پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين روانشناسی صنعتی و سازمانی :: نسخه کامل http://migna.ir/Psychology/Industrial Fri, 22 Sep 2017 13:56:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Fri, 22 Sep 2017 13:56:10 GMT روانشناسی صنعتی و سازمانی 60 ۵ جمله‌ای که هر رییسی دوست دارد بشنود http://migna.ir/vdcdjz0o.yt0xz6a22y.html اگر کسب وکاری شخصی ندارید، این احتمال وجود دارد که شما و همکارانتان در تلاشی جدی برای کسب رضایت رییس تان هستید. به خصوص در محیط های کاری ای که به جای همکاری بر پایە رقابت بنا شده اند ممکن است رفتارهای ناسالم برای ربودن گوی سبقت از رقبا هم میان کارمندان شایع شود تا جایی که ممکن است کارمندان برای رشد خود دست به تخریب همکارانشان پیش رییس شرکت بزنند. اما خوب است بدانید که دیده شدن و رشد در میان کارمندان دیگر آنقدرها هم که ممکن است به نظر برسد کار سخت و طاقت فرسایی نیست.  در ادامه به پنج جمله ای خواهیم پرداخت که گفتنش شما را محبوب هر رییسی خواهد کرد:من راه حلی سراغ دارم روسا در طول روز معمولا مشکلات زیادی را از زبان کارمندان می شنوند که باید به تنهایی همە آنها را حل کنند. دفعە بعد اگر قرار بود مشکلی را بــا رییس تان در میان بگذارید راه حلش را هم پیش خودتان آماده داشته باشید. اگر راه حل شما چندان هم کامل نباشـد مشکلی نیست. صرف پیدا کردن راه حل به تنهایی نشان از ابتکار، درگیری مسئولانه شما با کار و خلاقیت شما دارد.من مشکل را برطرف کردم اگر دچار اشـتباه شدید روحیە خودتان را از دست ندهید. همە ما آدمها دچار اشتباه می شویم. اما بیکار ننشینید راه حل را پیدا کنید و پیش رییس تان بروید و بگویید «من اشــتباه کردم و خودم هم مشکل را برطرف کردم» حتی اگر امکان دارد کارهایی را که برای پیشگیری از تکرار مشکل در نظر دارید انجام دهید برای رییس تان شرح دهید. به این ترتیب تمرکز رییس تان را از اشتباه تان به مسئولیت پذیری و قابل اتکا بودن خودتان جلب خواهید کرد.من این کار را انجام می دهم وقتی که آدم از قبل در محیطی پرفشار کار می کند به هیچ وجه دلش نمی خواهد مسئولیت بیشتری قبول کند. اما اگر از جنبه ای دیگر به موضوع نگاه کنید متوجه خواهید شد که این به واقع موقعیتی برای شماست که به رئیس تان نشان دهید که چقدر فعال هستید، چقدر میل به پیشرفت دارید و از آن دسته آدم های مشکل گشا هستید. درست است که در نتیجه باید کمی کار بیشتری انجام دهید اما حاصل این کار اضافه فوق العاده خواهد بود.من می توانم کمک کنم پیشنهاد کمک به همکاری که دچار بن بست شده، فشار کار بیش از حدی دارد یا در شرف اخراج است نشان می دهد که شما به کارتان علاقه مند هستید و دوست دارید کار بیشتری به عهده بگیرید. چنین پیشنهادی همچنین نشان می دهد که شما به جای نگاهی خرد نگاهی کلان به کار دارید و نقشی بیش از نقش فعلی تان طلب می کنید. در نتیجه نقشی یاری گر در موسسه ای که در آن کار می کنید پیدا خواهید کرد.من ایده ای دارم خیلی خوب است که رییس شما بداند که شما می توانید از پس حل مشکلات بربیایید و مایل هستید فراتر از انتظار عمل کنید اما وقتی که ایده ای جدید روی میز می گذارید است که درخشش شما آغاز می شود. این نشان می دهد که با دل و جان کار می کنید و متعهد هستید که برای تیم مهره ای باارزش باشید. البته تمام آنچه گفته شد، بخشی از عملکرد کلی شما در راستای برقرار کردن و حفظ رابطه ای خوب با رییس تان است.همیشه اولین قدم این است که به رییس تان نشان دهید که هستید و از پس چه کارهایی برمی آیید. جملانی که رییس تان دوست دارد بشنود به زبان بیاورید اما نه برای اینکه ارتقا پیدا کنید بلکه برای نشان دادن اینکه شما کارمندی هستید، باذکاوت، قابل اتکا، مسئول و عضوی باارزش از یک تیم کاری. منبع:خبرآنلاین ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 22 Sep 2017 07:26:24 GMT http://migna.ir/vdcdjz0o.yt0xz6a22y.html لطفا در محل کار، پل‌های پشت سرتان را خراب نکنید http://migna.ir/vdcft1dj.w6dyeagiiw.html آیا قبل از آن که شرکت را ترک کنید به همکارانتان می‌گویید که چقدر از کار کردن با آن‌ها متنفرید؟ مکانی که محل کسب و به اشتراک گذاشتن دانش باشد، به افراد قدرت می‌دهد تا از دیگران بیاموزند و درک بهتری از جهان داشته باشند. وقتی پله‌های موفقیت را طی می‌کنید با آدم‌ها مهربان باشید چون هنگام پایین آمدن مجبورید دوباره آن‌ها را ملاقات کنید. شاید شما هم بارها شاهد چنین اتفاقی بوده‌اید. بازنده‌هایی که ایمیل‌های پایان ناپذیری را به شبکه‌های کاری می‌فرستند و از احساسات و ماجراهای زندگی‌شان می‌گویند. در شرکت‌هایی مانند سیسکو روزانه حدود 200 ایمیل از این دست دریافت می‌شوند، این نوع سوء استفاده ناخوشایند بسیار ناامید کننده است. و همچنین آدم‌های نادانی که چیزی جز چاپلوسی مدیرانش نمی‌دانند. در حالی که هر دوی این‌ها مدیر هستند و مانند بسیاری دیگر مسیر ترقی در شغل را پیموده‌اند. رمز موفقیت در کار این است که سعی کنید کسانی که از شما متنفرند را از کسانی که هنوز به در مورد احساسشان مطمئن نیستید، دور نگاه دارید. شاید به نظرتان خنده‌دار باشد، اما حقیقتی در آن وجود دارد. روابط و نگرش کاری شما از جنبه‌های مهم زندگی شما هستند. اگر می‌خواهید در شغل خود باقی بمانید، بدانید که این افراد یعنی همان‌هایی که از شما متنفرند سالها به دنبال شما خواهند بود و بر سر راهتان قرار خواهند گرفت. تصور نکنید که با تاثیربدی که از خود بر جا می‌گذارید به خصوص زمانی که دیگر کارتان برایتان مهم نیست، می‌توانید به نوعی تلافی کنید.   وقتی می‌خواهید محل کار را ترک کنید، لبخند بزنید. برای همه بهترین‌ها را آرزو کنید. ارتباط خود را با کسانی که دوستشان دارید و کسانی که می‌توانند بعدها به درد آینده کاری شما بخورند، حفظ نمایید و به کسانی که دوستشان ندارید چیزی نگویید. شاید ندانید که همین افراد می‌توانند زمانی "ارجاع کور" شما باشند، بله امکانش هست. آن‌ها به "عاملین مخفی دشمن" تبدیل می‌شوند که دست تنها می‌توانند شانس شما را در مرحله بعدی کارتان به کلی نابود کنند. پس چرا چنین ریسکی می‌کنید؟    یکی از مهمترین نکاتی که در محیط کار می‌آموزید این است که خشم خود را کنترل کنید، صبور باشید و دهانتان را بسته نگاه دارید. انجام هر سه مورد در محل کار به نظر دشوار می‌آید، بخصوص با گذشت زمان که مدام با افراد در ارتباط نزدیک هستید و همکارانتان همانند خانواده شما برایتان مهم می‌شوند. شما با عادت‌های بد آنان آشنا هستید و آن‌ها هم شما را می‌شناسند. بصیرت و قدرت تصمیم‌گیری بیشترین اهمیت را در این وضعیت دارد. شما هنگام ترک شرکت با به زبان آوردن نقاط ضعف همکارتان، غیر از 5 دقیقه رضایت بی‌رحمانه چیز دیگری عایدتان نمی‌شود.   اگر آن‌ها تا به حال از شرکت اخراج نشده‌اند پس نطق انتقادآمیز شما هیچ فایده‌ای نداشته و در ضمن اگر آن فرد بخواهد به تلافی کار شما اعتبار و آبروی شما را زیر سوال ببرد، دیگر آنجا نیستید که از خودتان دفاع کنید. " سکوت اغلب بهترین کار برای انجام دادن است و همیشه بهترین حرف برای گفتن". شرکت‌ها احساس ندارند. اما آدم‌ها دارند. به همین دلیل فراموش نمی‌کنند. وقتی اعتبار و آبروی شما آسیب ببیند بازگرداندن آن کار بسیار دشواریست. شاید شما هم این جمله را در جایی دیده و یا شنیده باشید که " برای من خیلی دیر شده، اما برای تو دیر نیست" پس سعی کنید مراقب رفتارتان باشید تا هرگز پشیمان نشوید. این جملات را دائم با خودتان تکرار کنید:" من زبانم را کنترل می‌کنم، و به آن اجازه نمی‌دهم بیهوده، رکیک و با بی‌حرمتی سخن بگوید. من خشمم را کنترل می‌کنم و از کارها و آدم‌هایی که من را می‌رنجانند، عصبانی نمی‌شوم. من افکارم را کنترل می‌کنم، و اجازه نمی‌دهدم آرزوهای احمقانه اهداف هوشمندانه من را نابود کنند."   و در یک جمله " من پل‌های پشت سرم را خراب نمی‌کنم" - سایت شبکه - مهسا قنبری ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 18 Sep 2017 05:47:05 GMT http://migna.ir/vdcft1dj.w6dyeagiiw.html 5 عادت رو به رو شدن و پذیرش پاسخ منفی http://migna.ir/vdcjmoex.uqevvzsffu.html آیا گاهی از شدت ترس احساس می کنید فلج شده اید؟ خوب است. بسیاری از کارآفرینان، مالکان کسب و کار و فروشندگان از فکر اینکه ممکن است پاسخ منفی بشنوند، احساس وحشت می کنند. من دلیلش را می دانم. اگر شما هم مانند دیگران باشید، یکی از اولین خاطراتی که از دوران کودکی به یاد دارید، پاسخ های منفی خانواده به خواسته هایتان بوده است: «نه! نمی تونم یه شیرینی دیگه بهت بدم»، «نه! اجازه نداری الان بری بیرون». اما اگر نتوانید مقاومتی را که نسبت به «نه شنیدن دارید از بین ببرید، هیچ گاه نخواهید نتوانست به اهدافتان دست پیدا کنید. مهم ترین ویژگی ای که به موفقیت منجر می شود، شجاعت است. افراد موفق از فرصت ها به خوبی استفاده می کنند. آنها استراتژی هایی برای مواجه شدن با پاسخ منفی ایجاد می کنند و می پذیرند که شکست ایستگاهی اجتناب ناپذیر و ضروری در مسیر موفقیت است. من در طول این سال ها روش هایی ابداع کرده ام که به من در رو به رو شدن با ترس ها و بازیابی شجاعت از دست رفته ام کمک کرده اند. من اصلا نمی دانستم تا این حد شجاعت در من وجود دارد! در ادامه به پنج استراتژی که بیشترین تاثیر را روی من داشته است اشاره می کنم.   1. اجازه دهید پاسخ منفی شارژتان کند. لحظه ای در مورد قهرمانان ما، کارآفرینان موفق و رهبران فکری تامل کنید. شرط می بندم که همه آنها در شرایط دشواری به این موفقیت رسیده اند. زمانی که این موضوع را درک کنید، شما نیز به موفقیت خواهید رسید. قبل از اینکه یک انتشارات کوچک در لندن برای اولین بار تصمیم به چاپ کتاب «هری پاتر» بگیرد، ده ها انتشارات دیگر دست رد به سینه جی. کی. رولینگ زدند. تازه مدیر آن انتشارات کوچک هم به دلیل اصرارهای دخترش چاپ این کتاب را بر عهده گرفت! شرکت موسیقایی دکا به بیتلز گفته بود: «ما از صدای موسیقی شما خوشمان نمی آید؛ ضمنا گیتار هم دیگر به آخر کار سیده است!» در چاپ سوم دیکشنری Black’s Law و در مثالی برای توضیح عبارت «غیرممکن»، از «سفر به ماه» یاد شده بود. شجاعت ویژگی ای است که به مردم اجازه می دهد از پاسخ های منفی عبور کنند و قوی تر شوند. هیچ کس از درد، رنج و شکست مصون نیست. اما درد می تواند شجاعت ایجاد کند و شجاعت می تواند قدرت و موفقیت به بار بیاورد. 2. کارهای بزرگی انجام دهید. نلسون ماندلا گفته است: «من بر این باورم که شجاعت به معنای فقدان تر نیست؛ بلکه غلبه بر آن است. فرد شجاع کسی نیست که ترس را احساس نکند، بلکه کسی است که بر آن فائق بیاید.» تماس تلفنی ای که از آن می ترسید، دقیقا همان تماس تلفنی ای است که باید بگیرید. سوالی که از پرسیدن آن هراس دارید، دقیقا همان سوالی است که باید بپرسید. مکالمه ای که از آن می ترسید، دقیقا همان مکالمه ای است که باید انجام دهید. امتحانش کنید. همین الان فهرستی از افرادی بنویسید که می ترسید یا خجالت می کشید با آنها صحبت کنید. آدم های بزرگ، آنهایی که هنوز احساس می کنید آمادگی صحبت کردن با آنها را ندارید؛ همان ترسناک ها. این بخش ساده ماجراست. قسمت سخت اما رضایت بخش پس از این کار حاصل می شود. تلفن را بردارید، در بزنید، نزد آن افراد بروید و به خواسته هایتان برسید.   3. با ترس هایتان مقابله کنید. همه ما ترس هایی داریم، و من هم از این قاعده مستثنی نیستم. اما وقتی که دقیقا ترس هایم را مشخص کنم و از خودم بپرسم که «بدترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد، چیست؟»، احساس ترس کمتری خواهم داشت. در واقعیت، بدترین اتفاق ممکن این است که شاید احساس خجالت یا بی ارزشی داشته باشم و این اتفاق آنقدرها هم بد نیست که بخواهم قید به دست آوردن خواسته هایم را بزنم. زمانی که از امتحان کردن کاری می ترسید، بهترین راه حل این است که شجاع باشید و ترس هایتان را برای یک دوست یا مشاور بازگویی کنید. من هرگز به اندازه... خوب و حرفه ای نبودم (جای خالی را با مادر، برادر، همکار یا رقبا پر کنید!). من واقعا نمی دانم دارم چه کار می کنم. هیچ حرف جدیدی برای گفتن ندارم. من یک آدم معمولی ام. مردم به من می خندند. در زندگی ام تفاوتی ایجاد نخواهدشد. آه! کار سختی بود، اما الان احساس بهتری دارم؛ شما هم اگر این کار را انجام دهید، حال بهتری خواهید داشت. لحظه ای وقت بگذارید و بزرگ ترین ترس هایتان را بنویسید. بدترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد چیست؟ 4. از پاسخ های منفی درس بگیرید. در هر مرحله از کسب و کارتان ممکن است با پاسخ های منفی مواجه شوید. اما با استفاده از تکنیک های زیر می توانید از این پاسخ ها درس بگیرید. قبل از این که جوابی بدهید، به دقت گوش کنید. در حالت تدافعی قرار نگیرید، نفس عمیقی بکشید و اجازه دهید طرف مقابل حرفش را به پایان برساند. از خودتان بپرسید که آیا دلیل او منطقی است؟ شاید اگر فقط کمی اطلاعات بیشتر ارائه کنید، بتوانید اعتماد طرف مقابل را جلب کنید و از او پاسخ مثبت بگیرید. سوال را با سوال پاسخ دهید. به دقت گوش دهید و پاسخ منفی مشتریان را با یک سوال پاسخ دهید. روش یکی از کارآمدترین روش های ممکن برای کاهش ابهامات موجود در فرایند فروش است.   5. شوخ طبع باشید. باید بدانید که در مذاکرات، استخدام و سخنرانی پاسخ منفی همیشه پاسخ منفی نیست. برای دستیابی به آنچه می خواهید، باید شجاعت و مقاومت داشته باشید. زمانی که پاسخ منفی می شنوید، به هر دری بزنید تا به نتیجه ای مثبت دست پیدا کنید. کارآفرینان معمولی می گویند: «من با او تماس گرفتم اما جواب نداد. ای میل هم فرستادم و پاسخ نداد. احتمالا علاقه ای به این معامله ندارد.» این روزها مردم پرمشغله تر از همیشه هستند. اگر اولین پاسخی که به شما داده اند، پاسخی منفی است، به دلیل این نیست که آنها هیچ علاقه ای به این معامله ندارند، بلکه فقط به آن معناست که شما هنوز به اولویت آنها تبدیل نشده اید. خلاق باشید. کاری که باید انجام دهید این نیست که هر بار با پیامی تکراری به سراغ مشتریانی بروید که قبلا دست رد به سینه شما زده اند. کمی خلاقیت داشته باشید! به عنوان مثال یکی از بزرگ ترین قراردادهایی را که تا به حال بسته ام به لطف خرید چند پیتزا و سرودن یک شعر به دست آوردم! چطور؟ یکی از مشتریان مورد نظرم هیچ گاه تلفنم را پاسخ نمی داد و هر بار که زنگ می زدم، مسئول دفترش می گفت او در جلسه است. با خودم گفتم اگر واقعا این طور باشد، او حتی فرصت بیرون رفتن از اتاق کار و خوردن ناهار را ندارد. بنابراین تصمیم گرفتم از یکی از پیتزافروشی های خوب شهر چند پیتزا سفارش دهم و با این بیت شعر به دفتر کارش بفرستم: هوا آفتابی است یا بارانی؟ هوای کسب و کار همیشه خوب است! می دانم که سرتان حسابی با کار و بار شلوغ است. اما آیا وقت آن نرسیده که با هم صحبت کنیم؟ به همکاری مان فکر کنید. به منافع آینده. پس لطفا وقتی آخرین تکه پیتزا را نوش جان کردید، تلفن را بردارید و به من افتخار دهید! فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟ بعد از 90 دقیقه او با من تماس گرفت و یکی از بزرگ ترین قراردادهای عمرم را بستم. شجاعت چیزی ذاتی نیست. باید تمرینش کنید. اگر بخوانید صبر کنید تا سر فرصت ترستان بریزید، ممکن است موقعیت های خوب را از دست بدهید. - ترجمه شادی حسن پور- مجله پنجره خلاقیت ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 02 Sep 2017 04:30:31 GMT http://migna.ir/vdcjmoex.uqevvzsffu.html دروغ نگویید حتی در محیط کار! http://migna.ir/vdca0mny.49n6y15kk4.html محیط کار نیز از این قاعده مستثنا نیست و بیشتر ما در محیط کار خود همکارانی داریم که به دروغگویی شهره هستند. حتی ممکن است خود نیز مبتلا به این عادت باشیم. دلایل متعددی برای دروغگویی در محیط کار وجود دارد که در ادامه به برخی از آن ها و شیوه های برخورد با آن اشاره می کنیم:- احساس ناامنی بسیاری از دروغ ها ریشه در احساس ناامنی دارد. چنین دروغ هایی در واقع نوعی دفاع روانی برای افراد دروغگو محسوب می شود، چراکه به علت ترس شان برانگیخته می شوند. دروغ هایی که محصول احساس ناامنی است، بیشتر برای ارتقای موقعیت فرد در محیط کار و ایجاد و حفظ روابط مطلوب با سایر همکاران و مافوق گفته می شود. * بهترین راه برخورد با همکارانی که دروغ هایشان ریشه در احساس ناامنی دارد، دادن احساس پذیرش به آن هاست. در عمل به آن ها نشان دهید برای آن چه که هستند ارزش قائل هستید، نه برای آن چیزی که دوست دارند باشند و برای آن دروغ می گویند. به یاد داشته باشید این افراد نسبت به خود انتقادگر هستند، بنابراین دریافت حس احترام و تحسین به موقع از جانب دیگران، به آن ها کمک می کند دریابند برای رسیدن به جایگاه بالاتر نیاز به تلاش و زمان دارند و گفتن دروغ راهکار مطلوبی برای رسیدن به اهدافشان نیست. مخفی کردن اشتباهات برخی از دروغ ها برای قرار گرفتن در کانون توجه و متمایز به نظر رسیدن نیست؛ بلکه برای پنهان کردن چیزهایی است که فرد دوست ندارد دیگران متوجه شوند. مخفی کردن خطاها و اشتباهاتی که در انجام کارها مرتکب شده ایم یا پنهان کردن این مسئله که مهارت هایی را بلد نیستیم، نوعی دروغ در محیط کار است. البته برخی افراد دروغگو معتقدند «ما دروغ نگفته ایم، فقط راستش را پنهان کرده ایم!». * بهترین روش برخورد با چنین همکارانی که برای مخفی کردن ناتوانی های خود دروغ می گویند این است که در قدم اول سردرگمی و ناتوانی شان در انجام کارها یا تاخیر در انجام مسئولیت ها و تحویل کار را بر شنیدن دروغ ارجح بدانیم. اگر اشخاص دروغگو فشار زیادی از سوی مدیران و دیگر همکاران برای تحویل سریع یا به موقع کارهای محوله احساس کنند، برای گفتن دروغ و پنهان کردن ناتوانی های خود برانگیخته خواهند شد. کمک به چنین اشخاصی برای ارتقای توانمندی های لازم در راستای انجام وظایف شغلی و صبر و دادن زمان مورد نیاز برای یاد گرفتن آن چه که بلد نیستند، به تدریج به آن ها کمک خواهد کرد برای پنهان کردن خطاهای خود، حقیقت را کتمان نکنند. اگر خودتان عادت به دروغگویی در محیط کار دارید پیش از هر چیز به این مسئله فکر کنید که آیا در مسائلی که دست به دروغگویی می زنید، لازم است حتما دروغ بگویید؟ آیا هیچ راهکار دیگری برای مواجهه با مسائل وجود ندارد و دروغگویی تنها راه حل موجود است؟ موارد متعددی در محیط کار وجود دارد که با دروغ گفتن می توانید از آن ها فرار کنید. لیکن مشکل این جاست که این عادت های کوچک و بد کم کم تبدیل به شیوه زندگی تان می شود و بالاخره روزی گریبانگیرتان خواهد شد و حتی ممکن است به برخوردهای جدی یا حتی اخراج منجر شود. تفاوتی نمی کند که دروغ در محیط کار، مصلحت آمیز باشد یا کتمان حقیقت و پنهان کاری یا موارد جزئی مثل دروغ درباره دلیل دیر رسیدن به محل کار یا تمارض به بیماری و استفاده از مرخصی استعلاجی! در هر صورت این کار باعث می شود احترام و اعتبار خود را در مجموعه کاری از دست بدهید و بی اعتمادی در روابط کاری حکمفرما شود. اگر می خواهید اعتبار شخصی خود را بازیابی کنید و اعتماد از دست رفته مدیران و همکاران خود را دوباره به دست آورید، اول از همه صادقانه بپذیرید که دروغ گفته اید. کتمان دروغ به اندازه گفتن دروغ، زشت و ناپسند است. پذیرش دروغی که گفته اید، قدری حالت دفاعی دیگران نسبت به شما را کم رنگ خواهد کرد. البته شما می توانید دلیل دروغ خود را بگویید، اما به طور معمول همکاران آن را توجیهی برای یک عمل زشت می پندارند. به یاد داشته باشید اعتمادی که با دروغگویی از بین رفته است، به یکباره و به سرعت بازنخواهد گشت و زمان زیادی خواهد برد. پس صبور باشید و از گفتن هر دروغ دیگری بپرهیزید.- فرزانه شهریاردوست - روانشناس بالینیخراسان   ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sun, 06 Aug 2017 11:22:29 GMT http://migna.ir/vdca0mny.49n6y15kk4.html از سندرم بیماری ساختمان چه میدانید؟ http://migna.ir/vdcj88ex.uqey8zsffu.html ميگنا: سندرم بیماری ساختمان (SBS) به مجموعه هایی از نشانه های مختلف گفته می شود که ساکنان یک ساختمان را گرفتار خود می کند. سندرم بیماری ساختمان به توصیف وضعیتی می پردازد که در آن ساکنان یک ساختمان نشانه های بیماری را تجربه می کنند که به نظر می رسد با زمان سپری شدن آنها در آن ساختمان ارتباط مستقیم دارد. تا امروز، هیچ بیماری یا علت خاصی در رابطه با یان نشانه ها مشخص نشده و به دست نیامده است. شاکیان ممکن است از یک بخش ساختمان باشند یا ممکن است کل ساختمان گرفتار این نشانه ها بشوند. در سال 1984، سازمان بهداشت جهانی اعلام کرد بالای 30 درصد از ساختمان های نوساز و بازسازی شده از کیفیت پایین هوای داخل ساختمان رنج می برند و شکایات در این زمینه در سراسر جهان رو به افزایش است. علل چنین سندرمی معمولا به نقض در گرمایش، تهویه و سیستم های تهویه مطبوع بر می گردد. عواملی دیگر نیز در این رابطه وجود دارد که به آلاینده های تولیدشده از مصالح ساختمانی مختلف بر می گردد.    نشانه های سندرم بیماری ساختمان نشانه هایی که شاکیان مبتلا به این سندرم بیان داشته اند از التهاب چشم ها، بینی و گلو تا سوزش پوست و مشکلات عصبی را در بر می گیرد. علاوه بر این، بیماری های عفونی و تغییر در قوه چشایی و بویایی هم مشاهده شده است. شکایات مرتبط با آلرژی با حضور قارچ ها و باکتری ها در هوای مرطوب منازل مسکونی و دفاتر تجاری ارتباط دارد. علايم‌ چيست‌؟ بعضي‌ علايم‌ مرتبط‌ با اين سندرم شامل‌: سردرد، التهاب‌ چشم‌، بيني‌ و گلو، التهاب‌ پوست‌، سرفه‌، گيجي‌ و منگي‌، تهوع‌ و خستگي‌ است‌. علايم‌ به‌ سرعت‌ بعد از ترك‌ ساختمان‌ بهبود مي‌يابند. اگرچه‌ دلايل‌ اين‌ بيماري‌ ناشناخته‌ است‌، نظريه‌هاي‌ مشتركي‌ در اين‌ مورد وجود دارد. ۱- مواد آلوده‌ خارج‌ از ساختمان‌ ـ اين‌ مواد براساس‌ موقعيت‌ قرارگيري‌ ساختمان‌ متفاوت‌ خواهند بود. طبق‌ اين‌ نظريه‌ هواي‌ آلوده‌ و بد از راه‌ در و پنجره‌ها به‌ داخل‌ ساختمان‌ كشيده‌ مي‌شوند. ۲- مواد آلوده‌ داخل‌ ساختمان‌ ـ پرده‌ها و فرش‌ها و وسايل‌ تميزكننده‌ مي‌توانند حاوي خود مواد شيميايي‌ باشند منجر به‌ التهاب‌ شوند. ۳- باكتري‌ها، گرده‌ها و كپك‌ها و مواد كهنه‌ ـ در صورتي‌ كه‌ اين‌ مواد در چاهك‌ فاضلاب‌ و يا تهويه‌ اتاق‌ باقي‌ بمانند، مي‌توانند در هوا پخش‌ شوند و باعث‌ پيدايش‌ مشكلاتي مثل‌ انواع‌ آلرژي‌ها و سرفه‌ شوند. ۴- سطح‌ بالا و پايين‌ رطوبت‌ و يا تغيير در ميزان‌ رطوبت‌ يك‌ ساختمان‌ مي‌تواند علايم‌ را شديدتر كرده‌ و يا بيماري‌ ايجاد كنند. ۵- تهويه‌ ضعيف‌ خيلي‌ از ميحط‌ اداري‌ داراي سيستم تهويه هوا هستند ولي تهويه‌ بسيار ضعيف‌ است‌. سازمان بهداشت جهانی، این علائم را در چند دسته طبقه بندی کرده است: التهاب مخاطی غشاء (چشم، بینی و گلو)، تاثیرات عصبی (سردرد، خستگی و تحریک پذیری)، آسم و علائم مشابه آن (تنگی قفسه سینه و خس خس سینه)، خشکی پوست و سوزش آن و شکایات دستگاه گوارش. کلید کشف این بیماری بروز علائم مشابه بین افراد یک ساختمان در دوره ای چند هفته ای است. در اغلب موارد، بیشتر علائم پس از ترک بیمار از ساختمان کلا رفع شده و از بین می رود. اما می تواند تاثیرات بلندمدتی بر روی سلامتی بیماران که حساس تر هستند بر جای بگذارد و خیلی افراد گرفتاری آلرژی می شوند. عوامل روانی در مطالعه ای به ساختمان های تجاری و کارکنان شاغل در آن پرداخته شده است. در این مطالعه، محققان به مقایسه برخی عوامل محیطی که مظنون به بیماری سندرم بیماری ساختمان هستند پرداخته اند. نتایج نشان داد شرایط روانی- اجتماعی تاثیر بیشتری نسبت به عوامل محیطی مدنظر محققان دارد. محل کار خواسته های شغلی بالا و حمایت از کارکنان که از جمله عوامل روانی محسوب می شود، تاثیرات به مراتب بیشتری از عوامل محیطی مثل سیستم های تهویه دارد. البته نباید این نکته را فراموش کرد که جدای از استرس کاری، عوامل محیطی نقش تاثیرگذاری در ایجاد سندرم بیماری ساختمان دارند. استرس فزاینده کاری، نارضایتی، روابط بین فردی ضعیف و ارتباطات کمرنگ نقش مکمل را در کنار عوامل محیطی در سندرم بیماری ساختمان ایفا می کند. عوامل استرس زای کاری با علائم خاص این بیماری ارتباط دارند. حجم کار و تعارض کاری با علائم کلی این بیماری مانند سردرد، خستگی غیرطبیعی، احساس سرما یا حالت تهوع رابطه دارد و کارمندان چنین علائمی را گزارش داده اند. فضای کاری شلوغ و رضایت کاری کم موجب علائم تنفسی فوق می شود. مشاغل خاص نیز با علائم خاص سندرم بیماری ساختمان سر و کار دارند. شاغلان حوزه حمل و نقل، بهداشت و درمان، ارتباطات و مددکاران اجتماعی بالاترین شیوع علائم این بیماری را دارند. علائم پوستی مانند اگزما، خارش، بثورات در دست ها و صورت با کارهای فنی ارتباط مستقیم دارد. شاغلان فعال در حوزه جنگل داری، کشاورزی و کارشناسان فروش کمترین علائم مرتبط با این سندرم را گزارش داده اند. علل ایجاد سندرم با توجه به تحقیقات صورت گرفته در این زمینه مشخص شده است که سندرم بیماری ساختمان به دلیل تهویه ناکافی، آلاینده های شیمیایی از منابع داخلی یا فضای خارجی ساختمان و آلاینده های بیولوژیکی ایجاد می شود. بسیاری از ترکیبات آلی فرّار که جزء آلاینده های شیمیایی به حساب می آیند، می توانند تاثیرات حادی روی ساکنان ساختمان بر جای بگذارند که تا مدت ها و در برخی موارد تا آخر عمر همراه آنها باقی بماند. باکتری، گرد و خاک، ویروس ها و انواع آلاینده های بیولوژیکی از جمله عوامل ایجاد سندرم بیماری ساختمان محسوب می شوند. در نتیجه، سازمان استاندارد تمام کشورها باید استانداردهای مرتبط با دستگاه های تهویه ساختمانی و غیره را مورد بازنگری قرار بدهند. راهکارهای پیشگیری کننده استفاده از گیاهان جذب کننده سم مانند سانسیوریا استفاده از اُزن برای نابودی باکتری، ویروس و موارد مشابه استفاده از کف پوش های ضدآب استفاده از حلال ها و آفت کش ها تعمیر و نگهداری مناسب از سیستم های تهویه مطبوع تفاوت عارضه در زنان و مردان میزان علائم گزارش شده مرتبط با سندرم بیماری ساختمان در زنان و مردان تفاوت دارد، زیرا زنان شکایات بیشتری در زمینه ثبت کرده اند. علاوه بر این، برخی مطالعات نشان داده اند که سیستم ایمنی زنان سریع تر واکنش نشان می دهد و بیشتر به خشکی مخاط مبتلا می شوند. جدای از موارد ذکرشده، زنان به عوامل محیطی داخلی حساسیت بیشتری دارند؛ چون بیشتر در محیط های اداری و فضاهای بسته فعالیت می کنند. اما شغل بیشتر مردان در فضای آزاد می باشد. از آنجا که سندرم بیماری ساختمان به عدم جریان پیدا کردن هوای پاک در ساختمان ارتباط دارد، اگر جریان هوای محیط بهبود یابد، علائم این سندرم از بین می رود. پنجره اتاق را باز کنید تا هوا جریان پیدا کند. از مواد بهداشتی و خوشبوکننده های مناسب برای از بین بردن این سندرم بهره ببرید. برای مدت طولانی در محیط بسته نمانید. تاریخچه سندرم بیماری ساختمان در اواخر دهه 1970 میلادی، علائم غیراختصاصی توسط مستاجران در خانه ها، ادارات و مهدکودک های نوساز گزارش داده شده است. در رسانه ها نامش را «بیماری اداره» گذاشته بودند اصطلاح «سندرم بیمار ساختمان» توسط سازمان بهداشت جهانی در سال 1986 مطرح و معرفی شد. مطابق با آمارها 10 تا 30 درصد ساختمان های اداری نوساز در غرب دچار مشکلات تهویه داخلی بودند. محیط های داخلی گرفتار مشکلات تهویه در مرکز توجه قرار گرفتند. مطالعه ای در کشور سوئد در زمینه آلرژی صورت گرفت که «بیمار ساختمان» را به عنوان علت آلرژی همه گیر مطرح کرد. بنابراین، در دهه 1990 میلادی، تحقیقات گسترده ای درباره سندرم «بیمار ساختمان» انجام شد. در این تحقیقات، عوامل متعدد فیزیکی و شیمیایی به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفت. این مشکل به صورت گسترده در رسانه ها پوشش داده شد و از آن با عنوان «بمب ساعتی» نام برده می شد. بسیاری از این مطالعات موردی وروی تک ساختمان ها انجام گرفته بود. در دهه 1990 میلادی، «ساختمان های بیمار» در مقابل «ساختمان های سالم» قرار گرفتند. محتویات شیمیایی مصالح ساختمانی برجسته شده و مورد بررسی قرار گرفت. بسیاری از تولیدکنندگان مواد و مصالح ساختمانی تلاش کردند تا مواد شیمیایی مناسبی را جایگزین مواد افزودنی پیشین کنند. صنعت تهویه نیز به دنبال بهبود سیستم های تهویه رفت. ساختارهای زیست محیطی برجسته، مواد طبیعی و تکنیک های ساده به عنوان راه حل مطرح شدند. در اواخر دهه 1990 میلادی، مطالعات نشان دادند که سندروم بیماری ساختمان درواقع مشکلی نیست که بر بتوان آن را از طریق علائم گزارش شده توسط آدم ها کشف کرد. در سال 2006، انجمن ملی سلامت و بهداشت سوئد اعلام کرد که توصیه می شود «سندرم بیمار ساختمان» به عنوان تشخیص بالینی مورد استفاده قرار نگیرد. با این حال، در فرهنگ عامه مجموعه ای از نشانه ها به عنوان عوامل مهندسی ضعیف محیط کار یا خانه شناخته می شود. بنابراین، «ساختمان بیمار» در زمینه بهداشت محیط کار کاربرد دارد و مورد استفاده قرار می گیرد. سندرم بیماری ساختمان به سرعت مسیری را از رسانه به دادگاه ها طی کرد. معماران و مهندسان حرفه ای به عنوان متهم در جایگاه قرار گرفتند تا از خود دفاع کنند. بحث های طولانی در دادگاه ها باعث شد تا دادگاه تصمیمات جدیدی بگیرد. مطابقه رای دادگاه، ساختمان ها باید از سیستم های تهویه مطبوع بهره ببرند. چه‌ بايد كرد؟ تصور مي‌شود مهمترين دليل اين بيماري عدم جريان پيداكردن هوا در محيط كار است. اگر جريان هواي محيط كار بهبود يابد، علايم اين سندرم از بين مي‌رود. مواد آلوده‌ ‌ بايد شناسايي‌ شوند و سپس‌ از بين‌ برود و يا تا جايي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ بي‌اثر شوند. در صورتي‌ كه‌ شما مشكوك‌ هستيد كه‌ محل‌ كارتان‌ باعث‌ بيماري‌ شما شده‌ است‌ علايم‌ روزانه‌ خود را به‌ ياد داشته‌ باشيد. آيا هنگامي‌ كه‌ ساختمان‌ را ترك‌ مي‌كنيد، احساس‌ بهتري‌ داريد؟ آيا هيچ‌گونه‌ تغييري‌ در محيط‌ كار خود داده‌ايد؟ مثلا: پنجره اتاق خود را باز كرده ايد تا هوا جريان پيدا كند؟ دماي محل كار خود را تغيير داده‌ايد از عطرها و مواد بهداشتي و خوشبو كننده‌هاي كمتري در محيط كار خود استفاده مي‌كنيد؟ و در نهايت‌، اگر شما و همكارانتان‌ احساس‌ مي‌كنيد كه‌ بررسي‌هاي‌ بيشتري‌ لازم‌ است‌، بايد با مدير ساختمان‌ و يا مراكز سلامتي‌ مشورت‌ نماييد. - ماهنامه مطب: رقیه بهشتی-با اضافات بسيار What are the symptoms of Sick Building Syndrome The symptoms of SBS are many and varied. :They include Tiredness (often extreme) – Lethargy – Irritability – Headache (dull, rather than throbbing) – Dizziness – Nausea – Aches and pains – Shortness of breath – Coughing and wheezing – Dry and/or sore throat – Stuffy nose – Sensitivity to odours – Poor concentration – Skin rashes – Dry, itchy skin – Irritation of the eyes, nose and throat ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Tue, 28 Feb 2017 09:21:49 GMT http://migna.ir/vdcj88ex.uqey8zsffu.html ۹ اشتباه که در ۱۰ دقیقه اول روز کاری مرتکب می شویم http://migna.ir/vdcgy79w.ak9y74prra.html ميگنا: ما کمی تحقیق کرده‌ایم و ۹ تله‌ی رایج را گردآوری کردیم که می‌تواند در ۱۰ دقیقه اول روز کاری شما را به دام بیندازد. -این مقاله را بخوانید تا پی‌ببرید چگونه از این اشتباهات اجتناب کنید و برای موفقیت آماده شوید. ۱. دیر می‌رسید ممکن است شما حتی قبل از این‌که روزتان شروع شود، آن را خراب کنید. اخیرا پژوهشی که در هافینگتون پست به آن اشاره شده‌است، نشان داده‌است معمولا رؤسا کارمندانی را که دیر می‌رسند غیرمتعهدتر می‌پندارند و در ارزیابی عملکرد به آنها رتبه‌ی پایین‌ترین می‌دهند حتی اگر آن کارمندان محل کار را دیرتر ترک کنند. این منصفانه نیست اما درحال‌حاضر واقعیت دارد. بنابراین سعی کنید تا حد امکان زود به دفتر کار برسید. ۲. با همکاران‌تان خوش و بش نمی‌کنید شما با چند دقیقه گفت‌وگوی کوتاه می‌توانید روحیه‌ای خوب برای خودتان و اطرافیان‌تان بسازید. بر اساس گفته‌ یک متخصص محل کار و نویسنده‌ “ستمگر سرکش دفتر کار را رام کنید: چگونه رفتار بچگانه رییس را مدیریت کنید و در شغل‌تان موفق شوید”، اگر شما یک رهبر هستید و به اعضای تیم‌تان نمی‌گویید “سلام”، مهارت‌های مردمی به ظاهر پایین‌تان می‌تواند قابلیت فنی‌تان را تحت‌الشعاع قرار دهد. حتی اگر شما یک مدیر نیستید، در صورتی که بدون هیچ کلامی مستقیما به سوی میزتان بروید ممکن است خودتان را همکاری جلوه دهید که نزدیک شدن به او سخت است. ۳. قهوه می‌نوشید اگر شما به محض بیدار شدن یک فنجان قهوه را سر نمی‌کشید، احتمالا به محض این‌که به دفتر کار برسید به سراغ قهوه می‌روید. اما پژوهش‌ها حاکی از این است که بهترین زمان برای نوشیدن قهوه بعد از ۹:۳۰ دقیقه صبح است. چون هورمون استرس، یعنی کورتیزول، که تنظیم‌کننده‌ی انرژی است، معولا بین ساعت ۸ و ۹ در بالاترین میزان است. وقتی در طول این مدت قهوه می‌نوشید، بدن کورتیزول کم‌تری تولید می‌کند و بیش‌تر به کافئین اتکا می‌کند. هنگامی که پس از ۹:۳۰ صبح کورتیزول به‌تدریج کاهش پیدا می‌کند، ممکن است واقعا به بالا بردن کافئین نیاز داشته‌باشید. ۴. به تمام ایمیل‌های صندوق دریافت پاسخ می‌دهید وقتی در صندلی خود قرار می‌گیرید، وسوسه‌کننده است که مستقیما در دریاچه‌ی پیام‌هایی که در طول شب آمده‌است شیرجه بزنید. اما بر اساس گفته‌ مایکل کر، سخنران بین‌المللی و نویسنده‌ “شما نمی‌توانید جدی باشید! درکار شوخ‌طبع باشید”، ۱۰ دقیقه اول روز کاری باید صرف مرور سریع و اولویت‌بندی ایمیل‌ها شود. به این طریق می‌توانید ببینید آیا ایمیلی فوری هست یا نه و برنامه‌ای بریزید که بعدا سایر ایمیل‌ها را پاسخ دهید. کر به بیزینس‌اینسایدر گفته‌است: “ممکن است فکر کنید با چک کردن ایمیل یکی از کارهایتان را به انجام رسانده‌اید، اما خطرش این است که بر اساس اولویت پیش نمی‌روید و به دیگران اجازه می‌دهید برنامه ی کاری شما را تنظیم کنند.” ۵. بدون این‌که یک زمان‌بندی مبتنی بر تجربه در ذهن داشته‌باشید، کارتان را شروع می‌کنید تیلور توصیه می‌کند قبل از این‌که برای شروع کار مصمم شوید، مطمئن شوید می‌دانید هدف‌تان برای آن روز چیست. این شامل نوشتن مهم‌ترین اولویت‌ها و کارهایی که حتما باید همان روز انجام شوند، و مرور تقویم‌تان است. تقویم‌تان را بررسی کنید تا ببینید چه رویدادهایی را برنامه‌ریزی کرده‌اید و آیا لازم است برای تماس‌های تلفنی یا همایش‌ها آماده شوید یا نه. در غیر این‌صورت، ممکن است هنگامی که ۱۰ دقیقه قبل از شروع جلسه‌ تیم پیام یادآوری را دریافت می‌کنید و دقیقا وسط نوشتن طرح پیشنهادی یک پروژه هستید، رشته‌ امور از دست‌تان خارج شود. ۶. اول آسان‌ترین وظایف را انجام می‌دهید پژوهش‌ها حاکی از این است که معمولا با سپری شدن روز، انرژی و انگیزه‌ شما کاهش می‌یابد. برای همین ضروری است در اسرع وقت مهم‌ترین چیزها را انجام دهید و آنها را از سر راه وظایف دیگر بردارید. بعضی آدم‌ها این استراتژی را قورت دادن قورباغه می‌نامند، که بر گرفته از گفتاوردی از مارک تواین است: “اول صبح یک قورباغه‌ی زنده بخورید و در باقی روز هیچ چیزی بدتر از آن برایتان اتفاق نخواهدافتاد.” ۷. چند وظیفه‌ای هستید چون صبح‌ها انرژی خیلی زیادی دارید، ممکن است احساس کنید که می‌توانید هم‌زمان میلیون‌ها کار مختلف را انجام دهید. اما پژوهش‌ها حاکی از آن است که چندوظیفه‌ای بودن می‌تواند به عملکرد شما در وظیفه‌ی اصلی‌تان آسیب بزند، و بهتر است در هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. اگر برای شروع روزتان هم‌زمان به چند کار دست ببرید، ممکن است در باقی روز از کارهایتان عقب بمانید. در عوض، با تمرکز روی یک وظیفه برای ۱۰ دقیقه اول روز کاری روحیه‌ای مثبت در خودتان ایجاد کنید. ۸. روی افکار منفی تمرکز می‌کنید ممکن است یک عابر در مسیر رفتن به محل کار با شدت مستقیما به شما تنه بزند. یا شاید شب گذشته با نامزدتان دعوا کرده‌باشید. اجازه ندهید این تجربه‌ها حواس‌تان را از وظایفی که باید امروز انجام شود پرت کند. تیلور توصیه می‌کند ذهن‌تان را تقسیم‌بندی کنید و هنگامی که هفته‌تان را شروع می‌کنید آن افکار منفی را در “جعبه‌ای جداگانه” قرار دهید. اگر لازم باشد می‌توانید بعدا این افکار را بازبینی کنید. ۹. جلسه دارید جلسه‌های صبحگاهی می‌تواند منابع شناختی شما را هدر دهد. بر اساس گفته‌ی لورا وندرکم، نویسنده‌ “آن‌چه موفق‌ترین آدم‌ها قبل از صبحانه انجام می‌دهند”، باید صبح زود را به وظایفی مانند نوشتن اختصاص دهید که مستلزم تمرکز حواس و توجه زیاد است. اگر در جلسات با رییس و هم‌کاران‌تان حرفی برای گفتن دارید، مطمئن شوید آن را در زمان‌هایی برگزار می‌کنید که انرژی‌تان پایین است، مثل بعد از ظهر، مگر این‌که یقین دارید جلسه‌تان مستلزم انرژی ذهنی زیادی است.- مجله پنجره خلاقیت ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sun, 29 Jan 2017 13:57:40 GMT http://migna.ir/vdcgy79w.ak9y74prra.html با سندرم کارشیفتگی آشنا شویم http://migna.ir/vdcdkk0s.yt0nx6a22y.html میگنا- اوقات فراغت، آخر هفته ها، تعطیلات، خانواده و... هیچ یک برای افراد مبتلا به سندرم کارشیفتگی محلی از اعراب ندارد. در گذشته مرز میان کار و زندگی شخصی تا حد زیادی مشخص بود، اما امروز گویا کار بر زندگی شخصی ما حمله ور شده و دیگر حفظ تعادل میان کار بیرون از خانه و زندگی شخصی به راحتی امکان پذیر نیست. معتادان به کار لزوما از کار خود لذت نمی برند بلکه، دلیل شیفتگی وسواس گونه و اختلالی آنها نسبت به فعالیت خود آن است که کارشیفتگان تصور می کنند که تنها خود آنها هستند که می توانند کار مربوطه را انجام دهند. نشانه های سندرم کارشیفتگی به شرح زیر است: کارکردن در خارج از دفتر کار در حالی که همکاران مشغول تفریح و استراحت هستند، اما یک کارشیفته تنها به کار می اندیشد. کارشیفتگان اگر کاری صورت ندهند، احساس کسالت و عدم بهره وری می کنند و به شدت دچار تنش می شوند. هیچ گاه از کار دل نمی برند این از نشانه های اولیه افراد مبتلا به سندرم کارشیفتگی است. هرچند که ممکن است ساعت اداری پایان یافته باشد، اما بیشینه زمان این افراد پیرامون مسائل کاری است. به طور کلی کار اولویت تمام در تک تک لحظات کارشیفتگان دارد. آنها به طرق مختلف (لپ تاپ، تلفن همراه و...) ارتباط مداوم با کار دارند. امتناع از محول کردن برخی وظایف به دیگران کارشیفتگان این گونه تصور می کنند که کسی بهتر از آنها در انجام وظایف وجود ندارد. کار، ورد زبان آنها است آنها هیچ حرفی جز کار ندارند و شاید همین امر اصلی ترین عامل ایجاد اختلال در زندگانی شخصی شان باشد.    درمان سندرم کارشیفتگی از طرق زیر امکان پذیر است: نه گفتن را فراموش نکنید: چه همکارتان از شما تقاضای انجام کاری اضافه را داشته باشد، چه معلم کودک تان از شما کاری بخواهد، به یاد داشت باشید که کاملا طبیعی خواهدبود اگر با احترام به او نه بگویید. کار را برای محل کار بگذارید: با وجود انواع فناوری های مدرن و پیشرفته امروزی که می توان هر لحظه با هر کسی و تقریبا از هر مکانی ارتباط برقرار کرد، ممکن است هیچ مرزی میان کار با خانه و خانواده وجود نداشته باشد، مگر اینکه خودتان این مرز را ایجاد کنید. پس خوب است آگاهانه تصمیم گیری کنید که زمان کار را از فرصت های شخصی خود جدا کنید. به عنوان مثال می توانید وقتی که در کنار خانواده هستید، تلفن همراه خود را خاموش کنید و رایانه شخصی خود را کنار بگذارید. زمان خود را مدیریت کنید: یک برنامه روزانه از کارهایی که قرار است انجام دهید، آماده کنید. در نهایت کارهایی که باید انجام شود را انجام دهید و سایر کارها را رها کنید. •    برگرفته از کتاب چهل گفتار پیرامون ارتقای مهارت های شخصی در کسب و کار مولف: پرویز درگی انتشارات بازاریابی ورود به کانال میگناماهنامه بازارایاب بازارساز - سیداحسان گل پرور ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 25 Dec 2016 20:23:59 GMT http://migna.ir/vdcdkk0s.yt0nx6a22y.html در برخورد با همکاران بدقلق این سیاست ها را به کار ببرید http://migna.ir/vdcf1tdm.w6d1xagiiw.html تنها کار کردن و حتی خوب کار کردن مهم نیست بلکه باید بتوانید در محل کار با همکاران هم تعامل سازنده داشته باشید تا از کار کردن لذت ببرید و احساس افسردگی، ترس، ناامیدی و نفرت نکنید.   همکاران در محیط های مختلف کاری به چندین گروه تقسیم می شوند که باید با هر گروه به شیوه ای متفاوت رفتار کنید:   همکاران قلدر و زورگو برخی همکاران در ادارات حالت زورگو و قلدرانه دارند و به سایر همکاران زور می گویند، بعضی دیگر از همکاران نیز به دلیل ضعف اعتماد به نفس و خجالتی بودن، اغلب اوقات از افراد قلدر شکست می خورند و حتی امکان دارد کارخود را از دست بدهند که کارشناسان به این افراد توصیه می کنند اعتماد به نفس خود را تقویت کنند، همچنین در صورت امکان از یک فرد امین برای برطرف کردن مشکل کمک بگیرند یا کاری کنند که با همکار قلدر به لحاظ کاری نزدیک نباشند.   همکاران بد بینی و متنفر از همه جا برخی افراد حالت منفی و بدبین به دنیا دارند، از همه چیز بدشان می آید و می توانند به راحتی نظر شما را هم نسبت به اطرافیان، همکارها، محیط کار، مدیران و حتی نوع کارتان تغییر دهند، کارشناسان توصیه می کنند از معاشرت با این افراد اجتناب کنید.   یک فرد شاغل موفق کسی است که دیدی مثبت به کار خود دارد و خواستار پیشرفت و موفقیت در آن است که محیط کار، همکاران و ساعت کاری خود را دوست دارد و با همه تعاملات مثبت و خوب دارد.   همکاران افاده‌ای و مغرور گروه دیگری از همکاران درمحیط های کاری مختلف افرادی مغرور و پرافاده هستند که تنها به موفقیت خود فکر می کنند و از دیگران نردبانی برای موفقیت می سازند، این افراد در مواجهه با دیگران خوشان را می گیرند و باعث تضعیف اعتماد به نفس دیگران می شوند.   در برخورد با این افراد رعایت فاصله بسیار مفید است، تقویت اعتماد به نفس و ایمان داشتن به توانایی های خود فرد در کنار همت و پشتکار برای موفقیت می تواند فرد را به موقعیت های مطلوب و پیشرفت در کار برساند.   همکاران مهربان و دوست داشتنی این همکاران بهترین دوستان برای کمک به موفقیت هستند و می توان با الگو گرفتن از آنها به موفقیت دست یافت و با حمایت آنها بسیاری از دانش ها و مهارت های کاری را آموخت.   به طور کلی کارشناسان افراد شاغل موفق را اشخاصی معرفی می کنند که کار خود را دوست دارند، به همکاران خود احترام می گذارند، سخت کوش و با پشتکار، روحیه ریسک پذیری دارند و به افزودن مهارت های جدید در کار خود اهمیت می دهند. ورود به کانال میگنا منبع: thebalance باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sat, 24 Dec 2016 10:30:00 GMT http://migna.ir/vdcf1tdm.w6d1xagiiw.html در مقابل انتقادها، چه کنیم؟ http://migna.ir/vdcc00q1.2bqo18laa2.html میگنا: اکثر اوقات وقتی کمپانی ها تلاش می کنند تا خیلی زود به جایگاه بالاتری دست پیدا کنند، انتقادهای تند از کسب و کار پا به میدان می گذارند. انتقادها معمولا دردناکند اما در عین حال بسیار ارزشمند و هدایتگر می توانند باشند. وقتی صحبت از نقد استارت آپ ها و کسب و کار می شود، انتقادهای تند و تیز معمولا بسیار برای تیم اجرایی ناامید کننده اند. بنابراین چه اتفاقی می افتد وقتی یک واکنش خیلی بد از یک گزارشگر دریافت می کنید؟ باید پاسخ آن را منتشر کنید؟ بهترین راه برای مقابله با عواقب بد یک انتقاد تند و تیز چیست؟ ۱- نقدها را ارزیابی کنید و به حرف مخاطبان گوش دهید! اگر آثار بزرگ در دنیا مورد نقد قرار می گیرند و زیر سوال می روند، پس محصول شما هم احتمال دارد چنین شرایطی را تجربه کند. بازی بسیار معروف نینتندو موقع انتشار بازی ترکیبی اش با شبکه های اجتماعی با واکنش شدید منتقدان روبرو شد و ده درصد از سهامش افت کرد. هر چند زمانی که این بازی ده میلیون بار دانلود شد، منتقدان متوجه شدند که اشتباه می کردند. بنابراین انتقادهای تند از کسب و کار چیزی نیست که بتواند کسب و کار را متوقف کند و به آن خاتمه دهد. در واقع مثل یک موهبتی است برای شما که لباس دیگری به تن کرده است. جدا از اینکه فکر کنید که آیا انتقادها درست یا غلط هستند، باید با منتقد مانند یک مشتری ناراضی برخورد کنید و ببینید که چه توصیه هایی برای بهتر شدن محصول ها دارد. مشکلی که در انتقادهای تند از کسب و کار آمده را پیدا کنید. آیا نقص در محصول بوده است، در خدمات مربوط به مشتریان، انتظاراتی که برآورده نشده یا هر سه تای این موارد؟ هر وقت بدانید که کجا ایستاده اید می توانید کنترل کسب و کار را به دست بگیرید. این کار را با ارتباط بیشتر با مشتریانتان و با مخاطبان فضاهای مجازی که خلق کرده اید، می توانید انجام دهید. می توانید حتی تحقیقات انجام دهید و گروه های ویژه متمرکز برای این کار درنظر بگیرید. از آن ها سوال بپرسید و منتظر بازخورد هایشان باشید. ۲- از منتقدان تشکر کنید و سعی نکنید تنها با زبان عذرخواهی کنید از منتقدانتان تشکر کنید و به آن ها بگویید که نظراتشان برای ادامه کارتان بسیار موثر است. اما عذرخواهی نکنید. چون کاری از پیش نمی برد. به جای آن سعی کنید تا به آن ها بفهمانید که بازخوردهایشان برایتان اهمیت زیادی دارد. با این کار نه تنها به آن ها می رسانید که نظراتشان اهمیت دارد، بلکه آن ها را ترغیب می کنید تا باز هم در آینده راجع به محصولات نظر بدهند و انتقاد کنند. تقریبا آخرین کاری که باید بکنید شکایت کردن است. سعی کنید تا با وجود حملات تند و تیز منتقدان باز هم صبور باشید و با ادبیات حرفه ای پاسخ بدهید. این برای تصویر حرفه ای شما در آینده بسیار تاثیرگذار است. ۳- محصولاتتان را به روز کنید! قبل از اینکه دوباره در معرض پوشش رسانه ای قرار بگیرید، مطمئن شوید که نواقص برطرف شده اند. اگر دائما سعی در ارتباط با خبرنگاران و رسانه های مختلف داشته باشید، احتمال دریافت واکنش های منفی از سوی منتقدان کسب و کار بسیار بالاتر است. به یاد داشته باشید که بر خلاف وجود همه اشکالات قبلی، حافظه مشتریان اما کوتاه است و به راحتی می توانند نواقص را فراموش کنند. برای همین سعی کنید پسوندی جدید برای نام محصولات خود بگذارید. معمولا اپلیکیشن ها این کار را با نوشتن عدد نسخه جدید مقابل نام محصول انجام می دهند. مثلا ورژن ۲٫۰ . می توانید محصول جدید را در معرض دید رسانه ها قرار بدهید. همچنین سعی کنید تا یادداشتی را درباره ویژگی های آخرین نسخه بنویسید و آن را به خبرگزاری ها و همچنین منتقدان قبلی بفرستید. از این پس واکنش های احتمالی مثبت پاسخ خوبی برای تصویر منفی قبلی در ذهن مشتریان خواهد بود و اوضاع را تغییر خواهد داد. انتقادهای تند از کسب و کار زمانی به وقوع می پیوندند که استارت آپ های تازه کار قبل از راه رفتن اصرار بر دویدن می کنند. وقتی بسیار به کارتان علاقه داشته باشید، طبیعی است که فکر کنید بقیه هم مانند شما فکر می کنند و مانند شما علاقه زیادی به کسب و کار دارند. اما واقعیت عکس آن است. سعی کنید از این موضوع اطمینان حاصل کنید که محصولتان همان چیزی است که در واقع آن را ادعا می کنید و هیچوقت سعی نکنید تا خلاف واقعیت های کسب و کار را به رسانه منتقل کنید.ورود به کانال میگنا وب‌سایت برسام ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sat, 17 Dec 2016 04:40:38 GMT http://migna.ir/vdcc00q1.2bqo18laa2.html مثل یک روانشناس « شغل خود را روانکاوی کنید» http://migna.ir/vdciwrap.t1a3u2bcct.html همه ما کم و بیش یا خود شاغل هستیم یا با فردی در نزدیک ترین نِسبَت مثل همسر ، خواهر، برادر ، پدر یا مادر ِ کارمند در ارتباطیم. همیشه فکر می کنیم حضور در محل کار یک روتین تکراری است که برای گرفتن حقوق سرماه است و هر روز، یا در هر شرایط باید خود را در محل حاضر کرد. برای همین بیشتر اوقات مشتاقانه برای یافتن روزهای تعطیل تقویم ها را ورق می زنیم. غافل از اینکه جذب انرژی مثبت و دیده شدن و موفق و کارآمد بودن در محیط کار اثر متقابل بر دیگر روابط خانوادگی ، اجتماعی دارد و بالعکس .    هر محیط کاری به عنوان یک سازمان یا مجموعه در نظر گرفته می شود که باید گرداننده ای به نام رئيس یا مدیر داشته باشد . بعد از نفرِ برتر در سازمان کلیه عوامل اجرایی یا اداری ، کارمندان و کارگران در رده بندی قرار می گیرند و اعضا را در سازمان و چارت را بر دیوار سازمان تشکیل می دهند. مسئولیت پیکر بندی و حفظ سِمَت و سالم بودن فضای فیزیکی، روانی و کاری مجموعه بر عهده ی مدیر و ارشد می باشد.    شخصی که در راس امور قرار دارد باید حیطه و محدودیت مانور رفتاری و کاری را در شرایط مختلف برای کارکنان روشن کند. پا نهادن در این حیطه ها و رعایت استاندارهای عامیانه و خصوصی می تواند توان فراتر بودن از معیارها را به دنبال داشته باشد که نتیجه آن به موفقیت، منتهی خواهد شد.    روان شناسی کار، مطالعه و کاربرد مفاهیمی است که در آن به « تفاوت های فردی » ، «ساختار سازمانی» ، «پاداش و دستمزد» ، «ساختار گروهی در سازمان » ، « طراحی وسایل کار » ، « انگیزش کارکنان» و نظایر آن توجه می شود. برای بکار گیری فرد جهت شغل ِ در نظر گرفته شده، در ابتدا باید فرد را مورد ارزیابی شخصیتی قرار داد سپس وی را به شغل درخورو متناسب ارتباط داد . در این ارتباط مفهوم    * تفاوت های فردی و عوامل موثر در تفاوت های فردی مثل وراثت و محیط و یکسری توانایی های شناختی ، نیروی بدنی ، دارا بودن ارتباط مردمی و حس صحیح رفتار با دیگران از اهمیت ویژه ای برخوردار است.    * تفاوت های شخصیتی نظیر کانون کنترل ، عزت نفس ، قدرت طلبی و اقتدار گرایی و سازگاری با محیط در الویت بعدی قرار دارد .    * مولفه هایی چون توانایی ذهنی ، توانایی هیجانی ، حرکتی و حسی نیز در هر فرد جهت انتخاب باید مد نظر باشد.        محیط سالم ، مثبت گرا و عاری از موانع و امواج منفی و بازدارنده ، هم سلامت روانی فرد را تضمین می کند هم سلامت فضای فیزیکی را که اثر مستقیم بر یکدیگر دارند. در این راستا آسیب های شغلی را در سه طبقه اصلی و هجده طبقه فرعی میتوان بیان کرد: *مشکلات درون فردی شامل مشکلات عاطفی ، شناختی، ارزشی ، بلوغ حرفه ای، تعهد کاری و نارضایتی شغلی و .... * مشکلات بین فردی شامل مسائل خانوادگی ، ارتباط کارمندان با یکدیگر ، ارتباط کارمندان با ارباب رجوع و یا با رییس سازمان و ...   * مشکلات فرا فردی که شامل خط مشی سازمان ، فضای فیزیکی ، حقوق و مزایا ، امنیت شغلی ، ناهماهنگی با شغل و مشکلات مدیریتی است.         اگر هر کدام از اینها ندید گرفته شوند یا با پیگیری و بررسی دقیق به نتیجه دلخواه نرسند آیتم ِمنفی خواهند بود که در جمع کثیرِ موارد مثبت موجود ، ضریبی قوی عمل می کند و نتیجه را به عدم رضایت منتهی می کند. شغل ما تقریبا یک سوم اوقات روزانه ی ما را در بر می گیرد . با آن دقیق ، مهربان ، قاب بندی شده ، قانونمند و در مسیر برخورد کنیم .    چند توصیه :  * خود را درگیر نامه نگاری ها ، جلسات ، سمینارها و همایش هایی که هزینه بر و شاید نتیجه بهینه ندارند نکنید. سواد و تجربه کافی برای حوزه ی مدیریت را داشته باشید و با شهامت قدم در راه پیشرفت و حل معضلات کاری بردارید. اگر کم تجربه هستید دست به کارهایی نزنید که با جان یا آبروی افراد زیر دست بازی می کند.    * جمله « به عمل کار برآید به سخندانی نیست » را فراموش نکنید. و بدانید همانطور که در معنی لغوی کار چه چیز نهفته است عملا مدیر و مدبر باشیم .    * رفتارهای خلق و خویی زیر دستانتان را مد نظر داشته باشید و اگر لازم است مورد بررسی و اسکن قرار دهید. با این روش همه می دانند که در دیدگاه شما قرار دارند و دیده می شوند . ( انگیزه مثبت )   * نامه ها و درخواست های ارجاع شده را ( چه مثبت چه منفی ) پاسخ دهید ، این گونه نشان می دهید که از اوضاع هر کس خبر دارید.    * بازدیدها و سرکشی های خود را به کلیه نقاط تحت نظارت خود اعمال کنید هر چند با فاصله . قطعا در جهت بازسازی ، پاکیزگی و نظم و انضباط و رعایت قانون آنجا تلاش خواهد شد.    * پاداش و تنبیه را در محیط کار بکار ببرید. هر کدام به نوبه خود کلاس درسی خواهد بود .    * موقع شناسی ، وظیفه شناسی ، توجه ، دقت و نظم را عملا به زیر دستان بیاموزید.  * حیطه کاری و چهار چوب قانونی هر کس را در چارت سازمانی مشخص تا حریم ها به نحو احسن حفظ شود.    *از دسته بندی و یار کشی در محیط کار بپرهیزید.    * به هر کس به اندازه توجه کنید، توجه زیاد پرو بال اضافه دادن است و توجه کم خُرد کردن . هر کدام از کارکنان مهره شطرنجی هستند که تغییر ناگهانی یا بدون تفکر در باره آنان ممکن است نتیجه ای کیش یا مات کننده برای سازمان بدنبال داشته باشد.    بیاد داشته باشید ضعیف ترین و پر شکست ترین نوع مدیریت ، مدیریت مشارکتی است.      ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 22 Nov 2016 19:15:12 GMT http://migna.ir/vdciwrap.t1a3u2bcct.html سرمایه‌های روان‌شناختی مثبت گرا در مدیریت http://migna.ir/vdcfvmdm.w6dcvagiiw.html در منابع علمی، انواع سرمایه‌هایی که در سازمان‌های اداری و کاری وجود دارند به شرح زیر ذکر می‌شوند: 1)سرمایه‌های اقتصادی که به طور سنتی عبارتند از مسائل مالی، درامدها، و ابزار و امکانات؛ 2) سرمایه‌های انسانی که نیروهای انسانی، تجربه، آموزش، مهارت‌ها و افکار کارکنان سازمان‌ها را دربرمی‌گیرد؛ 3) سرمایه اجتماعی که عبارت است از روابط اجتماعی، شبکه‌ تماس‌های اجتماعی، و دوستی‌های کارکنان و مدیران با همدیگر یا ارباب رجوع. تا همین چند سال گذشته همین سه نوع سرمایه اصلی‌ترین سرمایه‌های یک محیط کاری بود و این نظر وجود داشت که سازمانی موفق است که هر سه نوع سرمایه‌ را در سطح بالایی داشته باشد یا به عبارت بهتر، اگر سازمانی سطوح این سرمایه‌ها را در حد بالاتری داشته باشد، در کار خود موفق‌تر است. اما در سال‌های اخیر، به ویژه پس از مطرح شدن دیدگاه روان‌شناسی مثبت‌گرا و نگاه این گرایش روان‌شناسی علمی به توانمندی‌ها و صفات مثبت در افراد و اهمیت محیط‌های مثبت (از جمله محیط‌های کاری مثبت)، گفته شد که صرف وجود سه نوع سرمایه یاد شده و اینکه نیروی انسانی تجربه و مهارت‌های شغلی و حرفه‌ای داشته باشند برای موفقیت سازمان‌های اداری، تولیدی و خدماتی کافی نیست، بلکه صفات مثبت کارکنان موضوعی حائز اهمیت‌تر است. از اینجا بود که از نوع چهارمی سرمایه در سازمان‌ها با عنوان سرمایه روان‌شناختی مثبت گفته شد. بررسی‌ها نشان داد سازمان‌هایی که فاقد این نوع چهارم سرمایه باشند یا میزان آن کم و ناچیز باشد حتی به زعم فزونی سه نوع سرمایه دیگر، چندان بهره‌وری و توفیقی نخواهند داشت. اما سرمایه‌های روان‌شناختی مثبت چیست؟  سرمایه های روان شناختی مثبت سرمایه روان‌شناختی مثبت عبارت است از صفات و توانمندی‌های مثبت در کارکنان، مدیران و فضای کلی سازمان یا شرکت مثل اعتماد به نفس، امید، خوشبینی و تاب‌آوری. یکی از اجزای سرمایه روان‌شناختی مثبت امید است. در ادامه، به امید در محیط‌های کاری به عنوان بخشی از سرمایه روان‌شناختی مثبت اشاره می‌کنیم و به خصوصیات کارکنان و محیط‌های کاری امیدوار می‌پردازیم. امید یعنی داشتن اهداف تعریف شده و ظرفیت‌های لازم برای ایجاد مسیرهای ضرورت به منظور دستیابی به اهداف فوق و داشتن انرژی‌های لازم برای حرکت در این مسیرها. داشتن امید در حوزه‌های گوناگون زندگی سودمند و مفید است که یکی از حوزه‌های مهم محیط کار و شغل است.  امید در محیط های کاری امید یعنی داشتن اهداف تعریف شده و ظرفیت‌های لازم برای ایجاد مسیرهای ضرورت به منظور دستیابی به اهداف فوق و داشتن انرژی‌های لازم برای حرکت در این مسیرها. داشتن امید در حوزه‌های گوناگون زندگی سودمند و مفید است که یکی از حوزه‌های مهم محیط کار و شغل است. آنچه در محیط‌های کاری با استفاده از اصول این نظریه می‌توان انجام داد روشن‌سازی اهداف مهم، و ریز کردن اهداف بزرگ به خرده اهداف است، به شکلی که دستیابی به آنها راحت‌تر و ساده‌تر باشد و ایجاد مسیرهای جایگزین و بدیل برای اهداف مطلوب در شرایط غیرعادی و فشارآفرین.  خصوصیات شرکت‌های بسیار امیدوار براساس نوشته اسنایدر، شرکت‌های خیلی امیدوار در زمینه‌های انتفاعی بسیار موفقند. این شرکت‌ها در مقایسه با شرکت‌هایی که کمتر امیدوارند این ویژگی‌ها را دارند: 1. در این شرکت‌ها هیچ‌کس، از جمله مدیران و کارکنان، از یکدیگر نمی‌ترسند. 2. در این شرکت‌ها همه فرصتی برابر برای موفقیت دارند. در حقیقت، همه نیروها سطحی از ایفای نقش مثبت برای خود متصورند. 3. پیشرفت‌ها و امتیازات با تلاش پیوند خورده است. 4.با افراد دارای پایین‌ترین رتبه و مراتب سازمانی به همان شکلی برخورد می‌شود که با سایر کارکنان، از جمله با مدیران. 5. اولویت اول مدیریت کمک به کارکنان برای انجام دادن بهترین شکل شغل است. 6. ارتباطات بین کارکنان و مدیران، دوطرفه و آزاد است. 7. بازخورد گرفتن از کارکنان و بازخورددهی به آنان در حکم وسیله‌ای است برای بهسازی شرکت عمل. 8. اتخاذ تصمیم در بسیاری از موارد به کارکنانی واگذار می‌شود که کار خاصی در شرکت انجام نمی‌دهند. 9. کارکنان در هدف‌گزینی‌های شرکت جایگاه مهمی دارند (در حقیقت، بخشی از اهداف شرکت کارکنان هستند.) 10. به کارکنان مسئولیت داده می‌شود تا برای مشکلات شرکت راه‌حل پیدا کنند. 11. صرف نظر از اینکه مسئله حل کردن مشکلی باشد یا سعی برای عرضه یک ایده و طرح نو، مسئولیت اجرای تغییرات به کارکنان محول می‌شود. 12.هدف کلی برقراری روابط پایدار با مشتریان و سفارش‌دهندگان و مراجعان است، نه فروش کالا یا دادن خدمات به آنان. از طریق آموزش امید و تأکید بر توانمندی‌های مثبت افراد، می‌توان جو سازمانی بسیار پرامید و با نشاطی ایجاد کرد و به این ترتیب، هم بازده کاری را افزایش داد و هم کیفیت کار را بالا برد.  خصوصیات کارکنان امیدوار اسنایدر در بررسی خود کارکنان بسیار امیدوار را هم مشخص کرد. ویژگی‌های کارکنان خیلی امیدوار (در مقایسه با کارکنان کم امید یا ناامید) از این قرار است: 1. وجدان کاری دارند و وظیفه‌شناسند. 2. نگرش‌های یاری‌رسان به سایر کارکنان دارند. 3. با کارکنان و مشتریان، به ویژه در مواقع بحرانی یا در تعاملات تنش‌زا، خوش رفتار، مودب و مهربانند. 4. در مواقعی که کارکنان دیگر توفیقی دارند یا پاداش یا ترفیعی می‌گیرند، از صمیم دل خوشحال و شاد می‌شوند. 5. در مواقعی که مشکلی پیدا می‌شود، نه مدیران، نه سایر کارکنان و نه ارباب رجوع را مقصر جلوه نمی‌دهند. 6. اهداف روشنی برای شغل و وظیفه خود معین می‌کنند. 7. برای اهداف موردنظر راه‌های خوب و متعددی پیدا می‌کنند. 8. در شرایط عادی، می‌توانند در خود انگیزه کار ایجاد کنند و به خصوص، در شرایط بحرانی انرژی خاصی برای کار و غلبه بر شرایط دارند.  امید بر این اساس، کارکنان کم امید یا ناامید: 1. انگیزه‌ خیلی پایینی دارند. 2. چندان احساس وظیفه‌شناسی نمی‌کنند و در نتیجه، محصول یا برون‌داد آنها کم است یا کیفیت خوبی ندارد. 3. غالبا عزت نفس پایینی دارند و روحیه کاری‌شان هم کم است. 4. با مدیران، همکاران، زیردستان، و مشتریان با بی‌احترامی و به دور از شأن و کرامت انسانی برخورد می‌کنند. 5. میزان غیبت آنها در محل کار بالاست.  آموزش امید به کارکنان یک پرسش اصلی در زمینه امید در محیط‌های کاری این است: آیا امکان تغییر شرایط ناامیدی یا کم‌امیدی به امیدواری زیاد وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا می‌توان محیط‌های کاری را به محیط‌هایی با سرمایه روان‌شناختی مثبت و با امیدواری بالا تبدیل کرد؟ خوشبختانه، پاسخ این پرسش‌ها مثبت است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که از طریق آموزش امید و تأکید بر توانمندی‌های مثبت افراد، می‌توان جو سازمانی بسیار پرامید و با نشاطی ایجاد کرد و به این ترتیب، هم بازده کاری را افزایش داد و هم کیفیت کار را بالا برد. برای این کار فعالیت‌هایی انجام می‌گیرد که با استفاده از آنها می‌توان امید را در موقعیت‌های کاری گوناگون و بین کارکنان و مدیران افزایش داد. - براتی‌سده، فرید خبرآنلاين ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sun, 11 Sep 2016 14:46:14 GMT http://migna.ir/vdcfvmdm.w6dcvagiiw.html 30جمله‌ای که برای قدردانی کردن به درد می خورند http://migna.ir/vdcceoq1.2bqm48laa2.html یک قدردانی ساده باعث می‌شود که فرد مورد نظر تا مدت‌ها انگیزه‌ی خوبی برای ادامه کار داشته باشد. اما گاهی استفاده از جملات تکراری برای تشکر کردن باعث از بین رفتن مفهوم آن جمله می‌شود؛ به ویژه اگر مدیریت گروه بزرگی را به عهده دارید و به طور مرتب جملات تشکر‌آمیز به کار می‌برید.   در زیر جملات قدردانی را گردآوری کرده‌ایم که می‌توانید برای تاثیرگذاری بیشتر از آنها استفاده کنید: برای کارهایی که به شکل خارق‌العاده و استثنایی انجام شده‌اند. شما باید همیشه کارهای عالی را قدر بدانید و از دیگر کارها متمایز کنید. افرادی که چنین کارهایی را انجام می‌دهند، انگیزه زیادی برای ارائه کارهای استثنایی دارند و می‌خواهند چیزی تولید کنند که دیگران را تحت تأثیر بگذارند.   اگر به آنها نشان ندهید که تحت تأثیر کار خوبشان قرار گرفته‌اید، در طول زمان آنها تلاش بی‌وقفه‌شان را بی‌فایده دانسته و تمرکزشان را بر روی کار دیگری قرار خواهند داد. بنابراین از کلمات و جملات خاص و کمتر استفاده شده مانند جملات زیر استفاده کنید تا قدردانی ویژه‌ای از آنها ترتیب داده باشید. ۱. کارتان خارق‌العاده است! ۲. کار درخشانی بود! آفرین! ۳. واقعاً فراتر از حدانتظار بود. ۴. از این که شما در تیم ما هستید، هیجان‌زده شدیم. ما دقیقاً به چنین کاری احتیاج داشتیم. ۵. فوق‌العاده است! اصلاً فکرشو نمی‌کردم که بشه انقدر خوب کاری رو انجام داد. ۶. اگر راستش رو بخواهید، من اول کار فکرش را نمی‌کردم که بتونیم از پس کار بربیایم اما الان می‌بینم که شما به خوبی تونستید این کار رو انجام بدید. ۷. ما خیلی خوش شانسیم که چنین فرد خلاقی رو در تیم داریم. ۸. این کار واقعاً عالیه. فکر می‌کنم که دیگران هم باید این کار رو یاد بگیرند. اجازه دارم که کارتون رو در جلسه گروهی/با همکاران و با رییسم در میون بگذارم؟ ۹. رکورد جدیدی با این کار زدید! ۱۰. این کار نشون میده که شما یک الگوی واقعی و یک رهبر در سازمان ما هستید. برای کارهایی که به خوبی، به درستی و به موقع انجام شده‌اند. انجام دادن درست و به موقع کار یکی از وظایف شغلی کارمندان‌تان است. اما باز هم شما باید در سطحی متعادل به تحسین و قدردانی از آن فرد بپردازید. قرار نیست که از عبارات و جملات خاص استفاده کنید، اما باید نشان دهید که تلاش و زحمت آن فرد را درک کرده و از او سپاسگزار هستید. می‌توانید بنا به موقعیت‌های مختلف از جملات زیر استفاده کنید. ۱. ممنونم / متشکرم / سپاسگزارم. ۲. کار خوب، مثل همیشه. ۳. از این که این کارو انجام دادید، ممنونم. ۴. شما در اینجا فرد مفیدی هستید. ۵. سپاسگزارم که با یک اشاره همه کارها رو انجام داده‌اید. ۶. از این که این کار رو سر موقع تحویل دادید تا من فرصت بازبینی اونو داشته باشم، متشکرم. ۷. از کمک امروزتون متشکرم. ۸. از کار این هفته تون کمال تشکر رو دارم. ۹. ممنونم که پا پیش گذاشتید و این کار رو انجام دادید. ۱۰. اگر شما نبودید نمیدونستم که چطور این کار رو انجام بدم. آخرین مورد، اما نه کم اهمیت‌ترین آن این است که برای تقریباً تمامی کارهای انجام شده می‌توانید از جملات زیر استفاده کنید. هدف این بخش این است که نشان دهید شما از کار آن فرد رضایت دارید اما نمی‌خواهید که کار او را در دو بخش قبلی بگنجانید. ۱. کار کاملیه! ۲. ممنونم، این دقیقاً همون چیزیه که دنبالش بودم. ۳. عالیه، بیش از اون چیزی که انتظارشو داشتم. ۴. اونقدر خوبه که اصلاً نیاز به بازبینی نداره. ۵. تفکر انتقادیتون برای این پروژه رو تحسین می‌کنم. ۶. آفرین! زودتر از موعد! ۷. شما واقعاً در گروه خوب عمل می‌کنید. ۸. شما خیلی خلاق هستید. همیشه دیدگاهتون نسبت به امور رو دوست داشتم. ۹. شما همیشه نهایت توانتون رو به کار اختصاص می‌دهید و من این ویژگیتونو ستایش می‌کنم. ۱۰. من خیلی مفتخرم/خوشحالم/خوش شانسم که شما در تیم کاری ما هستید. شما می‌توانید هر کدام از موارد بالا را برای قدردانی استفاده کنید، اما هیچگاه قدردانی را فراموش نکنید. بازخورد مثبت به ما احساس به رسمیت شناخته شدن و مورد تحسین قرار گرفتن را می‌دهد و باعث می‌شود که راحت تر و به شکل سازنده تری بتوانیم با بازخوردهای منفی برخورد کرده و اشتباهاتمان را اصلاح نماییم. ]]> بهداشت روان Mon, 15 Aug 2016 23:30:00 GMT http://migna.ir/vdcceoq1.2bqm48laa2.html چگونه با مدیران زورگو رفتار کنیم؟ http://migna.ir/vdcdoo0s.yt0956a22y.html احتمالا در محیط کار خود با مدیرانی روبه‌رو شده‌اید که تا دیروقت به کارهای خود می‌پردازند. همین مدیران با دیدن کارمندی که با پایان وقت اداری از اداره خارج می‌شود با کلی غرولند تقاضای ماندن در ساعت‌های بیشتر، سر کار رفتن در روزهای تعطیل یا بدتر از آن کوتاه کردن زمان ناهار خوردن را می‌کنند. این چالش‌ها بین مدیر و کارمند مسلما تاثیر بسیار منفی بر روی بهره‌وری کلی کار خواهد گذاشت. همچنین این رابطه نمودهای فیزیکی هم بر طرفین خواهد داشت. نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد که ۷۷ درصد کارمندانی که در این شرایط قرار دارند نشانه‌های ضعف جسمانی را در خود بروز داده‌اند.  از طرفی دیگر استرس‌های سر کار تاثیر مثبتی بر روی زندگی شخصی افراد نخواهد داشت. فشارهای سر کار و کار کردن‌های زیاد زندگی شما را در معرض شکست قرار می‌دهد. در نتیجه عدم تعادل بین زندگی کاری و شخصی وضعیتی نامناسب برای خیلی از افراد است.   اعتیاد به کار یا به عبارتی Workaholic در ادبیات عامه ویژگی مثبتی برای افراد در نظر گرفته می‌شود. با این حال در ادبیات علوم مدیریتی، از اعتیاد به کار به نوعی سندروم کار کردن افراد در ساعات طولانی یاد می‌شود. این افراد لذت و خوشی خود را در کار جست‌و‌جو می‌کنند. مدیران معتاد به کار معمولا از کارمندان خود توقعات بالایی دارند و کارهای زیادی را در طول روز به آن‌ها محول می‌کنند. بنابراین فشار کاری این دسته از کارمندان به شدت بالاست و چون واکنش مدیران به انجام ندادن درست کار معمولا غیرمنتظره است، این افراد در معرض بیماری‌های روحی و شاید روان تنی قرار می‌گیرند. کارمندان باید در مقابل خواسته‌های پشت سرهم و غیرمنطقی مدیر خود مقابله کنند. اگر همیشه به خاطر از دست دادن کار یا واکنش‌های گاه عصبی مدیر در برابر خواسته‌های وی کوتاه می‌آیید، وقت تغییر فرا رسیده است. در ادمه با ۴ توصیه‌ی معمول در دنیای مدیریت آشنا می‌شویم که می‌توانند رفتار مدیران workaholic را تغییر دهند. ۱. به دنبال تشویق رفتارهای مدیر خود نباشید جدای از رفتارهای آزاردهنده‌ مدیر فراموش نکنید او نیز همچون شما یک انسان است. هر فردی در زندگی خود یک سری ویژگی‌های شخصیتی دارد که مبدا شکل‌گیری این رفتارها در زندگی گذشته‌ی وی قرار دارند. بعضی رفتارها در فرد شرطی شده و با تحسین یا تنبیه شدت رفتار تغییر می‌کند. بنابراین اگر هدف اهمیت دادن به زندگی خارج از اداره است، نباید رفتارهای کاری مدیر خود را تحسین کنید. معمولا در محیط اداری افرادی حضور دارند که برای نزدیک‌تر شدن به مدیر دست به هر کاری می‌زنند و تمام رفتار‌های مدیر را مورد ستایش قرار می‌دهند. حقیقت آن است که فرد با تحسین شدن به رفتار خود ادامه می‌دهد و احتمالا آن را تشدید می‌کند. در نتیجه اگر خواهان توقف وضع موجود هستید از خودشیرینی پرهیز کنید. ۲. ارتباط صریح و مستقیم با مدیر داشته باشید حرف زدن با مدیران زورگو به دلیل ترس از واکنش‌های غیر قابل پیش‌بینی مدیر در سطح کارمند و رئیس می‌ماند. به این معنی که کارمند از سر ضعف با مدیر خود صحبت می‌کند و مدیر با نگاهی از بالا به پایین سعی در به کرسی نشاندن حرف خود دارد.  با این حال مکالمه‌ی بین مدیر و کارمند باید به صورت مکالمات باز، هدفمند و کارآمد دنبال شود. به عنوان مثال اگر مدیر از شما می‌خواهد تا دیر وقت در اداره حضور داشته باشید و به انجام پروژه‌های شرکت بپردازید، به جای پذیرفتن می‌توان به او یادآور شد که فعالیت‌های مهم‌تری در بیرون از محیط کاری دارید. ۳. ترس نداشته باشید   شاید در طول پروژه وقایع مهم، Milestone، را رد کرده باشید ولی هنوز به ضرب الاجل نهایی، Deadline، نرسیده‌اید؛ این اتفاق نباید به شما استرسی وارد کند. اینکه مدام درگیر پروژه‌های مختلف هستید مدیر را از دادن کارهای بیشتر منصرف نخواهد کرد، فقط حس ترس در وجود شما بیشتر می‌شود. اتمام موفقیت آمیز و انجام فعالیت‌ها در بهینه‌ترین حالت با کارآمدی بالا هدف اصلی پروژه است. متاسفانه بعضی از اوقات برای راضی کردن مدیر هدف اصلی تغییر می‌کند و صرفا میزان زمان صرف شده در محیط کاری را ملاک قرار می‌دهیم.  بنابراین مهم نیست مدیر شما چه فکری می‌کند، شما باید به بهترین نحو کار خود را تحویل دهید. پس باید برای هر روز خود برنامه‌ریزی کنید، لیست کارهای روزانه را تهیه کنید و برای آن‌ها زمان تعیین کنید. ۴. به دنبال تغییر باشید یکی از استراتژی‌های مهم برای تغییر روند‌های موجود در محیط کاری تاکید بر روی بهره‌وری و بهبود فرآیندهای سیستم است. صحبت و مکالمه مداوم با مدیر در این موضوع می‌تواند راه گشا باشد. استفاده از سوالاتی مثل "چگونه باید فرآیندهای موجود در کار را بهبود داد؟" یا سوالاتی از این دست که نیازمند فکر و توضیح مدیر است راهکار خوبی به نظر می‌رسد.    با این حال تنها سوال پرسیدن دردی را دوا نمی‌کند. باید برای مشکلات خود راه حل عملی پیدا کنید، شاید برای اجرایی شدن این راه نیازمند مشارکت تمامی کارکنان بخش باشید. به عنوان مثال به جای ایمیل‌های شبانه و تماس‌های آخر هفته، محدودیت زمانی برای تماس‌های کاری بگذارید که هر تماسی بعد از آن زمان به فردا موکول خواهد شد. این عمل تغییر رفتار مدیر را در پی خواهد داشت و به او میزان تعهد شما به برنامه‌ریزی شخصی را می‌رساند. با تمام این تفاسیر اگر نتواستید رفتار مدیر خود را تغییر دهید یا اگر تحمل آن برای شما سخت است، دنبال یک شغل دیگر باشید؛ چرا که سلامت روحی و فیزیکی شما در گرو خوشحالی شما است. زندگی شخصی را نباید فدای رسیدن به حقوق کرد. اگرچه این حرف کمی ایده‌آل و از واقعیت‌های بازار کار دور است، ولی شغل متناسب با نیازها و علائق می‌تواند اهداف شما را در زندگی تامین کند. ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Wed, 06 Apr 2016 12:15:44 GMT http://migna.ir/vdcdoo0s.yt0956a22y.html استرسی که بر بدنه شغل‌تان می‌نشیند http://migna.ir/vdccpeq1.2bqp08laa2.html استرس شغلی پدیده‌ای است که هر روز بیشتر در جامعه ما شیوع می‌یابد و پیامدهای زیانباری به همراه دارد. این حالت میان زنان، حادتر و شدیدتر است، زیرا آنان علاوه بر آن که باید کار خود را در ادارات و کارخانجات انجام دهند، بنا به عرف و عادت، به خانه‌داری نیز می‌پردازند و بخش عمده‌ای از وقت خود را در خانه به رسیدگی به امور آن یا تربیت فرزند مشغولند. این وضعیت موجب می‌شود زنان در مقایسه مردان، در برابر پدیده استرس شغلی متحمل رنج بیشتر و به قربانی اصلی آن تبدیل شوند.کارشناسان درباره این موضوع که چگونه استرس شغلی ایجاد می‌شود، دیدگاه‌های متفاوتی مطرح کرده‌اند، اما تردیدی نیست این وضعیت، ناشی از عدم توازن میان تقاضای کار و ظرفیت فرد شاغل است. تردیدی نیست استرس شغلی، پیامدهای منفی برای فرد و جامعه به دنبال دارد که می‌توان آنها را شامل پیامدهای جسمی، روانی و سازمانی دانست‌. در این خصوص بروز اختلالات گوارشی، قلبی ـ عروقی، نارسایی تنفسی، اختلالات غدد درون‌ریز و نقص در سیستم ایمنی بدن از عوارض جسمی ناشی از استرس شغلی به شمار می‌روند. از سوی دیگر، احتمال بروز پیامدهای روانی از‌جمله نگرانی‌های بیش از حد فرد، ناتوانی در تصمیم‌گیری، احساس سردرگمی، کاهش تمرکز، حس عدم کنترل، حواسپرتی، فراموشی‌های مکرر، بلوکه‌شدن ذهن، حساسیت بیش از حد در برابر انتقاد، بدرفتاری، دمدمی‌مزاج شدن و حتی گرایش به مصرف مواد مخدر به دنبال استرس‌های شغلی نیز زیاد است . ناگفته پیداست بروز چنین عوارضی، هم بر کیفیت کاری افراد و هم بر تعامل آنان با خانواده و همکاران، آثار منفی و سوء برجای خواهد گذاشت. از سوی دیگر، استرس شغلی نه‌تنها می‌تواند به فرد آسیب برساند، بلکه پیامدهای منفی نیز در زمینه کاری او برجای می‌گذارد و ضمن کاهش کارایی، به بهره‌وری منفی او در محیط کار و جامعه منجر می‌شود. این وضعیت می‌تواند به بیماری، غیبت، افزایش حوادث در محیط کار و ناتوانی فرد منجر شود و در عمل، به ایجاد اختلال در فعالیت‌های سازمانی، کاهش تولید و ایجاد فضایی نامناسب در محیط کار بینجامد. چه باید کرد؟ کارشناسان انجام برخی تکنیک‌ها نظیر ورزش کردن به‌ویژه تمرینات آرام‌بخش، پرهیز از استعمال دخانیات و حتی قهوه و چای، تجویز رژیم غذایی مناسب، دورکردن فرد از افراد پرخاشگر و عصبی، تقویت تحمل و بردباری در محیط کار و احترام به دیگران را توصیه می‌کنند. در کنار همه اینها، مسئولان اداره یا محل کار نیز باید تلاش کنند متناسب با ظرفیت افراد، به آنان کار واگذار کنند. همچنین افزایش تعاملات درون سازمانی، بهبود روند تصمیم‌گیری، بهینه‌سازی محیط کار و یافتن راهکارهایی برای مشارکت دادن کارکنان در تصمیم‌گیری‌ها از‌جمله توصیه‌های کارشناسان در این زمینه است. در واقع باید کار متناسب با ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کارکنان باشد، به آنها اجازه استفاده از راهکارهایشان برای حل مشکلات داده شود، وظایف شغلی و مسئولیت‌های هریک از آنها به روشنی و بدون ابهام تعریف شود. علاوه بر آن، از کمک‌ها و حمایت‌های اجتماعی در بیرون از محل کار نظیر شرکت در مراسم، مسابقات و تفریحات برخوردار باشند. بهبود محتوا و ساختار سازمان کار برای پرهیز از ایجاد عوامل خطر روانی، کنترل تغییرات در شرایط کار و بهداشت کارکنان، افزایش آگاهی، اطلاع‌رسانی، آمادگی و آموزش افراد، توسعه اهداف و راهبردهای خدمات بهداشت شغلی و کاهش ریسک نیز از دیگر توصیه‌های موثر در کاهش استرس‌های شغلی است.   مینا نعمتی شهری ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 06 Feb 2016 20:30:00 GMT http://migna.ir/vdccpeq1.2bqp08laa2.html ۵ شخصیت اعصاب خرد کن در محل کار و نحوه صحیح رفتار با آنها http://migna.ir/vdcdsn0s.yt0ok6a22y.html برخی از همکاران شما ممکن است انسان های فوق العاده ای باشند که به دوستان همیشگی شما بدل شوند، اما عده ای از آنها نیز به احتمال زیاد با رفتار های آزاردهنده شان اعصاب شما را خرد خواهند کرد.چه خوب می شد اگر می توانستیم با تمام همکاران خود، فارغ از ویژگی های شخصیتی شان تعامل مثبت و به دور از تنشی داشته باشیم؛ شما هم حتماً موافقید. اما متأسفانه این اتفاق هیچگاه نمی افتد، چون هیچ کس همکاران خود را مثل دوستانش انتخاب نمی کند. برخی از همکاران شما ممکن است انسان های فوق العاده ای باشند که به دوستان همیشگی شما بدل شوند، اما عده ای از آنها نیز به احتمال زیاد با رفتار های آزاردهنده شان اعصاب شما را خرد خواهند کرد. حتماً شما هم یکی دو همکار از گروه دوم در محل کار خود دارید. بنابراین چند تکنیک فوق العاده برای کنار آمدن با پنج نوع متداول از آزاردهنده ترین شخصیت ها در میان همکاران را در ادامه ی این مطلب برای شما آماده کرده ایم که می توانید آنها را از نظر بگذرانید. با ميگنا همراه باشيد:   ۱- شخصیت بی ملاحظه اینکه کسی هر از گاهی آنقدر هیجان زده شود که کلام فرد دیگری را قطع کند طبیعی است، اما شخصیتی که در این مورد از آن صحبت می کنیم مدام میان صحبت های دیگران می پرد: در جلسات، در مکالمات غیر رسمی و حتی از پشت تلفن. این کار نه تنها اعصاب شما را خرد می کند، بلکه باعث می شود نتوانید به درستی با او کار کنید. راه حل دفعه ی بعدی که کنار یکدیگر قرار گرفتید (چه در میان جمع و چه به تنهایی)، قطع شدن صحبت های خود برای اولین بار را بدون آنکه چیزی بگویید نادیده بگیرید. بار دومی که این موضوع تکرار شد، مؤدبانه به او بگویید «لطفاً اجازه بدهید حرفم را تمام کنم، بعد از آنکه حرفم تمام شد خوشحال می شوم نظر شما را نیز بشنوم. همانطور که می گفتم …» تغییر جهت بدن به سمت جمع نیز می تواند بعد از به زبان آوردن این جملات مفید باشد. سپس بعد از آنکه صحبتهایتان تمام شد، روی خود را به سمت او برگردانید تا نشان دهید الان می تواند صحبت کند. ۲- شخصیت فضول شما ممکن است هفته ای 40 ساعت به بالا از وقت خود را در کنار همکارانتان سپری کنید و این می تواند صمیمیتی میان شما ایجاد کند. اما این حق شماست که بخواهید جزئیات زندگی خود را خصوصی نگه دارید. متأسفانه این شخص نمی تواند به این حد و مرزها احترام بگذارد و از شما درباره ی انتخاب های احساسی، سلامتی، وزن، حقوق، ازدواج و مسائل دیگری که ترجیح می دهید خصوصی باقی بمانند سؤالات نامناسبی می پرسد. راه حل اگر نگران آن هستید که مبادا احساسات او را جریحه دار کنید، به این سؤالات وی با خنده و شوخی پاسخ سربالا بدهید. در مواقع دیگر ممکن است لازم باشد رویکرد مستقیم تری اتخاذ کنید. می توانید رک و راست به او بگویید: «راستش دوست ندارم پاسخ این سؤال شما را بدهم» یا «این مسئله شخصی است. ترجیح می دهم راجع به موضوع دیگری صحبت کنیم»؛ سپس بحث را عوض کنید. ۳- شخصیت بامزه شوخ طبعی در محیط کار عالی است، مگر آنکه با بازده شما تداخل داشته باشد. این شخصیت مدام جوک های نامناسب تعریف می کند و به نظر می رسد هیچ چیز را جدی نمی گیرد و برایش فرقی نمی کند موقعیت چقدر پر تنش یا اورژانسی باشد. با اینکه این عادت وی ممکن است اوایل سرگرم کننده به نظر برسد، اما با گذشت زمان، هر چیزی می تواند باشد به جز سرگرم کننده. راه حل برای آنکه این شخصیت را از ادامه ی این روند دلسر کنید، فقط کافی است دیگر به او توجه نکنید. اگر لطیفه ای تعریف کرد، لبخند کوتاهی بزنید، سپس به مکالمه ی خود سمت و سوی جدی ترو سازنده تری ببخشید. اگر فرد مورد نظر روی ایمیل و یا چت سعی دارد همین کار را انجام دهد، کافی است به جز قسمت های مربوط، باقی بخش های گفته های او را نادیده بگیرید. ۴- شخصیت کنترل گر این فرد همکار و هم رده ی شماست، اما طوری رفتار می کند که گویی بالاتر از شما قرار دارد. او مدام برای شما خرده فرمایش دارد، اطلاعات غیر ضروری به شما می دهد و از شما انتقاد سازنده به عمل می آورد. این کار نه تنها در سطح فردی شما را کلافه می کند، بلکه در سطح سازمانی نیز صلاحیتتان را نزد اعضای تیم و هر کسی که گزارش عملکرد شما را می نویسد مخدوش می کند. راه حل از آنجایی که این مکالمه، گفتگوی حساسی به شمار می رود توصیه می شود آن را جایی دور از سایر همکاران و در محیطی خنثی انجام دهید. وقتی با فرد مورد نظر تنها شدید صحبت های خود را اینگونه آغاز کنید: «واقعاً مشخص است که خودتان را وقف شرکت کرده اید و سعی دارید برای به موفقیت رساندن آن سخت تلاش کنید. این برای من واقعاً قابل تقدیر است». آغاز کردن گفتگو با تعریف و تمجید، او را نسبت به بخش دوم گفتگو پذیرا تر خواهد کرد. سپس اضافه کنید: «با این حال حس می کنم انتقادات سازنده ی شما جلوی بهره وری من را می گیرد و با اهدافی که رئیسمان برای من مشخص کرده تداخل پیدا می کند». سپس یک نمونه از این رفتار ها را که به تازگی از سوی وی سر زده مثال بزنید و صحبت های خود را اینگونه به پایان برسانید: «با وجود ارزشی که برای نظرات شما قائل هستم، ممنون می شوم اگر نظرات خود را به مواردی محدود کنید که مستقیماً به نقش و وظایف شما مربوط می شوند». ۵- شخصیت زورگو شاید فکر می کردید با این شخصیت در دبیرستان خداحافظی کرده اید، اما متأسفانه تقریباً در هر محیط کاری می توان شخصیت های زورگو را یافت. آنها همان کسانی هستند که کنایه آمیز صحبت می کنند، مدام از کار شما انتقاد می کنند، قضاوت هایتان را زیر سؤال می برند و غیره. راه حل واکنش شما به شدتِ رفتار طرف مقابلتان بستگی خواهد داشت. اگر رفتار او به بی ادبی و ایمیل های واکنشی و ناشی از عصبانیت محدود می شود، هم می توانید آنها را نادیده بگرید و هم اینکه با خونسردی پاسخ دهید «از این حرفتان خوشم نیامد» یا «ترجیح می دهم در فرصت مناسب شخصاً پاسخ شما را بدهم چون به نظر می رسد با هم اختلاف نظر داریم». با این حال اگر مورد سؤ استفاده لفظی قرار می گیرید، تهدید می شوید، مورد استهزاء و یا زورگویی قرار می گیرید، بهتر است موضوع را با مدیر (و یا در صورت لزوم، مسئول نیروی انسانی) خود در میان بگذارید. هر کجا هم که کار کنید، به طور قطع حد اقل یک نفر وجود خواهد داشت که اعصاب شما را خرد کند. بنابراین نفس عمیقی بکشید، و پیش از آنکه جایگاهتان در محیط کار مخدوش شود توصیه های بالا را به کار ببندید.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 04 Jan 2016 07:59:04 GMT http://migna.ir/vdcdsn0s.yt0ok6a22y.html سلامت محیط کار در گرو چیست؟ http://migna.ir/vdceoo8x.jh8e7i9bbj.html در یک بستر کاری سختگیرانه، فرض بر این است که تنها راه ارتقای عملکرد کارکنان، اعمال زور و ایجاد استرس در آنهاست؛ اما آنچه بسیاری از مدیران از آن غافلند، هزینه‌های پنهان و پیامدهای منفی یک محیط کاری پراسترس است. نخست آنکه، هزینه‌های درمانی کارکنان در محیط‌های کاری استرس‌زا، ۵۰ درصد بیشتر از سایر سازمان‌هاست. براساس مطالعات، هر چه جایگاه شغلی یک کارمند در سلسله‌ مراتب سازمان پایین‌تر باشد، احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی و عروقی در او بیشتر است. تحقیقات «آنا نایبرگ» در انستیتوی «کارولینسکا» روی بیش از ۳هزار کارمند نشان داد که میان رفتار تنش‌زای رهبران و میزان ابتلای کارکنان به بیماری‌های قلبی ارتباطی مستقیم وجود دارد.  دومین پیامد پنهان استرس، عدم همکاری کارکنان است. در یک محیط استرس‌زا کسی دل به کار نمی‌دهد. شما شاید بتوانید با ایجاد ترس و یک جَو استرس‌زا برای مدت کوتاهی کارکنان را به انجام کارها تشویق یا حتی آنها را هیجان‌زده کنید؛ اما براساس نتایج مطالعات، استرس باعث می‌شود تا کارکنان در بلندمدت انگیزه خود را برای همکاری با شما از دست بدهند. آنچه در کارکنان انگیزه ایجاد می‌کند، احساس امنیت، ارزشمندی، حمایت و احترام متقابل است. انزوا و عدم تعامل کارکنان نیز خود دارای پیامدهای دیگری است. براساس تحقیقات مدرسه کسب‌وکار «کوئینز» و «موسسه گالوپ» میزان غیبت کارکنان منزوی ۳۷ درصد، میزان اشتباهات آنها حدود ۶۰ درصد و میزان سوانح ایجاد شده توسط آنها حدود ۴۹ درصد بیشتر از سایر کارکنان است. عدم همکاری کارکنان یعنی بهره‌وری کمتر، سوددهی کمتر و توسعه شغلی کمتر. از همه مهم‌تر، هرچه میزان تعامل کارکنان در یک سازمان بیشتر باشد، تمایل متقاضیان کار برای پیوستن به آن سازمان بیشتر است.- سومین پیامد پنهان استرس، عدم وفاداری کارکنان است. بر اساس تحقیقات، میزان استعفای کارکنان در محیط‌های پر استرس ۵۰ درصد بیشتر است. استعفای یک کارمند نیز به سهم خود دارای پیامدها و هزینه‌هایی است: از دست دادن نیروی کار ماهر، هزینه استخدام نیروی جدید و آموزش او و نهایتا کاهش بهره‌وری سازمان. بنابر گزارش‌های آماری «مرکز مطالعات پیشرفت آمریکا»، هزینه استعفا و جایگزینی یک نیروی کار حدود ۲۰ درصد درآمد همان کارمند است. آن دسته از سازمان‌هایی که از این پیامدها باخبرند، برای کاهش استرس کارکنان، برای آنها مزایایی جانبی قائل می‌شوند، مثل دورکاری، ورزش در محل کار یا ساعات کاری متغیر. این راه‌حل‌ها هرچند موثر اما موقتی‌اند. بر اساس تحقیقات موسسه گالوپ، کارکنان، یک محیط کاری آرام و سالم را به مزایای نقدی و مادی ترجیح می‌دهند. اما سلامت محیط کار در گرو چیست؟ پاسخ ساده است: «فرهنگ سازمانی مثبت». برای ایجاد یک فرهنگ سازمانی مثبت، باید چند اصل اساسی را در نظر بگیرید. در یک فضای کاری سالم: - کارکنان مراقب یکدیگرند، به یکدیگر اهمیت می‌دهند و نسبت به هم احساس مسوولیت می‌کنند. - هنگام بروز مشکلات، با یکدیگر همدردی می‌کنند و پشت هم را خالی نمی‌کنند. - اشتباهات یکدیگر را می‌بخشند و به دنبال مقصر نمی‌گردند. - به یکدیگر الهام می‌بخشند. - روابط آنها بر پایه احترام، اعتماد متقابل، قدرشناسی و صداقت است. اما به‌عنوان یک مدیر چگونه می‌توانید این اصول را به کار ببندید؟ بهتر است این چهار نکته را در نظر داشته باشید: ۱. روابط اجتماعی سالم ایجاد کنید. تحقیقات تجربی نشان داده‌اند که زندگی سالم در سایه روابط اجتماعی سالم شکل می‌گیرد. افراد دارای روابط اجتماعی سالم، کمتر بیمار می‌شوند، دوران نقاهت کوتاه‌تری دارند، کمتر دچار افسردگی می‌شوند، زودتر یاد می‌گیرند، کمتر دچار فراموشی می‌شوند، آستانه تحمل درد و رنج بالاتری دارند، بهتر تمرکز می‌کنند و در محل کار عملکرد بهتری دارند. براساس تحقیقات «سارا پرسمن» از دانشگاه کالیفرنیا عواملی چون چاقی، نوشیدنی‌های الکلی و سیگار می‌توانند احتمال مرگ زودهنگام را در یک فرد تا ۵۰ درصد افزایش دهند. استرس و محیط کار ناسالم از جمله عواملی هستند که بر روابط اجتماعی فرد و میزان امید به زندگی او تاثیر بسزایی دارند. ۲. همدلی کنید. به‌عنوان یک مدیر، رفتار شما بر احساسات کارکنان و فعالیت مغز آنها تاثیر مستقیم دارد. از سوی دیگر، محققان در دانشگاه میشیگان دریافته‌اند که آن دسته از رهبرانی که دلسوز کارکنان خود هستند، هنگام بروز مشکلات تنها نیستند و بحران‌ها را آسان‌تر پشت سر می‌گذارند. ۳. بی‌دریغ کمک کنید. عدالت از ویژگی‌های کلیدی یک مدیر توانمند است؛ اما بعضی از مدیران پا را فراتر گذاشته و در حق کارکنان فداکاری می‌کنند. اگر بدون هیچ چشمداشتی به کارمند خود کمک کنید، او برای همیشه نسبت به شما وفادار و متعهد خواهد بود. در نتیجه، او نیز با سایر کارکنان رفتار مشابهی خواهد داشت و به این ترتیب، رفتار انسان‌دوستانه شما در سراسر سازمان سرایت خواهد کرد. محققان در مدرسه مدیریت «روتردام» دریافته‌اند که از نگاه کارکنان، یک مدیر فداکار، جذاب‌تر و تاثیرگذارتر است و در چنین بستری، بهره‌وری و میزان همکاری کارکنان با یکدیگر بیشتر است. ۴. به مشکلات کارکنان خود گوش دهید. اگر کارمند شما بداند که شما خیرخواه او هستید، عملکرد بهتری خواهد داشت و احساس امنیت خواهد کرد. این را تحقیقات «امی ادموندسون» از دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد. او طی تحقیقاتی در رابطه با امنیت روانی دریافت که در یک بستر فرهنگی امن، که در آن مدیران فروتن‌ و گشاده‌رو هستند و کارکنان می‌توانند به راحتی درباره مشکلات خود صحبت کنند، میل به یادگیری و بهره‌وری به مراتب بیشتر است. در یک فضای امن و عاری از ترس، کسی از آزمودن و خطا کردن هراسی ندارد، چرا که لازمه نو‌آوری، آزمایش ایده‌های جدید است. تاثیرات یک محیط کاری مثبت به مرور زمان نمایان می‌شود. در یک محیط کاری سالم، احساسات مثبت جریان دارند. همین امر موجب تقویت روابط افراد با یکدیگر می‌شود و پتانسیل‌های افراد و خلاقیت آنها را شکوفا می‌سازد. در یک بستر کاری مثبت، همه کارکنان در برابر احساسات و تجربیات بدی چون استرس ایمن هستند. در سایه یک فرهنگ سازمانی مثبت و سالم، کارآمدی سازمان، عملکرد اقتصادی، رضایت مشتری، بهره‌وری و همکاری کارکنان افزایش می‌یابد.     ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sat, 02 Jan 2016 05:45:43 GMT http://migna.ir/vdceoo8x.jh8e7i9bbj.html استعفای کارمندان خوب، با این رفتارهای بد http://migna.ir/vdcgyu9w.ak9tt4prra.html اغلب مدیران، مشکلات گردش مالی شرکتشان را به گردن زمین و آسمان می اندازند در حالی که عامل اصلی در بروز این مسئله را فراموش می کنند؛ اینکه همواره افراد مدیران خود را ترک می کنند نه شغلشان را! قسمت تلخ ماجرا این است که به راحتی می توان از بروز این مشکل جلوگیری کرد. همه آنچه که مدیران باید برای حفظ نیروهای متعهد و کارآزموده خود داشته باشند، پیدا کردن دیدگاهی جدید و تلاش و همتی مضاعف برای حمایت از آنان است. امروز قصد داریم شما را با ۹ رفتار نامطلوبی آشنا کنیم که مدیران انجام داده و باعث استعفای کارمندان شایسته شان می شوند. ۱- بیگاری کشیدن از کارمندان هیچ چیز بدتر از کار کشیدن بی اندازه، کارمندان خوب را فراری نمی دهد. مطمئناً برای هر مدیری وسوسه انگیز خواهد بود تا کارمندان خوبش تلاش زیادی داشته باشند و به همین دلیل است که اغلب مدیران، دائما در این تله می افتند. ساعت کاری زیاد برای کارمندان شایسته یک امر پیچیده است زیرا سبب می شود آنها احساس کنند بخاطر عملکرد خوبشان تنبیه می شوند. به یاد داشته باشید بیگاری کشیدن همواره نتیجه معکوس خواهد داشت و سبب افت بازدهی افراد و شرکت می گردد. تحقیقات جدید در دانشگاه استنفورد نشان داده است که اگر ساعات کاری در طول هفته بیشتر از ۵۰ ساعت باشد، بهره وری به شدّت کاهش یافته و حتی اگر بیشتر از ۵۵ ساعت شوند، بازدهی به صفر رسیده و شما عملاً کار مفیدی انجام نمی دهید. اگر قصد دارید حجم کار انجام شده توسط کارمندان باهوشتان را افزایش دهید، بهتر است موقعیت مناسبی را در شرکت برای آنان فراهم کنید. به یاد داشته باشید همواره کارمندان باهوش، توانایی انجام کار بیشتری را دارند اما اگر زیر فشار کاری طاقت فرسایی قرار گیرند، دیگر نمی توانند تحمّل کنند. ترفیع، تشویق، مساعده و تغییر سمت سازمانی، از جمله راهکارهای قابل قبول برای افزایش دادن حجم کاری کارمندان است. اگر بخواهید صرفاً بخاطر باهوش بودن کارمندی، فشار کاری او را بدون ایجاد تغییر زیاد کنید، مطمئناً وی به دنبال شغل دیگری خواهد رفت که ارزشش را بیشتر بدانند. ۲- اعتقاد نداشتن به همفکری با افراد و دادن پاداش کار خوب تصّور اشتباهیست که اثر تشویق کارمندان را در افزایش راندمانشان نادیده بگیرید، مخصوصاً اگر آنها ذاتاً توانایی بالایی در انجام وظایف خود داشته باشند. مطمئناً هیچ کس به اندازه شخصی که تمام تلاش خود را کرده و زحمت کشیده، دوست ندارد از او قدردانی شود. از همین رو، لازم است که مدیران با کارمندان خود ارتباط موثری داشته تا بفهمند چه چیزهایی آنان را خوشحال می کند (برای بعضی با ترفیع درجه و برای برخی با تشویق در معرض عموم) و سپس بر اساس کار خوبی که انجام داده اند، به آنان پاداش بدهند. تنها در این صورت است که انتظار افرادی که عملکرد بالایی دارند را برآورده ساخته اید. ۳- اهمیت ندادن به کارمندان نیمی از افراد به دلیل روابطشان با رئیس خود از شغلشان استعفا می دهند. گفتنی است شرکت های برتر این اطمینان را حاصل می کنند که مدیرانشان بین رفتار حرفه ای و انسان بودن، تعادل برقرار می کنند. این رؤسا از موفقیت یک کارمند خوشحال می شوند، در روزهای سختی با آنان همدلی می کنند و بعضی از افراد را حتی اگر ناراحت شوند به چالش می کشند. مدیرانی که نتوانند این چنین عمل کنند، همواره با ریزش نیروهای متعّهد و کارآزموده خود مواجه خواهند شد. به یاد داشته باشید این غیر ممکن است که روزی ۸ ساعت برای شخصی کار کنید، ولی دستاوردهایتان برایش مهم نباشد. ۴- عمل نکردن به تعهدات خود هنگامی که شما به افراد قول می دهید، در واقع روی طناب باریکی راه می روید که مرز بین وفای به عهد و در نتیجه خشنودی افراد و همچنین جفای به عهد و در نتیجه ناراضایتی آنان را مشخص می کند. وقتی بهقول خود پایبند هستید، جایگاه شما در برابر کارمندان بالاتر می رود زیرا آنان شما را فردی قابل اعتماد و مورد احترام محسوب می کنند ( این دو ویژگی برای یک رئیس بسیار مهم است). اما اگر به تعهدات خود پایبند نباشید، خود را فردی غیر قابل احترام و بی تفاوت نشان می دهید و کسی روی حرفتان حساب باز نخواهد کرد. با همه این تفاسیر، اگر رئیس به تعهدات خود عمل نکند، دیگر از کارمندان چه انتظاری می توان داشت؟ ۵- استخدام افراد بی کفایت و ارزش دادن به آنها کارمندان سختکوش و شایسته همواره می خواهند که با افراد حرفه ای و هم تراز با خودشان کار کنند. اگر مدیران نتوانند از پس این کار دشوار یعنی استخدام افراد شایسته بربیایند، باعث پایین آمدن انگیزه افراد خواهند شد. اگر به افراد بی لیاقت بها داده شود، اوضاع بدتر هم خواهد شد. این توهین بزرگیست که شما با وجود داشتن عملکرد بهتر نسبت به کسی که فقط به او بها داده می شود، کنار گذاشته شوید. مطمئناً هیچ فرد عاقلی در این شرایط کار نمی کند. ۶- از بین بردن شور و شوق کارکنان کارمندان باهوش، پرشور و پر هیجانند. فراهم کردن زمینه ای برای شکوفایی استعداد و ذوق کاری این افراد می تواند بازدهی و رضایت شغلی آنان را بیشتر کند. اما متاسفانه بسیاری از مدیران، کارمندان باهوش خود را محدود می کنند. این مدیران می ترسند که اگر به کارمندان خود اجازه دهند شور و شوقشان را دنبال کرده و روی مسائل مختلف تمرکز کنند، بازدهی شان با کاهش رو به رو شود. اما این ترس بی دلیل است. تحقیقات جدید نشان داده افرادی که در محل کارشان با شور و اشتیاق فعالیت دارند، پدیده ای بنام "سیال بودن ذهن” را تجربه می‌کنند. یک حالت سرخوشی در ذهن ایجاد شده که پنج برابر بیش‌تر از حالت عادی، بازدهی افراد را بالا می برد. ۷- عدم توانایی در شکوفایی استعداد کارمندان هنگامی که از مدیران درمورد عدم توجهشان به کارمندان سوال می شود، آنها تلاش می کنند با بیان عباراتی مانند "اعتماد”، "استقلال عمل” و "توانمند سازی”، آن را توجیه کنند. این بهانه ها واقعاً مضحک است! یک مدیر خوب فارغ از اینکه کارمندش چقدر استعداد دارد، به مدیریتش می پردازد. آنها همواره به زیردستانشان توجه کرده و برای انتقادات و پیشنهادات، گوش شنوایی دارند. شاید برای مدیریت آغازی تعریف شود امّا پیشرفت در آن پایانی ندارد. هنگامی که شما کارمند باهوشی دارید، توانایی تان در زمینه سازی برای شکوفایی استعدادها و مهارت هایش به هنر مدیریتی شما بستگی دارد. حتی باهوش ترین کارمندان نیز به بازخورد گرفتن نیاز دارند (شاید بیشتر از سایر افراد) و این مدیریت شماست که بتوانید چنین فضایی را فراهم کنید؛ اگر نتوانید، اغلب کارمندان خسته شده یا دچار خودپسندی خواهند شد. ۸- عدم بهره گیری از خلاقیت کارمندان اغلب کارمندان باهوش به دنبال بهبود هرچیزی هستند که به نوعی با آن سر و کار دارند. اگر شما تنها به دلیل رضایت از وضعیت کنونی، توانایی آنها را در تغییر و بهبود شرایط نادیده بگیرید، باعث ایجاد حس تنفر شغلی در آنان خواهید شد. نادیده گرفتن این میل ذاتی نه تنها کارمندانتان بلکه شما را نیز محدود می کند. ۹- تخریب ایده های ذهنی افراد اغلب روسای بزرگ کارمندانشان را برای انجام کارهایی که در آغاز ناممکن به نظر می‌رسند، به چالش می‌کشند. آنها بجای هدف های معمول و رو به پیشرفت، برای کارمندان هدف ‌هایی بلندپروازانه را درنظر می‌گیرند تا آنان را از حریم آسایش و امن شان بیرون بکشند و آنگاه تمام تلاش خود را می کنند تا کارمندانشان به موفقیت برسند. اما زمانی که افراد با استعداد، کارشان را خسته‌کننده و بیش از اندازه ساده بیابند، به فکر تغییر شغل می افتند تا بتوانند داشته ‌های ذهنی‌ شان را به چالش بکشند. با همه این تفاسیر، اگر می خواهید کارمندان خوبتان استعفا ندهند، باید بدانید که چگونه با آنها رفتار کنید. شاید آنها کمی سرسخت به نظر برسند اما استعدادهایشان فرصت های زیادی را پیش رویتان قرار می دهد؛ کافی است که آنها برایتان کار کنند.   ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Thu, 24 Dec 2015 05:30:00 GMT http://migna.ir/vdcgyu9w.ak9tt4prra.html ۱۰شغل با بالاترین نرخ افسردگی http://migna.ir/vdccspq1.2bq0x8laa2.html در دنیای کسب و کار برای برخی از مشاغل بیشتر احتمال بروز افسردگی می‌رود و این عمدتا به علت استرس، ساعات کاری غیرقابل پیش‌بینی و طولانی، و یا عدم کنترل بر فضای کاری است. در اینجا ۱۰ طیف شغلی معرفی می‌شود که بین کارکنان آن سطوح زیادی از افسردگی گزارش شده است. در این مقاله به ۱۰ زمینه‌ی شغلی از ۲۱ طبقه‌ی شغلی اشاره می‌شود که کارکنان شاغل در آنها بسیار بیشتر از سایرین در طول یک‌سال علامت‌های افسردگی حاد را گزارش کرده‌اند. با این حال، چنانچه می‌خواهید یک پرستار باشید(مورد شماره ۴) این مطلب بدان معنی نیست که به سراغ حرفه‌ی دیگری بروید. دکتر دبورا لگ، مشاور بهداشت روان معتقد است: " جنبه‌های معینی در هر شغل وجود دارد که می‌تواند منجر به افسردگی یا تشدید آن شود. افرادی که در مشاغل پراسترس کار می‌کنند، اگر به خوبی از خودشان مراقبت کنند شانس بیش‌تری برای مدیریت افسردگی‌شان دارند." ۱.پرستاران خانگی/ نگه‌داری از کودکان افرادی که خدمات شخصی می‌دهند در بالای این فهرست قرار دارند. در حدود ۱۱ درصد افرادی که این شغل را برعهده دارند، افسردگی شدید را گزارش کرده‌اند(این نرخ بین بی‌کاران ۱۳ درصد و برای کل جمعیت ۷ درصد است.) دکتر کریستوفر ویلارد، روانشناس بالینی در دانشگاه تافتس معتقد است: یک روز عادی کاری برای این افراد می‌تواند شامل غذا دادن، حمام کردن و مراقبت از افرادی باشد که اغلب "توانایی تشکر و سپاسگزاری را ندارند..." چون یا بیش‌ از حد بیمار هستند یا خیلی کم‌سن هستند یا اصلا عادت به قدردانی و تشکر کردن ندارند. دیدن افراد بیماری که هیچ نیروی تازه و مثبتی به آدم نمی‌دهند، استرس‌زا است. ۲.کارکنان خدمات غذایی افرادی که امور مربوط به خدمات‌دهی در امر غذا را برعهده دارند، در رده‌ی دوم این فهرست قرار دارند. افراد شاغل در این کار حقوق پایینی دریافت می‌کنند و از طرفی هم هر روز آدم‌های زیادی بهشان امر و نهی می‌کنند که باعث خسته‌کنندگی این شغل می‌شود. در حالی که ۱۰ درصد از کارکنان خدمات تهیه‌ی غذا یک دوره‌ی افسردگی‌ حاد را در مدت یک‌سال گزارش کرده‌اند؛ ۱۵ درصد زنان شاغل در این شغل هم در معرض افسردگی قرار گرفته‌اند. لگ ‌معتقد است: "این کار یک شغل فاقد هرنوع تشکر و سپاسگزاری است. ممکن است مردم در برخورد با این کارکنان بی‌ادب باشند و کار حتی به درگیری فیزیکی هم بکشد. وقتی فردی افسرده است، همچنان پرانرژی و پرجنب‌وجوش بودن برایش سخت می‌شود. و اگر لازمه‌ی کارش حتما پرانرژی بودن است، کار خیلی سخت می‌شود." ۳.مددکاری اجتماعی این که مددکاران اجتماعی در رده‌های بالای این فهرست باشند خیلی هم تعجب‌آور نیست. سروکار داشتن با بچه‌هایی که مورد سوءاستفاده و آزارجنسی و بدنی قرار گرفته‌اند، یا خانواده‌هایی که در بحران به سر می‌برند-یک سری کاغذبازی‌های اداری را هم به این مشکلات اضافه کنید- می‌تواند این شغل را تبدیل به یک کار استرس‌زای ۷/۲۴ ( ۲۴ ساعته در تمام ۷ روز هفته) تبدیل کند. ویلارد معتقد است " یک فرهنگی هست که می‌گوید برای انجام شغل به شکلی مطلوب، ‌باید واقعا به سختی کار کنید و در اغلب موارد فداکاری کنید. از آنجا که مددکاران اجتماعی با افراد بسیار نیازمند سروکار دارند، این فداکاری خیلی زیاد برای انجام کار بسیار سخت است. من با بسیاری از مددکاران اجتماعی و دیگر حرفه‌های امور مراقبتی سروکار داشته‌ام و دیده‌ام که آنها واقعا خیلی زود از پا می‌افتند. ۴.کارکنان امور بهداشت و سلامت کارکنان امور بهداشت و سلامت شامل پزشکان، پرستاران، درمانگران و سایر افراد حرفه‌ای می‌شود که بیشترین زحمت را با حداقل تسهیلات متحمل می‌شوند. این کارکنان که زندگی سایر افراد در دستان آنها است ساعت‌ها و روزهای کاری نامنظم زیادی دارند. ویلارد معتقد است: "آنها هر روز بیماری، انواع زخم‌ها و مرگ را می‌بینند و با خانواده‌ی بیماران سر و کار دارند. این قضیه می‌تواند بر دیدگاه‌های فرد تاثیر بگذارد و او را به این نتیجه برساند که جهان، جای غمگین‌تری است." ۵.هنرمندان، بازیگران ‌و نویسندگان این شغل با حقوق نامطمئن، ساعت‌های نامشخصی از زندگی فرد را درگیر می‌کند و او را به انزوا می‌کشاند. افراد خلاق، بیش از سایرین در معرض اختلالات خلقی و روحی-روانی هستند، در حدود ۹ درصد این آدم‌ها در یک‌سال گذشته به افسردگی شدید مبتلا شده‌اند. احتمال ابتلا به افسردگی در هنرمندان و نویسندگان مرد بیشتر است. (تقریبا ۷ درصد کسانی که تمام‌وقت کار می‌کنند.) لگ معتقد است: "یک چیزی که بین هنرمندان و بازیگران زیاد دیده‌ام، بیماری اختلال دوقطبی است. در بسیاری مواقع در افراد هنرمند اختلالات خلقی تشخیص داده نشده و یا درمان نشده‌ای وجود دارد. افسردگی در افرادی که به سمت کار هنری کشیده می‌شوند امری معمولی و رایج است و بعد از شیوه‌ی زندگی‌شان به این موضوع بیشتر دامن می‌زند. ۶.معلمــان به نظر می‌رسد نیاز به معلمان روز به روز در حال افزایش است. بسیاری از معلمان، بعد از یک شیفت کاری دوباره کار می‌کنند و حتی کار خود را به خانه هم می‌برند. ویلارد معتقد است: از جهات مختلفی به معلم‌ها فشار وارد می‌شود، از طرف بچه‌ها، والدین‌شان و مدرسه‌هایی که به دنبال ارتقای استانداردهایشان هستند؛ و همه‌ی این افراد هم خواسته‌های متفاوتی دارند. انجام این کارها برای معلم‌ها آنقدر سخت می‌شود که گاهی حتی یادشان می‌رود از روز اول با چه انگیزه‌ای به این شغل وارد شده‌اند. ۷.کارکنان مدیریت پشتیبانی افرادی که در این شغل مشغول به کار هستند از کوچک‌ترین مسائل تا موضوعات سطح بالای سازمان را باید تحمل کنند و چه بسا در بسیاری موارد برنجند و ناراحت شوند. لگ در این باره می‌گوید: آنها همه‌ی امور سازمان، از گرفتن سفارش‌ها تا جهت‌دهی تمام امور در خط مقدم هستند. اما از سوی دیگر در چارت اداری در سطح پایینی قرار دارند که کنترلی بر سایر امور ندارند. آن‌ها یک روز کاری غیرقابل پیش‌بینی و سخت را پشت سر می‌گذارند و ادامه‌ی کار و زندگی را برای بقیه راحت و آسان می‌کنند در حالی که هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد و نمی‌داند چه زحمتی را متحمل شده‌اند. ۸.کارکنان واحد تعمیر و نگهداری وقتی یک چیزی در محل کار یا منزل‌تان خراب می‌شود معمولا چه کار می‌کنید؟ این اساسا چیزی است که کارکنان شاغل در واحد تعمیر و نگهداری هر روز با آن سروکار دارند. آنان اغلب در ساعت‌های غیرعادی، هر فصل از سال بدون توجه به سرما یا گرما، و در شیفت‌های کاری شبانه به کارشان مشغول هستند. آن‌ها بابت درست کردن خرابکاری وحشتناک دیگران اغلب حقوق بسیار ناچیزی می‌گیرند. ویلارد می‌گوید شیفت کاری آنان مدام تغییر می‌کند و می‌چرخد و به همین سبب اغلب از سایر همکاران‌شان جدا می‌افتند و این بسیار خطرناک است. ۹.حسابداران و مشاوران مالی استرس. استرس. استرس. بیشتر افراد علاقه‌ای ندارند با پس‌اندازهای دوران بازنشستگی‌شان سروکار داشته باشند. حالا تصور کنید در شغلی باشید که هزاران یا میلیون‌ها دلار از دارایی دیگران را سروسامان دهید؟ لگ می‌گوید: "مسئولیت پاسخگویی بسیار زیادی برای امور مالی دیگران وجود دارد و این در حالی است که در بسیاری مواقع بازار در کنترل حسابدار و مشاور مالی نیست و نمی‌داند چه اتفاقاتی در دنیای کسب و کار در حال وقوع است." هم‌چنین اگر یک مشتری بخشی از دارایی‌اش در هنگام کار از دست برود احساس گناه و عذاب وجدان زیادی برای مشاور مالی به همراه خواهد داشت و علاوه بر آن همواره افرادی هستند که مداوم بر سر حسابدار یا مشاور مالی و اقتصادی در حال جیغ کشیدن هستند! " ۱۰.کارکنان بخش فروش افراد شاغل در بخش فروش در رده‌ی دهم این فهرست جای دارند، و مجموعه‌ای از دلایل وجود دارند که چرا این شغل هم باعث افسردگی در افراد می‌شود. بسیاری از فروشندگان بر مبنای دریافت پورسانت کار می‌کنند و این بدان معنی است که هرگز به طور دقیق نمی‌دانند چه زمانی حقوق‌شان را می‌گیرند. معمولا آنان در سفر هستند و زمان بسیاری را دور از خانه، خانواده، و دوستان‌شان می‌گذرانند. درشرایطی هم که بخواهند به تنهایی و مستقل کار کنند منافع و سود کمی عایدشان خواهد شد. لگ می‌گوید: "این درآمد نامطمئن، فشار زیادی را برای آنان به همراه دارد و این شغل را به کاری پراسترس تبدیل می‌کند." ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sat, 12 Dec 2015 17:19:21 GMT http://migna.ir/vdccspq1.2bq0x8laa2.html روش انتخاب رنگ متناسب برند تجاری از دیدگاه روانشناسی http://migna.ir/vdcfymdm.w6djtagiiw.html از ديدگاه روان شناسي، چرا رنگ ها تاثیرات متفاوتی بر ذهن انسان می گذارند؟ به گفته ی روانشناسان رنگ ها بسته به اولویت های شخصی، تجارب، تعلیم و تربیت، تفاوت های فرهنگی و پیشینه ی افراد می تواند تاثیرات متعددی بر ذهن بیننده بگذارد. حال نگاهی به رنگ های ترغیب کننده ای می اندازیم که در رنگ بندی برند تجاری و لوگو بسیار تاثیر گذار هستند.   در بحث برندینگ، بازخورد مصرف کنندگان نسبت به رنگ های مختلف به صورت زیر طبقه بندی شده است:   بر اساس تصویر بالا و طبقه بندی لوگوی برندهای موفق، رنگ های پرکاربرد در زمینه ی برندینگ هریک معنا و مفهوم متفاوتی دارند: 1. رنگ زرد نماد خوشبینی است، رنگی گرم و نشان خلاقیت است. (برند Shell و McDonalds) 2. رنگ نارنجی (گلبهی) رنگی دوستانه است، این رنگ نماد اعتماد و شادی است. )برند Fanta و Fire Fox) 3. رنگ قرمز (سرخابی) نماد هیجان است، این رنگ نشان جسارت و جوانی است. (برند کوکاکولا و Canon) 4. رنگ بنفش نماد خلاقیت است، این رنگ نشانی از خردمندی و دانایی است. (برند یاهو و Tmobile) 5. رنگ آبی (سورمه ای) نماد اعتماد، قدرت و متفاوت بودن است. (برند Dell و HP) 6. رنگ سبز نماد صلح و سلامتی است. (برند Starbucks ) 7. رنگ توسی (سفید) نماد تعادل و آرامش است. (برند اپل و ویکی پدیا) البته احساس هر فرد درباره ی هر رنگ به تجربیات شخصی آن فرد بر می گردد و می تواند متفاوت از الگوهایی که در بالا به آنها اشاره شد باشد. اما معمولاً برخی از رنگ ها در افزایش فروش یک کالا و پذیرش نام تجاری نقش اساسی تری دارند. در پژوهشی با عنوان "تاثیر رنگ ها بر بازاریابی" ، محققان دریافته اند که تا 90% از قضاوت مردم درباره ی یک کالا به نوع رنگ (بسته بندی محصول) بر می گردد. از سوی دیگر نتایج بدست آمده از پژوهش "اثرات متقابل رنگ" نشان می دهد که رابطه ی میان برند و رنگ به برداشتنی که از نام تجاری می شود نیز بستگی دارد (برای مثال آیا رنگ برند با محصول همخوانی دارد و یا خیر؟) انتخاب رنگ برای برند تجاری در حقیقت به آن محصول یا برند شخصیت می دهد، این نتیجه ی پژوهش "هیجان رنگ قرمز و آبی" می باشد( یک مثال شفاف برند موتورسیکلت های Harley Davidson است که مشتریان آن معمولاً افرادی تنومند و خونسرد هستند. در واقع نام و رنگ برند همخوانی دارد.) پژوهش های دیگری نشان داده است که مغز انسان برندهای قابل تشخیص را بیشتر به خاطر می سپارد و به همین دلیل است که انتخاب رنگ صحیح برای برند متناسب با محصول اهمیت بالایی دارد. از سوی دیگر انتخاب رنگی که برند را از دیگر رقبا متمایز کند می تواند تاثیر برند را دو چندان کند (برای مثال اگر همه ی رقبا از رنگ آبی برای برندینگ استفاده کرده اند، رنگ بنفش را به عنوان وجه تمایز برای برند خود انتخاب کنید). محققان معتقدند انتخاب رنگی که بتواند بیشترین واکنش مصرف کنندگان را به محصول جلب کند به مراتب مهم تر از خود رنگ است. بنابراین اگر طرفداران موتورسیکلت های Harley Davidson با راندن این محصول به دنبال شخصیت تنومند و زمخت هستند، انتخاب رنگ صورتی و یا رنگ های لوکس برای برند این محصول انتخاب درستی نخواهد بود. بر اساس پژوهش جنیفر آکر، رواشناس و استاد دانشگاه استندفورد، رنگ ها 5 شخصیت هسته ای یک برند را بیان می کنند. یک برند می تواند یکی از 5 شخصیت زیر را داشته باشد: 1. خلوص - خانگی - صادق - واقعی - شاد 2. هیجان - جسارت - با روحیه - تخیلی - به روز 3. شایسته - قابل اعتماد - مسئول - قابل اتکا - کارآمد 4. پیشرفته - پر زرق و برق - نمایشی - جذاب - رمانتیک 5. استحکام - سرسخت - قوی - تنومند - زمخت برندهای تجاری می توانند تلفیق 2 صفت از صفت 5 مذکور باشند، اما عمدتاً برندها بر یکی از 5 صفات بالا تمرکز می کنند. برندهای لباس و مد بر جذابیت و برند خودرو بر استحکام دلالت دارند. از سوی دیگر پژوهش ها نشان داده است هر فرد از هر رنگ یک درک شخصیتی دارد. برای مثال رنگ قهوه ای در ذهن برخی یادآور استحکام، رنگ بنفش یاد آور پختگی و رنگ قرمز نماد هیجان است. برند تجاری مشخصاً باید رنگی داشته باشد که نماد ماهیت آن محصول باشد، این واقعیت توسط اغلب پژوهش ها به اثبات رسیده است. برای مثال رنگ قهوه ای شاید نماد سرسختی باشد اما از سوی دیگر یاد آور رنگ شکلات است و شاید اشتها آور نیز باشد. بنابراین رنگ ها به طبع آن تاثیری که در ذهن افراد می گذارند می توانند کاربردهای متفاوت داشته باشند. نتیجه گیری زمینه ی کاری برند شما در انتخاب رنگ اولین اولویت را دارد. احساس، حالت و تصویری که نام تجاری به مشتری منتقل می کند نقش مهمی در متقادعد کردن او برای خرید کالا دارد. بنابراین در انتخاب رنگ برندیگ، مهم ترین عاملی که باید در نظر گرفته شود مطابقت رنگ با شخصیت و ماهیت کالا یا سازمان است (برای مثال رنگ سفید بیانگر عشق اپل به طراحی های تمیز و ساده است). از سوی دیگر انتخاب رنگ هایی که بیشتر مورد توجه مشتری قرار می گیرد نیز مهم است، برای مثال انتخاب رنگ نارنجی به عنوان رنگ برند تجاری در سراسر جهان بیشتر از رنگ نقره ای مورد توجه مشتریان قرار می گیرد. انتخاب رنگ بر اساس جنسیت اهمیت "تناسب ادراک" اثبات می کند که چرا اغلب خودروهای محبوب در رنگ های سفید، سیاه، نقره ای و خاکستری تولید می شوند. بر اساس پژوهشی که توسط پژوهشگر، آقای جو هالوک انجام شده است، رنگ ها بر اساس جنسیت قابل دسته بندی هستند. انتخاب رنگ متناسب با جنسیت مشتری ها می تواند در انتخاب فرد موثر باشد. برای مثال، در نظر بگیرید که رنگ آبی پسرانه و رنگ صورتی دخترانه است. در ادامه این محقق اولیت های انتخاب رنگ بر اساس جنسیت را به اینگونه تقسیم بندی کرده است: رنگ های مورد علاقه ی مردان: رنگ های مورد علاقه ی بانوان: رنگ هایی که کمتر مورد علاقه ی مردان است:   رنگ هایی که کمتر مورد علاقه ی بانوان است:   یکی از نکات قابل تامل در نمودارهای بالا آن است که رنگ "آبی" به میران قابل توجهی مورد علاقه ی هر دو جنسیت است و البته وجه تمایز فاحش در انتخاب رنگ بین زنان و مردان رنگ "بنفش" است. بانوان رنگ بنفش را بسیار می پسندند اما مردان کمتر به این رنگ علاقه نشان می دهند. (شاید به همین خاطر باشد که هیچ برند معروف مردانه و یا هیچ ابزار مردانه ای به رنگ بنفش نمی باشد.) پژوهش های بیشتر در رابطه با ادراک جنسیتی رنگ ها نشان می دهد که با توجه به میزان ملاحت یا غلظت رنگ ها، مردان به رنگ های غلیظ و پر رنگ (رنگ مشکی به آنها اضافه شده باشد) علاقه ی بیشتری نشان می دهند ، درحالیکه زنان رنگ های ملیح تر (رنگ سفید به آنها اضافه شده باشد) را بیشتر می پسندند.   بنابراین اگر کالا یا خدمات شما مشخصاً برای مردان یا بانوان تولید می شود، انتخاب رنگ مورد توجه آنها در اولویت است. نکته ی بعدی آن است که برای انتخاب رنگ فرمول زیر باید رعایت شود: هماهنگی رنگ + متمایز بودن رنگ این اصل معمولاً در طراحی وب بسیار در نظر گرفته می شود. همانطور که محققان معتقدند، رنگی که از فضای اطراف متمایز باشد بیشتر در ذهن بیننده باقی خواهد ماند. به مثال زیر توجه کنید که یک دکمه در فضای شلوغ یک صفحه ی وبسایت به چه راحتی قابل شناسایی است: دکمه ی قرمز در تصویر بالا مثل یک جزیره ی قرمز رنگ در دریایی عظیم است. پژوهش ها نشان داده است علاوه بر اینکه مصرف کنندگان رنگ هایی که با هم همخوانی دارند می پسندند، اما توجه بسیاری به رنگ های متضاد دارند. برای ایجاد همانگی در انتخاب رنگ و البته بهره از تضاد رنگ ها باید "رنگ های متضاد مکمل" را انتخاب کنید: روش دیگر انتخاب یک رنگ خنثی به عنوان "پس زمینه" به همراه سلسه مراتبی از "رنگ های پایه" و یک "رنگ مشخص" برای المان های اصلی است: در مثال بعدی دو صفحه ی وب با دو دکمه در دو رنگ "سبز" و "قرمز" را مشاهده می کنید: این دو صفحه ی وب هر دو دارای محتویات مشابه هستند، اما کاربران تعدا دفعات بیشتری دکمه ی قرمز را به نسبت دکمه ی سبز کلیک کرده اند. در اینجا علت بیشتر کلیک شدن دکمه ی قرمز از ماهیت رنگ "قرمز" نیست، بلکه به دلیل تمایز این رنگ به نسبت کل رنگ صفحه است که بیشتر از المان های سبز رنگ در آن بکار رفته شده است. در یک نگاه اجمالی به این صفحه ی وب همه چیز سفید و سبز است. قاعدتاً دکمه ی قرمز به دلیل تمایز رنگی بیشتر مورد توجه کاربر قرار گرفته است. نه تنها انتخاب رنگ ها متناسب با محتوای کالا در بحث برندینگ بسیار اهیمت دارند، بلکه انتخاب نام یک رنگ به عنوان نام "برند" نیز کاربرد فراوان دارد. برای مثال در برند لوازم آرایشی انتخاب نام های فانتزی تاثیر بیشتری در فروش محصول دارد. برای مثال به جای استفاده از نام "قهوه ای" از نام "موکا" که نوعی قهوه است استفاده شود. این انتخاب تاثیری دو چندان بر پسندیده شدن محصول آرایشی توسط مصرف کننده دارد. همچنین انتخاب نام خلاقانه، توصیفی و با یادماندنی تر برند(برای مثال انتخاب "آسمان آبی" به جای "نور آبی") می تواند تاثیر بیشتری در انتخاب مصرف کننده بگذارد.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 05 Dec 2015 05:19:26 GMT http://migna.ir/vdcfymdm.w6djtagiiw.html هشت نشانه یک کارمند دردسرساز http://migna.ir/vdch-xnx.23nkidftt2.html بخش مالی یاهو 8 نشانه‌ای که در صورت وجود، از شما یک کارمند مشکل‌آفرین در محیط کاری ساخته و اعتبار حرفه‌ای و انتخاب‌های آینده وی با خطر مواجه می‌کند مورد بررسی قرار داده است.  مدیریت را به عنوان دشمن خود ببینید اگر شما فکر می‌کنید که رابطه کارمند/مدیر به موقعیت ما علیه شما تبدیل شده است، احتمال اینکه نگرش شما روی مدیرتان تاثیر گذاشته و او نیز شما را به عنوان دشمن خود قلمداد کند زیاد خواهد بود. در این صورت هیچکس نمی‌خواهد که روزهای خود را با کار در کنار دشمن خود بگذارند.  حداقل یک بار در ماه اعلام کنید «این شغل من نیست»‌ زمان‌هایی وجود دارد که شاید لازم باشد بگویید شما برای این شغل ساخته نشده‌اید. ولی اگر شما از کارهای موظفی خود سرباز زدید احتمالا به شدت خودتان را گول زده‌اید. با این حال یک شغل هیچگاه جامع نبوده و اکثر مردم تا پایان انجام کار به خوبی در شغل خود جا نمی‌افتند.  درخواست مدیر خود را به عنوان پیشنهاد تلقی کنید گاهی اوقات خواسته مدیران یک پیشنهاد است که شما در قبول یا رد آن مختارید ولی اغلب اوقات مدیران از شما انتظار دارند که چیزی که از شما خواسته‌اید انجام دهید. اگر شما عادت رد خواسته‌ها یا مواردی که با آن مخالفید را دارید، مدیر مجبور خواهد شد تا  کار شما را موشکافی کرده و از عدم رد جنبه‌هایی که دوست ندارید مطمئن شود.    در پیداکردن مدیر سابقی که شما را به جایی معرفی کند دچار مشکل شدید اگر وقتی با مدیران سابقتان تماس می‌گیرید آنها از شما حمایت نمی‌کنند ، احتمالا یک دلیلی دارد. برخی مدیران با درخواست معرفی به طور کلی مشکل دارند، پس اگر شما با چنین مشکلی مواجه شدید، لازم است که در مورد چگونگی رابطه با آنها مجددا تفکر کنید.  همیشه به جای اجازه، درخواست بخشش کنید این موضوع حقیقت دارد که برای پیشرفت در حرفه، از شما انتظار می‌رود که در برخی موقعیت‌ها به صورت مستقل قضاوت کرده و تصمیم بگیرید ولی اگر برخی از تصمیم‌های کلی با ریسک بالایی همراه باشد، اغلب مدیران می‌خواهند وارد گود شوند. اگر شما به صورت خودجوش اقدام به عملی کنید و بعد امید به بخشش داشته باشید، کم کم مورد غضب کارفرمای خود قرار خواهید گرفت.  به دنبال دلایلی برای عدم انجام کارها هستید به جای اینکه راه‌هایی برای انجام آنها پیدا کنی اگر جمله مورد علاقه شما این است که « این روش هیچوقت کار نخواهد کرد» شما اثری ناامید کننده روی تیمتان خواهید گذاشت.     در یک حلقه منفی گیر کنید ناامیدی موضعی در کار یک حالت طبیعی است ولی اگر شما نسبت به شغل و شرکت خود هر روز احساس منفی داشته باشید این موضوع روی کیفیت کار و زندگی شما تاثیر خواهد گذاشت. وقتی با این حالت مواجه شدید، بهترین کار این است که راهی پیدا کنید که از آن طریق احساس رضایت در کار داشته و حرکتی رو به جلو داشته باشید.    از همه رئیس‌هایی که تا به حال داشته‌اید بدتان می‌آید اگر شما هیچگاه از مدیری که با آن کار می‌کنید راضی نیستید، باید به دنبال چیزی باشید که از خود شما سرچشمه می‌گیرد. این موضوع ممکن از عدم توانایی شما در راضی شدن، انتظارات غیرمعقول در مورد کار، مشکل با رئیس،‌ مشکلات عصبی، سختی در تنها بودن با دیگران یا مشکلات دیگر باشد. ولی این نکته با ارزش خواهد بود که نگاهی به آن بیندازید و بفهمید که مشکل از کجاست. ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 03 Dec 2015 17:05:51 GMT http://migna.ir/vdch-xnx.23nkidftt2.html علایم و عوارض فرسودگی شغلی چیست؟ http://migna.ir/vdchvinx.23nkwdftt2.html اثرات منفی فرسودگی شغلی بر عملکرد فرد به صورت کاهش درامد و کارامدی در محل کار، غیبت از محل کار، کاهش رضایت بیماران و مراجعین ، ترک حرفه و مشکلات خانوادگی و زناشویی می باشد . فرسودگی شغلی اختلالی روان شناختی است که شامل خستگی مزمن، علایم جسمانی مختلف، اختلالات خواب، احساس گناه، گوشه گیری، کاهش کار و وفعالیت روزانه و تمایلات منفی و بدبینانه نسبت به همکاران و مراجعین می باشد. سایر علایم فرسودگی شغلی شامل نارضایتی از کار، احساسات مبنی بر شکست و ناتوانی، حس دائمی اجحاف و استثمار و کاهش عملکرد شغلی می باشد. این اختلال در مشاغل یاری رسان به مردم بیشتر از سایر رشته ها می باشد. پرسنل شاغل در بخش بهداشت و درمان (نظیر پزشکان عمومی، متخصصین، پرستاران و بهیاران ..)  نیرو های پلیس و اتش نشان ها به علت مواجهه با فشارهای هیجانی، مدیریتی و فیزیکی میزان بیشتری از فرسودگی شغلی را تجربه می کنند. این عوامل استرس زا شامل ساعات زیاد کاری، حمایت اجتماعی کم، مواجهه با خشونت و تهدید در محل کار ، شیفتهای شبانه، تقاضای زیاد در محل کار، سازماندهی ضعیف کاری، سختی کار و تصمیم گیری در موقعیتهای بحرانی بر اساس اطلاعات ناکافی و مواجهه با نتایج جدی این تصمیم گیری ها می باشد. اثرات منفی فرسودگی شغلی بر عملکرد فرد به صورت کاهش درامد و کارامدی در محل کار، غیبت از محل کار، کاهش رضایت بیماران و مراجعین ، ترک حرفه و مشکلات خانوادگی و زناشویی میباشد . افزایش افسردگی و حتی خودکشی، استفاده از الکل و مواد مخدر، اختلالات خواب و حافظه ، بیماری های قلبی ، چاقی و افزایش فشار خون و دیابت از سایر پیامد های فرسودگی شغلی میباشد.  با توجه به عواقب جدی و مهم این اختلال لازم است کارکنان شاغل در این مشاغل نسبت به این علایم اگاه باشند و در مراحل اولیه با مراجعه به درمانگر تکنیک های ذهنی و رفتاری لازم برای مقابله با ان را به کار گیرند و یا در صورت لزوم از درمانهای دارویی بهره جویند.  - نویسنده: دکتر مریم محمدنژاد، متخصص روانپزشکی (اعصاب و روان) ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Mon, 30 Nov 2015 14:24:45 GMT http://migna.ir/vdchvinx.23nkwdftt2.html روانشناسی فروش http://migna.ir/vdccsiq1.2bq018laa2.html چه مزخرفاتی! من حتی نمی توانم درک کنم چرا پسری که امروز در فروشگاه دیدم دوازده تا تن ماهی را در یک نایلکس قرار داد ولی کنسرو لوبیایش را در یک نایلکس جدا! آن وقت چطور می خواهم روانشناسی انسانی را در چند نکته مفید و مختصر خلاصه کنم؟ انسان ها شخصیتی کاملا پیچیده و اسرارآمیز دارند. به همین خاطر است که همه ما درگیر شناخت و درک همنوعان مان هستیم. با این حال، اکنون که شما دیگ راز فروش و بازاریابی ترسی ندارید، می خواهم چند نکته اساسی روانشناختی را برایتان بگویم تا از آنها در هنگام فروش بهره بگیرید: مردم بر اساس احساسات شان تصمیم می گیرند تصمیمات انسان ها بر پایه احساسات، نیازها و عواطف آنها شکل می گیرد و فرآیندی منطقی را طی نمی کند. به همین دلیل است که تاکید بر مزایا کلید متقاعد کردن مردم به شمار می آید. زمانی که شما مشغول نوشتن هستید باید از خودتان بپرسید: «چه چیزی می تواند احساسات مردم را برانگیزد؟!» مردم تصمیمات شان را با حقایق توجیه می کنند به عنوان مثال: مردی به یک آگهی تبلیغاتی نگاه می کند که در آن عکسی از یک خودرو اسپورت نقش بسته است و به سرعت عاشق آن خودرو می شود اما او نمی تواند خود را متقاعد کند که بر اساس احساساتش به خرید آن خودرو اقدام کند؛ بنابراین شروع به خواندن مشخصات تکنیکی مانند قدرت موتور، ویژگی های ایمنی و نیاز به مراقبت های بعدی کم می کند. او آن خودرو را می خواهد زیرا باعث می شود احساس خوبی پیدا کند اما زمانی آن را خواهد خرید که خود را از لحاظ منطقی قانع کرده باشد. خودمحور هستند صفت «خودمحور» به معنای آن است که شخصی تمام امور را بر محور خودش انجام دهد. همه ما معنی این کلمه را چنان که به خودمان مربوط است در نظر می گیریم. بنابراین توجه داشته باشید که آگهی تبلیغاتی شما باید به این سوال ناپرسیدنی پاسخ دهد که «خب این محصول چه ارتباطی به من دارد؟!» گر کمی عمیق تر به موضوع نگاه کنیم، این سوال کمی تغییر می کند و به این شکل ظاهر می شود: «این محصول چگونه باعث می شود که من احساس ارزشمندی کنم؟» مردم به دنبال ارزش هستند ارزش، یک رقم ثابت نیست. ارزش به آن چیزی بستگی دارد که شما عرضه می کنید، مبلغی که دیگر رقبا طلب می کنند، هزینه ای که معمولا مشتری پرداخت می کند و همچنین به میزان علاقه مشتری به محصول و توجه او به تفاوت های میان محصول شما و دیگر محصولات نیز وابسته خواهدت بود. شما باید ارزشی عرضه کنید که یا هم تراز یا برتر از مبلغ محصول تان باشد. هر چه نسبت ارزش محصول تان به قیمت آن بیشتر باشد، مردم رغبت بیشتری به خرید آن پیدا خواهند کرد. مردم در قالب مردم فکر می کنند مغز انسان کامپیوتر نیست؛ ماشین حساب یا پردازنده اطلاعاتی هم نیست. دانشمندان نشان داده اند که اولین عملکرد مغز انسان رسیدگی به تعاملات اجتماعی است. به یاد دارید که چگونه مسئله های دوران ریاضی دوران مدرسه در قالب موقعیت های زندگی واقعی عنوان می شدند؟ حل کردن آنها همیشه آسان تر از مسئله های انتزاعی بود. بنابراین آگهی تبلیغاتی شما نیز باید شامل اسامی، ضمایر شخصی، نقل قول ها، شوهد، داستان ها و عکس هایی از مشتریان راضی باشد. شما نمی توانید مردم را وادار به انجام کاری کنید زمانی که مردم خرید می کنند به این دلیل نیست که شما وردی جادویی را در گوش آنها خوانده اید. شما می توانید اصرار کنید یا فشار وارد کنید اما در نهایت مردم کاری را انجام می دهند که می خواهند. این به آن معناست که وظیفه شما نشان دادن ارتباط محصول تان به نیازهای مردم است. مردم عاشق خرید کردن هستند بعضی ها می گویند مردم دوست ندارند چیزی به آنها فروخته شود. حقیقت ندارد. مردم دوست دارند چیزهایی بهشان فروخته شود. آنها عاشق این هستند که محصولات و تجربه های جدید را از آن خود کنند. چیزی که مردم دوست ندارند این است که سرشان کلاه گذاشته شود یا با آنها بدرفتاری شود. بنابراین باید چنین مواردی را از فرآیند بازاریابی خود حذف کنید. به جای آن که بخواهید چیزی به مردم بفروشید، بهتر است به آنها کمک کنید. محصولات خوبی به فروش برسانید، پیشنهادهای جذابی ارائه کنید و با انصاف با مردم رفتار کنید. این فرمول اطمینان بخش موفقیت است. مردم به طور ذاتی در خرید، شکاک هستند اغلب مردم نسبت به هر گونه پیشنهادی به دیده شک می نگرند. آنها به دنبال آن هستند که از خطرات دوری کنند. شما هیچ گاه نمی توانید سطح شک و تردید یک شخص خاص را پیش بینی کنید، پس بهتر است از قبل تمام شواهد و مدارک مورد نیاز از قبیل نتایج نظرسنجی، نتایج آزمایش ها، آمار و ارقام و داده های علمی را در ذهن یا در کیف خود داشته باشید. مردم همیشه دنبال چیزی هستند عشق، ثروت، شکوه، آسایش، امنیت؛ مردم به طور ذاتی ناراضی هستند و کل عمرشان را در جستجوی رضایتمندی می گذرانند. در ساده ترین حالت ممکن باید بدانید که نوشتن یک آگهی تبلیغاتی خوب به مردم نشان می دهد که چگونه محصول یا خدمات شما می تواند یک یا چند نیاز آنان را برطرف کند. مردم به دلیل راحتی و انحصاری بودن، مستقیم خرید می کنند اگر مردم بتوانند محصولات شما را به آسانی از نزدیکترین فروشگاه تهیه کنند، حتما این کار را خواهند کرد. بنابراین اگر آنها محصولات تان را به طور مستقیم از خود شما نمی خرند، به این دلیل است که آنها نتوانسته اند آن آیتم ها را در جای دیگری پیدا کنند. (یا نمی دانند که کجا می توانند آنها را خریداری کنند.) به همین دلیل است که شما باید در آگهی تبلیغاتی خود راحتی و انحصاری بودن خرید محصول مورد نظر را یادآوری کنید. مردم دوست دارند محصول تان را قبل از خرید ببینند، بشنوند، لمس کنند، مزه یا بو کنند برخی از مردم هیچ گاه به صورت اینترنتی خرید نمی کنند زیرا نمی توانند محصول مورد نظر را به طور کامل مورد بررسی قرار دهند. برخی از محصولات، مانند کتاب یا سی دی آنقدر شناخته شده هستند که بتوان به صورت اینترنتی آنها را خرید زیرا شک و تردید خیلی کمی در مورد کیفیت فیزیکی محصول وجود دارد. اما فروش آنلاین محصولات دیگری مانند لباس یا غذا کمی سخت تر است. (حداقل تا زمانی که مردم تجربه خرید رضایتبخشی پیدا کنند.) دلیل این موضوع این است که کیفیت این محصولات قابل تغییر است. به نحوه خرید مردم در فروشگاه ها فکر کنید و از خود بپرسید که آیا برخی از عناصر تجربه احساسی خرید از پیام تبلیغاتی شما جا مانده اند؟ بسیاری از مردم از جمعیت تبعیت می کنند ما به دیگران نگاه می کنیم تا رهنمایی بگیریم، به ویژه زمانی که در مورد چیزی احساس عدم اطمینان داشته باشیم، می پرسیم: «دیگران در این مورد چه فکری می کنند؟ چه احساسی دارند؟ چه کار می کنند؟» آن گاه بر اساس پاسخ های مان عمل می کنیم. به همین دلیل است که شواهد و اسناد تاریخی تاثیر شگفت انگیزی دارند. البته این در اصل ظاهر موضوع است. روانشناسی حیطه ای عمیق و همواره در حال رشد است و اگرچه من دوست ندارم مسائل را دشوارتر از آنچه هست جلوه دهم اما به نظر می رسد دانستن نحوه عملکرد مردم و از آن مهمتر، دلیل کارهای آنان بسیار سودمند باشد. این راز موفقیت در زمینه نوشتن آگهی های تبلیغاتی است.     ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sat, 28 Nov 2015 09:50:33 GMT http://migna.ir/vdccsiq1.2bq018laa2.html مدیریت موثر: درون‌گراها درمقابل برون‌گراها http://migna.ir/vdcbw8bf.rhba0piuur.html یک محل‌کار همیشه پر از انواع و اقام شخصیت‌هاست. همه جور کارمند باید با هم کار کنند و از‌آنها انتظار می‌رود که بتوانند برای رسیدن به یک هدف مشترک با تفاوت‌های فردی همدیگر کنار بیایند. اما اخلاقیات، هنجارهای فرهنگی و خلق و خو می‌تواند گاهی موجب اختلاف شود. - اجازه بدهید اول کمی درمورد خلق‌وخو صحبت کنیم. همه کارمندان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: -درون‌گراها و برون‌گراها. هرکدام از این گروه‌ها به طور کاملاً متفاوتی در محل‌کار ارتباط برقرار می‌کنند. یکی برای رهبری گزینه بهتری نسبت به آن یکی است اما آیا همیشه می‌توان آنها را تشخیص داد؟ در زیر به خصوصیات اخلاقی بیشتر برون‌گراها اشاره می‌کنیم: - به نظر می‌آید هیچکس برای آنها غریبه نیست. هرکسی می‌تواند یک مشتری احتمالی آنها باشد، یا بالاتر از این، یک دوست احتمالی. - برای هر کاری که پیشنهاد می‌شود، داوطلب می‌شوند. اینها کارمندانی هستند که در آنِ واحد روی چند پروژه کار می‌کنند، حتی اگر پروژه‌ها وجه اشتراک کمی با همه داشته باشند. - با هرکسی که بخواهد ارتباط اجتماعی ایجاد می‌کنند. وارد همه بحث‌ها می‌شوند و معمولاً مدیران اجتماعی بخش‌های مختلف شرکت‌ها هستند. به نظر می‌رسد برون‌گراها افرادی شدیداً اجتماعی و فعال هستند، اینطور نیست؟ بله، می‌توانند اینطور باشند اما آنها هم نقاطی منفی دارند. برای مشتری‌هایی که ترجیح می‌دهند فقط در حیطه کاری باقی بمانند، از نظر احساسی کمی سلطه‌گر به نظر می‌رسند. چنین مدیری باید این اخلاق خود را براساس نیازهای مشتری، تعدیل کند. - وقتی می‌خواهند روی دیگران تاثیر بگذارند یا با تعهد بیش از اندازه، حقانیت خود را ثابت کنند، ممکن است دچار خستگی مفرط شوند. چنین مدیری باید حفظ تعادل و «نه» گفتن را یاد بگیرد.  - ممکن است با کارمندان و مشتریان رفتاری زیادی دوستانه و صمیمی پیدا کند. اگر چنین مدیری بخواهد احترام خود را پیش همه حفظ کند، باید مرزهای ارتباطی درست داشته باشد.- خلق‌وخو درون‌گراها چطور؟ - آنها معمولاً ترجیح می‌دهند در خلوت کار کنند. اگر کسی مزاحم کارشان شود معمولاً عصبانی می‌شوند. - آنها زندگی دیگران را درک کرده اما وارد بحث‌های اجتماعی نمی‌شوند. به ندرت در جمع‌هایی که صحبت کاری نیست، دیده می‌شوند. - قبل از اینکه وارد کاری شوند، صبر می‌‌کنند تا اگر کس دیگری آن پروژه را قبول نکرد وارد آن شوند. به نظر می‌رسد درون‌گراها نتوانند مدیران خوبی باشند، نه؟ اینطور نیست می‌توانند، اما باید اینطور به آن نگاه کنید: - آنها می‌توانند قدرت تمرکز و حل مشکل بسیار بالایی داشته باشند. وقتی چنین مدیری برنامه‌ای ارائه می‌کند، آن برنامه‌ قطعاً کاملاً تفصیلی و فکرشده خواهد بود. - آنها می‌توانند بعنوان یک سیاستمدار رفتار کنند و رفتارها را از دور بررسی کنند. چنین مدیری معمولاً بدون اینکه خود را از نظر احساسی درگیر کند، می‌تواند دیدگاه‌های متفاوت را توضیح دهد. - آنها دقیقاً به این دلیل که خودشان را به جلو هل نمی‌دهند، می‌توانند مدیران موثری باشند. آنها دیدی واقعبینانه به توانایی‌های خود دارند و برای پیش بردن یک پروژه به اندازه کافی صبورند. البته اینها فقط خصوصیات ظاهری درون‌گراها و برون‌گراها بود. هر دو این خصوصیات را شاید بتوان در هر دو گروه دید.  اما واقعاً شخصیت اصلی درون‌گراها و برون‌گراها چیست؟ خیلی ساده است. فرد برون‌گرا از بودن با دیگران انرژی می‌گیرد و فرد درون‌گرا از تنها بودن. همه کارمندان، با هر خصوصیات اخلاقی، شایسته احترام‌اند. اگر رفتارها و گرایشات اخلاقی آنها را بشناسید، ممکن است متوجه شوید که قبلاً درمورد آن فرد اشتباه می‌کرده‌اید. خیلی از افراد درون‌گرا یاد گرفته‌اند که چطور در بعضی موقعیت‌های خاص مثل برون‌گراها رفتار کنند و برعکس.- در زیر توصیه‌هایی برای داشتن رویکردی موثر نسبت به هرکدام از این گروه‌های شخصیتی آورده‌ایم: - فرد درون‌گرا معمولاً ترجیح می‌دهد نیم ساعت اول روز کاری خود را به تنهایی صرف برنامه‌ریزی برای آن روز خود کند. این فرصت تنهایی را به او بدهید یا تشویقش کنید در صورت لزوم روی در اتاقش تابلو «مزاحم نشوید» نصب کند! - فرد برون‌گرا معمولاً روز کاری خود را با دیدن دیگران شروع می‌کند. وقتی بتواند نظرات دیگران را هم به دست آورد، روزش را با بازده بیشتری شروع خواهد کرد. جلسات طوفان فکری برای او تنظیم کنید یا تشویقش کنید در صورت لزوم با افراد دیگر صحبت کند. - وقتی درمورد نظرات افراد سوال به طور عمومی می‌شود، فرد درون‌گرا برای بیان ایده‌های خود چندان راحت نیست. اگر می‌دانید پیشنهاداتی دارد، از او به صورت شخصی سوال کنید. - فرد برون‌گرا دوست دارد بلافاصله درمورد همه جزئیات برنامه خود توضیح دهد. از ایده‌های خوب او در جلسه قدردانی کنید اما اجازه ندهید اشتیاق بیش از حدش، نظم جلسه را بر هم بریزد.- آخر اینکه، درون‌گراها و برون‌گراها را تشویق کنید که با هم کار کنند. شاید بعضی وقت‌ها برایشان ناراحت‌کننده باشد اما هرکدام از آنها توانایی‌هایی دارد که می‌تواند پیشرفت کاری آن یکی را ارتقا دهد.  شما برای برخورد با تیپ‌های شخصیتی مختلف در محل‌کار چه راهکارهایی دارید؟ ما را از نظرات و تجربیاتتان بهره‌مند کنید.   ]]> روانشناسی شخصیت Tue, 24 Nov 2015 10:15:52 GMT http://migna.ir/vdcbw8bf.rhba0piuur.html طراحی اتاق بازی برای کودکان اوتیسم http://migna.ir/vdcdff0s.yt0ok6a22y.html طراحی دکوراسیون برای کودکان اوتیستیک کار بسیار حساس و سختی می باشد، زیرا اگر کوچک ترین موردی از قوانین اخلاقی و رفتاری آنها رعایت نشود به دلیل اضطرابی که بر کودک وارد می شود ممکن است واکنش های هیجانی و گاهی هم رفتارهای خشونت آمیزی از آنها سر بزند. ---  بیماری اوتیسم بیماریی است که قبل از سه سالگی ظاهر می شود و بعضی از کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است علاقه ای به در آغوش گرفتن نداشته باشند یا بعضی از آن ها ممکن است بچه های «خوبی» باشند، آرام دراز می کشند، به ندرت گریه می کنند و بیش از حد می خوابند. ولی بعضی از آن ها ممکن است بدون هیچ علت واضحی جیغ و گریه کنند.  کودک مبتلا به اوتیسم توجه کمتری به تحریکات اطرافیان نشان می دهد، در نگاه کردن و لبخند به اطرافیان کمتر از همسالان خود است، کمتر به اسم خود واکنش نشان می دهد، تمایل کمی به برقراری ارتباط چشمی دارد و از همان ابتدا یعنی قبل از سه سالگی والدین متوجه این رفتارها می شوند و علاوه بر این ها متوجه می شوند که کودک شان اصلا صحبت نمی کند منظور از صحبت کردن جملات معنی دار نیست، بلکه همان آواهای اولیه زبان مانند «دد» یا «ماما» است. در ابتدا کودک ناشنوا به نظر می رسد اما زمانی که مورد سنجش قرار می گیرد از نظر شنوایی در حد نرمال است. طراحی دکوراسیون برای کودکان اوتیستیک کار بسیار حساس و سختی می باشد، زیرا اگر کوچک ترین موردی از قوانین اخلاقی و رفتاری آنها رعایت نشود به دلیل استرس و اضطرابی که بر کودک وارد می شود ممکن است واکنش های هیجانی و گاهی هم رفتارهای خشونت آمیزی از آنها سر بزند. یک دفتر یادداشت تهیه کرده و سعی کنید رفتارها و کردارهای کودک را زیر ذره بین قرار دهید. نکته ها را با حوصله و دقت بنویسید، درج ساعت و تاریخ بسیار حائز اهمیت است زیرا ممکن است رفتارهای کودک به زمان هم مرتبط باشد که چه موقعی از روز یا شب آرام تر هستند و چه مواقعی رفتارهای هیجانی نامناسب شان کمتر یا بیشتر است، خلاصه ذره بین نگاه تان حسابی باید جزئیات را رصد کند. همین نکات به شما کمک می کند تا شما متوجه شوید چگونه باید با کودک تان رفتار کنید. کافی است مواردی که باعث تنش او می شود را انجام ندهید. از همین ابتدا باید بگویم تغییر در دکوراسیون شما اصلا کار آسانی نیست و شما اجازه ندارید به یکباره اثاثیه را جا به جا کنید و تحولی در خانه تان به وجود آورید زیرا کودکان اوتیستیک در برابر هر تغییری هر چند کوچک و خصوصا جا به جا شدن لوازم منزل بسیار حساس هستند و سریع از خود عکس العمل نشان می دهند. گاهی مادران برای آنکه یک اتاق اختصاصی برای کودک تعبیه کنند هنگام کارهای روزانه دلشوره و نگرانی دائم برای کودک شان دارند. همین امر آنها را از خانه داری باز می دارد و مستاصل شان می کند. یک چادر مسافرتی کوچک که فرزندتان در آن جای گیرد و حداقل بتواند در چادر بایستد گزینه قابل تاملی است زیرا همان طور که می دانید کودکان اوتیستیک به داشتن یک فضای مستقل علاقه بیشتری نشان می دهند که این فضای مستقل را برای آنکه در دید شما باشد در حال با پذیرایی استقرار نمایید. نکته های مهم در استفاده از چادر مسافرتی 1- سعی کنید جنس چادر از مواد مصنوعی و پلاستیکی نباشد. می توانید از نوع زخیم اما خنک «پارچه نخی» استفاده کنید و برای دوخت چادر به خیاط سفارش دهید. 2- در چادر را همیشه کاملا باز نگه دارید تا هم بودن در جمع خانواده را کم کم بپذیرد و هم استقلال را حس کند. 3- دمای چادر را کنترل نمایید. می توانید کلیه در و پنجره ها و هواکش چادر را باز نگه دارید تا هوای درون چادر خفه یا گرم نباشد. 4- برخی از کودکان اوتیستیک به تماشا کردن تلویزیون علاقه دارند. در صورت امکان در چادر به سمت تلویزیون باشد تا در فضای مستقلش بتواند تلویزیون هم نگاه کند. 5- به دلیل آنکه کودکان اوتیستیک از نور زیاد و صدای بلند بدشان می آید و مضطرب می شوند نباید چادر نزدیک بلندگوهای تلویزیون و سینما خانواده قرار بگیرد. هم چنین رو به روی پنجره هم نباشد زیرا تابش مستقیم خورشید نیز کودک را تحریک می کند. 6- به یاد داشته باشید هرگز در تاریکی مطلق تلویزیون نگاه نکنید، زیرا نور تصاویر شدیدتر می شود و ممکن است چشمان کودک را آزار دهد. 7- موقع آمدن مهمان به منزل هم نیازی نیست چادر را جمع نمایید، زیرا همین حرکت یعنی به یکباره جمع کردن چادر کودک را آزار خواهد داد. بودن چادر، در پذیرایی و هال نشانه بی نظمی و سلیقه نداشتن شما نیست بلکه تنها نشانه عشق و مهربانی شما به فرزندتان است. وارد کردن چادر به خانه برای وارد کردن چادر مسافرتی در دنیای کودک اوتیستیک باید حوصله و صبر زیادی داشته باشید و آن را مرحله به مرحله وارد خانه کنید. زمانی که چادر را تهیه کردید که معمولا دارای یک پوشش استوانه ای است در داخل خانه کنار در ورودی بگذارید، سپس در طی روز کم کم آن را جا به جا کنید و در قسمتی که می خواهید چادر در آنجا باشد آن را قرار دهید. توجه داشته باشید اگر بردن چادر به آن قسمت خانه چند روزی هم طول کشید اصلا مهم نیست، مهم این است که کودک شما با ورود یک وسیله جدید به خانه شما دچار اضطراب و استرس نگردد و بخواهد کم کم با آن شی ارتباط برقرار کند. شما باید در میزان جا به جا شدن چادر هم دقت داشته باشید. سعی نکنید برای زودتر رسیدن چادر به مکان مورد نظرتان با فاصله های زیاد آن را پیش ببرید بلکه باید با حوصله و صبرتان کم کم این کار را انجام دهید. حتی باز کردن چادر هم باید با حوصله و کم کم انجام گیرد. مرحله به مرحله و به آهستگی، درواقع شما باید فیلم زندگی تان را روی دکمه آهسته بگذارید. پس از برقراری چادر، تعدادی از وسیله ها و اسباب بازی هایی را که دوست دارد جلو در چادر و تعدادی را هم داخل چادر قرار دهید. تاکید می کنم این کار را هم باید کم کم و به فاصله چند روز انجام دهید، اصلا نباید کودک را به زور به داخل چادر هدایت کنید. توجه داشته باشید که اتاق خواب کودک تان را هم باید به همان شکل حفظ کنید زیرا چادر را در پذیرایی یا هال به این دلیل بنا کرده اید که فرزندتان دردید شما باشد. شما دو مکان مستقل برای او تعبیه کرده اید؛ یکی اتاق خواب و دیگری اتاق بازی او که می توانید او را همیشه در اتاق بازی اش تحت نظر بگیرید و هنگام شب کودک را برای استراحت به اتاق خوابش ببرید.     ملیحه احمدبیگی، کارشناس دکوراسیون مجله آرامش برتر ]]> روانشناسی کودکان Mon, 23 Nov 2015 12:56:21 GMT http://migna.ir/vdcdff0s.yt0ok6a22y.html 7 رابطه که شغل‌تان را ارتقا خواهد داد http://migna.ir/vdcfcmdm.w6dm1agiiw.html عملکرد درخشان و اخلاق حرفه‌ای عالی باعث می‌شود در شغل‌تان پیش‌رفت کنید- اما در نهایت روابط‌تان تعیین کننده‌ی موفقیت با عدم موفقیت شما در کارتان هستند. مایکل کر، سخنران بین‌المللی کسب‌وکار و نویسنده‌ی "مزیت طنز" می‌گوید: "آدم‌ها باید به یاد داشته‌باشند دوست‌داشتنی بودن به موفقیت در کارشان کمک می‌کند، برعکس، اگر شخصی دوست‌تان نداشته‌باشد شاید منجر به کشمکش، ناکارآمدی، و استرس شود. ممکن است این در نهایت تاثیر شگرفی بر میزان شادی شما در کار داشته‌باشد." رایان کان، بنیان‌گذار موسسه‌ی"هایرد گروپ" و مبدع دوره‌های برخط "چگونه استخدام شویم" با این نظر موافق است. او می‌گوید: "توانایی پایه‌ریزی روابط کاری مثبت با همکاران و رییس‌تان می‌تواند امتیازی کلیدی در شغل‌تان باشد". "این کار منافع زیادی دارد. اول از همه، هیچ‌وقت نمی‌دانید چه‌وقت برای تکمیل پروژه یا رسیدن به مقصودی نیاز به کمک یا توصیه‌ی دارید یا از چه کسی باید کمک بخواهید. داشتن شبکه‌ای بزرگ از آدم‌هایی که مشتاق هستند کمک‌تان کنند عاملی تعیین‌کننده در موفقیت‌ شما است." البته، کر و کان هر دو می‌گویند شما باید هیشه با همه _بدون توجه به رتبه‌ی آنها در شرکت_طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند، اما تعدادی از آدم‌ها هستند که اگر می‌خواهید موفق شوید باید به‌طور خاص با آنها خوب باشید: این آدم‌های به‌خصوص این‌ها هستند: ۱. رییس‌تان. مدیر شما کسی است که تصمیم‌های مربوط به ترفیع و افزایش حقوق را می‌گیرد؛ شخصی که پروژه‌های خوب و بد را به افراد محول می‌کند؛ کسی که درباره‌ی عملکرد شما به مدیران بالا گزارش می‌دهد، ، و کسی که در نهایت زندگی کاری شما را یا فوق‌العاده می‌کند یا غیر قابل تحمل. شما مجبور نیستید(یا نباید) با مدیرتان دوستان صمیمی باشید-و یقینا دوست ندارید چاپلوس باشید- ولی کمی خودشیرینی گاه به گاه ضرری ندارد. به علاوه، اگر زمانی شغل‌تان را عوض کردید و نیاز داشتید رییس‌تان را به عنوان مرجعی که شما را می‌شناسد معرفی کنید، باید بدانید او چیزهای مثبتی درباره‌ی شما می‌گوید. ۲. مدیرعامل. این یکی نیاز به فکر ندارد. چرا نباید بخواهید بالاترین مدیراجرایی دوست‌تان داشته‌باشد؟ ۳. رییس دفتر. نیاز دارید به سرعت قبل از یک ارائه‌ی مهم جوهر پرینتر عوض شود؟ برای یک جلسه‌ی بزرگ نیاز به اتاق کنفرانس دارید و قبلا توسط دیگری رزرو شده‌است؟ اگر با رییس دفتر دوستی نزدیکی داشته‌باشید، شاید بیش‌تر مشتاق باشد وقتی کارتان گیر است از نفوذش به نفع شما استفاده کند. این آدم‌ها قدرت زیادی دارند. سواستفاده نکنید، ولی حتما نظر مثبت‌شان را جلب کنید. ۴. مسئول پذیرش یا مامور امنیت. این آدم‌ها معمولا در جریان همه‌چیز هستند- آنها پنهانی چشم و گوش سازمان شما هستند. اگر نمی‌خواهید درگیرشایعه‌پراکنی‌ها شوید-و یقینا دوست ندارید به عنوان خبرچین دفتر شناخته شوید- شاید به نفع‌تان باشد با مسئول پذیرش و/یا مامور امنیت رابطه‌ی دوستانه‌ای داشته‌باشید.(یادآوری: هرچیزی را که می‌شنوید باور نکنید! ) کر می‌گوید: " مسئولان اطلاعات آدم‌های کلیدی هستند که باید با آنها آشنا شوید و رابطه‌ی خوبی برقرار کنید، آنها مخزن باارزشی از اطلاعات شرکت هستند و می‌توانند به روش‌های غیرمنتظره‌ای به شما کمک کنند، مثلا رسیدن بسته‌ای را که منتظرش هستید به شما اطلاع می‌دهند یا وقتی کسی وارد ساختمان می‌شود شما را آگاه می‌کنند". به‌علاوه، احتمالا وقتی به شرکت می‌رسید، آنها نخستین کسانی هستند که می‌بینید، و همیشه خوب است روزتان را با یک استقبال گرم همراه با "صبح به‌خیر"یا لبخندی دوستانه آغاز کنیداگر دوست‌تان داشته‌باشند بیش‌تر احتمال دارد از شما چنین استقبالی بکنند. ۵. حسابدار شرکت. با کسی که به گزارش‌ مخارج رسیدگی می‌کند دوست شوید. نه، این توصیه برای این نیست که وقتی گزارش‌ها مبهم هستند راهی برای فرار از توبیخ پیدا کنید. اما ممکن است گاهی این گزارش‌ها پیچیده و گیج‌کننده باشند و شاید سوال‌های زیادی داشته‌باشید یا گاهی اشتباه کنید، بنابراین اگر نظر مثبت این فرد را جلب کنید شاید مفید باشد. کر می‌گوید: "دوست شدن و اعتمادسازی با آدم‌هایی که در شغل‌های مالی کلیدی هستند، در آینده وقتی می‌خواهید یک معضل مالی را حل کنید یا قرارداد یا خریدی اساسی را در میان پیچ‌وخم‌های اداری پیگری کنید بسیار سودمند خواهدبود، داشتن آدم‌هایی که طرف‌دارتان هستند شما را از بسیاری از استرس و درگیری‌ها حفظ می‌کند." ۶. کارمند آی‌تی. کر می‌گوید: " جلب علاقه‌ی همه‌ی آدم‌ها در بخش آی‌تی ضروری است. وقتی سر و کله‌ی مشکلات مرتبط با فناوری پیدا می‌شود، این‌ها آدم‌هایی هستند که می‌توانند هوای‌تان را داشته‌باشند و پاسخ‌گویی و حمایت‌شان تاثیر به‌سزایی دارد." کان می‌گوید: "مهم است که در بخش خودتان با آدم‌هایی آشنا شوید در که شغل‌های مختلف هستند و با آنها در تعامل هستید. توصیه‌ای که دوست دارم به شما بکنم این است که هر هفته چند روز را به صرف نهار با کارمندان مختلف اختصاص دهید. شما به هر حال باید نهار بخورید، و این روش خوبی است که اطلاعات شخصی و حرفه‌ای بیش‌تری درمورد همکاران‌تان به‌دست بیاورید." او می‌گوید ساده‌ترین راه برای ابراز علاقه‌ی واقعی به آدم‌ها به خاطر سپردن نام‌شان و مراودات قبلی است."اگر فراموشکار هستید، هیچ اشکالی ندارد که روی کارت‌های تماس چیزهایی یادداشت کنید." کر می‌گوید تعریف و تمجید نیز روش موثری است(تا زمانی که واقعیت داشته‌باشد)-همین‌طور پیشنهاد کمک به همکاران یا پرسیدن نظرشان. "این نشان می‌دهد به عقایدشان احترام می‌گذارید و برای‌شان ارزش قائل هستید." ۷. فردی در بخش منابع انسانی. ضرری ندارد اگر توجه یکی از پرسنل بخش نیروی انسانی را به خود جلب کنید. خوب، آنها برای کارمندان منبع فوق‌العاده‌ای هستند و معمولا می‌توانند هر سوالی را که درمورد مزایا، امتیازها، سیاست‌ها، و دستمزد دارید پاسخ دهند. هروقت که سوال، مشکل، یا نگرانی داشته‌باشید، این‌ها آدم‌هایی هستند که باید با آنها صحبت کنید. اگر دوست‌تان داشته‌باشند، شاید سریع‌تر پاسخ‌تان را بدهند یا موضوع شما را در اولویت قرار دهند. کر اضافه می‌کند: "باید با آدم‌های نیروی انسانی به‌طور ویژه خوب باشید-بازهم به دلیل وسعت دانشی که عموما دارند، و به این دلیل که وقتی زمان رسیدگی به ترفیع‌ها و جابه‌جایی‌های شغلی، یا حتی ارزیابی‌های عملکرد مقرر فرا می‌رسد برداشت آنها از شخصیت شما شاید مدنظر قرار بگیرد." کر می‌گوید میان خودشیرینی باظرافت و چاپلوسی تمام‌عیار مرزی وجود دارد. او توضیح می‌دهد: " اگر شما حسن نیت داشته‌باشید و بدون ذهنیت"اگر هوای من را داشته باشی من هوای تو را دارم " سعی کنید با هرکس که با او کار می‌کنید مهربان باشید هرگز کسی به حسن نیت شما شک نخواهدکرد." او اضافه می‌کند: " اعتبار هم نقش مهمی ایفا می‌کند. هیچ‌کس یک حقه‌باز یا کسی را که فقط در مواقع برای اثرگذاری خاصی نقاب خوش‌رویی به چهره می‌زند دوست ندارد. موضوع این است که خودتان باشید و به یاد داشته‌باشید هرچه خوش‌اخلاق‌تر باشید و هرچه بیش‌تر به اطرافیان‌تان کمک کنید، کارتان آسان‌تر و بی‌دغدغه‌تر خواهدبود، درگیری کم‌تری خواهیدداشت، کارایی بهتری در انجام امور خواهیدداشت، و شادتر خواهیدبود." کان می‌گوید معمولا می‌شود به راحتی تشخیص داد چه‌وقت خودشیرینی فردی مصنوعی و ریاکارانه است. او توضیح می‌دهد: "که این می‌تواند تاثیری برخلاف آن‌چه مدنظر بوده‌است داشته‌باشد. وقت بگذارید و همکاران‌تان را به عنوان آدم‌های عادی بشناسید. فقط یک تلاش کوچک می‌تواند تاثیر به‌سزایی داشته‌باشد-کسی چه می‌داند، شاید در طول این فرآیند دوستان جدیدی پیدا کردید." ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 10 Oct 2015 10:37:26 GMT http://migna.ir/vdcfcmdm.w6dm1agiiw.html رقابت و حسادت در محیط کار؛ خوب است یا بد؟ http://migna.ir/vdcc4oq1.2bqis8laa2.html اینها مواردی است که با اتکا به نظریه تحلیل رفتار متقابل می توان به آن پرداخت.-سرزنش خود و ساز و کار درونی والد ابتدا باید قدری در مورد مفهوم شخصیت در روان شناسی بدانیم؛ شخصیت یک الگوی نسبتا پایدار، منحصر به فرد و انعطاف پذیر است که شامل افکار، احساسات و رفتار می شود، پس می توانیم شخصیت هر انسان را بی همتا در نظر بگیریم که اختصاص به خود او دارد. شخصیت هر انسان از سه بخش تشکیل می شود که ما آنها را والد، بالغ و کودک می نامیم و نکته بسیار مهم برای ما این است که بدانیم هرکدام از این بخش های مربوط به ساختار شخصیت، ویژگی و محتویات خاص خود را دارند. بخش اول حالت های شخصیتی ما والد نام دارد که ما آن را از والدین خودمان می گیریم و شامل حمایت، مهربانی، مراقبت و سرزنش و تنبیه می شود. ما گاهی آنها را برای دیگران استفاده می کنیم و گاهی به سراغ سازوکار درونی والد می رویم که همان حمایت از خود و در بخش منفی آن، سرزنش خود است. بالغ: ضد دردسر حالت شخصیتی دوم بخش بالغ یا منطق ما است. بالغ به اتفاقاتی که در دنیای اطرافش می افتد (با توجه به شرایطی که در لحظه در آن قرار دارد)، واکنش نشان می دهد و هم خودمان و هم دیگران را از شر دردسرهای آینده که ممکن است تصمیمات غلط مان برای ما به همراه داشته باشد، نجات می دهد. کودک؛ سرمنشا احساسات خوب و بد در نهایت حالت شخصیتی کودک قرار دارد که دوست مانند یک بچه بازی کند و از زندگی لذت ببرد. نکته مهم در مورد حالت شخصیتی کودک این است که تمام احساسات و هیجانات ما در این بخش از شخصیت قرار دارد و زمانی که یک نفر احساساتی می شود، در حالت شخصیتی کودک خود قرار دارد، پس برای شروع می توانیم احساس حسادت را چه در محیط کار و چه در خارج از آن به حالت شخصیتی کودک نسبت بدهیم. چرا در محیط کار حسادت می کنیم؟ معمولا کسانی که از حسادت رنج می برند، نیاز به توجه و نوازش کلامی آنها در کودکی به خوبی ارضا نشده است. کسی که به موفقیت دیگران حسادت می کند، احتمالا در کودکی والد مستبدی داشته که مدام او را با دیگران مقایسه می کرده و این پیام را در ذهن او قرار داده که «تو خوب نیستی» و «دیگران خوب هستند». همین پیام به ظاهر ساده تمام زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و احساس حسادت تبدیل به بخش جدایی ناپذیری از پیش نویس زندگی فرد می شود. نگاه حسادت آمیز چیزی است که فرد آن را به تمام روابط خود تعمیم می دهد و هرگونه موفقیتی از سوی دیگران، این احساس ناخوشایند را در او تقویت می کند. حسادت در محیط کار و کاهش راندمان حالا اجازه بدهید برگردیم به محیط کار؛ در محیط کار چیزی که بسیار اهمیت دارد راندمان کاری هر فرد است که طبیعتا تجربه احساسات ناخوشایندی نظیر حسادت آن را به شدت کاهش می دهد. فرد در محیط کار مشغول است که می بیند همکارش با شدت دارد کار می کند و از روند کار خود راضی است. در این لحظه فرد نظاره گر یاد خاطرات دوران کودکی خود می افتد که نرمه ریاضی او هجده می شده و والدینش به خاطر اینکه پسرخاله او نمره بیست گرفته بود، به شدت او را سرزنش می کردند. بازنوازی این خاطره دقیقا موجب تجربه همان احساسات ناخوشایند دوران کودکی خواهد بود که بدون شک یکی از آنها حسادت بوده است. در این لحظه اتفاقی که می افتد، این است که احساسات منفی فرد، افکار بالغانه او را تحت تاثیر قرار می دهند و فرد دیگر اسیر احساسات ناخوشایند منفی خود می شود و تمام فکر و ذهن او انباشته می شود از حسادتی که نسبت به فرد دیگر دارد. زمانی این اتفاق می افتد، می گوییم حالت شخصیتی بالغ فرد توسط کودک او آلوده شده یا به عبارت دیگر احساسات منفی مانند غباری، جلوی ید منطقی او را می گیرد. چطور به همکارمان حسادت نکنیم؟ برای خلاصی از شر این مشکل، فرد در ابتدا باید فهرستی از توانایی ها و نقاط ضعف خود در محیط کار تنظیم کند تا اصطلاحا خودش را بهتر بشناسد. زمانی که این اتفاق می افتد و فرد درک خوبی نسبت به نقاط ضعف خود پیدا می کند، متوجه می شود که اشتباه حق هر انسانی است و نباید برای آن خود را سرزنش کند و هر شخصی محدودیت های خاص خودش را دارد و باید در حوزه داشته هایش به تلاش بپردازد، نه اینکه مدام نداشته های خود را در ذهن مرور کند. در قدم بعد فرد باید به دنبال دریافت نوازش سالم از دیگران بورد و در ابتدا باید خودنوازی کند تا با دادن بازخوردهای مثبت به خود، اعتماد به نفسش را تقویت کند. رقابت در محیط کار: سازنده یا مخرب؟ در طرف مقابل کسی را داریم که احساس رقابت جویی بسیاری می کند و می خواهد از همه جلو بزند. نیروی انگیزه برای موفقیت از حالت شخصیتی کودک ما می آید اما بهتر است که توسط بالغ رنگ منطق به آن زده شود و تا قدری از شدت آن کاسته شده و تعدیل شود. زمانی که این میل به برتری توسط والد هدایت می شود، بهتر است که با سرزنش و تحقیر خود و دیگران همراه نباشد و فرد فقط به دنبال رقابت سالم برای پیشرفت بیشتر در زندگی باشد.     ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 07 Sep 2015 04:43:52 GMT http://migna.ir/vdcc4oq1.2bqis8laa2.html روان شناسي رنگ ها در چيدمان وسايل خانه و محل کارتان http://migna.ir/vdch6-nx.23niwdftt2.html نحوه چيدمان وسايل خانه، تنها عنصر مهم براي احساس آرامش در خانه نيست و رنگ ها هم نقش مهمي در اين بين بر عهده دارند. خانه اي را تصور کنيد که از نظر دکوراسيون روز، چيزي کم ندارد، اما به دليل بي روح بودن رنگ ها، مهمانان در آن احساس خستگي مي کنند و ميل به غذا را از دست مي دهند، خلاف اين موضوع هم خيلي اوقات پيش مي آيد يعني اين که خانه ساده و کوچک است با ساده ترين وسايلي که مي شد در آن جا داد با اين حال به محض ورود به آن، همه احساس راحتي و صميميت دارند. اين وسط مقصر نه ميزبان است و نه مهمان بي خبر از همه جا. تقصيرها همه به گردن رنگ هاست! رنگ هايي که روي در و ديوار و لوازم خانه جاخوش کرده اند. پس مراقب رنگ هاي خانه تان هم باشيد، مراقب رنگ تابلوهايتان، رنگ مبل و کوسن هايتان، رنگ پرده اتاق تان، رنگ ميزتان و رنگ هر وسيله ديگري که در خانه داريد، چراکه آن ها با زبان بي زباني حرف مي زنند. مي خواهيد بدانيد رنگ ها چه مي گويند؟ مطالعه اين مطلب را از دست ندهيد. بنفش براي شجاع شدن به عقيده کارشناسان طراحي، بنفش نشان دهنده شجاعت، مديريت و قاطعيت ميزبان است. اگر از رنگ بنفش براي ديوارها و پرده ها به ويژه در اتاق غذاخوري يا نشيمن استفاده مي کنيد، بهتر است مبل ها رنگ روشني داشته باشند يا اگر مبل ها را بنفش انتخاب کرده ايد حتما ديوارها را روشن کنيد. اين طوري بنفش شما قدرت بيشتري خواهد داشت ضمن اين که مي توانيد از لوستري با حباب هاي بنفش يا از ظروفي که در آنها از طيف هاي مختلف رنگ بنفش استفاده شده روي ميز، کتابخانه، قفسه و ويترين استفاده کنيد. نارنجي براي خلق يک گفت و گو نارنجي يکي از معدود رنگ هايي است که به بيننده قدرت بيان احساسات را مي دهد. نارنجي خاصيت ضدافسردگي هم دارد براي همين خيلي از طراحان منزل از آن براي رنگ اتاق بچه ها استفاده مي کنند. رنگ نارنجي کج خلقي و زود رنجي را خيلي کم مي کند. معمولاً اتاق نشيمن و هال را نارنجي رنگ مي کنند چراکه نارنجي رنگ ارتباط و صميميت است و مناسب براي جايي که افراد خانواده هر شب دور هم جمع مي شوند. در خانه اي که رنگ پرده و مبل ها همه يکسان است دو، سه تا کوسن نارنجي قرار دهيد و آن وقت ببينيد که چه انرژي عجيبي در محيط پراکنده مي شود. هر وقت حوصله تان از خانه سر رفت، کافي است يکي، دو شاخه گل نارنجي بخريد و روي ميز بگذاريد يا در محل کار يکي از زونکن ها يا حتي پد موس تان را نارنجي انتخاب کنيد. نارنجي رنگ جواني است پس با نارنجي خودتان را جوان کنيد! قرمز براي برون گرايي و هيجان رنگ قرمز گرم ترين رنگ هاست و اولين پيغام قرمز برون گرايي است يعني اگر قسمتي از دکور خانه تان قرمز باشد، سريع اين پيام را به بيرون فرستاده ايد که شما آدم برونگرايي هستيد و عاشق رابطه و رفت و آمد. رنگ قرمز در خانه يعني عشق، انرژي، گرما، خوش بيني و هيجان. پس اگر دل تان يک اتاق گرم و نرم مي خواهد بايد ديوارها را قرمز کنيد. با اين کار محيط، بسته تر و صميمي تر مي شود. البته قرمز رنگ مناسب اتاق خواب نيست براي اينکه قرمزي ديوار ميزان تنفس را زياد و خواب و آرامش را کم مي کند. سفيد براي بروز احساسات ديوارهاي يک دست سفيد، خنثي و خسته کننده به نظر مي آيد و هيچ ايده خلاقانه اي ندارد؛ بنابراين ما به شما يک طرح کاملا سفيد پيشنهاد نمي دهيم مگر اين که نويسنده رمان هاي عاشقانه باشيد! سفيد به شدت احساسات را تحريک و حس نوستالژي و دلتنگي زيادي تلقين مي کند که همين مانع تفکر مي شود. سفيد همه رنگ ها را پس مي زند پس بهترين استفاده از آن براي پس زمينه است؛ مثلا ديوار سفيد مناسب ترين جا براي نشان دادن يک تابلوي هنري شاهکار است يا براي بيشتر جلوه دادن مبل هاي رنگي خانه بهتر است ديوارها سفيد باشد. البته سفيدي ديوارها و وسايل خانه، يک خوبي دارد؛ اينکه فضا را بازتر نشان مي دهد يا وقتي با رنگ هاي گرم ترکيب شود، احساس خوبي به بيننده القا مي کند. آبي تيره براي تفکر «ماکس لوشر»، روانشناس سوئيسي، سال هاي زيادي را براي تحقيق در زمينه روانشناسي رنگ ها سپري کرد. او آدم ها را در موقعيت هاي مختلف و در ارتباط با رنگ ها قرار مي داد و با استفاده از روش هاي خاص خودش احساسات آن ها را محک مي زد. او در آزمايشگاه درباره رنگ آبي تيره يا سورمه اي به نتيجه عجيبي رسيده بود؛ اين که بيشتر آدم ها تا در فضايي با در و ديوار آبي تيره قرار مي گيرند احساسات شان تعطيل مي شود و شروع به فکر کردن مي کنند. مي گويند در اتاقي که رنگ آبي تيره غالب است، اعضاي خانواده راحت تر احساسات و هيجانات خودشان را کنترل مي کنند. سبز براي احساس امنيت سبز آرامش بخش ترين رنگ در بين رنگ هاست و نشانه طبيعت. وقتي شما خانه تان را به رنگ سبز درمي آوريد درواقع به ديگران اين پيغام را مي دهيد که دنبال آرامش و امنيت هستيد. طراحان دکوراسيون داخلي معتقدند رنگ سبز زماني بهترين و بيشترين تاثير را دارد که رنگ نارنجي را در کنار خودش داشته باشد. سبز در اين صورت رنگي فعال و پرشور و در عين حال لطيف مي شود پس اگر در و ديوار خانه را سبز کرده ايد، حتما مبل هاي نارنجي يا پرده هايي با اين رنگ را از ياد نبريد. اگر زياد اهل رنگ سبز نيستيد باز هم پيشنهاد ما اين است که حداقل رنگ در ورودي، يک صندلي راحتي يا ميز عسلي کوچک خانه را حتما سبز انتخاب کنيد. اين طوري حداقل گوشه اي از طراوت زندگي را به خانه آورده ايد. زرد براي توجه و تمرکز مهم ترين خاصيت رنگ زرد در خانه جلب توجه و تمرکز است. اين رنگ توانايي ذهني شما را افزايش مي دهد تا بتوانيد در گفت وگوها موثرتر باشيد. به طور معمول آنها که در خانه هايي با دکوراسيون زرد سر مي کنند، نسبت به آدم هاي ديگر هم بيشتر حرف مي زنند و هم بيشتر توجه مي کنند. با اين حال و اگر زياد در کار طراحي داخلي حرفه اي نيستيد، بهتر است رنگ زرد را کمتر و سطحي به کار ببريد و در نهايت فقط براي رويه کوسن ها يا رنگ قاب عکس ها از آن بهره ببريد. براي ورودي خانه هم زرد بهترين رنگ هاست چراکه همان اول کار، حس دوستي به مهمان مي دهد و او را براي ورود به خانه مشتاق مي کند. آبي براي داشتن حس اعتماد آبي به طور واضح يک پيام دارد؛ اعتماد. اگر آبي رنگ مورد علاقه تان بوده است و در و ديوار خانه تان هم آبي رنگ است بايد خيال تان راحت باشد براي اين که هر فردي که پايش را به خانه شما مي گذارد اول از همه احساس آرامش مي کند و بعد اطمينان. آبي رنگ محبوب اتاق بچه ها هم هست. اگر دقت کرده باشيد بيشتر کلاس هاي درس در جهان آبي هستند براي اين که رنگ آبي به مرور زمان بهره وري، شعور و ميزان خلاقيت فکري را بالا مي برد. البته کاربرد آبي در خانه کمي متفاوت است. از آنجا که رنگ آبي جلوي هر حرکتي را مي گيرد و سطح هيجان را پايين مي آورد، بهتر است براي اتاق خواب و ديوار هاي حمام از اين رنگ استفاده شود.   ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 26 Aug 2015 04:44:37 GMT http://migna.ir/vdch6-nx.23niwdftt2.html ۷ راه کاهش اضطراب در محل کار! http://migna.ir/vdcf0jdm.w6d0tagiiw.html امروز آخرین شماره مجله  Success را می‌خواندم و با مقاله‌ای بسیار جذاب مواجه شدم. وقتی خواندم دیدم بسیار کاربردی و واقع‌بینانه است. بلافاصله تصمیم گرفتم آن را ترجمه کنم و در اختیار دوستان همیشگی موفقیت قرار بدهم. البته تغییرات بسیار کوچکی در متن ایجاد کردم تا روان‌تر و قابل‌فهم‌تر شود. کدام‌یک از شما می‌توانید ادعا کنید در محل کار هیچ نگرانی و اضطرابی ندارید؟ پس ارزش دارد چند دقیقه وقت بگذارید و این مقاله را بخوانید! حتی اگر کارمان را دوست داشته باشیم باز کار می‌تواند اضطراب‌آور و سنگین باشد. مشکلات شخصی و چالش‌های کاری می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از آنچه هست به نظر برسد. شاید وانمود کنیم زندگی شخصی و کاری ما کاملا جدا هستند، ولی در دنیای واقعی این‌طور نیست. ما یک شخص هستیم و بنابراین موارد کاری و شخصی با هم تداخل دارند. سال قبل یک مشتری داشتم که او را ایوان می‌نامیم. برنامه‌اش بسیار پر بود و برای تهیه دو گزارش چالش بزرگی داشت و رئیس‌هایش توقع بسیار زیادی از او داشتند. او حتی استعداد لازم را برای این کار نداشت، ولی باید راهی پیدا می‌کرد. در این شرایط پدر ایوان بسیار بیمار بود، همچنین باید مشکلات سلامتی خواهرش را پیگیری می‌کرد. او فرزندان نوجوانانی داشت و علاوه بر آن مجبور بود زیاد سفر کند. حل این مشکلات چیزی شبیه شعبده‌بازی به نظر می‌رسید. مشکلات شخصی او، نه‌تنها گوشه ذهنش بود بلکه هر روز زمان زیادی می‌گرفت و مشکلات کاری را بزرگ‌تر جلوه می‌داد. در خانه و محل کار مردم همیشه دنبال توانمندترین شخص هستند تا کارها را انجام دهد. برای انجام کارهای بیشتر به پرمشغله‌ترین و پرمسئولیت‌ترین افراد مراجعه می‌شود زیرا می‌توان بر آن‌ها حساب کرد. مشکل ایوان دقیقا همین بود. وقتی در محل کار تحت فشار هستید و همچنین اضطراب‌های شخصی دارید این استراتژی‌ها در مدیریت شرایط کمک می‌کند: ۱. کارهای لازم برای امروز و این هفته را مشخص کنید فکر کردن درباره کارهایی که باید در ماه‌های آینده انجام شود بسیار طاقت‌فرسا است. این کار را انجام ندهید. تفکر درباره تمام موارد، این حس را ایجاد می‌کند که کارها بیش از آن چیزی است که بتوانیم انجام دهیم. به جای آن کوتاه‌مدت فکر کنید. درباره امروز و همین هفته فکر کنید. مهلت انجام کارها را بنویسید و فعلا زمانی برای کارهای آینده در نظر نگیرید. آن‌ها را فراموش کنید. من و ایوان صحبت کردیم تا ببینیم در کوتاه‌مدت چه کارهایی باید انجام شود. با اینکه او کارهای بزرگ و مشکلاتی مربوط به آینده داشت، تفکر کوتاه‌مدت کمک کرد بتواند بار کارها را تحمل کند.   ۲. بهترین روش استفاده از «همین الان» را بیابید مادر همسرم برای کسانی که از بیماران آلزایمری نگهداری می‌کنند کارگاه آموزشی برگزار می‌کند و بر این سوال مهم تمرکز می‌کند: «امروز باید چه کارهایی انجام دهید؟» این سوال نه‌ تنها برای مراقبان بیماران بلکه برای ما که پرمشغله هستیم مفید است. همین الان بهترین روش استفاده از زمان کدام است؟ همه ما شاید احساس کنیم تحت فشار هستیم و کارهایمان تمام نشدنی هستند. پرسیدن سوال «همین الان بهترین روش استفاده از زمان کدام است؟» باعث شفافیت و تمرکز می‌شود.   ۳. لازم نیست قهرمان باشید، از دیگران کمک بگیرید! اگر از آن دسته از افراد هستید که در خانه و محل کار همه سراغشان می‌آیند، بیش از حد متکی‌به‌خود نباشید. توقف کنید و بپرسید: «اکنون چه کاری انجام می‌دهم که شخص دیگری می‌تواند آن را انجام دهد یا حداقل در انجامش به من کمک کند؟» و سپس بخش سخت کار را انجام دهید: از دیگران کمک بخواهید و اجازه دهید کار را انجام دهند. با قهرمان‌بازی نمی‌توان مسئولیت‌ها را کم کرد. ۴. موارد قابل‌کنترل و غیر قابل‌کنترل را تشخیص دهید ما انرژی زیادی را صرف بخش‌هایی از زندگی می‌کنیم که نمی‌توانیم تغییر دهیم. فهرستی از موارد قابل‌کنترل و تحت تاثیر خود تهیه کنید. تصمیم بگیرید بر این موارد وقت بگذارید و بقیه موارد را کنار بگذارید. فقط بر مواردی تمرکز کنید که می‌توانید بر آن‌ها  اثر بگذارید. ۵. به خودتان اهمیت بدهید با انتخاب‌هایی که به سلامتی مربوط است اضطراب را کمتر کنید. این انتخاب‌ها به شخص بستگی دارد و می‌تواند از رفتن به باشگاه ورزشی یا پیاده‌روی تا تغییر فرهنگ شرکت یا برنامه روزانه باشد. یکی از مشتریانم گفت برای رسیدن به تمام کارها کم‌کم شب‌ها و روزهای تعطیل هم کار می‌کرد و این کار فقط اضطراب و حس تحت‌فشار بودن را بیشتر می‌کرد. وقتی دریافت هرچقدر هم کار کند فهرست کارهایش تمام‌شدنی نیستند، راه‌هایی پیدا کردیم تا زندگی‌اش به حالت معمول برگردد. او واگذاری کارها بیشتر کرد، با رئیسش درباره اولویت‌ها مذاکره کرد و برنامه‌اش را عوض کرد. او تصمیم گرفت فقط یک روز در هفته بیشتر در محل کار بماند و یک روز دیگر در هفته زودتر سر کار حضار شود، ولی در روزهای دیگر به هیچ وجه بیشتر کار نکند. او همچنین زمانی را برای پیاده‌روی کنار گذاشت. ۶. با یک شنونده خوب صحبت کنید ما اغلب پاسخ مشکلاتمان را می‌دانیم، ولی باید آن‌ها را به کسی بگوییم. با کسی صحبت کنید که توانایی پرسیدن سوالات مناسب را دارد یا شاید بتواند دیدگاه جدیدی از موضوع ارائه می‌دهد. اگر لازم است به متخصص مراجعه کنید. این کار می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. اخیرا با دوست خوبی صحبت کردم و برخی از نگرانی‌هایم را گفتم. او سوالاتی پرسید و بعد گوش داد. من حالم خیلی بهتر شد. از او برای کمکش تشکر کردم و او گفت که کاری نکرده و فقط سوالات مناسبی پرسیده است. ۷. از خود بپرسید آیا در ۳ روز، ۳ ماه یا ۳ سال آینده مشکلی پیش خواهد آمد؟ این سوال را می‌توان با جملات مختلف دیگر نیز پرسید. نکته مهم آن است که وقتی نگران هستید، توقف کنید و بررسی کنید موضوع چقدر اهمیت دارد. آیا در ۳ روز آینده مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر پاسخ منفی است ارزش اختصاص وقت را ندارد. یک تحلیل کوتاه انجام دهید و آن را کنار بگذارید. آیا در ۳ ماه آینده مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر پاسخ مثبت است این موضوع مهم است و اثر درازمدت دارد و احتمالا ارزش اختصاص وقت را دارد. آیا در ۳ سال آینده مشکلی پیش خواهد آمد؟ اگر پاسخ مثبت است موضوع بسیار مهم است و باید توجه ویژه‌ای به آن شود. این موضوعات اغلب موارد بزرگی مثل ارتباطات و دوستی‌ها، خوشبختی و کار هستند. برای این موارد وقت بگذارید چون به ندرت در فهرست کارهایتان قرار می‌گیرند. اگر کارتان طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد، نگاهی خوش‌بینانه به آن بیندازید. آیا نگرانی شما گذرا است؟ چه کاری برای خودتان می‌توانید انجام دهید؟ با خودتان مهربان‌تر باشید، روش مدیریت زمانتان را عوض کنید و حتی در صورت لزوم کارتان را عوض کنید. از امروز بهترین وکیل خودتان باشید. چه کسی بهتر از شما می‌تواند این کار را انجام دهد؟ ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sat, 08 Aug 2015 15:47:04 GMT http://migna.ir/vdcf0jdm.w6d0tagiiw.html چهار روش برای ایجاد حس همکاری بین کارکنان در اداره http://migna.ir/vdcdzz0s.yt0xn6a22y.html همکاری یکی از پرکاربردترین کلمات در جلسات انگیزه بخش اداره هاست؛ جایی که بیشتر شرکت کنندگان به طور پنهانی مشغول چک کردن شبکه های اجتماعی خود هستند تا شاید مسئله جالب تری را جایگزین لحظات خاکستری جلسه کنند.در واقع همکاری و مشارکت یک عامل کلیدی موفقیت در هر کاری است که گروهی انجام شود؛ اما وارد کردن اجباری آن در محیط شرکتی که هنوز آمادگی آن را ندارد، به هیچ وجه بازدهی نخواهد داشت. برای آماده کردن محیطی مناسب برای تلاش جمعی مثل همکاری در شرکت، باید اصلاح را از سطح فردی شروع کرد. یک جمله کلیشه ای می گوید که ما باید «به خودمان بنگریم نه به اشتباهات دیگران» و این موضوع نسبتا صحیح است. اصلاح فرآیندی ساده از اتخاذ عادات ساده جدید است که به رشد فردی شما در محیط کاری تان کمک می کند. من این کار را انجام داده ام و در زمینه عمل به سلسله مراتب و اصطلاحات اداری نامحتمل ترین فرد بودم. اصطلاح شستشوی مغزی نباید به بخشی از دیدگاه تان بدل شود. این چهار مورد زیر مواردی بودند که برای من کارساز بودند. 1- دانش یکی از بهترین مزایای زندگی در این دوره این است که شما می توانید تنها با حرکت ساده انگشتان تان به دانش جمعی تمام انسان هایی دست پیدا کنید که قبل از شما در این دنیا زندگی کرده اند. شما می توانید به کمک دوره های آموزشی رایگان آنلاین، دانشی بیش از آنچه در دانشگاه آموخته اید، کسب کنید. دوره های آموزشی رایگان درهمه جای اینترنت پیدا می شوند و آموزش همه چیز، از اصول کارآفرینی گرفته تا اقتصاد مشارکتی، از برنامه نویسی گرفته تا فیزیک کوانتوم و حتی نوشتن یک مقاله اصولی را نیز دربر می گیرند. مغز هم مانند دیگر عضلات بدن است. اگر از آن استفاده نکنید، از دست اش می دهید. 2- نگرش حفظ رویکردی مثبت در اداره برای شما، همکاران تان و اداره امری حیاتی است. اگر تمام آنچه می شنوید و احساس می کنید بازخوردی از نگرش های منفی باشد، محیط اداره برای شما به جهنمی از استرس تبدیل خواهد شد. با اینحال، گاهی اوقات حفظ رویکرد مثبت با وجود فشار زیاد ناشی از کارهای روزمره و ارتباطات، کار سختی خواهد بود. آنجاست که باید جریان انرژی تان را به وسیله یک مراسم صبحگاهی تقویت کنید و میزان اندروفین را به حداکثر برسانید. یک صبحانه طبیعی داشته باشید، 10 دقیقه ورزش کنید. یک هدف مهم برای هر روز مشخص و به آن دست پیدا کنید. همچنین می توانید یک موسیقی آرام و زیبا برای خودتان بگذارید. 3- عملکرد حفظ نرخ کارآیی بالا چیزی است که در ازای آن حقوق می گیرید. مهمترین جنبه کاری شما این است که به صورت مستمر بازدهی خود را حفظ کنید و اجازه ندهید تا استانداردهایتان پایین بیایند. با یک جستجوی ساده در گوگل هزاران مقاله پیدا می کنید که به شما می آموزند چگونه در ده مرحله بازدهی خود را افزایش دهید. تمام آن مقالات یک نکته مشترک دارند: با تمرکز زیاد و نامنقطع کار کنید و به دفعات کم استراحت کنید. از تایمر استفاده و برای یک ساعت کار کنید؛ سپس پنج دقیقه به خود استراحت دهید و دوباره مرحله قبلی را تکرار کنید. این یک عادت ساده است که در عین حال می تواند زندگی تان را دستخوش تغییرات بزرگی کند. 4- قابلیت اطمینان و پاسخگویی کارفرمایان می دانند که هر کسی روز بد و محدودیت های خود را دارد. از هیچ کس انتظار نمی رود که در 100 درصد اوقات 100 درصد بازدهی داشته باشد اما دیر کردن از زمان موعد و ارائه کار نامناسب عادتی است که به منزله خودکشی شغلی به حساب می آید. اطمینان حاصل کنید که کارهایتان را سر موعد انجام می دهید و کاری ارائه دهید که به انجام آن افتخار کنید. اگر خرابکاری کردید، بهتر است قبل از آنکه انگشت های اشاره شما را نشان دهند، خود به شکست تان اعتراف کنید. هیچ کس از افرادی که از زیر کار درمی روند خوشش نمی آید؛ پس مسئولیت کارهایتان را به عهده بگیرید. زمانی که این عادات را در خود تقویت کردید، می توانید مدیریت گروه را در دست بگیرید. به زودی چرخدنده های همکاری و مشارکت شروع به چرخش خواهند کرد و هر کس که از آن تبعیت نکند، کنار گذاشته خواهد شد. اتخاذ عادات خوب نکات بسیاری در مورد نحوه کسب و کار شما نشان می می دهد و این تنها به وسیله تکرار کردن چند کلمه آشنا در زمینه تجارت به دست نمی آید.     ]]> اخبار علمی و فناوری Sat, 18 Jul 2015 08:51:34 GMT http://migna.ir/vdcdzz0s.yt0xn6a22y.html ۱۰ نکته برای موفقیت در مصاحبه های شغلی http://migna.ir/vdcizpap.t1azz2bcct.html در این مقاله به ۱۰ نکته بسیار مهم برای موفقیت در مصاحبه های شغلی اشاره میکنیم. -- ۱. درمورد کارفرما، مدیر منابع انسانی و موقعیت کاری تحقیق کنید. موفقیت در مصاحبه با داشتن اطلاعات خوب و کافی درمورد کار موردنظر شروع میشود. باید کارفرما، الزامات شغلی و پیشینه کسی که با شما مصاحبه خواهد کرد را خوب بشناسید. هرچه بیشتر تحقیق کنید، اطلاعات بیشتری به دست آورده و بهتر به سوالات مصاحبه کننده بهتر پاسخ خواهید داد. منابع اطلاعاتی شما میتواند وبسایت آن شرکت، موتورهای جستجوی اینترنتی، ابزارهای تحقیق و شبکه ارتباطات شما باشد. ۲. سوالات متداول برای مصاحبه های شغلی را مرور کرده و پاسخهای خوبی برای آنها آماده کنید. یکی دیگر از نکات مهم برای موفقیت در مصاحبه شغلی، آماده کردن پاسخ برای پرسشهای متداولی است که در مصاحبه ها پرسیده میشود. هدفتان باید ارائه پاسخهایی کوتاه و دقیق درمورد موضوع کار باشد. یک راه عالی برای به خاطر سپردن پاسخهایتان این است که آنها را به شکل داستانگونه به خاطر بسپارید. نیازی به حفظ کردن جوابهایتان نیست (البته بهتر است اصلاً اینکار را نکنید). ۳. برای موفقیت لباس بپوشید. لباسی برای آن روز آماده کنید که با فرهنگ آن شرکت متناسب باشد و سعی کنید حرفه ای ترین ظاهر را برای خودتان بسازید. یادتان باشد همیشه بیش از اندازه خوب لباس پوشیدن بهتر از بد لباس پوشیدن است. سعی کنید تا حد امکان از وسایل جانبی و زیورآلات استفاده نکنید. همچنین درست قبل از زمان مصاحبه از کشیدن سیگار یا خوردن چیزی خوددارید کنید و حتماً مسواک و عطر بزنید. ۴. سر ساعت در جلسه مصاحبه حاضر شوید. برای دیر رسیدن سر جلسه مصاحبه هیچ بهانه ای جایز نیست. سعی کنید حداقل ۱۵ دقیقه قبل از وقت تعیین شده حضور پیدا کنید تا کارهایی مثل پر کردن فرم استخدام و از این قبیل را زودتر انجام دهید. این زودتر رسیدن به شما این امکان را میدهد که کمی محیط شرکت را نیز بررسی کنید. روز قبل از مصاحبه، چند کپی اضافه از رزومه و مدارکتان تهیه کنید. اگر نمونه کار دارید، آنها را هم همراه خود ببرید. بردن کاغذ و خودکار برای یادداشت برداری را فراموش نکنید. همچنین دقت کنید وقتی سر جلسه رسیدید، تلفن همراهتان را خاموش کنید. ۵. اولین تاثیر را خوب بر جای بگذارید. یکی از مهمترین اصلها در مصاحبه های شغلی: مودب باشید و با هر کس که روبرو میشوید احوالپرسی کنید، از پارکبان گرفته تا مسئول پذیرش و فرد مصاحبه کننده. کارفرماها معمولاً کنجکاوند که تقاضادهنده ها چطور با اعضای شرکت رفتار میکنند و اگر برخوردتان با این افراد مغرورانه یا بیادبانه باشد ممکن است آن کار را از دست بدهید. وقتی نوبت به مصاحبه شما رسید، به خاطر داشته باشید که اولین تاثیری که بر جای میگذارید -- یعنی حسی که در ثانیه های ابتدای برخوردتان به مصاحبه کننده منتقل میکنید -- میتواند منجر به موفقیت یا شکست شما شود. با خوب لباس پوشیدن، سر موقع رسیدن، خوب ایستادن، لبخند زدن، ارتباط چشمی و … اولین تاثیرتان را خوب بر جای بگذارید. یادتان باشد که داشتن رویکردی خوب و نشان دادن علاقه و اشتیاق برای آن کار، ازجمله نکات مهم برای مصاحبه های شغلی است. تحقیقات نشان میدهد که مصاحبه کننده ها تصمیمات مهم دررابطه با استخدام افراد را در ۲۰ دقیقه اول میگیرند. ۶. با اعتمادبه نفس، دقیق، متمرکز و رسمی باشید. وقتی مصاحبه شروع میشود، رمز موفقیت کیفیت و رسانش پاسخهای شماست. هدفتان باید ارائه پاسخهای دقیق، رسمی و صادقانه باشد. همچنین هدفتان باید این هم باشد که مصاحبه را به مرحله بعد ببرید، بنابراین باید حواستان باشد پاسخهایی بدهید که همه مهارتها، تجربیات و تواناییهای شما را به خوبی مطابق با نیازهای آن شرکت نشان دهد. نمونه های خوب از راهکارها و دستاورهایی که داشتهاید بیان کنید اما دقت کنید که پاسخهایتان باید کوتاه و دقیق باشد. با آماده کردن پاسخهای سوالات متداولی که در مصاحبه های شغلی پرسیده میشود، از ارائه پاسخهای طولانی و نامربوط که ممکن است باعث خسته شدن مصاحبه کننده شود، جلوگیری خواهید کرد. و آخر اینکه هرچقدر هم که فرد مصاحبه کننده به شما میدان دهد، هیچوقت درمورد کارفرما یا همکاران سابقتان بدگویی نکنید. این مصاحبه درمورد شخص شماست و همه تلاشتان باید این باشد که نشان دهید مناسب آن کار هستید. ۷. زبان بدن را فراموش نکنید، از عادتهای بد بپرهیزید. بااینکه محتوای پاسخهای شما در مصاحبه اهمیت زیادی دارد اما داشتن زبان بدن ضعیف میتواند آن کار را از چنگ شما درآورد. اشکال موثر زبان بدن: لبخند زدن، ارتباط بصری، فرم خوب نشستن و ایستادن، گوش دادن فعال و حرکات سر. اشکال نادرست زبان بدن: قوز کردن، نگاه کردن به دوردست، بازی کردن با خودکار، بازی کردن با موها، دست زدن به صورت، جویدن آدامس، زیر لبی حرف زدن. ۸. سوالات خوب بپرسید. تحقیقات نشان میدهد که کارفرما با میزان سوال کردن تقاضادهنده های کار در مصاحبه، به علاقه آنها به گرفتن آن کار پی میبرند. درنتیجه، حتی اگر فرد مصاحبه کننده شدیداً درگیر توضیح دادن درمورد نیازهای کاری خودشان بود، شما باید چند سوال از او بپرسید. اگر باهوش باشید از قبل سوالاتی را آماده میکنید و اگر در حین مصاحبه نیز سوالاتی به ذهنتان رسید، از او بپرسید. ۹. ابتدا توانایی هایتان را به معرض فروش بگذارید و بعد معامله را تمام کنید. ضرب المثلی درمورد مصاحبه های شغلی میگوید، کارآمدترین تقاضادهنده معمولاً همان کسی نیست که استخدام میشود. این  یعنی کسی که استخدام میشود کسی است که بیشترین تلاش خود را برای پاسخ دادن به سوالات مصاحبه کننده به کار گرفته و سعی میکند تا جایی که در توان دارد تواناییهای خود رابه او نشان دهد. بعضیها مصاحبه های شغلی را مثل فروش میدانند. شما فرد فروشنده هستید و محصولی که میخواهید به فرد مصاحبه کننده بفروشید، تواناییتان برای برآوردن نیازهای سازمان و شرکت است. کم کم که مصاحبه کمی جلوتر رفت، درمورد قدمهای بعدی در روند استخدام و مدت زمانی که آنها برای تصمیمگیری درمورد استخدام نیاز دارند سوال کنید. اگر کاری که برای آن تقاضا دادهاید درمورد فروش است، میتوانید خشونت بیشتری نشان داده و در آخر از او بخواهید که کار را به شما بدهد. ۱۰. حضوراً، از طریق ایمیل یا نامه از فرد مصاحبه کننده تشکر کنید. همانطور که در نکات بالا برایتان عنوان کردیم، ادب و احترام در مصاحبه اهمیت بسزایی دارد. درنتیجه، اهمیت تشکر کردن از افرادیکه با شما مصاحبه میکنند جای تعجب ندارد. ابتدا در همان جلسه مصاحبه از فرد مصاحبه کننده تشکر کرده و پس از آن ایمیلی برای قدردانی از او بفرسید. البته این کار تضمین نمیکند که حتماً آن کار را میگیرید اما مطمئناً باعث خواهد شد نسبت به آنهایی که این اصل مهم را رعایت نکرده اند اولویت داشته باشید. نکته آخر موفقیت در مصاحبه های شغلی نیاز به تحقیق، تمرین و پشتکار دارد. هرچه تلاش بیشتری برای آماده سازی خود قبل از مصاحبه به کار گیرید، برای گرفتن شغل مورد نظرتان موفقیت بیشتری خواهید داشت، مخصوصاً اگر این ۱۰ نکته را به درستی رعایت کنید. ]]> اخبار علمی و فناوری Thu, 04 Jun 2015 12:53:42 GMT http://migna.ir/vdcizpap.t1azz2bcct.html انتقاد پذیری در محیط کار http://migna.ir/vdcb58bf.rhb8spiuur.html تصور کنید که یک پروژه مهم در شغل تان را با موفقیت به اتمام رسانده اید و رئیس تان در حال شنیدن گزارش کار شماست که در نهایت با یک نطق انتقادی از سوی رئیس تان مواجه می شوید که از خیلی جنبه های فعالیت شما ایراد گرفته و خواهان ایجاد تغییرات در برخی از جنبه های کارتان است.احتمالا هر کدام از ما اگر در چنین شرایطی قرار گیریم هم خیلی ناراحت و عصبانی می شویم، هم احساس شکست می کنیم و تصور می کنیم یک مافوق  کم سواد داریم که ارزش کار را به درستی درک نکرده و یا ان قدر حسود است که با این انتقادات قصد دارد ما را تحقیر کند  و .... شاید در برخی از موقعیتهای کاری چنین اتفاقاتی بیفتد ولی در اکثر مواقع انتقادات عمدتا برای تسویه حساب شخصی نیست و هدف ارایه یک کار بی عیب و نقص است. لذا دلسرد نشوید چرا که انتقاد سازنده یک بخش کلیدی در موفقیت و به ثمر رسیدن هرکاری است. هدف این مقاله نیز یادگیری چگونگی پذیرش انتقاد و در عین حال انجام کار محوله به نحو احسن است: - بپذیرید که کامل و بی عیب و نقص نیستید. اگر هر کاری را با این تصور که شما هیچ اشتباهی نمی کنید شروع کنید در حقیقت شما خودتان را به جهالت می زنید. شما احتمال اشتباه زیاد دارید و نکته مهم درس گرفتن از آن اشتباه احتمالی است. - کار یا پروژه را مجددا بررسی کنید. پس از اتمام کار و قبل از آنکه آن را به مافوق خود تحویل دهید اطمینان کسب کنید که شما همه چیز را مجددا به دقت چک کرده اید. با این کار از بروز اشتباهات ساده ممانعت می شود . همچنین این باور را در خودتان پرورش دهید  که رئیس تان به خاطر چیزهای کوچک و بی اهمیت شما را به زحمت و دردسر نمی اندازد.  - انتقاد را شخصی نکنید. اگر مافوق یا همکارتان از شما انتقاد کرد به خودتان یادآوری کنید که این انتقاد به عملکرد و کار شماست نه به شخصیت شما و این امر نشانه بی علاقگی به شما نیست. او تمایل دارد مطمئن شود که شما کار را به بهترین شکل ممکن انجام می دهید. - به دقت گوش دهید. اگر به اظهار نظرها و انتقادات بی اهمیتی کنید زمینه تکرار اشتباه گذشته را فراهم کرده اید. یادداشت برداری کنید و مرتبا به خودتان گوشزد کنید که چطور مشکل را حل کنید. این مرحله ، مرحله بسیار سختی است زیرا می تواند به مفهوم گذشتن از غرور و پذیرش مسئولیت در برابر اشتباهات مرتبط با کار باشد.   - از خودتان بپرسید که از این انتقاد چه چیزی می توانید یاد بگیرید. اگر حس کردید که حالت تدافعی دارید و یاعصبانی شده اید سوال" چه چیزی می توانم یادبگیرم؟" را با خودتان تکرار کنید و در صدد یافتن پاسخ این سوال باشید. - با بخشی از انتقاد موافقت کنید. هنگام مواجه شدن با انتقاد اکثر مردم بر روی بازخورد منفی آن متمرکز می شوند که ممکن است درست نباشد و لذا از بقیه جنبه های مثبت انتقاد چشم پوشی می کنند. وقتی که شما بخشی از انتقاد را قبول می کنید ، در حقیقت امکان یادگیری را برای خودتان مهیا می کنید. مجبور نیستید با هر چیزی موافقت کنید اما حتی موافقت  یا یک جنبه ناچیز از انتقاد باعث پیدایش یک جو کار گروهی می شود. حال می توانید بر روی این موضوع متمرکز شوید که چگونه با هم این مشکل را رفع کنید.   - آنچه را که شنیده اید مورد تجزیه و تحلیل و ارزیابی قرار دهید. شما محتاج زمانی هستید که بتوانید اطلاعات را پردازش کنید، مشخص کنید که آیا این یک انتقاد معتبر و صحیح است یا نه و تصمیم بگیرید که چکار می توانید بکنید که مشکل را حل کنید یا اشتباه را اصلاح کنید. اگر این موضوع شکایتی است که شما مرتبا آن را می شنوید باید فکر کنید که شما از شرایط و وضعیت به وجود آمده چه چیزی می توانید یاد بگیرید که این کار دوباره اتفاق نیفتد. - کینه به دل نگیرید. عصبانی و نگران ماندن از یک اشتباه می تواند کار آتی شما را هم تحت تاثیر قرار دهد. اشتباه را از ذهن خود بیرون کنید . بر این مساله که در آینده به بهترین شکل کارها را انجام دهید متمرکز شوید. - جو را شفاف کنید. اگر از نحوه انتقاد همکارتان ناراحت هستید در اسرع وقت این موضوع را به او اطلاع دهید تا این احساس بد و دلخوری بین شما دو نفر کهنه نشود. توضیح دید که چرا این موضوع سبب دلخورتان شده است حتی می توانید مواردی را متمرکز شوید که باید انجام دهید تا رابطه میان تان مجددا تقویت و مستحکم شود. - بپذیرید که ممکن است دیگران چیزی را ببینند که شما قادر به دیدن آن نیستید. حتی اگر موافق انتقاد نیستید،؛ ممکن است دیگران در مئرد چیزهایی که شما از آن بی اطلاع هستید باخبر باشند. مثلا اگر میگویند شما فردی  مغرور هستید و شما چنین احساسی نسبت به خود ندارید ، امکان دارد شما واقعا این طور باشید اما از آن بی خبر باشید. این واقعیت که ممکن است آنها درست بگویند را در نظر بگیرید و به ارزیابی مجدد خود بر اساس نظر آنها بپردازید. - اجازه ندهید انتقاد شما را به هم بریزد بلکه با روحیه ای شاد با آن مواجه شوید.   نکات قابل تامل 1- همیشه قبل از پاسخ گویی فرصتی برای فکر کردن به انتقادات به خودتان بدهید. 2- اگر موقعیتی دست داد با کسی که مطمئن هستید واقعیت را به شما خواهد گفت، انتقاد مطرح شده را در میان بگذارید تا به صحت و سقم آن پی ببرید. 3- همیشه یادتان باشد که عمل و کار شما انتقاد می شود نه شخصیت شما. مثلا اگر از نامه نوشته شده توسط شما انتقاد می شود فراموش نکنید که شما نویسنده آن هستید و همکارتان فقط از شما می خواهد که این یادداشت را اصلاح کنید. 4- فراموش نکنید که همکار یا مافوق شما به خاطر نفرت از شما انتقادتان نمی کند بلکه هدف آنها بهبود کار شماست. 5- هر کاری که می کنید از عالی بودن آن نزد خودتان اطمینان حاصل کنید. افرادی که نقد پذیر نیستند به ندرت در کارشان پیشرفت حاصل می کنند. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 25 May 2015 20:48:24 GMT http://migna.ir/vdcb58bf.rhb8spiuur.html زبان بدن در مصاحبه کاری چطور باید باشد؟ http://migna.ir/vdccxmqi.2bqop8laa2.html یك اشتباه كوچك كافیست تا در روز مصاحبه شغل مورد نظرتان را از دست بدهید. به همین دلیل طبیعی است كه قبل از مصاحبه كاری استرس داشته باشید. این استرس از شب قبل شروع می‌شود و در دقایق قبل از مصاحبه به اوج می‌رسد؛ مثل موجی در سراسر بدن منتشر و گاهی آن قدر پررنگ و جدی می‌شود كه بر حرف و رفتار ما تاثیر می‌گذارد. در این شرایط ممكن حركاتی از شما سر بزند كه شایسته یك مصاحبه كاری نیست و تاثیر مثبتی ندارد. برای جلوگیری از این اتفاق تلخ بهتر است اصول برخورد در یك مصاحبه كاری و رفتارهای موثر را بشناسید و به كمك اصول زبان بدن احساس مثبتی را به كارفرما انتقال دهید تا شما را راحت‌تر استخدام كند. در این مطلب پویا ودایع،  سخنران و مدرس زبان بدن به شما می‌گوید که چگونه در این امر موفق باشید. چند نكته مهم  - از گذاشتن خودكار در جیب روی كت، شلوار و مانتو خودداری كنید چون باعث جلب‌ توجه طرف مقابل می‌شود. -  از گذاشتن كلید و وسایل سنگین در جیب‌ها اجتناب كنید. چون حالت و فرم لباس را به هم می‌زند. -  برای نشستن عجله نكنید. منتظر باشید تا میزبان و فرد پرسشگر از شما درخواست كند كه بنشینید. -  قبل ورود به جلسه از عطرزدن خودداری كنید. نیم‌ساعت قبل از حضور در جلسه از عطر استفاده كنید. -  جوراب هم‌رنگ كفش و شلوار بپوشید. -  قبل از جلسه استخدامی از كشیدن سیگار خودداری كنید. با تلفن همراه‌مان چه كنیم؟ تلفن همراه همان قدر كه مفید است می‌تواند باعث ضرر‌های جبران‌ناپذیری شود. در این سال‌ها مدیران به تلفن همراه كارمندان خود آلرژی پیدا كرده‌اند و به منظور افزایش بازدهی كاری سعی می‌كنند محدودیت‌هایی برای استفاده از آن ایجاد كنند پس در این مورد دقت كنید. پیشنهاد می‌شود در جلسات مصاحبه شغلی تلفن خود را خاموش كنید و حتی آن را روی لرزاننده نگذارید چون امكان دارد حواس شما را پرت كند. درست دست بدهید   از انگشتان‌تان استفاده نكنید. هنگام دست دادن در ابتدا و انتهای جلسه كاری كنید كه تمامی كف دست شما با كارفرما تماس داشته باشد. تماس فیزیكی باعث ایجاد رابطه بهتر و صمیمی‌تر خواهد شد و افراد نسبت به كسانی كه آنها را لمس می‌كنند احساس مسئولیت پیدا می‌كنند. اگر دست شما خیس یا كثیف است از دست دادن خودداری كنید. لبخند بزنید لبخند زدن در آخر جلسات تاثیر مثبت و خوبی بر جای می‌گذارد. پس مصاحبه را با لبخند به پایان برسانید. لبخند زدن باعث ایجاد نشاط دوطرفه می‌شود، سردی روابط را كم می‌كند و خاطره خوبی از شما در ذهن طرف مقابل باقی می‌گذارد. این خاطره خوب در بررسی‌های بعد از مصاحبه به پذیرش شما كمك زیادی می‌كند و شانس استخدام‌تان را افزایش می‌دهد. كیف‌تان را رها نكنید از گذاشتن كیف و وسایل خود روی پا یا صندلی كناری اجتناب كنید. وسایل همراه‌تان را روی زمین و در كنار خود نگه دارید. قرار دادن كیف پر از وسایل شخصی روی میز باعث می‌شود این وسایل حواس دیگران را به خود جلب كند. از زبان بدن كمك بگیرید برای توضیح دادن موضوعات حتما از دست‌های خود كمك بگیرید. حركت دست‌ها باعث می‌شود شما در زمینه كاربرد صحیح زبان بدن فرد ماهری به نظر برسید که این مزیت قطعا در استخدام شما نقش موثری دارد. چه كسی اول دست می‌دهد؟ تا فرد ارشد دستش را به سوی شما دراز نكرده، برای دست دادن پیش‌قدم نشوید. درست كه در سلام كردن از هم پیشی می‌گیریم اما در دست دادن همیشه این نكته را به خاطر بسپارید كه اول بزرگ‌تر‌ها دست دراز می‌كنند و ما با آنها دست می‌دهیم. توجه به این موضوع نشانه احترام و رعایت حریم شخصی افراد است.    نخندید توصیه می‌شود در جلسات مصاحبه از خندیدن زیاد اجتناب كنید، در این شرایط حتی بزاق دهان شما هم بیشتر ترشح می‌شود و گاه می‌تواند به پرتاب ناخواسته بزاق از دهان به طرف فرد مقابل منجر شود. خندیدن زیاد باعث بر هم خوردن نظم بدن و حتی لباس‌ها می‌شود. ساده باشید در مورد انتخاب لباس دقت كنید. خیلی از مدیران از آدم‌های پرزرق و برق خوش‌شان نمی‌آید. وقتی بیش از اندازه از زیورآلات استفاده می‌كنید، حواس مدیران و بالادستی‌ها را به این موضوع جلب می‌كنید كه شما انسانی ولخرج و علاقه‌مند به ظاهر آدم‌ها هستید. فراموش نكنید یك انتخاب شیك و ساده نسبت به زیورآلات براق تاثیر بهتری دارد. دیده شدن كف كفش ممنوع برای نشستن حالت و ژست خاصی نگیرید. سعی كنید مودبانه و بدون ژست خاصی بنشینید. قبل و بعد از نشستن حتما لباس خود را چك كنید و از صاف و مرتب بودن آن مطمئن شوید. طوری بنشنید كه كف كفش شما توسط دیگران دیده نشود. دیدن كف كفش كه در خیابان با انواع آدامس‌ها و زباله‌ها تماس داشته است برای هیچ یك از ما خوشایند نیست، چه برسد به مدیران. كثیف بودن كف كفش دیگران را از موضوع اصلی منحرف می‌كند. دست به جیب نشوید! هیچ‌گاه دست در جیب مقابل فرد سوال‌كننده نایستید.  دست به جیب ایستادن به تنهای معنی خاصی ندارد بلكه با دیگر علائم چهره و بدن تركیب شده و نشانه غرور، سردبودن دست‌ها و استرس است. migna.ir حتی اگر فردی كه از شما سوال می‌پرسد از قوانین زبان بدن اطلاع نداشته باشد، این حالت شما را نشانه استرس و غرور می‌داند و این موضوع یك نمره منفی برای شما محسوب می‌شود. درست بایستید موقع ایستادن پاها را به اندازه عرض شانه خود باز كنید و بیش از حد به پاها فاصله ندهید. بهتر است فاصله پاهای خانم‌ها به اندازه نصف شانه‌شان باشد. وقتی آقایان پاها را به اندازه عرض شانه باز می‌كنند وزن‌شان به‌طور مساوی روی پاها تقسیم می‌شود و از نامتعادل بودن‌ بدن‌شان جلوگیری می‌كند. چشم در برابر چشم نگاه كردن و تماس چشمی را از ابتدای مصاحبه جدی بگیرید. ایجاد تماس چشمی دائم باعث می‌شود شما با اعتماد به نفس و قوی دیده شوید. دیدن چشم‌های افراد به صورت دائم اطلاعات مختلف را از آنها دریافت و در اختیار ما قرار می‌دهد. سرتان را كج كنید برای خوب شنیدن سرتان را كمی به طرفین كج كنید. بدن شما برای خوب شنیدن خودش را تغییر می‌دهد؛ یعنی سعی می‌كند حالت‌هایی را به خود بگیرد كه صدا را از منبع خود به خوبی دریافت كند. انسان‌ها با كج كردن سر علاقه خود را برای یافتن منبع صدا نشان می‌دهند. وقتی فردی كه از شما سوال می‌پرسد نسبت به شنیدن پاسخ‌ها علاقه‌مند است سرش به یك‌طرف مایل می‌شود. در طول مصاحبه هر چند وقت یك‌بار نحوه نشستن خود را به‌طور رسمی تغییر دهید تا این حس را به طرف مقابل القا كنید كه نسبت به پیگیری موضوعات علاقه‌مند هستید. - نسیم چراغلو ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Fri, 06 Mar 2015 13:33:40 GMT http://migna.ir/vdccxmqi.2bqop8laa2.html آیا محیطِ کار شما سمی است؟ http://migna.ir/vdcdnj0x.yt05j6a22y.html با توجه به اینکه مردم بخش زیادی از زمان خود را در محیط‌ کار می‌گذرانند و آن را خانه دوم خود می‌دانند اگر از محیط آن رضایت کافی نداشته باشند،‌ این نارضایتی به زندگی حرفه‌ای‌ آنها آسیب می‌زند و به زندگی شخصی آنها نیز سرایت می‌کند. محیط‌های کاری سمی بر سلامت جسم و روان تاثیر سوء می‌گذارد و استرس بالا در اداراتی که جو متعادل و روابط استاندارد ندارند موجب بروز فرسودگی شغلی، خستگی، بی‌حالی و افسردگی می‌شود. اگر هر یک از موارد فوق را در محل‌ کارتان احساس کردید پس وقت آن است که تغییراتی را در آن اعمال کنید و یا اگر تغییر برایتان مقدور نیست، این شغل را ترک کنید. به گزارش ایسنا به نقل از سای‌سنترال، محیط‌های کار سمی هفت نشانه دارند و با این نشانه‌ها قابل تشخیص‌ هستند: 1. شنیدن مداوم این جمله که باید از «بابت داشتن این شغل متشکر باشید!» اگر در طول زمانی که در محل کارتان مشغول کار بودید، این جمله را از رئیس یا بالادست خود شنیدید، باید احساس خطر کنید. در واقع این روش یک تاکتیک خطرناک برای تهدید شما است تا شما را در یک موقعیت حاشیه‌ای قرار دهد و هر گونه کنترل افراطی و غیرمنطقی و نیز آزار و اذیتی را توجیه کند. 2. روابط اجتماعی ضعیف آیا احساس می‌کنید از اطلاعات مهمی که در محیط کارتان وجود دارد بی‌خبرید؟ در واقع فقدان شدید روابط اجتماعی در محیط‌های کاری یکی از ویژگی‌های محیط‌های کاری سمی است. شما همچنین از صحبت در ارتباط با عملکردتان منع می‌شوید یا اگر چنین کاری انجام شود با عکس‌العمل بد و منفی روبرو خواهید شد. حتی گاهی اوقات شما به انجام حجم کاری بیش از وظایف خود مثلا به اندازه دو یا سه و یا حتی چهار نفر مجبور می‌شوید و اگر اعتراضی در این رابطه یا در مورد ارتقای کاری خود داشته باشید، تغییری در آن داده نمی‌شود و نهایتا مجبور به ترک مجموعه می‌شوید. 3. نگرش منفی همه‌گیر اگر زمانی که در محیط کارتان قدم می‌زنید همه را ناراحت و درمانده می‌بینید؛ شما در یک محیط کاری با جوی خصمانه هستید. در این نوع محیط‌های کار هیچگونه اشتیاقی وجود ندارد و افراد با لبخند وارد اداره نمی‌شوند. 4. پچ‌پچ‌ها و جریان دائمی ماجراهایی در اداره در محیط‌های کاری سمی شما احساس می‌کنید که مثل یک مدرسه گروه‌بندی‌هایی وجود دارد که این محیط‌ها را از حالت‌های دوستی به دور می‌کند. در این محیط‌ها شایعه، غیبت در ارتباط با کارمندان، سوء تفاهم، تبعیض و دعواهای داخلی، رویدادهای متداول هستند. 5. ضعف ریاست در محیط‌های کاری سمی برگزاری جلسات تنها گذران وقت است که هیچگونه بازده و نتیجه‌ای ندارد. در واقع این محیط‌ها پر از بیقراری، نادیده گرفتن انرژی و زمان افراد، بی‌دقتی و ناتوانی مدیریت در حل مشکلات هستند. 6. مدیریت ظالمانه این گونه مدیران همواره مراقب حرکات کارمندان خود هستند و کارمندان آنها هر لحظه کنترل می‌شوند. 7. مشکوک و پنهان نگهداشتن برخی مسائل آیا رئیس شما مشکوک به نظر می‌رسد؟ آیا از شما خواسته می‌شود تا اطلاعاتی را پنهان کنید؟ اینها علائمی است که نشان می‌دهد همه چیز عادی نیست. حتی علائم فیزیکی در بدنتان مانند کم خوابی،‌ ترس و ... نیز می‌تواند موید این مطلب باشد. اگرچه مواردی که در بالا اشاره شد قابل قبول نیست اما می‌توان راه‌های درستی را برای غلبه بر استرس و مشکلات محیط‌های کاری ناسالم پیدا کرد. اولین گام در این راه، شناسایی نمونه‌های این گونه محیط‌های کاری در اطرافتان است تا به موقع برای آن چاره‌ای بیاندیشید و مطالعه در این زمینه می‌تواند برای شما کمک موثری باشد.     ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sun, 23 Nov 2014 09:17:17 GMT http://migna.ir/vdcdnj0x.yt05j6a22y.html چرا باید ساعت را از محیط کارحذف کنیم؟ http://migna.ir/vdccppqi.2bqm08laa2.html تحقیقات اخیر نشان داده کارمندانی که طبق برنامه‌‌ریزی ساعتی کار می‌کنند، به‌طور کلی کمتر احساس شادی می‌کنند و نسبت به کارمندانی که برنامه‌ریزی را بر اساس انجام وظایف پیش می‌برند، کنترل کمتری بر زندگی خود دارند. نمونه‌های این تحقیق نشان دادند که حتی حضور ساعت به تنهایی از تفکر خلاقانه جلوگیری می‌کند. به گفته تامر آونت، استادیار مدرسه کسب‌وکار دانشگاه یشیوا، «روش برنامه‌ریزی برای انجام وظایف در طول روز نسبت به برنامه‌ریزی صرفا زمانی، اثرات روانی عمیق‌تری دارد». محققان در چند آزمایش مختلف دریافتند که افراد فعالیت‌های روزانه خود را به دو روش برنامه‌ریزی می‌کنند. یکی اینکه کلیه وظایف‌تان را طبق ساعت برنامه‌ریزی می‌کنید. مثلا وارد کردن داده‌ها در کامپیوتر را از ساعت 10 تا 11 انجام می‌دهید، سپس برای ساعت 11 تا 11:30 جلسه می‌گذارید و به همین ترتیب. روش دیگر، برنامه‌ریزی رویدادی است، یعنی کارها و وظایف‌تان را بر اساس انجام و تحقق آنها برنا‌مه‌ریزی می‌کنید. مثلا داده‌ها را تا زمانی که این کار انجام شود، وارد کامپیوتر می‌کنید. سپس به همکارتان ایمیل می‌زنید تا وقتی را برای برگزاری جلسه هماهنگ کنید.  محققان دریافته‌اند افرادی که وظایف خود را طبق ساعت برنامه‌ریزی می‌کنند، هدفشان این است که بازدهی بیشتری داشته باشند، اما در نهایت احساس می‌کنند کنترل و انعطاف‌پذیری چندانی نسبت به برنامه‌های خود ندارند. به همین دلیل است که بیشتر اوقات روز توسط یک نیروی خارجی – یعنی ساعت – کنترل می‌شوند. آنه سلیر، استادیار دانشکده کسب‌وکار HEC پاریس می‌گوید: «این افراد به حمایت ساعت نیاز دارند تا بدانند چه زمانی باید فعالیت‌های خود را شروع کنند و چه زمانی به پایان برسانند.» اما در مقابل، افرادی که وظیفه‌‌محورند و کارهای خود را تا زمان انجام آنها برنامه‌ریزی می‌کنند، احساس می‌کنند بر کارهای خود کنترل بیشتری دارند و بنابراین در محیط کار احساس شادی می‌کنند. احساسات مثبت در این افراد بیشتر است، شاید چون به جای اینکه اجازه دهند ساعت به آنها بگوید چه زمانی باید کار خود را به پایان برسانند، احساس می‌کنند وظایف خود را با طمانینه و فرصت کافی انجام داده و می‌توانند سراغ کار بعدی بروند. به عقیده محققان، بدون شک شرکت‌ها نباید برنامه‌ریزی‌های زمانی را به‌طور کل کنار بگذارند. این برنامه‌ریزی‌ها مطمئنا برای تنظیم زمان جلسات یا منظم بودن خط تولید ضروری هستند. اما پیشنهاد آنها این است که سبک برنامه‌ریزی را با نوع کاری که دارند متناسب‌ کنند. در اموری مثل تولید صنعتی یا برنامه‌ریزی برای جلسات که نظم اهمیت دارد و بازدهی و کارآیی اولویت دارد، برنامه‌ریزی باید طبق ساعت صورت گیرد. اما در وظایف خلاقانه مانند تبلیغات و بازاریابی یا تحقیقات آکادمیک، باید انعطاف‌پذیری زمانی برای کارمندان وجود داشته باشد و این امکان به آنها داده شود که وظایف خود را به خوبی به سرانجام برسانند. به عنوان مثال، محققان معتقدند جلسات تبادل نظر و توفان فکری نباید طبق ساعت زمان‌بندی شود. به گفته سلیر، «اگر تعدادی کارشناس خلاق را در یک جلسه دور هم جمع کنید و سپس یک ساعت بالای سر آنها بگذارید، خلاقیت‌شان متوقف می‌شود.»     روزنامه دنیای اقتصاد - ترجمه مریم رضایی ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 29 Oct 2014 06:31:53 GMT http://migna.ir/vdccppqi.2bqm08laa2.html رام کردن یک خود شیفته در محل کار http://migna.ir/vdcgyz9x.ak9uy4prra.html ماهنامه پیوست: اگر مدیریت منابع انسانی ضروری نبود رهبری سازمانی کار ساده‌ای به نظر می‌آمد. هر چقدر سازمان بزرگ‌تر باشد، احتمال نظارت بر تک‌تک اعضای آن هم پایین می‌آید و شما به عنوان رئیس شرکت همیشه می‌توانید افراد مزاحم را سر جایشان بنشانید. اما مساله اینجاست که یافتن استعدادهای شایسته معمولا کار دشواری است. اغلب وقتی در محیط سازمانی با شخصیت‌های دردسرساز روبه‌رو می‌شویم یکی از این دو کار را انجام می‌دهیم: یا با فرد خاطی مقابله می‌کنیم که عمدتا به افزایش خصومت‌های شخصی ختم می‌شود، یا از رویارویی با فرد خاطی سر باز می‌زنیم و مشکل را بدتر می‌کنیم. هیچ یک از این اقدامات راه‌حل موثری نیستند و شما به عنوان رهبر سازمانی نباید این گزینه‌ها را انتخاب کنید. جودیت اورلف (Judith Orloff) استادیار روانکاوی بالینی و نویسنده کتاب «جنون تسلیم» (The Ecstasy of Surrender) معتقد است راه دیگری هم وجود دارد. او می‌گوید به جای سرسختی و قانونگذاری‌های سفت و سخت می‌توان از راهکارهای ارتباطی بهتری در مواجهه با این دست از کارمندان استفاده کرد. اورلف پیشنهاد می‌کند:«اجازه دهید افراد تا می‌توانند واکنش نشان دهند. معمولا این کارکنان مشکل‌ساز وقتی از خود واکنش بروز می‌دهند که دکمه‌شان را فشار دهید. در چنین مواقعی ریلکس کنید، نفس عمیقی بکشید و خودتان را کنترل کنید. به جای اینکه درگیرشان شوید به آرامی جواب‌شان را بدهید. شما به عنوان الگویی برای دیگران باید در موقعیتی بالاتر از آنها عمل کنید.» در ادامه لیستی از پنج مشکل عمده شخصیتی و چگونگی رویارویی با آنها را از نگاه اورلف بخوانید. ۱- خودشیفته به باور اورلف افراد خودشیفته معمولا خودشان را مهم‌تر از بقیه می‌دانند و طالب توجه و ستایش مداوم هستند:«این افراد مجذوب خود و فاقد توانایی‌های همدلانه هستند. باید این نکته را درک کنید که اینها اصلا کاری به احساسات دیگران ندارند و این ایرادی بزرگ در یک محل کاری است.» اینکه از تاثیر رفتارها بر احساسات دیگران یا ضررهایی که رفتارها برای سازمان دارند سخن بگویید اصلا برای این افراد جوابگو نیست. افراد خودشیفته همچنین نسبت به هر نوع انتقاد حساسیت زیادی نشان می‌دهند و ممکن است در این زمینه‌ها واکنشی افراطی داشته باشند. اورلف می‌گوید:«اگر می‌خواهید آنها را روشن کنید یا از آنها انتظار کارایی دارید، باید به گونه‌ای سخن بگویید که گویی شرایط برای ایشان چه سودی دارد. این تنها راهی است که می‌توان یک فرد خودشیفته را رام کرد.» بهترین نقش سازمانی برای افراد خودشیفته چیست؟ جالب توجه اینکه اورلف معتقد است این شخصیت‌ها در مقام قدرت عملکرد بهتری دارند چرا که قدرت‌شان را خیلی جدی می‌گیرند و در این موقعیت‌های شغلی تلاش بیشتری از خود نشان می‌دهند. به عقیده اورلف:«این خودشیفته‌ها هستند که جهان را اداره می‌کنند.» ۲- شخصیت کنش‌پذیر-پرخاشگر (Passive-Aggressive Type) اورلف در توصیف این افراد می‌گوید:«کسانی هستند که قول پروژه‌ای را به شما می‌دهند اما هیچ کاری برایش نمی‌کنند. یا دسته افرادی‌ هستند که همیشه ۱۵ دقیقه دیر می‌رسند. شخصیت کنش‌پذیر-پرخاشگر نوعی شخصیت عصبی و خشمگین و البته پنهانی است.» برای رویارویی با این افراد شاید در تلاشید علت اصلی خشم آنها را بیابید و مشکل‌شان را حل کنید. اورلف می‌گوید این روش خوبی نیست:«این یک اختلال شخصیتی است که باید در آن عمیق شوید.» نکته دیگری که باید به آن توجه کنید واکنش‌های شما در مقابل این شخصیت‌هاست:«گونه کنش‌پذیر-پرخاشگر شما را معلق باقی می‌گذارد. آنها گاهی موجب می‌شوند فکر کنید فرد ارزشمندی نیستید چرا که سر سازگاری با شما ندارند. این افراد می‌توانند به اندازه‌ای در شما نفوذ کنند که حتی خودتان هم از آن بی‌خبر باشید.» چطور باید با این‌ شخصیت‌ها کنار آمد؟ این افراد برخلاف خودشیفته‌ها با دیگران همدلی می‌کنند؛ می‌خواهند در محیط کاری پیشرفت کنند. شما با استفاده از این دو خصوصیت می‌توانید در آنها ایجاد انگیزه کنید. به قول اورلف باید انتظارات بسیار روشن از آنها داشته باشید:«تنها راه این است که خیلی روشن بگویید چه زمانی و چه چیزی را از آنها می‌خواهید. برای مثال بگویید برای من خیلی مهم است که چه ساعتی در جلسه خواهید بود.» باید درباره کارهایی که از ایشان می‌خواهید خیلی دقیق و با جزییات سخن بگویید. جای تعجب نیست که به باور اورلف موقعیت‌ شغلی‌ای که در آن‌ فعالیت‌های تهاجمی اهمیت دارند بهترین گزینه برای شخصیت‌های کنش‌پذیر-پرخاشگر محسوب می‌شود. به باور اورلف:«آنها همه را دیوانه می‌کنند.» ۳- شایعه‌پراکن در هر فضای کاری مقدار مشخصی شایعه و غیبت از این و آن دیده می‌شود اما اگر یکی از کارمندان شما از این کار لذت ببرد و بخواهد خبرهای بد شما را چه در خود شرکت چه در بیرون (مثلا برای رقبایتان) پخش کند، باید فکری به حالش بکنید. بهترین راه برای رویارویی با یک شایعه‌پراکن این است که خودتان هم آلوده‌اش نشوید. در چنین گفت‌وگوهایی به رغم میل‌تان شرکت نکنید. مهم‌تر از همه اینکه این میل طبیعی‌تان را کنار بگذارید: من باید بدانم دیگران درباره‌ام چه می‌گویند، باید راضی‌شان کنم تا حداقل حرف‌های خوبی پشت سرم بزنند. فراتر از این به فرد شایعه‌پراکن بگویید رفتارش شایسته نبوده و توضیح دهید که این شیوه برای سلامت محل کار اصلا مفید نیست. به باور اورلف:«اگر توجه‌شان را به اهمیت موضوع جلب کنید گامی مفید برداشته‌اید. بهتر است درباره شایعه‌پراکنی و تاثیرات مخرب آن در محیط کار حرف بزنید… محل کار زمین پرباری برای شایعات بی‌اساس است. اگر صادقانه این موضوع را مطرح و ضررهای آن را برای شرکت بازنمایی کنید به کارمندان‌تان ابزاری توجیه‌شده داده‌اید که در چنین جلساتی شرکت نکنند.» از دیگر سو به گفته اورلف افراد شایعه‌پراکن مهارت‌های ارتباطی خوبی دارند:«آنها شیفته حرف زدن هستند و اگر در موقعیتی قرارشان دهید که از این مهارت‌شان استفاده مفید کنند، برد کرده‌اید. شاید بخش فروش گزینه بدی نباشد.» ۴- کج‌خلق برخی شخصیت‌ها در مواجهه با تنش‌های محل کار، دیگران را تخلفکار می‌دانند و بر سرشان فریاد می‌زنند و عمدتا با کج‌خلقی با دیگران خودشان را خالی می‌کنند. این افراد برای رهبران چالش‌برانگیزترین کارکنان سازمانی به شمار می‌روند. اورلف معتقد است فارغ از اینکه چه کاری برای مدیریت این شخصیت‌ها انجام می‌دهید آنها را به حال خودشان نگذارید:«این رفتار در یک سازمان پذیرفتنی نیست. باید برای آنها محدودیت‌ها و مرزهایی مشخص کنید. کج‌خلقی کارکنان یک فضای کاری خوب را نابود می‌کند.» شما به عنوان مدیر یا باید این شخصیت‌ها را کنار بگذارید یا آنها را به یکی از کارکنان منابع انسانی‌تان بسپارید. به هر تقدیر باید به این نکته واقف باشید که بروز خشم در یک محیط کاری اصلا قابل قبول نیست. به ایشان پیشنهاد دهید به جلسات مشاوره بروند. با این واقعیت کنار بیایید که شخصیت‌های کج‌خلق آینده‌ای در شرکت شما ندارند و به طور بالقوه تهدیدی سازمانی به حساب می‌آیند. ۵- مقصرداناگر در محیط کاری به این افراد بی‌اعتنایی شود یا کار دشواری به آنها بدهید شما را مقصر می‌دانند و از دست‌تان شاکی می‌شوند. اورلف معتقد است برای رویارویی با این افراد باید شیوه ارتباطات بهتر را به آنها آموخت:«فردی که دیگران را همیشه مقصر می‌داند هیچ چیزی از ارتباطات نمی‌فهمد. این افراد به جای اینکه بگویند احساسم این‌گونه است می‌گویند تو باعث سرافکندگی‌ام هستی. شاید یک دوره آموزشی بتواند برای این شخصیت‌ها مفید واقع شود.» همچنین می‌توانید پیامدهای این رفتارشان را بر دیگران توصیف کنید، چرا که اغلب این افراد از تاثیرات حرف‌هایی که می‌زنند خبر ندارند. بهترین نقش برای یک شخصیت مقصردان چیست؟ به باور اورلف:«آنها را با دیگران مواجه نکنید. کارهای فردی و مستقل به ایشان بدهید.» ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Mon, 29 Sep 2014 10:22:56 GMT http://migna.ir/vdcgyz9x.ak9uy4prra.html کدام شغل با شخصیت شما همخوانی دارد؟ http://migna.ir/vdcdxn0x.yt09k6a22y.html آیا شغل شما با ویژگی‌های شخصیتی شما همخوانی دارد؟ بسیاری از افراد به ویژه کسانی که در مبخش منابع انسانی شرکت ها مشغول به کار هستند و افراد جدید را استخدام می‌کنند همیشه به دنبال جواب این سؤال هستند که آیا فرد مورد نظر از جهت شخصیتی با موقعیت شغلی همخوانی دارد یا خیر. در ادامه مطلب جدولی را مشاهده می‌کنید که 5 تا از بهترین شغل ها را به نسبت خصوصیت‌های شخصیتی افراد معرفی کرده است. در تهیه این جدول از کتاب محبوب و معروف " آن چه را که هستی انجام بده: راهنمای پیدا کردن بهترین شغل بر مبنای شخصیت افراد" کمک گرفته شده است که در حال حاظر برای پنجمین بار چاپ شده است و تا به حال بیش از 1 میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. در این جدول ابتدا انواع خصوصیت‌های شخصیتی تعریف شده است و سپس با ترکیب آن ها در خانه‌های بعدی بهترین و مناسب‌ترین شغل ها برای افرادی با این خصوصیات درج شده است. تصوير بزرگتر ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 17 Sep 2014 17:10:01 GMT http://migna.ir/vdcdxn0x.yt09k6a22y.html عادت های بد را چگونه ترک کنیم؟ http://migna.ir/vdcbg9b5.rhb0spiuur.html             عادات و رفتارهای منفی ممکن است به‌کار و فعالیت حرفه‌ای‌تان آسیب جدی وارد کند. برای مثال ممکن است از آن دسته افرادی باشید که هنگام جلسات، ایمیل‌های خود را چک می‌کنید یا زمانی که باید به‌طور دقیق بر کاری تمرکز کنید، به‌طور دائم با تلفن صحبت می‌کنید؟یا حتی ممکن است به تماشای تلویزیون یا جست‌وجو در اینترنت آن قدر عادت کرده باشید که برنامه‌های یادگیری‌تان را تحت تاثیر قرار داده باشد.  عادات بد مشابه مواردی که به آن اشاره شد، می‌تواند آسیب زیادی به اعتبار شما وارد کند و محدودیت‌هایی در زندگی حرفه‌ای و شخصی به وجود آورد.  در این نوشتار، به عادات بد نگاهی جزئی‌تر خواهیم داشت و ابزاری برای توقف آنها ارائه خواهد شد. معرفی ابزارواژه عادت در لغت به معنای خوی است و در اصطلاح هرگاه رفتاری در اثر تکرار چنان مورد قبول و خوشایند فرد قرار گیرد، به‌طوری‌که انجام مکرر آن خوشایند و ترک آن دشوار باشد، گفته می‌شود.  داشتن «عادت» از این جهت سودمند است که به‌صورت رفتاری خودکار درآمده است، چرا که وقتی به چیزی عادت داریم، بدون آنکه ذهن و فکر خود را درگیر کنیم، به انجام آن می‌پردازیم. برای مثال وقتی عادات خوبی مانند به موقع رسیدن به محل کار، خوش‌بینی یا چیزهایی شبیه به این در خود داشته باشیم، برای ایجاد آنها در ذهن خود، نیازی به فکر کردن نداریم و به این ترتیب می‌توانیم انرژی خود را در جای دیگری صرف کنیم. به همین اندازه عادت‌های بد نیز می‌تواند خطرناک باشد، چرا که ممکن است فرد بدون فکر دست به کارهایی بزند که زندگی شخصی و شغلی‌اش را در معرض خطرات جدی قرار دهد. برای مثال به چند نمونه از عادات بد اشاره می‌شود: • دیر رسیدن به جلسات کاری• منفی‌گرایی• دروغگویی• تمارض• مقاومت در برابر تغییر• تصمیم‌گیری عجولانهاما خبر خوش آن است که عادت‌های بد در همه، قابلیت توقف و جایگزینی با عادات خوب را دارد، ولی متاسفانه این جایگزینی نیاز به زمان دارد. در پژوهشی که در سال 2009 انجام پذیرفته این نتیجه به دست آمده است که برای جایگزینی یک عادت خوب به جای یک عادت بد، به‌طور متوسط 66 روز زمان لازم است (این زمان می‌تواند بین 15 تا 254 روز بسته به رفتار و شخص متغیر باشد).با وجود این با توجه به آسیب‌هایی که عادت‌های بد به اعتبار و شخصیت حرفه‌ای افراد وارد می‌کند، این موضوع ارزشش را دارد که با استفاده از اقدامات زیر برآنها غلبه کنیم. برای غلبه بر عادات بد خود گام‌های زیر را بردارید: گام اول-یک برنامه تهیه کنید. مطالعات نشان می‌دهد داشتن یک برنامه آگاهانه می‌تواند در غلبه بر عادات منفی بسیار موثر باشد. شما نمی‌توانید تنها با گفتن شفاهی عبارت«من قصد دارم از هدر رفتن وقت خود در اینترنت جلوگیری کنم»، انتظار موفقیت در توقف آن داشته باشید، بلکه باید برای این کار برنامه‌ای مشخص داشته باشید. یک راه خوب برای این موضوع، آن است که توقف عادات منفی را به عنوان اهداف شخصی خود تعریف کنید. این موضوع باعث می‌شود بتوانید پیشرفت خود را به‌طور منظم بررسی کنید، تا عادات بد به‌طور کامل از میان برود. گام دوم- خودانضباطی و خودآگاهی‌تان را توسعه دهید. مطالعات نشان می‌دهد خودآگاهی برای رهایی از عادت‌های بد یک مهارت الزامی است. «خودآگاهی» توانایی شناخت خود و آگاهی از خصوصیات، نقاط ضعف و قوت، خواسته‌هاو ترس‌هایی که در زندگی ما وجود دارد، است. با داشتن خودآگاهی به خوبی از دلایل توقف عادات بدی که در خود داریم، مطلع خواهیم بود. داشتن نظم و انضباط فردی نیز یکی از مواردی است که می‌تواند کمک زیادی به غلبه بر عادات منفی کند و تنها با ممارست فراوان در افراد ایجاد می‌شود. گام سوم-برای غلبه بر عادات بد، رویکردهای مناسبی انتخاب کنید. بعضی از افراد برای غلبه بر عادات بد، تصمیمی انقلابی می‌گیرند و سعی می‌کنند تا یک شبه آن را ترک کنند. بعضی دیگر نیز با روندی کاهشی و به تدریج عادات بد را در خود از بین می‌برند. برای مثال، می‌توانید عادت بد وب‌گردی در خود را روزانه پنج دقیقه کاهش دهید تا به زمان مناسب و قابل قبولی برای ترک این عادت برسید. گام چهارم-موانع ترک عادات بد را از بین ببرید. یکی از بهترین راه‌های جایگزینی عادات خوب به جای عادت‌های بد، از بین بردن موانع است. برای مثال، اگر عادت دارید در جمع همکاران در هنگام صرف ناهار، از دیگران غیبت کنید، می‌توانید تا زمان برطرف شدن این عادت بد، ناهار خود را در محلی دیگر و به‌صورت انفرادی صرف کنید. گام پنجم- برای جایگزینی عادت‌های خوب آگاهانه تلاش کنید. در اغلب موارد، با اقدام عملی استفاده از رفتارهای خوب، می‌توانید موجب توقف عادات بد شوید. برای مثال اگر شما فردی ایرادگیر در تیم کاری خود هستید، پیشنهاد می‌شود تمرین کنید تا در جلسات به جای انتقاد، از افراد تعریف و تمجید کنید. یا تصور کنید از جمله کسانی هستید که عادت دارید به‌طور دائم در جلسات ایمیل‌های خود را کنترل کنید، کافی است با برداشتن یک کاغذ و قلم از تمامی تصمیمات و جزئیات جلسه یادداشت‌برداری کنید. به این ترتیب خواهید دید به تدریج عادت بد قبلی شما از بین خواهد رفت. گام ششم-به خود پاداش بدهید. هرگاه موفق به ترک عادتی بد در خود شدید، بلافاصله به خود پاداش بدهید. پاداش دادن به خود، کمک می‌کند تا برای نگهداری عادات خوبی که انجام داده اید، انگیزه بیشتری پیدا کنید. گام هفتم-از دیگران کمک بخواهید. در آخر می‌توانید از خانواده و دوستان خود بخواهید برای توقف عادت‌های بد به شما کمک کنند.     ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Wed, 17 Sep 2014 16:58:56 GMT http://migna.ir/vdcbg9b5.rhb0spiuur.html در محيط کار چه پوششي مناسب است؟! http://migna.ir/vdcfxmd0.w6djeagiiw.html از حرف‌های خاله زنكی که به درد مهمانی‌های چایخوری زنانه خانه دار گرفته تا لباس‌هایی که از فرسخ‌ها فریاد می‌زنند: من برای محیط کار مناسب نیستم! شاید بد نباشد با هم سری به فهرست نه چندان طولانی لباس‌های ممنوعه در محیط کار بزنیم. خصوصا حالا که بسیاری از خانم‌ها شاغل شده‌اند ولی هنوز کمدهایشان جای لباس‌های مناسب محیط کار را خالی دارد. این بار با هم به جای «بایدها»، «نبایدها» را در 8 عنوان بررسی می‌کنیم: 8 لباسی که پوشیدن‌شان سر کار، نشانه غیرحرفه‌ای بودن شماست؛ 8 خطایی که هرگز نباید در ظاهرتان از شما سر بزند، مگر اینکه با خودتان شرط بسته باشید، تابستان نشده، از محیط کارتان به دلیل جدی نگرفتن کار و آماتور بودن اخراج شوید!صورتی و دار و دسته رنگی‌اش!اول از همه باید «رنگی» را تعریف کرد. طبیعتا مشکی، قهوه‌ای، سرمه‌ای و دودی هم «رنگ» به حساب می‌آیند و یک پالتوی مشکی، یک پالتوی رنگی به حساب می‌آید. اما منظور از مانتو و پالتوی «رنگی» نمونه‌هایی هستند که رنگ‌های تند و تیز و خیلی روشن و به اصطلاح زنانه دارند. پوشیدن یک مانتوی قرمز، اوج سرحالی و نگاه مثبت شما به زندگی را نشان می‌دهد ولی نه در محیط کار؛ پوشیدن این رنگ و رنگ‌هایی از این دست در محیط کار تنها نشانه بی ملاحظگی شما و تلاش برای جلب توجه محسوب می‌شود. رنگ‌هایی مثل زرد خورشیدی، سبز تیفانی، سرخابی، ارغوانی، بژ، سفید، انواع قرمزها، نارنجی و ... را برای مهمانی‌ها و موقعیت‌های دیگر کنار بگذارید و در عوض رنگ‌های تیره مثل مشکی، سرمه‌ای، دودی، خاکستری، قهوه‌ای، سبز یشمی و کرمی را برای محیط کارتان در نظر بگیرید. مطمئن باشید هیچ یک از همکاران‌تان به شما برچسب «افسردگی» نمی‌زند.زیوری‌های لعنتیاز اسم «زیورآلات» معلوم است که برای چه ساخته شده‌اند، وسیله‌های زیبای تزئینی که لباس شما را تکمیل می‌کنند اما محیط کار جایی برای تزئین و زیور نیست. شما به محیط کار می‌روید تا شاغل باشید، پیشرفت کنید، درآمد داشته باشید و بیاموزید. برای هیچ‌کدام از این گزینه‌ها نیازی به النگوی درشت و گردنبند بلند و گوشواره‌های انگوری نیست! از به دست کردن دستبندهای شلوغ و انگشترهای زیاد خودداری کنید. شما در محیط کار به یک ساعت مچی ساده، حلقه یا یک انگشتر معمولی نیاز دارید نه کلکسیونی از آخرین مدل‌های زیرآلات «H&M»! نفرین ابدی به صدای پینگ پونگ!خودتان را مشغول کاری تصور کنید که در آن نیاز به تمرکز دارید. فکر کنید دو نفر درست کنار دست شما، بی وقفه پینگ پونگ بازی کنند! اگر به شنیدن بلاوقفه صدای برخورد توپ پینگ پونگ به میز به مدت 8 ساعت در روز علاقه دارید، حتما در محیط کارتان کفش پاشنه بلند بپوشید! واقعیت این است که کفش‌های پاشنه بلند در دنیا در رده بندی «سالن شوز» قرار می‌گیرند، یعنی کفش‌های مناسب مجلس؛ پس در محیط‌های اداری و تجاری از پوشیدن کفش پاشنه بلند جدا خودداری کنید. اگر به هر دلیلی باید همیشه کفش پاشنه دار پا کنید، برای محیط کارتان یک جفت کفش ساده لژدار بگیرید تا نه سر و صدایی داشته باشد و نه شما را که مشغول فعالیت هستید، اذیت کند.خداحافظی با گلدارهادر بیشتر محیط‌های اداری و تجاری خانم‌های ایرانی مقنعه سر می‌کنند اما اگر محیط کار شما به گونه‌ای است که می‌توانید روسری یا شال سر کنید، لطفا سراغ شال‌های گلدار، روسری هایی با رنگ‌های تند و تیز و نقش‌های درشت و گوناگون و شلوغ نروید. این روسری و شال‌ها را برای خرید رفتن با دوستان و مهمانی‌ها کنار بگذارید. بهتر است از شال و روسری مشکی، کرم، قهوه ای، سرمه‌ای و امثالهم استفاده کنید. در ضمن لازم نیست هر روز یک مدل روسری یا شال سر کنید. کسی از همکاران‌تان علاقه‌ای به فهرست برداری از کمد شما ندارد.خونه خاله کدوم وره؟!پوشیدن صندل در محل كار بعد از فروپاشی امپراتوری رم، منسوخ شده است! پس لطفا تصمیم نگیرید در هوای گرم تابستان، با صندل به محل کارتان بروید. هیچ کس این کار شما را نشانه اعتراض‌تان به خورشید نمی‌داند اما ممکن است رئیس‌تان آن را نشانه اعتراض به خودش در نظر بگیرد! صندل، کفشی راحت و دم دستی است که در هوای گرم و در محیط‌هایی مثل باغ خانوادگی، حیاط خانه تان، خانه خاله، کنار دریا و سوئیت دوست نزدیک‌تان مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر محل کارتان یکی از این مواردی است که گفتیم، تمام حرف‌های قبلی را فراموش کنید و خیلی خوشحال صندل‌های‌تان را به پا کنید و به ما پز بدهید.کیف شما نشانه شخصیت شماستاگر چه کیف‌ها یکی از جذاب ترین خریدهای همیشگی خانم‌ها هستند و کیف‌های خاص و رنگی، این جذابیت را دوچندان می‌کنند اما دست گرفتن یک کیف چرم قرمز یا یک کیف کتابی براق همراه با زنجیر بلند طلایی صرفا نشانه بی سلیقگی شما برای انتخاب لباس در محیط کار است. اگر در محیط کارتان لپ‌تاپ همراه خود می‌برید، حتما از یک کیف لپ‌تاپ کمک بگیرید و بقیه وسایل‌تان را هم در همان بگذارید. کیفی که برای محل کار دست می‌گیرید، باید جادار، ساده و با جیب‌های زیادی باشد که بتوانید وسایل مورد نیازتان را به تفکیک در آن جای دهید. در ضمن برای یک خانم شاغل، انداختن کوله پشتی، بیشتر به تلاشی مذبوحانه برای پنهان کردن سن شباهت دارد تا راحت بودن. ورزشکاران بی نام و نشانآیا شما مربی بدنسازی هستید؟ آیا شما دوی پانصد متر امدادی کار می‌کنید؟ آیا شما مربی نقی معمولي در اردوی تیم ملی کشتی پیشکسوتان هستید؟ اگر پاسخ‌تان به این سه سوال «نه» است، لطفا از پوشیدن لباس ورزشی در محل کار خودداری کنید. حتی اگر روزها قبل از رفتن به سر کار باشگاه می‌روید، کاپشن ورزشی را در محل کار بی‌خیال شوید و با کفش رانینگ یا کفش تنیس پشت میز جلسه حاضر نشوید یا اگر می‌شوید، توقع نداشته باشید مذاکرات کاری شما پایان خوشی داشته باشند! باور کنید لباس ورزشی حتما خاصیتی داشته که اسمش را «لباس ورزشی» گذاشته‌اند، والا می‌توانست اسم دیگری داشته باشد، مثلا «لباس فرم اداره ما»!صبح جمعه با شما!صبح‌های جمعه هیچ چیزی لذت‌بخش‌تر از ولو شدن جلوی تلویزیون همراه با خانواده و خوردن یک چیز خوشمزه مثل بستنی نیست. اگر کسی از اعضای خانواده تصمیم بگیرد یک عکس یادگاری بگیرد، عالی است. وقتی عکس را نگاهی می‌اندازید، پای خود چه می‌بینید؟ یک شلوار گشاد و راحت که در باور عوام، به آن «پیژامه» می‌گویند! اگرچه دو سه سال پیش پوشیدن شلوار گشاد میان خانم‌ها رواج پیدا کرد اما محیط کار برای پوشیدن شلوارهای گل و گشاد و خودمانی واقعا مناسب نیست. اگر به شما برای ولو شدن جلوی تلویزیون در صبح جمعه و بستنی خوردن کنار خانواده حقوق می‌دهند، شلوار گشادتان را هم با خیال راحت در محل کار پا کنید.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 04 May 2014 15:49:05 GMT http://migna.ir/vdcfxmd0.w6djeagiiw.html تأثیر تیپ و ظاهر آراسته بر موفقیت بازاریابی و فروش http://migna.ir/vdcf0cd0.w6dmyagiiw.html بازاریابی تلفیقی از علم و هنر است. یادگیری اصول و قواعد بازاریابی بخشی از علم بازاریابی می‌باشد که با شرکت در دوره‌های بازاریابی و فروش، خواندن کتاب‌ها و مجلات و تماشای فیلم‌های آموزشی محقق می‌شود. اما از سوی دیگر بازاریابی یک هنر است و فارغ از تمام اصول و قوانین، بازاریاب باید یک هنرمند باشد تا بتواند نیاز مشتری را به درستی تشخیص داده و با محصول و یا خدمت خود در جهت رفع آن گام بردارد و موجبات خشنودی مشتری را فراهم آورد. هنرمند بودن بازاریاب مسئولیت او را حساس‌تر می‌کند زیرا وی باید به ظرایفی توجه کند که تنها چشمان تیزبین یک هنرمند قادر به مشاهده و درک آنها است.یکی از مقولات بسیار مهمی که نقش غیر قابل انکاری در موفقیت شغلی بازاریابان و فروشندگان دارد، نحوه‌ی لباس پوشیدن آنها است. شخصاً بازاریابان، فروشنده‌ها و ویزیتورهای زیادی را دیده‌ام که آنقدر تمرکز خود را روی فروش محصول و یا خدمت خود می‌گذارند که از ظاهر خود و لباسی که به تن دارند، غافل می‌شوند و این نکته به شدت روی برداشت مشتری از آنها تأثیر منفی می‌گذارد.ذکر این نکته را لازم می‌دانم که منظور من از تأثیر لباس بر موفقیت بازاریاب یا فروشنده، به تن کردن لباس‌های گران‌قیمت نیست بلکه درست لباس پوشیدن و آراستگی در پوشش متناسب با بازار هدف است که می‌تواند علاوه بر موفقیت حرفه‌ای، حس احترام مشتری برای بازاریاب را نیز به دنبال داشته باشد. در ادامه به سه تأثیر مهم لباس پوشیدن بر دستیابی به اهداف بازاریابی و فروش اشاره شده است:1. آراستگی در پوشش اعتماد به نفس شما را بالا می‌برد.پوشیدن لباس مناسب و آراسته به دو طریق باعث افزایش اعتماد به نفس افراد می‌شود. اول اینکه اگر لباس خوب بپوشید، احساس خوبی خواهید داشت و این زمینه‌ساز اعتماد به نفس است. دوم اینکه این کار باعث می‌شود که از دید دیگران فرد با اعتمادبه‌نفسی به نظر آیید و این امر برای شما اقتدار، احترام، اعتماد و ستایش به ارمغان می‌آورد.2. تأثیر اولیه بیشترین دوام را دارد.این نکته به خصوص در زمانی که کار جدیدی را شروع می‌کنید، اهمیت دارد. باید بدانید که تأثیر اولیه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. ظاهر شما یکی از عواملی است که افراد بر اساس آن در مورد شما قضاوت می‌کنند و دیدگاه آنها در مورد شما شکل پیدا می‌کند. برای مثال مدیران فروش حرفه‌ای در جذب فروشنده و ویزیتور حتما به کفشی که او پوشیده است توجه می‌ کنند، که چقدر این کفش با آن شغل تناسب دارد.3. لباس آراسته به شما اعتبار می‌بخشد.لباس پوشیدن مانند مدیران ارشد برای شما اعتبار ب ارمغان می‌آورد.یکی از باورهایی که در مورد نقش لباس در موفقیت وجود دارد، این است که باید همیشه کت و شلوار شیک و گران‌قیمت پوشید. این موضوع درست نیست. اگر کار شما به گونه‌ای است که باید لباس غیررسمی بپوشید، باز هم می‌توانید از لباس به عنوان ابزاری برای افزایش درآمد و ارتقای شغلی خود استفاده کنید. در این شرایط می‌توانید روی لباس غیررسمی خود کت و شلوار بپوشید. این کار باعث می‌شود که هم خودتان احساس خوبی داشته باشید و مشتریان و همکاران شما نیز احساس می‌کنند کسی که با او کار می‌کنند، اعتماد به نفس بالایی دارد. آیا تنها با لباس غیررسمی می‌توانید چنین اثری را ایجاد کنید؟بازاریابی و برندسازی شخصی با استفاده از لباس بدین معنی نیست که باید برای خرید لباس‌های جدید پول زیادی خرج کنید. نکته‌ی مهم این است که توجه داشته باشید برای ارتقای شرایط کاری خود به چه لباس‌هایی احتیاج دارید؛ در واقع به دنبال لباس‌های مناسب شرایط خود باشید نه الزاماً لباس‌های گران‌قیمت. حتی می‌توانید با خریدن یک جفت کفش جدید به هدف خود دست یابید.در شرایط برابر، کسانی که ظاهر بهتری دارند از شانس بالاتری برای ارتقای شغلی و افزایش درآمد خود برخوردار هستند. ممکن است منصفانه به نظر نیاید، اما انسان‌ها به طور طبیعی مجذوب زیبایی می‌شوند.نکته پایانی: ما از سه زبان برای ارتباط با مشتریان خود استفاده می‌کنیم؛ یکی زبان کلامی است که همان فن سخنوری است و لازم است فروشندگان و سایر کارکنان با مطالعه و آموزش، گنجینه لغات‌شان را زیاد کنند و با هوش تدبیری بدانند کی بگویند، چه بگویند و چگونه بگویند تا بهترین تاثیر را در مخاطب هدف داشته باشند. دومین زبان، تن گفتار یا همان زبان بدن است، به دوستان توصیه می‌کنم این فصل را در کتاب مهارتهای ارتباط با مشتریان شاکی حتما مطالعه کنند. در آن کتاب همراهان خوب من در TMBA  با عکسهای واقعی خودشان انواع حالتهای زبان بدن را به نمایش گذاشته‌اند و من هر یک را توضیح داده‌ام. به هر حال زبان بدن بیشترین تاثیر را در مخاطب دارد. سومین زبان به سازمان مربوط می‌شود که به زبان اندام سازمان معروف است. تمیزی و نظافت و تناسب دفتر کار با بازار هدف، آراستگی اتومبیل‌هایی که به نزد مشتری می‌روند و تیپ ظاهری کارکنان همگی زبان اندام سازمان را شکل می‌دهند. باز هم یادآور می شوم همه چیز با هم تاثیر می‌کنند. لذا نگرش جامعیت‌نگری را همواره مدنظر قرار دهیم. / درگي   ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Mon, 14 Apr 2014 06:08:13 GMT http://migna.ir/vdcf0cd0.w6dmyagiiw.html ترفندهای ارتقاء شغلی و افزایش حقوق http://migna.ir/vdcbawb5.rhb50piuur.html واقعا این دسته افراد، غیر از آنچه در ذهنمان درباره پارتی و روابط شکل گرفته، چه روشهایی به کار می‌برند که ما از آنها خبر نداریم و در شغلمان بسیار کند پیشرفت می‌کنیم یا حتی در جا می‌زنیم؟ یا چرا حقوق ما اندک و مشخص است و حقوق برخی دیگر، حتی در میان همکارانمان بیشتر؟ این راهنما می‌تواند کمک کند حقوق خود را دوبرابر کنید و عنوان شغلیتان را نیز ارتقا بخشید.  جام جم : برایان تریسی که در کتاب جدیدش «درآمد رویایی» به این موضوع پرداخته است. بخشی از مطالب کتاب در این مقاله تقدیم کارمندان پرتلاش و علاقه‌مند به پیشرفت می‌شود. نگرش مثبت داشته باشید بیش از 85 درصد موفقیت‌ کاری‌تان صرفنظر از استعداد و مهارت، به نگرش و شخصیت‌ شما بستگی دارد. موفقیت، میزان درآمد و سرعت پیشرفت‌تان وابسته به این است که مردم چقدر شما را دوست‌ دارند و برای کمک‌ به شما تمایل دارند. دکتر دانیِل گُلمَن از دانشگاه هاروارد، کتاب‌های متعددی درباره هوش احساسی نوشته است. استنتاج او این است که هوش احساسی در موفقیت کاری بسیار تاثیرگذارتر از ضریب هوشی شما است. انسان‌های مثبت، شاد و خوشبین همیشه محبوب‌تر و باارزش‌تر از افراد ایرادگیر، بدبین و منفی‌‌‌نگر هستند. یکی از موثرترین شاخص‌های موفقیت در کار این است که چگونه به‌عنوان بخشی از یک تیم عمل می‌کنید و این موضوع به نگرشتان بستگی دارد. کنار آمدن با دیگران بهترین کارکنان شرکت افراد شاد، مثبت و حامی‌ هستند. آن‌ها از حس همدردی و ملاحظه زیادی برخوردارند. دیگران دوست دارند در کنارشان باشند و به آن‌ها کمک کنند. تحقیقات نشان می‌دهد که افراد مثبت و خوش‌رو شانس بیشتری برای افزایش درآمد و پیشرفت دارند. این افراد سریع‌تر مورد توجه مدیران قرار می‌گیرند. علاوه ‌بر این افراد مثبت،از طرف همکاران و اطرافیان حمایت می‌شوند. به‌نظر می‌رسدفشاری به سمت بالا از سوی همکاران، فرد مثبت را به سرعت پیش می‌برد. عامل تعیین‌کننده درنگرش مثبت این است که تحت استرس چقدر خوب عمل می‌کنید. وقتی همه‌چیز خوب است، هرکسی می‌تواند مثبت باشد. هنگام مواجهه با سختی‌ها و موانع است که هویت واقعی‌تان را به خود و دیگران نشان می‌دهید. در شرایط سخت مشخص می‌شود چه کسانی مستحکم هستند و پیش می‌روند. فرد مثبت در هر موقعیت و هر فردی به دنبال خوبی‌ها است. او به دنبال نکته‌ای مثبت یا خنده‌دار است و بیشتر سازنده است تا مخرب. خبر خوب این است که نگرش مثبت‌ با تمرین روزانه قابل یادگیری است. توجه به ظاهرتان عجیب است که عده زیادی پیشرفت نمی‌کنند، زیرا هیچ‌کس تابه‌حال آنها را به کناری نکشانده تا بگوید ظاهر آنها در کسب درآمد مناسب چقدر مهم است. من سال‌ها شخصا روی اهمیت تصویر بر کار مطالعه کردم. کتاب‌ها و مقالات بسیاری خواندم و به هزاران نفر آموزش دادم. می‌توانم با اطمینان بگویم که ظاهر شما تاثیر بسیار زیادی بر میزان و سرعت پیشرفت دارد. اولین قانون این است که در کارتان همیشه برای موفقیت لباس بپوشید. به افراد برتر صنعت ‌و شرکت‌ خود نگاه کنید. در روزنامه‌ها و مجلات به تصاویر مردان و زنانی که در شغل‌شان پیشرفت کرده و به مدارج بالا و دستمزدهای زیاد رسیده‌اند توجه کنید. از افراد پیشرو الگوبرداری کنید. در کسب‌و‌کار رنگ‌ها و ترکیب رنگ‌های خاصی نسبت به سایر رنگ‌ها پذیرفته‌تر هستند. کتاب مناسبی درباره ایجاد تصویر حرفه‌ای تهیه کنید، آنرا از اول تا آخر بخوانید و به پیشنهاداتش عمل کنید. مانند افرادخوش‌آتیه لباس بپوشید امروزه نظرات زیادی درباره لباس‌های غیررسمی و راحت وجود دارد. فقط افرادی اجازه دارند در محل کار لباس‌های غیر‌رسمی بپوشند که پشت صحنه هستند و با مشتری سر و کار ندارند وآینده شرکت به آن‌ها وابسته نیست. حتی در منطقه «سیلیکون ولی» که پوشیدن لباس غیررسمی معمول است، مدیران جوان در دفترشان یک دست کت‌و‌شلوار مرتب دارند تا زمان ملاقات با مشتری یا سرمایه‌گذار از آن استفاده کنند. آن‌هااهمیت لباس را می‌دانند. اگر آینده درخشانی‌دارید، همانند افراد بدون‌آینده روشن، لباس نپوشید. طوری لباس بپوشید که نشان دهد در زندگی‌تان هدف دارید. اگر تمام اطرافیان لباس غیررسمی می‌پوشند، به نفع شما است. شما به چشم می‌آیید از دید افراد تاثیرگذار بر کارتان بهتر به‌نظر می‌رسید. به یاد داشته باشید شرکت‌ها می‌خواهند کارمندانی را به مشتری‌ها و سرمایه‌گذاران معرفی ‌کنند کهمایه افتخارشان باشند. باید ظاهرتان طوری باشد که مدیرتان از معرفی شما به‌عنوان نماینده شرکت به مدیر دیگر افتخار کند. سخت‌تر کار کنید دیدگاه افراد پرکار را در خود ایجاد کنید. هیچ‌چیز نمی‌تواند توجه افراد مهم در کار‌تان را سریع‌تر از این جلب کند که به‌عنوان کارمندی بسیار پرکار و سخت‌کوش شناخته شوید. همه افرادِ سخت‌کوشِ محل کارشان را می‌شناسند. افراد پرکار همیشه بیشترین ارزش و احترام را در شرکت کسب می‌کنند. آن‌ها همیشه درآمدو ترفیع بیشتری دریافت می‌کنند، زیرا عملکرد بهتری دارند، یعنی کار بیشتری را در زمان کمتر انجام می‌دهند.آنها برای شرکت‌‌شان ارزشمندترند، الگوی خوبی هستند ومدیران به آن‌ها افتخار می‌کنند و می‌خواهند بیش از هر فرد دیگری آنها را حفظ کنند. ساعات بیشتری کار کنید افراد برتر هرحوزه کاری نسبت به افراد معمولی، ساعات بیشتری کار می‌کنند. درحقیقت، ده‌درصد برتر افراد پردرآمد، پنجاه تا شصت ساعت در هفته کار می‌کنند. همچنین یادتان باشد که آن‌ها در تمام ساعت کاری، واقعا کار می‌کنند و وقت تلف ‌نمی‌کنند. وقتی صبح‌زود به محل کار می‌رسند، بلافاصله مهم‌ترین کارها را شروع می‌کنند. آن‌ها به‌طور پیوسته در طول روز تلاش می‌کنند. آنها دوستانه برخورد می‌کنند، اما از صحبت‌های بیهوده و گپ زدن با همکاران پرهیز می‌کنند. در تمام ساعات کاری کار کنید. در طول روز از بازی با کامپیوتر ، صحبت‌های تلفنی شخصی، خواندن روزنامه، یا صحبت کردن در مورد آخرین بازی فوتبال یا برنامه‌های تلویزیونی بپرهیزید. تمام روز را به کار اختصاص دهید. یک فرد معمولی با کمتر از پنجاه درصد ظرفیت خود کار می‌کند. پنجاه درصد باقی‌مانده، با صحبت‌های بی‌ارزش، تماس‌های تلفنی شخصی، کارهای شخصی، دیر آمدن، زود رفتن و بیشتر کردن زمان ناهار و چای تلف می‌شود. فقط پنج درصد از مردم جهان، تمام وقت کار می‌کنند. سایرین پایین‌تر از توان‌شان کار می‌کنند واغلب این مقدار خیلی کمتر از توان شخص است. برنده مسابقه شوید تصور کنید شرکت شما قصد دارد تمام کارمندانش را از طریق موسسه‌ای ارزیابی کند، تا سخت‌کوش‌ترین تا کم‌کارترین افراد مشخص شوند. قرار است حقوق شخص برنده بیشتر شود و ارتقا شغلی می‌یابد. اما قسمت شیرین ماجرا این است که فقط شما از این موضوع اطلاع دارید. هیچ‌کدام از همکاران نمی‌دانند موسسه در حال ارزیابی چه چیزی است. هدف شما، برنده شدن در این مسابقه است. باید رتبه سخت‌کوش‌ترین فرد شرکت در دوازده ‌ماه آینده را کسب کنید. این هدف، به شما کمک می‌کند تا بهتر از هر شیوه دیگری درآمد و سرعت ارتقا شما بیشتر شود. در این مسابقه شما تنها کسی هستید که می‌توانید مانع پیروزی‌ خودتان شوید. درخواست مسئولیت بیشتر خوشبختانه راه‌های امتحان شده و ثابت شده‌ای برای پیشرفت وجود دارد. یکی از مهمترین راه‌ها درخواست مسئولیت بیشتر است. برای هرکاری داوطلب شوید. حداقل هفته‌ای یک‌بار پیش رئیس‌تان بروید و از او مسئولیت بیشتری بخواهید. این روش ارتقای سریع را سال‌ها پیش، زمانی‌که برای رییس شرکت بزرگ سنگ کار می‌کردم به‌کار گرفتم. هر هفته تمام کارهایم را انجام می‌دادم و نزد رئیسم می‌رفتم و درخواست مسئولیت بیشتری می‌کردم. چند هفته اول او می‌گفت «در موردش فکر می‌کنم». یک روز بعد از آن‌که درخواست کار بیشتری کردم، از من خواست برایش کاری خاص انجام دهم. من یک فرصت خوب داشتم! تعطیلی آخرهفته بود و او خواست در مورد سرمایه‌گذاری در شرکت مورد نظرش بررسی کاملی انجام دهم. بلافاصله دست به کار شدم. تمام تعطیلات آخر هفته را کار کردم. شنبه صبح زود سر کار رفتم و یکی از منشی‌ها گزارشم را تایپ کرد تا خوب‌ به‌نظر برسد. سپس منتظر ماندم. ساعت 10:30 صبح، رئیس به دفترم زنگ زد و پرسید که آیا اعداد و ارقام موردنظر راکه آخر هفته قبل خواسته بود آماده کرده‌ام یا خیر. بانک طی تماسی غیرمنتظره، زودتر از موعد، جزئیاتی برای تصمیم‌گیری خواسته بود. من مستقیم به دفترش رفتم و گزارش را روی میز گذاشتم. او گوشی را برداشت، به بانک تلفن کرد و توانست وام بزرگی بگیرد. پس از آن، پشت ‌سرهم مسئولیت گرفتم و آینده‌ام در آن شرکت تغییر کرد. خودتان را ارتقا دهید اغلب مردم در محل کار، کاری را انجام می‌دهند که از آن‌ها خواسته شده باشد. شما این‌طور باشید. همیشه کارهای بیشتری بخواهید و هرگاه مسئولیت گرفتید، آن‌را خوب و سریع‌ انجام دهید. به‌یاد داشته باشید: می‌خواهید به عنوان فردی شناخته شوید که وقتی کاری باید به سرعت انجام شود، شما را انتخاب کنند. آیا ترفیع می‌خواهید؟ اینکار به خودتان بستگی دارد. در حقیقت با قبول مسئولیت‌های جدید، باعث ترفیع خودتان می‌شوید. در نهایت به سطح دلخواه‌تان در داشتن مسئولیت ارتقا پیدا می‌کنید. هیچ محدودیتی‌ وجود ندارد. برای کسب درآمد رویایی، هیچ چیزی به اندازه کسب شهرت در «سرعت و قابلیت اعتماد» مهم نیست. از افرادی باشید که رئیس‌تان برای انجام سریع کارها روی شما حساب کند. هر مسئولیتی را همانند آزمونی ببینید که آینده‌ کارتان به آن وابسته است. همواره در پی مسئولیت‌های بیشر باشید و ببینید درآمدتان با چه سرعتی بیشتر می شود!|موفقیت|ژان بقوسیان ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Thu, 06 Mar 2014 19:29:26 GMT http://migna.ir/vdcbawb5.rhb50piuur.html راهكارهايي براي مادران شاغل/وقتی مامان می‌ره سر کار... http://migna.ir/vdcfjcd0.w6dyyagiiw.html بنابراین با توجه به شرایط خود و فرزندتان به‌گونه‌ای تصمیم بگیرید که به نفع هر دوی شما باشد. انجام وظایف مادری شاید یکی از جالب‌ترین، مشکل‌ترین و در عین حال شیرین‌ترین وظایفی است که هر کس در نقش مادر آن را تجربه می‌کند. حالا اگر به این موضوع احساسات ناشی از تنها گذاشتن فرزندتان در خانه و بازگشت به محیط کار را هم اضافه کنید، آنگاه عظمت کار مادران شاغل را بیشتر درک می‌کنید. شاید ابتدا به‌نظر آسان برسد اما لحظه دل کندن مادر از فرزند برای رفتن به سر کار تجربه‌ای است که هر مادر شاغلی با آن آشناست.همه مادران هنگام برگشت به محیط کار با سؤالاتی مانند اینها مواجه می‌شوند:«آیا می‌توانم همزمان از عهده وظایف کاری و خانوادگی خود برآیم؟ اگر نتوانم سر کار بروم چطور می‌توانیم از عهده مخارج برآییم؟ آیا می‌توانم از خودم راضی باشم؟ این موضوع چه تأثیری بر فرزندم می‌گذارد ؟و...».  در واقع همه مادران شاغل با این سوالات مهم مواجه می‌شوند و بهتر است هر کس با توجه به کمک و مشورت با دیگران در نهایت تصمیم بگیرد.تصمیم‌گیری مهمهنگام تصمیم‌گیری درباره کار کردن عوامل متعددی مانند اهمیت شغل و کار، فرستادن کودک به مهد، استخدام پرستار، کمک گرفتن از خانواده برای نگهداری کودک و... به میان می‌آیند. مادر نیز باید با درنظر گرفتن تمام این موارد تصمیم بگیرد. البته این رفتار کودکان است که به ما نشان می‌دهد آیا توانسته‌ایم از عهده وظایفمان برآییم و تصمیم درستی بگیریم یا نه. این موضوع نیز در مورد افراد مختلف متفاوت است و هیچ‌کس نمی‌تواند درباره دیگری قضاوت کند.مادران شاغل با تولد فرزند خود نظر متفاوتی نسبت به کارشان پیدا می‌کنند. گاهی احساس می‌کنند بین شغل و فرزندشان محصور شده‌اند و باید بتوانند توازن خوبی بین این دو برقرار کنند و به بهترین نحو از پس هر دوی آنها برآیند ولی باید نیازهای کودک و موقعیت خود را بسنجند، درباره آنها با همسرشان صحبت کنند و تصمیم بگیرند چه چیزی آرامش بیشتری به‌آنها و زندگی خانوادگی‌شان می‌بخشد.ممکن است نظر اطرافیان هم بسیار متفاوت باشد؛یعنی هر کس درباره تنها گذاشتن کودک در خانه و بازگشت شما به محل کار نظر خاصی دارد. برخی می‌گویند نگهداری از فرزندتان مهم‌تر است و عده‌ای هم عقیده دارند حیف است کارتان را ترک کنید و فقط به انجام وظایف بچه‌داری بپردازید. شما می‌توانید همه این نظرات را بشنوید و از تجارب اطرافیان خود استفاده کنید اما فراموش نکنید این موضوع بسیار جدی و شخصی است و فقط شما و همسرتان هستید که باید تصمیم بگیرید.کار نیمه‌وقت، کار در خانه و...یکی از راه‌حل‌هایی که به ذهن بسیاری از مادران می‌رسد، بهره‌برداری از مزایای کار نیمه‌وقت است. بدین‌ترتیب آنها می‌توانند هم‌زمان بیشتری را با فرزندشان بگذرانند و هم شاغل بمانند و وقت آزادی داشته باشند. البته این راه برای همه مادران عملی نیست و بعضی کارها را نمی‌توان به‌طور نیمه‌وقت انجام داد. از نظر عده‌ای نیز همزمانی کار در خانه و نگهداری از کودکان گزینه خوبی است. البته این کار به سادگی انجام‌پذیر نیست زیرا خود بچه‌داری تمام وقت شما را به‌خود اختصاص می‌دهد و وقتی برای انجام کارهای خانه برایتان باقی نمی‌ماند. شاید هم بتوانید با هماهنگی محل کارتان روزهای کمتری سر کار بروید یا اگر ذهن خلاقی دارید می‌توانید چیزهایی درست کنید و بفروشید؛ برای مثال می‌توانید کارت تبریک یا صنایع دستی بسازید و با فروش آنها درآمدی داشته باشید. البته شاید هیچ‌کدام از این موارد در مورد شما صدق نکند و مجبور باشید به‌طور تمام وقت کار کنید.بازگشت به محیط کارباید پس ازپایان مرخصی مقدمات بازگشت به‌کار را آماده کنید. بنابراین باید برنامه‌هایی برای خودتان ترتیب دهید که به شما اعتماد به نفس بیشتری برای بازگشت به‌کار بدهد. بهتر است مدتی به موضوعاتی که بر کیفیت زندگی‌تان به‌عنوان مادری شاغل تأثیر می‌گذارد فکر کنید؛ نگهداری از کودک، خواب، کمک گرفتن از همسر یا خانواده و رسیدگی به‌خودتان.البته طبیعی است که نخستین روزهای بازگشت به‌کار با نگرانی درباره کودکتان و پریشانی افکار همراه است. بنابراین با وجود اینکه شاید خیلی سخت به‌نظر می‌رسد ولی سعی کنید درست عمل کنید زیرا شما باید در محیط کار نیز با قدرت حاضر شوید. البته مدتی طول می‌کشد تا دوباره با فضای کار و پذیرش اینکه نوزادتان بدون شما هم حالش خوب است، عادت کنید. طبیعی است دلتان برای فرزندتان تنگ می‌شود اما با گذشت زمان تحمل این دوری آسان‌تر می‌شود. شما می‌توانید روزهای اول بازگشت به‌کار زودتر به خانه برگردید تا هم خودتان و هم فرزندتان به‌تدریج به نبود یکدیگر عادت کنید.نگهداری از کودکبعد از بازگشت به کار، مهم‌ترین موضوع پیدا کردن بهترین راه برای نگهداری از کودک است. رفتن به مهدکودک، کمک گرفتن از خانواده، استخدام پرستار بچه و... راه‌هایی هستند که پیش‌روی شما قرار دارند. در هر صورت هزینه نگهداری از کودک یکی از مخارج اصلی شما خواهد بود. البته نوع نگهداری از کودک هم به سن او بستگی دارد؛ مثلا نیازهای یک نوزاد کاملا با کودکی 3 ساله متفاوت است. نگهداری از کودکتان توسط افراد خانواده و دوستان و آشنایان یکی از رایج‌ترین راه‌هایی است که پیش‌روی شما قرار می‌گیرد و اگر مجبور هستید کار کنید و قادر به پرداخت هزینه‌های استخدام پرستار یا مهدکودک نیستید، بهترین راه خواهد بود.درصورتی که برای نگهداری از کودکتان به مادر خود یا هر کس دیگری از افراد فامیل متکی هستید باید حتما شیوه تربیتی هماهنگی را مدنظر قرار دهید؛ مثلا اگر فرزندتان عادت دارد به شیوه خاصی یا در ساعت خاصی بخوابد دیگران هم باید در جریان قراربگیرند. همچنین اگر تصمیم دارید به شیوه خاصی به او غذا بدهید یا مراقبت کنید، حتما با کسی که در نبود شما از او مراقبت می‌کند هماهنگ باشید.آماده کردن کودکهنگامی که می‌خواهید کودک را تنها بگذارید، باید ابتدا او را با کسی که می‌خواهد از او در خانه مراقبت کند یا مهدکودک آشنا کنید. طوری که پس از بازگشت به‌کار چند روز با او به مهدکودک یا نزد پرستارش بروید. روزهای اول را حتما ساعاتی را در کنارش بمانید و بعد از چند روز، کم‌کم بیشتر او را تنها بگذارید تا بهتر با شرایط جدید آشنا شود. البته طبیعی است هفته‌های اول هم به شما و هم فرزندتان سخت بگذرد ولی نگران نباشید چون کم‌کم عادت می‌کنید.همه کودکان هم به یک شیوه با مسئله ترک مادر برخورد نمی‌کنند؛ بعضی از آنها با خوشحالی از مادر خداحافظی می‌کنند تا به محل کارش برود اما گاهی چنین نیست و کودک ساعت‌ها گریه می‌کند. بنابراین سعی کنید خداحافظی‌هایتان طولانی نباشد. همچنین بدون خداحافظی از فرزندتان جدا نشوید. اگر ترک فرزندتان در دوران نوزادی دشوار است وقتی بزرگ‌تر شود یعنی زمانی که می‌تواند به شما بگوید نمی‌خواهد به مهدکوک برود یا به شما التماس می‌کند سر کار نروید، دشوارتر خواهد بود. کودک شما احساستان را کاملا درک می‌کند و متوجه می‌شود مضطرب یا ناراحتید؛یعنی اگر ناراحت و مضطرب باشید تأثیر بدی بر او می‌گذارد. پس سعی کنید در حضور فرزندتان خیلی قاطع و قدرتمند عمل کنید. کاملا روحیه‌تان را حفظ کنید و فراموش نکنید شما تنها مادری نیستید که مجبورید برای کار کردن، ساعاتی را به دور از فرزندتان باشید.البته کودکان نیز معمولا زمانی که والدینشان از دیدشان دور می‌شوند، راحت‌تر قضیه را درک می‌کنند و آرام می‌شوند. بنابراین نگران و ناراحت این موضوع نباشید. وقتی به محل کارتان می‌رسید حتما با مهدکودک یا کسی که مراقبت از فرزندتان را برعهده دارد، تماس بگیرید. به‌احتمال قوی او به شما اطمینان می‌دهد که کودکتان دیگر گریه نمی‌کند و دارد بازی می‌کند. شما باید رابطه خوبی با کسی که از فرزند شما مراقبت می‌کند داشته باشید. اما اگر در بعضی موارد شیوه کارش را دوست ندارید با صراحت و بدون کنایه موضوع را با او مطرح کنید. البته لحن صدای شما باید گرم و دوستانه باشد. پس برای این کار زمانی را انتخاب کنید که ناراحت و خسته نیستید. در غیراین صورت شاید نتیجه دلخواه را نگیرید.بعضی کودکان وقتی از مهدکودک، پرستار یا هر کسی که از او مراقبت می‌کند جدا می‌شوند فریاد می‌زنند یا گریه می‌کنند. در واقع این رفتارها شیوه تخلیه احساسات کودک در پایان یک روز طولانی است. زیرا او احساس می‌کند اکنون که به آغوش شما بازگشته می‌تواند احساسش را نشان دهد. این موضوع ممکن است برای شما دشوار باشد اما به این معنا نیست که فرزندتان شما را دوست ندارد یا ترجیح می‌دهد با پرستارش بماند و به خانه برنگردد.مراقبت‌های لازمهنگامی که بچه‌دار می‌شوید به‌نظر می‌رسد می‌توانید همیشه شاد و خوشحال باشید و نباید هیچ‌گاه احساس خستگی کنید اما حفظ این موارد همیشه هم آسان نیست و باید بسیار مراقب خود باشید تا قدرت لازم را برای مراقبت از فرزندتان داشته باشد. ضمن اینکه بتوانید در خانه و محل کار هم به خوبی از پس وظایفتان برآیید. بنابراین همیشه وقتی را برای تجدید قوا و به یاد آوردن اینکه فقط یک مادر، همسر و کارمند نیستید درنظر بگیرید.ممکن است از رفتن به گردش و تنها گذاشتن فرزندتان در خانه - درحالی‌که تمام روز در محل کارتان بوده‌اید احساس گناه کنید. اما این کار هم به نفع شما و هم تمام اعضای خانواده‌تان خواهد بود زیرا تجدید قوا به شما کمک می‌کند تا بهتر بتوانید همه کارهایتان را انجام دهید. بنابراین سعی کنید بهترین دوست خود باشید و به جای ارزیابی‌های مختلف، پیام‌های مثبتی به‌خود ارسال کنید. مطمئن باشید این کار به‌تدریج تغییرات خوبی برایتان به‌دنبال خواهد داشت.ممکن است بعد از بازگشت به‌کار نتوانید مانند قبل از کارتان لذت ببرید و ترکیب آن را با انجام وظایف مادری سخت ببینید. شاید فکر کنید کودکتان هم به دور از شما نمی‌تواند شاد باشد اما فراموش نکنید تمام این احساسات زودگذر خواهند بود و خیلی زود به همه‌‌چیز عادت می‌کنید. پس زیاد سخت نگیرید و سعی کنید هم از تمام ساعات کاری و هم از تمام لحظاتی که در کنار خانواده‌تان هستید لذت ببرید.   ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Tue, 28 Jan 2014 18:57:53 GMT http://migna.ir/vdcfjcd0.w6dyyagiiw.html هرگز در محل کار این حرف‌ها را نگویید http://migna.ir/vdcco0qi.2bqsm8laa2.html برخی از حرف ها هستند که هرگز نباید در محل کار به همکاران خود بگویید زیرا روزی برعلیه شما استفاده می شوند و موقعیت کاری شما را به خطر می اندازند. با اینکه شوخی کردن با دوستان در محل کار بد نیست اما باید حواستان جمع باشد تا در زمان مناسب این صمیمیت و شوخی ها را تمام کنید و دیگر ادامه ندهید. گاهی انسان ها در شوخی و خنده حرف هایی می گویند که هرگز نباید به زبان بیاورند. به طور مثال، هرگز نباید به همکار خود بگویید: تو آن آدمی نیستی که من تصور می کردم. یا: اعتقادات تو برایم عجیب است. یا ... این را هرگز فراموش نکنید آدم ها به طور ذاتی غیبت کردن و پشت هم حرف زدن را دوست دارند. پس باید خیلی مراقب رفتار و کردار خود در محل کار باشید تا سوژه غیبت های دیگران نشوید. در این مطلب 10 موردی را یادآوری کرده اید که هرگز نباید در محل کار به همکاران خود بگویید. 1. مبلغ حقوق و خرج های ماهیانه هرگز در مورد حقوق خود با همکاران حرف نزنید. پولی که در می آورید و هزینه هایی که به طور ماهانه برای خانه و زندگی خود دارید، مسایلی هستند که فقط به شما مربوط هستند. صحبت در این زمینه ها فقط باعث برانگیخته شدن حسادت همکاران می شود و ممکن است برایتان گران تمام شود. 2. جزئیات رابطه عاشقانه یا زندگی مشترک شاید در رابطه عاشقانه خود بسیار خوشحال و خوشبخت باشید یا شاید احساس ناراحتی و بدبختی زیادی داشته باشید. هر چه هست در این رابطه با همکاران خود حرف نزنید. جزئیات رویدادهای زندگی خود را برای دیگران شرح ندهید. 3. صحبت در مورد عادت های غذایی یا سیگار کشیدن اینکه شما چه می خورید و چه نمی خورید به همکار شما چه ارتباطی می تواند داشته باشد؟ یا مثلا اگر اهل سیگار هستید چرا باید برای او این مساله را توضیح دهید. هر نوع عادت غذایی، سرگرمی یا تفریحی خود را به همکاران نگویید. 4. عقاید سیاسی در مورد مسایل جامعه، مسایل سیاسی یا مشکلات اقتصادی همه‌گیر با همکاران خود حرف نزنید. اجازه ندهید آنها بدانند شما چه عقاید سیاسی و باورهای اجتماعی دارید. این بحث ها و حرف ها بسیار خطرناک هستند. از صحبت در این رابطه به شدت پرهیز کنید. 5. عقاید مذهبی عقاید و باورهای مذهبی نیز جزو مسایلی هستند که هرگز نباید در مورد آنها با غریبه ها و به ویژه با همکاران صحبت کرد. 6. مسخره کردن دیگران همه ما خندیدن و شوخی کردن در محل کار را دوست داریم زیرا بیشتر زمان خود را در این فضا سپری می کنیم. اما شوخی و خنده ما نباید در نتیجه مسخره یا ناراحت کردن یک فرد خاصی باشند. نباید طوری رفتار کنیم که فردی در میان همکاران ناراحت و رنجیده شود. 7. فعالیت های اجتماعی آنلاین حتی اگر با همکاران خود صمیمیت زیادی احساس می کنید آنها را در شبکه های اجتماعی شخصی خود وارد نکنید. برخی از شبکه های آنلاین همچون لینکداین برای مسایل کاری هستند. اگر دوست دارید همکاران خود را در دنیای مجازی هم داشته باشید، در این اکانت ها اضافه کنید. فعالیت در شبکه هایی همچون فیس‌بوک شاید باعث شود طرز فکر اطرافیان به شما تغییر کند. یا آنها از خصوصی ترین احساسات یا عکس های شما مطلع شوند. 8. مسایل پزشکی صحبت کردن در مورد مشکلات پزشکی یا بیماری باعث نمی شود تا همکاران برای شما دلسوزی یا شما را تیمار کنند. پس دلیلی وجود ندارد در مورد بیماری های خود با آنها صحبت کنید. این حرف ها شاید برای آن دست‌آویزی برای غیبت باشند. 9. غیبت در مورد همکاران دیگر حتی اگر کارهای همکارتان به نظرتان عجیب و ناراحت کننده است هرگز آن را به زبان نیاورید. هرگز پشت سر او با همکاران دیگران حرف نزنید. غیبت بسیار ناپسند است زیرا علاوه بر تخریب شخصی دیگر، برای خود غیبت کننده نیز عواقب بدی دارد. حرف های شما شاید به گوش آن طرف برسد و این جا است که ناراحتی ها، کدورت ها، بدبینی ها و دشمنی ها آغاز می شوند. اگر از کار کنونی خود راضی نیستید و می خواهید آن را عوض کنید، لازم نیست به همکاران خود بگویید. هر وقت کار مناسب پیدا کردید از آنجا می روید و دلیلی وجود ندارد که آنها را در بوق و کرنا به همه اعلام کنید. ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Wed, 15 Jan 2014 09:32:45 GMT http://migna.ir/vdcco0qi.2bqsm8laa2.html چگونه با کاري که به آن علاقه نداريم کنار بياييم؟ http://migna.ir/vdchwxni.23nvkdftt2.html گاهي اوقات شرايط اقتصادي ايجاب مي کند که به شغل هايي روي بياوريم که به انجام آن ها هيچ علاقه اي نداريم يا حتي ممکن است در بازار کار نتوانيم شغل دلخواه مان را انتخاب کنيم، در اين شرايط افراد از سر ناچاري شغل ديگري را انتخاب مي کنند ولي چون آن را دوست ندارند به سختي با شرايط شغلي خود کنار مي آيند.اما فراموش نکنيد حداقل تا وقتي که شغل دلخواه تان را پيدا نکرده ايد بايد با اين شرايط بسازيد، اين مطلب به شما کمک مي کند تا اين «ساختن» برايتان راحت تر شود. مجله زندگي ايده آل  10 راهکار ارائه شده توسط کيت لونز متخصص استراتژي هاي کاري و مديريت حرفه اي را در اين باره ترجمه کرده است که در ادامه بخش هايي از آن را مي خوانيد: ۱ - اهداف هفتگي تعيين کنيد: اگر بتوانيد اهداف بلندمدت تر را به اهداف کوتاه مدت تقسيم کنيد، معمولاً راحت تر مي توانيد کارتان را تحمل کنيد.مثلاً به جاي اين که فکر کنيد لازم است يک سال صبر کنيد تا سابقه بيمه شما يک سال افزايش پيدا کند، فکر کنيد در پايان ماه چقدر درآمد خواهيد داشت. درآمدتان را تقسيم به ۴ براي يک هفته يا حتي تقسيم به تعداد روزهاي ماه کنيد و سعي کنيد فکرتان را روي پولي که در پايان روز از کار به دست مي آوريد متمرکز کنيد.به علاوه شما مي توانيد در کارتان موفقيت هاي کوچک کسب کنيد. فکر کنيد در پايان روز کاري، کار چند نفر را راه انداخته ايد يا به چند نفر کمک کرده ايد. کار شما حتماً نقاط مثبتي هم دارد. سعي کنيد مدام به آن ها فکر کنيد. ۲ - به خود انرژي تزريق کنيد: درست مثل مکمل هاي ويتامين که براي بعضي بدن ها لازم است، شما در اين شرايط سخت لازم است به روان تان انرژي برسانيد. اين کار را با روش هاي مختلفي مي توانيد انجام دهيد، مثلاً مي توانيد کمي از وقت تان را با خواندن مطالب مثبت بگذرانيد، حتي مي توانيد روزهايي کمي شيريني بخريد و با خود به محل کار ببريد تا هم خودتان انرژي بگيريد و هم اينکه انرژي را به همکاران و محل کارتان تزريق کنيد. ۳ - مهارت هاي تان را ارتقا دهيد: نفرت از کار به اين معنا نيست که لازم نيست چيزهاي جديد را از کارتان ياد بگيريد. ياد گرفتن مهارت ها هميشه به نفع شماست. از وقتي که مجبوريد براي کار بگذاريد استفاده کنيد تا در کارتان بهتر شويد. اگر شرکت دوره هاي آموزشي برگزار مي کند حتماً در آن ها شرکت کنيد. از همکاران باتجربه تر بياموزيد و سعي کنيد هر روز بهتر از روز پيش شويد. اين کار باعث مي شود موقعي که کارتان را تغيير مي دهيد، باتجربه تر و تواناتر باشيد و در نتيجه اين توانايي موقعيت هاي شغلي بيشتر و بهتري پيش روي تان قرار بگيرد. ۴ - براي خود وقت بگذاريد: درصد کمي از پولي را که به دست مي آوريد براي خودتان هزينه کنيد. در انتهاي سال سفر برويد، براي خود هديه بخريد، چند شاخه گل رز بخريد و روي ميزتان بگذاريد و هر کاري که فکر مي کنيد براي روحيه تان مفيد است را انجام دهيد. شما براي کاري که انجام مي دهيد مستحق پاداش هستيد. ۵ - با همکاران تان سازگار باشيد: داشتن همکاران خوب و ايجاد روابط دوستي با آن ها مي تواند گذراندن وقت در محيط کار را براي شما لذت بخش کند. خيلي از کارهاي سخت فقط به واسطه همکاران خوب قابل تحمل مي شود. براي همين تا جايي که مي توانيد از مصاحبت با آن ها لذت ببريد. حتماً مي توانيد کسي را در محل کار پيدا کنيد که اخلاقش کمي شبيه به شماست. مي توانيد با او دوست شويد. دوست شما مي تواند درباره مشکلات به وجود آمده در محيط کار به شما کمک کند. ۶ - براي خود هدف بسازيد: اگر فکر مي کنيد هيچ راهي وجود ندارد تا از طريق کار اهداف خود را برآورده کنيد، مي توانيد براي خود اهداف ديگري تعيين و سعي کنيد آن ها را برآورده کنيد. مثلاً مي توانيد روزي نيم ساعت زبان بخوانيد. 7 - اينجا خانه شماست: شما زمان زيادي از روز را در محل کارتان مي گذرانيد پس لازم است آنجا را کمي با سليقه خودتان تغيير دهيد. اگر يک ميز داريد و روي ميزتان نور هست، مي توانيد براي آن يک گلدان بخريد يا قاب عکسي را که دوست داريد روي ميزتان بگذاريد و از لوازم التحرير اداري براي تزيين آن استفاده کنيد يا اين که پس زمينه رايانه را مدام عوض کنيد و براي آن از عکس هاي زيباي طبيعي با مناظر آفتابي استفاده کنيد.اين کار بيشتر از چيزي که فکرش را مي کنيد بر روحيه شما تأثير مي گذارد. مي توانيد روي ميزتان از تقويم هايي استفاده کنيد که روي آن ها شعر يا جملات مثبت نوشته شده است. 8 - در انتهاي روز خود را آرام کنيد: لازم است در هر روز از استرس آن روز به طور کامل خلاص شويد. اگر استرس و ناراحتي کار را در درون خود نگه داريد، روز بعد را بد شروع مي کنيد و همين طور به تدريج نارضايتي شما بيشتر و بيشتر مي شود تا جايي که قابل تحمل نخواهد بود. هر کسي مي تواند براي خود فعاليت هايي پيدا کند که باعث شود در انتهاي روز ناراحتي هاي آن روز را فراموش کند. 9- در کار خوب باشيد: هيچ کس نمي تواند پيش بيني کند در آينده چه پيش خواهد آمد. شايد شما ناچار شويد بعد از ترک همکاري با کار فعلي خود زماني دوباره به آن بازگرديد، پس سعي کنيد هميشه در محيط کار مثبت باشيد. نمي توانيد در آينده بگوييد من چون آن کار را دوست نداشتم در آن بد بودم. به هر حال اين رزومه شماست بنابراين سعي کنيد هميشه در کار خوب و خوش اخلاق باقي بمانيد. 10 - به آينده فکر کنيد: اين درست است که در اين برهه زماني خاص ناچار هستيد اين کار را انجام دهيد اما به ياد داشته باشيد شما مسئول سرنوشت خود هستيد. اگر تا آخر عمر کاري را که دوست نداريد انجام دهيد هميشه ناراحت باقي خواهيد ماند و به مرور فرسوده مي شويد بنابراين در تمام مدتي که کاري را که دوست نداريد انجام مي دهيد، در جست وجوي موقعيت هاي جديد باشيد. ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sat, 09 Nov 2013 19:00:36 GMT http://migna.ir/vdchwxni.23nvkdftt2.html این گونه حال همکار زیر آب زن را بگیرید! http://migna.ir/vdcg739q.ak9yw4prra.html پدیده زیرآب زنی به معنای ارائه گزارش یا عدم ارائه گزارش در خصوص یک موضوع به صورت راست یا دروغ به مدیر ,رئیس یا فردی است که در زندگی برای ما اهمیت دارد. به گزارش ميگنا دات آی آر این پدیده اجتماعی مذموم که بیشتر در ادارات مرسوم است در سایر ارگان های اجتماعی هم مرسوم بوده و بر روابط افراد اثر گذار است. زیر آب زنی در هر قسم به معنی بدگویی از فردی در مقابل دیگران است که در نتیجه آن فرد مذکور موقعیت اجتماعی ، کاری و یا محبوبیتش را از دست بدهد. بخش اعظمی از عادت زیرآب زنی در افراد به گذشته، روشهای تربیتی و نوع زندگی خانوادگی افراد بستگی دارد. بخش دیگری از این پدیده اجتماعی به سازمان ها و افرادی که گزارش هایی از این دست را می پذیرند هم بستگی دارد. محل کار مجموعه ای از آدم های خوب، بد و زشت است. آدم های خوب که تکلیفشان مشخص است. همکارانی هستند که همیشه و همه جا می توانید به آنها اعتماد کنید. آدم های بد، افرادی هستند که باعث آزار و ناراحتی دیگران می شوند اما خودشان هم نمی دانند چه اشتباهی می کنند. اما آدم های زشت آنهایی هستند که از روی عمد کارشکنی می کنند و می خواهند شر به پا کنند.  از نشانه های کارشکنی و زیرآب زنی در محل کار این است که هرگز به آن ارتقا شغلی که لیاقت آن را دارید، نرسید. یا مدیر همیشه با شما رفتار سرد و بی تفاوتی داشته باشد. یا همکاران دیگر به طور ناگهانی از شما دوری کنند یا شما را در گروه خود راه ندهند. یا ناگهان متوجه رفتار مهربان فردی باشید که همیشه از شما دوری می کرده و رفتار تهاجمی داشته است. انواع زیر آب زنی: 1. ارائه گزارش نادرست در خصوص یک فرد این بدان معنی است که عملی که از سوی فردی سر نزده است به وی نسبت داده شود و تلاش شود با استفاده از شواهد و مدارک ساختگی کاری را به فردی نسبت داده یا از او سلب کنند. 2. ارائه گزارش صحیح در خصوص یک فرد در این شیوه یک عمل نادرست فرد برجسته شده و با بزرگ نمایی به رئیس گزارش می شود تا به این ترتیب موقعیت کاری وی تضعیف شود و یا آنکه جایگاه اجتماعی او تخریب گردد. 3. ترکیب اطلاعات صحیح و نادرست در خصوص یک فرد زیرآب زن حرفه ای معمولا از این شیوه برای دستیابی به اهداف خود بهره می برد بدان معنا که کارها و رفتار های کسی که قصد تخریب او را دارد به شیوه دلخواه خودش تفسیر کرده و نظرات شخصی خودش را به دیگران القا می نماید. چرا همکار شما سنگ جلوی پایتان می اندازد؟ یکی از دلایل آن این است که بیشتر ادارات و شرکت ها پاداش را فردی و به طور مجزا به کارمندان خود هدیه می کنند. همیشه فردی که بهترین نتیجه را کسب کرده باشد مستحق پاداش است و افرادی که به او در این مسیر کمک کرده اند هیچ پاداش و کمکی دریافت نمی کنند. این باعث ایجاد حالت رقابتی میان کارمندان می شود. همین حالت باعث می شود تا به محض پیشرفت شما، همکاران از ترس اینکه مورد عنایت مدیر قرار بگیرید و از روی حسادت، جلوی پایتان سنگ اندازی کنند. آنها از توان و استعداد شما می ترسند و سعی می کنند به هر طریقی شده شما را بد و کارهایتان را غلط نشان دهند. اگر احساس می کنید همکارتان بدخواه شما است و کارشکنی می کند، کارهای زیر را انجام دهید: هرگز بنا را بر بدبینی نگذارید همه باید همیشه هوشیار و گوش به زنگ باشیم اما این اعتقاد به این مفهوم نیست از همان روز اول به اطرافیان خود بدبین باشیم. اگر همکارتان شما را تحویل نمی گیرد دو حالت دارد: یا بدخواه شما است یا واقعا سرش شلوغ است، حوصله ندارد یا آن روز خسته است. شک در دل همه انسان ها وجود دارد. اما اگر قرار باشد همیشه به همه بدبین باشیم نمی توانیم با آرامش زندگی کنیم و محل کار هم به جهنم تبدیل می شود. اگر تصور می کنید کسی در حقتان کارشکنی می کند و سعی در بد جلوه دادن شما دارد، اول از این امر مطمئن شوید و سپس اقدامات لازم را انجام دهید. اعتماد به همکاران سعی کنید با همکاری که به او اعتماد دارید، صحبت کنید. بدون اینکه به کسی تهمت بزنید در مورد احساس خود و مسایلی که می بینید و می شنوید به آنها بگویید و نظرشان را بپرسید. شاید شما کاملا در اشتباه باشید و آنها به شما کمک کنند. البته باید همکار قابل اعتمادتان هم انسان بی غرض و درستی باشد. گزارش کار روزانه بنویسید هر کاری که انجام می دهید را بنویسید و در اختیار مدیر قرار دهید. به این ترتیب همه چیز کاملا مشخص و واضح است و هیچ کس نمی تواند به شما برچسب کم کاری بزند. گوش به زنگ باشید اگر رویدادهای مهمی در اطراف شما رخ داد، مثلا قرار بود ارتقا شغلی بگیرید اما نگرفته اید و وظایف و کارهای همکارتان عوض شده است باید کمی شک کنید.کارشکنی و خراب کردن دیگران اصولا با برنامه ریزی کامل و دقیق انجام می شود. بدگویی و غیبت یکی از سلاح های فرد کارشکن است. متاسفانه، غیبت به گونه ای است که موضوع غیبت خودش آخرین فردی است که حرف های دروغین به گوشش می رسند و به همین دلیل هیچ اقدامی برای آن نمی توان انجام داد. اما بهترین پیشگیری برای غیبت این است که همیشه و همه جا گوش به زنگ و هوشیار باشید. روبه رو شدن با همکار کارشکن هنگامی که مطمئن شدید شما هدف نامردی های همکارتان قرار گرفته اید، حواستان به خود باشد و سعی کنید آرام باشید و لطمه ای به شما وارد نشود. یکی از بهترین روش های حفاظت از خود، خودشیرینی و جلب توجه کردن است. همدردی و همفکری، محرک های بسیار قوی هستند و روش مستقیم برای راحت شدن از شر آنها، دوست شدن با فردی است که در حق شما نامردی می کند و وارد شدن به گروه آنها است. زیرآب کسی که زیرآب شما را زده را نزنید اگر شک کردید کسی در حال زیرآب زنی شما است، شما با فرهنگ تر و با منطق تر از او باشید. در عوض کار او، زیرآب او را نزنید. همیشه سعی کنید به او کمک کنید و پیشنهادهای سازنده برای شغلش داشته باشید. این باعث می شود تا محل کار شادتر و کم تنش تر باشد. مهم نیست او چه کار می کند. شما بزرگ باشید و منش داشته باشید. گفتن به مدیر یا سرپرست اگر همه تلاش های شمابی ثمر بود و نتوانستید از عهده کارشکنی ها و زیرآب‌زنی های همکار خود خلاص شوید، همه چیز را با مدیر یا سرپرست بخش در میان بگذارید. برای خود حق انتخاب قائل شوید اگر متوجه شدید اوضاع بسیار بد است، بهتر است از آن محیط مسوم رها شوید. انسان های باهوش همیشه در حال آپ‌دیت رزومه کاری و ارتقا موقعیت شغلی خود هستند. راهکارهاي كلي برخورد با زيرآب زنان!  1.در صورتی که زیر آب زن غیر حرفه ای از نخستین روش برای تخریب شما بهره برده باشد و عمل غیر واقعی را به شما نسبت داده باشد تنها کافی است که پس از اطلاع از زیر آب زنی فرد مذکور حقیقت را آشکار کنید. در این موارد توصیه اکید بر آن است که پس از افشای عمل فرد مذکور هیچ گونه برخوردی با او انجام ندهید این امر علاوه بر اینکه او را شرمنده خواهد کرد بر بزرگی و اعتبار شما هم خواهد افزود. 2. در صورتی که کار نادرستی انجام داده اید و فرد زیر آب زن با استفاده از اشتباه خود شما موقعیتتان را متزلزل نموده است بهترین راهکار این است که اشتباه و خطای خود را بپذیرید . همچنین یاد آور شوید که هیچ فردی خالی از عیب و اشکال نیست. با چنین فردی رفتاری محتاطانه داشته باشید. بعدها می توانید طی یک صحبت دوستانه از او بخواهید پیش از گلایه از شما اشکالاتتان را به خودتان بگوید تا شما آنها را اصلاح نمایید. 3. زیر آبزنانی که از روش سوم یعنی ترکیب واقعیت و دروغ استفاده می کنند به شدت حرفه ای بوده و معمولا در شرایطی دست به کار می شوند که قصد نابودی شما را دارند و به فکر تصاحب موقعیت شغل و اجتماعی شما هستند. در برخورد با این افراد با ید دقت بسیار زیادی بکار ببرید همچنین با استفاده از دروغ هایی که در خصوص شما گفته اند بکوشید خود را از اتهامات مبرا کنید. بدترین شرایط زیر آب زنی این است که فرد مذکور به صورت ناشناس زیرآب زنی کرده باشد و شما از هویت او مطلع نباشید. بحثی که در این خصوص بسیار مهم است آنست که مدیران باید نهایت دقت خود را بکارببرند که در دام زیر آب زنان گرفتار نشوند ضرب المثل شنونده باید عاقل باشد از مصادیق چنین مواردی است که متاسفانه بعضا عاقل هم نیست! سازمان ها و محیط های اجتماعی که نسبت به بهداشت روانی در محیط کار بها می دهند و بر پایه اصول مدیریتی صحیحی بنا می شوند کمتر با این پدیده مذموم اجتماعی دست به گریبان خواهند بود. معمولا در هر سازمانی افرادی هستند که سبب توانایی هاشان مورد حسادت سایرین قرار می گیرند اما اگر افراد حسود سلطه جو هم باشند مشکل زیر آب زنی بروز خواهد کرد. امروزه رشته ای با عنوان روانشناسی صنعتی یا روانشاسی صنعت و مدیریت وجود دارد که متخصصان این رشته چنین افرادی را شناسایی می کنند و به صورت مشاوره ای و بهداشت روانی به آنها کمک می کنند. تا از این حقارتی که دارند نجات یابند و کمک شان میکنند تا به این شیوه ها متوسل نشوند تا نه مزاحم دیگران شوند و نه خودشان را عذاب بدهند. ● سخن آخر: مغزهای بزرگ درخصوص ایده ها بحث می کنند. مغزهای متوسط در مورد حوادث صحبت می کنند. مغزهای کوچک در باره مردم گفتگو می کنند. همگی بر این باور یم که دنیا راه عبور است نه سرای ماندن ، پس اوقات گرانبهای مان را به خوشه چینی زیبا ترین و بهترین اعمال صرف کنیم نه زشت ترین و بیهوده ترین آنها. آیا بهتر نیست بجای زیر آب زنی و حسادت با یکدیگر رقابتی سالم داشته باشیم؟ ----------------------- جهت اطلاع ريشه عبارت زير آب زني!!! زيرآب، در خانه هاي قديمي تا كمتر از صد سال پيش كه لوله كشي آب تصفيه شده نبود معني داشت . زيرآب در انتهاي مخزن آب خانه ها بوده كه براي خالي كردن آب، آن را باز مي كردند . اين زيرآب به چاهي راه داشت و روش باز كردن زيرآب اين بود كه كسي درون حوض مي رفت و زيرآب را باز مي كرد تا لجن ته حوض از زيرآب به چاه برود و آب پاكيزه شود. در همان زمان وقتي با كسي دشمني داشتند. براي اينكه به او ضربه بزنند زيرآب حوض خانه اش را باز مي كردند تا همه آب تميزي را كه در حوض دارد از دست بدهد. صاحب خانه وقتي خبردار مي شد خيلي ناراحت مي شد چون بي آب مي ماند. اين فرد آزرده به دوستانش مي گفت: «زيرآبم را زده اند.» ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Sun, 29 Sep 2013 04:59:29 GMT http://migna.ir/vdcg739q.ak9yw4prra.html روش های استعفای درست از شغل! http://migna.ir/vdchzznz.23nw-dftt2.html همیشه قبل از ترک شغلتان، چند سوال نزاکتی ذهنتان را درگیر می کند: آیا باید دو هفته قبل از استعفا اطلاع بدهید؟ آیا لازم است شخصاً به رئیستان اطلاع بدهید؟ آیا باید به همکارانتان قضیه را بگویید؟ خارج شدن از محیط کاری فعلی به روشی باکلاس و متین می تواند اعتبار و شهرت شغلی شما را حفظ کند.پس به این 8 روش برای استعفایی باکلاس دقت کنید تا احترام شما در میان همکارانتان حفظ شود و رئیستان با کمال میل برایتان معرفی نامه بنویسد. 1. شخصاً به رئیستان اطلاع دهید. نوع شرکت یا سازمانی که برایش کار می کنید و پستی که در آن دارید، روش متفاوتی را برای دادن این خبر دیکته می کند. ولی در کل، بهتر است که از قبل از رئیستان وقت بگیرید و شخصاً به او بگویید که می خواهید استعفا دهید. این کار تأثیر بهتری می گذارد و نشان دهنده احترام، اعتماد به نفس و مهارت های بین فردی قوی شماست. 2. زیاد اطلاع رسانی کنید. معمولاً نرم استعفا این است که دو هفته قبل بگویید که دیگر نمی خواهید سر کار بیایید و این اطلاع رسانی شروع مثبتی برای روند استعفا است. کارمندانی که پستی دارند که نیازمند مجموعه مهارت های تخصصی است، بهتر است که زودتر اطلاع بدهند و اگر آنها زمان کمی برای اطلاع رسانی دارند، باید سعی کنید در این مدت کوتاه دانش خود را به جایگزین خود انتقال دهند. 3. فکر نکنید که حتماً باید دلیل خود برای ترک شغل را توضیح دهید. یادتان باشد که لازم نیست حتماً ریز دلایل خود را به شرکت توضیح دهید. ولی اگر رابطه ای صمیمی با رئیستان دارید، شاید بتوانید انتقاد سازنده ای از شرکت بنمایید و بگویید که چه تغییراتی می توان ایجاد کرد تا شرکت کارمندانش را حفظ کند و پیشرفت بیشتری نماید. ولی اگر حس می کنید که اظهار نظر شما مفید و سازنده نیست، از جزئیات پرهیز کنید. 4. از مشاجرات احساسی خودداری کنید. شروع به بگو مگوهای آتشین با رئیس ممکن است که در ابتدا عصبانیت تان را بخواباند، ولی بعداً برایتان دردسر ساز می شود. بدانید که حمایت و تأیید رئیس تان را برای یافتن شغل های بهتر لازم دارید. شاید اصلاً دوباره در آینده کارمند خود او شدید. 5. کارفرمای خود را در دردسر نیندازید. شاید شما مشتاق باشید که شغل جدیدتان را تا هفته دیگر آغاز کنید، ولی شرکتی که در آن بودید هم بیکار نیست و ممکن است به مهارت شما نیاز داشته باشد، و لازم باشد که مدت بیشتری در این شرکت بمانید. در همان ابتدا به کارفرمای آینده خود اطلاع دهید که شاید لازم شود مدت بیشتری در شرکت قبلی بمانید. همیشه از اول با کارفرمای خود روراست باشید. 6. شما دوست دارید که همه معرف خوب و مثبتی برایتان باشند. شما از اینکه معرفی مانند شرکت را در لیست معرف های خود دارید، دیگر نگران نظر همکاران نیستید و به پروتکل اداری مانند سر موقع آمدن یا سر موقع حاضر شدن در جلسات اهمیت نمی دهید. ولی مهم است که وجهه خوبی در میان افرادی که با آنها تعامل دارید، داشته باشید. زیرا بعضی از کارفرمایان از همکاران سابق شما در موردتان تحقیق می کنند. 7. همکاران خود را در جریان قرار دهید. همکارانی که سالهاست می شناسید حق دارند از تصمیم شما باخبر باشند، نه اینکه یک روز بیایند و ببینند که میز شما خالی است و نگران شوند که چه اتفاقی برای شما افتاده است. به همه آنها ایمیل بدهید و تجربیات مثبت خود در کار با آنها را بنویسید و نظرات منفی ننویسید. 8. سپاس و تشکر خود را از کسی که بیشترین تأثیر را روی شما و کارتان داشته است نشان دهید. درست است که ممکن است شما با همه میانه خوبی داشته اید، ولی یکی دو نفر هستند که احتمالاً بیش از همه برای رسیدن به موفقیت بیشترین کمک را به شما نموده اند. شفاهاً از آنها تشکر کنید یا یک یادداشت شخصی برای آنها بنویسید و توضیح دهید که کار با آنها تأثیر مثبتی بر شما گذاشته است. اگر رابطه شما با رئیستان زیاد خوب نبود، یادداشتی بنویسید و حتی اگر بهترین شغل یا رئیس را نداشتید، فقط چیزهای مثبت را در آن بنویسید. لازم نیست دروغ بگویید یا چاپلوسی کنید، فقط قدردانی خود را نشان دهید.برترين ها ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Tue, 27 Aug 2013 08:22:14 GMT http://migna.ir/vdchzznz.23nw-dftt2.html فعاليت هاي پراسترس بيماري هاي نهفته را آشکار مي کند http://migna.ir/vdceep8z.jh8ffi9bbj.html دنيايي که در آن زندگي مي کنيم دائم در حال تغيير است و ما به دليل زندگي پرمشغله وقت کمتري براي رسيدگي به امور شخصي خود داريم. گاهي صبحانه را با عجله در خودرو مي خوريم تا هر چه زودتر به محل کار خود برسيم و تا دير وقت هم کار مي کنيم. از طرفي بايد به امور خانواده هم رسيدگي کنيم، کارهاي منزل را انجام دهيم و هنگام تعطيلات پيام ها و نامه هايمان را از منزل بررسي کنيم. هميشه آرزو مي کنيم کاش وقت بيشتري داشتيم تا کارهاي عقب افتاده مان را انجام دهيم. به نقل از سايت نيوزويک انجام همزمان چند کار به عادتي روزانه تبديل شده است.اما بايد به اين نکته توجه کنيم که مشغله زياد روي سلامت روحي و جسمي ما تاثير نامطلوبي مي گذارد. تاثير نامطلوب کار بيش از حد کار زياد باعث افزايش استرس و اختلال خواب مي شود.استرس هميشگي مضر است و تداوم آن باعث بروز بيماري هاي مختلف مي شود. ناراحتي معده، بالا رفتن فشار خون و درد قفسه سينه از جمله پيامدهاي اضطراب و استرس است. استرس مي تواند علايم يا بيماري هاي نهفته ديگر را آشکار و وخيم تر کند.علاوه بر آن استرس روي خواب و کيفيت آن تاثير مي گذارد. آخرين باري را که نتوانستيد بخوابيد به ياد بياوريد.میگناir آيا علت آن بيماري بود يا نگراني ازاين که فردا بايد چه کاري انجام دهيد؟کمبود خواب قدرت تمرکز و توجه را کاهش مي دهد و همچنين باعث احساس گرسنگي مي شود و روند سوخت و ساز بدن را کاهش مي دهد. استرس مزمن با افسردگي و اضطراب مرتبط است. آيا شما هم اين مشکل را داريد؟به طور کلي اگر احساس مي کنيد هميشه دچار استرس هستيد يا اين که دوستان و خانواده تان از کار کردن بيش از حد شما شکايت دارند، اين امر نشانه خطر است. به سوالات زير پاسخ دهيد تا دريابيد شما جزو افرادي هستيد که زياد کار مي کنند يا خير؛ ۱ -آيا در تعطيلات آخر هفته يا در مسافرت در حال انجام کار اداره هستيد؟ ۲ -آيا هفته اي بيش از ۴۰ ساعت کار مي کنيد؟ ۳ -آيا از ترس اين که کار به اتمام نرسد، متحمل اضافه کار مي شويد؟ ۴ -آيا نگرانيد که اگر سخت کار نکنيد، کارتان را از دست مي دهيد؟ ۵ -با اين که همه چيز خوب پيش مي رود، نگران آينده کاري خود هستيد؟ ۶ -ساعت طولاني کاري روي رابطه خانوادگي شما تاثير گذاشته است؟ ۷ -آيا هنگام صحبت کردن با ديگران و يا رانندگي به فکر کاريد؟ ريزش مو، تعريق و از دست دادن حافظه بخشي از پيامدهاي استرس در زندگي امروز، استرس امري اجتناب ناپذير است. استرس بدون اين که متوجه شويد روي سلامت جسمي و ذهني شما تاثير مي گذارد. به نقل از «Readers Digest» به چند پيامد ناشي از استرس اشاره مي شود. از دست دادن حافظه: اگر جزئيات را به ياد نمي آوريد، علت آن ممکن است کوچک شدن هيپوکامپ در مغز باشد. هنگامي که فردي دچار استرس مزمن مي شود اين قسمت از مغز که حافظه کوتاه مدت را کنترل مي کند در معرض ميزان بالاي کورتيزول(هورمون استرس) قرار مي گيرد و اين امر مانع از عملکرد صحيح مغز مي شود. برخورد با علت ريشه اي استرس بهترين راه بازگرداندن حافظه است. اما تا آن زمان، اطلاعات مهم را در کاغذي يادداشت کنيد. خون دماغ: در برخي موارد، علت خون دماغ استرس است. بالا رفتن فشار خون هنگام استرس امري عادي است. نوشيدن دمنوش گل باميه در پايين آوردن استرس مفيد است. ريزش مو: علل ريزش مو مختلف است؛ عواملي چون ژنتيک، مصرف دارو و... در اين امر نقش دارد.استرس نيز يکي از علت هاي شايع ريزش مواست.نوعي از ريزش مو مربوط به استرس آلوپشياآرياتاست که بيماري خود ايمني محسوب مي شود ، در اين بيماري گلبول هاي سفيد به فوليکول مو حمله مي کند و اين امر باعث ريزش مو مي شود. ضعيف شدن سيستم ايمني: شايد بارزترين تاثير استرس روي بدن، ضعيف شدن سيستم دفاعي بدن باشد. در فردي که دچار استرس مي شود، ابتدا هورموني به نام «کاتيکلومينز» رها مي شود. اين هورمون تنظيم کننده سيستم دفاعي بدن است. بهترين راه براي مقابله با استرس و تقويت سيستم دفاعي بدن، ورزش کردن روزانه است. تعريق بيش از حد: عرق کردن در زماني که تحت استرس قرار داريد امري طبيعي است اما برخي مردم دچار نوعي اختلال تعريق بيش از حد به ويژه در کف دست و پا هستند که «هيپرهيدروسيس» نام دارد. با انجام يوگا مي توان ميزان اين تعريق را کاهش داد. استفراغ : استفراغ کردن، نشانه ديگر استرس است که در مدت زمان طولاني و در يک ساعت مشخص ايجاد مي شود. اين حالت را مي توان با استراحت و مصرف آب برطرف کرد. راهکار اگر واقعاً به کارتان معتاد شده ايد، به يک روان شناس مراجعه کنيد، زيرا در صورت ادامه اين وضعيت با مشکل بزرگي روبه رو خواهيد شد. بايد سعي کنيد بين کار و زندگي تعادل برقرار کنيد.  به شما پيشنهاد مي کنيم اول صبح به مدت ۵ دقيقه در فضايي آرام بنشينيد. روي محيط اطراف خود تمرکز کنيد. در هنگام ظهر نيم ساعت براي صرف ناهار از محيط کار دور شويد و فقط روي غذا خوردن خود تمرکز کنيد. اگر فرصت بيشتري داريد پس از صرف ناهار کمي پياده روي کنيد. روزي ۱۵ دقيقه ساعت کار خود را کاهش دهيد. اين تصور اشتباه است که هر چه بيشتر کار و کمتر استراحت کنيد بهتر است و به آرزوهاي خود مي رسيد زيرا استرس ناشي از کار زياد سلامت شما را تهديد مي کند و شما را از رسيدن به آرزوهايتان مايوس خواهد کرد. ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Thu, 23 May 2013 10:23:21 GMT http://migna.ir/vdceep8z.jh8ffi9bbj.html اختلال اعتیاد شغلی و علائم اعتیاد به کار http://migna.ir/vdchiinz.23nq-dftt2.html Workaholism   این روزها مدیران اجرایی در اطراف خود با چالش های بیشماری روبرو هستند. این افراد می بایست با اتکا به انتخاب های آگاهانه میان زندگی شغلی و شخصی خود تعادل ایجاد نمایند. یکی از بزرگترین دغدغه های شاغلین در محیط کار به همین امر بستگی داشته و به راحتی می تواند سلامت جسمی و ذهنی آنها را تحت الشعاع قرار دهد. باید توجه داشت که انبوه مشکلات عدیده ای که در پی اعتیاد به کار ایجاد می شوند نه به نوع شغل فرد مورد نظر بستگی دارند و نه به جنسیت وی. در حقیقت این مشکل می تواند برای کلیه افرادی که در شرکت ها، و سازمانهای دولتی مشغول به فعالیت هستند و یا حتی کسانی که به طور شخصی برای خود در هر حرفه ای کار می کنند، ایجاد شود. در ارزیابی های اجرایی به منظور پی ریزی استراتژی های کاربردی برای رفع این اختلال که با عنوان “آموزه های صنفی” معرفی می گردد، افراد شاغل از سراسر جهان مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. به همین دلیل وقتی در حال مطالعه ی این مقاله بوده و احساس کردید که مطالب آن در مورد شما صدق می کنند، احساس تنهایی نکنید، افراد زیادی مانند شما وجود دارند و در این میان تنها نیستید! بسیاری از مراجعین من افراد با استعداد و مدبری در حیطه شغلی خود هستند. توجه کنید که اعتیاد کاری نتیجه ی خواست فردی، بی استعدادی، نبود تحصیلات کافی، اشکالات اخلاقی و یا خانوادگی نیست. در بسیاری از نمونه ها تعداد زیادی از افرادیکه به این اختلال دچار می شوند، خودشان هم از مشکل خود بی اطلاع اند. تنها چیزی که می دانند این است که زندگی دیگر برایشان جذابیت ندارد و این امر هم به محیط کار و هم به خانه بسط پیدا می کرد. در برخی از نمونه های دیگر هم افراد به موفقیت های بسیار زیادی می رسند، اما این موفقیت ها توانایی جلب رضایت آنها را ندارد. کسی که به کار کردن معتاد می شود، سعی می کند هر روز سختتر از روز گذشته کار کند و به موفقیت های بیشتری برسد، چرا که نمی تواند لحظه ای استراحت کند، وقایع اطراف خود را احساس کند، و بوی موفقیت های امروز خود را استشمام نماید. این برنامه های فشرده ی کاری نشات گرفته از عوامل درونی تر نظیر احساس ناامنی و تصویر مخرب ذهنی شخصی باشد. در بسیاری از موارد رفتارهای فرد معتاد به کار شامل تحمیل کردن کارهای زیاد به خودش است. متاسفانه این افراد درک صحیحی از شخصیت درونی خود ندارد. در برخی موارد دیده شده که با استفاده از دارو و یا الکل سعی در التیام بخشیدن آلام خود دارند و می خواهند از این طریق خودشان را کنترل کنند و تا می توانند از احساسات فاصله بگیرند. اعتیاد کاری در مقایسه با سخت کوشی مهم است که تفاوت میان این دو مطلب را بدانیم. برخی از افراد تیپ “A” هستند و در واقع شخصیت آنها به گونه ای است که به شدت سخت کوش می باشند. این افراد هم کار خود را به خوبی انجام می دهند و هم از اوقات فراغت خود نهایت استفاده را می برند. اما در عین حال یک مرز معین میان مسائل کاری و مسائل شخصی کشیده اند. از سوی دیگر هیچ یک از این امور در مورد کسی که دچار اختلال کاری است صدق نمی کند. زمانیکه فرد معتاد به کار متوجه مشکل خود می شود، تصور می کند که کنترلی بر روی زندگی خود ندارد و همه چیز به شغلش بستگی دارد و نمی تواند حدود مشخصی را میان حوزه ی کاری و حیطه ی شخصی زندگی خود قائل شود.migna.irعلاوه بر تعداد بیشماری از عواقب منفی که این امر در بر دارد، آنها در تمام طول عمر خود همچنان از الگوی غلط کاری پیروی می کنند و به آن ادامه می دهند. درست مانند سایر موارد اعتیاد، بی توجهی شرایط را بدتر می کند و همین امر باعث می شود که افراد مبتلا به این اختلال توانایی کمک گرفتن از دیگران را نداشته باشند. بی توجهی مانند مانعی دید آنها را نسبت به وقایع و حقایق زندگی مسدود می کند و سبب می شود که تشخیص درستی از مسائل شخصی پیرامون خود نداشته باشند. معمولاً در حادترین حالت اختلال این افراد دچار نوعی حس خود برتر بینی می شوند که مصادر آن هم در زندگی شغلی و هم در حیطه ی شخصی نمود پیدا میکند. “کار” آنها تبدیل می شود به “شخصیت” آنها و تصور می کنند کارشان می گوید که چه کسی هستند، نه اینکه کار صرفاً فعلی باشد که انجام می دهند. ارزیابی سندرم اعتیاد به کار متاسفانه در وضعیت اجتماعی حال حاضر ممکن است فردی که مبتلا به اعتیاد شغلی است مورد تشویق و حمایت قرار بگیرد، چراکه کارفرمایان با زندگی خصوصی این افراد ارتباط برقرار نکرده و از مشکلات آنها آگاهی ندارند. ضرر و زیانی که این تشویق ها به بیماران وارد می کنند، زیاد بوده و غیر قابل جبران می باشد. آنها با این تشویق ها بیشتر کار می کنند، سود بیشتری به شرکت ها می رسانند، و ضررهای بیشتری را به جان می خرند و تا آنجایی که عواقب جبران ناپذیری را تجربه نکنند، دست از کار نمی کشند. اگر همکاران به یک چنین افرادی کمک کنند، آنها این توانایی را پیدا می کنند که در آینده هم در زمینه شغلی و هم شخصی خیلی مفیدتر باشند. در دنیای تجارت امروزی که خرید شرکت و یا موسسه توسط کارمندان، ادغام شرکت ها، تصاحب عمده سهام شرکت ها، و اخراج خدمه رواج زیادی پیدا کرده، شاید دور از انتظار نباشد که ببینیم شرکت ها و ارگان ها جاهلانه افراد مبتلا به اعتیاد کاری را تشویق می نمایند. بسیاری از شرکت های بزرگ همچنان در جهالت و بی توجهی غرق شده اند و نمی دانند که چه مشکلات بزرگی این افراد را تهدید می کند. این مشکلات می توانند از نبود دلگرمی در این افراد شروع شده و تا آزار و اذیت فردی، استرس بیش از اندازه، و سایر مشکلات شخصی مانند طلاق و در نهایت ترک کار ادامه پیدا می کند. چنین شرایطی می تواند به سرعت استرس و تنش بی شاعبه ای را در فرد ایجاد کند و باعث ایجاد هرج و مرج و آشفتگی در محیط کار او شود. کسانیکه دچار اختلال اعتیاد به کار هستند تصور می کنند که همواره در حال راه رفتن بر روی لبه ی تیغ هستند. آموزش نحوه ایجاد تعادل در زندگی می تواند به طرز باور نکردنی دورنمای ارزشمندی از زندگی شغلی و شخصی را در اختیار این افراد قرار دهد. سوالات کلیدی که افراد معتاد به کار می توانند بر طبق آن خود را شناسایی کنند، به شرح زیر است: فهرست موردی سندرم اعتیاد به کار  ۱- چند ساعت کار می کنید و چه میزان از وقت خود را با دوستان و خانواده ی صرف می کنید؟ آیا برنامه ریزی های کاری شما برای مسائل اجتماعی و خانوادگی شما مشکل ایجاد کرده است؟ ۲- آیا زمانیکه نوبت به محدودیت تعیین کردن برای کار می رسد قدرت خود را از دست می دهید؟ وقتی صحبت از زودتر به خانه رفتن و صرفنظر کردن از کار به میان می آید احساس می کنید که کنترل و اختیار ندارید؟ ۳- آیا نمی توانید به خوبی از “ثمره” کارهایی که انجام داده اید لذت ببرید و علیرغم تمکن مالی و افتخار شغلی از زندگی خود راضی نبوده و از آن لذت نمی برید؟ ۴- آیا زیر قول هاییکه به خود، خانواده، و دوستانتان داده اید می زنید؟ و به خاطر مسائل کاری برنامه مسافرت و غیره را بر هم می زنید؟ ۵- آیا در زمینه واگذار کردن کارها به دیگران وسواس پیدا کرده اید؟ نمی توانید ذهن خود را از روی مسائل شغلی منحرف کنید؟ ۶- آیا الگوی کاری شما اجازه ی لذت بردن از کارهایی که قبلاً خوشحالتان می کرد، مانند: مسافرت رفتن، ماهیگیری، ورزش، موزه، و مطالعه را به شما نمی دهد؟ ۷- زمانیکه در تعطیلات به سر می برید، برایتان خیلی دشوار است که از کار دل بکنید و بی اختیار با استفاده از: تلفن، لپ تاپ، و ییجر باز هم خود را درگیر مسائل کاری می کنید؟ ۸- آیا سلامت خود را به دلیل ساعات متمادی کاری در خطر می بینید؟ آیا با اینکه پزشک، مشاور و یا همکارتان به شما گوشزد کرده که بهتر است کمی استراحت کنید، همچنان به خودتان فشار می آورید؟ ۹- خیلی زود عصبانی می شوید و از کوره در می روید؟ آیا اطرافیان به همین دلیل تمایلی به برقراری ارتباط با شما ندارند؟ آیا احساس می کنید که عوض شده اید؟ ۱۰- آیا تا کنون اتفاق افتاده که بخواهید کار زیاد را کنار بگذارید، اما نتوانسته باشید و همچنان ساعات متمادی در محیط کار خود باقی مانده باشید؟ یا شده به خودتان قول بدهید که ساعات بیشتری را در خانه بمانید، و یا به باشگاه بروید، اما موفق به انجام یک چنین کاری نشده باشید؟ اگر پاسخ شما به ۳ مورد (یا بیشتر) از سوال های فوق مثبت باشد، به احتمال زیاد دچار اختلال اعتیاد کاری هستید. سعی نکنید خودتان به شخصه و بدون اینکه از دیگران کمک بگیرید، مشکلتان را حل کنید. نصایح یک مشاور حرفه ای در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود. افرادی که کوچکترین علائم این اختلال دارند با مشکلات بیشماری روبرو هستند و نمی توانند به تنهایی از عهده آن برآیند؛ اما مهمترین گام پذیرفتن مشکل و پیدا کردن اعتماد به نفس کافی برای کمک گرفتن است. ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Fri, 26 Apr 2013 16:56:44 GMT http://migna.ir/vdchiinz.23nq-dftt2.html اعتیاد به کار و همه مضرات آن http://migna.ir/vdcjvhev.uqemtzsffu.html در جامعه ای زندگی می کنیم که مدام در حال دویدن هستیم و سرمان شلوغ است. به اینترنت وصل می شویم و در هر لحظه با افرادی که می خواهیم، در ارتباط هستیم. در اتومبیل خود غذا می خوریم و از کاری به کار دیگر می دویم. صبح ها خیلی زود سرکار می رویم و شب ها دیروقت به خانه باز می گردیم. نگران و مراقب خانواده خود هستیم. کارهای روزمره خود را انجام می دهیم. ایمیل های خود را در خانه یا هنگام تعطیلات چک می کنیم. گاهی آرزو می کنیم کاش روزمان بیشتر از 24 ساعت بود. آیا این مسایل برایتان آشناست؟ بسیاری از ما در زندگی خود چندین کار رابه طور همزمان انجام می دهیم. اما بین مشغول بودن و بیش از حد کار کردن یا بدتر از آن، معتاد به کار بودن مرز واضحی وجود دارد. زیاد کار کردن می تواند تاثیر منفی بر سلامت جسم و روح شما داشته باشد. این مساله می تواند منجر به افزایش وزن یا باعث کاهش سرعت لاغر شدن شما بشود. البته این مشکلی است که همه کشورها با آن دست به گریبان هستند. بر اساس تحقیقات موسسه WebMD، 44 درصد از بزرگسالان از ناراحتی های استرس و اضطراب رنج می برند و حدود 75 تا 90 درصد مطب پزشک ها از بیمارانی پر است که از بیماری های ناشی از استرس می نالند. تاثیرات منفی زیاد کارکردن این دور باطل با ترکیب دو مساله خطرناک، یعنی استرس زیاد و کم خوابی آغاز می شود. ابتدا اجازه دهید در مورد اضطراب صحبت کنیم. در حالیکه استرس های نرمال حتی می توانند کمک کننده هم باشند، اضطراب مزمن که هرگز قطع نمی شود و هر موقعیتی را وخیم جلوه می دهد، بسیار مضر و آسیب رسان است. اگر بیشتر روزها احساس اضطراب دارید، به احتمال زیاد معتاد کار هستید. اگر این مساله خیلی ادامه پیدا کند منجر به ایجاد نگرانی و درماندگی می شود. نگرانی نیز به ایجاد بیماری هایی همچون ناراحتی های معده، فشار خون بالا و درد سینه منجر می شود. حتی ممکن است موجب تشدید و افزایش بیماری هایی شود که در حال حاضر به آنها مبتلا هستید. مساله دوم، خواب بود. استرس می تواند در هر صورتی در خواب شما اختلال ایجاد کند. هم موجب می شود خوابتان نبرد و هم نمی گذارد خواب راحت و کاملی داشته باشید. به آخرین باری که خوابتان نمی برد فکر کنید، آیا فکرتان مشغول نبوده است؟ خواب یکی از اساسی ترین نیازهای بشر است بنابراین، کمتر از 7 تا 9 ساعت خوابی که در شبانه روز توصیه می شود به سلامت جسم و روح صدمه می زند. کمبود خواب باعث می شود تا نتوانید به درستی روی کارهای خود تمرکز کنید و قدرت تصمیم گیری شما کاهش پیدا می کند. محققان همچنین کشف کرده اند کمبود خواب باعث زیاد شدن حس گرسنگی و کم شدن سوخت و ساز بدن می شود. به این مساله توجه داشته باشید. وقتی مضطرب هستید سعی می کنید بیشتر سراغ غذاهای چرب و شیرین بروید و نوشیدنی های زیادی نیز می نوشید. این مساله برای کنترل وزن شما اصلا خوب نیست. زیاد کارکردن همچنین روی سلامت روانی تاثیر منفی دارد. استرس های مزمن با افسردگی و تشویش رابطه مستقیم دارد و می تواند به نگرانی های مداوم منتهی شود. و کاملا واضح و مبرهن است که زیاد کار کردن تاثیر منفی روی زندگی شخصی شما نیز دارد. وقتی معتاد کار هستید، همیشه دیر در رویدادهای اجتماعی ظاهر می شوید و کمتر در کنار خانواده هستید. یا بیشتر قرارهای خود را لغو می کنید که این مساله چندان برای اطرافیان خوشایند نیست. در انتها، زیادکار کردن فقط باعث بروز مشکلات در هر زمینه ای می شود. آیا شما معتاد به کار هستید؟ در بحث کار، چه چیزی نرمال و چه چیزی نرمال نیست؟ اگر همیشه مضطرب هستید و همیشه دوستان و خانواده به شما شکایت می کنند که زیاد کار می کنید، احتمالا در خطر اعتیاد به کار قرار دارید. در پایین چند سوال وجود دارد که پاسخ به آنها مشخص می کند آیا اعتیاد دارید یا در وضعیت نرمال قرار دارید. • آیا مسایل کاری را با خود به رختخواب، تعطیلات یا آخر هفته ها می برید؟ • آیا بیشتر از 44 ساعت در هفته کار می کنید؟ • آیا اضافه کار زیادی دارید چون فکر می کنید در غیر این صورت کار تمام نمی شود؟ • آیا تصور می کنید اگر زیاد و سخت کار نکنید، کار خود را از دست می دهید؟ • آیا همیشه و در هر شرایط نگران آینده هستید حتی وقت همه چیز خوب پیش می رود؟ • آیا ساعات کار طولانی شما باعث ناراحتی اعضای خانواده می شود؟ • آیا هنگام خواب، رانندگی یا وقتی دیگران با شما صحبت می کنند به مسایل کاری فکر می کنید؟ چگونه می توان به کار زیاد خاتمه داد؟ پاسخ این سوال بسیار دشوار است. اگر واقعا معتا کار هستید باید به پزشک مراجعه کنید و دنبال درمان باشید. اعتیاد مزمن به کار شرایط بسیار سختی ایجاد می کند که باید حتما به آن رسیدگی و آن را برطرف کنید. شما می توانید با یک برنامه کاهش دهنده استرس، زندگی کاری خود را به حالت تعادل در بیاورید. در قدم نخست، هنگام صبح به خود یک فرصت 5 دقیقه ای بدهید و هیچ کاری انجام ندهید. شاید عجیب به نظر برسد اما فقط بنشینید و به محیط اطراف خود گوش فرادهید. لازم نیست در آن فرصت کوتاه برای ادامه روز خود برنامه ریزی یا فهرستی از کارهایتان را تهیه کنید. فقط بنشینید و به نفس های خود گوش کنید. سپس، حداقل 30 دقیقه زمان برای ناهار خود در نظر بگیرید. در این فرصت فقط به غذای خود فکر کنید و مسایل کاری را فراموش کنید. اگر ساعت ناهار شما حدود یک ساعت است، میگنا.irاز ساختمان بیرون بروید و چند دقیقه قدم بزنید و در آن فاصله به هیچ عنوان به مسایل کاری فکر نکنید. در آخر، سعی کنید ساعات کاری خود را تا حد امکان کاهش دهید. می توانید این کار را با کم کردن 15 دقیقه در روز شروع کنید تا زمانیکه ساعات کاری شما در طول هفته به 44 ساعت نزدیک شود. همچنین سعی کنید در شرایط پر استرس از روش هایی استفاده کنید که اضطراب را کاهش می دهند. مثلا می توانید نفس عمیق بکشید، دستشویی بروید یا با یک دوست صحبت یا چت کنید. به طور کلی، فکر نکنید هر چه بیشتر کار کنید بهتر است مهم است که درست کار کنید. زندگی بسیار کوتاه تر از این است که عمر خود را با کار زیاد و استرس فراوان سپری کنید. زمانی را برای تفریح، بودن با اعضای خانواده و در کل، لذت بردن از زندگی اختصاص دهید. برترین ها ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Wed, 03 Apr 2013 20:33:12 GMT http://migna.ir/vdcjvhev.uqemtzsffu.html رازی که میزتان درباره شما افشا می کند! http://migna.ir/vdcbf0b8.rhb00piuur.html افرادی که میزهای مرتبی دارند وظیفه شناس تر و در عین حال قابل اطمینان تر هستند. افراد وظیفه محوری هستند که به خوبی برنامه ریزی کرده و به موقع کارهایشان را انجام می دهند. به میز خود نگاه کنید. آیا با روزنامه های خوانده نشده شلوغ شده است؟ آیا آن را پر از عکس های خانوادگی کرده اید؟ آیا وسایلی دارید که به شما کمک می کند بهتر فکر کنید؟ -روشی سازمان دهی میز و دکور میز تحریرتان اطلاعات قابل توجهی از شما را آشکار می کند: 1. یک میز مرتب و سازمان دهی شده می گوید.... شما قابل اطمینان و سروقت هستید. افرادی که میزهای مرتبی دارند وظیفه شناس تر و در عین حال قابل اطمینان تر هستند. افراد وظیفه محوری هستند که به خوبی برنامه ریزی کرده و به موقع کارهایشان را انجام می دهند. به گفته سم گازلینگ، روانشناس و پروفسور دانشگاه تگزاس :"وقتی من به محیط کاری خود می روم، اول از همه به دنبال تقویم هستم". این افراد معمولا از تقویم رومیزی استفاده می کنند و این یکی دیگر از نشانه های فرد وظیفه شناس است. داشتن میز به هم ریخته و شلوغ بد نیست (میز افراد مبتکر این گونه است) ولی ممکن است مردم قضاوت نادرستی درباره شما داشته باشند. گازلینگ می گوید:"وقتی مردم یک دفتر کار شلوغ و درهم را می بینند استنباط می کنند که صاحب آن فرد ناسازگاری است ولی در حقیقت الزاما این طور نیست." 2. اشیای نامتعارف می گویند ... شما مبتکر بوده و در را به روی تجارب جدید می گشایید. افرادی با هنر منحصر به فرد، محیط غیرمعمول یا با ردیف مختلفی از اشیاء مختلف ، تمایل بیشتری به استقبال افکار جدید دارند.به این معنی که آنها با آغوش باز افکار و تجارب جدید را پذیرا شده و اغلب بسیار خلاق و مبتکر هستند. شرکت هایی که به دنبال ابتکار افراد هستند ،نظیر آژانس های تبلیغاتی یا آنهایی که به دنبال راه اندازی تکنولوژی هستند بیشتر تمایل دارند افراد خلاق را جذب کرده و کارمندانشان را جهت نمایش شخصیت هایشان تشویق می کنند. 3. پوسترهای الهام بخش و پیام های مختلف می گویندکه .... شما عصبی هستید. افرادی که به میزشان جملات الهام بخش می افزایند عموما کمی بیشتر عصبی هستند. به گفته گازلینگ : "عبارات الهامی در حقیقت یک شکل روانشناختی است که سعی دارد افراد را به صورت روحی کنار هم نگه دارد" "آنها استرس و نگرانی را آرام می کنند." اگر خود را جزو این دسته می یابید نگران نباشید که آن پوسترها پیام نادرستی را به شما برسانند. افراد عصبی اغلب در محیط کاری و گفتار موفق تر هستند ،آنها می خواهند ارزش های خود را با بقیه در میان بگذارند. 4. محیطی که دارای فضای دعوت از دیگران دارد می گوید که .... شما فرد ارتباطی هستید. افرادی که در محیط کاری خود جای مخصوصی برای دعوت از بقیه دارند مثلا در باز، صندلی های راحتی ، یک جعبه شکلات و ..، آنها اجتماعی تر هستند. آنها با ایجاد یک فضای خوشامد گویی به دیگران نشان می دهند که بقیه می توانند به آنها نزدیک شوند و معمولا ملاقات کننده و مهمانان بیشتری نسبت به بقیه دارند. خوش مشربی راه را برای ارتقا و فرصت های جدید باز می کند، بنابراین افراد غیر اجتماعی می توانند از این ایده در جهت بهبود وضع کاری خود استفاده کنند. تهیه و ترجمه: نیک صالحی ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Tue, 26 Feb 2013 13:39:14 GMT http://migna.ir/vdcbf0b8.rhb00piuur.html جملاتی که مدیران دوست ندارند بشنوند http://migna.ir/vdch-knz.23n-zdftt2.html یکی از بهترین راه ها برای داشتن زندگی کاری رضایت بخش و بدون دغدغه و قرار داشتن در مسیر پیشرفت این است که حرف های مدیر خود را به خوبی گوش کنید و در جبهه او باشید. شاید این مساله برای بعضی افراد بسیار ساده به نظر برسد، اما هستند افرادی که نمی توانند با این موضوع کنار بیایند. یکی از بهترین راه ها برای داشتن زندگی کاری رضایت بخش و بدون دغدغه و قرار داشتن در مسیر پیشرفت این است که حرف های مدیر خود را به خوبی گوش کنید و در جبهه او باشید. شاید این مساله برای بعضی افراد بسیار ساده به نظر برسد، اما هستند افرادی که نمی توانند با این موضوع کنار بیایند. مشکل آنها اغلب این است که به طور ناخواسته کارهایی می کنند تا حرف هایی می زنند که باعث می شود مدیرانشان فکر کنند چه آدم های بی کفایت، بی تجربه و ناکارآمدی هستند؛ مواردی که هیچ مدیری دوست ندارد در کارمند خود ببیند.   نمی خواهید چنین کارمندی باشید؟ از بیان جملات  انجام کارهایی که در ادامه ذکر کرده ایم، پرهیز کنید.1. «تقصیر من نبود»حتی اگر واقعا مشکل پیش آمده تقصیر شما نبوده است، این جمله را به زبان نیاورید زیرا شما را همچون یک بچه شش ساله نشان می دهد. بزرگ ترها همیشه مسوولیت کارهای خود را به عهده می گیرند و برای حل مشکلات به دنبال راه چاره هستند. مدیران همیشه دوست دارند کارمندان بخشی از راهکار باشند، به ویژه زمانیکه که خودشان مشکلی را به وجود آورده اند.2.  «این وظیفه من نیست»کار شما فقط محدود به مواردی نیست که در قرارداد ذکر شده است. وقتی مدیری از شما می خواهد تا کاری را انجام دهید، انجام آن وظیفه شماست. اگر جلوی مدیر خود از قبول آن کار سرباز بزنید، به نظر او کودک، غیرمتعهد و بدون حس همکاری خواهید بود.3.  «مشکل ارتباطی بوده است»از آنجا که بیشتر مشاغل این روزها در رقابت تنگاتنگ با هم هستند، شرکت ها اصولا برای افرادی که ارتباطات ضعیفی دارند، زیاد هزینه نمی کنند. مدیرهای مختلف نیازهای اطلاعاتی مختلفی نیز دارند، بنابراین ببینید مدیر شما جزو کدام دسته است و به همان ترتیب رفتار کنید. داشتن ارتباطات خوب برای موفقیت یک شرکت، یک مدیر و حتی شغل کارمند بسیار ضروری است.4.  «نمی توانم آقا/خانم X را تحمل کنم»مدیرها بدشان می آید تا وقت ارزشمند خود را به جای تمرکز روی کارهای مهم، روی مشاجره کارمندان و اختلاف های آنها صرف کنند و اصولا دوست ندارند وقتی دو نفر نمی توانند به طور حرفه ای مشکلات خود را حل کنند، آن را به بخش منابع انسانی بکشانند. آنها تمایل دارند تا کارمندان احساس مسوولیت داشته باشند و همچون آدم های بزرگ با هم رفتار کنند. 5.  «من حالم خوب نیست»اگر واقعا بیمار شده اید و نمی توانید کار کنید، مشکلی نیست اما اگر به دروغ خود را به بیماری زده اید، اگر مدیرتان به این مساله پی ببرد بسیار برای شما گران تمام خواهد شد. احتمال لو رفتن این دروغ زمانی بیشتر می شود که شما در فیس بوک، توئیتر یا دیگر رسانه های اجتماعی خود پست جدیدی بگذارید و مدیرتان آن را ببینید. یا یک دوست دهن لق شما را بفروشد. 6.  «خیلی کم یا خیلی زیاد»کارمندان اصولا خیلی به خود زحمت نمی دهند تا بپرسند کی و چگونه مدیر می خواهد آنها را ببیند و ممکن است با اطلاعات ضروری که مدیر نیاز به شنیدنشان دارد، بی خیال در جای خود بنشینند یا با مسایل خیلی ساده و پیش پا افتاده باعث عصبانیت او شوند. 7.  «شکوه و شکایت کردن»وقتی از کارمندان خواسته می شود تا بیشتر کار کنند، بیشتر آنها از این مساله شکایت می کنند. اما از آنجا که مشکلات شرکت برای همه یک پیامد دارد، این شکایت ها در واقع باعث رنجش و عصبانیت مدیران می شود زیرا آنها خودشان به اندازه کافی خسته و ناراحت هستند. شما باید زمان خود را برای یافتن راهکارها صرف کنید. همیشه به یاد داشته باشید برای هر موقعیت شغلی دست کم 5 نفر آماده به خدمت هستند. شاید مدیر شما حوصله تحمل شکایت های شما را نداشته باشد!8. «من تقاضای افزایش حقوق دارم»این وظیفه مدیر شما نیست تا نیازهای مالی شما را برطرف، صورت حساب های شما را پرداخت کند یا هزینه سفرتان را بپردازد. شما با توجه به کاری که انجام می دهید حقوق دریافت می کنید. اگر تقاضای افزایش حقوق دارید، این را با کارهای خود نشان بدهید و به جای درخواست یکطرفه، رو در رو با مدیرتان صحبت کنید. 9.  «من استعفا می دهم اگر ... »هیچ گاه مدیر خود را تهدید به استعفا نکنید زیرا ممکن است احترام خود را پیش مدیر و حتی کار خود را از دست بدهید. ]]> روانشناسی صنعتی و سازمانی Mon, 04 Feb 2013 07:28:00 GMT http://migna.ir/vdch-knz.23n-zdftt2.html