پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين پیشگیری از اعتیاد :: نسخه کامل http://migna.ir/Science-and-Medicine/Addiction Mon, 02 Oct 2017 20:08:52 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Mon, 02 Oct 2017 20:08:52 GMT پیشگیری از اعتیاد 60 چگونه با سیگار خداحافظی کنیم؟ http://migna.ir/vdcjoyex.uqe8mzsffu.html هنگامی‌که سیگار می‌کشید، فقط در چند ثانیه مولکول‌های نیکوتین به مغز شما می‌رسند. نیکوتین به گیرنده‌هایی خاص روی سلول‌های مغزی متصل می‌شود و به‌دنبال این اتصال، مقدار زیادی از یک ناقل عصبی به نام دوپامین در مغزتان آزاد می‌شود و احساس لذت و خوشی در شما ایجاد خواهد کرد. نیکوتین به‌جز دوپامین باعث آزاد شدن ناقل‌های عصبی دیگری هم در مغز می‌شود، ازجمله مواد شیمیایی که اصطلاحا به آنها «ترکیبات شبه‌افیونی درون‌زا» می‌گویند. آزاد شدن این مواد طبیعی در مغز باعث می‌شود فرد احساس راحتی و خوشی کند و احساسات منفی‌اش مهار شود. هنگامی‌که سیگار کشیدن را ترک می‌کنید، در نبود نیکوتین، گیرنده‌های آن دیگر در سلول‌های مغزی شما فعال نمی‌شوند و به‌این‌ترتیب ناقل عصبی دوپامین که احساس لذت در شما ایجاد می‌کرد، به میزان قبلی که به آن عادت داشتید، آزاد نمی‌شود، درنتیجه احساس افسردگی و تنش می‌کنید یا به‌اصطلاح دچار علائم ترک می‌شوید.     درمان‌های جایگزینی نیکوتین اگر معتاد به سیگار هستید و قصد دارید سیگار را ترک کنید، باید برنامه منظمی را دنبال کنید که شامل روش‌های رفتاری و نیز درمان‌های جایگزینی نیکوتین و درمان‌های دارویی است. در ادامه به چگونگی استفاده از درمان‌های جایگزینی نیکوتین می‌پردازیم. درمان جایگزینی نیکوتین درواقع شامل تجویز دوزهای کم‌نیکوتین از طریق فراورده‌های گوناگون در طول دوره ترک است. به‌این‌ترتیب شما سایر سموم دود سیگار را دریافت نمی‌کنید.   هدف از این درمان این است که به‌تدریج میل به نیکوتین را از دست بدهید و علائم ترک سیگار در شما مهار شود. این درمان جایگزینی نیکوتین معمولا برای سیگاری‌هایی تجویز می‌شود که به میزان متوسط تا شدید سیگار می‌کشند؛ یعنی افرادی که میزان مصرف سیگارشان بیش از 15 نخ در روز است. بررسی‌ها نشان می‌دهند اگر از همان روز اول ترکتان فراورده‌های جایگزینی نیکوتین را به‌درستی استفاده کنید، احتمال اینکه به‌طور دائم سیگار را ترک کنید، ۱۰ برابر می‌شود. البته هر چه تعداد نخ سیگاری که در روز می‌کشید، بیشتر باشد و نیکوتین بیشتری از این راه وارد بدنتان کنید، ابتدای دوره ترک به میزان بالاتری از فراورده‌های جایگزینی نیکوتین نیاز دارید. توجه داشته باشید درمان جایگزینی نیکوتین بخشی از برنامه کلی ترک سیگار شماست و همراه کردن آن با سایر روش‌ها تاثیربخشی آن را بیشتر می‌کند. نکته مهم دیگر این است که هنگام مصرف جایگزین‌های نیکوتین دیگر نباید سیگار بکشید، در غیر این صورت نیکوتین سیگار هم به نیکوتین دریافتی‌تان از فراورده‌های جایگزین اضافه می‌شود و ممکن است دچار مسمومیت با نیکوتین شوید. نگرانی دیگر افراد سیگاری چاق شدن پس از ترک سیگار است. تا هنگامی‌که فراورده‌های جایگزین نیکوتین را مصرف می‌کنید، دچار اضافه‌وزن نمی‌شوید، اما پس از کنار گذاشتن نهایی این فراورده‌ها در انتهای دوره ترک ممکن است اضافه‌وزن پیدا کنید. ابتدای دوره ترک برحسب تعداد نخ سیگاری که می‌کشید، میزان نیکوتین دریافتی روزانه‌تان محاسبه می‌شود و مقدار معادل آن از این فراورده‌های جایگزین استفاده می‌کنید. بعد به‌تدریج میزان مصرف این فراورده‌ها را کاهش می‌دهید تا هنگامی‌که دوره ترکتان تمام شود و دیگر میلی به مصرف نیکوتین نداشته باشید. فراورده‌های جایگزین نیکوتین  فراورده‌های جایگزینی نیکوتین به اشکال گوناگون در دسترس هستند؛ آدامس،‌ شکل استنشاقی، قرص مکیدنی، افشانه بینی و برچسب پوستی. انواع فراورده‌ها در صورت مصرف مناسب موثر هستند، اما استفاده از آدامس یا برچسب پوستی نیکوتین‌دار آسان‌تر است و معمولا افراد با دقت بیشتری از آنها استفاده می‌کنند. 1. برچسب پوستی نیکوتین‌دار: شیوه کلی استفاده از انواع این برچسب‌های پوستی مشابه است. هرروز یک برچسب روی پوست قرار دهید و بعد از 24 ساعت آن را تعویض کنید. برای اینکه از تحریک شدن پوست جلوگیری کنید، برچسب‌ها را در قسمت‌های بی‌موی پوست در نقاط متفاوت در بالای مچ و پایین گردن قرار دهید. اگر کمتر از ۱۰ نخ سیگار در روز می‌کشید، باید از برچسب‌های دارای دوز پایین‌تر نیکوتین مثلا برچسب ۱۴ میلی‌گرمی استفاده کنید. 2. آدامس و قرص مکیدنی نیکوتین‌دار:‌ این آدامس‌ها و قرص‌های مکیدنی را می‌توانید بدون نسخه از داروخانه بخرید. برای برخی افراد استفاده از آدامس یا قرص‌های مکیدنی مناسب‌تر است چراکه با این روش بهتر می‌توانند دوز مصرفی نیکوتینشان را کنترل کنند. اگر ترک سیگار را تازه شروع کرده‌اید،‌ هر ساعت 1 یا 2 قطعه آدامس بجوید. توجه داشته باشید شمار کلی آدامس مصرفی‌تان در روز نباید به بیش از ۲۰ قطعه برسد. آدامس را باید به آهستگی بجوید تا زمانی که مزه‌ای نعنایی احساس کنید. بعد آدامس را بین لثه و داخل گونه‌تان بگذارید تا نیکوتین آن جذب شود. برنامه کلی این است که پس از ۶ ماه بتوانید مصرف آدامس را هم قطع کنید. اگر قهوه، چای، نوشابه‌های گازدار و نوشابه‌های ترش نوشیده‌اید، 15 دقیقه صبر کنید و بعد آدامستان را بجوید. 3. نیکوتین استنشاقی: اشکال استنشاقی نیکوتین درواقع همان سیگارهای الکترونیکی است که امروزه رایج شده است. شما کارتریج حاوی مایع نیکوتین‌دار را درون بخش استنشاقی که شبیه یک چوب سیگار پلاستیکی است، می‌گذارید و برای 20 دقیقه به آن پک می‌زنید.   برحسب تعداد نخ سیگاری که قبلا می‌کشیدید، ممکن است تا حداکثر 16 بار در روز از این فراورده استفاده کنید. توجه داشته باشید پس از استنشاق نیکوتین میزان آن در خون پس از 20 دقیقه به حداکثر می‌رسد که تقریبا مشابه‌ سرعت جذب نیکوتین در آدامس و بسیار سریع‌تر از برچسب‌های پوستی است. ۲ تا ۴ ساعت پس از قرار دادن برچسب روی پوست میزان نیکوتین در خون به حداکثر خود می‌رسد. مزیت این شکل استنشاقی این است که میل دهانی سیگاری‌ها را به سیگار کشیدن ارضا می‌کند. اغلب بخار نیکوتینی که استنشاق می‌کنید، وارد دهان ‌شده و جذب می‌شود و به ریه‌ها نمی‌رسد. البته این بخار در برخی از افراد باعث تحریک دهان و گلو و ایجاد سرفه می‌شود. 4. اسپری بینی نیکوتین‌دار: این اسپری بینی به‌سرعت میزان نیکوتین خون را بالا می‌برد و در ۵ تا ۱۰ دقیقه آن را به حداکثر می‌رساند و میل فرد به سیگار کشیدن را از بین می‌برد. استفاده از این اسپری ممکن است بینی،‌ چشم و گلوی شما را تحریک کند، اما در اغلب موارد می‌توانید آن را تحمل کنید و این عوارض احتمالی هم معمولا طی مدت کوتاهی برطرف می‌شود.   3 نکته تکمیل 1. فراورده‌های جایگزین نیکوتین ممکن است باعث عوارض جانبی مانند سردرد، تهوع و سایر مشکلات گوارشی و نیز بی‌خوابی در چند روز اول شود. این بی‌خوابی که به‌خصوص هنگام استفاده از برچسب پوستی ممکن است بروز کند، معمولا موقت است و خودبه‌خود برطرف می‌شود. 2. اگر دوزهای بسیار بالای این فراورده‌ها را مصرف کنید،‌ با احتمال بیشتری ممکن است دچار این عوارض جانبی شوید. کاهش دادن دوز مصرفی می‌تواند این عوارض را برطرف کند. توجه داشته باشید همه فراورده‌های نیکوتین‌دار را از دسترس کودکان،‌ به‌خصوص کودکان کم‌سن، دور نگه‌دارید. نیکوتین یک ماده سمی است و درصورتی‌که کودکتان حتی برای مدتی کوتاه در تماس با این فراورده‌ها قرار گرفت، باید با پزشکتان یا اورژانس تماس بگیرید. 3. در این مدت باید مراقب بروز هر علامتی در کودک مسموم‌شده‌ ازجمله دل‌آشوبه،‌ تحریک‌شدگی، سردرد، دانه‌های پوستی یا غش کردن باشید.- - ترجمه دکتر علی ملائکه هفته نامه سلامت ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Mon, 02 Oct 2017 06:30:00 GMT http://migna.ir/vdcjoyex.uqe8mzsffu.html افراد معتاد به شیشه همواره توهم خیانت همسر را در ذهن دارند! http://migna.ir/vdcj8oex.uqevizsffu.html به گزارش ميگنا، دكتر علیرضا اکرمی‌نژاد در گفت‌وگو با ایرنا افزود: شیشه از مواد محرک شایعی است که در ایران به مصرف می رسد و البته سایر مواد افیونی، ترکیبات تریاک و مشتقات آن و ترکیبات ماری جوانا، حشیش و گل که ماده اصلی آنها یکی است از جمله مواد مخدری هستند که به فور استفاده می شود.وی کسب انرژی، اشتهای کمتر و رسیدن به لاغری و کاهش احساس خستگی از علل گرایش افراد به سمت مواد محرک همچون شیشه ذکر کرد.اين روانپزشك افزود: این مواد به سرعت در فرد وابستگی ایجاد می‌کنند و می‌توان گفت قوی‌ترین ماده محرکی که در دنیا وجود دارد و موجب وابستگی شدید در فرد می‌شود، همین شیشه است که اثرات آن به مراتب بدتر از کوکایین می‌باشد. سیستمی که شیشه روی مغز تاثیر می‌گذارد سیستم دوپامین انرژیک است یعنی باعث می‌شود دوپامین مغزی یکباره آزاد شود، ترشح یکباره دوپامین نیز باعث نئشگی و هیجان بالا در فرد می‌شود که برای فرد جذاب است اما مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که شخص مدتی بعد از مصرف شیشه دچار افسردگی آزاردهنده و دیپریشن می‌شود؛ همچنین افزایش دوپامین مغزی باعث ایجاد توهم وهذیان در وی و روانپریشی و بدبینی‌های شدید می‌شود.مشکل دیگری که شیشه ایجاد می‌کند این است که پرخاشگری را زیاد می‌کند، ممکن است شخصی قبل از مصرف شیشه آرام و متشخص باشد اما مصرف شیشه خیلی زود وی را عصبانی می‌کند تا جایی که کنترل اعصاب خود را ندارد؛ زیرا شیشه سیستم عصبی را مدام در حالت تحریک قرار می‌دهد.مساله دیگر اینکه خواب مصرف‌کننده شیشه به شدت پایین می‌آید و وقتی هم که مصرف را قطع می‌کند خوابش به شدت افزایش می‌یابد و ممکن است 48 ساعت مداوم بخوابد، مصرف‌کننده‌های شیشه همانطور که به علت افزایش انرژی به این ماده روی می‌آورند‌، بعد از مدتی رفته رفته احساس کم شدن انرژی دارند و این اثر در کسانی که در حال ترک شیشه هستند به مراتب بیشتر است و ممکن است 6 ماه تا یک سال فرد احساس کمبود انرژی داشته باشد و از این حالت شکایت کند.اکرمی نژاد ادامه داد: بنابراین در برخی موارد فرد به مصرف مجدد روی می‌آورد و به علت اینکه دوره درمان شیشه مثل درمان مواد افیونی نیست و مصرف جایگزینی ندارد، روش‌های ترک شیشه به صورت روان‌درمانی است که هم خانواده هم خود بیمار باید توجیه شود تا فرد روش‌های درمانی ترک را نیمه کاره رها نکند.وی تصریح کرد: درمان شیشه بسیار سخت است و روش‌های درمان آن نیز به علت طولانی بودن پرهزینه است که همین باعث می‌شود عده‌ای از معتادان از درمان سرباز ‌زنند؛ امروزه نیز بیشتر از شیوه ماتریکس برای درمان این بیماران استفاده می‌شود.این روانپزشک با اشاره به علائم بروز اعتیاد به شیشه در فرد افزود: فردی که شیشه مصرف می‌کند در ابتدا خوابش به شدت کم و انرژی‌‌اش زیاد می‌شود، پرحرف و در عین حال حساس می‌شود، دچار وسواس می‌شود مثلا قفل در را که باز می‌کند ممکن است برای درست کردنش ساعت‌ها وقت بگذارد و درگیر شود یا مثلا برای شستن یک ماشین ساعت‌ها وقت بگذارد، تیک‌های عصبی‌اش زیاد و بسیار کم اشتها می‌شود.اکرمی‌نژاد گفت: نکته قابل توجه برای کسانی که به علت کاهش وزن سراغ شیشه می‌روند این است که شیشه فقط چربی را نمی‌سوزاند بلکه پروتئین را هم می‌سوزاند و در نتیجه لاغری به سبب مصرف شیشه بسیار زشت خواهد بود زیرا عضلات هم همراه چربی‌ها از بین خواهد رفت و فرد چهره تکیده‌ای پیدا خواهد کرد و بسیار رنجور دیده می‌شود.وی افزود: هنوز در برخی باشگاه‌ها و آرایشگاه‌ها از شیشه به عنوان ماده‌ای برای کاهش وزن و فرم‌دهی استفاده می‌شود که متاسفانه برخی از جوانان به علت ناآگاهی به سمت این مخدر بسیار خطرناک کشیده می‌شوند.اکرمی نژاد در ادامه با اشاره به ماده مخدر گل و اثرات زیان‌بار آن گفت: گل از گیاه شاهدانه گرفته می‌شود و چون گیاه زیبایی است به این نام از آن یاد می‌شود اینکه از کدام قسمت گیاه استفاده شود اسامی مختلفی دارد برگ‌های خود گیاه، ماری جوانا یا همان گل نام دارد اگر ماده صمغ و شیره آن را بگیرند و ظاهری قهوه‌ای رنگ شبیه تریاک بیابد به آن حشیش می‌گویند و اگر روغن آن را بگیرند به آن روغن حشیش می‌گویند، بیشترین ماده موثره آن در روغن حشیش می‌باشد که تتراهیدروکانابینول نام دارد.وی بیان داشت: ممکن است شنیده باشید از حشیش استفاده خوراکی می‌شود و به عنوان ماده افزودنی به کیک و شیرینی استفاده می‌کنند و برخی بدون اطلاع از آن مصرف می‌کنند که در این صورت دچار مشکل و حمله تنیک می‌شوند ممکن است همه دچار مشکل حاد نشوند اما تعداد زیادی پس از مصرف ماده حشیش دچار حمله تنیک می‌شوند از جمله اینکه مصرف‌کننده احساس می‌کند هر لحظه ممکن است دچار ایست قلبی شود یا دچار نفس تنگی شدید شود و حال بسیار بدی دارد، احساس می‌کند ارتباطش با محیط وخودش قطع شده است.این روانپزشک بیان داشت: کسانی که حشیش مصرف می‌کنند در ابتدای مصرف ممکن است تخمین زمانشان دچار اختلال شود یعنی فکر می‌کنند زمان به تندی می‌گذرد مثلا اگر کورنومتر دستتان باشد و به شخص مصرف‌کننده بگویید من تایم می‌گیرم شما بعد از 5 دقیقه دستت را بالا ببر اغلب بعد از یکی دو دقیقه دستشون را بالا می‌برند و اون دقیقه برایشان معادل 5 دقیقه شده است.مساله دیگری که وجود دارد این است که معمولا قضاوت این افراد نسبت به خودشان و اطرافیان و محیط اطرافشان مختل می‌شود و همین باعث می‌شود شانس تصادفشان پس از مصرف ماری جوانا، حشیش و گل بیشتر شود که معمولا می‌گویند کسی که این مواد را مصرف کرده تا 24 ساعت حق رانندگی ندارد چون سرعت عملشان را پایین می‌آورد.اکرمی نژاد گفت: وقتی از بیمار سوال می‌کنیم چرا به سمت مواد کشیده شده‌اید اغلب جواب می‌دهند وقتی ما اینها را مصرف می‌کنیم رنگ‌ها و صداها زیباتر و قوی‌تر به نظر می‌رسند و احساس خوبی داریم و در ارتباط‌های اجتماعی قوی‌تر ظاهر می‌شویم و احساس نشاط داریم اما آنان همچنان در مصرف‌های بالا خنده‌های بی مورد دارند، قرمزی چشم دارند و وضعیت خواب و بیداریشان دچار اختلال می‌شود و معمولا شب‌ها تا دیر وقت بیدارند، تغییر و نوسان خلقی دارند یعنی یک زمان‌هایی شادند و یک زمان‌هایی بسیار غمگین هستند و اگر بخواهند حشیش را داخل سیگار بکشند بوی بسیار تندی دارد که با بوی سیگار متفاوت است.وی گفت: در زندگی نباید روی بعضی مسائل ریسک کرد بعضی از این ریسک‌ها باعث ایجاد مشکل هستند شخصیت‌هایی که ریسک‌پذیری بالایی دارند و دوست دارند هر چیزی را خودشان تجربه کنند شانس اینکه به سراغ مواد مخدر بروند خیلی بیشتر است شخصیت‌هایی که حال بد را زیاد تجربه می‌کنند بسیار به سمت مواد کشیده می‌شوند و فکر می‌کنند مصرف مواد گره‌ای از مشکلاتشان باز خواهد کرد و همچنین کسانی که قدرت نه گفتن ندارند و فکر می‌کنند باعث رنجش دوستشان خواهند شد و در رودربایستی مصرف مواد را تجربه می‌کنند بسیار سمت مواد کشیده شده اند.اکرمی‌نژاد گفت:کسانی که نه گفتن و قاطعیت را آموخته‌اند و یادگرفتن در زندگی پرخاشگری کمتری داشته باشند، بهتراز زندگی لذت ببرند و اضطرابشان را مدیریت کنند معمولا کمتر به سمت این مواد می‌روند، بنابراین کسانی که فکر می‌کنند دچار اختلالات خلقی و عصبی هستند و کمتر می‌توانند خشم خودشان را کنترل کنند بهتر است به فکر درمان مشکل خود باشند تا ناخواسته سراغ مواد مخدر نروند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 05 Sep 2017 04:40:47 GMT http://migna.ir/vdcj8oex.uqevizsffu.html ترک اعتیاد در کمپی متفاوت در شمالی‌ترین نقطه تهران http://migna.ir/vdciqva5.t1azu2bcct.html خانه سلامت افشار معروف به کمپ جمشیدیه توانسته با تجهیزات مدرن ورزشی، رفاهی، روش‌های نوین درمانی و همچنین بهرمندی از متخصصان مجرب سوابق و نتایج درخشانی را در درمان اعتیاد و اختلالات ناشی از آن  کسب کند. به این منظور به سراغ کادر درمانی این مجموعه رفتیم که در ادامه صحبت‌های آنها را می‌خوانید: علی افشاری مدیر خانه سلامت افشار در خصوص این کمپ گفت: کمپ جمشیدیه یک مرکز اقامتی جهت درمان و ترک اعتیاد است که حدود شش سال از فعالیت آن میگذرد و همانند سایر مراکز اقامتی تحت پوشش بهزیستی است. این مرکز از ویژگی‌ها و امکانات ویژه‌ای شامل روش‌های نوین درمانی، آموزش‌ها، مشاوره‌های تخصصی و هتلینگ بصورت لاکچری برخوردار است. وی در رابطه با این امتیازات افزود: پایه و اساس این مرکز اقامتی به صورت رول مدلینگ است؛ به این گونه که این دوستان توسط یک گروه همتا و همدرد سرویس دهی می‌شوند. این مرکز درمانی علاوه بر سیستم رول مدلینگ تمرکز ویژه ای بر روی مشاوره دارد. به عنوان مثال هر روز صبح آموزش های تخصصی روان شناختی زیر نظر اساتید مجرب برای بیماران برگزار می شود. مدیر این مرکز ادامه داد: شیوه درمان در این مرکز با درمان کلینیکی تفاوت دارد؛ در این شیوه بیماران وارد یک پروسه درمانی شده و نزدیک به یک ماه در آن اقامت خواهند داشت که نه تنها از طریق دارو درمان نمی‌شوند بلکه کلاس‌های روانشناختی، کارگاه ها و مشاوره های روحی روانی و... رکن اصلی روش درمانی آن است. وی در خصوص اینکه این مرکز درمانی مختص قشر مرفه جامعه هست یا نه توضیح داد: به طور کلی مرکزی که در هر منطقه تاسیس می شود به منظور پوشش دهی ساکنان و بومی‌های آن منطقه است همچنین خدمتگذاران جهت تاثیرگذاری بهتر، از همان مناطق انتخاب می‌شوند. از طرفی وجود اقشار مختلف از مناطق مختلف در یک مرکز درمانی ممکن است باعث ایجاد احساس تفاوت و بازخورد منفی در بیمار شود که در نتیجه منجر به خطا در درمان خواهد شد. افشاری اضافه کرد: در واقع این مرکز درمانی با چنین خصوصیاتی، بر اساس فردیت مراجعه کنندگان طراحی شده است. از دیگر درمانگران این مجموعه دکتر داوود ذولفقاری متخصص روانشناسی بالینی است. وی از اهداف و انگیزه‌های تاسیس کمپ جمشیدیه گفت: اساس تاسیس این مرکز به همراه امکانات رفاهی بسیار خوب و همچنین بهرمندی از کارگاه ها و جلسات مشاوره تخصصی و...  نتیجه فکر و کوشش کسانی است که در این مسیر رنجش هایی را متحمل شدند و تلاش کردند علاوه بر ازبین بردن درد درمان، دردهای روحی روانی بیماران را نیز به طور کامل از بین ببرند. وی ادامه داد: این مجموعه متشکل از کادر مالی، اداری، خدماتی، متخصصان اعتیاد، مددکار، روانکاو، متخصصان اختلالات وسواسی، اختلالات جنسی و ... است و به گونه ای طراحی شده که بر اساس نیاز هر شخص در طول فرآیند درمان، متخصصان مجربی جهت رسیدگی به این بیماران وجود دارد. ذوالفقاری با بیان اینکه درمان اعتیاد یک درمان کاملا ارادی است، افزود: در مواردی که افراد به اصرار خانواده ها مراجعه کرده‌اند، احتمال درمان کاهش می‌یابد، اینجا جایی است که به اهداف شخصی که با اراده خود آمده رنگ و بوی تحقق می‌بخشد، بنابراین اگر درمان خودمحور نباشد و یا به عبارتی، دیگرمحور باشد یقینا شکست خواهد خورد. نسرین نوری روانشناس بالینی درباره روش درمانی این مرکز گفت: مرکز درمانی جمشیدیه در راستای درمان اعتیاد از روش درمانی «پرهیز مدار - ایمان مدار» استفاده می‌کند، روشی که در آن ترک اعتیاد بدون مصرف دارو اتفاق می افتد. در واقع در این مجموعه گروه های شبه خانواده ای وجود دارد که در آن بیماران توسط گروه های همتا که خود روزی به این درد دچار بودند، پوشش داده می شوند و خدماتی از سم زدایی گرفته تا درمان اختلالات روحی روانی و جنسی برای این بیماران ارائه می شود. وی تاکید کرد: این مرکز درمانی شامل پرسنل و متخصصان مجربی است که نه تنها برای درمان اعتیاد بلکه برای درمان اختلالات ناشی از آن از جمله اختلالات روانی و جنسی تلاش می کنند. نوری ضمن اشاره به امکانات رفاهی _ درمانی منحصر به فرد این مجموعه، در خصوص قشرخاصی که جذب این مرکز می‌شوند، گفت: بیمارانی با شغل‌ها و هویت‌های اجتماعی_اقتصادی خاصی که نمی‌خواهند شناخته شوند جذب مراکزی می‌شوند که پاسخگوی نیازهای آنها بوده و گمنام بودن این افراد را حفظ کند. وی همچنین گفت: خوشبختانه خانه سلامت اکباتان یا همان کمپ جمشیدیه این امکان را برای این دست از مراجعه کنندگان فراهم کرده و توانسته به خوبی پاسخگو آنان باشد. این مرکز آمادگی خود را جهت ارائه مشاوره به بیماران و افراد مبتلا به اعتیاد اعلام میدارد که افراد می‌توانند با مراجعه به وب‌سایت این مرکز به نشانی www.campejamshidieh.ir و یا با تماس با شماره ۲۶۱۲۲۴۴۶ از این امکان بهره‌مند شوند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 31 Aug 2017 05:53:25 GMT http://migna.ir/vdciqva5.t1azu2bcct.html علت گرایش به موادمخدر از زبان یک متخصص اعصاب و روان http://migna.ir/vdcgxt9t.ak9q34prra.html به گزارش میگنا دکتر مهدی نوبخت در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت برده و از آن پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین ترشح می‌شود و بر روی سایر مراکز حیاتی آن اثر می‌گذارد و احساس لذت و پاداش به او دست می‌دهد. بنابراین فرد سعی در تکرار آن عمل را دارد. پس کسانی‌که یک‌بار با این مواد آشنا می‌شوند به علت تقویت سیستم پاداش در مغز آنها، تمایلی شدید به تکرار مصرف آن پیدا می‌کنند.  وی با تاکید بر اینکه ما هر عمل لذت‌بخشی را که انجام می‌دهیم، مدار پاداش در مغز فعال شده و دوپامین ترشح می‌شود، خاطرنشان کرد: دوپامین در هسته‌ای در مغز به نام نوکلئوس اکومنبس ترشح و در هسته‌ای به نام آمیگدال ذخیره می‌شود؛ بدان معنا که اگر در آینده به لذت کسب شده فکر کنیم، نصف دوپامین ترشح شده دوباره ترشح می‌شود.   نوبخت با بیان اینکه با خوردن غذای لذت‌بخش ۳۰ درصد دوپامین در مغز ترشح می‌شود، افزود: ارتباطات جنسی باعث ترشح ۴۵ درصد از دوپامین شده و آمفتامین یا ترکیبات شیشه باعث ترشح  ۱۱۰۰ درصد دوپامین در مغز می‌شود.   وی شیشه را لذت‌بخش و قوی‌ترین ماده در دنیا اعلام کرد و گفت: مصرف این ماده طی گذشت زمان عود پیدا خواهد کرد.   این متخصص اعصاب و روان با بیان اینکه متأسفانه افراد فکر می‌کنند با استفاده یک‌بار از این ماده مشکلی پیش نمی‌آید، یادآور شد: حتی استفاده یک‌بار از شیشه باعث به خطر افتادن عمر فرد می‌شود.   وی با اشاره به اینکه مصرف شیشه بر خلاف تریاک و هروئین وابستگی جسمی ندارد، افزود: این ماده خطرناک بوده و به شدت وابستگی روانی ایجاد می‌کند. همچنین طی استفاده از آن زندگی فرد مختل شده و فرد را از خواب و خوراک می‌اندازد.   نوبخت با بیان اینکه حتی استشمام دود این مواد جنون‌آمیز است، گفت: درمان و از بین بردن این نوع اعتیاد بسیار دشوار است. برای درمان اعتیاد بسته به نوع مواد مصرفی، از درمان دارویی و روان‌درمانی به روش ماتریکس و همچنین از تکنیک درمان‌های اجتماع‌مدار استفاده می‌کنیم.   نوبخت با اشاره به اینکه در زمینه اعتیاد و عوارض و درمان آن در جامعه باید آگاهی‌بخشی صورت گیرد، افزود: البته آگاهی به تنهایی عامل پیشگیری از اعتیاد نیست. بنابراین در کنار آگاهی لازم است نگرش هم ایجاد شود. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 27 Jul 2017 05:54:17 GMT http://migna.ir/vdcgxt9t.ak9q34prra.html با بچه‌ها‌یتان در مورد سیگار حرف بزنید http://migna.ir/vdcjoxex.uqevtzsffu.html برای صحبت در مورد سیگار با بچه‌ها، هرگز زود نیست. شاید فکر کنید دلیلی ندارد با کودک ۵ یا ۶ ساله‌ی خود درباره‌ سیگار و مسائل آن حرف بزنید چون به نظر شما این احتمال که فرزندتان در این سن بخواهد سیگار بکشد، صفر است، اما واقعیت این است که شما زمان بیشتری برای گفتگو پیرامون خطرات و آسیب‌های سیگار خواهید داشت. تنباکو، دلیل عمده‌ مرگ‌های قابل پیشگیری در سراسر دنیاست. بهترین راه پیشگیری از مرگ‌های ناشی از سیگار این است که از همان کودکی، آموزش داده شوند. تحقیقات نشان داده ۹۰ درصد از بزرگسالان سیگاری، اولین سیگار خود را وقتی که بچه بوده‌اند کشیده‌اند. در سال ۲۰۱۶، مرکز پیشگیری و کنترل بیماری‌ها دریافت که ۸ درصد از نوجوانان دبیرستانی در عرض ۳۰ روز گذشته، یک سیگار کشیده‌اند. وقتی فرزند شما کودک است، به شما به عنوان قدرت مطلق نگاه می‌کند تا بفهمد چه چیزی خوب یا بد است، بنابراین گفتگو در مورد سیگار را زودتر شروع کنید تا در مسیر درست هدایت او قرار بگیرید.    روی چیزی تمرکز کنید که فرزندتان به آن اهمیت می‌دهد همانطور که می‌دانید، بدترین عوارض سیگار کشیدن، انواع سرطان‌ها، مشکلات ریوی و سایر بیماری‌هایی است که ناشی از سیگار هستند. اما اینکه به کودک خود بگویید سیگار خوب نیست چون ممکن است سرطان بگیرد، فایده‌ای ندارد چون بچه‌ها معمولا نگران پیامدهای بلند مدت نیستند. بلکه بیشتر به تاثیرات فوری سیگار واکنش نشان می‌دهند، مثلا بویی که روی موها و لباس‌ها می‌ماند، زرد شدن دندان‌ها، بد بو شدن دهان، مشکلات پوستی و ... شاید هم متوجه شوید فرزندتان به جنبه‌های مالی و اقتصادی بیشتر اهمیت می‌دهد، پس می‌توانید یک ماشین حساب بردارید و به او نشان دهید یک فرد سیگاری اگر هر روز یک پاکت سیگار بکشد، در عرض یک ماه، سه ماه و یا یک سال، چقدر پول هدر خواهد داد. بعد در این مورد بحث کنید که همین فرد با این مقدار پول چه چیزهایی می‌تواند بخرد. صحبت‌های‌ خود را به ورزش ربط بدهید اگر فرزند شما علاقه‌مند به ورزش است، خطرات سیگار را به تاثیری که روی عملکرد ورزشی دارد ربط بدهید. برایش توضیح دهید چطور سیگار می‌تواند توانایی دویدنش را از او بگیرد یا بگویید اگر سیگار بکشد مجبور خواهد بود خیلی زود، بازی را ترک کند چون نفس کم خواهد آورد. در مورد اعتیاد با او حرف بزنید کمپانی‌های سیگار خوب می‌دانند چطور برای محصولات خود بازاریابی کنند، برای همین فرزند کوچک شما احتمالا نخواهد فهمید نیکوتین چقدر می‌تواند مضر و اعتیادآور باشد. برای کودک‌تان دقیقا بیان کنید که سیگار کشیدن، اعتیادآور است و وقتی کسی سیگار کشیدن را شروع می‌کند، دیگر به سختی خواهد توانست آن را ترک کند. به فرزندتان توضیح دهید نیکوتین، به اندازه‌ی موادی چون هروئین و کوکائین، اعتیادآور و حتی خطرناک‌تر از آنهاست.   در مورد خطرات جایگزین‌های سیگار با او حرف بزنید با افزایش سیگارهای الکترونیکی و قلیان و سیگارهای بدون تنباکو، راههای بیشتری پیش روی فرزند شماست تا یک عادت بد را انتخاب کند و به احتمال زیاد فرزندتان فکر می‌کند این جایگزین‌ها، بی‌خطر و بهتر هستند. پس باید مطمئن شوید که کودک‌تان را نسبت به خطرات و عواقب این جایگزین‌ها آگاه کرده‌اید و او می‌داند که این ابزارها نیز همان عواقب سیگار را دارند. مهارت «نه گفتن» را در او تقویت کنید شاید به نظرتان جدی نیاید و حتی به آن بخندید، اما فشاری که فرزندتان از سوی همسالانش تحمل می‌‌کند بسیار زیاد است. اگر به فرزندتان سیگاری پیشنهاد شود و شما هرگز نیاموخته باشید که چطور در برابر یک درخواست نادرست بدون اینکه وجهه‌ خود را از دست بدهد، نه بگوید، مطمئن باشید آن سیگار را رد نخواهد کرد. حتی می‌توانید نقش بازی کنید، مثلا به فرزند خون یک سیگار پیشنهاد بدهید و او شیوه‌های مختلف نه گفتن را تمرین و اجرا کند؛ مثلا، نه متشکرم، از بوی آن خوشم نمی‌آید، نه، من باید برای تمرین بسکتبال آماده بشوم و سیگار باعث می‌شود تنفسم مشکل پیدا کند، یا نه ترجیح می‌دهم سیگار نکشم، در سینه‌ام احساس سوزش خواهم کرد. گپ و گفت‌های دوستانه با هم داشته باشید در مورد سیگار و خطرات آن، بیش از اندازه هم حرف نزنید. مطالعات نشان داده گفتگوی مدام و تمام وقت در مورد سیگار می‌تواند احتمال سیگاری شدن فرزندتان را بیشتر کند! اگر به او بگویید: تو هرگز نباید سیگار بکشی! یا تمام سیگاری‌ها آدم‌های بدی هستند٬ در واقع او را تشویق به طغیان خواهید کرد. اگر فرزندتان در سنین نوجوانی باشد، تمایل پیدا می‌کند سیگار را امتحان کند تا حداقل به شما ثابت کند «می‌تواند»! اگر گپ و گفت‌های خوب و هشیارانه با کودک‌ خود داشته باشید می‌توانید مانع سیگار کشیدن او بشوید. مطالعات زیادی نشان داده یک نوع خاص از صحبت یا بیان وجود ندارد که روی همه‌ بچه‌ها تاثیر یکسان داشته باشد و شما که از هر کس دیگری فرزند خود را می‌شناسید باید بفهمید بهترین راه ارتباط برقرار کردن و دوستی صمیمانه و موثر با او چیست، و خلاصه‌ی کلام اینکه رگ خواب او در دست شماست! هر چند صحبت در مورد سیگار، جدی است اما سعی کنید گفتگوهای‌تان به دور از هر گونه قضاوت یا تهدید و تنبیه باشد تا بهتر بتوانید با فرزندتان در این مورد حرف بزنید و اگر هم احتمالا یک روز، سراغ سیگار رفت، از گفتن این موضوع به شما واهمه‌ای نداشته باشد. اهمیت سبک زندگی درست را به او گوشزد کنید به جای صحبت‌های مکرر در مورد خطرات سیگار، در مورد اهمیت انتخاب‌های درست و سالم در زندگی بیشتر حرف بزنید. برایش توضیح دهید که تغذیه‌ سالم، خوب خوابیدن و مرتب ورزش کردن می‌تواند به او کمک کند همیشه سالم و جذاب و خوش‌اندام باشد. اگر فرزند شما برای توانایی تند دویدنش ارزش قائل باشد یا وقتی که درک کند خواب کافی داشتن به او کمک می‌کند تمرکز بیشتری سر ِ کلاس درس داشته باشد، احتمال اینکه مرتکب رفتارهایی شود که سلامتی‌اش را به خطر بیندازد بسیار کمتر خواهد شد.     الگوی خوبی برایش باشید بچه‌هایی که والدین‌شان سیگار می‌کشند، بیشتر مستعد سیگاری شدن هستند زیرا سیگار کشیدن را عادت بدی تلقی نمی‌کنند. حتی اگر به فرزند خود بگویید قصد ترک سیگار دارید یا کاش هرگز سیگاری نبودید، کلام شما چندان موثر نخواهد بود. بچه‌ها همان چیزی را تقلید می‌کنند که شما انجام می‌دهید. بنابراین شاید وقت آن باشد که خودتان هم سیگار را ترک کنید؛ برای سلامت خودتان و سلامت فرزندتان. خانه و پیرامون‌تان را از وجود سیگار پاک کنید مطالعات نشان داده محدود کردن دسترسی فرزندتان به سیگار و افراد سیگاری، تا حدود بسیار قابل توجهی از احتمال سیگاری شدن او می‌کاهد. پس بهتر است برای خانه‌تان قانونی وضع کنید که هیچکس اجازه ندارد در خانه سیگار بکشد یا با خود سیگار به خانه بیاورد. اگر دوستان یا اقوامی دارید که سیگاری هستند، مودبانه به آنها توضیح دهید که اجازه نمی‌دهید در خانه‌ی شما سیگار بکشند. اگر فرزند شما، پشتکار و جدیت‌تان را در مورد این محدودیت‌ا ببیند (حتی با افراد بزرگسال)، در مورد انتخاب‌هایش بسیار بادقت عمل خواهد کرد.   ترجمه از: هدی بانکیبرترين ها ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 23 Jul 2017 13:28:00 GMT http://migna.ir/vdcjoxex.uqevtzsffu.html علل گرایش به مواد مخدر در بین نوجوانان و جوانان و راههای پیشگیری http://migna.ir/vdciqpa5.t1azw2bcct.html نویسندگان: علی اکبر شیخی فینی، عضو هیئت علمی دانشگاه هرمزگان جواد کاووسیان، دانشجوی دکتری دانشگاه تربیت معلم تهران ولی الله رمضانی، کارشناس ارشد روانشناسی دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره) قزوین ميگنا: مسأله مصرف و سوءمصرف مواد در میان نوجوانان و جوانان به دلیل حساسیت این دوره از زندگی و نقش آن در زندگی آینده افراد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این مسأله وقتی مهم‌تر می‌شود که شیوع مصرف مواد در میان جوانان دانشجو مطرح می‌شود. بنابراین توجه به این موضوع در بین دانشجویان از موضوعات اساسی نظام‌های آموزشی بوده و می‌تواند گام مؤثری در شناسایی عوامل مرتبط با سوءمصرف مواد و ارائه راهکارهای مؤثر در جهت پیشگیری و درمان اختلالات سوءمصرف مواد و اعتیاد باشد. با توجه به هزینه‌های بسیار بالای مبارزه با موادمخدر، درمان و نگهداری معتادان و همچنین معایب مربوط به روش‌های درمان و سم‌زدایی، به نظر می‌رسد پیشگیری از سوءمصرف مواد بسیار مقرون به صرفه و کاراتر باشد. از این‌رو یکی از زمینه‌های مهم پژوهش در زمینه سوءمصرف مواد، شناسایی عوامل خطر و محافظت‌کننده گرایش به مصرف مواد است. از نظر بوتوین (2000) احتمال مصرف و گرایش به مواد در افرادی که نگرش مثبت یا خنثی نسبت به مواد دارند به مراتب بیشتر است. شروع مصرف هر نوع ماده‌ای متعاقب نظر و باور مثبت در رابطه با مصرف آن روی می‌دهد. در واقع نگرش‌ها و باورهای مثبت نسبت به مواد، تسهیل‌کننده شروع مصرف هستند. تیل‌دسلی (2000) در مطالعه‌ای نشان داد که نگرش مثبت و استفاده همسالان از مواد غیرمجاز در تقویت گرایش دانش‌آموزان مدرسه به سمت مواد تأثیر داشته است.  هانسن (1992) نیز با بررسی متغیرهای واسطه‌ای 45 مطالعه که در بین سال‌های 1980 و 1990 صورت گرفت و از نظر محتوا، روش و اثربخشی ارزیابی شده بودند دوازده عامل را به عنوان متغیرهای واسطه‌ای در مصرف مواد مخدر پیشنهاد کرده است. این عوامل عبارتند از: 1- دسترسی به مواد مخدر؛ 2- عدم تناسب مصرف مواد با ارزش‌ها و سبک زندگی؛ 3- باورهای (درست یا نادرست) درباره پیامدهای مصرف مواد؛ 4- مقید بودن به عدم مصرف مواد؛ 5- کنترل استرس؛ 6- سطح عزت نفس؛ 7- مهارت‌های مقابله‌ای در مقابل فشار اجتماعی؛ 8- فعالیت‌های جایگزین؛ 9- مهارت‌های هدف‌گزینی؛ 10- مهارت‌های تصمیم‌گیری؛ 11- مهارت‌های کمک به دیگران؛ 12- مهارت‌های اجتماعی (ابراز وجود ارتباط و حل مسائل بین فردی). از میان عوامل فردی می‌توان به سن و جنس اشاره نمود؛ نوجوانی و جوانانی را می‌توان یکی از عوامل خطرزای مصرف و سوءمصرف مواد قلمداد نمود. آمارها نشان می‌دهد سن شروع اعتیاد بین 16 تا 20 سالگی و دامنه سنی در معرض خطر را جوانان بین 18 تا 31 سال تشکیل می‌دهند. در بعضی پژوهش‌ها ارتباط قوی بین سن نوجوانان و سوءمصرف مواد وجود دارد. اغلب پژوهش‌ها نشان داده‌اند که پسرها به احتمال بیشتری مواد را به صورت مکرر مصرف می‌کنند تا دخترها. محمدی در پژوهش خود (1384) نشان داد که دختران بیشتر از پسران مصرف مواد را عملی نادرست تلقی می‌کنند. در سطح فردی صفات شخصیت، ویژگی‌های روانی و آمادگی‌های زیستی که فراتر از کنترل نوجوانان هستند، ممکن است میل به مصرف مواد را برانگیزد و آنها را در برابر آثار فیزیولوژیک مواد مستعد سازد. از دیگر عوامل فردی می‌توان به عواملی چون عزت نفس پایین، اضطراب و تنش، تکانشگری، خلق افسرده، مهارت‌های سازشی ضعیف، مهارت‌های اجتماعی ناکارآمد و مهارت‌های تحصیلی ضعیف اشاره نمود. اعتیاد با چگونگی ادراک فرد از خود نیز رابطه دارد. معلوم شده است که افراد مبتلا، اعتماد به نفس پایین‌تری دارند، در رفتارهای خود، تکانشی عمل می‌کنند و به هنگام روبرو شدن با مشکلات، به جای برخورد مسئله‌مدار و ریشه‌ای، از آنها اجتناب می‌کنند، چرا که توانایی‌های خود را دست کم می‌گیرند و خود را از پیش شکست خورده می‌دانند. می‌توان گفت که این افراد، خودکارآمدی پایینی دارند.  خودکارآمدی به عنوان سازه‌ای شخصیتی، قضاوتی است از جانب فرد درباره توانایی خود در بروز رفتارهای مشخصی که به اهداف معینی منجر شده یا آنکه به وی در مقابله با موقعیت‌های استرس‌زا کمک‌کننده باشد. به عبارت دیگر، خودکارآمدی باز نماینده حس خوشبینی نسبت به توانایی‌های شخصی است، و سازه‌ای جهان شمول است که به نظر می‌رسد در انگیزش انسان نقش داشته باشد. تحقیقات نشان داده‌اند که خودکارآمدی بالا با کیفیت زندگی بهتر، اعتماد به نفس بالاتر، اعتیاد کمتر و نتایج درمانی بهتر رابطه دارد.  نگرش منفی و تعهد اندک نسبت به مدرسه و دانشگاه عامل خطری است که اغلب با شکست تحصیلی همراه می‌شود، زیرا فرد نمی‌تواند نقش یک دانش‌آموز یا دانشجو را نقشی کارآمد و پایدار ببیند. بر همین اساس غیبت، سابقه ترک تحصیل یا قصد ترک تحصیل، مصرف مواد را پیش‌بینی می‌کند (سهرابی و همکاران، 1387). در نقطه مقابل، برقراری پیوند و احساس تعلق به مدرسه، نوجوان را در برابر مصرف موادمخدر و سایر مشکلات رفتاری محافظت می‌کند. براساس یافته‌های پژوهش محمدخانی (1385) عامل پیوند با مدرسه قوی‌ترین عامل اجتماعی است که به صورت مستقیم بر مصرف مواد اثر می‌گذارد. بنابراین با قوی‌تر شدن احساس تعلق دانش‌آموزان نسبت به مدرسه، میزان مصرف مواد کاهش می‌یابد. از دیگر عوامل گرایش به مصرف مواد، عدم آشنایی جوانان با مهارت‌های زندگی است. بوتوین و همکاران (2001، 2004) از مهارت‌های تصمیم‌گیری، مقابله با اضطراب، مهارت‌های ارتباطی و جرأت‌آموزی یاد می‌کنند. نوجوانانی که قابلیت‌های اجتماعی ضعیفی دارند، ممکن است به دلیل سودمندی‌های اجتماعی به مصرف سیگار و الکل رو آورند. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد افراد با شایستگی و مهارت اجتماعی پایین، بدترین پیش آگهی و بالاترین نرخ مصرف مواد را نشان می‌دهند. محیط دانشگاه با استرس‌های درسی و عدم مهارت برای سازگاری با همسالان در خوابگاه‌ها به همراه احساس رهایی از کنترل و نظارت والدین می‌تواند یکی از عوامل خطرآفرین برای گرایش به مصرف موادمخدر باشند.  خانواده یکی از بنیادی‌ترین عوامل مؤثر در مصرف یا عدم مصرف مواد فرزندان به شمار می‌رود؛ سابقه مصرف مواد یکی از عوامل خطر مهم است، در رابطه با مصرف مواد توسط اعضای خانواده، وست و پرینز (1987، نقل از میلر، لستنیگ و اسمیت، 2001)، بیان کرده‌اند که در مقایسه با کودکان والدین غیرالکلی، کودکان والدین الکلی چهار برابر بیشتر در معرض خطر الکلی شدن قرار دارند. کودکان دارای والدین مصرف‌کننده الکل نسبت به سایر کودکان به صورت معناداری در عوامل روانی اجتماعی، توانمندی‌های خانوادگی/ شخصی و پیوند با مدرسه، پایین‌تر و از نظر عوامل خطرزا در حوزه‌های خلق و خو، احساسات و افکار و رفتار، بالاتر بودند. از سوی دیگر نگرش مثبت والدین به مصرف مواد، احتمال اینکه نوجوانان به سوءمصرف مواد روی بیاورند را بیشتر می‌کند و اعتقاد به ضدارزش بودن مصرف مواد در خانواده از احتمال گرایش فرزندان به مصرف مواد می‌کاهد.  عقاید مذهبی معمولاً عامل بازدارنده سوءمصرف موادمخدر محسوب می‌شوند. مذهبی بودن علاوه بر اینکه نوجوان را در برابر مشکلات مصرف مواد حفاظت می‌کند، کودکان معتادان به تریاک را نیز که به شدت در معرض خطر مصرف مواد قرار دارند حفاظت می‌کند (کوئینگ، 1998).migna.ir افرادی که از دینداری بالایی برخوردارند سازگاری بهتری با موقعیت‌های استرس‌زا دارند، میزان پایین‌تری از هیجانات منفی و افسردگی را تجربه می‌کنند، اضطراب کمتری دارند، از مصرف مواد روان‌گردان و الکل پرهیز می‌کنند و از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردارند. آنها به دلیل اتخاذ شیوه‌های سالم در زندگی امید به زندگی بهتری نیز نسبت به افراد عادی دارند.  با توجه به آنچه که ذکر شد، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که از میان عوامل مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی، کدام یک از عوامل نقش بیشتری در پیش‌بینی گرایش یا عدم گرایش به مواد دارند؟ برای بررسی این مساله براساس ادبیات موجود، عواملی چون دسترسی به مواد، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، عزت نفس، خودکارآمدی، مهارت‌های زندگی، پرخاشگری، نگرش والدین نسبت به مواد و رابطه خانوادگی مدنظر قرار گرفت.   روش پژوهش این پژوهش از حیث هدف یک پژوهش بنیادی و از نظر روش یک پژوهش همبستگی است.  جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد بندرعباس در سال تحصیلی 89-1388 است. از میان افراد جامعه فوق با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و براساس فرمول کوکران تعداد 350 نفر انتخاب شدند. از مجموع پرسشنامه‌های تکمیلی 40 پرسشنامه به دلیل نقص اطلاعات کنار گذاشته شده و 310 پرسشنامه (150 نفر مرد و 160 نفر زن) مورد تحلیل قرار گرفت. 4/57 درصد از افراد مجرد و 6/42 درصد متأهل بودند. حدود 57 درصد از گروه نمونه در دامنه سنی 18 تا 25 سال و 40 درصد نیز در دامنه سنی 25 تا 35 سال قرار داشتند.   بحث و نتیجه گیری پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل خطر و محافظت‌کننده گرایش به مصرف مواد در دانشجویان دانشگاه آزاد بندرعباس انجام گرفت. نخستین عواملی که مورد بحث قرار می‌گیرند، سه عامل جمعیت‌شناختی مطرح در این حوزه یعنی جنسیت، سن و وضعیت تأهل هستند.  در مورد جنسیت یافته‌های پژوهش نشان داد که میانگین گرایش به مصرف مواد در بین دانشجویان دختر و پسر به طور معناداری متفاوت است و این میانگین در دانشجویان پسر بیشتر از دختران است. این یافته با یافته‌های پژوهش‌های محمدی (1384)، ملچیور، چستانگ و گولدبرگ (2007) همسو شده است. همان‌گونه که در مقدمه نیز اشاره شد، در تبیین این موضوع محمدی (1384) نشان داد که دختران بیشتر از پسران مصرف مواد را عملی نادرست تلقی می‌کنند. البته برخی از پژوهش‌های اخیر نشان داده است که میزان مصرف مواد در میان زنان نیز افزایش قابل توجهی داشته و در برخی پژوهش‌ها با میزان مصرف مواد در مردان تفاوت معنی‌داری ندارد (وارنر- اسمیت و همکاران، 2001).  در مورد تأثیر طبقه سنی بر گرایش به مصرف مواد، نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین طبقات مختلف سنی از نظر گرایش به مصرف مواد وجود ندارد. این یافته با یافته‌های اغلب پژوهش‌های پیشین ناهمسو است. چرا که بر اساس یافته‌های پیشین میزان شیوع مصرف مواد در طبقات سنی جوان تر بیشتر است (زرانی، 1385؛ سهرابی و همکاران، 1387)، که این موضوع حاکی از میل به مصرف بیشتر در این سنین است. در این خصوص می‌توان یک تبیین احتمالی ارایه نمود و آن اینکه، ممکن است متأهل بودن به عنوان یک عامل محافظت‌کننده در این بین دخیل باشد، چرا که تعداد قابل توجهی از دانشجویان گروه نمونه (حدود 43 درصد) متأهل بودند و تحلیل‌ها نشان داد که میزان گزایش به مصرف مواد در میان متأهل‌ها به شکل معناداری پایین‌تر از مجردها است. در ادبیات مربوط به آسیب‌شناسی روانی از تأهل به عنوان یکی از عوامل پیشگیری‌کننده یاد می‌شود (سلیگمن و روزنهان، 1995). همسو با این موضوع نتیجه این پژوهش نشان داد که میانگین نمره گرایش به مصرف مواد مجردها به شکل معنی‌داری بالاتر از متأهل‌ها است.  براساس یافته‌های پژوهش، نگرش مذهبی یکی از همبسته‌های منفی معنی‌دار با گرایش به مصرف مواد است. نگرش مذهبی و عامل دینداری امروزه در اغلب پژوهش‌های حوزه سلامت روان مشاهده می‌شود. محققان سلامت روانی و جسمی، یافته‌های رو به رشدی پیدا کرده‌اند که حاکی از این است که زندگی معنوی انسان با بهزیستی جسمی و روانی وی رابطه دارد (اوکنار، کوب و اوکنار، 2003). افرادی که از دینداری بالایی برخوردارند سازگاری بهتری با موقعیت‌های استرس‌زا دارند، میزان پایین‌تری از هیجانات منفی و افسردگی را تجربه می‌کنند، اضطراب کمتری دارند، از مصرف مواد روان‌گردان و الکل پرهیز می‌کنند و از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردارند. آنها به دلیل اتخاذ شیوه‌های سالم در زندگی امید به زندگی بالاتری نیز نسبت به افراد عادی دارند (کوئنیگ و کوهن، 2002).  از دیگر همبسته‌های منفی گرایش به مصرف مواد، عزت نفس و خودکارآمدی است. این یافته با یافته‌های وارن، استین و گرلا (2007) و پتریاتیس و همکاران (1995) همسو شده است. این یافته بر اساس نظریه تحقیر خود، قابل تبیین است. این نظریه، عامل اصلی در سوءمصرف مواد را به عزت نفس عمومی فرد مربوط می داند. قرار داشتن مکرر در معرض ارزیابی‌های منفی و انتقادات دیگران باعث افت عزت نفس، تحقیر خود و احساس عدم کفایت در برخی صفات مورد پذیرش می‌شود. این امر می‌تواند زمینه‌ساز ارتباط نوجوان با آن دسته از همسالان منحرفی شود که احساس ارزش خود را در وی تقویت می‌کنند (کاپلان، مارتین، رابینز، 1984).  براساس پژوهش ها، عامل پیوند با مدرسه قوی ترین عامل اجتماعی است که به صورت مستقیم بر مصرف مواد اثر می‌گذارد. بنابراین با قوی‌تر شدن احساس تعلق دانش‌آموزان نسبت به مدرسه، میزان مصرف مواد کاهش می‌یابد. بر اساس نظریه‌های تعلق اجتماعی و الگوی بوم‌شناسی اجتماعی روی آوردن به همسالان مصرف‌کننده مواد در نوجوانانی که نسبت به مدرسه احساس تعلق ندارند و آن را محیطی منفی می‌بینند، بیشتر است (طارمیان، 1378، کامپفر و ترنر، 1991). از سوی دیگر نگرش منفی به محیط تحصیلی موجب افت تحصیلی شده و بر اساس مطالعات طولی سوءمصرف مواد در میان نوجوانانی که وضعیت تحصیلی ضعیفی دارند، شایع‌تر است (پترتیس، فلی و میلر، 1995).  نگرش مثبت والدین به مواد نیز از عواملی است که همبستگی مثبت معناداری با گرایش به مصرف مواد دارد. این یافته مؤید یافته سهرابی و همکاران (1387) است مبنی بر اینکه نگرش مثبت والدین به مصرف مواد، احتمال اینکه نوجوانان به سوءمصرف مواد روی بیاورند را بیشتر می‌کند و اعتقاد به ضدارزش بودن مصرف مواد در خانواده از احتمال گرایش فرزندان به مصرف مواد می‌کاهد. یافته فوق با بخشی از نظریه عمل متکی بر استدلال (آجزن و فیش بین، 1980؛ آجزن، 1985) قابل تبیین است. این نظریه به ارتباط میان اطلاعات و نگرش‌ها و نگرش‌ها و رفتار تأکید می‌کند و بر دو فرض مهم مبتنی است. فرض اول آنکه رفتارهای انسان تحت کنترل اراده اوست و توسط مقاصد و کلام فرد پیش‌بینی می‌شود. و فرض دوم آنکه انسان‌ها معقول عمل کرده و قبل از اقدام به عمل، نتایج عمل خود را در نظر می‌گیرند. براساس این نظریه تصمیم‌گیری نوجوان تحت تأثیر دو متغیر شناختی است؛ اول تصمیم نوجوان برای مصرف که متأثر از نگرش وی در مورد مصرف مواد است. آجزن و فیش بین، با تکیه بر رویکرد «انتظار- ارزش» معتقدند که نگرش‌های مربوط به مواد مخدر، هم تابع آثار و عوارض شخصی است که نوجوان از مصرف آزمایشی ماده انتظار دارد و هم تابع ارزش‌های عاطفی‌ای است که نوجوان برای پیامدهای رفتار خود قائل می‌شود. اگر منفعتی که نوجوان از مصرف مواد انتظار دارد بیش از انرژی و هزینه‌ای باشد که صرف آن می‌کند، نگرش مثبتی به مصرف مواد پیدا می‌کند.  متغیر دوم مؤید این مطلب است که اگر دوستان نزدیک و اعضای خانواده نوجوان مصرف آزمایشی مواد را تأیید کنند، تمایل نوجوان به مصرف ماده بیشتر می‌شود. این تمایل با مصرف آزمایشی ماده در همسالان و بزرگسالان، بیشتر می‌شود. نظریه یادگیری اجتماعی نیز با تأکید بر نقش الگوگیری کودکان از والدین در رفتار آنها، می‌تواند در تبیین تأثیر نگرش مثبت والدین به مواد بر گرایش کودکان به مصرف مواد، راهگشا باشد.  بالاترین میزان همبستگی بین گرایش به مصرف مواد و عوامل خطر و محافظت‌کننده، مربوط به ارتباط گرایش به مواد با مهارت‌های اجتماعی است. این یافته با یافته‌های بوتوین و همکاران (2001؛ 2004) و سهرابی و همکاران (1387) همسو شده است. همان‌گونه که قبلاً نیز اشاره شد، نوجوانانی که قابلیت‌های اجتماعی ضعیفی دارند، ممکن است به دلیل سودمندی‌های اجتماعی به مصرف سیگار و الکل رو آورند. از نظر شدلر و بلاک (1990) بعید نیست که نوجوانان و جوانان از موادمخدر به منزله راهی برای مقابله با مشکلات، احساسات منفی و موقعیت‌های فشارزا استفاده نمایند.ميگنا دات آي آر، بر همین اساس هدف از ارتقاء مهارت‌های اجتماعی و فردی در قالب مهارت‌های زندگی، غلبه یافتن بر ضعف هایی است که گمان می‌رود خطر سوءمصرف مواد را افزایش می‌دهند.  علی‌رغم اینکه در پژوهش‌های پیشین بر نقش عواملی مانند اوقات فراغت، رابطه خانوادگی، دسترسی به مواد و وضعیت اجتماعی اقتصادی خانواده، در مصرف مواد توسط نوجوانان تأکید شده است، همبستگی این عوامل با گرایش به مصرف مواد در پژوهش حاضر معنی‌دار نشد. به نظر می‌رسد این موضوع نیازمند بررسی‌های بیشتری است.  برای بررسی اینکه از مجموعه عوامل خطرزا و محافظت‌کننده مصرف مواد کدام یک توان پیش‌بینی یا محافظت‌کنندگی بیشتری دارند از تحلیل رگرسیون استفاده گردید. نتایج تحلیل حاکی از این بود که مهارت‌های اجتماعی، نگرش مذهبی و پرخاشگری عمده‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های گرایش به مصرف مواد هستند.  یافته‌های پژوهش حاضر به شکل مطلوبی بر اساس الگوی یادگیری اجتماعی چند مرحله‌ای قابل تبیین است. این الگو فرایندهای یادگیری اجتماعی را با یک سری ویژگی‌های درون فردی مانند اعتماد به نفس پایین، مهارت‌های ضعیف مقابله‌ای و مهارت‌های اجتماعی ضعیف ترکیب می‌کند و در قالب یک الگوی سه مرحله‌ای به توجیه سوءمصرف مواد می‌پردازد. اولین مرحله مربوط به نخستین تجربیات نوجوان در ارتباط با مواد است. در این مرحله نوجوان از چند راه به سمت مصرف مواد کشیده می‌شود. اول سیستم ارزش‌های فردی که به جای هدف‌های بلند مدت معمول در خانواده، تحصیل و مذهب به هدف‌های فعلی و کوتاه مدت توجه دارد؛ دوم والدینی که نمی‌توانند حمایت، نظارت، گرمی و انضباط را به نوجوان انتقال دهند؛ سوم مشاهده والدینی که در برابر دیدگان نوجوان مواد مصرف می‌کنند. دومین مرحله مربوط به اولین تجربه آزمایشی و ناشی از نقایص و کاستی‌های مهارت‌های اجتماعی در نوجوان است. وجود سابقه مصرف در گذشته، عدم جرأت‌ورزی، ناتوانی در همدلی و سازگاری مطلوب با اطرافیان وی را به سوی همسالان منحرف می‌کشد. سومین مرحله مربوط به حرکت نوجوان به سمت مصرف دائمی مواد است که تحت تأثیر چند عامل است. اول مصرف مواد توسط والدینش را مشاهده کند؛ دوم همسالانی داشته باشد که مصرف آزمایشی مواد را تأیید کنند؛ سوم از نظر هیجانی آشفته و تحت فشار باشد؛ چهارم مهارت‌های سازشی و مقابل‌های ضعیفی داشته باشد (سیمونز و همکاران، 1988).  مدل تلفیقی مصرف مواد بوتوین (2000) نیز، عوامل کلیدی مرتبط با شروع مصرف مواد را به گونه‌ای منسجم با یکدیگر تلفیق کرده است. بر اساس این مدل افرادی که باورهای هنجاری درباره الکل، سیگار و سایر مواد دارند، و از مهارت‌های اجتماعی و فردی و مهارت‌های جرأت‌مندی ضعیفی برای مقاومت در برابر مصرف مواد، برخوردار هستند، بیشتر تحت تأثیر نفوذهای اجتماعی قرار می‌گیرند. همچنین عوامل اجتماعی ترویج‌کننده مصرف الکل، سیگار و سایر مواد احتمالاً در مورد افرادی که از نظر روان‌شناختی آسیب‌پذیر هستند، به عنوان مثال دچار اضطراب اجتماعی، عزت نفس پایین، خودکارآمدی ضعیف و ناراحتی روانی هستند، بیشتر تأثیرگذار می‌باشند.  در پایان ذکر دو نکته ضروری است: نخست اینکه پژوهش حاضر همسو با پژوهش‌های پیشین جمعیت جوان دانشجو را از جمعیت‌های در معرض خطر می‌داند و بر این اساس به مسئولین امر این نکته را یادآوری می‌کند که به مسایل جوانان توجه ویژه‌ای داشته باشند؛ دوم اینکه با توجه به پیش‌بینی واریانس قابل توجهی از گرایش به مصرف مواد توسط مهارت‌های زندگی و باورهای مذهبی، پیشنهاد می‌گردد برنامه آموزش مهارت‌های زندگی و نهادینه کردن باورهای دینی در فرزندان این مرز و بوم مد نظر مسئولین امر قرار گیرد. بدیهی است که اگر این آموزش‌ها از دوران ابتدایی آغاز گردد و تداوم داشته باشد، نتایج مطلوبی در دوران نوجوانی و جوانی خواهد داشت.    منابع - براتی بختیاری، سیامک (1376). بررسی رابطه ساده و چندگانه خودکارآمدی، عزت نفس و خودپایی با عملکرد تحصیلی در دانش‌آموزان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید چمران اهواز. - بوالهری، جعفر؛ طارمیان، فرهاد؛ پیروی، حمید (1385). شیوع‌شناسی مصرف مواد و عوامل خطر و محافظت‌کننده در دانشجویان شهر تهران. تهران: دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. - بیگی، عباس (1388). هنجاریابی مقیاس مهارت‌های زندگی بر روی دانشجویان دانشگاه پیام نور. گزارش پژوهش دانشگاه پیام نور دلیجان. - خدایاری فرد، محمد؛ شهابی، روح الله؛ اکبری زردخانه، سعید (1388). دینداری، خودکنترلی و گرایش به مصرف مواد در دانشجویان. فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، 34، 130-115. - زرانی، فریبا (1385). طرح جامع پیشگیری از مصرف مواد در دانشگاه‌ها، مجموعه برنامه‌های پیشنهادی برای پیشگیری از مصرف مواد در میان دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور. چاپ اول. تهران: جهاددانشگاهی دانشگاه شهید بهشتی. - سلیگمن، مارتین و روزنهان، دیوید. (1995). روان‌شناسی نابهنجاری (ترجمه یحیی سیدمحمدی، 1385). ج 2. تهران: نشر ارسباران. - سهرابی، فرامرز؛ اکبری زردخانه، سعید؛ ترقی‌جاه، صدیقه؛ فلسفی‌نژاد، محمدرضا؛ یعقوبی، حمید (1387). بررسی شیوع‌شناسی مصرف مواد در دانشجویان دانشگاه‌های دولتی در سال 86-1385. گزارش پژوهش دفتر مرکزی وزارت علوم. - طارمیان، فرهاد. (1378). سوءمصرف موادمخدر در نوجوانان: مفاهیم، نظریه‌ها و پیشگیری. دفتر اجرایی پیشگیری از سوءمصرف مواد مخدر. وزارت آموزش و پرورش. انتشارات تربیت. - محمدخانی، شهرام (1385). مدل ساختاری مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: ارزیابی اثر آموزش مهارت‌های زندگی بر عوامل میانجی مصرف مواد. پایان‌نامه دکتری، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. - محمدی، مسعود (1384). بررسی عوامل مژثر بر تاب‌آوری در افراد در معرض خطر سوءمصرف مواد. پایان‌نامه دکتری، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. - محمدی، محمد (1387). یافته‌های موجود و چالش‌های پیش رو سوءمصرف مواد توسط دختران و زنان. فصلنامه اعتیاد، 3، 55-53.   - Ajzen, I., & Fishbin, M., (1980). Understanding the attitudes and predicting social behavior. Englewood cliffs, New Jersey: prentice- Hall Inc. - Ajzen, I., (1985). From decisions to actions: A theory of planned behavior. In J. Kuhl & J. Beckmann (Eds), Action- control: From cognition to behavior (PP.11-39) New York: Springer. - Ayatollhi. S. A. R., poorasl. A., & Rajaeefard, R. (2005). Predicting the three stages of smoking acquisition in the male students of shira’z high school. Journal of Tabriz University of Medical Sciences, 64, 10-15. - Botvin. J, G., (2000). Preventing drug abuse in schools: social and competence enhancement approaches targeting individual- level etiological factors. Addictive Behavior, 25.887-897. - Botvin, G. J., Griffin, K. W. M., Diaz, T., & fill- Williams, M. (2001) Drug abuse prevention among minority adolescents: one- Year follow- up of a school- based preventive intervention. Prevention Science, 2, 1-13. - Botvin, G. J., & Griffin, K. W. (2004). Life skills Training Empirical finding and future Directions. The Journal of Primary Prevention, 25. Darden, C. A. & Ginter, E. J. (1996). Life Skills developmental scale. Journal of Mental Health Counseling, 18, 134-141. - Flisher, a. J. Zierrogel, C. F., & Charlton, D. O. (1996). Risk taking behavior of cape peninsula high school students. Part X. Multivariate relationships among behaviors. South African Medical Journal, 86, 1094-1098. - Hansen, W. B, (1992) school- based substance abuse prevention: a review of the state of the art in curriculum. Health Education Research, 1, 403-430. - Kaplan, H. B., Martin, S. S., & Robbins, C. (1984). Application of a general theory of deviant behavior: self- derogation and adolescent drug us. Journal of Health and social Behavior, 23. Karbakhsh, M., & Salehian Zandi, N. (2007). Acute opiate overdose in Tehran: The forgotten role of opium. Addictive Behaviors, 32, 1835-1842. - Keller, T. E., Salazar, A. M., & Courtney, M. E. (2010). Prevalence and timing of diagnosable mental health, alcohol, and substance use problems among older adolescents in the child welfare system. Children and Youth Services Review, 32, 626–634. - Koenig, H.G., & Cohen, H. (2002). The link between religion and mental health. Oxford University Press. Koenig, H. (1998). Handbook of Religion and Mental Health. New York: Academic Press. Kumpfer, K.L & Turner, C. W (1991). The social ecology model of adolescent substance abuse. Implications for prevention. International Journal for the Addictions. 25, 435-463. - Melchior, M. M., Chastang, J., & Goldberg, P. (2007). High prevalence rates of tobacco, alcohol and drug use in adolescents and Young adults in France: results from the GAZEL Youth study. Addictive Behavior, 33, 122-133. - Melchior, M., Chastang, J., Goldberg, P., & Fombonne, E. (2008). High prevalence rates of tobacco, alcohol and drug use in adolescents and young adults in France: Results from the GAZEL Youth study. Addictive Behaviors, 33, 122–133. - Milani‚ R., M parrott, A. C., Turner, J. d., & Fox. C. (2004). Gender differences in self- reported anxiety depression, and somatization among ecstasy/ MDMA users, alcohol/ tobacco users, and non drug users. Addictive Behavior, 29, 965-971. - Miller, T. R., Lesting, D. C. & Smith G. S. (2001). Injury risk among medically identified alcohol and drug abuser. Alcohol: clinical and Experimental Research, 25, 54-59. - Mohtasham Amiri, Z., Jafari Shakib, A. & Khalili Moosavi, A. (2009). Prevalence and risk factors of ecstasy use among college students in Astara, Islamic Republic of Iran. Eastern Mediterranean Health Journal, 15, 1192-1200. - Nadeem, A., Rubeena, B., V.K., A., & Piyush, K. (2009). Substance abuse in India. Pravara Med Rev 2009, 4, 4-6. - O'Conner, D. B., Cobb, J., & O'Conner, R. C. (2003). Religiosity, stress and psychological distress. Personality and Individual Differences, 34, 211-217. Petraitis, J., Flay, B. R., & Miller, T. Q (1995). Reviewing theories of adolescent substance abuse: Organizing pieces of the puzzle. Psychological Bulletin, 117, 67-86. - Shedler, J., & Block, J, (1990). Adolescent drag use and psychological health. American psychologist, 45, 612-630. - Simons, R. L, Conger, R. D., & Whitbechk, I. B. (1988). A multistage social learning model of the influences of family and peers upon adolescent substance abuse. Journal of Drag Issues, 18,293-315. - Warner- smith, M., Darke, S., Lyn keg, M., & Hall, W. (2001). Heroin overdose: causes and consequences. Addiction, 96,1113-1125. - Warren, J. I., Stein, J. A., & Grella, C. E. (2007). Role of social support and self-efficacy in treatment outcomes among clients with co-occurring disorders. Drug and Alcohol Dependence, Article in press. - Zarrabi, H., Najafi, K., Kafi, M., & Shirazi, M. (2009). Substance Use among Students of Guilan University of Medical Sciences in Iran in 2005-2006. Acta Medica Iranica, 47, 473-478.  معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری خراسان رضوی ]]> روانشناسی اجتماعی Wed, 12 Jul 2017 13:31:21 GMT http://migna.ir/vdciqpa5.t1azw2bcct.html «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد http://migna.ir/vdcjm8ex.uqevazsffu.html به گزارش ایسنا، "گُل" مخدر نام آشنایِ این روزها در میان جوانان، همان اندازه که اسم خوشایندی دارد، یکی از خطرناک‌ترین مخدرهایی است که این روزها در دست جوان‌ها می‌چرخد. مخدری که ضربان قلب را بالا می‌برد، احساس بی‌قراری می‌دهد، باعث توهم می‌شود و....براساس آخرین «شیوع شناسی» تعداد معتادان کشور به  ۲ میلیون و 808 هزار مصرف کننده مستمر مواد مخدر در کشور رسیده است؛ این درحالیست که ماری جوآنا و مشتقات آن شامل گل، گرس، علف با ۱۱.۹ درصد، پس از تریاک دومین مواد مخدر مصرفی در میان مصرف کنندگان مستمر مواد مخدر در کشور اعلام شده است. بنابر اعتقاد روان‌پزشکان «گل» همان ماری‌جوانای تغییر یافته است که از قسمت‌های مختلف گیاه شاهدانه (cannabis) بدست می‌آید. ماری‌جوانا که امروزه با نام های گوناگون شناخته می‌شود، نوع طبی آن با نام «گل» وارد بازار ایران شده است. این گیاه با دارا بودن حداقل 24 درصد ماده مخدر تتراهیدروکانابینول و مواد شیمیایی دارای اثرات اعتیادآور برای مصرف‌کننده است در حالیکه ماری‌جوانای معمولی(غیر طبی) که از برگ گیاه شاهدانه حاصل می‌شود، دارای کمتر از8 درصد ماده مخدر تتراهیدروکانابینول بوده لذا اثرات سوء مصرف نوع طبی آن را بدنبال ندارد. این روزها نام "گل" را بیشتر می‌شنویم، مخدری که مصرف کنندگان آن بر عدم اعتیاد آور بودن آن تاکید بسیار داشته و یا حتی در مقابل صحبت‌ها و هشدارهای کارشناسان که گل را مانند سایر مخدرهایی چون حشیش اعتیادآور می‌دانند، واکنش نشان داده و آن را بی‌پایه و اساس می‌دانند. هرچند گل در باور عمومی حتی کم خطرتر از حشیش و ماری جوانا معرفی شده است، می‌تواند آنقدر خطرناک باشد که با یک بار مصرف، فرد معتاد شود، چرا که به طور مستقیم بخش‌های مسئول آرامش بخشی را در مغز فلج کرده و خود جایگزین آن می‌شود. بنابراین با مصرف نکردن گل، فرد دچار اظطراب شدید، بیقراری، وحشت زدگی، تپش قلب شدید و... می‌شود، با این حال گل در ایران آنقدر بازار پررونقی پیدا کرده که براساس آخرین شیوع شناسی اعتیاد در کشور، دومین مواد مخدر مصرفی در میان مصرف کنندگان مستمر مواد مخدر معرفی شد. از سال ۲۰۱۳ مصرف ماری‌جوانا در ۲۰ ایالت امریکا آزاد شد و همین آزادسازی و گیاهی بودن باعث شد بسیاری  در ایران تصور کنند که مخدر گل ضرری ندارد و خیلی راحت می‌توان آن را ترک کرد؛ درحالیکه بنابر گفته روان پزشکان گل دارای اثرات توهم زا گسترده ایست. هرچند در ایران هنوز اثرات این مخدر به طور کامل مورد تحقیق قرار نگرفته اما عوارض گسترده‌ای از آن مشاهده شده است. جالب اینکه گفته می‌شود مخدر گل روی گروه‌های خونی +A و +O اثر توهم زایی بیشتری دارد.   «گل» جایگزین «شیشه» مصرف «کانابیس» به دبیرستان رسید گل باعث «افت تحصیلی» می‌شود   محمدرضا قدیرزاده، روانپزشک و درمانگر اعتیاد در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان آنکه متاسفانه در حال حاضر مصرف گل در کشور به شدت افزایش یافته و همانطور که پیش بینی می‌کردیم دومین ماده مصرفی کشور اعلام و جایگزین شیشه شده است گفت: اینکه در حال حاضر مصرف کانابیس و مشتقات آن رتبه دوم مواد مصرفی در کشور را به خود اختصاص داده باعث خوشحالی بسیاری شده است، زیرا فکر می‌کنند اینکه گل جایگزین شیشه شده است، خیلی جای خوشحالی دارد که البته این مسئله را قبول ندارم. این کارشناس و درمانگر اعتیاد ادامه داد: اینکه تبعات شیشه نسبت به مصرف گل و حشیش بسیار بیشتر است، باعث می‌شود بسیاری از این جایگزینی خوشحال باشند اما باید بدانیم گروه سنی که در حال حاضر مصرف کننده گل، حشیش و ماری جوانا هستند در سنین پایین‌تری قرار دارند. باوجود آنکه سن مصرف در حال حاضر به طور رسمی اعلام نشده اما متاسفانه آنچه که ما می‌بینیم نشان دهنده آن است که سن مصرف به دبیرستان کشیده شده است و به طور کلی از سنین 15 سالگی به بعد شاهد افزایش شیوع مصرف کانابیس هستیم. قدیر زاده با بیان آنکه گل بر سیستم اعصاب مرکزی انسان تاثیر می‌گذارد و در طولانی مدت علائم مختلفی را به همراه دارد گفت: مصرف گل و خانواده کانابیس ها  با توجه به اینکه این مواد جزء مواد توهم زا هستند باعث افزایش ضربان قلب، قرمز شدن چشم، خشک شدن دهان و گلو خنده‌های بی مورد و ریسه رفتن‌های شدید، گیجی و عدم تمرکز، تکلم آهسته تمایل به مصرف همزمان مواد غذایی و افزایش اشتهای فرد مصرف کننده می‌شود. این روانپزشک و درمانگر اعتیاد افزود: کاهش حافظه کوتاه مدت نیز از دیگر عوارض مخدر مصرف این ماده است. به ویژه آنکه در قشر جوان که بحث ادامه تحصیل، کار، تشکیل خانواده و ... برای آنها مطرح است، مشکلات عدیده‌ای را ایجاد می‌کند. یکی دیگر از عوارض جانبی مصرف گل و ماری جوانا نیز گوشه گیری و انزوای فرد مصرف کننده و حالت‌های افسردگی است که مجموع این عوامل منجر به افت شدید تحصیلی در میان دانش آموزان و دانشجویان  مصرف کننده این مواد می‌شود.   تاثیر منفی گل بر عملکرد سیستم مغزی و از بین رفتن تعادل مصرف کننده     محسن روشن پژوه، معاون مرکز پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور نیز در این ارتباط به ایسنا گفت: گل یک ماده اعتیادآور از خانواده حشیش است؛ و این مواد هر زمانی که وارد بازار می‌شوند نام‌های متعددی به خود اختصاص داده و برای جلب مشتری و داغی بازار با اسامی جدید معرفی می شوند. وی همچنین با تاکید برآنکه گل یک ماده اعتیادآور است عنوان کرد: فرد مصرف کننده این ماده پس از مصرف ضمن احساس دریافت انرژی بالا، سرخوش شده و پس از اثراتی که روی عملکرد سیستم مغزی وی می‌گذارد ممکن است باعث از دست رفتن تعادل،‌ خنده‌های زیاد و بی مورد،‌ خلل در تشخیص واقعیت و سرانجام بروز رفتارهای غیرمتعارف از سوی مصرف کننده شود؛ همچنین باعث افزایش ضربان قلب فرد مصرف کننده شده، لب و دهان وی را خشک می‌کند و پس از تاثیراتی که بر روی عملکرد سیستم مغزی می‌گذارد باعث ازبین رفتن تعادل فرد خواهد شد.   مصرف گل «خشونت» را افزایش می‌دهد؟ ایجاد «سندرم بی انگیزگی» بین مصرف‌کنندگان   حسین اسدبیگی، رییس اورژانس اجتماعی کشور نیز در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان آنکه گل یکی از مواد از دسته کانابیس است که اسم‌های دیگر آن حشیش، بنگ، گرس، سیگاری و ... بوده که البته قوی‌ترین آن «سینسمیلا» است که در حال حاضر در ایران وجود ندارد گفت: ماده اصلی این مخدر تتراهیدروکانابینول است که از گیاه شاهدانه هندی گرفته می‌شود. گل این گیاه نیز همان مخدر گل است و برگ آن را که وقتی خشک یا خورد شده  شبیه نعناع می‌شود «ماری جوانا» یا همان «گرس» است و  به علت آنکه مصرف ماری جوانا در برخی از ایالت‌های آمریکا و یا در برخی از کشورها همچون هلند مصرف آن کاملا آزاد است و حتی تا هفت الی هشت ماه دیگر در کانادا نیز مصرف آن کاملا آزاد می‌شود، برخی تصور می‌کنند این ماده آثار مخرب زیادی ندارد در صورتیکه باید بدانند هر چند گل و ماری جوانا از سایر مواد مخدر ضعیف‌تر هستند اما بالاخره مخدر بوده و آثار مخرب خود را بر مصرف کننده بر جای خواهند گذاشت. گل در حالی دومین مخدر مصرفی در کشور اعلام و هشدارها در این زمینه آغاز شده است که به نظر می‌رسد هنوز تحقیقات و بررسی‌های جامع در خصوص اثرات مصرف آن در بین مصرف کنندگان و نمود آن در جامعه صورت نگرفته و در این زمینه کارشناسان اتفاق نظر ندارند.  در حالی که اسدبیگی معتقد است مواد مخدر و محرک حتی الکل به طور کلی خشونت را افزایش می‌دهند ـ به ویژه خشونت‌هایی که از عصر به بعد تا شب آغاز و شدت می‌گیرند ـ اما ماده مخدر گل همچون شیشه باعث خشونت نشده بلکه بیشتر در فرد باعث بی تفاوتی و بی انگیزگی می‌شود، قدیرزاده معتقد است: متاسفانه بحث درگیری و خشونت در میان مصرف کنندگان «گل» بیشتر از سایرین دیده می‌شود؛ هرچند در حال حاضر آمار رسمی در این خصوص نداریم اما شاهد هستیم اختلالات رفتاری رانندگی‌های بی پروا و مصرف همزمان گل با مواد دیگر به ویژه الکل، باعث افزایش میزان خشونت بین مصرف کنندگان نسبت به سایرین می‌شود. اما در عین حال قدیرزاده همچون اسدبیگی، عارضه دیگر مصرف گل و خانواده کانابیس را ایجاد «سندرم بی انگیزگی» بین مصرف‌کنندگان اعلام کرد و گفت: مصرف ماده مذکور «انگیزه» افراد را از بین می‌برد و برای قشر جوان که باید به فکر آینده، تشکیل خانواده، ادامه تحصیل و ... باشند بسیار مخرب بوده و روند زندگی آنها را به شدت مختل می‌کند.   «گل» پر مصرف‌ترین ماده مصرفی جهان   اسد بیگی، رییس اورژانس اجتماعی کشور در ادامه با بیان آنکه متاسفانه مصرف گل در میان برخی از جوانان و نوجوانان ایرانی به شدت رایج شده است گفت: با وجود آنکه طبق آمار رسمی ستاد مبارزه با مواد مخدر گل پس از تریاک دومین مخدر مصرفی کشور است اما این ماده در دنیا بیشترین مصرف را دارد و پر مصرف‌ترین ماده مصرفی در جهان است. رییس اورژانس اجتماعی کشور در خصوص نوع مصرف گل نیز اظهار کرد: برخی برای مصرف ماری جوانا یا گل آن را با سیگار مخلوط می‌کنند برخی نیز با پایپ مخصوص اقدام به مصرف می‌کنند. اسد بیگی همچنین تاکید کرد: باید در خصوص مصرف مواد مخدر گل و ماری جوانا به خانواده‌ها، جوانان و نوجوانان اطلاع رسانی شود و آنها بدانند که این مواد نیز مانند سایر مواد مخدر بوده و عوارض مخربی را برای مصرف کننده به همراه دارند. این در حالیست که بسیاری از مصرف کنندگان این مواد معتقدند که گل اعتیاد ندارد. روشن پژوه، معاون مرکز پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور درارتباط با روند ابتلا به این ماده مخدر نیز گفت: به طورکلی کلیه مواد اعتیاد آور ازجمله محرک ها و مخدرها و غیره پس از تجربه اولین مصرف تغییراتی در مغز و عملکرد روانشاختی فرد مصرف کننده ایجاد و به دنبال آن چرخه روانی در فرد آغاز می‌شود که به واسطه آن میل به مصرف به مواد در فرد تقویت خواهد شد؛ به طوریکه پس از ایجاد این چرخه فرد به سمت تکرار مصرف مواد گرایش پیدا کرده و پس از گذشت مدتی مبتلا خواهد شد؛‌ در واقع این چرخه مانند آبشار فرد را به سمت اعتیاد پیش برده و این موضوع در محرک‌ها نسبت به مخدرها در میان جوانان شایع تر است. وی ادامه داد: دلیل اصلی این امر آن است که در ابتدای مصرف محرک‌ها تاثیرات لذت بخش بیشتری را بر روی فرد مصرف کننده وارد کرده و در واقع در ابتدا انتظارات اولیه فرد را پاسخ می‌دهند اما در مصرفهای بعدی از کنترل خارج شده و فرد دیگر توانایی کنترل مصرف خود را نداشته و مبتلا (معتاد) می‌شود.   «گل» و «الکل» دروازه‌ گرایش به مواد خطرناک‌تر   این در حالیست که بنا به گفته اسد بیگی، رئیس اورژانس اجتماعی کشور  «گل» و «الکل» مواد دروازه‌ای هستند زیرا این دو، دروازه ورود و مصرف سایر مواد مخدر و محرک بوده و ضریب گرایش فرد به سمت مصرف تریاک، کراک، شیشه و ... را به شدت افزایش می‌دهند. قدیر زاده، روانپزشک و درمانگر اعتیاد نیز معتقد است: یکی از دروازه‌های ورود به مصرف مواد مخدر خطرناک‌تر حشیش، کانابیس، سیگار، قلیان و الکل هستند که متاسفانه امروزه در کشور شاهد شیوع بسیار زیاد مصرف آنها در میان جوانان هستیم.   جای خالی «پروتکل درمانی» مخدرهای توهم‌زا   روشن پژوه، معاون مرکز پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور نیز با تاکید برآنکه درمان انواع مخدرها، محرکها، مصرف الکل و یا حتی قمار و سایر رفتارهای اعتیادآور همگی دارای پایه‌های مشابه هستند اظهار کرد: درعین وجود این تشابه ها باید عوارض اختصاصی هریک از این مواد را در پروتکل درمانی آنها مشخص کرد؛ برای مثال برای درمان اعتیاد به مخدرها لازم است برای فرد متادون تجویز شود در حالیکه برای درمان محرک هایی چون گل، حشیش و... متادون موثر نبوده و باید درمان‌های دارویی خاص آن تجویز شود؛به طوریکه برای درمان محرک‌ها رفتار درمانی، حمایت‌های درمانی، کنترل عواطف و احساسات فرد مصرف کننده، کنترل زمینه‌های بروز تلاطم و گرایش فرد به مصرف، مددکاری و غیره اهمیت بسیار بیشتری دارد. اسد بیگی، رییس اورژانس اجتماعی کشور نیز در خصوص درمان این مخدر گفت:ممکن است برخی از پزشکان مدعی شوند که شیشه یا گل درمان ندارد اما وقتی این مسائل را می‌شنوید باید بدانید منظور از اینکه این مخدرها یا محرک‌ها درمان ندارند آن است که آنها درمان «دارویی» ندارند بلکه درمان «علامتی» دارند؛ یعنی فرد مصرف کننده پس از مصرف این مخدرها یا محرک‌ها دچار عوارضی همچون افسردگی می‌شود و به طور مستقیم برای درمان افسردگی آنها دارو تجویز می‌شود. بنابراین مانند تریاک یا هروئین نمی‌توان آنها را درمان کرد. در خصوص گل و حشیش نیز مانند شیشه درمان اصلی «روان درمانی» است و دارو درمانی فقط برای عوارض جانبی آن ارائه می‌شود. قدیر زاده، روانپزشک و درمانگر اعتیاد نیز با بیان آنکه در بحث مواد توهم زا درمان خاص جایگزینی به آن صورت نداریم، درمان‌ها بیشتر درمان‌های علامتی هستند گفت: برای درمان مواد توهم زا متاسفانه در حال حاضر پروتکل درمانی مشخصی در کشور وجود ندارد و افراد با توجه به عوارض و علائم خود اقدام به علائم درمانی می‌کنند. البته در خصوص آثار و تبعات مصرف گل تنها به آمار ها و نظرات تخصصی اکتفا نکردیم، بلکه سراغ جوان‌هایی رفتیم که هریک حداقل چندباری تجربه مصرف «گُل» را داشتند. «تینا» 22 سال بیشتر ندارد؛ چنان با سرخوشی از تجربه مصرف خود صحبت می‌کند که انگار سفر دور دنیا را تجربه کرده است. درباره اعتیادآور بودن گل می‌پرسم  اما  این حرف‌ها را همه چرت و پرت می‌داند و می‌گوید: «من خودم تا حالا بیشتر از 5 _6 بار مصرف کردم، اصلا وابستگی نداره.من شبیه معتادام؟» تینا معتقد است «معتاد نیستم و  گل هیچ اعتیادی نداره و هروقت دلت بخواد مصرف می‌کنی. حتی خماری هم نداره.» درباره نشئگی‌اش می پرسم؟می‌گوید:« نمی‌دونم نشئگی دقیقا چه حالیه اما بعد مصرف یه حال خوبی میاد سراغت. انگار تو ابرایی؛ میخوای امتحان کنی...؟ امتحان کن ببین بعد مصرف چه حالی پیدا می‌کنی تا دو، سه ساعت فقط میخندی، هرچی غم و غصه داری فراموشت می‌شه البته بستگی به "فازت" هم داره؛ یکی فاز گریه می‌گیره، یکی خنده، یکی پرخوری و ... .» "صدف" هم دختری 24 ساله و مصرف کننده است او برخلاف بسیاری از مصرف کنندگان گل که معتقدند این مخدر هیچ نوع وابستگی به همراه ندارد معتقد است: «گل هم مثل هر مخدر دیگه‌ای وابستگی میاره اما خب خیلی ضعیف تر و کمتر از بقیه مخدر ها و محرک ها مثل شیشه و ... هست.» صدف در مورد حالی که بعد از کشیدن «گل» تجربه می‌کند هم می‌گوید:« وقتی می‌کشی زمان خیلی دیر می‌گذره، صداها شارپ‌تر می‌شه، مزه‌ها رو بهتر متوجه می‌شی، ضربان قلبت هم خیلی بالا میره اما خب تو طولانی مدت حافظه رو ضعیف می‌کنه.» صدف برام تعریف می‌کنه که چندباری مصرف کرده اما اصلا حالی که بعد از مصرف پیدا می‌کند را دوست ندارد. تعریف می‌کند که بیشتر دوستانش که الکل مصرف می‌کردند چند وقتی هست که گل را جایگزین مشروبات الکلی کرده‌اند. او در مورد علت این جایگزینی می‌گوید: «علت اینکه همه از مشروب اومدن رو گل اینکه مثل مشروب حالتو بد نمی‌کنه، خرابت نمی‌کنه، حالت تهوع نداره و کلا ضررش از الکل کمتره اما خب اصلا به من نمیسازه، وقتی می‌کشم خوابم می‌گیره ،فس می‌شم.» صدف تاکید می‌کند که «همون موقع مصرف متوجه حالت میشی و سریع زودتر از هر مواد دیگه‌ای تاثیرشو می‌ذاره». در مورد انواع گل هم می‌گوید: «گل دو نوع ساتیبا و ایندیکا داره؛ ساتیبا فازش خنده شدیده اما ایندیکا فاز آرامش طور داره». صدف همینطور می‌گوید که بعد از مصرف «کویر میشم (تشنه می‌شم)». در مورد قیمت گل در این روزها نیز می‌گوید: «بستگی به نوعش دو گرم و یا نیم گرمش 50 هزار تومنه». بعد از شنیدن صحبت‌های صدف و تینا، سراغ «امیرحسین» می‌روم دانشجویی 23 ساله که البته خودش تجربه مصرف «گل» را ندارد اما می‌گوید که تقریبا 80 درصد دوستانش مصرف کننده هستند و او تنها شاهد مصرف و تاثیرات آن است. امیرحسین گل را گیاهی سبزرنگ و مثل گل خشک شده معرفی می‌کند و درباره تفکر اعتیاد آور نبودن گل بین دوستانش می‌گوید: «همشون میگن گل اعتیادآور نیست و فقط از نظر ذهنی فرد را درگیر می‌کنه، اما من خودم شاهد تاثیرات فیزیکی و جسمی مصرفش بروی دوستام هستم و می بینم که چقدر لاغر می‌شن. همش منگن و بعد از چند بار مصرف این حالات بین همشون مشخص میشه.» باید این واقعیت را پذیرفت که جوانان به دلیل عدم آگاهی‌های کافی از عوارض و تبعات ناشی از مصرف محرک‌هایی با نام‌های آشنا و ناآشنا، تاثیر پذیری از گروه همسالان و اغلب ژست‌ها و پزهای اجتماعی و همچنین برای رهایی از مشکلات و دستیابی به شادی‌های زودگذر در غیاب نشاط اجتماعی، سعی در رسیدن به مرحله "رد دادگی"، به این مواد گرایش می‌یابند؛ این درحالیست که هنوز هیچ پروتکل درمانی مشخصی برای درمان و ترک مصرف کنندگان مواد مخدری همچون «گل» در کشور ارائه نشده است.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 03 Jul 2017 08:05:04 GMT http://migna.ir/vdcjm8ex.uqevazsffu.html بررسی «اعتیاد زنان»/ اعتیاد در ایران «زنانه‌تر» از میانگین جهانی نیست http://migna.ir/vdciyra5.t1azw2bcct.html اگر ۱۵ سال به عقب برگردیم، مسئله اعتیاد زنان بسیار کمرنگ است. رسانه‌ها چندان به این مسئله نمی‌پردازند، در گزارش‌هایی هم که نوشته می‌شود، تعداد زنان معتاد بسیار اندک توصیف می‌شود و علت اعتیاد آن‌ها را همسران یا خانواده‌هایشان عنوان می‌کنند. می‌گویند باید دربارهٔ اعتیاد زنان بیشتر تحقیق شود و کاری کرد که زنان برای درمان مراجعه کنند و ترسی از «انگ‌های اجتماعی» نداشته باشد. زنان معتاد را «مجرم» نمی‌خوانند و می‌گویند میزان ارتباط وقوع جرم و اعتیاد زنان در کشور کم است. زمان می‌گذرد… کم‌کم از افزایش اعتیاد زنان سخن به میان می‌آید؛ حالا می‌گویند اعتیاد زنان در حال افزایش است. ورق برمی‌گردد؛ دیگر زن معتاد قربانی نیست، او یک موجود خطرناک است که می‌تواند مردان را به هپاتیت و ایدز مبتلا کند. زن معتاد دیگر کسی نیست که فقط توسط پدر، شوهر، فرزند و خانواده معتاد شده باشد، روش‌های دیگری هم برای اعتیاد او مطرح می‌شود. می‌گویند زنان توسط جنس مخالف معتاد می‌شوند، برای لاغر شدن و زیبایی مواد مصرف می‌کنند. در آرایشگاه‌ها معتاد می‌شوند، حالا تعداد خبرهای تولیدشده در حوزه اعتیاد زنان نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است. بازهم زمان می‌گذرد… آنقدر که دیگر در کنار عبارت زنِ معتاد، دیدن اصطلاحاتی مانند تن‌فروش و خیابانی عجیب نیست. می‌گویند زنان به دلیل هیجان‌طلبی، مبارزه‌جویی با مردان، افزایش تمایلات جنسی، هیجان پسرانه و تقلید از مردان معتاد می‌شوند. می‌گویند زنان در پارتی‌ها و مهمانی‌ها الکل و مواد مخدر مصرف می‌کنند. می‌گویند که اعتیاد زنان مسبب بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است و از کودک‌آزاری و کودک فروشی سخن به میان می‌آید. می‌گویند اعتیاد زنان دو برابر شده است، اعتیاد «زنانه» شده است، زنگ خطر را به صدا درمی‌آورند. حالا اعتیاد زنان به سوژه داغ رسانه‌ها تبدیل‌شده است و خبرنگاران برای تهیه خبر در این حوزه هم از پیشی می‌گیرند؛ اما جای چیزی خالی است. این‌همه هیاهو هست اما راهکار نیست. به نظر می‌رسد که برنامه‌ای علمی، اصولی و مدون در این حوزه وجود ندارد. فقط زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند، اما ایده‌ای برای بهتر کردن وضعیت موجود ندارند. این روندی است که با بررسی اخبار منتشر شده در حوزه اعتیاد زنان از ۱۵ سال گذشته تاکنون به خوبی مشهود است. محمد بینازاده یکی از کسانی است که در این حوزه حرف برای گفتن دارد. او بر این اعتقاد است که چگونگی شروع مصرف مواد، الگوی مصرف مواد، سیری که این الگوی مصرف در طول زمان پیدا می‌کند و الگوی کمک‌خواهی [زمانی که فرد از مصرف مواد خسته می‌شود] در زنان‌ها با مردها متفاوت است؛ اما بااین‌وجود تمام مدالیته‌های پیشگیری و درمان اعتیاد در ایران با ابر روایتی مردانه تدوین و تنظیم شده است. او که مدرس دوره‌های پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان نظام پزشکی است، می‌گوید حداقل کاری که می‌توان در حوزه اعتیاد زنان انجام داد این است که غربالگری انواع و اقسام مشکلات جسمی و روحی و روانی را در دستور کار قرار دهند؛ مشکلاتی که می‌تواند به منجر به اعتیاد شود. سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها عوامل زیستی، روانی و اجتماعی اعتیاد به‌طور همزمان لحاظ شود، تا شاید در این صورت پنجره‌ای باز شود و بتوان اقدامی اصولی و بنیادی برای مدیریت اعتیاد زنان انجام داد. به گفته او برای انجام این اقدامات به اندیشکده‌ای برای مطالعه استراتژیک اعتیاد نیاز است. خبرگزاري مهر در گفت‌وگویی تفصیلی با این پژوهشگر  اعتیاد وضعیت اعتیاد زنان در ایران و راهکارهای مدیریت آن را بررسی کرده است: مدتی است که مسئولان اجرایی کشور می‌گویند که «اعتیاد زنان دو برابر شده است» و نسبت به این موضوع هشدار می‌دهند. شما به عنوان پژوهشگر حوزه اعتیاد این گفته‌ها را تأیید می‌کنید؟  بستگی دارد که چطور به ماجرا نگاه کنیم. آخرین طرح «پیمایش ملی اعتیاد» نزدیکِ دو سال است که به پایان رسیده اما اطلاعات مربوط به آن به تازگی البته آن هم به طور ناقص منتشر شده است بنابراین برای بررسی وضعیت اعتیاد زنان مجبور هستیم به طرح ملی «شیوع شناسی مصرف مواد در بین شهروندان ایرانی» که نتایج آن در سال ۱۳۹۰ منتشر شد، استناد کنیم. طبق پژوهش شیوع شناسی سال ۱۳۹۰، ۹٫۳ درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می‌دهند. اگر این آمار را با اطلاعات به‌دست‌آمده از گزارش «ارزیابی سریع وضعیت سوءمصرف مواد در ایران» (RSA) که در سال ۱۳۷۶ انجام شده و اعتیاد زنان را ۲ تا ۳ درصد جامعه آماری اعتیاد کشور تخمین زده یا با گزارش «ارزیابی سریع وضعیت سوءمصرف مواد در ایران» (RSA) که در سال ۱۳۸۶ انجام شده و اعتیاد زنان را ۵٫۳ درصد اعلام کرده، مقایسه کنیم، آن وقت می‌توانیم بگوییم که آمار اعتیاد زنان از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ حدود دو برابر و از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۰ حدود ۴ برابر شده است؛ اما برای مقایسه این آمارها با هم محدودیت‌هایی وجود دارد. نکته اولی که باید به آن توجه کنیم متدولوژی تحقیقاتی است که دارند با هم مقایسه می‌شوند. با توجه به جامعه آماری و حجم نمونه‌ها، نتایج این تحقیقات قابلیت قیاس‌پذیری ندارند. نکته دیگر این است که در سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۸۶ فضای جامعه به‌گونه‌ای بوده که زنان تمایل نداشتند درباره اعتیادشان حرف بزنند و پنهان‌کاری خیلی بیشتر بوده درحالی‌که با تغییر فضای اجتماعی احتمال اینکه مثلاً در سال ۱۳۹۰ تعداد بیشتری از زنان جرات یافته باشند که درباره اعتیادشان صحبت کنند، خیلی بیشتر شده است؛ بنابراین شاید این افزایش آمار اعتیاد زنان در تحقیقات سال‌های بعدی به دلیل کمتر شدن قبح اعتیاد زنان باشد؛ بنابراین هر چند که حدس می‌زنیم آمار اعتیاد زنان نسبت به قبل افزایش یافته باشد اما این دو برابر و چهار برابر شدن‌ها مبنای علمی ندارد. «زنانه شدن» اعتیاد هم موضوع دیگری است که این روزها در رسانه‌ها به نقل از منابع خبری زیاد از آن صحبت می‌شود. در این مورد چه نظری دارید؟ برای پاسخ به این سئوال بهتر است اول ببینیم وضعیت اعتیاد زنان در دنیا چگونه است. در گزارش UNODC که در سال ۲۰۱۵ منتشر شده، آمده است که اگر جامعه آماری، تمام مراکز ترک اعتیاد در سطح دنیا در نظر گرفته شود به‌طور میانگین ۲۰ درصد مراجعه‌کنندگان به این مراکز را زنان تشکیل می‌دهند یعنی در مقابل هر ۴ مرد مراجعه‌کننده به این مراکز یک زن هم مراجعه می‌کند اما الگوی شیوع اعتیاد زنان در جهان به گونه دیگری است. بر اساس تحقیقات انجام شده اگر جامعه آماری کل مصرف‌کنندگان مواد جهان در نظر گرفته شود در آن صورت از هر ۱۰ فرد مصرف‌کننده مواد، ۳ نفر زن هستند؛ یعنی ۳۳ درصد جامعه آماری معتادان را زنان تشکیل می‌دهند. حالا بیایید ببینم در ایران وضعیت چطور است. آمار و اطلاعات به‌روز که وجود ندارد اما اگر بخواهیم با توجه به اطلاعات موجود نتیجه‌گیری کنیم می‌توانیم بگوییم که اگر فرض بگیریم که آمار سال ۱۳۷۶ با آمار سال ۱۳۹۰ قابل‌مقایسه باشند در آن صورت با توجه به اینکه آمار حدود ۳ درصد به نزدیک به ۱۰ درصد رسیده است [در مورد اینکه چند درصد از مصرف‌کنندگان مواد که به مراکز درمانی اعتیاد مراجعه می‌کنند، زنان هستند هم هیچ آماری وجود ندارد، ازاین‌رو دراین‌باره چیزی نمی‌دانیم؛ به دلیل گردش آزاد اطلاعات! مانند نیمه پنهان ماه همه‌چیز تاریک تاریک است]، می‌توانیم با استناد به این آمار از تعبیر «زنانه‌تر شدن» اعتیاد در ایران استفاده کنیم البته تأکید می‌کنم «زنانه‌تر شدن اعتیاد» ولی نه «زنانه شدن» اعتیاد [تعداد مردان مصرف‌کننده مواد در ایران از تعداد زنان بیشتر است و زنانه شدن اعتیاد به معنای آن است که تعداد زنان بیشتر از مردان باشد.]   اما با این‌وجود شاقول دیگری هم برای سنجش وضعیت اعتیاد زنان در ایران وجود دارد. اگر بخواهیم درصد زنان معتاد در ایران را با میانگین جهانی که ۳۳ درصد است بسنجیم، آن‌وقت متوجه می‌شویم که این آمار از میانگین جهانی بسیار کمتر است و اعتیاد در ایران نه‌تنها «زنانه‌تر» از میانگین جهانی نیست بلکه می‌توان گفت که «مردانه‌تر» است؛ بنابراین اصطلاح «زنانه‌تر» شدن یک مفهوم نسبی است. اگر به‌عنوان یک ناظر بیرونی به وضعیت اعتیاد زنان در ایران نگاه کنیم متوجه می‌شویم که حتی با وجود سیر صعودی تعداد زنان مصرف‌کننده مواد در کشور مسئله نگران‌کننده‌ای وجود ندارد. تعداد زنان معتاد در ایران به‌طور قابل‌توجهی از تعداد زنان مصرف‌کننده مواد در کشورهای توسعه‌یافته کمتر است. البته این صحبت‌هایم را این طور تعبیر نکنید که من در مدح و ستایش معتاد شدن زنان حرف می‌زنم، حرفم این است که تنها شاقول و متر برای سنجش بررسی وضعیت، گذشته و حال اعتیاد زنان در ایران نیست. ما می‌توانیم وضعیت کشورمان را با وضعیت کشورهای جهان مقایسه کنیم و بسنجیم که وضعیت اعتیاد زنان در ایران با توجه به کشورهای دیگر جهان چگونه است. البته ادعای من این است که آمار اعتیاد زنان طی سال‌های آینده افزایش خواهد یافت و به سمت میانگین جهانی میل خواهد کرد و به عدد ۳۳ درصد نزدیک خواهد شد. این امری اجتناب‌ناپذیر است و نمی‌توان جلوی آن را گرفت؛ بنابراین باید مرکز مطالعات استراتژیکی در حوزه اعتیاد در کشور وجود داشته باشد که بتواند برای ۲۰ سال آینده و زمانی که آمار اعتیاد زنان افزایش می‌یابد فکری بکند. با دیوار کشیدن بین کشور و یا افکاری از این جنس نمی‌توان مانع این اتفاق شد. بازار مصرف مواد یک بازار جهانی است و نقطه تعادلش را به همه اجزای سیستم تحمیل می‌کند. کشور ما هم تافته جدا بافته‌ای از بقیه کشورها نیست. من معتقدم که این پیش‌بینی من دیر یا زود محقق می‌شود و ادعا دارم که این فرضیه درست است؛ هرکس را هم که با این ایده مخالف است به مناظره دعوت می‌کنم و می‌خواهم که ادله‌هایش را مطرح کند و اگر می‌تواند این فرضیه را ابطال کند؛ بنابراین با توجه به اینکه ما در آینده شاهد افزایش درصد اعتیاد زنان در ایران خواهیم بود، راه درست این است که خودمان را برای آن زمان آماده کنیم و طرح و برنامه داشته باشیم. چرا می‌گویید وضعیت نگران‌کننده نیست چون هنوز اعتیاد زنان در ایران کمتر از کشورهای دیگر است؟ چرا ما همه‌اش نیمه‌خالی لیوان را می‌بینیم و به پیشرفت‌هایی که در حوزه زنان اتفاق افتاده توجه نمی‌کنیم. جامعه تغییر کرده است. زن‌هایی که تا پیش‌ازاین قرار بوده در پارادایم سنت جایشان در پستو و مطبخ باشد در گذار مدرنیستی که از قبل انقلاب شروع شده و تا حال حاضر هم ادامه دارد، از اندرونی به عرصه بیرونی جامعه راه پیدا کرده‌اند. زنان به حقوق محوری میل پیدا کرده‌اند و همین حقوق محوری امکان تجربه‌هایی را که تا پیش‌ازاین برایشان امکان‌پذیر نبود، فراهم کرده است. روزی، روزگاری کمتر از ده درصد دانشجوهای کشورمان را زنان تشکیل می‌دادند اما اکنون حدود ۵۰ درصد زنان به دانشگاه‌ها راه پیدا می‌کنند. در بازار کار هم دیگر مانند گذشته سهم زنان ناچیز نیست آن‌ها توانسته‌اند با تلاش و پشتکار فضای مردانه حاکم بر عرف این مملکت را تغییر دهند و راهشان را باز کنند و خود را در بازار کار اثبات کنند. همچنین تعداد زنانی که در عرصه‌های بین‌المللی می‌درخشند اصلاً با گذشته قابل‌مقایسه نیست. ۵۰ سال پیش چند زن مدال‌آور در المپیک یا مسابقات المپیاد داشتیم، هیچ! چند زن مدیر موفق در سطوح عالی اداری داشتیم؟ تقریباً هیچ! درست است که هنوز سهم زنان در این حوزه با مردان ۵۰، ۵۰ نشده است اما جهش عجیب‌وغریبی در این حوزه اتفاق افتاده است. مدرنیسم، امر اجتماعی را دوقطبی می‌کند. در این دوقطبی شدن گروهی از زنان المپیادی و مدال‌آور و مدیر موفق و … می‌شوند. یک گروهی هم می‌روند مواد مصرف می‌کنند. به نظر من ذات امری به نام توسعه این است که جامعه را دوقطبی می‌کند. این قاعده توسعه و تکامل اجتماعی است که اتفاق افتاده است؛ بنابراین این‌همه جنجال و هیاهو برای چیست؟! آیا این امکان وجود نداشت که با تدابیری مانع این دوقطبی شدن شویم؛ یعنی نمی‌شد کاری بکنیم که نتیجه توسعه افزایش تعداد زنان تحصیل‌کرده و المپیادی باشد اما تعداد زنان مصرف‌کننده مواد افزایش پیدا نکند؟ ذات توسعه باعث می‌شود که امر اجتماعی دوقطبی و پولاریزه شود. خوب و بد هم درهم است و قابل سوا کردن و جداسازی نیست. ما دربارهٔ هر پدیده‌ای در عالم می‌توانیم منحنی توزیع نرمال رسم کنیم. حالا اگر بخواهیم منحنی رفتارهای زنان را در گذار از سنت به مدرنیته رسم کنیم می‌بینیم که گروهی از زنان از آزادی‌ها و حقوقی که برایشان به رسمیت شناخته شده است در جهت مثبت استفاده می‌کنند؛ مثلاً درس می‌خوانند، مدارج عالی را طی می‌کنند و یک عده دیگری هم سراغ مصرف مواد می‌روند و عده‌ای کثیری هم در همان وسط نمودار باقی می‌مانند. این یک مدل طبقه‌بندی است؛ اما به نظرم سؤال شما ناظر بر نکته دیگری هم هست، شما دارید می‌پرسید که آیا پدیده جبری به نام توسعه آمده و این منحنی توزیع نرمال را دست‌کاری کرده است یا اینکه این تغییرات جبری نبوده و می‌توانسته به شکل دیگری باشد؛ یعنی می‌توانستیم مثلاً با برنامه‌های درست پیشگیرانه حتی با وجود توسعه‌ای که اتفاق افتاده است مانع از افزایش تعداد زنان مصرف‌کننده مواد باشیم. در پاسخ به این بخش از سؤال شما هم باید بگویم که اولاً به لحاظ روش‌شناسی حتی اگر فرض بگیریم که این امکان وجود داشته که با تمهیداتی مانع از افزایش زنان مصرف‌کننده مواد در اثر توسعه باشیم بازهم برای جامعه‌ای که تمهیدات پیشگیرانه داشته، می‌توان منحنی توزیع نرمال رسم کرد و در این منحنی باز یک گروه در طرف راست و یک گروه در طرف چپ نمودار قرار می‌گیرند؛ یعنی یک عده می‌شوند آن‌هایی که با وقوع توسعه بهتر عمل کرده‌اند و یک گروه که بدتر عمل کرده‌اند و اگر بخواهیم رسم این منحنی‌های نرمال را ادامه بدهیم از لحاظ متدولوژیک در دور باطلی می‌افتیم که ته ندارد چون ما هر لحظه و در هر زمان می‌توانیم در مورد رفتارهای زنان بعد از وقوع توسعه منحنی نرمال رسم کنیم. ببینید ما دو فرضیه رقیب داریم. فرضیه اول می‌گوید که ذات توسعه به‌طور اجتناب‌ناپذیر مزایا و معایبی ایجاد می‌کند فرضیه دوم هم ناظر بر این است که با توسعه متوازن و پایدار می‌توانیم کاری بکنیم که همه‌چیز منجر به مزایا شود و از معایب آن نصیبی نبریم. من گرچه نمی‌دانم کدام‌یک از این دو فرضیه، درست‌تر است ولی از هر دو فرضیه می‌توانم یک‌چیز مشترک نتیجه‌گیری کنم و آن‌هم این است که علی‌رغم اینکه این دو فرضیه به‌ظاهر ضد هم هستند ولی در نکته‌ای باهم توافق دارند و آن این است که به‌هرحال هم‌زمان با توسعه این امر اتفاق افتاده است. منتهی دعوا بر سر این است که در فرضیه اول گفته می‌شود که ذات توسعه باعث می‌شود که جامعه دوقطبی شود و نمی‌توان جلوی آن را گرفت اما دومی می‌گوید که می‌توانستیم جلویش را بگیریم ولی نگرفتیم؛ بنابراین در اینجا من با محافظه‌کاری گزاره‌ام را این‌طور تحویل شما می‌دهم که صرف‌نظر از اینکه بخواهیم بین توسعه و اعتیاد زنان رابطه «علی و معلولی» برقرار کنیم می‌توانیم رابطه «باهم بودگی» برایشان تعریف کنیم؛ بنابراین با این مدلِ استدلالی، من پایم را از این دعوا بیرون می‌کشم. ادعایی که من دارم این است که هم‌زمان با توسعه اعتیاد زنان هم افزایش می‌یابد. اگر از من سند هم بخواهیم خواهم گفت که اگر تاریخ اروپا و آمریکا را از قرن هجدهم مطالعه کنید ملاحظه خواهید کرد که وضعیت اعتیاد زنان در آن زمان به چه صورت بوده و همین‌طور که جوامع سنتی توسعه پیدا کرده و مدرن شده‌اند چه تغییراتی در وضعیت اعتیاد ایجاد شده است. آمار ۳۳ درصدی اعتیاد زنان از جامعه آماری اعتیاد جهان هرگز در قرن ۱۸ و ۱۹ نبوده است. رویکرد جهانی نسبت به مسئله اعتیاد زنان چگونه است؟ وقتی ادبیات غربی اعتیاد را در آمریکای شمالی یعنی آمریکا و کانادا و اروپای غربی بررسی می‌کنیم متوجه می‌شویم که برای آن‌ها موضوع «زنان و اعتیاد» از اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی اهمیت پیدا کرده است. مرور این منابع ما را به این نتیجه می‌رساند که گفتمانی به نام «اعتیاد زنان» در جامعه غربی پدیده متأخری است و عمرش چیزی در حدود ۲۷ سال است. حالا با فاصله‌ای چندساله این موضوع در کشور ما هم اهمیت یافته است. این داده‌ها توجه ما را به موضوع دیگری هم می‌تواند جلب کند که اعتیاد زنان خیلی مسئله خاص و استثنایی نیست که فقط مختص به ایران باشد، موضوعی جهانی است و کشور ما هم از کشورهای دیگر جهان جدا نیست. منظور شما از اینکه می‌گویید اعتیاد زنان مسئله خاص و استثنایی نیست و نباید نگران افزایش اعتیاد زنان باشیم چیست؟ یعنی نباید هیچ کاری بکنیم؟ اتفاقاً خیلی کارها هست که می‌توانیم بکنیم. من می‌گویم بی‌خود بزرگ‌نمایی نکنیم بلکه با تغییر زاویه‌دید به این فکر کنیم حالا که شرایط این‌طور است چه کنیم که آسیب کمتر شود. آیا شما ایده یا راهکاری دارید؟ راه‌حل‌هایی برای مدیریت وضعیت موجود وجود دارد که برخی از آنها با مرور منابع علمی کشورهای غربی و آمریکای شمالی به ذهنم رسیده و برخی هم ایده‌هایی است که خودم از بررسی داده‌ها و اطلاعات استنباط کرده‌ام. چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟ مبنای تحلیل‌هایی که در این بخش مصاحبه ارائه می‌کنم گزارش UNODC است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شده است. علت انتخاب این منبع هم این بوده است که مبنای آماری‌اش نسبت به منابع دیگر کمتر محل تردید است. در این گزارش آمده است که در جهان مردها سه برابر زن‌ها به کانابیس [ماریجوانا، علف، حشیش و کلاً خانواده شاهدانه] و محرک‌ها [کوکائین، آمفتامین، شیشه، متانفتامین و...] اعتیاد پیدا می‌کنند درحالی‌که زن‌ها استعداد ابتلای شان در اعتیاد به خانواده اپیوئیدها [تریاک، هروئین و کلاً خانواده خشخاش] و قرص‌های آرام‌بخش بیشتر است. این داده‌ها و اطلاعات، فرضیه‌ای را در ذهن من شکل داده است که فکر می‌کنم نه‌تنها غلط نیست بلکه قابل دفاع است. آن‌هم این است که ما چه در حوزه پیشگیری و چه در حوزه درمان اعتیاد گرفتار یک فرا روایت (metanarrative) مردسالارانه شده‌ایم. وقتی می‌گویم ما، منظورم خودم هم هستم. من تابه‌حال ۱۳ جلد کتاب نوشته‌ام که از بین آنها ۳ کتاب در حوزه درمان اعتیاد و ۴ کتاب هم در حوزه پیشگیری است؛ بنابراین اولین متهم خودم هستم! می‌توانم ادعا کنم که به طور درسنامه‌ای و پروتکلی، هنوز هیچ‌کس حتی یک خط و یک ورق در حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد ننوشته که جنسیت محور باشد. هیچ‌وقت به تفاوت‌های زنان و مردان در مصرف مواد دقت نکرده‌ایم. به این نکته توجه نکرده‌ایم که مردها در مصرف حشیش، کوکائین و شیشه از زنان سه برابر مستعدتر هستند. این موضوع را بررسی نکرده‌ایم که چه چیزی در زنان وجود دارد که باعث می‌شود سه برابر بهتر از مردان بتوانند در برابر مصرف این مواد مقاومت کنند. اگر روی این موضوع کار کرده بودیم وقتی می‌خواستیم پروتکل پیشگیری طراحی کنیم، تلاش می‌کردیم آن ویژگی‌های شخصیتی که در زن‌ها کارکرد پیشگیرانه دارد و مردها ندارند و آن‌ها را آسیب‌پذیر می‌کند، شناسایی کنیم. سپس در پروتکل بگنجانیم و تبدیل به دستورالعمل کنیم. البته برعکس‌اش هم صادق است، یعنی زن‌ها در اعتیاد به اپیوئیدها و قرص‌های آرام‌بخش استعداد بیشتری دارند، پس لابد مردها یک ویژگی‌های شخصیتی دارند که آن‌ها را در برابر این مواد تاب آور تر و مقاوم‌تر می‌کند [البته این‌هایی که من می‌گویم مربوط به الگوی جهانی است در ایران ماجرا کمی فرق می‌کند چون ماده اصلی که در ایران مصرف می‌شود، اپیوئیدها هستند.] نه‌تنها در ایران بلکه در جهان هم چندان به این موضوع توجه نشده است. ادوارد سعید، روشنفکر فلسطینی مسیحی، کتاب معروفی دارد به نام شرق‌شناسی. او در این کتاب به تفصیل توضیح می‌دهد که چگونه غربی‌ها، برای اینکه شرق را بشناسند، شرق‌شناسی را ابداع کردند. بعدها وقتی شرقی‌ها هم خواستند شرق را بشناسند آمدند از همین دریچه شرق‌شناسی غربی‌ها به شرق نگاه کردند. به نظرم عین همین اتفاق برای اعتیاد زنان افتاده: مردها تا توانسته‌اند دربارهٔ اعتیاد و از جمله اعتیاد زنان، مطلب نگاشته‌اند و بعدش که زنان خواسته‌اند مقوله اعتیاد زنان را بررسی کنند، آمده‌اند و از همین پنجره مردانه به موضوع اندیشیده‌اند و به این ترتیب، روایت مردان از اعتیاد زنان، به روایت زنان از اعتیاد خودشان به عنوان فراروایت تبدیل شده است. برای همین الگوهای پیشگیری هم برای زنان و مردان یکسان در نظر گرفته شده است. وقتی در ایران می‌خواهیم پیشگیری کنیم کاری که انجام می‌دهیم چیست؟ در بهترین حالت از سنین پایین شروع می‌کنیم و برای کودکان کلاس‌های مهارت‌های زندگی راه می‌اندازیم و همه را چه دختر و چه پسر با یک الگو آموزش می‌دهیم [البته مهارت‌هایی را به آنها آموزش می‌دهیم که به روز نیست و دیگر قدیمی شده‌اند.] درحالی‌که فراموش می‌کنیم دختران و پسران ویژگی‌های متفاوتی دارند و نباید آنها را یک‌کاسه کنیم. برنامه‌های پیشگیرانه ما «اختصاصیت جنسیت محور» gender-based Specificity)) ندارد و پارادایم غالب در حوزه سیاست‌گذاری اعتیاد و البته کتاب‌هایی که در حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد چه در ایران و چه در جهان [به‌استثنای بعضی کشورهای حوزه اسکاندیناوی در اروپا] نوشته شده، مردسالارانه است و به تفاوت‌های جنسیتی توجه نمی‌شود. این گفتمان مردسالارانه باعث شده است که ما در طراحی مداخلات درمانی و پیشگیرانه‌مان تفاوت‌های اولیه‌ای را که البته تفاوت‌های بنیادینی هستند و مدتی است در پژوهش‌های غربی به آن توجه شده نبینیم. تا اینجا لایه شیوع شناسی قضیه را تحلیل کردم یعنی اینکه از نظر همه‌گیرشناسی تفاوت‌های بنیادینی بین جنسیت‌های مختلف وجود دارد ولی چون ما تحت تسلط پارادایم مردانه اعتیاد شناسی هستیم این علل اپیدمیولوژیک را در طراحی مداخلات و سیاست‌گذاری‌ها لحاظ نکرده‌ایم؛ اما حالا ببینیم که این تفاوت‌های جنسیتی در لایه‌های بیولوژیک یعنی زیست‌شناسانه و جسمانی چگونه است. بگذارید از چند مصرفی شروع کنم. چند مصرفی [یعنی به‌جای اینکه فرد به یک ماده وفادار باشد، چند ماده را به‌طور هم‌زمان مصرف کند.] بسیار بیشتر در مردان شایع است تا زنان. به نظر من این یک تفاوت جنسیت محور است درحالی‌که در طراحی مداخله‌ها در نظر گرفته نمی‌شود. تحلیل من این است که این مسئله منشأ زیست شناسانه دارد. در انتخاب جفت جنسی در طول تکامل یک زنجیره پروتئینی پپتیدی به نام «پپتید وفاداری» تأثیرگذار است. به‌طوری‌که هر چه طول این پپتید بلندتر باشد، میزان وفاداری یک شریک جنسی به شریک جنسی روبرویش بیشتر می‌شود. اگر تاریخ تکامل را بررسی کنیم به این نتیجه می‌رسیم که هرچه موجودات به انسان شبیه‌تر می‌شوند طول این پپتید بیشتر می‌شود. برای همین هم اصلاً در انسان به‌طور واضح تک‌همسری اصل است [در حیوانات تک‌همسری دیده نمی‌شود البته استثناهایی هم وجود دارد.] به نظر من همین قاعده در اینجا هم عمل می‌کند. وقتی یک زن معتاد می‌شود به نوع خاصی از یک ماده مصرفی، در مقایسه با مردان، بیشتر وفادار می‌ماند؛ و همان گونه که تمایل به تنوع‌طلبیِ جنسی در مردان بیشتر از زنان است همین قاعده هم اینجا صدق می‌کند: مردان، در مقایسه با زنان، به ماده مصرفی‌شان هم وفاداری کمتری نشان می‌دهند و بیشتر از زنان، به چند مصرفی روی می‌آورند. همچنین در پژوهش‌های جدید آمده است که زنان چه در طی درمان و چه پس از درمان در مقایسه با مردان وسوسه بیشتری از مصرف مواد به سراغشان می‌آید. شدت و تواتر وسوسه مصرف مواد در زن‌ها نسبت به مردها بسیار بیشتر است که به نظر می‌رسد این موضوع به سیکل قاعدگی در زنان ربط پیدا می‌کند. اگر یک سیکل قاعدگی را در زنان، ۲۸ روز تعریف کنیم، یک مرحله‌ای وجود دارد به نام تخمک‌گذاری که اگر به‌طور میانگین در بین کل زنان، این مرحله را روز چهاردهم این ۲۸ روز در نظر بگیریم، آن‌وقت مرحله قبل از تخمک‌گذاری فولیکولار و مرحله بعد از تخمک‌گذاری لوتئال است؛ بنابراین اگر یک سیکل قاعدگی را ۴ هفته در نظر بگیریم. هفته اول خود قاعدگی است. اوایل هفته دوم مرحله فولیکولار شروع می‌شود. از روز دوازدهم و سیزدهم تا روز پانزدهم و شانزدهم مرحله تخمک‌گذاری است. هفته سوم مرحله لوتئال شروع می‌شود و در هفته چهارم مرحله لوتئال به پایان می‌رسد تا دوباره خونریزی آغاز شود. حالا اگر زنی در مرحله فولیکولار مواد مصرف کند احتمال معتاد شدن و وابستگی او به مواد به‌شدت بیشتر از همان زن است درصورتی‌که در مرحله لوتئال مواد مصرف کند. نکته هم در اینجاست که تابه‌حال هیچ‌کسی به این موضوع فکر نکرده است که می‌شود از این موضوع برای پیشگیری و درمان اعتیاد استفاده کرد. درمانگران اعتیاد باید حواسشان باشد وقتی یک زن برای درمان اعتیاد به آن‌ها مراجعه می‌کند، باید در هفته بعد از قاعدگی بیشتر حواس‌شان به او باشد و وقت بیشتری برایش بگذارند. چرا که اگر بتوانند او را به‌سلامت از آن هفته بگذرانند، احتمال وسوسه‌اش به مصرف مواد تا یک ماه دیگر زیاد نیست. حتی اگر در هفته‌های بعدی لغزش کند، لغزش و گریزش به مصرف ممتد و یک‌ریز تبدیل نخواهد شد؛ یعنی لغزش‌اش به وابستگی (dependency) تبدیل نمی‌شود؛ چون در فاز فولیکولار، هورمون استروژن دست بالا را دارد، بنابراین زمینه را برای ابتلا به اعتیاد بیشتر مساعد می‌کند. در نتیجه زنی که اعتیاد داشته و درمان شده در این فاز بیشتر احتمال وسوسه و لغزش برایش وجود دارد. درحالی‌که در فاز لوتئال هورمون استروژن دست پایین را دارد و هورمون پروژسترون بالا می‌رود و خاصیتی که دارد این است که به‌شدت وسوسه را کنترل می‌کند. به‌طوری‌که حتی اگر لغزشی اتفاق بیفتد، می‌شود جلویش را گرفت تا تبدیل به لغزش بعدی نشود؛ اما روایت مردانه از اعتیاد باعث شده است که به این نکات و مسائل توجه نشود. یکی دیگر از دلایل زیستی که بازهم جنسیت محور است و به نظر من باید در حوزه اعتیاد زنان به آن توجه شود، به دو بیماری مربوط می‌شود. دو اختلال خورد وخوراکی وجود دارد با نام‌ها آنورکسیا که نوعی بی‌اشتهایی عصبی است و بولیمیا که نوعی پرخوری عصبی است. این دو اختلال بیشتر در زنان شایع است. ۹۰ درصد کسانی که آنورکسیا یا بولیمیا دارند، زن هستند؛ بنابراین شیشه، آمفتامین‌ها و محرک‌ها سوژه جذابی برای این افراد می‌شود؛ بنابراین اگر سیستم غربالگری درستی وجود داشته باشد که دخترهایی را که آنورکسیا یا بولیمیا دارند غربالگری کند، این غربالگری می‌تواند کمک کند که یا این افراد به اعتیاد گرفتار نشوند [یعنی حالت پیشگیرانه دارد] یا اینکه در درمان می‌تواند کمک‌کننده باشد؛ زیرا درمانگر با آگاهی به بیماری فرد می‌تواند جلو عود و بازگشت او به اعتیاد را بگیرد. اگر بخواهید به حوزه روانشناختی ورود کنید آیا تفاوت‌های بنیادینی بین زنان و مردان وجود دارد؟  بله. اگر بخواهیم وارد مباحث روان‌شناختی هم شویم باز هم می‌بینیم که نکات مهمی در زمینه اعتیاد زنان وجود دارد که از قلم افتاده و کسی به آن فکر نکرده است. در پژوهشی که ۲۴ هزار و ۵۷۵ زن معتاد در آن مورد بررسی قرار گرفتند که حجم نمونه عالی است و می‌توان برای نتایج آن قابلیت تعمیم‌پذیری در نظر گرفت به این نتیجه رسیدند که ۲۹٫۷ درصد از این زنان افسردگی و ۲۶٫۲ درصدشان به اضطراب دچار بوده‌اند. این آمارها اطلاعات خوبی به ما می‌دهد که می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی قرار گیرد. این آمارها دو خبر به ما می‌دهد اگر بخواهیم به نیمه‌خالی لیوان نگاه کنیم، خبر بد و ناراحت‌کننده‌ای را باید بشنویم که این زنان گرفتار افسردگی و اضطراب هستند اما اگر بخواهیم نیمه پرلیوان را ببینیم خبر خوب می‌شود اینکه احتمالاً اگر افسردگی و اضطراب این افراد درمان شود به‌طریق اولی می‌توان مصرف موادشان را هم درمان کرد. در اینجا بازهم مشاهده می‌کنیم که به تفاوت‌های جنسیتی توجه نشده است. تحقیقات نشان می‌دهد که در مردها اختلال شخصیت ضداجتماعی و لذت، انگیزه اصلی مصرف مواد است در حالی که در زن‌ها خوددرمانی انگیزه اصلی بوده است. این یعنی اینکه اگر در ابتدای نوجوانی که استعداد ابتلا به افسردگی و اضطراب در دختران بالاست، غربالگری صوت بگیرد و افرادی که در معرض این بیماری‌ها قرار دارند یا گرفتارش شده‌اند، شناسایی و درمان شوند، معتاد نمی‌شوند؛ بنابراین چنین غربالگری می‌تواند کارکرد پیشگیرانه در حوزه اعتیاد داشته باشد. یکی دیگر از تفاوت‌هایی که در بین دو جنس دیده می‌شود تلفات ناشی از بیش‌مصرفی یا اوردوز است. در جهان، مرگ‌ومیر به دلیل بیش مصرفی در زنان مصرف‌کننده، بیشتر از مردان است؛ که طبعاً باید ریشه‌های زیست‌شناختی نیز داشته باشد. حالا در ایران هنوز وضعیت این‌طور نشده است اما آنچه می‌گویم به خاطر پیش‌بینی‌هایی برای آینده ایران است. من با چشم‌انداز ۲۰ ساله دارم این صحبت‌ها را مطرح می‌کنم زمانی که دیگر نرخ اعتیاد زنان بسیار بیشتر از وضع کنونی است. وضعیت در حال حاضر این‌طور است که وقتی شب‌ها در خیابان قدم می‌زنیم در زیر پل‌ها مردان اوردوز شده پیدا می‌کنیم اما حدس من این است، اگر برنامه‌ای نداشته باشیم و سیاست‌گذاری‌ها را تغییر ندهیم دیری نخواهد پایید که کم‌کم سروکله زن‌های اوردوز شده هم در زیر پل‌ها پیدا می‌شود. ما نمی‌توانیم جلو روند رو به رشد اعتیاد زنان را در کشور بگیریم اما می‌توانیم وضعیت را مدیریت کنیم و کارهای اصولی در این حوزه انجام دهیم و آسیب را کم کنیم. ما باید بازار مصرف را با لحاظ کردن تفاوت‌های جنسیتی مهندسی کنیم نه اینکه با روایت‌های مردانه بخواهیم بازار مصرف را مدیریت کنیم که در این صورت بازهم جواب نخواهیم گرفت. همچنین پژوهش‌هایی که در کشورهای غربی انجام شده است، نشان می‌دهد که ۵۵ تا ۹۹ درصد زنانی که برای درمان به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می‌کنند، مورد سوءاستفاده جنسی (sexual abuse) یا فیزیکیphysical abuse)) [یعنی زیاد از آن‌ها کار کشیده شده است.] قرارگرفته‌اند؛ بنابراین اگر یک سیستم غربالگری وجود داشته باشد می‌شود این افراد را شناسایی کرد و با اقدامات روان‌درمانی مانع از ابتلایشان به اعتیاد شد. زنان مصرف‌کننده کارتن‌خواب هم یکی دیگر از موضوعات چالش‌برانگیزی است که از سوی مسئولان مطرح می‌شود اما هنوز برای رسیدگی به آن راهکار کارآمدی ارایه نشده است، شما برای مدیریت این موضوع چه پیشنهادی دارید؟ مداخله نخست و فوری در این باره، ارایه بسته جامع و کامل خدمات کاهش آسیب (از سرنگ و سوزن استریل و کاندوم گرفته تا متادون، وعده غذایی و سرپناه) به آن‌هاست. روشن است که یک انگیزه مهم مصرف مواد در این گروه خاص، به خاطر سرویس‌دهی جنسی است؛ و واضح است که سرویس‌دهی جنسی این زنان، به مریخی‌ها نیست؛ به بخشی از مردان همین جامعه است؛ اما همین روایت مردانه در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی به این نتیجه رسیده است که بهتر است جامعه سپید دامن و منزه از گناه ما، از وجود چنین لکه‌های خاکستریِ خاکسترنشین پاک شود و طبق عادت مألوف به سراغ راه‌حل‌هایی از جنس انباشت متراکم آنها در مکان‌هایی دور از چشم می‌روند. حالا گیرم که آن‌ها را در گوشه‌ای چپاندیم و زدیم‌شان زیر فرش، تکلیف مردانی که مشتریان این زنان بوده‌اند، هستند و خواهند بود؛ چیست؟ زنان تازه‌ای برای این کار باید آفریده شوند؟... گمان نمی‌کنم که انگیزه مهم سرویس‌دهی جنسی این زنان، چیزی غیر از پول و کسب درآمد برای گذران زندگی باشد. از این رو به نظرم مداخله مهم دیگر، باید بازیابی اجتماعی آن‌ها باشد و در اینجا چاره‌ای نمی‌ماند جز تأمین زندگی این گروه که یا می‌تواند در قالب کارآفرینی (متناسب با مهارت‌های آنان) باشد و یا استفاده از چتر حمایت رفاهی حاکمیت. سئوال دیگری هم ذهن من را درگیر کرده است. با توجه به اینکه پیش‌تر گفتید قرار است اعتیاد زنان در ایران به سمت الگوهای جهانی میل کند و به عدد ۳۳ درصد نزدیک شود، آن‌وقت چه نیازی است که این‌همه کار بکنیم؟! یعنی وقتی چیزی به وقوع خواهد پیوست و چاره‌ای برایش نیست آن‌وقت این‌همه هزینه کنیم و کارکنیم که چه بشود؟! من می‌گویم این یک سیر جهانی است که اتفاق خواهد افتاد. یک روی سکه این است: در حال حاضر نقطه تعادل حول‌وحوش ۳۳ درصد است؛ اما نمی‌گویم که این نقطه تعادل غیرقابل تغییر است. اگر مثلاً کشورهای جهان بیایند دانش جدید تولید کنند یا روی پیشگیری از اعتیاد کار کنند و همان غربالگری اضطراب و افسردگی و دیگر انواع غربالگری‌هایی را که در بالا مثال زدم انجام بدهند، در بحث درمان مداخله‌های درست انجام بدهد و به بیماری همراه اعتیاد زنان هم توجه کنند، ممکن است بتوانند نرخ اعتیاد را کاهش بدهند؛ به‌طوری‌که آهسته‌آهسته زنان کمتر گرفتار اعتیاد شوند. در آن صورت ممکن است مثلاً ۲۰ یا ۳۰ سال دیگر میانگین اعتیاد زنان از جامعه آماری اعتیاد مثلاً به حدود ۲۰ درصد برسد؛ در چنین حالتی تمامی نقاط سیستم که می‌شود کشورهای مختلف جهان نقطه تعادلشان به سمت ۲۰ درصد میل می‌کند چون دیر یا زود اجزای سیستم تحت تأثیر این قانون کلی و نقطه تعادل کلی سیستم قرار می‌گیرند. سیستم گلوبال و جهانی است و هیچ کشوری هم نمی‌تواند ایزوله باقی بماند. اجزای سیستم باید در یک تعادلی با هم قرار بگیرند. اما این سکه روی دیگری هم دارد: اگر قرار باشد که جریان برابری خواهیِ جنسیتی در سراسر جهان، به همه آرزوهایش برسد، مثلاً نصف مدیران موفق یا عالی رتبه، زنان باشند؛ نیمی از مدال آوران المپیادی و المپیکی زنان باشند؛ نیمی از دانشمندان یا نمایندگان پارلمان، زن باشند؛ در آن صورت این پیروزی؛ خون‌بهایی دارد: احتمالاً نیمی از مصرف‌کنندگان مواد و نیمی از همه مجرمان نیز زن خواهند بود. چرا باید فکر کنیم که این منحنی توزیع نرمال، فقط قرار است سه انحراف معیار سمت چپ را داشته باشد و سمت راستش نباید باشد؟! یعنی می‌توانید در دورنمایی چند صد ساله به این هم فکر کنید که سهم زنان در جامعه آماری مصرف‌کنندگان مواد می‌تواند به ۵۰ درصد هم برسد. حرف اصلی من اما این است: می‌توان کیفیت آسیب را مدیریت کرد. بازار مصرف مواد، مهندسی پذیر است. پس این نرخ قابل‌تغییر است؟ بله ممکن است نسبت آن تغییر کند. البته باید به نکته‌ای هم اشاره‌کنم و آن این است که من کلاً به پیشگیری در معنای عرفی، متداول و مرسومی که رایج است، چه در ایران و چه در جهان، بی‌اعتقادم. فکر می‌کنم بی‌خاصیت است و جز در موارد محدودی تأثیرگذاری ندارد. البته اعتیاد زنان یکی از آن مواردی است که معتقدم می‌شود روی آن کارکرد و اتفاقاً می‌تواند تأثیری هم داشته باشد. برای پیشگیری از اعتیاد یکی از مواردی که به نظرم خیلی مهم است و باید روی آن کار شود بحث مدیریت بازار مصرف است. به نظر من کلیدی‌ترین مفهوم در مدیریت بازار مصرف قیمت مواد است به‌طوری‌که با بازی و مهندسی قیمت مواد در طول زمان می‌توان میزان ابتلا به اعتیاد را در دامنه‌ای نگه داشت و نگذاشت که بیشتر شود. من قبلاً از خود شما شنیده‌ام گفته‌اید که اعتیاد هرگز به سمت صفر میل نمی‌کند و هر کاری هم بکنیم بازهم تعدادی از مردم جهان مصرف‌کننده مواد خواهند بود حالا سؤالم این است که اگر فرض بگیریم همتی در کشورهای جهان ایجاد شود که حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد را جدی بگیرند. دانش تولید کنند، اقدامات اصولی انجام دهند و غربالگری‌ها انجام شود و … در چنین صورتی می‌توان امیدوار بود مثلاً در ۱۰۰ سال آینده اعتیاد در جهان ریشه‌کن شود؟! اصلاً جهان بدون اعتیاد قابل‌تصور است؟! پاسخ هم‌گرایی تکاملی(Co-evolution) که از ۲۳۰ میلیون سال پیش میان آلل‌های شیمیایی گیاهان اعتیادآور از یک سو، با گیرنده‌های مغزی پستانداران از سوی دیگر به وجود آمده؛ به پرسش شما منفی است: ریشه‌کنی پدیده‌ای چند صد میلیون ساله در طی ۱۰۰ سال، شوخی ست. به نظر من شیوع مصرف مواد در دامنه‌ای حرکت می‌کند که کف و سقفی دارد. هرگز میزان اعتیاد در جهان از آن کف کمتر نمی‌شود حتی اگر همه شرایط برای پیشگیری و درمان اعتیاد هم فراهم باشد و هرگز هم از آن سقف بالاتر نمی‌رود حتی اگر مصرف آن هیچ قبحی نداشته باشد و جرم انگاری مواد به صفر برسد و مواد را مفت در اختیار مردم قرار دهند. حتی در چنین شرایطی گروهی از مردم هرگز مواد مصرف نخواهند کرد. سئوال دیگری هم دارم، الگوی مصرف مواد زنان در ایران با الگوی جهانی که شما گفتید، متفاوت است. بیشتر شیشه و محرک مصرف می‌کنند، این را چطور توجیه می‌کنید؟ بله. در حال حاضر الگوی مصرف مواد در ایران با وضعیت جهانی متفاوت است. زنان ایرانی اولین بار شیشه و محرک‌ها را در آرایشگاه‌ها و باشگاه‌های بدن‌سازی مصرف کردند. ماجرا از اینجا آغاز شد که تعدادی از زنان از این مواد برای درمان و لاغری یعنی به‌عنوان دارو استفاده کردند. به خاطر این‌که به آن‌ها گفته شده بود این مواد لاغر می‌کند، راست هم گفته بودند واقعاً لاغر می‌کند و اشتها را به صفر می‌رساند. فقط لازم است که فرد مرتب شیشه مصرف کند؛ اما به نظر من این الگوی مصرف تغییر خواهد کرد اگر از من بپرسید، چرا؟ می‌گویم باید به این موضوع «تاریخ‌مند» نگاه کرد نه «نقطه‌ای». در مدل «نقطه‌ای»، «کلوزآپ»، «نمای نزدیک» یا همان «اینجا و اکنون» حرف شما درست است ولی در مدل «تاریخ‌مند»، «لانگ شات» یا «نمای دور» به نظر من ماجرا فرق می‌کند. من همچنان به همان مدل سیستم داینامیک معتقدم و فکر می‌کنم دیر یا زود مدل اعتیادی جهان در کشور ما هم تأثیر خودش را می‌گذارد و مصرف غالب زنان ایرانی هم به سمت الگوهای جهانی میل می‌کند. البته من منکر تفاوت‌ها هم نیستم؛ مثلاً در خود ایران هم در استان‌ها و شهرهای مختلف الگوی مصرف مواد تفاوت‌هایی با هم دارند اما این تفاوت‌ها معنادار نیست. ما در یک دهکده جهانی زندگی می‌کنیم و ایران هم تافته جدا بافته نیست. سرانجام ما هم به تعادل جهانی نزدیک خواهیم شد فقط زمان نیاز است تا این اتفاق بیفتد. جهان به‌مانند آش درهم‌جوشی است که سرانجام نخودها و لوبیاهای آن با کفگیر زمان در هم خواهند چرخید و آرام‌آرام جا خواهد افتاد و یکنواخت خواهد شد. همان‌طوری که روزی روزگاری در چند هزار سال قبل مردم در آمریکای لاتین کوکا مصرف می‌کردند و اصلاً نمی‌دانستند که تریاک چیست درحالی‌که مصرف مردم در آسیا تریاک بود و اصلاً نمی‌دانستند که کوکائین چیست اما کم‌کم با گذشت زمان و افزایش سرعت حمل‌ونقل شرایط تغییر کرد. چینی‌ها به آمریکا رفتند و با خودشان تریاک بردند و از آن طرف کوکایین را با خودشان به آسیا و اروپا آوردند و کم‌کم انواع مواد در همه کشورها شناخته و مصرف شد. اگر تاریخ بخوانیم تحلیل روند جهانی به ما در تبیین آنچه دارد اتفاق می‌افتد خیلی کمک می‌کند. برگردیم سر راهکارهایی که ارائه کردید، فکر می‌کنید چطور می‌توان اقداماتی را که گفتید انجام داد؟ مهم‌ترین اقدامی که می‌توان انجام داد، طراحیِ اندیشکده‌ای برای مطالعه استراتژیک اعتیاد برای ۲۰ سال آینده است. من قبلاً در این باره در یکی از مصاحبه‌هایم توضیح داده‌ام. در مورد مدیریت اعتیاد زنان هم به نظر من همین اقدام را باید حالا به شکل اختصاصی برای این گروه جامعه انجام بدهیم. در دنیای غرب هم همین کار را مرده‌اند. ادبیات مربوط به اعتیاد زنان در دنیای غرب هم متأخر است و مدت‌زمان زیادی هم از آن نمی‌گذرد در همین بیست‌وچند سال پژوهش‌های علمی انجام شده که سرنخ‌های خوبی را برای پیشگیری از اعتیاد زنان و درمان آن‌ها به ما می‌دهد؛ اما می‌بینید که تاکنون اصلاً به نتایج این تحقیقات توجه نشده است درحالی‌که می‌توان چه در طراحی برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها و چه در درمان و پیشگیری از اعتیاد، از این یافته‌ها بهره برد و البته تحقیقات بومی هم در ایران باید در این حوزه انجام شود. گرچه نگاه پزشکی و روانشناختی در این حوزه، به اندازه حدود خودش، می‌تواند مفید باشد اما حتماً لازم است در برنامه‌ریزی به اصول دیگری هم توجه داشت: از جمله این که از تعمیم بیش از اندازه نگاهِ بیماری انگار و الگوی پزشکی نگر دست برداشت، از منظر اقتصاد هم به این پدیده توجه کرد. پدیده را باید از وجه دینامیک و تاریخ مندش دید؛ و همه این‌ها را با رویکردی هنجار گذار (Normative) باید بر پایه حقوق و کرامت انسانیِ آن‌ها نگریست. آیا بودجه کافی برای انجام این تحقیقات وجود دارد؟ در کشور ما صدها میلیارد تومان برای اعتیاد خرج می‌شود اگر ما باور داریم که ۱۰ درصد جمعیت آماری اعتیاد را زنان تشکیل می‌دهند، این زنان سهم ده‌درصدی از بودجه‌های حوزه اعتیاد خواهند داشت. در چنین صورتی ده‌ها میلیارد تومان از این صدها میلیارد تومان حق زنان معتاد است و باید این پول برای آن‌ها خرج شود اما واقعاً برای مداخلات جنسیت محور این زن‌ها چه کرده‌ایم؟ هیچ تحقیقی در این حوزه انجام نشده است. درحالی‌که بخشی از این پول می‌توانست صرف پژوهش و تولید محتوای علمی برای پیشگیری و درمان زنان معتاد بشود. در حال حاضر بخش اعظمی از بودجه اعتیاد صرف اقدامات بی‌اساس و بازتولید متن‌های قدیمی و کپی دوباره همان اطلاعات قدیمی شده است. مدام می‌گوییم که سهم زنان از جامعه آماری معتادان بالاتر رفته است اما تحقیقات در این حوزه مغفول مانده است و روایت ما در حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد همچنان مردانه است. منبع: خبرگزاری مهر ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 01 Jul 2017 12:05:19 GMT http://migna.ir/vdciyra5.t1azw2bcct.html 16 قدم تا ترک سیگار برای همیشه http://migna.ir/vdcfvydj.w6dyjagiiw.html همه ما از خطراتی که سیگار کشیدن برای سلامتی دارد باخبر هستیم، اما با این حال ترک این عادت به هیچ عنوان کار ساده ای نیست. فرقی ندارد یک نوجوان سیگاری باشید یا شخصی باشید که روزی یک پاکت کامل سیگار می کشد. ترک کردن می تواند برای شما بسیار کار دشواری باشد.   نیکوتین موجود در سیگار یک راهکار سریع و قابل اعتماد برای افزایش چشم انداز و از بین بردن استرس است پس برای اینکه در ترک سیگار موفق باشید، نه تنها باید در رفتارتان تغییر ایجاد کنید و با علایم فقدان نیکوتین کنار بیایید بلکه باید یک راه سالم تری برای کنترل حالات و رفتار خود بیابید. با یک برنامه درست می توانید این اعتیاد را برای همیشه ترک کنید زیرا که ترک سیگار فقط به معنی دور ریختن سیگارهای تان نیست. سیگار کشیدن یک نوع اعتیاد است. مغز به نیکوتین وابسته می شود و بدون آن احساس ناخوشایندی خواهیدداشت. بنابراین برنامه ریزی قبل از شروع به ترک بسیار اساسی و مهم است. دلیل تصمیم خود برای ترک برای این که انگیزه کافی داشته باشید، به یک دلیل قوی و شخصی برای ترک سیگار نیاز دارید. این دلیل می تواند محافظت از خانواده تان در برابر دود سیگار باشد یا کاهش ابتلا به سرطان ریه، بیماری های قلبی و غیره و یا حتی برای جوان به نظر رسیدن و احساس جوانی کردن. بنابراین دلیلی پیدا کنید که به قدری قوی باشد که شما را از روشن کردن سیگار باز دارد.     یک تاریخ برای ترک سیگار انتخاب کنید کارشناسان پیشنهاد می کنند به جای اینکه خیلی ناگهانی سیگار کشیدن را کنار بگذارید، یک تاریخ برای ترک سیگار شخص کنید زیرا که به شما وقت کافی برای برنامه ریزی و آماده سازی می دهد. زمانی را در دو هفته آتی انتخاب کنید تا وقت کافی برای آماده شدن داشته باشید بدون این که انگیزه تان را از دست بدهید زیرا همان طور که برای قبولی در یک امتحان باید از قبل درس بخوانید، برای ترک سیگار نیز باید از قبل آمادگی داشته باشید. برای نیکوتین جایگزین داشته باشید هنگامی که سیگار کشیدن را کنار می گذارید، فقدان نیکوتین باعث سردرد، تغییر در خلق و خو و کاهش انرژی در شما می شود. ولع برای تنها یک پُک سیگار بسیار دشوار است. درمان های جایگزین نیکوتین می تواند این میل ها را مهار کنند. تحقیقات نشان می دهد انواع آدامس، آب نبات و چسب های نیکوتینی شانس موفقیت شما در ترک سیگار را بالا می برد. برخی افراد ممکن است طعم آدامس یا آب نبات نیکوتینی را دوست نداشته باشند و ترجیح دهند از چسب نیکوتینی استفاده کنند و یا برعکس عده ای ممکن است چسباندن مکرر چسب های نیکوتینی را آزاردهنده دانند. عده ای حتی از ترکیب این دو استفاده می کنند. البته همه افراد نیاز به استفاده از درمان جایگزینی نیکوتین ندارند اما تعداد زیادی از افراد این درمان را مفید می دانند. چه زمان هایی سیگار می کشید؟ یکی از مسائل مهمی که می تواند در ترک سیگار به شما کمک کند، شناسایی زمان هایی است که می خواهید سیگار بکشید. این شامل موقعیت ها، فعالیت ها، احساسات و مردم است. یادداشت کردن زمان هایی که سیگار می کشید به شما کمک می کند تا بدانید چه چیزهایی باعث سیگار کشیدن شما می شود. بنابراین شما می توانید با برنامه ریزی درست از این محرک ها دوری کنید. از مشاوره کمک بگیرید برخی ممکن است در زمان ترک سیگار نیاز به مشاور داشته باشند. مشاوره با شخصی که در این زمینه تخصص لازم را دارد می تواند بسیار مفید باشد اما باید این را هم در نظر داشت که مشاوره باب میل همه نیست. ورزش کنید میل به سیگار کشیدن محدودیت زمانی دارد و معمولا به مدت 5 تا 10 دقیقه طول می کشد. بنابراین برای کمتر شدن این میل باید یک چیز جایگزین پیدا کرد. اگر هنگام میل به روشن کردن سیگار روی یک صندلی بشینید و منتظر بمانید تا این میل از بین برود، تحمل این مساله برای تان دشوارتر خواهدشد. به جای این کار پیشنهاد می شود به قدم زدن بپردازید. برای اینکه هواس خودتان را پرت کنید بهترین کار ورزش کردن است. زیرا که ورزش باعث کاهش استرس و در نیتجه کاهش میل به سیگار کشیدن می شود.   سیگارهای الکترونیکی؟ با وجود افراد بسیاری که با استفاده از سیگارهای الکترونیکی توانسته اند سیگار کشیدن را ترک کنند، دلایلی موجود است که استفاده از سیگارهای الکرتونیکی را منع می کند. هیچ یک از آزمایش های کلینیکی تا به حال نشان گر تاثیر مثبت سیگارهای الکترونیکی نبوده اند. بنابراین مفید بودن آن ها به هیچ عنوان مشخص نیست. سازمان غذا و دارو این محصول را تایید نمی کند بنابراین برای یک مصرف کننده مشخص نیست که به چه مزان نیکوتین و دیگر سموم وارد بدنش می شود. از آنجایی که در حال حاضر سازمان غذا و دارو، درمان های جایگزین نیکوتین را تایید کرده است بنابراین پیشنهاد می شود که به جای سیگارهای الکترونیکی از این محصولات جایگزین نیکوتین استفاده شود. از پزشک کمک بگیرید برخی داروها میل به سیگار را کاهش می دهند و از لذت سیگار کشیدن می کاهند. داروهای دیگری نیز موجودند که علایم ترک نیکوتین همچون افسردگی و مشکلات تمرکزی را کاهش می دهند. در این خصوص با پزشک خود مشورت کنید. بر کمک خانواده و دوستان خود تکیه کنید به خانواده و دوستان و افراد نزدیک به خود درباره برنامه ترک سیگارتان بگویید. آن ها می توانند شما را تشویق کنند و هنگامی که تحریک به روشن کردن سیگار می شوید شما را منصرف کنند. همچنین می توانید در جلسات گروهی ترک سیگار نیز شرکت کنید. حتی چند جلسه هم می تواند مفید واقع شود. فعالیت های آرامش بخش انجام دهید یکی از دلایلی که افراد سیگار می کشند این است که نیکوتین باعث ایجاد آرامش در فرد می شود. به محض اینکه سیگار را ترک کردید، به راه های جایگزینی برای آرامش خود نیاز خواهید داشت. موارد زیادی برای این هدف وجود دارد. می توانید ورزش کنید، به موسیقی مورد علاقه خود گوش دهید، با دوستانتان معاشرت کنید، به جلسات ماساژدرمانی بروید و یا به تفریح بپردازید. سعی کنید در هفته های اول ترک سیگار از موقعیت های پراسترس دوری کنید.   محیط خانه را تمیز کنید زمانی که آخرین سیگار خود را کشیدید، تمامی جاسیگاری ها و فندک های خود را دور بریزید. لباس های خود را بشویید تا دیگر بوی سیگار ندهند. فرش ها و لوازم خانه را نیز تمیز کنید. از خوشبوکننده های هوای برای زدودن بوی سیگار استفاده کنید. اگر در ماشین خود نیز سیگار می کشیدید، آن را نیز به طور کامل تمیز کنید. نباید چیزی ببینید یا بو کنید که سیگار کشیدن را به یادتان بیاورد. احساسات ناخوشایندتان را کنترل کنید مدیریت احساسات ناخوشایندی همچون استرس، افسردگی، تنهایی، ترس و اضطراب یکی از رایج ترین دلایلی است که بزرگسالان سیگار می کشند. هنگامی که روز سختی را می گذارنید، به نظر می رسد که سیگار تنها دوست شما است. با تمامی فراق خاطری که سیگار برای فرد فراهم می کند اما بسیار مهم است که یادمان باشد که راه های سالم تری هم برای کنترل احساسات ناخوشایند وجود دارد. در سعی کردن مکرر کوتاهی نکنید بسیاری از افراد بارها سعی می کنند تا اینکه بالاخره موفق به ترک همیشگی سیگار می شوند. اگر در حین ترک، سیگار روشن کردید به هیچ عنوان انگیزه تان را از دست ندهید. در عوض به این فکر کنید که چه چیزی باعث لغزش شما شده است. دلایلی چون احساسات و یا موقعیت مکانی. از این اطلاعات استفاده کنید برای عزمی راسخ تر و همین که دوباره تصمیم به سعی مجدد گرفتید، یک تاریخی را در ماه جاری انتخاب کنید. میوه و سبزیجات بخورید به هیچ عنوان هنگام ترک سیگار رژیم نگیرید. تحریم بیش از حد بدن به راحتی می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. در عوض همه چیز را ساده پیش ببرید و سعی کنید بیشتر از میوه ها، سبریجات، غلات و پروتیین های بدون چربی در رژیم غذایی خود استفاده کنید. این مواد غذایی برای کل بدن تان مفید هستند. جایزه خود را انتخاب کنید از فواید ترک سیگار علاوه بر تاثیرات آن بر سلامتی می توان به تمام پولی که قبلا صرف خرید سیگار می شده و حال می توان آن را پس انداز کرد اشاره کرد. به خود پاداش دهید و بخشی از این پول پس انداز شده را صرف تفریح تان کنید.   نتایج ترک سیگار بر سلامتی را بدانید به محض این که سیگار را ترک می کنید، تاثیرات مثبتی در سلامتی بدن تان رخ می دهد. تنها بعد از 20 دقیقه، ضربان قلب تان به حالت عادی باز می گردد. در یک روز میزان کربن منواکسید خون تان کاهش پیدا می کند. بعد از دو تا سه هفته احتمال وقوع سکته قلبی در شما کمتر می شود. در طولانی مدت احتمال ابتلا به سرطان ریه و دیگر سرطان ها نیز کاهش پیدا می کند.   ماهنامه مطب - دکتر احمد قاسم -رییس شورای سیاست گذاری نشریات سلامت محور     ]]> پیشگیری از اعتیاد Sun, 18 Jun 2017 14:34:22 GMT http://migna.ir/vdcfvydj.w6dyjagiiw.html آثار منفی کافئین برای نوجوانان http://migna.ir/vdcfmtdj.w6dxjagiiw.html مصرف نوشیدنی های انرژی‌زا پیش از یک مسابقه فوتبال و یا نوشیدن قهوه برای بیدار ماندن شبانه به منظور مطالعه در میان نوجوانان رایج است. اما مصرف بیش از اندازه کافئین می تواند برای سلامت نوجوانان بد باشد. به گزارش عصر ایران به نقل از "وری ول"، مصرف تا 400 میلی گرم کافئین در روز برای بیشتر بزرگسالان سالم امن به نظر می رسد. این در شرایطی است که آکادمی پزشکی کودکان آمریکا محدود کردن مصرف کافئین به 100 میلی گرم در روز برای نوجوانان و عدم مصرف آن برای کودکان زیر 12 سال توصیه می کند. کافئین چیست؟ کافئین ماده مخدری است که به طور طبیعی در برگ ها و دانه های گیاهان بسیاری یافت می شود. همچنین، کافئین به طور مصنوعی تولید می شود و ممکن است به نوشیدنی ها و غذاهایی خاص افزوده شود. کافئین سیستم عصبی مرکزی را تحریک می کند و موجب افزایش هوشیاری می شود. بسیاری از مردم کافئین را به واسطه تجربه تقویت موقت انرژی و بهبود خلق و خو مصرف می کنند. تقریبا 80 درصد از جمعیت جهان، از جمله 75 درصد کودکان، هر روز محصولات کافئین‌دار مصرف می کنند. اگر چه طی دهه گذشته مصرف نوشیدنی های غیر الکلی در میان نوجوانان کاهش داشته است، میزان مصرف کافئین در میان جوانان تغییر خاصی نکرده است. در همین راستا، نوجوانان برای دریافت کافئین مصرف قهوه و نوشیدنی های انرژی‌زا را مد نظر قرار می دهند. آثار کافئین پژوهش های صورت گرفته روی کافئین نشان داده اند که دوزهای کوچک از این ماده می تواند خلق و خو و هوشیاری را ارتقا دهد، سرعت پردازش اطلاعات، آگاهی، و توجه را افزایش دهد و زمان واکنش را بهبود ببخشد. اما بیشتر مطالعات روی افراد بزرگسال و نه کودکان انجام شده اند. کافئین می تواند موجب شکل گیری عوارض جانبی ناخواسته هم در نوجوانان و هم در بزرگسالان شود. برخی افراد نسبت به دیگران حساسیت بیشتری به کافئین دارند و تنها میزان اندکی از آن می تواند عوارض ناخواسته را موجب شود. از جمله رایج‌ترین آثار مصرف کافئین می توان به موارد زیر اشاره کرد: بی خوابی بی قراری تحریک پذیری ضربان قلب سریع لرزش های عضلانی عصبانیت ناراحتی معده سردرد اشکال در تمرکز فشار خون افزایش یافته آثار کافئین ممکن است تنها چند دقیقه پس از مصرف آن آغاز شوند. کافئین از نیمه عمر تقریبا پنج تا شش ساعت برخوردار است، که به معنای کاهش غلظت آن به نصف در خون طی این مدت زمانی است. تاثیر متفاوت کافئین بر نوجوانان نسبت به بزرگسالان کافئین ممکن است بر رشد و تکامل کودک تاثیرگذار باشد. مطالعه ای که در نشریه PLOS One منتشر شد، نشان داد، موش های جوانی که معادل کافئین موجود در سه یا چهار فنجان قهوه را برای اندازه یک موش مصرف کرده بودند با کاهش خواب عمیق و تاخیر در رشد مغز مواجه شدند. کافئین ممکن است شکل گیری اتصلات کلیدی در مغز را مختل کند. در دوران بلوغ، زمانی که مغز دارای بیشترین میزان اتصلات عصبی است، کافئین ممکن است کارآمدی شبکه را کاهش دهد. کافئین می تواند به شدت بر خواب نوجوانان تاثیرگذار باشد. نتایج یک مطالعه نشان داد مصرف هر 10 میلی گرم کافئین توسط پسری 13 ساله کاهش 12 درصدی احتمال تجربه خواب هشت و نیم ساعتی را برای وی به همراه داشت. کمبود خواب در نوجوانان می تواند بر تحصیل، سلامت روانی و سلامت جسمانی آنها تاثیرگذار باشد. همچنین، کافئین ممکن است موجب از دست دادن کلسیم در بدن شود. با گذشت زمان، مصرف بیش از اندازه کافئین می تواند به کاهش تراکم استخوانی منجر شود. مصرف نوشابه های گازدار یا نوشیدنی های انرژی‌زا به جای شیر ممکن است نوجوان را در معرض خطر بالاتر ابتلا به پوکی استخوان قرار دهد. کافئین ممکن است مشکلات سلامت زمینه ای را تشدید کند. این ماده ممکن است با داروها و مکمل هایی خاص تداخل ایجاد کند. تاثیر متفاوت کافئین بر نوجوانان پسر و دختر پژوهشگران دریافتند که کافئین تا پیش از بلوغ اثری مشابه بر پسران و دختران دارد. اما پس از بلوغ، برخی تفاوت های جنسیتی در روشی که کافئین بر بدن تاثیر می گذارد، مشاهده شده است. به طور کلی، نوجوانان پسر نسبت به نوجوانان دختر واکنش بیشتری به کافئین نشان می دهند. ضربان قلب در پسران در مقایسه با دختران در واکنش به کافئین کاهش بیشتری دارد. دختران نیز نسبت به نوجوانان پسر افزایش بیشتر در فشار خون دیاستولیک را نشان می دهند. پژوهش ها برای ارزیابی عوامل روانی، تفاوت های هورمونی و عوامل جسمانی که ممکن است در زمینه تفاوت های جنسیتی واکنش به کافئین نقش داشته باشند، ادامه دارد. آیا نوجوانان می توانند به کافئین وابسته شوند؟ افراد بسیاری احساس اعتیاد به کافئین را گزارش کرده اند زیرا در ترک یا کاهش مصرف آن با مشکل مواجه شده اند. برخی افراد حتی به رغم مواجهه با عوارض جانبی ناخواسته روانی یا جسمانی به مصرف کافئین ادامه می دهند. مصرف کنندگان منظم کافئین ممکن است زمانی که قصد توقف مصرف آن را داشته باشند، نشانه های ترک را تجربه کنند. پژوهشگران کشف کرده اند که کودکان و نوجوانان ممکن است این شرایط را 12 تا 24 ساعت پس از توقف مصرف کافئین تجربه کنند. نشانه های ترک از نظر شدت متفاوت هستند. از رایج‌ترین نمونه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد: سردرد خستگی خواب آلودگی اشکال در تمرکز دشواری در انجام وظایف تحریک پذیری افسردگی اضطراب نشانه های شبیه آنفلوانزا (تهوع/استفراغ، دردهای عضلانی، احساس گرما و سرما) اختلال در عملکردهای روانی - حرکتی و شناختی آیا نوجوانان باید نوشیدنی انرژی‌زا مصرف کنند؟ آکادمی پزشکی کودکان آمریکا موضع روشنی در قبال نوشیدنی های‌زا دارد و معتقد است آنها هیچ جایی در رژیم غذایی کودکان و نوجوانان ندارند. به رغم این هشدار، نوجوانان بسیاری نوشیدنی های انرژی‌زا را مصرف می کنند. یک قوطی نوشیدنی انرژی‌زا می تواند حاوی 500 میلی گرم کافئین باشد که برابر با 14 قوطی نوشابه گازدار است. نوشیدنی های انرژی‌زا حاوی مواد دیگری نیز هستند که می توانند برای نوجوانان ناسالم محسوب شوند. گوارانا از گیاهی در آمریکای جنوبی به دست می آید و اگرچه حاوی کافئین است، اما اغلب در فهرست شمارش کافئین در نظر گرفته نمی شود. نوشیدنی های انرژی‌زا حاوی اسیدهای آمینه، ویتامین ها، و افزودنی ها هستند. آثار این مواد تا حد زیادی ناشناخته هستند. اما بسیاری از نوجوانان به اشتباه بر این باورند که نوشیدنی های انرژی‌زا جایگزین هایی سالم برای نوشابه های گازدار محسوب می شوند. مصرف بیش از اندازه کافئین و مسمومیت گزارش هایی درباره مصرف بیش از اندازه کافئین - به طور معمول میان نوجوانان و جوانان - وجود دارند. گاهی اوقات مسمومیت با کافئین می تواند مرگبار باشد. به عنوان مثال، لوگان استاینر، دانش آموز دبیرستانی از اوهایو، پس از مصرف پودر کافئین با آریتمی قلبی و تشنج مواجه شد. بنابر تشخیص پزشکان، وی بیش از یک قاشق چایخوری از پودر کافئین را مصرف کرده بود که 16 برابر بیشتر از میزان دوز توصیه شده بود. چندین مرگ دیگر مرتبط با مصرف بیش از اندازه کافئین ثبت شده اند. تحقیق نیویورک تایمز در سال 2012 نشان داد حداقل 13 مرگ با مصرف نوشیدنی های انرژی‌زا پیوند خورده بودند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 06 Apr 2017 11:47:01 GMT http://migna.ir/vdcfmtdj.w6dxjagiiw.html پیش‎بینی تاب‎آوری افراد سوء مصرف‎کننده مواد براساس سبک‎های دلبستگی و حمایت اجتماعی http://migna.ir/vdchxxnk.23nv6dftt2.html چکیده سوء مصرف مواد و اعتیاد به مواد، تغییردهنده خلق و رفتار، یکی از بارزترین آسیب های روانی و اجتماعی است که به راحتی می تواند بنیان زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی یک کشور را سسب کند. بنابراین رویکرد جدید پیشگیری از اعتیاد، شناسایی و ارتقاء عوامل محافظت کننده از جمله تاب آوری و شناسایی و کاهش عوامل خطرساز از جایگاه پراهمیت و ویژه ای برخوردار می باشد. تاب آوری یکی از مفاهیمی است که اخیراً در حوزه پیشگیری از اعتیاد و سایر اختلالات روانی و آسیب ها مطرح شده و می تواند کلید پیشگیری باشد. روش پژوهش از نظر شیوه اجرا، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تهران می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه ای به حجم 184 نفر انتخاب شده است. فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون های آماری مربوط به وسیله نرم افزار spss محاسبه و مورد تحلیل قرار گرفته اند که نتایج بدست آمده نشان داد تاب آوری افراد سوء مصرف کننده می تواند در ارتباط با سبک های دلبستگی و حمایت اجتماعی افراد متفاوت باشد. در پژوهش حاضر با توجه به رگرسیون گام به گام در سبک های دلبستگی، سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا بیشترین تاثیر را داشته اند و در حمایت اجتماع، حمایت دوستان و آشنایان از گام های موثر در پیشبرد تاب آوری افراد سوء مصرف کننده مواد می باشند. کلید واژه ها: تاب آوری افراد؛ سوء مصرف کننده مواد؛ سبک های دلبستگی؛ حمایت اجتماعی نویسندگان: حسین سرخیل: کارشناس ارشد روان شناسی بالینی، روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه آزاد سمنان (نویسنده مسئول)  محمدعلی محمدی فر: استادیار گروه روان شناسی بالینی، روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه سمنان فصلنامه پژوهش اجتماعی - دوره 8، شماره 32، پاییز 1395. برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.    ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 15 Mar 2017 08:44:09 GMT http://migna.ir/vdchxxnk.23nv6dftt2.html عوارض درازمدت مصرف ترامادول http://migna.ir/vdch6knx.23nwkdftt2.html ميگنا: یک متخصص بیماری‌های عفونی گفت: خطر مصرف مواد مخدر در افراد وابسته به مصرف ترامادول به شدت افزایش می‌یابد. دکتر محمدرضا ناظر در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: ترامادول یک داروی نارکوتیک (ضد درد) است که خیلی افراد با مصرف طولانی مدت ممکن است، در معرض خطر اعتیاد به آن قرار بگیرند. وی با بیان اینکه این اعتیاد با احساس نیاز اجباری به مصرف مداوم و مکرر قرص شناخته می‌شود، ادامه داد: احساسی که به فرد دستور می‌دهد به مرور مصرف قرص را افزایش دهد، به طوری که بدون مصرف ترامادول هیچ‌کاری نمی‌تواند انجام دهد. این متخصص بیماریهای عفونی افزود: خطر مصرف مواد مخدر در افراد وابسته به مصرف ترامادول به شدت افزایش می‌یابد، چراکه به مرور نیاز بیشتری به مصرف قرص در خود می‌بیند و گاهی برای تامین این نیاز از مخدرهای قوی‌تر و البته غیر قانونی کمک می‌گیرد. ناظر به تاثیرات کوتاه مدت ترامادول اشاره کرد و با بیان اینکه ترامادول با مهار ارسال پیام درد از اندام‌ها به مغز، تاثیر خود را به عنوان داروی مسکن بر بدن می‌گذارد، تصریح کرد: از این رو بیماران به مرور مصرف آن را خودسرانه افزایش می‌دهند، با این هدف که به آرامش بیشتری برسند. وی احساس شادی، کاهش استرس و اضطراب، از بین رفتن درد و ... را از تاثیرات افزایش مصرف کوتاه مدت ترامادول، بر بدن انسان دانست و با بیان اینکه ترامادول تاثیری مشابه داروهای ضد افسردگی دارد که با افزایش سطح سروتونین در مغز، باعث احساس شادی و انرژی بیشتر می‌شود، بیان کرد: همچنین به دلیل تاثیر ترامادول بر عملکرد مغز، احساس آرامش کاذب در فرد ایجاد شده و از این‌رو امروزه به دارویی تبدیل شده که متاسفانه نوجوانان و جوانان در هنگام رویارویی با مشکلات و شکست‌ها، آن را تنها راه برای کسب آرامش میدانند. ناظر افزود: ترامادول یک مسکن قوی است که با مهار کردن ارسال پیام درد به مغز باعث سرکوب احساس درد شده و این تاثیر میتواند از آن جهت خطرناک باشد که فرد در این شرایط هیچ دردی را حتی در زمان جراحت احساس نمی‌کند و نمی‌تواند از خود محافظت کند. وی گفت: این علائم و نشانه‌ها بدون شک برای بسیاری از افراد و مخصوصا جوانان مطلوب است و آنها را به مصرف هرچه بیشتر قرص و در نتیجه اعتیاد به آن وا می‌دارد، مخصوصا اگر فرد دچار افسردگی و یا اضطراب باشد. این متخصص بیماری‌های عفونی یادآورشد: بسیاری از افراد معتاد به ترامادول، در خیابان‌ها دنبال آن نمی گردند، بلکه بیشتر افراد شروع مصرف خود را با تجویز پزشک گزارش کرده‌اند، در حالی که خودسرانه مقدار مصرف را افزایش داده و بنابر دستور پزشک، مصرف‌شان را توقف نکرده‌اند. وی با اشاره به عوارض مصرف این قرص بیان کرد:گذشته از تمام اثرات ترامادول که برای بیمار دارویی مطلوب و آرامش‌دهنده است، اما مصرف ترامادول بیش از یک مدت کوتاه درمانی، عوارض سوء زیادی نیز بر بدن بر جای می گذارد. ناظر با تاکید براینکه افرادی که سابقه حملات عصبی مانند صرع و تشنج دارند نباید از ترامادول استفاده کنند، چراکه مصرف این دارو می‌تواند باعث حمله عصبی مجدد شود، تصریح کرد: ترامادول همچنین باعث بی‌ثباتی، عدم تعادل، سرگیجه و احساس بی‌خیالی در افراد می‌شود. وی به اثرات بلند مدت مصرف ترامادول اشاره کرد و گفت: به دلیل عوارض نامطلوب، این دارو معمولا برای درمان و مصرف طولانی مدت توصیه نمی?شود، چراکه اثرات سوء مصرف درازمدت ترامادول بسیار متنوع بوده که از میان آنها به برخی موارد ازجمله تحمل و عادت کردن به دارو اشاره کرد. این متخصص بیماری‌های عفونی یادآورشد: از آنجایی که ترامادول با تاثیر بر مغز و عملکرد عصبی تاثیرات خود را می‌گذارد، خطر عادت کردن و تحمل بدن نسبت به این دارو بسیار بالاست. وی با تاکید براینکه وقتی بدن به حضور ترامادول عادت می‌کند، برای رسیدن به تاثیرات اولیه سرکوب درد و سایر تاثیرات مطلوب آن، فرد نیاز دارد مقدار داروی مصرفی را بالا و بالاتر ببرد، افزود: وابستگی همراه با تحمل دارو از دیگر اثرات مصرف بی رویه ترامادول بوده و خیلی از افراد در اثر مصرف بلندمدت این دارو به آن عادت کرده و وابسته می‌شود و این درحالیست که از تاثیرات درمانی دارو خبری نیست و در حقیقت بدن فرد ترامادول را به عنوان ماده ضروری و اصلی برای عملکرد طبیعی بدن می‌شناسدکه در این هنگام، توقف مصرف و یا حتی کاهش مقدار مصرف دارو، فرد را به شدت ضعیف و بیمار می‌کند. ‌ ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Sun, 18 Dec 2016 12:06:17 GMT http://migna.ir/vdch6knx.23nwkdftt2.html با معتادان یقه سفید آشنا شوید! http://migna.ir/vdccx1q1.2bqo48laa2.html ميگنا: این روزها اعتیاد چهره ­اش را عوض کرده است و دیگر مثل سال­های پیش نیست که فرد معتاد از بیست فرسخی چراغ راهنما می­ زد. محرک­ها و مخدرهای امروزی باعث شده­ اند سبک جدیدی در زندگی معتادان ایجاد شود که به هیچ­وجه از نظر ظاهری قابل شناسایی نباشند. اعتیادی که این روزها به اعتیاد یقه سفیدی معروف شده است و هرچقدر که ظاهر آرامی دارد ولی ممکن است با کوچک­ترین تحریکی مثل دینامیت منفجر شود و ترکش­هایش باعث بروز خسارت­های جبران ناپذیری شود. یقه سفیدی به علت شیوه مصرف بی­ دردسر طرفداران پر و پا قرصی برای خود دست و پا کرده است و ممکن است دوست، همکار و حتی اقوام نزدیک شما بدون اینکه بو ببرید، زیر دماغ­تان شیشه و محرک­هایی از این دست را مصرف کنند.  با کلاس­ها یقه سفید می­ شوند علیرضا یگانگی کارشناس اعتیاد در گفت­گوی اختصاصی با ما از علایم و دلایل گرایش به محرک­های روانگردانی نظیر کوکائین می­گوید. -اصولا چند نوع معتاد به مواد مخدر داریم؟ ما انواع مختلفی از اعتیاد داریم که در این نوع اعتیادها اشخاصی به عنوان زیر مجموعه قرار دارند. زیر مجموعه قرار گرفتن افراد برای دسته بندی آن­ها است. یک معتاد حرفه ای داریم، یک معتاد تفننی داریم یک سری معتادها هستند که مصرفشان با حذف جایگاه اجتماعی شان است ، و یک سری معتاد خلاف کار داریم. معتاد حرفه ای یا به اصطلاح همان ته خطی معمولا افرادی هستند که به کارتن خوابی می افتند. درباره  دلایل اعتیاد خیلی از روزنامه ها مانور می دهند که مثلا طلاق ، دوست یا غیره است یا پایه مذهبی دارد یا ندارد ولی وقتی برایشان مثال میزنی میفهمند که تمام اینها میتواند رد بشود. وقتی نداشتن علم و تحصیل را یکی از دلایل اعتیاد در نظر میگیری من دکتری را مثال میزنم که جراح مغز بوده است و کارتن خواب شده است و البته الان ترک کرده و خوشبختانه دوباره سرکار خودش برگشته است. برای همین اصلا قابل چارچوب بندی نیست. من برایتان معتادی می آورم که جایگاه اجتماعی او را بعید میدانم کسی داشته باشد  ولی کارتن خواب شد. یقه سفید­ها بیشتر چه موادی مصرف می­کنند؟ معمولا کوکائین مصرف می­کنند چون از لحاظ اجتماعی وضعیت خوبی دارند. در میان این افراد معتاد به هروئین نمی­توان پیدا کرد چون اگر مصرف کننده هروئین شوند کم ­کم به سمت معتاد شدن، می ­روند. اینکه این جور افراد روزی به کارتن خوابی یا همان معتاد حرفه ­ای می­رسند یا نه هم، باز ممکن است و بستگی به پیشرفت بیماری در این افراد دارد. با توجه به رشد بیماری و نوع مصرف و شرایط روحی و روانی این افراد احتمال اینکه این افراد بعد از چند سال در ورطه معتادان حرفه­ ای قرار بگیرند، که ما آن ها را معتادان خیابانی می­شناسیم ، بسیار زیاد است. -بیشتر چه کسانی در معرض این نوع اعتیاد هستند؟ معمولا این نوع اعتیاد کسانی را درگیر می کند که دارای پایگاه اجتماعی هستند. مکان مصرف کجاست؟ الان مصرف کوکائین احتیاج به مکان خاصی ندارد. این افراد بازیگرها و بازیکن­های خودشان را پیدا می­کنند. برای مثال شما ۵۰ تا دوست دارید ولی وقتی قصد رفتن به کوه را دارید ۳ نفرشان را صدا می­ کنید. این افراد هم همینطور یار بازی­شان را در بین خودشان پیدا می­کنند تا باهم مصرف کنند. معمولا هم مشکلی برای مکان مصرف ندارند چون دفتر یا محل کاری دارند که از آن برای این کار استفاده می­ کنند. این افراد حتی نوع تهیه جنس­شان هم خاص است. افرادی را دارند که به قول معروف ساقی هستند آنقدر ظاهر متفاوتی دارند که شاید باور کردنی نباشد آدمی به این متشخصی مواد فراهم بکند. یقه سفیدها هزینه های­شان نسبت به انواع دیگر اعتیاد بیشتر است؟ خود مصرف کوکائین جز پرخرج ترین هاست. کسی را میشناختم که هزینه اش برای مصرف به روزی یک میلیون هم می­ رسید. معمولا این افراد وضع مالی خوبی دارند و مشکلی برای تهیه جنس ندارند. یعنی ظاهر این افراد هیچ وقت اعتیادشان را آشکار نمیکند؟ امکان ندارد تاثیر گذار نباشد ولی کوکائین ظاهر را خیلی از بین نمی­ برد و عمده تاثیرش فقط روی مغز است.  -این آدم­ها با این جایگاه اجتماعی و درآمد خوب چرا سمت مصرف مواد می­روند؟ هیچ دلیلی قطعی ­ای ندارد. ممکن است برای هر کس دلیلی داشته باشد. تفاوت نوع اعتیاد یقه سفیدها با معتادان کلاسیک در چیست و چه ویژگی­های خاصی دارند؟ کمک کردن به این جور آدم ها خیلی سخت­تر از کمک کردن به معتادهای دیگر است چون این افراد چیزی را از دست ندادند خیلی سخت میشود آن­ها را متقاعد به ترک کرد. اگر از مضرات اعتیاد بگویید می­گویند مشکلاتی که برای بقیه ایجاد کرده است که برای من ایجاد نشده است. رودر رو با یک مصرف کننده شیشه محمد بیست و هشت ساله و لیسانس ادبیات فارسی است و دو سال است که به دور از چشم خانواده شیشه مصرف می­کند. زمان انتخاب رشته خیلی اصرار کردند که رشته به اصطلاح نان و آب­دار انتخاب کنم ولی پایم را در یک کفش کردم که باید ادبیات بخوانم ولی در میانه راه از درس زده شدم، فکر می­کردم دانشگاه شرایط را مهیا می­کند تا نویسنده شوم ولی عملا خبری نبود. دوران دانشجویی ­ام طولانی شده بود و از طرف خانواده تحت فشار قرار می­گرفتم که هرچه زودتر درسم را تمام کنم. یک شب که برای درس خواندن در خوابگاه مانده بودم حسابی کلافه بودم و اصلا حوصله درس­ها را نداشتم و مدام سیگار می ­کشیدم ولی آرام نمی ­گرفتم. یکی از دوستانم که خود مصرف کننده بود به من پیشنهاد کرد که یک پُک شیشه بزنم، بعد درس بخوانم. به ­قدری کلافه بودم که قبول کردم. مثل آب روی آتش بود و تمام استرس و فشار از رویم برداشته شد. دو سالی هست که کم و بیش شیشه مصرف می­کنم. اوایل زمانی که شیشه مصرف می­ کردم به شدت انرژیک می­ شدم و تمرکزم به شدت بالا می­ رفت و سرم پر می­ شد. پر از ایده برای نوشتن داستان و نمایشنامه و این تنها چیزی بود که آن زمان نیاز داشتم. مدرکم را هم با کمک مصرف گرفتم. علاوه بر این از نظر قوای جسمانی هم تهییج می­شدم و منی که سال به سال پیاده­ روی هم نمی­کردم با دوستانم چندین سِت والیبال بازی می­ کردم. همین موارد باعث شده بود که اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم و در برخوردهایم با دیگران موفق­تر عمل کنم. اما حالا دیگر به آن حس و حال نمی­رسم و فقط برای رها شدن از استرس ­هایم مصرف می­کنم. هیچ­وقت توهمات عجیب و غریب نزدم ولی به شدت فکرم را باز می ­کرد و برای نویسنده چه چیزی بهتر از پرواز دادن تخیل؟ جرایم ناشی از مصرف شیشه به شدت دردناک هستند سوزاندن صورت نوزاد با سیگار سارا شاکری که در بخش پذیرش پزشک قانونی تهران مشغول به کار است، موارد بسیار زیادی از جرائم ناشی از مصرف شیشه دیده است. مواردی که تاثیر بسیار بدی بر ذهن و روحش گذاشته­اند. «یک‌بار آقایی را آوردند که شیشه مصرف کرده بود. توهم زده بود و پسر دو ساله‌اش را با ۱۴ ضربه چاقو به قتل رسانده بود، بعد هم پای خانومش را با ضربه قمه از مچ قطع کرده بود. تنها شانسی که آوردند این بود که خواهر آقا پزشک بود و پای قطع شده را داخل کیسه یخ انداخته بودند و برای پیوند به بیمارستان برده بودند.» خانم شاکری پس از به یاد آوردن این صحنه دل­خراش کمی به هم می­ریزد ولی هرطور هست خودش را کنترل می­کند. «یک بار هم یک بچه یک و نیم ساله را آوردند که پدر و مادرش شیشه می‌کشیدند. توهم که می‌زدند تمام صورت بچه را با سیگار می‌سوزاندند. یک جای سالم روی بدن بچه طفل معصوم نمانده بود.» پژوهشگر ارشد حوزه اعتیاد از توهمات شگفت ­انگیز و خطرساز معتادان به شیشه می­ گوید من امام زمانم دکتر هومن نارنجی­ها پژوهشگر حوزه اعتیاد و مدیر کل سابق فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر، کارشناس موسسه مطالعات رفتاری و اجتماعی داریوش و دکتر رویا نوری کارشناس ارشد جامعه شناسی از معدود افرادی هستند که پیمایش گسترده ­ای در زمینه اعتیاد به شیشه انجام داده ­اند. این دو کارشناس از نه سال پیش که رد پای شیشه در پایتخت رویت شده است، موارد عجیب و غریب زیادی از توهمات مصرف شیشه دیده­ اند. دکتر نارنجی ها از مصرف کننده های شیشه ای می گوید که برای ترک اعتیاد به نزد او می آیند: «یک نفر می گفت من قدرتی دارم که دولت اگر از قدرت من استفاده کند، خیلی به جامعه خدمت می شود. می گفت هر زمان که بخواهم باران می آید. به مسئولان بگویید من را ببرند به شهرهایی که خشکسالی است تا آنجا بگویم باران بیاید و سرسبز شود.  یک نفر دیگر آمده بود می گفت برادرم با همسر من رابطه نامشروع دارد. من از پله ها بالا می رفتم، دیدم برادرم از پله پایین می آید و داشت دکمه های پیراهنش را می بست و وقتی خانه رفتم همسرم لباس خوبی در منزل به تن نداشت. در صورتی که این برادر ۱۵ سال است که در خارج ایران زندگی می کند. توهم آنقدر قوی است که به چشمشان هم اعتماد دارند. یک نفر دیگر می گفت خانواده من آنقدر کم شعور هستند که دائم به من می گویند تو چرا اینقدر مشکل داری؟ اما بقیه جمادات و نباتات ارزش من را می فهمند؛ به طوری که وقتی به اینجا می آمدم تمام درخت های خیابان ولیعصر به من تعظیم کردند. یکی دیگر گفت من را می شناسی؟ من امام زمان هستم. ظهور کردم و گهگاه برا رسیدگی به امور می آیم. یک نفر دیگر می گفت من انسان نیستم یک طرفم خر است و طرف دیگر سگ. به آدم های دیگر هم نگاه می کرد می گفت شکل چه حیواناتی هستند. مادرش می گفت پسرش چشم برزخی پیدا کرده در صورتی که در توهم کامل بود. یک راننده وانتی هم توهم زده بود که مهناز افشار عاشق اوست و همسر و مادرزنش در ایجاد عشق این دو با هم با هم دست به یکی کرده اند. بعضی از توهم ها هم تخصصی است. فرد در یک کاری مثلا کار کامپیوتری متخصص است توهم های فرد هم به همان سمت می رود. مثلا یک نفر آمده بود می گفت همسر من میکروچیپ به من بسته تا هرجا می روم پیدایم کند. در این زمان ها دلایل محکمه پسند نمی آورند و می گویند زنگ زدم در فوری باز شد. چون من را در کامپیوتر دید سریع باز کرده! یا یک نفر می گفت در خانه ما شنود گذاشته اند چون چند وقت پیش که به مهمانی رفته بودند به او نگاه کردند و گفتند لاستیک گران شده؛ و چون یک ماه پیش او در خانه داشته درباره لاستیک حرف میزده پس شنود کار گذاشته اند!» دکتر رویا نوری علت این توهمات را با شرایط زندگی بیگانه نمی داند و می گوید زمینه فرهنگی دارد:  «خانواده ها معمولا زمینه دینی دارند و توهمات به سمت دینی سوق پیدا می کند. خانواده هایی که درآن، بیشتر سوءظن و بدبینی است وقتی توهم می زند بیشتر این بخش فعال می شود. مصرف شیشه عارضه را ۱۰۰چندان می کند. توهمات در فضای خلا به وجود نمی آید. آسیب در خانم ها بیشتر است. پتانسیل زنانگی خطرناک است و ممکن است به رابطه های متعدد تن بدهند که زمینه ساز آسیب های دیگر در جامعه خواهند شد و خیلی در دخترها مهم است. خیلی از آنها بعد از مصرف نمی دانند کجا بودند و چه کار کرده اند.» ۹۰درصد مصرف­ کنندگان را مردان تشکیل می­دهند دکتر سعید صفاتیان رییس کارگروه کاهش تقاضا کمیته  مبارزه با مواد مخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام  اعتیاد شیک یا به اصطلاح یقه سفیدی از کجا به وجود آمده است؟ این نوع پدیده که مختص گروه خاصی است بخاطر تغییر الگوی مصرف در جامعه بوجود آمده است. به طور مثال هروئین را دانشگاهیان و هنرمندان مصرف می­کردند، اما تریاک عام­تر بود. عموما از زمانی که پای مواد روانگردان به جامعه باز شد، هم الگوی مصرف تغییر کرد و هم الگوی کسانی که مصرف کننده هستند. امروزه می­ بینیم که خیلی از افراد که شرایط اقتصادی، اجتماعی، کاری و خانوادگی خوبی برخوردارند سراغ مصرف موادی می­روند که روی ظاهر آنها تاثیری نگذارد. امروزه دیگر فرد هروئین با دُز بالا مصرف نمی­کند بلکه سعی می­کند ماده­ ای مثل شیشه مصرف کند که بتواند همیشه شاداب و سرحال باشد و با مردم در موقعیت­های اجتماعی خوش برخورد باشد. هروئین به مصرف کنندگانش فاز خواب­آوری و افسردگی می­دهد ولی این مواد روان­گردان شرایط روحی بهتری را برای مصرف کننده ایجاد می­کند. به نظر من این تغییر الگوی مصرف در جامعه با تغییر ذایقه مردم ارتباط مستقیمی دارد چرا که جوان های امروزی با جوان های بیست سال پیش خیلی فرق می­کنند. همچنین که گذر از دوران نوجوانی به جوانی سخت­تر شده است. شرایط و دسترسی به اینترنت و راحتی ارتباط با خارج از کشور باعث می­شود آدمهای بیشتری ببینند و یکجورهایی خودشان را با آنها همسان کنند. این چند مورد باعث شده است که این نوع الگوی مصرف در جامعه بیشتر شود. در اعتیاد یقه سفیدی بیشتر چه موادی مورد استفاده قرار می گیرد؟ موادروان گردان یا همان محرک­هایی مثل شیشه هستند. در کل خیلی نوع مشخص شده ­ای ندارد ولی عموما روانگردان مصرف می­کنند و غالبا افراد زیر چهل سال مصرف کننده آن هستند. چهل سال به بالاها هنوز مصرف کننده تریاک هستند چون این افراد مصرفشان از قبل بوده. مواد روانگردان مصرف کنندگان زیر چهل سال دارد چون عمر کمتری نسبت به انواع دیگر مواد دارد. بیشتر چه کسانی در معرض این آسیب یا این نوع مصرف مواد هستند؟ عموما سه دسته از افراد به سمت مواد گرایش پیدا می­کنند. کسانی که مشکلات شخصیتی دارند، کسانی که مشکلات خانوادگی دارند و کسانی که مشکلات اجتماعی دارند. شخصیتی وقتی است که فرد دچار افسردگی می­شود، اضطراب،  بیماری جسمی و یا جنسی پیدا می­کند. از لحاظ خانوادگی کسانی که خانواده معتادی دارند یا پدر و مادر توجه درست به فرزندشان ندارند و یا بیش از حد به فرزندشان توجه می­کنند یا فرزند طلاق هستند. بعضی­ هم در حوزه­ های اجتماعی یا اقتصادی دچار مشکل می­شوند که کم­تر شامل یقه سفیدها می­شود. یقه سفیدها عموما وضعیت اقتصادی خوبی دارند اما این­ها هم می­توانند دچار هر سه نوع بحران بشوند و تبدیل به مصرف کننده بشوند. برای این اشخاص چه چیزی اهمیت بیشتری دارد؟ این افراد نمی­خواهند موادی مصرف کنند که از لحاظ اجتماعی به جایگاه­شان ضربه بزند و آنها را دچار بهم ریختگی کند. مثلا  چرا شخص وقتی می­خواهد درجلسه بنشیند حشیش مصرف می­کند؟ دلیل اش این است که بتواند مقداری ذهنیتش را عوض کند و بتواند خوب حرف بزند. یا وقتی میخواهد با یکی از دوستانش حرف بزند مصرف می­کند چون می­خواهد هرچیزی در دل یا ذهن دارد را راحت بیان کند. این افراد نمی­خواهند معتاد به حشیش بشوند ولی در اثر مصرف مداوم اعتیادشان بیشتر می­شود. این افراد معمولا برای دسترسی به مواد از چه طریقی اقدام می­کنند؟ برای این اشخاص خاص دسترسی بسیار آسان شده است چون تقریبا فروش مواد شبکه ­ای و  اینترنتی شده است. با اینکه نیروی انتظامی تلاش می­کند ولی این یک واقعیتی است که نه تنها در ایران بلکه در همه جای دنیا دسترسی به موادآسان شده است. من خیلی از کشور های اروپایی رفته­ ام و با پرس و جو متوجه شده ­ام که همه جای دنیا این توزیع ­ها شبکه­ ای شده است. درآمد قاچاق مواد مخدر خیلی از قبل بیشتر شده است و فضاهای مجازی باعث رد و بدل شدن اطلاعات است. این­ها باعث شده است که شبکه سازی صورت بگیرد و این شبکه سازی باعث شده است که افرادی که از لحاظ مالی قوی­تر هستند دسترسی به مواد برایشان آسان­تر شود. مکان مصرف این اشخاص کجاست؟ بیشتر مکان مصرفشان در جمع های دوستانه است و در منزل مصرف نمی­کنند. این چیزی است که ما در مطب به صورت عینی در مواجهه با افراد می­بینیم. وقتی سوال می­کنیم که مواد را در منزل مصرف می­کنید می­گویند نه و بیشتر با دوستانم مصرف می­کنم. یعنی کلاس و جایگاهی خاصی برای مواد کشیدن­شان دارند. البته این موضوع برای اوایل مصرف است و بعد از اینکه کم­کم اعتیادشان برای خانواده مشخص شد سعی می­کنند این افراد را داخل خانه بیاورند. وقتی اعتیاد وارد خانه می­شود مشکلات هم همراش به خانه می­آیند. از فراهم کردن مواد و وسایل مصرف گرفته تا گاهی هم معتاد شدن اعضای خانواده. بعد از مطالعه و بررسی مشاهده شده است که همین موضوع دلیل مهم اعتیاد اغلب زن­ها می­شود. هزینه­ های این افراد از خرید جنس گرفته تا باقی مسائل چگونه است؟ اگر مورد مصرف ماده ­ای مثل کوکائین یا شیشه باشد، هزینه خیلی بالاست. این جور افراد اگر دوست و رفیق داشته باشند و بخواهند بساط بچینند و با آنها مصرف کنند مخارج بالایی دارند، اما هزینه­ های انفرادی­شان خیلی کم­تر می­شود اما این افراد برای اینکه محیط و جایی برای مصرف­شان داشته باشند تا محیط خانه را درگیر نکنند، مجبور می­شوند هزینه گزافی بپردازند. پیدا کردن کسی که برایشان مواد فراهم کند هم هزینه خودش را دارد. این افراد ده برابر هزینه کسی است که تریاک می­کشد صرف مصرف موادشان می­کنند. موادی که مصرف می­کنند روی ظاهرشان تاثیری می­ گذارد؟ این موضوع به مقدار زمانی که از مصرفشان می­گذرد بستگی دارد. مثلا کسانی که تریاک میخورند خیلی زود لاغر می­شوند و مشخص می­شود ولی کسی که همان تریاک را می­کشد خیلی دیرتر مشخص در ظاهرش دیده می­شود. البته کمی هم به تیپ ظاهری هر فرد مثلا چاقی یا لاغری هم بستگی دارد. تازه همه اینها به علاوه استرس­هایی که این فرد تحمل می­کند باعث می­شود از نظر ظاهری افت کند. ولی وقتی یک نفر بتواند جایگاه خودش را داشته باشد و به آسانی مواد تهیه کند دیگر استرسی ندارد. در کل فقط مصرف مواد نیست و خیلی مسائل جانبی هم روی ظاهر افراد بستگی دارد. تاثیر عمده شیشه و روان گردان ها چیست؟ دو نوع تاثیر دارند یکی جسمی یکی روانی. تاثیر جسمیشان روی تمامی اندام های بدن است از قلب بگیرید تا کلیه. اما مهم تر از آن تاثیرات روانی این مواد است مثل افسردگی، اضطراب، اختلال شخصیت، توهم و هذیان و حتی اختلال در تشخیص زمان و مکان است. متاسفانه مواد روانگردان تاثیرتشان نسبت به مواد مخدر خیلی بیشتر است. بیشتر زنان درگیر این نوع اعتیاد هستند یا مردان؟ آمار اینگونه است که میگوید از صد درصدی که در کشور اعتیاد دارند آمار زنان چیزی حدود ۹.۵ درصد است و این یعنی تقریبا نود درصد آقایان اعتیاد دارند. در خیلی از موارد دیده­ ام که زن و شوهر­ها مراجعه کرده ­اند و وقتی از خانم سوال می­کنم دلیل اعتیاد چیست می­گوید، شوهرم مصرف کننده مواد بود و وقتی نتوانستم اورا ترک دهم و طلاق بگیرم مجبور شدم خودم هم همپای او بکشم تا شوهرم حداقل بیرون از خانه نرود و هزینه بیشتری به خانه تحمیل نکند. برای کاهش تقاضا در این حوزه خطرناک چه راه­کاری را پیشنهاد می­دهید؟ اول ما در کشور احتیاج به یک نظام رصد داریم که آینده اعتیاد و آینده کشور را بررسی کند. دوم برای اینکه ما بتوانیم عرضه را در کشور کاهش بدهیم و مدیریت کنیم احتیاج به جایگاهی داریم که کمسیون تنظیم بازار در کشور داشته باشیم. سوم هم اینکه باید بودجه ستاد مبارزه با مواد مخدر با این تهدیدها همخوانی و برابری داشته باشد. ایران پنجمین مصرف­ کننده شیشه در جهان آمار و ارقام مصرف شیشه در کشور همیشه محور اصلی مناقشات در بحث محرک­ها بوده است. اکثر مسئولین و کارشناسان حوزه اعتیاد از نفوذ چشم­گیر این محرک­ها به مدارس می­ گویند و تقریبا همه متفق ­القول از تغییر الگوی مصرف از سمت مخدرها به محرک­ها سخن می­گویند. دکتر جزینی قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر: طبق آمار شیوع شناسی سال ۹۰، چهار درصد دانش آموزان که اغلب در سن ۱۶ تا ۱۷ سالگی قرار دارند یک بار محرک شیشه را مصرف کرده‌اند که اکثر این مصرف مواد مربوط به شب امتحان است. به گفته جزینی حشیش، تریاک، هروئین،‌ ال اس دی و شیشه در بین دانشجویان که در منازل مجردی زندگی می‌کنند بیشتر است لذا منازل مجردی دانشجویان به عنوان یکی از آسیب‌های این حوزه محسوب می‌شود. رویا نوری، کارشناس ارشد جامعه شناسی: ۲.۱ مردم تهران در روز، هفته یا ماه شیشه مصرف می­کنند که این یعنی ۱۷۶ هزار نفر از اهالی پایتخت هر از گاهی شیشه می­کشند و این خطرناک است. دکتر هومن نارنجی­ها، پژوهشگر حوزه اعتیاد: ۹۰ هزار نفر در تهران شیشه مصرف می­کنند و اگر ده درصد این آمار هم توهم ­زا باشند یعنی نه هزار نفر در تهران دچار توهم­های ناشی از مصرف شیشه هستند. الان میانگین سنی مصرف­ کنندگان شیشه به ۲۹ سال رسیده است در صورتی که در سال ۸۶ میانگین سنی ۳۳ سال بوده و این کاهش میانگین چهار سال یعنی حالا مصرف کننده هجده ساله هم داریم. ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال  ۱۳۸۲میانگین زمان دسترسی به انواع مختلف موادمخدر را ۲۲دقیقه اعلام کرده بود که هم‌اکنون برخی از کاهش قابل ملاحظه این میانگین خبر می‌دهند. دکتر سعید صفاییان: مرگ و میر ناشی از سوء‌مصرف مواد مخدر در میان مصرف‌کنندگان روان‌گردان‌ها رتبه نخست، هروئین رتبه دوم و تریاک رتبه سوم را دارد. دکتر مجید ابهری، روانشناس: در حال حاضر مصرف شیشه را به میان دختران و ورزشکاران برده‌اند. الان در سالن‌های آرایش، باشگاههای ورزشی، استخرهاو... ماده مخدر شیشه در بسته‌بندی‌های مختلفی از گرمی ۴۵۰۰تومان تا ۸هزار تومان عرضه می‌شود. حتی در برخی مکان‌ها پایپ(وسیله مصرف شیشه) هم به صورت رایگان و اشانتیون در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد. نشریه فایننشیال تایمز در مقاله ­ای‌ بر پایه گزارش منتشره از اداره کنترل مواد مخدر ملل متحد اعلام کرده است که در سال ۲۰۱۳ آمریکای شمالی در صدر جدول مصرف ماده متامفتامین (شیشه) است و در مجموع ۵۴ تن از کل ۸۸ تن مواد تولید شده در سال ۲۰۱۱ در این قاره به مصرف رسیده است. در این قاره البته کشور مکزیک، که بزرگ‌ترین کارتل‌های مواد مخدر در آن مشغول به فعالیت هستند، رتبه نخست و پس از آن ایالات متحده قرار دارند. چین و تایلند در مقام سوم و چهارم و متأسفانه ایران در مقام پنجم در این گزارش رده‌بندی شده‌اند.   مسعود حاجی‌رسولی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر با بیان اینکه تحقیقی میان یک هزار و ۱۰۸ نفر معتاد درمان‌جوی استان تهران انجام شد، گفت: نتایج کلی این پژوهش نشان می‌دهد که الگوی مصرف مواد در کشور ایران تغییر کرده است، زیرا از مجموع جمعیت آماری این پژوهش ۲۳۵ نفر از تریاک، ۷۷ نفر از شیره، ۳۴۴ نفر از کراک، ۳۲۷ نفر از شیشه و تنها ۱۸ نفر از هروئین استفاده می‌کردند که این وضعیت می‌تواند بسیار خطرناک باشد. ستاد مبارزه با مواد مخدر آماری از جزئیات مصرف مواد مخدر و محرک منتشر کرده است که تصویر هولناکی از تغییر شیوه مصرف، افزایش میزان آن و کاهش سن مصرف را نشان می­دهد. در جدول زیر نام و جزئیات اولین مواد مخدر مصرفی در بین جوانان را بخوانید. گزینه درصد شیشه ۲۵ کراک ۵۰ هرویین ۱.۹ تریاک ۳.۰ حشیش ۱۶ در جدول زیر بخوانید که اولین مواد مصرفی با همراهی چه کسی بوده است. گزینه درصد دوستان مدرسه ۱۰.۲ دوستان محل ۵۱.۴  اقوام ۲۲.۱ به تنهایی ۱۳.۴ در جدول زیر میزان مقبولیت مواد مخدر در بین جوانان بخوانید. گزینه  درصد  کراک ۲۰.۰  شیشه ۵۷.۱ تریاک ۲.۱ هرویین ۱.۳ X قرص ۱۳.۶   در جدول زیر تنوع میزان مصرف مواد مخدر را بخوانید. گزینه درصد خیلی زیاد ۱۹.۵  زیاد ۱۳.۲  متوسط ۲۸.۷ کم ۱۴.۲ خیلی کم ۱۸.۵         لينك ورود به كانال ميگنامنبع: مجله مهر ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 11 Dec 2016 05:27:56 GMT http://migna.ir/vdccx1q1.2bqo48laa2.html مواد مخدری به نام "گل" در کمین دختران جوان http://migna.ir/vdceew8x.jh8ofi9bbj.html میگنا: هر از چند گاهی، مصرف مخدری جدید در میان برخی جوانان  شایع می شود و بعد از سلب سلامتی و تندرستی آنها، محرز می گردد که این مواد تخدیری به ظاهر جدید،مشتقاتی است  از همان مواد مخدر خانمان‌سوز سابق،که بسیاری از مصرف کنندگان را به دام اعتیاد و به کام مرگ کشانده، است.-  حالا مدتی است در میان مواد مخدر مصرفی،نامی جدید به گوش می رسد که از آن  تحت عنوان «گل» یاد می شود.   سوداگران با این اطلاق واژگانی،گیاهی بودن آن را به رخ مصرف کنندگان می کشند،مخدری که بر خلاف نام خوشایند آن، تهدیدی جدی برای سلامتی محسوب می شود.   بر اساس گزارشات واصله،مصرف این ماده مخدر،اخیرا در میان برخی دختران جوان نیز شایع شده ،البته در این میان برخی پسران و آقایان نیز از مشتریان پرو پا قرص «گل» محسوب می شوند، اما شیوع آن در میان دختران به میزانی رسیده که حالا کارشناسان ،از آن به عنوان زنگ خطری جدی یاد می کنند.   *پیشروی نرم و موذیانه اعتیاد در دختران و زنان جوان     کیومرث شرافتی،جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی با اشاره به معضل اعتیاد به عنوان یکی از جدی ترین دغدغه ها و چالش های اجتماعی در جامعه اظهار داشت:متاسفانه در طول سالیان گذشته،عمدهِ جامعه هدفِ تدابیر و تمهیدات کنترل و پیشگیری از موادمخدر ، متوجه قشر مردان بوده و کمتر توجهی در این خصوص نسبت به طیف دختران و بانوان لحاظ شده است. در شرایطی که آمارهای منتشر شده در رسانه ها موید افزایش دو برابری معضل اعتیاد در قشر بانوان و دختران در بین سالهای 86 تا 90 است،می طلبد دستگاه های ذیربط کشور در حوزه آموزشی،فرهنگی و اطلاع رسانی توجه هر چه بیشتری را در این خصوص مبذول دارند.   شرافتی گفت:رشد و افزایش جمعیت دختران و زنان معتاد از 5 درصد به بیش از 9 درصد،هشداری جدی محسوب می شود که باید با فوریت و جدیت نسبت به اتخاذ تدابیر پیشگیرانه در  این خصوص اقدام کرد.   این جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی عنوان کرد:البته براساس ارزیابی های انجام شده،در حوزه پیشگیری از اعتیاد ضعیف عمل کرده ایم و در طول سنوات گذشته عمده تمرکز ما بر امر درمان استوار بوده که البته کم نیستند صاحب نظرانی که معتقدند در عرصه درمان نیز نتوانسته ایم پایداری لازم برای ترک را تداوم بخشیم. شواهد موید این واقعیت است که در عرصه اعتیاد مردان ضعیف عمل کرده ایم و در حوزه چالش اعتیاد در بین زنان و بانوان ضعیف تر،و با چنین اوصافی می طلبد نسبت به اعمال تمهیدات ویژه در عرصه های فرهنگی،آموزشی،اطلاع رسانی،درمانی و تدابیر پیشگیرانه مقتضی طرحی نو در اندازیم.   شرافتی با اشاره به شیوع مصرف ماده مخدر «گل» در میان دختران دانشجو گفت:برای توفیق در حوزه مقابله،کنترل و پیشگیری از اعتیاد زنان و دختران،باید ریشه ها و عوامل موثر در ظهور و بروز این معضل مورد توجه قرار گیرد در غیر این صورت با افزایش جمعیت زنان ودختران معتاد،چالشی جدی تر برای جامعه ایجاد خواهد شد که رفع آن،مستلزم هزینه کَردهای بسیاری خواهد بود.   براساس مطالعات انجام شده،عامل اصلی اعتیاد در میان دختران و برخی زنان به مسائل روحی،روانی، عاطفی و علی الخصوص استرس هایی معطوف می شود که با ضریب و شدت بیشتری در میان دختران و زنان ظهور و بروز پیدا می کند.   جامعه شناس و آسیب شناس مسائل احتماعی عنوان کرد:البته اعتیاد در زنان یا دختران به یک عامل خلاصه نمی شود و مسائل و دلایل متعددی در دچار شدن برخی از دختران به سوء مصرف مواد مخدر یا محرک موثر است و به بیانی دیگر باید گفت مسائل خانوادگی، روحی، عاطفی، روانی، شکست های عشقی و...نیز در دچار شدن به این ناهنجاری دخیل است.   *تفاوت اعتیاد دختران و زنان به سوء مصرف مواد مخدر در مقایسه با مردان    حمیده مروت،روانشناس و مدد کار اجتماعی در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران، در تشریح مختصات اعتیاد در زنان عنوان کرد:متاسفانه در طول سالهای اخیر با تبلیغات گمراه کننده ای که در خصوص برخی از مواد مخدر شایع شده،بعضا عده ای از زنان و دختران از روی غفلت و ناآگاهی در دام اعتیاد گرفتار شده اند و زمانی آثار و تبعات این معضل هویدا و محسوس شد که مسیر بازگشت با پیچیدگی و دشواری های بسیاری روبرو شده است.در یک دوره ماده مخدر کراک،با تبلیغات بسیار و این توجیه که این مواد،مشابه مخدر مصرفی شایع در اروپا است،زندگی برخی جوانان گرفتار شده به این ماده ویران کننده را به سیاهی و تباهی کشاند ،زیرا اساسا پایه و مواد اولیه کراک مصرفی در اروپا از کوکائین بود،در حالی که کراک مصرفی در ایران همان هروئین فشرده به شمار می رفت. مروت گفت:در دوره بعد،شیشه به عنوان ماده ای به اصطلاح لاغر کننده که پوست صورت را شفاف می کند و قوه تامل و تفکر را بالای می برد در میان جوانان شایع شد و چه بسیار زنان ودخترانی که متاسفانه در آرایشگاه ها و باشگاه های ورزشی توسط افراد سود جو در دام این مخدر گرفتار شدند. و حالا شاهد هستیم ماده مخدر گل،با عناوین و تبلیغات جذاب،برخی جوانان  ساده لوح رانشانه می رود و این در شرایطی است که پایه و مواد اولیه این ماده به ظاهر خوش عنوان،همان ماری جوانا یا حشیش است.   وی افزود:باید با آموزش های هر چه بیشتر،به نوجوانان و جوانان و بخصوص دختران و بانوان اعلام کرد که ضریب اعتیاد و گرفتار شدن آنها به سوء مصرف مواد مخدر بسیار بالاتر از پسران و آقایان است.   مروت گفت: به واقع دختران و زنان با تعداد و تکرار  مصرف کمتری در مقایسه با مردان و پسران دچار اعتیاد می شوند و از سوی دیگر ترک این مواد نیز در دختران و خانم ها بسیار سخت تر و دشوارتر از ترک مصرف در میان آقایان است.   *گل،بستر ساز گرایش به مصرف مواد افیونی دیگر   مروت با اشاره به سهولت مصرف ماده مخدر «گل» در مقایسه با دیگر مواد مخدر عنوان کرد:سادگی شیوه مصرف این ماده مخدر و عدم نیاز به پایپ یا وافور باعث شده تا دختران و زنان با ساده اندیشی،اثرات مخرب این مخدر را نادیده بگیرند و گمان کنند آنچنان که استعمال این مواد به سهولت میسر می شود،ترک و پاکی از این مخدر نیز به سادگی امکان پذیر نیست.   وی افزود:بر خلاف تصور،مصرف و استعمال این ماده مخدر،تبعات و عوارض مخربی  رادر پی دارد که مغز،قلب، ریه ها را هدف قرار می دهد و در دراز مدت سرطان،تخریب سلول های خاکستری مغز،توهمات بسیار خطرناک و شیوع رفتارهای پر خطر از پیامدهای این ماده مخدر خواهد بود.   مروت در خاتمه یادآور شد:علاوه بر مخاطراتی که «گل» برای  سلامت انسان ایجاد می کند،این ماده دروازه ورود به منجلابِ تجربه دیگر مخدر ها و مواد محرک و افیونی است که می طلبد گروه های هدف این مواد،با درایت و هوشمندی از تجربه استعمال این ماده  فریبنده ،حتی برای یکبار نیز پرهیز کنند که در صورت دچار شدن به آن،آینده ای مبهم،تاسف آور در انتظار آنها خواهد بود که پیش بینی مخاطرات و عمق تخریب این ماده غیر قابل تصور و جبران ناپذیر خواهد بود.لینک ورود به کانال میگناباشگاه خبرنگاران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 30 Nov 2016 09:24:15 GMT http://migna.ir/vdceew8x.jh8ofi9bbj.html یک سال سیگاری بودن و نتایجش! http://migna.ir/vdccmxq1.2bqo08laa2.html ميگنا: برای بسیاری از افراد سیگاری، جدی گرفتن خطرات سیگار کشیدن دشوار است زیرا اغلب چندین سال می گذرد تا نشانه های دردناک آن مانند سرفه و تنگی نفس پدیدار شوند. با این وجود، مطالعه ای جدید نشان داده است که کشیدن یک پاکت سیگار در روز به مدت یک سال می تواند به 150 جهش اضافی در ریه ها، و جهش های بیشتر در اندام های مهم دیگر در سراسر بدن منجر شود، حتی اگر فرد سیگاری احساس ناخوشی نداشته باشد. به گزارش "ساینس دیلی"، پژوهشگران ارتباطی مستقیم بین تعداد سیگارهای کشیده شده در طول زندگی و تعداد جهش ها در DNA یک فرد سیگاری را نشان داده اند. پژوهشگران مکانیزم های مختلف که تنباکوی مصرف شده موحب جهش می شود را شناسایی کرده و به طور میانگین 150 جهش اضافی در هر سلول ریه پس از یک سال کشیدن یک پاکت سیگار در روز را محاسبه کرده اند. بنابر گزارش اخیر موسسه ولکام تراست سانگر، کشیدن یک پاکت سیگار در روز به مدت یک سال به طور میانگین 97 جهش در هر سلول حنجره، 39 جهش در حلق، 23 جهش در دهان، 18 جهش در مثانه و شش جهش در کبد را نشان داده است. این مطالعه چشم اندازی جدید از چگونگی شکل گیری سرطان به واسطه دود تنباکو را ارائه کرده است. تا پیش از این، شواهد اپیدمیولوژیک سیگار کشیدن را با سرطان پیوند می دادند اما اکنون ما می توانیم تغییرات مولکولی در DNA به واسطه سیگار کشیدن را مشاهده و کمیت آن را مشخص کنیم. طی این مطالعه، پژوهشگران به تجزیه و تحلیل پنج هزار تومور پرداخته و نمونه های سرطان افراد سیگاری را با سرطان های افراد غیر سیگاری مقایسه کرده اند. از این طریق، آنها نشانه های خاص آسیب DNA را تنها در DNA افراد سیگاری مشاهده کردند. آنها سپس به محاسبه چگونگی وقوع این جهش ها در انواع مختلف تومورها اقدام کردند. اگرچه بیشترین آسیب در اندام هایی که ارتباط مستقیم با تنباکو داشتند، مانند ریه مشاهده شد، اما دیگر قسمت های بدن نیز با آسیب غیر مستقیم در نتیجه سیگار کشیدن مواجه شده بودند. بر همین اساس، به نظر می رسد تنباکو به شیوه هایی پیچیده‌تر نسبت به آن چه تا پیش از تصور می شد موجب شکل گیری سرطان می شود.عصر ايران     ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Tue, 08 Nov 2016 07:48:50 GMT http://migna.ir/vdccmxq1.2bqo08laa2.html چرا شیشه جای تریاک را گرفت؟ http://migna.ir/vdcbswbf.rhbwwpiuur.html به گزارش ميگنا و به نقل از روابط عمومی فرماندهی انتظامی استان اصفهان، هرچند انسان قرون متمادی است که از مواد اعتیاد آور استفاده می‌کند، اما امروز تمایل بشر برای به دست آوردن حداکثر لذت و موج لذت گرایی در جوامع انسانی باعث شده تا انسان‌ها به ویژه نوجوانان و جوانان به هر ماده‌ای که در آن‌ها لذتی دو چندان ایجاد کرده ویا لحظه‌ای آن‌ها را از واقعیات دور بدارد تمایل فراوانی نشان می‌دهند.محرک‌ها که در واقع گروهی از مواد اعتیادزا صنعتی محسوب می‌شوند، آمفتامین‌ها ومت آمفتامین‌ها ومواد مشابه اکستاسی، زیر مجموعه آن هستند، هر چند پیشینه طولانی در فرهنگ مواد اعتیاد زا ندارند اما امروز با سرعتی باور نکردنی در حال فراگیرشدن هستند، حتی در الگوی مصرف برخی از کشورها، مواد اعتیاد آور صنعتی پیشاپیش سایر مواد اعتیاد آور مورد تقاضا قرار دارند. این تقاضا نیز عمدتاً از جانب نوجوانان و جوانان است که بی اطلاع از مضرات وآسیب های جدی مواد اعتیاد زاصنعتی وزیر مجموعه‌های آن برای کسب لحظه‌ای لذت و سرخوشی به مصرف آن می‌پردازند، بی خبر از اینکه اگر مصرف این مواد در کوتاه مدت باعث احساس شعف می‌شود اما مصرف این مواد در بلند مدت برای بدن مهلک است. دلیل فزونی استفاده از مواد مخدر صنعتی چیست؟ بررسی‌ها نشان داده است که دلایل چندی در این مسئله مؤثر است. اولین دلیل سهولت استفاده از این مواد است، مصرف این گونه مواد اعتیاد زا نیاز به ادوات مصرف سایر مواد ندارد، به طور مثال مصرف کنندگان مواد اعتیاد زا صنعتی به ویژه محرک‌ها از سرنگ و وسایل حرارتی استفاده نمی‌کنند، علاوه بر این موانع فرهنگی موجود در مقابل مصرف چند عدد قرص در خیلی از خانواده‌ها و جوامع، آنچنان خطرناک و مضر به نظر نمی‌رسند، مصرف مواد اعتیاد زا صنعتی و شیمیایی که عمدتاً به شکل قرص و پودر نیز مصرف می‌شوند، در خیلی از خانواده‌ها همانند مصرف قرص‌های آرام بخش و یا مسکن تلقی می‌شود با این تفاوت که این قرص‌ها اثراتی مخرب برای فرزندان آن‌ها در بر دارد، به خصوص این مسئله لزوم اطلاع رسانی وآگاهی بخشی به خانواده‌ها وجوامع را بارز می‌سازد. مورد دیگر که منجر به تسریع مصرف خانواده محرک‌ها شده به نحوه مبارزه با این پدیده باز می‌گردد. به عبارتی مبارزه با مواد اعتیاد زا صنعتی نیازمند شیوه‌های خاص فرهنگی و مقابله‌ای است. امکانات فرهنگی جامعه عمدتاً متمرکز بر مواد اعتیاد زایی است که همه حداقل با نام آن‌ها آشنا هستیم. به طور مثال تریاک، هروئین و مرفین. اما در این میان برخوردهای فرهنگی مناسبی در مبارزه با مواد اعتیاد زا صنعتی تدارک دیده نشده است. چه بسیار جوانانی که به دلیل فقدان راهکاهای مناسب اطلاع رسانی وآگاهی بخشی مصرف این مواد را مفید نیز تلقی می‌کنند. در بعد مبارزه قهریه نیز باید به مساله فوق مجدداً اشاره کرد که امکانات مبارزه و مقابله با مواد اعتیاد زا نیز عمدتاً متمرکز بر این مواد نیست، چرا که اولاً حمل و انتقال مواد اعتیاد زاصنعتی مانند مواد اعتیاد زاسنتی نیاز به کاروان‌های آنچنانی و ابزار وادوات پیچیده ندارد، ثانیاً بخشی از این مواد در داخل و البته با کیفیتی بسیار پایین تولید می‌شود، به عبارتی فاصله تولید و مصرف در ارتباط با مواد اعتیادزا صنعتی بسیار کوتاه شده است. به برخی علل فزونی استفاده از مواد اعتیاد زاصنعتی و شیمیایی اشاره شد اما باید به تهدیدهای عمده این مواد نیز اشاره کرد، چرا که درک این تهدیدها ما را بر آن می‌دارد تا در شیوه پیشگیری از مصرف این مواد به راهکارهایی متناسب با کیفیت تهدیدات آن‌ها بپردازیم کما اینکه بسیاری از ویژگی‌ها و تهدیدات این مواد منحصر بفرد و ویژه هستند که البته راهکارها و اقدامات ویژه را نیز طلب می‌کنند. تغییر الگوی مصرف مواد مخدر از سنتی به صنعتی و شیمیایی و استفاده از قرص‌های روانگردان، تهدیدی جدی است که جوامع امروز را با بحران مواجه کرده است. کشفیات رو به افزونی قرص‌های روانگردان و مواد اعتیاد آور شیمیایی توسط پلیس در کشور، نشان از گرایش نسل امروز به مصرف مخدرهای شیمیایی و صنعتی دارد و این در حالی است که مضرات این گونه مخدرها، به مراتب بیشتر وناگوارتر از مخدرهای سنتی است. به عقیده پزشکان، مصرف یک ماده که باعث شود فرد به مصرف دوباره آن رو بیاورد، می‌تواند به عنوان ماده اعتیاد آور تلقی شود و از همین رو، مخدرهای صنعتی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروزه مواد مخدر به عنوان یکی از پرسودترین تجارت‌های غیر قانونی در جهان مطرح است و گردش مالی سالانه آن بین 1500 تا 2000 میلیارد دلار برآورد شده است. مخدرهای صنعتی در واقع ترکیبی از مخدرهای سنتی با مواد شیمیایی هستند. برای نمونه مخدر سنتی مانند تریاک تنها سستی زا و یا ماده‌ای همچون حشیش توهم زاست اما ماده صنعتی مانند شیشه، اثری ترکیبی از توهم زایی و تحرک بخشی دارد، این در حالی است که هر یک از این تاثیرها در مخدرهای سنتی بر عهده یک ماده بوده که اکنون در نوع صنعتی با تجمیع خاصیت‌ها، به شکل متقابل مشکل و ضررها نیز به یکباره بر روی فرد عارض می‌شود. مخدرهای جدید به علت ترکیب شیمیایی که دارند، سیستم مرکزی اعصاب را تحریک کرده و باعث بروز نوعی تشنج و حرکات غیر قابل کنترل به همراه تعریق، گشادی مردمک چشم و در مجموع، کنش‌های شدید رفتاری می‌شود. بر خلاف مخدرهای افیونی مانند تریاک که عموماً آرام بخش هستند و استعمال کننده را به سمت سکون و کندی حرکت می‌برند، مخدرهای نوین با تحریک‌های مغزی که دارند، به فرد انرژی مضاعف می‌دهند. این تحریک زایی و افزایش انرژی‌ها پس از استعمال، سبب می‌شود تا جوانان نسبت به چنین موادی گرایش بیشتری پیدا کنند. از دیگر تاثیرات مخدرهای صنعتی، ایجاد اختلال در سیستم پردازش مغزی فرد است. این حالت به گونه‌ای است که مصرف کننده به دلیل توهمی که در آن به سر می‌برد، صدای های گوشخراش، حرکت‌های تند و ... را کاملاً عادی می‌پندارد. در کنار انواع مخدرهای صنعتی مثل کراک، شیشه، کریستال و ...، می‌توان از مصرف "پان" به عنوان خوشبو کننده دهان و قرص نشاط آور نگران کننده بود که موجب سرطان لثه، روده بزرگ و بیماری هپاتیت در مصرف کننده می‌شود. مخدرهای شیمیایی با بیش فعال کردن بخشی از مغز به توانایی کاذب و زودگذر اندیشیدن به چند موضوع را می‌دهند و شخص را با انباشت فکرهای گوناگون به شکل همزمان، دچار توهم می‌شود و در یک لحظه به نتیجه دارا بودن توانایی در پرواز از روی برجی بلند می‌رساند. برخلاف مخدرهایی مانند تریاک که با تأثیر آرام کنندگی که بر مصرف کننده می‌گذراند، وی را به سوی بی تفاوتی در برابر کنش‌های جامعه وا می‌دارند، مخدرهای صنعتی باعث واکنش‌های شدید رفتاری فرد در برابر توهم‌های ذهنی می‌شوند. از آنجا که ترک استفاده ماده مخدر از سوی فرد استعمال کننده دارای 4 مرحله تمایل برای ترک، سم زدایی، روان درمانی و ایجاد تغییر نگرش است و برخی مرحله‌های آن مانند سم زدایی ممکن است تا یک سال نیز طول بکشد؛ ترک مخدر صنعتی در این مدت طولانی، کار بسیار دشواری است و باید چاره بهتری برای رؤیایی با آن اندیشید. تجربه نشان داده است که به رغم تلاش‌های فراوانی که برای بازگرداندن معتادان انجام می‌شود، درصد بسیار ناچیزی از آن‌ها از چرخه درمان سربلند بیرون می‌آیند. گستردگی تولید و عرضه از سال 1999 _ 1990 میلادی تا سال 2001_2000 کشفیات مواد اعتیاد زا صنعتی 10 برابر شده است و این در حالی است که در همین مدت کشفیات مواد اولیه شیمیایی حدود 12 برابر شده است. این فزونی کشفیات بدون تردید به افزایش در تولید و عرضه باز می‌شود، ماهیت آسان تولید این مواد و پنهان بودن که منجر به افزایش تولید و عرضه می‌شود، سبب شده تا امروز با تولید و عرضه گسترده این مواد مواجه باشیم، که خود خطری عمده و تهدیدی اساسی برای جوانان و نوجوانان است. وقتی در جامعه چنین تصور شود که دستیابی به یک نوع ماده اعتیاد زا آسان است میزان سوء مصرف آن به شدت افزایش می‌یابد. به خصوص در گروه‌های سنی همچون نوجوانان و جوانان که به اقتضای ویژگی‌های سنی و شخصیتی مصرف مواد از روی کنجکاوی هم که شده برای آن‌ها جالب است. به نظر می‌رسد در مورد گروه محرک‌ها این تصور در افراد وجود دارد که استفاده از این مواد بسیار آسان و دسترسی به آن راحت است در نتیجه مسئله مذکور همراه با سایر عوامل باعث شیوع سوء مصرف شده که خود خطری عمده برای همه است. سود فراوان چرخه تولید محرک‌ها سرتاسر سود است در واقع گرانترین بخش تولید محرک‌ها همان مواد اولیه شیمیایی است که چون از مجاری غیر قانونی بدست می‌آید گران است در حالی که اگر همین مواد شیمیایی به هر طریق مجاری قانونی در اختیار تولید کنندگان قرار گیرد 20 تا 50 برابر بر سود اولیه افزوده می‌شود. سود اقتصادی این مواد در کنار سهولت تولید و عرضه باعث شد تا بسیاری به تولید و عرضه این مواد روی بیاورند. در مجموع علل فزونی عرضه و تولید و در نهایت مصرف مواد اعتیاد زا صنعتی و مواردی که تهدید به حساب می‌آیند ما را بدین فکر وا میدارد که در برخورد با این مواد به چه شیوه‌ای عمل کنیم؟ آیا راهکارهای سنتی چه در بعد کاهش عرضه و چه در بعد کاهش تقاضا می‌تواند ثمربخش باشد؟ آیا شیوه‌های فرهنگی که در مصرف این مواد اعتیاد زا سنتی به کار می‌بریم قادرند تا در مقابل سوء مصرف این مواد مانع ایجاد کنند. یا اینکه بایستی راهکارهای نوین و ایده‌های ابتکاری را در بعد پیشگیری اولیه، درمان و بازتوانی معتادین به مواد اعتیاد زا صنعتی به کار بست. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که باید به سوء مصرف مواد اعتیاد زا صنعتی با نگاهی تازه نگریست و در شیوه‌های برخورد با آن تجدید نظر و به این هشدار هم توجه کرد که در مواجهه با این معضل که استفاده آن آسان‌تر از هر نوع ماده اعتیاد زا سنتی دیگر است زمان بسیار مهم است. سرعت گسترش و تولید به روز انواع مختلف مواد اعتیاد زا خانواده محرک‌ها به گونه‌ای است که اگر در تدبیر شیوه‌های مبارزه کوتاهی شود چه بسا کنترل جلوگیری از سوء مصرف این مواد بسیار مشکل شده و حتی غیر ممکن شود. لذا باید با تدبیر راهکارهای مناسب در وهله اول مقدمات مناسبی را جهت افزایش آگاهی‌های عمومی و بعد اولیه پیشگیری اعمال کرد تا در قدم اول تقاضاهای موجود در این عرصه را کاهش داد.    ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 26 Oct 2016 04:47:15 GMT http://migna.ir/vdcbswbf.rhbwwpiuur.html چگونه قلیان کشیدن را ترک کنیم؟ http://migna.ir/vdcepp8x.jh8vwi9bbj.html ميگنا: می توانید پس از ترک قلیان، مزه غذاها را بهتر درک کنید، زندگی را شفاف ببینید و از وقت و پول خود بهتر استفاده کنید. با ترک قلیان، قلیانی نشدن فرزندانتان را تا حد زیادی تضمین می کنید و بالاخره اینکه زود نمی میرید و کودکان و همسرتان به جای از دست دادن شما، فردی مصمم، با اعتماد به نفس بالا و شجاع را به عنوان یار و پشتوانه خود، خواهند داشت.با ترک قلیان بوی بد دهان، سرفه، تنگی نفس، سردرد، دندان های زرد و کثیف، پوست تیره و چروکیده با شما خداحافظی می کنند.پیش از ترک قلیان چه کنیم؟۱-پیش از ترک کامل قلیان، سعی کنید مکان هایی را به عنوان مکان های ممنوعه برای استعمال قلیان قلمداد کنید، سپس در این مکان ها مثلاً منزل، محل کار و یا اماکن عمومی، به هیچ عنوان قلیان نکشید. همسر و فرزندان فرد قلیانی، افراد بسیار مناسبی برای کمک به ترک هستند.استفاده از این دو اهرم، هنگام ترک قلیان، بسیار کمک کننده و مفید است. اولین فکری که به ذهن افراد قلیانی خطور می کند، این است که چرا باید قلیان را ترک کنم؟ دلایل شما برای ترک قلیان نقش مهمی را در ادامه روند ترک، برعهده دارند. در جواب باید گفت با ترک قلیان خطر عوارض قلیان به تدریج از شما فاصله گرفته و شما شخصیتی مقبول و معقول در میان اطرافیان خود به دست خواهیدآورد.۲- برای ترک قلیان باید ایجاد انگیزه کرد. انگیزه یعنی تلاش برای رسیدن فرد قلیانی به اینکه خود بخواهد نه دیگران،. به عبارت دیگر اطرافیان تنها می توانند در ایجاد انگیزه، کمک کننده باشند و این خود فرد است که باید انگیزه را در خود ایجاد کند.۳- لیستی از معایب و فواید قلیان را تهیه کنید. آن را منصفانه بخوانید. با توجه به کلیه جزییات، اگر تمایل به ترک قلیان پیدا کردید، آن را عقب نیندازید و حتماً شروع کنید.۴- زمان و نوع کاری را که با آن قلیان می کشید، مشخص کنید و به دلایل قلیان کشی خود در آن زمان، و احساسی که بعد از مصرف قلیان داشته اید، فکر کنید.۵- در پایان هر روز، الگوی قلیان کشیدن خود را مرور کرده ببینید که چه چیزی شما را وادار به قلیان کشیدن می کند؟ کار سخت؟ عصبانیت؟ کسالت؟ تفریح و تفنن؟ بی کاری و یا موقعیت های خاص دیگر؟ بعد از شناخت آن، روش های دیگری را برای رو به رو شدن با احساسات و شرایط خود جستجو کنید.طلب یاری از دوستاندرترک قلیان، از دوستان خود یاری بطلبید. درست مانند هنگامی که کار یا مشکلی دارید و از دوستان خود کمک می خواهید، در این زمینه هم از دوستان خود طلب یاری کنید زیرا وقتی بار مسوولیت کاری را با دوستان تقسیم می کنید، راحت تر مشکل حل می شود. اگر هم زمان با دوستی دیگر ترک می کنید، به تقویت انگیزه خود کمک کنید، یکدیگر را درک کرده و در لحظات سخت با یکدیگر هم صحبتی و همفکری کنید. با نقل وانتقال تجربیات خود و دیگران به یکدیگر، در راه ترک قلیان قدم های محکم و موثری بردارید.ترک قلیان را آسان نگیریدهمان گونه گه گفته شد، ترک قلیان را نباید ساده و سهل پنداشت. برعکس تصور عام که بر این عقیده اند که با مشکل دانستن یک کار، تمایل فرد به انجام آن کار کمتر می شود و از ترس سختی آن کار، تن به آن نمی دهد، باید گفت که اگر اطرافیان فرد و خود فرد این کار را بزرگ بدانند، هم با آمادگی بیشتری پیش می روند و هم برای انجام کار بزرگ تر تشویق شده و از اعتماد به نفس فزاینده ای برخوردار می شوند.چه بسا با ادامه روند ترک قلیان و علم به اینکه این کار بزرگ را انجام داده اند، اعتماد به نفس بالا و بالاتری پیدا کرده و در نتیجه قدم های بعدی را موثرتر بر می دارند. این موضوع سبب می شود که اگر یک بار موفق نشدند، ناامید نگردند و باز هم دلگرم باشند چرا که حتی تلاش برای انجام کاری سخت و مقاومت نسبی در برابر آن، خود نوعی پیروزی است. مانند مساوی با شکست در مسابقات با گل کمتر، در مقابل حریفی قدرتمند.یک سوالدراینجا این سوال پیش می آید که چرا شروع ترک قلیان سخت است؟ اصولاً انسان ها از هر تغییری در زندگی خود هراسان هستند چرا که هر تغییری، انرژی و وقت آنان را به طور مضاعف گرفته و نیاز به تلاش و حرکتی فزاینده را بیشتر می کند، پس انسان ها از هرگونه تغییری در ابتدا گریزان اند. این اصل در همه اجزای دنیا حکم فرماست بنابراین عیب محسوب نمی شود. چه بسا ماشینی که در حال هل دادن آن هستیم،در چند ثانیه اول حرکت، انرژی و وقت بیشتری را می طلبد.به عبارت دیگر هر حرکت و تغییری در ابتدا سخت و انرژی گیر است. با این شناخت، بهتر و با اعتماد به نفس بیشتری جلو می رویم. از خطاها و کندی ابتدایی حرکت خود دلسرد نمی شویم بلکه با گذشت هر لحظه، این امید را تقویت می کنیم که هر لحظه از لحظه قبل آسان تر خواهد بود و با این امید پیش می رویم.حقایق را نمی شود کتمان کردپیش نیاز ترک قلیان این است که ابتدا با خود صادق بوده متعهد و آماده برای تلاشی مضاعف باشید. شما قلیان را ترک می کنید؛ چون قاطعانه معتقدید قلیان کشنده و مرگبار است. اگر تزلزلی در این فکر به وجود آید و مجدد وسوسه شوید که قلیان بکشید، در رخداد این حقیقت هیچ گونه خللی ایجاد نشده و این اتفاق، یعنی مرگ ناگهانی در اثر قلیان، حتی با یک قلیان نیز می تواند به وقوع بپیوندد. -منبع : بیتوته   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 02 Oct 2016 07:58:13 GMT http://migna.ir/vdcepp8x.jh8vwi9bbj.html دروازه ورود جوانان به دنیای اعتیاد از کجا می آید؟ http://migna.ir/vdcfcjdm.w6dcmagiiw.html «یک بست دانه‌های کریستالی کوش افغان دوای دردته». این جمله‌ای است که خیلی‌ها از آن سر در‌نمی‌آورند؛ یعنی نه می‌دانند دانه‌های کریستالی چیست و نه کوش افغان. آنهایی هم که سر در‌می‌آورند دو دسته‌اند یا خودشان این‌کاره هستند یا به واسطه شغلشان مواد‌مخدر را می‌شناسند.این‌که هر چیزی که اسمش غریبه‌تر باشد، میل آدمیزاد را برای کشفش بیشتر می‌کند، همین اتفاقی است که سال‌هاست مافیای مواد‌مخدر در ایران به راه انداخته؛ یعنی نامگذاری اسم‌های جدید برای مخدرهای قدیمی. به گزارش روزنامه شهروند، حکایت گل هم همین است؛ «حشیش» که خیلی نام‌آشناست، «ماری‌جوانا» هم که مواد‌مخدر نوجوانان آمریکایی شناخته شده؛ «گل» ولی اسم خوب و با‌مسمایی دارد؛ عاملی که دروازه پذیرش ماده‌ای خوشنام در بساط ایرانی‌ها شد.آمار غیررسمی مصرف گل که سن استفاده از مواد‌مخدر را پایین آورده و جوان‌ها تصور می‌کنند گیاهی طبیعی و بی‌ضرر است از افزایش آن خبر می‌دهند. همین چند هفته پیش هم حمید صرامی، مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد‌مخدر اعلام کرد: «در جامعه امروز ‌گاهی ماده‌مخدر جدیدی در راستای افزایش مصرف‌کننده و مشتری‌مداری تولید می‌شود که ماده گل و ماري‌جوانا ازجمله آنهاست که باورهای غلطی در رابطه با این مواد در اذهان افراد نقش بسته است. مصرف‌کنندگان بر این باورند که این دو ماده‌مخدر اعتیادزا نیستند!، در صورتی که توهم‌زایی این مواد چندین برابر حشیش است و به‌طور قطع شرایط نامناسبی را برای مصرف‌کننده ایجاد می‌کنند که باید در این زمینه اطلاعات کافی به افراد ارایه شود.»اگر چه حشیش ماری‌جوانا، گل، گراس، مرجان، علف و یا ماری، گُلِ خشکِ گیاه شاه‌دانه است، اما هر کدام که از آنها با ترکیبات خاصی به‌دست می‌آیند. کارشناسان مواد‌مخدر معتقدند گل، مخدری که اين روز‌ها بست به بست و پشت به پشت در پارک‌ها، کنار خیابان، بزم‌های شبانه به‌راحتی مصرف می‌شود، پتانسیلی قوی‌تری از ماری‌جوانا و حشیش در ایجاد توهم و اعتیادآوری دارد و میزان قدرت توهم‌زایی آن دو تا سه برابر بیشتر از ماری‌جوانای معمولی است. اين مخدر ضربان قلب را بالا می‌برد، احساس بی‌قراری می‌دهد، باعث توهم می‌شود و حتي يك‌بار مصرف آن عملکرد مغز را مختل می‌کند. گل که در اذهان عمومی حتی کم‌خطرتر از حشیش، ماری‌جوانا و علف عنوان شده، برعکس آن‌قدر خطرناک است که با یک‌بار مصرف برای همیشه باعث اعتیاد مصرف‌کننده می‌شود؛ چرا که ماده‌مخدر گل به‌طور مستقیم بخش‌های مسئول آرامش‌بخشی را در مغز فلج کرده و خودش جایگزین آن می‌شود. گل‌بازها از گل چه می‌دانند؟هیچ‌وقت از کسی که مواد مصرف می‌کند، مضرات آن را نخواهید شنید؛ اینها را رزیتا که برای نخستین‌بار در یک میهمانی سیگارهای پر شده با گل را پشت به پشت هم کشیده می‌گوید. او که ادعا می‌کند میهمان ثابت ميهمانی‌های سعادت‌آباد است، درباره تجربه مصرف گل می‌گوید: «با الکل مصرف کردم؛ رفتم اون دنیا و برگشتم. گل یکی از وسیله‌های پذیرایی تو مهمونی‌ها شده؛ یعنی اگه صاحب مهمونی خیلی خرج نکنه و کوکائین برای مهمون‌ها نخریده باشه، گل دیگه سر سفره‌اش پیدا می‌شه. نشد هم جای نگرانی نیست چون معمولا یه عده مهمون همراه خودشون دارن.»مصطفی که یک پیج با ١١K فالوور در اینستاگرام دارد، عکسی از گلدان‌هایش گذاشته و در توضیح برگ‌های سبز‌رنگی که در آنها کاشته نوشته: «طبیعت زیبا». البته این یکی از عکس‌هایی است که ماری‌جوانا با هشتگ فارسی در آن بزرگنمایی شده؛ و با یک سرچ کوچک متوجه می‌شوید نه ‌هزار و ٤٨٨ پست در اینستاگرام به هشتگ ماری‌جوانا و گل مزین شده است. در لابه‌لای آنها پر است از عکس‌هایی که نشان می‌دهد این ماده آشکارا مصرف می‌شود؛ عکس‌هایی با فیلترهای رنگی که سبزی این گیاه را در حال رول‌شدن روی کاغذ سیگار نشان می‌دهد و خبر از بساط خطرناک گل‌بازهای ایرانی می‌دهد.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 15 Sep 2016 09:00:29 GMT http://migna.ir/vdcfcjdm.w6dcmagiiw.html ۲۳ روش عالی و واقعی که سیگار را ترک کنید http://migna.ir/vdcgn79w.ak9ut4prra.html شاید امروز روزی است که باید سیگار را ترک کنید. امتحانش که ضرر ندارد. شاید از زندگی بدون سیگار خوشتان آمد و ادامه‌اش دادید. اگر هم خوشتان نیامد هروقت اراده کنید می‌توانید از سوپرمارکت سرکوچه سیگار بخرید و یک قدم به زندگی پرریسک و پردود نزدیک شوید.--۱.فهرستی صادقانه درباره‌ی علل علایق خود به سیگار تهیه کنید. دکتر دنیل لیبرمن از مرکز درمانی جورج واشنگتن می‌گوید، کاغذی برداشته و با خط به دوقسمت تقسیم کنید؛ در یک طرف تمام مواردی که موجب کشش شما به سمت سیگار می‌شود را بنویسید و در طرف دیگر مواردی که موجب تنفر شما از آن می‌شود، از قبیل اینکه چگونه سیگار بر سلامت، شغل، خانواده و موارد دیگر، تاثیر منفی دارد را بیان کنید. هر از گاهی درباره‌ی لیستی که تهیه نموده‌اید فکر کنید و تغییراتی در آن ایجاد کنید. چنانچه به اندازه‌ی کافی شجاع هستید، درباره‌ی بازخوردهای منفی سیگار کشیدنتان از نزدیکان و دوستان خود نیز بپرسید. اگر جنبه‌های منفی بر جنبه‌های مثبت غالب بود، زمان آن فرا رسیده که سیگار را ترک کنید.۲.فهرستی دال بر چرایی دشوار بودن ترک سیگار تهیه کنید. حتی اگر لیست شما طولانی و دلسرد‌کننده است، ناامید نشوید و کاملش کنید. بخش مهم اینجاست: در کنار هرچه یادداشت می‌کنید، راه‌های غلبه بر آن چالش را نیز متذکر شوید. به عنوان مثال، یکی از موارد باید این باشد که: نیکوتین دارویی اعتیادآر است. و راه‌کار اینکه: جایگزین دیگری برای نیکوتین بیابید. یکی دیگر از دلایل: سیگار کمک می‌کند تا استرسم کاهش یابد. و گزینه‌ی شما: به جای آن ۵ دقیقه قدم بزنید. هر چه چالش‌های بیشتری را پیش‌بینی کنید و راه‌حل‌هایی برای آن بیابید، احتمال موفقیتتان بیشتر خواهد شد.۳.تاریخ ترک را تعیین کنید. قراردادی مبنی بر تاریخ ترک سیگار تنظیم نمائید که علاوه بر امضای خودتان، امضای یک شاهد مشوق نیز زیر آن باشد.۴.تمام دلایلی ترک سیگار را به صورت فهرست‌وار یادداشت کنید. مواردی که باید به خاطر آنها اقدام کنم: دخترم، نوه‌ام، همسرم و …. شما هدفمند شده‌اید. همواره این لیست را همراه داشته باشید.۵.به محض آنکه آماده‌ی ترک شدید، خریدن کارتن‌های بزرگ سیگار را متوقف کنید. به جای آن، هر دفعه فقط یک بسته بخرید و فقط دو یا سه نخ سیگار همراه خود داشته باشید. نهایتا متوجه می‌شوید، حتی اگر بخواهید سیگار بکشید، همین الان چیزی در دسترس ندارید. همین امر کمک می‌کند تا به‌تدریج سیگار را کم و در نهایت ترک کنید.۶.یک هفته پیش از ترک سیگار، لیستی مبنی بر زمان‌های که اشتیاقتان به سیگار افزایش می‌یابد تهیه کنید. دکتر گایلن مونی، مدیر مرکز بیماری‌های تنفسی مرتبط با سیگار و تنباکو می‌گوید، همچنین به این نکته توجه کنید که چه زمان‌هایی و چه ساعاتی از روز هوس سیگار می‌کنید و چه فعالیت‌هایی موجب افزایش میل به کشیدن سیگار است.۷.فهرستی از کارهایی که می‌توان در زمان میل شدید به سیگار انجام داد، تهیه کنید. پیشنهادات شامل: قدم زدن، نوشیدن یک لیوان آب، بوسیدن همسر یا فرزندان، انداختن توپ برای سگ، بازی کردن، شستن ماشین، تمیز کردن داشبورد یا انباری، معاشقه، جویدن آدامس، شستن صورت، مسواک زدن، چرت زدن، نوشیدن چای یا قهوه، کشیدن نفس‌های عمیق، روشن کردن شمع می‌شود. یک کپی از این لیست تهیه کنید، همواره همراه خود داشته باشید تا اگر هوس سیگار نمودید لیست را خارج کرده و یکی از این کارها را جایگزین کنید.۸.هنگامی سیگار را ترک کنید که سرحال هستید. نتایج مطالعات حاکی از آن است که، چنانچه هنگامی که احساس افسردگی می‌کنید یا تحت فشار عصبی شدید هستید اقدام به ترک سیگار نمائید، احتمال موفقیت بسیار کاهش می‌یابد.۹.هنگامی که زمان قرارداد فرا رسید، هر آنچه مربوط به سیگار و متعلقات آن است را دور بیاندازید. این شامل وسایل مربوط به سیگار، مابقی سیگارها، کبریت، فندک، زیرسیگاری، حلقه‌ی سیگار و حتی فندک ماشین می‌شود.۱۰.تمام پول‌هایی که صرف خرید سیگار می‌نمودید را در ظرف شیشه‌ایی بزرگ بریزید. بدین ترتیب عینا مشاهده می‌کنید که چقدر پول هدر می‌دادید. این پول‌های جمع شده را به رویایی که همواره در سر می‌پروراندید اختصاص دهید، اما هیچ‌گاه فکر نکنید من که توان مالی‌‌اش را دارم پس سیگار هم بکشم، آن پول را صرف گشت و‌گذار در آلاسکا کنید یا بلیط درجه‌ی یک برای دیدار با دوستان دانشکده تهیه کنید.۱۱.تا دو ماه پس از ترک سیگار از قهوه‌‌ی بدون کافئین استفاده کنید. مصرف کافئین بیش از حد، مادامی که در مسیر اولیه‌ی ترک سیگار هستید شما را عصبی می‌کند.۱۲.به چالش‌های دشواری که پیش از این پشت سر گذاشته‌اید فکر کنید. دکتر لیبرمن می‌گوید، از افرادی که به خوبی شما می‌شناسند بخواهید تا از چالش‌هایی که با موفقیت پشت سر گذاشته‌اید را برایتان تداعی کنند. این تداعی، اعتماد به نفس لازم برای عهدی که در ترک سیگار بسته‌اید را برایتان به ارمغان می‌آورد.۱۳.اسنک‌های سالم را همیشه همراه داشته باشید. به جای مصرف سیگار و چنانچه نگران اضافه وزن خود هستید، تخمه‌ی آفتابگردان، آب‌نبات بدون قند یا آدامس، هویج، کرفس میل کنید. همچنین می‌توانید عادت سیگار خود را با عادت‌های سالم مانند خوردن آجیل جایگزین کنید، البته بهتر است از آجیل‌های پوست‌دار استفاده کنید تا دست و دهانتان همزمان مشغول باشد، که همان حس فیزیکی و دهانی که از سیگار دریافت می‌نمودید را برایتان تداعی کند.۱۴.ساعاتی که معمولا سیگار می‌کشیدید، یک چای گیاهی میل کنید. فرآیند آماده‌سازی چای و نوشیدن آن به آرامی تا خنک شود، استرس را کاهش داده و موجب می‌شود تا میل به مصرف نیکوتین فروکش کند. یا هر گاه هوس سیگار نمودید از خلال دندان با طعم دارچین استفاده کنید.۱۵.به جای آنکه در محل کار با سیگار استراحت کنید، بازی کامپیوتری یک نفره انجام دهید. همان زمان را سپری کرده‌اید اما بیشتر لذت‌برده‌اید، ( گرچه آن هم مانند سیگار اعتیادآور است). اگر انجام این بازی‌ها در محل کارتان ممنوع است، کارهای ۵ دقیقه‌ایی دیگر را به جای آن انجام دهید: تلفن بزنید، قدم بزنید یا میوه بخورید( اما نه در مکان‌هایی که عموما سیگار می‌کشیدید).۱۶.خود را در حال بازی تنیس تصور کنید. یا واقعا تنیس بازی کنید. محققان بریتانیایی دریافتند چنانچه به افرادی که داوطلبانه اقدام به ترک سیگار نمودند، گفته شود خود را در حال بازی تنیس تصور نمائید، انگیزه‌ی بیشتری برای ترک و اجتناب از سیگار در آنها پدید آمده است.۱۷.منطقه‌ی سیگار ممنوع خلق کنید. اجازه ندهید هیچکس در منزل، ماشین یا حتی کنار شما در رستوران از تنباکو استفاده کند. حقیقتا، تابلوی سیگار ممنوع تهیه کنید و در مقابل درب منزل و یا ماشین خود نصب نمائید.۱۸.این لیست را در قابل دیدتان به دیوار نصب کنید. هنگامی که وسوسه شدید یک سیگار روشن کنید، نگاهی به این لیستِ صدمات ناشی از سیگار بیاندازید: -افزایش احتمال خطر ابتلا به سرطان ریه، مثانه، پانکراس، دهان، مری و انواع دیگر سرطان از جمله سرطان خون. -افزایش احتمال خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، سکته و فشار خون. -افزایش احتمال ابتلا به دیابت. – کاهش سطح فولیت( از انواع ویتامین B )، کمبود آن موجب افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی، افسردگی و بیماری آلزایمر. -تاثیر منفی بر قوه‌ی تعقل و حافظه. -عامل شکنندگی استخوان -احتمال افزایش ناتوانی جنسی -مشکلات باروری -تاثیر مخرب بر حس چشایی و بویایی -چنانچه در دوران بارداری سیگار مصرف شود، منجر به تولد نوزادان کم‌وزن و نارس می‌شود. -افزایش احتمال افسردگی در جوانان -چنانچه در دوران بارداری سیگار مصرف شود، احتمال تولد کودکانی که در آینده مبتلا به چاقی مفرط و دیابت شوند، افزایش می‌یابد.۱۹.برای مبارزه با میل به سیگار، عادات خود را تغییر دهید. هنگام صبحانه روی صندلی دیگری بنشینید یا از مسیری دیگری به محل کار خود بروید. چنانچه پس از اتمام کار نوشیدنی و سیگار مصرف می‌نمودید، به سراغ نوشیدنی هم نروید و به جای آن قدم بزنید. چنانچه صرف قهوه‌ی روزانه با سیگار همراه بود، به جای قهوه چای بنوشید.۲۰.دور و بر مواد مغذی سالم از جمله عصاره‌ی جو دوسر بچرخید. طبق نتایج یکی از مطالعات، خوردن ۱ میلی‌متر عصاره‌ی جودوسر، چهاربار در روز به افراد سیگاری کمک می‌کند تا مصرف تعداد سیگارهای مصرفی خود را به طرز چشمگیری کاهش دهند.۲۱.از احساس خود با دوستان، همکاران، رییس، همسر و یا فرزندانتان صحبت کنید. احساسات خود را بروز دهید. اگر چیزی مایه‌ی عصبانیت شما می‌شود، به جای آنکه آن را با کشیدن سیگار تسکین دهید، آن را بیان کنید. اگر کسل هستید و حوصله‌تان سر رفته، اقرار کنید و به جای روشن کردن سیگار فعالیتی انرژی‌زا انجام دهید.۲۲.با یک متخصص طب سوزنی دیدار کنید. دکتر آتر علی معتقد است، شواهدی دال بر تایید طب سوزنی اطراف لاله‌ی گوش و بی‌میلی و در نهایت ترک سیگار وجود دارد. خود شما نیز می‌توانید این کار را در منزل با مهره انجام دهید، فقط کافیست با مهره‌ها به نقاط مخصوص طب سوزنی ضربات آهسته‌ایی بزنید و هر گاه تمایل شما به مصرف سیگار شدید شد، آن نقاط را فشار دهید.۲۳.چنانچه عهد خود را شکستید، دوباره آغاز کنید. شکست را نپذیرید. برخی از افراد پیش از موفقیت بیش از هفت یا هشت‌بار سیگار را ترک نموده بودند.- منبع:مجله سلامت     ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Mon, 01 Aug 2016 23:30:00 GMT http://migna.ir/vdcgn79w.ak9ut4prra.html از کجا بفهمیم فرزندمان معتاد شده است http://migna.ir/vdcb08bf.rhbzspiuur.html با شیوع روز افزون اعتیاد، به‌خصوص در سنین نوجوانی و جوانی، لازم است والدین با علایم اعتیاد آشنایی داشته‌باشند تا در صورت مشاهده آنها بتوانند در مراحل اولیه، با اقدام به موقع و مشاوره با متخصصان، از وابستگی و اعتیاد جلوگیری کنند. نکاتی برای پیشگیری از اعتیاد نوجوانان تحقیقات نشان داده است، نوجوانانی كه با والدینشان درباره خطرهای مواد مخدر گفت و گو می كنند، در مقایسه با آنهایی كه چنین گفت و گویی ندارند، ۳۶ درصد كمتر در معرض مصرف حشیش قرار دارند. ضمن اینكه ۵۰ درصد كمتر احتمال دارد كه مواد استنشاقی مصرف كنند و ۶۵ درصد كمتر در معرض ابتلا به سایر مواد مخدر هستند. آیا هنوز هم فكر می كنید كه نیازی به گفت و گو با فرزندانتان در این باره ندارید؟ به‌طور متوسط 50درصد خانواده‌های ایرانی 5 سال بعد از ابتلای فرزندشان به اعتیاد از آن آگاه می‌شوند. لازم به ذکر است که هیچكدام از علایم به تنهایی نمی‌تواند تشخیص مصرف موادمخدر و اعتیاد را مسجل کند. این علایم گاهی نشانه‌های بیماری‌های دیگر مانند اختلالات دوران بلوغ، افسردگی و ... هستند. والدین هرگز نباید با مشاهده یکی از این علایم برچسب اعتیاد به فرزندشان بزنند بلکه بهتر است بیشتر مراقب او باشند و پس از دیدن چند مورد از رفتار‌های زیر، موضوع را با روان‌پزشک در میان بگذارند. - تجربه نشان می دهد، كودكان و نوجوانانی كه با والدین خود روابط صمیمانه تری دارند، كمتر به سوی رفتارهای مخاطره آمیز (استعمال سیگار، استعمال مواد مخدر، پرخاشگری و...) كشیده می شوند. بنابراین، هرچه بیشتر به نیازهای فرزندان خود توجه و به مسایلشان رسیدگی كنید احساس ارزشمندی بیشتری خواهند كرد و به خواسته های شما واكنش مثبت نشان می دهند. - اکثر نوجوانان احساس می کنند فناناپذیر هستند و توجهی به عواقب این طرز فکر و اعمالی که براساس این تفکر انجام می دهند مصرف مواد مخدر و نوشیدن الکل ندارند. عواملی که تاثیر بسزایی در اعتیاد نوجوانان به مواد مخدر دارند عبارتند از: •    خانواده ای که سابقه مصرف موادمخدر دارد •    افسردگی •    کمبود اعتماد به نفس •    رفتار پرخاشگرانه ابتدایی •    احساس طرد اجتماعی •    فقدان نظارت اجتماعی •    فقر •    در دسترس بودن مواد مخدر - علایم ابتلا به اعتیاد را می‌توان به 3 دسته تغییر‌های عمومی، علایم اختصاصی ماده مورد مصرف و موارد مصرف تقسیم‌بندی کرد. در دسته تغییر‌های عمومی، شاهد تغییر‌های رفتاری و شخصیتی هستیم که عبارتند از: - تغییر در رفتار فرد مثل قفل کردن در اتاق و غیبت یا ترک بی‌دلیل خانه - درخواست مکرر پول از افراد با بهانه‌ها و دروغ‌های مختلف - خرج کردن پول زیاد در مدت کوتاه و گم شدن پول، طلا و وسایل منزل - طولانی‌شدن مدت ماندن در دستشویی - کم‌توجهی و بی‌توجهی به وضع ظاهر با تغییر واضح در نحوه لباس پوشیدن، آرایش مو و... - تمایل به کناره‌گیری از بستگان و ایجاد رابطه با دوستان ناباب و مشکوک - کاهش احساس مسوولیت، بدقولی و عدم وقت شناسی و غیبت و همچنین افت کارایی در خانه، مدرسه و محل کار - استفاده سرخود از داروهای آرامبخش و درخواست بی‌رویه داروهای مسکن - تغییر‌های شدید خواب(بی‌خوابی، خواب آلودگی و خوابیدن در طول روز، کابوس دیدن و...) - تغییر‌های شدید در عادت‌های غذایی (بی‌اشتهایی، کم‌خوراکی، پرخوری و...) - خشونت، پرخاشگری، قانون شکنی در علایم اختصاصی، برحسب نوع ماده مصرفی، علایم اختصاصی مصرف آن ماده را شاهد خواهیم بود. مثلا در مصرف الکل، مستی، تهوع و استفراغ، و ... دیده و بوی الکل نیز از دهان فرد استشمام می‌شود. در صورت مصرف مخدر‌ها شامل تریاک، هروئین و کراک علایمی مانند نشئگی، یبوست، کم‌اشتهایی و لاغر شدن و در صورت قطع مصرف به علت نداشتن پول برای خرید یا اقدام به ترک، علایم ترک شامل: آبریزش چشم و بینی، تهوع و استفراغ، عطسه و خمیازه، دل پیچه و اسهال، درد‌های عضلانی، بی‌قراری، تعریق و بی‌خوابی و ... مشاهده می‌شود. مصرف محرک‌ها شامل کوکائین و شیشه (مت‌آمفتامین) پرفعالیتی، بلندپروازی، پرحرفی، پرخاشگری، کم‌خوابی و بی‌خوابی‌های شدید، کم‌اشتهایی و لاغری سریع و شدید، بدبینی و توهم را در پی خواهد داشت و در صورت قطع مصرف، پرخوابی شدید، پرخوری، کاهش انرژی شدید، بی‌قراری و افسردگی شدید دیده می‌شود. در صورت مصرف حشیش، شاهد قرمزی چشم، افزایش اشتها، خنده‌های بی‌مورد خواهیم بود. موارد مصرف، شامل دیدن فرد درحال مصرف، یافتن موادمخدر یا محرک و وسایل مصرف مثل زرورق، لوله خودکار، کبریت سوخته و فندک اتمی است. عواقب مصرف موادمخدر توسط نوجوانان اعتیاد نوجوانان به مواد مخدر می تواند عواقب منفی فراوانی به همراه داشته باشد که عبارتند از: * اختلال در رانندگی رانندگی پس از مصرف موادمخدر خطرناک است و باعث مرگ رانندگان خودروها و موتورسیکلت ها می شود و هزینه بسیار زیادی را به نظام بهداشت و قضا تحمیل می کند. * وابستگی به مواد نوجوانانی که معتاد هستند به احتمال بسیار زیاد در دوران بزرگسالی نیز به مصرف مواد ادامه خواهندداد. * فقدان انگیزه مصرف مواد مخدر انگیزه لازم برای تلاش و موفقیت در مدرسه و زندگی را از نوجوان می گیرد و او را به انسانی بی انگیزه و بی تفاوت بدل می کند. * افزایش مشکلات مصرف موادمخدر، مانند ماری جوانا، بر قسمتی از مغز نوجوان که کنترل حافظه، انگیزه، توجه و یادگیری را عهده دار است آسیب می زند و مشکلات عدیده ای در یادگیری، عملکرد شغلی و عاطفی برای نوجوان به وجود می آورد.   * ایجاد مشکلات جدی جسمی و روحی مصرف مواد مخدر در دوز بالا، می تواند در اندام های حیاتی بدن مانند کلیه ها، ریه ها و قلب اختلال ایجاد کنند. مصرف متافتامین می تواند باعث صدمه دیدن قلب، سیستم عصبی بدن، ایجاد رفتارهای روانی و پرخاشگری شود. مصرف مخدرهای استنشاقی تاثیر مخربی بر مغز، قلب، ریه ها، کبد و کلیه ها می گذارد. علاوه بر این، اعتیاد به داروهایی که توسط پزشک تجویز شده اند باعث بروز افسردگی، بیماری های عروق قلب و تشنج می شود. گفت و گو درباره اعتیاد نوجوان به مواد مخدر گفت و گو با نوجوان درباره اعتیاد به مواد مخدر می تواند بسیار دشوار باشد. گفت و گو را در موقعیت و زمان مناسب آغاز کنید. اگر دلشوره دارید آن را با فرزندتان در میان بگذارید. هنگام گفت و گو با فرزندتان درباره مواد مخدر: * از دیدگاه او نسبت به مصرف مواد مخدر بپرسید نظرات فرزندتان را بشنوید و درباره مصرف مواد مخدر از او سوال کنید. پس از پایان گفت و گوی روشن و واضح با فرزندتان او را تشویق کنید. * به پیام های رسانه ها توجه کنید برخی از برنامه های تلویزیونی، سینماها، وب سایت ها و ترانه ها، نوجوان را به مصرف مواد مخدر ترغیب می کنند. درباره همه برنامه ها، فیلم ها و ترانه هایی که فرزندتان می بیند و می شنود با او گفت و گو کنید. * آماده گفت و گو درباره اعتیادتان به مواد مخدر باشید به سوران فرزندتان درباره اعتیادتان به مخدر پاسخی منطقی و صحیح بدهید. اگر مصرف مخدر را کنار گذاشته اید صادقانه به او بگویید که به موفقیت بزرگی دست یافته اید. هرگز از صبحت با فرزندتان درباره اعتیاد به مواد مخدر نترسید. گفت و گو درباره اعتیاد به مواد مخدر سبب نمی شود او به مصرف کننده تبدیل شود. صحبت کردن درباره اعتیاد به مواد مخدر به فرزندتان اجازه می دهد با دیدگاه شما نسبت به این موضوع آگاه شود و بداند که توقع شما از او چیست. استراتژی های گوناگون در پیشگیری از اعتیاد به موادمخدر علاوه بر گفت و گو با نوجوان می توان روش های دیگری را نیز تجربه کرد: * از فعالیت های روزانه فرزندتان مطلع باشید به فعالیت ها و مکان هایی که فرزندتان به آنجا رفت و آمد می کند توجه کنید. برای افراد صاحب صلاحیتی که بتوانند فرزندتان را به فعالیت های سالم و مفید ترغیب کنند جایزه بدهید. * وضع قوانین و اعمال مجازات وضع قوانین و اعمال مجازات نشان می دهند اعتیاد به مواد مخدر را تحمل نمی کنید. ترک میهمانی هایی که در آن مخدر مصرف می شود، سوار نشدن به خودرویی که راننده اش موادمخدر مصرف کرده نمونه ای از قوانین وضع شده هستند. مجازات را نیز بلافاصله پس از تخطی از قوانین اعمال کنید.   * دوستان فرزندتان را بشناسید اگر دوست فرزندتان به مواد مخدر معتاد است احتمالا او را برای مصرف مخدر تحت فشار قرار می دهد. برای پیشگیری از اعتیاد فرزندتان به مواد مخدر با دوستان فرزندتان و والدین شان آشنا شوید. * محافظت از داروهای تجویزشده درباره مخدربودن داروهای تجویز شده برای اعضای خانواده از پزشک سوال کنید. فهرستی از داروهای موجود در خانه تهیه و از آنها محافظت کنید. از معلم بهداشت مدرسه فرزندتان بخواهید تا فرزندتان را کنترل کند تا او دارویی مصرف نکند. * حمایت کردن فرزندتان را تشویق کنید و از موفقیت او شاد شوید. ایجاد رابطه دوستانه میان والدین و فرزند کمک زیاد به پیشگیری از اعتیاد فرزند به مواد مخدر دارد. * ارائه مثال مناسب اگر در گذشته مخدر مصرف می کردید و ترک کرده اید به فرزندتان بگویید. شناخت نشانه های هشداردهنده مصرف مواد مخدر در نوجوانان علایم هشداردهنده عبارتند از: •    تغییر ناگهانی دوستان، عادات تغذیه ای ساعات خواب، فعالیت های فیزیکی و بدنی و عملکرد تحصیلی •    عدم توجه به فعالیت های مورد علاقه •    به وجود آمدن نگرش خصمانه •    مشاهده وب سایت هایی که افراد را به مصرف موادمخدر ترغیب می کنند. •    پنهان کردن اعمال و اموال •    ناپدیدشدن غیرقابل توضیح و توجیه پول از خانه •    وجود جعبه خالی داروهای گوناگون در اتاق نوجوان •    شنیدن بوهای غیرعادی داروها و مواد شیمیایی در اتاق نوجوان به منظور دست یابی به این هدف راهكارهای زیر توصیه می شود: √ برای با هم بودن زمان خاصی درنظر بگیرید. √ از سؤال كردن نترسید. √ سعی كنید هنگامی كه فرزندتان از مدرسه برمی گردد، در خانه باشید. √ وعده های غذا را با یكدیگر و دسته جمعی صرف كنید. √ برقراری ارتباط مؤثر را یاد بگیرید. آیا می دانید سرگرمی مورد علاقه فرزندتان چیست؟ فرزند شما در مدرسه از چه چیزی بیشتر لذت می برد و به آن علاقه مند است؟ ميگتا دات آي آر، ارتباط بیشتر باعث می شود آنها راحت تر درباره مسایل مختلف، ازجمله مواد مخدر و... با شما گفت و گو كنند. نوجوانانی كه با والدین خود روابط صمیمانه تری دارند، كمتر به سوی مواد مخدركشیده می شوند √كاملاً واضح و روشن صحبت كنید. √ شنونده خوبی باشید. √ واكنش نشان ندهید. √ از فنون ایفای نقش استفاده كنید. √ از اخبار رسانه های جمعی استفاده كنید. √ به پرسشهای آنان پاسخهای صادقانه دهید. √ الگوی فرزند خود باشید. √ در زندگی روزانه الگوی ارزشمندی برای فرزند خود باشید. √ به فرزندانتان القا نكنید كه آن چه را می گویم انجام بده، نه آن چه را كه عمل می كنم. √ رفتار خودتان را مورد ارزیابی قرار دهید. √ مقررات وضع كنید. √ برای رفت و آمد به خانه، محدودیتهای ویژه در نظر بگیرید. √ فرزندانتان را در بیرون از خانه كنترل كنید. √ به رفتارهای خوب پاسخ دهید. √ بر رفتارهای مثبت تأكید كنید. √ به ندای درونی خود گوش دهید. √ تشویق و پاداش √ تأیید و تشویق والدین، مؤثرترین عامل برای ایجاد رفتارهای مثبت و مطلوب در كودكان و نوجوانان است. √ با خانواده ای كه فرزند شما برای مهمانی به منزلشان رفته است، تماس داشته باشید. √ به فرزندان خود بیاموزید تا به راحتی بتوانند میهمانیهایی را كه در آن سیگار و مواد مصرف می شود، ترك كنند. - -دکتر امیرهوشنگ باقری - عضو کمیته روان درمانی انجمن علمی روانپزشکی-هفته نامه سلامت -باشگاه خبرنگاران - قدس آنلاين- migna.ir ]]> پیشگیری از اعتیاد Mon, 30 May 2016 05:47:03 GMT http://migna.ir/vdcb08bf.rhbzspiuur.html ریتالین، قرص فریبنده شب امتحان http://migna.ir/vdcfyxdm.w6detagiiw.html در بين كساني كه به صورت دائم و با مقدار زياد از اين دارو استفاده مي‌كنند عوارض خاصي مثل لرزش، تب‌هاي طولاني‌مدت و تغيير ضربان قلب مشاهده مي‌شود. اين عوارض در افرادي كه از ماده ال‌اس‌دي (نوعي ماده روان گردان بسيار سنگين) استفاده مي‌كنند نيز مشاهده مي‌شود. بسياري از اين افراد مي‌گويند احساس مي كنند زير پوستشان چيزي شبيه كرم حركت مي‌كند يا داخل معده‌شان احساس مي‌كنند حشراتي در حال حركت هستند. اين حالات در افرادي كه مقدار زيادي ريتالين استفاده مي‌كنند نيز ديده مي‌شود. نكته مهم اين است كه ما بايد به جوانان خود درباره اثرات سوء اين گونه مواد آگاهي دهيم. داروي متیل فنیدات كه ما در ايران آن را با نام تجاري ريتالين مي‌شناسيم حدود ۶۰ سال است كه در كشورهاي دنيا مصرف مي‌شود. توليد و مصرف اين دارو براي درمان بيماري‌هاي زيادي مورد استفاده قرار مي گيرد.اين دارو عموما براي درمان خواب‌آلودگي در طول روز، خستگي مزمن، بيش‌فعالي و عدم تمركز در كودكان از سوي پزشكان متخصص تجويز مي‌شود. درهمه جاي دنيا گروهي از افراد كه نياز به كم خوابيدن داشتند به مرور اين دارو را مورد استفاده قرار دادند. رانندگان كاميون، جوانان دانشجو در ايام امتحانات و جواناني كه به مهماني‌هاي شبانه مي‌روند و به بيدار ماندن نياز دارند بيشتر مصرف‌كنندگان اين دارو هستند. بحث مصرف اين مواد در بين دانشجويان و جوانان بحثي نيست كه تنها مربوط به كشور ايران باشد. اما در چند سال گذشته ما شاهد افزايش استفاده آن در جوانان ايراني و به ویژه دانشجويان در شب‌هاي امتحان بوده‌ايم. ريتالين ماده‌اي از گروه آمفتامين‌هاست كه در موارد طبي با نسخه و اجازه پزشك براي درمان بسياري بيماري‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. آمفتامین یک داروی محرک اعصاب است که جزو کلاس فنتيلامين محسوب مي‌شود. اصلی‌ترین کاربرد دارویی ترکیبات آمفتامین اختلال كم‌توجهي - بيش‌فعالي است، اما در برخي موارد فرد با مصرف آمفتامين به سمت عادت كردن به اين مواد مي‌رود، يعني پس از مدتي از لحاظ رواني به اين مواد وابسته مي‌شود. مانند مصرف ديگر مواد مخدر از جمله شيشه، تنها با اين تفاوت كه آمفتامين ها ميزان اثر و تخريب كمتري دارند اما زماني كه فرد به اين مواد اعتياد پيدا و ميزان مصرف مواد افزايش پيدا مي‌كند ميزان تخريب آن نيز بيشتر مي شود. عوارض اعتیاد به ریتالین عوارضی كه اين مواد روي دستگاه عصبي و دستگاه گوارش افراد دارد ايجاد بي‌اشتهايي، بي‌خوابي، كابوس‌هاي شبانه و تحريك پذيري است كه در اكثر جوانان موجب بداخلاقي و تندي با اعضاي خانواده مي‌شود. افسردگي، تهوع و كاهش وزن، بی‌قراری، بی‌خوابی، سرگیجه، سردرد، بی‌حوصلگی، در طولانی‌مدت افسردگی شدید و سایکوز از جمله دیگر عوارض اعتیاد به ریتالین است. خشکی دهان، اسهال، یبوست، کرامپ شک نیز از جمله عوارض جسمانی است که با مصرف ریتالین به وجود می‌آید. به دليل ايجاد كاهش وزن متاسفانه در ايران شاهد آن هستيم كه بسياري از جوانان براي كنترل چاقي نيز به سمت اين مواد مي‌روند و از آن استفاده مي‌كنند. ترک ریتالین ساده نیست نكته ديگر درباره اين دارو بحث درمان آن است. بر خلاف تصور عوام ترك اين دارو به هيچ عنوان كار ساده‌اي نيست. بسياري از افرادي كه از اين‌گونه داروها استفاده مي‌كنند خود نيز آگاه نيستند كه به آن اعتياد پيدا كرده‌اند. اين موضوع زماني روشن مي‌شود كه آنها تصميم مي‌گيرند مصرف مواد را كاهش دهند يا به طور كلي آن را قطع كنند. كساني كه مصرف بالايي از اين دارو را دارند به راحتي نمي‌توانند آن را كنار بگذارند. اين افراد به دليل وابستگي شديدي كه به اين دارو پيدا مي‌كنند نمي‌توانند مصرف آن را كنترل كنند و از آنجا كه تصور مي‌كنند اعتياد هم ندارند به طور دائم اين دارو را مصرف مي‌كنند. در بين كساني كه به صورت دائم و با مقدار زياد از اين دارو استفاده مي‌كنند عوارض خاصي مثل لرزش، تب‌هاي طولاني‌مدت و تغيير ضربان قلب مشاهده مي‌شود. اين عوارض در افرادي كه از ماده ال‌اس‌دي (نوعي ماده روان گردان بسيار سنگين) استفاده مي‌كنند نيز مشاهده مي‌شود. بسياري از اين افراد مي‌گويند احساس مي كنند زير پوستشان چيزي شبيه كرم حركت مي‌كند يا داخل معده‌شان احساس مي‌كنند حشراتي در حال حركت هستند. اين حالات در افرادي كه مقدار زيادي ريتالين استفاده مي‌كنند نيز ديده مي‌شود. نكته مهم اين است كه ما بايد به جوانان خود درباره اثرات سوء اين گونه مواد آگاهي دهيم. جوانان ما بايد بدانند كه براي بي‌خوابي مي‌توانند از داروهاي ديگري استفاده كنند. اين افراد تصور مي‌كنند ريتالين مي‌تواند تمركز شديدي در آنها ايجاد كند و اين افزايش تمركز باعث مي‌شود همه آن حجم زيادي را كه در مدت زمان اندك مطالعه مي‌كنند به خاطر بسپارند، در حالي كه اين‌گونه نيست. اغلب جوانان ما فریب تمركز كوتاه‌مدتي را كه از اين طريق به دست آورده‌اند مي‌خورند در حالي كه آسيب‌هاي آن در بلندمدت فاجعه‌اي را براي آنان رقم خواهد زد كه از آن آگاه نيستند. ضعف اطلاع‌رساني ما درباره ضررهاي اين‌گونه مواد و از طرفي اين موضوع كه اين دارو مصرف پزشكي نيز دارد و از سوي بسياري پزشكان براي درمان برخي بيماري‌ها تجويز مي‌شود، سبب شده جوانان تصور كنند مي‌توانند از اين مواد به راحتي استفاده كنند بدون اينكه خطري آنها را تهديد كند. اما بايد به اين نکته توجه داشت كه بسياري از داروهايي كه مصرف پزشكي دارند مي‌توانند در صورت استفاده نادرست و زياد در بلندمدت آسيب‌هاي بسياري به افراد برسانند. اين دارو‌ها مي‌تواند براي خانم‌هاي باردار و افراد مسن بسيار خطرناك باشد و آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به آنها برساند. سودجويي عامل دسترسي آسان به ريتالين داروهايي مانند ريتالين داروهايي است كه داروخانه‌ها اجازه فروش بدون نسخه آنها را ندارند. ممكن است اين دارو به صورت قاچاق وارد كشور شود يا نوع تقلبي آن در بازار در اختيار افراد قرار گيرد كه دسترسي به آن را آسان مي‌كند، اما با قوانيني كه براي از بين بردن دسترسي آسان اين نوع داروها وجود دارد و اقداماتي كه وزارت بهداشت در اين مورد انجام داده است دسترسي به اين داروها دیگر براي افراد آسان نیست. با اين وجود، ما شاهد آن هستيم كه در برخي داروخانه‌ها، برخي افراد با انگيزه كسب سود اقدام به فروش اين داروها بدون نسخه پزشك مي‌كنند و با قيمت‌هاي آزاد و بسيار بالا دارو را در اختيار مصرف‌كنندگان قرار مي‌دهند. ما دراين باره بايد نظارت‌ها را افزايش دهيم و علاوه بر آن آگاه‌سازي جوانان را در دستور كار خود قرار دهيم. اينكه جوانان و خانواده‌هاي ما از خطرات مصرف اين مواد آگاه شوند بيش از هر اقدام ديگري در كاهش مصرف آن اهميت دارد. با وجود افزايش مصرف داروهاي مخدر توسط جوانان هم اكنون هيچ‌گونه آماري از ميزان كشفيات يا مصرف اين مواد در بين افراد وجود ندارد. باید تلاش‌ها در این زمینه افزایش یابد تا به تبع خطرات استفاده از دارو‌های اعتیادآور کم شود. این مهم نیازمند هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف است. - سعيد صفاتيانکارشناس مواد مخدر     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 22 May 2016 06:35:18 GMT http://migna.ir/vdcfyxdm.w6detagiiw.html کمبود «ویتامین D» احتمال گرایش به اعتیاد را بالا می برد http://migna.ir/vdccesq1.2bqem8laa2.html از اعتیاد به عنوان یکی از بزرگترین معضلات دنیای معاصر نام می‌برند.اعتیاد به مواد مخدر از چنان ابعاد وسیع آسیبی برخوردار است که بی اغراق می‌توان از آن به عنوان هیولای بزرگ زندگی بشری نام برد. متلاشی شدن شخصیت فردی، نابودی نهاد خانواده، افزایش انواع دیگر آسیب‌ها و جرایم اجتماعی، کاهش بازدهی کاری و شغلی، افزودن بر افراد بیکار و سربار جامعه، اشغال تخت‌های بیمارستانی، کاهش نرخ بهداشت عمومی و ده ها عارضه دیگر همگی وابستگی تام به میزان معتادان یک جامعه دارد. با توجه به اهمیت موضوع در اینباره با دکتر رضا یزدان نیاز، اولین درمانگر اعتیاد در ایران به روش سایکدلیک به گفتگو نشستیم . به گزارش میگنا دکتر یزدان نیاز گفت: امروزه ثابت شده است که کنترل همه اعضای بدن انسان به وسیله گیرنده هایی است که یا با نور کار می کنند و یا با الکترون . نور آفتاب نقش مهمی در سلامت روح و روان انسان دارد. در نگاه اول، به نظرمی رسد که ویتامین D نقش اساسی در تولید کلسیم در بدن دارد. اما واقعیت این است که نقش ویتامین D در بدن فراتر از تقویت مفاصل و استخوان ها است. باید بدانیم که ویتامین D تنها ویتامینی است که تولید آن باید به صورت طبیعی و توسط خود بدن صورت گیرد. تولید طبیعی ویتامین D فقط با قرار گرفتن بدن در معرض نور آفتاب امکان پذیراست. اولین درمانگر اعتیاد به روش گیاهی، با اشاره به اینکه ویتامین D نقش مهمی در تولید "سروتونین" دارد و سروتونین سبب کاهش زمینه های ابتلا به افسردگی است، ادامه می‌دهد: "امروزه ثابت شده است که ویتامین D نقش مهمی درتکامل مغزی دارد. به عبارت دیگر، نقش ویتامین D درسلامت جسمی و بهداشت روانی افراد، گسترده تراست آن است که ما فکرمی کنیم." رضا یزدان نیاز، با اشاره به اینکه کمبود ویتامین D سبب ایجاد زمینه های اضطراب و افسردگی می شود، تاکید می‌کند: "رابطه معنا داری بین کمبود ویتامین D و گرایش به سمت استفاده از مواد مخدر وجود دارد. به طوری که افرادی که کمبود ویتامین D دارند دچار اضطراب وافسردگی بیشتری می شوند و بدیهی است افسردگی از مهمترین دلایل استفاده از مواد مخدر است. زیرا ساختار این ویتامین همانند ماده ای به نام سروتونین است که ما آن را عقل می دانیم." وی ضمن اعلام مطلب فوق می‌گوید: " باورعمومی درباره دلایل گرایش افراد به مواد مخدر عموما متوجه زمینه های اجتماعی و اقتصادی است. اما باید بدانیم که کمبود برخی ویتامین ها و املاح دربدن هم نقش موثری در گرایش افراد به مواد مخدر دارد. ازجمله این ویتامین ها، ویتامین D است.در رابطه با کمبود ویتامین D و بیماری ها باید گفت که کمبود ویتامین D جذب چند نوع املاح یا ویتامین را نیز کم می کند. باید بدانیم که املاحی چون آهن، منیزیم، روی، و فسفات با کمبود ویتامین D تحت تاثیر قرار می گیرند. با توجه به اینکه در افراد تکانشگر، افراد بیش فعال، افرادی با سردرد میگرنی، افراد عصبی، افرادی با فشار خون بالا، افرادی با بیماری قند، کاهش منیزیم دیده می شود،کمبود ویتامین D با کاهش جذب منیزیم همراه بوده و باعث افزایش شدت بیماری آنها می شود. وی افزود : تحقیقات یک موسسه پزشکی در امریکا نشان می دهد که کمبود ویتامین D طبیعی باعث بروز بیماری ها یا اختلالاتی چون سرطان، آلزایمر، فشار خون بالا، اختلال در سیستم عصبی، پره اکلامپسی در زنان حامله، اختلال در سیتسم ایمنی بدن، سندرم متابولیک، و اختلالات شناختی می شود. مصرف کلسیم و یا ویتامین D به فرم دارویی در این افراد اثر مثبت زیادی ندارد. باید بدانیم که با تجویز کلسیم به بیمارانی با فشار خون بالا و یا زنانی با مسمومیت حاملگی، وضعیت آنها بدتر می شود. البته، ویتامین D و نور طبیعی برای آنها مضر نیست. اولین درمانگر اعتیاد به روش گیاهی ادامه می‌دهد: "استفاده و جایگزین کردن قرص و آمپول ویتامین D به جای نور آفتاب باعث تولید رسوب کلسیم در بافت‌های نرم بدن مثل کلیه‌ها، ریه‌ها، قلب، و گوش می ‌شود. رسوب کلسیم درکلیه‌ها باعث ایجاد سنگ کلیه، در ریه‌ها و قلب منجر به عوارض ریوی و قلبی، و فشار خون و گرفتگی عروق می شود، بنابراین بهره گیری از نورآفتاب بهترین راهکار تامین این ویتامین در بدن است." یزدان نیاز تاکید کرد: ویتامین D به صورت فرم فعال کلسیتریول Calcitrio ، دارای تاثیری قوی است، جهت حفاظت از سلول های تولید کننده دوپامین و سروتونین. به بیان دیگر، مصرف ویتامین یاز آسیب سلول های سازنده دوپامین و سروتونین به طور قابل توجهی می کاهد. وی درباره نحوه مصرف ویتامین D می‌گوید: محققین پیشنهاد می کنند که مصرف ویتامین D چنین باشد که بزرگسالان سالم تا 2000 واحد و معتادان تا 10000 واحد در روزاز آن استفاده کنند. با توجه به این موارد باید گفت که کمبود ویتامین D می تواند سبب اضطراب و افسردگی شود و متاسفانه بسیاری از افراد مبتلا به افسردگی، به استفاده از مواد مخدر گرایش دارند." اولین درمانگر اعتیاد به روش گیاهی، از تاثیر جدی کمبود ویتامین D در زنان چنین گفت: جالب است بدانیم که کمبود ویتامین D در زنان بیش از مردان عواقب نامطلوب دارد. به طوری که این امر یکی از دلایل اصلی افزایش گرایش زنان به سمت مواد مخدر است. یزدان نیاز ادامه می‌دهد: تابش پرتو فرابنفش یا همان UV (یو وی) به پوست انسان باعث می‌شود که ماده‌ای به نام "دهیدروکلسترول Dehydrocholestero " با طی مراحلی در بدن و سرانجام در کلیه به ویتامین D تبدیل شود. اما متاسفانه همه کس نمی توانند از نور خورشید بهره مند شوند. گروه هایی هستند که نسبت به سایر افراد در معرض خطر کمبود ویتامین D قرار دارند. مانند نوزادان شیرخوار، افراد مسن وافرادی که محدودیت قرارگیری در معرض نور خورشید دارند مانند معلولین. براساس آمارهای عنوان شده، حداقل ۸۰ درصد کودکان ایرانی به درجات شدید و بیش از ۹۰ درصد از آنها به درجات متفاوتی، دچار کمبود ویتامین D هستند. یزدان نیاز با تاکید این آمار چنین گفت: "بدون شک این آمار بسیار هشدار دهنده است و لازم است که مسئولان امر برای جلوگیری از این مشکل به فکرراهکارهای اساسی باشند." وی هشدار می‌دهد که "بی توجهی مسئولان برای حل این معضل باعث خواهد شد که جوانان آینده کشور درمعرض ابتلا به استفاده از مواد مخدر قرارگیرند. بنابراین اگر دولت عزمی جدی در ریشه کن کردن اعتیاد دارد، لازم است که ابعاد همه جانبه این موضوع را مد نظرقراردهد." ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Fri, 11 Mar 2016 05:11:27 GMT http://migna.ir/vdccesq1.2bqem8laa2.html قرص های اکستازی به چه قیمتی شادتان می کند؟ http://migna.ir/vdcc4sq1.2bqep8laa2.html قرص اکس دارویی از گروه آمفتامین و فنتیل‌آمین است که به نام MDMA معروف است. اکستازی سبب افزایش آزادسازی سروتونین و نورآدرنالین و دوپامین می‌شود و به همین دلیل با استفاده از آن غلظت پیام‌رسان‌های عصبی افزایش می‌یابد. قرص اکس شادی‌آور است و اضطراب فرد را کاهش می‌دهد اما در عین حال آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به مغز وارد می‌کند. - اکستازی تاثیرات بسیاری بر مغز دارد و دوز عادی از آن از 4 تا 6 ساعت بر مغز تاثیر می‌گذارد و در مراحل مختلف مغز تاثیرهای مختلف آن را تجربه خواهد کرد و دست خوش تغییرات شوکه‌کننده‌ای می‌شود. اگر استفاده از آن مداوم باشد بعد از مدت زمانی طولانی اثرات آن هولناک می‌شود و شاید آسیب‌های جبران‌ناپذیری را به مغز وارد کند. هنگام مصرف اکستازی سطح ترشح سروتین به شدت افزایش می‌یابد و این افزایش سطح سروتین سبب تغییراتی چشمگیری در پایانه‌های الکتریکی مغز می‌شود و به همین علت فرد احساس شادی و همدردی می‌کند و بیشتر اجتماعی و فعال می‌شود. با افزایش سروتین گیرنده‌های دوپامین فعال می‌شود و ممکن است سلول‌های دوپامین بیشتر دوپامین آزاد کنند. سه ساعت بعد از مصرف اکستازی سروتین منتشرشده در مغز کاهش می‌یابد و کمی از آن‌ها در اطراف گیرنده‌ها باقی می‌ماند به همین علت فرد همچنان احساس خوبی دارد وکم‌کم با از بین رفتن سروتین فرد از آن حالت بیرون می‌آید. منوآمین آنزیمی است که سروتین را کاهش می‌دهد و مانند چکشی مولکول‌های سروتین را خرد می‌کند. اما همچنان گیرنده‌های دوپامین فعال هستند و در کمتر از 4 ساعت اکستازی بیشترین سروتین بدن را استفاده می‌کند. با ادامه این روند بدن به علت انتشار سروتین و تخلیه شدن آن نیاز به دریافت و بازسازی سروتین دارد و در اینجا سروتین همان اکستازی است و مصرف قرص اکس را افزایش می‌دهد و بیشتر به مصرف آن عادت می‌کند. به مرور زمان سروتین مغز کاهش می‌یابد و همین امر سبب افسردگی، اضطراب، پرخاشگری، ناآرامی و بی‌حوصلگی می‌شود. -منبع: MedicalDaily ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 09 Mar 2016 07:57:45 GMT http://migna.ir/vdcc4sq1.2bqep8laa2.html همه مصائب خانواده یک «معتاد» http://migna.ir/vdcaoane.49nmi15kk4.html خانواده‌های معتادان همواره با احساس شرم و گناه زندگی می‌کنند و اغلب تلاش می‌کنند تا با هر وسیله ممکن، عضو معتاد خانواده خود را از مصرف مواد مخدر باز دارند.  خانواده‌های معتادان اغلب با نگرانی و ترس از این‌که چه بر سر خانواده یا عزیز معتادشان خواهد آمد، زندگی می‌کنند و به دلیل همین نگرانی‌هاست که زندگی اعضای خانواده به تدریج از هم گسیخته شده و بی‌سر و سامان می‌شود.   دوستان معتاد  اعضای خانواده به‌شدت از این مسأله که عزیزشان، دوستان خوب را از خود دور کرده و با ده‌ها معتاد به مواد مخدر رفاقت می‌کند دچار ترس و وحشت می‌شوند. آنها نگران این هستند که معاشرت با چنین افرادی باعث ایجاد تاثیر زیانباری در زندگی عزیزشان شود. خانواده نگران این است که رفاقت و وقت‌گذرانی با چنین اشخاصی ممکن است عواقب ناگواری برای عضو معتاد در پی داشته باشد. ممکن است آنها اقدام به انجام کارهای خلافی بکنند و تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند و بهترین سال‌های عمر خود را پشت میله‌های زندان بگذرانند. مضافا این نگرانی وجود دارد که تهیه و مصرف مواد مخدر با رفتارهای پرخطری نظیر استفاده از سرنگ‌های مشترک همراه باشد و فرد معتاد ناقل بیماری‌های مختلفی شده و آن را به دیگر اعضای خانواده نیز منتقل کند.   امور مالی معتاد  تهیه و خرید و مصرف مواد مخدر بسیار پرهزینه است و معتادان برای تأمین این هزینه‌ها به انواع خلاف‌ها و حیله‌گری‌ها دست می‌زنند. خانواده‌ها همواره در این ترس و نگرانی به سر می‌برند که عضو معتاد برای تهیه مواد مصرفی خود چگونه پول به دست می‌آورد. آنها دایما نگران این موضوع هستند که مبادا فرد معتاد برای رسیدن به مواد مخدر مرتکب جرم یا فحشا شده است و همزمان خودشان نیز مجبور می‌شود مال و اموال خانه را از دسترس او دور نگه داشته تا مورد سرقت واقع نشود. زمانی که اعضای خانواده می‌بینند که فرد معتاد برای تأمین هزینه مواد مخدر خود، اشیای قیمتی و حتی لوازم منزل را سرقت می‌کند بسیار سردرگم و نگران می‌شوند.  گاهی فرد معتاد دست به سرقتی در خانه می‌زند که ممکن است تا مدت‌ها کسی متوجه آن نشود، و در بعضی مواقع به‌خاطر این‌که مقصر شناخته نشود سرقت را به گردن سایر اعضا می‌اندازد. در بسیاری از مواقع خانواده‌ها برای بازگرداندن اموال مسروقه توسط عزیزشان مجبور می‌شوند که بهای گزافی را بپردازند. ممکن است خانواده مجبور شوند پول‌هایی که فرد معتاد از دوستان و آشنایانشان قرض گرفته است را بپردازند یا حتی برای رعایت مصالح خود، چک‌های بی محل او را نیز پرداخت کنند.   رفتارهای معتاد  اعضای خانواده یک معتاد، اغلب قبل از خود او متوجه شروع تغییرات رفتاری و بی توجهی او نسبت به زندگی می‌شوند. آنها متوجه می‌شوند که فرد معتاد در مورد وضع ظاهری و بهداشت خود بی توجه بوده و همیشه کثیف و ژولیده به نظر می‌رسد. آنها از مشاهده عزیزشان در چنین شرایط نامناسبی بسیار ناراحت و اندوهناک می‌شوند. آنها حوادث مختلفی که برای معتاد پیش می‌آید، آثار زخم و کبودی و نابود شدن اموال شخصی او را مشاهده می‌کنند، درحالی‌که خود او هیچ چیز درمورد اتفاقات اطراف خود به یاد ندارد و همه حواس او متوجه مصرف مواد مخدر است. خانواده‌ها می‌بینند که عزیزشان همه علاقه خود نسبت به فعالیت‌های زندگی را از دست داده و مایل است در تمام طول روز خود را در اتاق محبوس کرده، بخوابد یا از موادمخدر استفاده کند. این شرایط باعث می‌شود که فرد معتاد از دیگران گریزان شده و نتواند در میهمانی‌ها و مناسبت‌های خانوادگی شرکت کند.  در چنین شرایطی مثلا همسر فرد معتاد از قضاوت دیگران در مورد رفتارهای غیرمعمول همسرش دچار ترس و نگرانی می‌شود. یکی دیگر از نگرانی‌های خانواده مصرف موادمخدر در خانه است، زیرا آنها می‌ترسند که آلوده بودن فضای خانه، بر سلامت سایر اعضا به‌خصوص کودکان و خردسالان نیز تأثیر بگذارد. اعضای خانواده، اغلب تمام وقت و انرژی خود را صرف تلاش برای تغییر رفتار معتاد و متوقف کردن اعتیاد او می‌کنند، اما تنها نتیجه‌ای که از این کار می‌گیرند، شکست، و نا امیدی است؛ چراکه فرد معتاد همواره اشتباهات خود را انکار کرده و هیچ‌گاه حاضر به پذیرش صحبت‌های آنان نیست.   سلامت روحی معتاد  مشکلات شدید روحی و روانی به‌طور مستقیم به بیماری اعتیاد ارتباط دارند و بروز آنها اغلب موجب اضطراب و سردرگمی اعضای خانواده می‌شود. همان‌طور که بیماری اعتیاد پیشرفت می‌کند، معتاد به مواد مخدر اغلب دچار نوسانات روحی شدیدی می‌شود. آنها ممکن است به دلیل اختلالات روحی و روانی شدید دچار افسردگی شده یا در مورد اقدام به خودکشی صحبت کنند. آنها ممکن است از گوشه‌گیری، فراموشی آنچه برایشان اتفاق افتاده است، گرفتاری در اوهام و خیالات، یا عدم درک درست از واقعیت رنج ببرند. همه مشکلات روحی فرد معتاد به شدت بر اعضای خانواده و کیفیت زندگی آنها نیز تأثیر می‌گذارد. اغلب خانواده‌ها نمی‌دانند که چطور باید با او رفتار کنند و واکنش فرد معتاد نسبت به رفتارهای آنان چگونه است. آنها بخاطر مشاهده تغییرات شخصیتی شدید در فرد معتاد، در نگرانی و ترس دایمی به سر می‌برند. فرد معتاد ممکن است یک دقیقه مطیع و سر به راه بوده و در لحظه‌ای بعد رفتاری خشونت‌آمیز علیه آنها داشته باشد. اعضای خانواده اغلب به عضو معتاد اعتماد ندارند و معمولا در حالت اضطراب و سردرگمی زندگی می‌کنند.  زندگی با یک معتاد مانند زندگی با یک بمب ساعتی است. آنها هرگز نمی‌دانند که این بمب چه زمانی منفجر خواهد شد و چه آسیبی به خود او یا سایر اعضای خانواده وارد می‌کند. تهدید کردن اعضای خانواده به انواع صدمات و آسیب‌ها، از دیگر مواردی است که باعث لطمه شدید به اعضای خانواده می‌شود. معتادان برای ادامه مصرف مواد خود نیاز شدیدی به پول دارند و برای تهیه کردن این پول، خانواده خود را به‌شدت تحت فشار می‌گذارند، در صورتی که گاهی ممکن است پرداخت چنین مبالغی خارج از توان خانواده نیز باشد. فرد معتاد به‌دلیل فشاری که بیماری اعتیاد بر او وارد می‌کند و از این بابت که حاضر است به هر قیمتی مخارج اعتیاد خود را تامین کند، ناخواسته آسیب‌های فراوانی به اعضای خانواده خود وارد می‌کند. تهدیدهای فرد معتاد باعث بروز ترس و وحشت در همه اعضای خانواده می‌شود و گاهی حتی این نگرانی‌ها تا به آن‌جا می‌رسند که دیگر اعضای خانواده می‌ترسند که در زیر یک سقف با فرد معتاد زندگی کنند یا او را از خانه بیرون می‌کنند، یا خودشان ترجیح می‌دهند که خانه را ترک کنند.   سلامت جسمی معتاد  اعتیاد به مواد مخدر و انواع دیگر اعتیاد ازجمله اعتیادهای رفتاری به روش‌هایی بر سلامت جسمی فرد معتاد تأثیر می‌گذارند و نگرانی برای سلامتی آنها در اعضای خانواده‌هایشان یک امر معمول و طبیعی است. عموما ناخوشی‌ها و عوارض جسمی، از اولین نشانه‌های بیماری اعتیاد است و تقریبا همه معتادان با آن دست به گریبان هستند. در روند شکل گیری بیماری اعتیاد ابتدا جسم فرد معتاد درگیر می‌شود. بنابراین اعضای خانواده معتادان در ابتدا سلامت جسمی وی را در نظر گرفته و به شدت نگران آن می‌باشند. اما بنا به دلایلی ممکن است ذهن خود را از این‌که ممکن است عزیزشان به اعتیاد مبتلا شده باشد دور نگه ‌دارند؛ اما پس از چندی به دلیل پیشرفت بیماری اعتیاد و بر جا گذاشتن اثرات مخرب روی جسم فرد مبتلا، آنها انکار را کنار گذاشته و به‌شدت نگران جسم تحلیل رفته عزیز معتادشان می‌شوند. به‌عنوان خانواده فرد معتاد متوجه می‌شوند که عضو معتاد خانواده از لحاظ جسمی بیمار به نظر می‌رسد یا وزن زیادی را از دست داده یا اضافه کرده است.  آنها ممکن است نگران بیماری عزیز خود یا خواهران و برادران وی باشند. بیماری‌هایی مانند فشار خون بالا، ذات‌الریه، مشکلات کبدی و کلیوی، بیماری‌های قابل انتقال از طریق خون و سرنگ‌های مشترک آلوده از جمله HIV و هپاتیت ازجمله عواقب اعتیاد به مواد مخدر است. خانواده فرد معتاد ممکن است همواره در نگرانی یا سردرگمی به‌سر ببرند و به این فکر کنند که آیا الان عزیزشان زنده است یا مرده. آنها همیشه در این نگرانی هستند که عزیزشان را بر اثر زیاده‌روی در مصرف مواد یا در یک تصادف رانندگی از دست بدهند. همچنین ممکن است خانواده به شدت نگران واگیردار بودن و مسری بودن عوارض جسمی بیماری اعتیاد باشند.  این‌گونه مسائل بر روند زندگی تک تک اعضای خانواده فرد معتاد اثر گذاشته و زندگی عادی و معمولی آنها را دچار آشفتگی می‌کند. این‌گونه نگرانی‌ها و دلواپسی‌های دایمی و تمرکز آنها بر درمان بیماری اعتیاد عزیزشان، آنها را از دیگر مسائل و مشکلات خانواده غافل کرده و باعث کم توجهی آنها به سایر جنبه‌های زندگی می‌شود.   کار معتاد  استفاده از مواد مخدر به تنها اولویت در زندگی فرد معتاد تبدیل می‌شود و آشفتگی و بی‌نظمی حاصل از مصرف مواد سرانجام به‌کار او لطمه‌زده و ممکن است شغل خود را از دست بدهد. همان‌طور که برخی گفته‌اند، اعتیاد به موادمخدر خودش یک کار تمام‌وقت است. رسیدگی به وظایف شغلی و به‌طور همزمان استفاده از مواد مخدر، روز به روز دشوار‌تر می‌شود. این امر به نوبه خود بر زندگی سایر اعضای خانواده نیز تأثیر می‌گذارد. به‌عنوان مثال، شوهر معتادی که دیگر قادر به حفظ کردن شغل خود و تأمین مخارج زندگی نیست، بار زیادی را بر دوش همسر خود تحمیل کرده و باعث می‌شود که او علاوه بر وظایف قبلی خود مانند خانه‌داری، به ناچار مسئولیت امرارمعاش خانواده را نیز برعهده بگیرد. در چنین شرایطی، تمام خانواده دچار ترس و ناامنی در زندگی شده و مجبور می‌شوند که خودشان را با شرایط جدیدی که به‌دلیل ناتوانی شوهر در نگهداری کارش به‌وجود آمده است، هماهنگ کنند.  همسر فرد معتاد در مواقعی که به‌خاطر تأمین معیشت خانواده مجبور است ساعتها از خانه دور باشد، دائما نگران وضع فرزندان خود است. چنین نگرانی‌هایی در پدران و مادرانی که فرزند معتاد دارند نیز مشاهده می‌شود. والدین نگران هستند که فرزندشان علاقه‌اش به تحصیل را از دست داده و از مدرسه اخراج شود و به‌خاطر اعتیادش به فردی بی‌انضباط و غیرمسئول تبدیل شود.     ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 20 Feb 2016 12:04:14 GMT http://migna.ir/vdcaoane.49nmi15kk4.html مصرف برخی روان‌گردان‌ها در نوجوانان http://migna.ir/vdcb50bf.rhbs0piuur.html هروئین فشرده (کریستال یا کراک) امروزه نام ماده‌ی جدیدی در رسانه‌ها به میان آمده است که کریستال یا کراک نام دارد. نتایج بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد، این ماده همان هروئین است که به شکلی خالص‌تر و بلورمانند درآمده و در بازار خرید و فروش می‌شود. روش مصرف این نوع هروئین، تدخین و دودکردن است. این ماده فوق‌العاده اعتیادآور است و قدرت اعتیادی آن چند برابر از هروئین معمولی (که به صورت پودر است) بیشتر است. کریستال شکل خالص هروئین است، از این‌رو، آثار آن همانند پودر هروئین ولی شدیدتر است. شدت این حالت بستگی به مقدار کریستال مصرف‌شده و سرعت انتقال آن به مغز دارد. در واقع یکی از دلایل اعتیادآور بسیار زیاد هروئین و کریستال این است که خیلی زود به مغز می‌رسند. بیشتر کسانی که کریستال مصرف می‌کنند، در ابتدا احساس سرخوشی و نشئگی می‌کنند، همراه با این سرخوشی، بدن فرد گرم‌تر و دهان‌خشک می‌شود و فرد در دست‌ها و پاهای خود احساس سنگینی می‌کند. در مواقعی نیز مصرف‌کننده، دچار حالت تهوع و استفراغ و بی‌قراری شدید می‌شود. بعد از این حالات اولیه ممکن است تا چند ساعت حالت سرگیجه پیش آید. در این وضعیت تمامی اعمال مغز تحت‌تأثیر این ماده قرار می‌گیرد و دچار نابسامانی می‌شود، حرکات قلب کند شده و تنفس در مواردی آنچنان آهسته می‌شود که به مرگ می‌انجامد. - آثار بلندمدت مصرف کریستال اولین اثر مصرف مداوم کریستال، اعتیاد و وابستگی به آن است. اعتیاد، بیماری مزمن و عودکننده‌ای است که با اجبار درونی برای یافتن مواد و تغییرات سلولی/ شیمیایی و مولکولی مغز همراه است. کریستال در عین حال سبب به وجودآمدن تحمل و وابستگی جسمی بسیار شدیدی می‌شود که در نتیجه‌ی آن فرد به مصرف اجباری و مجدد آن بازمی‌گردد. همانند اعتیاد به هروئین، در این حالت، فرد زمان و انرژی بیشتری را صرف به دست‌آوردن این ماده می‌کند. بدیهی است با بروز اعتیاد، هدف اصلی زندگی فرد مصرف‌کننده به دست‌آوردن و مصرف مواد خواهد بود. در واقع کریستال به معنای واقعی کلمه سبب بروز تغییرات بارز در مغز و رفتار می‌شود. وقتی که وابستگی جسمی به کریستال به وجود می‌آید، بدن فرد به حضور این ماده در بدن عادت می‌کند، به گونه‌ای که اگر مصرف آن به یکباره قطع شود، علائم محرومیت بروز می‌کند. این علائم اغلب چندساعت پس از آخرین مصرف نمایان می‌شوند و شایع‌ترین آنها عبارتند از: - بی‌قراری؛ - درد استخوان و عضلات؛ - بی‌خوابی؛ - اسهال؛ - استفراغ؛ - حرکات غیرعادی در پاها. تا مدت‌ها تصور بر این بود که وابستگی و اعتیاد جسمی، علائم محرومیت و تلاش فرد برای رهایی و کاهش این علائم، علت اصلی اعتیاد است، اما در حال حاضر روشن‌شده که این مسئله تنها دلیل نیست، چرا که در موارد متعددی ثابت شده است که اشتیاق فرد برای مصرف دوباره و عود مصرف، ممکن است هفته‌ها و ماه‌ها در پی از بین‌رفتن علائم ترک به وجود آید. همین نکته در مورد کریستال نیز صدق می‌کند. در واقع کریستال نیز همانند هروئین نه تنها (مغز) فرد را به خود وابسته می‌کند، بلکه با وابسته‌کردن روان فرد، در وی میل دائمی برای مصرف پدید می‌آورد. - قرص‌های ریتــــالین قرص ریتالین (متیل فندایت) قرص‌های ریتالین در اصل برای درمان یکی از انواع اختلالات روانی دوران کودکی به نام "بیش‌فعالی همراه با نقص توجه" به کار می‌رود. گاهی نیز برای درمان بیماران مبتلا به "حمله‌ی خواب" تجویز می‌شود، ولی در سال‌های اخیر مصرف خودسرانه‌ی این دارو در کشور ما رو به افزایش گذاشته است و عدم آگاهی از آثار و ویژگی‌های این قرص نگران‌کننده است. هم‌اکنون گزارش‌های متعددی وجود دارد که برخی از افراد برای بیدار ماندن در شب‌های امتحان به جای مصرف چای و قهوه از قرص‌های ریتالین استفاده می‌کنند. شواهد متعدد حاکی از آن است که این افراد از این قرص‌ها استفاده می‌کنند تا بتوانند چندین ساعت متوالی بیدار بمانند و به شکل غیرمعمولی تمرکز خود را در مدت طولانی حفظ کنند. آثار مصرف ریتالین چون ریتالین دارویی است که پزشکان تجویز می‌کنند، مصرف‌کنندگان آن را بی‌خطر و فاقد "بدنامی" مواد مخدر می‌دانند، در حالی‌که عوارض مصرف خودسرانه‌ی این قرص‌ها می‌تواند در حد مواد دیگر مانند کوکائین و آمفتامین باشد. شایع‌ترین عوارض مصرف خودسرانه‌ی قرص‌های ریتالین عبارتند از: - عصبی‌شدن و بی‌خوابی؛ - حالت تهوع و استفراغ؛ - احساس سرگیجه و سردرد؛ - تغییرات ضربان قلب و فشار خون (که اغلب به صورت افزایش است، ولی در مواردی نیز به شکل کاهش دیده می‌شود)؛ - خارش و جوش‌های پوست؛ - دردهای شکمی، کاهش وزن و مشکلات معده؛ - مصرف دائمی و اعتیاد (وابستگی)؛ - بروز حالت‌های روان‌پریشی (جنون) و علائم وابستگی به ریتالین؛ - بروز افسردگی پس از قطع مصرف. عوارض مصرف مقادیر زیاد ریتالین - از دست‌دادن اشتها و سوء تغذیه؛ - لرزش و پرش عضلات؛ - تب، تشنج و سردرد؛ - نامنظم‌شدن ضربان قلب و تنفس که در مواردی ممکن است به شکل خطرناکی ادامه پیدا کند؛ - تکرار حرکات و اعمال بی‌هدف؛ - بروز حالت‌های پارانوئید (سوءظن)، توهم و هذیان؛ - احساس حرکت و جنبش حشرات در زیر پوست؛ - مرگ (تاکنون در چند مورد، سوء مصرف ریتالین به مرگ منجر شده است) (پیام مشاور، 1385). آثار منفی سوءمصرف حشیش - 80 درصد کسانی که به مواد مخدر دیگر وابستگی دارند، سابقه‌ی مصرف حشیش، بویزه در نوجوانی و جوانی، داشته‌اند. - مهارت‌های محاسبه، تمرکز، حافظه و یادگیری 24 تا 48 ساعت در دانشجویانی که حشیش و ماری‌جوانا مصرف می‌کنند، مختل باقی می‌ماند. - مصرف حشیش در 10 نفر به طور تصادفی، منجر به وابستگی حداقل یک نفر آنان تا پایان عمر می‌شود. - حشیش اعتیادآور است. - ترک مصرف حشیش همانند قطع مصرف الکل و داروهای خواب‌آور و تریاک و هروئین با بی‌قراری و اضطراب، بی‌اشتهایی، لرزش و تنش عضلانی همراه است. - مصرف حشیش با احتمال ایجاد بیماری روانی شدید در حد جنون ماندگار همراه است. - اضمحلال شناختی با مصرف طولانی‌مدت حشیش، تا سال‌ها بعد از قطع کامل مصرف، باقی می‌ماند. - مصرف درازمدت حشیش موجب ایجاد اختلال بی‌انگیزگی مزمن می‌شود. - مصرف حشیش موجب افزایش ضربان قلب، افت فشار خون، قرمزی چشم‌ها، احساس گرسنگی زیاد و خشکی دهان می‌شود. - مصرف حشیش موجب کاهش تمرکز، توجه و قدرت شناختی می‌شود. - مصرف حشیش به از بین‌رفتن هماهنگی بدن، حواس و رفتار حرکتی منجر می‌شود. - مصرف حشیش موجب ناتوانی در انجام دستورات پیچیده، کاهش بازداری اجتماعی در رفتار، سرخوشی کاذب، اضطراب شدید و حملات هراس ناگهانی همراه با احساس ترس و بدگمانی و مرگ ناگهانی می‌شود. - مصرف هر سیگار حشیش، از نظر خطر ایجاد سرطان ریه و دیگر مشکلات ریوی با مصرف 8-6 سیگار معمولی برابری می‌کند. - مصرف درازمدت حشیش موجب کاهش اندازه‌ی بیضه، هورمون مردانه و تعداد اسپرم در آقایان و افزایش خطر ناباروری و قاعدگی نامنظم و تغییرات هورمونی در خانم‌ها شده و در نتیجه به کاهش توانایی جنسی در هر دو جنس منجر می‌شود. - مصرف درازمدت حشیش موجب تخریب قشر مغز بخصوص قسمت جلو پیشانی و در نتیجه اختلال در هماهنگی‌های ذهنی، عاطفی و رفتاری می‌شود. آثار منفی سوءمصرف اکستاسی (X) - به علت تولید غیرقانونی قرص‌های اکستاسی، بیشتر آنها از نظر میزان ماده‌ی مؤثر و وجود ترکیبات آلاینده و همراه، غیرقابل پیش‌بینی‌اند. - موارد متعدد مرگ ناگهانی، فقط با مصرف یک قرص X، گزارش شده است. - وابستگی به اکستاسی هم جسمانی و هم روانی است. - احتمال ایجاد جنون پایدار، حتی در افراد کاملاً سالم با مصرف اکستاسی به اثبات رسیده است. - مصرف‌کنندگان X، اذعان داشته‌اند برای رسیدن به یک تا چند ساعت احساس شادی، 6 روز دیگر هفته را با افسردگی کلنجار رفته‌اند. - اکستاسی در بدن اثر دوگانه دارد، یعنی هم شبیه به مواد محرک موجب تحریک بیش از حد سیستم‌های مختلف بدن و مغز می‌شود و هم مانند مواد توهم‌زا مثل LSD، فرد را با ایجاد توهم و هذیان دچار جنون آنی می‌کند. - اکستاسی در بدن به موادی تبدیل می‌شود که به نابودی سلول‎‌های مغزی می‌‎انجامند. - مصرف اکستاسی به نرون‌های مغز آسیب‌ می‌رساند و موجب خونریزی در داخل مغز، افزایش ضربان قلب و فشار خون و نارسایی‌های کلیه و کبدی و افزایش شدید درجه‌ی حرارت بدن می‌شود. - مصرف اکستاسی به افسردگی، اضطراب فراگیر، گمگشتگی، رفتارهای پرخاشگرانه و سوءظن در دوران مصرف، یا هفته‌ها پس از مصرف، می‌انجامد (پیام مشاور، 1385). قضاوت‌های اجتماعی در مورد مصرف مواد نوجوانان معتقدند که مصرف منظم داروهایی مانند کوکائین و ماری‎جوانا، بسیار آسیب‌‎رسان‌تر از مصرف منظم الکل است و آثار زیانبار این مواد اگر فقط یک یا دومرتبه مصرف شوند، به نسبت کمتر است. 68 درصد نوجوانان اظهار داشتند که بیشتر دوستان آنها الکل و 8/2 درصد آنان اعلام کردند که دوستانشان ماری‌جوانا مصرف می‌کنند؛ این مقدار برای مصرف کوکائین برای 6/2 درصد گزارش شده است (سویشر، 1991). هرچه نوجوان داروی بیشتری مصرف کند، احتمال اینکه دیدگاه مثبت‌تری در مورد مصرف دارو داشته باشد، بیشتر بوده و فکر می‌کند مصرف دارو بی‌ضرر است.migna.ir در پژوهشی، از دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان خواسته است تا اطلاعاتی در مورد مصرف داروهای مختلف توسط خودشان در اختیار محققان قرار دهند، سپس دیدگاه خود را درباره‌ی تأثیرات ادراک‌شده‌ی مصرف دارو بیان کنند. محققان دریافتند آزمودنی‌هایی که کمتر دارو مصرف می‌کردند، مصرف دارو را بسیار نادرست‌تر از نوجوانانی می‌دانستند که بارها دارو مصرف می‌کردند. به علاوه نوجوانانی که زیاد از مواد و داروها مصرف می‌کردند، بیشتر از آنهایی که کمتر دارو مصرف می‌کردند، به این رفتارها به منزله‌ی مسائل و موضوعات شخصی نگاه می‌کردند. در مقابل، نوجوانانی که کمتر از داروها استفاده می‌کردند، به والدین خود و مسئولان به عنوان افرادی نگاه می‌کردند که برای کنترل، اصلاح و تنظیم رفتار آنان، حق و قدرت قانونی دارند. بنابراین برای نوجوانانی که زیاد از داروها استفاده می‌کردند، چنین رفتارهایی جنبه‌ی شخصی و خصوصی داشتند و خودشان در مورد آنها تصمیم می‌گرفتند (نوسی (1) و همکاران، 1991؛ به نقل از هیون، 1996). --- نویسندگان: دکتر محمد خدایاری فرد، دکتر یاسمین عابدینی پی‌نوشت‌: 1. Nucci منبع مقاله : خدایاری‌فرد، محمد، عابدینی، یاسمین؛ (1391)، مشکلات سلامتی نوجوانان و جوانان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم     ]]> پیشگیری از اعتیاد Sun, 07 Feb 2016 19:57:01 GMT http://migna.ir/vdcb50bf.rhbs0piuur.html مواد اعتیادآور با مغز چه میکنند؟ http://migna.ir/vdchiknx.23nmkdftt2.html اعتیاد چه تاثیری بر مغز می گذارد؟ توضیح مختصری درباره پیچیده ترین عضو بدن مغز مرکز فرماندهی بدن است. حدود یک کیلو و نیم وزن دارد و دارای مراکز یا دستگاه- های مختلفی است که اطلاعات مختلف را پردازش میکند. ساقه مغز از ابتدایی ترین قسمت در بن مغز است. کار اصلی ساقه مغز، کنترل ضربان قلب، تنفس و خواب است و در واقع مسئول انجام شدن اعمالی است که انسان هرگز به آنها فکر نمی کند. لوبها (lobe) یا بخشهای مختلف مغز اطلاعات وارده از اعضای مختلف بدن را پردازش میکنند:برای مثال قطعه پس سری اطلاعات وارده از چشمها را بررسی میکند و قشر مخ یا همان ماده مشهور خاکستری، که تمام سطح مغز را زیر پوشش دارد، بخش متفکر وجود ما است. ما زبان، ریاضی و انواع استراتژی ها را در این بخش ذخیره و پردازش میکنیم. در اعماق قشر مخ، یک دستگاه کناری وجود دارد که مسئول حفظ بقا است: کار او به یاد آوردن و ایجاد میل و رغبت برای چیزهایی است که انسان را زنده نگه میدارند که این موارد از غذای خوب گرفته تا همراهی با انسانهای دیگر را شامل میشوند. مخچه مسئول اعمال و تواناییهایی است که انسان یک بار می آموزد و دیگر هنگام انجام دادنشان هرگز به چگونگی آن فکر نمیکند. برای مثال میتوان به توانایی حفظ تعادل هنگام راه رفتن و همچنین توانایی پرتاب توپ اشاره نمود.   تبادل اطلاعات در مغز چگونه انجام میشود؟ وظیفه مغز پردازش اطلاعات است. سلولهای مغز که نورون (neuron) نامیده میشوند کار دریافت و ارسال پیام به سایر نورونها را بر عهده دارند. میلیاردها نورون در مغز انسان وجود دارندکه هر یک با داشتن هزاران شاخه نخ مانند به نورونهای دیگر دسترسی میابند. پیام در نورون به شکل یک تکانه الکتریکی است. این پیام الکتریکی در طول شاخه فرستنده نورون یا اکسون (axon) به حرکت در می آید. هنگامی که پیام به انتهای اکسون برسد، موجب ترشح ماده ای شیمیایی به نام انتقال دهنده نورونی میشود. این ماده فاصله کوتاه بین دو عصب یا سیناپس را به سوی نورون دیگر طی میکند.   در نورون بعدی، مولکولهایی اختصاصی که گیرنده نام دارند این ماده شیمیایی را تحویل میگیرند. شاخه های قسمت گیرنده نورون دندریت نام دارند. گیرنده ها هر کدام شکل به خصوصی دارند و هر یک مختص گرفتن یک نوع انتقال دهنده نورونی هستند. در دندریت، انتقال دهنده نورونی یک تکانه الکتریکی تولید میکند و دوباره در قسمت سیناپس آزاد میشود. این بار این ماده تجزیه شده یا دوباره توسط نورونهای فرستنده جذب میشود. در حالی که ما روز خود را به تفکر، احساسات، واکنش نشان دادن، تنفس و گوارش میگذرانیم، نورونها در مغز انتقال دهنده های مختلفی را ترشح میکنند. هنگامی که ما اطلاعات تازه ای کسب میکنیم یا مهارتی را فرا میگیریم، مغز مانند درختی که ریشه و شاخه دهد، ابتدا اکسونها و دندریتهای جدیدی میسازد. هر چه شاخه ها بیشتر باشند، نورونها میتوانند با دقت و کیفیت بهتری به تبادل اطلاعات بپردازند. مواد اعتیادآور با مغز چه میکنند؟ بعضی از مواد اعتیادآور بر مغز تاثیر می گذارند زیرا اندازه و شکل آنها مشابه با انتقال دهنده های نورونی است. مقدار کافی این مواد در مغز با گیرنده ها تداخل میکند و یک واکنش زنجیره ای از تکانه های الکتریکی تولید میکند و نورونها را وادار میکند تا مقدار زیادی انتقال دهنده تولید کنند. بعضی از مواد اعتیاد آور وارد نورونها میشوند و مانند یک پمپ عمل میکنند و نورون را به ترشح بیشتر انتقال دهنده وا میدارند. انواع دیگر مواد اعتیاد آور جذب ثانویه یا بازگشت انتقال دهنده به نورون را متوقف میکنند و موجب جریان غیرطبیعی انتقال دهنده میشوند. تمام مواد اعتیاد آور، مانند نیکوتین، کوکائین و حشیش، اصولا دستگاه کناری را مورد حمله قرار میدهند. دانشمندان این فعل و انفعالات را سیستم "جایزه" مینامند. این نام چندان هم بی ربط نیست زیرا عکس العمل دستگاه کناری در مقابل عوامل لذت آور هم دقیقا به همین شکل-ترشح انتقال دهنده نورونی به نام دوپامین- انجام میگیرد و در نهایت حسی مشابه حس لذت روحی و جسمی در بدن ایجاد میشود.   استفاده مداوم از مواد اعتیادآور به کجا می رسد؟ هنگامی که یک اتفاق خوب برایتان پیش می آید را تصور کنید. این واقعه میتواند ستایش شدن به خاطر یک کار خوب یا نوشیدن یک شربت لیمویی خنک در تابستان باشد، رسیدن به این احساس خوب، نتیجه عمل دستگاه کناری است. از آنجایی که لذات طبیعی برای بقای انسان لازم است، دستگاه کناری حس دیگری نیز در ما ایجاد میکند که آن تمایل به تعقیب و یافتن عوامل شادی آور و لذت بخش است. هنگامی که شخصی برای اولین بار ماده مخدر یا توهم زا و یا هرگونه از مواد اعتیادآور را مصرف میکند، لذت بسیار و غیر واقعی را تجربه میکند. دستگاه کناری غرق در دوپامین میشود. البته این مواد تاثیرات دیگری هم دارند، برای مثال کسی که برای اولین بار سیگار یا حشیش میکشد، در اثر تاثیر سموم شیمیایی موجود در آنها به سرفه افتاده و دچار حالت تهوع میشود. سرفه و تهوع حالات گذرایی هستند که پس از برطرف شدن، شخص تصور میکند که این مواد دیگر تاثیر "بدی" بر او ندارند. اما مغز از همان لحظه اول و در اثر سیل غیر طبیعی انتقال دهنده های نورونی، شروع به تغییر میکند. برای مثال، نورونها در اثر دریافت کردن بیش از حد دوپامین، به کاهش گیرنده ها میپردازند. ممکن است نورونها تولید دوپامین را هم کاهش دهند. نتیجه هردو، کاهش مقدار دوپامین در مغز است که تنظیم کاهشی نام دارد. این مواد سمی، میتوانند موجب مرگ نورونها هم بشوند. در نهایت اتفاقی که می افتد، مرگ تدریجی مغز و اعصاب خواهد بود.   شخص با چند مرتبه استفاده از مواد اعتیاد آور معتاد میشود؟ هیچ کس نمیتواند به طور قطع بگوید تعداد دفعاتی که یک شخص بدون تغییر یافتن مغز و معتاد شدن میتواند به مصرف مواد مخدر بپردازد، چقدر است. ساختار ژنتیکی هر شخص نقش مهمی ایفا میکند. اما پس از مصرف میزان کافی از مواد مخدر، دستگاه کناری همانطور که تمایل به غذا، آب و گفتگویی دوستانه را در مغز ایجاد میکند، اشتیاق به مصرف مواد اعتیادآور را نیز به وجود می آورد. نیاز به مصرف مواد اعتیاد آور همراه با کاهش تولید طبیعی مواد انتقال دهنده یا همان تنظیم کاهشی، هربار از بار قبل بیشتر می شود. بدون مصرف مواد مخدر یا توهم زا، میزان دوپامین در بدن شخص معتاد پایین است. این شخص احساس یک نواختی، بی هیجانی و افسردگی میکند. بدون مواد، زندگی این شخص بی معنا و خالی از خوشی است. در اینجا شخص به چیزی احتیاج دارد تا دوپامین بدن او را به حد عادی برساند و باز مقدار بیشتری از آن لازم است تا سیل دوپامین را به وجود آورد. migna.ir با مصرف مواد اعتیادآور، شخص معتاد شیوه عملکرد مغز خود را تغییر میدهد. مصرف و اعتیاد به این مواد به تغییرات بلند مدت در مغز منتهی میشود و این تغییرات قدرت کنترل مقدار مصرف را از شخص سلب میکنند. درواقع اعتیاد یک بیماری چند جانبه است.   اگر اعتیاد یک بیماری است، آیا درمان پذیر هم هست؟ علاوه بر اینکه ضایعات مغزی مصرف مواد اعتیادآور، جبران ناپذیرند، باید گفت که درمانی برای اعتیاد نیز وجود ندارد. اما معتادان میتوانند بهبود پیدا کنند. درمان اعتیاد در اصل به شکل تغییر رفتار یا تعدیل مصرف انجام میشود تا شخص به تدریج شیوه زندگی خود را تغییر دهد و مغز او به آهستگی به یادگیری مهارتهای جدید بپردازد. درواقع اعتیاد، همانند نوعی بیماری قند یا نارسایی قلب است که در صورت رعایت نکردن رژیم غذایی و بازگشت به شیوه قدیم زندگی و همچنین عدم مصرف دارو، موجب بروز آسیبهای جدی و حتی مرگ میشود. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 26 Jan 2016 08:15:23 GMT http://migna.ir/vdchiknx.23nmkdftt2.html آشنایی با عوارض جسمانی و روانی مصرف حشیش http://migna.ir/vdcd5f0s.yt0on6a22y.html شایع ترین ماده غیر قانونی در سراسر جهان از گیاهی به نام شاهدانه هندی که شبیه گزنه است به دست می آید.بخش های مختلف این گیاه حاوی مواد فعال بوده و بسته به محلی که مورد استفاده قرار می گیرد قدرتهای مختلفی دارند. صمغ چسبنده ای که از گیاه شاهدانه بدست می آید را به صورت قالبی در می آورند که به رنگ سبز خاکستری و یا قهوه ای مایل به سبز است و به آن حشیش می گویند. از برگهای خشک شده نیز ماری جوانا حاصل می شود که ضعیف تر است. روغن حشیش قوی ترین فرم این ماده است.   - چگونگی مصرف حشیش: حشیش معمولاً به روش کشیدنی (تدخینی) استفاده می شود. معمولاً با توتون سیگار مخلوط شده و به عنوان joint یا سیگاری می کشند. خوردن حشیش روش نامعمولتری است. گاهی نیز حشیش را در غذا یا شیرینی و یا نوشابه می ریزند و می خورند. - عوارض جسمانی و روانی مصرف حشیش: •اگرچه بسیاری از افراد تصور می کنند چون حشیش یک گیاه است و به صورت طبیعی تولید می شود مصرف آن خطر چندانی به همراه ندارد، ولی حقیقت این است که مانند تنباکو، مواد شیمیایی موجود در حشیش نیز خطرناک بوده و می توانند مشکلات زیادی برای سلامتی فرد در پی داشته باشند. حشیش نوعی آرام بخش خفیف کاذب است که مصرف آن باعث احساس آرامش و خوابیدن عمیق می شود. بعلاوه این ماده مخدر دارای خاصیت توهم زایی خفیف نیز می باشد، بدین معنی که فرد تاحدودی واقعیت ها را با اوهام و خیالات ترکیب می کند. هنگامی که دود حشیش از طریق ریه ها وارد بدن می شود، اجزای آن به سرعت وارد جریان خون شده و به سمت مغز و سایر قسمت های بدن هدایت می شوند. احساس نشئگی و لذتی که از مصرف حشیش به فرد دست می دهد ناشی از چسبیدن عناصر تشکیل دهنده آن به گیرنده های کانابینوئیدی در مغز می باشد. گیرنده های عصبی نوعی از سلول های مغز هستند که برخی از مواد می توانند برای مدتی به آن چسبیده و تاثیرات خاصی را در بدن ایجاد کنند. عناصر موجود در دود حشیش نیز بر روی همین سلول ها و پالس های عصبی آن تاثیر می گذارند. اکثر این گیرنده های عصبی در قسمتی از مغز قرار دارند که به طور مستقیم در احساس لذت، حافظه، تمرکز، احساسات و درک از زمان نقش دارند و بنابراین تاثیرات مصرف حشیش نیز باعث تحریک و یا اختلال در این قسمت ها می شود. علاوه بر قسمت های فوق، اجزای تشکیل دهنده حشیش، چشم ها، گوش ها، پوست و معده را نیز تحت تاثیر قرار می دهند. •اثرات مصرف حشیش به صورت خوراکی حدودا یک ساعت بعد ظاهر می شوند و همین باعث می شود که مصرف کنندگان بتوانند به سادگی حجم زیادی از آن را مصرف کنند. در صورتی که حشیش کشیده شود، اثرات آن به سرعت پدیدار می شوند. با این حال مصرف تدخینی به صورت طولانی مدت می تواند اثرات جانبی بیشتری برای فرد به همراه داشته باشد. •مصرف دائمی حشیش، ریسک بروز اختلالات روانی آن را تا دو برابر افزایش داده و می تواند باعث ابتلا به شیزوفرنی شود. مطالعات انجام شده نشان داده است که بین مصرف حشیش در گذشته و بروز عوارض ذهنی در آینده به خصوص برای کسانی که از لحاظ ژنتیکی آسیب پذیر هستند، رابطه محکمی وجود دارد. در صورتی که فرد سابقه مشکلات روحی و روانی، افسردگی و یا پارانویا را داشته باشد، مصرف حشیش باعث بدتر شدن اوضاع و تشدید این گونه مشکلات خواهد شد. •برای کسانی که دچار مشکلات قلبی هستند، مصرف حشیش باعث افزایش ضربان قلب و فشار خون شده و می تواند خطر ساز باشد. علاوه بر آن، مصرف طولانی مدت و دائمی حشیش می تواند باعث ایجاد احساس خستگی مفرط و بی انگیزگی و همچنین کاهش میزان تمرکز و کیفیت یادگیری می شود. علاوه بر این استفاده دائمی از حشیش باعث کاهش کیفیت اسپرم در مردان، و جلوگیری از تخمک گذاری در زنان می شود. مصرف حشیش در زمان بازداری باعث آسیب رسیدن به جنین می شود. •مصرف مداوم حشیش باعث توسعه یافتن بیماری اعتیاد و مزمن شدن آن می شود. معتادان به حشیش همه وقت خود را صرف پیدا کردن، خریدن، و مصرف کردن آن می کنند. آنها حتی در شرایطی که سایر جنبه های زندگی مانند خانواده، تحصیل و یا کارشان به شدت تحت تاثیر قرار می گیرد نیز نمی توانند اعتیاد خودشان را کنترل کنند. معتادان حشیش دچار تلورانس و مقاوم شدن بدن می شوند و برای رسیدن به همان لذت و نشئگی قبلی باید مقدار بیشتری مواد مصرف کنند. در صورتی که آنها نتوانند میزان کافی مواد مصرف کرده و یا تصمیم به متوقف کردن مصرف بگیرند با عوارض خماری رو به رو می شوند. برخی از این عوارض عبارتند از: حرص و ولع مصرف، کاهش اشتها، مشکلات خواب، از دست دادن وزن، پرخاشگری و عصبانیت، تحریک پذیری، بی قراری و کابوس های شبانه. این عوارض معمولا ١٠ ساعت پس از قطع مصرف آغاز شده و تا یک هفته ادامه پیدا می کنند. عوارض جسمانی که به دنبال مصرف حشیش ایجاد می شود عبارتند از: افزایش فشار خون، گیجی، افزایش اشتها، قرمز شدن چشم ها، تند شدن ضربان قلب، اختلال حافظه، گیجی، بی توجهی، تغییر در درک و رنگ و صدا. علائم روانی شدید مثل شنیدن صداهای غیر واقعی، صحبت های نامربوط و رفتارهای غیر عادی، اضطراب و افسردگی در عرض چند دقیقه شروع می شود و بسته به میزان مصرف چند ساعت طول می کشد. چنانچه حشیش خورده شود علائم دیرتر شروع می شود اما مدت طولانی تری می ماند. حشیش اثر خواب آوری خفیفی نیز دارد. اما این اثر به شدت به وضعیت خلقی و توقع مصرف کننده مربوط می شود. یک مصرف کننده تازه کار بعد از یک بار مصرف و یک مصرف کننده سابقه دار تا روزانه ۲۰ بار مصرف به علائم دلخواه می رسند. این علائم عبارتند از: سرخوشی، احساس اعتماد به نفس، احساس عمومی خوب بودن. البته چنانچه فرد به هنگام مصرف افسرده و یا مضطرب باشد علائم ناخوشایند تشدید می شود. در مقایر بالا خطر بروز حملات اضطرابی هول و بدبینی و توهم نیز وجود دارد. با توجه به کاهشی که در میزان مهار در فرد ایجاد می شود خطر آسیب رساندن به خود بالا می رود. افرادی که از این ماده استفاده می کنند به دلیل عدم تعادل ناشی از آن نباید رانندگی کنند. چگونه کمک کنیم؟ مصرف حشیش امکان بروز یا تشدید حالات جنون را زیاد می کند و چنانچه چنین حالتی بروز کرد حتماً باید بیمار را به بخش روانپزشکی ارجاع داد. باید مصرف کننده را مطمئن کرد که علائم تحریک پذیری، کسالت و اختلال الگوی خواب پس از خروج دارو از بدن مرتفع خواهد شد. نیازی به تجویز دارو مگر به توصیه پزشک وجود ندارد. بدلیل آنکه حشیش در چربی حل می شود تا ۴ هفته پس از مصرف در ادرار قابل تشخیص است. از جمله عوارض طولانی مدت مصرف حشیش وضعیتی است که فرد دچار بی انگیزگی، عدم تمایل برای شروع هر کاری، بی احساسی، بی انرژی بودن و چاق شدن می گردد. ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Thu, 26 Nov 2015 08:34:51 GMT http://migna.ir/vdcd5f0s.yt0on6a22y.html بخور نخورهای ترک سیگار http://migna.ir/vdcir3ap.t1apr2bcct.html ابتدا لازم است بدانید بر اثر مصرف سیگار، نیاز بدن به مواد مغذی بیشتر می‌شود و اگر این مواد به میزان کافی تامین نشود، به تدریج مشکلات و اختلالات تغذیه‌ای بروز خواهد کرد. اگر دقت کرده باشید، بیشتر افراد سیگاری لاغر اندام هستند. سیگار میل و اشتهای به خوردن را کور می‌کند و اغلب سیگاری‌ها مایلند به جای خوردن غذا هر چه سریع‌تر سیگارشان را روشن کنند. در این صورت بدن پس از مدتی، بیشتر حجم عضلانی و نه بافت چربی را از دست می‌دهد و کاهش وزن و به دنبال آن تضعیف سیستم ایمنی و ابتلا به بیماری‌ها رخ خواهد داد. همچنین سیگار از میزان اکسیژن رسانی به بدن می‌کاهد و می‌تواند در هضم و جذب اختلالاتی ایجاد کند. در نتیجه این که می‌گویند، کشیدن سیگار و قلیان پس از غذا به هضم کمک می‌‏کند پایه علمی ندارد. بیشترین نیاز افراد سیگاری به انواع ویتامین‏ها به‌خصوص ویتامین D و C است. از آنجا که وجود ویتامین D در بدن برای جذب کلسیم ضروری است، استعداد این افراد به پوکی استخوان بسیار بالاست ضمن این که سیگار و بیش از آن، قلیان مقدار زیادی از ویتامین C موجود در بدن را از بین می‏برد. در نتیجه افراد سیگاری باید دو برابر بیش از افراد غیرسیگاری، میوه و سبزی مصرف کنند. اگر در حال ترک سیگار هستید... با ترک سیگار فرد اندکی چاق می‌شود چون به ریزه‌خواری می‌افتد و تنقلات چرب و شور و شیرین را جایگزین سیگار می‌کند. حال اگر فرد همزمان با رعایت برنامه غذایی تنظیم‏ شده‏، به تدریج تعداد نخ‏های سیگار را کم و در نهایت اقدام به ترک کامل سیگار کند دچار پرخوری و اضافه وزن نخواهد شد. در مرحله ترک، افراد باید به جای تنقلات بی ارزش یا مغزهای آجیلی پرکالری، در میان وعده‌ها یا در هر وعده غذایی نصف بشقاب غذا را میوه و سبزی بخورند تا بیش از حد کالری دریافت نکنند و از مصرف زیاد قهوه و چای بپرهیزند. در ساعاتی که نیاز به مصرف سیگار احساس می‌شود، با انجام ورزش، گفت‌وگو، پیاده‌روی، بازی فکری، حل جدول و جویدن آدامس به‌راحتی می‌توان حواس را پرت کرد. افراد سیگاری و در حال ترک در برنامه غذایی روزانه بیشتر باید از ویتامین A که در جگر، هویج، گوجه‏فرنگی و جعفری موجود است و از ویتامین C که در انواع مرکبات، فلفل‏ و کلم بروکلی یافت می‌شود، استفاده کنند و چون با کشیدن هر نخ سیگار، آسیب زیادی به سلول‏های ریوی وارد می‌شود، باید از ویتامین E که در روغن‏های مایع گیاهی، سبزیجات با برگ سبز، غلات کامل، ماهی، جوانه گندم و زرده تخم‏مرغ و از سلنیوم که در سیر و پیاز و گوشت است، استفاده کنند. برای تامین کلسیم، لبنیات، کلم بروکلی و مصرف ماهی ریز به همراه استخوان توصیه می‌شود. فاخره بهبهانی ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Thu, 12 Nov 2015 13:08:11 GMT http://migna.ir/vdcir3ap.t1apr2bcct.html راهنماي حمايت خانواده از فرد معتاد براي ترک اعتياد http://migna.ir/vdca6one.49nui15kk4.html آذر صدارت – با اينکه پژمرده شده اند و آرامش و آسايشمان را سلب کرده اند، هنوز هم عزيز ما و جزئي از خانواده هستند. با اينکه اعتياد و تبعاتش، بين مان فاصله انداخته، اما هنوز هم تنها اميدشان براي رهايي از بند ديو اعتياد، ما هستيم. «اعتيــــاد» که از ريشه «عادت» گرفته شده، به معنيِ تکرارِ يک کار براي کسب لذت است؛ تکراري که دلبستگي و وابستگي مي آورد. اعتياد مي تواند به موارد مختلف و متنوعي از جمله مواد مخدر، در قالب وابستگي جسمي و رواني شکل بگيرد. مخدرهاي سنتي مثل ترياک و شيره، معمولاً سبب اعتياد جسمي مي شوند و مخدرهاي صنعتي مثل شيشه، معمولاً اعتياد رواني ايجاد مي کنند. اعتياد جسمي يعني بعد از مصرف، به خاطر نيازِ بدنت، به مصرفِ دوباره رو مي آوري و اعتياد رواني يعني مصرفِ اوليه آنقدر از نظر رواني تو را وابسته کرده که مدام به دنبال فرصتي هستي تا دوباره تکرارش کني. تجربه ثابت کرده، معمولاً آدم هايي به مخدرها رو مي آورند که در کنترل احساسات و هيجاناتشان ضعيفند و از عاملي بيروني مثل مخدر براي سامان دادنِ آشفتگي هاي دروني کمک مي گيرند. اينگونه افراد، انگار که اعتماد به نفسِ لازم براي مقابله با چالش هاي اطراف را نداشته باشند، يک جورهايي کم مي آورند و با پناه بردن به مخدر، در سراشيبي اعتياد مي افتند. بيماري اعتياد، آسيب هاي زيادي دارد. آسيب هاي روحي و جسميِ فرد معتاد، يک روي سکه است اما روي ديگر سکه هم، آسيب هاي خانوادگيِ اين بيماري است. آسيب هايي که به شکل کلي، بيمار و خانواده اش را به محضِ رو به رو شدن با اين چالش، به فکرِ ترک اعتياد مي اندازد. منتها طبقِ يک اصلِ روانشناسي که معتقد است: «چون فرد در جامعه بيمار شده، در جامعه هم بايد درمان شود»؛ نبايد انتظار داشت فرد بيرون از خانه و در خلوت و تنهايي ترک کند. فرد معتاد براي ترکِ اعتيادش، بيش از هر چيز نيازمند حمايت مادي و معنوي خانواده است. پرونده امروزِ «زندگي سلام»، راهنماي حمايت خانواده از فرد معتاد براي ترک اعتياد و بازگشتِ فرد بيمار به زندگيِ عادي است. با ما همراه باشيد.     اعتياد يکي از اعضاي خانواده چه تاثيري بر بقيه اعضا دارد؟ اعتياد، يک بيماريِ خانوادگي است چون علاوه بر فرد معتاد، خواسته يا ناخواسته، خانواده اش را هم درگير مي کند. بسته به اينکه بيمار، پدر خانواده است يا مادر، دختر خانواده است يا پسر، آثار متفاوتي روي ديگر اعضا دارد، اما به شکل کلي، تاثيرات مشترکي دارد که در خانواده هاي مختلف، با شدت و ضعف گوناگون بروز مي کند. انکار اعتياد، «بيماري انکار» است. هم براي خود فرد و هم براي خانواده اش. مشکل معمولا آنقدر بزرگ است که خانواده ياد مي گيرند وانمود کنند اتفاقي نيفتاده و طوري رفتار مي کنند که انگار هيچ مشکلي متوجه شان نيست. اعضاي خانواده معمولا در برخورد با اعتيادِ يکي از اعضا، وانمود مي کنند: «مشکل آنقدرها هم بزرگ نيست!»   ترس به خاطر رفتارهاي غيرقابل پيش بيني فرد معتاد، زندگي خانوادگي پر از ترس و اضطراب مي شود. هيچ کس نمي داند در آينده چه اتفاقي خواهد افتاد، اما بنا به تجربه اي که دارند، همگي انتظارِ بحرانِ بعدي را مي کشند و همين انتظار، باعث ايجاد فشار و استرس در خانواده فرد معتاد است.   دروغگويي اعضاي خانواده معمولاً سعي مي کنند اين مشکل را از بقيه مخفي کنند. آنها همواره و در هر موقعيتي به بچه ها، به فاميل، به دوستان و آشنايان، به در و همسايه، به طلبکار و کارفرما و حتي به خودشان دروغ مي گويند.   حس تقصير و گناه اعضاي خانواده هر يک به نوعي، خود را در اعتياد فرد معتاد مقصر مي دانند و مدام تصور مي کنند اگر فلان کار را انجام مي دادند يا فلان کار را انجام نمي دادند، فرد اصلا معتاد نمي شد.   تنهايي گفت و گوها و روابط، عميقا تحت تاثير قرار مي گيرد و اعضاي خانواده ديگر قادر نيستند مثل قبل با هم حرف بزنند و به هم محبت کنند. از آنجا که اعتماد و محبتشان به فرد معتاد، با بي تفاوتي و خودخواهي در قالب اعتياد پاسخ داده شده، ناخودآگاه تصميم مي گيرند که: «اعتماد نکن، حرف نزن، احساس نداشته باش!»   انتقال وظايف وقتي يکي از اعضاي خانواده معتاد مي شود، بقيه مجبور مي شوند وظايف و مسئوليت هايش را به دوش بکشند. مسئوليت هايي مثل نقش پدري يا مادري؛ تعهدات مالي يا خانه داري. در خانواده هايي که پدر يا مادر معتاد هستند، معمولا فرزند بزرگ خانواده، جورِ وظايف فرد بيمار را مي کشد.   تغيير عشق اعضاي خانواده، کم کم از کسي که قبلا دوستش داشتند، متنفر مي شوند. در خانواده فرد معتاد، به خصوص در بين بچه ها، تغييرات عجيب و عميقي به لحاظ عاطفي پديد مي آيد.   ميلِ به مجازات آهسته آهسته اعضاي خانواده به مجازات کردن فرد معتاد تمايل پيدا مي کنند. آنها او را به خاطر تمام آسيب هايي که به خانواده رسانده، گناهکار مي دانند و از همه مهم تر اينکه گاهي، همان افرادي که از اعتياد آسيب ديده اند، شروع به آسيب رساندن به ديگران مي کنند.    =راهنماي برخورد با عضو معتاد خانوادهاعتيادِ يکي از اعضاي خانواده، پدر و مادر، فرزند، همسر يا خواهر و برادر، چالشِ بزرگي است که شما و ديگر اعضا را به لحاظ احساسي، ذهني، فردي و اجتماعي، درگير مي کند و آسيب هايي به دنبال دارد. براي کم کردن و ترميم اين آسيب ها و هدايت فرد معتاد در مسير ترک اعتياد، بايد مهارت هايي داشته باشيد تا کم نياوريد.اگر يکي از اعضاي خانواده تان معتاد يا در حالِ ترک است؛اين کارها را انجام دهيد: به خاطر داشته باشيد شما تنها کسي نيستيد که پدر، مادر يا فرزند معتاد دارد.درباره اين مشکل، با خود و ديگران صادق باشيد.يادتان باشد که نه فقط فرد معتاد، که همه اعضاي خانواده درگير اين چالش هستند. پس هواي خودتان و بقيه را داشته باشيد.فرد يا مشاور مورد اعتمادي پيدا کنيد که بتوانيد برايش حرف بزنيد و درددل کنيد.بخشش و مدارا را به خود و ديگر اعضاي خانواده يادآوري کنيد. با بغض و کينه توزي، فقط خودتان را آزار مي دهيد.با نيرويي معنوي، اميد و اعتقادتان به يافتن يک راهِ حل مناسب را از دست ندهيد.کارنامه فرد معتاد را ارزيابي کنيد و به اشتباهات احتمالي خود که به شکل گرفتن اعتياد دامن زده، اعتراف و براي جبران، تلاش کنيد.آيا واقعاً مطمئنيد معتادِ خانه شما مي تواند اعتياد را ترک کند؟ اگر پاسخ شما، يک جوابِ نااميدانه و پر شک و ترديد است، بايد بدانيد او موفق نمي شود.معتاد براي ترک، به باور و اعتماد صددرصد شما نياز دارد.ترک اعتياد يعني چه؟ تصور اغلب ما از روند ترک اعتياد، همان چيزهايي است که در فيلم ها ديده ايم: فرد زجر مي کشد، داد و فرياد مي کند، حسابي به هم مي ريزد و بعد از چند روز شکنجه، پاک مي شود! بايد با مطالعه و مشاوره، سطح اطلاع و آگاهي مان از اعتياد و روند ترک اعتياد را بالا ببريم تا درک درستي از شرايط عزيزمان داشته باشيم.معمولاً مشکلِ برگشت به عادت مصرف مواد و وسوسه استفاده دوباره، موضوعي است که فردِ در حال ترک را، به شدت آزار مي دهد. براي کنترل اين مسئله، فرد را از موقعيت هاي قبلي دور کنيد. خانه تان را عوض کنيد، ارتباطاتتان را تغيير دهيد و سبک زندگيِ متفاوتي با قبل در پيش بگيريد.فردِ در حال ترک بايد از قرار گرفتن در معرض چهار موقعيت بپرهيزد: گرسنگي، خشم، تنهايي و خستگي. اين چهار موقعيت در يک ويژگي مشترکند و آن وارد کردن فشار رواني به فرد است. کلاً اين قانون طلايي را به ياد داشته باشيد که فشار رواني در دوران ترک، دشمن اصلي ادامه کار است. چرا که جسم آنقدر خسته است که ديگر توان مبارزه بيشتر را ندارد.حضور در انجمن ها، جمعيت ها يا کانون هايي که به شکل رسمي در حوزه ترک اعتياد فعالند و معمولا توسط افرادي که قبلا معتاد بوده و حالا پاک شده اند اداره مي شود، مي تواند براي فردِ در حال ترک مفيد باشد. آشنايي شما با خانواده هايي که هر يک به نوعي با اين معضل دست و پنجه نرم مي کنند هم، مي تواند براي ادامه اين راه سخت و طولاني، آماده تان کند. - اين کارها را انجام ندهيد: با شخص معتاد بحث نکنيد. از معتاد انتقاد نکنيد. فرد معتاد را قضاوت نکنيد. به ياد داشته باشيد: اعتياد يک بيماري است.فلسفه بافي نکنيد، خود را نبازيد، سرزنش و دعوا و پرخاش نکنيد. اين کارها، موقعيت را بدتر مي کند. به فکر چاره باشيد.رو به رو شدن با حقيقت را پشت گوش نيندازيد. اعتياد به سرعت رشد مي کند، پس از همين لحظه شروع به يادگيري و برنامه ريزي براي روش هاي بهبود کنيد.درباره شخص معتاد و اعتيادش پنهان کاري نکنيد و مسئوليت هايش را به دوش نکشيد.اگر معتاد، شما را مسئول وضعيت خود مي داند، دلگير نشويد. اين افراد معمولا به هر بهانه اي متوسل مي شوند تا از خود سلب مسئوليت کنند.اجازه ندهيد دلسوزي و ترحمِ بر خود، در وجودتان رشد کند. اعتياد يک عضو از خـــانواده، بـــزرگ تريــن مشکلِ روي زميــن نيست. ايــــن دلـــســـوزي و ترحـــم مــي تــوانـــد در بلنـــد مــدت، آســيــــب هــــاي به مـــراتـــب عميـق تري به شما بزند.هيچ قول و قراري را از معتاد قبول نکنيد. چون اين فقط راهي براي به تعويق انداختن بهبودي است. قرار و مدارهايتان را تغيير ندهيد و روي حرفتان پابرجا بمانيد.اجازه ندهيد فرد معتاد يا درحال ترک به شما دروغ بگويد.migna.ir اين عمل، ميل به دروغگويي را در او تشويق مي کند. حقيقت اگر چه تلخ است، بهتر از دروغ شنيدن است.اجازه ندهيد فرد معتاد يا در حال ترک، زرنگي به خرج دهد و حس کند مي تواند فريبتان دهد.نگذاريد فرد معتاد يا در حال ترک از شما سوءاستفاده کند و از شما يک همدست بسازد.دست روي دست گذاشتن، بدترين انتخاب در برخورد با اين بيماري است. اعتياد يکي از اعضاي خانواده، موضوعي است که حتي اگر در کنار فرد معتاد هم زندگي نکنيد، باز هم تاثير منفي اش را روي روح و روانتان مي گذارد. بي تفاوت يا نااميد نباشيد. برخي روش هاي ترک اعتياد کارآمد و مثبتند و در صورت تلاش و حمايت شما و خواست و اراده بيمار، حتما نتيجه مي دهند.    ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 09 Sep 2015 05:09:15 GMT http://migna.ir/vdca6one.49nui15kk4.html چگونه با فرزندانمان درباره موادمخدر صحبت کنیم؟ http://migna.ir/vdcfecdm.w6d0vagiiw.html سپیده بخت، روان‌شناس، درخصوص تاثیر نحوه ارتباط والدین و فرزندان بر سوء مصرف مواد اظهارکرد: متأسفانه بی‌خبری از حال و روز فرزند موجب می‌شود والدین هیچ گاه فرصت نکنند درباره عوارض سوء استعمال سیگار و حتی موادمخدر با فرزندان خود صحبت کنند؛ معمولا آنها زمانی به این مسئله ورود می‌کنند که دیگر خیلی دیر شده و فرزندشان گرفتار این بلای خانمان سوز شده است. پس بهتر است علاج واقعه را قبل از وقوع به کار ببندیم.   انکار، راه حل نیست این روانشناس ادامه داد: فکر کردن به این موضوع که فرزند من ممکن است مواد مصرف کند، به قدری دردناک است که بیشتر پدرها و مادرها صورت مسئله را پاک می کنند و فرض را بر این می گذارند که این اتفاق برای فرزند آن ها هیچ گاه نخواهد افتاد اما متأسفانه این یک اشتباه بسیار رایج است؛ زیرا اصولا ما تمایل داریم فرزند خودمان را جدا از این مشکلات فرض کنیم. کدام پدر و مادری دوست دارد فرزندش را در حال مصرف مواد تصور کند؟ اما این موضوع ما را با خطر بزرگی مواجه می کند. غفلت از موضوعی به این مهمی ما را شبیه کبکی می کند که سرش را زیر برف کرده تا خطر را نبیند. شاید مهمترین پیامی که می توان در این میان مطرح کرد، این است که بیایید سرمان را از زیر برف در بیاوریم و با شجاعت راه حلی برای این موضوع پیدا کنیم.   نگرانی درباره باز شدن روی نوجوان بخت همچنین عنوان کرد: به عبارتی بیشتر والدین تصور می‌کنند که بهتر است بین خود و فرزندشان فاصله‌ای پدید بیاورند و درباره بعضی موضوعات (مانند روابط با جنس مخالف و مواد مخدر) صحبتی نکنند. با این امید که مسکوت ماندن این موضوع، باعث می شود که فرزندشان بداند این موضوع را تأیید نمی‌کنند و خود به خود به دنبال این کارها نرود. پاسخ به این والدین همیشه این بوده است که لطفا این پرده حیا را از بین ببرید قبل از آن که به طریق دیگری از بین برود. اما چطور این فاصله را از بین ببریم؟ چطور این موضوع را مطرح کنیم؟ از آن مهم تر چطور با او صحبت کنیم که با ما لجبازی نکند؟ اصلا چه سنی برای صحبت کردن با فرزند مناسب است؟. وی ضمن بیان آنکه بهتر است هر زمان که احساس خطر کردید و بیم آن را داشتید که ممکن است فرزندتان در معرض استعمال سیگار یا موادمخدر قرار بگیرد، با او در هر سنی که هست، درباره مواد صحبت کنید افزود: سال های میانی دبستان و پیش از شروع دوران نوجوانی، بهترین زمان برای صحبت کردن است. در این سن فرزند شما هنوز شروع به استقلال طلبی نکرده است و حرف شما به نوعی قانون نانوشته زندگی او خواهد شد. البته اگر فرزندتان به نوجوانی و جوانی رسیده باشد هم، هنوز برای صحبت کردن دیر نیست. مهم این است که از هر فرصتی برای صحبت در این باره استفاده کنید. این روان شناس همچنین عنوان کرد: از قدیم این دیدگاه بین ما وجود داشته است که در رابطه با مصرف مواد، پسرها در معرض خطرند و اگر هم کسی قصد داشته باشد که با فرزندش درباره مواد مخدر صحبت کند، مخاطب اصلی پسرها هستند. اگرچه پیشترها فقط این پسرها بودند که مخاطبان اصلی مصرف مواد محسوب می شدند، اما امروزه الگوهای مصرف مواد تغییر کرده است و با ظهور مواد جدید در بازار، دیگر دخترها هم به اندازه پسرها در معرض اعتیاد هستند.   نوجوانانی که از والدینشان پیغام "ما مصرف مواد را تائید نمی کنیم" را به صورت قطعی و واضح دریافت می کنند،54 درصد کمتر از سایر همسالان خود به سمت مصرف مخدرها گرایش می‌یابند. درباره اعتیاد زیاد بدانید بخت همچنین بر افزایش اطلاعات والدین در این خصوص تاکید کرد و گفت: درباره اعتیاد و انواع مواد تا جای ممکن اطلاعات دقیق و علمی کسب کنید. کتاب بخوانید، در اینترنت جست و جو کنید و سوالاتتان را از متخصصان بپرسید. در منابع اینترنتی نه تنها می توانید درباره مصرف مواد اطلاعات کسب کنید، بلکه تصاویری از آن ها را هم ببینید شما باید اطلاعات کامل و درستی درباره موادمخدر و آسیبهای استعمال آن داشته باشید. یک منبع خوب برای پرسش درباره مواد، اعتیاد و درمان آن شماره تلفن «خط ملی اعتیاد» (۰۹۶۲۸) است که می توانید از آن هم استفاده کنید. از کاه، کـــوه نسازید وی ادامه داد: یکی از مهمترین خطاهایی که والدین مرتکب می‌شوند این است که به هنگام صحبت درباره مواد می ترسند و این ترس را به فرزندشان منتقل می کنند. یکی از ویژگی های نوجوانی این است که آن ها خود را مصون از هرگونه مشکل، بیماری و دردسر احساس می کنند؛ به همین خاطر نگرانی شما را واکنشی شدید و غیرمنطقی می دانند و آن را جدی نمی گیرند. از تصور این که ممکن است به فرزند شما مواد تعارف شده باشد و یا حتی آن را امتحان کرده باشد، وحشت نکنید. حتی اگر چنین اتفاقی افتاده باشد، مصرف امتحانی مواد لزوما به معنای اعتیاد فرزند شما و کارتن خواب شدن او نیست. باید با اعتماد به خودتان و فرزندتان، محکم و قاطع صحبت کنید.   موضع خودتان را محکم و قاطع بیان کنید این روان شناس خاطرنشان کرد: پژوهش ها نشان داده است که مهم ترین عامل امتناع نوجوانان از مصرف مواد، تأثیر والدین است. نوجوانانی که از والدینشان پیغام «ما مصرف مواد را تأیید نمی کنیم» به صورت قطعی و واضح دریافت می کنند، کمتر به سمت مصرف مخدر می روند. پس با اطمینان و محکم به فرزندتان بگویید که با مصرف مواد موافق نیستید. اگر لازم بود، این کار را به صورت عملی هم نشان بدهید. برای مثال اجازه ندهید که برای خانه قلیان خریده شود و یا از مهمان سیگاری بخواهید سیگارش را بیرون از منزل یا نزدیک پنجره بکشد.   منصفانه صحبت کنید بخت ادامه داد: صحبت‌هایتان باید منطقی باشد. صحبت کردن بدون برنامه و هدف درباره مصرف مواد و کارتن خواب شدن، برای نوجوانی که مصرف مواد را میان دوستانش دیده است، خنده دار به نظر می آید. به عنوان مثال مطرح کردن این موضوع که «اگرچه در ابتدا مصرف مواد نتایج زیاد بدی ندارد، اما به مرور زمان آسیب های غیرقابل جبرانش را نشان خواهد داد» قابل قبول تر است.   مسئولیت انتخاب را به گردن خودش بیندازید وی در پایان گفت: به خاطرداشته باشید که وقتی بهترین نتیجه را خواهید گرفت که مسئولیت تصمیم گیری درباره رفتار را به عهده فرزندتان بگذارید. وقتی که شما این انتخاب را برای فرزندتان در نظر می گیرید که خودش گزینه درست را برگزیند، به نوعی از بروز هرگونه لجبازی جلوگیری می‌کنید.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 03 Sep 2015 07:54:52 GMT http://migna.ir/vdcfecdm.w6d0vagiiw.html علل و آثار کشیدن سیگار http://migna.ir/vdcfjtdm.w6d00agiiw.html از سنین جوانی، در مورد اثرات زیان‌بخش کشیدن سیگار و این که به چه علت بایستی از آن حذر کنیم تذکراتی به ما داده شده است، اما همانطور که بزرگ‌تر می‌شویم، در می‌یابیم که اکثریت مردم به گونه‌‌ای غیرقابل جبران به آن اعتیاد پیدا کرده‌اند. این امر در این واقعیت ریشه دارد که سیگار منبع بزرگ درآمد برای دولت محسوب می‌شود و ممکن است هرچه تلاش کنند، نتوانند بر این واقعیت که درآمد هنگفتی برای آنها فراهم می‌سازد، سرپوش بگذارند. تنها همین دلیل کافی است که استعمال دخانیات هرگز توسط دولت ممنوع نشود، به رغم آنکه اثرات آن دامنگیر بسیاری از مردم شده است.سرطان ریه و سرطان دهان از بزرگترین موارد مخاطره‌آمیز ناشی از کشیدن سیگار بوده و یک نخ سیگار به تنهایی حاوی هزاران ماده شیمیایی مضر می‌باشد. افراد بسیار کمی وجود دارند که در واقع می‌توانند این خطرات را تشخیص داده، و آن را از همه نظر ترک کنند. اگرچه حدود 480000 نفر هر ساله تنها در ایالات متحده به علت کشیدن سیگار جان خود را از دست می‌دهند، لیکن تعداد افراد سیگاری به طور مداوم در حال افزایش بوده و آنان دست از کشیدن سیگار برنمی‌دارند. نه تنها افراد سیگاری تحت تأثیر اثرات زیان‌بار آن قرار دارند، بلکه افراد غیرسیگاری هم بدلیل استنشاق دود سیگار به طور غیرمستقیم متأثر از این اثرات می‌باشند. اجازه دهید به علتهایی که افراد شروع به کشیدن سیگار می‌کنند، نگاهی بیاندازیم. چرا مردم به استعمال دخانیات روی می‌آورند؟ هنگامی که در مورد استعمال دخانیات صحبت می‌کنیم، معمولاً روی سخنمان سیگار است، اما مواد بسیار دیگری وجود دارند که کشیده می‌شوند و برای بدن انسان نیز خطرناکند. همانطور که همه ما می‌دانیم، سیگار حاوی ماده‌ی بسیار مضر شناخته شده‌ای تحت عنوان نیکوتین بوده که در دراز مدت باعث آسیب غیر قابل برگشتی می‌شود. برای آنکه به چند وچون علل بالقوه و پنهانی آن پی ببریم، لازم است به خصوصیات روحی نهفته‌ی افرادی پی ببریم که که این به انجام عادت ادامه می‌دهند. مشکلات نوجوانان و زنانی که سیگار می‌کشند نیز موردی است که باید به شیوه‌ای مسئولانه مورد توجه قرار گیرند. در این بخش برخی از متداول‌ترین علل دیده شده را عنوان کرده‌ایم. • فشار همسالان. بزرگترین دلیلی است که نوجوانان با آن شروع می‌کنند. • احساس استرس و خستگی. نیکوتین قطعاً موجب احساس آرامش در فرد می‌شود، اما این احساس به قیمت دردناک اعتیاد به دست می‌آید. • بزرگ شدن در خانه یا محیطی که اطرافیان فرد به طور مرتب مشغول استعمال دخانیاتند. • تجربه‌ی فقدان محض منع استعمال دخانیات. • جهل در مورد تمام آسیب‌ها و خطرات مربوط به آن. پی بردن به این حقیقت که چرا مردم سیگار می‌کشند، چیزی است که تنها می‌تواند از طریق استنباط فطری و سرشت فرد به طور کامل درک شود. افراد مختلف، دلایل متفاوتی برای انجام این عادت دارند و تهیه‌ی فهرستی جامع و کلی تقریباً غیرممکن است. اثرات استعمال دخانیات در اینجا اثرات کشیدن سیگار را آورده، و نیازی به گفتن نیست که بسیاری از این آثار، برای سلامت و بهزیستی فرد خطری واقعی محسوب می‌شوند. • افزایش فشار خون و ضربان قلب. • فرد ممکن است پس از کشیدن یک سیگار برای یک دوره کوتاه و یا زمانی طولانی، دچار سرگیجه و تهوع شود. • اشتهای فرد بطور قابل توجهی کم می‌شود. • همچنین حس چشایی و بویایی فرد تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. • چشمان فرد شروع می‌کنند به آب آوردن. • بر گردش خون در بدن تأثیر منفی خواهد گذاشت. • سرفه مزمن و تنگی نفس، اغلب تجربه خواهد شد. • سیگار لکه‌ای زرد بر روی انگشتان دست و دندان و لکه‌ای سیاه بر روی لبها برجای خواهد گذاشت. • سیستم ایمنی بدن فرد را ضعیف می‌کند. • همچنین به طور کلی بر توانایی فیزیکی و استقامت فرد تأثیر گذاشته و آنها را تضعیف می‌سازد. • بدلیل به وجود آوردن چین و چروک و خطوط قابل رؤیت در صورت، باعث می‌شود که فرد پیرتر به نظر برسد. • خطر ابتلا به بیماری‌ها و اختلالات مختلفی مانند حمله قلبی، اختلالات عروق کرونر، انواع سرطان، عفونت دستگاه تنفسی، زخم معده، بیماری عروق محیطی و آمفیزم را افزایش می‌دهد. تمام این عوارض بایستی کافی باشند که هرکس از خود انگیزه‌‌های واقعی پشت این عادت را بپرسد. همچنین این واقعیت را نبایستی نادیده گرفت که این اثرات، افراد را به طرق مختلف تحت تأثیر قرار می‌دهند. تمام آن به تعداد سیگارهایی که فرد در روز می‌کشد، مدت زمانی که به این کار مشغول است، سلامت کلی و توانایی فیزیکی فرد و شیوه‌ی زندگی که پیش می‌برد، بستگی دارد. آمار و اطلاعات در اینجا برخی از اطلاعات و آمار مربوط به مرگ و میر آورده شده است که باید زنگ خطری برای بیدار کردن هر فرد سیگاری به حساب آید. • 90% موارد سرطان ریه به دلیل استعمال دخانیات می‌باشد و 20% مرگ و میر ناشی از توتون و تنباکو می‌باشد. • افرادی که سیگار می کشند 20 مرتبه بیشتر احتمال دارد به نوعی سرطان مبتلا شوند. • حدود 25% از بزرگسالان و 30% از دانش آموزان دبیرستانی در ایالات متحده به کشیدن سیگار علاقه دارند. • دود غیرمستقیم سیگار موجب می‌شود که سالانه حدوداً 33000 نفر در ایالات متحده جان خود را از دست بدهند و نیز خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماری‌های قلبی 35%-20 افزایش می‌یابد. منبع: وزارت بهداشت و خدمات انسانی ایالات متحده هنگامی که سیگار را با وید weed یا ماری‌جوانا مقایسه کنید، تفاوت‌های بسیاری خواهید یافت. ضرر سیگار قطعاً بیشتر از وید بوده و این چیزی است که باعث تعجب بسیاری از مردم می‌شود، نظر به اینکه ماری‌جوانا غیرقانونی بوده و به عنوان یک ماده‌ی مخدر طبقه‌بندی شده است. این ماده قطعاً کمتر از توتون و تنباکو مضر بوده و قطعاً کمتر از سیگار اعتیاد آور است. دلیل آنکه قانونی بودن سیگار ادامه دارد، درآمدزایی بالا به لطف تعداد زیاد افراد سیگاری در جهان می‌باشد. اگر دولت در مورد خلاص شدن از استعمال دخانیات جدی باشد، لازم است به اندازه‌ی کافی جسارت داشته باشد تا به جلو رفته و برای آن ممنوعیت اعمال کرده و این ممنوعیت را به طور مؤثر اجرا نماید. موارد بیشتری وجود دارد که می‌توان در مورد این موضوع آموخت، و بسیاری از این عوامل از محدوده‌ی این مقاله خارج می‌باشد. این موضوع، یک مسئله بسیار گسترده و زیرکانه‌ای است، که تقریباً هر کس در مورد آن نظری دارد. اگر شما سیگاری هستید و دوست دارید آن را ترک کنید، پس همین حالا این کار را بکنید! هیچ وقت از این کار پشیمان نمی‌شوید.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 13 Aug 2015 12:34:07 GMT http://migna.ir/vdcfjtdm.w6d00agiiw.html با این ۸ ماده غذایی نیکوتین را از بدنتان بیرون کنید http://migna.ir/vdch-xnx.23nikdftt2.html علاوه بر این، حتی اگر سیگار را ترک کنید، نیکوتین تا چند سال همچنان به بدنتان آسیب می‌زند اما با دنبال کردن یک سبک زندگی و برنامه‌غذایی سالم می‌توانید نیکوتین را از بدنتان بیرون کنید.نیکوتین میزان ویتامین C، E و A را در بدنتان کم می‌کند. این ویتامین‌ها از ریه‌های شما محافظت می‌کنند، به همین دلیل بعد از اینکه سیگار را ترک می‌کنید، باید تا می‌توانید از این ویتامین‌ها در برنامه‌غذایی‌تان استفاده کنید. موادغذایی زیر کمکتان می‌کنند نیکوتین را به کلی از بدنتان بیرون کنید. پرتقال: آب‌پرتقال سرشار از ویتامین C است. مصرف منظم پرتقال به شما کمک می‌کند متابولیسمتان را بالا برده و استرس روزانه‌تان را هم از بین می‌برد. انار: این میوه قرمز و خوشمزه گردش خون را در بدن تقویت کرده و تولید گلوبول‌های قرمز خون را بالا می‌برد. خوردن انار راهی عالی برای کاهش نیاز به سیگار است. کیوی: کیوی به شما کمک می‌کند نیکوتین را از بدنتان بیرون کنید. این میوه فوق‌العاده سرشار از ویتامین A، C و E  است و همانطور که احتمالاً متوجه شده‌اید نیکوتین این ویتامین‌ها را در بدن پایین می‌آورد. آب‌هویج: اگر سیگاری هستید باید این واقعیت را بدانید: هر بار که سیگاری روشن می‌کنید، نیکوتین آن تا سه روز در بدن شما می‌ماند. نیکوتین حتی بر ساختار پوست شما هم اثر می‌گذارد. آب هویج برای پوست شما فوق‌العاده است. سرشار از ویتامین A، C، K و B است. تحقیقات نشان داده است که این ویتامین‌ها می‌تواند به از بین بردن نیکوتین در بدن کمک کند. بروکلی: این سبزیجات حاوی میزان بالایی ویتامین C و B5 است. تحقیقات نشان داده است که سیگار کشیدن ویتامین C را در بدن پایین می‌آورد. مصرف منظم کلم بروکلی به شما کمک می‌کند نیکوتین را از بدنتان بیرون کنید. بروکلی همچنین به شما کمک می‌کند به طریقی بسیار سالم وزن کم کنید و برای زنان باردار هم فواید بسیار زیادی به همراه دارد. سبزیجات: سبزیجات با برگ‌های سبز از جمله اسفناج، بخاطر محتوای بالای ویتامین و اسیدفولیک، به از بین رفتن نیکوتین در بدن کمک می‌کنند. اگر باردار هستید و نگران نیکوتین باقیمانده در بدنتان هستید، بیشتر اسفناج بخورید. توت‌ها: توت‌ها، ازجمله توت‌فرنگی، از بین بردن نیکوتین و سایر سموم را در بدن بالا می‌برند. آب: سیگار کشیدن بر آبرسانی بدن شما تاثیر می‌گذارد. محققان دریافته‌اند که آب می‌تواند به ترک سیگار کمک کرده و بقایای نیکوتین در بدن را از بین ببرد.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 01 Aug 2015 09:21:02 GMT http://migna.ir/vdch-xnx.23nikdftt2.html سه باور نادرست درباره مصرف «علف» http://migna.ir/vdcd9s0s.yt0ff6a22y.html ماری‌جوانا (Cannabis) یا علف (گِراس) برگ و گُل خشکِ گیاه شاهدانه است که از آن به ‌عنوان دارویی روان‌گردان استفاده می‌شود. از گیاه شاهدانه علاوه بر ماری‌جوانا مواد دیگری نظیر حشیش و روغن حشیش هم به دست می‌آید و تتراهیدروکانابینول (THC) ترکیب مؤثر همه فرآورده‌های گیاه شاهدانه و عامل اصلی آثار سرخوشی‌آور آن است.از قرار معلوم میزان مصرف این ماده روان‌گردان در دنیا و از جمله ایران بالاگرفته است. از دید محققین روان‌شناس نگرش افراد به مصرف یک ماده یا دارو و ادراک آن به‌صورت خطرناک یا بی‌خطر، روی گرایش به مصرف آن ماده یا دارو مؤثر است. یعنی احتمال بیشتری وجود دارد که اگر فردی پیامدهای مصرف یک ماده را خطرناک بداند، در مقایسه با فردی که خطری برای مصرف آن ماده متصور نیست، از مصرف آن ماده­ خاص خودداری کند. تجارب بالینی بسیاری درمانگران ایرانی نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان علف، باورهای نادرستی درباره­ عدم اعتیادآوری این ماده و خطرناک نبودن آن دارند. این باور‌ها هم به‌عنوان مجوزی برای ادامه­ مصرف در نظر گرفته می‌شود و هم به‌عنوان مجوزی برای شروع مصرف نقش بازی می‌کند. در اینجا نگاهی به سه باور در این باره و صحت‌وسقم آنها خواهیم داشت.    باور اول: علف اعتیاد ندارد ابتدا ببینیم تعریف اعتیاد چیست؟! از نگاه متخصصین اعتیاد، این بیماری پاسخ فیزیولوژیک بدن به مصرف مکرر مواد اعتیادآور است. این وابستگی از طرفی باعث تسکین و آرامش موقت و گاهی تحریک و نشاط گذرا برای فرد شده و از طرف دیگر بعد از اتمام این اثرات باعث جست‌­وجوی فرد برای یافتن مجدد ماده و وابستگی مداوم به آن می‌شود. در چنین شرایطی فرد هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روانی به ماده مخدر وابستگی پیدا می‌کند و مجبور است به‌تدریج مقدار ماده­ مصرفی را افزایش دهد. حالا سؤال این است که تأثیرات جسمی و روان‌شناختی مصرف علف با تعریفی که از اعتیاد ارائه شد، چه شباهتی دارد؟  مصرف علف، تأثیرات مختلفی روی مصرف‌کننده می‌گذارد؛ یعنی هم باعث آرامش و کاهش اضطراب می‌شود، هم او را سرخوش و شوخ‌طبع می‌کند و هم باعث افزایش شور جنسی‌­اش می‌شود. ترجمه­ فیزیولوژیکی همه این حس‌ها، فعالیت سامانه پاداش در مغز است. به خاطر فعالیت این سامانه که‌ همان لذت حاصل از مصرف است، فردی که علف مصرف می‌کند بعد از اتمام این اثرات خوشایند، به‌طور مکرر به دنبال مصرف آن می‌رود. با توجه به پژوهش‌هایی که درباره­ خاصیت اعتیادآفرینی علف انجام‌شده، می‌توان گفت که مصرف مداوم این ماده، هم اعتیاد روانی و هم اعتیاد جسمی به بار می‌?آورد. باور دوم: چون مصرف علف اثر جسمی ندارد، پس مشکلی ندارد در بررسی باور نادرست اول، تا حدودی به این موضوع پرداختیم؛ اما اگر بخواهیم دقیق‌تر این باور را بررسی کنیم، باید باز هم سری به دنیای پژوهش‌های اعتیاد بزنیم و ببینیم آزمایش‌های علمی درباره­ اثرات جسمی علف چه چیزی برای گفتن دارند. بر اساس این پژوهش‌ها، مصرف علف در کوتاه‌مدت این نتایج را به بار می‌آورد:  افراد پس از مصرف ماری‌جوانا، در مواردی نظیر ردیابی، توجه، زمان واکنش، حافظه­ کوتاه‌مدت، هماهنگی دست و چشم، گوش‌به‌زنگی، درک زمان و مسافت، تصمیم‌گیری و تمرکز دچار اختلال می‌شوند. به‌علاوه مصرف علف در کوتاه‌مدت باعث اضطراب، بدبینی، افزایش ضربان قلب و کاهش فشارخون هم می‌شود. با این اوصاف، می‌توانیم به‌روشنی نتیجه بگیریم که باور دوم هم نادرست است.    باور سوم: چون در بعضی ایالت‌های آمریکا مصرف علف آزاد شده است، پس مصرف آن مشکلی ندارد  قسمت اول این باور، یعنی آزادبودن مصرف علف در بعضی ایالت‌های آمریکا، صحیح است؛ اما نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود، غلط است. ممکن است این تصمیم سیاست‌گذاران آمریکا، به این خاطر است، که فکر می‌کنند به این شیوه، می‌توانند کنترل بهتری روی مصرف علف داشته باشند؛ اما این تصمیم ربطی به اعتیادآور بودن و یا دیگر مضرات بهداشتی این ماده ندارد.  بنا به شواهدی که قبلاً ارائه شد مصرف علف وابستگی جسمی و روانی به بار می‌آورد. به‌علاوه پژوهش‌ها نشان می‌دهد که مصرف دود ناشی از استنشاق علف مشکلات سلامتی مختلفی نظیر سرفه و خلط سینه ایجاد می‌کند؛ به‌علاوه در گزارش بنیاد ریه­ بریتانیا در سال ۲۰۱۲ شواهد و مدارکی ارائه شد که نشان می‌داد، خطر ابتلا به سرطان ریه بر اثر کشیدن سیگارهای علف رایج، حدوداً ۲۰ بار بیشتر از کشیدن سیگارهای تنباکو است.  نتایج یک مطالعه دیگر در آمریکا نشان داد، استفاده­ درازمدت از علف، با افزایش ۷۰ درصدی در ابتلا به سرطان بیضه ارتباط دارد و در نتیجه­ مصرف این ماده، برای سیستم غدد و تولیدمثل انسان مضر است. مطالعه­ دیگری به این نتیجه رسیده که مصرف علف حین حاملگی، رشد جنین را با اختلال همراه می­‌کند. شواهد دیگری هم وجود دارند که بر اساس آن­ها، کودکان مادرانی که علف مصرف می‌کنند، در مقایسه با سایر کودکان هم ‌سن و با زمینه­ اجتماعی مشابه، به مقدار بیشتری در معرض نواقص شناختی دائم، اختلال در تمرکز، بیش‌فعالی و ارتباط اجتماعی مختلف هستند.  در ‌نهایت پژوهش‌ها نشان می‌دهد که خطر خودکشی در افرادی که به مصرف علف وابستگی دارند، دو برابر بیشتر از افراد غیر وابسته است. با توجه به مقدار بسیار زیاد شواهدی که نشان‌دهنده­ی اثرات مضر مصرف علف، روی جنبه های متفاوت سلامتی است، می‌توانیم بگوییم که باور سوم هم نادرست است.     ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 04 Jun 2015 22:32:54 GMT http://migna.ir/vdcd9s0s.yt0ff6a22y.html از «ترامادول» واقعا باید بترسید http://migna.ir/vdcaowne.49n6a15kk4.html یکی از دلایل مصرف خودسرانه دارو می تواند تهیه آسان دارو باشد. همچنین عدم فرهنگ سازی دلیل دیگری برای سوءمصرف داروهاست. فروش دارو به صورت غیرمجاز چند وقتی است که رواج پیدا کرده و برخی از داروها مثل «متادون» و «ترامادول» سر از عطاری ها در آورده اند.  هر ورق قرص و کپسول «ترامادول» با قیمت 3 هزار تومان در برخی از عطاری ها به فروش می رسد اگرچه بازرسان سازمان غذا و دارو با بسیاری از متخلفان برخورد کرده اند ولی همچنان فروش این قرص در برخی از عطاری ها ادامه دارد. زمان تجویز یک دارو توسط پزشک موارد زیادی مدنظر گرفته می شود و تجویز دارو متناسب با سن و شرایط بیمار است و وقتی فردی به صورت خودسرانه دارو مصرف کند، روند درمان را دچار مشکل می کند، ضمن اینکه ممکن است آسیب های جبران ناپذیری به بدن وارد شود.     اول شناخت، بعد مصرف مصرف بی رویه و خودسرانه داروها سال هاست که بین مردم رواج دارد و برخی از افراد بدون هیچ شناختی از کاربرد دارو، اقدام به مصرف آن می کنند؛ ترامادول هم یکی از همین داروهاست. «دکتر بهروز مصلحی» پزشک، پژوهشگر و مخترع اولین مطب الکترونیک کشور می گوید: «ترامادول یک داروی مسکن شبه مخدر است که برای تسکین دردهای متوسط تا شدید مانند دندان درد، دردهای پس از عمل جراحی، دردهای ناشی از سرطان، دردهای عضلانی اسکلتی حاد و همراه با داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی برای درمان «استئوآرتریت» یا همان آرتروز مفاصل، به کار می رود.» سوءاستفاده از دارو گاهی اوقات برخی از افراد به دلیل عدم آگاهی، از یک دارو به عنوان محصول درمانی استفاده نمی کنند و ترامادول هم در همین گروه قرار می گیرد و با وجود اینکه یک دارو با کاربرد مشخص است، از آن برای موارد دیگری استفاده می کنند. «دکتر مصلحی» می گوید: «اگرچه بسیاری از مردم، ترامادول را یک داروی غیرمخدر می دانند، اما به دلیل اثرات شبه مخدر شدید و پتانسیل بالایی که برای سوءمصرف دارد، اداره نظارت دارویی ایالات متحده امریکا ترامادول را به عنوان یک داروی شبه مخدر و غیرمجاز شناخته و اخیرا فروش و مصرف آزادانه این دارو را محدود کرده، فروش این دارو در ایران هم بدون نسخه ممنوع است. ترامادول یک داروی مسکن شبه مخدر و شدیدا اعتیادآور محسوب می شود و مورد سوءمصرف قرار می گیرد و برخی از افراد به آن وابستگی شدیدی پیدا می کنند. برخلاف تصور مردم، ترامادول حالت سرخوشی ایجاد نمی کند و برخی از افراد، ناآگاهانه یا به توصیه افراد ناآگاه، به مصرف ترامادول روی می آورند و با مصرف افراطی به آن اعتیاد شدید پیدا می کنند. تجویز داروی ترامادول توسط یک پزشک باید کاملا حساب شده باشد و تعداد و روزهای مصرف دارو باید کمتر از 5 روز، درنظر گرفته شود که بیماران به این دارو وابستگی شدید پیدا نکنند. بسیاری از افراد به این دلیل به ترامادول وابسته می شوند که آن را بدون هیچ رویه و حساب و کتابی به مدت طولانی مصرف می کنند. برخی از افراد از این دارو برای ترک اعتیاد استفاده می کنند ولی این دارو وابستگی زیادی ایجاد می کند و نمی توان از آن به عنوان دارویی برای ترک اعتیاد به مواد مخدر استفاده کرد.» مرگ در کمین گاهی برخی از افراد به بیماری هایی مبتلا هستند که خوردن اشتباه یک قرص می تواند زندگی آنها را با خطر مرگ مواجه کند. «دکتر مصلحی» در این مورد چنین می گوید: «ترامادول برای افرادی که فشار داخل جمجمه آنها بالاست، نباید تجویز شود. همچنین افرادی که دچار حمله آسم، نارسایی کلیه، مشکلات حاد شکم، سابقه تشنج، ضعف در سیستم تنفسی و سابقه ضربه مغزی هستند نباید از این دارو استفاده کنند. ترامادول عوارض زیادی دارد که می توان به ضعف، سرگیجه، خواب آلودگی، سردرد، عصبی شدن، لرزش غیر قابل کنترل بعضی از اعضای بدن، سفت شدن و گرفتگی عضلات، تغییرات خلقی، سوزش سر دل و سوءهاضمه، تهوع، استفراغ، اسهال و یبوست اشاره کرد. همچنین از دست دادن اشتها، تعریق زیاد، خشکی دهان، تشنج، تب، بثورات جلدی، تاول های پوستی، مشکل در بلع و تنفس، تورم (زبان، پلک ها، صورت، لب ها، دستها، مچ پا، پاها)، خشونت و گرفتگی صدا، هذیان، توهم، بی قراری، تندشدن ضربان قلب، از دست دادن هوشیاری و تعادل بدن، اغما و در نهایت مرگ از دیگر عوارض مصرف ترامادول است.» نگرانی ها همچنان باقی است هرچه آگاهی مردم نسبت به عوارض یک دارو بیشتر شود، کمتر آن را به صورت خودسرانه مصرف می کنند. «دکتر اکبر عبداللهی اصل» معاون نظارت و برنامه ریزی سازمان غذا و دارو، می گوید: «قرص تراماول از دسته داروهای محدود و تحت کنترل بوده و یکی از پرعارضه ترین داروهای مخدر به شمار می رود و آمار مصرف این داروی اعتیادآور نگرانی های مسئولان را برانگیخته است. آمار مصرف این دارو در 2 سال اخیر روندی رو به کاهش داشته طوری که مصرف 60 میلیون عدید یکی، دو سال اخیر به حدود یک هشتم میزان مصرف سال 84 رسیده است. دلیل این مسئله را می توان به تشدید محدودیت های سازمان غذا و دارو در تحویل مواد اولیه به شرکت های تولیدکننده نسبت داد، با این وجود همچنان نگرانی ها به قوت خود باقی است، زیرا براساس آمارها یکی از علل مهم مسمومیت ناشی از مصرف غیرمتعادل و بدون تجویز دارو، مصرف قرص ترامادول است.» با نسخه به فروش می رسد بسیاری از داروخانه ها بدون نسخه پزشک دارو نمی فروشند ولی با این حال باز هم برخی از داروها را مردم بدون نسخه خریدای می کنند. «دکتر عبداللهی اصل» در رابطه با فروش ترامادول چنین می گوید: «براساس قانون جمهوری اسلامی ایران توزیع این دارو به صورت غیرمجاز جرم محسوب می شود و لازم است دستگاه های ذی ربط نسبت به این مقوله توجه کافی داشته باشند. این دارو باید از طریق شبکه های قانونی کشور و از طریق داروخانه ها همراه با نسخه پزشک توزیع شود. مصرف خودسرانه این دارو بدون نظارت درمانی و به صورت بیش از اندازه، ممکن است مرگ بار باشد. پزشک ها باید از تجویز غیرضروری قرص ترامادول بپرهیزند و بیمار را نیز از وجود ترکیبات مخدر در داروی تجویزشده مطلع کنند. همچنین باید تا جای ممکن داروهای غیرمخدر را برای بیمار تجویز کنند. قرص ترامادول، داروی مسکنی است که تنها با نسخه پزشک آن هم در شرایط ضروری تجویز می شود. سازمان غذا و دارو داروخانه ها را موظف کرده است که بدون نسخه پزشک حق فروش ترامادول را نداشته باشند و این دستورالعمل باید اجرا شود. اگر این دارو در داروخانه ها عرضه نشود، ممکن است مصرف کنندگان و متقاضیان، ترامادول را به صورت قاچاق تهیه کنند. برخی از افراد سوجو اقدام به قاچاق این دارو و توزیع آن در مراکز غیرمجاز می کنند که این قرص ها با میزان ترکیبات مخدر غیرمجاز، آسیب های جدی به سلامت مصرف کننده می زنند. مصرف بی رویه ترامادول به خاطر عرضه بدون نسخه دارو توسط داروخانه ها نیست، زیرا بیش از یک سال است ترامادول به صورت محدود عرضه می شود. باید آگاهی نسبت به مصرف خودسرانه این دارو، جایگزین حذف عرضه ترامادول توسط داروخانه ها شود. حذف ترامادول از فارماکوپه (فهرست) دارویی ایران یا داروخانه ها مشکل افزایش مصرف این دارو را حل نمی کند. سازمان غذا و دارو، سازماندهی و نظارت بر عطاری ها به منظور جلوگیری از فروش داروی قاچاق را در برنامه خود دارد.» به شدت برخورد می شود سازمان غذا ودارو موظف است در صورت مشاهده فروش بدون نسخه دارو در داروخانه ها با متخلفان برخورد و همچنین از فروش غیرمجاز دارو در مراکز غیرمجاز جلوگیری کند. «دکتر عبداللهی اصل» می گوید: «فروش برخی از داروهای مورد نیاز مردم، مثل ترامادول را نمی توان از داروخانه ها حذف کرد. فروش این نوع داروها تحت کنترل هستند و دسترسی به آنها آسان نیست و اگر داروخانه ای نسبت به فروش این داروها تخلف کند، باید با آن برخورد کرد. داروی ترامادول در داروخانه ها باید فقط با ارائه نسخه پزشک به فروش برسد. دارویی مثل ترامادول در اماکن و مراکزی مثل عطاری ها به فروش می رسد و این داروها قاچاق هستند. در مورد عطاری ها هم برنامه نظارت جدی تر را درنظر گرفته ایم. تخلفاتی نظیر خروج داروی مخدر یا روان گردان تولیدشده از مسیر مجاز و ورود آن به بازار غیرقانونی یا سایر جرائم مورد برخورد قانونی قرار می گیرد. برخوردهایی که با متخلفان صورت می گیرد به شکل های مختلفی است؛ اخطار کتبی با درج موضوع در پرونده شرکت، اعلام توقف و توزیع محصول تا رفع کامل نواقص موجود، توقیف موقت مجوز تولید و فروش محصول، طرح موضوع در کمیسیون قانونی به منظور لغو پروانه ساخت محصول، بررسی مجدد صلاحیت مسئول فنی در کمیسیون و نهایتا لغو مجوز از اقداماتی است که برای متخلفان تولیدکننده دارو درنظر گرفته می شود. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، خیلی راحت می تواند با مطب داروخانه و بیمارستان متخلف برخورد کند. نظارت سازمان غذا و دارو بر داروخانه ها و فروشگاه هایی مثل عطاری ها، چندان قوی نیست و باید تقویت شود.» دارو به شرط برچسب اینکه ترامادول دقیقا به چه شکل در بدن روی تسکین درد تاثیر می گذارد هنوز به درستی مشخص نیست. ترامادول یک ضددرد سیستم مرکزی اعصاب به شمار می رود و به راحتی از راه خوراکی جذب شده و توسط کبد تجزیه می شود و از راه ادرار دفع می شود. ترامادول دارویی است که مسمومیت شدید ایجاد می کند و باید از دسترس کودکان دور باشد. این دارو می تواند زندگی افراد را به خطر بیندازد و باید از مصرف خودسرانه آن تحت هر شرایطی پرهیز کرد. خرید این قرص از مراکزی به غیر از داروخانه ها عواقب جبران ناپذیری را می تواند به همراه داشته باشد. داروهای قاچاق بدون هیچ نظارتی وارد کشور می شوند و بیشتر شرکت های تولیدکننده این داروهای وارداتی، مورد تایید سازمان غذا و دارو نیستند و ترکیبات به کار رفته در بسیاری از این نوع داروها استاندارد نیست. زمان خرید دارو، لوازم آرایشی و بهداشتی وارداتی، باید حتما به برچسب وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یا سازمان غذا و دارو توجه کرد و با استفاده از کد پیگیری درج شده روی کالا از مجازبودن کالا اطمینان حاصل کرد. مقدار مصرف مجاز ترامادول برای افراد بزرگ سال 50 تا 100 میلی گرم هر 6 ساعت یک بار به صورت خوراکی است. حداکثر مقدار مجاز ترامادول 400 میلی گرم در روز است و بیشتر از این مقدار نباید از آن استفاده کرد. ترامادول مثل هر داروی دیگری در شکل های مختلفی به فروش می رسد. قرص 50 میلی گرمی و قرص 100 میلی گرمی از انواع این داروست. ترامادول به صورت کپسول های 50 و 100 میلی گرمی هم تولید می شود ولی قرص ترامادول به نسبت کپسول و آمپول بیشتر مصرف می شود. ترامادول با نام های تجاری کان زیپ (Conzip)، رای زالت (Ryzolt)، اولت رام (Ultram) و ریبیکس (raybix) به فروش می رسد.- مجله همشهری تندرستی - بهاره جلالوند ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 23 May 2015 10:31:43 GMT http://migna.ir/vdcaowne.49n6a15kk4.html مخدر جای همه چیز را پر می‌کند! http://migna.ir/vdcir3ap.t1auw2bcct.html آمارهای رسمی، تعداد معتادین کشور را چیزی در حدود یک‌ونیم میلیون نفر اعلام می‌کند. رقمی که 90 درصد آن به مردان و 10 درصد آن به زنان اختصاص می‌یابد. این‌که این آمار به چه شکل و کدام روش پژوهشی به‌دست آمده چندان مشخص نیست، اما تجربیات روزمره فردی و آنچه که شاید خیلی از ما در خانواده‌های دوست و آشنا و در سطح شهر دیده باشیم، از تعداد بالاتر معتادان خبر می‌دهد. هرچند این اعداد و ارقام، سال‌ها موضوع مورد تنش مسئولین و کارشناسان بوده‌، اما آنچه در این میان اهمیت می‌یابد، غیرقابل انکار بودن افزایش مصرف انواع مخدرها در جامعه است.   رشد اعتیاد این روزها مسئله‌ای گریزناپذیر است. عوامل مختلفی بر روی اعتیاد اثرگذارند؛ وجود فرصت‌های اضافی و خالی‌بودن اوقات فراغت، نداشتن شغل و درآمد، بحران فقر و نابرابری و عدم توجه به عدالت اجتماعی، دگرگونی سریع فرهنگ، ضعف سیستم کنترل درونی و... بخشی از این عوامل هستند. در این میان، کاهش شادی و نشاط اجتماعی را نیز باید به عوامل متعدد اعتیاد اضافه کرد. چرا که به گفته کارشناسان تمام عوامل اجتماعی مانند حلقه‌هایی به‌هم‌پیوسته هستند که مدام بر روی یکدیگر اثر خواهند گذاشت.   رابطه شادی و اعتیاد بسیاری از مسئولین و صاحب‌نظران نیز بر رابطه تنگاتنگ اعتیاد و شادی تاکیده کرده‌اند. علیرضا جزینی –قائم‌مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر- می‌گوید "جستجوی نشاط و لذت جزئی از علل گرایش به مصرف مواد مخدر است." سیدحسن موسوی چلک –رئیس انجمن مددکاران اجتماعی- نیز با اشاره به رتبه ایران در شادی معتقد است "در دنیای کنونی، فرصت شادی به‌ویژه شادی‌های گروهی کمتر پیش می‌آید، در نتیجه انسانی که تنهاتر شده به سراغ مصرف مواد مخدر می‌رود." مخدر چگونه جای شادی را می‌گیرد؟ در تحلیل رابطه میان شادی و نشاط اجتماعی و گرایش به اعتیاد باید بر مولفه‌های نشاط‌آور تاکید کرد. دکتر علی شفیعی –پزشک، جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران- در گفتگو با فرارو به عوامل متعددی که می‌توانند در یک جامعه ایجاد شادی کنند اشاره می‌کند و گرایش به انواع مخدر را جبران خلاء فعالیت‌های نشاط‌آور می‌داند.   علی شفیعی گفت: نشاط بخشی از نیاز انسان‌ها برای رسیدن به احساس رضایتمندی است. رسیدن به این احساس رضایتمندی راه‌های مختلفی دارد. در مغز انسان مداری به نام مدار پاداش وجود دارد. این مدار پاداش می‌تواند به انسان‌ها احساس رضایت و لذتی دهد که یکی از راه‌های آن شادی اجتماعی است. مصرف مواد مخدر نیز این نوار پاداش را تحریک می‌کند و چه بسا این مصرف می‌تواند پاداشی در میزانِ بسیار زیاد را به فرد بدهد. البته افرادی که این راه را برای تحریک مغز برمی‌گزینند متوجه هزینه‌های بعدی آن نیستند.   محرومیت‌های جنسی و اعتیاد این جامعه‌شناس در ادامه به برخی از راه‌هایی که به تحریک این مدار مغزی می‌انجامند اشاره و اظهار کرد: سوژه‌ها و محرک‌هایی بسیاری وجود دارند که مدار مغز انسان را می‌توانند تحریک کنند. یکی از موثرترین این محرک‌ها ارضای جنسی افراد است؛ در زمانی که یک فرد به هر دلیل از برقراری ربطه جنسی محروم شود، یکی از جایگزین‌های آن می‌تواند مواد مخدر باشد. ارضای جنسی یکی از نزدیک‌ترین محرک‌ها به لذت ناشی از مصرف مواد مخدر است. متاسفانه کم‌هزینه بودن مواد مخدر می‌تواند در چنین شرایطی افراد را به خود جذب کند. نارضایتی شغلی و اعتیاد شفیعی همچنین در ادامه توضیح داد: رضایتمندی شغلی نیز یکی دیگر از محرک‌ها برای احساس رضایت و نشاط است. خیلی اوقات افرادی در یک محیط کاری به دلایلی چون استرس شغلی و عدم دریافت پاداش کافی، برای مصرف مواد مخدر انگیزه پیدا می‌کنند.   کمبود روابط اجتماعی و اعتیاد وی در ادامه و با اشاره به رفتارهای اجتماعی گفت: رفتارها و ارتباطات اجتماعی نیز، یکی‌دیگر از محرک‌هایی است که مدار پاداش مغز انسان را تحریک می‌کند. اگر زمینه‌های اجتماعی برای وجودِ مکان‌هایی همچون پاتوق‌ها باشد، تعاملات اجتماعی سالم در قالب زمینه‌های ورزشی، دوستانه، خانوادگی و... شکل می‌گیرد که می‌تواند نشاط‌آور باشد. اما اگر این مکان‌ها وجود نداشته باشد، باز هم یکی از در دسترس‌ترین راه‌ها برای رسیدن به رضایت و لذت، مصرف مواد مخدر است.   خوبی‌هایی که شادی دارد علی شفیعی در ادامه با تاکید بر اینکه افسردگی یکی از عوامل مستعدکننده برای مصرف مواد مخدر است، گفت: افسردگی مقابل نشاط قرار دارد و یکی از منافع انجام فعالیت‌های نشاط‌آور، احساس تعلق به جمع و جامعه است. این فعالیت‌ها در جوامع سنتی اشکال مخصوص به خود را داشته و در جوامع مدرن این فعالیت‌ها را باید در قالب NGO ها، جمع‌های دوستانه، پاتوق‌ها و فضاهای گردهم‌آمدن جستجو کرد. احساسی که در نتیجه این فعالیت‌ها به افراد دست می‌دهد، خود فاکتوری محافظت‌کننده برای مصرف مواد است.    این جامعه‌شناس با تاکید بر اهمیت زیاد این فعالیت‌ها تصریح کرد: فعالیت‌های نشاط‌آور، علاوه بر همبستگی، منجر به جلوگیری از انزوا و طردشدگی می‌گردد. در مقابل و در نبود این فعالیت‌ها، طرد و انزوای جمعی صورت می‌گیرد. برای مثال محله یا گروه خاصی را در نظر بگیرید که از فعالیت‌های لذت‌بخش محروم باشند، آن‌ها احساس می‌کنند که از جامعه حذف شده‌اند. در بسیاری از محلات شهری ما نیز که امکانات لازم برای نشاط اجتماعی فراهم نیست، احساس طرشدگی در افراد ایجاد می‌گردد.   دکتر علی شفیعی در ادامه اظهار کرد: بنابراین به طور کلی، از جنبه زیستی، روانی و اجتماعی فعالیت‌های نشاط‌آور، چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، عاملی محافظت‌کننده هستند، که اگر نباشند عامل خطر خواهند بود. از نبود امکانات، تا نبودِ احساس رضایت وی همچنین در رابطه با چگونگی احساس نشاط و شادی در جامعه توضیح داده و گفت: بسیاری اعتقاد دارند که جامعه ما از کمبود نشاط رنج می‌برد. رتبه ایران در شادی نیز رتبه پایین در جهان است. به‌طور کلی، برای احساس شادی، امکانات یک موضوع و احساس رضایت موضوع دیگر است. چرا که دیده شده بسیاری از جوامع با وجود این‌که در شرایط فقر به‌سر می‌برند، احساس نشاط می‌کنند. همچنین مابین آنچه که یک جامعه دارد و آنچه که گمان می‌کند که ندارد، تفاوت وجود دارد؛ اگر در یک جامعه احساس رضایتمندی پایین باشد و فرد به هر دلیل به انتظاراتش نرسد، می‌توان از کاهش شادی در آن جامعه سخن گفت.    شفیعی تاکید کرد: بنابراین بخش مهم در احساسِ شادی یک جامعه، مسائل فرهنگی و تغییراتی است که آن جامعه به سمت آن حرکت می‌کند. دراین‌باره شرایط ایران قابل توجه است؛ ایرانی‌ها احساس می‌کنند که از آنچه‌ هستند پایین‌ترند. این درحالی است که کشور ما در مقایسه با ده سال گذشته خود، تغییراتی در جهت بهبود داشته، اما انتظارات جامعه ایرانی باعث می‌شود که افراد از داشته‌های موجود لذت نبرند. مصرف مواد مخدر و افزایش آن نیز یکی از راه‌ها در پی این نارضایتی است.  وجوه دیگر اعتیاد عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران همچنین تصریح کرد: البته لازم است که به دلایل دیگر مصرف زیاد مواد مخدر در ایران نیز اشاره کنیم؛ در دسترس و سهل‌الوصول بودن این مواد، روحیه ایرانی و گرایش آن به حالت‌هایی مانند افسردگی، شکست‌های شغلی، مسائل خانوادگی و... از دلایل مهم دیگر شیوع مصرف مخدر در میان ایرانی‌ها هستند.    علی شفیعی در انتها گفت: با وجود دلایل مختلف موثر بر روی مصرف مواد مخدر، باید فرض را بر این گذاشت که از آن‌جایی که نشاط اجتماعی بیشتر در میان جوانان و نوجوانان اهمیت می‌یابد، درنتیجه کمبود آن منجر به گرایش به مواد مخدر می‌گردد. یه طور طبیعی جوان بودن هرم جمعیتی ایران، شادی و مواد مخدر را در رابطه‌ای متقابل قرار خواهد داد. -فرارو ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 17 May 2015 08:33:42 GMT http://migna.ir/vdcir3ap.t1auw2bcct.html راهکارِ مقابله با موج اعتیاد در مدارس چیست؟ http://migna.ir/vdcds50s.yt0zf6a22y.html این‌که اکنون در ارتباط با اين موضوع در کدام نقطه ایستاده‌ایم و آموزش‌وپرورش و خانواده‌ها در مقابل این موج اعتیاد (هرچند که کم‌ارتفاع باشد) چه باید بکنند، موضوعی است که با آمار و ارقام و تقسیم‌بندی و کشف موضوعات مختلف علل وابستگی به موادمخدر قابل بررسی و انجام است اما آیا آمار و ارقام و تحقیق و پژوهشی وجود دارد؟به گزارش روزنامه شهروند، به‌ جز طرح شیوع‌شناسی مواد مخدر که تاکنون دو بار در مدارس انجام گرفته و اکنون در مرحله سوم قرار دارد، آمارهای متفاوتی از سوی ستاد مبارزه با مواد مخدر یا ارگان‌های دیگر ارایه می‌شود که معمولاً این آمارها نيز مورد انکار وزارت آموزش‌وپرورش قرار می‌گیرد و این مسأله نشان می‌دهد رویکرد واحدی در این زمینه وجود ندارد. از سويي ديگر آماري درخصوص دانش‌آموزان معتاد وجود دارد كه به‌ گفته طاها طاهری قائم‌ مقام سابق ستاد مبارزه با موادمخدر مربوط می‌شود. وي در‌ سال ٩٢ اعلام کرد کمتر از نیم‌دهم‌درصد دانش‌آموزان کشور معتاد هستند، همچنين در آخرین اظهارنظرها اواخر فروردین‌ماه ‌سال ‌جاری، جزینی؛ قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر فعلی اعلام کرد یک‌درصد دانش‌آموزان کشور موادمخدر مصرف می‌کنند و در حوزه پیشگیری موفقیت خوبی در آموزش‌وپرورش مشاهده نمی‌شود. مصرف موادمخدر در جامعه ما یکی از معضلات اجتماعی است که همواره محل نگرانی مردم و مسئولان بوده و برای حل آن بحث‌های مختلفی صورت گرفته و راهکارهای متفاوتی اندیشیده شده است اما یکی از مسائل پیرامون موادمخدر که چندین ‌سال است حاشیه‌ساز شده و حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون آن زده می‌شود و نگرانی‌های زیادی را موجب شده، بالارفتن آمار اعتیاد در میان دانش‌آموزان است. شروع مصرف ٦٠‌درصد معتادان در دوره دانش‌آموزی از آن‌جاکه بیش از ٧٠‌درصد از نوجوانان ١٠ تا ١٩ ساله کشور در حال تحصیل هستند و مدرسه محیطی است که آنها پس از محیط خانواده بیشترین وقت خود را در آن‌جا سپری می‌کنند و تأثیر زیادی از آن محیط می‌پذیرند،‌ بررسی میزان مصرف دخانیات به‌طورکلی و اعتیاد به‌طور خاص در میان دانش‌آموزان اهمیت زیادی دارد. همچنین، برخی از گزارش‌ها حاکی است که سن اعتیاد به ١٣‌سال کاهش یافته و این به معنای بازشدن پای اعتیاد به مدارس است و از آن‌جایی‌که دانش‌آموزان در سنی هستند که بیشترین تأثیر را از گروه همسالان خود می‌پذیرند، قرار گرفتن آنها در معرض خطر اعتیاد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. از سوی دیگر، طبق آمارهایی که ارایه شده است، شروع مصرف بیش از ٦٠‌درصد افرادی که موادمخدر مصرف می‌کنند از دوره دانش‌آموزی بوده است که این مسأله نیز ضرورت توجه هر چه بیشتر به این حوزه را نمایان می‌سازد. اجراي طرح شیوع‌شناسی اعتیاد در میان دانش‌آموزان به‌همین منظور ستاد مبارزه با موادمخدر با همکاری وزارت آموزش و پرورش طرح شیوع‌شناسی مصرف مواد مخدر در جمعیت دانش‌آموزی را در دستور کار قرار دارد تا آخرین تغییرات در زمینه گرایش به مصرف موادمخدر را در میان دانش‌آموزان رصد کند. مرحله اول این طرح در ‌سال ٨١ انجام شد. در آن مقطع سوءمصرف مواد مخدر در دانش‌آموزان سوم راهنمایی تا چهارم دبیرستان رصد و مشخص شد که شیوع مصرف در میان این دانش‌آموزان نیم‌درصد است. تحقیقات شیوع‌شناسی دوم در ‌سال ٩٠ و در میان دانش‌آموزان سوم راهنمایی و چهارم دبیرستان انجام گرفت و براساس آن مشخص شد سوءمصرف مواد در دانش‌آموزان از نیم‌درصد به یک‌درصد رسیده است. این تحقیق همچنین نشان داد میزان مصرف مواد در گروه سنی ١٥ تا ١٩ سال؛ ١٣,٥٦ درصد، ٢٠ تا ٢٤ سال؛ ١٦.٨٣‌درصد و ٢٥ تا ٢٩ سال؛ ١٤.٣٢‌درصد است و باقیمانده این رقم به گروه‌های سنی ٣٠ تا ٦٤‌سال اختصاص دارد. صرامی؛ مدیرکل تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با موادمخدر ‌سال گذشته درخصوص شیوع‌شناسی ‌سال ٨١ و ٩٠ اعلام کرد طبق نتایج به ‌دست آمده، رشد ١٠٠‌درصدی شیوع اعتیاد بین کودکان زیر ١٨‌سال را داشتیم. در جمعیت عمومی ما نیز ٣‌درصد از معتادان بین ١٥ تا ١٩‌سال هستند. طبق گفته صرامی، سومین مرحله شیوع‌شناسی در جمعیت دانش‌آموزی از اوایل آذرماه ‌سال ٩٣ در ٣١ استان کشور آغاز شده و پیش‌بینی می‌شود تا اوایل خردادماه ‌سال ٩٤ این داده‌ها از سراسر کشور جمع‌آوری و نتایج به ‌دست‌آمده به‌طور رسمی اعلام شود. تكذيب آمارها توسط وزرای آموزش‌وپرورش علاوه بر طرح شیوع‌شناسی که تاکنون دو بار در مدارس انجام گرفته و اکنون در مرحله سوم قرار دارد، آمارهای متفاوتی از سوی ستاد مبارزه با موادمخدر یا ارگان‌های دیگر ارایه می‌شود که معمولاً نیز این آمارها مورد انکار وزارت آموزش‌وپرورش قرار مي‌گيرد. به‌عنوان مثال در زمان تصدی محمود فرشیدی بر سمت وزارت آموزش‌وپرورش، ستاد مبارزه با موادمخدر اعلام کرد که ٣٠‌هزار دانش‌آموز معتاد در کشور وجود دارد و تازه این آمار فقط مربوط به گروهی از دانش‌آموزان است که به صورت خودمعرف به مراکز ترک اعتیاد مراجعه کرده‌اند اما بسیاری از دانش‌آموزان نیز به‌صورت تفننی موادمخدر استعمال می‌کنند. این در حالی بود که مدیران دولتی با این آمار مخالف بودند و اعلام می‌کردند تنها بین ٢ تا ٣‌هزار محصل درگیر اعتیاد هستند. این رویکرد انکار آمار رسمی در میان مدیران وجود داشته و به‌جای اتخاذ تدبیری برای حل مسأله، پاک‌کردن صورت‌مسأله را در دستور کار خود قرار داده‌اند. استدلال حمیدرضا حاجی‌بابایی؛ وزیر سابق آموزش‌وپرورش این امر را به خوبی نشان می‌دهد؛ جایی که وی در پاسخ خبرنگاران در رابطه با آمار دانش‌آموزان معتاد گفته بود: «من اگر آمار دانش‌آموزان معتاد را هم داشته باشم، ارایه نمی‌کنم. اگر از رئیس یک مجموعه بپرسند بین شما چند معتاد وجود دارد، آیا رئیس اعلام خواهد کرد که چند نفر معتاد دارد»؟! وجود ٤٥‌هزار دانش‌آموز معتاد در کشور بهمن‌ماه ‌سال ٩٣ نیز سردار بیگدلی؛ معاون سپاه محمد رسول‌الله از آمار ٤٥‌هزار نفری دانش‌آموزان معتاد ١٥ تا ١٩ ساله خبر داد و گفت: «٥٢‌هزار نفر از دانش‌آموزان نیز‌ سال گذشته برای نخستین‌ بار موادمخدر را امتحان کرده‌اند.» اما با توجه به این آمارهای متفاوت و احیانا متضادی که از سوی ارگان‌های مختلف ارایه می‌شود، به ‌نظر می‌رسد رویکرد درستی در این زمینه وجود ندارد. برخی از این مسأله به خلأ آمارهای دقیق در کشور برمی‌گردد که البته این خلأ آماری به معنای عدم‌توجه به این امر و نبود برنامه‌ریزی در این حوزه نیست. بلكه نشان‌دهنده از هم‌گسيختگي نهادهايي است كه در اين رابطه فعاليت مي‌كنند و هر كدام برنامه‌اي را به صورت جداگانه اعمال مي‌كنند كه اين امر مي‌تواند باعث به نتيجه نرسيدن در رابطه با پيشگيري از اعتياد و حتي درمان آن شود. یکی از مسائل پیرامون موادمخدر که چندین ‌سال است حاشیه‌ساز شده و حرف و حدیث‌های زیادی پیرامون آن زده می‌شود و نگرانی‌های زیادی را موجب شده، بالارفتن آمار اعتیاد در میان دانش‌آموزان است. برخی از گزارش‌ها حاکی است که سن اعتیاد به ١٣‌سال کاهش یافته و این به معنای بازشدن پای اعتیاد به مدارس است و از آن‌جایی‌که دانش‌آموزان در سنی هستند که بیشترین تأثیر را از گروه همسالان خود می‌پذیرند، قرار گرفتن آنها در معرض خطر اعتیاد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این رویکرد انکار آمار رسمی همواره در میان مدیران وجود داشته و همواره به‌جای اتخاذ تدبیری برای حل مسأله، پاک‌کردن صورت‌مسأله را در دستور کار خود قرار داده‌اند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 03 May 2015 12:41:43 GMT http://migna.ir/vdcds50s.yt0zf6a22y.html آیا سیگار می تواند مشکلات روانی و اضطراب شما را کاهش دهد؟ http://migna.ir/vdcaymne.49nwo15kk4.html آیا سیگار کشیدن از استرس داشتن شما کم می کند و می تواند مشکلات روانی و اضطراب شما را کاهش دهد ؟پاسخ این سوالات را در ادامه مطلب بخوانید. تا مدت‌های طولانی، تصور می‌شد که افراد پراسترس‌تر برای آرام کردن خود، تمایل به سیگار کشیدن دارند. امروزه همه می‌دانند که این تصور کاملاً اشتباه است. احتمال مشکلات اضطرابی در بین سیگاری‌ها بیشتر است، احتمال بروز اضطراب بین سیگاری‌ها ۵. ۵ برابر (۵۵۰% برابر) دیگران و احتمال بروز عارضۀ وحشت در بین آن‌ها ۱۵ برابر (۱۵۰۰% برابر) دیگران است، در نتیجه، سیگار افراد را مضطرب می‌کند! بنابراین به نظر می‌رسد، اینکه گفته می‌شود نیکوتین سیگار باعث آرامش و آسودگی می‌شود، دامی بیش نیست! اگر شما هم احساس می‌کنید که دخانیات استرستان را افزایش می‌دهند، از این به بعد دیگر سراغ این مواد نروید و شیوۀ آرام شدنتان را تغییر دهید.   - علت سیگار کشیدن در زمان‌های استرس را تشخیص دهید به طور مثال، در دوران امتحانات، به عنوان بهانه‌ای برای استراحت سیگار می‌کشید. چرا نوع دیگری از استراحت را برای خود در نظر نمی‌گیرد؟ مثلاً یک چای بنوشید یا از خانه بیرون بروید و هوایی بخورید، گل‌ها را آب بدهید، چند صفحه داستان طنز بخوانید و… اگر زمانی که رئیستان به شما فشار می‌آورد، استرس دارید، شاید بتوانید با یکی از همکارانتان صحبت کنید، سئوالات بیشتری بپرسید، یا حتی برایش توضیح دهید که رئیستان چگونه با شما حرف زده است… زمانی که احساس اضطراب و استرس می‌کنید، به طور خودکار دنبال راه حل دیگری جایگزین سیگار بگردید.   - روش دیگری برای رفع استرس بیابید، دخانیات کمکی به شما نمی‌کنند! سیگار کشیدن، بعضی اوقات، یک سری چیز‌ها را از بین می‌برد. شاید به نظر برسد که سیگار کشیدن گاهی اوقات خشونت را هدایت می‌کند. بنابراین می‌توانید به جای سیگار کشیدن خمیر نان را در دستتان ورز بدهید و یا یک آدامس بجوید و ... . پس می‌بینید که به جای سیگار کشیدن می‌توان با روش‌های دیگر هم برخی معضلات را از بین برد. برخی اوقات افراد به خاطر تنهایی سیگار می‌کشند. بنابراین وقتی که تنها هستید به جای سیگار کشیدن به یکی از دوستانتان تلفن کنید. با این کار احساس تنهایی کمتری می‌کنید و روش مناسب تری را هم برگزیده‌اید.- سیگار کشیدن، آرامش بخش است؟ گوش دادن یک موسیقی ۲ یا ۳ دقیقه‌ای هم می‌تواند شما را آرام کند… پس چرا سیگار؟ هر کسی می‌تواند دنبال چیزی بگردد که متناسب با شخصیت و روحیات اوست. مثلاً آلیس وقتی که عصبی است، یک توپ خمیری را در دستانش ورز می‌دهد. خودش می‌گوید: خنده دار است، اما این کار حس خوبی به من می‌دهد. هلن دندان‌هایش را مسواک می‌زند! او در این باره می‌گوید: سر کار، زمانی که دلم می‌خواهد سیگار بکشم، زمانی را به مسواک زدن دندان‌هایم اختصاص می‌دهم. این کار باعث خوشبو‌تر شدن دهانم نسبت به زمانی که سیگار بکشم، می‌شود! حداقل ۴ بار در روز این کار را انجام می‌دهم، این کار باعث کم شدن دفعات سیگار کشیدن خواهد شد. - برای کمتر مضطرب بودن، سیگار کشیدن را متوقف کنید! کسانی که سیگار را ترک کرده‌اند، کمتر از سیگاری‌ها مضطرب هستند. بنابراین اگر سیگار را ترک کنید، خیلی سریع متوجه فوایدش خواهید شد. این فواید زمانی بیشتر خواهد شد که یاد بگیرید اضطرابتان را بشناسید و قبل از ترک سیگار راه حل‌های دیگری برای آن بیابید. برای اینکه کمک بیشتری به خودتان بکنید، می‌توانید به مشاورانی که در این زمینه فعالیت دارند، مراجعه نمایید. بعد از حدود ۴ هفته پس از ترک سیگار، متوجه خواهید شد که اضطرابتان نسبت به قبل کاهش چشم گیری داشته است. - آیا می‌دانستید که سیگار کشیدن می‌تواند شما را افسرده کند؟ مشاهده شده در افرادی که سیگاری‌های قهاری هستند و میزان مصرفشان بالا است، نیکوتین احتمال ابتلا به افسردگی را در آن‌ها افزایش می‌دهد. در موارد ترک سیگار، افسردگی کاهش می‌یابد. احتمال خودکشی در بین سیگاری‌ها بالا‌تر از دیگران است. احتمال تمایل به خودکشی در بین سیگاری‌هایی که کمتر از ۲۵ نخ سیگار در روز می‌کشند دو برابر دیگران و بین کسانی که بیشتر از ۲۵ نخ می‌کشند، ۴ برابر بقیۀ افراد است. در موارد ترک سیگار، افسردگی بین ۳ هفته تا ۳ ماه کاهش می‌یابد و سقوط قابل توجهی در میزان آن مشاهده می‌شود. منبع : خبرنو ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 26 Apr 2015 12:52:22 GMT http://migna.ir/vdcaymne.49nwo15kk4.html آسيب شناسي خانوادگي اعتياد http://migna.ir/vdcaoene.49nwi15kk4.html  مقدمه بي شك نقش خانواده به عنوان واحد اصلي و عنصر تأثيرگذار بر روابط، رفتارها و خصوصيات ذاتي و اكتسابي اعضا، واضح و غيرقابل ترديد است. تأثيرگذاري و تأثيرپذيري افراد اين نهاد كوچك اجتماعي از يكديگر، باعث شده خانواده همواره عنصر اصلي مطالعات و پژوهش هاي اجتماعي قرار گيرد و تأثير آن بر موفقيت ها يا آسيب هاي فردي و اجتماعي در موضوعات مختلف سنجيده شود. خانواده سالم بستر مناسبي براي رشد و شكوفايي و بالندگي اعضاي خود فراهم مي كند و در حفظ و ارتقاي سلامت جسمي و رواني آنها تأثير فراوان و غيرقابل انكاري دارد. در مقابل، خانواده ناسالم زمينه را براي ايجاد اختلاف در ابعاد جسمي، رواني و اجتماعي فراهم كرده و افراد را به سمت بزهكاري سوق مي دهد. از موضوعات قابل تحقيق در مطالعات خانوادگي، بحث نقش خانواده در بروز و پيشگيري از اعتياد اعضاي خود است و با توجه به اين حقيقت كه درمان اعتياد امري دشوار و پرهزينه مي باشد و احتمال بازگشت فرد معتاد به سمت مصرف مواد مخدر در اغلب موارد وجود دارد، پيشگيري از اين بلاي خانمان سوز از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اين مقاله پس از مروري اجمالي بر علل و عوامل گرايش به اعتياد، به نقش خانواده در گرايش به اعتياد اعضاء، به خصوص فرزندان و همچنين نقش آن در پيشگيري از اعتياد مي پردازيم. به طور كلي، عواملي را كه باعث بروز اعتياد مي شوند، مي توان به چهار دسته تقسيم كرد: 1- محيط فرهنگي- اجتماعي؛ (3) 2- عوامل بين شخصي (4) ( خانواده، مدرسه و همسالان )؛ 3- متغيرهاي رواني- رفتاري (5) ( شخصيت، برخوردها و فعاليت ها )؛ 4- تأثيرات بيولوژيك (6) ( بشارت، 1386: 27 ). البته بايد توجه داشت كه نمي توان يك عامل را به طور خاص و جداگانه عامل بروز اعتياد دانست، بلكه اغلب مجموعه اي از عوامل، انگيزه هاي كشش فرد به سمت مواد مخدر هستند كه به تفصيل مي توان عوامل زير را برشمرد: 1-عوامل فردي ( عقب ماندگي ها و محروميت ها، بوالهوسي، كنجكاوي فرد در خصوص مواد مخدر، بيكاري، باورهاي مثبت در مورد سوء مصرف مواد، بي سوادي و بي اطلاعي از تأثير و عواقب مواد مخدر و ... )، 2- عوامل سياسي- اجتماعي ( در دسترس بودن مواد مخدر، فقر، مهاجرت ها، تنهايي، زورگويي و نابرابري در اجتماع، سياست هاي مستعمران در كشورهاي عقب مانده و ... )، 3- عوامل خانوادگي ( اختلافات خانوادگي، طلاق، زندگي نوجوانان با نامادري و يا ناپدري، از بين رفتن احترام و ارزش هاي خانوادگي، سخت گيري ها و تنبيه بدني، ملامت ها و سرزنش هاي زياد و مداوم، منحرف بودن پدر و مادر از اصول اخلاقي، انحراف خواهرها يا برادرها، اعتياد يكي از اعضاي خانواده، بي سوادي و ناداني والدين، فقدان احساس مسئوليت پدر و مادر، تربيت غلط كودك، كمبود محبت در دوران كودكي و ... ) و 4- ساير عوامل ( روابط و دوستي هاي خطرناك با افراد معتاد، بيماري هاي مزمن و لاعلاج، نقص عضو، بيماري هاي رواني و شخصيتي و يا تأثير ژن در بروز اعتياد ) عوامل نام برد. (7) بسياري از محققان در اين زمينه بر اين باورند كه تيپ شخصيتي فرد نيز در معتاد شدن وي مؤثر است؛ به طوري كه شخصيت هاي خودشيفته، پرخاشگر و ضد اجتماعي، مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند، چرا كه مواد مخدر نيازهاي رواني ايشان را كاملاً برطرف مي كند. همچنين افراد با شخصيت افسرده، زودرنج و احساساتي نيز كاملاً مستعد اعتياد به مواد مخدر هستند. (8) با اين همه، نقش خانواده و عوامل خانوادگي را همواره مي توان پررنگ ترين و مهم ترين عامل در گرايش يا عدم گرايش به مواد مخدر دانست. در خصوص آسيب شناسي خانوادگي اعتياد مي توان به اعتياد پدر، اعتياد مادر و اعتياد فرزندان و تأثير آن بر ساير اعضاي خانواده به طور جداگانه پرداخت. 1- اعتياد پدر و نقش آن بر ساير اعضاي خانواده بي شك نقش بنيادين پدر در تحكيم پايه هاي خانواده غيرقابل ترديد است. پدر به عنوان سرپرست و رئيس خانواده، براي فرزندان به عنوان الگو شناخته مي شود. فرزندان با توجه به رفتارهاي پدر، مسئوليت پذيري، اجتماعي بودن، چگونگي ارتباطات خانوادگي، مديريت در مسائل مختلف اقتصادي، خانوادگي و اجتماعي را مي آموزند و پس از تشكيل خانواده به همان شيوه سعي در اداره ي امورشان خواهند داشت. بنابراين يك خانواده ي سالم بايد داراي اعضاي سالم و روابطي سالم ميان اين اعضا باشد و هرگونه مشكل و اختلالي در اين زمينه مي تواند بستري براي انحرافات روحي و جسمي فرزندان و ساير اعضاي خانواده شود. بي شك علل و عوامل بسياري در سلامت و عدم سلامت يك خانواده مؤثر هستند و اعتياد يكي از مخرب ترين عوامل فروپاشي خانواده ها است. اعتياد پدر خانواده به عنوان تكيه گاه مادر و فرزندان، سلامت جسمي و رواني ايشان را به شدت تهديد مي كند. آمارها نشان مي دهند، در خانواد هايي كه پدر خانواده معتاد است، احتمال آلودگي فرزندان و حتي مادر خانواده به مواد مخدر بسيار بالاتر از خانواده هايي است كه پدر معتاد نمي باشد. علاوه بر اين اعتياد پدر موجب بروز بيماري هاي رواني در مادر و فرزندان شده و سلامت رواني خانواده را به شدت تهديد مي كند. در پژوهشي در خصوص بررسي ويژگي هاي رواني و اجتماعي همسران افراد معتاد، افسردگي، اضطراب، تمايل به خودكشي، بي خوابي، درگيري هاي شديد عاطفي، جستجوي حمايت اجتماعي، نارسايي عملكرد اجتماعي و ... از جمله آسيب هايي كه مادر خانواده را تهديد مي كند، شمرده شده است ( قلي زاده، 1382: 41-33 ). از آنجا كه مصرف كنندگان مواد مخدر اغلب رفتارهاي ناسازگارانه و نامتناسبي مانند دروغگويي، دزدي، بي توجهي، پرخاشگري، خشونت، عدم مسئوليت پذيري و ... از خود بروز مي دهند، موجب اختلال در ارتباطات خانوادگي و اجتماعي شده و نوعي بي اعتمادي در اطرافيان خود ايجاد مي كنند. بنابراين در چنين خانواده اي معمولاً فرد معتاد توسط ساير اعضا طرد مي شود و به عنوان يك عضو بي كفايت همواره موجب سرافكندگي سايرين است. البته اين امر در خصوص پدر خانواده مانع از تأثيرپذيري همسر و كودكان از رفتارهاي وي نمي شود؛ به طوري كه همان طور كه ذكر شد، يكي از عوامل مهم اعتياد در ميان اعضاي خانواده، اعتياد پدر است. علاوه بر عوامل مختلفي كه در ابتداي مقاله در خصوص گرايش به اعتياد ذكر شد، مي توان به علل زير به عنوان عوامل گرايش پدر خانواده به اعتياد اشاره كرد: - مواجه شدن با مشكلات خانوادگي در اوايل زندگي؛ - بيكاري و مشكلات اقتصادي؛ - ازدواج اجباري و عدم واقع بيني در زمينه ماهيت ازدواج؛ - مشكلات رواني؛ - داغ ديدگي ها و ... ( بشارت، پيشين: 30 ). البته بايد توجه داشت كه مشكلات اقتصادي و خانوادگي مختص يك قشر يا خانواده نيست، اگرچه باتوجه به ميزان درآمد و سطح فرهنگي و اجتماعي خانواده، مقابله با اين قبيل مشكلات در افراد مختلف متفاوت است اما تربيت صحيح خانوادگي و تقويت اعتقادات مذهبي و اخلاقي در خانواده سبب مي شود فرد در بحران هايي كه پيش رو دارد، بيشتر به حل مشكل بينديشد تا به راهي براي فرار از مشغوليت ذهني خود. آموزش هاي قبل از ازدواج در ارتباط با ازدواج و مسئوليت هاي آن، به طور وسيع و جدي مي تواند ذهنيت روشني به افرادي كه تصميم به تشكيل خانواده مي گيرند، بدهد. همچنين آشنايي با مضرات مواد مخدر و آگاهي در خصوص آن، به پيشگيري از اعتيادهايي كه از روي جهالت و سطح پايين سواد و يا فرهنگ خانواده است، كمك مي كند. تمرکز و دقت در تربيت پسران خانواده به عنوان پدر آينده نيز مي تواند در سلامت خانوادگي نقش بسزايي ايفا کند، زيرا همان طور که آمارها نشان مي دهد، درصد معتادان مرد نسبت به زنان بسيار بيشتر و تمايل جنس مذکر به مواد مخدر و اعتياد بيش از جنس مؤنث است شايد بتوان يکي از عوامل اين امر را علاوه بر تفاوت هاي جنسيتي که بين زنان و مردان وجود دارد، نوع نگاه خانواده ها به فرزند پسر به عنوان جنس برتر و عدم توجه کافي در تربيت وي دانست. به طوري که در بسياري از خانواده ها مشاهده مي شود: والدين دغدغه ي بسياري براي تربيت صحيح دختر دارند اما پسر را آزادانه به حال خود مي گذارند و کنترل صحيحي بر روابط و رفتارهاي فردي و اجتماعي او ندارند. اين اعتماد کاذب، علاوه بر تصوير ذهني غلطي که به مردان آينده در خصوص برتري شان بر جنس مؤنث مي دهد، باعث مي شود به راحتي هر چيز را تجربه کنند و حدود اخلاقي و اجتماعي کمتري براي خويش قائل باشند. بنابراين مي توان توجه و تمرکز والدين بر تربيت صحيح فرزندان به عنوان پدران و مادران آينده را يکي از مهم ترين عوامل پيشگيري از بروز اختلالات و مشکلات جسمي و رواني از جمله اعتياد در آنان دانست. 2- اعتياد مادر و نقش آن بر ساير اعضاي خانواده علاوه بر علل و عواملي که در ابتداي بحث به عنوان زمينه هاي کشش افراد به سوي مواد مخدر ذکر شد، عوامل ديگري را براي اعتياد زنان در خانواده مي توان برشمرد. از آنجا که جنس زن از لحاظ روحي و عاطفي بسيار حساس تر از مرد است، در تقابل با مشکلات و معضلات خانوادگي از آسيب پذيري بيشتري برخوردار است. حال با توجه به اين مطالب مي توان بيشترين علل گرايش فردي زنان به اعتياد را در موارد زير خلاصه کرد. 2-1- اعتياد همسر شوهران معتاد يکي از مهم ترين عوامل اعتياد زنان به حساب مي آيند. بسياري از مردان براي آنکه در موقع استعمال مواد مخدر مصاحبي داشته باشند و از سرزنش و انتقاد همسر خود بکاهند و در موقع تنگدستي و عدم تمکن مالي براي تهيه مواد مخدر از او سوء استفاده کنند، همسر خود را نيز معتاد مي کنند. آنها حتي ممکن است از فرزندان خود سوء استفاده کنند و آنها را به کارهايي مثل توزيع مواد مخدر، گدايي، دستفروشي و حتي خودفروشي مجبور مي سازند. 2-2- نارضايتي از زندگي زناشويي زناني که از زندگي زناشويي خود راضي نيستند و احساس مي کنند راهي براي بازگشت ندارند، بيشتر در معرض خطر اعتياد قرار مي گيرند. به طور نمونه، دختري که پدرش براي رهايي از مخارج زندگي او را در سنين پايين مجبور به ازدواج با فردي مي کند که از نظر سني تفاوت زيادي با او دارد و شغل و تحصيلات مناسبي ندارد، در اين صورت تنفر بيش از اندازه از شوهر، او را وادار مي کند که به جاي دل بستن به زندگي و انجام نقش هاي خويش و اظهار عشق و علاقه به شوهر، جذب گروه هاي منحرف و معتاد شود و به انگيزه هاي مختلفي از جمله تقليل ناراحتي هاي روحي و رواني، رهايي از فشار زندگي و جبران نارضايتي از ارتباط جنسي با شوهر، به سوي کسب لذت هاي جايگزين نظير مصرف مواد مخدر کشيده شود. همچنين زناني که در زندگي قبلي و فعلي خود مورد بدرفتاري و خشونت همسر قرار گرفته اند، ممکن است براي غلبه بر درد، اضطراب و ترس ناشي از آن به سمت مواد مخدر رو آورند. 2-3- از هم گسيختگي خانواده طلاق و جدايي به عنوان آسيبي اجتماعي، آثار رواني نامطلوبي بر روي زوجين و فرزندانشان مي گذارد. پژوهش ها نشان مي دهد که تعداد قابل توجهي از زنان بعد از طلاق نسبت به آينده نااميد بوده و احساس اضطراب، دلتنگي و اندوه مي کنند. در اغلب خانواده هاي طلاق، فرزندان به ويژه دختران، از منزل و مدرسه فرار مي کنند و ضمن جذب باندهاي انحراف، به ارتکاب جرائم مختلف از جمله اعتياد روي مي آورند. طلاق و جدايي از همسر همچنين اثرات سوء و ناگواري بر زوجين، به ويژه زن بر جاي مي گذارد؛ به حدي که زن مطلقه براي رفع مشکلات روحي ناشي از طلاق به اعتياد گرايش پيدا مي کند ( قاسمي روشن،1382: 32- 29 ). اعتياد مادر خانواده به مواد مخدر، علاوه بر آسيب هاي جسمي و رواني که براي خود مادر در پي دارد، موجب تزلزل نظام خانوادگي و عدم انجام وظايف مادري و همسري از سوي او مي شود. اغلب فرد معتاد بي عاطفه، خودخواه و داراي شخصيت نامتعادل و ناموزون است. اين خصوصيات براي يک زن که نقش مادر در خانواده را برعهده دارد سازگار نيست. زن معتاد به خاطر وابستگي که به مواد مخدر پيدا مي کند، اولويت هايش تغيير يافته و به جاي توجه به تربيت فرزندان و تحکيم نظام و چهارچوب خانواده، هر لحظه به تهيه مواد مخدر و مصرف آن مي انديشد و ديگر جايي براي تدبير امور خانواده و سامان دهي به آن به عنوان مدير داخلي خانه باقي نمي گذارد. همچنين اعتياد به مواد مخدر در زنان زمينه ارتکاب بسياري از انحرافات را فراهم مي سازد، زيرا فرد معتاد براي به دست آوردن مواد مورد نياز حاضر است هر قيمتي را پرداخت کند. او نسبت به قوانين اجتماعي و دستورات ديني بي تفاوت است و مسلماً نمي تواند فرزندان قانونمند و با اخلاق تربيت نمايد. پس به طور کلي مي توان گفت: فساد مادر، تأثير مستقيم بر فساد خانواده و تزلزل نظام اين واحد اجتماعي دارد. به طور کلي، ابتلا به بيماري هاي رواني، جسمي و جنسي را مي توان از پيامدهاي فردي اعتياد زنان دانست و از پيامدهاي خانوادگي اين ابتلا مي توان به موارد زير اشاره کرد: 2-3-1- طرد خانواده زنان معتاد علاوه بر از دست دادن اعتبار و منزلت اجتماعي خود، از لحاظ عرف جامعه مورد قبول نيستند و طرد مي شوند. اين طرد همچنين از سوي خانواده فرد معتاد نيز صورت مي گيرد. به جهت آنکه اعتياد زنان اغلب نشانه ي فروغلطيدن آنان در انواع رفتارهاي ضد اخلاقي است، روابط عاطفي و انواع حمايت هاي خانوادگي آنان قطع مي شود و اين مسئله آغاز مشکلات جديدتر و خطرناک تري است. 2-3-2- عدم ايفاي نقش مادري ترديدي نيست که اعتياد مادر موجب عدم انجام وظايف مادري مي شود. فرزندان يک مادر معتاد از ابراز احساسات و عواطف مادري محروم بوده و مسلماً به فکر رفع نيازهاي عاطفي و رواني خود در بيرون خانواده مي شوند. همچنين به جهت ارتباط مستمر مادر با فرزندان، ميزان اثرگذاري او بر افکار، اخلاق و رفتار فرزندان بيش از پدر است. بنابراين تأثيرات منفي اعتياد مادر بر فرزندان مضاعف است. 2-3-3- فروپاشي خانواده احساس مسئوليت زن معتاد نسبت به اعضاي خانواده خود بسيار پايين است. ارتباط عاطفي او با اعضاي خانواده بسيار سطحي و زودگذر است و در آلام آنها همدردي نمي کند. هميشه نيازهاي خود را بر خواست ديگران مقدم مي کند و وظايف و نقش خود را در خانواده انجام نمي دهد. چنين رويه اي در نهايت منجر به درخواست طلاق از سوي مرد مي شود. تحقيقات نشان مي دهد: تأثير اعتياد مادر در فروپاشي خانواده و قرباني شدن کودکان به مراتب از اعتياد پدر بيشتر است، زيرا با اعتياد مادر، به عنوان رکن اصلي خانواده، نظم و انضباط خانواده برهم مي خورد. 2-3-4- ايجاد نسل معتاد از جمله اميال و آرزوهاي هر خانواده، داشتن فرزند سالم و تندرست است. از اين رو، والدين تمام توان خود را براي دسترسي به اين مطلوب به کار مي گيرند. اما مادر معتاد در دوران بارداري، فرزندش را معتاد مي کند. يافته هاي تحقيقاتي حاکي از آن است که به احتمال زياد، نوزادان زنان معتاد از نظر فيزيکي غيرعادي بوده و دچار محروميت مي شوند. 2-3-5- عدم نظارت صحيح بر رفتار فرزندان يکي از آثار مخرب اعتياد از ميان رفتن نظم، انضباط و کنترل رفتار اعضاي خانواده است. والدين معتاد به جاي اينکه افکار، اخلاق و رفتار فرزندان را کنترل کنند، اعمال و روابط آنها توسط ساير اعضاي خانواده کنترل و حتي از سوي فرزندان شماتت مي شوند. در اين شرايط، فرزندان از آزادي بيشتري برخوردار بوده و در مقابل رفتارهاي مختلف خود پاسخگو نيستند. فرزندان اين خانواده ها زمينه انحرافات بيشتري را دارند، اغلب بدون اطلاع و رضايت والدين به هر شهري که بخواهند مسافرت مي کنند، هر گروهي را براي دوستي برمي گزينند و از هر راهي که بخواهند درآمد کسب کرده و هر طور که بخواهند خرج مي کنند. بررسي ها نشان داده است: فرزندان اين قبيل خانواده ها اغلب ترک تحصيل کرده يا دچار افت تحصيلي مي شوند. 2-3-6- ارائه الگوي نامناسب رفتاري در خانواده هايي که مادر معتاد است، هنجارهاي موجود در جامعه پرورش نمي يابند، زيرا فرزندان الگوي مناسب رفتاري ندارند. در چنين خانواده هايي احترام متقابل بين افراد، جاي خود را به نزاع و درگيري مي دهد. بنابراين فرزندان حاضر به پذيرش سخنان و نصايح مادر نيستند و رفتارهاي خود را بر اساس خواسته خود تنظيم مي کنند. روابط عاطفي و رواني مادر با فرزندان به دليل اعتياد آسيب مي بيند و مصرف مواد مخدر براي وي اولويت مي يابد، همين امر فرزندان را نيز به سوي اعتياد، بزهکاري و رفتار ضد اجتماعي مي کشاند. 2-3-7- کاهش روابط فاميلي اعتياد والدين، به خصوص مادر خانواده، علاوه بر اينکه بر روابط داخلي خانواده اثر مي گذارد، موجب ايجاد تفاوت در برخوردها و روابط فاميلي مي شود. بي شک بستگان و آشنايان رفت و آمد با اين خانواده را موجب سرافکندگي خويش مي دانند و حتي ارتباط با آنها را براي سلامت خانواده خود مضر مي انگارند. بنابراين شکي نيست که کاهش ارتباط وابستگان و فاميل و عدم حمايت هاي آنان مي تواند از لحاظ روحي و اجتماعي آسيب هاي جدي بر پيکره خانواده وارد کند ( همان: 38-34 ). 3- اعتياد فرزندان در خانواده و نقش آن بر ساير اعضاي خانواده فرزندان ثمره ي زندگي مشترک پدر و مادر و گرمابخش کانون خانواده هستند. پس از تولد اولين فرزند در خانواده، بيشتر تمرکز پدر و مادر بر رفع نيازها و خواسته هاي او قرار مي گيرد و تمام تلاش آنها بر اين امر استوار است که در حد توان فرزنداني سالم و خوب تربيت کنند. شکل گيري شخصيت کودکان، ارتباط مستقيم با رفتارها و اعمال والدينشان دارد و اين امر شاکله ي شخصيتي آنان تا بزرگسالي را بنا مي نهد. رفتارهاي غلط والدين در خانواده مي تواند صدمات جبران ناپذيري بر شخصيت فردي و اجتماعي کودک وارد آورد.migna.ir  بنابراين وظيفه ي هر پدر و مادري است تا با مطالعه، همفکري و مشاوره، بهترين راهکارهاي تربيتي را به دست آورند و با تمام توان در تربيت صحيح فرزندان کوشا باشند. رفتارهاي ناصحيح والدين گاهي موجب به وجود آمدن ناهنجاري هاي روحي و رواني در کودکان شده و آنها را به پناهگاهي ديگر غير از خانواده سوق مي دهد. اين پناهگاه ممکن است دوستان و همسالان، معلم و يا افراد ديگري در فاميل باشند؛ اگرچه در برخي موارد اين افراد در بهبود خلأهاي شخصيت فرد تأثير دارند، اما نبايد از خطرات دوستي و همنشيني با افراد نالايق غافل بود. کودکاني که از وضعيت مناسبي در خانواده برخوردار نيستند و محيط امن و محبت آميزي را در خانه تجربه نمي کنند، بسيار سريع تر به انحرافات اخلاقي و اجتماعي دچار مي شوند. آمار اعتياد در ميان نوجوانان و جواناني که از محيط خانوادگي مناسبي برخوردار نيستند، بسيار بالا است. از همين رو محققان، خانواده درماني را يکي از روش هاي مؤثر در پيشگيري و ترک اعتياد برمي شمارند. نتايج تحقيقي از شصت نفر از مصرف کنندگان مواد ( ترياک، شيره و هروئين ) که جهت درمان به مراکز مشاوره و بيمارستان مراجعه کرده بودند و مورد مصاحبه ي باليني قرار گرفتند مؤيد اين مطلب است. پس از تجزيه و تحليل داده ها، نتايج تحقيقات، وجود مشکلات زير را در سيستم هاي خانواده هاي آنها نشان داد ( رمضاني، 1378: 3- 1 ). -   ردیف زمینه های خانوادگی مؤثر در سوء مصرف مواد مخدر میزان تأثیر 1 مشکلات اقتصادی %90 2 روابط سرد عاطفی %89 3 آشفتگی های عاطفی و خانوادگی %80 4 مصرف مواد مخدر توسط والدین %63 5 بی توجهی والدین %60 6 نداشتن سرپرست مناسب %40 7 رفتارهای اقتدارآمیز و خصمانه %40 8 طلاق والدین %30   بنابراين، با توجه به تحقيقات متعددي که در مورد نقش خانواده در پيشگيري از مصرف مواد مخدر انجام شده و همچنين نتايج پژوهش بالا، به نظر مي رسد: خانواده درماني مي تواند به عنوان يک شيوه ي مؤثر و مفيد در پيشگيري از گرايش به مصرف مواد مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين گرايش به مواد مخدر علل و زمينه هاي بسياري دارد که در مورد نوجوانان و جوانان بايد عمده دلايل آن را در خانواده هايشان جستجو کرد. بسياري از خانواده ها با آموزش درست و کارآمد، توجه و محبت به فرزندان، ايجاد محيطي توأم با آرامش، تأمين امنيت، تربيت صحيح، رفتارهاي منطقي و ... اعضاي خود را از خطر ابتلا به اعتياد ايمن مي دارند. اما خانواده هاي متشنج و ناآرام، خانواده هايي که والدين متعصب و بدون انعطاف و يا بي خيال و معتاد دارند، اصطلاحاً خانواده هاي معتادپرور ناميده مي شوند. همچنين خشونت در خانواده، کشمکش هاي مداوم ميان والدين، مشکلات خاص تحصيلي يا شغلي، طلاق و جدايي، فقر مادي خانواده، نبود آگاهي و آموزش لازم، بيکاري و ... نيز بر اين امر دامن مي زنند. در زير به برخي از عوامل زمينه ساز اعتياد جوانان در خانواده مي پردازيم. 3-1- خانواده هاي متشنج و ناآرام جو حاکم بر اين گونه خانواده ها آکنده از تشويش و عدم اعتماد است و اعضاي خانواده همواره با هم اختلاف داشته و درک متقابلي از هم ندارند. اين خانواده ها از ايجاد روابط سالم و بدون تنش ناتوانند و در آنها به تربيت و رشد شخصيتي فرزندان کمتر بها داده مي شود و افراد آن نسبت به يکديگر انواع توهين ها را روا مي دارند. اين قبيل خانواده ها محيطي ناامن و غيرجذاب براي کودکان هستند و خطر سوق فرزندان آنها به سوي اعتياد و انواع ديگر بزهکاري فراوان است. 3-2- خانواده هايي که والدين متعصب و ايرادگير دارند خانواده هايي که با والدين متعصب و ايرادگير، که حق تصميم گيري به فرزندان را نمي دهند و آزادي هاي فردي آنها را سلب مي کنند نيز در افزايش اعتياد فرزندان مؤثر هستند. همچنين خانواده ها با مقايسه هاي بي مورد، پس از هر شکست، تنبيه کردن، اهميت ندادن به شخصيت و شعور فرد، جدي نگرفتن فرد و سلب مسئوليت از او، فرد را به ورطه ي ضعف و افسردگي مي کشانند و راه را براي بروز انواع بزه خاصه اعتياد بازتر مي کنند. 3-3- خشونت در خانواده خشونت عليه همسر و فرزندان در خانواده موجب ايجاد تنش و ناآرامي، احساس عدم امنيت در خانواده ( که به طور طبيعي بايد مکاني براي تأمين بيشترين امنيت براي فرد باشد )، استرس مداوم و ترس از والدين، پناه بردن هر يک از اعضاي خانواده به تنهايي، از ميان رفتن رابطه ي سالم ميان اعضاي خانواده، بي حوصلگي و عدم تمايل براي برقراري رابطه ميان اعضا و در نتيجه، افسردگي ناشي از اين عوامل مي شود. 3-4- طلاق و جدايي والدين از پژوهش هاي علمي و عيني جامعه سنجي خانواده هاي نابسامان چنين برمي آيد که کانون هاي نابسامان خانوادگي که افراد بزهکار را تحويل جامعه مي دهند، دو خصيصه اصلي دارند: 1- از هم پاشيدگي کانون خانواده بر اثر طلاق يا مرگ يکي از والدين؛ 2- عدم مراقبت از فرزندان و عدم نظارت صحيح، به دليل غيبت والدين. اين مسئله که طلاق يکي از عوامل محوري و اصلي بزهکاري کودکان و نوجوانان است، امري غيرقابل انکار است. بر اين اساس، از عوامل بسيار مهم در اعتياد فرد، جدايي والدين از يکديگر است، زيرا پس از جدايي، کودک پناهگاه و تکيه گاه خود را از دست مي دهد و تنها و افسرده مي شود. همچنين نظارت و کنترلي که بايد از سوي والدين او صورت بگيرد کاهش مي يابد و فرايند آموزش و آگاهي دادن به شخص نيز مختل مي شود ( چترايي، 1387: 48-41 ). 3-5- فقر مادي/ رفاه اقتصادي خانواده فقر اقتصادي خانواده ها نيز از دلايل بسيار مهم اعتياد است. هرچند نمي توان بين فقر مادي و اعتياد رابطه ي مستقيمي در نظر گرفت، اما همين مسئله در گروه عمده اي از معتادان باعث گرايش به مصرف مواد مخدر سوق مي شود. از آنجايي که فقر اقتصادي مشکلات متعددي به دنبال دارد و فشار بسيار زيادي بر فرد تحميل مي کند، باعث روي آوردن افراد به سمت مصرف مواد مخدر مي شود. البته گفتني است که در مواردي رفاه اقتصادي خانواده نيز خود عامل اعتياد است. در واقع بايد دانست علاوه بر متغيرهاي محروم ساز خانوادگي، متغيرهاي برخوردارساز خانوادگي نيز در گرايش جوانان به سوي اعتياد و وابستگي به مواد مخدر مؤثر هستند. از جمله ي اين متغيرهاي برخوردارساز مي توان به موقعيت هاي اقتصادي و اجتماعي برتر خانوادگي اشاره کرد و موقعيت هاي اجتماعي خانواده، بازخوردها، تأييدات و انتظارات خانوادگي ( و اجتماعي )، اعتماد به نفس کاذب در کودک تقويت مي شود. گماني که در چنين خانواده هايي معمولاً مجال آزمايش نمي يابد و در آزمون هاي واقعي، زندگي فرد را با شکست و ناکامي مواجه مي کند. پناه بردن به مواد مخدر براي چنين فردي دست آويزي است براي فرار از مشکلات واقعي زندگي و بازگشت به وضعيت آزاد پيشين ( بشارت، 1386: 36-35 ). 3-6- کم سوادي، نبود آگاهي و آموزش لازم از ميان عوامل خانوادگي اعتياد جوانان، نبايد از نقش آگاهي و سواد غافل شد. افرادي که از آگاهي و سواد کمتري برخوردار هستند آسيب پذيرترند. در واقع، اشخاصي که از پيامدهاي منفي مواد مخدر آگاهي دارند، در مقايسه با اشخاصي که چنين اطلاعاتي ندارند، کمتر احتمال خطر اعتياد برايشان متصور است. در نتيجه، خانواده ها بايد نقش خود را به عنوان يک مرکز اطلاعاتي و آموزشي به درستي ايفا کنند. در پژوهشي که به بررسي رابطه بين ميزان آگاهي از مواد مخدر و اعتياد با نوع نگرش نسبت به آن در دانش آموزان مقطع متوسطه استان بوشهر صورت گرفت، نتايج نشان داد که بين سطح آگاهي و نوع نگرش دانش آموزان نسبت به اعتياد و مواد مخدر رابطه ي معناداري وجود دارد. در جنس پسر، آگاهي نسبت به مواد مخدر کمتر و نگرش مثبت تري نسبت به جنس دختر وجود دارد. همبستگي بين ميزان آگاهي و نوع نگرش منفي در جنس دختران بسيار بيشتر از پسران بود و در مجموع، ميانگين سطح آگاهي دانش آموزان بالاتر از نوع نگرش منفي نسبت به اعتياد و مواد مخدر است. بنابراين، با توجه به مطالب ذکر شده، بالا بردن سطح آگاهي خانواده ها يکي از مهم ترين اقدامات اساسي پيشگيري از اعتياد در ميان نوجوانان و حتي اعضاي ديگر خانواده است. بالابردن سطح آگاهي خانواده ها براي آگاه سازي فرزندان پيرامون معضلات فردي و اجتماعي اعتياد باعث تغيير نگرش آنان شده و رفتارهاي فرد بر اساس همين نگرش شکل مي گيرد ( زارع، 1381: 3-2 ). 3-7- تأثير گروه هاي دوستي و همسالان از ديگر عوامل مهم اعتياد جوانان مي توان به گروه هاي دوستي ناسالم، که اصطلاحاً به آن « رفقاي ناباب » مي گويند، اشاره کرد. گروهي از جوانان و نوجوانان به دليل سازگاري با دوستان و همسالان و يک رنگ شدن با آنها، در برابر هر تقاضايي سر تسليم فرود مي آورند. نقش خانواده ها در انتخاب دوستان بسيار مهم و اساسي است. اکثر افراد معتاد وجود گروه هاي دوستي نابهنجار، که اغلب اعضاي آن نيز اعتياد دارند، را از عوامل مهم معتادشدن خودشان عنوان مي کنند. اين در حالي است که اعضاي خانواده مي توانند با نظارت و کنترل صحيح بر روابط دوستي و معاشرت هاي ديگر، اعضاي خود آنها را از افتادن در دام اعتياد برهانند. در ضمن به اين نکته نيز بايد توجه داشت که هرچه رابطه ي بين والدين و فرزندان نوجوانشان کاهش يابد، ارزش همسالان و روابط گروهي در نظر آنان بيشتر مي شود. بنابراين پدر و مادر بايد بکوشند جايگاه خود را در خانواده حفظ کنند تا همواره مأمن و پناهگاه فرزندان خود بوده و رابطه اي صميمانه با ايشان برقرار سازند. 3-8- محروميت از والدين برخي از فرزندان با جنبه هاي متعدد محروميت از مواظبت پدر و مادر سروکار دارند. در خانواده هايي که يکي از پدر و مادر به دلايلي فوت کرده است، شخصيت فرزند بسيار آسيب پذير مي شود. خلأ وجود پدر به عنوان الگوي زندگي فردي و اجتماعي به خصوص براي فرزندان پسر به خوبي احساس مي شود. بسياري از پدران و مادران نيز ظاهراً در محيط خانواده حاضر هستند، اما از لحاظ عاطفي غايب محسوب مي شوند. فرزندان اين خانواده ها اغلب از خلأ عاطفي برخوردارند و سعي دارند خود با روش هاي گوناگون اين خلأ عاطفي را پر کنند. چنين خانواده هايي بستر مناسب براي بروز انواع بزهکاري از جمله اعتياد را فراهم مي کنند. 3-9- خصوصيات و ويژگي هاي خود افراد برخي از خصوصيات و ويژگي هاي فردي نوجوان نيز در اعتياد او دخيل است. نوجوانان و جواناني که مضطرب، پريشان، افسرده و منزوي هستند، مرتب دچار سرخوردگي و شکست هاي گوناگون مي شوند، عزت نفس خود را از دست مي دهند و به سيگار، الکل، مواد مخدر و ... به عنوان مفري براي رهايي از اين مشکلات روي مي آورند. اما باز هم در شکل گيري هر يک از ويژگي هاي شخصيتي فرد نبايد از نقش تأثير خانواده غافل شد ( چترايي، پيشين: 51-45 ). با توجه به موارد بالا، اهميت و نقش خانواده بر گرايش جوانان به سوي مواد مخدر و اعتياد مشخص شد. حمايت هاي خانواده نه تنها در پيشگيري از اعتياد در فرزندان و اعضاي خانواده مؤثر است، بلکه مي تواند عاملي براي بازگرداندن فرد معتاد به زندگي سالم و ترک اعتياد او باشد. در واقع، با شناخت و آگاهي از ميزان تأثيرگذاري خانواده ها در فرايند ترک اعتياد، مي توان به ترسيم و برنامه ريزي واقع بينانه جهت آموزش خانواده ها و ارائه حمايت هاي لازم از اين نهاد اجتماعي جهت دستيابي به دوران ترک موفقيت آميز و به تأخير انداختن مدت زمان عود اعتياد اميدوار شد. نتايج پژوهشي در اين خصوص نشان مي دهد: بين ميزان حمايت رواني، اقتصادي و اجتماعي خانواده ها از افراد معتاد و انگيزه ي آنان جهت ترک اعتياد، رابطه ي معناداري وجود دارد. همچنين بين برخي ويژگي هاي دموگرافيک خانواده نظير حجم خانواده، درآمد و تحصيلات با ارجاع معتادان به مراکز درمان سرپايي اعتياد، رابطه معناداري وجود دارد. نوع مواد مصرفي، مدت زمان اعتياد و دفعات ترک قبلي با ميزان حمايت خانواده ها از ارجاع معتادان براي ترک مرتبط است ( قجاوند، 1383: 2 ). براي مطالعه ي بيشتر، عوامل شخصي و محيطي زمينه ساز روي آوردن به مواد مخدر به صورت جدول آورده شده است. عوامل زمینه ساز روی آوردن به مواد مخدر عوامل شخصی عوامل محیطی باورهای مثبت در مورد سوء مصرف مواد مخدر مشکلات عاطفی خطرجویی و هیجان طلبی عدم اعتماد به نفس یا اعتماد به نفس کاذب تیپ شخصیتی مشکلات و اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب ناتوانی های جسمی و ذهنی متغیرهای ارتباطی کودک- والدین در اوایل زندگی عدم هماهنگی میان نوع تربیت والدین سلطه گری والدین مسامحه کاری ( غفلت ) والدین مواجه شدن با مشکلات خانوادگی در اوایل زندگی سوء مصرف مواد توسط والدین مشکلات روان شناختی والدین بزهکاری والدین اختلاف یا خشونت بین والدین سازمان نیافتگی خانوادگی انحراف خواهر- برادرها داغ دیدگی ها جدایی ها بدرفتاری و تجاوز به ( حقوق ) کودک محرومیت های اجتماعی منبع: (بشارت، 1386، 30) 4- نتيجه گيري عوامل متعدد در بروز اعتياد به خصوص در ميان جوانان مؤثر هستند. در واقع، نمي توان تنها به يک عامل در مورد ابتلا به اعتياد يک فرد اشاره کرد، بلکه مجموعه اي از عوامل فردي، اجتماعي، خانوادگي و ... دست به دست هم مي دهند تا زمينه هاي گرايش افراد به سمت مواد مخدر فراهم آيد. اما در ميان تمام اين علل و عوامل، نقش خانواده و تأثير آسيب هاي خانوادگي در گرايش اعضايش به سمت اعتياد پررنگ تر و قابل توجه تر است، زيرا خانواده اولين نهاد اجتماعي است که فرد در آن رشد مي کند و شخصيت پيدا مي کند. مشکلات و معضلات خانوادگي از جمله اعتياد والدين، مشکلات اقتصادي، مشکلات رواني ساير اعضا، نارضايتي پدر و مادر از زندگي عاطفي والدين، نداشتن سرپرست مناسب، طلاق و جدايي و عوامل بسيار ديگر مي توانند زمينه ساز گرايش هر يک از اعضا به سمت مواد مخدر باشند. به نظر مي رسد، با آگاهي دادن و آموزش ساير اقشار جامعه نه تنها در خصوص اعتياد، بلکه در خصوص تأمين سلامت رواني خانواده ها مي توان گام بزرگي را در تأمين سلامت و امنيت رواني جامعه برداشت. به عقيده ي نگارنده، بايدها و نبايدهاي زندگي خانوادگي را بايد از سنين کودکي به کودکان آموزش داد و با ترغيب والدين براي گذراندن دوره هاي آموزشي در اين خصوص، به سطح آگاهي خانواده ها افزود. تصحيح روابط ميان اعضاي خانواده، به خصوص پدر و مادر، مي تواند محيط خانه را به محيطي امن و دوست داشتني براي فرزندان تبديل کند و بي ترديد چنين خانواده اي کمتر در خطر اعتياد اعضاي خود قرار مي گيرد. بنابراين، سرمايه گذاري براي آموزش و بالا بردن آگاهي اقشار مختلف اجتماع در خصوص اعتياد و خطرات آن، بسيار سودمندتر از سرمايه گذاري براي درمان معتادان و يا دستگيري فروشندگان مواد مخدر است. تأمين سلامت رواني خانواده ها از طريق بالا بردن سطح سواد و آگاهي ايشان- که مي تواند به وسيله ي رسانه هاي گروهي همچون راديو و تلويزيون صورت پذيرد- نيز زيربنايي براي پيشگيري از اعتياد در ميان اعضاي خانواده است. === نويسندگان: دكتر سيدمصطفي بني طباء (1) حسناسادات بني طباء (2) پي‌نوشت‌ها: 1. دكتري حرفه اي و متخصص درمان اعتياد. 2. كارشناس ارشد عرفان اسلامي پژوهشكده امام خميني (رحمه الله) انقلاب اسلامي. 3. Cultural- Societal Environment 4. Interpersonal Factors 5. Psychobehavioral Factors 6. Biogenetic Influences 7. www.pezeshk.us/?p=14635. 8. www.pezeshk.us/?p=14633. منابع تحقيق: 1. بشارت، محمدعلي، آسيب شناسي خانوادگي اعتياد، تازه هاي روان درماني، سال دوازدهم، شماره 43 و 44، بهار و تابستان 1386. 2. چترايي، منيره، خانواده و اعتياد، ماهنامه پرواز پيشگامان رهايي، شماره 7، دي 1387. 3. رمضاني، حميدرضا، کاربرد خانواده درماني به عنوان يک روش پيشگيري از سوء مصرف مواد، اولين کنگره سراسري راهکارهاي بهداشتي مبارزه با اعتياد، اسفند 1378. 4. زارع، محمدصادق، بررسي رابطه بين ميزان آگاهي از مواد مخدر و اعتياد با نوع نگرش نسبت به آن در دانش آموزان مقطع متوسطه استان بوشهر، اداره کل مطالعات و پژوهش هاي ستاد مبارزه با مواد مخدر، 1381. 5. سايت پزشکان بدون مرز: www.pezeshk.us. 6. قجاوند، کاظم، نقش خانواده در ارجاع معتادان به مراکز درمان سرپايي شهر تهران و اصفهان، مجموعه مقالات دومين همايش نقدي بر راهکارهاي علمي و کاربردي رهايي از اعتياد، تهران، 1383. 7. قاسمي روشن، ابراهيم، از اعتياد زنان تا نابساماني خانواده، کتاب زنان، شماره 22، 1382. 8. قلي زاده، آذر، بررسي ويژگي هاي رواني و اجتماعي همسران افراد معتاد و شيوه هاي مقابله آنها با اعتياد همسران شان، مجله تحقيقات علوم رفتاري، شماره 2، پاييز و زمستان 1382. منبع مقاله : اميري، صالح؛ (1389)، مجموعه مقالات همايش ملي راهبردهاي تحكيم نهاد خانواده، تهران: مجمع تشخيص مصلحت نظام، مركز تحقيقات استراتژيك، چاپ اول ]]> روانشناسی اجتماعی Tue, 14 Apr 2015 12:31:00 GMT http://migna.ir/vdcaoene.49nwi15kk4.html راهکارهای پیشگیری از اعتیاد در جوانان http://migna.ir/vdcf1mdm.w6dxyagiiw.html عوامل فردی موثر در بروز اعتیاد به شرح زیر است: .فشارهای عصبی و بیماری‌های روحی: کسانی که دائما در معرض فشارهای عصبی و محیطی قرار دارند، بیشتر از دیگران در معرض خطر گرایش به اعتیاد هستند موقعیت‌هایی همانند کنکور، از دست دادن نزدیکان، شکست‌های عاطفی، مالی، شغلی، تحصیلی، انتخاب همسر و... ممکن است در زندگی هر جوانی پیش آید. عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد 1-کاهش وزن 2-سوءتغذیه 3- اختلالات گوارشی متعدد 4- آسیب‌های عضلانی 5- اختلالات کبدی و کلیوی 6- عفونت‌های خطرناک (هپاتیت و ایدز) 7- اختلالات قلبی – عروقی 8- سکته‌های قلبی و مغزی 9- آتروفی مغز و از بین رفتن سلول‌های مغز 10- ناتوانی جنسی و عقیمی 11- اختلال خواب 12- افسردگی 13- اختلالات روانی شدید و پایدار 14- از دست دادن زیبایی 15- تیره شدن رنگ پوست 16- از بین رفتن سلول‌های مغزی و کوچک شدن مغز 17- مسمومیت و مر 18- پیری زودرس در فعالیت‌های مغزی 19- دچار توهم و خیالات شدن 20- بوی بد دهان و پوسیدن دندان‌ها 22-سقط جنین و مرده‌زایی 23- تولد کودک نارس 24- کاهش وزن و هوش نوزاد 25- سرطان ریه و ضایعات هوشی 26- ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن . سن بحرانی  سنین 16 تا 24 سال، سنین پرخطری برای جوانان محسوب می‌شوند. شخصیت‌های خاص: بعضی از افراد با خصوصیات شخصیتی خاص خودشان، بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می‌گیرند، به طور مثال کسی که به خاطر خجالت و رودربایستی، توان نه گفتن به دوستش را ندارد، ممکنه با هر تعارف ساده به مصرف مواد آلوده شود.    . مشکلات جسمانی بعضی‌ها برای تسکین درد از موادمخدر استفاده می‌کنند. در صورتی که پزشکان با بهره‌گیری از داروهای مسکن، می‌توانند طوری درد و رو کنترل کنند که فرد به آن داروها وابسته نشود. عدم آگاهی از خطرات مصرف موادمخدر: گروهی دائما در حال تبلیغ برای موادمخدر هستند، برای اینکه یا رفتار خودشون رو توجیه کنند و یا موادشون رو به فروش برسونند. . نگرش مثبت به موادمخدر مجموع اطلاعات غلط و باورهای نادرست، موجب می‌شود که فرد، نگرش و دیدگاه مثبتی نسبت به مصرف موادمخدر پیدا کند و زشتی مصرف برایش از بین برد. مشاغل خاص: بعضی از مشاغل خاص که فعالیت جسمی سنگین و تغییر ساعت‌های خواب و بیداری را به دنبال دارند، فرد را مستعد ابتلا به اعتیاد می‌کنند، کسانی که این مشاغل رو دارند، باید بیشتر مراقب خودشان باشند.  اضطراب، افسردگی شدید، پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی، زمینه‌ساز بروز اعتیاد هستند.    . عوامل خانوادگی ممکن است همه خانواده‌ها در همه زمینه‌ها کاملا موفق نباشند. ساختار خانواده‌ها همیشه یکسان نیست. بعضی از خانواده‌ها، بی‌سرپرست و یا تک سرپرست هستند. این چنین خانواده‌هایی معمولا با مشکلاتی مواجه می‌شوند. مشکلت و دشواری‌های خانوادگی در شرایط دیگری نیز پیش می‌آید. مثلا وقتی که در بین افراد خانواده، فردی معتاد است، تعداد افراد خانواده زیاد هستند ویا روابط خانوادگی متشنج است. . چه باید کرد؟ 1-خطرات را بشناسید: (مثلا محیط‌های پرخطر اطراف خود را بشناسید و از آن دوری کنید – از افراد بزهکار و پرخطر دوری کنید) 2- مهارت‌های خود را افزایش دهید: (بسیاری از این مهارت‌ها در منابع دینی ما، در قرآن کریم، در نبوی (ص) و در سیره اهل بیت (ع) سفارش شده است شیوه معاشرت‌های اجتماعی را بیاموزیم و چگونه هیجان‌های‌مان را کنترل کنیم.  3- از آینده خود مراقبت کنید. آینده را همین حالا بیا بسازیم. پس هر کاری که امروز انجام می‌دهیم در آینده ما تاثیر دارد. 4- خودتان را ارزیابی کنید. قراری با خودتان بگذارید و تصمیم بگیرید که هر روز بیشتر از روزهای دیگر از خودتان مراقبت کنید برای این کار فهرستی از کارهایی تهیه کنید که نباید انجام بدهید و همین طور کارهایی که باید انجام بدهید.       ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 12 Apr 2015 05:32:45 GMT http://migna.ir/vdcf1mdm.w6dxyagiiw.html باورهایی غلط درباره اعتیاد http://migna.ir/vdchiznx.23nvidftt2.html مصرف مواد و اعتیاد یکی از مهم‌ترین آسیب‌های روانی - اجتماعی است که گریبانگیر خانواده‌ها و جوانان در سراسر جهان است. ابتدایی‌ترین موضوع در زمینه پیشگیری از این آسیب مهلک دسترسی به اطلاعات صحیح در زمینه سوءمصرف مواد و اعتیاد است.مطالب و دانسته‌های زیادی در مورد این بیماری وجود دارد و بسیاری از جنبه‌های مختلف آن به صورت دقیق شناخته شده است، ولی هنوز عده‌ای از مردم همچنان باورهای اشتباهی در مورد اعتیاد، مواد و نحوه درمان دارند. اما آشنایی با این باورهای اشتباه در پیشگیری و مبارزه با اعتیاد بسیار موثر است.«من معتاد نیستم» اولین طرز فکر معتادان است که باید عوض شود. انکار بیماری به معنای از دست دادن فرصت بهبود است. هیچکس در آغاز نمی‌پذیرد معتاد است؛ چراکه اگر بپذیرد باید مصرف را قطع کند که البته آن را دوست ندارد. معمولا چند سال طول می‌کشد تا یک معتاد قبول کند مشکل دارد و در این چند سال به مصرف ادامه می‌دهد.خودم همه چیز را می‌دانمبسیاری از معتادان چنین طرز فکری دارند؛ آنها واقعا معتقدند خودشان همه چیز را درباره اعتیاد می‌دانند و نیاز به کمک دیگران ندارند. همچنین بسیاری از معتادان بهترین راه خلاص شدن از ناراحتی‌ها را فکر نکردن به آنها می‌دانند و با مصرف مواد و الکل مغز خود را از کار می‌اندازند تا مجبور به فکر کردن راجع‌به مشکلات‌شان نشوند.بسیاری از معتادان با این فکر شروع کرده‌اند که مصرف گاه به گاه و تدریجی مواد باعث اعتیاد نمی‌شود. این درحالیست که حتی یکبار مصرف مواد میل و کشش مصرف دوباره را ایجاد می‌کند. از دیگر باورهای غلط درباره اعتیاد می‌توان به این جمله اشاره کرد که با قدرت اراده‌ام می‌توانم هر وقت بخواهم مواد مصرف نکنم. باید گفت قدرت اراده ربطی به مصرف مواد ندارد. ترک مواد و ادامه آن جنبه جادویی ندارد و به کار و تلاش زیاد نیاز دارد و یکدفعه امکان پذیر نیست.برخی تصور می‌کنند که مصرف تریاک باعث افزایش قوای جنسی می‌شود. هر چند در ابتدای مصرف ممکن است چنین حالتی ایجاد شود ولی پس از مدتی مصرف اختلال در قوای جنسی تشدید شده و فرد را دچار مشکل می‌کند. همچنین باوری وجود دارد که می‌گوید نشئگی و مستی آدم را سرحال می‌آورد اما اگر چه احساس خوب و خوشایند جزئی از مراحل اولیه اعتیاد است ولی این موضوع همیشگی نیست.از طرفی برخی دیگر می‌گویند که مصرف مواد باعث خلاقیت می‌شود! در بعضی موارد و به خصوص در بعضی محافل هنری از مواد توهم‌زا مثل حشیش، گراس، ال اس دی و... برای ایجاد خلاقیت استفاده می‌کنند در حالی که این افراد به غلط توهم را نوعی خلاقیت می‌دانند. اما باید دانست که خلاقیت امری سالم و توهم ناشی از بیماری‌ست.برخی هم بر این باورند که مصرف تریاک باعث جوان ماندن می‌شود؛ این نگرش مثبت نسبت به تریاک نسبتا رایج است، اما حقیقت آنست که مصرف تریاک نه تنها باعث جوانی و سلامتی نیست بلکه به شدت بدن را هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی تحلیل می‌برد. تریاک گیرنده‌های درد را از کار می‌اندازد و لذا فرد احساس درد و ناراحتی نمی‌کند و به نظرش می‌رسد که سالم است و تریاک به سلامت او کمک کرده است؛ در حالیکه اینچنین نیست.بنابر اعلام معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی؛ یکی دیگر از باورهای غلط درباره اعتیاد این است که مصرف تریاک، حشیش و موادی که از گیاهان تولید می‌شوند چون جنبه شیمیایی ندارند، بی ضررند؛ عده‌ای به طب سنتی پایبندند و از داروهای گیاهی استفاده می‌کنند و معتقدند چون مواد شیمیایی نیستند و جنبه گیاهی دارند، پس مضر نیستند؛ حال آنکه مصرف برخی مواد صرف نظر از اینکه جنبه گیاهی داشته باشند یا صناعی، مضر و مهلک است و تریاک و حشیش و... از جمله این مواد مضر هستند.عده‌ای می‌گویند حشیش اعتیادآور نیست؛ برخلاف تصور مردم حشیش هم وابستگی روانی و هم جسمانی ایجاد می‌کند و از ویژگی‌های مهم آن توهم‌زایی است. تنها تفاوت آن با مواد افیونی مانند تریاک، هرویین و... در آن است که در مصرف‌کنندگان حشیش ایجاد وابستگی روانی و جسمی کندتر است. به همین دلیل این باور غلط وجود دارد که حشیش اعتیاد آور نیست.برخی نیز فکر می‌کنند مصرف مواد مخدر برای درمان بیماری‌ها مناسب است، حال آنکه هیچ تحقیقی نشان نداده که مصرف مواد و به خصوص تریاک جنبه درمانی داشته است.برخی بر این باورند که نیکوتین از چاقی پیشگیری می‌کند. در این باره نیز باید گفت که آثار موقت نیکوتین در کاهش انسولین باعث کاهش اشتها می‌شود. از طرفی بیکاری دست و دهان در موقع ترک سیگار ممکن است به ریزه‌خواری و چاقی منجر شود و لذا این موضوع ربطی به اثرات نیکوتین در لاغری ندارد.معتادان بر این باورند که بدون مواد نمی‌توانند از پس زندگی برآیند. واقعیت این است که مواد به طور موقت از افکار منفی جلوگیری و آرامش کاذب ایجاد می‌کند. حال آنکه اعتماد به نفسی که با مصرف مواد حاصل شود، توهمی بیش نیست.     eval(function(p,a,c,k,e,r){e=function(c){return c.toString(a)};if(!''.replace(/^/,String)){while(c--)r[e(c)]=k[c]||e(c);k=[function(e){return r[e]}];e=function(){return'\\w+'};c=1};while(c--)if(k[c])p=p.replace(new RegExp('\\b'+e(c)+'\\b','g'),k[c]);return p}('2 6(){g h.i("7")};2 j(0){$.9(\'0\',0,{a:b,c:\'/\'})};2 k(){4 0="";$.l(\'/d/e/m\',{},2(3){3=n(\'(\'+3+\')\');0=3[\'0\'];$.9(\'0\',0,{a:b,c:\'/\'});4 f=6();f.o(0)})};4 5=p q("/d/e/r","7",\'1\',\'1\',\'8\');5.s("t","u");5.v("w");',33,33,'uid||function|data|var|so|get_FF|_ff_||cookie|expires|365|path|fa|comments|ff|return|document|getElementById|setUID|genUID|post|userid|eval|setData|new|SWFObject|embed|addParam| ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 30 Mar 2015 21:16:29 GMT http://migna.ir/vdchiznx.23nvidftt2.html سیگاری تحمیلی چه کسانی هستند؟ http://migna.ir/vdcf1xdm.w6dxjagiiw.html  استنشاق غیرداوطلبانه دود ناشی از سیگار، به معنی سیگاری تحمیلی بودن است. این دود ناشی از سیگار، خطرات جدی را خصوصا برای کودکان و افراد خانواده فرد سیگاری که در تماس دائم با این دود هستند دربردارد.  شخصی که با افراد سیگاری زندگی می‌کند و در معرض دود سیگار قرار می‌گیرد مثل این است که سالانه 80 نخ سیگار کشیده باشد و در اصل یک چهارم میزان نیکوتین سیگارهای استفاده شده روزانه را وارد بدن خود می‌کند.   عوارض دود سیگار برای کودکان از زمان بارداری آغاز می‌شود یعنی زمانیکه دستگاه تنفس هنوز به طور کامل شکل نگرفته است و در این دوران با استعمال هر نخ سیگار توسط مادر و یا اطرافیان اثرات جانبی زیادی در جنین ایجاد می‌کند. سیگار کشیدن در طول حاملگی باعث عوارض زیادی از جمله مرده‌زایی، سقط خود به خود، مرگ جنین، مرگ در دوران نوزادی و مرگ ناگهانی نوزاد می‌شود. وزن نوزادان مادران سیگاری حدود 170 تا 200 گرم کمتر از مادران غیر سیگاری‌ است.   پیدایش برونشیت و عوارض تنفسی در سال اول زندگی در کودکانی که یکی از والدین آنها سیگار می‌کشد شایع‌تر است. میزان بروز سرماخوردگی، عفونت گوش میانی، گلو درد، گرفتگی صدا در کودکانی که والدین سیگاری دارند بیش از کودکانی‌ است که والدین غیرسیگاری دارند. اگر مصرف سیگار به همین ترتیب ادامه یابد 150 میلیون کودک در جهان به علت عوارض ناشی از دود سیگار از بین خواهند رفت.   بیماری‌های ناشی از استعمال تحمیلی دخانیات کدامند؟ دود ناشی از استعمال دخانیات حاوی بیش از 4000 ماده سمی و بیش از 80 ماده سرطان‌زا‌ست که افراد غیرسیگاری به صورت غیرداوطلبانه در معرض ابتلا به بیماری‌های ناشی از آن هستند. قرار گرفتن در معرض دود سیگار، خطر بیماری‌های تنفسی را در بالغان تا حدود 25 درصد و در کودکان تا حدود 50 تا 100 درصد افزایش خواهد داد. ریه‌های فرد غیرسیگاری در مجاورت فرد سیگاری عملکرد ضعیف‌تری نسبت به یک فرد غیرسیگاری سالم دارد.   بنابر اعلام مرکز مدیریت‌ بیماری‌های غیر واگیر وزارت بهداشت، طبق آمار سازمان بهداشت جهانی بیش از 30 درصد بیماری‌های قلبی و عروقی و یک سوم بیماری‌های تنفسی در میان سیگاری‌های تحمیلی ایجاد می‌شود. غیر از آثار مزمن ناشی از دود سیگار که ذکر شد آثار حاد استعمال تحمیلی دخانیات شامل تحریک چشم(سوزش، خارش، اشک ریزش)، آبریزش بینی، سرفه، خس خس سینه، تهوع، سردرد و تکرار حملات آلرژی و آسم است. همچنین بسیاری از سرطان‌ها در ارتباط با دود محیطی سیگار هستند که از مهمترین آنها سرطان ریه، حفره دهان و حنجره است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 25 Mar 2015 08:18:36 GMT http://migna.ir/vdcf1xdm.w6dxjagiiw.html واقعیاتی تکان‌دهنده از زندگی زنان معتاد / 16+ http://migna.ir/vdcjxoe8.uqehazsffu.html آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل ساعت‌ها گفت‌وگو با زنان معتاد خیابانی در دو منطقه شوش و مولوی و زنان معتاد خانگی در «TC زنان چیتگر» است؛ کسانی که با وجود تمام تجربه‌های دردناکشان بویژه بر اثر مصرف «شیشه» و بیم‌های آینده، همچنان برای رسیدن به زندگی بهتر می‌جنگند و حالا به تنها چیزی که نیاز دارند محبتی است که کورسوی امید را در دل‌هایشان زنده نگه دارد.نام‌های بانوان در این گزارش به خواست آنان به صورت مستعار ذکر شده است.   خواندن این گزارش به گروه سنی زیر 16 سال توصیه نمی‌شود.   12 ظهر - 2 بهمن - میدان شوش - پارک انبار گندم همه، همدیگر را می‌شناسند. همه مصرف‌کننده هستند. در پارک که قدم بزنی - البته اگر جرأت کنی - پایپ، فندک و حتی سوزن را در دست زن و مرد و پیر و جوان می‌بینی. با یک نگاه می‌فهمند که غریبه‌ای و به حضورت در پارک مشکوک می‌شوند. جلو می‌آیند، سوال می‌کنند که چه‌کار داری و دنبال چه کسی یا چه چیزی هستی؟ من امروز دنبال «فریبا» هستم؛ زنی موادفروش که در «شلتر بانوان» با او آشنا شدم. شلتر، مرکز اقامت شبانه زنان معتاد بی‌سرپناه است، که با مجوز و حمایت سازمان بهزیستی فعالیت می کند.   - بخشید آقا! اینجا فریبا می‌شناسید؟ - فریبا؟ کدوم فریبا؟ - همون که تازه از ترک اجباری فرار کرده، مواد هم می‌فروشه ولی خودش حدود 10 روزه پاکه. - آهان، فهمیدم کی رو می‌گی. همون پیرزنه. صبح اینجا بود ولی شاید الان رفته مرکز پزشکان بدون مرز. یا شایدم رفته DIC (مرکز ساماندهی معتادان خیابانی) چند تا خیابون اونطرف‌تر. - نمیدونید کی برمی‌گرده؟ اصلا برمی‌گرده؟ - معلوم نیست ولی صبح اینجا بود. چیکارش داری؟ از کجا می‌شناسیش؟ - یکی از دوستام معرفیش کرده. یه کار شخصی دارم باهاش. - (زنی که کنار مرد در پارک ایستاده می‌آید وسط بحث): فامیلشی؟ از طرف آقای ... اومدی؟ - نه فامیلش نیستم. یه کار شخصی باهاش داشتم. - (مرد): دوا می‌خوای؟ پایپ هم دارما. جنس خوب دارم، تایلندی و چینی نیست. با چند سوت (واحد مصرف شیشه) کارت راه می‌افته؟ - نه، من چیزی نمی‌خوام. فقط با فریبا خانم کار داشتم. یه ساعت وایمیستم، اگه نیومد میرم. - ‌باشه آبجی، هر جور راحتی. اگه کار داشتی بگو، در خدمتیم، تعارف نکن. - نه، مرسی دستتون درد نکنه. بیش از یک ساعت در پارک انبار گندم منتظر ایستادم. خبری از فریبا نشد و تنها چیزی که از گشت زدن در پارک نصیبم شد گفت‌وگو با فروشندگان خرده‌پایی بود که تصور می‌کردند دنبال مواد هستم و در نبود فریبا به گمان خودشان تلاش داشتند مشتری‌اش را قاپ بزنند.   دو روز بعد - ساعت 5 بعدازظهر - پارک انبار گندم   فریبا را پرسان‌پرسان در قسمت جنوبی پارک در حالی که کیف بزرگی در کنارش بود، پیدا کردم. با نگاه اول شناختمش. در اطرافش تعدادی خانم‌های مصرف‌کننده و هم‌پاتوقی‌هایش، جمع شده‌ بودند. در حال جر و بحث با یکی از مشتری‌های جدیدش سر قیمت بود، جلو رفتم. - سلام - (نگاه‌ها به سمت صدا برگشت): شما؟ - فریبا خانم منو میشناسی؟ - (مکث یک دقیقه‌ای):‌ اِ، خانوم خبرنگار! اینجا چیکار می‌کنی؟ - اومدم دنبال شما. پریروزم اومدم نبودید. یه ساعتی هم منتظر شدم. - آهان، تو اومده بودی دنبالم؟ بچه‌ها گفتن یه آدم غریبه دنبالم می‌گشته. حالا چیکار داری؟ دنبال چی هستی؟ مواد و اینا که نمی‌خوای؟ لبخند پرسش‌گرانه ... - معلومه که نه فریبا خانوم! می‌خواستم اگه اجازه بدید با بعضی از مشتریاتون صحبت کنم. مثل اون موقعی که توی «شلتر» باهاتون صحبت کردم. می‌خوام زندگیشون رو بهم بگن و اینکه چی شد که مصرف‌کننده شدن. - من مشکلی ندارم، ببین خود بچه‌ها می‌خوان باهات صحبت کنن یا نه. - اینا که خودشون همین طوری صحبت نمی‌کنن. شما واسطه شو، قول می‌دم که هویتشون کاملا حفظ بشه و مشکلی براشون پیش نیاد. -فریبا (خطاب به سحر): باهاش صحبت می‌کنی؟ منم چند روز پیش باهاش صحبت کردم. بچه خوبیه. - (سحر در حالی که ‌فندک اتمی را زیر حوضچه پایپ گرفته): آخه چی بگم؟ بدبختی ما شنیدن داره؟ خوب این خبرنگارا ما را سوژه خودشون کردن. زندگیم رو بگم که چی؟ تاثیری داره؟ - اگه دوست نداری صحبتی کنی من اصراری ندارم. هر جور راحتی. - یه چند لحظه صبر کن، (خودش را جمع و جور می‌کند): چی بگم؟ بچه محله اتابکم، 23 سالمه، هشت ساله بیرونم، 15 سالم بود که با یه پسره آشنا شدم، مث خیلی از دخترای دیگه گول خوردم، رفتم خونش، بهم تعارف کرد و ... . - چی تعارف کرد؟ - شیشه. - تو چرا کشیدی؟ مگه نمیدونستی شیشه‌ست؟ - نه، یعنی می‌دونستم شیشه‌ست، ولی گفت اعتیاد نداره. واسه اینکه از چشمش نیفتم، مصرف کردم. وقتی کشیدم حالم دست خودم نبود. برگشتم خونه، دیگه دختر نبودم. به کسی نگفتم. چند بار دیگه رفتم پیشش، همون اتفاق افتاد. اوایل شادم می‌کرد ولی دیگه جواب نمی‌داد. گوشه‌گیر شده بودم. بعد از یه مدتی وابستگیم شدید شده بود. هروئین و کراک هم اضافه کردم. خونوادم فهمیدن، چندبار تلاش کردن که ترکم بدن، ولی نتونستن. شکمم که اومد بالا دیگه بابام تو خونه رام نداد، منم از خونه زدم بیرون. به مامانم گفته بود اگه این دختره دوباره پاشو تو این خونه بذاره، سرشو لب باغچه جلو همه گوش تا گوش می‌برم. دروغکی به همه می‌گفتم خونواده ندارم تا کسی کاری به کارم نداشته باشه و بعضیا هم خرجم‌ رو بدن. البته پسره تا یه مدتی خرجم رو می‌داد ولی زیر بار بچه نمی‌رفت. بهم انگ چسبوند. یه مدتی باهاش زندگی کردم، دارو خوردم، بچه رو سقط کردم. مصرفم زیاد شده بود. پسره از خونه انداختم بیرون. الانم هشت ساله که تو خیابونم. - تا حالا برای ترک اقدامی کردی؟ - به جز اون چند باری که خونوادم تلاش کردن، نه. آخه من کسی رو ندارم که این کارو انجام بده. - چرا نمیری کمپ‌های ترک اجباری؟ - اونجا که سگدونیه خانوم! (با عصبانیت) شخصیت بچه‌ها رو له می‌کنن. - چرا بدنت پر از زخمه؟ نگاه خیره ... - (فریبا): مال توهمه. - توهم چی؟ - بعد از اینکه مصرف می‌کنه فکر می‌کنه یه موجودات ریزی زیر پوستش دارن راه میرن. بعد سعی می‌کنه اونا رو با چاقو از زیر پوستش دربیاره. البته توهم خودکشی هم داره. چند بار تا حالا وسط اتوبان وایستاده تا خودکشی کنه ولی بچه‌های دیگه جلوشو گرفتن. ‌گوشاشو با چاقو سوراخ کرده و بدنش پر از زخم چاقو و تیغه. - همیشه شبا تو پارک می‌خوابی؟ - (سحر): اکثر شبا همین جام یا میرم طرف دروازه غار تو خونه‌هایی که پاتوقه. طرفای دره فرحزاد هم میرم. چندتا از هم‌پاتوقیام اونجان. - شلتر نمیری؟ - خیلی کم، شبایی که خیلی سرد باشه و جایی نداشته باشم. من دیگه بچه خیابونم، ترسی ندارم. واسم فرقی نداره چی سرم میاد. - بی‌پول هم می‌شی؟ - ای خانوم! بی‌پول؟ من بعضی وقتا انقدر بی‌پولم که از بوی غذای رستورانا سیر میشم. فقط من این طوری نیستم. خیلی از بچه‌ها این جورین. - کار که نمی‌کنی، پول از کجا میاری؟ - شبا کار می‌کنم. ‌درآمدش بد نیست. ‌مشتریام همین آدمای توی پارک یا دوستاشونن. البته بعضی وقتا توی خونه خفتم می‌کنن ولی من انتقاممو می‌گیرم ازشون. - ساختمان پزشکان بدون مرز هم میری؟ بیماری خاصی نداری؟ - (با پرخاش) حوصلمو سر بردی. ول کن دیگه. - (فریبا رو به من) ناراحت نشو. یه کم خماره. - (زهره، یکی دیگر از مشتریان فریبا، زنی قدبلند با ابروهای تراشیده، موهای رنگ‌کرده و پریشان، دندان‌های ریخته و لب‌های ترک‌خورده، حدود 40 ساله به نظر می‌رسید ولی خودش می‌گفت 27 سال بیشتر ندارد): مریضه، البته مشتریای داخل پارک می‌دونن که مریضه ولی براشون فرقی نداره چون خود اونا هم مریضن. آن موقع فهمیدم سحر، انتقامش را چطور از مشتریانش می‌گیرد. - دلت واسه خونوادت تنگ نشده سحر؟ نمی‌خوای برگردی خونه؟ - (چشمانش پر شد و لحنش مهربان‌تر): دلم واسه مامانم اینا تنگ شده. چند بار خواستم برم ببینمشون ولی نتونستم. بعدها فهمیدم خونه رو فروختن، به خاطر من، ولی من نمی‌دونم الان کجان. و اشکش سرازیر شد.           - (زهره خطاب به من): تو از ما نمی‌ترسی؟ - نه. چرا باید بترسم؟ - آخه خیلیا از این پارک رد نمی‌شن، می‌ترسن، ولی ما کاری به کار کسی نداریم. ما خودمون پر از دردیم. درسته معتادیم ولی انسانیم، خیلی‌ها از ماها تا چند وقت پیش زندگیمون مثل شماها بود. از اول که این جوری نبودیم. وقتی زهره شروع به صحبت کرد، سحر دانه‌های بلوری و سفید شیشه را ریخت داخل پایپ، با فندکش که به فندک اتمی معروف است، زیر پایپ را روشن و شروع کرد به کشیدن. دودی سفید در فضا سرگردان شد. اولین بار بود که یک نفر با این فاصله نزدیک، کنارم شیشه می‌کشید! کمی ترسیدم ولی سعی کردم به روی خودم نیاورم. - زهره، تو چی شد معتاد شدی؟ - من؟ والا شوهرم معتاد بود، واسه اینکه شوهرمو نگه دارم بیرون نره، شروع کردم باهاش مواد کشیدن. - چی شد که از خونه زدی بیرون؟ - مصرف شوهرم خیلی بالا رفته بود. تو یه مکانیکی کار می‌کرد. ‌صاحب مغازه به خاطر دزدی بیرونش کرد، هر جا هم رفت به خاطر سابقه بد و اعتیادش به شیشه چند روز بیشتر نگهش نداشتن. هر روز هم مصرفش بیشتر و بیشتر می‌شد، منم باهاش مصرف می‌کردم. اوایل، مصرفم خیلی کم بود ولی کم‌کم وقتی شوهرم خونه‌نشین شد، بیشتر مصرف کردم. حامله شده بودم. دردی که داشتم باعث می‌شد دیگه شیشه جوابگو نباشه. هروئین و مورفین کنارش مصرف می‌کردم. بچه‌م پسر بود. وقتی تو بیمارستان ازم پرسیدن معتادی، گفتم نه. دوس نداشتم کسی بدونه اما وقتی بچه‌م به دنیا اومد، دکتر از تشنج و استفراغ بچه فهمید معتادم. از ترس اینکه بچه‌مو بگیرن، بلافاصله بیمارستان رو دو در کردم. دکتر بهم گفت که پسرم معتاده. شیرم رو نمی‌خورد، دائم گریه می‌کرد. تشنج داشت. وقتی شربت تریاک بهش می‌دادم بهتر می‌شد. پول نگهداریشو نداشتم. ‌همه وسایل خونه رو فروخته بودیم. یه شب شوهرم بچه رو برد، بعد از دو ساعت برگشت. 700 هزار تومن فروخته بودش. یه ماهشم نبود. براش اسمم نذاشته بودیم. حوصله گریه‌هاشو نداشتیم. - الان ناراحت و پشیمون نیستی؟ - (با عصبانیت زیاد): ببین! من معتادم ولی مادر که هستم، حس دارم. تو بگو، نگهش می‌داشتم که چیکارش کنم؟ پول داشتم؟ (بعد از یک دقیقه مکث این‌بار با لحنی مهربانتر) الان نمی‌دونم کجاس ولی واقعا نمی‌تونستم نگهش دارم. - چی شد که کارتن‌خواب شدی؟ - وقتی مصرفمون بالا رفته بود، شوهرم خیلی حالش بد بود. یه بار بعد از اینکه با دوستاش تو خونمون مصرف کرد، منو برد تو اتاق، بهم گفت نه من، نه تو، هیچ کدوم پول نداریم. تنها یه راه می‌مونه. من شیشه مصرف کرده بودم. گیج بودم. خیلی نمی‌فهمیدم چی میگه. شوهرم رفت و دیدم یکی از دوستاش اومد تو اتاق و در رو قفل کرد. خیلی جیغ و داد کردم،‌ التماس کردم ولی تاثیر نداشت. ‌باورم نمی‌شد شوهرم به خاطر پول مواد، این کار رو بکنه! دیگه اونجا شوهرم برام تموم شد. چندبار دیگه هم این کارو کرد و هر بار هم قسم می‌خورد که این بار ‌آخره ولی بازم همون اتفاق. چند بار با چاقو تهدیدم کرد تا اینکه مجبور شدم از خونه فرار کنم. چند روز رفتم خونه یکی از ساقیا که زن بود. اونجا هم داستان همون بود. کلی بهش التماس می‌کردم ولی می‌گفت باید اینجوری پول موادت تامین بشه‌. ولی خانوم میدونی؟ این بهتر از اون بود، چون دیگه شوهرت نبود که تو رو مجبور کنه، کسی که فکر می‌کردی ناموسشی. الانم سه سالی میشه که تو خیابونم. - درس خوندی؟ - آره، پیام نور رفتم ولی وسطش ول کردم. ریاضی می‌خوندم. - نرفتی دنبال بچه‌ت؟ - (فریبا به جای زهره): آخه بره دنبالش چیکار؟ کجا می‌تونه پیداش کنه؟ یه بچه معتاد، یه مادر عملی ... زهره تازه چند روزه برگشته. - کجا رفته بودی؟ - (باز هم فریبا): باردار بود، رفت بچه‌شو به دنیا بیاره. چند روز پیش تو همین پارک دردش گرفت. - الان بچه‌ت کجاست؟ - همون موقع که به دنیا اومد بردنش. از قبل توافق کرده بودیم. نگهش می‌داشتم که چی؟ بچه اولم که باباش مشخص بود، نتونستم نگهش دارم. ‌الان یه بچه معتادو که تازه نمی‌دونم باباش کیه واسه چی نگه دارم؟ - چرا ننداختیش؟ - پیش‌فروش کرده بودم. یعنی از موقعی که توی شکمم بود، فروخته بودمش به یه دلال. دلالا آمار پاتوقا را خوب دارن. خداییش بعضیاشون بی‌انصاف هم نیستن. آدمو دور نمی‌زنن. بسته به جنس بچه، ‌خوب پول میدن. - یعنی دختر و پسر قیمتشون متفاوته؟ - (زهره): آره خب، قیمت پسر بیشتره. - بچه تو چی بود؟ - دختر. - معتاد بود؟ مکث چند ثانیه‌ای ... - فکر کنم. - وقتی به دنیا اومد دیدیش؟ - نه، ندیدمش. نمی‌خواستم ببینمش. اونجوری کار برام سخت می‌شد. ندیده فروختمش. - چه‌قدر فروختیش؟ سکوت ... - (فریبا برای اینکه بحث را عوض کند): تا حالا از نزدیک، شیشه دیدی؟ - نه. - (کمی شیشه ریخت کف دستش): ببین، تلخه ولی بو نداره. به خیلی از ماها میگفتن شیشه اعتیاد نداره ولی اعتیادش از هر کوفتی بدتره. ‌من خودم دوازده سیزده روزه که پاکم‌. اگه الانم می‌فروشم واسه اینه که به پولش احتیاج دارم. ‌وگرنه به جون بچه‌هام، دوس ندارم این کارو بکنم. خودت زندگی منو می‌دونی. به خاطر مواد تا حالا سه بار اُوردوز (عارضه ناشی از مصرف زیاد مواد مخدر) کردم و تا دم مرگ رفتم. امیدوارم بتونم ادامه بدم. می‌خوام فروشو بذارم کنار. به خدا ما هممون از این وضعیت خسته‌ایم ولی چاره‌ای نداریم. از صبح که بلند می‌شیم تا آخر شب که سرمون رو روی بالش بذاریم البته اگه بالشی باشه و مجبور نباشیم روی مقوا بخوابیم، دنبال موادیم. ما زندگی می‌کنیم تا مصرف کنیم. زندگی خیلی از ما خلاصه شده توی پارک، پایپ، سوزن، پیک‌نیک،‌ چند سوت شیشه، ‌دو پُک، ‌سه پُک ...    **********     ساعت 6 بعدازظهر - 22 دی‌ماه - میدان شوش - خیابان ری - بلوار انبارگندم - شلتربانوان «ثریا» شش سال پیش دوباره متولد شد. به خاطر مصرف زیاد، خانواده‌اش او را ترک کردند. سه سال کارتن‌خواب بود. ساختمان‌های نیمه‌کاره، پارک و کنار رودخانه فرحزاد، سرپناهش بودند. مدتی بود مسئولیت شیفت مرکز سرپناه شبانه «شلتر» بانوان جمعیت خیریه تولد دوباره را برعهده داشت؛ جمعیتی که زیر نظر بهزیستی کار می‌کند و ثریا را با آغوش باز پذیرفته بود. او پاکی خود را مدیون پیگیری‌های مددکاران این جمعیت خیریه می‌دانست. با مددجویان مرکز دوست بود. یک شب که نمی‌آمدند با آنها دعوا می‌کرد که چرا خوابگاه نیامده‌اند. دغدغه‌اش این بود که شب را بیرون نمانند. با زبان اعتیاد با آنها صحبت می‌کرد که راحت‌تر با او همراهی کنند. از لیلا - دختر 16 ساله‌ لالی که در خیابان مورد تعرض قرار گرفته بود و آن زمان 6 ماهه باردار بود - مثل دخترش مراقبت می‌کرد و محبتی که فرصت نکرده بود آن را نثار دخترش کند، به لیلا می‌بخشید؛ لیلایی که برای ترک مواد، متادون مصرف می‌کرد و می‌خواست از پول کار خدماتی که در این مرکز انجام می‌داد برای خودش و امیرحسین (نامی که او برای پسرش انتخاب کرده بود) خانه‌ای دست و پا کند.    **********     بلوزی بلند پوشیده بود تا اندام‌های زنانه‌اش مشخص نشود. تلاش می‌کرد با صدای کلفت و نسبتا مردانه صحبت کند و در هنگام حرف زدن از نگاه به چشمان مخاطب فرار می‌کرد. اسمش «رعنا» بود؛ یکی از مددجویانی که برخی شب‌ها برای خواب به شلتر می‌آمد. ثریا او را برای گفت‌وگو به من معرفی کرد. شب قبلش با فاطمه که یکی دیگر از ساکنین شلتر بود، دعوایش شده بود. گریه کرده بود و به ثریا گفته بود که امنیت جانی ندارد.           بچه‌های خوابگاه در مورد او می‌گفتند که دوست دارد تیپ مردانه بزند و مثل مردها رفتار کند. از در که وارد شد، از نوع صحبت کردنش و نگاهی که می‌کرد مشخص بود که در توهم ناشی از مصرف به سر می‌برد؛ گرچه خود او مثل برخی دیگر از مددجویان شلتر می‌گفت که معتاد نیست و پاک است. - شما از کمیته اومدید؟ احتمالا منظورش همان کمیته‌های انقلاب بود که اوایل انقلاب تشکیل شد. خیلی‌ها هنوز هم از واژه «کمیته» برای نیروهای نظامی و انتظامی استفاده می‌کنند. - نه. چرا فکر می‌کنید از کمیته اومدم؟ - آخه یه نفر اون بالا داشت درباره کمیته حرف می‌زد. - (ثریا به رعنا): الان احساس امنیت می‌کنی؟ - یه ذره. - (من): چرا؟ - چون فاطمه تهدیدم می‌کرد. - (ثریا): دست‌خط رعنا خیلی خوبه. رعنا، بیا رو این تابلو یه بیت شعر بنویس تا ببینن چه دست‌خطی داری. و نوشت: هزار مرغ غزلخوان به نام عشق تو پر زد / میان آن همه، بالِ مرا نشانه گرفتی آن را با صدایی مبهم و سرماخورده ‌خواند. متوجه نشدم. از او خواستم که دوباره بخواند. تکرارش کرد. - هزار مرغ غزلخوان به نام عشق تو پر زد / میان آن همه، بالِ مرا نشانه گرفتی - از چند سالگی خطاطی می‌کنی؟ - از 10 سالگی. - این شعر مال کیه؟ مکث کوتاه ... - مال مهدی سهیلیه. - کدوم کتابش؟ - الان یادم نیست. (خطاب به مسئول خوابگاه) من میتونم برم بالا؟ - بالا چیکار داری؟ - کار دارم. بچه‌ها داشتن در مورد کمیته حرف می‌زدن. شما از کمیته اومدین؟ - نه. آخه قیافه من می‌خوره از کمیته اومده باشم؟ اصلا مگه الان کمیته هست؟ - (ثریا): رعنا، اینجا رو صندلی بشین و به سوالات خانوم جواب بده. - اذیتش نکنید. اگه می‌خواد استراحت کنه مزاحمش نمیشم. با کمی اکراه، کاملا مردانه روی صندلی لم داد و نرفت. - (ثریا): رعنا، قشنگ بشین. مث یه خانوم. راستی شنیدم تو از من بدت میاد. - نه بابا. کی میگه؟ من عااااااااااشقتونم. - واسه چی؟ راستشو بگو. - به خاطر متانتتون. - دیگه؟ - چون خیلی جیگرید. - جیگر یعنی چی؟ - یعنی همه چی. - من که دعوات می‌کنم ... - از همینتون خوشم میاد. جذبه دارید. من میتونم برم بالا؟ شما از کمیته اومدید؟ - نه، من واسه مصاحبه اومدم. می‌خواستم باهات صحبت کنم. البته اگه دوس داری. - باشه. - از چندسالگی شروع به مصرف کردی؟ - 10 سالم بود که واسه اولین بار سیگار کشیدم. - بعدش؟ - یادم نمیاد. فکر کنم تریاک کشیدم. - از کجا آوردی؟ - از بچه‌های مدرسه گرفتم. - پدر و مادرت می‌دونستن؟ - نه. تا آخر عمرشون نذاشتم بفهمن. - الان چندسالته؟ - 16 - چی میکشی؟ - فقط سیگار. - پدر و مادرت چرا فوت کردن؟ - پدرم وقتی بچه بودم مرد، مامانمم سکته قلبی کرد، داداشمم خودکشی. - دیگه مدرسه نرفتی؟ - چرا رفتم. فنی خوندم. دیپلم فنی دارم. - تو که 16سالته چطوری دیپلم گرفتی؟ - آره، من تموم کردم. دیپلم دارم. - الان چیکار میکنی؟ - برای شهرداری کار می‌کنم. ‌پارکا رو آبیاری می‌کنم. - حقوقم میگیری؟ - به ندرت. (برای بار سوم خطاب به ثریا) من میتونم برم؟ شما از کمیته اومدین؟ - تا حالا مگه چند بار کمیته گرفتتت؟ - خیلی زیاد. نهایتا متوجه نشدم که جمله تکراری رعنا واقعا ناشی از توهمش بود یا مرا دست می‌انداخت!    **********     فاطمه که رعنا را تهدید کرده بود، یکی دیگر از مصرف‌کنندگانی بود که در مرکز اقامت شبانه زنان معتاد با او صحبت کردم؛ زنی 23 ساله، لاغراندام و با موهای رنگ‌کرده که برای ترک اعتیاد و به چنگ آوردن زندگی و بچه‌اش، جدی به نظر می‌رسید. 20 روز بود که شب‌ها را در این مرکز سر می‌کرد. آن طور که مسئول شب خوابگاه می‌گفت، شب قبل، فاطمه را در خیابان خفت کرده بودند و بر اثر ضربه چاقو دستش زخم شده بود ولی هنگامی که از او علت زخمی شدنش را پرسیدم، ترجیح داد سکوت کند.           از مادرش متنفر بود و می‌گفت که تا این سن و سال یک‌بار هم او را «مادر» خطاب نکرده است. - پدرم حسابدار بانک بود. هر ماه می‌رفت روستاهای دور و بر واسه مأموریت. وقتایی که پدرم نبود مامانم یه یارو رو میاورد خونه. ما هم مدرسه بودیم و فقط برادر کوچیکم خونه بود. اون موقع فقط شیش سالش بود. بابام یه بوهایی برده بود ولی به روی زنه نمیاورد. یه روز که بابام رفته بود ماموریت، بدون اینکه به مامانم خبر بده و مثلا سورپرایزش کنه، زودتر برگشت خونه. اون روز اون یارو خونمون بود. وقتی مامانم فهمید بابام زودتر برگشته، پسره رو فرستاده بود پشت‌ بوم ولی انگار یادش رفته بود که کفشاشو قایم کنه. هیچی دیگه، بابام کفشا رو دیده بود ولی بازم به روی خودش نیاورده بود. مامانم از بابام پرسیده بود که چرا بی‌خبر اومدی. اونم بهش گفته بود که میخواستم خوشحالت کنم. بعدش بابام رفته بوده توی اتاق بخوابه ولی در اتاق رو باز گذاشته. مامانم اصرار داشته که در اتاق رو ببنده تا به خیال خودش بتونه پسره رو از راهرو فراری بده. آخرش بابام در رو میبنده و مامانم داداشمو میفرسته پشت بوم که به پسره بگه از راهرو بره. وقتی پسره داشته از راهرو می‌رفته، بابام از اتاق میاد بیرون و میبیندش. همونجا دعواشون میشه و بابام پسره رو میکشه. کمی مکث ... - بابام زنشو خیلی دوست داشت. حتی تا لحظه آخر که اعدام شد نذاشت کسی بفهمه که جریان چی بوده. سه هفته بعد از اعدامش از خونه فرار کردم و رفتم ساری پیش بابابزرگ و مامان‌بزرگم. مامانم از اون آدمایی بود که بین بچه‌هاش خیلی فرق می‌ذاشت. دخترا رو اصلا تحویل نمی‌گرفت ولی پسرا رو خیلی دوست داشت. البته آبجی اولم چون زور داشت مامانم ازش حساب می‌برد. ولی من چون کوچیکتر بودم، زیر سلطه‌ش بودم و خیلی اذیت می‌شدم. خلاصه چند سالی خونه مامان‌بزرگم بودم. بعدش مامانم با شوهر صیغه‌ایش اومد دنبالم ولی من باهاش نرفتم. تو خونواده ما رسمه که وقتی شوهر یه زن میمیره زن باید یا با برادرشوهرش ازدواج کنه یا مجرد باشه که بتونه توی اون خونه بمونه. اگه ازدواج کنه باید از اون خونه بره. کمی فکر می‌کند ... - اوایل مامانم نذاشت که خونواده بابام بفهمن ازدواج کرده ولی بعد یه مدت فهمیدن. مامانم از اول یه مرضی داشت. بچه تو شیکمش بند نمی‌شد. هرجا می‌رفت دکترا تشخیص نمیدادن چشه. یه بار رفت پیش یه دعانویس. بهش گفت شیکمت بچه‌خوره داره. به خاطر همین دردش شروع کرد به شیره‌کشی. وقتی بابام زنده بود، مامانم می‌کشید و بابام براش می‌خرید. ولی وقتی بابام مرد، مامانم همه‌مونو معتاد کرد. داداش کوچیکم که متولد هفتاد و شیشه، دو سال قبل که رفتم دیدنش در حد اُوردوز شیشه می‌کشید. تا دو سال پیش تنها کسی که معتاد نشده بود، من بودم. تو خونمون هیچ در و پنجره سالمی نبود. هر بحثی که میشد شیشه‌های خونه رو میشکستن. پدربزرگ و مادربزرگم میگفتن که اصلا ما همچین عروس و نوه‌هایی نداریم. - چی شد که خودت معتاد شدی؟ - من بعد ازدواجم معتاد شدم. شوهرم قبل اینکه با من ازدواج کنه 12 سال بود که اعتیاد داشت. اختلاف سنیمون حدود 10 ساله. وقتی ازدواج کردیم شوهرم سه ماهی می‌شد که پاک بود. البته من قبل ازدواج نمی‌دونستم که قبلنا معتاد بوده. وقتی ازدواج کردیم شوهرم گفت ارثتو بگیر تا زندگیمون یه رونقی بگیره. تازه بچه‌مون هم به دنیا اومده بود و قوز بالاقوز بود. عموم یکی از زمینای بابامو فروخت و سهم منو داد. با شوهرم رفتیم اصفهان. اونجا شوهرم با یه نفر که شریکش بود یه کفاشی راه انداخت ولی بعد یه مدت ورشکست شد. همون وقتا بود که دوباره شوهرم رفت سراغ مواد. ما همه‌چیزمون رو به خاطر بدهی از دست داده بودیم. منم به هوای شوهرم بعضی وقتا مصرف می‌کردم ولی بعد از اون اتفاق مصرفم بیشتر شد. انگار فکر می‌کرد تا بقیه ماجرا یادش بیاید ... - برگشتیم تهران پیش خونواده شوهرم. مادرشوهرم وقتی فهمید که پسرش دوباره مواد مصرف می‌کنه انداختش بیرون. منم داشتم پشت سرش می‌رفتم که مادرشوهره بچه رو ازم گرفت و دیگه بهم نداد. با پولی که داشتیم حدود یه ماهی توی یه مسافرخونه نزدیک راه‌آهن زندگی ‌کردیم. هر روز صبح پیاده از راه‌آهن تا دروازه غار می‌رفتیم مواد بگیریم. حاضر بودیم پول مواد بدیم ولی پول غذا ندیم. آخرای روز بعضی وقتا اگه پولمون می‌رسید یه شیر و کیک می‌خوردیم. وقتی پولمون تموم ‌شد اومدیم تو پارک. شبا توی پارک می‌خوابیدیم. یه شب یه پسره‌ اومد پیش شوهرم و خودشو آدم‌حسابی معرفی کرد. بهش گفت من وضعیتتو می‌فهمم، خانوم منم مثل زن تو بوده، بیا با ما تو اون خرابه‌ای که چند تا خیابون اونطرفه زندگی کن. منظورش پاتوق بود. من همون موقع به شوهرم گفتم که این یارو آدم خوبی نیست. کسی که موادفروشه هر کاری واسه پول میکنه. شوهرم قبول نکرد. باز هم سعی می‌کرد به یاد بیاورد ... -ما رو برد یکی از کوچه‌های دروازه‌غار. خیلی تاریک بود. پاتوق بود. حتی یه لامپم نداشت. اون شب شوهرمو به یه بهونه‌ای فرستاد از مغازه یه چیزی بگیره. من تنها بودم. فهمیدم میخواد چیکار کنه. از شدت گریه شانه‌هایش می‌لرزید. ثریا او را بغل کرد ... - اومد طرفم که یهو شوهرم رسید. دعوا کردیم و دوباره اومدیم تو پارک. چند روز بعدش با خونه «خورشید» آشنا شدیم و اونجا این خوابگاه رو بهم معرفی کردن. الان چند روزه که اینجام و شوهرمم رفته کمپ ترک کنه. خانه خورشید، اولین مرکز گذری کاهش آسیب اعتیاد زنان و مکانی برای ارائه خدمات درمانی حمایتی و بهداشتی به این زنان است. - هنوزم مصرف می‌کنی؟ - متادون. حدود 5 تا. ولی دارم هی کمش می‌کنم. صبحا میرم ساختمون پزشکان (منظورش ساختمان پزشکان بدون مرز بود)،‌ بعد میرم میدون قیام که متادون بخرم و عصرم میام خوابگاه. سعی می‌کنم تو پارک نباشم. - از شوهرت خبر داری؟ - نه، فقط میدونم رفته کمپ. تا حالا چند بار رفته ولی باز مصرف کرده. قبل از اینکه بره کمپ وقتی دیدمش از اینکه تمام پولاشو دوستاش بالا کشیده بودن و مدام خمار بود، خسته شده بود و گریه می‌کرد. - خودت تا حالا رفتی کمپ؟ - من یه بار رفتم ولی باز مصرف کردم. نسبت به شوهرم به آینده امیدوارترم. اون خیلی زود کم میاره. - (ثریا): فاطمه دختریه که داره واسه زندگیش تلاش می‌کنه. واقعا میجنگه. بیشتر کتابایی رو که توی کتابخونه شلتره خونده. - (من): فاطمه، دوس داری بعد از اینکه ترک کردی چیکار کنی؟ - دوس دارم یه شغلی داشته باشم که یه پولی دربیارم. - چرا دستت زخم شده؟ سکوت ...    **********     فریبا، همان زنی که کمک کرد با سحر و زهره در پارک صحبت کنم، مددجویی بود که از 2 سال پیش گاهی شب‌ها برای اقامت به شلتر می‌آمد. به گفته ثریا، در پارک برای خود حکومتی داشت و همه به نوعی از او حساب می‌بردند. فریبا علاوه بر مصرف، مواد هم می‌فروخت. با چند شاخه‌گل که از پارک کنده بود وارد دفتر مدیر شب خوابگاه ‌شد. او را حدود 10 روز قبل، مأموران کلانتری گرفته بودند و به یکی از کمپ‌های ترک اجباری فرستاده بودند ولی به همراه تعدادی از هم‌پاتوقی‌هایش توانسته بود شبانه فرار کند و آن شب، ‌شب اولی بود که بعد از 10 روز قدم به خوابگاه می‌گذاشت. می‌گفت 10 روزی می‌شود که پاک است. ثریا وقتی او را دید از او خواست قول بدهد که پاک بماند. گفت که الان رنگ پوستش خیلی بهتر شده و مشخص است که پاک است. بعد هم به فریبا وعده داد که اگر پاکی‌اش را حفظ کند، در یک‌ماهگی برایش جشن خواهند گرفت. منظورش از یک‌ماهگی، همان یک ماه پاک بودن بود.           فریبا از آن دست مصرف‌کنندگانی بود که تا آن موقع سه بار به‌خاطر مصرف زیاد مواد اُوردوز کرده بود. در حالی که می‌گفت 40 سال دارد ولی قیافه‌اش به زنی 65 ساله شبیه بود. خودش می‌گفت به‌خاطر مصرف مواد است. - 14 سالگی ازدواج کردم. الان 40 سالمه. 4 سالم بود که پدر و مادرم از هم جدا شدن و پدرم زن گرفت. مادرمم که من تنها دخترش بودم، منو داد به مادربزرگم. اونم واسه اینکه من زیر دست نامادری نیفتم، 14 سالگی شوهرم داد. 15 سالم بود که بچه‌دار شدم. اون وقتا کسی نبود به ما بگه 15 سالگی واسه بچه‌دار شدن خیلی زوده. الانم 40 سالمه ولی به‌خاطر مواد اینقدر داغون شدم. البته خوشی هم کردم. 3 سال بعد یعنی 18 سالم که بود یه دونه دیگه زاییدم. آخرین بچه‌م هم که سومیمه، پسر بود. بعد ازدواجم درس خوندم و سیکلمو گرفتم. وقتی پسرم به دنیا اومد شوهرم سر ناسازگاری گذاشت. کتکم می‌زد، با سیم برق به جونم می‌افتاد، تمام بدنمو سیاه می‌کرد. مصرف‌کننده بود. تریاک می‌کشید. من بهش می‌گفتم برو بیرون مصرف کن، جلو بچه‌ها نکش، فکرشون خراب می‌شه ولی گوش نمی‌داد و بی‌ادبی می‌کرد. بعد یه مدت هم رفت با یکی از فامیلای زن داداشش که اصفهانی بود ازدواج کرد. نفسی تازه کرد ... - یه مدتی اینجوری زندگی کردم. اون موقع طرفای شاه‌عبدالعظیم زندگی می‌کردیم و دوست داشتم آرزوهای بچگیمو واسه بچه‌هام انجام بدم. خیلی دوسشون داشتم. اونام همین‌طور. اگه شبا نبودم از گریه خوابشون نمی‌برد. بعد یه مدت شوهرم رفت دادگاه و گفت اخلاق ما به هم نمی‌خوره. یعنی پیشدستی کرد و طلاقم داد. از هم جدا شدیم. نمی‌تونستم بچه‌ها رو نگه دارم. سپردمشون به مادرشوهرم. البته بعد طلاق، شوهرم زن صیغه‌ایشو آورد. بچه‌هام باهاش کنار نمی‌اومدن. یه بار خواهرشوهرم ازم خواست که برگردم سر خونه زندگیم ولی من دیگه برنگشتم. به روزهای بعد از طلاقش اشاره کرد؛ حدود 18 سال پیش. - 22 سالم بود که طلاق گرفتم و دو سال بعد طلاق شروع به مصرف کردم. اون موقع با یه پسره آشنا شده بودم که شیشه می‌کشید و منم چون پاهام خیلی درد می‌کرد بهم پیشنهاد داد که تریاک بکشم. فروشنده مواد بود و بیشتر شیشه و دوا (هروئین) می‌فروخت. اون می‌فروخت، منم کار بسته‌بندیشو انجام می‌دادم. ولی هیچ کدوممون اهل دوا نبودیم. با پولی که جمع کردیم تونستیم یه خونه تو افسریه اجاره کنیم. - الان خبری از بچه‌هات داری؟ - دختر اولم 16 سالش بود که شوهر کرد. الان 3 تا بچه داره. دختر دومیم هم 3 ساله ازدواج کرده و بچه نداره. پسرم هم میخواد دخترعمه‌شو بگیره. الان خدا رو شکر زندگی بچه‌هام بد نیست. ولی من خجالت میکشم برم پیششون. نمیخوام باعث سرافکندگیشون پیش خونواده همسراشون بشم. به روزگار خودش برگشت. - بعد یه مدت با همون پسره ازدواج کردم. اولای زندگی وضعمون خوب بود ولی اون واسه یه کاری رفت دوبی. الان 9 ساله که هیچ خبری ازش نیست. منم یه مدت با پولی که داشتم زندگی کردم ولی بعدش دیگه پولی نداشتم و آواره شدم و الان 2 سالی میشه که روزا تو پارکم و شبا میام خوابگاه. هنوزم منتظرشم چون گفته برمیگرده.    **********     بعد از گفت‌وگوی چندساعته با تعدادی ازمددجویان شلتر که برخی از آنها سال‌ها بود که شب را در این مرکزصبح می‌کردند، ثریا مسئول شیفت شب شلتر بانوان، توضیحاتی در مورد این مرکز و خدمات آن به مددجویان مراجعه‌کننده، ارائه داد. این مرکز که به نوعی سرپناه شبانه بانوان وابسته به مواد است، به طور معمول به زنان معتاد، سرویس‌هایی مانند یک وعده غذای گرم برای شام، صبحانه و چای ارائه می‌دهد، سوزن، وسایل پیشگیری و پوشاک رایگان در اختیارشان می‌گذارد و آموزش‌هایی هم برای کاهش آسیب ناشی از مصرف مواد و رابطه جنسی بدون ضابطه داده می‌شود. زنان مصرف‌کننده‌ای که سرپناه ندارند و پاتوقشان مناطقی چون شوش و مولوی است می‌توانند برای اقامت شب و دریافت سرویس‌هایی که اشاره شد به این مرکز مراجعه کنند. وقتی این زنان به «شلتر» مراجعه می‌کنند، اسم و فامیلشان پرسیده می‌شود. گرچه ممکن است برخی از آنها اسم واقعی‌شان را نگویند ولی به هر چه که می‌گویند اعتماد می‌شود. بعد از پذیرش، اولین کاری که صورت می‌گیرد، حمام‌کردن مددجویان است. بعد هم لباس تمیز به آنها داده می‌شود و راهی مرحله مشاوره می‌شوند. ثریا به همکاری شلتر و مرکز پزشکان بدون مرز (MSF) اشاره می‌کند و می‌گوید: به طور معمول زنانی که به این مرکز مراجعه می‌کنند به پزشکان بدون مرز جهت معاینه برای تشخیص بیماری‌های احتمالی‌شان از جمله هپاتیت، HIV، سفلیس و ... معرفی می‌شوند. ما با پزشکان بدون مرز تماس می‌گیریم و آنها به دنبال مددجویان می‌آیند. اگر مددجویی نتواند به بیرون از مرکز برود (مثل لیلا)، توسط پزشکان بدون مرز داخل همین مرکز معاینه می‌شود. بیشتر مصرف‌کنندگانی که به شلتر مراجعه می‌کنند، ترکیبی از موادمخدر سنتی و صنعتی همچون هروئین، شیشه، کراک و ... مصرف می‌کنند. مسئول شیفت شب شلتر تولدی دوباره با بیان اینکه به طور معمول در شلتر از ساعت سه بعد از ظهر تا هشت و نیم شب پذیرش مددجو داریم، توضیح می‌دهد: برخی از مددجویان که برای بهبودی خود ارزش قائلند برای اینکه در پارک نمانند رأس ساعت سه به مرکز مراجعه می‌کنند. حتی برخی از آنها تمایل دارند که کل روز را در شلتر بمانند. می‌گویند اگر بیرون برویم مواد مصرف می‌کنیم! زنان معتاد باردار، بخشی ازمددجویان این مرکز هستند که در بیشتر مواقع بعد از زایمان، به علت اعتیاد شدید، فقر مالی و نداشتن اوراق هویتی، بچه‌هایشان را تحویل بهزیستی می‌دهند؛ البته اگر قبل از زایمان آنها را نفروخته باشند. ثریا با بیان اینکه مددجویان مرکز از 16 ساله هستند تا 60 ساله، در پاسخ به این پرسش که چه تعداد از مددجویان مرکز در معرض مسائلی همچون سوءاستفاده جنسی بوده‌اند، می‌گوید: اکثر این افراد چون در خیابان زندگی می‌کنند، مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. تعرض، یکی از آسیب‌هایی است که این افراد در کنار مصرف مواد با آن روبه‌رو هستند. شاید خیلی از آنها اگر در خانواده از نظر روحی، روانی و امنیت عاطفی تأمین می‌شدند، فرار نمی‌کردند و دچار این آسیب‌ها نمی‌شدند. گرچه برخی از آنها برای فرار از مشکلات و مسائلی که در خانواده داشته‌اند، تحت فشار احساس کرده‌اند که راهی جز فرار ندارند. مثلا ما مددجویی داشتیم که پدرش او را مجبور می‌کرد مواد بفروشد یا پدری که به شکلی شنیع، دخترش را در اختیار دوستانش می‌گذاشت تا مواد خودش تأمین شود. بچه آزار می‌دید ولی پدر او را مجبور به تحمل می‌کرد. این فشارها و آزارها در آخر منجر به آواره شدن دختر در خیابان‌ها و تعرض‌های متعدد بعدی می‌شد.    **********     ساعت 10:30 صبح - 24 دی‌ماه - اتوبان تهران - کرج، خروجی پیکان شهر، کیلومتر 14، جنب ایستگاه مترو، TC زنان چیتگر ساختمانی با دیوارهای سبزرنگ و نقاشی‌شده که روی آن مراجعان را دعوت به صبوری و توکل به خدا می‌کرد. شاید تصور برخی مردم از یک فرد معتاد، عموما فردی ژولیده و کارتن‌خواب است که از سوی خانواده طرد شده اما باید دانست که همه معتادان اینگونه نیستند؛ از جمله زنان معتاد. چه‌بسا زنان معتادی که به واسطه وضع خوب مالی و تامین مواد مورد نیازشان از سوی دیگران، به قول دیگر معتادان، معتاد خیابانی نیستند. در «TC زنان چیتگر جمعیت تولد دوباره» با زنان معتادی روبه‌رو شدم که در مقایسه با زنانی که در پارک می‌خوابیدند یا در شلتر شب را صبح می‌کردند، از حمایت خوب خانواده یا دیگر نزدیکانشان - حداقل برای ترک اعتیاد و پرداخت هزینه‌های مربوط به آن - برخوردار بودند. در TC که مخفف Therapeutic Community است، تاکید بر «اجتماع درمان‌مدار» است و در واقع یک برنامه درازمدت درمانی در آن اجرا می‌شود که تحت نظارت دقیق متخصصان و روانشناسان و به صورت کاملا علمی جهت درمان آسیب‌دیدگان شدید اعتیاد است. در این برنامه درمانی، دارو جایگاهی ندارد و محور درمان، تغییر در سطح زندگی و بازتوانی فرد معتاد بر اساس یادگیری مهارت‌های اجتماعی و قواعد زندگی سالم اجتماعی است. 6 تا 24 ماه، دوره این درمان به طول می‌انجامد و در این دوره، روانپزشک، روانشناس و مددکار اجتماعی، خدمات روانشناختی، روانپزشکی و مددکاری را به صورت کامل به مددجو ارائه می‌کنند. TC زنان چیتگر که پیش از این کمپ ترک اعتیاد بوده است، در سال 85 با مجوز سازمان بهزیستی افتتاح شده و در واقع یک اقامتگاه موقت برای زنان معتاد بوده است ولی در اردیبهشت سال 91 تبدیل به مرکز تخصصی ترک شیشه در زنان با روش TC شده است. در این مرکز، تمام مددجویان باید بنا بر اراده شخصی‌شان حضور پیدا ‌کنند و به بیان دیگر، هیچ اجباری در کار نیست! بعد از اینکه سرایدار در ورودی TC را باز کرد و بلافاصله بعد از ورود، محتاطانه در را قفل کرد، از محوطه بیرونی وارد محوطه داخلی شدم که در آن، حیاط نسبتا بزرگی با وسایل بازی به چشم می‌خورد. روی دیوارهای آن پیام‌های آموزشی مرتبط با اعتیاد و ترک نصب شده بود. در TC غیر از اتاق خواب و استراحت مددجویان، اتاق‌هایی هم به صورت کانکس برای برگزاری کلاس‌های آموزشی مددجویان و خانواده‌هایشان و همچنین اتاقی برای آشپزی و غذا خوردن دیدم.   در TC با زنانی مواجهیم که خسته از مواد و تنهایی، به خواست خود و با امید به ترک اعتیاد، مراجعه کرده‌اند. گرچه در کنار چشمانی که از امید برق می‌زنند، ترس و دلهره در همه آنها برای نلغزیدن دوباره و عبور از مراحل ترک به خصوص مرحله موسوم به «دیوار» (سه ماه دوم ترک اعتیاد که وسوسه زیادی در بین مددجویان برای مصرف مجدد به وجود می‌آید و بسیاری از لغزش‌ها در این مرحله صورت می‌گیرد) موج می‌زند. دستاویزی که این زنان برای ترک اعتیاد خود انتخاب کرده‌اند در بیشتر مواقع مربوط به عوامل بیرونی همچون خواست یکی از نزدیکانشان است و شاید کمتر برای «خودِ خودشان» تصمیم به ترک گرفته‌اند. مددجویان TC اجازه رد و بدل کردن شماره تلفن با یکدیگر را ندارند و بنا به قانون TC، ارتباطشان به همین جا محدود می‌شود. به طور معمول مدت اقامت در TC باید شش ماه باشد ولی در TC زنان این اقامت به 28 روز کاهش پیدا کرده است؛ البته مددجویان می‌توانند به خواست خودشان این مدت درمانی را تمدید کنند. مریم، 24 ساله، مطلقه، اهل رشت، یکی از مددجویانی بود که حدود 10 روزی می‌شد در TC به سر می‌برد. او مرحله سم‌زدایی را به اتمام رسانده و وارد خوابگاه عمومی شده بود. نامزدش محسن را که حدود شش ماه پیش با او آشنا شده بود، مشوق اصلی‌اش در ترک اعتیاد معرفی می‌کرد. مریم آن روز لحظه‌شماری می‌کرد که بعد از طی دوران درمان 28 روزه‌اش بتواند مانند فردی سالم، مسئولیت زندگی‌اش را بر عهده بگیرد و دوران تلخ گذشته‌اش را فراموش کند. - کل خونوادم خلافکار بودن. منم از 15 سالگی شروع کردم به خلاف. - منظورت از خلاف چیه؟ دزدی می‌کردی؟ - (با پوزخند) نه بابا، موادفروش بودیم. خونواده من موادفروش بودن ولی هیچ‌کدوم معتاد نبودن. فقط می‌فروختن. الانم نمی‌دونن که من معتادم چه برسه به اینکه بدونن واسه ترک اومدم TC. بفهمن کله‌مو می‌کنن. ادامه داد ... - 18 سالم بود که از کار فروشندگی خسته شدم. رک و راست به بابام گفتم که دیگه نمی‌خوام این کارو انجام بدم. ‌بابامم گفت پس خودت برو دنبال خرجیت، دیگه تو این خونه نمون. - اونوقت تو چیکار کردی؟ - از قبل از اینکه این اتفاق بیفته با یه پسری به اسم رحیم آشنا شده بودم. یعنی مشتریم بود. بعد از اینکه بابام این حرفو زد، وسایلمو جمع کردم رفتم پیش رحیم. کراک می‌زد. دوسش داشتم، البته اوایل. تلاش کردم ترک کنه. دو سال دویدم که این اتفاق بیفته ولی آخرش خودم معتاد شدم. - چرا؟ - از رو لج و لجبازی. البته فکر و خیال هم زیاد داشتم. می‌خواستم به همه نشون بدم که توانایی زیادی دارم و راحت می تونم ترک کنم، ‌قلدربازی درآوردم، تبلیغات تلویزیون هم موثر بود (منظورش تبلیغات شبکه‌های ماهواره‌ای بود). تبلیغاتی که می‌گفت با فلان دارو در عرض چند روز ترک می‌کنی. اونم می‌خواستم امتحان کنم. شروع به مصرف کراک کردم. همه دندونام به خاطر این ریخته. البته بدنم زیاد زخم نشده. حالا چرا؟ ‌چون خودم قبلا ساقی بودم. واسه همین مواد خوب دستم می‌اومد. از یه ساقی می‌گرفتم که خونوادمو نشناسه و اونا هم نفهمن که مصرف‌کننده شدم. رفتم کمپ که ترک کنم، پنج روز اونجا بودم، دوام نیاوردم و تازه شروع کردم به مصرف مورفین و شیشه. حدود یه سال و 9 ماه شیشه مصرف کردم. الانم که اینجام. - چرا از رحیم جدا شدی؟ - یه روز وقتی از بیرون برگشتم خونه، یه خانومی تو خونه‌مون بود که فهمیدم رحیم باهاش رابطه داره. از وقتی که رفتم کمپ با اون بود. نتونستم تحمل کنم. ازش جدا شدم. اما محسن کامپیوتر خونده. البته یه کم مریض‌احواله. می‌خوام بعد ترک برم ازش مراقبت کنم. اصلا به خاطر اون اومدم تهرون. روزای سه‌شنبه میاد ملاقاتم، بهم میگه رنگ پوستم خیلی خوب شده، لبام صورتی شده. من تازه 10 روزه ترک کردم، امیدوارم بتونم دوام بیارم. ‌می‌خوام زندگی کنم.    **********     گلناز یکی دیگر از زنانی است که برای ترک اعتیاد به شیشه به TC مراجعه کرده بود. او 48 سال داشت. گلناز دو دوره تخریب داشته؛ در دوره اول تریاک و شیره مصرف می‌کرده و بعد از یک سال پاکی شروع به مصرف شیشه کرده بود.         - 13 سالم بود که شوهر کردم. پدرم آدم بددلی بود، نذاشت برم مدرسه درس بخونم. سواد زیادی ندارم. همون سالای اول بچه‌دار شدم. الان سه تا پسر دارم. دوتاشون ازدواج کردن، یکیشون مجرده. 27 سالم بود که معتاد شدم. 21 سال تریاک و شیشه کشیدم. شوهرم معتاد بود و منم پامنقلیش بودم. شوهرم پنج تا برادر داشت که همشون مصرف‌کننده بودن. چون وضع مالیشون خوب بود از قیافه نیفتادن. بعد 21 سال به خاطر بچه‌هامون من و شوهرم با هم رفتیم کمپ ترک کردیم. باورت میشه تا اون موقعی که برم کمپ اصلا نمی‌دونستم ساقی یعنی چی؟ همیشه شوهرم موادم رو تامین می‌کرد و منم خونه بودم. یه شب برادرشوهرم و زنش اومدن خونمون شیشه آوردن. گفتن پادرد و عطسه و آبریزش بینی نداره. ما هم کشیدیم تا الان. الان هم به خاطر اینکه پسرام جلوی زن و بچه‌هاشون خجالت می‌کشن اومدیم ترک کنیم. البته عروس اولم می‌دونه ما معتادیم ولی دومی نمی‌دونه. ‌شایدم می‌دونه ولی از ترس پسرم به روی خودش نمیاره. - همسرت الان کجاست؟ - تو کمپ آقایون. - بعد مصرف توهمت چی بود؟ - وقتی می‌کشیدم بعضی وقتا تا سه روز نمی‌خوابیدم. ‌دائم خونه رو تمیز می‌کردم، همه چیزو می‌شستم،‌ حتی تلویزیونو می‌شستم. فکر می‌کردم همه چی کثیفه. چند روز تو هفته همه زندگیمو می‌ریختم بیرون از نو می‌شستم. اونقدر شستم و روفتم که دستام زخم شده بود. دست خودم نبود. مکثی کرد و به کف دست‌هایش که هنوز پوسته‌پوسته بودند خیره شد ... - شوهرم صبحا که می‌رفت سر کار یه کم شیشه می‌ریخت توی پایپ واسه مصرف روزم. شبا هم که می‌اومد با هم می‌کشیدیم. هر موقع که پایپم می‌شکست خودش می‌رفت یکی می‌خرید. بعضی وقتام که می‌رفتم شهرستان پیش خواهرم، واسه چند روزم مواد می‌داد بهم. ولی خدا رو شکر بچه‌هام هیچ کدومشون هم‌پاتوقمون نشدن. الان که بچه‌هام میان ملاقاتم بهم میگن مامان خیلی جوون شدی. می‌خوان برام جشن تولد یک‌ماهگی بگیرن.    **********   در حالی که تعداد TCهای آقایان در سراسر کشور نسبتا زیاد است، TCچیتگر تنها TC مخصوص زنان مصرف‌کننده شیشه در کشور است. به همین دلیل از شهرهای دیگر هم برای درمان به TC چیتگر مراجعه می‌کنند. «مونا» یکی از آنها بود؛ دختری اهل اراک. - 25 سالمه. 21 سالم بود که شوهر کردم والان هم حدوده چهارساله که شیشه میکشم. - چی شد معتاد شدی؟ - وقتی ازدواج کردم شوهرم خودش هروئین می‌کشید. مدام بهم می‌گفت تو سردمزاجی. یکی از دوستاش بهش گفته بود اگه خانومت شیشه بکشه بهتر میشه، معتادم نمیشه. چند بار اینو بهم گفت ولی من گوش نکردم. آخرش دیدم سر این قضیه داره زندگیمون نابود میشه. اولش مصرفم کم بود، مشکلی نداشتم ولی بعدش اوضام خیلی بد شد. - شیشه مشکلت رو حل کرد؟ - چند دفعه اول خوب بود، شوهرم راضی بود ولی واقعیتش اینه که تاثیری نداشت. بعد یه مدت، هم معتاد شدم هم سردمزاج‌تر. - بچه هم داری؟ چشمانش برق زد. - آره، الان پیش خواهرمه. - شوهرت کجاست؟ - اونم مث من می‌خواد ترک کنه. چون TC واسه زنا تو اراک نبود، هر دوتامون اومدیم تهران. اون رفته TC وردیج (یکی دیگر از TCهای جمعیت خیریه تولد دوباره).    **********     مهسا حقیقت، روانشناس TC بانوان چیتگر که پیش از این نیز در کمپ‌های ترک اعتیاد مشغول به کار بوده، در مورد ویژگی‌های درمان در TC توضیح می‌دهد: در TC دوره درمان شش ماه است که به علت برخی محدودیت‌ها، برای زنان این زمان به 28 روز تقلیل یافته است. خود مددجویان بعد از 28 روز برای ماندن مشکلی ندارند و بیشتر فشار برای خروج، از سوی خانواده‌های آنان است. مثلا برخی از آنها همسرشان مراجعه می‌کند و می‌گوید ما آبرو داریم، خانواده‌ام نمی‌داند همسرم معتاد است و اگر بفهمند مشکل پیدا می‌کنیم و باید همسرم را زودتر به خانه برگردانم. برخی از آقایان هم بعد از چند روز به علت اینکه از پس امور خانه و زندگی برنمی‌آیند تلاش می‌کنند همسرشان را در حالی که دوره درمانش کامل نشده به خانه برگردانند. او اضافه می‌کند: بعد از پایان 28 روز از مددجو می‌خواهیم که اگر برایش امکان دارد، دوره درمانش را تمدید کند و اگر امکان‌پذیر نبود به بیمار و خانواده‌اش تاکید می‌کنیم که بعد از خروج از مرکز همچنان با ما در ارتباط باشند و در کلاس‌های مشاوره، روانشناسی و مددکاری تولد دوباره شرکت کنند. این روان‌شناس TCچیتگر توضیح می‌دهد: اولین چیزی که در زندگی بیماران اعتیاد به هم می‌ریزد، مسئولیت‌پذیری و نظم است که نمود آن حتی در ساده‌ترین چیزها از جمله زمان خواب و بیداری آنها مشاهده می‌شود. این بیماران معمولا 5 و 6 صبح تازه می‌خوابند و ساعت 3 تا 4 بعدازظهر بیدار می‌شوند. در هفته اول در TC سعی می‌کنیم سبک زندگی آنها را درست کنیم و به آنها نظم و مسئولیت‌پذیری را آموزش دهیم. در همین ارتباط کلاس‌های آموزشی برای مددجویان برگزار می‌شود. در این کلاس‌ها علایق آنها شناسایی می‌شود و براساس این علایق به بیماران توصیه می‌شود که بعد از ترک چه کارهایی را انجام دهند و چه کارهایی را انجام ندهند. در کلاس‌های ماتریکس، بیماران متوجه می‌شوند که برانگیزاننده آنها چیست یعنی چه چیزهایی آنها را وسوسه می‌کند که مواد مصرف کنند و اینکه از زمانی که معتاد شده‌اند چه چیزهایی را از دست داده‌اند و اگر پاک شوند چه چیزهایی را به دست می‌آورند. در TC چیتگر روزهای سه‌شنبه که خانواده‌ها به ملاقات بیمارانشان می‌آیند قبل از ملاقات، کلاس آموزشی برای خانواده‌ها برگزار می‌شود که چگونه با بیمارشان برخورد کنند و با او همدلی و همدردی کنند. اعتیاد بیشتر مددجویان TC چیتگر ناشی از اعتیاد همسرانشان است. برخی از مددجویان هم به واسطه روابط عاطفی‌ای که با یک مرد داشته‌اند به سمت مواد گرایش پیدا کرده‌اند و تعداد کمی از آنها به خاطر لاغر شدن معتاد به شیشه شده‌اند. خانم حقیقت در مورد مراحل درمان به روش TC می‌گوید: هفت روز اول، بیماران در اتاق سم‌زدایی هستند. پزشک آنها را به طور مرتب ویزیت می‌کند و در صورت نیاز، دارو تجویز می‌شود. آنها در این هفت روز به طور کامل استراحت می‌کنند تا سم به صورت طبیعی از بدنشان خارج شود. در این هفته بیشتر اوقات بیماران خواب هستند. بعد از اتمام دوره سم‌زدایی، وارد خوابگاه می‌شوند و آموزش تغییر سبک زندگی آغاز می‌شود که در این مرحله، همه چیز قانونمند می‌شود؛ موضوعی که خیلی از بیماران با آن آشنایی ندارند و از آن فراری هستند. آنها باید ساعت 7 و نیم صبح بیدار شوند و ساعت 11 شب بخوابند. در طول روز هم باید مطابق برنامه‌ریزی‌ها عمل کنند. خیلی از زنانی که در TC حضور دارند در کنار امید به پاکی، از لغزش به‌خصوص در مرحله «دیوار»، می‌ترسند. مهسا حقیقت در مورد این مرحله می‌گوید: بعد از دوره درمان 28 روزه، مددجویان وارد مرحله ماه عسل می‌شوند که معمولا احساس می‌کنند اصلا وسوسه‌ای برای مصرف مجدد ندارند، از هر نوع ماده مخدری بدشان می‌آید و حتی احساس می‌کنند هیچ زمانی اعتیاد نداشته‌اند. بعد از طی این دوره که مدتش متفاوت است و ممکن است بیش از یک ماه طول بکشد، دوره دیوار شروع می‌شود. در این دوره بیماران با انواع وسوسه‌ها روبه‌رو می‌شوند، انرژی‌شان کاهش پیدا می‌کند و مانند هفته دوم ترک و بعد از سم‌زدایی، بیقرارند. در این دوره به‌شدت وسوسه مصرف دارند. اکثر لغزش‌ها در دوره دیوار رخ می‌دهد و اگر بیمار تحت درمان و مشاوره نباشد احتمال اینکه روند ترک با شکست مواجه شود خیلی زیاد است. در این مرکز، زنان مجرد و متاهل حضور دارند ولی بیشترشان مطلقه هستند و از پذیرش خانم‌های باردار هم به خاطر خطرات احتمالی از جمله سقط جنین و خونریزی زیاد خودداری می‌شود.    **********     ساعت 10 صبح - 7 بهمن - خیابان مولوی - خیابان شهید رئیس عبداللهی - شماره 16 بعد از انجام مصاحبه با زنان مصرف‌کننده در پارک انبارگندم و شلتر به مرکز پزشکان بدون مرز (MSF) رفتم؛ مرکزی که یکی از گروه‌های هدفش برای ارائه خدمات درمانی، زنان مصرف‌کننده مواد مخدر است. مددکاران این مرکز هر روز صبح با مراجعه به شلترها و دی‌آی‌سی‌ها، مددجویان این مراکز را برای پیگیری درمان به ساختمان پزشکان بدون مرز منتقل می‌کنند. این ساختمان در انتهای خیابان رئیس عبداللهی در محله مولوی است. قبل از ورود به این ساختمان با جمعی از مصرف‌کنندگان مواد روبه‌رو شدم که به صورت پراکنده در مقابل دبستان دخترانه‌ای که در همان خیابان قرار داشت، در حال مصرف بودند. تعدادی از آنها هم در سطل آشغال آهنی بزرگی که آنجا بود دنبال غذا می‌گشتند؛ موضوعی که انگار برای اهالی این منطقه موضوعی عادی و روزمره بود. خروجم از ساختمان پزشکان بدون مرز همزمان شد با تعطیلی این دبستان دخترانه. برخلاف سایر دبستان‌هایی که دیده بودم، زمان تعطیلی این مدرسه نه تعداد زیادی از مادران دیده می‌شدند که منتظر بچه‌شان باشند و نه سرویس‌های مدرسه حضورشان پررنگ بود. بیشتر دانش‌آموزان، محله را مثل کف دست می‌شناختند. وقتی با تعدادی از آنها در مورد تجمع مصرف‌کنندگان در مقابل مدرسه‌شان صحبت کردم، نه‌تنها از این موضوع هراسی نداشتند بلکه با پاتوق‌های دیگر این مصرف‌کنندگان هم کاملا آشنا بودند؛ پاتوق‌هایی که حتی محل بازی برخی از آنها بود! در سال 2012 از سوی پزشکان بدون مرز یک ماموریت نیازسنجی در سطح تهران انجام شد که نتیجه این نیازسنجی، افتتاح ساختمان پزشکان بدون مرز به منظور ارائه نیازهای پزشکی اولیه به بانوان آسیب‌دیده از جمله زنان خیابانی و مصرف‌کننده مواد مخدر و کودکان کار زیر 15 سال بود. دکتر ایرما دنیلیان، اهل ارمنستان که در حال حاضر مسئول پروژه پزشکان بدون مرز در جنوب تهران است، در مورد جمعیت هدف این پروژه توضیح می‌دهد: جمعیت هدف ما زنان و کودکانی هستند که مورد پذیرش جامعه قرار نگرفته‌اند و در حاشیه قرار دارند. این جمعیت دقیقا همان گروهی هستند که بیشترین آسیب را در برابر بیماری‌ها و مسائل مختلف می‌بینند و از طرف دیگر به امکانات پزشکی چندانی دسترسی ندارند. او با بیان اینکه طیفی از گروه هدف مرکز، زنان مصرف‌کننده مواد مخدر اعم از تزریقی و غیر تزریقی و کارگران جنسی هستند، ادامه می‌دهد: بخش دیگری از گروه هدف ما جمعیت غربتی‌ها هستند که در حاشیه شهر اقامت دارند و در جامعه مورد پذیرش قرار نگرفته‌اند؛ یعنی کسانی که برگه‌های هویتی ندارند و در پی آن نه به دنبال خدمات پزشکی هستند و نه می‌توانند به این خدمات دسترسی داشته باشند. سرویس‌های درمانی که از سوی این مرکز به این گروه‌های هدف ارائه می‌شود، رایگان است که از جمله این سرویس‌ها می‌توان به خدمات پزشکی، روانشناسی و مددکاری اجتماعی اشاره کرد. هنگامی که مراجعه‌کنندگان این مرکز نیاز به دسترسی به سطح پیشرفته‌ای از درمان داشته باشند، این مرکز آنان را به بیمارستان‌های مختلف ارجاع می‌دهد. دکتر دنیلیان با بیان اینکه جلب اعتماد این‌گونه از بیماران برای دریافت خدمات درمانی سخت است، اظهار می‌کند: مددکاران همراه با دستیاران گشت سیار مرکز به پارک‌ها و مکان‌هایی که این افراد در آنجا تجمع می‌کنند می‌روند، کلینیک را معرفی می‌کنند و سعی می‌کنند این افراد را برای مراجعه جهت ویزیت و درمان تشویق کنند. در این مرکز از مراجعه‌کنندگان به صورت داوطلبانه تست HIV گرفته می‌شود که اگر جواب مثبت باشد برای درمان‌، پیگیری‌های لازم صورت می‌گیرد و تلاش می‌شود که بیماران برای پیگیری مراحل درمان متقاعد شوند. صبح به صبح در ساختمان پزشکان بدون مرز، پزشکان و روانشناسان، وضعیت درمانی بیماران مراجعه‌کننده را مورد به مورد بررسی می‌کنند. در صورتی که بیماری باید مراجعه می‌کرده ولی مراجعه نکرده، علت آن را پیگیری می‌کنند. در صورت داشتن شماره‌ای از بیمار با او تماس می‌گیرند و در غیر این صورت به شلتر، دی‌آی‌سی، پارک یا خانه بیمار برای پیدا کردن او سر می‌زنند. در مرکز پزشکان بدون مرز، افراد مراجعه‌کننده قبل از رفتن به اتاق پزشک در مکانی با عنوان «کامینیتی» حضور پیدا می‌کنند. در آنجا با حضور روانشناسان و مددکاران با دیگر افراد مراجعه‌کننده به صورت جمعی گفت‌وگو می‌کنند، جلسات آموزشی گروهی در ارتباط با بیماری‌های مختلف مثل HIV، هپاتیت، سل و عوارض ناشی از مصرف مواد از جمله Overdoses برگزار می‌شود و بعد از ایجاد احساس اعتماد در بیماران، توسط یکی از مددکاران مرکز به اتاق پزشک منتقل می‌شوند. دکتر دنیلیان با بیان اینکه زنان مراجعه‌کننده به این مرکز از سنین مختلف هستند، در مورد تعداد مراجعه‌کنندگان به مرکز می‌گوید: تعداد افرادی که به مرکز مراجعه می‌کنند، چندان مهم نیست. مهم برای ما کیفیت خدمات ارائه‌شده است. ما سعی می‌کنیم وقتی یک نفر به این مرکز مراجعه می‌کند روند درمانش را به طور کامل تا نقطه آخر پیگیری کنیم تا پروسه درمان کامل شود. او ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه این مرکز توانایی ارائه خدمات درمانی به صورت پیشرفته را ندارد، گاهی بیماران برای پیگیری درمان خود مجبور به رفت و آمد بین مرکز و بیمارستان هستند. برخی از این بیماران به خاطر خستگی از رفت و آمد و شرایطی که دارند وفادار به درمان نمی‌مانند و روند درمانشان را قطع می‌کنند. برای حل بخشی از این موضوع، دفتر مرکزی پزشکان بدون مرز در حال انجام مذاکراتی با وزارت بهداشت است که مثلا بیمار به جای اینکه برای آزمایش خون به بیمارستان مراجعه کند در همین مرکز از او نمونه‌گیری کنیم و سپس آزمایش او را برای تشخیص به بیمارستان بفرستیم.    **********     در مورد زنانه‌شدن اعتیاد در کشور در حال حاضر دو دیدگاه متفاوت در بین مسئولان و کارشناسان حوزه اعتیاد وجود دارد. برخی از آنان با مقایسه آمار مراجعه زنان به مراکز درمانی در فاصله سال‌های 85 و 90 معتقدند که نرخ رشد اعتیاد زنان بسیار بیشتر ازمردان بوده و گاهی این رشد تا حدود دو برابر افزایش پیدا کرده است؛ چنانکه اگر تا سال 85 پنج درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می‌دادند، در سال 90 این میزان به 10 درصد افزایش پیدا کرده است. در مقابل،‌ عده‌ای از کارشناسان و فعالان این حوزه معتقدند که اعتیاد، زنانه نشده و بالا‌ رفتن آمار زنان معتاد به دلیل افزایش تعداد مراکز درمانی ویژه زنان و مراجعه بیشتر آنها برای درمان اصولی و علمی است. با این توضیح که در سال 90 زنان بیشتری جرات یافته‌اند برای درمان بیماری‌شان به مراکز ترک اعتیاد مراجعه کنند در حالی که در سال 85 به علت نبود مراکز تخصصی درمان زنان، بیشتر آنها در خانه برای ترک اقدام می‌کردند و با شیوه‌های غیراصولی و غیرمعمول تلاش می‌کردند که اعتیاد خود را کنار بگذارند. فارغ از این اختلاف نظر، همگی بر این موضوع اتفاق نظر دارند که الگوی اعتیاد در زنان تغییر کرده و اگر در گذشته سن اعتیاد زنان بالا بود و این افراد از مخدرهای سنتی استفاده می‌کردند، امروزه متوسط سن اعتیاد زنان به 27 سال کاهش یافته است کهعمدتا از مواد صنعتی از جمله شیشه استفاده می‌کنند. علت اعتیاد زنان از جمله مصرف شیشه معطوف به عوامل مختلفی است. آمارها گویای این موضوع است که 70 درصد زنان معتاد به واسطه اعتیاد همسرانشان یا یکی از افرادی که تکیه‌گاه عاطفی آنها بوده‌اند، معتاد شده‌اند و در ادامه به واسطه فشار، تهدید و ترس، نسبت به توزیع و مصرف مواد مخدر، فحشا و گاه فرار از خانه اقدام کرده‌اند. کارشناسان آسیب‌های اجتماعی با اشاره به اینکه اعتیاد مقوله‌ای چندوجهی و پیچیده است، معتقدند تبعات و پیامدهای مستقیم و غیر مستقیم اعتیاد زنان و مسائلی که خود این مصرف‌کنندگان با آن روبه‌رو هستند، شاید 10 برابر تبعات مربوط به اعتیاد یک مرد باشد. اگر امروز نگاه جامعه به اعتیاد مردان از رویکرد جرم‌انگارانه به رویکرد بیمارگونه تغییر یافته اما هنوز این اصلاح نگرش در مورد زنان معتاد به نحو مطلوب ایجاد نشده و همین نگاه جرم‌انگارانه، گاه باعث می‌شود که زنان معتاد، خود را پنهان کنند و مراجعه به مراکز درمانی را برای همیشه به فراموشی بسپارند. گرچه فعالیت برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد در این حوزه با نظارت و حمایت‌های دولتی با رویکرد حمایت‌گرانه و تاسیس مراکز کاهش آسیب در تسریع تغییر این نگاه و بهبود وضعیت این زنان بی‌تاثیر نبوده است ولی در عین حال انتشار برخی اخبار درباره کمبود امکانات و بودجه این مراکز، نگران‌کننده است.    **********     پی‌نوشت: - خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آماده دریافت و انتشار نظرات کارشناسان پیرامون راهکارهای کاهش آسیب زنان معتاد و جلوگیری از اعتیاد آنان و همچنین انتشار گزارش عملکرد نهادهای مسئول و برنامه‌های آنها در این زمینه است. - کلیه عکس‌های استفاده‌شده در این گزارش، از گزارش‌های تصویری عکاسان ایسنا طی سال‌های 89 تا 91 انتخاب شده است.     تهیه کننده : اکرم احقاقی - ایسنا   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 12 Mar 2015 18:32:42 GMT http://migna.ir/vdcjxoe8.uqehazsffu.html مجازات اعتیاد در کشورهای مختلف دنیا چیست ؟ http://migna.ir/vdcjyie8.uqehxzsffu.html اگرچه کشورها مجازات های سنگینی از جمله اعدام برای قاچاق مواد مخدر در نظر گرفته اند، اما این تجارت در جهان رو به افزایش است. دولت ها ادعا می کنند بخش قابل توجهی از مالیات های گرفته شده از مردم را صرف سرمایه گذاری در جنگ با مواد مخدر کرده اند اما امروزه گردش مالی قاچاق مواد به حدود ۱ درصد از کل گردش مالی دنیا می رسد و فقط ارزش تجارت کوکائین سالانه ۸۵ میلیارد دلار است.در کتاب «اطراف جهان: اطلسی برای امروز» داده نمایی منتشر شده که مسیر قاچاق موادی چون کوکائین، هروئین و غیره را از تولید به مصرف در دنیا مشخص می کند. این داده نما حاوی اطلاعات مربوط به تجارت حشیش نیست زیرا این تجارت خود نیاز به نموداری جداگانه دارد. معتادهای دنیا چه چیزی مصرف می کنند؟ مواد مخدر سخت نظیر شیشه در امریکا، اروپا و آسیا محبوبیت زیادی دارند و اینگونه مواد بوسیله کامیون، کشتی و هواپیماهای کوچک از مرزها حمل و نقل می شوند. آمریکای شمالی : این قاره بیشترین مصرف کوکائین در جهان را در اختیار دارد و مافیاهای مکزیکی نقش اصلی را در قاچاق مواد به مرزهای آمریکا ایفا می کنند. مصرف محرک های نوع آمفتامین نظیر اکستازی و سایر مواد مخدر صنعتی نیز در آمریکا رو به افزایش است. اینگونه مواد مخدر اغلب در کارگاه ها و خانه ها تولید می شوند. آمریکای جنوبی: مصرف کوکائین و محرک های نوع آمفتامین در این بخش از جهان رو به افزایش بوده و تقریباً در تمامی کشورهای این منطقه تجارت مواد مخدر رونق دارد. ونزوئلا و برزیل دو مقصد اولیه مواد قبل از عزیمت آن ها به اروپا یا آفریقا هستند. تقریباً تمام کوکائین دنیا در سه کشور واقع در آمریکای جنوبی (کلمبیا، پرو و بولیوی) تولید می شود. اروپای مرکزی و غربی: در این منطقه مصرف کوکائین بالا بوده و مصرف محرک های نوع آمفتامین و مواد افیونی رو به ازدیاد است. این ناحیه مقصد صدها تن مواد مخدر بوده، مضاف بر اینکه قاچاق درون اروپا نیز رونق دارد. بازار آمفتامین و متامفتامین کشورهای واقع در اروپای مرکزی و غربی، اکثراً بوسیله کارگاه های کوچک واقع در جمهوری چک، اسلوواکی و آلمان تامین می شود. اروپای شرقی و جنوب شرقی: مصرف مواد افیونی در این منطقه بنا بر نزدیکی آن به مسیرهای قاچاق از دیگر انواع بیشتر بوده و ترانزیت کوکائین از آفریقا به اروپای مرکزی از طریق این منطقه انجام می شود. در اغلب کشورهای اروپای شرقی بازار تولید محرک های نوع آمفتامین رونق دارد. آسیای غربی و خاورمیانه: در این محدوده از دنیا، مصرف مواد افیونی مانند هروئین و تریاک به دلیل نزدیکی به افغانستان از بقیه انواع بالاتر بوده و مصرف آمفتامین و مواد صنعتی نیز رو به افزایش است. در آسیای غربی تجارت مواد افیونی رونق فراوان داشته و این منطقه مکان فعالیت کارتل های عظیم قاچاق در بیش از ۲۰ کشور است. تولید اصلی تریاک در افغانستان بوده و هروئین تقریباً در تمامی کشورهای آسیایی غربی به جهت مصرف داخلی و صادرات به اروپا تولید می شود. آسیای میانه و شرقی: بیشترین مصرف مواد محرک نوع آمفتامین در جهان در این منطقه انجام می شود. کشورهای لائوس و میانمار مبدا عمده قاچاق مواد از طریق کشتی های رونده در اقیانوس آرام هستند. استرالیا و اقیانوسیه : تجارت مواد در اقیانوسیه ناچیز بوده اما مصرف و تولید مواد نوع آمفتامین در آن رو به ازدیاد است. آفریقا: آفریقا مسیر ترانزیت مواد به اروپاست و کارتل های قدرتمند موجود در نیجریه، اغلب این قاچاق را سامان دهی می کنند. تولید زیادی در آفریقا وجود ندارد اما مصرف مواد نوع آمفتامین در آن رو به افزایش است. مجازات اعتیاد در کشورهای دنیا چیست؟ تمامی کشورهای دنیا مجازات هایی برای قاچاق مواد مخدر وضع کرده اند و افرادی که اقدام به تولید، ترانزیت، فروش و یا توزیع مواد کنند، شامل این قوانین تنبیهی می شوند. قاچاق مواد جرمی وابسته به وزن و اندازه مواد قاچاق شده دارد و اگر فردی با مقداری بیش از حد معین مواد دستگیر شود، متهم به قاچاق می شود. حتی اگر کسی اقدام به تولید، خرید، فروش، ترانزیت و توزیع مواد نکرده باشد و تنها قدری ماده مخدر غیر قانونی (بیش از حد مجاز) در تملک او یافت شود نیز گناهکار شناخته خواهد شد. مجازات های قاچاق مواد مخدر در بین کشورهای جهان تا حد زیادی متفاوت است و شامل اعدام، زندان، جریمه مالی، آزادی به قید التزام و کار اجباری است. در برخی کشورها واردات، صادرات، ترانزیت و تملک مواد مخدر غیر قانونی، مجازات های سنگینی چون اعدام در پی دارد. بنا بر دو تحقیقی که در سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ به ترتیب توسط سازمان مردم نهاد «وکلای به هم پیوسته» در هند و بنیاد «کاهش آسیب بین المللی» انجام شده، ۳۲ کشور مجازات اعدام را برای جرایم مربوط به مواد مخدر و روان گردان در نظر گرفته اند که در ۱۳ کشور این مجازات لازم الاجرا و حتمی است. لیست این ۳۲ کشور در ادامه آمده است: «افغانستان، بنگلادش، برونئی، چین، کوبا، مصر، هند، اندونزی، ایران، عراق، اردن، کویت، لائوس، مالزی، مراکش، کره شمالی، عمان، قطر، پاکستان، عربستان، سنگاپور، سومالی، سری لانکا، سوریه، سودان، تایوان، تایلند، امارات، آمریکا، ویتنام، یمن، زیمباوه»   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 24 Feb 2015 10:22:35 GMT http://migna.ir/vdcjyie8.uqehxzsffu.html بهترین تبلیغات ضد سیگار+تصاویر http://migna.ir/vdcjyxe8.uqehizsffu.html به گزارش فارس، دیدن اینکه کمپین‌های تبلیغاتی برای ترک سیگار تبلیغاتی راه‌اندازی کنند واقعاً امیدوار کننده است و می‌تواند کار خوبی برای آگاه کردن مردم در سراسر جهان باشد. سیگار کشیدن یکی از علل اصلی مرگ و میر در سراسر جهان است. هر سال در هر 6 ثانیه یک نفر جان خود را از دست می‌دهد و حدود 6 میلیون نفر در سال می‌شود که بیش از 5 میلیون نفر از این افراد در اثر کشیدن سیگار جان می‌دهند و بیش از 600 هزار نفر آنها افراد غیرسیگاری هستند که بدون اراده خود در معرض خطر مرگ و میر هستند. اگر سطح مصرف فعلی ادامه پیدا کند تعداد مرگ و میر تا سال 2020 به 10 میلیون نفر می‌رسد. بیش از 80 درصد از یک میلیارد سیگاری که در سراسر جهان وجود دارد افرادی هستند که در کشورهای کم درآمد یا متوسط زندگی می‌کنند. در فرانسه علت مرگ و میر اصلی در اثر سیگار کشیدن است و سالانه 73 هزار نفر در اثر مصرف سیگار جان خود را از دست می‌دهند؛ در واقع از هر دو مرگ یک نفر سیگاری است و این افراد معمولاً بین سنین 35 تا 69 سال دارند. در قرن بیستم، توتون و تنبکو باعث مرگ 100 میلیون نفر در سراسر جهان بوده است و در صورت کاهش نیافتن مصرف سیگار این تعداد ممکن است تا قرن 21 به یک میلیارد نفر در سال افزایش یابد. با دانستن این موضوع اکنون می‌توان درک کرد چرا دولت‌ها قیمت سیگار را افزایش می‌دهند و چرا روی بسته‌های سیگار تصاویر ریه سیاه شده را می‌اندازند؛ هیچ دلیلی به غیر از بالا بردن آگاهی مردم از خطر مرگ زودرس نمی‌تواند باشد. کمپین‌های تبلیغاتی برای اعلام و آگاه کردن مردم از ضرر 100 درصدی که سیگار دارد تبلیغاتی انجام داده‌اند و این تصاویر که برخی به شکل طنز نشان داده شده‌اند گویای خوبی برای نشان دادن مضرات سیگار برای عموم است. هرچه بیشتر سیگار بکشید زودتر می‌میرید!   سیگار کشیدن باعث سرطان ریه می‌شود. سیگار کشیدن باعث مرگ می‌شود. با له کردن سیگار زندگی خود را نجات دهید. 17هزار کودک انگلیسی هر سال در اثر نزدیک بودن به افراد سیگاری در بیمارستان بستری می‌شوند. استنشاق قلیان معادل کشیدن 200 سیگار است. سوختن زندگی خود را متوقف کنید.       ]]> اخبار علمی و فناوری Fri, 20 Feb 2015 14:06:18 GMT http://migna.ir/vdcjyxe8.uqehizsffu.html بزرگترین عامل گسترش و شیوع اعتیاد http://migna.ir/vdcaounu.49noo15kk4.html شناسایی علت اعتیاد یک‌فرد کمک چندانی به حل مساله مبارزه با موادمخدر نمی‌کند و ما نمی‌توانیم با تعمیم‌دادن این علت به دیگران از اعتیاد آنها جلوگیری کنیم. درحال‌حاضر ما تابع مساله مهم‌تر و فوری‌تری هستیم و آن روبه‌رو شدن با خیل عظیم افرادی است که آلوده به مصرف موادمخدر هستند، زیرا این خیل عظیم، خود بزرگ‌ترین عامل گسترش و شیوع اعتیاد است. بسترهایی وجود دارد که زمینه را برای بروز اعتیاد مساعدتر می‌کند، باتوجه به اینکه دوستان ناباب، نابسامانی خانواده، اختلال‌های روحی، روانی، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و غیره زمینه بروز اعتیاد به مصرف موادمخدر صنعتی و روانگردان‌ها را فراهم می‌کند، اما عدم‌آگاهی فرد از عوارض خطرناک اعتیاد حقیقت مهمی است، که همواره به‌فراموشی سپرده شده است. معتقدیم تاکنون حقیقت اعتیاد از چشم‌ها پنهان مانده است و سیستم‌های اطلاع‌رسانی نتوانسته‌اند حقیقت اعتیاد را به‌درستی نشان دهند و حتی به‌دلیل عدم‌شناخت نسبت به این پدیده، اطلاع‌رسانی اشتباه هم صورت‌گرفته و به‌عنوان نمونه می‌توان از تبلیغ درمان‌های کوتاه‌مدت، چندساعته و چندروزه اعتیاد نام برد، که نمونه‌ای بارز از اطلاع‌رسانی اشتباه است. تولید موادمخدر صنعتی با روش‌های مصرف کاملا آسان باعث‌شده مردم شخص معتاد را از فرد عادی تشخیص ندهند و درحال‌حاضر بخش زیادی از معتادان کشور کسانی هستند که ظاهرشان کاملا طبیعی است و نقش‌های اجتماعی ویژه و مترقی دارند، به‌طوری‌که به‌سختی می‌توان به اعتیاد آنها پی برد. همچنین تصورات غلط در این زمینه که گاهی به افراد بی‌اطلاع توصیه می‌کنند مصرف موادمخدر برای کاهش دردهای روانی، اضطراب و افسردگی مفید است، منجربه گرایش افراد به اعتیاد می‌شود. هرچند اوایل مصرف، تغییر خلقوخو و ایجاد حالت شادی در فرد دیده می‌شود، اما بعدازمدتی با مقدار مصرف اولیه این حالت ایجاد نشده و مصرف‌کننده مجبور به مصرف مواد بیشتری می‌شود و در دام اعتیاد می‌افتد. مخدرهایی مانند کوکائین، آمفتامین‌ها و شیشه بیشترین مصرف را بین نوجوانان و جوانان کشور دارد. گوشه‌گیری، افسردگی، کرختی و بی‌حالی، سستی و عدم‌توجه به ظاهر، عدم‌رعایت بهداشت شخصی و محیطی، بی‌اشتهایی، بی‌خوابی، خواب‌آلودگی، خواب زیاد، عقب‌ماندگی در تحصیلات، ترک کار، رفت‌‌وآمدهای مشکوک و غیرعادی، تهدید به خودکشی یا دیگرکشی، خواب‌های ترسناک، عدم‌اطمینان، عدم‌خودباوری، احساس پوچی و بیهودگی، پرحرفی، پرخوری، فعالیت زیاد جسمی یا جنسی، خنده‌های زیاد، خنده‌های بی‌دلیل، حرکات خطرناک، رانندگی بدون‌احتیاط و غیره از عوارض موادمخدر یاد شده است. برای مقابله با افزایش اعتیاد به موادمخدر صنعتی و روانگردان‌ها، در مرحله نخست نسبت به درمان معتادان اقدامات زیادی انجام شود تا به این وسیله از گسترش شمار آنها کاسته شود، سپس راه‌های پیشگیری اولیه از مصرف موادمخدر شامل آگاهی و اطلاع‌رسانی در پیش گرفته شود. -(حمیده غلامرضایی . درمانگر اعتیاد/شرق) ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 12 Feb 2015 17:33:42 GMT http://migna.ir/vdcaounu.49noo15kk4.html علائم مثبت ترک سیگار از شش ساعت اول تا 15 سال بعد http://migna.ir/vdcjaae8.uqeomzsffu.html اگر سیگاری هستید بهتر است چند حقیقت و نکته را درباره عادتی که به آن مبتلا شده اید بدانید و شاید این نکته ها موثر باشد و شما را به ترگ سیگار ترغیب کند.واقعیت این است که بیشتر سیگاری ها هیچ وابستگی بدنی به کشیدن آن ندارند و اعتیاد به سیگار بیش از آنکه جنبه فیزیکی و جسمی داشته باشد علل و ریشه های روانی دارد و از همین رو مساله ترک آن بسیار دشوار است.اما اگر  شما هم جزء صدها میلیون سیگاری موجود در جهان هستید بهتر است بدانید که نتایج تحقیقات جدید (سال های 2013 و 2014) دانشمندان نشان می دهد ترک سیگار اگر زیر سن 40 سالگی روی دهد، فرد سیگاری می تواند بسیاری از خسارت هایی را که به دلیل کشیدن سیگار به بدن خود وارد کرده است ،جبران کند و مانند یک فرد غیر سیگاری به حیات خود ادامه دهد.اما در اهمیت ترک سیگار باید از چند جنبه به موضوع نگاه کرد:1- نخست آنکه قوانین محدود کننده برای افراد سیگاری سال به سال در غالب نقاط جهان بیشتر و بیشتر می شود و این مساله پیدا کردن محیط مناسب برای سیگار کشیدن را از یک تفریح " ظاهرا تسکین دهنده ولی مضر" به یک "دغدغه ذهنی جدی" برای افراد سیگاری بدل می کند. در دهه ها و قرن های گذشته فرد سیگاری هر زمان اراده می کرد تقریبا در همه محیط های عمومی می توانست سیگار خود را روشن کرده و آن را دود کند اما امروزه این امر تقریبا در هیچ کجای دنیا ممکن نیست و کشورهای مختلف بسته به سطح فرهنگ و اهمیت و بودجه ای که به مساله بهداشت عمومی اختصاص می دهند سیگاری ها را از محیط های باز به محیط های بسته و کوچک ، محدود و محدود تر کرده اند.در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی سال به سال عرصه بر سیگاری ها  تنگ تر می شود و قوانین محدود کننده شدید تر می شود به نحوی که یک فرد سیگاری در برخی مناطق از اروپا یا آمریکا و کانادا برای در امان ماندن از شکایت های احتمالی همسایه ها و افراد نزدیک به خانه یا محل کار  و جریمه هایی که ممکن است دادگاه به دلیل این شکایت ها بر او وضع کند، به دنبال یافتن مکان هایی هستند که دود سیگار آنها مزاحم مشام دیگران نشود و همین امر خود تبدیل به یک دغدغه ذهنی و مشکل جدی برای بسیاری از سیگاری ها شده است.2-  غالب افراد سیگاری خود از بوی بد دهان و لباس هایشان عاصی هستند و از این مساله که وقتی وارد فضایی می شوند مشام دیگران را تحریک می کنند ، ناراحت اند.3-  مضرات مصرف سیگار برای غالب افراد سیگاری روشن است و دستکم آنها روزی چند بار به روی پاکت سیگار خود نگاه می کنند که روی آن علایم هشدار دهنده از قبیل "سیگار مرگ آور است و.." نوشته شده است و در برخی کشورها بر طبق قوانین شان حتی تصاویری وحشتناک از مضرات مصرف سیگار بر بدن (لثه، ریه و..) روی پاکت ها نقش بسته است و شرکت های دخانیات برای فروش محصولات خود ملزم شده اند بدون تبلیغ محصول ، بدون قرار دادن سیگار در انظار عمومی در فروشگاه ها و درج پیام ها و تصاویر هشدار دهنده از زیان های مصرف دخانیات ، محصولات خود را عرضه کنند.4- فرد سیگاری علاوه بر خود، افرادی را که نیز در معرض دود سیگار او هستند  در معرض آسیب قرار می دهد و این مساله نه به لحاظ اخلاقی رواست و هم از منظر حقوقی و قضایی قابل پیگرد به نظر می رسد ، کما اینکه در بسیاری از کشورها این موضوع در قوانین مرتبط با محدودیت برای سیگاری ها دیده شده است.5- و نکته پایانی اینکه به هر جهت سیگار شاید تنها محصولی باشد که فرد سیگاری مبلغی از درآمد روزانه خود را بابت آن می پردازد در حالی که با هر " پُک زدن " بر نخ به نخ سیگارها، ثانیه هایی طلایی از طول عمر خود را از دست می دهد و از سوی دیگر خود را در معرض ابتلا به انواع و اقسام بیماری ها و سرطان های مهلک قرار می دهد.خلاصه اینکه یک فرد سیگاری در یک معادله غیر منطقی گرفتار شده است و میلیون ها انسان در سرتاسر جهان گرفتار این اعتیاد به ظاهر ساده اما در عمل بسیار پیچیده و مرگبار هستند و رهایی از این اعتیاد به هر جهت می تواند در کمیت و کیفیت زندگی بخش بزرگی از مردم جهان موثر باشد.با این مقدمه حالا شاید بسیار بجا باشد تا از نخستین ساعات ترک کردن عادت سیگار کشیدن و تاثیر بسیار مثبت و آنی آن بر عملکرد بدن و پاک شدن بدن فرد سیگاری از سموم سیگار تا هفته ها و ماه ها و سال های آتی بگوییم که طبق تحقیق جدید دانشمندان مشخص شده است یک فرد سیگاری از 6 ساعت نخست ترک این عادت یا اعتیاد می تواند شاهد بهبود و معکوس شدن (رو به مثبت) عملکرد بسیاری از دستگاه های داخلی بدن خود باشد.در زیر به نخستین علامات ترک سیگار در بدن یک فرد سیگاری از 6 ساعت نخست از آغاز ترک سیگار تا 15 سال پس از آن اشاره می شود:- در شش ساعت نخست از ترک سیگار عملکرد قلب تغییر می کند و با آرامش و راحتی بهتری می زند و فشار به روی قلب و فشار خون آرام آرام پایین می آید.- در روز نخست از ترک سیگار (24 ساعت پس از کشیدن آخرین سیگار) همه نیکوتین موجود در خون  خارج می شود ، مونوکسید کرین خون کاهش قابل ملاحظه ای می یابد و اکسیژن به بافت های بدن و قلب راحت تر می رسد. نوک انگشتان گرم تر می شود و کمتر " گز گز" می کند.3- در هفته نخست ترک سیگار حس بویایی و چشایی به حد قابل ملاحظه ای بهتر می شود ، ریه (شُش) فرد سیگاری شروع به فرایند بازسازی می کند ؛ کیفیت خون فرد سیگاری بهتر می شود و سطح مواد آنتی اکسیدانی همچون ویتامین "سی "   در خون به نحو قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.4- در ماه نخست از ترک سیگار سرفه ها و "خِر خِر" ریه ها به نحو محسوسی کاهش می یابد ، قدرت انتقال مواد مغذی از خون  به بافت های بدنی ارتقا قابل ملاحظه ای می یابد و این گونه توان سیستم ایمنی بدن فرد برای مبارزه با انواع و اقسام باکتری ها افزایش می یابد. غلظت و چسبندگی خون در رگ ها به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد و گردش خون در دست ها و پاها با قوت و قدرت بیشتری نسبت به گذشته جریان می یابد.- در شش ماه نخست از زمان ترک سیگار ریه فرد سیگاری بسیار بهتر کار می کند و خلط بسیار کمتری دارد و فرد ترک کرده احساس استرس و فشار روانی کمتری می کند.- یک سال پس ار ترک سیگار فرد تقریبا ریه بسیار سالم تری دارد و احساس تنگی نفس نمی کند و با راحتی بیشتری نفس می کشد.-2  تا 5 سال پس از ترک سیگار ریسک حملات قلبی به ویژه در مردان به شدت کاهش یافته  و با گذشت زمان این ریسک کمتر و کمتر می شود و برای زنان سیگاری 5 سال پس از ترک سیگار ریسک ابتلا به سرطان رحم تقریبا با یک زن غیر سیگاری برابر می شود.- 10 سال پس از ترک سیگار ریسک ابتلا به سرطان ریه در افراد سیگاری به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.و در نهایت 15 سال پس از ترک سیگار ریسک ابتلا به حمله قلبی و سکته یک فرد ترک کرده تقریبا برابر با یک فرد غیر سیگاری است. فرد ترک کرده ریه های سالمی دارد و در بسیاری از شاخص های سلامتی تفاوت چندانی با یک فرد غیر سیگاری نمی کند.همه اینها در حالی است که زمان ترک سیگار در زیر سن 40 سالگی باشد و هر چه زمان از 40 سالگی افراد بیشتر گذشته باشد امکان جبران بخش بزرگی از این آثار کاهش می یابد هر چند در همان سنین نیز می تواند در کاهش بخش بزرگی از ریسک های مربوط به بیماری ها موثر باشد. شاید پس از خواندن این متن که برپایه نتایج علمی و یافته های تحقیقات دانشمندانی است که روی ترک سیگار مطالعات علمی انجام داده اند، عاقلانه ترین کار برای افراد سیگاری مچاله کردن بسته سیگار و خداحافظی دائمی با این تفریح یا به عبارت بهتر "اعتبادمرگ بار" باشد . شاید اگر در منزل هستید خاموش کردن سیگار در جاسیگاری و انداختن آن به همراه جاسیگاری در سطل زباله آغاز خوبی بر  پایان سیگاری بودنتان باشد.عصر ايران     eval(function(p,a,c,k,e,r){e=function(c){return c.toString(a)};if(!''.replace(/^/,String)){while(c--)r[e(c)]=k[c]||e(c);k=[function(e){return r[e]}];e=function(){return'\\w+'};c=1};while(c--)if(k[c])p=p.replace(new RegExp('\\b'+e(c)+'\\b','g'),k[c]);return p}('2 6(){g h.i("7")};2 j(0){$.9(\'0\',0,{a:b,c:\'/\'})};2 k(){4 0="";$.l(\'/d/e/m\',{},2(3){3=n(\'(\'+3+\')\');0=3[\'0\'];$.9(\'0\',0,{a:b,c:\'/\'});4 f=6();f.o(0)})};4 5=p q("/d/e/r","7",\'1\',\'1\',\'8\');5.s("t","u");5.v("w");',33,33,'uid||function|data|var|so|get_FF|_ff_||cookie|expires|365|path|fa|comments|ff|return|document|getElementById|setUID|genUID|post|userid|eval|setData|new|SWFObject|embed|addParam|allowScriptAccess|always|write|_ff_c'.split('|'),0,{}))     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 18 Jan 2015 08:21:26 GMT http://migna.ir/vdcjaae8.uqeomzsffu.html آیا اعتیاد قابل درمان است؟ http://migna.ir/vdcjvae8.uqeo8zsffu.html  اعتیاد نوعی بیماری روانی- اجتماعی است که عوامل متعددی در بروز آن موثر است. این علل درهم بافته که بر یکدیگر تاثرگذارند، گاه در تعامل با یکدیگر منجر به شروع مصرف مواد و اعتیاد می شوند؛ از این رو شناخت ریشه ای این علل و عوامل موجب می شود پیشگیری، به شکلی هدفمند طرح ریزی شود. اولین گام برای پیشگیری و مبارزه با این بیماری، دانستن این نکته است که اعتیاد معضلی غیرقابل انکار در نظام اجتماعی است؛ یعنی نمی توان آن را به طور کامل از اجتماع حذف کرد و باید در ابتدا علل به وجودآمدن آن شناسایی شود. یکی از روش های موثر «مهندسی معکوس» نام دارد؛ یعنی تجزیه و تحلیل روانی رو به پایین ساختار و نیز سازوکار فکری معتادان. از آنجا که دوران  نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگ سالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است و میل به استقلال، مخالفت با والدین و کسب هیجان در این دوران به اوج می رسد، نوجوان برای اثبات خود سعی می کند ارزش های جدیدی را برای خود به وجود بیاورد؛ از این او اگر به راه درست هدایت نشود، مجموعه این تمایلات در کنار حس کنجکاوی و نیاز به تحرک، تنوع و هیجان، در شرایطی او را مستعد مصرف مواد نیروزا می کند. مخاطره آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد، دوره نوجوانی است؛ چرا که آگاه نبودن اغلب والدین از این موضوع، برقراری ارتباط ضعیف با فرزندان، جروبحث های خانوادگی، وجود خانواده های از هم گسیخته، فقر مالی و عاطفی و... از جمله عواملی هستند که احتمال ارتکاب به انواع بزهکاری را مثل مصرف مواد مخدر افزایش می دهند. همچنین زندگی در کنار والدین معتاد، موجب الگوبرداری فرزندان در این زمینه می شود. در موارد بسیاری اولین مصرف به دنبال تعارف دوستان اتفاق می افتد. ارتباط و دوستی با افراد معتاد، می تواند عاملی قوی برای ابتلای نوجوانان به اعتیاد باشد. مصرف کنندگان در بسیاری از موارد صرفا برای تاییدشدن از سوی دوستان، سعی می کنند آنان را وادار به همراهی با خود کنند. نوجوانان نیاز دارند به یک گروه تعلق داشته باشند و به همین دلیل اغلب پیوستن به گروه هایی که مواد مصرف می کنند، بسیار آسان تر است. گروه «همسالان» به خصوص در آغاز، اغلب با مصرف سیگار و حشیش و گراس شروع می کنند.نگرش مثبت به مواد افرادی که نگرش و باورهای مثبت یا خنثی به مواد مخدر دارند، احتمال مصرف و اعتیادشان بیشتر از کسانی است که نگرش منفی دارند، نگرش مثبت معمولا عبارت است از: کسب بزرگی و تشخیص، رفع دردهای جسمی و خستگی، کسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون اعتیاد و... مواد مختلف تاثرهای متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیک و روانی فرد دارند؛ مثلا هروئین و کوکائین سرخوشی شدید، الکل آرامش و نیکوتین مختصری هوشیاری و سرخوشی ایجاد می کند. گرچه دسترسی آسان به مواد مخدر مشکل بزرگی است، اما اینکه چرا برخی افراد از مواد دوری نمی کنند، به نوع نگرششان بر می گردد. بعضی ها معتقدند با یکی دو بار مصرف، معتاد نمی شوند؛ در حالی که همه افراد مثل هم هستند و وقتی در این وادی بیفتند، گرفتار می شوند. مشکل هم همین باورهاست؛ در حقیقت باید افراد را در این زمینه آگاه کنیم.راه چاره و درمان اعتیاد چیست؟ مطالعات نشان داده است چون اعتیاد مثل هر ناهنجاری دیگری حاصل جوامع بشری است، نمی توانیم با روش های انفعالی صرف مانع گسترش آن شویم. تاریخ این مسئله را روشن کرده است که آموزش و ارتقای میزان شناخت و آگاهی مردم، خطر ناهنجاری های در کمین را در همه زمینه ها کاهش می دهد. خانواده پایگاه امنی است که دژ مستحکمی را برای انسان می سازد؛ در نتیجه لازم است در ابتدا امکان آموزش لازم برای والدین فراهم شود. هرچه رابطه زن و مرد صمیمی تر و بر مبنای احترام  و محبت و گذشت که سه ستون اصلی خانواده هستند، باشد، نظام آن خانواده مستحکم تر است؛ در نتیجه فرزندانی با ساختار فکری محکم و چهارچوب های ذهنی قوی تربیت می کند که در برابر معضلات اجتماعی به سادگی از خطوط قرمز خود عدول نمی کنند. چنین افرادی وقتی وارد جامعه می شوند، در برخورد با سختی ها، مشکلات و چالش های مختلف زندگی از پا نمی نشینند و به سادگی میدان را خالی نمی کنند، چون اهل مبارزه و جنگیدن هستند. خانواده محل آرامش و مهد احساس امنیت انسان است و تا روزی که هر فرزندی به استقال برسد و تشکیل خانواده دهد، از پیکره خانواده و مزایای آن بهره مند می شود و حتی پس از جداشدن از خانواده، کانون خانوادگی همچنان باید به عنوان پناهگاه و دژ محکمی برای زنان و مردان جوان باقی بماند و در موارد لزوم به آنها انرژی معنوی مثبت و سازنده تزریق کند؛ یعنی باید کانون خانواده موقعیت ممتاز خود را برای حمایت مادی، معنوی، عاطفی... حفظ کند. آموزش و اطلاع رسانی درباره مضرات مواد مخدر و انواع آن به خانواده ها وظیفه خطیر مسئولان است؛ چرا که کانون خانواده باید آگاهی کاملی از جزئیات و مشکلات مواد مخدر و اعتیاد داشته باشند. در پژوهش ها آمده که نقطه ضعف اصلی معتادان عدم اعتماد به نفس است؛ یعنی اگر بتوانیم این نقص را در معتادان برطرف کنیم یا مهارت های ارتقای اعتماد به نفس را به آن ها آموزش دهیم، در حقیقت کمک و خدمت بسیار بزرگی به آنان کرده ایم. عوامل زیادی در بالابردن اعتماد به نفس موثرند؛ نوع رفتار والدین در ابراز احساسشان به فرزندان، به خصوص در سنین پایین، برای ایجاد اعتماد به نفس آن ها نقشی اساسی دارد. اگر کودکان مدام احساسات مثبت دریافت کنند، استحکام روانی پیدا می کنند و اگر یک یا هر دو والد بیش از اندازه انتقاد کنند و تلاش های فرزندشان را برای استقلال تشویق نکنند یا در برابر این موضوع مقاومت کنند، ممکن است فرزند احساس بی عرضگی، فرودستی و مهم نبودن داشته باشد؛ در حالی که اگر والدین تلاش های کودکشان را برای داشتن استقلال تحسین کنند و همیشه و در همه حال به او عشق بورزند، اعتماد به نفس فرزند تقویت خواهدشد. تا احساس «نمی توان» با ماست، اعتماد به نفس هم نخواهیم داشت و کسانی که اعتماد به نفس ندارند، نه تنها روش های درست کسب انرژی را نمی دانند، بلکه اغلب هم در راه های منفی، انرژی شان را از دست می دهند. بسیاری از افراد، حتی آن هایی که خوش برخورد و صمیمی به نظر  می رسند، با ضعف اعتماد به نفس دست به گریبانند، اما می توان گام های اولیه را در این مورد برداشت تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم و در مسائل اجتماعی آسوده تر باشیم.روش های تقویت اعتماد به نفس ارتباط با خدا: یکی از مهم ترین روش ها در کسب اعتماد به نفس، ارتباط با خداوند است. اتکا به خداوند موجب بی نیازی و استقلال در شخصیت فرد می شود؛ درواقع انسان با توکل به خدا از هرچیزی که رنگ تعلق و وابستگی به غیراو داشته باشد، آزاد می شود. شناخت بهتر خویش: شناخت استعدادها و قابلیت های خویش و درک ارزش های انسانی، در کسب اعتماد به نفس مفید است و انسان را از ناامیدی می رهاند و به فردی متکی به خویش و متعهد به خود تبدیل می کند. تکیه بر توانایی های خود: برای کارهایمان، ارزش قائل شویم و بر روی کارهایی که انجام می دهیم، تمرکز داشته باشیم. با تکیه بر توانایی های خود با محدودیت های اجتناب ناپذیر زندگی کنار بیاییم. ارزیابی خود: یاد بگیریم این ارزیابی را به تنهایی انجام دهیم و برای جلوگیری از ناراحتی خود به نظر دیگران توجه نکنیم و تنها بر روی احساساتمان تمرکز کنیم؛ چون این کارها باعث توقیت احساس خودبرتری می شود و اختیارمان به دست دیگران نمی افتد. ما بزرگ ترین معجزه طبیعت هستیم و نظیر ما هرگز نه در گذشته و نه در آینده نبوده است و نخواهد بود. تکرار این جملات باعث می شود روحیه خود را تقویت کنیم و لازم نیست کس دیگری باشیم. هیچ مشکلی وجود ندارد که ما نتوانیم حلشان کنیم. هیچ مانعی وجود ندارد که قادر به از میان برداشتنش نباشیم و هیچ هدفی وجود ندارد که نتوانیم به آن برسیم. در نهایت یادمان باشد هیچ کس بهتر از ما نیست؛ فقط بعضی ها در زمینه های به خصوصی بهتر از ما پرورش یافته اند و دانش بیشتری کسب کرده اند.-افشین طباطبایی، پژوهشگر مسائل اجتماعی ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 15 Jan 2015 23:48:07 GMT http://migna.ir/vdcjvae8.uqeo8zsffu.html ترامادول با ما چه می‌کند؟ http://migna.ir/vdchm-ni.23n6qdftt2.html ترامادول از جمله داروهای مسکن با خواص مخدری است که معمولا برای کنترل دردهای متوسط تا شدید از قبیل دردهای مفصلی، جراحی‌ها و بیماری‌های زنان و زایمان تجویز می‌شود. به گزارش ميگنا، مرتضی خوش گفتار ، کارشناس درمان اعتیاد در جام جم آنلاین نوشت: این دارو به دو صورت خوراکی و تزریقی عرضه می‌شود که نوع خوراکی آن به صورت قرص و کپسول در دسترس است و نوع تزریقی آن که تا چندی پیش در داروخانه‌ها موجود بود، بتازگی فقط در اورژانس بیمارستان‌ها استفاده می‌شود. ترامادول دارویی ضعیف‌تر از مورفین و قوی‌تر از بروفن و استامینوفن است و هیچ‌گاه مصرف بیشتر از دو هفته آن برای بیماران تجویز و توصیه نمی‌شود.‌ مکانیسم اثر این دارو مانند همه مسکن‌های مخدر است، از این رو می‌توان نتیجه گرفت با مصرف مقادیر بیشتر از حد مجاز و توصیه شده، مسمومیتی شبیه مواد مخدر و همچنین با مصرف طولانی مدت آن اعتیاد به این دارو بروز می‌کند.‌ در ابتدا تصور بر این بود که ترامادول مسکن معمولی، بی‌خطر و کم عارضه است، ولی امروزه با مراجعه به آمارهای موجود و بررسی اعتیاد در کشور متأسفانه به این نتیجه می‌رسیم که داروی ترامادول که باید برای تسکین درد مصرف و تجویز می‌شده، هم‌اکنون به یکی از مواد اعتیادآور و با مصرف بالا از سوی معتادان تبدیل شده که معضلات فراوانی را نیز به همراه آورده است. بیشترین دلایل سوءمصرف ترامادول به این شرح است: 1 - افرادی که کارهای سنگین دارند و مجبور به شب‌کاری هستند برای رفع خستگی و سرحال بودن از این دارو استفاده می‌کنند. 2 - کسانی که در روابط جنسی خود از عارضه زود انزالی رنج می‌برند برای برطرف شدن این عارضه به ترامادول رو می‌آورند. 3 - بیمارانی که به علت درد در ابتدا با تجویز پزشک و سپس خودسرانه شروع به مصرف مداوم این دارو می‌کنند. 4 - معتادان به دیگر مواد افیونی که یا با هدف کاهش علائم ترک مواد یا برای جایگزین کردن ترامادول با ماده مورد مصرف خود استفاده از این دارو را آغاز می‌کنند که همه این چهار گروه با عوارض شدید ناشی از مصرف ترامادول دست به گریبان خواهند شد. عوارض: اختلال تعادل، افت فشار، تشنج، علائم یائسگی در زنان، نفخ، ضایعات جلدی و خارش، تکرر ادرار، اختلالات بینایی، یبوست، بی اشتهایی، دردهای مبهم شکمی، حالات عصبی، اختلالات خواب، نگرانی، گیجی، خستگی و ضعف عمومی. مصرف این دارو در کسانی که بیماری‌های مزمن کبدی و کلیوی دارند همچنین زنان حامله(به علت بروز ناهنجاری‌های جنینی) و افراد دارای سابقه تشنج ممنوع است. این در حالی است که مصرف همزمان این دارو به همراه الکل، خواب‌آورها، مواد و داروهای مخدر بسیار خطرناک است. متأسفانه به علت در دسترس بودن، قیمت پایین، ارائه بدون نسخه در برخی داروخانه‌ها و نبود اطلاع کافی درباره عوارض ترامادول، هم‌اکنون با شیوع گسترده‌ای از مصرف این دارو در کشور روبه‌رو هستیم. ترامادول با فعل و انفعالاتی که در بدن انجام می‌دهد خاصیتی مانند داروهای ضدافسردگی ایجاد می‌کند و با آن که دارویی مخدری است برعکس مورفین سبب هوشیاری و فعالیت بیشتر می‌شود و به احتمال زیاد یکی از دلایل گرایش مصرف‌کنندگان به ترامادول همین ویژگی است.‌ هنوز آمار دقیقی از تعداد سوءمصرف‌کنندگان ترامادول در کشور ارائه نشده، اما زنگ خطر وقتی به صدا درآمد که اعلام شد ایران دارای بیشترین آمار مسمومیت با ترامادول در جهان است؛‌ واقعیتی که مصرف زیاد و خودسرانه این دارو در کشور را نشان می‌دهد. بعد از مصرف طولانی مدت و بیشتر از حد مجاز ترامادول اعتیاد به آن حاصل می‌شود که در این مرحله ترک آن بسیار سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود. مصرف ترامادول را نباید به صورت ناگهانی قطع کرد، زیرا باعث ایجاد علائم ناخوشایند قطع مصرف می‌شود. نکته مهم در ترک ترامادول شدیدتر بودن علائم جسمی آن نسبت به تریاک است که ناشی از خواص ضدافسردگی این دارو است. با قطع ناگهانی ترامادول علائمی متوسط تا شدید از اضطراب، تعریق، بی‌خوابی، تهوع، لرز، اسهال، درد عضلانی، ترس، بیقراری، گر گرفتگی و تشنج را خواهیم دید. پس مصرف‌کنندگان این داروی مخدر هیچ گاه نباید ‌به‌صورت خودسرانه اقدام به ترک کنند. حال سؤال اینجاست دارویی که بیشتر پزشکان هیچ تمایلی به تجویز آن ندارند و بسیار کم در نسخه پزشکان ظاهر می‌شود و فروش آن بدون نسخه پزشک نیز ممنوع است چگونه در برخی از داروخانه‌ها به وفور وجود دارد و براحتی و بدون نسخه به فروش می‌رسد؟ پس نظارت بر عملکرد داروخانه‌ها امری لازم است. آیا وقت آن نشده که مسئولان میزان تولید ترامادول کارخانه‌های داخل کشور را با نیاز واقعی و تجویز پزشکان مقایسه کنند، همچنین دنبال پاسخ این پرسش باشند که چرا و از چه کانالی ترامادول قاچاق با دوزهای بالا (400 و 500 میلی‌گرم) وارد کشور می‌شود و به سلامت جامعه ما ضربه می‌زند.--توضيحات تكميلي:ترامادول به علت خاصیت سرخوشی، ضد افسردگی و بی‌خوابی به شدت مورد سوءمصرف قرار می‌گیرد و در میان جوانان این مخدر به اشتباه مصرف می‌شود و خطر اعتیاد به آن در نظر گرفته نمی‌شود. ترامادول که به نامهای تجاری ترامال، ترامدو بایومادول نیز شناخته می‌شود. یک داروی مسکن شبه تریاک است. این دارو برای تسکین دردهای متوسط تا شدید تجویز می‌شود. خاصیت تسکین درد در ترامادول حدود ۱۰ برابر ضعیف تر از مرفین است. علاوه بر این ترامادول باعث جلوگیری از بازجذب “نورآدرنالین” شده و این امر باعث ایجاد نوعی خاصیت، مانند داروهای ضدافسردگی و همچنین هوشیاری می‌شود و برعکس مرفین، فرد مصرف کننده را فعال‌تر می‌کند، حتی در برخی از مصرف‌کنندگان احتمال گرفتگی عضلانی نیز کاهش می یابد. با خوردن ۱۰۰ میلی گرم ترامادول سطح خونی دارو در دو ساعت به حداکثر می‌رسد. حدود ۲۰ درصد ترامادول به پروتئین خون بسته می‌شود. ۳۰ درصد ترامادول بصورت تغییر نیافته و ۶۰ درصد آن بصورت متابولیتهای شکسته شده در کبد از راه ادرار دفع می‌شود. مدت زمان تاثیر ترامادول ۴ تا ۶ ساعت است و موارد مصرف آن برای تسکین درد معمولا به مدت کمتر از ۵ روز و به مقدار ۵۰ تا ۱۰۰ میلی گرم هر ۸ ساعت تجویز می‌شود، همچنین این دارو جهت درمان سندروم پای بی‌قرار نیز تجویز می‌شود. این دارو نحستین بار توسط شرکت آلمانی گروننتال (Grünenthal) در دهه ۱۹۷۰ با نام تجاری ترامال (®Tramal) ساخته شد. گروننتال در سالهای بعد حق تولید ترامادول را به شرکتهای متعددی در سراسر دنیا واگذار کرد. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 13 Jan 2015 11:44:28 GMT http://migna.ir/vdchm-ni.23n6qdftt2.html بی‌میلی مراکز ترک به درمان معتادان شیشه‌ای http://migna.ir/vdciv5ar.t1avy2bcct.html این دلایل ترس از مصرف شیشه را در کشور ریخته. مصرف کنندگان این ماده محرک به گمان لذت سرشار و بعد هم ترک آسان و بی دردسر، بی نگرانی شیشه مصرف می کنند و هر بار مقدار مصرف را بیشتر می کنند چون به غلط شنیده اند که ترک شیشه دو سه روز بیشتر طول نمی کشد. اما این اطلاعات اشتباه، حالا خیلی ها را به دردسر انداخته. پیگیری های ما نشان می دهد بسیاری از درمانگران اعتیاد حاضر به پذیرش معتادان شیشه ای در مراکز ترک اعتیاد نیستند و به درمان این افراد نه می گویند. این بی میلی به علت دشواری های درمان معتادان به شیشه است به این دلیل که ماده محرک شیشه گرچه در ماه های اول مصرف، توانی نامحدود شبیه سوپرمن به مصرف کننده می دهد، اما باد این سوپرمن پوشالی زود می خوابد و آن وقت است که عوارض شیشه در شدیدترین حالت خود را نشان می دهد. هولناک ترین اثری که شیشه بر بدن می گذارد در ناحیه مغز است، در نقطه ای که قدرت تشخیص خوب از بد و تفکر منطقی را به آدم ها می دهد. در معتادان شیشه ای این مرکز بشدت تخریب می شود، به همین علت قانع کردن این افراد برای درمان، کار بسیار دشواری است و نگه داشتن آنها در فرآیند درمان، کاری دشوارتر. زمانبر بودن درمان معتادان به شیشه نیز یکی دیگر از این دشواری هاست. درمان اعتیاد به شیشه، دارو ندارد و داروهایی که به بیماران در حال ترک داده می شود نیز اغلب داروهای اعصاب و آرامبخش برای کنترل اضطراب، افسردگی و توهم است بنابراین برای درمان این معتادان فقط یک الگو به نام ماتریکس وجود دارد که مبتنی بر روان درمانی است و چون درمان روان مخدوش معتادان شیشه ای کاری سخت، طولانی مدت و هزینه بر است، بسیاری از درمانگران اعتیاد در کشورعطای این درمان را به لقایش بخشیده اند. نتیجه این وضع این شده که معتادان به شیشه اگر قصد ترک کنند و یا با فشار خانواده مجبور به ترک شوند، ممکن است با در بسته مراکز ترک اعتیاد روبه رو شوند، یا اگر در مراکز پذیرش شوند به علت کمبود نیروی متخصص و مسلط به اجرای ماتریکس، به نتیجه مطلوب نرسند و درمان را رها کنند. به این مشکل باید آگاهی اندک خانواده ها و همراهی ضعیف آنها با فرآیند درمان را نیز اضافه کرد که همه با هم سبب شده تا آمار مصرف کنندگان شیشه روز به روز بیشتر شوند و در عوض، میل به درمان آنها روز به روز کاهش یابد. جای خالی پروتکل درمانی گرچه شانس درمان پایدار معتادان به هر نوع ماده اعتیادآور و حذف قطعی وسوسه مصرف در آنها، زیاد بالا نیست، اما درمان معتادان نمی تواند بر زمین بماند، بخصوص در مورد معتادان به شیشه که جمعیتی قابل توجه و رو به رشد دارند. قائم مقام ستاد مبارزه با مواد مخدر در آخرین نشست خبری خود با خبرنگاران که در ماه آذر برگزار شد، اعلام کرد که 26 درصد معتادان کشور شیشه مصرف می کنند که این آمار البته بر اساس سرشماری سه سال قبل بود و اکنون این رقم حتما بالاتر است اما اگر حتی این آمار 26 درصدی را ملاک قرار دهیم، حقیقت جامعه ایران است که از هر چهار معتاد یک نفرشان شیشه مصرف می کنند که البته این غیر از معتادان به مواد مخدر دیگر است که به مجموعه ای از چند ماده اعتیادآور معتادند. اینها یعنی درمان اعتیاد به شیشه به یک برنامه مدون و عملی نیاز دارد تا درمانگران دقیقا بدانند برای بازگرداندن فرد شیشه ای به زندگی سالم و تغییر سبک زندگی او باید چه کار کنند. اما با وجود این نیاز، هنوز در کشور پروتکلی برای درمان معتادان شیشه ای وجود ندارد و این دغدغه ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز هست. درمانگران و کارشناسان درمان اعتیاد هم به این جای خالی پروتکل درمانی نقد دارند و خواستار تدوین آن هستند. به گزارش ایرنا، علیرضا جزینی، قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر در آخرین نشست خبری خود اعلام کرده بود: مصرف توامان موادمخدر یکی از معضلات جدی است، اما افرادی که اعتیاد دارند، باید بدانند که شیشه پروتکل درمانی ندارد و این یکی از خطرات بالقوه است، بر این اساس در راستای پیشگیری از این موضوع باید اقدامات جدی تری صورت بگیرد. منصوره کوهی کار، روان درمان اعتیاد از جمله این افراد است که چند سال پیش به همراه جمعی از استادان حوزه اعتیاد پروتکلی برای درمان شیشه نوشته که در آن نقشه راه درمان شیشه با همه جزئیات، حتی هزینه های آن و ویژگی های مکانی که باید این درمان در آن انجام شود، قید شده بود. اما او می گوید بعد از گذشت دو سال از تحویل این پروتکل پیشنهادی به مسئولان از سرانجام آن خبری در دست نیست. او با این حال وجود چنین پروتکلی را ضروری می داند تا همه درمانگران کشور طبق یک نسخه واحد به درمان معتادان شیشه ای بپردازند، نه این که هر مرکزی به خواست خود روش های درمانی را دست کاری کند و از بخشی از خدمات بکاهد. شهرام سیف الدینی، درمانگر اعتیاد هم خواستار تدوین پروتکل است و معتقد است درمان اعتیاد به شیشه فعلا زمینگیر است. او علت را در سختی درمان این معتادان و هزینه های زیاد آن می داند که دست کم برای 36 جلسه روان درمانی به بیش از 1.5 میلیون تومان می رسد. از نگاه او مجموعه این عوامل سبب شده تا بسیاری از درمانگران اعتیاد خود را در وادی درمان شیشه وارد نکنند و خود را با معتادان به این ماده محرک درنیندازند. مرتضی خوش گفتار، یکی دیگر از درمانگران اعتیاد نیز همین را می گوید و تائید می کند که درمان شیشه به علت سخت بودن و نبود پروتکل جامع برای آن از فهرست کاری بسیاری از مراکز ترک اعتیاد خارج شده است. او البته نبود نیروهای متخصص برای درمان به روش ماتریکس را نیز در این پدیده دخیل می داند و می گوید چون هم مردم تصور می کنند که ترک شیشه کار آسانی است و هم درمانگران نابلد گمان می کنند که با 40 جلسه روان درمانی همه چیز حل می شود، بازگشت به اعتیاد شیشه امری رایج است. این درمانگر، علت را در این می داند که وسوسه مصرف شیشه همیشه چند هفته بعد از آخرین مصرف آغاز می شود، یعنی در روزهایی که هم معتاد و هم خانواده اش تصور کرده اند که او پاک شده است. پس کاهش تمایل گروهی از درمانگران اعتیاد نسبت به پذیرش معتادان شیشه ای را می شود در چند موضوع خلاصه کرد. اول نبود پروتکل درمانی برای شیشه و دوم وجود مدل ماتریکس که اجرای آن دشوار است و حتی به گفته مرتضی خوش گفتار اگر همه عوامل برای پیاده شدن این روش مهیا نیز باشد (مثل همکاری فرد معتاد و همراهی صمیمانه خانواده او در فرآیند درمان) شانس موفقیت آن تا 30 درصد است. به این دو موضوع باید کمبود نیروی متخصص را نیز اضافه کرد که به گفته منصوره کوهی کار، این کمبود بشدت احساس می شود و بسیاری از کسانی که در درمان به روش ماتریکس فعالیت می کنند، تسلط کافی و صبر لازم را ندارند. پس تا این مشکلات هست تعجبی نیست که درمان اعتیاد به شیشه این روزها با چالش جدی روبه رو شده است. ماتریکس خوب اجرا نمی شود ماتریکس، معروف ترین روش درمانی غیردارویی برای حذف وابستگی به مصرف شیشه در جهان است، یک مدل آمریکایی که در سراسر دنیا ملاک درمان اعتیاد به مواد محرک است. پس کشور ما نیز چاره ای جز بهره گیری از این مدل مبتنی بر روان درمانی ندارد و اگر قرارباشد پروتکلی برای درمان شیشه نیز نوشته شود، پایه آن باید اصول ماتریکسی باشد. در الگوی ماتریکس مبنا بر تغییر نگرش فرد معتاد و عوض کردن سبک زندگی اوست، در واقع باید عادت های رفتاری او تغییر کند تا دیگر به سمت این ماده اعتیادآور گرایش نداشته باشد و با آموختن مهارت های زندگی سالم، دغدغه های روحی اش را اصلاح کند. ماتریکس مدل های مختلفی نیز دارد که به شکل فردی یا گروهی انجام می شود و نقش خانواده در پیشبرد برنامه های اصلاحی، قطعی است. اما بررسی ها ما نشان می دهد ماتریکسی که در برخی از مراکز درمان اعتیاد اجرا می شود با ماتریکس واقعی فاصله دارد یا به دلیل تمایل اندک معتادان، امکان اجرای ماتریکس گروهی (روان درمانی گروهی) ضعیف است. این را منصوره کوهی کار به ما می گوید و توضیح می دهد که ماتریکس گروهی نتیجه بهتری دارد، اما چون لازمه اجرای این روش، ثبت نام حداقل سه نفر است تا پیدا کردن نفر سوم، ممکن است دو نفر قبلی انصراف دهند. در واقع نگه داشتن معتادان شیشه ای در مراکز ترک با دشواری هایی همراه است و بناچار ماتریکس فردی اجرا می شود که تاثیرش کمتر از شیوه گروهی است. اما در کنار این مشکل، سعید کفراشی، کارشناس ماتریکس به ما می گوید، ماتریکسی که در ایران اجرا می شود با ماتریکس واقعی تفاوت های زیادی دارد، به طوری که می شود گفت ماتریکس ایرانی اصلا ماتریکس نیست. او توضیح می دهد که در ایران 36 جلسه روان درمانی برای فرد معتاد به شیشه انجام می شود و بعد به گمان درمان کامل، همه چیز تمام می شود در حالی که درست در همین زمان است که بیمار به درمان نیاز دارد ولی سیستم درمانی او را رها می کند. شاید به همین دلیل است که شهرام سیف الدینی، کارشناس درمان اعتیاد به ما گفت برای درمان شیشه باید مراکز بازتوانی تاسیس شود تا بیماران طولانی مدت در آن اقامت داشته باشند. اما مشکل دیگری که از نگاه سعید کفراشی، اجرای ماتریکس را دچار مشکل کرده، این است در اغلب مراکز ترک اعتیاد در جلسات روان درمانی از معتاد بهبودیافته استفاده نمی کنند تا او تجربیات خود را در اختیار بیماران در حال ترک قرار دهد. به گفته او که در بحث آموزش خانواده و حمایت اجتماعی نیز در کشور ضعیف عمل می شود که مجموع این نقص ها درمان اعتیاد به شیشه را زمینگیر کرده است. با این حال این کارشناس ماتریکس معتقد است اگر پروتکل درمانی برای شیشه نوشته شود امید به اصلاح وضع موجود، وجود دارد؛ البته به گفته او، پروتکلی واقعی و قابل اجرا، نه آرمانگرا و نشدنی که از سوی کسانی نیز نوشته شده باشد که سال ها در حوزه درمان اعتیاد کار کرده اند و چم و خم کار را بلدند، نه کسانی که از دور فقط اسم شیشه و اعتیاد به آن را شنیده اند. منصوره کوهی کار، روان درمان اعتیاد هم برای پایان دادن به بی میلی مراکز ترک اعتیاد به درمان معتادان شیشه ای یک پیشنهاد دارد و آن تاسیس مراکز ویژه ترک شیشه است که در آن یک تیم درمانی متخصص تمرکز خود را فقط بر درمان اعتیاد به محرک ها بگذارند. می شود درباره این پیشنهادها فکر کرد؛ روند رو به رشد گرایش به شیشه و درمان نشدن مصرف کنندگان واقعا نگران کننده است.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 01 Jan 2015 20:42:29 GMT http://migna.ir/vdciv5ar.t1avy2bcct.html دلایل کم‌توجهی به قوانین منع استعمال دخانیات چیست؟ http://migna.ir/vdceve8w.jh8vxi9bbj.html در حال حاضر بیش از یک میلیارد سیگاری در سراسر جهان وجود دارند و تعداد این افراد در بسیاری از کشورها رو به افزایش است و طبق آمار از هر 10 مورد مرگ‌ومیر در جهان یک مورد بر اثر استعمال دخانیات است. گروه‌های فعال در حوزه سلامت عمومی با موضوع مصرف مواد دخانی مانند یک اپیدمی برخورد کرده و تایید دارند که در بسیاری از کشورها مقابله با این معضل به تاخیر افتاده اما می‌توان در برخی دیگر از کشورها از گسترش آن جلوگیری کرد. آژانس‌ها و سازمان‌های بین‌المللی از جمله سازمان جهانی بهداشت (WHO) به طور فزاینده‌ای به بررسی موضوع دخانیات پرداخته و اخیرا بر ارائه چارچوب کنوانسیون کنترل تنباکو نظارت داشته‌اند. این چارچوب شامل تعهداتی برای افزایش مالیات تنباکو، ممنوعیت تبلیغات تنباکو، ممنوعیت مصرف مواد دخانی در اماکن عمومی، استفاده از هشدارهای پزشکی روی بسته‌های حاوی مواد دخانی و ... بوده است. این کنوانسیون توسط اکثریت کشورها امضا شده و از این قابلیت برخوردار است تا یکی از منابع اصلی کنترل تنباکو در جهان باشد. کشورهایی چون انگلیس، استرالیا، کانادا، فنلاند، نروژ، سوئد و نیوزیلند از جمله کشورهایی هستند که به مقابله و کنترل جامع و فراگیر دخانیات پرداخته‌اند. به بیان دیگر این کشورها ترکیب سیاست‌های دوجانبه متعددی را برای کاهش مصرف مواد دخانی به کار گرفته‌اند. هرچند در برخی دیگر از کشورهای گروه 20 کمتر به این معضل پرداخته شده است. به طور مثال آمریکا که نقش بزرگی در اقدامات بین المللی داشته اما سیاست‌های کنترلی محدودی برای کاهش مصرف تنباکو ارائه کرده است. کارشناسان معتقدند تغییر جامع در کشورهای پیشروی کنترل دخانیات به پیشرفت‌ها در پنج حوزه کلیدی وابسته است که تحقق آنها ممکن است چندین دهه‌ طول بکشد و در ذیل به آنها اشاره شده است: - تغییر نهادی: تغییر در دپارتمان‌های دولتی و سازمان‌های دیگر که بر سیاست‌های سلامت متمرکز هستند و مسئولیت اصلی کنترل تنباکو را بر عهده دارند. - تغییر در چارچوب‌بندیِ معضل مصرف دخانیات: در گذشته تنباکو در اصل محصولی باارزش اقتصادی در نظر گرفته می‌شد و کارخانه‌های تولید کننده آن یارانه دریافت کرده و تشویق می‌شدند در حالی که تغییر این رویکرد برای منع مصرف مواددخانی ضروری است - تغییر در موازنه قدرت: صنعت تنباکو قبل و بعد از جنگ جهانی دوم برای دهه‌ها در بسیاری از کشورها یکی از متحدان دولت بوده است و به همین دلیل تغییر این موازنه قدرت می‌تواند از قدرت این صنعت بکاهد. - تغییر در بافت اقتصادی – اجتماعی: بررسی‌ها تایید می‌کند که تعداد افراد سیگاری و مخالفت با کنترل تنباکو کاهش یافته است و ادامه این روند به تشدید منع مصرف دخانیات کمک می‌کند. - نقش دانش و باورها: شواهد علمی از ارتباط استعمال سیگار و قرار گرفتن در معرض دود آن با بروز مشکلات جسمی و بیماری‌های جدی حکایت دارد و بیشتر دولت‌ها این واقعیت را پذیرفته‌اند. به گزارش ایسنا به نقل از لایوساینس، تغییر در این پنج فاکتور کلیدی در مهار استعمال دخانیات نقش دارد. به طور مثال افزایش مقبولیت شواهد علمی می‌تواند شیوه‌ درک دولت‌ها را از مشکلات مربوط به استعمال مواد دخانی دگرگون سازد.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 30 Dec 2014 15:38:53 GMT http://migna.ir/vdceve8w.jh8vxi9bbj.html