پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين اخبار روان شناسی و روانپزشكی :: نسخه کامل http://migna.ir/News/MedicineHealthNews Thu, 17 Aug 2017 10:15:36 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Thu, 17 Aug 2017 10:15:36 GMT اخبار روان شناسی و روانپزشكی 60 روند افزایشی مصرف داروهای ضدافسردگی در آمریکا http://migna.ir/vdcfyvdj.w6dyjagiiw.html میگنا: طبق گزارش منتشر شده مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا، تا سال ۲۰۱۴ از هر ۸ آمریکایی بالای ۱۲ سال یک نفر مصرف داروی ضدافسردگی را در زندگی گزارش کرده بود. طبق یافته های این گزارش، زنان حدود دو برابر مردان دارو مصرف می کنند که در مورد داروهای افسردگی، در زنان ۱۶.۵ درصد و در مردان کمتر از ۹ درصد است. لورا پرات، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «مصرف بلندمدت داروی ضدافسردگی هم شایع بوده است.» محققان اشاره کردند که یک چهارم افراد تحت نظرسنجی که در طول ماه قبل داروی ضدافسردگی مصرف کرده بودند طبق گزارش خود، به مدت ۱۰ سال یا بیشتر دارو مصرف می کنند. به گفته برخی محققان، این روند افزایشی می تواند ناشی از زندگی مملو از استرس افراد باشد. دکتر ست ماندل، مدیر روانپزشکی بیمارستان هانتینگتون نیویورک، در این باره می گوید: «مردم جامعه آمریکا بیش از بیش پراسترس و افسرده شده اند. رسانه های اجتماعی موجب انزوای افراد و عدم بروز درست احساسات شان شده اند.» محققان، دیگر عوامل دخیل را بیکاری، وضعیت بد اقتصادی و مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی در سنین بسیار کم عنوان می کنند.منبع: مهر ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 17 Aug 2017 05:08:10 GMT http://migna.ir/vdcfyvdj.w6dyjagiiw.html سه مورد از شايع‌ترين علائم افسردگي در مردان http://migna.ir/vdccoeq0.2bqs18laa2.html به گزارش روزنامه وقایع اتفاقیه، سه سال پيش در چنين روزهايي خبري جهان سينما را در شوک فرو برد: «رابين ويليامز خودکشي کرد.» او جايزه اسکار و گلدن گلوب را در کارنامه خود داشت، در فهرست صد ستاره برتر تاريخ سينما قرار گرفته بود و از محبوب‌ترين و ثروتمندترين بازيگران آمريکايي محسوب مي‌شد. سال 1997 او را بامزه‌ترين مرد زنده جهان لقب دادند. دوستان نزديکش از جمله رابرت دنيرو و فرانسيس فورد کوپولا او را فردي دوست‌داشتني خطاب مي‌کردند. در طول توليد و فيلمبرداري فيلم فهرست شيندلر، استيون اسپيلبرگ بارها با او تماس گرفت و صداي او را روي بلندگو گذاشت تا ويليامز بتواند براي بازيگران و عوامل فيلمش جوک تعريف کند و حال‌وهواي آنها را تغيير دهد. در ماه مارس ۲۰۰۹ با موفقيت عمل قلب باز را پشت سر گذاشت و از آن پس گياه‌خوار شد. در سپتامبر ۲۰۰۶ با سلامت کامل از مرکز توان‌بخشي درمان اعتياد به الکل مرخص شد. او تا آخرين روزهاي عمرش استندآپ کمدي کار مي‌کرد. ويليامز براي يک نسل از مردم جهان، نماد خنده، شادي، استعداد، پشتکار و تلاش براي تغيير بود. اما او هيچگاه نخواست افسردگي شديدش را بروز دهد. يک‌بار جيمز ليپتن از او پرسيد که وقتي وارد بهشت مي‌شود از خدا چه درخواستي دارد که پاسخ داد: «يک صندلي در رديف اول کنسرت وولفگانگ آمادئوس موتزارت و الويس پريسلي.» مرگ او پس از حلق‌آويز کردن خودش حوالي ساعت 11:55 صبح، واکنش بسياري از دوستدارانش را در پي داشت. باراک اوباما، رئيس‌جمهوري وقت آمريکا در پيامي که در توئيتر او منتشر شد، نسبت به مرگ رابين ويليامز چنين ابراز تأسف کرد: «او ما را به خنده واداشت. به گريه واداشت. او توانست در نهايت همه عناصر روح انسان را به تأثر وادارد.» همسر ويليامز، سوزان اشنايدر اظهار داشته است که: «من همسرم و بهترين دوستم را از دست داده‌ام، درحالي‌که دنيا يکي از محبوب‌ترين و زيباترين انسان‌هايش را از دست داد. من به کلي دل شکسته هستم.» مشاهير به اداي احترام به ويليامز پرداختند، از جمله همکار کمدينش استيو مارتين که در توئيتر خود نوشت: «نمي‌توانم حيرت‌زده‌تر از اين شوم که رابين ويليامز، استعداد بزرگ، همکار و روح واقعي از دست رفته است.» پس چگونه مردي تا اين حد دوست‌داشتني و به ظاهر شاد مي‌تواند آن‌قدر عميق در دنياي افسردگي فرو رفته باشد؟ در مورد مردان ما اغلب باور کرده‌ايم که بايد هميشه قوي باشند و کنترل احساسات و هيجاناتشان را به صورت کامل در دست بگيرند. هنگامي که ما مردان احساس نااميدي و درماندگي مي‌کنيم، تمايل به انکار يا پوشاندن آن را نيز همراه داريم. پناه بردن به اعتياد، رفتار بي‌پروا يا انفجار با خشم از تأثيرات اين درماندگي و انکار است. اما بايد باور کرد که پشت اين پوسته سخت، افسردگي در مردان يک مشکل شايع است و اولين قدم براي بهبودي اين است که مردان بپذيرند هيچ دليلي براي احساس شرم وجود ندارد. مردان مي‌توانند افسردگي را به طريق متفاوت نسبت به زنان تجربه کنند. شما ممکن است علائم استاندارد افسردگي و غم را نشان ندهيد و فقط نسبت به ارتباط با دوستان و خانواده بي‌علاقگي داشته باشيد يا ممکن است تحريک‌پذير و پرخاشگر شويد، کار زياد انجام دهيد، بيش از حد نرمال سيگار مصرف کنيد و در فعاليت‌هاي پر خطر درگير شويد. متاسفانه، مردان به مراتب کمتر در شناخت نشانه‌هاي افسردگي خود تبحر دارند. يک مرد بيشتر احتمال دارد احساسات خود را پنهان يا هيجانات منفي را انکار کند. سه مورد از شايع‌ترين علائم افسردگي در مردان عبارت اند از: درد فيزيکي: گاهي اوقات افسردگي در مردان به صورت درد‌هاي جسماني مانند پشت درد، سردرد مکرر، مشکلات خواب يا اختلالات گوارش که به درمان طبيعي پاسخ نمي‌دهند، بروز مي‌کند. خشم: مي‌تواند به صورت تحريک پذيري، حساسيت به انتقاد يا از دست‌دادن حس شوخ طبعي، خلق و خوي کوتاه يا حتي خشونت بروز کند. برخي مردان به صورت جسماني يا کلامي به زنان و کودکان يا ساير عزيزان خود توهين مي‌کنند. رفتار بي‌پروا: يک مرد مبتلا به افسردگي ممکن است شروع به نمايش رفتار‌هاي خيالبافانه يا خطرناک کند. مي‌تواند شامل دنبال ورزش‌هاي خطرناک بودن، رانندگي بي‌پروا يا درگيرشدن در روابط پرخطر باشد. راه‌هاي درمانتغيير در شيوه زندگي ابزار بسيار مؤثر در درمان افسردگي در مردان است. حتي اگر شما نياز به درمان‌هاي ديگر داريد، تغيير در شيوه زندگي به درمان افسردگي سرعت داده و از عود آن جلوگيري مي‌کند. به‌طور منظم ورزش کنيد. ورزش منظم يک راه قوي براي مبارزه با افسردگي در مردان است زيرا نه‌تنها با افزايش سروتونين، اندروفين و ديگر مواد شيميايي در مغز احساس خوب ايجاد مي‌کند بلکه باعث رشد سلول‌هاي جديد مغزي و اتصالات مغزي مي‌شود. خوب غذا بخوريد. خوردن لقمه‌هاي کوچک و وعده‌هاي غذايي متعادل در طول روز کمک خواهد کرد که شما انرژي خود را حفظ کنيد و نوسانات خلقي به حداقل برسد. کربوهيدرات بيشتري مصرف کنيد. کمبود ويتامين B مي‌تواند باعث افسردگي شود خواب کافي داشته باشيد. هنگامي که شما به مقدار کافي نخوابيده باشيد، علائم افسردگي شما بدتر مي‌شود. محروميت از خواب باعث تشديد عصبانيت، تحريک پذيري و دمدمي بودن مي‌شود. بين هفت تا 9 ساعت خواب ، هر شب ضروري است.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 16 Aug 2017 16:08:10 GMT http://migna.ir/vdccoeq0.2bqs18laa2.html چرا بعضی‌ها از فال لذت می‌برند؟ http://migna.ir/vdca0iny.49n6e15kk4.html باید توجه کرد آمار رسمی درباره این که زنان یا مردان چقدر به فالگیرها مراجعه می‌کنند، در دست نیست، اما بنا برگزارش‌هایی که شنیده‌ایم بیشترین افراد مراجعه‌کننده به فالگیرها زنان هستند؛ چراکه زودباوری و ناپایداری هیجانی در زنان بیشتر بوده و احساساتشان لطیف‌تر است؛ بنابراین از آنجا که در زنان ابتدا احساس و بعد منطق حاکم می‌شود، پذیرش حرف‌های فالگیرها از سوی آنها بیشتر است. دلایلی که باعث می‌شود افراد به فال گرفتن تمایل پیدا کنند در پاسخ به این که چرا افراد به سمت فال و فال گرفتن تمایل پیدا می‌کنند، دلایلی وجود دارد. اصولا احساس ناامنی در افراد جامعه، یکی از دلایلی است که فرد را به سمت فالگیر‌ها سوق می‌دهد. حال ممکن است این ناامنی از سوی خانواده‌ها یا در محل کار ایجاد شود و افراد برای حل این ناامنی به غلط به دنبال راه‌حل‌های میانبری مانند فالگیری و پیشگویی روند. فالگیرهایی که نیاز مراجعانشان را می‌دانند دلیل بعدی که می‌تواند افراد را به این سمت سوق دهد، نیاز به پیشرفت و موفقیت است. بر این اساس افراد برای اطلاع از موفقیت‌های خود در آینده به فالگیرها مراجعه می‌کنند. باید بدانیم بیشتر فالگیرها به این نیاز مراجعانشان اشراف دارند و در فال‌هایشان از موفقیت‌های پیش‌روی افراد صحبت می‌کنند. البته برخی افراد هم به دلیل احساس تنهایی به فالگیرها مراجعه می‌کنند. دلیل دیگر برای تمایل به فال گرفتن، بحث روان‌رنجوری افراد است. بر این اساس، افرادی که در سیستم روانی‌شان احساس ضعف، پوچی و حقارت غالب است، به جای این که روی سیستم‌های درونی و عملکردی‌شان کار کنند، از منابع بیرونی کمک می‌گیرند. حال نادیده گرفتن توانمندی‌های درونی فعالی که همه ما آنها را به صورت بالقوه در وجودمان داریم و نادیده گرفتن استعدادها و خلاقیت‌هایمان باعث می‌شود از قدرت‌هایی که جادویی به نظر می‌رسند، برای حل مشکلات‌مان استفاده کنیم. از طرفی زودباوری و عدم توانایی افراد در استفاده از هوششان در حل مسائل، باعث می‌شود فالگیرها خیلی زود بتوانند روی تفکر این افراد تاثیر بگذارند. بر این اساس انسان‌هایی که اراده ضعیفی دارند، متکی به خودشان نیستند و به توانمندی‌های خود اعتماد ندارند، با استفاده از تنبلی و وابسته شدن به یک قدرت بالاتر سعی می‌کنند مشکلات‌شان را حل کنند و در چنین مواردی برخی افراد به سمت استفاده از رمل و دعا می‌روند. باید توجه کرد در دین اسلام بر دعا تاکید شده و خداوند می‌فرمایند: بخوانید مرا تا در صورتی که به خیر و صلاحتان باشد، شما را اجابت کنم. حال در بحث فالگیری طلب خبر می‌کنیم، نه طلب خیر و ما به جای این که به خدا پناه بریم به یک انسان معمولی که شاید از خودمان هم ضعیف‌تر باشد، پناه می‌بریم. بر این اساس فرد به جای این که در جهت بهبود روابط و توانمندی‌هایش تلاش کند، براساس کلام یک فرد دیگر برنامه زندگی‌اش را می‌ریزد، در حالی که راه‌حل مشکلاتش این است که خودش را تغییر دهد. از طرفی انتظار و امیدی که فالگیرها در قالب پیشگویی به مراجعانشان منتقل می‌کنند، به آنها آسیب می‌زند تا جایی که در بسیاری مواقع کار فالگیری به اعتیاد می‌کشد و فرد در انجام کوچک‌ترین کارها هیچ اراده‌ای ندارد و خودش را به نظر یک فالگیر یا پیشگو وابسته می‌کند و این موضوع می‌تواند به اعتیاد مرضی منجر شود. حال درباره این که چه تیپ افرادی به فال‌ گرفتن برای دیگران روی می‌آورند، باید گفت بیشتر افراد خودشیفته چون خیلی خوب می‌توانند نقش یک آدم سلطه‌گر را بازی کنند و می‌توانند براحتی افراد را به استثمار خود درآورند، به این کار روی می‌آورند. این افراد معمولا بسیار خوش‌کلام بوده و کاریزمای خاصی دارند که می‌توانند طرف مقابل را مسحور خود کنند. البته در این افراد ممکن است رگه‌هایی از اختلال شخصیتی هم دیده شود. در عین حال آنها از ابزار و محیطی استفاده می‌کنند که فرد مراجعه‌کننده را کاملا تحت تاثیر قرار می‌دهد. بر این اساس هر چه تلقین و باورپذیری افراد بالاتر باشد، بیشتر تحت تاثیر این افراد قرار می‌گیرند. بنابراین تضعیف باورهای معنوی، نداشتن ایمان یقینی به قدرت خداوند، نداشتن توکل، نداشتن صبر و شکیبایی در زندگی و نداشتن تلاش و پشتکار در افراد باعث روی آوردن آنها به این منابع بیرونی می‌شود. همچنین در کنار نداشتن ایمان، فقدان آگاهی، دانش و بینش باعث می‌شود افراد به سمت فال گرفتن، پیشگویی و واسپاری خودشان به این گونه مسائل سوق داده شوند. نکته مهم دیگر این است که هرچند عقیده داریم انرژی‌های مثبت وجود دارند و تصویرسازی ذهنی کاری است که برای کاهش افکار منفی از آن استفاده می‌کنیم، اما این که بخواهیم چیزی را از طریق تصویرسازی برای کسی ابداع و خلق کنیم، درست نیست؛ چراکه ما خالق نیستیم و از طرفی هم باید مجموعه‌ای از شرایط را برای رخداد در نظر بگیریم، نه این که فقط به قدرت ذهن بسنده کنیم.- دکتر شهنار نوحی-روان‌شناس  جام جم   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 16 Aug 2017 09:42:19 GMT http://migna.ir/vdca0iny.49n6e15kk4.html داروهای روانپزشکی را بخوریم یا نخوريم؟! http://migna.ir/vdciqqa5.t1azr2bcct.html به گزارش ميگنا رفتار هر فرد، به همان اندازه که می‌تواند نتیجه خاطرات و باورهای ذهنی‌اش، هنجارهای اجتماعی، فرهنگی و یادگیری هایش باشد، متاثر از وضعیت هورمون ها و انتقال دهنده‌های عصبی اوست. حالا اگر کسی پیدا شود و این بخش مهم را انکار کُند، موجودیت یکی از ستون‌های شکل دهنده انسان را نادیده گرفته است. مگر می‌شود که سطح هورمون‌ها و انتقال دهنده‌های عصبی در بدن از حالت تعادل خارج شود و کسی حال خوبی را تجربه کند؟ همانطور که اگر تیروئید کسی پرکار یا کم کار باشد روی رفتارهای او تاثیر می‌گذارد، همان‌گونه که اگر کسی قند، فشار و چربی خونش از کم یا زیاد شود، زنگ خطر سلامت جسمانی به صدا درمی‌آید، زمانی که سطح هورمون‌های عصبی، کم یا زیاد شود ناکارآمدی‌ها خودشان را به شکل‌های مختلف نشان می‌دهند. حتي گاهی لازم است پزشک متخصص، وضعیت عمومی بدن را از طریق آزمایش های مختلف چک کند. رفتار هر فردی، صرف نظر از سن، جنسیت و پایگاه اجتماعی‌اش، از وضعیت زیستی بدن تاثیر می‌گیرد. نمی‌شود هورمون کورتیزول بالا باشد اما کسی احساس اضطراب نداشته باشد. امکان‌پذیر نیست که سروتونین، پایین باشد اما کسی احساس نشاط را تجربه کند. بنابراین ما جدا از وضعیت زیستی - عصبی بدن‌مان نیستیم. در همین گشت و گذارهای فضای مجازی، به این تصویر برخوردم که نوشته است «قرص نخورید» و مصرف عرقیجات گیاهی، به جای مصرف داروهای اعصاب و روان در آن پیشنهاد شده است. جالب است بدانید آمار بازدید آن هم از مرز چند هزار هم گذشته است. متاسفانه تولید و نشر اطلاعات غیر‌علمی در شبکه‌های اجتماعی، آنقدر زیاد شده است که اگر کسی تفکر انتقادی‌اش را تقویت نکرده باشد، به راحتی آنها را باور می کند و بنای زندگی‌اش را بر همان اساس اشتباه، می‌گذارد. همین جاست که باید مَثل: «خشت اول چون نهد معمار کج - تا ثریا می رود دیوار کج» را با خودمان مرور کنیم. اگر کسی احساس خستگی و یا غم مفرطی را تجربه کند، افکار سمجی مدام ذهن او را به خودش مشغول کرده که قادر به کنترل‌شان نیست و علائم دیگری که به طور کلی روی عملکرد روزانه‌اش تاثیر منفی گذاشته است، لازم است تا نزد روانپزشک مراجعه کند و در صورت لزوم، از درمان‌های زیستی بهره‌مند شود. مراجع، می تواند عوارض احتمالی دارو و نگرانی‌هایش درباره داروها را با روانپزشک خود درمیان بگذارد و در نهایت به یک نتیجه بهبودبخش برسد. یادمان نرود که تجویز دارو از سوی متخصص دلسوز، دریافت داروی مناسب و با میزان دوز به اندازه، در کنار درمان‌های روانشناختی می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود.  رویکردهاي زیستی و روانشناختی، هر دو جزو درمان های مکمل هستند که در صورت غیاب یکی، درمان به شکل مطلوبی اتفاق نخواهد افتاد. هر قدر کاربران شبکه های اجتماعی، هوشمندانه‌تر عمل کنند و پیگیر اخبار علمی (و نه شبه علم و یا شایعه ها و خرافات) در حوزه روان باشند می‌توانند بهتر از سلامت جسم و روان خود حفاظت کنند. همانقدر که مصرف داروهای روانپزشکی، بدون صلاحدید متخصص می‌تواند زیانبار باشد، تا زمانی هم که مصرف دارو برای مصرف کننده آن به عنوان یک برچسب منفی، تلقی شود و با رفتار درست، از آن انگ زدایی نشود نمی‌توانیم باعث و شاهد ارتقای سلامت روانشناختی افراد جامعه باشیم. فواید داروها و عرقیجات گیاهی، بر کسی پوشیده نیست اما فراموش نکنید که مصرف عرقیجات گیاهی و دم‌نوش‌ها هم نباید خودسرانه مصرف شود و به گفته کارشناسان حرفه‌ای طب سنتی، مصرف داروهای گیاهی هم قواعدی دارد و خوردن خودسرانه آنها منع شده است. همینطور استفاده از آنها همراه با داروهای شیمیایی می‌تواند تداخل ایجاد کند و به دنبال آن اثرات غیرقابل جبرانی را برای فرد رقم بزند. بهتر این است که افراد، نه بی‌محابا به به داروهای روانپزشکی پناه ببرند و نه اینکه با توجه به مطالب غیرعلمی، از داروهای تاثیرگذار فرار کنند. زیرا هر دو رفتار، چه وابستگی شدید به داروها و چه اجتناب از آنها می‌تواند آسیب های بی‌شماری را به فرد تحمیل کند. نويسنده: نگار فیض آبادیکارشناس ارشد روانشناسی بالینی ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 15 Aug 2017 12:50:35 GMT http://migna.ir/vdciqqa5.t1azr2bcct.html در هر سنی چگونه ضریب هوشی‌ خود را افزایش دهیم؟ http://migna.ir/vdcfmvdj.w6dy0agiiw.html اولین گام برای افزایش هوش به چالش کشیدن مغز و انجام کار‌هایی است که باعث تقویت آن شود، برای این منظور کار‌های زیر را می‌توانید به طور روزانه انجام دهید و پس از مدتی تفاوتی آشکار در قدرت پردازش اطلاعات و محاسبات ذهنی را در خود ببینید.-با دست مخالف خود کار کنید اگر چپ دست یا راست دست هستید، سعی کنید کار‌ها را با دست متفاوت خود انجام دهید. به طور مثال برای بازکردن در، مسواک زدن، برداشتن لیوان و سایر کار‌ها از دست مخالفی که با آن می‌نویسید استفاده کنید، زیرا این کار سبب تقویت ذهن می‌شود. تمرکز و آرامش را از یاد نبرید افراد بسیاری به خاطر استرس و هیجان زیاد با وجود هوش سرشار فرصت‌های بیشماری را از دست داده اند، اکثر افرادی که در امتحانات پایان ترم مدارس یا حتی ورودی دانشگاه‌ها رتبه‌های ضعیف بدست می‌آورند، به خاطر استرس و هیجان بالا نتوانسته اند از قدرت تحلیل و پردازش ذهن خود استفاده کنند. یادگیری تکنیک‌های تنفس، انجام ورزش‌های هوازی و یوگا، شنا و به ویژه شنا زیر آب درحالی که نفس حبس شده است، کنترل استرس، خشم و نگرانی همگی می‌تواند سبب افزایش خونرسانی به مغز و تقویت آن شود، افراد خوش رو و مثبت اندیش سلول‌های مغزی بیشتری حتی در سال‌های میانسالی دارند و کمتر به بیماری هایی، چون آلزایمر مبتلا می‌شوند، آنها، چون آرامش دارند بهتر تصمیم گیری می‌کنند و توانایی بیشتری برای یادگیری دانسته‌های جدید دارند.خواب و استراحت مناسب رمز موفقیت نابغه‌ها تغذیه مناسب، خواب و استراحت کافی همگی در افزایش سطح هوش درافراد موثر هستند، به ویژه از سنین خردسالی با تمرکز بر روی تغذیه و استراحت کافی می‌توان شاهد بالابودن سطح ضریب هوشی و کسب نمرات بالا در درس‌های کودکان در مدرسه بود.مکمل‌هایی که شما را نابغه می‌کنند برخی مواد غذایی و مکمل‌های طبیعی می‌توانند به صورت پیشرفته سبب افزایش سطح هوش افراد شوند، از جمله مصرف انواع توت ها، عسل، خرما، شکلات تلخ، کافئین، اسید‌های چرب امگا 3 و دانه‌های آجیل تاثیر بسیار مطلوبی بر سطح هوش می‌گذارند. یادگیری مهارت‌های جدید و حل مسائل ریاضی دانش ریاضی و حل معادلات مانند یک خوراک شیرین و مقوی برای مغز است و آن را تقویت می‌کند، در هر سنی متناسب با رشته تحصیلی و میزان تحصیلات خود از دانش ریاضی فاصله نگیرید و این دانش را می‌توانید در قالب معادلات ریاضی یا حتی حسابداری کار‌های روزانه خود مورد استفاده قراردهید، همچنین استفاده از کتاب‌های حل تمرین ریاضی یا معما، جدول کلمات متقاطع، جدول سودوکو، یادگیری یک زبان جدید یا یک مهارت مانند برنامه نویسی کامپیوتر، حتی آشنایی با نحوه کار یک نرم افزار می‌تواند توان ذهنی شما را افزایش دهد. بازی تنها مختص کودکان نیست اعتیاد به بازی‌های چند رسانه‌ای برای سلامت جسم و روح مضر است، اما انجام بازی‌های چند رسانه‌ای برروی کنسول یا تلفن همراه، رایانه و تبلت می‌تواند سبب تقویت هوش بصری، قدرت تصمیم گیری و افزایش سرعت عملکرد ذهنی در افراد شود.با افراد نابغه و دانشمند آشنا شوید زمانی که از اجتماع فاصله بگیرید و با افراد جدید و خلاق آشنا نشوید به تدریج دچار پسرفت در هوش و استعداد می‌شوید، بسیاری از افراد عادی با معاشرت با افراد خلاق و دانشمند دچار شکوفایی هوش و دانش و در آینده نزدیک خود نیز یک ایده پرداز خلاق شده اند.خوراکی‌هایی که نباید مصرف کنید مصرف فست فود، خوراکی‌های بسیارشیرین و چرب می‌تواند سبب کاهش بهره هوشی شود، به ویژه این اثر در کودکان در حال رشد بیشتر است و می‌تواند اثرات دائمی بر ذهن آنها بگذارد که رژیم غذایی سالم باعث پرورش قوای ذهنی و خوراک ناسالم باعث مرگ سلول‌های مغزی می‌شود، همچنین استشمام گرد و غبار و تنفس در هوای آلوده می‌تواند سبب از بین رفتن و مرگ سلول‌های مغزی شود. با رعایت راهکار‌های بالا می‌توانید سطح هوش خود را در هرسنی تقویت کرده و دربالاترین سطح نگهداری کنید. منبع: wikihow  باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 14 Aug 2017 19:09:52 GMT http://migna.ir/vdcfmvdj.w6dy0agiiw.html جزئيات برگزاري سومین کنگره ملی روانشناسی در دانشگاه تهران http://migna.ir/vdccxeq0.2bqsi8laa2.html به گزارش ميگنا سومین کنگره ملی روانشناسی با محوریت تاکید بر مدیریت رفتارهای تهاجمی و ارتقای امنیت اجتماعی با همکاری گروه های آموزشی روانشناسی دانشگاه های سراسر کشور در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. روانشناسی اجتماعی، روانشناسی اعتیاد، روانشناسی افراد با نیازهای ویژه، روانشناسی بالینی، روانشناسی بالینی کودکان و نوجوانان، روانشناسی تربیتی، روانشناسی دین و معنویت، روانشناسی سلامت و روانشناسی شخصیت از محورهای این کنگره است. همچنین دیگر محورهای این کنگره روانشناسی شناختی، روانشناسی صنعتی و سازمانی، روانشناسی فرهنگی، روانشناسی مشاوره و خانواده، روانشناسی ورزش و روان سنجی است. تاريخ هاي مهم: آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات: 30مهر 96 تاریخ اعلام نتیجه داوری چکیده مقالات: 15آبان96 آخرین مهلت ارسال مقالات کامل: 30 آذر 96 چاپ مقالات در کتابچه: 15 دي 96 تاریخ برگزاري کنگره: روزهاي 9 الي 11 اسفندماه96      علاقمندان به شركت در اين كنگره مي توانند از طريق لينك ( اينجــــا ) به عضويت سايت رسمي كنگره درآمده و چکیده مقاله خود را نيز مستقیماً به ایمیل کنگره ncp@ut.ac.ir ارسال نمايند. - سئوالات متداول: 1- آیا به مقالات پذیرفته شده گواهی داده خواهد شد؟  بله، به تمامی مقالات پذیرفته شده و شرکت کنندگان، گواهی رسمی دانشگاه تهران ارائه خواهد شد. 2- آیا همه مقالات پذیرفته شده به صورت سخنرانی پذیرفته خواهند شد؟  بعد از داوری مقالات، تعدادی از مقالات به شکل سخنرانی و برخی نیز به شکل پوستر پذیرفته خواهند شد. 3- واریزهزینه‌های همایش به چه صورت است؟  پس از پذیرش مقاله، لینک پرداخت اینترنتی روبه‌روی عنوان مقاله‌ی پذیرفته شده، ظاهر می‌شود که با پرداخت آن پذیرش قطعی مقاله در مجموعه مقالات همایش نهایی خواهد شد. لازم به توضیح است، عدم پرداخت هزینه مقاله منجر به خروج مقاله‌ی پذیرفته شده از مجموعه مقالات همایش خواهد شد. لازم به توضیح است قبل از پذیرش مقاله و در زمان داوری مقاله نیاز به واریز هیچ هزینه‌ای وجود ندارد. 4- آیا شرط دریافت مجموعه مقالات و گواهی‌های مربوطه، منوط به شرکت در همایش خواهد بود؟  خیر، عزیزانی که به دلیل مسافت شهرهای کشور، امکان حضور در همایش را ندارند، می‌توانند به صورت غیرحضوری در همایش ثبت نام و از طریق پستی مدارک مورد نیاز خود را دریافت کنند. 5- آیا برای دریافت گواهی نویسندگان دوم و سوم باید هزینه‌ی جداگانه‌ای پرداخت شود؟  خیر. اصل گواهی پذیرش و ارائه مقاله به تعداد نویسندگان صادر خوهد شد.  6- هر نویسنده مقاله مجاز به ارائه چند مقاله به این کنفرانس می باشد؟  محدودیتی در تعداد ارائه مقاله توسط پژوهشگران معین نشده است. 7- آیا به نویسندگان همراه در مقاله نیز گواهی پذیرش مقاله دریافت می کنند ؟  بله! به تعداد نویسندگان گواهینامه مجزا صادر می گردد و در روز کنفرانس به فردی که در پنل ثبت نام کرده است گواهینامه نویسندگان همکار تحویل وی داده می شود. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 14 Aug 2017 10:26:20 GMT http://migna.ir/vdccxeq0.2bqsi8laa2.html شغل بد از بیکاری بدتر است! http://migna.ir/vdch--nk.23nzzdftt2.html افرادی که در مشاغل با دستمزد پایین یا با استرس بالا فعالیت می کنند، بیش از افراد بیکار با مشکلات سلامتی مواجه هستند. محققان دانشگاه منچستر در این مطالعه، 1000 شرکت کننده بین سنین 35 تا 75 سال را که طی سال های 2009 و 2010 بیکار بودند، مورد بررسی قرار دادند. گزارش خوداظهاری سلامت و سطوح استرس مزمن این افراد که بوسیله هومون ها و نشانگرهای زیستی (biomarkers) مرتبط با استرس مشخص می شد، طی چند سال بعد نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از وجود یک الگوی مشخص از سطوح بالای استرس مزمن در افرادی بود که پس از یک دوره بیکاری، در مشاغل بی کیفیت و سطح پایین مشغول کار شده بودند؛ درحالیکه سطوح استرس در افرادی که همچنان بیکار مانده بودند، کمتر از این افراد شاغل بود. به گفته محققان، کیفیت کار خوب با ارتقاء نمرات سلامت روانِ افراد شاغل در ارتباط است؛ با این حال، تفاوت آشکاری بین نمرات سلامت روان در افراد شاغل در کارهای با کیفیت پایین و افرادی که همچنان بیکار مانده بودند، مشاهده نشد. نتایج این مطالعه در مجله بین المللی Epidemiology منتشر شد. منبع: سيناپرس ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 14 Aug 2017 07:20:33 GMT http://migna.ir/vdch--nk.23nzzdftt2.html موسیقی درمانی تاثیری بر بهبود اوتیسم ندارد http://migna.ir/vdcbg0ba.rhb88piuur.html به گزارش مهر، محققان طبق مطالعات قبلی عنوان می کردند که تلفیق موسیقی و درمان به بیماران مبتلا به اوتیسم کمک می کند تا انگیزه بیشتر، ابتکار بیشتر و توانایی برقراری ارتباط بهتر را داشته باشند. اما مطالعه جدید نشان می دهد موسیقی درمانی کمکی به بهبود علائم اوتیسم نمی کند. در این مطالعه محققان نروژی دریافتند کودکانی که در موسیقی درمانی بداهه نوازی و درمان استاندارد شرکت کرده بودند نسبت به کودکانی که فقط تحت درمان استاندارد بیماری اوتیسم قرار گرفته بودند، بهبودی بیشتری را شاهد نبودند. کریستین گلد، سرپرست تیم تحقیق در مرکز تحقیقات موسیقی درمانی آکادمی گرگ نروژ، در این باره می گوید: «موسیقی درمانی می تواند گزینه خوبی برای کودکان دارای عملکرد پایین باشد.» در این مطالعه، محققان ۳۶۴ کودک ۴ تا ۷ سال را که همگی مبتلا به اوتیسم بودند، مورد بررسی قرار دادند. نیمی از کودکان به طور تصادفی به گروه دریافت کننده درمان استاندارد و نیمی دیگر به گروه دریافت کننده درمان استاندارد همراه با موسیقی درمانی اختصاص داده شدند. بعد از حدود ۵ ماه، محققان مشاهده کردند هر دو گروه شاهد بهبود بسیار کمی در شدت علائم بیماری شان بودند. محققان اذعان می کنند طبق این مطالعات، موسیقی درمانی تاثیر متمایزی نسبت بر درمان استاندارد بر روند بهبود بیماری ندارد. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 13 Aug 2017 11:59:26 GMT http://migna.ir/vdcbg0ba.rhb88piuur.html کمال گرایی مثبت، انگیزه کسب موفقیت را در فرد ایجاد می کند http://migna.ir/vdcjhmex.uqevyzsffu.html به گزارش ميگنا هایده حیدری کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، با اشاره به اینکه کمال گرایی به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شود، به خبرگزاری شبستان، گفت: کمال گرایی مثبت در واقع خصیصه روانی کارآمدی است که انگیزه های بسیاری را برای کسب موفقیت در فرد ایجاد می کند. در این نوع کمال گرایی فرد دارای ایده آل های واقع بینانه است و در صورت شکست از ایده های انطباقی استفاده می کند تا در نهایت به موفقیت نائل شود. حیدری، با بیان اینکه در کمال گرایی منفی فرد انتظارات خود را به صورت غیر واقع بینانه و سطح بالا تعریف می کند، اظهار کرد: در این کمال گرایی فرد چون به آرمان هایش نمی رسد همواره خود را سرزنش می کند. این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، تصریح کرد: افراد دارای این خصیصه به دلیل داشتن ایده آل های غیر قابل دسترس از شکست می ترسند و بر این اساس موانع زیادی را بر سر راه عملکرد خود ایجاد کرده و در واقع خود را ناتوان می سازند. وی در پایان، ابراز کرد: این افراد به دلیل ترس از عدم موفقیت همواره کار ها را به تعویق می اندازند و بر این اساس راه رسیدن به موفقیت را بر روی خود می بندند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 13 Aug 2017 11:39:16 GMT http://migna.ir/vdcjhmex.uqevyzsffu.html قانون سلامت روان هنوز به تصویب نرسیده است http://migna.ir/vdceep8e.jh8z7i9bbj.html نام این قانون سال‌ها پیش بر سر زبان‌ها افتاد و قرار بود با تصویب آن حقوق شهروندی این گروه از بیماران مورد توجه قرار گیرد. آخرین اظهار نظرها در این خصوص به سال گذشته بازمی‌گردد و  دکتر احمد حاجبی -مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت درباره وضعیت تصویب این قانون توضیح داده بود که "پیش‌نویس آن به کمیسیون اجتماعی مجلس تحویل داده شده است و منتظر اعلام نتیجه آن هستیم. " او هدف از تدوین  این قانون را حفظ حقوق بیمار، خانواده و جامعه اعلام کرده بود.  حقوقی که حاجبی از آن یاد می‌کند مواردی مانند حق اشتغال، تسهیل در روند قیومیت خانواده، پیگیری وضعیت درمان و مراقبت از بیمار و همچنین حقوق خانواده آنها را در بر می‌گیرد. یکی از  مواردی که تا امروز به آن توجه نشده‌ است راه‌اندازی شبکه‌ای منظم برای پیگیری درمان بیماران دچار اختلال روان است؛ حقی که فعالان این حوزه تاکید می‌کنند از این بیماران گرفته شده است. لیلا محمدی- عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی- یکی از کسانی که است که زمان زیادی با بیماران دچار اختلال روان کار می‌کند. او تعریف نشدن سیستمی برای تشخیص، درمان و پیگیری مراقبت از این بیماران را از مهم‌ترین مشکلات آنها می‌داند. محمدی تاکید می‌کند که امروز نبود این سیستم، روند درمان بیماران را مختل می‌کند. وی در گفت‌وگو با ایسنا درباره تجربه خود از  درمان این بیماران می‌گوید: اگر بیماران دچار اختلال روان تحت پوشش بهزیستی باشند، سالیانه یکبار می‌توانند با کمک این سازمان و به صورت رایگان بستری شوند، اما بهزیستی هزینه بیش از یکبار  بستری را قبول نمی‌کند. بسیاری از این افراد نیز به مراکز روزانه مراجعه نمی‌کنند؛  به همین دلیل میزان بازگشت بیماری در آنها زیاد است و باید دو تا سه بار در سال بستری شوند. محمدی ادامه می‌دهد: مراکز دیگری که این بیماران بتوانند به صورت رایگان یا منسجم از خدمات روانپزشکی برخوردار شوند، وجود ندارد. آنها دارای اختلالات مزمنی هستند و به همین دلیل باید برنامه‌ یا شبکه‌ای ترتیب داده شود که اگر بیمار برای ادامه درمان مراجعه نکرد، روانپزشک یا پرسنل مجموعه پیگیر او باشند؛ این موضوع کمک می‌کند شدت بازگشت بیماری و هزینه‌های درمان کاهش پیدا کند. وزارت بهداشت نیز می‌تواند از طریق تصویب قوانین و چهارچوب‌هایی، به این موضوع سامان دهد. "مراقبت پس از درمان" حلقه‌ای مفقوده   محمدی تاکید می‌کند: وجود مراکز بازتوانی و نگهداری از این بیماران بخش مهمی‌ از حقوق شهروندی آنها است؛ چون بسیاری از آنها نمی‌دانند برای مراقبت و ادامه درمان به جز خانه خود، باید کجا بروند و چه کنند؟ جایی برای آنها تعریف نشده‌است. تنها خانواده از این بیمار مراقبت می‌کند و بسیاری از اوقات حق آنها برای استراحت و تفریح گرفته می‌شود. از طرف دیگر ممکن است این بیماران مورد سوء استفاده یا خشونت قرار گیرند؛  چون ممکن است خانواده از اینکه باید این همه سال بار سنگین مراقبت از بیمارش را تحمل کند، خسته شود. او معتقد است باید قوانینی تصویب شود که مقداری از بار بر دوش خانواده‌ها کاسته شود. عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی همچنین اضافه می‌کند: در بسیاری از کشورها قوانینی تعریف شده‌ است که طبق آن در یک شبکه، وضعیت بیمار و درمان او پیگیری می‌شود و خانواده مسئولیت اندکی دارد، اما در ایران بیمار بعد از ترخیص، اگر دوست داشت برای ادامه درمان مراجعه می‌کند و اگر نخواست وضعیت او به هیچ وجه پیگیری نمی‌شود. وی ادامه می‌دهد: در ایران ۹۰ درصد مسئولیت این بیماران بر عهده خانواده است. وقتی بیماری زود تشخیص داده  نمی‌شود، ممکن است بعضی از آنها در جایگاه پدری یا مادری قرار گیرند؛ در نهایت این بیماری و رفتارهای ناشی از آن به عنوان حق آنها در نظر گرفته می‌شود. قانونی نیز وجود ندارد تا پدر یا مادری که مشکل دارد را از خانواده جدا کند؛ آنها می‌توانند خانواده خود را هم بیمار کنند. بیمار دچار اختلال روان نشانه‌ای ندارد و همین موضوع باعث غفلت از آنها می‌شود و نیازها و حقوق آنها در نظر گرفته نمی‌شود. جای خالی اورژانس بیماران دچار اختلال روان بخش دیگری از مشکلات بیماران دچار اختلال روان انتقال آنها به مرکز درمانی در موارد اورژانسی است؛ زمانی که بیماری آنها با شدت بیشتری بازگشته است و نمی‌توان روال عادی را برای انتقال آنها به بیمارستان روانپزشکی طی کرد. محمدی از این وضعیت گلایه می‌کند و می‌گوید: ما بیماران زیادی داریم که وقتی حال‌شان بد می‌شود، خانواده جرات نمی‌کند او را به بیمارستان منتقل کند یا برای ویزیت دکتر ببرد. اگر با سامانه ۱۲۳ هم تماس بگیرند و درخواست کمک کنند، به آنها گفته می‌شود تنها در صورت حضور نیروی انتظامی بیمار را منتقل می‌کنیم. اورژانس بیمارستانی نیز می‌گوید اگر اتفاقی برای پرسنل من بیفتد چه کسی پاسخگو خواهد بود؟ حتی نیروی انتظامی نیز درباره بیماران روان واکنشی نشان نمی‌دهد. او اضافه می کند: هیچ برنامه‌ای برای موارد اورژانسی انتقال بیماران به مراکز درمانی وجود ندارد. برای بیمارستان‌های روانپزشکی هم چنین مسئولیتی تعریف نشده است؛ آنها می‌گویند فرزندتان را راضی کنید که به بیمارستان بیاید. علاوه بر این موضوع باید روند مصرف داروها در بیمار روانی که اختلالات مزمن دارد به صورت قانونی پیگیری شود. محمدی به موضوع سلامت خانواده این بیماران  نیز اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: بهزیستی موظف است هزینه نگهداری این بیماران را به صورت یارانه بپذیرد ولی این اتفاق نمی‌افتد. خانواده‌ها نیز بعد از مدتی فرسوده می‌شوند؛ خانواده‌ای که مدتها است از فرزند بیمار خود مراقبت می‌کند و هر روز با سختی‌هایی روبرو است، نیاز به استراحت دارد و لازم است جایی وجود داشته باشد که بیمار برای مدتی به آنجا سپرده شود. اگر سیستم‌های سرپایی و ویزیت در منزل وجود داشته باشد بخشی از مشکلات خانواده بیماران رفع می‌شود. این مراکز که محمدی تاکید می‌کند باید تعداد زیادی از آنها در ایران راه اندازی شود، مراکز نگهداری روزانه نام دارند که می‌توانند برای ساعاتی از بیمار نگهداری کنند یا او بتواند خدمات توانبخشی دریافت کند و خانواده آنها نیز آموزش‌هایی ببیند. به گفته او در حال حاضر تنها دو مرکز نگهداری روزانه از این بیماران وجود دارد. عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنی درباره مراکزی که در ایران به درمان بیماران دچار اختلال روان کمک می‌کنند، می‌گوید: برخی مراکز به صورت کلینیک خصوصی فعالیت می‌کنند و هزینه ویزیت بالایی هم دارند. وزارت بهداشت نیز در حال حاضر از کارشناسان سلامت روان در خانه و پایگاه‌های بهداشت کمک می‌گیرد. این کارشناسان بیشتر در حوزه تشخیص اختلالات روانی فعالیت می‌کنند. مراکز بهزیستی نیز به صورت سرپایی بیمار می‌پذیرند و البته هزینه پایینی دارند. مراکز بستری روزانه نیز به تعداد بسیار کمی وجود دارند. در شهرستان‌ها نیز چنین مرکزی وجود ندارد. مراکزی نیز مانند آسایشگاه‌ها در زمینه نگهداری از معلولان ذهنی فعالیت می‌کنند. قانون سلامت روان هنوز به تصویب نرسیده است بر همین اساس جای قانونی ملی در حوزه سلامت روان که وظایف دستگاه‌های دست‌اندرکار را مشخص و این بیماران را به حقوق شهروندی و البته درمانی و مراقبتی خود برساند، همچنان خالی است؛ قانونی که سال‌ها پیش مطرح شده اما گویا در پیچ و خم‌های مراحل تصویب متوقف مانده است. در هر حال به گفته علی اسدی - معاون دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت این قانون فعلا در مجلس تصویب نشده است و نمایندگان در حال انجام تغییراتی روی آن هستند. او در گفت‌وگو با ایسنا درباره آخرین وضعیت این قانون می‌گوید: لایحه قانون سلامت روان به مجلس رفته است و در آنجا با توجه به پیشنهاداتی که مطرح شد، اصلاحیه‌هایی روی آن صورت گرفت. در این موارد کلیات قانون پذیرفته شده، اما هنوز تصویب نشده است. احتمالا آخرین تغییرات برای تصویب آن در حال انجام است. وی ادامه می‌دهد: تصویب قانون سلامت روان از نظر سازمان بهداشت جهانی یکی از شاخص‌های مهم در نظام سلامت کشورها محسوب می‌شود. این لایحه کمک می‌کند بسیاری از حقوق شهروندی بیماران به آنها بازگردد. از طرف دیگر بحث انتخاب درمان و ارائه دهنده خدمات نیز در مراکز درمانی تسیهل می‌شود.   به گفته اسدی قانون سلامت روان بحث حمایت‌های بیمه‌ای را نیز در بر می‌گیرد و منافع حقوقی و اجتماعی خانواده بیماران و کارکنان در ارتباط با آنها را نیز دنبال می‌کند.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 13 Aug 2017 03:39:21 GMT http://migna.ir/vdceep8e.jh8z7i9bbj.html راهکار‌هایی برای غلبه بر غم انتظار http://migna.ir/vdcds90o.yt0fz6a22y.html اگرچه ممکن است که بعضی از افراد این احساس را نوعی از افسردگی بدانند، اما در حقیقت شکل مشخصی از غصه خوردن است. علاوه بر این، این احساس یک واکنش طبیعی و قابل‌انتظار برای مراقبت از کسی است که مبتلابه یک بیماری طولانی‌مدت یا لاعلاج است. این نوع از غم می‌تواند همان آسیبی را برساند که غم پس از مرگ عزیز به سراغ فرد می‌آید. گاهی از اوقات، این احساس غم می‌تواند احساس فقدان پس از مرگ را آسان‌تر سازد، اما همواره این‌گونه نیست. این احساس غم یک غم واقعی است و نمی‌توانید آن را نادیده بگیرید و بگویید که روی شما اثر نخواهد گذاشت. بنابراین، این امکان را به خود دهید که این غم را پردازش کنید و برای وقتی‌که برای عزیز خود گذاشته‌اید ارزش قائل شوید. غم انتظار (Anticipatory Grief) چیست؟ برخلاف غم و غصه‌ای که پس از مرگ یک شخص رخ می‌دهد، غم انتظاری پیش از مرگ شخص آغاز می‌شود. اما هیجان‌های پیش و پس از مرگ می‌توانند یکسان باشند. اگر شخصی مبتلا به یک بیماری، جراحت یا مشکل پزشکی باشد که به‌طور دائمی شخصیت فرد را تغیر می‌دهد (همچون بیماری آلزایمر)، غم به این دلیل به سراغ شما می‌آید که ابتلا به این مشکلات به معنای مرگ فرد است. همان‌طور که برای مرگ عزیز خود انتظار می‌کشید، احساس اضطراب، غم و وحشت در شما شکل می‌گیرد. علاوه بر این، ممکن است برای استقلال و آزادی خود حسرت بخورید، چون مشکل عزیز شما باعث شده است که زندگی شما تغیر بکند و اکثر وقت و انرژی خود را صرف او کنید. چنین کاری می‌تواند باعث احساس گناه نیز در شما شود. وقتی شما با این حقیقت مواجه می‌شوید که نمی‌توانید نتیجه را تغیر دهید با خشم، تندخویی و حتی تنفر مواجه می‌شوید. نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که تمام این احساس‌ها در چنین وضعیتی نرمال هستند. در مورد احساس‌ خود صادق باشید وقتی‌که مراقبت از یک عزیز در حال موت باعث غم، ناتوانی و خستگی شما می‌شود، صحبت با یک دوست، اعضای گروه حمایتی و مشاور می‌تواند باعث تسکین شما شود. درصورتی‌که خشم و ناامیدی به سراغ شما آمد آن را بپذیرید و حتی می‌توانید گریه کنید. پذیرش این احساس‌ها و گریه از شیوه‌هایی هستند که می‌تواند از تنفر شما نسبت به عزیزی که در حال مرگ است جلوگیری کنند.شیوه‌های برای کنترل شما نمی‌توانید از چیزی که اتفاق خواهد افتاد جلوگیری کنید، اما می‌توانید برای چگونگی رخ دادن آن حرفی برای گفتن داشته باشید. افزایش اطلاعات در مورد مشکل پزشکی عزیز خود یکی از کارهایی است که می‌توانید انجام دهید و همین امر می‌تواند کنترل شما را روی وضعیت موجودتان بیشتر کند. دانستن علائم، گزینه‌های درمان و اثرات جانبی احتمالی می‌تواند شما را برای آنچه اتفاق خواهد افتاد آماده سازد. حتی می‌توانید به عزیز خود کمک کنید تا امورات خود را نظم ببخشید و حتی مراسم بعد از فوت خود را برنامه‌ریزی کند. خلق خاطرات وقت خود را با عزیزتان بگذرانید. برای مثال، می‌توانید یک بعدازظهر به همراه او به پارک بروید یا با او بازی شطرنج کنید. این فعالیت‌ها پیوندتان را به عزیزتان تقویت می‌کند و همین پیوندها باعث می‌شود که پس از مرگ یاد و خاطره عزیزتان در ذهن شما بماند. علاوه بر این، زمانی که کنار عزیز خود هستید خاطرات خوب گذشته را با او مرور کنید. برای مثال، می‌توانید آلبوم عکس را بیاورید و عکس‌های قدیمی را به او نشان دهید. یا حتی می‌توانید فیلم‌های خاطره‌انگیز را با یکدیگر تماشا کنید. برای فعالیت‌های معمول خود وقت بگذارید وقتی‌که وظیفه مراقبت از عزیز خود را بر عهده می‌گیرید روزهای شما تغیر چشمگیری می‌کنند، اما چنین وظیفه‌ای نباید باعث شود که پیوندتان را با زندگی سابقتان قطع کنید و فعالیت‌های معمول و لذت‌بخش خود را کنار بگذارید. همچنان با دوستان خود برای صرف غذا به بیرون بروید، کلاس‌های آموزشی خود را ادامه دهید و به باشگاه ورزشی بروید. انجام چنین فعالیت‌هایی که باعث لذت شما می‌شوند نه‌تنها باعث تقویت روحیه شما می‌شوند بلکه از ایجاد تنفر به عزیزی که از او مراقبت می‌کنید جلوگیری می‌کنند. وقتی احساس می‌کنید که مراقبت از عزیز خود شما را به ستوه آورده است، دست یاری را به‌سوی دوستان یا دیگر اعضای خانواده خود دراز کنید. برای مثال، می‌توانید از آن‌ها بخواهید تا خریدهای خانه را برای شما انجام دهند، برای ملاقات با دکتر وقت بگیرند یا اینکه صرفا نزد شما بیایند و با گفتگو به شما آرامش ببخشند. به‌طورکلی، مراقبت از یک عزیز نباید باعث شود که از حق زندگی خود بگذرید. به‌عبارت‌دیگر، در صورت مراقبت از یک عزیز برای خود نیز وقت بگذارید و برای بهبود روحیه خود تلاش کنید. چنین کاری به این معنا نیست که شما شخص خودخواهی هستید، بلکه چنین رفتاری به این معنا است که شما نه‌تنها برای عزیز خود بلکه برای خود نیز ارزش قائل می‌شوید. همین وقت گذاشتن برای خود باعث می‌شود که در مراقبت از عزیز خود نیز بهتر عمل کنید و باروحیه و انرژی بیشتری از او مراقبت کنید. علاوه بر این، همین وقت گذاشتن برای خود و انجام فعالیت‌های نرمال و لذت‌بخش خود می‌تواند شما را برای مدیریت بهتر اتفاقات پیش رو آماده‌تر سازد. مصطفی صداقت رستمی webmdسپيد ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 12 Aug 2017 14:47:43 GMT http://migna.ir/vdcds90o.yt0fz6a22y.html سلامت روان، نداشتن اختلال روانی نیست http://migna.ir/vdcfetdj.w6dy1agiiw.html به گزارش ميگنا، آرمان نوشت: برخی افراد بر این باورند که صرفا نبود بیماری روانی به معنی سلامت روانی است، اما متخصصان امر معتقدند سلامت یا اختلال روانی یک طیف بی‌انتهاست که در یک سمت آن اختلالات روانی و در سمت دیگر آن سلامت روانی قرار گرفته است. سلامت روان ابعاد روانشناختی، فیزیکی و اجتماعی دارد و بر نحوه‌ کنترل استرس موثر است، در حالی که در جامعه ما تعریف مناسب از سلامت اجتماعی ارائه نشده و مقوله سلامت اجتماعی با جامعه سالم اشتباه گرفته می‌شود. صاحبنظران امر درباره میزان سلامت اجتماعی در جامعه این مثال را مطرح می‌کنند که اگر جامعه به شکل آیینه‌ فرض شود، باید بررسی کرد که هر فرد خود را در آن آیینه چگونه می‌بیند؟ همچنین هر فرد در آن آیینه دیگر افراد را نسبت به خود به چه میزان قابل اعتماد می‌داند؟ بر اساس این تعریف باید این سوال را هر فرد از خود بپرسد که آیا به مردم جامعه اعتماد دارد؟ آیا فرد می‌تواند با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند؟‌ این مساله به عنوان بخشی از سلامت فردی مورد توجه قرار می‌گیرد. باید زمینه‌های سلامت اجتماعی در جامعه فراهم شود. در این زمینه وزارت بهداشت می‌تواند با ارائه آموزش‌ها تحت عنوان مهارت اجتماعی با دیگران ارتباط برقرار کند و به این شکل روش‌های حل مساله را به دیگران بیاموزد. فراگیری این مهارت‌ها می‌تواند در کسب سلامت اجتماعی جامعه تاثیرگذار باشد. این مقوله در ارتقای تعاملات جامعه تاثیرگذار است. همچنین در جامعه ما مقوله‌ای تحت عنوان سلامت اجتماعی و اعتماد اجتماعی کمرنگ شده است. این مساله باعث بروز نا امنی و نداشتن اعتماد در تعاملات با دیگران می‌شود. برخی افراد جامعه در پی نمایش هستند با بررسی جامعه باید تاکید کرد که برخی افراد در پی نمایش خود در شبکه‌های مجازی هستند. از سوی دیگر نهادهای امنیتی و مسئول در این زمینه در پی آگاه سازی جامعه نسبت به خطرات این شبکه‌ها هستند. باید دانست که افراد در زندگی واقعی هم به دنبال خودنمایی هستند، چون امروزه تعاملات، دوستی‌ها و ارتباطات در جامعه رنگ باخته است. این نوع ارتباطات سلامت اجتماعی جامعه را به خطر انداخته است. فرد در این شرایط احساس تنهایی می‌کند. با بررسی میزان سلامت اجتماعی در بین افراد جامعه این سوال مطرح است که به چه میزان با دوستانتان در ارتباط هستید. باید دانست که بررسی ارتباطات و تعاملات درباره میزان سلامت روان با اینکه افراد از طریق شبکه‌های مجازی با دوستانشان در ارتباط باشند، متفاوت است. در اصل ارتباط رودرروی افراد با یکدیگر از صمیمیت برخوردار است. در ضمن به کارگیری شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی ارتباطات افراد را به خطر انداخته است، چون در ایجاد ارتباط به وسیله فضای مجازی افراد با شیوه‌ مورد پسند دیگران خواستار بر قراری ارتباطات هستند. بنابراین سازمان‌های مربوطه با تدوین بخشنامه‌های متعدد و آموزش‌های همگانی به اشکال مختلف می‌توانند احساس امنیت را به شکل عمومی ارتقا دهند. اینکه افراد برای حمایت دیگران خود را به اشکال مختلف نمایش دهند، ‌سلامت اجتماعی جامعه را به خطر می‌اندازد. در اصل این شیوه رفتار افراد را از جامعه دور کرده و تعاملات را با خشونت همراه می‌کند. افراد به دلیل این شیوه ارتباطی آستانه تحملشان تنزل یافته است. فقرزدایی، ریشه ارتقای سلامت روان در جامعه برای ارتقای سلامت اجتماعی باید جامعه سالم در اختیار داشت. حال برای دانستن تعریف جامعه سالم می‌توان گفت که در این جامعه مساله‌ای تحت عنوان فقر معنا ندارد، چون فقر منشأ بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است. در جامعه با فقرزدایی می‌توان برای دستیابی افراد به حداقل نیازها اقدامات اساسی انجام داد. درضمن چنین سبک زندگی تحت عنوان تامین اجتماعی فراگیر بررسی می‌شود. هم اکنون اصلی‌ترین مساله در جامعه رفاه اجتماعی و تامین اجتماعی فراگیر است. در این سبک زندگی هر فرد در مواجهه با مشکلات زندگی تنها نیست، بلکه تصمیم‌گیران جامعه از او حمایت می‌کنند تا بتواند توانمند به فعالیت بپردازد. هم اکنون افراد در زندگی هیچ‌مصونیتی در مقابل بروز مشکلات احتمالی ندارند. برای مثال امروزه در جامعه ایران مساله‌ای تحت عنوان امنیت شغلی وجود ندارد و همین مساله می‌تواند افراد را با چالش‌های مختلف روبه‌رو کند. همچنین در جامعه نیازمند امنیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... هستیم. برای مثال نشاط اجتماعی یک مساله مهم در ارتقای سلامت اجتماعی است، اما برخی مسئولان امر تمایلی به رسمیت شناختن این امر ندارند. افراد باید در کنار یکدیگر شاد باشند، هر چند این قضیه در برهه‌‌های زمانی مختلف به اشکال گوناگون مورد برخورد سلبی قرار گرفته است، اما این مساله باعث شده تا میزان شادی در کشور ما در حد متوسط باشد. با این تفاسیر در کشور ما دیگر امکانات هم در حد متوسط است، چون همگان در ایران در صدد دستیابی به زندگی‌ مطلوب هستند. در این وضعیت مسئولان امر باید نسبت به جامعه احساس مسئولیت کرده و با فراهم کردن بستر‌های لازم بتوانند نسبت به گذران زندگی مناسب برای مردم اقدامات اساسی انجام دهند. در این شیوه افراد نباید منتظر استفاده از فرصت‌ها به شکل برابر باشند، بلکه هر فرد بر اساس نیازهای خود می‌تواند از امکانات بهره‌مند شود. همچنین برای ارتقای سلامت روان در جامعه می‌توان از آموزش به شکل مستقیم و غیرمستقیم بهره جست. در ضمن آموزش‌ها در گام نخست باید از خانواده و مدارس تحت عنوان مهارت ارتباطی، مهارت زندگی، مدیریت استرس و مهارت اجتماعی آغاز شود. تاثیر هوش هیجانی بر سلامت روان امروزه پژوهش‌های علمی دستیابی به موفقیت را منوط به میزان هوش افراد نمی‌داند، بلکه افراد با هوش هیجانی مناسب می‌توانند به وسیله تعاملات بیشتر با دیگران در زندگی موفق باشند. این افراد در هر گروه و شغلی با موفقیت‌های فراوان مواجه می‌شوند. همچنین پژوهش‌هایی درباره بازداری فكر (یعنی سعی در فكر نكردن به بعضی مسائل، هیجانات و...) و تاثیر آن بر سلامت روان انجام شده است كه نتایج آنها نشان می‌دهد بازداری، موجب افزایش فكر كردن درباره مسائل بازداری شده می‌شود. یك احساس یا هیجان بازداری شده بیشتر تحریك كننده است. از این دیدگاه بازداری افكار مهیـج می‌تواند باعث ادامه یافتن واكنش‌های هیجانی ناخواسته شود. بازداری هیجانی (چه خود آگاه و نا خودآگاه) در سلامت روانی موثر است.امیر محمود حریرچی-متخصص سلامت عمومی ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 12 Aug 2017 07:32:24 GMT http://migna.ir/vdcfetdj.w6dy1agiiw.html هر تجربه بد، چهارسال عقل را پیر می کند! http://migna.ir/vdcepn8e.jh8zoi9bbj.html هفته گذشته لندن میزبان همایش بین المللی آلزایمر بود. در این همایش بسیاری از محققان و دانشمندان نتایج تحقیقات خود را در مورد بیماری هایی مانند زوال عقل، آلزایمر، و عواملی که منجر به پیری در مغز می شود، ارائه کردند. از جمله دستاوردهای این همایش می توان به چند مقاله زیر اشاره کرد: ** هر تجربه بد، چهار سال عقل را پیر می کند! تحقیقات جدید نشان می دهد که تجربیات استرس زای زندگی می تواند چند سال مغز را پیرتر کند. محققان دانشگاه ویسکانسین در ایالات متحد دریافتند که حتی یک واقعه بسیار پراسترس در اوایل زندگی فرد یعنی در دوران کودکی می تواند تاثیرات خود را روی مغز در سنین بزرگسالی نشان دهد. محققان حدود 1320 نفر را که تجربیات استرس زا در طول زندگی خود گزارش کرده بودند را در زمینه هایی مانند تفکر و حافظه تحت آزمایش قرار دادند. میانگین سن افراد 58 سال بوده که شامل 1،232 نفر آمریکاییِ سفیدپوست و 82 نفر آمریکاییِ سیاه پوست بود. مجموعه ای از تست های عصب شناختی، چندین ناحیه از مغز شامل: حافظه کوتاه مدت، یادگیری کلامی و حافظه، یادگیری بصری و حافظه و یادآوری داستان را مورد بررسی قرار داد. تجربیات استرس زا شامل مواردی است مانند از دست دادن شغل، مرگ یک کودک، مرگ والدین، از دست دادن خانه، فقر، زندگی در یک محله محروم، طلاق یا زندگی با والدینی است که از الکل یا مواد مخدر استفاده می کردند. نتایج نشان داد که این تنش ها با عملکرد شناختی ضعیف مرتبط است. محققان با بررسی و مقایسه این دو گروه متوجه شدند که: سیاه پوستان آمریکایی حدود 60 درصد بیشتر این تنش ها را تجربه می کنند و هر کدام از این تجربه ها حدود چهار سال مغز را پیرتر می کند. دکتر داگ براون ( مدیر تحقیق درانجمن آلزایمر آمریکا) گفت: "ما می دانیم که استرس طولانی مدت می تواند بر سلامت ما تاثیر بگذارد، بنابراین جای تعجب نیست که این مطالعه نشان می دهد حوادث پرتنش ممکن است بر حافظه و توانایی های تفکر ما در آینده نیز تأثیر بگذارد".  ** رژیم غذایی بد و آلزایمرمحققان دانشگاه کلمبیا بر این باورند که بین رژیم غذایی و بیماری زوال عقل ارتباط وجود دارد. الگوی غذایی خاص منجر با نشانه های التهاب مرتبط است. افرادی که کمتر امگا 3، کمتر کلسیم، کمتر ویتامین های D, E,B5,B2 مصرف می کنند نشانه های التهاب بیشتری دارند. علاوه بر این، محققان نشان دادند که در بزرگسالان سالخورده که چنین رژیم غذایی را دنبال می کردند، حجم ماده خاکستری مغز آنها کمتر بود و عملکرد شناختی ناخودآگاه آنها بدتر بود. دکترجیو محقق دانشگاه کلمبیا گفت: الگوی غذایی التهابی، "برای مغز و توانایی های شناختی بد است." شواهد جمع آوری شده توسط دکترجیو نشان می دهد که مصرف مواد غذایی مانند ماهی، آجیل، اسیدهای چرب غیراشباع اسیدهای چرب امگا 3 و همچنین رژیم های غذایی مدیترانه ای، با خطر کمتری افراد مبتلا به بیماری آلزایمر (AD) و باعث سلامت مغز در بزرگسالی می شود. ** کشف دو ژن جدید موثر در بیماری آلزایمردانشمندان دو ژن جدید را یافتند که در بیماری آلزایمر نقش مهمی را ایفا می کند و آنها بر این باورند که این کشف می تواند دانشمندان را در یافتن راه حلی برای درمان این بیماری کمک کند. این ژن های خاص نشان می دهد که سلول های ایمنی در مغز نقش بسیار مهمی در این بیماری بازی می کنند. دکتر روس سانچو - سرپرست این تحقیق در مرکز تحقیقات آلزایمر انگلستان، درباره این کشف می گوید: کشف ژنهای جدید مانند کشف قطعات پازل است که زیست شناسان می توانند با کنار هم قرار دادن این قطعات تصویر کاملی از این بیماری درست کنند. در حال حاضر هیچ درمانی برای عدم پیشرفت آلزایمر وجود ندارد اما سرمایه گذاری در چنین پروژه های ما را به یافته های جدید در این بیماری سوق می دهد. دو ژن جدید که پیش از این برای خطر ابتلا به آلزایمر مورد توجه قرار نگرفته بودند، در طی یک مطالعه که DNA دهها هزار نفر از افراد مبتلا به بیماری را با افراد سالم و بدون بیماری مقایسه کرد، شناسایی شد. در حال حاضر در انگلستان حدود 850،000 نفر با آلزایمر دست و پنجه نرم می کنند. در این بیماری، پروتئین ها ساخته شده در مغز ساختارهایی با نام پلاکت و تنگل را به وجود می آورند. ارتباط بین سلول های عصبی از بین می رود و در نهایت سلول های عصبی می میرند و حجم بافت مغز کاهش می یابد. برخی مواد شیمیایی مهم در مغز این افراد کمتر ترشح می شود. این مواد شیمیایی به انتقال سیگنال های مغز کمک می کند. کمبود مواد شیمیایی باعث می شود که این سیگنال ها به طور موثر منتقل نشوند. ** التهاب و نقش آن در آلزایمر مطالعات جدید نشان می دهد سطح باکتری ها در افراد مبتلا به بیماری آلزایمر نسبت به افراد سالم بیشتر است. محققان این مطالعه اعتقاد دارند که این تحقیق هر چند کم بوده و نیاز به تحقیقات بیشتری است اما این تحقیق می تواند شاهدی در تایید این قضیه باشد که باکتری ها منجر به التهاب می شوند. به گفته محققان، آلزایمر یک بیماری مغزی پیشرفته است که در آن سلول های مغزی آسیب دیده و می میرند و این آسیب به سلولهای مغزی منجر به کوچک شدن مغز می شود؛ اما هنوز آنچه که باعث مرگ سلول های مغز شده مشخص نیست. برخی محققان در حال حاضر فکر می کنند که التهاب در مغز ممکن است به آلزایمر منجر شود. به این دلیل که آنها با بررسی مغز این افراد التهاب عصبی را مشاهده کردند و احتمالا چنین التهابی را واکنش به باکتری ها در مغز می دانند. محققان این تحقیق با مقایسه نمونه های بافت مغز 8 فرد مبتلا به آلزایمر با افراد سالم به این نتیجه رسیدند که مغز افراد مبتلا به آلزایمر هفت برابر بیشتر باکتری دارند. منبع: جی پلاس ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 11 Aug 2017 18:32:41 GMT http://migna.ir/vdcepn8e.jh8zoi9bbj.html نگاهی به روانشناسی پول خرج کردن http://migna.ir/vdcdkk0o.yt0fn6a22y.html عادات صرفه‌جویی و خرج کردن چگونه در ذهن ما برنامه‌ریزی شده‌اند؟ آیا تابه‌حال به اینکه چگونه از پول خود استفاده می‌کنید، فکر کرده‌اید؟ ممکن است که شخصی صرفه‌جو باشید و هر زمان که به موجودی بانکی روبه‌‌رشد خود نگاه می‌کنید احساس خشنودی کنید و درهنگام نیاز به خرید ناخرسند شوید، یا شاید یک معتاد به خرید باشید که به زندگی به چشم لذت نگاه می‌کند، بنابراین بدون فکر کردن خرید می‌کنید و توجه خاصی به وضعیت خود در آینده ندارید. این نوشته را بخوانید تا با روانشناسی پول خرج کردن بیشتر آشنا شوید.    با وجود اینکه خیلی‌ها معتقدند که عادات استفاده از پول از والدین و نزدیکان کسب می‌شود، پژوهش‌های کنونی اثبات می‌کنند که عادات ما تنها برمبنای شرایط و درس‌هایی که در کودکی درباره‌ مدیریت پول یاد گرفته‌ایم، شکل نمی‌گیرند. ممکن است که در یک خانواده، هم شخص صرفه‌جو و هم شخص ولخرج وجود داشته باشد؛ کودکانی که در فقر بزرگ می‌شوند می‌توانند ثروت‌ عظیمی جمع ‌کنند و ورثه‌ ثروتمندان‌ ممکن است سرمایه‌ خانواده را به باد ‌بدهند.   چه چیزی نگاه شما به پول را شکل می‌دهد؟ متخصصین مشخص کرده‌اند که انفعالات مغزی نقش بزرگی در عادات اقتصادی شما بازی می‌کنند.   فعالیت مغزی   ریک (Rick)، سایدر (Cyder) و لونشتاین (Loewenstein) در مطالعه‌ای که در مجله‌ی «پژوهش مصرف‌کننده» به چاپ رسید، مغز شرکت‌کنندگان را در حالت تظاهر به تصمیم‌گیری برای خرید، مورد اسکن قرار دادند. آنها طی این اسکن شاهد افزایش فعالیت در نقطه‌ای از مغز به نام «اینسولا» بودند که در مواجهه با تجربیات ناخوشایند انگیخته می‌شود. هرچه «اینسولا» بیشتر تحریک شود، تمایل شما برای عدم انجام کاری که در حال انجامش هستید بیشتر می‌شود. درمورد پول، تحریک «اینسولا» می‌تواند شما را از خرج‌ کردن باز دارد.   درمقابل، عمل صرفه‌جویی (چه سپرده‌گذاری در بانک باشد و چه صرفه‌جویی هنگام خرید یک محصول یا خدمت) برای افراد صرفه‌جو لذت‌بخش است. پیروزی در چانه زدن به همه حس خوبی می‌دهد، اما افراد صرفه‌جو بیش از دیگران این حس را تجربه خواهند کرد، چرا که صرفه‌جویی، رهایی از رنجِ نیاز به خرج کردن است.   میر استاتمن (Meir Statman)، اقتصاددان رفتاری در دانشگاه سانتا کلارا، از این مثال استفاده می‌کند: اگر شما به رستورانی بروید که یک بشقاب غذای معمولی آن ۷۰ دلار باشد و شما غذای خود را تنها با ۷ دلار میل کنید، غذا برای شما خوشمزه‌تر خواهد بود؛ اما اگر بدون دانستن قیمت در آن رستوران غذا بخورید، از غذا کمتر لذت خواهید برد. دانستن مجموع پولی که صرفه‌جویی‌شده به افراد صرفه‌جو حس لذت زیادی می‌دهد.   پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که احتمالا افرادی که فعالیت «اینسولا» در مغزشان بیشتر است، افرادی صرفه‌جو هستند و تمایل کمتری به ولخرجی دارند و افرادی با فعالیت کمتر «اینسولا» ولخرج هستند. از آنجا که انسان‌ها تمایل وافری به زیاده‌روی دارند، ممکن است که افراد ولخرج در ادامه‌ زندگی‌شان با مشکلات اقتصادی مواجه شوند و افراد صرفه‌جو، با پشیمانی‌های بزرگ. بنابراین دانستن اینکه کدام‌یک از آنها هستید می‌تواند به شما کمک کند تا به تعادلی سالم دست پیدا کنید.   ولخرج‌ها   پژوهشگران دانشگاه استنفورد، در یکی از آزمایشات پیشین خود روی کودکان که به آزمایش مارشمالوی دهه‌ ۶۰ معروف است، از بچه‌های کودکستانی با یک سینی مملو از مارشمالو، چوب‌شور و کلوچه پذیرایی کردند. پژوهشگران به بچه‌ها گفتند که می‌توانند یکی را انتخاب کنند و اگر آن را فورا بخورند دیگر نمی‌توانند چیزی بردارند اما اگر فقط چند دقیقه صبر کنند می‌توانند یکی دیگر هم بردارند. اگر آنها می‌توانستند لذت خود را چند دقیقه به تأخیر بیندازند، شیرینی‌شان دو برابر می‌شد. پژوهشگران این کودکان را تا زمان بزرگسالی مطالعه کردند و متوجه شدند که کودکانی که دارای توانایی به تأخیر انداختن لذت خود بودند، به نسبت کودکانی که لذت فوری را می‌خواستند، در زندگی خود موفقیت بیشتری کسب کردند.   اگر ولخرج هستید، پس نمی‌توانید لذت خود را به تأخیر بیندازید. اگر پول مثل مارشمالو در دست شما باشد، حتی اگر قرار باشد که پول‌تان بیشتر شود باز هم نمی‌توانید درمقابل طمع خرج کردنش مقاومت کنید. به همین دلیل سپرده‌ زیادی در بانک ندارید اما نگران نیستید. خرید کردن در لحظه شما را خوشحال می‌کند و شما به این عادت وابسته شده‌اید اما اگر فکر می‌کنید که زیادی ولخرج شده‌اید، بهتر است تلاش کنید تا این عادت خود را ترک نمایید.   با این ۷ روش می‌توانید انگیزه‌ی خود را برای خرید کنترل کنید و ولخرجی خود را کم نمایید:   هیچ‌وقت از کارت اعتباری استفاده نکنید. با استفاده از پول نقد خود را مجبور خواهید کرد تا به مقدار پولی که خرج می‌کنید فکر کنید. خارج کردن پول از حساب بانکی را خودتان انجام دهید تا کاهش موجودی را خودتان ببینید. پول هر چیز را همان موقع پرداخت کنید. در کافی‌شاپ در آخر همه‌چیز را حساب نکنید. هر موقع چیزی سفارش می‌دهید پول آن را پرداخت کنید تا بهتر درک کنید که چگونه پول‌هایتان خرج می‌شود. درباره‌ اهداف صرفه‌جویی خود صحبت کنید. اگر به دوستان نزدیک و خانواده‌ی خود بگویید که در چه زمانی قصد پس‌انداز چه مقدار پول را دارید، آنها شما را مسئول نگه می‌دارند. همچنین می‌توانید از ابزارهای هدف‌گذاری شخصی مثل StickK استفاده کنید تا به اهداف بلندمدت اقتصادی خود دست یابید. به خودتان جایزه بدهید. وقتی‌که به اهداف صرفه‌جویی خود دست پیدا می‌کنید به خود جایزه بدهید، اما جایزه‌تان باید فقط درصد قابل‌قبولی از آنچه پس‌انداز کرده‌اید باشد. این‌ کار از خستگی در صرفه‌جویی جلوگیری می‌کند. قبل از هر خریدی درنگ کنید و از خود بپرسید که آیا واقعا به آن کالا نیاز دارید یا خیر. بین نیازها و تمایلات خود تفاوت قائل شوید. به آینده بنگرید، مهم نیست که این کار چقدر ناخوشایند است. از خود سؤالاتی مثل‌ اینکه برای بازنشسته شدن به چقدر پول نیاز دارید یا چگونه پول دانشگاه فرزندتان را فراهم خواهید کرد، بپرسید. صرفه‌جوها   در آزمایش معروف دیگری، به بزرگسالان حق انتخاب داده شد تا بین دریافت فوری ۵۰ دلار و دریافت ۱۰۰ دلار بعد از یک سال انتظار، انتخاب کنند. بیشتر شرکت‌کنندگان پژوهشگران را با انتخاب ۵۰ دلار شگفت‌زده کردند. به نظر می‌رسد که لذت فوری دریافت پول بر دریافت دو برابر همان مبلغ با کمی تأخیر، ارجحیت دارد. صرفه‌جوها کسانی هستند که لذت را قربانی می‌کنند تا ۱۰۰ دلار را کامل دریافت کنند.   گاهی چیزهایی که واقعا به آنها نیاز دارید را تهیه نمی‌کنید، مثل بیمه‌ی سلامت یا یک کت گرم، چرا که زیاد بودن موجودی بانکی، شما را بیش از هر چیزی که می‌توانید بخرید راضی می‌کند. شما به‌ندرت کارت اعتباری را همراه دارید و درحالی که دیگران به یک مارشمالو و دریافت فوری ۵۰ دلار قانع می‌شوند، شما آنها را با آشیانه‌ی مرتفعی که با درآمد عادی‌تان ساخته‌اید شگفت‌زده می‌کنید.   با وجود اینکه خیلی‌ها از خرید کردن لذت می‌برند، صرفه‌جوها چنین حسی ندارند. به‌ جای آن، هنگام خرید ناراحت هستید و هنگام پرداخت پول، درد واقعی را حس خواهید کرد. اما به‌ عنوان یک صرفه‌جو از چه چیزی لذت می‌برید؟ آیا بعضی از لذت‌های ساده و کم‌خرج زندگی را از دست نمی‌دهید؟ آیا بیش‌از‌حد فداکاری نمی‌کنید و سلامت خود را به‌ خطر نمی‌اندازید؟   پژوهشگران می‌گویند که صرفه‌جوها دو محرک اصلی دارند: درد و لذت. اگر لذت کافی نمی‌برید باید سر کیسه را شل کنید و کمی‌ از خرج کردن لذت ببرید.   وقتی زمان انجام کاری لذت‌بخش مثل رفتن به تعطیلات فرا می‌رسد، از عادات صرفه‌جویانه‌ی خود با استفاده از کارت اعتباری فاصله بگیرید. شما از قبل بودجه‌ی خود را مشخص کرده‌اید پس ذهن خود را با هزینه‌ها درگیر نکنید و سعی کنید تا آرامش خود را حفظ نمایید. درباره‌ی اهداف خرج کردن خود صحبت کنید. وقتی برای یک خرید هیجان‌انگیز برنامه‌ریزی می‌کنید آن را به همه بگویید و زمان آن را مسجل کنید، حتی اگر خریدتان چیز خیلی خاصی نباشد. به چیزهایی که می‌خرید به چشم جایزه‌ای برای کارهایی که به‌خوبی انجام داده‌اید نگاه کنید تا آنها در ذهن شما ارزش بیشتری پیدا کنند. به آینده‌ی خود فکر کنید: آیا واقعا می‌خواهید که برای کارهای‌ نکرده‌‌تان پشیمان باشید چرا که نمی‌خواستید برای لذت خود پول خرج کنید؟   سخن آخر   درنهایت ما مسئول وضعیت اقتصادی حال و آینده‌ی خود هستیم. این برای من عجیب است که ما تا این حد تحت تأثیر جنبه‌ای از مغزمان قرار می‌گیریم که آن را کاملا درک نمی‌کنیم، اما خوشبختانه دانستن این موضوع می‌تواند به ما کمک کند تا بر عادات بد خود غلبه کنیم (چه این عادت ولخرجی باشند و چه کم‌خرجی زیاد) و عمر خود را کامل و مسئولانه زندگی کنیم.   شما چطور؟ ولخرج هستید یا صرفه‌جو؟ اگر چیزی را که دوست دارید به شما بدهند و بگویند که اگر یک ساعت به آن دست نزنید دو برابر می‌شود، می‌توانید به آن دست نزنید؟ نظرتان را برای ما بنویسید. به نقل از: چطور chetor.com ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 11 Aug 2017 11:51:18 GMT http://migna.ir/vdcdkk0o.yt0fn6a22y.html طرد کردن نوجوان، ناکارآمد ترین شیوه تربیتی است http://migna.ir/vdcfctdj.w6dycagiiw.html مریم همتی روانشناس و مسئول دفتر واحد شناسایی و فراهم آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی سمنان در گفتگو با خبرنگار قومس گفت:فضای رابطه خصمانه همراه با طرد و سردی هرگز سبب الگوپذیری با والد همجنس نمی شود.والدین باید این نکته را در نظر داشته باشند که به عنوان یک الگو باید با گرم و پذیرا نکه داشتن فضای رابطه همانند سازی مثبتی برای فرزندان همجنس خود داشته باشند. وی تصریح کرد: دوره نوجوانی دوره رفتارهای استقلال طلبانه و صمیمیت و همراهی با همسالان است و برآشفتن والدین با فرزندان نوجوان خود در این دوره پیام عدم ارتباط با وی را برای نوجوان به همراه دارد و طرد کردن نوجوان باعث سردرگمی او و نزدیک شدن به افرادی با رفتارهای مخرب می شود.همتی با بیان اینکه برخی والدین اطلاعات کمی درباره برخورد صحیح با رفتارهای نوجوان را دارند، افزود: قهر کردن وطرد کردن نوجوان این پیام را برای او به همراه دارد که با پافشاری بر مواضع خود کارش را از پیش ببرد. این روانشناس با بیان اینکه بدترین فرزندان کسانی هستند که بدون چون و چرا و فقط بخاطر راضی نگه داشتن والدین از آنها اطاعت می کنند، افزود: این بچه ها اگر روزی از والدین خود دور شوند و شخص دلسوزی برای امر و نهی کردن آنان در کنارشان نباشد، افراد دیگری که جایگاه نا امنی دارند را جایگزین والدین خود می کنند. وی در خاتمه تاکید کرد: والدین باید با شناخت خواسته ها و نیازهای دوره های مختلف سنی فرزندان، با ایجاد فضای دوستانه فرزندان را از دست زدن به کارهای اشتباه و گرایش به سمت افراد نا مطمئن دور کنند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 10 Aug 2017 10:18:13 GMT http://migna.ir/vdcfctdj.w6dycagiiw.html وضعیت امنیت روانی جامعه مناسب نیست/خشونت و بحران های روحی درکمین همه http://migna.ir/vdcf1tdj.w6dyeagiiw.html میگنا: سید علی احمدی ابهری 72 سال دارد. از چهره‌های نام آشنای روانپزشکی ایران است. مردی که سالها در بیمارستان روزبه منشا خدمات زیادی شد.ابهری سال 43 در تهران دیپلمش را گرفت و با 12 سال فاصله وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد تا به آرزوی دوران کودکی اش برسد.او سال ها به آرزویش وفادار ماند و با تلاش و پشتکار تبدیل به یکی از چهره های مطرح جامعه پزشکی شد. حالا ابهری پس از سال ها تدریس و درمان می گوید که بیماری های روان‌تنی را مهم ترین خطر پیش روی جامعه بحران زده ایران می داند و می گوید (بیماری های روان تنی هشدار جدی جامعه آسیب خورده ماست و باید زنگ های خطر را به صدا دربیاوریم . حتی سرطان جز بیماری های روان تنی محسوب می شود که اختلال در سیستم در ایمنی بدن است، مسایلی که ندیده گرفته می شود ولی سلامت جامعه را تهدید می کند.) ابهری وضعیت روانی جامعه را مناسب ارزیابی نمی کند و می گوید که خشونت و بحران های روحی در کمین جامعه است که باید آن را جدی گرفت و می گوید: با نقش پررنگ مدیا و رسانه های جمعی هر روز آسیب‌هایی که زمانی به چشم جامعه نمی آمد و نمود نداشت هر روز بیشتر و بیشتر نمایان می شود. اخلاق در جامعه به شدت افت پیدا کرده است و ما در رفتارهای جامعه به وضوح می بینیم. رفتاری که با بچه ها می شود، خشونت های رایج عجیب و غریبی که هر روز می بینیم همه و همه نشان دهنده این است که معنویت به شدت افت پیدا کرده است. رابطه معنوی دیگر نیست. مادیات در اولویت قرار گرفته است. ملاک ها به شدت مادی شده است و این برای جامعه ای که با یک سری آرمان و براساس اخلاق گرفته هشدار بسیار جدی است. ابهری می گوید که جامعه پزشکی هم از این آسیب در امان نمانده است: ما به تحرک قوی‌تری نیاز داریم تا به یک ساختار منسجمی از اخلاق حرفه ای برسیم. ما بحران را داریم و در ارتباط مستقیم با بحران اخلاقی جامعه است ولی تاکید هم می کنم این نقص به سیستم آموزشی و نقص در آموزش ما هم برمی گردد بسیاری از پزشکان جوان ما اگر دچار قصوری می شوند و مورد بازخواست که قرار می گیرند معلوم می شود اصلا عوارض دارو و یا درمانی را به درستی نمی دانستند و واقعا به صورت غیر عمد مرتکب اشتباهی شده اند چون به درستی به آنها آموزش داده نشده بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را کجا و چگونه گذراندید؟ بهمن‌ماه سال 1324 در محله سرچشمه تهران متولد شدم. دوران کودکی، منظورم دوران پیش از دبستان را که به یاد میاورم اولین معلم خود را پدرم دیدم. ایشان بسیار به آموزش فرزندانش علاقه‌مند بود. البته من فرزند اول بودم آن زمان فقط یک خواهر کوچک داشتم. ایشان به ما آموزش‌هایی می‌دادند که امروزه خیلی جاری نیست. پدرم در همان زمان اشعار مولانا و حافظ را می‌خواندند و به یاد دارم که حافظه خوبی داشتم و بعضا با یک‌بار خواندن ایشان یاد می‌گرفتم و به خاطر می‌سپردم. باز یادم است که گاه ایشان از من می‌خواست که اشعار یاد گرفته‌شده را بخوانم و من آن‌قدر می‌خواندم که خسته می‌شد و می‌فرمود کافی است!. بعدها که از همین اشعار می‌خواندم؛ ایشان می‌گفتند «گفتم یاد بگیر ولی نگفتم همیشه بخوان.... باید بتوانی معانی را درک کنی» و در واقع در آن زمان به‌عنوان اولین معلم به من آموختند که آنچه یاد می‌گیرم و آنچه از محیط دریافت می‌کنم را بایستی بفهمم و نسبت به آن‌ها بینش پیدا کنم. دوران دبستان را در دبستان سنائی، در میدان شاه قدیم و قیام فعلی که به کوچه امام‌زاده یحیی نزدیک بود گذراندم و من خاطرات خوبی از آن دوران تهران قدیم دارم که به شصت‌وچند سال قبل می‌رسد. بعدها محلمان عوض شد و به میدان امام حسین فعلی آمدیم که آن زمان میدان فوزیه گفته می‌شد. دوران دبیرستان را در دبیرستان محمدعلی فروغی واقع در همین میدان گذراندم و با دوست نازنین و فقید خودم مرحوم محمدحسن باستان حق که روانش شاد باشد آشنا شدم. آن دوره سه‌ساله باهم همکلاس بودیم و خیلی خاطرات خوبی از دوران نوجوانی دارم. ایشان انسان والایی بود. دوره دوم دبیرستان را به دبیرستان البرز آمدم و در سال 43 ازآنجا فارغ‌التحصیل شدم و بعد در کنکور شرکت کردم که قصه مفصلی دارد. نه من و نه دکتر باستان حق در دانشکده پزشکی قبول نشدیم و ایشان دوره علوم آزمایشگاهی در اصفهان قبول شدند و من در دانشگاه تهران برای پزشکی نمره نیاوردم البته نمره‌ام طوری بود که می‌توانستم به رشته‌های دیگر پزشکی بروم ولی حقیقت این است که از دوران کودکی آن‌قدر علاقه‌مند به پزشکی بودم که حتی در ذهنم نمی‌گنجید که غیر از پزشکی بخوانم. علت علاقه‌مندی‌تان چه بود؟ از دوم دبیرستان که رشته طبیعی را انتخاب کردم احساس می‌کردم که پزشک کارهای مهمی می‌تواند انجام دهد. طبیعی است که در دوران کودکی و نوجوانی جز این از مخیله انسان نمی‌گذرد که می‌تواند با درمان یک بیمار، انسانی را نجات دهد. ضمن اینکه پزشک مقام والایی در جامعه دارد. این ذهنیات در من برای پزشکی کشش ایجاد می‌کرد. البته گزینه دیگر این بود که وارد رشته‌های ادبی شوم چون از همان زمان علاقه‌مند به فرهنگ و ادبیات ایران بودم و از همان نوجوانی شعر می‌گفتم. منتها علاقه‌ام به رشته پزشکی بسیار غالب بود و این شد که در دوره دوم دبیرستان، رشته طبیعی را انتخاب کردم با این فکر و امید که پزشک بشوم. نهایتا این اتفاق در سال 43 نیفتاد و به رشته‌های دیگر هم علاقه‌ای نشان ندادم. همزمان در امتحان خاص دانشگاه پهلوی شیراز شرکت کردم که فقط در رشته پزشکی دانشجو می‌گرفت و شاید برای رشته‌های دیگر هم کنکور جداگانه‌ای داشت که درهرصورت من در کنکور پزشکی شرکت کردم و نفر سوم شدم. اما خانواده به خاطر بیماری پدر و شرایط خاصی که به لحاظ مالی داشتیم راضی نبودند که به شیراز بروم. نهایتا بااینکه من ثبت‌نام کرده بودم و پانصد تومان هم برای ثبت‌نام داده بودم البته شهریه چند برابر این مبلغ بود منتها من پانصد تومان علی‌الحساب داده بودم انصراف دادم و در تهران ماندم. دانشگاه هم پانصد تومان را پس داد. زمان هم می‌گذشت و من بایستی تصمیم می‌گرفتم که چه‌کار کنم. پزشکی از بستگان در آمریکا بود که با ایشان مشورت کردم و گفتند که با شرایطی که تو داری بیا اینجا و حداقل دوره پیش پزشکی را بگذران امتحانی به اسم MCAT برگزار می‌شود که اگر آن را طی کنی، می‌توانی به رشته پزشکی بروی. منتها من سرباز بودم و امکان گرفتن پاسپورت وجود نداشت. لاجرم ایشان پیشنهاد کرد که یک‌رشته علوم پایه انتخاب کنم و با همان علوم پایه به آمریکا بروم و امتحان بدهم. ازآنجاکه نمره خوبی داشتم و غیر از پزشکی همه‌جا می‌توانستم ثبت‌نام کنم؛ به دانشکده علوم رفتم و در سال 47 لیسانس دانشکده علوم را دریافت کردم. البته نمره‌ام خیلی بالابود. نمره الف در آن زمان، هم‌ردیف نوزده و بیست بود و بعد به خدمت سربازی رفتم. بالاخره چه رشته‌ای را انتخاب کردید؟ بیولوژی دانشکده علوم دانشگاه تهران را خواندم. بعد چه شد؟ پس از گذراندن دوره لیسانس باید به سربازی می‌رفتم. بلافاصله هم نمی‌توانستم بروم باید شش ماه صبر می‌کردم تا نوبتم شود. مقداری زمان را از دست دادم البته به کلاس زبان می‌رفتم و بعد دو سال خدمت سربازی را طی کردم. چرا و چگونه امریکا را انتخاب کردید؟ برای رفتن به امریکا آماده شدم که خودش داستان مفصلی دارد. در آن زمان بلیت هواپیما گران و بهای آن حدود پنج هزار تومان بود که برای تامین آن با مشکل روبه‌رو بودم. لاجرم با یک هواپیمای ارتشی که ملزومات نظامی حمل می‌کرد و مجوز پرواز با آن را یکی از دوستان پدرم فراهم کرد و پنج شش روز با توقف در نقاط مختلف درراه بودیم به امریکا رسیدم. از چه دانشگاه‌هایی پذیرش داشتید؟ من از دانشگاه اف اس یو یا دانشگاه ایالتی فلوریدا پذیرش داشتم منتها پذیرشم مشروط بود به جهت اینکه درس‌های دوره لیسانس با دوره پیش پزشکی(پری مدیسین) انطباق نداشت. گفتند که بایستی یک سال این دروس را بخوانید تا بتوانی در امتحان MCAT شرکت کنید. گزینه دوم هم این بود که در مقطع فوق‌لیسانس تحصیل کنم و گفتند که ظرف یک سال و نیم می‌توانی فوق‌لیسانس بگیرید. من دومی را انتخاب کردم و رشته بیولوژی سلولی را خواندم و فوق‌لیسانس این رشته را از دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت کردم و برای امتحان MCAT آماده شدم. سال 1353 این اتفاق افتاد و با شکل‌گیری ازدواجم همزمان شد. این بود که به ایران آمدم تا ازدواج کنم و بعد به‌اتفاق همسرم به امریکا برگردم. در این مدت هم تا حدودی از تحصیلم فاصله افتاد. چرخش روزگار در قضایای زندگی دانشجوی‌ام خیلی دوران داشت. حقیقت اینکه مقداری هم مسائل مالی مطرح بود. حدود یک سال و نیم دو سالی که در امریکا بودم شب‌ها کار می‌کردم که امور مالی‌ام تامین شود چون باید مبلغی اضافه به اسم خارج از ایالت می‌پرداختم که رقم سنگینی بود و باید کار می‌کردم تا آن را تامین کنم. حقیقت اینکه از طبقه خانوادگی بالایی نبودم و در یک طبقه معمولی زیر متوسط بودم و لاجرم برای اینکه پس‌اندازی کرده باشم شروع به کارکردم و در آن سال متاهل هم شده بودم. کار زیادی ازم برنمی‌آمد جز اینکه تدریس کنم. درجاهای مختلف ازجمله در دانش‌سرای عالی، دانشکده علوم، انستیتو علوم آزمایشگاهی و انستیتو تغذیه، دروس بیولوژی، بیولوژی سلولی و بافت‌شناسی ازجمله کتاب‌های دکتر بهادری را که خداوند ایشان را پایدار بدارد تدریس می‌کردم. این خاطرات را من از آن زمان‌دارم. به‌این‌ترتیب وجوهی را پس‌انداز می‌کردم. یک عضو هیات علمی دانشکده بهداشت به اسم دکتر صادقی زنجانی در زمان استاد دکتر ندیم که رییس دانشکده بهداشت بودند علاقه‌مند بود که باهم کار تحقیقاتی کنیم. یک کار تحقیقاتی درزمینه ایمنی سلولی باهم انجام دادیم و ایشان از من خواستند که در دانشکده بهداشت هم برخی دروس را تدریس کنم منتها این معطوف بر این بود که دکتر ندیم که همیشه استاد من بوده و خواهند بود موافقت کنند. خیلی سخت قبول می‌کردند که یک فوق‌لیسانس برای دوره فوق‌لیسانس درس بدهد. آن زمان دوره‌های MSPH بود یادم نیست که MPH هم بود یا نه. آنجا من تدریس را شروع کردم و دکتر صادقی زنجانی پیشنهاد کرد که خودت هم‌دوره MSPH را بگذران و من امتحان دادم و پذیرفته شدم و دوباره شروع به دانشجویی کردم. البته تاثیر زیادی هم بر درآمدم و دروسی که تدریس می‌کردم نداشت. وقت برای همه این‌ها داشتم. عیال‌وار هم بودم و تمام‌وقت مشغول کار بودم و انگار حال و هوای برگشت به امریکا از ذهنم بیرون رفته بود. سال 55 که مدرک MSPH را دریافت کردم؛ دوباره با آمریکا مکاتبه کردم و گفتند که با این سابقه‌ای که داری می‌توانی امتحان MCAT را بگذرانی. من به امریکا رفتم و در این امتحان قبول شدم. برگشتم که کارهای مربوط به همسرم را انجام دهم و به‌اتفاق به امریکا برگردیم. شاید یکی دو هفته مانده بود که این سفر را انجام دهیم که هنگام مطالعه روزنامه اطلاعات به یک مرکز پزشکی جدیدالتاسیس برخورد کردم که با روش آمریکایی دانشجوی پزشکی پذیرش می‌کرد با همان امتحان MCAT و آزمون تافل و سپس انتخاب از بین قبول‌شدگان با مصاحبه‌های متعدد. من امتحان دادم و نفر اول شدم با رزومه‌ای که داشتم و زبانم هم خوب بود درنتیجه این گزینه هم جلوی راهم قرار گرفت و خانواده‌ها از این موضوع که ما در مملکت خودمان می‌مانیم بسیار استقبال کردند. شرایط آن زمان مثل حالا نبود که خیلی از بچه‌ها دوست دارند که زودتر از مملکت بروند؛ آن زمان خانواده‌ها علاقه‌مند بودند که دورهم بمانند. این تفرقی که اکنون وجود دارد که خودم هم به آن مبتلا هستم آن زمان وجود نداشت. به‌این‌ترتیب بااینکه می‌توانستم در آمریکا هم پزشکی بخوانم همین‌جا دوباره دانشجو شدم یعنی می‌توانم با صراحت بگویم که تمام عمرم را یا معلم بودم و یا دانشجو و یا هر دو. شاید هیچ کار دیگری بلد نبودم! به‌هرحال این‌چنین اتفاق افتاد و در سال 62 دکترای پزشکی را دریافت کردم. دیگر در آن زمان این مرکز به دانشگاه علوم پزشکی ایران تبدیل‌شده بود و بلافاصله هم در دوره دستیاری پذیرفته شدم و در سال 65 متخصص روان‌پزشکی شدم. دوران تخصص را کدام دانشگاه گذراندید؟ دوران تخصص را در دانشگاه علوم پزشکی تهران در گروه روان‌پزشکی بیمارستان روزبه بودم. بلافاصله هم در زمان وزارت دکتر مرندی به‌عنوان هیات علمی پذیرفته و در دانشگاه خودمان در بیمارستان روزبه با رتبه استادیاری مشغول خدمت شدم. سال آخر جنگ هم دانشگاه به من ماموریت داد که به جنوب بروم. به دانشگاه علوم پزشکی اهواز رفتم و در آنجا به‌عنوان عضو هیات علمی مامور، هم در خدمت دانشگاه بودم و هم در خدمت رزمنده‌هایی که برای درمان مراجعه می‌کردند. به‌هرحال دوران ماموریت تمام شد و به تهران برگشتم و از آن زمان در بیمارستان روزبه شاغل هستم مراتب دانشیاری و استادی را طی کردم. در این دوران اتفاقات زیادی افتاد. سال‌ها مدیر گروه روان‌پزشکی و به مدت شش هفت سال رییس بیمارستان بودم. همین‌طور کارهای معلمی و فعالیت‌های پژوهشی را ادامه دادم و در همین پژوهش‌ها بود که با سرکار خانم دکتر قایلی آشنا شدم. بیشترین تاثیر را در روند علمی شما کدام استاد داشت؟ این شانس من بود که با دکتر قایلی همکاری کنم. ارادت من به ایشان به دلیل دیدگاه‌های عالمانه‌ای است که در زمینه‌های مختلف دانش فارماکولوژی و فارموکو تراپی دارند. چون صحبت از پژوهش شد من به سایکوفارماکولوژی علاقه‌مند بودم ولی علاقه دیگرم سایکوپاتولوژی بود که این افتخار را پیدا کردم در کنار استاد داویدیان زمان‌های زیادی را طی کنم. یا من به اتاق ایشان می‌رفتم و یا ایشان افتخار می‌دادند در بیمارستان روزبه به اتاق من تشریف می‌آوردند و ساعت‌ها که به نظر تمام‌شدنی نمی‌رسید بحث می‌کردیم و من از آموزش‌ها و تجربیات ارزشمند ایشان بهره می‌بردم. در حقیقت همین ایشان بودند که من را مرید کارل یاسپرس، سایکو پاتولوژیست و فیلسوف اگزیستانسیالیست به‌وضوح خداشناس کردند. همان‌طور که می‌دانید اگزیستانسیالیسم وجوه مختلفی دارد یکی اگزیستانسیالیسم مکتب هایدگر و نیچه و از این قبیل فلاسفه و دیگری اگزیستانسیالیسم یاسپرسی. و بیشترین تفاوت این ها درچیست؟ یاسپرس علاوه بر اینکه یک سایکوپاتولوژیست بود یک روانشناس و روان‌پزشک و استاد دانشگاه هایدلبرگ هم بود. ضمن اینکه دکترای فلسفه هم داشت. یک فرد جامع الاشرافی در این زمینه‌ها بود که بعدها در جریان آلمان نازی مورد غضب واقع شد. به‌هرحال بسیار اثرگذار در تاریخ روان‌پزشکی و فلسفه اگزیستانسیالیسم بود. من در کنار استاد داویدیان با این مرد بزرگ آشنا شدم. همین‌طور باید یاد کنم از مرحوم دکتر غلامرضا بهرامی، که خیلی بر گردن من حق داشت. همچنین استاد بزرگوار دکتر طریقتی که آرزو می‌کنم خداوند سلامت کامل را به ایشان برگرداند تا بیشتر بتوانیم در کنارشان باشیم. ایشان کسی بود که روانشناسی کل‌نگر را به من آموزش داد و اینکه روان‌پزشکی فقط در حوزه مغز و جسم نیست بلکه در حوزه فضای اجتماعی و وضعیت روانی خاص انسان و مجموعه آنچه انسان را می‌سازد قرار دارد و من از این اساتید بزرگوار بسیار سپاسگزارم و خود را مدیون این بزرگواران می‌دانم. به دنبال صحبتی که از پژوهش شد به یادم آمد پژوهش بزرگی که با حمایت مالی سازمان ملل متحد انجام دادم. همان پژوهشی که بررسی آثار روانی جنگ بود؟ بله در سال 1378 از طریق سازمان ملل اعلام شد که پژوهشی در خصوص آثار روانی جسمانی حمله عراق به کویت صورت گیرد. در سال 1991 بود که این اتفاق افتاد و من پروپوزالی را در بخش عوارض روانی تهیه کردم که توسط سازمان ملل مورد تایید قرار گرفت و با حمایت وزارت بهداشت و حضور عالمانه اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران و همکارانم در بیمارستان روزبه دکتر صادقی، دکتر رزاقی، دکتر علاقبند و همکاران متعدد دیگر و همین‌طور بعضی از دانشگاه‌های دیگر، این کار در 9 استان به شکل یک پروژه بزرگ اجرا و در سال 83 نتایج آن جمع‌آوری شد. البته بودجه‌اش توسط سازمان ملل پرداخت شد و من در سال 83 در ژنو، مقر سازمان ملل آن را ارائه و از آنچه اتفاق افتاده بود و کارهایی که انجام‌شده بود دفاع کردم که موردقبول و تایید قرار گرفت و غرامت‌هایی که باید از صدمات وارده، دولت عراق یا افرادی که مسئول این حملات بودند پرداخت می‌کردند، دریافت شد. طبیعتا وزارت امور خارجه مسئول پیگیری این کار بود. این از کارهای پژوهشی مهم و درواقع افتخار من بود که توانستم به انجام آن دست پیدا کنم. گفتید که خانواده با رفتن شما به دانشگاه شیراز مخالفت کردند بعد چطور متقاعد شدند که در امریکا ادامه تحصیل دهید؟ آن زمان پدرم در بستر بیماری بود و شرایط خیلی سختی داشتیم. من فرزند اول خانواده بودم و در آن زمان هفده هیجده سال داشتم. ولی بعدها که لیسانس گرفتم دیگر پدر را ازدست‌داده بودیم و خدمت سربازی را طی کرده بودم بنابراین شرایط برای مهاجرت مساعدتر بود. این بود که به امریکا رفتم. چند خواهر و برادر دارید؟ ما هفت نفر بودیم دو خواهر و پنج برادر که یک خواهر را از دست دادیم. برادرها و خواهرم افرادی با تحصیلات عالی هستند. در مورد ازدواجتان گفتید چطور با همسرتان آشنا شدید و چند فرزند دارید؟ من قبل از رفتنم به امریکا از طریق یکی از دوستان با همسرم در حد اولیه آشنا شدم. ولی بعد که به امریکا رفتم و به‌هرحال با دوری و شرایط سخت‌کاری و اینکه آن زمان تلفن و شرایط آسان ارتباطی فعلی نبود؛ به ایران برگشتم و در سال 53 از ایشان خواستگاری کردم و باهم ازدواج کردیم. به‌هرحال در اینجا پاگیر شدم و بعد هم که در امتحان MCAT قبول شدم؛ سفر کوتاهی داشتم و کمتر از دو هفته برگشتم که به‌اتفاق ایشان به امریکا برویم که قضیه آگهی روزنامه اطلاعات مطرح و عملا رفتنم به امریکا منتفی شد و من دانشجوی پزشکی شدم. من هر سه فرزندم را در دوران دانشجویی از خداوند گرفتم. دختر بزرگم دکترای علوم غذایی از سوئیس و هلند دارد که الآن هم ساکن آنجاست. فرزند دیگرم در استرالیاست و مهندسی الکترونیک و فوق‌لیسانس دانشگاه آدلاید استرالیا را دارد و پسرم متخصص جراحی مغز و اعصاب است و دوران رزیدنتی را در بیمارستان دکتر شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران طی کرده و همکار من و متخصص خوبی در جراحی مغز شده و به شوخی به او می‌گویم که من نرم‌افزاری کار می‌کنم و تو سخت‌افزاری. چقدر در انتخاب رشته فرزندانتان تاثیرگذار بودید؟ دخترانم علاقه‌ای به رشته پزشکی نشان نمی‌دادند اتوماتیک می‌توانستم برایشان الگو باشم ولی خواست و استعداد و علایقشان متفاوت بود. یک دخترم در اینجا در صنایع غذایی لیسانس و فوق‌لیسانس گرفت بعد هم برای ادامه تحصیل به سویس رفت و دکترا گرفت. دختر دوم اصلا در حال و هوای علوم طبیعی نبود و برایش خوشایند هم نبود چون به ریاضیات علاقه داشت و به همین دلیل مهندس الکترونیک شد و در استرالیا فوق‌لیسانس گرفت و می‌خواهد دکترا بخواند؛ اما پسرم به‌نوعی با من همانندسازی کرد و علاقه‌مند به رشته پزشکی شد و به هیچ رشته دیگری هم علاقه‌ای نداشت. یعنی درست من را به یاد خودم می‌انداخت که تمام این پیچ‌وخم‌ها را طی کردم و بعد از دوازده سال پزشک شدم. همچنان که دکتر باستان حق هم سه سال طول کشید و باعلاقه‌ای که داشت وارد دانشکده پزشکی شد. ‌بعد از زمان بیشتری بعدازآن پیچ‌وخم‌هایی که ذکر شد توانستم پزشک شوم. در سال 43 دیپلم متوسطه را گرفتم و در سال 55 دانشجوی پزشکی شدم. هرچند که در آن مدت بی‌کار هم نبودم و در دو رشته فوق‌لیسانس گرفتم. درعین‌حال معلم هم بودم و کارهای پژوهشی هم درزمینه بهداشت انجام می‌دادم. یادم است هیچ‌وقتی برای تفریحات معمول نداشتم و همسر و فرزندانم هم در این سختی‌ها با من شریک بودند. به‌هرحال این دوران طی شد و بعد هم با تایید دانشگاه موردعلاقه‌ام، به خدمت این دانشگاه پرافتخار درآمدم. از سابقه آشنایی‌تان با دکتر باستان حق گفتید. خاطره‌ای از آن دوران دارید؟ دوران سه‌ساله دبیرستان باهم خیلی مانوس بودیم. ضمن اینکه همکلاس بودیم؛ همسایه هم بودیم و محل کار مرحوم پدرشان حاج محمد و عموی ایشان حاج صادق نزدیک ما بود. یادم است یک دبیر جغرافی داشتیم که الکلیک بود و مقداری خوراکی در جیبش می‌گذاشت و جیبش همیشه آویزان بود و بعضی از بچه‌های بازیگوش از این خوراکی‌ها یواشکی برمی‌داشتند. مرحوم دکتر باستان حق، که سبقه مذهبی هم داشت به من گفت پیش این دبیر برویم و به او بگوییم الکل را ترک کند. به هر صورت به‌اتفاق پیش این دبیر رفتیم و خیلی مودبانه و قریب به مضمون گفتیم که این جیب آویزان و خوردن خوراکی‌ها و اینکه دهانتان بوی بد می‌دهد، مناسبشان شما نیست که ایشان عصبانی شد و گفت این فضولی‌ها به شما نیامده و ما را از خودش راند؛ اما پس از چند ساعت سراغمان آمد و ما را کنار کشید و گفت در روستایمان باغی داریم که وقتی می‌بینیم شکوفه‌های آن را سرمازده دلمان می‌سوزد. این کاری که من با شما کردم درواقع تداعی همان موضوع بود. به‌نوعی می‌خواست از ما دلجویی کند و بگوید که من را آگاه کردید اما من برخورد بدی با شما کردم و از ما طلب بخشش کرد. واقعیت این است که من به خاطر دارم که بعدازآن زمان دهان آن معلم بو نمی‌داد و خوراکی و جیب آویزان هم مشاهده نشد و به من و مرحوم دکتر باستان حق توجه مهرآمیز می‌کرد. بعد از دوران دبیرستان یک مقداری بین ما فاصله افتاد. زمانی که ایشان در اصفهان علوم آزمایشگاهی می‌خواند چند بار همدیگر را ملاقات کردیم و خاطرات دوران گذشته زنده شد؛ اما دوباره فاصله‌ها بیشتر شد. تا اینکه چند بار در محیط دانشگاه همدیگر را دیدیم و باهم ناهار خوردیم. زمانی هم که در دانشکده علوم و دانشکده بهداشت تدریس می‌کردم چند ملاقات اتفاق افتاد. تا زمانی که استادیار گروه روان‌پزشکی شدم و ایشان پس از ریاست بیمارستان دکتر شریعتی به ریاست دانشکده پزشکی منصوب شد و آشنایی‌ها قوت گرفت. خاطره دیگری که از ایشان دارم مربوط به سال 72 بود که مرحوم دکتر باستان حق به من تلفن زد که به‌عنوان عضو هیات پزشکی به حج بروم. گفتم من از خدا می‌خواهم. گفت: پس چمدانت را ببند که سه روز دیگر عازمی. گفتم من آمادگی برای سه روز دیگر ندارم. عین جمله ایشان این بود خدا تو را طلبیده آن‌وقت تو اماواگر می‌آوری! گفتم ببخشید همین الآن بدون چمدان هم آماده‌ام. این بود که چمدانم را بستم و سه روز دیگر در فرودگاه بودم و در ظرف مدت سه روز همه کارها انجام شد و من در روز چهارم در هیات پزشکی به‌عنوان روان‌پزشک در مدینه بودم. این خاطره شیرین دیگری است که از دوست و همکلاس بزرگوارم مرحوم دکتر باستان حق که خداوند ایشان را غریق رحمت کند به یاد دارم. روان پزشکی رشته خاصی است، چقدر در روند زندگی تان تاثیرداشت و الان به جوان ترها پیشنهاد می کنید که این رشته را بخوانند؟ بله روان‌پزشکی قطعا رشته خاصی است. یک روان‌پزشک حتما باید پزشک باشد که بتواند بیماری‌های جسمی و بعد اختلالات روانی را بشناسد؛ اما آیا فقط پزشک بودن و یا حتی متخصص شدن کافی است؟! معتقدم خیر. یک روان‌پزشک باید در حوزه ذهن اطلاعات وسیع داشته باشد و درزمینه فرهنگ، ادبیات، مذهب، اخلاق و علوم اجتماعی، دیدگاه وسیعی پیدا کند. این نگرانی در من و همکارانم وجود دارد که نکند دستیاران روان‌پزشکی از این موارد مهم غافل شوند. لذا تمام تلاشمان این است که کل‌نگری را در دستیارانمان رشد دهیم. واقعیت این است که انسان یک موجود جسمانی نیست هرچند که دانش آناتومی و فیزیولوژی بسیار مهم و ضروری است ولی ذهن انسان باید شناخته شود. یک طبیب حتی اگر یک پزشک عمومی باشد باید بداند که فقط با آناتومی فیزیولوژی و پاتوفیزیولوژی سروکار ندارد. روانی که در این جسم وجود دارد مقدم بر جسم اوست. درست است که وقتی جسم بیمار می‌شود بر روان هم اثر می‌گذارد اما روان هم‌روی جسم تاثیرگذار است. لذا ما در درجه اول ارتباط بین پزشک و بیمار را مهم می‌دانیم. این ارتباط زمانی حاصل می‌شود که یک رابطه ذهنی، بتواند شکل بگیرد و بیمار در مقابل پزشکش احساس امنیت و آرامش کند. بنابراین تاکیددارم که دانشجوی پزشکی در کنار فیزیوپاتولوژی و شناخت بیماری‌ها، جراحی، پاتولوژی و رادیولوژی و دیگر موضوعات ضروری پزشکی، حتما باید آموزش‌های خاص و لازم در جهت شناخت و ورود به حوزه ذهن بیمار را نیز ببیند و بتواند تمامیت وجود انسان را حس و با او ارتباط ذهنی برقرار کند. در این صورت است که می‌تواند درمان کاملی داشته باشد وگرنه درمان قطعا ناقص است. من احساس می‌کنم متاسفانه یک مقداری این جنبه‌ها کمرنگ شده است. برای کدام‌یک از حوزه‌های آموزش، پژوهش و درمان وقت بیشتری می‌گذارید؟ این‌ها مکمل همدیگر هستند. ما نمی‌توانیم به آن‌ها به‌صورت مستقل نگاه کنیم ولی تا آموزشی نباشد پژوهشی صورت نمی‌گیرد. ابتدا باید بیاموزیم و آموزش دهیم و بعد در حوزه آموخته‌ها، پژوهش و تولید علم کنیم و درنهایت محصول آموزش و پژوهش در جهت درمان بیمار قرار گیرد. درمانی که از آموخته‌ها و تولیدات پژوهشی دور باشد مسلما درمان ناقصی است. بنابراین اول آموزش که مکمل آن پژوهش و محصول این دو، درمان به نفع بیمار به ترتیب در اولویت هستند. حقیقت این است که تمام‌وقت دانشگاهیم برای آموزش می‌گذرد. اگر هم برای درمان کاری انجام می‌دهم طبیعتا در بخش و درمانگاه است. شاید رسمی وجود دارد که برخی از کسانی که استاد می‌شوند؛ کمتر در درمانگاه حضور پیدا می‌کنند. ولی من اعتقاددارم حتما در درمانگاه حضور یابم چون بخش مهمی از آموزش که در درمانگاه است در بخش نیست. در آنجا هم کمتر درمانگر و بیشتر معلم هستم. ولی بدون پژوهش هم نمی‌توانم نفس بکشم. فکر می‌کنم این طبیعت وجودی من به‌عنوان یک معلم پزشک یا پزشک معلم است. چرا بین این‌همه رشته روان‌پزشکی را انتخاب کردید؟ از همان زمانی که پزشکی می‌خواندم به این نکته اشتغال ذهنی داشتم که انسان همین گوشت پوست‌واستخوان است یا ذهن او در شکل‌گیری مشکلات جسمانی‌اش نقش اساسی دارد. جسم چقدر در سلامت روانی تاثیر می‌گذارد؟ این مشغله ذهنی من بود. ضمن اینکه به فلسفه، ادبیات، روانشناسی و موضوعات مربوط به ذهن علاقه‌مند بودم. مجموعه این‌ها باعث شد که یک سوگیری ذهنی نسبت به روان‌پزشکی پیدا کنم. زمانی که دکترای پزشکی را دریافت کردم به‌جز روان‌پزشکی به هیچ‌چیز دیگری فکر نمی‌کردم. این آمادگی از قبل شکل‌گرفته بود به همین دلیل بلافاصله در امتحان روان‌پزشکی شرکت کردم و آموزش رشته موردعلاقه خود را شروع کردم. اگر زمان به عقب برگردد بازهم همین راه را انتخاب می‌کنید؟ بدون تردید. منتها تلاش می‌کنم باایمان راسخ‌تری که خداوند یاری کننده بندگان خود است راه را ادامه دهم. من با حوادثی که برایم پیش می‌آمد خیلی مبارزه کردم. گرچه پشیمان نیستم چون راه خودم را پیدا کردم. همان‌طور که اشاره کردم از دوران کودکی تاکنون یا محصل بودم و یا معلم و به کار دیگری نپرداختم. گاهی شرایط زندگی انسان را می‌شکند. زمانی که ازلحاظ مالی دچار مشکل بودم؛ زمانی که پدرم را ازدست‌داده بودم و زمانی که در دانشگاه شیراز پذیرفته شدم و نتوانستم بروم؛ ضربه‌های سهمگینی به من وارد شد. یا حادثه تلخ از دست دادن مادرم. این‌ها حوادث بدی بود که در سرنوشتم تاثیر داشت. ولی شعارم در زندگی چهار کلمه است البته نمی‌دانم کامل است یا نه ولی این شعار فردی من است «توکل، عشق، تلاش، امید.» اگر انسان این‌ها را داشته باشد از پا نمی‌نشیند و حرکت را ادامه می‌دهد. اگر توکل داشته باشد خداوند هم می‌بیند که بنده‌اش تلاش می‌کند پس کمکش می‌کند. اگر عشق داشته باشد در این صورت انگیزه پیدا می‌کند و سستی را به خودش راه نمی‌دهد. با امید به آینده نگاه روشنی داشته و تلاش را بیشتر می‌کند. البته من از لطف خانم دکتر سپاسگزارم که به همسرم اشاره داشتند واقعیت این است که در این چهل‌ویک سالی که از زندگی مشترکمان می‌گذرد اگر حمایت‌ها و صبر و بردباری و تحمل همسر گران‌قدرم نبود قطعا تلاش‌هایم یا به ثمر نمی‌رسید و یا با مشکلات بیشتری روبه‌رو می‌شدم من به ایشان مدیون هستم. رابطه شما با فرزندانتان چگونه است؟ ازآنجاکه شاهد مراتب رشد روانی خوب فرزندانم بوده‌ام در تصمیم‌گیری‌ها باهم هماهنگ بودیم. به مثالی در این مورداشاره می‌کنم. پسرم که الآن جراح مغز و اعصاب است به دلیل شرایط خاص و سختگیری که حاکم بر مدرسه‌اش بود دچار تنش شد باهم به این نتیجه رسیدیم که مدرسه‌اش را عوض کنیم چون سلامت روانی در درجه اول اهمیت است و بعد دیدیم در فاصله کوتاهی تنش از بین رفت و بعد هم راه خودش را پیدا کرد. در حال حاضر هم فرد موفقی است. در مورد دو فرزند دیگرم هم به همین منوال بود. من فشاری ازلحاظ اینکه چه‌کار کنند وارد نکردم و حسم این بود که به‌جای اینکه به بچه‌ها القا کنیم چه‌کار کنند باید به فکر و احساس مشروع و منطقی‌شان احترام بگذاریم و به آنان کمک کنیم تا به اهداف موردنظرشان دست یابند و خدا را شکر می‌کنم که موفق هستند. می گویند استاد سختگیری هستید، راست می گویند؟ می‌توانم بگویم بله. چون اعتقاددارم دانشجو و دستیار، بایستی آنچه برای او مقررشده یاد بگیرد. به‌طور مثال سال‌های طولانی است که مسئول کنفرانس‌های بیمارستان هستم؛ چه آن زمان که مدیر گروه بودم و چه بعدازآن که این مسئولیت ادامه داشت معتقدم که کنفرانس‌ها آموزش‌های زیادی برای رزیدنت‌ها و دانشجویان دارد که وقتی در آن حضور پیدا نمی‌کنند واقعا قلبم آزرده می‌شود و به‌نوعی در ارزیابی آن‌ها این را اعمال می‌کنم. با توجه به اینکه حداقل ده سال عضو هیات ممتحنه و دبیر ارتقا و بعدازآن در ده سال اخیر هم عضو هیات برد روان‌پزشکی بودم؛ واقعیت اینکه سوالات سختی طرح می‌کنم. البته بیشتر علاقه داشته‌ام سوالاتم بیمار محور باشد و از سوالات ریز حاشیه‌ای پرهیز می‌کردم. چون آنچه یک متخصص باید بداند بیماری بیمار و مدیریت درمان اوست. به زبان عامیانه باید سواد کاملی نسبت به تخصصش پیدا کند. بله در امتحانات در حضور یا عدم حضور آن‌ها و نیز انجام وظایف در بخش و درمانگاه بسیار سختگیر هستم؛ اما زمانی که به‌عنوان معلم در خدمت عزیزانم بسیار با آن‌ها مهربانم. خلاصه گفت‌وگو سید علی محمد ابهری خوش صحبت و با حوصله پذیرایمان بود. او استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران است. تحصیلات ابتدایی را در دبستان سنائی و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان البرز آغاز کرد و در سال 1343 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید. او تحصیلات عالی خود را در رشته کارشناسی بیولوژی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1352 موفق به دریافت درجه کارشناسی ارشد آموزش علوم از دانشگاه فلوریدا (آمریکا) گردید. همچنین وی در سال 1355 درجه کارشناسی ارشد رشته پاتوبیولوژی را از دانشگاه تهران دریافت وتحصیلات خود را در رشته پزشکی در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران آغاز کرد و در سال 1362 فارغ‌التحصیل شد. وی سپس موفق به اخذ درجه تخصصی در رشتهروانپزشکی از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران گردید. ایشان اکنون به عنوان عضو هیئت علمی گروه روانپزشکی در بخش مردانه 1 بیمارستان روزبه مشغول به کار می‌باشند. افتخارات: 1- لوح تقدیر و جایزه ریاست محترم جمهوری در کسب رتبه دوم تحقیقات پزشکی کشور در زمینه علوم بالینی در پنجمین جشنواره رازی- 1378 2- لوح تقدیر و مدال ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران در کسب رتبه دوم تحقیقات پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در اولین جشنواره ابن‌سینا سال 1378 سمت های اجرائی (گذشته تاکنون) 1- رییس بیمارستان روزبه از سال 75-1370 2- مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه از سال 75-1370 3- رئیس مرکز مشاوره و راهنمایی دانشگاه از سال 77-1371 4- رئیس بخش روانپزشکی بیمارستان روزبه از سال 80-1376 5- معاون پژوهشی گروه روانپزشکی دانشگاه 1378 تاکنون روانپـزشـک شـاعـر در مورد علاقه‌مندی‌هایتان بگویید. به تاریخ ایران، به فرهنگ ایران و به‌خصوص به شعرای ارزشمند کشورم ارادت دارم. نظامی گنجوی، عطار نیشابوری و حافظ شیرازی... شاعر مورد علاقه‌تان کیست؟ حافظ. مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی/ پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی یکی از زیباترین لحظه‌هایی که به یاد می‌آورم مربوط به سالی بود که یکی از دانشجویانم، دو بیت از اشعار حافظ را که با خط خوش نستعلیق خودش نوشته بود برای روز معلم به من هدیه داد. «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست/ آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست/ فرصت شمر طریقه رندی که این نشان/ چون راه گنج بر همه‌کس آشکاره نیست» این‌قدر لطف و حس این دانشجو برایم تاثیرگذار بود که نوشته را قاب و در اتاقم نصب کردم و هرروز جلو چشمم است و هیچ‌گاه از یادم نمی‌رود. می‌دانید حافظ زمانی که از می، پیمانه و ساقی و میکده و پیر خرابات و رندی یاد می‌کند دقیقا همان مفاهیمی است که در فضای انتزاعی ذهن یاد می‌شود او هرگز معنای مادی این استعاره‌ها را در ذهن نداشته و رسیدن به بصیرت اجزای ذهن و تعالی انسان موردنظرش بوده است. به همین دلیل حافظ شاعر مراد من است و بعد از او، به عطار نیشابوری، مولانا و بخصوص نظامی گنجوی با همه زیبایی‌های روان‌شناختی که در اشعار او نهفته است علاقه‌مندم. غیر از شعر و ادبیات به برخی مکاتب فلسفی (که از مفاهیم انتزاعی شعرایی که یادکردم دور نیستند) نیز علاقه دارم و همان‌طور که گفتم اگزیستانسیالیسم یاسپرسی را بسیار دوست دارم. موسیقی زیبای سنتی ایرانی را هم بسیار دوست دارم. متاسفانه اهل ورزش نیستم ولی خیلی پرتحرکم و به‌اندازه کافی دوندگی دارم. بیشترین اوقاتم را غیر از کارهای آموزش و پژوهش و مقوله درمان، خواندن کتاب می‌گیرد تلاش می‌کنم کتاب‌های موردعلاقه‌ام را که وارد بازار می‌شود حتی‌المقدور تهیه کنم. یکی از شعرهای اخیر خود را بخوانید. مواردی از غزل با محتوای عرفانی دارم ولی حقیقت آنکه شعر فی‌البداهه بدون ویرایش را خیلی دوست دارم در ایام نوروز که برای دیدار دخترم رفته بودم در کنار پنجره اتاقش نشسته بودم و از پنجره بیرون را تماشا می‌کردم که دیدم گل‌های نرگس روییده‌اند و زیبایی‌شان موجب شد بلافاصله بگویم: نرگس آمد دشت رنگ‌آمیز شد/ نغمه‌ها آهنگ‌ها هر دم طرب‌انگیز شد/ الی‌آخر که در وصف بهار بود. بعد دیدم که در وایبر دوست عزیزم استاد دکتر احمد جلیلی هستند و این شعرها را برایشان ارسال کردم و ایشان لطف کردند و گفتند بیتی هم راجب روزبه بگو، بلافاصله گفتم: روزبه را روز به سازیم با عشق و امید/ تا بهاران خوش کندجا هر زمان پاییز شد. البته واضح است در اشعار توصیفی معنایی بودن فدای توصیف می‌شود گرچه اشعار توصیفی هم جای خود را دارند. اشعارتان را هم منتشر کردید؟ پراکنده چاپ‌شده ولی هنوز مدونشان نکرده‌ام ولی علاقه‌مندم که این کار را انجام دهم. شیرین‌ترین و تلخ‌ترین خاطره زندگی‌تان را به یاد دارید؟ شیرین‌ترین خاطره زندگی‌ام شروع دانشجویی پزشکی و تخصص و تولد سه فرزندم هستند و تلخ‌ترین هم از دست دادن پدر و مادرم. توجه نکردن به چه اصولی شما را ناراحت می‌کند؟ عدم رعایت اخلاق حرفه‌ای یا پروفشنالیزم پزشکی. کسانی که بیمار را به‌خوبی نمی‌بینند و با او ارتباط خوبی برقرار نمی‌کنند و دانش مناسب برای پذیرفتن و مدیریت درمان بیماران ندارند. این‌ها به‌شدت من را آزرده می‌کند. لذا اعتقاددارم پروفشنالیزم یا اخلاق حرفه‌ای پزشکی فوق‌العاده مهم است و خیلی باید بر آن تکیه کرد و به آن بها داد. پروفشنالیزم فقط رعایت اخلاق متدوال نیست بلکه علاوه بر آن داشتن یا نداشتن مطالعه کافی هم جز موضوعات مهم و اصولی پروفشنالیزم است. اگر کسی به‌عنوان یک متخصص بیماری را می‌بیند که آموخته‌های لازم را نداشته و خودش را به‌روز نکرده باشد نمی‌تواند اخلاق حرفه‌ای را درست رعایت کند. بخصوص رعایت اخلاق در حوزه روان‌پزشکی فوق‌العاده مهم است. چون روان‌پزشک می‌تواند در ذهن نفوذ کند. روان‌پزشک در یک فضای خصوصی می‌تواند کنترل بیمار و ذهن بیمار را در اختیار خودش بگیرد لذا بایستی اخلاق عمومی و در کنارش اخلاق حرفه‌ای را بیش از هرزمانی رعایت کند. البته این امر در رشته‌های دیگر پزشکی هم صادق است اما در روان‌پزشکی اهمیت بیشتری دارد تخطی ولو ناچیز از این اصول به‌شدت آزرده‌ام می‌کند. شما نگاه غالب جامعه به روان‌پزشک‌ها را می‌دانید؟ بله. با توجه به اینکه بیش از سی سال است که در حوزه روان‌پزشکی وارد مسائل اجتماعی و دانشگاه شده‌ام؛ می‌دانم که انگ یا برچسب در روان‌پزشکی موضوع مهمی است. بر اساس آنچه به یاد می‌آورم؛ اوایل جامعه نگرش انگ آمیز قوی‌تری داشت اما تدریجا آگاه شد که روان‌پزشکی فقط مدیریت درمان برای بیمار روانی سخت نیست بلکه در بسیاری از حوزه‌ها مانند رفاه و آرامش روانی فرد، رفاه و آرامش خانواده و تعلیم و تربیت فرزندان و جامعه می‌تواند نقش اثرگذاری داشته باشد. به همین جهت در مطب‌ها و حتی در درمانگاه بیمارستان روزبه بیماران سخت روانی تنها مراجعه‌کنندگان نیستند و افراد برای مشورت در مورد چگونگی ارتباط با همسر، اختلاف زناشویی، اختلاف بین افراد خانواده مانند والدین و فرزندان و... مراجعه می‌کنند. این نشان می‌دهد که انگ کمرنگ و آگاهی جامعه در خصوص اینکه روان‌پزشکی چه آثار مثبت وسیعی در بهداشت روانی دارد بیشتر می‌شود. منبع: سپید ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Wed, 09 Aug 2017 13:58:00 GMT http://migna.ir/vdcf1tdj.w6dyeagiiw.html سلامت روان هم خرج دارد، اما چقدر؟ http://migna.ir/vdcd5k0o.yt0f56a22y.html مشورت با بزرگ ترها و استفاده از تجربیاتشان احتمالا هنوز روشی درست است اما در لایه هایی از جامعه کم کم این مسئله جا افتاده که می توان به یک مشاور تحصیل کرده یا روانشناس (نه روان پزشک) مراجعه کرد. غیر از نگرانی هایی که به شکل سنتی وجود دارد، مسئله محدودکننده احتمالی بعدی مسائل مالی است. در این نوشته که حاصل گپ و گفت با دو کارشناس باتجربه است تلاش کرده ایم نگاهی اقتصادی به کسب و کار مشاوران و روانشناس ها داشته باشیم. مسائلی کلی درباره هزینه های مراجعه به مشاور و روان پزشک طبق تعرفه های رسمی سال 95 سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، هزینه یک جلسه خدمات روان شناسی و مشاوره 45 دقیقه ای باید چیزی بین 30 تا 100 هزار تومان باشد. این نرخ بسته به مدرک تحصیلی مشاور و محل ارائه مشاوره متغیر است. تعرفه های روان شناسی هر سال براساس پیشنهاد وزارت بهداشت و تصمیم شورای عالی بیمه تصویب و به آنها ابلاغ می شود. تمام مشاوران و مراکزی که پروانه سازمان نظام روان شناسی را دارند، موظف به پیروی از تعرفه تصویب شده هستند اما احتمال دارد شما هم مثل ما چیزهایی درباره حق مشاوره های 300 هزار تومانی به ازای یک جلسه 45 دقیقه ای شنیده باشید.   بله، چنین چیزهایی واقعیت دارد چون با وجود تعرفه ثابت، کم نیستند مشاورانی که یا زمانی کمتر از زمان استاندارد برای مراجع می گذارند یا عددی متفاوت از تعرفه موجود دریافت می کنند.   هر چند راه های برخورد با این به اصطلاح قانون شکنی در این حوزه مثل هر صنف دیگری وجود دارد اما گاهی تفاوت بین خدمات ارائه شده توسط افراد متخصص و نامدار این حرفه آنقدر محسوس است که اگر در صف طویل مراجعان آنها به شما نوبت برسد، دیگر جایی برای گله و شکایت از قیمت باقی نمی ماند.    نکته ای که حتما باید به آن توجه داشت این است که گاهی در طی مراحل مشاوره، آزمون هایی در راستای خدمات تشخیصی از مراجع گرفته می شود که به مبلغ حق مشاوره اضافه می کند. برای مثال آزمون هوش احتمالا حدود 200 هزار تومان برایتان آب می خورد! وقتی از کف و سقف حق مشاوره مطلع شدیم، نظر یکی از کارشناسان را در مورد برآورد کلی هزینه مراجعه به مشاور پرسیدیم: «برای مراجعه به روانشناس یا مشاوری با مدرک دکتری به طور متوسط 150 هزار تومان و برای کارشناس ارشد این حوزه، چیزی در حدود 80 هزار تومان رقم کاملا مناسبی است.» با همه اینها بد نیست بدانید در صورت داشتن هرگونه شکایت در مورد قیمت یا کیفیت خدمات ارائه شده یا رعایت نکردن موازین حرفه ای و اخلاقی در این زمینه می توانید با گزارش مواد به سازمان نظام روان شناسی به دنبال احقاق حق خود باشید. این سازمان با اخذ شکایات مراجعان، بازرسی های نوبه ای و سرزده، احضار به سازمان و تذکر یا حتی لغو پروانه شخص یا مرکز خاطی، بر فرآیند ارائه خدمات سلامت روان نظارت دارد. مراکز خیریه و خدمات رایگان در سابقه کار یکی از این دو کارشناس، مشغول بودن در یکی از مراکز نذر فرهنگی توجهم را جلب کرد. وقتی در مورد این مراکز پرسیدم متوجه شدم خدمات روان شناختی و مشاوره رایگان در همین تهران هم پیدا می شود! در مراکزی مثل نذر فرهنگی در برخی سراهای محله، روان شناسان و مشاوران داوطلب خدمات رایگان ارائه می کنند.   در میان آنها مراکز وابسته به بنیاد شهید یا بهزیستی، آموزش و پرورش، دانشگاه ها و مراکز مشاوره دانشجویی نیز خدمات رایگان یا ارزانی دارند که اتفاقا از کیفیت نسبتا بالایی نیز برخوردارند. مهدی میرمحمد صادقی، مدیر کل دفتر مشاوره و امور روان پزشکی بهزیستی، قبلا در برنامه گفت و گوی ویژه خبری شبکه دو سیما گفته بود: «در سازمان بهزیستی کشور حدود 800 مرکز مشاوره داریم که جزو بخش خصوصی هستند و 300 مرکز مشاوره تخصصی هم وجود دارد. سازمان بهزیستی، یارانه ای را برای خدمات مشاوره و روان درمانی قرار داده است و برای کسانی که توان پرداخت مشاوره در بخش خصوصی را ندارند در برخی موارد تا صد در صد مبلغ مشاوره را پرداخت می کند اما متاسفانه ظرفیت این سازمان در این زمینه محدود است.» او با اشاره به اینکه خط 1480 مشاوره تلفنی سازمان بهزیستی است، می گوید: «سال پیش یک میلیون و 200 هزار نفر با این خط تماس گرفتند و به حدود 800 هزار نفر از این افراد مشاوره رایگان ارائه شده است.» حداقل تعداد جلسات مشاوره لازم اینکه هر فرد به چند جلسه مشاوره نیاز دارد، به شرایط بستگی دارد. هر دو کارشناس ما روی مسئله پافشاری می کنند و تنها وقتی اصرار کردیم گفتند برای کار اصولی و رسیدن به نتیجه مطلوب حداقل چهار جلسه مشاوره نیاز است. اگر طی این جلسات از سمت مشاور تشخیص داده شود که فرد مراجعه کننده نیازمند به روان درمانی است، طبعا به تعداد جلسات بیشتری نیاز پیدا می کنید که می تواند تا حدود 12 جلسه هم برسد.   در صورت نیاز به روان پزشک این هزینه ها چقدر تغییر می کند؟ در برخی موارد مداخله روانپزشک و دارو درمانی ضرورت پیدا می کند که در این صورت فرد با صنف دیگری در ارتباط خواهدبود. روان پزشکان با توجه به تعرفه سازمان نظام پزشکی، در بخش دولتی از حدود 16 تا 20 هزار تومان و در بخش خصوصی حدود 50 هزار تومان از بیمار برای یک جلسه دریافت می کنند. طبیعی است که طول مدت ویزیت یک بیمار توسط روانپزشک با مدت زمان یک جلسه مشاوره کاملا متفاوت است، چیزی در حدود 10 تا 15 دقیقه. آیا بیمه بخشی از هزینه ها را قبول می کند؟ یکی از اساسی ترین مشکلات این حوزه این است که هنوز هیچ یک از خدمات سلامت روان تحت پوشش بیمه نیست، مگر در مرحله ای که فرد به خدمات بیمارستانی و دارو محتاج باشد. به گفته احمد حاجبی، مدیر کل سلامت اجتماعی روان و اعتیاد وزارت بهداشت، مشکل عمده در ارتباط با بیماران روانی مزمن این است که در بیمارستان های روان پزشکی، بیماران روانی شدید در طول سال فقط می توانند از 56 روز بیمه استفاده کنند و گاهی بیماران را به اجبار زود ترخیص می کنند چون بیشتر آنها توانایی پرداخت هزینه ها را ندارند. با این حال دکتر عباسعلی اللهیاری، رییس سازمان نظام روان شناسی و مشاوره، در جریان نشست هم اندیشی آسیب شناسی واگذاری روان شناسی بالینی اعلام کرد: «در برنامه ششم توسعه که نهایی شده و به صحن علنی مجلس شورای اسلامی هم رفته، قرار بر این است که از سال 96 خدمات روان درمانی و مشاوره هم به صورت پایه و هم تکمیلی مشمول بیمه شوند.» دسترسی به مراکز ارائه دهنده خدمات سلامت روان حدود 4 هزار نفر در سراسر کشور دارای پروانه اشتغال حرفه ای از سوی سازمان نظام روان شناسی و مشاوره هستند که به گفته ریاست سازمان، این تعداد پاسخگوی نیازهای کشور نیست. به خاطر کمبود مراکز خدمات سلامت روان همه مردم هم دسترسی به این خدمات ندارند.   اگر شما به طور ناگهانی با دل درد عجیبی رو به رو شوید، دسترسی شما به اولین پزشک عمومی کمتر از یک ساعت، و در صورت نیاز به متخصص در عرض چند ساعت فراهم می شود اما اگر شما احساس اضطراب شدید یا افسردگی کنید؛ وقت گرفتن از یک مشاوره حداقل یکی دو روز زمان می برد. اگر مشکل شما در مرحله حادی باشد، مراحل درمان و مشاوره گاهی تا سه هفته همزمان نیاز دارد. علاوه بر دور از دسترس بودن مراکز خدمات سلامت روان، کیفیت واحدی نیز بین این مراکز و متخصصان وجود ندارد و تفاوت بین کیفیت خدمات ارائه شده در این حوزه بسیار محسوس است. به گفته خود کارشناسان این حوزه، روند تربیتی روانشناسان با مشکل رو به رو است یعنی دانش آموزان و دانشجویان این رشته در حین گذراندن دوره آکادمیک، تجربه کلینیکال پیدا نمی کنند و این موضوع در کیفیت کار ارائه شده کاملا حس می شود. البته برای فارغ التحصیلان دانشگاه های علوم پزشکی شرایط بهتری برای تجربه های عملی تحت نظر سرپرست وجود دارد.   به همین منظور سازمان نظام روان شناسی به تازگی برای ارائه پروانه کار به فارغ التحصیلان این رشته، داشتن سابقه کارورزی زیر نظر اساتید را ضروری اعلام کرده که احتمالا تغییری جدی در کیفیت کار مشاوران جدید ایجاد خواهدکرد.   ویژگی های یک روان شناس و مشاور خوب چیست؟ هزینه های مشاوره و روان شناسی از یکسو و از سوی دیگر اعتماد مخاطب به دانش و راهکار ارائه شده، عواملی هستند که روی انتخاب مشاور و روانشناس تاثیر می گذارند. می توان با تحقیق و جست و جو از سوابق کاری و تحصیلی مشاور مطلع شد. روان شناس خوب از سازمان روان شناسی و مشاوره مجوز و پروانه و مهر رسمی دارد و مجوز خود را در معرض دید قرار می دهد. یک روان شناس و مشاور خوب مشاوری است که شما با او راحتید و احساس امنیت دارید. با حوصله و بردبار است و برای درک مشکل شما عجول نبوده و کم حوصلگی نمی کند. روان شناس خوب و حرفه ای از حرف های شما تعجب نمی کند و شما را قضاوت نمی کند.  یک مشاور خوب ما را محکوم، سرزنش یا نصیحت نمی کند، رازدار است، به حوزه هایی که شما نخواسته اید وارد نمی شود، به جای شما تصمیم نمی گیرد، از استعداد شنوندگی بالایی برخوردار است و به شما اجازه می دهد راحت حرف بزنید.  *روزنامه تماشاگران امروز سیما محسنی ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 09 Aug 2017 11:01:33 GMT http://migna.ir/vdcd5k0o.yt0f56a22y.html چرا حلقه ارتباطي افراد باهوش تر گسترده نیست؟! http://migna.ir/vdchzmnk.23nzqdftt2.html به گزارش ميگنا اندیشه پذیرفته شده کلی این است که ارتباط بیشتر با همسالان باعث افزایش سطح خوشبختی می گردد. این ایده در مورد اکثریت قریب به اتفاق انسان ها، به استثناء افرادی که دارای هوش بالایی می باشند، صحیح به نظر می رسد. مطالعه ای طولی در مجله روانشناسی بریتانیا، سطوح رضایت از زندگی را در جوانان بین سنین 18 تا 28 را مورد بررسی قرار داد. این مطالعه بويژه در جستجوی ارتباط بين تراکم جمعیت و سطوح اجتماعی شدن با احساس شادی گزارش شده و رضایت از زندگی بود. به طور کلی، نتایج حاکی از آن بود افرادی که در مناطق کم جمعیت تر زندگی می کنند، رضایت شان از زندگی بیشتر است؛ مثلا افرادی که در بخش های روستایی زندگی می کنند، سطح رضایت شان از زندگی بیشتر از ساکنین مناطق شهری است. همبستگی غیر منتظره دیگر بین میزان زمان صرف شده در ارتباط با گروه همسالان و سطح رضایت از زندگی حاکی از این بود که هرچه ارتباط با همسالان بیشتر باشد، افراد تمایل بیشتری به شادی دارند. افزون بر یافته های فوق این بررسی به شناسایی یک استثناء در باره حلقه ارتباطی افراد باهوش نیز منجر شد: آنها با اجتماع کمتری از افراد احساس شادمانی می کردند!توضیح احتمالی پژوهشگران در باره این افراد باهوش تنها بدین گونه بود که: احتمالا افراد باهوش تمایل دارند بر اهداف بلند مدت تمرکز کنند و معاشرت با گروه همسالان باعث انحراف از رسیدن به اهداف رضایت بخش تلقی می گردد؛ آنها همچنین اضهار داشتند که افراد باهوش تر قدرت سازگاری بیشتری با دنیای مدرن و شیوه های جدید زندگی دارند. شاید جواب اصلی این گونه باشد. برخی از ارتباطات اجتماعی عامل مهمی برای شادی و لذت محسوب شوند، اما افراط در آن ها اثرات مشابهی چون برخی از وابستگی ها را دارا می باشد و باعث می شود تا ما را از کشف احساسات و اهداف واقعی خودمان دور نگهدارد. مترجمان: رضا شجيع جلفان ، کارشناس ارشد مشاوره مدرسه . دانشگاه آزاد قوچان زهرا غلام زاده، کارشناس فیزیک. دانشگاه فردوسی مشهدReference Psych Central. (2017). Bundrant, Mike. Why Smarter People are more likely to Be Loners. https://blogs.psychcentral.com/nlp/2017/07/why-smarter-people-are-more-likely-to-be-loners ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 08 Aug 2017 12:29:27 GMT http://migna.ir/vdchzmnk.23nzqdftt2.html تشخیص افسردگی با استفاده از تصاویر پست شده در شبکه‌های اجتماعی http://migna.ir/vdcammny.49n6i15kk4.html به گزارش ساینس دیلی، در این مطالعه محققان با بررسی 43 هزار و 950 تصویر پست شده توسط 166 داوطلب در شبکه‌های اجتماعی و بررسی سابقه بهداشت روانی این افراد دریافتند حدود نیمی از این داوطلبان در سه سال گذشته سابقه افسردگی داشتند. تصاویر پست‌شده توسط این افراد از نظر روشنایی، نور و رنگ بررسی شد. نتایج نشان داد افراد افسرده بیشتر تمایل دارند تصاویر تیره، خاکستری و کم نور به اشتراک بگذارند. فیلتر مورد علاقه این افراد Inkwell است که تصاویر را سیاه و سفید می‌کند؛ در حالی که داوطلبان غیر افسرده، بیشتر از فیلتر Valencia استفاده می‌کنند که عکس‌ها را گرم‌تر می‌کند. چهره‌های موجود در تصاویر نیز سرنخ‌های ارزشمندی را برای درک حالات روحی دراختیار می گذارد. این مطالعه نشان می‌دهد تعداد چهره‌های موجود در تصاویر پست شده توسط افراد افسرده بسیار کمتر است که می‌تواند نشانه تعاملات اجتماعی کمتر این افراد باشد، از طرفی خویش‌اندازهای غمگین نیز در پست‌های این افراد زیاد دیده می‌شود. محققان معتقدند با توجه به افزایش تعاملات اجتماعی در اینترنت، شناسایی زودهنگام علایم بیماری‌های روحی با استفاده از الگوریتم‌های خاص امکان‌پذیر است و از این طریق می‌توان بسیاری از اختلالات روحی را خیلی زود تشخیص داد. سیستم طراحی شده توسط محققان دانشگاه هاروارد حدود 70 درصد از سرنخ‌ها مرتبط با افسردگی را شناسایی می‌کند که در تشخیص زودهنگام افسردگی بسیار موثر است. محققان امیدوارند برنامه‌هایی را توسعه دهند که با استفاده از تلفن هوشمند و تعاملات کاربر در شبکه های اجتماعی، حالات روحی را به طور مداوم نظارت کند و قادر به تشخیص اختلالات روحی در مراحل اولیه باشد. مترجم: سپیده کاشانیخبرگزاري ايرنا   ]]> اخبار علمی و فناوری Tue, 08 Aug 2017 07:12:55 GMT http://migna.ir/vdcammny.49n6i15kk4.html با عاشق شدن‌های دوران نوجوانی فرزندمان چگونه برخورد کنیم؟ http://migna.ir/vdcipwa5.t1azq2bcct.html به گزارش ميگنا نسرین ریاحی - روانشناس در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: از نوجوانی به عنوان دوره بحران نام برده شده است و والدین باید حتما مطالعه‌های زیادی در مورد ویژگی‌های عاطفی، شناختی و جسمی نوجوانان داشته باشند تا با آشنایی از این دوران، نوجوان خود را به درستی هدایت کند. در این صورت خواهند دید که بسیاری از رفتارهایی که می‌تواند موجب رنجش پدر و مادر شود، برای این دوره کاملا طبیعی است و به جد نیازمند صبر و مهربانی است.به دلیل سرعت بالای رشد در این دوره به ویژه در حوزه جنسی، نوجوان به شناخت جنس مخالف گرایش می‌یابد و در این مورد احساس پیدا می‌کند ولی این احساسات بیشتر از آن‌که جنبه عقلانی داشته باشند جنبه احساسی دارند. علاوه بر این، علاقه‌مندی به رمان‌ها و فیلم‌های عاشقانه و کنجکاوی‌های جنسی نیز از همین دوران شروع می‌شود. از این‌رو، بهتر است که والدین به جای ایجاد محدودیت، با کسب آگاهی از نوجوان خود مراقبت کنند.  والدین باید نحوه برخورد با دوران بلوغ را به نوجوان خود بیاموزند، نوجوان باید بداند که والدین دوستش دارند و این احساسات متلاطم طبیعی است. البته او در این سن از ناپختگی رنج می‌برد و والدین راهی ندارند جز این‌که با چنین وضعیتی با فرزندشان با احتیاط برخورد کنند؛ چراکه در غیر این صورت ممکن است نوجوان دست به رفتارهایی بزند که بسیار غیر عقلانی بوده و نتیجه‌ای جز پشیمانی خودش و والدین نخواهد داشت.  صمیمی شدن با نوجوان در حدی که بتواند به راحتی مسائلی که برایش پیش می‌آید را با والدین هم جنس خود مطرح کند خوب است و بدون شک الگوی سالم اخلاقی و جنسی والدین هم در این مورد تاثیر به‌سزایی دارد؛ در واقع باید نگرش مثبت خود را نسبت به احساس عشق نشان دهیم و توامان در خصوص بی‌بند و باری‌های جنسی و خطرات آن گوشزد کرده و نوجوان‌مان را آگاه کنیم. نوجوانانی که این اطلاعات را از والدین هم جنس خود می‌گیرند در مقایسه با کسانی که از دوستان خود اطلاعات کسب می‌کنند، آگاهی‌ها و رفتار سالم‌تری را دریافت کرده‌اند؛ به عبارتی نوجوان به شدت نیازمند توجه و دیده شدن است و باید تمهیدات را طوری بچینیم تا برای رفع تشنگی خود دست به انتخاب دوستی‌های ناسالم نزند.  نوجوان باید نسبت به خود تصورات مثبتی داشته باشد و یقین حاصل کند که از نظر چهره، فیزیک و توانایی‌های خاص خود مورد قبول والدین است. مشغول بودن نوجوان در کلاس‌های ورزشی، گوش کردن به حرف‌ها و درد دل‌های مختلف او، درک شرایط، بیان داستان‌های نوجوانی از زبان والدین، اطلاع از پیامدهای ناگوار دوستی‌ها و روابط ناسالم، همچنین ایجاد بسترهایی برای رشد شناختی و مهارتی نوجوان طوری که بخش مهمی از اوقاتش را صرف آموزش و یادگیری کرده و بتواند از طریق رشد در مهارت‌های هنری ابراز وجود کند نیز تاثیر مثبتی دارد. نوجوان باید بداند که پدر و مادر در این مسیر پرتلاطم کنارش هستند.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 08 Aug 2017 06:16:24 GMT http://migna.ir/vdcipwa5.t1azq2bcct.html «تنهایی» و «انزوای اجتماعی» تهدیدی بزرگتر از چاقی http://migna.ir/vdcfxtdj.w6dyvagiiw.html به گزارش مهر، داشتن ارتباط اجتماعی با دیگران یک نیاز انسانی بسیار مهم و اساسی تلقی می شود که برای سلامت و بقاء ضروری است. جولیان هولت لونستاد، سرپرست تیم مطالعه در دانشگاه بریگام یانگ، در این باره می گوید: «نتایج مطالعات ما نشان می دهد نسبت بزرگی از جمعیت آمریکا انزوای اجتماعی را تجربه می کنند.» مطالعات نشان می دهد حدود ۴۲.۶ میلیون فرد بزرگسال بالای ۴۵ سال در ایالات متحده آمریکا از تنهایی مزمن رنج می برند. بعلاوه طبق جدیدترین داده های آماری، بیش از یک چهارم جمعیت تنها زندگی می کنند، بیش از نیمی از جمعیت مجرد هستند، و نرخ ازدواج و تعداد فرزندآوری کاهش یافته است. به گفته هولت لونستاد، «این روند نشان می دهد که جمعیت آمریکا ارتباط اجتماعی بسیار کمتری داشته و تنهایی بیشتری را تجربه می کند.» در این مطالعه ابتدا داده های ۱۴۸ مطالعه مربوط به بیش از ۳۰۰ هزار شرکت کننده بررسی شد و مشخص شد ارتباط اجتماعی بیشتر با ۵۰ درصد کاهش ریسک مرگ زودهنگام مرتبط است. سپس در مطالعه ای دیگر، نتایج ۷۰ تحقیق شامل بیش از ۳.۴ میلیون نفر از سراسر دنیا بررسی شد و تاثیر سه فاکتور انزوای اجتماعی، تنهایی یا تنها زندگی کردن بر نرخ مرگ و میر مورد بررسی قرار گرفت. محققان دریافتند هر سه فاکتور تاثیر مساوی و چشمگیری بر ریسک مرگ زودهنگام داشتند و حتی تاثیرشان به اندازه چاقی یا حتی فراتر از آن بود. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 08 Aug 2017 04:07:31 GMT http://migna.ir/vdcfxtdj.w6dyvagiiw.html راهکارهایى براى نادیده گرفتن افکار خودسرزنش گر http://migna.ir/vdcc4pq0.2bqsp8laa2.html فرد خودخور نسبت به توانایی‌ها و داشته‌های خود دید منفی دارد و بیشتر در پی برجسته کردن کمبود‌های خود است؛ در واقع این‌گونه افراد نسبت به محرک‌های محیطی و پیرامونی خود دچار حساسیت‌های افراطی بوده و همیشه از افسردگی و اضطراب رنج می‌برند.  این افراد همواره در حال رنجش، سرزنش و مجازات خود هستند و تصور می‌کنند اطرافیانشان در مورد آن‌ها قضاوت کرده و آن‌ها را مورد ارزشیابی قرار می‌دهند و تصاویر ذهنی و افکار منفی موجود در روان ناخودآگاه افراد خودخور آن‌ها را کنترل و مدیریت می‌کنند. هنگامی که فرد دچار خودسرزنشی می‌شود با کشمکش‌های روانی و ذهنی فراوانی درگیر است و گاهی برانگیخته و هیجانی شده و برخی اوقات در خود فرو رفته و منزوی می‌شود که همه این موارد باعث کاهش اعتماد به نفس در آن‌ها شده و تاثیر مخربی بر جسم و روان آن‌ها دارد که باید با تمرین مستمر الگو‌های فکری منفی را محدود کرد.شگل گیری گفت و گوی درونی در انسان در واقع تغییر نوع نگاه و باور‌های افراد خودخور ممکن است در پروسه درمانی آن‌ها موثر واقع شود، یعنی بیش از آنکه به کمبود‌های خود توجه داشته باشند باید داشته‌ها و توانمندی‌های خود را برای موفقیت و داشتن زندگی بهتر برجسته کنند. مرجان محمدیان دکترای روان شناسی عمومی با بیان اینکه نام علمی خودخوری "گفت و گوی درونی" است که از سن 2سالگی آغاز و به صورت واضح مشاهده می‌شود؛ گفت: افرادی که در کودکی خود باقی می‌مانند؛ افرادی هستند که بلند بلند با خود صحبت می‌کنند یعنی ممکن است فردی چهل و اندی سال داشته باشد، اما از لحاظ شخصیتی رشد عاطفی نداشته و با خود بلند صحبت می‌کند. وی افزود: آغاز این نوع صحبت از 2 سالگی است که تا سه یا چهارسالگی ادامه می‌یابد و بعد از آن یک گفت و گوی خود تنبیهی داریم که گفتگوی درونی شکل می‌گیرد؛ به عنوان مثال یک کودک پنج ساله که از خواب بر می‌خیزد می خواهد به دنبال بازی برود و پدرش به او می‌گوید تا اين ساعت حق نداری مزاحم من شوی و او به رختخواب خود می‌رود و با خودش شروع می‌کند به گفتن این که حق نداری مزاحم شوی! وی با بیان اینکه نقش گفت و گوى  درونی یک نوع خودکنترلی است، اظهار کرد: در انسان این فرآیند شکل می‌گیرد که بتواند با قدرت کلمات رفتار‌های خود را کنترل کند و افرادی که گفت و گو‌های درونی یعنی خودخوری‌های آن‌ها خیلی ضعیف؛ ناقص یا بیمارگونه است کسانی هستند که کنترل روی رفتار خود ندارند و در اصطلاح به آن‌ها افراد تنبل گفته می‌شود یا خیلی دنبال تفریح هستند.چگونه دست از خود خوری کردن برداریم؟ براساس مطالعات، خود خوری کردن منجر به ناراحتی‌های عاطفی جدی نیز می‌شود که اغلب افراد برای فرار از این مشکل، به روش‌های ناسالم مثل پرخوری یا مصرف مواد مخدر روی می‌آورند. اگر خود خوری می کنید، حتما می‌دانید که وقتی ذهنتان خاموش نیست نمی‌توانید بخوابید. بررسی‌های انجام شده در تایید این موضوع نشان داده اند که خود خوری کردن و غصه خوردن منجر به کاهش زمان خواب و کیفیت آن می‌شود. محمدیان با اشاره به اینکه گفت و گوی درونی در حد سالم و نرمالش باعث می‌شود که رفتار انسان کنترل شود؛ تصریح کرد: زمانی که فرد تلویزیون تماشا می‌کند گفت و گوی درونی به انسان می‌گوید که تلویزیون تماشا کردن کافی است و الان باید مثلا به سراغ مطالعه بروی در نتیجه فرد تلویزیون را خاموش کرده و به سراغ مطالعه و خواندن کتاب می‌رود بنابراین گفت و گوى درونی نرمال رفتار‌های انسان را کنترل می‌کند تا افراط و تفریط در آن‌ها بوجود نیاید. خودخوری ممکن است ناشی از ضعف اعتماد به نفس، ضعف عزت نفس، حسادت، شناخته نشدن ظرفیت‌های فردی و متبلور نکردن ظرفیت‌های وجودی فرد باشد که یکی دیگر از مشکلات افراد خودخور، منعطف نبودن تفکر و اندیشه‌های آنهاست. وی تاکید کرد: اگر گفت و گوی درونی حالت بیمارگونه به خود بگیرد به آن «نشخوار ذهنی» گفته می‌شود یعنی فرد کلمات خود را چند بار بیرون آورده و دوباره آن‌ها را جویده و می‌خورد و مدام به آن‌ها فکر کرده و مشغول حل و فصل آن است که این تکرار مداوم اذیت کننده است. راهكار مقابله با خودخوری کردن كمك گرفتن از روان شناس یا روانپزشک است تا باشناسایی افکار منفی و اشتباهات فکری جایگزینی برای آن‌ها پیدا كرد و یاد گرفت که فکرکردن به مشکل، کمکی به انسان نمی‌کند بلکه باید به دنبال راه حل بود. محمدیان بیان کرد: پایان دادن به نشخوار افکار قدیمی، پیش داوری و پیش بینی فاجعه برای آینده، به زبان ساده است، اما با تمرین مستمر می‌توان الگو‌های فکری منفی را محدود کرد و با قوت بخشیدن به توانایی‌ها و منعطف کردن افکار زندگی بهتری را خلق کرد.خودخوری کردن در زنان بیش از مردان است از آنجایی که یکی از ویژگی‌های افراد خودخور دارا بودن حساسیت‌های افراطی است و زنان نیز شخصیت حساس‌تری دارند، به نظر می‌رسد خودخوری در زنان بیشتر مشاهده می‌شود. این دکترای روان شناسی عمومی با بیان اینکه گفت وگوى درونی همان کنترل وجدان است، عنوان کرد: وجدان، انسان را کنترل کرده و او را از کار بد باز می‌دارد؛ در واقع وجدان از باید‌ها و نباید‌های فرد تشکیل شده است که درسن هفت یا هشت سالگی شکل می‌گیرد و اصولا در تمام جوامع روی دختر‌ها به خاطر اینکه احساساتی و ظریف هستند باید‌ها و نباید‌های بیشتری حاکم است بنابراین وجدان به شکل قویتری در زنان شکل می‌گیرد. وی با اشاره به اینکه معمولا والدین باید و نباید‌های بیشتری روی فرزندان دختر دارند که به خاطر ظرافت فیزیولوژی و آناتومی بدن است؛ اظهار کرد: البته خیلی از عوامل دیگر سبب می‌شود تا این باید‌ها و نباید‌ها بیشتر شود بنابر این خود خوری در زنان بیشتر از مردان است، زیرا باید و نباید‌های دوران کودکی آن‌ها بیشتر بوده است.  گفت و گوی درونی در زنان قوی‌تر عمل می‌کند و حتی در مواقعی می‌تواند برای زنان مفید بوده و از برخی آسیب‌ها جلوگیری کند؛ اما اگر جنبه بیمارگونه به خود بگیرد شدت آن نیز از مردان بیشتر خواهد بود، زیرا گفت و گوی درونی در زنان شدت بیشتر و قوی تری دارد. اگر گفت و گوی درونی حالت بیمار گونه به خود بگیرد می‌تواند در نهایت شبیه وسواس شود، اما ارتباطی با بیماری وسواس ندارد؛ زیرا در گفت و گوی درونی بیمارگونه فرد یک شناخت بیمارگونه و باور غلط و اشتباه دارد که ارزشمند نیست و نمی‌تواند کاری انجام دهد. این دکترای روان شناسی عمومی با بیان اینكه در بیمار وسواسی تکرار یک فکر صورت می‌گیرد؛ بیان کرد: درواقع یک انتقال دهنده عصبی بیمار داریم که سروتونین نام دارد که میزان آن کم شده و در نتیجه تکرار در یک فکر یا کار صورت می‌گیرد که برای مقابله با این بیماری لازم است به روان شناس یا روانپزشک مراجعه کرده و درمان‌های لازم را دریافت کرد. باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که فکرکردن زیاد درباره هرچیز، نه تنها مزاحم انسان است، بلکه می‌تواند تأثیر مخربی بر سلامتی جسم و روح بگذارد پس بهتر است درمواجهه با چنین وضعیتی از افراد متخصص کمک گرفت و با کمی تمرین و ممارست از دست این نوع افکار خلاصی یافت. گزارش از زهرا رحیمی- باشگاه خبرنگاران ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 07 Aug 2017 12:22:06 GMT http://migna.ir/vdcc4pq0.2bqsp8laa2.html یوگا درمانی برای افسردگی http://migna.ir/vdci5wa5.t1azw2bcct.html ميگنا: به‌ گزارش ‌سایت MNT، گزارش‌ها نشان داده است که حدود ۱۶ میلیون بزرگسال در آمریکا در ۱۲ ماه گذشته نشانه های افسردگی را تجربه کرده‌اند. افسردگی یکی از شایعه‌ترین مشکلات روانی است. داروهای ضد افسردگی معمول‌ترین درمان‌ برای این بیماری هستند. با این حال حدود ۱۰ تا ۳۰ درصد بیماران با مصرف داروهای ضد افسردگی پیشرفتی ندارند. بررسی‌های اخیر نشان داده است که یوگا تاثیر زیادی در کاهش نشانه های افسردگی دارد. آزمایش‌هایی که بر روی تعدادی فرد بزرگسال انجام شده است که نشان می‌دهد که ۵۸ درصد این افراد با انجام یوگا شرایط بهتری را پیدا می‌کنند. یوگا به دلیل تمرکز بر تنفس و افزایش آرامش  در درمان افسردگی تاثیرگذار است. همچنین این ورزش باعث کاهش استرس و اضطراب در بیماران افسرده می‌شود. در این مطالعات افراد مورد بررسی حداقل دو و نیم ساعت در طول هفته‌ یوگا انجام می دادند و این کار را برای ۹ هفته‌ ادامه دادند تا شاهد تاثیر این ورزش باشند. بررسی‌ها نشان داد که تاثیر انجام دادن یوگا تا چهار ماه بعد در افراد بیمار مشاهده می‌شود.ايسنا   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 07 Aug 2017 03:49:40 GMT http://migna.ir/vdci5wa5.t1azw2bcct.html کودک درون خود را دریابید http://migna.ir/vdciwwa5.t1az52bcct.html ميگنا: کودکان از دیدن یک پروانه، گل های رنگارنگ، شناور بودن ابرها در آسمان آبی یا بازی کردن در کنار یک دوست می توانند شاد شوند. در حقیقت کودکان به طور طبیعی می دانند وقتی موضوعی ناراحت شان کرد چگونه خود را آرام کنند. اما بزرگسالان بیشتر مواقع استراتژی های دوران کودکی شان را فراموش می کنند و به دنبال روش های جدیدی برای رسیدن به آرامش هستند اما فواید کودک درون چه هستند؟   خیالپردازی کودکان خیلی راحت در ذهن شان داستان سرایی می کنند و با خیالپردازی های مورد علاقه شان از لحظه شان لذت می برند. آنها می توانند اتاق شان را همچون مزرعه ای زیبا ببینند و حتی از بوییدن گل های خوش عطر شادمان شوند. کودک درون می تواند این خلاقیت را دروجودتان حفظ کند و هرزمان که به آرامش نیاز داشتید به کمک تان بیاید. در حقیقت به وسیله تصور شرایط ایده آل از اضطراب تان بکاهید. خواب راحت کودکان به راحتی خواب شان می برد و هرازگاهی در بین روز چرت می زنند. ممکن است در بزرگسالی این گونه خوابیدن را تنبلی بدانید اما چرت زدن های کوتاه می تواند خستگی را از تن تان دور کرده و آرامش را به شما برگرداند. بدین ترتیب کارآیی و سلامت جسمی و روحی تان نیز افزایش می یابد. کودک دورن تان می تواند چنین کار ارزنده ای برایتان انجام دهد. بازی کردن کودکان همیشه بازی می کنند و از زندگی شان لذت می برند. ما بزرگسال ها چنان گرفتار مسائل روزمره می شویم که به طور کل بازی کردن را فراموش می کنیم و یا این کارها را خاص دوران کودکی می دانیم اما باید یادآور شد که بازی می تواند ذهن را از توجه به موضوعات اضطراب آور رها کند. بنابراین از کودک درون تان پیروی کرده و از بازی کردن خجالت نکشید. بیداری کودک درون آیا کودک درون تان را از دست داده اید و نمی توانید از فواید آن بهره مند شوید. نگران نباشید آن هرگز از بین نمی رود فقط به خواب رفته و شما باید آن را بیدار کنید. اگر این اتفاق را می خواهید روش های زیر را به کار برید: 1- اعتماد برای اینکه بتوانید کودک از دست رفته درون تان را بیدار کنید و او خود را به شما نشان دهد، باید مطمئن باشد که شما همیشه کنارش هستید. او به حمایت شما نیاز دارد و باید بداند که شما دیگر قصد ندارید او را به فراموشی بسپارید. 2- نامه نگاری اگر می خواهید کودک درون تان را بیدار کنید می توانید برایش نامه بنویسید. کاغذی برداشته و روی کاغذ به او سلام کنید و بگویید از اینکه از اوغفلت کرده اید خیلی متاسف هستید. بنویسید نمی خواهید بیش از این بدون کمک های او به زندگی پر مشغله تان ادامه دهید و همیشه از یاری های او استقبال خواهید کرد. 3- رهایی از اضطراب دست از نگرانی در خصوص هر مساله ای بردارید. اجازه دهید کودک درون تان به جای شما به این اتفاق های کوچ بنگرد و متوجه می شوید که چقدر با آرامش رفتار می کند و حتی به وسیله او می توانید راه حل های مفیدی برای مشکلات تان پیدا کنید. 4- خلاقیت برای انجام دادن هر کاری سعی کنید خلاقیت تان را به کار برده و با تصور سازی به روش های جدیدی دست پیدا کنید. مثلا اگر می خواهید غذا درست کنید، مجبور نیستید حتما از یک دستور غذایی خاص پیروی کنید. می توانید خوراکی های مختلف را با ادویه های گوناگون با هم ترکیب کرده و غذای جدیدی تهیه کنید. به کاربردن خلاقیت ویژگی کودک درون تان است که با این کار او را بسیار شاد می کنید. 5- مشغله های بزرگسالی مسلما مسئولیت های بزرگسالی اجازه نمی دهد از آموزش های کودکی تان لذت ببرید اما هرازگاهی به کودک درون تان اجازه بازی و شیطنت های شیرین بدهید تا مسائل و مشکلات بسیار خسته کننده بزرگسالی روح تان را آزار ندهد.  زندگی آنلاین ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 06 Aug 2017 04:55:07 GMT http://migna.ir/vdciwwa5.t1az52bcct.html خوابگردی و ارتباط آن با افسردگی و اضطراب http://migna.ir/vdcjaiex.uqevtzsffu.html به گزارش میگنا، بر اساس مطالعات محققان در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد، حدود ۱.۱ میلیون فرد بالغ در ایالات متحده معادل ۳.۶ درصد از کل جمعیت بزرگسالان کشور مستعد خوابگردی هستند. این تحقیق نشان می‌دهد که خوابگردی با اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب ارتباط دارد.به گفته دکتر موریس اوهایون، استاد روان‌پزشکی و علوم رفتاری و از نویسندگان اصلی این مقاله، نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که خوابگردی بیشتر در میان بزرگسالان شایع است. یافته‌های این مقاله در شماره جدید مجله پزشکی آکادمی نورولوژی آمریکا منتشر می‌شود.خوابگردی اختلالی است که عواقب جدی به دنبال دارد. این عارضه به خوابگردان و افراد پیرامون آنها آسیب می‌رساند. به گفته محققان، خوابگردی عملکرد روانی بیماران را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. تصور می‌شود که مصرف دارو و ابتلا به برخی از مشکلات روانی عامل بروز خوابگردی باشند. با این حال، علت دقیق بروز این عارضه مشخص نیست. از میزان شیوع این بیماری نیز اطلاع چندانی در دست نیست.بر اساس مطالعاتی که ۱۰ سال پیش در بخشی از اروپا انجام شد، مشخص گردید که ۲ درصد از جمعیت کل اروپا از خوابگردی رنج می‌برند. به غیر از این مطالعه، اطلاعات دیگری در مورد میزان شیوع خوابگردی شبانه در میان بزرگسالان وجود ندارد. مطالعات مرتبط با میزان شیوع خوابگردی در ایالات متحده در حدود ۳۰ سال پیش انجام شده است.در مطالعه اخیر از یک نمونه بزرگ برای انجام بررسی‌های لازم استفاده شده است. مطالعات محققان با هدف بررسی نقش مصرف دارو و ابتلا به اختلالات روانی در بروز خوابگردی به انجام رسیده است.  الو دکتر   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 05 Aug 2017 07:32:26 GMT http://migna.ir/vdcjaiex.uqevtzsffu.html از کودک آزاری عاطفی چه می‌دانید؟ http://migna.ir/vdch-mnk.23nzidftt2.html رابطه کودک با مادر دو بخش دارد که عبارتند از وابستگی (احساس مادر نسبت به کودک) و دلبستگی (احساس کودک نسبت به مادر). وابستگی پیش از تولد در مادر به وجود می‌آید و زمانی که نوزاد را بلافاصله بعد از تولد در آغوش مادر قرار می‌دهند، تماس پوست با پوست مادر و نوزاد، احساس وابستگی مادر به کودک را افزایش می‌دهد. دلبستگی از حوالی شش ماهگی به بعد در کودک به وجود می‌آید و تا دو سه سالگی کامل می‌شود. رابطه عاطفی بین مادر و کودک در سلامت روان کودک موثر است و هرگونه رفتار تحقیرآمیز، طرد، توهین و سرزنش کودک توسط والدین و اطرافیان، کودک آزاری عاطفی محسوب می‌شود. والدین و مراقبانی که کودک را طرد می‌کنند یا به او اجازه نمی‌دهند با دوستان و هم‌سن و سالان خود ارتباط داشته باشد، عملا کودک را منزوی می‌کنند یا والدینی که برای کنترل کردن کودک، او را از چیزی می‌ترسانند یا ترس‌های خود را به او انتقال می‌دهند یا وجود او را در خانه نادیده می‌گیرند و به احساسات او توجه نمی‌کنند، در واقع مرتکب کودک آزاری عاطفی شده‌اند. کودکی که نادیده گرفته شود در روابط خود با همسالان و خواهر و برادر خود درگیر رقابت و حسادت بیمارگون می‌شود. یکی از مهم‌ترین آزارهای روحی، بدرفتاری عاطفی و بی‌توجهی و نادیده گرفتن کودک است. بدرفتاری عاطفی دایره وسیعی دارد؛ رفتار و نگرش‌های منفی مداوم نسبت به کودک به صورت کلامی، به کار بردن الفاظ زشت در صحبت و شوخی‌های منفی مکرر با او که سبب می‌شود کودک خود را بی‌ارزش و مستحق توهین بداند. این احساس بی‌ارزشی کودک را مستعد انواع اختلالات روانی می‌کند و غالبا آثار مخرب کودک آزاری عاطفی در دخترها به صورت افسردگی و در پسرها به شکل پرخاشگری خود را نشان می‌دهد و سایر علائم عبارتند از: اضطراب و ناآرامی، گریه، سکوت، بی‌قراری، ترس، ترس‌های شدید از موقعیت و افراد، پرخاشگری و ناتوانی در کنترل احساسات، ضعف در تصمیم‌گیری و انتخاب، ضعف در بیان احساسات، کمبود اعتماد به نفس، ناتوانی در ابراز وجود و رفتارقاطعانه، احساس کم ارزشی، طرد شدگی و حقارت، احساس خلأ عاطفی و ناامنی عاطفی ـ روانی، وجود رفتارهای انزواطلبانه، مردم گریزی، بعضا داشتن افکار و تمایلات خودکشی. برای درمان لازم است ابتدا جلسات مشاوره مداوم و منظم برای والد و مراقب کودک تشکیل شود و علاوه برآن کودک نیز در جلسات درمان گروهی قرار خواهد گرفت و با استفاده از روش‌های تقویت رفتار و انگیزشی می‌توان نیاز به دیده شدن را در کودک برآورده کرد. *دکتر مهرنوش دارینی-روان‌شناس و مشاورجام جم ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 03 Aug 2017 10:09:07 GMT http://migna.ir/vdch-mnk.23nzidftt2.html تاثیر آلزایمر بر خواب http://migna.ir/vdcexn8e.jh8zwi9bbj.html طبق اعلام بنیاد ملی خواب، بیماری آلزایمر می تواند موجب بروز موارد زیر در زمان خواب شود: - بیدار شدن در اواسط شب؛ - به سختی به خواب رفتن. بیخوابی ممکن است نشانه اولیه آلزایمر حتی قبل از از دست رفتن حافظه باشد. - سردرگمی و آشفتگی شبانه به دلیل کمبود خواب. بیماری آلزایمر که موجب از دست رفتن حافظه و قوای شعوری بخصوص در سنین بالا می شود نتیجه رسوب ماده ای به نام بتاآمیلوئید در سلول های مغز و سپس از بین رفتن آنها است. کم خوابی و بخصوص کمبود خواب عمیق می تواند روند تولید و رسوب بتا آمیلوئید در مغز را تشدید کرده و در نتیجه روند ایجاد الزایمر را تسریع کند. به گفته محققان خوشبختانه این یکی از عواملی است که تا حدودی قابل پیشگیری است. با بیشتر کردن میزان ورزش و فعالیت های بدنی در طول روز، با کمک گرفتن از روش های رفتاردرمانی و حتی با تحریک الکتریکی مغز جهت تقویت امواج مغزی می توان الگوهای خواب افراد را بهتر کرد. محققان می گویند خواب شبانه موجب شسته شدن مغز از پروتئین های سمی شده و این اثر محافظت کننده خواب بر روی مغز است.منبع: مهر ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Thu, 03 Aug 2017 09:43:53 GMT http://migna.ir/vdcexn8e.jh8zwi9bbj.html تحلیل رئيس سازمان نظام روانشناسي از ماجرای قتل " آتنا" و مرگ دلخراش " بنیتا" http://migna.ir/vdcawmny.49n6615kk4.html مردم ایران در مدت زمانی کمتر از یک ماه در نتیجه وقوع ۲ حادثه تاسف بار برای دختران سرزمین، دچار یک تاثر و اندوه عمومی شدند. حالا جامعه به این فکر می کند راه برون رفت از شرایط فعلی و رسیدن به جامعه ای که شنیدن این اخبار دلخراش در آن عادی نشده باشد چیست؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال با دكتر عباسعلی اللهیاری، رئیس سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره و استادیار گروه روان‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس به گفتگو پرداختیم:*طی سال‌های اخیر همواره شنیده ایم که آسیب‌های اجتماعی در کشور رو به افزایش است. چه عواملی در بروز شرایط فعلی موثر هستند و در اداره جامعه کجا غفلت شده است؟ وقتی از آسیب اجتماعی صحبت می‌کنیم ابتدا باید مفهوم سلامت اجتماعی را از خود سوال کرده باشیم و ببینیم در این مورد چه خلاءهایی داشته ایم که شرایط به موقعیت آسیبی از آسیب اجتماعی گرفته تا آسیب جسمانی و حتی روانی رسیده است. امروزه رویکرد علمی دنیا به سلامت، یک مفهوم چهار بعدی شامل سلامت جسمانی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت معنوی است. وقتی با موارد آسیبی مثل رویدادهای تاسف بار چند هفته اخیر مواجه می شویم به طور قطع نشان دهنده این است که یک یا چند بعد از سلامت مورد بی توجهی قرار گرفته و فراموش شده است. از مفهوم ۱۰۰ درصد سلامت فقط ۲۰ درصد آن جسمانی است. این در حالی است که در کشور ما موضوع سلامت در سال‌های گذشته روی سلامت اجتماعی متمرکز بوده و تمام بودجه و برنامه ریزی و نگرش‌ها روی سلامت جسمانی تاکید کرده است. همین نگاه به جامعه هم تزریق شده به طوری که توجه جامعه به تغذیه و ورزش جسمانی تا حدی زیادی جلب شده اما همین افراد با یک تلنگر و بحران، دچار فروپاشی می شوند. این به آن معناست که در جامعه ما مقابله با ناکامی و «سخت روحی» یا در فرهنگ خودمان «نستوهی» که ریشه تاریخی در عرفان و ادبیات ما دارد از بین رفته است. یا در سلامت اجتماعی همین جوان ورزشکار، پرخاشگر هم هست و توانایی کنترل خشم ندارد یا در موضوع ازدواج بلوغ جسمانی ندارد. یکی از دلایل بروز آسیب‌های اجتماعی همین خلاء است. تمرکز ما روی سلامت جسمانی بوده و بودجه های هنگفت صرف کردیم. با کنترل سازمان بهداشت جهانی همه ساله شاخص‌های سلامت جسمانی را ارائه می دهیم. خودمان هم برنامه‌های وسیع برای پیشگیری و درمان بیماریهای جسمانی داریم در حالی که حتی در همین بعد سلامت نیز انواع و اقسام بیماریهای جسمانی قلبی و ... در فضای استرسی جامعه بروز و ظهور می یابند و ورزشکاران ما دچار مشکلات عصبی می شوند. حتی اگر بخواهیم فقط سلامت جسمانی را تضمین کنیم لازم است سلامت روان و سلامت اجتماعی را مورد توجه قرار دهیم. متولی سلامت کشور باید نگاه پزشکی و دارونگری و جراحی محوری را کنار بگذارد. تا زمانی که نگاه ما این است، همین مشکلات را در آینده هم داریم و چه بسا بحرانی تر هم بشود. در بسیاری  از کشورهای توسعه یافته تا ۷۰ درصد بودجه های سلامت صرف سلامت روانی و اجتماعی می شود؛ این در حالی است که به گفته وزارت بهداشت، ما تنها ۳ درصد بودجه سلامت را صرف سلامت روان می کنیم که آن هم برای تامین تخت در بیمارستان روانی است. نسبت به ابعاد سلامت غفلت تاریخی داریم تخصیص بودجه و نگرش باید اصلاح شود. در دلسوزی مسئولان تردیدی نداریم اما با نگاه فعلی قاطعانه می گویم هرکس وعده دهد در آینده سلامت مردم بهبود پیدا خواهد حرفی شعاری و غیر کارشناسی زده است. *گام نخست برای کنترل و مقابله با آسیب‌های اجتماعی چیست و با ادامه وضعیت فعلی چه تصویری از جامعه در قبال آسیب‌های اجتماعی قابل ترسیم است؟ رگ حیاتی ما به این بستگی دارد که نگاهمان را عوض کنیم؛ در غیر این صورت بودجه کشور را هدر داده ایم اما سلامت مردم تغییری نکرده است. اثرات آسیب‌های اجتماعی از جنگ هم خطرناک تر است. در آسیب‌های اجتماعی خانواده و فرد از درون در حال فروپاشی است در اینجا بدون حمله نظامی کشور از بین می رود. ما نیروهای جوان را تبدیل به یک نیروی مریض پرخاشگر و بزهکار می کنیم که هم برای خود و هم برای جامعه خطرناک هستند. در حالی که همین جوانان را هم در صورتی که آموزش می دادیم و پیشگیری می‌کردیم نیروی سازنده کشور می شدند. در سال‌های اخیر با موضع گیری دقیق رهبری در سیاست‌های مختلف، مسئولان کشور دعوت شدند و خودشان در مرکز میدان مساله آسیب‌های اجتماعی را هدایت می کنند. در بحث برنامه‌ریزی و ورود اسناد بالادستی اقدامات خوب است اما اثرگذاری وقتی است که برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داشته باشیم. باید به سمت ارتقای سلامت اجتماعی برویم. واقعیت این است که نگاه درمان‌محور در حوزه آسیب‌های اجتماعی اگرچه لازم است اما در وضعیت فعلی جامعه ما کارایی چندانی ندارد. شرایط به گونه ای است که تا می خواهیم گوشه ای از آسیب‌های اجتماعی را درمان یا به مفهوم دقیق‌تر بهبود ببخشیم،  انواع و اقسام آسیب‌ها در اشکال دیگر از گوشه و کنار جامعه بیرون می زند و همیشه چند قدم از آسیبها عقب هستیم. ما باید به فکر بستن گلوگاه‌ها باشیم تا ورودی جامعه در زمینه مشکلات اجتماعی کمتر شود. باید قبول کنیم منابع کشور محدود است و گلوگاه‌ها به قدری گشاد شده اند که با روند فعلی به گرد آسیب‌های اجتماعی هم نمی رسیم. مونیتورینگ و پایش مسایل اجتماعی باید در اولویت کار قرار گیرد و در کنار آن، موضوع پیشگیری را برای افراد و گروه‌های در معرض خطر دنبال کنیم. در نهایت موضوع مداخله برای افرادی که دچار آسیب‌های اجتماعی و روانی شده اند باید مورد توجه باشد تا بتوانیم پیش‌بینی کنیم ظرف ۵ یا ۱۰ سال آینده چه گام‌هایی قرار است برداریم. *به موضوع گلوگاه‌های بروز آسیب اجتماعی اشاره کردید. این گلوگاه‌ها در جامعه ما در چه جایگاه‌هایی واقع شده است؟ در بحث آسیب‌های اجتماعی و روانی مثل طلاق، عدم کنترل خشم، اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر و ... تجارب ما نشان می دهد که خلاءهایی در جامعه وجود دارد که سیل آسیب‌های اجتماعی را سبب می شود. یکی از مهمترین موارد توجه به سال‌های نخست زندگی است. ما در ارائه آموزش‌های فرزندپروری به خانواده ها غفلت کرده ایم. پرورش شتر مرغ در کشور نیاز به دوره تخصصی دارد اما در همین کشور پدر و مادر بچه دار می شوند در حالی که حداقل‌های فرزندپروری را نمی دانند. در گذشته نهادهای سنتی و خانواده گسترده در کنار افراد سالمند خانواده سبب می شد که تا حد زیادی این خلاء پر شود اما امروزه این نقش‌ها فراموش شده یا به نهادهای دولتی سپرده شده بنابراین لازم است دستگاه‌های دولتی و حاکمیتی در این زمینه ورود کنند و حتی شده به صورت اجباری آموزش‌های فرزندپروری با شیوه علمی و با تکیه بر آموزه های فرهنگی و دینی خودمان به پدر و مادرها ارائه شود و تنها با این روش است که در درازمدت بسیاری آسیب‌های اجتماعی کنترل می شود. علم روانشناسی ثابت کرده است دقیق ترین آثار عملکرد مادر در خانواده همچون نقشی بر سنگ بر شخصیت کودک اثر دارد. زندگی کودک در سال‌های نخست زندگی باید به طور کامل طی شود در حالی که اگر مادر رضایت از زندگی نداشته باشد و نتواند احساس مثبت خود را به فرزند منتقل کند، مشکلات در بزرگسالی نمایان می شود. در مطالعه شخصیت بسیاری از افراد بزهکار در می یابیم که ارضا نشدن نیازهای عاطفی در دوران کودکی و خردسالی از دلایل جدی بروز جرایم و آسیب‌های اجتماعی است. بحران‌های عاطفی مانند زخمی در روح و روان فرد که در اثر ضربات روحی دوران کودکی به وجود می آیند، تمام رفتارهای دوران بزرگسالی را تحت تاثیر قرار می دهند. از جمله فقدان روابط اجتماعی سالم، فقدان مهارت‌های ارتباطی موثر، نبود اعتماد و عزت نفس که سبب می شود کمترین بحران‌ها و ناکامی‌ها سبب بروز اعمال پرخاش‌گرایانه شود. یکی از گلوگاه‌ها همین ظرفیت دوران کودکی است که ما نسبت به آموزش آن به والدین اقدام درخوری انجام نداده ایم. یک گلوگاه دیگر اینکه به آموزش مهارت‌های زندگی به شهروندان از هر قشری بی توجهی شده است. با افزایش سن باید متناسب با مقتضیات سنی و زمانی، آموزش‌های مهارت‌های زندگی در سنین کودکی، نوجوانی، جوانی و حتی بزرگسالی ارائه شود. در حال حاضر مدارس و دانشگاه‌های ما همه نوع علم حتی علومی که چندان در زندگی کاربردی  نیستند را ارائه می دهند اما در مورد آموزش‌های زندگی سالم غفلت کرده ایم. مهارت‌هایی مثل مقابله با خشم، مقابله با استرس، تفکر منطقی، ارتباط متقابل و همدلی، نیازمند دوره و کلاس یا ارائه از سوی رسانه های موثر و پر مخاطب مثل صدا و سیما است. فردی که آموزش ندیده مبتنی بر غرایز خود رفتار می کند و در مواجهه با بحران‌ها دست در خزانه آموزش‌های رفتاری خود می کند اما از آنجا که آموزش درستی ندیده است، رفتاری غیراجتماعی مثل پرخاشگری، افسردگی، درگیری و ... از خود بروز می دهد. باید تفکر حل مساله، قدرت تحلیل شرایط و نگاه منطقی به شهروندان آموزش داده شود و این با شعار محقق نمی شود بلکه یک چارچوب رفتاری استاندارد و الگوی منطبق با فرهنگ ملی و اسلامی باید به مردم معرفی شود. *به نظر کارشناسان، در کنار عوامل روانی، برخی عوامل اجتماعی هم در بروز آسیب‌های اجتماعی موثر است. مهمترین عوامل اجتماعی از نظر شما چیست؟ ما نتوانسته ایم برای جوانان کشور برنامه ریزی کنیم، اشتغال از مسائل اصلی است که در آن ضعیف عمل کرده ایم. در کنار آن بیکاری، فساد و تبعیض سبب بی اعتمادی و نا امیدی جوانان به آینده شده است و همین از عوامل اصلی رفتارهای پرخاشگرایانه و ضد اجتماعی در جوانان و دیگر اقشار است. کشور ما فشارهای ناشی از جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته است و جوانان ما نشان داده اند اگر به آنان اعتماد شود، می توانند کارهای بزرگ انجام دهند اما به این موضوع آن طور که باید و شاید پرداخته نشده است. این جوانان می توانند کشور را اداره کنند اما همین افراد به دلیل ضعف ساختاری و برنامه‌ریزی غلط اقتصادی جامعه را تحت تاثیر قرار داده و می بینیم که آسیبهای اجتماعی به طور روزافزون در حال افزایش است. باید پژوهش و علت شناسی در سطح ملی انجام شود تا عوامل دیگر شناسایی شود زیرا پرداختن به آسیب‌های اجتماعی بدون شناختن دلایل آن بی نتیجه است. انسانی که از نظر عاطفی و احساسی سرشار شده باشد و هیچ گونه کمبودی از این جهت نداشته باشد، در برخورد با محیط اجتماعی به همسایگان، شهروندان از کودک تا سالمند به عنوان عزیزان خود نگاه می کند. سلامت روانی سبب می شود که فرد حس نوعدوستی و درک همدلانه را در عالی ترین سطح در وجود خود احساس کند. چنین فردی آماده کمک به همنوعان است و با تمام وجود در خدمت اطرافیان خود قرار می گیرد. طبیعی است چنین فردی کمترین میزان حس خودآزاری یا دیگر آزاری را از خود بروز می دهد، چه رسد به اینکه مرتکب جنایاتی مثل قتل دختر شش ساله یا سبب مرگ دختر ۸ ماهه شود. رفتار ضد اجتماعی ریشه در خلاء روحی دارد و سوال این است که چه اتفاقی در سطح جامعه افتاده که فرهنگ اسلامی و ایرانی مبتنی بر نوعدوستی و ایثار تبدیل به چیزی شده که افرادی با بی رحمی کامل چنین جنایاتی را انجام می دهند؟ این افراد در خانواده و جامعه محلی و محیطی بزرگ شده اند که نه تنها نیازهای آنان کامل برطرف نشده بلکه همیشه هم کمبود داشته اند و هم در پاره ای موارد خودشان در کودکی دچار آسیب‌هایی شده اند. در کودکی دچار طرد کامل شده اند و قربانی برخی تجاوزها و پرخاشگری‌ها شده اند و نیازهای آنها ارضا نشده است. کسی که به درستی تربیت شده باشد خصلت‌های انسانی را در خود پرورش می دهد و در مقابل فردی که زمینه عقده ای و بیماری روانی دارد و در خانواده ای نابسامان پرورش یافته است، نه تنها درک همدلانه ندارد بلکه زمینه قساوت در وی پرورش یافته است. باید آموزش‌ داده شود تا از پرورش چنین شخصیت‌های جلوگیری شود. این افراد راهی جز درمان‌های علمی و روانشناختی ندارند البته در کنار اعمال قانون. مجازات و زندان سبب بهبود نمی شود مگر اینکه تحت روان‌درمانی عمیق و بازسازی شخصیتی قرار گیرند. بسیاری از کشورها دراین زمینه تجربیات موفقی دارند. *نقش علوم روانی و اجتماعی در مواجهه با پرونده های این چنینی چیست؟ این اتفاقات به صورت موردی رسانه ای می شود و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. اما به عنوان کسی که از شرایط روانی جامعه مطلعم باید بگویم مشابه این افراد بیمار در سطح جامعه بسیارند که هنوز فرصت ارتکاب جرم را پیدا نکرده اند و شرایط طوری به وجود نیامده که بیماری خود را بروز دهند اما زمینه ارتکاب جرم در آنها وجود دارد. باید این موارد شناسایی و پیشگیری شود. اینکه ما هرازگاهی شاهد چنین حوادث وحشتناک و خشونت باری باشیم، جامعه تحت تاثیر قرار گیرد، کارشناسان اظهار نظر کنند و پس از مدتی همه چیز فراموش شود، برخورد درستی نیست. در کشورهای توسعه یافته در موارد این چنینی خبره ترین روانشناسان و جامعه شناسان در کنار پرونده قرار می گیرند و از لحاظ علت شناسی و پدیدارشناسی مساله را مورد مطالعه دقیق قرار می دهند و به برنامه ریزان مشاوره می دهند که چه کنیم در آینده شاهد چنین رفتارهایی در جامعه نباشیم. این در حالی است که در کشور ما در هیچ یک از این فجایعی که رخ داده است مسئولان از کارشناسان خبره دعوت نکرده اند که در روند رسیدگی به پرونده مشارکت کنند. حوادثی که اخیرا رخ داده در کنار تاثر اجتماعی عمیق، یک فرصت مطالعاتی بسیار ارزشمند است که نباید از دست برود. باید کیفرشناسان، روانشناسان، حقوقدانان و جامعه شناسان در قالب یک تیم این موارد را  ارزیابی دقیق کنند تا در آینده کمتر شاهد این موارد باشیم. اما می‌بینیم این موارد پس از مدتی فراموش می شود و باید منتظر وقوع فجایع مشابه باشیم. البته ما چند سالی است  اقداماتی را آغاز کرده ایم و مراکز مشاوره را با همکاری سازمان زندانها راه اندازی کرده ایم اما در گام‌های اولیه هستیم. ایده آل موضوع این است که اگر فردی بزهی را مرتکب شده و به زندان افتاده و کیفر خود را سپری می کند، باید تحت مشاوره و مداخله روانشناختی قرار گیرد. علم به ما می گوید که در طول زندان باید بازسازی شخصیتی انجام شود. اگرچه سخت است اما با روان درمانی عمیق، مددکاری اجتماعی، مشارکت اجتماعی خانواده و جامعه قابل انجام است. در مواردی هم که روی فردی روان درمانی اثربخش نباشد و یک درصد احتمال دهیم پس از خروج از زندان احتمال ارتکاب مجدد جرم دارد این تجربه در دنیا اثبات شده که باید چنین فردی تحت نظر و مشروط از زندان خارج شود و باید به طور مرتب به روانشناس و مشاور مراجعه کند و مددکار اجتماعی وضعیت روحی و روانی وی را بررسی کند. اگر کسی پس از ۲ سال از زندان خارج شده و دچار طرد اجتماعی شده و اشتغالی ندارد، این طبیعی است که فرد ممکن است مجدد مرتکب جرم شود و این وظیفه جامعه مدنی و نهادهای حاکمیتی است که شرایط فرد را پس از خروج از زندان رصد کنند. *در هر ۲ مورد فجایع اخیر، متهمان سابقه کیفری و انجام جرایمی را داشتند. یک مطالبه عمومی در سطح جامعه شکل گرفته است که سیستم قضایی و انتظامی در قبال چنین افرادی با دقت نظر بیشتری رفتار کند. این مطالبه از نظر علمی واقعی است یا ناشی از احساسات جمعی مردم؟ این انتظار خامی است که تصور کنیم یک مجرم با گذراندن دوره محکومیت خود به خود اصلاح شود. حتی در موارد بسیاری، مجرم در حبس با روشهای مختلف ارتکاب جرم هم آشنا می شود و بالقوه زمینه ارتکاب جرم در وی تقویت می شود.در حالیکه باید  شخصیت ضد اجتماعی را در محیط قرنطینه قرار دهند و در نهایت به صورت قدم به قدم  وارد جامعه کنند و با نظارت اجتماعی شرایط اشتغال فرد پیش بینی شود. در غیر اینصورت رها کردن یک شخصیت ضد اجتماعی بدون هیچ ذخیره رفتاری سالم و بدون پیوستگی فرد با جامعه منجر به تکرار جرم خواهد شد. حتی ممکن است لازم باشد مددکار اجتماعی تا پایان عمر همراه وی باشد البته این هزینه بر است اما در مقابل هزینه روانی جامعه در بروز فجایع بسیار ناچیز است. هزینه درمان این افراد بسیار کمتر از شوک و حیرت جامعه است زیرا افراد ضد اجتماعی از گلوگاه‌های اجتماعی گذر می کنند و در کنار دیگر افراد جامعه حضور دارند تا روزی که زمینه را برای بروز نیت‌های درونی خود فراهم ببینند. سلامت جامعه و امنیت روانی جامعه بسیار مهم است. ظرفیت یک جامعه در پذیرش شوک‌های روانی محدود است و قطعا هیچ مسئولی راضی به این وضعیت نیست. اگر با شیوه های سنتی برخورد کنیم و با بگیر و ببند و سپس آزادی بدون شرط اقدام کنیم موارد مشابه هم قابل انتظار است. این حوادث یک هشدار به مسئولان و تصمیم سازان است که خلاء های جامعه را برطرف کنند. -خبرگزاري مهر ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 01 Aug 2017 08:19:53 GMT http://migna.ir/vdcawmny.49n6615kk4.html آیا شکر باعث افسردگی می‌شود؟ http://migna.ir/vdci3wa5.t1azu2bcct.html به گزارش sciencealert، نتایج مطالعه جدید حاکی از وجود ارتباطی میان رژیم غذایی حاوی شکر بالا و اختلالات روانی رایج است. سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند که مردم مصرف روزانه قند افزودنی (شامل انواع قندها به جز قندهای طبیعی در میوه، سبزیجات و شیر) خود را تا پنج درصد کاهش دهند. سه چهارم این قندهای افزودنی در قالب غذاها و نوشیدنی‌ها شیرین مانند کیک و نوشابه‌ها مصرف می‌شود. یک چهارم باقی‌مانده نیز حاصل از مواد غذایی فرآوری شده مانند سس کچاپ است. یک نفر از هر شش نفر در جهان از اختلالات روانی مانند اختلال خلقی یا اضطراب رنج می‌برد. آیا امکان وجود ارتباطی میان مصرف شکر و اختلالات روانی وجود دارد؟ نتایج مطالعه‌ای در سال 2002 نشان داد که ارتباطی میان مصرف شکر و افسردگی وجود دارد. محققان کالج بیلور با بررسی میزان مصرف شکر و میزان ابتلا در شش کشور مختلف متوجه این ارتباط شدند. در سال 2011، محققان اسپانیایی در طی یک مطالعه بالینی دریافتند که خطر ابتلا به افسردگی در افرادی که مصرف مواد غذایی پخته‌شده بالایی داشتند 38 درصد بیشتر از کسانی که مصرف کمتری از مواد ذکر شده داشتند. در سال 2014، دانشمندان به مطالعه ارتباط میان نوشیدنی‌های شیرین در آمریکا پرداختند و فهمیدند که نوشیدنی‌های شیرین و شیرین‌کننده‌های مصنوعی می‌تواند خطر ابتلا به افسردگی در فرد را افزایش دهد. در سال 2015، نتایج مطالعه روی 70 هزار زن نشان داد که شانس ابتلا به افسردگی در افراد با مصرف بالای قندهای افزودنی بیشتر از افرادی است که مصرف شکر روزانه‌شان شامل محصولات طبیعی مانند شیر و میوه‌جات است. دانشمندان هنوز مطمئن نیستند که چه چیزی باعث افسردگی می‌شود اما برخی از آنها معتقدند که تغییرات بیولوژیکی عامل اصلی آن است. برخی از این تغییرات نیز می‌تواند تحت تاثیر شکر یا قند اعمال شده باشد. نتایج مطالعه روی موش‌هایی با رژیم غذایی قند و چربی بالا نشان داد که این نوع رژیم غذایی تعداد پروتئینی به نام BDNF را کاهش می‌دهد. این پروتئین بر رشد و توسعه سلول‌های عصبی در مغز تاثیر بسزایی دارد. گمان می‌شود این پروتئین در توسعه افسردگی و اضطراب نیز دخیل باشد. یکی دیگر از عوامل بیولوژیکی احتمالی، التهاب، واکنش حفاظتی بدن در برابر میکروارگانیسم‌ها یا عوامل خارجی، است. رژیم غذایی حاوی قند بالا می‌تواند التهاب را افزایش دهد. مترجم: هانا حیدری - آنا ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 01 Aug 2017 07:47:37 GMT http://migna.ir/vdci3wa5.t1azu2bcct.html نسخه وسواس را با این ترفندها بپیچید http://migna.ir/vdcdok0o.yt0fz6a22y.html به گزارش ميگنا سمیرا ایمان نژاد روانشناس در گفتگو با باشگاه خبرنگاران اظهار داشت: افراد وسواسی معمولاً گرفتار افکار و تصوراتی ناخواسته هستند که تکرار اعمالی خاص موجب افزایش اضطراب و نگرانی آن ها می شود و اطرافیان و اعضای خانواده به چشم یک بیمار به او نگاه می کنند. ایمان نژاد با بیان اینکه اطرافیان نقش مهمی در کاهش اختلال فردوسواسی دارند،ادامه داد: برای درمان وسواس از روش هایی مانند روان درمانی و رفتار شناختی استفاده می شود که در این روش فرد به تدریج با عامل ترس روبه رو شده و این تکرار به مرور از اضطراب او می کاهد. وی با بیان اینکه حفظ آرامش محیط خانه در درمان فرد وسواسی نقش بسزایی دارد، گفت: اگر آرامش در محیط خانه برقرار نباشد موجب تشدید بیماری فرد وسواسی می شود چرا که استرس و بحران اولین فاکتور برای تشدید بیماری فرد وسواسی است. ایمان نژاد در پایان گفت: اطرافیان فرد وسواسی به جای ملامت و سرزنش باید با دوستی و محبت با او رفتار کنند تا این رفتار به همراه درمان های دیگر، مشکلات رفتاری فرد وسواسی را در کوتاه مدت برطرف کنند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 01 Aug 2017 03:52:32 GMT http://migna.ir/vdcdok0o.yt0fz6a22y.html احیای رشته مشاوره در مقطع کارشناسی/ خالی بودن ۱۷هزار پست مشاور در مدارس دولتی http://migna.ir/vdcefe8e.jh8zoi9bbj.html به گزارش ميگنا دكتر مهدی فیض معاون پرورشی و تربیت فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌ و گو با باشگاه خبرنگاران؛ در مورد توجه به نیروی انسانی در پست مشاوره برای سال تحصیلی جدید اظهار کرد: امسال در تعیین اولویت های مرکز نیروی انسانی، نیروی مشاوره مورد توجه قرار گرفته و به استان‌ها نیز این موضوع اعلام شده است. وی افزود: امسال پوشش مشاوره در مدارس علاوه بر مقطع متوسطه اول در متوسطه دوم نیز مورد توجه است، در حالی که سال گذشته فقط متوسطه اول در اولویت بود. معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه برخی از نیروهای مشاور جذب فعالیت های آموزشی شده بوده اند، گفت: طبق فراخوانی از این گروه دعوت شد تا در حوزه خود به فعالیت بپردازند البته مشاوره حوزه پر چالشی است و برخی از مشاوران فعالیت آموزشی و تدریس را ترجیح می دهند. فیض بیان کرد: اکنون ۱۷هزار پست مشاوره در مدارس دولتی خالی مانده است که نیاز به جذب نیروی متخصص در این حوزه دارد. وی از احیای رشته مشاوره در مقطع کارشناسی خبر داد و اظهار کرد: این رشته چند سالی از دوره کارشناسی حذف شده بود و امسال طبق مصوبه کمیسیون نیروی انسانی وزارت علوم در دفترچه انتخاب رشته ارائه می‌شود و دانشگاه های مرتبط و مطرح کشور این رشته را ارائه می دهد. معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: ظرفیت پذیرش رشته مشاوره در مقطع کارشناسی حدود ۱۰هزار نفر برآورد شده که بخش بزرگی در دانشگاه فرهنگیان و یک هزار نفر از آن در سایر دانشگاه‌ها ارائه می شود. فیض گفت: امیدواریم رشته مشاوره به جایگاه اصلی خود بازگردد و معضل بی انگیزگی دانش آموختگان این رشته به دلیل مشکلات اشتغال و مواردی از این قبیل تا حد زیادی برطرف شود و سرمایه گذاری آموزش عالی نتیجه بخش باشد از طرفی نسل امروز برای جلوگیری از بحران ها به شدت نیاز به نیروی مشاوره دارد. ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 31 Jul 2017 06:36:32 GMT http://migna.ir/vdcefe8e.jh8zoi9bbj.html «سرماخوردگی روانشناختی» را جدی بگیرید! http://migna.ir/vdcbaaba.rhb89piuur.html به گزارش ایسنا، محسن امیری در جمع کارکنان جهاددانشگاهی زنجان اظهار کرد: افسردگی یکی از مشکلات یا اختلالات شایع در زندگی روزمره است و تقریبا کسی نیست که در طول زندگی خود خلق پایین را تجربه نکرده باشد.وی با اشاره به اینکه افسردگی مرضی در مواردی است که مجموعه‌ای از نشانه‌ها وجود داشته باشد، تصریح کرد: انواع مشکلات خلقی در حوزه آسیب‌شناسی روانی وجود دارد که هر کدام نیز درمان‌های مربوط به خود را دارند. عمده نشانه‌های افسردگی مزمن را می‌توان پایین بودن سطح انرژی، مشکلات شناختی همچون عدم توجه و تمرکز، لذت نبردن از علایق قبلی، تغییر در خواب و تغییر اشتها را نام برد.وی با تاکید بر اینکه نشانه‌های خلق پایین و افسردگی مرضی در زنان بیشتر اتفاق می‌افتد، گفت: هر فردی در طول زندگی خود نشانه‌های خلق پایین را تجربه می‌کند، به صورتی که از افسردگی به عنوان سرماخوردگی روان‌شناختی یاد می‌کنند. در این اختلال روان‌شناختی و حتی در مواردی با شدت کمتر این مشکل، فرد سعی می‌کند خود را از چیزهایی که معمولا انجام می‌داد دور نگه دارد و لذت بردن از زندگی و علاقه‌مند شدن به انجام کارهای روزمره برای این عده دشوار می‌شود.امیری با اشاره به اینکه احتمال عود نشانه‌های افسردگی در صورت عدم درمان بسیار زیاد است، خاطرنشان کرد: معمولا افراد برای حل مشکل خود اقدام نمی‌کنند، در حالی که ادامه این مسئله موجب ایجاد دید منفی در فرد نسبت به خود، دنیا (افراد مهم در زندگی) و آینده می‌شود و علاوه بر لذت نبردن از حال، در مورد آینده نیز به همه مسائل با دید منفی می‌نگرند.وی با بیان اینکه افسردگی مرضی در موارد شدید به افکار خودکشی منجر می‌شود، گفت: از این لحاظ افسردگی حائز اهمیت است و با درمان به موقع می‌توان از رسیدن به این نقطه جلوگیری کرد.وی با بیان اینکه مشکلات و استرس‌های زندگی موجب ایجاد استرس‌ها و اضطراب و در نهایت خلق پایین می‌شوند، خاطرنشان کرد: ممکن است با حل شدن مشکلات، علایم خلق پایین نیز از بین برود ولی در مواردی با وجود حل مشکل، علایم خلق پایین همچنان ادامه دارد که برای حل این مشکل یکی از اقدامات مورد توجه، فعال‌سازی رفتاری است.امیری تصریح کرد: از مواردی که به وجود خلق بالا کمک می‌کند، انجام ورزش منظم است که از نظر زیستی هم آثار مثبتی دارد و مسئله مهم دیگر داشتن دوستان و شبکه حمایت اجتماعی، رفتارهای مهربانانه و روابط اجتماعی دوستانه است. گاهی اوقات در برابر اتفاقات ناخوشایند که تمایل به گفت‌وگو نداریم، می‌توانیم موارد ناراحتی را بنویسیم، زیرا تخلیه هیجانی و احساسات ناخوشایند عاملی برای مقابله با ناراحتی است.وی با تاکید بر مهارت حل مسئله در برابر مشکلات، خاطرنشان کرد: با این مهارت می‌توان از وقوع بسیاری مسایل ناخوشایند در زندگی جلوگیری کرد و باید دقت داشت مهارت حل مسئله به صورت منطقی باشد و مشکلی بر مشکلات دیگر اضافه نکند.امیری با اشاره به اینکه خودخوری هیچ‌گاه مشکل را حل نمی‌کند، تصریح کرد: معمولا مهارت حل مسئله را به ما آموزش نمی‌دهند. یکی از کارهایی که می‌توان برای حل مسئله پیشنهاد داد، بارش فکری است؛ به این معنا که همه راه‌حل‌های ممکن را یادداشت و احصا کرده و در نهایت بهترین را برای حل مسئله انتخاب کنیم.وی، عمل مهربانانه را یکی از راه‌های رسیدن به آرامش روحی عنوان کرد و گفت: داشتن سرگرمی یکی دیگر از عواملی است که می‌تواند در کاهش استرس‌های روزانه اثرگذار باشد، ولی بسیاری از ما داشتن سرگرمی روزانه لذت‌بخش را فراموش کرده‌ایم.امیری با تاکید بر اینکه برخی از مشکلات جسمی نیز در خلق و خو تاثیرگذار هستند، تصریح کرد: کم‌کاری و پرکاری تیروئید، فقر آهن، سندروم پیش از قاعدگی در بانوان، پایین بودن کورتیزول نیز از مواردی است که موجب تجربه خلق پایین در افراد می‌شود و باید در روند درمان موجب توجه قرار گیرند.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 30 Jul 2017 19:01:09 GMT http://migna.ir/vdcbaaba.rhb89piuur.html اختلالات روانی ارمغان تلخ مصرف دارو‌های تجویز شده در فضای مجازی http://migna.ir/vdciz5a5.t1az32bcct.html به گزارش ميگنا لیلا رازقیان جهرمی متخصص اعصاب و روان در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران؛ با اظهار تاسف از اینکه استفاده از دارو‌هایی که در فضا‌ی مجازی معرفی می‌شوند در میان افراد به ویژه جوانان افزایش یافته است؛ بیان کرد: این دارو‌ها در فضا‌های مجازی تبلیع می‌شوند و در جامعه‌ای که افراد طی روز ساعت‌ها از فضای مجازی استفاده می‌کنند برخورد با چنین مواردی زیاد است. وی افزود: به دلیل استفاده از جملات پر زرق و برق و غیر واقعی درباره آثار معجزه آسای این دارو‌ها تعداد زیادی از مردم تحت تاثیر قرار گرفته و به دلیل دسترسی آسان به این دارو‌ها و امکان خرید اینترنتی به سراغ مصرف آن‌ها می‌روند. وی با تاکید بر اینکه مشخص نیست دارو‌هایی که در فضای مجازی معرفی می‌شوند، تحت نظر چه نهادی هستند، تصریح کرد: افراد باید آگاه باشند تا فریب این تبلیغات را نخورند، زیرا مصرف این دارو‌ها باعث بروز عوارض زیادی در جسم و روان افراد می‌شود. این متخصص اعصاب و روان استفاده از کلماتی مانند درمان تضمینی، درمان سریع و ... را ابزاری برای گمراهی مخاطبان عنوان کرد و گفت: چنین تبلیغاتی توسط پزشکان و متخصصان تایید نشده و مصرف این دارو‌ها عوارض زیادی بر روی سلامت افراد داشته و گاهی ممکن است باعث بروز اختلالات روانی از جمله افسردگی شدید، اختلالات هذیانی و اضطراب شود. به گفته رازقیان جهرمی دارو‌هایی که تحت نظارت وزارت بهداشت نبوده و بدون تجویز پزشک مصرف می‌شوند از استاندارد‌های لازم برخوردار نبوده و سلامت افراد را به خطر می‌اندازند. وی اظهار کرد: سودجویان در فضای مجازی تفکر و احساسات گروه‌های مختلف سنی را تحت تاثیر قرار داده و افرادی که با استفاده از درمان‌های معمول به نتیجه دلخواه نرسیده اند بیش از دیگران در معرض فریب خوردن هستند. این روانپزشک با اشاره به اینکه ترکیبات این دارو‌ها مشخص نبوده و دارای ناخالصی و مواد غیرمجاز هستند؛ بیان کرد: گاهی با مصرف چنین دارو‌هایی علاوه بر آسیب‌های روحی، عوارض شدیدی از جمله مشکلات کلیوی و کبدی نیز در افراد مشاهده شده است. رازقیان جهرمی یاد آور شد: مردم باید هوشیار باشند و فریب این تبلیغات را نخورند، زیرا در فضا‌ی مجازی این موارد بسیار مشاهده می‌شود در حالی که افراد برای حل مشکلات جسمی و روانی خود حتما باید به پزشک متخصص مراجعه کنند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 30 Jul 2017 11:36:59 GMT http://migna.ir/vdciz5a5.t1az32bcct.html بازخوانی اختلالات روان‌پزشکی در فیلم‌های سینمایی http://migna.ir/vdchvknk.23nzwdftt2.html روان‌شناسی رشته جالب و پرکاربردی‌ است که این روزها طرفداران زیادی دارد و روز به روز علاقه‌مندان بیشتری پیدا می‌کند و به‌دلیل وجود مخاطبان زیاد، کتاب‌ها و فیلم‌های زیادی در این زمینه نوشته و ساخته می‌شوند. در این مطلب قصد داریم برخی از نام‌آشناترین فیلم‌های روان‌شناختی جهان و اختلالات مطرح‌شده در آنها را به شما معرفی کنیم. با ما همراه شوید.     - جزیره‌ شاتر SHUTTER ISLAND فیلمی روان‌شناسانه به کارگردانی مارتین اسکورسیزی است که در سال ۲۰۰۹ ساخته و در ۱۹ فوریه ۲۰۱۰ اکران شد. در این فیلم لئوناردو دی کاپریو در نقش اول حضور دارد و اقتباسی است از رمانی با همین نام، نوشته دنیس لهان در سال ۲۰۰۳.     • خلاصه داستان: سال ۱۹۵۴ دو مارشال ایالات متحده، تدی دانیلز (لئوناردو دی‌کاپریو) و همکار جدیدش چاک ایول (مارک رافالو)، برای بررسی فرار یک بیمار روانی خطرناک، سولاندو، از بیمارستانی در جزیره شاتر در نزدیکی بوستون با کشتی به این جزیره مسافرت می‌کنند. هنگام ورود به این جزیره تدی با رفتارهای ناخوشایندی از طرف پلیس مستقر در جزیره روبرو می‌شود. او همسر خود را در یک آتش‌سوزی عمدی توسط یک مجرم روانی به نام اندرو لدیس که او هم در همین جزیره نگهداری می‌شود، از دست داده است. رفتارهای غیرعادی رئیس بیمارستان روانی، دکتر جان کاولی(بن کینگزلی)، ادامه می‌یابد. در ادامه او احساس می‌کند همه افراد داخل جزیره به نحوی در یک بازی که صرفا برای وی طراحی شده، بازی می‌کنند. او همچنین تصاویر محوآلودی از همسرش مشاهده می‌کند که به وی می‌گوید سولاندو و همچنین لادیس همچنان در جزیره هستند و از وی می‌خواهد به جستجو ادامه دهد... اختلال مورد بحث: اختلال فراموشی گسستی این اختلال از گروه اختلالات گسستگی است و علائم آن ناتوانی در به یاد آوردن اطلاعات مهم فردی یا در بیشتر موارد اطلاعات آسیب‌رسان یا مربوط به یک سانحه است که با فراموشی معمولی توجیه نمی‌‌شود. این فراموشی غالبا انتخابی یا محدود به یک یا چند رویداد خاص است. این علائم‌ موجب پریشانی یا اختلال بالینی قابل‌توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌‌های مهم می‌شود. البته اختلال نباید ناشی از آثار فیزیولوژیک مواد (مانند الکل، سوء‌مصرف مواد، سایر داروها) یا سایر بیماری‌های جسمی (تشنج، عوارض ضربه به سر و آسیب مغزی) باشد.   من سام هستم I Am Sam فیلمی درام محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی و تهیه‌کنندگی جسی نلسونو با نویسندگی کریستین جانسون است. در این فیلم بازیگرانی مانند شان پن، میشل فایفر، داکوتا فانینگ، دایان ویست و ریچارد شیف ایفای نقش می‌کنند.     • خلاصه داستان: سم داوسان، مردی با ناتوانی رشدی و پدر مجرد لوسی است که همسرش آنها را ترک کرده است. او باوجود محدودیت‌هایش، فرد سازگاری است و گروهی حامی از دوستان با ناتوانی‌های رشدی دارد. اگرچه سم محیطی خوب برای لوسی باهوش ایجاد می‌کند، او به زودی متوجه ناتوانی‌های ذهنی سم می‌شود. بقیه بچه‌ها او را به دلیل داشتن پدری «عقب‌افتاده» اذیت می‌کنند و او از پذیرفتن اینکه سم ناتوان است، شرمنده می‌شود.   در آماده‌‌سازی پرونده نگهداری، یک کارمند اجتماعی در جشن تولد لوسی ظاهر می‌شود و او را می‌برد و به سم اجازه 2 بار ملاقات در هفته را می‌دهد. با نصیحت دوستانش، سم یک وکیل خبره به نام ریتا هریسون را به‌کار می‌گیرد و در تلاش برای اثبات به دیگران که او بی‌عاطفه نیست، ریتا داوطلبانه پرونده سم را می‌پذیرد. وقتی این دو با هم کار می‌کنند تا حق پدری سم را پس بگیرند، سم ناآگاهانه در مشکلات خانوادگی ریتا به او کمک می‌کند... اختلال مورد بحث: اختلال عقلانی رشدی اختلال عقلانی رشدی، اختلالی با شروع در دوره رشد و دربرگیرنده کمبودهای عقلی و نواقص انطباقی عملکرد در زمینه‌های مفهومی، اجتماعی و عملی است. برای تشخیص این اختلال برآورده شدن هر 3 معیار زیر ضروری است: 1. وجود کمبودهایی در کارکردهای عقلی مانند استدلال، حل‌مساله، برنامه‌ریزی، تفکر، قضاوت، یادگیری تحصیلی و یادگیری از راه تجربه که از طریق ارزیابی بالینی و فردی آزمون‌های استاندارد هوش تایید می‌شود. 2. کمبودهایی که در زمینه عملکرد انطباقی وجود دارد در غیاب کمک دیگران، موجب شکست در رسیدن به استقلال فردی و مسوولیت اجتماعی براساس ملاک‌های رشدی و اجتماعی- فرهنگی می‌‌شود. این کمبودهای انطباقی موجب محدود شدن عملکرد فرد در یک یا چند فعالیت روزمره زندگی خواهدشد. 3. شروع این مشکلات باید از دوران کودکی باشد.   مادر Mommy فیلمی سینمایی به کارگردانی خاویر دولان، محصول کشور کانادا در سال ۲۰۱۴ است. سراسر فیلم به درگیری‌های عاطفی بین مادر با اختلال شخصیت مرزی و فرزند ناسازگار اشاره دارد. خاویر دولان توانست در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۴ با این فیلم جایزه هیات‌داوران را به‌دست بیاورد.     • خلاصه داستان: ماجرای فیلم در کانادا اتفاق می‌افتد، جایی که قوانین تغییر یافته‌اند تا والدین بتوانند بچه‌های ناسازگار خود را به آسانی به نهادهای تربیتی بسپارند و اِستیو (آنتوآن-اولیویه پیلان) یکی از این بچه‌های ناسازگار است. مشکل اِستیوجوان، آمفتامین‌ها و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی است. اِستیو، نوجوانی ناهنجار و بی‌ادب، آزاردهنده، خودمخرب و بعضا خطرناک است که یک مادر بیوه مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دارد که به‌تنهایی پسر خشنش را بزرگ می‌کند... اختلالات مورد بحث: اختلالات ADHD، اختلال سلوک و اختلال شخصیت مرزی Borderline Personality Disorder یا اختلال شخصیت مرزی با بی‌ثباتی در روابط بین‌فردی و تصور از خود همراه است که اوایل بزرگسالی شروع و در زمینه‌های مختلف با 5 (یا تعداد بیشتری) از موارد زیر نمایان می‌شود: 1. تلاش‌های شتاب‌زده برای جلوگیری از طرد شدن واقعی یا خیالی 2. الگوی بی‌ثبات و بسیار متغیر در روابط بین‌فردی بین دو نقطه نهایی آرمانی کردن و تحقیر کردن 3. اختلال هویت و بی‌ثباتی مشخص در تصور از خود یا خودپنداره 4. تکانشگری در حداقل دو حوزه آسیب‌زا (مانند ولخرجی، رفتار جنسی بی‌مهابا، سوءمصرف مواد، رانندگی بی‌پروا و پرخوری) 5. تهدید، ژست یا اقدام مکرر به خودکشی یا رفتار خودآسیبی 6. بی‌ثباتی عاطفی ناشی از واکنش‌پذیری قابل‌توجه خلق (مانند دوره‌های شدید خلق ملال‌آور، تحریک‌پذیری یا اضطراب که معمولا چند ساعت طول می‌کشد و به‌ندرت بیش از چند روز ادامه می‌یابد.) 7. احساس مزمن پوچی 8. خشم نامناسب و شدید یا اشکال در کنترل خشم (مانند عصبانیت مکرر، خشم پایدار و دعواهای فیزیکی مداوم)   گتسبی بزرگ The GreaGatsby فیلمی به کارگردانی باز لورمن، محصول سال ۲۰۱۳ سینمای آمریکا و استرالیا که بر پایه رمانی با همین نام به قلم اف. اسکات فیتزجرالد ساخته شده است. لئوناردو دی‌کاپریو، توبی مگوایر، کری مولیگان، جوئل اجرتون و الیزابت دبیکی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند.     • خلاصه داستان: نیک (توبی مگوایر) فردی است که برای ادامه زندگی و ایجاد موقعیت‌های جدید شغلی از غرب آمریکا به نیویورک آمده و در مجاورت خانه مرد ثروتمندی به نام جی‌گتسبی (لئوناردو دی‌کاپریو) اقامت کرده و در ادامه شاهد اتفاقات عجیبی در خانه همسایه‌اش می‌شود. گتسبی، هر شب مهمانی‌های پرسروصدا و گران‌قیمتی برگزار می‌کند که مهمانان بسیار زیادی در آن رفت‌وآمد دارند. نیک، نسبت به ورود به این دنیای پرزرق‌وبرق بی‌میل است. در نهایت کارت دعوتی به او داده می‌شود که باعث آشنایی او با گتسبی بزرگ می‌شود. اختلال مورد بحث: اختلال شخصیت نمایشی Histrionic Personality Disorder یا اختلال شخصیت نمایشی با جلب توجه افراطی که اوایل بزرگسالی شروع و در زمینه‌های مختلف با 5 (یا تعداد بیشتری) از موارد زیر نمایان می‌شود، مشخص می‌شود: 1. فرد در موقعیت‌هایی که مرکز توجه نیست، احساس ناراحتی می‌کند. 2. در تعامل با دیگران اغلب رفتار نامناسب اغواگرانه یا تحریک‌آمیز دارد. 3. بیان سریعا متغیر و سطحی هیجانات از او دیده می‌شود. 4. استفاده مداوم از ظاهر جسمی خود برای جلب توجه دارد. 5. ابراز نمایشی، ساختگی و اغراق‌آمیز هیجان دارد. 6. تلقین‌پذیر است. (یعنی به آسانی تحت‌تاثیر دیگران یا شرایط قرار می‌گیرد.) 7. روابطی، صمیمانه‌تر از آنچه واقعا است، برقرار می‌کند.-  - دکتر هانیه زایررضایی - روانشناس بالينيهفته نامه سلامت ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 30 Jul 2017 11:21:21 GMT http://migna.ir/vdchvknk.23nzwdftt2.html ارتباط «اختلال دو قطبی» با سالخوردگی بیولوژیک http://migna.ir/vdcce0q0.2bqs48laa2.html به گزارش ایسنا، در این بررسی متخصصان به ارتباط بین طول تلومر که نشانه سالخوردگی بیولوژیک است و خطر اختلال دو قطبی پی بردند. این تحقیق توضیح می‌دهد چرا اغلب اختلال دو قطبی با دیگر بیماری‌های مرتبط با سن همراه است. مبتلایان به اختلال دو قطبی اغلب با تغییراتی در خلق و خو مواجه می‌شوند و از وضعیتی با میزان انرژی شدید به حالت ناامیدی و افسردگی تغییر وضعیت می‌دهند. هر سال حدود ۲.۶ درصد بزرگسالان آمریکا به این اختلال دچار می‌شوند. اختلال دو قطبی در کنار اختلال‌های روان شناختی با انواعی از بیماری‌های دیگر که به طور معمول با افزایش سن همراه هستند و شامل بیماری قلبی – عروقی، دیابت نوع دو و چاقی می‌شوند مرتبط است. متخصصان انگلیسی و آمریکایی به بررسی بیشتر این ارتباط پرداختند و روی تلومرها که مشخصه کروموزوم‌ها و نشان دهنده سن موجود است تمرکز کردند. در این مطالعه متخصصان به بررسی نمونه DNA در ۶۳ بیمار مبتلا به اختلال دو قطبی، ۷۴ عضو درجه یک خانواده و ۸۰ فرد سالم دیگر پرداختند. آنها دریافتند در اعضای درجه یک طول تلومر نسبت به گروه تحت کنترل کوتاه‌تر بوده است. همچنین در مبتلایان به اختلال دو قطبی طول تلومر به فاکتور دیگری یعنی لیتیوم هم بستگی دارد. لیتیوم دارویی است که به طور معمول در درمان اختلال دو قطبی تجویز می‌شود. در این مطالعه به طور چشمگیر آشکار شد بیمارانی که از این دارو مصرف می‌کنند دارای تلومرهای کوتاه‌تر نیستند. در واقع لیتیوم از فرسودگی زودرس مرتبط با اختلال دو قطبی پیشگیری کرده یا آن را به حداقل می‌رساند. به گزارش مدیکال نیوز تودی، به گفته متخصصان نتایج به دست آمده حاکیست خطر اختلال دو قطبی با کوتاه‌تر بودن تلومرها همراه است و نشان می‌دهد این بیماران بیشتر در معرض ابتلا به بیماری‌های مرتبط با افزایش سن هستند.       ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 29 Jul 2017 23:31:14 GMT http://migna.ir/vdcce0q0.2bqs48laa2.html مصرف زیاد شيريني برای بهداشت رواني مردان مضر است http://migna.ir/vdcdjo0o.yt0f56a22y.html به گزارش مدیکال نیوز تودی، مطالعات تازه حاکیست مصرف مقدار زیادی مواد قندی نه تنها سلامت دندان‌ها را به خطر انداخته و افزایش وزن را به دنبال دارد بلکه ممکن است خطر بلندمدتِ ابتلا به اختلال‌های روانی را در مردان افزایش دهد. پزشکان دریافتند مردانی که روزانه بیش از ۶۷ گرم خوراکی و نوشیدنی حاوی مواد قندی مصرف کنند در مقایسه با مردانی که کمتر خوردنی‌های شیرین می‌خورند بیشتر احتمال دارد دچار اضطراب، افسردگی و دیگر اختلال‌های روانی پس از پنج سال شوند. در این بررسی پزشکان انگلیسی به دنبال آن بودند تا متوجه شوند آیا مصرف مواد قندی می‌تواند بر ابتلا به اختلالات روان تاثیر بگذارد. پزشکان به مطالعه روی ۱۰ هزار و ۳۰۸ فرد ۳۵ تا ۵۵ سال در فاز نخست تحقیقشان پرداختند. در مدت ۲۲ سال شرکت کنندگان در چهار بازه زمانی به پرسش‌هایی در مورد خوراکی‌های مصرفی پاسخ دادند. پزشکان از این اطلاعات برای محاسبه مصرف روزانه مواد قندی شرکت کنندگان استفاده کردند. به گفته پزشکان انگلیسی مردانی که بالاترین میزان مصرف مواد قندی را داشتند ۲۳ درصد بیشتر احتمال دارد بعد از مدت پنج سال به اختلال‌های روانی شایع مبتلا شوند. همچنین این مطالعه نشان داد زنان و مردانی که دچار اختلالات خلقی هستند در صورت مصرف زیاد مواد شیرین بیشتر با خطر ابتلا به افسردگی در این دوره پنج ساله مواجه بوده‌اند. بر اساس این یافته‌ها، متخصصان تاکید دارند که پرهیز از مصرف شیرینجات و مواد قندی در بهبود خلق و خو و بهداشت روانی نقش موثر دارد.ايسنا ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 29 Jul 2017 09:07:31 GMT http://migna.ir/vdcdjo0o.yt0f56a22y.html نوروفیدبک را بیشتر بشناسید http://migna.ir/vdcb0aba.rhb8zpiuur.html ميگنا: براستی نوروفیدبک چیست؟ شما شاید اسمش را هم نشنیده باشید اما همین گزارش اطلاعاتی مفید را در اختیارتان قرار می دهد که ممکن است مشکل شما را نیز حل کند. دکتر احمدرضا یعقویی متخصص کودکان و دارای گواهینامه نوروفیدبک تخصصی ADHD در رابطه با نوروفیدبک اینطور توضیح داد، نوروفیدبک نوعی آموزش مغز است که بر مبنای شرطی سازی انجام می شود؛ و در واقع یک نوع یادگیری مغز می باشد. برای درک این مفهوم، یک مهارت خاص مثل رانندگی را در نظر بگیرید که مجموعه ای از انواع هماهنگی های عضلانی و بینایی و شنوایی است. در این مهارت راننده بایستی در حداقل زمان، یک فرایند بینایی( مثل دیدن حرکت ناگهانی یک عابر پیاده) را پردازش کند و با یک پاسخ مناسب عضلانی (مثلاً ترمزکردن) عکس العمل نشان دهد. در مدلهای آزمایشی رایانه ای، این فاصله زمانی در افراد فاقد مهارت رانندگی بعد از پایان کارورزی حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ درصد کاهش زمان عکس العمل را نشان می دهد . در نوروفیدبک هم مغز بعد از ارائه مدل بینایی به پردازش و اصلاح اختلال ساختار خود می پردازد و پاسخ مناسب، افزایش تمرکز یا کاهش حرکات و تنش ها می باشد؛ که بعد طی دوره این فرایند ، حاصل می گردد. در واقع در نوروفیدبک ما به کودک، اختلال امواج مغزیش را نشان می دهیم و از او می خواهیم که در طی یک بازی موج ها را اصلاح کند. و کودک می آموزد که چگونه بر این امواج سرکش غلبه کند و نیاز به دارو را برای همیشه قطع کند.    پایداری درمان این امواج اصلاح شده همیشه ثابت می مانند؟ کودک آن احساس زمان پاداش را به خاطر می سپارد و به مرور زمان و طی جلسات مختلف بطور ناخود آگاه سعی می کند که این اصلاح رادر مغز تکرار کند تا به شکل یک مهارت درمغز حک شود. مثالی بزنیم ؛ آیا به خاطرمی آورید که اولین باری که دوچرخه سوارشدید چه اتفاقی افتاد ؟مسلماً حفظ تعادل بر روی دو چرخ برای مغز شما تعریف نشده بود و تفاوت زیادی با حفظ تعادل بر روی «دو پا» داشت و تجربه بیشتر افراد زمین افتادن و به هم خوردن تعادل بوده است . ولی این پایان کار نبود و با تمرین وتکرار این تعادل را در خودمان به وجود آوردیم و این مهارت در مغز به یک رفتار پایا تبدیل شده است. ممکن سالها دوچرخه سوار نشویم ولی مهارت دوچرخه سواری را از یاد نمی بریم؛ نوروفید بک هم به همین ترتیب عمل می کند و ایجاد یک رفتار ثابت نتیجه یک دوره درمان با نوروفیدبک است.  عوارض نوروفیدبک آیا نوروفیدبک عوارضی دارد؟ در سایر روشهای نورروتراپی، مغز تحت طیف مغناطیسی (TMS) یا جریان های الکتریکی ( tDCS یا CES ) قرار می گیرد و با تحریک این امواج، در مغز تغییراتی ایجاد می شود، بنابراین عوارضی مثل سرگیجه، اضطراب و حتی تشنج در این روشها محتمل است ولی در نوروفید بک فقط امواج مغزی تقویت شده و در مانیتور نمایش داده می شوند و در صورت اصلاح الگوی امواج، فرد پالس مثبت می گیرد به عبارت دیگر مغز دراین روش بر خلاف سایر روشها در معرض موج یا طیف مغناطیسی خاصی قرار نمی گیرد ؛ پس عارضه خاصی هم مشاهده نمی شود.  میزان پاسخگویی آیا نوروفیدبک در تمام کودکان پاسخ درمانی را ایجاد می کند؟ این روش اصولاً برای کودکان بالا ی ۶ سال قابل انجام است و آمارها، پاسخگویی ۷۰ تا ۸۰ درصدی را برای این درمان ذکر می کنند؛ ولی میزان پاسخگویی در همه یکسان نیست. از آنجایی که این روش، نوعی یادگیری مغزی است و مثل تمام موارد آموختنی دیگر، عده ای قادر به یادگیری آن نیستند؛ عواملی مثل هوش پائین، عدم همکاری و همراه بودن سایر اختلالات روانشناختی مثل اوتیسم ( درخود ماند گی) از مهمترین علل عدم پاسخ است.موارد عدم پاسخ ۲۰ تا ۳۰ درصد است که در تجربه کلینیکی خودمان هم تقریبا ” به همین اعداد رسیده ایم .البته عدم پاسخ درمانی در چند جلسه اول، خود را نشان می دهد.ولازم نیست تا مدت زیادی منتظر پاسخ درمانی بمانیم.  چگونگی انجام نوروفیدبک ورزش را در نظر بگیرید مثلا فوتبال، مسلما اولین باری که شما با پا به توپ ضربه زدید توپ به آن جایی که می خواستید نرفته است! ولی کم کم شما آموخته اید که با کجای پا و با چه زاویه و شدتی به توپ ضربه بزنید تا توپ به نقطه هدف برود. نوروفیدبک هم همین است یعنی کودک مقابل یک مانیتور می نشیند و الکترودی به سرکودک متصل می شود و امواج مغزی را ثبت می کند و کودک در مقابلش یک بازی مثل مسابقه قایقها را می بیند از او می خواهیم که قایق خودش را جلو ببرد ولی برخلاف بقیه بازیها او از دست استفاده نمی کند؛ پس ذهن خلاق کودک می کوشد که کار دیگری انجام دهد و به دنبال روشهای دیگر می گردد ؛ او روشهای مختلفی را در مغز خود می آزماید تا در یک لحظه قایق او حرکت میکند و او جایزه میگیرد کودک به طور ناخود آگاه سعی در تکرار همان کار دارد و هر بار که موفق میشود پالس مثبت میگیرد در مراحل بعدی کارورزی انجام می شود و او می آموزد که چگونه کارکرد مغزش را بهبود بخشد تا قایق حرکت کند و در ادامه این کار را در مغزش ملکه می شود .حالا ببنیم در مغز چه اتفاقی می افتد که قایق حرکت می کند ؟ مغز در فعالیت های مختلف امواج الکتریکی مختلفی ایجاد میکند که بر اساس فرکانس تقسیم بندی می شوند ولی اگر بخواهیم مو ضوع را ساده بیان کنیم باید بگوییم که در بیش فعالی، امواج خاصی به نام تتا شدید می شوند و امواج دیگری به نام بتا، ضعیف می شوند و این تشدید و تضعیف غیر عادی مسئول علامتهای بیماری است و دردرمان با نورو فید بک برنامه طوری تنظیم میشود که هرگاه این امواج اصلاح شوند ،قایق حرکت کند یعنی وقتی تتا کاهش یابد و بتا افزوده شود قایق حرکت می کند . با روش درمانی نوروفیدبک کودک می آموزد که چگونه فعالیت الکتریکی ناحیه ای از مغز که دچار اختلال شده را اصلاح کند و آن را به حالت طبیعی در آورد ، نوروفیدبک به او یاد می دهد که امواج مغزی خود را در بهترین حالت تنظیم کند تا بهترین عملکرد را داشته باشد. البته در نظر داشته باشید که انواع اختلال امواج و روشهای اصلاح وجود دارد که هر یک روش خاص خود را دارد ولی غالب موارد بیماری به همین علت است که ذکر شد. باشگاه خبرنگاران جوان- قم ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 29 Jul 2017 07:00:00 GMT http://migna.ir/vdcb0aba.rhb8zpiuur.html اخذ مجوز اولین مرکز تحقیقاتی روانشناسي در دانشگاه آزاد ارومیه http://migna.ir/vdcamyny.49n6015kk4.html به گزارش ميگنا دکتر پژمان محمدی در گفت و گو با خبرنگار ایسکانیوز با بیان اینکه اولین مرکز تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه به عنوان مرکز تحقیقاتی روانشناسی موفق به اخذ مجوز از سازمان مرکزی شد افزود: در مورد مرکز محاسبات پیشرفته ، هوش مصنوعی و همچنین مرکز تحقیقات مایکروویو و آنتن نیز در مراحل پایانی اخذ مجوز هستیم. وی ضمن ابراز خرسندی از موفقیت های به دست آمده در حوزه معاونت پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه خاطرنشان کرد: امیدواریم با اخذ این مجوز ها به سمت ایجاد پژوهشکده در دانشگاه گام برداریم. دکتر محمدی با تاکید بر اینکه مراکز تحقیقاتی بسیار مورد توجه و عنایت هستند گفت: با توجه به وجود رشته های تحصیلات تکمیلی مراکز مرتبط، فعالیت های بسیار خوبی از خود نشان میدهند. معاونت پژوهش دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه تصریح کرد: در جلسه ارزیابی مرکز رشد واحد ارومیه در سازمان مرکزی مجوز های اولیه صادر و با معرفی واحد ارومیه به وزارت علوم و تحقیقات و نوآوری موافقت شده است. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 29 Jul 2017 06:55:52 GMT http://migna.ir/vdcamyny.49n6015kk4.html کاهش اضطراب با آموزش مدیریت زمان به دانشجویان شب امتحانی http://migna.ir/vdcfxjdj.w6dyeagiiw.html حسین جناآبادی دانشیار گروه آموزش و پرورش دانشگاه سیستان و بلوچستان، ناصر ناستی زایی استادیار گروه مدیریت آموزشی دانشگاه سیستان و بلوچستان و سمیه جلال زایی دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان در تحقیقی به «تاثیر آموزش مدیریت زمان بر کاهش اضطراب امتحان دانشجویان» پرداخته اند.   این تحقیق که در نشریه آموزش پرستاری دوره ۵ شماره ۱ به چاپ رسیده است به موضوع اضطراب امتحان در میان دانشجویان پرداخته است. یکی از گسترده ترین قلمروهای پژوهش در چند دهه اخیر، اضطراب و حوزه های وابسته به آن بوده است. اضطراب یک پدیده ناخوشایند روانی و غیر قابل اجتناب است که با تغییر پاسخ های فیزیولوژکی نظیر افزایش تعداد تنفس، ضربان قلب و فشار خون همراه بوده و کارایی فرد را کاهش می دهد. یکی از انواع این اضطرابها، اضطراب امتحان است. اضطراب امتحان پدیده ای شایع میان دانشجویان و از مشکلات نظام آموزشی محسوب می شود. اضطراب امتحان، یکی از اضطراب های موقعیتی است که در تمام طبقات اجتماعی- اقتصادی دیده می شود. اضطراب امتحان نوع شایعی از اضطراب عملکرد است که ۱۰ تا ۲۰ درصد از دانشجویان به آن مبتلا می شوند.  در توصیف اضطراب امتحان آمده است که: نوعی اشتغال ذهنی است که با خود کم انگاری و تردید در توانایی های مشخص و به عدم تمرکز حواس و واکنش جسمانی ناخوشایند منجر می شود و پیامد منفی آن کاهش توان مقابله با موقعیت امتحان و ناکارآمدی تحصیلی است. مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی (طرح پیش آزمون-پس آزمون) با گروه کنترل است که جمعیت مورد مطالعه آن دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه سیستان و بلوچستان بود که اضطراب امتحان داشتند. ابتدا به شیوه نمونه گیری در دسترس تعداد ۴۸ نفر به عنوان نمونه انتخاب و سپس به شیوه تصادفی در دو گروه مساوی مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه اضطراب امتحان Sarason بود که حاوی ۳۷ گویه دو گزینه ای بود. روش اجرای مطالعه این گونه بود که تعداد ۴۸ نفر از دانشجویان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه انتخاب شدند.   معیارهای ورود به مطالعه سکونت داشتن در خوابگاه، خود معرفی به مرکز مشاوره دانشگاه مبنی بر داشتن احساس بیتابی و ناامیدی در زمینه امتحانات بود. نمره کمتر از ۱۵ در آزمون اضطراب امتحان و عدم تمایل به شرکت در مطالعه به عنوان معیارهای خروج در نظر گرفته شد. آزمودنی ها به شیوه تصادفی به دو گروه ۲۴ نفره تقسیم و بر اساس جنسیت، سن، نوبت تحصیلی گروه بندی شدند. گروه مداخله طی هشت جلسه نود دقیقه ای که هفته ای دو بار تشکیل میشد به صورت گروهی تحت آموزش راهبردهای مدیریت زمان قرار گرفتند.  اهم محتوای برنامه آموزشی مدیریت زمان شامل برنامه ریزی رفتار به تصمیم گیری در خصوص انجام دادن کارها، اولویت بندی کارها و مدیریت مؤثر وقفه های احتمالی بود. در مطالعه حاضر تعداد ۴۸ دانشجوی دارای اضطراب امتحان شرکت داشتند که ۶۲.۵ درصد دختر، ۸۳.۳۳ درصد دانشجوی دوره روزانه، تمامی آنها مجرد و با میانگین سنی ۱۸ تا ۲۰ سال بودند.  شاخص های توصیفی دو گروه مداخله و کنترل در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون نشان می دهد که میانگین نمرات اضطراب امتحان دانشجویان گروه مداخله در مقایسه با میانگین گروه کنترل در پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش یافته است. برای پاسخگویی به فرضیه اصلی پژوهش که دانشجویان آموزش دیده در مقایسه با دانشجویان آموزش ندیده اضطراب امتحان کمتری را تجربه می کنند از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. یکی از شایع ترین مشکلات آموزشی اضطراب امتحان است به طوری که مطالعات انجام شده میزان شیوع اضطراب امتحان را ۱۰ تا ۳۰ درصد و در ایران ۱۷.۲ درصد گزارش کرده اند. سه عامل شناختی (افکار) مانند نگرانی و افکار نادرست در مورد امتحان، عامل رفتاری مانند بی توجهی یا عدم تمرکز نسبت به انجام تکلیف و عامل عاطفی-روانشناختی مانند واکنش های خودمختار روانشناختی و نشانه های جسمانی اضطراب در بروز آن نقش دارند.  یافته اصلی این مطالعه نشان داد که میانگین نمرات اضطراب امتحان دانشجویان آموزش دیده در مقایسه با دانشجویان آموزش ندیده به طور چشمگیری کاهش یافته است که به این معناست آموزش راهبردهای مدیریت زمان توانسته است در کاهش اضطراب امتحان تاثیر مثبت و معناداری داشته باشد. در تبیین این یافته می توان گفت که دانشجویان آموزش دیده آموختند که چگونه مطالب درسی را در مدت زمانی نسبتا معین فرا گیرند و با استفاده از راهبردهای مدیریت زمان، بینش خود را در مورد نحوه استفاده از زمان بیشتر کنند و تخمین دقیق تری از مدت زمان لازم جهت انجام کارهایشان به دست آورند و در نتیجه اضطراب امتحان آنها کاهش یابد. استرس زمان و فقدان برنامه ریزی در زندگی تحصیلی در راه رسیدن به موفقیت از موانعی است که اغلب منابع به آن اشاره دارند و یکی از رایج ترین شکایت های انجام گرفته توسط دانشجویان این است که آنها زمان کافی برای انجام همه تکالیف تعیین شده در حوزه تحصیلی را ندارند.  آنها معمولا اشاره می کنند که کلاس های زیاد، پروژه ها، تکالیف خواندنی، آمادگی برای امتحان و غیره وجود دارد که نیاز به اختصاص زمان طولانی تری دارند و به همین ترتیب روانشناسان تربیتی درخواست های زیادی برای اصلاح عادت های مطالعه و به ویژه عادت های مربوط به سازماندهی و مدیریت زمان دریافت می کنند.  مهارت مدیریت زمان عامل اساسی موفقیت در امور زندگی از جمله کار و تحصیل است. یکی از مشکلات عملی که برخی از دانشجویان در دوران تحصیل با آن مواجه می شوند به مدیریت زمان مربوط می شود زیرا آنها معمولا در دوران دبیرستان به وسیله والدین و یا معلمان خود مدیریت می شدند بنابراین بهتر است که آنها با روش های برنامه ریزی و مدیریت زمان آشنا شوند. به طور کلی پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مدیریت زمان می تواند در کاهش اضطراب امتحان دانشجویان موثر باشد. با توجه به این یافته می توان از آموزش مدیریت زمان در مراکز آموزشی برای غلبه بر اضطراب امتحان و مشکلات انگیزشی دانشجویان استفاده کرد و در این راستا لازم است که مسئولین آموزشی درصدد تدوین برنامه های آموزشی مدیریت زمان باشند که با نیازهای دانشجویان سازگار باشد. محققان این تحقیق پیشنهاد کرده اند درس مدیریت زمان به عنوان یک درس اختیاری در سیلابس درسی دانشجویان مد نظر قرار گیرد.مهر ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 28 Jul 2017 23:05:28 GMT http://migna.ir/vdcfxjdj.w6dyeagiiw.html چگونه بعد از نه گفتن عذاب وجدان نگیریم؟ http://migna.ir/vdcdno0o.yt0f96a22y.html «نه!» یک کلمه کوچک، مختصر و دوحرفی است که بنا به  موقعیت‌های مختلف ادا کردن آن در پاسخ به سؤالات طرف مقابل تبدیل به سخت‌ترین کار دنیا می‌شود.  شدت و اندازه این سختی بسته به میزان رودربایستی شما  با آن شخص کم یا زیاد می‌شود؛ تا جایی که در اکثر مواقع میزان این سختی برای عده‌ای به‌قدری بزرگ می‌شود که ترجیح می‌دهند برای همیشه «نه» در گلو مانده‌شان را فروبخورند و جای آن یک«بله» ی از سرناچاری تحویل دهند. شاید بشود گفت که مهم‌ترین دلیلی که گفتن این واژه دو حرفی را برای ما سخت می‌کند. احساس ناخوشایندی است که به افراد دست می‌دهد احساس گناه از اینکه دست رد به طرف مقابلتان زده‌اید یا کمک خود را از او دریغ کرده‌اید؛ اما گاهی اوقات لازم است که بدون احساس گناه و نگرانی شرایط زندگی را به دست بگیرید آن وقت نه از بله های اجباری که گفتید احساس ناخوشایند پیدا می‌کنید و نه  به «نه»گفتن هایتان احساس گناه دارید.  شما نمی‌توانید همه کارها را با هم انجام دهید بله گفتن از سر ناچاری یک ویژگی بزرگ و دردسرساز دارد آن هم اینکه وقتی شما  در دل نه و بر زبان آری به لب دارید خودتان را در موقعیتی قرار می‌دهید که به هیچ وجه آن را دوست ندارید در حالی که اگر با خودتان تمرین کنید به راحتی می‌شود با یک نه ساده از همه این حالات ناخوشایند در آینده جلوگیری کرد. اولین گام برای کنار آمدن با این شرایط این است که پیش از قبول کردن این نکته را در نظر بگیرید که بر عهده گرفتن همه  کارها و درخواست ها از جانب دیگران  باعث می شو تا کیفیت کارتان تحت شعاع مسئولیت‌های گوناگون  قرار بگیرد و پایین بیاید. به این توجه کنید که شما وقتی بله می‌گویید یعنی نسبت به انجام آن درخواست تعهد پیداکرده‌اید. خب چرا پیش خودتان  به گفتن یک«نه» محکم فکر نمی‌کنید تا از این وضع خلاص شوید؟   شما خودخواه نیستید یکی از احساس‌های ناخوشایندی که فرار از آن باعث می‌شود تا شما جرات نه گفتن را نداشته باشید، احساس خودخواهی است  احساس اینکه شما با یک نه گفتن ساده نه تنها باعث رنجش آدم‌های دور و اطرافتان شده‌اید که حتی با همین یک حرف ساده کمک خودتان را از فرد مقابلتان که می‌تواند دوست، آشنا و یا همکارتان باشد دریغ کرده‌اید؛ اما بهتر است همه این احساس‌ها را دور بریزید و منطقی باشید. اگر هم نگران این هستید که دیگران در مورد شما این فکر را خواهند کرد با خودتان بگویید که اگر دوستی قرار است با نه گفتن شما آن هم از سر منطق، در مورد شما چنین نظری داشته باشد. بیشتر از تحویل دادن یک بله از سرناچاری به این فکر کنید که این  دوست آدمی نیست که بخواهید رابطه خودتان را با او ادامه دهید.   به جلب رضایت همگانی فکر نکنید هیچ بشری از زمان هبوط آدم روی زمین این توانایی را پیدا نکرده تا رضایت همگانی انسان‌ها را جلب کند. به همین جهت می‌شود گفت که راضی نگه‌داشتن همه از خودتان در زندگی یک کار غیر ممکن است. حتما بسیاری از ما وقتی به نه گفتن فکر می‌کنیم مدام با این احساس درگیر هستیم که با این کار، دیگری را از خودمان نا امید می‌کنیم و یا حتی با رد کردن درخواست او گستاخی به خرج داده ایم و بی‌احترامی کرده‌ایم؛ اما نفع شما این است که این افکار را دور بریزید و منطقی رفتار کنید؛ چون نه نگفتن‌های شما در بعضی شرایط باعث میدان دادن به برخی از افراد می‌شود  تا در موقعیت‌های گوناگون با درخواست‌های پیاپی از این ضعف شما به نفع خودشان سو استفاده کنند. آنجاست که باید به جای بی‌احترامی به شخص مقابل به احترام گذاشتن به خودتان فکر کنید. زیاد عذرخواهی نکنید اگر از اینکه نمی‌توانید کاری که از شما در خواست شده را انجام دهید احساس گناه می‌کنید، با گفتن یک «معذرت خواهی» ساده از احساس بدی که ممکن است به سراغ شما بیاید جلوگیری کنید؛ اما مراقب باشید که در گفتن این عبارت زیاده روی نکنید  چون اگر بیشتر از حد اظهار تأسف کنید نه تنها چهره‌ای ضعیف از خود به بقیه نشان می‌دهید بلکه  در متقاعد کردن و قانع کردن فرد مقابل دیرتر به نتیجه می‌رسید و آدم‌ها جدی جدی فکر می‌کنند که شما در رد کردن خواسته‌ای که حق شماست، مقصر هستید.   در صورت امکان، دلیل نه گفتن را توضیح دهید بعد از اینکه تصمیم گرفتید و خیلی مصمم و محکم یک«نه» تحویل طرف مقابل دادید. در قالب یک توضیح مختصر و مفید علت رد کردن درخواست را برای شخص مقابل توضیح دهید تا علت نه گفتن شما برایش روشن شود. فقط به این نکته توجه داشته باشید که در توضیحی که می‌دهید از شرح بیش از حد خودداری کنید. رو راست باشید و برای قانع کردن طرف مقابل به دروغ و بهانه تراشی متوسل نشوید. شخص جایگزین معرفی کنید اگر از پس نه گفتن برآمدید و برای آن توضیح هم دادید ولی همچنان احساس گناه و ناراحتی دست از سرتان برنداشت برای رهایی خود و کمک به شخص مقابل می‌توانید به معرفی فرد جایگزین خودتان فکر کنید کسی که به جای شما می‌تواند مشکل را حل کند از پس کار برآید. *مهر ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Fri, 28 Jul 2017 20:00:18 GMT http://migna.ir/vdcdno0o.yt0f96a22y.html نظر رئیس انجمن روانشناسی ایران درباره قاتل بنیتا http://migna.ir/vdcjixex.uqevmzsffu.html به گزارش میگنا دکتر شیوا دولت‌آبادی رییس انجمن روانشناسی ایران در روزنامه اعتماد نوشت: طبق اطلاعاتی که ما از تصاویر منتشر شده از بنیتا کودک8ماهه و همین طور از رشد جسمی که در هشت ماهگی در او می‌بینیم، نمی‌توانیم از غفلت در خانواده صحبت کنیم، به دلیل اینکه آن دسته از کودکانی که مورد غفلت واقع می‌شوند معمولا کمبودهایی در رشد و ظاهر و نظافت‌شان دیده می‌شود. بنابراين مورد بنيتا را نمي‌توانيم در قالب غفلت از كودك قرار دهيم اما با وجود اين مي‌بينيم كه يك لحظه غفلت يك فاجعه‌اي براي اين خانواده و شايد بشود گفت براي همه ما به عنوان كساني كه اين داستان غم‌انگيز را دنبال مي‌كنيم به وجود آورده است. اينكه ما چقدر آگاه هستيم به اينكه چه خطراتي مي‌تواند متوجه فرزندان كوچك ما و خود ما و خانواده ما و به‌طور جدي‌تر جامعه ما باشد ناشي از رفتارهاي ما در قالب يك مسووليت اجتماعي و انساني است. در اين روزهاي اخير شاهد فاجعه‌اي مثل فاجعه آتنا هم بوديم. نكته‌اي كه ما از اين داستان‌هاي غم‌انگيز مي‌آموزيم اين است كه به اندازه كافي مراقب مسووليت‌ها و وظايفي كه بر عهده ما است، باشيم. احتياط‌هايي كه شايد آگاهانه به ابعاد آنها توجه نمي‌شود اما در عمل مي‌توانند اتفاقات بزرگي در زندگي ما ايجاد كنند، يك مسووليت انساني و شهروندي است. اگر ديدگاه‌مان را وسيع‌تر كنيم و از منظر ديگري به فاجعه‌اي نگاه كنيم كه طرف‌هاي درگير در آن از سويي والدين داغدار هستند و از سوي ديگر مجرميني كه بايد در موردشان بدانيم، اين قبيل اتفاقات به خصوص سنگدلي مجرم در رها كردن يك كودك در بيابان در يك ماشين و در جايي دورافتاده، قابل تامل است. رها كردن كودكي كه به هيچ‌وجه نمي‌تواند از خود دفاع كند، مي‌تواند سوال ديگر ما از خودمان و از جامعه مان باشد. آدم‌ها چطور مي‌توانند به جايي برسند كه بتوانند چنين سنگدلي را در حق يك كودك كاملا بيگناه روا بدارند؟ اگر ما اطلاعات دقيق‌تري از روانشناسي اين مجرمين داشته باشيم، مي‌توانيم بگوييم كه يك اختلال شخصيتي جدي مي‌تواند به يك چنين فاجعه‌اي منجر شود. انساني كه حتي يك لحظه نتوانسته خود را با سرنوشت تحميل شده به يك كودك و خانواده‌اش همراه كند و در نتيجه تلاشي براي زنده ماندن كودك به هر شكلي نكرده است. آدم‌هايي كه تا اين حد آسيب‌هاي رواني از خودشان نشان مي‌دهند، لازم است قبل از اينكه مجرم شناخته شوند به عنوان بيمار مورد مطالعه قرار بگيرند. بسياري از اين افراد كساني هستند كه خودشان تاريخچه‌هاي تلخي از آزارديدگي دارند. نمي‌دانيم پشت اين رفتار كه حتي تلاش نكرده‌اند ماشين را جايي رها كنند كه صداي كودك بتواند به گوش رهگذري برسد، چه گذشته‌اي قرار دارد. بايد تحقيق كنيم كه از كجا مي‌تواند چنين شكلي از قرباني گرفتن از انسان‌هاي بيگناه رخ دهد. اين مجرمين بايد تحليل روانشناختي شوند. بعد از چنين اتفاقاتي است كه اين سوال پيش مي‌آيد كه هر كدام از ما مسووليت‌مان در قبال جامعه مان چيست؟ كجا مي‌توانيم به موقع حضور داشته باشيم كه بتوانيم پيشگيري كنيم از رشد چنين انسان‌هايي كه مرتكب چنين فجايعي مي‌شوند. بايد بپرسيم اين افراد كجا رشد مي‌كنند؟ كجا اينقدر آسيب رواني مي‌بينند كه مي‌توانند جرايمي در اين سطح را مرتكب شوند؟ سهم ما در وقوع فجايعي مثل فوت بنيتا چيست؟ ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Fri, 28 Jul 2017 12:12:17 GMT http://migna.ir/vdcjixex.uqevmzsffu.html علت گرایش به موادمخدر از زبان یک متخصص اعصاب و روان http://migna.ir/vdcgxt9t.ak9q34prra.html به گزارش میگنا دکتر مهدی نوبخت در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت برده و از آن پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین ترشح می‌شود و بر روی سایر مراکز حیاتی آن اثر می‌گذارد و احساس لذت و پاداش به او دست می‌دهد. بنابراین فرد سعی در تکرار آن عمل را دارد. پس کسانی‌که یک‌بار با این مواد آشنا می‌شوند به علت تقویت سیستم پاداش در مغز آنها، تمایلی شدید به تکرار مصرف آن پیدا می‌کنند.  وی با تاکید بر اینکه ما هر عمل لذت‌بخشی را که انجام می‌دهیم، مدار پاداش در مغز فعال شده و دوپامین ترشح می‌شود، خاطرنشان کرد: دوپامین در هسته‌ای در مغز به نام نوکلئوس اکومنبس ترشح و در هسته‌ای به نام آمیگدال ذخیره می‌شود؛ بدان معنا که اگر در آینده به لذت کسب شده فکر کنیم، نصف دوپامین ترشح شده دوباره ترشح می‌شود.   نوبخت با بیان اینکه با خوردن غذای لذت‌بخش ۳۰ درصد دوپامین در مغز ترشح می‌شود، افزود: ارتباطات جنسی باعث ترشح ۴۵ درصد از دوپامین شده و آمفتامین یا ترکیبات شیشه باعث ترشح  ۱۱۰۰ درصد دوپامین در مغز می‌شود.   وی شیشه را لذت‌بخش و قوی‌ترین ماده در دنیا اعلام کرد و گفت: مصرف این ماده طی گذشت زمان عود پیدا خواهد کرد.   این متخصص اعصاب و روان با بیان اینکه متأسفانه افراد فکر می‌کنند با استفاده یک‌بار از این ماده مشکلی پیش نمی‌آید، یادآور شد: حتی استفاده یک‌بار از شیشه باعث به خطر افتادن عمر فرد می‌شود.   وی با اشاره به اینکه مصرف شیشه بر خلاف تریاک و هروئین وابستگی جسمی ندارد، افزود: این ماده خطرناک بوده و به شدت وابستگی روانی ایجاد می‌کند. همچنین طی استفاده از آن زندگی فرد مختل شده و فرد را از خواب و خوراک می‌اندازد.   نوبخت با بیان اینکه حتی استشمام دود این مواد جنون‌آمیز است، گفت: درمان و از بین بردن این نوع اعتیاد بسیار دشوار است. برای درمان اعتیاد بسته به نوع مواد مصرفی، از درمان دارویی و روان‌درمانی به روش ماتریکس و همچنین از تکنیک درمان‌های اجتماع‌مدار استفاده می‌کنیم.   نوبخت با اشاره به اینکه در زمینه اعتیاد و عوارض و درمان آن در جامعه باید آگاهی‌بخشی صورت گیرد، افزود: البته آگاهی به تنهایی عامل پیشگیری از اعتیاد نیست. بنابراین در کنار آگاهی لازم است نگرش هم ایجاد شود. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Thu, 27 Jul 2017 04:54:17 GMT http://migna.ir/vdcgxt9t.ak9q34prra.html انجمن روانکاوی آمریکا تحلیل سلامت رواني ترامپ را مجاز دانست http://migna.ir/vdcbwaba.rhb8spiuur.html به نوشته روزنامه ایندیپندنت، روانشناسان و روانکاوان آمریکا به طور سنتی باید پایبند به قانونی مشهور به قانون «گلد واتر» مربوط به سال 1973 باشند که به آنها اجازه بحث درباره سلامت روانی چهره‌های سرشناس و یا معاینه آنها از راه دور و بدون ویزیت را نمی‌دهد. با این حال انجمن روانکاوان آمریکا اعلام کرد که این حکم درمورد دونالد ترامپ به دلیل رفتار بی سابقه او می‌تواند اعمال نشود. این انجمن در بیانیه‌ای به 3500 عضو خود تصریح کرد: رفتار ترامپ منجر به یک نوع تجدیدنظر درقانون گلد واتر شده است. در این بیانیه آمده است: علت نوشته شدن این نامه اعتقاد به ارزش دانش روانکاوی در توضیح رفتارهای انسانی است. ما نمی‌خواهیم اعضایمان را از استفاده مسئولانه از علم‌شان منع کنیم. دکتر پرودانس گورگوچون، رئیس سابق این انجمن گفت: این تصمیم به دلیل نگرانی فزاینده درباره سلامت روانی ترامپ اتخاذ شده است. این سازمان تصمیم به کنار گذاشتن این قانون گرفته چون رفتار ترامپ متفاوت از هرآن چیزی است که ما قبلا دیدیم. این در حالی است که یک انجمن دیگر آمریکا به نام انجمن روانپزشکی آمریکا که یک گروه حرفه‌ای گسترده‌تر نسبت به انجمن روانکاوی است و مسئول تدوین قانون گلد واتر بوده همچنان به اعضایش تاکید کرده که به این قانون پایبند باشند.منبع: ايسنا ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 26 Jul 2017 07:04:51 GMT http://migna.ir/vdcbwaba.rhb8spiuur.html يادداشت يك روانشناس مطرح براي برنامه دورهمي http://migna.ir/vdca0yny.49n6m15kk4.html به گزارش ميگنا دکتر حمید پورشریفی- دانشیار روانشناسی سلامت دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی طي يادداشتي درباره برنامه دورهمي نوشت: ما ز یاران چشم یاری داشتیم و داریم: (اشاره به سکانسی از برنامه «دورهمی» با موضوع مشورت) 🔸 مهران مدیری از جمله شخصیت های هنری هستند که حس احترام خاصی را در آدمی بر می انگیزاند. ایشان با خلاقیت در خور ستایشی، طنزهایی می آفرینند که هم لحظات خوشی را ایجاد می کند و هم موجب تامل در موضوع های اجتماعی می شوند. 🔸 ایشان و دیگر طنزپردازان ارجمند کشورمان، اگرچه به خوبی از قدرت تاثیر خود واقف هستند اما در مواردی شاید حواس شان نباشد که این تاثیرها الزاما و همیشه مثبت نیست. 🔸 حرف های طنزپزدازان، معلمان و روانشناسان در مواردی همچون چاقوی جراحی می ماند: ممکن است این حرفها، اگر به درستی و مناسب بیان شود، بر تحمل دردها بیفزاید و اگر با دقت کافی ادا نشود، ای بسا دردها را به رنج تبدیل کند. 🔸 در این میان، فرق طنزپزداز رسانه ملی، با متخصصان دیگر حرفه ها دراین است که با توجه به قدرت جعبه جاودیی، ضریب نفوذ هنرمندان زیاد است. 🔸 اطلاع حاصل شد که متاسفانه در برنامه «دورهمی» با روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران و نیز مراجعان آنها به اصطلاح شوخی! شده است. 🔸اگر طنزی رشد دهنده، متوجه روانشناسان، مشاوران و روانپزشکان شود اعضای این حرفه با چنین طنزهایی مشکل نخواهند داشت، اما هر گونه طنز و شوخی با افراد دارای مشکلات روانشناختی، در هر سطح و درجه ای که می خواهد باشد، به شدت نهی می شود. 🔸 مراجعانِ روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران الزاما بیمار نیستند، و هر کدام از ما انسانها در طول عمر به واسطه مسائل و مشکلاتی، ممکن است نیازمند دریافت کمک حرفه ای باشیم، کمااینکه وزیر محترم بهداشت در یک مصاحبه مطرح کردند که گاهی به روانپزشک مراجعه می کنند و از این بابت افتخار می کردند. 🔸 حتی اگر این مراجعان، بیمار هم باشند بیماری آنها فرقی با بیماری جسمی ندارد. بیماری، بیماری است چه جسمی و چه روانشناختی، و سراغ همه انسانها می آید و بودن آن از شان و جایگاه انسانی مبتلایان نمی کاهد. 🔸 مدت هاست نظام سلامت و همچنین متخصصان حرفه های سلامت اعم از روانشناسان و روانپزشکان، تمام سعی شان بر این بوده و هست که از بیماری روانی، انگ زدایی کنند، با این امید که کرامت افراد دارای مشکلات روانشناختی حفظ شده و آنها همانند افراد دارای مشکلات جسمی، به راحتی بتوانند از کمک های حرفه ای برخوردار شوند. 🔸وجود برنامه های به ظاهر طنز که متوجه مراجعانِ روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران می شود درست برعکس فرایند انگ زدایی عمل می کند و ناخواسته موجب می شود انسان های زیادی در رنج به سر ببرند. 🔸 متخصصان حرفه های سلامت انتظار دارند هر گونه شوخی و یا طنزی که متوجه مراجعانِ روانشناسان، مشاوران و روانپزشکان می باشد متوقف شود. 🔸 همچنین همسو با تیتراژ پایانی برنامه «دورهمی» که عبارت است از «ما زیاران چشم یاری داشتیم»، ما (روانشناسان، مشاوران و روانپزشکان)، ز یاران (هنرمندان عزیز کشورمان)، برای انگ زدایی از بیماری روانی، چشم یاری داشته و داریم. فيلم برنامه دورهمي: ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 26 Jul 2017 05:28:17 GMT http://migna.ir/vdca0yny.49n6m15kk4.html وقت یا پول؛ مسئله این است! http://migna.ir/vdcjmxex.uqevizsffu.html «کمبود وقت» یکی از پدیده‌های زندگی معاصر است که مردم کشورهای مختلف را به دلیل کمبود وقت در زندگی روزمره دچار استرس و نگرانی می‌کند. روانشناسان می‌گویند استرس ناشی از کمبود وقت بر سلامت افراد تاثیر منفی دارد و موجب اضطراب و بی‌خوابی می‌شود. از این رو آنها می‌خواستند بدانند که آیا خرید وقت آزاد، مثل پول دادن برای انجام کارهای خانه می‌تواند باعث رضایت از زندگی شود یا نه. برای این تحقیق از شش هزار نفر، از جمله 800 ثروتمند در آمریکا، کانادا، دانمارک و هلند سوال شد که چقدر برای خرید وقت پول خرج می‌کنند. نتیجه این بود که کمتر از یک سوم این افراد در ماه برای آزاد کردن وقت خود پول می‌پرداختند و از دیگران بیشتر اظهار رضایت از زندگی می‌کردند. این تحقیق نشان داد حتی افراد بسیار متمول هم اغلب اکراه دارند که برای انجام کارهایی که دوست ندارند پول بپردازند. پروفسور الیزابت دان، پروفسور روانشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا می‌گوید: کسانی که برای داشتن وقت آزاد پول خرج می‌کنند شادترند، یعنی این که از زندگی خود رضایت بیشتری دارند. پژوهشگران سپس یک کارآزمایی دو هفته‌ای را برای ۶۰ نفر در ونکوور کانادا طراحی کردند. در یک تعطیلی آخر هفته از آنها خواستند 40 دلار را طوری خرج کنند که باعث آزاد شدن وقت آنها بشود. شرکت‌کنندگان برای مثال این پول را صرف خرید ناهار کردند، یا این پول را به بچه‌های همسایه دادند تا بعضی کارهای کوچک را برایشان انجام دهند یا برای نظافت خانه این پول را خرج کردند. آخر هفته بعد از آنها خواسته شد این پول را برای خریدن جنس و کالا صرف کنند مثلا کتاب یا لباس بخرند. نتیجه این که خرید وقت بیشتر از کالا باعث رضایت شرکت‌کنندگان در تحقیق شد، چرا که استرس کمبود وقت را کم کرده بود. پروفسور دان افزود: پول می‌تواند وقت بخرد و این کار را هم خیلی خوب انجام می‌دهد. آیا کاری هست که از انجام دادنش نفرت دارید و فکرش شما را می‌ترساند اما می‌توانید پول بدهید تا کسی دیگری برایتان آن کار را انجام دهد؟ اگر این طور است علم به شما می‌گوید که در این صورت پولتان را خوب خرج کرده‌اید. این تحقیق می‌تواند برای کسانی مفید باشد که بعد از برگشت از کار روزانه، خود را ملزم به «شیفت دوم»کار یعنی کارهای خانه می‌کنند. پروفسور دان گفت: من فکر می‌کنم تحقیق ما راه فرار از شیفت دوم را نشان داده است. تحقیقات قبلی هم نشان داده بود کسانی که به وقت، بیشتر از پول الویت می‌دهند، بیشتر از کسانی که پول را بر وقت ارجح می‌دانند از زندگی رضایت دارند. نتایج مطالعات دانشگاه‌های بریتتیش کلمبیای کانادا، هاروارد آمریکا و ماستریخت هلند در مجله پیشرفت‌های آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده است. منبع: بي بي سي برگرفته از: ايسنا ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 26 Jul 2017 05:13:19 GMT http://migna.ir/vdcjmxex.uqevizsffu.html حمايت از ايجاد كارگروه مستقل رشته مشاوره درشورای تحول علوم انساني http://migna.ir/vdcjaxex.uqevxzsffu.html به گزارش ميگنا در پي تصويب ايجاد كارگروه مستقل رشته مشاوره در جلسه 139 شوراي تحول علوم انساني؛ تعدادي از دانشجويان و دانش آموختگان رشته مشاوره دانشگاهها با صدور بيانيه اي از اين اقدام تاريخي حمايت كردند . متن كامل اين بيانيه كه در اختيار پايگاه خبري ميگنا قرار گرفته است به شرح ذيل است:-به نام خدا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن قوم سرنوشت خود را تغییر دهد. مسئله استقلال و یا ادغام رشته مشاوره در روانشناسی به یکی از دغدغه های اصلی فارغ التحصیلان و دانشجویان این رشته اصیل و موردنیاز جامعه بدل شده بود. در طی این مدت، بحث ها و گفت وگو های علمی و غیرعلمی زیادی از طرف گروه های مختلف شکل گرفته که نشان از اهمیت و جایگاه رشته مشاوره داشته است. بدون تردید ماندگاری یک رشته دانشگاهی به نیاز جامعه، علمی بودن، جایگاه آن در میان متخصصین و بروندادهای علمی و عملی آن بستگی دارد. بزرگان مشاوره در ایران، از زمان ورود این رشته زحمات زیادی را برای گسترش کمی و کیفی آن متحمل شدند و به حق جایگاه شایسته ای را در جامعه بدست آورده است. جلسه 139 کارگروه شورای تحول علوم انسانی که در روز چهارشنبه 21 تیرماه 1396 بعنوان نشست نهایی که می توانست نتیجه آن تلفیق و یا استقلال رشته مشاوره باشد، برگزار گردید را می توان به عنوان یک روز تاریخی و سرنوشت ساز برای رشته مشاوره و اساتید و دانشجویان آن قلمداد کرد. این جلسه می توانست پایانی بر یک عمر تلاش های علمی و عملی اساتید بزرگ این رشته در ایران و نیز شکافی بزرگتر در ارائه خدمات روانشناختی به مراجعان باشد.جلسه با حضور دکتر غلامعلی حداد عادل(رییس شورای تحول)، دکتر حسین سلیمی(رییس دانشگاه علامه طباطبایی)، دکتر علی طالب زاده(دبیر شورای تحول)، دکتر نوه ابراهیم(نماینده وزارت علوم)، دکتر فتحی آشتیانی، و دکتر عبدالله شفیع آبادی به عنوان تنها نماینده جامعه مشاوران کشور تشکیل و برگزار شد. بعد از بحث و بررسی طولانی مسائل مختلف پیرامون تشکیل کارگروه مستقل در رشته مشاوره، دکتر سلیمی و دکتر عبدالله شفیع آبادی با حمایت قاطع و ارائه دلایل علمی(استقلال کارگروه مشاوره و جدا شدن آن زیرمجموعه کارگروه روان شناسی)، مستند و مبتنی بر شرایط جامعه، ضرورت و اهمیت رشته مشاوره در ایران را تبیین کردند و علی رغم تلاش های نماینده کارگروه روان شناسی، تصمیم حیات بخش برای استقلال رشته مشاوره گرفته شد. مصوبه این جلسه مسئولیت اساتید، فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته مشاوره را بیش از گذشته سنگین می کند تا با بروزآوری و کارآمدسازی، جایگاه شایسته خود را به عنوان یک رشته اثرگذار در مجامع علمی ملی و بین المللی نشان دهند. ضروری است بخش مشاوره سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با گرایشهای(شغلی، خانواده، مدرسه و توانبخشی) و نیز انجمن مشاوره ایران و گروه های مشاوره در دانشگاه های مختلف کشور به اهمیت این مصوبه بیش از گذشته بپردازند و با رفع نقاط ضعف احتمالی، اصلاح و کارآمدسازی برنامه ها، زمینه شکوفایی بیشتر مشاوره را فراهم کنند. لازم به ذکر است که برای ارائه خدمات بهتر به مراجعان، ارتباط و تعامل مشاوره و مشاوران با گروه های روانشناسی و روانپزشکی، با حفظ اصول و چارچوب ها در سطح دانشگاه ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در پایان باید سپاسگزار باشیم ابتدا از خدای بزرگ برای فرصت خدمت به مردم در سنگر مشاوره از اساتید، دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مشاوره در سراسر کشور که در طی این چند سال با حضور به موقع خود از طریق رسانه های دیداری و شنیداری، تشکیل گروه ها و کانال های حمایتی در فضای مجازی، نوشتن طومارهای مختلف، پیگیری از طریق مراجع قانونی، نشست های تخصصی و مناظره های علمی، نشان دادند که نسبت به آینده خود و سرزمینشان بی تفاوت نیستند و دلسوزانه پیگیر سرنوشت رشته مشاوره بودند سپاسگزاریم. از حمایت های بی دریغ و تلاش های پیگیرانه دکتر حسین سلیمی ریاست محترم و فرهیخته دانشگاه علامه طباطبایی سپاسگزاریم. همچنین تشکر ویژه داریم از دکتر معصومه اسمعیلی، دکتر عباس امان اللهی و دکتر کیومرث فرحبخش که برای رسیدن به این مهم تلاش های دلسوزانه زیادی انجام دادند. و نهایتا سپاس و قدردانی خود را از پدر مشاوره ایران دکتر عبدالله شفیع آبادی که با درک تمام نگرانی های مشاوران کشور، همانند گذشته توانستند با دفاع دلسوزانه، منطقی و علمی خود در این جلسه، جان دوباره ای به رشته مشاوره ببخشند و اتفاق تاریخی دیگری را در این رشته به یادگار بگذارند اعلام می کنیم. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 24 Jul 2017 15:53:18 GMT http://migna.ir/vdcjaxex.uqevxzsffu.html تمسخر بيماران رواني و تخريب روانپزشكان، روانشناسان و مشاوران در برنامه «دورهمی»! http://migna.ir/vdciq5a5.t1az52bcct.html شب گذشته (31 تیر 1396) برنامه طنز دورهمي موضوع خود را به مشورت و مراكز مشاوره اختصاص داد. به گزارش ميگنا دکتر مجتبی ارحام‌صدر - روانپزشك، طي يادداشتي اعتراضي نسبت به اين برنامه در روزنامه شرق نوشت: در آخرین شب تابستانی تیرماه مردم و خانواده‌های ایرانی پای برنامه دورهمی مهران مدیری نشستند تا احتمالا لختی بیاسایند و پای نمایش‌های طنز برنامه لبخندی به لبانشان بنشیند.  اما این «دورهمی» از جنس دیگری بود و بابی را در رسانه ملی فتح کرد که تاکنون سابقه نداشته است.   در حضور تماشاگران برنامه و در مقابل چشم مردم، سازندگان و بازیگرانی که احتمالا قصد نقد عملکرد روان‌پزشکان و روان‌شناسان را داشتند، شروع به تمسخر و استهزاي علائم بیماری‌های جدی و سخت روان‌پزشکی کردند و با ذکر نام علمی و لاتین بیماری‌ها به صورت نمادین به بیماران روان‌پزشکی خندیدند!  مهران مدیری، مجری و سازنده برنامه، هم از کنار گود برنامه سریال نه‌چندان زیبای تمسخر بیماری یک عده انسان بی‌گناه را تکمیل می‌کرد و دم‌به‌دم آتشی می‌داد که معلوم نیست چه چیزی را نخواهد سوزاند! گذشته نه‌چندان‌دور: در سال‌های اخیر افکار عمومی ما با طنزپردازی‌های آقای مدیری که گهگاه جنجالی هم می‌شود غریبه نیست.  ایشان که نبض زمانه را خوب می‌شناسد و سمت وزیدن باد را خوب می‌فهمد، گاهی به تحصن نمایندگان مملکت و گاهی به عملکرد سیاست‌مردان خوشنام کشور‌ گیر می‌دهد و به‌این‌ترتیب مایه و ماده طنز برای خودش فراهم می‌آورد.  مدیری یک سریال کامل و درسته هم در نقد و هجو پزشکان و پزشکی مملکت ساخت و تا مراحل آخر آن را پیش برد و تقریبا هرچه بود و نبود گفت.   اما این برنامه از جنس دیگری بود؛ هنوز هم معتقدم سریال‌سازی در نقد پزشکان اشکالی ندارد، اگرچه تخریب جای نقد را در آن گرفته باشد، اما تمسخر بیماری و علائم بیماران مظلوم روان‌پزشکی هیچ توجیهی ندارد، مگر اینکه احتمال بدهیم عده‌ای دارند با مستمسک قراردادن نشانه‌ها و اسم بیماری‌های روان آدمی، برنامه طنز می‌سازند و با درد بیماران کاسبی می‌کنند. نکته نگران‌کننده همین‌جاست که جای نقد پزشک و روان‌پزشک و روان‌شناس با لودگی در مورد نشانگان و رنج و درد بیمار روان‌پزشکی عوض شود. نمونه‌های مشابه: خوشبختانه در جهانی زندگی می‌کنیم که نمونه و مشابه برای هرچیزی زیاد است. کارگردانان زیادی به سراغ پرداخت طنز از آموزه‌های روان‌شناختی رفته‌اند. حتی بسیار نویسنده و هنرمند و فیلم‌ساز داریم که مستقیما سروقت بیماری روان‌پزشکی و نشانه‌های آن رفته‌اند، اما هوشیار بوده‌اند تا در دام مسخره‌کردن بیماران روان‌پزشکی نیفتند. نویسندگانی مثل ساعدی، مرتضاییان آبکنار و آیدا مرادی‌آهنی در ایران و خارجیانی چون سالینجر، وونه‌گات، بکت، کامو و کارور همگی از گرفتاری‌های روان انسان محترمانه گفته‌اند و نوشته‌اند بدون اینکه برچسب بیماری روانی به پیشانی کسی بزنند.    چه کسی است که نوشته‌ها و ساخته‌های وودی آلن را فارغ از دغدغه‌های روان‌شناختی بداند، درحالی‌که او هم طنزپرداز است، اما همواره مرز مشخصی دارد بین نقد درمانگر و استهزای بیمار و بیماری. برادران کوئن در اکثر فیلم‌هایشان شخصیت‌های گرفتار بیماری روان‌پزشکی را نمایش می‌دهند، ولی آیا چون طنزپرداز ما به دام ریشخند بیماری و رنج دیگری می‌رفتند؟ بازی خطرناک با اخلاق و سلامت عمومی: در زمانه‌ای که بیش از هر زمان دیگری احتیاج به ارتقای شاخصه‌های اخلاق عمومی و سلامت روان داریم، برنامه‌ای زنده روی آنتن می‌رود که در آن علنا بیماران روان‌پزشکی دست انداخته می‌شوند و دورهمی به آنها و رنج و دردشان می‌خندد! این‌چنین نشان بیماری را بر پیشانی تعدادی انسان بی‌گناه‌زدن چه پیامی به جامعه می‌دهد؟ در کارزاری که متخصصان سلامت روان، اعم از روان‌پزشک و روان‌شناس و مشاور در مبارزه با بیماری‌ها و مشکلات روان‌شناختی جامعه دارند، یکی از موانع همیشگی برای مراجعه و طرح مشکل، ترس و نفرت بیماران از انگ و استیگمای بیماری روان‌پزشکی است. نام و شهرتی که به اسم بیماری روانی مطرح می‌شود همیشه مانعی است که انسان گرفتار را از آغوش درمانگران دور می‌کند و به کنج تنهایی دردآورش سوق می‌دهد. بنابراین مبارزه با انگ بیماری همواره در دستور کار دست‌اندرکاران سلامت روان جوامع قرار دارد. در چنین شرایطی شاهدیم که مدیری و تیمش چنین ناشیانه و توهین‌آمیز به سراغ علائم و نشانه‌ها و نام چند بیماری نادر روانی می‌روند و با آنها دستمایه طنز می‌سازند! آیا این برنامه و این نگرش درست در مسیر خلاف سیاست‌های سلامت عمومی نیست؟! مشاهده فيلم : اينجا  فيلم برنامه   لينك كامل برنامه ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 24 Jul 2017 13:59:21 GMT http://migna.ir/vdciq5a5.t1az52bcct.html به هیچ وجه کودکتان را در خانه تنها نگذارید http://migna.ir/vdcewe8e.jh8zei9bbj.html به گزارش ميگنا، تنها گذاشتن فرزند در منزل موقعیتی است که حتما والدین مجبور به تجربه‌اش می‌شوند. هرچند با گسترش تعداد مراکز نگه‌داری کودکان، کلاس‌های آموزشی و تفریحی، پرستاران، مراقبان و ... این موقعیت به ندرت برای خانواده‌ها رخ می‌دهد، اما گاهی به دلایل غیرقابل پیش بینی والدین ناچار به انجام آن می‌شوند این در حالی است که تن‌ها ماندن در منزل می‌تواند آسیب‌های روحی و جسمی فراوانی برای کودکان به همراه داشته باشد. در ادامه این مطلب را به نقل از خبرگزاري آنا بخوانید. روز گذشته در فضای مجازی تصاویری از کودکانی که در منزل تنها مانده بودند منتشر شد که نشان می‌داد کودکان در این موقعیت کارهای خطرناکی انجام می‌دهند که برای بررسی علت بروز چنین رفتارهایی با یک روانشناس به گفت وگو پرداختیم. دکتر حمید فرزادی، روانشناس بالینی با بیان اینکه به والدین توصیه می‌شود تحت هیچ شرایطی کودکان زیر ۷ سال را در منزل تنها نگذارند، گفت: والدین در چنین شرایطی باید به بیماری‌های زمینه‌ای فرزندشان توجه کنند، زیرا تاکید می‌شود کودکانی که دارای زمینه بیش فعالی، آسم، صرع و ... هستند نباید در منزل تن‌ها بمانند. در خصوص کودکانی که دارای هیچ بیماری زمینه‌ای نیستند نیز توصیه می‌شود قبل از ۷ سالگی در خانه تنها نمانند، اما بعد از این سن والدین می‌توانند برای مدت کوتاه ۱۰ الی ۱۵ دقیقه آن‌ها را تنها بگذارند. این عضو انستیتو روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران خاطرنشان کرد: کودکان در ۷ سالگی با بیان جملاتی از قبیل: «این عروسک من است»، «مال منه» و ... اعلام استقلال می‌کنند به همین دلیل والدین می‌تواند این کودکان را در مدت توصیه شده تن‌ها بگذارند، اما باید توجه داشته باشند که قبل از ترک منزل علت خروجشان را توضیح بدهند و تاکید کنند که زود به منزل بازمی‌گردند. فرزادی در پاسخ به اینکه آیا تن‌ها ماندن کودکان می‌تواند خطراتی را برای آن‌ها به همراه داشته باشد، تصریح کرد: متاسفانه برخی خانواده‌ها با بیان جملاتی مانند «تنهایی برای بچه مناسب است»، «تن‌ها بماند بزرگ می‌شود»، «این کار به صلاح اوست» و ... فرزند را تن‌ها می‌گذارند، اما این در حالی است که تن‌ها ماندن در منزل در کودکان ۱ تا ۶ سال علاوه بر آسیب‌های جسمی می‌تواند عوارض روحی را نیز به همراه داشته باشد، اما پس از ۷ سالگی کودکان از نظر روحی دچار مشکل نمی‌شوند. این روانشناس گفت: به والدین توصیه می‌شود برای پیشگیری از حوادث جسمی حتما قبل از ترک منزل وسایل گازسوز و برقی را بررسی کنند، پریزهای برق را مسدود و تمام عوامل امنیتی و محافظتی را تحت کنترل قرار بدهند. اگر والدین ناچار به تن‌ها گذاشتن فرزندشان برای مدت طولانی در منزل شدند باید حتما از یک نفر مراقب درخواست کنند که کنار فرزندشان بمانند، زیرا احساس تنهایی برای مدت طولانی موجب می‌شود که کودک برای غلبه بر حس خود و یا سرگرمی کارهای خطرناکی انجام بدهد. این روانشناس بالینی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا تنهایی به خودی خود می‌تواند موجب بروز رفتارهای خطرناک در کودکان شود، گفت: رفتار کودکان در خلا شکل نمی‌گیرد بلکه آن‌ها تحت تاثیر محرک‌های بیرونی قرار می‌گیرند به همین دلیل است که به والدین توصیه می‌شود در انتخاب بازی، فیلم و همبازی کودکانشان توجه کنند. برای مثال وقتی کودکی بازی‌های رایانه‌ای جنگی که به اصطلاح به آن بازی‌های هیجان انگیز گفته می‌شود، انجام می‌دهد این مساله در ذهنش ایجاد می‌شود که وقتی در منزل تن‌ها ماند حرکات بازی را در منزل تمرین کند که این امر بسیار خطرآفرین است. فرزادی خاطرنشان کرد: والدین باید برای تنهایی فرزندشان برنامه‌ریزی کنند تا زمانی‌که ناچار به انجام آن شدند و نتوانستند مراقب مناسبی برای فرزندشان انتخاب کنند با اطمینان خاطر منزل را ترک کنند. برای مثال به فرزندشان بگویند که در مدتی که آن‌ها را ترک می‌کنند کودک باید اتاق خود را مرتب کند و برای این کار جایزه دریافت خواهد کرد و یا بازی مهارتی و شادی آور برای آن‌ها تهیه کنند، زیرا کودکان در تنهایی با سوالی مبنی براینکه چه کار کنم؟ مواجه می‌شوند که ممکن است برای پاسخ این سوال دست به هر کاری بزنند، اما اگر والدین از قبل به این سوال پاسخ بدهند کودک دچار چنین سوال نمی‌شود. این عضو انستیتو روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران بیان کرد: به طور کلی به والدین توصیه می‌شود که برای فرزندشان بازی‌های خشونت آمیز و رقابتی تهیه نکنند و اجازه بدهند آن‌ها بیشتر بازهای خلاقانه انجام دهند، زیرا این اقدام باعث می‌شود که کودک در تنهایی خود به آفرینش خلاقیت جدید فکر کند. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Mon, 24 Jul 2017 04:58:01 GMT http://migna.ir/vdcewe8e.jh8zei9bbj.html خیانت به همسر مغز را پیر می‌کند http://migna.ir/vdcdfo0o.yt0fo6a22y.html به گزارش تلگراف، تحمل شرایط سخت خانوادگی مثل آگاهی از خیانت شریک زندگی، زندگی با پدر یا مادر ناتنی و ترک خانواده نه تنها در سرعت گرفتن فرایند پیری مغز موثر است، بلکه احتمال ابتلا به عارضه زوال مغز را افزایش می‌دهد. در این مطالعه محققان با شناسایی 27 شرایط مختلف استرس‌زا و موثر در افسردگی دریافتند که مرکز پردازش اطلاعات بدن بیشترین تاثیر منفی را از زندگی طولانی‌مدت در این شرایط سخت تجربه می‌کند. شرایط بغرنج زندگی حتی در نوجوانانی که دارای والدین معتاد و یا دارای مشکلات خانوادگی هستند نیز باعث آسیب به مغز می‌شود. تجربه زندگی ناپایدار در دوره بزرگسالی مثل از دست دادن شغل و مرگ همسر بیشترین تاثیر را در افزایش روند پیری مغز دارد. محققان معتقدند که موثرترین عامل در افزایش روند پیری مغز، آگاهی از خیانت شریک زندگی و تحمل این شرایط از روی ناچاری یا به خاطر حفظ حریم خانواده است. منبع: ایسنا ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 23 Jul 2017 18:00:58 GMT http://migna.ir/vdcdfo0o.yt0fo6a22y.html برنامه درسی رشته مشاوره در کارگروه مستقل بررسی می شود http://migna.ir/vdccx0q0.2bqs08laa2.html به گزارش ميگنا به نقل از ایرنا، غلامعلی حداد عادل در جلسه 139 شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به مسائل ایجاد شده در زمینه برنامه‌ریزی درسی رشته مشاوره گفت: علی‌رغم تلاش‌های صورت گرفته هنوز این مشکل احساس می‌شد و بعد از برگزاری یک جلسه مفصل پیشنهاد شد که یک کارگروه مستقل برای بررسی برنامه درسی و سرفصل‌های آموزشی مشاوره تشکیل شود و نظر کارگروه روانشناسی نیز در مورد برنامه تدوین شده مشاوره لحاظ شود.به گزارش روابط عمومی شورای عالی انقلاب فرهنگی، پس از سخنان حداد عادل، محمد ارشدی از اعضای کارگروه حقوق، توضیحاتی پیرامون تغییرات صورت گرفته در سرفصل‌های آموزشی و برنامه درسی رشته حقوق انرژی در مقطع کارشناسی ارشد ارائه کرد و پس از توضیحات ارشدی، حجت‌الاسلام والمسلمین حسن کاظمینی هم نظرات شورای پشتیبان حوزوی شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی پیرامون این سرفصل‌ها را تشریح کرد.حداد عادل هم با اشاره به مباحث مطرح شده گفت: موضوع فقه انرژی به طور اعم و فقه نفت و گاز به معنای احض هنوز در حوزه‌های علمیه جوان است، امیدواریم با همکاری حوزه و دانشگاه و تألیف متون درسی و نگارش پایان‌نامه‌های مفید ادبیات این رشته غنی‌تر شود.عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: دانشجوی این رشته باید توانایی برقراری ارتباط مؤثر و کارآمد به منظور عقد قراردادهای بین‌المللی حقوقی در زمینه انرژی داشته باشد.** تصویب برنامه درسی و سرفصل‌های آموزشی رشته حقوق انرژی در مقطع کارشناسی ارشدپس از سخنان حداد عادل و با رأی مثبت اکثرت اعضای شورا، برنامه درسی و سرفصل‌های آموزشی رشته حقوق انرژی در مقطع کارشناسی ارشد به تصویب رسید.دستور بعدی جلسه 139 شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، بررسی مجدد سرفصل‌های درسی و برنامه آموزشی رشته طراحی صنعتی در مقطع دکتری بود که در جلسات گذشته شورا ارائه شده و با توجه به نظرات ارائه شده توسط اعضاء مورد بازنگری و اصلاح قرار گرفته بود.در توضیحات ارائه شده پیرامون این موضوع با اشاره به اهمیت طراحی صنعتی و مهندسی خلاقیت در ارتقاء تولیدات صنعتی کشور، برنامه‌ریزی به منظور بومی‌سازی منابع علمی در این زمینه نیز مورد تأکید قرار گرفته است.پس از ارائه گزارش کارگروه هنر و معماری هم اعضاء شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی به بیان نظرات و پیشنهادهای خود پرداختند، که اهم آن به شرح ذیل است: توجه به مفاهیم بومی در این زمینه، روزآمدسازی منابع درسی، در نظر گرفتن ارتباط این رشته با رشته‌های دیگر علوم انسانی مانند فلسفه و ارتباط این رشته با سبک زندگی.پس از پیشنهادها و نظرات اعضای شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی، با رأی مثبت اعضاء این برنامه درسی و سرفصل آموزشی به تصویب رسید.** تصویب کلیات سرفصل آموزشی و برنامه درسی کارشناسی رشته مترجمی زبان انگلیسیدستور دیگر جلسه 139 شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی، بررسی سرفصل آموزشی و برنامه درسی رشته مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی بود که پس از ارائه گزارش کارگروه مربوطه و پیشنهادها و نظرات اعضاء کلیات این سرفصل آموزشی و برنامه درسی به تصویب رسید. ادامه بررسی این مبحث به جلسه آینده موکول شد.در پایان جلسه 139 شورای تخصصی تحول و ارتقاء علوم انسانی رأی گیری برای تکمیل اعضای یک کارگروه شورای به عمل آمد که دکتر فراهانی برای عضویت کارگروه ارتباطات موفق به کسب رأی اعضاء شد.     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 23 Jul 2017 12:52:15 GMT http://migna.ir/vdccx0q0.2bqs08laa2.html