلم ریاضی ـ فیزیک گرفت و در مدرسه عالی شهید مطهری تحصیل کرد و دکتری خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی از دانشگاه تهران به انجام رساند. ایشان نزدیک به چهل سال است که به طور خودآموز مباحث مختلف نجوم قدیم و جدید را پیگیری می‌کنند، هرچند که مدت کوتاهی را نزد مرحوم هبةالله ذوالفنون تلمذ کرده‌اند. اهل رصد نیز هستند و یکی از رکورداران رؤیت هلال ماه جوان در جهان به شمار می‌آیند. شاگردان بسیاری تربیت کرده‌اند. حجت‌الاسلام موحدنژاد از سال ۱۳۸۱ تاکنون در ستاد استهلال دفتر رهبری و نیز شورای تقویم مؤسسه ژئوفیزیک عضو فعال بوده‌اند.   این مصاحبه به اصرار زیاد ما صورت گرفت و از ایشان به سبب زمانی که در این خصوص صرف کردند سپاسگزاریم. ***از هلال ماه شوال ۱۴۳۴ قمری چه خبر دارید؟ آیا ماه رمضان ۲۹ روزه است یا ۳۰ روزه؟ در غروب چهارشنبه ۲۹ ماه مبارک رمضان (شانزدهم مرداد ۱۳۹۲) احتمال رؤیت هلال خیلی ضعیف است. ولی هلال در غروب پنج‌شنبه با چشم غیر مسلح نیز دیده می‌شود و إن شاء الله جمعه هجدهم مرداد، اول شوال و عید فطر خواهد بود. طبیعی است که برای رفع هر گونه تردید استهلال انجام خواهد گرفت و بیش از ۱۵۰ گروه رصدی برای رؤیت خواهند رفت. ***طول مدت یک ماه قمری چقدر است؟ هر ماه قمری بطور میانگین ۵۳ر۲۹ روز است. و بر حسب شبانه‌روز، هر ماه یا ۲۹ روزه است یا ۳۰ روز، و غیر از این دو امکان ندارد. منجمان می‌گویند در تقویم یک سال قمری، حداکثر سه ماه متوالیِ ۲۹ روزه می‌تواند وجود داشته باشد و حداکثر چهار ماه پی‌درپی که ۳۰ روزه باشند. امسال ماه رجب ۲۹ روزه بود و ماه‌های شعبان و رمضان ۳۰ روزه هستند. ***منجمان چه وقت برای رؤیت هلال می‌روند؟ حجت‌الاسلام موحدنژاد: استهلال، در غروب روز بیست و نهم از هر ماه قمری صورت می‌گیرد. اگر هلال دیده شد این ماه ۲۹ روزه است و فردا روز نخست از ماه جدید خواهد بود. و چنانچه هلال دیده نشد دیگر به استهلال فردا شب نیاز نیست. زیرا ماه قمری بیش از ۳۰ روز نخواهد بود و باید ماه جدید را آغاز کرد. ***مرز دیدن یا ندیدن هلال چقدر است؟ خواجه نصیر در رصدخانه مراغه هشت سال متوالی هلال‌‌های مختلف را رصد کرد و نتایج بسیار خوبی به دست آورد که برای زمان ما نیز به کار می‌آید. او اینطور نتیجه گرفت که هلال‌هایی با «جدایی زاویه‌ای» زیر ۱۰ درجه امکان رؤیت ندارند. (توضیحاً اینکه فاصلۀ افق تا بالای سر، ۹۰ درجه است). لذا مرکز قرص خورشید از مرکز ماه باید حداقل ۱۰ درجه زاویه داشته باشد تا بتوان آن را دید. هرچقدر این زاویه در لحظۀ رصد (که وقت غروب خورشید است) بیشتر باشد هلال راحت‌تر دیده می‌شود. لحظه‌ای که زمین و ماه و خورشید در یک راستا ــ و دقیق‌تر بگوییم در یک صفحه، عمود بر صفحه مدار انتقالی خود ــ قرار می‌گیرند لحظۀ «مُقارنه» نام دارد. در وقت مقارنه غالباً سایۀ ماه در فضا می‌افتد و اگر روی زمین بیفتد می‌گوییم کسوف شده است. از این لحظه سنّ ماه حساب می‌شود. در این اوقات قسمت تاریک ماه به سمت زمین است. ولی اندک اندک از خورشید زاویه می‌گیرد، قابل رؤیت می‌شود. حدود بیست ساعت باید از لحظۀ مقارنه بگذرد تا بتوان آن را با چشم مشاهده کرد. رکورد سنّ ماه در رؤیت با دوربین و تلسکوپ حدود ۱۲ ساعت است. ***امسال عمر هلال ماه شوال در وقت غروب خورشید چقدر است؟ حجت‌الاسلام موحدنژاد: به طور متوسط حدود هفده ساعت و نیم برای کل ایران. البته غروب خورشید در نقاط مختلف ایران حداکثر حدود یک ساعت تفاوت دارد و لذا سنّ هلال نیز حدود یک ساعت به لحاظ شرق و غرب ایران تفاوت می‌کند. ولی چون ماه و خورشید تقریباً با هم غروب می‌کنند لذا احتمال رؤیت هلال بسیار بعید است. ***جدایی زاویه‌ای ماه و خورشید چقدر است؟ در افق تهران، جدایی زاویه‌ای در لحظۀ غروب خورشید برابر با ۶۱ر۹ درجه است. این اعداد عموماً در مرز رؤیت‌شدن هستند ولی چون مکث ماه بعد از غروب خورشید بسیار اندک است لذا دیده نمی‌شود. حتی ماه در افق تهران، یک دقیقه زودتر غروب می‌کند. در مناطق غربی ایران اوضاع کمی بهتر است ولی باز هم چندان قابل ملاحظه نیست. کارشناسان می‌گویند دیدن این هلال گرچه محال نیست ولی اگر بتوان آن را دید یک رکورد جدید ثبت می‌شود. ما در شورای تقویم مؤسسه ژئوفیزیک بر اساس ثبت‌ها و رکوردهای قبلی استنتاج می‌کنیم. لذا اگر نمونه‌ای مانند آن وجود نداشته باشد حکم می‌کنیم که این نیز دیده نخواهد شد.   ***جایگاه رؤیت هلال در دین اسلام چیست؟ اول هر ماه در دین اسلام و یهود، با رؤیت هلال شروع می‌شود. در احادیث اینچنین آمده است: «صم للرؤیة و أفطر للرویة». یعنی با رؤیت هلال، روزه بگیرید و با رؤیت هلال بعدی فطر کنید (من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۱۲۳). حالا سؤال این است که اگر ما برای رؤیت هلال نرفتیم، آیا ماه جدید شروع نمی‌شود؟ فقها جواب می‌دهند که منظور آن است که امکان رؤیت هلال وجود داشته باشد. یعنی حتی اگر در یک شهر یا روستا به علت هوای ابری نتوانستند ماه را ببینند ولی مناطق اطراف هلال را دیدند در این صورت اول ماه ثابت می‌شود. طبق روایاتی که از ائمه معصوم رسیده است اگر دو شاهد عادل به رؤیت هلال شهادت دهند برای ما ثابت می‌شود. ***آیا می‌شود که برای رؤیت نرویم و به محاسبات نجومی منجمان اکتفا کنیم؟  فقهای شیعه با صراحت اعلام کرده‌اند که اگر محاسبات نجومی یقین‌آور باشد خود منجم و کسانی که به او اعتماد دارند می‌توانند بلکه باید مطابق آن روزه بگیرند یا فطر کنند. مثلاً در رسالۀ امام خمینی(ره) آمده است: «اول ماه با پیشگویی منجمین ثابت نمی‌شود. ولی اگر انسان از گفتۀ آنان یقین پیدا کند، باید به آن عمل نماید» (مسئله ۱۷۳۲). لذا محاسبات نجومی در فقه شیعه جایگاه دارد مخصوصاً برخی از فقهایی که خودشان اهل نجوم بوده‌اند این مسئله را محکم‌تر تصدیق کرده‌اند. امام خمینی(ره) در انتهای تحریر الوسیله در بخش مسائل مستحدثه مطالبی نوشته‌اند که بسیار دقیق و حیرت انگیز است و از اطلاع عمیق ایشان در این موضوع خبر می‌دهد. همچنین ایشان در پیامی که به حوزه‌های علمیه نوشتند تأکید داشتند که حوزه‌ها منحصر در فقه و اصول نشود و تفسیر، فلسفه و هیئت را مخصوصاً نام برده‌اند که باید در حوزه‌ها تدریس شود. نقل است که امام به همسرشان فقه و هیئت می‌آموخته است. در دهۀ ۱۳۳۰ مرحوم آیت‌الله بروجردی از استاد ما مرحوم هبةالله ذوالفنون (که در سن نود سالگی در آذر ۱۳۷۸ فوت کرد) خواسته بود تا یک دوره هیئت نزد او مرور کند زیرا مقداری از آنچه در جوانی خوانده را فراموش کرده است. با این حال، فقط برخی از اهل سنت برای محاسبات نجومی اعتبار قائل شده‌اند و اکثر آنها فقط رؤیت را ملاک می‌دانند که البته در بسیاری از اوقات دچار خطا نیز می‌شوند. ***منجمان از کجا می‌دانند که هلال دیده می‌شود یا نه؟  مقولۀ رؤیت هلال یک مبحث تجربی ـ محاسباتی است. یعنی با تجربه‌های طولانی قواعد حرکت زمین به دور خورشید و همچنین ماه به دور زمین به دست آمده است. یکی از محاسبات ساده منجمان این است که اگر زمان و مکان هر نقطه از کره زمین را بدهید می‌توان با دقت بسیار زیاد به دست آورد که ماه و خورشید در چه نقطه‌ای از آسمان هستند. در عصر حاضر با برنامه‌ها و نرم‌افزارهای رایانه این موضوع خیلی راحت‌تر شده است و یک دانش آموز دبیرستانی و حتی راهنمایی نیز می‌تواند این محاسبات را انجام دهد. در حال حاضر دقت این محاسبات در حدی است که اگر فاصله قوسیِ افق تا بالای سر (سمت الرأس) که ۹۰ درجه است را به یک میلیون قسمت تقسیم کرده‌اند. لذا خطای محاسبه حداکثر یک قسمت از یک میلیون قسمت خواهد بود. پس قدمِ نخست در محاسبات استهلال، تعیین کردن مکان دقیق ماه و خورشید در آسمان است. آیا ماه در سمت راست خورشید است یا در سمت چپ؟ زاویۀ آن با خورشید چقدر است؟ در لحظه‌ای که خورشید غروب می‌کند ماه چند درجه بالای افق است (ارتفاع ماه)؟ می‌دانیم که ارتفاع ماه هر چه بیشتر باشد امکان رؤیت هلال بیشتر خواهد بود. قدم آخر، تحلیل کردن این داده‌ها است، که آیا ماهی با این مشخصات قابل رؤیت هست یا نه؟ این قسمت به تجربیات رصدیِ منجمان ارتباط مستقیم دارد و آنهایی که بیشتر برای رؤیت رفته‌ و داده‌های خود را ثبت کرده‌اند موفق‌تر هستند. ما به کسانی که در رصد هلال تلاش کرده‌اند و می‌دانند که رؤیت هلال به چه چیزهایی وابسته است «کارشناس رؤیت هلال» می‌گوییم. حتی چنین افرادی ممکن است خودشان نتوانند این محاسبات را انجام دهند لکن آنها عموماً می‌توانند از این محاسبات و نرم‌افزارها استفاده کنند و با استخراج مشخصات هلال، تحلیل کنند که آیا این هلال قابل رؤیت هست یا نه. ***آیا در میان منجمان اختلاف نیز پیش می‌آید؟  پارامترها البته زیاد است که برخی همه را در نظر نمی‌گیرند و اختلافاتی به همین سبب پدید می‌آید. مثلاً یک منجم می‌گوید که در چهار سال پیش هلال مشابهی با شرایط هلالِ این ماه، دیده شده پس این هلال نیز دیده می‌شود. اما منجم دیگر می‌گوید آن هلال در فصل زمستان بوده و حالا تابستان است. و چون ازدیاد دما، امکان رؤیت را کمتر می‌کند پس احتمال دیده نشدن هلال زیادتر می‌شود. البته این مسئله برای هلال‌های بحرانی است که روی مرز دیدن و ندیدن هستند. ***در ایران این منجمان و کارشناسان رؤیت هلال چند نفرند؟ این افراد حدود ده تا پانزده نفر هستند که برای کشور ما خیلی خوب است. در خیلی از کشورهای غربی یا در جهان اسلام نمونۀ چنین افرادی به ندرت یافت می شوند. کارشناسان رؤیت هلال ما در جهان، کم‌نظیر و حتی بی‌نظیر هستند. آنها در وادی‌هایی وارد شده‌اند و چیزهایی می‌دانند که دیگران حتی فکرش را هم نکرده‌اند تا برسد به اینکه بلد باشند. یکی از دلایل این موضوع، توجه رهبر انقلاب به مباحث کارشناسی در رؤیت هلال است. وقتی یک جوان علاقمند می‌بیند تلاش او نتیجۀ مهمی همچون تعیین عید فطر دارد مسلّم است که بیشتر و جدی‌تر کار می‌کند. در برخی از سال‌ها اعلام عید فطر در ایران منوط به رؤیت سه یا چهار گروه رصدی بوده است. این موضوع به وضوح تأثیر خوبی بر آن کارشناسان می‌گذارد که نتیجۀ کار خود را به این زودی می‌بینند. ***شما از چه سالی در بیت رهبری مسئولیت ستاد استهلال را بر عهده گرفتید؟ باید بگویم که مسئول ستاد استهلال جناب حجت‌الاسلام و المسلمین مروی است. ایشان در واقع معاون ارتباطات حوزوی دفتر رهبری هستند و چون این بخش نیز مربوط به حوزه علمیه و مراجع عظام است لذا مسئولیت ستاد استهلال با ایشان است. بنده یکی از اعضای این ستاد هفت هشت نفره هستم. حضور من در این ستاد به سال ۱۳۸۱ برمی‌گردد. ***از توهّم در رؤیت هلال بفرمایید و اینکه چطور به وجود می‌آید؟  معروف است که حدود پانزده درصد از رصدگران دچار توهّم می‌شوند و در واقع چیز دیگری را به عنوان هلال گمان می‌برند. لذا شما باید در رصد اهلّه حدود پانزده درصد خطا را محتمل بدانید. در این صورت اگر افراد زیادی برای رصد هلال بروند همین پانزده درصد که جمع قابل ملاحظه‌ای نیز می‌شوند به نظر خودشان هلال را رؤیت کرده‌اند. به این ترتیب نه‌تنها چند سال متوالی ماه رمضان‌های ۲۹ روزه خواهیم داشت بلکه اگر این عزیزان یک شب زودتر هم برای استهلال بروند باز هم هلال را می‌بینند و ماه رمضان حتی ۲۸ روزه می‌شود! در حالیکه می‌دانیم هر ماه قمری فقط می‌تواند ۲۹ یا ۳۰ روز باشد. برای جلوگیری از منشأ اثرشدن این توهمات، دو راه وجود دارد. اول اینکه افراد باتجربه گزارشات آن اشخاص را بشنوند و بررسی کنند. و ثانیاً اینکه افراد کارآزموده برای رؤیت هلال اعزام شوند. ما در ده سال اخیر به تدریج از مرحله اول به مرحله دوم ارتقاء یافتیم. در حدود ده سال قبل افرادی به ستاد استهلال زنگ می‌زدند و گزارش‌های مغایری می‌دادند. البته ما حتی گمان نمی‌بردیم که آنها دروغ می‌گویند ولی گزارش‌های آنها مختلف بود. مثلاً دو نفر که در معیت یکدیگر هلال را دیده بودند شکل آن را به دو نحو مختلف توصیف می‌کردند. در این صورت، حداقل یکی از آنها اشتباه کرده‌ است، و با شهادت یک شاهد نیز نمی‌توان به رؤیت قائل شد. ما این گزارش‌ها را می‌نوشتیم و دخل و تصرفی هم نمی‌کردیم. یادم هست یکی از کسانی که تماس گرفته بود می‌گفت در فاصله‌ای که برای نماز به مسجد رفته و برگشته، هلال تغییر مکان و غروب نداشته است. این نیز از موارد توهّم رؤیت هلال است. زیرا اجرام آسمانی طلوع و غروب دارند. یک نوبت که برای رصد رفته بودیم دو خانم در گروه رصدی مدعی شدند که هلال را با تلسکوپ دیده‌اند. دستی به لوله تلسکوپ زدم که دیدم هلال فرضی تکان خورد. معلوم شد این انعکاس نور خورشید در دهانۀ تلسکوپ بوده است. آقای قاضی میرسعید که با تجربه ترین فرد در این کار است می‌گفت من وقتی هلال را می‌بینم چند بار چشم خودم را باز و بسته می‌کنم که دچار توهّم نشده باشم. قول یک متخصص مانند ایشان، برای من کافی است و حجّت خواهد بود. آن دو شاهد عادل که دین فرموده اصولاً برای وقتی است که از قول یک نفر از آنان به تنهایی اطمینان حاصل نشود. لذا صرف عدالت و راستگویی در مسئلۀ رؤیت هلال برای ایجاد اطمینان کفایت نمی‌کند چون در رؤیت هلال توهّماتی به وجود می‌آید. در پنج سال اخیر گروه‌هایی در سراسر کشور آموزش دیدند و به طور حرفه‌ای این کار را دنبال می‌کنند. ما از این افراد، سؤالات دقیق و تخصصی می‌پرسیم. گزارش‌های مردمی در سال‌های اخیر کم‌تر شده است. در یکی از سال‌ها که گزارش‌های مردمی را خدمت رهبر معظم بردیم ایشان مطالعه کرده، فرمودند که با این گزارش‌ها انسان به دیده شدن هلال گمان هم پیدا نمی‌کند، چه برسد به اطمینان. ***وضع ما در میان کشورهای اسلامی چگونه است؟ در بسیاری از کشورهای اسلامی مباحثی از این قبیل اصلاً مطرح نیست. بسیار اتفاق افتاده که اعلام کرده‌اند که هلال در فلان کشور دیده شد. اما از محاسبات و تجربیات برمی‌آید که هلال در آن وقت در آن کشور قابل رؤیت نبوده است. ***در خصوص عربستان سعودی که آغاز ماه‌های قمری‌شان اغلب با ما تفاوت دارد چه می‌فرمایید؟ این خطاها در اعلامات کشور عربستان خیلی زیاد است. چون این گزارش‌ها به یک مجمع صرفاً فقهی ارسال می‌شود که «شورای عالی قضایی» (المجلس الاعلی لِلقضاء) نام دارد. آنها اصلاً این دقت‌های ما را در نظر نمی‌گیرند که آیا شخص بیننده واقعاً هلال را دیده یا توهّم رؤیت پیدا کرده است. ***به نظر می‌رسد که این خطاهای کشور عربستان از خطای مفتی‌های آنها سرچشمه می‌گیرد. بله. سال ۱۳۷۹ به حج مشرف شده بودم. آنجا در روزنامه‌ها پیگیر این مسئله شدم که آنها هلال ماه ذی‌الحجه را چطور اعلام می‌کنند. همانجا یک کتاب استفتائات خریدم از بن باز، مفتی اعظم عربستان. [عبدالعزیز بن عبدالله بن باز که چهار سال قبل مرد]. یک نفر از او پرسیده بود که شما در غروب روز فلان گفته‌اید که هلال دیده شده است در حالیکه چند ساعت بعد در فلان‌جا از کرۀ زمین، خورشید گرفتگی رخ داده است. علی القاعده بایست چند ساعت از مقارنه می‌گذشته تا بشود ماه را دید. این چطور ممکن است؟ آقای بن باز با یکی دو آیۀ قرآن جواب داده بود که شمس و قمر از آیات الهی هستند و هلال چنانچه خداوند بخواهد، دیده خواهد شد حتی اگر ماه از جلوی خورشید عبور نکرده باشد! جواب ما این است که اگر مفتی‌های عربستان بخواهند اینطور جواب دهند واقعاً برای اصلاح آن، هیچ‌کاری نمی‌توان کرد. او می‌توانست بگوید که اشتباه شده است چون ما انسان‌ها که معصوم نیستیم. یادم هست چند سال قبل کشور عربستان هلال مهم ذی‌الحجه را گفتند دیده شده در حالیکه اصلاً ماه به مقارنه نرسیده بود و حج بر اساس آن انجام گرفت. برخی از کشورهای مسلمان از جمله ما در ایران، اعتراض‌های زیادی به آنها کردیم و آنها مجبور شدند اعتراضات را بشنوند چون مسئله حج در میان بود. این اعتراضات بی‌تأثیر نیست و امیدواریم که آنها حواس خود را بیشتر جمع کنند. از آن وقت تاکنون شبیه این اتفاق، دیگر تکرار نشده است. ولی عملاً موارد زیادی پیش می‌آید که ماه واقعاً قابل رؤیت نیست ولی عربستان می‌گوید رؤیت شده است، آن هم با چشم معمولی! ***آیا رصدگران کشورمان از سطح سواد و تجربۀ کافی برخوردارند؟ رؤیت هلال یک بحث محاسباتی دارد و یک بخش تجربی ـ تحلیلی. در بخش محاسباتی از نرم‌افزارها استفاده می‌شود. در بخش‌های تحلیلی و تجربی به خود فرد بستگی دارد. ما افرادی داریم که رصدگران خوبی هستند ولی تحلیل‌گران خوبی نیستند. از سوی دیگر افرادی داریم که تحلیل‌گر خوبی هستند و رصدگر نیستند. و خوشبختانه افرادی نیز داریم که در هر دو توانایی دارند. ما معمولاً همین افراد را به عنوان «کارشناس رؤیت هلال» می‌شناسیم. ***آیا می‌توانید چند نفر از این کارشناسان رؤیت هلال را نام ببرید؟ باید از حافظه‌ام کمک بگیرم. امیدوارم کسی فراموشم نشود. مشهورترین کارشناسان رؤیت هلال این افراد هستند: آقایان محمدرضا صیّاد، سیدمحسن قاضی میرسعید، علیرضا بوژمهرانی، دکتر حمیدرضا گیاهی یزدی، علی‌اکبر نیّری، امیر حسن‌زاده، سید قاسم رستمی، محسن شریفی. ***آیا رؤیت هلال در سایر مناطق جهان برای ما پذیرفتنی است؟ احادیث تأکید دارند که اول ماه با رؤیت هلال ثابت می‌شود. حالا بحث در این است که آیا هر شهر یا روستا خودشان باید هلال را رؤیت کنند یا رؤیت سایر شهرها نیز می‌تواند برای ما قابل قبول باشد؟ فقها جواب می‌دهند که رؤیت هلال در شهرهای دیگر برای ما قابل قبول خواهد بود. فتوایی که به نام «فتوای آیت‌الله خویی» مشهور شده این است که ما یک رؤیت هلال می‌خواهیم حالا مهم نیست که در کجای کره زمین باشد، با این شرط که چون هلال باید در شب دیده شود لذا زمان رؤیت در آن منطقه باید در شب شما واقع شده باشد. به این ترتیب اگر مثلاً ساعت ۱۰ صبح به وقت شما، هلال ماه در نقطه‌ای از کره زمین دیده شد این رؤیت برای شما قابل قبول نیست. *** آیا رؤیت با دوربین و تلسکوپ نیز شرعی خواهد بود؟ در روایات آمده است: صُم لِلرؤیة و أفطِر لِلرؤیة. لذا برخی از مراجع رؤیت با ابزار را قابل قبول می‌دانند. زیرا کسی که با دوربین یا تلسکوپ هلال را می‌بیند نیز واقعاً هلال را «می‌بیند». برخی از فقها این را نمی‌پذیرند و می‌گویند باید مطابق با آن چیزی باشد که در قدیم می‌توانستند ببینند. در زمان معصومین با چشم معمولی اول ماه ثابت می‌شده است. لذا این فقها می‌پرسند که ما چه دلیلی داریم که این دیدن را به دیدن با دوربین و تلسکوپ نیز تعمیم بدهیم؟ موافقان و مخالفان استفاده از ابزار، دلایل فقهی خود را دارند. فقهای مطرح فعلی، اکثراً رؤیت با چشم معمول را ملاک عمل می‌دانند. اما ظاهراً اکثر مراجع جدید استفاده از ابزار را نیز معتبر می‌شمارند. ***دلایل مخالفان و موافقان رؤیت با ابزار چیست؟ موافقان رؤیت با ابزار، می‌گویند در این نوع از رصد نیز تعبیر «رؤیت» صدق می‌کند. نمی‌توان به کسی که هلال را در تلسکوپ دیده است، گفت که شما هلال را ندیده‌اید. از سوی دیگر، مخالفان استفاده از ابزار چند جواب می‌دهند. اول اینکه می‌گویند در زمان معصومین که رؤیت هلال با چشم عادی مرسوم بوده آیا مثلاً آنها در برخی از سال‌ها روز اول ماه رمضان را از دست می‌دادند؟ به عبارت دیگر، زمانی که برای رؤیت هلال می‌آمدند و آن را نمی‌دیدند اگر ابزار داشتند هلال را می‌توانستند ببینند و ماه را یک روز زودتر شروع می‌کردند. به این ترتیب ما عملاً قائل شده‌ایم که آنها روزهای اولِ برخی ماه‌های قمری را از دست می‌داده‌اند. ثانیاً اگر ورود ابزار را به مسائل فقهی مجاز بدانیم خیلی از معیارهای فقهی به هم می‌ریزد. مثلاً «حد ترخّص» در فقه این است که از شهر، به قدری دور شویم که دیوارِ آخرین خانه‌ها دیده نشود. حالا اگر بخواهیم با ابزاری مانند دوربین دیوارهای شهر را رصد کنیم، حدّ ترخّص بیشتر خواهد شد. مثال دیگر پیدا شدن خون در شیر دوشیده‌‌شده است که با ابزار میکروسکوپ می‌تواند دیده شود در حالیکه با چشم قابل رؤیت نیست. حالا آیا این شیر، نجس است یا پاک؟ با ورود ابزار، معیار و مقیاس تغییر می‌کند. از سوی دیگر می‌توان غیبت کردن در تلفن را مثال آورد. اگر بگویید ابزار معتبر نیست غیبت شخص سوم در مکالمات تلفنی دو نفر، جایز خواهد شد. خلاصه اینکه اینها مسائل مستحدثه و جدید است و اخیراً فقها با اینها مواجه شده‌اند. ***استفاده از ابزار در رؤیت هلال، آیا تعبیر دیگری از فتوای آقای خویی نیست که می‌گوید اگر رؤیت در جایی از کره زمین در زمانی رخ دهد که هنوز شب ما باقی باشد، برای ما نیز معتبر خواهد بود؟ این دو در واقع یکی نیستند گرچه در بسیاری از اوقات به نتایج یکسان منجر می‌شوند. گاهی با ابزار هم نمی‌توان هلال را دید ولی با فتوای آقای خویی چنانچه هلال در غرب افریقا یا شرق امریکا دیده ‌شود و هنوز شبِ ما باقی باشد اول ماه به حساب می‌آید. این مسئله در شب‌های زمستان که طولانی‌تر است بیشتر رخ خواهد داد. البته مرحوم آقای خویی ابزار را معتبر نمی‌دانستند و می‌گفتند باید با چشم عادی دیده شود. ***ادلّۀ آیت‌الله خویی چه بوده است؟ استدلال ایشان به اطلاق روایات است که دو شاهد عادل بیایند برای شما شهادت بدهند که هلال را دیده‌اند. دیگر در روایات نفرموده‌اند که شاهدان از کجا بیایند. البته در برخی روایات آمده که از خارج شهر بیایند و در برخی دیگر تأکید شده است که شاهدان از اهل قبله باشند، یعنی مسلمان باشند. و البته فقط شهادت مردان معتبر است. ***شنیده شده که برخی از افراد مسائل سیاسی را در اعلام کردن عید فطر دخیل می‌دانند. نظر شما چیست؟ بله ما هم شنیده‌ایم که در خارج و داخل مثلاً می‌گویند جمهوری اسلامی فردا را عید اعلام کرد چون عربستان هم عید اعلام کرده بود و می‌خواستند وحدت ایجاد شود. متضاد این را نیز شنیده‌ایم که می‌گویند برای آنکه فطر ایران با عربستان یکی نشود مسئولان یک روز عید را به تأخیر انداختند. یا حتی در خصوص مراجع نیز همین شایعات در همراهی یا عدم همراهی با عید فطر اعلام‌شده از سوی دفتر رهبر معظم انقلاب شنیده می‌شود. در حالیکه من در این ده سال که در ستاد استهلال بوده‌ام حتی یک مورد نیز ندیدم که مراجع در اعلام اول ماه وجه سیاسی را لحاظ کرده باشند. ما از مبانی و جزئیات گزارش‌های مراجع معظم مطلع هستیم. در دفتر رهبری نیز همینطور است و ما اصلاً ندیده‌ایم که مسائل سیاسی را دخیل کنند یا حتی به عید فطر عربستان کاری داشته باشند. علی القاعده، هر کدام از مسئولان کشورها و مراجع، باید بتوانند در قیامت جواب خداوند را بدهند. لهذا مراجع ما فقط مسائل فقهی را لحاظ می‌کنند و بس. ***آیا شما خودتان نیز به استهلال می‌روید؟ برخی سال‌ها برای استهلال رفته‌ام. اما اغلب در ستاد می‌مانم و گزارش‌های رؤیت را می‌شنوم، و ثبت و تنظیم می‌کنم. یک نفر پرسید آقا شما همانید که هلال را می‌بیند؟ گفتم: نخیر، ما هلال را می‌شنویم! ***شکل کار شما به چه صورت است؟ گزارش‌های عدم رؤیت را دیگران ثبت می‌کنند و سؤالات را می‌پرسند. آیا هوا صاف بوده یا نه؟ ابزار شما چه بوده؟ چند نفر رصدگر بوده‌اید؟ اینها نیز باید ثبت شود و مهم است. اما مسئولیت شنیدن و ثبت گزارش کسانی که هلال را دیده‌اند با بنده یا یکی دیگر از کارشناسان رؤیت هلال است. از آنها سؤالاتی می‌شود که مثلاً هلال را چه وقت دیدید؟ با چه ابزاری دیدید؟ چه شکلی بود؟ چند نفر از گروه توانستند ببینند؟ چرا بقیه ندیدند؟ آیا عکس گرفته‌اید یا نه؟ و از این نوع سؤالات. از آنها نام و تلفن هم می‌گیریم. سپس گزارش‌ها را به صورت کتبی به حضور رهبر انقلاب می‌فرستیم. ایشان گاهی به برخی گزارش‌ها توجه ویژه‌ای می‌کنند و می‌گویند پیگیری بیشتر کنید. برای ما اصل در اطمینانی است که برای ایشان پیدا می‌شود. گاهی ممکن است برای ما اطمینان‌آور بشود و برای ایشان نشود. البته این موارد کم اتفاق افتاده ولی غیرممکن نیست. چون ایشان به عنوان حاکم شرع باید اعلام بکنند و مردم با اطمینان به ایشان است که می‌خواهند ماه صیام را شروع یا تمام کنند. یک سال بود که شروع ماه رمضان نزدیک ظهر اعلام شد و ما خوف کردیم. شب قبل گزارش‌ها را داده بودیم ولی برای رهبر معظم اطمینان حاصل نشده بود. چند ساعت بعد، یک گزارش دیگر رسید و ایشان توضیحاتی خواستند. بالاخره نزدیک ظهر بود که گزارشی نهایی با توضیحات و بحث‌هایی حضورشان ارائه گردید و برایشان اطمینان حاصل شد. ایشان فرمودند که به نظر من دیشب مشکلی نبوده و اول ماه ثابت است. فرمودند اعلام کنید امروز اول ماه مبارک رمضان است. ما ترسیدیم که مردم بگویند این همه تشکیلات و ابزارها و متخصصان جمع شده‌اند که نزدیک ظهر ماه رمضان را اعلام کنند؟! چون در چنین مواقعی، مسئله‌ای که پیش می‌آید آن است که حتی کسانی که روزه نبوده‌اند باید برای ادب و احترام ماه مبارک رمضان تا افطار چیزی نخورند. این هم خوف‌برانگیز بود. حتی برخی مردم صبحانه نخورده به اداره می‌روند و چون هنوز وقت ناهار نیز نشده بود ما نگران بودیم که آنها چه خواهند کرد. لذا دیدیم که رهبر معظم در مسائل شرعی ملاحظات سیاسی یا حفظ ظاهر را دخیل نمی‌کنند که مثلاً به خاطر حفظ شأن خودمان فعلاً سکوت کنیم یا ببینیم مراجع دیگر چه کرده‌اند و از این قبیل و این برای بنده بسیار جالب و درس آموز بود. ***استخراج تقویم رسمی کشور نیز بر عهدۀ شما است. این مسئولیت از چه زمانی شروع شد؟ به نظرم از مرداد یا شهریور سال ۱۳۸۱ بود. هیئت دولت در سال ۱۳۷۲ طبق مصوبه‌ای، مسئولیت استخراج تقویم کشور را بر عهدۀ مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران گذاشته بود. تا سال ۱۳۸۱ تقویم‌های رسمی به صورت فردی استخراج می‌شد، توسط آقای دکتر ایرج ملک‌پور. اما رئیس آن وقتِ مؤسسه ژئوفیزیک آقای دکتر جواهریان تصمیم گرفت که این مسئولیت را بر عهدۀ یک شورا بگذارد. لذا من نیز یکی از اعضای آن شورای هفت نفره شدم، از سال ۱۳۸۱ تاکنون. ***اعضای شورای تقویم را می‌توانید نام ببرید؟ اعضای این شورا هم‌اکنون عبارتند از: دکتر احمدی گیوی (رئیس مؤسسه ژئوفیزیک)، مهندس مصطفی میرسلیم، دکتر محمد سمیعی، دکتر حمیدرضا گیاهی یزدی، آقای فرید قاسملو، آقای مهدی سهرابی. برخی از افراد چون از شهرستان تشریف می‌آوردند برایشان سخت بود و بعد از مدتی استعفا دادند، مانند دکتر فاطمی و دکتر عبداللهی. یکی از اعضای این شورا نیز مرحوم دکتر محمدتقی عدالتی بودند که در شهریور ۱۳۸۳ به رحمت خدا رفتند. ***در شورا چه کسی تقویم‌ها را استخراج می‌کند؟ تقویم شمسی که دشواری چندانی ندارد بجز لحظۀ تحویل سال و کبیسه‌ها. تقویم میلادی نیز که یک قرارداد ساده است. اما تقویم قمری را دو سه نفر از اعضای شورا استخراج می‌کنند و موارد بحرانی به بحث گذاشته می‌شود. اگر نظر اجماعی به دست نیامد نهایتاً رأی‌گیری می‌شود. ***محاسبۀ کبیسه‌ها در تقویم شمسی آیا مشکل‌ساز نبوده است؟ بحث کبیسه‌ها از مواردی است که ما اخیراً به آن پرداخته‌ایم. قراردادهای محاسبۀ تقویم شمسی مکتوب نشده است و آنچه قرارداد شده دقیق نیست. در سال ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی، تقویم ایران را از هجری قمری به هجری شمسی تغییر داد. در متن آن مصوّبه توضیحاتی دربارۀ تقویم شمسی آمده که دقیق و روشن نیست. در این سال، تقویم هجری شمسی با شکل فعلی (۳۱ روزه بودن ماه‌های بهار و تابستان، و ۳۰ روزه بودن بقیه ماه‌ها بجز اسفند) با اسامی ماه‌های رایج کنونی (فروردین، اردیبهشت و...) به تصویب مجلس رسید. ***آیا در خصوص محاسبۀ کبیسه‌ها اختلافی نداشته‌اید؟ اکنون ما روش‌های مختلف کبیسه‌گیری را داریم که اولین اختلاف آن را در اول فروردین ۱۴۰۴ شمسی مشاهده خواهیم کرد. به عبارت دیگر معلوم نیست که آیا باید سال ۱۴۰۳ را کبیسه گرفت یا نه. طبق روش مرحوم احمد بیرشک، آن سال کبیسه نیست ولی طبق روش آقایان ملک‌پور و صیاد آن سال کبیسه خواهد بود. ملاک برخی از آنها نصف النهار رسمی کشور است که اگر لحظۀ تحویل سال به بعدازظهر بیفتد آن روز انتهای سال قبل است ولی اگر به قبل از ظهر بیفتد آن روز اول فروردین سال بعد است. تقریباً هر چهار سال لحظۀ تحویل به یک روز بعد از ۲۹ اسفند می‌افتد و لذا اسفند را ۳۰ روزه می‌کنند. در هر ۲۹ یا ۳۳ یا ۳۷ سال، سال‌های کبیسه پنج ساله می‌شود. آخرین کبیسۀ پنج ساله در فاصلۀ سال‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۵ رخ داد. ایرادی که در اینجا به وجود می‌آید آن است که لحظۀ ظهر کجا را باید معیار گرفت؟ برخی می‌گویند باید ظهر نصف النهار رسمی ایران را ملاک گرفت. یعنی چون ایران با گرینویچ ۵ر۳ ساعت فاصله دارد و از آنجا که هر نصف النهار ۱۵ درجه است لذا آنها نصف النهار ۵ر۵۲ درجه را پیشنهاد می‌کنند. آیا این نصف النهار واقعاً از وسط ایران می‌گذرد؟ آیا برای اعتبارات جهانی باید اهمیت قائل شد؟ باید در این خصوص بحث جدی صورت گیرد. از سوی دیگر آقای دکتر بیرشک (متوفی به سال ۱۳۸۱) قائل به دوره‌های جدولی ۲۸۲۰ ساله بودند و معیار «لحظۀ ظهر» را قبول ندشتند. با معیار لحظۀ ظهر نمی‌توان تقویم هزار سال آینده را استخراج کرد. چون حرکت وضعی زمین قابل پیش‌بینی کامل نیست و اندکی کند یا تند می‌شود که البته در طول سالیان متمادی قابل ملاحظه خواهد بود. علت در آن است که زمین به علت هستۀ مذابش مانند یک جسم کاملاً صُلب نمی‌چرخد. مانند یک تخم مرغ خام که چرخانده شود و لق‌لق بخورد. لذا اگر خیلی به عقب برگردیم یا به جلو برویم تقویم چندان قابل پیش‌بینی نیست و محاسبات ما ارزش علمی ندارد. لذا باید تأکید کرد که تقویم شمسی یک نوع قرارداد است. حتی تعداد روزهای هر ماه نیز قراردادی است. ما از مدتی قبل در مؤسسه ژئوفیزیک از اساتید فن در سراسر کشور دعوت کردیم تا نظریات خود را در این خصوص اعلام کنند. به دست آوردن یک نظریه خوب و مشکل‌گشا ساعت‌ها وقت و تحقیق می‌طلبد که إن شاء الله از عهدۀ آن برآییم. آخرین رکوردهای رؤیت هلال که در مجلۀ Sky & Telescope چاپ شده است ۱. در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۶ آقای «جیمز اِستم» از ایالات متحده توانست با یک تلسکوپ ۸ اینچی، هلالی را با سن ۱۲ ساعت و ۷ دقیقه را رویت کند و رکورد جدیدی به جای گذارد. ۲. در شامگاه ۲۸ مرداد ۱۳۸۰، حجت‌الاسلام علیرضا موحدنژاد موفق شد هلال ماه جمادی‌الثانی ۱۴۲۲ را با دوربین دوچشمی ۱۵۰×۴۰ رویت کند. در این زمان سن هلال ۱۲ ساعت و ۱۵ دقیقه و جدایی زاویه‌ای آن از خورشید ۶ر۷ درجه بود. سن این هلال بیش از رکورد جهانی بود، ولی جدایی زاویه‌ای آن اندکی کمتر از هلالی بود که «جیمز استم» مشاهده کرده بود. به این ترتیب رکورد جهانی رویت هلال ماه از آن کشور ما شد. ۳. در سال ۱۳۸۱ مهندس سیدمحسن قاضی میرسعید هلال بسیار جوان رجب ۱۴۲۳ را با سن ۱۱ ساعت و ۴۰ دقیقه را با دوربین دوچشمی ۱۵۰×۴۰ رویت کرد و با ثبت رکورد جدید به نام خود، موقعیت کشورمان را تثبیت کرد. ۴. در ۹ اسفند ۱۳۸۴، آقای محسن شریفی موفق شد با تلسکوپ ۱۴ اینچ، هلال ماه صفر ۱۴۲۷ را با جدایی زاویه‌ای ۳ر۷ درجه رویت کند و رکورد جدیدی در این زمینه به جا بگذارد. خلاصه گفتگو: هفت باور اشتباه در مورد رویت هلال ماه حرف‌وحدیث‌های زیادی درمورد ماه رمضان و تفاوت این ماه با دیگر ماه‌های قمری بین مردم رواج پیدا کرده که اغلب آن‌ها نادرست است. پاسخ علمی به 7 باور نادرست مشهور را بخوانید. 1- آیا ماه رمضان همیشه 29 روزه است؟ ماه قمری که برابر دوره هلالی (فاصله زمانی وقوع دو هلال کاملا یکسان) است، به طور متوسط 29.53 روز طول می‌کشد. اما از آن‌جا که تعداد روزهای ماه در تقویم باید عددی صحیح باشد، بنابراین ماه قمری یا 29 روزه است و یا 30 روزه. در کشورهای اسلامی، طول ماه‌های قمری بر اساس معیارهای نجومی پیش‌بینی می‌شود و طول یک ماه در یک سال ارتباطی به سال‌های دیگر ندارد. بنابراین ماه رمضان می‌تواند مثل هر ماه دیگری 29 یا 30 روزه باشد. 2- آیا اگر ماه شعبان 30 روزه باشد، ماه بعد (رمضان) 29 روزه خواهد بود؟ خیر. مدت هر ماه قمری مستقل از ماه قبل است. محاسبات نشان می‌دهد ماه قمری می‌تواند تا 3 ماه متوالی 29 روزه یا تا 4 ماه متوالی 30 روزه باشد. 3- چرا با اینکه مقارنه ماه و خورشید اتفاق افتاده، هنوز اول ماه اعلام نشده است؟ مقارنه ماه و خورشید معیار ماه نجومی است. اما معیار شرعی آغاز ماه قمری، رویت هلال است. طبق محاسبات نجومی، در بهترین وضعیت جوی هم تا چندین ساعت بعد از مقارنه امکان تشکیل هلال وجود ندارد، چراکه خورشید هنوز از پشت رشته‌کوه‌های لبه ماه طلوع نکرده تا نور بر سطح ماه بتابد و هلال تشکیل شود. به‌همین دلیل حتی با تلسکوپ هم نمی‌توان ماه را مشاهده کرد. 4- آیا همیشه شروع ماه قمری (مثلا رمضان یا شوال) در ایران بعد از عربستان است؟ شروع ماه قمری در هر نقطه‌ای بستگی به مشخصه‌های نجومی در آن کشور و البته ملاک شرعی فقهای آنجا دارد. بنابراین ممکن است شروع ماه در ایران و عربستان یکی باشد (مثل ماه رمضان امسال) یا متفاوت باشد. توجه داشته باشید که بروز 1 روز اختلاف در سطح زمین کاملا طبیعی است، ضمن این‌که اگر به نقشه رویت‌پذیری هلال ماه توجه کنید، الگوی هذلولی شکل رویت‌پذیری ماه نشان می‌دهد نمی‌توان حکم قطعی و همیشگی در مورد رویت‌پذیری هلال ماه بر اساس موقعیت جغرافیایی صادر کرد. 5- چرا کشورهای غربی ما (مثل ترکیه و آذربایجان) و همین‌طور شرق ایران (مثل افغانستان و اندونزی) عید فطر را اعلام کردند ولی هلال در ایران دیده نشده است؟! معمولا برخی کشورهای همسایه از کشورهای دیگر (مثل عربستان) تبعیت می‌کنند و این به معنی رویت هلال در آن کشورها نیست. ضمن آن‌که ممکن است به دلیل گزارش‌های اشتباه رویت هلال، آغاز ماه به اشتباه اعلام شده باشد. آمارها نشان می‌دهد 15 درصد از افرادی که به استهلال می‌پردازند، دچار توهم رویت می‌شوند و گزارش اشتباه ارسال می‌کنند. یعنی اگر مثلا 1000 نفر برای استهلال اقدام کرده‌اند، از نظر آماری باید بیش از 150 نفر گزارش رویت ارسال کنند تا مطمئن شویم گزارش‌ها درست است. اگر 1000 نفر به استهلال اقدام کرده باشند و تعداد انگشت‌شماری گزارش رویت ارسال شده باشد، از نظر آماری جزو خطای توهم رویت محسوب می‌شود. 6- چرا مشکلات آغاز و پایان ماه قمری فقط برای ماه رمضان اتفاق می‌افتد و در دیگر ماه‌های قمری تغییری اتفاق نمی‌افتد؟ ستاد استهلال دفتر مقام معظم رهبری و گروه‌های رصدی در آغاز و پایان تمام 12 ماه قمری سال فعال هستند و به رصد هلال اقدام می‌کنند. البته گروه‌های مجهز در ماه‌هایی اعزام می‌شوند که هلال دشوار یا بحرانی است. اما دلیل آن‌که تغییرات احتمالی در آغاز و پایان ماه قمری بیشتر در مورد ماه رمضان رسانه‌ای می‌شود، به دو عامل برمی‌گردد؛ نخست این‌که قبل از تاسیس مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، معیارهای دقیق برای تعیین آغاز و پایان ماه قمری در تقویم وجود نداشت و به همین دلیل در بعضی موارد تقویم با رصدها مغایرت داشت. اما دلیل دوم، این است که برای آغاز و پایان ماه رمضان، گروه زیادی از مردم عادی نیز به استهلال اقدام می‌کنند و همان‌طور که در سوال 6 اشاره شد، تعداد گزارش‌های اشتباه بسیار افزایش می‌یابد. در سال‌های اخیر، مشکل مشابهی در برخی کشورهای همسایه باعث برخی اشتباه‌ها در آغاز و پایان ماه‌های قمری شده است. ذکر این نکته هم الزامی است که در سال‌های گذشته مواردی بوده که پیش‌بینی آغاز ماه قمری با رصد هلال بحرانی تغییر کرده و درنتیجه تقویم هم تغییر یافته است. 7- ضخیم بودن هلال ماه در شب دو یا سوم ماه می‌تواند دلیلی بر شروع اشتباه اول ماه باشد؟ خیر. ماه نزدیک‌ترین جرم سماوی به زمین است و در طی یک شبانه‌روز با سرعت زاویه‌ای زیادی جابه‌جا می‌شود، به‌همین دلیل به سرعت از خورشید فاصله می‌گیرد و بر ضخامت بخش روشن آن افزوده می‌شود. ضمن آنکه مدار ماه به دور زمین بیضوی است و این جابه‌جایی در زمان‌های مختلف یکسان نخواهد بود. بنابراین با نگاه بصری به ماه به دقت نمی‌توان تعیین کرد که شب چندم ماه قمری است. روزه یک سو شد و عید آمد و دل ها برخاست می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست عید بر عاشقان مبارک ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 08 Aug 2013 07:08:25 GMT http://migna.ir/vdcgu79q.ak97w4prra.html نخستین تصاویر ناسا از منطقه اسرار آمیز خورشید http://migna.ir/vdcds90f.yt0j96a22y.html تلسکوپ فضایی IRIS ناسا در نمایی بی‌سابقه از خورشید، جزئیات پایین ترین لایه‌های جو و منطقه مرموز خورشیدی را به تصویر کشیده است. به گزارش ایسنا، تلسکوپ طیف نگار تصویربرداری منطقه رابط (IRIS) ناسا در قالب یک مأموریت دو ساله ماه ژوئن 2013 به فضا پرتاب شد؛ این فضاپیما ترکیبی از تلسکوپ ماوراء بنفش و طیف نگار است که برای تهیه تصاویر با وضوح تصویری بسیار بالا هر چند ثانیه یکبار از جو پایین‌تر خورشید طراحی شده است. تصویر سمت راست نشان دهنده جزییات بیشتری از این بخش از خوشید است نخستین تصاویر ارسالی که تنها 21 ساعت پس از باز شدن درهای تلسکوپ تهیه شده است، جزئیات جدید و دیده نشده‌ای از جو پایین خورشید موسوم به منطقه رابط (interface region) را نشان می‌دهد. تصاویر ساختار نازک مغناطیسی و جریان مواد در جو خورشید را نشان می دهند که حاکی از وجود مقادیر عظیم جریان انرژی در منطقه رابط است. در این تصاویر منحصر به فرد، نحوه انتقال انرژی در منطقه پایین جو، تفاوت های چشمگیر در چگالی و دما در سرتاسر منطقه رابط حتی در بین حلقه های مواد خورشیدی با فاصله چند کیلومتری از یکدیگر دیده می شوند. انرژی که در منطقه رابط جریان دارد، به افزایش قدرت جو پویای خورشید کمک کرده و حرارت لایه های بالایی جو خورشیدی را تا یک میلیون درجه سانتیگراد افزایش می دهند. «جان گرانسفلد» از اعضای هیئت مدیره مأموریت علمی ناسا تأکید می کند: نخستین تصاویر تهیه شده توسط تلسکوپ IRIS ساختار نازک و شبه فیبری جو خورشید را نشان می‌دهد که پیش از این مشاهده نشده بودند؛ این دستاورد پنجره جدیدی بسوی درک جو پر انرژی خورشید گشوده است. مقایسه بین تفکیک پذیری بالا در تصاویر تلسکوپ IRIS‌ و فضاپیمای SDO منطقه دیده نشده خورشید در تصاویر تلسکوپ فضایی IRIS ]]> اخبار علمی و فناوری Fri, 26 Jul 2013 20:17:18 GMT http://migna.ir/vdcds90f.yt0j96a22y.html آیا ماه را زمین به دنیا آورده است؟ http://migna.ir/vdcb8fb8.rhbw9piuur.html منشا جهان برای مدت‌های طولانی مورد تردید قرار داشته و اکنون یک دانشمند علوم سیارات مدعی شده که زمین حدود چهار و نیم میلیارد سال قبل ماه را به دنیا آورده است. به گزارش ایسنا، نظریه جدید جنجالی ویم وان وسترنن از دانشگاه آزاد آمستردام بر این اساس است که یک انفجار بزرگ معادل 40 میلیارد بمب اتم که از هسته زمین منشا گرفته، منجر به شکل‌گیری ماه شده است. وی بر این باور است که این رویداد بزرگ حدود 4.5 میلیارد سال قبل رخ داده و می‌تواند پاسخی برای سوال درمورد منشا ماه باشد. وان وسترن اظهار کرد که توضیحات قبلی در مورد چگونگی شکل‌گیری ماه در زبان ساده منطقی نیست. جورج داروین، نوه چارلز داروین گفته بود که زمین اولیه به قدری سریع می‌چرخیده که قسمتی از آن به بیرون پرتاب شده و شکل ماه را به خود گرفته است. نظریه وی مشهور بود اما سپس با نظریه برخورد عظیم تحت‌الشعاع قرار گرفت که بر اساس آن یک جسم به اندازه سیاره مریخ با زمین اولیه برخورد کرده و در اثر این ضربه خرد شده است. اما این فرضیه پس از آورده شدن نمونه‌هایی از سنگ‌های ماه به زمین توسط ماموریت آپولو کنار گذاشته شد. بررسی‌های شیمیایی سنگ‌ها در سال گذشته توسط دانشگاه شیکاگو نشان داد که آنها دارای ایزوتوپ‌های مشابه اکسیژن، سیلیکون و پتاسیم با نمونه‌های زمین هستند. وان وسترن می‌گوید که این نتایج نشان می‌دهد ماه زمانی بخشی از زمین بوده که با انفجاری بزرگ از هسته زمین به فضا پرتاب شده است. این محقق بر این باور است که باید انرژی پرتابشی بسیار بزرگی به سرعت به وجود آمده و طبق محاسبات وی قدرت این انفجار برابر با 40 میلیارد بمب اتمی پرتاب شده در هیروشیما بوده است. این ایده که هسته زمین از یک راکتور اتمی بسیار عظیم برحوردار بوده برای بیش از 60 سال در میان دانشمندان مورد بحث بوده است. همچنین شواهدی از راکتورهای فسیلی بسیار کوچکتر تا 10 متر در غرب آفریقا وجود داشته که حدود 10 میلیارد سال قبل فعال بوده‌اند. دانشمندان بر این باورند که عناصر سنگین مانند اورانیوم و پلوتونیوم در سنگ‌های سنگین پس از شکل‌گیری به درون زمین نفوذ کرده و مخازن مایع بزرگ را شکل داده‌اند. ماده رادیواکتیو در سنگ‌ها واکنش‌های کوچک از خود نشان داده که با ترکیب با سوخت کافی می‌تواند یک انفجار عظیم را شکل دهد. نظریه یک راکتور هسته‌ای داخلی می‌تواند توضیحی برای این سوال باشد که چرا زمین انرژی بیشتری نسبت به آنچه از خورشید دریافت کرده، بیرون می‌فرستد. با این حال کارشناسان اظهار کرده‌اند که حتی اگر شواهد ژئوراکتورهای جهانی پیدا شود، بسیاری از دانشمندان باید نسبت به این مساله که آنها قادر به تولید ماه هستند، متقاعد شوند. ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 07 Jul 2013 10:33:59 GMT http://migna.ir/vdcb8fb8.rhbw9piuur.html تصاویر/ اگر سیارات دیگر جای ماه در آسمان بودند؟! http://migna.ir/vdcbz8b8.rhbwspiuur.html یک عکاس نجومی تصاویری ارائه داده با این موضوع که اگر سیارات دیگر را جایگزین ماه کنیم، آسمان چگونه به نظر خواهد رسید؟ به گزارش ایسنا، «ران میلر» مدیر هنری سابق ناسا، از حقه دیجیتالی برای تحمیل‌ طرح‌های عطارد، ونوس، مریخ، ژوپیتر، زحل، اورانوس و نپتون بر یک چشم‌انداز یکسان بهره برده است. در این طراحی‌های علمی فوق‌العاده، هر یک از سیارات در فاصله‌ای از زمین قرار دارند که ماه واقع شده است. در یکی از این تصاویر سیاره عظیم ژوپیتر که 11 برابر زمین است، بر آسمان سایه انداخته در حالی که مریخ تقریبا دو برابر اندازه ماه به نظر می‌رسد.   تصویری از ماه به عنوان تصویر پایه اگر نپتون جایگزین ماه شود اگر ژوپیتر جایگزین ماه شود اگر مریخ جایگزین ماه شود اگر اورانوس جایگزین ماه شود اگر عطارد جایگزین ماه شود اگر زحل جایگزین ماه شود اگر ونوس جایگزین ماه شود ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 23 Jun 2013 09:47:04 GMT http://migna.ir/vdcbz8b8.rhbwspiuur.html اگر کره زمین مانند سیاره کیوان حلقه داشت http://migna.ir/vdcipuaz.t1avy2bcct.html ران میلر نویسنده و تصویرگر علمی چیزی را که ممکن است در چنین وضعیتی از نقاط گوناگون کره زمین ببینید، به تصویر کشیده است.اگر در خط استوا باشید، برای مثال آنچنانکه در شهر کویتو در اکوادور در زیر نشان داده شده است، دسته نورانی مستقیمی را می‌بینید که عمود بر زمین قرار گرفته است. اگر از خط استوا فاصله داشته باشید، برای مثال آنچنانکه در تصاویری که در زیر گوآتمالا و واشنگتن دی سی نشان داده شده است، این حلقه‌ها ضخیم‌تر می‌شوند. ]]> اخبار علمی و فناوری Tue, 18 Jun 2013 06:14:22 GMT http://migna.ir/vdcipuaz.t1avy2bcct.html كهكشـــان چيســت ؟ http://migna.ir/vdcdxj0f.yt0596a22y.html كهكشان به توده‌اي بزرگ گفته مي‌شود كه متشكل از تعداد بسيار زيادي ستاره، مقداري گاز، غبار و مواد تاريك است كه با كشش گرانشي گرد هم آمده‌اند. يك نمونه بارز آن كهكشان راه شيري است. اين اجرام پهنه وسيعي از اندازه، درخشندگي، جرم، تعداد ستارگان و مقدار مواد غير ستاره‌اي را اشغال مي‌كنند. به عنوان مثال اندازه درخشندگي كهكشان‌هاي سي‌دي حتي ميليون‌ها برابر كهكشان‌هاي كوتوله است. انواع كهكشان‌ها مطابق رده بندي «هابل» شكل كهكشان‌ها در چهار رده كلي جاي مي‌گيرد: 1- كهكشان‌هاي بيضوي كه به صورت بيضي و با درخشندگي يكنواخت و متقارن هستند و به‌طور معمول شكل‌گيري ستاره‌ها در آن‌ها وجود ندارد. 2- كهكشان‌هاي مارپيچي كه به دو صورت معمولي و ميله‌اي وجود دارند و داراي توده‌اي مركزي مانند توده كهكشان‌هاي بيضوي هستند، البته در مقياس كوچك‌تر وصفحه‌اي تخت از توده‌هاي ستاره‌اي كه گاز وغبار اطراف آن قرار دارد و برخلاف كهكشان‌هاي بيضوي در گستره وسيعي از عمرشان فرايند شكل‌گيري ستاره‌ها در آن‌ها جريان دارد. 3- كهكشان‌هاي نامنظم كه برخلاف دو نوع كهكشان قبلي داراي شكل خاصي نيستند. 4- كهكشان‌هاي كوتوله كه داراي ستارگان كم بوده و درخشندگي آن‌ها نسبت به بقيه كمتر است. با بررسي دقيق حركات داخلي كهكشان‌ها آشكار شده كه مجموع جرم اجزاي قابل مشاهده آن‌ها براي توجيه اين حركات كافي نيست وجرم وگستره آن‌ها بايد بسيار بيشتر از اين باشد. اين جرم گم شده را به وجود مواد تاريك نسبت مي‌دهند و جرم مواد تاريك در يك كهكشان نوعي حتي به 90 درصد جرم كلي مواد قابل مشاهده هم مي‌رسد. بنابراين ماده تاريك در شكل‌گيري كهكشان‌ها، جرم واندازه آن‌ها بسيار موثر است. بيشتر كهكشان‌ها در زماني به نسبت كوتاه بعد از شكل‌گيري كيهان به شكل كنوني خود رسيده‌اند وشكل‌گيري ستارگان در آن‌ها آغاز شده است. برخورد كهكشان‌ها بر اساس تحقيقاتي كه نجوم شناسان انجام داده‌اند مشخص شده تعداد كهكشان‌هاي بزرگ عالم ۳۵۰ ميليارد و تعداد گروه‌هاي كهكشاني ۲۵ ميليارد وتعداد اَبَر خوشه‌ها نيز ۱۰ ميليون عدد است. نكته جالب اين‌كه كهكشان‌ها به دليل آن‌كه به هم نزديكند، گهگاه با هم تصادف مي‌كنند وادغام مي‌شوند، از اين‌رو برخورد‌هاي سريع بين كهكشان‌ها باعث مي‌شود دست نخورده باقي بمانند كه اين وضعيت منجر به ايجاد اختلالاتي مانند پل مي‌شود. مانند كهكشان m51 كه توسط پلي از ستارگان به كهكشان همسايه كوچك‌تر راه دارد. نكته ديگري كه درباره برخورد كهكشان‌ها بايستي به آن اشاره شود، موضوع برخورد شاخ به شاخ كهكشان‌ها است كه نسبت به برخورد كنار گذري خيلي كمياب‌تر است. اگر يك كهكشان كوچك درست از ميانه يك كهكشان مارپيچي بزرگ عبور كند، موج كشندي موجب به راه افتادن جرياني از ستاره و گاز به سمت بيرون از قرص كهكشان مارپيچي مي‌شود كه در نتيجه يك كهكشان حلقوي تشكيل مي‌شود. بارزترين ويژگي آن، موج كشندي حلقه‌اي شكل ستاره‌هاست. ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 06 Jun 2013 08:31:41 GMT http://migna.ir/vdcdxj0f.yt0596a22y.html وقتی ماه، خورشید را بلعید + تصاویر http://migna.ir/vdcfctdy.w6detagiiw.html تلسکوپ Hinode تصاویر شگفت‌انگیزی را از خورشیدگرفتگی سالانه هفته گذشته شکار کرد. به گزارش ایسنا، این تلسکوپ که حول زمین می‌چرخد، خورشید را با طول‌موج‌های فوق‌بنفش بی‌نهایت، نوری و اشعه ایکس رصد می‌کند و چندین نمای زیبا از این رویداد کیهانی را مخابره کرده است. از دیدگاه این تلسکوپ، ماه در حال بلعیدن خورشید است. پدیده خورشیدگرفتگی جزئی روز پنج شنبه (19 اردیبهشت) که به حلقه آتش معروف بود، بخشی از ابرهای سفید درخشان شمال شرق استرالیا را در تاریکی فرو برد. این پدیده در ساعت 23:30 به وقت گرینویچ توسط فضاپیمای ترای ناسا ثبت شد. در کسوف حلقوی، ماه به طور مستقیم از مقابل خورشید عبور می‌کند، اما مقابل آن را به طور کامل مسدود نمی‌کند که این امر، باعث ایجاد یک حلقه آتش در لبه‌های آن می‌شود. مسیر سایه که از آن می‌توان حلقه آتش را مشاهده کرد، طولانی ولی باریک و در گسترده‌ترین نقطه آن حدود 172 کیلومتر بود؛ اما بخش بزرگتری از زمین از جمله سایر بخش‌های استرالیا، نیوزلند و بسیاری از جزایر اقیانوس آرام شاهد یک خورشید‌گرفتگی جزئی بودند. بلعیده شدن خورشید توسط ماه تصویری زیبا از خورشیدگرفتگی اخیر ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 15 May 2013 10:27:52 GMT http://migna.ir/vdcfctdy.w6detagiiw.html رابطه ستاره‌های درحال مرگ و کشف حیات فرازمینی http://migna.ir/vdccieqs.2bqe48laa2.html تحقیقات جدید نشان می دهد که احتمال یافتن رد حیات فرازمینی در سیاره هایی وجود دارد که دور مدار ستاره های درحال مرگ می چرخند.به گزارش مهر، تحقیقات نظری نشان می دهد که میزان اکسیژن سیاره های شبیه زمین که حول محور ستاره های کوتوله سفید می چرخند از سیاره هایی که دور یک ستاره شبیه به خورشید می چرخند، بیشتر است. میزان قابل توجهی از اکسیژن در اتمسفر یک سیاره دور نشان دهنده وجود حیات در این سیاره است.   تصویر گرافیکی از یک سیاره شبیه به زمین که دور یک کوتوله سفید می چرخد، جایی که تحقیقات جدید نشان می دهد که احتمال یافتن حیات در آن بیشتر است آوی لئوب از مرکز فیزیک نجومی هاروارد اسمیتسونیان اظهار داشت: در جستجو برای علائم بیولوژیکی فرازمینی نخستین ستارگانی که ما مورد مطالعه قرار می دهیم کوتوله های سفید هستند. کوتوله سفید ستاره ‌ای است که دیگر سوخت هسته‌ ای آن تمام شده و در نتیجه بسیار فشرده و کوچک می‌شود. چنین ستارگانی بسیار داغ هستند ولی آهسته آهسته دمای خود را از دست می‌دهند. یک کوتوله سفید که معمولا اندازه زمین است طی زمان ناپدید می شود اما می تواند دنیای نزدیک خود را تا میلیاردها سال گرم نگاه دارد. از آنجا که کوتوله سفید بسیار کوچکتر و ضعیفتر از خورشید است، یک سیاره نزدیک به آن که آب مایع کافی در سطح آن وجود داشته باشد می تواند قابل سکونت باشد. چنین سیاره ای می تواند هر 10 سال با فاصله ای حدود بیش از 1 میلیون و 600 هزار کیلومتر دور این کوتوله سفید حرکت کند. پیش از آنکه یک ستاره کوتوله سفید شود به یک غول سرخ تبدیل می شود و سیاره های اطراف خود را از بین می برد، بنابراین یک سیاره باید پس از آنکه یک ستاره به کوتوله سفید تبدیل شد در مدار این ستاره قرار گیرد. این سیاره ممکن است از بقایای گرد و غبار و گاز تشکیل شود و یا از فاصله دورتر به این نطقه مهاجرت کند. مطالعات پیشین نشان می دهد که وفور عناصر سنگین روی سطح کوتوله سفید نشان دهنده شکست قابل توجهی از سیارات صخره ای اطراف آن است. لئوب تحقیقاتی از 500 کوتوله سفید انجام داده اند تا سیاره های قابل سکونت را کشف کنند.   این تصویر از تلسکوپ هابل نشان دهنده ستاره ای است که پوسته خارجی خود را که از گاز تشکیل شده از خود خارج می کند و ستاره کوتوله سفید به عنوان یک نقطه سفید در مرکز باقی می ماند براساس اظهارات این محققان، بهترین روش برای یافتن این سیارات، جستجوی گذرا است تا ستاره ای کشف شود که هنگام عبور یک سیاره درحال عبور از مقابل خود، درخشش ضعیفی دارد. از آنجا که یک کوتوله سفید هم اندازه زمین است، یک سیاره هم اندازه زمین می تواند قسمت اعظم نور کوتوله سفید را بپوشاند و شکست نور ایجاد کند، نکته مهم این که ما تنها می توانیم اتمسفر سیاره های درحال گذر را مطالعه کنیم. محققان امیدوارند که تلکسوپ فضایی جیمز وب که قرار است اواخر این دهه به فضا پرتاب شود توانایی تشخیص این دنیاهای بیگانه را داشته باشد. ]]> هوا و فضا (نجوم) Thu, 28 Feb 2013 11:19:52 GMT http://migna.ir/vdccieqs.2bqe48laa2.html همه فضانورداني كه به ايران آمدند+عکس http://migna.ir/vdce7z8z.jh8eoi9bbj.html در سال های اخیر و به دنبال برگزاری هفته جهانی فضانوردی، فضانوردانی بنا به دعوت موسسات دولتی و خصوصی برای شرکت در این مراسم به ایران دعوت شده اند. امسال نیز قرار است شیخ مظفر شکور، فضانورد مالزیايي به ایران آمده و در مراسم هفته جهانی فضا شرکت کند.   ايسنا در اين گزارش نگاهی دارد به زندگی و کارنامه کیهان نوردانی که طی سال های اخیر به ایران آمده اند. ایگور ولک به جز فضانوردانی که به شکل غیر رسمی و به عنوان گردشگر به ایران آمده اند، نخستین کیهان نوردی که رسما توسط یک ارگان دولتی به ایران آمد، ایگور ولک بود. ایگور ولک نزدیک 10 سال قبل به دعوت سازمان فضایی ایران این سفر را انجام داد و در ایران با کارشناسان مختلف دیدار داشت. ایگور ولک در 12 آوريل 1937 در شهر زميوف درحومه خاركف اوكرائين به دنیا آمد. تحصيلات دبستان و دبيرستانی را در اوکراین و روسيه به پایان رساند. همزمان در باشگاه هوايي كورسك تمرين مي كرد، جايي كه مدرك مهارت هاي فرماندهي و خلباني هواپيما را دريافت كرد. اولين پرواز خود را در آوريل 1954 انجام داد. در 1956 آموزشگاه هوايي نظامي خلبانان كراگرادسكوي (اوكراين) را به پایان رساند و در نیروی هوایی شوروی مشغول به کار شد اما تحصیل را همچنان ادامه داد. در 1965 از دانشگاه معتبر و صاحب نام گرومف، وابسته به وزارت صنایع هوايي شوروي در ژوكوفسكي به عنوان خلبان- آزمايشگر فارغ التحصیل شد. ولك وی در کنار کار پرواز های هوایی به عنوان خلبان آزمایشگر از سال 1969 در دانشگاه هوايي مسكو به عنوان متخصص مهندسی مكانيك هوایی شروع به تدریس كرد و تا زمان انتخاب به عنوان فضانورد در آن فعالیت داشت. دانش بالای ولک در کنار مهارت های عملی او از وی استاد و خلبانی کم نظیر ساخت؛ به طوری که پس از تصویب طرح کیهان پیمای بوران، هیات عالی گزینش نیروی هوایی شوروی وی را به عنوان یکی از نخستین نامزد های خلبانی بوران به مرکز آموزش کیهان نوردان معرفی کرد و وی پس از گذر از آزمون های دشوار، در سال 1977 به جرگه کیهان نوردان پیوست تا برای پرواز با شاتل روسی بوران آماده شود. در دوران آموزش به عنوان فضانورد نیز توانست استعداد و توانایی های فوق العاده و دانش فنی بالایش را نشان دهد و به همين دلیل کارشناسان سازمان فضایی روسیه از بین بیش از 12 خلبان برجسته که خود از میان هزاران خلبان نیروی هوایی انتخاب شده بودند، وی را به عنوان سرپرست و استاد گروه انتخاب کردند تا افراد دیگر گروه را آموزش دهد. با توجه به این که وی سرپرستی گروه را برعهده داشت و باید زیر و بم های سفر به فضا را تجربه کند او را به عنوان مهندس پرواز در جمع کیهان نوردان سایوز- تی 12 قرار دادند و وی پس از حدود دو سال آموزش در ژوئن 1984 پروازی به مدار زمین داشت تا از نزدیک تجربه پرواز فضایی را لمس کند. متاسفانه پس از لغو پرواز های شاتل بوران، گروه او از هم پاشید و ولک نیز در سال 1996 از کیهان نوردی کناره گیری کرد. وی بعد از استعفا سال ها به عنوان مشاور سازمان فضایی روسیه و استاد دانشگاه فعالیت داشت. گئورگی گرچکو فضانورد بعدی که به ایران سفر کرد، گئورگی گرچکو بود. وی از نوابغ و نخبگان تاریخ فضانوردی است. وی از جمله دستیاران سرگئی کارالیف، پدر فضانوردی روسیه است که از نخستین روز های آغاز عصر فضانوردی در تشکیلات فضایی شوروی فعالیت داشت؛ به طوری که او را تاریخ زنده کیهان نوردی لقب داده اند. کمتر کسی است که با تاریخ فضانوردی آشنا باشد و گئورگی گرچکو را نشناسد. شاید بتوان گفت وی بعد از گاگارین، سرشناس ترین فضانورد روسیه است. او که عاشق تاریخ و فرهنگ ایران است چند سال پیش به همت سیروس برزو روزنامه نگار و پیشتاز ترویج فضانوردی در ایران و بنا به دعوت فرهنگسرای ملل برای گشایش نمایشگاه انسان و فضا به کشورمان سفر کرد. گرچكو گئورگی میخائیلویچ گرچکو در 25 مه 1931‏ در لنينگراد به دنیا آمد. 1949 دبیرستان و در 1955 دانشکده مکانیک نظامی لنینگراد را با درجه مهندس مکانیک به اتمام رساند. وی بلافاصله جذب دفتر طراحی کارالیف شد و از افرادی به شمار می رود که در طراحی و پرتاب اسپوتنیک-1 نخستین ماهواره جهان نقش داشت. در 1967 از دکتری علوم فنی با رساله ای در مورد محاسبه سامانه فرود لونا-9 در ماه دفاع کرد. در سال 1975 عضو فعال آکادمی بین‌المللی آستروناتیک (فضانوردی) و آکادمی علوم چکسلواکی شد. وي كه 17 فوریه 1984 دکتری علوم فیزیک – ریاضی را دريافت كرد بیش از 28 مقاله منتشر شده علمی دارد. وي در سال 1984 کتاب « در کادر سیاره » را نوشت. وي قبل از انتخاب برای فضانوردی در بخش های مختلف دفاتر طراحی و ساخت سامانه های فضایی فعالیت های ارزشمندی داشت به طوری که در سال 1959 به عنوان مهندس ارشد از سال 1961 رئیس گروه بخش 17 دفتر شماره 1 طراحی و ساخت سامانه های فضایی و بالاخره در 1966 به عنوان ريیس گروه آزمایشگر دستگاه های کیهانی انتخاب شد. در 27 مه 1968 به پیشنهاد وزارت صنایع، در کنار کار و فعالیت به عنوان ريیس گروه آزمایشگر دستگاه های کیهانی به گروه فضانوردان پیوست و آموزش برای سفر به فضا را آغاز کرد. گئورگی گرچکو وی به مدت دو سال دوره آموزش و تمرین در گروه کیهان نوردان برای سفر به مدار ماه مدار ماه را انجام می داد که با تعطیل شدن برنامه، به کیهان نوردان ناو کیهانی سایوز پیوست. پس از آن، سال ها در کنار طراحی سامانه های فضایی با سمت فضانورد ذخیره ایفای نقش کرد. نخستین پرواز فضایی او در 11 ژانویه تا 9 فوریه 1975 به عنوان مهندس سفینه سایوز-17 در ایستگاه مداری سالیوت-4 صورت گرفت و 29 شبانه روز و 13 ساعت و 19 دقیقه و 45 ثانیه طول کشید. دومین پرواز فضایی را از 10 دسامبر 1977 به همراه یوری راماننکو با سایوز-26 در ایستگاه مداری سالیوت 6 انجام داد که پروازی رکورد شکن بود و تا 16 مارس 1978 به مدت 96 شبانه روز و 10 ساعت و 7 ثانیه ادامه داشت. در جریان این سفر، او طبق برنامه، یک بار برای بررسی کار محل اتصال در سکوی شماره 1 سالیوت به راهپیمایی فضایی دست زد که يك ساعت و 28 دقیقه طول کشید. پرواز سوم و آخرین سفرش به فضا را در 17تا 26 سپتامبر 85 به عنوان مهندس سفینه سایوز تی-14 در ایستگاه سالیوت-7 انجام داد و هشت شبانه روز و 21 ساعت و 13 دقیقه و 6 ثانیه در فضا به سر برد. به گزارش ايسنا، گرچكو از اول مارس 92 و پس از خارج شدن از گروه فضانوردان، به عنوان پژوهشگر ارشد دانشکده فیزیک جو آکادمی علوم روسیه فعالیت دارد. وی به دلیل کارهای با ارزشش در زمینه فناوری فضایی چندین مدال گرفته است که از جمله می توان به دو مدال طلایی قهرمان شوروی، سه نشان لنین، مدال ستاره طلایی قهرمان چکسلواکی، مدال طلایی گاگارین و مدال طلایی تسیولکوفسکی اشاره کرد. گرچکو دو بار به ایران سفر کرده و بعد از این سفرها، اینک یکی از مبلغان فرهنگ و تاریخ تمدت ایران است. الکساندر بالاندین بعد از گرچکو، نوبت الکساندر بالاندین، مهندس برجسته سامانه های فضایی اتحادیه تولید سامانه های فضایی انرگیا بود که به ایران بیاید. آلکساندر بالاندین را شاید کم حرف ترین و خجالتی ترین فضانورد جهان بتوان لقب داد. خیلی کم حرف می زند و در چشمانش نجابتی همراه با غمی پنهان لمس می شود. شاید به این دلیل که او فقط مرد محاسبه و فن و صنعت نیست. او نه فقط یک فضانورد بلکه انسانی اهل هنر و شعر و ادبیات نیز هست. گرچه در بین فضانوردان هستند آلن بین، الکسی لئونف و ولادیمیر ژانیبکف هم نقاشی می‌کنند اما در بین فضانوردان کسی نیست که هم نقاش باشد و هم شاعر. بالاندین چنین فضانوردی است. آلکساندر بالاندین روز 30 ژوئیه 1953 در شهر فرازینو در حومه مسکو به دنیا آمد. پدرش نیکلای ماکسیمویچ بالاندین نظامی بود و مادرش نینا نیکلایونا معلم. بالاندين درسال 1970 از مدرسه متوسطه شماره 2 در شهر فرازینو فارغ التحصیل شد و در 1976 انستیتوی عالی بائومان مسکو - یکی از معروف ترین و معتبر ترین دانشگاه های علوم هوافضایی جهان - را با مدرک مهندس در زمینه سامانه های دقیق فضایی تمام کرد. با توجه به سطح دانش علمی و عملی، هیات گزینش وی را به اتحادیه تولیدات فضایی انرگیا معرفی کردند و بالاندین از همان سال به عنوان مهندس طراح سامانه های فضایی مشغول به کار گردید. در سال 1978 از طرف بخش مسوولان موسسه انرگیا برای سفر به فضا به کمیسیون پزشکی نیروهای هوایی معرفی شد و پس از انجام معاینات مختلف پزشکی در سوم اوت 1978 سلامتی اش برای سفر به فضا مورد تایید قرار گرفت و به هیات گزینش نهایی راه پیدا کرد. بعد از طی دوره عمومی، از سال 1979 به او ماموریت دادند به عنوان کیهان نورد، در جمع گروهی که برای پرواز با کیهان پیمای بوران دوره می دیدند حاضر شود. از مارس 1987 تا نوامبر 1988 دوره آماده سازی را مرکز آموزش فضانوردان برای سفر به مجتمع مداری میر سفر طی کرد. از سپتامبر 1988 به عنوان جانشین مهندس سفینه در چهارمین هیات اعزامی به مجتمع مداری میر با آناتولی سالاویف مشغول آموزش شد. از 15 دسامبر 1988 تا فوریه 1989 به عنوان مهندس سفینه درگروه جانشین هیات اعزامی-5 به میر باز هم با سالاویف تمرین و آموزش را ادامه داد. در سال های بعد به عنوان فضانورد ذخیره در گروه های مختلف حضور داشت. از 9 سپتامبر 1989 او به عنوان مهندس سفینه و آناتولی سالاویف به سمت فرمانده ناو در قالب ششمین گروه هیات اعزامی اصلی به میر تمرین می کردند. بالاندین در 11 فوریه 1990 با ناو سایوز تی.ام- 9 با سالاویف به فضا پرتاب شد. سفینه آنها دو روز بعد به مجتمع مداری میر پیوست و آنها سفری را آغاز کردند که 179 روز و يك ساعت و 17 دقیقه و 57 ثانیه طول کشید. بالاندين گرچه وی تا سال 1992 نیز به تمرین و آموزش ادامه داد اما با فروپاشی شوروی و تعطیلی برخی از طرح ها و برنامه ها فضایی از جمله پروازهای بوران و استقرار مجتمع مداری میر-2 که منجر به بازنشستگی اجباری بسیاری از فضانوردان شد، وی نیز سفر به فضا را وداع کرد. بالاندین در سال های بعد، همراه کار در موسسه تولیدات فضایی انرگیا به عنوان مشاور بسیاری از موسسات علمی فعالیت دارد. ویکتور گارباتکو در سال قبل نیز یکی دیگر از نخبه های تاریخ فضانوردی به ایران سفر کرد. ویکتور گارباتکو فضانورد، استاد فضانوردی و ريیس سابق دانشگاه هوایی مسکو به همراه همسرش برای سفری یک هفته‌يي به ایران سفر کرد. وی يکي از پيشتازان تاريخ کيهان نوردي به شمار می رود. او يکي از 20 کيهان نورد اوليه شوروي و از دوستان يوري گاگارين به شمار مي‌رود. ويكتور گورباتكو در سوم دسامبر 1934 در كراسنادار روسيه به دنيا آمد. در 1952 وارد مدرسه هوانوردي روستف شد. در سال 1956 فارغ التحصيل شده و به نيروي هوايي شوروي پيوست. وي توانست مرز امتحان هاي گوناگون علمي و عملي را پشت سر گذاشته و از بين چندين هزار نفر، يكي از 20 نفري باشد كه براي سفر به فضا انتخاب شدند و به تمرين پرداخت اما اين آموزش 9 سال به طول انجاميد. ویکتور گارباتکو گارباتکو در این فاصله توانست دکترای علوم فنون هوایی را از معتبرترین موسسه آموزش عالی هوانوردی نظامی شوروی یعنی آکادمی ژوکوفسکی بگیرد و سطح دانش خود را در حد بالایی ارتقاء دهد. وی نخستين پرواز خود را با سايوز7 به همراه ولكف و فيليپچنكو در 1969 به مدت 118 ساعت و 42 دقيقه انجام داد. سفر بعدي وي با سايوز24 به همراه گلازكف در 1977 انجام شد كه 425 ساعت و 23 دقيقه طول كشيد. گورباتكو و همسفرش طي اين مدت در ساليوت 5 به پژوهش مشغول بودند. سومين سفر وي با سايوز37 در 23 ژوئيه 1980 آغاز شد. در اين سفر فام توآن، كيهان نورد ويتنامي وي را همراهي مي‌كرد. سفر اين دو در مدار زمين 188 ساعت و 42 دقيقه به طول انجاميد. گارباتکو در سال های بعد و به دنبال کناره گیری از گروه کیهان نوردان، مدت ها در هیات گزینش و ممتحنه فضانوردان بود و همزمان با درجه استادی ارشد دانشگاه مهندسی هوایی مسکو تدریس می کرد. وی بعدا به ریاست این دانشگاه رسید.   ویکتور گارباتکو گارباتکو سال قبل به ایران آمد و ضمن شرکت در مراسم مختلف کلنگ نخستین باغ موزه فضایی خاورمیانه را در اصفهان به زمین زد. سالیجان شریپوف آخرین فضانوردی که به ایران سفر کرده، سالیجان شریپوف، کیهان نورد مسلمان روس بود. وی که چند ماه قبل سفری یک هفته ای به دامغان داشت در روز 24 اوت 1964 در شهر اوزگن جمهوری قیرقیزستان در خانواده ای مسلمان به دنیا آمد. دبیرستان را در سال 1981 در همان شهر به پایان رساند. با توجه به علاقه ای که به هوانوردی داشت به آموزشگاه عالی هوانوردی نظامی خارکف وارد شد و در سال 1987 این آکادمی را در رشته مهندسی و فرماندهی جنگنده های تاکتیکی به اتمام رساند. وی بعدا تحصیل را ادامه داد و در سال 1995 از دانشکده کارتوگرافی مسکو درجه مهندسی و کارشناسی ارشد مدیریت محیط زیست را دریافت کرد. از سال 1987 تا 1990 به عنوان مربی آموزش خلبانی هنگ هفتم حمل و نقل هوایی دوره های آموزشی برای کارمندان بخش حمل و نقل هوایی و توسعه نیروی هوایی نظامی منطقه آسیاي مرکزی در شهر توکماک خدمت می کرد. شريپف و همسرش در سفر به ايران در 8 اوت 1990 به جمع کیهان نوردان پیوست. آموزش مخصوص پرواز های فضایی را از اکتبر همین سال آغاز کرد که تا مارس سال 1992 ادامه داشت. در پایان دوره با عبور از امتحان توانست بطور رسمی عنوان فضانورد را به دست آورد. از آوریل 1992 در گروه های آماده سازی برای پرواز به مجتمع فضایی میر فعالیت می کرد. به دنبال بستن قرارداد همکاری بین سازمان فضانوردی روسیه و سازمان فضانوردی آمریکا از سال 1997 برای پرواز با شاتل فضایی انتخاب شد. از اوت 1997 تا ژانویه سال 1998 به عنوان متخصص ماموریت در پرواز شماره 89 شاتل فضایی در مرکز فضایی جانسون آموزش دید. نخستین سفرش با کیهان پیمای اندیور بود. او به عنوان متخصص ماموریت در این پرواز به همراه شش کیهان نورد آمریکایی در 23 ژانویه سال 1998 از مرکز فضایی کاناورال به فضا پرتاب شد. کیهان پیمای آنها 24 ژانویه به مجتمع مداری میر متصل شد. پرواز مشترک تا 29 ژانویه طول کشید اما سفر آنها پس از جدایی از میر تا 31 ژانویه ادامه داشت. به این ترتیب نخستین ماموریت مداری سالیجان، هشت روز و 19 ساعت و 46 دقیقه و 54 ثانیه طول کشید و نام شریپف به عنوان سیصد و هفتاد و پنجمین فضانورد جهان و هشتاد و هشتمین کیهان نورد روس به ثبت رسید. در سفر دوم او به فضا به عنوان فرمانده ناو سایوز تی.ام. آ-5 در قالب دهمین گروه اعزامی به ایستگاه فضایی بین المللی به همراه یوری شارگین و لروی چیائو از آمریکا راهی مدار زمین شد. این ماموریت در 14 اکتبر سال 2004 آغاز و پس از 192 روز و 19 ساعت و يك دقیقه و 59 ثانیه در 24 آوریل 2005 پایان یافت. در طول این پرواز، شاریپف دو راهپیمایی فضایی انجام داد که جمعا 10 ساعت طول کشید. او از اکتبر 2005 تا مه 2006 به عنوان نماینده مرکز آموزش کیهان نوردان روسیه در مرکز فضایی جانسون آمریکا، آموزش و تمرین کیهان نوردان برای پرواز به ایستگاه فضایی بین المللی را زیر نظر داشت. شریپف در سال 2008 از پرواز های فضایی کناره گیری کرد اما در آموزش کیهان نوردان در روسیه همچنین مرکز فضایی جانسون به عنوان استاد فضانوردان شرکت دارد. وی به دليل خدمت هایی که در زمینه فضانوردی انجام داده، موفق به دریافت مدال هایی شده که از جمله می توان به مدال ستاره طلایی «قهرمان فدراسیون روسیه»، مدال «شایستگی در توسعه کیهانوردی»، ستاره طلا «قهرمان جمهوری قرقیزستان»، مدال پرواز فضایی ناسا و ... اشاره کرد. شریپف متاهل است و جالب است بدانید که یک دختر به نام نگار و یک پسر به اسم جهانگیر دارد. شیخ مظفر بر اساس برخی خبر ها، امسال در هفته جهانی فضانوردی قرار است شیخ مظفر، فضانورد مسلمان مالزیایی به ایران بیاید. وي به عنوان سخنران كليدي در نخستين همايش ملي «ماهواره براي توسعه پايدار» كه 12 و 13 مهر ماه جاري در دانشگاه صنعتي اميركبير برگزار مي‌شود، سخنراني مي‌كند. سفر مظفر شکور به فضا برخلاف دیگر گردشگران مانند تیتو و شاتلورث که با پرداخت 20 میلیون دلار از طرف آنها میسر شد، هدیه دولت روسیه در ازای بستن قرارداد سنگین یک میلیارد دلاری با مالزی برای خرید سامانه های هوایی و خدمات ماهواره‌يي بود. پس از بستن این قرارداد مشخص شد روسیه در کنار فروش برخی امکانات در زمینه های هوایی و ماهواره‌يي به مالزی، کیهان نوردی را هم از این کشور به ایستگاه فضایی بین المللی خواهد فرستاد. در چارچوب همین قرارداد دولت مالزی فراخوانی صادر كرد و از علاقمندان سفر به فضا خواست با پر کردن فرم های مخصوص اعلام آمادگی کنند. پس از انتشار فراخوان، سازمان فضایی مالزی 11 هزار و 275 درخواست دریافت کرد. در بررسی پرسشنامه های دریافت شده، هزار و 994 نفر به مرحله بعدی راه یافتند. در مرحله بعدی انتخاب، مسابقه دو استقامت برگزار شد که 198 نفر توانستند از آن سر بلند بیرون آیند. در آزمایش های دقیق پزشکی تعداد افراد را به 27 نفر تقلیل داد. آزمون های بعدی داوطلبان را به هشت و بالاخره به چهار نفر تقلیل داد. این چهار نفر به شهرک فضانوردان در حومه مسکو منتقل شدند تا کارشناسان فضایی روسیه با بررسی های دقیق، دو نفر را به عنوان نامزدهای اصلی انتخاب کنند. بالاخره پس از بررسی های همه جانبه این دو نفر برگزیده شدند. در چهارم سپتامبر 2006 عبدالاحمد بدری، نخست وزیر مالزی به طور رسمی نام کیهان نوردان را اعلام کرد و مشخص شد نامزد اصلی این سفر، مظفر شکور خواهد بود و فیض بن خالد به عنوان جانشین و عضو علی البدل در تمام مراحل آموزش وی را همراهی خواهد کرد.   فضانورد مالزيايي کار آموزش مظفر شکور و فیض بن خالد از اکتبر2006 در مرکز آموزش و آماده سازی فضانوردان آغاز شد. مظفر شکور در 27 ژوئیه 1972 در کوالالامپور به دنیا آمد. وی دارای درجه دکتری اورتوپدی است، گرچه وقت زیادی را صرف کارهای مورد علاقه اش از جمله نمایش لباس و شرکت در برنامه‌های تلویزیونی و مدیریت رستوران و ... غیره می کند. وی در روز 10 اکتبر 2007 بر عرشه ناو کیهانی سایوز تی. ام. آ-11 به همراه یوری مالنچنکو، کیهان نورد با سابقه روس و پگی ویتسون، فضانورد آمریکایی به فضا پرتاب شد. دو روز بعد این ناو به ایستگاه فضایی بین المللی پیوست. شکور پس از 11 روز اقامت در فضا، روز 21 اکتبر 2007 به سلامت در قزاقستان فرود آمد. مظفر شکور، نهمین و آخرین فضانورد مسلمانی است که تاکنون به فضا سفر کرده است. همچنین وي را بعد از انوشه انصاری مي توان دومین گردشگر فضایی مسلمان دانست که توانسته مرزهای جو زمین را پشت سر بگذارد. ]]> هوا و فضا (نجوم) Sun, 23 Sep 2012 15:06:06 GMT http://migna.ir/vdce7z8z.jh8eoi9bbj.html ثبت تصویر پس از 13میلیارد سال http://migna.ir/vdcjhvev.uqexizsffu.html ناسا تصویرهای یک کهکشان دورافتاده و تنها را ثبت کرده که اشعه نور 13.2 میلیارد سفر کرده تا این تصویر ثبت شده است.به علت ویژگیهای نور در سرتاسر کیهان، ما می توانیم کهکشانی را با قدمتی بسیار طولانی و فاصله ای بسیار دور مشاهده کنیم، درحالی که نور این کهکشان زمانی به بیرون تابیده است که سن آن تنها 500 میلیون سال بوده است، اما امروز در تاریکی فرورفته است. این کهکشان از پشت یک خوشه بزرگ عبور کرده و این خوشه مثل یک لنز بسیار بزرگ عمل کرده و این نور را 15 برابر کرده است و برای ما یک نگاه اجمالی از نخستین روزهای کیهان فراهم کرده است. دورترین جسم کیهانی که تاکنون مشاهده شده است: هابل با نگاه به تاریکی اشعه های تقویت شده کهکشان MACS J1149+2223 را ثبت کرده است در این تصویر بزرگ در سمت چپ کهکشانهای بسیاری از خوشه بزرگ  MACS J1149+2223 تمام تصویر را به خود اختصاص داده اند. همگرایی گرانشی توسط خوشه بزرگ نور کهکشان تازه کشف شده را 15 برابر کرده است. در تصویر بالا بزرگنمایی جزئی نشان دهنده جزئیات کهکشان MACS 1149-JD و بزرگنمایی عمیق در تصویر سمت راست پایین به چشم می خورد. این کهکشان بسیار دور در یک دوره زمانی مهم وجود داشته است، وقتی که کیهان از دوره ای که به اصطلاح قرون تاریک نامیده می شود عبور کرده است. در طول این دوره کیهان از دوره تاریک و بی ستاره به دوره ای پر از کهکشان حرکت کرده است. کشف این کهکشان کوچک و کم نور دریچه ای را به عمیق ترین و دوردست ترین دوره های تاریخ کیهانی باز می کند. وی ژنگ محقق اصلی دپارتمان فیزیک و نجوم دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور اظهار داشت: این کهکشان دورترین جسمی است که ما تاکنون با قطعیت بالا مشاهده کرده ایم. مطالعات آینده روی این کهکشان و کهکشانهای مشابهی که امیدواریم کشف کنیم به ما این امکان را می دهد که نخستین اجسام کیهانی و چگونگی خاتمه قرون تاریک کیهان را مورد بررسی قرار دهیم. تصویری از هابل که در بالای اتمسفر زمین شناور شده و کیهان را بررسی می کند نورهای این کهکشان باستانی 13.2 میلیار سال سفر کرده تا به تلسکوپ ناسا برسد. به عبارت دیگر نور ستاره که به تلسکوپ هابل و اسپیتزر رسیده در زمانی صورت گرفته که کیهان تنها 3.6 درصد از عمر کنونی خود را داشته است. از نظر فنی سرخگرایی این کهکشان به 9.6 می رسد. انتقال به سرخ یا سرخگَرایی (Redshift)، پدیده ‌ای است که در آن نور گسیل شده از یک جرم (امواج مرئی، فرابنفش، اشعه ایکس، اشعه گاما ) به سمت طول موج قرمز در انتهای طیف می ‌رود. یعنی نوری که توسط طیف ‌سنج ثبت می ‌شود طول موجی بلن دتر و بسامدی کمتر از نور گسیل‌ شده از منبع دارد. به طور مثال این پدیده هنگامی رخ می‌دهد که منبع تولید نور در حال دور شدن از بیننده باشد. اجسام در فاصله های بسیار دور فراتر از حساسیت آشکار سازی تلسکوپهای امروزی هستند و ستاره شناسان برای گرفتن نوری از این اجسام قدیمی صرفا بر همگرایی گرانشی اتکا می کنند. همگرایی گرانشی هنگامی روی می‌دهد که نور یک چشمه درخشان بسیار دور (مانند یک اختروش) در مسیرش تا رصدگر، از کنار جسم پرجرم دیگری (مانند یک خوشهٔ کهکشانی) بگذرد و مسیرش خمیده شود. جسم میانی عدسی گرانشی نامیده می‌شود. این پدیده یکی از پیش‌بینی‌های نظریه نسبیت عام انیشتین است. براساس مشاهدات هابل و اسپیتزر، ستاره شناسان دریافتند که این کهکشان کوچک و فشرده بوده و جرم آن حدود 1 درصد از جرم کهکشان راه شیری است. تلسکوپ فضایی اسپیتزر یک تلسکوپ فضایی در طول موج مادون قرمز است. این چهارمین پروژه از آخرین پروژه بزرگ ناسا است. در حال حاضر تیم نجومی این تلسکوپ تحت سرپرستی دکتر رابرت گوترموث از مرکز فیزیک نجومی هاروارد-اسمیت‌سونیان اداره می‌شود. تلسکوپ فضایی هابل در آوریل سال 1990 میلادی به فضا پرتاب شد. هابل در طول این سال‌ها با نمایان کردن جلوه‌های شگفت‌انگیزی از کیهان پاسخگوی سوالات متعدد ستاره شناسان بوده است.   مهر ]]> هوا و فضا (نجوم) Sat, 22 Sep 2012 16:25:59 GMT http://migna.ir/vdcjhvev.uqexizsffu.html آشنايي با ركورد‌هاي فضايي http://migna.ir/vdcexv8z.jh8x7i9bbj.html حالا كه روزهاي پرهيجان المپيك2012 لندن را پشت سر گذاشته‌ايم و قهرمانان پرافتخار كشورمان به وطن بازگشته‌اند، به نظر مي‌رسد بحث ركوردها و شكستن حد ثبت شده طاقت بشر براي انجام يك كار فوق بشري از رونق افتاده است. اين شد كه ما در صفحه دانش روزنامه جام‌جم به فكر افتاديم تا شما را با دنياي جديدي از ركوردها آشنا كنيم. بسياري از ما با نوآوري‌هاي ورزشي، فني و هنري آشنا هستيم و خيلي‌ها اين‌گونه ركورد‌ها را دنبال مي‌كنند، اما خيلي كم در مورد نوآوري‌ها يا ركورد‌هايي كه توسط فضانوردان به‌جا گذاشته شده مطلب مي‌خوانيم. كساني كه به عنوان فضانورد انتخاب مي‌شوند، معمولا حدود دو سال آموزش مي‌بينند و پس از آن، در گروه كيهان‌نوردان در انتظار سفر به فضا، تمرين و آموزش‌هاي عمومي را ادامه مي‌دهند. زماني كه به تخصص آنان نياز شد، آموزش و تمرين خاص براي پرواز مورد نظر را آغاز مي‌كنند كه معمولا چند ماه طول مي‌كشد. ركورد دوران انتظار شايد كوتاه‌ترين زمان بين انتخاب تا سفر به فضا متعلق باشد به دكتر باريس يگوروف و مهندس كنستانتين فئوكتيستف. آنها به ترتيب در ششم خرداد 1343 و بيست و دوم خرداد 1343 ‏انتخاب شدند و پس از تنها چند ماه آموزش، در بيست و يكم مهر 1343 با وسخد ـ 1 به فضا سفر كردند. اما همه اينقدر خوش شانس نبودند. بعضي سال‌ها تمرين كردند، آموزش ديدند و سرانجام از سفر به فضا باز ماندند، اما بعضي‌ها هم آنقدر مقاومت به خرج دادند تا سرانجام به آرزويشان رسيدند. در بين اين افراد لئونيدكاديونوك ركورد‌دار است. او دوم شهريور 1355 به گروه كيهان‌نوردان شوروي سابق پيوست، اما تا زمان فروپاشي شوروي نتوانست به فضا سفر كند. پس از آن هم به سرزمين مادري‌ خود ـ اكراين ـ رفت و تابعيت روسيه را قبول نكرد. پس از بستن قرارداد همكاري بين اكراين و آمريكا در زمينه‌هاي فضايي، به درخواست طرف اكرايني، كاديونوك سرانجام پس از 21 سال و سه ماه صبر، در 29 آبان 1376 با شاتل فضايي به مدار زمين سفر كرد. پرواز وي 16 شبانه‌روز طول كشيد. در اين زمينه فضانورد آمريكايي، دانالد ليند با 19 سال و يك ماه صبر صاحب ركورد است. ركورد تعداد سفر به فضا تعدد پرواز‌هاي فضايي در بين كيهان‌نوردان مختلف است. بعضي تنها يك بار به فضا سفر كرده‌اند و بعضي چند بار راهي فراسوي جو زمين شده‌اند. اما فاصله بين دو پرواز يا نخستين سفر و آخرين آنها نيز اختلاف زيادي دارد. جان گلن، كيهان‌نورد آمريكايي كه نخستين پرواز مداري آمريكا را ‌سال 1340 به انجام رساند، سفر ديگري به فضا داشت كه سي و شش سال و هشت ماه بعد اتفاق افتاد! سفر اولي با ناو مركوري صورت گرفت و دومي در زماني كه گلن 77 سال داشت انجام شد كه نام او را به عنوان پيرترين فضانورد تاريخ نيز به ثبت رساند. والري ريومين كيهان‌نورد روس كه‌ هشتم فروردين 1352‏براي ماموريت‌هاي مداري انتخاب شد، نخستين سفرش به فضا سال 1356 و چهارمين و آخرين را سال 1377 ‏انجام داد كه بين اين دو، بيست سال و هشت ماه فاصله است. جايگاه بعدي در اين زمينه به جو انگل تعلق دارد. اوسال 1345 به عنوان فضانورد انتخاب شد. نخستين سفرش را سال1360 با شاتل فضايي كلمبيا انجام داد و آخرين پرواز مداري خود را 20 سال و دو ماه بعد انجام داد. وي طي اين مدت پنج بار طعم سفر به فضا را چشيد. جان يانگ، كيهان‌نورد نامدار كه با سفينه‌هاي جميني، آپولو و شاتل شش بار به فضا سفر كرده است، نه تنها در مدار زمين، بلكه هم در مدار ماه گردش كرده (با آپولو ـ 10) و هم بر سطح اين كره (با آپولو ـ 16) گام نهاده است. بين نخستين ماموريت مداري او با جميني ـ 3 و آخرين پروازش 18 سال و هشت ماه فاصله است. شايد در نگاه اول اين آمار چندان مهم جلوه نكند، اما اگر بدانيم كه اين افراد مجبور بودند چنين زماني طولاني رعايت رژيم غذايي خاص، ورزش مرتب همه روزه با زمان‌بندي ويژه براي نگاهداشتن موقعيت بدني در حد يك فضانورد را تحمل كنند و در كنار آن، تمرين و آموزش‌هاي طاقت فرسا انجام دهند، آن وقت به صبر و تحمل آنان آفرين مي‌فرستيم.   ركورد مدت اقامت در فضا سفر گاگارين كه راه پرواز انسان به فضا را گشود، تنها يك ساعت و 48 دقيقه طول كشيد و در حقيقت يك دور گردش به گرد زمين بود. گرچه اين پرواز به لحاظ تاريخي از اهميت بالايي برخوردار است، اما از نظر علمي و فني اهميتي براي كار خود فضانورد محسوب نمي‌شود، زيرا مدت پرواز آنقدر طولاني نبود كه تاثير سويي بر بدن فضانورد بگذارد و تمامي سامانه ناو به‌طور خودكار عمل مي‌كرد اما طول مدت پرواز بتدريج اضافه شد و اقامت‌هاي چند روزه، چند هفته‌اي و بالاخره چند ماهه در دستور كار قرار گرفت. اين ماموريت‌ها و زندگي در شرايط بي‌وزني در كنار آثار سوء، نياز به صبر و تحمل فوق العاده داشت. زندگي در محيطي بسته و محدود مسلما تحمل بالايي را مي‌طلبد، به همين دليل است كه كار فضانورداني مانند بيكوفسكي كه پنج روز در ناو كوچك وستك در مدار زمين به سر بردند، بدون آن كه بتوانند نياز‌هاي طبيعي بدن خود را به شكل عادي برآورده كنند، براي ما قابل تصور نيست. در نظر بگيريد راننده يك خودروي معمولي پنج شبانه‌روز بدون اين كه اجازه داشته باشد از ماشين خود پياده شود در جاده‌اي بي‌انتها مجبور به سفر شود. تا زمان استقرار ايستگاه‌هاي فضايي، ركورد‌هايي كه در زمينه طول مدت اقامت در فضا به دست آمد، چنين بود. فضانورد همان‌طور كه با لباس فضايي دست و پاگير در صندلي ناو نشسته بود، بايد غذا مي‌خورد، آب مي‌نوشيد و... . با اين شرايط بود كه كوپر و كنراد در مرداد 1344 با ناو جميني ـ 5 هشت روز و بورمن و لاول در آذر 1344 حدود 14 شبانه‌روز با ناو جميني ـ 7 در مدار زمين زندگي كردند. نيكلايف و سواستيانف در خرداد 1349 حدود 18 روز با سايوز ـ 9 در فضا زندگي كردند؛ البته بخش مداري سايوز براي اين اقامت طولاني مجهز شده بود و به همين دليل آنها كمي راحت‌تر بودند؛ لااقل مي‌توانستند از توالت نصب شده در اين بخش استفاده كنند و نه مانند كيهان‌نوردان قبلي از پوشك! سه كيهان‌نورد سايوز ـ 11 كه ناو خود را به ايستگاه فضايي ساليوت ـ 1 متصل كردند، از رفاه بيشتري برخوردار بودند و نسبت به بقيه مي‌توان گفت در يك هتل اقامت داشتند. آنها كه در بازگشت به دليل نقص فني ناو كشته شدند، توانستند حدود 24 شبانه‌روز در فضا طاقت بياورند. 9 فضانورد آمريكايي كه در گروه‌هاي سه نفره بين سال‌هاي 1352 و 1353 در ايستگاه فضايي اسكاي لب اقامت داشتند، طول مدت اقامت فضايي انسان را بتدريج تا 84 شبانه‌روز افزايش دادند. حدود سه سال بعد و با استقرار ايستگاه فضايي ساليوت ـ 6 كه هم به حمام و توالت مجهز بود و هم با داشتن دو دريچه ورودي امكان تدارك و رساندن مواد مورد مصرف كيهان‌نوردان را داشت، طول مدت سفر‌هاي فضايي بالا و بالاتر رفت و به 184 شبانه‌روز رسيد. كيهان‌نوردان مستقر در ايستگاه بعدي ساليوت، اين زمان را به 237 شبانه‌روز رساندند و فضانوردان مجتمع مداري مير آن را تا حد 366 روز افزايش دادند. اما ركورد نهايي طول سفر فضايي به دكتر والري پالياكف تعلق دارد كه سفرش را در نوزدهم دي 1372 آغاز كرد و 438 شبانه‌روز بعد به زمين برگشت! اين يعني يك سال و دو ماه و سيزده روز اقامت در فضا! ركورد قد و قواره فضانوردان در پايان بد نيست بدانيد كه كوتاه قد ترين فضانورد جهان خانم نانسي كوريه، كيهان‌نورد آمريكايي تنها 150 سانتي‌متر قد دارد و با اين قد و قواره تا به حال حدود هزار ساعت از عمرش را در فضا گذرانده است! ‏ وي نخستين سفرش را با فضاپيماي اينديور سال 1372 انجام داد. ماموريت‌هاي بعدي او عبارتند از پرواز شماره 70 شاتل فضايي سال 1374 (بر عرشه كيهان‌پيماي ديسكاوري)، پرواز شماره 88 شاتل فضايي سال 1377 (بر عرشه كيهان‌پيماي اينديور)، پرواز شماره 109 شاتل فضايي سال 1381 (بر عرشه كيهان‌پيماي كلمبيا). كوريه دويست و نود و سومين فضانورد جهان، صد و هشتاد و ‏سومين فضانورد آمريكا به‌شمار مي‌رود. اما بلند قامت‌ترين فضانورد جهان جيمز ودربي است. اين كيهان‌نورد آمريكايي 193 سانتي‌متر قد دارد. او متولد هفتم آذر 1331 است و‌سال 1363 به عنوان فضانورد انتخاب شد. او مجموعا 66 روز و ده ساعت و 23 دقيقه از زندگي خود را در مدار زمين گذرانده است. جيمز ودربي كه عنوان دويست و بيست و سومين فضانورد جهان و صد و سي و چهارمين فضانورد آمريكا را دارد، در دي 1383 از فضانــــوردي كناره گيري كرد. رکورد​ داران فضا سيروس برزو - جام​جم ]]> هوا و فضا (نجوم) Fri, 07 Sep 2012 16:04:32 GMT http://migna.ir/vdcexv8z.jh8x7i9bbj.html انتشار تصاویری عجیب از مریخ http://migna.ir/vdcfytdy.w6dmvagiiw.html انگشت دست انسان در مریخ! براساس گمانه زنیها یا حتی تصورات یک گروه اینترنتی که به وجود اجسام پرنده ناشناخته باور دارند، در مریخ موجودات بیگانه و حتی انگشت دست انسان مشاهده شده است. به گزارش مهر، از دو هفته پیش که مریخ نورد کنجکاوی ناسا در سیاره سرخ مریخ فرود آمد با تجهیزات خود که دربرگیرنده 17 دوربین است تلاش کرده از به اصطلاح اجسام پرنده ناشناخته و سایر موارد نامتعارف در چشم اندازهای اطراف خود عکس بگیرد.این درحالی است که یک گروه از افرادی که به وجود این اجسام ناشناخته باور دارند تصاویری در اینترنت منتشر کرده و ادعا کرده اند که این تصاویر در مجموعه تصاویر منتشر شده توسط کنجکاوی بوده است.این گمانه زنی ها درباره مریخیها از زمانی آغاز شد که نخستین بخش از تصاویر مریخ نورد کنجکاوی ارسال و منتشر شد.در این تصاویر یک جسم مبهم دور و اسرار آمیز دیده می شود که به طور اسرار آمیز پدید آمده و در تصاویر متوالی از افق مریخ ناپدید شده است و حتی در مرحله اول دانشمندان ناسا را نیز گیج کرده بود اما پس از بحث و بررسیهای مختلف میان دانشمندان ناسا این جسم عجیب نه تنها نشانه ای از فعالیتهای بیگانگان نبوده بلکه گردوغباری بوده که توسط جرثقیل هوایی که کنجکاوی را به سطح مریخ منتقل کرده است ایجاد شده است و پس از آن مسیر حرکت آن تا 600 متر تغییر کرده است.استیون سل از مهندسان ناسا که کارشناس جرثقیل هوایی است که روی مأموریت کنجکاوی کار می کرده است، گفت: ما اعتقاد داریم که این جسم در نتیجه تأثیر فرود ایجاد شده است.این درحالی است که یک کاربر یک سایت اشتراک گذاری ویدئو در روز 18 آگوست یک سری فیلتر وارد تصاویر کنجکاوی که از نزدیک دیواره های دهانه برخوردی گیل گرفته وارد کرده و تصاویری را به نمایش گذاشته که خود مدعی است چهار جسم پرنده در آسمان را نشان می دهد و این ویدئو تا کنون بیش از 700 هزار بازدید داشته است.این کاربر در تفسیر خود برای این ویدئو اظهار داشت است که چهار جسم توسط مریخ نورد کنجکاوی کشف شده است، در تصویر اصلی تشخیص دادن آن مشکل بود از این رو از چند فیلتر برای پررنگ کردن آنها استفاده کردم. این چهار جسم چه چیزهایی هستند، آیا اینها اجسام پرنده ناشناخته یا تنها ذرات غبار هستند. شناسایی اجسام ناشناخته پرنده در آسمان مریخ کارشناسان اظهار داشتند که این چهار جسم در حقیقت پیکسهای مرده یا ناقض در دوربینهای مریخ نورد هستند، چرا که نقاطی در تصویر دوربین از نظر عملی از بین می روند و سفید می شوند.همچنین در تصاویری که این کاربر منتشر کرده و تصویر را بیش از حد سنگها جلوبرده است اعتقاد دارد که این تصویر انگشت یک انسان را نشان می دهد و تصویر دیگر نمایی از یک سنگ را نشان می دهد که شبیه یک صندل و یا یک کفش است. همچنین یک سنگ نسبتا گرد و یک جسم گنبدی شکل و همچنین یک شکاف سنگ و یک تخته سنگ توسط این گروه از افراد به عنوان یک حیوان مریخی توصیف شده است.   شناسایی جسمی در لابه لای سنگهای مریخی که شبیه یک انگشت انسان است سنگی که توسط گروه های معتقد به وجود اجسام ناشناخته یک حیوان مریخی توصیف شده است سنگ مریخی که در نظر برخی شبیه یک کفش می رسد ]]> هوا و فضا (نجوم) Mon, 27 Aug 2012 05:02:35 GMT http://migna.ir/vdcfytdy.w6dmvagiiw.html تصویر دیدنی از زمین و مشتری http://migna.ir/vdcaumn6.49new15kk4.html یکی از دو نقطه نورانی که در تصویر زیر می‌بینید ما و زمین ما است و نقطه دیگر سیاره مشتری که میلیون‌ها کیلومتر دورتر از ما قرار دارد.به گزارش فارس، این عکس بی‌نظیری از زمین و مشتری و تعدادی از اقمار آن است که در یک فریم آمده، اما این عکس را چه کسی گرفته است؟این تصویر در سال 2003 توسط دوربین یک ماهواره که در مدار مریخ می‌چرخید، گرفته شده است. فاصله دوربین تا زمین در این تصویر 86 میلیون مایل و فاصله مشتری تا آن 600 میلیون مایل است که البته در محاسبات فضایی مقادیر اندکی به حساب می‌آیند. ]]> هوا و فضا (نجوم) Sat, 25 Aug 2012 01:59:15 GMT http://migna.ir/vdcaumn6.49new15kk4.html تاثير دريا و خشكي‌ بر تعادل دما http://migna.ir/vdceze8z.jh8xpi9bbj.html اختلاف دما در مناطق مختلف تا حد زيادي به توزيع خشكي‌ و آب‌ در سطح زمين بستگي دارد. در حقيقت اختلاف گرماي ويژه آب و خشكي در مناطقي از سطح زمين كه نزديك درياها و اقيانوس‌ها واقع شده‌اند، موجب ايجاد تعادل دمايي در اين مناطق مي‌شود. آب گرما را به خود جذب مي‌كند و اين در حالي است كه آزاد شدن گرما از سطح آب‌ها در مقايسه با خشكي‌ها بمراتب كندتر است و به همين علت، آب‌ها مي‌توانند نقش بسيار مهمي در افزايش و كاهش دماي محيط داشته باشند. بنابراين ترديدي نيست كه درياها و اقيانوس‌ها مي‌توانند در تغيير دما در سطح خشكي‌ها نقش مهمي ايفا كنند. علاوه بر اين، يكي از ديگر دلايل اختلاف دما بين خشكي‌ها و درياها مي‌تواند وزش بادهاي اقيانوسي باشد. با آغاز يك روز صاف و آفتابي دماي هوا در سطح خشكي بتدريج افزايش مي‌يابد. افزايش دما موجب مي‌شود جريان هواي گرم بسرعت به ارتفاعات صعود و منطقه كم‌فشاري ايجاد كند.   منطقه كم‌فشار مسير حركت نسيم دريا را به طرف خشكي تغيير مي‌دهد، اما در مناطق كوهستاني كه از آب‌ها فاصله دارند، بادهايي كه از طرف كوه‌ها به طرف خشكي‌ها مي‌وزند، بادهايي گرم و خشك هستند و برحسب منطقه ممكن است گاهي اين بادها گرم و سوزان باشد. در برخي مناطق دماي اين بادها به قدري بالاست كه مي‌تواند پس از گذشت يك دقيقه برف سفيدي را كه سطح كوه‌ها را پوشانده، ناپديد كند. در اين مناطق بر اثر تابش نور خورشيد دماي خاك در مناطق كم‌ارتفاع كوهپايه افزايش مي‌يابد و تحت تاثير پديده جابه‌جايي هواي گرم به ارتفاعات صعود مي‌كند. با صعود هوا دماي آن كاهش مي‌يابد و متراكم‌تر مي‌شود و در نتيجه به ارتفاعات پايين‌تر حركت مي‌كند. سپس بار ديگر دماي هوا افزايش مي‌يابد و اين چرخه تكرار مي‌شود، اما هنگام شب برعكس آنچه در روز اتفاق مي‌افتد، جريان هواي خنك از ارتفاعات به كوهپايه‌ها كه هنوز دماي بالايي دارند حركت مي‌كند. سپس دماي هوا افزايش مي‌يابد و جريان هوا به ارتفاعات صعود مي‌كند و اين چرخه تا آغاز صبحي ديگر ادامه خواهد داشت. در مناطق شهري سطح زمين تركيبي از مواد مختلف مانند آسفالت و سيمان است كه مقدار قابل توجهي از گرما را در طول روز به خود جذب مي‌كند و در شب نيز گرماي جذب شده را آزاد مي‌كند. به همين علت در شب با افزايش ارتفاع دما خنك‌تر مي‌شود. در مناطق وسيعي از زمين در طول يك شبانه روز، شاهد ناپايداري و تغييرات دمايي هستيم، اما در مجاورت اقيانوس‌ها اين تغييرات و ناپايداري‌ها بمراتب كمتر است. به همين علت در كشورهايي مانند روسيه، هندوستان، استراليا و ايالات متحده آمريكا تاثيرات اقليمي در تغييرات آب و هوايي محسوس‌تر است. در مجاورت آب‌ها اگرچه زمين در طول روز بر اثر تابش نور خورشيد گرماي قابل توجهي را به خود جذب مي‌كند، اما از آنجا كه انرژي زيادي صرف تبخير رطوبت موجود در هوا مي‌شود، دماي هوا افزايش چندان زيادي نخواهد داشت. بنابراين در مناطق ساحلي در طول روز دماي هوا در خشكي‌ها با سرعت بيشتري در مقايسه با آب‌ها افزايش پيدا مي‌كند. هواي گرم خشكي‌ها به ارتفاعات صعود مي‌كند و هواي خنكي كه از سمت دريا مي‌وزد، جايگزين آن مي‌شود. هواي گرم خشكي نيز به طرف دريا حركت مي‌كند و در نزديكي آب گرماي خود را از دست مي‌دهد و در سطح درياها فرود مي‌آيد، اما پس از پايان روز خشكي‌ها در رقابت با درياها گرما را با سرعت بيشتري آزاد مي‌كند و به دليل اختلاف فشار، جريان خنك اقيانوسي جايگزين جريان هواي گرم شده خشكي، بسرعت خنك مي‌شود.مترجم: فرانك فراهاني‌جممنبع: britanica ]]> هوا و فضا (نجوم) Wed, 22 Aug 2012 05:13:25 GMT http://migna.ir/vdceze8z.jh8xpi9bbj.html کشف کهکشانی شبیه به کارخانه ستاره سازی http://migna.ir/vdci3paz.t1app2bcct.html دانشمندان کهکشانی با فاصله بسیار کشف کرده اند که بیشتر به یک کارخانه ستاره سازی شباهت دارد به طوریکه اگر کهکشان ما سالانه یک ستاره متولد کند این کهکشان می تواند روزانه دو ستاره تولید کند.به گزارش مهر، ستاره شناسان با استفاده از تلسکوپ اشعه ایکس چاندرا ناسا این کهکشان بزرگ را در دوردست شناسایی کرده اند که می تواند سالانه 740 ستاره جدید ایجاد کند، درمقام مقایسه کهکشان راه شیری ماه هر سال تنها یک ستاره جدید تولید می کند. این کهکشان حدود 5.7 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد و در مرکز یک خوشه کهکشانهایی قرار دارد که اخیرا کشف شده و روشنترین درخشش اشعه ایکسی را از خود منتشر می کند که تاکنون ستاره شناسان دیده اند. براساس نظر کارشناسان این کهکشان بزرگترین مرکز تولد ستاره است که تاکنون ستاره شناسان از این نوع کهکشانها مشاهده کرده اند. از دیگر انواع می توان به برخورد کهکشانها اشاره کرد که می تواند ستاره های بیشتری تولید کند. براساس اظهارت نویسنده این مقاله تحقیقاتی که در مجله نیچر منتشر شده، کهکشانی با این ابعاد، نوع و سن نباید با چنین سرعتی ستاره تولید کند. رایان فولی ستاره شناس دانشگاه هاروارد اظهار داشت: سرعت تولید ستاره در این کهکشان بسیار شدید است و مرزهایی را که تاکنون می شناسیم شکسته است. مایکل مک دونالد از موسسه فناوری ماساچوست به عنوان نویسنده اصلی این تحقیق اظهار داشت: این کهکشان که تاکنون نامگذاری نشده است و به صورت رسمی توسط یک رشته اعداد و حروف نامگذاری می شود سه تریلیون برابر اندازه خورشید ما است. وی افزود: مسئله دیگری که درباره این کهکشان عجیب تلقی می شود این است که این کهکشان نسبتا رشد خود را داشته است و شاید بتوان گفت که سن آن 6 میلیارد سال است. معمولاً این نوع کهکشانها تولید ستاره ندارند و ما معمولاً آنها را سرخ و مرده می نامیم؛ اما به نظر می رسد که این کهکشان به یک علتی بار دیگر به حیات بازگشته است. به علت شرایط به وجود آمده و بازگشت به حیات این کهکشان، یک گروه 85 نفری از ستاره شناسان لقب این سیاره را خوشه ققنوس انتخاب کرده اند، چرا که این پرنده افسانه ای پس از مرگ خاکستر می شود و از خاکسترها زنده می شود. نرخ تولید ستاره در این کهکشان تازه کشف شده حدود دو ستاره در هر روز است که می تواند بزرگترین و مهمترین کهکشان از میان کهکشانهایی باشد که تاکنون شناخته شده است. مگان دوناهو ستاره شنان دانشگاه ایالتی میشیگان که بخشی از این تحقیقات نبوده اما نتایج آن را مورد تحسین قرار داده است، گفت: این تحقیقات به ما کمک می کند به این پرسش پاسخ بدهیم که چگونه کهکشانها ستاره های خود را تشکیل می دهند. وی افزود: میان کهکشانها میزان زیادی هیدروژن داغ وجود دارد، وقتی که این گاز تا حد زیر صفر سرد می شود، ستاره ها تشکیل می شوند، اما تنها 10 درصد از این گاز در کیهان به ستاره تبدیل می شود. سرمارتین ریس از اختر فیزیک شناسان مشهور در دانشگاه کمبریج بریتانیا در رابطه با اینکه تنها 10 درصد از این گاز به ستاره تبدیل می شود، گفت: دلیل این مسئله این است که انرژی حفره های سیاه در مرکز کهکشانها بر سردشدن هیدروژن تأثیرگذار است. این تأثیر میان حفره ها سیاه و تشکیل ستاره همیشگی است. در این مورد به نظر می رسد که حفره سیاه در مرکز کهکشان درمقایسه با سایر حفره های سیاه به صورت نامتعارفی در سکون به سر می برد. فولی اظهار داشت: اما این انفجار تولد ستاره مسئله موقتی است و می تواند کوتاه مدت باشد و مشاهده آن برای ما تنها یک فرصت بوده است. دانشمندان کهکشانی با فاصله بسیار کشف کرده اند که بیشتر به یک کارخانه ستاره سازی شباهت دارد به طوریکه اگر کهکشان ما سالانه یک ستاره متولد کند این کهکشان می تواند روزانه دو ستاره تولید کند.به گزارش مهر، ستاره شناسان با استفاده از تلسکوپ اشعه ایکس چاندرا ناسا این کهکشان بزرگ را در دوردست شناسایی کرده اند که می تواند سالانه 740 ستاره جدید ایجاد کند، درمقام مقایسه کهکشان راه شیری ماه هر سال تنها یک ستاره جدید تولید می کند. این کهکشان حدود 5.7 میلیارد سال نوری با ما فاصله دارد و در مرکز یک خوشه کهکشانهایی قرار دارد که اخیرا کشف شده و روشنترین درخشش اشعه ایکسی را از خود منتشر می کند که تاکنون ستاره شناسان دیده اند. براساس نظر کارشناسان این کهکشان بزرگترین مرکز تولد ستاره است که تاکنون ستاره شناسان از این نوع کهکشانها مشاهده کرده اند. از دیگر انواع می توان به برخورد کهکشانها اشاره کرد که می تواند ستاره های بیشتری تولید کند. براساس اظهارت نویسنده این مقاله تحقیقاتی که در مجله نیچر منتشر شده، کهکشانی با این ابعاد، نوع و سن نباید با چنین سرعتی ستاره تولید کند. رایان فولی ستاره شناس دانشگاه هاروارد اظهار داشت: سرعت تولید ستاره در این کهکشان بسیار شدید است و مرزهایی را که تاکنون می شناسیم شکسته است. مایکل مک دونالد از موسسه فناوری ماساچوست به عنوان نویسنده اصلی این تحقیق اظهار داشت: این کهکشان که تاکنون نامگذاری نشده است و به صورت رسمی توسط یک رشته اعداد و حروف نامگذاری می شود سه تریلیون برابر اندازه خورشید ما است. وی افزود: مسئله دیگری که درباره این کهکشان عجیب تلقی می شود این است که این کهکشان نسبتا رشد خود را داشته است و شاید بتوان گفت که سن آن 6 میلیارد سال است. معمولاً این نوع کهکشانها تولید ستاره ندارند و ما معمولاً آنها را سرخ و مرده می نامیم؛ اما به نظر می رسد که این کهکشان به یک علتی بار دیگر به حیات بازگشته است. به علت شرایط به وجود آمده و بازگشت به حیات این کهکشان، یک گروه 85 نفری از ستاره شناسان لقب این سیاره را خوشه ققنوس انتخاب کرده اند، چرا که این پرنده افسانه ای پس از مرگ خاکستر می شود و از خاکسترها زنده می شود. نرخ تولید ستاره در این کهکشان تازه کشف شده حدود دو ستاره در هر روز است که می تواند بزرگترین و مهمترین کهکشان از میان کهکشانهایی باشد که تاکنون شناخته شده است. مگان دوناهو ستاره شنان دانشگاه ایالتی میشیگان که بخشی از این تحقیقات نبوده اما نتایج آن را مورد تحسین قرار داده است، گفت: این تحقیقات به ما کمک می کند به این پرسش پاسخ بدهیم که چگونه کهکشانها ستاره های خود را تشکیل می دهند. وی افزود: میان کهکشانها میزان زیادی هیدروژن داغ وجود دارد، وقتی که این گاز تا حد زیر صفر سرد می شود، ستاره ها تشکیل می شوند، اما تنها 10 درصد از این گاز در کیهان به ستاره تبدیل می شود. سرمارتین ریس از اختر فیزیک شناسان مشهور در دانشگاه کمبریج بریتانیا در رابطه با اینکه تنها 10 درصد از این گاز به ستاره تبدیل می شود، گفت: دلیل این مسئله این است که انرژی حفره های سیاه در مرکز کهکشانها بر سردشدن هیدروژن تأثیرگذار است. این تأثیر میان حفره ها سیاه و تشکیل ستاره همیشگی است. در این مورد به نظر می رسد که حفره سیاه در مرکز کهکشان درمقایسه با سایر حفره های سیاه به صورت نامتعارفی در سکون به سر می برد. فولی اظهار داشت: اما این انفجار تولد ستاره مسئله موقتی است و می تواند کوتاه مدت باشد و مشاهده آن برای ما تنها یک فرصت بوده است. ]]> هوا و فضا (نجوم) Fri, 17 Aug 2012 02:59:43 GMT http://migna.ir/vdci3paz.t1app2bcct.html معماي 4.5 ميليارد ساله: چرا مريخ قرمز رنگ است؟ http://migna.ir/vdcc11qs.2bq118laa2.html با فرود كنجكاوي بر روي مريخ هنوز هم اين پرسش مطرح است كه چرا سطح اين سياره قرمز رنگ است. به گزارش ايسنا، ساده‌ترين توضيح براي قرمز رنگ بودن سطح مريخ آن است كه ماده سطحي يا سنگپوش آن داراي مقادير زيادي اكسيد آهن است. اين ماده همچنين دليل قرمز بودن زنگ آهن و خون است. اما چرا مريخ داراي مقادير زيادي آهن است؟ چرا آهن اكسيد مي‌شود و چرا اكسيد آهن قرمز رنگ است؟پاسخ اين پرسش‌ها به 4.5 ميليارد سال قبل و زمان شكل‌گيري منظومه شمسي باز مي‌گردد. در آن زمان عنصر سنگين آهن در قلب ستارگان مرده در ابرهاي گازي و غباري در حال چرخش بود. اين ابرها از لحاظ گرانشي براي تشكيل خورشيد و سيارات ديگر در هم شكسته شدند.در حالي كه توده آهن زمين هنگامي كه سياره جوان و ذوب‌شده بود، به هسته آن رفت، دانشمندان ناسا بر اين باورند كه اندازه كوچك‌تر مريخ و همچنين گرانش ضعيف‌تر آن به آهن امكان داد كه كمتر به مركز منتقل شود.مريخ داراي هسته‌يي آهني است اما در سطوح فوقاني آن آهن به فراواني يافت مي‌شود. آهن قديمي و ساده تيره و درخشان به نظر مي‌رسد. اين عنصر هنگامي كه در معرض اكسيژن قرار مي‌گيرد، داراي رنگ صرفاً قرمزرنگ شده و وجود مقادير كافي اكسيژن موجب مي‌شود كه به اكسيد آهن (III) تبديل شود. اين تركيب از دو اتم آهن و سه اتم اكسيژن تشكيل شده است.پرسشي كه در اين جا وجود دارد اين است كه چرا مقادير بالاي آهن در سطح مريخ اكسيد يا با اكسيژن تركيب مي‌شود؟گفته مي‌شود نوع آب و هوا موجب زنگ زدن تدريجي آهن بر روي اين سياره شده است. اما آيا توفان‌هاي باراني باستاني كه تصور مي‌شود در سطح سياره مرطوب و جوان رخ داده باشد با كوبيدن سنگپوش با اتم‌هاي اكسيژن آزاد شده از مولكول‌هاي آب، موجب زنگ زدن آهن شده‌اند؟ يا آيا فرايند اكسيداسيون به تدريج و طي ميلياردها سال رخ داده است. يعني زماني كه نور خورشيد دي اكسيد كربن و ساير مولكول‌ها در جو را شكسته و اكسيدان‌هايي از قبيل پراكسيد هيدروژن و ازن توليد كرده است؟به اين دليل كه هيچ كس هنوز توضيح درست اين پرسش‌ها را نمي‌داند، قرمز رنگ بودن سطح مريخ هنوز هم در هاله‌يي از ابهام است. با اين حال سطح اين سياره به هر روشي زنگ زده باشد، تركيب اكسيد آهن (III) آن به اين دليل سرخرنگ به نظر مي‌رسد؛زيرا اين تركيب طول موج‌هاي آبي و سبزرنگ طيف نوري را گرفته و طول موج‌هاي قرمز رنگ را منعكس مي‌كند. ]]> هوا و فضا (نجوم) Thu, 16 Aug 2012 07:48:24 GMT http://migna.ir/vdcc11qs.2bq118laa2.html كشف يكي از بزرگترين اسرار كائنات http://migna.ir/vdca06n6.49neo15kk4.html درحالي كه تئوري‌هاي فعلي بر رد امكان وجود ستارگان غول‌پيكر تأكيد مي‌كنند، دانشمندان موفق به شناسايي چهار ستاره‌اي شدند كه اين قوانين را بطور كلي نقض كرده‌اند. به گزارش ايسنا، در سال 2010 ميلادي محققان ناسا موفق به كشف چهار ستاره غول پيكر در ابعاد 300 برابر خورشيد شدند. پيش از اين محققان با رصد كهكشان راه شيري و ساير كهكشان ها، حد نهايي اندازه ستارگان را حداكثر 150 برابر جرم خورشيد پيش بيني كرده بودند، اما اين ستارگان جرمي دو برابر جرم مطرح شده در تئوري‌هاي علم نجوم دارند. تحقيقات جديد در دانشگاه بن آلمان نشان مي‌دهد، اين ستارگان كه در سحابي رطيل قرار دارند، بخشي از خوشه عظيم ستاره‌اي R136 در «ابر ماژلاني بزرگ» (LMC)‌ هستند كه در فاصله 160 هزار سال نوري با زمين قرار گرفته اند. ابر ماژلاني بزرگ (LMC) سومين كهكشان نزديك به كهكشان راه شيري محسوب مي شود. محققان اين دانشگاه يك مدل شبيه سازي رايانه اي از فعل و انفعالات بين ستاره اي شبيه خوشه ستاره اي R136 تهيه كردند كه در آن 170 هزار ستاره با جرم طبيعي در كنار يكديگر چيده شدند. براي محاسبه تغييرات اين سيستم عظيم ستاره اي در طول زمان، بيش از 510 هزار محاسبه در خصوص اثرات جاذبه، واكنش هاي هسته اي بين ستاره اي و انرژي آزاد شده از هر ستاره در زمان برخورد دو ستاره با يكديگر انجام شد. پروفسور «پاول كروپا» از نويسندگان اين تحقيق تأكيد مي‌كند: فرايند زايش و شكل‌گيري ستارگان صرف نظر از زادگاه ستاره‌اي آنها يك پديده كلي است و اين چهار ستاره فوق درخشان و بسيار عظيم در خوشه R136 پايان محدوديت ابعاد ستارگان را نشان مي‌دهند. از چپ به راست: سحابي رطيل و خوشه ستاره اي اندازه نسبي ستاره هاي جوان از كوتوله قرمز تا كوتوله آبي ]]> هوا و فضا (نجوم) Thu, 09 Aug 2012 14:44:18 GMT http://migna.ir/vdca06n6.49neo15kk4.html بوي فضا چگونه است؟ ! http://migna.ir/vdchkqnz.23nikdftt2.html فضانورداني كه در پياده‌روي‌هاي فضايي شركت داشته‌اند، هميشه از بوي به شدت عجيب فضا سخن مي‌گويند. به گزارش ايسنا، اين بو تنها زماني قابل شناسايي بوده كه فضانوردان درون محيط فضايي قرار مي‌گرفتند چرا كه درون لباس فضايي از يك بوي پلاستيك برخوردار است. اما در زمان ورود به ايستگاه فضايي بين‌المللي و برداشتن كلاهها، آنها يك بوي متمایز قوی از مرز نهایی را استنشاق مي‌كردند كه از لباس، كلاه، دستكش و ابزار آنها استشمام مي‌شد. ذرات مهاجر از خلأ نزدیک كه احتمالا اتم اكسيژن هستند، از عطر تند استیک خشکیده، فلز داغ و گازهای جوشکاری برخوردارند. استيون پيرس، شيميدان ناسا كه براي بازسازي بوي فضا در زمين براي اهداف تمريني فضانوردان استخدام شده، اظهار كرد كه جنبه فلزي اين بو احتمالا از ارتعاشات پرانرژي يونها ننشان گرفته است.. كوين فورد، فضانورد ناسا در سال 2009 از مدار گفت: اين بو مانند چيزي است كه تاكنون استنشاق نكرده‌ام اما هيچگاه از ياد نخواهم برد. اما فضانوردان لزوما از اين بو ناراحت نمي‌شوند. دون پتيت، فضانورد ناسا پس از ماموريتي در سال 2003، آنرا به اين شكل توصيف كرد: توصيف اين بو سخت است. مطمئنا معادل بويايي براي توصيف احساسات ذائقه در مواجهه با غذاهاي جديد مانند «مزه شبيه به مرغ» نيست. بهترين توصيف براي اين بو كه من دريافت كرده‌ام، بوي فلز است، يك حس دلپذير شيرين فلزي. اين بو من را ياد تابستانهاي دانشجويي مي‌اندازد كه ساعات بسياري را با يك مشعل كمان جوشكاري براي تعيمر تجهيزات سنگين مي‌گذراندم. اين بو مرا ياد گازهاي جوشكاري مي‌اندازد. اين بوي فضا است. بوي درون ايستگاه فضايي بين‌المللي بيشتر شبيه به زمين است. پتيت كه اخيرا از دومين ماموريت شش ماهه خود در ايستگاه بازگشته، در گفت‌وگو با اسپيس اظهار كرد: ايستگاه فضايي از بويي ميان يك دستگاه-فروشگاه-موتور-اتاق-آزمايشگاه برخوردار است و در زماني كه براي شام غذا درست كرده و يك كيسه خورشت را باز مي‌كنيد، مي‌توان تا حدي بوي يك رست بيف را احساس كرد. ]]> هوا و فضا (نجوم) Sat, 21 Jul 2012 06:39:44 GMT http://migna.ir/vdchkqnz.23nikdftt2.html تصاوير خيره كننده ماهواره اي از كره زمين http://migna.ir/vdcfjtdy.w6d0jagiiw.html ----- ]]> اخبار علمی و فناوری Tue, 10 Jul 2012 14:41:27 GMT http://migna.ir/vdcfjtdy.w6d0jagiiw.html خال ناهيد بر رخ زيباي خورشيد http://migna.ir/vdcao0n6.49n6e15kk4.html هنگامي كه موقعيت دو سياره‌اي كه مدارشان از مدار زمين كوچك‌تر است (يعني ناهيد يا زهره و تير يا عطارد)، با زمين و خورشيد در يك راستا يا روي يك خط قرار گيرد، ما زميني‌ها، اين سياره‌ها را به شكل لكه‌‌اي روي سطح خورشيد مي‌بينيم. به اين پديده گذر مي‌گوييم. از آنجا كه مدار سياره‌ها نسبت به هم زاويه كوچكي دارد، پديده گذر هرساله روي نمي‌دهد. پديده گذر به صورت جفت‌هايي با فاصله زماني هشت ‌سال روي مي‌دهد اما تا روي دادن زوج گذر بعدي بيش از يك قرن طول مي‌كشد. از زمان اختراع تلسكوپ تاكنون هشت ‌بار پديده گذر زهره روي داده است (با احتساب گذر خرداد 1391). چرا بررسي پديده گذر مهم است؟اخترشناسان در قرن‌هاي گذشته به دنبال روشي بودند تا با استفاده از آن فاصله سياره‌ها و ديگر اجرام را از خورشيد به دست آورند. يكي از بهترين روش‌ها، روش «اختلاف منظر» (parallax) است. دانشمندان از زمان‌هاي گذشته مي‌دانستند هنگامي كه به يك جسم دوردست نگاه مي‌كنيم، به دليل حركت زمين در مدار، مكان جسم نسبت به ستارگاني كه در پس‌زمينه آن جسم هستند، تغيير مي‌كند. به اين ترتيب با استفاده از هندسه مي‌توان فاصله جسم دوردست مورد نظر را به دست آورد.داستان گذرتا پيش از قرن هفدهم فاصله سياره‌ها تا زمين و خورشيد به دقت مشخص نشده بود و در نتيجه اخترشناسان به دقت نمي‌توانستند پديده گذر سياره‌ها از مقابل خورشيد را پيش‌بيني كنند. اما در نهايت «يوهان كپلر» در سال 1629 توانست پيش‌بيني كند كه دو سال ديگر يعني سال 1631 پديده گذر سياره زهره روي مي‌دهد. با اين‌همه سند معتبري وجود ندارد كه نشان دهد كسي اين گذر را رصد كرده باشد. گذر 1639: اخترشناسي به نام «يرميا هوراكس»، محاسبات «يوهان كپلر» را بازنويسي كرد و دريافت رصد به شكل جفت‌هايي با فاصله زماني هشت‌ساله روي مي‌دهد و در نتيجه توانست گذر سال 1639 را با موفقيت رصد كند. گذر 1716: «ادموند هالي» حدس زد كه با تعيين دقيق زمان گذر زهره مي‌توان فاصله دقيق زمين تا خورشيد را به دست آورد. اما متاسفانه وي آنقدر زنده نماند تا شاهد اين گذر باشد. گذر‌هاي 1761 و 1769: گروه‌هايي كه براي رصد به نقاط مختلف جهان سفر كرده بودند، توانستند با موفقيت اين گذر را رصد كنند.بالا: «هوراكس» به انعكاس تصوير خورشيد مي‌نگرد. سمت راست: تصويري كه «هوراكس» از گذر سال 1639 رسم كرد. تصويري كه «ديويد ريتن‌هاوس» از گذر سال 1769 رسم كرده است. وي با استفاده از زمان گذر زهره فاصله زمين تا خورشيد را 150 ميليون كيلومتر تخمين زد كه به مقدار پذيرفته‌شده كنوني بسيار نزديك است.گذر سال‌هاي 1874 و 1882: در قرن نوزدهم ماموريت‌ها و رصدهاي بسياري انجام شد و در نتيجه دانشمندان توانستند فاصله زمين تا خورشيد و ديگر فاصله‌هاي منظومه خورشيدي را با دقت بسيار بيشتري به دست آورند. گذر سال‌هاي 2004 و 2012: امروزه فناوري، امكانات بسياري در دسترس دانشمندان قرار داده است، از جمله كاوشگرهاي فضايي. اين كاوشگرها مي‌توانند به مدار سياره‌ها بروند و در مدار آن سياره‌ها بگردند. در نتيجه امروزه ديگر از روش قديمي رصد سياره زهره براي محاسبه فاصله‌ها در منظومه خورشيدي استفاده نمي‌كنند. احتياط: در هنگام گذر نبايد بدون محافظ و مستقيم به خورشيد نگاه كردنگاه كردن به خورشيد به چشم آسيب مي‌رساند و حتي ممكن است باعث كوري هميشگي شود. عينك‌هاي آفتابي ابزار مناسبي براي تماشاي خورشيد نيست. فقط با استفاده از فيلترهاي خورشيدي تاييدشده مي‌توان به خورشيد نگاه كرد. روش ديگر تماشاي غيرمستقيم بازتاب تصوير خورشيد است. روش‌هاي ايمن تماشاي گذر: عينك‌هاي ويژه كسوف يا شيشه‌هاي جوشكاري با نمره 14 يا بيشترتلسكوپ يا دوربين دوچشمي ويژه رصد خورشيد تلسكوپ یا دوربين دوچشمي مجهز به فيلتر خورشيدي تاييد شده استفاده از روش روزنه يا اتاق تاريك ]]> هوا و فضا (نجوم) Sun, 10 Jun 2012 06:44:50 GMT http://migna.ir/vdcao0n6.49n6e15kk4.html 10 حقيقت جالب درباره «زهره»، خواهر خوانده زمين http://migna.ir/vdcjhmev.uqevtzsffu.html پديده گذر تاريخي زهره (ناهيد) از مقابل خورشيد كه تا 105 سال ديگر روي نخواهد داد، بهانه‌اي است تا نگاه دقيق‌تري به نزديك ترين همسايه زمين داشته باشيم. به گزارش ايسنا، سياره ناهيد (زهره) دومين سياره از سامانه خورشيدي است كه ميان زمين و عطارد واقع شده و داراي ويژگي‌هاي خاصي در بين سيارات منظومه شمسي است. آتشفشان ناهيدي تعداد آتشفشان هاي ناهيد بسيار بيشتر از سيارات ديگر منظومه شمسي است. محققان نجوم تاكنون وجود بيش از 1600 آتشفشان بر سطح اين سياره را شناسايي كرده‌اند، اما به نظر مي رسد تعداد زيادي آتشفشان كوچك و غير قابل رويت بر سطح اين سياره وجود داشته باشند. بيشتر آتشفشان‌ها خاموش هستند؛ اما به گمان دانشمندان برخي از آنها مي‌توانند همچنان فعال باشند. روزهايي طولاني‌تر از سال يك روز سياره ناهيد 243 روز زمين بطول مي‌انجامد، درحاليكه سال ناهيدي (چرخش به دور خورشيد) تنها 224.7 روز زميني طول مي‌كشد. دوقلوي زمين در بين تمام سيارات منظومه شمسي، ناهيد نزديك‌ترين سياره به زمين محسوب مي‌شود و از بسياري جهات مانند جرم، اندازه و جو مانند زمين است؛ به همين دليل اين سياره خواهر خوانده زمين خوانده مي‌شود. سوزان و داغ بخش عمده اي از جو ناهيد از دي اكسيد كربن ساخته شده است كه اين تركيب جوي باعث افزايش دماي سطح اين سياره تا 470 درجه سانتيگراد مي‌شود. فشار هواي بسيار بالا ميزان فشار هوا بر سطح سياره ناهيد 90 بار بالاتر از فشار در سطح دريا است، يعني فشار در اين سياره معادل فشار آب در عمق يك كيلومتري اقيانوس است. قرص و هلال ناهيد سياره ناهيد نيز مانند ماه داراي چرخه است؛ زمانيكه ناهيد در سمت مخالف خورشيد قرار دارد، بصورت قرص كامل و زمانيكه بين زمين و خورشيد قرار مي گيرد، بصورت هلال ديده مي شود. نخستين بار در سال 1610 ميلادي «گاليله» متوجه وجود حالت هاي قرص كامل و هلال ناهيد شد. بادهاي ناهيدي سرعت وزش باد بر سطح سياره ناهيد در لايه ابر ميانه تا 724 كيلومتر در ساعت مي رسد. بادهاي ناهيدي سريع تر از پر سرعت ترين گردبادهاي زميني هستند. ناهيد، رمز و راز باستاني از ساليان بسيار دور محققان و منجمان اين سياره را مورد بررسي قرار داده اند. بابليان باستان در 1600 سال پيش از ميلاد اين سياره را در آسمان رصد مي كردند؛ «فيثاغورث» رياضيدان يونان باستان نيز نخستين كسي بود كه متوجه شد، درخشان ترين ستاره در صبحگاه و غروب در حقيقت همان ناهيد است. درخشان ترين سياره ناهيد درخشان ترين سياره و و پر نورترين شيئ در آسمان شب پس از ماه است. اين سياره بقدري پر نور و درخشان است كه يك خلبان كانادايي در سال 2011 آن را با يك هواپيما اشتباه گرفت و براي پيشگيري از برخورد احتمالي مجبور به فرود اضطراري شد. گذر از مقابل خورشيد ناهيد جزء معدود سياراتي است كه گذرش به خورشيد مي‌افتد و مي‌توان اين پديده نسبتا نادر را هر چند سال يكبار مشاهد كرد. گذر تاريخي ناهيد كه در ژوئن 2012 رخ داد، بار ديگر در سال 2117 ميلادي روي خواهد داد. ]]> هوا و فضا (نجوم) Wed, 06 Jun 2012 06:49:56 GMT http://migna.ir/vdcjhmev.uqevtzsffu.html جايي كه ستار‌ه‌ها را داغ مي‌كنند! +عكس http://migna.ir/vdcay6n6.49n6y15kk4.html تصوير درخشان مهد كودك ستارگان در صورت فلكي ماكيان ابرهاي عظيم و درخشان گاز و غبار كه روزي از هم پاشيده و به شكل‌گيري ستاره‌هاي غول‌پيكر جديد مي‌انجامند،‌ جايگاه مركزي تصاوير جديد تلسكوپ فضايي اروپا را به خود اختصاص داده‌اند. به گزارش ايسنا، اين تصوير كه توسط رصدخانه فضايي «هرشل» سازمان فضايي اروپا به ثبت رسيده، ‌به نمايش سحابي «ماكيان X»، يكي از فعالترين نواحي توليد ستاره پرداخته كه در فاصله 4500 سال نوري از زمين در صورت فلكي ماكيان قرار دارد. رصدخانه «هرشل» در طول موجهاي دور از مادون قرمز بخوبي به مشاهده اجسام آسماني پرداخته و به دانشمندان اجازه مي‌دهد تا به بررسي مهدكودكهاي ستاره‌اي مانند اين سحابي بپردازند كه جايگاه توده‌هاي متراكم گاز داغ شده توسط ستارگان هستند. در اين تصوير جديد، نواحي درخشان سفيد به نمايش مناطقي مي‌پردازند كه ستاره‌هاي بزرگ به تازگي از اين ابرها شكل گرفته‌اند. اين توده‌ها بويژه در سمت راست تصوير مشهود هستند كه شبكه بي‌نظمي از رشته‌ها را نشان مي‌دهد. گره‌هاي متراكم گاز و غبار به نمايش مناطقي مي‌پردازد كه اين رشته‌ها با هم ملاقات كرده و براي تشكيل ستاره‌هاي جديد در هم مي‌شكنند. در مركز تصوير، تابشهاي شديد از ستاره‌هاي غير قابل شناسايي در طول موج «هرشل» تا حدي زدوده شده و مواد ستاره‌اي را كه در تصوير به رنگ آبي مي‌درخشند، داغ كرده‌اند. حبابهاي قرمز كوچك پراكنده نيز به نمايش بذرهاي نسبتا سرد ستاره‌هاي آينده مي‌پردازند. حلقه ماده در پائين تصوير احتمالا توسط يك ستاره ابرغول‌پيكر موسوم به G79.29+0.46 منتشر شده است و در سمت چپ نيز ستون گاز شبيه به گردن يك قو ديده مي‌شود. ]]> هوا و فضا (نجوم) Sat, 19 May 2012 02:35:44 GMT http://migna.ir/vdcay6n6.49n6y15kk4.html نخستين كيهان‌نورد جهان چگونه كشته شد ! http://migna.ir/vdcdsz0f.yt0zz6a22y.html زندگینامه: یوری گاگارین، نخستین فضانورد جهان در چنین روزی از سال ۱۹۳۴ میلادی متولد شد. در تاریخ نهم مارس سال ۱۹۳۴ میلادی، یک زوج کشاورز روسی که در منطقه‌ کلوشینو واقع در حوالی مسکو روی یک زمین مشترک، کشاورزی می‌کردند، صاحب پسربچه‌ای شدند که او را یوری نام نهادند. یوری الکسویچ گاگارین سومین فرزند این خانواده بود که بعد‌ها فرزند چهارمی نیز به آن‌ها اضافه شد. مادر وی علاقه‌ عجیبی به مطالعه داشت و پدرش نجار ماهری بود. از آنجایی که پدر و مادر یوری به‌شدت کار می‌کردند تا معاش خانواده را تأمین نمایند، خواهر بزرگ‌تر یوری از وی مراقبت می‌کرد. در خلال جنگ جهانی دوم، خانواده‌ی گاگارین نیز مانند بیش‎تر خانواده‌های روسی درد و رنج بسیاری را تحمل کردند. دو خواهر و برادر بزرگ‌تر وی در سال ۱۹۴۳م به آلمان برده شدند و پس از جنگ دوباره به وطن بازگشتند. معلم یوری خوب به‎خاطر داشت که وی دانش‌آموز باهوش و سخت‌کوشی بود و البته بسیار شیطنت می‌کرد. زمانی که معلم ریاضی یوری به نیروی هوایی ارتش سرخ پیوست، آرزویی عمیق در قلب این جوان ماجراجو ریشه دواند که بعد‌ها منشاء اثرات زیادی شد. یوری که مجبور بود زود به کار مشغول شود، کارگاه آهنگری را برگزید و اندکی بعد او برای ادامه‌ تحصیل در مدرسه‌ عالی تکنولوژی انتخاب شد. در‌‌ همان زمان، یوری به عضویت کلوپ هوایی درآمد و پرواز با هواپیمای سبک را آموخت. این تفریح جدید که قسمت اعظم وقت یوری را اشغال کرده بود، دریچه‌ جدیدی در زندگی وی گشود. یوری که سخت تلاش می‌کرد، سرانجام در سال ۱۹۵۵م هر دو رشته را با موفقیت به پایان رساند. علاقه‌ شدید وی به خلبانی باعث شد که پس از پایان تحصیلات وارد مدرسه‌ آموزش خلبانی ارنبرگ شود و در همان‎جا بود که با والنتینا گوریچوا - دختر جوانی که در ۱۹۵۷م با هم ازدواج کردند - آشنا شد. زمانی که یوری و والنتینا با هم ازدواج می‌کردند، یوری نشان (Wing) پرواز با میگ ۱۵ را دریافت کرده بود. وی زمانی که مرد بزرگی شده بود، یک خصوصیت ویژه داشت. یوری بسیار کوتاه قد بود و فقط ۱۵۷ سانتی‌متر قد داشت. در سال ۱۹۶۰م جست‎وجوی وسیعی برای انتخاب ۲۰ کاندید جهت حضور در برنامه‌ فضایی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد. یوری یکی از آن ۲۰ منتخب خوش‌شانسی بود که تمرینات شدید، وسیع و جدیدی را پشت سر گذاشت. در‌‌نهایت پس از آزمایشات فراوان پزشکی و فیزیولوژیکی و انجام تمرینات سخت یادگیری بودن در فضا، دو فضانورد باقی مانده بودند: یوری گاگارین و گرمان تیتوف.         حدس زده می‌شود دلایل انتخاب یوری گاگارین به‌عنوان اولین فضانورد اتحاد جماهیر شوروی و هم‎چنین دنیا، علاوه بر مسائل بدنی، آموزشی و توانایی‌های وی برای بودن در فضا، به اخلاق و روحیات او نیز وابسته بوده باشد. یوری مرد بسیار متواضع و خوش‌مشربی بود که علی‌رغم قد کوتاهش در جلسات و میهمانی‌ها به چشم می‌آمد. در نقطه‌ مقابل وی، گرمان تیتوف بسیار گوشه‌گیر و ساکت بود. سرانجام در دوازدهم آوریل ۱۹۶۱م، یوری گاگارین سوار بر موشک فضاپیمای وستوک ۱ اولین انسانی شد که مرز فضا را گشود و قدم به دنیایی اسرارآمیز نهاد. یوری بسیار مشهور شده بود و یک شبه ره صدساله پیمود. او به ناگهان از ستوانی ساده به درجه‌ سرهنگی ارتقاء پیدا کرد و با سران حزب کمونیست نشست و برخاست می‌نمود. اولیای امر زمانی که یوری در مدار زمین بود، امید کمی به بازگشت وی داشتند و فرض بر این بود که یوری در هنگام بازگشت به زمین خواهد مرد. یوری گاگارین پس از این سفر تاریخی به چهره‌ سر‌شناس جهانی تبدیل شد و اتحاد جماهیر شوروی از این چهره استفاده‌های سیاسی بسیاری کرد. یوری الکسویچ گاگارین سرانجام در بیست و هفتم مارس ۱۹۶۸م، در جریان یک پرواز تمرینی با هواپیمای میگ که بسیار مورد علاقه‌ وی بود، در سن سی و چهار سالگی کشته شد و فرصت آن را نیافت تا برای بار دوم زمین را از مدار و از فراسوی جو آن ببیند.         نخستين كيهان‌نورد جهان چگونه كشته شد ! خودروي يوري گاگارين و چهره هميشه متبسم او براي همه آشنا بود، اما به‌رغم بالارفتن مانع چوبي ورودي، ماشين پشت خط ورودي همچنان ايستاده و براي روشدن از دروازه راه نيفتاد. نگهبان دوم رو به اولي كرد و گفت: مي‌داني كه يوري الكسيويچ هيچ تبعيضي را نمي‌پذيرد. بهتر است بروي و مدركش را كنترل كني. 7 فروردين 1347 ـ شهرك ستارگان ـ حومه مسكو: جلوي آينه نگاهي به سر و وضع خودش انداخت. همه چيز مرتب بود! لبخندي زد و از آپارتمانش بيرون آمد. پله‌ها را خيلي سريع پايين آمد و با سوارشدن به ماشين ولگاي سياهش، به طرف فرودگاه نظامي چكالفسكي راه افتاد.جلوي نگهباني، سربازي كه مسوول كنترل بود، با ديدن ولگاي سياه با نمره 78 ـ 78 ـ ام.او.دي نيازي نديد از كيوسك بيرون آمده و مدارك راننده را كنترل كند.خودروي يوري گاگارين و چهره هميشه متبسم او براي همه آشنا بود، اما به‌رغم بالارفتن مانع چوبي ورودي، ماشين پشت خط ورودي همچنان ايستاده و براي روشدن از دروازه راه نيفتاد. نگهبان دوم رو به اولي كرد و گفت: مي‌داني كه يوري الكسيويچ هيچ تبعيضي را نمي‌پذيرد. بهتر است بروي و مدركش را كنترل كني.اين ويژگي را كه گاگارين به‌رغم شهرت و محبوبيت، همچنان فروتن و تابع قانون بود ، همه مي‌دانستند.يك سال پيش در چنين روز‌هايي به عنوان فضانورد جانشين، آموزش‌ها و تمرين‌هاي ولاديمير كاماروف فرمانده ناو سايوز ـ 1 را قدم به قدم دنبال مي‌كرد. قرار بود دومين سفر فضايي‌اش را با ناو سايوز انجام دهد، اما سقوط سايوز و كشته‌شدن كامارف، يكباره برنامه‌ها را به هم ريخت. خطر كشته‌شدن و بروز فاجعه ديگر، مسوولان تشكيلات فضايي شوروي را بر آن داشت كه نام يوري گاگارين را بكلي نه فقط از آموزش‌هاي فضايي بلكه حتي از پرواز‌هاي هوايي هم حذف كنند چون نمي‌خواستند با حادثه‌اي براي او با جنجال ديگري روبه‌رو شوند.در مراسم خاكسپاري و عزاداري كامارف در ميدان سرخ، گاگارين طي سخناني گفت كه اين حادثه تزلزلي در اراده كيهان‌نوردان ايجاد نكرده و آنها قول مي‌دهند سايوزها پرواز كنند. مدتي پس از حادثه سقوط سايوز ـ 1، گاگارين تقاضاي بازگشت به تمرين‌ها را داد. در آغاز بشدت با درخواست او مخالفت شد، اما بالاخره مسوولان در برابر اصرار او قبول كردند تمرين‌هاي هوايي را آغاز كند تا در زماني كه هنوز مشخص نبود، فرماندهي يكي از ناو‌هاي سايوز را به عهده بگيرد.مدتي بعد قول گاگارين به حقيقت پيوست و سايوزها پرواز خود را آغاز كردند كه تا به امروز ادامه دارد، اما گاگارين نتوانست لذت پرواز با ناو سايوز را تجربه كند. 7 فروردين 1347 يوري گاگارين، نخستين فضانورد جهان در حادثه سقوط هواپيما كشته شد!***گاگارين به آهستگي از جلوي نگهباني ورودي گذشت و حدود 200 متر بعد به سمت چپ پيچيد. نزديك يك ساختمان آجري ماشينش را پارك كرد و به داخل ساختمان رفت. قرار بود جلسه آشنايي با برنامه پرواز يا به اصطلاح خلبان‌ها، بريفينگ در ساعت 3 شروع شود، اما او طبق معمول زودتر از ديگران و در ساعت 2 و 45 دقيقه در محل بريفينگ حاضر شد.كم‌كم بقيه افراد هم آمدند. گاگارين با تك‌تك آنها به‌گرمي احوالپرسي كرد. بعد مسوول پرواز چگونگي عمليات را تشريح نمود و سپس سرهنگ اوستينكو فرمانده اسكادران از گاگارين امتحان گرفت و آمادگي او براي پرواز را تاييد كرد.طبق برنامه در مرحله اول گاگارين به همراه مربي‌اش ولاديمير سريوگين بايد با يك فروند هواپيماي ميگ ـ 15 او. تي، راهي مانور اوليه مي‌شدند كه چندان طولاني نبود. بعد بايد 2 پرواز با هواپيماي تهاجمي ميگ ـ 17 به‌طور مستقل توسط گاگارين صورت مي‌گرفت.سريوگين مثل هميشه 5 دقيقه قبل از ساعت كار در جاي خودش بود. بررسي برنامه، قبل از پرواز در ساعت 15‌/‌9 شروع شد. انجام اين بررسي به عهده سريوگين بود. بعد سريوگين ورقه پرواز كه توسط گاگارين امضا شده بود را تاييد كرد. گاگارين ورقه را در جيب كاپشن خود گذاشت و به طرف هواپيماي شماره 18 راه افتادند. هر كدام در جاي خود نشستند، گاگارين در اتاقك جلو و سريوگين در عقب. مكالمات راديويي با برج مراقبت آغاز شد. ساعت 19‌/‌10 گاگارين هواپيما را به پرواز درآورد. ساعت 30‌/‌10 بعد از پايان تمرين‌ها در منطقه، به برج مراقبت گزارش داد براي گرفتن مسير 320 (يعني برگشت) اجازه مي‌خواهد. بعد از آن، مكالمات راديويي قطع شد و گاگارين به هيچ يك از سوال‌هاي برج مراقبت پرواز جوابي نداد. تقريباً يك دقيقه بعد از آخرين تماس سانحه پيش آمده و هواپيما به زمين برخورد كرده بود.پس از حادثه 2 كميسيون ويژه براي بررسي علت آن تشكيل شد. مقامات شوروي مي‌دانستند كشته‌شدن گاگارين را براحتي نمي‌شود توجيه كرد، اما براي پاسخ به اين سوال كه چرا و چگونه حادثه رخ داده وقت بسياري لازم بود.نتايج تحقيقات همه‌جانبه 2 هيات در 30 جلد جمع‌آوري گرديد. در اين 30 جلد محاسبات، نظرات كارشناسان و شاهدان، نتايج پژوهش كارشناسان برجسته همچنين نتايج نظرخواهي از فرماندهان، خلبانان، فضانوردان، مهندسان و پزشكان نوشته شده بود.در اين تحقيقات زاويه‌هاي مختلف قضيه از فناوري هوايي گرفته تا آمادگي خلبانان و رعايت اقدامات امنيتي و غيره به شكل بسيار دقيق مورد بررسي قرار گرفته بود. حتي براي اطمينان بيشتر نه‌تنها مدارك مربوط به هواپيما ميگ ـ 15 او. تي به شماره 18 (كه گاگارين با آن پرواز كرد) دقيقا بررسي گرديد بلكه از تمام مهندسان فني كه مسووليت آماده‌سازي آن هواپيما را به عهده داشتند امتحان گرفتند كه آيا آنان به اندازه كافي دانش آماده‌سازي و آزمايش آن هواپيما داشته‌اند، يادشان نرفته روغن و بنزين و غيره را بررسي كنند.هيات به اين نتيجه رسيد كه تدارك و آمادگي هواپيما در 7 فروردين مطابق با تمام اسناد و مدارك فني و دستورالعمل بهره‌برداري به طور كامل انجام گرفته بود. بازرسي‌ها نشان دادند كه تمام سامانه‌هاي هواپيما تا آخر پرواز به درستي كار خود را انجام مي‌داده‌اند. آنها موفق شدند وقت دقيق برخورد شديد دستگاه افق‌نماي هواپيما را بازسازي كنند، قدرت موتور را به دست آورند و حتي گوشه‌هاي منحرف فرمان ارتفاع و... را محاسبه نمايند.براساس اين نتايج هيات به اين نتيجه رسيدند كه طي زمان پرواز در هواپيما هيچ خرابي و از كار افتادن دستگاه‌ها وجود نداشته و خرابي و شكستگي سامانه‌هاي هواپيما به دليل يك ضربه شديد به وجود آمده‌اند. هيچ مدركي كه نشان دهد برخي عناصر هواپيما دچار فرسايش شده بود، ديده نمي‌شد. در هواپيما هيچ‌گونه آتش‌سوزي اتفاق نيفتاده، موتور در زمان برخورد به زمين كار مي‌كرده، شبكه برق، گيرنده راديويي، دستگاه اكسيژن و... فعال بوده‌اند.تمام وسايل مربوط به صندلي پرتابي در حالت عادي مانده و اين نشان مي‌داد كه خلبانان هيچ اقدامي براي فعال‌كردن صندلي پرتابي به عمل نياورده بودند.فورا بعد از آن كه محل سقوط مشخص شد تمام اقدامات براي حفظ وضعيت و محل قبل از دست خوردن انجام شد. غير از اين فورا از تمام صحنه سقوط فيلمبرداري و عكاسي شد و فاصله كليه قطعات جمع‌آوري شده با مركز محل سقوط اندازه‌گيري شد. آنها حتي توانستند با استفاده از وضعيت درختان قطع شده، زاويه سقوط و مسير را مشخص كنند. اندازه چاله بعد از ضربه اجازه داد متخصصان سرعت هواپيما را محاسبه كنند. در مورد زمان برخورد به زمين بررسي ساعت مچي از كار افتاده گاگارين، همچنين ساعت هواپيما 30/10 را نشان مي‌داد.كميسيون دولتي در جمع‌بندي اعلام كرد كه پرواز هواپيماي ميگ ـ 15 حامل گاگارين و سريوگين بين 2 لايه ابرهاي كامل صورت مي‌گرفت، لايه پايين از ارتفاع 600 ـ 500 متر تا 1500 متر قرار داشت و لايه بالايي از 4500 تا 5500 متر. در جريان پرواز خلبان اقدام به انجام مانور پيچش كرده، اما در زمان خروج از اين مانور نتوانسته فاصله لازم با زمين را حفظ كند و براثر برخورد با درخت‌ها سقوط كرده است.پرونده تهيه‌شده توسط كميسيون دولتي با نتيجه‌گيري خطاي انساني بسته و با تمامي اسناد و مدارك مهر و موم شد. كميسيون به اين نتيجه رسيد كه در زمان پيچش، خلبان نتوانسته فاصله بين پايين‌ترين نقطه پرواز با زمين را درست محاسبه كند و در نتيجه زمان كافي براي اوج گرفتن نداشته و به همين دليل سقوط كرده است.تني چند از كارشناسان مثل سرگئي بلوتسركفسكي دانشمند و دكتراي علوم فني، الكسي لئونوف فضانورد و عضو هيات تجسس هواپيماي ساقط‌شده گاگارين خواستار بازبيني و بررسي مجدد شدند.بلوتسركفسكي تحقيقات مفصلي را آغاز كرد كه چند سال ادامه داشت. او با بسياري از كارشناسان، خلبان‌ها، مهندسان و دست‌اندركاران ديگر صحبت كرد. با توجه به امكانات پيشرفته امروزي محاسبات و پژوهش‌هاي جديدي انجام شد و آزمايش‌هاي باارزشي انجام دادند. حاصل كار او اين بود كه عوامل مختلفي وجود دارد كه گرچه بطور تك به تك نمي‌توانست چندان خطرناك باشد، اما در مجموع باعث مرگ خدمه شد.براساس پژوهش‌هاي بلوتسركفسكي هواپيما هيچ اشكال فني نداشته پس تئوري خرابكاري هواپيما منتفي است. وجود مشكل انساني (مست‌بودن خلبان)، برخورد با بالن هواشناسي يا پرندگان و امثال آن نيز رد مي‌شود.به نظر او نزديك‌شدن گاگارين به هواپيماي ديگري كه پس از تعمير در منطقه مجاور پرواز آزمايشي داشته را دليل اصلي از دست‌رفتن هدايت هواپيماي گاگارين مي‌داند. قرارگرفتن ميگ ـ 15 در جريان هواي شديد ناشي از پرواز هواپيماي سوخو ـ 11 باعث شد خلبانان كنترل پرواز عادي را از دست دهد و اين موضوع منجر به سقوط هواپيما شد.نظريه ديگر آن است كه پس از قرارگرفتن در مسير هواي آشوبناك پشت هواپيما، گاگارين براي گريز از اين وضعيت به طرف توده ابرهاي پايين شيرجه رفت اما به دليل اشتباه محاسبه ارتفاع ابرها كه در اين حالت حدود 250 تا 300 متر با زمين فاصله داشت، نتوانست وضعيت را كنترل كند زيرا اين ارتفاع براي صعود مجدد در آن سرعت كافي نبود.روز 7 فروردين 1347 تنها چند روز بعد از آن كه گاگارين 34 ساله شده بود، آنان كه در جشن تولدش شركت داشتند بر سر گورش حاضر شدند و خاكستر باقيمانده از گاگارين را به عنوان «قهرمان ملي» در ديوار كرملين دفن كردند.پس از مرگ او، شهر گژاتسك كه زادگاهش بود، به منظور تجليل از وي «گاگارين» نام گرفت، فدراسيون بين‌المللي هوا ـ فضانوردي مدالي به نام او ضرب كرد و آكادمي علوم هوايي ژوكوفسكي به اسم او تغيير نام داد. در محل كشته‌شدنش مجسمه يادبودي نصب شد، يكي از كشتي‌هاي ارتباط ماهواره‌اي، دهانه آتشفشاني در ماه و همچنين يك خرده سياره را به نام او نامگذاري كردند.گاگارين امروز نيز در روسيه از محبوب‌ترين چهره‌ها به شمار مي‌رود و همه‌ساله در سالروز پروازش، تولدش و مرگش مردم بر پاي مجسمه‌هاي يادبود او و آرامگاهش دسته گل مي‌گذارند. النا گاگارین: پدرم یک عاشق واقعی بود یوری گاگارین شش سال پس از سفر تاریخی اش به فضا به طرز مشکوکی در حال انجام یک پرواز تمرینی جان سپرد. النا، دختر این قهرمان اسطوره ای روسیه اکنون در 52 سالگی از خصوصیات پدر می گوید.او در گفتگویی با یورونیوز می گوید پدرش از یک سو او شخصی بود صادق و متعهد به کار، یک نظامی وفادار به اصول و از سوی دیگر یک عاشق واقعی و کاری که او برای روسیه کرد نیز، در راستای همین عشق بود.یورونیوز: یوری گاگارین به دو دختر خود وابستگی عجیبی داشت اما با توجه به مشغله کاری خود در خانه چگونه بود؟النا گاگارین: وقتی او خانه بود، مثل یک پدر ساده بود ودوست داشتنی و توجه زیادی به ما می کرد اما از زمانی که کارش را در ارتش آغاز کرد وقت زیادی برای ما نداشت، باید به دانشگاه ارتش می رفت و برای سفر تاریخی اش آماده می شد. او علاوه بر کار اصلی اش، مشغله های دیگری هم با دوستان و هم محلی هایش داشت. اما هروقت می توانست وقت زیادی را با ما صرف می کرد.یورونیوز: آیا نکته ای از واکنشهای خانواده پدرتان درباره سفر تاریخی او در خاطرتان مانده است؟النا گاگارین: من درآ نزمان دو سال بیشتر نداشتم و شخصا خاطره ای از آن دوران ندارم. به همین دلیل به خودم اجازه اظهار نظر از جانب دیگراعضای خانواده هم را نمی دهم. اما استقبالی که همه جهانیان و بقیه روسها ازاین ماجرا کردند، بی نظیر بوده است. سفری که در زمان خود تحولی بزرگی در اندیشه بشر بوجودآاورد. تحولی در تاریخ بشر که در روز دوازدهم آوریل سال1961 میلادی به وقوع پیوست. آیا این اتفاق تحولی در شخصیت پدرتان ایجاد کرد؟النا گاگارین: نه. فقط او بیشتر از گذشته در کارش جدی شد. حتی در مسایل جزیی زندگی، اما همچنان بسیار مهربان و خودمانی باقی ماند و سعی می کرد سلام کسی را بی جواب نگذارد.یورونیوز: زندگی پدرتان بسیار کوتاه بود. خانواده شما چطور با مرگ او کوتاه آمد؟النا گاگارین: بگذارید راجع به این قضیه صحبت نکنیم.   منابع: سيروس برزو / جام‌جم سیاست روز میگنا دات آی آر ]]> هوا و فضا (نجوم) Thu, 05 Apr 2012 03:15:34 GMT http://migna.ir/vdcdsz0f.yt0zz6a22y.html آینده منظومه شمسی در دستان این سیارک است ! http://migna.ir/vdch.znkt23nzvftd2.html پس از 4 سال مسافرت بین سیاره‌ای، فضاپیمای داون ناسا (به معنای سپیده‌دم) به تازگی به مقصد نهایی خود که مدار سیارک عظیم وستا است، رسیده است. در همین زمان، نتایج مطالعه‌ای که اخیرا منتشر شده نشان می‌دهد که وستا و سرس، سیارک عظیم دیگری که هدف بعدی وستا است، مهم‌ترین نقش را در پیش‌بینی بلندمدت آینده منظومه شمسی بر عهده دارند. به گزارش نیوساینتیست، سیارک وستا با 530 کیلومتر قطر، یکی از بزرگ‌ترین ساکنان کمربند سیارکی است؛ منطقه‌ای در منظومه شمسی میان مریخ و مشتری که مملو از بقایای صخره‌ای سیاره‌ای است. فضاپیمای داون که ساعت 5 صبح روز شنبه وارد مدار این سیارک شد، مجهز به دوربین‌ها و طیف‌نگارهایی است که توپوگرافی و ترکیب شیمیایی وستا را مورد مطالعه قرار خواهند داد. از آن‌جایی‌که تصور می‌شود رشد وستا مدت‌ها پیش از زمین و سایر سیارات منظومه شمسی متوقف شده، این سیارک می‌تواند سرنخ‌هایی را درباره تاریخ اولیه شکل‌گیری سیارات در اختیار ما قرار دهد. مدارهای پر هرج و مرجفضاپیمای داون پس از یک‌سال، وستا را به مقصد سرس که بزرگ‌ترین سیارک شناخته شده منظومه شمسی است ترک خواهد کرد. در حالی‌که وستا از نظر ساختار درونی مانند زمین، به یک هسته فلزی و یک گوشته و پوسته صخره‌ای تقسیم شده؛ به نظر می‌رسد که سرس محتوی مقدار زیادی آب یخ‌زده باشد. دانشمندان امیدوارند که اطلاعات جمع‌آوری شده توسط داون به آنها کمک کند تا بفهمند که چطور سرنوشت دو سیارک بزرگ به ترکیباتی تا این حد متفاوت ختم شده است. اگرچه وستا و سرس در مقایسه با زمین بسیار کوچکند، اثرات به شدت بزرگی بر مدار سیاره ما دارند. نتایج مطالعه جکس لاسکار و همکارانش از رصدخانه پاریس نشان می‌دهد که به دلیل اندرکنش‌های بی‌نظم میان وستا و سرس، اخترشناسان هرگز قادر نخواهند بود که خط سیر زمین را برای بیش از 60 میلیون سال آینده محاسبه کنند، یا اینکه مسیر آن را برای بیش از 60 میلیون سال در گذشته بازیابی نمایند. وستا و سرس اغلب چنان از نزدیک یکدیگر عبور می‌کنند که باعث تغییر مدارهای یکدیگر می‌شوند. نتیجه این مساله مدارهای بی‌نظم و پر هرج و مرج آنها است که پیش‌بینی نحوه تغییر آن برای بیش از 400 هزار سال امکان‌پذیر نیست. افق رویدادکشش‌های گرانشی وستا و سرس بر روی مدار زمین و سایر سیارات نیز تاثیر می‌گذارد. اثر این کشش‌های اندک در طی زمان روی‌هم جمع می‌شود و محاسبه موقعیت سیارات را برای مدت زمانی بیش از 60 میلیون سال در گذشته یا آینده غیرممکن می‌سازد. قرار است که اخترشناسان با استفاده از فضاپیمای داون، موقعیت وستا و سرس را با دقت بیشتری اندازه‌گیری کنند؛ اما این کار برای پیش‌بینی‌های طولانی‌مدت بسیار دشوار است. با وجود این و به گفته لاسکار، اندرکنش‌های بی‌نظم میان وستا و سرس به سرعت باعث تشدید کوچک‌ترین خطاهای اندازه‌گیری می‌شود و هرگونه تلاشی را برای پیش‌بینی مدار سیارات برای بیش از 60 میلیون سال آینده با شکست مواجه می‌سازد. وی می‌گوید: «به نظر می‌رسد که یک حد مطلق وجود دارد که در آینده نیز نمی‌توان آن را بهبود داد.»  خبرآنلاین ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 21 Jul 2011 14:48:51 GMT http://migna.ir/vdch.znkt23nzvftd2.html