پایگاه خبری علمی، آموزشی و تحصیلات تکمیلی میگنا - آخرين عناوين بلوغ و نوجوانی :: نسخه کامل http://migna.ir/Psychology/Puberty Fri, 01 Sep 2017 11:19:51 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://migna.ir/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پایگاه خبری میگنا http://migna.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری میگنا آزاد است. Fri, 01 Sep 2017 11:19:51 GMT بلوغ و نوجوانی 60 نکات مهمی را كه بايد قبل از شروع عادت ماهیانه با دختران در میان بگذاریم؟ http://migna.ir/vdccx4q0.2bqsx8laa2.html اولین باری که عادت ماهانه شما شروع شد چه حالی داشتید؟ گریه کردید؟ ترسیدید؟ شوکه شدید؟ شروع پریود می تواند کمی عجیب باشد. تنها کاری که می توانیم برای از بین بردن حس منفی به این موضوع بکنیم، این است که دختران جوان را قبل از شروع عادت ماهیانه شان در این مورد آگاه کنیم و احترام گذاشتن به بدن و امور طبیعی مربوط به آن را به دختران آموزش دهیم. ۱) عادت ماهانه یک امر طبیعی است برای دختران بگویید که همه خانم ها چنین چیزی را تجربه می کنند و هر چقدر هم که به نظر ناخوشایند برسد اما این موضوع کاملا طبیعی است. از تجربیات شخصی خودتان و ترس ها و احیانا مشکلاتی که با عادت ماهیانه داشته اید برایش بگویید و مسائلی مثل استفاده از نوار بهداشتی در توالت عمومی و پس دادن لکه یا دل درد را برایش کاملا عادی جلوه دهید. ۲) اگر بداند که وقتش است کمتر نگران می شود دخترتان باید بداند علائم و نشانه های شروع عادت ماهیانه چیست و خودش را برای آمدن آن حاضر کند. امروزه سن متوسط برای شروع پریود ۱۲ سال است اما می تواند تا ۱۸ سال هم به طول انجامد. پس قبل از شروع آن این مسائل را روشن کنید. ۳) بعضی علائم طبیعی شروع پریود بزرگترین علائم شروع عادت ماهیانه، افزایش موها، جهش رشد و تغییر خلق و خو است. با تغییرات هورمونی رویش موهای ناحیه تناسلی، زیر بغل ها و پاها شروع می شود. بدن بوی مخصوصی می گیرد و سینه ها و اندام جنسی تغییر می کنند. ممکن است جوش ها و آکنه هایی هم در صورت مشاهده شود.  ۴) از چه محصولاتی می تواند استفاده کند اگر دختر شما بداند که چطور باید با عادت ماهانه دست و پنجه نرم کند، خیلی راحت تر و با آرامش بیشتری به استقبال شروع پریودش خواهد رفت. طرز استفاده از نوار بهداشتی و چسباندن آن به لباس زیر را به او بگویید. حتی در مورد تامپون وخطرات آن با او صحبت کنید. با هم به خرید نوار بهداشتی بروید و این کار را بدون مخفی کردن و خجالت انجام دهید. ۵ ) پاکیزگی در دوران قاعدگی شاید دختر شما از صحبت کردن در مورد اعضای بدنش خوشش نیاید. در این صورت او را مجبور نکنید. فقط به او بگویید که شما همیشه پاسخگوی سوالات او در باره تغییرات بدنش خواهید بود. هر وقت احساس راحتی می کرد در مورد بهداشت پریود و موهای بدنش با او صحبت کنید و راه های آن را برایش توضیح دهید. در آخر به او بگویید که می تواند هر حسی در این مورد داشته باشد و نیازی به خجالت کشیدن نیست. به او بگویید که می تواند فعالیت های عادی روزمره اش را دنبال کند و شروع عادت ماهیانه به معنی تمام شدن فعالیت و ورزش و جنب و جوش نیست. به او بگویید درون بدن و درون رحم چه اتفاقی می افتد و او را برای دانستن بیشتر در مورد بدنش ترغیب کنید. منبع: بانوی شهر ]]> بلوغ و نوجوانی Fri, 01 Sep 2017 06:30:00 GMT http://migna.ir/vdccx4q0.2bqsx8laa2.html اگر فرزندتان با جنس مخالف رابطه دارد... http://migna.ir/vdccmeq0.2bqsp8laa2.html «نوجوانی» یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی انسان هاست. هویت یابی در این سنین شروع می شود و تا مدت ها ادامه دارد. از یک سو نوجوان تکلیف خودش را با خودش نمی داند و هر روز یک برنامه جدید برای آینده اش دارد، از سوی دیگر تغییرات هورمونی و فرآیندهای رشد موجب می شود که دچار مشکلاتی با خانواده اش، دوستان و جامعه شود. احتمالا خانواده ها هم متوجه این بحران هستند. بعضی ها به خوبی از پس مدیریت دوره نوجوانی برمی آیند. بعضی اما اوضاع را خراب تر می کنند، ارتباط شان را با فرزندشان از دست می دهند و در نهایت تاثیر عمیقی روی آینده اجتماعی - ارتباطی - شغلی فرزندشان می گذارند.  شاید یکی از چالش برانگیزترین اتفاق ها برای خانواده ها در این دوره، برقراری ارتباط عاطفی با جنس مخالف است. آنها نمی دانند که با این وضعیت چگونه روبرو شوند و عموما کار را خراب تر می کنند. این مطلب، راه های چگونگی رویارویی با این وضعیت است.   آیا برقراری ارتباط در این سنین درست است؟  احتمالا در دسترس ترین پاسخ خانواده ها به این سوال این است که جلوی این حرکت را بگیرند. بعضی از خانواده ها این اتفاق را خط قرمز خانوادگی خود می دانند و با نوجوانی که ارتباط برقرار کرده، بدترین واکنش ها را نشان می دهند. کلینیک های مشاوره و روانشناختی با دختران و پسران و نوجوانان مضطرب و نگرانی که به علت برقراری ارتباط سرکوب شده، اعتماد به نفس و آرامش خود را از دست داده اند، غریبه نیستند.   واقعیت این است که از لحاظ روانی و فیزیولوژیکی، خیلی عجیب نیست که در این سنین، نوجوانان تمایل به برقراری ارتباط عاطفی داشته باشند. یعنی بعد از شروع بلوغ و ترشح هورمون های جنسی در دختر و پسر، تمایلات دگرجنس خواهانه هم در آنها شکل می گیرد. نوعی نیاز به برقراری ارتباط عاطفی و هیجانی و نیز ارتباط جسمی.  این یک فرآیند طبیعی است و تا قرن های متمادی انسان ها وقتی به سن بلاوغ می رسیدند اقدام به برقراری ارتباط برای تشکیل زندگی مشترک می کرده اند؛ بنابراین اینکه نوجوانی تمایل به برقراری ارتباط داشته باشد یا عاشق شود یا در ذهنش به این موارد فکر کند، اصلا چیز عجیبی نیست. خیال تان را راحت کنم، به سلامت روان نوجوانی که به اینجور چیزها فکر نمی کند، باید شک کنید!   چه واکنشی نشان دهیم؟   وقتی از رابطه نوجوان تان با جنس مخالف آگاه شدید، این کارها را انجام دهید:  1) ارتباط خودتان را با فرزندتان حفظ کنید  این اصل، مهمترین اصل تربیت فرزندان است. والدین باید به گونه ای با نوجوان تعامل کنند که خانواده مهمترین منبع ارتباطی برای او باشد. در واقع خانواده ای در تربیت فرزندش موفق شده است که فرزند نوجوانش اگر رابطه ای برقرار کرد یا تمایلی به فردی داشت، آن را ابتدا با والدین یا حداقل یکی از والدین در میان بگذارد.  نوجوان زمانی می تواند این کار را انجام دهد و خانواده را در جریان بگذارد که مطمئن باشد واکنش خانواده نسبت به این ماجرا وحشتناک نخواهد بود. مثلا اگر نوجوان متوجه باشد که با فهمیدن خانواده، دوره پر تنشی شروع خواهد شد، سرکوب می شود، مورد خشونت قرار می گیرد یا سرزنش ها و اضطراب های جدیدی برایش شروع خواهند شد، ترجیح می دهد اساسا قید اطلاع رسانی به خانواده را بزند. چنین نوجوانی مستعد آسیب در روابط عاطفی است و به واسطه اینکه پتشوانه تجربی و حمایتی و آموزشی ندارد، احتمالا دچار مشکلات در رابطه یا حتی سوءاستفاده خواهد بود.  نوع دوم خانواده هایی هستند که با مطلع شدن از این ارتباط، اصولا شروع به نصیحت و سرزنش می کنند و تلاش می کنند که ارتباط نوجوان شان را قطع کنند. نتیجه اینکه شاید موفق شوند که فرزندشان را از ادامه ارتباط منصرف کنند ولی مشکل اینجاست که احتمالا نوجوان در تجربه های بعدی ترجیح می دهد که خانواده را در جریان این اتفاق ها قرار ندهد.   نوع سوم خانواده هایی هستند که بعد از فهمیدن ماجرا، به احساس نوجوان شان احترام می گذارند. او را برای این ارتباط سرزنش نمی کنند. این خانواده ها آگاهانه سعی می کنند که ارتباط شان را با فرزندشان حفظ کنند تا نوجوان بتواند به راحتی مشکلاتی که پیش می آید را با آنها در میان بگذارد ولی در عین حال تلاش می کنند فرزندشان را راهنمایی کنند.  این راهنمایی به معنای نصیحت نیست بلکه آنها واقعیت های موجود را درباره ارتباط های نوجوانی می گویند. مثلا همانقدر که به احتمال بی ثباتی این رابطه ها اشاره می کنند، به جذاب بودنشان هم اشاره می کنند، به اینکه کنجکاوی نوجوان را برمی انگیزاند.  2) با نوجوان تان صادقانه صحبت کنید  آمارها نشان می دهند که نوجوانان بیشترین اطلاعات ارتباطی را از همسالان می گیرند و تنها درصد کمی را از والدین می گیرند؛ این در حالی است که همسالان همیشه اطلاعات مبهمی از اینگونه روابط دارند و والدین مشخصا دقیق ترین اطلاعات را دارند.  بنابراین نسبت به روابط، هیجان ها و احساس هایی که افراد می توانند در این دوره تجربه کنند، با نوجوان تان حرف بزنید و اطلاعات دقیق به او بدهید. سعی نکنید اطلاعات دلهره آور در اختیار او قرار دهید. اینکه اینگونه روابط موجب بدبختی آدم ها می شود یا ایجاد احساس گناه در نوجوان، کمکی به مدیریت این وضعیت نمی کند. منصف باشید و اطلاعات دقیق در اختیارش قرار دهید.   3) پذیرش تان را بالا ببرید  منظورم این نیست که هر اتفاقی افتاد با آغوش باز بپذیرید، نه؛ پذیرش یعنی اینکه آرامش خود را در مواجه شدن با برخی اتفاق های فرزندتان بالا ببرید. نوجوانی که با مسئله ای روبرو شده است، خود به اندازه کافی استرس و تنش دارد. بهتر است شما با آرامش تان، وضعیت روانی فرزندتان را بیشتر دچار تنش نکنید.  لزومی ندارد در آن لحظات شروع کنید به پیش بینی هایی که از این رابطه کرده بودید، اینکه این رابطه از اول اشتباه بوده است. جو حمایتی خانواده را به گونه ای پیش ببرید که فرزندتان به خانواده اعتماد کند. آنقدر پذیرش داشته باشید که نوجوان تان بتواند اتفاق های عجیبی که برایش افتاده را با شما در میان بگذارد. در واقع خانواده باید اولین حریم امن نوجوان باشد.   4) کنترل نکنید  بعضی از خانواده ها تمام تلاش خود را می کنند که فرزند نوجوان شان را کنترل کنند. چک کردن گوشی، زیر و رو کردن وسایل شخصی اش برای پیدا کردن نشانه های خطر! یا پیگیری کردن کارهای روزمره زندگی نوجوان.  نوجوان ها متوجه این کنترل ها می شوند. آنها (و در کل همه انسان ها) نسبت به کنترل شدن حساس هستند. کنترل ارتباط را قطع می کند، اعتماد را از بین می برد و نوجوان را از خانه گریزان می کند. به حریم شخصی نوجوان احترام بگذارید ولی همیشه خود را برای شنیدن حرف های نوجوان تان درباره رابطه عاطفی اش آماده کنید.    5) خط قرمزها را مشخص کنید  به جای تهدیدها یا نصیحت های مکرر، با در نظر گرفتن وضعیت خانوادگی، خط قرمزهایی را برای این ارتباط مشخص کنید. محدودیت های خانوادگی را با او در جریان بگذارید. محدودیت هایی مثل محدودیت های زمانی ارتباط، استفاده تلفنی و ...   حتی می توانید محدودیت رابطه جنسی را با قاطعیت با آنها در میان بگذارید. متاسفانه خانواده ها از صحبت کردن در این موارد به شدت گریزان هستند و چه بسا می ترسند که با صحبت کردن در این باره، فایل هایی در ذهن نوجوان باز کنند که فرزندشان قبلا توجهی به آنها نداشته است.  اگر تا این زمان آموزش جنسی به فرزندتان نداده اید، سعی کنید به شیوه های مختلف او را آگاه سازید. مثلا می توانید کتاب های خوبی در این باره برای هدیه دادن به فرزندتان پیدا کنید.   6) با دوست فرزندتان ارتباط برقرار کنید  در صورتی که مقدور باشد، با فردی که فرزندتان با او دوست شده، آشنا شوید. او را به خانه یا به یک گردش چند ساعته در شهر دعوت کنید. حسن نیت تان را هم به فرزندتان و هم به دوستش ثابت کنید و نشان دهید که به احساس آنها احترام می گذارید.  با این کار مدیریت بیشتری روی ارتباط آنها خواهید داشت. با این کار احتمالا آنها مخفی کاری نمی کنند و مشکلات شان را با شما در میان می گذارند. خطوط قرمز را رعایت می کنند و طبق اصول خانوادگی شما پیش می روند.  این شکل از ارتباط عموما برای خانواده ها بسیار سخت است، مخصوصا اگر دخترشان در ارتباط باشد ولی واقعیت این است که با جنگ و دعوا و تنش کاری پیش نمی رود.- ماهنامه سپیده دانایی ]]> روابط سالم دختر و پسر Sat, 19 Aug 2017 12:01:21 GMT http://migna.ir/vdccmeq0.2bqsp8laa2.html با عاشق شدن‌های دوران نوجوانی فرزندمان چگونه برخورد کنیم؟ http://migna.ir/vdcipwa5.t1azq2bcct.html به گزارش ميگنا نسرین ریاحی - روانشناس در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: از نوجوانی به عنوان دوره بحران نام برده شده است و والدین باید حتما مطالعه‌های زیادی در مورد ویژگی‌های عاطفی، شناختی و جسمی نوجوانان داشته باشند تا با آشنایی از این دوران، نوجوان خود را به درستی هدایت کند. در این صورت خواهند دید که بسیاری از رفتارهایی که می‌تواند موجب رنجش پدر و مادر شود، برای این دوره کاملا طبیعی است و به جد نیازمند صبر و مهربانی است.به دلیل سرعت بالای رشد در این دوره به ویژه در حوزه جنسی، نوجوان به شناخت جنس مخالف گرایش می‌یابد و در این مورد احساس پیدا می‌کند ولی این احساسات بیشتر از آن‌که جنبه عقلانی داشته باشند جنبه احساسی دارند. علاوه بر این، علاقه‌مندی به رمان‌ها و فیلم‌های عاشقانه و کنجکاوی‌های جنسی نیز از همین دوران شروع می‌شود. از این‌رو، بهتر است که والدین به جای ایجاد محدودیت، با کسب آگاهی از نوجوان خود مراقبت کنند.  والدین باید نحوه برخورد با دوران بلوغ را به نوجوان خود بیاموزند، نوجوان باید بداند که والدین دوستش دارند و این احساسات متلاطم طبیعی است. البته او در این سن از ناپختگی رنج می‌برد و والدین راهی ندارند جز این‌که با چنین وضعیتی با فرزندشان با احتیاط برخورد کنند؛ چراکه در غیر این صورت ممکن است نوجوان دست به رفتارهایی بزند که بسیار غیر عقلانی بوده و نتیجه‌ای جز پشیمانی خودش و والدین نخواهد داشت.  صمیمی شدن با نوجوان در حدی که بتواند به راحتی مسائلی که برایش پیش می‌آید را با والدین هم جنس خود مطرح کند خوب است و بدون شک الگوی سالم اخلاقی و جنسی والدین هم در این مورد تاثیر به‌سزایی دارد؛ در واقع باید نگرش مثبت خود را نسبت به احساس عشق نشان دهیم و توامان در خصوص بی‌بند و باری‌های جنسی و خطرات آن گوشزد کرده و نوجوان‌مان را آگاه کنیم. نوجوانانی که این اطلاعات را از والدین هم جنس خود می‌گیرند در مقایسه با کسانی که از دوستان خود اطلاعات کسب می‌کنند، آگاهی‌ها و رفتار سالم‌تری را دریافت کرده‌اند؛ به عبارتی نوجوان به شدت نیازمند توجه و دیده شدن است و باید تمهیدات را طوری بچینیم تا برای رفع تشنگی خود دست به انتخاب دوستی‌های ناسالم نزند.  نوجوان باید نسبت به خود تصورات مثبتی داشته باشد و یقین حاصل کند که از نظر چهره، فیزیک و توانایی‌های خاص خود مورد قبول والدین است. مشغول بودن نوجوان در کلاس‌های ورزشی، گوش کردن به حرف‌ها و درد دل‌های مختلف او، درک شرایط، بیان داستان‌های نوجوانی از زبان والدین، اطلاع از پیامدهای ناگوار دوستی‌ها و روابط ناسالم، همچنین ایجاد بسترهایی برای رشد شناختی و مهارتی نوجوان طوری که بخش مهمی از اوقاتش را صرف آموزش و یادگیری کرده و بتواند از طریق رشد در مهارت‌های هنری ابراز وجود کند نیز تاثیر مثبتی دارد. نوجوان باید بداند که پدر و مادر در این مسیر پرتلاطم کنارش هستند.   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 08 Aug 2017 06:16:24 GMT http://migna.ir/vdcipwa5.t1azq2bcct.html خشم و پرخاشگری در نوجوانان http://migna.ir/vdccm0q0.2bqsm8laa2.html به گزارش ميگنا بیشترین درگیری بین والدین و فرزندان زمانی است که فرزندان به سن نوجوانی می رسند. در این دوره، خشم و پرخاشگری به وفور قابل مشاهده است و سبب مشکلات زیادی برای والدین می شود. والدین به خاطر چنین مشکلی معمولا به مشاور و روان شناس مراجعه می کنند.دوره نوجوانی ازمهمترین و حساس ترین دوره های زندگی انسان به شمار می رود چرا که دوره طوفان و آشوب، دوره بحرانی شروع بلوغ و شکل گیری هویت است و نیز، تغییراتی عمده ای درجسم و روان نوجوان رخ مي هد؛ گاهی این تغییرات و بحران ها، شخصیت و منش او را به کلی دگرگون می سازد. سلامت روانشناختی و جسمانی دوره نوجوانی نقش بسزایی درسلامت جسمانی، روانشناختی، عملکردتحصیلی، شغلی و کیفیت زندگی آینده نوجوان اندارد. خشم، یک هیجان و پاسخی طبیعی به موقعیت هایی است که و ما آن را تهدید کننده می دانیم. یا فکر می کنیم شخص یا اشخاص دیگری برای ما مشکل ایجاد کرده اند، ما را تحقیر و مسخره کرده اند یا حق ما را ضایع کرده اند. و همچنین ناشی از ناکامی در رسیدن به اهداف، نیازها و تمایلات باشد.خشم زمانی که شدید، با فراوانی بالا و به شیوه ای نامناسب ابراز شود، یک مشکل جدی در روابط بین فردی و برای سلامت جسمانی و روانشناختی است.پرخاشگری، یک رفتار قابل مشاهده است و عبارتست از ارائه یک محرک آزارنده به فرد دیگر با هدف آسیب رساندن به او که شامل سوء استفاده کلامی(مثل فریاد زدن، مسخره کردن، تحقیر کردن و ...)، تهدید و ترساندن و رفتارهای خشونت آمیز دیگر مثل هل دادن، پاره کردن لباس، کیف و ..است. که معمولا به خاطر خشم و خصومت، رخ می دهد. برخی از دلایل آن و راهکارهای مدیریت آن را مختصرا در ادامه می آوریم. امید است مورد استفاده والدین و مربیان دلسوز قرار بگیرد. علل خشم و پرخاشگری زیاد در سن نوجوانی - ویژگی ها و تغییرات جسمانی، روانشناختی و اجتماعی خاص دوره نوجوانی - تلاش برای کسب و حفظ استقلال و نیز کسب هویت - یادگیری از طریق مشاهده الگوها مثل والدین، همسالان، فیلم ها وسریالها و دریافت تقویت مستقیم و جانشینی. - راهی جهت پذیرش از سوی دوستان و گروه که عمدتا ناشی از باورهای غلط دوره وجوانی است - حسایت زیاد نوجوانان به انتقاد، نصیحت و موعظه - تلاش غیر منطقی والدین برای کنترل زیاد نوجوان و عدم رعایت حریم شخصی برای او - مقایسه های نابجای والدین با فرزندان دیگر، همسالان و .. - داشتن انتظارات فراتر از توان نوجوان از سوی والدین - ناکامی در رسیدن به اهداف - رفتارهای متضاد پدر و مادر در برخورد با نوجوان - درگیری و ناراحتی های موجود در فضای خانه مخصوصا دعوای والدین - فقدان پدر یا مادر - وجود اختلالات روانشناخی مثلا اضطراب، افسردگی، اختلال سلوک و ... -راهکارهای برخورد مناسب با خشم و پرخاشگری نوجوان- درک شرایط ویژه نوجوان و تغییر نحوه برخورد با نوجوان بر خلاف دروه کودکی - تلاش در جهت آگاهی از علت خشم و پرخاشگری نوجوان  - زماني كه شما و فرزندتان آرام هستید برای او توضیح دهید که هیچ اشکالی ندارد که او احساس خشم داشته باشد و احساسات امری طبیعی هستند.  اما روش هایی که او برای ابراز خشم خود به کار می برد غیرقابل پذیرش هستند. اگر او فریاد بزند با پیامدهایی روبرو خواهد شد (مثلامحروم شدن از رفتن به مهمانی) . - توجه به نیازهای ویژه دوره نوجوانی و پذیرش نوجوان همانگونه که هست و تکریم شخصیت او - الگوشدن در کنترل خشم برای نوجوان- دادن مسئولیت به او در حد توانش و تشویق او به پذیرفتن مسولیت اعمالش. - تشویق نوجوان وقتی که آرام است و نیز باج ندادن به او برای این که خشم خود را کم کند یا مثلا کمتر فریاد بزند و صدایش را پایین آورد. - به او بگویید که خشم و پرخاشگری او چه تاثیری روی والدین و دیگر فرزندان دارد(مواجهه) - هماهنگ بودن والدین در برخورد با نوجوان، عدم مقایسه او، تلاش در فراهم کردن فضای آرام در خانه - نظارت مناسب به جای کنترل زیاد نوجوان و حفظ رعایت حریم شخصی برای او - تعریف از نقاط قوت نوجوان در جمع به طور گهگاه نه همیشه. - در صورت نیاز، مراجعه به روانشناس و مشاور جهت راهنمایی و درمان. - علی پروندی- روان شناس بالینی ]]> روانشناسی بالینی Sat, 29 Jul 2017 07:45:13 GMT http://migna.ir/vdccm0q0.2bqsm8laa2.html اجازه دهید فرزندتان این اشتباهات را مرتکب شود! http://migna.ir/vdcb9fba.rhb8spiuur.html میگنا: گاهی پدر و مادرهای دلسوز و عاقل، در تلاش برای آماده کردن فرزندان خون جهت رویارویی با دنیای واقعی، اصرار دارند که آنها همیشه نمرات و امتیازات عالی را کسب کنند، در زندگی اجتماعی فعال باشند و بهترین ایمنی‌ها را برای آنها فراهم می‌کنند.   متاسفانه اگر به فرزندان آزادی کافی ندهیم که مرتکب اشتباه شوند، تلاش ما به عنوان پدر و مادر هدر رفته و موفقیت‌هایی را که ایده‌آل ماست، از فرزندان‌مان دور خواهیم کرد.     هرچند مهم است که حمایت کافی از فرزندان‌مان داشته باشیم و راهنمایی‌شان کنیم، اما به همان اندازه نیز مهم است که به آنها فرصت تجربه‌ شکست و اشتباه را بدهیم. به جای پیشگیری از اشتباهات، به نوجوان‌مان کمک کنیم تا از لغزش‌هایش درس بگیرد. در ادامه اشتباهاتی را برای‌تان می‌گوییم که باید اجازه دهید فرزند نوجوان شما مرتکب شود:     ۱. بگذارید چند دوست مشکوک و غیرقابل اعتماد داشته باشد! تا حدودی باید به فرزند نوجوان‌تان اجازه دهید دوستانش را خودش انتخاب کند، حتی اگر چند دوست غیر قابل اطمینان در حلقه‌ی اطرافیانش باشند. اگر نوجوان‌تان را از وقت گذراندن با یک سری از افراد منع کنید این احتمال وجود دارد که تمایل او به بودن با همین افراد بیشتر شود. اگر فرزندتان چند دوست مشکوک دارد، نگرانی‌های خود را بابت این موضوع با او در میان بگذارید و رفتارها و فعالیت‌هایش را کنترل کنید. به جای اینکه ارتباط با این افراد را کاملا رد کنید، به او اجازه دهید تعاملات اجتماعی محدود با شرایط خاص و شفاف با این تیپ افراد داشته باشد؛ شرایط را بدون ابهام و به روشنی وضع کنید. با این کار به فرزند نوجوان خود فرصت می‌دهید چیزهایی را که شما نگرانش هستید با چشم‌های خود ببیند، شاید خودش تصمیم بگیرد به این رابطه پایان بدهد، به تشخیص و اراده‌ شخص خودش، نه به اجبار شما! ۲. بگذارید گاهی از قبول مسئولیت سرباز بزند گاهی والدین از فرزند خود توقع دارند همه را راضی نگه دارند و همه را تحت تاثیر رفتارهای عالی و بی‌نقص خود قرار دهند، تا حدی که اجازه‌ هیچ خطایی به او نمی‌دهند. یک پدر ممکن است با تحکم از فرزندش بخواهد هر شب تمام تکالیف خود را انجام دهد تا هرگز نمره‌ بد یا امتیاز منفی نگیرد. یک مادر ممکن است ساک ورزشی فرزندش را بارها چک کند تا مطمئن شود که او هرگز چیزی را فراموش نکرده است. مدیریت و کنترل کردن ریز به ریز فعالیت‌های روزمره‌ فرزندتان که مبادا اشتباهی بکند، مسئولیت پذیری را به او یاد نمی‌دهد. بلکه باعث می‌شود همیشه وابسته‌ هشدارها و یادآوری‌های مکرر شما بماند و مدام انتظار حمایت کردن از شما داشته باشد. اجازه دهید نوجوان‌تان گاهی مسئولیت‌هایش را فراموش کند، اشتباهی انجام دهد و پیامدهای رفتارهایش را تجربه کند. ۳. بگذارید ابراز وجود کند، حتی اگر به شیوه‌ای که شما نمی پسندید خودمختاری و خودسری و استقلال طلبی، بخشی از رشد طبیعی انسان است و گاهی ممکن است فرزندتان دوست داشته باشید به شیوه‌ای که ایده‌آل نیست ابراز وجود کند. اجازه دهید کارش را بکند، حتی اگر اصرار دارد موهایش را سبز کند یا لباس‌هایی بپوشد که اصلا با هم جور نیستند! البته مراقب مرزها باشید؛ باید تعادل نسبی وجود داشته باشد تا فرصت ابراز وجود فرزندتان تبدیل به یک رفتار تهاجمی یا آسیب رسان نشود. وقتی که بزرگ‌تر شد، حتما نگاهی به گذشته خواهد کرد تا برخی از رفتارهای آن دوران خود را ببیند و احتمالا به خیلی از آنها خواهد خندید یا بابت‌شان شرمنده خواهد شد،میگنا دات آی آر، اما اگر در این دوران حساس به او اجازه‌ی ابراز وجود طبق میل خودش را ندهید احتمال اینکه از راههای دیگری، طغیان کند بیشتر خواهد شد.     ۴. بگذارید گاهی شکست بخورد گاهی والدین نمی‌توانند شکست فرزندشان را تحمل کنند و تمام سعی خود را می‌کنند تا از شکست و ناکامی او جلوگیری کنند. بنابراین تمام توجه‌شان را معطوف هدایت نوجوان‌شان طی مسیری که دارد می‌کنند تا حتما موفق شود. اما جلوگیری از شکست، خیانت در حق فرزندتان است، چون اجازه نمی‌دهید یاد بگیرد چطور از پس ناامیدی و ناکامی بربیاید و خودش را نبازد. اگر کودک ۵ ساله‌تان اصرار دارد برای اولین باربسکتبال بازی کند، بگذارید این کار را بکند. یا اگر دخترتان دوست دارد وارد گروه کُر بشود در حالیکه حتی آوازخواندن ساده را هم بلد نیست، مانعش نشوید. اگر فرزندتان در هدفش موفق نشد، حالا وقت آن است که حضورتان را پررنگ کنید و به او یاد بدهید چگونه از این فرصت، چیزهای جدید یاد بگیرد تا بر موانع و ناامیدی‌اش غلبه کند. ۵. بگذارید احساسات منفی را تجربه کند و در شرایط ناراحت کننده قرار بگیرد بهتر است در برابر وسوسه‌ همیشه حامی بودن مقاومت کنید و بگذارید فرزندتان تجربه‌ی ناخوشایند را هم از سر بگذراند. یک نوجوان باید یاد بگیرید با هیجانات منفی‌اش مانند اضطراب، خشم، اندوه و تنهایی چطور کنار بیاید. تجربه کردن این احساسات و فراگرفتن شیوه‌ی مدیریت آنها، به فرزندتان اعتماد بنفس داده و توانایی‌اش را برای رویارویی با نارحتی‌های اجتناب ناپذیر زندگی تقویت می‌کند. حتی خیلی خوب است که اجازه دهید فرزندتان گاهی در شرایط جسمی ناخوشایند قرار بگیرد. اگر دوست دارد در سرمای هوای بیرون، شلوارک بپوشد، بگذارید این کار را بکند. یا اگر فراموش کرده ناهارش را با خود ببرد، بگذارید گرسنه بماند. پیامدهایی که تجربه می‌کند، درس‌هایی ارزشمند، ضروری و به یادماندنی هستند. ترجمه از: هدی بانکی برترین ها ]]> بلوغ و نوجوانی Thu, 13 Jul 2017 07:18:50 GMT http://migna.ir/vdcb9fba.rhb8spiuur.html ۸ راهکاری که باید هر پدری به پسرش بیاموزد! http://migna.ir/vdcjt8ex.uqevyzsffu.html با اینکه خیلی‌ها گمان می کنند مادرها مهمترین نقش را در تربیت بچه دارند، چیزهایی هست که مطمئنا یک پدر بهتر می تواند از پس آنها بربیاید، به ویژه وقتی پای فرزند پسر در میان باشد. کافی است بیندیشید، ابتدا پسرک تحت نظر معلمان مهدکودک قرار می گیرد و سپس به مدرسه می رود؛ جایی که ۹۰ درصد معلمان و کارکنانش را زنان تشکیل می دهند. این بچه دائما همراهی زنان را در کنار خود می‌یابد و از آموزش‌های مردانه به دور می ماند. 1ـ اهمیت چگونه بردن و باختن را برای او توضیح دهید به جز دوستان چه کسی می تواند بهترین همراه یک کودک در بازی ها و مسابقاتش باشد؟ البته که پدر. این فرصت مناسبی برای تمرین خاصیت‌های مردانه است. در خلال این بازیها بچه طعم پیروزی را می چشد و تلاشی که لازمه رسیدن به این پیروزی است را درمی‌یابد و همچنین فرصتی عالی برای یک پدر است تا به پسرش بگوید شکست غیر قابل اجتناب است. اگر افتادی کافی است برخیزی و ادامه بدهی و هیچ شرمی در شکست نیست. 2ـ رفتار مناسب در برابر زنان را به او یاد دهید یک مادر هم می تواند به فرزندش بگوید که چگونه با یک زن برخورد کند، اما فقط یک پدر است که می تواند نمونه‌ عینی این موضوع باشد. بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم در مورد زنان را از پدرش یاد بگیرد. نه از دوستان و اینترنت، بلکه از پدر، این مهم است. پسرتان را به گلفروشی ببرید و برای مادرش گل هدیه بگیرید. با هم به فروشگاه بروید و مودبانه با صندوقدار خانم صحبت کنید تا پسرتان در مورد ارتباط با زنان ناآشنا شک به دل خود راه ندهد. فقط همین. 3ـ یک صحبت مردانه با او درباره‌ عشق داشته باشید. این نکته در ادامه‌ موضوع قبل اهمیت پیدا می کند. وقتی که زمانش فرا رسید، اجازه بدهید که پسرتان از مکالمات صادقانه‌ی شما در مورد این احساس قدرتمند یاد بگیرد. برای یک نوجوان، هدیه‌ای ارزشمند خواهد بود اگر پدرش برای او از عشق اول یا قرار اولش بگوید و اینکه به او بگوید که نباید در عشق عجله کند و بهتر است تا رسیدن دختری که صاعقه‌ای در روحش خواهد زد، صبر پیشه کند. این چنین مکالماتی بسیار به اعتماد متقابل میان پدر و پسر کمک می کند. 4ـ به او یاد بدهید چگونه از خودش دفاع کند. یک پدر، تنها کسی است که می تواند به پسرش بیاموزد قوی و محکم باشد و از خودش و از حقش دفاع کند. می تواند به او بیاموزد که تشخیص دهد چه زمانی می‌ارزد تا از خود قدرت نشان بدهد تا مهاجم جرات نزدیک شدن به وی را نداشته باشد و چه زمانی منطقی تر این است که توجهی به تحریکات نکند و با آرامش صحنه را ترک کند. باید به پسرش توضیح دهد که مهربانی ضعف نیست و خود نیز به عنوان نمونه‌ی عملی فرزندش این گونه رفتار کند. 5 ـ به او کمک کنید تا دید خود را از دنیا به دست آورد در این مورد نیاز به کار خاصی نیست. گاه به گاه در کنارش باشید و با وی صحبت کنید. بچه باید بفهمد که تنها دید مادرش با ملزومات و انتظارات خاص یک مادر به دنیا وجود دارد و اینکه شخص دیگری هست که با دید دیگری به هستی می نگرد. البته وقتی بحث بر سر تربیت فرزند باشد، پدر و مادر باید هر دو از هم پشتیبانی کنند؛ اما در مورد دید شخص به دنیا فلسفه‌ آنها می تواند کاملا متفاوت باشد و این کاملا طبیعی است. با کمک پدر، بچه می فهمد که چندین دید مختلف به یک پدیده وجود دارد و یاد می گیرد که دیده ها را تجزیه و تحلیل کرده و دید شخصی خود را شکل دهد. 6 ـ زندگی بچه را با احساسات جدید غنی کنید همه ‌چیز از زمانی که او هنوز یک نوزاد است، شروع می شود. حتی زمانی که شش ماه دارد، می تواند تفاوت ابراز عشق مذکر و مونث به خود را احساس کند. بر خلاف مادران که کودک را نوازش می کنند و می بوسند و در آغوش می کشند، در آن بازی‌هایی با فعالیت بیشتر را که حاکی از کاراکتری مردانه دارند، ترجیح می دهند. کودک را به هوا پرتاب می کنند یا دور خود می چرخانند.ميگنا، مادرها معمولا از این کارها می ترسند اما کودک عشق و عاطفه‌ دیداری، شنیداری و لامسه‌ی بسیاری دریافت می کند و تجربه‌ جدیدی که به او درکی از موقعیت فضایی‌اش می دهد. 7 ـ کارهای مردانه به او یاد بدهید کارهایی هستند که مردان انجام می دهند و در چشم زنان جادوگری به حساب می‌آید؛ برای نمونه، روشن کردن آتش، چکش زدن به میخ و یا تعمیر ماشین. حتی اگر بچه‌ شما با شخصیتی صددرصد شهری رشد کند، شکی نیست که توانایی روشن کردن یک آتش در آینده به کارش می‌آید، حداقل برای روشن کردن منقل. در معیت هر کس یا کسانی که باشد، مهارت‌هایی که چند نمونه از آنها را ذکر کردیم، ۱۰۰ امتیاز به شهرت و محبوبیت پسرتان اضافه می کند. 8 ـ به او کمک کنید در انجام وظایف خانگی، یک مرد حرفه‌ای شود البته که در مورد چیزی به غیر از تراشیدن صورت و اتو کردن پیراهن صحبت نمی کنیم. اکنون که جواب هر پرسشی در اینترنت پیدا می شود، چاره‌ای نیست، جز اینکه اعتراف کنیم که بهتر است این گونه کارها را از پدرش بیاموزد. بله، درست فکر کردید، تنها پدر است و نه هیچ‌ کس دیگر که می تواند به پسرش نشان بدهد که مردها هم می توانند آشپزی کنند؛ حداقل به این دلیل که روز مبادا از گرسنگی نمی رند. منبع: تابناک باتو ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 25 Jun 2017 04:29:01 GMT http://migna.ir/vdcjt8ex.uqevyzsffu.html چگونه از نوجوان محافظت کنیم؟ http://migna.ir/vdcbawba.rhbg0piuur.html ميگنا: به جرات می‌توان گفت امروزه، نسخه‌های قدیمی در مورد تربیت فرزند و نحوه ارتباط با او، مخصوصا در سنین نوجوانی و جوانی جوابگو نیست. بسیاری از افرادی که معتقدند در زندگی خودشان موفق بوده‌اند و این موفقیت را مدیون تربیت درست و رفتار بجای والدینشان هستند، وقتی که فرزندانشان به سنین نوجوانی و جوانی می‌رسند، متوجه می‌شوند پیروی از همان روش تربیتی که در مورد خودشان موفق بوده، حداقل در مورد پاره‌ای از مسائل موثر واقع نمی‌شود.   واقعیت این است که بهترین روش محافظت از فرزندان، امروزه دیگر کنترل لحظه‌به‌لحظه و محدود کردن آنها در دایره‌ای که برایشان تعریف می‌کنیم، نیست چون از سنین نوجوانی به بعد، دیگر قادر به انجام این کار نخواهیم بود. در این سن اگر به کنترل بیش از حد و ورود به حریم خصوصی آنها ادامه دهیم، ناخواسته از آنها فاصله می‌گیریم و برخلاف آنچه که هدفمان بوده، آنها را به سمت پنهان‌کاری سوق داده و در معرض آسیب‌های بیشتر قرار می‌دهیم.     پس چگونه می‌توانیم از نوجوانان و جوانان خود محافظت کنیم؟ سوال مهمی که پرسیده می‌شود این است که در صورت کنترل نکردن دقیق و راه نیافتن به حریم خصوصی، چطور می‌توانیم از سالم بودن روابط فرزندمان مطمئن شویم و به‌موقع از آسیب‌های احتمالی پیشگیری کنیم؟ باید گفت انسان‌ها برای مقابله سازگارانه با استرس‌ها، موقعیت‌های مختلف و تعارض‌های زندگی به روش‌هایی نیاز دارند که آنها را در حل مسائل یاری می‌کند. این موارد همان مهارت‌های زیربنایی هستند که در دوران نوجوانی و در فرایند تحول توسط والدین و محیط زندگی در فرد شکل می‌گیرند. به جرات می‌توان گفت بهترین کاری که والدین می‌توانند برای نوجوانانشان انجام دهند و آنها را در برابر مسائل و مشکلات پیش رویشان، رویین‌تن کنند، آموختن همین مهارت‌های 10 گانه زندگی به آنهاست. جوانی که مجهز به این سلاح پرقدرت باشد دارای عزت نفس و خودکارآمدی است که باعث می‌شود نیاز به کنترل لحظه به لحظه و گوشزدهای دائمی نداشته باشد، اما این مهارت‌های زندگی کدام‌اند؟ آشنایی با مهارت‌های زندگی 10 گانه این برنامه را از دهه 1980 ژیلبرت بوتوین در آمریکا به‌عنوان مدلی برای پیشگیری از مصرف الکل و مواد مطرح کرد و در اگوست 1993 از طرف یونیسف به‌عنوان مدلی برای پیشگیری از آسیب‌های روانی-اجتماعی معرفی شد. از آن زمان تا امروز آموزش مهارت‌های زندگی در کشورهای بسیاری به کار بسته شده و نتایج حاصل از یاد گرفتن و به کار بستن آن حاکی از تاثیر مثبت آن در پیشگیری از انواع مشکلات روانی، اجتماعی و خانوادگی بوده است. مهارت‌های زندگی بر تلقی افراد از کفایت خود یعنی بر اعتماد به‌نفس و عزت نفس آنها اثر دارند بنابراین نقش مهمی در سلامت روان ایفا می‌کنند. این مهارت‌ها عبارت‌اند از: 1. توانایی تصمیم‌گیری 2. توانایی حل مساله 3. توانایی تفکر خلاق 4. توانایی تفکر نقادانه 5. توانایی برقراری رابطه موثر 6. توانایی برقراری رابطه بین‌فردی سازگارانه 7. توانایی آگاهی از خود 8. توانایی همدلی با دیگران 9. توانایی مقابله با هیجان 10. توانایی مقابله با استرس همان‌طور که از عناوین پیداست، کسب این مهارت‌ها موجب رشد و پیشرفت فردی و اجتماعی می‌شود و فرد به حقوق انسانی خود آگاه خواهد شد. به این ترتیب از بسیاری از مشکلات اجتماعی پیشگیری می‌شود و ارتقای سلامت روانی را به دنبال خواهد داشت. در این شماره شما را با مهارت حل‌مساله که یکی از مهم‌ترین مهارت‌هاست، آشنا می‌کنیم و در شماره‌های بعد به توضیح مهارت‌های دیگر خواهیم پرداخت. حل‌مساله درواقع یکی از مهم‌ترین فرایندهای تفکر است که به افراد کمک می‌کند مقابله موثری با مشکلات و چالش‌های زندگی داشته باشند. هدف از آموختن این مهارت به فرزندان، کمک به آنها برای شناخت هر چه بهتر خود، برقراری روابط بین‌فردی مناسب و موثر، کنترل هیجانات، مدیریت داشتن بر شرایط تنش‌زا و حل کردن مسائل و مشکلات است. اگر ما والدینی باشیم که در مقابله با مشکلات، قادر به پیدا کردن راهکار مشخصی برای حل‌مساله خود نباشیم و برخورد درستی با مساله خود نکنیم، چطور می‌توانیم از نوجوانان و جوانانمان چنین توقعی داشته باشیم؟   روان‌شناسان معتقدند حل‌مساله، یک فرایند است و فرد باید مراحلی را در این دوره طی کند. متخصصان علوم رفتاری نیز معتقدند می‌توان با پیچیدگی مسائل- به هر اندازه که باشد- به کمک یک ساختار طبقه‌بندی‌شده، برخورد کرد. این ساختار چندمرحله‌ای به افراد کمک می‌کند هنگام مواجهه با مشکل، مساله را از قالب کلی خارج و آن را به اجزایش تقسیم کنند. به این ترتیب مساله از حالت کلی، رعب‌آور و غیرقابل‌حل بودن خارج می‌شود و به اجزای قابل‌فهم و قابل‌حل، تفکیک خواهد شد. مراحل فرایند حل‌مساله این مراحل عبارت‌اند از: 1. تعریف و شناسایی مشکل 2. پیدا کردن راه‌حل‌های مختلف 3. تصمیم‌گیری 4. بازنگری اینک به توضیح و تبیین هر یک از مراحل حل‌مساله می‌پردازیم: 1. تعریف مشکل اولین مرحله، تبیین دقیق مشکل است؛ یعنی ابتدا باید مساله تعریف شود. در این مرحله، فرد ابتدا باید از خود بپرسد چه راه‌حل‌هایی برای این مشکل وجود دارد و سپس سعی کند همه راه‌حل‌هایی را که به ذهنش می‌رسد، حتی اگر عملی به نظر نمی‌رسند، بیان کند. این کار را والدین می‌توانند به کمک فرزندانشان انجام دهند تا آنها بتوانند از طریق الگوبرداری از والدین این کار را یاد بگیرند. اگر فرد دقیقا نداند چه مشکلی وجود دارد، طبعا امکان حل آن کاهش می‌یابد و ممکن است وقت زیادی را صرف اضطراب حاصل از سردرگمی کند تا حل یک مشکل. متخصصان معتقدند مسائل را می‌توان به 4 گروه تقسیم کرد: • مسائل مهم و غیرفوری • مسائل فوری و غیرمهم • مسائل مهم و فوری • مسائل غیرمهم و غیرفوری مسائل مهم و غیرفوری به مسائلی گفته می‌شود که حل آنها برای ما ضروری است، ولی برای حل این‌گونه مسائل محدودیت زمانی نداریم. مسائل فوری و غیرمهم به مسائلی گفته می‌شود که شاید مهم نباشند، اما در یک محدوده زمانی حتما باید حل شوند و اگر آن زمان بگذرد، امکان حل مشکل بسیار کم و حتی غیرممکن خواهد بود. برای مثال: اینکه تماس بگیرید و روز تولد دوستتان را تبریک بگویید، ممکن است مساله خیلی مهمی نباشد، اما زمان خاصی دارد و باید در همان محدوده زمانی انجام شود. مسائل مهم و فوری مسائلی هستند که هم برای خود فرد مهم هستند و هم برای حل آنها محدودیت زمانی وجود دارد. مسائل غیرمهم و غیرفوری، مسائلی هستند که نه برای فرد مهم‌اند و نه حل آن محدودیت زمانی دارد. پس تشخیص درست اولویت‌ها اهمیت دارد. پس از اینکه توانستیم اولین اولویت خود را شناسایی کنیم، باید در جهت حل آن مشکل اقدام کنیم. 2. پیدا کردن راه‌حل‌های مختلف هنگامی که مساله یا مشکل دقیقا مشخص و معلوم شد، فرد باید بکوشد راه‌حل‌های مختلفی برای مشکل خود پیدا کند. برای این کار، فرد باید ذهن خود را باز نگه دارد، آن را سانسور نکند و هر راه‌حلی را که به ذهنش می‌رسد (چه درست و چه نادرست) در نظر بگیرد. همچنین باید با دیگران مشورت کند. نکته مهم در این مرحله، کمیت راه‌حل‌هاست و نه کیفیت آنها؛ یعنی هر چه تعداد راه‌حل‌ها بیشتر، بهتر زیرا در این مرحله، راه‌حل‌ها مورد قضاوت و ارزشیابی قرار نمی‌گیرند بنابراین هر راه‌حلی که به ذهن می‌رسد، چه مثبت و چه منفی، باید نوشته شود. به این کار، «بارش افکار» می‌گویند. این امر به دو دلیل است: اولا: هنگامی که فرد ذهنش را باز می‌کند، بسیاری از راه‌حل‌هایی را که قبلا آموخته ولی به‌دلیل اینکه مدت‌هاست آنها را به کار نبرده، فراموش کرده، در مغز فراخوانده می‌شود و دوباره آنها را به همان شکل یا در شکلی جدید به کار می‌برد. این کار خود منجر به افزایش اعتماد به‌نفس فرد می‌شود. ثانیا: هدف این مرحله دست یافتن به راه‌حل‌های متعدد است. چیستی و چگونگی راه‌حل‌ها مهم نیست. البته توجه به این نکته ضروری است که در روش بارش افکار، فرد مجاز به ارائه راه‌حل‌هایی است که به خودش و دیگران صدمه و آسیب نرساند. 3. تصمیم‌گیری انسان‌ها به میزان زیادی سرنوشت خود را، خودشان رقم می‌زنند و تصمیم‌گیری ابزاری است که این کار را برای آنها انجام می‌دهد. تصمیم‌گیری، فرایند پیچیده‌ای است و تصمیم‌گیری‌های درست، در ارتقای رفتارهای سالم، مثبت و قابل‌پذیرش و به‌طور کلی آینده مثبت نقش مهمی دارد. به همین ترتیب تصمیم‌گیری‌های اشتباه ممکن است بر جنبه‌های مختلف زندگی و آینده فرد تاثیر منفی بگذارد. در این مرحله تک‌تک راه‌حل‌هایی که در مرحله قبل شناسایی شده بودند، مورد قضاوت و ارزشیابی قرار می‌گیرند. برای این کار، افراد باید پیامدها و قابلیت دسترسی هر راه‌حل را قبل از استفاده از آن، پیش‌بینی کنند. چنین کاری احتمال استفاده از راه‌حل‌هایی را که پیامدهای خطرناک همراه دارد، کاهش می‌دهد. در این مرحله، این فرصت به فرد داده می‌شود که قبل از اینکه از یک راه‌حل استفاده کند، نتیجه و پیامد هر یک از راه‌حل‌ها را پیش‌بینی و سپس با مقایسه پیامدها و نتایج راه‌حل‌های مختلف، بهترین راه‌حل را انتخاب کند. پس فرد باید این جسارت و شهامت را داشته باشد که از بین گزینه‌های موجود، یک گزینه را به‌عنوان مناسب‌ترین گزینه انتخاب کند. تصمیم‌ها شامل انتخاب‌های سیاه و سفید نیستند و در بیشتر موارد، حق انتخاب‌های متعددی در یک موقعیت تصمیم‌گیری وجود دارد. شناسایی این انتخاب‌های مختلف مستلزم استفاده از فرایند تفکر خلاق است و برای تحریک تفکر خلاق، بارش فکری یعنی عدم انتقاد از ایده‌ها و خوشامدگویی به هر ایده‌ای مفید است. علاوه بر این، معمولا مشورت با سایر افراد نیز انتخاب‌های دیگری را به میان می‌آورد. نکته مهم در این مرحله تاکید بر یافتن حق انتخاب‌های بیشتر است زیرا هر چه انتخاب‌های موجود در یک موقعیت بیشتر باشد، امکان تصمیم‌گیری منطقی نیز افزایش می‌یابد. نهایتا با توجه به پیش‌بینی پیامدهای مثبت و منفی، بهترین مورد انتخاب و تصمیم‌گیری انجام می‌شود. 4. بازنگری پیش از آنکه خود را به اجرای راه‌حلی متعهد کنید، لازم است بازنگری نهایی انجام شود. مانند سایر موارد مربوط به فرایند حل‌مساله، طول مدت بازنگری و شیوه‌هایی که به کار می‌گیرید، به اهمیت و فوریت مساله بستگی دارند. ممکن است این بازنگری چند ثانیه یا چند ماه طول بکشد ولی همیشه انجام این بازنگری باارزش است و لازم است راه‌حل خود را از چند زاویه بازنگری کنید. در این مرحله براساس پیامدهای پیش‌بینی‌شده برای هر راه‌حل، راه‌حلی که بیشترین پیامدهای مثبت و کمترین پیامدهای منفی را به همراه دارد، انتخاب می‌شود. اگر راه‌حل انتخاب‌شده رضایتبخش بود، فرایند حل‌مساله پایان می‌یابد و اگر موثر نبود، باید از راه‌حل‌های دیگری استفاده کرد یا فرایند حل‌مساله را از ابتدا شروع کرد بنابراین فرایند زمانی پایان می‌یابد که آن موقعیت، دیگر برای فرد مساله‌ساز نباشد. - - دکتر هانیه زایررضایی، روان‌شناس بالینی هفته نامه سلامت ]]> بلوغ و نوجوانی Tue, 16 May 2017 12:13:25 GMT http://migna.ir/vdcbawba.rhbg0piuur.html با فرزندم در دوران بلوغ چگونه رفتار کنم؟ http://migna.ir/vdci5va5.t1aup2bcct.html شاید شما که الان این عنوان مقاله را دیدید به یاد ارتباطتان با دختر و پسر در حال بلوغتان افتادید. به این فکر کردید که آیا واقعا بهترین و مناسبترین نوع برخورد با آنها چگونه باید باشد؟ - چگونه رفتار کنید تا نوجوانتان از خشم کمتری برخوردار شود؟ بلوغ با شکوه ترین مرحله زندگی  یکی از با شکوه ترین و البته سخت ترین مراحل رشدی هر فرد، دوران بلوغش می باشد. در این مرحله فرد نه در دوران خردسالی هست و نه در دوران بزرگسالی، کم کم از کودکی فاصله می گیرد تا بزرگ شود. کودک کم توان دیروز، حالا احساس قدرت می کند و خود را بزرگ می بیند. هر روز احساس های جدیدی را تجربه می کند و دوست دارد مستقل تر بشود. این درحالی هست که ممکن است والدینش جلوی استقلال او را بگیرند و همین امر باعث ایجاد خشم و پرخاشگری در او شود. والدینی که نوجوان در حال بلوغ دارند، باید سطح اطلاعات و آگاهی های خودشان را نسبت به بلوغ و تغییراتی که در نوجوان ایجاد می کند، بالا ببرند تا بتوانند ارتباط بهتری را با نوجوانشان برقرار کنند و همچنین با او همانند یک دوست باشند.   بلوغ چیست؟ بلوغ به مجموعه ای از تغییرات رشدی جسمانی و عقلانی گفته می شود. رشد جسمانی زودتر از رشد عقلانی شروع می شود و به ناگهان نوجوان از نظر ظاهری تغییرات زیادی را نشان میدهد که ممکن است برایش خوش آیند نباشد. کافیست نوجوانی اعتماد به نفس پایین هم داشته باشد همین مساله باعث گوشه گیری و منزوی شدن نوجوان می شود.   معمولا این بحران از حدود 9 الی 19 سالگی در دختران و حدود 13 الی 19 سالگی در پسران اتفاق می افتد. پس بهتر است والدین قبل از رسیدن فرزندشان به این سن، سطح آگاهی خودشان را درباره بلوغ و نحوه ارتباط با نوجوانشان بالا ببرند. بزرگ ترین کمک والدین به نوجوان در حال بلوغ یکی از مهم ترین کارهایی که پدر و مادر باید برای فرزندشان از کودکی و به ویژه در نوجوانی انجام بدهند، بالا بردن اعتماد به نفس و عزت نفس نوجوان است. عزت نفس به معنای دوست داشتن خود است. والدین باید کاری کنند تا نوجوانشان خودش را دوست داشته باشد و در نهایت به اعتماد به نفس یعنی جرات ورزی، برسد. راهکارهای زیر می توانند در بالا بردن اعتماد به نفس نوجوانان کمک کننده باشد: به فرزندتان بگویید همه ی افراد تغییرات دوران بلوغ راتجربه می کنند تا آنها کمتر از ظاهرشان ناراحت باشند. 1- در زمانی که نوجوانتان قصد صحبت کردن با شما را دارد، حتما با او تماس چشمی برقرار کنید. 2- هیچ گاه از ظاهر نوجوانتان، منفی نگویید. به او آرامش بدهید و بگویید که شما هم در دوران بلوغ چه تغییرات ظاهری را تجربه کرده اید. نشان دادن عکس هایتان در دوران بلوغ می تواند برای نوجوانتان خوشایند باشد. 3- محبت کردن را فراموش نکنید. با توجه به جنسیت فرزندتان و همچنین با توجه به نوع محبتی که فرزندتان نیاز دارد، حتما به او محبت کنید. 4- فراهم کردن امنیت نیز بسیار مهم است. هر زوجی ممکن است در زندگیشان با یکدیگر مشکلاتی را داشته باشند. اما مراقب باشید که مشکلات و تعارض هایتان را در حضور فرزندان مطرح نکنید و در مکانی به صورت خصوصی با یکدیگر راجع به تعارضتان صحبت کنید. 5- تشویق کردن اصل دیگری است. حتما نوجوانتان را به دلایل مختلف، و با توجه به موفقیت هایی که به دست آورده است، تشویق کنید و به او انگیزه پیشرفت بدهید. 6- به فرزندانتان مسئولیت های با توجه به تواناییشان بدهید. این کار می تواند اعتماد به نفس آنها را بسیار بالا ببرد. 7- اگر نوجوانتان کار نامناسبي را انجام داد، هيچ گاه نگوييد که دوستش نداريد و يا از دستش ناراحت هستيد بهتر است به او بگوييد که از کار يا رفتاري که انجام داده ايد ناراحت شده ايد. 8- والدین باید قبل از رسیدن فرزندشان به سن نوجوانی، سطح اطلاعات و آگاهی های خودشان را بالا ببرند. 9- بگویید که از کار یا رفتاری که انجام داده اید ناراحت شده اید. برنامه ریزی کنید و زمان هایی را به فرزندانتان اختصاص بدهید یکی دیگر از مسئولیت های والدین در قبال فرزندشان، این است که برای آنها وقت بگذارند. با توجه به شغلتان، جنسیت و سن فرزندتان حتما برنامه ریزی نمایید. راهکارهای زیر می تواند برای داشتن یک برنامه خوب با هم بودن به شما کمک کند: 1- زمان مشخصی را از قبل تعیین کنید و به فرزندتان بگویید که می خواهید با او باشید. 2- در تمام مدتی که در کنار فرزندتان هستید سعی کنید به هیچ چیز دیگری الا فرزندتان و فعالیتی که قرار است انجام بدهید، فکر نکنید. 3- نظر فرزندتان را بپرسید که بیشتر تمایل دارد که به چه کاری با یکدیگر بپردازید. سینما، تئاتر، ورزش و ... . والدین عزیز! گوش به زنگ باشید... شما یک الگو هستید سعی کنید که الگوی رفتاری خوبی برای فرزندانتان باشید. طرز لباس پوشیدن، صحبت کردن، رفتار کردن شما به راحتی می تواند بر روی فرزندتان تاثیر گذار باشد. فرزندتان اگر ببیند که شما در موقعیت های خشم آور به راحتی خشم خود را کنترل می کنید، طبیعتا او هم می تواند با تکرار و تمرین به این مهارت دست پیدا کند. جلسات نقد ماهیانه معمولا نوجوانان از نقد شدن خوششان نمی آید. بهترین راهکار برای اینکه بتوانید رفتار نوجوانتان را نقد کنید این است که در ابتدا مهارت های انتقاد کردن را بیاموزید و در وهله بعدی اجازه دهید فرزندتان هم از شما انتقاد کند. هنگامی فرزند شما می بیند پدر و مادرش اجازه انتقاد شدن می دهند، اینجاست که نوجوان نیز راحت تر این مساله را می پذیرد. داشتن جلسات ماهیانه انتقاد می تواند کمک موثری باشد. شفاف و بی پرده صحبت کنید والدین حتما باید بدون کنایه با فرزندشان صحبت کنند و تمام انتظاراتشان را به صورت شفاف و واضح به فرزندشان بیان کنید.- تبیـان ]]> بلوغ و نوجوانی Sat, 13 May 2017 11:46:25 GMT http://migna.ir/vdci5va5.t1aup2bcct.html ۲۱ توصیه تربیتی درباره طرز رفتار با پسران نوجوان http://migna.ir/vdcbgaba.rhbgapiuur.html اگر می‌خواهید به عنوان والدینی دلسوز و مسئول، آینده جسمی و روانی پسران خود را تأمین کنید، رعایت این نکات را فراموش نکنید: 1) پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به فرزندانشان بیاموزند. نتیجه تازه‌ترین تحقیقات روی بیش از 2000 نوجوان که به مصرف سیگار و مواد مخدر و... اعتیاد داشتند، نشان داده که 40 تا 60 درصد از این نوجوانان، برای اولین بار نحوه استعمال مواد دخانی را در خانه و توسط والدین خود آموخته‌اند؛ بنابراین اولین گام در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر، استعمال‌ نکردن آن‌ها توسط والدین و بویژه در منزل است. 2) شما نمی‌توانید از نوجوانتان توقع داشته باشید که مدام در محیط‌های آلوده و در مجاورت افراد معتاد قرار داشته باشد و هیچ تمایل یا حس کنجکاوی نسبت به مصرف مخدرها از خود نشان ندهد؛ بنابراین از رفت و آمد با دوستان یا اقوامی که اقدام به مصرف مخدرها جلوی اعضای خانواده می‌کنند، خودداری کنید. 3) با پرهیز از رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، خشم و عصبانیت بی‌موقع یا ناسزاگفتن، الگوی رفتاری مناسبی برای نوجوانتان باشید. 4) بسیاری از پدران دوست دارند آینده‌ای را که برای خود متصور بوده‌اند و به آن نرسیده‌اند برای پسرانشان ترسیم کنند، اما خیلی از افسارگسیختگی‌ها و فاصله‌های بین والد و فرزند از همین جا شروع می‌شود. شما به عنوان یک پدر خوب، فقط وظیفه شناساندن راه‌های صحیح و غلط به فرزندتان و مشورت کردن با او در مورد علاقه‌مندی‌هایش را دارید و بهتر است انتخاب نهایی را به عهده فرزندتان بگذارید. 5) بسیاری از پسران از گوش دادن به نصیحت‌ها و توصیه‌های همیشگی گله‌مندند و فکر می‌کنند که نصیحت بیش از حد یعنی عدم اعتماد خانواده و کوچک شمردن آن‌ها. می‌توانید با خریدن انواع کتاب‌ها یا فیلم‌های آموزنده، فرزند خود را از نوجوانی درباره مسائل و مشکلات موجود در جامعه به طور غیرمستقیم آگاه کنید. 6) پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال، جدا شدن از خانواده و پیوستن به گروه هم‌سالان دارند و نگرانی بسیاری از والدین، از ناشناخته بودن دوستان فرزندشان نزد آن‌هاست. برای اینکه هم فرزندتان را خوشحال کنید و هم با دوستان جدیدش بیشتر آشنا شوید، می‌توانید هر چند وقت یک بار، یک مهمانی دوستانه ترتیب دهید و دوستان فرزندتان را هم با خانواده‌هایشان به صرف یک عصرانه ساده دعوت کنید. می‌توانید برای تسلط بیشتر بر روابط فرزندتان هم، ماهی یک بار، یک برنامه کوهنوردی با دوستان فرزندتان و خانواده آن‌ها بچینید. 7) از تحقیر، توهین یا مقایسه‌کردن پسرتان با دیگران به شدت پرهیز کنید؛ چون انجام این اعمال موجب پرخاشگر و زورگو شدن آن‌ها در آینده می‌شود و این گونه فرزندان تحقیر شده بعد از رسیدن به استقلال سعی می‌کنند با توسل به زور وجود و قدرتشان را به دیگران اثبات کنند. 8) پسران، پدران آینده‌اند و باید مسئولیت‌پذیر بار بیایند؛ بنابراین انجام برخی از کارهای خانه را حتی اگر خیلی کم و پیش پا افتاده باشند به عهده پسرتان بگذارید؛ کارهایی مانند خرید نان یا گذاشتن کیسه زباله بیرون از منزل. 9) پسران در سنین نوجوانی علاقه زیادی به دیده و پذیرفته شدن از طرف جامعه دارند؛ بنابراین برای این کار اقدام به عوض کردن ظاهر و نوع پوشش خود می‌کنند. در مواجهه با این گونه مسائل، نباید با پرخاشگری و توهین فرزندتان را از تغییر ظاهرش منع کنید، بلکه باید با زبانی خوش و دلیل و منطق مناسب، او را تشویق به پذیرفته شدن از راه‌های دیگری غیر از تغییر ظاهر غیر متعارف کنید. از او بخواهید که رشته هنری یا ورزش مورد علاقه‌اش را به صورت حرفه‌ای ادامه دهد و موفقیت‌ها و قهرمانی‌های پیاپی‌اش سبب غرور و افتخار خودش و شما باشد. 10) آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینه‌ای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او می‌سازید و موجب می‌شوید که او فکر کند در همه مکان‌ها و زمان‌ها، هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمی‌شود جز احساس پوچی و... 11) پسرها عمدتا عهده‌دار چرخاندن چرخ مالی و اقتصادی زندگی در آینده هستند؛ بنابراین بهتر است پدران، آن‌ها را با مسائل و مشکلات مالی و حساب و کتاب و نحوه صحیح پول خرج کردن آشنا کنند و از نوجوانی پس انداز کردن و صرفه‌جویی را به آن‌ها یاد دهند. 12) این یک باور غلط است که دخترها بیشتر از پسرها به محبت نیاز دارند. پسرها هم به اندازه دخترها به محبت و حمایت عاطفی بویژه از طرف خانواده‌شان احتیاج دارند؛ وظیفه پدر یا مادر مهربان که به فکر سلامت روان فرزندش است، رعایت تعادل و عشق‌ورزی به همه فرزندان چه پسر چه دختر است. 13) معمولاً پسرها با پدرانشان راحت‌ترند و بهتر می‌توانند مشکلاتشان را با آن‌ها در میان بگذارند؛ بنابراین به عنوان پدری مسئول، روزی یک ساعت از وقتتان را به پسرتان اختصاص دهید و او را در راه حل مشکلاتش یاری کنید. فقط حواستان باشد که خشونت و پرخاش، جایی در راهنمایی‌هایتان نداشته باشد تا فرزندتان از مشورت کردن با شما پشیمان نشود و مشکلاتش را خارج از خانه و به روش‌های نادرست حل نکند. 14) پسربچه‌ها علاقه شدیدی به بازی‌های خشن کامپیوتری دارند. برای جلوگیری از ناراحتی‌های جسمی و روحی فرزندتان، از تنها و آزاد گذاشتن او برای ساعت‌ها بازی با کامپیوتر خودداری کنید. 15) بد نیست که حساب دخل و خرج فرزندتان را داشته باشید و دورادور بدانید که او پول‌هایش را چه طور خرج می‌کند. خرید سیگار می‌تواند بسادگی خریدن یک بسته آدامس یا پفک باشد! 16) به پسرتان بیاموزید که زورگویی و قلدری راه معقول و پسندیده‌ای برای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بنابراین بهتر است برای حل مشکلاتش راه‌های منطقی و آرام را پیش گیرد تا محبوبیتش پیش اطرافیان بیشتر شود. 17) پسرها به خاطر موقعیت خانوادگی خاصی که در آینده دارند و باید مسئول و مدیر یک زندگی شوند، نیاز زیادی به اعتماد به نفس بالا دارند. شما می‌توانید با سپردن کارهای مهم به پسرتان و گفتن این جمله که «من می‌دانم تو به بهترین شکل ممکن این کار را انجام می‌دهی» اعتماد به ‌نفس فرزندتان را بالا ببرید و حس مفید بودن را به او القا کنید. 18) با مسئولان و مشاوران مدرسه او در تماس باشید تا بتوانید از تغییرات احتمالی روانی یا تحصیلی فرزندتان خبردار باشید. 19) برای این که پسرتان احساس نکند به خاطر جنسش هیچ محدودیتی ندارد، قوانین خانواده را بنویسید و به دیوار اتاقش بچسبانید و حتماً ساعات ورود و خروج او را طبق مقررات خانواده درج کنید و اگر دیدید که از حدش تجاوز کرد، بنا به روحیاتش، تنبیه یا تشویقی برایش در نظر بگیرید تا بهتر شرایط خانواده را بپذیرد. 20) از سوی دیگر جوری رفتار نکنید که فرزندتان احساس کند برای هر کاری باید نظر شما را رعایت کند و حق انتخاب در هیچ زمینه‌ای را ندارد، این رفتار او را سرخورده می‌کند. انتخاب رنگ اتاق، لباس یا نوع تغذیه را به عهده خودش بگذارید. 21) هیچ گاه در برابر دختر یا فرزند کوچک‌ترتان به پسرتان نگویید که تو بزرگی یا پسری و این رفتارها از تو بعید است. عادلانه قضاوت کنید و به فرزندانتان بیاموزید که به یکدیگر احترام بگذارند و حقوق یکدیگر را هم رعایت کنند. (به نقل از سلامت)   ]]> بلوغ و نوجوانی Thu, 23 Mar 2017 09:59:39 GMT http://migna.ir/vdcbgaba.rhbgapiuur.html بلوغ زودرس دختران و نگرانی مادران http://migna.ir/vdcbsfba.rhbggpiuur.html ميگنا: از آنجا که بچه‌ها در دوره‌ای از رشد هستند که مدام ترس‌های ناشناخته را تجربه می‌کنند و همین‌طور ترس از بیماری و از دست دادن سلامت خود یا والدین‌شان را دارند، به علاوه در تخیل و روياپردازي به سر می‌برند و دنیای خاصی دارند، بهتر است اگر نگران موضوعی هستیم، حتما درباره آن اطلاعات به دست بیاوریم. دختر بچه کاملا سالم و بدون هیچ علامت نگران‌کننده خود را به زور پیش دکتر می‌برد تا بررسی شود مبادا دچار فلان بیماری باشد، مبادا دچار بلوغ زودرس شود، مبادا از مادران دیگر کم بیاورد و آنها فکر کنند او به فکر فرزندش نیست. اینکه چه بلایی بر سر سلامت روان این دختر بچه 8 ساله می‌آید، بماند. اضطراب مادر و تصمیم نادرست او باعث می‌شود کودک هم مضطرب شود و نگرانی‌اش بر همه ابعاد زندگی از جمله تغذیه، خواب و حتی درس‌خواندنش اثر بگذارد. حالا واقعا کودک نیازمند اقدامات درمانی و در پی تصمیم نادرست ما بیمار می‌شود. بهتر است کمی در این‌باره بیشتر برایتان بگویم. قبول دارم که شما نگران فرزندتان هستید و می‌خواهید اگر مشکل خاصی دارد، زودتر از موعد کشف و درمان شود اما اجازه بدهید نظر کارشناسان را در این‌باره بدانیم؛ متخصص غدد کودکان و متخصص روان‌پزشکی کودک به شما کمک می‌کنند تا تصمیم درستی بگیرید. شاید در پایان این مطلب به این نتیجه برسید که باید خودتان را بررسی و هرچه زودتر برای درمان اضطراب و بهبود سلامت روانی‌تان اقدام کنید. خانم دکتر! به نظر شما مراجعات بی‌دلیل و فقط برای بررسی بچه‌ها می‌تواند به سلامت روان آنها صدمه بزند؟ از آنجا که بچه‌ها در دوره‌ای از رشد هستند که مدام ترس‌های ناشناخته را تجربه می‌کنند و همین‌طور ترس از بیماری و از دست دادن سلامت خود یا والدین‌شان را دارند، به علاوه در تخیل و رویاپردازی به سر می‌برند و دنیای خاصی دارند، بهتر است اگر نگران موضوعی هستیم، حتما درباره آن اطلاعات به دست بیاوریم و اگر ضرورتی بود بچه را برای معاینه ببریم. کودکی که دچار سردرد شده، سرفه می‌کند یا علامتی آزاردهنده دارد به راحتی حاضر می‌شود با شما برای درمان بیاید اما وقتی او علامت و مشکلی ندارد با بردنش به این مطب و آن مطب، آن هم صرفا برای کاهش اضطراب خودتان یا خانواده به او صدمه می‌زنید. پسر بچه کلاس چهارمی بسیار مضطربی را چند روز پیش ویزیت کردم که به‌دلیل داشتن والدین مضطرب و سختگیر و همین بررسی‌های بی‌مناسبت بیمار شده و باید تحت‌درمان اضطراب قرار گیرد. تب داغ بلوغ زودرس و اینکه می‌تواند به رشد قدی بچه‌ها صدمه بزند باعث شده والدین بچه‌ها به‌خصوص دخترهای 9-8 ساله خود را برای انجام تصویربرداری و بررسی‌های دیگر غددی نزد پزشک ببرند. توصیه شما به این والدین چیست؟ من واقعا دلم می‌خواهد هشدار بدهم که با سلامت جسم و روان بچه‌ها بازی نکنند. کودکان در دوره‌های رشدی خود با انواع و اقسام ترس‌ها مواجه‌اند. ترس‌هایی که با مدیریت درست می‌آیند و می‌روند، نباید به خاطر وسواس یا اضطراب خود یا ناآگاهی‌‌مان این بچه‌ها را آزار دهیم. گذشته از این، وقتی شما مدام نام بلوغ را می‌آورید و بچه را نزد پزشک می‌برید، او گمان می‌کند به بلوغ رسیدن یک بیماری است، در حالی که باید به او بگویید بلوغ هم یک مرحله رشدی است. مرحله‌ای کاملا خوشایند، عادی و طبیعی که مانند دندان درآوردن، راه‌رفتن، افتادن اولین دندان‌ها، ورود به مدرسه و… باید اتفاق بیفتد تا نشان بدهد تو سلامت و سالمی و می‌توانی یک بزرگسال سالم شوی، پدر و مادر شوی. چرا برخی والدین با این واکنش مقابله‌ای به بلوغ می‌نگرند و حس می‌کنند قرار است حادثه ناخوشایندی رخ دهد و باید آماده رزم‌ باشند؟ اتفاقا من هم برایم جالب است و در پاسخ به گروهی از والدین مضطرب می‌گویم برگردید به عقب و تجربه خودتان را به یاد بیاورید. این دوره بلوغ قرار نیست یک‌شبه رخ دهد و تغییرات رشد آنقدر نامحسوس است که بدن خود را به راحتی با آن وفق می‌دهد. به یادشان می‌آورم که قبل از پدر و مادرشدن شاید تصور بغل کردن یک نوزاد کوچک و رسیدگی به او برایشان سخت بود. حس می‌کردند نمی‌توانند. باورشان نمی‌شد از نوع و صدای گریه نوزاد بفهمند او چه می‌خواهد. پدیده رفلکس شیر و ارتباط عمیق مادر و کودک قبل از 6 ماهگی قابل‌درک نبود اما زمان آنها که رسید، فیزیولوژی‌ بدن به صورت طبیعی پیش‌رفت و دیدند که این مرحله هم طی چطور عادی شد. متاسفانه گاهی والدین مضطرب ما با رفتار نادرست خود این مجوز را به کودک می‌دهند که بدفتاری و پرخاش کند و می‌گویند: «خانم دکتر! فکر می‌کنم این عصبی شدن‌ها نشانه شروع مشکلات بلوغ او باشد!» به نظر شما از این کودک چه انتظاری می‌توان داشت؟ انتظاری جز اینکه بلوغ یعنی دگرگونی منفی، ناخوشایند و تجربه‌های تلخ تنهایی، عصبی‌بودن و…؟ راه‌حل پیشنهادی شما چیست؟ هر پدر و مادری کاملا انحصاری اولین مربی کودکش شود که با او درباره مسائل رشد جنسی و بلوغ صحبت می‌کند و بعد از اینکه متوجه شد علامت‌های رشد جسمی، رشد پستان‌ها، رویش موهای زائد و… دارد، آمادگی ذهنی بدهد و با روی خوش، به شادی، درست مانند تجربه بزرگ شدن و افتادن دندان شیری، راه رفتن و… بگوید داری کم‌کم بزرگ می‌شوی. خداروشکر و خوشحالم که همه سیستم‌های بدنت سالم هستند. کم‌کم اندام‌های داخلی مثل رحم و تخمدان و دستگاه تناسلی‌ات (پسرها) رشد می‌کند و خودت متوجه آنها می‌شوی (می‌توان براساس نیاز کودک و توانایی‌های شناختی او به سوالاتش پاسخ داد و گفت‌وگو کرد). بعضی از مادروپدرها می‌گویند ما حتی با فکر کردن به اینکه قرار است گفت‌وگویی در این زمینه کنیم، مضطرب می‌شویم؟ کافی است چند بار جلوی آینه تمرین کنند و ببینند چهره‌شان و‌ حالات‌ بدنی‌شان تنش و نگرانی را نشان می‌دهد یا امنیت و شکرگزاری و خرسندی از اینکه کودک سالم آنها بزرگ شده و به مرحله بعد می‌رود، باید دقت کنیم اطلاعات جنسی را در زمان مناسب و با اطلاعات بجا شروع کنیم زیرا همین‌قدر که دیر اطلاعات دادن ضرر دارد، اطلاعات نامتناسب سن به کودک دادن هم ویرانگر است و نوعی کودک‌آزاری محسوب می‌شود. والدینی که گمان می‌کنند بچه نمی‌فهمد و روابط جنسی‌شان را بدون مراعات در حضور کودک دارند یا فیلم پورنو می‌بینند و عکس‌های نامناسب جنسی ردوبدل می‌کنند و کودک نیز می‌بیند، درواقع کودک‌آزاری می‌کنند و فرزندشان را در معرض بلوغ زودرس قرار می‌دهند. به زودی نیازهایی در او شکل می‌گیرد که مناسب سن او نیست و به جای نیاز به بازی و… وارد دغدغه‌های فکری خاصی می‌شود. والدین اولین مربی کودکش شود که با او درباره مسائل رشد جنسي و بلوغ صحبت می‌کند‎ آیا سن خاصی برای دادن اطلاعات مربوط به بلوغ داریم؟ نه، این موضوع کاملا فردی باید باشد. مثل بچه‌ای که زودتر و دیرتر یک مرحله رشدی را طی می‌کند، اما مهم این است که از راه‌ گفت‌وگو و پاسخ به سوالات جنسی کودک از همان 5-4 سالگی که اندام خصوصی را یاد می‌گیرد، به‌طور متوسط و در مناسبت‌های مختلف، اطلاعات را تکمیل کنیم. دنبال موقعیت باشید تا به کودک کنجکاو اجازه پرسش بدهید. لازم نیست نکته به نکته پاسخ او را بدهید. گاهی فقط شنیدن کافی است و گاهی با پرسش اینکه «خودت درباره‌اش چی می‌دونی؟» اطلاعات او را تصحیح و تکمیل کنید. مثبت باشید. مثلا به جای اینکه بگویید: «در موقع عادت ماهانه نباید ورزش کنی، نباید حمام بروی و نباید…» به او بگویید: «چون دیوارهای رحم سلول‌های جدید و تازه می‌سازه باید غذاهای بهتری بخوری، تغذیه سالم‌تر و خواب بهتر می‌خوای تا به بدنت کمک کنی.» مساله خونریزی را از صدمه دیدن و خونریزی دردناک در اثر جراحت جدا کنید و بگویید برخی سلول‌های مرده دفع می‌شوند درست مثل ریزش مو، موهای به‌درد‌نخور می‌ریزند و تازه‌ترها می‌رویند. تاکید کنید قرار نیست همه در 10 یا 11 سالگی دچار تغییرات بلوغ شوند. این سن در آدم‌ها فرق دارد و شاید تو شبیه من (مادرت) باشی. اجازه ندهید حس متفاوت بودن یا بیمار بودن به بچه‌ها دست بدهد. درمورد عصبی شدن و خشمگینی یا پایین آمدن خلق‌وخو هم خودتان هستید که چنین تفکری را القا می‌کنید. می‌توانید به بچه‌ها بگویید معمولا آنهایی که از این تغییرات بی‌اطلاع هستند، سردرگم و عصبی می‌شوند. پس شامل حال تو نخواهدشد. هر سوالی باشد، من اینجا هستم و اگر ندانم پاسخش را با هم جستجو خواهیم کرد. چند نکته درباره بلوغ زودرس دکتر رزاقی‌آذر: بلوغ در دختران با جوانه پستانی شروع می‌شود و به دنبال آن موهای زهار ظاهر می‌شوند و رشد قدی نیز سرعت می‌گیرد. بسیاری از مادران تصور می‌کنند عادت ماهیانه نشانه شروع بلوغ است، در حالی که عادت ماهیانه آخرین مرحله بلوغ است. عادت ماهیانه معمولا 2 تا 5/2 سال بعد از ظاهر شدن جوانه پستانی آغاز می‌شود ولی این زمان ممکن است از 1 تا 6 سال متغیر باشد. طول مدت این زمان وابسته به ارث، چاقی و لاغری کودک و… است. عادت ماهیانه پایان بلوغ است ولی پایان رشد قدی نیست. معمولا رشد قدی حدود 3 سال بعد از پایان بلوغ ادامه می‌یابد. زمانی که جوانه پستانی قبل از 7 سالگی کودک ظاهر شود،موضوع بلوغ زودرس مطرح می‌شود. بلوغ زودرس به این دلیل اهمیت دارد که با شروع آن صفحه‌های رشد استخوانی که در 2 طرف استخوان‌های دراز قرار دارند، زودتر از موعد بسته می‌شوند و بعد از آن رشد قدی کودک بسیار آهسته و خیلی زود متوقف خواهد شد. در واقع، کودک کوتاه‌قد می‌شود. چنین کودکانی از نظر جسمی کمی متفاوت‌تر از همسالان خود هستند.آنها ممکن است نتوانند هیجان‌های دوران بلوغ را به راحتی تحمل کنند و دوران کودکی و بازی‌های کودکانه را از دست بدهند و از نظر روانی-اجتماعی دچار اختلالاتی شوند. متاسفانه ترس مفرط برخی خانواده‌ها از بلوغ زودرس کودکان باعث شده آنها کودکان طبیعی را هم نزد پزشک ببرند. بردن کودک برای بررسی سلامت و شروع بلوغ، طبیعی است ولی گاهی والدین اصرار دارند بلوغ کودک به وسیله دارو، متوقف شود تا کودک فرصت بیشتری برای رشد داشته باشد و قدبلندتر شود. این تفکر کاملا اشتباه است. تحقیقات مختلف در دنیا نشان داده اگر روند طبیعی فیزیولوژی جنسی بدن به وسیله دارو متوقف شود،نه‌تنها کودک بلندقدتر نخواهد شد، بلکه به قد نهایی نیز صدمه خواهد رسید. داروها باعث کاهش سرعت رشد می‌شوند و جهش قدی به حالت قبل از بلوغ برمی‌گردد. اگر در کودکی علائم بلوغ قبل از 7 سالگی ظاهر ‌شود با دادن دارو می‌توان وضعیتی مشابه بلوغ طبیعی ایجاد کرد تا رشد قدی کودک طبیعی شود اما در این موارد هم به راحتی برای کودک دارو تجویز نمی‌شود. چنین کودکانی باید 3 تا 6 ماه تحت‌نظر گرفته شوند و آزمایشاتی از آنها درخواست می‌شود زیرا همیشه نمی‌توان با اطمینان بلوغ زودرس کودک را تایید کرد. مثلا دیده شده یک پستان کودک جوانه می‌زند و بعد از مدتی هم پسرفت می‌کند یا موهای زهار رشد می‌کنند ولی اثری از بقیه علائم بلوغ نیست. این موارد نشانه بلوغ زودرس نیستند و چند نشانه باید کنار هم باشند. پزشک باید به این نکته توجه کند آیا کودک دچار چه نوعی از بلوغ زودرس شده است. بعضی از دخترها تا چند سال بعد از شروع عادت ماهیانه ممکن است دچار بی‌نظمی در این دوره باشند. تجویز قرص‌های حاوی استروژن برای تنظیم عادت ماهیانه اشتباه است زیرا ممکن است باعث بسته شدن زودرس صفحات رشد استخوانی شود. مورد مهم دیگر استفاده از کرم استروژن در کودکان دختر است. این کرم برای کودکانی که دچار سوختگی و چسبندگی ناحیه تناسلی در اثر ادرار شده‌اند، تجویز می‌شود. تجویز این کرم برای کودکان منعی ندارد ولی نکته مهم این است که کرم استروژن فقط باید 3-2 بار استفاده شود و گاهی مادر به اشتباه چند ماه از این کرم استفاده می‌کند. قاعده کلی این است که تشخیص بلوغ زودرس در پسرها دشوارتر از تشخیص بلوغ زودرس در دخترهاست. - هفته نامه سلامت ]]> بلوغ و نوجوانی Tue, 07 Mar 2017 04:26:54 GMT http://migna.ir/vdcbsfba.rhbggpiuur.html شیوه برخورد مناسب با بچه قلدرهای مدرسه! http://migna.ir/vdcbwgba.rhbggpiuur.html میگنا: «پارسای ۹ ساله، امروز موقع برگشتن از مدرسه با گریه از مادر خود خواست که اجازه دهد مدرسه نرود. وقتی مادر از دلیل نرفتنش پرسید، پارسا فقط گفت که مدرسه را دوست ندارد و دیگر نمی‌خواهد برود. مادر پارسا موقع آویزان کردن لباس‌های پارسا متوجه پارگی کوچکی در آن‌ها شد. خط کشی هم که خیلی دوست داشت در میان وسایلش نبود، ولی پارسا علت آن را فقط با نمی‌دانم پاسخ داد. روزهای بعد هم پارسا با عدم تمایل و با بهانه جویی به مدرسه رفت.» شاید شما هم با این مشکل مواجه شده باشید و وقتی رد آن را از مدرسه گرفته‌اید با یک بچه قلدر مواجه شده‌اید که با فرزندتان درگیر شده است. این جور وقت‌ها چه باید کرد؟ راهکار این مشکل را می‌خوانیم: قلدری نوعی رفتار پرخاشگرانه است که به قصد آزار و آسیب دیگران و از طریق تهدید یا زورگویی صورت می‌گیرد. این مساله در میان کودکان بسیار شایع است و می‌تواند بسیار مخرب هم باشد. یادتان باشد که همه‌ی بچه‌ها سلامت روان کامل ندارند. آن‌ها ممکن است پرخاشگری را از خانواده آموخته باشند، ممکن است برای جلب توجه پرخاشگری کنند یا ممکن است از پرخاشگری به عنوان راه حل مساله انتخاب کنند. مثلا ممکن است قلدری کنند تا مشق‌های‌شان را یک نفر دیگر بنویسد یا غذای یک نفر دیگر را بخورند. گاهی هم قلدری، گونه‌ای از اعتماد به نفس کاذب است. ممکن است دانش‌آموزی فقط به خاطر فیزیک درشت‌تر یا قدرت رهبری گروه حس کند که مختار است هر کاری از دستش برمی‌آید از جمله سو استفاده از فیزیک بدنی یا قدرت رهبری را انجام دهد. در هر صورت فرزند ما باید بداند که با قلدرهای مدرسه چگونه برخورد کند.   قلدری فقط پسرانه نیست قلدری شکل‌های مختلفی دارد، مانند لقب یا اسم گذاشتن روی دیگران، مسخره کردن آن‌ها یا با بی‌انصافی پشت سرشان داستان یا شایعه‌های زشت پخش کردن. این مدل از قلدری در دختران شایع‌تر است. قلدری می‌تواند جسمی هم باشد، مثلا هل دادن، لگد یا کتک زدن، پیغام‌های زشت یا توهین آمیز فرستادن، مسخره کردن مردم هم نمونه‌هایی از قلدری هستند که در بین پسران شایع‌تر است. البته خیلی از کودکان گاهی با هم دعوای‌شان می‌شود و کتک‌کاری می‌کنند یا به هم حرف‌های زشت می‌زنند یا همدیگر را مسخره می‌کنند، اما این کار ضمن سرگرمی و بازی اتفاق می‌افتد.   کودکان آسیب‌پذیر وقتی این رفتار‌ها حالت دایمی، همیشگی و تهدیدآمیز پیدا کند، معمولا متوجه کودکانی می‌شود که نمی‌توانند از حق خودشان دفاع کنند. معمولا در کنار هر دانش‌آموز پرخاشگری یک دانش‌آموز منفعل هم هست. حتی وقتی قلدری در مورد کودکانی اتفاق می‌افتد که ممکن است بتوانند حق خود را بگیرند، تبدیل به مشکلی می‌شود که برای همه اهمیت پیدا می‌کند.   چه بکنیم؟ مشکل برخورد با بچه قلدر‌ها در مدرسه مشکل پیچیده ای‌ست اما بدون راهکار هم نیست. با رعایت کردن توصیه‌های زیر هم از قلدری دوباره تا حدی پیشگیری می‌شود و هم دستتان می‌آید موقع شنیدن از قلدری چه کار باید بکنید.   رابطه‌تان را بهتر کنید ارتباطتان را با فرزندتان بهتر کنید و ساعات بیشتری را برای بودن با او بگذارید. در اغلب اوقات بچه‌ها در مورد زورگویی‌هایی که در مدرسه به او شده با والدین صحبت نمی‌کنند، مگر این‌که با پدر و مادرشان ارتباط خوبی داشته باشند. یادتان باشد این مشکل معمولا مایه‌ی شرمساری بچه‌هاست و حرف زدن در مورد آن برای بچه‌ها خیلی سخت است.   هرگز سرزنش نکنید هیچ وقت کودکتان را مورد سرزنش و تحقیر قرار ندهید. مثلا نگویید «خیلی بی‌عرضه و بی‌دست‌وپایی که بهت زور گفتند». وقتی کودکتان چنین جمله‌ای می‌شنود، انگار دوبار آسیب دیده است؛ یک‌بار از طرف بچه‌ی قلدر و یک‌بار از طرف شما. از او حمایت کنید و به او اطمینان دهید که کنارش خواهید ماند تا مشکل حل شود. وقتی شما کودکتان را سرزنش می‌کنید او هرگز دوباره درمورد این مشکل و مشکلات پیچیده‌تر و شدید‌تر مثل سو استفاده‌ی جنسی با شما حرف نخواهد زد.   به مدرسه خبر دهید سریع‌تر به مدرسه اطلاع دهید و بخواهید که مشکل را پیگیری و حل کنند. خودتان هم تا حل شدن مساله پیگیری‌تان را ادامه دهید و هیچ‌وقت اجازه ندهید موضوع‌‌ رها شده و فراموش شود. این‌طور هم عملا از کودکتان حمایت می‌کنید و هم الگویی برای فرزندتان می‌شوید که در مواقع بی‌پناهی چه‌طور به مرجع قدرتی که می‌تواند مساله را حل کند، مراجعه کنید.   یادش بدهید جرات داشته باشد جراتمندی را به فرزند خود آموزش دهید. جراتمندی معادل خشونت نیست، بلکه مهارتی است که توسط آن بدون این‌که به طرف زورگوینده صدمه‌ای وارد کند یا با او درگیر شده یا توهینی به او بکند، اجازه ندهد با او بدرفتاری شود. مثلا به او بگویید «اگر خواست اذیتت کند، محکم جلوی او بایست و با صدای بلند به او بگو اجازه نمی‌دهی این دفعه زور بگوید». به کودک یاد دهید بلافاصله به ناظم مدرسه یا معلمین اطلاع دهد و در کنار دوستانش باشد تا فرد قلدر جرات آزاررساندن به او را پیدا نکند. البته گاهی جراتمند نبودن کودکتان می‌تواند پیام‌هایی برای خود شما داشته باشد. آیا به اندازه‌ی کافی در خانه به کودکتان اعتمادبه‌نفس داده‌اید؟ آیا اجازه داده‌اید اظهار نظر کند و نه بگوید. آیا توانایی‌هایش را تایید کرده‌اید؟ آیا نیاز‌هایش را محترم شمرده‌اید؟ آیا خودتان الگوی خوبی از جراتمندی بوده‌اید؟ خودتان درخواست‌ها و جواب درخواست‌ها را محترمانه و قاطعانه بیان کرده‌اید؟!   پرخاشگری را توصیه نکنید متاسفانه بعضی از والدین این باور را دارند که چون پرخاشگری در جامعه رایج است باید پرخاشگرانه مقابله‌به‌مثل کرد. غافل از این‌که جامعه از همه‌ی ما تشکیل شده است. اگر ما هم به جمع پرخاشگران بپیوندیم، نه‌تنها حال جامعه خوب نمی‌شود، بلکه داریم به پرخاشگری بیشتر و بیشتر دامن می‌زنیم. پس هرگز از کودکتان نخواهید که مقابله به مثل کند. هر گز به او نگویید «دفعه‌ی بعد اگر تو را زد تو هم او را بزن». با توصیه به مقابله‌به‌مثل هم به کودکمان یاد می‌دهیم به جای جراتمند بودن پرخاشگر باشد. هم مراجع قدرت در مدرسه مثل ناظم، معلم و مدیر را نادیده می‌گیریم و پرونده انظباطی کودکمان را سنگین می‌کنیم. هم در صورتی که فرزندمان حرفمان را گوش دهد و بخواهد مقابله‌به‌مثل کند و نتواند غیرمستقیم اعتمادبه‌نفسش را کم می‌کنیم و خشم‌های فروخورده‌اش را زیاد.  - سپیده دانایی ]]> روانشناسی کودکان Fri, 10 Feb 2017 07:54:09 GMT http://migna.ir/vdcbwgba.rhbggpiuur.html بلوغ و پاسخگویی به سوالات نوجوانان http://migna.ir/vdcjahet.uqeh8zsffu.html به گزارش زندگی آنلاین، گوشه و کنار، در کتب و فضای مجازی، و حتی در کتاب‌های درسی مطالبی در باره بلوغ نوجوانان نوشته شده و بین همسالان و همکلاسی‌ها نیز، مطالبی در این زمینه رد و بدل می‌شود و نوجوانانی که به اینترنت و کتاب دسترسی دارند معمولا می‌توانند جواب سوالات خود را درباره بلوغ و تغییراتی که به دنبال آن در جسم و روان مشاهده می‌شود پیدا کنند. با این همه آیا به نظر شما والدین در پاسخگویی به سوالات فرزندان خود وظیفه ای دارند یا خیر؟ سوالات بلوغ از یک دیدگاه می‌توان سوالات درباره بلوغ را به دو دسته اصلی تقسیم کرد. اول سوالاتی که والدین درباره بلوغ فرزندانشان دارند و دوم سوالات خود نوجوانان درباره بلوغ. سوالات والدین عمدتا درباره بلوغ زود رس، بلوغ دیر رس و کلا نحوه برخورد آنها با انواع بلوغی است که برای فرزندان‌شان چه دختر و چه پسر رخ داده و می‌دهد و سوالات خود نوجوانان بیشتر سوالاتی است در جهت آرام کردن اضطراب و ترس‌های ایشان از بلوغ و تبعات آن و نحوه سازگاری با شرایط جدیدی که بلوغ به آنها تحمیل می‌کند. وظیفه هر پدر و مادری است که قبل از بلوغ، و در ماه‌ها یا سال‌هایی که کودکشان به بلوغ نزدیک می‌شود با فرزند همجنس خود، درباره بلوغ و شرایط بلوغ، درباره بهداشت بلوغ و چگونگی سازگاری با آن، مفصل و واضح صحبت کنند. بعد از این صحبت بهتر است کتابی به زبان ساده برای فرزندشان تهیه کنند تا به سوالات احتمالی او در باره بلوغ پاسخ بدهد و برای فرزندشان خاطر نشان کنند که می‌تواند سوالات خود را از خود آنها هم بپرسد. والدین لازم است بلوغ را ترسناک یا باعث شرمندگی، معرفی نکنند. بلکه از بلوغ به عنوان دوره‌ای مثبت در زندگی و نشانه رشد و بالندگی فرزندشان یاد کنند و سعی کنند در زمان بلوغ هم به فرزندشان اطمینان خاطر بدهند که وارد روندی طبیعی و عادی شده است و از اضطراب او بکاهند. بسیاری از نوجوانان در زمان بلوغ، درونگراتر، پرخاشگرتر و گاه تحریک‌پذیرتر و حساس‌تر می‌شوند و والدین باید بدانند که این حالات طبیعی است و با فرزندشان تا انتهای دوره بلوغ مدارا کنند. مشکلات والدین در زمان بلوغ فرزندان والدین خجالتی! برخی والدین ادعا می‌کنند که خجالت می‌کشند درباره بلوغ فرزندانشان با آنها صحبت کنند. متاسفانه این والدین خود با اختلالات روانی کم یا زیاد نظیر اعتماد به نفس پایین، افسردگی، اضطراب یا ... دست به گریبانند و زیر پوشش شرم و خجالت، می‌خواهند از انجام وظایف والدانه خود شانه خالی کنند. لازم است این نوع والدین هر چه سریع‌تر برای درمان خود اقدام کنند. خجالتی بودن فضیلت نیست، اما در مقابل فرزند و مسایل او خجالتی بودن و آماده نکردن او، نوعی جنایت روانی محسوب می‌شود. والدین بی‌توجه والدین بی‌توجه والدینی هستند که مسایل فرزندشان برایشان اهمیت ندارد. بلوغ، نگرانی، ترس یا ناراحتی فرزندشان برایشان مهم نیست و گمان می‌کنند مسایل خود به خود حل می‌شوند یا اگر هم حل نشوند وظیفه خود نمی‌دانند کاری کنند. متاسفانه این قبیل والدین نیز از اختلالاتی رنج می‌برند و لازم است زودتر به درمان خود اقدام کنند. والدین وسواسی والدین وسواسی اغلب بلوغ فرزندانشان را می‌پذیرند، اما نحوه برخورد آنها با بلوغ، وسواسی و آزار دهنده است. آنها بعد از بلوغ قوانین سختگیرانه‌تری برای فرزندان خود وضع می‌کنند و با آن قوانین فرزند‌شان را به جای محبت کردن و آرامش بخشیدن، تحت فشار مضاعف قرار می‌دهند. چنین والدینی هم لازم است ابتدا سراغ درمان وسواس خود بروند. والدین خشک و سرد این قبیل والدین هم گویی احساس ندارند و نمی‌توانند با فرزندانشان هم‌ذات پنداری کرده و آنها را درک کنند در نتیجه با خشک بودن و سردی‌شان نمی‌توانند فرزندانشان را در زمان بلوغ آرام کرده و محیط گرمی برای کودکی که نوبلوغ است فراهم آورند. فرزندان این قبیل والدین در زمان بلوغ درون‌گراتر و منزوی‌تر می‌شوند و از والدین خود بیشتر فاصله می‌گیرند و چه بسا در دام اطلاعات غلطی بیفتند که دوستان یا همکلاسی‌ها به آنها می‌دهند. والدین مسخره کننده! این‌ها همان‌هایی هستند که تا علائم جسمانی اندکی که نشانگر بلوغ است در فرزند خود می‌بینند شروع می‌کنند به سر به سر گذاشتن یا مسخره کردن! طبیعی است که کودکان این والدین نیز بلوغ خود را از والدین‌شان پنهان کنند یا از آنها فاصله بگیرند و در همان دام‌های اطلاعات بیرون از منزل بیفتند. فهرست والدین مشکل دار به همین جا ختم نمی‌شود، جا دارد همه ما به عنوان مادر یا پدر، نقاط ضعف خود را بشناسیم و هر چه زودتر آنها را از بین ببریم وگرنه زمان بلوغ فرزندانمان که می‌تواند دوره گذر از مرحله کودکی به مرحله جوانی و سرزندگی باشد تبدیل به بدترین کابوس زندگی آنها می‌شود و چون کودکی و نوجوانی فرد، هرگز از یاد نمی‌رود، تاثیر مثبت یا منفی رفتار والدین در این دو دوره نیز تا آخر عمر با فرزندان‌مان باقی خواهد ماند! وظیفه والدین است که به سوالات فرزندان در باره بلوغ پاسخ بگویند. در حال حاضر یک کتاب خوب یا یک سایت معتبر می‌تواند به کمک آنها بیاید اما آن را هم خود والدین باید پیدا کرده و در اختیار فرزندان قرار بدهند. کمک گرفتن از یک دوست خانوادگی خردمند یا یکی از اقوام دانا در فامیل که کودک ما با او احساس راحتی و صمیمیت می‌کند نیز برای والدینی که در پاسخگویی به فرزندان مشکل دارند می‌تواند مفید باشد. این اطلاعات بهتر است قبل از بلوغ و نزدیک بلوغ به آنها انتقال یافته و بعد از بلوغ تکمیل شود. هرگز نگذارید فرزندتان بدون آمادگی اولیه وارد این دوران شود تا تبعات بلوغ برایش قابل پذیرش‌تر و سازگاری‌اش بیشتر شود.- رکسانا خوشابی-کارشناس ارشد مشاوره     ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 31 Jan 2017 19:47:10 GMT http://migna.ir/vdcjahet.uqeh8zsffu.html تغییرات هورمونی با نوجوان چه می کند؟ http://migna.ir/vdcbawbf.rhb9wpiuur.html سرپرستی نوجوان کار ساده ای نیست، به ویژه زمانی که او خشن، افسرده و یا گرفتار عادت های غلط شده باشد. شاید از اینکه دائم نگران این باشید که فرزندتان در حال حاضر کجاست و چه می کند، خسته شده اید و نتوانید با نوجوان تان ارتباط خوب و مناسبی برقرار کنید. حتی ممکن است تصور کنید هدایت او کاری غیرممکن است اما ناامید نباشید. با روش ها و اقداماتی می توانید به این آشفتگی در خانه پایان دهید و به فرزندتان کمک کنید تا این دوران را به خوبی بگذراند. نوجوان معمولی یا پردردسر؟ وقتی فرزندتان به دوران نوجوانی قدم می گذارد، به دنبال استقلال و یافتن هویت خود است و ممکن است دست به رفتارهایی بزند که از نظر والدین عجیب و پیش بینی نشده اند. مثلا در برابر بیشتر سخنان تان ادا و اصول درآورد و یا در اتاق را با عصبانیت ببندد. متاسفانه این کارها، رفتار یک نوجوان معمولی است.   اما اگر نوجوان تان از نوع پردردسر باشد با مشکلات بیشتری مواجه می شود. این نوجوانان گرفتار مشکلات رفتاری، احساسی یا یادگیری به مراتب بیش از نوجوانان معمولی هستند. آنها ممکن است دست به رفتارهای پرخطر مانند خشونت، فرار از مدرسه، مصرف مواد مخدر و حتی مجرمانه بزنند. یا احتمال دارد مبتلا به ناراحتی های روحی مانند افسردگی و اضطراب شوند. والدین باید تشخیص دهند که رفتار نوجوان شان معمولی و یا پردردسر است.   شناسایی رفتارها تغییر ظاهر: نوجوانان عاشق مد و پوشیدن لباس هایی هستند که جلب توجه کند. این رفتار طبیعی است و هرگز آنها را سرزنش نکنید اما اگر این تغییر ظاهر با رفتارهای منفی مانند بیش از حد لاغر یا چاق کردن خود همراه شد، زنگ خطری است که باید وارد عمل شوید. جر و بحث: از آنجایی که نوجوانان به دنبال استقلال طلبی هستند، بیشتر مواقع با والدین خود بر سر هر مساله ای جر و بحث می کنند که این رفتار نیز طبیعی است اما بالا گرفتن جر و بحث به همراه خشونت در خانه و یا غیبت مکرر از مدرسه، دعوا با همسالان و کارشکنی نشان دهنده مشکلاتی است که باید آنها را زود برطرف کنید. حالات روحی: نوجوانان به دلیل تغییرات هورمونی دچار حالات روحی متفاوتی مانند زودرنجی و کج خلقی می شوند. اما اگر تغییر حالات روحی نوجوانتان با سرعت بیشتری رخ داد و به همراه آن دچار افسردگی، اضطراب یا مشکلات خواب شد علامت مشکلات عاطفی و احساسی است و اگر به آن توجه نکنید اوضاع بدتر می شود. دوستان، عزیزتر از والدین: نوجوانان بیشتر از اینکه از والدین خود پیروی کنند، تحت تاثیر دوستان خود هستند. در این دوران دوستان شان برای آنها بسیار مهم اند و کوچک ترین انتقاد از آنها به شدت آزرده خاطرشان می کند.   روش های کمک به نوجوانان 1- با او ارتباط برقرار کنید نوجوان تان هر مشکلی داشته باشد به این معنا نیست که شما والدین خوبی نبوده اید. به جای سرزنش خود روی نیازهای فعلی نوجوان تان متمرکز شوید. اولین قدم برای ایجاد این کار پیدا کردن روشی برای ارتباط با اوست. نوجوانان با وجود سرکشی هنوز هم نیازمند عشق، علاقه و پذیرش از سوی شما هستند. بنابراین اگر بتوانید درست عمل کنید، باز هم می توانید روی او اثرگذار باشید. برای این کار باید: از میزان اضطراب و خشم خودتان آگاه باشید: وقتی ناراحت و عصبانی هستید، با نوجوان تان صحبت نکنید. صبر کنید آرام شده و قبل از صحبت با نوجوان تان انرژی مثبتی داشته باشید. فراموش نکنید هنگام صحبت با نوجوان به تمام انرژی و صبر و تحمل تان نیاز پیدا خواهیدکرد. به نوجوان تان توجه کنید: نوشیدن چای و گپ زدن برای یک نوجوان، پیشنهادی بسیار مضحک است. اما شما با اینگونه پیشنهادها نشان دهید او برایتان مهم است. پس هرازگاهی اصرار کنید که بدون روشن کردن تلویزیون یا هر چیز دیگر که حواس تان را پرت کند، کنار هم بشینید و با یکدیگر صحبت کنید. البته ممکن است تمام این وقت به سکوت بگذرد ولی اگر او بخواهد حرفی بزند، حداقل فرصتش را دارد. زمینه های مشترک پیدا کنید: صحبت در مورد ظاهر و یا لباس های نوجوان تان، روشی مطمئن برای برانگیختن جر و بحثی آتشین است. بهتر است به جای این کار به دنبال زمینه های مشترک بگردید. مثلا با پسرها می توانید در مورد ورزش صحبت کنید و با دخترها در مورد فیلم های به ویژه احساسی حرف بزنید. هدف این نیست که دوست نوجوان تان باشید، قرار است با پیداکردن موارد مشترک با آرامش با یکدیگر صحبت کنید و وقتی این شرایط به وجود آمد می توانید آرام آرام در مورد مسائل مهم دیگر نیز حرف بزنید. قضاوت نکنید و مدام پند ندهید: وقتی نوجوان تان با شما صحبت می کند، بسیار مهم است که بدون هیچ قضاوتی و یا انتقاد و پندی، حرف هایش را گوش کنید. نوجوان تان می خواهد او را درک کنید. تماس چشم نیز خیلی مهم است. اگر وقتی با شما صحبت می کند، مشغول روزنامه خواندن و یا بررسی ایمیل های تان باشید، احساس می کندکه برای تان اهمیتی ندارد.   انتظار عدم پذیرش را داشته باشید: هنگام تلاش در برقراری ارتباط با نوجوان تان غالب اوقات ممکن است با عصبانیت، کج خلقی یا واکنش های منفی دیگر او رو به رو شوید. خونسرد بمانید و به نوجوان تان زمان بدهید تا آرام شود. وقتی هر دو از آرامش کافی برخوردار شدید، دوباره تلاش کنید. با موفقیت ارتباط برقرار کردن با نوجوان تان وقت و حوصله می خواهد.   2- تغییرات مناسبی در سبک زندگی تان بدهید: راهنمایی های زیر می تواند تعادل را به زندگی نوجوان تان برگرداند. نظم و ترتیب: نوجوانان ممکن است بر سر قوانین و نظم و انضباط یا ساختار زندگی روزمره، داد و فریاد راه بیندازند. اما این بدین معنا نیست که هرگز نظمی را نمی خواهند. به موقع سر میز غذا نشستن و ساعت خواب منظم داشتن به آنها احساس امنیت و اطمینان می دهد زیرا در این گونه مواقع شما می توانید به آنها توجه نشان دهید و آنها نیز اگر بخواهند، فرصت صحبت کردن با شما پیدا می کنند. کم کردن دنیای دیجیتال: بین تماشای تلویزیون، فیلم، محتوای اینترنت و بازی های ویدئویی با رفتارهای خشونت آمیز نوجوانان و همچنین اضطراب ارتباطی مستقیم وجود دارد. این برنامه ها را کم و محدود کنید اما در مقابل نوجوان تان را به ورزش و بازی های پرتحرک تشویق نمایید. خواب و خوراک سالم: خوراک سالم و مقوی می تواند انرژی نوجوان تان را به ثبات برساند و ذهن او را هوشیار نگه دارد. از طرفی محرومیت از خواب کافی نوجوان تان را دچار اضطراب و کج خلقی و سستی می کند. خواب کم و غذای ناسالم اثری منفی روی حافظه، وزن، تمرکز، قدرت تصمیم گیری و سیستم ایمنی بدن دارد. بنابراین کاملا مراقب این دو گزینه باشید.   3- خودتان را فراموش نکنید: سر و کله زدن با یک نوجوان واقعا انرژی و تحمل می خواهد و اگر شما به اندازه کافی مراقب سلامت تان نباشید، زود از پای در می آیید. بنابراین به اندازه کافی استراحت کنید، اگر اضطراب دارید و دچار افسردگی شده اید حتما از روانشناس کمک بگیرید. هرگز سعی نکنید بار تمام مشکلات را خودتان به تنهایی حمل کنید بلکه از اقوام، دوستان قابل اعتماد و مشاوران کمک و راهنمایی بخواهید. دوران نوجوانی قرار نیست برای همیشه طول بکشد. این روزها زودتر از آنچه که فکرش را کنید می گذرد و فقط این صبر و شکیبایی و راهنمایی های شماست که موجب می شود فرزندتان به خوبی این دوران سخت را طی کند و به جوانی موفق و شاد تبدیل شود. - ماهنامه مطب - ترجمه نادیا زکالوند ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 29 Jan 2017 06:30:55 GMT http://migna.ir/vdcbawbf.rhb9wpiuur.html راهکاری برای حل اختلافات میان والدین و نوجوانان http://migna.ir/vdcaoane.49nou15kk4.html میگنا: اختلافات و مشکلاتی که میان پدر و مادرها و فرزندان نوجوان وجود دارند مثل سریال های ادامه دار هستند. یعنی هم از نظر تعداد زیادند و هم از لحاظ عمق و کیفیت، پر دامنه اند. بیشتر مواقع این اختلافات به اندازه ای شدید می شوند که فضای پرمهر خانواده تبدیل به میدان جنگ، نفرت، مچ گیری و کینه جویی می شود به گونه ای که از آن خانواده فقط یک پوسته ظاهری و یک اسم باقی می ماند و از درون کاملا متلاشی می گردد. ریشه اصلی اختلافات شاید برای همه این پرسش پدید بیاید که چرا اوضاع روابط خانوادگی در دوره ای که کودکان پا به دوره نوجوانی می گذارند این همه متشنج می شود! اشکال از چه کسی است و مقصر کیست؟ آیا والدین با توقعات زیادشان عامل این اختلافات هستند یا نوجوانان با لج بازی و سربه هوا بودن آتش بیارهای اصلی معرکه اند؟ در پاسخ باید گفت هرچندگاهی والدین مقصر هستند و گاهی نوجوانان اما ریشه اصلی این مشکلات، «اختلاف مبنای فکری پدر و مادرها با فرزندان نوجوان» است. در واقع نگرش کاملا متضاد این دو به زندگی دلیل همه این درگیری هاست. کدام اختلاف نظر؟ پدرها و مادرها افرادی پا به سن گذاشته و با تجربه اند. به قول معروف سرد و گرم روزگار چشیده اند و در سال های طولانی زندگی با کامیابی ها و ناکامی های زیادی روبه رو شده اند. آن ها با دل و جان به این باور رسیده اند تنها رمز موفقیت در زندگی «پیشرفت» است. والدین از نوجوان انتظار دارند این مسئله را درک کند و او هم فقط به دنبال پیشرفت باشد و همه فکر و ذکرش تلاش جدی در این راه باشد. نوجوان اما به گونه ای دیگر می اندیشد. او تازه از دوران کودکی بیرون آمده و هنوز هم بسیاری از روحیات آن سن و سال را در خودش دارد. نوجوان بر این باور است که تنها رمز خوشحالی و شاد بودن در زندگی، «تفریح» است. اختلاف نظر اصلی والدین با نوجوانان همین جاست. آن ها از او پیشرفت می خواهند در حالی که او به دنبال تفریح و بازی است. یک مثال جالب فرض کنید شما بزرگترین دانشمند جهان هستید. بر تمامی دانش ها مسلط هستید و همه چیز را بهتر از دیگران می فهمید و می دانید. از طرفی یک پیرمرد و پیرزن بسیار مسن و کاملا بی سواد نیز در خانه شما زندگی می کنند و همواره شما را امر و نهی می کنند. در تمام کارهایتان دخالت می کنند و هرروز دستور جدیدی به شما می دهند. شما در این وضعیت چه حسی نسبت به آنها خواهید داشت؟ متاسفانه باید به والدین عرض کنم که نوجوان دقیقاً همین طور فکر می کند. او نه تنها فقط به دنبال تفریح است بلکه خودش را آن دانشمند همه چیز دان می داند که نیاز به مشورت و نصیحت هیچ کسی ندارد و شما را پیرمرد و پیرزن بی سوادی فرض می کند که از هیچ چیزی سر در نمی آورید و فقط دخالت می کنید. اگر والدین بتوانند این نکته دقیق روان شناسی را درک کنند قطعا در رفتارشان با نوجوان تجدید نظر خواهند کرد. چه باید کرد؟ بسیار مهم است که که والدین بدانند نوجوان نه نادان است، نه بی خیال و نه لجباز بلکه تمام رفتارها و طرز فکرهایش «اقتضای سن او» هستند. پدر و مادرها دقت داشته باشند که تنها راه نفوذ در نوجوان، تفاهم با اوست و این تفاهم فقط و فقط از راه صمیمیت با او حاصل می شود. دوستی با نوجوان، صمیمیت با او و در عین حال حفظ جایگاه پدری یا مادری چیزی است که به مرور به دست می آید و صد البته مطالعه کتاب های تربیتی و فرزندپروری در این میان جایگاه ویژه ای دارد. کار مهمی که والدین باید انجام دهند این است که زمینه تفریح، بازی، سرگرمی و خوش گذرانی را برایش فراهم کنند. برخی از آزادی ها را به او بدهند و در این زمینه سخت نگیرند. حتی گاهی اجازه بدهند اشتباه کند تا بتواند تاثیرات بد برخی از کارها را به چشم خودش ببینند و با همه این ها دست دوستی را به سویش دراز کنند و نصیحت ها، گوشزد ها و نکات لازم برای پیشرفت را صمیمانه به او بگویند. در واقع هر توقعی از او دارند و هرچیزی که از او می خواهند را با «قاطعیتی دوستانه» بیان کنند و مطمئن باشند تندی، بداخلاقی و داد و فریاد هیچ چیزی را درست نمی کند و فقط روابط را دور و تیره می کند. اگر پدران و مادران این نکات را رعایت کردند و روابطشان با نوجوان بهبود یافت به قول استیون هاوکینگ می توانیم ادعا کنیم که طرح بزرگ را یافته ایم! نویسنده: محمد حمله دارروان شناس کودک و نوجوان ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 22 Jan 2017 17:22:07 GMT http://migna.ir/vdcaoane.49nou15kk4.html چگونه از سلامت روانی دخترمان محافظت کنیم http://migna.ir/vdcjiiet.uqehozsffu.html ميگنا: این گروه همچنین بیش از سایرین در معرض خطر مشکلات روانی قرار دارند: زنان جوان سه برابر بیش از مردان نشانه‌های افسردگی و اضطراب گزارش می‌دهند. و در سال ۲۰۱۴ میزان خودآزاری زنان سه برابر میزانی بود که در سال ۲۰۰۷ رواج داشت.-خب، برای اطمینان از سلامت روانی دختران چه می‌توانیم بکنیم؟ تیم متخصصان ما ۱۰ روش پیشنهاد می‌کند: فشار مدرسه را مضاعف نکنید «مدارس برای دسترسی به اهداف تحت فشار شدیدی هستند و بخش عمده‌ای از آن به والدین نیز منتقل شده است.» این نظر سارا کندریک است، از خیریه Place2Be که حمایت عاطفی از دانش‌آموزان مدارس را فراهم می‌کند. «و البته طبیعی است که ما والدین برای پیشرفت فرزندانمان انتظاراتی داشته باشیم. ولی خانه باید جایی امن باشد، پناهگاهی که در آن کودکان می‌دانند ارزششان خیلی بیشتر از توانایی‌های آکادمیک آنهاست.» درباره قوانین استفاده از موبایل و کامپیوتر با هم تصمیم بگیرید به‌جای حساسیت درباره استفاده دخترتان از موبایلش، ببینید که خودتان چطور از موبایلتان استفاده می‌کنید. جین لونن، مدیر دبیرستان دخترانه ویمبلدون، می‌گوید: «گاهی دخترها تعریف می‌کنند که چطور تلاش می‌کرده‌اند چیزی به مادرشان بگویند و مادرشان درواقع گوش نمی‌کرده چون داشته با موبایلش ایمیل‌هایش را چک می‌کرده، یا موبایل با پیغام‌های جدیدش یکسره داشته وزوز می‌کرده.» او اضافه می‌کند: «ما برای استفاده از تکنولوژی در زندگی خودمان باید چهارچوب داشته باشیم.» لازم است والدین با کنار گذاشتن دستگاه‌هایشان هنگام مکالمه یا غذاخوردن در این راه پیشرو باشند. لونن می‌گوید که برای استفاده از تکنولوژی قوانینی داشته باشید، ولی آنها را با هم وضع کنید. «از فرزندتان بپرسید به‌نظرش چه روشی جواب می‌دهد. به این ترتیب قوانینی می‌گذارید که برای او نیز نفع شخصی دارد و علاقه‌مند می‌شود که رعایتش کند.» برای خودتان وقت بگذارید فراموش نکنید که مراقب خودتان و سلامت روانی خودتان باشید. «حواستان باشد که زندگی خودتان سراسر استرس و نگرانی نباشد.» این گفته جاستین رابرتز است، بنیانگذار سایت mumsnet که خودش دو دختر دوقلوی ۱۷ ساله دارد. «لازم است دختران ببینند که مادرشان برای خودش وقت می‌گذارد، به‌اندازه کافی می‌خوابد و دائما وحشت‌زده نیست. و سعی کنید همیشه در پی رژیم و مدهای غذایی نباشید. برای دختران نوجوان خوب نیست که ببینند مادرشان بیش‌ازحد سرگرم این چیزهاست، چون باعث می‌شود آنها هم دلواپس رژیم غذایی خودشان شوند؛ همان چیزی که هیچ‌کدام از ما نمی‌خواهیم.» نشانشان دهید که طبیعی است شکست بخورند فراموش نکنید که به آنها نشان دهید شکست اشکالی ندارد. لازم است دختران بدانند که شکست خوردن خوب است، که همه ما گاهی در زندگی‌مان شکست می‌خوریم، و این که آنچه اهمیت دارد خود شکست نیست بلکه روش کنار آمدن با آن است. «حتما شما هم نمی‌خواهید شکست چنان چیز وحشتناکی باشد که ممکن نیست اتفاق بیفتد.» این نظر رابرتز است که این‌طور ادامه می‌دهد: «سراغ چالش‌های جدید بروید، به دخترتان نشان دهید چطور باید ماجراجویی کرد. و وقتی کاری به نتیجه نمی‌رسد – چون همه کارها نمی‌توانند به نتیجه برسند – دخترتان می‌بیند که شما دوباره سر پا می‌ایستید و راهتان را ادامه می‌دهید. همه‌چیز به ایجاد انعطاف‌پذیری مربوط است که برای دخترانمان واقعا اهمیت بسیار دارد.» وقتتان را با آنها بگذرانید هیچ کاری نکنید، و این هیچ‌کار را هم با یکدیگر انجام دهید. رابرتز معتقد است «کالای ارزشمندی به‌نام وقت خالی از فشار و نگرانی بهترین چیزی است که می‌توانید به آنها بدهید. به این ترتیب متوجهشان می‌کنید که فقط به این دلیل دارید وقتتان را با آنها می‌گذرانید که می‌خواهید در کنارشان باشید. همه ما مقصریم بابت برنامه‌ریزی‌های فشرده و نگاه مدام به ساعت، یا تلاش برای انجام دادن دو کار هم‌زمان، ولی هیچ‌چیز مهم‌تر از آن زمانی نیست که شما فقط کنار یکدیگرید، بدون هیچ برنامه‌ای.» با هم غذا بخورید سعی کنید همگی موقع غذاخوردن لپ‌تاپ و موبایلتان را کنار بگذارید و دست‌کم چند بار در هفته با هم به غذاخوردن و صحبت‌کردن بپردازید. اگر نمی‌توانید با هم غذا بخورید، بنشینید یک لیوان چای بخورید و حرف بزنید. همان‌طور که لونن می‌گوید، «موضوع مهم درباره رسانه‌های اجتماعی این نیست که دختران وقتی در آنها هستند چه کارهایی می‌کنند، بلکه مهم این است که وقتی در آنها هستند چه کارهایی نمی‌کنند. و آن شامل وقتی هم می‌شود که صرف گفتگو با پدرومادر و خواهروبرادر خود نمی‌کنند؛ کاری که لازم است انجام دهند.» خوب گوش کنید نگذارید دختران شما را پس بزنند. «گاهی تلاش می‌کنند شما را کنار بزنند یا بگویند که علاقه‌ای به صحبت درباره موضوعی ندارند، ولی لازم نیست شما هم حتما قضیه را این‌طور رها کنید.» این نظر دکتر کارولین شستر است، روانشناس خبره‌ای که با کودکان ۱۱ تا ۱۸ ساله کار می‌کند. «لازم است با آنها وارد مکالمه شوید و ببینید مشکل چیست. خیلی مهم است که بادقت گوش کنید. موضوع این نیست که شما به آنها بگویید چطور از عهده مشکل بربیایند، موضوع این است که گوش کنید و ببینید مشکل از دید آنها چیست. بله، شما می‌توانید چیزها را سر جای خود قرار دهید و راه‌حل ارائه کنید، که البته ممکن است خیلی هم مفید باشد، ولی همیشه به یاد داشته باشید که اول گوش کنید.» به‌اعتقاد کندریک، هیچ مشکلی آن‌قدر کوچک یا آن‌قدر بزرگ نیست که نشود درباره‌اش حرف زد. و آنچه دخترتان را اذیت می‌کند، هرچه که باشد، بی‌اهمیت نشمارید و از آن نگذرید. اگر در زندگی او مهم است، یعنی که مهم است. با رسانه‌های آنها همراه شوید خودتان را با دنیای آنها تنظیم کنید و درباره‌اش سوال کنید. به تماشای فیلمی به‌انتخاب آنها بروید، وب‌سایت‌هایی را بگردید که آنها می‌بینند، کنارشان بنشینید و با هم برنامه تلویزیونی موردعلاقه‌شان را ببینید. شستر می‌گوید: «نکته مهم به‌دست‌ آوردن درکی است از تصاویر، برنامه‌ها و رسانه‌هایی که می‌بینند تا بتوانید با آنها وارد گفتگو شوید. خود گفتگوست که مهم است.» مراقب باشید از کنار آنچه مصرف و دریافت می‌کنند به‌سادگی نگذرید. از ایشان بخواهید به پیام‌هایی فکر کنند که در پشت چیزهایی است که تماشا می‌کنند. چرا در تبلیغات یا برنامه‌های تلویزیون زنان این‌طور به‌نظر می‌رسند؟ آیا زندگی واقعی را نشان می‌دهند؟ با صحبت درباره آنچه ارسال‌کردنش برای دیگران پذیرفته است، از دخترتان درمقابل سوءاستفاده جنسی از طریق عکس‌ها و مکالمات خصوصی‌اش* محافظت کنید. توصیه رابرتز این است: «به دخترتان بگویید که قبل از فرستادن هر پست، تصور کند همه اعضای مدرسه‌اش دارند آن را می‌بینند.» علاوه‌براین، درباره حق داشتن حریم شخصی با او صحبت کنید و این واقعیت را گوشزد کنید که هیچ‌وقت نباید احساس کند مجبور است رفتار خاصی نشان دهد یا به‌شکل خاصی وارد تعامل شود. اطمینان حاصل کنید که می‌داند همیشه می‌تواند سراغ شما بیاید و هیچ‌چیزی وجود ندارد که نخواهید درباره‌اش حرف بزنید. لونن نیز توصیه می‌کند درباره مسائل مربوط به تکنولوژی «خیلی سختگیر» باشید. «به دخترتان یادآوری کنید که هزینه موبایلش را شما می‌دهید. قبل از خریدن اولین گوشی هوشمندش، قوانین را وضع کنید: دسترسی در اتاق خواب نامحدود نخواهد بود، و والدین باید اجازه داشته باشند که گاهی موبایلش را چک کنند.» از طریق تزریق کمی واقع‌گرایی به زندگی دخترتان، با فرهنگ به‌شدت جنسیت‌زده و تحت‌تاثیر پورنوگرافی مقابله کنید. پیشنهاد لونن این است: «از الگوهای زنانه کاملا مثبت و غیرفیزیکی حمایت کنید.» حواستان به نشانه‌های مشکلات روانی باشد مراقب نشانه‌های هشداردهنده مشکلات سلامت روانی باشید. دکتر شستر می‌گوید: «گوشه‌گیری موضوع مهمی است که باید درباره‌اش احتیاط کرد، خصوصا اگر دختری نوجوان از وقایعی کناره‌گیری کند که دوستانش را درگیر می‌کند. طبیعی است که نوجوان نخواهد به دورهمی‌های خانوادگی برود، ولی در آن سن دوستانش انگار مهم‌ترین افراد زندگی‌اش هستند. پس اگر دعوت دوستانش را برای بیرون رفتن و دیدن آنها رد می‌کند، علامت هشداردهنده‌ای است.» خانم شستر می‌گوید اینها نیز نشانه‌هایی هشداردهنده‌اند: مشکلات تکرارشونده معده و همچنین تغییر اشتها، رفتار، سطح انرژی، خواب و عملکرد تحصیلی. تعداد زیادی از این علائم در کنار یکدیگر ممکن است نشانه افسردگی باشد. اگر خودتان هم درباره سلامت روانی فرزندتان نگران بودید، این نشانه‌ها را جدی بگیرید. زندگی باید خوش باشد لونن می‌گوید: «لازم است همه‌مان به‌یاد داشته باشیم زندگی اساسا سرگرم‌کننده است، یا باید این‌طور باشد. لازم است این را به دخترها یادآوری کنیم. از فرصت خندیدن با آنها لذت ببرید و خودتان را زیاد جدی نگیرید. مهم است که دخترها را تشویق کنید به خودشان بخندند.» انجام دادن کارهای خنده‌دار در کنار یکدیگر و به‌عنوان خانواده برای دختران عالی است؛ این کار به پرورش مفهوم واحد خانواده کمک می‌کند، یعنی همان گروه کوچک ما دربرابر جهان، و این برای احساس هویتشان مهم است.    كانال ميگنا سايت الفبا   ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sat, 31 Dec 2016 11:57:02 GMT http://migna.ir/vdcjiiet.uqehozsffu.html از بی اشتهایی تا چاقی مفرط در دوران نوجوانی http://migna.ir/vdcdks0s.yt0no6a22y.html ميگنا: در بعضی از موارد پرخوری زیاد منجر به چاقی مفرط می شود. در سایر موارد، رژیم طولانی و مفرط ممکن است به نحوی منجر به کم شدن وزن شود که این، زندگی نوجوان را تهدید می کند. این وضعیت که به آن بی اشتهایی عصبی می گویند معمولاً در دوران نوجوانی است و در میان زنان بیشتر معمول است تا مردان.   جوانانی که به چاقی مفرط یا بی اشتهایی مفرط دچارند غالباً نمی توانند از خود هویتی به عنوان فردی جدا و مجزا از دیگران داشته باشند که قادر به تعیین اهداف و به ثمر رساندن آن است. بی اشتهایی وضعیت به خصوص عجیبی است، زیرا نوجوان تصور نادرستی از بدن خود دارد. بسیاری از زنانی که دچار بی اشتهایی مفرط اند، بسیار لاغرند و ظاهراً جز مشتی پوست و استخوان ندارند، ولی با وجود این نگران اند که مبادا بیش از حد وزن شان زیاد شود. هنوز دربارۀ این بیماری چیزهای زیادی هست که نمی دانیم، هر چند که این بیماری نسبتاً نادر است، ولی روز به روز بر تعداد آن افزوده می شود، به خصوص در میان جوانان مرفه. عوامل زیست شناسی (احتمالاً اختلال در عملکرد غدۀ هیپوفیز قدامی در پایۀ مغز) ممکن است تاثیراتی داشته باشد، ولی عوامل روانی اهمیت بسیاری دارند. والدین غالباً از شروع این بیماری متعجب می شوند، زیرا فرزندشان همیشه بهنجار به نظر می رسیده است. بزرگسالانی که دچار این بیماری هستند در دوران کودکی بچه های خیلی خوبی یوده اند – ساکت، مطیع و همیشه وابسته و مشتاق جلب رضایت دیگران بوده اند. وقتی که به این پدیده به دقت می نگریم چندان چیز روشنی جلوی رویمان نیست. غالب جوانانِ بی اشتها، دست کم به طور ناخودآگاه، احساس می کنند که به آنان این اجازه داده نشده که عهده دار زندگی خود باشند و نتوانسته اند از خود هویتی بیابند. شاید این واکنشی است که به صورت نیازی وسواس آمیز به کنترل همۀ جوانب زندگی ظاهر می شود، به خصوص کنترل بدن خودشان. در عین حال ممکن است احساس کنند که نمی توانند خود را با تغییرات ناشی از بلوغ جنسی تطبیق دهند.     در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید.     اجتناب مفرط از غذا خودن که ممکن است باعث قطع قاعدگی شود و جلوی بروز خصوصیات ثانوی جنسی را بگیرد، شاید به طور ناخودآگاه  وسیله ای باشد که نوجوان برای اجتناب از بزرگ شدن از آن استفاده می کند. مطالعات مربوط به والدین دختران نوجوانی که مبتلا به بی اشتهایی هستند نشان می دهد که در دوران کودکیِ دخترشان آن چنان او را کنترل می کردند که نمی توانست احساس هویت و اعتماد به نفس لازم برای گرفتن تصمیمات کسب کند. این گونه والدین فرزندان خود را تشویق می کنند که کمال گرا و بیش از حد به دنبال موفقیت باشند. بیماری دیگری در ارتباط با غذا خوردن وجود دارد که در میان دختران نوجوان روز به روز شایع تر می شود و به آن جوع می گویند. ای بیماری ترکیبی است از بی اشتهایی و پرخوری. بیمار پرخوری می کند و بعد با فرو کردن انگشت در حلقش غذا را بالا می آورد یا از داروهای ضد یبوست استفاده می کند. هرچند با این کار سلامتی به خطر می افتد و گاهی هم به شدت به خطر می افتد، بیمار وزن معمول خود را حفظ می کند و به همین دلیل به دشواری می توان پی به بیماری برد. - این گونه افراد می ترسند که مبادا نتوانند جلوی این نوع خوردن خود را بگیرند. غالباً خلق و خوی افسرده دارند و بعد از پرخوری احساس بدی نسبت به خود پیدا می کنند.   آشکار است که اضافه وزنی و کم وزنی و نیز گرسنگی شدید غیرطبیعی گاهی اوقات آنچنان مشکلات جسمانی پدید می آورد که نیاز به مراقبت پزشکی حیاتی می شود. البته در طولانی مدت درمان روانی به کمک متخصصان نیز اهمیت دارد. و از آنجا که روابط مختل بین فرزند و والدین (از جمله مشکلات مربوط به استقلال و بلوغ جنسی) در بیماری های مربوط به خوردن نقش مهمی دارد، برنامه ای که از لحاظ درمانی برای نوجوانان به درستی طرح ریزی شده باشد تقریباً همیشه نیاز به مشارکت فعال والدین دارد.لينك ورود به كانال ميگنا منبع: کودک آنلاین ]]> بلوغ و نوجوانی Wed, 07 Dec 2016 07:09:30 GMT http://migna.ir/vdcdks0s.yt0no6a22y.html اگر فرزند نوجوانی در خانه دارید بخوانید http://migna.ir/vdcb5wbf.rhbw8piuur.html ميگنا: اگر فرزند نوجوانی در خانه دارید، به احتمال زیاد با این موضوع مواجه شده‌اید که فرزندتان درباره یک مسئله صحبت‌های دوستانش را بیشتر از نظریات شما قبول دارد و حتی اگر در ظاهر به شما «چشم» بگوید باز هم طبق نظر دوستانش رفتار می‌کند. اگر قصد دارید نفوذ دوستان فرزندتان را کاهش دهید بهتر است بی گدار به آب نزنید، چون رفتارهای اشتباه شما در این باره فقط آن ها را نزد فرزندتان عزیزتر می‌کند. در سال‌های کودکی، والدین تلاش می‌کنند تا خوب و بد، زشتی و زیبایی را به فرزند خود یاد بدهند. اما وقتی کودک به سن ۱۱، ۱۲ و ۱۳ سالگی می‌رسد، وضع تغییر می‌کند، چرا که در این سن و سال دوستان قدرت تازه‌ای پیدا می‌کنند و پدر و مادر برای حفظ موقعیت خود ناگزیرند مبارزه کنند! ولی در این میان، آنکه بیشتر از همه حیران و متحیر می‌ماند، نوجوان است که نمی‌داند حق با کیست! زن روز می‌نویسد: از یک طرف والدین و آن وجدان و پندها و نصیحت‌های کودکی از درون به او می‌گوید: «نه، این کار را نکن!» و از طرف دیگر سایر بچه‌ها که از بسیاری جهات شبیه او هستند چپ و راست، خلاف می‌کنند، از یک طرف وجدان و پدر و مادر به او می‌گویند: «نه، تقلب نکن!» و از طرف دیگر همکلاسی‌هایش در امتحان تقلب می‌کنند! به همین دلیل نوجوان گاهی در برابر حرف‌های پدر و مادر طغیان می‌کند و گاهی هم طرفدار والدین می‌شود و گاهی هم ناگزیر راه اعتدال و میانه روی را در پیش می‌گیرد! اما نگران نباشید در ادامه به  به شما خواهیم گفت چطور این بمب‌های دوستانه را خنثی کنید.   با زبان نوجوان صحبت کنید وقتی کودکان به مرحله نوجوانی می‌رسند دیگر صحبت کردن با آن ها به زبان کودکانه درست نیست بلکه باید با آن‌ها به زبان خودشان صحبت کرد، صحبتی در شأن و شخصیت یک نوجوان! مثلاً گفتن جملات زیر به یک نوجوان می تواند او را همراه و در کنار شما قرار دهد: * «انتظار من و پدرت از تو خیلی زیاده، ما روی تو خیلی حساب می‌کنیم.» * «یک دقیقه خودت رو جای من بگذار اگه جای من بودی چه تصمیمی می گرفتی؟» * «فردا مهمان داریم، من دوست دارم سنگ تمام بذاری، قبوله؟» * «خیلی خسته شدم به کمکت احتیاج دارم.» * «تو از تبار و خانواده بزرگان هستی و آن‌ها هم هرگز تقلب نمی کنند.» * «به نظرت وقتی با خواهرت این طور صحبت می کنی او چه فکری می‌کند؟» * «اگه موافقی با هم خانه را تمیز کنیم اینطوری خیلی زودتر تموم میشه، موافقی؟» البته به یاد داشته باشید که همه انسان ها در تمام شرایط یک جور نیستند و یک جور هم واکنش نشان نمی‌دهند، مخصوصاً وقتی احساسات و عواطف غلیان می کند و فرد برانگیخته می‌شود، ممکن است نوجوان یا حتی یک بزرگسال هم به درجات پایینی از اخلاق و تفکر تنزل کند و به همین دلیل این زمان ها معمولاً برای مباحث منطقی زمان مناسبی نیست. وقت بگذارید یکی دیگر از کارهایی که می‌توان در این زمینه انجام داد صرف وقت با نوجوان است. صرف وقت با نوجوان باعث می‌شود تا محبت بین والد و فرزند بیشتر شود و از طرف دیگر نوجوان رابطه نزدیکی را با والدین برقرار کند و مسائل و مشکلاتش را بیان کند. احساس ارزش بدهید والدینی که به کودکان خود احساس ارزش می‌دهند و اعتماد به نفس آن‌ها را بالا می‌برند و از این راه به نوجوان کمک می‌کنند تا به باورهای خود اعتماد و خود را بی نیاز کند از این که بخواهد رفتارهای دیگران را تقلید کند، دارای ویژگی‌های زیر هستند: * والدینی که به فرزندان خود احساس ارزش می‌دهند با عشق و علاقه با نوجوانشان برخورد می‌کنند، اما والدین نوجوان‌های فاقد عزت نفس، خرده‌گیر و عیب جو هستند. * والدینی که به فرزندان خود احساس ارزش می‌دهند برای فرزندانشان مقررات و قوانین وضع می‌کنند اما والدین نوجوان‌های فاقد عزت نفس، چنین چیزی را ندارند. * والدینی که به فرزندان خود اعتماد به نفس می‌دهند، علاوه بر قانون و مقررات، دموکراسی و انصاف را هم رعایت می‌کنند، اما والدین نوجوان‌های فاقد عزت نفس، چنین موقعیتی را در اختیار نوجوان قرار نمی‌دهند. با توجه به آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که برخورد محبت آمیز، نظم و انضباط حساب شده و احترام، رفتارهای باارزشی است که نوجوان را نزد خودش و احتمالاً دیگران ارزشمند می‌کند و اعتماد به نفسش را بالا می‌برد. راه حلی پیدا کنید بسیاری از نوجوان‌ها ممکن است زیاد با تلفن خود صحبت کنند، تا دیروقت در بیرون از منزل باشند، دوستانی داشته باشند که شما آن ها را نمی‌شناسید، تکالیفشان را انجام ندهند و هزار مشکل و مسئله دیگر که شاید باعث رنج و عذاب شما شود، اما شما هم ممکن است مانند بسیاری از والدین با خود بگویید: «هیچی نگم بهتره، حوصله داد زدن‌هایش را ندارم، این طوری گوشم آسوده‌تر است!» اما واقعیت این است که اگر شما سکوت کنید و درباره هر مسئله هر چند کوچک و پیش پا افتاده نخواهید خودتان را درگیر بحث و گفت وگو با نوجوان کنید، این مشکلات جزئی روی هم انباشته می‌شود و ممکن است روزی به بزرگ‌ترین دغدغه زندگی شما تبدیل شوند، دغدغه‌ای که نمی‌توانید برای آن راه حلی پیدا کنید، بنابراین بهتر است قبل از بزرگ شدن هر مشکلی که شما را رنج می دهد، فکری کنید و درباره آن با نوجوانتان صحبت کنید. مثلاً اگر فرزندتان در پاسخ به این سوال که کجا بودی؟ با کی صحبت می‌کردی؟ و... می‌گوید که مگر شما به من اعتماد نداری! می‌توانید بگویید: «اعتماد و اطمینان باید مبتنی بر دانش، اطلاعات و حقایق باشد، من باید بدانم که کجا بودی، درسته که تو داری بزرگ می‌شوی اما هنوز به صورت کامل بالغ نشده‌ای و ممکن است ندانسته خطایی از تو سر بزند که برایت گران تمام شود و وظیفه من به عنوان مادر (پدر) تو این است که از بروز این اتفاقات جلوگیری کنم». نوازش کنید وقتی کودکان کوچک هستند آن ها را نوازش می‌کنیم، می‌بوسیم و در آغوش می‌کشیم اما هر چقدر که آن‌ها بزرگ‌تر می‌شوند، نوازش‌ها و بوسیدن‌های ما هم کمتر می‌شود، غافل از این که کودکان حتی در سنین بالاتر و پس از رسیدن به دوران نوجوانی هنوز به نوازش ما احتیاج دارند و نوجوان هنوز گردش دستان پدر و مادرش را در لابه لای موهایش دوست دارد و هنوز هم از این که دستانمان را دور شانه‌هایش بیندازیم و کنارش بنشینیم، لذت می‌برد. مقایسه نکنید رفتار ناپخته مقایسه کردن می‌تواند برای نوجوان کشنده باشد زیرا به جای تشویق و ترغیب نوجوان به جبران کم کاری‌ها و رفتارهای ناپسندش این پیام را مخابره می‌کند که «تو حقیرتر، پست‌تر و ضعیف‌تر هستی» از طرف دیگر مقایسه کردن خواهرها و برادرها هم اسباب رنجش و ناراحتی را برای فرزند تحسین شده، به ارمغان می‌آورد. به جای مقایسه کردن بهتر است مستقیماً و با صراحت موضوع را با خودش در میان بگذارید و مثلاً بگویید: «من فکر می‌کنم نمره‌ای که گرفتی خیلی پایین‌تر از استعداد و توانایی تو باشد، اگر بیشتر وقت صرف کنی و درس‌هایت را جدی‌تر بگیری نتایج بهتری به دست خواهی آورد».-   -   مجله سیمرغ ]]> بلوغ و نوجوانی Tue, 18 Oct 2016 13:56:50 GMT http://migna.ir/vdcb5wbf.rhbw8piuur.html بلوغ دیررس در پسربچه‌ها http://migna.ir/vdca6mne.49nay15kk4.html میگنا: بلوغ دیررس یعنی در یک پسربچه تغییرات فیزیکی و هورمونی که باید با افزایش سن اتفاق بیفتد، بموقع حادث نمی‌شود. باید بدانید 3درصد پسر بچه‌ها گرفتار بلوغ دیررس می‌شوند. حتی بلوغ دیررس در پسرها بسیار شایع‌تر از دخترهاست، به‌طوری که این تاخیر ممکن است چند سال طول بکشد. حالا اگر کودک سرانجام به بلوغ کامل ولی با تاخیر برسد، به آن بلوغ دیررس سرشتی گفته می‌شود. در پسربچه مبتلا به بلوغ دیررس، تغییرات جنسی ثانویه اتفاق نمی‌افتد و بوضوح از همسالان و همکلاسی‌های خود عقب می‌ماند. اولین نشان بلوغ جسمی در پسران، افزایش اندازه بیضه‌هاست و باید حداکثر تا 14 سالگی اتفاق بیفتد. در بدن هر مردی، یک محور یا آبشار هورمونی وجود دارد که از بالا به پایین از اجزای زیر تشکیل شده‌اند: هیپوتالاموس، هیپوفیز و بیضه‌ها. غده هیپوتالاموس هورمونی به اسم GnRH‌ترشح می‌کند که این هورمون به غده هیپوفیز می‌رود و سبب‌ ترشح دو هورمون LH و FSH می‌شود. این دو هورمون از طریق جریان خون به بیضه‌ها می‌رود و هورمون LH سبب‌ترشح هورمون تستسترون توسط بیضه‌ها و هورمون FSH سبب تولید اسپرم به‌وسیله بیضه‌ها می‌شود. هورمون تستسترون نیز عامل ایجاد علائم بلوغ در پسربچه‌ها‌ست. بنابراین مهم‌ترین علت اختلال در بلوغ دیررس این است که غده هیپوتالاموس بموقع به‌ترشح هورمون GnRH اقدام نکرده و در نتیجه بیضه‌ها فعالیت خود را شروع نمی‌کنند. در این میان هر گونه تغییر در فرآیند بلوغ طبیعی ممکن است نشان بلوغ دیررس یا عدم بلوغ باشد. حالا اگر این مشکل سریع تشخیص داده شود، می‌توان با درمان مناسب به بیمار کمک کرد تا بلوغ طبیعی خود را به دست آورد. اولین نشانه بلوغ، بزرگ شدن بیضه‌هاست و معمولا بین 12 تا 13 سالگی اتفاق می‌افتد (حداکثر باید تا 14 سالگی اتفاق بیفتد). حجم بیضه قبل از بلوغ دو میلی‌لیتر است که در شروع بلوغ به چهار میلی‌لیتر می‌رسد. همچنین رشد آلت تناسلی و کیسه بیضه، یک سال بعد از شروع بزرگ‌شدن بیضه‌ها اتفاق می‌افتد. باید بدانید بیماری‌های مزمن مثل نارسایی کلیه، سوء‌تغذیه، ورزش حرفه‌ای، مصرف کورتون، کم‌کاری تیروئید، تومورها، بیماری‌های مادرزادی مثل کم‌کاری مادرزادی غده هیپوفیز، جراحی مغز و آسیب به جمجمه مثلا بر اثر تصادف، بیماری‌هایی که در آن غده هیپوتالاموس هورمون GnRH‌ ترشح نمی‌کند، آسیب دو طرفه به بیضه‌ها، اختلالات کروموزومی، شیمی‌در‌مانی و پرتو درمانی، مصرف بعضی داروها و... از دیگر عوامل ایجاد بلوغ زودرس هستند. تشخیص دقیق اختلال در بلوغ نیز فقط باید از طریق پزشک معالج و براساس شرایط بیمار صورت بگیرد و تست‌های تشخیصی برای پی بردن به عملکرد هیپوتالاموس و هیپوفیز، تعیین سن استخوانی بیمار و ام‌آر‌آی یا سی‌تی اسکن از جمجمه انجام شود. درمان بلوغ دیررس سرشتی معمولا لازم نیست و اگر نیاز شد بر حسب تشخیص پزشک یک دوره درمان جایگزین با داروهای مناسب انجام می‌شود، اگر نقص در هیپوتالاموس یا هیپوفیز باشد، باید بیمار بموقع و به مقدار لازم هورمون‌های LH و FSH و اگر نقص در بیضه‌ها است باید بیمار به مقدار مورد نیاز هورمون تستسترون دریافت کند.   - دکتر محمدرضا صفری‌نژاد *جراح و متخصص بیماری‌های کلیه و مجاری ادراری    روزنامه جام جم ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Sun, 25 Sep 2016 03:35:15 GMT http://migna.ir/vdca6mne.49nay15kk4.html اختلالات بلوغ در دخترها و پسرها! http://migna.ir/vdcgwq9w.ak97x4prra.html میگنا: بلوغ با سیگنال‌های هورمونی از مغز به تخمدان‌ها و بیضه‌ها تحریک می‌شود. تخمدان‌ها (در دخترها) و بیضه‌ها (در پسرها) با تولید انواع و اقسام هورمون‌هایی که رشد، عملکرد و تغییر را در قسمت‌های مختلف بدن مثل اندام تناسلی، سینه‌ها، پوست، عضلات، استخوان‌ها، مو و مغز، تحریک می‌کند، به این سیگنال‌های هورمونی از مغز واکنش می‌دهند. در نیمه اول بلوغ، رشد بسیار تند صورت می‌گیرد و وقتی بلوغ به اتمام رسید، رشد قطع می‌شود. قبل از بلوغ دخترها و پسرها فقط در داشتن اندام‌جنسی متفاوت با هم فرق می‌کنند. در طول بلوغ تفاوت‌های مختلف دیگری بین این دو جنسیت پدیدار می‌شود مثل اندازه و سایز بدن، شکل بدن، تغییر ترکیب و عملکرد در بسیاری سیستم‌ها و ساختارهای بدن. به این تفاوت‌های آشکار، ویژگی‌های ثانویه جنسی اطلاق می‌شود. بلوغ همچنین شامل تغییرات روانی و اجتماعی از کودکی به بزرگسالی می‌شود. در این مقاله تمرکز ما بیشتر روی جنبه‌های فیزیکی بلوغ خواهد بود نه جنبه‌های روانی و اجتماعی آن. عوامل مختلفی می‌تواند در زمان شروع بلوغ در کودکان تاثیرگذار باشد، حتی استرس. در یک تحقیق مشخص شد که استرس، مثل استرس‌هایی که با جدایی والدین برای کودک ایجاد می‌شود، بلوغ را به تعجیل می‌اندازد. در یک تحقیق که توسط آکادمی پزشکی کودکان در امریکا انجام گرفت، مشخص شد که امروزه پسرهای امریکایی بین شش ماه تا دو سال زودتر از چند دهه قبل به بلوغ می‌رسند. دکترها پیش‌تر اعلام کرده بودند که سن بلوغ دخترها هم جلوتر افتاده است. ولی چه تفاوتی بین بلوغ دخترها و پسرها وجود دارد؟ – بلوغ در دخترها یک تا دو سال زودتر از پسرها آغاز می‌شود. – به طور کلی دخترها دوران بلوغ خود را زودتر از پسرها تمام می‌کنند. – دخترها معمولاً حدود ۴ سال بعد از نمایان شدن تغییرات فیزیکی بلوغ، به قد و بلوغ تولیدمثلی می‌رسند. – پسرها تا شش سال بعد از اولین نمودهای بلوغ به رشد ادامه می‌دهند. – بلوغ دخترها معمولاً بین ۹ تا ۱۴ سالگی اتفاق می‌افتد. – بلوغ پسرها معمولاً بین ۱۰ تا ۱۷ سالگی به طول می‌انجامد. متخصصین می‌گویند احتمالاً بخاطر طولانی‌تر بودن دوران بلوغ در پسرها است که آنها بلندقدتر از دخترها هستند. – تستوسترون و آندروژن دو استیروئید جنسی مردانه هستند. تستوسترون همه تغییرات مردانه مثل کلفت‌تر شدن صدا، موهای صورت و رشد عضلات را باعث می‌شود. استرادیول هم در رشد مردانه تاثیرگذار اتس ولی بیشتر در رشد خانم‌ها موثر است. – استروژن و استرادیول دو هورمون اصلی هستند که رشد را در خانم‌ها تحریک می‌کنند. استرادیول رشد رحم و سینه‌ها را تحریک می‌کند. سطح استرادیول در دخترها زودتر از پسرها بالا می‌رود و در خانم‌ها به سطح بالاتری می‌رسد.تستوسترون هم در رشد خانم‌ها موثر است ولی به درجاتی بسیار کمتر نسبت به آقایان.در طول بلوغ دخترها چه اتفاقی می‌افتد؟ – اندام‌های جنسی: کلیتوریس (قسمتی حساس در اندام تناسلی خانم‌ها) و رحم رشد می‌کنند. – شروع قاعدگی: یکی از اولین چیزهایی که در طول بلوغ دخترها اتفاق می‌افتد، شروع عادت‌ماهیانه است. وقتی پریود در دخترها شروع می‌شود، دخترها به زنی تبدیل می‌شوند که قدرت باروری پیدا می‌کند. – تغییر در پستان‌ها: سینه‌های دخترها شروع به رشد می‌کند. گاهی یک توده کوچک و دردناک درست زیر نوک پستان احساس می‌شود که طبیعی است. – ترشحات واژن: ترشحات واژن شروع به تغییر می‌کند. – موهای بدن: رشد مو در ناحیه تناسلی و سپس زیربغل‌ها و روی پاها شروع می‌شود. – پوست: با رشد غدد عرق و چربی در دخترها، پوست آنها چرب‌تر شده و بیشتر عرق خواهند کرد. خیلی مهم است که درمورد نظافت روزانه و منظم و استفاده از دئودورانت و اسپری در طول این دوران به آنها آموزش داده شود. جوش زدن هم اتفاقی عادی در طول این دوران است. – اندازه و شکل بدن: بدن دخترها در طول دوران بلوغ تغییر می‌کند. لگن آنها پهن‌تر شده و کمرشان باریک تر می‌شود. زیر شکم و باسنشان چربی می‌آورد. دخترها نباید نگران این چربی اضافه باشند زیرا اینها بخشی عادی از رشد زنانه است و به این معنی نیست که چاق شده‌اند. دست‌ها و پاهایشان معمولاً سریعتر از قسمت‌های دیگر بدن رشد می‌کند. – احساسات: احساسات و عواطف دخترها در این دوران بخصوص نزدیک به زمان عادت‌ماهیانه‌شان تغییر می‌کند. این تغییرات احساسی که ممکن است شامل آسیب‌پذیری و زودرنجی هم شود، معمولاً بخاطر نوسان سطح هورمون‌ها است که در طول عادت ماهیانه اتفاق می‌افتد. اگر دختری احساس می‌کند که این تغییرات احساسی بسیار شدید هستند، باید به دکتر مراجعه کند زیرا ممکن است دچار سندرم پیش از قاعدگی (PMS) باشد. متخصصین می‌توانند با تجویز دارو یا ارائه توصیه‌هایی برای تغییر سبک زندگی به او کمک کنند. تغییرات احساسی معمولاً با ورزش منظم بهتر می‌شود. اگر دختر بتواند با مادر خود یا یک خواهر بزرگتر یا زنی دیگر درمورد تغییرات فیزیکی و احساسی خود صحبت کند، بسیار برایش مفید خواهد بود. در طول بلوغ پسرها چه اتفاقی می‌افتد؟ – کیسه بیضه، بیضه‌ها و آلت تناسلی مردانه: کیسه بیضه در پسرها نازکتر و قرمز شده و بیضه‌هایشان رشد خواهد کرد. بعدها در حدود ۱۳ سالگی، آلت تناسلی‌شان بزرگتر و بلندتر شده و بیضه‌ها همچنان به رشد ادامه خواهند داد. – تغییر در صدا: با بزرگتر شدن حنجره و عضلات یا تارهای صورتی، صدای پسرها گرفته‌تر و خش‌دار می‌شود. این مسئله کاملاً طبیعی است. – رویاهای خیس: ممکن است در طول خواب دچار انزال شوند و صبح که بیدار می‌شوند ببینند شلوارو ملحفه‌هایشان خیس است. این به آن معنا نیست که خوابی با محتوای جنسی دیده است. خیلی مهم است که عزیزانشان برایشان توضیح دهند که این مشکل دست خودشان نیست و نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند. این بخشی از بزرگ شدن است. – نعوظ غیرارادی: در طول دوران بلوغ پسرها گاهی دچار نعوظ غیرارادی می‌شوند. این اتفاق بدون دست خوردن به آلت تناسلی یا حتی فکر جنسی که تحریکشان کند می‌افتد. اگر این اتفاق در محلی عمومی بیفتد ممکن است باعث خجالتشان شود ولی قسمتی طبیعی از بزرگ شدن است. – رشد سینه‌ها:  سینه‌های بسیاری از پسرها در طول بلوغ ورم می‌کند. ممکن است زیر یکی یا هر دو نوک سینه‌هایشان احساس توده کنند که ممکن است دردناک هم باشد. البته این تورم و درد بالاخره از بین می‌رود. این مسئله بخاطر تغییرات هورمونی در طول بلوغ اتفاق می‌افتد. – پوست: پوست پسرها در طول بلوغ چرب‌تر می‌شود. همچنین بیشتر عرق می‌کنند. در طول این دوران غدد چربی و عرق در آنها در حال رشد است. خیلی خوب است که درمورد تمیز نگه داشتن پوست و نظافت منظم و استفاده از اسپری و دئودورانت به آنها آموزش داده شود. همچنین ممکن است جوش‌های پوستی بزنند. – سایز بدن: در طول بلوغ پسرها جهش رشد صورت می‌گیرد. این رشد یک تا دو سال بعد از شروع بلوغ در بالاترین حد خود می‌رسد. دست‌ها و پاها سریعتر از بقیه قسمت‌های بدن رشد می‌کند و کشیده می‌شود. در طول این دوران احساس می‌کنند بدترکیب شده‌اند. سطح کلی چربی بدنشان به نسبت حجم عضلاتشان کاهش می‌یابد. – موی بدن: موها در اطراف ناحیه تناسلی، زیر بغل، روی پاها و دست‌ها و صورت شروع به رویش می‌کنند. رشد موهای صورت معمولاً از پشت لب و چانه شروع می‌شود که می‌توانند آن را با ریش‌تراش اصلاح کنند. استفاده از فوم و ژل‌های مخصوص اصلاح صورت احتمال ایجاد زخم را روی صورت کاهش می‌دهد. ریش‌تراش‌های برقی معمولاً کمتر صورت را زخم می‌کنند. – احساسات: پسرها ممکن است دچار تغییرات روحیه شوند؛ یک لحظه می‌خندند و بعد می‌بینید یکدفعه گریه می‌کنند. پسرها همچنین دچار احساسات شدید عصبانیت می‌شوند. دلیل آن تا قسمتی بالا رفتن سطح هورمون‌ها در بدن و همچنین جنبه روانی کنار آمدن با همه تغییراتی است که در بدن در حال انجام است. اگر پسرها بتوانند با یکی از اعضای خانواده یا یک دوست خوب حرف بزنند، بسیار برایشان مفید خواهد بود. در یک تحقیق امریکایی مشخص شد که تغییرات روحیه در نوجوانان با تغییرات بیولوژیکی در مغر نوجوانان توجیه می‌شود. چه چیز موجب بلوغ می‌شود؟ – ژن‌ها: متخصصین می‌گویند بلوغ با یک ژن به نام kiSS1 شروع می‌شود. این ژن در زمان تولد در بدن ما وجود دارد و ژن دیگری به نام GPR54 تولید می‌کند. GPR54 سالها در بدن می‌ماند تااینکه kisspeptin – موادشیمیایی که توسط ژن kiSS1 تولید می‌شود – آن را فعال کنند. GPR54 فعال‌شده مغز را برای تولید GnRH (هورمون تولیدکننده گونادوتروپین که ماده محرک غده جنسی و هورمونی قوی است) تحریک می‌کند. GnRH باعث می‌شود سایر غدد بدن مثل بیضه‌ها در پسرها و تخمدان‌ها در دخترها هورمون‌های دیگری تولید کنند. – هورمون‌ها: بیضه‌ها تستوسترون تولید می‌کنند که موجب رشد بیضه‌ها و آلت تناسلی، رشد عضلات، موها و کلفت‌تر شدن صدا در پسرها می‌شود. تخمدان‌های خانم‌ها هم به مقداری بسیار کمتر تستوسترون تولید می‌کند و این هورمون برای کمک به حفظ حجم عضلانی و استحکام استخوان‌ها استفاده می‌شود. تخمدان‌ها استرادیول هم تولید می‌کنند که رشد سینه‌ها، دستگاه تولیدمثل زنانه و همچنین تنظیم عادت ماهیانه را بر عهده دارد. – محرک‌های بلوغ: متخصصین باور دارند که عوامل محیطی یا ژنتیکی – حتی سموم محیطی – موجب تحریک بلـوغ می‌شوند. عوامل تغذیه‌ای هم به ویژه برای دخترها مهم هستند. دخترهایی که چاق هستند یا اضافه‌وزن دارند معمولاً دچار بلـوغ زودرس می‌شوند و دخترهایی که کمبود وزن دارند معمولاً دیرتر وارد دوران بـلوغ می‌شوند. این روزها احتمالاً بخاطر بالاتر بودن وزن دخترها، سن بلوغ در اکثر مناطق دنیا پایین آمده است. دانشمندان امریکایی نشان داده‌اند که حتی چاقی در دوران کودکی احتمال اینکه دختر زودتر به سن بلوغ برسد را بالا می‌برد. دانشمندان مطمئن نیستند که زمان بلوغ در پسرها هم موثر است یا خیر. تشخیص بلوغ زودرس یا دیررس اگر بلـوغ در دختر یا پسری دیر یا زود اتفاق بیفتد، او باید فقط پیش دکتر عمومی خود برود. نداشتن هیچ نشانه از رشد سینه‌ها تا سن ۱۴ سالگی یا شروع نشدن قاعدگی او تا سن ۱۶ سالگی می‌تواند علامت بلوغ دیررس در دخترها باشد. رشد نکردن بیضه‌ها در پسرها تا سن ۱۴ سالگی هم می‌تواند نشانه بلوغ دیررس در آنها باشد. دکتر عمومی از بیمار آزمایش خون می‌گیرد تا ببیند هورمون‌های او در چه وضعیتی است. همچنین ممکن است برای چک کردن وضعیت غدد او، MRI یا سونوگرافی برای او تجویز کند.درمان بلوغ زودرس نوع درمان به این بستگی خواهد داشت که این بلوغ زودرس علتی داشته است یا خیر. اگر علتی برای آن یافت شود، ابتدا آن علت مورد درمان قرار خواهد گرفت. اگر دلیلی برای آن پیدا نشود، داروهایی هست که می‌تواند بلـوغ را به صورت موقت متوقف کند – این داروها از تاثیرات هورمون‌ها جلوگیری می‌کند. فقط در صورتی درمان توصیه می‌شود که دکتر باور داشته باشد این بلوغ زودرس ممکن است موجب بروز مشکلاتی در اینده برای کودک شود مثل ضعیف شدن استخوان‌ها یا کوتاه قد ماندن او. اگر دکتر تصور نداشته باشد که ممکن است کودک در آینده با مشکلاتی موجه شود، بلـوغ زودرس تحت درمان قرار نمی‌گیرد. در یک تحقیق مشخص شد که بلـوغ زودرس با ایجاد رفتارهای غذایی غیرعادی و اضطراب در نوجوانان همراه خواهد بود. درمان بلوغ دیررس بلـوغ دیررس ممکن است دلایلی داشته باشد و پزشک مسئول یافتن این دلایل است. این دلایل ممکن است شامل موارد زیر باشد: – اختلالات تغذیه: مثل آنورکسیا – وضعیت هورمونی: کم‌کار بودن غده تیروئید – سایر مشکلات و بیماری‌ها: مثل دیابت، بیماری کلیوی یا آسم – مشکلات ژنتیکی: مثل AIS (سندرم عدم حساسیت به آندروژن) – بدن بیماران مبتلا به این سندرم از بعضی هورمون‌ها استفاده نمی‌کند. درمان موفق علت‌ها بلـوغ دیررس می‌بایست موجب شروع بـلوغ شود. گاهی‌اوقات کودک نیاز به مصرف داروهای هورمونی پیدا می‌کند. براساس تحقیقات محققان دانشگاه اوتاگو در نیوزلند، تغییرات هورمونی در بارداری ایجاد اضطراب پس از زایمان مادر و تغییرات رفتاری می‌کند که ممکن است در فرزندان دختر یا حتی دخترخوانده‌ها ایجاد بلـوغ دیررس کند. -- مردمان ]]> روانشناسی بالینی Fri, 26 Aug 2016 03:49:15 GMT http://migna.ir/vdcgwq9w.ak97x4prra.html کتک زدن کودک چه اثراتی دارد؟ http://migna.ir/vdcbs9bf.rhbzwpiuur.html ميگنا: این پرسش که (( آیا تنبیه بدنی لازم است یا خیر ؟ )) یکی از سوالات بحث برانگیز در امر تربیت است.   من معتقدم که در تربیت صحیح کودک ، جز در شرایط غیر عادی ، تنبیه بدنی کاری عاقلانه نیست.این نظریه درباره تربیت و تنبیه بدنی بر پایه بیست سال تجربه پدری و سر و کار داشتن با حدود ده هزار خانواده، بزرگ کردن فرزندان خودم و بحث در مورد تنبیه بدنی با افراد صاحب نظر در زمینه رشد کودکان، بنا شده است. با توجه به این زمینه، نتیجه گرفته ام که تنبیه بدنی در پایین ترین رده فهرست روش های تربیت موثر واقع شده است. چرا ؟   به دو دلیل ساده روش به ندرت جواب می دهد، و میان پدر و فرزند فاصله ایجاد میکند. در دهه گذشته که شروع به نوشتن کتاب هایی در مورد وظایف والدین کردم، هنوز نمی دانستم که تنبیه بدنی درست است یا غلط. در خانواده خودم به ندرت دلیلی برای تنبیه بدنی کودکانمان پیش می آمد و من به طور غریزی این احساس را داشتم که تنبیه بدنی اشتباه است. به هر حال ، علاوه بر اعلام یک نظر صرف ، تصمیم گرفتم در ده سال آینده تاثیرات تنبیه بدنی را بررسی کنم و به این نتایج رسیدم: رفتاری که توسط تنبیه بدنی کنترل شود، اغلب، کودکانی عصبانی به بار می آورد که عملکرد آنان برمبنای بی اعتمادی است و نه اعتماد.   تنبیه بدنی به ایجاد فاصله میان پدر و کودک منجر می شود. فرزندانی که به پدرشان به عنوان مربی تنبیه کننده می نگرند، بیشتر از پدر دوری می کنند، از او می ترسند و در نهایت به پدر به عنوان قدرتی دوست داشتنی احترام نمی گذارند.دلیل دیگر بی علاقگی من به تنبیه بدنی به عنوان روش تربیتی ، این است که این روش به ندرت موثر می افتد. در میان صدها مراجعه کننده ای که از آنها در مورد تنبیه بدنی سوال کردم ، اکثر آنان در نهایت اذعان می داشتند که تنبیه بدنی پاسخگو نیست.این کار اغلب منجر به تنبیه بیشتر و سخت تر شده و شکاف عمیق تری میان کودک و پدر به وجود می آورد.   بحث دیگری که علیه تنبیه بدنی می شود این است که این روش تربیتی اغلب پدر را از به کار بردن روش های تربیتی خلاق تر و ماندگارتر باز می دارد. توسل جستن بلافاصله به تنبیه بدنی ، کاری ناشی از تنبلی است. این کار شما را از درک علت واقعی رفتار نامطلوب کودکتان ، ایجاد روش هایی برای ممانعت از بروز مجدد این رفتار و ایجاد تاثیری فکری به جای تاثیر جسمی بر کودک باز می دارد.   سه هدف هر فعالیت تربیتی عبارت است از : 1 . متوقف کردن رفتار نامطلوب 2 . انگیزش رفتار مطلوب 3 . ایجاد احساس مثبت در کودک نسبت به خود و نسبت به مربی. تنبیه بدنی ممکن است هدف اول را برآورده سازد ، ولی تمام تاثیرش فقط همین است. تنبیه بدنی اجازه نمی دهد کودک احساس خوبی داشته باشد، به خصوص زمانی که تنبیه با عصبانیت و بدون احترام به احساسات کودک انجام می شود. همچنین این عمل رفتار آتی کودک را در مسیری درست قرار نمی دهد. معمولا تنبیه بدنی برای وادار کردن فوری کودک به اطاعت انجام می گیرد، و این نکته فراموش می شود که لازمه یک اطاعت واقعی و مستمر، بهره گیری از روندی طولانی و آرام است که با اصول پرورشی و اعتماد آغاز می گردد. تنبیه بدنی میتواند منادی بدرفتاری با کودک باشد.   پدرانی وجود دارند که در معرض خطر زیاد بدرفتاری با کودک قرار دارند، به طور قطع آنها باید روش های دیگری جایگزین تنبیه بدنی کنند. این عوامل خطرزا عبارت است از : هنگام کودکی با خودشان بدرفتاری شده ؛ دارای کودک پرنیازی هستند؛ فردی عصبی هستند ، متوجه شده اند که تنبیه بدنی موثر نیست، لذا به دفعات بیشتر و شدیدتر تنبیه می کنند.   اگر هر کدام از این علل در مورد شما صادق است و باعث میشود که به شکل نامناسبی تنبیه کنید ، پیشنهاد می کنم تمام روابط پدر و فرزندی خودتان را مورد بازبینی قرار دهید. به هر حال، عاقلانه نیست این اصل را مطلق کنیم که والدین هیچ وقت نباید تنبیه بدنی کنند. این هدف من نیست. ممکن است پدر یا مادری چنان زیربنای قدرتمندی از اعتماد یا نقش پرورشی بین خود با کودکشان به وجود آورده باشند که تنبیه بدنی در شرایط خاص به روابط آنها و فرزندشان لطمه ای وارد نسازد. مثال چنین موقعیتی میتواند کودکی باشد که عامدانه سلطه صحیح والدینش  را به مبارزه می طلبد، در حالی که گهگاه کودکانشان را به این دلیل که احساس می کنند این کارشان موجه است تنبیه می کنند، میدانند که این روش تربیتی اگر بر پایه ی اصول اولیه پرورشی و اعتماد استوار باشد  موثرتر است. براساس تجربه من ، تنبیه بدنی در مورد کودکی که پایه های اولیه تربیتش براساس اعتماد و پرورش بنا گذاشته نشده باشد، موثر نیست.   من شخصا ، علیه تنبیه بدنی برنامه ریزی کرده ام. این کار در برنامه ی تربیتی من نیست. با این وجود من در خانه تربیت کننده قدرتمندی هستم. من هیچ رفتار غلطی را بی پاسخ نمی گذارم. از آنجا که خود علیه تنبیه بدنی برنامه ریزی کرده ام، تلاش بیشتری برای ایجاد راه هایی جهت تشویق رفتارهای مطلوب و روش های خلاق تر برای تربیت رفتار نامطلوب اعمال میکنم. بعضی موافقین تنبیه بدنی می گویند که نوشته های باستانی استفاده از خشونت در تربیت کودکان را مجاز دانسته اند. من معنی بسیاری از ضرب المثل هایی را که در نوشته های قدیمی در مورد چوب آمده است بررسی کرده و چنین نتیجه گیری کرده ام که چوب را می توان به عنوان ابزاری برای راهنمایی کودک تفسیر کرد ، نه کتک زدن او.- کودک آنلاین ]]> روانشناسی کودکان Mon, 15 Aug 2016 16:43:50 GMT http://migna.ir/vdcbs9bf.rhbzwpiuur.html نقش شبکه‌های مجازی در اختلالات دوره نوجوانی http://migna.ir/vdcdjn0s.yt0556a22y.html اما در اكثرموارد، زمينه زيستي و بيولوژيكي وجوددارد كه تحت‌تأثيرعوامل استرس‌زاي محيطي و خانوادگي و تحصيلي برجسته شده، فكر يا اقدام به‌خودكشي را باعث مي‌شود. در نوجواني اين زمينه‌هاي زيستي برجسته‌تر مي‌شوند و اختلالاتي مانند به‌هم ريختگي خلقي، افسردگي، تمايل به مصرف مواد و رفتارهاي پرخطر بيشتر مي‌شوند. اين عوامل درصورتي كه به موقع شناسايي نشوند و خانواده‌ها با مهارت‌هاي فرزند پروري مناسب در سنين نوجواني آشنا نباشند، احتمال رفتارهاي پرخطر ازجمله خودكشي را بالا مي‌برند، به‌خصوص اينكه به‌طور طبيعي نوجوانان قدرت آينده‌نگري كاملي ندارند و در بسياري از موارد به زندگي در لحظه و براساس قوانين حاكم بر گروه دوستان بيش از تن دادن به قوانين خانواده تمايل دارند. اينجاست كه نقش خانواده و مدرسه در توانايي كنترل ياعدم‌ كنترل مشكلات خاص اين سنين برجسته مي‌شود. نوجوانان به‌طور طبيعي اكثر مشكلات خود را به بيرون و به‌خصوص به خانواده نسبت مي‌دهند كه اگر خانواده خود را در موضع دفاع يا حمله به اشتباهات فكر و هيجان ِ نوجوان ِ درحال رشد قرار دهد ممكن است مسئله تا حد بحران و رفتارهايي مانند خودكشي، فرار، مصرف مواد يا حتي گرايش ناسالم به جنس مخالف پيش برود. دراينگونه موارد نمي‌توان خانواده را مقصر اين رفتارها قلمداد كرد، اما نقش آنها را در پيشگيري، شناسايي و كمك به درمان اين موارد بايد برجسته كرد؛آنها بايد بدانند كه چه عواملي از بدو تولد يا حتي پيش از آن بر سلامت روان -كه عملكرد مغز فرزندان آنهاست- اثر مي‌گذارد. خانواده‌ها بايد با علايم خطر وجود اختلالات روانپزشكي دركودك و نوجوان آشنا باشند و از مراجعه به روانپزشك و روانشناس متخصص در اين زمينه واهمه نداشته باشند. چرا كه شناسايي زودرس اختلالات روانپزشكي و درمان آنها وكمك‌هاي تيم‌هاي تخصصي ازمهم‌ترين عواملي هستند كه مي‌توانند جلوي رويدادهاي دردناكي مانند خودكشي را بگيرند. تا زماني كه متوليان امر، نحوه ارتباط صحيح با كودك و نوجوان را در سطح عموم آموزش ندهند و آگاهي عمومي را درجهت چگونگي كم كردن استرس‌هاي رشدي، محيطي، خانوادگي و به‌خصوص‌ تحصيلي بالا نبرند، نمي‌توان و نبايد خانواده‌اي را درناتواني حل مشكلات نوجوان به‌خصوص بعد از پيشامد مسئله پيچيده و چند عاملي مانند خودكشي مقصر قلمدادكرد. گروه دوستان واقعي بسيار بر رفتار نوجوانان مؤثرند و والدين وظيفه دارند راه‌هاي دوستيابي سالم را آموخته؛ ازكودكي به فرزندان خود ياد بدهند و درصورتي كه نوجوان آنها تمايل به دوستان يا گروه‌هاي پرخطر دارد، از مشاوراني كه دراين زمينه علم و تبحركافي دارند در حل مسئله كمك بگيرند. در كنار اين مهم، آنچه اخيرا به‌عنوان عامل خطر درافزايش مشكلات نوجوانان شناسايي شده است، گروه‌هاي مجازي است. گروه‌هاي مجازي كه بدون نظارت بزرگسالان و عضويت مراقبان بزرگسال سالم در بين نوجوانان درحال رواج يافتن است، ازعوامل مهم درتأثير‌پذيري نوجوانان از نوشته‌ها، عكس‌ها و رفتارهاي پرخطر يكديگر است. استفاده ازشبكه‌هاي مجازي در حالي بين نوجوانان و حتي كودكان درحال رواج است كه هنوز قوانين استفاده صحيح از آنها و نحوه نظارت و آموزش خطرات آن براي والدين و فرزندان روشن نيست. لازم است سرعت عمل مسئولين و متخصصان در آموزش خانواده‌ها در زمينه نحوه استفاده و نظارت بر شبکه های اجتماعی براي فرزندان افزايش يابد؛ در غيراين صورت به گمان نگارنده بايد منتظر فاجعه تأثيرپذيري‌هاي عميق و گروهي نوجوانان كه ناشي از نا‌آگاهي استفاده ازگروه‌هاي مجازي است بود و افزايش رفتار خودزني و خودكشي گوشه‌اي از اين مسئله است. - دکتر مژگان خادمی: روانپزشك همشهری ]]> اخبار علمی و فناوری Mon, 15 Aug 2016 01:00:54 GMT http://migna.ir/vdcdjn0s.yt0556a22y.html شیوه های آموزش مسئولیت پذیری به نوجوان http://migna.ir/vdcewo8x.jh8fei9bbj.html مسئولیت پذیری از جمله مباحثی است که امروزه نظر بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت، روان شناسی، جامعه شناسی و حقوق را به خود جلب کرده است. همچنین پاره ای از آیات قرآن کریم و روایات از امامان معصوم نیز بر این نکته اشاره دارند که انسان نه تنها در برابر خداوند مسئول است و باید او را از سر خلوص و پاکی پرستش کند بلکه در قبال خویش و جامعه نیز باید مسئولیت هایی را بپذیرد. اگر قبول کنیم که جامعه برای پیشرفت و بهبود بیش از هر چیز به اعضایی نیاز دارد که حس مسئولیت قوی داشته باشند و در انجام وظایفی که بر عهده دارند کوتاهی نکنند لازم است که به پرورش خصیصه ی مسئولیت پذیری در افراد اقدام کنیم. آموزش مسئولیت، نفیس ترین هدیه ای است که می توانیم به فرزندانمان ارزانی داریم. چنین آموزشی آنان را قادر می سازد که از خویشتن مراقبت کنند و در آینده به عنوان بزرگسالانی مسئول وظایف خویش را به عهده بگیرند. مسئولیت چیست؟ واژه مسئولیت از نظر لغوی به معنای توانایی پاسخ دادن و در عرف به مفهوم تصمیم گیری های مناسب و موثر است. از نظر تعلیم و تربیت اسلامی مسئولیت عبارت است از احساس تعهد جهت اجرای دستورات قوانین، مقررات، پند و اندرزهای دینی و رعایت هنجارهای اجتماعی که با قوانین و مقررات دینی و عقل سلیم هماهنگ است. نحوه آموزش مسئولیت پذیری آموزش مسئولیت پذیری باید با هدایت و راهنمایی همراه باشد و به تدریج به آزاد شدن از کنترل والدین منجر شود به گونه ای که: کودک و نوجوان آزادی انتخاب در برخی از حوزه های زندگی را کسب کند. با تصمیم گیری های شخصی، تندرستی خود را در معرض خطر قرار ندهد. مسئولیت و پیامد انتخاب خود را بپذیرد. بتواند مشکلاتی را که در اثر انتخاب نادرست خودش به وجود آمده است، حل کند. اصول پرورش حس مسئولیت پذیری در نوجوانان اصل اول: شناخت نوجوان تمام کسانی که در امر آموزش و پرورش نوجوانان سهیم هستند باید به ویژگی های عقلانی، عاطفی، جسمانی و اجتماعی آن ها آگاه باشند تا بر اساس ویژگی های فوق اقدام به آموزش مسئولیت پذیری در نوجوانان نمایند. اصل دوم: برآوردن نیازهای زیستی و روانی نوجوانان پرورش حس مسئولیت پذیری در نوجوانان اقتضا می کند وضعیتی فراهم شود که در سایه ی آن نیازهای زیستی و روانی آن ها برآورده شود. اصل سوم: پرورش قوای ذهنی نوجوانان برای اینکه نوجوانان بتوانند مسئولیت بپذیرند و به خوبی آن را انجام دهند باید قوای ذهنی و شناختی آن ها شکوفا شود. اصل چهارم: عزت نفس برای تشویق نوجوانان به قبول مسئولیت انجام فعالیت های مختلف، لازم است که به عزت نفس آنها توجه نمود و کرامت و ارزشمندی شخصیت ایشان را حفظ نمود. اصل پنجم: تقویت تقوای الهی تقوای الهی مانع نیرومندی است که انسان را از ارتکاب گناه باز می دارد و مهم ترین عامل برای انجام مسئولیت انسان در برابر خداوند خویش، جامعه و طبیعت می باشد، لذا باید در تقویت تقوای نوجوانان که خدمتگزاران و مسئولان آینده جامعه هستند، کوشید. اصل ششم: تقویت اعتماد به نفس اعتماد به نفس از مهم ترین عوامل جهت انجام مسئولیت انسان نسبت به خویش و جامعه ی بشری است. کسی که از اعتماد به نفس برخوردار است به خوبی می تواند استعدادهای خود را شکوفا ساخته و به پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی روی آورد.نوجوانی که به توانایی های خود پی برده باشد و متکی به قابلیت ها و توانمندی های خویش باشد به آسانی مسئولیت های زندگی اجتماعی را می پذیرد. اصل هفتم: شناخت ارزش های حاکم در جامعه اولیا و مربیان باید نوجوانان را با ارزش های مرسوم جامعه آشنا ساخته تا بر طبق آن ارزش ها، رفتار خویش را شکل دهند. اصل هشتم: نظم و انضباط گاهی نوجوانان به دلیل بی انضباطی یا بی نظمی ممکن است احساس بی کفایتی و بی ارزشی نمایند و اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و سرانجام در انجام مسئولیت خویش موفق نشوند. لذا به منظور پرورش حس مسئولیت پذیری در آن ها باید نظم و انضباط در وجود آن ها تقویت شود. - راهبردهای عملی جهت آموزش مسئولیت پذیری به نوجوانان والدین به نوجوان این فرصت را بدهند که خودش به تنهایی مهارت های تازه ای را فرا بگیرد. جهت ابراز شخصیت نوجوانان به آنها مسئولیت هایی در حد توانایی شان واگذار نمایید. پدران و مادران باید با سپردن مسئولیت های جزئی، نوجوانان را برای زندگی اجتماعی و قبول مسئولیت های بزرگ آماده نمایند. باید به نوجوانان اجازه داد که نظرات و عقایدشان را بیان کنند و هر کجا لازم است دست به انتخاب بزنند. والدین نوجوانان را با نتایج طبیعی و منطقی اعمالشان مواجه سازند که این روش مسئولیت رفتار نوجوان را به عهده خودش می گذارد و به او فرصت می دهد که از حوادث اجتماعی و طبیعی درس بگیرد. مسئولیت انجام تکالیف درسی نوجوان را به خود او واگذارید. حق انتخاب نوجوان را در انتخاب های مختلف محفوظ نگه دارید تا نوجوان خود انتخاب کند و مسئولیت انتخاب های مختلف را خود برعهده بگیرد. نوجوان را در شرایطی قرار دهید که بتواند تصمیم بگیرد. نوجوان را از نگرش های دیگران آگاه سازید زیرا انتخاب های وی از نیازها، حقوق و مسئولیت های دیگران متاثر می شود. برای افزایش مسئولیت پذیری، والدین باید بازخورد مناسب را در مورد اثربخش بودن پاسخ های مناسب به نوجوانان بدهند. در انجام کارها توسط نوجوانان، اعتماد به نفس و عزت نفس آن ها را بالا ببرید. والدین باید انتظارات خود را از فرزندشان مشخص نمایند و آن ها را به نحوی بیان نمایند که نوجوان به خوبی درک نماید. پیامدهای ناشی از عدم رعایت محدودیت ها را به نوجوانان بیان نمایید. به هنگام ناتمام ماندن کارهای نوجوانان از سرزنش کردن آنها پرهیز کنید. از تصمیم گیری به جای نوجوان، خودداری نمایید. اعطای پاداش، وقتی که بخشی از کارش را با موفقیت انجام داد. به عهد و وعده ای که به نوجوان می دهید وفا کنید. به شیوه ای صحیح و منطقی به نوجوان محبت نمایید. بین فرزندان خود تبعیض روا مدارید و بین آنها به عدالت رفتار کنید. در عمل و گفتار الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. تواناییها و استعدادهای نوجوان را به خود او بشناسانید و وی را جهت شکوفایی استعدادهایش تشویق و ترغیب نمایید. به سئوالات آنان به شیوه ای منطقی پاسخ دهید. در مورد مسائل مختلف امور خانواده او را طرف مشورت قرار دهید. - - - نویسنده: سید صادق نبوی مجله پیوند، شماره 402 و 403 ]]> بلوغ و نوجوانی Wed, 10 Aug 2016 06:19:54 GMT http://migna.ir/vdcewo8x.jh8fei9bbj.html ریشه یابی افسردگی در نوجوانان http://migna.ir/vdcauane.49n0615kk4.html برای هر یک از ما پیش می آید که در برهه ای از زندگی دچار ناراحتی و رنجی می شویم که گاه تحمل آن برایمان سخت و طاقت فرسا می شود و شاید بتوان گفت به نوعی افسرده می شویم؛ با هر اتفاق کوچکی به هم می ریزیم، انجام کارها به نظرمان سخت می شود و آستانه تحملمان پایین می آید. ماندن در این حالت برای مدتی کوتاه و بعد از اتفاقی ناخوشایند، طبیعی است.  اما وقتی بیش از اندازه طول بکشد و نتوانیم از این حالت درآییم، طبیعی نیست و حتما باید به متخصص یا مشاور مراجعه کنیم. در این میان افسردگی در نوجوانان نیز به نوعی دیگر مشکل ساز است؛ آن ها در ابتدای راه پرفراز و نشیب زندگی خود هستند و اگر نتوانند مشکلات را هموار کنند و بر آن ها فائق آیند، در آینده حتما با مشکلات بیشتری مواجه می شوند؛ ضمن اینکه ابتلا به افسردگی در نوجوانان با بزرگ سالان متفاوت است و از این لحاظ نیاز به بررسی جداگانه دارد.طبقه اختلالات خلقی اختلالات خلقی شامل دو بخش می شود؛ اختلالات افسردگی و اختلالات دوقطبی؛ یعنی هم فاز افسردگی وجود دارد و هم فاز شیدایی و مانیا. فاز افسردگی شامل خلق غمگین و ملال است. اما در فاز شیدایی فرد دچار حالت های هیجانی شاد و غیرطبیعی می شود. توجه ما هم بیشتر به همان افسردگی است. بعضی عوامل در کودکان وجود دارند که آن ها را برای ابتلا به اختلالات خلقی آسیب پذیر می کنند. این عوامل، ابتدا شامل اختلالات خانوادگی خلقی آسیب پذیر می کنند. این عوامل، ابتدا شامل اختلالات خانوادگی مزمن می شوند؛ یعنی معمولا امکان بروز مشکلات ذهنی و عاطفی در کودکان و نوجوانانی که والدینشان با همدیگر مشکل دارند، بیشتر است؛ البته منظور از این مشکلات فقط دعواهای خانگی نیست؛ بلکه مشکلات مزمنی است که دیگر امیدی به حل آن ها وجود ندارد. مورد دیگری که در ایجاد اخلاق غمگین در نوجوانان موثر است، وجود بعضی سوءرفتارها و خصلت هایی است که بعضی والدین دارند، مثلا پرخاشگری کلامی یا جسمانی والدین یا غفلت های بیش از اندازه آن ها از فرزندان خود. به عبارت دیگر می توان گفت والدینی که آن قدر درگیر کار و انواع مشکلات خودشان هستند که از فرزندانشان غافل می مانند، این رفتارها را تجربه می کنند. یکی دیگر از عوامل مهم ابتلا به افسردگی در نوجوانان، شکست های مختلف آن ها در زمان های مختلف است؛ یعنی چون نوجوان در هر دلیلی در زمینه ای با شکست مواجه شده است، حال با مشکلات یادگیری مواجه است و تمرکز ندارد؛ البته وجود بعضی از ضعف ها نیز مثل بیماری، چاقی مفرط یا لکنت زبان و... در نوجوانان باعث بروز ناراحتی هایی در آن ها می شود.مشکلات مادر و فرزند نقش مادر در تربیت و بروز احساسات مختلف در نوجوانان بسیار مهم است؛ مثلا مادرانی که دچار بعضی اختلالات از جمله خودشیفتگی هستند یا خلق و خوی باثباتی ندارند، احتمال اینکه فرزندانشان مبتلا به افسردگی شوند، بیشتر است. بعضی مشکلات هم مربوط به مشکلات مزاجی خود نوجوانان است؛ مثلا بچه هایی که گوشه گیر و خجالتی هستند و به نوعی در مهارت های برقراری ارتباط ضعف دارند، امکان ابتلای آن ها به افسردگی نیز بیشتر است. ضمن اینکه عامل وراثت هم در تمام این مشکلات نقش مهمی دارد.علائم افسردگی نوجوانان علائم افسردگی در نوجوانان با بزرگ سالان کمی متفاوت است؛ در بزرگ سالان هنگام بروز افسردگی، خُلق غمگین به سراغشان می رود و نمی توانند مثل همیشه لذت ببرند و اغلب بی خواب، بی اشتها و ناامید می شوند، اما افسردگی در نوجوانان بیشتر به صورت تحریک پذیری است؛ یعنی نوجوان با کوچک ترین محرکی واکنش های پرخاشگرانه از خود نشان می دهد و به علاوه از افراد خانواده یا افراد هم سن و سال خود کناره گیری می کند؛ البته اگر به تنهایی کناره گیری از خانواده باشد این موضوع غیرطبیعی نیست، زیرا معمولا در نوجوانان این رفتار دیده می شود، ولی اگر هم زمان هم از خانواده و هم از دوستان کناره گیری کند، قطعا به دلیل افسردگی است. نوجوانان هنگام افسردگی نمی توانند تمرکز داشته باشند که همین موضوع باعث می شود دچار افت تحصیلی شوند؛ گاهی خوابشان بیشتر می شود و گاهی هم کمتر. اغلب خسته و بی حوصله هستند و کارهایشان را به تعویق می اندازند. ضمن اینکه نسبت به سر و وضع و نظافت خود هم بی اهمیت هستند.     کاهش عزت نفس معمولا هذیان و توهم در دسته دیگری از اختلالات به نام «اختلالات سایکوتیک» قرار می گیرند. اما در نوجوانان گاهی این هذیان و توهم می تواند از علائم افسردگی باشد و اغلب هم شامل باورهای فلسفی و دیدگاه هایی است که به شدت به آن معتقدند. نوجوانانی که به افسردگی مبتلا می شوند معمولا در کارهای خود کند می شوند و تحرک زیادی هم ندارند. همچنین احساس لذت هم در آن ها کاهش می یابد. بنابراین عزت نفس و اعتماد به نفس آن ها هم بسیار کم می شود. گاهی هم ناراحتی های فیزیکی مانند حالت تهوع، سردرد یا دل درد دارند. داشتن تفکر خودکشی نیز مشکل دیگری است که هنگام افسردگی متوجه نوجوانان می شود.درمان و مقابله با افسردگی نخستین کاری که هنگام تشخیص افسردگی باید برای نوجوان انجام داد، مراجعه به مشاور است؛ مشاوری که متخصص کودک و نوجوان باشد. فراموش نکنیم افسردگی چیزی نیست که خود والدین بدون مراجعه به متخصص از پس درمان و مقابله با آن برآیند. اما موضوع بسیار مهم در درمان افسردگی کودکان و نوجوان «فعال سازی رفتاری» است؛ یعنی بتوانیم برنامه هایی را برای بچه ها در نظر بگیریم که هم انرژی زیادی از آن ها نمی گیرد و هم به نوعی آن ها را وادار می کند حرکتی انجام بدهند؛ مثلا تماس گرفتن با یک دوست یا ترغیب نوجوان به انجام کاری و نیز همراه شدن با او حتی بهتر است از فرزندمان بخواهم فعالیت هایی را انجام دهد یا ما کارهایی را برایش برنامه ریزی کنیم تا احساس خمودگی او کمتر شود.افزایش مهارت های ارتباطی اگر نوجوان بتواند ارتباط بهتری با دیگران برقرار کند، حتما می تواند احساس بهتری هم داشته باشد. نوجوان دائم خودش را از دید دیگران قضاوت می کند. اما اگر ارتباطش با اطرافیان بهتر باشد، اعتماد به نفس بیشتری هم پیدا می کند؛ درواقع می توان گفت نوجوان نسبت به قضاوت اطرافیان بسیار حساس است. در این دوره به دلیل احساس آرمانگرایی و توانمندی که نوجوان دارد و گمان می کند به هرچه فکر می کند به مرحله عمل هم می رسد، آن افکار را جدی می گیرند و در آن درگیر می شوند و چون به راحتی از ذهنشان خارج نمی شود رفتارهای بین فردی دارند که خیلی هم پخته نیست. به همین دلیل مشغولیت های ذهنی نسبت به روابط اجتماعی خود پیدا می کنند و اگر از ترس قضاوت دیگران بیش از حد از همه اجتماعات فاصله بگیرند وارد فاز افسردگی می شوند.اشتغال ذهنی نسبت به اشتباهات گاهی نوجوانان بیش از حد خود را شماتت و قضاوت می کنند و در نتیجه از ترس خطا از جامعه و مردم کناره می گیرند. آن ها به این ترتیب می خواهند از اجتماع دور باشند تا کمتر دچار خطا و اشتباه شوند. اما هرچه بیشتر این کار را می کنند، شدت افسردگی شان هم بالاتر می رود. به همین ترتیب کناره گیری آن ها هم از جامعه خیلی بیشتر می شود؛ در نتیجه دنبال افزایش مهارت های خود هم نمی روند و همین چرخه باطل باعث می شود فرد افسرده تر شود و برای درمان این مشکل، باید بر روابط بین فردی نوجوان توجه کرد؛ یعنی باید به او کمک کنیم تا به سمت ایجاد روابط جدید گام بردارد یا مهارت های جدید یاد بگیرد تا از قضاوت های اطرافیان به دور باشد و خود را نیز بیش از حد شماتت نکند. شناسایی افکار مسموم وقتی نوجوان احساس افسردگی می کند، درواقع افکار مخرب او نسبت به دنیا، دیگران و خود فرد است که این بلا را سرش می آورد و معمولا هم آن را برای همیشه به خود نسبت می دهد؛ مثلا نوجوانان اگر چند بار اشتباه کنند و تصمیم غلط بگیرند، به خود می گویند: «من همیشه احمقانه رفتار می کنم، من همیشه اشتباه می کنم یا...» درواقع آن ها به این ترتیب، افکار افسرده ساز خود را به ویژگی هایی نسبت می دهند که تغییرناپذیر هستند؛ مثلا نوجوان افسرده نمی گوید امتحان سخت بود یا معلمم سخت گرفته بود؛ بلکه می گوید من هوش و ذکاوت کافی نداشتم و نتوانستم خوب عمل کنم!روش های درمانی روان کاوانه این درمان ها از طریق جست و جود و بررسی مشکلات دوران کودکی به نتیجه می رسند؛ یعنی ارتباط نوجوان را با والدین خود در کودکی بررسی می کنند و با توجه به آن علت بروز این مشکلات را در می یابند؛ درواقع با تحلیل رفتار دوران کودکی فرد، ریشه های افسردگی را در ناخودآگاه او پیدا می کنند و اگر لازم باشد، باید از روش دارودرمانی استفاده کرد؛ به ویژه زمانی که افسردگی بر کارکرد فرد تاثیر داشته باشد؛ مثلا اگر افسردگی نوجوان باعث ضعف در عملکرد، نحوه رفتار و افت تحصیلی او شود، حتما باید با مراجعه به متخصص تحت درمان دارویی قرار بگیرد. - دوهفته نامه موفقیت - لیلا محمدی ]]> روانشناسی بالینی Fri, 29 Jul 2016 20:57:28 GMT http://migna.ir/vdcauane.49n0615kk4.html دليل گرایش دختران جوان به آرایش چیست؟ http://migna.ir/vdccp1q1.2bqmp8laa2.html در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی، بانوان بالای 50 سال، صرفا برای رفع عیوب سالمندی آرایش می کنند و معمولا دختران و زنان جوان تا 40 سالگی از لوازم آرایشی استفاده نمی کنند یا اگر به جهاتی قصد این کار را داشته باشند، به صورت بسیار ساده و کمرنگ این کار را انجام می دهند،چرا که بر این اعتقاد هستند که دختران جوان دارای زیبایی و طراوت هستند و نیازی به استفاده از  لوازم آرایشی ندارند این در حالی است که در کشور ما،نه تنها دختران و زنان جوان بیش از بانوان کهنسال آرایش می کنند بلکه خود را ملزم به استفاده از انواع و اقسام اسباب آرایشی و زینتی چون  موی مصنوعی، مژه مصنوعی یا نگین ها و فلزات مورد استفاده در دندان ها و چهره و... نیز می بینند. اگر چه در طول تاریخ همواره بحث هایی در مورد نحوه و چگونگی آرایش کردن زنان وجود داشته، اما هرگز به این شدت امروزی و با این ولع جمعی همراه نبوده است، از سوی دیگر، کاهش سن آرایش در دختران جوان و بررسی دلایل و چرایی این استقبال مساله ای دیگر در این حیطه است که توجه به ان نیز، بسیار حایز اهمیت است.   آرایش دغدغه روزمره زنانه، دخترانه   تغییر سبک های زندگی، الگوهای فرهنگی وتاثیر آن بر تصویر بدنی و همچنین قرار گرفتن بدن به عنوان بخش مهمی از بازتابندگی اجتماعی در دنیای امروز که معمولا نیز ارتباط تنگاتنگی با زندگی، میزان قدرت و مشارکت و هویت زنانه دارد باعث شده است بسیاری از دختران و بانوان جوان نسبت به آرایش و استفاده از لوازم آرایشی دیدگاه متفاوت تری از قبل داشته باشند. نوع فعالیت، مکان فعالیت، آشنا یا غریب بودن فضا و گروه ، پایدار یا ناپایدار بودن گروه، جنس مخاطب از جمله عواملی هستند که در تصمیم گیری و انتخاب چگونگی ، میزان و نحوه آرایش زنان نقش بسیار بسزایی دارند؛ مثلا بسیاری از زنان ترجیح می دهند در یک فضای آشناحتما آرایشی بر چهره داشته باشند اگر چه  برخی به هنگام حضور در فضای ناآشنا و یا معاشرت با غریبه هایی که  احتمال تداوم رابطه می رود نیز متمایل هستند آرایش داشته باشند. از سوی دیگر، تصمیم گیری در مورد رنگ های آرایشی از دیگر تصمیمات روزمره زنان است، معمولا زنان در استفاده از رنگ های آرایشی به تعابیر و تفاسیر مختلفی متوسل می شوند، به طور مثال عده ای از زنان معتقدند رنگ آرایش دارای معانی اجتماعی بوده و با شخصیت فرد بسیار مرتبط است بنابراین ترجیح می دهند از رنگ هایی استفاده کنند که قضاوت های مثبت دیگران را برانگیخته کند یا حداقل باعث قضاوت منفی شان نشود و شاید دقیقا به همین دلیل نیز رنگ رژ لب نقره ای را نشان از شیک و متشخص بودن و رنگ رژلب  قرمز را نشان از جلف بودن مصرف کننده آن می دانند، اگر چه برخی دیگر از زنان، نظری متفاوت از گروه قبل دارند و معتقدند امروزه رنگ ها دیگر معانی سابق را ندارند و هرگز نمی توان کسی را با توجه به رنگ آرایشش مورد قضاوت قرار داد. معمولا زنان امروزی در تعبیری متفاوت از دیروز، فقط به دنبال دریافتن هدف استفاده کننده از آرایش و انتخاب ایشان از رنگ های آرایشی هستند کسب زیبایی، برجسته سازی زیبایی و یا پنهان کردن نقص های چهره، کسب جوانی و نشاط، متمایز شدن از سایرین، هماهنگی با رنگ لباس، ویژگی های ظاهری از مهمترین اهداف است چه بسا بانویی می گوید:" چون رنگ پوستم تیره است برای روشن تر شدن آن، از رنگ های روشن استفاده می کنم" و یا دیگری می گوید:" چون صورت گردی دارم هرگز از رنگ صورتی استفاده نمی کنم چرا که صورتم را چاق‌تر نشان می‌دهد".   معنایی حقیقی آرایش کردن برای زنان هدف زنان در استفاده از آرایش به شدت بر تعریف شان از آرایش تاثیر گذار است، بنابراین از دیدگاه زنانی که با مساله آرایش درگیر هستند، آرایش کردن معانی متفاوتی دارد، معمولا زنان آرایش را به معنی زیبایی، بهداشت و پاکیزگی و آراستگی، وسیله ای برای ایجاد تنوع و لذت، تغییر دهنده وضعیت روحی، جلب توجه ، کسب اعتماد به نفس تعریف می کنند. به عنوان مثال کسی که به دنبال زیبایی است، ارایش را وسیله ای زیبا کننده ای تعریف می کند که باعث نمود بیشتر زیبایی و ایجاد تنوع در زیبایی می شود.        چرا زنان جوان آرایش می‌کنند؟   بنابر نظر روان شناسان در بررسی دلایل آرایش کردن زنان توجه به سه بعد اجتماعی، فردی و روان‌شناختی حایز اهمیت است:   دلایل اجتماعی:   افزایش سرمایه اجتماعی، کسب فرصت های اجتماعی، اجبار و همنوایی گروهی و تبدیل شدن آرایش به جزیی از هنجار اجتماعی و سبک زندگی از جمله دلایل اجتماعی گرایش به آرایش در زنان است.  عده ای از زنان با آرایش کردن به دنبال افزایش گستره ارتباطی خویش هستند و حتی آن را بهترین مولفه برای برقراری ارتباط بهتر و موثر با دیگران قلمداد می کنند چه بسا برای بهره مندی از مزایایی مادی و معنوی موجود در ارتباطات امروزی و حضور و تدام حضورشان در شبکه روابط مجبورند به سلاح آرایش متوسل شوند.  کسب پذیرش اجتماعی یا به اصطلاح عامیانه «تحویل گرفته شدن»  در سطح عام جامعه و یا کسب پذیرش  در سطح «دیگرانِ مهم»  از دیگر دلایل گرایش زنان و دختران جوان به آرایش است.  مثلا سارا که به دنبال پذیرش اجتماعی در سطح عام است،می گوید:" اگر به هنگام بیرون رفتن و خرید آرایش کنم، فروشنده ها خوش رفتاری می کنند و سریعتر کارم را راه می اندازند، در حالی که آگر آرایش به چهره نداشته باشم چنین اتفاقی نمی افتد"، در حالی که منیره می گوید:" من معمولا همیشه بدون آرایش هستم  اما وقتی دانشگاه می روم حتما آرایش به چهره دارم چون بیشتر مورد تایید قرار می گیرم" ، معمولا افرادی مثل منیره، برای مطابق بودن با خواسته های فرد یا گروه مورد علاقه شان و یا جلب تایید و یا پذیرش آنان تن به آرایش می دهند.   اگر چه عده ای دیگر از زنان به منظور افزایش نفوذ اجتماعی آرایش می کنند، این گروه اعتقاد راسخی به همنوایی اجتماعی دارند و معتقدند «گر خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو» یا «اگر رفتی شهر کورها، تو هم دستت را بگذار روی یک چشمت». همنوایی به صورت اجباری یا اختیاری است چه بسا عده ای برای فرار از تحقیر و تمسخر دیگران و عده‌ای برای کسب تأیید گروهی، به آرایش کردن مطابق با جماعت روی می‌آورند. همنوا شدن با ایده آل های رسانه ای وجهی دیگر از این قضییه است، رسانه ها با نشان دادن زنان زیبا و آرایش کرده، زنان را مشتاق به همانندسازی با چهره ها و ستاره ها می کنند.    همچنین، برخی با آرایش کردن خواهان انطباق با ذایقه جنس مخالف و برقراری ارتباط با آنان هستند، چرا که  نه تنها معتقدند مردان دوست دارند با زنان زیبارو صحبت کنند و از معاشرت با آنان لذت ببرند، بلکه به یقین پذیرفته اند اگر زیبا و آرایش کرده باشند می توانند صفات خوبی چون باسواد بودن، باکلاس بودن، باهوش بودن، اجتماعی بودن و ... که در کیفیت روابط آنها مؤثر است را نیز به ذهن مخاطبانشان متبادر کنند.   دلایل فردی:   برخی از زنان آرایش کردن را به عنوان شیوه و سبکی خاص از زندگی یا حتی بخشی از زندگی می دانند، اینان معتقدند آرایش کردن بخشی از فعالیت های بهداشتی و جزیی از مدیریت بدن است که باعث می شود پاکیزگی بیشتر به چشم می آید و فرد خود را نیز مرتب تر و تمیزتر احساس کند، معمولا این افراد آرایش کردن را امری عمومیت یافته و عادی قلمداد می کنند که اگر کسی آن را انجام ندهد نابهنجار و غیر عادی است. اگر چه عده ای دیگر از زنان آرایش کردن را جزیی از سبک زندگی زنانه می دانند و قصد دارند با آرایش کردن، جنسیت خود را بیشتر نمایان سازند.   اگر چه برخی دیگر، نه تنها آرایش کردن یا نکردن را حق مسلم هر زنی می دانند که با توسل بر آن می توان به دنبال تغییر، نقش آفرینی و خلاقیت بود بلکه بر فردیت بخشی بدن تاکید دارند و بدن را عرصه ای خصوصی و میدان اعمال قدرت فردی زنان می دانند چه بسا معتقدند نپذیرفتن توانمندی های زنان در جامعه و توجه نکردن به شکوفایی استعداهای آنان در عرصه عمومی دلیلی براحساس ناتوانی زنان برای اعمال قدرت در عرصه اجتماعی است که بر این اساس، آنان تلاش می کنند به عنوان یک جبران کننده اجتماعی در عرصه خصوصی یعنی بدن خویش، اعمال قدرت نمایند و چه بسا آرایش کردن بهترین ابزار این امر است. برنده شدن در مسابقه انتخاب و تلاش در جهت افزایش شانس در کسب فرصت های اجتماعی چون ازدواج، اشتغال و کسب موفقیت از دیگر دلایل فردی آرایش کردن دختران است چه بسا آنان سعی می کنند به تعبیر خودشان با آرایش کردن شانس کسب آن موفقیت ها را بالا ببرند. بعضی از دختران به این دلیل آرایش می کنند که می خواهند هویت فردی جدید و یا آرمانی مطلوبی از خود بسازند. معمولا اینان با آرایش کردن و ظاهرسازی در جهت ارائه شخصیتی مطلوب و القای تصورات مثبت و ارزشمندی چون تعلق داشتن به طبقه اجتماعی بالا، داشتن خانواده روشن‌فکر و ... تلاش می کنند، این افراد احساس می کنند با زیباسازی خویش می توانند قسمتی از خود آرمانی مورد نظرشان را تحقق ببخشند.  اگر چه عده ای دیگر از زنان برای پنهان کردن خود و یا نفی خویش دست به آرایش می زنند، معمولا اینان به دنبال ساختن هویت جدید مهم نیستند بلکه بیشتر برای کتمان خویش و هویت خود، حتی ویژگی های جسمی و روحی شان در تقلا هستند. آنها آرایش را به مانند نقابی می دانند که بر چهره و هویت شان می زنند تا خود واقعی را از دید سایرین مخفی نگه دارند.      دلایل روان شناختی: عقده خود زشت انگاری، ترس از تمسخر دیگران جبران کمبودهای عاطفی- احساسی ، کسب اعتماد به نفس، جلب توجه دیگران، احساس متفاوت بودن، افزایش رضایت مندی،  اجتماعی تر شدن، جسارت صحبت کردن، قدرت یافتن برای اعتراض و اظهار نظر، بالا رفتن رضایت از بدن و داشتن تصویر بدنی مثبت، لذت‌جویی، تنوع‌طلبی و برتری‌جویی، رفع خستگی، احساس آرامش و جوانی داشتن، دریافت انرژی مثبت و همچنین نگرانی از عقب ماندن از قافله آرایش کرده ها از جمله دلایل روانی آرایش کردن دختران و زنان جوان است. - منبع: سلامت آنلاین     ]]> روانشناسی اجتماعی Tue, 14 Jun 2016 06:18:36 GMT http://migna.ir/vdccp1q1.2bqmp8laa2.html یک فرد ۱۸ ساله به چه مهارت هایی نیاز دارد؟! http://migna.ir/vdccsiq1.2bqmx8laa2.html سن قانونی برای به رسمیت شناخته شدن بلوغ در کشور ما و بسیاری کشور های دیگر ۱۸ سال است. اما مشخص است که بلوغی که قانون مد نظر دارد با بلوغ فکری که یک فرد بالغ را از یک فرد نابالغ متمایز می کند متفاوت است. انتظاراتی که از یک فرد ۱۸ ساله می رود می تواند از فرهنگی به فرهنگ دیگر و حتی خانواده ای به خانواده دیگر کاملاً متفاوت باشد، اما برخی مهارت ها را می توان بایسته هایی در نظر گرفت که هر فرد ۱۸ ساله برای موفقیت در زندگی، باید تا این سن در وجود خود پرورش داده باشد. در نظر داشتن این موارد هم برای والدین و هم برای خود نوجوانان بسیار مفید واقع می شود. جولی لیتکات هیمز، رئیس سابق یکی از دانشکده های دانشگاه استنفورد و نویسنده، در پاسخ به اینکه یک فرد ۱۸ ساله به چه مهارت هایی نیاز دارد ۸ مورد را ذکر کرده است که در ادامه آنها را با هم مرور می کنیم؛ مواردی که خیلی از آنها در عین سادگی به راحتی مغفول واقع می شوند. ۱- هر فرد ۱۸ ساله ای باید بتواند با یک غریبه وارد مکالمه شود اساتید و رئیس دانشگاه، مشاوران، صاحبخانه، کارکنان فروشگاه، مدیران منابع انسانی، همکاران، متصدیان بانک، کارکنان بخش بهداشت و درمان، راننده های اتوبوس، تعمیرکارهای خودرو، همه و همه از جمله کسانی هستند که یک فرد بالغ در زندگی واقعی با آنها مواجه خواهد شد. خیلی از ما به فرزندانمان یاد می دهیم با غریبه ها حرف نزنند، در حالی که باید به آنها مهارت مهم تری را بیاموزیم؛ مهارت تشخیص معدود غریبه های بد از اکثریت خوب یا حداقل بی آزاری که به تعامل با آنها نیاز خواهند داشت. عدم آموزش این مسئله باعث می شود نوجوانان بدون آنکه چگونگی مواجهه ی محترمانه با غریبه ها را یاد بگیرند به مرحله ی تازه ای از زندگی خود قدم بگذارند. از یاد نبریم که فرد بالغ در دنیای واقعی نیاز پیدا می کند از غریبه ها کمک و راهنمایی بگیرد. ۲- اطراف خود را بشناسد محیط دانشگاه و شهر محل سکونت، کار یا تحصیل، از جمله مواردی هستند که ۱۸ ساله ها با آنها مواجه می شوند و باید بتوانند موقعیت مورد نظر خود را در آنها بیابند. بسیاری از والدین فرزندان خود را به هر جایی که لازم باشد می رسانند یا آنان را همه جا همراهی می کنند، حتی وقتی خودشان با اتوبوس، دوچرخه و یا حتی پیاده می توانند از پس این کار بر بیایند. به همین دلیل بسیاری از نوجوانان نمی دانند چگونه باید از محلی به محل دیگر بروند، از چه وسایل نقلیه ی عمومی استفاده کنند، کی و کجا از اتومبیل شخصی کمک بگیرند، و یا حتی چگونه بنزین بزنند. رساندن و برداشتن همیشگی فرزندان از نقاط مختلف همیشه به آنان کمک نمی کند. ۳- تکالیف و وظایف خود و سررسید های آنها را مدیریت کنند بسیاری از والدین همه چیز را خودشان به فرزندانشان یادآوری می کنند؛ مثلاً اینکه چه کاری را چه موقع انجام دهند. حتی گاهی اوقات در انجام این وظایف به آنها کمک هم می کنند و گهگاه به جای آنها کاری را انجام می دهند. این می شود که نوجوانان یاد نمی گیرند چطور بدون یادآوری دیگران کارهایشان را اولویت بندی و حجم تکالیفشان را مدیریت کنند و یا کارهایشان را به موقع به انجام برسانند.   ۴- از پس امور منزل بر بیاید والدین این روزها در انجام کارهای منزل زیاد از فرزندان خانواده درخواست کمک نمی کنند، چرا که فکر می کنند کارهای مدرسه و فوق برنامه وقت زیادی برای کاری دیگر باقی نمی گذارد. به همین دلیل، بچه ها یاد نمی گیرند روی پای خود بایستند، نیازهایشان را برطرف کنند، به نیازهای دیگران احترام بگذارند، و یا سهم خود را به عنوان عضوی از جمع ادا کنند. ۵- از پس حل مشکلات بینافردی بر بیاید بسیاری از والدین برای حل سؤ تفاهم ها و یا تسکین احساسات جریحه دار شده ی فرزندان خود پا به میان می گذارند. این می شود که نوجوانان یاد نمی گیرند بدون پادرمیانی بزرگترهای خود چگونه با تنش های بین فردی مواجه شوند و آنها را حل و فصل کنند. عدم توانایی در حل مشکلات بین فردی بعد ها در آمار بالای پدیده هایی مثل طلاق به وضوح خود را نشان می دهد. ۶- با بالا و پایین های زندگی کنار بیاید کلاس های مختلف، فشار کاری، تکالیف دانشگاهی، رقابت های درسی، معلم ها، اساتید، و یا رؤسای بد قلق از جمله مواردی هستند که هر فرد بالغی باید بتواند با آنها کنار بیاید. بسیاری از والدین هر وقت مشکلی پیش می آید پادرمیانی می کنند، کارهای فرزندانشان را انجام می دهند، مهلت بیشتری برایشان می گیرند، و به جای آنان صحبت می کنند. به این ترتیب نوجوانان این حقیقت را یاد نمی گیرند که در مسیر زندگی واقعی، اوضاع همیشه بر وفق مرادشان پیش نمی رود. آنها یاد نمی گیرند که درصورت خوب پیش نرفتن اوضاع، چگونه باید خودشان را مدیریت کنند. ۷- درآمد داشته باشد و پول خود را مدیریت کند اکثر نوجوانان کار نیمه وقتی انجام نمی دهند و هر زمان لازم باشد از والدینشان پول توجیبی دریافت می کنند. به همین دلیل مسئولیت پذیری لازم برای انجام وظایف محوله، پاسخگویی در برابر مقام بالاتری که لزوماً وابستگی عاطفی به آنها ندارد، و یا قدردانی به خاطر چیزهای مختلف و مدیریت کردن پول را یاد نمی گیرند. ۸- ریسک کند مسیری که اکثر نوجوانان در زندگی خود طی می کنند به وسیله ی والدینشان طراحی و تمام موانع و نواقص آن برطرف شده است. به همین دلیل اکثر آنان این حقیقت را فرا نمی گیرند که موفقیت نتیجه ی تلاش، شکست و تلاش مجددی است که تنها با کنار آمدن با ناملایمات زندگی میسر می شود. ]]> بلوغ و نوجوانی Thu, 02 Jun 2016 00:30:00 GMT http://migna.ir/vdccsiq1.2bqmx8laa2.html بلوغ زودرس، چه علائم دارد؟ http://migna.ir/vdcipyap.t1aqu2bcct.html چند سالی است نگرانی والدین از شیوع زودرس بلوغ در دخترانشان شدت گرفته است؛ چراکه بلوغ زودهنگام، تبعات فیزیکی و روانی خاص خود را دارد و البته هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزندش خیلی زود از دنیای کودکی به بزرگسالی قدم بگذارد. منظور از بلوغ، دوره‌ای است که طی آن صفات ثانویه جنسی به وجود می‌آید و توانایی تولید مثل ایجاد می‌شود. صفات ثانویه جنسی در دختران شامل بزرگ شدن سینه‌ها، رشد موهای زیر بغل و ناحیه تناسلی و ایجاد عادت ماهانه می‌شود، اما چه عواملی منجر به بروز بلوغ زودهنگام دختران می‌شود؟ دکتر آمنه لاهوتی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: بی‌شک ژنتیک، عامل اصلی تعیین‌کننده زمان شروع بلوغ است، اما به نظر می‌رسد که عوامل دیگری نیز روی زمان شروع بلوغ تاثیر دارد. کما این‌که مشخص شده است که تغذیه، وضع عمومی سلامت، موقعیت جغرافیایی، تماس با نور و وضع روانی هر فرد در زمان بروز نشانه‌های بلوغ جسمی موثر است. این متخصص زنان و زایمان می‌افزاید: سن شروع عادت ماهانه در دختران چاق زودتر از حد میانگین است. همچنین در جوامع شهری، در کسانی که در ارتفاعات پایین‌تر زندگی کرده و کسانی که در مناطق استوایی زندگی می‌کنند، سن بلوغ پایین‌تر است. در مجموع سن بلوغ در کشورهای پیشرفته پایین آمده است و به نظر می رسد این مساله ناشی از بهبود وضعیت تغذیه‌ای در این جوامع و نقش آن در ایجاد بلوغ زودرس باشد.سن طبیعی بلوغ در دختران تکامل بلوغی در دختران حدود 4/‌5 سال طول می‌کشد. اولین نشانه بلوغ، رشد ناگهانی است و به‌دنبال آن رشد موهای ناحیه تناسلی، به حداکثر رسیدن رشد قدی و در نهایت عادت ماهانه است. اولین خونریزی ماهانه معمولا 2/‌5 سال پس از آغاز روند بلوغ و بعد از سپری شدن جهش رشدی رخ می‌دهد. دکتر لاهوتی با بیان این مطالب می‌گوید: مطالعاتی که در مورد سن شروع بلوغ صورت گرفته مربوط به جوامع غربی است و طبق آخرین بررسی‌ها بلوغ در دختران غربی حدود 9 تا 10 سالگی آغاز می‌شود. باوجود این ممکن است رشد موهای تناسلی یا سینه‌ها حتی در شش تا هفت سالگی نیز رخ دهد.نشانه‌های بلوغ را بشناسیم برخی دختران یا والدین بعضی تظاهرات شایع تکامل بلوغی چون کم‌خونی، آکنه، مشکلات روانی ـ اجتماعی، نزدیک بینی و خونریزی‌های نامنظم را غیرطبیعی تصور می‌کنند. دکتر لاهوتی با اشاره به نشانه‌های طبیعی بلوغ در دختران توضیح می‌دهد: تمایل دختران برای خوردن غذاهای حاوی آهن کم است و به همین دلیل خطر کم‌خونی افزایش می‌یابد. جوش‌های صورت نیز در نتیجه تغییر کردن شرایط هورمونی بدن در زمان بلوغ بروز می‌کند و گاهی نیازمند مراجعه به پزشک و بررسی و درمان مقتضی است. این متخصص زنان با تاکید بر این‌که تغییرات روانی ـ اجتماعی دوران بلوغ زمینه را برای بروز افسردگی مساعد می‌کند، می‌افزاید: بسیاری از دختران از ظاهر فیزیکی خود ناخشنود هستند و این مساله سبب کاهش اعتماد به نفس آنها می‌شود. این مشکل بخصوص بیشتر زمانی بروز می‌کند که تکامل بلوغی فرد با هم‌سن و سال‌هایش هماهنگ و همزمان نیست. همچنین در دختران مبتلا به بلوغ زودرس احتمال ایجاد مشکلات روانی، داشتن دوستان بزرگ‌تر و اعمال فشار از طرف همسالان بیشتر است.نشانه‌های واقعی بلوغ زودرس را بشناسید به گفته دکتر لاهوتی، در تمام دختران زیر شش سال که دارای رشد موهای ناحیه تناسلی یا تکامل پستانی هستند و در دختران زیر هشت سال که در آنان هم رشد موهای تناسلی و هم جوانه زدن سینه‌ها دیده شده است، ارزیابی کامل برای تعیین علت این مساله ضرورت دارد. وی تاکید می‌کند: همچنین در کودکان زیر هشت سالی که در آنها فقط تکامل پستانی یا رشد موهای ناحیه تناسلی به تنهایی دیده شده، شرح حال دقیق و معاینه بالینی و ارزیابی سن استخوانی و پیگیری دقیق برای تعیین رشد قدی ضرورت دارد تا افرادی که در معرض کاهش رشد هستند، شناسایی شوند. علائم خطری که همراه با بلوغ زودرس دیده می‌شود و نیازمند مراجعه سریع و بررسی دقیق است شامل شروع بلوغ قبل از شش سالگی، پیشرفت سریع بلوغ و علائم همراه شامل سردرد و تشنج می‌شود. در صورتی که بلوغ زودرس ناشی از بیماری نباشد و به علت شروع زودرس ژنتیکی بلوغ آغاز شده باشد، تنها عارضه آن کوتاه ماندن قد فرد و نیز عوارض و آسیب‌های روانی اجتماعی است.چرا بلوغ زودرس؟ بلوغ زودرس به نوعی تکامل بلوغی گفته می‌شود که براساس استانداردهای طبیعی، زودتر از سن مورد انتظار شروع می‌شود. دکتر لاهوتی با تاکید بر این‌که بلوغ زودرس علل متفاوتی دارد، توضیح می‌دهد: از علل آن می‌توان به بلوغ زودرس سرشتی اشاره کرد. به این معنی که به‌طور ژنتیکی و طبیعی روند بلوغ در فرد زودتر از موعد مورد انتظار شروع شده است. از سویی بعضی بیماری‌ها (که حتی ممکن است خطرناک نیز باشند) ممکن است با بلوغ زودرس همراه باشند. گاهی هم فقط یکی از نشانه‌های بلوغ ایجاد می‌شود. یعنی ممکن است در دختربچه‌ای فقط پستان‌ها بزرگ شود و تا مدت‌ها سایر علائم بلوغ دیده نشود. در این مورد نیز معمولا جای نگرانی وجود ندارد. به گفته وی، بلوغ زودرس در کودکان باید مورد ارزیابی دقیق برای تعیین علت و درمان مورد نیاز و نیز پرهیز از عوارض رشدی و روانی ناشی از تکامل جنسی زودهنگام قرار بگیرد.چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟اما در چه سنی اگر بلوغ شروع شود، زودرس محسوب می‌شود و نیاز به مراجعه به پزشک دارد؟ دکتر لاهوتی پاسخ می‌دهد: اگر سن متوسط بلوغ را در دختران 10 سالگی در نظر بگیریم، بلوغ زودرس به شروع علائم و نشانه‌های بلوغ قبل از 8 سالگی اطلاق می‌شود. اگرچه در سال‌های اخیر، سن بلوغ کاهش یافته است، اما خانواده‌ها باید توجه داشته باشند خیلی از مواردی که به‌عنوان بلوغ زودرس بررسی می‌شوند، درواقع سیر بلوغی طبیعی هستند و نیاز به بررسی و درمان ندارند.درمان بلوغ زودرس هدف اصلی از درمان بلوغ زودرس به حداکثر رسیدن قد در دوران بزرگسالی و پیشگیری از آسیب‌های روانی به فرد است؛ چراکه به محض تکمیل روند بلوغ مناطق رشدی موجود در استخوان‌های بلند که مسئول قد کشیدن فرد هستند، بسته شده و دیگر رشد قدی اتفاق نمی‌افتد. دکتر لاهوتی می‌افزاید: باتوجه به این‌که اولین علائم بلوغ زودرس شامل جهش رشدی و سپس جوانه زدن پستان‌ها می‌شود، در صورتی که این علائم در سنین زودتر از مورد انتظار دیده شود حتما باید به پزشک متخصص مراجعه شود؛ چراکه اگر تاخیری ایجاد شود و مثلا کودک پس از ایجاد عادت ماهانه نزد پزشک برده شود، به علت بسته شدن مناطق رشدی استخوان‌ها دیگر هیچ درمانی موثر نخواهد بود. برای درمان بلوغ زودرس سرشتی معمولا از آمپول‌هایی استفاده می‌شود که به‌طور موقت مانع کارکرد تخمدان‌ها می‌شوند و این موضوع سبب می‌شود روند طبیعی رشد قدی و روانی ادامه یابد و با قطع این دارو دوباره روند بلوغ از سر گرفته می‌شود. ]]> اخبار بهداشتي و پزشكي Sun, 24 Apr 2016 14:24:20 GMT http://migna.ir/vdcipyap.t1aqu2bcct.html نشانه‌هاي هشداردهنده‌ خودکشی در فرزندتان را بشناسید http://migna.ir/vdca6mne.49nii15kk4.html ميگنـــا: کاش حرف های یک ماه پیش او را جدی می گرفتم که می گفت: “من از دست شما خودم را می کشم!” خدا می داند ما که جز صلاح او را نمی خواستیم… مادر این ها را می گفت و کنار پسرش که بی حرکت روی تخت بیمارستان آرمیده بود، می گریست…” یکی از ناراحت کننده ترین گفتگوها در خانواده، تهدید به خودکشی نوجوانان است که غالباً از سوی پدران و مادران جدّی گرفته نمی شود. اما روانشناسان با این نادیده گرفتن تمایل نوجوانان به خودکشی به شدت مخالفند و آن را زمینه ساز بروز واقعه ای شوم می دانند. - اگر فرزندتان به شکلی نشان می‌دهد که به فکر خودکشی است، یا اگر حس غریزی‌تان به شما می‌گوید که ممکن است آنها به خود صدمه بزنند، سریع کمک بگیرید. فرزندتان را تنها به حال خود رها نکنید. حتی اگر وی انکار می‌کند «منظورش همان است»، پیش او بمانید. به او اطمینان خاطر مجدد بدهید. دنبال کمک‌های تخصصی باشید. در صورت لزوم، وی را به اورژانس بیمارستان ببرید تا اطمینان حاصل کنید که تا زمانِ انجام کامل ارزیابی‌ها و آزمایشات روانپزشکی مربوطه، او در محیطی امن قرار دارد. انجمن ملی روان‌شناسان مدرسه، نماینده ۲۲۰۰۰ روان‌شناس مدرسه و تخصص‌های مربوط به آن در سراسر ایالات متحده‌ آمریکا و خارج از آن است. هدف این انجمن توسعه‌ محیط‌های آموزشی و روان‌شناختی سالم برای تمام کودکان و جوانان است. به این منظور با اجرای برنامه‌های کارآمد مبتنی بر تحقیقات علمی، موجب پیشگیری از مشکلات و همچنین افزایش استقلال دانش‌آموزان، و توسعه‌ آموزش بهینه می‌شود. این امر از طریق به روزترین تحقیقات و آموزش‌ها، پشتیبانی، ارزیابی مستمر برنامه‌های در دست اقدام و خدمات تخصصی مراقبتی انجام می‌شود. مطلبی که در پی خواهد آمد شامل توصیه‌های این انجمن برای والدین و کارکنان مدارس در مواجهه با موضوع تمایل به خودکشی در کودکان و نوجوانان است. بی‌تردید با توجه به شرایط و امکانات هر کشوری، توصیه‌های مزبور می‌توانند شیوه‌ی اجرایی متفاوتی داشته باشند. توصیه‌هایی برای والدین و مدارس تحقیقات نشان داده‌اند کودکانی که با خشونت، رویدادهای تهدیدآمیز زندگی، و ناکامی‌های آسیب‌زا مواجه هستند، بیشتر در معرض خطر افسردگی، سوءمصرف الکل و مواد مخدر، و خودکشی قرار دارند. به دنبال فجایعی چون حمله‌ی تروریستی یازده سپتامبر، تیراندازی در مدرسه، بلایای طبیعی یا حتی بحران فردی، این احتمال وجود دارد که دانش‌آموزان، نشانه‌های هشداردهنده‌ تمایل به خودکشی بروز دهند. والدین و کارکنان مدرسه، خصوصاً باید نسبت به کودکان و جوانانی که به خاطر موقعیت و شرایط شخصی، آسیب‌پذیرتر هستند، هوشیارتر باشند. این موضوع شامل نوجوانانی می‌شود که مسائلی مانند ضرر و فقدان شخصی، آزار یا واقعه‌ی آسیب‌زایی را قبلاً تجربه کرده اند یا آن دسته از جوانانی که از افسردگی یا دیگر بیماری‌های روانی رنج می‌برند. نوجوانانی که دارای این نشانه‌های مخاطره‌آمیز هستند و آنهایی که فاجعه‌ی دیگری را یا خود مستقیماً تجربه کرده با شاهد آن بوده‌اند، بیشتر آسیب پذیر هستند. هر چند بیشتر کودکان و نوجوانانی که تمایل به خودکشی دارند، خودشان به متخصص مراجعه نمی‌کنند، اما علائم هشداردهنده را به همسالان خود، والدینشان و یا کارکنان معتمد مدرسه نشان می‌دهند. هرگز این نشانه‌ها را نادیده نگیرید. خودکشی با یک مداخله‌ به‌جا و مناسب قابل پیشگیری است. علائم هشدار دهنده ممکن است خود را بلافاصله بعد از مصیبتِ پیش‌آمده نشان ندهند، بنابراین، در هفته‌های پس از حادثه‌ ناگوار، والدین و کارکنان مدرسه باید شنوندگان و مشاهده‌کنندگان دقیقی باشند. در زیر، رهنمون‌هایی به منظور مداخله در وضعیتِ دانش‌آموزانی که متمایل به خودکشی هستند، آورده شده است. نشانه‌های هشداردهنده‌ی خودکشی جوانان ۱. یادداشت‌های خودکشی: این یادداشت‌ها نشانه‌های واقعی خطر هستند و باید جدی گرفته شوند. ۲. تهدیدها: تهدیدها ممکن است مستقیم («من می‌خواهم بمیرم.»، «من خودم را می‌کشم.») یا متأسفانه، غیرمستقیم («دنیا بدون وجود من بهتر خواهد بود.»، «در هر صورت کسی دلش برای من تنگ نخواهد شد.») باشد. در نوجوانان، نشانه‌ها و سرنخ‌های غیرمستقیم می‌توانند از طریق جوک و شوخی یا از خلال منابع موجود در تکالیف مدرسه، به‌خصوص در شکل نگارش خلاق یا آثار هنری، خود را نشان دهند. نوجوانان و افرادی که نگاهی عینی‌تر به دنیا دارند، ممکن است نتوانند احساسات‌شان را در قالب کلمات بیان کنند، در عوض احتمال دارد نشانه‌های غیرمستقیمی به شکل اقدام عملی، یعنی رفتار خشونت‌آمیزی که غالباً توام با تهدید به خودکشی یا دیگرکُشی است، از خود نشان دهند. ۳. تلاش‌های پیشین: اغلب بهترین پیش‌گوی آینده، رفتارهای گذشته است که می‌تواند نشان‌دهنده‌ی یک روش مقابله با رویدادهای زندگی باشد. ۴. افسردگی (ناامیدی/درماندگی): وقتی نشانه‌های افسردگی دربرگیرنده‌ی افکار فراگیر ناامیدی و درماندگی باشد، به احتمال زیاد کودک یا نوجوان بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارد. ۵. افسردگی پنهان: رفتارهای پرخطر می‌توانند شامل پرخاشگری، استفاده از اسلحه، مصرف الکل و مواد باشند. ۶. تمهیدات نهایی: این رفتار شکل‌های مختلفی دارد. مثلاً در نوجوانان، به شکل بخشیدن وسایلی که برای آنها بسیار باارزش است مثل جواهرات، لباس، مجلات یا عکس، صورت می‌گیرد. ۷. تلاش برای آسیب رساندن به خود: رفتارهای مبتنی بر آسیب به خود در میان کودکانِ سنین دبستانی اتفاق می‌افتد. رفتارهای خود-مخربِ رایج، شامل دویدن جلوی ماشین‌های در حال عبور، پریدن از بلندی‌ها و خراشیدن/ بریدن/داغ کردن بدن می‌شود. ۸. عدم توانایی در تمرکز یا تفکر عقلانی: مشکلاتی از این قبیل ممکن است در رفتارهای مربوط به کلاسِ درس کودکان، شیوه‌ی انجام تکالیف مدرسه، عملکرد تحصیلی، کارهای روزمره‌ی خانه و حتی محاورات منعکس شود. ۹. تغییرات در عادات فیزیکی و ظاهر: این تغییرات شامل عدم توانایی در خوابیدن یا مدام خوابیدن، اضافه کردن یا از دست دادن ناگهانی وزن، بی‌توجهی به ظاهر و پاکیزگی و نظافت و غیره است. ۱۰. تغییرات ناگهانی در شخصیت، دوستان و در رفتار: والدین، معلمان و همسالان اغلب بهترین ناظران و مشاهده‌گران چنین رفتارهای ناگهانی در دانش‌آموزان مستعد خودکشی هستند. این تغییرات می‌تواند شامل کناره‌گیری از مراودات اجتماعی عادی، افزایش غیبت از مدرسه، ترک فعالیت‌ها یا علاقه‌مندی‌های متدوال، و انزوا و کناره‌گیری اجتماعی باشد. ۱۱. موضوعات مرتبط با مرگ و خودکشی: این موضوعات ممکن است در نقاشی‌های کلاسی، نمونه کارها، خاطره‌نویسی و وقایع‌نگاری‌ها یا در تکالیف مدرسه خود را نشان دهند. ۱۲. طرح، شیوه، دسترسی: کودک یا نوجوان مستعد خودکشی ممکن است توجه بیشتری به تفنگ یا سایر انواع سلاح‌ها از خود نشان دهد، دسترسی‌اش به سلاح‌ها، قرص‌ها، و غیره بیشتر شده، و یا ممکن است در مورد طرحی برای خودکشی صحبت کرده یا تلویحاً به آن اشاره کند. هر چه طرح بزرگ‌تر باشد، احتمال آن نیز بیشتر می‌شود. توصیه‌هایی برای والدین ۱. نشانه‌های هشداردهنده را بشناسید! ۲. از گفت‌وگو با فرزندتان نگران نباشید. صحبت در مورد خودکشی با فرزندانتان، آن‌ها را به فکر خودکشی نمی‌اندازد. در حقیقت، تمام شواهد موجود حاکی از آن است که گفت‌وگو با کودک، خطر خودکشی را کاهش می‌دهد. پیام این است: "کمک موجود است، خودکشی راه حل نیست." ۳. ایمن سازی منزل در برابر خودکشی. چاقوها، قرص‌ها، و مهم‌تر از همه، اسلحه‌ها را از دسترس خارج کنید. ۴. از منابع جامعه و مدرسه استفاده کنید. این منابع می‌توانند شامل روان‌شناس مدرسه، کارکنان مداخله‌گر در بحران‌ها ، گروه‌های پیشگیری از خودکشی یا خطوط مستقیم تلفنی، یا متخصصان خصوصی سلامت روانی باشند. ۵. سریع اقدام کنید. اگر فرزندتان به شکلی نشان می‌دهد که به فکر خودکشی است، یا اگر حس غریزی‌تان به شما می‌گوید که ممکن است آنها به خود صدمه بزنند، سریع کمک بگیرید. فرزندتان را تنها به حال خود رها نکنید. حتی اگر وی انکار می‌کند «منظورش همان است»، پیش او بمانید. به او اطمینان خاطر مجدد بدهید. دنبال کمک‌های تخصصی باشید. در صورت لزوم، وی را به اورژانس بیمارستان ببرید تا اطمینان حاصل کنید که تا زمانِ انجام کامل ارزیابی‌ها و آزمایشات روانپزشکی مربوطه، او در محیطی امن قرار دارد. ۶. به صحبت‌های دوستان فرزندتان توجه کنید. آنها ممکن است به نگرانی‌های خود در مورد دوستشان به شکلی جزئی اشاره کنند اما راحت نباشند که مستقیماً در این مورد با شما صحبت کنند. باز و راحت برخورد کنید. سوال بپرسید. توصیه‌هایی برای معلمان ۱. نشانه‌ها و علایم هشداردهنده را بشناسید. ۲. در مورد مسوولیت‌های مدرسه آگاه باشید. در صورت عدم هشدار به موقع به خانواده‌ها یا عدم نظارت مناسب بر وضعیت دانش‌آموز مستعد خودکشی، مدارس از سوی دادگاه مسوول شناخته می‌شوند. ۳. دانش‌آموزان را تشویق کنید که به شما اعتماد داشته باشند: اجازه دهید دانش‌آموزان بدانند که شما برای کمک، مراقبت و حمایت از آنها، آنجا هستید. آنها را تشویق کنید تا اگر خود یا فرد دیگری که می‌شناسند در فکر خودکشی است، نزد شما بیایند. ۴. دانش‌آموز را فوری ارجاع دهید: دانش‌آموز را نزد روان‌شناس یا مشاور مدرسه نفرستید. خود شما شخصاً او را نزد اعضای تیم بحران مدرسه ببرید. اگر چنین تیمی هنوز تعیین نشده است، مدیر، روان‌شناس، مشاور، پرستار یا مددکار اجتماعی را مطلع کنید. (و هرچه زودتر درخواست بدهید که مدرسه یک تیم بحران تشکیل دهد!) ۵. به تیم بحران ملحق شوید: شما اطلاعات ارزشمندی جهت کمک و همکاری دارید، بنابراین تیم بحران مدرسه قادر خواهد بود ارزیابی دقیق و صحیحی از خطر به‌دست بیاورد. ۶. از کودک حمایت و طرفداری کنید: بعضی اوقات مدیران، عوامل خطر و نشانه‌های هشداردهنده در یک دانش‌آموز خاص را کم برآورد می‌کنند. تا زمانی که مطمئن شوید کودک در امان است، از او حمایت و طرفداری کنید. توصیه‌هایی برای کارکنان مدرسه و اعضای تیم بحران کودکان و جوانانی که با آسیب‌های بسیار شدید، مثل حملات تروریستی در آمریکا یا تیراندازی در یک مدرسه مواجه بوده اند، ممکن است بیشتر در معرض خطر خودکشی باشند. این امر به ویژه در مورد نوجوانانی که فقدان شخصی، آزار یا حوادث آسیب‌زایی را در گذشته تجربه کرده‌اند یا از افسردگی و سایر بیماری‌های روانی رنج می برند، صدق می‌کند. طی هفته‌های پس از یک بحران مهم، کارکنان مدرسه باید هوشیارتر بوده، دانش‌آموزانی را که ممکن است بیشتر در معرض خطر باشند شناسایی کرده و مراقب علایم هشداردهنده باشند. توصیه‌ها ۱. با همکاران همکاری کنید. برخورداری از حمایت ومشاوره از سوی مدیر و یکی دیگر از کارکنان (شاید مربی بهداشت، مشاور، یا مددکار اجتماعی) هم اطمینان‌بخش و هم عاقلانه است. ۲. یک گزارشگر ویژه تعیین کنید. مدارس باید یک یا چند نفر را مشخص کنند تا تمام گزارش‌های معلمان، سایر کارکنان و دانش‌آموزان را در مورد دانش‌آموزانی که ممکن است تمایل به خودکشی داشته باشند، دریافت کرده و روی آنها کار کنند. این فرد اغلب روانشناس مدرسه، مشاور، پرستار یا مددکار اجتماعی است. ۳. بر دانش‌آموز نظارت داشته باشید. بهترین راه این است که همیشه در تمام مراحل کار، دانش آموز را در مورد کاری که قصد انجام آن را دارید، مطلع کنید. در صورت لزوم، از دانش‌آموز بخواهید تا شما را همراهی و کمک کند. تحت هیچ شرایطی نباید به دانش‌آموز اجازه داده شود که مدرسه را ترک کند یا تنها بماند (حتی در دستشویی). دانش‌آموز را تا زمانی که والدین، متخصص سلامت روان یا نماینده‌ی مجری قانون مسئولیت وی را بپذیرند، زیر نظر داشته و از امنیت او اطمینان حاصل کنید. ۴. یک سیستم حمایتی آماده کنید. بررسی سیستم حمایت دانش‌آموزان به ارزیابی میزان خطری که برای آنها وجود دارد، کمک می‌کند. اغلب، معقول آن است که فقط از دانش‌آموز سوال کنید "دوست داری چه کسی الان کنارت باشد، یا فکر می‌کنی چه کسی الان به خاطر تو اینجا خواهد بود؟" و آن وقت به او کمک کنید تا به حامی مورد نظرش دست یابد. برای وی مهم است که احساس کند تا حدی بر سرنوشتش کنترل دارد. ۵. قرارداد «خودکشی- نه». قراردادهای «خودکشی- نه» نشان داده‌اند که در پیش‌گیری از خودکشی جوانان مؤثر بوده‌اند. در مواردی که خطر خودکشی به اندازه‌ای پایین ارزیابی شده که نیاز به درمان فوری نباشد (مثل زمانی که فقط ایده‌ی خودکشی وجود دارد و برای آن برنامه‌ریزی نشده است)، باز هم وجود قرارداد خودکشی نه، توصیه می‌شود تا در صورتی‌که در آینده احتمال خطر خودکشی افزایش یافت، تدبیر و چاره‌ای برای دانش آموز فراهم شود. چنین قراردادی یک توافق‌نامه‌ی شخصی است که رفتارهای متمایل به خودکشی را تا زمانِ دریافت کمک، به تعویق می‌اندازد. این قرارداد همچنین می‌تواند به عنوان یک ابزار ارزیابی مناسب به کار برود. اگر دانش آموزی حاضر به امضاء قرارداد نباشد، تضمینی هم نیست که به خودش آسیبی نرساند. در این صورت، بلافاصله ارزیابی به سمت "خطر زیاد" صعود کرده و تا زمانی که والدین دانش‌آموز، مسئولیت اقدام فوری برای ارزیابی روانی او را به عهده بگیرند، باید تحت نظارت باشد. ۶. محیط را در برابر خودکشی ایمن کنید. فرزند شما چه در خطر قریب‌الوقوع باشد و چه نباشد، توصیه می‌شود خانه و مدرسه را در برابر خودکشی ایمن کنید. بهتر است قبل از این‌که فرزند شما به خانه برگردد و پس از آن نیز، تمام سلاح‌ها، سموم، داروها و وسایل تیز، برداشته شوند یا دور از دسترس قرار بگیرند. ۷. با پلیس تماس بگیرید. تمام تیم‌های بحران مدرسه باید یک نماینده از مجری محلی قانون داشته باشند. اگر دانش‌آموزی مخالفت و ایستادگی کرد، پرخاش‌جو شد یا سعی در فرار داشت، نیروی پلیس می‌تواند کمک بسیار ارزشمندی باشد. در برخی موارد آنها می‌توانند مسوولیت «بازداشت ۷۲ ساعته» را به منظور فراهم کردن امنیت فرد به عهده بگیرند، که در این صورت، فرد جوان به مدت سه روز در بازداشت حمایتی به منظور انجام مشاهدات روانپزشکی، قرار می‌گیرد. ۸. مستند سازی. آموزش و پرورش هر منطقه باید یک فرم مستندسازی تهیه کند تا پرسنلِ پشتیبانی و اعضاء تیم بحران، اقدامات خود را در پاسخ به مراجعه‌ یک دانش آموز مستعد خودکشی، در آن ثبت کنند. مدل مداخله در خودکشی ۱. ارزیابی اغلب از گزارشگران ویژه خواسته می‌شود که ظرف مدت زمان کوتاهی، احتمال خطر را برآورد کنند. بنابراین، ضروری است که پیش‌نویس برآورد احتمال خطر، واجد سؤالات مشخصی باشد تا به سرعت و به شکل قابل اطمینانی اطلاعات مورد نیاز را به دست بیاورد. سؤالات اغلب به موارد زیر اشاره می‌کنند: چه نشانه‌های هشداردهنده‌ای باعث مراجعه شده است؟ آیا دانش‌آموز به خودکشی فکر کرده است؟ (افکار یا تهدیدِ صرف، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، ممکن است حاکی از خطر پایین باشند). آیا دانش‌آموز پیش از این سعی کرده است به خود آسیب برساند؟ (تلاش‌های پیشین می‌تواند گویای خطر پایین باشد). آیا در حال حاضر دانش‌آموز برنامه‌ای برای آسیب به خود دارد؟ دانش‌آموز قصد دارد از چه شیوه‌ای برای اجرای نقشه‌ی خود استفاده کند و آیا به وسایل مربوطه دسترسی دارد؟ (این سؤالات می‌توانند نشان‌دهنده‌ی خطر بالا باشند). چه سیستم حمایتی‌ای این کودک را در بر گرفته است (برای تعیین کفایت سیستم حمایتی دانش‌آموز، حضور والدین در پروسه‌ی ارزیابی خطر ضروری است)؟ ۲. وظیفه هشدار به والدین تردیدی نیست که باید والدین را در جریان گذاشت. برای پرداختن به این جنبه از مداخله در خودکشی، باید به چهار پرسش بسیار مهم پرداخت. اول، آیا والدین در دسترس هستند؟ دوم، آیا والدین در این زمینه کمک و همکاری می‌کنند؟ سوم، والدین چه اطلاعاتی در این زمینه دارند که می‌تواند به ارزیابی خطر کمک کند؟ چهارم، والدین چه بیمه‌ی سلامت روانی (در صورتی که داشته باشند) در اختیار دارند؟ اگر والدین در دسترس باشند و مشارکت کنند و تشخیص حاکی از آن باشد که دانش‌آموز در معرض خطر بالا قرار دارد: روان‌شناس یا مددکار اجتماعی باید خانواده را با توجه به محل سکونتشان و بر مبنای وضعیت بیمه‌ی بهداشت و درمانشان، به منابع اجتماعیِ قابل رجوع متصل کند. روان‌شناس مدرسه باید با اجازه‌ی والدین با مراکز مورد نظر تماس گرفته، اطلاعات مربوط به مراجعه کننده را آماده کند و برای کسب اطمینان نسبت به رسیدن خانواده به مرکز، موضوع را پی‌گیری کند. در صورت لزوم، والدین را در انتقال دانش‌آموز به مرکز مربوطه همراهی کنید. روان‌شناس باید امضای والدین را در فرم انتشار اطلاعات دریافت کرده و به منظور توسعه‌ی برنامه‌ی حمایتی مدرسه، با کارکنان مدرسه در زمینه‌ی کار با والدین همکاری کند. تمام فعالیت‌ها باید مستند شوند. اگر والدین در دسترس نباشند و تشخیص بر این باشد که دانش‌آموز در معرض خطر بالا قرار دارد: با مسوولیت مدیر مدرسه، دو تن از اعضای تیم بحران باید کودک را تا نزدیک‌ترین اورژانس سلامت روانی همراهی کرده و تمام هماهنگی‌های لازم را با خدمات اجتماعی مرکز مربوطه برای تماس با خانواده‌ی کودک انجام دهند. به عنوان پیشنهاد دیگر، می‌توان از نماینده‌ی مجری قانون در مدرسه، پلیس محلی یا گروه‌های سیار ارائه‌ خدمات روان‌پزشکی درخواست کرد تا در انتقال جوان مستعد خودکشی کمک کنند. برخی از والدین تمایلی ندارند که توصیه‌های تیم بحران مبنی بر انجام مشاوره‌ی امن در خارج از مدرسه را برای کودک مستعد خودکشی تا آخر دنبال کنند و ممکن است که نشانه‌های هشداردهنده را ساده انگاشته یا دست کم بگیرند (برای مثال، کودک فقط به منظور جلب توجه این کار را می‌کند). مسایل فرهنگی و زبانی متعددی در این زمینه دخیل هستند. به والدین فرصت مناسب داده و تشویق‌شان کنید تا پیش از همکاری با تیم بحران برای رفتن به مرحله ی بعدی، پروسه را تا به آخر ادامه دهند. اگر عدم تمایل والدین واقعاً از سر بی‌توجهی بوده و زندگی کودک را به خطر بیاندازد، اعضاء تیم بحران مدرسه باید تصمیم بگیرند که چه زمانی مناسب است تا عدم همکاری والدین را به مراکز حمایت از کودک گزارش دهند. چنانچه مشخص شود که والدین همکاری نمی‌کنند و خطر اقدام به رفتارهای متمایل به خودکشی در دانش‌آموز بالا است، باید با مجریان محلی قانون یا مراکز خدمات حمایت از کودکان تماس گرفته شود و بی‌توجهی نسبت به کودک و در معرض خطر قرار داشتن او گزارش داده شود. در صورتی‌که والدین همکاری نکنند و احتمال خطر خودکشی دانش‌آموز پایین ارزیابی شود، توصیه می‌شود به منظور ثبت این که والدین را به موقع در جریان احتمال بروز خودکشی قرار داده بودید، آنها فرم مربوط به " هشدار در مورد مشاوره ی اضطراری" را امضاء کنند. گاهی اوقات دانش‌آموز نمی‌خواهد والدینش مطلع شوند. وقتی کودکان در فکر آسیب به خود هستند، درست و منطقی فکر نمی‌کنند و بنابراین احتمالا نمی‌توانند در مورد این‌که واکنش والدین‌شان چه می‌تواند باشد، بهترین قاضی باشند. تیم بحران باید تنها یک تصمیم بگیرد: آیا با مطلع کردن خانواده، کودک در شرایط خطرناک‌تری قرار می‌گیرد؟ در چنین وضعیتی، معمولا به مراکز خدمات حمایت از کودک اطلاع داده می‌شود. والدین همچنان باید مطلع شوند و دریافت واکنش حمایتی والدین می‌تواند چالشی برای کارکنان مدارس باشد. والدین اغلب اطلاعات حساس و مهمی دارند که برای ارزیابی مناسب از میزان خطر لازم است. بنابراین لحاظ کردن والدین در ارزیابی احتمال خطر بسیار مهم است. این اطلاعات شامل پیشینه‌ی کودک در مدرسه قبلی و تاریخچه‌ سلامت روانی، پویایی خانواده، حوادث آسیب‌زای اخیر در زندگی دانش‌آموز و سابقه‌ رفتارهای متمایل به خودکشی وی می‌شوند. مصاحبه با والدین به روان‌شناس کمک می‌کند تا نسبت به سیستم حمایتی‌ای که دانش‌آموز را در برگرفته، ارزیابی مناسبی داشته باشد. در نهایت، مهم است مشخص شود که والدین/خانواده از چه بیمه‌ی سلامت روانی برخوردار هستند؟ این اطلاعات جهت ارجاعِ خانواده‌ها به مراکز اجتماعی مناسب، لازم است. همه‌ مصاحبه‌های امروزی مربوط به سلامت روان شامل سؤالاتی در خصوص پوشش بیمه هستند و کاملاً عاقلانه است که روان‌شناس مدرسه از انواع مراکز محلی که این پوشش بیمه‌ای را فراهم می‌کنند، آگاه باشد. اگر دانش‌آموزی به کلینیک فوریت‌های پزشکی فرستاده شود، ممکن است بعداً به انتقال فوری به یک مرکز ارائه کننده‌ خدمات مربوط به "سازمان حفظ سلامت" نیاز پیدا کند. این مساله نه تنها ممکن است موجب آسیب بیشتر برای دانش‌آموز مستعد خودکشی شود (چرا که نقل و انتقالات اضطراری عمدتا باید با اعمال محدودیت و کنترل صورت گیرد) بلکه هزینه‌ی مالی سنگینی نیز برای والدین در پی دارد. تردیدی نیست که منافع عالیه‌ کودک و خانواده ایجاب می‌کند که میزان آسیب‌های مربوط به دانش‌آموزی که نیازمند اقدام اضطراری است محدود شود. ۳. وظیفه‌ی معرفی مراکزی برای مراجعه لازم به تاکید است که قبل از وقوع بحران، باید مراکز خدمات اجتماعی شناسایی و با آنها همکاری شود. توصیه می‌شود جهت تهیه‌ی اطلاعات درست و دقیقی که ممکن است توسط والدین از قلم افتاده یا فراموش شده باشند، نماینده‌ تیم بحران مدرسه با مراکز مربوطه تماس بگیرد. مناطق آموزش و پرورش موظفند که یا مراکز خدماتی غیرخصوصی و یا کارمزدهای متغیرِ قابل تطبیق با درآمد خانواده را به آنها پیشنهاد دهند. ۴. پیگیری و حمایت از خانواده در پایان، برای کارکنان مدرسه مهم است که احتمالا با بهره‌گیری از تیم‌های مطالعاتی دانش‌آموزان، اصلاحات مستمری را در برنامه‌های آنها اعمال کنند. - - این مقاله ترجمه‌ای است از: National Association of School Psychologists (2001). Times of Tragedy: Preventing Suicide in Troubled Children and     ]]> روانشناسی اجتماعی Wed, 13 Apr 2016 04:59:28 GMT http://migna.ir/vdca6mne.49nii15kk4.html برای رام کردن نوجوانان امروزی چه باید كرد؟ http://migna.ir/vdchzxnx.23n-mdftt2.html سال‌ها منتظر بوده‌اید كه كودكی فرزندتان تمام شود تا نوجوانی و جوانی‌اش را ببینید. خوش‌بینانه برایش نقشه‌ها وآرزوهای زیادی هم داشته‌اید اما حالا كه درآستانه بلوغ قرار گرفته، با گوشه‌گیری، ناسازگاری‌ها و بعضی‌رفتارهای عجیب و غریبش، درجا ذوق‌تان را كور می‌كند! با نوجوانی مواجه می‌شوید كه هیچ شباهتی به آنچه در رویا داشتید،ندارد كه هیچ، از برقراری یك ارتباط كلامی ساده هم با شما عاجز است. كم كم كلافه می‌شوید و با كلافگی‌تان اوضاع از آن چه بود هم بدتر می‌شود تا جایی كه به بن‌بست واقعی می‌رسید. موقعیت بد و نا امیدكننده‌ای است اما انگار كاری هم برایش نمی‌شود كرد. ما این بار با حضور دكترنصیردهقان، پزشك، نویسنده و مدرس مهارت‌های زندگی درباره این بن‌بست‌ها وراه‌های خلاصی ازآنها حرف می‌زنیم. ما به شما می‌گوییم برای اینكه به آن بن‌بست معروف نرسید، بهتراست ازكدام مسیر بروید؟  والدین محترم، جهان یك كاسه شده است! درعصرتكنولوژی كه انواع متنوع و بی‌شماری ازاخبار و اطلاعات با ماهواره و اینترنت دركسری از ثانیه درهمه جای دنیا قابل دسترسی است، بچه‌ها هم از قافله عقب نمانده و خیلی وقت‌ها درآگاهی از آخرین اطلاعات از پدر و مادرشان هم جلوتر هستند! فرزند شما می‌داند دركانادا و بلغارستان چه خبراست. از آزادی‌های درست و نادرست موجود برای نوجوانان سرزمین‌های دیگر هم آگاه است و حتی ممكن است خواهان امكانات مدارس آنها باشد؛ بنابراین دائما درحال مقایسه وجست‌وجوست. آگاهی نسبی بچه‌ها و به خصوص نوجوانان ازوضعیت زندگی درنقاط دیگر جهان، خیلی وقت‌ها به اختلافات‌شان با پدر و مادرها دامن می‌زند و توقعات ویژه‌ای ایجاد می‌كند كه به دلیل موانع اقتصادی، فرهنگی یا شرعی قابل دستیابی نیستند؛ بنابراین خوب است قبل ازاینكه در ذهن كودكان و نوجوانان ابرهای زندگی خیالی با الگوی اینترنتی یا ماهواره‌ای واقعیت را به‌طوركامل بپوشاند، دركنارشان باشید و با حرف زدن درباره واقعیات فرهنگی، شرایط اقتصادی و دركل مختصات زندگی دركشورخودشان، ازشكل‌گیری یك شكاف بزرگ جلوگیری كنید. این صحبت كردن باید عاری از هر نوع تحمیل عقیده و نصیحت بوده و تنها یك تعامل صمیمانه برای نمایش واقعیت برای فرزندان باشد. نكته مهم دیگر اینكه باید صحبت‌ها تداوم داشته باشد وتوقع نداشته باشید با یك بار گفت‌وگو نوجوان‌تان را برای همیشه متحول و سربراه كنید. ازدنیای بچه‌های‌تان جا نمانید برای اینكه بتوانید به فرزندان‌تان نزدیك شوید، یك شرط لازم و مهم وجود دارد و آن هم آشنایی با دنیایی است كه آنها درفضایش زندگی می‌كنند. دنیای بازی‌های پلی استیشن، اپلیكیشن‌ها، گروه‌های اجتماعی موبایلی و دنیایی كه درآن اینترنت نقش مهمی را بازی می‌كند. واقعیت این است كه ما درشرایط گذار از دنیای سنتی به دنیای مدرن هستیم؛ پس لازم است پدر‌‌‌‌و مادرها هم خودشان را دائم به‌روز‌رسانی كنند تا وقتی با فرزندان‌شان صحبت می‌كنند،از نظر آنها، بیسواد، سنتی و عقب‌مانده از دنیای جدید به نظر نرسند؛ بنابراین اگر می‌خواهید فرزندان‌تان شما و اظهارنظرهای‌تان را قبول داشته باشند، باعصرتكنولوژی جلو بیایید و حتی گاهی از خودشان برای این كار كمك بگیرید. برای نمونه وقتی شما دنیای وسیع اپلیكیشن‌ها را بشناسید، دیگر ساعت‌ها مشغولیت نوجوان یا جوان‌تان با این ابزار باعث نمی‌شود فكر كنید كه او علاف و بی‌فكر است بلكه احتمالات مثبت دیگری را هم درنظر می‌گیرید و كلا اظهار نظرهای‌تان درست‌تر و سنجیده ترخواهد بود. تخته‌ای كه معجزه می‌كند  احتمالا برای اكثر شما پیش آمده كه نتوانسته‌اید همه حرف‌های‌تان را به پدر، مادر، همسر وحتی فرزندان خود بیان كنید و چه بسیار مشاهده شده كه نگفتن همین حرف‌ها و حل نشدن كدورت‌های به ظاهر كوچك، رفته رفته بزرگ و بزرگ‌تر شده تا اینكه به انبار دینامیتی در آستانه انفجار تبدیل می‌شود. حالا خبرخوب این است كه تمرین تخته سفید در بهبود روابط خانوادگی و كمك به حل این مشكل به راحتی معجزه می‌كند. دكتردهقان دراین باره می‌گوید:«در این تمرین هر نفر برای خودش یك تخته سفید دارد و یك تخته سفید نیز در محل اتاق نشیمن خانه گذاشته می‌شود.در طول هفته، هر كس حرف‌ها، درددل‌ها و نكاتی را كه نمی‌تواند رو در رو بیان كند، داخل آن می‌نویسد وآنها را به صورت هفتگی در اختیاركسانی كه مخاطبش هستند، قرار می‌دهد؛ مسائل مشترك خانوادگی هم در تخته سفید مشترك در اتاق نشیمن بیان می‌شود. این تمرین را از همین هفته در خانه اجرا كنید و از تاثیر فوق‌العاده آن لذت ببرید.» نكته طلایی اینكه به‌طوركلی نوشتن می‌تواند راه‌حل مناسبی برای تبادل احساسات و حتی بیان اسرار باشد. شما می‌توانید با گذاشتن یادداشت‌های كوچكی برای فرزندان‌تان و جواب خواستن با همین سبك از آنها دریچه تازه‌ای برای ارتباط با آنها باز كنید كه خیلی وقت‌ها بهتر ازصحبت شفاهی جواب می‌دهد. وقتی نوجوان «اینترنت باز»  است. . . این روزها گله و نگرانی عده زیادی از والدین، وقت‌گذرانی بیش از اندازه فرزندان‌شان با اینترنت است. به‌طوری كه گفته می‌شود دربعضی از خانواده‌ها زمان گفت‌وگو بین پدرو مادر با فرزندان به سه دقیقه در روز كاهش پیدا كرده است. محیط جذاب و متنوع اینترنت به صورتی است كه گاهی باعث اعتیاد نوجوانان به اینترنت می‌شود و ناگفته پیداست راه‌حل این مشكل هم غرزدن و گله كردن از این وضع نیست. خوب است استفاده ازاینترنت و ماهواره و حتی پلی‌استیشن درخانه «محدودیت زمانی»داشته باشد؛ یعنی قبل از اینكه فرزندتان به این ابزار وابسته شود، از اعتیادش جلوگیری كنید كه البته این به تنهایی كافی نیست وبرای ساعات فراغت ایجاد شده به دلیل جدایی از اینترنت یا موبایل، باید برنامه داشته باشید. كلاس ورزش، كلاس‌های هنری یا مهارتی كه فرزندتان به آن علاقه دارد وحتی انجام فعالیتی مثل غذا و شیرینی پختن یا ساخت وسایل خلاقانه با استفاده ازسایت‌های خلاقیت اینترنتی می‌تواند جایگزین خوبی برای اینترنت باشد. وحالا مصائب شیرین. . . درسنین نوجوانی امكان دارد فرزند شما به‌طور طبیعی به جنس مخالف تمایل و علاقه نشان دهد یا حتی به‌طورجدی و عمیقی خودش را دریك ماجرای عاطفی غرق كند. درچنین وضعیتی گفتن جملات بازدارنده هیچ كمكی نخواهد كرد و بهترین رویكرد این است كه قبل از وقوع هرماجرای عاطفی جدی و مهمی به صورت نامحسوس پیام‌های‌تان را درباره عشق واحساساتی ازاین دست به او برسانید. مهم‌ترین پیام هم این است كه یك: به جنس مخالف احترام بگذار و دو: به او صدمه نزن. باید به نوجوانان آموخت كه اگر دوست دارید عشق واقعی را تجربه كنید، ابتدا باید شناخت درستی از دنیای زنانه و مردانه و تفاوت عمیق آنها داشته باشید و خوب است به جای اینكه منتظر بمانید تا فرزندتان درمورد این مسائل، سوالی را مطرح كند،از بهانه‌های مختلف برای صحبت با او دراین موارد استفاده كرده وتفاوت درك ونیازهای دختران و پسران از عشق را برایش توضیح بدهید. صحبت از اینكه عشق برای پسرها اغلب خالی از رویاپردازی برای ازدواج است اما دختران پسرمورد علاقه‌شان را مرد رویاها تصور كرده وبه‌طور جدی به زندگی با آنها فكر می‌كنند، می‌تواند نگاه واقع‌بینانه‌ای نسبت به رابطه با جنس مخالف را به فرزندان شما بدهد. علاوه برهمه اینها خوب است ارزش زندگی سالم و رعایت بعضی از چارچوب‌های اخلاقی را برای فرزندان‌تان جا انداخته و به خصوص به پسران این باور را بدهید كه احترام گذاشتن به كسی كه دوستش دارند،بدون اینكه به او نگاه «صرفا جنسی» داشته باشند، از ضعف یك مرد نیست بلكه نشانه درك درست او از یك رابطه انسانی وعاطفی سالم و قابل احترام است.  تولید خشم را متوقف كنید! یكی ازبزرگ‌ترین مشكلات بین والدین و فرزندان درنوجوانی، پرخاشگری و خشم فرزندان است كه شاید باورنكنید اما جلوگیری ازآن راه‌حل ساده‌ای دارد؛ راه‌حل این است كه دستگاه «تولید خشم »را از برق بیرون بكشید! شاید بگویید این دیگرچه حرفی است. خب اجازه بدهید كمی توضیح بدهیم: مقایسه مداوم فرزندان آن هم ازكودكی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های مهد كودك‌شان باعث می‌شود كه آنها درنوجوانی با توجه به سرخوردگی ناشی ازمقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.  خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با كسانی كه پدرومادر با آنها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پركنند، احساس شكست و طردشدگی خواهند كرد؛احساس تلخی كه مقدمه صدمات روانی زیادی است؛ بنابراین به جای مقایسه فرزندان‌تان با بقیه، به استعدادهای آنها و علایق‌شان توجه كرده و احترام بگذارید. با این كار اعتماد به نفس فرزندان‌تان رشد كرده و تقویت آنها درمسیری كه دوست دارند، باعث شكوفایی‌شان می‌شود؛ درنتیجه با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌های‌شان، احساس برتری و سرآمد بودن كرده و در نوجوانی استرس كمتری را تجربه می‌كنند. همه این مسائل باعث می‌شود كه فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد. استقلال كنترل شده، واقعیت یا فریب؟ دكتر دهقان درباره استقلال‌طلبی نوجوانان كه یكی از پررنگ‌ترین نشانه‌های گذرآنها از دوران كودكی به نوجوانی است، می‌گوید: «در سنین نوجوانی و جوانی، بچه‌ها در خانواده‌ها به‌طور جدی می‌خواهند به پدر و مادر نشان دهند كه دیگر بزرگ شده‌اند و می‌توانند آزادانه تصمیم بگیرند و رفتار كنند اما در طرف مقابل پدر و مادر‌ها هستند كه دوست دارند فكر كنند آنها هنوز كوچك هستند و باید به اصطلاح «استقلال كنترل شده»داشته باشند كه اغلب مشاهده می‌شود كه این«استقلال كنترل شده»هم در حد حرف باقی می‌ماند. در واقع منافع هر دو دسته در این است كه این طور فكر كرده و رفتار كنند؛ بنابراین تضاد شدیدی ایجاد می‌شود كه در پاره‌ای از موارد به دوری فرزندان از خانواده و انجام رفتارهای مخفیانه در آنها می‌انجامد. خب حالا راه‌حل چیست؟ پیشنهاد می‌شود كه خانواده‌ها با فرزندان‌شان به صورت دوستانه در خصوص «تمام مسائل»صحبت كنند و تا حدی صمیمی باشند كه فرزندان پدر و مادر خود را به عنوان محرم‌ترین دوست و بزرگ‌ترین حامی قلمداد كنند. migna.ir در واقع با این كار، فرزندان دغدغه‌های پدر و مادر را بهتر درك می‌كنند و در طرف دیگر، خانواده حس آزادی و استقلال فرزند خود را كه یك حس ذاتی و طبیعی در اوست، بیشتر باور كرده و یك تعادل منطقی و عملی بین این دو حالت برقرار می‌شود.»  با توجه به آنچه گفته شد، توصیه طلایی به والدین این است كه اگر می‌خواهید فرزندتان در زندگی خود اشتباهات بزرگی نكند، آزادی منطقی را در تصمیم‌گیری و رفتار به او بدهید و همیشه از دور در نقش یك حامی مراقبش باشید؛ به بیان دیگر، در مسیر زندگی فرزندان‌تان، نقش گاردریل و محافظ را در جاده زندگی بازی كنید و نخواهید كه یكسره فرمان زندگی‌شان را در دست داشته باشید.     ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 27 Mar 2016 08:08:14 GMT http://migna.ir/vdchzxnx.23n-mdftt2.html عوامل مخاطره‌آمیز دانش‌آموزان در مدرسه http://migna.ir/vdciryap.t1awr2bcct.html به گزارش ميگنا ، شناخت ویژگی‌های رشدی نوجوانان و تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی آن‌ها، آشنایی با خطراتی که نوجوانان را تهدید می‌کند و عواملی که موجب بروز خطر می‌شوند، آشنایی با شیوه‌های ارتباط مؤثر با نوجوانان، شناخت راهکارهای مراقبت از نوجوانان در برابر آسیب‌های اجتماعی، می‌تواند به مدرسه و کلیه کارکنان آن کمک کند تا نقش مؤثری در جهت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، رفتارهای پرخطر و به‌ویژه اعتیاد در بین نوجوانان ایفا کنند.  - چه خطراتی کودکان و نوجوانان را تهدید می‌کند؟ در گروه سنی کودکان و نوجوانان، خطرات مختلفی وجود دارند که به‌دلیل مقتضیات این سن و زمینه‌های خطرجویی، هیجان‌طلبی و کنجکاوی، به‌ویژه در بین نوجوانان، آنان را تهدید می‌کند و به‌طور خلاصه می‌توان این خطرات را در گرایش به رفتارهای پرخطر، تعبیر کرد. در اینجا به برخی از این خطرات، اشاره می‌شود.  • گرایش به مصرف دخانیات • گرایش به سوءمصرف مواد • گرایش به خشونت • گرایش به سبک‌های زندگی نابهنجار • تأثیرپذیری از فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی • شکست تحصیلی   2. عوامل مخاطره‌آمیز نوجوانان کدامند؟ تحلیل‌های مختلفی در مورد عوامل خطرپذیری نوجوانان ارائه می‌شود. در یک تحلیل مختصر، می‌توان این عوامل را به دو دسته تقسیم کرد. الف: عوامل فردی که شامل ویژگی‌های شخصیتی، وضعیت بهداشت روان و تاب‌آوری فرد (از قبیل اعتمادبه‌نفس، خودارزشمندی، کنترل هیجان و...)، نگرش نسبت به رفتارهای پرخطر، وضعیت تحصیلی و مؤلفه‌های مشابه دیگر است. ب: عوامل محیطی و اجتماعی؛ از قبیل: وضعیت خانوادگی، دوستان و همسالان، محیط زندگی فرد.   این دسته‌بندی را می‌توان با جزئیات بیشتر اینگونه عنوان کرد:  1. عوامل روانی عاطفی: ‌از قبیل افسردگی، اضطراب، استرس، پرخاشگری شکست‌های عاطفی، سوگ ناشی از طلاق والدین، ناکامی‌ها، کم‌توجهی و کمبود عاطفی، تحقیر شدن 2. عوامل خانوادگی: از قبیل بدسرپرستی، جدایی والدین، سابقه رفتارهای پرخطر در خانواده، الگوها و شیوه‌های نامناسب فرزندپروری 3. عوامل تحصیلی: از قبیل افت تحصیلی، تکرار پایه، سابقه فرار از مدرسه 4. عوامل محیطی و اجتماعی: از قبیل دوستی با افراد پرخطر، زندگی در محیط‌های پرخطر، یادگیری و همانندجویی رفتارهای پرخطر 5. عوامل نوپدید: از قبیل تأثیرپذیری از رسانه‌ها، همانندجویی با قهرمان‌های رسانه‌ای و به‌ویژه فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، بازی‌های رایانه‌ای و مجازی 6. عوامل ناشی از تجربه رفتارهای پرخطر: از قبیل تجربه حداقل یک‌بار گرایش به رفتارهای پرخطر (هرچند که برای سرگرمی و تفریح باشد.)  - 3. چرا کودکان و نوجوانان دچار رفتار پرخطر می‌شوند؟  سؤال این است که چه دلایل و زمینه‌هایی موجب گرایش کودکان و نوجوانان به رفتارهای پرخطر می‌شود؟برخی از مهم‌ترین زمینه‌ها، عبارتند از: • فشار همسالان و یادگیری از آن‌ها • وجود زمینه‌های مخاطره‌آمیز در خانواده • گرایش به کنجکاوی • گرایش به تفریح و لذت • یادگیری از رسانه‌ها و صنایع فرهنگی • فشارهای ناشی از مشکلات مربوط به بهداشت روان • شکست‌های تحصیلی   4. چه کودکان و نوجوانانی، بیشتر در معرض خطر هستند؟  پژوهشگران و برنامه‌ریزان، توصیه می‌کنند که در کنار مراقبت از همه کودکان و نوجوانان و آموزش‌ مهارت‌های خودمراقبتی و پیشگیرانه به همه آنان، در عین حال، کودکان و نوجوانانی را که در معرض خطر هستند، بیشتر مورد توجه قرار دهیم. سؤال این است که چه کسانی در معرض خطر هستند؟. کودکان و نوجوانانی که: • سابقه شکست تحصیلی دارند. • سابقه مشکلات رفتاری و روانی دارند. • در خانواده‌های پرخطر زندگی می‌کنند. • در محیط‌های مخاطره‌آمیز سکونت و یا رفت‌وآمد دارند. • دوستانی دارند که سابقه رفتارهای پرخطر دارند.   5. چه عواملی موجب محافظت از کودکان و نوجوانان می‌شود؟ عوامل مختلفی وجود دارند که می‌توانند موجب محافظت از نوجوانان در برابر آسیب‌های اجتماعی شوند. در اینجا، به برخی از عوامل که در متون مختلف، در مورد آن‌ها توصیه شده است، اشاره می‌گردد. • توکل به خداوند متعال و انجام فرایض دینی • جامعه‌پذیر بودن • مثبت‌اندیشی و برخورداری از روحیه امیدوار • توانایی برخورد با مشکلات و مسائل • اعتمادبه‌نفس بالا و مهارت‌های اجتماعی مناسب • احساس پیوند با مدرسه و خانواده • نگاه منفی نسبت به مصرف مواد • تعلق به خانواده‌ای که الگوی مسئولانه‌ای در مورد فرزندپروری دارد و نگاه منفی نسبت به مصرف مواد دارد. • برخورداری از والدینی که رابطه تنگاتنگی با فرزند خود دارد و انتظارات تربیتی خود را به‌صورت روشن تعیین کرده و به آن پایبند هستند. • برخورداری از دوستانی که رفتارهای مخاطره‌آمیز ندارند. • مشارکت و مسئولیت‌پذیری در فعالیت‌ها و امور مدرسه • وضعیت مناسب تحصیلی   6. عوامل مخاطره‌آمیز دانش‌آموزان در مدرسه چیست؟  • رابطه ضعیف مدرسه با دانش‌آموزان و جو روانی نامناسب در مدرسه •‌ وجود فضاهای مخاطره‌آمیز در مدرسه و پیرامون آن • رفت‌وآمد افراد بزهکار و پرخطر در اطراف مدرسه • زمینه‌های شکست تحصیلی در بین دانش‌آموزان • وجود زمینه‌های اضطراب در بین دانش‌آموزان • وجود زمینه‌های فعالیت گروه‌های پرخطر دانش‌آموزی در مدرسه • کم‌توجهی به آموزش‌های خودمراقبتی در مدرسه   7. چگونه می‌توانیم از کودکان و نوجوانان مراقبت کنیم؟   • مهارت‌های خودمراقبتی را به‌ آن‌ها آموزش دهیم. • خطراتی که آن‌ها را تهدید می‌کند بشناسیم. • عوامل مخاطره‌آمیز و تهدیدکننده آن‌ها را کنترل کنیم و کاهش بدهیم. • زمینه‌های بهداشت و سلامت روان آن‌ها را تقویت کنیم. • تاب‌آوری آن‌ها در رویدادهای ناگوار و شرایط مخاطره‌آمیز، افزایش دهیم.   8. مدرسه چگونه می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند؟   • پیوند عاطفی و روانی مدرسه و دانش‌آموزان را تقویت و محکم کنیم. • عوامل و فضاهای مخاطره‌آمیز دانش‌آموزان در مدرسه و پیرامون را بشناسیم. • دانش‌آموزانی که در معرض خطر را شناسایی کنیم و آن‌ها را توانمند کنیم. • زمینه نشاط و شادابی در مدرسه را برای دانش‌آموزان فراهم کنیم. •‌ زمینه‌های مخاطره‌آمیز در زمینه پیشرفت تحصیلی را کنترل کنیم. • آگاهی و نگرش دانش‌آموزان در مورد رفتارهای پرخطر را افزایش دهیم.   9. دانش، نگرش و مهارت مورد نیاز نوجوانان جهت خودمراقبتی در برابر اعتیاد چیست؟ • دانش • شیوه‌های تقویت عزت‌نفس و اعتماد به خود را بشناسد. • بداند و یاد بگیرد که چگونه از دیگران تقاضای کمک کند. • بداند که وقتی سؤال یا مشکلی دارد، چه کسانی می‌توانند به او کمک کنند. • تفاوت‌های جسمی و روانی خود و دیگران را بشناسد و درک کند. • زیان‌های استفاده نادرست از داروها را بشناسد. • جایگزین‌های داروها را بشناسد. • زیان‌های دخانیات و مواد بر بدن را بداند و بشناسد. • تأثیرات رسانه‌ها و تبلیغات بر تصمیم‌گیری‌ها را بشناسد و آگاهی خود در این مورد را افزایش دهد. • نگرش • به بدن خود احترام بگذارد و ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود را بشناسد. • نگرش مسئولانه‌ای نسبت به داروها و نیز نسبت به سلامتی خود داشته باشد. • نگرش مثبتی در مورد عدم استفاده از دخانیات داشته باشد. • واکنش مسئولانه و منتقدانه‌ای در مورد تبلیغات داروها و مکمل‌های بهداشتی داشته باشد. • اعتمادبه‌نفس داشته باشد. • مهارت • قادر است که به خوبی گوش دهد و ارتباط خوبی با دیگران برقرار کند. • احساسات خود را به خوبی بیان می‌کند و به احساسات دیگران احترام می‌گذارد. • گوشه‌گیر نیست، بلکه به‌صورت فعالانه‌ای در گروه‌های دوستی فعالیت می‌کند. • موقعیت‌ها را درک می‌کند و می‌داند که در هر شرایطی چه انتخابی باید داشته باشد و پیامدهای انتخاب‌های خود را نیز می‌شناسد. • برای حفظ سلامتی خود، اهدافی را طراحی می‌کند. • قادر باشد که در مواقع خطر از پلیس یا سایر خدمات فوریت‌های اجتماعی کمک بگیرد. • با فشار همسالان، برخورد و مواجهه مؤثر و فعالانه‌ای دارد. • جرات‌مند است و توانایی تصمیم‌گیری دارد.   10. چگونه پیشگیری را در مدرسه به‌کار بگیریم؟ • به تناسب درس و برنامه درسی، پیشگیری و خودمراقبتی در برابر رفتارهای پرخطر را در کلاس درس آموزش بدهیم. • از فعالیت‌های دانش‌آموزان در زمینه ترویج پیشگیری از رفتارهای پرخطر حمایت کنیم. • کلیه کارکنان مدرسه در ترویج آموزش‌های پیشگیرانه در مدرسه، مشارکت داشته باشند. • مدرسه و کارکنان آن، الگوی خودمراقبتی باشند. • از مشارکت والدین و ذی‌نفعان محلی در مدرسه استفاده کنیم. • برنامه مدرسه برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی دانش‌آموزان را تدوین و اجرا کنیم.   11. چه مهارت‌هایی نیاز داریم؟ •‌ ارتباط مؤثر با دانش‌آموزان را بیاموزیم. • رفتارهای پرخطر را بشناسیم. • ویژگی‌های رشدی دانش‌آموزان (به‌ویژه در دوره بلوغ) را بشناسیم. • سواد رسانه‌ای (توانایی انتخاب رسانه‌های مناسب و نیز تجزیه‌وتحلیل محتوای رسانه‌ها؛ از قبیل بازی‌ها، انیمیشن‌ها، فضاهای مجازی و...) خود را افزایش دهیم. • انواع مواد اعتیادآور را بشناسیم و علائم و خطرات آن را بدانیم. • شیوه‌های مراقبت از کودکان و نوجوانان در برابر رفتارهای پرخطر را بدانیم.   12. آنچه نباید فراموش کنیم • همه ما ممکن است دچار خطر شویم. • خطرات را جدی بگیریم. خطرات زیادی هستند که از رفتارهای سرگرم‌کننده آغاز می‌شوند. • اطلاعات و آگاهی‌مان در مورد مخاطرات تهدیدکننده دانش‌آموزان را افزایش دهیم و بروز کنیم.   13. درباره مواد چه می‌دانیم؟ • مواد اعتیادآور، تنها مواد مخدر (مانند تریاک، هروئین، کراک) نیستند، بلکه مواد محرک (از قبیل شیشه)، روانگردان‌ها، داروهای تقویت حافظه، داروهای انرژی‌زا نیز مواد خطرناکی هستند که نوجوانان را تهدید می‌کنند و باید خطر آن‌ها را جدی بگیریم. • مواد اعتیادآور صنعتی، مانند شیشه، علائم مصرف و یا رفتار اعتیادی مانند مواد مخدر ندارند و تشخیص علائم آن نیز در کوتاه‌مدت سخت است این در حالی است که تأثیر بسیار مخرب و خطرناکی بر اعصاب و روان مصرف‌کننده می‌گذارد. • تولید و مصرف مواد اعتیادآور، از طریق فضاهای مجازی آموزش داده می‌شود. از آنجایی که با این آموزش‌ها، افراد ممکن است قادر باشند، مواد محرک، از قبیل شیشه، را تولید کنند، باید بسیار مراقب فرزندان‌مان باشیم.   14. علائم و نشانه‌های هشداردهنده در مورد خطرپذیری نوجوانان • تغییر در الگوی خواب و تغذیه • تغییر در ظاهر فیزیکی • تغییر در خلق‌وخو و رفتارها • عدم تمرکز و اختلال در پیگیری فعالیت‌های تحصیلی • اجتناب از ارتباط با اعضای خانواده و یا کاهش آن، گوشه‌گیری و تمایل زیاد به تنهایی • افت تحصیلی، غیبت و تأخیر در مدرسه • فقدان و یا کاهش علاقه به فعالیت‌های ورزشی، بازی‌ها و سرگرمی‌ها • دوستی با افراد پرخطر و یا کسانی که تمایل ندارد آن‌ها را به خانواده معرفی کند. • تقاضای پول‌های زیاد که توجیهی برای نحوه هزینه آن‌ها ندارد.   15. نکته‌ها و درس‌ها • به تقویت، تعمیق و تحکیم مبانی و گرایش‌های دینی دانش‌آموزان، توجه ویژه‌ای داشته باشید. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که سبک زندگی دینی می‌تواند موجب محافظت از نوجوانان در برابر رفتارهای پرخطر شود. • محیط و جو صمیمانه‌ای در مدرسه ایجاد کنید. این به تاب‌آوری دانش‌آموزان در برابر رویدادهای مخاطره‌آمیز کمک می‌کند. • مقررات مستدل و روشن برای دانش‌آموزان تعیین کنید و انتظارات مدرسه را با صراحت و روشن برای وی بیان کنید. • از مشارکت دانش‌آموزان و تشکل‌های دانش‌آموزی مدرسه، در مدیریت امور مدرسه و فعالیت‌های مدرسه‌ای، از جمله در زمینه ترویج پیام‌های پیشگیری، کمک بگیرید. • بررسی کنید که چه عوامل مخاطره‌آمیزی در محیط پیرامون مدرسه، دانش‌آموزان را تهدید می‌کند. این عوامل را شناسایی کنید و با کمک خانواده‌ها و نهادهای محله، آن‌ها را مدیریت کنید. • عزت نفس و اعتماد به خود را در دانش‌آموزان تقویت کنید. • زمینه‌های استرس را در مدرسه کاهش دهید. • مهارت‌های خودمراقبتی را بشناسید و آن را به دانش‌آموزان آموزش دهید. • فنون مدیریت مدرسه و نیز کلاس‌داری را با رویکرد پیشگیری، تلفیق و هماهنگ کنید. • مخاطرات تهدیدکننده دانش‌آموزان را بشناسید. به‌عنوان مثال، انواع مواد را بشناسید و در مورد نشانه‌ها و پیامدهای هر کدام از آن‌ها، مطالعه کنید تا بهتر بتوانید از دانش‌آموزان خود مراقبت کنید. • به دانش‌آموزان کمک کنید و به آنان بیاموزید که چگونه با فشار همسالان روبه‌رو شوند. • حیاط مدرسه و زنگ تفریح، ظرفیت‌های بالایی، هم برای خطرپذیری و هم برای محافظت از نوجوانان دارند که توجه به آن‌ها می‌تواند موجب مراقبت از نوجوانان شود. • با خانواده‌ها و اولیاء دانش‌آموزان، هماهنگی‌های تربیتی داشته باشید. این کمک می‌کند که از وضعیت خطرپذیری نوجوانان، به‌طور مستمر مطلع باشید. • دانش‌آموزان را برای فعالیت‌های ورزشی و هنری تشویق کنید. •‌ اگر با رفتار نامناسبی در دانش‌آموزان روبه‌رو شدید، بهترین شیوه برای برخورد با آن رفتار را انتخاب کنید. • دانش‌آموز خود را بشناسید. چه ویژگی‌هایی دارد؟ چه علایقی دارد؟ چگونه فکر می‌کند؟ • الگوی خوبی برای دانش‌آموزان باشید. • محیط مدرسه را به فرصتی برای ترویج پیام‌های پیشگیری تبدیل کنید. • مراکز حمایت‌های روانی اجتماعی را بشناسید تا در مواقع ضروری از کمک و مشاوره آن‌ها استفاده کیند. به‌عنوان مثال، شماره 09628 مربوط به خط ملی مشاوره اعتیاد است. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Wed, 10 Feb 2016 09:29:15 GMT http://migna.ir/vdciryap.t1awr2bcct.html بلوغ زودرس دختران و پسران به زبان ساده http://migna.ir/vdcfxtdm.w6dtmagiiw.html نگاهی به مراجعه‌کنندگان به متخصصان غدد و روانشناسان و روانپزشکان نشان می‌دهد که بلوغ زودرس در جامعه به سرعت در حال گسترش است و دوران خوش کودکیِ بسیاری از بچه‌های ایرانی را به ملغمه‌ای عذاب‌آور از تغییرات جسمی و روانی تبدیل کرده است که البته خیلی‌هایش برای بچه‌ها قابل درک نیست و همین مسئله است که به کابوس بزرگی برای والدین تبدیل شده و سوالات فراوانی را در ذهنشان ایجاد کرده است. از جمله این‌که بلوغ زودرس چیست و نشانه هایش در دختران و پسران، چگونه بروز می کند؟ چرا سن بلوغ پایین آمده است؟   آیا بلوغ زودرس ارثی است یا رهاورد نه چندان خوش دسترسی روزافزون بچه‌ها به فناوری ‌های روز، اینترنت، ماهواره و بمباران شدن توسط اطلاعاتی است که گاهی تا سه چهار سال بعد هم احتیاجی به آن‌ها ندارد؟ اگر شما هم با این سوالات مواجهید، مطلب پیش رو را از دست ندهید. - بلوغ زودرس چیست؟ منظور از بلوغ، دوره‌ای است که طی آن در فرد صفات ثانویه جنسی به وجود می‌آید و توانایی باروری و تولید مثل ایجاد می‌شود. وقتی که این توانایی، پیش از موعد، یعنی در دختران زیر 8سال و در پسران، چند سال قبل از سن متعارف پدید بیاید و شکل بگیرد، بلوغ زودرس نامیده می شود. معمولا کودکانی که دارای قد بلندتر و هیکل درشت تری به نسبت همسن و سال هایشان هستند، زمینه ابتلا به بلوغ زودرس را دارند که متاسفانه بروز این امر، در نهایت به عدم رشد کافی و کاهش اندازه نهایی قد منجر می شود. - بلوغ زودرس در پسران بزرگ شدن زودهنگام و غیرطبیعی اندام ها، رشد مو در نواحی زیر بغل و شکم، دورگه شدن صدا، بیش فعالی، پرخاشگری و توجه زیاد به جنس مخالف، در صورتی که در پسران چند سال زودتر از سن معمول بروز کند، از نشانه های بلوغ زودرس پسران است. - بلوغ زودرس در دختران رشد اندام ها و شروع عادت ماهانه، رشد مو در نواحی زیر بغل و شکم، توجه زیاد به ظاهر، تمایل به جنس مخالف و افسردگی و گوشه گیری و انزوا، چنانچه برای دختران زیر هشت سال پیش بیاید، از نشانه های بلوغ زودرس دختران است. - چرا کودک ما، زودتر از موعد به بلوغ می رسد؟ کارشناسان بر این باورند که بلوغ زودرس، ریشه در دو عامل «مرکزی و محیطی» دارد. عوامل مرکزی، یعنی دو عامل «ژنتیک» و «اختلالات فیزیکی». ژنتیک و وراثت یعنی معمولا بچه ها در همان سنی به بلوغ می رسند که والدین و خانواده شان، بلوغ را تجربه کرده اند. اختلالات فیزیکی هم شامل بیماری هایی مثل ناهنجاری های دستگاه عصبی یا فعالیت غدد است که تاثیر مستقیم و غیرمستقیم در بلوغ زودرس دارد. عوامل محیطی اما، پیچیده تر و متنوع تر است که تغذیه نامناسب، موقعیت جغرافیایی و آب و هوای محل زندگی، شرایط فرهنگی خانواده و... از آن جمله اند که در ادامه، به بررسی برخی از مهم ترین موارد می پردازیم. - سیگار کشیدن مادر بد نیست بدانید سیگاری بودن مادر جزو دلایل شایع بروز بلوغ زودرس در کودکان است. به همین دلیل، باید مادران باردار در اولین فرصت سیگار را ترک کنند. این روزها ثابت شده است بچه های مادرانی که در طول بارداری و پس از آن سیگار می کشند، خیلی زودتر از همسن و سالان خود، بلوغ را تجربه می کنند. - نبود پدر نبودِ پدر، علاوه بر تمام پیامدهای عاطفی و روانی که می تواند برای بچه ها در پی داشته باشد، به دختر بچه ها لطمه عمیق تری می زند. جای خالی پدر، سیستم هورمونی دختران را به هم می ریزد و آنها را با مشکل بلوغ زودرس مواجه می کند. - غذاهای پرکالری و مصرف زیاد گوشت برای سلامت فرزندتان هم که شده، رژیم غذایی متنوعی در خانه داشته باشید و دست از مصرف پی در پی گوشت بردارید. این روزها ثابت شده است مصرف غذاهای پرکالری و گوشت زیاد، می تواند موجب بروز بلوغ زودرس در کودکان شود. کارشناسان می گویند اگر کودکی در سنین شش هفت سالگی، بیش از هفت نوبت در هفته گوشت مصرف کند، زودتر از همسالانش بالغ می شود. - کم تحرکی و تماشای زیاد تلویزیون کم تحرکی و تماشای بیش از اندازه تلویزیون می تواند باعث اختلال در تعادل هورمونی کودکان و در نتیجه بلوغ زودرس شود. تحقیقات ثابت کرده است جلوگیری از دسترسی کودکان به تلویزیون، تنها به مدت یک هفته باعث افزایش 30درصدی هورمون ملاتونین در بدن آنها می شود. این هورمون که از بلوغ زودرس جلوگیری می کند، با تماشای بی رویه تلویزیون در بدن کاهش پیدا می کند.migna.ir پس اگر نمی خواهید وضعیت هورمونی کودکتان به هم بریزد و با مشکلات ناشی از بلوغ زودرس مواجه شود، مدت زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید و شرایط بازی و ورزش های پرتحرک را برایش فراهم کنید. به همه اینها اضافه کنید توجه بیش از اندازه به کودک، دادن پول توجیبیِ فراوان، به دفعات حمام کردن بچه در طول هفته، تماشای برنامه های تلویزیونی و ماهواره ایِ نامناسب، رعایت نکردن حد و حدود ارتباط با همسر در حضور کودک و... که هر کدام می تواند به شکلی، زمینه ساز بلوغ زودرس بچه شود. - ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 31 Jan 2016 09:59:52 GMT http://migna.ir/vdcfxtdm.w6dtmagiiw.html نشانه‌های افسردگی در دختران نوجوان http://migna.ir/vdchzinx.23nmqdftt2.html مواردی که در ادامه می‌بینید، نشانه‌های افسردگی در دختران نوجوان است که چنانچه مورد توجه قرار نگیرند، ممکن است حتی به قیمت از دست دادن زندگی‌شان تمام شود. به این موارد نگاهی بیاندازید. غذا دست نخورده روی میز ناهارخوری باقی مانده است. یک لنگه کفش زیر تخت و دیگری به صورت وارنه در پایینِ در افتاده ‌است. اتاق مثل بازار شام می‌ماند. او عاجزانه به دنبال کمک است اما تنها در فکر و ذهنش. نه، اصلاً به آن صورتی که او می‌خواهد نیست. در گوشه‌ی دنجی از اتاق دراز کشیده و کاملاً از مسیری که جریان زندگی او را وارد آن می‌کند بی‌خبرست. خاطراتی از یک تجربه، یک تجربه‌ی نسبتاً وحشتناک، موجب گشته که او به ساده لوح بینوایی تبدیل شود که یک زندگی توأم با ناله و زاری را در پیش گرفته است. سال‌های نوجوانی، که گویی سمبل دلواپسی و پریشانی‌اند، دقیقاً دورانی هستند که نوجوان شروع می‌کند به باور اینکه تمام بار دنیا بر روی شانه‌های سست او قرار داده شده است. این همان سطوح استرس است، مسائل جزئی به اختلافات مادام‌العمر تبدیل می‌شوند، روابط برهم می‌خورند، و ارزش قائل شدن برای خود رنگ می‌بازد. آیا اینها نشانه‌های افسردگی‌اند؟ در ظاهر. می‌دانید که درک زندگی و حیات نواجوانان، به راحتیِ مطرح ساختن آن نیست. آنها حول دو فاز یا مرحله در نوسانند؛ کودکی و بزرگسالی. نوسانات خلقی غیر منتظره به صورت مکرر بوده، فراز و نشیب‌های زندگی ثبات نداشته و افسردگی چنانچه درمان نشود، حتی می‌تواند به خودکشی منجر گردد. کاملاً تأثیر برانگیز است، بله همینطور است. با در نظر گرفتن تمام اینها، مندرجاتی که در ادامه می‌آیند، می‌توانند ناجی دختر نوجوان شما شده، به طوریکه اکنون لازم است سکوت او را درک کنید به این دلیل که گیج و سردرگم بوده و نمی‌داند چه بگوید. درک نشانه‌های افسردگی در دختران نوجوان مهم بوده و وضع موجود را عوض می‌کند. این را جداً می‌گویم. دختران نوجوان و افسردگی: علائممی‌دانید، به عنوان یک پدر و مادر دلسوز، مقابله با افسردگی نوجوانان، گاهی می‌تواند شما را کاملاً آزرده و عصبانی سازد. قصد ندارم منفی بافی کنم، اما هنگامی که دخترتان، کسی که زمانی نمونه‌ی کاملی از سرزندگی بود و شادی از سر تا پای او می‌بارید، به طور ناگهانی علائم غیر قابل توضیح افسردگی که یک نمونه‌ی آن دوست داشتن تنهایی است را از خود نشان می‌دهد، می‌دانید که جای نگرانی دارد. شما، به عنوان والدین نوجوان، ممکن است در وهله‌ی نخست متوجه این مرحله‌ی انزوا نشوید، و او، به عنوان دختر ممکن است به شما چیزی نگوید. اما زمانی که این نشانه‌های اضطراب حاضر به رفتن نیستند، دیگر وقت آن است که پی ببرید او به کمک نیاز دارد. او به مراقبت احتیاج دارد. داشتن رابطه‌ای ناکارآمد، شکست خوردن در امتحانات، آشفتگی خانواده، داشتن مصاحب بد، داشتن اختلالات شخصیتی. علت‌های زیادی وجود دارند که نشانه‌های افسردگی در دختران نوجوان را نشان می‌دهند. به نظرم پُرگویی در مورد علائم افسردگی روانی باعث می‌شود این طور به نظر نرسم که روانپزشکی با مدرک ممتاز می‌باشم. اما این را بگویم که این مرحله‌ای است که هر دختر نوجوانی وارد آن می‌شود. در حالی که بعضی ممکن است به آن اهمیت نداده و با خنده از آن بگذرند، بعضی دیگر این حالت را جزء لاینفک زندگی می‌سازند. به عنوان مثال، من هم در نوجوانی‌ام با تنگنا و مخمصه‌هایی مهلک و ترسناک روبرو بودم، جایی که با هیچ هدف و آرزویی آشنایی نداشته، هیچ دوست و فامیلی نداشتم و البته اشتیاق به زندگی را از دست داده بودم. به نظرم، این می‌توانست برداشتی از افسردگی باشد. در این صورت است که تمرکز در مطالعه کاهش می‌یابد، عملکرد تحصیلی اندک اندک افت می‌کند، بی‌خوابی به سراغ نوجوان می‌آید و زندگی به یک دشمن بدل می‌شود. اگر اینها علائم و نشانه‌های افسردگی در دختران نوجوان نیستند، نمی‌دانم، پس چه عواملی هستند. آیا بیشتر اوقات دختر خود را عصبانی، گوشه‌گیر و کاملاً حساس نسبت به عقیده‌ مخالف با خود می‌بینید؟ از میان بسیاری از علائم و نشانه‌های غیر قابل توضیح، دردی که دخترتان متحمل آن است، احساس حقارت، اختلالات خوردن، و قطع رابطه با تمام دوستان و خانواده را می‌توان برشمرد. دلیل آن چیست؟ گذر از کودکی به بزرگسالی. در حالی که انجام برخی کارها هنوز هم ممنوعند، برخی از آنها به شدت از نوجوانان انتظار می‌رود. و درصورتیکه انتظارات شما را برآورده نسازند، آرام آرام و به تدریج، تمایل به شرکت در هر گونه فعالیتی در آنها تا حد قابل توجهی از بین می‌رود. از اینرو، بدخلقی، خشم و خشونت در بدترین موارد مشخصه‌ی شیوه زندگی یک نوجوان افسرده به حساب می‌آید. اما در این صورت، آیا بجای آنکه دخترتان را تنها گذاشته تا به تنهایی با درون و روحش بجنگد، عاقلانه‌تر نیست علت نهفته در این فقدان شور و شوق را بیابید؟ برای هم دختر و هم پسر، سال‌های نوجوانی همراه با تغییرات و بلوغ است، اما این حقایق خودکشی نوجوان است که ضربه‌ی شدیدی را بر جامعه وارد ساخته و گوشزد می‌کنند که دختران نوجوان حداقل دو برابر پسران نوجوان تحت تأثیر افسردگی قرار دارند. اعتماد به نفس پایین به دختران لطمه‌ی شدیدتری وارد ساخته، وقت و بی‌وقت اشک از چشمانشان جاری می‌شود، و صحبت در مورد مرگ و خودکشی بیشتر از همه نظر آنها را به خود جلب می‌کند. آیا می‌دانستید که حدود 5 درصد از دختران نوجوان از افسردگی رنج می‌برند و حتی آن را تشخیص نمی‌دهند؟ مهم‌تر آنکه، 15 درصد از نوجوانانی که به افسردگی مبتلا بوده در نهایت، اختلال دو قطبی در آنها بروز کرده، و یا به شکلی ساده، نوسانات خلقی در آنها شکل می‌گیرد. این علائم و نشانه‌های افسردگی بالینی است که موجب می‌شود دختری نسبت به کوچکترین درد و رنج زندگی آسیب‌پذیر و شکننده شود، هنگامی که از این حقیقت ساده بی‌اطلاع است که برای بازیهایی که انجام داده، دست روزگار بازی بزرگتری را برایش رقم می‌زند (او را با چالش بزرگتری روبرو می‌سازد). چه چیزی من را وادار به تصدیق آن می‌کند؟ آنجا بودن، انجام دادن آن. تا آخر خط رفتن. می‌دانید حتی زمانی که نوجوان دسته گلی به آب می‌دهد و بخش فراموش نشدنی زندگی‌اش را می‌سازد، و هنگامی که شما به عنوان والدین یک دختر نوجوان، به این حقیقت پی می‌برید، هیچیک از دلایل اختلالات افسردگی این توانایی را ندارند که بی‌گناهی و معصومیت را از آنها بگیرند. با احتساب رویدادهایی که او هر روز تجربه می‌کند، نسبت به شیوه‌ی زندگی او مراقب و آگاه باشید. راستش را بخواهید، هیچ نکته‌ی قابل توجه و یا راهنمایی و مشاوره‌ای وجود ندارد که با آن افسردگی نوجوان را درمان کنیم. در واقع، کسی نمی‌داند چگونه یک نوجوان افسرده را با مسائل جاری دنیا ارتباط دهد. فکر نمی‌کنم هیچ دارویی بتواند دخترتان را در مورد چگونگی کسب عزت نفس و یا بالا بردن اعتماد بنفس راهنمایی کند. با این حال اگر از من بپرسید، چه چیزی باعث می‌شود او به زندگی برگردد، خواهم گفت که تنها خاطرات خوبی که دارد می‌تواند خاطرات بد او را به کناری انداخته و دور سازد. کلیشه و تکراری بود؟ نه تا زمانی که اشتیاق و انرژی انجام آن را دارید. ]]> روانشناسی بالینی Mon, 18 Jan 2016 14:30:29 GMT http://migna.ir/vdchzinx.23nmqdftt2.html وقتش شده با دخترتان درمورد بلوغ صحبت کنید http://migna.ir/vdcfxedm.w6dj0agiiw.html از تغییرات ظاهری که او را هر روز بیشتر شبیه شما می کند گرفته تا تغییر خلق و احساسات و نگاهی که به دنیای اطرافش دارد، همه چیز می تواند پذیرش اتفاق اجتناب ناپذیری که نامش را «بلوغ» گذاشته اند را برای فرزند شما دشوار کند. دخترانی که از تغییرات بدن شان هیچ چیز نمی دانند، با تجربه هر کدام دچار ترس، اضطراب یا شرم می شوند و اگر شما با تزریق به موقع و درست اطلاعات به داد شان نرسید، بلوغ را سخت و هراس آور تجربه می کنند. برای شمایی که در جامعه ای سنتی رشد کرده اید و احتمالا خودتان هم بدون هیچ آگاهی به استقبال دوران بلوغ رفته اید، صحبت کردن درمورد این اتفاق می تواند عجیب و خجالت آور به نظر برسد. شاید ندانید که چه زمانی باید برای دادن اطلاعات درست به کودک تان پیش قدم شوید و با چه جملات و در چه شرایطی این گفت وگو را شروع کنید. ما همه چیزهایی که برای شروع این مکالمه به ظاهر دشوار باید بدانید را با شما درمیان می گذاریم. وقتش شده با دخترتان درمورد بلوغ صحبت کنید از همین امروز شروع کنید هیچ وقت برای شناساندن بدن کودکان به آنها زود نیست. شما می توانید از سال های ابتدای کودکی فرزندتان، با او درمورد قسمت های خصوصی بدنش صحبت کنید. نام اندام های مختلف را به او آموزش دهید، بگویید نباید برخی قسمت ها را به کسی نشان دهد، از تفاوت های بدن آقایان و خانم ها برایش صحبت کنید و در آخر حتما توضیح دهید که وقتی به بلوغ نزدیک شود، بدنش با تغییراتی مواجه خواهد شد. شاید در سال های ابتدای کودکی، نیاز چندانی به باز کردن این بحث ها وجود نداشته باشد و برای فرزندتان درک جزئیات دشوار باشد، اما هر چه فرزندتان بزرگ تر می شود، می توانید با جزئیات بیشتری برایش توضیح دهید که قرار است در بدنش چه اتفاقی بیفتد. خودتان پیش قدم شوید حتما نباید کودک تان با سوال پرسیدن از شما اطلاعات تازه را طلب کند. در هر سنی شما لازم است برخی آگاهی ها را به او بدهید و به سوالاتی که ممکن است در ذهنش باشد اما آنها را با شما در میان نگذارد، پاسخ دهید. حالا که در هر خانه ای امکان جست وجوی اطلاعات در اینترنت فراهم شده، اگر به اندازه کافی و به موقع به فرزندتان اطلاع ندهید، او با کمک اینترنت سراغ اطلاعاتی خواهد رفت که الزاما درست و مناسب نیستند. اما شما می توانید با هم اطلاعات را در اینترنت جست وجو کنید و با وارد شدن به سایت ها و وبلاگ های معتبری که اطلاعات درست در آنها درج شده، همراه با فرزندتان آنچه باید بداند را بخوانید. رژیم مناسب را انتخاب کنید پس از مشورت با متخصص زنان، به فرزندتان بگویید که در این روزها و البته روزهای قبل از شروع عادت ماهانه باید از خوردن چه غذاهایی پرهیز کند. شما با معرفی خوراکی هایی که ممکن است عادت ماهانه دردناکی را برایش ایجاد کنند یا باعث بدبو شدن بدنش در این دوران شوند، می توانید فرزندتان را در انتخاب رژیم غذایی مناسب یاری دهید. دختر شما از زمانی که قاعدگی اش شروع می شود، باید به طور مرتب تحت نظر پزشک زنانی که برایش انتخاب کرده اید، باشد و با تشکیل پرونده در مطب یک متخصص زنان، در صورت لزوم همه مشکلاتی که تجربه می کند را با او در میان بگذارد. به دنیای زن ها خوش آمدی فرزند شما باید بفهمد که با شروع عادت ماهانه، بدنش به بدن یک زن کامل شبیه تر می شود و اگر هر ماه و در زمان مقرر این اتفاق را تجربه کند، می تواند خیالش درمورد سلامت اندام های زنانه درونی مثل رحم و تخمدان ها راحت باشد. برایش توضیح دهید که عادت ماهانه، گرچه گاهی می تواند دردناک باشد و او را چند ساعت یا چند روز بی حال کند، اما چه خدماتی به سلامتش می رساند. از فرزندتان بخواهید در صورت دیدن علایم مشکوک یا داشتن سوال های مختلف، حتما سراغ تان بیاید و همه چیز را از شما بپرسد. هیچ چیز تغییر نمی کند به دختر نوجوان تان توضیح دهید که تجربه عادت ماهانه، قرار نیست او را از حرکت بیندازد و خانه نشین کند. برایش درمورد یافته های محققان که می گویند خانم های ورزشکار بالاترین رکورد های شان را در این موقع از ماه به ثبت می رسانند صحبت کنید و بگویید که اگر با کمک متخصصان دردهایی که ممکن است سراغش بیاید را کنترل کند و با سالم کردن بدنش نشانه های آزار دهنده عادت ماهانه را از بین ببرد، می تواند در این روزها هم مثل تمام روزهای ماه پویا باشد. بگویید از خودش محافظت کند اصول بهداشتی را به فرزندتان آموزش دهید. از او بخواهید همیشه نوار بهداشتی در کیفش داشته باشد و طرز استفاده درست از آنها را هم به دخترتان یاد دهید. اگر او عادات ماهانه دردناکی را تجربه می کند، همیشه یکی، دو عدد مسکن که متخصص برایش تجویز کرده را در کیفش بگذارید تا در صورت روبه رو شدن با این اتفاق در خارج از خانه، بتواند دردش را کنترل کند. برایش توضیح دهید که به دلیل ترشح برخی هورمون ها در این دوران و البته دفع خون، بدنش بیشتر از روزهای دیگر مستعد گرفتن بوی بد می شود و می تواند با هر روز دوش گرفتن، استفاده از عطر و خوشبو کننده ها و البته تعویض به موقع نوار بهداشتی بدنش را خوشبو نگه دارد. نگذارید بترسد اگر دخترتان چیزی از تغییراتی که با رسیدن به بلوغ در بدنش اتفاق می افتد، نداند ممکن است به دلیل بزرگ شدن سينه هایش شرمنده شود و برای قرار نگرفتن در مرکز توجه دیگران، به هر طریقی که شده این برجستگی ها را پنهان کند. برای دخترانی که قبل از این دوران درمورد عادت ماهانه چیزی نشنیده اند، شروع این اتفاق و دیدن لباس خوني می تواند وحشت آور و سرشار از ترس و ابهام باشد. اگر نمی خواهید فرزند شما شیرینی بلوغ را با تصورات ترسناکی که ممکن است برای خودش بسازد تلخ کند، قبل از اینکه دچار این اتفاق شود برایش موضوع را شرح دهید. با دخترتان درمورد عادت ماهانه و دلایل ایجادش صحبت کنید. شاید لازم باشد خودتان هم قبل از شروع گفت وگو کمی در این مورد مطالعه کنید تا اطلاعات بهتر و قابل درک تری را دراختیارش بگذارید. اما آنچه مهم است، این است که به فرزندتان بفهمانید هیچ چیز خجالت آوری قرار نیست اتفاق بیفتد. برایش توضیح دهید که اگر وقتی دور از شماست دچار این اتفاق شد، جایی برای ترس و نگرانی وجود ندارد. در مدرسه اولیای مدرسه محرم راز او هستند و اگر در خانه یکی از اقوام است هم می تواند موضوع را با خانم خانه در میان بگذارد. به او بگویید که همه خانم ها این اتفاق را تجربه می کنند و می دانند که او در چه شرایطی قراردارد. کمک بگیرید همیشه نمی توانید به تنهایی از پس این گفت وگو که می تواند حتی خودتان را هم در صورت آماده نبودن مضطرب کند، بربیایید. گاهی به دلیل روشن کردن موضوع برای فرزندتان، چاره ای جز کمک گرفتن از دیگران ندارید. اگر شما پدر یک دختر نوجوان یا دختری که در آستانه بلوغ قرار دارد، هستید و در نبود مادر او مجبورید در چنین مواردی با فرزندتان صحبت کنید، خجالت را کنار بگذارید. شما می توانید برخی اطلاعاتی که به دست آورده اید را با او به اشتراک بگذارید و درمورد اطلاعات جزئی تر از یکی از خانم های آگاه فامیل بخواهید که با دختر شما درمورد زنانگی اش و اتفاقاتی که با وارد شدن به دوره بلوغ قرار است تجربه کند، صحبت کند. درصورتی که احساس می کنید به همه سوال های فرزندتان نمی توانید پاسخ دهید یا تصور می کنید وارد شدن به دوران بلوغ برای او به بحرانی تبدیل شده که بخشی از شادی ها و آرامش او را گرفته، از یک روانشناس کمک بگیرید. مجبور نیستید همه این بار را به تنهایی به دوش بکشید. خودتان را کنترل کنید در بسیاری از موارد، بلوغ بیشتر از آنکه برای دختران نوجوان ترسناک و استرس زا باشد، مادران را آشفته می کند. مادرانی که همیشه نگران آسیب دیدن فرزند شان هنگام وارد شدن به یک مرحله تازه ای از رشد هستند، با دیدن علایم بالغ شدن دخترشان دچار اضطراب می شوند و از اینکه نتوانند بهترین برخورد را برای مواجه شدن او با این وضعیت تازه به فرزندشان آموزش دهند، آشفته می شوند. برای آرام کردن فرزندتان، پیش از هر کاری باید خودتان را آرام کنید. مطالعه درمورد بلوغ را شروع کنید و حواس تان باشد از منابع معتبر کمک بگیرید. بلوغ غیر از جوش صورت و علامت های جسمانی و بداخلاقی، نشانه های دیگری هم دارد و اگر با کمک منابع معتبر این نشانه ها را بشناسید، می توانید بهتر به فرزندتان آگاهی دهید و در مواقع نیاز به او کمک کنید. در صورتی که خودتان در سن پایین عادت ماهانه را تجربه کرده اید، بعید نیست که کودک تان هم زودتر از همسالانش دچار آن شود. شما می توانید کتاب هایی که اطلاعات مناسبی را دراختیار تان قرار می دهند را از کتابفروشی های معتبر و شهرکتاب ها تهیه کنید و اگر هم به زبان انگلیسی مسلط هستید، با مراجعه به سایت babycenter.com و جست وجوی محتوای موردنظر تان، اطلاعاتی که کارشناسان کارآزموده در این سایت منتشر کرده اند را بخوانید و از پاسخ سوال هایی که در ذهن تان ایجاد شده باخبر شوید. ببینید چقدر می داند درصورتی که فرزندتان پیش دستی کرد و قبل از اینکه شما او را به گفت وگو دعوت کنید در این مورد سوالاتی کرد، به جای نشان دادن واکنش فوری، به حرف هایش گوش دهید. ببینید چه چیزهایی در این مورد شنیده و چه اطلاعاتی دارد. بچه ها در وب سایت های مختلف، گروه های دوستی و در مدرسه اطلاعات درست و نادرست زیادی در این موارد به دست می آورند و شما به جای واکنش منفی نشان دادن به شنیده های شان، باید ابتدا به حرف هایش گوش دهید و بعد با آرامش اطلاعات نادرستی که به دست آورده را با توضیح منطقی اصلاح کنید.- آنچه دختران باید درباره بلوغ خود و رشد بدن‌شان بدانند دختران باید چه چیزهایی درباره رشد بدن شان بدانند؟ در این مطلب تلاش شده تا مهم‌ترین نکاتی که دختران تازه به بلوغ رسیده باید بدانند ارائه شود.چگونه از آغاز دوران بلوغ آگاه خواهم شد؟ به گزارش سلامانه ؛ دوران بلوغ معمولا بین 9 تا 13 سالگی آغاز می شود. هورمون هایی مثل استروژن تغییراتی - بزرگ شدن سینه ها - در بدن تان می دهند. با موهایی که در نقاط مختلف بدن رشد می کنند چه باید کرد؟رشد کردن موها در نقاط مختلف بدن - زیر بغل، دست ها و پاها و اطراف آلت تناسلی - نشانه بالغ شدن شماست. بهترین راه برای خلاص شدن از شر موهای زاید مشورت با مادر و خواهر بزرگ تر است. چه مقدار رشد خواهم کرد؟در طول دوران بلوغ، بدن تان تغییر و به رشدش ادامه خواهد داد. اما جهش رشد بین 9 تا یازده سالگی آغاز شده و سبب رشد سالانه 9 سانتی متری شما خواهد شد. چه زمانی باید سینه بند واقعی بپوشم؟روزهای اول پوشیدن سینه بند خجالت زده خواهید شد. احساس تان طبیعی است و پس از چند هفته از میان خواهد رفت. زمان مناسب پوشیدن سینه بند واقعی را مادر و خواهر بزرگ تر اعلام خواهند کرد. نگران تغییر اندازه و رنگ نوک سینه ها نباشید. پوستم تغییر می کند؟ پوست صورت بیش از 85 تا 90 درصد دخترها در سنین بلوغ پر از جوش است. بروز جوش اولین نشانه قابل توجه آغاز بلوغ است. این جوش ها ممکن است در سایر نقاط بدن - بالای قفسه سینه و ... نمایان شوند. بهتر است برای تمیز نگه داشتن پوست بدن تان به پزشک مراجعه کنید. علل تعریق بیش از اندازه چیست؟ عرق کردن بیش از اندازه شما کاملا طبیعی است. غدد تعریق - به خصوص در زیر بغل ها در دوران بلوغ بیش از پیش فعال شده و سبب ایجاد بوی نامطبوع و طبیعی می شوند. برای از بین بردن بوی نامطبوع باید هر روز دوش بگیرید و از خشبو کننده ها استفاده کنید. علل بروز ترشحات واژنی چیست؟ لکه های سفید و زرد ایجاد شده در شورت، توجه دخترهای بالغ را به خود جلب می کند. این لکه ها به وسیله ترشحات واژنی - که وظیفه تمیز و مرطوب نگه داشتن واژن را بر عهده دارند ایجاد شده اند. اگر خارش و بوی بد واژن آزارتان می دهد به مادرتان اطلاع دهید. چه زمانی باید نوار بهداشتی تهیه کنم؟ زمان تهیه و استفاده از نوار بهداشتی 9 تا 16 سالگی است. نگران تاخیر آغاز عادت ماهانه تان نباشید. آغاز قاعدگی به عوامل مختلفی بستگی دارد. برای استفاده صحیح از نوار بهداشتی بهتر است با مادر و خواهر بزرگ تر مشورت کنید.   ]]> بلوغ و نوجوانی Tue, 22 Dec 2015 13:51:58 GMT http://migna.ir/vdcfxedm.w6dj0agiiw.html آسیب‌های بلوغِ زودرسِ جنسی http://migna.ir/vdchzmnx.23nkmdftt2.html به گزارش فرارو، یک روان‌شناس و مشاور می‌گوید "بلوغِ زودرسِ جنسی در همه کشورها آسیب‌زاست؛ اما در ایران به موضوعی پیچیده‌تر تبدیل شده است و عوامل زیادی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد."دکتر مهدی ملک‌محمد گفت: مهم‌ترین تاثیرهای بلوغ جنسی زودرس درمیان کودکان و نوجوانان تاثیر بر ازدواج نسل آینده است؛ افرادی که فاصله نیاز جنسی تا ازدواجشان بسیار زیاد شده است. این مسئله به شکل آسیب در زندگی‌شان سر برمی‌آورد".این روان‌شناس گفت: وقتی از بلوغ جنسی صحبت می‌کنیم با یک مسئله فیزیولوژیکی و روانشناختی روبرو هستیم.بلوغ که بخشی از آن نسبی است نشانه‌هایی دارد که قرار است توانایی تولید مثل را به انسان بدهد؛ یعنی تغییر در ارگان‌های بدن و هورمون‌ها و امکان ارتباط جنسی. این مشاور ادامه داد: در فرهنگ‌های مختلف سن رسیدن به بلوغ جنسی متفاوت است. در ایران همواره پسرها از دخترها دیرتر به این سن می‌رسیدند. سن رسیدن به بلوغ در پسران 14-15 سالگی و سن رسیدن به بلوغ در دختران 12-13 سالگی است. عضو انجمن روان‌شناسی ایران گفت: در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از نوجوانان ما از ابتدای دوران نوجوانی یا پایان کودکی به بلوغ جنسی می‌رسند. در پسرها این سن به 10-12 سالگی و در دخترها 9-10 سالگی رسیده‌است. ملک‌محمد با اشاره به اینکه بلوغ جنسی بلوغی روان‌‌شناختی و فیزیولوژیکی است گفت: وقتی بلوغ جنسی رخ می‌دهد، فرد رفتارهایی را بروز می‌دهد که مخصوص دنیای بزرگسالی است؛ چرا که با بلوغ فکری و شناختی همراه است. این بلوغ بلوغی فیزیولوژیکی و روان‌شناختی است و بنابراین از هر دوی اینها منشاء می‌گیرد. وی درباره عوامل بیولوژیکی توضیح داد: یکی از دلایل زودرس شدن بلوغ جنسی مسائل زیستی و تغییر رژیم غذایی است؛ از غذاهای دیر آماده‌شونده به غذاهای ناسالم و چربی‌های اشباع نشده: مانند فست‌فودها. فست‌فودها خود محرک هورمون‌ها هستند و باعث می‌شوند هورمون‌های جنسی زودتر ترشح شوند. تصاویری که بلوغِ جنسی را جلو انداخته‌انداین روان‌شناس درباره بخش روان‌شناختی بلوغ زودرس جنسی نیز اظهار کرد: بلوغ جنسی در بخش روان‌شناختیِ آن به آموزه‌های نوجوانان و کودکان باز می‌گردد. مثلا در دسترس‌بودن شبکه‌های اجتماعی و موبایلی منجر شده که کودک و نوجوان بتواند به راحتی به تماشای تصاویر و یا فیلم‌هایی بنشیند که برانگیزاننده هورمون جنسی وی هستند. این در حالی است که کودکان نسل‌های قدیمی‌تر امکان تماشای فیلم‌های مبتذل را نداشتند. ملک‌محمد ضمن اشاره به تاثیر رسانه‌ها بر کودکان و نوجوانان تصریح کرد: تابوی تماشای تصاویری که مناسب کودکان نیست در خانواده‌های ایرانی شکسته‌است. در گذشته اگر فیلم ویدوئی بود که تصاویری نامناسب داشت خانواده اجازه نمی‌داد کودک یا نوجوانش آن را ببیند. کودکان یا نوجوانان امروزی اما در کارتون‌ها و فیلم‌هایی که می‌بیند، حتی اگر نخواهند، با مسائل جنسی آشنا می‌شود. وی گفت: تماشای روابط جنسی اگر در نسل گذشته در نوجوانان دبیرستانی وجود داشت، حالا به دانش‌آموز راهنمایی و حتی دبستان رسیده‌است. عضو انجمن روان‌شناسی ایران درباره بحران‌ساز بودن بلوغِ جنسی زودرس در سایر کشورها اظهار کرد: بلوغ زودرس جنسی در کشورهای دیگر نیز بوده و در آن‌ها نیز بحران‌هایی به وجود آورده‌است. مثلا در آمریکا این موضوع وجود داشت و یک‌ونیم میلیون دختر نوجوان باردار از روابط نامشروع را به جای گذاشت. اما در این جامعه از دوران رییس‌جمهوری کلینتون برنامه‌ای در پی گرفته شد تا مشکلات بلوغ جنسی در میان افراد کم سن و سال کاهش داده شود. چرا که بلوغ زودرسِ جنسی برای همه فرهنگ‌ها آسیب‌زاست و به طور کلی هر چیز زودرسی نامبارک است. وی همچنین گفت: در ایران اما با به‌ هیچ‌وجه نخواسته‌ایم بحث غریزه جنسی را به رسمیت بشناسیم. حتی نوجوان 16-17 ساله نیز که به طور طبیعی به بلوغ جنسی رسیده‌است را نمی‌خواهیم ببینیم. هرچیزی هم که ندیده گرفته شود، یعنی برای آن آماده نیستیم که می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری داشته باشد. بلوغِ جنسی در دختران و پسران متفاوت استاین روان‌شناس همچنین درباره تفاوت‌هایی که در بلوغ جنسی زودرس دختران و پسران وجود دارد، توضیح داد: بلوغ جنسی زودرس در دختران و پسران ویژگی‌های متفاوتی دارد. دختران به دلیل اینکه در روابطشان به جنس مخالف به‌دنبال پیدا کردن یک حمایت‌گر عاطفی هستند جذب جنس مخالف می‌شوند. انگیزه اولیه آن‌ها ارتباط جنسی نیست بلکه پیدا کردن حامی است. در حالیکه در پسران هم سن آن‌ها ارتباط با جنس مخالف رابطه‌ای جنسی است. وی ادامه داد: بنابراین دختران در تضادی قرار می‌گیرند؛ آن‌ها از طرفی حمایت عاطفی می‌خواهند و از طرفی خود را در معرض رابطه جنسی می‌بینند و در نهایت آن‌را می‌پذیرند. برای دختران این تیپ رابطه جنسی یک سراشیبی است. ملک‌محمد همچنین تصریح کرد: ما آماری درباره تبعات رابطه جنسی زودرس پسران و دخترانمان نداریم چرا که موضوع را به رسمیت نشناخته‌ایم و همه برخوردمان با موضوع انکار آن است. سیستم آموزشی ما جایی برای به رسمیت‌شناختن غریزه جنسی نگذاشته و فقط به دروس پرداخته‌است و آموزشی به‌نام خویشتن‌داری و خویشتن‌داریِ جنسی در مدارس ما اتفاق نمی‌افتد. این روان‌شناس همچنین درباره دومقطعی شدن مدارس گفت: یکی از اشتباهاتی که در سیستم آموزشی ما رخ داده تبدیل سه‌مقطع به دومقطع ابتدایی و دبیرستان است. این مسئله موجب شده که کلاف را سردرگم‌تر کنیم. چرا که هر یک از این دو مقطع دانش‌آموزان با طیف سنی بیشتری را شامل می‌شود که نیازهایشان شبیه یکدیگر نیست. بنابراین ما به جای بهبود وضعیت آن را بدتر کرده‌ایم. وی درباره ضعف آموزش در خانواده‌ها هشدار داده و اظهار کرد: از نظر آموزشی نیز خانواده‌ها هر روز در وضعیت آموزشی ضعیف‌تری قرار می‌گیرند. این در حالی است که والدین نسل گذشته بهتر از والدین نسل فعلی عمل می‌کردند. والدین امروز رفتارهایی از سرِ انفعال دارند. این مشاور گفت: درنتیجه ما دارای پکیجی هستیم که خانواده، نظام آموزشی، سیستم ارتباطات، سبک تغذیه، آب و هوا و ... منجر به بلوغ زودرس جنسی خواهند شد بدون آن‌که مواجهه‌ای با آن وجود داشته باشد. ازدواج‌هایی متاثر از بلوغِ زودرسِ جنسیمهدی ملک‌محمد در پاسخ به این سئوال که "بلوغ زودرس جنسی چه ارتباطی می‌تواند با نسل آینده و ازدواج داشته باشد؟" گفت: هرچقدر ازدواج دیرتر انجام بگیرد آسیب بیشتر به یک فرد و به تبع جامعه وارد می‌شود. مثلا قبلا یک نوجوان 14-15 ساله که به بلوغ جنسی می‌رسید باید 15 سال برای ازدواج صبر می‌کرد؛ یعنی 15 سال خویشتن‌داریِ جنسی. این فاصله در حال حاضر عقب‌تر رفته‌ و ازدواج‌ها دیرتر رخ می‌دهد و قطعا فرد دیگر نمی‌تواند خویشتن‌داری کند. وی تصریح کرد: بلوغ زودرس جنسی و فاصله زیاد آن با ازدواج به خصوص برای دختران در جامعه ما می‌تواند تبعات نامناسبی داشته باشد؛ مثلا دختری که یک بارداری نامشروع داشته باشد تقریبا امکان ازدواج را از دست خواهد داد. ملک‌محمد همچنین گفت: بدون‌شک بلوغ زودرس جنسی روابط و زندگی آینده کودکان و نوجوانان ما را دچار دستخوش خواهد کرد. عضو انجمن روان‌شناسی ایران در تحلیل رابطه بلوغِ زودرس جنسی و ازدواج نسل آینده توضیح داد: در رابطه با بلوغ زودرس جنسی و ازدواج با دو موضوع روبرو هستیم؛ یکی اینکه میان بلوغ و ارضای مشروع و صحیح آن در ازدواج یک شکاف 20 ساله قرار دارد که بسیار زیاد است و احتمال دارد که فرد در این مدت رفتار نابه‌هنجار از خود بروز دهد. از طرفی بلوغ زودرس می‌تواند نگرش افراد را نسبت به همسری، فرزندآوری وغیره تغییر دهد. مثلا در سال‌های گذشته میان دختران و پسران نوجوان نسبت به برقراری ارتباط در آن واحد با چند نفر تابو وجود داشت؛ اما حالا چنین نیست. نوجوان و کودکان باید آگاه شونداین روان‌شناس آگاهی‌دادن به نوجوانان را مهم‌ترین راه‌حل برای جلوگیری از تبعات منفی بلوغ جنسی دانسته و اظهار کرد: تنها راه‌حل آموزش، آموزش و آموزش است. جان نباشد جز خبر در آزمون / هر که را افزون خبر جانش فزون. بنابراین هرکس که آگاه‌تر باشد قطعا مصون‌تر است. آگاه‌سازی دانش‌آموزان درباره بلوغ جنسی و نوع نگاه دختران و پسران به روابط میان جنسیتی و غیره، نه به صورت نصیحت، بلکه در شکل علمی آن می‌تواند به آن‌ها کمک کند. دکتر مهدی ملک‌محمد در انتها گفت: اما پیش‎‌نیاز هر آموزشی این است که محتوای آن در ذهن مسئولان شک بگیرد. آن‌ها باید بپذیرند که بلوغ زودرس جنسی و طبیعی و نیاز برای ارتباط با جنس مخالف در مدارس ما وجود دارد و نوجوانان ما ربات نیستند. مسئولان اگر متوجه این موضوع شوند آموزش را آغاز خواهند کرد. اما متاسفانه مشکل اینجاست که مسئولان حوزه آموزش نمی‌خواهند بپذیرند که مسئله‌ای به‌نام ارتباط جنسی نابه‌هنجار در کشور رو به افزایش دارد. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Tue, 15 Dec 2015 02:30:00 GMT http://migna.ir/vdchzmnx.23nkmdftt2.html پسری فنی و ماهر بار بیاورید http://migna.ir/vdcaoyne.49ny615kk4.html بار آوردن پسری ماهر و عاقل میتواند چالش باشد. برخی پسرها برای یاد گرفتن احترامهای اجتماعی کند هستند و بیشتر علاقه مندند با بازی کامپیوتری و پوکمون سرگرم میشوند تا انسانها. برخی تا حدی خشن و گستاخ هستند که برای تمرکز دچار مشکل میشوند. مهم نیس پسر شما چگونه است. ما ۱۰ راه مفید برای تحریک او داریم تا شخص ماهر و شادمانی شود.   ۱-به او مسولیت دهید پی گیری راهنمایی ها و تمام کردن وظایف مهارتهایی است که اغلب در پسرها به کندی کامل میشود. تمرین کمک میکند. از بچه پیش دبستانی بخواهید قاشقی برای شما بیاورد تا بتوانید خمیر پنکیک را بهم بزنید. به بچه مدرسه ای خود کارهای منظمی بدهید مثلا اینکه از حیوان خانگی مراقبت کند. احساسی از مسولیت پذیری برای او در مدرسه بسیار خوب است و کار خانه تان به ارامی پیش میرود. ۲-بگذارید احساساتش را نشان دهد حتی درین زمانه مدرن هم از پسران انتظار میرود که اشکهایشان را خفه کنند و خشمشان را بخورند، در حالیکه دختران کنترل آزادانه تری هنگام احساسات دارند. وقتی پسرتان عصبی میشود اجازه دهید خودش را نشان دهد ولی تا زمانیکه مخرب و غیرقابل کنترل نشود. بعد ازینکه دوباره کنترلش احساساتش را بدست آورد میتوانید با او در باره احساس و دلیلش صحبت کنید کمک کنید بر احساسش نامی بگذارد آیا صدمه است یا غم یا عصبانیت. ۳- به او مقدار زیادی عشق فیزیکی ابراز کنید. مطالعات نشان می دهد که مادر و پدرها تماس فیزیکی کمتری با پسران نسبت به دختران دارند، این شیوه هم از نوباوگی شروع میشود. اما دختران تنها کسانی نیستند که نیاز به بغل و آغوش دارند بغل پدر و مادر به پسر کمک میکند احساس آرامش  و اطمینان کند. هرچه پسر بزرگ شود محتملتر است که از بغل و بوسه با خجالت فرار کند مخصوصا در حضور دوستانش. اما حتی اگر انها نگویند که این را میخواهند هم به همان اندازه هنوز نیازش دارند پس ممکن است نیاز داشته باشید پسران را لمس کنید و در آغوش گیرید ولی طوری که کمی پوشیده تر باشد.- اغوش سریع وقتی کسی انجا نیست یا مالش شانه ها وقتی با هم در آشپزخانه کار میکنید. ۴- تلاش نکنید موتور دور تند او را خاموش کنید. پسرها معمولا انرژی زیادی دارند که میتواند اگر شانس کافی برای دویدن و بالا رفتن و خارج کردن این نیرو نباشد، محصور شود مطمئن شوید که به پسرتان یاد اوری کنید زمانها و مکانهای هستند –کلاس مثلا- که باید دنده اهسته تر حرکت کند. ۵- نگران نباشید اگر به حد کافی پسرانه رفتار نمی کند. حتی پدران سختگیر هم گاهی حالت پرورشی دارند (حداقل آن خوبهایشان). اگر پسر کوچک شما دوست دارد اسباب بازی پارچه ای اش را در اغوش بگیرد، او را منع نکنید. او دارد مهارتهایی را تمرین میکند که در بزرگسالی به درد او میخورند. ۶- به او شانسی دهید تا مهارتهای اجتماعی اش را گسترش دهد اغلب پسرها دوستیهای صمیمی و نزدیک با دخترها  ایجاد نمیکنند . بیشتر دوست دارند در گروه ها بازی کنند و برای رهبری مسابقه دهند به پسرتان کمک کنید دوستیهای تک به تک را تقویت کند. برای این کار زمان بازی برای او ترتیب دهید و تشویقش کنید اسباب بازیهایش را مشترک کند و اخلاق خوبی داشته باشد و بخوبی بازی کند.   ۷-موسیقی را بخشیاز زندگی اش کنید. تمرین یک ساز میتواند به پسرتان حس رضایت ارزشمندی بدهد مطالعات نشان میدهد که دروس موسیقی میتواند مهارت فکری یک بچه کوچک را هم تیز کند و حافظه اش را تقویت کند اگر فعالیت گروهی بیشتر پسرتان را درگیر میکند، گروه کر کودکان میتواند فعالیت موسیقی جالبی باشد فاید دیگر: گروه های کر با هم تمرین میکنند پس شما لازم نیست زیاد در خانه زمان تمرین اجباری بگذارید او را به کنسرت یا تیاتر موزیکال ببرید که گزینه خوبی است اگر خودش هم مایل باشد ۸- علایق او را تشویق کنید حتی اگر فعالیتهای پسرانه نیستند. اگر پسرتان میخواهد کلاس رقص برود ممکن است دوستانش مسخره اش کنند که مدیریت مساله سخت میشود اما اگر حس قدرتمندی از خود در پسرتان تزریق کنید و او را به پذیرش تفاوتهای دیگران تشویق کنید برایش آسانتر است که با هر تمسخر که از تفاوت نشات گرفته کنار آید. پس اگر میخواهد کلاس رقص برود به او اجازه دهید ، از طرفی سال آیندهاو ممکن است به همان جدیدت بخواهد بیسبال بازی کند. ۹- در جریان امور مدرسه قرار داشته باشید. مرتبا با معلمش صحبت کنید تا قوت و ضعف کلاسی اش را بدانید به خودش هم بگویید که فکر میکنید قوتش در چه است تکالیفش را بررسی کنید (ولی خودتان انجام ندهید) و تشویقش کنید که روزی یکبار داستانی بخواند یا حداقل گوش دهد   ۱۰- نکات مثبت را تحسین کنید رفتار پسرانه حتی در سن مناسب هم برای مدیریت بزرگسالان سخت است و پسرها موارد متعدد تصحیح و توبیخ و سرزنش را در مدرسه و خانه دریافت میکنند والدین دختران اغلب شکایت میکنند که پسران تمام توجه را ار کلاس میگیرند اما (مخصوصا در سنین کم) اغلب این توجه منفی است چکار کنید؟ هروقت ممکن است هر رفتار خوبی دیدید فورا بگویید بگذارید بداند که تلاشهایش را برای جلب کنترل شخصی و منتقل کردن انرژی اش به فعالیتهای سازنده و خوب را تحسین میکنید. ]]> بلوغ و نوجوانی Tue, 08 Dec 2015 07:19:55 GMT http://migna.ir/vdcaoyne.49ny615kk4.html چرا والدین از فرزندانشان فاصله می گیرند http://migna.ir/vdchvknx.23nx6dftt2.html نوجوانی حد فاصل کودکی و بزرگسالی و با بلوغ جنسی و روانی همراه است. بلوغ در نوجوانان پسر و دختر محدوده مشخصی ندارد. این دوره در دخترها تقریبا 2 سال زودتر از پسرها آغاز می شود. دوران نوجوانی به طور متوسط از 11 سالگی شروع می شود و تا 15 سالگی ادامه می یابد. وقتی کودک وارد دوران نوجوانی می شود با تغییرات عمده فیزیکی و روانی مواجه می شود که می توان از آن به عنوان توفان تنش یاد کرد. نوجوان ها رفتارهایی دارند که شاید برای بعضی از بزرگسالان عجیب به نظر برسد. نوجوان در این دوره با 2 موضوع مهم روبرو است؛ بازشناسی و بازسازی ارتباط بین خود با والدین، بزرگسالان و جامعه و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل.تکنولوژی روند نوجوانی را به هم زده است بازسازی و بازشناسی فردی و بین فردی در نوجوانان امروزی متفاوت تر از نوجوانان چند سال قبل یا درواقع قبل از آمدن تکنولوژی به کشور است. با به میان آمدن تکنولوژی بازسازی و بازشناسی فردی و بین فردی نوجوانان شکل دیگری شده است. درواقع، آنها چنان با تکنولوژی و بمباران اطلاعاتی سرگرم هستند که دیگر توجهی به سنت و آداب و رسوم قدیمی ندارند و حتی والدین خود را که بیشتر به این مسائل پایبند هستند، قبول ندارند. تکنولوژی فاصله زیادی بین نوجوانان و والدین ایجاد کرده و زنگ های خطر را به صدا درآورده است.والدین از فرزندان عقب مانده اند والدین به سن میانسالی رسیده اند و درگیر حل و فصل مشکل های جاری و ملموس زندگی هستند. تماس آنها با نوجوانان کمتر است و سعی می کنند با برآورده کردن خواسته های نوجوانان جای خالی خود را در زندگی فرزند پر کنند. همچنین از تکنولوژی جدید و رسانه های مجازی و شنیداری دور شده و از فرزندشان عقب مانده اند.نحوه و محتوای فکری نوجوانان تغییر کرده است در مقابل با نسل نوجوان آگاه و هوشیاری روبرو هستیم که آینده آرمانی و رویایی برای خود تصور می کند و با سرعت و شتاب تکنولوژی همگام شده است. نوجوانان آزادی خواه ترند و برای حقوق فردی و اجتماعی ارزش بیشتری قائل اند و برای آن می جنگند. اعتقادی هم به قید و بندهای سنتی و باورهای قدیمی ندارند. آنها بیشتر اطلاعات را از رسانه های مجازی به دست می آورند. اطلاعات در نحوه و محتوای فکری شان تغییرات زیادی ایجاد کرده که با افکار و عقاید والدینشان خیلی متفاوت است. تغییر روش زندگی، راحت تر و مرفه تر زندگی کردن نسبت به نسل قبل، الگوبرداری از کشورهای غربی و افراد مشهور جامعه و زندگی با تکنولوژی نیز مواردی اند که جوانان خواهان آن هستند. البته همه خانواده ها قادر به مهیا کردن این نوع از زندگی نیستند. نوجوانان فکر می کنند زندگی والدینشان که معمولا با سنت آمیخته شده قدیمی است و دوست دارند مانند غربی ها زندگی کنند در حالی که غربی ها هم حد و مرزهایی دارند. موارد گفته شده باعث اختلاف نسل و بیشتر شدن فاصله بین والدین و نوجوان می شود.اشتباهات والدین به این فاصله دامن می زند والدین نیز با رفتارهای اشتباه خود به طور غیرمستقیم و ناآگاهانه در این تفاوت نسلی سهیم هستند. یکی از مواردی که به فاصله بین والدین و نوجوانان بیشتر دامن می زند خدمتگزاری بی وقفه است. خانواده هایی که مدام در تکاپوی مهیا کردن خواسته های نوجوان هستند نوجوان را پرتوقعمی کنند. چنین نوجوانانی احساس می کنند پدر و مادر در چنگ آنها و مطیع و فرمانبردارشان هستند و اگر به هدف خود نرسند سعی می کنند با سرکشی، پرخاشگری، تهدید و خسته کردن والدین به هدف خود برسند. این کار باعث حس برتری نوجوانان نسبت به والدین و اختلاف بین 2 نسل می شود و ارتباط والد فرزندی را مخدوش می کند.دوستی با فرزندان آری، دیکتاتوری نه والدین باید با فرزندان خود دوست باشند و اجازه ندهند با اعمال و رفتار نابجا روابط بین والدی فرزندی تخریب شود چون برگرداندن رابطه تخریب شده به روند عادی بسیار دشوار است. آنها باید روی اعمال نوجوان نظارت داشته باشند. البته این نظارت نباید آزاردهنده و حالت داشته باشد. والدین نباید هرچیزی را به راحتی در اختیار نوجوانان قرار دهند.     ]]> بلوغ و نوجوانی Thu, 15 Oct 2015 18:01:55 GMT http://migna.ir/vdchvknx.23nx6dftt2.html بزهکاری نوجواني، ژنتیکی است؟ http://migna.ir/vdcfxjdm.w6dmvagiiw.html چنین جنایت هایی ممکن است اعدام یا حبس ابد را برای نوجوان به همراه داشته باشد. برهکاری را می توان ارتکاب جنایت هایی دانست که در عرف جامعه، جرم محسوب می شوند. برای همین، بزهکاری می تواند هر چیزی را در بر بگیرد: از جرم های کوچک مثل فرار مداوم دانش آموز از مدرسه گرفته تا جرم های بزرگی مثل سرقت و قتل.وقتی فردی که کمتر از سن قانونی است مرتکب جرمی می شود، معمولا در سیستم جداگانه ای از بزرگسالان برایش پرونده تشکیل می دهند. این کودکان معمولا در دارالتادیب حبس می شوند تا دوران محکومیت خود را سپری کنند. این کودکان را معمولا به روان شناسان کودک می سپارند تا با استفاده از روش های روانشناختی آن ها را از ارتکاب به جرم و جنایت دور کنند.این کار مزایا و معایبی دارد. نوجوانی که مرتکب جرم سنگینی شده است، ممکن است الگوی رفتار جنایتکارانه خود را تا بزرگسالی ادامه بدهد؛ ویژگی که ممکن است از دید دادگاه بزرگسالان دور بماند. گروه دیگری از نوجوانان هم ممکن است رفتارهای خود را اصلاح کنند و دیگر سراغ جرم های کوچک و بزرگ نروند.بزهکاری، ژنتیکی است؟مکاتب فکری مختلفی وجود دارد که رفتارهای بزهکارانه نوجوانان را به عوامل مختلفی ربط می دهد. بسیاری از این عوامل به مباحث ذات و نوع پرورش مربوط است. کودکان که مورد توجه قرار نمی گیرند، از آن ها سوءاستفاده می شود یا در فقر به سر می برند، به احتمال زیادی از الگوهای بزهکارانه پیروی می کنند. البته برخی از نوجوانان بزهکار هم از خانواده های خوبی می آیند که والدین آن ها به اندازه کافی به نوجوان خود توجه داشته اند.ژنتیک هم یکی از عواملی است که نوجوان را بزهکار می کند. عاملی که فقط ممکن است تمایل نوجوان را به بزهکار شدن نشان می دهد اما عوامل پرورشی و تربیتی نقش پررنگ تری دارند. وقتی محیط برای بزهکار شدن مناسب باشد، نوجوان با احتمال بیشتری به این ورطه کشیده می شود. بنابراین باید تلاش کرد از ایجاد چنین محیط هایی جلوگیری شود.علاوه بر این، آگاهی از بیماری های روانی نوجوان سبب می شود تا با ارائه روش های درمانی مناسب از بزهکار شدن او جلوگیری کنیم. توانایی منطقی بودن نوجوان و کنترل رفتارهایش هم باید مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود آیا او بیماری روانی دارد یا مواد مخدر مصرف می کند یا از مشکلی رنج می برد؟! بهترین کار برای کمک به یک کودک بزهکار این است که علل بزهکار شدن او را  در این سن بررسی می کنیم و عواملی که سبب شده تا او به سمت بزهکاری برود را تشخیص دهیم.در بسیاری از جوامع، از راه دیگری برای حل مشکل بزهکاری نوجوان استفاده می کنند. آن ها برنامه هایی را تدوین می کنند تا از بزهکار شدن کودکان در نوجوانی پیشگیری کنند. این برنامه ها روی موضوعاتی از قبیل دوری از مصرف مواد مخدر، دوری از پیوستن به گروه های ارازل و اوباش، تمرکز روی آموزش از سنین پایین، ارائه روش های درمانی به خانواده های آسیب پذیر و کمک به خانواده های فقیر تمرکز می کند.جلوگیری از بزهکاری نوجوانانجلوگیری از بزهکاری نوجوانان شامل 5 مورد زیر می شود:1- مشارکت جامعهنظریه های مختلفی وجود دارد که مشارکت جامعه را در حل بزهکاری نوجوانان، یکی از عوامل کلیدی می داند. بزرگسالان می توانند با ارائه نگرش های مثبت و حمایت کننده از نوجوانان جامعه خود، نقشی کلیدی را ایفا کنند. آن ها می توانند با مداخله نوجوانان در کارهای مختلف از آن ها حمایت و پشتیبانی کنند. اگر صاحبان کسب و کار، مدیران شرکت ها و مدارس در تشویق کودکان به مشارکت اجتماعی با هم همراه باشند، کودکان از خطر و رفتارهای مخاطره آمیز دور می ماند.2- ساختار تحمیلیکمک به نوجوانان و جوانان در استفاده درست از اوقات فراغت، با مشارکت آن ها در فعالیت های جامعه ارتباط دارد. در بسیاری از کشورهای جهان، جوانان هر روز از آزادی های بیشتری بهره مند می شوند؛ امری که سوق دادن آن ها را به سمت بزهکاری و رفتارهای ناهنجار افزایش می دهد. به جای این که جوانان و نوجونان را به حال خود بگذاریم تا براساس احساسات شان تصمیم بگیرند، بهتر است از روش هایی استفاده کنیم تا آن ها ساختارمند شوند و افرادی قانون گریز برای جوامع خود نباشند.یکی از این روش ها، ثبت نام دانش آموزان در کلاس های فوق برنامه است- از کلاس های مختلف رشته های ورزشی گرفته تا کلاس های متنوع و جذاب هنری. در این کلاس ها، کودکان و نوجوانان از همسالان منفی نگر و بزهکار دور می شوند و ویژگی های ارزشمندی چون تعهد و کار گروهی را یاد می گیرند.یکی از جنبه های منفی چنین روشی، هزینه آن است. همه خانواده ها استطاعت مالی برای پرداخت هزینه کلاس های فوق برنامه را ندارند. این فرصتی است که رهبران سازمان های مختلف می توانند از آن برای کمک به داشتن جامعه ای سالم استفاده کنند. آن ها می توانند بخشی از سازمان خود را در تابستان در اختیار موسسات آموزشی بگذارند یا بخشی از هزینه این کلاس ها را برای خانواده های فقیر تقبل کنند.3- بهبود پیوندهای خانوادگییکی دیگر از نظریه های پرطرفدار در مورد حل مشکل بزهکاری و رفتارهای مخاطره آمیز به ما یاد می دهد که بهترین حمایت ها و پشتیبانی ها، از خانه به کودکان انتقال می یابد. محققان اظهار می دارند افزایش سطح سواد والدین، حمایت از آن ها و کمک به افزایش خانواده های سالم به پیشگیری از بزهکاری کمک شایانی می کند این تصور که خانواده سالم، یک نوع خاص و بدون تغییر است، تفکری از اساس اشتباه می باشد.مادران سرپرست خانوار که به تنهایی مسئولیت زندگی فرزند یا فرزندان خود را بر عهده دارند، خانواده هایی هستند که باید تحت حمایت قرار گیرند؛ چون آسیب پذیری فرزندان آن ها بیشتر از خانواده هایی است که پدر و مادر با هم مسئولیت زندگی را بر عهده دارند. باید از خانواده ها خواست تا نقش فعال تری در رشد و توسعه فرزندان خود ایفا کنند و با آن ها تعامل بیشتری داشته باشند.با این روش، فرزندان مشکلات خود را راحت تر با مادر در میان می گذارند و کمتر از محیط خانواده فاصله گرفته و دور می شوند. در نتیجه، احتمال کمتری دارد که بزهکار شوند.4- استفاده از توانایی گروه های اقلیتاگر با نگاهی عملی و مبتنی بر علم جمعیت شناسی، مجرمان را بررسی کنیم و ریشه ای این موضوع را از نظر بگذرانیم، حقایق زیادی بر ما روشن می شود. در بسیاری از مناطق جهان، نرخ بزهکاری در میان کودکان گروه های اقلیت بیشتر است. برای این امر دلایل مختلفی وجوددارد. نگاه اکثریت جامعه به گروه های اقلیت، منفی و اغلب کلیشه ای است و معمولا تلاش می شود تا آن ها را منزوی کنند. کودکان این گروه های این نگاه را با گوشت و پوست خود حس کرده و درک می کنند. برخی نیز اعتقاد دارند که کودکان گروه های اقلیت از الگوهای مثبت پیروی نمی کنند؛ در واقع، تعداد این افراد در محیط زندگی آنها زیاد نیست که کودکان با دیدن رفتار و اخلاق آنها بتوانند رفتارهای خوب را یاد بگیرند.اگر افراد جامعه درک کنند که انسان ها با یکدیگر تفاوت ندارند و با هم برابر هستند، شاید بتوان تا حدی از بزهکاری این کودکان آسیب پذیر جلوگیری کرد.5- بهبود گزینه های توانبخشیمحققان باور دارند نگاه به کودکان و نوجوانان که مرتکب جرم شده اند باید تغییر کند تا این بچه ها بتوانند به جامعه برگردند و کنار بقیه مردم زندگی کنند.به اعتقاد آن ها، مشاوره، ارزیابی های روانشناختی و برنامه های توانبخشی فعالیت محور روش های بهتر و موثرتری نسبت به زندانی کردن آن ها در محیطی بسته و کنار مجرمان است.     ]]> اخبار علمی و فناوری Wed, 14 Oct 2015 12:50:45 GMT http://migna.ir/vdcfxjdm.w6dmvagiiw.html توصيف رفتارهاي مشكل‌آفرين نوجوان http://migna.ir/vdchqznx.23nxkdftt2.html هيچ كدام از افرادي كه در جامعه با عنوان بزهكار شناخته مي‌شوند از لحظه تولد يا حتي دوران كودكي بزهكار نبوده‌اند. بزهكاري، نزاع با جامعه و اطرافيان، اعتياد و همه آسيب‌هاي اجتماعي كه براي جامعه معضل و آسيب قلمداد شده و حيات افراد را به مخاطره مي‌اندازد در وجود تك تك بزهكاران مانند تمام خصايص خوب و ويژگي‌هاي مثبت شكل مي‌گيرد و نطفه مي‌بندد در حالي كه مي‌توان از همان لحظه اول و زماني كه هنوز فاجعه به عمق خود نرسيده جلوی آن را گرفت و مانع رشد آن شد.نوجواني دقيقا همان زماني است كه رفتار و عملكرد زشت و بزهكارانه در افراد نمود مي‌يابد. اينكه نطفه همه‌چيز در كودكي در ذهن بسته مي‌شود و اين باعث مي‌شود در تمام طول زندگي فرد بر اساس آنچه در كودكي ديده و فهميده زندگي كند درست است، اما‌ اين تصورات در نوجواني به عنوان نخستين تجربه رفتار اجتماعي در فرد با رفتارهايي كه از او سر مي‌زند، حالت رسمي به خود مي‌گيرد و براي او دروني مي‌شود. نخستين تجربه بزهكاري برخی نوجوانان، در صورتي كه روي رفتارهايشان دقت شود، براي خانواده و اولياي مدرسه قابل مشاهده است. سيگار كشيدن، دزدي از جيب پدر و مادر يا اطرافيان و برداشتن وسايلي كه متعلق به نوجوان نيست، قلدري و زورگويي به بقيه در مدرسه يا در خانواده، آزار رساندن به خود و انواع آسيب‌هاي عمدي به بدن حتي كندن مو و خراشيدن پوست جزو اصلي‌ترين رفتارهايي هستند كه والدين وقتي حتي يك كدام از آنها را از نوجوان خود مي‌بينند بايد نسبت به آن واكنش نشان داده و روي آن حساس شوند. رفتاري كه والدين در اين مواقع بايد انجام داده و واكنشي كه از خود نشان مي‌دهند بايد كاملا شكل تنبيهي داشته باشد. سرپوش گذاشتن، ناديده گرفتن يا حتي برخورد اندك و جزئي باعث مي‌شود نه تنها اين رفتار براي نوجوان به يك عادت تبديل شود بلكه قبح آن نيز ريخته مي‌شود و نوجوان بي‌پروا بدون ترس از قضاوت ديگران اين اعمال را تكرار كند. مداومت در رفتار زشت و ناپسند از سوي بسياري از افراد در بزرگسالي نتيجه تكرار آن در نوجواني بوده است. در اين موارد والدين براي اصلاح رفتار فرزنداشان و دور شدن او از اعمال خلافكارانه هر نوع تنبيه به غير از تنبيه بدني كه صلاح مي‌دانند را بايد اعمال كنند. اصل اعتماد نبايد خدشه‌دار شود سن نوجواني، سن تغيير روحيات و رفتار است. افراد در اين سن به واسطه پايان دوران كودكي و آغاز بزرگسالي تمايلات و معاشرت‌هايشان را به گونه‌اي متفاوت از گذشته تنظيم كرده و اين به هيچ‌وجه بد و آسيب‌رسان نيست. برخي والدين با وسواس زياد بر هر تغيير رفتاري فرزندشان تمركز كرده و آن را واكاوي مي‌كنند. در حالي كه همه تغييراتي كه در اين سن از نوجوان سرمي‌زند بد نيست. يك روانشناس در توضيح اينكه چه رفتارهایي در نوجوان زنگ خطر بزهكاري و رويكرد نادرست را براي والدين و مربيان به صدا درآورده يا به عبارت ديگر والدين بايد روي كداميك از رفتارهاي نوجوان حساس باشند، مي‌گويد: توجه به رفتارهاي نوجوان در اين سن اهميت زيادي دارد. اميرهوشنگ مهريار مي‌افزايد: در خيلي موارد بيماري‌هاي رواني خاص مثل اسكيزوفرني در سن نوجواني شروع مي‌شود و درمان آن در اين سنين بسيار راحت‌تر است. مهريار در توضيح علائم ظاهري بيماري اسكيزوفرني مي‌گويد: بي‌توجهي به ظاهر، نظافت و همه شئون زندگي از علامت‌هاي اين بيماري است. او در توضيح اينكه به جز بيماري‌هاي رواني كدام دسته از رفتارها در اين سن خطرناك است، عنوان مي‌كند: تجربه مصرف مواد به صورت يك‌باره و ناگهاني در هيچ فردي رخ نمي‌دهد. قبل از اينكه اين اتفاق بيفتد نوجوان با افرادي رفت‌وآمد مي‌كند كه اين معاشرت زمينه‌ساز مصرف مواد مي‌شود. بنابراين والدين براي اينكه بفهمند نوجوانشان مواد مصرف مي‌كند يا خير بايد به دوستان و معاشرت‌هاي او دقت كنند. مهريار با عنوان كردن اين مساله كه هر تغيير رفتاري در اين سنين خطرناك نيست، مي‌گويد: تمايل همه نوجوانان به لباس‌هاي مد روز پوشيدن و رسيدگي به ظاهر در كنار ميل به بودن با دوستان و ساعاتي را بيرون از خانه گذراندن الزاما به معني رفتن نوجوان به سمت مهلكه‌هاي خطرناك نيست و والدين نبايد بر هر تغيير رفتاري حساس شوند. مهريار عنوان مي‌كند: رفتارهايي كه نوجوان مايل است از خانواده مخفي نگه دارد در همه موارد خطرناك نيست و اينكه خود پدر و مادر در نوجواني چنين تجربه‌هايي نداشته‌اند به معني اين نيست كه اين قبيل رفتارها با عرف جامعه همخواني ندارد. اين روانشناس در توضيح اينكه والدين در مقابل رفتارهاي مشكل‌آفرين نوجوان بايد چه واكنشي نشان دهند مي‌گويد: تا جاي ممكن والدين بايد سعي كنند اصل اعتماد در روابطشان با فرزندشان خدشه‌دار نشود و هر تنبيهي كه اعمال مي‌كنند نبايد در درجه اول اين احساس را به نوجوان بدهد كه والدين مي‌خواهند در كار او دخالت كرده و او را محبوس كنند يا باعث شوند نوجوان نسبت به آنها بي‌اعتماد شود. ضرورت تنبيه نوجوان با قهر يا طرد او رئيس انجمن حمايت از حقوق كودكان در اين زمينه به «آرمان» مي‌گويد: نوجواني سن ابتلاي فرد به همه آسيب‌هاي اجتماعي است. شيوا دولت‌آبادي مي‌افزايد: توجه به اين سن از اين جهت اهميت دارد كه اگر هر رفتار نادرستي از نوجوان سر بزند امكان تصحيح آن در اين سن از سوي والدين و بزرگتر‌ها وجود دارد در حالي كه تغيير اين رفتارها در بزرگسالي سخت و ناممكن است. اين روانشناس مي‌افزايد: از سوي ديگر، هر رفتاري كه از فرد در سنين بين 12 تا 18 سالگي سرمي‌زند زمينه‌ساز شكل‌گيري و تدوين شخصيت او در آينده خواهد بود و معني جامعه‌پذيري نيز همين است. دولت‌آبادي در توصيف رفتارهاي مشكل‌آفرين نوجوان مي‌گويد: سيگار كشيدن، خودآزاري يا ديگر آزاري يا حتي حيوان‌آزاري و دزدي حتي به شكل خيلي جزئي و نامحسوس سرفصل مشكلاتي است كه در آينده تحت عنوان اعتياد، سرقت، نزاع و بسياري از بيماري‌هاي رواني گريبان فرد و اجتماع را مي‌گيرد. دولت‌آبادي در توضيح اينكه والدين در اين موارد بايد چه برخوردي داشته باشند، مي‌گويد: به جز تنبيه بدني و تحقير و خشونت كلامي هر نوع تنبيهي متناسب با رفتار نادرست بايد اعمال شود و اگر اين اتفاق نيفتد اين رفتار در وجود فرد نهادينه شده و در آينده بخشي از شخصيت او خواهد شد. تنبيه فقط كتك زدن و خشونت كلامي نيست بلكه مي‌تواند طيف وسيعي از قهر تا طرد كردن را دربر بگيرد و در بسياري از موارد درباره نوجوانان محروميت مقطعي آنها از امكاناتي كه خانواده در اختيار آنها قرار مي‌دهد نظير پول توجيبي يا هر وسيله ديگري مي‌تواند مثمرثمر باشد.     ]]> بلوغ و نوجوانی Mon, 21 Sep 2015 09:51:34 GMT http://migna.ir/vdchqznx.23nxkdftt2.html عاشقي به وقت نوجواني! http://migna.ir/vdcb80bf.rhb5gpiuur.html سال هاي ابتدايي نوجواني من، هم زمان بود با پخش جُنگ «ساعت خوش» و اغلب زنگ تفريح ها، يک دعواي درست و حسابي بين عاشقان سينه چاک رضاعطاران و نصرا... رادش به راه بود. بازيگران شاد و بانمکي که براي دختربچه هايي که ما بوديم، جذاب ترين جوان هاي دنيا به حساب مي آمدند. کمي بعد، جک، ستاره فيلم پر سر و صداي «تايتانيک» با آن نگاه و لبخند و فرم متفاوت مو، تبديل شد به پسر مورد علاقه بعضي از دخترمدرسه اي ها. با ديدن عکس و پوسترش جيغ مي کشيدند و براي داشتن کيف و ساعتي با چهره و لبخندش، قلب شان تالاپ تالاپ مي تپيد. بعدتر، سرِ بازي هاي جام جهاني 1998، يک شبه خيلي ها عاشق باتيستوتا، بازيکن تيم آرژانتين که خوش تيپ ترين فوتباليست جام بود شدند. فکر کنم بعضي از ما تا وقتي ديپلم گرفتيم، چند ده بار عاشق و فارغ شديم. رضاشاهرودي، پائولومالديني، يکي دو تا خواننده، بازيگران سريال هايي مثل «در پناه تو»، «روزگار جواني» و... آدم هايي بودند که هر کدام در دوره اي، توفاني در قلب دختران نوجوان و احساسي به پا کردند و پوسترهايشان به در و ديوار اتاق و عکس هايشان توي دفتر خاطرات جا خوش کرد. اين تازه حال و هواي بچه هاي معمولي تر بود؛ بعضي هاي ديگر که کلا به هذيان و تخيل افتاده بودند و مثلا عابدزاده، همسايه مادربزرگشان بود و دو تا جمعه قبل تر هم پارسا پيروزفر را در مهماني دخترخاله شان ديده بودند و اتفاقا خشايار اعتمادي هم بهشان ابراز علاقه کرده بود! الان با به ياد آوردنش يک دل سير مي خنديم و مي پرسيم: عقلمان کجا رفته بود؟ و با حيرت اعتراف مي کنيم: چقدر ساده بوديم! البته بودند دخترهاي نوجوان زيادي که اصلا دچار چنين احساساتي نمي شدند يا اگر مي شدند بروز نمي دادند و تبديل به نقطه ضعفي در زندگي شان نمي شد. طبيعي است که با نگاه و تفکر و تجربه امروز، آن همه محبت و علاقه به ستاره ها، الکي و بي ارزش است ولي آن موقع اگر بزرگترها چنين حرفي مي زدند، به نظر عجيب و غيرمنطقي مي آمد. کما اين که اين روزها هم اگر گشتي در فضاي مجازي بزنيد، با انبوه فن پيج هاي آدم معروف هايي مواجه مي شويد که توسط دختران نوجوانِ علاقمند و متعصب، مديريت مي شود. انگار اين علاقه هاي بي اساس و بي نتيجه، مثل تمام تغييرات دوره بلوغ و نوجواني، خاصيت اين دوره، به ويژه براي بعضي از دختر خانم هاست که محدود به ستاره ها هم نمي شود و گاهي به شکل زود گذر اما ظاهراً عميق شامل پسرخاله و بوتيکي سرکوچه و... هم مي شود. امروز قرار است درباره همين موضوع حرف بزنيم: عشق هاي دوره نوجواني دختران به خصوص عشق به ستاره ها! اين که خانواده ها براي پيشگيري از اين احساسات عجيب چه کنند و در صورت بروزش چه واکنشي داشته باشند و... - پدرها به دختران شان محبت کنند يادداشت شفاهي دکتر مجيد ابهري (آسيب شناس و متخصص علوم رفتاري)-عشق و علاقه هاي سنين نوجواني، بيش از اين که بر مبناي منطق و احساس باشد، بر اساس تحولات فيزيکي و هورموني است. و اين به معناي دروغين يا کم ارزش بودنش نيست، بلکه صرفا بايد هوشيار بود. علاقه دختران نوجوان به جنس مخالف، علاوه بر تمام تحولات دوران بلوغ، يک دليل بسيار مهم دارد و آن، دوري دختران از پدرانشان و کمبود حضور يک مردِ مهربانِ قابل اعتماد در زندگي آن هاست. به عنوانِ يک آسيب شناس، به تازگي با پديده اجتماعيِ جديدي رو به رو هستم و آن عشق و محبت و رابطه دختران جوان با مردان مسن است. وقتي از دخترخانم مي پرسي چرا؟ مي گويد: اين آدم، هم جاي دوست پسرم است و هم جاي خالي پدر را برايم پر مي کند! پس قبل از هر چيز، پدرها به عنوان اولين و مهم ترين مرد زندگي يک دختر، براي در امان ماندن فرزندشان از آسيب هاي دوره نوجواني، هميشه و به ويژه در اين دوره حساس، حسابي هواي دخترخانمشان را داشته باشند. وقت بگذارند، حوصله به خرج بدهند، محبت کنند، حرف بزنند، بيرون بروند و خلاصه نوجوان را به لحاظ محبت و توجه، سيراب کنند. ولي به شکل خاص، علاقه دختران نوجوان به ستاره ها و سلبريتي ها، دو وجه دارد: يکي عملکرد خودِ ستاره ها که معمولا جوان هايي هستند که پيش از رسيدن به جنبه و ظرفيتِ لازم، به شهرت و ثروت و محبوبيت رسيده اند و گاهي به شکل هاي مختلف، دست به سوءاستفاده از اين امکانات مي زنند. مثلا به تازگي شنيدم برخي چهره ها با گرفتنِ مبلغي پول، به عنوانِ سورپرايز در مهماني هاي تولد و جشن هاي عروسيِ طرفدارانشان ظاهر مي شوند. بُعد ديگر ماجرا، خيال پردازي نوجوان است که دنياي ستاره ها را بيش از چيزي که هست، جذاب و رنگارنگ و زيبا مي بيند و متوجه واقعيت هاي تلخ و تکان دهنده اي که دور و بر اين ستاره ها در جريان است، نيست. مثلا نوجوان هيچ وقت به اين فکر نمي کند که بودن و ازدواج با آدمي که تقريبا کل يک کشور به او علاقه مند هستند و به شيوه هاي مختلف سعي در نزديک شدن به او و ابراز محبت دارند، چقدر مي تواند سخت باشد. شايد در چنين شرايطي، بهترين کار اين باشد که والدين، به خصوص پدرها، با محبت و توجه، ابعاد پنهانِ چنين علاقه هايي را براي نوجوانِ بي تجربه شان باز و بيان کنند و نوجوان را دعوت به صبر و تلاش براي رشد شخصيتي، علمي، معنوي و اجتماعي کنند.--گفت وگو با سمانه علويان، مشاور امور خانواده درباره احساسات دختران نوجوان مهم ترين ويژگي نوجوان، خيال پردازي است   سال هاي بلوغ، سال هاي رشد همه جانبه است. نه فقط رشد جسمي و جنسي، بلکه رشد روحي، رواني، عاطفي، هيجاني، شناختي، اجتماعي و از همه مهم تر، عقلاني! در دختران، معمولا از 10 يا 12 سالگي و در پسران، از 13 سالگي بلوغ شروع مي شود و گاهي تا 18 يا 20 سالگي ادامه دارد. هميشه خوانده و شنيده ايم که سال هاي بلوغ و نوجواني، سال هاي حساسي است که بايد با دقت و توجه نوجوان و والدين سپري شود تا آسيب هاي خاص اين سن مثل علاقه افراطي به ستاره ها و چهره هاي مشهور که گاهي عاقبت تلخي دارد، کمرنگ شود. براي به دست آوردن شناخت عميق از سنين نوجواني، علاقه نوجوان به سلبريتي ها و راه هاي پيشگيري و کنترل اينجور علاقه ها، با سرکار خانم سمانه علويان، مشاور امور خانواده که کارنامه پرباري از تعامل با نوجوانان دارد، به گفت و گو نشستيم. در ادامه، نظرات و تجربيات ايشان در اين زمينه را مي خوانيد: بلوغ، دوره تحولات اساسي در سن بلوغ و سنين نوجواني، کل وجود شخص متحول مي شود و در تمام زمينه هاي فيزيولوژيک و روحي، فرد دچار تغييرات بنيادين مي شود. البته اين تغييرات يک شبه و با هم اتفاق نمي افتد و در آدم هاي مختلف به شکل هاي گوناگون بروز مي کند. اولين نشانه هاي بلوغ، جسمي و ظاهري است اما بيشتر تغييرات در ذهن نوجوان شکل مي گيرد. البته که منشاء اغلب اين تغييرات، ترشح هورمون هاي شيميايي است که خودش را در جسم يا رفتار نشان مي دهد. تحريک پذيري و حساس شدن، احساس بزرگسال بودن، نياز به تنهايي و استقلال، جست وجوي هويت، بررسي فلسفه وجود، بازبيني اعتقادات مذهبي، خلاقيت و خودشکوفايي و... همه از جمله تغييرات بلوغ است. نيازهاي جديد و عميق يک نوجوان در سنين نوجواني، يک سري نيازهاي جديد در فرد شکل مي گيرد. يا اگر جديد هم نيست و از کودکي وجود داشته، حداقل با جنس و عمق تازه بروز مي کند؛ مثلا نياز به ديده شدن، مورد توجه بودن، محبت ديدن و محبت کردن، مورد قدرداني قرار گرفتن، نوازش شدن، کلمات محبت آميز و اميدوار کننده شنيدن، مورد قبول واقع شدن، احساس تعلق کردن و... که ممکن است از بدو تولد در وجود فرد بوده، اما در نوجواني با شدت و سمت و سوي متفاوتي ديده مي شود که اتفاقا همين کمبود و عطش، در صورتي که در خانواده و توسط محارم سيراب نشود، نقطه شروع دوستي هاي خياباني يا عشق و علاقه هاي خيالي و يک طرفه به ستاره هاست. سرگرداني و خيال پردازي مهم ترين ويژگي نوجوان، خيال پردازي است. خيال پردازي به نوجوان کمک مي کند هر آنچه را که در واقعيت وجود ندارد در خيال تجربه کند. نوجواني، مرز ميان کودکي و بزرگسالي است. جسم، شبيه آدم بزرگ هاست ولي روحيه و عقل در عوالم کودکي سير مي کند. بزرگ ترها به دليل رشد جسمي از نوجوان توقعات و انتظاراتي دارند اما نوجوان هنوز براي مسئوليت پذيري آماده نيست. نوجوان دلش مي خواهد مورد توجه جمع باشد اما هيچکس قبولش ندارد. خلاصه همه چيز کمي مبهم است. اينجاست که خيال پردازي به کمک نوجوان مي آيد. نوجواني که دوست دارد مورد توجه جنس مخالف باشد، نوجواني که دوست دارد مشهور و محبوب باشد، دوست دارد زيبا و خوش تيپ و ايده آل باشد و خود را مرکز دنياي محدودش مي داند، در خيال، خودش را به جاي ستاره هاي موفق يا همسر و دختر سلبريتي ها تصور مي کند. تخيل، محدوديت و چارچوب هاي دنياي واقعي را محو مي کند و فرصت تجربه هر آنچه را که نمي توان در دنياي واقعي تجربه کرد فراهم مي کند. نوجوان به تخيلاتش پر و بال مي دهد و متاسفانه گاهي در اين تخيلات غرق مي شود. شبکه هاي پر دردسر اين روزها دسترسي ساده، سريع و بي واسطه به ستاره ها در فضاي مجازي، به دنبال کنندگان و طرفدارانشان توهم ارتباط، تعامل و صميميت مي دهد و به علاقه هاي افراطي نوجوانان به سلبريتي ها دامن مي زند. اگر نوجوان نسل قبل، در صورت علاقه به چهره هاي مشهور، راه و کانالي براي ابراز اين علاقه نداشت و بالطبع اميدي هم به ملاقات، ارتباط و وصال نبود، صفحه هاي شخصي هنرمندان در شبکه هاي اجتماعي به نوجوان امروز، فرصت ارتباط بي واسطه و بي پروا با ستاره را مي دهد و اينطوري هاست که من به عنوان يک مشاور فعال در حوزه نوجوانان، سالانه با تعداد زيادي نوجوانِ عاشق رو به رو هستم که از شدت علاقه و محبت به يک بازيگر، خواننده يا بازيکن فوتبال، به شرايط خاص و وخيمي رسيده اند. علاقه يک طرفه، عشق نيست! همان طور که مي دانيم عشق به معني يک پيوند دوطرفه است با سه ضلع تعهد و صميميت که با تعقل کامل مي شود. مهم ترين و اصلي ترين راه پيشگيري از بسياري از آسيب هاي نوجواني، دقت و توجه والدين در دوره کودکي بچه هاست، اين که بچه، دوره کودکيِ خوب و شيريني را تجربه کند. کودکي خوب و شيرين، نه با پول و امکانات که بيش از همه چيز، با محبت و حوصله و وقت گذاشتنِ پدر و مادر براي بچه رقم مي خورد. همانطور که مي دانيم، کودکي دو دوره است. دوره اول که از تولد تا هفت سالگي است و دوره دوم از هفت تا حدود زمان بلوغ. در دوره اول، بهترين روش برخورد با کودک، بازي است و در دوره دوم، بهترين راهِ ارتباط با بچه، کارهاي مشارکتي است. ضمن اين که از همان کودکي بايد حواسمان به رفتار و گفتارمان که مهم ترين الگوي بچه است، باشد. بچه ها هر آنچه را که در کودکي ضبط کردند در نوجواني بروز مي دهند و آن موقع ديگر براي اصلاح و تربيت خودمان يا آن ها دير است. نوجوانت را بشناس قدم بعدي، به دست آوردن شناختِ عمومي و اختصاصي از نوجوان است. اين که والدين و بزرگ ترها به شکل کلي، اطلاعات کافي درباره خصوصيات و ويژگي هاي دوره بلوغ و نوجواني داشته باشند و به شکل خاص، نوجوانِ خودشان را بشناسند، از جزئيات رفتاري نوجوانشان مطلع باشند و سطح توقع و انتظارشان از فرد، واقع بينانه باشد تا هم خودشان حرص نخورند، هم عزت نفس و اعتماد به نفس نوجوان پايين نيايد. بايد ذهن نوجوان را با برنامه هاي فکري مشغول نگه داشت و با ايجاد برنامه هاي ورزشي، انرژيِ نوجوان را تخليه کرد و با سپردن مسئوليت هاي کوچک، به نوجوان فرصتِ ابراز وجود داد. حفظ رابطه صميمانه باور کنيم که نوجوان از کنترل شدن و سوال و جواب و امر و نهي گريزان است و تجسس والدين، به پنهانکاري و شيطنتِ بيشتر نوجوانان دامن مي زند. مهم ترين نياز نوجوان، صميميت با والدين است. اين که احساس امنيت بکند و بتواند اعتماد کند و حرف دلش را راحت و بدون ترس به پدر و مادر بزند و بابت حرف و عملش، حتي اگر احمقانه و کودکانه باشد، مورد سرزنش و تمسخر و بي تفاوتي قرار نگيرد. نوجوان بيش از هر چيز به يک دوست صميمي نياز دارد. پدرها مي توانند به بهترين شکل اين نقش را براي دختران ايفا کنند و بسياري از نيازها و کمبودهاي دخترشان به محبتِ جنس مخالف را با محبت و توجه پدرانه، تامين کنند. براي يک دختر نوجوان، هيچ چيز دلگرم کننده تر از حمايت و پشتيباني همه جانبه پدر نيست. متاسفانه در ايران، دختران نوجوان بيشترين فاصله را با پدرانشان دارند و پدرها به اشتباه، به محض اين که احساس مي کنند دخترشان کمي بزرگ شده، دور مي شوند و اين زمينه ساز نزديکي دخترخانم به مردانِ ديگر است. اگر دختر نوجوانمان...بدانيم علاقه به ستاره ها در سنين نوجواني، مورد نادر و عجيبي نيست. همه مان، چه زن، چه مرد يک جورهايي تجربه اش کرده ايم و با گذشت زمان حل شده و از آن جز خاطره خنده داري باقي نمانده است. پس اگر متوجه علاقه نوجوانمان به يک سلبريتي شديم، قبل از هر چيز درک کنيم، بفهميم و موضوع را بزرگ نکنيم. همراهي نکنيم اما در فضايي امن و آرام به گفت و گو بنشينيم و درباره ابعاد مختلف اين علاقه حرف بزنيم. از تجربه هاي شخصي بگوييم و ضمن احترام به اين احساس، واقع بيني را در نوجوان تقويت کنيم. چشم نوجوان را باز کنيم و جهانِ تخيلي و رنگارنگ نوجوان را با بيان واقعيات، ترميم کنيم. عزت نفس را در نوجوان پررنگ کنيم و يادآوري کنيم راهِ درازي براي رشد و پيشرفت و تجربه يک عشق واقعي و چشيدن طعم شيرين زندگي در پيش دارد.   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Tue, 18 Aug 2015 07:20:50 GMT http://migna.ir/vdcb80bf.rhb5gpiuur.html با نوجوانان سرکش و ناسازگار چگونه رفتار کنیم؟ http://migna.ir/vdcevn8x.jh8wfi9bbj.html ممکن است گاهی بشنوید که نوجوانی آشکارا بر ضد والدین خود به سرکشی می پردازد . شاید حتی خود خانواده ای را بشناسید که در آن فرزند نوجوانی که غیرقابل کنترل است دارند ، با این حال دانستن اینکه آیا فرزندی واقعا سرکش است یا نه ، همیشه کار آسانی نیست . بعلاوه ، درک این مطلب که چرا فرزندی از یک خانواده به سرکشی می پردازد و دیگر فرزندان با اینکه از همان خانواده هستند – دست به این کار نمی زنند ، میتواند واقعا دشوار باشد . اگر والدین متوجه شدند که ممکن است یکی از فرزندانشان بفردی کاملا سرکش تبدیل شود ، چه باید بکنند ؟ برای پاسخ به این پرسش ، ابتدا باید این مطلب را درک کنیم که سرکشی چیست ؟ بطور ساده ، فرد سرکش کسی است که عمدا و دائما از اطاعت از یک مقام بالاتر ، خودداری می کند یا با آن مخالفت می کند و یا آنرا حتی به مبارزه می طلبد . البته ، باید به این مَثَل هم توجه کرد که می گوید : « حماقت در دل طفل بسته شده است . » بهمین دلیل برای همه فرزندان پیش می آید که با والدین خود و یا هر مقام دیگری مخالفت کنند . این امر به ویژه در مورد دوران نوجوانی که همراه با تحولات جسمی و عاطفی است صادق  می باشد . هر نوع تغییری در زندگی فرد مولد فشار روحی است و دوران نوجوانی سراسر تغییر است . پسر یا دختر نوجوان شما از دوران کودکی قدم به دوران بلوغ می گذارد . بهمین دلیل ، در طی سالهای نوجوانی برخی از والدین و فرزندان با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند . اغلب اوقات والدین از روی غریزه میخواهند این روند را کُند کنند ، در حالی که نوجوانان میخواهند به آن سرعت دهند . نوجوان سرکش به معیارهای والدین خود پشت می کند . اما بخاطر داشته باشید برای اینکه کسی را سرکش بنامیم تنها چند مورد مخالفت کافی نیست . در مورد برخی از موضوعات  اجتماعی یا روحانی ، برخی از نوجوانان ممکن است در ابتدا علاقه ای در این مورد از خود نشان ندهند و اصلا علاقه ای به مذهب و روحانیت نداشته باشند ، اما ممکن است که سرکش نباشند . از این رو شما به عنوان والدین نباید فورا  نوجوان خود را در زمره  گروه سرکش بدانید . آیا همه افراد در دوران نوجوانی با والدین خود به مخالفت برمی خیزند ؟ خیر ! به هیچ وجه ، در واقع شواهد نشانگر  آنند که تنها تعداد معدودی از نوجوانان بطور جدی دست به تمرد و سرکشی می زنند . با این حال ، اگر یک نوجوان با لجاجت و بطور دائمی به سرکشی بپردازد چه باید کرد ؟ عامل پدیدآورنده چنین سرکشی و تمرد چیست ؟ علل سرکشی ؟   یکی از علل اصلی سرکشی ، محیط  متخاصم این دنیاست . دنیای متخاصم امروزی همیشه بدنبال دربند کشیدن نوجوانان و جوانان است و این موضوع بصورت فرهنگی مضر در آمده است که باید در مقابل چنین روشی مقابله نمود. باید اذان کرد که قسمت اعظم این فرهنگ بیش از گذشته زشت ، خطرناک و مملو از تأثیرات بد است . اگر والدین به فرزندان خود آموزش و هشدار ندهند و از آنان حمایت نکنند ، این نوجوانان می توانند به آسانی تحت تأثیر « روحی که الحال در فرزندان معصیت عمل میکند » قرار بگیرد . فشار از جانب دوستان و معاشران نیز به آن مربوط میشود . اگر والدین اهل مطالعه باشند براحتی میتوانند توصیه هایی از کتب مختلف و یا انترنت جهت پرورش صحیح نوجوان خود  کسب کنند . بقول معروف که می گوید : « با حکیمان رفتار کن و حکیم خواهی شد ، اما رفیق جاهلان ضرر خواهد یافت . » به همین ترتیب ، کسی که با افراد آکنده از روحیه زشت این دنیا ، معاشرت می کند به احتمال زیاد تحت تأثیر این روحیه قرار میگیرد. نمونه های این موضوع را ما در اغلب کشورها می بینیم بخصوص در کشور عزیز خودمان ایران . هر چند که می بایست به قوانین کشور خودمان احترام گذارم و مقامهای کشوری را همانند والدین خود محترم بشماریم ، ولی در بعضی مواقع دست به سرکش می زنیم . علت دیگر سرکشی ممکن است محیط خانه باشد . بطور مثال ، اگر یکی از والدین به مصرف مشروبات الکلی یا مواد مخدر معتاد باشد یا با همسر خود رفتاری خشونت آمیز داشته باشد ، دیدگاه نوجوان خانه درباره  زندگی ممکن است دچار انحراف شود. حتی در برخی از خانه های نسبتا آرام نیز نوجوان ممکن است بدلیل فقدان محبت و علاقه  در خانه دست به سرکشی بزند با وجود این ، سرکشی نوجوانان همیشه به علت تأثیرات خارجی نیست . برخی از نوجوانان با وجود آنکه والدینشان اصول اخلاقی  ، اصول روحانی را بکار گرفته و تا حد زیادی فرزندان خود را از گزند دنیای اطراف ، حفظ کرده اند باز هم به معیارهای والدین خود پشت می کنند . چرا ؟ شاید دلیل آن ریشه دیگر مشکلات ما یعنی ناکاملی بشر باشدچگونه با نوجوانان سرکش و ناسازگار رفتار کنیم؟ ۱. کودکان و نوجوانان ناسازگار اغلب مشکلاتی را برای خود و اطرافیان ایجاد می‌کنند. در حقیقت آنان نمی‌دانند که چگونه به اهداف خود دست یابند. افکار اشتباه کودکان و نوجوانان باعث بدرفتاری آنان می‌شود. اگر به‌جای بدرفتاری متقابل با فرزندان به افکار نادرست‌اش توجه کنیم او اصلاح می‌شود.   2. بهترین راه تشویق کودک یا نوجوان آن است که وقتی را برای او اختصاص دهیم. بسیاری از معلمان که مدت کوتاهی با کودک ناسازگار همراهی کرده‌اند شاهد تغییرات عمده در رفتار او بوده‌اند. 3. با تشویق کودک یا نوجوان او احساس وابستگی می‌کند و انگیزهٔ بدرفتاری او از بین می‌رود. به‌جای اهمیت دادن به اشتباهات نوجوان رفتارهای مثبت او را تشویق کنید. 4. پس از بازگشت فرزندان از مدرسه یا در اوقات فراغت در مورد رویدادهای روزانه سئوال کنید تا در شادترین و غم‌انگیزترین لحظات او شریک باشید. شما از آنچه که از فرزندتان می‌آموزید متعجب خواهید شد. 5. کارهای مهم و باارزش را به فرزندان محول کنید. متأسفانه بسیاری از والدین و معلمان کارهائی را که کودکان و نوجوانان می‌توانند انجام دهند خودشان برعهده می‌گیرند. اگر کودکان و نوجوانان در فعالیت‌های مختلف شرکت کنند احساس وابستگی می‌کنند. 6. در جلسه بحث و گفتگو در کلاس با جمع خانواده با احترام و همکاری مشکلاتی را حل کنید. در این جلسات، جو توأم با محبت و احترام ایجاد می‌شود و کودک و نوجوان مهارت‌های اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و همکاری را فرا می‌گیرد. 7. با کمک همهٔ اعضای خانواده تصمیم‌گیری و کارهای مهم را بین همه تقسیم کنید. هر یک از وظایف مختلف هفته را بر روی کاغذ جداگانه‌ای یادداشت کنید و داخل جعبه‌ای بیندازید تا هر کس کاغذی را بردارد. در این صورت همیشه یک نفر کار ثابت و مشخص انجام نمی‌دهد. با تشویق کودکان و نوجوانان به شرکت در تصمیم‌گیری‌های کلاس، انگیزه و علاقه آنان افزایش می‌یابد. 8. به فرزندان مسائل مختلف را کامل آموزش دهید. اگر به فرزندتان می‌گوئید آشپزخانه را تمیز کند، وظایف او را کامل شرح دهید. شاید او فکر کند فقط باید ظرف‌ها را در جاظرفی بگذارد. والدین و دبیران می‌توانند، بپرسند و می‌دانی ازت چه انتظاری دارم؟ 9. سرمشق فرزندان باشید و به آنان احترام بگذارید. مهربانی نشانهٔ احترام به کودک و قاطعیت نشانهٔ احترام به خود می‌باشد. اما این امر در هنگام دعوا و اختلاف چندان آسان نیست. از این رو به توصیه‌های بعدی توجه کنید. 10. در مواردی تنبیه برای تغییر رفتار نادرست کودک و نوجوان مؤثر است. اگر رفتارهای منفی نظیر لجبازی و خشونت در درازمدت در کودک و نوجوان مشاهده می‌شود باید تشخیص داد که تنبیه در اصلاح رفتار او مؤثر است یا تشویق. 11. وقتی که عصبانی می‌شوید و با فرزندان دعوا می‌کنید، مشکلی حل نمی‌شود. به فرزندان آموزش دهید مدتی را برای آرامش اختصاص دهند و در هنگام دعوا شما و فرزندتان همدیگر را ترک کنید و به اتاق جداگانه‌ای بروید. کاری انجام دهید تا آرام شوید، سپس با گفتگو مشکلتان را حل کنید.   12. در جلسات خانوادگی یا کلاس درس از سه عامل ارتباط، احترام و منطق استفاده کنید. 13. اگر فرزندان ناراحت و عصبی هستند، فرصتی فراهم کنید که افکار منفی را کنار بگذارند تا احساس خوبی نسبت به‌خود داشته باشند. به آنان بیاموزید زمانی را برای اصلاح رفتار نادرست خود یا کاهش عصبانیت اختصاص دهند. 14. به فرزندان آموزش دهید که اشتباهات فرصت خوبی را برای یادگیری فراهم می‌کنند ومی‌توان از آن‌ها درس عبرت گرفت. بهترین راه آموزش این امر آن است که خودتان سرمشق آنان باشید. وقتی که اشتباه می‌کنید: - اشتباه‌تان را تشخیص دهید ولی احساس خوبی نسبت به‌خود داشته باشید. - به خود بگوئید این بار اشتباه شد، ولی من که نمی‌خواستم این طور شود. - به‌جای سرزنش خود به فکر حل مشکل باشید. 15. شوخ‌طبع باشید. در خانه و مدرسه با تعریف مسائل جالب و خنده‌دار شادی را برای کودکان و نوجوانان به ارمغان آورید. 16. محبت و احترام خود را به فرزندان نشان دهید. به فرزندتان بگوئید تو برای من مهم هستی. من نگران این مسئله هستم. می‌توانی کمکم کنی راه حلی برای آن پیدا کنم؟ ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 16 Aug 2015 15:35:29 GMT http://migna.ir/vdcevn8x.jh8wfi9bbj.html چگونه یک رابطه‌ی مادری دختری سالم داشته باشیم؟ http://migna.ir/vdcaiyne.49nui15kk4.html مادر کسی است که ما را به دنیا آورده و ما زندگی خود را مدیون او هستیم. اما در طول سالهای بزرگ شدن‌مان رابطه‌ی ما با مادرمان پستی بلندی‌های بسیاری را طی می‌کند. وجود یک رابطه‌ی محکم، دوست داشتنی و سفت و سخت بین مادر و دختر یعنی اینکه آنها چگونه با مثبت‌ها و منفی‌ها در وضعیت‌های مختلف مواجه می‌شوند. دختران هدیه‌های بسیار با ‌ارزشی هستند که مادران دریافت کرده‌اند. آنها یادآور روزهای کودکی و سالهای بزرگ شدن مادرانشان هستند. من حدس می‌زنم که هیچ رابطه‌ا‌ی اصلی‌تر از رابطه‌ی مادر و دختری وجود ندارد. مادر نسخه‌ی عینی خود را در دخترش می‌بیند و دختر نیز دوست دارد وقتی بزرگ شد مثل او شود. وقتی که چنین رابطه‌ای الهی است چگونه می‌توان آن را فوق العاده کرد؟ همان طور که دلایل مختلفی وجود دارند که این رابطه را تقویت می‌کنند دلایل زیادی نیز وجود دارند که این رابطه را تضعیف می‌کنند. دختران احساس می‌کنند که مادرانشان از همان مراحل اولیه آنها را کنترل می‌کنند، انتقادی و سخت گیر هستند. از طرف دیگر مادران نیز احساس می‌کنند دخترانشان به حرفهای آنها گوش نمی‌دهند، وسایل خود را جمع نمی‌کنند و هیچ وقتی را به آنها اختصاص نمی‌دهند. این توقعات پیوسته‌ای که هر دو طرف از یکدیگر دارند باعث می‌شود که آنها در روابطشان خسته شوند. اما چرا دختران فراموش می‌کنند که مادرانشان همان کسانی هستند که وقتی کوچکترین بریدگی در انگشت آنها ایجاد می‌شود یا می‌خواهند در مورد لباس تازه‌ای که خریده‌اند نظر بپرسند باعجله به سراغ آنها می‌روند. همانند هر رابطه‌ی دیگری این رابطه نیز نیاز دارد که تقویت شود. این مقاله به شما کمک می‌کند تا یک رابطه‌ی مادر و دختری بهتر ایجاد کنید. بینش‌هایی برای ایجاد یک رابطه‌ی مادر و دختری سالم: بیشتر ما فکر می‌کنیم که فقط وقتی که بزرگ شویم به ایجاد یک رابطه‌ی سالم با مادرمان نیاز داریم. اما رابطه‌ی عاطفی با مادرمان از همان هنگام تولدمان شروع می‌شود. سفر یک مادر از دوران یک دختر جوان بودن تا مادر شدن به خاطر به دنیا آوردن فرزند شگفت انگیز است. می‌خواهیم که کمی در دوران مادرانه‌ی مادرمان سیاحت کنیم. وقتی که به دنیا می‌آییم: این زمانی است که او سفر خود را به عنوان یک مادر آغاز می‌کند. تعداد کمی از زنان از باردار شدن می‌ترسند اما وقتی که فرشته‌ی کوچک خود را در آغوش خود می‌گیرند همه‌ی این ترس‌ها ناپدید می‌شوند. تحقیق نشان می‌دهد که وقتی زنان به کودکان خود شیر می‌دهند، یک ماده‌ی شیمیایی به نام اکسی توسین آزاد می‌شود که باعث برانگیختن عواطف و احساسات مربوط به دوست داشتن می‌شود. بنابراین این علاقه از همان وقتی که به دنیا می‌آییم شروع می‌شود. از لحاظ پزشکی بهتر است که حداقل 6 ماه به بچه شیر داد شود. حالا تصور کنید که در این 6 ماه چه مقدار ماده‌ی شیمیایی آزاد می‌شود و چه قدر این ارتباط عاطفی بین ما و مادرمان که فقط مختص ما دو نفر است افزایش می‌یابد. مراقبت از دختر کوچکتان این رابطه را قوی‌تر می‌کند. قطعاً بخشی از رژیم روزانه کودک بودن، باعث می‌شود که شما دو نفر به هم نزدیکتر شوید. سعی کنید یک برنامه روزانه برای خودتان داشته باشید و از وقتی که به دنیا آمد آن را شروع کنید. از لحظه‌ای که دخترتان از خواب بیدار شد با او باشید. کودکان و نوباوه‌ها با کسی که بیشتر از دیگران با او باشد احساس و ارتباط خود را افزایش می‌دهند. به او غذا بدهید، او را حمام کنید، با او بازی کنید و با تعریف برخی قصه‌ها به او کمک کنید که به خواب برود. این برنامه شما را هیجان زده می‌کند و یک رابطه‌ی سالم بین شما و دخترتان را پی ریزی می‌کند. مادرم به من می‌گفت که وقتی که من به دنیا آمدم مانند عروسک او بودم و او از من همانند عروسک دلخواهش مراقبت می‌کرد. من فکر می‌کنم این یک نوع حس دوست داشتن است که برای ایجاد یک رابطه مادری دختری سالم مورد نیاز است. وقتی که به مدرسه می‌رویم: دوران مدرسه زمانی است که ما ناگهان در معرض دنیای بیرون قرار می‌گیریم. ما با افراد جدید در مدرسه ملاقات می‌کنیم، دوست پیدا می‌کنیم، با معلمان خود تعامل داریم و شروع به فکر کردن می‌کنیم. ما در مدرسه چیزهای جدید یاد می‌گیریم و از ما انتظار این را دارند که تکالیفی انجام دهیم. این توقعات قبلاً از رفتن به مدرسه برای ما آشنا نبودند. در این دوران بسیار مهم است که به دختر خود اجازه دهید که بداند صرف نظر از اینکه چه عملکردی در مدرسه دارد او را دوست دارید. این نقطه‌ای است که تیرگی در روابط بروز کرده و پیشرفت می‌کند. از کودک خود توقعات خیلی زیادی نداشته باشید و به جای آن، او را در این سالهای مدرسه راهنمایی کنید. شما هم در همان محل بوده‌اید و دقیقاً می‌دانید که وقتی که در امتحان‌های مدرسه عملکرد خوبی نداشتید چه احساسی به شما دست می‌داد. بسیار ضروری است که به دختر خود بفهمانید او را دوست دارید و درکش می‌کنید و در همان زمان به او انگیزه بدهید تا در امتحانات مدرسه نهایت تلاش خود را بکند. مدرسه رفتن زمانی است که دخترتان شروع به رسیدگی به لباس خود می‌کند. تا این موقع، او در خانه بوده است و هیچ وقت به مکانی بیرون از خانه آن هم هر روز نرفته است. او حتی خودش را با هیچ کس مقایسه نمی‌کرده است. اما حالا او در بین دختران کوچکی دیگری مثل خودش قرار گرفته است. این موقع، زمانی است که او به کش‌های سر، روبان‌ها و لباس‌های رنگارنگ توجه می‌کند. هر هفته با دختر خود یک جلسه‌ی رسیدگی به لباس داشته باشید. به او در انجام فعالیت‌های روزانه‌اش کمک کنید. می‌توانید یک مدل موی جدید برای دختر خود پیدا کنید که هر روز هفته موهای خود را به آن شکل مرتب کند. به من اعتماد داشته باشید دختر شما هر هفته منتظر این روز خواهد بود. تقلید کردن ما از مادرمان نیز از همین سن شروع شد. دخترتان دوست دارد که تمام لباسهایی را که شما می‌پوشید او نیز بپوشد و یا مثل شما آرایش کند. این تقلید کردن را به سمت و سوی مثبت هدایت کنید. اگر فکر می‌کنید که تیپ، شخصیت و یا ظاهر شما مناسب سن او نیست، سعی کنید این احساسات را در مقابل او بروز ندهید. به او یاد دهید که داشتن قلبی بزرگ بسیار مهم‌تر از ظاهری زیبا است. شما تنها دوست او هستید تا وقتی که او دوست‌های جدیدی در مدرسه پیدا بکند. بنابراین لازم است که بهترین دوست او نیز باشید. خود را به این کار عادت دهید که هر روز از فرشته‌ی کوچک خود در مورد مدرسه‌اش بپرسید. شما از شنیدن تعداد داستان‌هایی که او برای شما تعریف خواهد کرد شگفت زده خواهید شد. هم چنین صحبت‌تان را به گوش دادن به داستان‌های او محدود نکنید و با او در مورد روزهای دوران کودکی خود نیز صحبت کنید. دخترتان دوست دارد که بداند وقتی هم سن او بودید چگونه رفتار می‌کردید. وقتی که او شباهت‌هایی بین خود و دوران کودکی شما پیدا کند به شما نزدیک‌تر می‌شود. وقتی که در دوران نوجوانی خود هستیم: والدین از دوران نوجوانی فرزندان خود بیشتر از هر مرحله‌ی دیگر بزرگ شدن آنها می‌ترسند. در این مرحله است که دختران، مادران خود را بهتر درک می‌کنند. هم چنین این مرحله زمانی است که دختران در دنیای خود سیر می‌کنند. تغییرات فیزیکی و عاطفی که دختر شما در این دوران تجربه می‌کند برای شما ناآشنا نیست اما او اولین بار است که فشار جنسی، در معرض دنیای دیگر قرار گرفتن و تحت تأثیر جمعی از دوستان بودن و تغییرات دوران بلوغ را تجربه می‌کند. در این مرحله از زندگی فقط او را حمایت کنید و با او شکیبا باشید و سعی کنید کنترل خود را از دست ندهید. در زمان‌های نومیدی و یأس همراه او باشید. به او بگویید که هر وقت خواست می‌تواند به شانه‌های شما تکیه کرده و گریه کند و همیشه زمانی که مشکلی برای او پیش آمد می‌تواند روی شما حساب کند. او را مطمئن سازید که هر چیزی که پیش آمد شما با او هستید. این نوع اطمینان بخشی او را از انجام کارهای اشتباه و غلط باز می‌دارد. در این دوران بیشتر مادران سعی می‌کنند که با دختران خود دوست باشند. اما همان طور که قبلاً گفتم این دوستی را وقتی ترویج دهید که کودک شما نوپا است. از دختر خود انتظار نداشته باشید که از هر آنچه در ذهن خود دارد به یکباره برای شما صحبت کند. علاوه بر این او در این دوران بیشتر از دوست به والدین نیاز دارد. از نشان دادن راه درست به او اجتناب نکنید. جوان شورشی شما در مقابل شما خواهد ایستاد اما در مقابل او تسلیم نشوید. به او یاد دهید که به آموزش‌های شما احترام بگذارد. از دیدگاه دختران این دوران، زمانی است که احساس می‌کنند مادران طرف آنها نیستند. پیشنهادات دائمی او ما را آزار می‌دهد و ما انتخاب می‌کنیم که به پند و نصیحت‌های او گوش ندهیم. اما ما فراموش می‌کنیم که او همان زنی است که ما وقتی که کودک بودیم برای هر چیز مسخره و احمقانه‌ای از او تقلید می‌کردیم. به خاطر تجربیات وسیع او، ما می‌توانیم قبل از اینکه هر تصمیم مهمی بگیریم نظر او را بپرسیم. او آنجا بوده و آن را دیده است بنابراین بهترین داور وضعیت خواهد بود. بحث کردن با او در مورد موضوعاتی که با او اختلاف نظر داریم می‌تواند راهی عالی برای برقراری ارتباط با او باشد. اگر هنگام صحبت کردن یا برخورد با او چیزهایی را با عصبانیت به او گفتید به یاد داشته باشید که از او معذرت خواهی کنید. با گفتن متأسفم چیزی از شما کم نمی‌شود اما در عوض فقط رابطه‌ی شما با مادرتان یا دوست‌تان تقویت می‌شود. من مطمئنم که او افتخار خواهد کرد به این که ببیند دختر کوچکش حالا دیگر بزرگ شده است. او همان کسی است که تقریباً انجام هر چیزی را در زندگی به ما یاد داد. بنابراین چرا وقتی که او نمی‌تواند از تازه‌ترین ابزار استفاده کند ما به او می‌خندیم؟ بنابراین اگر گوشی جدیدی خریدید به او نحوه کار با آن و راه اندازی آن را آموزش دهید. مادران بیشتر مجبورند تا چیزهای جدید را از ما یاد بگیرند. هم چنین با این کار او با آخرین پیشرفت‌ها نیز آشنا شده و با آنها در ارتباط خواهد بود. ما تقریباً کل روز را با دوستان خود سپری می‌کنیم و حتی دوست داریم که آخر هفته را نیز در جمع دوستان باشیم. البته هیچ ایرادی ندارد که از با دوستان‌مان بودن لذت ببریم اما این کار باعث می‌شود که دوست اصلی خود یعنی مادرمان را فراموش کنیم. مادر خود را به سینما، تئاتر و یا فروشگاهی که تازه باز شده است ببرید. ساعاتی را با او سپری کنید و با غصه‌ها و رنج‌های او آشنا شوید. وقتی که بزرگ سال هستیم: در این مرحله‌ این رابطه بسیار ریشه دار شده است و تغییر آن سخت و دشوار است. اما همان طور که گفته‌اند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. اگر ما قبلاً رابطه‌ی خوبی با مادرمان نداشته‌ایم اما حالا به اندازه کافی بزرگ هستیم که بتوانیم برخی چیزها را درک کنیم. بسیار ضروری است که درک کنیم مادرمان نیز یک فرد بالغ است که اعتقادات و افکار مخصوص خودش را دارد. در طول سالیان برخی از اعتقادات او بخشی از سبک زندگی‌اش شده‌اند که نمی‌توانند تغییر کنند. بنابراین بهتر است افکاری را که برای ما جالب نیستند نادیده بگیریم. با این کار ما از وقوع برخی بحث‌های ممکن جلوگیری می‌کنیم. در این مرحله او تنها مادرمان نیست بلکه دوستی است که می‌توانیم بیشتر افکار و عواطف خود را با او در میان بگذاریم و هیچ مردی نمی‌تواند جایگزین او شود. مادران نیز باید درک کنند که حالا فرشته‌ی کوچکشان بزرگ شده و یک خانم جوان شده است. این خانم جوان روش مخصوص خودش را برای انجام کارها دارد که می‌تواند با روش شما متفاوت باشد. اگر فکر می‌کنید که یک روش راحت‌تر برای مقابله با افکاری که دختر شما را اذیت می‌کنند دارید با او صحبت کنید. اما به خاطر داشته باشید روزهایی که شما به سادگی به انجام کارهای مشخص به دختر خود دستور می‌دادید گذشت. امروز شما می‌توانید در یک حالت دوستانه چیزها را برای او توضیح دهید و او حتماً درک خواهد کرد. دختران حالا بزرگ شده‌اند و می‌توانند ارتباط بهتری با عواطف مادر خود داشته باشند. دختر شما می‌تواند دوست بسیار خوبی برای شما باشد چون حالا بزرگ شده است و می‌تواند مشکلات متعددی را که شما با آن مواجه هستید درک کند. بهتر است که با دختر خود صحبت کنید و کارهایی را انجام دهید که دوستان با هم انجام می‌دهند. گردش آخر هفته با همسر و خانواده‌ی دختر خود اگر ازدواج کرده باشد داشته باشید و بگذارید که فقط به خانواده شما دو تا محدود شود. به آشپز خانه‌ی او بروید و با هم غذاهای خوش مزه درست کنید. اگر با هم هستید اجازه دهید که او غذاهای جدید برای شما درست کند. بیرون بروید، با هم خرید کنید و یا فیلم تماشا کنید. رابطه‌ی سالم مادر دختری در طول سالیان ساخته می‌شود. تلاش‌های هر دو نفر باعث می‌شوند که این رابطه زیبا سر زنده‌تر و بهتر شود. در هر مرحله رشد دختر، مادر نیز در دوره‌ی مادری خود رشد می‌کند. آنها ممکن است با هم دعوا کنند، بحث‌های متعددی داشته باشند و یا در مورد موضوعات مختلف با هم توافق نداشته باشند اما هیچ کدام از آنها نمی‌توانند بدون هم زندگی کنند. برای هر دختری مادرش اولین و بهترین دوست است و برای هر مادری نیز دخترش با ارزش‌ترین هدیه‌ای است که در زندگی‌اش دریافت کرده است.     مترجم: حمید وثیق زاده انصاری ]]> بلوغ و نوجوانی Mon, 10 Aug 2015 05:00:01 GMT http://migna.ir/vdcaiyne.49nui15kk4.html رابطه با جنس مقابل و گرایش به هم‌جنس در دانش آموزان http://migna.ir/vdccsxq1.2bqim8laa2.html  رابطه با جنس مقابل در بین دانش آموزان دوستی‌های دوران کودکی با کیفیت و اهمّیّت بیش‌تری در دوره‌ی نوجوانی ادامه می‌یابد. در این دوره، رابطه‌ی دوستی با احساس تعلّق، صمیمیّت و دلبستگی عاطفی همراه است و نقش مهمّی در سلامت روانی و اجتماعی فرد دارد. در نوجوانی علاوه بر گرایش به دوستی با همسالان، تمایل به برقراری ارتباط با غیر هم‌جنس هم مشاهده می‌شود. گروهی از نوجوان‌ها در پاسخ به این گرایش طبیعی و بنا به دلایل و انگیزه‌های مختلف با جنس مقابل رابطه‌ی دوستی برقرار می‌کنند. ارتباطی نسبتاً صمیمانه که غالباً به صورت پنهانی ودور از چشم بزرگ‌ترهاست و ممکن است به صورت حضوری، تلفنی، نامه‌ای و یا حتّی جنسی باشد. از آن جا که این گونه روابط با موازین شرعی و ارزش‌های اخلاقی جامعه مغایرت دارد، به عنوان یک مشکل رفتاری مطرح و بررسی می‌شود. میزان شیوع از دیدگاه روان شناسان، غربی، تمایل به برقراری ارتباط با دوست غیر هم‌جنس یکی از مراحل تحوّل بین فردی محسوب می‌شود. بر اساس اطلّاعات موجود در اداره‌ی خدمات بهداشتی آمریکا، 49 درصد دانش آموزان دبیرستانی در سال 1998، فعّالیّت جنسی خود را گزارش کرده‌اند. میزان فعّالیّت جنسی نوجوانان در ایالات متحده با کشورهای اروپای غربی تقریباً یکسان است امّا نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار به ویژه پسرها در این زمینه بسیار فعّالند. تحقیقات انجام شده در کشورمان نشان می‌دهد در سال‌های اخیر گرایش نوجوانان به دوستی با جنس مقابل افزایش یافته است. به طوری که دختران از سن 12 سالگی و پسران از حدود 14 سالگی در جریان رابطه با جنس مخالف قرار می‌گیرند و تعداد کسانی که به نحوی با یک یا چند نفر رابطه دارند، بین 20 درصد و در بعضی مدارس تا 60 درصد دانش آموزان است. (گلزاری، 1380). گر چه تمایل به برقراری ارتباط با دوست غیر هم‌جنس ریشه در گرایش‌های طبیعی فرد دارد و در زمان دوستی، شور و هیجان عاطفی و غریزی به نوجوان می‌بخشد، امّا چون این رابطه، پنهانی، غیر قانونی و بر خلاف ارزش‌های اخلاقی واعتقادی است، در همان دوره‌ی ارتباط موجب تنش‌های روحی، هنجار شکنی و حواس پرتی می‌شود. - نوجوانانی که رابطه‌ی طولانی مدّت با جنس مخالف دارند و یا هم زمان با چند نفر ارتباط برقرار می‌کنند، بیش‌تر از کسانی که رابطه‌ای ندارند و یا رابطه‌ای سطحی با یک نفر دارند، درگیر انواع بزه کاری‌ها (دزدی، تخریب اموال دیگران، ضرب و جرح، فرار از خانه و... ) و مصرف الکل می‌شوند. - تحقیقات نشان می‌دهد داشتن رابطه‌ی عاطفی با جنس مخالف، اعتماد به نفس نوجوانان را کاهش داده و احتمال بروز افسردگی را بیش‌تر می‌کند. این افراد نسبت به زمان قبل از دوستی بیش‌تر دچار این دو ناراحتی روانی می‌شوند. البته افسردگی در دختران و کاهش اعتماد به نفس در پسران، شایع‌تر است. - هر چه زمان برقراری ارتباط با جنس مخالف طولانی‌تر باشد، وابستگی عاطفی افراد به یکدیگر بیش‌تر می‌شود. قطع رابطه با رنج فراوانی همراه خواهد بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد هر دو فرد دچار حالاتی نظیر داغ دیدگی و سوگ می‌شوند به علاوه مشکلات جسمی، افت تحصیلی، کناره گیری از خانواده، میل به تنهایی و اشتغال ذهنی با خاطرات فرد مقابل، فکر خودکشی و یا سوء مصرف موادّ مخدّر، از بارزترین نشانه‌های واکنش به جدایی است. - در بسیاری از موارد، ارتباط با جنس مخالف به کاهش انگیزه‌های تحصیلی می‌انجامد و احتمال مردودی و ترک تحصیل را افزایش می‌دهد. این شرایط بر احساس رضایت فرد از زندگی، آینده‌ی تحصیلی شغلی و تشکیل خانواده وی تأثیر منفی خواهد داشت. - ترس طولانی مدّت از آشکار شدن رابطه‌ی پنهانی با جنس مخالف به ویژه پس از قطع ارتباط و ازدواج، دختران را در معرض نگرانی و اضطراب ناتوان کننده‌ای قرار می‌دهد و بر احساس خشنودی و سلامت روابط زناشویی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. افرادی که قبل از ازدواج رابطه با جنس مخالف را تجربه می‌کنند، نسبت به همسر خود احساس بی‌اعتمادی و بدبینی دارند این افکار آزاردهنده به روابط صمیمانه همسران لطمه جدّی وارد می‌سازد و درگیری‌ها و اختلافات زناشویی را شدّت می‌بخشد. عوامل مرتبط در ارتباط با جنس مقابل کودکان با پشت سر گذاشتن مراحل رشد قدم به دنیای نوجوانی می‌گذارند و بلوغ جنسی را تجربه می‌کنند. در این مرحله ارگان‌های جنسی به تکامل می‌رسند و توانایی تولید مثل در فرد ظاهر می‌شود. این تغییرات که به علّت افزایش ترشّح هورمون‌های جنسی رخ می‌دهد، بیداری غریزه‌ی جنسی و توجّه و گرایش نوجوان به جنس مخالف را در پی دارد. با این وجود، بررسی‌ها نشان می‌دهد تمایل به برقراری ارتباط با جنس مخالف، تنها به میزان هورمون‌های جنسی بستگی ندارد بلکه بیش‌تر متأثر از ویژگی‌ها و شرایط خانواده، همسالان، تفاوت‌های فردی و باورهای ارزشی است. در این بخش به برخی از مهم‌ترین عوامل زمینه ساز اشاره می‌شود: 1- گروهی از نوجوانان معتقدند داشتن دوست پسر برای دختران، نشانه‌ی وجود جاذبه‌های فردی و دوست دختر برای پسران، نشانه‌ی قدرت، توانمندی و کفایت اجتماعی است. این افراد نداشتن دوست غیر هم‌جنس را نوعی بی عرضگی و ناتوانی تلقّی می‌کنند. نگرش‌های غلط و ارزش‌های غیر واقعی در بین نوجوانان، زمینه را برای گرایش بیش‌تر آن‌ها به روابط ناسالم فراهم می‌سازد. 2- در برخی موارد، عدم وجود رابطه‌ی عاطفی و صمیمانه بین فرزندان و والدین، بی‌توجّهی به خواسته‌ها و نیازهای آن‌ها و هم چنین تنش‌ها و اختلافات خانوادگی، نوجوان‌ها را در شرایطی قرار می‌دهد که برای رسیدن به آرامش و احساس امنیّت به دوستی با جنس مقابل روی آورند. 3- گاهی نوجوان‌ها برای ارضای کنجکاوی‌های خود درباره‌ی جنس مقابل و شناخت روحیّات و ویژگی‌ها آن‌ها، ارتباط با جنس مخالف را تجربه می‌کنند. 4- بررسی‌ها نشان می‌دهد گروهی از نوجوانان صرفاً برای ارضای غرایز جنسی خود اقدام به برقراری رابطه‌ی دوستانه می‌کنند. نوجوانان‌هایی که از لحاظ جنسی فعّال می‌شوند، اعتماد به نفس پایینی دارند و علاوه بر احساس ناامنی، قادر به برقراری رابطه صمیمانه با دیگران نیستند. 5- گروهی از نوجوانان با انگیزه‌های اقتصادی و کسب در آمد، به سمت دوستی با جنس مخالف قدم برمی‌دارند. در این شرایط احتمال آلودگی به انواع بیماری‌های آمیزشی و عفونی به ویژه ایدز بسیار افزایش می‌یابد. 6- هدف غایی برای بسیاری از دختران نوجوان که به دوستی با جنس مخالف روی می‌آورند.، شناخت فرد مقابل و برنامه ریزی برای ازدواج است و تقریباً تمامی پسرها به دوشت دختر خود وعده‌ی ازدواج می‌دهند. در حالی که اغلب این وعده‌ها تحقق پیدا نمی‌کند و پسرها می‌توانند در ذهنشان مرز بین ازدواج و دوستی را حفظ کنند. 7- عدم نظارت والدین بر فعّالیّت‌های نوجوانان به ویژه والدینی که طلاق می‌گیرند و درگیر مسایل روحی خود هستند، بستر مناسبی را برای بروز رفتارهای پر خطر و دوستی با جنس مقابل فراهم می‌کند. کنترل دوستی‌ها، معاشرت‌ها، رفت و آمدها، نحوه‌ی گذراندن اوقات فراغت و هم چنین عملکرد درسی فرزندان، احتمال بروز رفتارهای انحرافی را به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد. 8- بسیاری از والدین نسبت به مراحل و روش‌های تربیت جنسی اطلّاعات کافی ندارند و نمی‌توانند فرزندان خود را نسب به پیامدهای دوران بلوغ آگاه سازند. در نتیجه نوجوان‌ها از طریق دوستان و همسالان پاسخ بسیاری از سؤالات خود را به دست می‌آورند که در برخی موارد گمراه کننده است و زمینه را برای انحراف نوجوان آماده می‌سازد. 9- سست شدن باورها، اعتقادات مذهبی و ارزش‌های اخلاقی در خانواده و هم چنین پیروی از الگوهای به ظاهر مترقّی، قبح دوستی‌های پیش از ازدواج را در نظر نوجوانان از بین می‌برد و به مرور زمان گرایش به ارتباط با جنس مقابل، به امری معمول و رایج در جامعه تبدیل می‌شود. چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟ 1- گفت وگو با نوجوانان درباره‌ی پیامدهای دوستی با جنس مقابل و آسیب‌های عاطفی روانی ناشی از آن، در اغلب موارد به تغییر نگرش آن‌ها و تجدید نظر در ادامه‌ی ارتباطشان می‌انجامد. 2- همدلی کردن با نوجوانانی که قصد دارند رابطه‌ی دوستی با جنس مقابل را ترک کنند و تشویق آن‌ها به این کار، موجب می‌شود که این افراد عوارض عاطفی روانی ناشی از قطع رابطه را سریع‌تر و آسان‌تر تحمّل نمایند. به علاوه ترغیب نوجوان‌ها به داشتن فعّالیّت‌های جایگزین نظیر برنامه‌های ورزشی، هنری، مطالعاتی، ...، سودمند خواهند بود. 3- راهنمایی والدین در زمینه‌ی نحوه‌ی رفتار با فرزندان به ویژه نوجوانان، درک عواطف و احساسات آن‌ها و پرهیز از درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی، از طریق جلسات آموزش خانواده و یا نشست‌های انفرادی، نقش مهمّی در کاهش گرایش‌ها و پیشگیری از ادامه‌ی آن‌ها در دوره‌ی بزرگسالی دارد. 4- آموزش مهارت‌های جرأت ورزی، مقاومت فرد را در برابر فشار گروه همسالان بهبود می‌بخشد. توجّه به این آموزش‌ها و کیفیّت بخشی به روشی اجرای آن ها، از مهم‌ترین اقدامات پیشگیرانه از بروز رفتارهای پرخطر شناخته می‌شود.- - گرایش به هم‌جنس در دانش آموزان گاهی پسرها و دخترها در سنین نوجوانی و قبل از آن، به افراد هم‌جنس خود علاقه‌مند می‌شوند و نسبت به آن‌ها عواطف شدیدی ( نوازش کردن، بوسیدن و در آغوش گرفتن یکدیگر ) را نشان می‌دهند. این عواطف معمولاً گذرا هستند و به همان سرعت که شکل می‌گیرند، از میان می‌روند. امّا در برخی موارد، افراد هم‌جنس برای یکدیگر جاذبه‌ی جنسی پیدا می‌کنند و یا بین آن‌ها تماس جنسی برقرار می‌شود. در این صورت رفتار آن‌ها نشانه‌ای از وجود اختلال هم‌جنس گرایی است. بسیاری از متخصّصان، بالینی، گرایش به هم‌جنس را به دو نوع، «نهفته و آشکار» تقسیم می‌کنند. در هم‌جنس گرایی نهفته، تمایلات بیش‌تر به صورت ناخودآگاه، نامشخّص و پنهان است. در حالی که در هم‌جنس گرایی آشکار، گرایش‌ها به صورت خودآگاه بوده و ممکن است فرد، ظاهر خود را به جنس مخالف تبدیل کند. شناسایی گرایش‌های هم‌جنس خواهانه در کودکان و نوجوانان از ابعاد مختلف زیر دارای اهمّیّت است: 1- اسلام و بسیاری از مذاهب، هم‌جنس گرایی را رفتار غیر اخلاقی و مغایر با طبیعت و فطرت انسانی می‌دانند و بدین جهت آن را تحریم نموده‌اند. 2- از دیدگاه اجتماعی، این نوع تمایلات نکوهش شده و بسیاری از افراد جامعه نسبت به هم‌جنس گراها نگرش منفی دارند. اغلب والدین به محض اطّلاع یافتن از رفتارهای هم‌جنس گرایانه در فرزندشان، وی را طرد می‌کنند حتّی ممکن است دوستانشان، بر چسب‌ها و اسامی زشتی روی آن‌ها بگذارند. 3- تداوم رفتارهای هم‌جنس خواهانه در دوران کودکی و نوجوانی موجب شکل گیری یک عادت انحرافی می‌شود که ترک آن دشوار است. به علاوه، بسیاری از این افراد، خود عامل انحراف و اشاعه‌ی آلودگی در اجتماع خواهند بود. 4- تحقیقات بسیاری نشان می‌دهد که افراد مبتلا به هم‌جنس گرایی، به مرور زمان میل و رغبت خود را نسبت به تشکیل خانواده وارضای طبیعی غرایز جنسی از دست می‌دهند. شیوع این رفتارها، تداوم و بقای نسل را در جامعه با خطر جدّی مواجه می‌سازد. 5- بسیاری از نوجوانانی که تمایلات هم‌جنس گرایانه دارند، دوره هایی از انکار، احساس گناه، شرمندگی و ترس طولانی مدّت از آشکار شدن رفتارهایشان را پشت سر می‌گذارند و حتّی به فکر خودکشی می‌افتند. اغلب آن‌ها نمی‌توانند به کسی جز دوستان هم‌جنس گرای خود اعتماد کرده ومشکلشان را مطرح نمایند و در نتیجه از راهنمایی‌های مؤثّر و مفید والدین و معلّمان محروم می‌شوند. 6- اغلب نوجوانان هم‌جنس گرا اعتماد به نفس خود را به واسطه‌ی طرد شدن از سوی والدین از دست می‌دهند و احساس ناامنی و بی‌پناهی، آن‌ها را به سوی افراد آلوده و منحرف می‌کشاند. 7- از آن جا که هم‌جنس گرایی در کودکان و نوجوانان ریشه‌ی ذاتی و فطری نداشته و معلول یادگیری‌های اجتماعی می‌باشد، وجود افراد هم‌جنس گرا در محیط‌های آموزشی، مدارس و مراکز شبانه روزی، زمینه را برای بد آموزی‌های اجتماعی و گسترش رفتارهای ناسالم فراهم می‌سازد. 8- نوجوانان و بزرگسالان هم‌جنس گرا همواره در معرض خطر ابتلا به بیماری‌های آمیزشی و عفونی به ویژه ایدز قرار دارند. به علاوه احتمال سوء مصرف موادّ مخدّر و سایر رفتارهای بزهکارانه نیز در آن‌ها وجود دارد. نشانه‌ها اغلب کودکان ونوجوانان هم‌جنس گرا از نظر ظاهری عادی هستند و در بین آن‌ها افراد با هوش، درس خوان و مرفّه نیز دیده می‌شود. اکثر افراد این گروه، از زیبایی نسبی و آراستگی چهره و مو برخوردارند و در سنین بالاتر میل به شیک پوشی و آرایش در پسران و دختران مشاهده می‌گردد، به طوری که نظر دیگران را به خود جلب می‌کنند به علاوه در بسیاری از آن‌ها احساس گناه، عقده‌ها یا کمبودهای عاطفی به چشم می‌خورد. میزان شیوع بررسی‌های آماری در کشورهای مختلف نشان می‌دهد حدود 5 تا 10 درصد نوجوانان به هم‌جنس خود گرایش دارند. به اعتقاد اکثریت روان شناسان، هسته‌ی اوّلیه‌ی این گرایش‌ها در سنین 4 یا 5 سالگی تشکیل می‌شود و با افزایش سن و نزدیک شدن به دوران بلوغ و نوجوانی دامنه‌ی آن گسترش می‌یابد. به طوری که آمادگی انحراف در سنین 8 تا 12 سالگی بیش‌تر است. برخی تحقیقات نشان می‌دهد گرایش‌های هم‌جنس خواهانه در بین دختران به مراتب شایع‌تر از پسران است، امّا به دلیل شرایط خاص دختران، این مسایل کم‌تر در جامعه مطرح می‌شود. عوامل مرتبط با هم‌جنس گرایی شواهد جدید حاکی از آن است که وراثت نقش مهمّی در هم‌جنس گرایی دارد. دو قلوهای یک تخمکی خیلی بیش‌تر از دوقلوهای دو تخمکی در جهت گیری هم‌جنس گرا شبیه هم هستند. به علاوه فراوانی افراد هم‌جنس گرا در بین خویشاوندان تنی نسبت به خویشاوندان ناتنی بیش‌تر است. (بیلی و همکاران، 1993). به عقیده‌ی چند تن از پژوهشگران، ژن‌ها خاصّی بر سطوح هورمون جنسی پیش از تولّد تأثیر می‌گذارند و ساختارهای مغز را به گونه‌ای تغییر می‌دهند که موجب ایجاد احساسات و رفتارهای هم‌جنس گرایی شود. طبق این نظریه، عوامل محیطی نیز می‌توانند هورمون‌های پیش از تولّد را تغییر دهند. دخترهایی که در دوره‌ی پیش از تولّد در معرض مقادیر زیاد آندروژن‌ها یا استروژن‌ها قرار داشته‌اند به احتمال بیش‌تری هم‌جنس گرا می‌شوند. علی رغم وجود این نظریه، بیش‌تر تحقیقات بر این نکته تأکید می‌کنند که یادگیری‌های اجتماعی در اوایل کودکی، فرد را به سوی این گرایش‌ها سوق می‌دهند و تمایلات هم‌جنس گرایانه در سال‌های قبل از نوجوانی پایه گذاری می‌شوند. مطمئناً خانواده، مدرسه و جامعه از طرق مختلف بر این یادگیری‌ها اثر می‌گذارند. گاهی والدین، آگاهانه یا از سر ناآگاهی، رفتارهای جنس مقابل را در فرزندان خود تقویت می‌نمایند. خریدن لباس‌ها و اسباب بازی‌های پسرانه برای دختران یا بر عکس، آرایش مو و حتّی نحوه‌ی گفت و گوی والدین با فرزندان، موجب می‌شود کودکان، نقش‌ها وهویّت جنسی خود را به درستی نشناسند و در دوره‌ی نوجوانی و بزرگسالی در پیروی کردن از آن نقش‌ها با مشکل مواجه شوند. وجود رفتارهای پسرانه در دختران و رفتارهای دخترانه در پسران نشانه‌ی شیوه‌های نادرست تربیتی است. بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که با این سبک تربیتی پرورش می‌یابند، آمادگی بیش‌تری برای گرایش به افراد هم‌جنس دارند. علاوه بر این، در خانواده هایی که پدر مقتدر و کارآمد حضور ندارد و یا روابط پدر با کودک، تحقیر کننده و توهین آمیز است، کودک تسلیم شدن در برابر دیگران را می‌آموزد و میل به هم‌جنس در او تقویت می‌شود. در سنین نوجوانی و قبل از آن فشار گروه همسالان افزایش می‌یابد. بچّه‌ها برای حفظ دوستی، احساس تعلّق و ارزشمندی و کسب تأیید از طرف گروه، تا حدّ زیادی به نظرات همسالان خود تکیه می‌کنند. دوستی‌ها و معاشرت‌های ناسالم با افرادی که درمرحله‌ی بیداری جنسی هستند، نوجوان را در معرض وسوسه قرار می‌دهد و بر تصمیم او برای گرایش به رفتارهای جنسی مخاطره آمیز تأثیر می‌گذارد. گاهی بی‌توجّهی والدین نسبت به رعایت حدود روابطشان در حضور فرزندان و هم‌چنین عدم نظارت بر نوع رابطه‌ی اعضای خانواده و بستگان نزدیک با کودک، زمینه را برای بیداری غرایز جنسی و تحریک کنجکاوی‌های کودک فراهم می‌سازد. علاوه بر عوامل ذکر شده، بدآموزی‌های اجتماعی نیز در گرایش کودکان و نوجوانان به هم‌جنس گرایی دخالت دارند. مشاهده‌ی روابط افراد هم‌جنس یا غیر هم‌جنس با یکدیگر، عکس‌ها و فیلم ها، مطالعه‌ی کتاب‌های نامناسب، شنیدن کنایه‌ها و سخنان نا به جای دیگران و تقلید از الگوهای غلط، احتمال رفتارهای انحرافی را افزایش می‌دهد. متأسفانه در هر جامعه‌ای افراد منحرفی وجود دارند که از راه فریب، تهدید یا تطمیع با کودکان رابطه‌ی جنسی برقرار می‌کنند. شاید در آغاز این گونه روابط برای کودکان بی‌معنا باشد، امّا به تدریج و با طی شدن مراحل رشد، مسایل برای آن‌ها معنادار می‌شود. مهم‌تر آن که این کودکان قربانی در آینده‌ی نزدیک، خود عامل انحراف در اجتماع خواهند بود. تجربه نشان داده است در مراکز شبانه روزی نیز زمینه برای این قبیل گرایش‌ها وجود دارد. زیرا در این مراکز به ویژه مکان هایی که امکانات تفریحی و سرگرمی‌های مناسب و متنوّع وجود ندارد و از نظر کنترل و نظارت در سطح نامطلوبی قرار دارند، نگرانی‌ها و تنش‌های روحی افراد افزایش می‌یابد و آن‌ها بیش‌تر از حدّ معمول به یکدیگر پناه می‌برند این پناه جویی‌ها میل به رفتارهای هم‌جنس گرایانه را تقویت می‌کند. برخی محقّقان در بررسی عوامل مؤثّر در شکل گیری هم‌جنس گرایی به عوامل روانی نیز اشاره کرده‌اند. کودکان و نوجوانانی که کم رو هستند واعتماد به نفس پایینی دارند، در صورت قرار گرفتن در موقعیّت‌های نامناسب نمی توانند محل را ترک کنند یا در برابر اصرار دیگران مقاومت نمایند. در نتیجه درمعرض خطر لغزش و انحراف قرار می‌گیرند. شواهد موجود حاکی از آن است که احتمال آلودگی کودکان در این شرایط به مراتب بیش‌تر از نوجوانان است. گاهی ابتلا به بیماری‌های روانی موجب بروز هم‌جنس گرایی می‌شود. بررسی‌های روان شناسان نشان می‌دهد در بیماران پارانوییدی میل به هم‌جنس گرایی وجود دارد هر چند که بیمار از داشتن این نوع تمایلات، احساس گناه و حقارت می‌کند. در برخی از کودکان و نوجوانان، هم‌جنس گرایی ناشی از کنجکاوی یا تجربه آزمایی است. این امر بیش‌تر درخانواده‌های تک جنسی (همه‌ی فرزندان پسر یا دختر هستند) مشاهده می‌شود.- چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟ 1- از آن جا که ساختار خانواده و شیوه‌های تربیتی والدین نقش تعیین کننده‌ای در شکل گیری رفتارهای جنسی سالم و یا گرایش‌های انحرافی (نظیر خود ارضایی، هم‌جنس گرایی، گرایش به جنس مخالف و... ) دارد، تشکیل جلسات آموزش خانواده گام مؤثرّی در جهت افزایش آگاهی والدین نسبت به ترتیب جنسی فرزندان خواهد بود. مطمئناً یادآوری وظایف و مسؤولیّت‌های والدینی به پدران و مادران و آشنا ساختن آن‌ها با عوامل مؤثّر در بروز مشکلات جنسی، در کاهش رفتارهای مخاطره آمیز فرزندان مؤثّر خواهد بود. 2- در صورت شناسایی دانش آموزان هم‌جنس گرا در مدرسه، ضروری است یکی از معلّمان یا مربیّان آشنا با اصول مشاوره‌ای، والدین را به نحو مناسبی در جریان مسأله، عواقبل و خطرات ناشی از آن قرار دهند و آن‌ها را برای مراجعه به مشاوران متخصّص ترغیب نمایند. 3- با توجّه به این که اصلاح رفتارهای هم‌جنس گرایانه در دوران کودکی به مراتب آسان‌تر از سنین نوجوانی و دوران بلوغ است، معلّمان و مربیان دوره‌ی ابتدایی به ویژه مدارس پسرانه باید نسبت به رفتارهای دانش آموزان حسّاس باشند و در صورت وجود دانش آموزان مشکل دار، به جای استفاده از روش‌های نامناسب نظیر برخوردهای توهین آمیز، تحقیر کننده، تنبیه بدنی و یا اخراج، با آن‌ها رفتار محبّت آمیز داشته باشند. به کارگیری مشوّق‌های مناسب برای ترک رفتار نامطلوب و روش جانشین سازی موقّت، احتمال بروز رفتارهای انحرافی را کاهش می‌دهد. 4- آموزش مهارت‌های جرأت ورزی به دانش آموزان کمک می‌کند تا در برابر خواسته‌ها و تقاضاهای نا به جای دیگران مقاومت کنند و در موقعیّت‌های خطرناک بهترین تصمیم را اتخّاذ نمایند. 5- معلّمان و مربیّان می‌توانند از طریق برقراری ارتباط مؤثّر با دانش آموزان، اعتماد آن‌ها را جلب کرده و شرایطی را ایجاد نمایند تا کودکان و نوجوانان هم‌جنس گرا، مشکلات، نگرانی‌ها و دغدغه‌های خود را مطرح نمایند. در این صورت معلّمان می‌توانند راهنمایی هایی لازم را در اختیار آنان قرار داده و برای مراجعه به مشاوران متخصّص تشویقشان کنند. 6- ضروری است مسؤولان مدارس با نظارت و کنترل دقیق خود، امکان برقراری ارتباط دانش آموزان هم‌جنس گرا را به حداقل برسانند. 7- تدارک برنامه‌های تفریحی سالم و ایجاد فضای شاد در محیط‌های آموزشی، پویایی، تحرّک و نشاط را در دانش آموزان تقویت می‌کند و ظرفیّت‌های آن‌ها را برای مقابله با استرس‌ها و تنش‌های روحی بهبود می‌بخشد. توجّه به این نکته و برنامه ریزی در جهت اجرای آن، به ویژه در مدارس و مراکز شبانه روزی از اهمّیّت خاصّی برخوردار است. - خودارضایی در دانش آموزان خود ارضایی نوعی تحریک دستگاه تناسلی است که در کودکان، نوجوانان یا بزرگ‌ترها رخ می‌دهد و به تخلیه‌ی هیجانی منجر می‌شود. این عمل در کودکان معمولاً غیرارادی است و حتّی ممکن است بدون شرم در حضور دیگران صورت گیرد. در حالی که در نوجوانان، امری آگاهانه و عملی انحرافی محسوب می‌شود. برخی از روان شناسان معتقدند خود ارضایی در نوجوانی همانند انگشت مکیدن در دوران کودکی، رفتاری عادی بوده و بسیار رایج است و آسیبی را برای فرد ایجاد نمی‌کند. از دیدگاه اخلاقی نیز آن را امری ناشایست نمی‌دانند مگر آن که از حدّ معیّنی تجاوز کند. درمقابل گروه دیگری از محقّقان، خود ارضایی را نوعی رفتار نا به هنجار تلّقی می‌کنند که از اضطراب و تشویش درونی فرد ناشی شده وعوارض سوئی را بر جسم و روان وارد می‌سازد. در متون دینی و روایات متعدّد، خود ارضایی به عنوان امری حرام و ناپسند معرّفی شده است که فرد را از رحمت الهی محروم می‌سازد. مطمئناً خداوند حکیم که آفریننده و خیر خواه بشر است و بر همه مصالح او آگاه می‌باشد، این عمل را به واسطه‌ی آسیب‌های جسمی و روانی آن، نهی و تحریم نموده است. مهم‌ترین آسیب‌ها در بررسی‌های اجمالی عبارتند از: 1- خود ارضایی موجب کاهش قوای جسمانی و احساس ضعف و بی‌حالی می‌شود. تکرار این عمل، مراکز عصبی را دچار حسّاسیّت و ضعف می‌سازد و از دست دادن تدریجی قوای تناسلی زمینه را برای بروز ناتوانی‌های جنسی در آینده فراهم می‌سازد. به علاوه احتمال آسیب رساندن به دستگاه تناسلی و بروز قاعدگی‌های نامنظّم در دختران در سنین بلوغ وجود دارد. مشکلات جسمی نظیر سردرد، ضعف بینایی، سرگیجه و کم خونی در کودکان و نوجوانان مبتلا، مشاهده می‌شود. 2- گر چه خود ارضایی در کودکان کم‌تر با انگیزه لذّت جنسی انجام می‌شود امّا تکرار این عمل موجب شکل گیری یک عادت ناپسند شده و زمینه را برای گرایش‌های هم جنس گرایی در دوره‌ی نوجوانی و بزرگسالی مهیّا می‌سازد. 3- از دیدگاه بسیاری از نوجوانان، والدین و مربیّان، خود ارضایی یک راه غیر قابل قبول و مذموم برای تخلیه‌ی فشارهای جنسی است و کودکان ونوجوانان مبتلا، ناچارند این عمل را به صورت مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام دهند. از این رو دلهره و وحشتی که در حین ارتکاب عمل دارند، اضطراب ونگرانی‌های آن‌ها را افزایش می‌دهد. 4- ضعف قوای جسمانی و اشتغال ذهنی دایم به این عمل انحرافی، آمادگی کودک و نوجوان را برای تمرکز، یادگیری مطالب درسی و انجام تکالیف کاهش می‌دهد و در نتیجه، احتمال افت تحصیلی، مردودی و از دست دادن اعتماد به نفس در این دانش آموزان وجود دارد. 5- کودکان و نوجوانان مبتلا به خود ارضایی، اغلب کم رو و ترسو هستند و ترجیح می‌دهند اوقات خود را در تنهایی و انزوا سپری کنند وبه رؤیاها و تخیلات و افکار خود سرگرم باشند. ناتوانی در برقراری رابطه‌ی اجتماعی با دیگران، به تدریج حالت غمگینی و افسردگی را در آن‌ها تشدید می‌نماید. 6- سردی روابط زوجین و عدم رضایت از زندگی زناشویی که منشأ بسیاری از اختلافات خانوادگی است، در کسانی بیشتر است که قبل از ازدواج چنین رفتارهای ناسالمی را تجربه کرده‌اند. نشانه‌ها برخی از علایم زیر که در کودکان و نوجوانان مبتلا به خود ارضایی مشاهده می‌شود، ممکن است در افراد طبیعی به صورت مادرزادی وجود داشته باشد و یا در اثر ابتلا به بیماری‌های عفونی سخت بروز کند. بنابراین علاوه بر نشانه‌های ظاهری باید شرح حال فرد و شرایط محیط زندگی وی را مورد توجّه قرار داد: 1- سستی و ضعف عمومی بر آن‌ها حاکم است. 2- در اغلب موارد رنگ چهره آن‌ها پریده است. 3- تند خو و حسّاس هستند و زود عصبانی می‌شوند. 4- شور و نشاط برای بازی و تحرّک در آن‌ها دیده نمی‌شود. 5- غمگین و افسرده به نظر می‌رسند و مضطربند. 6- نسبت به دیگران بدبین هستند و مشکلات سازگاری دارند. 7- لرزش دست و ضعف چشم در کودکان ضعیف، کاملاً مشهود است. میزان شیوع تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد این رفتار در دوران کودکی، اندک و در نوجوانی بسیار شایع است. برخی محقّقان اوج خود ارضایی را در سنین 13 تا 15 سالگی ذکر کرده‌اند که در دوران بلوغ و سال‌های رشد بر دامنه‌ی آن افزوده می‌شود. بررسی‌های علمی حاکی از آن است که این رفتار در هر دو جنس دختر و پسر وجود دارد ولی در پسران هم زودتر شروع می‌شود و هم شایع‌تر است. عوامل مرتبط با خود ارضایی خود ارضایی یک عمل غیر طبیعی و رفتار غیر عادی است که عوامل متعدّد زیستی، عاطفی روانی و محیطی در پیدایش آن سهیم هستند. مهم‌ترین این عوامل عبارتند از: 1- وجود بیماری‌های مختلف پوستی که همراه با خارش‌های شدید و مداوم باشد و هم چنین عدم رعایت بهداشت دستگاه تناسلی و دفع، ممکن است موجب بروز خود ارضایی شود. در برخی موارد، وجود انگل‌های معده‌ای و کرمک سبب پیدایش خارش در مقعد و یا ورم در اطراف دستگاه تناسلی می‌شود و کودک یا نوجوان سعی می‌کند با خاراندن خود آن‌ها را دفع نماید. این خارش‌ها گاهی سبب ایجاد لذّت در فرد و تکرار عمل می‌شود. 2- در برخی افراد، خود ارضایی نشانه‌ی وجود یک نابسامانی یا مشکل روانی است. کودکان و نوجوانانی که بی‌قرار و مضطربند و به دنبال راهی برای کسب آرامش و غلبه بر اضطراب‌های خود هستند، سعی می‌کنند با ارتکاب به این عمل به آرامش نسبی دست یابند. امّا فکر کردن به عواقب و مضرّات این کار و یا احساس گناه پس از آن، آن‌ها را مجدّداً به تشویش واضطراب دچار می‌سازد. بدیهی است برای رهایی از این اضطراب ناگزیر عمل خود ارضایی را تکرار می‌نمایند. 3- احساس تنهایی، انزوا، سربار بودن و محرومیّت از مهر و محبّت به ویژه مهر مادری، بخشی از علل تن دادن کودکان و نوجوانان به خود ارضایی است. کودکان و نوجوانانی که خود را در مدرسه و خانه فراموش شده و ناخشنود می‌بینند، آسیب پذیرتر از کودکان عادی هستند. 4- گاهی کنجکاوی در کودکان سبب این رفتار می‌شود. این گروه از کودکان برای شناخت تفاوت‌های خود با جنس مخالف، به اعضای خود حسّاس شده و سعی می‌کنند از راه‌های مختلف، حقایقی را کشف نمایند. 5- مشاهده صحنه‌های روابط جنسی دیگران، ازعوامل مهم در لغزش نوجوانان و افراد بالغ به شمار می‌رود. علاوه براین، شنیدن داستان‌ها و لطیفه‌های بدآموز، کنایه‌ها و مطالعه کتب نامناسب در سنین نوجوانی و بلوغ که مرحله‌ی بیداری جنسی است، موجب تحریک پذیری بیش‌تر افراد می‌شود. 6- پوشیدن لباس‌های زیر تنگ و زبر در کودکان و نوجوانان سبب تحریک می‌شود. این عامل در گرایش نوجوانان به خود ارضایی مؤثّرتر است و در پسران بیش‌تر از دختران مشاهده می‌شود. 7- برخی از انواع بازی‌ها و سرگرمی‌ها در دوران کودکی موجب تحریک فیزیکی یا توجّه کودک به مسایل جنسی می‌شود. این تفریحات در رشد سالم و رفتارهای به هنجار کودک خلل ایجاد می‌کند. 8- گاهی ممانعت‌های غلط و شدید، تهدیدها و پرهیز دادن‌های مکرّر والدین موجب می‌شود تا کودک و نوجوان نسبت به مسایل جنسی توجّه انحرافی پیدا کند و در فرصت‌های مناسب به جست و جو و کشف مسایل بپردازد. چگونه می‌توانیم کمک کنیم؟ این تصوّر که برخی معتقدند خود ارضایی در کودکان و نوجوانان خود به خود درمان می‌شود، خطاست. بررسی‌های علمی نشان می‌دهد عدم شناسایی و درمان این مشکل در دوران کودکی و نوجوانی، آثار نامطلوبی را بر سیستم عصبی، کارکرد دستگاه تناسلی و سلامت عمومی فرد بر جای می‌گذارد. در عین حال والدین و مربیّان می‌توانند با انجام برخی اقدامات پیشگیرانه در سطوح مختلف به کاهش و رفع مشکل کمک نمایند: 1- از آن جا که خود ارضایی در کودکان و نوجوانان معمولاً در مکان‌های خلوت و در حالت تنهایی و انزوا رخ می‌دهد، معلّمان و مربیّان باید رفتارهای دانش آموزان را در کلاس درس و اوقات تفریح تحت نظر داشته باشند و از این طریق به شناسایی دانش آموزان مشکل دار کمک نمایند. 2- برقراری ارتباط عاطفی و مؤثّر با دانش آموزان و جلب اعتماد آن‌ها، شرایطی را فراهم می‌سازد که دانش آموزان بتوانند مسایل و مشکلات خود را مطرح نمایند و از راهنمایی‌های معلّمان و مربیّان برخوردار شوند. 3- در برخورد با دانش آموزان مشکل دار، به جای استفاده از شیوه‌های خشونت آمیز، تنبیه بدنی و یا ملامت‌های افراطی، بهتر است به بررسی علّت‌ها و ریشه‌های این رفتار پرداخت. بدین منظور می‌توان با دعوت از والدین دانش آموز و طرح مسأله با شیوه‌ی مناسب، اطّلاعات لازم را در این زمینه به دست آورد. چنان چه مشکل خود ارضایی ناشی از وجود بیماری‌های انگلی یا پوستی باشد، مراجعه به پزشک و درمان‌های دارویی ضروری خواهد بود. در غیر این صورت، ممکن است مشکلات روانی، کمبودهای عاطفی و محرومیّت‌ها و یا شیوه‌های نامناسب تربیتی والدین سبب بروز خود ارضایی شده باشند. در این شرایط مراجعه‌ی والدین و دانش آموز به مشاوران متخصّص، بسیار ضروری و سودمند می‌باشد. 4- نوجوانان مبتلا به خود ارضایی غالباً اراده‌ی ضعیفی دارند و به همین علّت نمی‌توانند در مقابل میل خود به انجام این عمل، مقاومت کنند. شرکت در جلسات مشاوره، تکنیک‌ها و مهارت‌های لازم را در تقویت اراده به آن‌ها می‌آموزد. به علاوه، معرّفی کتاب‌های مناسب در زمینه‌ی تقویت اراده و مطالعه آن‌ها راهگشا خواهد بود. 5- در نظر گرفتن امتیازهای ویژه و مشوّق‌های مناسب برای حضور دانش آموزان مشکل دار در فعّالیّت‌های ورزشی، فرصت‌های تنهایی و انزوای آن‌ها را به حدّاقل می‌رساند. 6- تقویت باورهای دینی و اعتقادات مذهبی، مقاومت فرد را در برابر وسوسه‌ها و میل به خود ارضایی افزایش می‌دهد. نقش معلّمان و مربیّان در این زمینه بسیار تعیین کننده است. منبع مقاله : محمدخانی، شهرام؛ ابراهیم‌زاده، ناهید؛ (1392)، مشکلات روانی و رفتاری دانش‌آموزان شناسایی و مداخله، تهران: ورای دانش، چاپ دوم برای تهیه این کتاب تخصصی با مرکز مشاوره کــــاج  با مدیریت دکتر شهرام محمدخـــانی تماس بگیرید: نشانی: تهران، خ امیرآباد شمالی، بالاتر از مرکز قلب، تقاطع شهید گمنام، کوچه چهارم، پلاک 10، واحد 7 تلفن: 88356736  نمابر: 88357322 09391968302-09109290067 ایمیل: markazkaj@gmail.com وبسایت: www.kajpcc.com ]]> بلوغ و نوجوانی Thu, 16 Jul 2015 10:58:27 GMT http://migna.ir/vdccsxq1.2bqim8laa2.html بلوغ زودرس‌ از نوع دخترانه http://migna.ir/vdcc44q1.2bqx08laa2.html چند سالی است نگرانی والدین از شیوع زودرس بلوغ در دخترانشان شدت گرفته است؛ چراکه بلوغ زودهنگام، تبعات فیزیکی و روانی خاص خود را دارد و البته هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزندش خیلی زود از دنیای کودکی به بزرگسالی قدم بگذارد. منظور از بلوغ، دوره‌ای است که طی آن صفات ثانویه جنسی به وجود می‌آید و توانایی تولید مثل ایجاد می‌شود. صفات ثانویه جنسی در دختران شامل بزرگ شدن سینه‌ها، رشد موهای زیر بغل و ناحیه تناسلی و ایجاد عادت ماهانه می‌شود، اما چه عواملی منجر به بروز بلوغ زودهنگام دختران می‌شود؟ دکتر آمنه لاهوتی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: بی‌شک ژنتیک، عامل اصلی تعیین‌کننده زمان شروع بلوغ است، اما به نظر می‌رسد که عوامل دیگری نیز روی زمان شروع بلوغ تاثیر دارد. کما این‌که مشخص شده است که تغذیه، وضع عمومی سلامت، موقعیت جغرافیایی، تماس با نور و وضع روانی هر فرد در زمان بروز نشانه‌های بلوغ جسمی موثر است. این متخصص زنان و زایمان در گفت‌و‌گو با جام‌جم می‌افزاید: سن شروع عادت ماهانه در دختران چاق زودتر از حد میانگین است. همچنین در جوامع شهری، در کسانی که در ارتفاعات پایین‌تر زندگی کرده و کسانی که در مناطق استوایی زندگی می‌کنند، سن بلوغ پایین‌تر است. در مجموع سن بلوغ در کشورهای پیشرفته پایین آمده است و به نظر می رسد این مساله ناشی از بهبود وضعیت تغذیه‌ای در این جوامع و نقش آن در ایجاد بلوغ زودرس باشد. سن طبیعی بلوغ در دختران تکامل بلوغی در دختران حدود 5‌/‌4 سال طول می‌کشد. اولین نشانه بلوغ، رشد ناگهانی است و به‌دنبال آن رشد موهای ناحیه تناسلی، به حداکثر رسیدن رشد قدی و در نهایت عادت ماهانه است. اولین خونریزی ماهانه معمولا 5‌/‌2 سال پس از آغاز روند بلوغ و بعد از سپری شدن جهش رشدی رخ می‌دهد. دکتر لاهوتی با بیان این مطالب می‌گوید: مطالعاتی که در مورد سن شروع بلوغ صورت گرفته مربوط به جوامع غربی است و طبق آخرین بررسی‌ها بلوغ در دختران غربی حدود 9 تا 10 سالگی آغاز می‌شود. باوجود این ممکن است رشد موهای تناسلی یا سینه‌ها حتی در شش تا هفت سالگی نیز رخ دهد. نشانه‌های بلوغ را بشناسیم برخی دختران یا والدین بعضی تظاهرات شایع تکامل بلوغی چون کم‌خونی، آکنه، مشکلات روانی ـ اجتماعی، نزدیک بینی و خونریزی‌های نامنظم را غیرطبیعی تصور می‌کنند. دکتر لاهوتی با اشاره به نشانه‌های طبیعی بلوغ در دختران توضیح می‌دهد: تمایل دختران برای خوردن غذاهای حاوی آهن کم است و به همین دلیل خطر کم‌خونی افزایش می‌یابد. جوش‌های صورت نیز در نتیجه تغییر کردن شرایط هورمونی بدن در زمان بلوغ بروز می‌کند و گاهی نیازمند مراجعه به پزشک و بررسی و درمان مقتضی است. این متخصص زنان با تاکید بر این‌که تغییرات روانی ـ اجتماعی دوران بلوغ زمینه را برای بروز افسردگی مساعد می‌کند، می‌افزاید: بسیاری از دختران از ظاهر فیزیکی خود ناخشنود هستند و این مساله سبب کاهش اعتماد به نفس آنها می‌شود. این مشکل بخصوص بیشتر زمانی بروز می‌کند که تکامل بلوغی فرد با هم‌سن و سال‌هایش هماهنگ و همزمان نیست. همچنین در دختران مبتلا به بلوغ زودرس احتمال ایجاد مشکلات روانی، داشتن دوستان بزرگ‌تر و اعمال فشار از طرف همسالان بیشتر است. چرا بلوغ زودرس؟ بلوغ زودرس به نوعی تکامل بلوغی گفته می‌شود که براساس استانداردهای طبیعی، زودتر از سن مورد انتظار شروع می‌شود. دکتر لاهوتی با تاکید بر این‌که بلوغ زودرس علل متفاوتی دارد، توضیح می‌دهد: از علل آن می‌توان به بلوغ زودرس سرشتی اشاره کرد. به این معنی که به‌طور ژنتیکی و طبیعی روند بلوغ در فرد زودتر از موعد مورد انتظار شروع شده است. از سویی بعضی بیماری‌ها (که حتی ممکن است خطرناک نیز باشند) ممکن است با بلوغ زودرس همراه باشند. گاهی هم فقط یکی از نشانه‌های بلوغ ایجاد می‌شود. یعنی ممکن است در دختربچه‌ای فقط پستان‌ها بزرگ شود و تا مدت‌ها سایر علائم بلوغ دیده نشود. در این مورد نیز معمولا جای نگرانی وجود ندارد. به گفته وی، بلوغ زودرس در کودکان باید مورد ارزیابی دقیق برای تعیین علت و درمان مورد نیاز و نیز پرهیز از عوارض رشدی و روانی ناشی از تکامل جنسی زودهنگام قرار بگیرد. چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟ اما در چه سنی اگر بلوغ شروع شود، زودرس محسوب می‌شود و نیاز به مراجعه به پزشک دارد؟ دکتر لاهوتی پاسخ می‌دهد: اگر سن متوسط بلوغ را در دختران 10 سالگی در نظر بگیریم، بلوغ زودرس به شروع علائم و نشانه‌های بلوغ قبل از 8 سالگی اطلاق می‌شود. اگرچه در سال‌های اخیر، سن بلوغ کاهش یافته است، اما خانواده‌ها باید توجه داشته باشند خیلی از مواردی که به‌عنوان بلوغ زودرس بررسی می‌شوند، درواقع سیر بلوغی طبیعی هستند و نیاز به بررسی و درمان ندارند. نشانه‌های واقعی بلوغ زودرس را بشناسید به گفته دکتر لاهوتی، در تمام دختران زیر شش سال که دارای رشد موهای ناحیه تناسلی یا تکامل پستانی هستند و در دختران زیر هشت سال که در آنان هم رشد موهای تناسلی و هم جوانه زدن سینه‌ها دیده شده است، ارزیابی کامل برای تعیین علت این مساله ضرورت دارد. وی تاکید می‌کند: همچنین در کودکان زیر هشت سالی که در آنها فقط تکامل پستانی یا رشد موهای ناحیه تناسلی به تنهایی دیده شده، شرح حال دقیق و معاینه بالینی و ارزیابی سن استخوانی و پیگیری دقیق برای تعیین رشد قدی ضرورت دارد تا افرادی که در معرض کاهش رشد هستند، شناسایی شوند. علائم خطری که همراه با بلوغ زودرس دیده می‌شود و نیازمند مراجعه سریع و بررسی دقیق است شامل شروع بلوغ قبل از شش سالگی، پیشرفت سریع بلوغ و علائم همراه شامل سردرد و تشنج می‌شود. در صورتی که بلوغ زودرس ناشی از بیماری نباشد و به علت شروع زودرس ژنتیکی بلوغ آغاز شده باشد، تنها عارضه آن کوتاه ماندن قد فرد و نیز عوارض و آسیب‌های روانی اجتماعی است. درمان بلوغ زودرس هدف اصلی از درمان بلوغ زودرس به حداکثر رسیدن قد در دوران بزرگسالی و پیشگیری از آسیب‌های روانی به فرد است؛ چراکه به محض تکمیل روند بلوغ مناطق رشدی موجود در استخوان‌های بلند که مسئول قد کشیدن فرد هستند، بسته شده و دیگر رشد قدی اتفاق نمی‌افتد. دکتر لاهوتی می‌افزاید: باتوجه به این‌که اولین علائم بلوغ زودرس شامل جهش رشدی و سپس جوانه زدن پستان‌ها می‌شود، در صورتی که این علائم در سنین زودتر از مورد انتظار دیده شود حتما باید به پزشک متخصص مراجعه شود؛ چراکه اگر تاخیری ایجاد شود و مثلا کودک پس از ایجاد عادت ماهانه نزد پزشک برده شود، به علت بسته شدن مناطق رشدی استخوان‌ها دیگر هیچ درمانی موثر نخواهد بود. برای درمان بلوغ زودرس سرشتی معمولا از آمپول‌هایی استفاده می‌شود که به‌طور موقت مانع کارکرد تخمدان‌ها می‌شوند و این موضوع سبب می‌شود روند طبیعی رشد قدی و روانی ادامه یابد و با قطع این دارو دوباره روند بلوغ از سر گرفته می‌شود. ]]> اخبار روان شناسی و روانپزشكی Sun, 10 May 2015 12:25:45 GMT http://migna.ir/vdcc44q1.2bqx08laa2.html مشکلات تربیت جنسی فرزندان http://migna.ir/vdcjivet.uqeyvzsffu.html بچه‌ها وقتی کوچکند، یک جور نگرانی برای والدین دارند و وقتی بزرگ می‌شوند، طور دیگری بر نگرانی‌های آنها می‌افزایند. بچه‌ها وقتی به نوجوانی می‌رسند، با دنیای جدید و پر تلاطمی ‌که برایشان به وجود می‌آید، پدر و مادر را بیش از هر موضوعی نگران مباحث جنسی حول این سن‌وسال می‌کنند. شاید یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های پدر و مادر‌ها در جامعه شلوغ و پر همهمه امروزی، تربیت و سلامت جنسی نوجوانشان باشد. در شرایطی که کار‌شناس خبره در این زمینه کم است و بسیاری از افراد مدعی، ‌با اطلاعات ناقص و در بیشتر موارد نادرست خود موجب انحراف افکار عمومی ‌می‌شوند، جا دارد با توجه ویژه و عمیق به مبانی دینی و پیشرفت‌های علمی‌ و انطباق آنها با موازین شرعی، زمینه آموزش جوانان و نوجوانانمان را فراهم سازیم. دوره نوجوانی از بحرانی‌ترین دوره‌هاست و زمان دلبستگی‌های بزرگ و‌ اندیشه درباره آنهاست. تاثیرات نیرومند احساسات مربوط به تمایلات جنسی، جای بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی را می‌گیرد، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشکارا منعکس می‌شود، اغلب نوجوانان مهربان، دلسوز و دقیق که به تاثیرات و اضطرابات جنسی متمایل شده‌اند، نسبت به اطرافیان کینه جو، عصبانی، ‌و بی‌عاطفه می‌شوند، و این تحولات ممکن است در نتیجه ارضا نشدن میل جنسی و فقدان اقدامات لازم از قبیل: ورزش، ‌کار، گردش، ‌یا سیری بیش از حد جنسی باشد. ‌ مسلم است که طبیعت نوجوانان در دوره بلوغ جنسی تغییر می‌یابد، آن‌ها بیشتر عصبانی و سرکش می‌شوند و این تغییرات با ظهور میل جنسی اعم از امیال ارضا شده یا نشده در برخی از آن‌ها آشکار است. یک طبقه بندی علمی متخصصان اطفال امریکا نوعی طبقه بندی کلی را مطرح می‌کنند که برای ادامه مباحث ما در رابطه با دوره نوجوانی مفید است، به این صورت که به سنین ۱۰ یا ۱۱ تا ۱۴ سالگی در دختر‌ها و ۱۲ تا ۱۵ سالگی در پسر‌ها، اوایل نوجوانی و به دو سال پس از آن، اواسط نوجوانی و ادامه این سنین تا زمان شروع بزرگسالی را اواخر نوجوانی می‌گویند. آغاز دوران بلوغ که با اوایل نوجوانی آغاز می‌شود، دوران دگرگونی‌های عظیمی‌ است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمی‌ مهمی‌ در نوجوان پدید می‌آید، بلکه دگرگونی‌های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می‌شود. سه نقطه عطف زندگی هر کسی را می‌توان تولد، بلوغ و مرگ نامید. نظر به اهمیت حیاتی این دوران در زندگی نوجوان به ویژه از نظر جنبه‌های تربیتی، ضروری است که برخی از حقایق خاص این دوران تشریح شود تا هم نوجوان به موقعیت حیاتی خود پی ببرد و به تکالیف، وظایف و مسئولیت‌های شرعی، اجتماعی و اخلاقی که از این پس به او تعلق می‌گیرد، آگاهی یابد و هم اولیا و مربیان از این طریق به درک روحی نوجوان خود نایل آیند. مهم‌ترین نگرانی‌های دوره اول بلوغ عبارتند از: نگرانی درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی، ‌نگرانی درباره قد، ‌نگرانی درباره وزن، نگرانی درباره ناحیه تناسلی، و نگرانی درباره خصایص ثانوی جنسی (مانند رشد پستان در دختران، و ریش و سبیل در پسران) که در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهی‌های مناسب باید منشا این نگرانی‌ها را از نوجوانان بزدایند. والدین و بلوغ فرزندان بیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاهند و دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر می‌آورند، ‌ مانند بهترین زمان یا بد‌ترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی، ‌ بهار امید یا زمستان ناامیدی که این احساسات حاکی از فراز و نشیب‌های روح یک نوجوان است. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، ‌اندوهگین و ساکت است. نوجوانان به دلیل احساس توانایی برای عمل جنسی، تشدید انگیزه‌های جنسی، کنجکاوی در مورد موضوعات جنسی، تلاش برای تعیین نقش جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی، به امور جنسی حساسند. این حساسیت مفرط که با ترشح هورمون‌های جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می‌کند؛ اگر طریقه مشروع و قانونی برای تشفی امیال جنسی مقدور نباشد، امکان انحراف نوجوان زیاد است، این انحراف اغلب به صورت کامجویی‌های بدلی (خود ارضایی، همجنس‌بازی، ‌نظربازی) تجلی می‌کند. برای حل چنین مشکلاتی باید قبل از هر چیز به ارزیابی پرداخت. در ارزیابی و شناخت مشکلات جنسی باید ابتدا تاریخچه زندگی فرد را به دست آورد و براساس آن روش‌های تغییر رفتار را انتخاب و شیوه‌های‌شناختی همچون افزایش بصیرت فرد را در سرلوحه برنامه‌ها قرار داد. با توجه به اینکه تربیت نفس در دوران نوجوانی از عوامل سلامت روان و رفتار دوره جوانی است، این موضوع بر بسیاری از جنبه‌های شخصیت جوانان نیز تاثیر می‌گذارد و جوانان امروز باید با درک موضوع و مطالعه، به تربیت نفس خود بکوشند. ]]> بلوغ و نوجوانی Mon, 30 Mar 2015 04:51:01 GMT http://migna.ir/vdcjivet.uqeyvzsffu.html دختران و پسران نوجوان چگونه بالغ می‌شوند؟ http://migna.ir/vdchwqni.23nwzdftt2.html ممکن است آنها پسر یا دختر نوجوان خود را با همسالان‌شان مقایسه کنند و تصور کنند فرآیند بلوغ در نوجوان‌شان زودتر از موعد شروع شده است یا تاخیری در آن وجود دارد. خوب است بدانید که فرآیند بلوغ از فردی به فرد دیگر متفاوت است و اگر شک و شبهه‌ای در این روند برای فرزندتان دارید، قبل از قضاوت باید با پزشک متخصص در این رشته مشورت کنید.بلوغ دختران حول و حوش 11 ـ 10 سالگی شروع‌و‌تا 17 ـ 15 سالگی تکمیل می‌شود. در پسران هم از‌13 ـ 12‌سالگی شروع و تا 18 ـ 16‌سالگی کامل می‌شود. منظور از بلوغ، دو فرآیند بروز صفات ثانویه جنسی و شروع قدرت باروری در پسر و دختر است. بلوغ دخترها تقریبا چهار سال بعد از شروع اولین صفات ثانویه جنسی و در پسرها شش سال بعد از اولین صفات ثانویه جنسی تکمیل می‌شود. مراحل بلوغ در هر دو جنس تفاوت‌هایی دارد که جداگانه به آن می‌پردازیم.   مراحل بلوغ در پسرها بلوغ جنسی پسرها با ترشح هورمونی به نام تستوسترون از بیضه‌ها شروع می‌شود. در پسرهایی که به دلیل هر بیماری، ترشح تستوسترون از بیضه را ندارند علائم صفات ثانویه جنسی در آنها مشاهده نخواهد شد. بنابراین والدین باید منتظر شروع یکی از صفات ثانویه جنسی باشند و اگر این صفت مشاهده نشد خیلی زود به پزشک مراجعه کنند. بیضه‌ها: اولین علامت شروع بلوغ در پسرها، بزرگ‌شدن بیضه‌هاست. حجم بیضه پسر قبل از بلوغ حدود 1/‌5 تا 2 سانتی‌متر است؛ ولی با شروع بلوغ اندازه و حجم آن افزایش می‌یابد و تا شش سال بعد به اندازه طبیعی خود می‌رسد. رشد به موقع این عضو برای ادامه حیات جنسی مرد ضروری است و والدین باید نسبت به این موضوع هوشیار باشند؛ چون غفلت از این موضوع باعث تولید نشدن تستوسترون و نبود اسپرم خواهد شد. رشد موهای بدن: مرحله بعدی رویش موهای بدن تحت تاثیر هورمون تستوسترون است. البته رشد موها در هر قسمتی الگوی خاصی دارد. موها ابتدا در زیر بغل رشد می‌کنند و بعد در ناحیه عانه، لب فوقانی، سینه و در نهایت در صورت انتشار می‌یابد. مقدار موی بدن در مردان متفاوت است. بعضی از مردان ممکن است خیلی پرمو باشند و بعضی دیگر هم کم‌مو. کمی و زیادی موی بدن نشانه مشکل در بلوغ جنسی نیست. البته بعضی از مردان تا ده سال بعد از بلوغ هنوز رویش موهای صورت‌شان کامل نمی‌شود؛ ولی اغلب اوقات با گذشت زمان موهای صورت تیره و ضخیم‌تر می‌شوند. تستوسترون در بعضی از مردان ممکن است باعث طاسی سر شود. افزایش هورمون در زنان نیز باعث رشد زیاد موی بدن و ریزش موی سر خواهد شد. تغییر در تارهای صوتی حنجره: تارهای صوتی پسرها با شروع بلوغ ضخیم و باعث کلفتی صدا می‌شود. افزایش حجم طناب‌های صوتی در جنس زن نیز دیده می‌شود، ولی افزایش حجم در زن‌ها بسیار ناچیز است. بلوغ صدا معمولا قبل از تکمیل رشدی موهای صورت است. عضلانی شدن بدن: پسرها در پایان بلوغ بدنی عضلانی می‌شوند و استخوان‌های بزرگ‌تر و سنگین‌تری دارند. شانه‌ها، استخوان‌های آرواره و پیشانی بزرگ می‌شود. تکمیل رشد عضلانی در پایان دوره بلوغ است و با تقویت آن ادامه می‌یابد. عضلات مردان فقط تحت تاثیر تستوسترون رشد می‌کنند. به همین دلیل است که بدنسازان با استفاده از ترکیبات هورمونی می‌توانند عضلات خود را تقویت کنند. البته هورمون اضافی در بدن عوارض جبران‌ناپذیری مانند عقیمی دارد.‌ بوی بدن و بروز جوش‌های صورت: با شروع بلوغ، تغییراتی در عرق پسرها به وجود می‌آید. همچنین در هر دو جنس شاهد فعالیت غدد چربی در پوست هستیم که باعث بروز جوش جلدی می‌شود. بسیاری از جوانان با این جوش‌ها کنار نمی‌آیند و برای درمان آن راه‌های مختلفی به کار می‌گیرند؛ اما معمولا بعد از دوران بلوغ، البته بجز در موارد نادر، مقدار این جوش‌ها خیلی کم خواهد شد.   بلوغ در دخترها بلوغ دخترها نیز مراحل مختلفی دارد. آنچه باعث بروز صفات ثانویه جنسی می‌شود هورمون مهمی به نام استرادیول است که از تخمدان‌ها ترشح می‌شود. البته این هورمون علاوه بر صفات ثانویه جنسی نقش بستن زودهنگام سطوح رشدی استخوانی را هم به عهده دارد. به همین دلیل در دخترانی که دچار بلوغ زودرس می‌شوند، هورمون استرادیول موجود در خون باعث زود بسته شدن سطوح استخوانی و کوتاه‌قدی دختر خواهد شد. ولی هورمون تستوسترون در بدن مردان چنین نقشی ندارد. به همین دلیل است که رشد قدی در پسرها بیشتر از دخترهاست؛ البته رشد قدی در پسرها آهسته‌تر و طولانی‌تر است. جوانه‌زدن پستان‌ها: اولین علامت صفات ثانویه جنسی در دخترها جوانه‌زدن پستان‌هاست که به شکل توده‌ای کوچک در زیر نوک پستان است. تقریبا یک سال طول می‌کشد که شکل ظاهری سینه به شکل سینه طبیعی تبدیل شود. رشد مو در دخترها: علامت بعدی صفات ثانویه جنسی در دخترها رویش موهای ناحیه زهار است. البته ممکن است این وضع قبل از رویش سینه‌‌ها رخ دهد که جای نگرانی ندارد. رشد اجزای تناسلی: رحم، تخمدان‌ها و واژن اندام جنسی زنان محسوب می‌شوند که تحت تاثیر هورمون زنانه شروع به رشد می‌کنند. رشد این اندام‌ها تقریبا دو سال بعد از رشد سینه‌ها آغاز می‌شود. این دوره مصادف است با ترشح ماده سفید از واژن و تخمک‌گذاری در تخمدان‌ها. ترشحات ممکن است باعث نگرانی در دختران جوان شود. این ترشحات طبیعی است و از غدد داخل واژن به بیرون می‌ریزد. شروع عادت ماهانه: تقریبا دو سال بعد از بلوغ، اولین عادت ماهانه رخ می‌دهد. در دو ،سه‌سال اول، فواصل بین دو عادت ماهانه و مقدار خونریزی متغیر است؛ ولی این نیز جای نگرانی ندارد. چون ابتدای کارِ تخمدان‌هاست و هنوز نظمی در کار آن وجود ندارد و ممکن است تخمک‌گذاری بموقع انجام نشود (عدم تخمک‌گذاری مسئول بی‌نظمی‌های قاعدگی است). به همین دلیل هم در دخترانی که خیلی زود ازدواج می‌کنند شاهد ناباروری هستیم که اغلب بدون دخالت‌های پزشکی و با افزایشِ سن، قابلیت باروری شکل می‌گیرد. انباشت چربی در بدن: درصد چربی در بدن دختران بیشتر از پسرهاست. انباشت چربی در بدن دخترها در لگن، ران‌ها، سینه‌ها، بازوها و ناحیه عانه است. تجمع چربی یا دیگر صفات ثانویه جنسی در بدن زنان با یکدیگر تفاوت دارد و تا حدود زیادی به ژنتیک، محیط، نحوه تغذیه و سبک زندگی و... آنها بستگی دارد. --دکتر محمدرضا صفری‌نژاد - متخصص جراحی بیماری‌های کلیه و مجاری ادراریجام جم  ]]> بلوغ و نوجوانی Wed, 04 Mar 2015 17:26:46 GMT http://migna.ir/vdchwqni.23nwzdftt2.html چرا نوجوان می داند اما عمل نمی کند؟ http://migna.ir/vdcb50b5.rhb9fpiuur.html ميگنا: در طول سالهایی که به تدریس موسیقی پرداخته ام طیف گسترده ای از نوجوانانی را دیده ام که برای یاد گرفتن اقدام می کنند اما بسیاری از آنها در همان اول یا در میانه ی راه دست از یادگیری می کشند و دیگر میلی به آموزش نشان نمی دهند.نوجوان لحظه ای به حرف ها و یا نصیحت های شما گوش می کند،پر از انرژی می شود،تصمیمش برای تغییر زندگی اش را می گیرد اما ... دیری نمی گذرد که دوباره بی انگیزه و سرد می شود. با دقت بيشتر متوجه نکات مشترکی در بین ويژگي هاي این رده سنی شدم که آنها را از یادگیری و ميل به پيشرفت وا مي دارد. در ادامه به بیان این نکات و بحث در مورد آنها می پردازم. - بسیاری از نوجوانان دارای انگیزه های پویایی کوتاه مدت هستند.آنها مدام به تشویق و حمایت قدم به قدم احتیاج دارند و گاه این حمایت ها و مشوق ها نیز نمی توانند آنها را ترغيب به انجام کاری تا پايان نمايند . آنها دوره های زيادي از نوسات انگيزه را تجربه می کنند و گاه پر از انرژی هستند و گاه هیچ اثری از این انرژی را نمی توان در آنها يافت. آنها عزمي راسخ و انسجامی در تصمیمات خود ندارند و گویی اهداف برايشان به دور از دسترس هستند كه در توانيي آنها نيست. نوجوانان ممکن است تلاش بسیاری به خرج دهند اما در بسیاری از موارد با برخورد به کوچکترین مشکلی دچار سردی و نا امیدی می شوند. چرایی این موضوع می تواند از کم رنگ بودن آینده از دیدگاه آنها باشد. آنها ممکن است کمتر از افراد بزرگسال به چالش های پیش رو اهمیت دهند و تصویر انعطاف پذیری از آینده داشته باشند و همین تصویر گاه باعث سهل انگاري و بي انگيزگي در انجام کارها از جانب آنها شود. نوجوان بنا بر اقتضاي سن در بسیاری از اوقات درگیر اختلالات و تاثرات هورمونی دوران بلوغ است که در خلق و خوی او نیز باعث تغییرات بسیاری می شود.این تاثیرات بیولوژیک طبيعي می تواند خود را به صورت انرژی سرشار و یا كم رمقي و بي حوصلگي فرد نشان دهد .همچنین تغییرات و واكنش هاي هورموني ، وي را وادار مي كند براي رفع مشكلات كه در واقعيت به سختي ميسر مي شود ، به رویا پردازی و خیال پردازی سوق داده شود و يا به اهداف و پیروزی های بزرگ آینده فکر کند و در لحظه اي پر از شور و نشاط برای پیشرفت و پشت سرگذاشتن موانع باشد اما این انگیزه گاه با پس از مدتي رنگ مي بازد  و انرژي و نيرو نوجوان تحليل مي رود. همچنين می توان به بافت خانوادگی نوجوان نیز اشاره کرد چرا که حمایت منطقي،و یا حتی حمایت افراطي خانواده نیز منجر به افت و  نوسانات زندگی نوجوان در اين دوره مي شود . - اما چگونه می توان به نوجوان در حل این تناقضات کمک کرد؟ ایجاد انگیزه و اعتماد: آیا برنامه ریزی نقش موثری در زندگی نوجوان دارد؟ اینکه نوجوان برای زندگی اش برنامه ریزی دقیقی داشته باشد ممکن است در بلند مدت و با وجود یک برنامه ی منعطف و جامع ،پیشرفت کند اما مهم تر از آن تثبیت تصویر ذهنی از موفقيت است كه او آنرا پذيرفته است و به آن اعتماد دارد. بسیاری از موانع نوجوان را از آنچه واقعاً می خواهد منصرف یا دور می کند اما اگر این باورها پرورش یابند و کمک شود تا نوجوان به انتخابش ایمان پیدا کند بیشتر از هر برنامه ریزی او را در مسیرش مصمم و با انگیزه می کند. - تک بعدی نبودن: نوجوان نیاز دارد تا تک بعدی نباشد. او احتیاج دارد تا برای داشتن افق دیدی گسترده تر ،میدان پدیدار شناسی اش تقویت شود. هر چه شناخت و تجربه ی او در زمینه های مورد علاقه اش بیشتر باشد او کمتر دچار سردرگمی می شود . راهنمایی گرفتن از مشاور: همیشه این امکان وجود دارد که انتخاب نوجوان متناسب با بسیاری از جنبه های زندگی اش نباشد پس برای تصحيح این انتخاب ها و جلوگیری از شكست هاي احتمالي می توان از یک مشاور باتجربه (مدرسه يا مراكز مشاوره) کمک گرفت البته مشاور صرفا نقش یک راهنما را براي تصميم گيري بهتر ایفا خواهد کرد. استفاده از ورزش به عنوان یک راه فرعی: یکی از بهترین راه های تنظیم متابوليسم بدن به ويژه در دوره ی نوجوانی انجام حركات و تمرينات ورزشي است که به بالانس شيمياي و بيولوژيك و تخليه انرژي نوجوان ما کمک می کند. migna.ir درست است که این راه ها همگی به انسان برای داشتن سبك زندگی سالم کمک می کنند اما نوجوان به عنوان انسانی که آماده نقش پذيري و ورود به جامعه مي شود  و مرحله اي حساس و متفاوتی از زندگی  را تجربه می کند . - اردوان نیک آیین - ميگنا ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 01 Mar 2015 08:26:15 GMT http://migna.ir/vdcb50b5.rhb9fpiuur.html ۲۱ توصیه تربیتی درباره طرز رفتار با پسران نوجوان http://migna.ir/vdch-ini.23nwwdftt2.html اگر می‌خواهید به عنوان والدینی دلسوز و مسئول، آینده جسمی و روانی پسران خود را تأمین کنید، رعایت این نکات را فراموش نکنید: 1) پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی می‌توانند رفتارهای پرخطر را به فرزندانشان بیاموزند. نتیجه تازه‌ترین تحقیقات روی بیش از 2000 نوجوان که به مصرف سیگار و مواد مخدر و... اعتیاد داشتند، نشان داده که 40 تا 60 درصد از این نوجوانان، برای اولین بار نحوه استعمال مواد دخانی را در خانه و توسط والدین خود آموخته‌اند؛ بنابراین اولین گام در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر، استعمال‌ نکردن آن‌ها توسط والدین و بویژه در منزل است. 2) شما نمی‌توانید از نوجوانتان توقع داشته باشید که مدام در محیط‌های آلوده و در مجاورت افراد معتاد قرار داشته باشد و هیچ تمایل یا حس کنجکاوی نسبت به مصرف مخدرها از خود نشان ندهد؛ بنابراین از رفت و آمد با دوستان یا اقوامی که اقدام به مصرف مخدرها جلوی اعضای خانواده می‌کنند، خودداری کنید. 3) با پرهیز از رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، خشم و عصبانیت بی‌موقع یا ناسزاگفتن، الگوی رفتاری مناسبی برای نوجوانتان باشید. 4) بسیاری از پدران دوست دارند آینده‌ای را که برای خود متصور بوده‌اند و به آن نرسیده‌اند برای پسرانشان ترسیم کنند، اما خیلی از افسارگسیختگی‌ها و فاصله‌های بین والد و فرزند از همین جا شروع می‌شود. شما به عنوان یک پدر خوب، فقط وظیفه شناساندن راه‌های صحیح و غلط به فرزندتان و مشورت کردن با او در مورد علاقه‌مندی‌هایش را دارید و بهتر است انتخاب نهایی را به عهده فرزندتان بگذارید. 5) بسیاری از پسران از گوش دادن به نصیحت‌ها و توصیه‌های همیشگی گله‌مندند و فکر می‌کنند که نصیحت بیش از حد یعنی عدم اعتماد خانواده و کوچک شمردن آن‌ها. می‌توانید با خریدن انواع کتاب‌ها یا فیلم‌های آموزنده، فرزند خود را از نوجوانی درباره مسائل و مشکلات موجود در جامعه به طور غیرمستقیم آگاه کنید. 6) پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال، جدا شدن از خانواده و پیوستن به گروه هم‌سالان دارند و نگرانی بسیاری از والدین، از ناشناخته بودن دوستان فرزندشان نزد آن‌هاست. برای اینکه هم فرزندتان را خوشحال کنید و هم با دوستان جدیدش بیشتر آشنا شوید، می‌توانید هر چند وقت یک بار، یک مهمانی دوستانه ترتیب دهید و دوستان فرزندتان را هم با خانواده‌هایشان به صرف یک عصرانه ساده دعوت کنید. می‌توانید برای تسلط بیشتر بر روابط فرزندتان هم، ماهی یک بار، یک برنامه کوهنوردی با دوستان فرزندتان و خانواده آن‌ها بچینید. 7) از تحقیر، توهین یا مقایسه‌کردن پسرتان با دیگران به شدت پرهیز کنید؛ چون انجام این اعمال موجب پرخاشگر و زورگو شدن آن‌ها در آینده می‌شود و این گونه فرزندان تحقیر شده بعد از رسیدن به استقلال سعی می‌کنند با توسل به زور وجود و قدرتشان را به دیگران اثبات کنند. 8) پسران، پدران آینده‌اند و باید مسئولیت‌پذیر بار بیایند؛ بنابراین انجام برخی از کارهای خانه را حتی اگر خیلی کم و پیش پا افتاده باشند به عهده پسرتان بگذارید؛ کارهایی مانند خرید نان یا گذاشتن کیسه زباله بیرون از منزل. 9) پسران در سنین نوجوانی علاقه زیادی به دیده و پذیرفته شدن از طرف جامعه دارند؛ بنابراین برای این کار اقدام به عوض کردن ظاهر و نوع پوشش خود می‌کنند. در مواجهه با این گونه مسائل، نباید با پرخاشگری و توهین فرزندتان را از تغییر ظاهرش منع کنید، بلکه باید با زبانی خوش و دلیل و منطق مناسب، او را تشویق به پذیرفته شدن از راه‌های دیگری غیر از تغییر ظاهر غیر متعارف کنید. از او بخواهید که رشته هنری یا ورزش مورد علاقه‌اش را به صورت حرفه‌ای ادامه دهد و موفقیت‌ها و قهرمانی‌های پیاپی‌اش سبب غرور و افتخار خودش و شما باشد. 10) آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینه‌ای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او می‌سازید و موجب می‌شوید که او فکر کند در همه مکان‌ها و زمان‌ها، هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمی‌شود جز احساس پوچی و... 11) پسرها عمدتا عهده‌دار چرخاندن چرخ مالی و اقتصادی زندگی در آینده هستند؛ بنابراین بهتر است پدران، آن‌ها را با مسائل و مشکلات مالی و حساب و کتاب و نحوه صحیح پول خرج کردن آشنا کنند و از نوجوانی پس انداز کردن و صرفه‌جویی را به آن‌ها یاد دهند. 12) این یک باور غلط است که دخترها بیشتر از پسرها به محبت نیاز دارند. پسرها هم به اندازه دخترها به محبت و حمایت عاطفی بویژه از طرف خانواده‌شان احتیاج دارند؛ وظیفه پدر یا مادر مهربان که به فکر سلامت روان فرزندش است، رعایت تعادل و عشق‌ورزی به همه فرزندان چه پسر چه دختر است. 13) معمولاً پسرها با پدرانشان راحت‌ترند و بهتر می‌توانند مشکلاتشان را با آن‌ها در میان بگذارند؛ بنابراین به عنوان پدری مسئول، روزی یک ساعت از وقتتان را به پسرتان اختصاص دهید و او را در راه حل مشکلاتش یاری کنید. فقط حواستان باشد که خشونت و پرخاش، جایی در راهنمایی‌هایتان نداشته باشد تا فرزندتان از مشورت کردن با شما پشیمان نشود و مشکلاتش را خارج از خانه و به روش‌های نادرست حل نکند. 14) پسربچه‌ها علاقه شدیدی به بازی‌های خشن کامپیوتری دارند. برای جلوگیری از ناراحتی‌های جسمی و روحی فرزندتان، از تنها و آزاد گذاشتن او برای ساعت‌ها بازی با کامپیوتر خودداری کنید. 15) بد نیست که حساب دخل و خرج فرزندتان را داشته باشید و دورادور بدانید که او پول‌هایش را چه طور خرج می‌کند. خرید سیگار می‌تواند بسادگی خریدن یک بسته آدامس یا پفک باشد! 16) به پسرتان بیاموزید که زورگویی و قلدری راه معقول و پسندیده‌ای برای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بنابراین بهتر است برای حل مشکلاتش راه‌های منطقی و آرام را پیش گیرد تا محبوبیتش پیش اطرافیان بیشتر شود. 17) پسرها به خاطر موقعیت خانوادگی خاصی که در آینده دارند و باید مسئول و مدیر یک زندگی شوند، نیاز زیادی به اعتماد به نفس بالا دارند. شما می‌توانید با سپردن کارهای مهم به پسرتان و گفتن این جمله که «من می‌دانم تو به بهترین شکل ممکن این کار را انجام می‌دهی» اعتماد به ‌نفس فرزندتان را بالا ببرید و حس مفید بودن را به او القا کنید. 18) با مسئولان و مشاوران مدرسه او در تماس باشید تا بتوانید از تغییرات احتمالی روانی یا تحصیلی فرزندتان خبردار باشید. 19) برای این که پسرتان احساس نکند به خاطر جنسش هیچ محدودیتی ندارد، قوانین خانواده را بنویسید و به دیوار اتاقش بچسبانید و حتماً ساعات ورود و خروج او را طبق مقررات خانواده درج کنید و اگر دیدید که از حدش تجاوز کرد، بنا به روحیاتش، تنبیه یا تشویقی برایش در نظر بگیرید تا بهتر شرایط خانواده را بپذیرد. 20) از سوی دیگر جوری رفتار نکنید که فرزندتان احساس کند برای هر کاری باید نظر شما را رعایت کند و حق انتخاب در هیچ زمینه‌ای را ندارد، این رفتار او را سرخورده می‌کند. انتخاب رنگ اتاق، لباس یا نوع تغذیه را به عهده خودش بگذارید. 21) هیچ گاه در برابر دختر یا فرزند کوچک‌ترتان به پسرتان نگویید که تو بزرگی یا پسری و این رفتارها از تو بعید است. عادلانه قضاوت کنید و به فرزندانتان بیاموزید که به یکدیگر احترام بگذارند و حقوق یکدیگر را هم رعایت کنند. سلامت   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Thu, 12 Feb 2015 13:54:38 GMT http://migna.ir/vdch-ini.23nwwdftt2.html اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان http://migna.ir/vdcc1sqi.2bqo48laa2.html هریک از شما خبرهای تکان دهنده ای را در روزنامه هاو یا از سایر رسانه ها درباره ی مشکلات و مسایل کودکان و نوجوانان خوانده یاشنیده اید . به نظرشما علت چیست ؟ ـ عدم آگاهی دست اندرکاران تعلیم و تربیت نسبت به نقش و وظایف خود ؟ ـ عدم توجه به روان شناسی کودک ؟‌ ـ تکرارکورکورانه روش های تربیتی نادرست ؟ ـ عدم توجه به روش های برقراری رابطه انسانی ؟ محیط مطلوب پس از زمینه ی مناسب وراثتی , مهمترین و ضروری ترین نیاز برای رشد یک انسان محسوب می شود. اگر ما در نقش ” معلم ـ مربی“ توانستیم خود را بسازیم و با کودک درست رفتار کنیم , کودک هم درست رفتار می کند .(انعکاس رفتار)* دراین راستا میان کودک و مربی باید فضایی انسانی ،صمیمانه و صادقانه بوجود آورد و سعی کرد به طور عملی و عینی یک الگو و سرمشق مطلوب برای کودک بود. آنچنان که طبق ضرب المثل معروف : ” دوصدگفته چو نیم کردار نیست .“ کودک بیشترین اثر را از اعمال و کردار ما می پذیرد تا گفتار ما . سخن از آموزش اصول برقراری ارتباط انسانی ،بهداشت روانی،پیشگیری و ساختن انسان ها است . با آغاز دوره ی آموزش رسمی ، حساس ترین ایام یک دانش آموز در محیط آموزشگاه سپری می شود . از این رو قابل تعجب نیست که ریشه ی اکثر مشکلات رفتاری و ناهنجاری های عاطفی ,‌اجتماعی و روانی را باید در همین محیط جستجو کرد. خشونت و پرخاشگری ، ناسزاگویی ،فرار از مدرسه ،افت تحصیلی ،ترک تحصیل ،اعتیاد و نظایر آن جلوه هایی از عدم برقراری ارتباط درست با کودکان و نوجوانان است . زمانی که با یک پدیده ـ ی رفتاری روبه رو می شویم , شایسته است سه مرحله را طی کنیم : ۱) شناسایی کامل و همه جانبه ی آن پدیده ی رفتاری (‌جلوگیری از جزیی نگری ) ۲) توجه به ریشه یابی و علت یابی رفتار ( طرح چراها) ۳) اندیشیدن به راه یابی ( چه باید کرد ؟‌ چه راه حلی ؟‌ چه اقدامی ؟ و ... حال باید کودک و نوجوان را باور نمود و اوراپذیرفت . داشتن یک رابطه ی خوب و انسانی مقدماتی ترین و ضروری ترین مرحله ی کار با کودک یا نوجوان است . ● انعکاس رفتار ▪ کودکان چگونه رفتار می کنند ؟ همانطور که با آنها رفتار می شود . ـ اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با نام خدا و یاد خداباشد ،کودک خداشناسی را می آموزد . ـ‌اگر سلوک و رفتار با کودک همراه درستی و صداقت باشد ، کودک درستکاری و راستگویی را می آموزد . ـ اگر سلوک و رفتار با کودک همراه با بردباری و تحمل باشد ، کودک صبر و استقامت را می آموزد . ـ اگر سلوک و رفتار با کودک همراه عدالت و مساوات باشد ، کودک عدالت خواهی را می آموزد . ـ اگر به رفتارهای درست کودک توجه شود یا پاداش داده شود ،فردی قدرشناس بار می آید . ـ ‌اگر سلوک و رفتار با کودک همراه دشمنی و خصومت باشد،کودک عنادورزی و کینه توزی را می آموزد . ـ‌ و .... - ● اهمیت و ضرورت برقراری رابطه ی انسانی داشتن رابطه ی انسانی و درست , با کودک و نوجوان ,‌حیاتی ترین مرحله ی کار و اثربخش ترین عامل موفقیت در تعلیم و تربیت او محسوب می شود . رابطه ی انسانی موفق , رابطه ای است که تغییرات مطلوب را در فرد ایجاد می کند و بین دونفر تفاهم لازم را بوجود می آورد . نخست شما با کودک رابطه برقرار می کنید و سپس تعلیم و تربیت او آغاز می شود . زمانی که از رابطه یا ارتباط صحبت می شود , سخن از ارتباط دو انسان است که بطور متقابل و دوجانبه بایکدیگر رابطه دارند . منظور ازارتباط این است که مربیان و معلمان احساسات ,‌انتظارات و ‌نگرش های خود نسبت به دانش آموزان را بیان می کنند و به طور متقابل احساسات , انتظارات و نگرش های او را درک می کنند و مورد توجه قرار می دهند . بنابراین اگر رابطه ” مربی ـ معلم “ با دانش آموز نادرست است ,‌قبل از هرگونه اقدامی باید ریشه یابی کنیم . چرا؟ کودکی که با او رابطه ی انسانی ,‌رفاقت و دوستی برقرار شده است ، احساس امنیت روانی،اعتماد به نفس و پذیرش می کند . ‌از این رو مهارت برقراری ارتباط ، رابطه ی انسانی با انسان دیگر است .migna.ir بنابراین : برقراری رابطه انسانی با کودک ، ضروری ترین و حیاتی ترین مرحله ی تعلیم و تربیت به شمار می آید و بدانید که نوجوان امروز ، کودک دیروز و جوان فردا است .-- ● اصول برقراری ارتباط : ۱) اصل دانایی ۲) اصل آموزش پذیری و تربیت پذیری ۳) اصل آشناسازی با واقعیت ها ۴) اصل اعتدال ۵) اصل اغماض و انعطاف پذیری ۶) اصل الگوپذیری و تقلید ۷) اصل اهمیت بازی ۸) اصل ایجاد امنیت روانی ۹) اصل برخورد مثبت و مثبت فکر کردن ۱۰) اصل برقراری ارتباط عاطفی و کلامی ۱۱) اصل پاسخگویی به پرسش های کودک و نوجوان ۱۲) اصل پذیرش و احترام متقابل ۱۳) اصل پرهیز از برچسب زدن و پیش داوری ۱۴) اصل پرهیز از خجالت دادن و سرزنش کردن ۱۵) اصل پرهیز از دستور دادن و تهدید کردن ۱۶) اصل پرهیز از مشاجره ۱۷) اصل تشویق و تایید کردن ۱۸) اصل تعدیل انتظارها باتوانایی های کودک و نوجوان ۱۹) اصل توجه به تفاوت ها و شباهت های فردی ۲۰) اصل توجه به نیازهای همه جانبه ۲۱) اصل ثبات عاطفی ۲۲) اصل خود تصمیم گیری و مشارکت ۲۳) اصل خودشناسی ۲۴) اصل خودنمایی مطلوب و ابراز وجود ۲۵) اصل رازداری ۲۶) اصل شناخت و آگاهی ۲۷) اصل شکیبایی و بردباری ۲۸) اصل صداقت و اعتماد ۲۹) اصل عامل بودن و عمل گرایی ۳۰) اصل قاطع و جدی بودن ۳۱) اصل محبت ۳۲) اصل مستقل سازی ۳۳) اصل مسوولیت پذیری ۳۴) اصل مهار احساسات ۳۵) اصل هماهنگی عاملان تربیت- ● سخن آخر سخن آخر این که هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و بدانید که کودک امانت الهی نزد شما است و شما موظف هستید از این امانت الهی به بهترین وجه مراقبت و نگهداری کنید . درارتباط با کودک همواره باید خداوند متعال را ناظر و حاضر دانست و درگفتار و رفتار این اعتقاد را باید نشان داد . ( اصل خدامحوری ) از سوی دیگر باید عاشق بود و کودک را دوست داشت .- دریک کلام باید : باکودک و نوجوان رفیق بود و با او براساس رفق و مدارا رفتار کرد . معلمان و مربیان و مدیران موفق کسانی هستند که با اطرافیان خود رابطه انسانی برقرار می کنند و همواره توکلشان به خدا است و از حضرت دوست یاری می جویند .   -دکتر احمد به پژوه کارشناسی مشاوره دوره عمومی منبع :‌ اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان   ]]> روانشناسی کودکان Sat, 07 Feb 2015 11:27:51 GMT http://migna.ir/vdcc1sqi.2bqo48laa2.html تماشای تصاویر مستهجن با نوجوان شما چه می‌کند؟ http://migna.ir/vdcfxxd0.w6d1tagiiw.html زیاد شده‌اند... آنقدر که دیگر جدا کردن خوب و بدش سخت شده، گاه به محتویات موبایل پسرم که برای خودش مردی شده شک می‌کنم، گاهی هم نگران صفحه‌های باز شده در لپ‌تاپ دخترم می‌شوم که برای خودش خانمی شده.نه این‌که اعتماد نداشته باشم، ستون‌های این چاردیواری با اعتماد محکم شده‌اند. مشکل اینجاست که هیچ وقت نتوانستم با آنها درباره فیلم‌های نامناسب، تصاویر تحریک‌کننده یا بلوتوث‌های غیراخلاقی صحبت کنم. این دیوارِ خجالت میان ما نگران‌کننده است. وقتی نوجوان یا جوانی در خانه داشته باشی خوب می‌دانی که نمی‌شود به زور چوبِ تر و بستن چشم بچه‌ها، آنها را از ورطه‌های خطرناک دور کرد. به نظر شما تا کی می‌توان مثل یک نگهبان فرزندان را رصد کرد؟ از کی می‌شود با اطمینان خاطر به آنها اعتماد کرد؟ اصلا چگونه به فرزندمان یاد بدهیم با تدبیر و دقت، راه‌های درست را از غلط باز شناسد تا در دریای رسانه‌هایی که رو به فزونی است، غرق نشود؟ ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: فلانی شناگر قابلی است اما آب ندیده است، حالا در دورانی زندگی می‌کنیم که دریایی در دسترس است، آیا شناگری درست را به فرزندمان آموخته‌ایم؟ آمارها می‌گوید، بیشترین تقاضا برای محصولات هرزه‌نگاری، در نوجوانان دوازده تا هفده ساله است. برای دستیابی به این محصولات هم راه سختی پیش رو نیست، کافی است تا سر خیابان قدم بزنید و تعداد دی‌وی‌دی فروش‌هایی را که کنار خیابان بساط کرده‌اند بشمارید تا دستتان بیاید، چقدر ساده می‌توان یک فیلم مستهجن تهیه کرد. این درحالی است که نوجوانان در این سن هیچ منبع قابل اطمینانی برای آموزش بهداشت جنسی و چگونگی مواجه شدن با چنینی مسائلی را ندارند و بدتر از آن، این‌که هنوز بسیاری از والدین نمی‌دانند تماشای محصولات هرزه‌نگاری چه تاثیرات منفی و عمیقی بر روان فرزندشان خواهد داشت. حتی بسیاری از خانواده‌ها با دیدن سریال‌های شبانه ماهواره بستری را برای فرزندانشان فراهم می‌کنند که آنها را به سوی محصولات هرزه‌نگاری می‌کشاند، این والدین معمولا می‌گویند که سریال‌ها صحنه‌های زننده یا تحریک‌کننده ندارد، در حالی که موضوع سریال حول محور مسائل جنسی می‌چرخد و همین مساله کافی است تا کودک و نوجوان را به کنجکاوی وادارد. بلوغ زودرس: وقتی کودک و نوجوان با تصاویر مهیج یا با موضوعات مختلف جنسی مواجه می‌شود، احتمال بلوغ زودرس در او بسیار بالاتر می‌رود، این مساله برای پسران خطرآفرین و برای دختران ناخوشایند است و زمینه را برای رفتار جنسی زودهنگام، بروز هیجانات منفی ناشی از تغییرات بدنی و حتی طرد شدن از سوی همسالان فراهم می‌کند. شکل‌گیری باورهای نادرست: محصولات هرزه‌نگاری تصویری اغراق‌آمیز و نادرست از روابط جنسی را به نمایش می‌گذارد و فرد با همین تصویر نادرست و افراطی بزرگ می‌شود و آن را به عنوان الگوی درست جنسی می‌پذیرد، او با این تصویر نادرست وارد یک زندگی واقعی و دچار مشکلات متعدد می‌شود. تقلید و تجربه کردن: مشاهده یک فیلم مستهجن ممکن است نوجوان را به سوی تجربه کردن ترغیب ‌کند و باعث ‌شود او وارد روابط خطرناکی شود که هم از نظر جسمی، هم از نظر روانی و هم از نظر قانونی و شرعی بشدت آسیب‌زاست. بروز خودارضایی و عوارض پس از آن: خودارضایی یکی دیگر از نتایج مشاهده تصاویر و فیلم‌های مستهجن است، کسانی که خودارضایی می‌کنند، در دام تکرار آن می‌افتند و کم‌کم عوارض جسمانی ناشی از خودارضایی، آنان را ضعیف می‌کند، علاوه بر عوارض جسمانی، معمولا نوجوانانی که درگیر این مساله هستند، دچار عوارض روانی مثل احساس گناه می‌شوند و کم‌کم خود را خارج از دایره رحمت الهی می‌بینند. این وضع، روان فرد را آماده بیماری‌هایی همچون افسردگی و اضطراب می‌کند. چه باید کرد؟ ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که مسائل جنسی نوعی تابو محسوب می‌شود تا جایی که هنوز بسیاری از والدین نمی‌دانند چگونه باب گفت‌وگو درباره مسائل جنسی را باز کنند و فرزندانشان را در این زمینه آگاهی دهند. این حریم به گونه‌ای حفظ می‌شود که حتی فرزندان هم به مرور زمان می‌فهمند نباید در این زمینه سوالی بپرسند، در حالی که هیچ منبع معتبری برای ارضای حس کنجکاوی‌شان نمی‌یابند، بنابراین اگر خودشان دست به کار نشوند و به دنبال کسب اطلاعات ممنوعه(!) نگردند، مجبورند به اطلاعات ناکافی و ناقصی بسنده کنند که در دوران بلوغ، از طریق معلمان مدرسه یاد گرفته‌اند. پس دو راه باقی می‌ماند، دوستان و رسانه‌هایی که در کنار اطلاعاتی که می‌دهد تصاویر و فیلم‌های هرزه‌نگاری را هم عرضه می‌کند. لازم است والدین بدانند که آسیب‌های ناشی از این محصولات در افراد مختلف، متفاوت است و تاثیرات آن معمولا بتدریج بر روان فرزندان اثر می‌گذارد، پس اگر فرزند شما یک بار به صورت تصادفی با چنین صحنه‌هایی مواجه شده، نباید دچار وسواس و وحشت شوید. نوجوانتان را به رسمیت بشناسید: بررسی‌ها نشان داده است که معمولا مادران اطلاعاتی درباره بلوغ و مسائل جنسی به دختران خود می‌آموزند و پدران برای آموزش این مسائل به پسرانشان کمتر تلاش می‌کنند. معمولا سه مساله اصلی مانع می‌شود تا والدین فرزندان را به رسمیت شناخته و با آنها در این‌باره صحبت کنند: 1 ـ فقدان آگاهی والدین از چگونگی آموزش جنسی 2 ـ ترس از شکستن حریم‌های خانوادگی 3 ـ ناآگاهی از زمان مناسب برای چنین گفت‌وگویی. پس والدین باید ابتدا آگاهی خودشان را بالا ببرند و بدانند صحبت کردن در این حوزه بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است و به دنبال زمانی باشند که برای صحبت در این حوزه مناسب است و بهترین زمان، وقتی است که فرزند خودش از والدین سوال می‌پرسد، حتی اگر سوال کودک نشان‌دهنده یک کنجکاوی است، فرصت را غنیمت شمرده و با او در این مورد صحبت کنید. نکاتی که ذکر شد را با زبانی پدرانه و اندکی قاطعیت برایش بگویید. با رسانه‌های جدید آشنا شوید: بسیاری از والدین هنوز با محیطی مثل اینترنت آشنا نیستند و برای این آشنایی هم تلاش چندانی نمی‌کنند. در حالی که باید در نظر داشت اینترنت فضایی مجازی است که سراسر فرصت و تهدید است، همان‌طور که قطع مراوده با یک دوست ناباب برایتان مهم است و شما را نگران آینده فرزندتان می‌کند، شناختن این محیط و استفاده درست از آن هم باید دغدغه شما باشد. والد کنترلر نباشید: امروز اینترنت را قطع کنید، فردا ماهواره را جمع کنید، پس‌فردا موبایلش را چک کنید، با کافی‌نت و دوستان و سایر ارتباطاتش چه می‌کنید؟ اگر نشانه‌هایی مبنی بر مشاهده تصاویر و فیلم‌های مستهجن پیدا کرده‌اید به دنبال حل مشکل باشید و با او حرف بزنید چرا که محدود کردن او سبب می‌شود در این زمینه کنجکاوتر شود و با شما مقابله کند. حفظ حریم را از سوءاستفاده شناسایی کنید: خیلی وقت‌ها والدین شواهدی مبنی بر مشاهده فیلم‌ها و تصاویر مستهجن از طرف فرزندانشان دارند اما گمان می‌کنند سکوت سبب می‌شود حرمت بینشان حفظ شود، در حالی که برخی فرزندان از این سکوت سوء‌استفاده می‌کنند. اگر با یکی از محصولات هرزه‌نگاری مواجه شدید بدون این‌که پرخاشگری کنید یا او را از امکاناتش محروم کنید با او حرف بزنید، حتی می‌توانید از این فرصت استفاده کنید و درباره آموزش این مسائل با او سخن بگویید. روزنامه جام جم   ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Mon, 02 Feb 2015 06:32:12 GMT http://migna.ir/vdcfxxd0.w6d1tagiiw.html قانون‌های طلایی برای بهبود روابط مادر و دختري http://migna.ir/vdcepo8w.jh8v7i9bbj.html به طور مثال، بعضی دختران نوجوان و جوان شکایت می‌کنند که مادرشان فقط انتظار اطاعت محض از آن‌ها دارد و بعضی مادران هم شکایت می‌کنند که دخترشان هرگز متوجه منظور آن‌ها نمی‌شود!جالب است بدانید که گاهی روابط مادران با دختر نوجوان یا جوان خود پیچیده‌تر از روابط با پسرشان است بنابراین در ادامه این مطلب برای بهتر شدن روابط مادر‌ها و دختر‌ها توصیه‌هایی مطرح خواهیم کرد. -احترام گذاشتن بی‌چون و چرا مهم‌ترین نکته کلیدی که می‌تواند یک رابطه دوستانه میان مادر‌ها و دختر‌ها ایجاد کند، احترام گذاشتن به یکدیگر است. احترام گذاشتن به یکدیگر از مواردی است که هر مادر و دختری باید در تمام طول زندگیشان رعایت کنند و هیچ وقت احترام قائل شدن برای یکدیگر را فراموش نکنند، چرا که این نکته تا حدود زیادی تضمین کننده رابطه‌ای مناسب بین مادر و دختر است. آشنایی با افکار غیر منطقی و جایگزینی آن‌ها بعضی مادر‌ها به دخترشان و دختر‌ها به مادرشان این حس را دارند که طرف مقابلشان باید بی‌عیب و نقص باشد و همین باور غیر منطقی زمینه ساز بسیاری مشکلات برای هر ۲ طرف می‌شود. با توجه به اینکه دختر‌ها و مادرشان ساعت‌های زیادی از روز را در کنار یکدیگر می‌گذرانند، دختر‌ها باید با زیر سوال بردن افکار غیرمعقولشان و جایگزینی آن‌ها با افکار منطقی‌تر، رابطه بهتری را برقرار کنند. به طور مثال این باور که چون مادرم من را دوست دارد باید همیشه من را مورد توجه قرار دهد، باوری غیر منطقی است و باید با این باور که هرچند مادرم من را دوست دارد، اما ممکن است به دلیل گرفتاری در لحظاتی کمتر به من توجه کند جایگزین شود. همچنین مادرم حق دارد گاهی به خاطر اشتباهات من یا مشکلات شخصی‌اش رابطه خوبی با من برقرار نکند و به هیچ وجه این رفتار‌ها به معنی دوست نداشتن من نیست. همچنین دختر‌ها نیاز زیادی به تایید مادرشان دارند و به همین دلیل فکر می‌کنند چون مادرشان را دوست دارند باید حتما هر کار خوب آن‌ها با تایید و تشکر مادرشان همراه باشد در حالی که ممکن است مادرشان نیازی نبیند که بابت همه رفتارهای خوب دخترش تشکر کند. مادری که فکر می‌کند دخترش باید دقیقا شبیه به او رفتار کند، سخت در اشتباه است بلکه مادر‌ها باید علاوه بر آموزش عملی رفتار کردن به دخترشان به صورت کلامی هم با او صحبت کنند و نظرشان را به او بگویند و از داشتن توقع‌های بی‌جا خودداری کنند. اهمیت شناخت شخصیت طرف مقابل روابط دختر با مادرش می‌تواند تاثیر گذار‌ترین رابطه در تمام زندگی او باشد و تمامی روابط او با دیگران حتی رابطه با همسرش را تحت تاثیر قرار دهد. رابطه بین مادر و دختر همزمان با رشد دختر متحول می‌شود و مادر بلوغ، نوجوانی، جوانی و تبدیل شدن دختر خود را به یک زن مستقل تجربه می‌کند. این تغییرات می‌تواند به اختلاف نظرهای کم یا زیاد بین آن‌ها منتهی شود. دختر‌ها و مادر‌ها برای شروع یک ارتباط خوب و درست ابتدا باید از خودشان شروع کنند تا متوجه شوند که خودشان از چه شخصیتی برخوردار هستند و چه کارهایی می‌توانند انجام بدهند تا یک ارتباط خوب میان آن‌ها برقرار شود. آیا طرف مقابل شما درونگراست یا برونگرا؟ البته طرف مقابل شما چه درونگرا باشد و چه برونگرا، شما باید به شخصیت او احترام بگذارید و او را‌‌ همان گونه که هست دوست بدارید. متاسفانه یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث ایجاد خدشه در رابطه برخی مادر‌ها و دختر‌ها می‌شود این است که آن‌ها به لحاظ شخصیتی با هم متفاوت هستند و به این علت مدام با یکدیگر جر و بحث و بگو مگو می‌کنند. اگر شما اجتماعی و دخترتان کمرو و خجالتی است به این ترتیب شما باید قبول کنید که دخترتان شخص درونگرایی است، اما اگر به این نکته توجه نکنید و مدام با او بگو مگو کنید در نتیجه در ارتباط خوب میان شما خدشه وارد می‌شود. پس به شخصیت او احترام بگذارید و با او رفتار مهرآمیزی داشته باشید. مادر‌ها بخوانند: با دخترتان هر روز صحبت کنید عصر ایران درباره کلیدهای طلایی برای دوستی مادران و دختران می‌نویسد که ممکن است شما طی شبانه روز فقط مشغول انجام کارهای روزانه و خانه داریتان باشید و فرصت نکنید زمانی را با دخترتان سپری کنید و به حرف‌هایش گوش بدهید. بهتر است به جای این همه کار کردن، کمی به خودتان استراحت و زمانی را هم به دخترتان اختصاص بدهید. با او خیلی دوستانه و صمیمی درباره افکار و اهدافش صحبت کنید. هرگز به او نگویید وقت ندارم زیرا او احتیاج دارد تا شما به حرف‌هایش گوش بدهید. بدین گونه متوجه می‌شود که شما از صمیم قلب دوستش دارید و به او و اهدافش اهمیت می‌دهید. کمتر از دخترتان انتقاد کنید: برخی مادر‌ها تصور می‌کنند با انتقاد کردن از دخترشان می‌توانند روی رفتار و کردار او تاثیر بگذارند بنابراین با لحنی تند و خشن از او انتقاد می‌کنند. بهتر است به جای اینکه با لحنی تند از دخترتان انتقاد کنید و کارهای او را مایه خجالت خود بدانید با لحنی دوستانه و نیز رفتارهای معقول و مناسب روی اعمال او تاثیر بگذارید. شما با انتقاد بیش از حد از او، باعث می‌شوید تا دخترتان اعتماد به نفسش را از دست بدهد و استعداد‌ها و توانایی‌های خویش را نشناسد و برای کسب موفقیت تلاش نکند. سعی کنید درباره چگونگی کلماتی که به کار می‌برید و کارهایی که می‌تواند روی دخترتان تاثیر گذار باشد فکر کنید. دختر‌ها بخوانند: سعی کنید مادرتان را خوب بشناسید برای برقرار کردن یک رابطه خوب و مستحکم با هر یک از افراد خانواده به ویژه مادر، در ابتدا باید او را خوب بشناسید و بدانید چه شخصیتی دارد. آیا مهربان است؟ آیا تندخو و بد اخلاق است؟ و... برای مثال او ممکن است موقع صحبت کردن با شما با لحنی تند حرف بزند و شما را برنجاند و احساسات شما را جریحه دار کند. در این زمان اگر می‌خواهید با مادرتان ارتباط خوب و دوستانه‌ای داشته باشید، باید سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید، چند نفس عمیق بکشید و بعد از اینکه هر دو به آرامش رسیدید، آن وقت درباره موضوعی که باعث کدورت و ناراحتی شما شده است صحبت کنید. در واقع درباره مشکلات، احساسات، افکار، آرزو‌ها و اهدافی که در زندگی دارید، با هم صحبت کنید اما جر و بحث نکنید. قوانینی برای یک ارتباط خوب وضع کنید: با مادرتان صحبت کنید و سعی کنید قوانین خوبی را برای ایجاد یک رابطه خوب و مستحکم بین خودتان در نظر بگیرید و این قوانین را به طور ثابت اجرا کنید. برای مثال، درباره مسائلی که باعث ناراحتی میان شما شده است صحبت کنید، قبل از اینکه آن مسئله‌ها بزرگ و باعث کدورت شما شود. به مادرتان بگویید دوستت دارم: این نکته حائز اهمیت است که مادر‌ها دوست دارند جمله «دوستت دارم» را از زبان دخترشان بشنوند. شما باید هم محبت خود را نسبت به مادرتان ابراز کنید و هم به او نشان دهید؛ به طور مثال در کارهای منزل به او کمک کنید. بدانید که وجود مادر در کنارتان می‌تواند نعمت بزرگی در حل مشکلات و چالش‌های زندگیتان باشد. ]]> بلوغ و نوجوانی Sun, 25 Jan 2015 15:12:52 GMT http://migna.ir/vdcepo8w.jh8v7i9bbj.html یک بغل مهر می‌خواهم، مرا در آغوش بگیر http://migna.ir/vdcc0oqi.2bq4x8laa2.html یک بغل مهر می‌خواهم، مرا در آغوش بگیر شاید اولین تصویر ذهنی که با شنیدن کلمه آغوش به ذهن بیشتر ما می‌رسد آغوش مادر باشد، آغوشی امن و پرمهر که به نظر می‌رسد با هیچ آغوش دیگری قابل‌مقایسه نیست. با این حال، آغوش در هر سنی برای انسان لذت‌بخش و آرامش‌دهنده است، فرقی ندارد که این آغوش، آغوش پدر و مادر باشد یا فرزندان، خواهر و برادر یا همسر. هر انسانی از اینکه به آغوش گرفته شود یا عزیزی را به آغوش بگیرد، احساس رضایت و آرامش‌خاطر خواهد کرد، اما چرا آغوش تا این حد، آرامش‌بخش است؟ آغوش مادر امن‌ترین جای دنیاست طبیعی است که برای هر نوزادی آغوش مادری که ۹ ماه او را حمل کرده است، امن‌ترین جای دنیا باشد. آغوش مادر به نوزاد این پیام را می‌دهد که دنیا جای امنی است و او کودکی دوست‌داشتنی است که مادر از وجود او خوشحال و راضی است. اریکسون، یکی از روان‌شناسان برجسته معتقد بود از زمانی که نوزادی به دنیا می‌آید تا سن ۲ سالگی دوره شکل‌گیری دلبستگی ایمن است. دوره‌ای بسیار مهم که رفتارهای نادرست و بی‌توجهی مادر به کودک در این دوره می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات عاطفی و رفتاری فرد در آینده شود. یکی از نیازهای بسیار مهم هر کودکی در این سنین نیاز به آغوش مادر است، در صورتی که مادری به هر دلیلی مثلا ترس از وابستگی یا بغلی شدن نوزاد یا وسواس، فرزندش را بسیارکم در آغوش بگیرد، باعث دلبستگی ناایمن در نوزاد می‌شود و این فرد ممکن است در سال‌های بعدی زندگی‌اش به انسانی به شدت وابسته که همواره در جستجوی محبت از دیگران است، تبدیل شود، انسانی که مدام از دیگران توقع مهر و محبت دارد و گاهی این نوع رفتار‌ها باعث خستگی طرف مقابل می‌شود و می‌تواند در زندگی مشترک فرد در آینده تاثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر، ممکن است این کودکان در آینده بیشتر در معرض انواع اعتیاد‌ها قرار بگیرند چراکه تصویر ذهنی این افراد نسبت به خودشان مطلوب نیست و آن‌ها خود را موجودی دوست‌داشتنی نمی‌‌بینند. این افراد در دوره بزرگسالی نمی‌‌توانند خیلی راحت در برابر مشکلات بایستند و همواره از احساس ناامنی رنج می‌برند و ترس و اضطراب همراه آن‌ها خواهد بود. بنابراین مادر‌ها باید به خاطر داشته باشند نوزادان به آغوش آن‌ها نیاز دارند و هرگز از در آغوش گرفتن نوزادان به هیچ دلیلی امتناع نکنند. آغوش نیازی دوطرفه است اما تنها نوزادان نیستند که به آغوش گرم مادر و حتی پدر نیاز دارند بلکه والدین هم هنگامی که نوزادشان را در آغوش می‌گیرند احساس شادی، آرامش و امنیت می‌کنند. در واقع نیاز به در آغوش گرفتن و در آغوش کشیده شدن، نیازی است که همیشه و در هر سنی با ماست و هرگز در هیچ سنی از آن بی‌نیاز نیستیم. متاسفانه در فرهنگ ما گاهی به این نیاز در سنین بزرگسالی بی‌توجهی می‌شود یا آن را نادیده می‌گیریم. مثلا خیلی از آقایان از این گلایه می‌کنند که بعد از به دنیا آمدن فرزند، همسرشان از آن‌ها دور شده؛ این در حالی است که یکی از دلایل این امر توجه ناکافی مرد به همسرش بعد از تولد نوزاد است، چراکه بعد از زایمان، مادر به دلیل تغییرات هورمونی بیش از همیشه در معرض افسردگی (افسردگی بعد از زایمان) قرار دارد و در این دوران نیاز دارد همسرش بیشتر از قبل کنارش باشد. در آغوش گرفتن یکی از نمادهای ظاهری احساسات ماست و هر چقدر هم ما یک نفر را دوست‌داشته باشیم تا زمانی که این محبت و عشق را در کلام و رفتارمان نشان ندهیم طرف مقابل اعم از فرزند یا همسر و... نمی‌‌تواند متوجه آن شود. خجالت را کنار بگذارید گاهی پدر‌ها خجالت می‌کشند دختر نوجوان خود را بغل کنند یا مادر‌ها ترجیح می‌دهند پسر نوجوانشان را کمتر بغل کنند، در حالی که این تصورات کاملا اشتباه است و فرزندان در سنین نوجوانی همچنان به توجه و آغوش والدین خود نیاز دارند و در صورتی که این نیاز در خانواده تامین نشود ممکن است آن را در محیطی خارج از خانه بجویند. گفتنی است دختر‌ها در سنین ۱۲ تا ۱۸ سالگی به شدت به توجه و مهر و محبت پدرشان نیاز دارند و پسر‌ها هم به محبت و حتی آغوش مادر، بنابراین اصلا از اینکه فرزند نوجوانتان را در آغوش بگیرید و او را نوازش کنید، خجالت نکشید. از سوی دیگر، وقتی والدین در حضور فرزندان به یکدیگر محبت می‌کنند و حتی یکدیگر را در آغوش می‌گیرند، به کودکان خود این پیغام را می‌دهند که آن‌ها همدیگر را دوست دارند و خانواده محیط پرمهر و امنی است و همین‌طور که پدر و مادر، یکدیگر را دوست دارند، آن‌ها را نیز دوست دارند. یادمان باشد بعد از نیاز به امنیت، نیاز به عشق یکی از مهم‌ترین نیازهای روانی هر فردی است و در آغوش کشیدن یکی از رفتارهایی است که عشق و محبت ما را نشان می‌دهد. - - (دکتر پروین ناظمی - روان‌شناس/ هفته‌نامه زندگی مثبت) ]]> اخبار اجتماعی و آموزشی Sun, 25 Jan 2015 14:57:49 GMT http://migna.ir/vdcc0oqi.2bq4x8laa2.html