پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - پربيننده ترين عناوين اخبار روان شناسی و روانپزشكی :: نسخه کامل http://migna.ir/News/MedicineHealthNews Thu, 17 Aug 2017 10:46:51 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Thu, 17 Aug 2017 10:46:51 GMT اخبار روان شناسی و روانپزشكی 60 چرا بعضی‌ها از فال لذت می‌برند؟ http://migna.ir/vdca0iny.49n6e15kk4.html باید توجه کرد آمار رسمی درباره این که زنان یا مردان چقدر به فالگیرها مراجعه می‌کنند، در دست نیست، اما بنا برگزارش‌هایی که شنیده‌ایم بیشترین افراد مراجعه‌کننده به فالگیرها زنان هستند؛ چراکه زودباوری و ناپایداری هیجانی در زنان بیشتر بوده و احساساتشان لطیف‌تر است؛ بنابراین از آنجا که در زنان ابتدا احساس و بعد منطق حاکم می‌شود، پذیرش حرف‌های فالگیرها از سوی آنها بیشتر است. دلایلی که باعث می‌شود افراد به فال گرفتن تمایل پیدا کنند در پاسخ به این که چرا افراد به سمت فال و فال گرفتن تمایل پیدا می‌کنند، دلایلی وجود دارد. اصولا احساس ناامنی در افراد جامعه، یکی از دلایلی است که فرد را به سمت فالگیر‌ها سوق می‌دهد. حال ممکن است این ناامنی از سوی خانواده‌ها یا در محل کار ایجاد شود و افراد برای حل این ناامنی به غلط به دنبال راه‌حل‌های میانبری مانند فالگیری و پیشگویی روند. فالگیرهایی که نیاز مراجعانشان را می‌دانند دلیل بعدی که می‌تواند افراد را به این سمت سوق دهد، نیاز به پیشرفت و موفقیت است. بر این اساس افراد برای اطلاع از موفقیت‌های خود در آینده به فالگیرها مراجعه می‌کنند. باید بدانیم بیشتر فالگیرها به این نیاز مراجعانشان اشراف دارند و در فال‌هایشان از موفقیت‌های پیش‌روی افراد صحبت می‌کنند. البته برخی افراد هم به دلیل احساس تنهایی به فالگیرها مراجعه می‌کنند. دلیل دیگر برای تمایل به فال گرفتن، بحث روان‌رنجوری افراد است. بر این اساس، افرادی که در سیستم روانی‌شان احساس ضعف، پوچی و حقارت غالب است، به جای این که روی سیستم‌های درونی و عملکردی‌شان کار کنند، از منابع بیرونی کمک می‌گیرند. حال نادیده گرفتن توانمندی‌های درونی فعالی که همه ما آنها را به صورت بالقوه در وجودمان داریم و نادیده گرفتن استعدادها و خلاقیت‌هایمان باعث می‌شود از قدرت‌هایی که جادویی به نظر می‌رسند، برای حل مشکلات‌مان استفاده کنیم. از طرفی زودباوری و عدم توانایی افراد در استفاده از هوششان در حل مسائل، باعث می‌شود فالگیرها خیلی زود بتوانند روی تفکر این افراد تاثیر بگذارند. بر این اساس انسان‌هایی که اراده ضعیفی دارند، متکی به خودشان نیستند و به توانمندی‌های خود اعتماد ندارند، با استفاده از تنبلی و وابسته شدن به یک قدرت بالاتر سعی می‌کنند مشکلات‌شان را حل کنند و در چنین مواردی برخی افراد به سمت استفاده از رمل و دعا می‌روند. باید توجه کرد در دین اسلام بر دعا تاکید شده و خداوند می‌فرمایند: بخوانید مرا تا در صورتی که به خیر و صلاحتان باشد، شما را اجابت کنم. حال در بحث فالگیری طلب خبر می‌کنیم، نه طلب خیر و ما به جای این که به خدا پناه بریم به یک انسان معمولی که شاید از خودمان هم ضعیف‌تر باشد، پناه می‌بریم. بر این اساس فرد به جای این که در جهت بهبود روابط و توانمندی‌هایش تلاش کند، براساس کلام یک فرد دیگر برنامه زندگی‌اش را می‌ریزد، در حالی که راه‌حل مشکلاتش این است که خودش را تغییر دهد. از طرفی انتظار و امیدی که فالگیرها در قالب پیشگویی به مراجعانشان منتقل می‌کنند، به آنها آسیب می‌زند تا جایی که در بسیاری مواقع کار فالگیری به اعتیاد می‌کشد و فرد در انجام کوچک‌ترین کارها هیچ اراده‌ای ندارد و خودش را به نظر یک فالگیر یا پیشگو وابسته می‌کند و این موضوع می‌تواند به اعتیاد مرضی منجر شود. حال درباره این که چه تیپ افرادی به فال‌ گرفتن برای دیگران روی می‌آورند، باید گفت بیشتر افراد خودشیفته چون خیلی خوب می‌توانند نقش یک آدم سلطه‌گر را بازی کنند و می‌توانند براحتی افراد را به استثمار خود درآورند، به این کار روی می‌آورند. این افراد معمولا بسیار خوش‌کلام بوده و کاریزمای خاصی دارند که می‌توانند طرف مقابل را مسحور خود کنند. البته در این افراد ممکن است رگه‌هایی از اختلال شخصیتی هم دیده شود. در عین حال آنها از ابزار و محیطی استفاده می‌کنند که فرد مراجعه‌کننده را کاملا تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر این اساس هر چه تلقین و باورپذیری افراد بالاتر باشد، بیشتر تحت تاثیر این افراد قرار می‌گیرند. بنابراین تضعیف باورهای معنوی، نداشتن ایمان یقینی به قدرت خداوند، نداشتن توکل، نداشتن صبر و شکیبایی در زندگی و نداشتن تلاش و پشتکار در افراد باعث روی آوردن آنها به این منابع بیرونی می‌شود. همچنین در کنار نداشتن ایمان، فقدان آگاهی، دانش و بینش باعث می‌شود افراد به سمت فال گرفتن، پیشگویی و واسپاری خودشان به این گونه مسائل سوق داده شوند. نکته مهم دیگر این است که هرچند عقیده داریم انرژی‌های مثبت وجود دارند و تصویرسازی ذهنی کاری است که برای کاهش افکار منفی از آن استفاده می‌کنیم، اما این که بخواهیم چیزی را از طریق تصویرسازی برای کسی ابداع و خلق کنیم، درست نیست؛ چراکه ما خالق نیستیم و از طرفی هم باید مجموعه‌ای از شرایط را برای رخداد در نظر بگیریم، نه این که فقط به قدرت ذهن بسنده کنیم.- دکتر شهنار نوحی-روان‌شناس  جام جم   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 16 Aug 2017 09:42:19 GMT http://migna.ir/vdca0iny.49n6e15kk4.html سه مورد از شايع‌ترين علائم افسردگي در مردان http://migna.ir/vdccoeq0.2bqs18laa2.html به گزارش روزنامه وقایع اتفاقیه، سه سال پيش در چنين روزهايي خبري جهان سينما را در شوک فرو برد: «رابين ويليامز خودکشي کرد.» او جايزه اسکار و گلدن گلوب را در کارنامه خود داشت، در فهرست صد ستاره برتر تاريخ سينما قرار گرفته بود و از محبوب‌ترين و ثروتمندترين بازيگران آمريکايي محسوب مي‌شد. سال 1997 او را بامزه‌ترين مرد زنده جهان لقب دادند. دوستان نزديکش از جمله رابرت دنيرو و فرانسيس فورد کوپولا او را فردي دوست‌داشتني خطاب مي‌کردند. در طول توليد و فيلمبرداري فيلم فهرست شيندلر، استيون اسپيلبرگ بارها با او تماس گرفت و صداي او را روي بلندگو گذاشت تا ويليامز بتواند براي بازيگران و عوامل فيلمش جوک تعريف کند و حال‌وهواي آنها را تغيير دهد. در ماه مارس ۲۰۰۹ با موفقيت عمل قلب باز را پشت سر گذاشت و از آن پس گياه‌خوار شد. در سپتامبر ۲۰۰۶ با سلامت کامل از مرکز توان‌بخشي درمان اعتياد به الکل مرخص شد. او تا آخرين روزهاي عمرش استندآپ کمدي کار مي‌کرد. ويليامز براي يک نسل از مردم جهان، نماد خنده، شادي، استعداد، پشتکار و تلاش براي تغيير بود. اما او هيچگاه نخواست افسردگي شديدش را بروز دهد. يک‌بار جيمز ليپتن از او پرسيد که وقتي وارد بهشت مي‌شود از خدا چه درخواستي دارد که پاسخ داد: «يک صندلي در رديف اول کنسرت وولفگانگ آمادئوس موتزارت و الويس پريسلي.» مرگ او پس از حلق‌آويز کردن خودش حوالي ساعت 11:55 صبح، واکنش بسياري از دوستدارانش را در پي داشت. باراک اوباما، رئيس‌جمهوري وقت آمريکا در پيامي که در توئيتر او منتشر شد، نسبت به مرگ رابين ويليامز چنين ابراز تأسف کرد: «او ما را به خنده واداشت. به گريه واداشت. او توانست در نهايت همه عناصر روح انسان را به تأثر وادارد.» همسر ويليامز، سوزان اشنايدر اظهار داشته است که: «من همسرم و بهترين دوستم را از دست داده‌ام، درحالي‌که دنيا يکي از محبوب‌ترين و زيباترين انسان‌هايش را از دست داد. من به کلي دل شکسته هستم.» مشاهير به اداي احترام به ويليامز پرداختند، از جمله همکار کمدينش استيو مارتين که در توئيتر خود نوشت: «نمي‌توانم حيرت‌زده‌تر از اين شوم که رابين ويليامز، استعداد بزرگ، همکار و روح واقعي از دست رفته است.» پس چگونه مردي تا اين حد دوست‌داشتني و به ظاهر شاد مي‌تواند آن‌قدر عميق در دنياي افسردگي فرو رفته باشد؟ در مورد مردان ما اغلب باور کرده‌ايم که بايد هميشه قوي باشند و کنترل احساسات و هيجاناتشان را به صورت کامل در دست بگيرند. هنگامي که ما مردان احساس نااميدي و درماندگي مي‌کنيم، تمايل به انکار يا پوشاندن آن را نيز همراه داريم. پناه بردن به اعتياد، رفتار بي‌پروا يا انفجار با خشم از تأثيرات اين درماندگي و انکار است. اما بايد باور کرد که پشت اين پوسته سخت، افسردگي در مردان يک مشکل شايع است و اولين قدم براي بهبودي اين است که مردان بپذيرند هيچ دليلي براي احساس شرم وجود ندارد. مردان مي‌توانند افسردگي را به طريق متفاوت نسبت به زنان تجربه کنند. شما ممکن است علائم استاندارد افسردگي و غم را نشان ندهيد و فقط نسبت به ارتباط با دوستان و خانواده بي‌علاقگي داشته باشيد يا ممکن است تحريک‌پذير و پرخاشگر شويد، کار زياد انجام دهيد، بيش از حد نرمال سيگار مصرف کنيد و در فعاليت‌هاي پر خطر درگير شويد. متاسفانه، مردان به مراتب کمتر در شناخت نشانه‌هاي افسردگي خود تبحر دارند. يک مرد بيشتر احتمال دارد احساسات خود را پنهان يا هيجانات منفي را انکار کند. سه مورد از شايع‌ترين علائم افسردگي در مردان عبارت اند از: درد فيزيکي: گاهي اوقات افسردگي در مردان به صورت درد‌هاي جسماني مانند پشت درد، سردرد مکرر، مشکلات خواب يا اختلالات گوارش که به درمان طبيعي پاسخ نمي‌دهند، بروز مي‌کند. خشم: مي‌تواند به صورت تحريک پذيري، حساسيت به انتقاد يا از دست‌دادن حس شوخ طبعي، خلق و خوي کوتاه يا حتي خشونت بروز کند. برخي مردان به صورت جسماني يا کلامي به زنان و کودکان يا ساير عزيزان خود توهين مي‌کنند. رفتار بي‌پروا: يک مرد مبتلا به افسردگي ممکن است شروع به نمايش رفتار‌هاي خيالبافانه يا خطرناک کند. مي‌تواند شامل دنبال ورزش‌هاي خطرناک بودن، رانندگي بي‌پروا يا درگيرشدن در روابط پرخطر باشد. راه‌هاي درمانتغيير در شيوه زندگي ابزار بسيار مؤثر در درمان افسردگي در مردان است. حتي اگر شما نياز به درمان‌هاي ديگر داريد، تغيير در شيوه زندگي به درمان افسردگي سرعت داده و از عود آن جلوگيري مي‌کند. به‌طور منظم ورزش کنيد. ورزش منظم يک راه قوي براي مبارزه با افسردگي در مردان است زيرا نه‌تنها با افزايش سروتونين، اندروفين و ديگر مواد شيميايي در مغز احساس خوب ايجاد مي‌کند بلکه باعث رشد سلول‌هاي جديد مغزي و اتصالات مغزي مي‌شود. خوب غذا بخوريد. خوردن لقمه‌هاي کوچک و وعده‌هاي غذايي متعادل در طول روز کمک خواهد کرد که شما انرژي خود را حفظ کنيد و نوسانات خلقي به حداقل برسد. کربوهيدرات بيشتري مصرف کنيد. کمبود ويتامين B مي‌تواند باعث افسردگي شود خواب کافي داشته باشيد. هنگامي که شما به مقدار کافي نخوابيده باشيد، علائم افسردگي شما بدتر مي‌شود. محروميت از خواب باعث تشديد عصبانيت، تحريک پذيري و دمدمي بودن مي‌شود. بين هفت تا 9 ساعت خواب ، هر شب ضروري است.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 16 Aug 2017 16:08:10 GMT http://migna.ir/vdccoeq0.2bqs18laa2.html روند افزایشی مصرف داروهای ضدافسردگی در آمریکا http://migna.ir/vdcfyvdj.w6dyjagiiw.html میگنا: طبق گزارش منتشر شده مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا، تا سال ۲۰۱۴ از هر ۸ آمریکایی بالای ۱۲ سال یک نفر مصرف داروی ضدافسردگی را در زندگی گزارش کرده بود. طبق یافته های این گزارش، زنان حدود دو برابر مردان دارو مصرف می کنند که در مورد داروهای افسردگی، در زنان ۱۶.۵ درصد و در مردان کمتر از ۹ درصد است. لورا پرات، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «مصرف بلندمدت داروی ضدافسردگی هم شایع بوده است.» محققان اشاره کردند که یک چهارم افراد تحت نظرسنجی که در طول ماه قبل داروی ضدافسردگی مصرف کرده بودند طبق گزارش خود، به مدت ۱۰ سال یا بیشتر دارو مصرف می کنند. به گفته برخی محققان، این روند افزایشی می تواند ناشی از زندگی مملو از استرس افراد باشد. دکتر ست ماندل، مدیر روانپزشکی بیمارستان هانتینگتون نیویورک، در این باره می گوید: «مردم جامعه آمریکا بیش از بیش پراسترس و افسرده شده اند. رسانه های اجتماعی موجب انزوای افراد و عدم بروز درست احساسات شان شده اند.» محققان، دیگر عوامل دخیل را بیکاری، وضعیت بد اقتصادی و مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی در سنین بسیار کم عنوان می کنند.منبع: مهر ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 17 Aug 2017 05:08:10 GMT http://migna.ir/vdcfyvdj.w6dyjagiiw.html