پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين اخبار اجتماعی و آموزشی :: نسخه کامل http://migna.ir/News/SocialEmployeeNews Sat, 19 Aug 2017 13:37:32 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Sat, 19 Aug 2017 13:37:32 GMT اخبار اجتماعی و آموزشی 60 زندگی‌‌هایی که در حاشیه‌‌ خیانت زوجین رنگ می‌‌بازند http://migna.ir/vdcb00ba.rhb8spiuur.html وقتی سخن از طلاق می‌‌شود، علت‌‌های مختلفی برای آن ذکر می‌‌گردد که در این میان عدم تعهد از بقیه حادتر می‌‌باشد. زوج‌‌‌هایی که در آغاز عهد و پیمانی راسخ می‌‌بندند اما این عهد و پیمان با مرور زمان دیگر مفهوم اصلی خود را از دست می‌‌دهد و سایه ننگ خیانت بر ارکان برخی زندگی‌‌ها سنگینی می‌‌کند.  گفته می‌‌شود که امروزه بیشترین علل طلاق، خیانت زوجین می‌‌باشد، شاید یکی از مهم ترین علل طلاق، خیانت ذکر شود که طرفین راهی جز جدایی پیش روی خود نمی‌‌بینند. عده‌‌ی کثیری بر این باور هستند که مسائل جنسی یا به نوعی نارضایتی جنسی منجر به خیانت می‌‌شود اما این تنها علت خیانت نمی‌‌تواند باشد چنان چه عدم درک زوجین از یک دیگر، بی‌‌توجهی و یا نارضایتی عاطفی هم می‌‌تواند منجر به خیانت گردد. متاسفانه معضل خیانت چنان در جامعه ریشه دوانیده که هر خیانت در هر زندگی زناشویی حکایتی متفاوت برای خود دارد. در زمان حاضر که همه چیز رو به پیشرفت گراییده و دسترسی به دنیای مجازی آسان گشته، مردم به راحتی بادیدن سریال‌‌های خارجی که محتوای بیشتر آنها خیانت می‌‌باشد تحت تاثیر قرار می‌‌گیرند و الگوی زندگی آن‌‌ها را بر زندگی خود پیاده می‌‌نمایند. احساس گناهی که طرفین از خیانت به همدیگر دارند آن‌‌ها را منصرف نمی‌‌‌سازد و وفاداری آن‌‌‌ها بیشتر نمی‌‌شود. خیانت‌‌هایی که هیچ منطق قابل قبولی بر آن‌‌ها استوار نیست و مردانی که با ایجاد رابطه به افرادی هم سن فرزاندانشان به همسرشان خیانت می‌‌کنند و زنانی که با مردان مجرد رابطه برقرار می‌‌کنند. زمانی هم که خیانت در زندگی حاکم می‌‌گردد ستون‌‌های استوار زندگی فرو می‌‌ریزد و همه چیز رنگ می‌‌بازد. زوجین به نوعی از همدیگر فرار می‌‌کنند و رابطه زناشویی به سردی می‌گراید و طرفین رفته رفته به سمت فردی گرایش پیدا می‌‌کنند که وارد حریم خصوصی خود ساخته‌‌اند. چه اتفاقی در یک جامعه ایرانی می‌‌افتد که زنان و مردان ترجیح می‌‌دهند به راحتی سایه بی رحم خیانت را در زندگی استوار سازند؟ امیر احمدی ابراز می‌‌کند: برقراری یک ارتباط عاطفی و جنسی با فردی خارج ازسیستم خانواده، تحت عنوان خیانت اطلاق می‌‌شود. خیانت می‌‌تواند علل متفاوتی داشته باشد که طیفی گسترده از سردی روابط، سردشدن نسبت به یکدیگر، خود انگاره منفی نسبت به خویش، اعتماد به نفس پایین، داشتن اختلالات و مشکلات روانشناختی، ازدواج‌‌های اجباری، بر آورده نشدن نیازهای جنسی، انتقام گرفتن، هیجان خواهی و حتی مسائل اقتصادی را شامل می‌‌شود. این روانشناس بالینی با بیان اینکه نقش رسانه‌‌ها و اجتماع در دامن زدن به این بحران بسیار چشمگیر خواهد بود، ابراز می‌‌کند: چنانچه با عادی جلوه دادن این نوع مسائل توسط برنامه‌‌‌های تلویزیونی و یا توسط گروه دوستان و آشنایان قباحت این امر از بین می‌‌رود و شرایط برای انجام آن بسیار آسان‌‌تر می‌‌شود. وی ادامه می‌‌دهد: به طور کلی هرگونه عدم رضایت از رابطه زناشویی چه از نظر عاطفی و چه از نظر جنسی می‌‌تواند به عنوان ماشه چکان برای اقدام به خیانت باشد؛ میزان اقدام به خیانت در هر دو جنس بسته به شرایط اجتماعی و فردی هر دو فرد می‌‌‌تواند متفاوت باشد اما در حالت کلی این میزان می‌‌تواند برابر باشد، خیانت در رابطه زناشویی طیف گسترده‌‌‌ای از سردی روابط، انتقام گیری تا طلاق را می‌‌تواند در پی داشته باشد. احمدی از شایع‌‌ترین علائم خیانت سردی روابط زوجین، عدم تخصیص زمان کافی برای یکدیگر فارغ از شرایط ایجاد شده توسط شرایط کاری و خستگی‌‌های ناشی از آن، عدم توجه به نیازهای عاطفی و جنسی فارغ از ویژگی‌‌های شخصیتی و عواملی از این دست را بر می‌‌شمارد و در رابطه با راهکارهای مقابله با خیانت تاکید می‌‌کند: برقراری روابط عاطفی و متناسب با نیازهای هر یک از زوج‌‌ها، مطالعه و شناخت نیازهای زوجین، توجه و ایجاد محیط ایمن عاطفی، ایجاد شرایط ایمن روانی برای یکدیگر، داشتن تعهد، ارزشمند دانستن یکدیگر و اقدام متناسب با آن عواملی است که در تحکیم روابط موثر است.  وی در پایان می‌‌افزاید: در بحران‌‌های زناشویی درباره مسئله طلاق بایستی در نظر داشت که شرایط فعلی حالتی به اصطلاح جهنم و جدایی حالتی به اصطلاح بهشت نخواهد بود و باید جوانب به صورت کامل بررسی شود، در صورت مواجهه با مسئله خیانت زوجین قبل از هر نوع اقدام بهتر است با یک روانشناس ملاقات کرده و شرایط و جوانب را بررسی کنند و از اقدام‌‌های عجولانه پرهیز نمایند. خیانت مسئله‌‌ای نیست که یک جانبه به آن نگریست، بهتر است برای حل این معضل طرفین توسط روان پزشکان ،مشاوران مورد ارزیابی قرار گیرند تا دلایل اصلی خیانت روشن گردد. زوجین از همان آغاز زندگی مشترک باید آشنایی کامل از نیازهای روانی و جسمانی خود داشته باشند و هر گونه مشکل یا حرف خود را به طرف مقابل بازگو کنند پس نباید علت خیانت را تنها در یک مشکل خلاصه کرد.منبع: آناج ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 19 Aug 2017 08:49:29 GMT http://migna.ir/vdcb00ba.rhb8spiuur.html قرصی که ۳ ساعته جان می‌گیرد! http://migna.ir/vdcaminy.49n6m15kk4.html به گزارش فارس، پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد: در سه ماه نخست امسال، 25 نفر در اثر مسمومیت با قرص برنج جان خود را از دست داده‌اند که این تعداد در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که تعداد فوت ناشی از مسمومیت با قرص برنج 35 نفر اعلام شده بود 6.28 درصد کاهش یافته است. بنابر این گزارش، از کل فوت شدگان ناشی از مسمومیت با قرص برنج در فصل بهار امسال، 15مرد و 10 نفر زن بوده‌اند و در خردادماه سال 96، یازده مورد فوتی بر اثر مسمومیت با قرص برنج به مراکز پزشکی قانونی استان تهران ارجاع شده است. آلومینیوم فسفاد که از آن برای ضد عفونی کردن و جلوگیری از آفت زدگی غلاتی چون برنج مورد استفاده قرار می‌گیرد، به نام‌های تجاری مختلفی همچون کوئیک فوس (Quickphos) و سلفوس (Celphos) وجود دارد که در ایران به نام قرص برنج مشهور است. این قرص ظرف مدت 3 تا چهار ساعت سیستم تنفسی و قلب را دچار اختلال کرده و فرد در اثر مرگی دردناک خواهد مرد؛ در صورتی‌که فرد قرص برنج را بخورد یا بوی آن‌ را استشمام کند دچار مسمومست خواهد شد که اگر سم از بدن وی خارج نشود موجب مرگ وی خواهد شد. دلایل اصلی مسمومیت با قرص برنج، مصرف اشتباه قرص، مصرف قرص‌های قلابی توهم‌زا که دارای ترکیبات قرص برنج و یا خود قرص برنج هستند و مصرف جهت خودکشی است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 19 Aug 2017 08:03:51 GMT http://migna.ir/vdcaminy.49n6m15kk4.html ۷۸درصد بیکاران تهرانی کار بلد نیستند! http://migna.ir/vdcipqa5.t1azw2bcct.html مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران گفت: اجرای طرح کارورزی با محوریت ارتقای مهارت فنی جویندگان کار به ویژه دانش آموختگان دانشگاهی در سراسر کشور کلید خورده است.  حاتم شاکرمی ضمن اشاره به این جمله که طرح اشتغال فراگیر مصوبه ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی کشور است، افزود: این برنامه شامل چهار طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی، طرح کاج (کارانه اشتغال جوانان)، طرح تکاپو (توسعه کسب و کار و اشتغال پایدار) و طرح مهارت آموزی در محیط واقعی کسب و کار است. وی در ادامه با بیان اینکه برای برخورداری از اشتغال پایدار باید به مسئله کارورزی توجه شود، اظهارداشت: کمبود تجربه عملی از جمله مهمترین مشکلات پیشروی بسیاری از دانش آموختگان دانشگاهی است که تاثیر نامطلوبی بر آینده شغلی آنان می گذارد. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران گفت: دوره کارورزی فرصتی طلایی برای حضور فارغ التحصیلان دانشگاهی جهت حضور در محیط های صنعتی، تجاری و خدماتی است. وی افزود: در حال حاضر فارغ التحصیلان دانشگاهی ضمن آشنا نبودن با فضای کسب و کار فاقد مهارت های لازم فنی نیز هستند. شاکرمی بیان داشت: مهارت آموزی عامل کلیدی برای رفع چالش های اصلی جامعه یعنی بیکاری و اشتغال فارغ تحصیلان دانشگاهی است. وی با بیان اینکه 78 درصد جویندگان کار در تهران فاقد مهارت های فنی هستند، به رادیو اقتصاد اظهار داشت: طرح کارورزی با تاکید بر ارتقای مهارت های فنی جویندگان کار به ویژه دانش آموختگان دانشگاهی در سراسر کشور به ویژه تهران عملیاتی شده است. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران گفت: طرح کارورزی سال گذشته در چهار استان کشور بصورت آزمایشی به مرحله اجرا درآمد و 80 درصد کارورزان جذب بنگاه های اقتصادی مشمول طرح کارورزی شدند. وی افزود: این طرح از جمله راهکارهای موثر در توسعه اشتغال توام با مهارت آموزی برای دانش آموختگان دانشگاهی محسوب می شود. منبع:تسنیم ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 19 Aug 2017 07:12:38 GMT http://migna.ir/vdcipqa5.t1azw2bcct.html به دنبال افزایش مشارکت خانواده ها در همه زمینه ها هستیم http://migna.ir/vdchi-nk.23nzmdftt2.html به گزارش ميگنا در برنامه صبح رادیو گفت و گو كه با موضوع انجمن اولیا و مربیان و با حضور کامیاب صدری رئیس انجمن اولیا و مربیان استان تهران و حسین جعفری معاون سابق اولیا و مربیان وزیر آموزش و پرورش به روی آنتن رفت، حسین جعفری با بیان اینکه قبلا جایگاه اولیا و مربیان، معاون آموزش و پرورش بود، گفت: جایگاه این بخش مهم با تغییر از جایگاه از معاونت وزیر آموزش و پرورش تغییری نخواهد کرد و ماموریت اولیا و مربیان اصل مهم و هدفی غیرقابل انکار دارد و آن پیوند بین خانواده ها و آموزش و پرورش و همچنین همراهی و هم فکری و استفاده از برنامه ریزی اولیا فرهیخته در فرآیند آموزش و پرورش است. معاون سابق اولیا و مربیان وزیر آموزش و پرورش در عین حال خاطرنشان کرد: البته جایگاه اداری اولیا و مربیان کمی دچار ضعف شده است اما عملا در اجرای مسئولیت آن و هدفگذاری انجمن نباید تاثیری داشته باشد. در ادامه کامیاب صدری با اشاره به جایگاه و اهمیت تربیت در نظام آموزشی، اظهار داشت: تربیت از خانواده شروع می شود و به مدرسه ختم می شود و به همین دلیل هم سویی بین مدرسه و خانواده می تواند مبنایی برای شروع به کار انجمن های اولیا و مربیان باشد. وی افزود: در ماده سه آئین نامه اجرایی مدارس، برای مدرسه ۵ رکن دیده شده است؛ مدیر مدرسه، شورای اداری، انجمن اولیا و مربیان، شورای معلمان و شورای دانش آموزان. بنابراین انجمن اولیا و مربیان به عنوان یک رکن دیده شده است. اساسا بر اساس قانون، مدیر مدرسه باید به وسیله اولیا و مربیان برنامه ریزی سالانه اش را تنظیم کند. رئیس انجمن اولیا و مربیان استان تهران خاطرنشان کرد: متاسفانه در سال های گذشته رویکرد مدیران به این سمت بود که کمتر از مشارکت خانواده ها در تصمیم گیری و تصمیم سازی در فرآیند تربیت استفاده کنند. اما در سال های اخیر تلاش های زیادی در خصوص نقش انجمن ها به عنوان یک وزارت خانه در دل وزارت آموزش و پرورش توجه شده است. وی اضافه کرد: تلاش داریم با ایجاد تحول در نگاهی که در آموزش و پرورش در خصوص اولیا و مربیان ایجاد شده است، بتوانیم از مشارکت خانواده ها در همه زمینه ها استفاده کنیم. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 19 Aug 2017 06:12:42 GMT http://migna.ir/vdchi-nk.23nzmdftt2.html تحصیلات عالیه؛ از سونامی بیکاری تا موج رشته های لوکس دانشگاهی http://migna.ir/vdcaiiny.49n6y15kk4.html سونامی صندلی های خالی دانشگاه ها این روزها بر کسی پوشیده نیست و مسئولان سنجش و وزارت علوم نیز به این موضوع اذعان دارند اما در همین شرایط هم کم نیستند دانش آموزانی که آرزوی پوشیدن روپوش سفید پزشکی و محاسبات پیچیده مهندسی برایشان جذاب است و برای رسیدن به هدف خود در دانشگاه های مطرح کشور با هم رقابت سختی دارند و البته ناگفته نماند که در این میدان شلوغ برخی سودجویان از این شور و شوق داوطلبان استفاده کرده و برای خود تجارتخانه ای راه انداختند.  از این چالش ها و بازار سیاه مافیای کنکور که بگذریم هنوز هم اما و اگرهایی برای داوطلبان وجود دارد تا به هدف خود برسند هفت خوانی که بعد از گذر آن باز هم نمی توان تضمینی برای تحقق اهداف و رویاهای جوانی داشت، چراکه اغلب فضای جامعه و احساسات حاکم بر جوان در برهه زمانی سال های پایانی دبیرستان چنان در تفکرات رخنه می کند که بسیاری از فاکتورهای شخصی مانند توان، استعداد، علاقه، شرایط زندگی، وضعیت خانوادگی و چشم انداز آینده در فضایی احساسی نادیده گرفته می شود.تمکن مالی سرپوشی برای عدم توانا علمی نیست این روزها تب اصطلاحاتی مانند لاکچری و با کلاس بودن در بین جوانان به شدت بالا رفته و در تمامی دوران زندگی بهای بسیاری از عمر و هزینه خود را برای این مساله اختصاص می دهند که می تواند این امر مثبت یا منفی باشد و تاثیرگذاری آن به میزان توجه هر فرد به این موضوع است ، گاهی جوانان به حدی دراین عرصه می تازند که زندگیشان به دلیل لوکس بودن و چشم و هم چشمی ها تباه می شود و گاه به حدی از زمانه عقب هستند که دیگر تاب رسیدن به آن را ندارند از این افراط و تفریط ها در هر عرصه ای می توان نام برد و انتخاب رشته مدرسه و دانشگاه نیز یکی از مثال های بارز آن است. این روزهای پر شور و حرارت کنکور و ورود به دانشگاه کافی است تا  با اولیا و دانش آموزان گفت و گویی مختصر داشت تا درد جامعه را دریابیم، کم نیستند فرزندانی که تحت تاثیر اصرار اولیا می خواهند در رشته های پزشکی و مهندسی تحصیل کنند تا به اصطلاح در زمان تحصیل و بعد از اخذ مدرک رشته تحصیلیشان باکلاس باشد و برای این هدف حاضر هستند هر راه و روشی را انتخاب کنند. این موج لاکچری بودن به حدی است که توان داوطلب نادیده گرفته می شود و بازار سودجویان نیز به حدی شلوغ می شود و از این فضا استفده می کنند و با وعده های پوچ جوانه های امید تحقق هدف را چنان در دل والدین و داوطلبان ایجاد می کنند که تا چند وقتی ذره ای شک و تردید برای عدم تحقق هدفشان وجود نداشته باشد. هرسال این تراژدی تلخ تکرار می شود اما باز هم گوش شنوایی وجود ندارد تا بشنود هر رشته ای برای هر دانش آموزی مناسب نیست و صرفا تمکن مالی سرپوشی برای عدم توانایی ها نمی شود و نباید به هرقیمتی پای در مسیری گذاشت که توفیقی در چشم انداز آن مشاهده نمی شود.محبوب ترین رشته های تحصیلی دنیا نظام رتبه بندی QS که به طور مداوم تحقیقاتی را در مورد دانشگاه ها، دانشجویان، رشته های تحصیلی، رتبه بندی دانشگاه ها و بسیاری موارد آکادمیک دیگر منتشر می‌کند پژوهشی را در زمینه محبوب ترین رشته های تحصیلی دنیا انجام داده است. بر اساس آخرین تحقیقاتی که از سوی این سیستم به عنوان یکی از مهم ترین مراجع رتبه بندی دانشگاه های جهان بوده از چهار هزار متقاضی تحصیل در خارج که به ترتیب علاقه‌مندی شامل مالی و حسابداری، اقتصاد، مدیریت، روابط بین الملل، کامپیوتر، فناوری اطلاعات، رسانه، ارتباطات، مهندسی برق، حقوق و مهندسی است که این رشته ها دانشجویان را در زمینه های بسیاری صاحب تخصص و فن می کند.ترازوی نامتوازن رشته های دانشگاهی و تقاضای کشور بیکاری و عدم مهارت کافی دانش آموختگان دانشگاهی اظهارات همیشگی مسئولان و جوانان بوده اما هیچگاه نگاه آسیب شناسانه به این پدیده نشده است و گاه دانشجویان بر این باور هستند که رشته های محبوب جهانی را برای تحصیل انتخاب کردند اما درنهایت خروجی مطلوبی از آن نمی گیرند و استفاده ای از تخصص خودنخواهند داشت . برخی رشته ها از نظر عملکرد در ظاهر بسیار مفید و اثرگذار محسوب می شوند اما در کشور ما بنا بر نیازها و شرایط زندگی یا ناشناخته بودن آن استفاده چندانی نداشته و دانش آموختگان آن درزمره جوانان جویای کار مدت ها باید به دنبال ایجاد شغل یا استخدام باشند از جمله این رشته ها می‌توان به رشته های مهندسی تولید و ساخت، مهندسی ایمنی، روابط بین الملل، مهندسی تعمیر و نگهداری هواپیما و رشته های علوم پایه اشاره داشت که در این کشورما چندان بازار کاری برای آن قائل نیستند.   بحران آموزشی بیخ گوش مسئولان اما دور از تصمیم گیری ها پدیده "بحران صندلی‌های خالی دانشگاه ها" به عنوان اصلی‌ترین چالش فعلی نظام آموزش عالی کشور، از چشم اساتید و کارشناسان این عرصه دور نمانده و نگرانی‌هایی را در بین آنها ایجاد کرده است البته چندسالی است این موضوع گریبان نظام آموزش عالی کشور را گرفته ولی در عمل کاری برای آن نشده است. صندلی‌های خالی عمدتا متعلق به دانشگاه‌های کوچک، برخی موسسات غیرانتفاعی و یا دانشگاه‌های غیر دولتی و پولی هستند اما با تداوم این روند موج سهمگین به دانشگاه‌های مطرح و حتی دانشگاه‌هایی که هدف و کارکردی متفاوت از سایر دانشگاه‌ها دارند را نیز می‌گیرد. دانشگاه‌های فنی و حرفه‌ای و علمی کاربردی نیز با وجود رویکرد متفاوت به آموزش عالی و هدف مهارت‌افزایی و کارآفرینی از سونامی صندلی‌های خالی در امان نیستند. نگاه به آموزش عالی باید بینشی ماموریتی باشد و برای دانشگاه‌ها این هدف طراحی شود و این ماموریت تولید علم و ثروت باشدکه اگر این دو مقوله جدی گرفته شود علاوه بر رفع مشکل سونامی صندلی های خالی و تورم دانش آموخته در برخی رشته ها و بیکاری به دنبال این قضیه ، جامعه در بحث تحصیلات و کار می تواند در مسیر توازن گام بردارد و تبعاتی مانند کاهش سطح کیفی مراکز آموزش عالی، ناکارآمدی و بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، مدرک‌گرایی از مسیر پیشرفت نه تنها حوزه علم بلکه جامه حذف شود. سال گذشته از میان ظرفیت بیش از ۷۰۰ هزار نفری پذیرش در کنکور ۴۳۰ هزار نفر در دانشگاه های دولتی تحصیل خود را آغاز کردند و بیش از ۳۰۰ هزار صندلی خالی ماند و امسال باید دید این درصد چطور رقم می خورد و آیا مسئولان وزراتخانه های آموزش و پرورش و علوم برای فرهنگ سازی دانش آموزان و دانشجویان درجهت انتخاب صحیح و اهداف تحصیل کردن چاره ای می اندیشند؟ گزارش از: آتوسا دولتیاری- باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 18 Aug 2017 07:32:33 GMT http://migna.ir/vdcaiiny.49n6y15kk4.html 65 درصد از کودکان کار در کشور از اتباع هستند! http://migna.ir/vdcgx39t.ak9qt4prra.html به گزارش فارس احمد خاکی؛ معاون اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران گفت: 65 درصد از کودکان کار و خیابان در کشور از اتباع هستند و فقط 35 درصد آنها ایرانی‌اند. وی ادامه داد: از طرفی امکانات بهزیستی پاسخگوی 65 درصد کودکان کاری که اتباع هستند نبوده و حتما باید قوه قضاییه و وزارت کشور در این مورد مداخله کرده و راهکاری ارائه دهند. معاون اجتماعی بهزیستی استان تهران افزود: آسیب‌های اجتماعی که پنهان هستند بسیار بیشتر از آسیب‌های اجتماعی آشکار هستند به طوری که 75 درصد خانواده‌های ایرانی خاستگاه آسیب‌های اجتماعی‌اند یعنی یا آسیب دیده‌اند یا در معرض آسیب قرار دارند. خاکی بر تقویت خانواده‌های با ثبات تاکید کرد و گفت: دولت به تنهایی قادر به حل آسیب‌های اجتماعی نیست و باید سازمان‌های مردم نهاد و دستگاه‌های دولتی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی به کمک بهزیستی بیایند. وی گفت: با این وجود اورژانس اجتماعی در سال گذشته، 2765 مورد در مراکز مداخله در بحران و 10 هزار و 385 مورد در خدمات سیار و 13 هزار و 769 مورد از طریق تماس تلفنی با خط 123 خدمت رسانی کرده است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 17 Aug 2017 06:52:04 GMT http://migna.ir/vdcgx39t.ak9qt4prra.html متن خداحافظی وزیر وزارت آموزش‌وپرورش http://migna.ir/vdcjmmex.uqevtzsffu.html فخرالدین دانش آشتیانی در پیام خداحافظی از وزارت آموزش و پرورش، وفاق ملی، تعامل آگاهانه و همدلی نیروهای موثر را از مهمترین عوامل در دستیابی این وزارتخانه به جایگاه واقعی خود دانست. در متن خداحافظی دانش آشتیانی آمده است:-- به نام خدا اولیا‌ و دانش‌آموزان عزیز، مدیران‌ و‌ کارشناسان‌ ارجمند و اعضای محترم شورای معاونان خداوند بزرگ را به پاس توفیق خدمت در عرصه مسئولیت اجرایی وزارت انسان‌ساز و اثر‌گذار آموزش ‌و ‌پرورش، که با اعتماد رئیس‌جمهور گرامی و رأی نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی برای اینجانب فراهم گردید، شکرگزارم. تربیت و رشد شایستگی‌های دانش‌آموزان کشور در ساحت‌های مختلف تعلیم و تربیت، محوریت دادن به معلمان و توجه به نقش کلیدی ایشان در مدرسه، قرار گرفتن مدرسه در جایگاه واقعی خود، مشارکت جدی خانواده‌ها در امور مربوط به مدرسه، رسیدگی به وضعیت حقوقی و معیشتی فرهنگیان، تمرکز زدایی از ستاد و چابک سازی وزارت آموزش و پرورش و همچنین به سامان درآوردن وضعیت صندوق ذخیره فرهنگیان بخشی از دغدغه‌ها و اولویت‌های همیشگی من برای تحقق بخشیدن به اهداف متعالی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بوده است. در طی‌ مدت کوتاه تصدی اینجانب به عنوان وزیر آموزش و پرورش در دولت یازدهم نیز تلاش خود را معطوف همین اولویت‌ها قرار داده و خداوند را شاکرم که با همدلی و همکاری فرهنگیان عزیز و حمایت‌های دولت محترم به توفیقاتی در این زمینه‌ها از جمله تدوین لایحه سازمان نظام معلمی‌، تدوین طرح نظام تفکیک حقوقی معلمان از کارمندان، پرداخت هم زمان حقوق نیروهای قرار‌دادی و حق‌التدریس با کارکنان رسمی‌، پرداخت 11 هزار میلیارد تومان مطالبات انباشته شده سنوات قبل‌، اصلاح ساختار و رویکرد فعالیت های صندوق ذخیره فرهنگیان و تغییر جدی در شرکت‌های زیر مجموعه آن به ویژه در بانک سرمایه که مشکلات فراوانی را به وجود آورده بود، اخذ حدود 20 حکم قانونی در قانون برنامه ششم و قانون بودجه سال 96‌، تفویض اختیارات گسترده مالی و اداری به ادارات کل استان‌ها و مطالبی نظیر آن نائل آمدیم. اینجانب محقق شدن این اقدامات را مرهون زحمات فرهنگیان عزیز و همکارانم در شورای معاونان و مدیران و کارشناسان حوزه ستاد دانسته و از یکایک ایشان تشکر و قدردانی می‌نمایم. تردیدی نیست که برای نشاندن آموزش و پرورش به جایگاه مطلوبی که آرزوی همه دوست‌داران نظام جمهوری اسلامی است و می‌تواند مسیر توسعه کشور را هموار سازد هنوز راه درازی در پیش رو است. راهی که جز در سایه وفاق ملی و مشارکت و تعامل آگاهانه تمامی نهادها و نیروهای تاثیرگذار بیرونی و داخلی و یکدل و یکصدا شدن آنها امکان‌پذیر نیست. امیدوارم در پرتوی الطاف الهی‌، توجهات امام عصر‌(عج)‌، رهبری داهیانه مقام معظم رهبری و مدیریت مدبرانه رئیس جمهور محترم، وزیر آینده این وزارتخانه بتواند این کشتی را به سرمنزل مقصود هدایت نموده و کماکان شاهد عزت و سربلندی نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف باشیم.     ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 16 Aug 2017 09:20:08 GMT http://migna.ir/vdcjmmex.uqevtzsffu.html توضیحاتي درباره تغییر نام دانشگاه فردوسی مشهد http://migna.ir/vdcdz90o.yt0fs6a22y.html به گزارش ميگنا محمد کافی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: باتوجه به اینکه فضای فیزیکی پردیس فعلی مربوط به دو دانشگاه فردوسی مشهد و علوم پزشکی مشهد است، بنابراین سردر این فضای فیزیکی با نام پردیس دانشگاه تغییر کرده است. وی افزود: همگرایی مناسبی میان دانشگاه فردوسی مشهد و علوم پزشکی مشهد ایجاد شده است بنابراین سردر مربوط به فضای فیزیکی پردیس این دانشگاه ها تغییر کرده است. رئیس دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: در سردر جدید نام دو دانشگاه فردوسی مشهد و علوم پزشکی مشهد عنوان شده است. کافی اظهار داشت: نام دانشگاه فردوسی مشهد هیچ تغییری نکرده است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 16 Aug 2017 03:39:44 GMT http://migna.ir/vdcdz90o.yt0fs6a22y.html سن خودکشی در کشور پایین آمده است http://migna.ir/vdcb90ba.rhb85piuur.html به گزارش میگنا محمدرضا غفارزاده رزاقی در حاشیه تشکیل نخستین کمیته پیشگیری از خودکشی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در شهرستان بابل اظهار کرد: براساس شاخص جهانی وضعیت کشور نسبت به کشورهای دیگر متعادل است. وی افزود: در شهرستان بابل نیز در سال 95 حدود 864 نفر اقدام به خودکشی کردند که 11 نفر آنها فوت شدند. رئیس گروه سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران تصریح کرد: در حوزه خودکشی باید عوامل خطر که شامل ترک تحصیل، طلاق، آسیب اجتماعی، افسردگی و... می‌شود مورد دقت قرار گیرد. این مسؤول خاطرنشان کرد: شناسایی اختلالات روان شناختی، برنامه آموزش خانواده، آموزش مهارت زندگی، توجه به اعتقادات دینی، افزایش نشاط در جامعه، توجه به ورزش و خانواده از عوامل محافظ به شمار رفته که هر چه در این حوزه موفق‌تر عمل کنیم آمار خودکشی کاهش می‌یابد. غفارزاده با اشاره به اینکه سن خودکشی در کشور پایین آمده است، یادآور شد: در خوابگاه‌ها به سبب دوری جوانان از خانواده با این معضل مواجه هستیم. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 15 Aug 2017 19:59:26 GMT http://migna.ir/vdcb90ba.rhb85piuur.html از سلامت روان تا شرط سنی برای «معلم» شدن http://migna.ir/vdchm-nk.23nzidftt2.html احمد عابدینی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به مصوبات شورای عالی درباره نحوه ورود به شغل معلمی و صلاحیت‌های مرتبط با آن اظهار کرد: این صلاحیت دارای سه بخش مهم است که شامل صلاحیت‌های عمومی، تخصصی و صلاحیت‌های حرفه‌ای بوده و کسب این صلاحیت‌ها از سوی داوطلبان، شرط ورود به شغل معلمی است. وی افزود: در بخش صلاحیت‌های حرفه‌ای فرد باید صلاحیت‌های عمومی را داشته باشد تا بتواند جذب شود، همچنین باید حائز صلاحیت‌های تخصصی باشد؛ یعنی در رشته مورد نظر درس خوانده و سپس دوره‌های مرتبط با روش‌های تدریس و فن معلمی را گذرانده و امتیاز لازم را کسب کرده باشد. یک معلم باید مهارت‌های تدریس و انتقال مطالب و تعامل با دانش آموز را هم بداند. معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش با تاکید بر اینکه در بخش صلاحیت‌های عمومی، توانمندی‌های جسمانی فرد دارای اهمیت است گفت: همچنین بحث شرایط روحی و روانی که در مصوبات قید شده، برخورداری از سلامت کامل روحی و روانی و جسمانی لازم است. عابدینی ادامه داد: برای کسی که دارای مشکل روانی باشد به هیچ عنوان تبصره‌ای نداریم اما درباره شرایط جسمانی لازم باید گفت که یک معلم برای کاری که استخدام می‌شود باید بتواند شرایط فیزیکی انجام آن را داشته باشد و در اینجا قید «سلامت کامل» مطرح نیست، یعنی شاید یک عیب که مشهود نباشد در فردی وجود داشته باشد که برای معلمی کردن وی اشکال ایجاد نکند اما در بخش سلامت روانی کلمه «کامل» در تبصره مربوط قید شده است. وی با بیان اینکه چون قرار است معلم در اجتماع، مدرسه و میان دانش آموزان حضور پیدا کند، باید شرایط مناسب و قابل قبولی داشته باشد تا وجهه اجتماعی وی حفظ شده و موجب ارتقای جایگاه معلمی شود عنوان کرد: تمامی ملاک‌های قید شده برای پذیرش معلم از سوی دانش آموز مؤثر است. بنابراین ظاهر، توانایی، زیبایی و بخصوص توانایی معلم در انتقال مطالب حائز اهمیت است و این بحث یک وجهه علمی و روان شناسی دارد که در تمام کشورهای دنیا مد نظر است و حتی نوع برقراری ارتباط و بسیاری فاکتورهای دیگر مورد توجه قرار می‌گیرد، کما این که نوع پوشش معلم هم در جذب دانش آموزان مؤثر است. معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش تاکید کرد: معلم حق ندارد با لباس نامناسب و ژولیده در کلاس درس حاضر شود و شورای عالی در قالب طرح جامعی پیش بینی کرده که آموزش و پرورش تسهیلاتی برای لباس مناسب و در شأن معلم ارائه کند تا معلم با لباس مرتب و شیک در کلاس حاضر شود. عابدینی افزود: قانون عطف به ماسبق نمی‌شود؛ یعنی اگر بنا به هر علتی افرادی وارد آموزش و پرورش شده‌اند که شرایط فیزیکی مطلوب را نداشته باشند ما از این افراد در مدارس استثنایی استفاده خواهیم کرد و توصیه کرده‌ایم آموزش و پرورش این افراد را از چرخه معلمی به سمت و سوی اداری و یا کارهای اجرایی سوق دهند و اخراجی در کار نیست. وی پیشنهاد شورای عالی برای جذب معلمان ورودی را داشتن دست کم معدل ۱۵ اعلام کرد و گفت: شرایط سنی بین  ۲۲ تا ۳۲سال است چون قصد ما ورود بهترین‌ها به آموزش و پرورش برای شغل معلمی است. در حال بهبود شرایط برای ورود نخبگان و برترین‌های المپیادهای علمی کشوری هم هستیم. معاون شورای عالی آموزش و پرورش گفت: شرایط دریافتی و استخدامی در آموزش و پرورش با دیگر دستگاه‌ها متفاوت است؛ چون ما با روح و روان و سپس جان دانش آموزان سرو کار داریم پس بعضی از قوانین استخدامی کشوری برای معلولان و جانبازان در آموزش و پرورش باید مستثنی شود و این افراد را در امور اداری و یا مدارس استثنایی به کار بگیریم. قانون تاکید کرده هرکسی را که به کار بگیرید باید توانایی حسن انجام کار محوله را داشته باشد.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 15 Aug 2017 12:12:37 GMT http://migna.ir/vdchm-nk.23nzidftt2.html وقتی زنان شاغل از بارداری توبه می‌کنند! http://migna.ir/vdcgt39t.ak9qx4prra.html «اگر از زن باردار حمایت نمی‌کنید، ریشه زندگی‌اش را نسوزانید. فقط داعیه فرزندآوری هست، اما هیچ اطمینانی برای آسایشش وجود ندارد».به گزارش قانون، این‌ها درد دل‌های «فرزانه فمی تفرشی» است که با استرس لحظه به لحظه تولد زودهنگام نوزادش در اورژانس یکی از بیمارستان‌های تهران، افتاده بی‌آنکه نه این بیمارستان و نه هیچ یک از بیمارستان‌های دولتی دیگر، دستگاه اِن آی سی یو خالی (دستگاه نگهداری نوزاد) داشته باشند. او 34 سال دارد، فوق لیسانس روان‌شناسی‌بالینی و هشت ماهه باردار است و در تمام این ماه‌ها چیزی جز اضطراب و ترس را تجربه نکرده است. تا قبل ازبارداری، یکی از مشاوران اداره بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران بود و هر روز تا یکی از روستاهای شهر ری برای کار و مشاوره رفت‌وآمد می‌کرد. این روزها اما از کار، بیکارش كرده و حقوقش را پرداخت نکرده‌اند، بیمه تامین اجتماعی‌اش باطل شده، جلوی راه کارآفرینی‌اش سنگ انداخته‌اند و از فرط استرس‌ها در آستانه زایمان زودهنگام قرار دارد. در بیمارستان، همه ته دل او را خالی می‌کنند که ممکن است بچه بعد از تولد زنده نماند چون دستگاه نداریم! تمام مشکلات او از زمانی آغاز شد که محل کار اعلام کرد نمی‌تواند از یک خانم باردار به‌عنوان نیروی کار استفاده کند. این در حالی است که قانون اعطای مرخصی بارداری و زایمان به زنان شاغل مدت‌هاست که تصویب شده و همین قانون، زنان را با اطمینان از حفظ موقعیت شغلی‌شان به فرزندآوری تشویق کرده است. تا قبل از این بسیاری از زنان از ترس اخراج شدن، قید فرزندآوري را می زدند. اما حالا که به سبب این قانون کمی اطمینان خاطر ایجاد شده، می بینیم که انگار این مصوبه، فقط در حرف قانون است و در عمل، متخطیان بسیاری وجود دارد. سال 94 به دولت اجازه داده شد که مرخصی زایمان مادران را به 9 ماه افزایش دهد و هیات وزیران نیز مدت مرخصی زایمان (یک و دو قلو) زنان شاغل در بخش‌های دولتی و غیردولتی را 9 ماه تمام با پرداخت حقوق و فوق‌العاده‌های مربوط تعیین کرده است. اما از ابتدای اجرای این قانون، خیلی از اداره‌ها و سازمان‌های دولتی از اجرای آن سر باز زدند که منجر به شکایت بیش از پنج هزار زن شد و در پايان در تمام این موارد رای به نفع این زنان صادر شد. اما گویا هنوزکم نیستند اداره‌ها و مراکز دولتی که این قانون را دور می‌زنند. عجیب است؛ وقتی یکی از این مراکز، دانشگاه علوم پزشکی تهران باشد، از بقیه چه انتظاری می‌توان داشت؟ فرزانه روز گذشته در حالی با «قانون» به گفت‌وگو نشست که در اورژانس بیمارستان با باز شدن سه‌سانتی دریچه رحم مواجه شده بود و بیمارستان هیچ مسئولیتی در قبال او و نوزادش نمی‌پذیرفت. درد دل های این مادر جوان را در ادامه می‌خوانید: وقتی تصمیم به بارداری گرفتید، از حفظ موقعیت شغلی‌تان اطمینان داشتید؟ تازه ازدواج کرده بودم و از کارم رضایت و اطمینان داشتم. کاملا مطمئن بودم که مرخصی زایمان، قانون تصویب شده دارد و بخشنامه‌اش در تمام ادارات هست. حتی می‌گفتند که تا دو سالگی کودک، محل کار ملزم است که با مادر قرارداد ببندد. اما تا متوجه بارداری‌ام شدند، ساز ناکوک زدند. من در مجموع دو ماه و آن هم به صورت پراکنده مرخصي داشتم. به محل کار می‌رفتم اما مثلا به دلیل خونریزی، مجبور می‌شدم مدتی در خانه بمانم. در نهایت بیمه از دو ماه مرخصی، تنها 15 روز آن را پذیرفت. حقوقم را ندادند و محل کارم گفت که بیخود آمدی و حقوقی در کار نیست. سرپرست منطقه، بهانه آورد که مدیر مرکز از کار شما ناراضی است و باید بروید. چند ماه حقوق‌تان را پرداخت نکردند؟ با دو ماه مرخصی که بیمه قبول نکرد، در مجموع جلوی چهارماه حقوقم را بستند؛ هر ماه دو میلیون و 200 هزار تومان. بیمه بیکاری هم به من تعلق نگرفت. از محل کارم شکایت کردم، مگر باردار شدن گناه است؟ وضعیت در این هشت ماه بارداری چگونه گذشت؟ سخت؛ به خصوص به لحاظ روحی. از کار که بیکار شدم، تصمیم گرفتم خودم مرکزی را راه‌اندازی کنم. برای وام گرفتن از صندوق کارآفرینی امید اقدام کردم اما مسئول صندوق گفت که خانم، تو با این وضعیتت می‌خواهی کارآفرینی کنی؟ گفتم چه وضعی دارم؟ 9ماه قرار است باردار باشم نه 9 سال. نظر همسرتان چیست؟ او هم انتظار این شرایط را نداشت. ایشان تنها حامی من است. او هم مثل من درگیر اضطراب این شرایط و تولد بچه است. وضعیت بیمارستان چگونه است؟ مناسب نیست! از چهار ماهگی در این بیمارستان تشکیل پرونده داده‌ام و حالا که وقت زایمان رسیده، می گویند تخت نداریم، اِن آی سی یو برای بچه نداریم. گفته‌اند من و شوهرم رضایت بدهیم که اگر بچه آمد و اتفاقی افتاد، مسئولیت با خودمان است. حتی نمی‌گذارند در اورژانس همراه داشته باشم. برای بیمارستان‌های دولتی دیگر اقدام کرد‌ اید؟ هیچ کدام از بیمارستان‌های دولتی، اِن‌آی‌سی‌یوي خالی ندارند. باور می‌کنید؟ هیچ کدام ندارند. ظرفیت موجود، پاسخگوي تقاضا نيست. من هم نمی‌توانم از جایم حرکت کنم. شرایط بدی است، به ما می‌گویند که نمی‌توانیم نوزادی را از دستگاه جدا کنیم و نوزاد شما را بگذاریم. ما هم به چنین چیزی راضی نیستیم اما چرا هیچ نظمی وجود ندارد؟ من از اوایل بارداری اینجا پرونده تشکیل دادم حالا باید بگویند که وضعیت این است؟ هزینه بیمارستان خصوصی چقدر است؟ خصوصی‌ها برای هر شب نگهداری نوزاد در دستگاه، يك میلیون و 800 هزار تومان، برای هزینه زایمان، 6 میلیون و شبی هم 400 هزار تومان برای بستری شدن مي‌گيرند. اما من نمی توانم از جایم حرکت کنم. حتی اگر بیمارستان‌های دولتی تخت و دستگاه داشتند، حرکت من خطرناک است. هر لحظه امکان تولد هست. الان مرا در اورژانس بستری کرده‌اند و دايم می‌گویند ممکن است در همین اورژانس زایمان کنی! می‌روند و می‌آیند می‌گویند زايمانت سرپايي است، مسئولیت با خودت. اما وقتی کار داشته باشی، محل نمی‌گذارند. حتی یک توضیح خشک و خالی نمی‌دهند. حمایت نمی‌کنند هیچ، فقط حرصم می‌دهند. اگر بخواهید در یک جمله گلایه‌تان را مطرح کنید، چه می‌گویید؟ اگر زن باردار را حمایت نمی‌کنید، ریشه زندگی‌اش را نسوزانید. فقط داعیه فرزند آوری هست، اما هیچ اطمینانی برای آسایشش وجود ندارد. من با این وضعیت چه‌کنم؟   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 15 Aug 2017 03:55:31 GMT http://migna.ir/vdcgt39t.ak9qx4prra.html خبرخوش برای کارمندان http://migna.ir/vdcaoiny.49n6615kk4.html جمشید انصاری در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: دولت لایحه تفکیک سه وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت، راه و شهرسازی و ورزش و جوانان را از مجلس پس نگرفته و به عبارتی دولت از این موضوع منصرف نشده است. این در حالی است که دیروز رئیس اتاق بازرگانی تهران از انصراف دولت از تفکیک این وزارتخانه ها خبر داده بود. رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور همچنین با تکذیب توقف استخدام کارکنان دولت گفت: برای تبدیل کارکنان پیمانی به رسمی، روشی در قانون برنامه پنجم تعیین شده بود، اما با توجه به اتمام قانون برنامه پنجم، ما روش این کار را متناسب با شرایط موجود بازنگری می‌کنیم. وی تصریح کرد: براساس قانون مدیریت خدمات کشوری در مشاغل حاکمیتی امکان تبدیل کارکنان پیمانی به رسمی وجود دارد و در مشاغل غیر حاکمیتی استخدام پیمانی است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 14 Aug 2017 10:23:51 GMT http://migna.ir/vdcaoiny.49n6615kk4.html مخبردزفولی سرپرست واحد علوم و تحقیقات شد http://migna.ir/vdciyqa5.t1azz2bcct.html به گزارش فارس،محمدرضا مخبر دزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، با حکم فرهاد رهبر رئيس دانشگاه آزاد اسلامی علوم تحقیقات تهران شد. محمدرضا مخبر دزفولی (زاده ۱۳۴۰ در دزفول) دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی از ۶ دی ۱۳۸۴، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران است.مخبر دزفولي دارای دکترای تخصصی دامپزشکی شاخه درونی دام‌های بزرگ از دانشگاه تهران و همین‌طور تحصیلات حوزوی در زمینه ادبیات عرب و منطق و فلسفه است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 14 Aug 2017 08:26:02 GMT http://migna.ir/vdciyqa5.t1azz2bcct.html وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش: آنچه در مدرسه‌ها آموزش می‌دهیم با آنچه در جامعه وجود دارد، متفاوت است http://migna.ir/vdcdx90o.yt0ff6a22y.html به گزارش خبرآنلاین، یکشنبه 22 مرداد 96 جمعی از اساتید دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی تهران در جلسه‌ای صمیمانه با وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش، پیشنهادهایشان را برای تحکیم ارتباط میان آموزش و پرورش و مراجع علمی ارایه دادند. در این جلسه «سیدمحمد بطحایی» گفت: امروز که در جمع اساتید بزرگوار هستم متوجه شدم حکمت خداوند در این بوده تا در این چند روز که در یک فضای سیاسی مخرب و مملو از تهمت‌ها قرار گرفته‌ام حضورم در این جلسه به من آرامش دهد. احساس کردم در این صحنه جنگ با ظلمت‌ها تنها نیستم. صادقانه می‌گویم انرژی مثبتی از این جمع گرفتم و به پشتوانه علمی این مجموعه می‌خواهم کارم را شروع کنم. کوچه و پس کوچه آموزش و پرورش را می‌شناسم بطحایی همچنین ادامه داد: وقتی وارد آموزش و پرورش شدم 19 ساله بودم و با مدرک فوق دیپلم کارم را شروع کردم. بعد از انقلاب فرهنگی که دانشگاه‌ها تعطیل شدند و بعد از آن مراکز تربیت معلم راه افتاد، جذب این عرصه شدم. من مربی و معلم علوم تربیتی بودم و بعد مدیر مدرسه شدم. در ادامه در منطقه و بعد در حوزه ستادی کارشناس و کارشناس مسئول و معاون دفتر بودم. سال‌ها در شورای عالی آموزش و پرورش بودم و بعد قائم مقام وزیر و سپس معاون مالی وزارتخانه شدم. درنهایت مدت کوتاهی سرپرست وزارتخانه بودم و اکنون معاون سازمان برنامه و بودجه هستم. این را گفتم که بگویم کوچه و پس‌کوچه‌های این نهاد و چاله‌هایی که در این مسیر هست را به خوبی می‌شناسم. این مساله شرط لازم هست اما کافی نیست. ما با دریایی از مشکلات در آموزش و پرورش مواجه هستیم که یک فرد به تنهایی نمی‌تواند کار کند مگر اینکه همه مراجع علمی و سیاسی در کنار هم قرار بگیرند و به اعتلای آموزش و پرورش در این نظام فکر کنند. وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش افزود: من خودم در معرض این اتهام هستم و باید بگویم این مسیری که آموزش و پرورش ما طی می کند به مقصد نمی رسد. آنچه ما در مدرسه‌ها آموزش می‌دهیم با آنچه در جامعه وجود دارد، متفاوت است. متاسفانه شرایط به گونه‌ای شده است که وقتی زنگ مدرسه می‌خورد یک عده دانش‌آموز که گویی محکوم به حبس ابد بوده‌اند می‌خواهند فرار کنند و این نشان می‌دهد که این نظام آموزشی متلاشی است. آثار این مساله را در ناهنجاری‌هایی که در بیرون است می‌بینیم. وی ادامه داد: این آموزش و پرورش است که به مراجع علمی و اساتید نیاز دارد. آنچه در کتاب‌های ترجمه شده آمده است به درد ما نمی‌خورد بلکه این شما اساتید دانشگاه هستید که باید به من بگویید چه چیزی به درد آموزش و پرورش فعلی ما می‌خورد. بطحایی با اشاره به اینکه در مرحله اجرا ممکن است در میان هجمه‌ها مسیر اصلی گم شود از اساتید دانشکده درخواست کرد راهنمایی‌ها و مشاوره‌های لازم را ارائه كنند. وی افزود: در نظر دارم تا با یک ساز و کار مستمر بتوانم از ظرفیت علمی اساتید استفاده کنم و ازهمراهی شما برای حل مسایلی که به بن بست رسیده استفاده کنیم. آنچه نیاز است این است كه به دور از هرنوع تشریفات دورهمی‌هایی داشته باشیم و البته از دانشکده‌های دیگر در سایر شهرها هم حضور داشته باشند كه درمورد مسائل مختلف راهکار ارایه دهید. دانشگاه؛ سرچشمه حیات برای آموزش و پرورش دکتر غلامعلی افروز، استاد ممتاز داشگاه تهران در این نشست گفت: در تمام این مدت در کنار وزرای مختلف بودیم و فضای دانشگاه به عنوان یک حیات فکری و مرکزی برای ایده‌پردازی بود. دانشگاه یک سرچشمه حمایتی برای وزارت آموزش و پرورش است. درواقع مجموعه‌ای از همه رشته‌ها و سنین مختلف با میانگین سابقه بالای سی سال که بتوانند کمک کنند نیاز است و اساتید دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران حاضر به همراهی افتخاری با وزیر آینده آموزش و پرورش هستند. رییس کنفدراسیون بین‌المللی روان‌درمانی افزود: آقای بطحایی تجارب خوبی در آموزش و پرورش داشته‌اند و شخصیت ایشان طوری است که هم نگاه خوبی به مساله آموزش و پرورش دارند و هم شخصیتشان آمیزه‌ای از علم و منطق و معرفت است. ایشان علاقه‌مندند و انگیزه تعلیم و تربیت دارند. امیدواریم در راستای اجرای برنامه‌شان بتوانیم همراهشان باشیم. اگر وزیر شدید، تحت تاثیر فشار سیاسی نمایندگان مجلس قرار نگیرید جواد اژه‌ای، رییس سابق سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان آموزش و پرورش هم با اشاره به برخی از فشارهای سیاسی موجود نسبت به وزیر پیشنهادی گفت: اگر شما وزیر شدید از جذب نیروهای جدید تحت فشار نماینده‌ها مقاومت کنید زیرا از زمان آقای مظفر در قبال بازنشسته‌های قدیم 40 تا 55 درصد نیروهای ناکارآمد تحمیل شدند. تقریبا نازل‌ترین سطح مهارت آموزشی در بخش آموزگاران نهضتی بود که همین افراد آمدند و جذب شدند. در برخی سال‌ها حتی کارمندان دفتری برای تدریس جذب شدند و همه این عوامل دست به دست هم دادند تا آموزش و پرورش افت کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد فرزندان مسئولین آموزش و پرورش، خودشان در مدارس دولتی درس نمی‌خوانند و همین مساله برای آموزش و پرورش افت دارد و می‌بینیم كه استخدام‌ها بسیار نگران کننده است. وی افزود: در این چند سال اخیر وقتی مصاحبه وزرا را گوش می‌دهیم همه راجع به موضوع کارت طلایی، بیمه بازنشستگان و مسایل اینچنینی حرف می‌زنند به طوری كه وزیر معاون اداری و مالی وزارتخانه شده است در حالی كه وزیر نباید کارپردازی کند و باید نگاه رهبری به آموزش و پرورش داشته باشد. شادی از محیط مدارس رفته است احمد به‌پژوه، معاون سابق پژوهشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی تهران نیز افزود: قبول مسئولیت آموزش و پروش شجاعت می‌خواهد و اصلاح آن نیاز به یک عزم ملی دارد. رشد تعالی نظام ما منوط به رشد آموزش و پرورش کشور است. اگر می‌خواهید بین علم و عمل پل بزنید باید به سراغ دانشگاهیان بروید چون آنها به سراغ شما نمی‌آیند. پیشنهاد من این است که وزیر آموزش و پرورش اقدام به تشکیل یک شورای مشورتی عالی از اساتید رتبه یک دانشگاه‌ها كند و نظر این گروه را به عنوان مشاور داشته باشد. وی ادامه داد: این روزها در محیط دانشگاه نشاط نیست. برای اینکه معلم و استاد دانشگاه احساس شادی داشته باشند و آن را به شاگردانشان منتقل کنند نیازمند توجه ویژه هستند و باید به نظرات این افراد توجه شود. پیشنهاد دیگرم توجه ویژه به خانواده‌هاست و جلب مشارکت آنها به عنوان بازوی آموزش و پرورش. آقای بطحایی در دنیا پیش‌دبستانی را باور کردند ولی در کشور ما به شوخی گرفته شده است. رضا زمانی، رییس سابق دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی تهران هم در این نشست به مهارت‌های اجتماعی اشاره كرد و افزود: در بسیاری از كشورهای دنیا آموزش‌های اجتماعی به بچه ها شروع شده اما این مساله هنوز در ایران غریب مانده است. بیشتر مسایل اجتماعی به دلیل عدم توجه به این مهم است. باید گفتگو و مباحثه و سعه صدر را به دانش‌آموزان آموزش دهیم تا یاد بگیرند چگونه در جهانی مملو از صلح زندگی کنند. اگر می‌خواهیم جامعه خوبی داشته باشیم باید از سنین پایین اقدام کنیم. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 13 Aug 2017 19:37:34 GMT http://migna.ir/vdcdx90o.yt0ff6a22y.html آمارهایی درباره وضعیت معتادان؛ ۲۸ درصد تحصیلات عالیه دارند؛ 50 درصد شاغل و 62 درصد متاهلند http://migna.ir/vdccseq0.2bqss8laa2.html به گزارش ایسنا عارف وهاب‌زاده در همایش سلامت اجتماعی در یاسوج افزود: بیش از ۶۲ درصد معتادین کشور متاهل و دارای زن و فرزند هستند.۵۰ درصد معتادان کشور دارای شغل هستند و این آمارها نشان از ورود اعتیاد در حوزه‌های مختلف و لزوم افزایش آگاهی در جامعه است. مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور تاكيد کرد: بیش از ۵۵ درصد از والدین تا بعد از سه تا چهار سال از اعتیاد فرزندان خود باخبر می شوند و این نشان از آگاهی نداشتن و انجام ندادن اقدامات پیشگیرانه است. وهاب‌زاده با بیان اینکه آمار اعتیاد در استان کهگیلویه و بویراحمد نسبت به سایر استان‌ها کمتر است، گفت: در برخی کانون‌های هدف ازجمله مدارس و محیط‌های صنعتی و کارگری این استان احساس خطر می‌شود و برای مقابله با آمار اعتیاد راهبرد لازم پیشگیری اولیه از اعتیاد است. وی با بیان اینکه ریشه کنی اعتیاد محال است اما باید کنترل و مهار شود، ادامه داد: این مساله نیازمند کمک همه دستگاه‌ها و نهادهاست. مدیرکل فرهنگی و پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور گفت: پیشگیری اولیه در سطح کشور مغفول مانده که باید اهتمام مسئولان جدی‌تر شود. تخصیص اعتبارات در حوزه آسیب‌های اجتماعی پایین است و این مسئله توجه بیشتری را طلب می‌کند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 13 Aug 2017 18:03:55 GMT http://migna.ir/vdccseq0.2bqss8laa2.html گشايش يك مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره در كرج http://migna.ir/vdchq-nk.23nzvdftt2.html به گزارش ایرنا، وحید یعقوبی روز شنبه در آئین بازگشایی مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره این ناحیه واقع در جنب دبیرستان دخترانه شهید شرافت کرج افزود: در این مراکز به شهروندان خدماتی چون مشاوره تحصیلی، خانوادگی، روان‌سنجی، روانشناسی، روان‌پزشکی، مددکاری، اختلالات یادگیری ، انواع تست های هوش به دانش‌آموزان و خانواده هایشان ، فرهنگیان و سایر اقشار ارائه می‌شود. وی بیان کرد: ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره به اقشار مختلف جامعه، کاهش مشکلات تحصیلی و رفتاری دانش‌آموزان و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی از مهم‌ترین اهداف راه‌اندازی مراکز و هسته‌های مشاوره در کشور است. وی به والدین توصیه کرد با توجه به پیچیدگی‌های روابط انسانی به دلیل تحولات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی همچنین کمک به افراد در مدیریت مسائل فردی، اجتماعی و شغلی و کمک به فرزندان در موقعیت‌های مختلف انتخاب مناسب از جمله رشته تحصیلی، شغل و ازدواج از مراکز مشاوره آموزش و پرورش استفاده کنند. مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک کرج اضافه کرد: مشاوران تخصصی در مراکز مشاوره نقش هدایت‌گری را داشته و برای کمک به مراجعان در حل مشکلات تحصیلی و رفتاری ، انتخاب رشته آگاهانه و آموزش مهارت‌های تحصیلی از جمله برنامه‌ریزی تحصیلی، شیوه‌های مطالعه، کنترل اضطراب و ... خدمات لازم را ارائه می دهند. یعقوبی ارائه خدمات راهنمایی و مشاوره خانواده را یکی از مهمترین فعالیت های انجمن اولیا و مربیان این در سطح استان های کشور ذکر کرد. وی با اشاره به اینکه هدف مراکز راهنمایی و مشاوره خانواده کمک به تعادل و استحکام کانون خانواده به منظور مشارکت بهینه در امر تعلیم و تربیت فرزندان است ادامه داد: در این مراکز مشاوره فردی، گروهی، خانوادگی، مذهبی، روان درمانی و روان سنجی با حداقل هزینه به مراجعه کنندگان ارائه می‌شود. معاون پرورشی و تربیت بدنی آموزش و پرورش ناحیه یک کرج نیز در این آئین گفت: خدمات راهنمایی و مشاوره از جنبه های مختلف فردی، اجتماعی و اقتصادی حائز اهمیت است. فرزاد شعبانی افزود: رسیدگی به مشکلات فردی دانش آموزان از نظر مسائل تحصیلی، انتخاب رشته تحصیلی، شغل و مسائل روانی و شخصی، از مواردی است که در حوزه خدمات راهنمایی و مشاوره قرار می گیرد. وی تصریح کرد: در جامعه نیز افرادی که به صورت های مختلف دچار مشکلاتی می شوند، می توانند با مراجعه به مراکز مربوط، از خدمات راهنمایی و مشاوره برخوردار شوند. وی اضافه کرد: پیش بینی نیازهای جامعه و تأمین این نیازها مستلزم یک برنامه راهنمایی مجهز است لذا شناخت استعدادها و توانایی های فردی، هدایت این استعدادها در جهت رفع نیازهای جامعه، از مهم ترین خدمات راهنمایی و مشاوره است. وی ادامه داد: ویژگی جامعه صنعتی، تحول ارزش ها و تنوع مشاغل است. رشد و توسعه صنعت و تکنولوژی، موجب از بین رفتن برخی مشاغل و به وجود آمدن مشاغل جدیدی می شود به همین دلیل راهنمایی افراد به سمت مشاغل مناسب با هدایت آنها به تغییر شغل با توجه به مشاغل جدید، یکی دیگراز خدمات راهنمایی است. رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی البرز نیز گفت: دومین مرکز ویژه ی مشکلات یادگیری ناحیه 1 کرج با پیگیری ها مختلف و مستمر افتتاح شد. وی افزود: تا کنون 7 مرکز دولتی و 5 مرکز غیر دولتی ویژه مشکلات یادگیری برای خدمات دهی به دانش آموزان در مدارس استان البرز راه اندازی شده است . وی هدف از راه اندازی مراکز ویژه مشکلات یادگیری را پیشگیری از افت شدید تحصیلی و درمان اختلالات یادگیری در حوزه های مختلف آموزش ذکر کرد. این دو مرکز مشاوره در فضایی به مساحت 500 متر مربع با هزینه ای بالغ بر 400 میلیون ریال بهسازی و تجهیز شد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 13 Aug 2017 10:21:46 GMT http://migna.ir/vdchq-nk.23nzvdftt2.html وجود 400 هزار زندانی مرتبط با مسائل اجتماعی http://migna.ir/vdcftvdj.w6dyxagiiw.html به گزارش ایسنا، سید حسن موسوی چلک 21 مرداد ماه در جمع خبرنگاران، سازمان بهزیستی را متولی سلامت اجتماعی اعلام و تأکید کرد: اجباری شدن مشاوره ژنتیک، ساماندهی بیماران روانی و کودکان خیابانی از اقدامات این سازمان در این زمینه بوده است. وی اظهار کرد: بیش از 15 میلیون پرونده قضایی و 400 هزار نفر زندانی مرتبط با مسائل اجتماعی در کشور وجود دارد. موسوی چلک افزود: تعداد زنان سرپرست خانوار طی سال‌های 90 تا 95، از دو میلیون به سه میلیون نفر رسیده است و این نشانگر افزایش 20 درصدی این تعداد است. موسوی چلک ادامه داد: پس از بررسی 870 منطقه در کشور، یک هزار و 100 محله ناکارآمد با جمعیت 19 میلیون نفر شناسایی شده است. وی تصریح کرد: در پیشگیری از آسیب اجتماعی بایستی مطالبه‌گری اجتماعی جایگاه خویش را به‌دست آورد. موسوی چلک با اشاره به موضوع کودک آزاری در برخی جوامع، گفت: بروز این مسئله ناشی از وجود ضعف در اخلاق اجتماعی است و لایحه کودکان و نوجوانان به منظور حمایت از کودکان در شرایط آزار، بزه و موضوعات مشابه در برنامه‌های این سازمان تدوین شده است. وی بیان کرد: مسائل اجتماعی نباید مورد بهره‌برداری سیاسی قرار گیرد و این مسائل نیازمند بازنگری با نگاه مشکل محور و مسئله محور است. مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور اضافه کرد: آموزش و پرورش ظرفیت بزرگی دارد و می‌تواند در انجام مسئولیت‌های مذکور، سازمان بهزیستی را با مدیریت همه جانبه و هوشمند یاری کند. موسوی چلک اظهار کرد: بخش مهمی از رسالت سازمان بهزیستی مطالبه‌گری و پرسشگری درحوزه اجتماعی است و رسانه‌ها در تحقق این امر نقش موثری خواهند داشت و با پرداختن به نقاط قوت، ضعف و معرفی منابع مربوطه، با این سازمان همکاری می‌کنند. وی تصریح کرد: حوزه اجتماعی تخصصی، پیچیده و نیازمند مدیریت اجتماعی است و شناسایی پیچیدگی‌های آن ضروری است. مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه مردم بایستی اورژانس اجتماعی را بشناسند، خاطرنشان کرد: 198 اورژانس اجتماعی در کشور موجود است و تا پایان سال جاری 140 مورد دیگر ایجاد خواهد شد. موسوی چلک افزود: سال گذشته حدود پنج هزار نفر در شرایط اقدام به خودکشی در کشور با مداخله اورژانس اجتماعی از این عمل صرف نظر کردند ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 13 Aug 2017 06:53:14 GMT http://migna.ir/vdcftvdj.w6dyxagiiw.html دانشگاه‌ها مسابقه مدرک دادن گذاشته اند http://migna.ir/vdcjviex.uqevhzsffu.html به گزارش دانشگاه آزاد اسلامی، فرهاد رهبر در مراسم تکریم و معارفه سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی خراسان رضوی و واحد مشهد گفت:‌ دانشگاه آزاد اسلامی بیش از ۳۰ سال قبل به اراده امام راحل و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی غرس شد و با زحمت مسئولان، امروز بارور شده است. وی افزد: باید با همکاری یکدیگر بتوانیم به اصول مورد نظر امام راحل و مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در راه‌اندازی این دانشگاه برسیم. رئیس دانشگاه آزاد، یکی از اهداف دانشگاه را پرکردن خلاهای آموزشی و ارتقای سطح علمی جوانان دانست و گفت: امروز این دانشگاه بیش از نیمی از مسئولیت آموزش عالی کشور را بر عهده دارد، عملکرد این دانشگاه تاکنون در زمینه آموزشی خوب بوده اما باید توجه داشت آنچه که ما را به تعالی می‌رساند، ایمان و علم است. رهبر تاکید کرد: چنانچه علم و یا ایمان دچار نقص شوند به اهداف مورد نظر امام راحل درباره دانشگاه آزاد نخواهیم رسید. تاکنون با همه تلاش و فعالیت‌ها توانسته‌ایم به قله‌هایی از موفقیت‌ برسیم اما هنوز با قله رفیع مد نظر فاصله داریم و برای رسیدن به این قله رفیع باید در علم و ایمان برنامه ریزی داشته باشیم. وی عنوان کرد: یکی از مشکلات اصلی امروز کشور بیکاری جوانان بویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی است. امروز ۳۰ درصد از جمعیت بیکار کشور را فارغ‌التحصیلان تشکیل می‌دهند، این آمار بیکاری در فارغ التحصیلان نشان می‌دهد که دانشگاه‌های کشور با یکدیگر مسابقه مدرک دادن به دانشجویان را گذاشته‌اند. رئیس دانشگاه آزاد اظهار داشت: تربیت دانشجو برای مقطع دکتری تنها باعث می‌شود که آنان متقاضی عضویت در هیات علمی دانشگاه شوند. این‌ چرخه که آموزش دهیم برای آموزش، ممکن نیست که ما را به نتیجه‌ای برساند. رهبر تاکید کرد: دانشگاه‌ها امروز رسالت خود در امر آموزش و پژوهش را انجام می‌دهند اما باید فکر کنیم که این آموزش و پژوهش در راستای کدام یک از نیازهای جامعه باید انجام شود. دانشگاه‌ها باید مزیت، چالش و مشکلات استانی خود را شناسایی کنند و با توجه به این مزیت و چالش‌ها، راه‌حلی برای مشکلات مردم پیدا کنند. دانشگاه‌ها باید مسائل کشور را حل کنند وی با بیان اینکه دانشگاه‌ها باید مسائل کشور را حل کنند و در این صورت است که دانشجو با چگونگی انجام کار پژوهشی آشنا می‌شود، بیان کرد: دانشگاه آزاد اسلامی توانسته‌ چند مسئله اساسی کشور را حل کنند اما این مقدار کافی نیست. دانشگاه‌ها باید علاوه بر حل مسائل کشور به فکر ارتقای آموزش نیز باشند. رئیس دانشگاه آزاد با انتقاد از مقالاتی که تولید اما تبدیل به ثروت نمی‌شوند، تصریح کرد: تنها چند درصد از مقالات دانشگاهی توانسته تبدیل به ثروت شود، متاسفانه مقالات دانشگاهی برای چاپ در مجلات ایجاد می‌شود. وی اظهار داشت: سرمایه دانشگاه آزاد اسلامی تنها به ایجاد ساختمان نیست بلکه در نیروی انسانی آن است، باید ببینیم که تا به امروز چقدر از این سرمایه استفاده کرده‌ایم. رئیس دانشگاه آزاد خطاب به مسئولان این دانشگاه گفت: باید ببینید که چند مساله و مشکل را حل کرده‌اید. اکنون واحدهای دانشگاهی نیروی انسانی ارزان و پتانسل‌های عظیمی را در اختیار دارند اما از آنها بهربرداری خوبی نشده است. رهبر درباره فضای فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی افزود: فضای فرهنگی و علمی دانشگاه خوب است اما هنوز از منویات امام راحل، مقام معظم رهبری و مرحوم آیت‌الله هاشمی فاصله داریم. وی خاطرنشان کرد: مرحوم آیت‌الله هاشمی، دکتر جاسبی و دیگران زحمات بسیاری برای دانشگاه آزاد اسلامی کشیدند و بهتر است که منویات آنان را فراموش نکنیم. رئیس دانشگاه آزاد متذکر شد: این دانشگاه را نمی‌توان طایفه‌ای اداره کرد چون در این صورت هر کسی راه خودش را خواهد رفت. رهبر با بیان اینکه سیاست‌گذاری دانشگاه آزاد اسلامی بر نظارت، هدایت و تفویض اختیارات متناسب با مسئولیت‌های افراد است، برخی از اتفاقات ناخوشایند در برخی از واحدهای این دانشگاه را مورد انتقاد قرار داد. وی خاطرنشان کرد: نمره دانشجویان از موضوعات مهم دانشگاه آزاد است و دستکاری در آن و اتفاقات مشابه، اعتبار دانشگاه را از بین خواهد برد بنابراین باید خیلی مراقب باشیم. رئیس دانشگاه آزاد افزود: این دانشگاه بزرگ شده و طبیعتا هزینه‌ آن نیز افزایش یافته است بنابراین باید مدیریت در هزینه‌ها را داشته باشیم که این کار را ابتدا از خودمان آغاز کرده‌ایم. باید جانشینی برای درآمد شهریه ایجاد کنیم رهبر با یادآوری اینکه درآمد شهریه مانند پول نفت است و متاسفانه در حال افول، گفت: باید تلاش کرد که جانشینی برای درآمد شهریه ایجاد کنیم و از درآمد پژوهش، شرکت‌های دانش بنیان و تولید علم به ثروت بهره‌برداری کنیم. وی تاکید کرد: برای رسیدن به اهداف باید به جوانان اعتماد کرد حتی اگر بدانیم که آنان باعث خرابکاری در انجام مسئولیت خود خواهند شد. جرات دادن به دانشجویی که ایده‌پرداز است باعث ارتقای علمی دانشگاه خواهد شد. در جنگ تحمیلی امام راحل به جوانان اعتماد کرد تا جایی که افراد ۲۰ ساله فرماندهی یک لشکر را بر عهد داشتند. رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تاکید کرد: «اعتماد به جوانان و فرصت دادن به آنان باعث کاهش نرخ بیکاری و نجات کشور می‌شود. تجربه ثابت کرده که دانشگاه آزاد اسلامی می‌تواند ابزاری برای نجات کشور و کاهش بیکاری باشد. رهبر گفت: محیط دانشگاه آزاد اسلامی باید سیاسی باشد اما نباید جولانگاه احزاب و جریانات مختلف سیاسی شود. باید در دانشگاه آزاداندیشی وجود داشته باشد و دانشجو سطح آگاهی خود را افزایش دهد و جلسات بحث و گفت‌وگو نیز برقرار باشد و دانشجو باید بتواند مسئولان دانشگاه و دیگر مسائل کشور را نقد کند. وی با بیان اینکه ولنگاری در دانشگاه آزاد جایی ندارد، گفت: باید در دانشگاه آزاد مشهد فضای فرهنگی در شان این شهر مستقر باشد. انبساط و انقباض نباید در دانشگاه وجود داشتته باشد بلکه باید تعادل برقرار شود. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 11 Aug 2017 07:10:50 GMT http://migna.ir/vdcjviex.uqevhzsffu.html می‌خواهید کودکتان آتنای دوم نباشد؟ این دستورالعمل را بخوانید http://migna.ir/vdcefn8e.jh8zvi9bbj.html حالا با بیرون افتادن ماجرای آتنا،‌ یک بار دیگر مساله آزار جنسی کودکان مطرح شده است،‌ بدون شک این اتفاق غم‌انگیز هم چند وقتی سر زبان‌ها خواهد بود و بعد فراموش خواهد شد. با جو ملتهب جامعه، سکوت احتمالی نیروی انتظامی و خودداری از خبررسانی درمورد پرونده‌های مشابه، مدتی گریبان‌گیرمان خواهد بود،‌ انگار همه با هم تصمیم گرفته باشیم نقش کوران را بازی کنیم. اگر شما غیر از این هستید،‌ اگر فکر می‌کنید که باید از بچه‌های خودتان،‌ بچه‌های محله  و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنید مراقبت بیشتری انجام شود،‌ اگر شما نمی‌خواهید چشم روی خطرهایی که سر راه حفظ سلامت روحی و جسمی کودکان هست ببندید،‌ این دستورالعمل برای شماست. قدم اول حقایق را بدانید و خطر را درک کنید. به جای حس اعتمادتان به مردم و نوع دوستی ذاتی‌تان،‌ بگذارید حقایق روی تصمیم شما تاثیر بگذارند. در آمارهای بین‌المللی یکی از هر ۴ دختر،‌ یکی از هر ۶ پسر، ‌تا ۱۸ سالگی‌شان مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند. این مساله را دفعه بعدیکه در فروشگاه راه می‌روید، یا در پارک گردش می‌کنید به خاطر داشته باشید. به دور و برتان نگاه کنید و سعی کنید حساب کنید که چند تا از بچه‌هایی که در روز می‌بینید مورد آزار قرار گرفته‌اند یا بعدا قربانی خواهند شد... شما می‌توانید  تاثیر مثبت بگذارید. از هر ۱۰ کودکی که مورد آزار قرار می‌گیرد فقط یک نفر شخصا در مورد این آزار با دیگران حرف می‌زند. کودکانی که این سوءاستفاده را به عنوان راز نگه می‌دارند،‌ یا آنها که در مورد آزار صحبت می‌کنند اما حرف‌هایشان باور نمی‌شود، ‌از آسیب‌های روانی، ‌احساسی،‌ اجتماعی و حتی جسمی رنج خواهند برد، مشکلاتشان در بزرگسالی هم ادامه خواهد داشت. ۲۲ درصد از کودکانی که مورد آزار قرار می‌گیرند زیر ۸ سال سن دارند. میانگین سنی کودکانی که مورد آزار قرار می‌گیرند ۹ سال است. با در نظر گرفتن این آمار، به احتمال خیلی زیاد شما کودکانی را می‌شناسید که قبلا مورد آزار قرار گرفته‌اند، ‌یا این که همین حالا هم در حال آزار دیدن هستند. علاوه بر این، ‌بسیار محتمل است که شما سوء استفاه کننده را هم بشناسید! ‌بیشتر کسانی که کودکان را مورد آزار قرار می‌دهند غریبه نیستند،‌ آنها دوستان و اعضای خانواده ما هستند. ۳۷ درصد قربانیان آزار، ‌توسط اعضای خانواده مورد آزار قرار گرفته‌اند. ۵۹ درصد کسانی که توسط اعضای خانواده مورد آزار قرار می‌گیرند و در این مورد صحبت می‌کنند،‌ مورد قضاوت قرار می‌گیرند و متهم به دروغ گویی می‌شوند. در واقع این یکی از ابزارهای کودک‌آزاران است که ابتدا اعتماد اعضای خانواده کودکان را جلب کنند. بسیار از کودکان توسط کودکان بزرگتر یا قوی هیکل‌تر از خودشان مورد آزار قرار می‌گیرند. کسانی که از کودکان سوءاستفاده می‌کنند،‌ هیچ ویژگی ندارند که آنها را از دیگران جدا کند. ‌هیچ ویژگی ندارند که بتوان آنها را بر اساس آن ویژگی تشخیص داد. آنها کاملا شبیه ما هستند،‌ کاملا شبیه به ما عمل می‌کنند و می‌توانند اعتماد دیگران را جلب کنند. کسانی که معمولا از کودکان سوءاستفاده می‌کنند همان کسانی هستند که به نظر می‌رسد با کودکان بسیار مهربان هستند. آن‌ها معمولا در جاهایی که دسترسی به بچه ها آسان باشد، رفت و آمد دارند. باشگاه‌های ورزشی،‌ مهد کودک‌ها، لیگ های ورزشی کودکان از جمله جاهایی هستند که باید سوابق آدم‌هایی که در آن رفت و آمد می کنند را کنترل کنید تا مطمئن شوید که خطری وجود ندارد. قدم دوم امکان سوءاستفاده از بچه‌ها را به حداقل برسانید. موقیعت تنهایی یک بچه و یک بزرگسال را به حداقل برسانید،‌ به صورت موثری امکان سوءاستفاده جنسی از کودکان را کاهش داده‌اید. به یاد داشته باشد که کودک آزاران معمولا با خانواده کودکان رابطه برقرار می‌کنند تا بتوانند اعتماد آنها را به دست بیاورند. همیشه تلاش کنید که به جای موقعیت‌های انفرادی و تنها گذاشتن بچه با یک بزرگ‌تر، بچه‌ها را در موقعیت‌های گروهی قرار دهید. تا جایی که ممکن است تمام تلاش‌تان را انجام دهید که بچه‌ها را از موقعیت‌های یک کودک یک بزرگسال در تنهایی دوری کنید. ‌این موقعیت‌ها ممکن است در یک گروه ورزشی یا مدرسه رخ دهند. اطمینان حاصل کنید که پدر و مادرها یا بزرگسالان دیگر بتوانند در هر زمانی هر فعالیتی را قطع کنند و وارد محیط‌های فعالیت مثل کلاس یا سالن ورزشی شوند. علاوه بر این اطمینان حاصل کنید که سابقه همه کسانی که در مدرسه یا هر جای دیگری با کودکان کار می‌کنند،‌ بررسی شده باشد. اطمینان حاصل کنید تمام کسانی که در مدرسه یا باشگاه یا مکان‌های دیگر با بچه‌ها در تماس هستند،‌ در مورد پیشگیری، شناخت و گزارش سوءاستفاده از کودکان آموزش دیده‌اند. به صورت غیرمنتظره هر موقعیتی که درآن کودک وبزرگسالی در تنهایی قرار دارند را با حضور به موقع از بین ببرید. استفاده کودک‌تان از اینترنت را کنترل کنید. اینترنت برای کودک‌آزاران امکان بسیار خوبی است تا از طریق آن با کودکان در تماس باشند، آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهند و از آن‌ها سوءاستفاده کنند. از طریق بازی کردن با بچه‌ها به آن ها یاد دهید که بدون هیچ شرطی از هر موقعیتی که در آن باید با یک بزرگسال تنها بمانند اجتناب کنند. قدم سوم با بچه‌ها حرف بزنید. بچه‌ها اغلب آزار و سوءاستفاده را به عنوان یک راز نگه می‌دارند،‌ اما اگر آزادانه در مورد آن حرف بزنید ممکن است آنها هم محدودیت‌ها را بشکنند. بسیار مهم است که بدانید چرا بچه‌ها در این مورد حرف نمی‌زنند. بچه‌ها می‌ترسند که پدر و مادرشان را ناامید کنند. می‌ترسند که خانواده را خراب کنند. سوءاستفاده کنندگان گاهی بچه‌ها یا اعضای خانواده آن‌ها را تهدید می‌کنند که اگر راز را افشا کنند به آنها آسیبی خواهند رساند. سوءاستفاده کنندگان معمولا به بچه‌ها می‌گویند که آنها خودشان باعث شدند اتفاقی رخ بدهد ‌و اگر موضوع را به پدر و مادرشان بگویند آنها را عصبانی خواهند کرد. بعضی بچه‌ها که یک بار مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند،‌ وقتی دوباره مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند می‌ترسند که دراین مورد حرف بزنند، چون احساس گناه می‌کنند یا می‌ترسند که برچسب بخوردند. بعضی بچه‌ها بسیار کوچک‌تر از آن هستند که درک کنند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. بسیاری از سوءاستفاده کنندگان به بچه‌ها می‌گویند که عمل آنها اشکالی ندارد،‌ یا این که همه چیز تنها یک بازی است. کسانی که با بچه‌ها در تماس هستند را بشناسید. بچه‌هایی که مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند اغلب موضوع را به یک بزرگسال غیر از پدر یا مادرشان می‌گویند،‌ بنابراین آموزش برای کسانی که با کودکان کار می‌کنند موضوعی بسیار مهم است. بچه‌ها ممکن است تنها بخشی از اتفاقی که افتاده را تعریف کنند،‌ یا این که بگویند موضوع برای کس دیگری اتفاق افتاده است تا ببینند که واکنش پدر و مادرشان به موضوع چیست. اگر واکنش شما به چیزی که می‌شنوید،‌ منفی یا احساساتی باشد،‌ باعث خواهید شد که بچه‌ها سکوت کنند،‌ یا از تعریف کردن تمام موضوع خودداری کنند. اگر کودک‌تان با شما حرف نمی‌زند،‌ تصور نکنید که پدر و مادر بدی هستید. با بچه‌ها به صورت روشن و دقیق حرف بزنید به بچه‌ها آموزش بدهید که وظیفه شما این است که از آنها حمایت و مراقبت کنید. به بچه‌ها آموزش بدهید که وظیفه آنها نیست که از دیگران مراقبت کنند. روزانه به بچه‌ها یادآوری کنید که  تعریف کردن هیچ کدام از جنبه‌های زندگی‌شان برای شما باعث نمی‌شود که شما عصبانی یا ناراحت شوید. در سکوت به حرف‌های بچه‌ها گوش کنید. بچه‌ها برای گفتن اتفافاتی که برایشان رخ داده است سختی زیادی را متحمل می‌شوند. به بچه‌ها در مورد بدنشان آموزش دهید، به آنها بگویید که سوءاستفاده یعنی چه. وقتی سن‌شان اقتضا می‌کند با آنها در مورد روابط جنسی حرف بزنید،‌ به آنها کلماتی را یاد بدهید که بتوانند با آن کلمات به راحتی در مورد بدن و مسائل جنسی‌شان با شما حرف بزنند. به بچه‌ها آموزش دهید که این خلاف مقررات است که بزرگترها با بچه‌ها رفتار جنسی داشته باشند. این موضوع را با مثال به بچه‌ها یاد بدهید. آموزش در مورد مسائل جنسی و مراقبت از خود را هر روز برای کودکان تکرار کنید. قدم چهارم مراقب باشید،‌ انتظار نداشته باشید که با نشانه‌های روشن و آشکار از سوءاستفاده جنسی روبه‌رو شوید،‌ نشانه‌ها وجود دارند،‌ باید برای کشف آنها هشیار باشید. نشانه‌ها را بشناسید نشانه‌های جسمی سوءاستفاده جنسی از کودکان معمول نیستند. هر چند،‌ قرمزی،‌ تورم در ناحیه تناسلی،‌ و عفونت‌های ادراری باید به دقت بررسی شوند. مشکلات فیزیکی مزمن، مانند اضطراب، ‌درد معده یا سردرد مزمن می‌تواند نشانه‌ای از بروز یک حادثه باشد. نشانه‌های رفتاری و احساسی شایع‌تر هستند. رفتار «بیش از حد کامل»،‌ عقب‌نشینی و افسردگی یا خشم و بی‌رحمی غیر قابل توضیح می‌تواند از نشانه‌ها باشد. رفتار جنسی،‌ یا استفاده از کلماتی که در میان کودکان شایع نیست،‌ می‌تواند یک پرچم قرمز باشد. دقت کنید، ممکن است بعضی از بچه‌ها هیچ نشانه‌ای از خودشان بروز ندهند. اگر متوجه نشانه‌های فیزیکی شدید که شما را مشکوک به سوءاستفاده جنسی از کودک می‌کند، ‌بلافاصله کودک را برای آزمایش و بررسی پیش متحصصی ببرید که درمورد سوءاستفاده جنسی از کودکان آموزش خاص دیده است.قدم پنجم برنامه‌ریزی کنید،‌ بدانید که در صورت بروز مشکل باید به کجا بروید، ‌به چه کسی زنگ بزنید، و چه طور واکنش نشان دهید.واکنش شدید نشان ندهید. همان طور که اگر کودک‌تان دستش را بشکند سعی می‌کنید آرام بمانید و با متخصص تماس بگیرید،‌ در این مورد هم آرامش خود را حفظ کنید و طبق برنامه‌ای که از قبل برای چنین موقیعتی در نظر گرفته‌اید عمل کنید. اگر با عصبانیت یا ناباوری واکنش نشان دهید،‌ ممکن است کودک شما یکی از این واکنش‌ها را نشان دهد: بچه سکوت می‌کند بچه داستانش را تغییر می‌دهد،‌ تا با عصبانیت و ناباوری شما روبه‌رو نشود، در نتیجه سوءاستفاده ممکن است دوباره رخ دهد بچه ممکن است داستان خود را طوری تغییر دهد که فکر می‌کند شما آن را باور می‌کنید. اگر بخواهید موضوع را به دادگاه بکشید چنین رویه‌ای می‌تواند بسیار خطرناک و مشکل ساز باشد. بچه ممکن است احساس گناه بیشتری کند. به یاد داشته باشید که تعداد گزارش‌های کودک آزاری که غلط از آب در می‌آیند بسیار بسیار کم هستند. بسیار مهم است که قبل از این که در چنین شرایطی قرار بگیرید در مورد آن فکر کنید، و برای واکنش به آن برنامه‌ریزی کنید،. امیدواریم که هیچ وقت در چنین موقعیتی قرار نگیریم و نیازی به استفاده از این مهارت‌ها نداشته باشیم اما باید برای چنین وضعیتی آماده باشید و بتوانید نقش حمایتی خود را انجام دهید. به کودکان اعتماد کنید و مطمئن شوید که آنها می‌دانند شما به آنها اعتماد دارید. سوال نپرسید، سوال پرسیدن می‌تواند باعث شود که بچه‌ها گیج،‌ ناراحت و افسرده شوند. علاوه بر این سوال پرسیدن می‌تواند به تحقیقات بعدی در مورد حادثه‌ای که رخ داده است آسیب بزند. بچه‌ها را مطمئن کنید که این وظیفه شماست که از آنها حمایت کنید و هر کاری که از دست‌تان بر می‌آید را برای آنها انجام خواهید داد. همه موارد مشکوک به سوءاستفاده را گزارش دهید،‌ چه موضوع داخل خانواده باشد و چه خارج از آن. ‌امنیت بچه‌ها از هر نوع درگیری احساسی که ممکن است در خانه داشته باشید مهم‌تر است،. این حقیقت را به یاد داشته باشید که شما بزرگسال هستید. نترسید. بچه‌هایی که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند هم با کمک روانشناس می‌توانند از مخمصه رها شوند.  قدم ششم مشکوک باشید،‌ سلامتی بچه ممکن است در گرو همین حساسیت بالا باشد. اگر مشکوک هستید که برای کودک‌تان اتفاقی افتاده است، اما هیچ دلیلی برای ثابت کردن آن ندارید،‌ شاید بهتر باشد که به یک تخصص مراجعه کنید. ‌خیلی از ما احساس‌مان در این موارد را نادیده می‌گیریم، ‌اما این احساس اغلب درست است. اگر مشکوک هستید، ‌یکی از اقدامات زیر را انجام دهید: با بچه صحبت کنید، ‌از او بپرسید که آیا چیزی هست که بخواهد به شما بگوید یا نه. با یک متخصص مشورت کنید، از اورژانس اجتماعی راهنمایی بخواهید.  قدم هفتماقدام کنید. برای کمک به سازمان‌های مردم نهادی که در مورد مبارزه با کودکان کار می‌کنند، داوطلب شوید. می‌توانید وقت بگذارید و به آنها کمک کنید یا با اهدای پول از آنها حمایت کنید. شما صدا و رای دارید. در حالی که کودکان هنوز نمی توانند در شبکه های مجازی صدای خودشان را داشته باشند و در انتخابات شرکت کنند، از حق و امکانات خودتان استفاده کنید تا محل زندگی‌تان را برای کودکان امن‌تر کنید. از نمایندگان محلی‌تان در شورا و مجلس بپرسید که چه برنامه‌ای برای حمایت بیشتر از کودکان در برابر آزار و تعرض و کودک آزاری دارند و در حال حاضر چه نوع خدماتی را به قربانیان ارائه می‌دهند. دانستن این اطلاعات به شما کمک می‌کند که بتوانید به خودتان و دیگران کمک کنید. از شوراها و نمایندگان مجلس در منطقه خودتان بخواهید به اختصاص بودجه بیشتر برای نهادهای حمایتی،‌ تسریع در انجام مراحل قانونی ایجاد این نهادها و فعالیتشان کمک کنند. این نهادها و سازمان‌های مردم نهاد به همان اندازه که برای دیگران مفید هستند ممکن است روزی بتوانند زندگی خود شما را  هم نجات بدهند. اگر در مورد نهادها و سازمان‌های مردم نهادی که به قربانیان خشونت و کودک آزاری کمک می‌کنند،‌ تجربه‌ای دارید، ‌برای مطبوعاتی که خودتان می‌خوانید،‌ نامه بنویسید،‌ تجربه‌تان را در شبکه‌های اجتماعی برای دیگران بنویسید، کمک کنید که دیگران احساس نکنند تنها هستند. علاوه بر این نامه نوشتن برای مطبوعات،  نماینده‌های مجلس و صحبت با افراد تاثیرگذار می‌تواند به ایجاد نهادهای حمایت کننده کمک کند. بگذارید دیگران بدانند که به نظر شما هم وجود این نهادهای حمایتی لازم است و از سازمان‌های مردم نهادی که این حمایت‌ها را عرضه می‌کنند حمایت می‌کنید. چرخه سکوت را بشکنید.اگر خود شما در کودکی مورد آزار قرار گرفته‌اید،‌ اگر کسی را می‌شناسید که مورد آزار قرار گرفته است،‌ یا حتی اگر در خودتان تمایلات جنسی متفاوت از تمایلات اکثریت احساس می‌کنید،‌ در مورد تجربه‌تان اول با متخصص‌ها و بعد با آدم‌هایی که می‌شناسید حرف بزنید. می‌توانید کمک کنید و کمک دریافت کنید و این همان چیزی است که زندگی را معنی می‌کند. ایسنا- فاطمه کریمخان ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 10 Aug 2017 10:06:44 GMT http://migna.ir/vdcefn8e.jh8zvi9bbj.html بررسی جامعه‌شناختی جریان یک سلفی خبرساز http://migna.ir/vdcd9k0o.yt0fj6a22y.html یک جامعه‌شناس ارتباطات معتقد است: نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی مقابل بسیاری از مسائل مانند برجام و سند ۲۰۳۰ گارد می‌گیرند، اما وقتی در فضاهایی دیگر قرار می‌گیرند، برخورد دوگانه‌ای از خود نشان می‌دهند که این موضوع از نداشتن بلوغ فرهنگی و سیاسی ناشی می‌شود. حمید شکری‌خانقاه - جامعه‌شناس ارتباطات - در گفت‌وگو با ایسنا، درباره سلفی گرفتن برخی نمایندگان مجلس در مراسم تحلیف رئیس‌جمهور که واکنش‌های متفاوتی را به‌دنبال داشت، اظهار کرد: برخی افراد این مسئله را سیاسی می‌کنند، در حالی که این موضوع سیاسی نیست و دلیل اصلی توجه مردم به این موضوع، آن است که مردم نوعی دو رویی در رفتار نمایندگان‌شان می‌بینند. نویسنده کتاب «برنامه‌ریزی راهبردی ارتباطی» درباره این‌که بعضی معتقدند این اتفاق در کشورهای دیگر هم روی داده و نمایندگان مرتکب حرکت اشتباهی نشده‌اند، توضیح داد: اگر بخواهیم به این ماجرا از جنبه‌ پدیده‌ «رسانه موبایلی» یا «هر شهروند، یک رسانه» نگاه کنیم، تلفن همراه با خود فرهنگ جدیدی را آورده است. وقتی در شبکه‌های اجتماعی، یک تصویر را به اشتراک می‌گذاریم، خود به خود از یک فرهنگ جدید تبعیت می‌کنیم، اما این فرهنگ، یکسری قواعد دارد که در قالب شیوه‌نامه تنظیم نشده و در برخی موارد، فردی است. ریشه این فرهنگ جدید، رسانه است. این جامعه‌شناس ارتباطات ادامه داد: در جامعه‌شناسی ارتباطات، مسئله جدیدی با عنوان هویت رسانه‌ای مطرح شده است و افراد درگیر هویت رسانه‌ای جدید هستند، یعنی موبایل و شبکه‌های اجتماعی، هویت جدیدی را شکل می‌دهند. نظام‌نامه‌ای جامع برای ارتباطات مجازی تعریف نشده است شکری‌خانقاه در پاسخ به این‌که آیا این هویت جدید به زمینه‌سازی فرهنگی نیاز دارد و اگر نیاز است، زمینه‌سازی باید چگونه شکل بگیرد؟ گفت: ما برای چیزی زمینه‌سازی نمی‌کنیم. فرهنگ با رسانه‌ای وارد می‌شود که از دیگر پیش‌زمینه‌های محیطی گرفته شده است. این‌که در یک کشور اروپایی و در کشور ما، چطور از این فرهنگ استفاده می‌شود، برگرفته از شیوه‌نامه و قواعدی است که در کشورهای دیگر تعریف شده، اما در ایران نظام‌نامه‌ای جامع در زمینه ارتباطات مجازی تعریف نشده است. در کشور ما افراد، بخصوص مسوولان به‌شکل غریزی از ابزار استفاده می‌کنند. در کشورهای پیشرفته با ورود افراد به عرصه‌های سیاسی قطعا یکسری آموزش‌های تخصصی در حوزه ارتباطات، تشریفات و سواد رسانه‌ای و ... به آن‌ها داده می‌شود. او با بیان این‌که استفاده بهینه از موقعیت و امکانات، به بلوغ فرهنگی نیاز دارد، اظهار کرد: بلوغ فرهنگی فرآیندی است که در طول زمان شکل می‌گیرد. گاهی بسیاری از ما، نوعی بلوغ فرهنگی کاذب را با خود همراه داریم، مثلا این بلوغ کاذب، خود را هنگام سلفی گرفتن نمایندگان نشان می‌دهد. وقتی آن عکس را دیدم، برای نمایندگانی که در چالش عکس گرفتن هستند، تاسف خوردم. این همان بحث نابالغ بودن افراد است که آن فرد می‌تواند نماینده مجلس یا هر شخص دیگری باشد. این جامعه‌شناس بیان کرد: نماینده‌ای که به یک عرصه سیاسی به‌عنوان نماینده مردم وارد می‌شود، باید از هوش ارتباطی قدرتمندی برخوردار باشد. بسیاری از افراد یا اصلا این هوش را ندارند، یا آن را به کار نمی‌گیرند. البته موارد بسیار دیگری هم وجود دارد که ما نمی‌توانیم درباره آن‌ها بحث کنیم، زیرا نمی‌دانیم نمایندگان در چه موقعیتی، چنین حرکتی را از خود نشان داده‌اند. بنابراین بسیاری از اتفاقات، در لحظه شکل می‌گیرند و افرادی که در آن لحظه عکس می‌گرفتند، به تنها موضوعی که توجه نکردند، شأنیت نمایندگی و موقعیت‌شان بوده است. زنانی که به درجه بالایی می‌رسند، برای ما اهمیت پیدا می‌کنند شکری‌خانقاه در پاسخ به این‌که برخی معتقدند، چون موگرینی یک سیاستمدار زن است، نمایندگان با او سلفی گرفتند، تا چه اندازه یک زن قدرتمند می‌تواند در این‌باره تاثیرگذار باشد؟ گفت: ما در یک جامعه مردسالار زندگی می‌کنیم. آنچه را که برای مردان قائل هستند، برای زنان قائل نیستند. به همین دلیل، زنان را کمتر در امور سیاسی می‌بینیم. مریم میرزاخانی یک زن موفق و در سطح جهان مطرح بود، به همین دلیل بعد از درگذشت او، جامعه ایران هم به او پرداخت. شاید اگر او یک مرد بود، آنقدر به او نمی‌پرداختند. معمولا وقتی زنان به درجه بالایی از سطح جامعه می‌رسند، برای ما اهمیت پیدا می‌کنند. او با بیان این‌که عکس یادگاری گرفتن در هر شرایطی، کاری بدی نیست، گفت:‌ این موضوع در موقعیتی مهم می‌شود که افراد، بویژه آن دسته که در جایگاه سیاسی هستند، در آن موقعیت قرار می‌گیرند. اگر جای نمایندگان زن و مرد در این اتفاق تغییر می‌کرد، قطعا این اجازه به زنان داده نمی‌شد که با یک مرد، عکس بگیرند. هرچند هوش ارتباطی زنان در این موارد قدرتمندتر عمل می‌کند و به هر قیمتی حاضر نیستند، هر کاری انجام دهند، معمولا مردان هیجانی‌تر برخورد می‌کنند. البته نباید این موضوع را هم فراموش کرد که ایرانیان در جامعه‌شناسی ایرانی معمولا به غریب‌نوازی و مهمان‌نوازی معروف‌اند. برخی نمایندگان آداب نمایندگی را نمی‌دانند این جامعه‌شناس با بیان این‌که بلوغ فرهنگی نداشتن مردم ما و در سطح کلان‌تر، نمایندگان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، با رخ دادن اتفاق‌هایی مانند سلفی گرفتن نمایندگان، خود را نشان می‌دهد، افزود: این سطحی‌اندیشی و سطحی‌نگری نمایندگان حتی در تصمیم‌گیری آن‌ها در مجلس هم دیده می‌شود. ما در رفتارهای‌شان، حرکت خردمندانه و خردورزانه را نمی‌بینیم. متاسفانه نمایندگان مجلس برخلاف نمایندگان دیپلماتیک کشورهای دیگر، آموزش‌های لازم مربوط به تشریفات را نمی‌دانند. او اظهار کرد: به‌محض این‌که یک نماینده از منطقه انتخابی خود به مجلس وارد می‌شود، به‌عنوان نماینده مردم، صاحب رای و نظر می‌شود. در حالی که وقتی یک فرد وارد مجلس می‌شود، باید تمام آموزش‌های لازم در این زمینه را ببیند. اگر دقت کنید همراه هر تیم سیاسی، یک نماینده تشریفات هم حضور دارد و به آن‌ها نحوه نشستن، آداب غذا خوردن و موارد دیگر را آموزش می‌دهد. همه حرکت‌ها حساب‌شده پیش می‌روند. شکری‌خانقاه درباره این‌که حرکتی که نمایندگان در مراسم تحلیف رییس‌جمهور انجام دادند آیا می‌تواند روی مردم نیز تاثیرگذار باشد؟ گفت: دل‌زدگی مردم از نمایندگان‌شان در مجلس شورای اسلامی می‌تواند مهم‌ترین تاثیر این اتفاق باشد. شاید اگر همان عکسی که خانم موگرینی جلو ایستاده و نمایندگان هم مرتب پشت سر او قرار گرفته‌اند، در رسانه‌ها منتشر می‌شد، به این اعتراض‌ها منجر نمی‌شد؛ اما سبقت‌هایی که نمایندگان برای عکس گرفتن با او از خود نشان می‌دادند، نمایانگر نداشتن بلوغ فرهنگی یک نماینده است. نمایندگان ما از بُعد دیگر، سواد رسانه‌ای هم ندارند؛ آن‌ها می‌توانستند از خودشان بپرسند، عکسی که می‌گیریم چه تبعاتی می‌تواند برای‌مان داشته باشد؟ یا ممکن است چه واکنش‌های را به‌دنبال داشته باشد و جوامع مختلف چه بهره‌برداری‌ای می‌توانند از آن کنند؟ آموزش دادن سواد رسانه‌ای به مسوولان، اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 10 Aug 2017 07:42:56 GMT http://migna.ir/vdcd9k0o.yt0fj6a22y.html از بین رفتن قبح‌ رفتارهای پرخطر در بین دانش‌آموزان http://migna.ir/vdcbasba.rhb8wpiuur.html به گزارش میگنا حسن خلیل آبادی با اشاره به از بین رفتن قبح رفتارهای پر خطر در جامعه امروز، درباره علل و عوامل ایجاد آن‌ها به خبرنگار مهر گفت: یکی از علت‌های ایجاد و در عین حال زیاد شدن این رفتارها این است که ما در دوره گذار هستیم. دوره گذار یعنی اینکه سنت و مدرنیته با هم در تقابل اند.اگر نتوانیم به خوبی با این تقابل کنار بیاییم و فرایند گذار را منطقی طی نکنیم، دچار مشکل خواهیم شد. وی ادامه داد: مثلا اینکه شما بخواهید از یک گردنه عبور کنید اما امکانات لازم مثل زنجیر چرخ و وسایل گرمایشی نداشته باشید. ما در حال گذر از یک گردنه هستیم که باید در این دوره به امکانات مسلح باشیم، ولی متاسفانه مسلح نیستیم و سیستمی هم که می‌خواهد ما را از این گردنه بگذراند بسیار پر اشکال است. -- خانواده ها هنوز آمادگی برخورد با نسل و پدیده های جدید را ندارند سخنگوی صنف معلمان با اشاره به اینکه آموزش و پرورش از مسائل زیادی رنج می‌برد، اضافه کرد: برای مثال مشاور در مدارس ما به میزان مورد نیاز وجود ندارد و یا افرادی به شغل مشاوره مشغولند که اصلا رشته آن‌ها با زمینه کاری‌اشان مرتبط نیست و در عین حال خانواده‌ها هم آمادگی  برخورد با نسل و پدیده های جدید را ندارند. در حال حاضر گسست بین نسلی در جامعه ما وجود دارد و ما را به این جمع‌بندی می‌رساند که باید تجدید نظر جدی در فرایند رفتاری‌امان با نسل جدید داشته باشیم تا بتوانیم به یک درک متقابل از هم برسیم و رفتارهای پر خطر که روزبه‌روز در بین دانش‌آموزان افزایش پیدا می‌کند را کنترل کنیم و در عین حال به معیار جهانی نزدیک کنیم. او با بیان اینکه یکی از راهکارهای کنترل رفتارهای پرخطر آموزش والدین است، تاکید کرد: آموزش به والدین و در کنار آن آموزش به دانش‌آموزان، عدم تقابل قهرآمیز با نیازهای مادی و معنوی و ایجاد زمینه های حضور در مراکز هنری، فرهنگی، ورزشی و تجهیز و تامین این مراکز به تعداد نیاز جامعه قطعا در کاهش این رفتارهای پرخطر موثر است. خلیل‌آبادی ادامه داد: باید با نیازسنجی گروه‌های سنی دانش‌آموزان و همچنین مطالعه درباره علل وقوع رفتارهای پرخطر به دانش‌آموزان و والدین آموزش لازم داده شود تا آن‌ها بدانند که باید چگونه با آن مواجه شوند که تمام این موضوعات به محوریت آموزش های علمی، مدرن و به روز بستگی دارد. رفتار ما با کسانی که رفتار پر خطر دارند بسیار مهم است. در حال حاضر و گاهی اوقات با افرادی که به رفتار پرخطر مبادرت می‌کنند، برخورد قضایی می‌شود، در صورتی که آن‌ها به برخورد ارشادی و حمایتی لازم دارند. فقط با برخورد قضایی نمی‌شود رفتارهای پرخطر و نابهنجار را اصلاح کرد. خلیل‌آبادی در پایان به‌عنوان سخنگوی صنف معلمان تاکید کرد: باید توجه ویژه‌ای به مسئله آموزش و پرورش کرد که یکی از راه‌حل‌ها در حال حاضر انتخاب وزیر با صلاحیت است. ما برای کم کردن مشکلات به غیر از گذر از یک آموزش و پرورش سنتی به آموزش و پرورش مدرن و مطابق با مبانی فرهنگی چاره‌ دیگری نداریم. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 10 Aug 2017 05:31:59 GMT http://migna.ir/vdcbasba.rhb8wpiuur.html وضعیت امنیت روانی جامعه مناسب نیست/خشونت و بحران های روحی درکمین همه http://migna.ir/vdcf1tdj.w6dyeagiiw.html میگنا: سید علی احمدی ابهری 72 سال دارد. از چهره‌های نام آشنای روانپزشکی ایران است. مردی که سالها در بیمارستان روزبه منشا خدمات زیادی شد.ابهری سال 43 در تهران دیپلمش را گرفت و با 12 سال فاصله وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد تا به آرزوی دوران کودکی اش برسد.او سال ها به آرزویش وفادار ماند و با تلاش و پشتکار تبدیل به یکی از چهره های مطرح جامعه پزشکی شد. حالا ابهری پس از سال ها تدریس و درمان می گوید که بیماری های روان‌تنی را مهم ترین خطر پیش روی جامعه بحران زده ایران می داند و می گوید (بیماری های روان تنی هشدار جدی جامعه آسیب خورده ماست و باید زنگ های خطر را به صدا دربیاوریم . حتی سرطان جز بیماری های روان تنی محسوب می شود که اختلال در سیستم در ایمنی بدن است، مسایلی که ندیده گرفته می شود ولی سلامت جامعه را تهدید می کند.) ابهری وضعیت روانی جامعه را مناسب ارزیابی نمی کند و می گوید که خشونت و بحران های روحی در کمین جامعه است که باید آن را جدی گرفت و می گوید: با نقش پررنگ مدیا و رسانه های جمعی هر روز آسیب‌هایی که زمانی به چشم جامعه نمی آمد و نمود نداشت هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می شود. اخلاق در جامعه به شدت افت پیدا کرده است و ما در رفتارهای جامعه به وضوح می بینیم. رفتاری که با بچه ها می شود، خشونت های رایج عجیب و غریبی که هر روز می بینیم همه و همه نشان دهنده این است که معنویت به شدت افت پیدا کرده است. رابطه معنوی دیگر نیست. مادیات در اولویت قرار گرفته است. ملاک ها به شدت مادی شده است و این برای جامعه ای که با یک سری آرمان و براساس اخلاق گرفته هشدار بسیار جدی است. ابهری می گوید که جامعه پزشکی هم از این آسیب در امان نمانده است: ما به تحرک قوی‌تری نیاز داریم تا به یک ساختار منسجمی از اخلاق حرفه ای برسیم. ما بحران را داریم و در ارتباط مستقیم با بحران اخلاقی جامعه است ولی تاکید هم می کنم این نقص به سیستم آموزشی و نقص در آموزش ما هم برمی گردد بسیاری از پزشکان جوان ما اگر دچار قصوری می شوند و مورد بازخواست که قرار می گیرند معلوم می شود اصلا عوارض دارو و یا درمانی را به درستی نمی دانستند و واقعا به صورت غیر عمد مرتکب اشتباهی شده اند چون به درستی به آنها آموزش داده نشده بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را کجا و چگونه گذراندید؟ بهمن‌ماه سال 1324 در محله سرچشمه تهران متولد شدم. دوران کودکی، منظورم دوران پیش از دبستان را که به یاد میاورم اولین معلم خود را پدرم دیدم. ایشان بسیار به آموزش فرزندانش علاقه‌مند بود. البته من فرزند اول بودم آن زمان فقط یک خواهر کوچک داشتم. ایشان به ما آموزش‌هایی می‌دادند که امروزه خیلی جاری نیست. پدرم در همان زمان اشعار مولانا و حافظ را می‌خواندند و به یاد دارم که حافظه خوبی داشتم و بعضا با یک‌بار خواندن ایشان یاد می‌گرفتم و به خاطر می‌سپردم. باز یادم است که گاه ایشان از من می‌خواست که اشعار یاد گرفته‌شده را بخوانم و من آن‌قدر می‌خواندم که خسته می‌شد و می‌فرمود کافی است!. بعدها که از همین اشعار می‌خواندم؛ ایشان می‌گفتند «گفتم یاد بگیر ولی نگفتم همیشه بخوان.... باید بتوانی معانی را درک کنی» و در واقع در آن زمان به‌عنوان اولین معلم به من آموختند که آنچه یاد می‌گیرم و آنچه از محیط دریافت می‌کنم را بایستی بفهمم و نسبت به آن‌ها بینش پیدا کنم. دوران دبستان را در دبستان سنائی، در میدان شاه قدیم و قیام فعلی که به کوچه امام‌زاده یحیی نزدیک بود گذراندم و من خاطرات خوبی از آن دوران تهران قدیم دارم که به شصت‌وچند سال قبل می‌رسد. بعدها محلمان عوض شد و به میدان امام حسین فعلی آمدیم که آن زمان میدان فوزیه گفته می‌شد. دوران دبیرستان را در دبیرستان محمدعلی فروغی واقع در همین میدان گذراندم و با دوست نازنین و فقید خودم مرحوم محمدحسن باستان حق که روانش شاد باشد آشنا شدم. آن دوره سه‌ساله باهم همکلاس بودیم و خیلی خاطرات خوبی از دوران نوجوانی دارم. ایشان انسان والایی بود. دوره دوم دبیرستان را به دبیرستان البرز آمدم و در سال 43 ازآنجا فارغ‌التحصیل شدم و بعد در کنکور شرکت کردم که قصه مفصلی دارد. نه من و نه دکتر باستان حق در دانشکده پزشکی قبول نشدیم و ایشان دوره علوم آزمایشگاهی در اصفهان قبول شدند و من در دانشگاه تهران برای پزشکی نمره نیاوردم البته نمره‌ام طوری بود که می‌توانستم به رشته‌های دیگر پزشکی بروم ولی حقیقت این است که از دوران کودکی آن‌قدر علاقه‌مند به پزشکی بودم که حتی در ذهنم نمی‌گنجید که غیر از پزشکی بخوانم. علت علاقه‌مندی‌تان چه بود؟ از دوم دبیرستان که رشته طبیعی را انتخاب کردم احساس می‌کردم که پزشک کارهای مهمی می‌تواند انجام دهد. طبیعی است که در دوران کودکی و نوجوانی جز این از مخیله انسان نمی‌گذرد که می‌تواند با درمان یک بیمار، انسانی را نجات دهد. ضمن اینکه پزشک مقام والایی در جامعه دارد. این ذهنیات در من برای پزشکی کشش ایجاد می‌کرد. البته گزینه دیگر این بود که وارد رشته‌های ادبی شوم چون از همان زمان علاقه‌مند به فرهنگ و ادبیات ایران بودم و از همان نوجوانی شعر می‌گفتم. منتها علاقه‌ام به رشته پزشکی بسیار غالب بود و این شد که در دوره دوم دبیرستان، رشته طبیعی را انتخاب کردم با این فکر و امید که پزشک بشوم. نهایتا این اتفاق در سال 43 نیفتاد و به رشته‌های دیگر هم علاقه‌ای نشان ندادم. همزمان در امتحان خاص دانشگاه پهلوی شیراز شرکت کردم که فقط در رشته پزشکی دانشجو می‌گرفت و شاید برای رشته‌های دیگر هم کنکور جداگانه‌ای داشت که درهرصورت من در کنکور پزشکی شرکت کردم و نفر سوم شدم. اما خانواده به خاطر بیماری پدر و شرایط خاصی که به لحاظ مالی داشتیم راضی نبودند که به شیراز بروم. نهایتا بااینکه من ثبت‌نام کرده بودم و پانصد تومان هم برای ثبت‌نام داده بودم البته شهریه چند برابر این مبلغ بود منتها من پانصد تومان علی‌الحساب داده بودم انصراف دادم و در تهران ماندم. دانشگاه هم پانصد تومان را پس داد. زمان هم می‌گذشت و من بایستی تصمیم می‌گرفتم که چه‌کار کنم. پزشکی از بستگان در آمریکا بود که با ایشان مشورت کردم و گفتند که با شرایطی که تو داری بیا اینجا و حداقل دوره پیش پزشکی را بگذران امتحانی به اسم MCAT برگزار می‌شود که اگر آن را طی کنی، می‌توانی به رشته پزشکی بروی. منتها من سرباز بودم و امکان گرفتن پاسپورت وجود نداشت. لاجرم ایشان پیشنهاد کرد که یک‌رشته علوم پایه انتخاب کنم و با همان علوم پایه به آمریکا بروم و امتحان بدهم. ازآنجاکه نمره خوبی داشتم و غیر از پزشکی همه‌جا می‌توانستم ثبت‌نام کنم؛ به دانشکده علوم رفتم و در سال 47 لیسانس دانشکده علوم را دریافت کردم. البته نمره‌ام خیلی بالابود. نمره الف در آن زمان، هم‌ردیف نوزده و بیست بود و بعد به خدمت سربازی رفتم. بالاخره چه رشته‌ای را انتخاب کردید؟ بیولوژی دانشکده علوم دانشگاه تهران را خواندم. بعد چه شد؟ پس از گذراندن دوره لیسانس باید به سربازی می‌رفتم. بلافاصله هم نمی‌توانستم بروم باید شش ماه صبر می‌کردم تا نوبتم شود. مقداری زمان را از دست دادم البته به کلاس زبان می‌رفتم و بعد دو سال خدمت سربازی را طی کردم. چرا و چگونه امریکا را انتخاب کردید؟ برای رفتن به امریکا آماده شدم که خودش داستان مفصلی دارد. در آن زمان بلیت هواپیما گران و بهای آن حدود پنج هزار تومان بود که برای تامین آن با مشکل روبه‌رو بودم. لاجرم با یک هواپیمای ارتشی که ملزومات نظامی حمل می‌کرد و مجوز پرواز با آن را یکی از دوستان پدرم فراهم کرد و پنج شش روز با توقف در نقاط مختلف درراه بودیم به امریکا رسیدم. از چه دانشگاه‌هایی پذیرش داشتید؟ من از دانشگاه اف اس یو یا دانشگاه ایالتی فلوریدا پذیرش داشتم منتها پذیرشم مشروط بود به جهت اینکه درس‌های دوره لیسانس با دوره پیش پزشکی(پری مدیسین) انطباق نداشت. گفتند که بایستی یک سال این دروس را بخوانید تا بتوانی در امتحان MCAT شرکت کنید. گزینه دوم هم این بود که در مقطع فوق‌لیسانس تحصیل کنم و گفتند که ظرف یک سال و نیم می‌توانی فوق‌لیسانس بگیرید. من دومی را انتخاب کردم و رشته بیولوژی سلولی را خواندم و فوق‌لیسانس این رشته را از دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت کردم و برای امتحان MCAT آماده شدم. سال 1353 این اتفاق افتاد و با شکل‌گیری ازدواجم همزمان شد. این بود که به ایران آمدم تا ازدواج کنم و بعد به‌اتفاق همسرم به امریکا برگردم. در این مدت هم تا حدودی از تحصیلم فاصله افتاد. چرخش روزگار در قضایای زندگی دانشجوی‌ام خیلی دوران داشت. حقیقت اینکه مقداری هم مسائل مالی مطرح بود. حدود یک سال و نیم دو سالی که در امریکا بودم شب‌ها کار می‌کردم که امور مالی‌ام تامین شود چون باید مبلغی اضافه به اسم خارج از ایالت می‌پرداختم که رقم سنگینی بود و باید کار می‌کردم تا آن را تامین کنم. حقیقت اینکه از طبقه خانوادگی بالایی نبودم و در یک طبقه معمولی زیر متوسط بودم و لاجرم برای اینکه پس‌اندازی کرده باشم شروع به کارکردم و در آن سال متاهل هم شده بودم. کار زیادی ازم برنمی‌آمد جز اینکه تدریس کنم. درجاهای مختلف ازجمله در دانش‌سرای عالی، دانشکده علوم، انستیتو علوم آزمایشگاهی و انستیتو تغذیه، دروس بیولوژی، بیولوژی سلولی و بافت‌شناسی ازجمله کتاب‌های دکتر بهادری را که خداوند ایشان را پایدار بدارد تدریس می‌کردم. این خاطرات را من از آن زمان‌دارم. به‌این‌ترتیب وجوهی را پس‌انداز می‌کردم. یک عضو هیات علمی دانشکده بهداشت به اسم دکتر صادقی زنجانی در زمان استاد دکتر ندیم که رییس دانشکده بهداشت بودند علاقه‌مند بود که باهم کار تحقیقاتی کنیم. یک کار تحقیقاتی درزمینه ایمنی سلولی باهم انجام دادیم و ایشان از من خواستند که در دانشکده بهداشت هم برخی دروس را تدریس کنم منتها این معطوف بر این بود که دکتر ندیم که همیشه استاد من بوده و خواهند بود موافقت کنند. خیلی سخت قبول می‌کردند که یک فوق‌لیسانس برای دوره فوق‌لیسانس درس بدهد. آن زمان دوره‌های MSPH بود یادم نیست که MPH هم بود یا نه. آنجا من تدریس را شروع کردم و دکتر صادقی زنجانی پیشنهاد کرد که خودت هم‌دوره MSPH را بگذران و من امتحان دادم و پذیرفته شدم و دوباره شروع به دانشجویی کردم. البته تاثیر زیادی هم بر درآمدم و دروسی که تدریس می‌کردم نداشت. وقت برای همه این‌ها داشتم. عیال‌وار هم بودم و تمام‌وقت مشغول کار بودم و انگار حال و هوای برگشت به امریکا از ذهنم بیرون رفته بود. سال 55 که مدرک MSPH را دریافت کردم؛ دوباره با آمریکا مکاتبه کردم و گفتند که با این سابقه‌ای که داری می‌توانی امتحان MCAT را بگذرانی. من به امریکا رفتم و در این امتحان قبول شدم. برگشتم که کارهای مربوط به همسرم را انجام دهم و به‌اتفاق به امریکا برگردیم. شاید یکی دو هفته مانده بود که این سفر را انجام دهیم که هنگام مطالعه روزنامه اطلاعات به یک مرکز پزشکی جدیدالتاسیس برخورد کردم که با روش آمریکایی دانشجوی پزشکی پذیرش می‌کرد با همان امتحان MCAT و آزمون تافل و سپس انتخاب از بین قبول‌شدگان با مصاحبه‌های متعدد. من امتحان دادم و نفر اول شدم با رزومه‌ای که داشتم و زبانم هم خوب بود درنتیجه این گزینه هم جلوی راهم قرار گرفت و خانواده‌ها از این موضوع که ما در مملکت خودمان می‌مانیم بسیار استقبال کردند. شرایط آن زمان مثل حالا نبود که خیلی از بچه‌ها دوست دارند که زودتر از مملکت بروند؛ آن زمان خانواده‌ها علاقه‌مند بودند که دورهم بمانند. این تفرقی که اکنون وجود دارد که خودم هم به آن مبتلا هستم آن زمان وجود نداشت. به‌این‌ترتیب بااینکه می‌توانستم در آمریکا هم پزشکی بخوانم همین‌جا دوباره دانشجو شدم یعنی می‌توانم با صراحت بگویم که تمام عمرم را یا معلم بودم و یا دانشجو و یا هر دو. شاید هیچ کار دیگری بلد نبودم! به‌هرحال این‌چنین اتفاق افتاد و در سال 62 دکترای پزشکی را دریافت کردم. دیگر در آن زمان این مرکز به دانشگاه علوم پزشکی ایران تبدیل‌شده بود و بلافاصله هم در دوره دستیاری پذیرفته شدم و در سال 65 متخصص روان‌پزشکی شدم. دوران تخصص را کدام دانشگاه گذراندید؟ دوران تخصص را در دانشگاه علوم پزشکی تهران در گروه روان‌پزشکی بیمارستان روزبه بودم. بلافاصله هم در زمان وزارت دکتر مرندی به‌عنوان هیات علمی پذیرفته و در دانشگاه خودمان در بیمارستان روزبه با رتبه استادیاری مشغول خدمت شدم. سال آخر جنگ هم دانشگاه به من ماموریت داد که به جنوب بروم. به دانشگاه علوم پزشکی اهواز رفتم و در آنجا به‌عنوان عضو هیات علمی مامور، هم در خدمت دانشگاه بودم و هم در خدمت رزمنده‌هایی که برای درمان مراجعه می‌کردند. به‌هرحال دوران ماموریت تمام شد و به تهران برگشتم و از آن زمان در بیمارستان روزبه شاغل هستم مراتب دانشیاری و استادی را طی کردم. در این دوران اتفاقات زیادی افتاد. سال‌ها مدیر گروه روان‌پزشکی و به مدت شش هفت سال رییس بیمارستان بودم. همین‌طور کارهای معلمی و فعالیت‌های پژوهشی را ادامه دادم و در همین پژوهش‌ها بود که با سرکار خانم دکتر قایلی آشنا شدم. بیشترین تاثیر را در روند علمی شما کدام استاد داشت؟ این شانس من بود که با دکتر قایلی همکاری کنم. ارادت من به ایشان به دلیل دیدگاه‌های عالمانه‌ای است که در زمینه‌های مختلف دانش فارماکولوژی و فارموکو تراپی دارند. چون صحبت از پژوهش شد من به سایکوفارماکولوژی علاقه‌مند بودم ولی علاقه دیگرم سایکوپاتولوژی بود که این افتخار را پیدا کردم در کنار استاد داویدیان زمان‌های زیادی را طی کنم. یا من به اتاق ایشان می‌رفتم و یا ایشان افتخار می‌دادند در بیمارستان روزبه به اتاق من تشریف می‌آوردند و ساعت‌ها که به نظر تمام‌شدنی نمی‌رسید بحث می‌کردیم و من از آموزش‌ها و تجربیات ارزشمند ایشان بهره می‌بردم. در حقیقت همین ایشان بودند که من را مرید کارل یاسپرس، سایکو پاتولوژیست و فیلسوف اگزیستانسیالیست به‌وضوح خداشناس کردند. همان‌طور که می‌دانید اگزیستانسیالیسم وجوه مختلفی دارد یکی اگزیستانسیالیسم مکتب هایدگر و نیچه و از این قبیل فلاسفه و دیگری اگزیستانسیالیسم یاسپرسی. و بیشترین تفاوت این ها درچیست؟ یاسپرس علاوه بر اینکه یک سایکوپاتولوژیست بود یک روانشناس و روان‌پزشک و استاد دانشگاه هایدلبرگ هم بود. ضمن اینکه دکترای فلسفه هم داشت. یک فرد جامع الاشرافی در این زمینه‌ها بود که بعدها در جریان آلمان نازی مورد غضب واقع شد. به‌هرحال بسیار اثرگذار در تاریخ روان‌پزشکی و فلسفه اگزیستانسیالیسم بود. من در کنار استاد داویدیان با این مرد بزرگ آشنا شدم. همین‌طور باید یاد کنم از مرحوم دکتر غلامرضا بهرامی، که خیلی بر گردن من حق داشت. همچنین استاد بزرگوار دکتر طریقتی که آرزو می‌کنم خداوند سلامت کامل را به ایشان برگرداند تا بیشتر بتوانیم در کنارشان باشیم. ایشان کسی بود که روانشناسی کل‌نگر را به من آموزش داد و اینکه روان‌پزشکی فقط در حوزه مغز و جسم نیست بلکه در حوزه فضای اجتماعی و وضعیت روانی خاص انسان و مجموعه آنچه انسان را می‌سازد قرار دارد و من از این اساتید بزرگوار بسیار سپاسگزارم و خود را مدیون این بزرگواران می‌دانم. به دنبال صحبتی که از پژوهش شد به یادم آمد پژوهش بزرگی که با حمایت مالی سازمان ملل متحد انجام دادم. همان پژوهشی که بررسی آثار روانی جنگ بود؟ بله در سال 1378 از طریق سازمان ملل اعلام شد که پژوهشی در خصوص آثار روانی جسمانی حمله عراق به کویت صورت گیرد. در سال 1991 بود که این اتفاق افتاد و من پروپوزالی را در بخش عوارض روانی تهیه کردم که توسط سازمان ملل مورد تایید قرار گرفت و با حمایت وزارت بهداشت و حضور عالمانه اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران و همکارانم در بیمارستان روزبه دکتر صادقی، دکتر رزاقی، دکتر علاقبند و همکاران متعدد دیگر و همین‌طور بعضی از دانشگاه‌های دیگر، این کار در 9 استان به شکل یک پروژه بزرگ اجرا و در سال 83 نتایج آن جمع‌آوری شد. البته بودجه‌اش توسط سازمان ملل پرداخت شد و من در سال 83 در ژنو، مقر سازمان ملل آن را ارائه و از آنچه اتفاق افتاده بود و کارهایی که انجام‌شده بود دفاع کردم که موردقبول و تایید قرار گرفت و غرامت‌هایی که باید از صدمات وارده، دولت عراق یا افرادی که مسئول این حملات بودند پرداخت می‌کردند، دریافت شد. طبیعتا وزارت امور خارجه مسئول پیگیری این کار بود. این از کارهای پژوهشی مهم و درواقع افتخار من بود که توانستم به انجام آن دست پیدا کنم. گفتید که خانواده با رفتن شما به دانشگاه شیراز مخالفت کردند بعد چطور متقاعد شدند که در امریکا ادامه تحصیل دهید؟ آن زمان پدرم در بستر بیماری بود و شرایط خیلی سختی داشتیم. من فرزند اول خانواده بودم و در آن زمان هفده هیجده سال داشتم. ولی بعدها که لیسانس گرفتم دیگر پدر را ازدست‌داده بودیم و خدمت سربازی را طی کرده بودم بنابراین شرایط برای مهاجرت مساعدتر بود. این بود که به امریکا رفتم. چند خواهر و برادر دارید؟ ما هفت نفر بودیم دو خواهر و پنج برادر که یک خواهر را از دست دادیم. برادرها و خواهرم افرادی با تحصیلات عالی هستند. در مورد ازدواجتان گفتید چطور با همسرتان آشنا شدید و چند فرزند دارید؟ من قبل از رفتنم به امریکا از طریق یکی از دوستان با همسرم در حد اولیه آشنا شدم. ولی بعد که به امریکا رفتم و به‌هرحال با دوری و شرایط سخت‌کاری و اینکه آن زمان تلفن و شرایط آسان ارتباطی فعلی نبود؛ به ایران برگشتم و در سال 53 از ایشان خواستگاری کردم و باهم ازدواج کردیم. به‌هرحال در اینجا پاگیر شدم و بعد هم که در امتحان MCAT قبول شدم؛ سفر کوتاهی داشتم و کمتر از دو هفته برگشتم که به‌اتفاق ایشان به امریکا برویم که قضیه آگهی روزنامه اطلاعات مطرح و عملا رفتنم به امریکا منتفی شد و من دانشجوی پزشکی شدم. من هر سه فرزندم را در دوران دانشجویی از خداوند گرفتم. دختر بزرگم دکترای علوم غذایی از سوئیس و هلند دارد که الآن هم ساکن آنجاست. فرزند دیگرم در استرالیاست و مهندسی الکترونیک و فوق‌لیسانس دانشگاه آدلاید استرالیا را دارد و پسرم متخصص جراحی مغز و اعصاب است و دوران رزیدنتی را در بیمارستان دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران طی کرده و همکار من و متخصص خوبی در جراحی مغز شده و به شوخی به او می‌گویم که من نرم‌افزاری کار می‌کنم و تو سخت‌افزاری. چقدر در انتخاب رشته فرزندانتان تاثیرگذار بودید؟ دخترانم علاقه‌ای به رشته پزشکی نشان نمی‌دادند اتوماتیک می‌توانستم برایشان الگو باشم ولی خواست و استعداد و علایقشان متفاوت بود. یک دخترم در اینجا در صنایع غذایی لیسانس و فوق‌لیسانس گرفت بعد هم برای ادامه تحصیل به سویس رفت و دکترا گرفت. دختر دوم اصلا در حال و هوای علوم طبیعی نبود و برایش خوشایند هم نبود چون به ریاضیات علاقه داشت و به همین دلیل مهندس الکترونیک شد و در استرالیا فوق‌لیسانس گرفت و می‌خواهد دکترا بخواند؛ اما پسرم به‌نوعی با من همانندسازی کرد و علاقه‌مند به رشته پزشکی شد و به هیچ رشته دیگری هم علاقه‌ای نداشت. یعنی درست من را به یاد خودم می‌انداخت که تمام این پیچ‌وخم‌ها را طی کردم و بعد از دوازده سال پزشک شدم. همچنان که دکتر باستان حق هم سه سال طول کشید و باعلاقه‌ای که داشت وارد دانشکده پزشکی شد. ‌بعد از زمان بیشتری بعدازآن پیچ‌وخم‌هایی که ذکر شد توانستم پزشک شوم. در سال 43 دیپلم متوسطه را گرفتم و در سال 55 دانشجوی پزشکی شدم. هرچند که در آن مدت بی‌کار هم نبودم و در دو رشته فوق‌لیسانس گرفتم. درعین‌حال معلم هم بودم و کارهای پژوهشی هم درزمینه بهداشت انجام می‌دادم. یادم است هیچ‌وقتی برای تفریحات معمول نداشتم و همسر و فرزندانم هم در این سختی‌ها با من شریک بودند. به‌هرحال این دوران طی شد و بعد هم با تایید دانشگاه موردعلاقه‌ام، به خدمت این دانشگاه پرافتخار درآمدم. از سابقه آشنایی‌تان با دکتر باستان حق گفتید. خاطره‌ای از آن دوران دارید؟ دوران سه‌ساله دبیرستان باهم خیلی مانوس بودیم. ضمن اینکه همکلاس بودیم؛ همسایه هم بودیم و محل کار مرحوم پدرشان حاج محمد و عموی ایشان حاج صادق نزدیک ما بود. یادم است یک دبیر جغرافی داشتیم که الکلیک بود و مقداری خوراکی در جیبش می‌گذاشت و جیبش همیشه آویزان بود و بعضی از بچه‌های بازیگوش از این خوراکی‌ها یواشکی برمی‌داشتند. مرحوم دکتر باستان حق، که سبقه مذهبی هم داشت به من گفت پیش این دبیر برویم و به او بگوییم الکل را ترک کند. به هر صورت به‌اتفاق پیش این دبیر رفتیم و خیلی مودبانه و قریب به مضمون گفتیم که این جیب آویزان و خوردن خوراکی‌ها و اینکه دهانتان بوی بد می‌دهد، مناسبشان شما نیست که ایشان عصبانی شد و گفت این فضولی‌ها به شما نیامده و ما را از خودش راند؛ اما پس از چند ساعت سراغمان آمد و ما را کنار کشید و گفت در روستایمان باغی داریم که وقتی می‌بینیم شکوفه‌های آن را سرمازده دلمان می‌سوزد. این کاری که من با شما کردم درواقع تداعی همان موضوع بود. به‌نوعی می‌خواست از ما دلجویی کند و بگوید که من را آگاه کردید اما من برخورد بدی با شما کردم و از ما طلب بخشش کرد. واقعیت این است که من به خاطر دارم که بعدازآن زمان دهان آن معلم بو نمی‌داد و خوراکی و جیب آویزان هم مشاهده نشد و به من و مرحوم دکتر باستان حق توجه مهرآمیز می‌کرد. بعد از دوران دبیرستان یک مقداری بین ما فاصله افتاد. زمانی که ایشان در اصفهان علوم آزمایشگاهی می‌خواند چند بار همدیگر را ملاقات کردیم و خاطرات دوران گذشته زنده شد؛ اما دوباره فاصله‌ها بیشتر شد. تا اینکه چند بار در محیط دانشگاه همدیگر را دیدیم و باهم ناهار خوردیم. زمانی هم که در دانشکده علوم و دانشکده بهداشت تدریس می‌کردم چند ملاقات اتفاق افتاد. تا زمانی که استادیار گروه روان‌پزشکی شدم و ایشان پس از ریاست بیمارستان دکتر شریعتی به ریاست دانشکده پزشکی منصوب شد و آشنایی‌ها قوت گرفت. خاطره دیگری که از ایشان دارم مربوط به سال 72 بود که مرحوم دکتر باستان حق به من تلفن زد که به‌عنوان عضو هیات پزشکی به حج بروم. گفتم من از خدا می‌خواهم. گفت: پس چمدانت را ببند که سه روز دیگر عازمی. گفتم من آمادگی برای سه روز دیگر ندارم. عین جمله ایشان این بود خدا تو را طلبیده آن‌وقت تو اماواگر می‌آوری! گفتم ببخشید همین الآن بدون چمدان هم آماده‌ام. این بود که چمدانم را بستم و سه روز دیگر در فرودگاه بودم و در ظرف مدت سه روز همه کارها انجام شد و من در روز چهارم در هیات پزشکی به‌عنوان روان‌پزشک در مدینه بودم. این خاطره شیرین دیگری است که از دوست و همکلاس بزرگوارم مرحوم دکتر باستان حق که خداوند ایشان را غریق رحمت کند به یاد دارم. روان پزشکی رشته خاصی است، چقدر در روند زندگی تان تاثیرداشت و الان به جوان ترها پیشنهاد می کنید که این رشته را بخوانند؟ بله روان‌پزشکی قطعا رشته خاصی است. یک روان‌پزشک حتما باید پزشک باشد که بتواند بیماری‌های جسمی و بعد اختلالات روانی را بشناسد؛ اما آیا فقط پزشک بودن و یا حتی متخصص شدن کافی است؟! معتقدم خیر. یک روان‌پزشک باید در حوزه ذهن اطلاعات وسیع داشته باشد و درزمینه فرهنگ، ادبیات، مذهب، اخلاق و علوم اجتماعی، دیدگاه وسیعی پیدا کند. این نگرانی در من و همکارانم وجود دارد که نکند دستیاران روان‌پزشکی از این موارد مهم غافل شوند. لذا تمام تلاشمان این است که کل‌نگری را در دستیارانمان رشد دهیم. واقعیت این است که انسان یک موجود جسمانی نیست هرچند که دانش آناتومی و فیزیولوژی بسیار مهم و ضروری است ولی ذهن انسان باید شناخته شود. یک طبیب حتی اگر یک پزشک عمومی باشد باید بداند که فقط با آناتومی فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی سروکار ندارد. روانی که در این جسم وجود دارد مقدم بر جسم اوست. درست است که وقتی جسم بیمار می‌شود بر روان هم اثر می‌گذارد اما روان هم‌روی جسم تاثیرگذار است. لذا ما در درجه اول ارتباط بین پزشک و بیمار را مهم می‌دانیم. این ارتباط زمانی حاصل می‌شود که یک رابطه ذهنی، بتواند شکل بگیرد و بیمار در مقابل پزشکش احساس امنیت و آرامش کند. بنابراین تاکیددارم که دانشجوی پزشکی در کنار فیزیوپاتولوژی و شناخت بیماری‌ها، جراحی، پاتولوژی و رادیولوژی و دیگر موضوعات ضروری پزشکی، حتما باید آموزش‌های خاص و لازم در جهت شناخت و ورود به حوزه ذهن بیمار را نیز ببیند و بتواند تمامیت وجود انسان را حس و با او ارتباط ذهنی برقرار کند. در این صورت است که می‌تواند درمان کاملی داشته باشد وگرنه درمان قطعا ناقص است. من احساس می‌کنم متاسفانه یک مقداری این جنبه‌ها کمرنگ شده است. برای کدام‌یک از حوزه‌های آموزش، پژوهش و درمان وقت بیشتری می‌گذارید؟ این‌ها مکمل همدیگر هستند. ما نمی‌توانیم به آن‌ها به‌صورت مستقل نگاه کنیم ولی تا آموزشی نباشد پژوهشی صورت نمی‌گیرد. ابتدا باید بیاموزیم و آموزش دهیم و بعد در حوزه آموخته‌ها، پژوهش و تولید علم کنیم و درنهایت محصول آموزش و پژوهش در جهت درمان بیمار قرار گیرد. درمانی که از آموخته‌ها و تولیدات پژوهشی دور باشد مسلما درمان ناقصی است. بنابراین اول آموزش که مکمل آن پژوهش و محصول این دو، درمان به نفع بیمار به ترتیب در اولویت هستند. حقیقت این است که تمام‌وقت دانشگاهیم برای آموزش می‌گذرد. اگر هم برای درمان کاری انجام می‌دهم طبیعتا در بخش و درمانگاه است. شاید رسمی وجود دارد که برخی از کسانی که استاد می‌شوند؛ کمتر در درمانگاه حضور پیدا می‌کنند. ولی من اعتقاددارم حتما در درمانگاه حضور یابم چون بخش مهمی از آموزش که در درمانگاه است در بخش نیست. در آنجا هم کمتر درمانگر و بیشتر معلم هستم. ولی بدون پژوهش هم نمی‌توانم نفس بکشم. فکر می‌کنم این طبیعت وجودی من به‌عنوان یک معلم پزشک یا پزشک معلم است. چرا بین این‌همه رشته روان‌پزشکی را انتخاب کردید؟ از همان زمانی که پزشکی می‌خواندم به این نکته اشتغال ذهنی داشتم که انسان همین گوشت پوست‌واستخوان است یا ذهن او در شکل‌گیری مشکلات جسمانی‌اش نقش اساسی دارد. جسم چقدر در سلامت روانی تاثیر می‌گذارد؟ این مشغله ذهنی من بود. ضمن اینکه به فلسفه، ادبیات، روانشناسی و موضوعات مربوط به ذهن علاقه‌مند بودم. مجموعه این‌ها باعث شد که یک سوگیری ذهنی نسبت به روان‌پزشکی پیدا کنم. زمانی که دکترای پزشکی را دریافت کردم به‌جز روان‌پزشکی به هیچ‌چیز دیگری فکر نمی‌کردم. این آمادگی از قبل شکل‌گرفته بود به همین دلیل بلافاصله در امتحان روان‌پزشکی شرکت کردم و آموزش رشته موردعلاقه خود را شروع کردم. اگر زمان به عقب برگردد بازهم همین راه را انتخاب می‌کنید؟ بدون تردید. منتها تلاش می‌کنم باایمان راسخ‌تری که خداوند یاری کننده بندگان خود است راه را ادامه دهم. من با حوادثی که برایم پیش می‌آمد خیلی مبارزه کردم. گرچه پشیمان نیستم چون راه خودم را پیدا کردم. همان‌طور که اشاره کردم از دوران کودکی تاکنون یا محصل بودم و یا معلم و به کار دیگری نپرداختم. گاهی شرایط زندگی انسان را می‌شکند. زمانی که ازلحاظ مالی دچار مشکل بودم؛ زمانی که پدرم را ازدست‌داده بودم و زمانی که در دانشگاه شیراز پذیرفته شدم و نتوانستم بروم؛ ضربه‌های سهمگینی به من وارد شد. یا حادثه تلخ از دست دادن مادرم. این‌ها حوادث بدی بود که در سرنوشتم تاثیر داشت. ولی شعارم در زندگی چهار کلمه است البته نمی‌دانم کامل است یا نه ولی این شعار فردی من است «توکل، عشق، تلاش، امید.» اگر انسان این‌ها را داشته باشد از پا نمی‌نشیند و حرکت را ادامه می‌دهد. اگر توکل داشته باشد خداوند هم می‌بیند که بنده‌اش تلاش می‌کند پس کمکش می‌کند. اگر عشق داشته باشد در این صورت انگیزه پیدا می‌کند و سستی را به خودش راه نمی‌دهد. با امید به آینده نگاه روشنی داشته و تلاش را بیشتر می‌کند. البته من از لطف خانم دکتر سپاسگزارم که به همسرم اشاره داشتند واقعیت این است که در این چهل‌ویک سالی که از زندگی مشترکمان می‌گذرد اگر حمایت‌ها و صبر و بردباری و تحمل همسر گران‌قدرم نبود قطعا تلاش‌هایم یا به ثمر نمی‌رسید و یا با مشکلات بیشتری روبه‌رو می‌شدم من به ایشان مدیون هستم. رابطه شما با فرزندانتان چگونه است؟ ازآنجاکه شاهد مراتب رشد روانی خوب فرزندانم بوده‌ام در تصمیم‌گیری‌ها باهم هماهنگ بودیم. به مثالی در این مورداشاره می‌کنم. پسرم که الآن جراح مغز و اعصاب است به دلیل شرایط خاص و سختگیری که حاکم بر مدرسه‌اش بود دچار تنش شد باهم به این نتیجه رسیدیم که مدرسه‌اش را عوض کنیم چون سلامت روانی در درجه اول اهمیت است و بعد دیدیم در فاصله کوتاهی تنش از بین رفت و بعد هم راه خودش را پیدا کرد. در حال حاضر هم فرد موفقی است. در مورد دو فرزند دیگرم هم به همین منوال بود. من فشاری ازلحاظ اینکه چه‌کار کنند وارد نکردم و حسم این بود که به‌جای اینکه به بچه‌ها القا کنیم چه‌کار کنند باید به فکر و احساس مشروع و منطقی‌شان احترام بگذاریم و به آنان کمک کنیم تا به اهداف موردنظرشان دست یابند و خدا را شکر می‌کنم که موفق هستند. می گویند استاد سختگیری هستید، راست می گویند؟ می‌توانم بگویم بله. چون اعتقاددارم دانشجو و دستیار، بایستی آنچه برای او مقررشده یاد بگیرد. به‌طور مثال سال‌های طولانی است که مسئول کنفرانس‌های بیمارستان هستم؛ چه آن زمان که مدیر گروه بودم و چه بعدازآن که این مسئولیت ادامه داشت معتقدم که کنفرانس‌ها آموزش‌های زیادی برای رزیدنت‌ها و دانشجویان دارد که وقتی در آن حضور پیدا نمی‌کنند واقعا قلبم آزرده می‌شود و به‌نوعی در ارزیابی آن‌ها این را اعمال می‌کنم. با توجه به اینکه حداقل ده سال عضو هیات ممتحنه و دبیر ارتقا و بعدازآن در ده سال اخیر هم عضو هیات برد روان‌پزشکی بودم؛ واقعیت اینکه سوالات سختی طرح می‌کنم. البته بیشتر علاقه داشته‌ام سوالاتم بیمار محور باشد و از سوالات ریز حاشیه‌ای پرهیز می‌کردم. چون آنچه یک متخصص باید بداند بیماری بیمار و مدیریت درمان اوست. به زبان عامیانه باید سواد کاملی نسبت به تخصصش پیدا کند. بله در امتحانات در حضور یا عدم حضور آن‌ها و نیز انجام وظایف در بخش و درمانگاه بسیار سختگیر هستم؛ اما زمانی که به‌عنوان معلم در خدمت عزیزانم بسیار با آن‌ها مهربانم. خلاصه گفت‌وگو سید علی محمد ابهری خوش صحبت و با حوصله پذیرایمان بود. او استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران است. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سنائی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان البرز آغاز کرد و در سال 1343 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید. او تحصیلات عالی خود را در رشته کارشناسی بیولوژی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1352 موفق به دریافت درجه کارشناسی ارشد آموزش علوم از دانشگاه فلوریدا (آمریکا) گردید. همچنین وی در سال 1355 درجه کارشناسی ارشد رشته پاتوبیولوژی را از دانشگاه تهران دریافت وتحصیلات خود را در رشته پزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران آغاز کرد و در سال 1362 فارغ‌التحصیل شد. وی سپس موفق به اخذ درجه تخصصی در رشتهروانپزشکی از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران گردید. ایشان اکنون به عنوان عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی در بخش مردانه 1 بیمارستان روزبه مشغول به کار می‌باشند. افتخارات: 1- لوح تقدیر و جایزه ریاست محترم جمهوری در کسب رتبه دوم تحقیقات پزشکی کشور در زمینه علوم بالینی در پنجمین جشنواره رازی- 1378 2- لوح تقدیر و مدال ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران در کسب رتبه دوم تحقیقات پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در اولین جشنواره ابن‌سینا سال 1378 سمت های اجرائی (گذشته تاکنون) 1- رییس بیمارستان روزبه از سال 75-1370 2- مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه از سال 75-1370 3- رئیس مرکز مشاوره و راهنمایی دانشگاه از سال 77-1371 4- رئیس بخش روانپزشکی بیمارستان روزبه از سال 80-1376 5- معاون پژوهشی گروه روانپزشکی دانشگاه 1378 تاکنون روانپـزشـک شـاعـر در مورد علاقه‌مندی‌هایتان بگویید. به تاریخ ایران، به فرهنگ ایران و به‌خصوص به شعرای ارزشمند کشورم ارادت دارم. نظامی گنجوی، عطار نیشابوری و حافظ شیرازی... شاعر مورد علاقه‌تان کیست؟ حافظ. مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی/ پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی یکی از زیباترین لحظه‌هایی که به یاد می‌آورم مربوط به سالی بود که یکی از دانشجویانم، دو بیت از اشعار حافظ را که با خط خوش نستعلیق خودش نوشته بود برای روز معلم به من هدیه داد. «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست/ آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست/ فرصت شمر طریقه رندی که این نشان/ چون راه گنج بر همه‌کس آشکاره نیست» این‌قدر لطف و حس این دانشجو برایم تاثیرگذار بود که نوشته را قاب و در اتاقم نصب کردم و هرروز جلو چشمم است و هیچ‌گاه از یادم نمی‌رود. می‌دانید حافظ زمانی که از می، پیمانه و ساقی و میکده و پیر خرابات و رندی یاد می‌کند دقیقا همان مفاهیمی است که در فضای انتزاعی ذهن یاد می‌شود او هرگز معنای مادی این استعاره‌ها را در ذهن نداشته و رسیدن به بصیرت اجزای ذهن و تعالی انسان موردنظرش بوده است. به همین دلیل حافظ شاعر مراد من است و بعد از او، به عطار نیشابوری، مولانا و بخصوص نظامی گنجوی با همه زیبایی‌های روان‌شناختی که در اشعار او نهفته است علاقه‌مندم. غیر از شعر و ادبیات به برخی مکاتب فلسفی (که از مفاهیم انتزاعی شعرایی که یادکردم دور نیستند) نیز علاقه دارم و همان‌طور که گفتم اگزیستانسیالیسم یاسپرسی را بسیار دوست دارم. موسیقی زیبای سنتی ایرانی را هم بسیار دوست دارم. متاسفانه اهل ورزش نیستم ولی خیلی پرتحرکم و به‌اندازه کافی دوندگی دارم. بیشترین اوقاتم را غیر از کارهای آموزش و پژوهش و مقوله درمان، خواندن کتاب می‌گیرد تلاش می‌کنم کتاب‌های موردعلاقه‌ام را که وارد بازار می‌شود حتی‌المقدور تهیه کنم. یکی از شعرهای اخیر خود را بخوانید. مواردی از غزل با محتوای عرفانی دارم ولی حقیقت آنکه شعر فی‌البداهه بدون ویرایش را خیلی دوست دارم در ایام نوروز که برای دیدار دخترم رفته بودم در کنار پنجره اتاقش نشسته بودم و از پنجره بیرون را تماشا می‌کردم که دیدم گل‌های نرگس روییده‌اند و زیبایی‌شان موجب شد بلافاصله بگویم: نرگس آمد دشت رنگ‌آمیز شد/ نغمه‌ها آهنگ‌ها هر دم طرب‌انگیز شد/ الی‌آخر که در وصف بهار بود. بعد دیدم که در وایبر دوست عزیزم استاد دکتر احمد جلیلی هستند و این شعرها را برایشان ارسال کردم و ایشان لطف کردند و گفتند بیتی هم راجب روزبه بگو، بلافاصله گفتم: روزبه را روز به سازیم با عشق و امید/ تا بهاران خوش کندجا هر زمان پاییز شد. البته واضح است در اشعار توصیفی معنایی بودن فدای توصیف می‌شود گرچه اشعار توصیفی هم جای خود را دارند. اشعارتان را هم منتشر کردید؟ پراکنده چاپ‌شده ولی هنوز مدونشان نکرده‌ام ولی علاقه‌مندم که این کار را انجام دهم. شیرین‌ترین و تلخ‌ترین خاطره زندگی‌تان را به یاد دارید؟ شیرین‌ترین خاطره زندگی‌ام شروع دانشجویی پزشکی و تخصص و تولد سه فرزندم هستند و تلخ‌ترین هم از دست دادن پدر و مادرم. توجه نکردن به چه اصولی شما را ناراحت می‌کند؟ عدم رعایت اخلاق حرفه‌ای یا پروفشنالیزم پزشکی. کسانی که بیمار را به‌خوبی نمی‌بینند و با او ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنند و دانش مناسب برای پذیرفتن و مدیریت درمان بیماران ندارند. این‌ها به‌شدت من را آزرده می‌کند. لذا اعتقاددارم پروفشنالیزم یا اخلاق حرفه‌ای پزشکی فوق‌العاده مهم است و خیلی باید بر آن تکیه کرد و به آن بها داد. پروفشنالیزم فقط رعایت اخلاق متدوال نیست بلکه علاوه بر آن داشتن یا نداشتن مطالعه کافی هم جز موضوعات مهم و اصولی پروفشنالیزم است. اگر کسی به‌عنوان یک متخصص بیماری را می‌بیند که آموخته‌های لازم را نداشته و خودش را به‌روز نکرده باشد نمی‌تواند اخلاق حرفه‌ای را درست رعایت کند. بخصوص رعایت اخلاق در حوزه روان‌پزشکی فوق‌العاده مهم است. چون روان‌پزشک می‌تواند در ذهن نفوذ کند. روان‌پزشک در یک فضای خصوصی می‌تواند کنترل بیمار و ذهن بیمار را در اختیار خودش بگیرد لذا بایستی اخلاق عمومی و در کنارش اخلاق حرفه‌ای را بیش از هرزمانی رعایت کند. البته این امر در رشته‌های دیگر پزشکی هم صادق است اما در روان‌پزشکی اهمیت بیشتری دارد تخطی ولو ناچیز از این اصول به‌شدت آزرده‌ام می‌کند. شما نگاه غالب جامعه به روان‌پزشک‌ها را می‌دانید؟ بله. با توجه به اینکه بیش از سی سال است که در حوزه روان‌پزشکی وارد مسائل اجتماعی و دانشگاه شده‌ام؛ می‌دانم که انگ یا برچسب در روان‌پزشکی موضوع مهمی است. بر اساس آنچه به یاد می‌آورم؛ اوایل جامعه نگرش انگ آمیز قوی‌تری داشت اما تدریجا آگاه شد که روان‌پزشکی فقط مدیریت درمان برای بیمار روانی سخت نیست بلکه در بسیاری از حوزه‌ها مانند رفاه و آرامش روانی فرد، رفاه و آرامش خانواده و تعلیم و تربیت فرزندان و جامعه می‌تواند نقش اثرگذاری داشته باشد. به همین جهت در مطب‌ها و حتی در درمانگاه بیمارستان روزبه بیماران سخت روانی تنها مراجعه‌کنندگان نیستند و افراد برای مشورت در مورد چگونگی ارتباط با همسر، اختلاف زناشویی، اختلاف بین افراد خانواده مانند والدین و فرزندان و... مراجعه می‌کنند. این نشان می‌دهد که انگ کمرنگ و آگاهی جامعه در خصوص اینکه روان‌پزشکی چه آثار مثبت وسیعی در بهداشت روانی دارد بیشتر می‌شود. منبع: سپید ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 09 Aug 2017 13:58:00 GMT http://migna.ir/vdcf1tdj.w6dyeagiiw.html تصمیم حذف عنوان طلاق از شناسنامه با مجلس است http://migna.ir/vdcizwa5.t1azv2bcct.html به گزارش ميگنا، سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور در مورد موضوع حذف عنوان «طلاق» در شناسنامه بانوان نیز گفت: حذف عنوان طلاق به اصلاح قانون نیاز دارد و مجلس در این زمینه باید عمل کند. در حال حاضر صرفا طلاق‌های "باین غیرمنقوله" یا زمانی که فرد مطلقه دوشیزه باشد امکان حذف از شناسنامه را دارد. سيف الله ابوترابي افزود: این مسئله برای بعضی افراد به خصوص بانوان مشکل ایجاد می‌کند. در زمینه حذف این عنوان محدودیت‌های قانونی وجود دارد که باید مجلس به آن بپردازد. در این رابطه ما پیشنهاداتی به مجلس ارائه داده‌ایم. وي گفت:  در حال حاضر امکان حذف عنوان طلاق در شناسنامه بانوانی که دوشیزه هستند وجود دارد. برای این کار بعضی از نماینده‌ها پیشنهادی داده‌اند که گویا در مجلس پذیرفته نشده است و همانطور که گفتم این مساله مربوط به قانون است و سازمان ثبت احوال نباید اقدامی در این راستا انجام بدهد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 09 Aug 2017 13:00:38 GMT http://migna.ir/vdcizwa5.t1azv2bcct.html عكس/ برگزاري همایش جوانان و ملاک های انتخاب همسر http://migna.ir/vdcbssba.rhb8zpiuur.html به گزارش ميگنا همایش جوانان و ملاک های انتخاب همسر به همت مركز مشاوره نگرش روز سه شنبه ۱۷ مردادماه ۱۳۹۶ در خانه اندیشمندان علوم انسانی تهران برگزار شد. در اين همايش روانشناساني چون دكتر ناصر صبحي قراملكي مدیرکل دفتر برنامه ریزی ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان،شهنار گیلی مدیر عامل شرکت روانشناسی نگرش،تاجری ،عماری و همچنين دکتر صالحی-حقوقدان در خصوص حقوق همسر، فرزند و خانواده براي حضار به ايراد سخنراني پرداختند.         -   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 09 Aug 2017 07:45:28 GMT http://migna.ir/vdcbssba.rhb8zpiuur.html حسینی بای: به کابوس کنکوری‌ها تبدیل شده‌ام! http://migna.ir/vdcirwa5.t1azy2bcct.html در ابتدا خودتان را معرفی کنید.   من متولد 20 تیر ماه سال 51 در گنبد کاووس هستم و در 19 سالگی در دانشگاه تهران شروع به تحصیل در رشته تاریخ کردم. سال 74 بود که در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شدم و در اواخر سال 75 وارد سازمان صدا و سیما شدم.   چطور وارد رسانه ملی شدید؟ یکی از اساتید من در دانشگاه تهران دکتر لاریجانی رئیس وقت سازمان بود و به خاطر اینکه من علاقه شدیدی به خبرنگاری داشتم، یک روز این موضوع را با ایشان مطرح کردم و ایشان من را راهنمایی کرد و من وارد سازمان شدم. در ابتدا آن قدر از من آزمون و تست گرفتند که شاید اگر فرد دیگری بود خسته می شد و سراغ کار دیگری می رفت. سرانجام بعد از مدتی در معاونت سیاسی کار را آغاز کردم. یادم می آید بعد از چند سال کار مکتوب در رسانه، از سال 78 به مدت 6 یا هفت سال فقط مصاحبه مردمی می گرفتم و بعد از نزدیک به 10 سال کار در رسانه، شروع کردم به تهیه گزارش تصویری. من در این راه سختی های فراوان کشیدم.     علاقه شما به خبرنگاری از چه زمانی آغاز شد؟ من در دوران مدرسه در تمام مراسم ها بالای سکو می رفتم و به اجرای برنامه می پرداختم. در گروه تئاتر و سرود مدرسه فعالیت داشتم. من در سنین کودکی و نوجوانی کارهای فرهنگی بسیاری انجام داده ام. یادم می آید که همیشه خانواده را جمع می کردم و از بالای رخت خواب برای آنها خبر می خواندم. از این بابت علاقه شدیدی به کار خبر داشتم و در آینده نیز این علاقه روز به روز در من بیشتر شد.   نگاه شما به سوژه ها بعضا متفاوت است. این نگاه از کجا نشات می گیرد؟ این مورد ذاتی است و علاقه من به کار خبرنگاری، این نعمت خدادادی را پرورش داده است.   آیا خبرنگاری امری ذاتی است؟ من خبرنگاری را شغلی می دانم که باید در ذات انسان باشد. باید علاقه و عشق به این کار وجود داشته باشد. البته در این راه امکانات نیز نیاز است. اکثر کسانی که پا در این عرصه گذاشته و موفق شده اند، عاشق کار خبر هستند. چون در این کار پول نیست و فقط علاقه، انسان را در این میدان نگه می دارد. میکروفن یک امانت است در دست ما.گاهی اوقات اتفاق می افتد که انسان در این راه با دیگران درگیر و به خبرنگار توهین می شود و خبرنگار تمام مشقت ها را به خاطر عشقش تحمل می کند. خبرنگار خواب ندارد و شبها خواب گزارش های خود را می بیند.   آیا شما خودتان خواب گزارش هایتان را دیده اید؟ بله بسیار زیاد. بارها خواب گزارش های مهم خود را دیده ام.   سوژه های خود را از کجا پیدا می کنید؟ بخشی را مردم برای ما می فرستند و بقیه را هم خودمان و سازمان پیدا می کنیم. تا به حال در چه بخش ها و حوزه هایی گزارش زده اید؟ من در تمام بخش ها گزارش زده ام، اما همه مردم من را با گزارش های کنکور می شناسند. با گزارش های کنکور خاطرات فراوانی دارم. جالب است عده ای از کنکوری ها به من می گوید که شب های کنکور خواب تو را می بینیم. نسل به نسل کنکوری ها من را می شناسند. من درباره موضوع کنکوری ها در مدل های مختلف گزارش تهیه کرده ام. تمام سعی من در گزارش های کنکور این بود که طنز را وارد کنم تا استرس بچه ها کم شود و نتیجه آن را هم دیدیم که استرس بچه ها در این زمینه کم شد؛ به طوری که در این سال ها خود کنکوری ها در گزارش با من همراه هستند و مثلا سرجلسه با دیدن من می گویند سلامتی حسینی بای صلوات. این رویکرد در گزارش کنکور مورد توجه قرار گرفت و ما این رویه را ادامه دادیم.     آیا تا به حال نتایج گزارش های خود را در جامعه دیده اید؟ بله گاها می بینم. در مسائل اجتماعی این اتفاق افتاده است. اما باید بدانیم که رسانه ملی حل کننده مشکلات نیست. رسانه منعکس کننده معضلات است و من تا جایی که در توان داشته ام مشکلات حوزه خود را منعکس کرده ام.   چقدر در جامعه شناخته شده هستید؟ مردم کشور به من لطف بسیار دارند.   آیا به شما اعتراض هم می کنند؟ بله اما کم بوده است. اقبال به گزارش ها بیشتر بوده و مردم بیشتر استقبال می کنند.   چقدر به این جمله اعتقاد دارید که خبرنگاران از اقشار مظلوم جامعه هستند؟ بسیار زیاد. در واقع خبرنگار هم مظلوم است و هم محروم. واقعا حقوق خبرنگاران ناچیز است. هر ارگانی از لحاظ کاری تعریفی دارد و یک ساعت ورود و خروج مشخص دارد. اما کار ما واقعا زمان مشخص نمی شناسد. در بسیاری از موارد بیشترین استرس ها به خبرنگار وارد می شود.گاهی اوقات به من می گویند که شما چهره هستید و جامعه، خبرنگاران را می شناسد. این مطلب بسیار مهم و لذت بخش است که مردم به ما لطف دارند، اما بهتر است به وضعیت مالی آنها هم رسیدگی شود.  رابطه شما با فضای مجازی چگونه است؟ من جز معدود خبرنگارانی هستم که نه اینستاگرام دارم و نه توییتر و نه فضاهای دیگر مجازی. البته در اینستاگرام یک صفحه تقلبی به نام من است. اعتقاد من این است که خبرنگار باید در کوچه و خیابان با مردم باشد و در آنجا فعالیت داشته باشد. خبرنگار باید گزارش خوب تهیه کند و نتیجه اش را در فضای واقعی جامعه لمس کند، نه در فضای مجازی. مثل همین گزارش آخرم در مورد نیسان آبی که هر کس من را می دید از آن تعریف می کرد. حالا این مردم می تواند همسر، پدر، مادر و نزدیکان انسان باشد. به نظر من بازخورد مردم در جامعه و فضای مجازی بالاتر از هر اینستاگرامی است. البته من فضای مجازی را نفی نمی کنم؛ این اعتقاد من است. در همین رابطه همسرم بهترین مشاور من است و جا دارد همین جا از ایشان تشکر کنم. یعنی اگر گزارش خوب بزنم می گوید عالی بود و اگر بد باشد واکنش منفی دارد.   نظر همسرتان در مورد گزارش نیسان چه بود؟ همسرم گفت که گزارشی بسیار عالی بود و با این گزارش خودت و نیسان را ترکاندی. در ادامه نیز بازخورد مردم بعد از این گزارش این بود که نزدیک به 5 میلیون نفر آن را در فضای مجازی دیده اند و این یعنی موفقیت.    چقدر در گزارش های خود به دنبال این هستید که دردی از مردم را دوا کنید؟ همیشه دغدغه من این بوده است که بتوانم با گزارش های خود برخی نکات را به گوش مسئولان برسانم و گزارشم ضرورت جامعه را بیان کند.   در همین مورد که صحبت کردید تهیه گزارشی مثل نیسان آبی چه ضرورتی برای جامعه داشت؟ درست است که این گزارش به صورت طنز نشان داده شد اما در لایه های زیرین خود مشکلات این خودرو را برای مردم آشکار کرد مثل مصرف سوخت بالا، نداشتن ایمنی، نداشتن ترمز. من وقتی با ماشین در جاده رانندگی می کنم اگر نیسان آبی را در آینه ببینم که پشت سر من حرکت می کند، حتما کنار خواهم کشید تا نیسان آبی رد شود به دلیل اینکه اگر در جاده ترمزی زده شود، نیسان با ما برخورد خواهد کرد و این موضوع بسیار خطرناک است. پس این سوژه، بسیار مهم است. در ضمن فراگیری این موضوع بسیار است و مردم با آن ارتباط دارند و باید گزارش آن تهیه می شد. اگر خبرنگار در جامعه نبود چه اتفاقی رخ می داد؟ هیچ کس از هیچ مشکلی با خبر نمی شد. اگر خبرنگار نبود هیچ کدام از این سایت های خبری، روزنامه ها، جراید و رسانه های دیداری و شنیداری پدید نمی آمدند. خبرنگار رسالت سنگین و گسترده ای بر دوش دارد.  هنوز برای بستن یک گزارش دلهره دارید؟ همین امسال که قرار بود گزارش کنکور را تهیه کنم، شب قبلش دلهره فراوانی داشتم که صبح سر موقع به محل برسم. بله هنوز در برخی کارها دلهره دارم.   آیا شغل دیگری هم دارید؟ شغل های دیگری به من پیشنهاد شده است اما من هیچ شغل دیگری به جز خبرنگاری ندارم. شاید در آینده شغلی انتخاب کردم.   چه شغلی مد نظرتان است؟ علاقه دارم یک ساندویچی بزنم. آن هم با نام ساندویچی حسینی بای.   به نظر می آید که رابطه خوبی با غذا دارید. من زمانی شکمو بودم.اما هم اکنون اینطور نیست.   آیا تا به حال مسئولی به دلیل گزارشی، از شما انتقاد کرده است؟ بله اتفاق افتاده است. متاسفانه انتقادپذیری در جامعه ما کم است. اگر خبرنگار از یک مسئول یا نهادی تعریف کند همه او را ستایش می کنند. اما اگر ما از سازمانی انتقاد کنیم، بدترین آدم روی زمین می شویم البته بعضی از مسئولان نیز جنبه انتقاد را دارند.   اولین بار که تصویرتان از تلویزیون پخش شد چه حسی داشتید؟ اولین بار که تصویر من از تلویزیون پخش شد، بدترین اتفاق زندگی ام رخ داد و خواهر جوانم فوت کرد. دقیقا همان روز که گزارش من پخش شد در خانه ما عزاداری بود و این تلخ ترین اتفاق زندگی من بود.   به عنوان یک خبرنگار درخواست شما از مسئولان چیست؟ از مسئولان درخواست می کنم در تمام شرایط پاسخگوی خبرنگاران باشند. خبرنگار وسیله ای برای تبلیغ یک سازمان نیست. زمانی که قرار است از شما انتقاد شود در این مواقع نیز پاسخگو باشید. آیا صاحب فرزند شده اید؟ من به تازگی ازدواج کرده ام. اما دوست دارم که فرزند داشته باشم. اگر هم که پسر باشد، اسمش را امیرعباس انتخاب کرده ام.  مراسم عقد حسینی بای با حمیرا همتی(از همکاران وی در صدا و سیما) اردیبهشت ماه 96 در آسایشگاه جانبازان ثارالله برگزار شد. خطبه عقد این زوج با مهریه ۱۴ سکه توسط حدادعادل قرائت شد . پس پسر دوست دارید. نه اینطور نیست. داستان انتخاب اسم پسر آینده ام ماجرا دارد. من زمانی که در عراق بودم به واسطه دیدن صحنه های جنگ در موصل و الرمادی و شهرهای دیگر عراق از لحاظ روحی بسیار آسیب دیدم و چون در بدنم از زمان جنگ هشت ساله تحمیلی هم جراحت وجود داشت، در آن دوره شرایط خوبی نداشتم. این مطلب را برای اولین بار می گویم  در آنجا شدیدا از لحاظ روحی بیمار شدم. روزی در حرم حضرت عباس(ع) از ایشان خواستم مرا شفا بدهد و من هم اگر در آینده پسردار شوم، اسمش را امیرعباس می گذارم و فلسفه امیرعباس این بود. خدا را شکر بیماری من برطرف شد و حالا من باید نذرم را ادا کنم.     چطور شد شما از فضای گزارش هایی به شکل طنز وارد فضای گزارش های سیاسی شدید و به عراق رفتید؟ من اعتقاد دارم خبرنگاری یک روز راحتی دارد و روز دیگر سختی. یک روز باید از دل میدان جنگ گزارش تهیه کرد و روز دیگر از قلب اروپا. در جایی باید گزارش سیاسی زد و جای دیگر باید سوژه گزارش، فرهنگی باشد. خبرنگار باید در تمام زمینه ها توانایی بستن گزارش را داشته باشد. به همین دلیل رفتن به عراق و جنگ نیز بخشی از کار من بود. خیلی ها به من گفتند که نرو، اما من باز هم مصمم بودم که در میدان جنگ باشم. من 14 ساله بودم که در جنگ تحمیلی هشت ساله هر دو پایم ترکش خورد و آن شرایط جنگ را درک کرده ام و حالا شاید این روحیه و این شجاعت از آن زمان نشات می گیرد.   خبرنگاری چقدر شجاعت می خواهد؟ بسیار زیاد. اگر در این کار شجاع باشیم و وام دار سازمان ها و ارگان ها نباشیم در این کار موفق هستیم.   پشیمان نیستید که خبرنگار شدید؟ به هیچ عنوان. در سال 78 من آزمون معلمی هم قبول شدم. در آن زمان حتی وضعیت استخدامی در رسانه ملی معلوم نبود اما من باز هم کار خبرنگاری را انتخاب کردم.   در مورد توهین برخی افراد مثل هنرمندان کشور به خبرنگاران چه نظری دارید؟ من آن فیلم ها و واکنش ها را دیده ام. حرکت برخی دوستان بسیار زننده است. متاسفانه در ورزش و جاهای دیگر نیز توهین به خبرنگار وجود دارد. به هیچ عنوان نباید به خبرنگار توهین کرد. به هر حال حرمت هر شغلی باید نگه داشته شود. لطفا با خبرنگار رفیق باشید.   به عنوان صحبت پایانی اگر مطلبی دارید بفرمایید. من از شما و مجموعه باشگاه خبرنگاران جوان که این گفتگو را ترتیب داده اید، تشکر می کنم.   گفتگو از محمدرضا فلاحی- باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 09 Aug 2017 02:44:12 GMT http://migna.ir/vdcirwa5.t1azy2bcct.html اگر هرزه‌نگاری‌ها را مدیریت نکنیم « ستایش » ها در خطر هستند http://migna.ir/vdcb0sba.rhb80piuur.html محسن اصغری‌نکاح، در بیست ‌و سومین میزگرد پژوهشگران جهاددانشگاهی خراسان رضوی که با موضوع «آسیب‌شناسی تربیت جنسی کودکان و تاثیر آن بر خشونت جنسی» در پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی مشهد برگزار شد، با اشاره به لزوم توجه در تحلیل مسائل، اظهار کرد: اگر تحلیل ما زاویه داشته باشد، خود به خود این زاویه در برنامه‌ریزی، توانمندسازی و درمان، تصاعد نسبی بیشتری خواهد داشت. وی با بیان این که تاکنون تحلیل‌های درستی نداشته‌ایم، ادامه داد: بر همین اساس برای تحلیل‌های مناسب، باید عواملی را در نظر بگیریم. اصغری‌نکاح افزود: ابتدا باید درباره خود عامل، قاتل یا سوء‌استفاده‌گر یا آزارگر تحلیل جامعی انجام شود که تاکنون انجام نشده است، پس از آن باید درباره فرد و خانواده آسیب‌دیده و سپس درباره بافت و فضایی که این اتفاق در آن جا افتاده، هم از لحاظ ساختاری و هم از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و آموزشی تحلیل عمیق انجام و از میان این‌ها راهکار استخراج شود. وی با اشاره به ماجرای قتل «ستایش» با بیان این که هم اکنون قاتل ستایش آزاد است، تصریح کرد: با توجه به موارد مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که قاتل ستایش «هرزه‌نگاری» است. این روان شناس و متخصص تربیت جنسی کودکان با تاکید بر این که تا هنگامی که هرزه‌نگاری‌ها را مدیریت نکنیم، ستایش‌ها در خطر هستند،‌ خاطرنشان کرد: دلیل این حرف این است که آن زمانی که تلگرام قاتل را تحلیل می کردند، متوجه شدند در روزی که قتل صورت گرفته قاتل در مدرسه کانال‌های هرزه‌نگاری را مشاهده می‌کرده است، همچنین این فرد در دقایقی قبل از خروج از منزل و قتل «ستایش» کانال‌های هرزه‌نگاری را می دیده است. وی ادامه داد: با توجه به این موضوع، ما باید شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی را بیشتر مدیریت کنیم، در غیر این صورت باز هم ستایش‌های بعدی قربانی خواهند شد. اصغری‌نکاح با بیان این که عامل اصلی در تعرض را «آزارگر» می‌دانیم، افزود: بر این اساس باید این افراد توسط سازمان‌ها و نهادهای متولی مورد شناسایی، نظارت و درمان قرار گیرند. وی گفت: متاسفانه در بیشتر راهبردهای پیشگیرانه هنگامی که سوء‌استفاده و تعرض در جامعه‌ای رخ می‌دهد، همه به دنبال این هستند که مشکل آن کسی را که به او تعرض شده است پیدا کنند، اما راهبرد اصلی این است که درباره آزارگران تحلیل انجام شود و اگر آزارگران را مدیریت کنیم، از آسیب‌های مشابه پیشگیری کرده‌ایم. این روان شناس و متخصص تربیت جنسی کودکان با اشاره به این که آزارگری جنسی یک مسئله جهان شمول است و در فرهنگ‌های مختلف وجود دارد، تصریح کرد: متاسفانه در کشور آمار دقیقی در این باره وجود ندارد، اما می‌دانیم در همه فرهنگ‌ها، آشنایان نزدیک بیشترین تعارضات را می‌کنند شاید به دلیل این که دسترسی بیشتری دارند و مورد اطمینان آسیب‌دیده هستند.وی با بیان این که آموزش جنسی و افزایش اطلاعات جنسی الزاما موجب پیشگیری نمی‌شود، خاطرنشان کرد: این سوء برداشت در جامعه ما وجود دارد که تصور می‌کنیم اگر به کودکان آموزش جنسی بدهیم و اطلاعات جنسی آنان را زیاد کنیم، موجب پیشگیری از وقوع تجاوز و تعارض می‌شود، اما این گونه نیست و آموزش جنسی صرفا موجب پیشگیری نمی شود.اصغری‌نکاح با تاکید بر این که خود کودک در تعرض های جنسی آخرین عامل است، بیان کرد: هنگامی که با کودک سر و کار داریم، باید خود کودک را آخرین عامل بدانیم، چه در توانمندسازی و چه این که ما نمی‌توانیم هیچ گونه مسئولیتی به دوش کودک بیندازیم. وی افزود: کودک مسئول خودش نیست بلکه خانواده مسئول اصلی مراقبت از کودک است و باید تدبیری برای پیشگیری از تعرض به کودک انجام شود. باید خانواده را کانون قرار دهیم، باید سبک‌های فرزندپروری، دانش و مهارت خانواده زیاد شود. توانمندی یا مظلومیت کودک درون خانواده شکل می‌گیرد. این روان شناس و متخصص تربیت جنسی کودکان با بیان این که تمام سازمان‌ها، نهادها و وزارتخانه‌ها باید در خدمت خانواده باشند، گفت: اگر می‌خواهیم مصون‌سازی انجام دهیم باید مبتنی بر خانواده و با شرایط رشد کودک باشد. وی با اشاره به این که بعد از خانواده جامعه مسئول است، بیان کرد: بعد از خانواده جامعه مسئول حفاظت از کودکان است، یعنی جامعه و فضاهای اجتماعی باید آماده باشند و از کودکان مراقبت کنند و برای نمونه اگر ما می‌خواهیم در مدرسه کاری انجام دهیم باید مدیر مدرسه و معلمان، آگاه و توانمند شوند. وی همچنین آشنایی کودک با حریم خصوصی خود در خانواده، آشنایی کودک با اندام‌های جنسی در بستر خانواده، نحوه مواجهه خانواده با کنجکاوی‌های جنسی و بازی‌های شبه جنسی کودکان، آموزش مهارت‌های «نه» گفتن و اعتراض کردن، جرئت‌مندی، فریب نخوردن، زیرکی و کمک‌ گرفتن را از جمله مواردی دانست که برای پیشگیری از تعرض به کودکان باید مورد توجه خانواده و جامعه قرار گیرد. ساختارهای محیطیدر بخش دیگری از این نشست نیز رئیس اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی، به بیان دیدگاه هایش پرداخت و گفت: بسیاری از موارد تجاوز و تعرض در جامعه ما به ساختارهای محیطی بستگی دارد.محمد ایرجی‌پور، با اشاره به این که جرایم جنسی محدود به تجاوز نمی‌شود، اظهار کرد: از نظر پلیس انتشار عکس‌های خصوصی یک فرد در فضای مجازی هم جرم جنسی محسوب می‌شود زیرا به حریم خصوصی فرد تجاوز شده است.وی ادامه داد: امروز بسیاری از موارد تعرض و تجاوز در جامعه ما به ساختارهای محیطی بستگی دارد.ایرجی‌پور تصریح کرد: ما امروز بحث آموزش‌های همگانی را داریم، اما هنگامی که نیروی انتظامی آموزش را اعمال می‌کند به دلیل این که شرایط فرهنگی ما هنوز مهیا نشده است نمی‌تواند بسیاری از مسائل را مطرح کند و آموزش‌های آنان محدود به مسائل روزمره می‌شود.وی با اشاره به انجام تجاوز‌های متعدد و اعلام نکردن موضوع به مراجع قضایی، خاطرنشان کرد: برای نمونه در ماجرای معروف به «کفتار پیر» یک مرد 60 ساله به 52 نفر تجاوز می‌کند و پس از آن شناسایی و دستگیر می‌شود، آیا این نشان از ناآگاهی نیست؟ همچنین نکته دیگر این است که بسیاری از خانواده‌ها به دلیل ترس از آبرو، تمایلی ندارند با مراجع قانونی درباره این اتفاقات صحبت کنند. رئیس اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی افزود: در بسیاری از موارد دانشجویان و افراد بزرگ سالی به ما مراجعه می‌کنند که در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و حال می‌گویند باید چه کنیم. وی اضافه کرد: همچنین تجاوز تنها به جنس مخالف محدود نمی‌شود بلکه در موارد متعددی تجاوز به همجنس هم وجود دارد که باید به آن بیشتر توجه شود. ایرجی‌پور با اشاره به دلایل انجام تعرض و تجاوز توسط آزارگران، بیان کرد: در بعضی از موارد این افراد بارها و بارها شاهد روابط جنسی پدر و مادر خود بوده‌اند. همچنین در موارد دیگری تجاوز تحت تاثیر دوستان بوده است و در مصاحبه‌هایی که با برخی افراد متجاوز انجام گرفته، مشخص شده است که اتفاقات دوران کودکی فرد یکی از دلایل اصلی این امر بوده است. وی ادامه داد: مباحث فرهنگی و سرمایه‌ای اجتماعی، طرد اجتماعی و فشارهای ساختاری نیز به عنوان دیگر دلایل این موضوع مطرح می‌شود. رئیس اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی همچنین با اشاره به این که به دلایل مختلف نمی‌توانیم آمار دقیقی از این مسائل داشته باشیم، یادآور شد: طبق آخرین آمار بهزیستی حدود 27 درصد از افرادی که با 123 تماس داشته اند، به نحوی مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند.در این نشست همچنین دکتر مجید دانایی کارشناس آسیب های اجتماعی نیز در آسیب شناسی رویدادهای اخیر در تعرض به کودکان به بیان دیدگاه هایش پرداخت و گفت: ما از یک سو باید کودکان و خانواده ها را با آموزش ها آگاه کنیم و از سوی دیگر باید افرادی را که دست به این خشونت ها می زنند تحلیل شخصیتی و روان شناسی کنیم.  منبع: آخرين خبر   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 08 Aug 2017 13:30:50 GMT http://migna.ir/vdcb0sba.rhb80piuur.html با سوابق وزرای پیشنهادی کابینه آینده آشنا شوید http://migna.ir/vdccmpq0.2bqse8laa2.html به گزارش مهر در جلسه علنی امروز (سه شنبه) مجلس شورای اسلامی حسینعلی امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور فهرست وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم را به هیات رئیسه مجلس ارائه داد تا به گمانه‌زنی‌های زیادی که در این مدت درباره افراد کابینه دوم روحانی مطرح می شود، پایان دهد. در این مدت هر روز تعدادی اسم در رسانه‌های مختلف بر سر زبان‌ها می‌افتاد. اما روحانی همیشه می گفت افرادی را انتخاب می کند که  مسیر پیش گرفته شده در دولت یازدهم را ادامه داده و نواقص دولت قبل را در دولت آینده برطرف کنند. در این گزارش تلاش داریم تا بخشی از سوابق نفرات لیست وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور روحانی که به مجلس ارائه شده را بررسی کنیم. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات  محمدجواد آذری جهرمی؛ ۳۶ ساله میزان تحصیلات مهندسی برق قدرت، در سوابق اجرائی او معاون وزیر ارتباطات، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت دیده می شود. همچنین گفته می شود وی قبل از وزارت ارتباطات مدتی هم در وزارت اطلاعات خدمت کرده است. وزارت اطلاعات  سیدمحمود علوی؛ ۶۳ ساله دکترای فقه و مبانی‌حقوق‌اسلامی، وزارت اطلاعات دولت یازدهم، نماینده مجلس خبرگان رهبری، نماینده ادوار اول، دوم، چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی، رئیس‌سازمان عقیدتی‌سیاسی‌ارتش از مهمترین مسئولیت های علوی در این سالهاست. وزارت اقتصاد و دارایی مسعود کرباسیان؛ ۶۱ ساله، دکترای مدیریت بازرگانی در سوابق اجرائی او معاون وزیر اقتصاد، رئیس‌کل گمرک جمهوری‌اسلامی‌ایران، معاون وزیر صنایع سنگین، معاون وزیر بازرگانی، معاون وزیر نفت، مشاور عالی و معاون شهردار تهران دیده می شود. وزارت امور خارجه  محمدجواد ظریف؛ ۵۸ ساله، دکترای حقوق و روابط بین‌الملل، وزیر امور خارجه دولت یازدهم، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، معاون وزیر امور خارجه از جمله مهمترین مسئولیت های او در این سالهاست. وزارت آموزش و پرورش  سیدمحمد بطحایی؛ ۵۴ سال سن و کارشناس‌ارشد مدیریت دولتی،  در سوابق اجرائی او  معاون پشتیبانی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش، رئیس مرکز ملی نظارت راهبردی سازمان برنامه و بودجه کشور، سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش دیده می شود. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی  سیدحسن قاضی زاده هاشمی؛ ۵۸ ساله پزشک متخصص چشم، وزیر بهداشت دولت یازدهم، عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران از جمله مهمترین مسئولیت های او در این سالهاست. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی  علی ربیعی؛ ۶۲ ساله و دارای مدرک دکترای مدیریت، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت یازدهم، مشاور رئیس‌جمهور در امور اجتماعی، معاون حقوقی و پارلمانی وزیر اطلاعات، مسئول اجرایی و کمیته تبلیغات دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مهمترین مسئولیت او تا کنون بوده است. وزارت جهاد کشاورزی  علی حجتی؛ ۶۲ ساله مهندس عمران،  وزیر جهاد کشاورزی در دولت یازدهم، وزیر راه و ترابری، وزیر جهاد سازندگی، استاندار سیستان و بلوچستان از جمله مهمترین مسئولیت های او در این سالهاست. وزارت دادگستری سیدعلیرضا آوایی؛ رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیس جمهور حسن روحانی است. او پیشتر معاون وزیر و رئیس سازمان ثبت احوال کشور و رئیس کل سابق دادگستری استان تهران بوده است و پس از آن به عنوان مستشار دادگاه عالی انتظامی قضات منصوب شد. او متولد دزفول است، پیش از این به عنوان مستشار دادگاه انتظامی عالی قضات و رئیس کل دادگستری استان‌های تهران، اصفهان، مرکزی و لرستان مشغول بکار بوده است. وزارت دفاع و پشتیبانی  امیر حاتمی؛ ۵۱ ساله سن از امرای ارتش جمهوری اسلامی ایران، دانش‌آموخته دانشگاه افسری امام علی (ع) و فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش (دافوس) است. معاون اطلاعات ارتش، معاون نیروی انسانی و جانشین معاون ارکان و امور مشترک ستاد کل نیروهای مسلح از دیگر مسئولیت های وی است امیر حاتمی در سال ۱۳۹۲ با شروع به کار سردار حسین دهقان به عنوان وزیر دفاع در دولت یازدهم، به جانشینی وی انتخاب و تا امروز در این مسئولیت مشغول است. وزارت راه و شهرسازی  عباس آخوندی؛ ۶۰ ساله دکترای اقتصاد سیاسی وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم، وزیر مسکن و شهرسازی،  معاون سیاسی وزیر کشور از جمله مهمترین مسئولیت های او در این سالهاست. وزارت صنعت، معدن و تجارت  محمد شریعتمداری؛ ۵۷ ساله معاون اجرایی رئیس جمهور در دولت یازدهم، جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی ایرانیان، شورای عالی فضایی و شورای استاندارد و تحقیقات صنعتی است. او در آغاز کار دولت یازدهم حسن روحانی، بیست روز سرپرست وزارت ورزش و جوانان و در دولت اول و دوم خاتمی وزیر بازرگانی بوده‌است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  سیدعباس صالحی؛ ۵۴ ساله ، دکترای فلسفه از جمله مسئولیت های او می توان به معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سرپرستی وزارت ارشاد اشاره کرد. وزارت کشور  عبدالرضا رحمانی فضلی؛ ۵۸ ساله دارای مدرک دکترای جغرافیای انسانی،  از جمله مسئولیت های او می توان به وزارت کشور در دولت یازدهم، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، رئیس دیوان محاسبات کشور، جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی، دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر، معاون سیاسی سازمان صدا و سیما اشاره کرد. وزارت نفت بیژن نامدار زنگنه؛ ۶۵ ساله،  کارشناسی ارشد مهندسی عمران،  وزیر نفت (سه دوره)،  وزیر نیرو (دو دوره)،  وزیر جهاد سازندگی (دو دوره) و معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از جمله مهمترین مسئولیت های او است. وزارت نیرو حبیب الله بیطرف؛ ۶۱ ساله کارشناس ارشد مهندسی عمران،  وزیر نیرو، معاون امور مهندسی، پژوهش و فناوری وزیر نفت،  معاون آموزشی وزیر نیرو، رئیس سازمان نظام مهندسی استان تهران، استاندار یزد از جمله مسئولیت های او در این سالهاست. وزارت ورزش و جوانان  مسعود سلطانی فر؛ ۵۸ سال سن، کارشناس ارشد علوم سیاسی،  وزیر ورزش و جوانان در دولت یازدهم، رئیس سازمان میراث فرهنگی، استاندار گیلان، زنجان و مرکزی، عضو شورای شهر چهارم تهران از جمله مسئولیت های او در این سالهاست. گفتنی است وزیر علوم در این لیست معرفی نشده است. همچنین مسعود پزشکیان گفت: هفته آینده رای اعتماد به وزرا در دستور کار صحن علنی مجلس قرار خواهد گرفت.جدول زیر، اسامی و بخشی از سوابق نفرات لیست وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور روحانی را به مجلس نشان می‌دهد که نمایندگان مردم باید درباره اعتماد یا عدم اعتماد به آن‌ها تصمیم بگیرند. / ايسنا سمت مسئول پیشنهادی برای دولت‌دوازدهم سوابق سن و تحصیلات مسئول در دولت‌یازدهم (سن)   ۱- وزیر آموزش و پرورش سیدمحمد بطحایی معاون پشتیبانی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش، رئیس مرکز ملی نظارت راهبردی سازمان برنامه و بودجه کشور، سرپرست سابق وزارت آموزش و پرورش ۵۴ سال - کارشناس‌ارشد مدیریت دولتی   فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی (۶۲ سال)   ۲- وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات محمدجواد آذری‌جهرمی معاون وزیر ارتباطات، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت ۳۶ سال - مهندس برق‌قدرت محمود واعظی (۶۵ سال)   ۳- وزیر اطلاعات سیدمحمود علوی وزیر اطلاعات، نماینده مجلس خبرگان رهبری، نماینده ادوار اول، دوم، چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی، رئیس‌سازمان عقیدتی‌سیاسی‌ارتش ۶۳ سال - دکترای فقه و مبانی‌حقوق‌اسلامی سیدمحمود علوی (۶۳ سال)   ۴- وزیر امور اقتصادی و دارایی مسعود کرباسیان معاون وزیر اقتصاد،   رئیس‌کل گمرک جمهوری‌اسلامی‌ایران، معاون وزیر صنایع سنگین، معاون وزیر بازرگانی، معاون وزیر نفت، مشاور عالی و معاون شهردار تهران ۶۱ سال - دکترای مدیریت بازرگانی + معرفی  و برنامه علی طیب‌نیا (۵۷ سال)   ۵- وزیر امور خارجه محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، معاون وزیر امور خارجه ۵۸ سال - دکترای حقوق و روابط بین‌الملل محمدجواد ظریف (۵۸ سال)   ۶- وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سیدحسن قاضی‌زاده‌هاشمی وزیر بهداشت، عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران ۵۸ سال - پزشک متخصص چشم سیدحسن قاضی‌زاده‌هاشمی (۵۸ سال)   ۷- وزیر تعاون، کار و رفاه‌اجتماعی علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران، مشاور رئیس‌جمهور در امور اجتماعی، معاون حقوقی و پارلمانی وزیر اطلاعات، مسئول اجرایی و کمیته تبلیغات دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ۶۲ سال - دکترای مدیریت علی ربیعی (۶۲ سال)   ۸- وزیر جهاد کشاورزی محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی، وزیر راه و ترابری، وزیر جهاد سازندگی، استاندار سیستان و بلوچستان ۶۲ سال - مهندس عمران محمود حجتی (۶۲ سال)   ۹- وزیر دادگستری سیدعلیرضا آوایی رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیس‌جمهور، قاضی دیوان عالی کشور، معاون وزیر کشور و رئیس سازمان ثبت احوال، رئیس کل دادگستری استان تهران، اصفهان، مرکزی و لرستان، دادستان عمومی و انقلاب اهواز و دزفول، مستشار دادگاه عالی انتظامی قضات ۶۱ سال - حقوق مصطفی پورمحمدی (۵۸ سال)   ۱۰- وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح امیر سرتیپ امیر حاتمی جانشین وزیر دفاع، جانشین معاونت ارکان و امور مشترک ستاد کل نیروهای مسلح ۵۱ سال - درجه امیری ارتش سردار حسین دهقان (۶۱ سال)   ۱۱- وزیر راه و شهرسازی عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی، وزیر مسکن و شهرسازی،  معاون سیاسی وزیر کشور ۶۰ سال - دکترای اقتصاد سیاسی عباس آخوندی (۶۰ سال)   ۱۲- وزیر صنعت، معدن و تجارت محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس‌جمهور، جانشین رئیس‌جمهور در شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، رئیس سازمان فضایی ایران،  سرپرست وزارت ورزش و جوانان، وزیر بازرگانی، قائم‌مقام وزیر بازرگانی ۵۷ سال - دکترای مدیریت محمدرضا نعمت‌زاده (۷۲ سال)   ۱۳- وزیر علوم، تحقیقات و فناوری هنوز معرفی نشده است - - محمد فرهادی   ۱۴- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سیدعباس صالحی معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سرپرست وزارت ارشاد ۵۴ سال - دکترای فلسفه + معرفی و برنامه سیدرضا صالحی‌امیری (۵۶ سال)   ۱۵- وزیر کشور عبدالرضا رحمانی‌فضلی وزیر کشور، نماینده دوره چهارم مجلس شورای اسلامی، رئیس دیوان محاسبات کشور، جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی، دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر، معاون سیاسی سازمان صدا و سیما ۵۸ سال - دکترای جغرافیای انسانی + معرفی و برنامه عبدالرضا رحمانی‌فضلی (۵۸ سال)   ۱۶- وزیر نفت بیژن نامدارزنگنه وزیر نفت (سه دوره)،  وزیر نیرو (دو دوره)،   وزیر جهاد سازندگی (دو دوره)، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۶۵ سال - کارشناسی ارشد مهندسی عمران + معرفی و برنامه بیژن نامدارزنگنه (۶۵ سال)   ۱۷- وزیر نیرو حبیب‌الله بیطرف وزیر نیرو، معاون امور مهندسی، پژوهش و فناوری وزیر نفت،  معاون آموزشی وزیر نیرو، رئیس سازمان نظام مهندسی استان تهران، استاندار یزد ۶۱ سال - کارشناس ارشد مهندسی عمران + معرفی و برنامه حمید چیت‌چیان (۶۰ سال)   ۱۸- وزیر ورزش و جوانان مسعود سلطانی‌فر وزیر ورزش و جوانان، رئیس سازمان میراث فرهنگی، استاندار گیلان، زنجان و مرکزی، عضو شورای شهر چهارم تهران ۵۸ سال - کارشناس ارشد علوم سیاسی + معرفی و برنامه مسعود سلطانی‌فر (۵۸ سال)   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 08 Aug 2017 10:17:43 GMT http://migna.ir/vdccmpq0.2bqse8laa2.html تحصیل و کار زن شوهردار در شهری دیگر، سرنوشتش را به رابطه غیراخلاقی با یک مرد گره زد http://migna.ir/vdchimnk.23nz-dftt2.html روزنامه خراسان ماجرای مراجعه مردی به کلانتری مشهد را گزارش کرده است. در این گزارش آمده است:مرد 38 ساله با بیان این که همسرم پاسخ محبت ها و حمایت های مرا با بی مهری داد و زندگی ام را به خاک سیاه نشاند، به کارشناس اجتماعی کلانتری شهید هاشمی نژاد مشهد گفت: 10 سال قبل با شور و شوق خاصی کت و شلوار دامادی ام را پوشیدم و به خواستگاری «ترانه» رفتم. او دیپلم گرفته بود ولی من در همان دوران راهنمایی ترک تحصیل کردم و وارد بازار کار شدم. با این همه، این اختلاف اندک تحصیلی را هیچ گاه در زندگی آینده ام مهم نمی دانستم و تنها به سعادت و خوشبختی ترانه می اندیشیدم، دوست داشتم همه امکانات و خواسته های همسرم را برآورده کنم تا مشکلی در زندگی نداشته باشد. زندگی شیرین و عاشقانه ما با به دنیا آمدن «پریسا» رنگ و بوی بهشتی گرفت. از آن روز به بعد «پریسا» لذت زندگی ما را دو چندان کرد و ما برای آینده او نقشه های فراوانی می کشیدیم. 6 سال با سعادت و خوشبختی در کنار یکدیگر زندگی کردیم تا این که روزی «ترانه» از علاقه اش به ادامه تحصیل سخن گفت. من هم که دوست نداشتم در برابر خواسته های او مقاومت کنم، برای ادامه تحصیل او رضایت دادم. ابتدا تصورم این بود که ترانه در شهرستان محل زندگی خودمان به تحصیل می پردازد اما وقتی نتایج کنکور روی سایت ها قرار گرفت، مشخص شد همسرم در یکی از دانشگاه های مشهد پذیرفته شده است.  این موضوع مرا نگران کرد چرا که ادامه تحصیل همسرم در یک شهر دیگر با مشکلات زیادی همراه بود. اگرچه فاصله شهرستان محل زندگی ما تا مشهد زیاد نبود و همسرم می توانست رفت و آمد کند ولی باز هم نگهداری از پریسا و رسیدگی به امور منزل از جمله مشکلاتی بود که بر نگرانی ام می افزود. با همه این ها، وقتی شور و شوق او را برای ادامه تحصیل دیدم به ناچار موافقت کردم اما گاهی همسرم به دلیل تاریکی شب یا برگزاری کلاس های جبرانی یا امتحانات نمی توانست به شهرمان بازگردد و در خوابگاه دانشگاه ساکن می شد. با آن که مخالف اقامت او در خوابگاه بودم ولی همسرم به این روند ادامه داد و آرام آرام رفتارش تغییر کرد، کار به جایی رسید که دیگر به من و پریسا بی توجه شده بود و گاهی حتی پاسخ تلفن هایم را نمی داد. در همین شرایط او گفت در شرکتی مشغول به کار شده است تا بتواند هزینه های تحصیلی اش را تامین کند. مخالفت های من هم هیچ فایده‌ای نداشت چرا که دیگر ترانه به من و زندگی اش کاملا بی تفاوت بود. آرام آرام زمزمه هایی می شنیدم که دیگرعلاقه‌ای به من ندارد تا این که فهمیدم بدون اجازه من با یکی از همکارانش در شرکت به مسافرت شمال کشور رفته است. 3 روز هیچ اطلاعی از او نداشتم تا این که بعد از بازگشت از مسافرت به او اعتراض کردم و با هم درگیر شدیم. در همین حال گوشی همسرم را به زور گرفتم و با تصاویر غیراخلاقی او و همکارش روبه رو شدم، ترانه با دیدن این صحنه، گفت علاقه ای به من ندارد و قصد جدایی از مرا دارد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 08 Aug 2017 04:51:13 GMT http://migna.ir/vdchimnk.23nz-dftt2.html برگزاري آزمون جذب مدرسان آموزش خانواده در تهران http://migna.ir/vdcaimny.49n6m15kk4.html به گزارش ميگنا در این آزمون كه صبح امروز 16 مردادماه با حضور 4 هزار و 209 نفر شرکت كننده در سراسر كشور برگزار گرديد تعداد 1280 مدرس كه داراي حداقل مدرک کارشناسی ارشد هستند پذیرفته و بعد از انجام مصاحبه تخصصي جذب خواهند شد. بیشترین تعداد شرکت‌کننده در این آزمون از استان تهران و کمترین آنها از استان بوشهر بودند. رئيس اداره انجمن اولياء و مربيان تهران گفت: درشهرتهران بيش از 401نفر داوطلب با حضور در دبيرستان البرز در این آزمون شرکت كردند كه از این تعداد 129 نفر مرد و 272نفر زن بودند.   كامياب صدري افزود: ظرف دو هفته آينده اسامي داوطلباني كه به 60درصد سئوالات آزمون پاسخ صحيح داده باشند از طريق سايت www.familyeducation.ir اعلام خواهد شد. وي درباره شرایط مدرسان آموزش خانواده گفت: مدرسین باید دارای حداقل مدرک فوق لیسانس باشند، البته رشته تحصیلی ملاک نیست. این افراد باید متاهل باشند و سابقه تالیف و حضور در کارگاه‌های مختلف را داشته باشند. پیش بینی می‌کنیم از این تعداد 300 نفر حداقل نمره ار کسب کنند و گزینش شوند که ما در نهایت 40 نفر را طبق سهمیه، جذب می‌کنیم. حقوق و مزایای این افراد طبق بخشنامه‌های اداری برقرار می‌شود. قرار است مدرساني که درمراحل آزمون و مصاحبه پذیرفته می‌شوند در دوره‌های آموزشی كه در شهریور ماه برگزار مي شود نيز شرکت کنند تا با سر فصل‌های جدید و مسائل تربیتی روز بیشتر آشنا شوند و سالانه نيز همه مدرسان آموزش خانواده باید حداقل ۱۶ ساعت دوره آموزشی را بگذرانند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 07 Aug 2017 11:10:02 GMT http://migna.ir/vdcaimny.49n6m15kk4.html چگونه با کسب نکردن رتبه دلخواهمان در کنکور کنار بیاییم؟ http://migna.ir/vdcjiiex.uqevizsffu.html به گزارش ميگنا شهین بحرینی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران اظهار کرد: کنکور جزو مراحل اجباری زندگی ایرانیان محسوب می‌شود و سد بزرگی است که پس از اتمام تحصیل در مدرسه برای ورود به تحصیلات تکمیلی و آموزش عالی وجود دارد.  وی بیان کرد:‌ در کنکور ۹۶ حدود ۹۲۹ هزار و ۷۹۱ نفر شرکت کردند بنابراین به طور تقریبی امسال یک میلیون خانواده ایرانی درگیر کنکور بودند. این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی درباره حذف کنکور عنوان کرد: کنکور یک فرآیند اقتصادی و تجاری است و بسیاری از مؤسسات با برپایی کلاس‌های تست‌زنی مبالغ هنگفتی را از والدین دانش‌آموزان اخذ می‌کنند تا جایی که دانش‌آموزان حتی از دوران دبستان برای اینکه از همسالان خود عقب نمانند در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند. بحرینی با بیان اینکه دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو ظرفیت محدودی دارند، تاکید کرد: ما در صورت حذف کنکور راهکار‌های مناسبی برای پذیرش دانشجو نداریم، همچنین بسیاری از مؤسسات و شرکت‌ها درآمد‌های هنگفتی را از برپایی کلاس‌های تست‌زنی به دست می‌آورند. وی تصریح کرد: امیدواریم روزی برسد که سلامت روانی جامعه بر فرآیند اقتصادی کنکور غالب شود و ما شاهد حذف کنکور باشیم. خانواده‌ها اکنون با اعلام نتایج کنکور باید سعی کنند که پیامد‌های روانی آن را برای دانش آموزان به حداقل برسانند.ضرورت ارائه راهکار‌های مقابله با استرس به دانش آموزان این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی با اشاره به در خطر بودن رتبه‌های برتر کنکور عنوان کرد: متاسفانه این باور وجود دارد که تنها دانش‌آموزانی که رتبه خوبی کسب نکردند در معرض آسیب‌های ناشی از کنکور قرار دارند، در حالیکه این تصور اشتباه است؛ روان شناسی سلامت نشان داده که دانش آموزانی که در سنین پایین موفقیت‌های چشمگیری کسب کرده به علت اینکه استرس و فشار روانی زیادی را تحمل کرده‌اند نسبت به دیگران بیشتر در معرض خطر هستند. بحرینی اظهار کرد: ما باید در کنار آموزش نحوه صحیح مطالعه به دانش‌آموزان، راهکار‌های مقابله با استرس را نیز به آن‌ها و خانواده‌هایشان آموزش دهیم، والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که قبولی در کنکور به معنای خوشبختی حتمی فرزندانشان نیست؛ ما بسیار شاهد این هستیم که دانشجویان تحصیل کرده در دانشگاه‌های برتر و رشته‌های پزشکی و فنی و مهندسی پس از پایان تحصیلات خود برای انتخاب شغل با مشکل جدی مواجه هستند. وی افزود: کنکور استرس سنگینی را به دانش‌آموزان و خانواده‌های آن ها تحمیل می‌کند و مانند یک مسابقه است که در آن برد و باخت وجود دارد. در یک مسابقه 2 تیم هر یک ممکن است به خوبی بازی کنند، اما در نهایت یک تیم برنده می‌شود؛ بنابراین دانش آموزانی که رتبه مطلوبشان را در کنکور کسب نکردند، نباید ناامید باشند،. زیرا این به معنای ناتوانی آن‌ها نیست، بلکه به دلیل محدود بودن ظرفیت پذیرش دانشگاه‌ها به خصوص در دوره‌های روزانه است. این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی گفت: خانواده‌های دانش‌آموزان کنکوری باید رویکرد‌های هیجان محور و عمل‌محور را آموزش ببینند تا بتوانند اضطراب فرزندشان را کاهش دهند. والدین باید تکنیک‌های مقابله با استرس همچون تن آرامی و حواس‌پرتی را یاد بگیرند. در صورتیکه والدین مهارت مقابله با استرس را بلد نباشند می‌توانند این کار را به کمک مشاور یا روان شناس مجرب انجام دهند. بحرینی اظهار کرد: دانش‌آموزان ۱۲ سال درس می‌خوانند، اما باید در طول چهار ساعت سرنوشت خود را رقم بزنند. عوامل مختلفی مانند بی‌خوابی، ابتلا به بیماری می‌تواند بر عملکرد دانش‌آموز در جلسه کنکور تاثیر بگذارد. بحرینی یادآور شد: باید در مدارس کشور در کنار دروس مختلف عمومی و تخصصی درسی نیز تحت عنوان مهارت‌های زندگی وجود داشته باشد تا دانش‌آموزان مهارت‌های زندگی را آموزش ببینند.       ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 07 Aug 2017 04:16:49 GMT http://migna.ir/vdcjiiex.uqevizsffu.html قابل قیاس نبودن هزینه مشاوره انتخاب رشته در پایگاه‌های آموزش و پرورش با موسسات آزاد http://migna.ir/vdcbwsba.rhb8apiuur.html به گزارش ميگنا علیرضا راه پیما از تشکیل کمیته‌های منطقه‌ای مرکب از کارشناسان مشاوره، فن آوری اطلاعات، ارزیابی عملکرد، روابط عمومی و کمیته برنامه ریزی پایگاه‌های مشاوره انتخاب رشته آزمون ورودی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی سال ۹۶ در شهر تهران خبر داد و با اشاره به اعلام نتایج کنکور سراسری سال ۹۶ اظهار داشت: هدف از ایجاد پایگاه‌های مشاوره انتخاب رشته مجاز کنکور سراسری توسط آموزش و پرورش شهر تهران ارائه مشاوره‌های گروهی، فردی و نرم افزاری به منظور جلوگیری از اغواگری مراکز غیر علمی و کمک به داوطلبان در انتخاب رشته و هدایت تحصیلی آن‌ها در راستای کسب موفقیت‌های تحصیلی است.  تصوير بزرگتر راه پیما با بیان اینکه مشاوران متخصص و مجرب در پایگاه‌های انتخاب رشته کنکور شهر تهران حضور دارند عنوان کرد: این مشاوران در طول سال به طور مستقیم با دانش آموزان و خانواده‌ها مرتبط بوده اند و به ویژگی‌های فردی و اجتماعی داوطلبان آشنایی کامل دارند و بنابراین بهتر میتوانند در تعیین اولویت‌های رشته شهر‌ها به داوطلبان کنکور کمک کنند. وی با اشاره به اینکه اسامی ۶۰ پایگاه مشاوره انتخاب رشته مجاز آزمون سراسری در شهر تهران به منظور دسترسی آسان داوطلبان در پایگاه اطلاع رسانی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران به نشانی www.tehranedu.ir قرار داده شده است، ادامه داد: هزینه ارائه مشاوره به داوطلبان در پایگاه‌های انتخاب رشته کنکور شهر تهران قابل قیاس با آموزشگاه‌ها و مراکز غیر دولتی نیست. رییس اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران با بیان اینکه خدمات راهنمایی و هدایت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه با حضور مشاوران توانمند و مجرب و آشنا به فرآیند هدایت تحصیلی و انتخاب رشته که دوره‌های ویژه انتخاب رشته را در کلاس‌های تخصصی گذرانده اند در این پایگاه‌ها انجام می‌شود، گفت: این مشاوران روند انتخاب رشته و آگاهی رسانی در خصوص شرایط ورود به رشته‌ها و بررسی علایق دانش آموزان را با شیوه‌های علمی مبتنی بر آزمون‌های سه گانه مشاوره‌ای شامل (استعداد، رغبت و سلامت روان) انجام می‌دهند. گفتنی است روز شروع فعالیت پایگاه‌ها همزمان با روز اعلام نتایج آزمون ورودی ۹۶ از طرف سازمان سنجش، و زمان فعالیت از ساعت ۳۰/۸ صبح الی ۱۶ می‌باشد و هزینه استفاده از خدمات مشاوره‌ای انتخاب رشته پایگاه‌ها (از قبیل: انتخاب رشته رایانه‌ای، مشاوره گروهی و فردی، چاپ انتخاب رشته سازمان سنجش و.) برای داوطلبان متقاضی، به ازای مشاوره و راهنمایی تخصصی، مبلغ ۹۰۰۰۰۰ ریال برای مناطق ۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸ و ۱۹ و مبلغ ۱۱۰۰۰۰۰ ریال برای سایر مناطق، تعیین شده است. شایان ذکر است تخفیف ویژه‌ای برای فرزندان خانواده‌های معظم شهدا، جانبازان و همکاران محترم فرهنگی به میزان چهل درصد از کل شهریه تخصیص یافته است. شماره تلفن ۵۳-۶۶۹۵۶۴۵۲ برای برقراری تماس ضروری و هماهنگی و رفع مشکلات احتمالی نیز در نظر گرفته شده است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 06 Aug 2017 10:57:50 GMT http://migna.ir/vdcbwsba.rhb8apiuur.html اگر کسی کودک‌آزاری را اطلاع ندهد مجرم است http://migna.ir/vdcgwn9t.ak9qt4prra.html به گزارش ایسنا، حبیب‌الله مسعودی‌فرید اظهار کرد: در کشور و به خصوص سازمان بهزیستی در حوزه پراختن به مسایل کودکان به ویژه بحث آسیب‌های اجتماعی کودکان و به خصوص کودک آزاری و مداخلات اجرایی، جزو کشورهای پیشرو منطقه هستیم. برای مثال یکی از وظایف اورژانس اجتماعی که امروز با 245 مرکز در کشور فعال است، پرداختن به کودک آزاری است و تا پایان سال این 245 به بالغ بر 350 مرکز خواهد رسید. این موضوع نشان می‌دهد کشور به موضوع کودک آزاری بسیار توجه کرده است.وی ادامه داد: همین که رسانه‌ها، فعالان اجتماعی، فعالان حوزه کودک و عموم مردم در شبکه‌های اجتماعی نسبت به این موضوع اینقدر حساس هستند و یک مورد از آن در شبکه‌های اجتماعی تا این اندازه توانسته احساسات عمومی را جریحه دار کند، نشان می‌دهد مردم به راحتی از این موضوع عبور نمی‌کنند و کسی نمی‌گوید به ما ربطی ندارد. این حساسیت مردم یک سرمایه است و این سرمایه باید تبدیل به اقدام و عمل شود.معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: در بحث قانون، مصوبات سال 1381 مجلس شورای اسلامی وجود دارد. در این قانون عنوان شده است که کودک آزاری یک جرم عمومی است و نیاز به شاکی خصوصی ندارد و حتی اگر کسی از کودک آزاری اطلاع داشته باشد و به مراکز مربوطه اطلاع ندهد مجرم محسوب می‌شود. این موضوعات باید به مردم اطلاع رسانی شود، چرا که برخی فکر می‌کنند اگر کودک آزاری همسایه را اطلاع دهند مراجع خواهند گفت به شما و ما ارتباطی ندارد. در حال حاضر یک لایحه در مجلس وجود دارد که بسیار مترقی‌تر از قانون سال 1381 است که اگر تصویب شود دست بهزیستی و متولیان این موضوع را بیشتر باز خواهد کرد. کمبود قانونی آنچنانی برای ورود به این مبحث وجود ندارد.لزوم تزریق آموزش‌های خودمراقبتی به کودکان و والدینمسعودی‌فرید ادامه داد: چند راهبرد باید به طور همزمان مورد نظر جامعه قرار بگیرد. نخستین راهبرد، آگاه‌سازی و اقدامات پیشگیرانه است. آموزش مهارت‌های زندگی، آموزش خود مراقبتی و دیگر آموزش‌های مورد نظر به کودکان و به ویژه به والدین باید ارائه شود تا بدانند سهم آن‌ها در این خصوص چیست. این آموزش‌ها باید از طریق آموزش و پرورش، رسانه‎ها، مهدهای کودک، ادبیات کودک و بهزیستی در بدنه جامعه تزریق شود. این آگاه‌سازی می‌تواند تاثیر مهمی داشته باشد که کودکان بدانند با غریبه چطور برخورد کنند؟ در چه مواقعی تحت خطر قرار دارند؟ اگر احساس خطر کردند چگونه رفتار کنند؟ اگر اتفاق افتاد از چه کسانی کمک بخواهند؟کودک‌آزاری چهار دیواری اختیاری نیستوی افزود: کودکان نیز در سنین گوناگون به آموزش‌های گوناگونی نیاز دارند. اینکه در چه موقعی باید به پدر و مادر اطلاع دهند. یا به پلیس اطلاع بدهند و یا با 123 تماس بگیرند. والدین نیز در سنین مختلف فرزندانشان به آموزش‌های مختلفی نیاز دارند تا بیشتر مراقب باشند. هرچه سن کودک بالاتر می‌رود نقش بیشتری می‌تواند ایفا کند و نقش پدر و مادر کمرنگ‌تر می‌شود.معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: بخش دیگر آگاه‌سازی قضایی به مردم است که مردم بدانند کودک آزاری در قانون "چهاردیواری، اختیاری" نیست. مردم باید ظرفیت‌های قضایی در رابطه با این موضوع را بدانند و اگر موردی مشاهده شد به مراجع قضایی، پلیس و شماره تماس 123 اطلاع دهند.85 درصد کودکان بهزیستی دارای حداقل یک والد هستندمسعودی‌فرید ادامه داد: موضوع دیگری که باید مد نظر قرار بگیرد تا کمتر شاهد کودک‌آزاری باشیم، تقویت اقدامات حمایتی از کودکان و نوجوانان است. امروز 10 هزار کودک در 590 مرکز کودکان بی سرپرست و بد سرپرست توسط بهزیستی نگهداری می‌شوند که بالغ بر 85 درصد از آن‌ها حداقل یک والد شناخته شده دارند و تشخیص داده شده برای جلوگیری از کودک‌آزاری و آسیب‌های دیگر باید در مراکز بهزیستی نگهداری شوند.وی افزود: راهبرد بعدی، رسانه‌ها هستند که باید با همکاری سازمان‌هایی همچون بهزیستی این اطلاع‌رسانی را مداوم انجام دهند. آموزش‌وپرورش، وزارت علوم، وزارت بهداشت و دیگر سازمان‌ها باید این موضوع را جدی بگیرند و در پروتکل‌های خود اقدامات لازم را بگنجانند. در برخی کشورها در طول مراقبت‌های بارداری آموزش‌های اولیه به والدین داده می‌شود و یا افرادی که احساس می‌شود برای کودک‌آزاری و خشونت خانگی در ریسک هستند را شناسایی و بعد از مشاوره‌های اولیه، بازدیدهای دوره‌ای از منزل ترتیب می‌دهند که کارشناس سرزده به منزل این افراد می‌رود و بررسی می‌کند آیا شواهدی مبنی بر کودک آزاری با خشونت وجود دارد یا خیر؟.مطالعه ملی درباره کودک آزاری وجود نداردمعاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: مطالعه ملی در رابطه با کودک آزاری وجود ندارد. اما آماری که سازمان بهزیستی بر اساس پذیرش خود دارد نشان می‌دهد در سال گذشته از حدود 700 هزار تماس تلفنی نزدیک به 160 هزار تماس در رابطه با کودک آزاری بوده است. یعنی قریب 8.5 درصد از تماس‌های اورژانس اجتماعی در رابطه با این موضوع است. این آمار نسبت به سال گذشته تفاوت معنی داری نداشته است، البته احساس می‌شود میزان شناسایی، افزایش یافته است.مسعودی‌فرید ادامه داد: آخرین راهبرد توجه بیشتر و ویژه به اختلالات روانشناختی است. بسیاری از افرادی که مرتکب کودک آزاری می‌شوند واقعا هیچ اختلال روانی شناخته‌ای ندارند. اما ممکن است برخی از افرادی که کودک آزاری انجام می‌دهند درگیر اختلالات روانشناختی و سایکوتیک باشند. پرداختن به این موضوع و مسایل روانشناختی باید مدنظر قرار گیرد و به اعتقاد من باید در طرح تحول نظام سلامت جایی برای این موضوع مد نظر قرار بگیرد که بتوانیم اختلالات روانشناختی که می‌تواند منجر به آسیب به خود یا دیگران شود را غربالگری کنیم و مداخله‌ای برای درمان آن‌ها انجام دهیم.وی ادامه داد: اتفاقات رسانه‌ای که در چند هفته گذشته اتفاق افتاده است اگرچه بسیار تلخ اما یک بعد مثبت دارد و آن نگاه ویژه مردم و دلسوزی مردم است، البته باید توجه داشت کودک آزاری شیوع بیشتری پیدا نکرده است و فقط با توجه به ورود این مسایل به فضای مجازی قدری بیشتر دیده و سریع‌تر نشر داده می‌شود. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 06 Aug 2017 03:49:00 GMT http://migna.ir/vdcgwn9t.ak9qt4prra.html آیا قلیان باعث سکته مغزی می‌شود؟ http://migna.ir/vdcaamny.49n6e15kk4.html به گزارش جام جم، دکتر بابک زمانی بیان کرد: یکی از مهم ترین بیماری هایی که در کشور ما وجود دارد و مردم نسبت به آن اطلاعات کافی ندارند و همچنین می توان گفت تقریبا کشور ما در درمان این بیماری جزء یکی از قوی ترین کشورهای جهان محسوب شود، «سکته مغزی» است.    وی افزود: از سال گذشته ایران مهم ترین کشور در درمان سکته مغزی شناخته شده است و موفقیت بیشتر در این زمینه را بیشتر از هر چیزی اطلاع رسانی می دانیم. درمان سکته مغزی تنها تا 4 ساعت و 30 دقیقه میسر است اگر فردی بیشتر از این زمان به بیمارستان منتقل شود دیگر نمی توان گفت تحت درمان قرار گرفتند، بلکه باید گفت تحت نگهداری قرار می گیرند چرا که دیگر برای درمان بیمار اقدامی نمی توان انجام داد. حدود 30 تا 40 درصد از بیماران اگر در زمان طلایی 4 ساعت 30 دقیقه تحت درمان قرار بگیرند به بهبودی کامل دست می یابد و مابقی آسیب بسیار کمی را مشاهده می کنند.   زمانی متذکر شد: مردم کشور باید اطلاعات خود را در زمینه سکته مغزی بالا ببرند چرا که هر دقیقه و ثانیه در این بیماری حکم مرگ و زندگی را برای بیمار دارد. در 20 تا 40 سالگی که شیوع بیماری ام اس بسیار بالاست لذا 4 برابر این افراد هر سال سکته مغزی می کنند. همچنین توجه بیش از حد رسانه ها در ارتباط با برخی از بیماری ها همچون ام اس سبب بروز وحشت در میان مردم شده و نیازی نیست که مردم تا این اندازه در معرض اطلاع از این بیماری و یا آمار ابتلا آن قرار گیرند. در حالی که این مسئله در ارتباط با سکته متفاوت بوده و اطلاع رسانی به مردم بسیار حائز اهمیت است.  رییس انجمن سکته مغزی ایران در رابطه با علائم هشداردهنده گفت: اختلال تکلم، فقدان هماهنگی عضلات صورت یا تعادل، بی حسی یا ضعف در یک طرف بدن باشد. برخی از افراد ممکن است نیز دچار اشکال در سخن‌گفتن، مشکلات بینایی، یا سردرد شدید بدون دلیل شوند. اطرافیان با مشاهده حتی یکی از موارد ذکر شده باید سریعا با اورژانس تماس گرفته و بیمار را به بیمارستان برسانند. وی در خصوص فاکتور های خطر اظهار داشت: از جمله فاکتورهای خطرساز در این بیماری در مرحله اول سن بیمار است. عوامل دیگر در افزایش ریسک سکته مغزی شامل فشار و چربی خون بالا، بیماری‌های قلبی، بیماری‌های ارثی، مصرف سیگار و چاقی می‌ شود. علاوه بر آن هر چه فعالیت کمتر، رژیم غذایی ناسالم‌تر، استرس زیاد و اضافه وزن داشته باشیم احتمال بروز سکته مغزی را افزایش خواهیم داد. به طور کلی، رفع کمبود تحرک بدنی، عدم استعمال دخانیات و قلیان از فاکتورهای مهم پیشگیری از بروز سکته است.    این متخصص مغز و اعصاب در پاسخ به این سوال که آیا ضربه به سر می تواند باعث سکته مغزی شود به جام جم آنلاین گفت: بله، احتمال اینکه ضربات به سر باعث بروز سکته مغزی شود، وجود دارد اما بسیار شایع نیست.     به گفته وی، افرادی که در خواب خروپف می کنند و دچار آپنه خواب و یا وقفه تنفسی هستند احتمال سکته مغزی در آن ها زیاد است. اما مهم ترین عاملی که امروزه می توان جوانان را تهدید کند و باعث سکته مغزی شود مصرف قلیان است. توزیع قلیان که مدتی است در اکثر رستوران و غذاخوری های سطح شهر انجام می شود خطراتش بسیار بیشتر از سیگار است و بدون شک می توان در بروز سکته های مغزی دخیل باشد علاوه بر آن در اسپاسم رگ های قلب نیز بی تاثیر نیست و متاسفانه مصرف آن روز به روز در جامعه و خانواده های ایرانی رواج پیدا می کند، حتی افرادی هم که قلیان مصرف نمی کنند و تنها در معرض دود آن قرار می گیرند نیز از این خطر در امان نیستند.    رییس انجمن سکته مغزی ایران در پایان خاطرنشان کرد: کنترل فشار خون، بیماری های قلبی، عدم مصرف سیگار و قلیان، کنترل چاقی، دیابت، کاهش کلسترول خون بالا و کنترل استرس در افراد مهم ترین اقدامات پیشگیرانه از بروز سکته مغزی است. مردم کشور هرچه می توانند اطلاعات خود را در خصوص سکته مغزی و علائم هشدار دهنده بالا ببرند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 05 Aug 2017 07:55:05 GMT http://migna.ir/vdcaamny.49n6e15kk4.html ازدواج سفید؛ هم‌خانگی و تقلیدی ناهمگون از فرهنگ غربی http://migna.ir/vdcdfk0o.yt0fs6a22y.html در حوزه جامعه شناسی برای بررسی یک واقعه اجتماعی یا به تعبیر دورکیم پدیده اجتماعی (1987) اعم از مثبت مانند فرهنگ کتاب خوانی، علاقه مندی به علم، پیشرفت یک موسسه اداری یا اقتصادی یا عملی و منفی مانند طلاق یا اعتیاد، سه مرحله را طی می کنیم: در مرحله نخست، شناخت موضوع و گستردگی آن در سطح جامعه در نظر گرفته می شود؛ در مرحله دوم، شناسایی علل و عوامل و شرایط تولید آن و عواقب و پیامدهای گوارا یا ناگوار پدیده اجتماعی مد نظر است و مرحله سوم ارائه راه حل هایی است که آن مشکل را حل کند یا آن فعالیت مثبت را تقویت کند. نطفه تمامی این مقولات اعم از مثبت یا منفی، نخست، در بخشی از جامعه شکل میگیرد و به مرور زمان تقویت و انتشار می یابد. دوم، نهادهای مختلف اجتماعی در تولید و تقویت آن ها نقش دارند.   این نهادها امروزه شامل خانواده، مدرسه، رسانه های تصویری رسمی مانند شبکه های ماهواره ای و شبکه های خاص اینترنت، شبکه دوستان و محیط محله هستند؛ از این رو، تمامی نهادهای اجتماعی مذکور، به خصوص خانواده ها، نهاد آموزش و پرورش (در گذر از مربیان علوم اجتماعی) ضمن این که باید اهل مطالعه و پژوهش باشند و در جریان مسائل روز علم و جامعه باشند، خود نیز در تشخیص واقعه هایی که در حال آفرینش هستند، وارد بشوند و در کنار و به کمک اساتید دانشگاه در فهم و شناخت و کنترل و هدایت آن واقعه نقش ایفا کنند و در صورت منفی بودن واقعه با آموزش های لازم از همان دورانِ نهاد آموزش و پرورش با جلب همکاری والدین در کنترل آن واقعه فعالیت بکنند. یکی از این مشکلات فعلی که در جامعه ما در آغازین لحظات راه خود و در حال رشد است، بحث زندگی مشترک زوجینی است که مراحل شرعی، قانونی و عرفی را نپیموده اند، ولی با هم زندگی می کنند این پدیده به «ازدواج سفید» معروف است.    در اصل، ازدواج از تشکیل زندگی مشترک یک زن و یک مرد در زیر یک سقف به وجود می آید تا طبق قوانین طبیعت، نیازهای عاطفی، احساسی، جنسی، حمایتی، خدماتی و تولید مثلشان تامین و تضمین بشود و به نوعی تکامل بیابند؛ زیرا، نه زن و نه مرد بدون یکدیگر زندگیشان کامل نیست. همچنین، شکل گیری ازدواج براساس قوانین «عرفی»، «قانون رسمی» کشور و «قانون دینی» هر جامعه ای به رسمیت شناخته می شود. از آنجایی که ممکن است زوج جوان پس از طی گذر زمانی از زندگی مشترکشان اختلافاتی، هر چند اندک بین شان به وجود آید و در مواقعی سریعا تصمیم به جدایی و متارکه بگیرند، قوانین عرف و قانون رسمی و موازین شرع، شرایطی را برای زن و مرد فراهم می کنند که هم مانع جدایی سریع آن ها از یکدیگر می شود و هم استحکام زندگی شان را تضمین کند. ضمن این که جدایی زن و مرد آسیب های فردی و اجتماعی را نیز به دنبال دارد که این قوانین عرفی، قانونی و شرعی به نوعی آن ها را پیش بینی می کنند؛ البته هیچ یک از این قوانین مایل نیستند که زن و مرد بسوزند و در کنار یکدیگر بسازند. در ادیان مختلف، برای مثال در مسیحیت با حضور در کلیسا و در مقابل کشیشی و در اسلام با حضور یک روحانی در جمع خانواده ها دو طرف، زن و مردی که قصد تشکیل زندگی مشترک را دارند، با قرائت خطبه عقد تایید این کار را از منظر دین دریافت می کنند. درواقع، حضور دین یک قرارداد اخلاقی و انسانی را بین زن و مرد برقرار می کند؛ لذا حضور اخلاقیات در هر لحظه از زندگی مشترک چنین خانواده هایی هم ضامن بقاء، هم ضامن استحکام، هم حافظ حریم و حرمت خانواده و هم مانع روابطی خارج از محدوده خانواده می شود. در قوانین رسمی جوامع غربی مثل فرانسه با حضور در شهرداری و ثبت قانونی و در جامعه ما در محضر ازدواج، و ثبت قانونی و در جامعه ما در محضر ازدواج، این ثبت قانونی صورت می گیرد. این بخش نیز ضمانت قانونی تداوم زندگی مشترک را کرده و تلاش می کند تا به بقاء این زندگی جان بخشد. در این حالت، قانون وظایفی را برای مرد و زن در نظر می یرد تا حق هیچ یک از زوجین توسط دیگری پایمال نشود.   این قوانین که وظایفی را هم در حین زندگی و هم بعد از جدایی یا طلاق (پرداخت مهریه، پرداخت نفقه و غیره) برعهده مرد یا زن (فقط در غرب) می گذارد، مانعی تعمق برانگیز است تا مرد و زن جدی تر و عاقلانه تر به حل و فصل اختلافات خود بیاندیشند و تا جایی که ممکن است از جدایی بپرهیزند و به عواقب و پیامدهای آن نیز واقف شوند؛ البته نه این که زن و مرد بسوزند و بسازند و به زندگی پُرتنشی ادامه دهند، بلکه، بیاموزند و کمی بیاندیشند که مشکلاتشان چقدر عمیق و لاینحل ای سطحی و قابل حل است. قوانین عرف در هر جامعه ای حضور خود را در آغاز زندگی مشترک نشان می دهد تا در چگونگی شکل گیری و تداوم زندگی مشترک نقش ایفا بکند و در مواقع مشکلات همین قوانین عرفی حضور پررنگ خود را جهت رفع اختلاف های زوج مشکل دار نشان می دهد.   وجود مراسم خواستگاری، مجلس بله برون یا به قول امروزی ها معارفه با حضور بزرگان دو خانواده مرد و زن، در نظر گرفتن مبلغی یا چیزی همچون تعداد سکه، ملک و غیره به عنوان مهریه، برگزاری مراسم عقد رسمی و سپس جشن شادی و شرکت و آشنایی دو خانواده عروس و داماد، دادن هدایای مختلف و...، همه این ها با اندازه ها و کیفیت های متفاوت، هر یک شرایطی را برای زن و مرد فراهم می کنند تا زندگی مشترک زوجین، هرچه شیرین تر، بهتر و مستحکم تر باشد.     ضمن این که در صورت بروز کوچک ترین اختلاف ها، برخوردها و رفت و آمدهای خانوادگی و دوستان، یادآور حضور همیشگی عرف در لحظات مختلف زندگی است و زن و مرد را به سمت حل مشکات و کاستن اختلافات و سازگاری با یکدیگر سوق می دهد. ممکن است آشنایی قبلی دختر و پسری و به وجود آمدن علاقه و نهایتا عشق، تقاضای زندگی مشترک را فراهم و شرایط قانونی، عرفی، دینی به دنبال آن اجرا بشود، یا برعکس، به شکل سنتی زندگی مشترکی شکل بگیرد و کم کم علاقه و عشقی به وجود بیاید. در هر حال بعد از گذر زمانی متفاوت، بسته به خواسته های پسر و دختر یا فرهنگ خانواده ها و جامعه و نیز به عنوان یکی از کارکردهای تشکیل خانواده، یعنی تولید مثل و جانشینی نسل بعد از خود، فرزند یا فرزندانی به دنیا می آیند که دارای پدر و مادری مشخص باشند و در فضایی عرفی و قانونی و شرعی رشد کنند و بزرگ شوند. این فرزندان به عنوان فرزندان این زوج در نهادهای مختلف اجتماعی ثبت و شناخته خواهندشد و در شرایط خوب و مقبول فرهنگ جامعه، وارد جامعه خواهندشد. اصل ماجرا اخیرا در جامعه ما زندگی مشترک بین زوج هایی بدون ازدواج، در زیر یک سقف شکل می گیرد که تقریبا پایبند به هیچ یک از قوانین عرفی، قانونی و دینی نیستند؛ یعنی نه دخالت دین جهت آغاز زندگی شان وجود دارد، نه رسما در مراجع قانونی ثبت می شوند و نه عرف، نقش چندانی در تشکیل زندگی شان دارد؛ بدین ترتیب، در سکوت شهر و در خلوت شب، زن و مردی، اکثرا جوان، تصمیم می گیرند تا ایامی نامشخص را در زیر سقفی بگذرانند. بدون شک توافق قلبی و عقلی طرفین که در ازدواج نوع رسمی مهم است، در این نوع زندگی مشترک نیز وجود و اهمیت دارد و چه بسا علاقه و عشقی هم چاشنی آغاز این نوع زندگی مشترک است. طبیعتا نیازهای عاطفی، احساسی، جنسی، حمایتی و خدماتی هر دو طرف تامین و تضمین می شود؛ ولی به دلایلی که ذکر خواهدشد، خطراتی این گونه زندگی های مشترک یعنی «ازدواج های سفید» را تهدید می کند. در صورت جدایی این زوج، آسیب هایی برای هر دو طرف در پی خواهدآمد و البته در جامعه فعلی ما، بیشتر این آسیب ها نصیب زنان خواهدشد. نخست، شاید جاری نشدن صیغه عقد در شروع زندگی مشترک، برای تعدادی از زوج ها چندان مشکل ساز نباشد، به خصوص این که غالبا این گونه زوج ها پایبندی قوی نیست به احکام دینی ندارند یا اصلا ندارند؛ ولی به هر جهت غیبت دین، قرارداد اخلاقی در تشکیل زندگی شان را کم رنگ می کند و وابستگی های اخلاقی در زمان بروز مشکلات احتمالی، نقشی را ایفا نمی کنند، بنابراین، این زوج ها در غیاب قوانین دینی و اخلاقی، یکی از پایه های بنیادی استحکام زندگی مشترک را از دست می دهند.      دوم، فرهنگ فعلی جامعه ما هنوز برای پذیرای چنین زندگی های مشترکی نیست، زیرا از سویی، این گونه زندگی ها بدون گذراندن شرایط عرفی خواستگاری و مراسم مختلف جاری در فرهنگ جامعه شکل گرفته اند و از سوی دیگر، غالبا دور از چشم خانواده ها و گاهی با مخالفت والدین تشکیل شده اند؛ لذا این شیوه، نوعی زندگی مشترک مخفی تلقی می شود.   همین مخفی کاری خود می تواند خطراتی را به همراه بیاورد. در صورت بروز مشکلات و اختلافات بین زوجنین که در همه زندگی ها امری طبیعی است، خانواده های دو طرف چندان خود را درگیر ماجرا نخواهند کرد، زیرا، یا از تشکیل این زندگی باخبر نبوده اند یا چه بسا ضمن باخبر بودن، مخالف بوده اند؛ در نتیجه، نبود قوانین عرف نیز پایه مهم دیگر کانون این نوع خانواده ها را سست می کند. سوم، چون قانون رسمی جامعه این نوع زندگی را تایید و ثبت نکرده است، در صورت تولد فرزند نمی توان وی را در مراجع قانونی ثبت کرد و برایش شناسنامه ای یا هویتی ملی گرفت. هویت دینی وی نیز به سادگی هضم پذیر نیست. از سوی دیگر، در صورت بروز اختلاف بین این گونه زوج ها، مراجع دینی و قانونی به دلیل غیبت در زمان تشکیل، نمی توانند کمکی بکنند و یقینا قصد کمک هم نخواهند کرد. از همه مهم تر پس از تخریب این گونه زندگی ها، مردها، ضمن آسیب دیدن، ممکن است مجددا با زن دیگری همین نوع زندگی را شروع کنند؛ ولی زن ها اتیکت یا برچسب (گافمن، 1386) یک زندگی مشترک قبلی را، بیشتر از مردان، بر پیشانی خواهندداشت و تشکیل زندگی مشترک دوباره برایشان به مراتب سخت تر از مردان خواهدبود.   شاید باز هم زنان به مانند مردان همین نوع زندگی را مجددا با کمی تاخیر تجربه بکنند، ولی همچنان همان مشکلات قبلی از قبیل ترس از باروری و فرزندآوری بدون ثبت رسمی آن ها هم برای مرد و هم باری زن برقرار خواهدبود. فرزند نیاوردن زوج در سال های بعد، هم خطرات کاهش جمعیت را به دنبال خواهدداشت، هم آسیب های روانی را برای مرد و زن به همراه خواهدآورد؛ زیرا در اکثر مواقع، از منظر روانی، هم مردها و هم زن ها پدرشدن و مادرشدن را که نیازهایی طبیعی هستند، آرزو می کنند. از همه مهم تر، ترویج چنین زندگی مشترک آسان و بی دردسر و کم خرج و بدون تشریفات قانونی و شرعی، به مرور زمان مسئولیت پذیری زندگی مشترک با تمام وظایف مختلفش را هم در مردان و هم در زنان کاهش خواهد داد و این در آینده جامعه را با مشکلات جدی کم شدن مسئولیت ها نه فقط در عرصه خانواده، بلکه در سطح جامعه رو به رو خواهدکرد؛ زیرا بخشی از ویژگی های رفتاری، مثل نظم یا بی نظمی، مسئولیت پذیری یا بی مسئولیتی و...، به دیگر رفتارهای اجتماعی انسان نیز سرایت می کند.    جدای از احتمال شیوع فساد و آسیب های مختلف اجتماعی که این گونه زندگی های مشترک به همراه دارد، پرداختن به این موضوع در سطح جامعه و آگاه کردن نسل جوان جامعه در این باره مساله ای حیاتی است. نباید به سادگی از کنار معضل این سبک زندگی جدید گذر کرد.   بدانیم جامعه ما به مانند جامعه مدرن غرب نیست، ارزش ها (خوب یا بد)، هنجارها (کار خوب یا بد)، آداب و رسوم و قوانین و فرهنگ ما قدمتی دیرینه دارد و با آن ها نمی توان مبارزه کرد. فرهنگ ما با فرهنگ غرب متفاوت است و یک باره نمی توان تکه ای از فرهنگ جامعه غرب را برگزید و اجرا کرد، یا بخشی از فرهنگ جامعه غرب را برگزید و اجرا کرد، یا بخشی از سبک زندگی آنان را تقلید کرد و بی توجه به پیامدهای آن بود. با توجه به این که ارزش های اخلاقی که متاثر از دین هستند، قوانین عرفی که در خانواده و جامعه آموخته می شوند و قوانین جاری مملکتی که آموزش آن ها در خانواده و سپس نهاد آموزش و پرورش و رسانه ها انجام می شود، نخست خانواده ها، سپس برنامه های کارشناسی رسانه ملی و معلمین رشته های علوم اجتماعی بهترین، مجرب ترین، آگاه ترین و باصلاحیت ترین افراد هستند که می توانند با آموزش اخلاقیات، عرف و قانون در ارتباط با مسائل مختلف، از خوبی ها و مضرات و آسیب ها به دانش آموزان آموزش های لازم را بدهند، زیرا تمامی این عناصر اکتسابی هستند؛ بدین ترتیب، جوانان آتی از قبل در جریان واقعه هایی که هم برای خودشان مضر و هم برای جامعه آسیب زا هستند، قرار خواهندگرفت و از آن ها پرهیز خواهندکرد.-- مرتضی منادی، جامعه شناس تربیتی*ماهنامه سپیده دانایی منابع: -    گافمن اروینگ (1386). داغ ننگ. چاره اندیشی برای هویت ضایع شده. ترجمه مسعود کیانپور. تهران، نشر مرکز. -    منادی مرتضی (1384). جامعه شناسی خانواده، تحلیل روزمرگی درون خانواده. تهران، نشر دانش -    Durkheim Emile (1987). Les regles de la method sociologique. Paris, PUF   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 04 Aug 2017 08:30:35 GMT http://migna.ir/vdcdfk0o.yt0fs6a22y.html افتتاح «شبکه تلویزیونی امید» برای کمک به شکل گیری هویت نوجوانان ایرانی http://migna.ir/vdccxpq0.2bqs18laa2.html به گزارش میگنا به نقل از خبرگزاری فارس، مراسم افتتاح رسمی شبکه تلویزیونی امید روز - پنجشنبه ١٢ مردادماه برگزار شد. در مراسم افتتاحیه علی عسکری رئیس سازمان صداوسیما، مرتضی میرباقری معاون سیما، مهدی سالم مدیر شبکه امید و جمعی از نوجوانان حضور داشتند. با افتتاح رسمی این شبکه، از هویت بصری جدید شبکه امید نیز رونمایی شد و جدول پخش این شبکه نیز به روزرسانی شد. همچنین امروز جمعه نیز مراسم دیگری با حضور نوجوانان در سالن حجاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار خواهد شد. علی عسکری با حضور در استودیو شبکه امید، ضمن مبارک دانستن تقارن میلاد امام رضا (ع) و افتتاح رسمی شبکه امید، دوران نوجوانی را مهمترین دوران رشد و تعالی انسان دانست و گفت: هویت و شخصیت فردی انسان‌ها در این دوران شکل گرفته و مستحکم می‌شود، دورانی که با پویایی و انگیزه و نشاط برای تجربه کردن و شناخت خود و جهان همراه است و رسانه ملی باید بتواند به نیازها، پرسش‌ها و مطالبات نوجوانان در مورد مسائل مختلف، پاسخ اقناع کننده بدهد . وی افزود: دوران نوجوانی در جامعه امروز نسبت به دوران نوجوانی ما در گذشته، تغییر کرده است و بالطبع برای تولید برنامه‌های جذاب و مفید برای مخاطبان این شبکه، باید نوجوانان امروز و ویژگی‌هایشان را به درستی بشناسیم و برای آن برنامه ریزی و برنامه سازی کنیم. عسکری اظهار امیدواری کرد که این شبکه تلویزیونی بتواند با برنامه ریزی درست و مناسب نیازهای روز نوجوانان و جوانان کشور را برآورده سازد وبه ایجاد نشاط و پویایی در این قشر از جامعه کمک کند. کمک به شکل گیری هویت نوجوانان علی عسکری در حاشیه مراسم افتتاح شبکه امید با حضور در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوال خبرنگار صدا و سیما در تشریح اهداف راه‌اندازی این شبکه تلویزیونی گفت: نوجوانان از مهمترین اقشار جامعه ما محسوب می شوند و این اهمیت به این دلیل است که نوجوان به دلیل ویژگی‌های سنی خود، دارای پویایی، عواطف سرشار و روحیه جستجوگری و یادگیری است. وی افزود: در این دوران شخصیت و هویت هر انسانی شکل می‌گیرد، لذا با توجه به اهمیت این دوره سنی در رشد شخصیت افراد و با توجه به اینکه نوجوانان آینده سازان این کشور هستند، ضرورت راه اندازی شبکه‌ای اختصاصی برای تولید کارهای فاخر و ارزشمند که پاسخگوی این نیاز مهم باشد، بیش از پیش احساس می‌شد. علی عسکری همچنین با اشاره به تاکیدات مقام معظم رهبری بر توجه ویژه دستگاه‌های مختلف کشور بویژه صداوسیما به نیازهای قشر جوان و نوجوان کشور، تاکید کرد: صداوسیما باید در راستای فرمایشات معظم له و به منظور پاسخ به این نیازها به صورت ویژه به این موضوع بپردازد که راه اندازی شبکه اختصاصی امید گامی مهم در جهت برآورده کردن خواسته‌های جوانان و نوجوانان کشور است. رئیس سازمان صدا و سیما افزود: امیدواریم شبکه امید بتواند در راستای پاسخ به نیازهای نوجوانان و کمک به رشد هویت و شخصیت آنان و همچنین تربیت نسل آینده ایران اسلامی، گام‌های موثر و مفیدی بردارد. این شبکه همچنین برای تامین اوقات فراغت و سرگرمی نوجوانان برنامه‌های متنوعی را در نظر گرفته است و تلاش ‌می‌کند تا با نیازسنجی از خود نوجوانان، خواسته‌های آن‌ها در تولید برنامه ها لحاظ شود. **گفتگوی صمیمانه با نوجوانان بر اساس این گزارش، علی عسکری بعد از افتتاح این شبکه در جمع تعدادی از نوجوانان دختر و پسر حضور یافت و در فضایی صمیمانه با آنان به گفت و گو نشست. در این گفتگوی صمیمانه، نوجوانان نیازها و مطالبات خود را در تولید محتوی برنامه‌های شبکه امید مطرح کردند و رئیس سازمان صدا و سیما نیز قول داد که نظرات و پیشنهادات آن‌ها در تولیدات و برنامه سازی های این شبکه، مورد استفاده قرار گیرد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 04 Aug 2017 06:30:51 GMT http://migna.ir/vdccxpq0.2bqs18laa2.html مرگ مرموز یک دختر جوان پس از میهمانی شبانه http://migna.ir/vdcaomny.49n6u15kk4.html به گزارش میگنا روزنامه «ایران» نوشت: رسیدگی به این پرونده، چندی پیش و به‌دنبال شکایت مادر این دختر از پسری جوان در دستور کار قرار گرفت. این زن به بازپرس جنایی گفت: «دختران دوقلویم به میهمانی شبانه‌ای رفته بودند اما چند ساعت بعد که برگشتند متوجه شدم حال یکی از آنها بشدت وخیم است. بلافاصله او را به بیمارستان منتقل کردیم اما دخترم جانش را از دست داد.» خواهر دوقلویش که در میهمانی شرکت کرده بود نیز گفت: «خواهرم سارا، از مدتی قبل با پسر 22 ساله‌ای به نام شاهین آشنا شده بود. شب حادثه هم با دعوت شاهین به خانه‌اش رفته بودیم که همین جوان با زور به خواهرم مشروبات الکلی و قرص داد.» زن میانسال در ادامه اظهار کرد: «من از این جوان شکایت دارم و او را مقصر مرگ دخترم می‌دانم.» با این شکایت، پسر 22 ساله به دادسرا احضار شد و در بازجویی گفت: «دو ماه قبل از این حادثه به طور اتفاقی در خیابان با سارا آشنا شدم. در این مدت هم رابطه‌ عمیقی نداشتیم اما گاهی در میهمانی‌های دورهمی، یکدیگر را می‌دیدیم. آن شب هم یک دورهمی در خانه دوستان بود و سارا و خواهرش هم آمده بودند که با هم مشروب خوردیم. بعد از مدتی سارا با پسری مشغول صحبت شد و من هم با دختری شروع به صحبت کردم. بعد از دو ساعت هم آنجا را ترک کردیم اما همان شب خواهر دوقلویش به من پیام داد که من خواهرش را به کشتن داده‌ام. در حالی که ما اصلا رابطه دوستی با هم نداشتیم.» در حال حاضر تحقیقات بازپرس و کارآگاهان برای روشن‌شدن علت مرگ دختر جوان و رفع ابهام‌ها ادامه دارد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 04 Aug 2017 06:02:29 GMT http://migna.ir/vdcaomny.49n6u15kk4.html رهبری حکم ریاست‌جمهوری حسن روحانی را تنفیذ کردند+متن حکم http://migna.ir/vdcdxk0o.yt0fx6a22y.html میگنا: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی لحظاتی پیش حکم دکتر حسن روحانی را در دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری تنفیذ کردند. متن حکم تنفیذ رهبر انقلاب که توسط حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفر مقام معظم رهبری در این مراسم قرائت شد، بدین شرح است: بسم الله‌الرحمن‌الرحیم خداوند متعال را سپاس می‌گوییم که در آزمون سیاسی و اجتماعی بزرگ دیگری ملت عظیم‌الشأن ایران و سرافراز فرمود و حضور مبارک آنان را در یکی از اساسی‌ترین اقدامات ملی گامی بلند در جهت حراست از عزت و امنیت کشور و ابهت نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار داد. انتخابات پرشور در صفوف طولانی رأی‌دهندگان در سراسر کشور و نصاب درخشان شرکت‌کنندگان در انتخاب رئیس جمهور و آن گاه رأی بالای شخصیت منتخب همگی نشانه‌های روشن از موفقیت نظام اسلامی در تحکیم و تثبیت جمهوریت و خصلت مردمی این نظام انقلابی است و این یکی از اساسی‌ترین و مهمترین توانمندی‌های بی‌شمار کشور اسلامی عزیز ما است که دستیابی به آرمان‌های والای انقلاب را ممکن می‌سازد و آینده روشن کشور و ملت را نوید می‌دهد، اکنون با استمداد از هدایت و عنایت پروردگار و در سایه توجهات حضرت ولی‌الله اعظم ارواحنافداه و با تبرک و تفأل به همزمانی با ایام ولادت حضرت امام ابی‌الحسن‌الرضا علیه آلاف‌التحیه و الثناء، اینجانب به پیروی از گزینش ملت ایران، رأی آنان را تنفیذ و دانشمند محترم جناب حجه‌الاسلام آقای دکتر حسن روحانی را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم و با دعا برای موفقیت ایشان مؤکداً توصیه می‌کنم که این منصب خطیر را وسیله‌ای برای کسب رضای الهی و ذخیره‌ای برای هنگامه‌ی لقاء پروردگار قرار دهند و همت خود را متوجه استقرار عدالت و جانبداری از محرومان مستضعف و اجرای احکام اسلام ناب و تقویت وحدت و عزت ملی و توجه به توانمندی‌ها و ظرفیت‌های عظیم کشور و صراحت در بزرگداشت ارزشها و مبانی انقلاب اسلامی نمایند و مطمئن باشند که ملت غیور و شجاع، خدمت‌گزاران کشور را در دشواری‌ها و در مقابله با زورگویی‌ها و زیاده‌خواهی‌های استکبار تنها نخواهند گذاشت. لازم می‌دانم بار دیگر درباره اجرای برنامه‌ اقتصاد مقاومتی و توجه ویژه به موضوع اشتغال و تولید داخلی تأکید کنم و یادآوری نمایم که رأی ملت و تنفیذ آن موکول به حفظ و رعایت تعهد به صراط قویم و مستقیم اسلامی و انقلابی است. در پایان یاد امام عزیز راحل را گرامی می‌دارم و به روح مطهر ایشان و شهیدان این راه درود می‌فرستم، والسلام علی عبادالله الصالحین. سیدعلی خامنه‌ای 1396/5/12 منبع: ایسنا ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 03 Aug 2017 06:53:41 GMT http://migna.ir/vdcdxk0o.yt0fx6a22y.html 4.5 میلیون خانوار ایرانی حتی یک شاغل هم ندارند http://migna.ir/vdccspq0.2bqsi8laa2.html به گزارش باشگاه خبرگاران وضعیت اشتغال در سالهای اخیر مناسب نبوده و اشتغالزایی با مشکلات عدیده ای مواجه بوده و نرخ بیکاری رشد قابل توجهی یافته که همین امر موجب شده تا سال 96 به نام اقتصاد مقاومتی تولید و اشتغال نامگذاری شود.  طبق آمار بانک مرکزی بیش از 4 میلیون و 500 هزار خانوار ایرانی حتی یک شاغل هم ندارند که جمعیتی معادل 15 میلیون و 700 هزار نفر را شامل می شود. این در حالی است که مرکز آمار ایران در گزارشی اعلام کرد که تنها درسه ماهه نخست سال جاری دولت قریب به یک میلیون شغل ایجاد کرده که از هدف گذاری 970 هزار ایجاد شغل گذشته و تمامی هدف های سال جاری در بخش اشتغالزایی را محقق کرده است. در این خصوص عیسی منصوری معاون اشتغال وزارت کار اظهار داشته که فرض بر این است طبق روال جاری سالانه ظرفیت برای تولید اشتغال امسال نیز 450تا 500هزار وجود باشد. ضمن اینکه  علی ربیعی وزیر کار رفاه و اموراجتماعی نیز با اشاره به مشکلات زیاد برای تولید اشتغال بیان کرده بود که پیشتر مطرح می شد كه با یك درصد رشد اقتصادی ١٠٠ هزار شغل ایجاد خواهد شد، اما امروزه این گونه نیست و باید مردم را در تولید شریك كرد. ربیعی تاکید کرد که رویكرد رشد اشتغال فراگیر در دستور كار قرار گرفته و ابتدای سیاست های رفاهی ایجاد شغل است اما در سالهای اخیر كار كارشناسی برای اشتغالزایی انجام نشده و ما از نظریه ایجاد شغل پایدار توسط صنایع بزرگ عبور كردیم و رویكرد ما توجه به صنوف و صنایع كوچك و متوسط است. اما تک نسخه شفا بخش دولت برای رونق واحدهای کوچک و متوسط که مد نظر وزیر کار هم هست اعطای تسهیلات است که در سال گذشته آغاز و امسال نیز با افزایش اعتبارات به میزان 30 هزار میلیارد تومان ادامه خواهد داشت. در حالی که سود تسهیلات اعطایی به تولید در سایر کشورها از جمله ترکیه تنها 2 درصد است، در ایران این تسهیلات با 18 درصد بهره داده می شود و از این موضوع که عبور کنیم مسیر طولانی و سخت دریافت و ارائه مدارک و تضامین و بوروکراسی ها موجود عملا تولیدکنندگان را از دریافت آن منصرف می کند و در بسیاری از موارد وام ها صرف معوقات بانکی تولیدکنندگان می شود و به تولید ختم نمی شود. با ادامه این روند شنیدن خبرهای بدتر از وضعیت اشتغال دور از ذهن نخواهد بود و اگر چه دولت ها برای ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری تمام تلاش خود را انجام داده اند اما لزوم یک برنامه جامع،دقیق و کارشناسی شده بیشتر از هر زمان احساس می شود برنامه ای که در کوتاه مدت پاسخگوی نیازهای جامعه باشد و در دراز مدت برای نسل ها بعدی تامین شغل کند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 03 Aug 2017 06:31:24 GMT http://migna.ir/vdccspq0.2bqsi8laa2.html «تعطیلی‌های ناگهانی در کشور » چقدر استرس زاست؟ http://migna.ir/vdcfttdj.w6dyyagiiw.html به گزارش ميگنا، دكترفربد فدائی، درباره برخی تصمیمات از جمله تعطیلی‌های ناگهانی در کشور اظهار داشت: گاهی فرد که تحت استرسورهای متعدد قرار دارد و با این همه تحمل کرده است ولی امکان دارد با یک استرسور به ظاهر کوچک مانند جریمه رانندگی یا اعلام تعطیلی ناگهانی تعادل خود را از دست دهد و دچار در هم ریختگی روانی یا جسمی شود. به همین دلیل است که زندگی در محیط های پر از استرسور با افزایش تعداد و شدت بیماری‌ها مرتبط است. عضو هیات مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران ادامه داد: مردم واژه‌های استرس و استرسور را معمولا معادل یکدیگر به کار می‌برند، اما این دو متفاوت هستند، استرسور عبارت است از عامل فشار روانی؛ استرس نیز حالتی است که به دنبال فشار روانی ایجاد می‌شود، استرسورها عموما دگرگونی‌های روانی-اجتماعی هستند که فرد را به چالش می‌کشند و نیاز به سازگاری دوباره را ایجاد می‌کنند و تا زمانی که این سازگاری ایجاد شود علائم روانی و جسمی در فرد پدید می‌آید که نشان می‌دهد فرد دچار مشکل است. این علائم به شکل اضطراب، افسردگی، پرخاشگری و شکایت‌های جسمی روانزاد است، بطوریکه دکتر هولمز - روانپزشک همراه با راهه - روانشناس تصمیم گرفتند استرسورها را به صورت کمیت قابل اندازه گیری مشخص کنند، آنان با مصاحبه با چند هزار نفر توانستند جدولی تهیه کنند که درجه نسبی استرسورها را نشان می‌داد، آنان پی بردند که که شدیدترین استرسور عبارت است از مرگ همسر؛ و آنان درجه 100 را به این موضوع اختصاص دادند. فدائی گفت: استرسورهای شدید بعدی برای نمونه طلاق درجه 73 قرار گرفت. نکته جالب آنکه نه فقط رویدادهای ناخوشایند بلکه رویدادهای خوشایندی که نیاز به تغییر در جنبه‌های متعدد زندگی را پدید می‌آورد می‌تواند ایجاد فشار روانی کند برای نمونه ازدواج درجه 50 را به خود اختصاص می‌دهد، بیماری فرد 53 درجه، وام عمده مسکن درجه 32، تعطیلات پیش بینی نشده درجه 12 و جریمه شدن برای خلاف رانندگی درجه 11 را بین شدت استرسورها دارد. وی بیان داشت: استرسورها می‌تواند در کسانی که زمینه بیماری روانی یا جسمی را دارند سبب آشکار شدن بیماری شود، موضوع مهم آن است که اگر فرد در عرض مدت کوتاه در معرض استرسورهای متعدد قرار بگیرد بدون زمینه بیماری هم دچار بیماری می‌شود و بیماری او می‌تواند روانی یا روان-تنی باشد (مانند کولیت عصبی، افزایش اولیه فشار خون، بیماریهای عروق قلبی).مرجع: تسنيم ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 02 Aug 2017 04:49:00 GMT http://migna.ir/vdcfttdj.w6dyyagiiw.html بیمه سلامت روان یکی از مهم ترین استراتژی پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی است http://migna.ir/vdccipq0.2bqss8laa2.html به گزارش ميگنا مهدی میر محمد صادقی در گفت و گو با خبرنگار ایسکانیوز با اشاره به وضعیت بیمه سلامت روان گفت: تصور می کنم بیمه مرتبط با خدمات روانشناسی، سلامت روان، خدمات مشاوره و خدمات روانشناسی تنها در جامعه میان رسانه ها و نخبگان مطرح شده است و اقدام خاصی در راستای آن صورت نگرفته است البته در برنامه ششم توسعه بر این امر تاکید بسیاری شده است که بیمه های پایه و بیمه تکمیلی این اقدام را انجام دهند.وی ادامه داد: خدمات سلامت روان نوعی خدمات گرانقیمت و زمان بر در هر جامعه ای است ، در حال حاضر در جامعه ما به دلیل هزینه های بالا طبقات متوسط به بالای جامعه از این خدمات استفاده می کنند از طرفی بعضی از افراد تصور می کنند باید این خدمات را ارزان کرد یا خدمات روانشناسی باید تحت پوشش بیمه قرار گیرند. مدیر دفتر مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی کشور گفت: با توجه به آسیب های اجتماعی که در جامعه وجود دارد، برای پیشگیری از آن بیمه سلامت روان به عنوان یک استراتژی جدی و اصلی محسوب می شود، بیمه سلامت روان و بیمه های مرتبط با حوزه های روانشناسی و مشاوره کمک می کند که اقشار خاص، آسیب پذیر و افرادی که به نوعی درگیر آسیب های اجتماعی هستند بتوانند وارد این چرخه مشاوره شوند در این صورت مقداری از این آسیب ها می تواند کاهش پیدا کند در این صورت یک فرد متخصص در کنار آن ها وجود دارد و در راستای حل و فصل مسائل پیش آمده برای آن ها تلاش می کند. وی اضافه کرد: البته بیمه ها در چنین فضاهایی مطرح می کنند که لازم است نقدینگی این ماجرا تامین شود.از طرفی دیگر جامعه به این خدمات به شدت نیازمند است و در این زمینه لازم است تصمیم گیری های لازم توسط متخصصان حوزه بیمه، اقتصاد و مدریت مالی گرفته شود. یکی از تصمیمات جدی برای کاهش آسیب های اجتماعی بیمه سلامت روان است. در حال حاضر اگر بخواهیم اعتباراتی برای کاهش و پیشگیری از آسیب های اجتماعی در نظر بگیریم، یکی از مهم ترین اقداماتی که می توانیم در این حوزه انجام دهیم بیمه سلامت روان است. میر محمد صادقی بیان کرد: در حال حاضر حدود 170 هزار طلاق در سال در کشور رخ می دهد در چنین شرایطی 340 هزار زوج در جامعه ما درگیر مشکلات عاطفی، روحی و ... ناشی از طلاق هستند این تنها آماری از افرادی است که طلاق آن ها به ثبت می رسد در صورتی که افرادی به دادگاه ها مراجعه می کنند و تصمیم های لازم در جهت عدم طلاق و سازش زوجین گرفته می شود.اگر فرزندان زوجینی که طلاق گرفته یا برای طلاق به دادگاه مراجعه کنیم، سالیانه حدود یک میلیون نفر درگیر مشکلات ناشی از طلاق زوجین هستند. وی افزود: همان طور که می دانید در مسئله طلاق تنش ها و درگیری های بسیاری وجود دارد در چنین شرایطی اگر افراد بتوانند از خدمات سلامت روان استفاده کنند، بسیار مناسب است زیرا ممکن است این نشانه های افسردگی در این افراد وجود داشته و نیازمند دریافت مشورت و درمان های روانشناختی باشند از خدمات سلامت روان استفاده کنند.چنین خدماتی در راستای کاهش آسیب های اجتماعی حتی اگر تنها برای این گروه جامعه در نظر گرفته شده باشد بسیار موثر خواهد بود. مدیر دفتر مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی کشور گفت:در برخی از خانواده ها ممکن است زوجین در اوج اختلافات نیز نخواهند از یکدیگر جدا شوند یا در صورت بروز مشکلات مالی و ... دچار افسردگی شده باشند، برخی نیز ممکن است به هر دلایلی اضطراب زیادی را تجربه کرده باشند، با توجه به مثال های ذکر شده می توان دریافت افراد بسیاری نیازمند دریافت خدمات سلامت روان هستند. وی بیان کرد: با توجه به پیمایشی که توسط وزارت بهداشت انجام شد، می توان گفت حدود یک چهارم افراد جامعه، نیازمند دریافت خدمات سلامت روان، روانشناختی و روانشناسی هستند،باید توجه داشت تنها طبقات اجتماعی بالا از جمله این افراد محسوب نمی شوند که توانایی پرداخت هزینه های درمان خود باشند. ممکن است یک دانشجو در طول دوران تحصیل خود درگیر مشکلات عاطفی شود و نتواند درس بخواند و یا پس از فارغ التحصیلی شغل مناسبی پیدا کند این فرد نیازمند دریافت خدمات روان است اما از کدام هزینه می تواند این اقدام را انجام دهد؟ اگر این فرد تحت پوشش بیمه باشد به راحتی می تواند از این خدمات استفاده کند. میر محمد صادقی اضافه کرد: بیمه سلامت روان یکی از مهم ترین استراتژی پیشگیری و کاهش آسیب های اجتماعی است، همان طور که در حوزه بیمه سلامت جسمانی، زمانی که یک فرد سرما می خورد می تواند از خدمات بیمه استفاده کند اما ممکن است فردی ورشکست شده و حال روحی مناسبی نداشته باشد تاجایی که به خودکشی هم فکر کند اما نمی تواند از خدمات بیمه استفاده کند . وی افزود: من قصد این را ندارم که خدمات بیمه جسمانی را زیر سوال ببرم ، بلکه می خواهم تاکید کنم میزان اهمیت بیمه سلامت روان و جسم برابر و مکمل یکدیگر هستند زیرا بسیاری از بیماری های جسمی، ناشی از بیماری های روحی هستند، برای مثال می توان به بیماری فشار خون، دیابت و.... اشاره کرد همچنین برخی از بیماری هایی که ممکن است در آینده منجر به بروز سرطان و سایر بیماری های لاعلاج دیگر باشد، ناشی از مشکلات و استرس های روحی روانی است. مدیر دفتر مشاوره و امور روانشناختی سازمان بهزیستی کشور گفت: اگر یک فرد جامعه بتواند برای استفاده از خدمات سلامت روان از بیمه استفاده کند ، قطعا در کاهش بیماری های جسمی نیز موثر خواهد بود بنابرین حوزه سلامت تنها به سلامت جسم ختم نمی شود ، توجه به حوزه سلامت جسم بسیار مهم است و باید بودجه های لازم برای آن در نظر گرفته شود ،در حوزه سلامت روان نیز باید هزینه هایی در نظر گرفته شود زیرا از این طریق می توان بسیاری از آسیب های اجتماعی را تا میزان قابل توجهی کاهش داد . وی افزود: من از نزدیک شاهد آن بودم که فردی در هزینه های زندگی خود دچار مشکل شده و یک نفر از اعضای خانواده او حادثه دردناکی را تجربه کرده بود، اما این فرد هزینه پرداخت هزینه های درمان او را نداشت. هنگامی که درمانگران با چنین شرایطی مواجه می شوند،هزینه های خود را تا حد ممکن کاهش می دهند اما خود فرد ممکن است پس از چند جلسه به دلیل شرمندگی و حس خجالت به درمانگر مراجعه نکند واقعا من به عنوان یک استتراتژی جدی تصور می کنم سلامت روانشناسی و روانی مسئله مهمی است که مغفول مانده و هزینه های کافی برای آن در نظر گرفته نشده است درصورتی که هزینه کردن در این حوزه می تواند به تمامی اقشار جامعه کمک کند. وی با اشاره به حمایت های وزارت بهداشت در حوزه سلامت روان تاکید کرد: سیاست وزارت بهداشت عمدتا به سلامت جسم می پردازد در وزارت بهداشت حوزه هایی وجود دارند که به حوزه سلامت روان توجه می کنند، اما سهم دفاتر وزارت بهداشت که به سلامت روان می پردازند ناچیز است و به نظر می رسد توجه و اهتمام وزارت بهداشت عمدتا بر سلامت جسم تاکید بیشتری دارد هر چند معاونت اجتماعی وزارت بهداشت و حوزه سلامت اجتماعی اقدامات مناسبی را انجام داده است اما به نظر می رسد در حوزه کلان باید به سلامت روان توجه بسیار ویژه ای شود و درصد قابل توجهی از بودجه های سلامت باید در حوزه سلامت روان به ویژه بیمه سلامت روان هزینه شود. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 01 Aug 2017 10:19:42 GMT http://migna.ir/vdccipq0.2bqss8laa2.html سرپرست دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی واحد تهران مرکزی منصوب شد http://migna.ir/vdch6mnk.23nzvdftt2.html به گزارش آنا، جلسه معارفه دکتر لطف الله عباسی سروک به عنوان سرپرست دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با حضور جمعی از معاونان و مدیران دانشگاه برگزار شد و از تلاش چندین ساله دکتر افتخارزاده رئیس سابق دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی نیز با اهدای لوح قدردانی به عمل آمد. عباسی سروک دارای مدرک دکتری مدیریت آموزشی و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی است. افتخارزاده نیز اکنون سرپرستی دانشگاه آزاد اسلامی واحد پرند را بر عهده گرفته است.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 01 Aug 2017 07:37:48 GMT http://migna.ir/vdch6mnk.23nzvdftt2.html ریسک یک‌ سال جلو افتادن تحصیلی فرزندتان چقدر است؟! http://migna.ir/vdcc1pq0.2bqsx8laa2.html تمام والدین تلاش دارند تا بهترین شرایط را برای رشد استعدادهای فرزند خود فراهم کنند ولی برخی والدین حساسیت بیشتری نسبت به تحصیل فرزندشان دارند و به روش‌های مختلف برای پیشرفت او روی می‌آورند. یکی از روش‌های پیشرفت تحصیلی، «جهش تحصیلی» است؛ به عبارت دیگر دانش‌آموز با سرعت بیشتری دوره تحصیلی را طی می‌کند که این روش برای دانش‌آموزان درسخوان و باهوش است. در حقیقت والدین بعد از مشاهده خصوصیاتی چون «هوش بالا»، «سریع‌الانتقال بودن» و «سخت‌کوشی» فرزندشان، به فکر جهش تحصیلی می‌افتند و برای انجام آن اقدام می‌کنند؛ هر چند که صرف باور خانواده به آمادگی فرزند برای جهش تحصیلی کافی نیست و باید مراحل قانونی طی شود؛ اما در اصل ماجرا چقدر خانواده‌ها با فرصت‌ها و تهدیدهای «جهش تحصیلی» آشنا هستند؟! *مراحل جهش تحصیلی جهش تحصیلی یکی از راه‌های توجه به استعداد دانش‌آموزان با درجه هوش و یادگیری بالاست که سال‌هاست در کشور ما اجرا می‌شود. دانش‌آموز در ابتدا از سوی مدرسه به اداره آموزش و پرورش منطقه معرفی شده و سپس به اداره آموزش و پرورش استثنایی برای انجام مراحل سنجش معرفی می‌شود. دانش‌آموز برای جهش تحصیلی باید در کارنامه خود سطح خیلی‌ خوب را در تمام دروس کسب کرده باشد؛ پس از آنکه دانش‌آموز در ارزیابی تخصصی امتیاز لازم را کسب کند، با نامه آموزش و پرورش استثنایی به مدرسه مراجعه کرده و می‌تواند در امتحانات پایه بالاتر در شهریورماه شرکت کند. سالانه حدود 900 تا 1000 دانش‌آموز متقاضی تحصیل به صورت جهشی در کشور هستند که از این تعداد در سال گذشته حدود 550 نفر توانستند جهش تحصیلی را انجام دهند اما 450 نفر دیگر در اوان کودکی، طعم شکست را چشیدند. در این آزمون پیشرفت تحصیلی و آزمون هوشی توأمان مدنظر قرار می‌گیرد. *شرایط جهش تحصیلی جهش تحصیلی پایه اول و دوم ممنوع است و معمولاً از پایه‌های «دوم به چهارم»، «سوم به پنجم» و «چهارم به ششم» انجام می‌شود. البته جهش‌ چند پایه هم وجود دارد که موارد معدودی در کشور اتفاق می‌افتد. جهش تحصیلی در پایه اول متوسطه اول و دوم هم ممنوع است. دانش‌آموزان شهر تهران سالانه بیشترین میزان جهش تحصیلی را در کشور دارند. در این میان، شنیدن سخنان افرادی که خود یا کودکشان جهش تحصیلی را تجربه کرده‌اند خالی از لطف نیست. *مادر یک کودک جهشی خوانده: دیگر حاضر نیستم دخترم جهش تحصیلی داشته باشد مادر یک دانش‌آموز جهشی خوانده در مورد خصوصیات تحصیلی دختر خود گفت: نه اینکه بگویم دخترم نابغه است اما خیلی زودتر از هم‌سن و سالان خود دروس را یاد می‌گرفت و این مسئله کاملاً محسوس بود بنابراین به پیشنهاد معلم او تصمیم گرفتیم که پایه سوم را جهشی بخواند.   وی ادامه داد: دی ماه همان سالی که پایه دوم بود، یک روز درمیان در کلاس ریاضی شرکت می‌کرد؛ اواخر پایه دوم ابتدایی بود که مدرسه دخترم وی را به آموزش و پرورش معرفی کرد و سپس برای شرکت در آزمون‌ به آموزش و پرورش استثنایی معرفی شدیم. این مادر با بیان اینکه رشد جسمی دخترم نیز برای آزمون گیرندگان اهمیت داشت، اضافه کرد: تست‌های هوش به صورت کتبی و شفاهی از او گرفته شده است و پس از قبولی، سال گذشته که کلاس چهارم بود هم شاگرد اول کلاس شد. وی با تأکید بر اینکه دیگر حاضر نیستم دخترم جهش تحصیلی داشته باشد، گفت: بخش اصلی استرس من برای رد شدنش و هدر رفتن زحماتش بود، در واقع رد شدن دخترم یک ریسک بود که تأثیر بدی در روحیه‌اش می‌گذاشت که خوشبختانه اتفاق نیفتاد. ساینا.خ دختر جهشی خوانده این مادر است که گفت‌وگویی با او نیز داشتیم، وی با بیان اینکه یک تابستان را برای جهش تحصیلی گذاشته و تفریح نکرده است، گفت: یک تابستان به من سخت گذشت اما از جهت اینکه یک پایه جلو افتادم خیلی خوب بود؛ دوست داشتم جهشی بخوانم تا از بقیه دوستانم جلو بیفتم. ساینا که دوست دارد پزشک شود و ریاضی‌اش از بقیه درس‌هایش بهتر است، ادامه داد: من همه درس‌ها را خوانده بودم و امتحانی که گرفتند برای من خیلی آسان بود سال گذشته هم با چند نفر از دوستانم که باهم جهشی خواندیم، همکلاس بودم. *یک کارشناس: معایب جهش تحصیلی بر محاسنش غلبه دارد  برخی کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند جهش تحصیلی مانع از بروز خلاقیت‌های کودک می‌شود و تحت فشار قرار گرفتن او زمینه مشکلات روحی را برای او ایجاد می‌کند و از سوی دیگر برخی نادیده گرفتن استعداد دانش‌آموزی که توانایی جهش تحصیلی دارد را بی‌عدالتی می‌دانند. فرامرز محمدی‌پویا مدرس دانشگاه خوارزمی و کارشناس مسائل تعلیم و تربیت در گفت‌وگو با فارس در تحلیلی دو سوی این استدلال‌ها را بررسی کرد و اظهار داشت: جهش تحصیلی هم تهدیداتی دارد و هم فرصت‌هایی ایجاد می‌کند از جمله فرصت‌ها و مزایای این روش توجه به دانش‌آموزانی است که سریع‌تر یاد می‌گیرند و استعداد بالاتری از سایر دانش‌آموزان دارند؛ استعداد بیشتر می‌تواند منجر به خلاقیت شود اما محصور بودن در پایه‌ای که پایین‌تر از سطح اوست، خلاقیت دانش‌آموز را از بین می‌برد. وی افزود: دانش‌آموز مستعد در حصار سن تقویمی زندانی می‌شود و و جهش تحصیلی راهی برای برون‌رفت از این شرایط برای او محسوب می‌شود. محمدی‌پویا با بیان اینکه این طرح معایب و ایراداتی دارد که بر مزایای آن می‌چربد، اضافه کرد: از جمله ایرادات آن که مربوط به مرحله انتخاب دانش آموز بوده، این است که بهره هوشی در نظر گرفته شده برای پذیرش، 120 تعیین شده است در حالی که به نظر می‌رسد اکنون این حد بسیار پایین است و با در نظر گرفتن اینکه متوسط آی‌کیوی طبیعی 105 تا 107 است دیگر فردی با آی‌کیوی 120 نمی‌تواند تیزهوش باشد و باید سطح آن را بالاتر ببریم. کارشناس مسائل تعلیم و تربیت گفت: ایراد دیگر که به ماهیت جهش تحصیلی بازمی‌گردد این است که ما در جهش تحصیلی صرفاً به هوش تحصیلی توجه می‌کنیم و سایر انواع هوش‌ها را نادیده می‌گیریم و دانش‌آموزانی که از لحاظ سنی طبیعتاً سایر انواع هوش‌هایشان رشد یافته‌تر است در کنار یک دانش‌آموز جهشی خوانده قرار می‌گیرند و این مسئله آسیب‌زاست. وی این ایراد را بنیادی‌ترین تهدید برای جهش تحصیلی دانست و بیان داشت: اینکه صرفاً هوش تحصیلی برای جهش تحصیلی ملاک قرار داده می‌شود و توجه ناچیزی به سایر جنبه‌های هوش می شود در واقع نادیده گرفتن سایر ساحت‌های تربیتی است که در سند تحول بنیادین در نظر گرفته شده است. محمدی‌پویا راهکار جایگزین این طرح آموزش انفرادی به دانش‌آموزان مستعد دانست و خاطر نشان کرد: این روش و استفاده از ظرفیت دانش‌آموزان با استعداد برای پیشبرد اهداف تحصیلی در کلاس درس، راه جایگزین است منتها زیرساخت‌های آن در آموزش و پرورش فراهم نیست. *پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش: در ایران بررسی تجربی درباره جهش تحصیلی صورت نگرفته است زکریا حسینی پژوهشگر سیاست‌گذاری آموزش و پرورش با بیان اینکه در خصوص غلبه معایب جهش تحصیلی بر محسنات آن نمی‌توان اظهار نظر قاطع کرد، گفت: در ایران در مورد این مسئله بررسی تجربی صورت نگرفته است، در تحقیقی تحت عنوان «بررسی تطبیقی الگوهای شناسایی و هدایت دانش آموزان مستعد در 6 کشور» که به تازگی در بنیاد ملی نخبگان صورت گرفته به انواع جهش تحصیلی در 6 کشور اشاره شده است اما تاکنون چنین مطالعه‌ای در ایران انجام نشده تا بتوان درباره این مسئله اظهارنظر کرد. وی با اشاره به گزاره‌هایی که در خصوص معایب و محاسن جهش تحصیلی مطرح می‌شود، عنوان کرد: منطق کلی آزمون جهش تحصیلی محل تردید نیست و شاید بتوان راهکاری برای جبران معایب مطرح شده ارائه کرده و برخی روش‌ها را اصلاح کنیم اما در هر حال برای اظهار نظر قاطع، تحقیق دقیق لازم است. به گزارش فارس، هرچند نحوه انتخاب دانش‌آموزان برای جهش تحصیلی مورد بازبینی قرار گرفته و نسبت به گذشته بهتر شده است اما معایبی چون احتمال تحمیل شکست رد شدن در آزمون در سن کم به دانش‌آموز و فشار بالای آموختن معلوماتی که برای یک سال طراحی شده‌اند در سه ماه، قرار گرفتن دانش‌آموز جهشی خوانده در کنار دانش‌آموزانی که از نظر هوش شناختی و عاطفی از او جلوتر هستند می‌توانند دلایل بازنگری در شیوه‌ جهش تحصیلی فعلی باشند تا راهکارهایی برای کاهش مضرات پیش‌بینی شود و یا راه‌های جهش تحصیلی «نو» شوند، قطعاً در این مسیر انجام یک تحقیق میدانی و تجربی از دانش‌آموزانی که به صورت جهشی تحصیل کرده‌اند بسیار راه‌گشا خواهد بود.    منبع: خبرگزاري فارس ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 31 Jul 2017 14:33:39 GMT http://migna.ir/vdcc1pq0.2bqsx8laa2.html احیای رشته مشاوره در مقطع کارشناسی/ خالی بودن ۱۷هزار پست مشاور در مدارس دولتی http://migna.ir/vdcefe8e.jh8zoi9bbj.html به گزارش ميگنا دكتر مهدی فیض معاون پرورشی و تربیت فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌ و گو با باشگاه خبرنگاران؛ در مورد توجه به نیروی انسانی در پست مشاوره برای سال تحصیلی جدید اظهار کرد: امسال در تعیین اولویت های مرکز نیروی انسانی، نیروی مشاوره مورد توجه قرار گرفته و به استان‌ها نیز این موضوع اعلام شده است. وی افزود: امسال پوشش مشاوره در مدارس علاوه بر مقطع متوسطه اول در متوسطه دوم نیز مورد توجه است، در حالی که سال گذشته فقط متوسطه اول در اولویت بود. معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه برخی از نیروهای مشاور جذب فعالیت های آموزشی شده بوده اند، گفت: طبق فراخوانی از این گروه دعوت شد تا در حوزه خود به فعالیت بپردازند البته مشاوره حوزه پر چالشی است و برخی از مشاوران فعالیت آموزشی و تدریس را ترجیح می دهند. فیض بیان کرد: اکنون ۱۷هزار پست مشاوره در مدارس دولتی خالی مانده است که نیاز به جذب نیروی متخصص در این حوزه دارد. وی از احیای رشته مشاوره در مقطع کارشناسی خبر داد و اظهار کرد: این رشته چند سالی از دوره کارشناسی حذف شده بود و امسال طبق مصوبه کمیسیون نیروی انسانی وزارت علوم در دفترچه انتخاب رشته ارائه می‌شود و دانشگاه های مرتبط و مطرح کشور این رشته را ارائه می دهد. معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: ظرفیت پذیرش رشته مشاوره در مقطع کارشناسی حدود ۱۰هزار نفر برآورد شده که بخش بزرگی در دانشگاه فرهنگیان و یک هزار نفر از آن در سایر دانشگاه‌ها ارائه می شود. فیض گفت: امیدواریم رشته مشاوره به جایگاه اصلی خود بازگردد و معضل بی انگیزگی دانش آموختگان این رشته به دلیل مشکلات اشتغال و مواردی از این قبیل تا حد زیادی برطرف شود و سرمایه گذاری آموزش عالی نتیجه بخش باشد از طرفی نسل امروز برای جلوگیری از بحران ها به شدت نیاز به نیروی مشاوره دارد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 31 Jul 2017 06:36:32 GMT http://migna.ir/vdcefe8e.jh8zoi9bbj.html راهکار‌هایی که هر پدری باید به پسرش بیاموزد http://migna.ir/vdcbsaba.rhb8wpiuur.html اگر صاحب فرزند یا فرزندان پسر هستید باید درزمینه تربیت آنها با دختران خود از جهاتی تفاوت قائل شوید، زیرا روحیه پسر‌ها با دختر‌ها متفاوت است.  پسرها در آستانه سال‌های بلوغ به شدت تحت تاثیر اطرافیان خود به ویژه پدر‌ها قرار می‌گیرند و در صورتی که می‌خواهید در آینده فرزند موفق داشته باشید باید راهکار‌های زندگی را به او یاد دهید. برای آموختن راه و رسم زندگی و موفقیت درگام اول از خود شروع کنید، زیرا کودک با دیدن سبک زندگی، روحیات و اخلاق شما بسیاری از الگو‌ها را می‌آموزد و در صورتی که تنها با گفتار خواستار تغییر و اصلاح برخی رفتار‌ها در فرزند خود شوید در حالی که خود کاری متفاوت از آن را انجام می‌دهید موفق نمی‌شوید. از جمله مفید‌ترین راهکار‌ها می‌توان موارد زیر را نام برد.علاقه به یادگیری و کنجکاو بودن فرزند خود را کنجکاو و علاقه‌مند به یادگیری و دانستن موارد جدید تربیت کنید، روحیه ماجراجویی البته با حفظ موارد ایمنی و بدون خطر کردن را بیاموزید، افرادی که به یادگیری وکشف موارد جدید مثبت و مفید در زندگی علاقه‌مند هستند، در آینده از موفقیت بیشتری برخوردار می‌شوند. سخت کوشی و تلاش برای موفقیت هر فردی برای موفقیت در زندگی باید سخت کوش باشد، از مشکلات نهراسد و با امیدواری برای موفقیت دوباره تلاش کند. بسیاری از افراد کارآفرین موفق در دنیای امروزی از سنین کم با کار و سخت کوشی پله‌های موفقیت را درنوردیده اند. از کودکی و دوران نوجوانی فرزند خود را با کار کردن، سخت کوشی، تلاش برای به دست آوردن حقوق و پاداش، چگونگی برنامه ریزی برای هزینه‌های مختلف، نظم و انضباط آشنا کنید، زیرا هرچه فرد بزرگتر شود تغییردادن روحیات او سخت‌تر می‌شود.هنر نه گفتن را در او تقویت کنید بسیاری از نوجوانان به ویژه پسران جوان دچار اعتیاد و مشکلاتی از این دست می‌شوند، تنها به این علت که هنر نه گفتن و توانایی اعلام مخالفت خود را در جمع و بین دوستان و آشنایان خود ندارند. نه گفتن منطقی می‌تواند یک عامل محافظتی برای نوجوان باشد و از بروز بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی در او جلوگیری کند. اگر نوجوان شما روز‌ها ساعت‌های طولانی را با دوستان یا افرادی در مدرسه یا باشگاه ورزشی سپری می‌کند باید نظارت دقیق بر دوستان او داشته باشید و هنر نه گفتن و اعتماد به نفس را در او تقویت کنید. در انتخاب بهترین همسر دقت کند برای موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی ازدواج نقش بسیار موثری دارد، درصورتی که ازدواج موفق نباشد زندگی فرد به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد. وظیفه پدر انتقال دانش و تجربیات خود در خصوص انتخاب همسر مناسب و شایسته به فرزند خویش است تا او بتواند بهترین شریک زندگی را در آینده انتخاب کند.مهربانی تنها مختص زنان نیست بسیاری از مرد‌ها مهربانی را متخص زنان می‌دانند و در رفتار‌های خود، جدی، خشن و سرد هستند، این کار باعث مشکلات فراوان فردی و اجتماعی در مرد می‌شود و زمینه عدم موفقیت و ناکامی او را فراهم می‌کند. وظیفه پدران یاد دادن و آموزش چگونگی برخورد و طرز رفتار فرزند پسر با دیگران در خانواده، بین دوستان و آشنایان و در محیط اجتماع  است.حفاظت و علاقه مندی به کشور و خانواده آموزش و یاد دادن این وظیفه مهم بر عهده پدر خانواده است تا پسر او در آینده حافظ خانواده و یک فرد وفادار و دوستدار کشور خود باشد.رسیدگی و علاقه مندی به سلامت خود از سنین نوجوانی یک پسرباید مراقب سلامت خود باشد، انجام ورزش منظم، جلوگیری از چاقی و افزایش وزن، مراقبت از موها، دندان ها، اجتناب از مصرف دخانیات، همراهی با همراه مثبت اندیش و موفق برای رسیدن به موفقیت، کسب علم و تحصیل و مدارج عالیه، فراگیری یک هنر و مهارت به عنوان یک کار تفریحی، گذراندن اوقات فراغت مفید و سالم همگی موارد مهمی است که یاددهی و ایجاد الگوی ذهنی مناسب آن‌ها توسط پدران انجام می‌شود. بارعایت نکات فوق و آموزش کودک از سنین نوجوانی می‌توانید یک فرد موفق و سالم به جامعه تحویل دهید و در تمام سنین از موفقیت و سلامت فرزند خود اطمینان داشته باشید. منبع: beliefnet ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 29 Jul 2017 21:30:00 GMT http://migna.ir/vdcbsaba.rhb8wpiuur.html خانم‌ها مراقب گوشه‌گیری و انزوای همسران خود باشند http://migna.ir/vdchzknk.23nz6dftt2.html به گزارش ميگنا امین حق وردی روان‌شناس و مشاور در گفتگو با باشگاه خبرنگاران؛ اظهار داشت: برخی مواقع زوجین با وجود اینکه در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند اما رفتار آن ها نسبت به یکدیگر همانند دو فرد بیگانه است و روابط عاطفی سردی دارند زیرا هر یک در طول روز سرگرم کار و مشغله روزمره خود هستند و فرصت کافی را برای با هم بودن ندارند. دوست داشتن و احساس ارزشمند بودن از جمله موضوعاتی است که برای مردان اهمیت دارد، از این رو زنان باید سعی کنند تا وقت بیشتری را به همسر خود اختصاص دهند و حتی برای نیم ساعت هم که شده در طول شبانه روز با همسر خود گفتگو کنند. برخی از مردان بعد از بازگشت از محل کار خود به منزل منزوی و گوشه‌گیر می‌شوند و غالبا این رفتار آن ها ناشی از مشکلات و مسایل محیط کارشان است و صحبت کردن درباره مشکلات کاری برای مردان کاری سخت و دشوار است و تحمل این شرایط برای زنان کار راحتی نیست. تغییراتی مانند سکوت، انزوایا عصبی شدن در مردان نشانه هایی است که باید جدی گرفته شوند و در این شرایط زنان باید بدون سرزنش و نصیحت کردن و در یک موقعیت مناسب زمانی و مکانی به آرامی سر صحبت را با وی باز کنند و مشکل همسر خود را جویا شوند. حق وردی در پایان تاکید کرد: نباید انتظار داشت همه افراد از نظر اجتماعی شبیه به یکدیگر عمل کنند و به اندازه هم اجتماعی باشند، فردی که از نظر شخصیتی آرام و درون گرا است و کمتر با دیگران ارتباط برقرار می‌کند را نباید اجتماع گریز یا دچار اختلال تلقی کرد، زیرا تفاوت‌های فردی بین انسان ها مساله ای است که هویت و شخصیت افراد را تعریف می‌کند و این تفاوت ها تا زمانی که باعث ناراحتی یا افت عملکرد فرد نشوند، جای هیچ نگرانی وجود ندارد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 29 Jul 2017 14:13:03 GMT http://migna.ir/vdchzknk.23nz6dftt2.html عواملی که موجب خیانت در زندگی زناشویی می‌شود/ حریم خصوصی زوجین در زندگی مشترک باید به حداقل برسد http://migna.ir/vdcaiyny.49n6i15kk4.html فردا نوشت: روزهای اول که یک زوج با همدیگر آشنا می‌شوند، قلب شان را تمام و کمال به طرف مقابلشان می‌دهند و همه توجه و فکرشان او می‌شود. اما مشخص نیست که چرا به مرور و با گذشت زمان چرا این عشق و علاقه کمرنگ می‌شود و آخر به جایی می‌رسد که یکی از زوجین یا هر دو به هم خیانت می‌کنند. دیگر بخشی از قلبشان مال نفر دیگری است و با نفر دیگر حالشان خوب است. دیگر عشق را از شخص دیگری مطالبه می‌کنند و می‌خواهند نیازهایشان را با نفر دیگری برطرف کنند.  تنوع طلبی، بی توجهی طرف مقابل، از بین رفتن عشق، بی احترامی و سرکوفت زدن، تهمت یا دعوا؛ مشخص نیست که چه عاملی بیشتر از همه باعث رشد خیانت در جامعه شده است؟ موضوعی که خانواده‌ها را درگیر خود کرده یا ممکن است روزی زندگی‌شان را درگیر کند. به همین منظور با دکتر سیدهادی معتمدی، روانپزشک و آسیب شناس اجتماعی به گفتگو نشسته‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید: * برخی از کارشناسان آمارهای  عجیبی در خصوص خیانت مطرح می‌کنند مثلا ه حدود ۹۰ درصد آقایان به خانم هایشان خیانت می‌کنند را مطرح کرده است. این آمار درست است؟ آمار دادن امر حیاتی و حساسی است و یکی از مهمترین مشکلات ما این است که هر کسی با توجه به مشاهدات خود آمار می‌دهد. باید گفت که آمار‌ها بر اساس مقیاس‌های کوچک، در محل‌های خاص هیچ گونه ارزش علمی ندارد و پرداختن به آن وقت تلف کردن است. هر کسی که آماری ارائه می‌کند باید شهر مورد بررسی، سن، افراد و چنین مواردی را به طور دقیق ذکر کند یا در یک سایت و نشریه رسمی در ایران و یا خارج چاپ کرده باشد که قابل بحث و پیگیری باشد.  خیانت، مسئله‌ای است که همه افراد در مورد آن گزارش‌دهی درستی نمی‌کنند و به هیچ عنوان شما نمی‌توانید از افراد بپرسید که آیا شما خیانت می‌کنید یا نه و جز آسیب‌هایی است که آمار آن نه کم و نه زیاد قابل استناد نیست. همچنین باید مشخص شود که خیانت در چه حد؟ ارتباطاتی که در تلگرام و شبکه‌های مجازی وجود دارد؟ یا خیانت کلامی و یا حتی خیانت جنسی؟ * با توجه به اینکه اکثر خانواده‌های ایرانی ارتباطات در شبکه‌های اجتماعی به صورت مخفیانه را نیز خیانت می‌دانند یا تماس تلفنی با جنس مخالف و زدن حرف‌های نامتعارف را نیز جز همین دسته می‌شمارند. به نظر شما خیانت در جامعه ما بیشتر نشده و شیوع پیدا نکرده است؟ در جامعه ما ممکن است که خیانت شیوع پیدا کرده باشد. اما تعریفی که برای خیانت در جهان می‌شود این است که زن یا شوهر متوجه شود که همسر خود رابطه جنسی با فرد دیگری را به رابطه جنسی با او ترجیح می‌دهد. البته که نوع روابط در شبکه‌های اجتماعی را هم روابط ناهنجار می‌نامیم؛ بنابراین آن‌ها هم باید مورد بررسی قرار گیرد. زیرا که ریشه‌ای برای ارتباطات نزدیک‌تر و زمینه ساز خیانت جنسی است.   همه علت‌هایی که زمینه‌ساز خیانت می‌شود * چرا خیانت می‌کنند؟ باور عامه بر این است که مردان تنوع طلب هستند و خیلی اتفاق می‌افتد که بعد از مدتی همسرشان برایشان تکراری می‌شود و این مسئله را عامل خیانت می‌دانند. تنوع طلبی مردان یک دلیل است، اما به غیر از آن عوامل متعددی وجود دارد که باعث ایجاد خیانت می‌شود. اول انتخاب اولیه و نامناسب همسر است. دوم عدم وجود رابطه گرم و صمیمانه در خانه با همسر و وقت نگذاشتن برای یکدیگر است؛ فرصت نداشتن برای هم می‌تواند موجب از بین رفتن رابطه شود. سومین مسئله افرادی هستند که هدفی برای ازدواج ندارند بنابراین بعد از ازدواج می‌فهمند که معیارهای دیگری برای ازدواج داشته اند که آن‌ها را در همسرشان نمی‌یابند؛ بنابراین این مسئله موجب دلزدگی می‌شود. عامل دیگر، عدم رفع نیازهای جنسی و عاطفی است که گاهی در بین زوجین مشاهد می‌شود؛ و متاسفانه آن چیزی که ما بیشتر در بین مراجعه کنندگان می‌بینیم همین مورد است. خیلی مواقع روابط جنسی افراد ساده و معمولی است، تنوع برای خود ایجاد نمی‌کنند، این تنوع الزاما به معنی ناهنجار در روابط نیست. ممکن است تنوع در محیط خانه، رنگ خانه، رنگ لباس، نوع گفتار و نگاه به مسائل این چنین باشد که موجب می‌شود فرد ارضا نشود و در نهایت موجب سردی شود. یکی دیگر از علل خیانت نپذیرفتن تغییرات طرف مقابل در طول زندگی است. مثل وقتی ما با فرد الف. ازدواج می‌کنیم، او را با ویژگی‌های خاصی انتخاب کرده ایم، اما ممکن است ویژگی او عوض شود؛ چاق باشد و لاغر شود، خوش اخلاق باشد و بداخلاق شود، پولدار باشد و بی‌پول شود، مجروح شود، بیماری بگیرد. آنوقت ممکن است که نتوانیم شرایط جدید را تحمل کنیم؛ و بگوییم ما آن شخص را دوست داشتیم، ولی این فرد که همان فرد قبلی نیست.   دیگر اینکه فرد احساس آرامش و آسایش در خانه نداشته باشد. همدل نداشت باشد و به دنبال یک همدل در محیطی خارج از خانه باشد که ابتدا با همجنس و یا حتی ممکن است به غیر همجنس روی بیاورد و البته ان مهارت استفاده از هر وسیله‌ای من جمله استفاده از شبکه مجازی از نکاتی است که باید خیلی به آن توجه شود. بحث مشکلات اقتصادی، زیاده خواهی همسر، عدم رسیدن به خواسته‌های اولیه از طرفین و چند شغله بودن زن یا مرد و نداشتن فرصت کافی برای یک دیگر، بدبینی مداوم، تهمت، عدم توجه و احترام به خانواده همسر، عدم توجه به مناسبت‌ها، عدم رفع احساسات، پس‌زدن‌های مداوم از یک طرف، بددهنی، عدم توجه به زیبایی و سلامت، بوی بد دهن که ممکن است ساده به‌نظر برسد، اما شخص را به سمت خیانت می‌کشاند. حتی گاهی نبود بچه باعث می‌شود که این خلا تبدیل به خیانت شود.   * مهم‌ترین عامل برای خیانت در جامعه ما کدام مورد است؟ اصلی‌ترین عامل طلاق، ریشه در رابطه جنسی دارد و بر اساس آمار منتشر شده عامل ۳۰ تا ۳۳ درصد جدایی‌ها بوده است. از طرفی عشق و ابراز علاقه به همسر ایجاد میل و انگیزه می‌کند و رفتارهای ناهنجار انسانی را تعدیل می‌کند؛ بنابراین وقتی عشق و علاقه از بین برود آن وقت زوجین رو به روز از یکدیگر فاصله می‌گیرند.   عشق مانند گل است و باید به آن توجه شود تا خشک نشود عشق مانند یک گل است که اگر آبیاری نشود خشک می‌شود؛ بنابراین به نظر من به عنوان یک روانپزشک با دیدگاهی که من دارم، اختلال در مسائل جنسی، عشق نورزیدن و نبود محبت میان زوجین می‌تواند از مهمترین عامل در بروز خیانت باشد. * همانقدر که در جامعه حس می‌شود که خیانت بیشتر شده، شک کردن زن و مرد هم به یکدیگر بیشتر شده است. به نظر شما حریم خصوصی بین زن و مرد باید تا چه حدی باشد؟ بحث حریم خصوصی بسیار پیچیده است. حریم خصوصی اگر منجر به این شود که هر چیزی برای همسر است و ما نباید به آن نزدیک شویم، نوعی بی‌تفاوتی و بی‌توجهی را در روابط ایجاد می‌کند. اگر لباس‌های همسرمان حریم خصوصی باشد، تلفن همراه، دوستان، دانشگاه، محل کار، پدر ومادر و گفتگوهای پچ‌پچی حریم خصوصی باشد آنوقت حریم ما چیست؟ از طرفی ما حق نداریم به آرایشگاهی برویم که زن ما انجاست و ببینیم خانم ارایشگر چگونه همسرمان را آرایش می‌کند. یا اگر مرد با دوستانش جوک می‌گوید، همسرش نباید راجع به آن سوال بپرسد، چون ممکن است آن جک‌ها بین مردان رایج باشد. یا وقتی زن با مادر و خواهر خود صحبت می‌کند، مرد نباید وارد حریم خصوصی شان شود. این‌ها چیزهایی است که از قدیم به آن توجه داشتند.   حریم خصوصی زوجین در زندگی مشترک باید به حداقل برسد  حریم خصوصی یک تعریف فرهنگی است و بهتر است زوجین از روز اول مشخص کنند که حریم خصوصی از نظر آن‌ها به چه معناست؟ گاهی اوقات تلفن همراه یک نفر، دنیای او می‌شود و اگر آن شخص بگوید که تلفن همراه من حریم خصوصی است، غیرقابل درک است! اگر قرار باشد بین زن و مرد تا این اندازه حریم خصوصی وجود داشته باشد پس برای چه آن‌ها با هم ازدواج کرده‌اند؟ به طور کلی نمی‌شود تعیین کرد که حریم خصوصی بین زن و شوهر چقدر است، اما می‌توان گفت که باید در حداقل باشد. * به کسانی که زندگی‌شان درگیر خیانت شده و متوجه شده‌اند که همسرشان به آن‌ها خیانت کرده چه توصیه‌ای می‌کنید؟ ممکن است که عاملی که باعث خیانت شده را کشف و مشکل را حل کرد و دوباره به زندگی عادی بازگشت؟ برای پیشگیری از خیانت باید جاذبه‌ها را در زندگی زناشویی افزایش دهیم. چون انسان موجودی است که دغدغه ارتباط دارد. وقتی در داخل خانه این ارتباط وجود نداشته باشد، فرد احساس تنهایی می‌کند و به بیرون از خانه رجوع می‌کند. همه ما دوست داریم که به ما احترام بگذارند، در فضای امن و صمیمی و خالصانه باشیم؛ بنابراین ویژگی هایی در خود ایجاد کنیم که من را دوست داشته باشد؛ خوش بو باشم، خوش گفتگو باشم، بخشنده باشم، مهربان باشم. سپاسگزار باشم. ما باید گاهی اوقات خودمان را جای همسرمان بگذاریم و انتقاد پذیر باشیم. با همسرمان همدلی کنیم. خوش قول باشیم. در روابط خود نشاط و شادی داشته باشیم و بازی، مسافرت، ورزش، مهربانی را یاد بگیریم. برایمان مهم باشد که بیمار است یا درد دارد. هیچ گاه مسئولیت خود را در مقابل او از بین نبریم. همه این‌ها منجر به این می‌شود که طرف مقابل به سمت خیانت نرود.   کارهایی که بعد از خیانت همسرمان باید انجام دهیم اما اگر خیانت اتفاق افتاده و شما متوجه آن شده‌اید، اولین توصیه این است که کارهای آنی نکنید، مثلا طرف مقابل را بزنید یا خودکشی کنید! فکر کنید، مشورت کنید و به خودتان زمان دهید. این را بدانید که همیشه امکان جدا شدن از او برای شما وجود دارد. پس کار شدید و آنی انجام ندهید. پیشنهاد می‌کنم که حتما با یک مشاور صحبت و احساسات خود راکنترل کنید. بهترین کار این است که به طرف مقابل بگویید که متوجه خیانت شده اید و در حال فکر کردن هستید که به زندگی تان ادامه بدهید یا نه؟ بعد که او متوجه شد، رهایش کنید و به بازسازی خود بپردازید. زیرا که خیانت ضربه روحی بسیار شدیدی به انسان وارد می‌کند. تا جایی که حتی ممکن است آن خیانت حل شود، اما شما برای تمام عمر دچار افسردگی شوید! بنابراین سلامت خود را در نظر داشته باشید، اگر دارو مصرف می‌کنید، آن را قطع نکنید. مانند فردی که تصادف می‌کند، قبل از اینکه به دنبال دریافت خسارت ماشین باشد، ابتدا باید به بیمارستان برود و از سلامت خود مطمئن شود. کتاب‌هایی نیز در این رابطه وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را مطالعه کنید و سپس به دلایلی که موجب خیانت شده بپردازید؛ سهم خود را از این موضوع مشخص کنید و اگر بیشترین تقصیر بر گردن شما بود پس شما خیانت کرده اید نه همسرتان! و اگر تقصیر کمتری متوجه شما بود می‌توانید تصمیم بگیرید که طلاق می‌گیرید یا با رفع مشکلات به زندگی خود ادامه می‌دهید.   با خانواده‌ها راجع به خیانت همسرتان صحبت نکنید به این نکته توجه کنید که ماجرای این خیانت را به خانواده خود نگویید و جزئیات را با فرزندان در میان نگذارید. به غیر از مشاوره راجع به این موضوع با کسی حرف نزنید و پای دیگران را وسط نکشید. شما حق ندارید، با همسر، پدر، مادر و یا خواهر و برادر راجع به خیانت همسرتان صحبت کنید. در آخر راه‌حل‌ها را بررسی کنید. اگر خیانت خیلی پیش نرفته و در حد چت است، به دنبال عامل بگردید و سپس راه حل‌ها را پیش رو بگذارید و مشکلاتتان را حل کنید.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 28 Jul 2017 13:23:30 GMT http://migna.ir/vdcaiyny.49n6i15kk4.html نظر رئیس انجمن روانشناسی ایران درباره قاتل بنیتا http://migna.ir/vdcjixex.uqevmzsffu.html به گزارش میگنا دکتر شیوا دولت‌آبادی رییس انجمن روانشناسی ایران در روزنامه اعتماد نوشت: طبق اطلاعاتی که ما از تصاویر منتشر شده از بنیتا کودک8ماهه و همین طور از رشد جسمی که در هشت ماهگی در او می‌بینیم، نمی‌توانیم از غفلت در خانواده صحبت کنیم، به دلیل اینکه آن دسته از کودکانی که مورد غفلت واقع می‌شوند معمولا کمبودهایی در رشد و ظاهر و نظافت‌شان دیده می‌شود. بنابراين مورد بنيتا را نمي‌توانيم در قالب غفلت از كودك قرار دهيم اما با وجود اين مي‌بينيم كه يك لحظه غفلت يك فاجعه‌اي براي اين خانواده و شايد بشود گفت براي همه ما به عنوان كساني كه اين داستان غم‌انگيز را دنبال مي‌كنيم به وجود آورده است. اينكه ما چقدر آگاه هستيم به اينكه چه خطراتي مي‌تواند متوجه فرزندان كوچك ما و خود ما و خانواده ما و به‌طور جدي‌تر جامعه ما باشد ناشي از رفتارهاي ما در قالب يك مسووليت اجتماعي و انساني است. در اين روزهاي اخير شاهد فاجعه‌اي مثل فاجعه آتنا هم بوديم. نكته‌اي كه ما از اين داستان‌هاي غم‌انگيز مي‌آموزيم اين است كه به اندازه كافي مراقب مسووليت‌ها و وظايفي كه بر عهده ما است، باشيم. احتياط‌هايي كه شايد آگاهانه به ابعاد آنها توجه نمي‌شود اما در عمل مي‌توانند اتفاقات بزرگي در زندگي ما ايجاد كنند، يك مسووليت انساني و شهروندي است. اگر ديدگاه‌مان را وسيع‌تر كنيم و از منظر ديگري به فاجعه‌اي نگاه كنيم كه طرف‌هاي درگير در آن از سويي والدين داغدار هستند و از سوي ديگر مجرميني كه بايد در موردشان بدانيم، اين قبيل اتفاقات به خصوص سنگدلي مجرم در رها كردن يك كودك در بيابان در يك ماشين و در جايي دورافتاده، قابل تامل است. رها كردن كودكي كه به هيچ‌وجه نمي‌تواند از خود دفاع كند، مي‌تواند سوال ديگر ما از خودمان و از جامعه مان باشد. آدم‌ها چطور مي‌توانند به جايي برسند كه بتوانند چنين سنگدلي را در حق يك كودك كاملا بيگناه روا بدارند؟ اگر ما اطلاعات دقيق‌تري از روانشناسي اين مجرمين داشته باشيم، مي‌توانيم بگوييم كه يك اختلال شخصيتي جدي مي‌تواند به يك چنين فاجعه‌اي منجر شود. انساني كه حتي يك لحظه نتوانسته خود را با سرنوشت تحميل شده به يك كودك و خانواده‌اش همراه كند و در نتيجه تلاشي براي زنده ماندن كودك به هر شكلي نكرده است. آدم‌هايي كه تا اين حد آسيب‌هاي رواني از خودشان نشان مي‌دهند، لازم است قبل از اينكه مجرم شناخته شوند به عنوان بيمار مورد مطالعه قرار بگيرند. بسياري از اين افراد كساني هستند كه خودشان تاريخچه‌هاي تلخي از آزارديدگي دارند. نمي‌دانيم پشت اين رفتار كه حتي تلاش نكرده‌اند ماشين را جايي رها كنند كه صداي كودك بتواند به گوش رهگذري برسد، چه گذشته‌اي قرار دارد. بايد تحقيق كنيم كه از كجا مي‌تواند چنين شكلي از قرباني گرفتن از انسان‌هاي بيگناه رخ دهد. اين مجرمين بايد تحليل روانشناختي شوند. بعد از چنين اتفاقاتي است كه اين سوال پيش مي‌آيد كه هر كدام از ما مسووليت‌مان در قبال جامعه مان چيست؟ كجا مي‌توانيم به موقع حضور داشته باشيم كه بتوانيم پيشگيري كنيم از رشد چنين انسان‌هايي كه مرتكب چنين فجايعي مي‌شوند. بايد بپرسيم اين افراد كجا رشد مي‌كنند؟ كجا اينقدر آسيب رواني مي‌بينند كه مي‌توانند جرايمي در اين سطح را مرتكب شوند؟ سهم ما در وقوع فجايعي مثل فوت بنيتا چيست؟ ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 28 Jul 2017 12:12:17 GMT http://migna.ir/vdcjixex.uqevmzsffu.html کدام استان‌ ها بیشترین آمار کودک آزاری را دارند؟ http://migna.ir/vdci55a5.t1azq2bcct.html خبرگزاری میزان: رئیس اورژانس اجتماعی کشور آخرین آمار در رابطه با اقدامات اورژانس اجتماعی را تشریح کرد.   نوزاد حسین اسدبیگی  گفت: متاسفانه آسیب‌های اجتماعی در کشور ما نیز همانند سایر کشور‌ها رو به افزایش است.وی افزود: افزایش آسیب‌های اجتماعی طی سال‌های اخیر از نظر کمی و تنوعی بوده که از جمله آن‌ها می‌توان به کودک آزاری، همسر آزاری، خودکشی و ... اشاره کرد. رئیس اورژانس اجتماعی کشور افزایش جمعیت را یکی از دلایل افزایش آسیب‌های اجتماعی دانست و تصریح کرد: بر اساس سرشماری سال ۹۰، جمعیت کشور حدود ۷۵ میلیون نفر بوده که این جمعیت هم اکنون به ۸۵ میلیون رسیده و به همین نسبت، میزان آسیب‌های اجتماعی نیز افزایش یافته است.   آمار آسیب های اجتماعی با افزایشی که از آن یاد می شود تطابق ندارد   اسدبیگی با تاکید بر اینکه میزان آسیب‌های اجتماعی با فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی از جمله تلگرام نمود بیشتری داشته است اظهارکرد: در فضای مجازی، اخبار به سرعت رد و بدل شده و مردم احساس می‌کنند که آسیب‌ها به طرز شدیدی افزایش یافته است، اما این گونه نبوده چرا که افزایش آسیب‌ها با سرعتی که از آن یاد می‌شود همراه نبوده است. وی با بیان اینکه تنها مراجع رسمی می‌توانند در خصوص آسیب‌های اجتماعی، افزایش و نوع آن آمار ارائه دهند گفت: مراجعی از جمله قوه قضائیه، نیروی انتظامی و پزشکی قانونی صلاحیت اظهار نظر و اعلام برخی آمار در حوزه آسیب‌های اجتماعی را دارند و سایر نهاد‌ها و اشخاص نباید در این خصوص اظهار نظر داشته باشند. رئیس اورژانس اجتماعی کشور ادامه داد: مواردی از جمله کودک آزاری، همسرآزاری، خودکشی از جمله مواردی هستند که با توجه به نوع آسیب‌های آن‌ها اورژانس اجتماعی می‌تواند در خصوص میزان و نوع آن‌ها اظهار نظر کند.   احداث ۱۴۰ پایگاه اورژانس اجتماعی جدید در کشور تا پایان سال   اسدبیگی با ارائه آماری از تعداد مراکز فعال اورژانس اجتماعی در سراسر کشور خاطرنشان کرد: در حال حاضر اورژانس اجتماعی با فعالیت ۱۹۷ مرکز توانسته است در خصوص مداخله در آسیب‌های اجتماعی اقدامات قابل توجهی را انجام دهد. وی از افزایش ظرفیت اورژانس اجتماعی تا پایان سال ۹۶ خبرداد و گفت: قرار است تا پایان سال ۹۶، ۱۴۰ مرکز اورژانس اجتماعی در سراسر کشور راه اندازی شود. رئیس اورژانس اجتماعی با تاکید بر لزوم ثبت آمار‌ها در حوزه آسیب‌های اجتماعی بیان کرد: ثبت و ضبط آمار‌ها در حوزه آسیب‌های اجتماعی بسیار مهم و اساسی است چرا که با درج اطلاعات ناقص، شرایط بحرانی در جامعه ایجاد می‌شود.   غفلت از کودکان در راس کودک آزاری ها اسدبیگی با تشریح انواع کودک آزاری تاکید کرد: کودک آزاری به ۴ نوع تقسیم می‌شود که از آن جمله می‌توان به کودک آزاری جسمی، جنسی، روانی و عاطفی - سهل انگاری (غفلت) اشاره کرد. وی با بیان اینکه کودک آزاری در کشور به شکل‌های مختلف رخ می‌دهد تصریح کرد: در این زمینه اورژانس اجتماعی تحقیقات گسترده‌ای را بر اساس ارائه گزایش از سوی شهروندان انجام داده است. رئیس اورژانس اجتماعی کشور ادامه داد: این مرکز به سه شکل در حوزه آسیب‌های اجتماعی ورود می‌کند که از آن جمله می‌توان به مراکز مداخله در بحران، خدمات سیار و همچنین خط ۱۲۳ اشاره کرد. اسدبیگی در پاسخ به این پرسش که بیشترین کودک آزاری صورت گرفته از چه نوع است؟، تصریح کرد: بیشترین آمار کودک آزاری در جهان از نوع سهل انگاری و غفلت است و این آمار در ایران نیز صادق است. وی افزود: توجه نکردن والدین به کودکان و ر‌ها کردن آن‌ها به حال خود به نوعی کودک آزاری محسوب می‌شود و آمار آن بسیار قابل توجه است. رئیس اورژانس اجتماعی کشور با بیان اینکه " کودک آزاری جسمی رتبه دوم انواع کودک آزاری را به خود اختصاص داده" تصریح کرد: کودک آزاری جسمی در سراسر دنیا رتبه دوم را دارد و این آمار در ایران نیز به همین شکل است. اسدبیگی در خصوص بد‌ترین نوع کودک آزاری خاطرنشان کرد: بد‌ترین کودک آزاری، کودک آزاری جنسی محسوب می‌شود. این نوع از کودک آزاری می‌تواند اثرات مخربی بر روح و روان کودک داشته باشد و تاثیر به سزایی را در شخصیت کودک داشته باشد.   برقراری  ۷۰۰ هزار تماس با سامانه  ۱۲۳ اورژانس اجتماعی طی یک سال وی با ارائه آماری از تعداد مراجعه شهروندان به مراکز اورژانس اجتماعی در سال ۹۵ اذعان کرد: ۳۴ هزار و ۱۰۱ مورد با مراجعه به مراکز مداخله در بحران مشکلات خود را مطرح کرده و ۹۱ هزار مراجعه کننده نیز از خدمات سیار اورژانس اجتماعی بهره‌مند شده اند. رئیس اورژانس اجتماعی از برقرای ۷۰۰ هزار تماس با سامانه ۱۲۳ طی سال ۹۵ خبرداد و تصریح کرد: ۷۰۰ هزار تماس طی سال گذشته با اورژانس اجتماعی برقرار شد که ۱۷۳ هزار و ۷۲۵ مورد از این تماس‌ها مرتبط با اورژانس اجتماعی و مابقی بی ارتباط با خدمات اورژانس بوده است. اسدبیگی با اشاره به آمار‌های سال ۹۵ در حوزه مرتبط با کودک آزاری گفت: ۲ هزار و ۷۶۵ مورد به مراکز مداخله در بحران، ۱۰ هزار و ۳۸۵ مورد به خدمات سیار و همچنین ۱۳ هزار و ۷۶۶ مورد از طریق خط تلفن ۱۲۳ موارد کودک آزاری را اطلاع داده اند.   ثبت آمار بیشترین کودک آزاری در استان فارس وی در پاسخ به این پرسش که بیشترین آمار کودک آزاری به کدام استان‌ها اختصاص یافته است؟ گفت: استان فارس، کرمانشاه، خراسان رضوی و همدان بیشترین مراجعه را به مراکز مداخله در بحران در حوزه کودک آزاری داشته اند. رئیس اورژانس اجتماعی ادامه داد: سایر استان‌ها نیز به تناسب با موضوع کودک آزاری درگیر بوده و اورژانس اجتماعی در این زمینه اقداماتی را انجام داده است. اسدبیگی با اشاره به مسمومیت یک هزار و ۱۸۹ نوزاد با موارد مخدر در سال ۹۵ گفت: بخشی از این نوزادان هم زمان با تولد دچار مسمومیت با مواد مخدر بودند و تحت درمان و سم زدایی قرار گرفته اند. وی اذعان کرد: از یک هزار و ۱۸۹ مورد مسمومیت با مواد مخدر، ۴۶۷ نفر از آن‌ها بعد از بهبودی به بهزیستی، ۶۴۷ نفر به خانواده، ۶۰ نفر به اقوام درجه یک و ۱۵ نفر از آن‌ها جان خود را از دست داده اند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 28 Jul 2017 11:31:18 GMT http://migna.ir/vdci55a5.t1azq2bcct.html غول کنکور و دکان‌سازی در نظام آموزش http://migna.ir/vdchxknk.23nz-dftt2.html به گزارش میگنا، روزنامه تعادل نوشت: این روزها همه‌ چیز را می‌شود فروخت. باور ندارید؟ سری به فضاهای نشر آگهی بزنید، به صفحات نیازمندی‌ها یا سایت‌هایی که با همین هدف ساخته شده‌اند. سوء‌مدیریت‌ها در نهادهای مختلف حکومتی و حاکمیتی در دهه‌ گذشته، بیشتر آنان را با بحران بودجه‌یی و بی‌پولی مواجه کرد؛ بی‌پولی‌ای که باید برطرف می‌شد و همین، پای سیاست‌های کالایی ‌کردن را به نهادهای عمومی هم باز کرد. رشد ناکافی منابع و خدمات، کمیابی را از پی آورد، تا تخصیص، جایگزین توزیع شود و آنچه روزگاری «حق» بود (و شاید اکنون نیز بنابر کلمات قانون، روی کاغذ، حق باشد) رفت پشت ویترین دکان‌ها. از سلامت تا آموزش عالی و با زیرمیزی‌های پزشکان و شهریه‌های دانشگاه‌ها، کالایی شدند در بازاری مکاره. حالا دامنه انتقاد به این نوع سیاست‌ها حتی به آموزش و پرورش هم رسیده و معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش مراسم امضای تفاهمنامه میان وزارت آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گفته:«اما امروز ما والدین داریم کودکی را از کودکانمان می‌دزدیم و عجله داریم کودکان را هر چه سریع‌تر به بزرگسالی پرتاب کنیم و ذهن آنها را با تست و فرمول پر کنیم. برخی رسانه‌ها و آموزشگاه‌ها به کودکان همانند کیسه پول نگاه می‌کنند. » این مسوول دولتی، البته با چشم پوشی از نقش نهادی که خود در آن مسوول است از معضلی سخن می‌گوید که چند سالی است کارشناسان مستقل دغدغه‌اش را دارند و از آن می‌گویند؛ کالایی شدن آموزش.  آموزش خارج از مدرسه تنها راه موفقیت دهه 60 دوران تشویق برای فرزندآوری و سیاست‌های انبساطی جمعیت بود. متولدان آن سال‌ها دو دهه زمان نیاز داشتند تا کنکور را هم کنار خود بزرگ کنند و با صف‌های طولانی‌شان پشت در دانشگاه‌ها از کنکور غولی بسازند که افسارش پیش خودشان نبود و همین جواز ورود کلاس‌ها و آموزشگاه‌های آموزشی‌ای را صادر کرد که می‌گفتند، افسار دست آنهاست. همان زمان بود که صدا و سیما، با ایده عمومی و فراگیر کردن این آموزش‌ها، پای معلم‌های این آموزشگاه را به برنامه‌های تلویزیونی باز کرد. آگهی‌های تجاری آموزشگاه‌های کنکور در تلویزیون، در کنار برنامه‌های تلویزیونی آموزشی، خواسته یا ناخواسته موجب شد جایگاه کنکور به عنوان یگانه راه رستگاری تثبیت شود و از دیگر سو، تلقی «ناکافی بودن مدرسه‌ها و آموزش عمومی برای موفقیت در کنکور» تا عمق جامعه ریشه کند و هیولا افسار پاره کند و مهارناپذیرتر شود. در 15سالی که گذشت اما، بی‌پولی به صدا و سیما هم رسید و همین، جواز تاسیس دکان آموزشگاه‌های کنکور را در میان برنامه‌های صدا و سیما و در قالب برنامه‌های مشارکتی صادر کرد. این برنامه‌ها که به بیشتر به نام خود موسسات کنکور هم هستند، سبب رونق بیشتر آنها می‌شوند و تجارت از طریق غول خودساخته صدا و سیما را ممکن کردند.  هدف برنامه‌های شبه آموزشی تلویزیون دیگر فراگیرکردن و بیشتر گستردن تور آموزش‌های کنکور نیست. مدرس این برنامه‌ها، اکنون قلاب «نکته» را به میان داوطلبان کنکور می‌اندازد و آن را با وعده اشراف به باقی مطلب، به بیرون از آب و حضور در ساحل امن آموزشگاهش دعوت می‌کند؛«اگر می‌خواهید از ادامه ماجرا با خبر شوید به این شماره‌ها پیامک بدهید تا کارشناس ما با شما تماس بگیرند». او البته هشدار می‎دهد که اگر از محصولات ما استفاده نکنی، راه به جایی نمی‌بری.  رتبه‌های برتر کنکور هنگام حضور در برنامه‌های تلویزیونی دیگر چون گذشته توکل به خدا و حمایت و پشتیبانی خانواده و دعاهای مادرشان را سبب توفیقشان نمی‌دانند؛ آنها دانش‌آموزان کوشایی بودند که با دقت برنامه‌های آموزشگاه را دنبال کردند، پند مشاور به جان خریدند و جزوه‌ها را مو به مو جویدند؛ پس دیگران نیز اگر در پی موفقیت‌اند باید چنین کنند، پول خرج کنند و آموزش بخرند تا بلکه رستگار شوند. آموزشگاه‌ها دانش‌آموزان را کیسه‌های پول می‌بینند و رسانه ملی به آن دامن می‌زند.  یک سوزن به خود نقد معاون وزیر آموزش و پرورش بر موسسه‌های آموزشی غیردولتی و رسانه‌ها، هرچند صحیح و وارد است، اما تنها زمانی پذیرفتنی خواهد بود که شخصیت حقوقی گوینده‌اش را کنار بگذاریم؛ چه اینکه قطار کالایی کردن آموزش پس از عبور از ایستگاه وزارت علوم و آموزش عالی، چند سالی است با شتابی بیش از پیش در وزارتخانه آموزش و پرورش پیش می‌رود و آموزش عمومی رایگان و با کیفیت را دورتر می‌برد. پس از انتشار خبرهایی پیرامون نصب کارتخوان در مدارس دولتی در کوششی برای عادی ساختن دریافت پول در ازای خدمات آموزشی عمومی و بنگاهی کردن مدرسه‌ها، در آخرین روزهای خردادماه پارسال، علی اصغر فانی، وزیر وقت آموزش و پرورش، گفت وزارت‌خانه‌اش «در راستای طرح‌های اشتغال‌زایی مدارس»، پیشنهاد ایجاد مغازه در فضای حیاط مدارس را داده است تا با این طرح جدید محلی برای کسب درآمد مدارس دولتی فراهم شود. او گفت که مجلس اجازه این کار را به این وزارتخانه داده است. فانی پیشنهاد تجاری کردن حیاط مدرسه‌ها برای کسب درآمد مستقل را در دورانی پیش کشید که پس از تاسیس مدارس غیردولتی، اجاره کلاس‌های مدرسه‌ها به دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها، واگذاری بوفه‌ها به بخش خصوصی، وظیفه دولت برای تامین هزینه مدرسه‌های غیردولتی در قالب سرانه مدارس، کمرنگ‌تر از همیشه به چشم می‌آمد.  بنابر اصل سی‌ام قانون اساسی، «دولت موظف است وسایل آموزش‌وپرورش رایگان را برای همه‌ ملت تا پایان دوره‌ متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بطور رایگان گسترش دهد. » با این همه، شهریه مدارس غیردولتی تهران در سال تحصیلی 97-96 با میانگین ۱۷درصد نسبت به سال گذشته در همه مقاطع پیش‌دبستانی تا پیش‌دانشگاهی افزایش خواهد یافت. کم‌ترین شهریه در نظام آموزش غیردولتی ایران، از قضا مربوط به مقطع پیش دبستانی است؛ با مبلغی حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان. بزرگی این عدد زمانی روشن خواهد شد که به یاد آوریم که بنابر مصوبه شورای عالی کار، حداقل مزد سال 96، یک میلیون و صد و سی هزار تومان و خط فقر، نزدیک به یک میلیون و هشتصد هزار تومان است. مجلس در جلسه علنی ۲۸ اردیبهشت ماه سال گذشته، لایحه «تاسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی» را تصویب کرد و پس از آن و به دنبال تنگناهای بودجه‌یی وزارت آموزش و پرورش، هدف افزایش مدارس غیردولتی و کاهش تصدی‌گری دولت در آموزش عمومی جانشین هدف بهبود مدارس دولتی شد.  عقب‌نشینی دولت از وظایفش در آموزش و بهداشت و سپردن آنها به بخش خصوصی منتقدان بسیاری دارد. منتقدانی که می‌گویند در شرایطی که بنابر قانون اساسی، دولت باید در مدرسه‌ها پیشروی اقتصادی کند، با گسترش مدارس غیردولتی و تنها و بی‌پشتوانه رها کردن مدرسه‌های دولتی در میدان رقابتی نابرابر، کاهش کیفیت آموزش را در مدارس دولتی سبب می‌شود؛ در مسیری که با مبنا قرار دادن معادلات بازار و منطق کالا، آموزش عمومی را برای دانش‌آموزان طبقاتی می‌کند و آینده کودکان طبقات فرودست جامعه را در انتهای مسیر گم و دست‌نیافتنی می‌سازد. این روزها همه‌ چیز را می‌شود فروخت. درست‌ترش البته این است: این روزها همه‌چیز برای فروش است. بی‌پولی‌ها باید برطرف شوند و «کیسه‌های پول»، خالی؛ پس صدا و سیما در میان برنامه‌هایش دکان می‌سازد و آموزش و پروش در کنج حیاط مدرسه‌ها.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 27 Jul 2017 05:57:01 GMT http://migna.ir/vdchxknk.23nz-dftt2.html نگاهی به نیازها و چالش‌های دختران نوجوان/ آنان بی‌پرواتر از نسل گذشته هستند http://migna.ir/vdce7e8e.jh8zpi9bbj.html آذردخت داوری، مشاور و روان‌شناس بالینی گفت: روابط پدر با دختر خود باید خیلی خوب باشد زیرا در این صورت مشاهده شده که ارتباطات دختر با جنس مخالف کاهش پیدا می‌کند. در مقابل، پدرانی که رابطه خوبی با دختر خود ندارند، گرایش دخترانشان نسبت به جنس مخالف بیشتر است. چون در خلأ ارتباط خوب با پدر، در جامعه به دنبال تأمین مردانگی و نیازهای روانی مرتبط با جنس مخالف می‌گردند.به گزارش مهــرخانه، دختران و پسران در دوران نوجوانی خود روزهای متفاوتی را تجربه می‌کنند؛ روزهایی که تفاوت آن به لحاظ جسمی و روانی با دوران کودکی بسیار قابل ملاحظه است و خانواده‌ها را نیز با چالش‌های جدیدی مواجه می‌کند. اگرچه در دوران کودکی تفاوت‌های بنیادینی در استراتژی‌های تربیتی دختران و پسران وجود ندارد اما در دوران نوجوانی این تفاوت‌ها کاملاً ملموس‌تر است و استراتژی‌های متفاوتی را می‌طلبد. دختران در دوران نوجوانی خود، نیازها و تمایلات متفاوتی دارند که توجه صحیح به این نیازها می‌تواند دوران نوجوانی ایمنی را برای آن‌ها رقم بزند. در این زمینه با آذردخت داوری، مشاور و روان‌شناس بالینی صحبت کردیم و از نیازهای دختران نوجوان و راهکارهای صحیح پاسخ‌گویی به این نیازها پرسیدیم. داوری در ابتدای سخنان خود در رابطه با دوران بلوغ دختران گفت: دوران نوجوانی و بلوغ معمولاً از 12 سالگی تا 18 سالگی است و در این دوران برخی از نیازهای روانی و اجتماعی برای دختران به‌وجود می‌آید. در این دوره به‌واسطه رشد هورمون‌ها و رشد ثانویه جنسی طبیعتاً برخی نیازهای روانی هم برای دختران ایجاد می‌شود که این نیازها بیشتر شامل نیازهای عاطفی هستند و ممکن است چالش‌هایی را برای نوجوان در خانواده و جامعه به‌وجود آورند. این سیستم کاملاً طبیعی و به معنای دوران رشد و تکامل یک انسان است اما به‌واسطه این تغییرات دفعی و روانی که در سیستم بدنی و روانی یک دختر ایجاد می‌شود، نیازهای او تغییر می‌کند. به همین دلیل خانواده و والدین باید بدانند که با این رشد طبیعی چگونه برخورد کنند. اهمیت آگاهی والدین از تغییرات دوران بلوغ او با اشاره به این موضوع که رشد روانی و اجتماعی دوران بلوغ، آگاهی بیشتر والدین را می‌طلبد، بیان داشت: در دوران کودکی تحولات جسمی موجب ایجاد نیازهایی برای کودک می‌شود مثلاً وقتی کودک دندان درمی‌آورد، نیاز پیدا می‌کند که غذاهایی غیر از شیر مادر بخورد. تغییرات جسمی دوران بلوغ نیز نیازهای جدیدی برای دختران به‌وجود می‌آورد و تغییرات هورمونی باعث رشد نیازهای عاطفی و جنسی آن‌ها می‌شود و به‌واسطه رشد این نیازها چالش‌هایی برای دختران به‌وجود می‌آید. در این زمینه، مهم‌ترین مسأله این است که والدین آگاهی‌های کافی از رشد روانی و اجتماعی و نیازهای دوران بلوغ دختران داشته باشند. بیشترین نیاز دختران نوجوان نیاز به توجه، محبت و روابط عاطفی خوب با خانواده است این روان‌شناس بالینی در رابطه با نقش مهم پدر در دوران بلوغ دختر بیان داشت: دخترانی که ارتباط خوب و صمیمانه‌ای با پدران خود دارند نیاز کمتری نسبت به جنس مخالف دارند؛ چون نیاز عاطفی آن‌ها از طریق پدر تأمین می‌شود. بیشترین نیاز دختران در این دوره نیاز به توجه، محبت و روابط عاطفی خوب با خانواده است. این نیازها باید در خانواده پاسخ داده شود تا لازم نباشد آن‌ها در جامعه به دنبال رفع نیازهای خود از هر راهی باشند. نیاز دختران به توجه بدون قید و شرط والدین داوری با اشاره به نیاز دختران به توجه بدون قید و شرط خاطرنشان کرد: متأسفانه چه در دوران کودکی، چه در دوران نوجوانی رویکرد والدین این‌گونه‌ است که فرزندان خود را نسبت رفتارهایشان تشویق و تنبیه می‌کنند؛ در حالی‌که والدین باید کودک و نوجوان را بدون قید و شرط بپذیرند و بزرگوارانه‌تر از آن‌ها رفتار کنند. درواقع، والدین باید خطاها و اشتباهات نوجوان را بپذیرند، گذشت داشته باشند و روابط عاطفی خود را با نوجوان حفظ کنند. اگر دختری خطایی کند و از طرف خانواده طرد شود، به جامعه و دوستان و جنس مخالف پناه می‌برد و مسایل و مشکلات بیشتری برای او ایجاد می‌شود اما اگر والدین بپذیرند، رازدار باشند و روابط عاطفی خوبی با فرزندشان داشته باشند، معمولاً مشکلات کاهش می‌یابد. اهمیت ارتباط صمیمانه پدران با دختران نوجوان خود او ضمن بیان این مطلب که والدین در قبال بچه‌ها مسؤولیت و تکلیف دارند، عنوان داشت: با توجه به ویژگی‌های خاصی که دختران دارند نیاز آن‌ها به توجه و محبت بیشتر است و این نیاز باید در خانواده با شیوه‌های مختلف تأمین شود. روابط پدر با دخترش باید خیلی خوب باشد زیرا در این صورت مشاهده شده که ارتباطات دختر با جنس مخالف کاهش پیدا می‌کند. در مقابل، پدرانی که رابطه خوبی با دختر خود ندارند گرایش دخترانشان نسبت به جنس مخالف بیشتر است. چون در خلأ ارتباط خوب با پدر، در جامعه به دنبال تأمین مردانگی و نیازهای روانی مرتبط با جنس مخالف می‌گردند. باید نیاز دختر به توجه را از راه‌های مختلف تأمین کرد این روان‌شناس با اشاره به این‌که نیازهای جنسی بیشتر در پسران وجود دارد اما دختران توجه عاطفی می‌طلبند، گفت: اگر دختر نوجوانی با آرایش به خیابان می‌رود، برای این است که نیاز دارد به او توجه شود. وقتی وارد جامعه می‌شود طرف مقابل که نیاز جنسی دارد، نیاز عاطفی دختر را تأمین و او را وارد فضاهای دیگر می‌کند. اما اگر توجه و محبت از داخل خانواده دریافت شود، مشکلات کمتری برای او به‌وجود می‌آید. ما می‌توانیم نوجوان را به شرکت در گروه‌های مختلف علمی، فرهنگی، ورزشی و... ترغیب کنیم تا به دختر توجه شود و مورد تشویق قرار بگیرد. همه این‌ها می‌تواند نیاز دختر را به توجه تأمین کند تا به راه‌های پرخطر در جامعه کشیده نشود. نیاز دختران نوجوان به استقلال داوری در خصوص نیاز دختران نوجوان به استقلال گفت: دوران نوجوانی دوران استقلال است و دختران در این دوران تمایل دارند خودشان باشند و خودشان را مطرح کنند. اگر خانواده با این قضیه منطقی برخورد کند، در موضوعات مختلف با دختر مشورت کند و نظر او را مورد توجه قرار دهد، حتی اگر برخلاف نظرشان باشد، مشکلات نوجوان تا حد زیادی کاهش پیدا می‌کند. اما بسیاری از نوجوانان به دلیل برخی از رفتارهای این دوران، در خانواده مورد تحقیر و سرزنش قرار می‌گیرند. دختران نوجوان می‌خواهند بیشتر به خودشان رسیدگی کنند یا خودشان را مطرح کنند و وقتی در دوران بلوغ هورمون‌هایشان تغییر می‌کند، ممکن است عصبی‌تر شوند و پرخاشگری قبل از دوران قاعدگی بیشتری داشته باشند. اهمیت توجه به ملال دوران قاعدگی او افزود: مهم‌ترین وظیفه والدین آگاهی از این تغییرات است و آن‌ها باید توجه کنند اگر دختری قبل از شروع قاعدگی پرخاشگری می‌کند، این حالت طبیعی است؛ چون هورمون‌های او بالا رفته و دچار ملال دوران قاعدگی شده است. اگر دختری در این دوران بیشتر گریه می‌کند یا در خود فرو رفته، والدین نباید فکر کنند که چه اتفاقی رخ داده است. البته، وضعیت روحی و روانی دختران در دوران بلوغ در خانواده‌های مختلف از نظر ژنتیکی متفاوت است اما به‌طور کلی در این دوران تغییرات هورمونی به‌وجود می‌آید. دلیل اصلی اختلاف خانواده با دختر نوجوان این روان‌شناس بالینی در خصوص ویژگی‌های دختران نوجوان در اواخر دوران بلوغ بیان داشت: بخشی از تغییرات دوران نوجوانی، نیاز جنسی است و وقتی این نیاز به‌وجود می‌آید، ناخودآگاه توجه به جنس مخالف ایجاد می‌شود. وقتی نوجوان دختر به سن 18 سالگی می‌رسد، نیاز بیشتری به توجه دارد چون می‌خواهد خودش را مطرح کند و ارایه دهد اما همین مسایل برای او مشکلاتی ایجاد می‌کند و اختلافاتی که در خانواده با نوجوان به‌وجود می‌آید، معمولاً به‌واسطه همین قضیه است. این‌که خانواده‌‌ها بتوانند مهارت لازم برای کنترل دوران بلوغ تا دوران ازدواج دختر را داشته باشند، به میزان آگاهی آن‌ها برمی‌گردد. مواردی مانند توجه، همراهی کردن، رازداری کردن، منش بزرگوارانه در برخورد با نوجوان و روابط عاطفی خوب، در این زمینه کمک‌کننده هستند. اما معمولاً خانواده‌ها در دوران بلوغ دختران روابط عاطفی خوبی با آن‌ها ندارند و نمی‌توانند تغییرات نوجوان خود را بپذیرند. از سوی دیگر، دختران خانواده‌هایی که ارتباط جمعی بیشتری دارند، کمتر دچار انزوا و مشکلات ناشی از آن می‌شوند؛ چون برنامه‌های مختلفی در این خانواده‌ها وجود دارد که باعث کاهش احساس انزوای دختران می‌شود. دختران نوجوان نسل فعلی بی‌پرواتر از نسل گذشته هستند داوری با اشاره به تفاوت‌های زیاد دختران نوجوان نسل فعلی با نسل‌های قبل از خود اظهار داشت: این تفاوت‌ها بیشتر در حوزه‌های اخلاقی است. بی‌پروایی دختران نوجوان بسیار بیشتر از نسل گذشته شده و بسیاری از مسایل برای این نسل عادی شده است. چون آگاهی‌های نوجوانان از مجاری غیر از خانواده مانند فضای مجازی تأمین می‌شود. طبیعی است که چون دریافت اطلاعات یک دختر با بیست سال پیش متفاوت است، مشکلات او نیز متفاوت و پیچیده شده است. درواقع، در گذشته تربیت از یک مجرا صورت می‌گرفت اما الان مجاری مختلفی برای تربیت وجود دارد و دختر نوجوان دچار مشکلات بیشتری می‌شود. ارتباط دختر و پسر نیز با بیست سال پیش بسیار متفاوت شده است. الان ارتباط موازی برخی دختران با جنس مخالف گسترده شده یعنی ارتباطشان با یک نفر نیست و با چند نفر از جنس مخالف ارتباط موازی دارند. در فضای بسیاری از این ارتباطات نیز حریم چندانی وجود ندارد که همین مسأله خطراتی به همراه دارد و این خطرات بعدها گریبان جامعه را خواهد گرفت. این در حالی است که کار فرهنگی در جامعه ما بسیار ضعیف انجام می‌شود و پاسخ‌گوی مشکلات و نیازهای فعلی نیست. البته، طرح‌ها خوب هستند اما در مرحله اجرا دچار چالش و مشکل می‌شوند. اعتماد به نفس بیشتر دختران نوجوان نسبت به نسل‌های قبلی او در پایان در خصوص ویژگی‌های مثبت دختران نوجوان گفت: ویژگی مثبت دختران نوجوان نسل جدید این است که اعتماد به نفس بیشتری نسبت به نسل‌های قبل از خود دارند و می‌توانند خود را مطرح و بیشتر ابراز عقیده کنند. اگر این ویژگی‌ها به فضای خوبی کشیده شود، می‌توانند در زمینه‌های مختلف علمی، آموزشی، ورزشی و... موفق‌تر از نسل گذشته باشند. همان‌طور که می‌بینیم نوجوانان نسل فعلی در حیطه‌های علمی، ورزشی و... پیشرفته‌تر از نسل‌های گذشته هستند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 26 Jul 2017 11:22:43 GMT http://migna.ir/vdce7e8e.jh8zpi9bbj.html