پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين ازدواج خانواده :: نسخه کامل http://migna.ir/Psychology/Marriage Wed, 11 Oct 2017 09:06:14 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Wed, 11 Oct 2017 09:06:14 GMT ازدواج خانواده 60 از کجا بفهمیم دختری واقعا زن زندگی‌مان است؟ http://migna.ir/vdca66ny.49nue15kk4.html دیگر گذشت آن زمان که پسران و دختران در سنین پایین و با یک شرایطی کاملا ساده و آسان زندگی مشترک خود را آغاز می‌کردند هرچند که هنوز به گرفتن شرایط ساده برای ازدواج تاکید می شود اما دیگر مانند قبل صدای عروسی و ساز و دهل از خانه ها بیرون نمی آید. درصورتی که ذاتا هر جوانی میل به ازدواج و تشکیل خانواده دارد اما برخی جوانان امروزی معمولا با به کاربردن عبارتی مانند "هنوز زود است" یا "دختر یا پسر مورد ایده آل را پیدا نکردم" از مسئله ازدواج دوری می کنند چرا که با توجه به شرایط زندگی های امروز و ویژگی های جنس مخالف، گاهی خود را قادر به برطرف کردن نیازهای یک زندگی مشترک نمی دانند. به قول آنها "دختر و پسر خوب زیاد است اما زن و پسر زندگی کن وجود ندارد". نگاههای این چنینی به ازدواج گاهی جوانان را در انتخابات خود با مشکل روبه رو می کند وباعث می شود یا قید ازدواج را بزنند یا حتی شکست را تجربه کنند لذا با مشورت و نظرخواهی از متخصصان روانشناسی تصمیم گرفتیم چند نکته و معیار مهم برای تشخیص دختری که واقعا برای زندگی مشترک موفق، مناسب است را مطرح کنیم. خودشناسی حرف اول را می زند علی باجلان متخصص روانشناسی و مشاور خانواده  با توجه به اینکه آیتم های متعددی برای شناخت زن زندگی وجود دارد، بیان کرد: قبل شناخت این آیتم ها، فرد ابتدا باید خود را به درستی بشناسد، بدین صورت که ببیند از زندگی، کار، عشق و همسر آینده‌اش چه تعریفی دارد و سپس براساس این تعریف و ملاکهای خود، شخص ایده آلش را شناسایی کند. وی افزود: درواقع اولویت بندی معیارهای یک زن زندگی مناسب، از فردی به فرد دیگر به دلیل شخصیت های متفاوت، فرق دارد. نشانه های یک زن زندگی باهوش این مشاور خانواده درباره مهمترین ملاکها عنوان کرد: دختری که قرار است بعنوان همسر انتخاب شود باید برای خود، خانواده، ارزش ها و باورهایش احترام قائل باشد و با شناخت اهداف منطقی خود بداند که از زندگی مشترک آینده اش چه انتظارات و توقعاتی دارد. وی با اشاره به اینکه احترام به اطرافیان مهمترین آیتم مورد تاکید بعد از خودشناسی است، بیان کرد: دختری که حضورا یا حتی تلفنی با اطرافیان بخصوص پدر و مادر خود به نحو مطلوب صحبت نمی کند، دائما با نقد و انتقاد از دیگران گله و شکایت دارد یعنی برای بدون هوش کافی برای خانواده اش که سالهای عمرش را با آنها گذرانده، احترام قائل نیست. به گفته این روانشناس، هوش توانایی سازگاری فرد با محیط است و هرچقدر فرد باهوش تر باشد راحت تر می تواند خود را با شرایط خانه، زندگی و مقررات زندگی وفق دهد. باجلان گفت: داشتن اخلاق خوب دختر در زندگی مشترک یعنی؛ مهربانی، گذشت، فداکاری و ارتباط اجتماعی مناسب که نشان از هوش بالای او در زندگی است. زندگی هایی که با باد جابجا می شوند باجلان اظهار داشت: داشتن شخصیت مستقل بعنوان سومین ملاک مدنظر یعنی فرد بتواند خود تصمیم گیرد و روی آن مصر باشد. وی افزود: بعنوان مثال وقتی فرد درباره یک موضوع با مشورت و نظرخواهی از دیگران تصمیم نهایی می گیرد نباید مجدد تحت تاثیر حرف اطرافیان مانند دخترخاله، دختر عمو یا هرفرد دیگری آن را تغییر دهد، درحقیقت به طورکاملا عامیانه دهان بین نباشد. این روانشناس دهان بین بودن را معمولا برای بانوان دانست و بعنوان یک آیتم مهم در انتخاب زن زندگی مطرح کرد: این ویژگی باعث می شود فرد مدام در تصمیم گیری های خود دچار شک و تردید باشد و ارزشها و تلاشهای خود را کم یا زیاد کند. دختر منتخبتان در خانه کار می کند؟ باجلان چهارمین ملاک را مسئولیت پذیری طرف مقابل دانست و گفت: وقتی قرار است دو نفر یک زندگی مشترک را شروع کنند باید هرکدام نسبت به وظایف قبلی و جدید خود مسئولیت پذیر باشند طبیعتا هنگامی که دختری قبل ازدواج در هیچکدام از کارهای خانه، خانواده را همراهی نمی کند یا حتی برای پول توجیبی خود تدبیر اقتصادی ندارد، گزینه مناسبی برای تشکیل زندگی مشترک نیست چون بدون شک این شیوه را پس از ادواج هم ادامه می دهد. وی افزود: مراجعانی داشتم که این رفتار همسر خود را قبل ازدواج به امید آنکه در آینده مجبور به انجام می شوند، نادیده گرفتند و حال با مشکلات مختلف روبه رو شده اند. به گفته این مشاور خانواده، پسر یا دختر وقتی در خانواده مسئولیت پذیری را یادنگرفته باشند بدون شک در هنگام ازدواج هم کارها را پشت گوش می اندازند. نه از این طرف بام بیفتید و نه از آن طرف باجلان همچنین درباره ویژگی انعطاف پذیری زوجین در زندگی مشترک اظهار داشت: هرچند که اکثر دختران این ویژگی را به اطاعت کامل از همسر ( چشم گفتن درهمه امور) تعبیر می کنند اما واقعا این تعبیر درست نیست و اصل آن بدین صورت است که فرد تنها یک راه حل و تصمیم را درست نداند و بتواند به راه حلهای دیگر فکر کند و درصورت بهتر بودن آنها ، از تصمیم خود کوتاه آید. وی افزود: وقتی دختر یا پسر می بیند که زندگی خانوادگی و زناشویی اش با اقدام عملی که قبلا انجام نمی داده، پابرجا و مستحکم تر می شود باید نسبت به انجامش اقدام کند یا حتی در یک زندگی مشترک فرد باید از خیلی سلایق و کارهایی که قبلا انجام می داده دست کشد و کوتاه آید. به گفته این مشاور خانواده، چشم گفتن به همسر در همه امور نشان از نبود هویت فردی و شخصیت مستقل است که به هیچکدام از زوجین توصیه نمی شود، درواقع زوجین باید با مشورت و انعظاف پذیری، زندگی خود را به نحو احسن پیش برند و زندگی موفقی را تجربه کنند. معیاری مهم برای پسران ایرانی باجلان با بیان اینکه اخلاق مدار بودن یکی از آیتم های مهم برای جوانان بخصوص پسران و مردان ایرانی است، تصریح کرد: اخلاق‌مداری یعنی فرد در روابط خود حد و مرز را رعایت کند. اگر کسی که برای ازدواج انتخاب می شود به راحتی در غیاب یا حتی حضور همسرش به صحبت، شوخی و خنده نابجا با جنس مخالف بپردازد، ذهنیت بدی را می سازد. وی ادامه داد: متاسفانه داشتن چند نوع دوست مختلف (بعنوان مثال جاست فرند) برای فردی که متاهل است متاسفانه در زندگی های امروزی وجود دارد درصورتی که زن یا مرد نباید کاری انجام دهند که ذهنیت طرف مقابل نسبت به وفاداری آنهادرگیر شود. به گفته این روانشناس ، یکی از حقوق مردان این است که زن در غیاب مرد، امنت دار مال و آبروی همسرش باشد. شاید دختر یا پسر قبل ازدواج روابط گسترده بسیاری داشته باشند اما بعد آن باید حد و حدود زندگی و همسرشان را رعایت کنند. روش قدیمی انتخاب همسر دیگر جواب نمی دهد باجلان بعد از طرح معیارهای یک زن زندگی، با اشاره به تحقیقات قبل از ازدواج عنوان کرد: خانواده ها در سالهای گذشته برای ازدواج از تحقیقات محلی استفاده و با سوال از همسایه و آشنایان، دختر مناسب پسر خود را انتخاب می کردند اما امروزه با گسترش آپارتمان نشینی و عدم ارتباطات وسیع، دیگر مردم کمتر نسبت به هم، آشنایی و اطلاعات کافی دارند لذا تحقیقات محلی نمی تواند زیاد کمک کننده باشد. وی یادآور شد: بنابراین پسر و دختر باید بعد شناسایی کامل خود، تمامی معیارها و ویژگی های مدنظرشان را از یکدیگر سوال کنند و در رفت آمدهای متوالی خانواده ها برای خواستگاری و آشنایی، رفتار را با گفتار طرف مقابل تطبیق دهند. درحقیقت تصمیم گیری بر این اساس و سنجش معیارها می تواند داشتن یک زندگی موفق و خوشبخت را تضمین کند. به اعتقاد باجلان، فرد نباید در شناخت طرف مقابل عجله کند و اگر قصد ازدواج جدی است خانواده ها طی چندین جلسه برای آشنایی بیشتر دختر و پسر با هم، رفت وآمد داشته باشند تا با شناخت کامل نتیجه و تصمیم نهایی گرفته شود. بنابراین خودشناسی و سپس در نظر گرفتن مسائلی که یک زندگی مشترک موفق را تضمین می کند پیش از ازدواج بسیار مهم است و افراد باید برای آن زمان گذارند. پسران باید بر اساس آداب و رسوم و فرهنگ خانوادگی خود دختری را در نظر بگیرند و سپس ویژگی های او را با معیارهایشان تطبیق دهند، معیارهای فوق الذکر از جمله ملاکهای مشترک بین تمام پسران بود که تنها ممکن است اولویت بندی و شدت و ضعف آنها از یک فرد به فرد دیگر متفاوت باشد.- منبع : باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 11 Oct 2017 03:08:07 GMT http://migna.ir/vdca66ny.49nue15kk4.html آیا نامزدم روانی است؟ http://migna.ir/vdcdoz0o.yt0xo6a22y.html یک نگرانی همیشگیاگر فرد بیمار یا خانواده‌اش به هر دلیل از گفتن حقیقت بیماری روانپزشکی به شریک زندگی فرد اجتناب کنند باید تا سال‌ها با این نگرانی همیشگی سر کنند که اگر این راز برملا بشود چه واکنشی از طرف فرد تازه وارد در انتظار ایشان خواهد بود. این در حالی است که بویژه تعدادی از بیماران روانپزشکی نیازمند مصرف طولانی مدت دارو هستند و باید مصرف دارو را هم پنهانی ادامه دهند و بویژه در شرایط خاصی مانند مسافرت یا مهمانی چند روزه این نگرانی پررنگ‌تر خواهد شد. این در حالی است که عموما هرچه این مساله دیرتر با شریک زندگی درمیان گذاشته شود احتمالا واکنش وی نیز تندتر خواهد بود چرا که احساس فریب طولانی‌تری به همراه خواهد داشت. نیاز به حمایت در صورت عود بیماری مبتلایان به بیماری‌های روانپزشکی در طول عمر و با اتفاقات و استرس‌های شغلی اجتماعی و حتی بدنی مانند بارداری ممکن است دچار عود بیماری شوند. این مساله بسیار مهم است که این افراد در این شرایط مورد حمایت همسر خود قرار بگیرند تا زودتر بهبود پیدا کنند. حال شرایطی را فرض کنید که عود بیماری همزمان شود با اطلاع همسر از سابقه قبلی بیماری روانپزشکی فرد؛ احتمال فراوانی وجود دارد که در این شرایط همسر نه‌تنها از فرد حمایتی نکند بلکه ناراحت و عصبانی اقدام به ترک همسرش بکند و همین مساله به تشدید شرایط ناگوار بیمار منجر شود. احتمال عواقب قانونی خانواده و بیماران باید بدانند اگر پیش از عقد، همسر خود را از سابقه بیماری روانپزشکی و مصرف داروی خود مطلع نکنند ممکن است بعدا در صورت شکایت شریک زندگی با مشکلات قانونی مواجه شوند و مشخصا دادگاه ایشان را به دلیل فریب از مواردی از حقوقشان در ارتباط با همسر و زندگی مشترک محروم کند. توصیه اکید ما این است که پیش از عقد فرد بیمار همراه نامزدش به روانپزشک معالج مراجعه کنند و روانپزشک در حضور بیمار یا با اجازه او درباره بیماری و علائم و شرایط بیمار توضیح دهد و به سوالات فرد نیز پاسخ دهد. چرا که روانپزشک این موارد را در پرونده ثبت می‌کند و در آینده نیز می‌تواند در صورت بروز مشکل حقوقی شهادت بدهد که فرد با اطلاعات کافی وارد زندگی شده است نه این‌که فریب خورده باشد. بسیاری از بیماران و خانواده‌ها به حق از عواقب اطلاع دادن به خواستگار یا نامزد بیمار درباره بیماری روانپزشکی قبلی فرد نگرانند. واقعیت این است که بدترین اتفاق این است که تعدادی از افراد پس از مطلع شدن ماجرا از ازدواج پشیمان می‌شوند. اما بسیاری از آنان هم پس از مشورت با پزشک و صحبت با خود بیمار با قبول مسئولیت و حمایت از بیمار ازدواج می‌کنند. تردید نکنید صداقت در این مسیر بهترین راه است و اگر بنا به جدایی افراد باشد، بی‌صداقتی عموما تنها جدایی را به تاخیر می‌اندازد. تاخیری که اصلا خوب نیست. یک رابطه اگر پیش از عقد و با صداقت قطع شود بهتر است تا چند سال بعد با یک فرزند و متعاقب ناراحتی و عصبانیت و اتهام فریب و خاطره‌های بد بی‌شمار؟ خودتان انتخاب کنید.   - دکتر محمدرضا شالبافان روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران  چاردیواری   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 26 Sep 2017 19:13:33 GMT http://migna.ir/vdcdoz0o.yt0xo6a22y.html بعد از ازدواج بدن شما چه تغییراتی می‌کند؟ http://migna.ir/vdceno8e.jh8zpi9bbj.html استرس شما کمتر می شود حتما شما قبل از ازدواج استرس های زیادی را تجربه کرده اید، از برنامه ریزی های عروسی گرفته تا سر و کله زدن با دیگران در مورد چگونگی برگزاری مراسم و... اما همین که زندگی مشترک تان را آغاز می کنید، همه چیز به آرامش می رسد. تحقیقات ثابت کرده افراد متاهل کمتر از مجردها استرس دارند. بعد از ازدواج دیگر شما نگران انتخاب نیمه گمشده تان نیستید، اولویت های زندگی تان تغییر می کند و بسیاری از ترس ها و نگرانی هایتان پایان می یابد که نتیجه آن کاهش سطح استرس تان است. زندگی سالم تری دارید ازدواج، حتی بدون آن که خودتان بفهمید، شما را به سمت یک زندگی سالم تر پیش می برد. به عنوان مثال همسرتان شما را متقاعد می کند که در زمان بیماری هر چه سریع تر به پزشک مراجعه کنید، غذاهای سالم تری مصرف کنید، سیگار را کنار بگذارید یا این که ورزش را در برنامه روزانه تان بگنجانید. در واقع ازدواج از شما فرد سالم تری می سازد. به بیان دیگر، حال که زندگی شما وابسته به فرد دیگری است، شما آن را جدی تر می گیرید و به سلامت فیزیکی تان اهمیت بیشتری می دهید. اضافه وزن پیدا می کنید درست است که شما زندگی سالم تری خواهید داشت، اما اگر فعالیت بدنی تان کم باشد، باید با وزن ایده آل تان خداحافظی کنید. از آنجا که شما در زندگی مشترک، استرس کمتری دارید و خیال تان راحت تر می شود، ممکن است که خیلی خودتان را تحت فشار نگذارید یا به عنوان مثال به دلیل مسئولیت های زیادی که به عهده تان است، از باشگاه رفتن خودداری کنید. اما اگر تناسب اندام برایتان اهمیت دارد، برای فعالیت های بدنی تان نیز زمان بگذارید. فرم بدن تان تغییر می کند یکی دیگر از دلایلی که موجب اضافه وزن شما پس ازدواج می شود، تغییر فرم بدن تان، به خصوص برای آقایان، است. تحقیقی نشان داده که آقایان زمانی که وارد زندگی مشترک می شوند، سطح تستسترون شان کاهش می یابد که همین امر تغییراتی را در ماهیچه ها و چربی بدن ایجاد می کند. از آنجا که تستوسترون مسبب ساخت ماهیچه هاست، با مقدار کمتر آن ماهیچه های بدن شما آب شده و کالری کمتری خواهید سوزاند. به علاوه چربی بیشتری نیز در ناحیه دور شکم شما ذخیره می شود که نتیجه آن تغییر فرم بدن تان است. تصمیمات زندگی تان تغییر می کندزمانی که شما زندگی مشترک تان را با فرد دیگری آغاز می کنید، همه چیز زندگی تان تغییر می کند. شاید در دوران مجردی چیز دیگری فکر می کردید اما حال تمام تصمیمات تان بر پایه فرد دیگری می چرخد. در واقع «من» تبدیل به «ما» می شود و شما دیگر خودتان را نه یک فرد مستقل، بلکه عضوی از یک تیم می بینید که این تغییرات بر ذهن شما نیز تاثیر می گذارد. عمری بلندتر خواهید داشتاز آنجا که با شروع زندگی مشترک، سبک زندگی تان نیز تغییر می کند و به سمت سالم تر شدن پیش می رود، مطمئنا بر طول عمرتان نیز موثر خواهد بود. از آنجا که سلامت شما برای همسرتان با اهمیت است، او شما را تشویق می کند تا غذاهای سالم تری بخورید، ورزش کنید و هر از چند گاهی نزد پزشک بروید. جدا از این سبک زندگی، همین که شما می بینید شریک زندگی ای مورد اعتماد دارید، نه تنها بر جسم، بلکه بر روحیه تان نیز تاثیر مثبتی می گذارد که به تبع به زندگی ای بلندتر و شادتر می انجامد. بیماری همسرتان روی شما هم تاثیر می گذارددرست است که شما به سلامت خود و شریک زندگی تان اهمیت می دهید اما زمانی که او بیمار شود، چه می کنید؟ آیا بیماری او روی شما هم تاثیر خواهد گذاشت؟ تحقیقات نشان می دهد زمانی که یکی از زوجین دچار بیماری بلند مدت می شود، احتمال این که شریک زندگی او نیز چه از نظر روحی و چه فیزیکی بیمار شود، زیاد است. کمتر ورزش می کنید اگر چه اکثر تحقیقات نشان داد که پس از ازدواج فعالیت بدنی افراد بیشتر می شود اما این موضوع همیشه صادق نیست. زمانی که شما ازدواج می کنید، مسئولیت های زندگی تان افزایش می یابد، بنابراین وقت کافی برای رفتن به باشگاه ندارید. یا زمانی که بچه دار می شوید، باید تمام زندگی تان را وقف او کنید که تمام آنها منجر به کاهش فعالیت بدنی می شود. اما اگر می خواهید زندگی سالم تر و شادتری داشته باشید، برای سلامت خود وقت بگذارید. ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Sun, 17 Sep 2017 06:02:01 GMT http://migna.ir/vdceno8e.jh8zpi9bbj.html اگر همسرتان این جمله ها را تکرار می کند ازدواجتان در خطر است ! http://migna.ir/vdcjmaex.uqev8zsffu.html برای داشتن یک زندگی شاد و موفق و پایدار باید احترام و تعهد متقابل داشت. هنگامی که این رابطه و احترام بین شما و همسرتان ضعیف می شود برای زندگی مشترکتان کمی نگران و مضطرب می شوید. اگر همسرتان دائم جملاتی که در ادامه به آن ها اشاره خواهم کرد تکرار می کند باید با او در این مورد صحبت کنید و در مورد احساس بدی که از حرف هایش به شما منتقل می شود بگویید. او باید به احساس و عقاید شما احترام بگذارد.-خسته شدم   گاهی اوقات لازم است که تغییری در روتین روزانه تان ایجاد کنید. از خودتان بپرسید که آیا از روتین فعلی رابطه تان راضی هستید یا خیر؟ آیا همسرتان هم از وضعیت فعلی راضی است؟ گاهی اوقات است که کارهای متفاوتی انجام دهید و تغییری در برنامه روزانه همیشگی تان ایجاد کنید تا عشق تان را محکم تر و رابطه عاطفی عمیق تری را در رابطه ایجاد کنید.   هیچوقت درک نمیکنی چی میگم یا درکم نمیکنی زن ها و مردها کاملا متفاوت فکر می کنند بنابراین رابطه ها ممکن است کمی پیچیده باشند. اگر دائما می گوید که درک نمی شود زمان بگذارید و به حرف هایش گوش دهید و مشکلاتش را درک کنید. این کار برای داشتن یک ازدواج پایدار و موفق ضروری است.   هیچوقت عوض نمیشی تغییر کمی سخت است اما اگر همسرتان دائما به شما گوشزد می کند که نمی توانید تغییر کنید با او صحبت کنید و دلیل کارهایی علیرغم موافقت او انجام می دهید را برایش توضیح دهید. وقتی از دلایل تان برایش بگویید همه چیز به نظرش معقولانه تر می رسد. در مورد چیزهایی که هیچ وقت تغییر نخواهد کرد و چیزهایی که هر دو می توانید تغییر دهید صحبت کنید.   چرا مثل فلانی نیستی؟ مقایسه کردن با دیگران برای رابطه عاملی مخرب به حساب می آید. اگر همسرتان دائما شما را با مادر، خواهر، دوستان یا زنان دیگر مقایسه می کند برای خودتان هیچ ارزشی قائل نیست. این مسئله را سرسری نگیرید و فکری برای حل آن بکنید.   اون کسی نیستی که عاشقش شدم خواه ناخواه در رابطه با گذر زمان تغییرات جسمی، عاطفی و فکری بوجود می آید. اگر همسرتان دائم این جمله را تکرار می کند این را نمی فهمد که او نیز دیگر همان شخصی که شما عاشقش شده بودید نیست. در واقع هیچ کس نمی تواند طی چند سال آینده به طور ثابت همان طور که بوده است بماند. برای داشتن یک ازدواج موفق باید رشد و تغییر کرد.   هر چی تو بگی درسته یا هر چی تو بخوای این جمله نشان می دهد که همسرتان هیچ علاقه ای به کارهایی که شما انجام می دهید ندارد. فکر نکنید این جمله غالب بودن شما را در رابطه نشان می دهد بلکه بازگوی کمبود احساس و عاطفه در رابطه است. کلید موفقیت در ازدواج گیر دادن به چیزهای کوچک و بی ارزش نیست بلکه داشتن اعتماد و ارتباط برقرار کردن با یکدیگر است. برای رفع مشکلات و بعضی رفتارها وقت بگذارید تا شاد بودن را در زندگی مشترک پیدا کنید. منبع:بهداشت نیوز   ]]> ازدواج خانواده Fri, 25 Aug 2017 07:11:06 GMT http://migna.ir/vdcjmaex.uqev8zsffu.html درمان عذاب وجدان بعد از جواب منفی به خواستگار! http://migna.ir/vdcgun9t.ak9qz4prra.html ميگنا: عذاب وجدان از کوتاهی کردن از کاری که باید انجام می دادیم یا احساس مسئولیت نشات می گیرد و اگر تداوم داشته باشد به اضطرات و افسردگی می انجامد. حتما برای شما هم پیش آمده کاری می کنی و دچار عذاب وجدان می شوی. دائم در دلت رخت می شویند و نمی‌دانی چه باید بکنی. دختری 18 ساله ام. چند سال قبل پسری از همسایگان به خواستگاری ام آمد، تمایلی به ازدواج نداشتم و با این که پسر خوبی بود، جواب منفی دادم. بعد از یک سال خواستگار دیگری آمد که شرایطش مناسب نبود و قبول نکردم. شب ها گریه می کردم که چرا خواستگار اولم را رد کردم و فکر می کردم که دیگر موقعیت مناسبی برایم پیش نمی آید و من احساسی برخورد کرده ام. بعد از مدتی برای دومین بار به خواستگاری ام آمدند، اول خوشحال شدم؛ با این که فکر می کردم ازدواج برای من زود است اما به اصرار خانواده آن ها قبول کردم بیایند تا صحبت کنیم. آن شب گفتم راضی ام و شماره همراه یکدیگر را گرفتیم؛ اما دو روز بعد که قرار بود برای عقد برویم تا صبح نخوابیدم و تپش قلب داشتم و خیلی گریه کردم چون پشیمان شده بودم. من احساسی تصمیم گرفته بودم و چون خانواده ام گفتند پسر خوبی است، می ترسیدم موقعیت بهتری نداشته باشم. اما فعلا دوست ندارم ازدواج کنم و اشتباه کردم. به او گفتم پشیمان شده ام، گفت من را نمی بخشد چون با احساساتش بازی کرده ام. طی دو روزی که جواب پیامش را می دادم به من ابراز علاقه می کرد. آن شب تا صبح از این که پشیمان شده بودم، حال بدی داشتم ولی از وقتی جواب منفی داده ام حالم بهتر است اما عذاب وجدان رهایم نمی‌کند. فکر می کنم مقصرم ولی آن ها هم بی تقصیر نبودند؛ چون قبل از این که موضوع جدی شود، به همه اعلام کرده بودند و آن پسر بیشتر از این مسئله ناراحت است.- ناگفته پیداست که ازدواج از مهم ترین تصمیم هایی است که یک فرد درباره آینده خود اتخاذ می کند و در صورتی که بر مبنای معیارهای صحیح و تفکر دقیق نباشد بدون شک مشکلاتی را برای فرد ایجاد خواهدکرد. تصمیم این که چه فردی گزینه مناسبی برای شماست، نیازمند این است که به سطح مناسبی از شناخت از خود ، انتظارات و اهدافتان برسید، در غیر این صورت تصمیم شما می تواند از عوامل دیگری همچون خواسته و نظر دیگران، ترس از آینده و تنهایی و... متاثر شود. هر چند اندکی تردید و تجربه اضطراب در فرایند گرفتن تصمیم نهایی، طبیعی به نظر می رسد اما در نهایت تصمیم ازدواج باید با اطمینان گرفته شود. بنابراین لازم است تشخیص دهید اضطرابتان ناشی از فرایند اخذ یک تصمیم مهم است یا به صورت کلی درباره این تصمیم و ازدواج با این فرد مشخص، دچار تردید هستید. در ادامه به بررسی عواملی که می تواند زمینه ساز شک و دودلی در شما شود، می پردازم: سن مناسب برای ازدواج سن مناسب برای ازدواج در افراد مختلف متفاوت است. آنچه که تعیین کننده زمان مناسب برای ازدواج است، سن تقویمی فرد نیست بلکه مجموع عواملی است که اگر در فرد شکل گرفته باشد، آمادگی لازم برای ازدواج را خواهدداشت. سن ازدواج براساس بلوغ روان شناختی و بلوغ جسمانی در هر فرد تعیین می شود. منظور از بلوغ جسمانی، توانمندی فرد از نظر تولیدمثل و باروری است که یک سال پس از بلوغ به طورمعمول به سطح مناسبی می رسد. بلوغ روان شناختی هم به این منظور است که فرد از لحاظ شخصیتی، به توانمندی و پختگی لازم برای تشخیص مصالح خود رسیده باشد، به سطح مناسبی از شناخت خود دست یافته باشد و توانایی پیوند عاطفی با ثبات را به دست آورده باشد. بلوغ اجتماعی هم به معنی توانایی لازم برای اداره امور خانواده است مانند برآوردن نیازهای اقتصادی، بهداشتی، آموزشی و سایر حداقل های مرتبط با نیازهای خانواده. زمان دست یابی به این بلوغ های سه گانه در افراد مختلف یکسان نیست و تحت تاثیر عوامل مختلفی حاصل می شود؛ بنابراین برای تشخیص این موارد گاهی نیاز است افراد از مشاوره پیش از ازدواج بهره مند شوند. به معیارهای مشخصی درباره ازدواج و همسر آینده دست یابید در صورتی که مقداری از ابهام خود را کاهش دهید، درزمان تصمیم گیری برای ازدواج و پاسخگویی به خواستگارها، پس از این با سردرگمی کمتری مواجه خواهیدشد. روشن است زمانی که به طور تقریبا مشخصی ندانید چه انتظاری از همسر آینده دارید، در حین تصمیم گیری دچار دوسوگرایی و دودلی می شوید. دقت داشته باشید که معیارهایتان را به صورت بسیار انعطاف ناپذیر در نظر نگیرید. عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی و پس از در نظر گرفتن ملاک های مناسب، افراد مدنظررا ارزیابی کنید. به تصمیمتان پایبند بمانید در صورتی که بعد از ارزیابی مناسبی درباره خود و فرد مقابلتان، تصمیمی مبنی بر رد یا پذیرش پیشنهاد ازدواج گرفتید به تصمیم خود وفادار بمانید. ازدواج تصمیمی بلندمدت است و بدون شک اگر ناشی از دلسوزی و احساسات باشد، در آینده هم خود و هم فرد مقابلتان را با مشکلات بیشتری روبه رو می سازد. در صورتی که دلایل مشخصی برای رد پیشنهاد فرد مقابلتان دارید، در کمال احترام این موضوع را با او در میان گذارید و مسئولیت احساسات او را به خودش واگذارکنید.  خراسان window.onload = function() { ]]> ازدواج خانواده Tue, 01 Aug 2017 08:05:18 GMT http://migna.ir/vdcgun9t.ak9qz4prra.html بدترین فرد برای ازدواج کیست؟! http://migna.ir/vdcfyjdj.w6dyvagiiw.html کسی که مبتلا به اختلال شخصیت است در زندگی فردی خود و با تمام روابط بین فردی خود مشکل دارد ولی معتقد است که او سالم است و دیگران مشکل دارند. ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند. تشخیص انواع اختلال شخصیت (بد گمان، نمایشی، دوری گزین، وابسته و ... تنها توسط روانشناس متخصص و یا با اجرای آزمون های روانی خاص امکان پذیر است). فرد روان رنجور می کوشد گذشته را در آینده بیابد و به این ترتیب اکنون را از دست می دهد و نابود می کند. کسی که زندگی نمی کند بیشتر از همه از مرگ می هراسد. اگر می خواهید چگونه زیستن را بیاموزید در مورد مرگ بیندیشید. پس زمینه سیاه و تیره مرگ، رنگ های لطیف زندگی را با همه خلوصشان آشکار می کند و به چشم می آورد. همانطور که گفتیم ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند. برای مثال، کسی که اختلال شخصیت خود شیفته دارد: 🔻فکر می کند آدم بسیار مهم و بی نظیری است 🔻تحمل انتقاد را ندارد 🔻همیشه خود را محق می داند 🔻توانایی همدلی با دیگران ندارد 🔻حسود و متکبر است 🔻نیازهای خودش برایش مهم است 🔻دیگران را استثمار می کند . این افراد اغلب اوقات با یک فرد بسیار وابسته ازدواج می کند 📚 یالوم، کتاب درمانی اگزیستانسیال ]]> ازدواج خانواده Thu, 27 Jul 2017 05:19:04 GMT http://migna.ir/vdcfyjdj.w6dyvagiiw.html با این ۱۰ نکته خواستگار قلابی و کلاهبردار را بشناسید http://migna.ir/vdchxink.23nz6dftt2.html 1- اول از همه یادتان باشد معمولا کسی که ریگی به کفش دارد از روش‌های غیررسمی باب آشنایی را باز می‌کند؛ مثل آشنایی تصادفی در خیابان، میهمانی و یا از طریق دوستی. به عنوان مثال یکی از قربانیان اشاره می‌کند که در مسیر دانشگاه به منزل و در زمانی که منتظر ماشین بوده است، با این فرد آشنا می‌شود. این افراد در غالب موارد، عجله‌ای برای معرفی شما به خانواده خود را ندارند و البته اصراری هم ندارند تا شما او را به خانواده خود معرفی کنید و یا مرد دیگری که به گفته خودش سوژه‌های خود را از میان دخترانی كه در خیابان منتظر تاكسی بودند، انتخاب می‌كرده است.2- در بسیاری از موارد، افرادی که بعدا مشخص می‌شود قصد کلاهبرداری داشته‌اند، خود را افرادی معرفی می‌کنند که خانواده‌ای ندارند؛ این افراد معمولا والدین خود را از دست داده‌اند، خواهر و برادری که در شهر شما زندگی کند ندارند، فامیل آن‌ها در خارج از کشور زندگی می‌کند و خلاصه این‌که شما نمی‌توانید امید داشته باشید از خانواده و یا فامیل آن‌ها اطلاعاتی کسب کنید. به عنوان مثال مردی که بعدها مشخص شد کلاهبردار است، مدعي شده بود پدر و مادرش را از دست داده و ديگر اعضاي خانواده‌اش هر يك دنبال كار و زندگي خود هستند و این روزها فردی است که به شدت احساس تنهایی می کند.3- معمولا این افراد شغل خود را شغل‌هایی که از نظر اجتماعی اعتبار بالایی دارند، انتخاب می‌کنند مثل خلبان، دکتر، فوتبالیست و... اما اگر شما از آن‌ها سند و دلیلی برای شغل‌شان بخواهید یا مدرکی ندارند و یا مدارک آن‌ها بسیار ابتدایی و پیش و پا افتاده است. به‌عنوان مثال در یک مورد، پسری که خود را فوتبالیست معرفی کرده بود، روزنامه‌ای را نشان داده بود که عکس او را چاپ کرده بودند. 4- این افراد خیلی سریع شما را فرد ایده آل خود اعلام می‌کنند اما اگر از آن‌ها بخواهید دلیل و نشانه‌ای برای این موضوع بگویند معمولا چندان روشن حرفی نمی‌زنند و یا در مورد زیبایی و متانت شما حرف می‌زنند. در این موارد غالبا در همان جلسه ابتدایی فرد ابراز علاقه کرده و دختر را فرد ایده‌آل خود معرفی می‌کند؛ دختر ایده‌آلی که مدت‌ها دنبال او گشته است. 5- کلاهبرداران گاهی اوقات به صورتی خارج از برنامه اعلام می‌کنند که به پولی نیاز پیدا کرده‌اند و اگر خودشان در حال حاضر پولی ندارند فقط به خاطر این است که این پول را خارج از برنامه قرار است پرداخت کنند. به عنوان مثال در موردی که پسر خود را فوتبالیست معرفی کرد، به دختر گفته بود باشگاهی که برای آن‌ها بازی می‌کند، آپارتمانی برای او خریده که پرداخت اولین قسط آن هفته بعد اعلام شده و او باید تا آن موقع 10 میلیون تومان پول جور کند و به این ترتیب از دختر پول گرفته بود. 6- پیشنهادهای مالی استثنایی یکی دیگر از دام‌هایی است که این افراد پهن می‌کنند. به عنوان مثال مردی که خود را پسر یکی از تجار معروف معرفی کرده بود، بعد از آشنایی با دختری از او خواسته بود تا پولی در اختیار وی بگذارد تا برایش در بورس سرمایه‌گذاری کند. دختر نیز به او اعتماد نموده و 8 میلیون تومان به شماره حساب وی واریز کرده بود اما روز بعد از واریز پول، پسر ناپدید شده بود. 7- مردان کلاهبردار گاهی اوقات سراغ دخترانی می‌روند که از نظر وضع مالی در وضع متوسط بوده و در مقابل خود را دارای موقعیتی بالا و یا بسیار پولدار معرفی می‌کنند. به این ترتیب دختر به خاطر این‌که احساس می‌کند انتخاب شدن او به نوعی خوش‌شانسی وی نیز هست، تلاش می‌کند مطابق انتظارات مرد رفتار نماید. به عنوان مثال مرد با ماشین مدل بالایی دختر را سوار کرده و بلافاصله از متانت او تعریف می‌کند و بعد هم دلیل ادامه رابطه را علاقه به دختر اعلام می‌کند. 8- البته گاهی اوقات این دختر است که وضعیت مالی بسیار خوبی داشته و پسر در وضعیت پایین‌تری قرار دارد. در این موارد غالبا پسر بی‌اعتنایی افراطی و شدیدی را نسبت به مسایل مالی از خود نشان می‌دهد و طوری رفتار می‌کند که انگار پولدار بودن دختر اصلا و ابدا اهمیتی ندارد. یادتان باشد هر نوع برخورد افراطی، شک‌برانگیز است. 9- در غالب موارد افراد کلاهبردار شماره تماس ثابت و درستی به شما نمی‌دهند و آدرس محل زندگی آن‌ها نیز مشخص نیست. استفاده از شماره‌های تلفن همراه اعتباری امروزه یکی از روش‌های پرطرفدار این قبیل افراد است. اگر سری به پرونده‌های این قبیل کلاهبرداران بزنید متوجه می‌شوید که در غالب موارد دختران قربانی هیچ روش تماس مطمئنی از این افراد ندارند. 10- کلاهبرداران غالبا در همان جلسه اول اطلاعاتی از زندگی شخصی خود در اختیار شما قرار می‌دهند و این روش برمبنای اصول روانشناسی است: زمانی که فردی به روی شما دریچه دلش را باز می‌کند، باعث می‌شود شما احساس کنید او به شما نزدیک و اعتماد کرده است. همین احساس مورد اعتماد بودن شما را نیز تحت تاثیر قرار داده و احساس می‌کنید می‌توانید به فرد مقابل اعتماد نمایید. به عنوان مثال زنی که مورد سواستفاده قرار گرفته بود در زمان شکایت به پلیس گفت که مرد کلاهبردار در همان ابتدای آشنایی و در زمان صحبت اشک ریخته و از تنهایی خود صحبت کرده بود و البته این اشک‌ها باعث شده بود زن نیز تحت تاثیر قرار گرفته و احساس کند که فرد مقابل فردی پاک است و روحیه ای لطیف دارد.-هفته نامه ماه رويان   ]]> ازدواج خانواده Tue, 04 Jul 2017 04:51:18 GMT http://migna.ir/vdchxink.23nz6dftt2.html معيارهايى مهم كه بايد براى انتخاب شريك زندگيتان مد نظر قرار دهيد http://migna.ir/vdceww8e.jh8zpi9bbj.html اگر با فردی آشنا شده اید و او را شخص رویاهای خود برای ازدواج می دانید باید راهکارهایی برای ایجاد محبت و علاقه بین خود و فرد مورد نظر به کار بندید تا در عین حال که او را بهتر می شناسید بتوانید تصمیم گیری مناسبی داشته باشید. در گام نخست توجه کنید احساساتی نباشید، منطق و قدرت تصمیم گیری و تشخیص راستی و صداقت یکی از مهم ترین نکات برای داشتن زندگی سعادتمندانه و خوشبختی است. فرد مورد علاقه خود را از جوانب مختلفی همچون خانواده، سطح تحصیلات، دوستان، محل زندگی ، پیشینه کاری مورد بررسی قرار دهید، اگر هرمورد ابهام آمیز ، دروغ یا عدم صداقت در این موارد وجود دارد، این فرد نمی تواند انتخاب درستی برای شما باشد. از تمامی جهات خود را ارتقاء دهید، صرف آشنایی با یک فرد تضمین ازدواج و پذیرفته شدن در تمامی شرایط و آزمون ها نیست، بلکه در دوران آشنایی باید با تمرکز بر روی فعالیت ها، خود را فردی جدی، علاقه مند به پیشرفت و ترقی و خیر اندیش معرفی کنید. هدف فرد از آشنایی با خود را شناسایی کنید، اگر این فرد قصد جدی برای آشنایی یا ازدواج ندارد و زمان های طولانی را به تنهایی می گذراند و از سپری کردن زمان با شما خودداری می کند، نمی تواند گزینه مناسبی برای سرمایه گذاری در امر ازدواج باشد، این افراد معمولاً به دنبال اهداف دیگری هستند و تمرکز بر روی آنها و تلاش برای تغییر دادن نظراتشان، اتلاف وقت بزرگی است. از خانواده و دوستان راهنمایی بگیرید اما اجازه دخالت در این امور را به آنها ندهید، زمانی که در تلاش هستید با فرد جدیدی آشنا شده و حتی به فکر تشکیل خانواده هستید نشان دهنده بلوغ فکری و تفکر برای داشتن یک زندگی مستقل از اعضای خانواده است. وابستگی بیش از حد به والدین و عدم استقلال فکری و تردید و دودلی برای آشنایی و شروع یک زندگی مشترک می تواند باعث عدم اعتماد فرد مورد نظر شما شود و احساس کند که شما از آمادگی لازم برای تشکیل زندگی مشترک و استقلال از خانواده خود برخوردار نیستید. هر فردی در بازه ای از زندگی و همزمان با افزایش سن در صورت سلامت روحی و جسمی می تواند زندگی مستقلی داشته باشد و به فکر تشکیل زندگی مشترک با فرد ایده آل خود باشد اما این استقلال به معنی دوری و سلب مسئولیت از وظایف فرزندی نیست بلکه به معنی استقلال و هویت فردی برای ساخت زندگی و پرورش فرزندان است. به جای تاکید بر روی جنبه هایی چون جذابیت های ظاهری و ثروت سعی کنید تا شخصیت خود را ارتقاء دهید تا فرد مورد نظرمجذوب شخصیت شما شده و به شما اعتماد پیدا کند، شخصیت درونی افراد از سایر موارد مهم تر است و سبب پایداری یا از بین رفتن روابط آشنایی می شود. به سخنان فرد گوش دهید و به وی راه حل های مفید ارائه کنید، با او همفکری کرده و یک فرد مورد اعتماد برای گوش دادن به مشکلات و همدلی با او باشید تا شما را به عنوان شریک راه زندگی انتخاب کند. منبع: psychologytoday باشگاه خبرنگاران ]]> ازدواج خانواده Sat, 01 Jul 2017 21:00:47 GMT http://migna.ir/vdceww8e.jh8zpi9bbj.html مرز میان پنهانکاری و حفظ حریم شخصی در زندگی زناشویی کجاست؟ http://migna.ir/vdcaowny.49n6015kk4.html ميگنا: یکی از چالش‌های مهم شما در رابطه همواره این خواهد بود که آیا به این دلیل که در یک رابطه عاطفی مشترک قرار دارم باید همه چیز را بگویم؟ افراد بسیاری مرز بین حریم خصوصی و پنهانکاری را نمی‌دانند، زیرا به آنها آموزش داده نشده رابطه به چه چیزهایی احتیاج دارد و چه‌ چیزهایی را باید حفظ کنند و گفتنی‌های یک رابطه چیست؟ علاوه براین تشخیص اینکه شما یا شریک زندگی‌تان چه‌ چیزی را از هم پنهان می‌کنید و چه‌ چیزی را متعلق به حریم خودتان می‌دانید ممکن است کمی گیج‌کننده باشد. فرق آدم پنهانکار با دیگران چیست؟ فرد پنهانکار تمایل دارد حقایق را از دسترس دور نگه‌ دارد و کسی را وارد حریم خود نمی‌کند. پنهان‌ کاری یعنی دور نگه‌ داشتن دیگران از حقیقتی به خاطر ترس و نگرانی. آدم پنهانکار از تأثیر بیان و نشان دادن حقیقت بر دیگران می‌ترسد. او همیشه نگران است که اگر حقیقتی را بگوید آسیبی جسمی یا روحی به دیگران یا به خودش وارد شود و رابطه را با بیان واقعیت خراب کند. ترس دلیلی برای پنهانکاری خیلی وقت‌ها افراد به خاطر ترس و نگرانی چیزی را از دیگران پنهان می‌کنند. وقتی واکنش‌ها را نمی‌شناسید دچار نگرانی می‌شوید. به‌ همین دلیل ممکن است به همسرتان نگویید چقدر خرج کرده‌اید یا وقتی با دوستانتان خوش می‌گذراندید به او بگویید سرکار بوده‌اید. علاوه بر این ممکن است شما نگران تأثیر بیان حقیقت به خاطر خودتان، یا واکنش همسرتان یا تأثیرات جانبی آن روی رابطه باشید. خیانت، مصرف مواد مخدر یا الکل، عادت‌های جنسی خاص، علاقه‌های جنسی متفاوت چیزهایی هستند که اگر فاش شوند می‌توانند تأثیری منفی روی رابطه‌تان داشته باشند. همسرتان را دوست دارید اما گرفتار یکی از این مسائل هستید و اگر راستش را بگویید همه چیز را از دست می‌دهید پس تا آنجا که می‌توانید مخفی کاری می‌کنید. حریم خصوصی چیزی است که شما را از دیگران جدا می‌کند. مسائل خصوصی رفتارها، باورها و دیدگاه‌های خاص شما و حریم جسمی و جنسی شماست. رویاها، فانتزی‌ها و خیالات شما، احساسات شما آن‌گونه که دنیا را درک می‌کنید و باورهای معنوی‌تان حریم شخصی هستند. حریم خصوصی، فضای شخصی است، فرصت و امکانی است که شما را از دیگران جدا می‌کند و به شما امنیت روانی می‌دهد. کسی نباید به بهانه همراهی و همبستری با شما حریم‌ها را از بین ببرد. اگر کسی محدودیت‌های روحی، روانی و جسمی شما را رعایت نکند او متجاوز است و شما مورد آزار و خشونت قرار گرفته‌اید. حریم خصوصی ابزاری برای حفظ هویت شماست نه ابزاری برای پنهانکاری. برای سلامت روانی خودتان باید به کمک «خودتان» و بدون فشارهای بیرونی هویت‌تان را حفظ کنید. حریم خصوصی ایستادن میان خود و فشارها و نیروهای بیرونی است. حالا یک بار دیگر از خودتان بپرسید آیا کاری که می‌کنید برای حفظ حریم خصوصی‌تان است یا پنهانکاری است؟   ایران بانو ضمیمه روزنامه ایران ]]> ازدواج خانواده Sun, 11 Jun 2017 12:20:51 GMT http://migna.ir/vdcaowny.49n6015kk4.html مشاوره پيش از ازدواج به چه دردی می‌خورد؟ http://migna.ir/vdcfcxdj.w6dymagiiw.html مشاوره پيش از ازدواج، ضرورت ناشناخته خيلي‌ها هنوز بر اين باور هستند که ازدواج هندوانه دربسته‌اي است که تا باز نشود، خوبي و بدي آن مشخص نمي‌شود. اکثر افرادي هم که اين حرف را مي‌زنند، خودشان تجربه ناخوشايندي از ازدواجشان داشته‌اند و بيشتر قسمت و تقدير الهي را مقصر مي‌دانند و نه انتخابي که خودشان کرده‌اند اما يادمان نرود موقع خريد‌کردن همان هندوانه دربسته‌اي که نگران سالم يا خراب‌بودن آن هستيم، از تجربه آقاي ميوه‌فروش استفاده مي‌کنيم و از او مي‌خواهيم که خوبش را برايمان سوا کند (البته اگر ميوه‌فروش قابل‌اعتمادي باشد.) مشاوره پيش از ازدواج هم همين نقش را براي ما بازي مي‌کند. شما هرچقدر هم که فکر کنيد بهترين مرد يا زن روي کره زمين را پيدا کرده‌ايد، بازهم به‌دليل هيجانات ناشي از علاقه زياد ممکن است دچار خطا شويد و تصميم اشتباهي بگيريد. مشاوره پيش از ازدواج، همين دوراهي‌ها و چاله‌هايي را که ممکن است در آن بيفتيد و خود و طرف مقابلتان را بدبخت کنيد، برايتان مشخص مي‌کند و يک نقشه راه درست براي تشکيل يک زندگي مناسب را در اختيارتان قرار مي‌دهد. درباره همه اين اتفاقات و ريزه‌کاري‌هاي مشاوره پيش از ازدواج که ممکن است براي شما هم سؤال باشد، با ناهيد دهقان، روان‌شناس و مشاور خانواده در امر پيش از ازدواج گفت‌وگو کرده‌ايم:    ما براي مشاوره پيش از ازدواج بايد به چه نوع متخصص حوزه روان‌شناسي مراجعه کنيم؟ مشاوره پيش از ازدواج هم توسط کساني که تحصيلات روان‌شناسي دارند و هم افرادي که مشاوره خوانده‌اند، انجام مي‌شود ولي براي انجام مشاوره پيش از ازدواج، روان‌شناس باليني اولويت دارد؛ به‌دليل اينکه روان‌شناسان بهتر مي‌توانند مشکلات شخصيتي افراد و اختلال‌هاي رواني‌ای که به آن دچار هستند را بهتر تشخيص بدهند، توصيه مي‌شود که براي انجام اين نوع مشاوره‌ها، نزد يک روان‌شناس باليني که تخصص مشاوره پيش از ازدواج را دارد، مراجعه کنيم. چه ضرورتي دارد قبل از ازدواج با فردي مشاوره انجام بدهيم؟ تصميم به ازدواج يکي از مهم‌ترين اتفاق‌هايي است که در زندگي هر کس اتفاق مي‌افتد. از آنجايي که قصد ما از ازدواج‌کردن تشکيل يک خانواده بوده و قرار است در زير سايه اين خانواده فرزندي به وجود بيايد و رشد کند، بايد در انتخاب فردي که قرار است با او تشکيل زندگي بدهيم، بسيار دقيق و نکته‌سنجانه عمل کنيم؛ مثلا در يک مورد، خانمي بعد از چندين سال ازدواج به بنده مراجعه کرده بود و خواستار جدايي بود، به اين دليل که صاحب فرزندي شده بود که اين فرزند دچار نقص عقلي بود و اين مسئله را از پدر خود به ارث برده بود و خود اين خانم عنوان مي‌کرد که در زمان آشنايي‌اش اين نقص را مي‌دانسته و صرفا از روي علاقه با اين آقا ازدواج کرده است.   خيلي از افراد به‌دليل غالب‌شدن هيجان‌هايي در زمان آشنايي، قادر به تصميم‌گيري درست نيستند و بسياري از خطا و ايرادهايي که وجود دارد و بعدا ممکن است در زندگي زناشويي مشکل‌ساز شود، نمي‌بينند و تمايل دارند که از فرد مورد علاقه خود ايده‌آل‌سازي کنند. کمک‌گرفتن از يک مشاور پيش از ازدواج، اين خاصيت را دارد مواردي را که ممکن است در زندگي آن دو نفر باعث ايجاد بحران شود، شناسايي کند. در چه مرحله‌اي از آشنايي دو طرف، بايد مشاوره پيش از ازدواج اتفاق بيفتد؟ مشاوره پيش از ازدواج هم در زمان آشنايي دو نفر با هم و هم بعد از مرحله خواستگاري اتفاق مي‌افتد. به اين صورت که ممکن است دو نفر قبل از انجام مراحل رسمي خواستگاري و به‌واسطه آشنايي‌ای که با يکديگر دارند، احساس کنند به هم علاقه‌مند شده‌اند و مايل هستند، نزد يک مشاور بروند و ميزان تناسب همديگر براي امر ازدواج را بسنجند يا اينکه بعد از مراسم خواستگاري و تصميم قطعي براي ازدواج، اين مشاوره انجام شود. فرايند مشاوره در هر دو شکل، هيچ تفاوتي ندارد و يک فرايند معمول در همه اين مراحل اتفاق مي‌افتد. فرايند معمولي که در جلسات مشاوره پيش از ازدواج اتفاق مي‌افتد، شامل چه مراحلي است؟ چه محتوايي دارد و چه چرخه‌اي را پشت سر مي‌گذارد؟ اتفاق معمولي که در اين جلسات اتفاق مي‌افتد و يک فرايند پنج تا 10 جلسه‌اي را شامل مي‌شود، حضور هر دو نفر در يک جلسه مشترک مشاوره پيش از ازدواج است. در اين جلسه ابتدايي، ميزان و مدت آشنايي دو نفر با يکديگر و دلایلي که براي ازدواج مطرح مي‌کنند، شنيده مي‌شود؛ سپس در جلسات جداگانه هر فرد به تنهايي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد. اين ارزيابي، مشاوره و مصاحبه‌هاي فردي را شامل مي‌شود تا ميزان نگرش و شخصيت افراد مشخص شود و مشاور ذهنيتي از هر دو نفر پيدا کند و ميزان همخواني آنها را بسنجد.   در کنار اين ارزيابي‌ها، از آزمون‌هايي نيز براي تکميل شناخت دو طرف استفاده مي‌شود. درنهايت در يک جلسه مشترک همه يافته‌هاي مشاور از دو نفر و نظر او نسبت به ازدواج آنها، به بحث گذاشته مي‌شود. خيلي از مواقع خود همين جلسه پاياني مشترک و واکنش افراد نسبت به مواردي که گفته مي‌شود، ملاک بسيار خوبي براي سنجش يک زوج است. به‌عنوان مثال، فردي که يافته مشاور مبني‌بر اينکه او فرد شکاکي است را مي‌پذيرد و سعي در اصلاح خود مي‌کند، با فرد ديگري که اين مشکل را قبول نمي‌کند و با پرخاشگري واکنش نشان مي‌دهد، در تصميم‌گيري درباره اينکه او مي‌تواند فرد قابل اتکايي در زندگي باشد يا نه، بسيار تأثيرگذار است. آيا خانواده‌ها هم بايد در اين جلسات حضور داشته باشند؟ مبنای مشاوره پيش از ازدواج بر‌اساس حضور و گفت‌وگو با دو نفري است که قصد ازدواج با يکديگر را دارند ولي گاهي اوقات حضور خانواده‌ها براي بررسي‌هاي بيشتر يا پيداکردن دليل مخالفت خانواه‌ها با ازدواج فرزندشان و يافتن تفاوت‌هاي فرهنگي الزام پيدا مي‌کند. در اين صورت در يک جلسه جداگانه از آنها خواسته مي‌شود که در اين جلسات حضور پيدا کنند. آيا آزمون‌هايي نيز در اين مشاوره پيش از ازدواج استفاده مي‌شود؟ اين تست‌ها چه کاربردي دارند؟ معمولا آزمون‌هايي که در اين جلسات استفاده مي‌شود، آزمون‌هاي ارزيابي شخصيت و احتمال ابتلا به اختلال‌هاي رواني است که بيشتر مبناي تکميلي دارند. بيشترين ارزيابي در جلسات مشاوره پيش از ازدواج براساس مصاحبه و مشاوره‌هاي چند‌جلسه‌اي است که انجام مي‌گيرد. فردي که مشاور پيش از ازدواج است، در چه صورتي به دو نفري که براي ازدواج مراجعه کرده‌اند، مي‌گويد شما مناسب هم نيستيد و نبايد با هم ازدواج کنيد؟ درواقع، چه نشانه‌هاي خطري در فرد مي‌بيند که او را از ازدواج با فرد مقابل منع مي‌کند؟ تصميم‌گيري نهايي براي انتخاب يک نفر به‌عنوان همسر خود، برعهده دو نفري است که براي مشاوره پيش از ازدواج مراجعه مي‌کنند. يک مشاور پيش از ازدواج، هرگز «بله» يا «نه» قطعي به دو نفر نمي‌گويد، بلکه سعي مي‌کند ارزيابي کند دو نفر تا چه حد مي‌توانند با يکديگر زندگي خوبي داشته باشند ولي در اين بين نشانه‌هاي خطري وجود دارد که بايد جدي‌تر گرفته شود و حتما در صورت مشاهده به دو طرف تذکر داده شود که در صورت ادامه پيداکردن اين موارد، حتما به مشکل برخواهند خورد. مثل اينکه دو نفر اهل گفت‌وگو با يکديگر نيستند، در جلسه مشاوره با يکديگر اختلاف نظر دارند و بحث و جدل مي‌کنند، به فرد مقابل خود بي‌اعتماد هستند و خاطره خوشي از رفتار و برخورد او در ذهن خود ندارد. وضعيت امروز مشاوره‌هاي پيش از ازدواج را در کشور ما چطور ارزيابي مي‌کنيد؟ در جامعه امروز ما، استقبال گسترده‌اي از مشاوره پيش از ازدواج انجام مي‌گيرد و اين استقبال هم از سمت خود خانواده‌ها و هم زوج‌هايي است که قصد تشکيل خانواده را دارند. خود من تجربه مشاوره پيش از ازدواج را براي زوج‌هايي داشتم که از روستاها و شهرهايي به غير‌ از تهران مراجعه مي‌کردند و با تا چندين جلسه، اين مشاوره‌ها را ادامه مي‌دادند. آيا در جلسات مشاوره پيش از ازدواج علاوه بر سنجش تناسب دو نفر با يکديگر مهارت‌آموزي نيز به افراد انجام مي‌شود؟ هدف اصلي مشاوره پيش از ازدواج، سنجش همخواني دو طرف در امر ازدواج است ولي در مواقعي پيش مي‌آيد که دو طرف با هم از نظر بسياري از ملاک‌ها همساني دارند ولي نياز است که براي ادامه زندگي خود و داشتن يک خانواده پويا، مهارت‌هاي زندگي مثل گفت‌وگو‌کردن، حل تعارض و مديريت خشم را ياد بگيرند. در اينجاست که ادامه پيداکردن جلسات مشاوره بعد از تصميم‌گيري براي ازدواج و پيش از رفتن زير يک سقف ضرورت پيدا مي‌کند. مشاوره پيش از ازدواج بيشتر به‌دنبال تفاوت‌ها و اختلاف‌ها در دو طرف مي‌گردد تا آنها را از ازدواج با يکديگر منع کند يا به دنبال وجه اشتراکي است تا بتواند دو نفري که متقاضي ازدواج هستند را به هم نزديک کند؟ مسلما افرادي که شباهت‌هاي بيشتري يا يکديگر داشته باشند، بهتر مي‌توانند با يکديگر کنار بيايند اما اين به آن معني نيست افرادي که با يکديگر در زمينه‌هايي اختلاف دارند، نبايد به‌هيچ‌وجه با هم ازدواج کنند. تفاوت‌هايي در ازدواج مسئله‌آفرين است و باعث اختلاف مي‌شود که زوج‌ها را در زندگي دچار تنش کند و باعث درگيري آنها با يکديگر شود. مهم برخورد خود افراد با تفاوت‌ها و اختلاف‌هايي است که دارند. خود فردي که مشاوره پيش از ازدواج را به مردم ارائه مي‌دهد، چه مهارت‌ها و صلاحيت‌هايي بايد داشته باشد و چه دوره‌هاي تخصصي‌ای را گذرانده باشد؟ يک مشاور پيش از ازدواج خوب، علاوه بر تحصيلاتي که مرتبط با حوزه روان‌شناسي و خانواده دارد، بايد ويژگي‌هاي شخصيتي مناسب را نيز داشته باشد. ويژگي‌هاي مثل صبور‌بودن و عجله‌نکردن در امر تصميم‌گيري، حافظه خوب، گوش‌دادن مؤثر و فعال، يک مشاور اين حوزه را براي تصميم‌گيري بهتر ياري مي‌رساند. بهتر است خود اين فرد ازدواج کرده باشد و چالش‌هاي اين انتخاب را گذارنده باشد تا درک بهتري از فضاي همسرداري و ازدواج داشته باشد. علاوه بر اينها، گذراندن دوره‌هاي مرتبط با خانواده و مشاوره پيش از ازدواج بسيار کمک‌کننده است. جلسات مشاوره پيش از ازدواج به صورت فردي هم ممکن است اتفاق مي‌افتد يا حتما بايد با حضور هر دو نفر برگزار شود؟ براي هر چه بهتر برگزار‌شدن مشاوره پيش از ازدواج بهتر است که هر دو نفري که قصد ازدواج با يکديگر را دارند، مراجعه کنند ولي گاهي ممکن است که تنها يکي از طرفين براي مشاوره مراجعه کند. اين مسئله‌اي است که بسيار متداول است و هيچ ايرادي به آن وارد نيست ولي توصيه ما در اين موارد آن است که دو نفر حتما يک مشاور پيش از ازدواج را براي تصميم‌گيري انتخاب کنند و فرضا يکي از طرفين در محل کار خود به مشاوري مراجعه نکند و طرف ديگر به يک مشاور متفاوت. اين کار باعث ناهمخواني مي‌شود و ممکن است تناقض‌هايي را در تصميم‌گيري براي امر ازدواج ايجاد کند. معمولا گذراندن چند جلسه مشاوره پيش از ازدواج براي زوج‌ها ضروري است؟ روند معمول جلسات مشاوره پيش از ازدواج از پنج جلسه تا 10 جلسه متغير است که بسته به نوع ويژگي‌هاي شخصيتي طرفيني که مراجعه مي‌کنند و مسائل و مشکلاتي که در بين آنها وجود دارد، اين تعداد جلسات بيشتر يا کمتر مي‌شود. شما طي اين سال‌ها با چه چالش‌ها و مشکلاتي در زمينه مشاوره پيش از ازدواج در کشورمان روبه‌رو بوده‌ايد؟ مسئله و دغددغه اصلي‌ای که در امر مشاوره پيش از ازدواج به‌ويژه در کشور ما اتفاق مي‌افتد، درک‌نکردن مسئله «چرايي ازدواج» از سمت دختر و پسرهايي است که قصد ازدواج با يکديگر را دارند. خيلي اوقات طرفيني که براي ازدواج مراجعه مي‌کنند، دليل و فلسفه مناسبي براي ازدواج ندارند و واقعا هيچ هدفي را از تشکيل يک زندگي دنبال نمي‌کنند و براساس تصميم‌هاي هيجاني و ناگهاني و بدون فکر‌کردن، تصميم مي‌گيرند که خانواده تشکيل بدهند. در اين بين، خيلي از خانواده‌ها هم فکر مي‌کنند ازدواج‌کردن مثل تکاليف ديگر زندگي مانند درس‌خواندن يا کار پيداکردن است که حتما و هر چه زودتر بايد انجام شود و همين اصرار و در تنگنا قراردادن دختر يا پسرشان براي ازدواج‌کردن، باعث تصميم‌گيري‌هاي نادرست مي‌شود که علت بسياري از طلاق‌هاي امروزه نيز هست. - منبع: روزنامه وقایع اتفاقیه ]]> ازدواج خانواده Tue, 06 Jun 2017 20:20:38 GMT http://migna.ir/vdcfcxdj.w6dymagiiw.html اگر شوهرتان مدام این ۶ جمله را می‌گوید، ازدواجتان در خطر است http://migna.ir/vdcirva5.t1auw2bcct.html ميگنا: اگر ارتباط و احترام بین شما و همسرتان ضعیف‌تر شده است، احتمالاً نگران زندگی‌ زناشوییتان شده‌اید. برای داشتن ازدواجی بادوام، محکم و شاد، سه چیز باید بین شما ماندگار باشد: *ارتباط کلامی *احترام متقابل *تعهد. اگر شوهر شما مدام این جملات را به زبان می‌آورد، راحت با او درمورد احساسی که این جملات در شما ایجاد می‌کند، با او حرف بزنید. او باید درکتان کند و به احساسات و نظرات شما احترام بگذارد. ۱. «حوصله‌ام سر رفته!» گاهی اوقات ایجاد تغییر و وقفه در برنامه‌ عادی روزانه خیلی خوب است. از خودتان بپرسید که آیا از برنامه عادی‌تان در رابطه راضی هستید؟ فکر می‌کنید شوهرتان راضی است؟ خیلی مهم است که هر از گاهی برنامه‌ها و فعالیت‌های متفاوتی در رابطه‌تان داشته باشید تا عشقتان قوی‌تر شده و ارتباط احساسی بینتان عمیق‌تر شود. ۲. «تو هیچوقت حرف‌های منو نمی‌فهمی» یا «تو منو درک نمیکنی» زن‌ها و مردها به طریقی متفاوت فکر می‌کنند. به همین دلیل گاهی اوقات ارتباط بین یک زوج پیچیده می‌شود. اگر شوهر شما شکایت دارد که شما هیچوقت حرف او را متوجه نمی‌شوید یا درکش نمی‌کنید، وقت بگذارید و خوب به حرف‌هایش گوش کنید. خوب گوش کردن برای دوام هر رابطه‌ای اهمیت دارد. ۳. «تو هیچوقت عوض نمیشی» تغییر سخت است. اما اگر شوهر شما مدام شکایت دارد که شما قادر به عوض شدن نیستید، با او درمورد اینکه چرا کارهایی که مورد پسند او نیست را آنطور انجام می‌دهید. حرف زدن درمورد این موضوعات و استدلال منطقی شما باعث خواهد شد که درکتان کند. ۴. «تو چرا مثل …. نیستی؟» مقایسه کردن روابط را ویران می‌کند. اگر شوهر شما مدام شما را با مادر، دوستان، خواهرها یا زنان دیگر مقایسه می‌کند، یعنی به آنچه هستید ارزش نمی‌گذارد. به این وضعیت خوب فکر کنید و تصمیمی بگیرید که برای سلامتی و خوشبختی‌تان بهتر باشد. ۵. «تو دیگه اون آدمی که من عاشقش شدم نیستی» تغییرات فیزیکی، احساسی و عقلانی با گذشت زمان ایجاد می‌شود. اگر شوهرتان مدام از این جمله استفاده می‌کند، متوجه نیست که خودش هم دیگر آن فردی که شما عاشقش شده بودید نیست. غیرممکن است که در طول سال‌ها هیچ تغییری نکنید. برای داشتن ازدواجی موفق، شما باید هر دو کنار هم رشد کرده و تغییر کنید و بعنوان یک زوج به این تغییرات همدیگر احترام بگذارید. ۶. «هر چی تو بگی درسته» یا «هر جور خودت دوست داری» این عبارات نشاندهنده فقدان علاقه به کارهای شماست. دلیلش این نیست که شما بر رابطه مسلط هستید و او تابع نظرات شماست. دقیقاً برعکس! این رفتار ادامه‌دار نشاندهنده فقدان علاقه و هیجان در ازدواج شماست. رمز داشتن ازدواجی موفق، رسیدگی به مسائل جزئی و کوچک نیست، بلکه اعتماد کردن به هم و حرف زدن با همدیگر است. برای حل مشکلاتتان با هم وقت بگذارید تا بتوانید زندگی شاد را کنار هم تجربه کنید. منبع مقاله : familyshare.com مترجم : زینب آرمند- مردمان ]]> ازدواج خانواده Mon, 15 May 2017 11:22:18 GMT http://migna.ir/vdcirva5.t1auw2bcct.html چگونه از احساس و عشق واقعی یک مرد سر دربیاوریم؟ http://migna.ir/vdccemq0.2bqxe8laa2.html هنگامی که خواستگار برای خانمی می آید، این دو پس ازمدتی به یکدیگر علاقه مند می‌شوند و به ساختن آینده‌ای مشترک با همدیگر می اندیشند.   معمولاً آقایان نسبت به ازدواج دید محتاطی دارند در صورتی که بانوان تمایل بیشتری به ازدواج از خود نشان می‌دهند.   اگر با مردی آشنا شده اید و وی به شما ابراز عشق و علاقه می‌کند باید از صداقت عشق او آگاه شوید.   انجام این کار‌ها از سوی یک مرد نشان دهنده صمیمت و عشق واقعی او به شما است:   هنگامی که از هم جدا می‌شوید با فرستادن پیام از رسیدن سالم شما به خانه مطمئن می‌شود، به ویژه اگر در شرایط آب و هوایی نامناسب از هم جدا شده باشید.شما را به همین حالتی که هستید دوست دارد و نمی‌خواهد شما نقش فرد دیگری را بازی کنید، او شما را بادیگران مقایسه نمی‌کند و برای او بهترین هستید.   برای بدست آوردن عشق و علاقه او لازم نیست لوازم گرانقیمت، البسه، جواهرات و ماشین خریداری کنید تا به او نزدیک شوید و مورد تایید و تحسین او قرار بگیرید.   زمانی که در محل کارتان هستید برایتان گل می‌فرستد تا عشق و علاقه خود را به شما نشان دهد و به رقبای عشقی احتمالی نشان دهد که پیوند عاطفی عمیقی بین شما و او وجود دارد و درحال برنامه ریزی برای ازدواج و تشکیل خانواده هستید.   به شما انگیزه و اعتماد بنفس می‌دهد تا در کارهای خود موفق باشید، به حرف‌ها و مشکلات کاری شما گوش می‌کند و سعی می‌کند با راهنمایی‌های صحیح و دلسوزانه به شما برای رسیدن به موفقیت‌های بالاتر کمک کند.   در مورد او احساس شک و تردید و سوء ظن ندارید، زیرا به طور مرتب به شما اطمینان می‌دهد که تنها فرد مورد علاقه او هستید و برای ادامه زندگی شما را انتخاب کرده است.   زمانی که نزد وی هستید به شما نگاه می‌کند و از در کانون توجه و اهمیت او قرار دارید و افراد یا اتفاقات پیرامون باعث منحرف شدن ذهن او از شما نمی‌شود.   از ابزار عشق و علاقه به طور متعارف و عرف اجتماع به شما در جمع نمی‌ترسد و این موضوع را عمومی و علنی می‌کند، افرادی که وجود عشق و علاقه به فرد دیگر را پنهان می‌کنند یا فرد را به طور کامل انتخاب نکرده اند و هنوز به موارد دیگر فکر می‌کنند، یا قصد و نیت سوء دارند و باید به شدت مراقب این افراد بود.   زمانی که با او صحبت می‌کنید و سوالی از او می‌پرسید سوالتان را پاسخ می‌دهد نه اینکه با سوالی جدیداز شما بپرسد و به این ترتیب از پاسخ دادن به شما طفره برود.   او با افتخار شما را به اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر و دوستانش معرفی می‌کند و از آشنا شدن با اقوام و دوستان شما خرسند است.   فردی که تمایلی به دادن اطلاعات از خود به شما ندارد و نیز از آشنا کردن شما با والدین، دوستان و همکاران خود خودداری می‌کند فرد مناسبی برای سرمایه گذاری احساسی نیست، زیرا در عشق به شما صادق نیست و ممکن است نزدیک شدن او به شما به قصد کلاهبرداری باشد.   کارشناسان هشدار می‌دهند رسانه‌های دیجیتال در عصر حاضر یکی از خطرناکترین دام‌ها برای فریب افراد هستند و بسیاری از زنان از طریق این شبکه‌ها با افرادی آشنا شده و به سرعت دلبسته آن‌ها می‌شوند در صورتی که آن افراد همیشه مثبت نیستند و به قصد کلاهبرداری به ابراز احساسات دروغین می‌پردازند.   متخصان توصیه می‌کنند افراد در صورت آشنایی با یک فرد از طریق اینترنت او را هرچه سریعتر در دنیای واقعی ببینند و از او اطلاعات بدست بیاورند.عشق کور عاقبتی جز تلخکامی ندارد به همین دلیل افراد باید با چشم باز و براساس عقل و منطق به دیگران علاقه‌مند شوند.   منبع: dailymail  باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 06 May 2017 05:32:58 GMT http://migna.ir/vdccemq0.2bqxe8laa2.html آشنايي با تیپ هاي شخصیتی لمسي، ديداري و شنيداري! http://migna.ir/vdciwya5.t1aup2bcct.html «در تمام دنیا اولین رکن تشخیص تناسب افراد برای ازدواج با هم، هماهنگی تیپ های شخصیتی آنهاست.» پس برای اینکه بفهمیم مخاطب خاص مان جهت ازدواج با ما مناسب است یا نیست، لازم است اول تیپ شخصیتی خودمان و بعد تیپ شخصیتی او را به طور دقیق بشناسیم؛ چون با شناخت درستی که از تیپ شخصیتی افراد داریم، می توانیم راه نفوذ و تعامل درست با آنها را بدون هیچ سوءتفاهمی پیدا کنیم. پس اولین قدم برای تصیمی درباره ازدواج دقت در رفتار و واکنش های فرد مورد نظر برای تشخیص تیپ شخصیتی او است. ابتدا خوب است بدانیم سیستم عصبی هر فرد با توجه به تیپ شخصیتی که دارد تنها به یک سری از محرک ها پاسخ می دهد، برای مثال اگر خواستگار شما فردی «دیداری» باشد، با توجه به اینکه سیستم عصبی اش تصاویر را به خوبی دریافت کرده و ظواهر هر موضوعی برایش مهم است، در اولین نگاه فقط به نوع پوشش، آرایش و زیبایی تان توجه می کند اما اگر تیپ شخصیتی خواستگار شما «شنیداری» باشد، بیشتر از آنکه به صورت شما و زیبایی تان توجه کند، تحت تاثیر نوع برخورد کلامی و لحن گفتار شما است.   منطق او در نگاه اوست نامزدتان خوش لباس و مرتب است، موقع حرف زدن با دلیل و بی دلیل از دست هایش استفاده می کند، بدون اینکه نفس بگیرد می تواند تندتند جملات را بگوید و همیشه خدا هم هیجان و حتی عجله دارد، به محض اینکه موهای تان را کوتاه کنید یا دستی به صورت تان ببرید متوجه تغییرتان می شود، سینما و تلویزیون را دوست دارد، اگر از او درباره چیزی که نمی داند سوال کنید، فورا برای فکر کردن نگاهش به سمت بالا می رود و حافظه تصویری خوبی هم دارد. راستش در دل تان خوشحالید چون مردم به طور معمول به این تیپ آدم ها «باحال» می گویند، در حالی که از نظر علم روانشناسی تیپ نامزد شما دیداری است نه باحال! دیداری ها افرادی با روحیه پرشور هستند که گیرنده های عصبی شان به تصاویر حساس است، موقع تفریح از رنگ آفتاب بگیرید تا جزییات هر منظره ای که می بینند، برایشان مهم است و وقتی از خاطرات شان با شما حرف می زنند تمام جزییات تصاویری را که دیده اند، توصیف می کنند. اول ظاهر شماست یک فرد دیداری در جلسه خواستگاری فورا توجهش به قیافه و نوع پوشش شما جلب می شود و بعد هم اینکه آیا فرد به روزی هستید یا نه؟ زیر ناخن ها تمیز است یا نیست؟ بنابراین برای خواستگاری از یک فرد دیداری باید سر و ظاهر مرتب و تمیزی داشته و در خرید دسته گل یا هر مورد دیگری هم نهایت دقت و سلیقه را به کار ببرید. اما برای نمونه اگر به خواستگاری کسی با تیپ شخصیتی شنیداری بروید، هیچ  کدام از اینها که گفته شد به اندازه این که لحن شما و خانواده تان در سالم و احوال پرسی چطور است، مهم نیست. باید بدانید این روند، تنها به روز خواستگاری مربوط نیست بلکه به طور مثال، اگر خانمی باشید که با یک فرد دیداری ازدواج کرده، برای همسرتان آراستگی خودتان و مرتب بودن منزل تان هنگام ورودش و حالت چهره تان به دلیل رضایت و احترامی که در چهره تان نسبت به او دارید، بسیار مهم است. از طرف دیگر، دیداری ها از هدیه گرفتن خوشحال می شوند. برای همین اگر با یک شخص دیداری ازدواج می کنید، باید هدیه دادن برای تان به صورت عادت دربیاید. جالب است بدانید برای دیداری ها هیچ وقت ظاهر همسرشان عادی نمی شود، هزار سال هم که بگذرد ظاهر نامرتب، دل شان را می زند. خلاصه بگوییم برای دیداری ها ظاهر همسرشان، یک اصل و فاکتور مهم است. بهترین شخصیت را هم که داشته باشید وقتی ظاهرتان ایراد داشته باشد از نظر فرد دیداری، عیب بزرگی دارید. اولین رکن تشخیص تناسب افراد برای ازدواج با هم، هماهنگی تیپ های شخصیتی آنهاست. خوشبخت شدن از راه گوش شاید شما هم دیده باشد مادر یک جوان با حیرت و ناراحتی می گوید: «دختره هیچی نداره، نمی دونم پسرم عاشق چیش شده؟» اما این سوال جواب ساده ای دارد؛ اگر پسر شما شنیداری باشد، می تواند عاشق دختری شود که اصلا زیبا نیست اما صدا و لحن قشنگی دارد. سیستم عصبی شنیداری ها با لحن و آهنگ صدا تحریک می شود. بنابراین کسی که لحن و صدای خوبی داشته اما قیافه اش متوسط است، به نظرشان مشکلی ندارد. شنیداری ها همان کسانی هستند که پشت تلفن به دیگری وابسته مي شوند و تابع و تحت تاثیر کلام هستند. آنها بیشتر تکه کلام های شما را به خاطر دارند. یک راه شناسایی شنیداری ها این است که اگر از او سوالی بپرسید برای فکر کردن بیشتر نگاهش به چپ و پایین متمایل است و موقع صحبت کردن نسبت به دیداری ها آرام تر صحبت می کند. این گروه بیشتر به کلمات و آواها توجه دارند مثلا اگر با یکی صحبت می کنند برای شان نحوه گویش، تلفظ و ادبیاتی که مخاطب شان به کار می برد از قیافه و تیپ ظاهری او مهم تر است، این دسته افراد از موسیقی و دکلمه لذت می برند و خودشان هم سخنرانان خوبی هستند. وقتی نامزد شنیداری تان می خواهد برای تان از بهترین خاطراتش بگوید حتما در توصیف آنچه تجربه کرده از صدای محیط و حرف هایی که بین خودش و دیگران رد و بدل شده است، خواهدگفت. گفتار مهم تر از رفتار وقتی با فردی که دارای تیپ شخصیتی شنیداری است در ارتباط هستید، باید بدانید این افراد ذائقه شان هم شنیداری است؛ بنابراین در صحبت با آنها بهتر است ازکلمات بیشتر و لحن زیباتری استفاده کنید. به علاوه شنیداری ها دوست دارند حس های شما را بشنوند و از توصیف حس های خودشان هم لذت می برند. این دسته افراد از تشکر کلامی و گفتار تحسین آمیز لذت می برند، یک آفرین ساده برای شان معجزه می کند؛ همچنین لحن موبانه روی شان تاثیر بسیار خوبی دارد. خب برعکسش را هم در نظر بگیرید و اگر می خواهید از چشمش بیفتید، سر نامزد شنیداری تان داد بکشید. خانم یا آقایی که شنیداری است دوست دارد جمله «دوستت دارم» را به صورت شفاهی، بارها بشنود و اگر همسرش هزار شاخه گل هم برایش بخرد به اندازه گفتن جملات عاطفی و عاشقانه رویش تاثیر خوب ندارد.       در آخر هم گله می کند که همسرش برایش گل می خرد اما یک بار نمی گوید دوستت دارم. اغلب در این مواقع واکنش طرف مقابل این است که می گوید: «یعنی کارهایی که می کنم نشانه دوستت دارم نیست؟» در صورتی که این شخص باید بداند که محبت کردن به شنیداری ها قلق خودش را دارد. مثلا اگر برای شنیداری های پیامک یا موسیقی و فایل صوتی شعری را که خودتان خوانده اید بفرستید، برای شان بسیار خوشایندتر از وقتی است که برای شان گل یا هدیه های کوچک می خرید. رمانتیک های بی حرکت دسته سوم از تیپ های شخصیتی متعلق به گروه لمسی هاست. افراد لمسی از طریق لمس کردن، دنیا را درک می کنند. حرکات شان کند است و با لحن آرام، شمرده و متین صحبت می کنند. لمسی ها دارای عضلات افتاده و شکل هستند، وقتی روی مبل می نشینند بعد از مدتی حتما لم داده و حتی اگر رودربایستی نداشته باشند در مبل پخش می شوند. این شل بودن در لحن، کلام و حرکات شان هم  دیده می شود؛ پس از آنها توقع هیجان نداشته باشید. مکث های شان بین جملاتی که می گویند زیاد است و ناگفته پیداست حوصله دیداری ها را بدجوری سر می برند. این افراد، بیشتر احساسی بوده و به شعر و ادبیات عمیقا علاقه مند هستند. فرد لمسی همان خواستگاری است که وقتی روی مبل، رو به روی تان می نشیند کاملا در آن فرو می رود و اگر سوالی که جوابش را نمی داند از او بپرسند، چشم هایش به پایین و راست متمایل می شود. افراد لمسی درونگرا و عمیق هستند، اگر دقیق باشید متوجه می شوید شانه های شان به سمت پایین مایل است، گاهی هم با داستان شان خودشان را لمس می کنند یا موقع گفت و گو با صورت خودشان ور می روند. لمسی ها در فضای طبیعت درخت، گل و پرندگان را هم لمس می کنند و انگار مسیر درک شان از انگشتان شان می گذرد. بیایید برای تان فال بگیریم حتما تا به حال خانم های جان زیادی رادیده اید که با اشتیاق به انواع و اقسام فال ها از قهوه، شمع و تاروت گرفته تا حافظ و چینی متوسل می شوند که ببینند عاقبت شان چه خواهدشد. با شناخت تیپ شخصیتی فرد مورد نظرتان نیازی به فالگیرها نخواهید داشت چون به سادگی می توانید بهفمید آیا با توجه به انتخاب تان خوشبختی در پیش هست یا نیست؟     هر چند در ابتدا هیجان طلبی و تند و تیز بودن فرد دیداری از نظر فرد شنیداری جالب است و ممکن است در همان برخورد اول به دلیل تفاوت های شان برای هم جذاب باشند اما همین افراد وقتی در جریان سال ها زندگی مشترک در کنار هم قرار می گیرند، نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند. به طور نمونه آدم دیداری، برون گراتر است و دوست دارد دائم با افراد دیگر اجتماع در تماس و تعامل باشد در صورتی که فرد شنیداری نسبت به دیداری ها درونگرا بوده و شلوغی روابط و فضاها را دوست ندارد؛ پس بهتر است در این مواقع تنها با اتکار به جذابیتی که هر دو گروه برای هم دارند تصور خوشبخت شدن با هم نداشته باشند. برای شنیداری ها زندگی مشترک با یک فرد شنیداری احتمال موفقیت بیشتری دارد تا با یک فرد دیداری. از آن طرف فکرش را هم نکنید که یک فرد دیداری بتواند با فرد لمسی زندگی مشترک خوب و خوشی داشته باشد. این دو تیپ اصلا با هم تناسبی ندارند و هر کدام باعث آزار دیگری می شوند. خوشبختی دیداری و لمسی ممکن نیست ؛ حتی اگر تمام فالگیرها به خوشبختی آنها قسم بخورند. شوخی ممنوع افراد لمسی بیشتر از ظاهر و گفتار افراد، از لمس آنها تاثیر می پذیرند؛ یعنی اگر در گوش نامزد لمسی تان زمزمه های عاشقانه داشته باشید یا به سر و ظاهرتان برسید، روی احساسات او اثر ندانی ندارد اما آرام و با محبت به پشتش زدن می تواند اثر بسیار خوبی بر احساسش داشته باشد. افراد لمسی شوخی های بدنی را دوست ندارند و هرچند تاخیرها و سستی شان گاهی کلافه کننده است اما نباید هیچ وقت برای وادار کردن شان به عجله، آنها را هل دهید. برخلاف دیداری ها، برای افراد لمسی خوشمزه بودن غذا از مرتب بودن خانه، مهم تر است.- دکتر محمودی مظفرمنبع: ماهنامه خانه بخت ]]> روانشناسی شخصیت Mon, 01 May 2017 12:13:15 GMT http://migna.ir/vdciwya5.t1aup2bcct.html 10 اشتباه دوران آشنایی پیش از ازدواج http://migna.ir/vdcgu39t.ak9zz4prra.html بنا بر آموزه‌های انسان‌ساز دین مبین اسلام تشکیل خانواده و محکم کردن بنیان آن زمینه‌ساز جامعه‌ای متعالی و روبه رشد است که این شاکله بسیار مهم و حیاتی امروز به انحای مختلف و تحت تأثیر امواج مخرب افکار التقاطی و منحرف دچار یک آشفتگی حیرت‌انگیز شده است. هنگامی ‌که به علل عدم رغبت جوانان به ازدواج نگاه کرده و یا دلایل طلاق‌های گسترده را در جامعه رصد می‌کنیم و با نگاهی جامعه‌شناسانه و دقیق این پدیده را مورد بررسی قرار می‌دهیم به‌خوبی پی می‌بریم که علت‌العلل تمام این بدبختی‌ها دور شدن از فرهنگ اصیل اسلامی است. اینکه ما می‌گوییم فرهنگ اصیل اسلامی انسان‌ساز و جامعه‌ساز است یک اغراق نیست بلکه نوع نگاه به انسان و شناخت عمیق بشر و نیازهای گوناگون آن به‌گونه‌ای است که به‌صورت ریشه‌ای به مسائل انسانی پرداخته و تعالی انسان را حتی پس از مرگ نیز دنبال کرده است؛ امری که در دنیای غرب ابتر و ناقص جلوه کرده است. امروز همان روان‌شناسی متفکران غربی در بیشتر موارد به راهکارهایی برای زندگی بهتر بشر رسیده‌اند که سال‌ها پیش بزرگان و علمای ما و به‌ویژه پیامبر بزرگوار اسلام و ائمه هدی به آن اشاره‌های دقیق داشته‌اند و درواقع غربی‌ها آموزه‌های اصیل فرهنگ اسلامی و ایرانی را امروز در غالب نظریه‌های گوناگون به خود ما صادر می‌کنند. مقوله ازدواج یکی از مقوله‌هایی است که در اسلام به آن توجه ویژه شده و در کلام بزرگان ما برای تعالی و سعادت حقیقی فرد یک اصل غیرقابل‌انکار است که متأسفانه در سال‌های اخیر تحت تأثیر تفکرات منحط و التقاطی و امواج تخریب‌گر و رواج فرهنگ اشتباه اشرافی گری روزبه‌روز در جامعه کم‌رنگ‌تر شده و از بین رفته است. در این نوشته تلاش ما باز کردن مقوله ازدواج از دیدگاه دین اسلام نیست چراکه این مقوله مجالی فراخ‌تر می‌طلبد تا بتوان حق موضوع را ادا کرد، اما سعی شده به آسیب‌شناسی ازدواج در دوران آشنایی پرداخته و با استفاده از نظریات یک روان‌شناس بالینی این آسیب‌ها را شناسایی و معرفی کنیم؛ باشد که مورد پسند مخاطبان جوان ما قرار گیرد. همگان می‌دانند که دوران آشنایی در ازدواج یکی از مهم‌ترین دوره‌ها است به‌نحوی‌که اگر به شکل منطقی و اصولی طی شود زمینه‌ساز ازدواجی موفق خواهد بود که متأسفانه در بیشتر موارد به دلیل عدم مهارت و سهل‌انگاری‌های زوج‌ها، آن‌طور که شایسته است شناخت کافی در این دوران به دست نیامده است. یک روان‌شناس بالینی درباره دوران آشنایی می‌گوید: در دوران نامزدی 10 اشتباه را در مسائل روان‌شناسی مطرح می‌کنند که دختر و پسر باید مواظب آن باشند. سالم جعفری با اشاره به اشتباهات دوران نامزدی اظهار داشت: عدم پرسیدن سؤالات کافی، نادیده گرفتن نشانه‌ها، سازش عجولانه، تسلیم نیازهای جنسی شدن، مورد توجه قرار گرفتن مادیات، تعهد مقدم بر تفاهم، تردیدها را نادیده گرفتن، باور اینکه بعد ازدواج مشکلات کمتر می‌شود، باور اینکه بعد از ازدواج طرف مقابل را تغییر می‌دهم و تفاهم را بر علاقه و محبت مقدم دانستن، 10 اشتباه بزرگ دوران آشنایی است. اشتباه نخست این است که در این دوران سؤال‌های کافی پرسیده نمی‌شود چراکه می‌ترسیم اگر سؤال بپرسیم جنبه عاشقانه رابطه زیر سؤال برود و در برخی موارد نمی‌خواهیم جواب سؤال‌ها را بدانیم و می‌ترسیم همین سؤال را از خودمان هم بپرسند و گاهی نیز در اصل نمی‌دانیم چه باید بپرسیم. ما در دوران آشنایی به اطلاعات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری نیاز داریم که اطلاعات سخت‌افزاری شامل وضعیت جسمانی، امکاناتی که برای ازدواج نیاز است، کار، شغل و ... می‌باشد و اطلاعات نرم‌افزاری نیز شامل اخلاقیات است که جز در دوران آشنایی نمی‌تواند خود را نشان دهد مانند سلوک اخلاقی و نحوه برخورد شخص با محیط اطراف و... که باید به‌دقت این موارد را مدنظر داشت. جعفری در پاسخ به این پرسش که آیا با نخستین اشتباه یا دروغ گفتن طرف مقابل می‌توان در موردش نظر قطعی داد یا خیر اظهار داشت: با تهیه یک دفترچه یادداشت نخستین دروغ گفتن یا اشتباه را یادداشت می‌کنیم و اگر این مورد تکرار شد، با مراجعه به یادداشت قبلی باید ببینیم این یادداشت تائید می‌شود یا نه و یا اینکه اگر می‌خواستیم بدانیم که فرد عصبی هست یا نه باید ببینیم آیا این رفتار عصبی تکرار می‌شود یا نه؛ اگر تکرار شد آن‌وقت باید در مورد آن تأمل کرد و تصمیم گرفت. وی صداقت، وفاداری، حساسیت، خون گرمی، مهربانی، ملایمت و قابل‌انعطاف بودن، صبوری و متانت را 9 عامل مهم برای شناخت شریک زندگی عنوان کرد و گفت: ما باید حتی نکات مثبت طرف مقابل را در گوشه ذهنمان یادداشت کنیم تا ببینیم تکرار می‌شود یا نه و پس‌ازآن قضاوت کنیم. متأسفانه در دوران آشنایی، زوج‌های جوان نشانه‌ها را نادیده می‌گیرند چراکه در این دوره دچار یک بیماری به نام توجیه می‌شویم. برای نمونه یکی از طرف‌ها به‌وضوح نشان می‌دهد که مشکل اخلاقی دارد اما طرف مقابل برای خودش این را توجیه می‌کند که وی در دوران کودکی، سختی‌های بسیاری را متحمل شده است. گاهی دیده می‌شود که زوج رفتار نادرست و نابهنجار نامزدش را با انسان‌های دیگر می‌بیند اما به دلیل اینکه به وی لبخند می‌زند، برای خود توجیه می‌کند که نامزدش در سخت‌ترین شرایط به او لبخند می‌زند که در اینجا باید گفت که بسیار زود این برخورد نابهنجار به همسر نیز منتقل خواهد شد چراکه پس از مدتی همه‌چیز عادی می‌شود. بنابراین به نشانه‌ها باید توجه کرد چراکه نحوه برخورد شخص با محیط اطراف به‌زودی برای همسر فرد نیز تکرار شده و همین‌گونه خواهد بود. متأسفانه در دوران آشنایی بسیار زود و عجولانه سازش می‌کنیم و خیلی سریع از اعتقادات و دیدگاه‌های خود دست برمی‌داریم و به سمت اعتقادات طرف مقابل می‌رویم که این نیز در زندگی تأثیر مخرب خود را نشان خواهد داد. وقتی یک مشکل در زندگی به وجود می‌آید بسیار زود آن مشکل را می‌پذیرند گویی که این دوران، دوران آشنایی نیست و دوران وصل است که این نیز یکی از اشتباهات بزرگ دوران آشنایی است. این روان‌شناس بالینی به اشتباهی دیگر در دوران آشنایی زوجین اشاره کرد و گفت: اشتباه دیگر باور این مسئله است که بعد از ازدواج مشکلات کم می‌شود و باور اینکه پس از ازدواج طرف مقابل را تغییر می‌دهیم، درصورتی‌که باید دقت کرد که طرف مقابل ما پس از ازدواج بهتر که نخواهد شد هیچ، بلکه 30 درصد نیز بدتر خواهد شد و با افزایش سن و گذر زمان این روند شدت بیشتری خواهد گرفت. وی با اشاره به اینکه وابستگی‌ها باعث می‌شود که علائم را نبینیم، اظهار داشت: مسئله مهم بعدی تفاهم و توافق است؛ تفاهم یعنی مانند هم هستیم و توافق یعنی کنار هم هستیم که در اینجا باید گفت آنچه مقدم بوده علاقه و محبت است؛ به‌عبارت‌دیگر تفاهم بر تعهد مقدم است یعنی گاهی دیده می‌شود که زوج وظیفه‌شناس و مسؤولیت پذیر بوده، اما تفاهم و علاقه به همسرش ندارد که این نیز مشکل‌ساز خواهد شد. جعفری در ادامه تسلیم نیازهای جنسی شدن را یکی از بدترین اشتباهات دوران آشنایی دانست و افزود: یک هورمونی در بدن انسان ترشح می‌کند که هورمون نوازش و وابستگی است که در شیر مادر نیز وجود دارد و عامل وابستگی فرزند به مادر است و وقتی‌که ارتباطی بین دو نفر به وجود می‌آید، ازنظر علمی ترشح این هورمون در بدن باعث وابستگی دو نفر به یکدیگر می‌شود و آن‌ها در دام وابستگی هورمونی فیزیولوژیک می‌افتند و آن‌وقت فکر می‌کنند که عاشق شده‌اند. اگر در دوره آشنایی رابطه جنسی اتفاق بیفتد درحالی‌که این دوره هنوز به مرحله عرفی و شرعی خود نرسیده است و شناخت کاملی به دست نیامده، این مشکلات به وجود می‌آید. وی تسلیم شدن در برابر زرق‌وبرق مادی را نیز یکی از اشتباهات دوران آشنایی دانست و اظهار داشت: باید اذعان کرد که زرق‌وبرق‌های مادی سخت‌افزارهای زندگی هستند نه نرم‌افزارها که باید بدانیم نرم‌افزارها بیشتر خود را در زندگی نشان می‌دهند تا سخت‌افزارها که متأسفانه در آغاز بیشتر سخت‌افزارها موردتوجه قرار می‌گیرد. با نگاهی به نظریات این روانشناس و بررسی مواردی که به‌عنوان اشتباهات دوران آشنایی مطرح شد به‌خوبی پی می‌بریم توصیه‌های اسلام در باب ارتباط و ازدواج چقدر دقیق و موشکافانه عنوان‌شده است. مواردی که در این گزارش به‌عنوان اشتباهات دوران آشنایی مطرح‌شده به‌طور کامل در ازدواج به سبک اسلامی رعایت شده و نشان‌دهنده این است که علم روان‌شناسی امروز نیز حتی با گرایش‌های اومانیستی به این مسئله رسیده است که باید از اصل و ریشه کارها را درست کرد.   *خبرگزاری فارس از شیراز ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 14 Apr 2017 09:08:36 GMT http://migna.ir/vdcgu39t.ak9zz4prra.html ۱۰ دلیل که چرا پیدا کردن عشق برای زنان باهوش دشوار است http://migna.ir/vdcdfk0o.yt0zo6a22y.html در ادامه ۱۰ دلیل این‌که چرا پیدا کردن عشق برای زنان باهوش دشوارتر است را می‌بینید.۱. آنها از تنها بودن نمی‌ترسند. زنان خردمند می‌دانند چه می‌خواهند و به کمتر از آن راضی نمی‌شوند. آنها اهمیت صداقت داشتن با خودشان را می‌دانند و متوجه هستند که فدا کردن خواسته‌های‌شان در راه عشق به یک “شخص اشتباه” سبب رنجش‌خاطر خواهدشد. آنها مجبور نیستند به خاطر ترس از تنها بودن عقب‌نشینی کنند، یا از برداشت‌های اجتماعی کسانی که نمی‌توانند درک کنند یک زن هم می‌تواند به تنهایی زندگی کند و شاد باشد، بترسند. ۲. پیدا کردن عشق برای زنان باهوش دشوار است چون آنها می‌دانند چه می‌خواهند. همه‌ زنان یک “فهرست هم‌سنجی” دارند از آن‌چه درباره‌ “دیگری مهم” می‌خواهند. فهرست هم‌سنجی یک زن خردمند احتمالا یا طولانی‌تر یا خاص‌تر از فهرست کسانی است که “دیگری مهم” را فقط برای داشتن “دیگری مهم” می‌خواهند. آنها خودشان را می‌شناسند و می‌دانند بودن در کنار چه کسی برای‌شان مقدور و بودن در کنار چه کسی برای‌شان غیرممکن است. ۳. آنها برای تسهیل زندگی‌شان به شخص دیگری نیاز ندارند. در گذشته تصویر غالب این بود که زنان باید مستقیم از خانه‌ پدرشان به خانه‌ شوهرشان بروند. اما در دنیای امروز زنان برای روی پای خود ایستادن دیگر نیازی به کمک شخصی دیگر ندارند؛ آنها می‌دانند ممکن است تنهایی را ترجیح بدهند. بنابراین دانستن این‌که نهایتا مجبور خواهند بود دورانی از زندگی‌شان را با کسی سهیم شوند، می‌تواند برای یک زن مستقل ناخوشایند باشد. ۴. آنها تعهداتی دارند که برای‌شان مهم‌تر از ایجاد رابطه است. فرصتهای شغلی، دوستی، خانواده، کارهای فوق برنامه، همه و همه کارهایی هستند که شاید به اون فرصت کافی برای ورود به یک رابطه را ندهند، زیرا پیدا کردن فرد مناسب زمان می‌برد. ۵. آنها کاملا آگاه هستند که یک رابطه ممکن است پایان بپذیرد و یادآوری گذشته ممکن است بر روی روابط بالقوه‌ آنها در آینده تاثیر بگذارد. آنها با زندگی کردن در لحظه، پرتکاپوتر و کاری‌تر هستند و نمی‌خواهند زمان‌شان را تلف‌کنند؛ زمان حقیقتا برای زنان خردمند یک دارایی ارزشمند است. آنها باید از تداوم رابطه در آینده و این‌که شخص مقابل‌شان هم در این رابطه مثل آنها فکر می‌کند، مطمئن باشند: ازدواج، بچه‌ها، مسائل مالی و غیره. ۶. آنها می‌دانند “جذابیت” فقط برای شروع خوب است. جاذبه‌ فیزیکی جنبه‌ مهمی برای پیدا کردن عشق است، اما زنان خردمند متوجه ‌هستند که جذابیت زودگذر است و زمانی که پرده بیفتد ممکن است جذابیت هم تا حد زیادی تغییر کند. در زمان عاشق شدن هورمون‌های زنان نخستین قدم را برمی‌دارند اما زنان خردمند می‌دانند که این صمیمیت ایجا شده (یا حفظ آن) میان دو طرف است که نشان می‌دهد یک رابطه تداوم خواهد داشت یا نه. ۷. آنها می‌توانند محکم و استوار باشند. یک زن باهوش از ایستادن و گفتن تفکراتش نمی‌هراسد. این قرصی است که بسیاری از مردم باید بخورند. شاید به این دلیل که نمی‌دانند چه‌طور باید رفتار بکنند یا شاید به این دلیل که احساس می‌کنند نمی‌توانند انتظارات دیگران را برآورده کنند؛ به هر روی این می‌تواند هم برای عاشقان احتمالی و هم برای دوستان ترس‌آور باشد. ۸. پیدا کردن عشق برای زنان باهوش دشوار است چون آنها تغییر را می‌پذیرند. آن‌ها وانمود نمی‌کنند که خودشان و شخص مقابل‌شان، بدون تغییر باقی خواهند ماند. آنها می‌خواهند رشد کنند و اهدافی برای آینده‌ خود دارند. این اهداف تغییراتی را در آنها و نهایتا در آن‌چه می‌خواهند ایجاد خواهدکرد. آگاهی نسبت به این موضوع سبب می‌شود که تعهد به یک رابطه برای مدت زمان طولانی برای زنان دشوار باشد. ۹. آنها به خوبی نسبت به کارهایی که در رابطه‌های امروز انجام می‌شود، واقف هستند و لزوما نه آنها را دوست ندارند و نه با آنها موافق هستند. بودن در یک رابطه دیگر برای زنان ابزاری برای بقا نیست. چنان‌چه قبلا گفته ‌شد، رفتن از خانه‌ پدر به خانه‌ی شوهر دیگر یک ضرورت نیست و امروز ما توانایی تنها زندگی کردن را داریم. بنابراین هدف از بودن در یک رابطه فقط داشتن “همراهی” است که عاشق‌اش هستید و می‌خواهید زندگی‌، علائق و آینده‌تان را با او سهیم شوید. ۱۰. آنها می‌دانند که نباید قلب‌شان را به هرکسی بسپارند. این دلیل سرحد دلایل سخت‌تر بودن پیدا کردن عشق برای زنان خردمند است. تصمیم درباره‌ این‌که آیا شخصی لیاقت قلب یک زن خردمند را دارد یا نه دشوار است و این مسئله‌ کوچکی نیست. زنان خردمند مجبورند نکات منفی و مثبت را بررسی کنند و تصمیم بگیرند که آیا دوست داشتن شخصی دیگر به مشکلاتی که در صورت نتیجه‌بخش نبودن رابطه ممکن است پیش بیاید، می‌ارزد؟ - ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده منبع: لایف‌هک ]]> روابط سالم دختر و پسر Wed, 05 Apr 2017 21:50:49 GMT http://migna.ir/vdcdfk0o.yt0zo6a22y.html حقایقی که باید قبل از ازدواج بدانید http://migna.ir/vdcbsaba.rhbg9piuur.html احتمال طلاق در ازدواج های بعد از 23 سالگی، کمتر است. تحقیقات نشان داده افرادی که در سن 18 سالگی ازدواج می کنند، احتمال جدایی شان 60% بیشتر از دیگران است. اما آنهایی که تا 23 سالگی صبر می کنند، سپس وارد زندگی مشترک می شوند، احتمال طلاق شان به 30% کاهش می یابد. بنابراین برای شروع یک زندگی مشترک، زود تصمیم نگیرید.   جملات عاشقانه بیش از یک سال به طول نمی انجامد.  اگر چه روزهای ماه عسل شیرین و رمانتیک است اما این شرایط همیشگی نیست و معمولا بعد از یک سال تغییر می کند. در واقع این احساس جایش را به حس های دیگری می دهد. از آنجا که زندگی مشترک درگیری های ذهنی خود را دارد، دیگر دو طرف وقت لازم را برای این که تمام تمرکز خود را روی یک نفر و ابراز علاقه به او بگذارند، نخواهند داشت.   اگر با همسرتان دوست باشید، ازدواج موفقی خواهید داشتبرای داشتن یک ازدواج موفق، باید در وهله اول یک دوست خوب برای همسر بود. در واقع صمیمیت است که خوشبختی می آورد. به همین دلیل اگر دوست خوبی برای همسرتان باشید، مطمئنا زندگی مشترک شادی نیز خواهید داشت.  هر چه فاصله سنی کمتر باشد، احتمال جدایی نیز کمتر است مطالعه ای که روی 3000 آمریکایی انجام شد، نشان داده که فاصله سنی نقش مهمی در موفقیت ازدواج دارد.  زوج هایی که از نظر سنی 1 سال با هم اختلاف دارند، 3% بیش از زوج های همسن در خطر جدایی به سر می برند، و به همان نسبت، اختلاف سنی 5 سال احتمال طلاق را تا 18%  و 10 سال تا 39% بالا می برد.     اگر از اتفاقات خوب زندگی همسرتان شاد می شوید، رابطه موفقی دارید. اگر شما هم به همان نسبت همسرتان، از اتفاقات خوبی که برای او رخ داده خوشحال و هیجان زده می شوید، نشان دهنده آن است که رابطه خوبی با همسرتان دارید. به عنوان مثال، همسرتان به خانه می آید و خبرهای خوب اش را با شما نیز به اشتراک می گذارد. اگر عکس العمل شما مثبت باشد و در جواب به او بگویید: «عالیه عزیزم! من می دانستم که تو موفق می شود. تو برای این موفقیت تلاش زیادی کرده ای و نتیجه اش را هم دیدی»، ثابت کرده اید که یک زوج موفق و خوشبخت هستید. کلمات تاثیر زیادی بر نوع رابطه شما می گذارند.  اما بر عکس، اگر در جواب به همسرتان بگویید: «یعنی از این به بعد باید بیشتر کار کنی؟ آیا از پس این کار بر می آیی؟» یا این که حرف های او را نادیده بگیرید و از اتفاقاتی که در طول روز برایتان رخ داده سخن بگویید، در واقع نشان داده اید که همسرتان برای شما اهمیت زیادی ندارد.    زوج هایی که مسئولیت های خانه را تقسیم نمی کنند، به سادگی خشمگین می شوند.    بیش از 60% افرادی که در تحقیقی مورد مطالعه قرار گرفتند، بیان کردند که تقسیم کارهای خانه نقش مهمی در موفقیت یک ازدواج دارد.به عنوان مثال آقایانی که گاهی در ظرف شستن به همسرشان کمک می کنند، رابطه بهتری با یکدیگر نسبت به آنهایی که کوچک ترین کمکی در امور خانه نمی کنند، دارند. به علاوه، با تقسیم وظایف زمان کمتری را صرف امور خانه کرده و در نتیجه وقت آزاد بیشتری را برای کنار هم بودن و لذت بردن از هم خواهند داشت.     هیچوقت همسرتان را قبل از ازدواج، به طور کامل نخواهید شناخت   شاید قبل از ازدواج همسرتان را بشناسید و از تمام برنامه های زندگی اش آگاه باشید. به عنوان مثال برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش، مارک خمیردندان یا حتی غذای مورد علاقه و ساعت محبوب اش را بدانید اما باز هم آنطور که باید او را نمی شناسید.   اگر چه زوج هایی که مدت زمان زیادی قبل از ازدواج با هم در ارتباط بوده اند، یکدیگر را بهتر می شناسند و اعتماد به نفس بالاتری از رابطه شان دارند اما همانطور که ثابت شده، کیفیت اهمیت دارد نه کمیت. پس مهم عمق رابطه است نه مدت زمان آن.    اگر همسرتان را محک می زنید، هنوز به او اطمینان لازم را ندارید.    بسیاری از افراد قبل از ازدواج همسرانشان را امتحان می کنند. تحقیقات نشان داده افرادی که این کار را انجام می دهند، انرژی منفی زیادی را از این رابطه تجربه خواهند کرد. به عنوان مثال در نتیجه این امتحانات، آقایان دچار افسردگی و ناراحتی و خانم ها دچار عصبانیت می شوند که در نتیجه اعتماد به نفس و شادی موجود در زندگی مشترک را از آنها می گیرد.    افرادی که متکی به همسرشان هستند، درصد خیانت شان نیز بیشتر است. برخلاف باور عموم، خیانت در خانواده های ثروتمند و آنهایی که در آمد بالایی دارند، بیشتر از دیگر خانواده ها نیست. تحقیقاتی اخیرا صورت گرفته که ثابت کرده شخصی که از نظر مالی وابسته همسرش است(چه مرد و چه زن)، احتمال خطا و بی وفایی اش نیز بیشتر است.     زوج هایی که شکرگزار یکدیگرند، ازدواج موفق تری دارند.    حق شناسی، یکی از مهمترین عوامل ازدواج های موفق است. افرادی که از همسرشان بابت محبت هایش تشکر می کند، بر این باورند که رابطه عاطفی قدرتمندتری دارند. در واقع آنها می بینند که محبت ها و کارهایی که انجام می دهند نادیده گرفته نخواهد شد و همین احساس، پیوند دو طرف را محکم تر می کند.   کیفیت رابطه زناشویی مهم تر از کمیت آن است. محققان تعدادی از زوج ها را به دو دسته تقسیم کردند. به مدت 90 روز، نیمی از آنها رابطه زناشویی عادی خود داشتند و نیمی دیگر دفعات آن را دو برابر کردند. در نهایت، زوج هایی که تعداد دفعات کمتری رابطه زناشویی داشته اند، خوشحال تر و راضی تر بودند. بنابراین اگر به دنبال رابطه عاطفی موفقی هستید، باید به دنبال کیفیت باشید، نه کمیت. ]]> ازدواج خانواده Thu, 30 Mar 2017 13:15:31 GMT http://migna.ir/vdcbsaba.rhbg9piuur.html چگونه با زن رویاهای خود ازدواج کنیم؟ http://migna.ir/vdciv5a5.t1aup2bcct.html بقای یک زندگی پایدار به عوامل متعددی وابسته است از جمله رضایت مرد از همسرش، اگر مردی با عشق همسر خود را انتخاب کند، در ناملایمات زندگی همواره پشتیبان و حامی همسر و خانواده است و مواردی، چون طلاق و خیانت کمتر اتفاق می‌افتد.   اگر می‌خواهید عروس رویایی خود را پیدا کرده و با او ازدواج کنید در گام اول باید آنچه از همسرتان می‌خواهید و توقع دارید را دقیقاً مشخص کنید، می‌توانید روی یک کاغذ خصوصیات فیزیکی، اخلاقی، مدرک تحصیلی، ن‍ژاد، سن، نوع کار و درآمد همسر مورد علاقه خود را بنویسید، همچنین اینکه تمایل دارید او چگونه با شما رفتار کند، صاحب چند فرزند شوید، دوستان و اعضای خانواده او چگونه باشد، با نوع کار، دوستان و محل کار شما چه تعاملی داشته باشد و در اوقات فراغت با او به چه فعالیت هایی بپردازید.   برای بدست آوردن همسر مناسب و رویایی باید دیدی مثبت به دنیا داشته باشید و با خوش‌بینی به جستجوی همسر مناسب خود بروید، همسر شما ممکن است تمامی صفات و مشخصاتی را که شما به آن علاقه دارید نداشته باشد، اما اگر اخلاق خوبی داشته باشد و شما را درک کند و همیشه حامی و پشتیبان شما باشد بهترین همسر برای شما بویژه در زمان‌های سختی و سالمندی خواهد بود.   زمانی که در جمعی قرار می‌گیرید یا با خانمی آشنا می‌شوید که احساس می‌کنید بهترین انتخاب به عنوان همسر برای شماست، اعتماد به نفس خود را تقویت کنید، یکی از اصلی‌ترین راهکار‌ها برای ایجاد علاقه به خانم‌ها لبخند زدن به آن‌ها و جلب رضایت و اعتماد آن‌ها است.   رفتارهای خشن و پرخاشگرانه، بی تفاوتی، کاهش اعتماد به نفس و دست پاچگی همگی می‌تواند باعث بی‌علاقگی خانم‌ها و عدم تمایل آن‌ها به آشنایی با شما شود.   زنان به طور غریزی به مردانی برای تشکیل خانواده تمایل پیدا می‌کنند که اعتماد به نفس بالا و قدرت رهبری دارند، اگر با خانمی آشنا می‌شوید خود را قوی و شجاع نشان دهید، به بحث و گفتگو درباره مسائل مورد علاقه خود بپردازید و از یک گفتگوی شاد لذت ببرید.   اگر خواهان یک زن معاشرتی فعال در اجتماع هستید باید از ابتدا به خواسته‌های او و حضورش در اجتماع احترام بگذارید، به صحبت‌های او درباره محل کار، دوستان، اقوام و همکارانش گوش کنید و خود را حامی او بدانید.   اگر به بانویی فعال در اجتماع علاقه‌مند شده‌اید، باید خود نیز روحیه اجتماعی داشته باشید، شرکت در فعالیت‌های گروهی، علاقه به انجام کارهای هنری، ورزشی و خلاقانه، علاقه مند‌ی به ادامه تحصیل و یا پیشرفت در محل کار همگی می‌تواند باعث موفقیت شما در ایجاد علاقه و تمایل در آن زن شود.   بسیاری از مردان به دلیل پیدا نکردن زن رویاهای خود به اجبار و نه از روی احساسات با یک زن ازدواج می‌کنند و به تدریج در صورتی که با آن خانم تفاهم نداشته باشند دچار روزمرگی و بی‌علاقگی شده و به تدریج اختلاف، قهر و جدایی در زندگی مشترک آنها به وجود می‌آید.   در عین حال هم اگر سال‌ها به دنبال زن رویاهای خود باشید، زمان طلایی برای ازدواج و فرصت فرزندآوری در سنین جوانی را از دست می‌دهید و اکثر عمر خود را به تنهایی گذرانده‌اید، پس حتی برای ازدواج هم یک بازه زمانی معین در نظر بگیرید و در این زمان با زنی که از همه بیشتر به خصوصیات مورد علاقه شما نزدیک است ازدواج کنید و طعم شیرین زندگی خانوادگی و فرزند‌آوری را بچشید.   با انجام این راهکار‌ها در کنار اهمیت دادن به ظاهر خود، تلاش برای داشتن زندگی بهتر، انتخاب آگاهانه از روی عقل و منطق و نه تنها از روی احساسات می‌توانید بهترین همسر برای زندگی مشترک را به آسانی پیدا کنید.   منبع: storify   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 23 Mar 2017 09:40:19 GMT http://migna.ir/vdciv5a5.t1aup2bcct.html ۵ رفتار خودخواهانه که می‌تواند ازدواجتان را نابود کند http://migna.ir/vdcawuny.49nwm15kk4.html میگنا: رفتارهای خودخواهانه می‌تواند تاثیر منفی بر ازدواجتان بگذارد. پنج مورد از متداول‌ترین این رفتارهای مخرب را برایتان عنوان می‌کنیم که ممکن است بدون اینکه بدانید همین حالا در ازدواج شما هم وجود داشته باشد. باید این رفتارها را بشناسید و روش‌های پیشگیری از آنها را هم یاد بگیرید.  خیلی از زوج‌هایی که پیش مشاوره‌های خانواده می‌روند، هر دو طرف نیت خوبی دارند و می‌خواهند رابطه‌شان را نجات دهند و در آخر متوجه می‌شوند علت اینکه کار رابطه‌شان به اینجا کشیده همین ۵ رفتار خودخواهانه بوده است. ۱. اینکه طی یک بحث یا مشاجره به جای اینکه به حرف‌هایی که طرف‌مقابلتان می‌زند فکر کنید، به فکر واکنش دفاعی خودتان باشید. این یکی از متداول‌ترین رفتارهایی است که در زوج‌ها می‌توان دید. افراد معمولاً درمورد مشکلات و خستگی‌های خودشان خوب حرف می‌زنند و آنها را ابراز می‌کنند ولی وقتی نوبت به حرف زدن طرف‌مقابلشان می‌رسد، حالت دفاعی به خودشان می‌گیرند. همین باعث می‌شود که خوب به حرف‌های همسرشان گوش نکنند. توصیه ما این است که دقیق به حرف‌های همسرتان گوش کنید و سعی کنید پیامی که می‌خواهد به شما بدهد را درست بگیرید، بدون هیچ بی‌احترامی و تمسخر. حتی نوشتن حرف‌هایی که همسرتان می‌زند برای بالا بردن تمرکزتان می‌تواند مفید باشد. ۲. اینکه درمورد مسائل و مشکلات شخصی و همچنین مشکلاتتان در رابطه با همسرتان صحبت نکنید. مطمئناً هیچ انسانی نمی‌تواند فکر دیگران را بخواند، همسر شما هم از این قاعده مستثنی نیست. خیلی خودخواهانه است که توقع داشته باشید که او دقیقاً بداند که چه خبر است و چه مشکلی دارید و به کمکتان بیاید. ممکن است استرس‌های کاریتان باشد، نگرانی‌های مالی یا رفتارهایی از همسرتان که برایتان آزاردهنده است. این لیست می‌تواند خیلی طولانی باشد و حرف نزدن درمورد آنها موجب خشم و کینه و آزار همدیگر می‌شود. حرف زدن با هم و گوش کردن به حرف‌های همدیگر قسمت زیادی از ناراحتی‌های شما را برطرف خواهد کرد. ۳. اینکه مدام حدس و گمان بزنید: همیشه همه چیز را نباید به خودتان بگیرید! یکی از عواقب رفتار خودخواهانه قبلی این است که درمورد رفتار طرفتان حدس و گمان بزنید و آن را به خودتان بگیرید. وقتی آدم‌ها دچار استرس می‌شوند، ممکن است رفتارشان هم در رابطه با همسرشان عوض شود. ممکن است مدام عصبانی و زودرنج شوید و این رفتار باعث می‌شود که طرف مقابل آن را به خودش بگیرد و ناراحت و عصبانی شود. در بهترین حالت بهتر است که طرفی که استرس دارد با همسرش صحبت کند اما ازآنجایی که هیچکدام از ما آدم‌های کاملی نیستیم، ممکن است هیچ نگوییم و در اینصورت وظیفه طرف‌مقابل است که با نرمی و لطافت موضوع را مطرح کند و درمورد مشکلات همسرش سوال کند. وقتی می‌خواهید این کار را بکنید، یادتان باشد که پیش‌داوری‌هایتان را کنار بگذارید.میگنا.آی.آر، به عبارت دیگر، تصور نکنید که همسرتان قصد حمله به شما و آزارتان را داشته است، در عوض به خودتان یادآور شوید که او هنوز هم همان کسی است که شما انتخابش کرده‌اید و عاشقش هستید. ۴. اینکه نگران نیازهای جنسی خودتان باشید و نیازهای جنسی همسرتان را نادیده بگیرید. رابطه‌جنسی بخش بسیار مهمی از ازدواج است و مشکل بسیاری از زوج‌هایی که پیش مشاوره خانواده می‌روند هم همین است. مشکلت مربوط به رابطه‌جنسی معمولاً شامل تفاوت در میزان میل جنسی و انتظارات فرد از آن می‌شود. خیلی مهم است که با هم درمورد این موضوعات صحبت کنید. هیچ اشکالی ندارد که توقعات خودتان را از رابطه‌جنسی با همسرتان در میان بگذارید. بعد از اینکه از انتظارات هم باخبر شدید، باید سعی کنید آنها را در نظر گرفته و به آنها احترام بگذارید. صحبت کردن باهم اهمیت بسیار زیادی در این زمینه دارد. ۵. اینکه فقط به رفتارهایی از همسرتان فکر کنید که برایتان آزاردهنده است، نه رفتارهایی از خودتان که ممکن است باعث آزار همسرتان شود. خیلی از جلسات مشاوره خانواده با این جمله «او این کار را می‌کند»، «و آن کار را می‌کند» شروع می‌شود. این جمله‌ها برای توصیف رفتارها یا خصوصیات اخلاقی استفاده می‌شود که طرف مقابل را دیوانه می‌کند. به جای اینکه روی کاری که همسرتان انجام می‌دهد متمرکز شوید، بهتر است هر کدامتان روی رفتارهای خودتان تمرکز کنید، مخصوصاً رفتارهایی که می‌دانید موجب آزار همسرتان است. منظورمان این نیست که خودتان را عوض کنید، نه. فقط کافی است آگاهی بیشتری نسبت به رفتارهای خودتان پیدا کنید و سعی کنید آنها را اصلاح کنید. به خاطر داشته باشید که هیچ رابطه‌ی ایدآلی وجود ندارد. اگر تصور می‌کنید که یکی از این رفتارها را دارید، قدم بزرگی برداشته‌اید زیرا آگاهی سخت‌ترین قدم در ایجاد تغییر است. منبع مقاله : familyshare.com مترجم : زینب آرمند- مردمان ]]> ازدواج خانواده Thu, 02 Mar 2017 05:33:47 GMT http://migna.ir/vdcawuny.49nwm15kk4.html چرا مردها در زندگي مثل پدرشان رفتار مي کنند؟ http://migna.ir/vdcgtz9t.ak9zy4prra.html disableBothrt(446540,'fa') آنها نه‌ تنها خوبي‌ها و توانايي‌هاي او را به ارث مي‌برند بلکه حتي اگر خودشان هم بي‌خبر باشند، ويژگي‌هاي ناخوشايندش را با خود به خانه بخت مي‌برند، چرا که اين ويژگي ها از کودکي به شکل الگوي رفتاري يک مرد براي آنها درآمده و اين الگوها تقريبا هيچ وقت تغيير نخواهند کرد و هر چه سن فرد بيشتر شود، شباهت بيشتري به پدرش پيدا مي کند. پس مراقب باشيد و قبل از جواب مثبت دادن، براي شناخت پدر شوهر آينده‌تان تلاش کنيد! به ازدواج بدبين است؟ شايد زندگي گذشته اين مرد باعث بي‌اعتماد شدنش به خانم‌ها و گريزان بودنش از تشکيل خانواده شده است. روان شناسان مي‌گويند اگر در زندگي پسر پدر نقشي خوب و موثر داشته باشد اما ارتباط کودک با مادرش بد و مخرب باشد، پسر بچه تنها از نعمت داشتن يک الگوي هم‌جنس خوب بهره‌مند است؛ چنين فردي در بزرگسالي در ايفاي نقش مردانه مشکلي ندارد اما از نزديک شدن به جنس مخالف خود مي‌ترسد. عجيب نيست اگر پسري که با اين الگو زندگي کرده از ازدواج گريزان شود يا بعد از تشکيل خانواده به همسرش اعتماد کامل را نداشته باشد. شما را به خانواده اش ترجيح مي دهد؟ فرض کنيد خواستگاري داريد که خانواده‌اش مخالف ازدواج او با شما هستند و او به شما خواهد گفت که در راه عشقتان همه را کنار مي گذارد و از خانه پدري اش بيرون مي زند تا زندگي مستقلي داشته باشد و بتواند با شما ازدواج کند. فکر مي کنيد اين مرد بلوغ کافي براي ازدواج را دارد؟ شايد حرف‌هاي اين مرد چندان هم بي‌اساس نباشد و او براي رسيدن به دختري که دوستش دارد، بتواند از همه دل بکند اما زندگي در کنار چنين مردي زياد هم آسان نيست. بر اساس نظر روانشناسان اگر مادر کودک در زندگي او چهره‌اي مثبت داشته باشد اما پدر حمايتگر و مايه افتخار پسر نباشد، فرد در بزرگسالي نمي‌تواند نقش‌هاي مردانه را به خوبي برعهده بگيرد. چنين پسري به راحتي دل به يک دختر مي‌بندد و حتي از اينکه براي ازدواج با او از همه ببرد نمي‌ترسد، چراکه فکر مي‌کند همه دختر‌ها مثل مادرش هستند و آسان به زني که سر راهش قرار مي‌گيرد، اعتماد مي‌کند. اما زندگي کردن با چنين پسري به‌خاطر ناتواني‌اش در حمايت از شريک زندگي و ايفاي نقش‌هاي مردانه آسان نخواهد بود. شکاک و بي‌اعتماد است؟ بسياري از آسيب‌هايي که در کودکي به روان و شخصيت فرد مي‌رسد به سادگي در بزرگسالي جبران نمي‌شود. يکي از شديد‌ترين اين آسيب‌ها با ايجاد فاصله‌اي ميان کودک و والدينش ايجاد مي‌شود و گاهي تا پايان زندگي با فرد همراه مي‌ماند. روان شناسان معتقدند اگر کودک از نعمت داشتن پدر و مادر خوبي که الگوي ارزشمندي برايش باشند، بي‌بهره باشد، نه در بزرگسالي قهرماني دارد که از او الگو بگيرد و با او همانندسازي کند و نه توانايي نزديک شدن به جنس مخالف و اعتماد کردن به او را دارد. به عبارت ديگر چنين پسري نه از پس ايفاي درست نقش‌هاي مردانه برمي‌آيد و نه مي‌تواند با غيرهمجنس خود رابطه موثري برقرار کند. همسر و پدري ايده‌آل است؟ اگر بخت با همسرتان يار بوده و در کودکي زير سايه پدر و مادر خوبي که رابطه‌اي همدلانه و صميمي با يکديگر و با او داشته‌اند، پرورش يافته باشد مسئوليت‌پذير بار ‌آمده و سادگي به توانايي‌هايش شک نمي کند. او مي‌تواند با ديد باز همسر آينده‌اش را انتخاب کند و ازدواجي موفق داشته باشد. چنين مرد مسئوليت‌پذيري مي‌تواند از شريک زندگي‌اش حمايت کند و در آينده پدري خوب براي فرزندش باشد. در تصميم گيري ضعيف است؟ فرزند پدري که هميشه در مقابل پسرش مي‌ايستد و عبارات «نکن»، «نمي‌شود»، «نمي‌تواني» و... را مدام به زبان مي‌آورد در همه ابعاد زندگي‌اش ترديد و نگراني را با خود به همراه مي‌آورد. تصميم گرفتن براي چنين پسري سخت است و هميشه و در انجام هر کاري با نگاهي به پدر به دنبال تاييد او مي‌گردد. چنين پسري حتي براي کمک کردن به همسرش هم سعي مي‌کند از الگوي پدر پيروي کند و اگر پدرش ميانه‌اي با اين موضوع نداشته باشد در مقابلش هيچ قدمي براي کم کردن بار مسئوليت همسرش برنمي‌دارد.  به همين دليل است که پسر تمام رفتارهاي پدرش را دروني مي‌کند و آنها را تا سال‌هاي سال با خود به همراه مي‌آورد. شايد پسر هرگز از اين الگوپذيري و شباهت غيرقابل انکاري که به پدرش پيدا مي‌کند باخبر نباشد يا شايد تا مدت‌ها از رفتارهاي پدرش انتقاد کند و هرگونه شباهتي به او را انکار کند اما در عالم واقعيت، پسر را تا حدودي مي‌توانيم نمونه کپي شده پدر بدانيم و از رفتارهاي درست و خوب گرفته تا اشتباهات پدر را در زندگي‌اش ببينيم. تک والد بزرگ شده؟ با همه اينها که گفتيم پس تکليف بچه هايي که پدرشان را از دست داده اند و با مادرشان بزرگ شده اند چيست؟ در اين موارد بچه ها بسيار سردرگم تر از وضعيت عادي هستند. به همين دليل ازدواج با زن ها يا مردهاي تک والد کمي به تامل نياز دارد. منظور از تک والد اين نيست که فرد درکنار مادر و ناپدري يا پدر و نامادري بزرگ شده باشد. منظور، رشد کردن در فضايي است که يک والد همزمان نقش هاي پدري و مادري را به دوش گرفته است. چنين فرزندي شناخت دقيقي از الگوهاي ارتباطي با جنس مخالف ندارد، نمي داند به عنوان يک مرد چه وظايفي به عهده اش قرار گرفته و از آن مهم تر، وقتي خودش صاحب فرزند شد چطور بايد با فرزندش رفتار کند. اين بچه ها اگر حساس و باهوش و متعهد باشند، معمولا در سنين نوجواني و جواني شروع به دقت در الگوهاي رفتاري جنسيت خودشان مي کنند و سعي دارند از روي رفتارهاي مردان فاميل، به الگوي درستي برسند. اما يادتان باشد همه بچه ها اين قدر مسئول و باهوش نيستند و احتمال اين که خواستگار شما هيچ الگويي از نقش هاي مردانه نداشته باشد بسيار قوي است!       ]]> ازدواج خانواده Sat, 18 Feb 2017 09:00:49 GMT http://migna.ir/vdcgtz9t.ak9zy4prra.html آیا عشق به تنهایی می‌تواند تنها عامل تعیین کننده در ازدواج باشد؟ http://migna.ir/vdcjmyex.uqeyyzsffu.html در این باره باید به چند نکته توجه شود که به نقل از سایت شهر سوال می‌خوانیم:الف- در ابتدا باید گفت محبت و علاقه یکی از مهم‌ترین ارکان ازدواج است. زندگی بر اساس آن پایه ریزی می‌شود. شرایط و معیارها ی دیگر بعد از این مرحله هستند. به این معنا که اگر این رکن نباشد، ازدواج معنا و مفهومی نخواهد داشت. بنابراین باید به موضوع جایگاه عشق در ازدواج اشاره کنیم. اگر کسى فردى از جنس مخالف را دوست بدارد و به راستى عاشق او باشد، آیا این امر مى تواند تنها عامل تعیین‌کننده ازدواج آن دو به شمار آید؟ باید در پاسخ بگوییم: نه، زیرا ازدواج در حقیقت نوعى مشارکت اجتماعى است که در آن، دو انسان باید از جهات گوناگون با یکدیگر تناسب عملى داشته باشند که از آن جمله، تناسب اعتقادى، اجتماعى، عقلانى، تحصیلى و... است. انسان در ازدواج، تمامى نیازهاى سطوح مختلف خود را از ابتدایى ترین نیازهاى غریزی تا عالى ترین نیازهاى انسانى به مشارکت مى گذارد. براى تشکیل یک خانواده، باید تناسب بین دو انسان براى برآوردن تمامى نیازها در حد بالایى وجود داشته باشد. بنابراین، براى ازدواج باید به انسانى بیاندیشیم که بتواند قسمت اعظم نیازهاى مختلف را برطرف کند. عشق مى تواند مکمل چنین ازدواجى باشد و نه تنها عامل تعیین‌کننده آن. با وجود اهمیت و تعالى عشق در زندگى، نیازهاى واقعى انسان نیز حقیقتى انکار ناپذیرند. انسان عاشق نمى‌تواند به عشق اکتفا کند و از نیازهاى خود از این طریق چشم بپوشد. بهتر است که براى ازدواج انسانى را انتخاب کنیم که در برآوردن نیازهاى مختلف، ما را یار، همراه و همسر باشد. ازدواجى که بدون توجه به نیازهاى گوناگون انسان، صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شکست خواهد خورد. عشق قبل از ازدواج تا آن جایی که مربوط به همسر باشد (یعنی پس از ازدواج و زوجیت) از نظر اسلام امری لازم و بلکه اساس کانون خانواده و استحکام آن است. البته در این جا تعبیر به عشق شاید صحیح نباشد و تعبیر به علاقه و محبت صحیح تر است. خداوند می‌فرماید: «یکی از آیات و نشانه‌های خداوند این است که از جنس خودتان، زوج‌تان را آفرید تا با هم انس گیرید. بین شما دوستی و مهربانی برقرار کرد. در این امر، آیات و نشانه‌های الهی برای کسانی است که تفکر و اندیشه کنند». همان گونه که در آیه آمده، دوستی و محبت انسان به همسر، از آیات و نشانه‌های خداوند دانسته شده است، بنابراین ازدواجی که در آن علاقه و محبت نباشد، فایده نداشته و ارزشمند نیست و پایدار نمی‌ماند. ب- نکته دیگر این که برخی خانواده ها معمولاً در آغاز با یکدیگر بسیار مهربان و با صفا و صمیمیت برخورد می نمایند، ولی گذشت زمان ممکن است در اخلاق و رفتار آنان تأثیر گذاشته، و کانون مقدّس خانواده را دچار تزلزل و نگرانی بنماید. اگر ازدواج و انتخاب همسر به صورت عقلائی، و با معیارهای صحیح صورت پذیرد، و حقوق و شرائط بهزیستی زوجین مراعات گردد، و نیازهای روحی و جنسی به شکل صحیحی برآورده شود، گذشت زمان نه تنها فروغ خانه و خانواده را تضعیف نمی کند بلکه روز به روز بر شدّت علاقه و صفای آنان افزوده می‌شود. اسلام برای زن و شوهر حقوق واجب و مستحبی قرار داده که لازم است رعایت کنند و مراقب باشند این دستورات حیات بخش را زیر پا نگذارند، پس نباید تصور نمود که اگر در آغاز ازدواج همراه با صممیت بود تا اخر این روش تداوم دارد . چه بسا بر عکس ممکن است در آغاز ناخوشی در زندگی وجود داشته باشد ولی در ادامه زندگی آرام ولذت بخش نصیب طرفین گردد. -  شهر سئوال ]]> ازدواج خانواده Fri, 10 Feb 2017 05:59:09 GMT http://migna.ir/vdcjmyex.uqeyyzsffu.html چند پیشنهاد برای مراحل آشنایی پیش از ازدواج http://migna.ir/vdcir3ap.t1a3q2bcct.html ميگنا: پويان مقدم يكي از مشاوران خانواده براي كمك به ازدواج بهتر جوانان مراحل آشنايي پيش از ازدواج را بشرح ذيل تشريح نموده است:در این مطلب در مورد این مسایل گفتگو می کنیم: 1- جلسه اول آشنایی و چگونگی ارزیابی اولیه 2- جلسات بعدی آشنایی 3- حداقل زمان آشنایی برای انتخاب درست از نظر متخصصان روان شناسی 4- معرفی چند کتاب مرتبط  -نکته مهم: مواردی که در این مطلب ذکر می شود بعضا وابسته به فرهنگ بوده و باید افراد، آنها را با توجه به فرهنگ خود تنظیم کنند. 1) جلسه اول آشنایی: در این جلسه به این سوالات در ذهن خودتان در کمال صداقت و شفافیت، جواب بله یا خیر بدهید: الف) آیا به طرف مقابل کشش دارید؟ برای اینکه به این سوال خوب پاسخ دهید به این سوالات پاسخ دهید: - آیا دوست دارید در آینده دست او را بگیرید؟ - آیا دوست دارید گاهی وقتی کنار شماست کمی به او نزدیکتر بنشینید؟ - آیا دوست دارید در آینده او را ببوسید؟ - آیا در آینده دوست دارید با او رابطه زناشويي داشته باشید؟ ب) آیا دایره علایق، تحصیلات، شغل، جهان بینی، اهداف ،تعریف زندگی، و دنیای کیفی شما به هم شبیه است؟ از او درباره رشته تحصیلی اش، شغلش و یا شغل مورد علاقه اش، نوع تفریحات و علایق، زمانی که برای این کار می گذارد، کتابهایی که می خواند، نوع مسافرتهایی که دوست دارد و ... سوال کنید. ج) آیا طبقه اجتماعی و فرهنگی طرف مقابل، به شما نزدیک هست؟ از او درباره تحصیلات و شغل والدین و خانواده اش، تعداد برادر و خواهر ها و محله سکونت خانواده آنها بپرسید. د) آیا هدف او از ازدواج با شما نزدیک هست؟ از خودتان و او بپرسید چرا می خواهید ازدواج کنید.- چند نکته:• با هم قرار بگذاريد نتیجه این گفتگو و اینکه می خواهید ادامه دهید یا نه را سه روز بعد به صورت پیامک و فقط با عبارت ( سلام، بله ) و یا ( سلام، ممنونم از وقتی که گذاشتید، خیر ) به هم اطلاع دهید، این کار را خودتان انجام دهید نه خانواده تان، و تعيين کنید در این مرحله توضیحات اضافه ندهید، معمولا افراد برای نه گفتن دچار مشکل می شوند و فکر می کنند باید حتما دلیل قانع کننده ای بیاورند، و برای افراد سخت است که مثلا بگویند که نه او شما خوشم نیامد، به نظر مودبانه هم نمی آید. • اجازه دهید محل قرار را خانم تعیین کند و اگر ماشین دارید به او پیشنهاد دهید که اگر صلاح می داند به دنبال او بروید، اما اصرار نکنید. • در جلسه اول مناسب لباس بپوشید، از رنگهای خاص و مدلهای خاص استفاده نکنید، محترم باشید و در عین حال خودتان را خیلی بهتر از آنچه هستید نشان ندهید تا توقع اشتباهی ایجاد نشود. • شوخی و خنده های مودبانه برای تلطیف فضای گفتگو لازم است. • لازم نیست مستقیم به سراغ معرفی و بحث جدی بروید، کمی در مورد آب و هوا حرف بزنید، وضعیت ترافیک و شهر، و یا در مورد مسایل کلی صحبت کنید تا آرام آرام فضا آماده گفتگوهای عمیق تر شود. • ممکن است طرف مقابل کمی اضطراب داشته باشد، هوای او را داشته باشید. 2) جلسات بعدی آشنایی:در صورتی که جواب هر دو ( سلام، بله ) بود به سراغ مرحله دوم می رویم. 1- بهتر است در جلسه دوم ابتدا درباره نکات مثبت جلسه اول گفتکو کنید 2- اگر سوالات دیگری دارید بپرسید اما کم کم و در جلسات بعد، تمرکز خود را از روی سوال و جواب بردارید و سعی کنید رابطه را شکل دهید، هر چه زودتر یخها آب شود آشنایی طرفین از هم، عمیق تر می شود. 3- در مورد این صحبت کنید که دوست دارید دفعه های بعد کجا همدیگر را ملاقات کنید. بعد از چند جلسه گفتگو خوب است با هم به سینما بروید، تئاتر، خرید، یا به طور کلی یک فعالیت مشترک انجام دهید. 4- بهتر است کم کم با خانوداه و جامعه دوستان همدیگر آشنا شوید و این موارد را مشاهده و بررسی کنید: - رفتار طرف مقابل با دوستانش - رفتار طرف مقابل با شما در مقابل دوستانش - حساسیت ها، موارد عصبانیت و ... را تشخیص دهید - ببینید رفتار او در جامعه خودش و جامعه دوستان و آشنایان شما با زمان تنهایی دونفره تان چه تفاوتهایی دارد - اینکه ابتدا با خانواده طرف مقابل آشنا شوید یا دوستانش به انتخاب شما و پیش آمد شرایط است 5- منعطف باشید و از اتفاقات استقبال کنید، تا زمانی که پای عقدنامه را امضا نکرده اید اتفاقی نمی افتد، مطمنا با شناخت بهتر شما انتخاب بهتری صورت می گیرد و از طلاق دور می شوید. 6- ماکزیمم در ماه سوم و یا چهارم خانواده ها را باهم آشنا کنید، در ایران ازدواج دونفر باهم، ازدواج دو قوم و فاميل است. روابط خانواده هایتان را باهم بسنجید، شاید لازم باشد برای بهبود شرایط در آینده، مواردی را خودتان در روابط دو خانواده مدیریت کنید. 7- میزان وابستگی طرف مقابل را به خانواده اش بسنجید. 8- پیشنهاد می شود از ماه دوم با یک مشاور ازدواج در ارتباط باشید و مراحل آشنایی خود را به او گزارش کنید و از او تکالیف رفتاری ای بگیرید که باعث آشنایی بیشتر شما از خودتان، طرف مقابل و رابطه شما می شود 9- رابطه، یک کودک است، گیاهی است که شما بالغش می کنید، در طول آشنایی ببینید خودتان و طرفتان چقدر مهارت مراقبت از این گیاه را دارید. نکته: این مراقبت تا پایان عمر شما تمام نمی شود و همچنان ادامه دارد. 10- در مراحل اولیه آشنایی سراغ مهریه و مسایل اینگونه نروید بگذارید یک ماهی بگذرد، اما وقتی صحبت می کنید با متانت اما قاطع صحبت کنید 11- اگر این امکان را دارید که با طرف مقابلتان و با دوستان یا خانواده اش یا خانواده خودتان به مسافرت بروید، موقعیت بسیار خوبی است تا طرف مقابل و رابطه تان را بهتر بشناسید، اگر نه، تورهای یک روزه، فرصت بسیار مناسبی برای شناخت بهتر خواهد بود، کلا به یاد داشته باشید شناخت شما از خودتان، طرف مقابل و رابطه تان در جمع، بیشتر اتفاق خواهد افتاد. 12- برای تصمیم گیری نهایی، میزان این پنج نیاز را در خودتان و طرف مقابل، باهم مقایسه کنید. از نظر ویلیام گلاسر بهتر است میزان این پنج نیاز در زوج، باهم زیاد فاصله نداشته باشد و اگر دارد آنها از این موضوع آگاه باشند تا در دایره حل تعارض به برطرف کردن آن اقدام کنند. پنج نیاز اساسی انسانها در نظریه گلاسر:1- نیاز به قدرت 2- نیاز به زندگی و بقا 3- نیاز به تفریح 4- نیاز به آزادی 5- نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن. می توانید با جستجوی ( پنج نیاز گلاسر ) در اینترنت در مورد این موضوع، اطلاعات بیشتری به دست بیاورید. 13- تا زمانی که شما و طرف مقابلتان، حداقل پنج خصوصیت بد همدیگر را کشف نکرده اید و با هم در آن زمینه صحبت نکرده اید آماده ازدواج نیستید، سازش، مهارتی است که ما در برابر خصوصیات بد هم نشان می دهیم، نه در زمان خوشی و لذت. 14- به شما پیشنهادات رفتاری نمی دهم تا خودتان باشید، خودتان را در رابطه بسنجید، و رابطه را آنطور که هست ببینید، نه آنطور که تزئینش می کنید. به یاد داشته باشید شناخت خودمان در رابطه مهمتر از شناخت طرف مقابل است، چرا که ضعف های ما است كه انتخابهای غلط را صورت می دهد. 3) حداقل زمان آشنایی قبل از ازدواج:طبق نظر متخصصان حداقل زمان آشنایی قبل از ازدواج شش ماه است، این شش ماه از زمانی آغاز نمی شود که شما همدیگر را در یک گروه یا خانواده یا دانشگاه دیده اید، بلکه از زمانی شروع می شود که آشنایی شما به قصد ازدواج و به طوری جدی آغاز شده. طبق آمار رسمی سازمان ثبت احوال که در سایت این سازمان هم قابل مشاهده است، در تهران از هر سه ازدواج، یکی به طلاق می انجامد، و این آماری است که گوشهای ما را تیز می کند تا به انتخاب های سهل گیرانه و بر اساس احساس یا سنت بیشتر دقت کنیم، و نیز آمار می گوید پنجاه درصد طلاق ها مربوط به ازدواج هایی است که آشنایی قبل از ازدواج، زیر شش ماه بوده است، پس 👌( در مرحله آشنایی تعجیل نکنید )👌 حتی اگر خانواده شما اصرار دارند، خودتان تصمیم بگیرید، چرا که خانواده شما مسولیت طلاق شما را به عهده نمی گیرند، و اگر هم بگیرند به چه کار می آید وقتی اتفاق افتاده، این زندگی شماست و شما باید مسولیتش را به عهده بگیرید. 4) پیشنهاد می شود منابع زیر را مطالعه کنید: 1- عشق ویرانگر، براد جانسون، زهرا حسین زاد، نشر موسسه خدمات فرهنگی رسا 2- آیا تو آن گم شده ام هستی؟ ،باربارا دی انجلیس، هادی ابراهیمی، نشر نسل نواندیش در پایان، یک نکته: روان شناسی، یک علم است، و موارد زیادی را آزموده، از علم برای انتخاب درست و تشخیص مواردی که باید در طول زمان و با پرداخت هزینه زیاد به آنها آگاه شوید استفاده کنید، از یک مشاورخانواده برای مشاوره ازدواج کمک بگیرید، قرار نیست همه ما همه چیز را بدانیم، اما در نهایت خودتان انتخاب کنید و مسولیت انتخابتان را به عهده بگیرید. پویان مقدم مشاور خانواده ]]> ازدواج خانواده Sun, 05 Feb 2017 06:04:52 GMT http://migna.ir/vdcir3ap.t1a3q2bcct.html 20 نشانه ای که به شما می گوید: ازدواج ممنوع! http://migna.ir/vdciyvap.t1a3r2bcct.html در این بین برخی نشانه ها و رفتارها وجود دارد که اگر فرد در خود آن ها را می بیند، بهتر است تا آن ها را به طور کامل رفع نکرده است، به فکر ازدواج نباشد؛ زیرا متأسفانه با بی تفاوتی و ساده گرفتن آن ها همین عوامل پس از ازدواج مایه بروز اختلافات و بگو و مگوی زوجین می شود. برخی از این موارد را اعلام کرده است که در ادامه می خوانیم: اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید. ( تنبلی و بی مسئولیتی) اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌که به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد کنید.(نداشتن تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران) اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به دلیل مشکلاتی قطع رابطه کرده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.( نداشتن ثبات فکری، احساسی و رفتاری) اگر تصور می کنید افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید. (خطای شناختی) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید. (خطای شناختی) اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان را بر دوش دیگران قرار می‌دهید. (اصالت لذت، و نبود مسئولیت پذیری) اگر فقط منطق و طرز نگرش خود را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واکنش دفاعی و خود میان بینی) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید. (نداشتن خودآگاهی) اگر تا کنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادهای دیگران، تغییری در رفتار شما ایجاد نشده است. (نبود مدیریت خود یا خود مدیریتی) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده (خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می شود. (مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها) اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیر قابل انعطاف هستید. (‌نداشتن انعطاف پذیری لازم) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نیستید. (نبود آگاهی اجتماعی) اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آن که سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند. (نداشتن مدیریت رابطه) اگر بسیار هیجان طلب هستید و تنها، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید. (هوش هیجانی پایین) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه به دیگران واکنش نشان می دهید.( رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آنها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی است. (پاسخ اجتنابی به رویدادها) اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی (کسی که یک باره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آیید. (اختلال شخصیت) اگر فکر می کنید از بین چند میلیارد ساکنان کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید. (خطای شناختی، نداشتن کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف) اگر بدون این که خود را دقیقاً‌ ارزیابی کنید و بشناسید، ‌دنبال همسر مناسب می گردید. (‌نداشتن شناخت خود) اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت، به ازدواج اقدام می کنید. (مشکل در شیوه حل مسئله)لينك ورود به كانال ميگنا سایت «همدردی» ]]> ازدواج خانواده Sun, 22 Jan 2017 12:35:33 GMT http://migna.ir/vdciyvap.t1a3r2bcct.html چگونه بهترین همسر را برای ازدواج انتخاب کنیم؟ http://migna.ir/vdcg7w9w.ak9yt4prra.html ميگنا- پسر و دختری که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند، باید چهار مرحله را پشت سر بگذارند. مرحلهٔ اول، انتخاب فرد از میان سایر گزینه‌های در دسترس است. شخص ممکن است فردی را از میان همکاران، هم‌دانشگاهی‌ها، دوستان و سایر آشنایان انتخاب کند. در این مرحله افراد میزان هم‌خوانی خود را با فردی که در نظر دارند، می‌سنجند؛ سپس دست به خوداِفشایی زده و درباره سلایق، علایق و ویژگی‌های خود صحبت می‌کنند. پس از روبه‌رویی با این خودافشایی، در تنهایی خودشان به سبک و سنگین کردن یکدیگر می‌پردازند. در صورتی که طرفین پس از ارزیابی‌های دقیق به این نتیجه برسند که هم‌خوانی‌های لازم میانشان وجود دارد قدم به مرحلهٔ تصمیم‌گیری می‌گذارند. در این مرحله افراد با توجه به برداشت‌های پیشین، میزان موفقیتشان را در ازدواج با یکدیگر تخمین می‌زنند و در صورت رسیدن به قطعیت با یکدیگر ازدواج می‌کنند. این قاعده در مورد تمامی زوج‌ها، به هر شکلی که با هم آشنا شوند و در هر شرایطی که باشند صدق می‌کند. ویژگی‌های همسری ایده‌آل را می‌توان در دو قالب بررسی کرد. یکی از دو عامل عمدهٔ تشکیل‌دهندهٔ ویژگی‌های همسر، عامل بافت است. در این زمینه، وضعیت شغلی، تحصیلی، جایگاه اجتماعی، سن، ویژگی‌های خانوادگی و عناصری از این دست بررسی می‌شود. عامل دوم به نظام عقیدتی اشخاص می‌پردازد، با این رویکرد که فرد درنظرگرفته‌شده، از لحاظ برخورد و احترام به دیگران دارای چه ویژگی‌هایی است. در واقع افراد از خود می‌پرسند آیا قادرند با فرد درنظرگرفته‌شده تعاملی مثبت و صمیمی داشته باشند یا خیر. آنچه در این بین ضرورت دارد بررسی هم‌زمان عامل بافتی و نظام عقیدتی است. بر این اساس، کسی که فردی را در محیط کار و از میان همکارانش انتخاب می‌کند هم‌زمان این دو عامل را در نظر می‌گیرد. شغل فرد و میزان درآمدش از جمله مسائلی است که باید بررسی شود. هم‌سانی شغلی یا اطلاع دقیق و مشخص از وضعیت یکدیگر بسیار لازم است. از طرفی، آنکه همسرش را از میان همکاران خود انتخاب میکند باید بداند که وی در محیط کار با چه میزان احترام، تشخص و نحوهٔ برخوردی با دیگران رفتار می‌کند. بدینسان است که اگر انتخاب همسر در محیط کار صورت گیرد، توجه به تمامی عوامل بافتی و عقیدتی امکان‌پذیر خواهد بود. درباره ازدواج دو همکار، باید به جزئیات دیگری نیز توجه داشت؛ به عنوان مثال، موقعیت کاری و مرتبهٔ شغلی مرد و زن می‌تواند در زندگی آینده‌شان تأثیر مشهودی داشته باشد. بر اساس یک دیدگاه که حتی در حوزهٔ جامعه شناسی نیز مطرح شده است، اگر جایگاه شغلی زن بالاتر از مرد و میزان درآمدش نیز بیش از او باشد این احتمال وجود دارد که خشونت خانوادگی شکل بگیرد. در این خصوص از تعبیر «هویت مردانگی» استفاده می‌شود؛ چنانکه مرد برای ثابت‌کردن توانایی، موفقیت و قدرت خود دست به خشونت زده و زندگی مشترک آنان در معرض خطر قرار می‌گیرد. لينك ورود به كانال ميگنا دکتر عزت‌الله کردمیرزا- روان شناس سپيده دانايي         ]]> ازدواج خانواده Wed, 07 Dec 2016 12:28:58 GMT http://migna.ir/vdcg7w9w.ak9yt4prra.html با خودشیفته‌ها می‌شود ازدواج کرد؟ http://migna.ir/vdccpoq1.2bq448laa2.html میگنا: جذابیت و وسوسه‌انگیزی اولیه خودشیفته‌ها را می‌توان فهمید. آن‌ها کاریزماتیک و دل‌ربا و کاملاً فریبنده‌اند و برخورد اولیهٔ بسیار خوبی دارند. جذبه آهن‌ربایی‌شان محبوبیت آسانشان را توضیح می‌دهد و آن‌ها واقعاً محبوب هستند، لااقل در کوتاه‌مدت. تصویر رابطه بلندمدت است که برای خودشیفته‌ها ایجاد مشکل می‌کند. حالا این برای شمایی که می‌خواهید با یک خودشیفته زندگی کنید چه معنایی دارد؟ اگر خودشیفته‌ها در رابطه‌های بلندمدت به مشکل می‌خورند، این مشکل دقیقاً یعنی چه و پیامدهایش روی ازدواج چه خواهد بود؟ رابطه عاشقانه با یک خودشیفته آسان نیست خودشیفته‌ها که طبق تعریف احساس اهمیت اغراق‌شده‌ای درباره خودشان دارند، به این گرایش دارند که در رابطه‌های احساسی به بازی‌هایی بپردازند که راهی برای اعمال قدرت و استحکام‌بخشی به استقلالشان هستند. این برای زوج یک خودشیفته خوشایند نخواهد بود. او ممکن است گاهی احساس اولویت کند؛ اما در بقیه اوقات کاملاً درباره رابطه مردد خواهد بود. افراد خودشیفته اغلب در حفظ فاصله احساسی‌شان مهارت دارند؛ اما وقتی به نفعشان باشد به سمت رابطه و زندگی مشترکشان گرایش پیدا می‌کنند. این ممکن است به این علت باشد که افراد خودشیفته به طور کلی ارزش رابطه‌ها را با آنچه از آن‌ها گیرشان می‌آید، مثلاً لذت فیزیکی، می‌سنجند، تا امکان صمیمیت و ارتباط احساسی. اما اگر فردی عمیقاً خودشیفته تصمیم گرفت ازدواج کند چه؟ آیا آن ازدواج محکوم به شکست است یا اینکه این خودشیفتگی تأثیر کمی روی رابطه بلندمدت دارد؟ به عبارت دیگر، صفات مربوط به شخصیت خودشیفته، مثل غرور و استثمارگری، در ازدواج چطور عمل می‌کنند؟ تحقیقات جدید در دانشگاه جورجیا و یوسی‌ال‌ای پاسخ‌هایی به ما می‌دهد. پژوهش‌گران حدود ۱۵۰ زوج تازه ازدواج‌کرده را برای یک بررسی طولی به کار گرفتند. داده‌ها در فاصله ۶ماه بعد از ازدواج و شش‌بار دیگر در طول مدت چهار سال زندگی مشترک جمع‌آوری شدند. از این راه داده‌های شایان‌توجهی درباره رضایتشان از رابطه و احساسشان نسبت به مشکلات زندگی مشترک و صفات مربوط به خودشیفتگی از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده به دست آمد. از همه مهم‌تر طراحی طولی بررسی امکان مشاهده تغییرات این عوامل در طول زمان را فراهم کرد. اما چه پیدا کردند؟ آیا خودشیفتگی مثل کیک شکلاتی، اول جذاب است اما در طول زمان آثار مضری خواهد داشت؟ یا اینکه اثری پایدار دارد، اگر اول کار باعث رابطه‌ای نه‌چندان‌خوب می‌شود، زندگی مشترکی نه‌چندان‌خوب هم خواهد ساخت؟ نتیجه عمدهٔ این تحقیق اظهار تأثیری روبه‌وخامت از خودشیفتگی می‌کند. هر چه نمایش ویژگی‌های مربوط به خودشیفتگی، مثل حق‌به‌جانب‌بودن یا استثمار، در زن بیشتر می‌بود، روند نزولی رضایت از ازدواج در طول زمان سریع‌تر می‌شد. به عبارت دیگر، این طور نبود که روزهای آغازین رابطه و آشنایی با یک خودشیفته، اوضاع بدتر در زمان قبل از ازدواج و ازدواج را پیش‌بینی می‌کرد؛ بلکه تأثیر ماجرا بعدتر در زندگی مشترک نمود پیدا می‌کرد. بعد از اینکه یکی‌دوسال اول می‌گذشتند، همسرانِ زنان خودشیفته رضایت کمتر و مشکلات بیشتری گزارش می‌کردند. جالب اینجاست که به نظر می‌رسد خودشیفتگی در زنان و نه در شوهران، عامل مؤثر در رضایت هر دو نفر از ازدواج بود. این سؤال پیش می‌آید که چرا خودشیفتگی مردان تأثیری نداشت؟ آیا به این علت که مردان، طبق هنجارهای اجتماعی، محدوده مجاز بیشتری برای اعمال قدرت دارند؟ به عبارت دیگر، آیا این چنین است که صفات مربوط به خودشیفتگی برای مردان هنجاری‌تر است و به این دلیل وقتی زنان همین ویژگی‌ها را نشان می‌دهد، عواقب آن‌ها بیشتر می‌شود؟ از طرف دیگر، ممکن است ماجرا همان ایده قدیمی باشد که اگر زن خوش باشد، زندگی خوش است؛ یعنی شاید شخصیت زن تأثیر بیشتر روی کیفیت رابطه دارد تا مرد. حالا اینها یعنی چه؟ همه ازدواج‌ها با نوع خطر همراه‌اند و می‌ارزد که در اوایل رابطه و در زمان آشنایی بیشتر روی شخصیت طرف مقابل و اینکه او چقدر نیازهای شما را برطرف می‌کند تأمل کنید. تحقیق بالا چنین اظهار می‌کند که برای مردان بهتر خواهد بود که زوجی بیابند که عادت‌های بهنجاری دارند یا اینکه خودشیفتگی‌شان در سطوح پایینی است. -   سپیده دانایی ]]> ازدواج خانواده Thu, 03 Nov 2016 10:00:23 GMT http://migna.ir/vdccpoq1.2bq448laa2.html آیا از ازدواج خود پشیمان شده اید؟ http://migna.ir/vdcb89bf.rhbw8piuur.html آمار بالای طلاق و ازدواج های ناموفق باید آنهایی را که قصد ازدواج دارند به لحظه ای مکث تشویق کند تا بتوانند به خوبی درمورد تصمیم بزرگی که می خواهند بگیرند فکر کنند تا در آینده از ازدواج خود پشیمان نشوند و کارشان به طلاق نکشد. براساس تحقیقی که روی ۴۰۰۰ زوج انجام گرفت، مشخص شد که یک چهارم مردها و زن های متاهل از ازدواج با همسر خود پشیمان هستند، درحالیکه ۱۵% از زوج هایی که قصد ازدواج دارند به  عواقب ازدواج خود شک و تردید دارند. اما واقعاً چرا بیشتر افراد از ازدواج خود پشیمان می شوند؟ براساس تحقیقات انجام گرفته، زوج ها به طور متوسط بعد از دو سال و شش ماه و ۲۵ روز از عشق و ازدواج خود خسته می شوند. ما فکر می کنیم که مردم وقتی ازدواج می کنند که عاشق هم باشند اما نتیجه این تحقیق نشان می دهد که افراد به دلایل مختلف ازدواج می کنند. و خیلی از آنها حتی از این تصمیم خود مطمئن نیستند. ·چهار درصد از افراد متاهل شرکت کننده در تحقیق گفتند که به دلایل اشتباه و نادرست ازدواج کرده اند. دلیلشان برای ازدواج عشق نبود، خیلی از آنها فقط دوست داشتند مراسم عروسی داشته باشند و هدیه های عروسی بگیرند. · ۲۳ درصد گفتند اگر می توانستند همه چیز را از نو شروع کنند به هیچ عنوان همسر فعلیشان را دوباره بعنوان همسر انتخاب نمی کردند و ۱۴ درصد آرزو می کردند با کسی در گذشته خود ازدواج می کردند. ·فقط ۲۸ درصد اعتراف کردند که وقتی همسر آینده شان را دیدند باکره بودند و رابطه جنسی قبلی نداشتند. عده ای می گفتند که به طور متوسط با چهار نفر قبل از همسرشان رابطه جنسی داشته اند و این مقدار برای بعضی ها به ۲۰ مورد هم می رسید. (این آمار مربوط به کشور آمریکا میباشد.) ·۳۳ درصد می گفتند که همسرشان بهترین شریک جنسی که تا به حال داشته اند نیست و ۳۳ درصد دیگر ادعا می کردند که مجرد بودن خیلی بهتر از متاهل بودن است. · ۱۲ درصد می گفتند فقط به این دلیل با همسرشان می مانند که حوصله ندارند فرد جدیدی را برای خود پیدا کنند. ·۱۵ درصد از زن و شوهرها اعتراف کردند که درمورد زندگی عشقی سابق خود به هم دروغ گفته اند و تعداد کسانی که در زندگی گذشته شان بوده است را کمتر از تعداد واقعی آن به هم گفته اند. این درحالی است که ۲ درصد این تعداد را به دروغ افزایش داده اند. ·۸۳ درصد از زن و شوهرها گفتند که از سومین سالگرد ازدواجشان به بعد دیگر برای ازدواجشان سالگرد نگرفته اند. · هفت نفر از ده مرد تایید کردند که همسرانشان با شلختگی های آنها مشکلی ندارند و خیلی راحت جوراب ها و لباسهایشان را همه جای خانه بریزند. این در حالی است که ۷۹ درصد اعتراف کردند که حتی دیگر برای بستن در توالت هم به خود زحمت نمی دهند. · دو سوم خانم های متاهل اعتراف کردند که برای رسیدن به خودشان و زیبا لباس پوشیدن و آرایش کردن برای همسرانشان وقت نمی گذارند. یک سوم دیگر هم اعتراف کردند که خیلی دور از همسرانشان روی تخت می خوابند و ادعا می کنند که برای سکس با شوهرانشان وقت ندارند. · ۵۴ درصد از خانم ها اعتراف کردند که دیگر برای شوهرانشان آرایش نمی کنند، ۶۱ درصد تایید کردند که همیشه تی شرت های کهنه و شلوارک های گشاد و راحت در خانه می پوشند. و ۱۰ درصد دیگر هم اعتراف کردند که برای تحریک شوهرانشان از لباس زیر های زیبا و سکسی استفاده نمی کنند. · ۸۳ درصد از زن و شوهرها در چند ماه اول ازدواج همه جا دست های همدیگر را می گیرند اما بعد از یک دهه از ازدواج فقط ۳۸ درصد اینکار را تکرار می کنند. ·قبل از اولین سالگرد ازدواج، زن و مردها بیشتر از ۸ بار در روز همدیگر را در آغوش می گیرند که این میزان بعد از گذشت ده سال از ازدواج به پنج مرتبه یا حتی کمتر می رسد. ۶۰ درصد از شرکت کننده ها گفتند که از بعد از ازدواجشان هیچ شب رمانتیک و عاشقانه آنچنانی نداشته اند. اینطور به نظر می رسد که خیلی ها در ازدواجشان دچار رکود شده اند و بااینکه هنوز همسرشان را دوست دارند، کمی بیش از اندازه با هم خودمانی شده اند. زوج ها باید بتوانند در احساس راحتی با همدیگر و نادیده گرفتن همدیگر توازن ایجاد کنند. دلایل درست و غلط برای ازدواج پشیمانی از ازدواج معمولاً به این علت اتفاق می افتد که آنها که قصد ازدواج دارند، از همان ابتدا هدف خود را از آن مشخص نمی کنند. آنها هیچوقت به نقاط قوت و ضعف ازدواج فکر نمی کنند و همه وقت، توجه و پول خود را صرف رسیدگی به آن مراسم رویایی ازدواج می کنند و به این ترتیب برای ازدواجی برنامه ریزی می کنند که فقط یک روز دوام دارد. دلایل خوب و بدی برای ازدواج کردن وجود دارد اما عروس و دامادهای آینده بیشتر وقت خود را صرف برنامه ریزی برای مراسم عروسی می کنند تااینکه بخواهند خودشان را برای ازدواج و سختی های بعد از روز اول آن آماده کنند. عروس های آینده معمولاً برنامه های خود را در فروشگاه ها و مزون های لباس عروس، گلفروشی ها، جواهرفروشی ها، شیرینی فروشی ها و از این قبیل می گیرند و فقط به مراسم روز عروسی، ماه عسل، دی جی و عکاس و فیلمبردار روز جشن فکر می کنند. ازدواج بدون پشیمانی اگر واقعا می خواهید بدون پشیمانی ازدواج کنید که زندگیتان یک عمر دوام داشته باشد، باید خودتان را برای ازدواج مهیا کنید. برای این منظور باید این سوال ها را قبل از بله گفتن در روز عروسی از خودتان بپرسید: ۱٫ حل مشکلات در ازدواج ۲٫ درک نقش فرد مقابل ۳٫ ارتقاء رابطه جنسی ۴٫ بالا بردن آگاهی مالی و اقتصادی ۵٫ احترام گذاشتن و حفظ تعهدات ازدواج ازدواج کردن به دلایل اشتباه و نادرست خیلی زود منجر به ازدواجی ناموفق می شود که سرنوشت آن طلاق است. دلیل آن این است که دو طرف خود را برای ازدواج آماده نکرده اند یااینکه برای ازدواج خیلی جوان بوده اند و نمی دانستند که ازدواج کردن و ازدواج موفق داشتن دو چیز کاملاً مختلف است. -مردمان ]]> ازدواج خانواده Sat, 29 Oct 2016 03:30:00 GMT http://migna.ir/vdcb89bf.rhbw8piuur.html پنج دلیل برای اینکه همسرتان را مقدم بر والدین تان بدانید! http://migna.ir/vdcjaaet.uqeoizsffu.html ازخودگذشتگی و سرسپردگی برای همسر برای موفقیت هر ازدواجی الزامی است. برای شکوفایی یک ازدواج، هم مرد و هم زن باید از خانه پدر و مادرشان بیرون بیایند و زندگی‌شان را با هم در یک خانه جدید شروع کنند. از آن لحظه باید به فرد شماره یک زندگی همدیگر تبدیل شوند. این به آن معنا نیست که نباید مراقب والدینشان باشند یا به آنها توجه کنند، فقط به این معنی است که اولویت اول زندگی‌هایشان باید از والدین به همسرشان تغییر کند. در زیر به دلایل‌ آن اشاره می‌کنیم: ۱. نشاندهنده احترامی است که برای همسرتان قائلید. وقتی همسرتان بداند که برای شما قبل از والدینتان است، پیوند زناشویی عمیق‌تری بین شما ایجاد خواهد شد. اگز زنی به جای اینکه مستقیم با همسرش حرف بزند، برای مشاوره مرتب پیش والدین خود برود، حس بی‌اعتمادی ایجاد خواهد شد. درمورد مرد هم همینطور است. اگر مثل یک زوج درمورد مشکلاتتان با هم حرف بزنید و با هم به دنبال راه‌حل باشید، ازدواجتان مستحکم‌تر خواهد شد. می‌توان با والدین مشورت کرد، ولی بهتر است در زمانی باشد که هر دو شما حضور داشته باشید نه اینکه پشت سر هم حرف بزنید. البته این به آن معنا نیست که نمی‌توانید زمانی را به تنهایی با والدینتان دردودل کنید، به این معنی است که رفتن پیش والدین برای چاره‌جویی نباید اولین واکنش یا واکنش عادی شما باشد. ۲. به همسر و والدینتان نشان می‌دهد که ازدواج محکم و باثباتی دارید. اگر یکی از دو طرف یا هر دو آنها عادت داشته باشد که مدام پیش والدینش برود و درمورد همسرش شکایت کند، ازدواجتان خراب خواهد شد. مادر دختر جوانی مدام خصوصیات منفی همسر دخترش را از زبان او می‌شنید، نه خصوصیات بد بزرگ چیزهای کوچکی مثل نامرتب بودن، زیاد تماشا کردن تلویزیون و از این قبیل. وقتی این اتفاق می‌افتد، والدینتان تصور خواهند کرد که با یک بازنده ازدواج کرده‌اید، حتی بااینکه خصوصیات فوق‌العاده‌ای دارد که عاشق آن هستید. اگر بخاطر شکایت‌ها و بدگویی‌های مداوم شما، والدینتان تصویر بدی از همسرتان پیدا کنند، ممکن است نتوانند مشاوره خوبی به شما بدهند و حتی تشویقتان کنند که ترکش کنید. این مسئله به جز درمواردی که واقعاً کسی مورد آزار همسر خود باشد، می‌تواند برای ازدواجتان مخرب باشد. وقتی همسرتان را به اولویت اول زندگی‌تان تبدیل کنید، والدین و همسرتان متوجه خواهند شد که ازدواجتان تا چه اندازه برایتان مهم است. ۳. صمیمیت به مراتب قوی‌تری بین شما و همسرتان ایجاد خواهد کرد. وقتی تمرکزتان روی همسرتان باشد، خواهید توانست نیازهای همدیگر را برآورده کنید. تقسیم عمیق افکار و تجربیات عشقی بین شما ایجاد خواهد کرد که به هیج ترتیب دیگری قابل تجربه نخواهد بود. چنین صمیمیتی در یک رابطه به مراتب صمیمی‌تر را به روی شما باز خواهد کرد. اگر احساس نکنید که اولویت اول زندگی همسرتان هستید، صمیمیت واقعی برای شما قابل حصول نخواهد بود. اگر اجازه دهید که آن اولویت اول والدینتان باشد و نه همسرتان، رابطه‌تان صدمه خواهد دید. زنی تعریف می‌کرد که چطور مادرشوهرش هر شب قبل از خواب به شوهرش زنگ می‌زند. می‌گفت، «درست وقتی که بچه‌ها می‌خوابند و ما می‌توانیم زمانی را با هم تنها باشیم، تلفن زنگ می‌زند و مادرشوهرم است. یک شب که روی کاناپه همدیگر را بغل کرده بودیم، زنگ زد. می‌دانستیم کیست. شوهرم همیشه احساس معذوریت می‌کند که باید تلفن را جواب دهد و این کار او آسیب زیادی به صمیمیت ما در ازدواج زده است.» این زوج مشکلشان را حل کردند و شوهر به مادرش گفت که آن زمان وقت خوبی برای زنگ زدن نیست و ساعت دیگری را با هم هماهنگ کردند که برای هر دو آنها خوب باشد. migna.ir بیشتر والدین می‌خواهند که فرزندانشان زندگی‌های زناشویی خوبی داشته باشند و اگر چنین درخواست‌هایی از آنها شود، واکنش مثبتی به آن می‌دهند. این کار به آن زن نشان داد که تا چه اندازه برای همسرش اهمیت دارد. ایجاد مرز با والدین به صورتی که از محبت دو طرف کم نکند، لازم و مهم است. حفظ نزدیکی با والدین هم مهم است و اینکار را می‌توانید بدون به خطر انداختن ازدواجتان انجام دهید. ۴. وقتی اوضاع زندگی سخت می‌شود، می‌توانید روی همدیگر حساب کنید. وقتی همدیگر را در راس لیست اولویت‌های خود قرار دهید، دیگر سوالی از وفاداری بر جا نخواهد ماند. زوجی درمورد زمانی که مرد شغل خود را از دست داده بود می‌گفتند. مرد می‌گفت، «همسرم همیشه کنارم بود و تشویقم می‌کرد. حتی وقتی بیزنسم شکست خورد، باز کنارم بود. می‌دانستم بااینکه ممکن است والدین و دوستانم بخاطر اینکه این ریسک را کرده بودم سرزنشم کنند، ولی او همیشه کنارم بود.» هیچکس خودش تصمیم به شکست خوردن نمی‌گیرد، ولی اگر این اتفاق بیفتد، آرامش‌بخش است که بدانید همسرتان برای انگیزه دادن به شما کنارتان است. این شامل چالش‌های دیگر زندگی هم می‌شود. وقتی برای همدیگر اولویت باشید، در سختی‌ها هم کنار هم خواهید ماند. همسر شما دستگاه حمایتی اصلی شماست. برخوردار بودن از عشق و حمایت والدین عالی است ولی در آخر این همسرتان است که هر روز کنارتان است. ۵. وقتی والدین‌تان به آخر عمر خود برسند، بودن همسرتان در کنارتان بسیار آرامش‌بخش خواهد بود. قوی نگه داشتن رابطه‌ با همسرتان همه دلشکستگی‌های زندگی را برای شما آسان‌تر می‌کند، مخصوصاً این یکی. اگر در تمام مدت به والدینتان احترام می‌گذاشته‌اید و دوستشان داشتید و در عین حال همسرتان اولویت اصلی زندگی‌تان بوده باشد، خاطراتتان شیرین‌تر و ازدواجتان قوی‌تر خواهد بود. احتیاط! در تمام این موارد، به هیچ عنوان نباید پدر و مادرتان را از خودتان دور کنید. باید به ترتیبی آنها را در جریان زندگی‌تان قرار دهید که هم خودتان و هم همسرتان از آن راضی باشید. داشتن رابطه عاطفی با والدین برای استحکام خانواده الزامی است. شما و همسرتان می‌توانید در عین اولویت دادن به همدیگر، آن ارتباط را با والدینتان ایجاد کنید.--منبع: مردمـان ]]> ازدواج خانواده Fri, 14 Oct 2016 11:45:48 GMT http://migna.ir/vdcjaaet.uqeoizsffu.html ۵ نشانه برای وقتی نباید ازدواج کنید! http://migna.ir/vdciwqap.t1avy2bcct.html ميگنا: این یک مشکل واقعی است. زوج‌ها عاشق هم می‌شوند، نامزد می‌کنند و شروع به تنظیم قول و قرارهای عروسی می‌کنند. گاهی مدت‌ها همدیگر را می‌شناخته‌اند و گاهی همه‌چیز مثل برق و باد جلو رفته. استرس و فشار برنامه‌ریزی برای عروسی، اگر عروس و داماد هماهنگ نباشند (به ويژه اگر یک عروسی بزرگ باشد) می‌تواند باعث ایجاد اختلافات و درگیری‌ها شود. اما وقتی دعواها تا حد قهر و آشتی، و صحبت از به هم زدن عروسی پیش برود، وقتش رسیده درباره اینکه اصلا باید ازدواج کنید یا نه فکر کنید. می‌توانید این ۵ دلیل را برای تجدید نظر در ازدواج در نظر بگیرید: ۱. اگر شما، عروس یا داماد، درباره اصل ازدواج با نامزدتان تردید دارید، ازدواج نکنید. کارهایتان را متوقف کنید. عروسی را عقب بیاندازید. ممکن است هزینه‌هایی که کرده‌اید از دست برود. ممکن است احساس شرمندگی کنید؛ احساس کنید که آبرویتان در برابر دوست و آشنا می‌رود، اما در نهایت، شما نباید با کسی که در موردش کاملا مطمئن نیستید ازدواج کنید. عروسی را عقب بیاندازید و فکر کنید. اگر بنا باشد «زمان» همه چیز را حل کند، عروسی عقب افتاده را دوباره در زمان بهتری برگزار می‌کنید. ۲. اگر ترس از سرافکندگی در فضای شخصی یا کاری مهم‌ترین دلیل «بله» گفتن‌تان است، ازدواج نکنید. همه اطرافیان، دوستان و همکاران، آماده عروسی شما شده‌اند و آن روز را برای شما کنار گذاشته‌اند؛ خودتان و والدین‌تان کلی هزینه کرده‌اید، لباس عروسی‌تان آماده است و خیلی به شما می‌آید؛ اینها هیچ کدام دلیل خوبی برای تن دادن به ازدواج نیستند. و شما نباید به خاطر دلایل بد خودتان و یک نفر دیگر را به هم گره بزنید. بیخیال هزینه‌ها باشید؛ اگر با کسی که نباید، ازدواج کنید، چند برابر این مبلغ خرج مشاوره و دادگاه و طلاق خواهد شد. ۳. خشونت فیزیکی هیچ وقت عادی نیست. مهم نیست کدام یک از طرفین روی دیگری دست بلند کرده. من همسر یک افسر پلیس هستم و داستان‌های وحشتناکی از خشونت خانگی شنیده‌ام؛ درباره زوج‌هایی که با هم درگیر می‌شده‌اند و کار به جایی می‌رسیده که همسایه‌ها به پلیس زنگ می‌زده‌اند، اما وقتی پلیس می‌آمده هر دو دعوا را انکار و پلیس را رد می‌کرده‌اند (حتی وقتی یکی از آنها در حال خونریزی بوده اما می‌گفته یک اتفاق باعث آن شده). تا روزی که پلیس دوباره به خانه آنها می‌آید چون یکی از آنها دیگری را به قتل رسانده. اتفاقات این چنینی بیشتر از آنکه فکرش را بکنید اتفاق می‌افتد. اگر مرد یا زنی که فکر می‌کنید عاشقش هستید و می‌خواهید با او ازدواج کنید خشونت فیزیکی نشان می‌دهد و به شما صدمه می‌زند، به هیچ وجه با او ازدواج نکنید. ۴. «طبیعی» نیست اگر یکی از اعضای خانواده یا دوستان نزدیک‌تان قبل از عروسی (مدت‌ها قبل از آن یا نزدیک به آن) شما را کناری می‌کشد و می‌گوید که به نظر او شما نباید ازدواج کنید. اگر چنین چیزی برای شما پیش بیاید، یعنی مشکلی جدی وجود دارد که، هر چقدر هم که شما در موردش در انکار باشید، بقیه آن را می‌بینند. منظورم وقتی که پدر عروس شغل داماد را دوست ندارد یا مادر داماد لباس پوشیدن عروس را، نیست. منظورم نگرانی‌های جدی مانند اعتیاد به مشروبات الکلی یا مواد مخدر، خشونت، مسائل جنسی، خیانت یا دورغ‌گویی در یکی از طرفین است. احتمالات دلایل قوی دیگری هم وجود دارد که می‌تواند باعث چنین دخالتی توسط یکی از طرفین شود اما این برای آنها هم آسان نیست. اینکه به فرزند بزرگسالت بگویی در آستانه بزرگ‌ترین اشتباه زندگیش قرار دارد نمی‌تواند کار آسانی باشد. هیچ پدر و مادر دوست ندارد قلب پسر یا دخترش را بشکند. اگر آنها دارند این کار را می‌کنند، اگر یک دوست یا یکی از اعضای خانواده خیلی جدی می‌نشیند و با شما درباره نگرانی‌هایی درست صحبت می‌کند، این یعنی موضوع آنقدر عظیم بوده که لازم بوده درباره‌اش صحبت شود و نمی‌شده آن را ندیده گرفت. خیلی جدی به موضوع نگاه کنید؛ شاید لازم باشد یک نفر سوم، مثلا یک مشاور را درگیر کنید، تا مطمئن شوید تصمیمی که گرفته‌اید فاجعه‌بار نیست. به قول معروف گاهی درخت‌ها نمی‌گذارند جنگل را ببینید. گاهی لازم است کسی که تخصص مشاوره دارد واقعیت را به شما نشان دهد. ۵. اگر مسائل مالی قبل از ازدواج در رابطه بین شما ایجاد مشکل کرده، «مسائل مالی» دلیلی خواهد بود که به خاطرش نهایتا جدا می‌شوید. اختلافات مالی گاهی چندان مهم نیستند؛ گاهی موضوع فقط به رسم و رسومات ظاهری برمی‌گردد؛‌ اما اگر باورهای اساسی‌تان درباره ازدواج و مسائل مالی اختلاف دارد، شما آماده ازدواج با هم نیستید. مثلا اگر شما واقعا باور دارید که «هر چه من دارم برای خودم و هر چه تو داری برای خودت» اما همسر آینده‌تان نه؛ شما با هم مشکل خواهید داشت. همچنین پول هیچ‌وقت نباید دلیل ازدواج با کسی باشد که در زمینه‌های دیگر رفتار درستی ندارد. به همین ترتیب، اگر دلیلی دارید که باعث شود فکر کنید همسر آینده‌تان بیشتر به پول شما علاقه دارد تا خود شما، لازم است قبل از اینکه ازدواج کنید تأملی عمیق در این مورد داشته باشید. اگر نامزد کرده‌اید و مطمئن نیستید که باید ازدواج کنید یا نه، برنامه‌ریزی برای عروسی را متوقف کنید. یک قدم عقب بروید و درباره علت نگرانی و تردیدتان فکر کنید. یک لیست از دلایل بنویسید. از یک ناظر بی‌طرف برای مشورت یا یک متخصص برای مشاوره وقت بگیرید. اگر از طرف او اذیت و آزار دیده‌اید، خودتان به تنهایی به مشاوره بروید. اگر به حرف دوستان و والدین‌تان گوش نمی‌دهید، شاید یک نفر که اسمش «کارشناس» باشد بتواند کاری کند که شما حقیقت را ببینید. شاید یک متخصص بتواند به هر دوی شما کمک کند تا مشکل را رفع کنید و نهایتا با هم ازدواج کنید. به تعویق انداختن عروسی به این معنی نیست که با هم ازدواج نخواهید کرد. فقط به این معنی است که شما آماده برداشتن قدم آخر نیستید. حقیقتا هیچ دلیلی وجود ندارد که شما به خاطرش مجبور به ازدواج شوید. به تعویق انداختن عروسی و مشاوره می‌توانند از خجالت‌آورترین، ناراحت‌کننده‌ترین و آزاردهنده‌ترین کارهایی باشند که در زندگی‌تان مجبور به انجام‌شان هستید، اما آیا این باز بهتر از آن نخواهد بود که مجبور باشید توضیح دهید چرا ازدواج‌تان فقط چند ماه به طول انجامید یا اینکه چرا دوباره صورت و بدن‌تان به خاطر کتک‌های همسرتان کبود شده؟ من هم دلم می‌خواهد همه عشق واقعی‌شان را پیدا کنند، با او ازدواج کنند و خوشبخت شوند. اما همه به درد ازدواج با هم نمی‌خورند. صرف اینکه قرار عروسی گذاشته‌اید، به این معنا نیست که باید ادامه راه را هم بروید و ازدواج کنید، در حالی که همه نشانه‌ها به شما می‌گویند این کار اشتباه است.- مبنع: Huffington Post با تخلیص و تصرف از ماهنامه سپيده دانايي ]]> ازدواج خانواده Wed, 05 Oct 2016 07:20:10 GMT http://migna.ir/vdciwqap.t1avy2bcct.html راهنمایی برای اولین دیدار آشنایی http://migna.ir/vdcjatet.uqeohzsffu.html این گونه دیدار ها کمک می کند تا دو طرف بیشتر با خلق و خوی یکدیگر آشنا شوند. آنها در محیط بیرون از خانه با هم دیدار می کنند و فرصت می کنند تا رفتارهای اجتماعی یکدیگر را مورد بررسی قرار دهند. اما یکی از متداول ترین نگرانی های برخی از جوانان این است که: اگر چیزی برای گفتن نداشته باشم چه؟ اگر خشکم بزند و ندانم که چه چیزی بپرسم چه؟ خیلی خوب است که از قبل برای این ملاقات مهم آماده باشید و درباره آن فکر کرده باشید. در این مقاله سعی کرده ایم چند راهنمایی مفید و کاربردی برای اولین دیدار آشنایی شما داشته باشیم.- کجابرویم؟ با توجه به اینکه شما قصد دارید رفتارهای اجتماعی یکدیگر را بهتر بشناسید و علاوه براین فرصت کافی هم برای گفتگو و تبادل نظر داشته باشید، بنابراین مکان هایی مثل: کوه، سینما، باغ وحش، تئاتر، سیرک و... مکان هایی از این دست را فراموش کنید. چرا که سر شما به تماشا گرم می شود و از هدف خود دور می شوید. علاوه بر این بهتر است به جاهایی بروید که زیاد از حد هم خلوت و ساکت نباشد. بنابراین طبیعت بکر اطراف شهر را هم کنار بگذارید. صرف نهار در یک رستوران ایده بسیار خوبی است. صحبت کردن و مذاکره در حین صرف غذا، استرس را کاهش می دهد و دو طرف را به یکدیگر نزدیک تر می کند. علاوه براین فرصت خوبی است که فرهنگ اجتماعی طرف مقابل نیز بیشتر آشنا شوید. اما سعی کنید یک رستوران ساکت و آرام را انتخاب کنید. غذاخوری های پر ازدحام و شلوغ نه تنها فرصت گفتگو را از شما می گیرند بلکه هردوی شما را عصبی می کنند. چگونه یخ ها را باز کنیم؟ معمولا در اولین دیدار و خصوصا در دقایق ابتدایی، سکوت سردی بین دو طرف حکم فرما می شود.بهتر است قبل از هرچیز درباره جملاتی فکر کنید که می تواند یخ ها را باز کند. بهتر است بدون نگرانی، یکی از سوالات زیر را از طرف مقابل بپرسید: » راحت اینجا رو پیدا کردید؟ یا... » چطور رسیدید اینجا؟ یا... » روز خوبی داشتین؟ کار/ کلاس / دانشگاه / باشگاه چطور بود؟ بعد از آن می توانید راحت تر به سراغ مسایل مهمتر بروید که برای هردوی شما جذاب تر باشد. اگر قبلا درباره موضوع یا موضوعاتی به صورت تلفنی و در جلسات خواستگاری صحبت کرده اید می توانید یکی از همان مسایل را مطرح کنید و درباره آن بیشتر گفتگو کنید. از آنجا که خانم ها شنونده های بهتری هستند و تمایل دارند که خوب گوش کنند، در اولین دیدار آشنایی، آقایان تمایل بیشتری برای صحبت کردن دارند. بنابراین: بعنوان یک خانم، سعی کن نقطه نظرات خودتان را به موقع بیان کنید چگونه سوال کنیم؟ آنچه مسلم است هردوی شما قصد دارید بیشتر یکدیگر را بشناسید و با روحیات هم آشنا شوید تا ببینید آیا می توانید با هم کنار بیایید یا نه. بنابراین یک قانون طلایی را فراموش نکنید: سعی کنید سوالاتی بپرسید که جواب آن کوتاه و فقط "بله" یا "خیر" نباشد. مثلا اگر بپرسید آیا شما به سینما علاقه دارید؟ پاسخ می تواند فقط "بله" یا "خیر" یا یک جواب کوتاه مثل "تاحدودی" باشد. معمولا سوالاتی که با "آیا" شروع می شوند جواب کوتاه دارند. اما می توانید سوال کنید: » شما به چه هنری علاقه دارید؟ و یا تفریح مورد علاقه شما چیه؟ اینگونه سوالات نیاز به پاسخ مفصل دارد و باب گفتگوهای بعدی را بهتر باز می کند. منظورمان سوالاتی هستند که با "چگونه، چرا؟ چه چیزی و... " آغاز می شوند و نیاز به توضیح بیشتری دارند و این همان چیزی است که هردوی شما می خواهید. معمولا مردم علاقه دارند درباره خودشان بیشتر صحبت کنند. بنابراین می توانید از این فرصت استفاده کنید و به طرف مقابل اجازه بدهید بیشتر درباره خودش توضیح بدهد. می توانید با چنین سوالاتی این فرصت را به آنها بدهید: » دوست دارید در اوقات فراغت چه کار کنید؟ » تفریح مورد علاقه شما چیه؟ » مهمترین چیز در زندگی برای شما چیه؟ » بزرگترین اهداف شما در زندگی چیه؟ خانم! ساکت نباش، آقا! پرحرفی نکن!   از آنجا که خانم ها شنونده های بهتری هستند و تمایل دارند که خوب گوش کنند، در اولین دیدار آشنایی، آقایان تمایل بیشتری برای صحبت کردن دارند. بنابراین: بعنوان یک خانم، سعی کن نقطه نظرات خودتان را به موقع بیان کنید و برای بیان آنها از قطع کردن حرفهای آقا نترسید و شما آقای عزیز! کمی استراحت کنید و به طرف مقابل هم اجازه حرف زدن بدهید!   حرفهایی که نباید بزنیم اینکه در اولین دیدار چه حرفهایی بزنیم، خیلی مهم است، اما مهمتر از آن این است که چه حرفهایی نزنیم؟ از به میان آوردن حرف کسانی که قبلا در زندگی شما بوده اند مثل خواستگاران قبلی و یا کسانی که قبلا به خواستگاری آنها رفته اید و یا کسانی که به هر نحوی قبلا در زندگی شما بوده اند پرهیز کنید و اگر طرف مقابل در این باره سوال کرد، سعی کنید خیلی خلاصه و بدون آب و تاب جواب بدهید. مطمئن باشید که اگر قرار باشد بیشتر با هم آشنا شوید فرصت برای گفتن اینگونه حرف ها زیاد است. راستی تا فراموش نکرده ام، سعی کنید درباره مسایل سیاسی هم کمتر صحبت کنید. بعدها به اندازه کافی فرصت برای بحث های سیاسی خواهید داشت.-برگرفته از: عروس سایت ]]> ازدواج خانواده Tue, 13 Sep 2016 05:14:21 GMT http://migna.ir/vdcjatet.uqeohzsffu.html از اینکه برای همیشه تنها و مجرد بمانید می‎ترسید؟ http://migna.ir/vdcbafbf.rhbwapiuur.html بعد از چند سری آشنایی‌های بد و رابطه‌هایی که به بن‌بست رسیدند، ممکن است فکر کنید قرار است تا آخر عمر تنها باشید و حتماً خودتان مشکلی دارید. نگران نباشید. افراد خیلی زیادی مثل شما هستند. با ایجاد کمی تغییر در نگرشتان می‌توانید کسی که دوست دارید را کنار خود داشته باشید. همه آدمها یا در حال گشتن برای پیدا کردن فرد موردنظر خود هستند، یا در حال فراموش کردن کسی که در زندگی‌شان بوده یا در حال کنار آمدن با کسی که در زندگی‌شان حضور دارد. میل به وابستگی عاطفی یکی از اصلی‌ترین و طبیعی‌ترین غرایز انسانی است. افراد زیادی هستند که تصور می‌کنند هیچوقت عشق خود را در زندگی پیدا نخواهند کرد. آنها دچار این تصور اشتباه می‌شوند که شاید سرنوشتشان تنهایی است یا اینکه اینقدر اشکال دارند که کسی نمی‌تواند دوستشان داشته باشد. واقعاً احساس دردناکی است. مسئله این است که باید باور کنید که فرد ارزشمندی هستید. باید باور کنید که مستحق دوست داشته شدن هستید و می‌توانید کسی را پیدا کنید که قدرتان را بداند. ترس از همیشه تنها ماندن را کنار بگذارید چون آن فقط یک ترس است، یک احساس که درمورد خودتان دارید، باوری که نسبت به آینده خودتان دارید، نه واقعیت! در زیر به ۱۰ راهی اشاره می‌کنیم که کمکتان می‌کند همه چیز را همانطور که واقعاً هست ببینید. ۱. از خودتان انتقاد نکنید. صادقانه به روش برخورد خودتان با خودتان در یک روز توجه کنید. چقدر با گفتن حرف‌هایی مثل این خودتان را سرزنش می‌کنید: من احمقم. خیلی چاقم. سنم خیلی بالا رفته. من زشتم. من همیشه همه چی رو خراب می‌کنم. من کودن‌ام. و از این قبیل… اگر شما هم اینطور با خودتان حرف بزنید، خیلی زود روحیه‌تان از بین رفته، ترس و نگرانی‌هایتان بیشتر شده و خودتان را در معرض این باور قرار می‌دهید که فرد بی‌ارزشی هستید. افکار شما تاثیری مستقیم بر احساس شما دارند. خیلی ساده است. به چیزهای خوب فکر کنید: احساسی خوبی داشته باشید. به چیزهای بد فکر کنید: احساس بدی پیدا کنید. این خودتان هستید که این کار را در حق خودتان می‌کنید. دست نگه دارید. با خودتان ملایم باشید. شاید فرد دیگری باعث شده این افکار را درمورد خودتان پیدا کنید. نباید فقط به این دلیل که فردی احمق از شما انتقاد کرده و ارزشتان را پایین آورده است، قدرتتان را از دست بدهید. این شما هستید که مهمید، آن فرد هر که می‌خواهد باشد، اصلا مهم نیست. به آن صدای درونی بگویید رهایتان کند. به خودتان بگویید که فرد ارزشمندی هستید. اگر بخواهید مدام روی نقص‌ها و عیب‌های خودتان متمرکز شوید، کم‌کم تصور خواهید کرد که هیچکس دوست نخواهد داشت که با شما باشد. ۲. احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید. تصور کنید که وارد یک نمایشگاه ماشین شده‌اید و فروشنده به شما می‌گوید که ماشینی مناسب شما دارد. می‌گوید، «این ماشین کمی قدیمیه ولی هنوز راه میره، بنزین هم زیاد می‌سوزونه. پشتش چند تایی خط افتاده و اصلا نمیدونم تا چه حد میتونی روش حساب کنی.» با این وضعیت، چقدر دوست خواهید داشت که این ماشین را بخرید؟ مطمئناً خیلی زود آن ماشین را فراموش کرده و سراغ یک نمایشگاه بهتر برای خرید ماشین می‌روید. چرا؟ چون اگر فردی که می‌خواهد آن ماشین را بفروشد به آن اعتماد ندارد، شما چطور باید به آن اعتماد کنید؟ دقیقاً به همین دلیل است که باید اعتمادبه‌نفستان را بالا ببرید. اگر به چیزی که می‌خواهید بفروشید اعتماد نداشته باشید، چرا دیگران باید به آن اعتماد کنند؟ اعتمادبه‌نفس جذاب‌ترین ویژگی‌ فردی است. اگر تصور می‌کنید چیز ارزشمندی برای ارائه کردن دارید، دیگران هم همینطور تصور خواهند کرد. هرچقدر خودتان را واقعی‌تر و بیشتر دوست داشته باشید، متقاعد‌تر خواهید شد که فرد موردنظرتان را پیدا خواهید کرد. ۳. بدانید چیزی ارزشمند برای ارائه به دیگران دارید. چه ویژگی‌های خوبی دارید؟ آیا فردی صادق، پرتلاش یا حساس هستید؟ ورزشکار یا هنرمندید؟ فردی آسان‌گیر و ریلکس هستید یا فردی منظم و پربازده؟ نه تنها می‌توانید کسی را پیدا کنید که خصوصیات و ویژگی‌های مشترکی با شما داشته باشد، بلکه می‌توانی مکمل هم باشید. فقط به چیزی که از رابطه می‌خواهید فکر نکنید، به چیزهایی که خودتان وارد رابطه می‌کنید هم فکر کنید. ۴. نگرش و احساستان نسبت به جنس مخالف را تغییر دهید. افراد زیادی تصوری اشتباه درمورد جنس مخالف خود دارند. بخاطر اینکه تجربیات بدی در گذشته داشته‌اید، دیدگاه شما نسبت به جنس مخالفتان تغییر کرده است. چه باورهایی درمورد جنس مخالفتان دارید؟ شما هم اینطور فکر می‌کنید: – همه مردها بد هستند. – همه مردها فقط به دنبال رابطه‌جنسی‌اند. – مردها از جدی شدن رابطه می‌ترسند. – مردها نمی‌تواند وفادار بمانند. – همه زن‌ها به دنبال پول شما هستند. – همه زن‌ها بیش از اندازه احساسی هستند. – همه زن‌های خوب ازدواج کرده‌اند. واقعیت این است که هیچکدام از این باورها درست نیستند. مردها هم درست به اندازه زن‌ها عشق و ازدواج می‌خواهند. هنوز هم تعداد زیادی دختر زیبا و مهربان باقی مانده است. اگر ذهنتان را با این افکار منفی درمورد جنس‌مخالف پر کنید، ترس شما از تنها و مجرد ماندن روز به روز بیشتر می‌شود زیرا مدام به خودتان می‌گویید که هیچکس برای شما نمانده است. ۵. نگرش و احساستان نسبت به مجرد بودن را تغییر دهید. متوجه شده‌اید که ازدواج کردن و بچه‌دار شدن به یکی از مقیاس‌های تعیین موفقیت و ارزش در جامعه تبدیل شده است؟ به نظر می‌رسد که جامعه فشار بیش‌از اندازه‌ای بر روی جوانان بخصوص خانم‌ها وارد می‌کند. یک زن هرقدر هم موفق باشد، اگر مجرد باشد، دیگران تصور می‌کنند که خوشبخت نیست یا نمی‌داند که چطور باید یک رابطه را اداره کند. این باعث می‌شود از نظر جامعه مجرد بودن نوعی شکست شخصی به نظر برسد. ولی اینطور نیست. ارزش فردی شما چه مجرد باشید و چه متاهل یکسان است. صادقانه بگوییم، شما هم اگر می‌خواستید همین امروز متاهل بودید. ولی آن رابطه مطمئناً رابطه چندان موفقی نمی‌بود. بنابراین مجرد بودن یعنی شما می‌خواهید منتظر فرد مناسب برای خودتان بمانید یا اینکه برای التیام یافتن زخم‌های قدیمی‌تان یا بالاتر بردن شناختتان از خودتتان ترجیح می‌دهید صبر کنید. ۶. روی چیزهایی که دارید تمرکز کنید. قدردان دوستان و خانواده‌تان باشید. ترس شما از تنها بودن ممکن است باعث شود درمانده و ناامید رفتار کنید. ولی هیچکس نمی‌خواهد جای یک دوست‌پسر یا دوست‌دختر قابل‌تعویض باشد. آدمها دوست دارند شما بخاطر خودشان دوستشان داشته باشید، نه فقط بخاطر اینکه به کسی نیاز دارید تا مراقبتان باشد. بخاطر همه چیزهای زیبایی که در زندگی‌تان دارید شکرگزار باشد. متمرکز شدن روی تنها چیزی که در زندگی‌تان کم دارید باعث می‌شود تصویر بزرگتر زندگی را از دست بدهید: همین الانش هم کلی چیز زیبا در زندگی‌تان دارید که باعث دلگرمی‌اند! ۷. هر هفته فعالیت‌هایی برای سرگرم شدن و خوش گذراندن برنامه‌ریزی کنید. از زمان تنهایی‌تان بیشتری استفاده را ببرید و خوش بگذرانید. اگر در رابطه باشید وقت کمتری برای گشت و گذار با دوستان، خواندن کتاب، انجام فعالی‌هایی که فقط منحصر به خودتان است، خواهید داشت. از این زمان استفاده کنید و کمی لذت ببرید. بیرون بروید و خوش بگذرانید. با پر کردن زندگی‌تان از فعالیت‌هایی که سرتان را گرم می‌کند، این خلاء درونی کمرنگ‌تر خواهد شد. درعوض خواهید دید که زندگی‌ پرباری دارید و شادتر هم خواهید بود. و متعاقب آن شاد بودن شما را جذاب‌تر نشان داده و نظر دیگران را به شما جلب خواهد کرد. یادتان باشد اعتمادبه‌نفس جذاب‌ترین لباس شماست. ۸. از روابط دیگران ایدآل نسازید. متاسفانه احساس دوست داشته شدن و ساختن یک رابطه خاص آنقدر مهم است که افراد زیادی ترجیح می‌دهند در روابط بد بمانند تا اینکه مجرد باشند. خیلی‌ها قبل از اینکه بر ترس از مجرد و تنها ماندن خود غلبه کنند، قبل از اینکه بدانند چه می‌خواهند یا قبل از اینکه زخم ناشی از روابط قبلی خود را درمان کنند، وارد رابطه می‌شوند. شما هم جزو آندسته از افرادی هستید که سعی می‌کنند با یک رابطه جدید رابطه قبلی خود را فراموش کنند؟ بعضی از کسانی که اینکار را می‌کنند خیلی خوش‌شانس هستند و موفق می‌شوند شریک‌های عشقی خوبی برای خود پیدا کنند ولی این برای همه مصداق ندارد. بعضی‌ها وارد روابطی می‌شوند که با نیازهای فردی آنها جور نیست و ۱۰ سال بعد بیدار می‌شوتد و خود را وسط رابطه‌ای می‌بینند که فاجعه‌ای بیش نیست. همه زوج‌ها زوج‌های خوشبخت نیستند. شکرگزار باشید که می‌توانید منتظر چیزی جدید و درخشان در آینده باشید – می‌توانید صبر کنید و فردی برای خودتان انتخاب کنید که با نیازهایتان همخوانی داشته باشد. ۹. به روابط دیگران حسادت نکنید. وقتی همکارتان می‌گوید به زودی ازدواج خواهد کرد یا وقتی دوستتان با هیجان از فرد جدیدی که با او آشنا شده حرف می‌زند حسودی‌تان می‌شود؟ ممکن است با خودتان بگویید «چرا او»؟ «چرا من نه»؟ و همه روزتان همینطور با این فکرها سپری شود. برای آدمهایی که نیمه گمشده‌شان را پیدا می‌کنند باید خوشحال باشید و برای زوج‌های خوشحالی که در خیابان می‌بینید انرژی مثبت بفرستید. وقتی زوج خوشحالی را می‌بینید که دستان هم را گرفته‌اند، فکر کنید، «چقدر عاشقانه! این دقیقاً همان چیزی است که من می‌خواهم! خیلی دوست دارم بدانم کسی که من اینطور دستانش را در دستم می‌گیرم کیست!» این فکر مثبت اتوماتیک‌وار نگرش شما را تغییر داده و خوشبینی نسبت به روابط آینده خودتان در شما ایجاد خواهد کرد. ۱۰. با متخصص مشورت کنید. اگر احساس می‌کنید برای درک ارزش فردی‌تان و بالا بردن اعتمادبه‌نفستان به کمک نیاز دارید، چرا از مشاوران روانشناس کمک نمی‌گیرید؟ در مسیر ایجاد عشق و احترام بیشتر برای خودتان، کمی حمایت و کمک تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت. پیش روانشناس رفتن به این معنی نیست که مشکلی دارید. به این معنی است که تصمیم گرفته‌اید که کنترل زندگیتان را دست خودتان بگیرید و از مشاور بخواهید در راه رسیدن به هدفتان کمکتان کند.-مردمـــان ]]> ازدواج خانواده Fri, 09 Sep 2016 19:05:28 GMT http://migna.ir/vdcbafbf.rhbwapiuur.html شیوۀ کاربردیِ سؤال کردن در جلسه خواستگاری http://migna.ir/vdcg7q9w.ak97u4prra.html در جلسه خواستگاری، سؤال‌های بسته اطلاعات خاصی به فرد نمی‌دهد و معقول نیست. منظور از سؤال بسته این است که مثلا شما به طرف مقابل می‌گویید بداخلاق هستید یا نه؟ طرف مقابل هم می‌گوید نه. هیچ فردی خودش را بداخلاق نمی‌داند و اگر بگوید هستم که دیگر جلسه خواستگاری ادامه پیدا نخواهد کرد! امر ازدواج و انتخاب همسر برای نسل جوان از اهمیت بالایی برخوردار است. موفقیت یا نبود موفقیت در این امر حساس، تعیین‌کننده سرنوشت جوانان است و سلامت جسم و روان و پیشرفت‌های مادی و معنوی آنان در عرصه‌های اجتماعی، ارتباطی تنگاتنگ با درستی یا نادرستی انتخاب همسر و پایداری یا ناپایداری ازدواجشان خواهد داشت. در همین‌باره، شیوه پرسیدن سؤالات در جلسه خواستگاری تأثیر زیادی بر رسیدن به شناخت صحیح و کافی از طرف مقابل دارد که در ادامه، نکاتی در این‌باره مطرح خواهد شد. چگونه شروع به صحبت کنم؟ شما وقتی می‌خواهید با دوستی تبادل اطلاعات کنید چگونه شروع می‌کنید؟ جلسه خواستگاری هم چیزی ماورایی و عجیب نیست که شروع کردن صحبت در آن با مواقع دیگر تفاوت داشته باشد. شما می‌توانید با بیانی رسمی و متین پس از احوال‌پرسی‌های معمول با یک بیوگرافی کامل از خود شروع کنید (نام، نام خانوادگی، سن، تحصیلات، شغل خود، شغل پدر و مادر و ...) و از طرف مقابل هم بخواهید همین کار را بکند و سپس بحث را به موضوعات اصلی بکشانید. سؤالات باز باشد یا بسته؟ در این گونه جلسات معمولا سؤال‌های بسته اطلاعات خاصی را به فرد نمی‌دهد و معقول نیست. منظور از سؤال بسته این است که مثلا شما به طرف مقابل می‌گویید بداخلاق هستید یا نه؟ طرف مقابل هم می‌گوید نه! (هیچ فردی خودش را بداخلاق نمی‌داند و اگر بگوید هستم که دیگر جلسه خواستگاری ادامه پیدا نخواهد کرد!) یا از او می‌پرسید آیا اهل تفریح هستی و او می‌گوید بله اما چه مدل تفریحی از نظر شما مهم است و این‌که او تفریح را چه می‌داند یا شما چه می‌دانید. شما با این سؤالات کلی به شناخت مناسبی نخواهید رسید. شناختی که با یک کلمه حاصل شود، شناخت صحیحی نیست؛ مانند این که فردی بگوید امروز دوشنبه است و فردا سه‌شنبه، که حرف درستی است ولی به درد نخور! سؤالاتی با پاسخ بله یا خیر نپرسید پس اگر می‌خواهید اطلاعات بیشتری در این جلسات کسب کنید باید سعی کنید با سؤال‌هایتان فرد مورد نظر را در موقعیت‌های عینی قرار دهید و پاسخش را در آن موقعیت‌ها بشنوید و تحلیل کنید. دریافت جواب‌های بله و خیر کمکی به شناخت فرد مورد نظرتان نخواهد کرد و به نوعی خودفریبی است. از فن سوال معکوس کمک بگیرید برای اینکه به نظر واقعی طرف مقابل پی ببرید، می‌توانید از روش «طرح سؤالات معکوس» استفاده کنید. برای درک این مسأله برای شما مثالی می‌آوریم. برای مثال شما فردی اهل سفر هستید و حداقل فصلی یک بار باید به یک سفر هرچند کوچک بروید؛ بنابراین تمایل دارید همسر آینده تان نیز دارای چنین روحیه ای باشد و با شما در سفرها همراه شود. برای این که از نظر واقعی طرف مقابلتان مطلع شوید و پاسخ صادقانه‌ای از ایشان دریافت کنید می توانید بپرسید: اگر همسر آینده شما اهل سفر کردن و مسافرت نباشد و در این زمینه با شما همراهی نکند، نظر شما چیست؟ در مثال دیگری می توانید بپرسید: برای روز مادر یا پدر برای مادر یا پدرتان چگونه هدیه می خرید، آیا با خواهر و برادرها با هم یا تکی؟ این سوال دو موضوع را روشن می‌کند، یکی میزان روابط بین خواهر و برادرها و یکی هم این که اصلا این روزها برای آن ها مهم هست یا نه؟ سؤالات جهت‌دار نپرسید گاهی طرح بعضی سوال‌ها جهت‌دار است و به شنونده القا می‌کند که چگونه پاسخ دهد یا این که پاسخ مشخصی را بدهد؛ برای مثال اگر سوال شود که «من به نماز اول وقت خیلی اهمیت می دهم و از افراد کاهل نماز خوشم نمی‌آید؛ شما چطور؟» طبیعی است که برای ایجاد احساس رضایت در طرف مقابل باید پاسخ بلی داد، هرچند که در واقع چنین نباشد. بنابراین بهتر است این‌گونه سوال شود: نظر شما در مورد انجام وظایف دینی مانند نماز خواندن و نخواندن چیست؟ این شیوه سوال پرسیدن القاکننده نیست و فرد را وادار می‌کند نظر شخصی خود را ارائه دهد. دو سؤال کاربردی برای تشخیص میزان کنترل خشم از ایشان درباره شیوه برخوردشان با مشکل، می‌توانید این‌گونه بپرسید که اگر خانم شما از رفتار افراد خانواده‌تان ناراحت شود و قهر کند و نخواهد رفت و آمد کند شما چه برخوردی خواهید داشت؟ برای واکنش فرد به دروغگویی هم می‌توانید از او بپرسید اگر بعد از ازدواج چیزی درباره گذشته همسرتان بفهمید مثلا بیماری خودشان یا والدینشان که درباره آن به شما چیزی نگفتند چه می‌کنید؟ در این سؤال، هم نحوه برخورد ایشان و هم کنترل خشمش را می‌توانید بفهمید. در پایان از شما می‌خواهم حتما با یک مشاور در ارتباط باشید چون پاسخ‌هایی که طرف مقابلتان می‌دهد یا سؤالاتی که پرسیده می‌شود، می‌تواند خیلی از جنبه‌های شخصیتی یک فرد را نشان دهد که یک مشاور می‌تواند در شناخت بهتر به شما کمک کند.-  خراسان ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 29 Aug 2016 15:08:21 GMT http://migna.ir/vdcg7q9w.ak97u4prra.html ریشه حرف و حدیث‌های دوران نامزدی کجاست؟ http://migna.ir/vdcdzk0s.yt05n6a22y.html دوران نامزدی علاوه بر تمام شیرینی و لذت‌هایش بسیار حساس و حائز اهمیت بوده و درواقع فرصتی است که بتوانید طرف مقابل خود را به خوبی شناخته و تمام اخلاق و رفتار‌های او را بسنجید. نامزدتان نه یک غریبه کشف نشدنی است و نه همسر بی چون و چرای آینده شما! پسر یا دختری که در جلسه خواستگاری لحظاتی را با او همنشین شده‌اید، تنها نامزدتان است، کسی که قرار است چند ماه از شما فرصت بگیرد و به شما فرصت دهد تا یکدیگر را بیشتر بشناسید و جاده را برای رسیدن به یک مقصد مشترک صاف کنید. پس به جای آنکه روزهای نامزدی را به چشم یک بازی سرگرم کننده و خاطره ساز ببینید، از آن به عنوان یک فرصت تکرار نشدنی استفاده کنید و بدانید که با کمی تیزهوشی و دقت می توانید سرانجام زندگی خود را با او پیش بینی کنید. اینکه طرفین بتوانند تشخیص دهند که مشکلات و اختلاف بینشان از کجا سردرآورده و چگونه می توان آنها را حل کرد یکی از مسائل مهمی است که بدون شک هر زوج جوانی برای دانستنش تلاش می کند. تشخیص بهانه‌گیری ها یا وجود مشکلات واقعی در یک زندگی کوتاه مدت می تواند این آگاهی را به فرد مقابل بدهد که با چگونه همسری روبه‌رو است و چقدر این اختلافات در زندگی آینده می توانند ادامه داشته باشند. درواقع پسر یا دختری نیست که وقتی زندگی آینده خود را با فردی پر از مشکل ببیند، همچنان به ازدواج با او مصر باشد. پس با ما همراه باشید تا با آموزش یکسری نکات ساده بتوانید خوب و بد زندگی مشترک آینده خود را حدس بزنید.مرد عمل بودن حرف اول را می زند مژگان نیکنام دکترای روانشناسی گفت: هرچند که دختر و پسر با عشق و تمایل برای آشنایی و ازدواج با یکدیگر آماده می شوند اما این تنها کافی نیست و بعد از بررسی تناسبات باید خانواده‌ها هم رضایت داشته باشند. وی افزود: در لحظات و روزهای نخست مواردی این چنینی ( آمادگی، معرفی، بررسی تناسبات و رضایت خانواده‌ها) فقط در حد حرف زدن درباره مسائل مختلف است (مانند اینکه دختر یا پسر از علاقه هم به رنگها یا غذاها سوال می کنند) اما عمل کردن به آنها در این دوران و زندگی آینده اهمیت پیدا می کند.گذراندن کارورزی ضروری است در این دوره قرار نیست تنها دلبستگی و وابستگی ای به فرد مقابل‌تان پیدا کنید، بلکه باید شما و نامزدتان به حد قابل قبولی از تعهد، مسئولیت‌پذیری، ثبات روانی و عاطفی و رضایت از ارتباط رسیده باشید تا بتوانید پرونده این دوره را ببندید و به خانه بخت بروید. این دکترای روانشناسی با بیان اینکه طول دوران نامزدی یا بله‌برون باید حداقل شش ماه باشد، عنوان کرد: هرچه رفت‌وآمد طرفین و خانواده‌ها در این دوران بیشتر باشد، آگاهی زوجین نسبت به رفتار یکدیگر در واقعیت زندگی بیشتر می شود. درحقیقت دوره نامزدی مانند دوران کارورزی است که فرد باید بتواند خود را با یک زندگی چندین ساله تطبیق دهد؛ به همین دلیل وقتی در دوران نامزدی طرفین قادر به کنار آمدن با یکدیگر نیستند، باید بدانند که در زندگی آینده هم با مشکلات زیادی روبه رو می شوند. نیکنام نامزدی را دورانی برای محک زدن دانست و گفت: خانواده‌هایی که فرزندانشان را مستقیما و بلافاصله بعد از آشنایی یا نهایتا یک یا دوهفته بعد آن، عقد می کنند به فرزندشان بیشتر لطمه می زنند. ریشه حرف و حدیث‌های دوران نامزدی وی در پاسخ به این سوال که چرا معمولا دوران نامزدی حرف و حدیثهای زیادی به وجود می آید، بیان کرد: چون افراد تازه با مشکلات خود در دنیای واقع و به دور از رویا مواجه می شوند و چه بسا ممکن است اختلافاتشان در این دوران ختم نشده و به بعد از عقد و ازدواج و بچه دار شدن هم بکشد بنابراین روبه رو شدن با مشکلات در این دوران و نحوه حل آنها بسیار اهمیت دارد. نیکنام اظهار داشت: با ظهور مشکلات در این دوران، تاکیدی به قطع رابطه طرفین و برهم خوردن نامزدی نداریم و معتقد هستیم که این اختلافات ممکن است از سر ناپختگی و عدم دانستن مهارت‌های ارتباطی زوجین باشد که با اندکی صبر و آموزش آنها برطرف می شوند.اختلافتان از سر ناپختگی است یا تجربه؟ وی با اشاره به الگوهای مهارت ارتباطی بیان کرد: یادگیری این الگوها بسته به فرد و بزرگ شدنش در خانواده دارد که آیا توانسته برخورد درست با همسر را فراگیرد یا اینکه در این مورد ضعف دارد؛ درواقع اگر هرکدام از طرفین در مهارتهای ارتباطی ضعف دارند باید دراین زمینه از افراد مطمئن و دلسوز یا مشاوران کمک بگیرند. این دکترای روانشناسی اذعان داشت: بعد از دانستن الگوهای مهارتی است که فرد برای ادامه یا قطع روابط خود می تواند تصمیم درست بگیرد. وقتی زوجین به مشکلی برخورد می کنند، اگر طبق الگوها توانستند مشکلات را به تدریج حل کنند یعنی اینکه آنها در زندگی آینده هم به راحتی از پس مشکلاتشان برمی آیند اما اگر همچنان با مشکل مواجه شدند و تطبیق با شرایط را برای خود یا طرفشان سخت دیدند، باید بدانند که در آینده هم مشکلات را حتی بیش از این خواهند داشت. وی بیان کرد: وقتی با دانستن الگوهای مهارتی، زوجین مشکل خود را برطرف می کنند یعنی که اختلاف آنها تنها ازروی ناپختگی بوده و می توانند خود را با شرایط تطبیق دهند است. یک طرفه به قاضی نروید این دکترای روانشناسی درباره الگوهای مهارت ارتباطی عنوان کرد: مدیریت خشم و درک همدلانه دو مورد از انواع الگوهای مهارت ارتباطی است که در داشتن یک رابطه بدون مشکل بسیار اثر گذار است. اگر فرد تکنیکهای کنترل خشم و تکنیک سکوت (دربرابر خشم طرف مقابل) را به خوبی یاد گیرد، بامدیریت و صحبت کردن می تواند مسائل را حل کند. وی درباره درک همدلانه یادآور شد: مثلا وقتی دختر یا پسر با دروغ طرف مقابل خود مواجه می شوند نباید با رفتار تند و هیجانی، او را از خود برانند و قضاوت کنند بلکه باید اتفاقات را از دید طرف مقابلش بررسی کرده و این را در نظر بگیرد که کدام کارش منجر به دروغگویی شده، در این صورت مسائل و مشکلات با دیدی باز، راحتتر پذیرفته و حل می شوند.هرچه منعطف‌تر، بهتر! نیکنام اظهار داشت: طرفین باید در ابتدای امر تمرین‌های واقعی زندگی را شروع کرده و طبق معیار و ملاکهای خود طرف مقابلشان را در شرایط مختلف بسنجند، تا متوجه شوند او چگونه خود را با مشکلات وفق داده و تغییر می کند، الگوهای مهارت ارتباطی را یاد بگیرند و در صورت بروز مشکل زود تصمیم گیری و قضاوت نکنند. نیکنام با بیان اینکه مدت شش ماه تا یک سال دوره نامزدی فرصت بسیار خوبی برای بروز تفاوت‌ها و انعطاف پذیری‌های فردی است، گفت: دو فردی که برای یکدیگر انتخاب می شوند باید هر دو تغییر کرده و با انعطاف‌پذیری، خود را نسبت به شرایط تطبیق دهند، اگر در این دوران عدم تغییر و مقاومت از هر کدام دیده شود، آن وقت است که دیگر ادامه روند نامزدی و ختم آن به ازدواج را بخصوص مشاوران توصیه نمی کنند و درمقابل اگر هر دونفر با صبر شکیبایی و آگاهی از اصل، نیاز و سلایق یکدیگر انعطاف پذیر باشند، آن زندگی در آیند هم به خوبی پیش می رود.فرصت‌ها را نسوزانید بنابراین در ماه‌های نامزدی خود، برای فهمیدن همه پیش نیازهایی که رفتن زیر یک سقف به آنها نیاز دارد، تلاش کنید و با عجله فرصت‌های خود را از دست ندهید چرا که این دوران سرنوشت‌سازترین روزهای زندگی‌تان را رقم می زند. قرار نیست که در این دوران تنها به دنبال تایید انتخاب‌تان باشید و با قطعی دانستن تصمیم، بیشتر از آنچه که برای شناخت فرد مقابل‌تان لازم است به او علاقه‌مند و وابسته شوید، پس مراقب خط قرمزها باشید تا در صورت ختم نشدن این دوره به زندگی مشترک، بیش از اندازه آسیب نبینید.       ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 07 Jul 2016 08:07:23 GMT http://migna.ir/vdcdzk0s.yt05n6a22y.html بایدها و نبایدهای قبل از عقد یک دختر مجرد با یک مرد مطلقه http://migna.ir/vdcc10q1.2bqme8laa2.html می خواهم همینجا تکلیف یک مسئله را روشن کنم. اگر در این مقاله درباره آگاهی دادن به دختران مجرد صحبت می کنیم به معنای آن نیست که عکس این قضیه نمی تواند اتفاق بیفتد؛ یعنی هیچ مرد مجردی نیست که گزینه ازدواج با یک زن مطلقه برایش پیش بیاید و یا اینکه مسئله این مردان کم اهمیت تر از مسئله دختران است، بلکه به دلیل آن است که آمار دختران مجردی که با این گزینه مواجه می شوند بیشتر از مردان مجرد است. به علاوه، آسیب های ناشی از اشتباه در ازدواج برای دختران سنگین تر از پسران است. بنابراین چه به لحاظ آماری به قضیه نگاه کنیم و چه با رویکرد کاهش آسیب بخواهیم وارد بشویم، اولویت طرح این مسئله از نگاه دختران مجرد منطقی به نظر می رسد. البته ناگفته نماند در این مقاله سعی شده تا نکاتی مطرح شوند که برای مردان مجردی هم که قصد ازدواج با زنان مطلقه را دارند مفید باشند.  بایدهای قبل از عقد یک دختر مجرد با یک مرد مطلقه وقتی می فهمید مردی که به خواستگاری تان آمده قبلاً زن و زندگی داشته و طلاق گرفته است، چه سوالاتی در ذهن شما ردیف می شوند؟ در بین این سوالات به چه نکته هایی باید بیشتر توجه کنید؟ پیشنهاد ما به شما پنج مورد زیر است: یادتان باشد که طلاق در بهترین حالت یکی از تلخ ترین اتفاقات زندگی برای هر انسانی است. خواستگار شما هم از این قاعده مستثنی نیست و مثل همه آدم ها برای عبور از فرآیند سوگ مربوط به طلاقش نیاز به زمان دارد 1. چه مدت از طلاق او گذشته است؟ یادتان باشد که طلاق در بهترین حالت یکی از تلخ ترین اتفاقات زندگی برای هر انسانی است. خواستگار شما هم از این قاعده مستثنی نیست و مثل همه آدم ها برای عبور از فرآیند سوگ مربوط به طلاقش نیاز به زمان دارد. نمی شود برای همه افراد مدت زمان مشخصی را تعیین کرد ولی معمولاً توصیه می شود که دست کم بین یک تا دو سال بین طلاق با ازدواج مجدد فاصله باشد تا فرد بتواند در طی این مدت خودش را بازسازی کند و تکلیفش را با زندگی قبلیش یکسره کند. اگر خواستگارتان به تازگی طلاق گرفته لازم است شما با حواس جمع تری با این قضیه برخورد کنید چون او احتمالاً هنوز از التهابات هیجانی سوگواری طلاقش بیرون نیامده است و این به نفع شما و زندگی تان نخواهد بود. 2. علت طلاق را بپرسید. مهم است که از زبان خود آن فرد علت طلاق را بشنوید و البته از تحقیقات بیشتر هم غفلت نکنید. به خاطر بسپارید که به سراغ همسر قبلی او رفتن، پیش پاافتاده ترین راه تحقیق است که البته همیشه هم راه درستی نیست. یکی از بهترین راه های تحقیق، مراجعه به یک مشاور ازدواج خبره است. یادتان باشد هیچ کس در هیچ سنی برای ازدواج بی نیاز از مشاوره نیست. 3. خانواده تان را وارد قضیه کنید. خانواده باید در جریان مسائل مهم زندگی شما باشند. اگر خواستگارتان به طور فردی از شما درخواست ازدواج کرده است و برای علنی کردن آن دست دست می کند، با تعیین کردن یک محدوده زمانی تکلیف خودتان را مشخص کنید مثلاً با قاطعیت بگویید «اگر شما تا پایان هفته این مسئله را با خانواده من مطرح نکنید، از نظر من خواستگاری منتفی خواهد بود». 4. چه چیزهایی از زندگی قبلی به گردنش است؟ تحقیق کنید آیا بچه هم دارد؟ قرار است بچه ها را پیش خودش نگه دارد؟ اگر بچه ها پیش مادرشان هستند هر چند وقت یکبار با او خواهند بود؟ آیا او ملزم به پرداخت مهریه به همسر قبلی است یا خیر؟ چقدر از درآمدش را باید صرف فرزند و پرداخت مهریه کند؟ پرسیدن این سوالات به شما کمک می کند تا تصور واقعی تری از زندگی مشترک احتمالی تان پیدا کنید. نبایدهای قبل از عقد یک دختر مجرد با یک مرد مطلقه در برخورد با خواستگار مطلقه چند تا کار را نباید بکنید: تا وقتی که رسماً عقد دائم نکرده اید (و به دلایلی مثل صیغه محرمیت) وارد رابطه جنسی نشوید. اگر خواستگارتان به خاطر ناکامی جنسی ای که از ازدواج قبلی اش مطرح می کند برای شما شرط و شروط می گذارد، حواستان را حسابی جمع کنید 1. عجله. به خاطر ترس از مجرد ماندن در ازدواج عجله نکنید. 2. تست جنسی. تا وقتی که رسماً عقد دائم نکرده اید (و به دلایلی مثل صیغه محرمیت) وارد رابطه جنسی نشوید. اگر خواستگارتان به خاطر ناکامی جنسی ای که از ازدواج قبلی اش مطرح می کند برای شما شرط و شروط می گذارد، حواستان را حسابی جمع کنید. 3. از هول حلیم به دیگ نیفتید. بعضی از دختران مجرد فکر می کنند که خواستگاران مطلقه چون تجربه یک زندگی را داشته اند، پخته ترند. خانه و ماشین دارند و خیلی مزایای دیگر. یادتان باشد لزوماً همه مردان مطلقه پخته تر و منطقی تر نیستند ضمن اینکه به مال دنیا هم اعتباری نیست. اول پذیرش، بعد ازدواج وقتی همسر یک مرد مطلقه می شوید باید چند نکته را از قبل پذیرفته باشید: 1. فرزند او... اگر او از ازدواج قبلی بچه داردچه با شما زندگی کند و چه نکند باید فرزند را به عنوان یکی از اعضای خانواده تان بپذیرید. اگر هم فرزند با مادرش زندگی می کند باز هم باید بپذیرید که همسرتان هرازگاهی به خاطر فرزندلازم است با همسر سابقش تلفنی صحبت کند و یا او را ببیند. 2. خانواده او... شما باید بپذیرید که خانواده و آشنایان او تا مدتی شما را با همسر قبلی او مقایسه خواهند کرد. 3. تعهدات او... شما باید بپذیرید که او ملزم است هر ماه بخشی از درآمدش را به عنوان مهریه به همسر قبلی بدهد. اگر هم که بچه دارد باید مخارج او را هم بپردازد. 4. محافظه کاری او... ممکن است او تا مدتی به صورت محافظه کارانه با شما برخورد کند. این به معنای بیمار بودن او نیست بلکه دفاعی است که او از خودش در برابر تکرار آسیب های قبلی می کند.    تبیان ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 22 Jun 2016 23:09:27 GMT http://migna.ir/vdcc10q1.2bqme8laa2.html ریشه ترس از ازدواج در جوانان http://migna.ir/vdccm0q1.2bqmi8laa2.html ميگنا: همه افراد به طور طبیعی در مراحلی از زندگی‌شان به جایی می‌رسند که نیاز به تشکیل زندگی مشترک را احساس و آمادگی این کار را پیدا می کنند، ولی عواملی موجب می شود که باوجود نیاز و آمادگی‌شان، دچار شک، ترس و دودلی شوند و از ازدواج اجتناب کنند یا در مراحل بعد، از ازدواج پشیمان شوند . ماهنامه «سپیده دانایی» با این مقدمه دیدگاه دکتر محمد‌کاظم عاطف‌وحید؛ روان‌شناس و عضو هیئت علمی انستیتو روان‌پزشکی تهران را در این باره نوشته است که با هم می خوانیم. ریشه این مسئله را که عده‌ای از دختران یا پسران از ازدواج می‌ترسند، باید در سه عامل جست‌وجو کرد؛ عوامل خانوادگی، عوامل فردی و شخصیتی و عوامل اجتماعی. عوامل خانوادگی پایه‌های زندگی آینده انسان‌ها در خانواده، کودکی و تجربیات سال‌های نخستین زندگی شکل می‌گیرد و بسیاری از کسانی که با ترس از ازدواج روبه‌رو هستند، خاطرات خوشی از آن سال‌‌ها ندارند، چون به طور مداوم شاهد درگیری، ناراحتی و اختلافات والدین‌شان بوده‌اند و فکر می‌کنند ازدواج یعنی فقط زجر و دعوا و لحظات خوشی در یک زندگی مشترک وجود ندارد. مخصوصا که والدین مدام به آن ها گفته‌اند به خاطر بچه‌ها زندگی را ادامه دادند و اگر بچه‌ها نبودند، از یکدیگر جدا می‌شدند. به همین دلیل هم حس می‌کنند ازدواج یعنی گیر افتادن و زندانی شدن. وقتی این افراد بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، اختلافات خانوادگی و طلاق‌های بیشتری را هم می‌بینند و تفکرات منفی‌شان درباره ازدواج بیشتر می‌شود و به این نتیجه می‌رسند که باید از ازدواج اجتناب کنند. عوامل فردیدرباره عوامل فردی نیز باید گفت که ازدواج، به استقلال ذهنی، عاطفی، فردی و اقتصادی نیاز دارد. اگر افراد نتوانند از نظر عاطفی از خانواده‌شان فاصله بگیرند و این وابستگی را کم کنند، در برخورد با ازدواج دچار مشکل می‌شوند و از ازدواج می‌ترسند. تعهد، یکی دیگر از پیش‌زمینه‌های لازم برای این کار است و افراد برای تعهد داشتن باید از خودگذشتگی داشته باشند تا از فرد سوم حمایت و مراقبت کنند، کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند، این را می‌دانند یا باید بدانند که برای نگهداری زندگی مشترک، باید از بسیاری خواسته‌های فردی‌شان صرف‌نظر کنند و دست از یک‌سونگری بردارند و خودشان را در اختیار زندگی مشترک قرار دهند. وقتی دو نفر از دو خانواده، فرهنگ و تربیت متفاوت خانوادگی با یکدیگر ازدواج می‌کنند، باید بهای بیشتری به وجوه اشتراک‌شان دهند تا تفاوت‌های‌شان، بنابراین به‌طور طبیعی مرد یا زنی که فکر می‌کند طرف مقابلش باید با شرایط او کنار بیاید و انتظار دارد که خودش در هیچ موردی کوتاه نیاید، از ازدواج وحشت دارد؛ چون در زندگی مشترک افراد حاضرند برای زندگی با همدیگر از خواسته‌های شخصی‌شان عبور کنند و چیزهای جدیدی به دست بیاورند و زندگی مشترک را مهم‌تر می‌دانند؛ زندگی که قرار است در آن، نیازهای هر دو طرف برآورده شود. عامل دیگر اعتماد به‌نفس پایین است. بسیاری از افرادی که از ازدواج می‌ترسند، حس می‌کنند نمی‌توانند با فرد دیگری ارتباطی مناسب و بر مبنای عشق و احترام برقرار کنند و ترجیح می‌دهند وارد هیچ رابطه‌ای نشوند. گاهی کمبود یا نبود اعتماد به‌نفس موجب می‌شود افراد به طور مداوم فکر کنند از سوی همسر آینده‌شان طرد خواهند شد و به دلیل ترس از طرد شدن، تصمیم می‌گیرند ریسک ازدواج را نپذیرند تا بعدها طرد هم نشوند. البته در بسیاری موارد، چنین ترس‌هایی ریشه در تجربیات و مسائل خانوادگی نیز دارد؛ به این معنا که وقتی یک نفر شاهد خیانت یکی از والدین خود بوده و توسط آن ها ترک شده است، مدام این ترس را با خود به همراه دارد که کسانی که موجب به وجود آمدن و زندگی او شده‌اند، او را ترک کرده‌اند؛ بنابراین همسر او که غریبه است نیز او را طرد خواهد کرد. گاهی احساس بی‌ارزشی یا کم‌ارزشی نیز به ترس از ازدواج این افراد کمک می‌کند، طوری که آن ها مدام این جمله را تکرار می‌کنند که اگر فلانی بفهمد که من واقعاً چه کسی هستم، مرا ترک می‌کند؛ بنابراین فرد برای عدم آسیب پذیری دوباره سعی می‌کند اصلاً وارد رابطه جدیدی نشود. مسئله بعدی، تصور غلط بعضی افراد درباره خصوصیات فیزیکی‌شان است. بسیاری از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، تصور تحریف شده‌ای از بدن‌شان دارند و مثلاً فکر می‌کنند هیکل یا قد مناسبی ندارند یا از روابط جنسی، ترس و تصورات غلط دارند و همین مسائل به ظاهر بی‌اهمیت موجب دوری آنان از ازدواج می‌شود. گاهی خیلی از کسانی که از ازدواج می‌ترسند، نگران این هستند که خودمختاری یا کنترل زندگی‌شان را از دست بدهند، چون این افراد از نظر شخصیتی کسانی هستند که همیشه کنترل‌کننده‌ اند و می‌ترسند که با ازدواج مجبور باشند کنترل زندگی را به دست فرد دیگری بدهند، چون در زندگی مشترک، کنترل‌ها نسبی می‌شود و افراد باید بدانند که با ازدواج گاهی باید کنترل زندگی را به فرد مقابل دهند و گاهی هم خودشان کنترل را به دست بگیرند تا یک زندگی به تعادل برسد ولی وقتی کسی با تصور اشتباه خودمختاری ازدواج می‌کند، با مشکل و اختلاف روبه‌رو می‌شود. همچنین افرادی که شخصیت وابسته دارند، معمولاً به دلیل ترسِ از‌دست دادن وابستگی ترجیح می‌دهند هیچ وقت ازدواج نکنند، در حالی‌که هر تصمیمی که ما در زندگی می‌گیریم با ریسک همراه است و کسانی که ریسک‌پذیر نیستند، ازدواج نمی‌کنند چون وقتی به این مسئله فکر می‌کنند، بدترین شرایط را تصور می‌کنند. عوامل اجتماعیدسته سوم عوامل اجتماعی است که موضوعات گوناگونی را در برمی‌گیرد؛ اما مهم‌ترین مسئله درباره عوامل اجتماعی، مسائل اقتصادی است؛ چون جوانان این را حس می‌کنند که وضعیت مالی تأثیر بسیار زیادی در یک ازدواج دارد، اما نبود اطمینان به آینده، بی‌ثباتی شغلی و دیگر شرایط نامناسب اجتماعی موجب ترس افراد از ازدواج می‌شود، مخصوصا که می‌دانند دیر یا زود، مسئولیت مالی و تربیتی یک بچه را هم باید قبول کنند و به این ترتیب این ترس تقویت می‌شود. چند راهکار پیشنهادی راهکاری که این افراد باید به کار گیرند تا بر این ترس‌ها فائق بیایند، این است که در گام نخست، با این ترس مواجه شوند و سعی کنند بفهمند که ریشه ترس ‌هایشان در کجاست؟ بسیاری از این ترس ‌ها برای سال‌های متمادی در ذهن افراد ریشه دوانده، بزرگ شده است و به شکل مانع شدید و غیرقابل نفوذی جلوه می‌کند، در حالی‌که همان گونه که مشکلات و پیشینه‌های خانوادگی، تجربیات تلخ و شخصیت ضعیف افراد حقیقت دارد، به همان اندازه هم راه‌حل و راهکار پیش پای آن هاست و اگر بخواهند می‌توانند بر این ترس‌ها و مشکلات غلبه کنند. کافی است پس از ریشه‌یابی و مواجهه با ترس ‌ها، این مشکلات را با افراد معتمد و کسانی که می‌توانند به آن ها کمک کنند، در میان بگذارند. روان‌شناسان بالینی و کسانی که در امر زوج درمانی و خانواده درمانی تبحر دارند، با شیوه‌های درستی می‌توانند این افراد را راهنمایی کنند و به آن ها بگویند که چه میزان از ترس آن ها واقعی است و چه میزان به دلیل تحریف‌های فکری است.نکته سوم آن که افرادی که می‌خواهند ازدواج کنند، باید این را بپذیرند که نمی‌توانند همیشه همه‌چیز را کنترل کنند و امکان ندارد که همه مسائل ایده‌آل باشد و به دلخواه ما پیش برود و این بدان معنا نیست که افراد نمی‌توانند در ازدواج احساس خوشبختی کنند. نکته پایانی آن که تمام کسانی که تجربیات تلخی از دوران کودکی دارند، باید بدانند که باید به تفاوت‌ها توجه کنند و این مسئله را در نظر داشته باشند که قادرند به شیوه‌ای غیر از آنچه والدین‌شان زندگی کرده‌اند، زندگی کنند و یک برنامه‌ریزی، تفکر و گفت ‌وگو با همسر آینده می‌تواند بسیاری از ترس‌ ها و دودلی‌ های آن ها را از بین ببرد.     ]]> ازدواج خانواده Mon, 20 Jun 2016 08:13:12 GMT http://migna.ir/vdccm0q1.2bqmi8laa2.html چالش‌های اختلاف سنی زیاد همسران http://migna.ir/vdcco0q1.2bqmx8laa2.html آدم‌‌ها سلیقه‌های متفاوتی دارند. هیچ کس نمی‌تواند بگوید چه فاصله سنی برای دو طرف یک رابطه درست و منطقی است. این مسأله به ویژگی‌های خلقی و روحی، تجربه‌های فردی، هوش و سبک زندگی آدم‌ها وابسته است. معیارهای یک رابطه موفق را نمی‌توان فقط بر اساس سن ازدواج یا فاصله سنی سنجید. با این حال این پرسش خیلی از آدم‌هاست؛ پرسشی که پاسخی معین ندارد اما بحث برانگیز است. شما می‌توانید با توجه به شرایط خودتان وارد یک رابطه با اختلاف سنی زیاد بشوید اما در نهایت نمی‌توانید چالش‌های پیش رو را انکار کنید. مثل هر مسأله دیگری این موضوع هم می‌تواند روی شکل ارتباط شما تأثیر بگذارد. بنابراین خوب است که چالش‌های پیش روی خودتان را ببینید. آیا دیگران می‌پذیرند این نخستین مشکلی است که یا با آن مواجه شده‌اید یا اگر تصمیم به چنین ازدواجی دارید با آن روبه‌رو می‌شوید. واکنش خانواده و دوستان‌تان نسبت به این انتخاب مهم است. دیگران همیشه بر اساس کلیشه‌های ذهنی خودشان اظهار نظر می‌کنند و شما نمی‌توانید از تأثیر آنها به دور باشید. بسیاری از این رفتارها آزاردهنده هستند و تنها بخشی از واکنش‌های توهین آمیز به حساب می‌آیند. آنها حتی بدبینی ایجاد می‌کنند، اما زمانی که شما درک و شناخت کافی از این انتخاب داشته باشید و بفهمید دقیقاً چه اتفاقی در رابطه عاطفی شما افتاده است کمتر به این موضوع بها می‌دهید. این نکته را در نظر بگیرید که آدم‌ها در مورد هر نوع انتخاب دیگری نیز معمولاً واکنش‌هایی منفی نشان می‌دهند. بچه داشتن یا نداشتن؟ برای زن‌وشوهرهایی با اختلاف سنی زیاد تصمیم به بچه‌دار شدن یک مسأله است؛ این مسأله لزوماً یک بحران در رابطه زناشویی نیست اما بهتر است آن را خیلی زود و در همان ابتدای رابطه مشخص کنید. یادتان باشد زمان برای شما سریع‌تر از دیگران می‌گذرد چون سن شما این محدودیت را ایجاد کرده است. رابطه جنسی پیچیده تر برای بعضی‌ها افزایش سن تغییراتی در نحوه و تمایلات جنسی‌شان ایجاد می‌کند. این مسأله‌ای است که خیلی از زن و شوهرها در این شرایط اصلاً نمی‌خواهند درباره‌اش حرف بزنند. فقط به این دلیل که شما فکر می‌کنید هرگز دچار ضعف یا ناتوانی جنسی نمی‌شوید به این معنا نیست که این مسأله هرگز اتفاق نمی‌افتد. با هم حرف بزنید و از راهکارهای تخصصی برای حل مشکلات احتمالی استفاده کنید. سن مقصر همه چیز نیست بسیاری از اختلافات زناشویی برای زوج‌ها و در هر سنی وجود دارد؛ اینکه هر مشکلی در این رابطه را به سن و سال ربط بدهید چندان درست نیست. تنها چیزی که نمی‌توانید در رابطه تغییر بدهید مسأله سن است و گرنه برای بیشتر چیزها راه حلی وجود دارد.شاید به مرور زمان احساس کنید این انتخاب اشتباه بوده است اما اگر همسرتان را از روی علاقه و آگاهی انتخاب کرده‌اید، تصویری از شرایط پیش رویتان داشته‌اید و هنوز هم در بسیاری از موارد با هم همراه و همدل هستید. برای دور شدن از این احساسات منفی که برخی از آنها می‌توانند بازتابی از فشارهای عرفی و جامعه باشند به چیزی که باعث شد شما این رابطه را بخواهید، فکر کنید.  -   -ایران بانو ضمیمه روزنامه ایران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 18 Jun 2016 13:13:10 GMT http://migna.ir/vdcco0q1.2bqmx8laa2.html این ازدواج‌ها ختم به خیر نمی‌شوند/ خوش‌تیپی و خوشگلی معیار معقولی نیست http://migna.ir/vdcfjcdm.w6dvtagiiw.html بسیاری از رابطه‌ها و ازدواج‌های امروزی به علت برخی ویژگی‌های اخلاقی طرفین و نداشتن شناخت کافی نمی‌تواند موفقیت آمیز باشد.آمار طلاق در ایران و سایر کشورها نشان می‌دهد که اخیرا بسیاری از ازدواج‌ها اعم از مدرن، سنتی و ترکیبی از هر 2 ختم به خیر نمی‌شود. مگرنه اینکه 2 نفر بالغ و عاقل با سبک و سنگین کردن همه موارد و مشورت با دیگران دست به انتخابی به ظاهر درست می‌زنند؟ پس چه می‌شود که بعد از مدت کوتاه یا طولانی علاقه اولیه به نفرتی عمیق تبدیل می‌شود؟ پس چه اتفاقی میفتد که کار به طلاق می‌کشد؟   در این شرایط باید به انتخاب و تصمیم‌گیری افراد شک کرد وگرنه در مدتی کوتاه  نمی‌تواند تغییر چشمگیری در شخصیت و نحوه نگرش افراد پدید بیاید و به بیانی این‌ها همان افراد با همان ویژگی‌ها هستند.   خوش‌تیپی و خوشگلی معیار معقولی نیست با وجود اینکه زیبایی ظاهری برای تشکیل زندگی لازم است، توجه به این نکته مهم است که زیبایی سلیقه‌ای و نسبی است. اگر عاشق ظاهر فردی شوید به یاد داشته باشید که ظاهر بعد از گذشت زمان تغییر می‌کند؛ حادثه‌ای طبیعی یا تصادفی ناگهانی می‌تواند در چند ثانیه ظاهر افراد را تغییر دهد.    پس اگر به ظاهر، زیبایی، خوش‌تیپی و صورت فردی دل ببندید کمی نامعقول و سطحی برخورد کرده‌اید و احتمال اینکه ازدواجتان دچار مشکل شود افزایش می‌یابد.   علاوه بر این، ظاهر پس از مدتی حالتی عادی به خود می‌گیرد و زیبایی و هیجان روزهای اول نیز مدتی کوتاه ادامه دارد. از طرف دیگر، افراد خیلی معروف، زیبا، خوش‌تیپ، ستارگان سینما و بازیگران نیز به علت ظاهر بسیار جذابی که دارند همواره در کانون توجه قرار دارند و همین موضوع می‌تواند پایه‌های زندگی مشترک را سست کند.   نباید همسر زندگی‌تان را به شکل دلار ببینید به یقین برای شروع یک زندگی ابعاد مالی تاثیرگذار و مهم است اما نه به این صورت که همه ابعاد دیگر زندگی را تحت تاثیر قرار دهد. ازدواج با فردی ثروتمند از خانواده‌ای اشرافی به منظور افزایش رفاه و راحتی یا استفاده از ثروت باد آورده علاوه بر اینکه خلاف انصاف است، نمی‌تواند ضمانت خوشبختی باشد.   پول و ثروت نیز مانند ظاهر افراد بسیار بی‌ثبات و قابل تغییر است و نمی‌توان ضمانتی برای دوام و جاودانگی آن در نظر گرفت. افرادی که به امید سوء استفاده مالی با فردی ازدواج می‌کنند تعجبی هم ندارد با دیدن فردی ثروتمندتر به سمت او ‌روند و زندگی خود را رها کنند. علاوه بر این، اگر فردی احساس کند که به علت ثروتش مورد توجه قرار گرفته خود نمی‌توانند به همچین رابطه‌ای ادامه دهد.   دور این افراد را خط بکشید برخی خصوصیات اخلاقی، مشکلات و صفت‌ها غیر قابل تحمل است و می‌تواند در مدتی کوتاه به طور فرسایشی روح شما را آزرده کند و زندگی‌تان را به بن‌بست بکشاند.    افراد تندخود و خشن که مدام از خشونت کلامی و رفتاری استفاده می‌کنند؛ فرد شکاک و بدبین، افرادی که وابستگی شدیدی به خانواده خود دارند و نمی‌توانند بدون مشورت واجازه آن‌ها اقدام به انجام عملی کنند، به بیانی دیگر، هیچ استقلال فکری و رفتاری از خود ندارند.   افرادی که میل شدید به روابط آزاد و بدون چارچوب دارند و هوسرانی و تنوع‌طلبی عادت رفتاری آن‌ها است. اگر فردی از بیماری‌های روانی همچون جنون و افسردگی شدید رنج ببرد قبل از ازدواج باید روند درمانی خود را طی کند. از افرادی که اعتیاد به استعمال دخانیات دارند یا در ابتدا آن را تففن و سرگرمی می‌دانند نیز باید دوری کرد.   افرادی که علاوه بر شما با فرد دیگر در ارتباط هستند یا در گذشته فردی در زندگی‌شان بوده است که هنوز نتوانسته‌اند او را فراموش کنند. افرادی با چنین ویژگی‌های اخلاقی نمی‌توانند گزینه خوبی برای ازدواج باشند و ازدواج با آن‌ها ختم به خیر نمی‌شود.   در ابتدا تکلیفتان را با خودتان مشخص کنید قبل از ازدواج یا شروع یک رابطه اطمینان حاصل کنید که معیارها و اولویت‌هایتان چیست و چه فاکتورهایی برایتان مهم‌تر است سپس بر اساس برنامه‌ریزی‌های خود دست به انتخابی عاقلانه بزنید. تا آنجا که می‌توانید احساس را در تصمیم‌گیری‌هایتان دخیل نکیند تا در آینده کمتر احساس پشیمانی کنید.   وقتی به منظور ازدواج فردی وارد زندگی‌تان می‌شود در ابتدا سعی کنید شناختی درست از شخصیت، خانواده، توانایی‌ها و نکات منفی شخصیت او بدست آورید. سپس بر اساس مشاهدات و تجربه‌هایتان تصمیم بگیرید و با دیگران نیز مشورت کنید و راهنمایی بخواهید. توقعات و انتظارهای غیر واقع‌بینانه را از خود دور کنید و به جای فکر کردن به لذت یا آرامشی کوتاه‌مدت به آینده و ثمره ازدواجتان فکر کنید.   قبل از هرچیز مطمئن شوید که خود و فرد مورد نظر از نظر بلوغ جسمی و روحی آمادگی ازدواج را پیدا کرده‌اید. انگیزه و علت ازدواج نباید به علت فشارهای جنسی، روحی، خانوادگی، فرهنگی، حسادت، چشم و هم چشمی، ترس از آبرو و نیاز به تنوع و تفریح باشد. اگر علت ازدواجتان یکی از این موارد باشد ازدواجتان ختم به‌ خیر نمی‌شود.   نگذارید عشق کورتان کند مطالعه‌ای نشان داده است که هنگام احساس علاقه زیاد و عشق تغییر و تحولات چشمگیری در بدن اتفاق میفتد واکنش‌های متفاوتی را از خود نشان می‌دهد. هنگام عاشق شدن هورمون‌های همچون دوپامین، اکسی توسین، ادرنالین و وازوپرسین در بدن ترشح می‌شود یا سطح آن‌ها افزایش می‌یابد که احساس شادی و شعف فراوانی را به افراد منتقل می‌کند.    محققان بر این باور هستند که به علت ترشح این هورمون‌ها هرچه فرد بیشتر معشوقش را ببیند بیشتر به انتشار این هورمون‌ها و دیدن آن فرد عادت می‌کند به حدی که اگر او را نبیند به علت کاهش این مواد در بدنش مانند فردی معتاد از خود واکنش‌های عصبی نشان می‌دهد. به همین دلیل ممکن است دیگر عیب‌ها و خصوصیات منفی فرد مورد نظر را نبینید یا نخواهید ببینید.   پس از گذارندن مدت زمانی نسبتا طولانی و نزدیک شدن به فردی، ادامه این رابطه به عادتی روزمره تبدیل می‌شود که گریزی از آن نیست. قبل از اینکه وارد رابطه احساسی با فردی شوید عاقلانه به نتیجه این رابطه فکر کنید و نظر خانواده، اطرافیان و مشاوران این امور را نیز جویا شوید.   به محض شکل گرفتن رابطه عاطفی به طور طبیعی مغز سیگنال‌های کمتری را دریافت می‌کند و قسمت شناختی دستخوش تغییراتی چشمگیر می‌شود. رابطه عاطفی قدرت تصمیم‌گیری و شناخت شما را محدود می‌کند و دیگر نمی‌توانید برخی از خصوصیت‌های اخلاقی بسیار منفی و غیر قابل تحمل فرد مورد نظر را ارزیابی کنید و تصمیمی عاقلانه بگیرید.   ممکن است در این شرایط هوش هیجانی‌تان به شدت کاهش بیاید در این صورت بعید نیست که ازدواجی کاملا اشتباه را به خود و طرف مقابله‌تان تحمیل کنید که امکان موفیت آن ناچیز است.   ازدواج سرعت‌گیر نیست به ازدواج به چشم مانع یا حصاری نگاه نکنید که موفقیت‌ها و دستاوردهایتان را از شما می‌گیرد و فراموش نکنید فردی که چنین نگرشی به ازدواج دارد نیز به هیچ وجه انتخاب مناسبی نیست. اگر افراد با چنین رویکردی وارد زندگی مشترک شوند بیشتر از ادامه رابطه به دنبال فرار و گریز از آن هستند.   در این شرایط امکان خطا و خیانت دو چندان می‌شود و تعهدی باقی نمی‌ماند. در ازدواج همانطور که برای خود حریم تعیین می‌کنید برای شریک زندگی‌تان نیز حریمی شخصی در نظر بگیرید و به خود اجازه ورود به آن را ندهید. اگر انتخابتان عاقلانه باشد دلیلی ندارد که مدام نگران باشید و زندگی را به کام خود و شریکتان تلخ کنید.   بگذارید همسرتان زمانی را به خود و خواسته‌هایش اختصاص دهد و از بازخواست و واکاوی تک تک امور زندگی او دست بردارید. اگر زندگی مشترک به حصاری غیر قابل تحمل تبدیل شود احتمال عاقبت به خیر شدن این زندگی بسیار کم است. تفاوت چندانی نمی‌کند که ازدواجتان سنتی باشد یا مدرن، مهم این است که شناختی درست از خود و فرد مورد نظر و زندگی مشترک داشته باشید.   منابع: Medical Daily Medical News Today Health.com Fox News         ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 06 May 2016 06:36:38 GMT http://migna.ir/vdcfjcdm.w6dvtagiiw.html چگونه می‌توان فهمید شخصی واقعا عاشق شماست؟ http://migna.ir/vdcevf8x.jh8pzi9bbj.html شما باید یاد بگیرید نامزدتان را، و عشقی را که در دلش به شما دارد باور داشته‌باشید. اما، اگر کمی شک دارید و اصرار دارید عشق‌تان را امتحان کنید، می‌توانید دنبال نشانه‌هایی قطعی باشد که مطمئن شوید آیا او عاشق تان هست یا نه.در این نوشتار ۲۰ نشانه آمده‌است که با کمک آنها می‌توانید از خواندن ذهن بهره ببرید و پی‌ببرید آیا او عاشق تان است! ۱. برای شما وقت می‌گذاردحتی اگر او مردی پرمشغله باشد و کارش تمام ساعات او را بگیرد، طوری برنامه‌ریزی می‌کند که برای شما وقت بگذارد. او درک می‌کند که وقت گذاشتن برای نامزدش مهم است. ۲. دست‌تان را می‌گیرد گرفتن دست یکدیگر رمانتیک‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. این نشانه‌ محافظت کردن و اهمیت دادن به شریک عشقی است. اگر وقتی با او هستید دست‌تان را می‌گیرد، عاشق‌تان است و حضورتان در زندگی‌اش ارزشمند است. ۳. رفتاری احترام‌آمیز دارد هر فرد سزاوار رفتاری احترام‌آمیز است. قبل از عشق، احترام می‌آید و اگر او با شما رفتاری احترام‌آمیز دارد عاشق‌تان نیز هست. ۴. عصبانیت‌تان را تحمل می‌کند حتی اگر خانه را با عصبانیت‌تان زیر و رو کنید او آرام می‌ماند و هیچ حرفی نمی‌زند. با تمام کج‌خلقی‌ها و گلایه‌هایتان کنار می‌آید و هر موضوعی در میان باشد از عصبانیت شما عصبانی نمی‌شود. ۵. تماس فیزیکی نزدیکی فیزیکی در یک رابطه مهم است اما شما می‌توانید تنها با نوازش دست نامزدتان یا بوسه‌ای بر پیشانی او احساسات‌تان را ابراز کنید. ۶. چیزی را از شما مخفی نمی‌کند او هیچ‌چیز را از شما مخفی نمی‌کند. به حساب‌های رسانه‌های اجتماعی و ایمیل‌اش دسترسی دارید و اجازه می‌دهد از کارت اعتباری‌اش استفاده کنید. کاملا به شما اعتماد دارد و همین انتظار را از شما نیز دارد. ۷. مشوق است او شما را تشویق می‌کند در حرفه‌تان اهداف والاتری داشته‌باشید و کمک‌تان می‌کند هم در فضای شخصی و هم در فضای حرفه‌ای رشد کنید. ۸. حسود نیست با رفت‌وآمد شما با دوستان هیچ مشکلی ندارد. اثری از حسادت در او نیست. ۹. حامی است هر وقت دچار بحران شوید از شما حمایت می‌کند. توصیه‌های خوبی به شما می‌کند و کمک‌تان می‌کند بر مشکلات غلبه کنید. ۱۰. ایرادات‌تان را می‌پذیرد هیچ‌کس بی‌عیب و نقص نیست. هر فرد به سهم خود ایراداتی دارد و از جهاتی ناقص است. اگر او از ضعف‌هایتان آگاه است و با آنها مشکلی ندارد، پس واقعا عاشق‌تان است. ۱۱. احساسات‌اش را ابراز می‌کند او احساسات‌اش را پنهان نمی‌کند و عشق‌اش را به زبان می‌آورد و با عمل نشان می‌دهد. هر بار دیدار می‌کنید یا تلفنی صحبت می‌کنید گفتن "دوستت دارم” را فراموش نمی‌کند و کارهای مختلفی می‌کند تا شما احساس خاص بودن بکنید. ۱۲. از شما سوال نمی‌پرسد او از شما نمی‌پرسد چرا برای جلسه دیر رسیدید یا فلان روز کجا بودید. ذاتا کنجکاو نیست که این یعنی فردی مطمئن است. ۱۳. از شما نمی‌خواهد خودتان را تغییر دهید او همان‌طور که هستید به شما عشق می‌ورزد و از شما نمی‌خواهد هیچ تغییری بکنید. حتی اگر خودتان پیشنهاد کنید که چیزی را در خودتان تغییر دهید شما را از این کار منصرف می‌کند. ۱۴. شما را غافلگیر می‌کند او اغلب شما را با هدایا و ترتیب دادن قرار ملاقات غافلگیر می‌کند. او دقیقا می‌داند چه‌چیزی شما را خوشحال می‌کند و برنامه‌های غافلگیرانه‌اش را بر این اساس ترتیب می‌دهد. ۱۵. به شما اجازه می‌دهد از آزادای‌تان لذت ببرید هر فردی استحقاق آزادی را دارد و بودن در یک رابطه این آزادی را از او سلب نمی‌کند. مردتان این را می‌فهمد و به آزادی و حریم خصوصی‌تان احترام می‌گذارد. او هیچ مشکلی ندارد که بدون او و همراه دوستان‌تان بیرون بروید. ۱۶. شما را به خوبی می‌شناسد او همه‌چیز را درباره‌ی شما می‌داند از غذای مورد علاقه‌تان گرفته تا نخستین تصادف رانندگی‌تان. واقعا به شناختن بهتر شما علاقه نشان می‌دهد و شما باید این علاقه را تشویق کنید. ۱۷. به خوبی ارتباط برقرار می‌کند برقراری ارتباط در یک رابطه بسیار مهم است. شما باید با نامزدتان ارتباط برقرار کنید تا پی‌ببرید چه احساسی دارد و آیا حرفی برای گفتن دارد یا خیر. ۱۸. می‌داند به چه چیزی فکر می‌کنید او آن‌قدر شما را خوب می‌شناسد که دقیقا می‌داند چه فکری در ذهن‌تان است. وقتی درگیر مشکلی هستید متوجه می‌شود، حتی اگر چیزی به او نگویید. او می‌تواند افکارتان را بخواند و اعمال‌تان را تفسیر کند. ۱۹. به شما افتخار می‌کند او به این‌که شما را به عنوان نامزدش در کنارش دارد افتخار می‌کند. درباره‌ی موفقیت‌های شما و تمام ویژگی‌های شگفت‌انگیزتان با دوستان‌اش صحبت می‌کند و به آنها می‌گوید چه‌قدر به شما افتخار می‌کند. ۲۰. به شما اعتماد دارد او کاملا به شما اعتماد دارد. هرگز تحت هیچ شرایطی سوالی نمی‌پرسد که شما را ناراحت کند. اجازه می‌دهد کار خودتان را بکنید و هیچ کاری نمی‌کند که احساس کنید به شما اعتماد ندارد. او به شما ایمان دارد و شما هم باید به همین اندازه به او اعتماد داشته‌باشید. هر مردی چند ژست رمانتیک دارد. شما باید پی‌ببرید آیا ژست‌های او واقعی است یا نه. یک یا دو نشانه برای قضاوت او کافی نیست. اگر واقعا می‌خواهید عشق او را محک بزنید، باید صبر کنید تا همه‌ی این نشانه‌ها را در او بیابید. اگر همه‌ی کارهایی را که از او انتظار دارید انجام می‌دهد، از این آزمون سربلند بیرون آمده‌است.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 25 Apr 2016 13:56:41 GMT http://migna.ir/vdcevf8x.jh8pzi9bbj.html راه هایی برای حل مشکلات سال اول ازدواج http://migna.ir/vdcaeyne.49nim15kk4.html اگر شما هم جزو این دسته هستید، جدا دچار سوءتفاهم شده اید! اغلب زوج ها در این دوازده ماه روزهای سختی را سپری می کنند و اگر بلد نباشند که چطور رابطه شان را مدیریت کنند و از پس مشکلات بربیایند دچار مشکلات جدی می شوند. مهمترین این مشکلات در سال اول ازدواج چیست؟ ادامه مطلب را از دست ندهید. 1- یک لحظه هم از من جدا نشو! بعد از ماه عسل معمولا مردها توقع دارند که زندگی شان روال عادی خودش را پیدا کند. حالا که مراسم عروسی تمام شده و دیگر درگیر جزییات مراسم و خرید و ... نیستند، دل شان می خواهد بعضی وقت ها باشگاه بروند، دوستان شان را ببینند در حالی که معمولا نوعروس ها می خواهند شوهرشان هر ثانیه از وقت هایی را که سر کار نیستند با آنها بگذرانند و اگر احساس کنند که حواس همسرشان حتی برای چند دقیقه معطوف به موضوع دیگری شود، ناراحت می شوند و حتی بهشان بر می خورد. این مسئله در مورد زوج هایی رخ می دهد که از نظر شخصیتی با هم متفاوتند. یعنی مرد می خواهد کمی فضای به اصطلاح تک نفره در اختیار داشته باشد و همسرش می خواهد هر طور شده در هر ساعتی از شبانه روز تمام حواس مرد را به خودش جلب کند و مدام در تلاش برای حفظ رابطه است. برای این که این مسئله اسباب دردسرتان نشود حتما درباره انتظاراتی که از همسرتان دارید با او صحبت کرده و البته هر دو نفرتان هم تفریحات و سرگرمی های منحصر به فردی برای خودتان داشته باشید و گاهی اوقات اجازه دهید طرف مقابل وقتش را با دوستانش بگذراند. 2- چرا مرد من اینقدر اعصاب خردکن است؟ همیشه آن ویژگی همسرتان که در اولین دیدار تبدیل به آهن ربایی برای جذب شما به او شده معمولا جزو اولین خصوصیات اخلاقی اوست که در سال اول ازدواج برای تان آزار دهنده می شود. علتش هم این است که ما معمولا جذب آن خصوصیت یا ویژگی طرف مقابل مان می شویم که خودمان آن ویژگی را نداریم. این مسئله خیلی هم طبیعی است و در واقع یکی از مراحلی است که باید برای تطبیق دادن خودمان با هم طی کنید. پس سعی کنید به جای نشان دادن واکنش منفی تلاش خود را بکنید تا با همسرتان همراه شوید و کم کم می بینید که علاقه تان به این ویژگی خاص از همسرتان سر جای خودش برمی گردد. 3- باید همیشه طرف من را بگیری یکی از مسائلی که زوج های جوان در سال اول ازدواج خود با آن روبرو می شوند و واقعا نمی دانند که باید چه عکس العملی نشان بدهند، توقع طرف مقابل از آنهاست تا در همه مسائل خانوادگی طرف همسرشان را بگیرند و از او دفاع کنند. بد نیست این طور وقت ها در مورد مسائل خانوادگی با هم صحبت کنید و به این نتیجه برسید که چطور می توانید این موقعیت ها را بدون دشمن تراشی مدیریت کنید. 4- چرا دیگر میلی به من نداری؟ خیلی از نوعروس ها می گویند چه اتفاقی افتاده که همسرشان دیگر شور و حرارت دوران عقد را ندارد و هر روز هوس نزدیکی کردن به سرش نمی زند! خیلی ها به اشتباه شروع به سرزنش کردن خودشان می کنند و مدام دنبال عیب و ایرادی در وجودشان می گردند که باعث سردی شوهر شده است اما آیا این فکرها واقعیت دارد؟ این مسئله تا حدی طبیعی است چون پس از ازدواج اولویت های دو طرف تا حدی تغییر می کند. معنایش این نیست که رابطه زناشویی اهمیتی ندارد یا فراموش شده است ولی موضوع این است که رابطه جنسی یکی از اولویت های زندگی در کنار کار و مسئولیت های خانوادگی و ... است. 5- چرا ما هیچ علاقه مشترکی نداریم؟! دو نفری که با هم ازدواج می کنند لزوما علاقه مندی های مشترکی ندارند و اگر برای یافتن زمینه های مشترک بیش از حد تلاش کنند فقط خودشان را خسته می کنند. یادتان باشد که ازدواج شما لزوما بر پایه علاقه مندی های مشترک بنا نشده و اگر احساس می کنید از سرگرمی های همسرتان خوش تان نمی آید یا دوست ندارید در آنها سهیم شوید، نگران نشوید که مبادا ازدواج تان در حال از بین رفتن است. انتظارات خود را مدیریت کنید هیچ کس همسر کاملی نیست و هیچ کسی پیدا نمی شود که دقیقا نیمه دوم شما باشد. مناسب بودن همسرتان موضوعی نسبی است و شما نباید توقع داشته باشید که تفاهمی کامل با هم داشته باشید. گاهی در مورد موضوعاتی پیش پا افتاده باید کوتاه بیایید و یا به موضوعی عادت کنید. این موضوعات می تواند طریقه مسواک کردن همسرتان یا عادت صحبت کردن باشد. حتی ازدواجی که با عشقی عمیق شروع شده است در همان ماه های اول روی دیگر خود را نشان می دهد، تفاوت های جزیی در رفتارها گاهی شما را عصبانی می کند. هر وقت دچار چنین مشکلاتی شدید، نفسی عمیق بکشید، سعی کنید درهمان لحظه بحث نکنید، به خوبی های همسرتان فکر کنید. بعد از مدتی اگر نتوانستید با موضوع کنار بیایید، با آرامش آن را با همسرتان مطرح کنید. وفادار باشید بعد از ازدواج، همسرتان مهمترین شخص در زندگی تان است و مهمترین دغدغه ذهنی تان است. شما باید کمی مرزهای تان را با خانواده، دوستان و همکاران تان پر رنگ کنید تا در آن میان یک سرزمین با مرزهای مشخص برای خودتان و همسرتان داشته باشید و برای تحکیم ارتباط و استقلال تان تلاش کنید. از این به بعد باید در مراحل زندگی با هم باشید و خوشی های مشترکی را تجربه کنید و در سختی ها کنار هم باشید. یکی دیگر از جنبه های وفاداری این است که هیچ گاه با هیچ کس در مورد کمبودها و مشکلات و بدی های همسرتان صحبت نکنید. اگر در زندگی مشترک تان دچار مشکلی شدید در مورد آن تنها با همسرتان صحبت کنید، نه با دوستان و یا خانواده تان. زبان مشترک پیدا کنید در رابطه زناشویی مرزی برای ارتباط وجود ندارد. نباید از هم خجالت بکشید و چیزی از احساس تان را پنهان کنید. یاد بگیرید چگونه به بهترین وجه به همسرتان بفهمانید که در یک لحظه حوصله ادامه بحث را ندارید و یا موضوعی برای شما جالب نیست. ابراز احساسات کنید، از او تشکر کنید یا معذبت خواهی کنید و هر بار این جملات را به کار ببرید. سعی کنید مکالمات تان تا آنجا که می تواند پر از شوق و مثبت اندیشی باشد. از یکدیگر حمایت کنید سخنان حمایتی شیرین تر از انتقاد است، پس سعی کنید انتقاد را با محبت همراه کنید. باید تلاش کنید که هر چند اندک، زندگی روزمره همسرتان را ساده و شیرین تر کنید. در طول روز، زمانی هر چند کوتاه را برای توجه به هم و گفتگو با هم در نظر بگیرید. با این کار احساس بهتری نسبت به هم خواهید داشت. سعی کنید هر وقت که برای تان ممکن است در کارها به هم کمک کنید. گاهی شما ظرف ها را جمع کنید یا حمام را بشویید. هیچ گاه منتظر نباشید که کاری را که به طور مشخص وظیفه هیچ کدام تان نیست را همسرتان انجام دهد، سعی کنید پیش دستی کنید. شاید این توصیه ها بسیار ساده و ابتدایی به نظر بیایند اما همین نکته های جزیی رابطه تان را می سازد. به زندگی شخصی تان اهمیت بدهید درست است که رابطه زناشویی مهمترین رابطه شما است اما شما نقش های دیگری نیز در جامعه دارید. یکی از بزرگترین دغدغه های ذهنی زوج های جوان چگونگی نگاه داشتن ارتباط قدیمی شان بعد از ازدواج است. ازدواج هیچ گاه نباید باعث شود که شما با خانواده و دوستان قطع رابطه کنید. این در مورد علاقه ها و فعالیت های شخصی تان نیز صدق می کند. نیازی نیست که شما تمام سرگرمی هایتان را کنار بگذارید، بلکه باید توجه کنید که با ازدواج شما در مورد رابطه تان مسئولید و باید مسئولانه زندگی تان را برنامه ریزی کنید و در مورد آنها باید همراه همسرتان تصمیم بگیرید. ]]> ازدواج خانواده Mon, 04 Apr 2016 21:19:21 GMT http://migna.ir/vdcaeyne.49nim15kk4.html پسرانی که موقع خواستگاری جا می زنند! http://migna.ir/vdchwxnx.23n-qdftt2.html جوانانی که تصمیم به ازدواج می گیرند و دختر مورد علاقه ی خود را می یابند به خانواده  اطلاع می دهند، نظر موافق آنها را جلب می کنند و با کسب اجازه آنها قرار خواستگاری می گذارند اما ناگهان بعد از خواستگاری یا حتی تعیین مهریه و جدی تر شدن رابطه و نزدیک تر شدن به پذیرش مسئولیت و پشت سرگذاشتن تجرد دچار سستی در تصمیم و عقب نشینی از خواست خود می شوند. ازدواج، تاریخچه ای به قدمت پیدایش انسان ها در کره زمین دارد و در تمام مکاتب و ادیان مطرح است ازدواج تقریبا اساس تشكیل خانواده و مبنای سازمان اجتماعی هر كشوری است. اهمیت پیمان زناشوئی باعث شده است تا زناشوئی رسمی تحت نظارت و مراقبت قانون در آید. با گذشت زمان در انتخاب همسر تغیراتی بوجود آمده است. در عصر حاضر، آزادی بیشتری به جوانان داده شده تا خودشان همسر انتخاب كنند، همچنین زنان نیز از حقوق جدیدی برخوردارند و این در طرز فكر نسل جوان برای انتخاب همسر تحولاتی را موجب شده است. اما به علل گوناگون ازدواج جوانان ما دچار بحران شده است این بحران سبب خواهد شد بزودی دختران با وجود میل به ازدواج شانس آن را نداشته باشند. اما هر مردی به ازدواج می اندیشد و برای تکمیل احساس مردانگی نیاز به تاهل برای اجرای نقش تکیه گاه برای زنی که دوست دارد حس می کند اما اینکه این احساس نیاز را در قالب ازدواج به اجرا بگذارد و زنی را که دوست می دارد به همسری برگزیند نیازمند هموار کردن مسیر نسبتا طولانی ای است. در وضعیت فعلی جامعه که روابط دختر و پسر نسبت به دهه های گذشته بسیار آزادانه تر است و دسترسی به جنس مخالف از طریق شبکه های اجتماع ساده تر شده است دیگر اقبال چندانی برای ازدواج در وهله ی اول آشنایی دیده نمی شود. همچنین نمی توان تغییر رفتار برخی دختران را نسبت به دختران دهه های گذشته در بی میلی پسران برای پذیرش مسئولیت زندگی زناشویی به عنوان همسر نادیده گرفت.این روابط که مسلما همگی با دوام نیست و مکررا از این دوست به دوستی دیگر با به همراه بردن احساس شکست عاطفی از رابطه قبلی تغییر می کند موجب رشد احساس بی اعتمادی بین دختران و پسران می شود که خود این بی اعتمادی مانعی برای تمایل به ازدواج است. حال با وجود همه ی این مسائل، جوانانی که تصمیم به ازدواج می گیرند و دختر مورد علاقه ی خود را می یابند به خانواده  اطلاع می دهند، نظر موافق آنها را جلب می کنند و با کسب اجازه آنها قرار خواستگاری می گذارند اما ناگهان بعد از خواستگاری یا حتی تعیین مهریه و جدی تر شدن رابطه و نزدیک تر شدن به پذیرش مسئولیت و پشت سرگذاشتن تجرد دچار سستی در تصمیم و عقب نشینی از خواست خود می شوند و هرچه خانواده پیگیرعلت جا زدن آنها می شوند تنها پاسخ هایی که می شنوند حرفها و دلایلی است که پیش از خواستگاری نیز، مطرح بوده و آنان با پذیرش آن مسائل، تصمیم به خواستگاری گرفته اند، این پدیده به پاهای سرد معروف است که البته در همه ی دنیا وجود دارد و تنها مخصوص فرهنگ ما نیست. وقتی فرد دچار احساس سردی در پاهایش می شود دیگر به خوبی و سرعت قبل گام برنمی دارد و بیشتر اوقات متوقف می شود. اما دلایل خاصی نیز برای این جا زدن و توقف وجود دارد که در ادامه به اجمال بررسی می کنیم. چرا گاهی جوانان پیش از ازدواج جا می زنند؟ دلایل بسیاری بر این امر موجود است. یکی از این دلایل فکر متعلق شدن به یک نفر تا آخر عمر است که از یک جهت خوب و از جهتی دیگر بد به نظر می رسد. خوب است زیرا با ازدواج کسی را که دوست می داریم می توانیم تا آخر عمر در کنار خود داشته باشیم و از طرفی بد است زیرا با ازدواج و انتخاب همسر،فرد تا اخر عمر باید تنها به بودن در کناریک فرد قناعت کند. دیگر اینکه حس از دست دادن آزادی است. تا قبل از ازدواج جوانان آزادی های بیشتری دارند و پس از آن بسیاری از آزادی ها محدود می شود و فرد متوجه اجبار برای بعضی تغییرات در خود و عادات خویش می شود. مورد دیگر فکر به این موضوع است که آیا این همان همسر مناسبی است که به دنبالش بودم؟ به عبارتی مرد به این موضوع فکر می کند که آیا این دختر همانی است که برای من بهترین گزینه می تواند باشد ؟ البته پاسخ ساده ای برای آن وجود دارد اما مردی که در این موقعیت قرار دارد برایش سخت است باور کند که اگر به این سوال ساده که" آیا دوست داری در کنار زن مورد علاقه ات زندگی کنی و پیر شوی"، پاسخ بدهد، می تواند سریعتر به تردیدهایش پایان دهد. واقعیت اینست که بین زوج ها لااقل بین 5 تا 7 حوزه تفاوت وجود دارد که تفاوت در صمیمیت و سبک های دلبستگی جهانی است. زوج ها باید انتظار وجود این مسائل را داشته باشند و با یافتن یک استراتژی موفق به حل آن اقدام کنند نه به رها کردن رابطه یا ادامه ندادن خواستگاری. چرا در ابتدای آشنایی، مرد به سوالات چالشی نمی اندیشد؟ در واقع اینکه چرا مرد در همان ابتدای آشنایی به این سوالات فوق نمی اندیشد تا سریعتر بتواند پیش از جلوتر رفتن در رابطه با دختر و ایجاد صمیمیت با وی، زودتر به یک تصمیم خوب برای ادامه ی رابطه یا قطع آن برسد؛ به این علت است که در ابتدا دو نفر بر یافتن مشابهت بین خودشان تمرکز می کنند و تفاوتهای بین فردی تنها به جذابیت رابطه کمک می کند. ولی وقتی دونفر بیشتر در رابطه می مانند کم کم تفاوتها و میزان تاثیرشان خودنمایی می کند که منجر به بروز تعارض و از خودبیگانگی آنها می شود که البته برای بسیاری از زوجها طبیعی است ولی بعضی گیج می شوند و گاهی این خود سرمنشا خیانت در ازدواج است. مردم فکر می کنند یک همسر همه چیز تمام برای آنها یک جای دنیا خلق شده و تنها وقتی خوشبخت می شوند که او را بیابند و البته این همسریک انسان کامل است کاملا بی عیب ونقص؛ در حالیکه این تنها یک فانتزی زیباست. اما حقیقت این است که به واقع وجود 5 تا 7 حوزه تفاوت بین فردی دراکثر زوجها نرمال است که تفاوت در سبک صمیمیت و سبک های دلبستگی را موجب می شود. زوج ها بهتر است با آمادگی نسبت به وجود این تفاوت ها به یافتن راه حلهای استراتژیک برای حل و کنار آمدن با آنها باشند هر چه مسئله از فکر و خیال بیشتر فاصله می گیرد و واقعی تر می شود تعارض ها و ترس ها بیشتر می شوند و فرد بیشتر تمایل به تمام کردن رابطه پیدا می کند چه بسا در بسیاری موارد شاهد بوده ایم بین خواستگاری و مرحله ی بعد از آن زمان طولانی ای فاصله می افتد و گاهی فرد ترجیح می دهد آن را تمام کند. راه های مقابله با احساس نیاز به جا زدن برای جلوگیری از جا زدن در ازدواج انجام فعالیت های دونفره و ایجاد تجربیات مشترک دونفره است که کمک به عمیق تر شدن رابطه و ایجاد احساس صمیمیت بیشتر می شود و استرس و نگرانی مرد را از پذیرش زن به عنوان تنها زن زندگیش کم می کند.شناختن تفاوت های احتمالی در انتظارات و سبک ها و غافلگیر نشدن از آنها به کنار آمدن بیشتر با شرایط و جلوگیری از جا زدن فرد در انتخابش کمک می کند. وقتی بهتر است در همان مراحل اولیه جا بزنیم دلایل زیر میتواند توجیه خوبی برای تردید قبل از ازدواج و گاهی در نهایت جازدن باشد. احساس تهدید از جانب خواستگار یا مورد خواستگاری سوء استفاده ی جسمی یا جنسی از طرف مقابل اعتیاد به مواد مخدر، الکل ،دارو یا قمار مشکلات جدی خانوادگی مثل عدم تایید خانواده برای ازدواج انتظارات جنسی نا خوشایند و غریب خیانت، تقلب، دزدی و عدم صداقت تعارض های عقیدتی غیرقابل حل نقشه های کاملا متفاوت برای بچه دار شدن نوع خرج کردن پول با فلسفه ای کاملا مغایر  ]]> ازدواج خانواده Tue, 29 Mar 2016 12:51:17 GMT http://migna.ir/vdchwxnx.23n-qdftt2.html از من و فاصله سنی با تو! http://migna.ir/vdcjvtet.uqemazsffu.html «تازگی ها برای من یک خواستگاری پیدا شده. راستش را بخواهید، خیلی از ملاک های مطلوب من را دارد و منم مایلم که باهاش ازدواج کنم، اما نکته این جاست که همه به من می گویند باهاش ازدواج نکن، چون من از چند سال کوچک تره و همه می گویند که زن ها وزدتر از مردها شکسته می شوند و به خاطر این دیگر برایش آن جاذبه قبلی را نخواهی داشت و ممکنه سراغ آدم دیگری برود. من واقعا از این موضوع می ترسم. کی دوست دارد همچین اتفاقی برای بیفتد؟» شاید این دغدغه برای شما هم پیش آمده باشد که مورد مناسبی برای ازدواج یافته باشید، ولی تفاوت سنی تان با فرد موردنظر شما را از این موضوع منصرف کرده باشد. لازم است به صورت دقیق تر به این موضوع بپردازیم. فرقی نمی کند که خانم باشید یا آقا، تفاوت سنی فاحش می تواند در ازدواج برای شما مشکل ساز شود. این چیزی است که عقل سلیم آن را تایید می کند، اما آیا این موضوع همیشه صادق است، مگر نه اینکه بعضی از پدر و مادرهای دوران قدیم، فاصله سنی قابل توجهی با هم داشتند و با این حال زندگی شان به نظر چندان هم بد نمی آمد؟ برای اینکه این موضوع را بررسی کنیم، قبل از هر چیز باید تفاوت سنی فاحش را تعریف کنیم. تا چه حد و اندازه ای از تفاوت سنی را می شود نادیده گرفت؟ اختلاف سن از چه قدر به بالا بد است؟ تجربه روان شناسان نشان داده است که تفاوت سنی بین زن و مرد اگر ده سال یا بیشتر باشد، می تواند برای ازدواج مشکل ساز شود. دلیل اصلی مشکل ساز شدن این ازدواج ها، تفاوت در نیازهاف خواسته ها و تکالیفی است که هر انسانی در مراحل مختلف زندگی اش با آن رو به روست.  برای مثال بین بیست تا سی سالگی بیشتر جوان ها در حال درس خواندن و یا پیدا کردن شغل و کسب موفقیت های شغلی و حرفه ای هستند؛ ولی وقتی سن بالاتر می رود، به احتمال زیاد این دغدغه ها تا حدود زیادی حل و فصل شده است و حالا چالش ها جنس دیگری پیدا کرده است. این وضعیت زمانی بیشتر مشکل ساز می شود که خانم از همسرش بزرگ تر باشد. البته باید توجه داشت که این قانون همیشه و در همه موارد صدق نمی کند. برای مثال ممکن است دختر و پسری که با هم فاصهل سنی زیادی ندارند، به قدری با هم ناسازگار باشند که زندگی برایشان ناخوشایند و تحمل ناپذیر شود، اما زوج دیگری با فاصله سنی بیشتر بتوانند از پس این مسائل بربیایند. همچنین تجربه نشان داده است که تفاوت سنی زیاد در میان زوج هایی که سن کمتری دارند، بیشتر از زوج های مسن تر مشکل ساز می شود. برای مثال اگر یک دخترخانم بیست ساله با یک پسر سی و پنج ساله ازدواج کند، در مقایسه با یک خانم چهل و آقای پنجاه و پنج ساله، بیشتر به مشکل برخواهد خورد. دلیل اصلی این موضوع، تفاوت میان رشدیافتگی این زوج هاست. زن و مردی که سنین رشد و تکامل را به پایان رسانده اند، با راحتی بیشتری می توانند تفاوت سنی بین خودشان را حل و فصل کنند. مگر تفاوت سنی چه مشکلی دارد؟ اما چرا تفاوت سنی بین دو زوج می تواند مشکل ساز شود؟ یکی از دلایل اصلی آن، میزان پیشرفت و موفقیتی است که زوج بزرگ تر دارد. برای مثال تصور کنید که خانم سی و پنج ساله موفقی که تحصیلاتش را تمام کرده و در شغلش به پیشرفت های چشمگیری رسیده، بخواهد با پسری جوان تر از خودش ازدواج کند که هنوز دانشجوست و شغل ثابت ندارد. در ابتدای رابطه ممکن است این موضوع زیاد جلب توجه نکند و یا حتی برای هر دو نفر خوشایند باشد. خانم از اینکه از همسرش حمایت می کند، احساس لذت خواهدکرد و آقا هم به این دلیل که از او حمایت بیشتری می شود، احساس خوبی خواهد داشت؛ اما چنین وضعیتی به مرور زمان، وقتی که رابطه جذابیت های اولیه اش را از دست می دهد، مشکل ساز می شود. مهم نیست که کدام یک از زوجین بزرگ تر است، آن کسی که سن بیشتری دارد احساس خواهدکرد که به دلیل بزرگ تر بودن باید برای رابطه انرژی بیشتری صرف کند و زوج کوچک تر هم ممکن است احساس کند که تحت فشار قرار گرفته است. همچنین قرار گرفتن در رابطه ای که در آن همسر شما نقش والدتان را هم بازی می کند و یا احساس می کنید که مثل فرزندتان باید از او مراقبت کنید، جاذبه جنسی رابطه را از بین می برد. وقتی خواستگارمان سنش با ما فاصله دارد درنظر گفتن توصیه های زیر می تواند به شما کمک کند که درباره این مواردی که برای ازدواج پیش می آیند، راحت تر تصمیم بگیرید: 1- مجذوب تفاوت سنی نشوید تعجب نکنید. این اتفاق واقعا ممکن است برای شما هم بیفتد که مجذوب تفاوت ها خودتان با نامزد بالقوه تان بشوید. شاید این را شنیده باشید که می گویند، آدم های مخالف یکدیگر را جذب می کنند. این موضوع تا حدودی درست است. اگر شما از نامزد بالقوه تان خیلی کوچک تر باشید، ممکن است پختگی و رشدیافتگی و موفقیت های او همچنین حمایت هایی که او می تواند از شما به عمل بیاورد، برایتان مجذوب کننده باشد. از طرفی اگر از نامزد بالقوه تان خیلی بزرگ تر باشید، ممکن است مجذوب شادابی و جوانی او بشوید و این نکته را فراموش کنید که این موضوع می تواند در بلندمدت برایتان آزاردهنده شود. پژوهش های زیادی روی شباهت یا تفاوت زوج ها صورت گرفته نشان داده است که برخلاف تصور عمومی، زوج هایی که از لحاظ متغیرهای گوناگون، به هم شباهت بیشتری دارند، رضایت زناشویی شان هم بیشتر است. 2- از مواضع خودتان کوتاه نیایید گاهی اوقات ممکن است احساس کنید که به خاطر ازدواج با یکی شخص خاص (در این جا کسی که فاصله سنی زیادی با شما دارد) حاضر هستید که از نیازها و تمایلات خودتان بگذرید، اما وقتی جذابیت ها و اتفاقات هیجان انگیزی ابتدا آشنایی بگذرند و شما در رابطه ای باشید که در آن برای به دست آوردن همسرتان از تمایلات خودتان گذشته اید، به مرور زمان احساس دلخوری و ناراحتی بیشتری خواهید کرد. 3- حتما ویژگی های شخصیتی دیگر را هم در نظر بگیرید درست است که تفاوت سنی بالا همیشه مطلوب نست، اما عوامل مختلفی روی رضایت زناشویی یک زوج تاثیر می گذارد. برای مثال ممکن است زوجی که با وجود تفاوت سنی زیاد، شباهت های شخصیتی زیادی با یکدیگر دارند و یا به پختگی و رشد فردی قابل توجهی رسیده اند، بتوانند در کنار هم خوشحال و راضی زندگی کنند؛ بنابراین به بررسی دقیق بقیه ویژگی های فرد مقابل بپردازید و از خودتان بپرسید: آیا با وجود تفاوت سنی، می توانم به تصمیم هایش اعتماد کنم؟ آیا می توانم در سختی هایی که ممکن است پیش بیاید، روی کمکش و همچنین قضاوتش درباره مسائل حساب کنم؟ آیا به دیدگاه هایش احترام می گذارم و یا آن ها را از مد افتاده/ کودکانه می دانم؟ 4- از یک مشاور خبره بپرسید به خصوص وقتی که نگران اختلاف سنی با همسرتان هستید، مشاوره پیش از ازدواج می تواند به شما بگوید که آیا تفاوت میان شما و نامزد بالقوه تان مشکل ساز خواهد شد و یا خیر. -- سپیده بخت - کارشناس ارشد روان شناسی ]]> ازدواج خانواده Tue, 29 Mar 2016 06:12:41 GMT http://migna.ir/vdcjvtet.uqemazsffu.html آیا زیبایی چهره در ازدواج مهم است؟ http://migna.ir/vdcaiune.49niy15kk4.html شاید بگویید زیبا دیدن تنها یك امر سلیقه ای است و هر فردی بنا به سلیقه خودش یك نفر را زیبا می بیند یا زشت، اما به هر صورت نمی توان منكر وجود برخی از استانداردهای رایج شد! استاندارهایی كه در همه دنیا به عنوان معیارهای زیبایی تعریف می شوند مثل چشمان درشت، صورت معصوم و بچگانه، صورت متناسب كه همه اجزا در هماهنگی با هم باشند و... واقعا زیبایی چهره در زندگی چقدر مهم است؟ تحقیقات نشان می دهد كه انسان های با ظاهر بسیار زیبا به سمت هم جذب می شوند و وقتی با هم ازدواج می كنند، زندگی خانوادگیشان  بسیار عالی خواهد شد اما از آنجا كه این تحقیقات بیشتر روی زوج های جوان انجام شده است می تواند نشان دهنده این باشد كه زیبایی مطلق در مراحل اولیه رابطه اهمیت دارد. اما نقش زیبایی ظاهری در دوام بیشتر ازدواج و در سنین پیری تقریبا همچنان یك راز است. البته یك تحقیق جدید نشان می دهد ظاهر بعد از آن جذب شدن اولیه هم همچنان دارای اهمیت است اما به طریقی متفاوت. روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج های جوان به این نتیجه رسیده اند مردانی كه چهره ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی كنند و نسبت به زندگی زناشویی شان چندان احساس خوبی نداشته باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته باشند. یك گروه از محققان، زیبایی های ظاهری هر زوج را بین یك تا 10 كدگذاری كردند كه عدد 10 بهترین و كامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریبا در یك سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یك سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند. وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، كمی تردید كردیم و گمان بردیم كه احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با كمی جست وجو به این نتیجه رسیدیم كه موضوع علمی است تا حدی كه مقاله هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین كردیم. در واقع در همه آنها دانشمندان متفق القول بودند كه در یك ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یك حد باشند اما بی گمان دلایل آنها خواندنی است. خانم ها منصف ترند در زوج هایی كه خانم زیباتر است، معمولا هر دو طرف از زندگیشان خرسند تر هستند. این نتیجه پژوهشی است كه در مجله روانشناسی خانواده انگلستان در امسال منتشر شده و در آن آمده است كه طی تاریخ و فرایند تكاملی بشر نیز خانم ها هنگام انتخاب همسر كمتر به ظاهر او توجه می كردند و در عوض قدرت باروری همسرشان برایشان در اولویت بود اما مردها اینگونه نبودند آنها به دنبال همسری می گشتند كه بتوانند در او جوانی، سلامت و زیبایی را بیابند تا فرزندانشان سالم تر و زیباتر شوند. البته یك بار دیگر در سال 1979 روانشناسی به نام دكتر هوك نیز ضمن تحقیقاتش متوجه شد در ازدواج هایی كه خانم زیباتر از مرد است احتمال شكست كمتر است البته این به این معنا نیست كه اگر مرد خوش تیپ و زیباتر از زن باشد حتما رابطه ناموفق خواهد بود اما در سال های اخیر بار دیگر دانشمندان این تحقیقات را تكرار كرده اند. آیا ازدواج با زنان بسیار زیبا دوام دارد ؟ گروهی از دانشمندان در دانشگاه لیور پول 100عكس از زنان را بررسی كرده اند؛ بعضی از این زوج ها تنها چند ماه با هم زندگی كرده بودند و بعضی دیگر چند سال. محققان ویژگی های ظاهری هركدام از این زن ها و مردها را به ترتیب فهرست كردند تا بتوانند بهتر آنها را با هم مقایسه كنند. نتیجه به دست آمده از تحقیقات در مجله علمی روانشناسی اجتماعی و شخصیتی منتشر شد كه در آن آمده است اگر مرد خیلی خوش تیپ باشد عاملی برای ناپایداری ازدواج نیست ولی اگر زن خیلی زیبا باشد تا حدی كه زیبایی او بیش از اندازه به چشم آید، احتمالا ازدواج با دوامی نخواهد داشت. زن های خیلی زیبا گاهی این جسارت را دارند كه به راحتی ازدواج ها را ترك كنند. آیا ازدواج موفق همان همسان گزینی است؟ گروهی از دانشمندان انگلیسی تحقیقات خود را روی انتخاب زوج توسط افراد مختلف متمركز كرده اند، سؤال اصلی آنها در این تحقیق این بوده است كه آیا افراد هنگام انتخاب زوج بیشتر به دنبال کسانی هستند كه شبیه خودشان باشند؟ آنها در ضمن تحقیق به جواب مثبت رسیدند و اعلام كردند افراد تمایل دارند با شخصی مانند خودشان ازدواج كنند و حتی با این نتیجه، ازدواج های آنجلینا جولی را توضیح می دهند، آنها می گویند به همین دلیل است كه ازدواج او با جانی لیمیلر و بیلی باب تورنتون بسیار كوتاه و كمتر 2 سال بوده است ولی در عوض ازدواج او با براد پیت یعنی یكی از معروف ترین چهره های حال حاضر دنیا بیشتر از 6 سال است كه دوام پیدا كرده است. آیا عمر ازدواج در مردان زیبا کوتاه تر است؟ در تحقیق ذكر شده زوج هایی كه مرد ظاهر بهتری نسبت به زن داشت، هر دو طرف چندان حمایت كننده نبودند. یكی از محققان این تحقیق می گوید كه زن ها معمولا درجه حمایتی كه از طرف مرد دریافت می كنند را به خود او منعكس میكنند. مردی كه ظاهر پایین تری نسبت به زن خود دارد، چیزی بیشتر از آنچه انتظارش را داشته در اختیار دارد به همین دلیل همه تلاشش را می كند تا آن رابطه را پابرجا نگه دارد. مردهایی كه ظاهر بهتری نسبت به همسران خود دارند، ممکن است تعهد کمتری داشته باشند و این ممكن است باعث كمتر بودن عمر ازدواج آنها شود. تفاوت معیارهای خانم ها و آقایان در ازدواج از آنجا كه خانم ها دنبال مردی برای زندگی هستند، ممكن است كسی را انتخاب كنند كه از نظر ظاهری پایین تر از آنها باشد و حتی تحقیقات جدید نشان می دهد كه ازدواج هایی كه در آن زن از نظر ظاهری بهتر از مرد است، بسیار پردوام تر و مثبت تر است. تصور محققان از دلیل آن، این است كه مردها اهمیت زیادی به زیبایی می دهند و به زیبایی زن بسیار سریع واكنش نشان می دهند در حالی كه خانم ها بیشتر می خواهند همسری داشته باشند كه به خوبی از آنها حمایت كند، قابل اطمینان باشد و توان تامین خانواده را داشته باشد. روند تحقیق در خصوص زیبایی چگونه بود؟ این تحقیق در دانشگاه تنسی ایالات متحده روی گروهی از زوج های همان كشور انجام شده است. انتخاب زوج ها بر چه اساس بوده است؟ تیم تحقیقاتی روی 82 زوج كار كردند؛ زوج هایی كه طی 6 ماه قبل ازدواج كرده و حدود 3 سال قبل از ازدواج با هم آشنا شده بودند. شركت كننده های تحقیق بین 20 تا 25 سال داشتند. محققان گفت وگوی هر زوج در مورد یك مشكل شخصی را به مدت 10 دقیقه فیلمبرداری كردند. فیلم ها بعدا از این جهت ارزیابی شد كه آیا زوج ها درمورد مشكلشان یكدیگر را حمایت می كردند و پشت هم را داشتند یا نه؟ این مشكلات مسائلی از قبیل تصمیم به داشتن تغذیه سالم تر،شروع یك كار جدید و ورزش بیشتر را شامل می شد. رتبه بندی زوج ها یك شوهر منفی احتمالا در چنین موقعیتی می گوید، این مشكل توست و خودت باید حلش كنی. اما یك شوهر مثبت خواهد گفت: من با توام، كاری از دستم برمیاد برات انجام بدم؟ یك گروه از محققان زیبایی های ظاهری هر زوج را بین یك تا 10 كدگذاری كردند كه عدد 10 بهترین و كامل ترین ظاهر را نشان می داد. تقریبا در یك سوم زوج ها، زیبایی زن ها بیشتر بوده، در یك سوم زیبایی مرد بیشتر بوده و سایر زوج ها ظاهری تقریبا هم ردیف داشتند. نتیجه تحقیق به طور كلی، در مواردی كه زن ظاهر بهتری نسبت به مرد داشت، زن و مرد مثبت تر رفتار می كردند.نتیجه این تحقیق بسیار منطقی به نظر می رسد؛ چراکه باورهای عمومی نشان می دهد که مردها حساسیت زیادی به زیبایی خانم ها دارند و زن ها بیشتر به قد و درآمد مردها اهمیت می دهند. ]]> ازدواج خانواده Wed, 16 Mar 2016 04:30:00 GMT http://migna.ir/vdcaiune.49niy15kk4.html خواستگاری به سبک سنتی یا مدرن؟! http://migna.ir/vdcepf8x.jh8nei9bbj.html حتما مادربزرگ شما هم وقتی سر سفره عقد نشست و خطبه خوانده شد، برای اولین بار توانست صورت همسرش را ببیند! از این مدل ازدواج های سنتی در اطرافمان و حداقل در فیلم ها به وفور دیده ایم اما امروز آنقدر سبک و سیاق ازدواج ها نسبت به گذشته متفاوت شده که بازار شوخی و خنده را در دنیای مجازی هم حسابی داغ کرده! حتما شنیده اید که می گویند قدیم ها مراسم خواستگاری برای معارفه عروس و داماد به یکدیگر بود و امروز در این مراسم والدین دختر و پسر به هم معرفی می شوند! اوایل کنار آمدن با این نوع ازدواج ها برای والدین و حتی اطرافیانشان هم سخت بود اما حالا با گذشت چند سال از ازدواج های جدید، برخی خانواده ها با آن کنار آمده اند و البته برخی دیگر همچنان از موضع خود کوتاه نیامده اند و همچنان با انتخاب فرزندانشان مشکل دارند! شما چه فکر می کنید؟ روزی که نوبت ازدواج فرزند شما برسد، منتظر می نشینید تا خودش بیاید و فرد مورد نظرش را به شما معرفی کند یا خودتان برایش آستین بالا می زنید؟! هرکدام خوبی ها و بدی هایی دارند ازدواج های سنتی و مدرن، هر کدام ویژگی های مثبت و منفی ای دارند. در ازدواج سنتی، والدین فردی را برای همسری فرزندشان در نظر می گیرند. مزیت این کار این است که آنها با بحران هیجانی که از آن به عنوان «عشق و علاقه» یاد می کنیم، درگیر نیستند و براساس عقل، منطق و معیارهایی که مدنظرشان است، فرد را انتخاب می کنند. بنابراین احتمال چیره شدن هیجان، علاقه و... بر منطق وجود ندارد اما به دلیل انتخاب عقلانی و کاملا وابسته به منطق والدین، خالی بودن کامل جای عشق و علاقه بین پسر و دختری که برای ازدواج با هم در نظر گرفته می شوند می تواند نقطه ضعف این نوع ازدواج ها باشد. به هر حال 2 نفر برای شروع زندگی مشترک باید میزانی از علاقه را نسبت به هم داشته باشند. ضمن اینکه فاصله ای بین نسل ها وجود دارد که با پیشرفت جامعه افزایش یافته و امروز اختلاف نظر والدین و فرزندان بسیار بیشتر از 50- 40 سال پیش است. بنابراین بسیار طبیعی است که برخی معیارها و ارزش هایی که والدین برای انتخاب همسر در نظر دارند، با فرزندانشان متفاوت باشد و همین اختلاف نسل ها و تفاوت در الگوهای 2نسل، می تواند باعث بروز برخی مشکلات داخل خانواده شود اما ازدواج های امروزی معمولا به این ترتیب است که پسرها و دخترها در دانشگاه، کلاس ها، محل کار و... با هم آشنا می شوند و بعد خانواده های خود را در جریان امر قرار می دهند. این نوع آشنایی و ازدواج هم مثل ازدواج سنتی، هم مزیت دارد و هم عیب؛ مزیتش نسبت به ازدواج سنتی این است که 2 طرف شناختی نسبی نسبت به هم پیدا کرده و تا حدودی با هم آشنا شده اند، بنابراین علاقه ای نسبی هم بین شان ایجاد شده و مثل زن و شوهرهای قدیمی، تازه سر سفره عقد یکدیگر را نمی بینند! با این حال، نقطه ضعف احتمالی این نوع ازدواج ها، کمرنگ شدن یا به کل، پاک شدن منطقی است که در ازدواج های سنتی وجود داشته، البته منظور این نیست که همه ازدواج های امروزی بی منطق و صرفا براساس احساس و... است اما همین که 2 طرف تحت تاثیر فضای هیجانی و احساسی تصمیم به ازدواج می گیرند، هیچ بعید نیست که جای منطق در این نوع ازدواج ها کاملا خالی باشد! معمولا در این نوع ازدواج ها والدین تفاوت ها و مشکلاتی را می بینند که کاملا براساس منطق و عقل است اما بیان کردن این موارد برای فرزندشان که عاشق است، فایده زیادی ندارد چرا که معمولا جوان های امروزی منطق و طرز تفکر والدین خود را نمی پذیرند و مشکلاتی که آنها امروز پیش بینی می کنند، اصلا باور ندارد و قبول نمی کنند. اصولا جوان ترها دوست دارند استقلال و توانایی خود را برای پیدا کردن همسر مناسبشان محک بزنند و دیده و شنیده ایم که در همین راستا، دلایل منطقی مخالفت والدینشان را «منفی بافی» می خوانند و بحث و جدل در خانواده راه می اندازند. هم سنتی هستیم، هم مدرن! در جامعه امروزی کشور ما ازدواج سنتی همچنان وجود دارد و می توان گفت مدرنیته به نوعی با آن درآمیخته شده است؛ نه می توان ادعا کرد ازدواج سنتی به طور کامل از بین رفته و نه می توان منکر ازدواج های مدرن شد و تلفیقی از هر 2 ازدواج در جامعه وجود دارد. چه بسا بحث سنتی ازدواج در برخی خانواده ها بیشتر است و در برخی اقشار هم بعد مدرنیته در شیوه زندگی و نوع ازدواجشان پررنگ تر است. همان طور که گفته شد، هر 2 نوع ازدواج معایب و مزایایی دارند، بنابراین نمی توان گفت ازدواج سنتی بهتر است یا ازدواج مدرن اما خوب است افراد به هر سبکی که قرار است ازدواج کنند، مراحل آشنایی را به گونه ای پیش ببرند که معایب آن شیوه ازدواج پوشش داده شود و عشق و علاقه همراه با عقل و منطق بررسی شود. خواستگاری سنتی؟ اگر خانواده ای به شیوه سنتی و از طریق اقوام و آشنایان به خواستگاری رفته اند، والدین باید حواسشان باشد که هر قدر طرف مقابل، از نظر آنها فرد خوبی برای ازدواج باشد، نمی تواند صرفا با قوانیم از پیش تعیین شده مثل قواعد ریاضی، مطمئن باشند که فرزندشان با آن فرد خوشبخت خواهد شد. پیش از شروع زندگی مشترک، مقداری از عشق و علاقه لازم است. اینکه قدیم ترها می گفتند «عشق و علاقه بعد از ازدواج به وجود می آید» اصلا حرف درستی نیست چون هیچ تضمینی برای آن وجود ندارد! و اگر زن و مرد بعد از ازدواج عاشق هم نشوند، نتیجه اش افسردگی، طلاق و... خواهد بدود.ضمن اینکه شاید معیاری که برای والدین نکته بسیار مثبتی محسوب می شود، اصلا برای فرزندشان ملاک مهم و تعیین کننده ای نباشد! پس در این موارد باید معیار فرزندشان را مد نظر داشته باشند و به او فرصت شناختن طرف مقابل را بدهند. در هر قالبی که مورد تایید خانواده است، می توان به شناخت طرف مقابل رسید؛ از نامزدی غیررسمی گرفته تا خواندن صیغه محرمیت و... پس اگر انتخاب اولیه با والدین است، حق انتخاب نهایی باید به فرزند واگذار شود و اگر به هر دلیلی او مایل به این ازدواج نیست، نباید پافشاری بیش از حد کنید. اگر هم شرایطی پیش آمده که نمی دانید حق با شماست یا فرزندتان و باری تصمیم گیری نهایی دو دل هستید، بهتر است از یک نفر سوم که درگیر هیجان ها نیست و علم این کار را هم دارد، مثل یک مشاور، کمک بگیرید.--دکتر پژمان قائم مقامی، روان پزشک     ]]> ازدواج خانواده Fri, 12 Feb 2016 08:15:27 GMT http://migna.ir/vdcepf8x.jh8nei9bbj.html نقش پدرها در زندگی مشترک دختران http://migna.ir/vdcb9abf.rhbs8piuur.html پدر برای فرزندش حکم کسی را دارد که بین او و مادر جدایی می اندازد. مادر فرزند را به دنیا می آورد و پدر دنیا را به او می شناساند و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان می بخشد. او همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیت های اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی می دهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا می شود. در اینجا مرور می کنیم که تیپ های مختلف شخصیتی پدران چطور شخصیت دختران را در زندگی مشترک شکل می دهد. - پدران قدرتمندیکی از الگوهایی که به ارتباط دختران و زنان موفق با مردان دیگر لطمه می زند داشتن پدران قدرتمند است که باعث شکل گیری آرمان گرایی بیش از حد در خانم ها می شود. چرا؟ چون دختر خانم غرق در هیبت و عظمت پدرش است. در نتیجه مردانی را که دارای قدرت و هیبت پدرش نیستند، ناچیز می شمرد. اغلب برای این دختران سخت است که از پدر قدرتمندشان دور شوند. آنها صرفاً با فاصله گرفتن از حضور فیزیکی پدرشان، از قید وابستگی به او رها نمی شوند. رفتن به دانشگاه یا زندگی در خانه ای مستقل یا سرکار رفتن، لزوماً خواسته زن را برای تحت مراقبت بودن تغییر نمی دهد و این دیدگاه به سهولت به مرد جدیدی که در مسیر زندگی اش قرار گرفته است، انتقال داده می شود. رهایی از بند وابستگی مستلزم دانستن مهارت هایی است که به یک دختر خاص بیاموزد که چگونه با ترس های وابستگی و اضطراب ناشی از آنها مقابله کند. همچنین می بایست مهارتهای تصویری او نیز تقویت شود تا مردان را همانگونه که هستند، بپذیرد نه اینکه بر طبق تصورات دوران کودکی خود آنها را با پدرش مقایسه کند. -پدر بی عاطفهرابطه بد پدر و مادر می تواند تا همیشه روی زندگی عاطفی ما سایه بیندازد و حتی در بزرگسالی بصورت مانعی برای عشق دربیاید. در نتیجه بجای محبت، این تصور که ما استحقاق داریم تنها دریافت کننده باشیم، در واقع باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند. وقتی پدر و مادر ما رابطه ای معیوب داشته اند یا نتوانسته اند عشق کافی به فرزندانشان بدهند، در واقع اضطرابی دائمی در آنها پدید می آورند که باعث می شود برای به دست آوردن عشق همسر آینده شان به هر دری بزنند و هر چیزی را تحمل کنند و حتی شخصیتی مهرطلب پیدا کنند. همین رفتارها، گزینه های ازدواج را فراری می دهد یا باعث می شود وارد رابطه ای شوید که مدام باج دهنده هستید و طرف مقابل، شما را استثمار می کند. نیاز به وابستگی هم مردان را به دردسر می اندازد و هم زنان را، زن یا مردی که در اوایل آشنایی با طرف مقابل به او می گوید دوستش دارد در واقع ذهنیت نیاز به وابستگی را در آن شخص ایجاد کرده و یا او را از خود فراری می دهد و یا باعث می شود تا طرف مقابل، فرد نیازمند عشق را به بازی گرفته و هرگونه که می خواهد با او رفتار کند.-پدر بی خیال یکی دیگر از عواملی که باعث می شود تا دختران و زنان موفق در ارتباط با مردان و جذب مرد دلخواه خود با مشکل مواجه شوند، وجود پدرهایی است که تنها سایه ای از آنها در خانواده دیده می شود. پدرهایی که از نظر عاطفی بود و نبودشان در خانه به چشم نمی آید. چنین پدرانی علاقه چندانی به فرزند خود و کارهایی که انجام می دهد، از خود نشان نمی دهند، رابطه عاطفی خاصی میان آنها وجود ندارد و همین امر باعث می شود تا دختری که اکنون به سن بزرگسالی رسیده در جستجوی مردان شیک و زرق و برق دار باشد، مردانی که جلب توجه زیادی بکنند. مردانی که ویژگی های برجسته و خاصی داشته باشند. چنین افرادی در ابتدا برای دختران باهوش هیجان انگیزند اما در واقع از این فراتر نمی روند و همان کسانی نیستند که این دختران خاص دوست دارند، داشته باشند. چنین دخترانی از درگیر شدن با مردانی که شبیه پدران خود هستند، می ترسند. اشتیاق افراطی به خوشحال کردن و عطش سیری ناپذیری به محبت کردن دارند تا بتوانند مردی را به خود جلب کرده و برای خود نگه دارند. اما همین تلاش فراوان، باعث فراری دادن مردها می شود.- پدر تندخو و کنترل گر پدر برای دختر نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد. رفتار کنترل کننده پدر منجر به شکل گیری احساس ترسی مبهم اما مداوم در درون دختر می شود. این احساس ترس باعث می شود تا دختر به فکر دور زدن پدرش برآید و بیاموزد که چگونه دل پدرش را بدست آورد و او را به مسیری هدایت کند که به نفعش تمام می شود. در اثر ناتوانی پدر در کنترل ارتباط همراه با صداقت، دختر نیز بسوی پنهانکاری و عدم اعتماد سوق داده می شود. بدیهی است این احساسات و رفتارها باعث می شود تا دختری که بزرگ شده است در ارتباطاتش با مردان، بصورت غیرمستقیم و با عدم صراحت عمل کند. گاهی هم دختران در این مورد تحت تأثیر رفتار غیرصریح مادر با شوهر خود قرار گرفته اند. مادری که با تکیه بر ترفندهای غیرصریح، همسرش را به اجابت خواسته های خود ترغیب می کرد و همواره نیز در اینکار موفق بوده است، بطور ناخواسته به دخترش می آموزد که در ارتباط با مردان اینگونه عمل کند زیرا دختران و پسران در دوران کودکی قدرت قضاوت ندارند تا ببینند چه رفتارهایی سالم و قابل تأیید است و چه رفتارهایی تحریف شده و نامناسب. آنها براحتی آنچه را مشاهده می کنند، می آموزند. این فرآیند همان الگوبرداری یا همانندسازی است. چنین دخترانی در بزرگسالی و در حین ارتباط گرم و صمیمانه با مردان، در مورد هر حرکتی که همانند رفتارهای پدرشان نباشد، به سرعت طلبکارانه و انتقادی رفتار می کنند. آنها توقع دارند مردان دیگر نیز نظیر پدرانشان تحت تاثیر رفتار غیر صریح و متملقانه آنها فریب بخورند و بدون قید و شرط و بدون هیچ ملاحظه ای خواسته هایشان را اجابت کنند. بدیهی است مردان شایسته براحتی چنین دخترانی را کنار می گذارند.- پدرانی که فرشته نجاتند دختران و زنان بسیاری بدون توجه به اینکه چقدر قوی یا شایسته هستند، نیازی پنهانی به یک منجی دارند. آنها کسانی هستند که از دوران کودکی به مستقل بودن تشویق نمی شوند. آموزش می بینند که همواره منتظر دریافت کمک از دیگری باشند و مهارت های خود را در حل مشکلات نادیده بگیرند و در عوض متکی به یک مرد باشند چون از بچگی همیشه کمک ها را از پدرشان دریافت کرده اند و بیش از حد حمایت شده اند. این حس نیازمندی دائمی، معمولا در رابطه با همسر آینده بی جواب می ماند. هیچ مردی نمی تواند نقش پدر یک دختر را بازی کند بنابراین، دختر احساس می کند بدون حمایت رها شده، کسی از او مراقبت نمی کند، کسی او را دوست ندارد، پس در نهایت رابطه زناشویی اش به بن بست کشیده می شود. بیشتر اوقات زنان آموزش می بینند که نیاز به حمایت و مراقبت را از طریق انتخاب همسر برطرف کنند اما واقعیت این است که شوهر باید چیزی بیشتر از راه حل مشکل باشد. - از دست دادن پدر مفهوم والدین مفهومی عمیق و قدرتمند است. وقتی دختری فاقد پدر است، پدری خیالی خلق می کند. این تخیل از تماشای تلویزیون و فیلم، مطالعه کتاب و مشاهده پدران دیگر در او شکل می گیرد و به تدریج ترکیبی از پدر رویایی در ذهن او ترسیم می شود. تصویری که شکل گرفته از جالب ترین، راحت ترین و دوست داشتنی ترین عناصر ترکیب شده است. پدر تخیلی او پیوسته قوی و حمایتی است. وجود چنین رویای آرزومندانه ای در دختری که بدون پدر، بزرگ شده است کاملاً طبیعی اما اغلب تحریف شده است و به ندرت در این پدر خیالی نقایصی وجود دارد. اشتیاق قوی به داشتن پدر و برخورداری از عشق او، اغلب زن را به ادامه جستجویش در بزرگسالی رهنمود می کند. تصویری که احتمالا با واقعیت مغایر است و هیچ مردی با آن جور در نمی آید. ]]> ازدواج خانواده Mon, 25 Jan 2016 08:10:15 GMT http://migna.ir/vdcb9abf.rhbs8piuur.html چرا این دختران در انتخاب همسر اشتباه می کنند؟ http://migna.ir/vdcjxvet.uqeiazsffu.html بارها نظیر این جملات را از خانم ها شنیده ایم که می گویند « همیشه مردانی بر سر راه ما سبز می شوند؛ که صدوهشتاد درجه با معیارهای ما فرق دارند. اگر در جایی چندین مرد خوب و یک مرد فریبکار وجود داشته باشد، ما آن مرد فریبکار را جذب می کنیم ؛ هر مردی که تابحال ملاقات کرده ایم کسل کننده و یا متظاهر بوده است، تازه اگر در رسیدن به مرد ایده آل مان خیلی خوش شانس باشیم ، دیر یا زود متوجه می شویم که او متأهل است. براستی چرا چنین است؟ آیا این مسائل تنها برای دختران با ضریب هوشی متوسط و یا زنانی که موفقیت چندانی در زندگی شان کسب نکرده اند، رخ می دهد؟ آیا شما نیز دختری باهوش و موفق بوده و در جستجوی مرد مناسب هستید؟ آیا مایلید بدانید که چگونه می توان از هوش و خرد خود جهت خلق ارتباطات لذت بخش استفاده نموده و ازدواجی با ثبات و موفق داشت؟ در سلسله گفت و گوهای سایت « فردا » با سیناتهرانی متخصص و مربی مهارت های زندگی قصد داریم به بررسی علل ناکامی اغلب دختران باهوش یا موفق؛ در انتخاب همسر مناسب بپردازیم. سیناتهرانی مربی خصوصی برخی از دختران و پسران موفق داخلی و خارجی در عرصه های مختلف است و به همین دلیل یکی از بهترین گزینه ها برای پرداختن به این موضوع مهم است. او در بخش نخست سلسله گفت و گوهای خود با خبرنگار فردا، به تشریح نقش پدران و مادران این گروه از دختران در روند انتخاب شریک زندگی فرزندانشان پرداخته است. امروزه مربیان مهارت های زندگی کاری فراتر از وظایف مشاورین خانواده برعهده دارند و به شدت مورد توجه مردان و زنان و بخصوص افراد موفق و باهوش قرارگرفته اند. زیرا مربیان علاوه بر ارائه راهکارهای هوشمندانه، روش گذر از بحران های مختلف زندگی را نیز به مراجعین خود آموزش می دهند و در شرایط مختلف در کنار آنها هستند. سیناتهرانی یکی از اعضای گروه مربیان سایت درس زندگی دات کام است که روش های مفید و متفاوتی را برای حل مشکلات و اختلافات زناشویی پیشنهاد می کند. او شیوه اساتید دانشگاه استنفورد را در پیش گرفته است و در زمینه آموزش مهارت های موفقیت در زندگی شخصی ، تنها به دختران و پسرانی خدمات خود را ارائه می دهد که او را قانع کنند که لازم است به آنها برای رسیدن به خواسته هایشان کمک کند و یا آنها باید یک موفقیت قابل توجه در یکی از عرصه های تحصیلی، فردی یا شغلی کسب کرده باشند و یا یکی از مراجعین موفق او، معرّف شان باشد. قبل از آغاز رسمی گفت و گو از سیناتهرانی خواهش کردیم تا تعریفی کوتاه از جامعه دختران باهوش و موفق مورد بحث ما ارائه دهد؟ وی گفت: دختران و مردان باهوشی که من با آنها سروکار دارم، یا افرادی هستند که در تحصیلات آکادمیک و کسب مدارج عالی تحصیلی بسیار موفق عمل کرده و در رشته خود جزء بهترین ها هستند و یا زنان و مردان موفقی می باشند که در اموری همچون ورزش، هنر، اقتصاد، سیاست، تجارت و ... جزء بهترین ها به حساب می آیند. از سیناتهرانی پرسید اگر دختری باهوش و یا موفق است پس چرا در انتخاب همسر، احمقانه عمل می کند؟ این مربی مهارت های زندگی گفت « اجازه بدهید از لفظ احمقانه استفاده نکنیم و بجای آن بگوییم چرا درست عمل نمی کند. منظور از درست عمل نکردن این دختران خاص، صرفاً انتخاب شریک زندگی نیست بلکه منظور تصمیمی است که این دسته از زنان می گیرند که چگونه با مردان رفتار کنند. در دسته زنان باهوش و موفق، گرایش متناقضی وجود دارد که موجب می شود نسبت به گذشته در ارتباط با جنس مخالف اشتباهات فاحش تری مرتکب شوند و برای چنین مسأله ای دلیلی بسیار واقعی وجود دارد. امروزه در میان اغلب این زنان ، شکاف عمیق تری میان انگیزه های ناآگاهانه ،آرزوها ، باورها و توقعات آگاهانه وجود دارد. دیدگاه آنها با دیدگاه مادرانشان تفاوت های زیادی دارد. در زندگی آنها تحصیلات؛ کار، هویت و استقلال مالی از عناصر مهم و چالش برانگیز است. نگرش آنها در مورد عشق و صمیمیت با گذشته فرق دارد و مشکل ایشان یکپارچگی و هماهنگی آن با استقلال شخصی شان در دنیای شغل محور امروز است. در میان اغلب خانم های باهوش یا موفق این تصور اشتباه در اثر تجربیات واقعی و عینی منفی شکل گرفته است که حتی یک مرد خوب نیز پیدا نمی شود. اما همین خانم ها بعد از فراگیری آموزش های لازم ، طرز فکرشان تغییر کرده و به این باور رسیده اند که مردان خوب زیادی هم وجود دارد، مردان مهربان و با ملاحظه ای که از صمیم قلب خواهان ارتباطی با دوام و ازدواجی موفق هستند. به عقیده شما اغلب زنان موفق یا باهوش چگونه مردانی را جذب می کنند؟ سیناتهرانی گفت « برخی از زنان مردانی را جذب می کنند که خودمحور بوده و هیچ تمایلی به دادن تعهد پایدار در رابطه ندارند. این دسته از مردان حساسیت چندانی برای حفظ رابطه با ثبات از خود نشان نمی دهند و انتقادپذیری شان نیز ناچیز است. برخی از مردان نیز عاشق کارشان هستند و وقت چندانی را به رابطه مشترکشان اختصاص نمی دهند، به همین دلیل بعضاً رابطه آنها با دختران کسل کننده می شود. برخی از دختران باهوش یا موفق نیز مردی را جذب می کنند که به ظاهر همه معیارهای یک مرد ایده آل را دارد اما بعدها متوجه می شوند که او متأهل است و با زیرکی خود، زن باهوش و موفق را اسیر خود کرده است و در عین حال تمایلی هم ندارد که از همسرش جدا شود. بسیاری از زنان خاص نیز مردان موفق و شایسته ای را جذب می کنند اما به دلیل تاثیرپذیری غلط از رفتار دوران کودکی والدین خود و نیز فقدان مهارت لازم در ارتباط با این دسته از مردان، براحتی آنها را از خود دور می کنند. یعنی شما می خواهید بگویید این زنان خاص، به سادگی مردان نامناسب را انتخاب نموده و یا مردان شایسته را از دست می دهند؟ سیناتهرانی پاسخ داد « موضوع به این سادگی ها نیست، به نظر من آنچه باعث می شود تا زنان موفق چنین افرادی را جذب کنند، انتخاب ناآگاهانه است که ناشی از الگوهایی است که در دوران کودکی آنها شکل گرفته است. بررسی ها و تحقیقات علمی نشان می دهد که هرچه زنی باهوش تر و با درایت تر باشد، انتخاب ها و الگوهای رفتاری او با مردان، مخرب تر و ساده لوحانه تر است. متأسفانه اغلب این زنان با تاثیرپذیری از پدران و مادران خود به دنبال مردی کامل و بی نقص می باشند و چون مهارتهای خارج شدن از قالب نهادینه شده الگوهای دوران کودکی خود را ندارند، یا مردانی را جذب خود می کنند که شایستگی های مورد نظر آنها را ندارند و یا براحتی مردان شایسته را ناخواسته از خود دور می کنند. سیناتهرانی در ادامه به خبرنگار « فردا » گفت: اشتیاق زن برای یافتن مردی کامل، در تجربه های اوایل دوران کودکی و به ویژه ریشه در رابطه بین پدر و دختر دارد. اغلب زنان موفقی که با آنها برخورد داشته ام، عاشق پدرشان بوده اند و همواره دوست داشتند مورد عشق و محبت ایشان قرار گیرند. پدرها نیز نقش حمایتی خود را در قبال دخترشان دوست داشتند و عاشق کمک کردن به او بودند. چنین رفتاری از سوی پدران باعث می شد تا فرزندشان را از رویارویی با موقعیت های دشوار دور کنند، اغلب چنین پدرانی پسرانشان را به قوی بودن، ماجراجویی و دخترانشان را به شیرین، مطیع و منفعل بودن تشویق می کردند. از سوی دیگر اغلب دختران و زنان موفق امروزی، از الگویی مادرانه پیروی می کنند که احساس ترس و اضطراب را با خود دربردارد. مادری که در ارتباط با شوهرش به شدت مطیع بوده به دخترش فشار زیادی می آورده تا کارهایی را انجام دهد که خودش به شدت از انجام آن پرهیز می کرده و لذا شکل گیری این ترس و وابستگی به نسل بعدی نیز منتقل گشته است، در نتیجه مادران وابسته، بصورت ناآگاهانه به دخترانشان آموزش می دادند در جستجوی مردی باشند که دست به خطر بزند و از آنها حمایت و مراقبت کند. این مربی حرفه ای مهارت های زندگی در ادامه به خبرنگار « فردا » گفت: من مراجعین بسیاری داشته ام که نسخه جوان تر مادران خود بوده اند. مادری که همیشه تسلیم شوهرش بوده و حتی برای خرید یک چیز جزئی از او اجازه می گرفته ، باعث شده تا دختر کوچکی که اکنون تبدیل به یک دختر موفق در تحصیلات آکادمیک یا تجارت شده است در جستجوی مردی باشد که همه چیز را برایش مهیا کند. اگر مادر این دختر موفق، اعتمادبه نفس بیشتری داشت و نسبت به برطرف شدن نیازها و حقوق شخصی اش حساس تر بود، امکان نداشت که اجازه دهد همسرش چنین نیروی کنترل کننده یکطرفه ای را در خانواده اعمال کند و در نتیجه اکنون دختر جوانش الگوی متعادل تری داشت تا اطمینان بیشتری به خودش داشته باشد و به زن بودنش افتخار کند. شما به نقش مادران این دختران باهوش در شکل گیری دیدگاه شان نسبت به مردان اشاره کردید، آیا برای پدران این خانم های موفق نیز در این زمینه نقشی قائل هستید؟ او در این رابطه گفت « بله قطعاً، اتفاقاً نقش پدران بسیار پررنگ تر است. من در اثر تجربیاتی که در مسیر کمک به این دسته از دختران خاص داشته ام با طیف متفاوتی از پدران مواجه بوده و هستم که ناخواسته به بازیگری موثر و منفی در هدایت دخترانشان بسوی انتخاب مردان نامناسب تبدیل شده اند. سیناتهرانی در ادامه مصاحبه خود با « فردا » به معرفی هریک از این پدران پرداخت. پدران قدرتمند وی در این رابطه گفت « یکی از الگوهایی که به ارتباط دختران و زنان موفق با مردان دیگر لطمه می زند داشتن پدران قدرتمند است که باعث شکل گیری آرمان گرایی بیش از حد در این خانمهای باهوش می گردد. بارها در مراجعین خود دیده ام که اظهار می داشتند؛ پدری خوش سیما، محترم و موفق دارند که هر مردی در رقابت با او دچار مشکل می شود. هرچند بسیاری از این خانمها تلاش می کردند که مرد مقابل خود را با پدرشان مقایسه نکنند اما بطور ناخودآگاه چنین چیزی رخ می داد. مراجعه کننده ای داشتم که مادرش را خیلی زود و بعد از تولد از دست داده بود و لذا با پدرش که مردی پویا ، تندخو و یک تاجر موفق بود، زندگی می کرد. آن خانم جوان غرق در هیبت و عظمت پدرش بود. در نتیجه او مردانی را که دارای قدرت و هیبت پدرش نبودند، ناچیز می شمرد. متأسفانه این نگاه بطور وسیع دامنه ای از مردانی را دربر می گرفت که بطور بالقوه برای ازدواج با او مناسب بودند.   به نظر شما چرا اینگونه است؟ سیناتهرانی به « فردا » گفت: اغلب برای این دختران سخت است که از پدر قدرتمندشان دور شوند. آنها صرفاً با فاصله گرفتن از حضور فیزیکی پدرشان، از قید وابستگی به او رها نمی شوند. رفتن به دانشگاه یا زندگی در خانه ای مستقل یا به سرکار رفتن، لزوماً خواسته زن را برای تحت مراقبت بودن تغییر نمی دهد و این دیدگاه به سهولت به مرد جدیدی که در مسیر زندگی اش قرار گرفته است، انتقال داده می شود. به عقیده شما چاره کار در چیست؟ رهایی از بند وابستگی مستلزم دانستن مهارت هایی است که به یک دختر خاص بیاموزد که چگونه با ترس های وابستگی و اضطراب ناشی از آنها مقابله کند. همچنین می بایست مهارتهای تصویری او نیز تقویت شود تا مردان را همانگونه که هستند، بپذیرد نه اینکه بر طبق تصورات دوران کودکی خود آنها را با پدرش مقایسه کند.  در آرزوی عشق سیناتهرانی در ادامه گفت « عده ای از ما بسیار خوش اقبال بوده ایم که پدر و مادرمان احساس ارزش و عشق را در ما شکل داده اند. اما بیشتر ما نیز با احساس عشق ناقص رها شده ایم. زخم های این آسیب اولیه ممکن است به ناامیدی و یأسی منجر شود که در بزرگسالی بصورت مانعی برای عشق دربیاید. در نتیجه بجای محبت، این تصور که ما استحقاق داریم تنها دریافت کننده باشیم، در واقع باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند. مراجعه کننده ای داشتم که از نظر تحصیلات، تجارت و زیبایی بی نظیر بود اما به دلیل آنکه در دوران کودکی والدینش از هم طلاق گرفته بودند، عشق و محبت آنها را بخوبی تجربه نکرده بود، به همین دلیل در بزرگسالی علیرغم خصوصیات مثبت فراوان، مردها را فراری می داد. او به دلیل ترس از شکست عاطفی و از دست دادن عشق طرف مقابلش، از همان ابتدای رابطه تلاش می کرد تا به هر نحوی که شده احساس عاشقانه خود را بروز دهد اما همین امر مردان را به این تصور اشتباه سوق می داد که حتماً او مشکلی دارد که به اینصورت با آنها خودمانی می شود. در حالیکه حقیقتاً او دختری بی نظیر بوده و هست. از او خواستم تا با روش من در ارتباط با کسی که تصور می کند برای زندگی مشترک مناسب است رفتار کند. اولین گام برای زن در اصلاح این ویژگی تشخیص و پذیرش اشتیاقش است که شاید از کنترل خارج باشد، به ایشان آموختم که چگونه اشتیاقش را مهار کند نه اینکه آنرا انکار یا سرکوب کند. در طی جلساتی، عزت نفس و اعتمادبه نفس لازم را به او دادم و از او خواستم تا اجازه دهد رابطه اش با آن مرد به تدریج و بطور متقابل آشکار شده و رشد کند. خوشبختانه تغییر رفتار او نتیجه مثبت خودش را نشان داد. باید توجه داشت که نیاز به وابستگی هم مردان را به دردسر می اندازد و هم زنان را، زن یا مردی که در اوایل آشنایی با طرف مقابل به او می گوید دوستش دارد در واقع ذهنیت نیاز به وابستگی را در آن شخص ایجاد کرده و یا او را از خود فراری می دهد و یا باعث می شود تا طرف مقابل، فرد نیازمند عشق را به بازی گرفته و هرگونه که می خواهد با او رفتار کند.  فقدان پدر در دوران کودکی سیناتهرانی در ادامه گفت « مفهوم والدین مفهومی عمیق و قدرتمند است. وقتی دختری در زندگی اش فاقد پدر است، پدری خیالی خلق می کند. این تخیل از تماشای تلویزیون و فیلم ، مطالعه کتاب و مشاهده پدران دیگر در او شکل می گیرد و به تدریج ترکیبی از پدر رویایی در ذهن او ترسیم می شود. تصویری که شکل گرفته از جالب ترین ، راحت ترین و دوست داشتنی ترین عناصر ترکیب شده است. پدر تخیلی او پیوسته قوی و حمایتی است. وجود چنین رویای آرزومندانه ای در دختری که بدون پدر، بزرگ شده است کاملاً طبیعی اما اغلب تحریف شده است و به ندرت در این پدر خیالی نقایصی وجود دارد.  اشتیاق قوی به داشتن پدر و برخورداری از عشق او ، اغلب زن را به ادامه جستجویش در بزرگسالی رهنمود می کند. مراجعه کننده ای داشتم که در سن 34 سالگی هنوز قادر نبود با هیچ مردی ارتباطی شاد و با دوام داشته باشد، او می گفت: وفتی دو ساله بودم پدرم فوت کرد، اما من همیشه در این فکر بودم که شخصیت او چگونه بوده است، به همین خاطر در طول دوران کودکی و نوجوانی درباره او رویاپردازی می کردم و او را می دیدم که برای کمک به من می آمد یا مرا از حادثه ای بدنجات می داد. من می دانستم اگر فقط او در کنارم باشد، احساس امنیت می کنم. سیناتهرانی در ادامه افزود « متأسفانه رویاپردازی این زن موفق در تجارت، باعث بروز مشکلاتی در ارتباطش با مردان شده بود. او هنوز هیچ کس را نیافته بود که در کنارش احساس امنیت کند، کسی که بتواند مطمئن باشد مانند پدرش او را ترک نمی کند. به علاوه مردانی که آن خانم با آنها آشنا شده بود با تصویری که او سالها قبل از پدر خود در ذهنش ساخته بود، جور در نمی آمدند. به همین دلیل او مردان شایسته زیادی را از خود رنجانده بود، به همین دلیل لازم بود تا مهارت های دگرگونی در تصویر ذهنی اش را به او بیاموزم تا گره ذهنی وی در این خصوص بخوبی مرتفع شود.   پدر بی خیال یا بی تفاوت سینا تهرانی در ادامه به نقش پدران بی تفاوت یا بی خیال در زندگی دختران باهوش و موفق پرداخت و در این مورد گفت: « یکی دیگر از عواملی که باعث می شود تا دختران و زنان موفق در ارتباط با مردان و جذب مرد دلخواه خود با مشکل مواجه شوند، وجود پدرهایی است که تنها سایه ای از آنها در خانواده دیده می شود. پدرهایی که از نظر عاطفی بود و نبودشان در خانه به چشم نمی آید. چنین پدرانی علاقه چندانی به فرزند خود و کارهایی که انجام می دهد، از خود نشان نمی دهند، رابطه عاطفی خاصی میان آنها وجود ندارد و همین امر باعث می شود تا دختری که اکنون به سن بزرگسالی رسیده در جستجوی مردان شیک و زرق و برقدار باشد، مردانی که جلب توجه زیادی بکنند. مردانی که ویژگی های برجسته و خاصی داشته باشند. چنین افرادی در ابتدا برای دختران باهوش هیجان انگیزند اما در واقع از این فراتر نمی روند و همان کسانی نیستند که این دختران خاص دوست دارند، داشته باشند. چنین دخترانی از درگیر شدن با مردانی که شبیه پدران خود هستند، می ترسند. خانم جوانی که مدیر یک مجموعه بسیار موفق است، می گفت « در کودکی عاشق پدرم بودم و ناامیدانه به عشق او نیاز داشتم اما او مردی پرمشغله ، کناره گیر و بدون محبت بود. آخرین باری که سعی کردم پدرم را بغل کنم هشت سال سن داشتم. آن روز سالگرد تولد پدرم بود. من با اجازه مادرم تا دیروقت بیدار ماندم که او از سفر کاری برگردد. وقتی پدر جلوی در رسید به طرفش دویدم و بغلش کردم اما او مرا از خودش دور کرد. به نظرم او همیشه با محبت کردن مشکل داشت. وقتی بزرگتر شدم مادرم به من گفت که آنها رابطه زناشویی خوبی نداشتند. » این خانم موفق در تجارت، هرگز نتوانست بفهمد چرا پدرش به عشق او پاسخ نمی داد. او می گفت« آقای تهرانی! خیلی دلم می خواست بدانم چه ایرادی دارم که پدرم از من فاصله می گیرد و پیوسته تلاش می کردم که دختر بهتری باشم تا عشق و محبت او را بدست بیاورم. » سیناتهرانی در ادامه به « فردا » گفت: متأسفانه اشتیاق افراطی آن خانم به خوشحال کردن و عطش سیری ناپذیری اش به محبت ، باعث شتاب گرفتن مردان می شد اما نه به سمت او ، بلکه در جهت مخالف. پدر این خانم مردی بود که نه تنها او، بلکه سایر اعضای خانواده را نادیده می گرفت. حال دختر 38 ساله چنین پدری که صاحب کسب و کار بسیار موفقی است، در اعتماد کردن به مردان مشکل داشت. او همه مردان را مثل پدرش خودخواه و بی ثبات می دید. بنابراین امیدی نداشت که بتواند در کنار مردی احساس امنیت و توجه کند و به قدری از آنچه که در دوران کودکی فاقد آن بوده؛ عصبانی بود که قبل از اینکه مردی فرصت داشته باشد به نحوی شایستگی هایش را به اثبات برساند، خانم جوان وی را کنار می گذاشت. من به او آموختم که جستجو برای کمبود عشق پدر به وضوح فعالیتی بی فایده است. هر مردی هرقدر هم مایل به انجام اینکار باشد، نمی تواند آنچه را زنی در بچگی فاقدش بوده است، جبران کند. این نوع عشق را فقط پدر و مادر می توانند به کودک خود بدهند. اشتیاق هایی از این دست به ندرت هشیارانه تعریف می شوند. زنانی که درگیر این جستجو می شوند. می دانند که همیشه از جانب مردان ناامید خواهند شد، اما علتش این نیست که مرد انتخابی شان بی کفایت است، بلکه علت آن توقعات از قبل تعریف شده و نابجای خودشان است.  پدرانی که فرشته نجات هستند آقای تهرانی در ادامه به نقش پدران منجی پرداخت و گفت: دختران و زنان بسیاری را دیده ام که بدون توجه به اینکه چقدر قوی یا شایسته هستند، نیازی پنهانی به یک منجی دارند، متأسفانه در جامعه ما دختران و پسران از دوران کودکی به مستقل بودن تشویق نمی شوند. آنها آموزش می بینند تا بجای اینکه به خودشان کمک کنند، منتظر دریافت کمک از دیگری باشند. دختر خانمی به من می گفت « آقای تهرانی من همیشه به مردان وابسته می شوم. من هرگز تشخیص نداده ام که چرا چنین وضعیتی مرا درمانده و وابسته می کند » متأسفانه این دختر جوان یادگرفته بود که مهارت های خودش را در حل مشکلات نادیده بگیرد و در عوض به رفتار ماهرانه اش برای دریافت کمک از جانب مردان متکی باشد. او آموخته بود که چطور مردان را ترغیب کند تا او را نجات دهند. پدری که بیش از حد حمایت کننده است، شاید خیال کند که پدری دوست داشتنی و با محبت است اما در واقع او دارد وابستگی و نیازمند بودن را به دخترش آموزش می دهد. به احتمال قوی این دختر در بزرگسالی به دنبال مردی است که احساس مشابهی از امنیت و مراقبت را برایش مهیا کند. بارها دیده ام که رفتار دختر در یافتن مردی که حامی او باشد اغلب آگاهانه نیست. زنان می دانند که امکان ندارد نجات داده شوند و از خطرات و ناامنی های زندگی دور بمانند. با این حال این تصور گمراه کننده بگونه ای تعجب برانگیز متداول است، حتی بنده بارها در میان زنان خردمند و توانا نیز با این مساله مواجه بوده و هستم.   آقای تهرانی این چه اشکالی دارد ؛ خب همه ما می خواهیم از ما مراقبت شود و مورد عشق و محبت قرار بگیریم؟ این مربی سایت درس زندگی دات کام به « فردا » گفت: هیچ اشکالی ندارد، اما باید برای برخی از این توجهات به خودمان نیز متکی باشیم. متأسفانه بیشتر اوقات زنان آموزش می بینند که این نیازها را از طریق انتخاب همسر برطرف کنند اما من معتقدم شوهر باید چیزی بیشتر از راه حل مشکل باشد. تنها درکی واضح از تجربیات اولیه با پدر، زنان را قادر می سازد خودشان را از تجربه های ناآگاهانه که می تواند در ارتباطات بزرگسالی مشکل زا باشد، رها کنند. شکست در شکل دادن جدایی از پدر می تواند موجب تعارضاتی عمیق شود و حتی اطمینان بخش ترین ارتباطات را نیز تخریب کند.   پدرانی که صراحت کلام ندارند سیناتهرانی در این باره گفت: متأسفانه بارها با دخترانی مواجه بوده ام که تحت تأثیر پدری بدخلق و کنترل کننده قرار داشته اند که باعث شده تا این دختران با پدرشان رک و صریح نباشند زیرا رفتار کنترل کننده پدر منجر به شکل گیری احساس ترسی مبهم اما مداوم در درون دختر گردیده است. این احساس ترس باعث می شود تا دختر به فکر دور زدن پدرش برآید و بیاموزد که چگونه دل پدرش را بدست آورد و او را به مسیری هدایت کند که به نفعش تمام می شود. در اثر ناتوانی پدر در کنترل ارتباط همراه با صداقت، دختر نیز بسوی پنهانکاری و عدم اعتماد سوق داده می شود. بدیهی است این احساسات و رفتارها باعث می شود تا دختری که بزرگ شده است در ارتباطاتش با مردان، بصورت غیرمستقیم و با عدم صراحت عمل کند. البته بعضاً نیز دیده شده است که دختران در این مورد تحت تأثیر رفتار غیرصریح مادر با شوهر خود قرار گرفته اند. مادری که با تکیه بر ترفندهای غیرصریح، همسرش را به اجابت خواسته های خود ترغیب می کرد و همواره نیز در اینکار موفق بوده است، بطور ناخواسته به دخترش می آموزد که در ارتباط با مردان اینگونه عمل کند زیرا دختران و پسران در دوران کودکی قدرت قضاوت ندارند تا ببینند چه رفتارهایی سالم و قابل تأیید است و چه رفتارهایی تحریف شده و نامناسب. آنها براحتی آنچه را مشاهده می کنند، می آموزند. این فرآیند همان الگوبرداری یا همانندسازی است. نمی توان انتظار داشت دختری کوچک از خودش بپرسد « آیا راههای دیگری برای زن بودن به غیرازآنچه که در مادرم می بینم وجود دارد یا خیر ؟ البته بعدها که دختر بزرگ شد ممکن است چنین سوالی برایش ایجاد شود اما دیگر دیر شده زیرا او در قالب الگوی رفتاری نامناسب فرورفته است و تنها راهش این است که مهارت بیرون آمدن از آن الگو را بیاموزد. چنین دخترانی در بزرگسالی و در حین ارتباط گرم و صمیمانه با مردان، در مورد هر حرکتی که همانند رفتارهای پدرشان نباشد، به سرعت طلبکارانه و انتقادی رفتار می کنند. آنها توقع دارند مردان دیگر نیز نظیر پدرانشان تحت تاثیر رفتار غیر صریح و متملقانه آنها فریب بخورند و بدون قید و شرط و بدون هیچ ملاحظه ای خواسته هایشان را اجابت کنند. بدیهی است مردان شایسته براحتی چنین دخترانی را کنار می گذارند. در هفته های آتی و در بخش دوم گفت و گوی خود با سیناتهرانی به واکنش مردان در برابر زنان باهوش و موفق خواهیم پرداخت که می تواند نقش موثری در شکل گیری رفتار هوشمندانه این دسته از زنان در ارتباط با مردان داشته باشد.  به مردان در برابر این دختران کوچولوی بابا چگونه پاسخ می دهند؟  یک تصور اشتباه در میان زنان وجود دارد و آن اینکه مردان در واقعا زنانی را ترجیح می دهند که به قدرتمندی یا باهوشی خودشان نیستند، اما واقعیت ها نشان می دهد که درصد بسیار بالایی از مردان زنانی دلربا ، شیرین، عاشق پیشه و صاف و ساده را ترجیح می دهند.  همانگونه که عرض کردم الگوهای رفتاری نامناسب و انتقال نامناسب نیازها در دختران توسط پدران و بعضاً مادران شکل گرفته و تقویت می گردد. بسیاری از دختران وقتی بزرگتر می شوند به استفاده از همین الگوها ادامه می دهند تا مرد زندگی شان را وادار کنند به گرمی به آنها پاسخ دهد. اساساً مردان نیز به این ویژگی زنان پاسخ مثبت می دهد زیرا این رفتار موجب می شود تا آنها احساس کنند که همه چیز را تحت کنترل دارند. مردان از احساس درماندگی در یک کودک یا دختربچه آزرده نمی شوند، زیرا این اقتضای سن است اما از زن درمانده آزرده می شوند. زیرا درماندگی زن باعث می شود تا توقعاتش از مرد بیشتر شود. همچنین مردان ممکن است به منفعل بودن زنان، چیزی که از نظر اجتماعی برای خودشان ممنوع شده است، حسادت بورزند.  من بارها از مردان این جملات را شنیده ام که ما نمی خواهیم زنی داشته باشیم که سرجایش لم بدهد و از ما توقع داشته باشد. ما نیاز به همسری واقعی داریم نه دختربچه ای که از او مراقبت کنیم. پس ما چه؟ وقتی احساس آزردگی و ناراحتی می کنیم، چه کسی باید ما را تسلی بدهد؟  اغلب مردان موفق و خاصی که زنان باهوش و موفق به دنبالشان هستند. در جستجوی دختربچه ای نیستند که دائم از آنها توجه و محبت بخواهد. امروزه آنها بیشتر از همیشه در جستجوی شریک زندگی هستند. دختران باهوش و موفق لازم است بصورتی واقع بینانه این موضوع را درک کنند که مردان نیازهای وابستگی نیرومندی دارند که در قشر موفق های آن شدتش بیشتر هم می شود، و وقتی زنی درمانده نشان می دهد، مرد اغلب او را به عنوان شخصی ضعیف در نظر می گیرد که ظرفیتی برای ارضای نیازهایش ندارد و صرفاً برای مدتی کوتاه می تواند او را سرگرم کند. برای زنانی که رفتار بچگانه را به عنوان راهبردی مسلط در ارتباطاتشان با مرد بکار می برند، مرد کامل همیشه با پدر همیشه ستایشگرشان کمی اختلاف دارد. خواه مردان پدارنه یا ستایشگر باشند یا نه، این زنان آنان را اینگونه مشاهده می کنند.  آقای دکتر، برخی از زنان هشیارانه باور دارند که عشوه گری، حیله گری و به اصطلاح خودشان زیرکی در ارتباطشان با مرد ضروری است و تنها راهی است که می توانند امید داشته باشند، آنچه را می خواهند بدست می آورند  اگر منظورتان جذب مردان به دردنخور و بنجل است بله حق با این زنان است اما من سالهاست که با زنان باهوش یا موفق بسیاری در ارتباطم که ثابت کرده اند چنین رفتار غیرمنصفانه ای عواقب خطرناکی دربرداشته و بارها و بارها باعث شده تا زنان موفق مردانی را جذب کنند که ویژگی مثبت خاصی نداشته اند و بعد از مدتی نیز آنها را کنار گذاشته اند. اغلب وقتی از دختران می پرسم چرا با طرف مقابلتان بگونه ای غیرمنصفانه رفتار کرده اید، پاسخ می دهند: ما از همان کودکی همینگونه رفتار می کردیم و همواره موفق بودیم.  الگوهایی ارتباطی که بچه ها در اوایل کودکی خود می آموزند اگر با شرایط زندگی بزرگسالی متناسب باشد، بسیار مفید خواهد بود اما اغلب وقتی راه حل های قدیمی برای موقعیت های جدید بکار می روند،مشکل رخ می دهد. آنچه در ارتباط با پدر در کودکی مناسب بود، ممکن است در ارتباط با همسر مخّرب باشد. به عنوان مثال خانم موفقی می گفت یک روز قرار بود دوستم به همراه گروهی از زنان و مردان به یک تور یکروزه برود من به دوست خود گفتم که اگر بروی من نمی آیم. اما او رفت و برای همیشه مرا ترک کرد.  چه چیزی دختران موفق را به این رفتار غیرمنصفانه ترغیب می کند؟ ترس از برطرف نشدن نیازهایشان ! هر شخصی می خواهد نیازهای اولیه اش برطرف شود، البته آنچه مورد تأکید است، خود نیازها نیست بلکه روشهای مناسبی است که برای ارضای آنها بکار می بریم. احمقانه است که باور داشته باشید رفتار غیرمنصفانه روشی موفق برای کسب هدف موردنظرمان است، این روش براحتی مردان را بیزار می کند و آنها را فراری می دهد.  سیناتهرانی متخصص مهارت های موفقیت فردی و شغلی است و مهارتهای موفقیت در زندگی و کسب و کار را به مردم می آموزد. او مربی خصوصی بسیاری از مردان و زنان موفق است، مربی ای که اصول کاری خودش را دارد و تنها به کسانی مشاوره یا آموزش می دهد که او را تحت تاثیر قرار دهند. به گفته وی آنها باید یک موفقیت قابل توجه در یکی از عرصه های فردی یا شغلی کسب کرده باشند یا افرادی قوی و موفق که اغلب از مراجعین خودش بوده اند، آنها را معرفی کرده باشد. در بسیاری از موارد شاهد این هستم که شهرت و آوازه مردان موضوع تخیلات زنان بوده است، البته مردان نیز درباره زنان زیبا خیال پردازی می کنند، اما تفاوت این دو در این است که بیشتر تخیلات مردان ، تخیلات جنسی است اما بیشتر تخیلات زنان، تخیلات عاطفی است.  به نظر شما چرا اینگونه است؟  اغلب مردان بزرگسال برای زندگی مستقل آموزش دیده اند اما زنان در طول زندگی خود عشق ، محبت و احساس عاشقانه را آموزش می بینند. در نتیجه مردان گرایش دارند درباره آنچه به وجود خواهند آورد تمرین و خیال پردازی کنند، در حالیکه زنان گرایش دارند درباره آنچه برایشان رخ خواهد داد تصویر پردازی کنند. در بسیاری از مواقع این خیال پردازی ها درباره آینده شامل مرد، ارتباط عاشقانه و عشق است.  من در کارگاه های آموزشی ای که با زنان دارم، گاهی از آنها می خواهم خیالات و تخیلاتشان را درباره مردان بنویسند. نقطه مشترک این نوشته ها، شامل هیجانات، موقعیت ها و خصوصیات مشخصی است که برای بینندگان داستان های درام تلویزیونی و خوانندگان رمان های عاشقانه آشناست. شانس برخوردی فوق العاده در محیطی خارجی ، نظیر رستورانی مجلل، ساحلی آفتابی و هنگام قدم زدن در صبحی مه آلود و رویایی وجود دارد.   یعنی شما می گویید زنان باهوش وقت خود را صرف خیالبافی می کنند و در رویای غریبه های اسرارآمیز و مبهم غرق می شوند؟ نخیر من می خواهم بگویم اشتیاق ها بطور ناخودآگاه با بینش ها و نگرش های آگاهانه تغییر نمی کند و این شکاف میان این دو است که ممکن است باعث شود زنی باهوش دست به انتخابی نادرست بزند. زیرا زنان به روش های مختلف قربانی تلاش های هماهنگی بوده اند که در باورها و رفتارشان نسبت به مردان ریشه دارد. خواه این پیام ها از والدین، کتاب ها، تلویزیون ، فیلم ها یا تبلغات باشد یا نه ، زنان تشویق می شوند که باور کنند براستی شاهزاده ای آرمانی در جایی در بیرون وجود دارد. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 15 Jan 2016 07:33:57 GMT http://migna.ir/vdcjxvet.uqeiazsffu.html ازدواج کنید اما به شرط مشاوره http://migna.ir/vdccisq1.2bqpi8laa2.html پیدا کردن کسی که بتواند یک عمر همراه و همسر باشد، اولین و مهم ترین قدم ازدواج است. خیلی ها می گویند دیگر نمی شود به هرکسی اعتماد کرد و انتخاب همسر بسیار سخت شده اما با وجود همه مشکلات و تغییر سبک های زندگی و پیچیده شدن آدم ها، باز هم می شود با راه های مناسب انتخاب درست داشت. -یکی از راه های انتخاب درست همسر و بررسی شرایط کسی که برای ازدواج در نظر گرفته ایم، مشاوره پیش از ازدواج است. کاری که چندان در کشور ما فراگیر نشده و جدی گرفته نمی شود. اما اگر درست و به موقع مشاوره پیش از ازدواج را انجام دهیم می توانیم زندگی بهتری داشته باشیم و جلوی انتخاب های اشتباه را بگیریم. مراکز مشاوره زیادی در شهرهای مختلف کشور فعال هستند و روانشناسان و مشاوران سعی می کنند افراد در آستانه ازدواج را راهنمایی کنند. در کنار مشورت بزرگترها، عشق و علاقه، شرایط اقتصادی و خانوادگی ، باید خانواده ها نگاه جدی تری به مشاوره هم داشتند. -مشاوره بروید به این 3دلیل مشاوره قبل از ازدواج در نگاه خیلی از افراد یک کار فانتزی و لوکس محسوب می شود به همین دلیل بسیاری از افراد با مراجعه به مشاوره به نکات ارائه شده توجهی نکرده و تصمیم خود را عملی کرده و بعد از ازدواج و با مراجعه مجدد به مشاوره از کرده خود ابراز ندامت می کنند. اما واقعیت این است که مشاور بهتر از هر کس دیگری می تواند شما را راهنمایی کند. چون: 1- متخصص این کار است. سال ها در این باره درس خوانده، با اصول کار آشناست و می تواند شخصیت شما و نامزدتان را بر اساس اصول علمی تحلیل کند. 2- هیچ سوگیری و جانبداری خاصی ندارد. در حالی که مشورت گرفتن از خانواده و دوستان ممکن است با سوگیری آنها نسبت به شما یا یک موضوع خاص همراه باشد. 3- با تجربه است و مورد های زیادی با ماجراها و مشکلات متعدد دیده و می تواند شما را در جریان مشکلات احتمالی بعد از ازدواج قرار دهد. -کی به مشاور مراجعه کنیم؟ مشاوره باید در زمان مناسبی انجام شود تا تأثیر گذار باشد. مراجعه به مشاوره زمانی که هنوز هیچ صحبتی بین افراد نشده است، مناسب نیست و در مقابل مراجعه افراد به مشاور بعد از مدت ها حرف زدن و رابطه داشتن و شکل گرفتن علاقه هم تأثیر چندانی ندارد. به همین دلیل بهترین زمان برای مراجعه به مشاور وقتی است که شما و طرف مقابل تان حداقل ۸ تا ۱۰ساعت درباره مسائل مختلف گفتگو کرده اید و در مراحل اولیه آشنایی هستید. البته بعضی از روانشناسان هم معتقدند که این مشاوره باید قبل از انتخاب فرد انجام شود. یعنی اگر قصد دارید ازدواج کنید پیش از هر انتخاب و اقدامی به مشاور مراجعه کنید، خودتان، نیازها و انتظارات تان را درست بشناسید و با کمک راهنمایی های مشاور و خودشناسی دقیقی که پیدا کرده اید، همسر مناسب را پیدا کنید. -مشاوره، شرط لازم ازدواجشاید خودتان با مشاوره رفتن مشکلی نداشته باشید اما باید بدانید که بسیاری از افراد هنوز ضرورت این مشاوره ها را حس نکرده اند و گاهی با آن مخالف هستند. اگر دوست دارید زندگی کم دردسر تری داشته باشید و با انتخاب اشتباه خودتان و دیگران را دچار مشکل کنید، برای مشاوره پیش از ازدواج به خواستگارتان اصرار کنید و حتی آن را یکی از شرط هایتان اعلام کنید. مشاوران اگر نیاز باشد از خانواده ها هم دعوت می کنند تا در جلسات حضور داشته باشند. اگر جریان مشاوره خوب پیش رود، در نهایت ۳ تا ۴ جلسه یک و نیم ساعتی کافی است اما گاهی نیاز به جلسات بیشتر دارید. پس صبور باشید و با مشاور همراهی کنید. در کلاس ها شرکت کنیدازدواج موفق ، به سادگی به دست نمی آید. نمی توانید با همین اخلاق و روحیاتی که امروز در زندگی مجردی و در خانه پدر و مادرتان دارید، سر زندگی مشترک بروید. باید آموزش ببینید و مهارت های لازم را کسب کنید. آموزش پیش از ازدواج شامل یک بسته آموزشی و کسب سلسله مهارت های قبل از ورود به عصر جدید زندگی است که با هر نوع الگوی ارتباطی با والدین، دوستان و همکاران متفاوت است.آموزش پیش از ازدواج یعنی اینکه فرد مهارت گفتگو، حل مساله، مدیریت هیجان، کنترل خشم، مهارت مدیریت ارتباط خانواده ها (که هم اکنون بزرگترین مشکل جوانان است) را یاد بگیرد. مشاوره پیش از ازدواج علاوه بر ارائه آموزش به جوانان، استانداردهای لازم برای ازدواج دو فرد از جمله تطابق ها و ویژگی های سنتی، فرهنگی، تحصیلی، اقتصادی، قومی و قبیله ای، مذهبی و اعتقادی را ارائه می دهد. - مشاور چه کار می کند؟ کار مشاور ازدواج در یک کلام، در این سه حوزه خلاصه می شود: - روشن ساختن ملاک هایی که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. - بررسی آمادگی طرفین برای ازدواج. - بررسی تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج. در مشاوره های پیش از ازدواج معمولاً خلق و خو و شخصیت دو طرف مورد بررسی قرار می گیرد و مشخص می شود این دو نفر تا چه اندازه از این نظر با هم هماهنگ و همسان هستند. چون همانطور که همیشه گفته ایم، تفاوت در سن، تحصیل و فرهنگ با آموزش مدیریت می شود اما تفاوت های شخصیتی و خلقی معنادار با هیچ آموزشی مدیریت نمی شود. از طرفی مشاور بررسی می کند که دو طرف به رشد عقلی و جسمی ازدواج است رسیده اند یا نه. -چند نکته مهم در مراجعه به مشاور برای مشاوره حتماً به مراکز معتبر مانند مركز مشاوره توحيد تهران بروید و از قبل درباره مشاور مورد نظرتان تحقیق و پرس و جو کنید و مطمئن شوید که می تواند کمک تان کند. به سؤالات مشاور درست و با دقت جواب دهید. چیزی را مخفی نکنید و اجازه بدهید مشاور با نکات واقعی درباره شما و روابط تان نظر بدهد. ممکن است شما به فرد مورد نظرتان علاقه پیدا کرده باشید اما اگر مشاور تشخیص بدهد که این فرد مناسب شما نیست، باید کمی جدی تر مسئله را بررسی کنید و حتی با وجود علاقه این ازدواج را بهم بزنید. ]]> راهنمايي و مشاوره Tue, 12 Jan 2016 09:48:33 GMT http://migna.ir/vdccisq1.2bqpi8laa2.html قبل از ازدواج، چی بگیم چی نگیم؟! http://migna.ir/vdcb58bf.rhbs8piuur.html «اگر اتفاق ناخوشایند و تلخی در گذشته برای خود یا خانواده‌مان رخ داده باید آن را قبل از ازدواج با همسرمان مطرح كنیم؟»، «اگر مرتكب خطا و اشتباهی شدیم اما آن قضیه فیصله پیدا كرده بهتر است آن را با فردی كه قرار است با او ازدواج كنیم عنوان كنیم یا خیر؟»، «اصلا آیا باید درباره مسائل مختلف وارد جزییات شویم یا بهتر است به كلیات اكتفا كنیم؟»، «گفتن و مطرح كردن چه مسائلی ضروری و مهم است؟» اینها همه از جمله سوالاتی است که اغلب افرادی كه قصد ازدواج دارند قبل از ازدواج و دوران نامزدی و جلسات آشنایی با آن مواجه می‌شوند. معمولا افراد از ترس اینكه مبادا فاش كردن این اسرار در آینده برایشان دردسرساز بشود در گفتن و عنوان كردن این مسائل دچار شك و تردید می‌شوند. دكتر بهزاد تریوه روانشناس، مشاور خانواده و عضو انجمن روانشناسی بالینی ایران در این ‌باره نكات و توصیه‌های كاربردی و مفیدی را ارائه می‌دهد. اگر شما هم در آستانه ازدواج قرار دارید و با چنین شك و تردیدهایی مواجه هستید یا مایلید در این‌باره اطلاعات و آگاهی‌تان را افزایش دهید با ما همراه شوید. در زمان مناسبی موضوعات را مطرح كنید نخستین چیزی كه در عنوان كردن مطالب خصوصی آن هم در دوران آشنایی با فردی كه قرار است با او ازدواج كنید باید در نظر بگیرید انتخاب زمان مناسب است. مسائل خصوصی و مهمی كه قصد دارید با شریك آینده زندگی‌تان مطرح كنید بسته به اینكه در چه زمانی مطرح بشود بازخورد متفاوتی را در او ایجاد می‌كند؛ بنابراین قبل از صحبت كردن با فرد مورد علاقه‌تان بهتر است یك الگوی منظم از آنچه می‌خواهید بازگو كنید، در ذهن‌تان ایجاد كنید یا اینكه فهرستی از آنها تهیه كرده، براساس میزان اهمیت و لزوم مطرح كردن، آنها را اولویت‌بندی كنید؛ به عنوان مثال مطرح كردن یك بیماری ارثی خانوادگی در جلسه نخست چندان مناسب نیست. شاید شما گمان می‌كنید كه اگر در همان جلسه نخست این مساله را عنوان نكنید ممكن است طرف مقابل تصور كند كه شما قصد فریب دادن او را داشتید اما بهتر است ابتدا معیارهای ازدواج و مسائل مهم‌تری را كه لازم است دو نفر بر سر آنها به توافق برسند مطرح كرده و درباره آنها بحث و گفت‌وگو كنید و بعد از اینكه به این نتیجه رسیدید كه طرف مقابل برای ازدواج با شما مناسب است، مسائل خصوصی‌تری از این دست را عنوان كنید. داستان‌های عشقی‌تان را برای خود نگه دارید بسیاری از مراجعانی كه قصد ازدواج دارند، به روانشناسان و مشاوران ازدواج مراجعه می‌كنند و از این موضوع پریشان و نالان هستند كه بعد از اینكه موضوعات كاملا خصوصی را كه در گذشته برایشان اتفاق افتاده به نامزدشان گفته‌اند او سردرگم شده و نسبت به ادامه این رابطه دچار شك و تردید شده است. مطرح كردن موضوعات و مسائل عاطفی زندگی قبلی شما در زندگی جدیدی كه قصد بنای آن را دارید نه‌تنها به هیچ دردی نخواهد خورد بلكه ممكن سد راه شما هم بشود. پس بهتر است از گفتن آنها به‌خصوص در ابتدای رابطه كه هنوز به شناخت كاملی از یكدیگر نرسیده‌اید و اعتماد كامل به یكدیگر پیدا نكرده‌اید صرف‌نظر كنید.   عده‌ای گمان می‌كنند صحبت كردن درباره روابط صمیمانه قبلی، نشان‌دهنده صداقت آنهاست و درستی و پاكی آنها را نزد فردی كه قرار است با او ازدواج كنند تضمین می‌كند و با این كار اعتماد او را به خود جلب می‌كنند در صورتی كه گفتن روابط صمیمانه قبل از آشنایی با وی، احساسات عاطفی طرف مقابل را مخدوش كرده و برعكس تصور‌تان سبب بی‌اعتمادی او نسبت به شما می‌شود. از بیماری‌های حاد و جدی خود و خانواده اطلاعاتی را در میان بگذارید بسیاری از بیماری‌ها منشاء ارثی و ژنتیكی دارند، بنابراین شما در این زمینه موظف هستید كه این اطلاعات را حتما با نامزدتان درمیان بگذارید. در این‌باره علاوه بر در نظر گرفتن حقوق و منافع خودتان باید حقوق انسانی او را هم در نظر بگیرید و به او هم حق انتخاب بدهید چون طرف مقابل شما به عنوان یك انسان حق دارد از موضوع باخبر بشود و براساس معیارها، اعتقادها و حساسیت‌هایش در این زمینه تصمیم بگیرد. ممكن است فردی نخواهد فرزندش از بیماری ژنتیکی همسرش ارث ببرد. مصداق حقوقی این موضوع در قانون مدنی كشورمان هم تحت عنوان «خیارات و انفساخ نكاح» آمده است؛ بنابراین قبل از رسمی شدن ارتباط در زمانی مناسب فردی را كه قرار است با او ازدواج كنید در جریان موضوعاتی این‌چنینی قرار دهید. بهتر است خود شما به تنهایی یا همراه یكی از اعضای خانواده‌تان با او در این‌باره صحبت كنید. در مورد خانواده و فرهنگ خود حتما صحبت كنید عنوان كردن موضوعاتی از این دست كه كجا زندگی می‌كنید، از نظر اقتصادی و اجتماعی‌ در چه وضعیتی قرار دارید، فرهنگ، آداب و رسوم و نحوه تعامل اعضای خانواده و فامیل با یكدیگر و دیگران چگونه است، به ایجاد شناخت دقیق‌تر بین شما و طرف مقابل كمك زیادی می‌كند. خیلی از افراد فقط اصرار به ازدواج دارند و گمان می‌كنند پنهان نگه داشتن بعضی از موارد به حفظ آبروی آنها و خانواده‌شان كمك می‌كند؛ در صورتی كه اینها مواردی نیستند كه بتوان تا آخر عمر آنها را پنهان كرد. اگر خانواده شما از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و. . . به‌گونه‌ای است كه در شما احساس ضعف ایجاد می‌كند، اصلا خجالت نكشید و آن را عنوان كنید. اتفاقا از اینكه توانسته‌اید از بطن این خانواده، به جایگاه كنونی‌تان برسید به خودتان ببالید و به خانواده‌تان نیز افتخار كنید. اگر یكی از اعضای خانواده‌ شما معلولیت یا بیماری و موقعیت خاصی دارد كه شما را خجالت‌زده می‌كند، لطفا قبل از هرگونه اقدامی برای ازدواج نسبت به تكامل ذهنیات منفی خود اقدام كنید. بیماری برچسب ارزشی هیچ انسانی نیست؛ پس با آن انسانی برخورد كنید و واضح و شفاف درباره آن با كسی كه قرار است در آینده جزوی از خانواده شما بشود صحبت كنید. اگر طرف مقابل نیز همین‌طور فكر و رفتار كرد بدانید كه قدم مناسبی برای ازدواج با وی برداشته‌اید. مسائل جزئی و پیش‌پا افتاده را مطرح نكنید عصبانیت‌ها و بی‌نظمی‌های موردی و ضعف‌هایی در مهارت‌های زندگی و. . . برای همه انسان‌ها اتفاق می‌افتند؛ مثلا اینکه افراد در سال چند بار عصبانی می‌شوند یا در مواقع خیلی پرتنش تیك عصبی می‌گیرند، موضوعات ناچیزی است كه مطرح كردن آنها در ابتدای آشنایی چندان ضروری و مهم به نظر نمی‌رسد و عنوان کردن آنها باعث تردید و وسواس‌های انتخابی بی‌مورد می‌شود. اگر اشتباهات و لغزش‌هایی را در دوران مجردی انجام داده‌اید و كسی هم از آنها باخبر نشده اما شما به اشتباه خود پی برده  و به این نتیجه رسیده‌اید كه انجام آن كار اشتباه بوده و قصد ندارید آن را دوباره تكرار كنید، لزومی ندارد درباره آن با شخصی كه قرار است شریک زندگی شما شود، صحبت كنید. علاوه بر این هرگز از طرف مقابل‌تان نخواهید كه به مسائلی این‌چنینی درباره خودش اشاره كند و درباره آنها به شما توضیح دهد. درباره اهداف و آرزوهای‌تان  با احتیاط صحبت كنید ممكن است شما هم از آن دسته افرادی باشید كه اهداف و آمال و آرزوهای زیادی در ذهن‌شان دارند. اگر این اهداف واقعی و قابل دسترس هستند، دور از ذهن به نظر نمی‌رسند، برای رسیدن به آنها برنامه‌ریزی كرده‌اید و با جدیت آن برنامه را دنبال می‌كنید، می‌توانید در صورت لزوم درباره آنها با فردی كه قرار است با او ازدواج كنید صحبت كنید، در غیر این صورت به‌خصوص در ابتدای آشنایی‌تان لزومی ندارد به‌طور دقیق و شفاف درباره آنها با نامزدتان صحبت كنید. به‌طوركلی بهتر است اهداف كوتاه‌مدت خود را واضح و اهداف بلندمدت‌تان را كمی محتاطانه بیان كنید. اگر با اطمینانی عمیق نسبت به اهدافی كه خودتان هم تصور، پیشگویی و برنامه دقیق و درستی درباره آنها ندارید صحبت كنید، انتظارات دقیقی را برای خودتان تراشیده‌اید. تحقق نیافتن و برآورده نشدن آنها در آینده از میزان اعتبار شما نزد نامزدتان می‌كاهد؛ بنابراین در این‌باره دوراندیش باشید و محتاطانه‌تر عمل كنید. مشاوره پیش از ازدواج را فراموش نكنید به‌طور كلی ضروری است قبل از ازدواج نزد یك روانشناس یا مشاور متخصص بروید و از كم و كیف صفات شخصیتی و سلامت روانشناختی خود و فردی كه می‌خواهید با او ازدواج كنید آگاه شوید. اگر دو نفری كه قرار است با هم ازدواج كنند شناخت كامل و نسبتا صحیحی از یكدیگر به دست آورند و با آگاهی كامل و از روی منطق همسر آینده‌شان را انتخاب كنند، در زندگی مشترك آینده نسبت به كسانی كه عجولانه، شتاب‌زده و از روی احساس شریك زندگی‌شان را انتخاب می‌كنند، به ‌مراتب مشكلات كمتری خواهند داشت و طعم خوشبختی را بیشتر خواهند چشید. بسیاری از افرادی كه پس از ازدواج در زندگی مشترك دچار مشكل و شكست می‌شوند و برای حل مشكلات‌شان به روانشناس مراجعه می‌كنند عنوان می‌كنند كه همسرشان تغییر كرده و او دیگر آن شخصی نیست كه آنها تصورش را می‌كردند اما بهتر است بدانید كه این واقعا تغییری نیست كه در او رخ داده بلكه برداشت، تصور و شناخت شما اشتباه بوده است؛ در حالی که هم اکنون با واقعیت روبه‌رو شده‌اید. ما در ابتدای هرگونه ارتباطی نقابی را تحت عنوان «پرسونا» به چهره می‌زنیم تا مطلوب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر به نظر برسیم اما بعد از ازدواج دیگر نقاب احتیاج نیست و افراد چهره واقعی خود را نشان می‌دهند و همین موضوع بعد از مدتی باعث ایجاد تناقض در شما می‌شود؛ بنابراین برای اینكه به شناخت صحیح‌تر و دقیق‌تری از طرف مقابل‌تان برسید و آگاهی پیدا كنید كه شما و شخصی كه برای زندگی مشترك‌تان انتخاب كردید از نظر خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی با یكدیگر سازگاری دارید و براساس اصول و معیارهای علمی و روانشناختی برای ازدواج با یكدیگر مناسب هستید قبل از هر اقدام جدی و رسمی‌ای به یك روانشناس و مشاور پیش از ازدواج مراجعه كنید. -به نظر روانشناس و مشاورتان اعتماد كنید در بسیاری از موارد دیده می‌شود كه افراد برای مشاوره پیش از ازدواج به روانشناس مراجعه می‌كنند و روانشناس با بررسی موقعیت، ویژگی‌های شخصیتی طرفین و مسائل پیش‌رو به این نتیجه می‌رسد كه این دو نفر چندان برای ازدواج با یكدیگر مناسب نیستند اما مراجعین به این دلیل كه در طول دوره آشنایی به یكدیگر علاقه‌مند شده‌اند، روی انتخاب‌ فرد مورد نظرشان برای ازدواج اصرار و پافشاری می‌كنند. شاید به این دلیل این‌گونه برخورد می‌كنند كه گمانشان این است كه این فرد نخستین و آخرین انتخاب آنهاست. این افراد با وجود همه تفاوت‌ها، اختلاف‌نظرها و اتفاقات ناخوشایندی كه برایشان پیش آمده و پیش‌بینی می‌شود كه در آینده بیشتر و شدیدتر هم بشود، سعی می‌كنند هر طوری كه هست این انتخاب را به سرانجام و نتیجه برسانند و با چانه‌زنی‌های پی‌درپی نهایت تلاش‌شان را می‌كنند خود، طرف مقابل و مشاورشان را توجیه كنند كه فردی كه برای ازدواج انتخاب كرده‌اند مناسب‌ترین و بهترین گزینه است. عده‌ای هم هنگامی كه می‌بینند مشاور نظرات آنها را تایید نمی‌كند، جلسات مشاوره را رها كرده، براساس احساسات‌ و میل خودشان نتیجه‌گیری می‌كنند. این نكته را در نظر داشته باشید كه روانشناسان و مشاوران براساس تخصص، تجربه و معیارهای علمی و روانشناختی نظرشان را در این‌باره به شما اعلام می‌كنند و به عنوان یك متخصص و یك شخص بی‌طرف در این زمینه به‌مراتب نتیجه‌گیری منطقی‌تر و صحیح‌تری نسبت به شما كه در این برهه شدیدا درگیر عواطف و احساسات‌تان شده‌اید، دارند؛ بنابراین علی‌رغم همه علاقه و احساسی كه به طرف مقابل‌تان دارید اگر پیش از ازدواج به روانشناس و مشاور مراجعه می‌كنید به نظر او اعتماد كنید و درباره ازدواج منطقی‌تر تصمیم‌گیری كنید.  مسائل مهم و اساسی را مطرح كنید اگر قبل از ازدواج مساله حادی برای شما پیش آمده مثلا مرتكب جرم و خطایی شده‌اید كه دیگران هم از آن باخبر شده‌اند و امكان برملاشدن آن پس از ازدواج وجود دارد، بعد از اینكه از طرف مقابل‌تان به شناخت و اعتماد قابل قبولی رسیدید، با توجه به ویژگی‌های او حتما مساله را به گونه‌ای مناسب برای او عنوان كنید. چون امكان دارد او پس از مطلع شدن از این موضوع توضیحات بیشتری در این‌باره از شما بخواهد؛ بنابراین اگر بازگو كردن آنها باعث رنجش و آزار شما می‌شود و گمان می‌كنید نمی‌توانید با تسلط كامل وقایع را آن‌طور كه باید برای او توضیح دهید و ممكن است همه چیز آن‌طور كه شما دوست دارید پیش نرود، حتما ابتدا با یك روانشناس در این‌باره صحبت كنید و بعد از اینكه آمادگی و تسلط كامل را به دست آوردید، آن را با نامزدتان در میان بگذارید. ]]> ازدواج خانواده Tue, 12 Jan 2016 04:00:00 GMT http://migna.ir/vdcb58bf.rhbs8piuur.html خوشبختی شما وابسته به این هفت عامل است http://migna.ir/vdcaw0ne.49ny015kk4.html هیچ کس ازدواج نمی کند که بدبخت شود اما گاهی وقت ها انتخاب های ما طوری زندگی مان را تغییر می دهند که به سمت شکست و ناکامی می رویم. ازدواج هم به عنوان یکی از مهم ترین تصمیم های زندگی مان از این قاعده مستثنی نیست.در ازدواج عواملی وجود دارند که موفقیت آن را پیش بینی می کنند. یعنی در صورت وجود آنها، می توانید امیدوار باشید که ازدواج خوبی را تجربه کنید. اما موفقیت یک ازدواج به همین جا ختم نمی شود. بعد از آنکه یک ازدواج خوب داشتید، باید بتوانید این ازدواج را حفظ کنید. اینجا پای عوامل حمایت کننده از ازدواج به میان می آید. در اینجا به عوامل پیش بینی کننده موفقیت ازدواج و عوامل حمایت کننده از ازدواج می پردازیم. عوامل پیش بینی کننده موفقیت ازدواجتحقیقاتی که انجام شده نشان می دهد 4عامل زیر، پیش بینی کننده موفقیت ازدواج هستند. یعنی اگر هر چه میزان وجود این عوامل در دختر و پسر بالاتر باشد، شانس ازدواج موفق بیشتر می شود. این عوامل عبارتند از: 1- سلامت جنسیبلوغ جنسی اولین پیش نیاز ازدواج است و سلامت جنسی، چیزی است که دوام یک زندگی مشترک را تضمین می کند. در صورت نبود سلامت جنسی دختر و پسر یا به مرحله ازدواج نمی رسند، یا خیلی سریع زندگی شان از هم می پاشد؛ حتی اگر واجد سایر شرایط ازدواج موفق باشند.دانستن مهارت های زندگی مشترک، همان چیزی است که می تواند زندگی را دوام و قوام بدهد. این مهارت ها شامل مهارت تصمیم گیری، مهارت حل مساله، مهارت گفتگو و مهارت همدلی است. 2- سلامت شخصیتیسلامت شخصیتی به معنی نداشتن بیماری های روانی و شخصیتی است. وقتی فردی دارای خانواده خوب، شغل خوب یا امکانات مناسب ازدواج باشد اما از سلامت شخصیتی یا روانی برخوردار نباشد، ازدواج با او امکان پذیر نیست یا اگر با چنین فردی ازدواج کنید، این پیوند محکوم به شکست است. سلامت روان و شخصیت چیزی است که تنها مشاور ازدواج از پس تشخیص آن بر می آید و اینجاست که اهمیت مراجعه به روانشناس و مشاور، پیش از ازدواج مشخص می شود. 3- سلامت اخلاقی و معنویهمان قدر که سلامت روان اهمیت دارد، سلامت اخلاقی، پایبندی به اصول اخلاقی، رعایت معنویات و اعتقادات فرد بر زندگی سایه می اندازد. بنابراین برای این که یک زندگی موفق را تجربه کنید باید شما و طرف مقابلتان هر دو دارای سلامت اخلاقی و معنوی باشید. 4- موقعیت موجه فرهنگی و اجتماعینمی توانید وارد یک زندگی مشترک شوید بدون این که جایگاه فرهنگی و اجتماعی خود را پیدا کرده باشید. شغل، تحصیلات و در یک کلام این که در زندگی تان چه کاره هستید، موقعیت شما را برای ازدواج مشخص می کند. بنابراین یکی دیگر از عوامل موفقیت در ازدواج، رسیدن به جایگاه اجتماعی و فرهنگی مناسب یا همان بلوغ اجتماعی است. یعنی فرد بداند چه هویت اجتماعی دارد، از کدام طبقه است، در چه مسیری حرکت می کند و...اگر از4 فیلتر بالا گذشتید، می توانید به فکر ازدواج بیفتید و امیدوار باشید ازدواج خوبی خواهید داشت. اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود. شما به عوامل دیگری برای چشیدن طعم شیرین ازدواج موفق نیاز دارید. این عوامل که از آنها به عنوان حمایت کننده نام می بریم عبارتند از:در صورت نبود سلامت جنسی دختر و پسر یا به مرحله ازدواج نمی رسند، یا خیلی سریع زندگی شان از هم می پاشد؛ حتی اگر واجد سایر شرایط ازدواج موفق باشند 1- حمایت خانواده هااگر خانواده ها با ازدواج شما مخالفت کنند، شما وارد کارزاری می شوید که شاید هیچ وقت نتوانید از آن خارج شوید. حمایت شدن از سوی خانواده، شما را در شبکه ای از روابط قرار می دهد که مدام شارژ می شوید. تایید و تحسین می شوید، در زندگی مشترکتان اعتماد به نفس، هویت و جایگاه پیدا می کنید و می توانید با دل قرص تری پیش بروید. نداشتن این حمایت، شما را ضعیف تر کرده و بخش بزرگی از انرژی تان را که باید روی زندگی مشترک سرمایه گذاری کنید، هدر می دهد. 2- مهارت های زندگی مشترکدانستن مهارت های زندگی مشترک ، همان چیزی است که می تواند زندگی را دوام و قوام بدهد. این مهارت ها شامل مهارت تصمیم گیری، مهارت حل مساله، مهارت گفتگو و مهارت همدلی است. قبل از ازدواج، در کلاس های آمادگی ازدواج شرکت کنید. کتاب های مرتبط با این حوزه را بخوانید. با مشاور ازدواج مشورت کنید و هر طور شده خودتان را برای زندگی مشترک آماده کنید. اگر نامزد کرده اید یا به تازگی عروسی کرده اید، حتما با هم در این باره صحبت کنید و سعی کنید برنامه های مشترکی برای یادگیری مهارت های زندگی بگذارید. به این ترتیب، می توانید ازدواجتان را بیمه کنید و به خوشبختی نزدیک تر شوید. 3- حل مشکلات مادیباید بپذیریم که مسایل مادی همیشه یک تهدید کننده جدی برای زندگی مشترک هستند. چالش های مالی وقتی طولانی شوند، می توانند بنیان زندگی مشترک را سست کنند. به همین دلیل است که در کنار تمام مسایل روانشناختی، مسایل مادی هم به عنوان حمایت کننده ها و عوامل تاثیر گذار در ازدواج مطرح می شوند. درباره این مسایل باید شفاف عمل کنید، با برنامه ریزی پیش بروید و هم خودتان و هم شریک زندگی تان درباره چگونگی حل و فصل این مسایل فکر کنید و قدم بردارید.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 24 Dec 2015 19:00:20 GMT http://migna.ir/vdcaw0ne.49ny015kk4.html آیا مجازیم در رابطه عاشقانه دروغ بگوییم؟ http://migna.ir/vdcguu9w.ak9t34prra.html صداقت تام و راستگویی در هر شرایطی ممکن نیست و حتی بهتر است در برخی از موارد «گزینه اول» شما نباشد. تمام موارد به زوجین بستگی دارد که بتوانند پیش از انعکاس حقیقت، بستر مناسب را مهیا کنند. من اعتقاد دارم که یکی از بهترین تجارب زندگی این است که شریکتان شما را «کاملا» بشناسد و سپس شما را دوست داشته باشد.این ایده که دروغ حتی در روابط بسیار خوب هم وجود دارد، برای بسیاری ناخوشایند است. اما حقیقت این است که دروغ در برخی موارد حتی به رشد و پرورش عشق کمک می‌کند. دکتر راندی گانتر (Randi Gunther) چگونگی و چرایی این مسئله را بررسی کرده است. به گزارش سایکولوژی تودی، حدود چهل سال است که در این حرفه مشغولم و تا حالا هیچ زوجی را ندیده‌ام که صد در صد با هم صادق باشند. همیشه مواردی بوده که زوج‌ها تحت شرایطی خاص به شکلی حقیقت را به یکدیگر نگفته‌اند. البته برخی از دروغ‌ها جای هیچ توجیهی ندارند، چرا که می‌توانند به سلامت رابطه صدمات جبران ناپذیری بزنند. در برخی موارد دیگر اما زوج‌ها ترجیح می‌دهند برای حفاظت از خود و رابطه‌شان حقیقت را به طرف دیگر نگویند و یا به عبارتی، دروغ بگویند. افراد تقریبا در تمام روابطی که عشق در آن‌ها وجود دارد، بخش یا تمام حقیقت را تحریف، حذف و یا حتی انکار می‌کنند تا هارمونی رابطه به هم نریزد. شرکای صمیمی، یا در واقع دو طرف یک رابطه عاشقانه، به دو طریق به یکدیگر دروغ می‌گویند: آن‌ها چیزی را می‌گویند که حقیقت ندارد یا اطلاعاتی که می‌دانند را بازگو نمی‌کنند. هر کدام از این روش‌ها به نحوی اعتبار و صمیمیت حقیقی هر رابطه‌ای را به خطر می‌اندازد، اما شرکای صمیمی تمایل دارند تا چنین ریسکی را متحمل شوند. این دسته از افراد معتقدند که برخی از دروغ‌ها مفید هستند، زیرا گفتن حقیقت آسیب می‌رساند.آیا مجازیم در رابطه عاشقانه دروغ بگوییم؟علاوه بر محتوای مسائل به اشتراک گذاشته شده بین زوجین، زمان به اشتراک گذاشتن آن مسائل اهمیت دارد. برای نمونه، برخی از افراد هنگام شروع رابطه تمام و کمال خودشان را بازگو نمی‌کنند. آن‌ها نگران این هستند که مبادا برخی از آن اطلاعات طرف مقابل را مضطرب کند و احتمال رابطه طولانی مدت را از بین ببرد. منطق این افراد نیز این است که زمان چون مرهمی بر رازهای نگفته عمل خواهد کرد. چنین «اعترافات ناقصی» در واقع به منزله یک حربه یا یک استراتژی است. زمانی که شرکای صمیمی وارد رابطه‌ای بهتر شوند می‌توانند رازهای چالش‌برانگیز بیشتری را افشا کنند، زیرا امید دارند که در نهایت مقبول واقع خواهند شوند. اما فراموش نکنید که حتی در صمیمی‌ترین روابط هم همیشه جای لغزش وجود دارد؛ برخی از اتفاقات می‌توانند «قوانین بازی» را به کلی تغییر دهند. این مسئله حتی شامل زوج‌های بسیار نزدیک به هم و با عشق افسانه‌ای هم می‌شود، چرا که آن‌ها ترجیح می‌دانند در موقعیت‌های حساس از بازگویی برخی از اطلاعات امتناع ورزند. آن‌ها معتقدند که بحران کنونی زمان مناسب برای افشای اطلاعات دردسرساز جدید نیست. حافظه به مرور زمان اتفاقات را فراموش می‌کند و تصمیمات طرفین همراه با رشد رابطه به فراموشی سپرده می‌شود. برخی افراد در اتفاقات گذشته کمی اغراق می‌کنند تا از این طریق کشش رابطه را بیشتر کنند. تفکرات زاده‌ی ذهن، چه بر اساس واقعیت باشند و چه نباشند، با رنگ و بویی اضافی همراه است که می‌توانند با تجارب زمان حاضر نیز مرتبط باشند. حال سوال اینجا است که اگر تحریف گذشته صورت گیرد و طرف شما هیچگاه از حقیقت ماجرا باخبر نشود، آیا این کار برای رابطه شما ضرر دارد یا خیر؟ برخی از افراد قول می‌دهند، اما مشخص نمی‌کنند که چه زمانی دقیق به آن عمل می‌کنند. این دسته از افراد از ترس ناامیدی شریک زندگی خود و ترس از قضاوت شدن، تلاش می‌کنند تا اطلاعاتی را افشا نکند و امید دارند که هیچگاه حقیقت مشخص نشود. منطقشان نیز این است که «یک دروغ مصلحتی کوچک» بهتر از مایوس کردن شریک زندگی‌شان است. در طول این سال‌ها نمونه‌های بسیاری را مشاهده کردم، اما قصد دارم تعدادی از موارد ملموس را برایتان بازگو کنم. ناگفته نماند که این موارد دربرگیرنده انواع تحریف‌ها، حذف‌ها و انکارهای طرفین است که آن را بر شریک زندگی خود پیاده کرده‌اند. این را هم بدانید که هر کدام از این افراد عاشق شریک خود بوده و بهترین آرزوها را برای آن‌ها داشته‌اند، اما پیش خود فکر کرده‌اند که اگر کاملا صادق باشند بیشتر باعث رنجش طرف مقابلشان می‌شوند.امیدوارم که با خواندن هر یک از موارد دچار وضعیتی شوید که شرایط زندگی خودتان را با آن قیاس کنید. اگر به اندازه کافی با همراه خود صمیمی هستید، این موارد را با او به اشتراک بگذارید و واکنش‌هایتان را در شرایط مشابه مقایسه کنید. در نظر داشته باشید که جواب «کاملا» صحیح و غلط وجود نداشته و فقط بحث تردید در زمان تصمیم‌گیری مطرح است. شرایط فرضی تردیدها زنی می‌داند که همسرش ماه‌ها است منتظر یک هدیه خاص است و آن مرد فکر می‌کند که همسرش برای کریسمس هدیه مورد نظر را برای او خواهد خرید. قرار بوده که آن زن پول کافی برای خرید هدیه را پس‌انداز کند، اما بخشی از پولش را صرف خرید کالایی کرده که برای خودش خریده است. او می‌داند که شوهرش منتظر هدیه است و می‌داند اگر از کسی پول قرض بگیرد، به سختی می‌تواند آن را سریع پس دهد. با این حال از کسی که می‌داند به شوهرش نمی‌گوید، پول قرض می‌گیرد. او برای پس دادن پول آن شخص برنامه‌ریزی کرده و شوهرش هم از موضوع بویی نخواهد برد. از طرفی، این خانم اصلا تمایل ندارد تا همسرش را مایوس کند، به ویژه اینکه مقصر اصلی خودش بوده است. اگر او اجازه دهد تا شوهرش از این هدیه خرسند شود و خودش قرض آن شخص را پس دهد، آیا کار اشتباهی کرده است؟ اگر این خانم همسرش را در نوعی ابهام یا تاریکی بگذارد و حقیقت را از او کتمان کند، آیا باز مشکلی وجود دارد؟ زوجی از زمان شروع آشنایی خود به یک حزب سیاسی رای داده و از طرفداران آن بوده‌اند. آن‌ها اطمینان دارند که نظر هیچ یک تغییر نخواهد کرد. در انتخابات آتی، شوهر تصمیم می‌گیرد تا به حزب مخالف رای دهد. او می‌داند که این اتفاق تکرار نخواهد شد. بنابراین قصد ندارد تا همسرش را آزار دهد. آیا او می‌تواند به راحتی پای صندوق برود و کار خودش را انجام دهد؟ زیرا آن زن از رای نوشته شده بر روی کاغذ هیچ اطلاعی نداشته و دلیل ندارد تا تنش بین آن‌ها ایجاد شود. آیا توجیه مرد منطقی و کافی است. مردی متعهد و وفادار به شریکش علائم یک بیماری جسمانی را در خود دیده که نگران کننده است. او به پزشک مراجعه کرده اما او گفته که در حال حاضر علائم قابل تشخیص نیستند، ولی اگر ادامه پیدا کند می‌تواند علائم یک بیماری سخت باشد. او نمی‌خواهد همسرش را نگران کند، اما با این تفاسیر یک بحران جدی در راه است و او نمی‌تواند به خوبی تمرکز کند و یا راحت بخوابد. همسر متوجه مواردی می‌شود، اما شوهر وانمود می‌کند که مشکلات کاری زیاد شده است. مرد ذاتا قوی و اهل گله کردن نیست، بنابراین بازگو کردن آن را به زمانی دیگر موکول می‌کند. آیا مرد باید این کار را کند یا باید زن را در جریان بگذارد؟ آیا موکول کردن حقیقت، حربه‌ای توجیه پذیر است. مردی به تازگی و با نظر پزشک متوجه شده که احتمالا نمی‌تواند بچه‌دار شود. او اما به شدت شیفته دختری شده که قصد تشکیل خانواده و بچه دار شدن دارد. مرد می‌داند که اگر دختر حقیقت را بداند، پاسخ منفی به او خواهد داد. او با خود فکر می‌کند که دختر پس از مدتی عاشقش خواهد شد و موافقت خواهد کرد تا به جای بچه دار شدن، سرپرستی کودکی را به عهده بگیرند. مرد با خود فکر می‌کند که به او چیزی نگوید و بعدها وانمود کند که خودش هم از موضوع خبری نداشته تا به دختر احساس فریب خوردگی دست ندهد. دختر پس از مدتی به مرد می‌گوید که واقعا عاشق او شده و می‌خواهد برای همیشه در کنار او باشد. مرد بی‌تردید استقبال خواهد کرد. آیا مرد باید علیرغم تمام مسائلی که خودش خبر دارد، حقیقت را به او بگوید؟ یا بهتر است او حقیقت را کتمان کند تا بتواند با او ازدواج کند و بعدها در زمانی مناسب، به دختر بگوید که نمی‌تواند بچه‌دار شود؟ دختری با مردی آشنا شده و از او خوشش می‌آید و نظر مرد هم در مورد او مساعد است. دختر در گذشته چندین رابطه احساسی عمیق داشته و می‌داند که اگر این را به مرد بگوید، دید او را نسبت به خودش تغییر خواهد داد. مرد نیز برای او روشن کرده که برای دخترهایی که با مردان زیادی آشنا شده احترام زیادی قائل نیست. آن‌ها در ادامه مسیر با افرادی آشنا می‌شوند که در مورد گذشته دختر اطلاعات کافی دارند. آیا دختر باید خودش قبل از اینکه او از طریق دیگران از موضوع باخبر شود، موضوع را به او بگوید؟ آیا فریب مرد نسبت به شخصیت واقعی دختر، کاری منصفانه و توجیه پذیر است؟ این موارد تنها نمونه‌ای از موارد زندگی روزمره است. ابعاد رابطه در زمانی که افراد به یکدیگر پیرامون احتمال وجود خیانت، سرد شدن و یکنواختی و موارد مشابه به یکدیگر می‌گویند، بسیار بزرگتر است. اما در هر یک از این موارد، شخص باید بداند که هر دروغ چه عواقبی می‌تواند داشته باشد.بستر مناسب را با شریکتان مهیا کنید تا در مواقع حساس بتوانید صادقانه با او صحبت کنید. با این حال، گفتن تمام حقیقت در برخی موارد نمی‌تواند گزینه اول شما باشد.در طول این مدت، بسیاری از افراد پیش من آمده و درخواست مشاوره داده‌اند. آن‌ها گفتند که می‌خواهند تا جای ممکن با شریک زندگی‌شان صادق و روراست باشند و به همین دلیل است که پیش من آمده‌اند. در ادامه مواردی را می‌گویم که می‌توانند به کمک شما بیایند. راه‌حل‌های موجود با شریک زندگی‌‎تان در مورد تمام مسائل موجود که ممکن است که هر یک از شما آسیب بزند، صحبت کنید و بگویید که چرا چنین حسی دارید. به شریکتان بگویید که چرا صحبت کردن در مورد بعضی از موارد برایتان دشوار است. هرگونه تجربه قبلی مربوط را با او به اشتراک بگذارید تا توجیه شود که چرا از افشا کردن آن مبحث هراس داشتید. بررسی کنید که در چه مواردی «سو دار» و متعصبانه عمل کرده‌اید. اگر شما به دیدگاه شریکتان همخوانی نداشته باشید، ممکن است باعث دلسردی او شوید. ببینید که شریکتان «چه زمانی و در مورد چه مواردی» به دیگران دروغ می‌گوید و انگیزه‌های او چیست. اگر از منطق پشت آن مطمئن شدید، یادتان باشد که شریکتان به احتمال زیاد در شرایط مشابه به شما هم دروغ می‌گوید. از قبل با او صحبت کنید تا در هنگام مشاهده چنین مواردی بتوانید به راحتی با هم صحبت کنید. اگر شریکتان «بسیار حساس» است، باید بتوانید به راحتی با هم صحبت کنید. صحبت کردن پیرامون برخی از مسائل حیاتی است. بنابراین اگر نمی‌توانید با هم کنار بیایید، باید هر دو تصمیم بگیرید که کمتر حساس باشید. با هم در مورد خیانت، سو استفاده از اعتماد یکدیگر، خرابکاری، مضایقه و انتخاب‌های گول زننده در گذشته صحبت کنید. از دنیای درون خود برای شریکتان زیاد بگویید تا هنگام تصمیم‌گیری، شریکتان بداند چرا چنین تصمیمی را اتخاذ کرده‌اید. حتی اگر تصمیم بگیرید تا کاملا صادقانه با طرف مقابلتان رفتار کنید، باز هم مواردی پیش می‌آید که به او دروغ بگویید. دروغ از هر جنسی که باشد، در ادامه مسیر همراه شما خواهد بود. اما اگر از موارد بالا تبعیت کرده باشید، می‌توانید در شرایط حساس به داد یکدیگر برسید. همیشه شرایطی پیش خواهند آمد که در گذشته آن را تجربه نکرده‌اید. صداقت تام و راستگویی در هر شرایطی ممکن نیست و حتی بهتر است در برخی از موارد «گزینه اول» شما نباشد. تمام موارد به زوجین بستگی دارد که بتوانند پیش از انعکاس حقیقت، بستر مناسب را مهیا کنند. من اعتقاد دارم که یکی از بهترین تجارب زندگی این است که شریکتان شما را «کاملا» بشناسد و سپس شما را دوست داشته باشد. مسیر رسیدن به این هدف «شفافیت دو طرفه» است. منبع: PsychologyToday     ]]> روانشناسی اجتماعی Thu, 24 Dec 2015 18:08:46 GMT http://migna.ir/vdcguu9w.ak9t34prra.html تست های ازدواج چه چیزی را به شما می گویند؟ http://migna.ir/vdccomq1.2bq0x8laa2.html خواستگاری دارید كه با او رفت و آمد می‌كنید اما همچنان برای ازدواج شك دارید؟ یكی از رسومی كه چند سالی است قبل از ازدواج رایج شده، مشاوره در كنار انجام تست‌های پیش از ازدواج است. دختر و پسر پیش از دوران نامزدی به یك دنیا تست پاسخ می‌دهند تا دست آخر بفهمند آینده زندگی مشترك‌شان به كجا ختم خواهد شد و اصلا وجه مشتركی با هم دارند؟ - چرا باید مشاوره بگیریم؟ می گویند ازدواج، یک تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می تواند به فرد در انتخاب چگونگی این تولد کمک کند. مشاوره یک فرایند کمک کننده است که در آن مشاور نهایت سعی خود را خواهد کرد تا با ایجاد توانایی در فرد متقاضی او را در گرفتن بهترین تصمیم کمک کند. اما این فقط کمک است و تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. مشاور سعی می کند هر دو شما را بشناسد، و بعد با تجربه و دانشی که دارد بگوید چه قدر شانس موفقیت دارید و چقدر می توانید خوشبخت شوید. چه مشکلاتی در انتظار شماست و... اما هرگز به شما نخواهد گفت باید با هم ازدواج کنید یا نباید. - در جلسات مشاوره ، ابتدا شما در مرحله اول به سوال های تستی پاسخ می دهید. بعد نتیجه تست توسط نرم افزار مشخص می شود. در گام بعدی ارزیابی و تشخیص روانشناختی صورت می گیرد. تقریبا یک هفته بعد روان سنج تفسیر خودش را از تست ها به مشاور می دهد و مشاور هم در حضور هر دو نفر آنها را راهنمایی و نتیجه تست را تشریح می کند. مهم ترین قضیه در انجام تست، پیگیری و انجام مشاوره بعد از آن است. 3-2 جلسه برای راهگشایی مسائلی که در تست مشخص شده، مناسب است. البته باز هم تعداد جلسات بستگی به طرفین دارد. - تست ها چه می گویند؟ تست های ازدواج در مراکز معتبر شامل پنج تست است که سه تای اول جنبه شخصیت شناسی دارند. فارغ از اینکه فرد در پروسه ازدواج و انتخاب همسر هست یا نه، می تواند با همان سه مرحله اول تست، خودش را بسنجد و به خودشناسی برسد. این تست و مشاوره بعد از آن برای آگاهی و بهبود ارتباط های خانوادگی، شغل و... مناسب است. به اینها تست های شخصیتی می گوییم. دو دسته تست بعدی این بسته بیشتر به ابعاد زندگی می پردازد. اما انجام تست های شخصیت شناسی برای هر فردی که قصد ازدواج دارد و برای انجام تست به مشاور مراجعه می کند ضروری است. اینکه یک خانم یا آقا چقدر در آستانه امراض روانی است در همین تست ها مشخص می شود. مثلا اگر فردی نزدیک به شخصیت های دو قطبی باشد، افکار وسواسی داشته باشد و... مشاور به شما می گوید تا زمانی که فرد درمان نشده برای ازدواج مناسب نیست و در صورتی که ازدواج صورت گیرد دچار تنش های زیادی می شوید. تست ها بیشتر پایه روانشناختی دارند. اینکه تفاوت های روانی بین دو فرد تا چه اندازه در زندگی تاثیرگذر است. مشاور اتمام حجت هایی را با طرفین مطرح می کند که در حالت عادی و بین خودشان امکان پذیر نیست؛ تردیدهایی که ته دل آدم هاست و نسبت به آن ناهوشیار هستند یا آن را عیان نمی کنند. در جلسات و باتوجه به تبحر مشاور این موارد مشخص و واضح بیان شده و به همه تردید ها پرداخته می شود تا افراد با ذهن باز تری به شرایط زندگی شان فکر کنند. - من کی ام؟ تو کی هستی؟ در تست ها ، اولویت بندی نیازهای دو طرف مشخص می شود. برای کسانی که قصد ازدواج دارند تفاوت این اولویت بندی ها نباید خیلی زیاد باشد. نتیجه تست ها گاهی به ما می گوید که بین دختر و پسر تفاوت های معناداری وجود دارد. مسلما در این شرایط و با این حجم تفاوت، دو طرف اگر قطعا قصد ازدواج دارند، باید مهارت حل مساله را بلد باشند تا با وجود این تفاوت ها بتوانند با هم ازدواج کنند. درواقع باید یاد بگیرند در چنین شرایطی چطور از ایجاد تنش پیشگیری کنند و در صورت بروز هر مساله ای چه رفتاری داشته باشند. درواقع به دو طرف گفته می شود به چند جلسه مشاوره احتیاج دارند. دو طرف یک رابطه از زمانی که نیت ازدواج دارند، باید تست بدهند تا متوجه تفاوت ها و شباهت های بین خود بشوند. به همه پیشنهاد می شود این تست را پیش از ازدواج و حتما پیش از دوران نامزدی انجام دهند. تست بیشتر به منظور ایجاد آگاهی مناسب است، وگرنه همه یک شناخت اولیه مناسب یا نسبی به یکدیگر دارند و بعد برای انجام تست مراجعه می کنند. تست زمانی ارزش بیشتری پیدا می کند که اقدام اساسی برای ازدواج صورت نگرفته باشد؛ مثلا زمانی که خواستگاری انجام شده، دختر و پسر یک مدتی نسبت به هم آشنایی پیدا کرده اند و خانواده ها در جریان هستند و قبل از رسمی شدن برای انجام تست مراجعه می کنند. - شايد اصلا وقت ازدواجت نرسیده اگر دختر و پسر تفاوت معناداری در چند آیتم تست داشته باشند به آنها گفته می شود. خیلی موقع ها در همان سه مرحله تست اول مشخص می شود که خانم یا آقا اصلا به بلوغ ازدواج نرسیده اند و آمادگی برای تشکیل زندگی ندارند. مثلا تنش های عصبی دارند که مسلما در طول رابطه اینرسی به وجود می آورد. این رابطه ناامن است و دلبستگی ناایمن به همراه دارد. گاهی از طریق همین تست ها به یک سری خط قرمزهایی مشخص می شود که باید به طرفین گفته شود : عزیز من شما فعلا اصلا به ازدواج فکر نکنید! بعضی ها اول باید مسائل شان را با کمک یک مشاور حل کنند. وقتی حل شد، می توانند به ازدواج فکر کنند. -در پاسخ دادن به تست‌ها دچار وسواس نشوید تاكید می‌كنم صادقانه و واقع‌گرایانه به تست‌ها جواب دهید، نه ایده‌آل! به آنچه هستید جواب بدهید، نه آنچه می‌خواهید باشید. معمولا اولین جوابی كه به ذهن‌تان می‌رسد درست‌ترین جواب است. خیلی نباید برای جواب دادن به تست‌ها، تحلیل و تفسیر كنید. آنقدر این آزمون‌ها تعداد سوال‌های‌شان زیاد است كه یك سوال به مدل‌های مختلف چند جا تكرار شده و جای نگرانی نیست. ناراحت نباشید از اینكه سوالی را اشتباه بفهمید و. . . این موارد اختلالی در نتیجه نهایی ایجاد نمی‌كنند. با ذهن هوشیارتری به ازدواج فكر كنید تست‌ها بیشتر پایه روانشناختی دارند. اینكه تفاوت‌های روانی بین دو فرد تا چه اندازه در زندگی تاثیرگذر است. مشاور اتمام حجت‌هایی را با طرفین مطرح می‌كند كه در حالت عادی و بین خودشان امكان‌پذیر نیست؛ تردیدهایی كه ته دل آدم‌هاست و نسبت به آن ناهوشیار هستند یا آن را عیان نمی‌كنند. در جلسات و باتوجه به تبحر مشاور این موارد مشخص و واضح بیان شده و به همه تردید‌ها پرداخته می‌شود تا افراد با ذهن باز‌تری به شرایط زندگی‌شان فكر كنند.- حس‌تان را در طول رابطه بیدار نگه دارید مهم این است كه در طول یك رابطه احساس ناامنی نكنید، همچنین احساس آزار روانی نداشته باشید. حس‌تان را باید در طول رابطه بیدار نگه دارید. اگر احساس ناامنی و بی‌تجربگی داشتید مسلما آن رابطه مناسب شما نیست و نباید در چنین رابطه‌ای بمانید. اما اگر در طول رابطه احساس امنیت خاطر دارید به آن بها بدهید و به بهانه‌های مادی و... رابطه را دچار تنش نكنید. - ظاهر همسر، سلیقه‌ای استسلیقه ظاهری و به دل نشستن اولیه، ملاك مهمی است. البته نباید ظاهر فاكتور سخت و غیر قابل انعطافی باشد. فاکتور ظاهر در آدم‌های مختلف متفاوت و متنوع است. به دل نشستن بسیار مهم است؛ فقط در همین حد. بالاخره چهره همسر بیشترین چهره‌ای است كه در طول زندگی می‌بینید؛ پس نباید نسبت به آن احساس دلزدگی داشته باشید یا توی ذوق شما بخورد. - انجام تست یعنی آگاهی بیشتر در طول یك رابطه  نسبت به تست دادن پیش از ازدواج خیلی گارد نداشته باشید. خیلی‌ها فكر می‌كنند تست دادن بی‌فایده است. ما هم نمی‌گوییم كاری می‌كند كارستان یا به آن خیلی بها بدهید، اما بهتر از این است كه با ناآگاهی رابطه را پیش ببرید. تست، یك دریچه اولیه برای داشتن شناخت لازم از رابطه است كه نتیجه‌های خوبی هم داشته است.- امتیازهای یك رابطه را بشماریدملاكی برای تفاوت سن وجود ندارد. سن تا حدودی كلیشه است اما خوب است كه قالب‌ها رعایت شود. بلوغ بسیار مهم است. اگر تفاوت سنی بالایی وجود دارد، باید آنقدر امتیازهای دیگر در آن رابطه وجود داشته باشد تا تفاوت‌های سنی نامتعارف را پوشش دهد. - نقش غیرقابل انكار خانواده‌ها به همان میزان كه برای هم انرژی و وقت می‌گذارید و درگیری عاطفی پیدا می‌كنید، باید به سلیقه خانواده‌ها برای انتخاب همسرتان هم توجه داشته باشید. مسلما سلیقه خانواده‌ها برای انتخاب همسر روی سلیقه فرزندان اثر می‌گذارد و باید كمی خانواده‌ها قبل از ازدواج با بچه‌های‌شان تعامل داشته باشند. معمولا خانواده‌هایی با فرزندشان سر این مسائل دچار مشكل می‌شوند كه تعامل‌های خوبی در گذشته با هم نداشته‌اند. پدر و مادری كه از كودكی با فرزندشان بر سر انتخاب لباس مشكل داشته‌اند، مسلما در انتخاب همسر هم مشكل پیدا خواهند كرد. یعنی باید قبل از رسیدن به این مرحله خانواده‌ها با هم صحبت كرده باشند و مادر بداند كه سلیقه، تفكرات و. . . فرزندش چیست؛ البته كه درنهایت خود دوطرف باید انتخاب نهایی را انجام دهند. درواقع باید بچه‌ها را به سمتی سوق دهند كه خود بچه‌ها انتخاب درستی داشته باشند. مسائل احتمالی زندگی آینده شما چیست؟ در این تست‌ها بسیاری از ابعاد شخصیتی و روانشناختی طرفین با هم سنجیده می‌شود. اینكه در چه مرحله‌ای و با چه شناختی از هم این تست را انجام می‌دهند. در مشاوره‌های بعد از تست معمولا به افراد گفته نمی‌شود كه چقدر به هم می‌آیید، یا اینكه شما دو نفر به هم نمی‌آیید؛ بلكه به آنها گفته می‌شود كه با وجود تفاوت‌ها و شباهت‌ها ممكن است در زندگی با چه مسائلی روبه‌رو شوند. همچنین مساله‌های احتمالی زندگی‌شان در آینده را بیان می‌كنیم. migna.ir البته این را هم در نظر داشته باشید كه تست تنها یك عامل است. احساس، عاطفه و بسیاری مسائل دیگر هم در این بین مطرح است. البته جالب است بدانید در بسیاری از موارد خود زوج‌ها دنبال این هستند و از ما می‌خواهند به آنها بگوییم به هم می‌آیند یا نه! درصورتی‌كه نباید این‌طور باشد. معمولا خط قرمزهایی كه به طرفین می‌گوییم خط قرمزهای روانشناختی است -- بخشي از مطالب از :نسیبه كاتب، كارشناس ارشد روانشناسی- مشاور ]]> ازدواج خانواده Tue, 22 Dec 2015 10:42:36 GMT http://migna.ir/vdccomq1.2bq0x8laa2.html گام به‌گام تا ازدواج موفق http://migna.ir/vdccp0q1.2bq0m8laa2.html به خاطر رضایت و خشنودی والدین، فرار از تنهایی، رهایی از حرف و حدیث اطرافیان، میل بسیار به ازدواج، به‌منظور به‌جا آوردن یک عرف اجتماعی و... هرگز تن به ازدواج تحمیلی ندهید. ممکن است با این ازدواج، امروز آرامش موقت به‌دست آورید و احساس رهایی کنید، اما فردا روز مجبورهستید به‌خاطر هزاران دلیل درست و غلط، زندگی را تحمل کنید که هیچ علاقه‌ای به ادامه آن ندارید. خودتان را دوست داشته باشید و به کمترین‌ها قانع نشوید. تصمیم درست امروز شماست که تعیین می‌کند فردا، از سر اجبار بمانید، بسوزید و بسازید یا از سر علاقه با مسائل و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و برای اصلاح و سامان آن از هیچ تلاشی دریغ نکنید. چند وقتی است سخت درگیرم، تمام زندگی‌ام تعطیل شده است، آخر قرار است من ازدواج کنم! اوایل ترس عجیبی از ازدواج داشتم و به بهانه مختلف نیز زیربار خواستگاری رفتن نمی‌رفتم اما چند وقتی است بنابر دلایلی ترجیح داده‌ام آستینی بالا بزنم و تا بیش از این دیر نشده سریع‌تر ازدواج کنم. اما بارها به خواستگاری رفته‌ام، ولی در نهایت نتوانسته‌ام دست به انتخاب بزنم. هر بار با تجربه‌ای جدید مواجه می‌شوم که باعث می‌شود مدتی برای ازدواج تعلل کنم و آن را به تعویق بیندازم. حقیقتش نمی‌دانم چگونه باید برای ازدواج قدم بردارم و در مورد آن به چه نکاتی توجه کنم یا از کنار چه مسائلی بی‌تفاوت بگذرم. شاید باورتان نشود ولی آن‌قدر معیارهایم را بالا و پایین کرده‌ام که گاه گمان می‌کنم تردید در انتخاب باعث شده است وسواس شدیدی پیدا کنم. از این همه بلاتکلیفی خسته‌ام دلم می‌خواهد انتخاب عاقلانه‌ای داشته باشم، اما نمی‌دانم چه معیاری برای مهم‌ترین انتخاب زندگی‌ام اساسی و مهم است. ** حتما این مثل قدیمی‌را از زبان بزرگ‌ترهایتان شنیده‌اید که می‌گویند: ازدواج مانند یک هندوانه سربسته است، هر چقدر هم در خرید هندوانه متخصص باشید باز هم ممکن است اشتباه کنید و به جای انتخاب یک هندوانه سالم و قرمز و شیرین، هندوانه‌ای سفید و بی‌مزه نصیب‌تان شود؛ این به آن معناست که هر چقدر هم پیش از ازدواج محتاط باشید و با در نظر گرفتن همه جوانب دست به انتخاب بزنید باز هم معلوم نیست نتیجه آن ازدواج موفقی باشد، این در حالی است که روان‌شناسان، نه‌تنها این دیدگاه را تایید نمی‌کنند بلکه داشتن معیارهای درست انتخاب برای ازدواج را پلی برای ازدواج موفق و داشتن یک زندگی مشترک رضایتبخش محسوب می‌کنند. انتخاب همسر از مهم‌ترین تصمیمات زندگی هر فردی در زندگی است، زیرا زندگی آینده فرد را رقم می‌زند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند انجام هر امر مهم دیگری در زندگی، به تفکر منطقی، تلاش و کوشش و تصمیم درست نیازمند است. شما به عنوان جوان دم‌بختی که در شرف انتخاب همسر هستید باید بتوانید بر اساس معیارهای اصولی و منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نمایید آنگاه پس از کسب شناخت کاملی از او به انجام پیوند زناشویی اقدام کنید. به خودآگاهی برسید پیش از هر اقدامی‌برای ازدواج، با خودتان به گفت‌وگو بنشینید، بهتر است احساسات و عواطف‌تان را در یک کفه ترازو و عقل و منطق‌تان را در کفه دیگر آن قرار دهید و از خود سوال کنید، به چه دلیل متمایل به تشکیل خانواده هستید؟ در زندگی مشترک به‌دنبال چه هستید؟ چقدر خود را می‌شناسید؟ ویژگی‌های مثبت و منفی‌تان چیست؟ برای موفقیت در زندگی کدام خصوصیت اخلاقی و شخصیتی‌تان را باید کمرنگ‌تر یا پررنگ تر از قبل کنید؟ عمده دلایل‌تان برای ایجاد تغییر و تحول در رفتارتان چیست؟ چگونه همسری را برای زندگی مشترک می‌پسندید؟ برای موفقیت در زندگی مشترک، کدام ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی همسرتان باید بارز باشد؟ چقدر آداب همسرداری می‌دانید و برای آگاهی از آن تلاش کرده اید؟ مهم‌ترین وظایف شما در قبال همسر آینده و زندگی مشترک‌تان چیست؟ چقدر با رمزهای موفقیت یا شکست زوجین در زندگی مشترک آشنایی دارید؟ تا به چه حد از زندگی مشترک دیگران عبرت گرفته‌اید؟ آیا به‌قدر کافی مسئولیت‌پذیر هستید؟ تا به امروز چند تصمیم مهم برای زندگی‌تان گرفته‌اید؟ نتیجه تصمیمات گذشته‌تان چه بوده است؟ دلایل شکست و موفقیت آنها چه بود؟ چقدر به استقلال فکری و عملی رسیده‌اید؟ آیا خود را توانمند در مقابل مصائب مشکلات زندگی مشترک می‌دانید؟ و... پس از پاسخگویی به سوالاتی از این قبیل، باید با توجه به نوع جواب‌هایتان،آنها را یکی از دو کفه ترازو تقسیم‌بندی کنید، توصیه می‌کنیم برای اجتناب از اشتباهات یا سوگیری‌های رفتاری که شاید به قضاوت نادرست‌تان منجر شود با فردی امین و متعهد این سنجش را انجام دهید. اگر کفه عقل ترازویتان کمی ‌بیش از کفه احساسات‌تان سنگینی کرد و در نتیجه آن، به دیدگاه مساعدی راجع به خودتان دست یافتید، می‌توانید مراحل بعدی سیر ازدواج را طی کنید. ازدواج تحمیلی هرگز! به خاطر رضایت و خشنودی والدین، فرار از تنهایی، رهایی از حرف و حدیث اطرافیان، میل بسیار به ازدواج، به‌منظور به‌جا آوردن یک عرف اجتماعی و... هرگز تن به ازدواج تحمیلی ندهید. ممکن است با این ازدواج، امروز آرامش موقت به‌دست آورید و احساس رهایی کنید، اما فردا روز مجبورهستید به‌خاطر هزاران دلیل درست و غلط، زندگی را تحمل کنید که هیچ علاقه‌ای به ادامه آن ندارید. خودتان را دوست داشته باشید و به کمترین‌ها قانع نشوید. تصمیم درست امروز شماست که تعیین می‌کند فردا، از سر اجبار بمانید، بسوزید و بسازید یا از سر علاقه با مسائل و مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنید و برای اصلاح و سامان آن از هیچ تلاشی دریغ نکنید. تعیین شرایط کنید پیشنهادهای ازدواج‌تان را نمی‌پسندید، به نظرتان هر کدام، یک جایشان می‌لنگد، نگرانید و فکر می‌کنید با قبول ازدواج با هر کدامشان بی‌برو برگرد بدبختی را به جان خریده اید! به‌عنوان پیشنهاد یک راهکار کاربردی را به شما توصیه می‌کنیم، سعی کنید به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در بین دوستان و آشنایان شرایط خودتان را برای ازدواج و همسر ایده‌آل آینده‌تان بیان کنید، بهتر است شرایط‌تان را مورد به مورد یا به صورت کلی مطرح کنید، به همه اعلام کنید موردی را که واجد این شرایط حداقلی نباشد، نمی‌پذیرید. این اطلاع‌رسانی باعث می‌شود معرف و واسطه‌ها، در معرفی مورد ازدواج به شما، معیارهای‌تان را بررسی کنند و در انتخاب کسانی که می‌خواهند برای شما معرفی کنند، شرایط مورد نظرتان را ملاحظه کرده و هر کسی را به شما معرفی نکنند. البته لازم است رفتار شما هم در تایید سخنان و حرف‌هایتان باشد، به طور مثال، اگر ایمان قوی و توجه به معنویات در همسر آینده‌تان برای شما بسیار مهم است، هرگز نباید رفتاری که با این شرایط متناقض است را انجام دهید، تناقض در کلام و عمل، باعث درماندگی اطرافیان و بی‌اعتمادی و بی‌توجهی آنان به خواسته شما می‌شود. خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر را بشناسید شما باید بدانید همسر آینده‌تان چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. بهتر است در مورد مسائل مهم زندگی صحبت کرده و به توافق برسید. به‌طور مثال باید بدانید: • در چه شهر و‌کشوری یا در کدام منطقه زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد؟ • نظرتان در مورد رابطه‌ها و معاشرت‌های خانوادگی و دوستانه چیست؟ • تعهد هر یک از شما در قبال خانواده و افراد فامیل‌تان چگونه است و در آینده چه تعهداتی نسبت به آنها خواهید داشت و تاثیر این موضوع بر زندگی‌تان چگونه خواهد بود؟ • نظرتان در مورد شغل همسرتان چیست؟ (به‌خصوص خانم‌ها باید بدانند که نظر همسر احتمالی‌شان در مورد فعالیت‌های خارج از منزل چیست؟) • زمان بچه‌دار شدن چه مدت پس از ازدواج خواهد بود؟ توصیه می‌کنیم نسبت به کل ماجرا واقع‌بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل کاملا منطقی جوانب خواسته‌ها و انتظارات‌تان را بسنجید، اگر جایی قرار است تغییر عقیده بدهید باید به‌طور کاملا اصولی تبعات آن را بسنجید. حواستان باشد به صرف این که از فرد مقابل خوش‌تان آمده است، وعده و وعیدی ندهید که فردا روزی نتوانید از عهده انجام آن برآیید. در تداوم یک ازدواج، دوست داشتن و عشق گرچه شرط لازم است اما هرگز کافی نیست؛ پس رویایی نیندیشید، بهتر است با در دست داشتن عقل‌تان، احساس را به مدتی در گوشه قلبتان محبوس کنید تا بنابر مصلحت‌تان بتوانید بهترین تصمیم را بگیرید. دقیق و سختگیرانه تحقیق کنید پیش از تصمیم نهایی، حتما مراحل تحقیق دقیق و سختگیرانه را پیگیری کنید و تا شناخت کاملی به دست نیاورده‌اید، از هیچ قاطعیت و جدیتی در این مرحله دریغ نکنید. برای شناخت فرد مورد نظرتان از هر دو روش مستقیم و غیرمستقیم استفاده کنید. می‌توانید قبل از خواستگاری یا بعد از آن، تحقیقات گسترده ای انجام دهید و از هر کسی که می‌تواند اطلاعاتی در اختیار شما قرار دهد، سوال کنید، قطعا اینجا همان جایی است که باید سماجت به خرج دهید و با چشمان باز حرکت کنید و از هیچ نکته مهم کوچک و بزرگی چشم‌پوشی نکنید. از سوی دیگر، در چارچوب هر دو خانواده و با رعایت موازین اخلاقی، قرار ملاقات‌های بسیاری داشته باشید، قطعا با گفت‌وشنود می‌توانید شناخت‌تان را عمیق‌تر کنید. دیدارهای خانوادگی هم بسیار مهم است از آن غافل نشوید، چه بسا ازدواج، ازدواج خانواده‌هاست، نه ازدواج دو نفر! 50 درصد توافق کافی است در انتخاب همسر، همه جوانب را بسنجید، فرد موردنظرتان را به لحاظ شخصیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... مورد بررسی قرار دهید، معیارهای او را بشناسید سپس وضعیت خود را با وی مقایسه کنید و با توجه به آن، تصمیم به انتخاب بگیرید. بهتر است ویژگی‌های ایشان را براساس معیارهای خودتان طبقه‌بندی و امتیاز دهید و اگر این مورد را توانستید به موردهای دیگر ازدواج‌تان ترجیح دهید، دیگر جای تردید و دودلی نیست، سریعا موافقت خود را اعلام کنید. واقع‌بینانه و ایده‌آل است در صورت وجود هماهنگی 50 درصدی پیش بروید، قطعا 50 درصد مابقی را باید با توافق یکدیگر بسازید و سامان دهید. اگر احیانا با انجام این کارها باز هم تصمیم‌گیری و اعتماد برایتان سخت بود، بی‌تردید مراجعه به یک مشاور توانمند تنها راه‌حل شما خواهد بود. مشاوره الزامی‌است برای انتخاب موفق توصیه می‌کنیم از کمک‌های تخصصی مشاورانی که در این زمینه مجرب هستند، نهایت استفاده را ببرید. قطعا آنان با تجارب بالینی متعدد و انجام تست‌های روان‌شناختی مختلف، می‌توانند به شما این اطمینان را بدهند که تا به چه حد این انتخاب به صلاح‌تان است و در ادامه مسیر زندگی، ممکن است با چه مشکلاتی روبه‌رو شوید‌ یا لازم است چه مهارت‌هایی را فرا بگیرید، در چه رفتارهایی تجدیدنظر داشته و اصلاح‌شان کنید و... قطعا‌با روشن شدن مسیر آینده زندگی، تصمیم بهتری خواهید گرفت.     ]]> ازدواج خانواده Thu, 10 Dec 2015 17:56:54 GMT http://migna.ir/vdccp0q1.2bq0m8laa2.html به خواستگار سیگاری بله بگوییم؟ http://migna.ir/vdcbz5bf.rhba0piuur.html برخی معتقدند فرد سیگاری با فرد معتاد هیچ فرقی نداشته و به هیچ وجه نباید با آنها ازدواج كرد. بعضی دیگر برعكس معتقدند كه سیگاری بودن عیب محسوب نشده و مشكلی در زندگی آنها ایجاد نمی كند. اما واقعیت این است که اصل سیگار کشیدن به زندگی مشترک لطمه نمی زند و رابطه شما را خراب نمی کند. مگر آن که از بوی سیگار متنفر باشید یا به خاطر مسایل سلامتی و بهداشتی، نخواهید با یک فرد سیگاری زندگی کنید. ترک سیگار البته همیشه به عنوان یک راهکار جدی مطرح است اما باید بدانید سیگار چیزی نیست که هرکسی به راحتی بتواند آن را ترک کند، مگر این که انگیزه ای درونی و قوی داشته باشد. بنابراین اگر با فکر ترک دادن خواستگارتان به او بله می گویید، بدانید که در حال ارتکاب یک اشتباه ناامید کننده هستید. -سیگاری ها معتادند؟ خیلی ها می گویند، سیگار مقدمه اعتیاد است. امروز، با توجه به رایج شدن انواع اعتیادهای شیمیایی مثل شیشه و کراک، دیگر نمی توان گفت سیگار، دودی است که به تریاک و هروئین ختم می شود. اما تقریبا می توان گفت همه آنهایی که اعتیاد به مواد سنتی (مثل تریاک) دارند، حتما سیگار می کشند. چطور می توانید از این دغدغه خلاص شوید؟ آیا آزمایش اعتیاد پیش از ازدواج کافیست!؟ متاسفانه جواب منفی است. تشخیص اعتیاد از طریق معاینه بالینی قابل اعتماد است و تست های آزمایشگاهی یک روش کمک کننده است. به عبارتی منفی بودن تست اعتیاد به هیچ عنوان به معنی عدم اعتیاد نیست و راه های متعدد و ساده ای برای منفی کردن تست اعتیاد به صورت کاذب وجود دارد که اغلب افراد مصرف کننده مواد از آن آگاهی دارند. -بررسی اجمالی از نتایج تست های اعتیاد قبل از ازدواج نشان می دهد که اولاً در تعداد اندکی از افراد تست مثبت گزارش شده که در این بین مواردی تست مثبت نیز ناشی از مصرف داروهای مجاز بوده است. ثانیاً به نظر نمی رسد تعداد قابل توجهی از افراد به دلیل مثبت بودن تست از ازدواج صرف نظر کرده باشند، در حالیکه شاهد هستیم بعد از طی مراحل ازدواج و علی رغم داشتن تست منفی، افرادی هستند که از قبل معتاد بوده اند.بنابراین برای اطمینان بیشتر باید با معاینه بالینی و بررسی سوابق فرد اطمینان قطعی از اعتیاد یا عدم اعتیاد او به دست آورید. - یک تحقیق جالباما شاید برایتان جالب باشد که نتایج این پژوهش را هم بخوانید. محققان می گویند سیگار باعث تخریب نورون های مغزی می شود و قسمتی از مغز که مربوط به احساسات و عواطف است را به شدت تخریب می کند. پزشکان با آزمایش روی 17 هزار داوطلب مرد دریافتند کسانی که میل و گرایش زیادی به مصرف دخانیات دارند 70 درصد بیشتر از افرادی که دخانیات مصرف نمی کنند طلاق می گیرند و زندگی آنها با ناکامی مواجه می شود. بررسی ها نشان می دهند سیگاری ها میل کمتری به ازدواج دارند و اگر هم تن به ازدواج دهند زندگیشان با ناکامی مواجه خواهد شد. ]]> ازدواج خانواده Sun, 29 Nov 2015 23:50:46 GMT http://migna.ir/vdcbz5bf.rhba0piuur.html