پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين اقتصاد :: نسخه کامل http://migna.ir/Other/Economy Mon, 14 Aug 2017 16:55:09 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Mon, 14 Aug 2017 16:55:09 GMT اقتصاد 60 نگاهی به روانشناسی پول خرج کردن http://migna.ir/vdcdkk0o.yt0fn6a22y.html عادات صرفه‌جویی و خرج کردن چگونه در ذهن ما برنامه‌ریزی شده‌اند؟ آیا تابه‌حال به اینکه چگونه از پول خود استفاده می‌کنید، فکر کرده‌اید؟ ممکن است که شخصی صرفه‌جو باشید و هر زمان که به موجودی بانکی روبه‌‌رشد خود نگاه می‌کنید احساس خشنودی کنید و درهنگام نیاز به خرید ناخرسند شوید، یا شاید یک معتاد به خرید باشید که به زندگی به چشم لذت نگاه می‌کند، بنابراین بدون فکر کردن خرید می‌کنید و توجه خاصی به وضعیت خود در آینده ندارید. این نوشته را بخوانید تا با روانشناسی پول خرج کردن بیشتر آشنا شوید.    با وجود اینکه خیلی‌ها معتقدند که عادات استفاده از پول از والدین و نزدیکان کسب می‌شود، پژوهش‌های کنونی اثبات می‌کنند که عادات ما تنها برمبنای شرایط و درس‌هایی که در کودکی درباره‌ مدیریت پول یاد گرفته‌ایم، شکل نمی‌گیرند. ممکن است که در یک خانواده، هم شخص صرفه‌جو و هم شخص ولخرج وجود داشته باشد؛ کودکانی که در فقر بزرگ می‌شوند می‌توانند ثروت‌ عظیمی جمع ‌کنند و ورثه‌ ثروتمندان‌ ممکن است سرمایه‌ خانواده را به باد ‌بدهند.   چه چیزی نگاه شما به پول را شکل می‌دهد؟ متخصصین مشخص کرده‌اند که انفعالات مغزی نقش بزرگی در عادات اقتصادی شما بازی می‌کنند.   فعالیت مغزی   ریک (Rick)، سایدر (Cyder) و لونشتاین (Loewenstein) در مطالعه‌ای که در مجله‌ی «پژوهش مصرف‌کننده» به چاپ رسید، مغز شرکت‌کنندگان را در حالت تظاهر به تصمیم‌گیری برای خرید، مورد اسکن قرار دادند. آنها طی این اسکن شاهد افزایش فعالیت در نقطه‌ای از مغز به نام «اینسولا» بودند که در مواجهه با تجربیات ناخوشایند انگیخته می‌شود. هرچه «اینسولا» بیشتر تحریک شود، تمایل شما برای عدم انجام کاری که در حال انجامش هستید بیشتر می‌شود. درمورد پول، تحریک «اینسولا» می‌تواند شما را از خرج‌ کردن باز دارد.   درمقابل، عمل صرفه‌جویی (چه سپرده‌گذاری در بانک باشد و چه صرفه‌جویی هنگام خرید یک محصول یا خدمت) برای افراد صرفه‌جو لذت‌بخش است. پیروزی در چانه زدن به همه حس خوبی می‌دهد، اما افراد صرفه‌جو بیش از دیگران این حس را تجربه خواهند کرد، چرا که صرفه‌جویی، رهایی از رنجِ نیاز به خرج کردن است.   میر استاتمن (Meir Statman)، اقتصاددان رفتاری در دانشگاه سانتا کلارا، از این مثال استفاده می‌کند: اگر شما به رستورانی بروید که یک بشقاب غذای معمولی آن ۷۰ دلار باشد و شما غذای خود را تنها با ۷ دلار میل کنید، غذا برای شما خوشمزه‌تر خواهد بود؛ اما اگر بدون دانستن قیمت در آن رستوران غذا بخورید، از غذا کمتر لذت خواهید برد. دانستن مجموع پولی که صرفه‌جویی‌شده به افراد صرفه‌جو حس لذت زیادی می‌دهد.   پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که احتمالا افرادی که فعالیت «اینسولا» در مغزشان بیشتر است، افرادی صرفه‌جو هستند و تمایل کمتری به ولخرجی دارند و افرادی با فعالیت کمتر «اینسولا» ولخرج هستند. از آنجا که انسان‌ها تمایل وافری به زیاده‌روی دارند، ممکن است که افراد ولخرج در ادامه‌ زندگی‌شان با مشکلات اقتصادی مواجه شوند و افراد صرفه‌جو، با پشیمانی‌های بزرگ. بنابراین دانستن اینکه کدام‌یک از آنها هستید می‌تواند به شما کمک کند تا به تعادلی سالم دست پیدا کنید.   ولخرج‌ها   پژوهشگران دانشگاه استنفورد، در یکی از آزمایشات پیشین خود روی کودکان که به آزمایش مارشمالوی دهه‌ ۶۰ معروف است، از بچه‌های کودکستانی با یک سینی مملو از مارشمالو، چوب‌شور و کلوچه پذیرایی کردند. پژوهشگران به بچه‌ها گفتند که می‌توانند یکی را انتخاب کنند و اگر آن را فورا بخورند دیگر نمی‌توانند چیزی بردارند اما اگر فقط چند دقیقه صبر کنند می‌توانند یکی دیگر هم بردارند. اگر آنها می‌توانستند لذت خود را چند دقیقه به تأخیر بیندازند، شیرینی‌شان دو برابر می‌شد. پژوهشگران این کودکان را تا زمان بزرگسالی مطالعه کردند و متوجه شدند که کودکانی که دارای توانایی به تأخیر انداختن لذت خود بودند، به نسبت کودکانی که لذت فوری را می‌خواستند، در زندگی خود موفقیت بیشتری کسب کردند.   اگر ولخرج هستید، پس نمی‌توانید لذت خود را به تأخیر بیندازید. اگر پول مثل مارشمالو در دست شما باشد، حتی اگر قرار باشد که پول‌تان بیشتر شود باز هم نمی‌توانید درمقابل طمع خرج کردنش مقاومت کنید. به همین دلیل سپرده‌ زیادی در بانک ندارید اما نگران نیستید. خرید کردن در لحظه شما را خوشحال می‌کند و شما به این عادت وابسته شده‌اید اما اگر فکر می‌کنید که زیادی ولخرج شده‌اید، بهتر است تلاش کنید تا این عادت خود را ترک نمایید.   با این ۷ روش می‌توانید انگیزه‌ی خود را برای خرید کنترل کنید و ولخرجی خود را کم نمایید:   هیچ‌وقت از کارت اعتباری استفاده نکنید. با استفاده از پول نقد خود را مجبور خواهید کرد تا به مقدار پولی که خرج می‌کنید فکر کنید. خارج کردن پول از حساب بانکی را خودتان انجام دهید تا کاهش موجودی را خودتان ببینید. پول هر چیز را همان موقع پرداخت کنید. در کافی‌شاپ در آخر همه‌چیز را حساب نکنید. هر موقع چیزی سفارش می‌دهید پول آن را پرداخت کنید تا بهتر درک کنید که چگونه پول‌هایتان خرج می‌شود. درباره‌ اهداف صرفه‌جویی خود صحبت کنید. اگر به دوستان نزدیک و خانواده‌ی خود بگویید که در چه زمانی قصد پس‌انداز چه مقدار پول را دارید، آنها شما را مسئول نگه می‌دارند. همچنین می‌توانید از ابزارهای هدف‌گذاری شخصی مثل StickK استفاده کنید تا به اهداف بلندمدت اقتصادی خود دست یابید. به خودتان جایزه بدهید. وقتی‌که به اهداف صرفه‌جویی خود دست پیدا می‌کنید به خود جایزه بدهید، اما جایزه‌تان باید فقط درصد قابل‌قبولی از آنچه پس‌انداز کرده‌اید باشد. این‌ کار از خستگی در صرفه‌جویی جلوگیری می‌کند. قبل از هر خریدی درنگ کنید و از خود بپرسید که آیا واقعا به آن کالا نیاز دارید یا خیر. بین نیازها و تمایلات خود تفاوت قائل شوید. به آینده بنگرید، مهم نیست که این کار چقدر ناخوشایند است. از خود سؤالاتی مثل‌ اینکه برای بازنشسته شدن به چقدر پول نیاز دارید یا چگونه پول دانشگاه فرزندتان را فراهم خواهید کرد، بپرسید. صرفه‌جوها   در آزمایش معروف دیگری، به بزرگسالان حق انتخاب داده شد تا بین دریافت فوری ۵۰ دلار و دریافت ۱۰۰ دلار بعد از یک سال انتظار، انتخاب کنند. بیشتر شرکت‌کنندگان پژوهشگران را با انتخاب ۵۰ دلار شگفت‌زده کردند. به نظر می‌رسد که لذت فوری دریافت پول بر دریافت دو برابر همان مبلغ با کمی تأخیر، ارجحیت دارد. صرفه‌جوها کسانی هستند که لذت را قربانی می‌کنند تا ۱۰۰ دلار را کامل دریافت کنند.   گاهی چیزهایی که واقعا به آنها نیاز دارید را تهیه نمی‌کنید، مثل بیمه‌ی سلامت یا یک کت گرم، چرا که زیاد بودن موجودی بانکی، شما را بیش از هر چیزی که می‌توانید بخرید راضی می‌کند. شما به‌ندرت کارت اعتباری را همراه دارید و درحالی که دیگران به یک مارشمالو و دریافت فوری ۵۰ دلار قانع می‌شوند، شما آنها را با آشیانه‌ی مرتفعی که با درآمد عادی‌تان ساخته‌اید شگفت‌زده می‌کنید.   با وجود اینکه خیلی‌ها از خرید کردن لذت می‌برند، صرفه‌جوها چنین حسی ندارند. به‌ جای آن، هنگام خرید ناراحت هستید و هنگام پرداخت پول، درد واقعی را حس خواهید کرد. اما به‌ عنوان یک صرفه‌جو از چه چیزی لذت می‌برید؟ آیا بعضی از لذت‌های ساده و کم‌خرج زندگی را از دست نمی‌دهید؟ آیا بیش‌از‌حد فداکاری نمی‌کنید و سلامت خود را به‌ خطر نمی‌اندازید؟   پژوهشگران می‌گویند که صرفه‌جوها دو محرک اصلی دارند: درد و لذت. اگر لذت کافی نمی‌برید باید سر کیسه را شل کنید و کمی‌ از خرج کردن لذت ببرید.   وقتی زمان انجام کاری لذت‌بخش مثل رفتن به تعطیلات فرا می‌رسد، از عادات صرفه‌جویانه‌ی خود با استفاده از کارت اعتباری فاصله بگیرید. شما از قبل بودجه‌ی خود را مشخص کرده‌اید پس ذهن خود را با هزینه‌ها درگیر نکنید و سعی کنید تا آرامش خود را حفظ نمایید. درباره‌ی اهداف خرج کردن خود صحبت کنید. وقتی برای یک خرید هیجان‌انگیز برنامه‌ریزی می‌کنید آن را به همه بگویید و زمان آن را مسجل کنید، حتی اگر خریدتان چیز خیلی خاصی نباشد. به چیزهایی که می‌خرید به چشم جایزه‌ای برای کارهایی که به‌خوبی انجام داده‌اید نگاه کنید تا آنها در ذهن شما ارزش بیشتری پیدا کنند. به آینده‌ی خود فکر کنید: آیا واقعا می‌خواهید که برای کارهای‌ نکرده‌‌تان پشیمان باشید چرا که نمی‌خواستید برای لذت خود پول خرج کنید؟   سخن آخر   درنهایت ما مسئول وضعیت اقتصادی حال و آینده‌ی خود هستیم. این برای من عجیب است که ما تا این حد تحت تأثیر جنبه‌ای از مغزمان قرار می‌گیریم که آن را کاملا درک نمی‌کنیم، اما خوشبختانه دانستن این موضوع می‌تواند به ما کمک کند تا بر عادات بد خود غلبه کنیم (چه این عادت ولخرجی باشند و چه کم‌خرجی زیاد) و عمر خود را کامل و مسئولانه زندگی کنیم.   شما چطور؟ ولخرج هستید یا صرفه‌جو؟ اگر چیزی را که دوست دارید به شما بدهند و بگویند که اگر یک ساعت به آن دست نزنید دو برابر می‌شود، می‌توانید به آن دست نزنید؟ نظرتان را برای ما بنویسید. به نقل از: چطور chetor.com ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 11 Aug 2017 11:51:18 GMT http://migna.ir/vdcdkk0o.yt0fn6a22y.html «مردانه شدن» بازار اشتغال/خروج سالانه ۶۰۰هزار زن از بازار کار http://migna.ir/vdchiink.23nzwdftt2.html به گزارش مهر،  طبق نتایج آمارگیری نیروی کار، نرخ مشارکت اقتصادی و نرخ بیکاری زنان به ترتیب از ۱۷ درصد و ۱۷.۱ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۱۳.۳ درصد و ۱۹.۴ درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است که نشان از افزایش شکاف جنسیتی و کاهش شانس زنان برای حضور در بازار کار ایران طی سالهای اخیر دارد. از طرفی نتایج بیانگر این نکته است که علیرغم کاهش میزان مشارکت اقتصادی زنان، مشاغل زنان به ویژه زنان دارای تحصیلات عالی کیفی تر و تخصصی تر شده است. اشتغال زنان طی دهه‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در تصمیم گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کشور تبدیل شده است. زنان همانند مردان به عنوان منابع ارزشمند در توسعه و پیشرفت جامعه نقش تعیین کننده‌ای دارند. ضمن اینکه بانوان از لحاظ سطح دانش و وانایی ها، ظرفیت بالقوه ای دارند و می‌توانند در شرایط کنونی و تحولات اقتصادی و اجتماعی کشور زمینه ساز تحول باشند. با بررسی روند اشتغال بانوان طی ۱۰ ساله ۸۴ تا ۹۴ می‌توان به این نتیجه رسید که در کنار برخی عوامل نظیر مسائل فرهنگی، دستمزد پائین‌تر زنان نسبت به مردان، مردانه بودن برخی مشاغل، مسئولیت‌های خانه و فرزندآوری و ... سایر موارد چون پرداخت یارانه ها که به نوعی موجب جبران بخشی از هزینه‌های زندگی به ویژه در مناطق روستایی شده است و همچنین کاهش تمایل کارفرمایان در خصوص به کارگیری زنان به دلیل تصویب برخی قوانین و مقررات حمایتی از زنان شاغل (مانند افزاش مدت زمان مرخصی زایمان) در کاهش نرخ مشاکرت اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری زنان طی این سالها بی تأثیر نبوده است. از طرفی برخی کارشناسان صاحب نظر در ارتباط با میزان مشارکت زنان در اقتصاد کشور بر این باورند که در اظهار و سنجش میزان فعالیت و مشارکت زنان، احتمالاً با کم گویی مواجه هستیم  و باورها بر این است که نرخ مشارکت  زنان باید بیشتر از میزان آمار رسمی موجود باشد. نتایج طرح آمارگیری نیروی کار کشور طی سالهای ۱۳۸۴-۹۴ حاکی از آن است که جمعیت فعال ده ساله و بیشتر کشور با ۶ درصد افزایش از حدود ۲۳ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ به بیش از ۲۴ میلیون نفر در سال ۱۳۹۴ رسیده است. از طرفی تعداد شاغلین ده ساله و بیشتر نیز طی این دوره با افزایش ۶.۶ درصدی مواجه بوده و از حدود ۲۰ میلیون شاغل در سال ۱۳۸۴، به حدود ۲۲ میلیون شاغل در سال ۱۳۹۴ رسیده است. بررسی تعداد بیکاران ده ساله و بیشتر کشور در سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۹۴، نیز نشان می‌دهد که این تعداد با افزایش ۲ درصدی مواجه بوده است، یعنی کمی بیش از ۵۰ هزار نفر به جمعیت بیکاران اضافه شده است. این افزایش برای مردان، ۲.۱ درصد و برای زنان ۱.۹ درصد بوده است. اما آمار بیانگر این موضوع است که در برابر افزایش ۱۱.۱ درصدی شاغلان مرد در سال ۱۳۹۴ نسبت به سال ۱۳۸۴، تعداد شاغلان زن با کاهش ۱۲.۶ درصد مواجه بوده است. در سال ۱۳۸۴ نزدیک به ۴ میلیون نفر از شاغلان، زن بوده اند که این تعداد در سال ۱۳۹۴ به حدود سه میلیون و چهارصد هزار نفر رسیده است. یعنی تقریباً حدود ۶۰۰ هزار نفر از زنان شاغل طی این دوره زمانی کاسته شده است. به عبارت دیگر می توان گفت طی این دوره به طور متوسط در هر سال، نزدیک به پنجاه هزار زن از بازار کار خارج شده اند. با نگاهی به نسبت جنسی اشتغال طی سالهای مذکور می‌توان گفت این نسبت روند افزایشی داشته به طوری که از ۴۲۰ مرد شاغل در مقابل ۱۰۰ زن شاغل در سال ۱۳۸۴ به ۵۳۴ مرد شاغل در مقابل ۱۰۰ زن شاغل در سال ۱۳۹۴ رسیده است. همچنین نسبت جنسی بیکاری طی این سالها تقریباً بدون تغییر بوده است و ۲۲۶ مرد بیکار در مقابل ۱۰۰ زن بیکار وجود داشته است. بدین ترتیب می توان گفت که با پدیده مردانه شدن اشتغال و زنانه شدن بیکاری مواجه شده ایم. ‌شکاف جنسیتی نرخ مشارکت اقتصادی و نرخ بیکاری براساس آخرین آمارها نرخ مشارکت اقتصادی از ۴۱ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۳۸.۲ درصد در سال ۱۳۹۴ کاهش یافته است. این نرخ برای مردان و زنان در سال ۱۳۸۴ به ترتیب به میزان ۶۴.۷ و ۱۷ درصد بوه است که با کاهش ۱.۵ و ۳.۷ درصد این نرخ برای مردان و زنان، به ترتیب به عدد ۶۳.۲ درصد و ۱۳.۳ درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است. از طرفی با محاسبه شکاف جنسیتی نرخ مشارکت اقتصادی، این شکاف از ۴۷.۷ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۴۹.۹ درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است. به این معنا که طی این دوره ۲.۲ درصد افزایش داشته است. همچنین نرخ بیکاری مردان و زنان به ترتیب از ۱۰ و ۱۷.۱ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۹.۳ و ۱۹.۴ درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است به طوری که این نرخ برای مردان ۰.۷ درصد کاهش یافته است ولی برای زنان ۲.۳ درصد با افزایش مواجه بوده است. به عبارتی با محاسبه شکاف جنسیتی نرخ بیکاری می توان گفت که این شکاف با افزایش ۳ درصدی از ۷.۱- درصد در سال ۱۳۸۴ به ۱۰.۱- درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است. به طور کلی آمارهای فوق، به عنوان مولفه های تأثیرگذار، بیانگر شکاف جنسیتی در بازار کار ایران هستند؛ همچنین روند شکاف جنسیتی تا سال ۱۳۹۳ تقریباً افزایشی بوده و از این سال تاکنون رو به کاهش هستند. بیکاری زنان جوان! بیکاری در ایران نیز همانند غالب مناطق جهانی، زنان جوان را بیش از مردان جوان تحت تأثیر قرار داده است. در سال ۱۳۸۴ نرخ بیکاری جوانان ۱۵-۲۴ ساله به ترتیب ۲۰.۴ و ۳۲.۶ درصد بوده است که به میزان ۲۲.۳ و ۴۲.۸ درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است. این آمار نشان از افزایش ۲.۱۰ درصدی بیکاری زنان جوان در برابر افزایش ۱.۹۸ درصد این نرخ برای مردان دارد. به بیان دیگر شکاف جنسیتی نرخ بیکاری جوانان ۱۵-۲۴ ساله نیز با افزایش ۸.۳ درصد مواجه بوده است و از ۱۲.۲- درصد در سال ۱۳۸۴ به ۲۰.۵- درصد در سال ۱۳۹۴ رسیده است. بر اساس اعلام سازمان بین‌المللی کار، نرخ جهانی مشارکت اقتصادی زنان از ۵۲.۴ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۴۹.۶ درصد در سال ۲۰۱۵ کاهش یافته است و شکاف جنسیتی اشتغال با ۰.۶ درصد کاهش به ۲۵.۵ درصد در سال ۲۰۱۵ رسیده است. نتایج بررسی انجام شده حاکی از آن است که زنان در سطح جهان بیشتر در معرض بیکاری هستند و نرخ بیکاری زنان ۶.۲ درصد در برابر نرخ بیکاری ۵.۵ درصدی مردان، گزارش شده است. بیکاری جهانی زنان در عین حال در مقیاس جهانی نیز،  زنان در دوران اشتغال خود با موانع ویژه ای روبرو هستند. زنان در بسیاری از مناطق جهان فرصت کمتری جهت مشارکت در بازار کار دارند و یا مجبورند مشاغل با کیفیت پائین تر را قبول کنند و یا از حقوق ومزایای پائین تری نسبت به مردان برخوردار هستند. نابرابرای بین زنان و مردان در بازار کار جهانی در زمینه فرصت های شغلی، درآمدها و رفتارها وجود دارد. در دو دهه اخیر، پیشرفت چشمگیر زنان در موفقیت های آموزشی، موجب بهبود قابل توجهی در موقعیت شغلی شان شده است. در بسیاری از مناطق جهان، در مقایسه با مردان، زنان احتمال بیشتری دارد که بیکار شوند یا بیکار بمانند. آنان فرصت‌های کمتری جهت مشارکت در بازار کار دارند و چنانچه مشارکت نمایند مجبورند مشاغل با کیفیت پائین تر را قبول کنند. نرخ جهانی مشارکت اقتصادی زنان بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۵ از ۵۲.۴ درصد به ۴۹.۳۶ درصد کاهش یافته است که رقم مشابه برای مردان کاهش از ۷۹.۹ درصد به ۷۶.۱ درصد بوده است. در جهان فرصت برای مشارکت زنان در بازار کار تقریبا ۲۷ درصد کمتر از مردان است. نرخ مشارکت پائین زنان، به فرصت های شغلی کمتر با اندک تغییر در طول زمان منجر شده است، به گونه ای که تأثیر منفی بر سطح درآمد و امنیت اقتصادی زنان گذاشته است. در سال ۲۰۱۵ شکاف جنسیتی اشتغال ۲۵.۵ درصد و تنها ۰.۶ درصد کمتر از سال ۱۹۹۵ است که موجب بی میلی زنان شده است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 05 Jul 2017 06:18:43 GMT http://migna.ir/vdchiink.23nzwdftt2.html حکایت تفاوت زنان و مردان در دنیای اقتصاد http://migna.ir/vdcdzk0s.yt0n56a22y.html میگنا: تغییرات رنگ ها را می توانید در دنیای تجارت حس کنید. دیگر در این فضا تنها کت و شلوارهای شق و رق و رسمی مردان دیده نمی شود، زنان نیز وارد کارزار شده اند. زنان در آمریکا کنترل نزدیک به پنج تریلیون دلار از سرمایه گذاری های را بر عهده دارند و پتانسیل بالایی برای پیشرفت آنان در آینده وجود دارد. امروزه زنان بیشتر از 51 درصد نیروی کار شرکت های بازرگانی را تشکیل می دهند و حضور آن ها در شرکت های تازه پا گرفته تقریبا دو برابر مردان است. به صورت عمومی پذیرفته شده است که زنان باید مشکلات مالی بیشتری در مقایسه با مردان داشته باشند. حقیقت این مسئله ناعادلانه و توجیه ناپذیربودن آن است، اما در این باور هم شکی نیست. آمار نشان می دهد در شاخه های مختلف تجاری و اقتصادی 78 درصد زنان با کاری برابر با مردان درآمد کمتری به دست می آورند. این پذیرش عمومی ریشه تمامی مشکلاتی است که شکاف «جنسیتی اقتصادی» را به وجود آورده است.   شکاف جنسیتی دیگری نیز وجود دارد که می تواند در دنیای اقتصاد حتی از تفاوت در پرداخت ها هم برای زنان گران تر تمام شود و بر شغل و آینده کاری آن ها تاثیر بگذراد؛ این تفاوت شکاف جنسیتی در سرمایه گذاری است. آمار سال 2015 کمپانی «مدیریت سرمایه گذاری بلک راک» از زنان و مردان شاغل نشان می دهد 63 درصد از مردان شاغل سرمایه گذاری را در دوران بازنشستگی خود آغاز کرده اند، در حالی که این آمار در زنان 53 درصد است. به طور متوسط حساب بازنشستگی مردان 50 درصد از حساب زنان پرتر است. با توجه به آمار پزشکی که نشان می دهد زنان بین پنج تا شش سال بیشتر از مردان زنده می مانند، دوران بازنشستگی برای زنان مشکلی بزرگ و بلندمدت خواهدبود. ممکن است بسیاری از زنان روی حساب های شخصی بازنشستگی مردان خود تکیه داشته باشند، اما با دیدی واقع بینانه باید گفت بسیاری از آنان این انتخاب را نخواهندداشت؛ زیرا اینجاست که آمار ازدواج و طلاق خود را نشان می دهد. تقریبا 40 تا 50 درصد ازدواج های اول در آمریکا به طلاق خواهدانجامید؛ در نتیجه زنان اقتصادی نباید روی پول مردان خود حساب باز کنند. همین طور آمار نشان می دهد زنان مستقل مسن تر، در مقایسه با مردان، از نظر روانی به خرج های سنگین تری نیاز دارند و فارغ از لازم بودن ذخیره کردن پول، پول های خود را بیشتر خرج کرده، کمتر ذخیره می کنند.این ترکیب خطرناک متشکل از درآمد پایین تر، خرج بیشتر، ذخیره کمتر و حساب بازنشستگی لاغرتر در مقایسه با مردان به ناامنی مالی زنان خواهدانجامید. با توجه به این حقیقت نگران کننده ضروری است بپرسیم چرا این شکاف جنسیتی وجود دارد و درباره آن چه باید کرد؟ شکاف جنسیتی پرداخت: از نظر آماری به ازای هر یک دلاری که مردان به خانه می برند زنان 70 سنت به دست می آورند. این گزاره یعنی زنان به طور متوسط حداقل 530 هزار دلار کمتر در دوران زندگی کاری خود سرمایه کسب می کنند؛ پس به همین مقدار، میزان سرمایه گذاری آنان نیز کاهش می یابد. باید در برابر این بی عدالتی در جامعه فرهنگ سازی کرد، اما در عین حال کارهایی هست که خود زنان نیز می توانند به صورت شخصی انجام دهند: «خواستار افزایش حقوق شوید!» این بهترین سرمایه گذاری شخصی شما در دوران زندگی کارتان خواهدبود و راهی ساده برای شروع مبارزه برای آینده مالی ایمن تر به شمار می رود.   مسئولیت های خانوادگی: در مقایسه با مردان، زنان ساعت کاری خود را کاهش می دهند تا بتوانند وقت بیشتری برای تربیت فرزندان یا مراقبت از پدر و مادرها داشته باشند و گاهی این فداکاری را بدون گاه به آینده مالی خود و عواقب بلندمدت احتمالی انجام می دهند. به یاد داشته باشید کارنکردن به معنای دریافت کمتر است و دریافت کمتر، یعنی سرمایه گذاری کمتر، در این زمینه نیز جامعه باید حرکتی رو به جلو داشته باشد و مردان مسئولیت های خانوادگی بیشتری را قبول کنند. طلاق: حتی در یک طلاق منصفانه که دو طرف با رضایت این کار را انجام دهند زنان ضربه بیشتری متحمل می شوند و بار بیشتری را به دوش می گیرند، به ویژه اگر پای تربیت فرزند هم درمیان باشد. یک طلاق می تواند در مقایسه با مردان ضربه بیشتری به آینده کاری زنان وارد کند و در محیط کار مشکلات بیشتری برای آنان به وجود آورد. این مشکلی است که نباید بر آن تمرکز کرد، اما اندیشیدن به آن در پس ذهن می تواند زنان را برای واکنش بهتر به آن آماده کند و آینده مالی بهتری را برایشان تضمین کند. هزینه زندگی: با در نظر داشتن واقعیت باید اعتراف کرد در مقایسه با مردان، زندگی زنان هزینه بیشتری دارد. برای شروع کمد لباس، لوازم آرایشی و بهداشتی زنان را با مردان مقایسه کنید تا اعتراف به این قضیه کار دشواری نباشد. فارغ از همه این ها، زنان برای خانه و ماشین هم خرج های گران تری روی دستشان می ماند. در مقایسه مردان آن ها وام هایی با بهره بالاتر را هم دریافت و به راحتی آن ها را خرج می کنند. نگاهی از سر آینده نگری به تمامی عمر می تواند به صورت بالقوه بسیاری از این هزینه ها کم کند. شکاف جنسیتی سرمایه گذاری: زنان، در مقایسه با مردان، بیشتر به ذخیره کردن پول عادت دارند، اما این ذخیره را کمتر به سرمایه گذاری تبدیل می کنند و پول های نقد آن ها برای وسایلی صرف می شود که دوست دارند بخرند، و این گونه در زمینه سرمایه گذاری بین زنان و مردان شکافی عمیق ایجاد شود؛  همه این ها در حالی است که مردان، در مقایسه با زنان، سرمایه گذاران بهتری نیستند.   زنانی که با سرمایه مشابه با مردان به دنیای سرمایه گذاری پای می گذارند بسیار موفق تر هستند و سود بیشتری کسب می کنند. زنان بیشتر به مشاوران حرفه ای رجوع می کنند و مشورت پذیرتر هستند، در حالی که مردان خودشان تصمیم می گیرند؛ این امر عاملی است که زنان را سرمایه گذاران موفق تری می کند. زنان با پول احساسی تر رفتار می کنند و این ویژگی مثبتی برای یک سرمایه گذار است ؛ زیرا زنان نگرانی بیشتری دارند و در نتیجه همه  جوانب امور را با موشکافی بیشتری می سنجند، بیشتر دقت می کنند و در نتیجه انتخاب بهتری دارند.کانال میگنا ماهنامه آینده روشن ]]> روانشناسی زن و مرد Fri, 30 Dec 2016 06:31:31 GMT http://migna.ir/vdcdzk0s.yt0n56a22y.html چرخه خود‌تقویت‌کننده فقر و قابلیت‌های روانی http://migna.ir/vdchzmnx.23nwvdftt2.html میگنا: در مورد پدیده فقر تعاریف مختلفی از ابتدا وجود داشته است. فقر یک مفهوم پیچیده است و کسی که می‌خواهد با آن مبارزه کند باید به خوبی بر مفهوم آن تسلط داشته باشد. فقر پدیده‌ای چندبعدی است که بعد روابط اجتماعی، بعد ساختار سیاسی، و بعد فردی را شامل می‌شود.   بنابراین برای رفع فقر باید هم روابط اجتماعی اصلاح شود و هم ساختار سیاسی و هم عملکرد افراد در قالب آنچه امروزه به آن «توانمندسازی» می‌گویند اصلاح شود. وقتی که تعریف از فقر متفاوت شود رویکرد مبارزه با آن هم متفاوت خواهد شد.   اگر تعریف از فقر عدم توانایی کسب درآمد باشد تلاش ما منجر به جبران درآمدی و حمایت خواهد شد. اما وقتی فقر را به مثابه محرومیت از قابلیت تعریف کنیم، فقیر کسی است که ناتوان از خروج از وضعیت فقر است و تمرکز ما بر روی شکاف قابلیتی و توانمندی افراد خواهد بود، در این صورت سیاست‌هایی مدنظر قرار می‌گیرند که معطوف بر رشد قابلیت‌های فردی و توانمندسازی افراد است و نگرش ما بلندمدت بوده و محدوده فقر در نگاه ما وسیع‌تر می‌شود (محمودی، 1394).   تعاریف مختلفی برای فقر شده است.بعضی از تعاریف بر نیازهای اساسی یک انسان تکیه دارد و بیشتر به جنبه‌های فردی -فارغ از روابط و مناسبت‌های اجتماعی- تکیه دارد. در مقابل، بعضی دیگر از تعاریف جنبه‌های مقایسه‌ای را هم لحاظ می‌کنند. به عنوان مثال، کسی که در کلبه‌ای زندگی خوبی دارد زمانی که انسان دیگری در کنار کلبه‌اش یک کاخ می‌سازد فقیر «می‌شود». این مثال ابتدا از سوی کارل مارکس بیان شده بود. در اواخر قرن بیستم اقتصاددان توسعه، آمارتیا سن، مفهومی دیگر از فقر را در ادبیات ترویج داد که با عنوان «فقر قابلیتی» شهرت یافته است. سن اعتقاد دارد که تعریف او یک تعریف مطلق است، اما در واقع به جای تعریفی مبتنی بر منطق دو-دویی از تعریف مبتنی بر منطق فازی استفاده کرده است. بنابراین به نظر می‌رسد نگاه سن به فقر یک نگاه طیفی باشد و درنتیجه قابلیت مقایسه با فقر نسبی و مطلق ندارد و این نوع مقایسه‌ها منطقاً اشتباه هستند.  در سال‌های اخیر تفکر درباره فقر دچار تحولات شگرفی شده است. پروفسور آمارتیا سن از جمله اولین کسانی بود که به این نحوه تفکر درباره فقر و تحلیل‌ها، اندازه‌گیری‌ها و سیاست‌های مرتبط با آن انتقاد کرد. او در ابتدا با انتشار مقاله معروف خود به نام «کالاها و قابلیت‌ها» که بعدها به صورت کتاب منتشر شد، استدلال کرد از آنجا که نیازهای انسان‌ها متفاوت است صرف داشتن یا نداشتن کالا (که از داشتن یا نداشتن درآمد ناشی می‌شود) در ارزیابی مزیت و موقعیت افراد نسبت به یکدیگر کافی نیست و افراد با داشتن کالاهای یکسان ممکن است مطلوبیت و رضایت یکسانی نداشته باشند.   او اشاره می‌کند که صرف داشتن درآمد الزاماً قادر به رفع نیازهای افراد نخواهد بود. زیرا فرد از کمبودهای دیگری رنج می‌برد که از جنس درآمد نیست. دوچرخه برای کسی که دوچرخه‌سواری بلد نیست و کتاب برای فرد بی‌سواد مطلوبیت و کارکردی به همراه ندارد. مفهوم «فقر قابلیتی» از همین استدلال متولد می‌شود، بدین معنی که اگر قابلیت‌های فردی وجود نداشته باشد نمی‌توان به کمک درآمد به سطح رضایت مورد نظر دست یافت.   ضعف قابلیت‌های انسانی موجب می‌شود همیشه درآمد به کارکرد مناسب تبدیل نشود. بنا به این استدلال فقیر کسی نیست که درآمد ندارد یا درآمد او اندک است بلکه فقیر کسی است که توانایی خروج از وضعیت فقر را ندارد و فقر به معنی محرومیت از قابلیت است نه محرومیت از درآمد. قابلیت‌هایی چون سواد، آموزش و مهارت‌های فردی، سلامتی و فضای باز سیاسی در خروج از فقر نقش محوری دارند (محمودی و صمیمی‌فر، 1384).   با توجه به مقدمات فوق می‌توان جایگاه جنبه‌های روانشناختی در بحث فقر و توانمندسازی فقرا را درک کرد. اگر توانمندسازی را به یک تابع تولید تشبیه کنیم، می‌توانیم روش‌های مختلف را به عنوان عوامل تولیدی در نظر بگیریم که می‌توانند جانشین یکدیگر شوند اما از طرف دیگر، دچار قانون بازدهی نزولی می‌شوند. مثلاً در مباحث تامین مالی خرد می‌توانیم هر یک از ابزارهای مختلفی را که به کار گرفته می‌شود (مثل اعتبار خرد یا پس‌انداز چرخشی و...) یک عامل تولید برای تابع تولید توانمندسازی بدانیم.   در این تمثیل، جنبه‌های روانشناختی را می‌توان به ضریب تکنولوژی تشبیه کرد! و درنتیجه بهبود جنبه‌های روانشناختی بی‌شباهت به بهبود تکنولوژی در یک تابع تولید نیست. در ادامه برداشتی از یک مقاله بسیار جدید در حوزه روانشناسی فقر را ارائه می‌کنیم، اما پیش از آن شاید بهتر باشد معرفی مختصری هم از نویسندگان داشته باشیم.   ارنست فر (Ernest Fehr) اقتصاددان عصبی و استاد اقتصاد خرد و محقق اقتصاد آزمایشگاهی و همچنین معاون دانشکده اقتصاد دانشگاه زوریخ سوئیس و یکی از اقتصاددانان رفتاری بزرگ دنیا به حساب می‌آید. از جمله افتخارات او می‌توان برنده شدن جایزه Marcel Benoist در سال 2008 و همچنین جایزه Gottlieb Duttweiler را در سال 2013 نام برد. جوانز هاوشفر (Johannes Haushofer) استاد روانشناسی دانشگاه پرینستون است که مقالات متعددی در حوزه روانشناسی فقر منتشر کرده است. آنچه در ادامه می‌آید برداشتی آزاد از مقاله اخیر فر و هاوشفر1 با عنوان «درباره روانشناسی فقر» است.   فقر به یکی از مشکلات جدایی‌ناپذیر دنیای ما تبدیل شده است اما فهم ما از چگونگی ادامه و تقویت فقر بسیار ناقص است. در این مقاله، به طور خلاصه، شواهد تجربی و آزمایشگاهی ارائه می‌شود که نشان می‌دهد فقر دارای اثرات روانشناختی بر افراد فقیر است که تصمیم‌گیری‌های اقتصادی آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به طور مشخص می‌توان گفت فقر باعث ایجاد استرس و احساساتی منفی می‌شود که بر ترجیحات زمانی و ریسک‌گریزی فرد اثرگذار است. به این معنی که فرد را کوته‌نگرتر و ریسک‌گریزتر می‌کند.   آیا فقر وضعیت احساسی و الگوهای انتخاب اقتصادی افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟ به عنوان مثال، آیا فقر بر چگونگی احساسات و کنش‌های آنها اثرگذار است؟ در این مقاله، یافته‌های آزمایشگاهی و تجربی اخیر بر وجود این رابطه مورد واکاوی قرار می‌گیرد. نتایج این مطالعات حکایت از آن دارد که فقر علت احساسات منفی و استرس -که با واکنش خارج از ظرفیت کنترل فرد به محرک‌های محیطی تعریف می‌شود- است و این اثر ممکن است ترجیحات آنها را که توسط انتخاب‌ها و رفتارهایشان آشکار می‌شود تغییر دهد.   به خصوص، فقر می‌تواند تمایل به ریسک‌پذیری به منظور چشم‌پوشی از درآمد کنونی به نفع درآمد بالاتر آینده را کاهش دهد. این رفتار ممکن است در تمایل کم به پذیرش تکنولوژی‌های جدید و در سرمایه‌گذاری پایین سلامت و آموزش که می‌تواند درآمد آینده را کاهش دهد، ظهور پیدا کند. فقر می‌تواند رفتارهایی را موجب شود که رهایی از آن را سخت‌تر می‌کند.   در ابتدا باید دو نکته مورد تاکید قرار گیرد. نخست، فقر نه‌تنها با درآمد بلکه با نهادهای ناکارآمد، در معرض خشونت و جرم بودن، دسترسی ضعیف به مراقبت بهداشتی و بسیاری دیگر از موانع مشخص می‌شود. این تنوع، واکاوی رابطه فقر و روانشناسی را پیچیده‌تر می‌کند.   با این حال، می‌توان با فقر مادی به عنوان هسته اصلی و پیش‌بینی‌کننده دیگر انواع فقر شروع کرد. سپس، وقتی به بررسی کانال‌هایی که فقر خود را می‌تواند تقویت کند می‌پردازیم، منظورمان آن نیست که افراد فقیر را مورد سرزنش قرار دهیم، بلکه محیطی از فقر که در آن فردی متولد می‌شود می‌تواند رویه‌هایی ایجاد کند که فقر را تقویت کند.       اثر فقر بر ریسک‌پذیری و تنزیل زمانی در مطالعات بسیار زیادی نشان داده شده است که افراد فقیر، به خصوص در کشورهای در حال توسعه، ریسک‌گریزتر هستند و به احتمال بیشتری نسبت به افراد ثروتمند پیامدهای آینده را تنزیل می‌کنند. به عنوان مثال، نرخ تنزیل زمانی افراد فقیر در آمریکا بسیار بزرگ‌تر از افراد ثروتمند است. به طور مشابه مطالعه بر خانوارهای اتیوپیایی و هندی که منبع اصلی درآمد آنها حاصل از کشاورزی است، حاکی از آن است که رابطه‌ای منفی میان سطح درآمد یا ثروت با نرخ تنزیل زمانی (که به صورت رفتاری در محیط آزمایشگاه اندازه‌گیری شده است) وجود دارد.   اما نکته قابل توجه آن است که با استفاده از متغیرهای ابزاری نشان داده است که این رابطه علی-معلولی است. به این معنا که فقر اثر علی بر ریسک‌پذیری و تنزیل زمانی دارد. بنابراین، این گزاره که تمایل به ریسک‌گریزی و تنزیل زمانی بیشتر علت فقر است، گزاره‌ای درست نیست.   شوک‌های درآمدی منفی یکی از مشخصه‌های زندگی افراد فقیر است و حساسیت آنها به چنین شوک‌هایی مخصوصاً به دلیل دسترسی کم به بازارهای اعتبارات بیشتر است. بنابراین مطالعه اثر شوک‌های درآمدی منفی بر انتخاب‌های اقتصادی موضوع جالبی است. در مطالعه آزمایشگاهی که اخیراً انجام شده است، شرکت‌کنندگان به طور تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترلی تقسیم شدند.   افراد گروه آزمایشی به طور برون‌زا با شوک‌های منفی درآمدی مواجه بودند. نتایج نشان داد که افراد گروه آزمایشی نسبت به افراد گروه کنترلی، که با شوک منفی درآمدی روبه‌رو نبودند، رفتار کوتاه‌مدت‌تری از خود نشان دادند. به علاوه، وقتی این شوک به شوک مثبت درآمدی تبدیل شد، هیچ اثر عکسی پیدا نشد. بنابراین، شوک‌های منفی درآمدی تنزیل زمانی را افزایش می‌دهد.   در مطالعه‌ای مشابه، شرکت‌کنندگان به گروه فقیر (با بودجه کمتر) و ثروتمند (با بودجه بیشتر) تقسیم شدند. از آنها خواسته شد تا در یکسری از تصمیم‌های خرید شرکت کنند. طبیعتاً آنهایی که بودجه کمتری داشتند با تصمیم‌های سخت‌تری مواجه بودند زیرا توانایی خرید کمتری از کالاهای دلخواه خود را داشتند.   از طرفی، اتخاذ تصمیم‌های سخت منابع شناختی بیشتری را مصرف می‌کند و بنابراین می‌توان انتظار داشت که افراد گروه فقیر نیازمند اراده و خودکنترلی بیشتری هستند. نتایج نشان داد که فرضیه مورد نظر درست است. به این معنا که فقر از طریق در معرض قرار دادن افراد به استفاده از اراده و خودکنترلی بر تصمیم‌گیری آنها اثرگذار است. در نتیجه، می‌توان انتظار داشت که از این طریق فقر بر تنزیل زمانی اثرگذار باشد.   چرا فقر بر ریسک‌پذیری و تنزیل زمانی موثر است؟   شرایط اقتصادی و اجتماعی زندگی افراد فقیر ممکن است ریسک‌گریزی و تنزیل زمانی آنها را تحت تاثیر قرار دهد، حتی اگر ترجیحات ذاتی زمانی و ریسکی آنها با افراد ثروتمند یکسان باشد. به عنوان مثال، افراد فقیر اغلب اوقات به بازارهای اعتبارات دسترسی ندارند و مجبور به قرض‌گیری از کانال‌های غیررسمی هستند. آنها همچنین با نرخ‌های بهره بسیار بالا مواجه هستند و قرض‌دهندگان بیشتر از مقدار مشخصی به آنها قرض نمی‌دهند. در مطالعه‌ای تجربی نیز این نوع نگاه به فقر مورد تایید قرار گرفته است.   به علاوه، افراد فقیر به دلیل برخورداری از تجربه‌های ناگوار در ریسک‌گریزی می‌توانند به چنین رفتارهایی دچار شوند. مثلاً از بین رفتن محصولات کشاورزی باعث می‌شود در تصمیم‌گیری در موقعیت‌های ریسکی محافظه‌کار شوند. در ادامه بحث می‌کنیم که چگونه فقر باعث به وجود آمدن استرس و احساسات منفی می‌شود و چگونه بر ریسک‌پذیری و ترجیحات زمانی اثرگذار است.   اثر فقر بر احساس و استرس   برای چند دهه، رابطه میان سطح درآمد و وضعیت روانشناختی افراد به عنوان پارادوکس استرلین شناخته می‌شد. مطالعات جدید نشان می‌دهند که درآمد بیشتر با شادی و رضایت از زندگی بیشتر همراه است. در همین راستا نشان داده شده است که فقر همچنین بر سلامت ذهنی اثرگذار است.   به عنوان مثال، کشورهای فقیر نسبت به کشورهای ثروتمند به طور متوسط 5 /1 تا 2 برابر بیشتر از افسردگی رنج می‌برند. همچنین برخی از مطالعات عصب‌شناختی ادعا می‌کنند که سطح درآمد و موقعیت اقتصادی و اجتماعی فرد با هورمون استرس، کورتیزول، در ارتباط است. به طور مشخص، میزان کورتیزول در افراد با سطح درآمد کم و موقعیت اقتصادی و اجتماعی پایین، بیشتر است.   به طور مثال میزان این هورمون در کشاورزانی که محصولات آنها از بین رفته است یا کسانی که به تازگی شغل خود را از دست داده‌اند، بالاتر است. در مجموع می‌توان گفت که فقر بر سلامت ذهنی از جمله افسردگی و استرس و دیگر بیماری‌های ذهنی اثرگذار است. اما ممکن است این سوال مطرح شود که این رابطه عکس باشد. در مطالعه‌ای، به شرکت‌کنندگان به‌طور غیر‌مشروط مبالغی معادل با صفر، 400 یا 1500 دلار داده شد.   در همین حال، میزان شادی، رضایت از زندگی، افسردگی و استرس آنها اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد وقتی افراد مبلغ مثبتی دریافت کردند، همه این متغیرها بهبود یافتند. اما هورمون استرس تنها در کسانی کاهش پیدا کرد که مبالغ بسیار بزرگی دریافت کرده بودند. در مطالعه دیگر، کشاورزان کنیایی در دوران خشکسالی، دارای سطح بیشتری از این هورمون بودند.   در واقع، اشاره به تمام کارهای انجام‌شده در این حوزه، خارج از حوصله این مقاله است اما تمام آنها بر رابطه علی فقر بر متغیرهای روانشناختی از جمله استرس تاکید دارند. اما حال می‌خواهیم این سوال را مطرح کنیم که آیا احساسات منفی و استرس بر ریسک‌گریزی و تنزیل زمانی اثرگذار است. به عبارت دیگر، آیا احساسات منفی و استرس یکی از کانال‌هایی است که فقر، رفتار اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد.           اثر احساسات منفی و استرس بر ریسک‌پذیری و تنزیل زمانی   برای مطالعه این روابط، شرکت‌کنندگان در آزمایشی به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول، افراد در معرض محرک‌هایی قرار می‌گرفتند که پتانسیل ایجاد ترس زیاد در آنها را داشت و در گروه دوم این محرک‌ها دارای تاثیر ضعیف‌تری بر میزان ترس بودند. سپس از افراد هر دو گروه خواسته شد تا در یک موقعیت ریسکی، انتخابی صورت دهند.   نتایج نشان داد افرادی که ترس و استرس کمتری دریافت کرده بودند، در مقایسه با افراد گروه اول ریسک‌گریزتر رفتار کردند. در مطالعه دیگری، افراد پس از مشاهده فیلم ترسناکی که در آن فردی به طور غیرانسانی شکنجه می‌شد، درجه ریسک‌گریزی بیشتری از خود نشان دادند.   به عبارت دیگر، القای ترس و استرس نیز باعث تحریک شدن خصوصیت‌های ریسک‌گریزی در افراد می‌شود. اگرچه تحقیقات نشان می‌دهند که القای ترس و استرس در ریسک‌پذیری افراد تاثیر دارد اما اگر این القائات کوتاه‌مدت باشد، دارای اثرات بلندمدت بر رفتار ریسک‌پذیری افراد نیستند.   در همین راستا، چند مطالعه نشان می‌دهند که اثرات منفی استرس باعث کاهش آینده‌نگری افراد می‌شود. در آزمایشی افراد پس از دیدن فیلم‌های ناراحت‌کننده و ناامیدکننده در مقابل دو انتخاب قرار گرفتند. اگر آنها گزینه اول را انتخاب می‌کردند بلافاصله پول کمی دریافت می‌کردند. اگر گزینه دوم را انتخاب می‌کردند، در آینده پول زیادی دریافت می‌کردند. نتایج این آزمایش نشان داد که افراد گروه آزمایشی در مقایسه با افراد گروه کنترلی (که چنین فیلمی را ندیده بودند)، بیشتر گزینه اول را انتخاب کردند. این نتایج نشان می‌دهد ناراحتی و افسردگی، بر صبر اثرگذار است.   بنابراین، آینده‌نگری را کاهش می‌دهد و تمایل به سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت از جمله در آموزش و سلامت را کم می‌کند. ممکن است این سوال پیش آید که احساسات منفی و استرس چگونه بر آینده‌نگری اثر دارد؟ به این سوال می‌توان از طریق نتایج مطالعه اخیر پاسخ داد. این مطالعه نشان می‌دهد استرس از طریق تغییر تمایلات برای برنامه‌ریزی اهداف بلندمدت به رفتارهای عادی، بر آینده‌نگری اثرگذار است.   منظور از رفتارهای عادی، رفتارهای مبتنی بر مصرف‌گرایی است. استرس ممکن است بر نزدیک‌بینی افراد تاثیر گذارد. از آنجا که تصمیمات مصرفی زودتر به نتیجه می‌رسند، افراد را دچار سوگیری می‌کند. با این دیدگاه می‌توان به این نتیجه رسید که تصمیم‌گیری در شرایط محدودیت منابع نیز ممکن است به نزدیک‌بینی منجر شود و افراد را از انتخاب گزینه‌های بهتر محروم کند.   به طور مثال، کشاورزان در زمان پیش از برداشت محصول نسبت به زمان پس از فروش محصول، از لحاظ مالی بدتر عمل می‌کنند. در نتیجه، ممکن است یکی از مکانیسم‌هایی که افراد فقیر با توجه به محدودیت اطلاعات و منابع مالی دست به تصمیم‌های عجولانه و غیر‌عقلایی می‌زنند، تمایل آنها به ریسک‌گریزی و تنزیل زمانی باشد.         مسائل پیش رو   در این مقاله، به موضوعاتی اشاره کردیم که فقر می‌تواند از طریق کانال‌های روانشناختی متفاوتی خود را تقویت کند و به تصمیم‌گیری‌هایی دامن بزند که چندان از نگاه تصمیم‌گیر اقتصادی مطلوب نیستند. در آخر این سوال پیش می‌آید که چه برنامه‌هایی برای رهایی از تله فقر می‌توان به کار برد؟ برای پاسخ این پرسش باید به سه موضوع توجه کرد.   نخست، باید به‌طور مستقیم هدف را مدنظر قرار داد. به عبارت دیگر، هدف از اجرای برنامه‌های بهبود فقر چیست. سپس باید کانال‌های روانشناختی مرتبط با هدف برنامه کاهش فقر را مورد شناسایی قرار داد. در نهایت، باید از این موضوع آگاهی پیدا کنیم که چه تصمیمات اقتصادی از این برنامه تاثیر می‌پذیرد.   در ارتباط با موضوع اول، بسیاری از مطالعات برنامه‌های کمک‌های مالی را مدنظر قرار داده‌اند که البته با موفقیت نسبی همراه بوده است. در راستای موضوع سوم، برنامه‌هایی اجرایی شده‌اند. از جمله می‌توان به کمیته‌های حساب پس‌انداز، یادآوری جهت پس‌انداز یا حتی تهیه جعبه‌ فلزی قفل‌داری اشاره کرد که می‌تواند به رفتارهای اقتصادی مردم کمک کند و باعث افزایش پس‌انداز شود.   موضوع دوم، یعنی مدنظر قرار دادن مسائل روانشناختی فقر، نوید فعالیت‌های ارزشمندی در آینده را می‌دهد. اگرچه هم‌اکنون در دنیا نیز برنامه‌های مشاوره‌ای زیادی برای کمک به مردم برای تصمیم‌گیری‌های بهتر اقتصادی در حال اجراست اما این جریان در دوران نونهالی خود است و پتانسیل برای پیشرفت و تحقیق بسیار دارد.   پی‌نوشت: 1- Haushofer, J., & Fehr, E. (2014). On the psychology of poverty. Science, 344(6186), 862-867. *امیرمحمد تهمتن، مصطفی نصراصفهانی: دانشجوی فوق‌لیسانس اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف - دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی هفته نامه تجارت فردا ]]> جامعه شناسی Sat, 24 Dec 2016 03:30:00 GMT http://migna.ir/vdchzmnx.23nwvdftt2.html هشدار ۵ میلیون بیکار تا سال ۱۴۰۰/اضافه شدن ۸ میلیون نفر به سن کار در ۱۰ سال گذشته http://migna.ir/vdcjmvet.uqehvzsffu.html به گزارش مهر رشد اقتصادی، تورم و بیکاری سه متغیر کلیدی اقتصاد کلان هستند که وضعیت رفاهی اقتصاد یک کشور را نشان می‌دهد اما در این میان اشتغال اهیمت ویژه‌ دارد؛  بیکاری نه فقط از ابعاد اقتصادی بلکه از ابعاد فرهنگی و اجتماعی می‌تواند برای یک جامعه هشدار دهنده باشد. در مجموع پنج برنامه توسعه‌ای از سال ۱۳۶۸ تاکنون، اشتغال‌زایی یکی از اهداف تمام این برنامه‌ها بوده و بر این اساس هر یک از این برنامه‌ها طرح‌هایی را برای افزایش اشتغال اجرا کردند اما عملکرد برنامه‌های توسعه کشور نشان  می‌دهد که این برنامه‌ها در زمینه ارائه راهبرد مشخص در زمینه اشتغال با استراتژی مشخصی روبرو نبوده‌اند و در حالی که بازار کار از سمت عرضه با رشد جمعیت و رشد جمعیت فعال با توسعه روز افزون روبرو بوده اما دولت‌ها در اتخاذ سیاست فعالی که تحول ساختاری در میزان تقاضای نیروی کار ایجاد کند ناکام بوده‌اند. در همین راستا بر اساس مطالعات مرکز پژوهش‌های مجلس تحت عنوان «ضرورت‌های اتخاذ راهبرد توسعه اشتغال‌زا»، اگرچه ایجاد اشتغال و به تبع آن رفع بیکاری یک مساله کلان محسوب می‌شود که در کوتاه مدت باید مورد توجه باشد اما این متغیر اقتصادی نیازمند بررسی‌های دقیق‌تر است تا ابعاد کمّی و کیفی آن در کنار یکدیگر مورد توجه باشند. از نگاه کمّی و رشد محور، «اشتغال»  رابطه ثابتی با «سرمایه گذاری» دارد و حل همه مشکلات اقتصادی به جذب سرمایه وابسته می‌شود؛ اما تجربه تاریخی نشان داده است که نه جذب سرمایه و نه حتی رشد اقتصادی به خودی خود نمی‌تواند به بهبود کیفیت اشتغال منجر شود. اضافه شدن ۸ میلیون نفر به سن کار در ۱۰ سال گذشته در حالی که طی ۱۰ سال گذشته حدود ۸ میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده اما برای کمتر از یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر یعنی ۱۶ درصد از میزان ورودی به بازار کار، شغل مهیا شده است. همچنین تخمین‌ها حاکی از آن است که با فرض ثبات نرخ مشارکت و رشد ۵ درصدی تا سال ۱۴۰۰ همچنان بیش از ۴ میلیون نفر بیکار در کشور وجود خواهند داشت. اما در آستانه برنامه ششم توسعه، مرکز پژوهش‌های مجلس در سلسله گزارش‌هایی در بخش‌های مختلف از جمله اشتغال، وضعیت برون رفت از وضعیت کنونی و غلبه بر نقاط ضعف پیش‌رو را در گروی تغییر راهبردها یا استراتژی توسعه‌ای دولت عنوان کرده است. بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، بررسی برنامه‌های توسعه پس از انقلاب نشان می‌دهد که در این برنامه‌ها راهکارهای متعددی برای مواجهه با مسئله بیکاری مطرح شده است اما به نظر می‌رسد غلفت از اصلاحات نهادین مبتنی بر راهبردهای توسعه اشتغال‌زا مسبب اصلی ایجاد این وضعیت باشد. اتخاذ راهبرد توسعه اشتغال‌زا نیازمند بررسی همه جانبه و عمیق بازار اشتغال، اولویت بخشیدن به اشتغال‌زایی سیاست‌ها و تنظیم تمام سیاست‌های پولی، اعتباری، ارزی، تجاری و صنعتی مطابق با ضرورت‌های این راهبرد است. نتایج بررسی‌های مرکز پژوهش‌ها مبین آن است که در راهبرد توسعه اشتغال‌زا، حل مشکل اشتغال در درجه اول به شناسایی تنوع و پیچیدگی مسائل پیش روی راه‌اندازی و توسعه کسب و کارها بستگی دارد. بر همین اساس این مرکز با توجه به اینکه حل مشکل اشتغال، تابعی از رونق کارآفرینی است، رفع موانع متنوع تاسیس و گسترش «کسب و کارهای مولد» و «ارتقای مهارت‌های مدیریتی» را به دولت پیشنهاد داده است. در گام بعدی نیز پیشنهاد شده است که  دولت بسته به قابلیت‌های خود «شناسایی بخش‌های پیش روی اشتغال‌زا»، «طراحی سازو کار تامین مالی توسعه‌ای» و  «برقراری معافیت‌ها مطابق برنامه» را می‌تواند برای بهبود اشتغال‌زایی برنامه‌های توسعه در دستور کار قرار دهد. در گام سوم نیز عنوان شده که دولت با در نظر داشتن وظایف رفاهی و مقررات زدایی خود می‌تواند قوانین و مقررات حاکم بر بازار کار را تغییر دهد. در اینجا تغییرات نهادی بازار کار باید با در نظر گرفتن حفظ کرامت انسانی و توجه به موازین «کار شایسته» همراه باشد. بررسی بازوی تحقیقاتی و پژوهشی مجلس شورای اسلامی حاکی از آن است که به صورت کلی دولت راهبرد اشتغال‌زا را باید با  ایفای سه نقش «تسهیل بازار»، «جهت دهی به بازار در راستای اولویت‌های ملی» و «تکمیل بازار و پوشش کاستی‌های اجتماعی بازار» در دستور کار قرار دهد. برای ایفای سه نقش مذکور در طول برنامه ششم توسعه از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس سه رویکر پیشنهاد شده است: ۱- در نقش اول دولت به حل مشکلات کارآفرینی در قالب حل مشکلات زیرساختی، رقابت پذیری، ارتقای مهارت نیروی انسانی و ارتقای مهارت‌های مدیریتی واحدهای اقتصادی توجه ویژه کند. ۲- در نقش دوم دولت باید به شناسایی بخش‌های پیشران اقتصادی با اولویت اشتغال‌زایی آنها پرداخته و با طراحی سازو کارهای توسعه‌ای تامین مالی و منحصر کردن پرداخت معافیت‌ها و مشوق‌ها به آنها چارچوب مداخلات فعال خود را در اقتصاد محدود و مشخص سازد. به ویژه ایفای این نقش نیازمند اصلاح دولت و بهبود قابلیت‌های سیاستگذاری و اجرایی دولت بوده و بدون چنین اصلاحی اتخاذ سیاست‌های فعال نتیجه بخش نخواهد بود. ۳- در قالب نقش سوم نیز دولت باید به اصلاح قوانین کار با حفظ کرامت انسانی و با حفظ موازین «کار شایسته» دست زده و از اتخاذ راهکارهایی که صرفا با تضعیف بندهای حمایتی قانون کار به دنبال تحریک اشتغال هستند پرهیز کند. مرکز پژوهش‌های مجلس، تداوم رکورد چندساله و تجربه نرخ بالای بیکاری جوانا را از چالش‌های وضعیت اشتغال در آستانه برنامه ششم توسعه در برابر دولت و مجلس دانست. انبوه جوانان به ویژه جوانان تحصیل‌کرده‌ای که بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه راهی بازار کار شده اما موفق به یافتن شغل و کسب درآمد نمی‌شوند نه تنها در آمارهای اشتغال، بلکه شاخص  آمارهای اجتماعی از جمله بالا رفتن سن ازدواج، رشد طلاق و سایر تبعات اجتماعی را بحرانی می‌کند که نیازمند مواجهه همه جانبه دولت و ارکان تصمیم گیر و تصمیم ساز کشور است. بررسی مطالعات مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهد به رغم ضرورت اشتغال‌زایی، پاسخ مناسبی از سمت تقاضا به این عرضه نیروی کار داده نشده و بسیاری از داوطلبان ورود به بازار کار پس از تحمل دوره‌های طولانی بیکاری از یافتن شغل مأیوس شده و در حالی که نرخ مشارکت، یکی از شاخص‌های توسعه بهبود محسوب می‌شود، این نرخ در طول برنامه‌های توسعه‌ای کاهش یافته و از ۴۷ درصد به ۳۸ درصد رسیده است. در عین حال این مطالعات پژوهشی حاکی از آن است وجه دیگر نسبی سیاست‌های اشتغال‌زایی برنامه‌های توسعه عدم تاثیر معنادار نظام آموزشی(مهارت آموزی) بر تحول بهره‌وری نیروی انسانی یا قابلیت یافتن شغل است  به طوری‌که در حال حاضر نرخ بیکاری تحصیل‌کرده‌ها از نرخ بیکاری بیشتر شده است.     ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 14 Nov 2016 03:36:04 GMT http://migna.ir/vdcjmvet.uqehvzsffu.html نبرد بی‌پایان همسران بر سر مسائل مالی/ چطور این جنگ را متوقف کنیم؟ http://migna.ir/vdccsxq1.2bqox8laa2.html در این مطلب درباره روش هایی توضیح داده می شود که می توانند بحث های ناشی از نگرانی های مالی شما را به حداقل برسانند. از خرج کردن بیش از اندازه گرفته تا اصلا خرج نکردن! بنابراین قبل از اینکه بحث هایتان در خصوص مسائل مالی به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود بهتر است این اختلاف ها را حل و فصل کنید. توانایی مالی شریک زندگی تان را دریابید اگر یکی از شما پس انداز می کند و دیگری وظیفه خرج کردن را به عهده گرفته قبل از اینکه خرج بزرگی مانند خانه یا ماشین را به مرحله اجرا بگذارید ،نقاط قوت مالی همسرتان را شناسایی کنید. به عنوان مثال اگر یک زوج میخواهند ماشین جدید خریداری کنند شاید نفری که پس انداز می کند ترجیح بدهد سراغ یک ماشین متوسط با قابلیت های خانوادگی برای سفر و مسائل اینچنینی برود اما نفر خرج کننده ترجیح بدهد یک ماشین لوکس دو در با رنگ متالیک بخرد. این میان باید به یک سازش برسید که هر دوی شما را راضی کند. نفر پس انداز کننده می گوید چنین ماشینی مصرف خانوادگی ندارد اما نفر خرج کننده می گوید آپشن های جدید این خودرو می تواند به درد همه اعضای خانواده بخورد. نکته اینجاست که شما باید قبل از صرف هزینه هنگفت برای هر چیزی با یکدیگر به یک توافق قطعی و نهایی برسید. ابتدا باید حداکثر رقمی را که می خواهید خرج کنید دربیاورید با احتساب اینکه در صورت صرف این هزینه از چه مخارج دیگری باید چشم پوشی کنید. نیازهای ضروری تر را شناسایی کنید و کمبودهای احتمالی را پیش بینی. همه چیز را روی کاغذ بیاورید و بعد درباره خرید تصمیم نهایی تان را بگیرید. واکاوی انگیزه های مالی همسرتان از همسرتان بپرسید چرا واقعا بابت خرج کردن یا پس انداز کردن عصبانی و ناراحت می شود. شاید او دلیل خاصی برای ناراحتی خود درباره نحوه پس انداز یا خرج کردن شما داشته باشد که مجبور است در مقابلتان چنین رفتاری کند. شاید برایتان اینطور توضیح دهد که به جهت فقر مالی ، کودکی سختی را گذرانده و حالاترس بازگشت آن روزها را دارد ، برای همین بابت خرج کردن نگران می شود.آنوقت هم شما و هم همسرتان متوجه می شوید که این ذهنیت های گذشته هستند که رفتار فعلی شما را هدایت می کنند. روانشناسان می گویند وقتی درباره مسائل مالی حرف بزنید و داستان های یکدیگر را بدانید می توانید از عصبانیت و مقصر جلوه دادن دیگری به سمت آرامش بچرخید و نگرانی های یکدیگر را رفع و دید تازه ای برای هم ایجاد کنید. تفاهم بر سر پول توجیبی بچه ها! یکی از بحث های همیشگی برخی از زوج ها بر سر حمایت مالی از فرزندانشان است. شاید شما فکر ی کنید همسرتان بیش از حد به فرزندتان پول تو جیبی می دهد اما در عین حال او بابت این کمک مالی که به فرزندش می کند حسابی خوشحال است. این نکته بسیار مهم است تا فرد تامین کننده هزینه های خانواده بداند چرا همسرش چنین روشی را در پیش گرفته. شاید یکی از دلایل چنین اتفاقی ، نگرانی والدین برای رفتار ناخوشایند فرزندشان با آنها باشد آن هم بر سر مسائل مالی. با این حال یک استراتژی ساده وجود دارد تا والدین جنگ بر سر حمایت مالی از فرزند را تمام کنند. هر کدام از والدین رقمی را که فکر می کنند برای پول توجیبی بچه ها مناسب تر است روی کاغذ یادداشت کنند. وقتی آنها ارقام یکدیگر را مشاهده کنند می توانند درباره اینکه این رقم چطور محاسبه شده از هم سوال بپرسند. اغلب پاسخی که به دست می آید بر حسب خاطرات کودکی والدین از همین مقوله است. به این ترتیب است که والدین می توانند یکدیگر را بیشتر درک کنند و بر سر این مسئله به توافق برسند. درباره درآمد همسرتان واقع بین باشید طبیعی است که هر کدام از زوج ها درآمد بیشتری داشته باشند می توانند پول بیشتری هم برای خانه و خانواده خرج کنند. یک قانون کارآمد این است که هزینه های ماهانه خانه بر اساس درصد درآمد هر کدام از زوج ها محاسبه شود. در اینصورت شما می توانید خیلی بهتر و بیشتر مشارکت مالی همسر خود را در هزینه های خانه درک کنید. با این حال وقتی یکی از زوج ها درآمد بیشتری داشته باشد می تواند مخارج سنگین تری مثل اجاره خانه ، بیمه ماشین یا خرج های اینچنینی را متقبل شود و دیگری هم با درآمدکمتر می تواند قبض های آب و برق و تلفن و شارژ ساختمان را بر عهده بگیرد. باید درباره درآمدها واقع بین بود و از کسی که درآمد کمتری دارد انتظار بر عهده گرفتن مخارج بیشتر را نداشت. اول تفکیک ارزش ها ، دوم توافق گاهی اوقات لجبازی دو طرف برسر مسئله ای که بخصوص پای بچه ها در میان است ، رسیدن به یک توافق نهایی را مشکل می سازد. به عنوان مثال وقتی پای تحصیل بچه ها به میان می آید یکی از والدین ترجیح می دهدفرزندش به مدرسه غیر انتفاعی برود و دیگری هم مدرسه دولتی را مناسب تر می داند. در این مواقع بهتر است ابتدا از خود فرزندتان بپرسید که ترجیح می دهد در کدام مدرسه درس بخواند. در مرحله بعدی معایب و مزایای هر کدام را بررسی کنید و همه جزئیات را به شور بگذارید. به این صورت می توانید در نهایت به یک توافق کلی برسید بدون اینکه صرفا لجبازی در تصمیم شما نقش داشته باشد. خریدهای همسرتان را مسخره نکنید صرفا به این دلیل که شما با خرید لوکس همسرتان موافق نیستید سعی نکنید خرید او را کم ارزش جلوه دهید. آنچه که به عنوان خرید شما را خوشحال می کند لزوما باعث خوشحالی همسرتان هم نخواهد شد. با این وصف چه احساسی خواهید داشت اگر همسرتان شما را بابت خریدی که داشته اید مسخره کند؟ مثلا اگر گیتار زدن از علایق همسر شماست و روزی با یک گیتار از در خانه وارد می شود بلافاصله به او نگویید ارزش خریدن نداشته است. کمی عمیق فکر کنید. شاید خودتان هم بدانید که همسرتان بابت این خرید پول هنگفتی نپرداخته است و صرفا چون چیزی نیست که برای خرید در انتخاب شما باشد چنین نظری دارید. این را بدانید که شما نمی توانید اولویت های شخصی یک نفر را تغییر بدهید حتی اگر آن فرد همسرتان باشد. بنابراین اگر هر باری که همسر شما با خرید اولویت های شخصی اش به خانه می آید و شما آنها را بی ارزش نشان می دهید ، در واقع این نوعی ضعف شما در مهارت برقراری ارتباط است نه نقطه ضعفی از سوی همسرتان. با این وصف تفاوت در علایق بین خود و همسرتان را بپذیرید و از مسخره کردن آنها دست بردارید تا بالاخره بتوانید درباره مسائل مالی و دخل و خرج ها با واقع بینی به توافق برسید. درباره مخارج عاقلانه رفتار کنید لطفا دست از گرو کشی بردارید؛ اینکه به همسرتان بگویید تو نمی توانی گوشی تلفن همراهت را عوض کنی چون من نتوانستم آن کفش را بخرم ، فقط اوضاع را بدتر می کند. هفته ای 20 دقیقه را به گفتگوهای مالی بین خود و همسرتان اختصاص دهید. گاهی پیش می آید که صرفا یک نفر درگیر مسائل مالی و مدیریت کردن حساب های بانکی است و دیگری بدون اطلاع خرج می کند. بنابراین لازم است در هفته زمانی هر چند کوتاه را به این موضوع اختصاص دهید تا از واقعیت های دخل خرج زندگی آگاه شوید. به این ترتیب بهتر است هر دو طرف لیستی از مخارج هفتگی خود داشته باشند تا در این جلسه برای هم شرح دهند. در نهایت شما می توانید بر اساس وضعیت موجود تعادلی دو طرفه در دخل و خرج هایتان ایجا کنید. با یک مشاور گفتگو کنید آیا شما بر سر مسائل مالی جنگ بدون توقفی را با همسرتان دارید؟اگر این ماجرا بحرانی شده است پس وقت آن رسیده که به یک مشاور یا تراپیست مراجعه کنید. یک نگاه از بیرون گود به اتفاقات داخل آن می تواند بدون جانبداری واقعیت ها را ببیند و درک کند و مشکلات را برای دو طرف تشریح کند. در همین راستا نکته ای که نباید فراموش کنید این است که شما هر دو با هم هستید ، در کنار هم تا پایه های اقتصادی زندگیتان را بسازید و محکم کنید نه اینکه بابت مخارج به هم حمله کنید. شما هر دو در یک تیم هستید پس با هم نجنگید.- منبع: ریدرزدایجست       ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 05 Nov 2016 00:29:39 GMT http://migna.ir/vdccsxq1.2bqox8laa2.html چگونه از تناقض انتخاب به نفع خودمان استفاده کنیم؟ http://migna.ir/vdcf1edm.w6dc1agiiw.html در دنیای مدرن امروزی ما با وفور همه چیز مواجه هستیم اما آیا به همان میزان هم لذت ما از چیزهایی که در اختیارمان قرار می‌گیرد، بیشتر شده است؟ به گزارش آلامتو و به نقل از بیزینس ترند؛ وقتی وارد یک فروشگاه خرده‌فروشی می‌شویم با انبوهی از محصولات با برندهای مختلف مواجه می‌شویم، یا وقتی بخواهیم با این زمان اندکمان فیلمی ببینیم یا آهنگی گوش کنیم صدها گزینه پیش روی ما وجود دارد، وقتی بخواهیم مطالعه‌ای داشته باشیم و درباره‌ی موضوعی چیزی بدانیم انبوهی از اطلاعات مفید از کانال‌های مختلف فیزیکی، مجازی و اجتماعی در اختیارمان قرار دارد، اما آیا این‌ها به ما حس استقلال و آزادی بیشتری می‌دهند یا بیشتر ما را در انتخاب سردرگم و در تصمیم‌گیری دچار مشکل می‌کنند؟  بری شوارتز (Barry Schwartz)، روان‌شناس و از محققان به نام در حوزه‌ی تصمیم‌گیری، کتابی را در سال ۲۰۰۴ منتشر کرد با عنوان «تناقض انتخاب» (Paradox of Choice) و در آن دقیقاً به معضل آزادی بیش از حد گزینه‌های انتخاب ما در دنیای مدرن پرداخته است. با داشتن حق انتخاب بیشتر، انتظار برای پیدا کردن مناسب‌ترین، بالا می‌رود. در یک زمان، بالا رفتن تعداد انتخاب‌ها، انتخاب را دارای خطای بیشتر می‌کند. اگر در فروشگاه برای خرید یک کالا دارای حق انتخاب بین تعداد بسیار زیادی گزینه باشیم، فروشگاه را با رضایت کمتری نسبت به انتخاب نهایی خود ترک خواهیم کرد. احساس پشیمانی و افسوس خواهیم داشت و همچنین به انتخاب‌هایی که می توانستیم بکنیم و نکردیم فکر می‌کنیم. این پارادوکس انتخاب یا تناقض انتخاب است. اما آیا می‌توان با توجه به این عارضه‌ی دنیای مدرن، ارزش‌آفرینی کرد؟ در ادامه قصد داریم از این منظر و به فرصت‌های نهفته در توجه به معضل تناقض انتخاب بپردازیم.از نگاه طراح محصول، سرویس یا راهکار دیگر آن دوران به پایان رسیده است که محصولی را طراحی کنیم و انواع و اقسام مشخصه‌ها و ویژگی‌های پر زرق و برق را در آن قرار دهیم و انتظار داشته باشیم مشتری احتمالی به‌واسطه‌ی گستره‌ی وسیعی از امکانات که در اختیارش قرار می‌گیرد محصول ما را انتخاب کند. با وجود تمام مشغله‌ای که مخاطبان هدف ما دارند و فرصت کمتری که برای تفکر و تحلیل دارند، انبوه قابلیت‌های بی‌استفاده صرفاً باعث سردرگمی آن‌ها می‌شوند. به قول آنتوان دو سنت‌اگزوپری، نویسنده و خلبان فرانسوی و خالق شازده کوچولو «یک طراح زمانی که دیگر چیزی برای اضافه کردن به کارش وجود ندارد، آن را کامل نمی‌بیند. بلکه زمانی طرح او کامل است که دیگر نشود چیزی از آن حذف کرد.» یا به‌قول لئوناردو داوینچی «سادگی، حد غایی پیچیدگی است.» در دنیای بس پرمشغله و پیچیده‌ی امروز این مفاهیم از هر زمانی بیشتر معنا پیدا می‌کنند. توجه به اینکه طرح‌ها و راهکارهای ما تا چه حد برای مخاطبانمان بار ذهنی ایجاد می‌کنند روز‌به‌روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. به‌خصوص که این فقط راهکارها و محصولات ما نیستند که برای مشتریانمان بار ذهنی تولید می‌کنند و مخاطب با انبوهی از محصولات و راهکارهای دیگر درگیر است. فرایندی که در راهکارها و محصولات ما به کار گرفته می‌شود باید به گونه‌ای باشد که کمترین بار ذهنی را به مخاطب تحمیل کند و فرایند انتخاب و تصمیم‌گیری او را هرچه بیشتر ساده کند. در این زمینه به‌عنوان یک مثال اگر به فروشگاه‌های آنلاین داخلی نگاهی بیندازیم، در حال حاضر دیجی‌کالا به‌عنوان موفق‌ترین فروشگاه آنلاین کشور محسوب می‌شود و دقیقاً همین مسئله تسهیل فرایند تصمیم‌گیری و انتخاب مزیت و عامل اصلی موفقیت این فروشگاه به‌حساب می‌آید. فرایند فیلتر کردن و یا نقدهایی که دیجی‌کالا برای هر محصول ارائه می‌دهد حتی هم‌اکنون هم در بسیاری از فروشگاه‌های اینترنتی دیگر هنوز به همان کیفیت وجود ندارد. تناقض انتخاب به‌عنوان فرصتی برای خلق مدل‌های کسب‌وکاری جدید به این مسئله می‌توان از بعد فرصت‌های بیزینسی جدیدی نیز نگریست که به برطرف کردن یا کاستن از این معضل مخاطبان امروزی می‌پردازند. مدل‌های کسب‌وکاری که ارزش کلیدی‌شان کاستن از بار ذهنی مخاطب، تسهیل در تصمیم‌گیری و انتخاب آن‌ها یا حتی تصمیم‌گیری به‌جای آن‌ها به‌حساب می‌آید. انواع ابزارهای تحلیلی که در حوزه‌های مختلف می‌توانند با تحلیل‌های رایانه‌ای تصمیم‌گیری را برای مخاطب ساده‌تر کنند یا پیشنهادهایی دقیقاً متناسب با نیاز مخاطب ارائه دهند از این دسته هستند. اما یکی از مدل‌های کسب‌وکاری جدیدی که اخیراً در این زمینه ظهور کرده است، مدل خرده‌فروشی اشتراکی (Subscription Retail Model) است که شاید یکی از مهم‌ترین دلایل استقبال مصرف‌کنندگان از آن همین مسئله کاهش بار ذهنی آن‌ها باشد. در این مدل‌ها یک دسته محصولی که معمولاً به‌صورت مستمر خریداری یا مصرف می‌شود (مواد غذایی، لوازم پیرایش و آرایش و حتی پوشاک) در قالب یک سرویس اشتراکی ماهانه یا سالانه برای مشتری ارسال می‌شود و دیگر مشتری لازم نیست دغدغه‌ی تمام شدن و خرید چنین اقلامی را داشته باشد. مثلاً Birchbox یک سرویس اشتراکی است که متناسب با پروفایل و سبک شخصی مشتری بسته‌های آرایشی/پیرایشی زنانه یا مردانه برای مشترکانش به‌صورت ماهانه پست می‌کند؛ یا وقتی یک مشترک در سرویس Stitch Fix ثبت‌نام می‌کند پس از پاسخ دادن به یک دسته سوالات در خصوص سبک شخصی‌اش، یک متخصص مد ۵ مدل لباس را متناسب با سلایق و بودجه مشترک انتخاب می‌کند و بسته پوشاک برای مشترک ارسال می‌شود و او می‌تواند یکی از آن‌ها را انتخاب و بقیه را بازپس بفرستد و رفته‌رفته بازخوردها باعث می‌شود گزینه‌های ارسالی هر بار بیشتر و بیشتر متناسب با سلیقه‌ی مشترک باشند (این را مقایسه کنید با ۱۰۰ها مدل لباسی که هنگام خرید از فروشگاه‌های فیزیکی و اینترنتی در معرض دیدمان قرار می‌گیرند). از این دسته سرویس‌های اشتراکی مثال‌های دیگری نیز وجود دارند مانند Carnivore Club که بسته‌های محصولات گوشتی را برای مشترکانش ارسال می‌کند یا Dollar Shave Club که بسته‌های تیغ اصلاح به همراه محصولات مکملش را ارسال می‌کند. همه‌ی این سرویس‌ها یا انتخاب را برای مشترکانشان ساده‌تر می‌کنند و از بمباران شدن آن‌ها با انبوهی از گزینه‌ها جلوگیری می‌کنند یا انتخاب‌های تکراری را که در بازه‌های زمانی مشخص فرد مجبور است انجام دهد حذف می‌کنند و آن را با یک پرداخت ساده‌ی ماهانه و حتی سالانه جایگزین می‌کنند. تناقض انتخاب معضلی است که بشر امروزی به‌شدت به آن دچار شده است و هر چه جلوتر می‌رویم و با افزایش گزینه‌های پیش رو این مسئله شدیدتر هم می‌شود؛ اما می‌توان از منظر ارزش‌آفرینی نیز به آن نگاه کرد و از فرصت‌های ایجاد شده در زمینه‌ی پاسخگویی به نیاز افراد در این زمینه بهره برد. ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 17 Oct 2016 13:51:53 GMT http://migna.ir/vdcf1edm.w6dc1agiiw.html ۷ شیوه برای حفظ بهترین کارمندان‌تان http://migna.ir/vdcef78x.jh8poi9bbj.html  اینوستوپدیا گزارش می‌دهد که تعلیم یک کارمند جدید برای رسیدن به نقطه‌ی برابری دخل و خرج به طور میانگین ۶.۲ ماه طول می‌کشد. این یعنی اگر یک کارمند کارش را رها کند، شش ماه طول می‌کشد که جانشین او را به سطح پایه برسانید. اما اگر یکی از تولیدکنندگان برترتان کارش را رها کند چه؟ بهترین عضو سازمان تان چه‌طور؟ نیروهای انسانی را نمی‌توان به راحتی عوض کرد. نفوذ سازمانی، روابط داخلی و خارجی و اثر دومینو (واکنش زنجیره‌ای) روی دیگر کارکنان باعث می‌شود که از دست دادن این آدم‌ها بسیار مخرب باشد.برای پیشگیری از این سناریو باید تغییراتی روی رفتار خود با ابرستاره‌های‌تان ایجاد کنید. در این نوشتار ۷ شیوه برای حفظ بهترین کارکنان‌تان می‌بینید. ۱. آنها را به طور مناسب و شایسته ارتقاء بدهید.زمانی که بهترین کارکنان‌تان کاری انجام می‌دهند که تفاوت ایجاد می‌کند، باید بابت آن سپاسگذار باشید. یکی از بهترین راه‌ها برای قدردانی، ارتقاءِ به جا و شایسته‌ی آنها است. این کار به باقی کارکنان نشان می‌دهد که شما قدردان تلاش زیاد آنها هستید، تلاشی که باعث سود و بهره‌وری شرکت می‌شود.یک نکته‌ی احتیاطی در این‌جا وجود دارد. اصل پیتر را فراموش نکنید. لارنس جِی. پیتر در کتاب کلاسیک خود در سال ۱۹۶۹ عقیده‌ی خود را به این شکل بیان می‌کند: "مدیران به سطح بی‌کفایتی‌شان در یک شغل می‌رسند." چیزی که در این‌جا باید بگوییم این است که اگر کارمندی به شغل خود علاقه دارد و در آن ماهر است، نباید به بهانه‌ی "پاداش دادن، " شغل او را تغییر دهیم. یک ارتقاء می‌تواند فقط به معنای تغییر در عنوان و حقوق باشد بدون این‌که در رضایت و بهره‌وری کارمند تغییری ایجاد کنیم.۲. بالاتر از نرخ معیار به آنها حقوق بدهید.برای استخدام و حفظ بهترین‌ها، باید بهترین حقوق را به آنها بپردازید. منظور ما این نیست که سطح حقوق این آدم‌ها به حدی بالا باشد که خنده‌دار به نظر برسد، اما حقوقی که مطابق با نرخ بازار یا پایین‌تر از آن باشد، به کارمندها القا می‌کند که برای کار آنها حقیقتا ارزش قائل نیستید. به علاوه حتی ممکن است کارشان را رها کنند. حقوق آنها را به ۲۰ تا ۴۰ درصد بالاتر از نرخ بازار برسانید.یک نکته‌ی مهم: آدم‌هایی که پست یکسانی دارند باید حقوق برابر نیز داشته باشند مگر این‌که دلیل قانونی یا قراردادی برای پرداخت حقوق بیش‌تر به یک نفر داشته باشید. تولیدکنندگان‌ برتر باید به اندازه‌ی ارزشی که دارند حقوق بگیرند، نه مطابق با معیاری که برای یک کارمند معمولی در آن پست تعیین شده‌است. ۳.پیشنهادات کارمندان‌تان را بشنوید و سپس آنها را به کار بگیرید.چه کسی می‌داند چه‌طور می‌توان کاری را درست انجام داد؟ آدم‌هایی که آن کار را به بهترین نحو ممکن انجام می‌دهند. اگر می‌خواهید نیروی کارتان را حفظ کنید، پس آنها را در فرآیند تصمیم‌گیری دخیل کنید. یک "ناحیه‌ی امن" ایجاد کنید برای سوالات سختی که درباره‌ی آن‌چه باید تغییر کند، می‌پرسید... سپس صحبت‌های آنها را تا آخر گوش بدهید. شاید نتوانید همه ی توصیه‌های آنها را به انجام برسانید، اما در جایی که امکان‌اش است تغییر ایجاد کنید و اجازه بدهید که آنها بدانند برای پیشنهادات‌شان ارزش قائل هستید.۴. نوآوری‌های خلاقانه را تشویق کنید.نکته‌ی قبلی در رابطه با تغییر دادن وضعیت کنونی بود؛ این نکته درباره‌ی تغییر دادن آینده است. زمان و منابع را در اختیار بهترین کارکنان‌تان بگذارید تا ایده‌های تازه و جدید را آزمایش کنند. این کار باعث می‌شود آنها همیشه در کارشان متعهد باشند و حتی باعث ایجاد یک جریان درآمد دیگر شوند. بسیاری از آدم‌ها عاشق خلق کردن هستند. اجازه بدهید همین کار را بکنند؛ این باعث می‌شود که همه‌ی آدم‌های مشمول سود ببرند.۵. آدم‌های مرده‌بار را کنار بگذارید.این کار ممکن است سخت‌ترین کار باشد. احتمالا در سازمان شما هم آدم‌هایی وجود دارند که مانع پیشرفت دیگران می‌شوند. آنها به خاطر نداشتن اخلاق کاری، منفی بودن، تولید پایین‌تر از سطح استاندارد، شایعه و دخالت در سیاست‌های دفتر کار، یک غده‌ی سرطانی در تیم شما هستند. آدم‌های بزرگ باید با آدم‌های بزرگ کار کنند. کارکنانی را که دیگران را از کارشان عقب می‌اندازند، حذف کنید. ۶. رقابت دوستانه را در محیط کار ترویج کنید.رقابت باعث می‌شود بهره‌وری آدم‌ها افزایش بیابد. تیم‌های سازمان خود را برای کار روی مشکلات مشابه یا پروژه‌هایی که خط زمانی مقارن دارند، گرد هم بیاورید. یک پاداش کوچک را برای تیمی که بالاترین کیفیت را در کوتاه‌ترین زمان ارائه می‌دهند، در نظر بگیرید (مثلا یک وعده شام در رستوران برای کسانی که برنده می‌شوند). رقابت سرگرم کننده، هیجان انگیز و بسیار جذاب است. آدم‌های متعهد همیشه آماده‌ی رقابت خواهند بود. ۷. آنها را به باد انتقاد و سرزنش نگیرید.کارمندان بزرگ می‌دانند که چه کاری را در چه زمانی باید انجام بدهند. گوشزد کردن مداوم و مدیریت ذره‌بینی باعث می‌شود که کارشان را نهایتا رها کنند. کار یا پروژه را به آنها محول کنید و برای پاسخ دادن به سوال‌های‌شان آماده باشید، سپس آنها را به حال خودشان بگذارید. آنها نهایت تلاش خود را خواهند کرد بدون این که کسی مدام بالای سرشان باشد.هیچ کس دوست ندارد ببیند که کارمند بالیاقت‌اش شغل خود را برای رفتن به یک سازمان دیگر ترک کند. و در بسیاری از موارد، این موضوع غیر قابل اجتناب است. شما به عنوان یک رهبر باید هر کاری لازم است انجام بدهید تا کارکنان برتر مشغول به کار در شرکت‌تان را حفظ کنید.اگر شما این تغییرات پیشنهاد شده را اعمال کنید، فرصت خوبی برای افزایش تعهد و حفظ بهترین کارکنان‌تان دارید. شاد نگه داشتن آنها تاثیر مثبتی روی جمع کل درآمد شرکت‌تان خواهد داشت.-منبع: صدای اقتصاد   ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 06 Mar 2016 06:21:33 GMT http://migna.ir/vdcef78x.jh8poi9bbj.html اگر بدهی و قسط دارید بخوانید! http://migna.ir/vdcf1edm.w6dt0agiiw.html به‌گزارش پایگاه اینترنتی چیت‌شیت، بدهی‌های مالی نه تنها برای سلامت زندگی مالی شما اصلا خوب نیست، بلکه می‌تواند بر سلامت روحی شما نیز اثر سوء بگذارد. احتمال ابتلای افرادی که بدهی‌های کوتاه مدت دارند به علایم افسردگی بیشتر است. نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد حجم بالای بدهی‌ها همچنین سطح استرس را در افراد افزایش می‌دهد و منجر به افزایش فشار خون خواهد شد. بهترین راه مقابله با استرس‌های مرتبط با بدهی این است که با یک عصای جادویی این بدهی‌ها را بزدایید. متاسفانه، تا زمانی‌که آنقدر خوش شانس نباشید تا یک باد شدید این بدهی‌ها را از زندگی شما بزداید، این بدهی‌ها احتمالا مدتی طولانی به قوت خود باقی خواهد ماند. بسته به آنکه چه اندازه بدهی دارید، دوره اقساط و تصفیه بدهی‌ها ممکن است حتی دهها سال طول بکشد و حفظ انگیزه تا زمان صاف شدن این بدهی‌ها کاری بس دشوار خواهد بود. اگرچه، احساس یاس در مسیر پرداخت بدهی‌ها، طبیعی است اما نباید این ناامیدی دائمی شود. در این گزارش راهکارهایی را که کمک می‌کند تا در مسیر پرداخت بدهی‌ها، همچنان ثابت قدم و با انگیزه بمانید، اشاره می‌کنیم. اطلاع از نرخ بهره بدهی‌ها و اقساط آیا می‌دانید نرخ سودی که به اقساط شما تعلق می‌گیرد چقدر است؟ اطلاع از نرخ سود روزانه اقساط، به شما انگیزه می‌دهد تا هزینه‌های خود را کنترل کنید. هروقت در توانتان بود قسط بیشتری بدهید احتمالا نهایت سعی خود را می‌کنید تا با توجه به بودجه‌ای که دارید بیشترین پرداخت اقساط و بدهی‌ها را داشته باشید. اما اگر بتوانید در پاره‌ای از اوقات که پولی دست‌تان می‌رسد، قسط و بدهی بیشتری بپردازید، آن وقت خواهید توانست دوره اقساط خود را به میزان قابل توجهی کاهش دهید. خود را بیش از اندازه محروم نکنید وقتی بدهی فراوانی دارید، سعی می‌کنید بسیاری از هزینه‌های اضافی خود را کاهش دهید و از ریال به ریال پولی که پس‌انداز می‌کنید، برای به حداقل رساندن بدهی‌های خود استفاده کنید. گرچه این استراتژی شاید فقط برای عده‌ محدودی کارایی داشته باشد اما نباید خود را از لدذت‌های زندگی که به شما انگیزه و روحیه می‌بخشد، محروم کنید. خودرا با دیگران مقایسه نکنید برای آنکه در مسیر پرداخت بدهی‌های خود مثبت‌اندیش و با انگیزه باقی بمانید بهتر است تمام تمرکزتان را روی خودتان بگذارید نه روی اینکه دوستان و آشنایانتان چه وضعیتی دارند یا به کجا رسیده‌اند؛ سرزنش کردن خودتان، به دلیل اینکه اطرافیانتان موفق‌تر از شما هستند، کار راحتی است اما جنگیدن برای اثبات موفقیت خود به دیگران بسیار مهم‌تر است. بزرگ بیندیشید و فکرهای خوب بکنید با فکر کردن به اینکه پس از رهایی از شر بدهی‌ها چه کارهای مهمی می‌توانید بکنید، خود را با انگیزه نگه دارید. به این فکر کنید که با صاف شدن بدهی‌ها می‌توانید خانه بخرید، از شغل وحشتناکی که دارید خلاص شوید و تشکیل زندگی دهید، می‌تواند انگیزه خوبی باشد برای اینکه بدهی‌های خود را بپردازید.- اقتصادنیوز ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 11 Feb 2016 04:36:02 GMT http://migna.ir/vdcf1edm.w6dt0agiiw.html ایرانی‌ها چگونه گذران وقت می‌کنند؟ http://migna.ir/vdcbswbf.rhba5piuur.html مرکز آمار ایران جزییات کامل طرح گذران وقت در نقاط شهری ایران را منتشر کرد که براساس آن، جوانان بیشتر وقت خود را در ۲۴ ساعت روز به مراقبت های شخصی طی می کنند. - طرح آمارگیری گذران وقت با هدف ارائه اطلاعات مربوط به شناخت نوع و مدت زمان فعالیت های انجـام شـده توسـط افـراد جامعـه و بررسـی تغییرات شیوه ی زندگی افراد، نخستین بار برای یک دوره آماری یک ساله در فصول پاییز و زمستان سال 1387 و بهار و تابستان 1388 توسط دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری تهیه، طراحی و اجرا شد. از آنجا که این طرح بر اساس تجربیات سایر کشورها و استفاده از تعاریف و طبقه بندیهای بین المللی طراحی و اجرا شده است، می تواند بـرای ارائه آمارها و شاخص ها، در سطح ملی مورد استفاده قرار گیرد. این امر امکان مقایسه با آمارهای بین المللی در زمینه الگوی گذران وقت را نیـز فراهم می سازد. دوره آماری بعدی این طرح در فصل های پاییز و زمستان سال 1393 و بهار و تابستان سال 1394 در نقاط شـهری کشـور اجـرا شـد. اطلاعات ارائه شده در این طرح به نتایج این طرح در بهار سال 1394 اختصاص دارد. در این آمارگیری جمع آوری اطلاعات توسط خـانوار بـه روش خـود تکمیلـی انجـام شد. به این ترتیب که خانوار با توجه به توضیحات مأمور آمارگیر و راهنمای خانوار که در اختیار وی قرار می گرفت شرح فعالیت های خـود را در طول یک شبانه روز به تفکیک دورههای زمانی 15 دقیق های به طور دقیق و شخصاً در پرسشنامه ثبت کرده و در زمان مراجعه مأمور آمـارگیر تحویل وی می داد. همچنین در این طرح حوزه های خانوارهای نمونه از چارچوب سرشـماری عمـومی نفـوس و مسـکن سـال 1390 انتخـاب و فهرست برداری مجدد قبل از زمان اجرای طرح در فصل پاییز 1393 انجام شده است. به منظور برآورد تغییرات متوسط زمان سپری شده توسـط افراد برای فعالیت های مختلف، از روش نمونه گیری چرخشی استفاده شده است دو ساعت و ۵۲ دقیقه فعالیت شغلی براساس این بررسی آماری فعاليت‌هاي وقت گذران جوانان بين 15 تا 24 ساله نشان مي‌دهد بعد از گروه فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي (13 ساعت و 13 دقيقه)، متوسط بيشترين زمان صرف شده در يك شبانه روز، به گروه فعاليت‌هاي آموزشي و فراگيري با 3 ساعت و 33 دقيقه و پس از آن استفاده از رسانه‌هاي جمعي با 2 ساعت و 8 دقيقه اختصاص داشته است. همچنین ايرانيان به طور ميانگين دو ساعت و 52 دقيقه در طول شبانه روز را به فعاليت‌هاي شغلي اختصاص مي‌دهند. اين رقم در گروه مردان چهار ساعت و 58 دقيقه و در گروه زنان 46 دقيقه برآورد شده است اما نكته قابل توجه آنكه ميزان زمان سپري شده با مدرك تحصيلي افراد رابطه مستقيم دارد به طوري كه در گروه‌هاي مختلف تحصيلي بالاترين زمان سپري شده براي كار به افراد داراي دكتراي تخصصي با 4 ساعت و 11 دقيقه اختصاص دارد و كمترين زمان سپري شده براي فعاليت‌هاي شغلي در گروه سوادآموزان بوده است. بنا بر اين تحقيق ميزان هرچه مدرك تحصيلي به مقاطع بالاتر مربوط شود، ميزان ساعت‌هاي اشتغال هم افزايش مي‌يابد. به طور كلي مي‌توان گفت در گروه افراد تحصيلكرده تعداد بيكاران و زناني كه فقط به خانه‌داري مشغول هستند به مراتب كمتر از گروه مقاطع تحصيلي پايين‌تر است.            روزانه ۱۶ دقیقه ورزش بررسی الگوي گذران وقت افراد 15 ساله و بيشتر براساس نتايج فصل نشان مي‌دهد كه بعد از فعاليت نگهداري و مراقبـت شخصـی، متوسط بيشترین زمان صرف شده در شبانه روز مربوط به گروه فعاليت خانه داري با 3 ساعت و 12 دقيقه و فعاليت هاي شغلي با 2 ساعت و 52 دقيقه و استفاده از رسانه‌هاي جمعي با 2 ساعت و 1 دقيقه و همچنين متوسط كمترين زمان صرف شده در شبانه روز مربوط به گروه فعاليت داوطلبانه و خيريه برابر با 2 دقيقه بوده است. فعاليت‌هاي وقت گذران جوانان بين 15 تا 24 ساله نشان مي‌دهد بعد از گروه فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي (13 ساعت و 13 دقيقه)، متوسط بيشترين زمان صرف شده در يك شبانه روز، به گروه فعاليت‌هاي آموزشي و فراگيري با 3 ساعت و 33 دقيقه و پس از آن استفاده از رسانه‌هاي جمعي با 2 ساعت و 8 دقيقه اختصاص داشته است. متوسط كمترين زمان صرف شده در يك شبانه روز توسط اين گروه سني نيز مربوط به گروه فعاليت‌هاي داوطلبانه و خيريه و برابر يك دقيقه بوده است. علاوه بر این، آمار ها نشان می دهد ایرانی روزانه به طور متوسط تنها ۱۶ دقیقه ورزش می کنند، ۲ دقیقه فعالیت داوطلبانه و خیرخوانه می کنند و روزانه ۱۸ دقیقه تفریح می کنند. الگوي فعالیت هاي گذران وقت در روزهاي تعطیل و غیرتعطیل بررسی شیوه فعالیت هاي گذران وقت افراد در روزهاي تعطیل و غیرتعطیل نشان می دهد، افراد در روزهـاي غیرتعطیـل در سـه گـروه"کـار و فعالیت هاي شغلی" به طور متوسط با 3 ساعت و 3 دقیقه " فعالیتهاي آموزشی" با 56 دقیقه و "خانه داري" با 3 سـاعت و 13 دقیقـه، زمان بیشتري را نسبت به روزهاي تعطیل اختصاص داده اند و در سایر گروه هاي فعالیت بجز فعالیت هـاي داوطلبانه و خیریـه، متوسـط زمـان صرف شده افراد در روزهاي تعطیل بیش از روزهاي غیرتعطیل بوده است که بیشترین آن مربوط به "نگهداري و مراقبت شخصی"با 13 سـاعت و 57 دقیقه،"مشارکت اجتماعی یا ارتباطات اجتماعی به طور متوسط با 1 ساعت و 20 دقیقه و "استفاده از رسانه هاي جمعی" با 2 سـاعت و 14 دقیقه بوده است. نتایج این بررسی نشان می دهد، به طور متوسط بیشترین زمان صرف شده در روزهاي تعطیل و غیرتعطیل، مربوط به فعالیـت هـاي خانـه داري بعد از گروه فعالیت نگهداري و مراقبت شخصی بوده است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 28 Dec 2015 05:18:31 GMT http://migna.ir/vdcbswbf.rhba5piuur.html برای موفقیت مالی، ریاضی یاد بگیر! http://migna.ir/vdcjtxet.uqexmzsffu.html زندگی شما مجموعه ای از نتایجی است که هرکدام به دنبال یک تصمیم به وجود آمده اند. این تصمیمات در طول زمان رفته رفته شرایط پیرامون شما را شکل می دهند و کیفیت انجام امور را معین می سازند. در زمینه مالی نیز باید ریشه هر نوع موفقیت یا شکست را در تصمیمات فرد جستجو کرد. تصمیماتی که اگر نادرست اتخاذ شوند؛ می تواند به نتایج نامطلوبی انجامیده و رفاه و آسایش افراد را تحت تاثیر قرار دهد. البته هیچ کس به صورت ارادی و با میل شخصی اشتباه نمی کند بلکه تمامی تصمیمات نادرست ریشه های مشخصی دارند که بدون برطرف نمودن آنها شرایط تغییر نخواهد کرد و اشتباهات ادامه خواهد یافت. موارد زیر از جمله مهم ترین عوامل اشتباه افراد در تصمیم گیری های مالی و اقتصادی است. 1- فقر، خستگی و فرسودگی به راستی چرا افراد وام هایی با بهره بالا می گیرند؟ یا وسیله ای را که می توان با قیمت مناسبی خریداری کرد به بهای بسیار بالاتر می خرند؟ چرا در حالی که می توان غذاهای سالم و ارزانی را در خانه تهیه کرد، خود را با غذاهای بی کیفیت و گران بیرون از خانه سیر می کنند؟ دلیل ولخرجی های بیهوده، آن هم در شرایط بحران مالی چیست؟ چرا افراد چنین خطاهای آشکاری را مرتکب می شوند؟ حقیقت آن است که احتمال تصمیمات نادرست مالی از سوی افراد فقیر بسیار بیشتر است. مطالعات نشان می دهند که این افراد بیشتر از پس انداز مشغول قرض گرفتن هستند و روز به روز وضعیت خود را سخت تر می کنند. البته نباید این افراد را برای تصمیمات اشتباه ملامت کرد. شرایط روانی و اجتماعی دشوار می تواند هر کسی را به خطا بیندازد و تصمیم گیری درست تحت فشار شدید بسیار مشکل است. براساس پژوهش بانک جهانی، مشکلات شناختی ناشی از کمبود پول و بدهی نمره هوش افراد را تا 13 واحد کاهش می دهد و ممکن است به شرایط نامطلوبی چون اعتیاد و استرس شدید منجر شود. به علاوه افراد کم درآمد کمتر فرصت استراحت پیدا می کنند. آنها اجازه خسته شدن ندارند و نمی توانند به سفر بروند. طبیعی است که این وضعیت با گذشت زمان منجر به فرسودگی شدید مکانیزم شناختی می شود و این ضعف ارزیابی منجر به اخذ تصمیمات نادرست و تحقق نتایج ناگوار خواهد شد.  برای پرهیز از این مساله باید چرخه معیوب فقر قطع شود. به یاد داشته باشید که فقر فقر می آورد. از این رو اگر به دنبال بهبود شرایط مالی و تصمیمات مطلوب هستید، پیش از هر چیز باید از فشارها بکاهید و امور را سر و سامان دهید. فرسودگی و خستگی ناشی از فقر عامل فقر بیشتر خواهدبود. 2- نداشتن خودکنترلی از دهه شصت تاکنون، مجموعه آزمایشاتی برای ارزیابی توانایی های روانی افراد به کار گرفته شده و در آنها تلاش شده است معنا و جهت گیری مالی افراد از طریق رفتارهایی خاص ارزیابی شود. براساس یکی از آنها، به گروهی کودک پیشنهاد می شود یک شکلات را فورا بگیرند یا آنکه دو شکلات را در آینده دریافت کنند. برای این کار، کودکان در اتاقی با یک شکلات تنها گذاشته می شوند و بنا است اگر آن شکلات را نخوردند، به عنوان جایزه شکلات دیگری دریافت نمایند. نتایج حاصل از این آزمایش به طور معمول نشان دهنده آن است که بیشتر کودکان نمی توانند این مدت زمان را صبر کنند و با خوردن شکلات امکان دریافت جایزه را از دست می دهند. این یافته ها به عنوان پایه ای برای تحلیل رفتارهای مالی مورد استفاده قرار گرفته است. محققان معتقد هستند که در چنین مواردی، رفتار فرد بیش از آنکه به ضریب هوشی و سایر عوامل شناختی مرتبط باشد، نتیجه سطح خودکنترلی او است. همه کودکان به صورت طبیعی مایل به دریافت شکلات بیشتری هستند، اما اغلب آنها نمی توانند میل خود را برای لذت آنی کنترل کنند و همین امر باعث از دست رفتن فرصت می شود. این شرایط ساده در زندگی پیچیده بزرگسالی نیز حاکم است. به این صورت که بسیاری از تصمیمات نادرست نتیجه ناتوانی ما در شناخت موقعیت و گزینه مناسب نیستند، بلکه ناشی از این مساله هستند که قادر به کنترل احساسات و امیال آنی خود نیستیم و سرمایه یا امکانات خود را صرف هیجانی آنی می کنیم. هیجاناتی که برآوردن آنها فرصت موفقیت آینده را از ما سلب می کند. 3- عوامل ژنتیکی مطالعات مرتبط با کنترل احساسات، که در بخش پیش به آنها اشاره شد، توجه محققان را به عوامل ژنتیکی جلب کرده است در این زمینه یافته ها حکایت از آن دارند که بخشی از ناکامی های افراد در پس انداز و موفقیت مالی به شیوه عملکرد والدین وابسته است. به معنا که ظاهرا ژنی خاص در بخری وجود دارد که آنها را به سوی موفقیت و تصمیمات درست هدایت می کند و نبود آن به خطا و شکست می انجامد. البته درخصوص میزان تاثیرگذاری این عامل میان صاحب نظران اختلافاتی وجود دارد. با این حال اغلب آنها وجود چنین ژنی را تایید می کنند. براساس پژوهش های عصب شناختی، این ژن در انسان سطح دوپامین را کنترل می کند و با اخذ تصمیمات درست ارتباط دارد. این ژن هم چنین بر استعداد فرد برای تجزیه و تحلیل داده های مالی تاثیرگذار است. البته باید به این توجه داشته باشید که در خصوص چگونگی عملکرد ژن ها و میزان تاثیر آنها مباحث همچنان ادامه دارد. به طور مثال، برخی ضمن تایید تاثیر این عامل ژنتیکی، بر نقش آموزش و تربیت در نحوه ظهور تاثیرات ژنتیکی تاکید دارند. از این رو نباید با تکیه بیش از اندازه بر وجود ژنتیکی امید به بهبود را از دست بدهید و راهی برای توجیه خطاهای مالی خود پیدا کنید. به یاد داشته باشید که در نهایت، این شما هستید که نتایج حاصل از تصمیمات را تحمل خواهید کرد. 4- سن بالاتر یا پایین تر از 53 سال براساس پژوهش های مرتبط با رفتار مالی، سن ایده آل برای اخذ تصمیمات مالی 53 سالگی است. افراد در سنین بالاتر یا پایین تر خطاهای بیشتری را مرتکب می شوند که البته چگونگی انجام این خطاها با یکدیگر متفاوت است. به طول مثال، در سنین جوانی ریسک پذیری بیشتری وجود دارد، افراد بیشتر بدهی به بار می آورند و ولخرج تر هستند. در مقابل، افراد مسن با از دست دادن توانایی های شناختی و کاهش ضریب هوشی مواجه اند که این امر منجر به اخذ تصمیمات نادرست می شود. به علاوه ریس پذیری نیز در سنین بالا کاهش می یابد، حافظه فرد تحلیل می رود و همه این موارد ضریب خطا را بیشتر می کند. از این رو، افراد مسن با از یاد بردن برخی اطلاعات با اهمیت، تصمیماتی نامتناسب اخذ کرده و خود را به دشواری می اندازد. اگر جوان و بی تجربه هستید، استفاده از مشاوره افراد مجرب را فراموش نکنید. این اطلاعات می تواند شما را در موقعیت های پیچیده یاری کند و از احتمال وقوع خطا بکاهد. در مقابل، اگر در سنین بالاتر از پنجاه سالگی قرار دارید، باید از مشاوران برای آگاهی از اطلاعات دقیق و افزایش ریسک پذیری خود استفاده نمایید. این گونه مشاوره ها به شما اجازه می دهد تجارب خود را در مسیر موفقیت به کار گیرید و از تصمیمات نادرست پرهیز نمایید. 5- ضعف در ریاضیات فرض کنید قیمت یک گوشی موبایل و وسایل جانبی آن روی هم 110 هزار تومان باشد. اگر قیمت موبایل صد هزار تومان بیشتر از قیمت وسایل جانبی آن باشد، قیمت هر کدام از آنها چقدر است؟ اکثر افراد در پاسخ به سوال خواهند گفت که قیمت موبایل 100 هزار تومان و قیمت وسایل 10 هزار تومان است. پاسخی که کاملا نادرست است. چرا که در این حالت قیمت موبایل 90 هزار تومان بیشتر از وسایل جانبی خواهد بود. پاسخ درست در اینجا آن است که قیمت موبایل 105 هزار و قیمت وسایل 5 هزار تومان خواهد بود. این مثال به خوبی نشان می دهد که بسیاری از ما، برخلاف تصور خودمان، در محاسبات عددی و ریاضی ضعیف هستیم. از این رو در هنگام سرمایه گذاری یا کسب و کار براساس تحلیل نادرست ریاضی، تصمیمات اشتباهی می گیریم. این گونه خطاها در مشاغل خرده فروش و کوچک بسیار رایج است و گاه به نابودی کسب و کار می انجامد. در چارچوب دیدگاههای کلاسیک اقتصادی، تمامی کنش گران بازار براساس عقلانیت عمل می کنند، در حالی که واقعیت جز این است. مسائل پولی و مالی بسیار پیچیده  هستند و تحلیل دقیق آنها به توانایی ریاضی بالایی نیاز دارد و بسیاری افراد بدون دارا بودن این توانایی، تصمیمات کاملا غیرعقلانی می گیرند! اگر به دنبال موفقیت مالی و سرمایه گذاری موفق هستید، ریاضی بیاموزید. 6- غفلت از بازنشستگی و مرگ بسیاری از افراد در سنین جوانی بر این باور هستند که شرایط همواره به صورت مشابه پیش خواهد رفت. آنها سنین پیری، بازنشستگی و مرگ را از یاد می برند و از همین رو، تصمیماتی می گیرند که در بلندمدت نادرستی آنها نشان داده خواهدشد. اگر فردی در سنین پایین به فکر دوران کهولت خود نباشد، بیمه مناسبی تهیه نکند و سرمایه کافی اندوخته ننماید، طبیعی است که در همان زمان نادرستی این تصمیمات را در نخواهد یافت. جوانی انرژی و میل کافی را برای کار کردن در او ایجاد می کند. اما زمانی که به سنین بالاتر رسید خطای خود را در خواهد یافت، اما در اغلب موارد این آگاهی بسیار دیر به دست می آید و دیگر کاری از دست فرد ساخته نیست. به علاوه نامشخص بودن زمان مرگ نیز ممکن است تصمیماتی را دامن بزند که نه تنها خود فرد بلکه بازماندگان او را نیز تحت تاثیر قرار دهد. بی توجهی به بیمه عمر و نداشتن صندوقی برای تامین آینده بازماندگان از جمله این خطاها و تصمیمات نادرست است که آثار و عواقب آن اغلب فراتر از تصور خواهد بود. 7- ناتوانی در مواجهه با انتخاب های پیچیده و دشوار برخلاف بیشتر توصیه های عمومی اقتصادی، شرایط زندگی واقعی بسیار پیچیده و دشوار است. در اغلب مواقع، گزینه های متنوع و متداخلی وجود دارد که فرد در برابر آنها گیج شده و از اخذ تصمیم درست باز می ماند. مطالعات روان شناختی نشان می دهد که انسان ها در برابر گزینه های پیچیده و پرتعداد قادر به تصمیم گیری عقلانی نیستند و بیشتر انتخاب ها به نادرستی و از روی شانس صورت می گیرد. در یکی از آزمایش های مرتبط با رفتارشناسی مالی، از افراد خواسته شد تا از میان تعدادی شیشه مربا یکی را انتخاب کرده وب ه رایگان برای خود بردارند. در گروه نخست سه شیشه در مقابل انتخاب کنندگان قرار گرفت، در حالی که گروه دووم باید از میان بیست شیشه انتخاب می کردند. نتایج نشان دادند که افراد در مواجهه با تعداد اندک گزینه ها به سادگی و براساس حواس خود دست به انتخاب می زدند در حالی که انتخاب از میان 20 شیشه بسیار دشوار و زمان بر بوده است. این وضعیت بر تمام زندگی ما نی زحکم فرما است. زمانی که گزینه های پیش رو اندک و واضح هستند، می توانیم به آسانی تصمیم گیری نماییم. اما اگر تعداد انتخاب ها زیاد شود، اخذ تصمیم بسیار پیچیده می شود. از این رو برای تسهیل فرآیند تصمیم گیری و انتخاب مناسب از میان گزینه های متفاوت مالی (شغل، سرمایه گذاری، بیمه و...) باید تعداد انتخاب ها را محدود کرد و آنها را براساس اولویت مرتب ساخت. در این مرحله فرد نباید خود را درگیر تصمیم گیری نماید. پس از انجام این فرآیند، می توان از میان گزینه های محدود، انتخابی آسان تر و با مطلوبیت بیشتر انجام داد. 8- تقلید از دیگران یکی از راه های معمول در برابر دشواری تصمیم گیری پیروی از عملکرد قبلی دیگران است. انسان ها این گونه واکنش را از دوران کودکی می آموزند و بعدتر نیز به طور پی در پی آن را به کار می گیرند؛ بی توجه به آنکه این روش کاملا نادرست است و می تواند به تصمیماتی مرگبار منجر شود. هر فرد براساس روش زندگی، اولویت ها و نیازهای مستقیم خود دست به انتخاب می زند. طبیعی است که دیگران نمی توانند از این تصمیم پیروی کنند، چرا که شرایط حاکم بر زندگی آنها به طور کامل متفاوت است. از این رو تقلید از عملکرد دیگران باید متقوف شود و هر فرد صرفا براساس شرایط و اولویت های خود دست به انتخاب بزند. ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 10 Dec 2015 03:06:39 GMT http://migna.ir/vdcjtxet.uqexmzsffu.html واقعا چرا می خواهید پولدار شوید؟! http://migna.ir/vdch-inx.23nkxdftt2.html برای همین است که همه پسرها از بدو تولد زور زورکی هوش و ذکاوت اقتصادی دارند و قطعا خیلی خوب دو را با دو جمع می کنند به طوری که نتیجه اش خیلی خاص تر و خالص تر از نتیجه دخترانه است و از همان زمان به صرف پسر بودنشان باید رشته های فنی و مهندسی و ریاضی را بخوانند یا در آینده اگر نمی توانند فرد مفیدی برای جامعه شوند، حداقل چند تومانی از رشته شان به دست بیاورند و دستشان را از جیب پدر بیرون بکشند. این جبر خوب است یا بد، بگذارید خودشان در موردش قضاوت کنند، اما من می گویم خیلی هم خوب نیست، آنها حتی فرصت انتخاب ندارند، حداقل همه شان این فرصت را برای خودشان ایجاد نمی کنند. آنها قبول می کنند که همان وقت که شتر جنسیت موقع ورز دادن گل شان کنارشان نشسته، راه شان را مشخص کرده است و حالا باید مانند یک ساربان خوب، این شتر را یک جایی ببرند و بنشانند. برای همین خیلی هایشان همین قدر که کاری داشته باشند، پولی به دست بیاورند و به هر حال دستی در جیب خود داشته باشند، عالی است، حالا هر چقدر پول و کار چرب تر و بهتر باشد، چه کسی بدش می آید؟ یک شانس بزرگ تر است. حالا آنهایی که بهترین شغل دنیا، یعنی پدر پول دار را دارند، یا رگ های دارند که می گوید این شغل و درآمد در شأن تو نیست، باید بیشتر به دست بیاوری، جدا از خیل عظیم و عمومی مردان هستند. اما در ذات شان، مردها به دلیل همان جبر طبیعی چندان مختار نیستند، این هوش اقتصادی زورکی، به ضررشان تمام شده، حداقل برای بیدار کردن قدرت مال خواهی شان. اما زن ها، همین که این جبر را ندارند، انگار فرصت بیشتری برای تلاش اقتصادی دارند. یعنی فرصت طلایی برای آن که به پول به عنوان یک ارزش نگاه کنند نه فقط رفع نیاز و تلاش کردن، منظور از تلاش، کار کردن و چندرغاز درآمد داشتن نیست. منظور این نیست که حساب کنید چهار سال درس خواندید، دانشگاه آزاد رفتید، حالا به این در و آن در بزنید، به صد نفر رو بیاندازید، گزینش شرکت کنید، 50 تا دروغ بگویید و اعتقادات عجیب و غریب برای خودتان بسازید تا بلکه استخدام شوید و بعد حساب کنید. اگر یک وام از اینجا بگیرید و به محض تمام شدن اقساطش وام دیگری جور کنید و ناهار و بستنی نخورید، سینما نروید، با همین یک دست لباس بسازید، می توانید پس اندازی داشته باشید. به هر حال، آدم بعد از 5 سال یا 10 سال کار کردن، باید یک باره خودی نشان بدهد. اگر جزو این دسته هستید، بعید می دانم خط خیلی مشخص و روشنی از مردها داشته باشید. حداقل آنها برای روز کار می کنند و نیم نگاهی هم به آینده دارند، شما که همه را گذاشته اید برای آینده، آن هم خیلی مورچه وار. نمی گویم بد است، اصلا نقدی ندارم، اما می گویم: «اینجا قرار است در مورد اقتصاد جنسیتی حرف بزنیم، یعنی زنان قدرت مند و پولدار. دقیقا «پولدار». حالا که تکلیف مان را با هم مشخص کردیم، لطفا بیایید و تکلیف تان را با خودتان هم مشخص کنید. دیدگاهتان در مورد پول چیست؟ این دیدگاه خیلی مهم است، همین است که همه جنبه های مهم موفقیت مای شما را مشخص می کند. دقیقا بگویید به چقدر پول احتیاج دارید؟ من دوستی دارم که یک رقم مشخصی را در هر شرایطی می گوید. 10 سال پیش می گفت اگر ماهی 500 هزار تومان پول به حسابم بیاید، خوشحال خواهم بود و الان یکی دو سال است که رقم سه میلیون تومان را برای خود تعیین کرده است. به اعتقاد او ماهی سه میلیون تومان رقمی است که به راحتی با آن می توان زندگی کرد، در عین حال نیازی نیست کار کنی و چشم به درآمد آخر ماه داشته باشی و مهم تر این که با این رقم می توان هم خرید کرد و هم سفر رفت. رقم شما چقدر است؟ با چه میزان پول در ماه خوشحال خواهید بود؟ سفری که برای خودتان در نظر گرفته اید، چقدر هزینه دارد؟ یک سفر معمولی یا رویایی است؟ جواب این سوالات را بدهید، خیلی مهم است که بدانید کجای دنیای اقتصاد ایستاده اید. همان طور که به سوال قبلی فکر می کنید و رقم آن را مشخص می کنید، لطفا فکر کنید و بگویید برای به دست آوردن این میزان پولی که تعیین کردید، چقدر حاضرید از جان مایه بگذارید؟ دوست تاجری دارم که در جوانی بسیار خوش درخشیده و توانسته از نقطه ای به اصطلاح صفر، به جایگاه قابل قبولی دست پیدا کند.   حالا هرگاه دوستانش بخواهند از سخت کوشی او تعریف کنند و دلیل موفقیت های مالی اش را بیان کنند، اولین نکته ای که می گویند این است: «او برای 6 ماه اصلا نخوابید.» و من در جواب می گویم: «اگر با شب نخوابیدن آدم پولدار می شود، من حسابی دستم در این آتش است، بگویید چند ماه نخوابم و ماهی چقدر درآمد خواهم داشت؟» من واقعا قصد تمسخر او را ندارم، اما لطفا شما هم تایید کنید که بعید است آدمی فقط با نخوابیدن تاجر خوبی شود و نان روغنی بخورد. برای همین می گویم: «برای پولدار شدن، چقدر می خواهید مایه بگذارید؟» اما اصلی ترین سوالم، چرا می خواهید پولدار شوید؟ به دنبال آزادی هستید یا استقلال یا امنیت و یا پرستیژ اجتماعی؟ خیلی از کسانی که من با آنها مراوده داشته ام دلیل کار کردن و کسب درآمدشان را همین موارد ذکر کرده اند، اما راستش را بخواهید با کمتر زنی مواجه شده ام که بخواهد از طریق کار و تلاش ثروتمند شود، همه کار می کنند، اما کسی به ثروت فکر نمی کند. حداقل کمتر کسی است که به ثروت فکر کند. اما یک نکته را در نظر داشته باشید، پول هدف نیست، فقط یک ابزار است برای رسیدن به مقاصد مالی و اقتصادی که رد زندگی برای خود تعریف کرده اید. داشتن خودروی خوب، حسابی بانکی پر از صفر، اسناد املاک یا سرمایه گذاری در بازارهای مختلف که می تواند صفرهای حساب شما را بیشتر کند. پس از همین ابتدا سنگ بنای خود را درست بگذارید و خوب جاگیرش کنید. شما قرار است به بالا بروید،  حسابی برای خودتان نقطه اوج را در نظر بگیرید، حالا یک نردبان ارزشی برای خود بسازید. چرا پول می خواهید و چرا پول برایتان ارزشمند است؟ آزادی، امنیت، استقلال، خوشبختی، آرامش خاطر، احترام. شاید ارزش های دیگری هم در ذهن داشته باشید، پس همه را بنویسید، بعد از آن هدف هایتان را دسته بندی کنید. هدف از کسب پول بیشتر این است که زندگی راحت تری داشته باشید، دوست دارید با پول، انتخاب بهتر و بیشتری برای ازدواج داشته باشید، می خواهید در فعالیت های خیرخواهانه اجتماعی مشارکت داشته باشید، یا هر هدف دیگری. اما به یاد داشته باشید، همه ارزش ها و اهداف مهم هستند و رسیدن به آنها بسیار اهمیت بیشتری دارد، فقط مراقب باشید دچار برخی اشتباهات نشوید. * از همین حالا، به فکر روزگار پیری و کوری و درماندگی باشید. شما که غریبه نیستید، فردا روز هیچ کس دست کسی را نمی گیرد، پس حساب بازنشستگی خود را دریابید. * این پول ارزشمند است، آن تفکر سیاه را که به پول کثیف می گفت و آن را چرک کف دست می دانست را کنار بگذارید، حتی بریزید دور، در چنین شرایطی پول ارزشمند و عزیز را به راحتی و برای اجناس بی ارزش هزینه نکنید. * قبل از هر نوع سرمایه گذاری، خوب مطالعه و تحقیق کنید، در این میان حرف هایی می شنوید که «پولت چقدره؟ بده من، سودش را می دم»، هیچ توجهی نکنید، البته می توانید شنونده باشید، حتما کارهایی وجود دارد که شما را برحذر می دارند آن هم به خاطر زن بودنتان، شما دقت کنید ببینید سود و زیان شما در چیست، قطعا ارتباطی با زن و مرد ندارد، اقتصاد از آن دسته فعالیت هایی است که فقط آدم زرنگ می طلبد، پدر سوخته تر از آن است که دنبال جنسیت شما باشد. در کارهایی که امکان مشارکت وجود دارد، حتما این کار را انجام دهید. * لطفا به اندازه کافی ریسک پذیر باشید، نه سر پرشوری داشته باشید که یک باره همه چیز را به باد بدهید و نه چنان باشید که گویی پول را در تشک و بالشت جمع کرده اید. شما به دنبال سود هستید، به این فکر نکنید که در جایی سرمایه گذاری کنید و شاید روزی سودی عاید شما شود و یا اگر سود هم نکنید، ضرر هم نمی کنید و در عوض اصل مالتان همچنان سر جایش است، این تفکرات برای شما که قصد ثروت مند شدن را دارید، نیست. شما قرار است سود کنید، پس به ارقام خوب دقت کنید. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 28 Nov 2015 07:10:08 GMT http://migna.ir/vdch-inx.23nkxdftt2.html ۱۰ کار اشتباهی که ۱۰ دقیقه اول کار خود انجام می دهید http://migna.ir/vdcfjydm.w6djjagiiw.html تحقیقاتی در این زمینه انجام شده است و ۱۰ تا از رایج ترین اشتباهاتی که در ۱۰ دقیقه اول کار کارمندان انجام می دهند را نام بردیم. ۱. دیر رسیدن شما ممکن است قبل از این که حتی ساعت کاری تان شروع شود با یک روند اشتباه روز خود را شروع کرده باشید. تحقیقات نشان داده است که رئیس ها به کارمندانی که دیرتر به محل کار می آیند بشتر توجه می کنند و حتی آنهایی که زمان بیشتری را در محل کار خود سپری کنندحقوق کمتری به آن ها تعلق پیدا می کند. ۲. سلام نکردن با همکاران با صحبت کردن و معاشرت کردن با همکارانتان می توانید روز خوب و دلنشینی برای خود و همکاران ایجاد کنید. اگر شما رئیس نباشید و کارمند عادی شرکت باشید و سلام و احوال پرسی با کارمندان دیگر نداشته باشید، در کار خود مطرح نخواهید شد. ۳. نوشیدن قهوه اگر هنگامی که صبح از خواب پا می شوید و یک لیوان قهوه نمی خورید حتما هنگامی که به دفتر برسید اولین کاری که می کنید یک لیوان قهوه یا چای می نوشید. ولی تحقیقات نشان می دهد که بهترین زمان برای نوشیدن قهوه بعد از ساعت ۹:۳۰ صبح است.به دلیل اینکه هورمون های استرس که انرژی را تنظیم می کند در ساعات ۸ تا ۹ صبح به اوج خود می رسند و اگردر این زمان قهوه بنوشید بدن کمتر این هورمون ها را ترشح می کند و بیشتر به کافین تکیه می کند. ۴. پاسخ دادن به تمامی ایمیل ها وقتی که پشت میز خود می نشینید اولین موضوعی که با آن روبه رو می شوید با انبوهی از ایمیل و مسیج هایی است که در طول شب به شما داده شده است مواجه می شوید و وقت زیادی را باید صرف آن کنید. ولی تحقیقات نشان می دهد که ۱۰ دقیقه اول کار خود را فقط سریع به ایمیل ها نگاه کردن و اگر مطلب مهمی دیده شد برای بقیه روز برنامه ریزی کردن صرف کنید و در طول روز زمان های که سرتان خلوت تر شد ایمیل های خود را چک کنید. ۵. به محل کار خود بدون برنامه ریزی کاری از قبل وارد رفتن قبل از آنکه به کار خود شروع کنید باید حتما یک برنامه فرضی در ذهن خود داشته باشید که این برنامه شامل نوشتن کار های روزانه تان اولویت بندی کردن آن ها می شود. تقویم خود ار چک کنید و ببینید که در روز مشخصی چه کار هایی را انجام داده و چه مسئله هایی مانده و باید انجام دهید. ۶. کار های آسان را اول انجام دادن هرچه از زمان کاری شما بگذرد انرژی تان کمتر می شود و پس نباید اول کار های آسان را انجام دهید و در زمان خستگی کار های مشکل و سخت تان را موکول کنید. ۷. همزمان چندکار را انجام دادن چون اول صبح انرژی زیادی دارید شاید حس کنید می توانید چندین کار را انجام دهید ولی چند کار را در یک زمان انجام دادن به کیفیت کار تاثیر می گذارد شاید کمیت بالا باشد ولی کیفیت به همان اندازه پایین می آید. ۸. در افکار منفی غوطه ور شدن شاید شب قبل با خانواده دعوای تان شده باشد یا اتفاق منفی برایتان افتاده باشد ولی نباید این مسئله را به کار خود وارد کنید و با انرژی منفی وارد محل کارتان شوید. ۹. جلسه داشتن جلسات صبح می تواند وقت شما را تلف کند و صبح ها باید برای کار های عقب مانده و نوشتن بگذارید. جلسات باید زمانی باشد که همراه با خستگی رفع کردن باشد و کم انرژی باشد. زمان های پر انرژی و اصلی برای کار های دیگر بگذارید. ۱۰. روزمرگی را رعایت نکره اید اگر در اول روز خود وقت تان را برای فکر کردن و تصمیم گرفتن راجع به اینکه چه کاری را اول انجام دهد و روتینی در کار خود نداشته باشید بیشتر وقت خود را تلف خواهید کرد. روزمرگی به مغز انسان آزادی می دهد که به موضوعی که واقعا اهمیت دارد بپردازد. ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 23 Nov 2015 08:31:18 GMT http://migna.ir/vdcfjydm.w6djjagiiw.html هفت ترفند محرمانه ثروتمندان برای ثروتمند شدن http://migna.ir/vdciqvap.t1ap32bcct.html اگر از بیشتر متخصصان مالی سوال کنید که چه رازی پشت ثروتمند شدن است، اغلب با این پاسخ مواجه می‌شوید که در واقع هیچ رازی در کار نیست: سخت کار کردن، زندگی کردن زیر اهداف مالی و پس‌انداز کردن هر مقدار پول ممکن. اما شاید خیلی‌ها با این یک درصد جمعیتی موافق نباشند. هیچ‌گونه شرمساری برای سبک زندگی متوسط وجود ندارد. ولی اگر شما هدف ثروتمندشدن در سر دارید،‌ دانستن این هفت راز که افراد ثروتمند زیاد تمایل به اشتراک‌گذاری آن ندارند برای رسیدن به این هدف به شما کمک می‌کند.   حقوق همه چیز نیست صعود از نردبان شرکت تنها شما را از نقطه‌ای که هستید، دور می‌کند و شما به درآمد بالقوه و کف درآمدی خود دست خواهید یافت. ثروتمندان می‌دانند که به منظور افزایش ثروت، مهم این است که پول‌تان برای شما کار کند. در واقع،‌ رابرت کیوساکی،‌ نویسنده پرفروش‌ترین کتاب مالی دنیا «پدر پولدار،‌ پدر فقیر» فلسفه پولی خود را حول این مفهوم ساخته است. تولید درآمد از منابع منفعل، بهترین راه برای درآمدزایی است. سرمایه‌گذاری روی منابع درآمدی منفعل شامل اوراق بهادار، اجاره املاک،‌ سودآوری از کسب‌وکاری که نیازی به مدیریت روزانه شما نداشته باشد، کار خلاقانه و ابداعات بسیار پربازده خواهند بود.    از زمان بهره ببرید، نه زمان‌بندی پیتر لازاروف، برنامه ریز مالی که بیش از 10 میلیون یورو از سبد سهام پلانکورپ را مدیریت می‌کند، می‌گوید: «به منظور سرمایه‌گذاری موفق زمان فاکتور بسیار مهم‌تری از زمان‌بندی خواهد بود. اغلب مردم معتقدند زمان‌بندی حرکت بازار یک نکته کلیدی برای رشد ثروت در بازار سهام است. با این حال دانستن زمان و ترکیب بازده مهم‌ترین فاکتور در رشد سرمایه است.»- ایده‌های خود را مکتوب کنید تفاوت بین داشتن ایده و مکتوب کردن آن روی کاغذ گاهی اوقات به اندازه جداسازی مردم فوق موفق از قشر متوسط است. و اگر شما  موفقیت را معادل ثروت می‌دانید، زمان آن فرا رسیده که برای رسیدن به ثروت، اهداف خود را (چه کوچک و چه بزرگ) روی کاغذ یادداشت کنید. توماس کورلی،‌ نویسنده کتاب «عادات ثروتمندان» نوشته است: « مروری بر عادات روزانه افراد ثروتمند، نشان می‌دهد که 67 درصد افراد پولدار اهداف خود را مکتوب می‌کنند؛ در حالی‌که 81 درصد آنها یک لیست از کارهایی که باید انجام دهند، تهیه کرده‌اند. اگر هدف شما مولتی‌میلیاردر شدن است، این هدف را نوشته و یک برنامه عملی برای رخ دادن این اتفاق ایجاد کنید.»- به ارزش بیش از هزینه بها دهید بر اساس اظهارات جاستین کومار، مدیر پورتفوی مدیریت سرمایه گذاری آرلینگتون،‌ «انسان ثروتمند سه دوست خوب دارد:‌ وکیلش،‌ حسابدارش و مشاورش.» کومار توضیح داد که برای آمریکایی‌هایی با درآمد متوسط بسیار رایج خواهد بود که گوشه وکنار هزینه‌های خود را به منظور پس‌انداز کاهش دهند، و با این حال بازهم در نهایت با کمبود مواجه شوند. علی‌رغم داشتن نگاه ثروتمندانه به ارزش بیش از هزینه، ولی این افراد همچنان در تصمیم‌گیری محتاط عمل می‌کنند.» ‌- کمتر بیرون غذا بخورید افرادی که در مورد پس‌انداز خود نگران هستند از رفتن روزانه به کافه صرف نظر می‌کنند، اما افراد ثروتمند از ولخرجی‌های کوچک لذت می‌برند. پل سالیوان نویسنده و همکارش برد کلونتز، روانشناس بالینی در ملاقاتی آکادمیک در دانشگاه کانزاس استیت،‌ تحقیقی را روی تفاوات عادات خرج‌کردن جمعیت یک درصد پولدار جامعه و قشر مرفه 5 درصدی انجام دادند. یک درصدی‌ها 30 درصد کمتر به غذاخوردن در بیرون اختصاص داده و ترجیج می‌دهند که این پول را برای زمان بازنشستگی پس‌انداز کنند. - رئیس خودتان باشید شاغلان کار می‌کنند تا رؤسایشان ثروتمند شوند. اگر شما ثروت واقعی را نشانه رفته‌اید، کسب‌وکار خودتان را آغاز کنید. بر اساس گزارش فوربس، 1426 نفر از لیست میلیاردرهای این مجله با ایجاد کسب‌وکار با اعضای خانواده خود به چنین سرنوشتی دست پیدا کرده‌اند. روبرت ویلسون، مشاور مالی سی‌ان‌ان و سی‌بی‌اس اعلام کرد: «بسیاری از کارمندان طبقه متوسط فکر می‌کنند که آغاز یک کسب‌وکار بسیار پرخطر خواهد بود. از نظر یک ثروتمند، کار پرخطر این است که اجازه دهید زمان و درآمد شما توسط رئیسی که کمترین اهمیت را به شما می‌دهد، مصرف شود.»- از پول دیگر افراد استفاده کنید برای افراد قشر متوسط، عبارت « پول،‌ پول می آورد» شاید تنها یک کلیشه برای اثبات هزینه‌های غیرمنطقی باشد. اما برای افراد ثروتمند، این یک قانون طلایی برای ثروتمند شدن است. نکته کلیدی استفاده از پول دیگران برای افزایش ثروت خود است. استفاده از پول بانک‌ها/ سرمایه‌گذاران و استخدام افرادی برای کار کردن برای شما یک فرمول آزمایش‌شده برای ثروتمند شدن است. از آنجایی که جمع‌آوری سرمایه شما برای آغاز کسب‌وکار  وابسته به پول دیگر مردم است،‌ احتمال بازگشت پول شما به شدت بالا خواهد بود و البته بسیار خطرناک‌تر خواهد بود که به سرمایه خود تکیه کنید. با این حال همواره این جمله حکیمانه را درنظر داشته باشید که «خطر زمانی به‌وجود می‌آید که شما ندانید چه می‌کنید.»‌     ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 11 Nov 2015 06:07:06 GMT http://migna.ir/vdciqvap.t1ap32bcct.html روانشناسی اجتماعی چیست و چه جایگاهی در تبلیغات دارد؟ http://migna.ir/vdcgtu9w.ak9wz4prra.html اگر تبلیغات را فرایند نفوذ در مردم از طریق ارسال پیام با هدف تغییر رفتار آن‌ها بدانیم، می‌توانیم روانشناسی اجتماعی را دروازه نفوذ بر مردم بنامیم. ولی بیایید قبل از تعریف کامل و جامع از روانشناسی اجتماعی سه مطالعه موردی را که امکان دارد شما هم درگیر آن‌ها شده باشید، با هم مرور کنیم. اگر حوالی ظهر به بازار تهران رفته باشید، بعد از گذر از دالان حاج رحیم خان به سمت سبزه‌میدان، شاید صف بلندی که به اولین کوچه در ضلع جنوبی خیابان پانزده خرداد منتهی می‌شود نظر شما را به خود جلب کرده باشد. صف مورد نظر صف مشتریان رستوران مسلم است که حاضرند در انتظار بمانند و از راهروی تنگ و بلند این رستوران عبور کنند، اما به رستورانی که مقابل رستوران مسلم قرار دارد قدم نگذارند. آیا تفاوت کیفیت غذای این دو رستوران که هر دو از یک منبع مواد اولیه خود را تهیه می‌کنند و با دستگاه‌هایی مشابه هم به طبخ غذا می‌پردازند خیلی زیاد است؟ آیا مهارت آشپزهایشان آن‌چنان تفاوت دارد که این صف بلند را ایجاد کرده است؟ مطمئناً تجربه مدیریت رستوران مسلم، بر خدمت‌رسانی بهتر این رستوران به مشتریان خود تأثیرگذار است اما این تجربه مدیریت نمی‌تواند چنین صفی از مشتریان را ایجاد کند. مطمئناً آنچه این تفاوت را ایجاد کرده است، روانشناسی اجتماعی می‌تواند توضیح دهد. در حدود یک دهه است که تلویزیون‌های با فنّاوری ال‌سی‌دی و ال‌ای‌دی به خانه‌های ما پا گذاشته‌اند. شاید شما هم در اطراف خود شاهد افرادی بوده‌اید که تلویزیون قدیمی خود را که به‌خوبی کار می‌کرد در انباری گذاشته و یک دستگاه تلویزیون جدید خریده است. مطمئناً عقل اقتصادی انسان هیچ‌گاه حاضر به انجام این عمل که دستگاهی را که به‌خوبی کار می‌کند و هنوز خراب نشده است، کنار بگذارد و برای خرید یک دستگاه دیگر هزینه کند، نیست. سؤال اینجاست که آیا نیرویی قدرتمندتر از عقل انسان وجود دارد که می‌تواند هادی راه او باشد؟ به نظر من بله و اسم آن، نیروی جامعه است که توسط علم روانشناسی اجتماعی تحلیل می‌شود. حدود ده سال پیش، قوی‌ترین سیستم فروش موجود در ایران به دنیا آمد. سیستمی که روزبه‌روز به قدرت خود می‌افزود و هوشمندتر می‌شد و در اواخر دهه هشتاد به بلوغ کامل رسید. این سیستم، محصولی را که هرگز دیده نشد، به هزاران نفر در سراسر ایران فروخت. شاید شما هم به جلسات معرفی محصول شرکت‌های هرمی (و در رأس آن گلد کوئست) رفته‌اید و بعد از صحبت با فروشندگان آن‌ها و گذران چند روز با آن‌ها به خرید محصولاتشان ترغیب شده‌اید. مشاهده دوستان و اعضای خانواده‌تان که در این مجموعه کار می‌کردند و روز و شب خود را با آن سپری می‌کردند به شما دلگرمی برای عضویت می‌داد (با آنکه می‌دانستید این سیستم یک تجارت غلط است) آیا وعده فردای بهتر شما را متمایل به ورود به این تجارت می‌کرد؟ (با آنکه وعده فردای بهتری، در ذات تمامی سیستم‌های تجاری است) واقعاً چه رازی در پی تمایل به خرید محصولی که تمامی رسانه‌ها می‌گفتند نخرید، وجود داشت؟ رازی که شاید روانشناسی اجتماعی بتواند آن را فاش کند. روانشناسی اجتماعی علم بررسی تأثیر رفتار توده بر فرد است. تصمیم به خرید از متغیرهای مختلفی تأثیر می‌پذیرد، مثلاً ممکن است ما قیمت، کیفیت، سابقه و خیلی موارد دیگر را برای تصمیم‌گیری در مورد خرید یک محصول مورد بررسی قرار دهیم اما پیروی از خرد جمعی در بیشتر مواقع تأثیرگذارترین متغیر مستقل بر متغیر وابسته خرید بوده است. شاید با مشاهده صف رستوران مسلم با خود فکر می‌کنیم که این رستوران از باقی رستوران‌های رقیبش در منطقه غذای باکیفیت‌تری می‌پزد، پس چه‌بهتر از اینجا خدمات خود را دریافت کنیم؛ اما بررسی دقیق و علمی، کیفیت چند محصول تنها از طریق مقایسه دو به‌ دوی آزمایشگاهی آن‌ها در همه مشخصه‌ها به وجود می‌آید نه تنها با مشاهده صف مشتریان؛ اما از آنجا که ما در این دنیای شلوغ، وقت کافی برای انجام این مقایسه نداریم با خود می‌گوییم «با توجه به انتخاب دیگر مردم، من هم از انتخاب آن‌ها پیروی می‌کنم»؛ و این پیروی همان دروازه ورودی است که تبلیغاتچی‌های خبره به‌خوبی از آن استفاده می‌کنند. بیایید خرید تلویزیون‌های ال‌سی‌دی را بررسی کنیم. سبک زندگی اطرافیان ما در حال تغییر هست و مردم اقدام به خرید کالاهایی با فنّاوری بهبودیافته همچون تلویزیون‌های ال‌سی‌دی و یا کابینت‌های ام‌دی‌اف می‌کنند. در جذابیت استفاده از کالاهای تازه هیچ شکی نیست اما در اینکه محصولی را که به‌خوبی کار می‌کند کنار بگذاریم و با صرف هزینه محصول دیگری که همان کار را انجام می‌دهد بخریم، شک به وجود عقل سالم وجود دارد. بازاریاب‌ها به‌خوبی می‌دانند که برای فروش محصولات تبلیغات تنها راه‌گشا نیستند، در اصل تبلیغات تنها کار انتقال پیام را انجام می‌دهند. مشکل‌ترین مرحله کار بازاریابان فروش محصولات جدیدشان به مشتریان اولیه است. کافی است محصولات به مشتریان اولیه فروخته شود، ادامه فروش همانند گلوله برفی می‌ماند که از بالای تپه‌ای به پایین قل می‌خورد و بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. مردم با مشاهده رفتار دیگران رفتار را الگوی خود قرار می‌دهند. کافی است رفتار خاص توسط عده بزرگ‌تری و یا افراد موجه‌تری انجام شود تا سرعت فراگیریان بیشتر شود. این همان رازی است که علم روانشناسی اجتماعی به دنبال کشف آن است. migna.ir روشی که از طرق آن شرکت‌هایی مثل سامسونگ و ال جی توانستند به‌صورت میلیونی دستگاه‌های صوتی و تصویری مردمی را که هیچ نیازی به تغییر نداشتند تغییر دهند. تحت تأثیر جامعه قرار گرفتن تنها با الگوبرداری از رفتار آن‌ها صورت نمی‌پذیرد، روش‌های مختلفی دارد که علم روانشناسی اجتماعی در پی تحلیل آن‌ها است؛ مثلاً شاید شما هیچ نیازی به خرید یک پیراهن نداشته باشید اما با مشاهده تخفیف پنجاه‌درصد بر روی آن، بی درنگ آن پیراهن را برای خود بخرید و یا شاید زمانی که فردی را سوار بر یک خودروی گران می‌بینید، ناخودآگاه آن فرد را خوش‌تیپ‌تر از دیگر افراد پیرامون خود ارزیابی کنید. شاید بهترین تعریف از جایگاه روانشناسی اجتماعی در بازاریابی این باشد که بگوییم علمی است که به ما تأثیرگذاری بر انسان‌ها از طریق خودشان را شرح می‌دهد.   ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 28 Oct 2015 11:32:31 GMT http://migna.ir/vdcgtu9w.ak9wz4prra.html آیا پول خوشبختی می‌آورد؟ http://migna.ir/vdci33ap.t1arq2bcct.html نــدا رضوی‌زاده، عضو گروه جامعه‌شناسی جهاد دانشگاهی مشهد در روزنامه شرق نوشت : امروزه پذیرفته شده که صرفا ثروت با شاخص‌های اقتصادی سنتی نظیر درآمد ناخالص ملی نمی‌تواند وضعیت مردم کشورها را نشان بدهد. دانیل کانمن، برنده نوبل اقتصاد ٢٠٠٢ و آنگوس دیتون، اقتصاددان دانشگاه پرینستون در سال ٢٠١٠ در پژوهشی گسترده پس از بررسی ٤٥٠‌ هزار نفر، صراحتا اعلام کردند که به این نتیجه رسیده‌اند پول بیشتر لزوما به شادی بیشتر نمی‌انجامد!» در مقاله آنها نموداری بود که نشان می‌داد، وقتی درآمد از حد مشخصی فراتر می‌رود، ازآن‌پس درآمد بیشتر لزوما احساس بهتری به آدم‌ها نمی‌دهد. شاید همین کشفیات بود که منجر شد سازمان ملل در سال ٢٠١٢ اولین کنفرانس شادی ملل‌متحد را برگزار کند و سال بعد روز ٢٠ مارس را به‌عنوان روز بین‌المللی شادی نام‌گذاری کند. در همین راستا در سال‌های اخیر مؤسسه نظرسنجی گالوپ١ یک رشته نظرسنجی را برای سنجش احساسات مثبت و منفی مردم جهان کلید زده است. اهمیت سنجش احساسات ازآن‌رو است که نه‌تنها کیفیت حیات ذهنی آدم‌ها را تحت‌ تأثیر قرار می‌دهد، بلکه رفتار آنها را نیز جهت می‌دهد. گالوپ برای سنجش احساسات مثبت و منفی افراد ١٥ سال به بالای ١٤٨ کشور جهان در سال ٢٠١٤ نظرسنجی گسترده‌ای را با نمونه‌ای شامل ١٥٣هزارنفر اجرا کرد. در این پیمایش برای سنجش احساسات مثبت از مردم پنج سؤال پرسیده شده: ١- آیا احساس می‌کنید دیروز به خوبی استراحت کرده‌اید؟ ٢- آیا تمام دیروز با احترام با شما رفتار شد؟ ٣- آیا دیروز زیاد لبخند زدید یا خندیدید؟ ٤- آیا دیروز چیز جالبی یاد گرفتید یا انجام دادید؟ ٥- آیا دیروز احساس سرخوشی داشتید؟ بنا بر گزارش رسمی منتشرشده گالوپ باعنوان «٢٠١٥ Global Emotions» بیش از ٧٠ درصد مردم جهان گفتند که روز قبل از نظرسنجی سرخوشی فراوان، لبخند یا خنده فراوان را تجربه کرده‌اند و احساس می‌کنند به‌خوبی استراحت کرده‌اند و محترمانه با آنها برخورد شده، ٥٠ درصد نیز گفته بودند که روز قبل چیز جالبی یاد گرفته یا انجام داده‌اند. گالوپ گزارش داد که از سال ٢٠٠٦ تا ٢٠١٤ شاخص احساسات مثبت تغییر چندانی نکرده و بین ٦٨ تا ٧١ در نوسان بوده است. همچنین مشخص شد مردم آمریکای لاتین بیش از بقیه دنیا روزانه احساسات مثبت را تجربه می‌کنند. برای اولین‌بار در سال ٢٠١٤ هر ١٠ کشور ابتدای فهرست از این منطقه بودند: پاراگوئه، کلمبیا، اکوادور، گواتمالا، هندوراس، پاناما، ونزوئلا، کاستاریکا، السالوادور، نیکاراگوئه. این آمار این استنباط را به ذهن متخصصان گالوپ متبادر کرد که احساس شادی در این منطقه پدیده‌ای فرهنگی است. جامعه‌شناسی احساسات نیز به ما می‌گوید احساسات، همچون عقاید، مخلوقاتی فرهنگی هستند، به این معنی که ما چگونه احساس‌کردن را نیز همچون بسیاری از باورها، دانش‌ها و مهارت‌های لازم برای زندگی فردی و اجتماعی، در فرایند جامعه‌پذیری «می‌آموزیم». ما به‌طور غیرمستقیم یاد می‌گیریم که بر کدام وجوه زندگی تمرکز کنیم، وضع خود و اطراف‌مان و رویدادها را چگونه تفسیر کنیم و چه احساسی نسبت به آنها داشته باشیم. در آمار احساسات مثبت، ١٠ کشور انتهای فهرست که مردمش کمتر از مردم ١٣٨ کشور دیگر احساس مثبت داشتند، عبارت بودند از: سودان، تونس، بنگلادش، صربستان، ترکیه، افغانستان، بوسنی و هرزگوین، گرجستان، لیتوانی و نپال. برخلاف بعضی تصورات، خوشبختانه ایرانی‌ها در انتهای این فهرست نبودند. احساسات مثبتی که ایرانیان در زندگی روزمره خود تجربه می‌کنند و در پاسخ به سؤال‌های گالوپ آن را تأیید کرده‌اند، دست‌کم آن‌قدر زیاد بوده که آنها به قعر جدول رتبه‌بندی احساسات مثبت سقوط نکنند. طبق گزارش گالوپ سه‌چهارم بزرگسالان دنیا گفته بودند روز قبل مصاحبه لبخند زده یا خندیده‌اند، حتی ٥٢ درصد مردم افغانستان نیز، اما در میان ١٤٨ کشور دنیا فقط در تونس، صربستان و ترکیه کم‌تر از ٥٠ درصد مردم چنین تجربه‌ای داشتند. در این نظرسنجی گسترده که به زبان‌های محلی کشورها اجرا شد، احساسات منفی نیز بررسی شد. برای این منظور پنج سؤال پرسیده شد. یکی از سؤال‌ها این بود که آیا پاسخ‌گو روز قبل در بیشتر اوقات احساس درد جسمی، نگرانی، غم، اضطراب و عصبانیت داشته است یا خیر. نتایج نشان داد روز قبل از پیمایش یک‌سوم مردم دنیا نگرانی یا اضطراب را تجربه کرده بودند، یک‌چهارم درد جسمی و کمی کم‌تر از یک‌پنجم غم‌ و خشم را تجربه کرده بودند. به‌طور میانگین ٢٥ درصد مردم دنیا همه پنج احساس فوق را تجربه کرده بودند. بیشترین شیوع این احساسات در عراق (٥٦ درصد مردم) و کم‌ترین در ازبکستان بود. ٥٠ درصد ایرانیان نیز چنین تجربه‌ای را گزارش کردند. عراق در پیمایش‌های ٢٠١١، ٢٠١٣ و ٢٠١٤ همواره در صدر فهرست بوده و از سال ٢٠٠٨ به بعد همواره بین پنج کشور اول بوده است. در سال ٢٠١٤، ١٠کشور ابتدای فهرست عبارت بودند از: عراق، ایران، کامبوج، لیبریا، سودان‌ جنوبی، اوگاندا، قبرس، یونان، توگو، بولیوی و فلسطین. در سال ٢٠١٣ کشورهای مصر، سوریه، سیرالئون، قبرس شمالی و لبنان در کنار عراق، ایران، یونان، قبرس و کامبوج جزء ١٠ کشور صدرنشین بودند. بنا به گزارش گالوپ، به لحاظ منطقه‌ای، مردم خاورمیانه نسبت به سایر مناطق جهان کمترین احساسات مثبت و بیشترین احساسات منفی را تجربه کرده بودند. این یافته با وجود تحولات و وضع فعلی خاورمیانه شاید چندان هم عجیب نباشد. شیوع احساسات منفی در این منطقه حدود ٢٥ درصد و بیش از میانگین جهانی بود (به جز در الجزایر). گالوپ در هر دو گزارش ٢٠١٣ و ٢٠١٤ خود تأکید کرده است که در جدول رتبه‌بندی کشورها در احساسات مثبت و منفی، کشورها به‌طور معکوس قرار نگرفته‌اند؛ یعنی کشورهایی که بیشترین رتبه را در احساسات مثبت کسب کرده‌اند لزوما کمترین رتبه را در احساسات منفی به دست نیاورده‌اند. مثلا هم ابراز احساسات مثبت و هم ابراز احساسات منفی در میان مردم کشورهای آمریکای‌لاتین شیوع بالایی داشت. جالب اینکه بعضی کشورها هم احساسات مثبت و هم منفی ناچیزی نشان داده‌اند. این مردم کم‌احساس به طور عمده کشورهای شوروی سابق هستند. ١٠ کشور ابتدای فهرست کم‌احساس‌ها عبارت بودند از: ازبکستان، چین، مغولستان، میانمار، روسیه، تایوان، رواندا، قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان. اگر به١٠ کشور ابتدای فهرست کشورهایی که احساسات منفی در آنها بیشترین شیوع را دارد، دوباره نگاه کنیم و شاخص توسعه انسانی (HDI) آنها را از اخیرترین گزارش سالانه سازمان ملل (٢٠١٣) استخراج کنیم، خواهیم دید که در پیمایش سال ٢٠١٤ گالوپ شش کشور شاخص توسعه انسانی متوسط یا پایین دارند، یعنی غالبا مردم در این کشورها درآمد سرانه و وضع آموزشی و بهداشتی نامناسبی دارند. تنها چهار کشور در شاخص توسعه انسانی وضع خیلی بالایی دارند: قبرس، یونان، لبنان و ایران. سرانه درآمد ناخالص داخلی قبرس و یونان حدود دو برابر ایران و لبنان اندکی بیش از ایران است، میانگین سال‌های تحصیل هم به‌عنوان یک شاخص آموزشی و فرهنگی در چهار کشور این فهرست بالاتر از ایران است. با این وجود مردم این کشورها نیز احساسات منفی را بیش از صدواندی کشور دیگر گزارش کردند. اگرچه گالوپ داده‌های خود را به‌طورکامل علنی منتشر نکرده تا بتوان درباره آن بررسی‌های دقیق‌تر آماری انجام داد، اما در همین حد هم به نظر می‌رسد اگرچه وضع نامساعد عینی و مادی زندگی با تجربه احساسات منفی می‌تواند همراه باشد، اما کشورهایی هم هستند که از لحاظ وضع درآمد، بهداشت، آموزش و کیفیت و استانداردهای زندگی بسیار بالاتر از بعضی دیگر هستند اما مردم زیادی در این کشورها همچنان احساسات منفی را تجربه می‌کنند. یکی از مباحثات در علوم اجتماعی این است که اگرچه احساسات کاملا بی ربط به واقعیت‌های عینی نیستند، اما احساساتی که افراد تجربه می‌کنند، ممکن است ناشی از عوامل دیگری نیز باشد. اینکه ما چگونه جهان اطراف را احساس کنیم، وابسته به این است که آن را چگونه بفهمیم و تفسیر کنیم. منابع متعددی هستند که فهم و تفسیر ما را از جهان می‌سازند؛ ازجمله تجارب تاریخی یک جامعه، آموزه‌های فرهنگی که ممکن است به‌طورمستقیم از طریق نظام آموزشی منتقل شده باشد یا به‌طور غیرمستقیم در فرایند تربیت یا حضور در جامعه آموخته باشیم و رسانه‌ها. بعضی تجارب تاریخی ممکن است ایجادکننده، تقویت‌کننده یا پایدارکننده احساسات منفی باشند، یا فهمی از وضع موجود ایجاد کرده باشند که به احساسات منفی بینجامد، مثلا جنگ و نابسامانی شدید و طولانی. بعضی رویدادهای دور یا نزدیک یا بعضی اطلاعات ممکن است سطح مطالبات را به حدی بالا برده باشد که بهبود وضعیت عینی و کیفیت زندگی آن‌چنان که هست احساس نشود و ناکامی و احساسات منفی به بار بیاورد. اگر فهم ما از جایگاه واقعی‌مان در جهان منطبق با واقعیت نباشد نیز مطالباتی شکل می‌گیرد که با منابع و امکان‌های موجود ناسازگار خواهد بود و دست نیافتن به آن مطالبات می‌تواند احساس خشم یا غم تولید کند. تصویری که رسانه‌ها از وضع زندگی مطلوب در اختیار ما می‌گذارند، عامل دیگری است که تفسیر ما را از وضعیت خودمان شکل می‌دهد و متعاقب آن احساسات متناظرش را پدید می‌آورد. امروزه رسانه‌ها اطلاعات و تصاویری از سراسر دنیا مخابره می‌کنند که به مدد تکنولوژی‌های نوین در دسترس خیل عظیمی از جمعیت جهان است. وقتی اطلاعات و تصاویری دریافت می‌کنیم که برای ما مطلوب، اما دست‌نیافتنی است، ممکن است غمگین یا افسرده شویم. اگر برای دستیابی به همه مطلوب‌هایی که می‌بینیم خود را مُحِق بدانیم و انتظاراتی داشته باشیم که احتمال بدهیم امکان برآورده شدنش نیست یا کم است، معمولا مضطرب، غمگین یا حتی خشمگین می‌شویم. از سوی دیگر همان‌طور که گالوپ به‌طور مختصر نشان داده است، به‌نظر می‌رسد بعضی فرهنگ‌ها به‌طور متفاوتی احساسات خود را تجربه و بیان می‌کنند. ممکن است در فرهنگ‌های مختلف میراث و آموزه‌هایی وجود داشته باشد که افراد را ترغیب کند نوع خاصی از احساسات را بیشتر ادراک و بیان کنند یا نکنند. همچنان که گفتیم در فهرست ١٠ کشوری که مردم‌شان هم احساسات مثبت و هم احساسات منفی کمی گزارش کردند، قرابت‌های فرهنگی و منطقه‌ای دیده می‌شود. این داده این ظن را تقویت می‌کنند که در این فرهنگ‌ها ادراک و بیان احساسات احتمالا به‌شدت بعضی مناطق دیگر نیست. اگرچه اظهارنظر دقیق درباره این موضوع نیاز به مطالعات دقیق‌تر دارد، بااین‌حال بعضی حدس‌ها دور از ذهن نیست. برای مثال در آموزه‌های فرهنگ عامه ما در ایران مفهوم «چشم زخم» مفهوم مشهوری است. افراد بسیاری هستند که به چشم زخم اعتقاد دارند و رویدادهای متعددی را به آن نسبت می‌دهند. همچنین این آموزه وجود دارد که برای در امان ماندن از چشم زخم لازم است بخشی از داشته‌های خود را پنهان کرد و در معرض دید عموم قرار نداد، یا درباره آن با کسی سخن نگفت و حتی در موارد نیاز تظاهر به نداشتن چیزهایی کرد: پول، سلامت و البته شادی! در تجربه اغلب ما موقعیت‌هایی هستند که در آن افراد (یا حتی خود ما!) درعین‌حال که وضع خیلی نامطلوبی ندارند در محافل عمومی و نزد دوستان و آشنایان از نداشتن پول، بیماری، گرفتاری، بختِ بد، غم‌وغصه و «هزار بدبختی» ناله و شکایت می‌کنند! این نالان‌بودن و ابراز مداوم احساسات منفی، گاه به عادتی پایدار تبدیل می‌شود و حتی به نظر می‌رسد تکرار آن گاه موجب سرایت اجتماعی آن می‌شود. یعنی وقتی به‌طور مداوم کسی یا کسانی در اطراف ما از گرفتاری و بخت بد خود می‌نالند، احساسات منفی شیوع می‌یابد. از سوی دیگر بیان احساسات منفی، می‌تواند موجب جلب توجه و ترحم دیگران شود. جلب توجه و ترحم، پاداشی است که فرد در قبال بیان احساسات خود می‌گیرد و اگر این اتفاق به طور گسترده رخ دهد، می‌تواند تقویت‌کننده هنجاری شود که طبق آن افراد بیش از آنکه تمایل داشته باشند احساسات مثبت خود را با دیگران در میان بگذارند، احساسات منفی را به اشتراک می‌گذارند. در همین راستا می‌توان به آموزه‌ای دیگر بین ایرانیان اشاره کرد که سهیم‌شدن در احساسات منفی دیگران (غم و غصه و...) را واجد ارزش و یک فضیلت اخلاقی معرفی می‌کند. ما معمولا هم‌نوایی و همدلی با احساسات منفی دیگران را نشانه عمق دوستی می‌دانیم. به‌نظر می‌رسد این امر نیز تقویت‌کننده هنجار ابراز احساسات منفی است. بیان احساسات منفی علاوه بر جلب توجه و ترحم، که فی‌نفسه نوعی پاداش برای ابراز‌کننده محسوب می‌شود، می‌تواند پیامدهای دیگری نیز داشته باشد. کسی که احساسات منفی خود را بیان می‌کند، می‌تواند با ترحمی که جلب می‌کند، امتیاز بگیرد. امتیاز لزوما نفع مستقیم مادی و مالی نیست. ما نوعا از اینکه دیگران احساس خوبی نداشته باشند می‌رنجیم و درصدد بر می‌آییم احساس رنج و غصه آنها را برطرف کنیم، از این رو ممکن است فرصت‌ها و امکان‌هایی به آنها بدهیم که احساس بهتری داشته باشند؛ مثلا توقع کمتری در انجام بعضی کارها (که وظیفه آنها تلقی می‌شده) از آنها داشته باشیم و از بعضی خبط و خطاهایشان چشم بپوشیم. پذیرش کم‌کاری و خطاکاری نیز پاداش‌هایی است که فرد در قبال بیان احساسات منفی خود دریافت می‌کند. اگر در یک بافت فرهنگی اعطای چنین پاداش‌هایی (توجه، ترحم، پذیرش کم‌کاری و خطاکاری) در قبال کسانی که احساسات منفی خود را به‌طور مداوم ابراز می‌کنند، رایج باشد، می‌توان پیش‌بینی کرد که اظهار احساسات منفی به رفتاری شایع تبدیل شود. به‌طور خلاصه می‌توان گفت داده‌های گالوپ صراحتا بیان می‌کند که اگرچه ادراک و ابراز احساسات منفی بین ایرانیان بیش از دیگر ملل شایع است، اما این لزوما به معنای فقدان احساسات مثبت میان آنها نیست. داده‌های گالوپ همچنین این حدس را تقویت می‌کند که صرفا عوامل عینی نظیر ثروت و استانداردهای زندگی تعیین‌کننده شیوع احساسات مختلف در ملت‌ها و جوامع نیست، بلکه معجونی از عوامل عینی و ذهنی (نظیر تجارب تاریخی و آموزه‌های فرهنگی) دست‌اندرکار شکل‌دادن به احساسات مردم جهان است. گالوپ (Gallup) یک مؤسسه خصوصی نظرسنجی با سابقه ٨٠ ساله است که داده‌های کشوری و بین‌المللی فراوانی تولید می‌کند. در نظرسنجی‌های معمولا تلفنی و گاه حضوری گالوپ، دامنه متنوعی از موضوعات از دید مردم آمریکا یا کشورهای دیگر بررسی می‌شود؛ از جمله وضع اشتغال و کسب‌وکار، میزان هزینه‌کرد مصرف‌کنندگان، وضع مهاجران، مسائل نژادی، وضع آموزش، وضع بهداشت و بیمه، محبوبیت چهره‌های سیاسی و مذهبی، موضوعات مناقشه‌برانگیز مذهبی، سیاسی، اجتماعی و... .       ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 09 Sep 2015 10:21:02 GMT http://migna.ir/vdci33ap.t1arq2bcct.html 9 اشتباه که در دهه 30 زندگی مرتکب می شوید http://migna.ir/vdcbzfbf.rhb8wpiuur.html آرزوهای شغلی تان را نادیده می گیرید افراد در دهه 20 زندگی خود معمولا شغل هایی را انتخاب می کنند که علاقه ای به آنها ندارند، اما پیش از آن که بفهمند، می بینند در دام آن گیر افتادند. اگر می خواهید در زمینه مورد علاقه خود کار کنید، این را بدانید که هر چه سن و مسئولیت شما بیشتر شود، ایجاد تغییرات زندگی نیز سخت تر خواهد شد.   به کار خود بیش از خانواده و دوستان اهمیت می دهید خود را وقف کار نکنید. از لحظات خوب تان خاطره بسازید. هر چه سن تان بالاتر رود، برقراری ارتباط های عمیق با دیگران برایتان سخت تر خواهد شد.   عوامل منفی را از خود دور نمی کنید برخی فکر می کنند ریسک کردن و گرفتن تصمیمات جسورانه، متعلق به دهه 20 زندگی است. اما بدانید که سن، بهانه خوبی برای ادامه ارتباطات، دوستی یا شغلی که تمام اشتیاق و انرژی شما را می گیرد، نیست. «نه» گفتن به دیگران، کارها و تعهداتی را که با ارزش های زندگی شما جور در نمی آید، بیاموزید.   رشد و پیشرفت را متوقف می کنید حتی اگر شما فردی هستید که دهه بیست زندگی تان را به کسب علم و مهارت های لازم پرداخته اید، صدمه بزرگی به خودتان می زنید اگر یادگیری و دنبال کردن علاقمندی هایتان را متوقف کنید. در گیری مردم در دهه 30 زندگی شان آنقدر زیاد است که دیگر نگران رشد فردی خود نیستند. اما اگر شما به یادگیری و رشد ذهنی خود ادامه دهید و مراقب سلامت جسمی و روحی خود باشید، در دهه 40 زندگی تان به موفقیت های زیادی نسبت به دیگران خواهید رسید.   به سلامت خود اهمیت نمی دهید کار کردن می تواند بر سلامت افراد لطمه وارد کند. بنابراین سلامت خود را در اولویت تمام کارها قرار دهید. طوری نباشد که دهه 30 زندگی تان مدام احساس خستگی و کسالت کنید. ورزش را به فعالیت روزانه خود بیافزایید و از تحرکی که بر زیبای شما تاثیر مثبتی خواهد داشت، لذت ببرید.   از بچه دار شدن خودداری می کنید افراد زیادی به دلیل از دست ندادن فرصت های شغلی، بچه دار شدن را به تعویق می اندازند و سالها بعد، در دهه 40 زندگی شان در می یابند که برای بچه دار شدن بسیار دیر است. بنابراین اگه قصد بارداری دارید، قبل از آن که دیر شود، اقدام کنید.   زمان کافی برای خانواده خود نمی گذراید جیمز آلتوچر 43 ساله، در وبلاگ خود نوشته است: «زمانی که 34 سالم بود، روزی پدرم با من تماس گرفت اما من به دلیل جلسه ای که داشتم، تماس او را قطع کردم و پس از اتمام جلسه هم با او تماس نگرفتم. چند ماه بعد او بر اثر سکته از دنیا رفت. حال من عذاب وجدان شدیدی دارم.» هر چه سن شما بیشتر شود، والدین شما نیز مسن تر خواهند شد. بنابراین فرصت بودن با آنها را از دست ندهید.   برای آینده پس انداز مالی نمی کنید ممکن است تصمیم بگیرید تمام پول خود را صرف شروع کاری جدید کنید، اما به تمام جوانب آن خوب بیاندیشید. اگر در این کار شکست بخورید، چه اتفاقی می افتد؟ شما باید برای دوران بازنشستگی خود، پس انداز مالی داشته باشید و این کار با افزایش سن، سخت تر می شود. بنابراین هر چه زودتر اقدام به این کار کنید، بهتر است.   به خوشگذرانی خود اهمیت نمی دهید سی سالگی به معنی اتمام لذت و خوشگذرانی نیست. اگر تمام وقت خود را صرف کار و جمع آوری پول کنید، درست آن هنگام که از کار فارغ می شوید، می بینید که نیمی از عمرتان گذشته است و دیگر توانایی کافی برای هیچ تفریحی نخواهید داشت. با دوستان تان قرار بگذارید، با خانواده خود به مسافرت و کنسرت بروید. یادتان باشد اگر پولی که به دست می آورید شادی آور نباشد، شما هیچوقت خوشبخت نخواهید بود. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 08 Jun 2015 10:59:11 GMT http://migna.ir/vdcbzfbf.rhb8wpiuur.html نگاهي به نحوه هزينه کرد درآمد زنان شاغل در خانواده http://migna.ir/vdcguq9w.ak9qn4prra.html شايد شما هم افرادي را ديده باشيد که معتقدند اين روزها به دليل مشکلات اقتصادي ديگر چرخ زندگي فقط با کار کردن مرد، نمي چرخد. اين مسئله باعث شده است خيلي از زناني که تا چند سال قبل، در خانواده فقط با عنوان همسر و مادر ايفاي نقش مي کردند، اکنون پا در حيطه اشتغال بگذارند. البته بعد اقتصادي، فقط يکي از ابعاد تصميم گيري براي شاغل شدن يک زن است؛ تصميمي که مي تواند پيامدهاي مثبت و منفي ديگري را براي زندگي زناشويي به همراه داشته باشد. در بحث اشتغال به کار زنان، بايد به چند شاخص کلي توجه کرد که در ادامه مطلب به بررسي آن ها مي پردازيم.  نگرش زوجين به مسائل مالي نحوه نگرش هر کدام از زوجين به مسئله کار، مشارکت، استقلال مالي و مواردي از اين قبيل بسيار مهم است و بايد دانست که بخش عمده اي از آن، از سبک زندگي و تفکر در خانواده پدري سرچشمه مي گيرد. به طور مثال ممکن است مردي چنين ديدگاهي نسبت به کار همسرش داشته باشد: «زن نبايد استقلال مالي داشته باشد» يا «پول من وتو ندارد، پول ماست و بايد براي زندگي هزينه شود» يا «تو به جاي اينکه وقتت را براي خانواده صرف کني براي کار مي گذاري، براي جبران بايد پولت را براي خانواده هزينه کني» و اختلاف نظرهايي از اين دست که مي تواند تا حدي دردسر ساز باشد. چنين باورهايي به طور عمده از اين نگراني در مردها شکل مي گيرد که «خانمي که استقلال مالي دارد، کم کم از همسرش دور مي شود و حرف شنوي کمتري دارد».   انگيزه زن براي اشتغال در برخي موارد ديده شده است که استقلال يک زن، کارآمدي يک مرد را زير سوال مي برد و تنها راه حفظ و نگهداري زندگي در چنين شرايطي، داشتن باورهاي موثر زوج ديگر است. به عنوان مثال خانمي که از بين گزينه هاي زير، مورد چهارم را به عنوان دليل خود براي کار کردن، انتخاب مي کند در چنين ارتباطي تاحد زيادي شکست مي خورد: الف- کار مي کنم تا پس انداز کنم و در آينده در يک روز سخت ،آن را براي کم کردن مشکلات هزينه کنم. ب- کار مي کنم تا احساس مطلوب و ارزشمند بودن را پيدا کنم و براي رفاه خود و خانواده ام هزينه کنم. ج- کار مي کنم تا من هم يکي از چرخ هاي زندگي را بچرخانم وکمک حال همسرم باشم. د- کار مي کنم تا استقلال مالي داشته باشم و به همسرم محتاج نباشم و دوست دارم پولم را براي خودم هزينه يا پس انداز کنم؛ چرا که معتقدم پول مال من است و هر جور که دوست دارم، آن را صرف مي کنم. همان طور که ملاحظه مي کنيد در سه گزينه ديگر، کار کردن با نگاه کمک رساني و خيرخواهانه است و موجبات پيوستگي زوج ها را فراهم مي کند، اما در مورد چهارم، کار کردن رفتاري خودخواهانه و فرد محور محسوب مي شود و نه زوج مدار. به اين معني که چنين فردي کار مي کند براي خودش نه براي زوجيتش و چنين رفتارهايي اگر زياد باشد، مي تواند گسستگي عاطفي ايجاد کند. در بهترين وضعيت انتظار داريم اگر خانمي کار مي کند بخشي از درآمدش را براي پس انداز و مصارف شخصي و بخشي را براي کمک رساني و مشارکت در زندگي زناشويي صرف کند.   نحوه بيان مشکلات مالي و امور زندگي دومين موضوعي که بايد به آن توجه ويژه داشت، نحوه درخواست کردن، گفت وگو کردن و مذاکره درباره مشارکت در مسائل مالي و بقيه امور زندگي است. مثلاً ممکن است خانمي از چهار گزينه مذکور، يکي از سه گزينه اول را انتخاب کند اما در ارتباط با همسر، در يک مذاکره آزاردهنده، متوقعانه، طلبکارانه و غير محترمانه قرار گرفته باشد. به عبارتي فرد با اصل مشارکت و کمک رساني به خانواده مشکلي ندارد ولي در ارتباط با همسر دچار آزردگي خاطر شده است. در چنين شرايطي لازم است فرد احساس و درخواست خود را به همسر خود اطلاع دهد که البته چنين کاري را مي توان به شکل مستقيم يعني گفت وگو و غير مستقيم مثل نامه نوشتن انجام داد. البته تأکيد مي کنم که داشتن مهارت گفت وگو در چنين شرايطي بسيار ضروري است. توصيه مي کنم براي داشتن يک گفت وگوي بهتر از نکات زير بهره ببريد: * زمان مناسبي را براي گفت وگو انتخاب کنيد. * ابتدا نکات مثبت و قدرت رابطه مشترک را يادآوري کنيد. اين کار به هر دو نفر احساس آرامش مي دهد و جلوي تنش و به هم ريختن مذاکره را مي گيرد. سپس مطرح کنيد که مسئله اي وجود دارد که شما را ناراحت مي کند و مي خواهيد براي رفع آن از همسرتان کمک بگيريد. *در قدم بعدي يادآوري کنيد که هر دوي ما حق داريم و توانمند هستيم که زندگي بهتر و صميمانه تري داشته باشيم . *گام بعدي بيان مسئله به شکل درخواست است نه گله گذاري و غرزدن. همچنين از همسرتان بخواهيد نظرش را بيان کند. مثلا بگوييد: «دوست دارم نظرت را درباره اين مسئله بدانم.»   ارزيابي مزايا و معايب همچنين به گزارش تبيان کار کردن زن بيرون از خانه، داراي مزايا و معايبي است و به نظر مي آيد حفظ تعادل و ميانه روي در اين موضوع حساس، راهگشاست. از مزاياي کار کردن زن بيرون از خانه مي توان به موارد زير اشاره کرد: * اشتغال در بيرون از منزل به زنان کمک مي کند تا از تخصص و تحصيلات خود بهره ببرند که اين مسئله در امنيت رواني و احساس کارآمدي شان بسيار موثر است. * اين دسته از زنان، با کار کردن در بيرون از منزل، باري از مشکلات اقتصادي را از دوش همسر بر مي دارند و موجب مي شوند که خانواده از لحاظ مالي در رفاه بيشتري باشد. * در دوران کهنسالي و کهولت سن و در نبود همسر به علت برخورداري از مستمري، وابسته و نيازمند فرزندان نخواهند بود که اين مسئله در سلامت روان دوران پيري و استقلال بيشترشان موثر خواهد بود. * مشارکت اجتماعي زن در جامعه، مراودات وسيع اجتماعي و به ويژه اشتغال در بخش هاي فرهنگي باعث افزايش آگاهي ها و دانستني هاي زن مي شود و او را در تربيت فرزندان حمايت بسياري مي کند.البته فعاليت زن خارج از خانه، معايبي را نيز به دنبال دارد که مهم ترين آن ها، موارد زير است: *اشتغال زن در بيرون از منزل مسلما وقت و انرژي بسياري را از وي مي گيرد؛ لذا طبيعي است که با خستگي رواني و جسمي بيشتري (نسبت به زن خانه دار) در منزل حضور يافته و آن انرژي کافي را که بايد صرف همسر و فرزندانش کند، ندارد. * يکي از مسائلي که باعث مراوده و گفت وگوي بيشتر زن و مرد با يکديگر مي شود، مسائل اقتصادي و مالي است. اين در حالي است که در زنان شاغل به علت استقلال مالي، ميزان گفت وگو درباره اين مسائل بسيار کاهش مي يابد که اين امر مي تواند باعث ايجاد گسل عاطفي ميان زن و مرد شود. * زنان شاغل علاوه بر کار خارج از خانه ناچارند عمده ترين کارهاي داخل خانه را هم به تنهايي به دوش بکشند. در حالي که بيشتر مردان يا مهارت هاي مربوط به خانه داري را نياموخته اند يا همکاري لازم را با همسري که پا به پاي آن ها در بيرون از منزل مشغول به کار است، ندارند. اين امر باعث خستگي بيش از حد زن مي شود که نتيجه آن کاهش توجه و رسيدگي به همسر و فرزندان مي شود. از طرفي اين موضوع مي تواند زمينه اختلاف ميان زن و مرد را پديد آورد. * و در نهايت مهم ترين عيبي که اشتغال زن در بيرون از خانه دارد، مشکل نگهداري و تربيت فرزند (يا فرزندان) است. در بسياري از موارد کار مادر و بچه داري در تضاد با يکديگر قرار مي گيرد. براي مثال با توجه به تعهدات مادر در محل کار و مسئوليت هايي که وي بر عهده دارد، هميشه اين نگراني را دارد که مي تواند وقت کافي براي فرزندش بگذارد و با او حرف بزند، مي تواند در امر تربيت وي نقش اصلي و اساسي را داشته باشد؟ و ... اکثر کودکاني که مادر شاغل دارند، در مهد کودک به سر مي برند اما آيا واقعا مهد کودک مي تواند جايگزيني براي مادر باشد؟همواره ذهن ما ترازويي براي سنجش و تفکيک خوب از بد دارد. بهتر است کار، درآمد و پول را در يک کفه و کل زندگي را در کفه ديگر قرار دهيد تا بتوانيد تصميم بهتري بگيريد. به عبارت ديگر مزايا ومعايب هر نوع رفتاري در اين شرايط را ارزيابي کنيد و بعد تصميم بگيريد. - -   مريم اسودي، کارشناس ارشد مشاوره ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 26 May 2015 08:44:43 GMT http://migna.ir/vdcguq9w.ak9qn4prra.html بازنشستگی و شرایط دریافت حقوق مستمری http://migna.ir/vdcaeane.49nw015kk4.html پرداخت مستمری به حدود ۵ میلیون بازنشسته اصلی و تبعی سازمان تامین اجتماعی یکی از مهم‌ترین خدمات این سازمان محسوب می‌شود؛ به طوری که مشمولان می‌توانند به روشهای مختلف بازنشسته شوند. در جوامع گوناگون با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی سن بازنشستگی می‌تواند متفاوت باشد، از ۵۵ سال گرفته تا ۷۰ سال. دلایل بازنشستگی و شرایط آن ۱- به دلیل کهولت سن و رسیدن سن بازنشستگی: در این حالت کارگر یا بیمه شده پس از سال‌ها کار و تلاش بر اثر رسیدن به شرایط و سنی که قانون فرد را بازنشسته می‌داند بازنشسته می‌شود. ۲- بازنشستگی در کارهای سخت و زیان آور یا مناطق بد آب و هوا: این نوع بازنشستگی به دلیل فرسودگی زودرس کارگر در کارهایی که عموما سخت و یا زیان آور است مثل کار در معادن ایجاد شده است. در این حالت فرد بیمه شده قبل از رسیدن به سن مورد نظر و یا داشتن سابقه کامل بازنشسته می‌شود. ۳- شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی: ب رخی مواقع بر اساس شرایط خاص اقتصادی مثل نرخ بیکاری گسترده یا بحران و یا تورم نیرو در بنگاههای اقتصادی یا برخی ویژگی‌های خاص گروه‌ها، دولت‌ها تصمیم می‌گیرند گروهی را به صورت زودهنگام بازنشسته کنند. در این خصوص می‌توان به بازنشستگی با ۲۵ سال سابقه به موجب قانون نوسازی صنایع و یا بازنشستگی زودهنگام کارکنان دولت و بازنشستگی زنان با ۲۰ سال سابقه اشاره کرد. شرایط بازنشستگی برای احراز بازنشستگی در قانون تامین اجتماعی به دو معیار مهم توجه می‌شود: ۱- رسیدن به سن مقرر در قانون ۲- داشتن سنوات پرداخت حق بیمه به میزان مقرر در قانون تامین اجتماعی بر مبنای دو عامل فوق احراز شرایط بازنشستگی بر اساس شرایط زیر صورت می‌گیرد: الف: سن بازنشستگی، بر اساس بند ۱ ماده ۷۶ قانون تامین اجتماعی، ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای زنان است که در این حالت فرد بیمه شده با داشتن حداقل ۲۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه می‌تواند بازنشسته شود. در صورتی که مستمری استحقاقی فرد بر اساس این بند کمتر از حداقل حقوق سال مربوطه باشد تا حداقل حقوق ارتقا خواهد یافت. بر اساس اصلاحات اخیر، همچنین افرادی که دارای ۱۰ سال سابقه و ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای خانم‌ها باشند بدون رعایت ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی و متناسب با سنوات پرداخت حق بیمه می‌توانند بازنشسته شوند. به موجب همین اصلاحات چنانچه بیمه شده متقاضی کمتر از ۱۰ سال سابقه داشته باشد با پرداخت یکجای حق بیمه سنوات کسری تا ۱۰ سال، می‌تواند از مزایای این قانون بهره‌مند شود. در مورد بیمه شده‌ای که بر اساس ۱۰ سال سابقه بازنشسته شود ماده ۱۱۱ قانون اجرا نمی‌شود و بر اساس سنوات پرداخت حق بیمه مستمری تعیین می‌شود که ممکن است انتظارات فرد متقاضی را از نظر دریافت مستمری کافی برای تامین معاش برآورده نسازد. بنابراین توصیه می‌شود حتی الامکان فرد بیمه شده شرایط مندرج در شکل یک (حداقل ۲۰ سال سابقه) را احراز کند، سپس بازنشسته شود. ب: کسانی که ۳۰ سال تمام کار کرده و حق بیمه مربوطه را به سازمان پرداخت کرده باشند، در صورتی که سن مردان به ۵۰ سال و سن زنان به ۴۵ سال تمام برسد، می‌توانند تقاضای بازنشستگی نمایند. مستمری این گونه از بیمه شدگان بر اساس ۳۰ سال سابقه محاسبه و پرداخت خواهد شد. در این حالت به طور کلی درخواست بازنشستگی تنها از طریق فرد بیمه شده و احراز شرایط بازنشستگی از طرف سازمان قابل پذیرش خواهد بود. پ: کارفرما می‌تواند بازنشستگی بیمه شدگانی را که حداقل پنج سال پس از رسیدن به سن بازنشستگی مقرر در قانون تامین اجتماعی به کار خود ادامه داده‌اند از سازمان تامین اجتماعی تقاضا نماید. بر این اساس کارفرما می‌تواند بازنشستگی بیمه شده مرد را با ۶۵ سال سن و بیمه شده زن را با ۶۰ سال سن از سازمان تامین اجتماعی تقاضا کند. (به شرط داشتن سابقه موردنظر) ت: کسانی که دارای ۳۵ سال سابقه پرداخت حق بیمه باشند بدون شرط سنی می‌توانند تقاضای بازنشستگی کنند. ث: زنان کارگر با داشتن ۲۰ سال سابقه کار و ۴۲ سال سن به شرط پرداخت حق بیمه با ۲۰ روز حقوق می‌توانند بازنشسته شوند. در خصوص این گروه از بیمه شدگان، در صورتی که مستمری استحقاقی از حداقل حقوق سال مربوطه کمتر باشد، تا حداقل حقوق افزایش نمی‌یابد. ج: بازنشستگی زودهنگام: در برخی از کشور‌ها بازنشستگی زودهنگام و پیش از موعد یکی از تدابیر برای پاسخگویی و حل برخی مشکلات اقتصادی و اجتماعی به شمار می‌رود و یا شرایط برخی از کار‌ها مثل سخت و زیان آور بودن یا فعالیت در مناطق بد آب و هوا ضرورت بازنشستگی زود از موعد را اقتضا می‌کند. در این نوع از بازنشستگی فرد بیمه شده می‌تواند با سابقه و سن کمتر بازنشسته شود. شرایط بازنشستگی در کارهای سخت و زیان آور طبق قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور، افرادی که حداقل ۲۰ سال متوالی و ۲۵ سال متناوب در کارهای سخت و زیان آور (مخل سلامتی) اشتغال داشته‌اند و در هر مور حق بیمه مذکور را به سازمان پرداخته باشند، بدون شرط سنی می‌توانند تقاضای بازنشستگی کنند. همچنین چنانچه کمیسیون‌های پزشکی موضوع ماده ۹۱ قانون تامین اجتماعی قبل از رسیدن بیمه شده شاغل در کارهای سخت و زیان آور به سابقه مقرر (۲۰ سال متوالی و ۲۵ سال متناوب برای کارهای سخت و زیان آور) فرسایش جسمی و روحی وی را ناشی از اشتغال به کارهای سخت و زیان آور تشخیص دهند، فرد بیمه شده می‌تواند درخواست بازنشستگی کند. بر این اساس هر سال سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیان آور ۱. ۵ سال محاسبه خواهد شد. شرایط یکسان بازنشستگی برای بیمه شدگان خویش فرما و اجباری شرایط بازنشستگی برای کلیه بیمه شدگان اعم از بیمه شدگان اجباری، اختیاری و حرف و مشاغل آزاد یکسان است. حداکثر سابقه برای بازنشستگی حداکثر سابقه برای پذیرش و محاسبه در تعیین مستمری ۳۵ سال است. زمان پرداخت مستمری تاریخ محاسبه و پرداخت مستمری از زمانی است که سازمان ترک کار بیمه شده را به کارفرما اعلام می‌کند. در مورد کسانی که کارفرما ندارند و موضوع ترک کار آنان منتفی است، مثل بیمه شدگان اختیاری یا مشاغل آزاد، پرداخت مستمری از زمانی است که بازنشستگی مورد تایید شعبه قرار بگیرد و به بیمه شده ابلاغ شود. (مهر) ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 12 May 2015 05:30:02 GMT http://migna.ir/vdcaeane.49nw015kk4.html یادی از دکتر عظیمی؛ دیدگان نگران «توسعه» ایران http://migna.ir/vdchk6nx.23nvxdftt2.html «صادق بود و بی‌ریا و از کویر برخاسته بود و می‌دانست معنای بودن، فهمیدن و دانستن را، هرچند با رفتن او نه زمان از حرکت باز می‌ایستد و نه تلاطمی در دریای سیاست و اقتصاد روی می‌دهد، اما آنان که دستی بر آتش دارند، خود بهتر می‌دانند که «حسین عظیمی» گوهری بود بی‌بدیل که سال‌ها باید تا جای او در عرصه خدمتگزاری به ملت شریف ایران، خالی نماند.»   به گزارش خبرگزاری ایسنا، دوازده سال پیش در چنین روزهایی دیدگان بیدار و جستجوگر دکتر حسین عظیمی که عمری نگران توسعه ایران و آینده فرزندان آن بود به آرامشی ابدی فرو بسته شد و جامعه ایران یکی از خدوم‌ترین و دلسوزترین پژوهشگران و برنامه‌ریزان اقتصادی خود را از دست داد.   دکتر عظیمی از معدود صاحبنظران و کارشناسان مستقل اقتصادی بود که چه در مقام یک پژوهشگر و استاد و چه در مشاوره‌ها و برنامه‌ریزی‌های خود همواره دغدغه‌دار فقرا و طبقات محروم جامعه بود و به جد اعتقاد داشت که «صحت سیاست‌های اقتصادی را نه در انطباق آنها با مکتب اقتصادی مورد قبول سیاستگذار که در تامین رضایت نسبی مردم باید جست‌وجو کرد.»   آرمان بزرگ دکتر عظیمی که به خاطر آن از رفاه مادی و افتخار علمی تدریس در بزرگترین دانشگاه‌های غرب چشم پوشید و طعم تلخ ملامت‌ها و مخالف‌های فراوان را به جان خرید، رهایی جامعه در حال گذار ایران از مدار‌های تنگ توسعه‌نیافتگی و بحران‌های ویرانگر بیکاری، فقر و محرومیت بود.   به زعم وی انجام اصلاحات اساسی در ساختار اقتصادی کشور در گرو ایجاد تغییرات بنیادی در طرز تلقی‌ها و پندارهای فرهنگی جامعه و حاکمیت و نگرش علمی بر آنهاست و از همین رو بر اهمیت نظام آموزشی و کیفیت آن در فرایند توسعه کشور تاکید داشت.   دکتر عظیمی گسترش شدید آموزش‌های دانشگاهی در دو دهه اخیر که قهرا به افت کیفی این دوره‌ها منجر شده است را از جمله موانع اساسی توسعه کشور ارزیابی می‌کرد و معتقد بود تا زمانی که استقلال دانشگاه‌ها از دولت، محوریت استاد در سازماندهی درونی دانشگاه و محوریت استعداد در انتخاب دانشجو محقق نشود، روند سقوط کیفی آموزش عالی در کشور ادامه خواهد داشت.   وی در کنار عوامل فرهنگی و آموزشی از نقش تعیین‌کننده برنامه‌ریزی‌ صحیح و منسجم نیز غافل نبود و بر همین اساس تاکید داشت که فراتر از مباحث تئوری و اصول علم اقتصاد خرد و کلان باید به تحلیل مفصل و واقع‌بینانه عوامل توسعه اقتصادی و سازوکارهای هدایت به سوی توسعه یافتگی پرداخت، چرا که تحلیل شرایط حاکم بر کشورهای در حال گذار فعلی را با اصول بدیهی علم اقتصاد در سده‌های گذشته، ناممکن می‌دانست.   دکتر حسین عظیمی آرانی در سال 1327 در شهرستان آران کاشان که در آن زمان یکی از دهستان‌های حاشیه کویر مرکزی ایران بود در خانواده‌ای کشاورز دیده به جهان گشود.   تحصیلات ابتدایی را از پنج سالگی آغاز کرد. سیکل اول دبیرستان را در آران و سیکل دوم را در رشته ریاضی در شهر کاشان پشت سر گذاشت. در سال 1344 برای تحصیل در رشته اقتصاد به دانشگاه تهران رفت و تا پایان مقطع فوق لیسانس اقتصاد توسعه در این دانشگاه ماند.   ارتباط فرهنگی بین دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و دانشگاه آکسفورد موجب شد تا به عنوان برترین دانشجو برای ادامه تحصیل در دانشگاه آکسفورد بورس شود. در ابتدا در دانشگاه آکسفورد دوره ای را طی کرد که به نوعی دوره فوق لیسانس در تحقیق علوم اقتصادی بود و اساساً به فلسفه اقتصاد و فلسفه علوم اجتماعی می‌پرداخت. سپس در همان دانشگاه در رشته اقتصاد توسعه دوره دکتری را طی کرد. موضوع رساله دکتری وی «رابطه رشد اقتصادی، توزیع درآمد و فقر در علم اقتصاد با تکیه بر مسائل ایران» بود.   قبل از عزیمت به انگلستان و ادامه تحصیل، اولین دوره کارآموزی خود را در سال 1345 و 1346 در سازمان برنامه و بودجه سابق شروع و اشتغال رسمی خود را در سال 1348 در موسسه توسعه و تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران آغاز کرد و حدود سه سال در این موسسه مشغول به کار بود و همزمان با پایان دوره کارشناسی ارشد در سال 1349 اولین تدریس دانشگاهی خود را انجام داد . در سالهای 1354 تا 1356 به اشتغال رسمی در موسسه برنامه‌ریزی ایران که تحت پوشش دوگانه سازمان برنامه ایران و سازمان ملل متحد بود درآمد.     دکتر حسین عظیمی   وی پس از طی تحصیلات دکتری و بازگشت به ایران تا سال 1368 در رده‌های مختلف کارشناسی، مشاوره، معاونت دفتر، ریاست دفتر در سازمان برنامه و بودجه خدمت کرد و از سال 60 عضو ستاد مرکزی سازمان بود.   عظیمی از سال 1368 پس از ترک سازمان برنامه و بودجه به عنوان عضو هیات علمی و مدرس دوره دکتری به دانشگاه آزاد اسلامی پیوست و تا پایان عمر مدیریت گروه اقتصاد واحد علوم و تحقیقات را بر عهده داشت.   وی طی سال‌های 71 و 72 به دعوت دانشگاه اکسفورد به عنوان استاد مدعو به آن دانشگاه رفت و مدتی را با خانواده در انگلستان زندگی کرد ولی نهایتا ترجیح داد علی‌رغم تمامی مشکلات به ایران برگردد.   دکتر عظیمی همزمان در برخی دیگر از دانشگاه‌های کشور به تدریس و تربیت دانشجویان اشتغال داشت و علاوه بر آن به عنوان مشاوری امین و اقتصاددانی مستقل و دلسوز در تدوین برنامه‌های توسعه و اصلاح امور واحدهای بزرگ صنعتی کشور همکاری می‌کرد.   وی در سال 81 همزمان با ادغام موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی و سازمان مدیریت دولتی به عنوان نخستین رییس موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی کشور انتخاب شد و در مدت کوتاه صدارت خود در این موسسه منشاء خدمات علمی بی شماری بود.   دکتر عظیمی سرانجام در 18 اردیبهشت‌ماه 1382 پس از تحمل یک دوره رنج و درد ناشی از بیماری سرطان دعوت حق را لبیک گفت.   مرحوم دکتر عظیمی همه ویژگیها و صفات یک معلم خوب را داشت. دانش سرشار، تسلّط و احاطه کافی بر مفاهیم و مبانی دانش اقتصاد، تواضع و فروتنی و مردم داری، آگاهی به مسائل اجتماعی، دغدغه و دلسوزی نسبت به سرنوشت کشور و مردم و تعهد علمی و اجتماعی از جملة این ویژگی‌هاست.   «وی علاوه بر اینکه به روشهای تحلیل کمّی اقتصاد تسلط داشت، اقتصاد را به عنوان یک دانش پیچیده اجتماعی خوب خوانده و خوب درک کرده بود به طوری که در تحلیلهای نظری و کاربردی خود و حتی در تدریس نظریات به همه عوامل به واقع تاثیرگذار بر اقتصاد در همه حوزه های اجتماعی توجه داشت و آن را منظور می کرد؛ لذا در هر موضوعی که وارد می شد آن موضوع را فراتر از یک یا چند رابطه ساده حسابداری یا تعادلی می دید و نکاتی ارایه می‌کرد که در تحلیلهای دیگر کمتر یافت می‌شود.   همه لحظات کلاسهای درس و سخنرانی های ایشان غیر تکراری و آموزنده بود. لذا به قطع می‌توان گفت که وی از معدود اقتصاد دانانی بود که تولید دانش اقتصاد را در کشور یک ضرورت می دانست لذا به تحقق این مهم همت گماشت وبه جای حرف ها و تحلیلهای سطحی و کلیشه‌یی با درک عمیقی که از تئوریهای اقتصادی و وضعیت کشور داشت آموزه های خود را به صورت تولیدی و بومی ارایه می‌کرد.   وجود نکات محوری بسیار دقیق در مورد موضوعات اساسی اقتصادی در تحلیلها و نوشته‌های وی به خوبی به این مطلب گواهی می‌دهد. ارائه درسهای بسیار پربار اقتصاد ایران و توسعه در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاههای تربیت مدرس، تهران، علامه طباطبایی و آزاد از خدمات به یاد ماندی ایشان است. ارتقاء سطح دانش اقتصاد به طور عام و اقتصاد توسعه بطور خاص در کشور به واقع مرهون آموزه ها و نوآوری‌های ایشان است. از خصوصیات بارز ایشان این بود که مسائل را عمیق می دید و برای مشکلات تحلیلهای ریشه ای و مبنایی ارایه می کرد، در عین حالی که تحلیل کمّی می دانست همه عوامل اقتصادی را در تحلیلهای خود منظور می کرد و حتی مسائل را فراتر از حوزه اقتصادی تحلیل می کرد لذا همة این خصوصیات و خدمات از ایشان چهره ای اندیشمند ساخته بود. »   وی معتقد بود «مشکل اصلی فرایند توسعه ایران این است که مساله را اشتباه دیده ایم. به عبارت دیگر، عینکی که روی چشم داریم مسأله را درست نشان نمی‌دهد. این عینک همان نگرش ذهنی ما ایرانی ها به مسأله توسعه است، مفهومی که در ادبیات به عنوان "پارادایم" از آن نام می‌برند. به عبارت دیگر، ما مجموعه ای از نگرش های ذهنی در باب توسعه نیافتگی داریم و از دریچه این مجموعه به واقعیت بیرون نگاه می کنیم؛ بنابراین، اولین نکته اساسی که باید در فرایند توسعه ایران فهمیده شود، این است که ما هنوز بذری را که ایجاد کننده آن درخت است، نیافته ایم. بعد هم نمی‌دانیم که حتی اگر بذر را یافتیم و کاشتیم چگونه باید به این بذر رسید، چگونه به آن آب و کود و هوا و آفتاب رساند تا این درخت رشد کند. این گونه است که تلاش می‌کنیم که از طریق شبیه‌سازی ظواهر، آن "درخت" را به دست آوریم.   فرآیند توسعه ایران با این مشکل اصلی مواجه است که هنوز نیروی بالنده توسعه را نیافته و تا موقعی که این نیروی بالنده یافت نشود، توسعه اتفاق نخواهد افتاد. در این شرایط فرق نمی‌کند که بخش نفت داشته باشیم یا نه! تولید و فروش نفت زیاد باشد یا کم! در این وضعیت هر چه نفت بیش تری بفروشیم، درخت های بیش تر و بزرگ تری به صورت مکانیکی و شبیه‌سازی درست خواهیم کرد، ولی هیچ وقت صاحب یک درخت واقعی نخواهیم بود... جامعه ما در فرآیند تحول تاریخی معاصر به توسعه به مثابه یک فرایند مکانیکی نگاه کرده و لذا به دنبال ایجاد کارخانه، راه مدرسه، دانشگاه، پارلمان و ... بوده و فکر کرده که این ها توسعه است. حال می‌بیند که اینها توسعه نیستند و کشور به رغم وجود همه این ظواهر هنوز توسعه نیافته است. مثلاً ما به یک معنی صاحب صنعت یعنی کارخانه شده ایم، ولی جامعه ای صنعتی نشده ایم.»   به باور عظیمی، «مشکل توسعه ایران در کمبود سرمایه به شکلی که بحث می کنند و نیز در کمبود منابع نیست.، مشکل ما در مسایل جهان ( به شکل عمده ) نیست؛ ضمن این که در حل مسایل جهان بسیار مشکل داریم. مشکل اساسی و اولیه ما روی فکر و اندیشه و دانش و دانایی ملی است؛ نهادها و سازمان های ما هستند: نظریه ها ، مکاتب توسعه ای و پندارهای غلطی است که داریم. اگر بشود نوعی سازماندهی کرد که بتوان براساس آن یک برنامه کوتاه مدت حل و فصل بحران تعریف کرد که بحران اقتصادی به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل نشود و چند مسأله اساسی در آن دیده شود و درکنارش برنامه هسته های خط دهنده توسعه تعریف و نهادسازی آغاز شود به سرعت می توانیم تولید سرانه را رشد بدهیم و از طریق این رشد بسیاری از مشکلات خود را حل کنیم.»       مرحوم عظیمی با اعتقادی که به فرهنگ‌سازی عمومی داشت، علی‌رغم مشغله شدید فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی می‌کوشید علاوه بر تالیف و ترجمه کتاب‌های تخصصی که بسیاری از آنها به عنوان منبعی ارزشمند برای آموزش دانشجویان مورد استفاده قرار می‌گیرد با نوشتن مقاله و انجام مصاحبه‌های فراوان با مطبوعات مختلف، مفاهیم پیچیده اقتصادی اجتماعی را به ساده‌ترین شکل ممکن در جامعه ترویج کند که ثمره آن بالغ بر پنج هزار صفحه میراث ارزشمند نوشتاری است که از ایشان به یادگار مانده است.   «مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران»، «اقتصاد توسعه با نگاهی به ایران»‌، «ایران امروز در آینه مباحث توسعه: برای حل بحران‌های کوتاه و بلند مدت اقتصادی کشور چه می‌توان کرد؟»، «برنامه مدیریت استراتژیک»،«نگاهی به وضعیت توزیع درآمد و مصرف در ایران»، «تحلیلی مختصر از پدیده تورم»، «نگاهی به نرخ فعلی و قیمت اقتصادی ارز در رابطه با تخصیص مطلوب منابع و وابستگی اقتصادی در ایران»‌، «تورم: راهنمایی بر بحران در تئوری اقتصاد معاصر»، «سیاست‌های جمعیتی در جمهوری اسلامی ایران:‌ رشد جمعیت و نیازهای ناشی از آن» برخی از مهمترین کتاب‌های به جا مانده از دکتر عظیمی هستند.   ]]> اخبار علمی و فناوری Sun, 10 May 2015 07:16:52 GMT http://migna.ir/vdchk6nx.23nvxdftt2.html آنچه درباره پول نباید به کودکمان یاد دهیم http://migna.ir/vdcammne.49nwa15kk4.html ما در اینجا 5 جمله‌ای را که نباید درباره پول به کودکتان بگویید، برایتان آورده‌ایم. پول خوب/بد است پول یک جسم بی جان است. نمی‌توان آن را خوب یا بد نامید. پول، پول است. یک مبل هم یک مبل است اما آیا شما آن را خوب یا بد خطاب می‌کنید؟ این درباره پول هم صدق می‌کند و آنچه خوب یا بد است راهی است که شما از آن استفاده می‌کنید. پول هایت را فقط جمع کن یاد دادن به کودک برای این که پولش را جمع کند، کار سختی نیست. آنچه سخت است آموزش برقراری تعادل میان خرج و ذخیره کردن آن است. اگر شما تمام پول‌تان را ذخیره کنید، لذت زندگی را از یاد خواهید برد. شما باید به کودکتان یاد دهید که پول‌اش را ذخیره و به همان نسبت از خرج کردن آن لذت ببرد. پول می‌تواند تو را به آرزوهایت برساند بله درست است، چیزهایی زیادی را می‌توان با پول خرید اما چیزهای زیادی هم وجود دارند که با پول به دست نمی آیند مانند وقار، احترام، عشق، شادی، دوست و عزت نفس. قدرت دست ثروتمندان است این مورد نیازی به آموزش ندارد، کودکتان با کمی دقت در اطراف‌اش آن را درک خواهد کرد. آیا شما برای خرید چیزی از همسرتان پول یا اجازه می‌گیرید؟ همین باعث می‌شود که او فکر کند هر کسی پول بیشتری دارد، قدرتمندتر است. سعی کنید به کودکتان نشان دهید که هیچ فردی در خانواده به خاطر پول، قدرت و کنترل بیشتری ندارد. راههای زیادی برای مدیریت مالی وجود دارد یکی از بهترین چیزها در مورد پول این است که راههای بسیاری برای افزایش آن وجود دارد. راههای زیادی برای کار کردن، پول در آوردن، ذخیره کردن... و شما با توجه به شخصیت و توانایی‌هایتان می‌توانید آن را مدیریت کنید. شما باید راههای گوناگون را به او نشان دهید تا خود بتواند بهترین راه را انتخاب کند. تنها قانونی که هر کسی باید درباره پول بداند این است که برای پولدار شدن باید از آنچه در می‌آوریم، کمتر خرج کنیم.-نی نی بان - پردیس بختیاری ]]> اقتصاد Sun, 26 Apr 2015 08:18:32 GMT http://migna.ir/vdcammne.49nwa15kk4.html 7 اشتباه رایج فروشندگان http://migna.ir/vdcjvxet.uqey8zsffu.html در هر حرفه‌ای، خوب و بدهای زیادی وجود دارد. فروش نیز از این قاعده مستثنا نیست. یک روز با فردی تماس داشتم که می‌گفت با پول نقد برای خرید یک اتومبیل جدید به نمایشگاه اتومبیلی رفتم. فروشنده بسیار ضعیف بود و نتوانست چیزی به من بفروشد؛ هنوز هم چیزی نخریده‌ام، اما این تجربه‌ی بد را برای ۲۵ تا ۵۰ نفر تعریف کردم. متاسفانه این مسئله بیشتر از یک تجربه‌ی صرف است. هزاران نمونه از این فروشندگان ضعیف وجود دارد. اما شما اینطور نیستید، هستید؟ هر صاحب تجارت یا فروشنده‌ای پیش از خواندن این مقاله قسم می‌خورد که «این مسئله در کسب‌وکار من روی نمی‌دهد» اما در اشتباه هستند. فروشندگان مغرور، فکر می‌کنند همه چیز را می‌دانند، فکر می‌کنند مشتری در درک تاکتیک‌های آنان احمق و نادان است. با همه افراد به یک نحو برخورد می‌کنند و درنهایت فروش را از دست می‌دهند. در اینجا ۷ اشتباه رایج که به وسیله فروشندگان مرجوعی (کسانی که اطلاع دقیقی ندارند یا اصلا چیزی نمی‌دانند) روی می‌دهد، آمده است. ۱.پیش‌داوری درباره‌ی مشتری بالقوه: گاهی از طریق نگاه، نوع پوشش یا صحبت کردن فرد ذهنیت خود را درباره‌ی نوع شخصیت او و اینکه آیا پول دارد یا می‌خرد، شکل می‌دهید. ۲.بررسی ضعیف مشتری بالقوه: شکست در مطرح کردن پرسش‌های درست درباره‌ی نیازها و خواسته‌های مشتری بالقوه پیش‌ازاین که فرایند فروش شروع شود. ۳.گوش نکردن: تمرکز بر دیدگاه‌ فروش به جای تلاش برای فهمیدن نحوه‌ی درخواست مشتری بالقوه برای خرید (نیازها). ۴.فخرفروشی: عمل کردن یا صحبت از بالا با مشتری بالقوه(حقیرشمردن وی) باعث حس نابرابری در فرایند خرید یا فروش در مشتری می‌گردد. فاقد احترام است. ۵.فشار برای خرید فعلی: اگر خیلی روی این روش‌ها تاکید کنید، باعث ترس مشتری بالقوه می‌شود. احتمالا شما هم تجربه کردید که برای خرید به لباس فروشی می‌روید. لباسی را پرو می‌کنید که چندان برایتان مناسب نیست ولی فروشنده با چرب زبانی‌های که فکر می‌کند ناشی از یک فروشنده خوب و با سروزبان بودنش است شروع به تعریف می‌کند. مطمئن باشید مشتریان به خوبی فقدان صداقت در حرف‌های ما را می‌فهمند و می‌فهمند که فقط به فروش خودمان فکر می‌کنیم و درصدد کمک به آنان نیستیم. ۶.نیازهای بررسی نشده: اگر به مشتری بالقوه خوب گوش بدهید، نیازها و خواسته‌های خود را به طور دقیق عنوان می‌کند. چیزهایی را بفروشید که این نیازها را پشتیبانی کند و مشتری احتمالی آن را بخرد. محصول را بر اساس نیازها و خواسته‌های خود نفروشید، بر اساس تمایلات مشتری بفروشید. ۷.فقدان صداقت: صداقت کلید کار است. اگر بتوانید آن را نمایش دهید، می‌توانید آن را اجرا کنید. این ضرب‌المثل قدیمی در فروش است. صداقت در ایجاد اعتماد و ایجاد رابطه‌ی دوستی با مشتری بالقوه‌ای که قصد دارید مشتریتان شود، کلید کار است؛ البته اگر در انتقال این حس موفق عمل کنید.     مدیر سبز - آذر جوزی ]]> اقتصاد Sat, 18 Apr 2015 05:26:48 GMT http://migna.ir/vdcjvxet.uqey8zsffu.html آیا زنان سبک متفاوتی در مدیریت دارند؟ http://migna.ir/vdciu5ap.t1aur2bcct.html زنان در حال حاضر بیش از 15 درصد پست‌های اداری و کرسی‌های هیات‌مدیره شرکت‌های عضو شاخص «فورچون 500» (Fortune 500 companies) (یعنی حدود 9 درصد بیشتر از 15 سال پیش)، و 3 درصد از پست‌های مدیرعاملی شرکت‌ها (که بیشتر از دو دهم درصد بود) را دارا هستند. با توجه به آمار زنانی که هر روزه بیشتر و بیشتر در حال اخذ مدارک تجاری و بازرگانی‌اند- بیش از یک سوم مدارک MBA در ایالات متحده در سال 2010 به زنان اعطا شده است- این روند نه تنها ادامه پیدا می‌کند، بلکه به سرعت در حال افزایش است.تمام این موارد «دیوید ماتسا»، استادیار مالی دانشکده مدیریت کلاگ را با این سوال روبه‌رو کرده است: آیا زنانی که در راس مدیریت شرکت‌ها هستند، مدیریت متفاوتی نسبت به مردان دارند؟ و آیا این تفاوت‌ها بر کسب‌وکاری که آنها انجام می‌دهند، تاثیرگذار  است؟مطالعات پیشین در حوزه روانشناسی اجتماعی و مدیریت، نشان می‌داد با توجه به تفاوت تعامل و ارتباط زنان با زیردستان خود نسبت به مردان، درواقع زنان و مردان دارای سبک مدیریت متفاوتی هستند، اما ماتسا می‌گوید: «سبک مدیریتی دارای معنای دیگری برای اقتصاددانان است.» وی به جای اینکه بر این نکته تمرکز کند که رفتار روزمره مدیران اجرایی و اعضای هیات‌مدیره زن ممکن است چگونه باشد، به این نکته علاقه‌مند بود که آنها چه نوع اقدامات استراتژیک را به‌کار می‌گیرند و این اقدامات چگونه می‌تواند شالوده شرکت آنها را شکل دهد. هنگامی که وی به مطالعات پیشین مدیریتی نگاه کرد، باز هم تفاوت‌ها را بین جنسیت مشاهده کرد، اما تعداد کمی از پژوهش‌ها روی مدیریت و رهبری تمرکز کرده بود. در بسیاری از مطالعات، آزمایش‌ها روی عامه مردم انجام شده بود؛ درحالی‌که این آزمایش‌ها باید روی افراد تاجر و کسانی که درگیر کسب‌وکار بودند انجام می‌شد تا بتوان مقایسه کرد که رفتار زنان و مردان در بازی‌های اقتصادی چگونه است.ماتسا عنوان می‌کند «در تمام الگوهایی که در این مطالعات مشاهده شد، به‌طور واضح مشخص نبود که رفتارهای کسانی که بعدها مدیر شده‌اند یکسان بوده است یا خیر. این نکته را نیز باید عنوان کرد که رهبری شرکت‌ها فرآیندی به شدت گزینشی است.» همچنین بسیاری از ویژگی‌های کلیشه‌ای رهبری، ویژگی‌هایی هستند که بیشتر در مردان مشاهده می‌شوند. به عبارت دیگر، زنانی که در راس شرکت‌ها هستند ممکن است متفاوت از مشاهدات آزمایشگاهی رفتار کنند. (تفکر عمومی این است که بسیاری از ویژگی‌های رهبری در رفتارها و اخلاقیات مردان مشاهده می‌شود، با این وجود زنانی هستند كه در راس شرکت‌اندو مدیریت و رهبری شرکت را برعهده دارند این رفتارها را نیز از خود بروز نمی‌دهند؛ به عبارت دیگر نتایج دنیای واقعی متفاوت از آن چیزی است که در آزمایشگاه‌های مطالعاتی رخ می‌دهد).فرمان نروژیبنابراین ماتسا وآمالیا میلر، استادیار دانشگاه ویرجینیا، مثال‌های دنیای واقعی را بررسی کردند. در سال 2006، نروژ ابلاغیه‌ای منتشر کرد و در آن تمامی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس و اوراق بهادار کشور را ملزم کرد تا اعضای هیات‌مدیره را بیشتر از میان زنان انتخاب کنند و نتیجه‌ای که دو سال بعد مشاهده شد، نشان داد که حدود 40 درصد از اعضای هیات‌مدیره شرکت‌ها را زنان تشکیل می‌دادند.ماتسا و میلر بررسی کردند که این افزایش ناگهانی رهبری زنان، چگونه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس و اوراق بهادار نروژ را تحت تاثیر قرار داده است. آنها با استفاده از اطلاعات حسابداری سال‌های 1999 تا 2009 شرکت‌های شمال اروپا، به این نتیجه رسیدند که 104 شرکت نروژی، متاثر از سهمیه‌بندی جنسیتی مزبور هستند. آنها سپس این شرکت‌ها را با شرکت‌های نروژی غیربورسی و همچنین شرکت‌های بورسی و غیربورسی کشورهای شمال اروپا مقایسه کردند. این شرکت‌ها از نظر اندازه، صنعت و سود مشابه بودند؛ اما شامل الزام جنسیتی برای اعضای هیات‌مدیره نبودند.ماتسا و میلر در بیشتر روش‌ها به این نتیجه رسیدند که سهمیه‌بندی جنسیتی مزبور هیچ تاثیری بر شرکت‌ها ندارد و درآمدها، اکثر هزینه‌ها و نرخ ترکیب و ادغام شرکت‌ها در بیشتر موارد بدون تغییر باقی می‌ماند؛ هرچند هزینه‌ها در یک مورد افزایش داشت. ماتسا عنوان می‌کند «ما مشاهده کردیم که هزینه‌های منابع انسانی بالاتر بود؛ اما دلیل آن افزایش دستمزد نبود، بلکه به خاطر بالاتر بودن اشتغال نسبی بود.» همچنین تحقیقات آنها نشان داد شرکت‌های متاثر از قانون سهمیه‌بندی جنسیتی که ملزم به رعایت سهمیه‌بندی جنسیتی بودند، نسبت به سایر شرکت‌ها دارای نرخ اخراج کمتری هستند.آیا زنانی که در راس دنیای شرکت‌ها هستند، دارای سبک مدیریت و رهبری متفاوتی نسبت به مردان هستند؟از زمانی که قانون، شرکت‌ها را ملزم به استخدام زنان در سمت‌های رهبری و مدیریتی کرد، فرصتی برای محققان فراهم شد تا کار متفاوتی را در این مطالعه انجام دهند. ماتسا ذکر می‌کند که در محیط کسب‌وکار شرکت‌ها شرایط خاصی وجود ندارد که آنها را به این سمت سوق بدهد که از حضور زنان در رهبری استفاده کنند و باعث تفاوت جنسیتی نیروی کار شود؛ اما در عوض، سهمیه‌بندی جنسیتی تنها یک مورد را در شرکت‌ها تغییر داد و آن، نسبت حضور زنان در هیات‌مدیره بود که این موضوع باعث شد دوره تناوب و نسبت اخراج کارکنان تغییر کند.اطلاعات و داده‌های به دست آمده از مطالعات نمی‌توانند دلیل قطعی این موضوع را بیان کنند؛ اما ماتسا و میلر این دو دلیل را این‌گونه عنوان می‌کنند. رهبران و مدیران زن ممکن است در مقایسه با مردان، دارای ارزش‌های متفاوتی در موقعیت یکسان باشند. به عنوان مثال، نتایج مطالعه‌ای روی اعضای هیات‌مدیره شرکت‌های سوئدی نشان می‌دهد که زنان نسبت به مردان مبالغ بیشتری را در خصوص مواردی که به عنوان ارزش‌های متعالی شناخته می‌شوند، همانند خیرخواهی و عام‌گرایی پرداخت می‌کنند و در مواردی که بر ترفیع افراد تاکید دارد همانند موفقیت و قدرت، مبالغ کمتری را پرداخت می‌کنند. این تفاوت‌ها ممکن است رهبران را به نیازهای کارگران حساس‌تر کند و در این صورت احتمال کمتری وجود دارد که آنها را اخراج کنند حتی زمانی که نیازی به حضور آنان احساس نمی‌شود.از سوی دیگر، ماتسا و میلر اشاره می‌کنند که رهبران زن ممکن است به‌دلیل داشتن استراتژی اقتصادی بلندمدت، به‌سادگی اقدام به حفظ کارگران خود کنند. ماتسا می‌گوید: «پدیده اخراج کارکنان، صرفه‌جویی پول در کوتاه‌مدت است؛ اما به‌طور بالقوه می‌تواند در بلندمدت پر هزینه‌تر شود.» استخدام و آموزش نیروی کار جدید، هزینه زیادی است که می‌توان با نگه داشتن و حفظ نیروی کار از آن اجتناب کرد.ماتسا و میلر همچنین نشان دادند که اختلاف نرخ اخراج کارکنان پس از اجرایی شدن سهمیه‌بندی جنسیتی را نمی‌توان به حضور مدیران زن نسبتا جوان و بی‌تجربه مرتبط کرد. لازم به ذکر است که متوسط سن و سابقه اعضای هیات‌مدیره در طول اجرایی شدن سهمیه‌بندی جنسیتی ثابت بود و کاهش نسبی در اخراج، در شرکت‌هایی رخ داد که اعضای هیات‌مدیره آنها نسبتا با تجربه‌تر و مسن‌تر از حد میانگین بودند. جنسیت در هیات‌مدیرهدر مطالعه دیگری، ماتسا و میلر روی کاهش نیروی کار در ایالات متحده آمریکا در طول رکود اقتصادی اخیر تمرکز کردند. این‌بار محققان به جای اندازه‌گیری تعادل جنسیتی در هیات‌مدیره (کاری که در نروژ انجام دادند)، روی جنسیت صاحبان شرکت‌های خصوصی تمرکز کردند. آنها بررسی کردند که چگونه صاحبان زن کسب‌وکارهای ایالات متحده آمریکا (همانند کسب‌وکارهای نروژی که اکثریت اعضای هیات‌مدیره آن زنان هستند)، نسبت به همتایان مرد خود کارگران کمتری را اخراج می‌کنند. ماتسا و میلر اطلاعات سال‌های بین 2006 و 2009 مربوط به بیش از 2000 شرکت خصوصی آمریکایی را که در صنعت، اندازه و سودآوری مشابه بودند و صاحبان آن مردان بودند ولی توسط زنان اداره می‌شد، بررسی کردند. باز هم، آنها مشاهده کردند که شرکت‌هایی که توسط زنان رهبری می‌شوند، 25 درصد کمتر از شرکت‌هایی که توسط مردان اداره می‌شود کارکنان خود را اخراج می‌کنند. نتایج این تفاوت جنسیتی حتی با وجود در نظر گرفتن شرایط مالی شرکت‌ها، سن صاحبان، تجربه، تحصیلات و وضعیت مالی نیز یکسان و پایدار است.ماتسا عنوان می‌کند نتایج این تحقیق به ما کمک می‌کند تا بفهمیم که مشاهدات و نتایج این شرکت‌ها به سهمیه‌بندی جنسیتی مربوط نمی‌شود بلکه به چگونگی مدیریت رهبران زن بستگی دارد. وی می‌گوید حتی در یک محیط بدون سهمیه‌بندی جنسیتی نیز شما یک الگوی مشابه را مشاهده می‌کنید و این احتمال وجود دارد که همان الگوی مشابه حتی با تغییر دادن سایر شرایط سازمانی تکرار شود.منبع: KelloggInsightترجمه: دنیای اقتصاد   ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 18 Apr 2015 04:46:45 GMT http://migna.ir/vdciu5ap.t1aur2bcct.html زندگی مدیرعامل «واتس‌اپ» چطور می‌گذرد؟ http://migna.ir/vdcivwar.t1a3w2bcct.html مدیرعامل اوکراینی WhatsApp، وقتی 16 ساله بود همراه با خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کردند. این خانواده با فعالیت در زمینه فروش مواد غذایی توانسته‌اند در رفاه نسبی زندگی کنند. با حجم دارایی‌های خالص حدود 6.8 میلیارد دلار، کوم قطعاً راه زیادی را از زمان کار در حوزه مواد غذایی طی کرده است. حالا مجله بیزینس اینسایدر به بررسی روند زندگی جان کوم مدیرعامل WhatsApp در یک سال گذشته و بعد از خریده شدن شرکتش توسط فیس‌بوک پرداخته است. در یک حرکت نسبتاً سمبلیک، کوم روی در دفتر قدیمی فروش مواد غذایی خودش، یکسری کاغذ مربوط به تشریفات اداری را برای معامله با فیس‌بوک امضا کرد. این دفتر قدیمی تنها کمی با دفتر مرکزی WhatsApp در مونتین ویو فاصله دارد. ناگهان در ماه فوریه سال 2014 کوم میلیاردر شد. تیم کاری شرکت WhatsApp معامله با فیس‌بوک را جشن گرفتند؛ جشنی مفصل و پرهزینه. بعد از آن و تنها چند روز بعد از آنکه خبر خرید WhatsApp توسط فیس‌بوک اعلام شد، کوم همراه با «بریان آکتون» دیگر مؤسس این اپلیکیشن، برای شرکت در کنگره جهانی موبایل به بارسلونا رفتند و در آنجا توانستند با «خاویر تریاس» شهردار بارسلونا دیداری داشته باشند. در زمان حضور در بارسلونا، کوم به میهانی دعوت شد که در آنجا مارک زوکربرگ و همسرش پرسیلا چان هم حضور داشتند. در این میهمانی تولد جان کوم و همسر زوکربرگ که مصادف با هم شده بود، جشن گرفته شد. جالب است بدانید که کوم که حالا سرمایه میلیارد دلاری دارد، اما گویا همچنان از روش‌های صرفه‌جویی و پس‌انداز که در زمان نوجوانی یاد گرفته بود استفاده می‌کند. او در پیامی به فیس‌بوک، مدیران این شرکت را تحت فشار گذاشته بود که هرچه زودتر و پیش از سفرش به بارسلونا قرارداد را بسته و اعلام کنند، چون نمی‌خواست پروازی را که بلیت آن را بصورت رایگان و به خاطر پروازهای مکرر به عنوان هدیه دریافت کرده بود از دست بدهد. کوم که پیش از خریده شدن شرکتش توسط فیس‌بوک هم یک خودرو پورشه داشت، دوست ندارد به‌عنوان یک کارآفرین شناخته شود. او بارها گفته است ترجیح می‌دهد روی ساخت و تولید یک محصول خوب و پیشرفته متمرکز شود تا اینکه بخواهد تنها ثروت‌اندوزی کند. تنها چند ماه بعد از آنکه شرکت کوم خریده شد، او چرخشی جدی به سمت فعالیت‌های انسان‌دوستانه و خیرخواهانه داشت و به شکلی آرام و بی‌سر و صدا 556 میلیون دلار به بنیاد جامعه سیلیکون ولی اهدا کرد. خرید WhatsApp توسط فیس‌بوک در نهایت در ماه اکتبر گذشته به پایان رسید و کوم بصورت رسمی به اعضای هیأت مدیره شرکت فیس‌بوک پیوست. درست مانند دیگر مدیران عامل بزرگ در دره تکنولوژی او هم با دریافت درآمد سالانه تنها یک دلار برای هر سال موافقت کرد و در مقابل سهامی به ارزش دو میلیارد دلار را از این شرکت در اختیار گرفت. در همین حال اما جان کوم همچنان به سرگرمی‌های مورد علاقه‌اش مانند بازی‌های فکری، ورزش بوکس و التیمیت فریزبی یا بازی بشقاب پرنده (نوعی بازی ورزشی با بشقاب پرنده است که امتیازگیری در آن با پاس دادن به هم‌گروه خود که در طرف مخالف زمین قرار گرفته است، صورت می‌گیرد) می‌پردازد.- منبع: روزنامه دنیای اقتصاد ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 25 Feb 2015 07:48:59 GMT http://migna.ir/vdcivwar.t1a3w2bcct.html ذهن ثروتمند، پول را جذب می کند http://migna.ir/vdci35ar.t1a3w2bcct.html جهت افکارتان و تصویر ذهنی تان، در تعیین این که آیا شما پول رادفع می کنید یا جذب، بسیار اهمیت دارد. اولین قدم برای جذب پول، «تغییر نگرش» است. حتی برای یک لحظه هم فکر نکنید که می توانید این مرحله را از قلم بیندازید و به مرحله بعد بروید. اگر طرز فکر شما مانند یک قهرمان نباشد هرگز یکی از آن ها نخواهید بود. اغلب مردم فکر می کنند زمانی که پول زیادی داشته باشند طرز فکر آن ها هم مانند ثروتمندان خواهدشد؛ در حالی که عکس این قضیه صادق است، شما باید طرز فکر ثروتمندانه داشته باشید قبل از این که آن را به دست آورید، زیرا اگر این کار را نکنید ممکن است خودتان را نزدیک رویایتان ببینید، اما به آن نرسید. همین حالا فکر کنید ثروتمند هستید تا جذب پول برای شما آغاز شود؛ به همین سادگی! باورهای درونی جذب کننده پول بار اول) خودتان را دوست بدارید! «من خودم را دوست ندارم.» مهمترین باور نادرست درونی است که باید از ذهن خود بیرون کنید. آیا می دانید افرادی که تا به حال نتوانسته اند آنچه را می خواهند جذب کنند، چنین باوری محدودکننده داشته اند؟ آن ها خود را دوست ندارند و تا زمانی که از شرّ این باور خلاص نشوند نمی توانند پولی جذب کنند، نمی توانند موفقیت را تجربه کنند و نمی توانند به آنچه می خواهند، برسند. منظور از دوست داشتن خود این است که شما باید ویژگی های شگفت انگیز خود را بشناسید و با به کار گیری این ویژگی ها، آن ها را بهبود ببخشید. این ایده ای برای رسیدن به کمال نیست. همیشه موضوع جدیدی برای اقدام کردن وجود دارد همان طور که درک و آگاهی شما رشد می کند، شما به توان بالقوه خود دست می یابید، شما همیشه در حال کار کردن روی خودتان خواهید بود و این به طور دقیق مانند کندن پوست پیاز است. هربار که شما روی یک لایه کار می کنید، لایه دیگر نمایان می شود. در زندگی مالی شما این لایه ها و چالش ها هیچ ارتباطی به محیط بیرونی ندارند، مهم نیست که رکود اقتصادی وجود دارد یا نه، چه کسی رئیس جمهور می شود یا بازار سهام چگونه پیش می رود، این بسیار درونی است، در درون شما! به همین دلیل است که باورهای محدودکننده به سختی تغییر می کنند و غیرقابل مشاهده اند. باور دوم) شما شایستگی موفقیت را دارید! «من شایستگی اش را ندارم» این دومین باور اشتباه است که ارتباطی مستقیم با «دوست نداشتن خود» دارد. اگر شما هدف مهمی دارید و فکر می کنید بسیار باارزش است مانند «من کاری جدید می خواهم» یا «من می خواهم پیشرفت کنم» و نمی توانید آن را به دست آورید، باید عمیق تر بررسی کنید. دلیل پیشرفت نکردن شما این است که باور دارید سزاوار آن نیستید! آیا تا به حال یک دست کت و شلوار بسیار زیبا داشته اید که فقط آن را در موقعیت های خاص بپوشید؟ انگیزه ای در پس این کار شماست که احساس می کنید این لباس بهتر از آن است که شما هر روز از آن لذت ببرید. این همان حسی است که به شما می گوید: «شایستگی آن را ندارید!» هر روز می بینید و می شنوید که مردم درباره این که فردی دیگر از آن ها بهتر است یا این که نمی توانند خواسته شان را جذب کنند، صحبت می کنند؛ فقط به خاطر این که فکر می کنند آن موارد به آن ها تعلق ندارد. بسیاری از مردم هر روز از عبارات تاکیدی مثبت برای تغییر نگرش خود استفاده می کنند. این رفتار می تواند بسیار موثر باشد و ایده ای را که شما به زبان می آورید و تکرار می کنید، سریع تر به باور تبدیل کند؛ اما متاسفانه این عبارات با باورهای محدودکننده درونی شما هماهنگ نیستند و در دورن شما کمین می کنند. این ایده های مثبت مانند توپ پینگ پنگی هستند که به سیمان برخورد می کنند و باز می گردند، تنها راه تغییر این وضعیت، آگاهی از این باورها و مقابله با آن هاست. باور سوم) پول ابزاری برای ساختن زندگی بهتر استَ! «پول ریشه اصلی همه شرارت هاست». این بزرگ ترین و بدترین باوری است که از هزاران سال پیش تا به حال درباره پول وجود داشته است. این موضوع صحت ندارد و در اصل، نداشتن پول ریشه همه شرارت هاست! نداشتن پول باعث ناامیدی و فروماندگی می شود و عاملی زیان آور است. ثروتمندترین افراد دنیا، میلیونرها و حتی میلیاردرها پول را دوست ندارند، آن ها عاشق آزادی ناشی از پول هستند. این افتراق بسیار مهم است. زمانی که شما درک می کنید پول خنثی و ساده است و این را جایگزین باورهای غلط می کنید، خیلی زود آن را به زندگی تان جذب می کنید. همیشه به یاد داشته باشید شما نمی توانید به موفقیت های بزرگ مالی برسید، مگر این که به دنبال علاقه و احساسات خود باشید. پس کاری که دوست دارید، انجام دهید و ببینید که پول خودش می آید!- مجله راز - ترجمه فرزانه گلکار ]]> اقتصاد Fri, 20 Feb 2015 19:02:31 GMT http://migna.ir/vdci35ar.t1a3w2bcct.html «وام‌دانشجویی» جدیدترین عامل بیماری افسردگی! http://migna.ir/vdcg7x9x.ak9y34prra.html تحقیقات اخیر نشان داده اند وام های دانشجویی و فشار برای بازپرداخت آن ها منشاء مهمی برای استرس دانشجویان بوده و حتی ممکن است باعث افسردگی آنان شود. در تحقیق مشترکی که توسط دانشگاه های کارولینای جنوبی و UCLA انجام شده، اثر بدهی وام های دانشجویی از جمله وام های خوابگاه، شهریه، مسکن، غذا و غیره بر روی دانشجویان بررسی شده است. اینکه آیا این وام ها بر روی سلامت ذهنی و احساسی دانشجویان تاثیر منفی دارند یا خیر؟ در حال حاضر، بدهی وام های دانشجویی در امریکا که به بیش از یک و دو دهم تریلیون دلار می رسد، نگرانی بزرگی را بین مسئولین دانشگاه های این کشور ایجاد کرده است. برای درک پیامدهای این مساله، این پژوهش دو نوع نگاه به موضوع را اتخاذ کرده است. نخست اینکه پژوهشگران در پی یافتن ارتباط بین میزان اخذ وام توسط یک دانشجو و سلامت روانی او بعد از فارغ التحصیل شدن و در بازه سنی ۲۵ تا ۳۱ سال رفته اند. در مرحله دوم، اثر میزان دریافت وام توسط دانشجوهای کنونی بر سلامت روانی آن ها مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق نشان داده افرادی که میزان بدهی بیشتری دارند، صرف نظر از وضعیت مالی پدر و مادر، وضعیت اقتصادی و اجتماعی دوران کودکی و عوامل دیگر، بیش از حد معمول نشان های افسردگی از خود بروز داده اند. «کاترینا والِسمَن» سر تیم گروه تحقیق دانشگاه کارولینای جنوبی می گوید: «ما بر این باوریم که طبقه متوسط بیشترین ضرر و زیان ناشی از بدهی های بعد از فارغ التحصیلی را تحمل می کند؛ به این خاطر که این طبقه برای کمک های دولتی واجد شرایط نیست و از طرف دیگر، خانواده های این قشر حاضر به تقبل این بدهی های سنگین نیستند. محققان ما دریافته اند که وام دانشجویی بسیار استرس زاست به این دلیل که قابل به تعویق انداختن نیست و حتما بایستی در موعد مقرر پرداخت شود. این وام ها افراد را پس از فارغ التحصیل شدن تعقیب می کنند و دست از سرشان بر نمی دارند.» دیگر متخصصان به دیده تعجب به نتایج این تحقیق نمی نگرند، بلکه این ها در نظرشان بسیار عادی و بدیهی به نظر می رسد. جورج لیف که محققی در مرکز سیاست گذاری تحصیلات تکمیلی در کارولینای شمالی است، می گوید: «هزینه احساسی و روانی که وام ها بر دانشجویان بار می کنند، ما را به این درک می رساند که بایستی روش های ملایم تر و دوستانه تری برای بازپرداخت آن ها در نظر بگیریم. تحقیقی که صورت گرفته، ذهن ها را به این سمت می چرخاند که روش های سهل تری برای بازپرداخت مثلا بازپرداخت بر اساس میزان درآمد و بخشودگی های بخشی از بدهی اتخاذ شود؛ اما این قبیل مشکلات این سوال را در ذهن ما می پرواند که آیا تحصیل ارزش این همه مشکل را دارد؟ باید به این تصور خاتمه دهیم که همه افراد از گرفتن یک مدرک سود می برند، برخی مدارک بی فایده اند و ارزش هزینه های مادی و معنوی را ندارند که برای بدست آوردنشان صرف می شود. استرس بالای گیرندگان وام های سنگین دانشجویی، باید دیگران را به این سمت ببرد که از این اشتباهات نکنند.»   مجله مهر - کیوان ابراهیمی ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 11 Feb 2015 05:34:47 GMT http://migna.ir/vdcg7x9x.ak9y34prra.html پول توجیبی کودکان؛ چقدر و از چه سنی؟ http://migna.ir/vdcaoonu.49nae15kk4.html وقتی کودک شما بزرگ تر می شود و راهی مدرسه، شرایط تربیتی او وارد مرحله جدیدی می شود. مرحله ای که تا حدود زیادی بعد اجتماعی نیز پیدا می کند و ملزومات رفتاری خاصی را نیز اقتضا می کند. یکی از مواردی که در این زمان پیش می آید، مربوط به مسائل مالی است. پول، نحوه دریافت و برنامه ریزی برای هزینه و پس انداز آن، در همین ایام به کودک آموخته می شود و پایه رفتارهای اقتصادی او در آینده را پی ریزی خواهدکرد. بنابراین درخصوص پول توجیبی چند نکته را باید در نظر داشت. با من همراه باشید... 1-    میانه رو باشید در مورد پول توجیبی و مقدار آن متعادل عمل کنید. برخی از والدین تخصیص مبلغی به این منظور را بی دلیل می دانند، در حالی که اهمیت دادن به این مسئله باعث رشد شخصیتی کودک، ایجاد حس استقلال و حس تشخص در وجود او می شود و از اهمیت زیادی برخوردار است. در مقابل برخی والدین در این امر افراط می کنند و پول زیادی را برای این منظور در نظر می گیرند که این مسئله هم خالی از اشکال نیست و باعث رشد خودخواهی و زیاده خواهی در وجود کودک خواهدشد و قدرت مدیریت مالی را از او خواهدگرفت. 2-    مبلغ مشخصی را تعیین کنید برای پولی که به عنوان پول توجیبی به فرزند خود می دهید، زمان و مقدار مشخصی را تعیین کنید و به این قواعد پایبند باشید. این کار به کودک شما می آموزد که باید برای هزینه های خود حدودی را تعیین کند. به نوعی این کار آغاز آموزش برنامه ریزی به کودکان است. در مورد مبلغ این پول دقت داشته باشید. هزینه های فرزندتان را مناسب با سن و شرایط او و خانواده برآورده و سعی کنید پولی که به او می دهید، برای او کافی باشد. پول کمتر از مقدار مورد نیاز او، باعث می شود او خیلی زود با مشکلات اقتصادی رو در رو شود و خود را ناتوان احساس کند و پول بیش از نیاز کودکان هم معمولا آنها را به سمت مصارف تصنعی که برای شان خالی از خطر نیست می کشاند و پول توجیبی اش را بدون فکر، خرج کند. 3-    دریافت پول توجیبی را به انجام وظایف کودک وابسته نکنید یکی از رفتارهای بسیار اشتباه والدین، وابسته کردن دریافت پول توجیبی به انجام وظایف کودک در منزل، مدرسه و یا انجام امور درسی است. این رفتار باعث می شود که رفتار کودک شما شرطی شود و همواره برای انجام اموری که بخشی از وظایف اوست انتظار جبران داشته باشد و این توقع، آینده او را دچار مخاطره می کند. او باید بیاموزد که برخی از امور، جزئی از مسئولیت های اوست. مسئولیت هایی که در صورت عدم توجه به آن بازخواست می شود. به طور کلی سعی کنید هدیه های نقدی را محدود کنید و برای تقدیر از فرزند خود برای انجام وظایف خود هدیه های کوچکی چون کتاب، لوازم التحریر و یا وسایل مورد نیاز او را در نظر بگیرید. 4-    قناعت را به او بیاموزید زمان آموزش برنامه ریزی برای مدیریت هزینه ها به کودکان، همین مرحله است. به او کمک کنید تا در یک دفتر کوچک موارد موردنیاز و پولی که برای تهیه این موارد نیاز دارد را بنویسد و برای پرداخت هزینه های خود برنامه ریزی کند. موارد موردنیاز خود را دسته بندی کند و هرکدام را به ترتیب در برنامه ماهانه خود قرار دهد. به این ترتیب میزان هزینه های خود را متناسب با پول دریافتی خود تنظیم کند. از تخصیص پول بیشتر به کودک خود بدون دلیل بپرهیزید. به او بیاموزید که اگر فوریتی مثل هدیه برای جشن تولد یکی از دوستانش برای او پیش آمده این مسئله را در جمع خانوادگی مطرح کند و درباره این موضوع توضیح دهد. در صورتی که دلایل او را کافی دیدید مبلغی را به او قرض دهید و از او بخواهید که به شکل ماهیانه بدهی خود را پرداخت کند. به این صورت هم از او حمایت کرده اید و هم این که به او برنامه ریزی و مسئولیت پذیری را آموخته اید (یعنی مبلغی به او می دهید و در ماه های بعد مقداری از پول توجیبی او کم می کنید) به این ترتیب او از کودکی قناعت را یاد خواهدگرفت. 5-   پس انداز را تشویق کنید کودک خود را تشویق کنید که بخشی از پول توجیبی خود را برای پس انداز کنار بگذارد و این مبلغ را در برنامه ریزی های خود منظور کند. با مشورت و همراهی خود او برایش یک حساب بانکی افتتاح کنید و او را برای بیشتر کردن موجودیش تشویق کنید. اگر کودک شما در سن مناسبی است، پول توجیبی او را به حساب بانکی او واریز کنید تا پولی را که نیاز دارد از حساب بانکی خود برداشت کند و باقی آن را پس انداز کند. این کار علاوه بر این که او را برای ورود به اجتماع و ملزومات زندگی اجتماعی آماده می کند، به رشد حس اعتماد به نفس در وجود او نیز کمک خواهدکرد. دقت کنید که... این راهکارها از لحاظ روانی در ذهن کودک می نشیند که بی جهت و بی مهابا خرج نکند، قناعت را فرا خواهدگرفت و از دوران کودک متوجه می شود (دوران دبستان) که پول بدون زحمت از سوی پدر و مادر فراهم نمی شود... او قدر پول را بیشتر خواهددانست و آن را با نقشه خرج خواهدکرد... خیلی از خانواده ها که از وضع مالی خوبی برخوردار هستند، انتظار دارند که پول توجیبی را بی رویه و در اختیار فرزندان شان بگذارند، اما باید بدانید پول بی حساب و کتاب باعث می شود که او نه قدر پولش را بداند، نه قدر شما را... - با این جملات به فرزندان تا اعتماد به نفس بدهید، به او بگویید: وقتی خدا تو را به ما داد، می دانست ما چه چیزی در زندگی احتیاج داریم و یا امشب غذایی رو می پزم که دوستش داری- به تو افتخار می کنم- حرفت را باور می کنم- تو واقعا داری «مرد یا خانم» برای خودت می شوی- خیلی خوشحالم که الان خانه هستی و غذای مورد علاقه ات را درست کرده ام. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 26 Jan 2015 21:10:34 GMT http://migna.ir/vdcaoonu.49nae15kk4.html 10 راه برخورد با استرس مالی http://migna.ir/vdcgwt9x.ak97z4prra.html   آیا تابحال دچار استرس مالی شده‌اید؟ آماری درمورد تعداد افرادیکه دچار استرس مالی هستند وجود ندارد اما اگر شما هم یکی از آنها هستید، بدانید که تنها نیستید. در این lمطلب به چهار علت پایه استرس مالی اشاره می‌کنیم و ۱۰ نکته برای برخورد موثر با آنها عنوان می‌کنیم تا بتوانید زندگی آرام‌تری داشته باشید.چطور با استرس مالی برخورد کنیدنرخ بالای بیکاری، اجاره‌خانه و پول بنزین مسائلی واقعی هستند که قابل کنترل نیستند اما به شدت بر وضعیت حساب‌بانکی ما اثر می‌گذارند. اما خیلی مهم است که بدانیم استرس چیزی جز واکنش بدنتان به یکسری اتفاقات نیست. کمی به آن فکر کنید. در مواجهه به یک مسئله اورژانسی -- مثل آتش گرفتن خانه‌تان یا نزدیک شدن یک طوفان -- بعضی می‌ترسند و بعضی دیگر کاملاً آرام می‌مانند و کنترلشان را از دست نمی‌دهند. موقعیت برای همه یکسان است اما روشی که هر فرد به آن واکنش می‌دهد متفاوت است.کاملاً ممکن است که واکنش بدنتان به استرس را آرام کنید تا بتوانید خوب فکر کرده و راه‌حلی پیدا کنید، حتی اگر مسئله‌ای که موجب استرستان شده است از بین نرفته باشد. بااینکه ممکن است نتوانید هیچوقت همه استرس‌های زندگی‌تان را از بین ببرید، کنترل و مدیریت کردن آنها می‌تواند به ارتقاء روابط، سلامتی و حس عمومی تندرستی‌تان کمک کند.چه چیز موجب استرس مالی می‌شود؟خیلی‌ها از این مسئله که چه اتفاقی برای پولشان می‌افتد دچار اضطراب می‌شوند. آنها باید ببینند مشکلشان دقیقاً کجاست تا بتوانند موثرترین راه‌حل را پیدا کنند. این اولین قدم است --اینکه بفهمید استرستان دقیقاً از کجا می‌آید. وقتی مسائل را بررسی کردید به چهار دلیل اصلی می‌رسید که چرا افراد درمورد مسائل مالی‌شان دچار اضطراب می‌شوند.استرس مالی ۱: غرق شدناولین علت استرس زمانی است که هزینه‌های زندگی شما از درآمدتان بالاتر برود و نتوانید سرتان را بالای آب نگه دارید. این چیزی است که ما به آن غرق شدن می‌گوییم. مطمئناً می‌توانید حدس بزنید که اگر بطور مداوم بیشتر از آنچه درمی‌آورید، خرج کنید چه اتفاقی می‌افتد. شروع می‌کنید با رفتن زیر بار بدهی کمی به وضعیت مالی‌تان سر و سامان بدهید. و این کار شما را بیشتر و بیشتر غرق می‌کند.استرس مالی ۲: بقای بی ثمردلیل دوم استرس زمانی است که از نظر مالی مشکلی ندارید اما احساس می‌کنید که آب در هاون می‌کوبید. این می‌تواند زمانی اتفاق بیفتد که با درآمدتان می‌توانید قبض‌ها را پرداخت کنید اما همیشه حسابتان صفر است. وقتی نمی‌توانید بالاتر از سطح هزینه‌هایتان بروید و کمی پول پس‌انداز کنید و اندوخته‌ای برای آینده‌تان داشته باشید، می‌تواند موجب نگرانی و استرس مالی شود.استرس مالی ۳: بدهکاریدلیل سوم استرس بدهی مالی است -- حتی اگر قادر به پرداخت هزینه‌هایتان باشید و کمی برای آینده‌تان پس‌انداز کنید. داشتن هر مقدار بدهی اگر باعث شود احساس استرس کنید یا  احساس کنید برای پرداخت سررسید پرداخت‌ها به فرد طلبکار منابعتان را هدر می‌دهید، می‌تواند منبع استرس شود.استرس مالی ۴: پیچیده‌سازیآخرین علت استرس این است که احساس کنید هزینه‌هایتان کمی پیچیده شده یا از کنترلتان خارج شده است. این زمانی اتفاق می‌افتد که هیچ سازماندهی برای خرج و مخارجتان نداشته باشید، حساب‌های بانکی متفاوتی داشته، هیچ برنامه مالی نداشته باشید و یا لازم باشد برای اولین بار شروع به مدیریت هزینه‌هایتان کنید.پول و خوشبختیکاملاً ممکن است که واکنش بدنتان به استرس را آرام کنید تا بتوانید خوب فکر کرده و راه‌حلی پیدا کنید، حتی اگر مسئله‌ای که موجب استرستان شده است از بین نرفته باشد.خیلی افراد تصور می‌کنند که اگر پول بیشتری داشته باشند، همه استرس‌هایشان ناپدید شده و به خوشبختی خواهند رسید. در بعضی موارد درآوردن پول بیشتر راه‌حل مشکلات مالی است. بعنوان مثال اگر بیکار باشید یا حقوق‌تان مکفی نباشد، احتمالاً تازمانیکه به درآمدی که بتوانی روی آن حساب کنید نرسید، استرستان از بین نخواهد رفت. اما برای خیلی افراد، داشتن پول بیشتر باعث می‌شود سبک‌ زندگی‌شان را طوری تغییر دهند که نه استرس‌شان را کمتر کرده و نه خوشبختی بیشتری برایشان به ارمغان می‌آورد. بنابراین به خاطر داشته باشید که هیچکس از استرس مالی ایمن نیست، نه حتی افراد فوق‌العاده ثروتمند.۱۰ نکته برای برخورد با استرس مالیبرای اکثر افراد بهترین راه برای برخورد با استرس مالی این است که درمورد خرج و مخارجتان هوشیارتر عمل کنید و دیدگاهتان درمورد وضعیت را تغییر دهید. در زیر به نکات و تکنیک‌هایی برای مقاوم کردن خودتان دربرابر استرس مالی اشاره می‌کنیم:۱. زبانتان را تغییر دهید. بااینکه ممکن است به نظرتان کلیشه‌ای بیاید اما داشتن یک رویکرد مثبت و استفاده از زبانی مثبت می‌تواند واکنش استرس شما را به مسائل مالی در زندگی‌تان تغییر دهد. مثلاً هیچوقت نگویید که نمی‌توانید درآمدتان را بالا ببرید یا باید مخارجتان را کمتر کنید. درعوض، بگویید من می‌خواهم درآمدم را بالا ببرم و مخارجم را کمتر خواهم کرد. ایجاد تغییر در زبانتان  اولین قدم برای  ایجاد تغییر در نگرش فکری‌تان است.۲. چارچوب فکری‌تان را تغییر دهید. نگرش شما نسبت به هزینه‌هایتان و حرف زدن درمورد آنها می‌تواند احساس شما را نسبت به آن تغییر دهد. درمقابل، حسی که نسبت به پولتان دارید، به شدت برای نحوه مدیریت و کنترل شما و برخوردتان با چالش‌های مالی اثر می‌گذارد. به خاطر داشته باشید که عمل همیشه مهمتر از فکر و عقیده است.۳. قدرتتان را بشناسید. به طور کلی، افراد وقتی تصور می‌کنند که موقعیتی خارج از کنترلشان است بیشتر استرس می‌گیرند. به همین علت است که خیلی‌ها برای سفر با هواپیما احساس ناراحتی می‌کنند. درمورد پول خودتان، همیشه قدرت ایجاد تغییر را دارید، از اینرو باید تشخیص دهید که انتخاب‌های مختلفی پیش رو دارید و می‌توانید مشکل مالی‌تان را بهتر کنید.۴. روی مثبت‌ها تمرکز کنید. به جای اینکه مدام به این بپردازید که چه چیزی درمورد هزینه‌هایتان اشتباه است، به این فکر کنید که باید قدردان چه باشید. ببینید چه جنبه‌های خوبی هم دارد، با مشکلاتتان به آرامی برخورد کنید و تصمیم بگیرید که از مشکلاتتان درس بگیرید. ۵. در زمان حال زندگی کنید. خیلی اوقات استرس مالی به دلیل فکر کردن به بدترین اتفاق‌هایی است که ممکن است در آینده رخ دهد. شما می‌توانید یک موقعیت را در ذهنتان آنچنان بزرگنمایی کنید که کم‌کم احساس کنید قلبتان درد گرفته و دست‌هایتان شروع به عرق کردن می‌کنند. به خودتان یادآور شوید که شما در زمان آینده زندگی نمی‌کنید--در زمان حال هستید که کنترل کامل روی آن را دارید.۶. فکر شکست را از خود دور کنید. هیچوقت تصور نکنید که یک مشکل مالی نشانه شکست شخصی یا ضعف است. موقعیتتان هرچه که باشد، به خودتان یادآور شوید که چیزی نیست که میلیون‌ها فرد دیگر در دنیا را تحت‌تاثیر قرار نداده باشد. ۷. یک وقفه استرسی ایجاد کنید. برای اینکه استرس را به طریقی سالم از ذهنتان دور کنید، یک تصمیم قطعی بگیرید. بازی کردن با فرزندتان یا حیوان‌خانگی‌تان، دویدن یا پیاده‌روی، لذت بردن از یک سرگرمی، تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی یا انجام یوگا می‌تواند کمکتان کند.۸. کمک مالی بگیرید. حرف زدن با یکی از دوستان عاقل، یکی از اعضای خانواده یا یک متخصص مالی می‌تواند به شما کمک کند گزینه‌ها و راه‌حل‌های خودتان درمورد مشکلات مالی‌تان را بهتر بررسی کنید. کار کردن با متخصص مالی، هوشیارانه‌ترین راه برای افتادن روی غلطک و احساس کنترل و خوش‌بینی بیشتر نسبت به موقعیتتان است.۹. بدهی‌هایتان را کاهش دهید. اگر بدهی‌ها موجب استرستان شده‌اند، برای ایجاد یک برنامه خرج و مخارج تصمیم جدی بگیرید تا بتوانید بدهی‌هایتان هر چه زودتر پرداخت کرده و خلاص شوید. سعی کنید پرداخت بدهی‌هایتان پایین‌تر از ۴۰٪ درآمد خالص‌تان باشد.۱۰. انتخاب کنید که ثروتتان را بالا ببرید. استفاده از پولتان برای ساختن یک آینده ایمن مالی به جای خرید کردن با آن، به شما احساس آزادی بیشتری می‌دهد. می‌توانید با خرید چیزهای کمتر که چندان هم به آنها نیاز ندارید و متعهد شدن برای پس‌انداز و کنار گذاشتن حداقل ۱۰٪ درآمدتان، استرستان را کاهش دهید.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 28 Dec 2014 20:23:50 GMT http://migna.ir/vdcgwt9x.ak97z4prra.html آشنایی با بیمه شاغلان کسب و کار خانگی http://migna.ir/vdcb0fb5.rhbwfpiuur.html     دراجرای بند «5» ماده «7» قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی و ماده «9» دستورالعمل اجرائی مربوطه، ستاد ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی، شاغلان کسب و کار خانگی اعم از مستقل، پشتیبان و افراد تحت پوشش در صورتی که مشمول مقررات خاص دیگری قرار نداشته باشند از 23 /1 /1390 طی بخشنامه‌ای مشمول مقررات بیمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد قرار گرفته‌اند.   به استناد ماده «2» قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی و بند «1» از ماده «2» دستورالعمل اجرائی مربوطه صرفاً عضو یا اعضاء خانواده که حائز شرایط مقرر در قانون و آئین نامه مزبور هستند و در فضای مسکونی به کسب و کارخانگی اشتغال به کار دارند، مشمول این بخشنامه بوده و افراد غیرعضو خانواده از شمول مقررات مورد اشاره خارج هستند. همچنین مشمولین صندوق بیمه اجتماعی روستائیان وعشایر ازشمول ضوابط مورد نظر خارج بوده و تابع قوانین و مقررات مربوط به صندوق یاد شده خواهند بود.      مرجع معرف شاغلین کسب و کار خانگی     معرفی شاغلین کسب و کار خانگی توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و یا واحدهای تابعه صورت می پذیرد.    شرایط سنی بیمه شاغلان کسب و کار خانگی     حداکثر سن جهت پذیرش درخواست و عقد قرارداد بیمه برای مردان و زنان به ترتیب 50 و 45 سال است که درغیر این صورت متقاضی باید 2 برابر مازاد سنی مقرر دارای سابقه پرداخت حق بیمه نزد سازمان تأمین اجتماعی باشد؛ به عنوان مثال چنانچه مردی در تاریخ ارائه تقاضا 52 سال سن داشته باشد، باید 4 سال سابقه پرداخت حق بیمه نزد سازمان داشته باشد. بدیهی است افرادی که سن آنان در هنگام ارائه تقاضا کمتر از سنین مذکور باشد، درخواست آنان در صورت احراز سایر شرایط مقرر قابل قبول خواهد بود.    نرخ پرداخت حق بیمه و حمایت‌های بیمه‌ای     متقاضی می‌تواند با انتخاب یکی از نرخ‌های زیر از حمایت‌های بیمه‌ای مربوطه بهره‌مند شود:   نرخ 14درصد ( 12 درصد سهم بیمه شده + 2 درصد سهم دولت ) شامل بازنشستگی و فوت بعد از بازنشستگی.   نرخ 16درصد ( 14 درصد سهم بیمه شده + 2درصد سهم دولت ) شامل بازنشستگی و فوت قبل و بعد از بازنشستگی.   نرخ 20درصد ( 18درصد سهم بیمه شده + 2 درصد سهم دولت ) شامل بازنشستگی ، فوت و ازکارافتادگی      دستمزد مبنای پرداخت حق بیمه     چنانچه شاغلین کسب و کار خانگی سابقه پرداخت حق بیمه نزد سازمان تأمین اجتماعی نداشته باشند، می­‌توانند دستمزد مبنای پرداخت حق بیمه خود را بین حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار و حداکثر دستمزد مصوب زمان عقد قرارداد انتخاب کنند.   در صورتی که متقاضی دارای سابقه پرداخت حق بیمه قبلی به مدت 360 روز و یا بیشتر نزد سازمان تامین اجتماعی باشد، میانگین مبنای پرداخت حق بیمه وی در آخرین 360 روز به عنوان مبنای پرداخت حق بیمه، ملاک عمل قرار می‌گیرد.    خدمات درمانی     بر اساس تبصره 2 ماده 9 دستورالعمل اجرائی قانون ساماندهی و حمایت از مشاغل خانگی برخورداری از خدمات درمانی شاغلان کسب و کار خانگی در قالب بیمه پایه ایرانیان خواهد بود و بر طبق ضوابط مذکور معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور با همکاری وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف است اعتبار مورد نیاز بیمه درمان مشمولان را در بودجه سنواتی کل کشور پیش بینی و نسبت به پرداخت آن به صندوق بیمه‌گر اقدام کند.   بدین ترتیب مشمولان واجد شرایط با برخورداری از معافیت در پرداخت حق بیمه سهم درمان، می‌توانند از خدمات درمانی بیمه همگانی کشور بهره مند شوند.   توجه:   به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان تامین اجتماعی، درصورتی که افراد معرفی شده با پرداخت حق سرانه درمان مقرر متقاضی بهره مندی از خدمات درمانی سازمان تأمین اجتماعی باشند، ارائه حمایت درمانی به آنان همانند سایر بیمه‌شدگان صاحبان حرف و مشاغل آزد میسر خواهد بود در این صورت مشمولان می توانند با پرداخت حق سرانه درمان مصوب برای خود و هریک از افراد تحت تکفل قانونی، با دریافت دفترچه درمانی از کلیه امکانات مراکز درمانی ملکی سازمان تأمین اجتماعی در سراسر کشور و نیز امکانات مراکز تشخیصی، درمانی و داروئی طرف قرارداد این سازمان استفاده کنند.   لازم به ذکر است؛ میزان سهم بیمه شده از هزینه درمان که فرانشیز نامیده می شود، برای خدمات پزشکی سرپائی 30 درصد و برای خدمات درمانی بستری 10 درصد است.       ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 22 Dec 2014 14:37:13 GMT http://migna.ir/vdcb0fb5.rhbwfpiuur.html درس هاي يک نوبليست براي اقتصاد ايران http://migna.ir/vdcgx39x.ak9uz4prra.html ادغام عمودي و انحصار کل زنجيره توليد اگر از دولت بپرسيد که دغدغه هاي ضد انحصاري شما چيست، به شما خواهند گفت بايد جلوي ادغام بنگاههاي مختلف در يک صنعت را بگيريم تا با وجود بنگاههاي مختلف از مزاياي رقابت تاحدودي بهره مند شويم. اين دقيقا به معناي نگراني از «ادغام افقي» است. نگراني که همه اقتصاددانان آن را مقبول مي شمارند. اما تيرول پا فراتر گذشت و از مخاطرات «ادغام عمودي» سخن گفت. منظور از ادغام عمودي زماني است که يک بنگاه زنجيره توليد يک محصول را به دست مي گيرد. يعني در آن يک شرکت، تامين کننده يا مشتري خود را مي خرد و کل يا بخشي از فرآيند محصول از مواد اوليه تا تبديل آن به محصول نهايي را در اختيار خود مي گيرد. تيرول از دسته اقتصادداناني است که نشان داده اند به دست آوردن سود بيشتر با گسترش انحصار بر حلقه هاي بالاتر و پايين تر زنجيره توليد ممکن است. يک مثال مي تواند شرکتي باشد که حق انحصاري يا حق اختراع فناوري را دارد که باعث کاهش هزينه مي شود. فروش اين فناوري به همه باعث منفعت عموم است، اما دارنده اين حق اختراع (شرکت فرعي) که زيرمجموعه يک شرکت اصلي قرار مي گيرد، با فروش اختصاصي اين حق به تنها يک مشتري (شرکت اصلي) مي تواند سود بيشتري به دست آورد. آن مشتري هم بعدا مي تواند قيمتي که براي رقبا قابل رقابت نيست را ارائه دهد و بازار را در دست بگيرد. تيرول مي گويد که دارنده حق اختراع ممکن است در نهايت مجبور شود مشتري خود را بخرد. زيان اين امر کاهش رقابت و احتمالا افزايش قيمت ها است و سود آن اين است که ترکيب عمودي مي تواند تشويق کننده نوآوري باشد. کميته نوبل در توضيح خود درباره جايزه امسال مي نويسد: «تحليل تيرول از روابط در مقاطع عمودي به سرعت مورد قبول محافل دانشگاهي قرار گرفت و به بازبيني قابل ملاحظه سياست گذاري در مورد رقابت به ويژه در ايالات متحده آمريکا کمک کرد».مصداق هاي ادغام عمودي در اقتصاد ايران نيز بسيار زياد است و به هرکجا که پا بگذاري مصداق هاي فراواني يافت مي شود خودروسازي کشور نمونه بارز آن است که برخي از خودروسازان، سهام شرکت هاي قطعه سازي را در اختيار دارند و به اين ترتيب مي توانند بر قسمتي از زنجيره توليد مسلط شوند. روزنامه ها، از ارزاني قيمت تا آگهي هاي زياد شايد برايتان پيش آمده باشد که از رفتار برخي روزنامه ها تعجب کنيد که چرا بدون دريافت هرگونه هزينه اي روزنامه را به قيمت گيشه، درب منزل تحويل شما مي دهند. اين مثال کار ديگري بود که تيرول به پژوهش در زمينه آن پرداخت. عموما سياستگذاران براي کنترل قدرت هاي انحصاري از سياست هاي قيمت کف يا سقف استفاده مي کردند. مثلا در کشور ما، اتحاديه ها قيمت نان را تعيين مي کنند و شوراي رقابت قيمت خودرو را مشخص مي نمايد. اما تيرول نشان داد که مقررات يکسان براي بازارهاي مختلف کارا نيست و براي هر بازار بايد سياست خاصي را درنظر گرفت. براي مثال، يکي از راههاي از ميدان به در کردن رقبا در بازارها، پايين آوردن قيمت ها و عرضه محصولات حتي پايين تر از قيمت تمام شده محصول است که رقبا از ميدان به در شوند و بعد از مدتي بتوانند قدرت انحصاري خود را اعمال کنند. اجازه دهيد به مثال روزنامه بازگرديم. تيرول نشان داد که روزنامه ها حاضرند با قيمت بسيار پاييني محصول خود را به فروش برسانند تا با بالارفتن تيراژ خود از تعرفه هاي بالاتر آگهي ها بهره مند شوند. در اين جا لزوم ممنوعيت يا عدم ممنوعيت کاهش قيمت از سوي بنگاهها کمي شبهه برانگيز است.تيرول به سياستگذاران آموخت که رفتارهاي بنگاههاي اقتصادي و افراد لزوما روابطي ساده نيست که بتوان با مقررات ابتدايي آن را حل و فصل نمود. در کشور ما نيز اين موضوع به خوبي درک مي شود. مثال روزنامه، نمونه بارز رفتاري است که بنگاههاي اقتصادي داخل انجام مي دهند. فقط کافي است به قيمت پايين روزنامه و صفحات بالاي آن و حجم بالاي تبليغات آن نگاهي بيندازيد. شايد اين قيمت پايين، حتي کفاف قيمت کاغذهاي آن را نيز ندهد. و طبيعتا در اين شرايط است که آگهي هاي آن ها بيشتر از صفحات مطلب مي شود. رمزگشايي از انحصار شرکت هاي پرداخت الکترونيک اين سوال ممکن است براي شما نيز پيش آمده باشد: چرا شرکت هاي اينترنتي نظير گوگل، فيس بوک، آمازون و ويزا خدمات زيادي را به صورت رايگان ارائه مي کنند؟ پاسخ اين سوال را ژان تيرول دو سال قبل از ايجاد رسمي گوگل و فيس بوک و در سال 2002 ارائه کرد. پاسخي که با گذر زمان، بيشتر به صحت آن پي برديم. پاسخ وي را در مورد شرکت هاي اينترنتي مي توان در قالب بازارهاي دوسويه مطرح کرد. بازارهايي که به جاي يک خريدار و فروشنده، صحبت از يک واسطه و يک فروشنده و يک خريدار است. براي مثال شرکت کارت هاي اعتباري «ويزا» را در نظر بگيريد. ويزا براي تراکنش هاي مالي از شرکت ها و تجار هزينه دريافت مي کند در حالي که براي همان تراکنش مصرف کننده مبلغي جز بهاي جنس دريافتي نمي پردازد. در واقع ويزا با ارائه سرويس مجاني بخش اعظم مصرف کننده هاي بازار را به خود جذب مي کند و توليدکننده ناچار است يا شرايط انحصارگرايانه ويزا را بپذيرد يا به قيمت از دست دادن بخشي از مشتريانش از سرويس ديگري مشابه ويزا که منصفانه تر است استفاده کند. در اين شرايط هيچ بعيد نيست که هزينه رايگان بودن امکانات اين شرکت را در بالارفتن قيمت محصول خريداري شده بپردازيم. در اين شرايط بايد دولت در اين بازارها ورود پيدا کند و با وضع مقررات مناسب از سود اين شرکت ها بکاهد و به رفاه کل اجتماع بيفزايد.شايد يافتن نمونه شرکت هاي اين چنيني در ايران کمي دشوار باشد. اما اخيرا شرکت هاي فروش اينترنتي بسياري در کشور شروع به کار کردند. اين شرکت ها با منطقي اين چنيني شکل گرفتند که به عنوان يک واسط قدرت انحصاري پيدا کنند تا بتوانند سودهاي سرشاري براي خود به دست آورند.  ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 02 Nov 2014 08:10:49 GMT http://migna.ir/vdcgx39x.ak9uz4prra.html شناخت انواع شخصیت‌های پولی http://migna.ir/vdcd5x0x.yt0596a22y.html نوع اول: نگران اگر هر روز نگران کسب درآمدید و مدام به این فکر می‌کنید چگونه از مشکلات مالی‌تان بکاهید و حتی در بهترین زمان روزتان نیز لحظه‌ای از یاد پول غافل نمی‌شوید، بنابراین شما از نظر امور مالی شخصی نگران هستید. افراد نگران در خرج کردن پول بسیار مقتصد و دقیق هستند و به دلیل این‌که در کسب درآمد پشتکار دارند جلوی خطاهای مالی‌شان را بخوبی می‌گیرند. اما جنبه منفی این ویژگی این است که نگرانی موجب افزایش هورمون استرس شده و از توانایی سیستم ایمنی بدن می‌کاهد و سلامت و خواب فرد را به خطر می‌اندازد. باید هرچه سریع‌تر دست از نگرانی بردارید تا با این نوع رفتار خود را بیمار نکنید که در آن صورت حتما گرفتار اوضاع بد مالی خواهید شد. برای این‌که بتوانید این نوع نگرانی را از خود دور کنید باید به جای این‌که به بی‌پولی و گرفتاری مالی فکر کنید به لحظه حال توجه کرده و از زندگی‌تان لذت ببرید. اما در عین حال به محض یافتن فرصتی برای پول درآوردن، آن را از دست نداده و تلاش لازم را انجام بدهید. نوع دوم: طفره‌رو آیا در تصمیم‌گیری‌های مالی‌تان مدام طفره می‌روید یا صورتحساب‌هایتان بدون پرداخت روی هم تلنبار می‌شود و این‌که در خصوص برنامه‌ریزی‌های مالی دچار مشکل می‌شوید؟ اگر این‌طور است باید گفت شما درخصوص مسائل مالی طفره‌رو هستید. این افراد هرگز ذره‌ای به دل خود نگرانی راه نمی‌دهند و با خود می‌اندیشند هرچه پیش آید، خوش آید. جنبه خوب این تفکر این است که هرگز دچار اضطراب و عوارض ناشی از آن نمی‌شوند، اما انجام ندادن تعهدات مالی سرانجام برای فرد دردسرساز می‌شود. مسئولیت‌های مالی‌تان را بپذیرید تا آرامش‌تان واقعی باشد. نوع سوم: معتاد به ولخرجی اگر نمی‌توانید در برابر خرج کردن مقاومت کنید و حتی با خرج کردن بیش از حد احساسات خشم، اندوه و تنهایی‌تان را کنترل می‌کنید باید گفت که شما به ولخرجی معتاد هستید. این افراد هیجان خرج کردن را به امنیت مالی ترجیح می‌دهند. در واقع بیشتر افرادی که از اعتماد به‌نفس پایینی برخوردارند و موضوعاتی عذاب‌شان داده و افسرده هستند در خرج کردن زیاده روی می‌کنند و کنترلی روی آن ندارند. آنها می‌خواهند با این کار حفره‌های خالی زندگی‌شان را پر کنند که البته بی‌فایده است. این نوع خرج کردن که ریشه احساسی و روحی دارد با کمک مشاوره، درمان شدنی است. در کنار این درمان سعی کنید مهارت مدیریت مالی را نیز بیاموزید. نوع چهارم: خسیس اگر مدام در حال پس‌انداز کردن هستید و نمی‌توانید از خرید کردن لذت ببرید شما گرفتار خساست شده‌اید که نوعی بیماری وسواسی است. البته افراد خسیس در پس‌انداز کردن بسیار مهارت دارند و پول‌شان را به قول خودشان برای روز مبادا نگه می‌دارند اما باید گفت که آنها به طور کلی از خرید کردن، تعطیلات رفتن و کنار دیگران به تفریح و پول خرج کردن مشغول شدن، ذره‌ای لذت نمی‌برند. زندگی به کام این افراد و خانواده‌شان به معنای واقعی تلخ است. زمانی که پس‌انداز کردن به خساست تبدیل شود، خرج کردن به معضلی تبدیل می‌شود که فرد مبتلا را بسیار عذاب می‌دهد. او حتی نمی‌تواند برای مایحتاج خود هزینه کند و همیشه به دلیل از دست دادن پول در هراس است. هرگز بخشنده نیست و نمی‌تواند شیرینی بخشش به نیازمندان را تجربه کند. چنین فردی هرگز نمی‌تواند شاد و سعادتمند باشد و زندگی‌اش به جهنم تبدیل می‌شود. نوع پنجم: هوشمند و بالاخره اگر شما می‌دانید کجا سرکیسه را شل کنید و کجا مراقب پول‌هایتان باشید در این گروه قرار می‌گیرید. شما در خرج کردن هوشمندانه عمل می‌کنید. در این کار متعادل هستید و افراط و تفریط در شما دیده نمی‌شود. اگر برای انجام دادن موضوعی مناسب و منطقی پول لازم باشد براحتی هرقدر نیاز باشد خرج می‌کنید. اما اگر منطقی در کار نبینید، امکان ندارد پولی صرف کنید. به نظر می‌رسد ذاتا می‌دانید پول‌تان را چگونه مدیریت کنید. افرادی که در خرج کردن پول هوشمندانه رفتار می‌کنند همیشه از آرامش و اطمینان کافی برخوردارند.  /بهار ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 11 Oct 2014 15:59:21 GMT http://migna.ir/vdcd5x0x.yt0596a22y.html هوش اقتصادی چیست؟ http://migna.ir/vdcfccd0.w6dv0agiiw.html اگر پولتان را در حساب سپرده تان بگذارید، بانک هر ماه ۳ درصد به شما سود می دهد ولی اگر مساله تورم را در نظر بگیریم که رشد آن حداقل ۳ درصد است سود اقتصادی شما صفر می شود. شما می توانید پولتان را از هر راهی از دست بدهید.به گزارش بانکی دات آی آر، این یکی از تعریف هایی است که در خصوص هوش اقتصادی مطرح شده است. هوش اقتصادی زیر مجموعه هوش هیجانی است که قابل فراگیری و افزایش است.EQ یا هوش هیجانی مهمترین عامل پیشرفت و موفقیت افراد است و 80% موفقیت و رضایت افراد در زندگی به میزان EQ بستگی دارد .در تحقیقات بعدی دو عامل مهم کشف شد :1-  برخلاف هوش یاد گیری هوش هیجانی قابل یادگیری و قابل افزایش است2- هوش هیجانی دارای زیر مجموعه هایئ است مانند هوش اقتصادی هوش اقتصادی یا FQعاملی بوده است که تمام ثروت آفرینان جهان به با استفاده از آن به میلیارد ها دلار ثروت افسانه ای رسیده اند.اولین کاری که هر فرد برای افزایش دارایی هایش می تواند انجام دهد، اشتغال به یک کار پاره وقت است؛ یک تجارت خانگی کوچک مانند کمپانی های اینترنتی یا بازاریابی. پس کلید یک فعالیت مفید، شروع یک تجارت کوچک و یادگیری تمام مسایل در مورد آن است.هوش اقتصادی چیست ؟هوش اقتصادی مهارتهای ایجاد ، حفظ و افزایش مستمر پول است که به افراد کمک می کند از هر سطح مالی به استقلال مالی برسند . تجربه افرادی که توانسته اند از صفر به دریائی از دلار ها برسند مانند صاحب فروشگاه های زنجیره ای وال مارت ( و در ایران مانند آیس پک ، پدر خوب ، مهرام و . . . ) نشان می دهد ، داشتن مهارتهای مالی مهمترین عامل رشد آنان بوده است که افرادی که از این راز بی اطلاع هستند اسم این مهارتها را شانس می نامند.ریسک کردن و اشتباه کردن از ضروریات یادگیر ی اند. متخصصان  هوش اقتصادی می گویند:  من ریسک می کنم چرا که این گونه مجبور می شوم باهوش تر عمل کنم. وقتی یک خانه یا یک آپارتمان می خرم، باعث می شود کمتر به من فشار وارد شود احساس آرامش کنم و کمتر ریسک کرده و کمتر از هوشم استفاده می کنم پس کمتر هم یاد می گیرم که چگونه در موارد سخت، عمل کنم.دارایی ها مثل املاک، سهام، تجارت و پول نمی توانند آدم را ثروتمند کنند؛ بلکه این اطلاعات، دانش، الهامات و چگونگی اوضاع است که به عنوان هوش اقتصادی می تواند برای فرد ثروت به همراه بیاورد.برای فراگیری مطالب بیشتر در مورد هوش اقتصادی می توانید به کتاب «پدر پولدار، پدر فقیر» ؛ اثر  روبرت کیوساکی مراجعه کنید. او را متخصص هوش اقتصادی است و این کتاب موجب تحولات زیادی در نگرش ما نسبت به ثروت و ثروت اندوزی می شود.  ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 08 Sep 2014 19:28:20 GMT http://migna.ir/vdcfccd0.w6dv0agiiw.html نتایج تازه‌ترین بررسی رفاه اجتماعی ایران طی چهار دهه اخیر http://migna.ir/vdccmsqi.2bqp48laa2.html نتایج پژوهش محقق کشورمان نشان می‌دهد استان تهران به لحاظ وضعیت رفاه اجتماعی در مقایسه با دیگر استانها رتبه هشتم را داراست.   به گزارش ایسنا دکتر "حسین محققی کمال " اولین دانش آموخته مقطع دکتری رشته " سلامت و رفاه اجتماعی " دانشگاه علوم بهزیستی در پایان‌نامه خود تحت عنوان " تحلیل وضعیت رفاه اجتماعی ایران: ارزیابی سری زمانی چهار دهه اخیر (ازسال 1347 لغایت 1390 ) که بتازگی از آن دفاع کرده است، به بررسی و ارزیابی وضعیت رفاه اجتماعی در استانهای مختلف کشور پرداخته است.   وی درباره نتایج به دست آمده در تحقیق خود گفت: بر اساس تحقیق انجام شده ، علاوه بر ارزیابی استانی وضعیت رفاه اجتماعی به تفکیک 31 استان کشور و مقایسه آنها با یکدیگر ، نتایج ارزیابی وضعیت استانها در مولفه‌های رفاه اجتماعی و بیانگرهای آنها که شامل ( نرخ بیکاری ، نرخ مالکیت مسکن ، نرخ ثبت نام در مدرسه ، نرخ باسوادی افراد بالای شش سال ، نرخ مرگ و میر نوزادان ، امید به زندگی ، پوشش بیمه ای ، تورم ، نابرابری درآمدی و تولید ملی ناخالص سرانه) می‌شود، بدست آمده است .   وی افزود: نتایج بدست آمده از ارزیابی وضعیت استانها به تفکیک شاخص های رفاه اجتماعی ، نشان می دهند که استان تهران در دو بیانگر " نرخ باسوادی و امید به زندگی " از بهترین وضعیت در میان استانهای کشور برخوردار است ولی به لحاظ سه بیانگر" نابرابری درآمدی ، مالکیت مسکن و پوشش بیمه ای " وضعیت مناسبی ندارد و بویژه که از نظر بیانگر " نرخ مالکیت مسکن " ، بدترین وضعیت را در میان استانهای کشور داراست .   به گفته وی، بر اساس ارزیابی انجام شده در دیگر استانها ، در زمینه " نرخ بیکاری " ، استان خراسان جنوبی کمترین نرخ و استان خوزستان بالاترین نرخ بیکاری را دارند.   پژوشگر کشور اضافه کرد: استان تهران کمترین " نرخ مالکیت مسکن " و استان مازندران بالاترین نرخ را در این بخش داراست.   وی ادامه داد: بر اساس این یافته‌ها در " نرخ ثبت نام در مدرسه، " استانهای البرز، چهارمحال و بختیاری ، فارس ،لرستان ، خراسان های شمالی و جنوبی و زنجان از بیشترین نرخ ثبت نام درمدرسه و استان قزوین از کمترین نرخ برخوردارند .   دکتر محققی کمال گفت: نتایج این ارزیابی نشان می دهد که در خصوص " نرخ باسوادی افراد بالای شش سال " ، در استان سیستان و بلوچستان ، کمترین و در استان تهران ، بیشترین نرخ باسوادی را شاهد هستیم ضمن آنکه کمترین " نرخ مرگ و میر نوزادان " در استانهای البرز ، گیلان و تهران و بیشترین آن در استانهای سیستان و بلوچستان و کردستان مشاهده می‌شود .     وی با اشاره به یافته‌های خود در خصوص " نرخ امید به زندگی " گفت: یافته‌ها نشان می‌دهد استانهای البرز و تهران ، دارای بیشترین نرخ و استانهای کردستان ، سیستان و بلوچستان و ایلام کمترین نرخ امید به زندگی از بدو تولد را دارند.   همچنین از نظر " پوشش بیمه ای " ، استانهای خراسان جنوبی ، کهکیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری بهترین وضعیت و استانهای قم و البرز در میان دیگر استانها ، کمترین پوشش بیمه ای را دارند.   وی درباره وضعیت رفاه اجتماعی استانهای کشور در بخش " نرخ تورم ، نابرابری درآمدی و سرانه تولید ناخالص ملی " که از دیگر شاخص های تحقیق بوده است گفت: نتایج نشان می‌دهد نرخ تورم در استانهای گیلان و خوزستان ، کمترین رشد و استانهای خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان ، بالاترین رشد نرخ تورم را دارند.   وی خاطرنشان کرد: استانهای سیستان و بلوچستان ، هرمزگان ، خراسان رضوی ، البرز و تهران در زمینه " نرخ نابرابری درآمدی " دارای بالاترین نرخ و استانهای چهارمحال و بختیاری و کردستان دارای کمترین نرخ نابرابری درآمدی هستند .   به گفته این پژوهشگر، در زمینه " نرخ سرانه تولید ناخالص ملی " یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، استانهای سیستان و بلوچستان و آذربایجان غربی از کمترین نرخ و استانهای کهکیلویه و بویراحمد و خوزستان از بیشترین نرخ سرانه تولید ناخالص ملی برخوردارند.   در مجموع چنان که دکتر محققی کمال در تحقیقات خود بدان دست یافته مقدار شاخص ترکیبی رفاه اجتماعی در میان استانهای مختلف کشور ، تفاوت های چشمگیری دارند؛ بطوری که استان یزد با امتیاز 28.01 بهترین عملکرد را در شاخص رفاه اجتماعی کشور داشته و در مقابل استان سیستان و بلوچستان با امتیاز 5.83 حائز رتبه آخر در میان 31 استان کشور شده است .   وی در این باره به ایسنا گفت: در سطح بندی استانهای کشور بر اساس شاخص رفاه اجتماعی نیز، استانهای مرکزی نسبت به استانهای حاشیه ای و مرزی ، امتیاز و رتبه بالاتری را در شاخص مزبور کسب کرده اند.   دکتر "محققی کمال " پژوهشگر این تحقیق برای ارزیابی رفاه اجتماعی در چهار دهه اخیر و همچنین ارزیابی استانی آن ، از متدولوژی ساخت شاخص های ترکیبی اتحادیه اروپا و سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه استفاده کرده است.     این محقق جوان کشورمان در این زمینه گفت : این متدولوژی که برای اولین بار در ایران معرفی و استفاده شده است ، بیشتر در علوم اجتماعی و علوم اقتصادی کاربرد دارد و به اعتقاد من چون شاخص جدید مطالعه ما که از طریق این متدولوژی ساخته شده است ، دارای ابعاد بیشتر و متنوع تری است ، لذا می تواند به ارزیابی واقع بینانه تر وضعیت رفاه اجتماعی ایران کمک کند.   بر اساس بررسی های این محقق رفاه اجتماعی مردم ایران فراز و فرود های بسیاری را طی چهار دهه گذشته ، داشته است ولی بطورکلی بعد از جنگ تحمیلی (1368 تا 1390 ) روندی صعودی را تجربه کرده است.   این روند طی چهاردهه گذشته با تغییراتی به شکل U همراه بوده است و " جنگ تحمیلی عراق علیه ایران " در اواسط دوره مورد بررسی ، عامل اصلی برای کاهش رفاه اجتماعی در ایران محسوب می شود که به تدریج آثار خود را بر وضعیت رفاه مردم گذاشت بطوری که بیشترین کاهش رفاه جامعه ایرانیان در سال 1368 مشاهده می شود.   دکتر محققی کمال ، وضعیت رفاه اجتماعی در ایران را از سال 1368 تا 1390 با تغییراتی اندک ، کلا رو به رشد توصیف کرد.   وی خاطرنشان کرد: در این تحقیق ، " نرخ ارز ، رشد اقتصادی ، درآمدهای نفتی ، صنعتی شدن ، جنگ تحمیلی ، پیروزی انقلاب اسلامی ، کسری بودجه دولت ، میزان نقدینگی و مخارج دولت " به عنوان عوامل تاثیرگذار بر تغییرات رفاه اجتماعی در طول چهار دهه اخیر ، در نظر گرفته شده اند.   محقق کشورمان تاکید کرد که هر چه عامل " صنعتی شدن " در جامعه ، بیشتر و عامل " نقدینگی " در جامعه ، کمتر باشد ، می توان امیدوار بود که به رفاه اجتماعی نزدیک تر شده ایم .   گفتنی است در این تحقیق 9 عامل تاثیرگذار " نرخ ارز ، رشد اقتصادی ، درآمدهای نفتی ، صنعتی شدن ، جنگ تحمیلی ، پیروزی انقلاب اسلامی ، کسری بودجه دولت ، میزان نقدینگی و مخارج دولت " بر تغییرات رفاه اجتماعی ، براساس فراوانی نظرات 25 تن از متخصصان حوزه های مختلف رفاه اجتماعی ( در دو مرحله ) در ایران ، استخراج شده است.     ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 03 Jun 2014 05:47:51 GMT http://migna.ir/vdccmsqi.2bqp48laa2.html اعتیاد خرید، معضلی برای اقتصاد خانواده ها http://migna.ir/vdchizni.23nkwdftt2.html هر چند که اعتیاد به خرید برخلاف اعتیاد به مواد مخدر خیلی شناخته شده نیست که در سطح جامعه به آن پرداخته شود، ولی شکل گیری این پدیده همانند دیگر مسایل اجتماعی نشات گرفته از عوامل زیادی است و می توان ریشه ی شکل گیری آن را از جنبه های مختلف روانی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد. به گزارش ایرنا، کلافه و سردرگم است، پاهایش توان حرکت ندارند، خودش هم نمی داند چه می خواهد، تمام مغازه های شهر را زیر پا گذاشته است و در نهایت هم با دست هایی که اصلا جای خالی ندارد به خانه برمی گردد.اول سرشار از اشتیاق خرید است و کمی بعد زیر تاثیر حرف دیگران ذهنی آشفته دارد و در آخر نیز بخاطر نبود جای مناسب برای چیدمان وسایل جدیدش کلافه است و از خرید پشیمان. این حکایت افرادی است که میل به خرید در آنها هیچ وقت ارضا نمی شود؛ آنها به یک بیماری پنهان به نام «اعتیاد به خرید» دچار شده اند. یکی از مشخصه های اصلی این افراد، داشتن کمدها و قفسه های مملو از لباس و وسایل غیر ضروری است که حتی برخی از آنها را هم یک بار استفاده نشده است. نتایج پژوهش های انجام گرفته نشان دهنده ی آن است که اعتیاد به خرید در میان زنان بیش از مردان است. روزنامه ی «دیلی میل» انگلیس چندی پیش در گزارشی به نقل از پژوهشگران دانشگاه «مینسوتا» نوشت که از هر پنج زن چهار تن آنها، از مشکل اعتیاد به خرید رنج می برند. اعتیاد به خرید و علل آن هر چند که اعتیاد به خرید برخلاف اعتیاد به مواد مخدر خیلی شناخته شده نیست که در سطح جامعه به آن پرداخته شود، ولی شکل گیری این پدیده همانند دیگر مسایل اجتماعی نشات گرفته از عوامل زیادی است و می توان ریشه ی شکل گیری آن را از جنبه های مختلف روانی، اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار داد. بسیاری از روانشناسان خرید بی حد و حصر را با اصطلاح «اعتیاد به خرید» تعریف کرده اند؛ آنها بر این باورند همچنان که اعتیاد به مواد مخدر و مصرف آن برای مدت کوتاهی نشاط آور است، هیجان و شعف پیش از خرید و نشاط هنگام خرید درست مانند توهم مصرف مواد مخدر است. یکی از دلایل اصلی اعتیاد به خرید ویژگی های روانی و وسوسه های ذهنی افراد است؛ هر چند که در فرهنگ لغت روانپزشکی، اختلالی با عنوان اعتیاد به خرید وجود ندارد اما از آنجا که این عادت به خریدهای افراطی منجر می شود می توان آن را در دسته ی اختلال های اضطرابی قرار داد. «سید احمد جلیلی» رییس انجمن روانپزشکی ایران شخصیت وسواسی افراد را یکی از دلایل اعتیاد به خرید دانست و گفت: بسیاری از این افراد در مقابل شخصیت وسواسی خود نمی توانند مقاومت کنند و به خریدهای فراوان و غیر ضروری دست می زنند. اما وسواس ذهنی تنها یکی از عوامل تشدید کننده ی اعتیاد به خرید است؛ در برخی از مواقع افراد مختلف برای به دست آوردن اعتماد به نفس و مورد توجه قرار گرفتن، دست به خرید می زنند. جلیلی در این زمینه با اشاره به نبود اعتماد به نفس در بعضی از افراد، گفت: اعتماد به نفس بر خلاف وسواس از چشم و هم چشمی نشات می گیرد و یکی از مشکل های امروز جامعه ی ما چشم و هم چشمی است. احساسات افراد و ظهور و بروز آن در مواقع مختلف یکی دیگر از مواردی است که موجب ترغیب به خرید می شود؛ احساساتی مانند شاد بودن، غمگینی و بی حوصلگی می تواند افراد را وادار به افراط در خرید کند. اما تنها فرد و وسوسه های ذهنی وی نیست که اعتیاد به خرید را ایجاد می کند، بلکه ساختار جامعه و نظام طبقاتی آن نیز یکی از عوامل تشدیدکننده ی اعتیاد به خرید است. در جامعه یی که چشم و هم چشمی به شدت رواج دارد و در بسیاری از موارد مرز مشخصی بین طبقات مختلف جامعه نیست، نمی توان گفت، تنها فرد است که سبب ظهور پدیده ی اعتیاد به خرید می شود. یکی از مهمترین دلایل اجتماعی افراط در خرید، محله ی زندگی و تحت تاثیر قرار گرفتن افراد از محیط های اجتماعی است. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که زندگی در محله ها و شهر های مختلف می تواند سبب ولخرج شدن یا خسیسی افراد شود تا جایی که در ادبیات عامیانه، مردم شهرهای مختلف ایران هر کدام با یک ویژگی شناخته می شوند. «محمدحسین بحرانی» جامعه شناس و مدرس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز درباره ی تاثیر و نقش عوامل اجتماعی در اعتیاد به خرید، گفت: هر چند که نمی توان نقش عوامل روانی را در خرید افراطی انکار کرد ولی این عوامل خود رابطه ی دوسویه با فرهنگ هر جامعه دارند. وی بر این باور است: در میان کسانی که میل به خرید دارند افراد طبقه ی متوسط دارای بیشترین فراوانی هستند؛ زیرا آنها می خواهند خود را به معیارهای طبقه ی بالای جامعه نزدیک کنند؛ بنابراین دست به خریدهای متفاوت و غیر ضروری می زنند.«محمود جام ساز» اقتصاددان ضمن تاکید بر تفاوت طبقاتی در نحوه ی مصرف کردن درآمدها گفت: کسانی که در طبقات مختلف جامعه دارای درآمدی کم هستند با افزایش این درآمد میل مصرف گرایی در آنها افزایش پیدا می کند و این خود باعث ایجاد عرضه ی کالا در جامعه می شود. وی با اشاره به سبد خرید کالاهای ضروری برای خانه و خانواده و چشم و همچشمی های فراوان در کشور اظهار داشت: در این مواقع کالاهای فرد همسایه ملاک خرید قرار می گیرند و بیشتر کالاهای خریداری شده بدون کارکرد و تنها برای تجمل گرایی است. احمد جلیلی رییس انجمن روانپزشکی ایران هم در این زمینه گفت: نمی توان فروش متنوع کالا در شهرهای بزرگ را با فروش محدود اجناس در مناطق کوچک و روستایی با هم مقایسه کرد و این تنوع کالایی در محله های مختلف خود عاملی برای تحریک به خرید است. یکی از عوامل اجتماعی که فرد را به طرف افراط در خرید سوق می دهد، تبلیغات ماهواره یی و شبکه های داخلی است که به طور معمول برنامه های آنها بر اساس مصرف گرایی تدوین شده است. در رسانه یی که بیشتر تبلیغات بازرگانی آن برای مد، لباس و وسایل غیر ضروری خانه و خانواده است، نمی توان انتظار داشت فرد مصون از عواقب این برنامه ها بماند. بحرانی هم برگزاری نمایشگاه های مختلف و تبلیغات گسترده در رسانه ها را عواملی دانست که سبب می شود مردم به این مراکز هجوم ببرند و خریدهای خود را در آنجا انجام دهند.وی بیشترین مشتریان این نمایشگاه ها را افراد طبقات متوسط دانست. مساله ی تبلیغات رسانه یی و نقش آن در افزایش اعتیاد به خرید، یکی دیگر ازعواملی بود که جلیلی بر آن تاکید داشت. وی با بیان اینکه یکی از سیاست های نظام سرمایه داری، تبلیغات رسانه به اشکال مختلف است، گفت: تمامی پیام های بازرگانی و تابلوهای (بیلبوردهای) تبلیغاتی در رسانه های دیداری، نوشتاری و شنیداری خود گواهی بر اثبات این مطلب است. محمود جام ساز نقش رسانه را در اعتیاد به خرید بررسی کرد و گفت: تبلیغات انگیزه یی برای خرید افراد می شود؛ چون تبلیغات کالا با روش های گوناگون و کارکرد های متفاوت، سبب تاثیر پذیری افراد از رسانه می شود. نداشتن سرگرمی برای پرکردن اوقات فراغت بخصوص در بین خانم ها یکی دیگر از دلایلی است که به «پاساژگردی» آنها و تحریک شدن برای خرید منجر می شود؛ چون برخی از افراد تنها به منظور پر کردن اوقات فراغت خود به خرید می روند و گاهی نیاز در جمع بودن، آنها را به خرید وا می دارد. رییس انجمن روان پزشکی ایران در این زمینه با اشاره به سیاست های بازار برای در دید قرار دادن کالاهای گوناگون (متنوع) گفت: بسیاری از مغازه ها و پاساژهای ما طوری طراحی شده اند که افرادی که برای تفریح به آنجا می روند با کلی خرید بیرون می آیند. در کنار فرد و جامعه، نمی توان از نقش سیاست های دولت و همچنین نظام های مختلف اقتصادی در راستای تشدید میل به خرید چشم پوشی کرد. تصمیم های ناگهانی و به دور از انتظار مسوولان، افزایش نقدینگی در جامعه و واریز کردن سرمایه ی ملی در حساب افراد در سطح کلان جامعه خود می تواند شوق به خرید را در افراد افزایش دهد؛ هر چند که پدیده ی اعتیاد به خرید همیشه و در هر زمانی وجود دارد. محمود جام ساز واریز یارانه های نقدی را یکی از عوامل افزایش میل به خرید در کشور دانست؛ زیرا به اعتقاد وی ماهیانه مبلغی از نقدینگی کشور در جیب مردم قرار می گیرد و این خود باعث افزایش قدرت خرید آنها می شود. این اقتصاددان در ادامه با اشاره به ورود و تنوع کالاهای خارجی گفت: سیاست دولت ها در راستای واردات کالاهای متنوع خارجی یکی از دلایل افزایش خرید است؛ زیرا این کالاها بسیار چشم نواز هستند. در حالی که جام ساز بر این عقیده است که نقدینگی و تنوع کالا سبب افراط در خرید می شود، بحرانی معتقد است اطمینان نداشتن مردم از آینده ی خود سبب افراط در خریدها شده است. وی با اشاره به آغاز فاز دوم هدفمندی یارانه ها گفت: از چندی پیش مردم خرید های خود را شروع کرده اند؛ زیرا آنها بر این باورند که پس از اجرای این مرحله گرانی شروع می شود. جلیلی روانپزشک در ادامه ی گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا با اشاره به تلاش های نظام سرمایه داری برای فروش اجناس خود گفت: یکی از مهمترین این تلاش ها رواج فرهنگ مصرف گرایی در جهان است که نظام سرمایه داری از طریق آن می تواند به اهداف خود برسد. در حالی که احمد جلیلی مصرف گرایی را ویژگی مهم نظام سرمایه داری می داند ، محمود جام ساز با اشاره به ویژگی این نظام، بازار رقابتی را عاملی برای تنوع کالا و خرید می داند. جام ساز در پاسخ به پرسشی درباره ی نقش نظام سرمایه داری و بازار رقابتی در تشدید خرید اظهار داشت: به دست آوردن سود یکی از ویژگی های بازار رقابتی است که با افزایش سود سرمایه داری در جامعه نرخ تولید ناخالص ملی افزایش پیدا می کند و این خود سبب می شود قدرت خرید مردم افزایش یابد. پیامد های اعتیاد به خرید اعتیاد در خرید لباس و لوازم غیر ضروری همانند دیگر مسایل اجتماعی و انسانی دارای تبعات فراوان برای فرد، جامعه و خانواده است.یکی از صدمات مهمی که ممکن است متوجه فرد مبتلا به اعتیاد خرید شود هیجان ها و اضطراب های ذهنی است. هیجان قبل از خرید، لذت زمان خرید و سرخوردگی و دلزدگی بعد از خرید در هر بار خرید کردن، بیشتر و بیشتر می شود تا آنجا که لذت طبیعی خرید از این افراد دور می شود و به صورت تقریبی بدون وجود لذت سراغ خرید می روند. شاید مهمترین مساله که در نتیجه ی اعتیاد به خرید غیر ضروری پیش می آید صدمه ی مالی به فرد و خانواده است. از آنجا که این افراد هیچ کنترلی روی خریدشان ندارند بخش عمده یی از در آمدشان را خرج می کنند و حتی ممکن است برای نیاز های ضروری شان هم پول برایشان باقی نماند. یکی از مهمترین آسیب هایی که احمد جلیلی به عنوان یک روانپزشک بر آن تاکید داشت به هم خوردن تعادل اقتصادی خانواده بر اثر اعتیاد به خرید است. در این زمینه جام ساز بر این باور است که اعتیاد به خرید جامعه را به سوی داشتن کالاهای غیر ضروری سوق می دهد و این خود می تواند آفتی برای اقتصاد در سطوح خرد و کلان باشد. با توجه به محدودیت فضای زندگی در آپارتمان ها، یکی دیگر از آسیب های خرید فراوان برای افراد اشغال خانه و اتاق شان با لوازم غیر ضروری است. آسیب های اعتیاد به خرید تنها متوجه فرد یا جامعه نمی شود بلکه محیط زندگی و خانواده را نیز زیر تاثیر قرار می دهد؛ با تصور اینکه یکی از زن و شوهر علاقه ی فراوانی به خرید غیر ضروری داشته باشد می توان گفت همیشه در حالت کشمکش و ایرادگیری با شریک زندگی خود است. احمد جلیلی با بیان اینکه اعتیاد به خرید سبب ایجاد اختلاف در درون خانواده می شود گفت: کسی که همیشه اصرار بر خرید فراوان دارد ممکن است با مخالفت فرزندان، پدر و مادر و همسر رو به رو شود و این خود نقطه ی آغاز یک اختلاف است. رواج فرهنگ چشم و هم چشمی و تقلید از طبقات بالا یکی دیگر از آفت های اعتیاد به خرید است؛ زیرا اعضای طبقه ی متوسط، همیشه سعی می کنند خود را از طبقات بالا عقب تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه ی بالا می پردازند. محیط زیست و طبیعت نیز نمی توانند از آسیب های اعتیاد به خرید مصون بمانند؛ زیرا تولید کالاهای مختلف ضمن آنکه نیاز به مواد خام و اولیه ی فراوان دارد موجب افزایش مصرف گاز و برق می شود. مدرس دانشگاه آزاد تهران مرکز با اشاره به دیدگاه های غلط درباره ی خرید کالا گفت: اولین و مهمترین آسیب خرید افراطی نصیب محیط زیست می شود؛ زیرا تولید کالا نیازمند منابع طبیعی و سوختی فراوان است. راهکار چیست؟ باید توجه داشت پدیده ی اعتیاد به خرید همیشه و در هر زمانی وجود دارد و وجود آن ارتباط خاصی با شرایط مالی افراد و شرایط اقتصادی جامعه ندارد. پس ضروری است به همت مسوولان، کارشناسان و رسانه ها طرح های متنوعی را ارایه داد تا مانع از گشترش این معضل اجتماعی در جامعه شد. بر هیچ کس پوشیده نیست که بسیاری از خرید های برخی افراد، برای برطرف کردن نیازهای روزمره نیست بلکه این کار را تنها راه ممکن برای رویارویی با اضطراب و درگیری های ذهنی، افکار منفی، خشم و بی حوصلگی می دانند. بنابراین نیاز است این افراد دست کم یک یا چند جلسه به روانشناسی مجرب مراجعه کنند. جایگزینی تفریح متناوب به جای پاساژگردی یکی از راهکارهایی است که می تواند فرد را در برابر تحریک به خرید مصون نگه دارد. در پیشگیری از اعتیاد به خرید نمی توان نقش رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری را نادیده گرفت؛ این رسانه ها با تبلیغ گسترده ی فرهنگ قناعت می توانند نقشی مهم در کاهش خرید غیر ضروری افراد داشته باشند. سید احمد جلیلی در ادامه ی گفت و گو با ایرنا با بیان اینکه اگر اعتیاد به خرید به صورت بیماری در شخص درآمده است باید برای درمان به یک متخصص مراجعه کند.اما در این زمینه محمود جام ساز بر این عقیده است که ما برای جلوگیری از اعتیاد به خرید، نیاز به فرهنگ سازی داریم. وی با تاکید بر نقش رسانه ها در این فرهنگ سازی گفت: رسانه های ما باید روش های گوناگونی برای هماهنگ کردن دخل و خرج خانواده ارایه کنند.در پایان باید گفت نامگذاری سال93 با عنوان «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» می تواند فرصت مناسبی باشد تا همه بتوانند به سمت اصلاح فرهنگ خرید و مصرف بروند و راهکارهای عملی را در این زمینه در دستور کار قرار دهند.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 28 Apr 2014 12:10:58 GMT http://migna.ir/vdchizni.23nkwdftt2.html روش پیدا کردن شماره حساب بانکی http://migna.ir/vdcdfj0x.yt0sz6a22y.html شناسه حساب بانکی ایران که به اختصار «شبا» نامیده می شود، شماره ای است ۲۴ رقمی که یک حساب بانکی را به صورت منحصر به فرد در تمام نظام بانکی ایران مشخص می کند. تعیین مشخصات شناسه حساب بانکی ایران (شبا)، مطابق با استاندارد ISO-13616 است. آشنایان و طرف های تجاری شما با استفاده از «شبا» می توانند بدون نیاز به ذکر نام بانک، نام یا کد شعبه، نوع حساب و اطلاعات نظیر آن، بصورت الکترونیکی وجه برایتان حواله کنند. همچنین شما می توانید از «شبا»ی دیگران برای انتقال وجه به آنها استفاده کنید.  دریافت شبا بانک ملت دریافت شبا بانک صادرات دریافت شبا بانک تجارت دریافت شبا اقتصاد نوین دریافت شبا بانک انصار دریافت شبا بانک پاسارگاد روش پیدا کردن شماره حساب از شماره کارت برای برخی افراد مهم است که که بدانند این شماره کارتی که قرار است برای آن پول واریز کنند مربوط به چه بانکی می باشد. چرا که در بعضی موارد باید پول را نقدی پرداخت کرده و نیاز به شماره حساب دارید. در اینجا لیست کاملی از بانک ها جمع آوری شده که با مراجعه به آنها می توانید با ارائه شماره کارت، شماره حساب را دریافت نمایید. جدول کامل پیش‌شماره کارت‌بانک‌های ایران    مشرق ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 13 Apr 2014 11:43:49 GMT http://migna.ir/vdcdfj0x.yt0sz6a22y.html بهبود فروش از طریق رشد هوش عاطفی! http://migna.ir/vdchi-ni.23ni-dftt2.html متخصصان فروشی که عملکرد چندان مطلوبی ندارند، معمولا مهارت‌های ارتباطی ضعیفی دارند. بیشترافراد با فروشندگانی که این شرایط را دارند برخورد داشته‌اند و با ویژگی‌های آنها آشنا هستند. این افراد: • به‌طور اثربخش گوش نمی‌کنند و ارتباط برقرار نمی‌کنند. • به‌جای تمرکز بر پاسخ به مشتری برفرآیند فروش تمرکزدارند. • به‌جای آنکه بر علائق مشتری توجه کنند و گوش فرادهند به شایستگی‌های محصول توجه دارند. • به دنبال راهی نیستند که بتوانند رویکرد و رفتار فروش خود رابرای مشتری توجیه کنند. این ویژگی‌ها و رفتارها و دیگر عوامل مشابه، در اکثر موارد نتیجه مهارت‌های ارتباطی ضعیف است و بین کارکنان فروش مشابه است. امروزه مفهوم هوش عاطفی به‌عنوان یک معیار واسطه برای عملکرد و مهارت‌های ارتباطی کارشناسان فروش مدنظر قرار گرفته می‌شود. به‌طور مثال، انجمن و کنسرسیوم پژوهش در مورد هوش عاطفی گزارش می‌دهد که: نتایج پژوهشی در شرکتی چندملیتی نشان می‌دهد که افراد با هوش عاطفی بالا نسبت به همکارانشان که هوش عاطفی کمتر داشته‌اند، 2/1میلیون دلار سود بیشتری به‌دست آورده‌اند. همچنین شرکت اِل اورآل، با انتخاب متخصصان فروش براساس هوش عاطفی بالا، به افزایش درآمدی معادل 259.936.000 دلاردست یافت و در شرکت بیمه مرتیفول، در مدت دو سال، متخصصان فروش با هوش عاطفی بالا نسبت به همکاران با هوش عاطفی پایین، 37 درصد بیمه عمر بیشتری فروختند.   این پژوهش و دیگر پژوهش‌هاي مشابه، پژوهشگران برجسته در این حوزه را به این فرض مسلم رسانده است که هوش عاطفی عاملی قطعی در عملکرد فروش است. در واقع ممکن است هوش عاطفی نسبت به تجربه افراد در فروش، پیش‌بینی‌کننده مناسب‌تری برای موفقیت در فروش باشد. علاوه‌بر این نکته، پژوهش‌هایی نیز در مورد امکان رشد هوش عاطفی و بهبود عملکرد فروش به‌واسطه آن صورت گرفته است. برنامه بهبود و رشد هوش عاطفی EQیا هوش عاطفی یا هیجانی هوشی است که به افراد کمک می‌کند تا به مدیریت و کنترل عواطف خود و دیگران بپردازند و تعیین‌کننده موفقیت حرفه‌ای و شخصی افراد است، این هوش به افراد در برقراری ارتباط با دیگران کمک می‌کند. رشد و بهبود هوش عاطفی شامل رشد و تعالی موارد زیر است: خودآگاهی عاطفی: مهارت درک و شناخت عواطف خود. تبیین عاطفی: مهارت تبیین اثربخش احساسات. آگاهی عاطفی از دیگران: مهارت درک و شناخت عواطف دیگران. این موارد مولفه‌های پایه‌ای هوش عاطفی هستند که در حوزه‌ها و صنایع مختلف برای افراد کاربرد دارد. در پژوهشی که به‌منظور رشد و تعالی عوامل هوش عاطفی برای نمایندگان و کارشناسان فروش انجام گرفت، عوامل متعددی مورد بررسی قرار گرفت تا بررسی شود چگونه می‌توان خودآگاهی عاطفی در محیط فروش داشت و به‌طور اثربخش خود را به مشتری معرفی کرد تا توافق و اعتماد ایجاد شود. در این پژوهش یافته‌های مهم زیربه‌دست آمد: نسبت به دیگر سنجه‌های عملکرد فروش، هوش عاطفی عامل تاثیرگذار‌تری برای درآمد فروش است. همچنین در این تحقیق، رابطه بین هوش عاطفی و درآمد فروش قوی‌تر از رابطه به‌دست آمده بین ضریب هوشی (IQ) با عملکرد فروش است. براین اساس، این ادعا قابل طرح است که هوش عاطفی نسبت به تجربه افراد در فروش، پیش‌بینی‌کننده بهتری برای موفقیت فروش است. فروشندگان براساس هوش عاطفی شفاف‌تر رفتار می‌کنند و سبک‌ها وترجیحات رفتاری مناسب‌تری دارند و به برقراری تماس‌های فروش تمایل بیشتر دارند. همچنین این پژوهش نشان می‌دهد که رشد و توسعه هوش عاطفی در نمایندگان فروش، علاوه‌بر عملکرد و فروش بهتر، رضایت شغلی بیشتری نیز برای افراد به همراه خواهد داشت.     مجله اقتصاد ]]> اقتصاد Fri, 28 Feb 2014 06:33:11 GMT http://migna.ir/vdchi-ni.23ni-dftt2.html 8 ترس متداول مردم از اینترنت بانک http://migna.ir/vdcjmve8.uqe8hzsffu.html اگرچه طی سال های اخیر استقبال از اینترنت بانک به شکل چشم گیری افزایش پیدا کرده اما هنوز هم هستند افرادی که به دلیل ترس های متعدد که اغلبشان هم بی مورد است از این سیستم دوری می جویند.به گزارش بانکی دات آی آر، استفاده از اینترنت بانک دارای مزایای زیادی از جمله جلوگیری از اتلاف وقت است که به راحتی نمی توان از این مزایا گذشت . اما ترس هایی هم هست مثلا:1. اینرنت بانک باعث گم شدن پول های من می شود پدیده ای تحت عنوان تراکنش های ناموفق که بعضا در سیستم بانکداری الکترونیک رخ می دهد امری طبیعی است که هر از چند گاهی به وقوع می پیوندد . اما مطمئنا هیچ پولی در سیستم بانکداری الکترونیک گم نمی شود و از طریق شماره تراکنش،شماره حساب و حتی زمان انجام تراکنش می توان وضعیت پول را پیگیری کرد. اگر  تراکنشی به هر دلیل با موفقیت انجام نشود پول حد اکثر ظرف مدت 72 ساعت به حساب شما برگشت خواهد خورد. 2. فرق اینترنت بانک و خرید آنلاین اینترنت بانک خدمات متعددی از جمله صورتحساب، گردش مالی، انتقال وجه، خریدوفروش و... را فراهم می آورد بنابر این خدمات متعددی از سوی سیستم اینترنت بانک ها ارائه می شود درحالی که خرید آنلاین از طریق سایت ها و دروازه پرداخت بانک ها امکان پذیر است و این دو فرایند کاملا متمایزی دارند. 3. اینترنت بانک امن نیست خطر همیشه در کمین است وقتی به شعبه بانک مراجعه می کنید و می خواهید پول های حسابتان را خارج کنید هر لحظه امکان این است که در طی مراحل خدای نکرده مورد سرقت مسلحانه و کیف زنی قرار بگیرید. خطر استفاده از اینترنت بانک به مراتب کمتر است . به شرط اینکه اصول ایمنی را رعایت کنید . مثلا از اینترنت مراکز عمومی وارد اینترنت بانکتان نشوید . موقع وارد کردن رمز از کیبورد مجازی استفاده کنید و رمزتان را به دقت مراقبت کنید. 4. استفاده از اینترنت بانک باعث می شود کنترل خودم بر پس انداز هایم را از دست بدهم برخی به این تصور که چون پول مجازی را نمی شود دید ، باعث مصرف گرایی و خرج کردن بیش از اندازه پول می شود از استفاده از اینترنت بانک شانه خالی می کنند. این در حالیست که نگهداری از اموالمان چه مجازی و چه حقیقی اصلی است که در هرشرایطی باید رعایت شود. 5. کارمزد و اینترنت بانک خیلی ها بر این عقیده اند که بانک ها به دلیل دریافت کارمزد بیشتر مردم را تشویق به استفاده ازبانکداری الکترونیک می کنند. این در حالیست که بانک ها نه تنها برای ارائه خدمات اینترنت بانک کارمزد نمی گیرند بلکه برای تشویق مردم به استفاده از این خدمات جوایز متعددی را هم در نظر گرفته اند. 6.کارمندان بانک در دسترس ترند برخی به این تصور که صندوق داران و کارکنان شعب پاسخ بهتری به سوالات  و ابهاماتشان می دهند به شعب مراجعه می کنند. این در حالیست که صندوقداران معمولا سرشان بسیار مشغول است و فرصت پاسخگویی به همه سوالات شما را ندارند در حالی که در سیستم آنلاین علاوه بر پاسخگویی و سیستم های متعدد پاسخگو راهنماهای خوبی برای کمک مشتریان طراحی کرده اند. 7. استفاده از اینترنت بانک سخت است خیلی ها تصور می کنند فرایند استفاده از خدمات بانکداری الکترونیک پیچیده و سخت است در حالی که در هر مرحله هشدار های امنیتی و نحوه استفاده به تشریح توضیح داده شده و همه به راحتی می توانند از خدمات این سیستم استفاده کنند. 8. متقاعد کردن دیگران سخت است برخی بر این تصور اند که اگر وجوه را از طریق اینترنت انتقال دهند متقاعد کردن دریافت کننده وجه دشوار است این درحالی است که فعال شدن سیستم های پیام کوتاه و سایر خدمات بانکداری باعث شده مشتریان بلافاصله و از طرق مختلف با کوچکترین تغییرات و گردش حساهایشان به سرعت مطلع شوند.   ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 10 Feb 2014 11:57:58 GMT http://migna.ir/vdcjmve8.uqe8hzsffu.html گزارش مرکز آمار از وضعیت درآمد در شهرها http://migna.ir/vdcgzq9x.ak9xx4prra.html مهر: مرکز آمار ایران نتایج آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری در سال 91 را منتشر کرد. مهم ترین بخش های این گزارش، افزایش 23.8 درصدی متوسط هزینه شهرها در سال گذشته به نسبت سال 90، استفاده 41.9 درصد از اتومبیل شخصی، افزایش 24.2 درصدی هزینه مسکن، درآمد 16.7 میلیونی شهرنشینان و هزینه 16.4 میلیونی آنان و همچنین معرفی تهران با 21.7 میلیون به عنوان پُردرآمدترین استان کشور و ایلام با 11 میلیون تومان به عنوان کم درآمدترین استان کشور در سال 91 بوده است.   مرکز آمار ایران نتایج آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری در سال 91 را منتشر کرد. بر اساس نتایج این طرح متوسط تعداد افراد خانوار 3.6 نفر بوده و توزیع خانوارهای نمونه بر حسب تعداد افراد خانوار نشان می دهد که خانوارهای 4 نفری با 29.3 درصد بیشترین و خانوارهای 10 نفر و بیشتر با 2 دهم درصد کمترین تعداد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص دادند.   خانوارهای نمونه بدون فرد با سواد 6.8 درصد بوده و خانوارهای دارای 3 نفر باسواد با 24.7 درصد بیشترین سهم را در کل خانوارهای نمونه داشته اند.   متوسط تعداد افراد شاغل خانوارهای نمونه یک نفر و متوسط تعداد افراد دارای درآمد 1.5 نفر بوده است. خانوارهای دارای یک نفر شاغل با سهم 56.3 درصد از کل خانوارهای نمونه بیشترین و خانوارهای دارای 5 نفر شاغل و بیشتر با یک دهم درصد کمترین تعداد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص دادند. خانوار های بدون فرد شاغل 25.7 درصد از خانوارهای نمونه را تشکیل داده است.   بررسی فعالیت اصلی محل کار سرپرست خانوار نشان می دهد که 11.9 درصد در بخش عمده فروشی ، خرده فروشی، تعمیر وسایل نقلیه موتوری و موتورسیکلت ها و کالاهای شخصی و خانگی و خانگی، 10.2 درصد از سرپرستان خانوارهای نمونه در بخش صنعت، 10.5 درصد در ساختمان، 9.5 درصد حمل نقل، انبارداری و ارتباطات، 4.3 درصد اداره امور عمومی، دفاع و تامین اجتماعی، 4.3 درصد کشاورزی، شکار و جنگلداری، 36.6 درصد غیر شاغل و 12.8 درصد در سایر فعالیت های اقتصادی اشتغال داشته  اند.   توزیع خانوارهای نمونه شهری بر حسب سطح سواد سرپرست خانوار نشان می دهد در حدود 19.3 درصد خانوارهای نمونه دارای سرپرست بیسواد هستند، خانوارهای دارای سرپرست فوق لیسانس و بالاتر 2.1 درصد خانوارهای نمونه را تشکیل می دهد.   بررسی  خانوارها از نظر تعداد اتاق در اختیار آنها  نشان می دهد که 36.2 درصد خانوارهای نمونه دارای سه اتاق، 34 درصد 4 اتاق، 12.9 درصد 2 اتاق، 11.3 درصد 5 اتاق، 4.4 درصد 6 اتاق و بیشتر و 1.3 درصد دارای یک اتاق بوده اند.   نتایج بررسی در سال 91 نشان می دهد 98.6 درصد از خانوارهای نمونه اجاق گاز، 98.2 درصد از تلویزیون رنگی، 92.1 درصد از تلفن همراه، 88 درصد از جارو برقی، 80.2 درصد از ماشین لباسشویی، 58.8 درصد از ویدئو، دی وی دی و وی سی دی، 56.4 درصد از یخچال، 55.3 درصد از چرخ خیاطی، 46.1 درصد از یخچال فریزر و 41.9 درصد از اتومبیل شخصی استفاده می کنند.   هزینه های خانوار   بر اساس نتایج این طرح در سال 91 متوسط هزینه خانوار شهری برابر با 164280621ریال بوده که از این مقدار 27.1 درصد مربوط به هزینه های خوراکی و دخانی و 72.9 درصد مربوط به هزینه های غیرخوراکی است.   متوسط هزینه سالانه خانوار شهری در مقایسه با رقم مشابه در سال 90 به میزان 23.8 درصد افزایش یافته است. هزینه های خوراکی و دخانی خانوار در سال 91 نسبت به سال 90 معادل 36.1 درصد و هزینه های غیرخوراکی معادل 19.8درصد افزایش داشته است.   در سال 91 متوسط هزینه خوراکی و دخانی یک خانوار شهری برابر 44569759 ریال بوده که در مقایسه با سال 90 به میزان 36.1 درصد افزایش نشان می دهد.   بر اساس نتایج این بررسی در بین هزینه های خوراکی و دخانی بیشترین سهم با 23.9 درصد مربوط به هزینه گوشت بوده و هزینه های مربوط به آرد، رشته، نان، غلات و فرآورده های آن با 21.9 درصد، میوه ها و سبزی ها با 16.6 درصد، شیر و فرآورده های آن و تخم پرندگان با 11.5 درصد و نوشابه ها، غذاهای آماده و دخانی ها 7.2 درصد در مراتب بعدی اهمیت قرار داشته اند.   در سال 91 متوسط هزینه غیر خوراکی یک خانوار شهری برابر 119710862 ریال بوده که در مقایسه با سال قبل 19.8 درصد رشد داشته است. هزینه مسکن با سهمی معادل 46.1 درصد از کل هزینه های غیرخوراکی بیشترین سهم را دارا بوده است.   هزینه های حمل و نقل و ارتباطات با 14.8 درصد ، بهداشت و درمان 11.9 درصد، کالاها و خدمات متفرقه با 11.6 درصد و پوشاک و کفش با 6.2 درصد در مراتب بعدی قرار دارند.   در سال 91 پوشاک و کفش 39.1 درصد هزینه های مسکن24.2 درصد، بهداشت و درمان 22.4 درصد، لوازم اثاث  و خدمات با 20.7 درصد نسبت به سال قبل افزایش داشته است.   درآمدهای خانوار   بر اساس نتایج بدست آمده متوسط درآمد اظهار شده یک خانوار شهری در سال 91 برابر 167241442 ریال بوده که نسبت به سال قبل 28.3 درصد افزایش داشته است.   بررسی منابع تامین درآمد خانوارهای شهری نشان می دهد که 55.6 درصد درآمد از محل درآمدهای متفرقه، 27.7 درصد از مشاغل مزد و حقوق بگیری و 16.8 درصد از محل مشاغل آزاد تامین شده است.   بررسی متوسط درآمد سالانه یک خانوار شهری بر حسب فعالیت اصلی محل کار سرپرست خانوار نشان می دهد خانوارهایی که فعالیت اصلی محل کار آنها بهداشت و مددکاری اجتماعی است با درآمد اظهار شده سالانه 233301951 ریال بیشترین درآمد و خانوارهایی که فعالیت اصلی محل کار سرپرست آنها خانوارهای معمولی دارای مستخدم است با درآمد اظهار شده 98314447 ریال کمترین درآمد را در سال 91 داشته اند.   متوسط هزینه ها و درآمد خانوار بر حسب استان   بررسی متوسط هزینه کل سالانه یک خانوار شهری نشان میدهد که استان تهران با 217282858 ریال بیشترین و استان ایلام با 110490942 ریال کمترین هزینه را در سال 91 داشته اند.   طبق نتایج بدست آمده استان تهران با 175961728 ریال بیشترین و استان سیستان و بلوچستان با 65229184 ریال کمترین متوسط هزینه های غیر خوراکی سالانه یک خانوار شهری را در سال 91 داشته اند.   استان خوزستان با 67920158 ریال بیشترین و استان قم با 268148001 ریال کمترین متوسط هزینه خوراکی و دخانی سالانه یک خانوار شهری را نشان می دهد.   همچنین استان تهران با 221060257 ریال بیشترین و استان ایلام با 117052227 ریال کمترین متوسط درآمد سالانه یک خانوار شهری را در سال 1391 به خود اختصاص داده است. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 08 Feb 2014 16:00:23 GMT http://migna.ir/vdcgzq9x.ak9xx4prra.html راه های برخورد با استرس مالی http://migna.ir/vdcdk90x.yt0fz6a22y.html بهترین راه برای برخورد با استرس مالی این است که درمورد خرج و مخارجتان هوشیارتر عمل کنید و دیدگاهتان درمورد وضع را تغییر دهید. در ادامه به نکات و تکنیک‌هایی برای مقاوم کردن خودتان در برابر استرس مالی اشاره می‌کنیم:۱- زبانتان را تغییر دهید. با این‌که ممکن است به نظرتان کلیشه‌ای بیاید اما داشتن یک رویکرد مثبت و استفاده از زبانی مثبت می‌تواند واکنش استرس شما را به مسائل مالی در زندگی‌تان تغییر دهد. مثلا هیچ‌وقت نگویید که نمی‌توانید درآمدتان را بالا ببرید یا باید مخارجتان را کمتر کنید. درعوض، بگویید من می‌خواهم درآمدم را بالا ببرم و مخارجم را کمتر خواهم کرد. ایجاد تغییر در زبانتان اولین قدم برای  ایجاد تغییر در نگرش فکری‌تان است.    ۲- چارچوب فکری‌تان را تغییر دهید. نگرش شما نسبت به هزینه‌هایتان و حرف زدن درمورد آنها می‌تواند احساس شما را نسبت به آن تغییر دهد. در مقابل، حسی که نسبت به پولتان دارید، به شدت برای نحوه مدیریت و کنترل شما و برخوردتان با چالش‌های مالی اثر می‌گذارد. به خاطر داشته باشید که عمل همیشه مهم‌تر از فکر و عقیده است.    ۳- قدرت‌تان را بشناسید. به‌طور کلی، افراد وقتی تصور می‌کنند که موقعیتی خارج از کنترلشان است، بیشتر استرس می‌گیرند. به همین علت است که خیلی‌ها برای سفر با هواپیما احساس ناراحتی می‌کنند. درمورد پول خودتان، همیشه قدرت ایجاد تغییر را دارید، از این رو باید تشخیص دهید که انتخاب‌های مختلفی پیش‌رو دارید و می‌توانید مشکل مالی‌تان را بهتر کنید.    ۴- روی موارد مثبت‌ تمرکز کنید. به جای این‌که مدام به این بپردازید که چه چیزی درمورد هزینه‌هایتان اشتباه است، به این فکر کنید که باید قدردان چه باشید. ببینید چه جنبه‌های خوبی هم دارد، با مشکلات‌تان به آرامی برخورد کنید و تصمیم بگیرید که از آنها درس بگیرید.     ۵- در زمان حال زندگی کنید. خیلی‌اوقات استرس مالی به دلیل فکر کردن به بدترین اتفاق‌هایی است که ممکن است در آینده رخ دهد. شما می‌توانید یک موقعیت را در ذهنتان آنچنان بزرگنمایی کنید که کم‌کم احساس کنید قلبتان درد گرفته و دست‌هایتان شروع به عرق کردن می‌کنند. به خودتان یادآور شوید که شما در زمان آینده زندگی نمی‌کنید، در زمان حال هستید که کنترل کامل روی آن را دارید.  ۶-  فکر شکست را از خود دور کنید. هیچ‌وقت تصور نکنید که یک مشکل مالی نشانه شکست شخصی یا ضعف است. موقعیت‌تان هرچه که باشد، به خودتان یادآور شوید چیزی نیست که میلیون‌ها فرد دیگر در دنیا را تحت‌تاثیر قرار نداده باشد.     ۷- یک وقفه استرسی ایجاد کنید. برای این‌که استرس را به طریقی سالم از ذهنتان دور کنید، یک تصمیم قطعی بگیرید.  بازی کردن با فرزندتان، دویدن یا پیاده‌روی، لذت بردن از یک سرگرمی، تماشای فیلم، گوش دادن به موسیقی یا انجام یوگا می‌تواند کمکتان کند.    ۸- کمک مالی بگیرید. حرف زدن با یکی از دوستان عاقل، یکی از اعضای خانواده یا یک متخصص مالی می‌تواند به شما کمک کند گزینه‌ها و راه‌حل‌های خودتان درمورد مشکلات مالی‌ را بهتر بررسی کنید. کار کردن با متخصص مالی، هوشیارانه‌ترین راه برای افتادن روی غلتک و احساس کنترل و خوشبینی بیشتر نسبت به موقعیت‌تان است.    ۹- بدهی‌هایتان را کاهش دهید. اگر بدهی‌ها موجب استرس‌تان شده‌اند، برای ایجاد یک برنامه خرج و مخارج تصمیم جدی بگیرید تا بتوانید بدهی‌هایتان را هرچه زودتر پرداخت کرده و خلاص شوید. سعی کنید پرداخت بدهی‌هایتان پایین‌تر از ۴۰درصد درآمد خالص‌تان باشد.شهروند     ]]> اقتصاد Tue, 21 Jan 2014 10:39:29 GMT http://migna.ir/vdcdk90x.yt0fz6a22y.html درس بخونم یا کارکنم؟ http://migna.ir/vdcewn8w.jh8zni9bbj.html امروزه با وجود این‌که هزینه دانشگاه جوان ها را والدین‌مان می‌پردازند باز هم خیلی از دانشجویان به دلایل مختلفی به کار کردن در حین تحصیل روی می‌آورند. شاغل بودن در دوران دانشجویی مزیت‌ها و هم‌چنین معایبی دارد که در این مقاله به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود. محاسن کارکردن در زمان تحصیل تمرین برای زندگی: اینکه در طول زندگی در کنار بسیاری از اتفاقات تلخ و شیرین مجبور هستیم کار کنیم،چیزی است که می توان از سالهای جوانی برای ان آماده شد.مخصوصا آقا پسرها که طبق فرهنگ ما،نان آور اصلی خانواده هستند و باید چنین کنند.پس کار کردن در کنار تحصیل یک تمرین خوب برای آینده است. تامین هزینه‌های مالی: با توجه به این‌که هزینه دانشگاه‌ها روز‌به‌روز در حال افزایش است و ممکن است شما جزء دانشجویانی نباشید که در دانشگاه‌های دولتی پذیرفته شده‌‌اند و هم‌چنین والدین به تنهایی قادر به تامین هزینه‌ها نمی‌باشند، دانشجویان می‌توانند با کار کردن در حین تحصیل کمک خرج آنان باشند. و هستند افرادی که مجبورند به دلیل مشکلات مالی، نداشتن و یا ناتوانی والدین نه تنها هزینه دانشگاه خود را فراهم کنند بلکه مخارج زندگی خود و خانواده را نیز تامین نمایند. موفقیت در کار و تحصیل: داشتن شغل دوران دانشجویی نه تنها به دانشجو در جهت تامین بسیاری از هزینه‌های مالی کمک می‌کند بلکه او را برای کار آماده‌تر می‌سازد. به‌خصوص اگر شغل او متناسب با رشته تحصیلی‌اش باشد. دانشجویانی که رشته متناسب با شغل خود را انتخاب می‌کنند و یا متناسب با رشته تحصیلی‌شان کار می‌کنند هم در تحصیل موفق‌ترند هم کار خود را به نحو احسن و با اطلاعات کافی و تسلط انجام می‌دهند. قدرت برنامه‌ریزی زمان: بسیاری افرادی که مشغله کاری‌شان زیاد است و زمان کمتری برای استراحت دارند، بهتر می‌توانند وقت خود را تنظیم کرده و کارهای خود را بدون کمبود وقت به بهترین نحو انجام دهند. دانشجویان شاغل معمولا افرادی منظم هستند و اغلب آنان جزء درس‌خوان‌ترین شاگردان دانشگاه محسوب می‌شوند. مشکل کمبود وقت زمان امتحانات فشار زیادی به دانشجو وارد می‌کند که اگر وی نتواند به خوبی برای وقت خود برنامه‌ریزی داشته باشد با مشکلات زیادی مواجه می‌شود، از جمله عدم‌تمرکز در حین کار و یا مطالعه، پاس نکردن درس موردنظر، تصمیم‌ به حذف اضطراری واحد درسی و ... مشکلات کار کردن در هنگام تحصیل  تداخل با ساعات کاری: این مسئله به‌خصوص برای افرادی که شغل‌های دولتی دارند بسیار حائز اهمیت است. گاهی افراد به هیچ عنوان نمی‌توانند ساعات امتحان و یا کلاس خود را با ساعت‌های بیکاری‌شان تنظیم کنند و یا برای ساعت کلاس خود مرخصی بگیرند در چنین مواقعی مجبورند یا کار خود را از دست بدهند و یا درس مورد‌نظر را حذف کنند. کمبود وقت: این هم مشکل بزرگی است که بسیاری دانشجویان شاغل از آن شکایت دارند. خیلی از این دانشجویان حتی زمان کافی برای خوردن نهار و صبحانه نیز ندارند و مجبورند غذای خود را یا در مسیر دانشگاه و یا محل‌کار بخورند. مشکل کمبود وقت زمان امتحانات فشار زیادی به دانشجو وارد می‌کند که اگر وی نتواند به خوبی برای وقت خود برنامه‌ریزی داشته باشد با مشکلات زیادی مواجه می‌شود، از جمله عدم‌تمرکز در حین کار و یا مطالعه، پاس نکردن درس موردنظر، تصمیم‌ به حذف اضطراری واحد درسی و ... با وجود این‌که کار کردن در دوران دانشجویی مشکلات و سختی‌های فراوانی به همراه دارد اما مزیت‌ها و فواید داشتن شغل در دوران تحصیل نیز کمتر از معایب آن نیست. چند توصیه به دانشجویان شاغل؛ ** قبل از شروع درس یا کار، یک برنامه‌ریزی منظم برای خود ترتیب دهید. ** در طول تحصیل از کم‌ترین زمان‌های بیکاری برای مرور دروس استفاده کنید تا زمان امتحانات فشردگی درس‌ها، شما را با مشکل مواجه نسازد. ** سعی کنید استرس را از خود دور کنید تا بهتر بتوانید بر تحصیل و کار تمرکز کنید. ** در صورت امکان، موقع امتحانات از کار مرخصی بگیرید تا از مشغله فکری خود بکاهید. و در آخردر همه مشکلات زندگی از قبیل تحصیل و اشتغال آرامش داشته باشید و به خدا توکل کنید.منابع: فعلن مجردها / دانشجو ]]> اقتصاد Sun, 19 Jan 2014 09:49:41 GMT http://migna.ir/vdcewn8w.jh8zni9bbj.html فقط عابربانک فرزندتان نباشيد http://migna.ir/vdch-zni.23nz6dftt2.html از جمله مهارت هاي مورد نياز يک فرد براي ايفاي نقش هاي دوران بزرگ سالي، مديريت مالي است. همان گونه که يک فرد رفتارهاي مطلوب اجتماعي و عاطفي را در بستر خانواده مي آموزد توانايي تنظيم درآمد و هزينه ها نيز يکي از مهارت هايي است که تجربيات و تمرينات دوران کودکي نقش عمده اي در پرورش اين توانمندي دارد. کسب مهارت لازم در اين حوزه نه تنها بر ساماندهي امور مالي تاثير دارد بلکه توانايي مسئوليت پذيري و انديشيدن به عواقب رفتارها را نيز در کودک تقويت مي کند. تمرين براي «مديريت کردن پول تو جيبي» حتي مي تواند بر مهارت مديريت زمان و برنامه ريزي نيز تاثير داشته باشد. نکاتي براي مديريت بهتر پول توجيبي معمولاً از سنين 5 يا 6 سالگي کودک نسبت به پول يا معاوضه آن با کالا تمايل پيدا مي کند، بنابراين آموزش مهارت مديريت امور اقتصادي را مي بايست از همين سنين شروع کرد در ادامه به چند نمونه از راهکارهايي که به منظور تقويت اين مهارت در کودکان مفيد خواهد بود اشاره مي شود: ۱ - از همان دوران خردسالي در قالب بازي به او آموزش دهيد که با ارائه پول کالايي را دريافت کند. يا در قبال برخي رفتارهاي مطلوب پول اندکي را در اختيارش بگذاريد. ۲ - تمکن مالي والدين دليل خوبي براي در اختيار قرار دادن پول زياد به کودک نيست زيرا او هرگز از اين طريق مديريت منابع مالي را نمي آموزد و با هر ميزان ثروت نهايتاً ورشکسته خواهد شد. همچنين به اين بهانه که هنوز کوچک است و در بزرگ سالي اين توانمندي را کسب خواهد کرد با مسائل خيلي سهل گيرانه رفتار نکنيد زيرا يادگيري صحيح هر رفتاري در کودکي آغاز مي شود. ۳ - سعي کنيد از همان سنين خردسالي ميزاني معين از پول را در قالب يک زمان بندي مشخص در اختيار کودک قرار دهيد اين ميزان بايد ثابت باشد و در ابتداي کار در زمان هايي با فاصله کوتاه به کودک داده شود به عنوان مثال هر سه روز يا در انتهاي هر هفته. ۴ - به صورت واضح مشخص کنيد که کودک اين پول را در چه راهي مي تواند هزينه کند تا او از محدوديت ها و آزادي هايش مطلع باشد و بتواند اين ابعاد را در نحوه خرج کردن خود در نظر بگيرد. ۵ - به قوانين مالي تعيين شده پايبند باشيد تا او در صورت ولخرجي و رعايت نکردن محدوديت هايش با شرايط نامطلوب مالي مواجه شده و از عواقب رفتارش نکات جديدي را بياموزد. البته اگر مشکلات مالي کودک تبديل به بحران شد بهتر است تسهيلاتي را براي او در نظر بگيريد تا آسيب نبيند. ۶ - انصاف را رعايت کنيد! ميزان اندکي پول براي رفع مجموعه نيازهاي گسترده، تنها اضطراب کودک را افزايش مي دهد و حس ناتواني و عدم موفقيت را براي او به همراه خواهد داشت. بنابراين تحت فشار قرار دادن ما از نظر مالي نه تنها در پيشرفت او مؤثر نخواهد بود بلکه او را از پذيرش مسئوليت ها دور مي سازد. همچنين باعث مي شود تا شرايط بيروني را بيش تر از توانايي خود در مديريت منابع مالي اش تاثيرگذار بداند در نتيجه احساس کند وقتي بر شرايط کنترلي ندارد فايده دقت داشتن در امور مالي بي فايده است. ۷ - در صورت رعايت قوانين او را مورد تشويق قرار دهيد مثلاً چنانچه پس اندازي را جمع آوري کرد مي توانيد پول تو جيبي او را افزايش داده يا کمک هزينه اي را برايش در نظر بگيريد. ۸ - وقتي فرزندتان به عنوان عيدي يا هديه پولي به دست مي آورد، براي هزينه کردن آن پول برنامه بريزيد. مثلاً اينکه بخشي از آن را در قلکش بيندازد و يا همراه شما به بانک آمده و خودش آن را در حسابش پس انداز کند. ۹ - در ابتداي کار تاکيد زيادي بر پس انداز نداشته باشيد بلکه تاکيد بر رساندن پول به سررسيد بعدي پرداخت پول توجيبي از اهميت بيش تري برخوردار است. ۱۰ - پس انداز کردن او را هدفمند کنيد مثلاً در صورتي که تمايل به خريد وسيله اي دارد به او پيشنهاد دهيد که اگر بخشي از هزينه هاي آن کالا را خودش پس انداز کند بقيه قيمت آن را شما پرداخت خواهيد کرد. ۱۱ - درباره توانايي و محدوديت هاي مالي خانواده با او صحبت کنيد تا ارزش پول را دريابد اما نيازي نيست که دليل تهيه نشدن تمامي کالاها يا خواسته هاي او را "بي پولي" عنوان کنيد زيرا از اين طريق توانايي و عزت نفس خودتان به عنوان والدين را در چشم او حقير ساخته و اهميت پول را بيش از آنچه واقعاً هست جلوه مي دهيد. ۱۲ - فراموش نکنيد که آموزش مديريت مالي در بستر روابط گرم و صميمي خانواده بسيار موثرتر از قوانين خشک و سخت گيرانه اي است که منجر به تشويش در محيط خانواده مي شود. ۱۳ - گه گاه شرايطي را فراهم کنيد تا از پول خود در راه تفريح و لذت بردن نيز استفاده کند يا آن را براي اموري که براي سلامتش مفيد است، خرج کند، با اين کار به دو هدف دست خواهيد يافت اول آن که قدر شرايطي را که شما براي آسايش او فراهم مي کنيد را مي فهمد و همچنين درک مي کند که پول مي تواند در زمان مقتضي براي تفريح نيز مصرف شود. ۱۴ - او را تشويق کنيد تا گاهي براي ديگران هديه اي هرچند کوچک تهيه کرده و يا حتي مبلغي هر چند ناچيز را به نيازمندان کمک کند از اين طريق او مي آموزد که هدف هاي عالي تري از پس انداز کردن وجود دارد و ارزش هاي انساني از اهميت بالاتري نسبت به جمع آوري پول برخوردار است. ۱۵ - تمامي اينگونه رفتارها زماني تاثيرگذار خواهد بود و عميقاً در نهاد کودک فرهنگ سازي خواهد شد که به صورت پيوسته از سوي والدين پيگيري شود و در کردار خود والدين نمود داشته باشد. بنابراين مهم است که والدين نسبت به عملکرد خود در امور مالي دقت کنند. زهرا حسين زاده ملکي - روان شناس/خراسان ]]> اقتصاد Sun, 29 Dec 2013 10:04:37 GMT http://migna.ir/vdch-zni.23nz6dftt2.html چه میزان پول خوشبختی می‌آورد؟ / رابطه درآمد کشورها با رضایت مردم از زندگی http://migna.ir/vdcaeinu.49nww15kk4.html مهر:  اقتصاددانها با بررسی این پرسش که آیا توسعه اقتصادی توان خرید خوشبختی را دارد یا خیر به این نتیجه رسیده است که رضایت از زندگی درمیان افرای که در ثروتمندترین کشورها زندگی می کنند کاهش یافته است. تحقیقات انجام شده توسط یوجینیو پروتو از دانشگاه وارویک و آلدو راستچینی از دانشگاه مینه سوتا همانطور که انتظار می رفت به این نتیجه رسید که سطح رضایت از زندگی با ثروت کشور افزایش می یابد تا مردم بتوانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند. این درحالی است که نتیجه شگفت انگیز اینجاست که وقتی در آمد به یک سطح مشخصی می رسد ( حدود 36 هزار دلار) سطح رضایت از زندگی به اوج خود می رسد و پس از آن در کشورهای بسیار ثروتمند اندکی کاهش می یابد. محققان اظهار داشتند تحقیقات ما یک نتیجه بسیار شگفت انگیز داشت که تاکنون گزارش نشده بود به نظر می رسد که سطح رضایت از زندگی پس از یک سطح مشخص از ثروت کاهش می یابد. این تحقیق نشان می دهد که افرادی که در کشورهایی زندگی می کنند که سرانه تولید ناخالص ملی آنها کمتر از 6700 دلار است 12 درصد بیشتر از کشورهایی که سرانه تولید ناخالص ملی آنها حدود 18 هزار دلار بود، به بیشترین سطح رضایت از زندگی دست یافته اند. وقتی که کشورها به سرانه تولید ناخالص ملی حدود 36هزار و 400 دلار دست یافتند افزایش سطح شادی که ثروت به ارمغان می آورد کمتر مشهود است. بین این سطح و بالاترین سطح سرانه تولید ناخالص ملی یعنی رقم 54 هزار دلار احتمال گزارش بالاترین سطح رضایت از زندگی تغییر می می کند. نتایج این تحقیق به طور گسترده در ارتباط با پارادوکس استرلین قرار می گیرد که اعلام کرده است ارتباط رضایت از زندگی و تولید ناخالص ملی در کشورهای غنی کما بیش در یک سطح است. پارادوکس استرلین که از نام اقتصاد دان ریچارد استرلین برگرفته شده است بیان می ‌کند که درآمد بالا لزوما افراد را شادمان ‌تر نمی‌ کند. این نظریه از سال 1974 که بیان شد نظرات اقتصاددانها را دچار تحولات بسیاری کرده است. ]]> اخبار علمی و فناوری Fri, 29 Nov 2013 14:50:07 GMT http://migna.ir/vdcaeinu.49nww15kk4.html تعمیرکار آسانسور، پر درآمدترین شغل یدی ! http://migna.ir/vdcj8te8.uqeytzsffu.html به گزارش ایسنا ، وب‌سایت آمریکایی CareerCast، در گزارشی که اخیرا منتشر کرده به بررسی تعدادی از مشاغل پرداخته و از میان آنها پردرآمدترین مشاغل یدی را انتخاب کرده است. در تحلیل‌های این مشاغل، مواردی همچون سطح مهارت مورد نیاز برای انجام شغل و میزان حقوق و دستمزد پرداختی مدنظر قرار گرفته است. *نصاب و تعمیر کار آسانسور شاید تا به حال در آسانسور گیر کرده‌ باشید و می دانید که یکی از راههای رهایی از این اتاقک فلزی آوردن یک تعمیرکار آسانسور است! بد نیست بدانید افرادی که در این رشته مشغول کار هستد به طور متوسط 74 هزار دلار درآمد در سال کسب می کنند و همین رقم وسوسه انگیز موجب شده تا این شغل در رده اول مشاغل پردرآمد یدی قرار بگیرد. *مکانیک هواپیما نگهداری از هواپیماهای غول پیکر که ساعت‌های طولانی را در ارتفاعات زیاد و در شرایط آب و هوایی مختلف می‌گذرانند یکی از کارهای مهم در صنعت هوایی است؛ تعمیر و نگهداری از هواپیماها مستقیما با جان انسانها سر و کار دارد چرا که با کوچکترین سهل ‌انگاری ممکن است فجایع انسانی جبران‌ ناپذیری رخ دهد. درآمد یک مکانیک هواپیما در سال به طور متوسط بیش از 55 هزار و690 دلار است. *تعمیرکاران برق درآمد 67 هزار و 380 دلار در سال برای کسانی که جان خود را کف دستشان می گیرند و با غول بی شاخ و دمی به نام برق سر و کله می زنند رقم چندان بالایی نیست! تعمیرکار برق تنها محدود به کارهای ساختمانی نمی‌شود و افرادی که کار کردن در این حرفه را دوست دارند می‌توانند در نیروگاه‌های برق یا پست‌های توزیع برق کار کنند. * نقشه بردار حتما شما هم در خیابان کسانی را دیده‌اید که از دوربینی مخصوص به نقطه‌ای دور خیر شده باشند، آنها نقشه‌بردارند و در محیط‌های مختلف از سازه‌های کوچک صنعتی و ساختمانها گرفته تا آثار باستانی کار می‌کنند. یک نقشه بردار برای این که بتواند در شغل خود موفق باشد باید دقت بالایی داشته باشد. درآمدی که یک نقشه بردار در طول سال کسب می کند رقمی معادل 59 هزار و 180 دلار است. *بازرسان حمل و نقل این بازرسان به بررسی کالاها و تجهیزاتی می‌پردازند که در شبکه حمل ونقل و با وسایل حمل ونقل مختلف همچون کامیون و خطوط ریلی جابه‌جا می‌شوند، هدف از این بازرسی‌ها ایمنی کالاها و کسانی است که به حمل ونقل آن‌ها مشغول هستند. کسانی که در این شغل مشغول به کارند باید از دقت نظر بالایی برخوردار باشند. این افراد به طور متوسط 66 هزار و 470 دلار در سال درآمد کسب می کنند. *اپراتور پالایشگاه کارکردن زیر آفتاب سوزان و در مناطق نفت خیز گرم و داغ کار ساده‌ای نیست و از عهده هر کسی بر نمی‌آید، علاوه بر این کار کردن در پالایشگاه‌ها خطراتی همچون احتمال آتش سوزی را نیز به دنبال دارد با این حال شاغلان این شغل به طور متوسط 60 هزار و 730 دلار در سال درآمد کسب می کنند. *اپراتور مترو و اتوبوس توسعه حمل و نقل‌ عمومی و استفاده مردم از وسایل حمل و نقل عمومی تاثیر بسزایی در کاهش ترافیک خیابان‌ها و همچنین کاهش آلودگی هوا دارد. بسیاری از متروهای کشورها مثل متروی پاریس و مسکو، زیباترین مکان‌ آن کشورها محسوب می شود. یک اپراتور مترو در سال به طور متوسط بالغ بر 58 هزار و 220 دلار درآمد کسب می‌کند. ]]> اقتصاد Fri, 08 Nov 2013 14:01:17 GMT http://migna.ir/vdcj8te8.uqeytzsffu.html زندگی مالی خود را چگونه کنترل کنیم؟ http://migna.ir/vdcfyydy.w6d1jagiiw.html کنترل و مدیریت مسایل مالی بسیار آسان تر از آن چیزی که تصور می کنید. لازم نیست برای این منظور از مشاور مالی کمک بگیرید. برای کنترل خرج و درآمد خود می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید تا بودجه دقیق خود را تعیین و بر اساس آن به موفقیت های مالی دست پیدا کنید. 1. بیشتر از میزان قسط وام خود کار کنید تا بتوانید هر چه سریع تر وام را تسویه و پول های خود را پس انداز کنید: زندگی این روزهای بیشتر زوج های جوان با پرداخت قسط های سنگین وام های گوناگون سپری می شود. هر دو زن و مرد، سخت کار می کنند تا بتوانند از عهده هزینه های خانه بر بیاییند و هر دو آرزو دارند که ایکاش این قسط های کمرشکن هر چه سریع تر تمام شوند و آنها روی آسودگی را ببینند. برای خلاصی از هیولای قسط ها، بهتر است هرچه سریع تر آنها را تسویه کنید. یا اگر چنین چیزی ممکن نیست، دست‌کم، وام دیگری به وام های خود اضافه نکنید. اگر هر چه در می آورید را هزینه کنید، پس از سال ها متوجه می شوید پس از این همه سال کار کردن، آه در بساط ندارید! همه تلاش خود را بکنید تا هر ماه بیشتر از مبلغ قسط را پرداخت کنید تا مدت پرداخت زمان قسط ها کوتاه شود و مثلا وام چهارساله را سه ساله تسویه و خودتان را راحت کنید. 2. درآمد و هزینه خود را بودجه بندی کنید تا بی برنامه خرج نکنید: اینکه برای درآمد و هزینه های ثابت خود برنامه ریزی داشته باشید و به صورت ماهانه، ریز مخارج خود را یادداشت کنید، باعث می شود تا متوجه شوید هر ماه بابت چه چیزهایی پول خرج کرده اید. این مساله همچنین کمک می کند تا به مرور زمان متوجه خرج های اضافه بشوید و از آنها پرهیز کنید. با حساب و کتاب کردن و نوشتن همه مخارج این آگاهی را پیدا می کنید که نباید بیشتر از درآمد خود خرج کنید. زیاد رستوران رفتن یا انجام تفریحات گران قیمت برای شمایی که قسط زیادی دارید چندان جالب نیست و بهتر است یا تعداد آنها را کم یا جایگزین های ارزان قیمتی برای آنها پیدا کنید. با یک ساندویچ یا غذای حاضری ساده نیز می توان در کنار دوستان خوش گذراند و به رفتن به رستوران های مشهور و گران نیازی نیست. آخر ماه که حساب و کتاب می کنید و لیست مخارج را می بینید، متوجه می شوید چه خرج های الکی روی دست خود گذاشته اید که می توانستید آنها را حذف و در عوض قسط وام را پرداخت کنید! با این عذاب وجدان ها به مرور می آموزید که باید با حواسِ جمع پول خرج کرد. 3. با پرداخت به موقع قسط ها، از پرداخت دیرکرد و جریمه پرهیز کنید: با مدیریت پول های خود سعی کنید همه هزینه ها را در وقت و زمان تعیین شده پرداخت کنید تا به پرداخت دیرکرد یا جریمه مجبور نشوید. نرم افزاری روی گوشی تلفن همراه یا کامپیوتر خود نصب کنید که تاریخ پرداخت قسط یا کرایه را به شما یادآوری کند تا اگر به هر دلیلی آن را فراموش کرده بودید، مجبور به پرداخت دیرکرد نشوید. 4. برای روز مبادا و مواقع بحرانی نیز پس انداز داشته باشید: کاملا واجب و ضروری است که هر ماه مبلغی هرچند ناچیز را برای روز به اصطلاح مبادا پس انداز کنید. هیچ فردی از آینده خبر ندارد. اینکه از زمان حال خود لذت ببریم کاملا درست است اما همه زندگی به لحظه های کنونی محدود نمی شود و باید برای آینده نامعلوم خود پول پس انداز کرد. اگر بتوانید 10 یا 15 درصد از درآمد ماهانه خود را کنار بگذارید که بسیار عالی است. اما اگر نمی توانید، دست‌کم 2.5 تا 5 درصد از درآمد ماهانه خود را پس انداز کنید. با این کار در انتهای سال مبلغ قابل توجهی در اختیار خواهید داشت. منبع: برترين ها ]]> اقتصاد Mon, 26 Aug 2013 09:03:30 GMT http://migna.ir/vdcfyydy.w6d1jagiiw.html شاغل شدن چه آسان! (مشاوره شغلي) http://migna.ir/vdcjxaev.uqeoyzsffu.html سلام به شما دوست عزيز،کسب و کارهاي خانگي گستره وسيعي از فعاليت ها را شامل مي شود در يک نگاه کلي هر گونه فعاليت اقتصادي و قانوني که در آن بتوانيد از منزل شخصي بدون ايجاد مزاحمت براي همسايگان به کسب درآمد بپردازيد جزو مشاغل خانگي به حساب مي آيد. با اين حال در ادامه به فهرستي از ايده هاي مرتبط با مشاغل خانگي اشاره شده است. توجه داشته باشيد که همه اين موارد، ايده هايي است که به راحتي در خانه قابل اجراست تنها بعضي از آن ها نيازمند فراهم کردن تجهيزاتي است که البته خيلي هم پر هزينه نيست. پس کافي است که انتخاب کنيد و در صورتي که براي راه اندازي آن کسب و کار سوالي داشتيد بپرسيد تا ما پاسخ گو باشيم. فهرست ايده ها از اين قرار است: درست کردن کيک ها و دسر هاي خانگي: اگر مهارت پخت کيک را داريد يا خوب مي توانيد دسر درست کنيد معطل نکنيد چون خيلي ها دوست دارند که کيک خانگي بخرند. مد نظر داشته باشيد که طبيعتا بايد قيمت کيک هاي شما کمتر از بازار باشد به علت اين که شما هزينه هاي سربار و ماليات و … را نداريد اما اگر روي کيفيت و زيبايي کيک و دسر هايتان کار کنيد حتي قيمت هاي بالاتر از قيمت بيروني هم پذيرفته خواهد بود، حتي اگر مهارت پخت کيک و شيريني را نداريد از همين حالا براي آموختن آن اقدام و در کلاس هاي آن شرکت کنيد تا پس از مدتي بتوانيد اين شغل را در دست بگيريد. پخت غذاهاي خانگي: امروزه خيلي از زوج هاي جوان مهارت نسل قبلي را در پذيرايي ندارند اما نمي خواهند شرمنده مهمان‌هايشان باشند. اين وظيفه شماست که دست به کار شويد. به راحتي مي توانيد اين مشتريان را در کوچه و خيابان بيابيد کافي است کمي دقت کنيد. شايد بهترين راه تبليغ هم اين باشد که يک وعده غذاي رايگان مهمان شان کنيد! ذخيره کردن اطلاعات: همواره در شرکت ها و پروژه هاي بزرگ يکي از مهم ترين و پر دردسر ترين کارها ذخيره کردن اطلاعات در سيستم هاي رايانه اي است. کافي است اطلاعات حداقلي در حوزه رايانه داشته باشيد به راحتي شرکت هايي را مي توانيد پيدا کنيد که در ذخيره کردن اطلاعات به شما نياز دارند. پرورش گل و گياه خانگي: اگر در خانه اي حياط دار زندگي مي کنيد و در پرورش گل و گياه مهارت داريد به راحتي مي توانيد اين کار را هم در پيش بگيريد. گل و گياه زيباي خانگي را با قيمت هايي مناسب در اختيارآپارتمان نشينان قرار دهيد. نگهداري بچه: يکي از ساده ترين کسب و کارهاي خانگي نگهداري بچه است. خيلي از خانواده ها تمايل ندارند فرزندان خود را در مهدکودک ها نگهداري کنند و ترجيح مي دهند که فرزندشان در يک محيط خانگي بزرگ شود يا اين که دلشان نمي‌خواهد فرزندشان تحت تاثير اخلاق و رفتار بچه هاي ديگر در مهدکودک قرار گيرد. به سادگي مي توانيد اين کار را شروع کنيد. براي اين کار به والديني نياز داريد که به شما کاملا اعتماد داشته باشند، براي موفقيت در اين کار بايد با تمام وجود اين فرزندان را فرزند خود بدانيد و مدام براي بهبود رفتارتان با کودکان مطالعه کنيد. درست کردن جعبه‌هاي هديه و کارت هاي تبريک: اگر ايده هاي مبتکرانه اي براي درست کردن جعبه هديه يا کارت هاي تبريک داريد تنها کاري که بايد بکنيد اين است که چند نمونه درست کنيد و با قيمت هايي مناسب به فروشندگان اين گونه محصولات ارائه کنيد. به راحتي مي توانيد بدون اين که پولي دريافت کنيد کارهايتان را نزد آن ها بگذاريد و دو هفته يک بار سر بزنيد و هر چه فروخته بودند نقد کنيد و در صورتي که نفروخته بودند و تمايل نداشتند کارهايتان را پس بگيريد. مشاور اقتصادي: مجتبي احمدي نژاد ]]> اقتصاد Mon, 29 Jul 2013 07:43:07 GMT http://migna.ir/vdcjxaev.uqeoyzsffu.html خانم ها بهتر پس انداز می کنند یا آقایان؟ http://migna.ir/vdcjayev.uqeaizsffu.html ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 11 Apr 2013 10:13:22 GMT http://migna.ir/vdcjayev.uqeaizsffu.html روانشناسی پول برای کارآفرینان http://migna.ir/vdcb59b8.rhbsspiuur.html پول به عنوان یکی از مهمترین اختراعات تاثیرگذار بر زندگی همواره مورد علاقه نظریه پردازان در علوم مختلف بوده است. امروز به همت محققان، تحقیقاتی درخور توجه در زمینه پول صورت پذیرفته است. یکی از رویکردهای این توجه به موضوع پول، پرداختن به «روانشناسی پول» است. کسب و کار: پول به عنوان یکی از مهمترین اختراعات تاثیرگذار بر زندگی همواره مورد علاقه نظریه پردازان در علوم مختلف بوده است. امروز به همت محققان، تحقیقاتی درخور توجه در زمینه پول صورت پذیرفته است. یکی از رویکردهای این توجه به موضوع پول، پرداختن به «روانشناسی پول» است. دانشی میان رشته ای که در مرز بین کسب و کار و روانشناسی به مطالعه می پردازد.روانشناسی پول و بیماری روانی مربوط به پولدر این مجال کوتاه نظری کوتاه به برخی از ابعاد روانشناسی پول خواهیم داشت. همانطور که اشاره شد یکی از موضوعات مورد علاقه در این حوزه، بیماری های روانی مربوط به پول است. یکی از تست های رایج در این بخش تست MBBS است. در این تست که از سال 1984 با 11 هزار تحقیق میدانی استحکام علمی خود را حفظ کرده است، یکی از مراجع اصلی برای شناخت بیماری های روانی مربوط به پول است. در این تست شش بیماری روانی درخصوص پول مورد آزمایش قرار می گیرند. وسواس پولی، تمایل به نگهداری پول، پول همیشه کم است، پول به عنوان منشأ قدرت، دیدگاه امنیتی به پول و نهایتا پول تابع تلاش و توانایی از جمله موضوعاتی است که فرد با انجام این تست می تواند در مورد نگرش خود به پول آنها را دریابد. به هر شش عامل 10 سوال اختصاص داده شده است. کسب نمره بین 35 تا 70 وضعیت نرمال و در غیر این صورت حکایت از نوعی بیماری روانی نسبت به پول دارد.روانشناسی پول و تفاوت های زنان و مردانیکی دیگر از موضوعاتی که در روانشناسی پول به آن پرداخته می شود تفاوت دیدگاه زنان و مردان نسبت به پول است.روانشناسی پول و هدیهموضوع دیگر و مرتبط با مسئله روانشناسی پول مسائل مربوط به هدیه است. جالب است بدانیم میزان هدیه دادن یکی از شاخص شناسایی جوامع مدرن از سنتی است. میزان هدیه در جوامع سنتی بسیار بالاتر از جوامع مدرن است چرا که در این جوامع هدیه هنوز کارکردهای خود را از دست نداده است. در جهان امروز پنج درصد درآمد خانواده ها در جهان صرف خرید هدیه می شود. در این میان زنان پنج برابر مردان هدیه می دهند اما ارزش هدایای مردان و زنان برابر است. نکته آن است که زنان برای ایجاد روابط بهتر هدیه می دهند و مردان برای اثبات یا نشان دادن موقعیت خود.روانشناسی پول و پس اندازمیزان پس انداز از منظر روانشناسی پول از طریق فرمول زیر محاسبه می شود. پس انداز = توانایی + تمایلدر این فرمول توانایی تابع افزایش درآمد است. تمایل یا خواست فرد تابع هراس از آینده نامطمئن، ذهنیت و نیاز به حجم زیاد پول در آینده برای خریدهای کلان تر مانند خانه است. به طور معمول چهار مکانیزم پس انداز در انسان ها قابل شناسایی است. فروش دارایی ها، کاهش هزینه، کار بیشتر و قرض گرفتن. این نمودار که حاصل تحقیقات در کشورهای مختلف جهان است نشان می دهد انسان ها رفتار قرض خود را در طول زندگی زیاد تغییر نمی دهند اما با افزایش سن بیشتر به کاهش هزینه ها اقدام می کنند. این امر درخصوص کار بیشتر نمود بیشتری دارد. یعنی افراد کار بیشتر را یکی از راه های افزایش قدرت پس انداز می دانند اما فروش دارایی در افراد کم سن و سال یکی از راهکارهای دست یافتن به حجم خاصی از پول است اما در بزرگسالان این روند به شدت کاهش می یابد.روانشناسی پول و حساب های ذهنییکی از جالب ترین مسائل دیگر مربوط به روانشاسی پول، مفهوم حساب های ذهنی است. برای پرداختن به این موضوع به این مثال توجه کنید. فرض کنید شبی به همراه چند نفر از دوستان راهی تماشای فیلم در سینما می شوید. وقتی بلیت را می خرید بر اثر شلوغی قبل از ورود سینما بلیت ها را گم می کنید. احتمال اینکه برگردید و دوباره بلیت بخرید چقدر است؟ حالا فرض کنید همین مبلغ بلیت را در راه سینما گم کنید. آیا باز بلیت می خرید یا منصرف شده و به خانه برمی گردید؟ تحقیقات نشان می دهد 48 درصد کسانی که بلیت را گم می کنند دوباره بلیت می خرند و فیلم را می بینند. در حالی که 85 درصد کسانی که پول را گم می کنند بلیت گرفته و به سینما می روند. این مثال نشان دهنده آن است که انسان ها در ذهن خود ترازنامه ای دارند که سرفصل های مشخصی دارد.به عنوان مثال فردی که بلیت را گم می کند برای دیدن فیلم دو بار سرفصل تفریح را بدهکار می کند اما کسی که پول را گم می کند آن را از سرفصل اشیای گم شده برمی دارد. همین تئوری است که برخی تئوری های اقتصادی در مورد انسان را با اشکال مواجه می کند. در حالی که پولی که از دست می رود میزان مشخص و ثابتی است. نکته پایانی در این خصوص آن است که انسان ها باید بدانند چند وقت یک بار حساب ذهنی خود را می بندند. می دانستید چرا روزهای بارانی اینقدر مسافر در خیابان ها می ماند؟ به دلیل آنکه به علت بارانی بودن رانندگان تاکسی کرایه بیشتری می گیرند و زودتر از معمول حساب درآمد را در ذهن شان می بندند و بدین ترتیب بقیه روز را در خانه می گذرانند. این در حالی است که انسان های موفق هر 10 تا 15 سال حساب ذهنی خود را می بندند. روانشناسی پول یکی از دانش هایی است که می تواند به ما در مدیریت باور و نگرش های مان در مورد پول به عنوان تاثیرگذارترین منبع در اختیارمان کمک کند. از سوی دیگر این دانش به کارآفرینان کمک می کند تا با شناخت بهتر آن بتوانند با چالش های مالی که ریشه های روانشناختی دارند بهتر مواجه شده و آنها را مدیریت کنند.مطلب برگرفته از سمیناری است با عنوان «روانشناسی پول» که توسط دکتر شعبانعلی ارائه شد. ]]> اقتصاد Fri, 28 Dec 2012 12:10:35 GMT http://migna.ir/vdcb59b8.rhbsspiuur.html 9 پرسش‌ مالی ضروري قبل از ازدواج http://migna.ir/vdciypaz.t1awp2bcct.html همه ما مي‌دانیم که گفت‌وگو در مورد مسائل مالی برای داشتن یک رابطه مالی سالم اهمیت بسیاری دارد، در عین حال صحبت کردن از مسائل مالی گاهی وقت‌ها جدا دشوار است، این مساله به خصوص زمانی محسوس‌تر مي‌شود که ما درگیر تنگناهای عاطفی نیز باشیم. در تصمیم‌گیری برای ازدواج، تمامی ملاحظات فوق حاضرند.شاید برایتان دشوار باشد که گفت‌وگو در مورد مسائل مالی را شروع کنید و شاید حتی آن را پسندیده ندانید. این مقاله به 9 پرسش مي‌پردازد که اطلاع از آنها برای پیشبرد زندگی مشترک شما ضروریست. طرح این پرسش‌ها نه تنها پسندیده است، بلکه ضروری نیز هست. طرح این پرسش‌ها به این خاطر نیست که مسائل مالی در زندگی در اولویت قرار دارند، بلکه به این دلیل است که با در نظر گرفتن پاسخ این پرسش‌ها قادر خواهید بود همدیگر را بهتر بشناسید، به یکدیگر کمک کنید و با اطلاعات دقیق‌تری نقشه مالی زندگی مشترکتان را طرح‌ریزی کنید.1-در خانواده تو مسائل مالی چگونه اداره مي‌شدند؟ روشی که هر فرد در مواجهه با مسائل مالی دارد بیشتر از هر چیز بر تجربیات کودکی وی استوار شده‌اند. بنابراین لازم است که هر فردی به گذشته خود بازگردد و راجع به نحوه اداره امور مالی در خانواده خود فکر کند. به علاوه لازم است افراد پیش از ازدواج از یکدیگر سوال کنند: تجربیات کودکی چه تاثیری بر رفتارهای مالی تو گذاشته‌اند؟ خانواده تو چه چیزی را رفتار غلط مالی مي‌دانستند، و تو را از آن نهی مي‌کردند؟ نقطه ضعفی در رفتارهای مالی تو هست که از کودکی‌ات ناشی شده باشد؟ من چه کمکی مي‌توانم در این خصوص به تو کنم؟2-تو خرج‌کننده هستی یا پس‌اندازگر؟ دانستن پاسخ این سوال به افرادی که در یک رابطه هستند، این امکان را مي‌دهد که درک دقیق‌تری از مهارت‌های همدیگر داشته باشند، اگر یکی از دو شخص در پس‌انداز کردن ضعف دارد، بهتر است دیگری این را از قبل بداند تا بتواند به او در این مساله کمک کند. اگر یکی از دو شخص به بیماری خرید افراطی مبتلاست، نباید وحشتی از بازگویی آن برای دیگری داشته باشد، این یک ضعف ساده است و اقرار به آن برای هر دو شخص مفید خواهد بود. زیرا در آینده شخص دوم مي‌تواند به شخص اول کمک کند تا هرچه بیشتر بر خود مسلط شود.3-کدامیک از اینها برای تو ارزشمندتر است؟ اینکه اموالی را حفظ و انبار کنی یا اینکه خاطرات و تجربیاتی را کسب کنی که بتوانی بعدا آنها را به خاطر بیاوری؟ قاعدتا هیچ پاسخ درست یا غلطی برای این سوال وجود ندارد، اما دانستن پاسخ آن ضروری است، زیرا به زوج‌ها کمک مي‌کند اولویت‌هاي شریک خود را در زندگی بدانند، به‌عنوان مثال آنها مي‌توانند از یکدیگر بپرسند بین داشتن یک ماشین و تجربه یک سفر طولانی کدام را ترجیح مي‌دهند؟4-تعریف تو از بحران مالی چیست؟ افراد متفاوت تعاریف متفاوتی از بحران مالی دارند، و همه افراد آستانه استرس مالی یکسانی ندارند. برای بعضی از افراد، خالی شدن حساب بانکی تنها یک تحریک جزئی اعصاب را همراه دارد یا حتی هیچ پیامدی ندارد، اما یک فرد دیگر ممکن است از این اتفاق به استرس شدیدی دچار شود. بنابراین لازم است زوج‌ها راجع به این مساله از یکدیگر سوال کنند، با دانستن آستانه حساسیت یکدیگر آنها قادر خواهند بود از نگرانی‌ها و مشکلات بعدی همدیگر بکاهند.5-آیا تو بدهی داری؟ اگر فردی بخواهد با یک خروار بدهی، وارد یک رابطه شود، این حق شخص مقابل اوست که این را بداند. بعضی از افراد مي‌کوشند بدهی‌هاي خود را از فردی که با او رابطه دارند پنهان کنند زیرا امیدوارند که این بدهی‌ها هرچه زودتر مرتفع شوند یا به هر دلیل دیگری از این مساله اجتناب مي‌کنند. اما اولین اصل در هر ارتباطی صداقت است. در ارتباط مالی سالم نیز نه تنها گفت‌وگو کردن ضروری است، بلکه صداقت در گفت‌وگو نیز ضروری است. بنابراین لازم است زوج‌ها از یکدیگر بپرسند: آیا چیزی در زندگی مالی تو هست که تو را آزرده کرده باشد؟ و بکوشند این آزردگی‌ها را مرتفع کنند.6-به نظرت ما باید یک حساب بانکی مشترک داشته باشیم یا حساب‌هاي بانکی مجزا؟ زوج‌هاي مختلف روش‌هاي متفاوتی برای اداره کردن پولشان دارند، لازم است هر دوشخصی که در آستانه ازدواج هستند، از همان ابتدا تصمیم بگیرند که مي‌خواهند حساب‌های بانکی مجزایی داشته باشند یا خیر؟ داشتن حساب بانکی مجزا مي‌تواند یک راه بسیار عملی برای تقسیم کردن مسوولیت‌پذیری مالی باشد، به علاوه فردیت و آزادی فردی افراد هم بهتر حفظ خواهد شد. با این حال بسیاری از زوج‌ها معتقدند که عادات مالی آنها به قدری مشابه یکدیگر است که داشتن حساب مشترک مشکلی برای آنها ایجاد نمی‌کند. زوج‌هاي دیگری ممکن است در جهت تلاش برای رسیدن به یک وحدت در زمینه عادات مالی از حساب مشترک به عنوان یک راه حل بهره بگیرند. بنابراین انتخاب با خود افراد است، اما اگر قرار است دو شخص حساب‌های مالی مجزایی داشته باشند، لازم است به طور دائمی یکدیگر را در جریان مخارج و موجودی حساب‌هایشان قرار دهند.7-تو چه چیزی را یک تصمیم مالی بزرگ محسوب مي‌کنی؟ کلید دستیابی به یک زندگی مالی شاد این است که تمامی تصمیمات مالی مهم دو نفری اتخاذ شوند. این مساله که به ظاهر ساده به نظر مي‌آید، مي‌تواند بسیار دشوار باشد، زیرا افراد تلقی یکسانی از تصمیم بزرگ مالی ندارند. ممکن است فردی خرید تلویزیون را یک خرید مهم محسوب کند، درحالی که به نظر فرد دیگری (شاید همسر او) این تصمیم، تصمیم بی‌اهمیتی باشد. بنابراین اشخاص باید بکوشند قبل از ازدواج از حدود حساسیت و نحوه تلقی یکدیگر در مورد خرید‌هاي مهم و تصمیمات مالی مهم آگاه شوند.8-تو تا چه حد به مدیریت پول علاقه‌مندی؟ اگر فردی در زمینه مدیریت مالی و مسائل مربوط به اعداد و ارقام ضعیف است، اگر خیلی وقت‌شناس نیست یا دچار فراموشی‌هاي گاه به گاه مي‌شود، بهتر است تمام اینها را برای همسرش بازگو کند. اگر شخص قادر نیست مبلغ چک‌ها را به موقع واریز کند یا برای سرمایه‌گذاری تصمیمات هوشمندانه‌ای بگیرد، بایستی خیلی ساده نقش هدایت امور مالی را به همسرش واگذار کند و سعی کنید تنها به او کمک کند.9-اهداف مالی تو در زندگی چيست؟ هر شخصی اعم از اینکه در یک رابطه باشد یا تنها باشد، باید زمانی را برای روشن کردن موضع خودش در قبال مسائل مالی اختصاص دهد، چه اهداف مالی‌ای در زندگی دارد؟ شخص مقابل او چه اهداف مالی‌ای دارد؟ اشخاصی که در یک رابطه هستند باید در این باره با هم به گفت‌وگو بپردازند و اهداف مالی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت‌شان را شرح دهند. سپس آنها باید بکوشند حد مشترکی از اهداف را به عنوان اهداف زندگی مالی مشترک سرلوحه قرار دهند.     دنیای اقتصاد ]]> اقتصاد Mon, 19 Nov 2012 06:39:02 GMT http://migna.ir/vdciypaz.t1awp2bcct.html تربیت اقتصادی فرزندان در خانواده http://migna.ir/vdcjvtev.uqeiyzsffu.html تربیت فرزندان فقط به مسائل فرهنگی و اجتماعی آنها منحصر نمی شود، بلکه باید فرزندان را برای اینکه مدیران اقتصادی خوبی هم در خانه و هم در جامعه باشند تربیت کرد.بسیاری از والدین فکر می کنند وظیفه تربیتی فرزندانشان صرفا در رعایت آداب نظافت و بهداشت، پوشش، رفتار و گفتار خلاصه می شود در صورتی که اگر فرزندان تربیت اقتصادی مناسبی نداشته باشند در زندگی با مشکلات عدیده ای مواجه خواهند شد که دیگر امور ترییتی را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد. بنابراین لازم است فرزندان به گونه ای تربیت شوند که علاوه بر اینکه افرادی شرافتمند هستند، مدیرانی اقتصادی هم در خانواده و هم در جامعه باشند. کارشناسان تربیت کودک بر این باورند که اگر بچه ها از محل درآمد خانواده خود اطلاعی نداشته باشند و عادت کنند صرفا نیازمندی های خود را مرتفع سازند و به نیازمندی های سایر اعضای خانواده بی اعتنا باشند، صرفا مصرف کنندگان حریمی بار خواهند آمد که بعدها می توانند هم برای خود و هم برای جامعه زیان های جبران ناپذیری به بار آورند. از طرف دیگر، اگر پدر و مادرها فقط در این اندیشه باشند که فرزندشان خوب بخورند، خوب بپوشند و در یک کلام همه چیز داشته باشند، ناآگاهانه توقعات فرزندان را بالا برده اند. این شیوه تربیتی بسیار نادرست و زیان آور بوده و پدر و مادر قبل از هر فرد دیگری از این تربیت ناصحیح در رنج و عذاب خواهند بود. اگر والدین چند نکته را رعایت کنند به رشد اقتصادی فرزندانشان کمک خوبی خواهند کرد. در نخستین گام، بچه ها باید از محل کار والدین، حرفه آنان و دشواری شغل شان آگاهی داشته باشند، بهتر است والدین فرزندان خود را با برخی از همکارانشان آشنا کنند. اگر مادر خانه دار است بچه ها باید اهمیت وظایف کار و زحمات خانه داری را بدانند و به آن احترام بگذارند. بچه ها باید احتیاجات عمومی و مشترک خانواده مانند فرش، رادیو، تلویزیون، کتاب و ... را تشخیص داده و یاد بگیرند از بعضی نیازهای خود در جهت رفع نیازهای دیگر اعضای خانواده صرف نظر کنند. بهتر است بچه ها با بودجه خانواده آشنا باشند و از مقدار حقوق و دستمزد والدین خود آگاهی یابند. نباید به بچه ها اجازه داد که اگر وضع مالی خانواده رضایت بخش است او به خود ببالد در چنین خانواده هایی که از رفاه نسبی بیشتر و بهتری برخوردارند بهتر است پول ها صرف نیازهای عمومی خانواده شود. به عنوان مثال خرید کتاب بهتر از خریدن لباس اضافی است. اگر خانواده ای به دلایل مختلف نیازهای خود را به زحمت برآورده می کند بچه ها باید بدانند که انسان ها در تلاش و کوشش بیشتر برای معاش حلال و بهبود زندگی بیشتر احساس غرور می کنند. در چنین خانواده هایی باید بردباری، تلاش در راه آینده ای بهتر، گذشت و مساعدت را تبلیغ و پرورش داد. وسایلی که مورد نیاز زندگی خانواده هستند به تدریج فرسوده و کهنه می شوند که باید وسایل جدید و نو جانشین آنها شود. بنابراین لازم است از درآمد خانواده مبلغی پس انداز شود. همچنین لازم است بچه ها بیاموزند که از وسایل زندگی عاقلانه و درست استفاده کنند. حس مسئولیت پذیری در بچه ها را باید بالا برده و تقویت کرد. حس مسئولیت پذیری یعنی اینکه هر گاه چیزی در اثر قصور یا اشتباهی خراب یا از بین رفت انسان بی آنکه مجازات شود، احساس خجالت و شرمساری کند.   خبرگزاری مهر ]]> اقتصاد Sat, 17 Nov 2012 16:04:27 GMT http://migna.ir/vdcjvtev.uqeiyzsffu.html 10 اقتصاد برتر جهان در سال 2050 http://migna.ir/vdcd5x0f.yt0kn6a22y.html شرکت چند ملیتی خدمات مدیریت و مشاوره نایت فرانک طی گزارشی به پیش بینی 10 غول اقتصادی جهان در سال 2050 پرداخته است.1- هندزمانی که آزادسازی اقتصادی، هندوستان را از سال 1991 از قید و بند رشد آرام رها کرد و دریچه های آن را به سوی اقتصاد جهانی گشود، هندوستان قدم های رو به رشدش سست نشد. بر اساس پیش بینی ها هندوستان در آینده با رهایی از مسائل جاری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود می تواند به رأس هرم اقتصاد جهانی برسد.2- چینعجیب نیست اگر چین رتبه دومین اقتصاد بزرگ جهان در سال 2050 را به دست بیاورد. رشد این کشور طی دو دهه گذشته، چیزی کمتر از یک معجزه نبوده است. این کشور با عبور از ژاپن و رسیدن به دومین رتبه غول های اقتصادی جهان، در سال 2005 جایگاه آمریکا را متزلزل کرده و ممکن است تا سال 2020 بر این کشور غلبه کند. با این حال رشد تدریجی اقتصاد این کشور، آرامتر از هندوستان است.3- آمریکادرآمد ناخالص داخلی آمریکا باعث شده است این کشور به عنوان یکی از ابرقدرت های اقتصادی جهان مطرح شود و جزو سه اقتصاد برتر جهان باقی بماند. مصرف گرایی بالا، توانایی های نوآورانه و قدرت های تکنولوژیکی، آمریکا را در میان برترین اقتصادهای جهان، نگاه خواهد داشت.4- اندونزیسرعت رضد اقتصادی این کشور به نسبت سایر کشورها سرسام آور است. بر این اساس ممکن است در سال 2050، در چهارمین پله اقتصاد جهان قرار گیرد. این موضوع نباید زیاد عجیب باشد؛ چرا که وجود منابع طبیعی گسترده و رو به رشد بودن اقتصاد این کشور، توانایی بالقوه ای ایجاد کرده است تا اندونزی با رشد پرسرعت، خود را در میان غول های جهان قرار دهد. دولت کنونی این کشور با پشتیبانی از سرمایه گذاری بخش خصوصی و خارجی، به رشد اقتصادی کشور کمک زیادی کرده است. این مسیر تا رشد 6/8 درصدی اقتصاد این کشور تا سال 2050 ادامه دارد.5- برزیلوضعیت برزیل تاکنون برای جهانیان روشن شده است. این غول اقتصادی نوظهور از بریتانیا که در مارچ 2012 به عنوان ششمین اقتصاد برتر جهان معرفی شد، پیشی گرفته و از سرعت رشد خود طی دهه های آینده نخواهد کاست. برزیل به لطف حضور ثروت و منابع طبیعی بیکران، کشاورزی پررونق، تولید وصنایع خدماتی قدرتمند، قادر است در سال های آینده به چنین رتبه ای از رشد برسد.6- نیجریهدرآمد ناخالص داخلی این کشور تا 80 درصد متکی بر صنعت نفت است؛ با این حال نیجریه می کوشد تا سهم کشاورزی و تجارت را نیز در این رشد اقتصادی بیشتر کند. بر اساس پیش بینی ها، نیجریه در سال 2025 از آفریقای جنوبی که عنوان کنونی برترین اقتصاد آفریقا را در اختیار دارد عبور می کند و در سال 2050 جایگاه ششم را به دست خواهد آورد.7- روسیهمنابع طبیعی از قبیل گاز، نفت، ذغال و فلزات قیمتی این ابرقدرت سابق را که تنها وزنه تعادل ایالات متحده آمریکا طی دهه های گذشته بوده، پایدار نگه داشته است. شاید نشانه هایی از تزلزلات اجتماعی یا سیاسی در این کشور دیده شود اما کوچکترین اثری از تزلزل در رشد اقتصادی روسیه به چشم نمی آید و چشم انداز آن تا سال 2050 روشن است.8- مکزیکفقر، بی ثباتی های اجتماعی و نابرابری اقتصادی این کشورباعث نشده که چرخ های سرمایه چند تریلیون دلاری این کشور از حرکت بایستد. در دو دهه گذشته، مکزیک بنیان اقتصاد خرد را که منجر به ایجاد رشد پایدار اقتصادی، کاهش تورم و بهبود درآمد سرانه می شود، بهبود بخشیده است. این کشور در حال حاضر در مسیر بهبود زیرساخت ها نیز هست، حرکتی که برای رشد صنایع تولیدی حیاتی به شمار می رود.9- مصرمصر زمانی اقتصادی کاملا متمرکز داشت و به تدریج به اقتصاد بازارمحور رویآورد اما به واسطه تحولات بزرگ مالی توانست از افزایش سرمایه گذاری خارجی بهره ببرد و رشد ناخالص داخلی آن، پنج درصد افزایش پیدا کند. هر چند تحولات سیاسی و نظامی که در مدت اخیر در این کشور رخ داده، آن را دچار فلج سیاسی کرده است و صندوق بین المللی پول نیزف وام دادن به این کشور را به تاخیر می اندازد اما افق آن روشن است. با وجود کشاورزی در رشد اقتصادی مهر اهمیت زیادی دارد، تولیدات و خدمات نیز نقش بزرگی در رشد درآمد ناخالص داخلی این کشور را به عهده دارند.10- ژاپنبرخلاف آنچه تصور میشود، ژاپن در جایگاه دهم قرار دارد. سرزمین خورشید درخشان به سقوطخود از جایگاه دومین اقتصاد بزرگ جهان ادامه می دهد و پیش بینی می شود تا سال 2050، تا پله دهمین اقتصاد بزرگ جهان نزول کند. ژاپن پس از دهه سیاه 1990، دچار رشدی آرام و کسادی اقتصادی شد. این کشور در حال حاضر در حال التیام زخم های دو فاجعه طبیعی زمین لرزه و سونامی است؛ بلایایی که اقتصاد این کشور را به همراه شهرها و روستاهای این کشور ویران کرد. با وجود آنکه رشد اقتصادی این کشور با کندی مواجه شده است، همچنان یکی از نقاط مهم و حیاتی برای تولیدات پیشرفته تکنولوژیکی، خودرو و صنایع الکترونیکی است.     کسب و کار ]]> اقتصاد Sat, 17 Nov 2012 12:43:30 GMT http://migna.ir/vdcd5x0f.yt0kn6a22y.html